رجانیوز: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: تشیع لندنی به اندازه وهابیت خطرناک است. امروز اینها شبکه‌های ماهواره‌ای راه انداخته‌اند و در مشهد و قم و اصفهان و نجف در حال تربیت طلبه‌اند.

 

به گزارش رجانیوز، حسن رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه امروز درباره شیعیان حقیقی و کسانی که ادعای شیعه بودن دارند سخن گفته است. وی در این سخنان به نکات زیر اشاره کرده است:

 

 

 

به گزارش مهر، روایات اهل بیت در توصیف شیعیان دو گونه است؛ یک دسته روایاتی که می‌گویند شیعیان چه کسانی هستند و دسته دیگر روایاتی که می‌گویند چه کسانی شیعه نیستند. کسانی که به حسین بن علی(ع) نامه نوشتند و او را دعوت کردند ادعای شیعه بودن داشتند.

 

* حرف‌هایی را بنده زدم که عده‌ای جاهل و عده‌ای که اسلام‌شان اسلام آمریکایی و تشیع لندنی است درباره آن جنجال به راه انداختند. به جای آن که حرف‌ها را به طور کامل از صداوسیما پیگیری کنند تکه‌های گزینش شده‌ای از آن حرف ها را در شبکه‌های ماهواره ای پخش کردند. البته باید گفت 90 درصد هیأت ها برای خدا و عشق امام حسین(ع) خدمت می‌کنند و اگر مداح ها نبودند قضیه کربلا فراموش می‌شد.. اما مجالسی هست که آبروی شیعه را می برد که ان شاالله ریشه این هیأت ها خشک شود.

 

 

 

* برخی از مداحان برای یک دهه عزاداری سی، چهل میلیون پول می‌گیرند. اینها اگر روز عاشورا بودند به صحنه نمی‌آمدند. اینهایی که در مجالس‌شان می گویند من رقاصه عباسم هیچکدام حاضر نیستند با داعش بجنگند. امام حسین(ع) فرمود الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم... فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون. هنگامی که باید از جان و آبرو بگذرند فرار می‌کنند. آن کسانی به اباعبدالله(ع) و حضرت محسن ارادت واقعی داشتند که در بدر و خیبر و زیر آتش و بمباران ایستادگی کردند و جنگیدند نه شما شیعه‌های انگلیسی که کمک می کنید به وهابیت و فیلم عزاداری‌های‌تان را در شبکه های ماهواره‌ای پخش می‌کنند. شماها طرفدار حضرت محسن نیستید. کاسب اید.

 

* هدف دشمن و وهابیت این است که نشان دهند شیعه احمق است و جنگ داخلی راه بیندازند. بنده این افتخار را دارم که توسط وهابیت تهدید به ترور شدم و احتمالاً توسط این شیعه‌های انگلیسی نوکر لندن نیز این افتخار نصیبم خواهد شد.

 

* چندی پیش هم 2 تن از مراجع ما گفتند که آن چه به ما رسیده دهه عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) است و اگر بخواهید دهه های عزاداری دیگری درست کنید عزاداری عاشورا تحت الشعاع قرار می گیرد. ما باید 365 روز سال تابع و محب اهل بیت باشیم ولی نباید عزاداری اهل بیت عادی شود و رغبت به آن از بین برود. به همان مراجع هم حمله کردند و آنها را مراجع بی ولایت نامیدند.

 

* ما پرسیدیم چرا به معارف اهل بیت کار ندارید بعد دروغ بستند و گفتند فلانی گفته است که اصلاً حضرت محسن نبوده است و گفته است عزاداری برای حضرت محسن بدعت است. چرا دروغ می گویید؟ این حرف هایی که می گویند محبت کافی است این حرف های مسیحی ها و بودایی هاست. یک عده شیعیان واقعی اند و عده ای شیعیان قالتاق که ربا می خورند و گران فروشی می کنند و دروغ می گویند. اینها امام خمینی(ره) و شهید مطهری را هم لعن می کنند.

 

* شیعیان لندنی به اندازه وهابیت خطرناک هستند. امروز اینها شبکه های ماهواره ای راه انداخته اند و در حال تربیت طلبه اند. اینها همان هایی هستند که وقتی 15 خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمی گیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است و ما نیمه شعبان را رها نمی کنیم.

 

* به آنهایی که به ما گفتند به کوری چشم مراجعی که اهل ولایت نیستند ما دهه محسنیه و اصلاً شهر محسنیه می گیریم گفتم یک روایت از حضرت زهرا(س) بخوانید بلد نبودند. اینها شاه و صدام و داعش را می پذیرند ولی با خمینی و خامنه ای و مطهری درگیر می شوند. اینها به انقلابیون با بغض نگاه می کنند. کینه ای که به امام خمینی داشتند به شاه نداشتند. اصلاً کینه ای نسبت به شاه نداشتند.

 

* یک کلمه رهبری گفت که لخت نشوید چه سروصداهایی به راه انداختند. از اول جمادی الاولی تا 20 جمادی الثانی 50 روز عزاداری می کنید و یک روز تولد می گیرید ولی چیزی از معارف حضرت زهرا نمی دانید. رهبری یک جلسه فرمودند این که نیم ساعت می گویید "حسین وای" چه فایده ای دارد؟ روایات اباعبدالله(ع) را بخوانید.

 

* الان آهنگ های مبتذل و لهوی در برخی هیأت ها خوانده می شود و آهنگ های جاز و رپ و راک در برخی هیأت ها راه انداخته اند. قلاده به گردن می اندازند و عوعو می کنند. در همین مشهد این کار را کردند. می خواندند : کنم عوعو دهم دست ولایت و جمعیت دو دقیقه عوعو می کنند. می خوانند که یک تکه استخوان امشب بس است ما را. ذکر اباعبدالله(ع) وسط صدای سگ. در هیأت های لخت می شوند و تلوتلو می خورند و می خوانند: ما گر ز سر بریده می ترسیدیم/ در محفل عشاق نمی رقصیدیم. رقص خون در بدر و خیبر بود. رقص خون شهادت عباس (ع) بود که فرمود : والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی. شما اصلاً درد دین ندارید.

 

* می گویند امام(ره) باید آن دنیا جواب دهد چون گفته است با قاتلان حضرت زهرا(س) اتحاد کنید. بروید به مناطق اهل سنت ببینید آیا این برادران ما قاتلان فاطمه زهرا هستند؟ برخی از آنها برای اهل بیت عزاداری می کنند. چرا زیر دیگ وهابیت هیزم می گذارید و می خواهید ایران را به سوریه و عراق تبدیل کنید؟

 

* یک عده از اینها در حوزه ریشه دارند. بروید منشور روحانیت امام را بخوانید. امام در منشور روحانیت می گوید: استعمار در فرهنگ حوزه های ما نفوذ کرده است و اولین القای شان جدایی دین از سیاست است. در حالی که جریان عاشورا یک جریان سیاسی است ولی اینها میخواهند با امام حسین و عاشورا حال کنند. ظهور منجی و برپایی عدالت جهانی یک مسأله سیاسی است. امام(ره) می گوید: اول مبارزه اگر میخواستی بگویی شاه خائن است، می گفتند شاه شیعه است. اگر این وضعیت ادامه پیدا می کرد حوزه های ما هم دچار وضعیت کلیسای قرون وسطی می شد که به برکت انقلاب اسلامی این اتفاق نیفتاد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سرتیپ بسیجی محمد رضا نقدی با اشاره به محبوبیت انقلاب اسلامی، اظهار داشت: اوج گیری محبوبیت انقلاب اسلامی و حرکت بسیج و حزب الله در جهان و خطری که گسترش نفوذ این جریان برای مستکبران ایجاد کرده است، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به عکس العمل های جنایت کارانه ای واداشته است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین راه اندازی و هدایت گروه هایی با عملیات خشونت بار و نسبت دادن آن به مسلمین را از جمله عکس العمل های جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست و افزود: راه اندازی گروه های تروریستی و بمب گذار و نسبت دادن آن به مسلمانان اهل سنت، تحریک روحانی نماهای شیعه نما به توهین به اهل سنت و ترغیب به انتقام گیری از اهل سنت به جای تکفیری ها و تشویق به قمه زنی و راه اندازی جریان جنایت کاری مانند القاعده و داعش نمونه هایی برای خشن جلوه دادن مسلمانان است.

سردار نقدی بر همین اساس اضافه کرد: امروز هم می بینیم وقتی یک عمل جنایت کارانه انجام می گیرد و اسید می پاشند به صورت زنان مظلوم، فوراً شبکه رسانه ای بیگانه وارد عمل می شود و با تیترهای مشابه سعی می کنند این اسید پاشی را به امر به معروف و نهی ازمنکر ربط بدهند.

 

وی ادامه داد: اولاً کدام مسلمانی است که نداند این کار جنایت است و به خودش اجازه دهد چنین عمل فجیعی را انجام دهد؟ ثانیاً اگر این عمل زشت کار یک آدم متحجر با کج فهمی از مذهب است، پس چرا زنان هرزه خیابانی با آرایش های آنچنانی را رها کرده است و زنانی را که حجاب نسبتاً موجهی داشته اند را هدف قرار داده است؟ چرا این کار همزمان با طرح قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی انجام شده است؟ چرا این کار در آستانه محرم و هفته امر به معروف و نهی ازمنکر انجام شده است؟

سردار نقدی تصریح کرد: همه اینها نشان می دهد حتی اگر سند و مدرک محکمی بر اینکه این اقدام شنیع با هدایت دشمن مستکبر صورت گرفته نداشته باشیم، ولی با قاطعیت می توانیم بگوییم مرتبط کردن این فعل حرام و شیطانی با نهی از منکر کار حساب شده عوامل رسانه ای بیگانه است. با این جو سازی رسانه ای آنها چند هدف را دنبال می کنند:

    امر به معروف و نهی از منکر را خشن و غیر قابل قبول جلوه دهند و مردم را از این واجب الهی منصرف کنند.
    نمایندگان مردم در مجلس را در تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر متزلزل کنند.
    چهره نیروهای ارزشی و انقلابی را مخدوش و برای غرب زدگان و بی بند و بارها مظلوم نمایی کنند و اعتبار اجتماعی درست کنند.
    با خشن جلوه دادن نیروهای حزب الله زمینه را برای بازگشت تجدید نظر طلبان به عرصه سیاسی و انتخابات فراهم کنند.

این مسئول بسیجی در ادامه تاکید کرد: رسانه های فاسد و روزنامه های زنجیره ای کور خوانده اند؛ ملت ایران بسیار هوشیار تر است که بازی این جریانات را بخورد؛ این ملت عبور از فتنه های رسانه ای را در بازی عظیم 9 دی سال 88 تمرین کرده است.

رییس سازمان بسیج مستضعفین اظهار کرد: از وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی می خواهیم با سرعت عوامل این جنایت فجیع را که به احتمال قوی مرتبط با سرویس های اطلاعاتی غربی هستند دستگیر کنند و با حکم قضایی، حد اقل، قصاص و مقابله به مثل شوند. هرچند این با این فضای نا امنی که ایجاد کرده اند چه بسا مفسد فی الارض تلقی شوند. حتی اگر آسیب دیدگان هم عامل جنایت را بخشیدند، دستگاه قضایی از حقوق و امنیت عمومی نباید بگذرد و قصاص حداقل انتظار است.

سردار نقدی در خاتمه عنوان کرد: وزارت ارشاد و هیئت نظارت بر مطبوعات هم نباید بگذارد رسانه های فاسد و غربزده این جنایت را با مقدسات و واجباتی مثل امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کنند و به این بهانه به تضعیف ارزش ها بپردازند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ؛ حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در دومین روز از ماه محرم در جمع عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) تهران، با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) در خصوص زمان‌شناسی اظهار داشت: امام صادق(ع) در این روایت می‌فرماید، کسی که عالم به زمان است و زمانه خود را می‌شناسد، امور مشتبه و گمراه کننده به او هجوم نمی‌آورند.
 
وی در تشریح این روایت افزود: این روایت بدین معناست که کسی که به اوضاع و شرایط زمان خود آگاه باشد، هر چند ممکن است خطایی انجام دهد، اما اشتباهات به سوی او هجوم نمی‌آورند، در حالی‌که افرادی که به اوضاع زمان خود آگاهی ندارند، آماج اشتباهات متعدد قرار خواهند گرفت.
حجت‌الاسلام پناهیان یکی از ویژگی‌های جلسات وعظ و عزاداری را بروز شدن و افزایش آگاهی‌های انسان دانست و تصریح کرد: از کارکردهای این جلسات باید این باشد که انسان زمان دانایی‌هایی را که می‌داند، بهتر بداند و بفهمد که اکنون زمان استفاده از کدام فضیلت و جلوگیری از کدام عیب است. این مسأله آنقدر مهم است که حتی عالمان دینی هم اگر زمان‌شناس نباشند، ممکن است باعث گمراهی شوند. از این جهات است که حضرت امام(ره) می‌فرماید که به دنبال عالم زمان‌شناس بروید.
وی با بیان این‌که زمان شناسی در ابعاد و لایه‌های مختلفی قابل تصور است، بیان کرد: مثلاً دوران پیری بیشتر موقع خواندن نمازهای مستحبی است و دوران جوانی زمان دعا خواندن است. در بحث انتظار هم با استفاده از شواهد و قرائن موجود می‌توان گفت که ما در مراحل آخر انتظار هستیم؛ به همین دلیل الان هنگام بهره‌برداری از دین نیست، بلکه موقع خدمت کردن به دین است.
 استاد حوزه و دانشگاه به ثمرات تربیتی رزمندگان اسلام در هشت سال جنگ تحمیلی و اثرات آن بر رزمندگان کشورهای عراق و سوریه اشاره و خاطرنشان کرد: اکنون اگر کسی می‌خواهد دین‌داری کند، باید برای دین کار کند و اثر آن از هزار رکعت نماز شب هم بالاتر است. راه‌اندازی جلسات روضه و دعا نمونه‌ای از خدمت به دین در عصر حاضر است. باید بدانیم که خداوند در آخرالزمان از ما چه انتظاری دارد؟
وی با انتقاد از برخی از تحلیل‌های سیاسی که در رسانه‌های کشور دیده می‌شود، گفت: اینها زمان را خوب نمی شناسند. در روایتی از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده است که فرمود، «چگونه‌اید وقتی که بدعت‌ها ظهور می‌کند، بچه ها با بدعت بزرگ می‌شوند و پیران در بدعت از دنیا می روند و هنگامی که به سنت پیغمبر(ص)عمل می‌شود، آن را بدعت می‌نامند و زمانی که از بدعت‌ها پیروی می‌شود، آن را سنت پیغمبر(ص) می‌خوانند!» سپس فرمود، «این وضعیت زمانی پیش می‌آید که شما به وسیله دین و عمل دینی به دنبال دنیای خود می‌روید.»
حجت‌الاسلام پناهیان با بیان این‌که وضع فعلی کشور ما در جهان چندان طبیعی نیست، ابراز داشت: علت آن است که عده‌ای نان دین را خوردند، اما برای دین کار نکردند. این نتیجه ضعف ما در این 35 سال پس از پیروزی انقلاب است. در زمان جنگ تاکنون، اگر سیاستمداران ما قوی عمل می‌کردند، این فتنه‌ها در منطقه به وجود نمی‌آمد. آن گونه که حضرت امام(ره) شایسته رهبری بود، ما شایسته رهبری ایشان نبودیم.
وی ادامه داد: سید حسن نصرالله، که در جهان به عنوان یک فرد مهم و تأثیرگذار کاملاً شناخته شده است، می‌گوید که رهبر معظم انقلاب در خود ایران غریب است! و بیعت اصلی مردم جهان باید با ایشان باشد. بعد از جنگ 33 روزه از رزمندگان حزب‌الله لبنان درباره رمز موفقیت‌شان پرسیدند و آنها تبعیت محض از رهبر انقلاب را علت اصلی این پیروزی‌ها عنوان کردند. سپس گفتند که ما به طور کامل از ایت‌الله خامنه ای تبعیت می‌کنیم، اما متأسفانه در ایران این تبعیت محض وجود ندارد.
این کارشناس فرهنگی با انتقاد شدید از برخی تفکرات سیاست‌مداران کشور در خصوص دین و سیاست، گفت: برخی از سیاست مداران ما بر این عقیده‌اند که دین باید دنیای ما را آباد کند، به همین خاطر آگاهانه یا ناخواسته به تحریف دین می‌پردازند؛ در موضوع مذاکره تاریخ را تحریف کرده و موضوع مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد را مطرح می‌کنند؛ و یا برای آزادی چند نفر از زندان، حر را مثال می زنند، غافل از این‌که حر پشیمان شد، توبه کرد و چکمه بر گردن آویخت و از امام(ع) عذرخواهی کرد. اگر صدام هم با این وضعیت می‌آمد، ما او را می‌بخشیدیم.
وی با اشاره به مذاکرات هسته ای گفت: متأسفانه دیپلماسی هسته ای ما در مسیری قرار گرفته که کوتاه‌آمدن‌ها برای بازرسی‌های سرزده و متعدد از نیروگاه‌های هسته‌ای به نوعی تأیید کننده ضمنی شبهات غربی‌ها علیه ایران است. رهبر معظم انقلاب می‌فرماید، اگر مسیحیان عالم بفهمند که همه مشکلات آنها از صهیونیست‌هاست، عالم متحول خواهد شد و این را باید دستگاه دیپلماسی کشور ما در جهان تبلیغ کرده و به گوش مسیحیان برساند.
حجت‌الاسلام پناهیان به مسأله فتنه داعش در جهان اشاره کرد و یادآور شد: داعش تندروی می‌کند، چون ما کندروی کرده‌ایم و معتدل حرکت نکردیم. ما باید درست رفتار کنیم و مثل امام(ره) که محکم می‌گفت، ما برای اسلام زنده‌ایم و همه وجود ما فدای اسلام، باید ادبیات ما این چنین باشد. چرا ادبیات سیاستمداران ما این‌ چنین نباشد، اما ادبیات داعشی ها (هر چند به دروغ) چنین باشد؟
وی علت این مسائل را به خدمت درآمدن دین برای دنیا ذکر کرد و گفت: بازرگان می‌گفت که فرق من و امام(ره) در این است که امام ایران را برای اسلام می‌خواهد و من اسلام را برای ایران! اگر دنیای خود را برای دین بخواهیم، هم دین و هم دنیا را به دست خواهیم آورد، اما اگر دین را برای دنیای خود و دیگران بخواهیم، آن وقت خسر الدنیا والاخره خواهیم شد.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با قرائت آیاتی از سوره محمد(ص) اظهار داشت: در این آیات درباره دو گروه صحبت شده است، گروه اول کسانی هستند که کافر شدند و بر سر راه خدا منع ایجاد کردند. چنین افرادی هر کاری انجام بدهند، تباه خواهد شد؛ و گروه دوم کسانی هستند که در راه خدا کشته می‌شوند و خداوند اعمال آنها را ضایع نکرده و می‌پذیرد. این افراد در عالم اثر دارند.
گفتنی است، مراسم سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) از اول تا دوازدهم محرم در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) تهران واقع در میدان شهدا، خیابان مجاهدین اسلام برقرار است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: باید در این مسیر با خود عهد ببندیم که مانند برخی ها با باد این طرف و آن طرف نشویم و همیشه درنظر داشته باشیم که خدایی وجود دارد.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی در دومین جلسه سخنرانی خود درهیأت فاطمیون قم با بیان این که رفتار اشخاص نشان دهنده ایمان اوست، اظهار داشت: اگر خواستید ایمان فردی را بسنجید کافی است به رفتارش نگاه کنید. ببینید در حرف زدنش فحش می دهد، دروغ می‌گوید، دهنش لق است، آیا مراقب شنیده ها و دیده هایش هست؟ با چه کسانی دم خور است، رفقایش چه کسانی هستند؟ اگر دیدم کسی را که در فتنه بوده به ما معرفی می‌کند باید بدانم حتما ریگی به کفش دارد.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: اگر دیدم کسی به آمریکایی ها لبخند می زند و بچه حزب اللهی ها را افراطی می داند معلوم می شود او یک مشکلی دارد که اینجور رفتار می کند؛ درست است که ما از دل انسان ها خبر نداریم اما رفتارشان خیلی چیزها را نشان می دهد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت داشتن روحیه مقاومت و ایستادگی در برابر ارزش های الهی، گفت: باید در این مسیر با خود عهد ببندیم که مانند برخی ها با باد این طرف و آن طرف نشویم، همیشه درنظر داشته باشیم که خدایی وجود دارد، ارزش و ضد ارزشی هست؛ تمرین کنیم که دیگر دروغ نگوییم حتی اگر به ضررمان باشد، آنوقت ببینید چه می شود.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در پاسخ به این که چطور می شود برخی انسان ها در راه خدا ثابت قدم و محکم اند و برخی سسست هستند، بیان کرد: سه عامل می توان مطرح کرد یکی این که وراثتی است؛ پدر و مادری که اراده و عزم  قاطع دارند روی بچه هایشان اثر می‌گذارند و نسل بعد از آنها انسان های باثباتی خواهند بود.

