تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

روایات بسیاری در مورد شباهت حضرت مهدی(عج) به پیامبر گرامی اسلام و آخرین فرستاده خداوند، حضرت محمد (ص) وارد شده است. باتوجه به اینکه حضرت مهدی(عج) از نوادگان پیامبر (ص)است، طبیعی است که شباهت های بسیاری میان این دو وجود مقدس وجود داشته باشد. از نظر نام و کنیه. نیز پیراهن پیامبر (ص)که در روز جنگ احد بر تن داشتند و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر پیامبر (ص)همراه اوست. شاید بتوان گفت جامع سخن در این زمینه، همان حدیث رسول خدا (ص)است که فرمود: «مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من، و از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است.»(1)

ویژگی های مشترک این دو بزرگوار عبارتند از:

رحمت

خداوند متعال در قرآن کریم دربارة پیامبر اکرم (ص)می فرماید:

وَ ما اَرسَلناکَ الاّ رَحمَةً للعالَمینَ.(انبیاء/107)

ما تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستادیم.

و در حدیث قدسی راجع به حضرت مهدی(عج) آمده است:

(2)... و أکمل ذلک بابنه م ح م د رحمة للعالمین علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب.

و آن را با فرزندش م ح م د که مایه رحمت برای جهانیان و دارای کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب است ،کامل نمود.

ودر زیارت آل یاسین می گوییم:

سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گسترده الهی.

اخلاق نیکو و با عظمت

خداوند خطاب به حضرت محمد (ص) می فرماید: وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ(سوره قلم/4)

یعنی تو، به اخلاق عظیم و نیکو آراسته ای

پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم نیز فرموده اند: « الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقا(3) 

 مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیة او کنیه من است و او از لحاظ جسمی و روحی و اخلاقی، شبیه ترین مردم به من است.

نور خدایی

پیامبر (ص)و سلم نور خدایی است. چنان که در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه » سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند.

در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان (عج) این گونه می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون»؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می شوند.

امنیت بخشی

وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ(سوره انفال/33)

(ای پیامبر!) تا تو در میان آن ها هستی، خداوند آن ها را مجازات نخواهد کرد.

امام زمان نیز در وصف وجودی خویش می فرمایند: «إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»(4)

 به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همانگونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.

طریف، یکی از خادمان حضرت مهدی(عج)، در مدتی که حضرت در گهواره بودند به خدمت ایشان می رود . پس از آنکه به درخواست حضرت برای ایشان صندل سرخی می برد. حضرت از او می پرسند: آیا مرا می شناسی. می گوید: بلی شما آقای من و فرزند آقایم هستید. حضرت می گویند: منظورم این نبود. خادم عرضه می دارد: خودتان بفرمایید. حضرت می فرمایند:

أنا خاتم الأوصیاء؛ بی یدفع اللَّه البلاء عن أهلی و شیعتی.

من خاتم اوصیاء و جانشینان [پیامبر(ص)] هستم. به وسیله [و به برکت] من خداوند بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف می کند.(5)

دعوت کننده به سوی خداوند متعال

خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می فرماید:

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیرا (احزاب/46و45)

 ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.

در مورد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه»

 سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا

خاتمیت

حضرت محمد(ص) خاتم پیامبران و انبیا هستند. خداوند متعال در قرآن می فرماید:

ما کان محمّدٌ أبا أحدٍ من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النّبیّین و کان الله بکلّ شیءٍ علیماً(احزاب/40)

محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر همه چیز داناست.

همان حضرت (ص)و سلم در خطبه روز غدیر دربارة خاتمیت حضرت مهدی(عج) می فرمایند:

آگاه باشید خاتم امامان ما قائم مهدی است؛ بدانید که او برگزیده و مختار خداوند متعال است. آگاه باشید که او وارث [علم] همه علما و محیط بر تمام علوم است.(6)

عالم، محضر دو خاتم

قرآن کریم درباره حضرت ختمی مرتبت(ص) می فرماید:

فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَی هَـؤُلاء شَهِیدًا (نساء/41)

پس [حالشان] چگونه است وقتی از هر امتی شاهد و گواهی بگیریم و تو را بر آنان گواه بیاوریم؟

و حضرت صاحب الزمان(ع) ضمن توقیعی به شیخ مفید می فرمایند

فإنّا یحیط علمنا بانبائکم ولا یعزب عنا شیئاً من أخبارکم(7)

همانا از همه امور مربوط به شما مطلعیم و ذره ای از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند [و همه چیز را درباره شما می دانیم و می بینیم.]

برپا کننده عدل

هدف از رسالت پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم اجرای عدالت و مساوات بوده است. چنانچه خداوند در قرآن می فرماید:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ و أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ(حدید/25)

ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم عدالت را بپا دارند.

هدف از قیام حضرت مهدی (عج) نیز برپایی عدالت است.

یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما(8)

زمین را آکنده از عدل و داد می کند همان گونه که از جور و ستم پر شده است.

« أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ »

امام زمان عجل الله تعالی فرجه عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها می شود، وارد خانه های مردمان کند.(9)

اهداف و روش واحد

امام مهدی (عج)عصاره نبوّت و احیا کننده سنت پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم است.

پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم می فرمایند: «سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَی مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل (10)

 سنت او (مهدی عجل الله تعالی فرجه) همان سنت من است و مردم را به دین و شریعت من به پا می دارد، و آنان را به کتاب خدا فرا می خواند.»