وی افزود: حتی داستان هایی که پدران و مادران برای فرزندانشان تعریف می کنند تأثیرگذار است مانند قصه رستم و سهراب یا برخی مذهبی ها که برای خواباندن کودک خود از رشادت های امیرالمؤمنین(ع)می‌گویند؛ اینها خیلی مؤثر است.

استاد اخلاق حوزه علمیه محیط  زندگی فرد را یکی دیگر از این عوامل دانست و گفت: کسی که در جمع عده ای باشد که روحیه مقاومت دارند و اگر حرفی می زنند پای آن می‌ایستند، به طور طبیعی از آنها تأثیر می گیرد؛ محیط انسان از خانواده شروع می شود و تا دوستان دوران کودکی، هم مدرسه ای و هم دانشگاهی و نهایتا همکاران را نیز شامل می شود.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی یادآور شد: وقتی انسان وجود شخصی مانند امام خمینی(ره)را درک می کند که در طول زندگی اش حتی یک قدم عقب نشینی نکرد، در دوران مبارزه با طاغوت و جنگ همواره ثبات قدم داشت تأثیر می‌پذیرد.اراده انسان مهم ترین عامل در ایجاد روحیه مقاومت است.

وی با تأکید بر این که هیچ کدام این عوامل علت تامه نیستند، گفت: اراده انسان از همه اینها مهم تر است؛ این که خود فرد چقدر می خواهد در میدان بماند؛ گاهی مشکلات و بلاهای طبیعی در زندگی پیش می آید که کاری از دست انسان بر نمی‌آید و تنها می تواند نترسد و ایستادگی کند اما برخی در این شرایط خود را به راحتی دست مشکلات می‌سپارند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ممکن است کسی تربیتش، محیط و وراثتی که داشته خوب باشد اما اراده اش ضعیف باشد و عکس این قضیه نیز امکان دارد؛ گاهی بین بستگان دو برادر که از یک پدر و مادر هستند حتی دوقلوها عین هم نیستند.

استاد اخلاق حوزه علمیه ادامه داد: این که دانشمندان امروزی می‌گویند با کشت سلولی انسان می توان شخصی دیگری را کاملا شبیه فرد اول بوجود آورد حرف غلطی است، به هیچ وجه این دو نفر نمی‌توانند یکی باشند زیرا محیط و شرایط شان یکی نیست و از همه مهم تر این که ارده یکسانی ندارند.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی با اشاره به این که در قیامت از اراده آدمی سؤال خواهند کرد، گفت: اگر کسی در آنجا ادعا کند که محیط زندگی ام مناسب نبود به او خواهند گفت باید محیط خود را تغییر می دادی، دوستان خود را عوض می‌کردی؛ انسان اگر می‌خواهد گناهی را ترک کند باید این کار را انجام دهد به ویژه کسی که ضعیف و تأثیر پذیر است.اگر محیط  زندگی سعادت مان را به خطر می اندازد باید تغییرش دهیم.

وی گفت: کسانی که منفعل هستند و از سوی دیگران رهبری می‌شوند اگر در شرایطی هستند که سعادت اخروی شان در خطر است باید محیط خود را عوض کند؛ نمی توانند عذر بیاورند که چون دوستم جهنمی شد من هم به این راه آمدم، در پاسخش می‌گویند تو عقل، اراده و اختیار داشتی و می‌توانستی سرنوشت خود را تغییر دهی؛ خداوند به گونه ای انسان را آفریده که با استفاده از اراده اش می‌تواند رشد کند و به کمال برسد.

نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان این که حدود 35 سال داشتم که می‌خواستم از حوزه بروم و با تحصیل در کشورهای غربی با نظریات آنها آشنا شوم، ابراز داشت: در آن برهه خدمت بسیاری از بزرگان رسیدیم اهداف خود را گفتم و از آنها خواستیم ما را راهنمایی کنند؛ از جمله آنها مقام معظم رهبری بود. وقتی به این منظور خدمت حضرت آیت‌الله جوادی‌آملی رسیدیم ایشان خیلی صریح آیاتی از سوره مریم را تلاوت کرد و به این نکته تأکید کرد که« وَجَعَلَنِی مُبَارَکًا أَیْنَ مَا کُنتُ»یعنی هرجا که می روید باید مایه خیر و برکت باشید.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی ادامه داد: مادر، نوجوان، مرد خانه، بزرگ خاندان، نماینده مجلس، هرکه می‌خواهی باش اما سعی کن با برکت باشی؛ برخی در طول زندگی خود همواره رشد و پویایی دارند مانند درخت پر میوه که هرچه از او می‌چینند باز ثمر دارد اما برخی نیز مانند درخت خشک هستند و فقط به درد سوختن می‌خورند.انسان تنها در سایه مقاومت و ایستادگی می تواند رشد کند.

وی برکت را در ظل ایستادگی و مقاومت دانست و گفت: هرجا که بتوانید بایستید و مقاومت کنید رشد می‌کنید؛ البته ما باید در راه بندگی خدا ثبات داشته باشیم نه بندگی دیگران؛ در هرجایگاهی که هستیم باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم.

نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به روایتی از پیامبر(ص)بیان داشت: از حضرت پرسیدند شما از خطر نفاق ما نمی‌ترسید؟ فرمود چطور؟ گفتند ما وقتی نزد شما می‌آییم همه چیز درست می‌شود و در اوج معنویت هستیم اما همین که بیرون می‌رویم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است، حضرت فرمود این نفاق نیست اما اگر بتوانید این حالتی که اینجا به دست می آورید را حفظ کنید، به جایی می‌رسید که ملائکه با شما مصاحفه می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: زمانی که با زن و بچه، رفقا هستیم و یا در حال گشت زنی در وب هاییم و با تعداد زیادی آدم های  خوب و بد سر و کار داریم، یادمان می‌رود و فراموش می‌کنیم چه عهد و پیمانی با خدا بسته‌ایم؛ شیطان هم یادمان می‌دهد که یک لحظه چیزی نیست بعدا توبه می‌کنی، اگر اشک برای امام حسین(ع) بریزی که آتش نمرود را هم بهشت می‌کند.شفاعت برای کسی است که در عمل مشابه ائمه اطهار باشد.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در تبیین معنای شفاعت، ابراز داشت: این لغت از ماده شَفَعَ به معنای جفت کردن است یعنی کارهای ما را در کنار کار امامان و اولیای الهی می‌گذارند و اگر تشابه و هم‌خوانی وجود داشت مورد شفاعت آنها قرار می‌گیریم. کسی به من می‌گفت اگر ما گناه نکنیم رحمانیت و غفاریت خدا پس کجا تجلی کند؟ کسی  که بخواهد بازی درآورد این حرف ها را می‌زند؛ ابن سعد نیز می گفت با امام حسین(ع) مذاکره می کنم و به ملک ری می رسم بنا نیست که او را بکشم اما وقتی به کربلا آمد و دید امام به هیچ وجه کوتاه نمی‌آید با خود گفت چون خلیفه دستور داده او را می‌کشم و بعد توبه می‌کنم؛ همه کسانی که گناه می‌کنند با خود همین حرف ها را می‌زنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در بیان اهمیت روحیه مقاومت و پایمردی به روایتی از حضرت امیرالمؤمنین(ع)اشاره کرد و گفت: حضرت فرمود اگر به جای عمویم عباس، عمویم حمزه و به جای برادرم عقیل، برادرم جعفر طیار بود کسی جرأت نمی‌کرد به خانه من نزدیک شود و آن جنایت ها را انجام دهد؛ دریغ از دو مرد که در آن صحنه حضور داشته باشند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم تصریح کرد: اگر تعداد کمی از این خیل عزاداران حسینی مانند حمزه و جعفر طیار بودند قطعا امام زمان(عج)ظهور می‌کرد؛ ایشان چنین افرادی را می خواهد نه کسانی را  که شعار می‌دهند و فرار می‌کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه در تشریح ویژگی جعفر طیار گفت: او کسی است که حتی زمانی که آیه حرمت شرب خمر نیامده بود لب به شراب نزد و می‌گفت کسانی که شراب می خورند عقلشان ضایع می شود؛ در زمانی که هنوز اسلام نیامده بود به زن نامحرم نگاه نمی کرد زیرا دوست نداشت کسی به همسر و دختران خودش نگاه کند؛ وقتی پیامبر(ص)مسلمانان را برای هجرت به حبشه می فرستد جناب جعفر طیار را به عنوان سرپرست آنها انتخاب می‌کند.

حجت الاسلام آقاتهرانی با اشاره به شخصیت والای مسلم بن عقیل، گفت: بی‌خود نبود که امام حسین(ع) او را از طرف خود به کوفه فرستاد زیرا می‌دانست اگر دنیا تکان بخورد مسلم متزلزل نخواهد شد، او مرد و مردانه ایستاد؛ اما حالا مردی و مردانگی کجا است؟ ما خیلی راحت حرفی می‌زنیم و بعد مدت کوتاهی آن را نقض می‌کنیم، قول می‌دهیم عمل نمی‌کنیم، چک می‌کشیم اما بی محل است، بعد از عقد می بینیم پسر یا دختر آن گونه که می گفت نیست.دوستداران واقعی ابالفضل باید رنگ و بوی صفات او را داشته باشند.

وی خاطرنشان کرد: شما از چه رو ابالفضل(ع) را دوست دارید؟ ظاهرش را که ندیدید، مسلما صفاتش را دوست دارید؛ چقدر سعی کردید از این صفات تأثیر بپذیرید؟ او کسی است که هیچ گاه در دفاع از حق کوتاه نیامد؛ در جامعه ما باید این ویژگی ها موج بزند و اگر کسی خواست با شخصیت عباس(ع)آشنا شود جوانان شهرمان را نشان دهیم و بگوییم عملکرد اینها شبیه او است.

استاد اخلاق حوزه علمیه با اشاره سستی بسیاری از کسانی که به قصد همراهی با امام حسین(ع)از مکه خارج شدند گفت: وقتی خبر شهادت مسلم رسید امام(ع)فرمود برنامه تغییر کرد، مردم کوفه به ما خیانت کردند و در برابر ما ایستاده اند هر که با ما بیاید کشته می شود، من بیعت خود را برداشتم هرکس می خواهد برگردد؛ دونفر دونفر از جمع جدا شدند و فرار کردند.

استاد اخلاق حوزه علمیه تأکید کرد: چند بار اگر در راه خدا و در برابر گناه مقاومت کنید لذتش را می چشید«یُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ»کسانی که این گونه‌اند در آن دنیا نیز ثابت قدم هستند.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی در پایان افزود: ای کاش پیامبر(ص)افرادی نظیر حمزه و جعفر طیار زیاد داشت و حضرت علی(ع)چند نفر مانند اینها داشت و ای کاش امام زمان(عج)ما نیز چنین یاورانی داشت؛ باید در این هیأت ها چنین افرادی را معرفی کنیم تا جوانان الگو بگیرند و خود را به این شخصیت ها نزدیک کنند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حاج محمود کریمی را به راحتی می توان پرطرفدارترین مداح اهل بیت دانست. مداح با اخلاصی که نوآوری های هنرمندانه اش در عرصه مداحی اهل بیت، مخاطبان زیادی را از قشرها و تفکرات مختلف جذب دستگاه عزاداری سیدالشهدا علیه السلام کرده است.

به گزارش رجانیوز، حاج محمود کریمی در گفتگویی تفصیلی به بررسی کارکرد رسانه‌ای هیئت، دلیل هجمه دشمن به هیئات، ارتباط هیئت و سیاست و نقش هیئت در جامعه امروز پرداخته است.

در ادامه این گفتگو را که خبرگزاری نسیم آنرا منتشر کرده است، می خوانید:

اگر هیئت را بعنوان یک رسانه بپذیریم، هر رسانه ای یک طیف و سلیقه خاص از مخاطبین را دارد که آن رسانه را انتخاب کرده اند و خود را در معرض آن قرار می دهند. آن رسانه هم تکلیف خودش را می داند و محتوای لازم را به مخاطبش ارائه می دهد. ولی بنظر می آید که رسانه هیات طیف مخاطبش گسترده تر باشد و سلیقه های مختلفی را در بر می گیرد، در اینصورت کارش هم سخت تر می شود، چون باید محتوایی را ارائه دهد که همه مخاطبینش با همه دیدگاه ها آن را بپذیرند. بعنوان شروع صحبت ها می خواستم بدانم هنر یک مداح که شاید تاثیر گذارترین تریبون این رسانه است در جذب و ارائه محتوای مناسب و متناسب چقدر اهمیت دارد؟
 
اگر رسانه هیئت کارش را درست انجام ندهد خود به خود از انتخاب مردم می‌افتد. چون این اتفاق یک کار اعتقادی است، نه سندیکا دارد و نه برایش انتخابات برگزار میشود. اگر در یک جلسه‌ای معارف سید الشهدا (ع) نباشد دیگر اسمش هیئت نیست، میشود یک همایش. قسمت دوم که چه کنیم که طیف های مختلف به این رسانه توجه کنند، بر می‌گردد به شخصیت خود سید الشهدا (ع) و به هنر ما ربطی ندارد. خدا می‌فرماید هر کسی که حسین (ع) را دوست دارد، من دوستش دارم این نگاه از طرف خدا است. یک عده هستند که مسلمان هم نیستند ولی امام حسین (ع) را دوست دارند. به هرکس که دنبال حقیقت باشد، وقتی امام حسین (ع) را معرفی کنید می‌گوید چه الگوی خوبی است. حتی آنهایی که خیلی بدبینانه به موضوع کربلا نگاه می‌کنند می‌گویند اگر که همه کارهای امام حسین (ع) ایراد داشته باشد، بچه شش ماهه اش را دیگر چرا کشتند؟ یعنی امام حسین (ع) در هر قسمتی از واقعه کربلا یک قلابی دارد که یک قوم و گروهی را صید کند. البته دشمن هم بیکار نمی‌نشیند، به کسی بی احترامی نمی کنیم، اما خبر دارم الان در دانشکده‌های هنر ما سر کلاس ها برخی از دانشجویانی که به فرقه هایی گرایش دارند راحت به دین و سید الشهداء (ع) اهانت می‌کنند و استاد لبخند میزند. این یک نمونه‌اش بود آنها می‌آیند کار می‌کنند روی دانشکده هنر ما که اگر فردا یک اثر هنری خلق شد، در لایه‌های آن اثر اهنری ضدیت با دین دیده شود.
 
در مجموع این که هیئت قائم به شخص نیست و قائم به سید الشهدا (ع) است. بعضی‌ها می‌گویند این هیئت مداح محور است، یا آن هیئت واعظ محور است؛ هیچ کدام از این ها نیست، هیئت حسین (ع) محور است. اگر کسی بخاطر فلان مداح یا واعظ به هیئت برود اشتباه کرده، این سلیقه است. اگر شما به خاطر من به هیات بیایید و جایی یک خطایی از من ببینید آن موقع تکلیف چیست؟ باید از امام حسین (ع) و هیئت  دل زده شوید؟ عیبی ندارد اگر کسی خواندن یک مداحی را بیشتر می پسندد به هیئت او برود ولی باید فرهنگسازی کنیم که اگر اشتباهی هم از آن مداح دید از امام حسین (ع) دور نشود.
 
گفتید که این جذب ها مربوط به شخصیت امام حسین (ع) می شود و ربطی به هنر مداح ندارد، یعنی خود شما برنامه ای ندارید برای جذب مخاطب؟
 
نمی شود که برنامه نداشت. اگر اینطوری باشد که آشپز هیئت هم می‌آید با بیل نمک می‌ریزد بعد می‌گوید من می‌ریزم و امام حسین خودش درستش می‌کند. نه اینطور نمی شود، هر کاری تخصص می‌خواهد. البته یک سری چیزهایی هست که واقعاً نمی‌شود گفت، اگر بگوییم بزرگش می‌کنند و مثل موضوع هاله نور می‌شود. نخیر؛ از این الهامات به ما نمی‌شود.
 
اما آنچیزی که میتوانم بگویم این است که مداح اولاً باید امام حسین را باور کند و مصیبت او را با گوشت و پوست لمس کند تا بتواند بباوراند. دوم وقتی که چیزی را باور کنیم، نسبت به آن دل مشغولی پیدا میکنیم. من به اندازه ای که به بچه‌ام فکر می‌کنم به روضه سیدالشهداء (ع) هم فکر می‌کنم. من اصلا بخشی از مغزم در خدمت روضه و شعرهاست. بعضی اوقات وقتی دارم می‌خوابم هم هنوز در ذهنم مشغول نوحه سازی هستم و واقعاً نمی‌گذارد بخوابم. وقتی محرم می‌رسد هم که دیگر تمام حجم مغز را این موضوع می‌گیرد، مثلا دو سه روز مانده به محرم اگر شما هر چیزی غیر از مسائل مربوط به محرم به من بگویید من اصلا نمی فهمم و ممکن است فقط نگاهتان کنم. بارها شده این اتفاق برایم افتاده. دوستانم دیگر این را می دانند و از ده روز مانده به محرم چیزی غیر از محرم از من نمی‌پرسند. در کل اینکه بالاخره دغدغه و برنامه داریم و اتفاقا برای آن خیلی هم فکر میکنیم.
 
یکی از کارهای سخت و البته هنرهای رسانه ای این است که شما بتوانید مخاطب سایر رسانه ها را هم جذب خودتان کنید. رسانه هیات در این راستا چه سختی هایی پیش رو دارد برای اینکه بتواند آنهایی که شاید بصورت عادی مخاطبش نیستند را هم جذب خودش کند؟
 
ببینید کسی که از پای تلویزیون خودمان کشیده می شود سمت ماهواره، دیگر بر نمی‌گردد. یک شخصی که به خاطر یک بداخلاقی یا یک اشتباهی که از ما میبیند اگر از هیتئت من برود دیگر برگرداندنش خیلی سخت است. آوردن با برگرداندن فرق می‌کند. آوردن برای وقتی است که طرف شما موضع مخالفی نداشته باشد و با شما قهر نیست، آنموقع شما می روید، دستش را می گیرید و می آوریدش. اما برگرداندن برای کسی است که با تو قهر کرده. آنهایی که رفتند طرف ماهواره کسانی هستند که قهر کردند و آشتی دادنشان سخت است. رسانه ما باید این قابلیت را داشته باشد که اگر کسی با او قهر کرده بتوان دوباره آشتی اش داد. من مسئول رسانه ملی نیستم ولی فکر میکنم باید با یک استراتژی بسیار عاقلانه آنهایی که با اخبار راست قهر کرده و اخبار دروغ ماهواره ها را باور میکنند را برگرداند. یک بار من به آقای ضرغامی گفتم که هیئت بالاترین رسانه است و ایشان ابتدا کمی با تعجب با موضوع برخورد کرد. بعد از مدتی دیدم در یکی از برنامه های تلویزیون آقای پروفسورمولانا صحبت می کردند و آنجا گفتند رسانه همین روضه ها و حسینیه‌ها است. رسانه جمهوری اسلامی باید مواضع، فرهنگ و استدلال جمهوری اسلامی را برساند.
 
چطور میشود برای همه سلیقه های مختلف، که بعضا مقابل هم نیز قرار میگیرند یک خوارک تهیه کرد که همه شان را راضی کند؟
 
آن چیزی که بین همه مشترک است، عشق است. عشق با دوست داشتن فرق دارد، من بچه‌ام را دوست دارم، با علم به این که یک ایرادهایی هم دارد، ولی عشق اینطوری نیست در عشق شما اصلاً ایرادی نمی‌بینید. بخاطر همین اگر به کسی غیر از خدا و اهل بیت عشق بورزید، به محض اینکه یک ایرادی از او ببینید عشق تبدیل به تنفر می‌شود. فاصله عشق و تنقر  یک مو است. حالا کسانی که می آیند در هیئت ها باید متوجه باشند که این عشق ودیعه‌ای است که خدا در دل مومنین گذاشته. بعد هم خدا راه را باز کرده و گفته هر کسی که امام حسین را دوست دارد جایش توی بهشت است. پس همه در عشق مشترکند، حالا بیاییم مشترکات عشق‌ها را در بیاوریم. عشق دنیایی داریم و عشق آسمانی. وقتی مشترکات را پیدا میکنیم میبینیم همین هایی است که در روضه امام حسین (ع) است و زیباترینش هم هست. شما حساب کنید لات‌ها و مشتی ها می‌گویند امام حسین را دوست داریم، چون مقابل زور ایستاد. یا آنهایی که خیلی عاطفی اند، از اسارت خانواده امام حسین (ع) متاثر می شوند. یعنی همه را گیر می اندازد. از یک صبح تا غروب همه خوبی‌ها و بدی‌های کل عالم در یک منطقه جمع شد. همه می‌توانند سوا کنند و هر کسی می‌تواند سهمش را بردارد. همه مردم خوبی را دوست دارند.
 
احساس می کنم که در سال های گذشته، دشمن و جریان رسانه ای مخالف بیش از گذشته روی هیئت ها و موج راه اندازی علیه این جریان متمرکز شده اند، اگر اینطور است دلیل این برنامه ریزی دشمن برای زدن هیات ها را چه می دانید؟
 
دشمن باید هم بر روی هیات ها تمرکز کند و برایش برنامه ریزی داشته باشد. شما ببینید، بعد از مقام معظم رهبری بیشترین مخاطب را هیئت دارد، مخاطبی که همراه با قداست باشد. کدامتان در گوشی های موبایلتان سخنرانی یک وزیر را دارید؟ کدامتان سخنرانی کسی غیر از آقا را دارید؟ کدامتان توی موبایلهایتان صدای هیئت ندارید؟ خب واضح است باید هیئت‌ها را بزنند. هر کس دیگری را تخریب کنند، یک شخصیت حقوقی است و میتوان برایش جایگزین پیدا کرد. مثلا اگر یک مسئول این نظام را بزنند، میتوان او را عوض کرد، آب هم از آب تکان نمی خورد. ولی فرض کنید خدای ناکرده، مثلاً یکی مثل حاج منصور ارضی از جمع ما برود بیرون، آنوقت چقدر باید زحمت کشید تا یک حاج منصور دیگر ساخته شود؟ از قدیم می گفتند اگر علمدار را بزنید بقیه لشکر فرار می‌کنند. علم این انقلاب دست هیئت ها است. جمهوری اسلامی، اسلامش منوط به محرم و صفر است. با این حال میبینید دشمن که این علم را می زند هیچ، از داخل هم مدام یک عده به آن گیر می دهند. به همین خاطر ما جای این که به کار هیئتمان برسیم و و فرصت مقابله با دشمن پیدا کنیم، باید دائم بیاییم پنچرگیری کنیم، چون برخی خودی‌ها پنچر می‌کنند. نزدیک محرم هم که می شود همه کارشناس هیات می شوند، یکی می‌آید می‌گوید این همه پول می‌دهند برای شام و ناهار محرم و صفر این اسراف است. تو اگر فکر اسرافی و عرضه داری برو فرهنگ سازی کن که مردم ماشین دو میلیاردی سوار نشوند. اسراف این کارهاست. چه کار داری به کسی که دوست دارد برای امام حسین خرج کند و نذری بدهد. متاسفانه متولی همه چیز هم می شوند. جریان هیئت اخلاق مدار است وگرنه اگر میخواست با سیاست بدون تقوا با این جریانات برخورد کند کسی حریف نمیشد.
 
حسینی شدن هم خیلی راحت است و هم خیلی هم سخت. راحت برای کسی که از غیر از خدا ببرد. سخت برای کسی است که هم خدا را می‌خواهد و هم خرما را.
 
اشاره کردید برخی از داخل هم آب به آسیاب دشمن می ریزند، چه تهدیدهایی هست که ممکن است برخی خودی ها گرفتارش شوند و ندانسته به بدنه هیات ها آسیب وارد کنند؟
 
متاسفانه زود قضاوت کردن در میان ما زیاد شده است. الآن در فضای مجازی بیشترین کامنت‌های متلک در بین ما بچه مسلمان‌هاست. مثلا یک عکس از من در فضای مجازی گذاشتند که روی مبلی نشستم که پشتش منبت کاری شده می آیند کامنت می گذارند: حاج آقا مبل سلطنتی! یعنی هر کاری که بکنی یک حرفی می‌زنند. حالا شما بروید صفحه های آن طرفی را ببینید، کسانی که زیاد کاری به دین و دیانت هم ندارند، میبینید که همه پشت همند و برای هم کامنت های آفرین، آفرین می نویسند... ما متاسفانه فقط داریم خودمان را می‌زنیم. بیشتر از هر چیز، نهاد نظارتی بین خودمان درست کرده ایم. یعنی یک سازمانی را راه اندازی می کنند که مراقب یک مجموعه دیگر باشد، بعد یک سازمان دیگری را هم راه می اندازند که بر آن سازمان اول نظارت کند. اگر به جای این همه نهاد نظارتی که بین خودمان احداث کرده ایم نهاد  فرهنگی ایجاد میشد و هر کسی یاد می گرفت که خودش مواظب خودش باشد، وضعیتمان خیلی از الان بهتر بود. ما تا خودمان درست نشویم نمی توانیم کسی را درست کنیم. حتی داخل هیئت ها پر از ناظر و کارشناس شده. یکی می گوید چرا فلانی این حرف را زد و چرا فلانی آن را خواند؟ من ده سال پیش یک شعری خواندم و توضیحش را هم داده ام، هنوز که هنوز است به آن استناد می‌کنند من را تکفیر می‌کنند و می‌گویند چایی اش را نخورید و به ظرفی که دست زده دست نزنید و قتلش واجب است. چقدر ما اینطوری نیروهای خودی را زدیم. بیشترین امتحان در آبرو است.
 
باید فرهنگ‌سازی شود که بچه‌ هیاتی ها به خاطر قداست سید الشهداء (ع) قداست نمادهای هیئت را هم حفظ کنند. شما ببینید یک موضوعی که برای یکی از ما پیش می‌آید و حاشیه ای درست می شود، بیشتر از خودی‌ها می‌خوریم. افتخار من این است که سایت‌هایی که به نظام و آقا و شهدا حمله می‌کنند، به من حمله می‌کنند. ولی افسوسم این است که خودی‌ها هم می زنند.
 
حاج آقا اخیرا احساس می شود که برخی ها بیش از گذشته دنبال سکولار کردن هیات ها هستند و می خواهند هیئت را از جریان انقلاب و نظام جدا کنند، ترفندهای مختلفی هم دارند. این جریان را چطور ارزیابی می کنید
 
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری که مؤسس حوزه علمیه است گفتند چوبی که اسلام از خشک مقدس ها خورد از دشمنش نخورد. کسی که می‌گوید فقط امام حسین و لا غیر، نمی داند اگر این انقلاب نبود، حاء حسین را هم نمی‌توانست بگوید. تهدید این کلام خیلی جدی‌تر از دشمن رو در رو است. ضربه‌ای که پیغمبر در احد خورد سخت‌تر بود یا ضربه‌ای که امیر المؤمنین از نهروانی‌ها؟
 
بصیرت اینجاست که به درد می‌خورد. یک عده‌ای را آن طرف آموزش دادند و در گوششان خوانند که سیاست چیست، فقط حسین. این هایی که می‌گویند فقط حسین، بدون سیاست و ولایت فقیه، اینها در آخر می‌شوند "ترما" و موقع جنگ که می‌شود به امام حسین (ع) می‌گویند بروم به زن و بچه‌ام برسم و فردا بر می‌گردم و وقتی برمی گردد که دیگر همه چیز تمام شده. طرف ممکن است یک عمر درس خوانده باشد اما آخر سر که قرار شد از امام حسین (ع) دفاع کند می‌گذارد می‌رود.
 
ولی آنهایی که سیاست را یعنی زندگی را با امام حسین (ع) تنظیم می‌کنند و از مرگ نمی‌ترسند، می‌شوند زهیر و حر، در زمان ما می‌شوند طیب، طیب یک عمری تازاند آخرش چی شد؟ عاقبت به خیر شد. حر در اوج ظلمت و ذلت بود یک دفعه آمد در اوج عزت. امام حسین (ع) نشان داد که از بینهایت تاریکی می‌شود به بینهایت نور رسید. به شرط اینکه رفتار امام حسینی باشد. رفتار امام حسینی چیست؟ فرمود: «إِنِّیْ لا أَرَیَ الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَالحَیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ إِلّا بَرَما»، من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را بجز مایه ملالت و بدبختی نمی‏بینم.
 
الان آمریکایی‌ها می‌خواهند به ما امان نامه بدهند، حضرت ابا الفضل گفت اگر من امان نامه بگیرم پس بچه‌های پیغمبر چه می شوند؟ یک موی امام حسین (ع) را به همه شما نمی‌دهم. ما یک موی اسلام را به همه دنیا نمی‌دهیم. اگر ما امان نامه بگیریم بقیه چی؟ کشورهایی که به ما دل بسته‌اند چی؟ یمن، سوریه، عراق، لبنان و آنهایی که به جمهوری اسلامی دل بسته‌اند چه می شوند؟
 
نوع ورود و موضع گیری مداحان در قضایای سیاسی به چه صورت باید باشد؟
 
من غیر از اسم شهدا و آقا اسمی تا بحال در خواندنم نیاورده ام. زمان انتخابات عکس من را گذاشته بودند کنار عکس یکی از کاندیداهای انتخابات که مثلا من او را تایید کرده ام. در حالی که من هیچ وقت اسمی از کسی نبرده ام که به کی رای دهید یا به کی رای ندهید. من بیایم نوحه امام حسین را خرج این بکنم که به فلانی رای بدهید؟ اصلا مداح در این سطح نباید وارد سیاست شود. بله جایی اگر لازم باشد نظرمان را می دهیم. یک فوتبالیست هم در این کشور نظرش را می دهد، تازه ما که یک شخصیت مذهبی هستیم. ما به بیان حضرت آقا استناد می کنیم. ایشان فرمودند که مداح ها در هر موضوعی دخیل نشوند. یعنی این که در موضوعات کوچک وارد نشوید. موضوع اگر خیلی مهم بود نظر می دهیم، آن هم نه با گرایش خاص، از موضع دین و انقلاب. آن هم باز شرایط دارد و برخی مسائل را باید در آن لحاظ کرد. مثلا نباید با تند خویی صحبت کرد. 
 
 
برای جذب مخاطب خصوصا قشر جوان تا کجا میتوان با شرایط روز و پسند مخاطب جلو رفت؟
 
یک بار حضرت آقا به بنده فرمودند که شما نگاه نکن چه کسی چه چیزی را دوست دارد، ببین امام حسین (ع) چه چیزی را دوست دارد، جذب حداکثری با توجه به اینکه امام حسین چه چیزی را دوست دارد، مهم است. جذب به هر قیمتی درست نیست. بعد هم نظر حضرت آقا این است که یک کار خوب که تولید میشود باید خوب تکثیر شود و اگر خوب توزیع نشود انگار اصلاً تولید نشده.
 
حتی به این ریزه‌کاری‌ها باید دقت کنیم. اگر دقت کنید ما همه زمینه هایی که می‌سازیم، تصویر دارد. معمولا زمینه های ما حدود 7 دقیقه است، این 7 دقیقه را طوری شعرش را می گوییم که اگر روزی رسانه خواست کلیپ برایش بسازد بتواند مطابق شعر تصویر سازی کند. اصلا من الان تا تصویر شعر در ذهنم مجسم نشود زمینه را نمیسازم.
 
در واقع اهمیت خروجی صوتی و تصویری جلسه را هم وزن خود هیات میدانید؟
 
بله، قطعا اهمیتش همان مقدار است.البته هنوز در حوزه توزیع و نشر خیلی کار داریم. این کار یک صدقه جاریه است خیلی آدم‌ها از دنیا رفته‌اند و فقط از دنیا رفته‌اند. کسانی مثل مرحوم کافی و شهید مطهری هم از دنیا رفته اتد، ولی اگر یک نفر کتابش را بخواند یا نوارش را گوش دهد صدقه جاریه برای او حساب میشود. شما با همین سی دی ها یک نفر را با امام حسین آشتی بدهید هم یک نفر است. بعد وقتی که شما برای خروجی هیات هم برنامه ریزی داشته باشید کار سخت تر هم می شود. مولفه های بیشتری را باید لحاظ کنید، مثل همان تصویرگری که گفتم، یا مثلا معارف باید در کارها بیان شود، همه اش که نمی شود مثلا گفت گنبدتو عشقه... این برای جلب توجه آن کسی است که از امام حسین فقط کربلا و گنبد و بارگاه را می‌بیند، با این عبارات توجهش را جلب میکنیم، چیز بدی هم نیست ولی وقتی توجهش جلب شد، وسط همین گنبد و کفتر و اینها یک ضربه معرفتی باید بزنیم.
 
یک زمانی به من گفتند آن سرود ولادت امام حسن (ع) که چند سال پیش خواندم (اگه برسه یه شبی پای من گدا...) چی بود و چرا این را خواندی؟ من جواب دادم ادعایی ندارم، اما خوبی این سرود این بود که حداقل دو سه ماه همین بچه مدرسه ای ها ذهنشان درگیر این بود که بتوانند این سرود را درست بخوانند و یاد بگیرند. پس من توانسته ام حداقل سه ماه مغز بچه‌های کوچک را سرگرم امام حسن(ع) کنم، خب این بد است؟ ما باید فکر بچه‌ها هم باشیم. فکر بزگترها هم باشیم، همه تیپ ها را ببینیم، چون همه امام حسین (ع) را دوست دارند.
 
شما خودتان بیشترین توجهتان به کدام بخش جلسه است و فکر میکنید تاثیرش بیشتر است؟
 
من تمرکزم روی همان ثانیه‌ای است که هستم. یک پدری که بخواهد به بچه‌اش یک پیامی را برساند روی آن نقشه نمی‌کشد. چون جنس بچه‌اش را می‌شناسد و با یک لطایفی پیامش را به او می رساند. من اگر توی این فکری باشم که یک پیامی را القاء کنم، خراب می‌کنم. جوان الان جوانی نیست که به او بگویی بنشین و بگوید چشم. باید به او بگویی که من اگر جای تو بودم می‌نشستم تا خستگی‌ام در برود و آن موقع می‌نشیند. من می خواهم جوانی را نگه دارم که الان در معرض چند هزار شبکه ماهواره‌ای است. وقتی آنطرفی‌ها زورکی به او کاری را نمی‌گویند من چرا زورکی بگویم؟ آنها با قطار سوار کردند دارند می‌برند طرف غرب آنوقت ما بیایم سوار چهارپا بکنیمش بگوییم بیا این طرف؟
 
در بین مستمعین شما قطعا افرادی هستند که شاید از نظر ظاهر با یک سر و وضعی که مناسب آداب هیات نیست بیایند به جلسه شما، با او چگونه صحبت می کنید که آداب را رعایت کند؟
 
چند تا صورت دارد؛ یکی این که برخورد چماقی با او شود، شما دیگر زورت می رسد برش گردانی؟ می رود و یک عده را هم با خودش می برد. دومین نوعش این است که طوری برخورد کنی که اصلا متوجه اشتباهش نشود و دربست تاییدش کنی؛ آنوقت جواب حضرت زهرا (س) را می‌توانیم بدهیم؟
 
شما باید آدرس سر راست بدهی. طرف وقتی بلند شده به نیت روضه آمده، حداقلش این است که شده سیاهی لشکر سید الشهداء (ع)، من هم تذکرات و خواهش‌های خودم را با زبان نرم و استدلالی می‌گویم، تأثیرم را هم باید بگذارم. عوامل هیئت هم باید مثل خود من رفتار کنند، یعنی اگر یک نفر از انتظامات جلسه‌ای با کسی طوری برخورد کند که یک نفر قهر کند و برود آن کسی که برخورد کرده باید جواب دهد. در اقع یک نفر مرده، و مردن این یک نفر مردن یک نسل است.
 