راه و روش پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم سرلوحه برنامه های امام زمان (عج)است و این آخرین وصی پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم و آخرین حجت خدا، تمام برنامه های محقق نشدة انبیاء الهی را تحقق می بخشد و اسلام ناب محمدی را آنگونه که جد بزرگوارشان عرضه کردند، در آخرالزمان اجرا می کند.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «چون مهدی عجل الله تعالی فرجه قیام کند، به مسجد الحرام رود و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد، آنگاه ندا می دهد «ای مردمان، منم، یادگار آدم، و یادگار ابراهیم، یادگار اسماعیل، و یادگار محمد صلی الله و علیه و آله و سلم.(11)

پی نوشت:

1- مجله:گلبرگ-مهر 1384، شماره 67

2- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص 527؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص196

3- بحارالانوار، ج36، ص309

4- بحارالأنوار، ج75، ص380

 5- همان، ج 52، ص30

6- الاحتجاج طبرسی، ج1، ص63

7- بحار الانوار، ج53، ص174

8- الغیبة، النعمانی، ص58

9-همان، ص296

10- کمال الدین، ج2، ص411

11- مجله:امان-بهمن و اسفند 1385، شماره3

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

قال الباقر علیه السلام: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْر.

امام باقرعلیه السلام فرمودند: اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند: راستگويى، شرم و حيا، نيك خلقى، روحيه شكرگزارى.


پی نوشت:

کافی ج 2 ، ص 107

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أَحَبُّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعِبَادِه‏.

پیامبر اسلام فرمودند: بنده ای پيش خدا  از همه محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است.


پی نوشت:

تحف العقول ص

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ حدید/20

«و زندگانى اين جهان جز كالاى فريبندگى نيست»

آینه:

حکایت؛ یکی از بزرگان حوزه نقل می‌کرد: شخصی از تجّار خیّر در رابطه با تهیه مسکن برای علامه طباطبایی(ره) مبلغ دویست هزار تومان توسط من برای ایشان فرستاد. آن پول را بردم، حضرت علامه فرمود: آدم خوبی است، خدا جزای خیرش دهد ولی فعلاً مبلغی ارث پدری به من رسیده و از سهم امام مصرف نمی‌کنم، پول را برگرداندم ولی تاجر گفت: بگو هدیه است نه سهم امام، برگشتم دوباره فرمودند: فعلاً نیازی ندارم. بار سوم صاحب پول گفت: بگو این مبلغ خدمت شما باشد به هر که می‌خواهید بدهید و به هر جا صلاح می‌دانید صرف کنید. برای بار سوم خدمت علامه رفتم و سخن صاحب پول را خدمتشان عرض کردم،  فرمودند: من نمی‌توانم این کار را انجام دهم، خودت می‌دانی و پول را برگرداندند.
با توجه به این که حضرت علامه سال‌ها منزل نداشتند و مستأجر بودند، آن پول را نپذیرفتند! یکی از فرزندان ایشان می‌گفت: مناعت طبع عجیبی داشتند، از خدا می‌خواستیم چیزی از ما قبول کنند، گاهی بسته اسکناس را خدمت ایشان می‌گذاشتم، با اصرار حتی پنج ریال هم برنمی‌داشتند. 1

جهانا سراسر فسوسی و باد                                        به تو نیست مرد خردمند شاد 2

پی نوشت:
1.با اقتباس و ویراست از کتاب آن مرد آسمانی
2.فردوسی
منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین رضا رمضانی، مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در ادامه سلسله مباحث خود با موضوع «ویژگی های صاحبان خرد ناب در قرآن» به تشریح «مقام صبر» پرداخت. متن خطبه های نماز جمعه هامبورگ به این شرح است:

مطابق آیات نورانی قرآن کریم کسانی که از ایمان واقعی برخوردارند و معتقد به مبدأ و معادند، و پیامبران را به عنوان حجت ها و راهنمایان الهی پذیرفته­ اند و به آنچه که به عنوان وحی از سوی خدای تعالی و توسط نبی مکرم اسلام(ص) آورده شده ایمان دارند، و بدان ملتزم هستند. که البته ایمان آنها ظاهری نیست، بلکه در مقام عمل آن­را بکار بسته و انجام می دهند. لذا در سوره­ مبارکه «رعد» که خدای متعال در بخشی از آیات آن، به توصیف «اولوا الالباب» یعنی صاحبان مغز و خرد ناب پرداخته است؛ در ادامه­ اوصاف آنان ـ پس از وفای به عهد آنان، حفظ پیوندها از جانب آنها، خشیت از پروردگار، و ترس از محکمه الهی در محاسبه­ اعمال ـ به­ عنوان صفت پنجم به «صبور بودن» آنان اشاره کرده و می فرماید: «وَالَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ؛ و آنها كه بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شكيبايى مى‏كنند».[1][1] که در مباحث پیشین به­ صورت اختصار بدان اشاره گردید. لکن آنچه مهم است، این است که دانسته شود واژه­ «صبر» در معنای وسیع­تری به­ کار می رود و در هر عملی که برای رسیدن به رشد و کمال انجام گیرد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