ما باید به خانم یا آقایی که با وضع نا مناسب می‌آید هیئت، به چشم یک مهمان نگاه کنیم، مهمان هم محترم است. ولی مهمان هم باید آداب آن مهمانی را رعایت کند، این را باید با یک لطائفی به او رساند. اما چگونه؟ مستقیم نباید به او گفت روسری ات را بکش جلو بلکه در آن معارف و اشعاری که داریم می‌خوانیم مثلا می‌گوییم  «زینب عفیفه‌ای است که در راه عصمتش/عباس می‌دهد ، نخ معجر نمی دهد». ما نمی‌خواهیم آن خانم برای هیئت ما درست شود، آن خانم باید برای خودش درست شود. موضوع این است که ما خودمان را برای امام حسین (ع) بخواهیم، همه اش درست می شود. من شما را نباید برای تأیید خودم و سیاهی لشکر جلسه ام بخواهم، باید شما را برای امام حسین (ع) بخواهم که اصلاح شوی، من شریک شوم در هدایت تو و خدا هم به من لطفی کنند و من را هم هدایت کند، خلاصه اش این می شود که باز هم می گویم اگر ما خودمان را برای امام حسین (ع) بخواهیم همه چیز درست. هر کسی امام حسین را برای خودش بخواهد کار خراب می‌شود، کسی که امام حسین را برای خودش می خواهد، سرسری به این بساط نگاه میکند و درگیر حاشیه ها می شود. مثلا دغدغه اش این می شود که فلان نوحه را اول آقای فلانی خواند یا آقای فلانی، حالا بگو اصلا دانستن این ها به چه درد تو می‌خورد، چه دردی را دوا میکند؟
 
آن خانمی که در طول سال فقط ده شب می آید هیات، اگر  این ده شب را هم از او بگیریم چه فایده ای دارد؟ اگر حضرت زهرا(س) نمی خواست، قطعا او نمی‌آمد. من کار خودم را می‌کنم، این خانه هم صاحب دارد. چه بسا قرار است بیاید داخل این هیئت توی روضه حضرت علی اصغر (ع) و نگاهش بیفتاد به یک بچه شیرخواره و بگوید چرا این بچه را کشتند؟ و همین او را زیر و رو کند، اما تو راهش ندادی. اصلاً چه کاره‌ای که راهش ندادی. پیغمبر (ص) با رفتار جذب می‌کردند، امام و حضرت آقا با رفتار جذب کردند. ما هم با رفتار باید جذب کنیم .
 
نمونه ای در ذهنتان هست از کسانی که در جلسه هیات تحولی درونشان اتفاق افتاده باشد؟ تا حالا شده با یک خط نوحه کسی زیر و رو شده باشد؟
 
بله خیلی شده، من یکی اش را مثال می زنم. یک بار یک جوانی مادرش به او اصرار کرده بود من را برسان به هیئت، به مادرش گفته خب تو  می روی توی جلسه من کجا بروم؟ که مادر گفته بود خب تو هم برو تو! خلاصه به همین سادگی آمده بود به هیات. ولادت حضرت اباالفضل هم بود، بعد جلسه دیدمش، وقتی به او رسیدم دیدم خیس اشک است. دهنش هم بوی الکل می‌داد. من یک سرودی خوانده بودم که مضمونش مستی بود. به او با خنده گفتم چیه، خرابی!  گفت تازه آباد شدم! پرسیدم چی شده؟ گفت اینی که اینها خوردند چی بوده اینی که من خوردم چیست، تازه فهمیدم مستی یعنی چی! الآن همان شخص را که نمی توانم اسمش را ببرم اهل هیئت است، ازدواج هم کرده و بچه‌دار هم شده و دکترا هم دارد. از این موارد زیاد است، مثلا یک شب درباره اسم صحبت کردم که اسم خوب  به گردن پدر و مادر حق است، بعد از جلسه 23 نفر آمدند اسمشان را عوض کردند.
 
تصور ما از جامعه این است که جامعه نسبت به ارزش ها و مقدسات قدری فاصله گرفته و بی تفاوت شده، ولی وقتی که محرم می شود می بینیم هر سال مراجعه به هیات نسبت به قبل خیلی بیشتر شده. این اتفاق را چگونه تفسیر می کند؟
 
ما امام حسین (ع) را طبیب می‌دانیم. سر طبیب در دو مورد شلوغ است، یکی زمانی که مریضی زیاد بشود و همه حمله می‌کنند که خوب بشوند. ولی مورد دوم برای زمانی است که می‌گویند فلان بیماری دارد می‌آید و بروید واکسن بزنید. بیماری فرهنگی دارد می‌آید بروید واکسن بزنید. الان هم برای پیشگیری می‌آیند پیش امام حسین (ع)  هم برای درمان می‌آیند. توانایی امام حسین (ع) حد و مرز ندارد. یک عده هم هستند که می‌آیند چکاپ، هر روز در مکتب اهل بیت (ع) هستند و رفتارهای خودشان را با دستوراتی که داده شده می سنجند. مریضی که مرض لا علاجش را یک دکتر علاج کند، عاشق آن دکتر می‌شود. ناجی همیشه دوست داشتنی است.
 
شما را بعنوان پیشگام و شروع کننده مداحی نوین خصوصا در بحث نوحه و آهنگ می شناسند. چه شد که شما بعضی ریتم ها و آهنگ را وارد فضای مداحی کردید؟ خلایی احساس میشد؟
 
از زمانی که شبانه روز مردم متراکم شد و برنامه های مختلفی به اوقات زندگی ها اضافه شد. دیگر نمی شد به مستمع بگوییم که مثلا 2 ساعت بیا بنشین در هیات و یک ساعت مثلا قصیده ای گوش کن که شاید اصلا معنایش را هم نفهمد . الان نرمال جلسات ما 50 دقیقه است. من دیدم که سخت است که مردم یک نوحه را هر شب حفظ کنند و جواب دهند، اگر هم هر شب یک آهنگ ثابت بخوانم یکنواخت می شود. چون نوحه را باید مستمع حفظ کند و جواب دهد با عث می شود که ذهن مستمع درگیر جواب دادن کل نوحه هم بشود، مقداری از وقت هم برای یاد گرفتنش تلف می شود. پس من گفتم یک نوحه ای بسازم که مردم جای اینکه همه اش را جواب بدهند فقط گوشواره اش را بخوانند. آمدیم سرعت زمینه قدیمی را کمی بیشتر کردیم که هم کار نوحه را انجام دهد و هم کار زمینه را. قدیم زمینه می خواندند، بعد سه چهار بند نوحه می خواندند که بین هر بند هم مستمع باید بند اول را جواب می داد، بعد هم واحد و بعدش هم جفت می خواندند و جلسه تمام می شد. جایی هم برای شور نمی ماند.
 
جای شور با ادغام نوحه و زمینه باز شد. جرقه اش هم از اینجا شروع شد که من یک شعری را آمدم با ریتم تند در شور بخوانم، بعد گفتم که همین را سنگین بزنید که شد زمینه. بعد همین زمینه، با یکی بزن و یکی نزن شد واحد سبک جنوبی. سال 77 بود که شروع این اتفاق بود. کلا به این نتیجه رسیدیم که سینه زنی سه بخش زمینه، واحد و شور باشد. یک قانون نانوشته هم هست، یعنی بعضی اوقات چیزهای دیگر هم به آن اضافه می شود.
 
اینکه به این فکر افتادید برای هر شب آهنگ سینه زنی هایتان متفاوت باشد دلیلش چه بود؟
 
به این فکر بودم که اگر قرار شد یک نفره بجنگم چطور باید بجنگم، البته نه اینکه دیگران نباشند، الحمدلله سایر رفقا هم دارند کار میکنند و می کردند، ولی گفتم فرضا من یک نفر باشم چه کار باید بکنم. این همه آهنگ دارد از آنطرف آب می آید، البته الان داخلی ها هم چیزی کم ندارند! من جواب این همه آهنگ را با یک واویلا واویلا یا واغربتا واغربتا بدهم؟ به این نتیجه رسیدم که باید آهنگ سازی بکنم. شاید اگر دنبال شعر را بگیرم خیلی موفق باشم، ولی دیدم الان وظیفه من این است. خیلی ها هم ایراد می گیرند و مثلا می گویند شما باید به امام حسین (ع) برسی و آهنگ سازی و این ها چیست... اما بنظرم این جزو کارهای تخصصی است که الان باید در جلسات انجام شود. حضرت آقا هم روی هنر تاکید دارند، این که هنرمندانه ساخته شود، هنرمندانه خوانده شود.
 
این آهنگ سازی فنی است یا تجربی است؟
 
هم تحقیق دارد هم تجربه. یک سری چیزها هست که اصلا مال ماست یعنی شاید خیلی از آهنگ سازها در دنیا به آن نرسیده باشند. بخاطر اینکه در موسیقی یک نفر می خواند و خلٱش را هم با ساز پر می کند. ولی ما که سازی نداریم. ولی می‌توانیم خودمان ساز خواندن خودمان باشیم. صدای گریه ساز است، صدای نفس ساز است، صدای سینه زدن ساز است. چون ساز  در آهنگ های ما ندیده گرفته می شود، خیلی از خواننده های آنطرف می گویند که ما این جنس آهنگ را می خواهیم که ساز ندیده گرفته شود و جایی که لازم است از آن استفاده شود. مستنداً می‌گویم آقایانی که ترانه می‌سازند به من گفتند بیا برای ما آهنگ بساز و انقدر پول بگیر. اینها حالا داخلی هستند. جالب اینجاست برخی از خارج کشور پیدایمان می‌کنند و می‌گویند آهنگ‌های شما را می‌خریم. آنهایی که آنطرف آب می‌خوانند و اتفاقا خیلی هم مطرح هستند. اما من اگر یک نوای دو ثانیه‌ای بتوانم بسازم آن را فقط برای سید الشهداء (ع) می‌سازم.
 
درخصوص اشعار سینه زنی ها هم که زبان محاوره ای و فلکلور هست، از حضرت آقا هم سوال کردیم ایشان مخالفتی نداشتند.
 
شما یک اتفاقی را شروع کننده اش بودید و حالا دامنه گسترده ای پیدا  کرده و فراگیر شده، مسیری که دیگران رفتند را چقدر ادامه راهی می دانید که خودتان آغاز کردید؟
 
ببینید نمی توانیم مثلا بگوییم با ماشینت نرو مسافرت، چون ممکن است پنچر شود. ما نمی توانیم حرکت نکنیم چون ممکن است انحطاطی پیش بیاید. موضوع این است که الان اسم هر مداحی می آید همه فکر می کنند همه در یک سطح از مداحی هستند. بعضی مواقع من یک چیزهایی می شنوم که بعضی ها خوانده اند، می پرسم این چه کسی است، اسمش را هم که می گویند نمی شناسم. برخی کلمات امروزی را نمی توان وارد شعر هیات کرد. بعضی ها می خواهند یک کار نو انجام دهند و یک دفعه می آیند مثلا شعر می سازند »نوار مغز سرم...»،  خب این ها جایی ندارد.
 
مرز نوآوری کجاست؟
 
تا آنجایی است که به تو اجازه داده اند مانور دهی. بیرون از آن مرز دیگر حساب نیست.
 
اثر حضور شهدا در  هیاتتان و تاثیرش در فضای جلسه چقدر بوده؟
 
شهید اگر اثر نداشته باشد که فایده ندارد. آقا می فرماید که شهدا ستاره اند که ما راه را گم نکنیم. پانصد چهل شهید پای من را می کشانند آنجا، کمکم می کنند، راهم می اندازند، حمایتم می کنند، آنها دارند من را نگه می دارند که بتوانیم کاری انجام دهیم. آنها هستند که بعضی وقت ها الهام می کنند. نمی شود سرسری رد شد؟ همینطوری بیایم یه گریه ای کنیم و سینه ای بزنیم و برویم؟
 
تاثیر جلسه هیات رایت العباس بر منطقه شمال شهر که شاید بافت خاصی از مردم آنجا سکونت دارند چقدر بوده؟
 
اینطور هم نیست که شمال شهر همه بی دین باشند، متدینین زیادی هم آنجا هستند. بالاخره آفت بالاشهر زیاد است، زبان و جنس خواندن تفاوت باید داشته باشد. البته مستمعینی که امامزاده علی اکبر می آیند بیست درصدشان شمرانی هستند. از شب چهارم پنجم محرم به بعد، مستمع داریم که از شهرستان می آیند و در میادین اطراف چادر می زنند یا شب ها در ماشین می خوابند که بعد از ظهر در جلسه شرکت کنند. البته سپاه شمیرانات هم برای اسکان این افراد کمک کرده.
 
خودتان با کدام یک از کارهایی که در این چند ساله خواندید بیشتر ارتباط برقرار می کنید؟
 
الان نمی دانم کدام را بگویم. باورتان شاید نشود، من به چیزهایی که خوانده ام دیگر دل نمی بندم، چون دیگر هر چه بوده خواندمش. به فکر چیزهایی هستم که هنوز نخواندم و حرصش را می خورم. معمولا از ماه شعبان برای آماده کردن کارهای محرم استارت می زنیم.
 
زمینه «دامن کشان» در سال های اخیر، فکر میکنم از کارهایی بوده که خودتان خیلی با آن ارتباط برقرار کردید و ماندگار هم شد
 
این زمینه اینطور ساخته شد که ما با محمد آقای صمیمی جایی بودیم و همه کارهای محرم را آماده کرده بودیم، وقتی داشتیم جمع می کردیم بیاییم سمت خانه به محمد آقا گفتم زمینه حضرت ابالفضل ماند، گفتم تا شما داری جارو میکنی من می سازم و همین طوری درست شد.
 
یک سنتی بین من و برادرم آقای صمیمی، هست. شما تا حالا شاید نشنیده باشید که یک چیزی را که من خوانده ام، من بگویم من ساخته ام یا آقای صمیمی بگوید من ساختم، از هر کداممان بپرسید می گویم آن یکی ساخته، چون به محضی که بگویم من ساختم یا آن بگوید من ساختم خرجمان سوا می‌شود.
 
با تشکر از شما بدلیل وقتی که در اختیار ما گذاشتید
 
موفق باشید
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

کسی که شیوۀ امتحان گرفتن از خود را نداند، در واقع شیوۀ زندگی کردن را نمی‌داند؛ چون اصلاً تمام زندگی امتحان است. خداوند می‌فرماید: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ»(ملک/2) اساساً مرگ و زندگی به خاطر امتحان گرفتن از ما آفریده شده است. یک تحلیلگر سیاسی که نداند جامعه‌اش در حال امتحان پس دادن است و نداند الان از کدام امتحان بیرون آمده و وارد کدام امتحان شده است، وقتی می‌خواهد وضع جامعه را بررسی کند و راهبردی برای عبور از مشکلات بدهد، اگر نداند در چه وضعیت امتحانی قرار دارد و باید در این امتحان چگونه رفتار کند، تحلیلش سرشار از جهالت خواهد بود، چون حیات بشر خارج از امتحان قابل تصور نیست.

حجت الاسلام پناهیان در پاسخ به سؤال «هدف امتحانات الهی چیست؟»: بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین(ع)، امتحان برای این است که تکبر انسان از بین برود و به جای آن «تذلل» بیاید. تذلل هم آن روی سکۀ «از بین رفتن تکبر» است. پس هدف محوری امتحان، تکبر و تواضع است. اوامر تقدیری الهی و اوامر تشریعی الهی، هر دو برای امتحان است و هدف یا فلسفۀ امتحانات الهی این است که از اول تا آخر عمر، تکبر را از قلوب بندگان خدا خارج کند. چون انسان موجودی است که تولید‌کنندۀ دائمی علف هرزۀ تکبر است و امتحان، فرآیند دائمی اخراج تکبر از دلِ انسان است.

امسال هفتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)-هئیت میثاق با شهدا- و حاج میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده‌دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش‌هایی از دومین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «چگونه امتحان می‌شویم؟» را در ادامه می‌خوانید:

 

مقدرات الهی احاطۀ فراوانی بر سراسر ابعاد زندگی ما دارد

  • سال گذشته نکات مهمی را دربارۀ موضوع امتحان بیان کردیم. بحث را با مقدرات الهی آغاز کردیم و گفتیم اگر ما به بخش مقدرات الهی که به صورت ثابت یا سیال بر زندگی، رفتار و حتی افکار ما حاکم هستند، توجه کنیم و اگر به قدرت الهی در تعیین مقدرات زندگی خودمان نگاه کنیم، نزدیک است که جبری مسلک شویم. چون می‌بینیم چقدر در چنبرۀ مقدرات الهی اسیر هستیم و چقدر این مقدرات بر ما احاطه دارند. البته کسی نباید جبری مسلک شود، چون ما در کنار همۀ مقدرات الهی حق انتخاب و فرصت‌های بسیاری داریم، ولی به این اندازه‌ای که معمولاً تصور می‌کنیم، فرصت و آزادیِ عمل نداریم. یعنی حوادث و امکانات اطراف ما هیچ‌کدام‌شان تصادفی شکل نگرفته‌اند که ما در میان این اتفاقاتِ تصادفی، به صورت شانسی جلو برویم.
  • اگر به احاطۀ مقدرات الهی بر زندگی خودمان نگاه کنیم می‌بینیم که هر لحظه در مواجهۀ با تصادم‌ها و تصادف‌ها و اتفاق‌ها و امکاناتی که در اطراف ما تعبیه شده‌اند، با مقدرات الهی مواجهیم و مقدار، نوع و کیفیت این اتفاق‌ها توسط مقدرات الهی تعیین می‌شود.

«امتحان » مؤثرتین عامل در تعیین «مقدرات» ما است

  • بعد به این مسأله پرداختیم که عوامل تعیین‌کننده در مقدرات ما کدام هستند؟ گفتیم رفتار ما، نیت ما، افکار ما، دعای ما، دعای دیگران در حقّ ما، محبت خدا و اولیاء خدا به ما از عوامل تعیین‌کننده در مقدرات ما هستند. اما در کنار همۀ این عوامل مؤثر در مقدرات، یک عامل وجود دارد که از بقیۀ این عوامل مؤثرتر و مهمتر است.
  • مهمترین و مؤثرترین عامل تعیین‌کننده در مقدرات حیات انسان «امتحان» است. ما قرار است در این دنیا امتحان شویم و الا اصلاً برای چه به این دنیا آمده‌ایم؟ امتحان فلسفۀ حیات انسان است و این عامل است که شرایط زندگی ما، فقر و ثروت ما و هر نوع موفقیت یا شکست ما در زندگی را تعیین می‌کند.
  • باید بدانیم که در این دنیا همه‌چیز امتحان است. در زندگی ما، هیچ مفهومی خارج از امتحان حقیقت مستقل یا مجزایی ندارد (البته از نظرِ ارتباط این مفاهیم با وجود انسان حقیقت مستقل ندارد) فقر و ثروت ماهیتی خارج از امتحان ندارد، فقر و ثروت فقط در امتحان معنا دارد. من فقیر هستم یعنی «من الان در حال فقر، دارم امتحان می‌شوم»

به زندگی «امتحانی» نگاه کنید؛ چون ما امتحانی آفریده شده‌ایم/جوان‌ها امتحانی جوان هستند و پیرها هم امتحانی پیر هستند

  • اگر دعا می‌کنیم: «خدایا به من رفاه و امکانات بده» یعنی «خدایا مرا با رفاه و امکانات امتحان کن» یا اگر دعا می‌کنیم: «خدایا دردِ بیماری را از جان من ببَر» یعنی «خدایا مرا با بیماری امتحان نکن، مرا با سلامت امتحان کن» و الا بیماری و سلامتی، ماهیت مستقلی خارج از امتحان الهی ندارند. باید بدانیم که ما در بستر امتحان زندگی می‌کنیم. لذا باید امتحانی زندگی کنیم، چون اساساً ما امتحانی آفریده شده‌ایم!
  • به زندگی خودتان «امتحانی» نگاه کنید. مثلاً شما جوان‌ها امتحانی جوان هستید! انگار خدا می‌گوید: «ببینیم اگر جوان باشد، چه‌کار می‌کند؟» پیرها نیز امتحانی پیر شده‌اند. هر کسی در هر شرایطی قرار دارد، امتحانی در آن قرار گرفته است. خداوند هر چیزی در این دنیا به ما می‌دهد، امتحانی می‌دهد و هرچیزی را هم نمی‌دهد امتحانی نمی‌دهد و الا اصل حیات ما در عالم آخرت است. خداوند می‌فرماید: حیات حقیقی در عالم آخرت است (وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ؛ عنکبوت/64)

گاهی اوقات خداوند یک «انسان» را امتحان می‌کند و گاهی یک «ملت» را

  • در این جلسات می‌خواهیم دربارۀ چگونگی امتحانات الهی بحث کنیم و اینکه «خدا چگونه از ما امتحان می‌گیرد؟» وقتی می‌گوییم «خداوند چگونه از ما امتحان می‌گیرد؟» یعنی اینکه خدا از «من» و «جامعۀ من» چگونه امتحان می‌گیرد؟ یعنی هم امتحان گرفتن از یک فرد مورد نظر است و هم امتحان گرفتن از یک جامعه؛ یعنی هم امتحان از تک تک ما در زندگی فردی و هم امتحان از جامعۀ دینی ما در جریان زندگی اجتماعی. هر دو نوع امتحان مدّ نظر ماست. چون گاهی اوقات خداوند یک انسان را امتحان می‌کند و گاهی یک ملت را امتحان می‌کند.
  • اینکه «خداوند یک فرد را چگونه امتحان می‌کند؟» یک بحث دارد و اینکه «خداوند یک جامعه را چگونه امتحان می‌کند؟» یک بحث دیگری دارد. هر دوی اینها را باید مورد بحث قرار دهیم.

اگر شیوۀ امتحان گرفتن خدا را بدانیم امتحان برای‌مان آسان می‌شود/کسی که شیوۀ امتحان گرفتن خدا را نداند، در واقع شیوۀ زندگی کردن را نمی‌داند

  • وقتی جامعۀ ما از نظر تاریخی و موقعیت اجتماعی و جهانی در یک شرایط خاصی قرار گرفت، باید بفهمیم که این یک امتحان الهی است؛ امتحانی که از قبل برای ما توضیح داده شده و مشخص شده است که در این امتحان چه باید کرد؟ اگر شرایط و نحوۀ امتحان را بفهمیم، امتحان برای ما آسان خواهد شد. اینکه برخی دانشجویان از همان ابتدای ترم تحصیلی، از اساتید خود می‌پرسند: «شما چگونه امتحان می‌گیرید؟» برای این است که کار را برای خود آسان کنند، هرچند این روحیه برای کسی که طالب علم است، خوب نیست.
  • کسی که شیوۀ امتحان گرفتن از خود را نداند، در واقع شیوۀ زندگی کردن را نمی‌داند؛ چون اصلاً تمام زندگی امتحان است. خداوند می‌فرماید: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ»(ملک/2) اساساً مرگ و زندگی به خاطر امتحان گرفتن از ما آفریده شده است.

اگر تحلیل‌گر سیاسی «وضعیت امتحانی جامعه» را درک نکند، تحلیلش سرشار از جهالت خواهد بود/ باید دید الان فصل چه امتحانی است؟

  • جامعه‌ای که نداند در وضعیت امتحانی قرار گرفته است، وقتی تحلیلگران سیاسی آن جامعه، شرایط سیاسی و اقتصادی حاکم بر جامعه را تحلیل می‌کنند و آن را منتشر می‌کنند، تحلیل‌های‌شان سرشار از جهالت خواهد بود. چون نمی‌فهمند که همۀ این شرایط، امتحان است.
  • یک تحلیلگر سیاسی که نداند جامعه‌اش در حال امتحان پس دادن است و نداند الان از کدام امتحان بیرون آمده و وارد کدام امتحان شده است، وقتی می‌خواهد وضع جامعه را بررسی کند و راهبردی برای عبور از مشکلات بدهد، اگر نداند در چه وضعیت امتحانی قرار دارد و باید در این امتحان چگونه رفتار کند، تحلیلش آمیخته با جهالت است. چون حیات بشر خارج از امتحان قابل تصور نیست.
  • اینکه ما به رفاه برسیم، یعنی با رفاه امتحان بشویم. اینکه ما مشکل اقتصادی داریم، یعنی با مشکلات اقتصادی امتحان می‌شویم. اینکه ما در محاصره هستیم، یعنی در محاصره داریم امتحان می‌شویم.
  • متاسفانه بعضی‌ها با بلاهت به محیط خود نگاه می‌کنند. چون امتحانات الهی را در نظر نمی‌گیرند و فصل‌های امتحانی را نمی‌فهمند. باید دید الان فصل چه امتحانی است؟
  • خداوند متعال هم از فرد امتحان می‌گیرد و هم از جامعه. ما تا وقتی نفَس می‌کشیم در بستر امتحانات الهی قرار داریم. چه اعتقاد به خدا داشته باشیم و چه نداشته باشیم؛ به هر حال خدا از ما هم امتحان می‌گیرد. چون خداوند جهان، جامعه، تاریخ و همۀ حیات را برای امتحان آفریده است(الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ؛ ملک/2) پس بر سر اصل امتحان بحثی نیست، فقط بحث و اختلاف نظرها می‌تواند بر سر این باشد که خداوند الان دارد از ما چه امتحانی می‌گیرد و الان فصل کدام امتحان است؟

«حیات‌شناسی» فقر بزرگ ما در آموزش‌های دینی است

  • مشکل عمدۀ ما این است که هنوز نفهمیده‌ایم برای «امتحان» زندگی می‌کنیم، یعنی حیات خودمان را نشناخته‌ایم. هم خداشناسی و هم انسان‌شناسی در جای خود لازم است، ولی این انسان در حرکت به سوی خدا، از بستر حیات عبور می‌کند. فقر بزرگی که ما در آموزش‌های دینی خودمان داریم بر سرِ «حیات‌شناسی» است. حیات‌شناسی حلقۀ مفقوده‌ای است که ما در میان معلومات دینی خود داریم.
  • ما در مدرسه، دانشگاه و مطالعات عمومی خودمان، باید خیلی به حیات‌شناسی بپردازیم. بحث «امتحان» رکن رکین حیات‌شناسی است. بحث امتحان یک بحث اخلاقی نیست، چون اخلاق به ملکات و فضایل و رذایل انسان می‌پردازد ولی امتحان جزء علم حیات‌شناسی محسوب می‌شود. امتحان جزء انسان‌شناسی و خداشناسی نیست.

همۀ احکام و معارف دینی باید خودشان را در بستر امتحان نشان دهند

  • در علم حیات‌شناسی، قواعد حاکم بر عالم هستی را مورد مطالعه قرار می‌دهیم تا بفهمیم از کجا می‌خواهیم عبور کنیم تا به خدا برسیم. اگر انسان‌ها حیات‌شناسی نداشته باشند و فقط خودشناسی و خداشناسی داشته باشند، گاهی به اشتباه می‌افتند، لذا مدام می‌پرسند: «پس چرا من به خدا نمی‌رسم؟ من چه‌کار کنم تا به خدا برسم؟ چرا وقتی این کارها را انجام دادم به نتیجه نرسیدم؟» در حالی که همۀ دستورات الهی در بستر امتحان معنا پیدا می‌کنند.
  • تمام معارف دینی و خودشناسی ما باید خودشان را در بستر امتحان نشان بدهند. تا وقتی انسان در بستر امتحان قرار نگیرد، نه مفاهیم دینی را خوب می‌فهمد و نه خودش را خوب می‌شناسد. مثلاً همه می‌دانیم که صبر خوب است و باید صبر داشته باشیم. ولی مهم این است که در بستر یک امتحان الهی، صبر خودمان را نشان دهیم و الا سخن گفتن از خوبی‌های صبر چه فایده‌ای دارد؟

سخن گفتن از« امتحان»، سخن گفتن از حیات‌شناسی و بستر دینداری است

  • سخن گفتن از امتحان، سخن گفتن از بستر دینداری است. سخن گفتن از امتحان، سخن گفتن از احکام الهی و رفتارهای انسان نیست، بلکه سخن گفتن از بسترِ تلفیق دستورات خدا و رفتارهای انسان است. اصلاً احکام الهی و رفتارهای انسان در همین بستر معنا پیدا می‌کنند. لذا رفتار خوب خارج از دایرۀ امتحان، رفتار خوب خارج از انتظار خداوند(توقع خدا از ما) است که فایده‌ای ندارد. احکام الهی خارج از امتحان برای ما چه سودی دارد؟ بایدها و نبایدها وقتی در ظرف امتحان به ما می‌رسند و از ما رفتار خاصی را طلب می‌کنند، آن‌وقت است که معنا پیدا می‌کنند. 
  • سخن گفتن از امتحان، سخن گفتن از حیات‌شناسی است. ما باید حیات را بشناسیم، چون قرار است در بستر حیات، امتحان پس بدهیم. بحث امتحان زیرمجموعۀ حیات‌شناسی است. در حیات‌شناسی، سنت‌ها و قواعد حاکم بر حیات فردی و اجتماعی بشر مورد بحث قرار می‌گیرد.

هدف از امتحان گرفتن چیست؟ /امیرالمؤمنین(ع): هدف محوری امتحانات الهی، اخراج تکبر و ادخال تواضع در قلب است

  • هدف غایی خلقت انسان، تقرب الی الله است و هدف عملیاتی خلقت انسان، امتحان است. یعنی خداوند ما را در این دنیا آفریده است که از ما امتحان بگیرد. حالا می‌خواهیم ببینیم هدف از امتحان گرفتن چیست؟
  • امیرالمؤمنین(ع) در کلام شریفی، صریحاً هدف مهم امتحان را برای ما توضیح می‌دهند. حضرت در خطبۀ قاصعۀ نهج‌البلاغه(که طولانی‌ترین خطبۀ نهج‌البلاغه است) با تعابیر مختلف دربارۀ امتحان الهی سخن می‌گوید و در بیان هدف امتحانات الهی می‌فرماید: « وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ‏ بِأَنْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهِمْ؛ خدا بندگان خود را به انواع سختى‏ها امتحان مى‏كند(«يَخْتَبِرُ» یعنی «از وضعیت و حال آنها خبر می‌گیرد» که تعبیر دیگری از همان امتحان است) و با دستوراتی که به آنها می‌دهد، آنها را می‌آزماید(با دستورات سختی که به بندگانش می‌دهد، آنها را به بندگی می‌کشاند). و آنها را با ضرباتِ سختی‌ها مبتلا می‌کند(با امور ناخوشایند می‌آزماید). برای اینکه تکبر را از دل‌های آنها بیرون کند؛ و برای اینکه فروتنی را در دل آنها قرار دهد؛ »(نهج‌البلاغه/خطبۀ 192)
  • بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین(ع)، امتحان برای این است که تکبر انسان از بین برود و به جای آن «تذلل» بیاید. تذلل هم آن روی سکۀ «از بین رفتن تکبر» است. پس هدف محوری امتحان، تکبر و تواضع است. اوامر تقدیری الهی و اوامر تشریعی الهی، هر دو برای امتحان است و هدف یا فلسفۀ امتحانات الهی این است که از اول تا آخر عمر، تکبر را از قلوب بندگان خدا خارج کند. چون انسان موجودی است که تولید‌کنندۀ دائمی علف هرزۀ تکبر است و امتحان، فرآیند دائمی اخراج تکبر از دلِ انسان است.

آیا واقعاً این‌همه امتحانات دائمی و سخت برای اخراج تکبر از قلب است؟!/ انسان دوست دارد بزرگ شود و اگر عجله کند دچار تکبر می‌شود

  • آیا واقعاً این‌همه امتحانات دائمی و سخت برای خارج کردن تکبر از قلب انسان است؟! مگر ما دائماً در حال تولید تکبر هستیم؟! بله، چون انسان برای «خدای بزرگ» آفریده شده است و انسان دوست دارد بزرگ شود اما وقتی برای رسیدن به این بزرگی عجله کند دچار تکبر می‌شود. انسان وقتی بزرگی را در چیزهای غلط ببیند، یا وقتی راه بزرگ شدن خودش را اشتباه بگیرد و بزرگی را در مواردی ببیند که بزرگی واقعاً به آنها نیست؛ معنای همۀ اینها می‌شود تکبر.
  • میل به بزرگ شدن، تمایل طبیعیِ دائمی روح انسان است و پاسخ آن هم جز خداوند بزرگ، چیز دیگری نیست. انسان اساساً برای خدا خلق شده و می‌خواهد به این خدای بزرگ برسد، لذا دائماً تحت تأثیر میل به بزرگ شدن است. به همین خاطر است که انسان دائماً درگیر خودبزرگ‌بینی می‌شود و دائماً دربارۀ اینکه «بزرگی به چیست؟» دچار اشتباه می‌شود و دائماً در حال انتخاب راه غلط برای رسیدن به این بزرگی است.
  • بزرگی مسألۀ اصلی حیات بشر است. به همین دلیل وقتی انسان سرِ سجادۀ نماز می‌رسد(همان نمازی که عمود خیمۀ دین است) نمازش را با «الله اکبر» یعنی یادآوری بزرگی خدا شروع می‌کند که آرزوی اصلی حیات اوست. و در هر رکعتی سر به سجده می‌گذارد و به خودش یادآوری می‌کند که «تو کوچک هستی و باید به آن خدای بزرگ برسی تا آرام بگیری».
  • البته تکبر تجلیات مختلفی دارد. مثلاً بعضی‌ها با تواضع کردن، تکبر می‌ورزند، یعنی با ظاهر متواضعانه می‌خواهند خود را بزرگ نشان دهند.

هر وقت دیدی امتحان الهی سخت است، امتحان را دور بزن و سرت را به سجدۀ «هدف» بگذار

  • گاهی برای اینکه امتحانات الهی برای‌تان آسان شود، یک سَر به هدف امتحان بزنید، یعنی امتحان خدا را دور بزنید و مستقیم به سراغ هدف امتحان بروید.
  • هر وقت دیدی که امتحان الهی سخت است و دارد تو را می‌پیچاند و اذیت می‌کند و داری زمین می‌خوری، امتحان را دور بزن! برو سرِ سجادۀ نماز و سرت را به سجدۀ هدف بگذار و طولانی‌تر سجده کن. بگو: «خدایا! من در مقابل تو خَم شده‌ام» یعنی در مقابل خدا تواضع و فروتنی کن؛ اگر این کار را انجام دهی، برمی‌گردی و می‌بینی که واقعاً امتحان تو آسان‌تر شده است.
  • در اوج سختی‌های امتحان، سرِ سجادۀ نماز برو و بگو: «خدایا! تو با این امتحان داری به من سختی می‌دهی تا من به اینجا برسم؛ ببین الان رسیدم!» سرت را به سجده بگذار و بگو: «خدایا! من کوچکِ تو هستم» اگر عمیقاً در مقابل خدا تواضع کنی، وقتی به سرِ صحنۀ امتحان برگردی خواهی دید که امتحانت آسان شده است. چون خدا می‌بیند که تو هدف از امتحان را فهمیده‌ای، و می‌دانی که با امتحان قرار بود به کجا برسی، لذا وقتی خودت به همان‌جا برسی دیگر خدا سختی امتحان را برمی‌دارد و امتحان برایت آسان می‌شود. پس گاهی اوقات وقتی هدف از امتحان را بفهمیم، امتحان برداشته می‌شود. لذا باید به هدف امتحان خیلی توجه داشته باشیم.

چرا در امتحانات الهی باید از نماز کمک بگیریم؟ / نماز و امتحان، هر دو برای از بین بردن تکبر است!