صاحبان خرد ناب از صابرانند

قبل از اینکه این وصف از اوصاف «اولوا الأباب» مورد تبین قرار گیرد، باید دانست که اهل صبر به کسی که در سکون و انزوا و گوشه­ گیری و توقف و رکود باشد اطلاق نمی شود، بلکه «صبر» نوعی حرکت و مقاومت و استقامت است در برابر هر آنچه که مانع رشد و کمال می­شود. از این رو گاهی صبر در طاعت و بندگی خدا مصداق پیدا می کند، زیرا انجام برخی از واجبات الهی مانند: «نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر»، باید به­ صورت جدی و به بهترین شکل انجام گیرد. لذا در برخی موارد افرادی مغرض، مؤمنین و متدینین را به شکلهای گوناگونی وسوسه و به­ شک و شبهه می­ اندازند که خداوند هیچ نیازی به­ انجام نماز و روزه­ توسط بندگانش ندارد!!! و برای ایجاد ارتباط با خدای تعالی پاکی دل، کافی است! و گاهی هم مؤمنان با وسوسه شدید شیطان مواجه می شوند که واجبات الهی را با توجیهات غیر منطقی و غیر عقلی ترک کنند. که در این موارد می­بایست انسان خردمند و مؤمن، از خود مقاومت نشان دهد؛ و به وظیفه شرعی خود عمل کند. همچنانکه اگر با معصیت و نافرمانی خدای تعالی مواجه شود، و عده ای او را وسوسه به انجام افعال ناپسند می­ کنند، باید مقاومت و استقامت نماید.[2][2] و همچنین انسان خردمند و مؤمن هنگامی که با مصیبتی برخورد می کند، باید نسبت به آن مصیبت صبر بورزد و از خود ضعف نشان ندهد، تا برخی درصدد سست کردن ایمان او نشوند.
 

مقام صبر، فضیلت و انواع آن از منظر روایات

با توجه به مطالبی که در سطور گذشته عنوان شد، در همه­ی این موارد «صبر» به­حکم عقل و دین لازم و واجب شمرده شده است. به همین جهت در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: «الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَة؛ شكيبايى سه نوع است: شكيبايى در مصيبت، شكيبايى در انجام دادن طاعت، و شكيبايى در ترك معصيت».[3][3] و در ادامه­ی همین روایت رسول خدا(ص) فرموده است: «فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ‏ صَبَرَ عَلَى‏ الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ‏ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ؛ کسی که به هنگام پیش آمد مصیبت آن را به نیکویی تحمل کند، خداوند سیصد درجه از درجات بهشتی برای او می نویسد که فاصله ی هر درجه با درجه­ی بالاتر مانند فاصله­ی زمین تا آسمان است. و کسی که برای اطاعت از فرمان خدا از خود صبر نشان دهد خداوند ششصد درجه از درجات بهشتی برای او می­نویسد، که فاصله­ هر دو درجه مانند فاصله­ ای از طبقات زیرین زمین تا پای عرش خداست. و کسی که صبر بر خودداری از معصیت کند، خداوند نهصد درجه از درجات بهشتی برای او می نویسد که فاصله ی بین هر دو درجه مانند فاصله­ ای از اعماق زمین تا مرتبه ی اعلای عرش خداست».[4][4]

صبر به­ جهت اینکه نقش مهمی در رسیدن به­ کمال دارد، از همین رو امیرالمؤمنین(ع) در تبیین آن فرموده است: «فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَيْرَ فِي‏ جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا خَيْرَ فِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَه‏؛ موقعیت صبر برای ایمان بسان موقعیت سر برای بدن است بدن بی سر فاقد هرگونه خیر است. ایمان بی صبر هم فاقد هرگونه خیر است».[5][5] لذا در حقیقت صبر به عنوان یک صفت نفسانی و به منزله­ی یک نگهبان برای حفظ و مراقبت از انسان است تا آدمی بتواند در مسیر کمال قرار بگیرد.

صبر برای رضایت خداوند

با توجه به معنایی که از واژه­ «صبر» ارائه گردید، آنچه که مهم به­ نظر می رسد این است که این مقاومت ها و استقامت ها برای رضایت الهی باشد؛ که در آیه«وَ الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ» به آن اشاره شد. زیرا بعضی از انسان­ها  مقاومتشان برای رضایت الهی نیست، بلکه برای این است که به او گفته شود چه آدم با استقامتی است! یا به­ جهت این­که می­ترسد به او گفته شود چقدر این فرد کم ظرفیت است! و یا به خاطر اینکه دشمنان و مخالفان او را شماتت نکنند!. و یا سخنان دیگری که ممکن است افراد مختلف نسبت به این­گونه انسان­ها به زبان آورند. به همین جهت از خود مقاومت، صبر و بردباری نشان می دهد، که بدون تردید این نوع از صبر و استقامت ارزش واقعی و الهی ندارند. بلکه زمانی اینها ارزش پیدا می کند که فقط رضایت الهی در آن باشد.

ملاک و معیارهای صبر با فضیلت

صابران واقعی در مصیبت­ها بردباری می­کنند، به­ جهت اینکه در آن حکمتی از سوی ذات اقدس ربوبی نهفته است. و چون در انجام دادن واجبات و ترک محرمات مصلحتی حکیمانه است، که از خود صبر و مقاومت نشان می دهند. لذا در چنین موقعیتی است که صبر ارزش و جایگاه بلندی پیدا می کند. به همین منظور عباداتی که در اسلام قرار داده شده است که می توان در انجام آن­ها صبر و مقاومت را تمرین نمود. مانند: روزه گرفتن که انسان روزه­دار هم از جهت جسمی و هم از جهت فکری از خود مقاومت نشان می دهد، و با انجام صحیح آن اهل صبر می شود. به­ همین دلیل صبر در آیه­ شریفه: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؛ از صبر و نماز يارى جوييد».[6][6] را به روزه تطبیق نموده­ اند.[7][7] البته همه عبادات می توانند به­ نوعی تمرینی برای تقویت صبر به عنوان یک صفت مهم نفسانی، داشته باشند. چراکه بسیار روشن و واضح است اگر انسان مؤمن در چنین میدانهایی قرار گیرد، خدای تعالی نیز عنایت خود را به بنده اش نشان داده، و قدرت مقابله با فحشاء و منکر را به او می دهد. چراکه خداوند عزوجل در قرآن کریم می­فرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ؛ و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد، و ياد خدا بزرگتر است».[8][8]

لذا در پی این تمرین ها و مقاومت­ها، نزدیک شدن به خدای تعالی و آرامشی است؛ که انسان مؤمن و معتقد آن را دست می آورد.