  • نماز امتحانات الهی را آسان می‌کند. آیۀ قرآنش هم این است: «از صبر و نماز کمک بگیرید، البته اين كار جز بر خاشعین، گران و دشوار است؛ وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين»(بقره/45) یعنی فقط آدم خاشع می‌تواند این‌طور راحت سر به سجده بگذارد و از نماز کمک بگیرد.
  • وقتی می‌فرماید: «از نماز کمک بگیرید» این سؤال پیش می‌آید که برای چه کاری باید از نماز کمک بگیریم؟ برای پاسخ باید ببینیم که اصلاً ما برای چه چیزی در این دنیا هستیم؟ برای چه زنده هستیم؟ ما برای امتحان، زنده‌ایم پس برای امتحان باید از نماز کمک بگیریم. همچنین معلوم است که در سختی‌ها باید صبر داشته باشیم و از صبر کمک بگیریم.
  • پس راه دور زدن امتحانات الهی این است که برویم سرِ سجادۀ نماز و بگوییم: «خدایا! تو با این امتحان می‌خواستی تکبر از دلم زائل شود، حالا من با نماز می‌گویم: تو بزرگ هستی و من کوچک هستم»
  • حضرت فاطمۀ زهرا(س) می‌فرماید: «خداوند نماز را برای دوری از تکبر، واجب کرده ‌است؛ فَرَضَ اللَّهُ...الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ»(من‏لايحضره‏الفقيه/3/568) یعنی فلسفۀ نماز هم این است که تکبر از دل مردم خارج شود. و طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) امتحانات الهی نیز برای خارج شدن تکبر از قلوب بندگان است. ببینید چه نسبتی بین این دو وجود دارد! برای همین است که در امتحانات الهی باید از نماز کمک بگیریم. اصلاً همۀ سختی‌ها و امتحانات سخت الهی برای از بین بردن تکبر است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

 

یک استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: اعتقاد دارم اگر کسی از رفتارش بوی امام علی(ع) و امام حسین(ع) استشمام نشود شیعه نیست.

حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در سومین شب مراسم هیأت فاطمیون قم، راستگویی را یکی از نشانه‌های مهم اهل ایمان دانست و اظهار داشت: چرا برخی از ما که ادعای ایمان داریم در زندگی و کسب و کار خود صداقت را رعایت نمی‌کنیم. چرا در امتحانات تقلب می‌کنیم؟ چرا جنس خوب را در معرض دید می‌گذاریم و موقع فروش نامرغوب‌ها را به مشتری می‌دهیم؟ چرا اگر به ما حقوق یا مزایایی می‌دهند و حق‌مان نیست به مسؤولی بالا دستی خود نمی‌گوییم؟ چرا برخی نمایندگان مجلس به طرح بررسی اموالشان رأی نمی‌دهند؟ اگر ریگی به کفش نداریم چرا می‌ترسیم؟ حتما چیزی هست.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بیان این که هر دولتی می‌آید همه کارهای دولت قبلی را می‌کوبد، گفت: چرا با مردم صادق نیستید و واقعیت‌ها را نمی‌گویید؟ یعنی هیچ کار مثبتی در دولت‌های قبل از شما انجام نشده است؟ وقتی مردم این وضعیت را می‌بینند می‌گویند همه دولت‌ها دروغ می‌گویند چون امر برایشان مشتبه و دچار سرگردانی می‌شوند.

مسلمانی خود را باید در عمل ثابت کنیم

وی با اشاره به این که صدق نقیض کذب است، گفت: صدق گاهی در مرحله لسانی و گاهی در مرحله عملی نمود پیدا می‌کند؛ کسی که می‌گوید مسلمان است باید عملش نشان دهد؛ روایت داریم که مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش در آسایش باشند یا در روایت دیگر آمده کسی که صدای یاری خواهی مسلمانی بشوند و پاسخ نگوید مسلمان نیست.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان این که مسلمانی شرایط و ضوابطی دارد، ابراز داشت: کسی که ادعای مسلمانی دارد باید یک احکامی را رعایت کند؛ نماز بخواند، روزه بگیرد و امر به معروف و نهی از منکر کند و مهم‌تر از آن امر به منکر و نهی از معروف نکند. مسلمان باید به وعده‌اش عمل کند، به همین دلیل خیلی حرف‌ها را نباید بزنیم؛ مثلا نباید به کسی در تعارف ها بگوییم فدایت شوم، این دروغ است اگر در واقعیت حاضر نباشیم جان خود برای او به خطر بیندازیم؛ در روایت داریم که کسی نمی‌تواند از دروغ در امان باشد مگر این که زبان خود را کنترل کند و هر حرفی نزند. اگر انسان صادق باشد ایمان  نیز به دنبالش می‌آید؛ اهل صدق، صفا و وفا باشید، این مسأله را باید از زندگی خودمان شروع کنیم؛ اول به خودمان، پدر و مادر و در مرحله دیگر به دوستان و اطرافیان راست بگوییم. گاهی فکر می‌کنیم با دروغ گفتن راحت می‌شویم اما نجات در راستگویی است؛ اگر کاری می‌کنیم صادقانه باشد، اگر مشکی پوش امام حسین(ع)هستم به راستی ایشان را در دل هم دوست بدارم و در زندگی و رفتارم این ادعا را ثابت کنم.

تنها کسانی که راستگو هستند می توانند ادعای شیعه بودن داشته باشند

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع)، گفت: حضرت می‌فرماید شیعه ما نیست مگر کسی که بسیار راستگو باشد؛ بر این اساس اشخاصی مانند جناب ابوذر شیعه هستند؛ پیامبر(ص)فرمود ابوذر صدیق این امت است.

حجت الاسلام آقاتهرانی با بیان این که راستگویان تاریخ زیاد هستند، ابراز داشت: انبیایی همچون ابراهیم(ع)، اسحاق(ع)، یعقوب(ع) و ادریس(ع) در قرآن به عنوان صدیق معرفی شده‌اند؛ پیامبر(ص) فرمود علی(ع) صدیق امت است و در جای دیگر داریم فاطمه(س) صدیقه شهیده است؛ امام هشتم در معرفی امام حسین(ع) به عنوان صدیق از ایشان یاد می‌فرماید.

وی با بیان این که مدعیان ایمان را با رفتار امیرالمؤمنین(ع) می‌سنجند، گفت: به همین دلیل در زیارتنامه حضرت می‌خوانیم سلام بر تو ای میزان اعمال؛ یعنی یک کفه ترازو کارهای من و در کفه دیگر اعمال آن حضرت را می‌گذارند بنابراین کار خیلی سختی است؛ خدا برنامه بلندی برای ما طراحی کرده اما ما خودمان را در آن حد قبول نداریم و در زندگی تنها دنبال خورد و خوراک و مسائل دنیایی هستیم. نیاز به خوراک، همسر، رزق و روزی امری طبیعی در زندگی بشر است، اما اینها اصل نیست؛ متأسفانه بسیاری از انسان ها این تنها مسائل را محور زندگی خود قرار می‌دهند.

متأهلان زندگی بهتری نسبت به مجردها دارند

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت بحث ازدواج، ابراز داشت: شرایط زندگی برای انسان‌های متأهل از مجردها بهتر است زیرا مسؤولیتی که انسان در قبال همسر و فرزند دارد موجب نظم در زندگی‌اش می‌شود؛ کسی که متأهل است در همه مسائل دیدگاهش عوض می‌شود و برای هر چیز کوچکی مجبور است محاسبات و برنامه‌ریزی داشته باشد.

حجت‌الاسلام آقاتهرانی به آیه «وَأَنکِحُوا الأَیامىٰ مِنکُم وَالصّالِحینَ مِن عِبادِکُم وَإِمائِکُم ۚ إِن یَکونوا فُقَراءَ یُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ» اشاره کرد و گفت: اگر به خدا و دستوراتش اعتقاد دارید و باور دارید که وعده‌هایش راست است، نباید از ترس فقر ازدواج خود را به تأخیر بیندازید. برخی می‌گویند چون غربی‌ها می‌گویند بدون سرمایه نمی‌شود زندگی کرد پس حتما نخواهد شد، مدل زندگی و ذهنیت آنها با ما بسیار تفاوت دارد، ما حیات را دو روز دنیا نمی‌دانیم، ما توکل و اعتماد به خدا داریم و پیامبر(ص) را بزرگترین راستگویان می‌دانیم. این اعتقادات باید کجا بروز و ظهور پیدا کند؟ در زندگی باید اینها را پیاده کنیم؛ اگر در زندگی مسلمانی نکنیم در مواقع حساس مانند کوفیان کار را خراب می‌کنیم؛ این شیوه زندگی نیاز تمرین دارد.

صداقت باید در وجود مسلمان ملکه شده باشد

حجت‌الاسلام آقاتهرانی با بیان این که راستگویی باید صفت ملکه یک مسلمان باشد، گفت: باید در این عرصه تلاش کنیم؛ ضرورتی ندارد ما هر حرفی را بزنیم اما اگر از ما پرسیدند باید راستش را بگوییم؛ اگر راستگویی در وجودمان نهادینه شد از وجود خودمان لذت می بریم، وقتی در برابر خدا به نماز می‌ایستیم به راستی احساس ذلت می‌کنیم و راست می‌گوییم که او را دوست داریم و تنها او را می‌پرستیم.

استاد اخلاق حوزه علمیه ویژگی‌های شخصیتی امام حسین(ع) را بسیار اعجاب‌انگیز خواند و گفت: در روز عاشورا امام(ع) هر بار به لشکر دشمن حمله می‌کرد و آنها را عقب می‌راند، روی خود را به سمت خیمه‌ها می‌کرد و می‌فرمود «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله» یعنی حسین کسی نیست و همه اینها از جانب خداست؛ همچنین خیال اهل حرم را آرام می‌کرد که من هنوز زنده‌ام.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به بخش‌هایی از خطبه سیدالشهدا(ع)در هنگام خروج از مدینه، ابراز داشت: حضرت فرمود مرگ واقعیتی است مانند خط روی گردن، اشتیاق من به دیدار جد و مادرم مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف است؛ از این عبارات معلوم می‌شود که برای او مرگ اهمیتی ندارد فقط دنبال این است که کارش را درست انجام دهد.تا بحال در جنگ‌های دنیا دیده‌اید فرمانده‌ای سر تک تک کشته‌های لشکرش را به زانو بگیرد و از آنها تعریف و تمجید کند؛ نه فقط یاران قدیمی بلکه حتی کسی مانند حُر که تازه به او ملحق شده را نیز تحویل گرفت.

اگر از رفتار ما بوی علی(ع)و حسین(ع)استشمام نشود شیعه نیستیم

وی با طرح این پرسش که چرا باید ما به اسم حسینی باشیم اما در رفتار نه؟ گفت: من اعتقاد دارم اگر کسی از رفتارش بوی امام علی(ع)و امام حسین(ع)استشمام نشود شیعه نیست؛ همچنین باید از اعمال خانم‌های شیعه نیز بوی حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به مشام برسد؛ بنابراین باید مراقب رفتار، گفتار و کردار خود باشیم؛ در چشم، گوش، زبان و همه اعضای و جوارح ما باید صداقت موج بزند. ما هر روز در نماز خود «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعین» می‌گوییم، این ادعاهای ما تا چه اندازه راست است؟ باید واقعا بندگی خدا را کنیم تا مسلمان صادق شویم؛ با بندگی نفس راه به جایی نمی‌بریم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر صداقت و وفای به عهده یاران امام حسین(ع)، گفت: حضرت زینب(س) شب عاشورا نگران شد که نکند یاران امام حسین(ع) نیز مانند یاران امام حسن(ع) او را تنها بگذارند، حضرت فرمود خیالت راحت باشد من اینها را امتحان کردم. امام عصر(عج) هم این گونه است اول ما را امتحان کرده و بعد انتخاب می‌کند، یک رفتار غلط ما کار را خراب می‌کند و از امتحان حضرت رد می‌شویم؛ بنابراین باید بسیار مراقب رفتار و عملکرد خود باشیم.


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

عزاداری شب چهارم محرم الحرام هیات الرضا علیه السلام، با شب های قبل از آن متفاوت بود و عزاداران این هیات، برای اولین بار برهنه نشده و با پیراهن مشکی سینه زنی کردند.

به گزارش رجانیوز، حاج عبدالرضا هلالی قبل از شروع سینه زنی نظر مقام معظم رهبری را نسبت به برهنه شدن بیان کرده و با اعلام این موضوع که برهنه شدن از نظر فقهی جایز است ولی اگر مشکلاتی به همراه داشته باشد بهتر است از آن اجتناب کرد، از عزاداران پرشمار هیات الرضاء خواست تا از این پس با پیراهن به عزاداری بپردازند.

هلالی به عزاداران گفت: با پیراهن سینه بزنند تا مشخص شود سینه زن حسنی اسیر هوای نفس خود نیست و از آنچه دوست دارد به راحتی و برای انجام تکلیفش می گذرد. 

در ادامه تصاویر این عزاداری را می بینید.

 

 

 

 

 

 عکس از سعید خلیلی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

فاطمه محبتی یکی از اعضای رهایافته بهائیت در نشست خبری با اصحاب رسانه که عصر سه شنبه در محل مرکز مدیریت حوزه های علمیه برادران استان البرز برگزار شد، با اشاره به این که بهائیت فرقه ای است که هدف آن از بین بردن دین مبین اسلام است، گفت: این فرقه ضاله که از طریق تشکیلات اسرائیل حمایت و پشتیبانی می شود برای رسیدن به اهداف پلید خود دست به هر کاری می زند.
 
وی ادامه داد: دست بردن در تقویم و تقسیم بندی ایام سال و روز بدون قاعده خاصی یکی از ترفندهای آنان است به گونه ای که تاریخ تولد علی محمد باب و حسین علی نوری را از تاریخ شمسی به قمری تغییر داده و آن را به روز اول و دوم محرم منتسب می کنند و هرساله در این ایام به رقص و جشن و پایکوبی مشغول می شوند.

محبتی با اشاره به این که اعضای فرقه بهائیت برای کمرنگ جلوه‌دادن عزاداری امام حسین(ع) از هیچ اقدامی دریغ نمی کنند بیان داشت: تشکیلات بهاییت به بانوان جوان این دستور را می دهند که با آرایش زننده و پوشش غیر اسلامی وارد هیئات و محافل عزاداری امام حسین (ع) شوند تا با این اقدامات قداست مراسم حسینی را از بین ببرند.
 
وی به حضور اعضای بهاییت در اغتشاشات سال 88 اشاره کرد و یادآور شد: اعضای فرقه ضاله بهائیت و جریانات وابسته به آن در اغتشاشات سال 88 حضوری پر رنگ داشته و در روز عاشورا به خیابان ها آمده و به رقص و پایکوبی پرداخته و بعضی از هیئات را به آتش کشیده و در نهایت، عزاداری روز عاشورا را به تظاهراتی علیه نظام اسلامی مبدل ساختند از این رو تعدادی از این افراد توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شده و روانه زندان شدند که طبق اعترافات این افراد این دستور از بیت العدل گرفته شده بود.
 
این فرد رها یافته از تشکیلات بهاییت تصریح کرد: بهاییت دین نیست بلکه یک فرقه است و افراد تحت پوشش این فرقه از خود اختیار و اراده‌ای ندارند و تمام فعالیت‌های آن‌‌‌ها تحت نظر تشکیلاتی است که ادعای آزادی تفکر و بیان است.

محبتی به کلاس های گلشن توحید با محوریت فضائل و کمالات عالم انسانی اشاره کرد و اظهار داشت: تعالیم مبتنی بر پرستش بهاء و ایجاد رعب و وحشت در صورت سرپیچی از آن می باشد و سعی دارند از سن سه سالگی و با ورود اجباری کودکان خانواده های بهائی به مهد کودک های خاص این فرقه، این طرح را اجرا کرده و به هدف خود برسند.

محبتی با بیان اینکه اعضای این تشکیلات با مطرح کردن مطالبی مانند عدم آزادی بیان، سعی در خدشه وارد کردن به اسلام و نظام دارند، تصریح کرد: افراد آموزش دیده برای ایجاد تشویش و اضطراب اذهان عمومی وارد فضاهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... می‌شوند تا به شیوه مدیریت شده مردم را جذب بهائیت کنند.

وی تصریح کرد: تشکیلات در ابتدا برای جذب افرادی که از فرقه جدا شده اند با ترفند محبت و سازش وارد شده و با وعده های پوچ و دروغین سعی در بازگرداندن فرد دارند در صورت عدم بازگشت فرد به تشکیلات به آزار و اذیت او می پردازند.
 
محبتی  به شکنجه های روحی و روانی از سوی خانواده و تشکیلات اشاره کرد و بیان داشت: زمانی که خانواده ام از مسلمان شدنم مطلع شدند مرا از ارث محروم کردند و برادرم به دستور تشکیلات برای از بین بردن من اقدام به اسیدپاشی کرد اما موفق به انجام این کار نشد و تنها به چشمانم آسیب وارد شد.

این فرد رها یافته از تشکیلات بهاییت تصریح کرد: از اعضای 9 نفره بیت العدل چهار نفر ایرانی و پنج نفر دیگر جاسوس امریکا و انگلیس هستند از این رو این نکته قابل تامل است که این فرقه که از ایران فعالیت خود را شروع کرده چگونه وابسته به انگلیس و امریکا است.

وی با تاکید بر فروپاشی این تشکیلات گفت: امروز اسرائیل در مرز فروپاشی است قطعا با متلاشی شدن اسراییل این فرقه و تشکیلات نابود خواهد شد پس فرزندان بهائیت از فرصت باقی مانده استفاده کرده و به آغوش اسلام بازگردند.

منبع: رسا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، یکی دیگر از رزمنده‌گان دلاور جبهه‌ی «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه و آله)» در نبرد با ایادی «اسلام آمریکایی» و «مزدوران سعودی» شهد شیرین شهادت نوشید. بنا بر این گزارش این شهید به نام «حمیدرضا زمانی» 45 روز به دفاع از حرم «بانوی مقاومت» حضرت زینب (سلام الله علیها )» پرداخت و همزمان با آغاز ماه محرم بال در بال ملائک گشود.

فردا؛ وداع با یک شهید مدافع حرم+عکس

آیین وداع با این شهید، امروز چهارشنبه شب در مسجد ارک تهران (واقه در میدان 15 خرداد) برگزار خواهد شد.

همچنین مراسم تشییع «حمیدرضا زمانی»،صبح پنج شنبه ساعت 10 صبح از شهرک چهاردنگه به سمت گلزار شهدای بهشت زهرا (س) انجام خواهد شد.

از شهید حمیدرضا زمانی یک فرزند 3 ساله و فرزندی که به زودی متولد می شود، به یادگار مانده است.

روحمان با یادش شاد
نثار روحش صلوات

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در سومین شب از محرم در حرم بانوی کرامت درباره قیامت و واکنش مردم درباره آن که  عده ای آن را  انکار و عده ای نیز بر آن اشکال می کنند اظهارداشت: اگر انسان بداند که حساب و کتابی در قیامت وجود دارد، نسبت به کسی که اعتقادی به آن ندارد، رفتاری متفاوت خواهد داشت. اگر کسی باور به معاد داشته باشد، عمل صالح انجام می دهد.

عضو هیئت علمی جامعة المصطفی با بیان این که مؤمنان به قیامت دچار ریا در اعمال نمی شود، تصریح کرد: انسان مؤمن می داند که در قیامت کسی غیر از خدا نیست که پاداش عمل او را بدهد، ازاین رو اعمالش را برای خدا خالص می گرداند.

وی کنترل گناه را از دیگر آثار قیامت معرفی کرد و گفت: بر اساس آیات قرآن کریم، کسی که به قیامت معتقد باشد، به دیگران ظلم نمی کند، چراکه نتیجه ظلمش را خواهد دید و در دادگاه عدل الهی محکوم خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی با تأکید بر این که اعتقاد به معاد، موجب مراقبت انسان بر اعمال خود  می شود، تصریح کرد: کسانی که دچار گناهان و اعمال ناشایست می شوند، به میزان آلودگی خود، نسبت به قیامت بی اعتقاد هستند.

وی ادامه داد: کسی که یقین و اعتقادش زیاد باشد، در همین دنیا بهشت و جهنم را مشاهده می کند؛ بر اساس روایت امام معصوم علیه السلام، کسی که زبانش، زبان منطق، متواضع، میانه رو و... باشد، بهشت را مشاهده می کند.

عضو هیئت علمی جامعة المصطفی با قرائت آیاتی از قرآن کریم درباره اوضاع قیامت تصریح کرد: یاد معاد، رزمنده را در جهاد شجاع می گرداند و بازاری را در معاملات خود صادق می گرداند.

وی با اشاره به آیات و روایات فراوان درباره ضرورت یاد قیامت گفت: یاد قیامت به این معناست که انسان در تمامی رفتارهای خود به حساب و کتاب قیامت توجه داشته باشد و اعمالش را کنترل نماید.

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی افزود: انسان مدتی تمامی هم و غمش را یاد قیامت و حساب آن قرار دهد، این مراقبت برای او عادت می شود.

وی در ادامه سخنان خود به واقعه عاشورا اشاره کرد و گفت: در واقعه عاشورا، در جای جای سخنرانی ها و نصایح امام حسین علیه السلام و اصحاب ایشان تعالیم ناب اسلامی و الهی و یاد قیامت بود.

این محقق حوزوی بحث درباره قیامت را سیره معصومین علیهم السلام برای جلوگیری از بروز گناه معرفی کرد و افزود: آنچه قیام امام حسین علیه السلام را نگه داشته است، باورهای توحیدی، معادی و... است.

وی در پایان افزود: کسانی که در ایام محرم به عزاداری می پردازند، نباید تنها جنبه های احساسی واقعه عاشورا را مورد توجه قرار دهند؛ قیام امام حسین علیه  السلام جلوگاه باورهای اعتقادی و دینی بود.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تسنیم، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری به مناسبت فرارسیدن ایام محرم، گزیده‌ای از بیانات معظم‌له را پیرامون چگونگی عزاداری‌ها در این ماه را منتشر کرده است که در زیر می‌خوانیم:

چرا عزاداری؟

آنچه پشت سر این عزاداری‌ها وجود دارد

عنوان:بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از اقشار مختلف مردم قم

تاریخ: ۱۳۸۶/۱۰/۱۹

می‌گویند چرا ماتم و گریه و اشک را در بین مردم رواج می‌دهید؟ این ماتم و اشک براى ماتم و اشک نیست، براى ارزش‌هاست. آنچه پشت سر این عزاداری‌ها، بر سر و سینه زدن‌ها، اشک ریختن‌ها وجود دارد، عزیزترین چیزهائى است که در گنجینه بشریت ممکن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزش‌هاى معنوىِ الهى است. اینها را می‌خواهند نگه دارند که حسین بن على مظهر این ارزش‌ها بود. یادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست و ملت اسلام اگر نام حسین را و یاد حسین را زنده نگه بدارد و آن را الگو قرار بدهد براى خود، از همه موانع و مشکلات عبور خواهد کرد. لذاست که ما در انقلاب اسلامى، در نظام جمهورى اسلامى از صدر تا ذیل، همه - مردم، مسئولین، بزرگان، شخص امام بزرگوار ما - بر روى مسئله امام حسین(ع) و مسئله عاشورا و همین عزاداری‌هاى مردمى، تکیه کردند و جا دارد. این عزاداری‌ها جنبه نمادین دارد، جنبه حقیقى هم دارد؛ دلها را نزدیک می‌کند، معارف را روشن می‌کند.

گریه و زاری‌ لازم است

عنوان: بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون

تاریخ: ۱۳۸۸/۰۹/۲۲

بعضی حالا ممکن است بگویند شما می‌خواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلی خب، بروید بیان کنید، دیگر روضه‌خوانی و گریه و زاری و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلی فکر خطائی است، نگاه غلطی است. این عاطفه‌ نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفی، پشتوانه‌ بسیار ارزشمند پیوند فکری و پیوند عملی است. بدون این پشتوانه، خیلی سخت می‌شود در این راه حرکت کرد. این پیوند عاطفی، خیلی مهم است. اینی که امام راحل (رضوان‌اللَّه علیه) فرمودند عزاداری به سبک سنتی، این یک حرف از روی عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقی است؛ ژرف‌نگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهی سه تعبیر وجود دارد: یک تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم راکعون»؛(۸) بحث ولایت. معلوم است که پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعه‌ ولایت است. یک بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولی الامر منکم»؛(۹) اطاعت رسول و اطاعت اولی‌الامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت کرد، پیروی کرد. اما یک بحث سومی وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الّا المودّة فی القربی».(۱۰) این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بکنید؛ مودت برای چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائی بر سر امت اسلامی خواهد آمد که در دوران‌های اول بر سر یک عده‌ای آمد که همین مودت را کنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم کنار گذاشته شد. بحث مودت خیلی مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفی حاصل می‌شود؛ ماجرای مصیبت‌های اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفی است؛ ماجرای مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفی است.

بنابراین، این عزاداری‌هائی که انجام می‌گیرد، این گریه و زاری‌ای که می‌شود، این تشریح حوادث عاشورا که می‌شود، اینها چیزهای لازمی است. یک عده از موضع روشنفکری نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهائی که مردم می‌کنند. البته یک شکل‌های بدی وجود دارد که گفته‌ایم؛ مثل قمه زدن که گفتیم این ممنوع است، نباید این کار انجام بگیرد؛ این، مایه‌ دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهل‌بیت است. اما همین عزاداری متعارفی که مردم می‌کنند؛ دسته‌جات سینه‌زنی راه می‌اندازند، عَلَم بلند می‌کنند، اظهار محبت می‌کنند، شعار می‌نویسند، می‌خوانند، گریه می‌کنند؛ اینها ارتباط عاطفی را روزبه‌روز بیشتر می‌کند؛ اینها خیلی چیزهای خوبی است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

بر اساس روایات، یاد نمودن این امام مظلوم و لعن نمودن قاتلینش در هنگام نوشیدن آب ثوابی منحصر به فرد در پی دارد.

در این باره داود رقّی روایت نموده است که روزی در حضور امام صادق (عَلیه السَلام) بودم. آن حضرت درخواست آب کردند و چون آب را آشامیدند اشک از چشمان مبارکش جاری گشته و بیان داشتند: هر بنده ای که هنگام نوشیدن آب از حسین یاد کند و قاتلش را لعنت کند، خداوند برای او صد هزار حسنه می نویسد و صد هزار گناه را از او محو می نماید و صد هزار درجه به او می دهد و مانند کسی است که صد هزار برده را در راه خدا آزاد کرده است و خداوند او را در روز قیامت با قلب خنک محشور می نماید.

 

پی نوشت ها:

1-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج44: 302.

2-سید علی حسینی، کرامات و مقامات عرفانی امام حسین (ع): 53

 منبع:قدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

قال الرّضا عليه السّلام : 
انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ.... 
ترجمه : 
امام رضا(ع) فرمود:هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم موسى بن جعفر(ع) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود. 

 

پی نوشت

امالى صدوق ، ص 111

منبع:باشگاه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین علی نظری منفرد، در سومین روز از دهه محرم، که با حضور آیت الله هاشم حسینی بوشهری، مدیر حوزه های علمیه کشور و دیگر اقشار مختلف مردم در مدرسه امیرالمومنین (ع) قم برگزار شد، گفت: حضرت امام حسین (ع) ادامه دهنده همان رسالت پیامبر خاتم (ص) بود که در جامعه روبه زوال و فراموشی بود.

وی با بیان این که تعیین و مشخص کردن راه های انحرافی و نشان دادن صراط مستقیم دو مسئولیتی است که خدای متعال برعهده  پیامبران الهی، ائمه طاهرین، روحانیت شیعه و بخصوص حضرت حسین بن علی (ع) قرار داده است، افزود: آن امام همام، به خوبی با حرکت و قیام خود این دو مسیر را برای افراد جامعه مشخص کردند تا مردم گرفتار مسیر ناحق و گمراهی نشوند.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد، با اشاره به این که رسالت انبیاء، ائمه طاهرین و به خصوص حضرت ابی عبد الله الحسین (ع) یک رسالت الهی است، اظهارداشت: فرستادگان خدا متعال آمده اند تا نور را به مردم نشان بدهند و از ظلمت دور کنند. بنابراین رسالت بزرگ مردان الهی تعیین و ترسیم صراط مستقیم و آگاهی دادن از  مسیر انحرافی، برای جامعه است.

استادحوزه علمیه قم ادامه داد: صراط مستقیم، راهی است که انسان را به سعادت می رساند و از بیراهه دور می کند و این صراط نور، روشن گری است. و فرستادگان الهی و یکی از پیام های مهم قیام حضرت حسین بن علی (ع)، آفت زدایی

از مسیر مستقیم و نورانی است و این راه هم تنها مسیر مستقیم برای بشر می باشد.

حجت الاسلام والمسلمین نظری منفرد خاطر نشان ساخت: در کربلا، حضرت حسین بن علی (ع) راه مستقیم را به صورت  مصداق و یا با توصیف همانند جدشان باز گو می کردند و می گفتند: مسیر حق ، راهی است که جدم رسول خدا، پدرم و برادرم رفته اند. نه کسانی مثل آل بنی امیه؛ مواظب باشید مسیر را درست انتخاب کنید.

وی ابراز داشت: حضرت امام حسین (ع) بارها در کربلا به مردم گفته بودند که مگر این جمله نورانی که پیامبر فرموده بود  » اِنّ الحسن والحسین سیّدی شباب اهل الجنه و علیٌ مع الحق و الحقُ مع العلی« را نشنیده اید.اگر شنیده اید، حُجّت برشما تمام است و اگر نشنیده اید، از صحابه پیامبر مانند جابربن عبد الله انصاری سوال کنید. من حسین فرزند دخت  پیامبرشما هستم، حق و صراط، من هستم هرچه غیر من باشد باطل است.

استاد حوزه علمیه قم در پایان گفت: یکی از آثار مهم قیام حضرت حسین بن علی (ع)، نجات انسان های گرفتاری مثل حُربن یزید  ریاحی بود. که ادب و وقار حُرّ موجب شد، از اموی بودن به حسینی بودن تبدیل شود ونجات پیدا کند و اسم او به عنوان آزاد شده در قیام کربلا ثبت و ضبط شود.

 
منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

بهترین درسی که از صحنه ی غم انگیز کربلا می گیریم ،این است که حسین علیه السلام و یارانش به خدای یگانه ایمان راسخ و استوار داشتند.

واشینگتن ایرونیک مورخ آمریکایی:

"برای امام حسین علیه السلام امکان بود که زندگی خود را با تسلیم شدن به اراده ی یزید نجات دهد،اما مسئولیت پیشوایی و نهضت حق ، هرگز اجازه نمی داد که یزید را به خلافت بشناسد و او به آسانی و بی درنگ برای رهایی مسلمانان از چنگال قهار ظلم و ستم امویان هر گونه مشقت و مصیبت را پذیرفت.

آری روان حسین علیه السلام تابناک و سرمدی و جاودان است.ای قهرمان بزرگ و ای نمونه ی شهادت و ای شهسوار آزاده و ای حسین ،درود بر تو باد".

ماربین دانشمند آلمانی:

"حسین بن علی علیه السلام سرباز رشید جهان اسلام است که چهارده قرن پیش یک تنه در برابر حکومت مقتدر و جور ، قد برافراشت و به شعار همیشگی خود می گفت: من در راه حق کشته می شوم و به ناحق دست نمی دهم".

توماس کارلایل مورخ مشهور اسکاتلندی:

"بهترین درسی که از صحنه ی غم انگیز کربلا می گیریم ،این است که حسین علیه السلام و یارانش به خدای یگانه ایمان راسخ و استوار داشتند.آنان با عمل خود ثابت و استوار کردند که کثرت عدد، آنجا که حق با باطل روبرو می شود مهم نیست.
براستی پیروزی معنوی حسین علیه السلام با کمی یار و مددکار شگفت آور است".


پی نوشت:
کتاب آفتاب کربلا اثری از احمد محسن زاده 
منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام


بسم الله الرحمن الرحيم
 
" يا اَيهاالذينُ امنوا اِتَقوالله وابتَغوا ِاليه الْوسيلَه َو جاهدوا فيِ َسبيله لَعلَكُم تٌفْلِحون ”
 
(سوره مائده آيه 35)
 
خاكساري و عرض حاجات به آستان مقدس چهارده كوكب منوّر آسمان ربوبي سفارش و تأكيد بزرگان ما بوده كه به عنوان راهگشاي مصائب و دشواريهاي مادي و معنوي و دست يافتن بر فراز قله هاي معرفت ياري دهنده مومنان و متقيان است.
 
در اين راستا يكي از نافذترين و چشمگيرترين دريچه هاي رهائي از بند مشكلات دنيوي و اخروي درياچه اي است مملوّ از امواج پرتلاطم عشق به خاندان نبوي به نام زيارت عاشورا. كه رحمت بي انتهاي اين دعاي شريف همواره مشمول گريختگان از دنيا و سوق داده شدگان به اين سفينه رحيمي مي باشد، كه هر عاشقي به مقتضاي حال خود از سرچشمة اين كوثر و فيض رحماني سيراب شده و در اين درياي وسيع شناور مي گردد.
 
از آنجايي كه در امور دنيا و آخرت براي هر امري آدابي مخصوص به خود مي باشد، زيارت عاشورا نيز از اين قاعده مستثني نبوده و مشتمل بر آداب و حالات مخصوص به خود ميباشد , كه اين آداب را حضرت آيت الله حق شناس از استاد فرزانه خود حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) نقل مي كنند كه اميد است هديه مبارك و گرانقدري باشد از گنجينه فيوضات اولياءالله براي شيفتگان معرفت الهي.
 
مقدمه:
الف - صد مرتبه ذکر الّله اکبر گفته شود.
 ب -  لعن و سلامی که در انتهای زيارت عاشورا ميباشد را به ترتيب  هر كدام فقط 1 بار گفته شود.
 ج -  زيارت عاشورا از اول تا ابتداي صد لعن خوانده شود ، اين قسمت مربوط به مقدمه زيارت عاشورا ميباشد.

در اين قسمت نيازی به گفتن صد لعن و صد سلام نيست و زيارت تا سر صد لعن و سلام خوانده ميشود و پس از آن ادامه  زيارت عاشورا به صورت زير ميباشد:

 د -  دو ركعت نماز هديه به حضرت ابا عبدالله خوانده شود، اين نماز با نماز آخر زيارت عاشورا متفاوت است و نيت آن بايد هديه به حضرت ابا عبدالله(ع) باشد.
 
ه  -  پس از خواندن نماز هديه به حضرت ابا عبدالله(ع)  صد مرتبه ذکر الّله اکبر گفته شود.
 
 پنج مورد فوق مقدمه زيارت عاشورا در اين دستور مخصوص زيارت عاشورا ميباشد و بايد توجّه شود که در مقدمه که در بخش فوق توضيح داده شده است زيارت عاشورا تا سر صد لعن و سلام خوانده شده است و به طور کامل خوانده نشده است که پس از انجام موارد فوق به عنوان مقدمه ادامه  زيارت عاشورا به صورت زير خوانده ميشود که مشروح زيارت ميباشد.

ادامه زيارت عاشورا :
الف -  زيارت عاشورا از اول تا آ خر خوانده شود- در خواندن زيارت لعن و سلام هر کدام صد مرتبه گفته شود.

ب  -  پس از اتمام  زيارت دو ركعت نماز زيارت خوانده شود . ( اين نماز جزء زيارت عاشورا است)
 
توضيحات :
1) در طول خواندن زيارت عاشورا مراقبت از اعمال لازم ميباشد .(ترك محرمات، فعل واجبات)
2) حرف نزدن بين زيارت عاشورا   (در يك مجلس خوانده شود).
3) شروع زيارت عاشورا روز چهارشنبه باشد.
4)  اداي صحيح عبارات زيارت عاشورا .
5) به جز اهل منزل كسي از خواندن زيارت عاشورا مطلع نگردد.
6) بين طلوع و غروب آفتاب خوانده شود.
7) چهل روز مستمر خوانده شود و هر روز صدقه براي سلامتي آقا امام زمان (عج) داده شود.
8) بانوان در ايام خاص , خواندن زيارت عاشورا را به شخص ديگري واگذار نمايند.

منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

از آیت الله بهجت پرسیدند: داستان ها و قضایایى از کسانى که پیوسته زیارت عاشورا مى خواندند و به این صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در این باره چیست؟
 
ایشان پاسخ داده اند که: متن زیارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زیارت رسیده است که حضرت صادق (علیه السلام) به صفوان مى فرماید: این زیارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت کن. به درستى که من چند چیز را بر خواننده آن تضمین مى کنم: ۱. زیارتش قبول شود. ۲. سعى و کوشش وى مشکور باشد ۳. حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و ناامید از درگاه خدا برنگردد.
 
اى صفوان! این زیارت را با این ضمان، از پدرم یافتم و پدرم از پدرش...تا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت امیر نیز از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل و او هم از خداى متعال نقل می کند و هرکدام این زیارت را با این ضمان، تضمین کرده اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم یاد نموده که: هرکس این زیارت و دعا را بخواند، دعا و زیارت وى را بپذیرم و خواسته اش هر چه باشد، برآورده سازم.

و از سند او استفاده مى شود که زیارت عاشورا از احادیث قدسى است و همین مطالب، سبب شده است که علماى بزرگ ما و استادان ما - با آن همه مشغولیت هاى علمى و مراجعاتى که داشتند - به خواندن آن مقید بودند تا جایى که استاد ما، مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى، از خداوند خواسته بودند که در آخر عمرشان، زیارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض ‍ روح شوند و دعایشان هم مستجاب شد و پس از پایان این زیارت، درگذشتند.

منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

به نقل از هیأت، سیدمهدی میرداماد شب اول محرم امسال در هیأت رزمندگان اسلام قم صحبت‌هایی را درباره عدم حضورش در این هیأت در دهه اول محرم عنوان کرد و به برخی از شایعه‌های پیرامون رفتنش به اصفهان پاسخ داد که در ادامه عیناً صحبت‌های ایشان می‌آید:

بنده 10 سال است که توفیق خدمت‌گذاری در هیأت رزمندگان اسلام قم را دارم و پیش از آن نیز از مستمعین هیأت بوده‌ام، نگاه من به محرم نگاهی عاشقانه است، دهه محرم با همه مناسبت‌های سال برای تمامی مداحان دستگاه اهل بیت‌(ع) فرق می‌کند و به همین ترتیب تلاشمان نیز فرق می‌کند.