 

[1][1]پی نوشت:

. الرعد/22.

[2][2]. «إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ؛ هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود؛) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند!». (یوسف/90).

[3][3]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص91، ح15، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[4][4]. همان.

[5][5]. نهج البلاغة، الحکمة/82.

[6][6]. البقرة/45.

[7][7]. عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)‏ [فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏] «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» قَالَ: الصَّبْرُ هُوَ الصَّوْمُ‏. (عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، ج1، ص43، ح40، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چ اول، 1380ق).

[8][8]. العنکبوت/45.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: یکی از نقشه‌های کفار این است که پسرها و دخترها از پدرها و مادرها جدا شوند، و مردم را از روحانیون جدا و به آنها بدبین کنند، و لو به این صورت که افرادی به لباس روحانیت ملبس کنند تا در ملا عام و مجامع عمومی کارهای خلاف انجام دهند و مردم از روحانیون بیزار شوند، هم چنین قرآن به دست مردم داده نشود، بلکه ترجمه آن به مردم داده شود - ترجمه قرآن که قرآن نیست ! و نیز می‌خواهند روحانیون و اهل علم را از منابع اصلی و کتاب و سنت و معنویات و مدارک دینی جدا کنند و به خیال خودشان اتصالات و اسنادها را پاک سازی و تهذیب کنند کتاب و سنت را که سلاح آنهاست از دست آنها بگیرند و لو به این صورت که کسانی را برای اداره کشور و مردم در رأس قرار دهند تا با مراجع و علمای دین مخالفت و در نتیجه آنان را منزوی کنند و یا بکشند. ما در نجف شنیدیم که می‌خواهند کتاب‌ها را جمع کنند و بین اهل علم و علم جدایی افکنند.
ای کاش می‌فهمیدیم که گرگ‌ها بر ما هجوم آورده‌اند و دارند ما را می‌خورند! ما باید به کفار سوءظن داشته باشیم و با آنها اوداء و اخلاء نباشیم، و از حقشان بترسیم چه برسد به باطلشان؛ زیرا آنان حق را تور و وسیله صید و شکار ما قرار می‌دهند. خدا کند بفهمیم که صلاح دین و دنیای ما تمسک به انبیا و اولیا (علیهم السلام) است، و جدایی از آنها به صلاح دین و دنیای ما نیست، و این که کفار بعد از گرفتن دین ما، دنیای ما را هم از دست ما می‌گیرند.


پی نوشت:

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 147
محمد حسین رخشاد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

کتاب «انسان 250 ساله» سلسله مباحثی از مقام معظم رهبری که در زمینه تاریخ اهل‎بیت(ع) صورت گرفته است. رهبر معظم انقلاب، زندگی سیاسی ائمه اطهار(ع) را خط ممتدی می‌دانند که در طول 250 سال (از زمان رحلت پیامبر اسلام تا آغاز غیبت صغری) ادامه داشته است. ایشان می‏‎فرماید «زندگى ائمه(ع) را که 250 سال طول کشیده، زندگى یک انسان به حساب بیاوریم، یک انسان 250 ساله؛ از هم جدا نیستند «کلّهم نورٌ واحد» هر کدام از اینها که یک حرفى زدند این حرف در حقیقت از زبان آن دیگران هم هست. هر کدام از اینها که یک کارى انجام داده‌اند، این در حقیقت کار آن دیگران هم هست. یک انسانى که 250 سال گویى عمر کرده است. تمام کارهاى ائمه در طول این 250 سال، کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت، و با تاکتیک‌هاى مختلف است  (64/3/21)

به مناسبت ایام شهادت امام حسن مجتبی(ع) بخشهایی از سخنان مقام معظم رهبری از کتاب «انسان 250 ساله» درباره زندگی حضرت منتشر می‎شود.

در مورد کار امام حسن ما هیچ درصدد نمی‌آییم از موضع دفاع حرف بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن اگر صلح نمی‌کرد یقیناً اسلام ضربه می‌دید؛ برای خاطر اینکه آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمی‌دانستند، آن قدر نمی‌دانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمؤمنین جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جوّ بدی به وجود آورده بود که امام حسن اگر آن روز خود را و جان خود را و جان اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست می‌داد چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند. بعد از چند سالی نام علی و نام حسن و نام حسین و نام افتخارات صدر اسلام و نام آن همه حوادث آموزنده اگر در لابلای کتابها می‌ماند هم برای مدت زیادی نمی‌ماند و به درستی و تحریف نشده نمی‌ماند؛ این کار امام حسن بود. وقتی شما جمع‌بندی می‌کنید، می‌بینید کار امام حسن با کار امیرالمؤمنین، با کار امام حسین، با کار همه‌ ائمه دارای یک مضمون و یک معنا است. آگاهانه مقاومت کردن، تکلیف را فهمیدن و ایستادن، و من به شما بگویم برادران و خواهران من، (امام حسین‌) امام حسن یکی از شجاعانه‌ترین اقدامها را برای انجام این تکلیف انجام داد، چرا؟ برای خاطر این‌که به دیگران، به پیغمبران، به پیغمبر اسلام، به امیرالمؤمنین، به همه‌ ائمه فقط دشمنان بودند که طعن می‌زدند، اما پیچیدگی کار امام حسن و ظرافت آن موضع آنچنان بود که حتی دوستان او هم به او طعن می‌زدند. حجربن‌عدیها هم نمی‌دانستند و به او «یا مذلّ المؤمنین» می‌گفتند اما صبر کرد.

امام حسن بعد از حادثه‌ متارکه‌ جنگ، بنا کرد تشکیلات‎دهی و سازماندهی، آن کاری که آن زمان انجام نشده بود لزومی هم نداشت، امکان هم نداشت، یک سازماندهی عظیم شیعی را به وجود آوردند، این همان سازماندهی است که شما در کوفه، در مدینه، در یمن، در خراسان، در مناطق دور دست حتی نشانه‌های او را می‌بینید زمان امام حسین و بعد از ماجرای شهادت امام حسین همان سازماندهی بود که ماجرای توابین را به وجود آورد، ماجرای مختار را به وجود آورد، ماجراهای فراوانی را در دنیای اسلام ایجاد کرد که تا آخر هم نگذاشت آب خوش از گلوی خلفای بنی امیه پایین بیاید. این تشکیلات زمان امام حسین بود که امام حسین وقتی شهید می‌شد می‌دانست که دنبال خودش یک تشکیلاتی را دارد باقی می‌گذارد که اینها پرچم را بالا نگه خواهند داشت و نمی‌گذارند که قضیه لوث بشود و حقیقت مکتوم بماند (1365/03/04)

جنگ نظامی را امام حسن با آن دشمنی که قبلا باید افشا بشود و سپس با آن مبارزه بشود متوقف کرد تا جنگ سیاسی، جنگ فرهنگی، جنگ تبلیغاتی و جنگ اسلامی خود را با او شروع بکند. نتیجه این شد، که بعد از آنی که امام حسن از دنیا رفت و امام حسین علیهماالسلام هم 10 سال دیگر همان راه امام حسن را ادامه داد، وضعیت دنیای اسلام به آن جایی رسید که دیگر می‌توانست فرزند پیغمبر - یعنی فرزندی از فرزندان پیغمبر - آنچنان شهادتی را بپذیرد که تا آخر تاریخ دنیا آن شهادت بماند همچنانی که ماند، و منشأ آثار مقاومت‌آمیز و بزرگ بشود همچنان که شد، و اسلام را زنده نگه بدارد همچنان که زنده نگه داشت؛ این کار امام حسن.(1364/03/17)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتگی قرائت دعای کمیل با حضور جمعی از شب زنده داران و زائرین در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی در این مراسم را بخوانید:


ویژگی‌های ماه صفر و اندرزهای نهفته در آن

ماه صفر ماه حزن و اندوه است که برای رفع حزن و اندوه آن دستور به پرداخت صدقه فراوان آمده است – البته به غیر از دوری از حزن مربوط به مصائب اهل بیت علیهم السلام – از دیگر نشانه‌های سختی در این ماه وجود مطالبی در دعای مخصوص این ماه است مثل"یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَالْمِحالِ " ( دعای مخصوص ماه صفر) اى سخت نیرو، و سخت کیفر. اگر خوب توجه کنیم به دو نکته در این فراز اشاره می‌شود یکی برداشتن چشم طمع به کمک دیگر خلایق و دوم همه یاری و کمک را از خدا بخواهیم و خدارا سرمنشاء همه کمکها و یاریها بدانیم.

برای مومنین مصائب ماه محرم عامل نزدیکی و تقرب به خداوند می‌شود

ویژگی دیگر دعای ماه صفر مشخص کردن مشکلات زندگی برای مومنین است که گویی آن را زندان برای مومنین می‌داند مانند همان ماهی ذوالنون در ماجرای حضرت یونس که به آن اشاره می‌شود نشان دهنده این است که همه مومنان با سختی این ماه را می‌گذرانند هرکس هم به یک شکل، البته اویی که مشغول مصائب اهل بیت باشد مشغول به خدا باشد بارش را به درستی به امانت گذاشته است. شما سیر دعا را هم نگاه کنی این موضوع را متوجه می‌شوی" ... یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ... " …اى عزیز، همه آفریدگانت در برابر عظمت خوار گشته، مرا از شهر آفریدگانت کفایت کن... باران ، برف ، سنگ و کوه همه مخلوق خدا هستند باور میکنید که خیلی از مومنین این دعا را نخوانند؟! باید در روز این دعا را ده مرتبه  بخوانیم، می‌توان در چند وعده خواند ولی توجهی به این امر نداریم و بیشتر در مصائب و مشکلات فرو می‌رویم. گاهی وقتها گرفتاری ما اهانت به نظام آفرینش و یا خود خدا است ولی به این موضوع کم توجه هستیم.

در ماه صفر خود را در آغوش ائمه و خدا بیندازیم همانگونه که حضرت یونس این کار را کرد

و در ادامه دعا می‌فرماید"یَا لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ..." اى که معبودى جز تو نیست، منزّهى تو، من از ستمکارانم، پس دعایش را مستجاب کردیم... که هم دعا و هم آیه قرآن است. معلوم می‌شود ماه صفر بسیار ماه سنگینی است که قسمتی از مصائب آن را می‌توان با صدقه رفع کرد اما با گریه کردن بر ائمه مخصوصاً حسنین علیهما السلام نجات دهنده ما است، همانطور که می‌فرمایند"نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ" و او را از اندوه نجات دادیم، و این چنین مؤمنان را نجات میدهیم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه اش.در ابتدای دعا اعتراف به درد سرها می‌کنیم و سپس می‌گوییم این خداوند است که ما را از مشکلات نجات میدهد همانند مومنین و متقربین درگاهش. البته با این دیدگاه خیلی کم مأنوس هستیم و کمتر به آن توجه میکنیم اول از همه من خودم را می‌گویم.