بی‌انصافی است که ما نگاه‌مان نگاه غیر نوکری و غیر حسینی باشد و برای من خدمت در هیأت رزمندگان اسلام یکی از آرزوهایم بوده است و بدون تعارف در این 10 سال بهترین روزهای جوانی‌ام را در این دستگاه گذاشته‌ام، به همین دلیل نمی‌توانم نسبت به هیأت بی‌تفاوت باشم.

اگر هم امسال جسماً حضور ندارم، دلیل بر این نیست که با هیأت رزمندگان اسلام مشکل دارم، پنج سال پیش نیز وقفه‌ای ایجاد شد و دوباره برگشتم و دلیلش هم دلیل فنی است و دلیل دیگری ندارد، من تمام قلب و جسمم در این هیأت است و از الان برای بعد از محرم در حال برنامه‌ریزی هستم و محرم امسال خیز بلندی است، برای یک سال پر از موفقیت، فاطمیه و دهه اول محرم سال آینده را نیز مفصل برگزار خواهیم کرد و این عدم حضورم با برنامه‌ریزی و از قبل پیش‌بینی شده بوده است.

وظیفه من این است که این بستر را برای جوان‌ترها مهیا کنم و باید به جوانان هم توجه داشت، من هم با افتخار می‌گویم، امسال جوان دیگری مانند همان 10 سال پیش که آقای شمس، آقای روحانی و آقای سعیدی اعتماد کردند و این پرچم را به دست من دادند و به کمک شهدا و این پرچم من الان در این نقطه هستم.

مطلب دیگری که می‌خواهم بگویم این است که من دهه اول محرم را به این ارزانی نمی‌فروشم که خدای نکرده با کسی معامله کنم، من به هیچ عنوان در عمرم [لطفا یک جلد قرآن بیاورید] دستم را روی قرآن می‌گذارم که هر کس مرا می‌بیند یا صدایم را می‌شنود در جریان باشد؛ من با تحقیقی که کردم به این نتیجه رسیدم که از میان شهرهای مختلفی به اصفهان بیایم، حسینیه‌ای در اصفهان انتخاب کردیم، فضای هیأت در اصفهان بسیار فضای عجیب و غریبی است؛ به این نتیجه رسیدیم که بیاییم در اصفهان کار فرهنگی انجام دهیم و یک ماه است داریم کار می‌کنیم تا بتوانیم پرچم را بلند کنیم.

هیچ‌کس مرا به اصفهان دعوت نکرده و چیزی به من نداده، به این قرآن قسم می‌خورم، من هیچ مبلغی برای محرم در اصفهان دریافت نکرده‌ام و نخواهم گرفت، من نه کاسبم نه شغلم مداحی است، انصافاً از این به بعد محرمتان را با غیبت خراب نکنید که فردای قیامت این قرآن بین من و شما حکم کند، من امام حسین(ع) را به راحتی به دست نیاورده‌ام که بخواهم به راحتی بفروشم.

برای شنیدن صوت سیدمهدی میرداماد درباره علت حضورش در اصفهان از لینک زیر اقدام کنید:

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

یکی از مسائلی که مداحان در ماه محرم و به دلیل استفاده زیاد از تارهای صوتی‌شان دچار آن می‌شوند، گرفتگی صداست؛ لذا این امر با رعایت اصول تغذیه‌ای و توجه به برخی از توصیه‌های پزشکی و نخوردن مواد غذایی التهاب آور، قابل رفع است.

در این مطلب سعی شده است، به صورت کاربردی با ذکر چند نکته اساسی موارد مفیدی را در دو مقوله "پیشگیری و نگهداری" و همچنین "ترمیم نمودن و بهبود بخشیدن" در هنگام آسیب تارهای صوتی، بیان کرد.

به طور کلی کارهای عملی که می بایست انجام داد هم از جنس تمرین و هم از جنس پرهیز از برخی مواد آلرژی زا است.

- قبل از هر نوع عمل نگه داری و یا آماده سازی یا هر کار دیگر، ابتدا اگر شناخت خوبی از بازخوردهای جسمی خود دارید از خوردن و نوشیدن‌هایی که شما را دچار تداخل مزاجی می‌کند و یا در معرض قرار گرفتن مواد مختلفی که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، پرهیز کنید. مثلا اگر سرد مزاج هستید بطور طبیعی نباید غذاهایی با مزاج خیلی سرد میل کنید و یا اینکه اگر از بوییدن عطرهای خاصی دچار سردرد می‌شوید و بوی تند آن شما را آزار می دهد به هیچ وجه استفاده ننمایید و یا در کنار اشخاصی که این عطرها را استفاده نموده اند قرار نگیرید.
وقتی از خواب بیدار می‌شوید بلند صحبت نکنید

- از کشیدن سیگار و قلیان و یا بهره‌گیری از هر گونه مخدر پرهیز نمایید و تصور نکنید که استفاده از این‌ها باعث تغییر حالت صدای دلخواه‌تان خواهد شد.

-وقتی از خواب بیدار می‌شوید بلند صحبت نکنید در واقع می بایست ابتدا تارهای صوتی را گرم کنید و سپس شروع به صحبت کردن بلند بوسیله تارهای صوتی تان نمایید،
به عنوان مثال، پس از اینکه از خواب برخواستید، می بایست حرف زدنتان همراه با مخلوطی از هوا باشد؛ مثلا با صدای آرام چند بیت شعر بخوانید ، منظور از صدای آرام همانند این است که می خواهید صحبت درگوشی با کسی داشته باشید.
سلام کردن‌تان را هم همین‌طور آرام انجام دهید.
نوع تغذیه و خوراک شما:

مسئله دیگر در آماده بودن هرچه بیشتر برای عرض ارادت و مدیریت مجلس اهل بیت علیهم السلام نوع خوراک شماست، البته نمی‌خواهم بگویم که هیچ چیز نخورید یا وسواس زیادی در اینکه چه بخورید و چه نخورید نشان دهید، چرا که آثار خوراکی ها گاهی در افراد مختلف متفاوت است اما به هر ترتیب در اینجا به ذکر دو گروه از خوراکی ها می پردازم:

1- پیشگیری کننده‌ها و نگهداری کننده از بروز اختلال
-روزی که می خواهید شعر بخوانید و به قول معروف مداحی بفرمایید و ذکر اهل بیت بگویید، شیر ننوشید چرا که نفاخ است و ممکن است در معده گاز ایجاد کند و هنگام خواندن شما را دچار مسئله کند و مدام آزارتان دهد.

-از پودرهای چندمنظوره ای مانند نسکافه هایی که در بازار موجود است و به همراه آن شیر یا کارامل هم دارد، استفاده نکنید چرا که آثار نفخ معده در این نوع نوشیدنی ها هم یافت می شود.

-از خوردن غذاهای تند و تحریک آمیز و همچنین فلفل و ادویه جات پرهیز کنید.

- اگر به ترشی جات خیلی علاقه مند هستید برای چند صباحی از میل نمودن آن پرهیز کنید، چرا که طبیعت ترشی سرد است و موجب می شود که تعادل مزاجی تان برهم بخورد و گاه فشارتان را هم پایین بیاورد.

- سعی کنید بجای آب سرد و یا آب با دمای خنک متعادل و بلکه آب شیر بنوشید.

-از نوشابه ها و هرگونه نوشیدنی گاز دار پرهیز کنید؛ چرا که مانند یک ماده جرم گیر قوی سطح حنجره شما و تارهای صوتی تان را می ساید.

-سعی کنید فاصله میان میل کردن غذا ( شام ) تا خوابیدن شما حداقل سه ساعت باشد که غذای میل شده بطور کامل هضم شده باشد، چرا که اگر برخلاف این کار عمل نمایید، در حین خواب اسید معده که برای هضم غذا ترشح می شود به سطح نای بر می‌گردد و بنابراین وقتی از خواب برمی خیزید متوجه خواهید شد که صدای تان به اصطلاح خش داراست؛ اگرچه پس از چند ساعتی بهبود پیدا می کند اما افرادی را که در ابتدای صبح مجلسی را مدیریت می کنند و می بایست مداحی و ذاکری داشته باشند دچار اختلال صدا خواهد نمود. البته می توانید کمی و فقط کمی سرتان هم بالاتر از سطح بدن قرار دهید که به عدم بازگشت اسید معده کمک مناسبی نماید. بطور کلی سعی کنید در شب غذای سبکی میل نموده و آن غذا چربی مشهودی نداشته باشد.
-خوردن آبلیمو، ترشی و سرکه در حال گرسنگی صافی صدا را از بین می برد. اما اگر در بین غذا خورده شود چه بسا باعث تقویت صدا هم بشود.

-اگر بصورت کلمه به کلمه بخواهم بگویم بطور کلی این مواد غذایی را نخورید:

ترشی، غذاهای سرخ شده در روغن، چای پر رنگ، آب سرد، آب داغ، بستنی، تخمه، آجیل، چیپس و پفک، سرکه، مواد غذایی که بسیار شیرین یا شور هستند. همچنین استعمال عطریات بیش از اندازه معمول بخصوص عطرهای تند بر روی حنجره شما تاثیر خواهد گذاشت.
خوردن مواد غذایی داغ به اندازه ای که حلق را بسوزاند و پائین برود بسیار برای حنجره ضرر دارد. همچنین خوردن بیش از اندازه چیزهای سرد به طوری که سردرد شدیدی بگیرید و یا گلو به درد بیاید، برای حنجره مضر است.

2- ترمیم کننده‌ها و بهبود بخش‌ها
ممکن است بر اثر استفاده غلط از صدا و عدم رعایت نکات فوق، حنجره شما دچار زخم ها و یا خراشیدگی هایی شود که البته از دید تخصصی اگر بخواهم توصیف کنم، هنگامی که به یکباره شروع به خواندن نموده و یا در حین خواندن فریادهای غیر اصولی بزنید، لخته های خونی در مسیر تارهای صوتی شما ایجاد می شود که در ادامه فشارهای شدیدتر، حتی دچار زخم های ریزی خواهد شد که گاه موجب نمایان شدن خون می گردد، در این هنگام می بایست حداقل یکی دو روز از خواندن پرهیز نمایید.

از خوراکی‌هایی که جنبه دارویی دارند، میل نمایید
- عناب خیس کرده میل کنید. این کار هم برای ترمیم صدا خوب است و هم برای پیشگیری و نرم نگه داشتن و پاکسازی آن؛ عناب گرفتگی صدا را برطرف می‌کند و موجب تقویت دستگاه گوارشی می‌شود. عناب به دلیل داشتن لعاب زیاد، نرم‌کننده سینه است. برای رفع استرس و اضطراب مفید است و چون مداحان به نوعی اجرای زنده دارند، می توانند از خوراکی هایی مانند عناب یا خوراکی های دیگر استفاده کنند که کاهش دهنده اضطراب هم هست.این میوه قدرت ماهیچه‌های حنجره و توان بدنی را افزایش می‌دهد.

این ماده ضدآلرژی است بنابراین در این هوای مسموم از آلاینده‌های شیمیایی، در پاک سازی مسیر حنجره به شما کمک می‌کند. البته در نظر داشته باشید که اگر سرد مزاج باشید، ممکن است کمی موجب نفخ شما بشود که مسئله ی جدی نخواهد داشت.

روش آماده سازی:

به دو نحو توصیه می شود که طبق دلخواه تان می توانید آن را فراوری نمایید.
یک حالت این است که عناب را بشویید و نیمی از یک لیوان با اندازه معمول را آب بریزید ( بهتر است آب جوشانده باشد ) و عناب ها را درون آن قرار داده و درب آن را با ظرفی بپوشانید که علاوه بر اینکه هوای مستقیم نخورد، کمکی باشد برای اینکه عناب ها از آب بیرون نزنند؛ این کار باید حداقل از 4 الی 6 ساعت قبل انجام شود تا به خوبی لعاب ایجاد کند، دقت کنید که اگر نزدیک به خواندن شماست به هیچ وجه آن را درون یخچال قرار ندهید تا دمای آن در هنگام نوشیدن سرد نباشد.
روش دیگر بصورت دمنوش است که باید عناب را شسته و خیس کنید سپس هسته آن را بیرون آورده و میوه خرد شده را داخل یک قوری ریخته و آب با دمای 80 درجه سانتی گراد به آن اضافه کنید و اجازه دهید که به مدت 15 دقیقه دم بکشد. به علت شیرین بودن دانه های عناب نیازی به شیرین کردن نمی باشد و در صورت تمایل می توانید چند قطره آب لیموترش به آن اضافه کنید.

-انجیر خشک را درون شیر بجوشانید و به هنگام شب میل کنید و دهان خود را نشویید و اجازه دهید تا صبح در مسیر حنجره شما باقی بماند تا کار ترمیمی خود را انجام دهد.

-میل نمودن موادی که ویتامین ث (C) دارند از جمله می توان به پرتقال، کیوی، سیب، لیمو ترش، سبزیجات، سیب زمینی و ... اشاره کرد.
- هنگامی که آب می نوشید بهتر است چندین قطره آب لیموی تازه در آن بریزید و بعد میل کنید.

-عسل آب بنوشید، 3 قاشق غذاخوری عسل را در یک لیوان آب ریخته و آن را کاملا به هم بزنید تا اثری از عسل حل نشده در آن باقی نماند. سپس آن را میل بفرمائید.
- شربت گیاهی آویشن برای التیام بخشیدن حنجره افرادی که دچار سرفه شده اند.
-اگر بصورت کلمه به کلمه بخواهم ذکر کنم این مواد غذایی را هم می توانید استفاده نمایید :
غذاهای کم چربی و آبکی مانند آش، گوشت آب پز، باقالی پلو، آبگوشت کم چربی، دانه صنوبر، مویز، انجیر، شنبلیله، خرما، ریشه شیرین بیان، بادام (به ویژه بادام تلخ)، نیشکر،
تخم خیار چنبر، تخم کدو حلوایی، نشاسته، کتیرا، ترکیب زرده ی تخم مرغ و عسل.

منبع:فردا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمدی؛

_ خدا این علم را برمبنای دو نوع رحمتش آفرید، رحمت رحمانی، که تعبیر می شود به رحمتی عمومی و گسترده و رحمت رحیمی، که تعبیر می شود به رحمت مختص و ویژه.

_ رحمت عمومی شامل حال همه اشیاء عالم می شود، و خدا برای دریافت این رحمت گسترده و عمومی شرط قابلیت نگذاشت؛ اینجا قابلیت ایمانی شرط نیست. این رحمت مقدمه شد برای رسیدن به رحمت رحیمیه.

_ رحمت دوم، رحمت ویژه است و همان رحمت رحمیه است؛ که شامل حال همه نمی شود و فقط مشمول حال مومنین است.

_ خدا قرآن را هم بر مبنای رحمتش نازل کرد. قرآن از مصادیق رحیمیه خداست، این کتاب برای مومنین شفا و رحمت است، ظالمین از قرآن بهره ای جز زیان و خسارت نخواهند داشت.

_ ظالمین چه کسانی هستد؟ بالاترین مصداق ظلم شرک است. همانطور که ما در توحید بحث شرک را مطرح می کنیم، در امر ولایت هم شرک نمود و بروز دارد.

_ چطور وارد قله امن توحید شویم؟ قلعه توحید همان قلعه ولایت است. ورود به قلعه ولایت یعنی ورود به قلعه توحید.

_ ظالمین از قرآن بهره ای ندارند، بالاترین مصداق ظالمین مشرکین هستند، چه آنهایی که شرک در توحید دارند و چه آنهایی که شرک در ولایت، و ظالم از قرآن بهره ای جز خسارت ندارد.

_ مصداق پایین تر ظلم به نفس است. گناه از مصادیق ظلم به نفس است. این ظلم، تنها گریبان خودش را نمی گیرد، اثر وضعی گناه دامان جامعه را هم می گیرد.

_سومین مصداق، ظلم به ناس است، که نام آن را حق الناس می گذاریم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عبدالرضا هلالی ذاکر اهل بیت(ع) در یادداشتی این چنین می‌گوید: دیشب عزاداران در هیأت الرضا اثبات کردند که درگیر ظواهر و شکل عزاداری نیستند و خواست قلبی رهبری برایشان اهمیت دارد، ما قدر انقلاب و رهبر عزیز را بیش از پیش می‌دانیم.

 

به گزارش خبرگزاری فارس، شب چهارم محرم امسال در هیأت‌الرضا محفل بسیجیان و رهروان شهدا حال و هوای دیگری داشت. در این شب عزاداران حسینی با پیراهن‌های مشکی عزاداری کردند تا به خواست قلبی رهبری لبیک عملی گفته باشند، در پی این اقدام حاج عبدالرضا هلالی ذاکر اهل بیت(ع) یادداشتی را منتشر کرد:

السلام علیک یا اباعبدالله

موضوعی که چند وقتی است در محافل مذهبی و هیأت‌ها مطرح می‌شود، بحث برهنه‌شدن در جلسات عزاداری است، آنچه که صراحتاً از جانب رهبر فرزانه انقلاب بیان شده این است که برهنه‌ شدن جهت عزاداری با رعایت جوانب و دوری از مفسده احتمالی جایز است و به لحاظ شرعی اشکالی ندارد، اما حضرت ایشان نظر شخصی و قلبی‌شان برهنه‌نشدن در عزاداری است و این حالت را برای عزاداری بهتر می‌دانند، لذا تکلیف روشن است.

ما در هیأت الرضا تلاش کرده‌ایم و به این مهم پایبند بوده‌ایم که هیچ‌گاه برای نحوه و حالت عزاداران تکلیفی را نیافرینیم و حال شخصی، که زمینه‌ساز ارتباط معنوی است، را تحت تأثیر قرار نداده و برهم نزنیم، تلاش مضاعف خواهیم کرد زمینه هر گونه مفسده احتمالی را برای عزادارانی که برهنه می‌شوند برطرف کنیم.

برداشتم از فرمایشات رهبری در مورد مباحث مطرح‌ شده این است که برهنه‌ نشدن در عزاداری افضل است و در جهت ارتقاء معنوی جلسات و ما موظف به فراهم‌کردن شرایط برای تحقق این فرمایش هستیم، متأسفانه عده‌ای در پی این هستند که از این موضوع سوءاستفاده کرده و میان عاشقان اهل بیت اختلاف بیندازند و از این فضا نهایت سوءاستفاده را بنمایند.

در شرایطی که رهبرمان امر به وحدت مسلمانان کرده‌اند و شیعه و سنی را