حالا که به اواخر ماه صفر رسیدیم می‌خواهم بگویم چه چیزی را از دست دادیم در این ماه ، اگر این بلاها و نعمات نبود حضرات ائمه چگونه به ما بندگی می‌آموختند؟ مثل زمانی که باران می‌آمد حضرت علی امیرالمومنین علیه السلام سر خود را برهنه می‌نمودند و بعد از دعا باآرامش استراحت میکردند ولی وقتی برف می‌آمد نگران بودند، به جای آموزش این نکات به این توجه میکنیم که مگر در شبه جزیره برف هم می‌آمده؟! خب درتاریخ این مطلب وارد شده است، حالا در کوفه یا مدینه یا در مکه محل بحث ما نیست الان که دیگر سرما همه جا هست و آنچه باید بیاموزیم این اخلاق و رفتار امیرالمومنین علی علیه السلام است.

ماه صفر به ما اسطوره‌های حق را معرفی میکند

نکته بعدی ماه صفراین سه بزرگواری که به شهادت تاریخ در این ماه به شهادت رسیده اندیعمی امام حسن علیه السلام، امام رضا علیه السلام و پیامبر صل الله علیه و آله اینها برترین اسطوره‌های حق برای مخلوقات خدا بودند. می‌خواهم بگویم مردم در همین ماه صفررا عاشورا را گم کرده اند چون این ماه سخت است ، خوب که نگاه کنی من سریع می‌گویم و می‌روم ولی تا به این موضوعات فکر کن جا داره ساعتها به آن فکر شود. درمورد امام حسن علیه السلام بد فکر کردند، دوستانی که دم از حب و شیعه گری می‌زدند مثل جابر که به حضرت گفت"مذل المومنین" برای اولین بار به امام حسن علیه السلام این حرف ناشایست را زد، این جابر همان کسی است که قرار بود سلام پیامبر علیه السلام را به 5 امام بعد برساند، همان جابری که برای اربعین به زیارت کربلا می‌آید و شایدهم آن روضه قتلگاه حضرت زینب سلام الله علیها را روایت میکند و نابینا هم شده بود.

جهالت در مورد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله که همه گیر شده بودو جمله ای که دل انسان را به درد می‌آورد جمله آن دو نفر است " الرجل فإنه لِیَهجُر")سرّ العالمین وکشف ما فی الدارین( کار به جایی رسید پیامبر صل الله علیه و آله فرمودند قلم و دوات بیاورید ولی... هروقت مریض می‌شوید ویا تب میکنید، اتهام زنندگان به پیامبر صل الله علیه و آله را لعن کنید.

در مورد امام رضا علیه السلام هم جهالت کار خود را کرد، با اینکه تا بیست وچهارهزار نفر راوی حدیث "سلسله الذهب " اعلام کردند که بیست هزار نفر از این روات قلمدان طلا داشتندو البته همه اهل تسنّ بودند و پای قافله امام رضا علیه السلام امدند و عامل رسیدن این روایت به ما شدند، اما بازهم به امام رضا علیه السلام نسبت ناروای درباری و ولیعهدی زدند. و با این کار اطراف امام رضا علیه السلام را از شیعیان تخلیه کردند. یعنی هم مغز، و هم قلب و هم وجودشان را از امام رضا علیه السلام دور ساختند. در همین زمان هم همین کار را میکنند می‌روی برای زیارت به مشهد شروع میکنی از کوه سنگی و خواجه‌های اطراف مشهد را زیارت میکنی آخر هم می‌رسی به استخر آبی و شهر بازی مشهد یعنی در سفرزیارت امام رضا علیه السلام گیج می‌شویم. یعنی سیرشان مشهدی نیست بلکه مشتی دنیایی هستند، به جای این همه ذکر و مناجات و زیارت مشغول  چه کارهایی می‌شوند؟!

ماه صفر را ماه برائت از خرافات قرار دهیم

ماه صفر نیز برای عده ای همین حالات را ایجاد کرده یعنی به جایی اینکه در این ماه به اذکار و مناجات وارده شده برای این ماه بپردازند به سراغ سنتی خود ساخته مثل دق الباب کردن مسجد در شب اول ربیع و یا باشمع روشن کردن درکنار در بسته مسجد خود را مشغول می‌سازند. وقت خود را نیمه شب می‌گذارند درِ این مسجد و آن مسجد را می‌زنند.

یعنی به جنبهای بندگی و امتحان الهی روزگار توجه ندارند . کار را به جایی می‌رسانند که مثل زمان پیامبر و شهادت بسیاری از امامان شیعه این روایت مشهور تکرار شود"اِرْتَدَّ النّاسُ بَعْدَ نَبی..." مگر سه یا چهار و تا هفت نفر هم روایت شده است. برای امام حسن علیه السلام نیز همین اتفاق افتادایشان بهترین فرماندهان را تربیت می‌نمود و به بهترین شکل مردم را بسیج می‌کردند،اصلاً فرمانده اصلی بسیج مردمی امام حسن علیه السلام بودند.

بی بصیرتی خواص دامگیر حکومت امام حسن علیه السلام شد

شب فرمانده همراه نیروها خریداری می‌شدند و خود را از صحنه جنگ دور می‌کردند و به سوی دشمن متمایل می‌شدندو این درد بزرگی است، که می‌گویند

" خواستم از قربتت گویم زبانم لال شد"

به این نکته توجه کنید امام حسن علیه السلام بچه‌های خود را خرج کربلا میکندو اگر می‌توانست خود را نیز فدای راه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا می‌نمود اما امام حسن پشتوانه عظیمی برای این نهضت بود. توجه کردید این جرثقیلهای بزرگ را که برای جابجایی اجسام بزرگ به کار می‌روند حتماً در پشت سر خود وزنه‌ها و ثقلهای سنگینی قرار می‌دهند تا جرثقیل بتواند اجسام را درست جابجا کند، امام حسن علیه السلام هم این پشتوانه عظیم برای نهضت عاشورا بودند.توجه کنید جلوی ایشان به امیرالمومنین علی علیه السلام ناسزا می‌گفتند ولی ایشان صبر می‌نموده، گریه میکرد،اما بصیرت به خرج می‌داد. خلاصه ما امام حسن علیه السلام را در کرامت و بخشش مالیش می‌بینیم ولی آنچه که ایشان بخشیدند و کرامت داشتند خرج نمودن ثروت نبود بلکه خرج نمودن خودش برای امام حسین علیه السلام بود، پس هیچ وقت فکر نکنید امام حسین علیه السلام از امام حسن علیه السلام بالاتر و یا برتر است.

شهادت زوار امام حسین علیه السلام راه بقیع را باز خواهد کرد

می خواهم بگویم آنچه که آنها (ائمه معصوم) اراده میکنند بالاتر از فکر ماست، چه کسی فکر میکرد بعد از اربعین ، در مسیربازگشت ولی نزدیک کربلا و در جاده حلّه در مسیری که همه می‌دانند مسیر بازگشت زوار ایرانی است عده ای به شهادت برسند!؟ هر چند که اگر ملیونها نفر هم به شهادت برسند مردم بیشتری می‌آیند!

اگر اراده امام حسن علیه السلام بر این بود که همین الان آل سعود نابود شود و مردم در این مسیر قدم بردارند باز هم می‌دیدیم که این مسیر سخت را مردم با هر وسیله ای که شده طی می‌نمودند تابه آنجا برسند حداقل این آرزو که از مکه به مدینه را پیاده بروند آنها را به آنجا می‌کشاند. خدا و اهل بیت می‌دانند که اگر این راه باز شود مردم برای امام حسن چه کارها که نمی‌کنند. ارادت الله بودن یعنی امام مردم بودن.

نیت ما در این دوماه عزاداری چه بود؟

ما که خود را نمی‌توانیم عزادار واقعی و اصلی امام حسین علیه السلام بدانیم ، نمی‌توانیم خود را محق در عزاداری امام حسن علیه السلام بدانیم ، فقط می‌خواستیم بگوییم خدایا هر چه بوده، ما یاغی نسبت به عاشورا نبودیم، خدایا بهره ای از عزاداری این سه بزرگوار نصیب ما بفرما، خدایا این رسم بوده که هرکس در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را می‌زده خود حضرت فاطمه پاسخ می‌دادند، پاسخ این دق الباب ما را ایشان بدهند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عقیق: حاج سید مجید بنی فاطمه در گفت وگوی اختصاصی با عقیق، به تجلیل از پیرغلام اهل بیت، حاج سلیم موذن زاده پرداخت و این پیر غلام سیدالشهدا را یک «مداح تکرار نشدنی» توصیف کرد. به بهانه درگذشت این نوکر با اخلاص اهل بیت، با حاج سید مجید بنی فاطمه که خودش ریشه آذری دارد و از قدیم الایام علاقه مند مرحوم موذن زاده بوده، گفت و گویی ترتیب دادیم که می توانید در ادامه بخوانید.

 

 

خیلی ها دوست دارند بدانند که شما برای نخستین بار چطور با مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی آشنا شدید. اگر موافق باشید با همین سوال آغاز کنیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم، ابتدا لازم است عرض تسلیت داشته باشم به مناسبت ایام پایانی ماه صفر. ان شاءالله عزاداری های همه ارادتمندان اهل بیت مورد قبول حضرت ارباب قرار گرفته باشد. اجازه دهید با یک خاطره پاسخ شما را بدهم. ریشه خانوادگی بنده آذری است و از کودکی با نوحه ها و روضه های آذری مانوس بودم. یادم می آید در همان دوران کودکی در تمام خانواده های آذری زبان یک رسم زیبا و هماهنگ وجود داشت. صبح های جمعه اکثر قریب به اتفاق خانواده ها، نوارهای استاد مرحوم سلیم موذن زاده را می گذاشتند و کوچک و بزرگ با صدای مسحور کننده او، جمعه را به ظهر می رسانند. این اتفاق مثل یک رسم فراگیر شده بود، حتی آنهایی که نوار مناسب حاج سلیم را نداشتند در طول هفته اقدام به تهیه نوار می کردند تا صبح جمعه‌ی خانواده با صدای این ذاکر با اخلاص اهل بیت آغاز شود. به نظر من در تاریخ مداحی این اتفاق بی نظیر است که مردم تا این اندازه با صدای یک مداح مانوس و عجین شوند، آنقدر که صدای او را نغمه ثابت صبح های جمعه خود کنند. در خانواده ما هم این رسم زیبا وجود داشت و من از همان دوران کودکی با صدای ایشان مانوس شدم و این ارادت و علاقه آنقدر زیاد بود که حدود 6 سال پیش، واحدی را خواندم که به اسم ایشان هم اشاره می شد:«باز صدای سلیم میاد، اکبر باخ اکبر باخ«

 

در این سال ها، ارتباط مستقیم هم با ایشان داشتید؟

با تمام ارادتم به این استاد بزرگ، تا همین چند سال قبل توفیق دیدار مستقیم را نداشتم تا آنکه روزی همراه با دوست عزیزم، حاج امین مقدم که از مداحان آذری شناخته شده و کاربلد کشور هستند، خدمت حاج سلیم رسیدم. خدا می داند که هیچ چیز جر پاکی و زلالی و صمیمت در وجودشان ندیدم. یادم است در آن دیدار به مناسبتی فیلمی از دوران دفاع مقدس نشانشان دادند، این پیرمرد با صفا دستمالش را از جیبش در آورد و شروع کرد به اشک ریختن و مدام می گفت یاد آن روزهای نورانی بخیر. در همان دیدار بسیار از ایشان آموختم، توصیه هایی برای مداحی داشت که بسیار برای اهل فن قابل استفاده است و به من منتقل کردند. خلاصه اینکه صفایی که از ایشان دیدم، کم نظیر بود.

 

گویا قرار بود به جلسه شما هم بیایند.

 

 

بله، حاج سلیم بسیار مایل بود که به جلسات رفقای تهران بیاید. مجلس برخی از عزیزان هم رفتند، اما دیگر سنشان بالا رفته بود و طبیعی است که مجال رفت و آمد زیاد نداشته باشند. به هر حال این توفیق نصیب ما نشد.

 

فکر می کنید علت محبوبیت مرحوم سلیم موذن زاده چه بود که تا این اندازه در قلب مردم جا داشت؟ 

 

این محبوبیت که می گویید قابل انکار نیست و در همین یکی دو روز اخیر به همه ثابت شد. شما ببینید فردای روز ارتحال حاج سلیم چند روزنامه سراسری کشور در صفحه اول و تیتر یکشان به این موضوع پرداختند. دلیلش این است که مرحوم سلیم در قلب همه مردم جا داشت. البته محبوبیت دلایل بسیاری دارد که باید مفصل درباره اش حرف بزنیم. اما چند نکته را فهرست وار عرض می کنم. در اردبیل معروف بود که درب خانه حاج سلیم به روی همه باز است. یعنی مداحی بود که با همه مردم رابطه صمیمانه داشت و هیچ کس از خانه اش دست خالی بیرون نمی آمد. شاید خیلی ها ندانند که جهیزیه بسیاری از دختران را این پیرغلام اهل بیت می داد و به بسیاری از افراد محروم کمک های قابل توجه می کرد. وقتی الگوی یک ذاکر سیدالشهدا، ذوات مقدسه اهل بیت علیهم الاسلام باشد، طبیعی است که این اتفاقات رخ می دهد. درباره اخلاق نیکو و دست به خیر بودن ایشان می توانیم بسیار صحبت کنیم که مجالش نیست.

 

 

دومین نکته ای که درباره ایشان حائز اهمیت است، تسلط به تمام دستگاه های موسیقی و آوازی است. کمتر کسی را می توانید مانند مرحوم سلیم موذن زاده پیدا کنید که کاملا علمی و طبق دستگاه های موسیقایی مثل ماهور و بیات ترک و ... می خواند. با همین تسلطش به علم آواز بود که مثلا حدود 50 سال پیش در ماه محرم بیش از 25 سبک و نوحه ساخت که همه آنها در اوج بود. حقیقتا در سبک سازی یک اعجوبه بود و با نوآوری های هوشمندانه، باعث برکات بسیاری در عزاداری اهل بیت شد.

 

جنس صدای ایشان چگونه بود؟

 

بدون تعارف صدای حاج سلیم آدم را سحر می کرد و بسیاری از بزرگان موسیقی شرقی به او لقب «سلطان صدا» می دادند. هنر او از مرزهای ایران عبور کرد و به جایی رسید که وقتی «حیدر علی اف» رئیس جمهور سابق آذربایجان از دنیا رفت، حاج سلیم را برای مداحی دعوت کردند. 

در کشور آذربایجان و در شهر باکو اساسا همه مردم اهل آوازند و خیلی ها به صورت علمی هنر آواز را دنبال می کنند، در بین چنین مردمی حاج سلیم غوغا کرد و باعث تحیر اهل فن شد.

 البته نباید فراموش کنیم که در خانواده ای هنرمند رشد پیدا کرده و پدرش اولین موذن رادیوی کشور بود. نکته دیگر اینکه حاج سلیم حقیقتا انقلابی بود و بر جایگاه ولایت فقیه تاکید داشت، اما برای یک جریان یا جناح سیاسی خاص نبود. خودش را وقف اهل بیت کرده بود و به همین دلیل همه مردم از همه جریان های سیاسی دوستش داشتند و دارند.

 

 

و در نهایت در چه ایام خوبی میهمان اربابش شد.

 

 

حقیقتا همین طور است. او که با نغمه ماندگار «زینب زینب» جادوانه شد، در ایام اربعین که اوج مصیبت عمه سادات است میهمان ارباب شد. من یک تعبیر دلی و احساسی دارم، آغاز محرم برای روضه خوان ها آغاز نوکری است، حاج سلیم از ابتدای محرم همراه قافله سیدالشهدا شد و در روزهایی که کاروان به کربلا برگشت و حضرت زینب تنها شد، حاج سلیم خودش را به قافله عمه سادات رساند تا آنجا نغمه جاودان «زینب زینب» را سر دهد. خدا کند همه ما مثل این نوکر با صفای اهل بیت، حسینی بمانیم و حسینی بمیریم. زندگی این مداح تکرار نشدنی، نشان می دهد که اگر ما بلد باشیم خوب نوکری کنیم، امام حسین بلد است خوب اربابی کند و نوکرش را میهمان خودش کند. به قول جناب حافظ: تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن، که خواجه خود روش بنده پروری داند.

 

 

ممنون از وقتی که در اختیار «عقیق» گذاشتید.

من هم لازم می دانم از شما و همکاران خوب سایت عقیق تشکر کنم که انصافا مانند اسمتان «عقیق» هستید،یعنی سنگی که در میان تمام نگین ها می درخشد. امیدوارم با این قدمی که در فضای مجازی و با هدف ترویج معارف اهل بیت علیهم السلام برداشتند، بتوانید خدمتگذار دستگاه سیدالشهدا باشید و در اهدافی که پیش رو دارید، مثل نامتان عقیقِ فضای مجازی باشید. همین جا هم به شما و مخاطبان عزیز سایت وعده می دهم که در فرصتی مناسب با حضور در دفتر عقیق، به صورت مفصل پاسخگوی سوالات شما و مخاطبانتان باشم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج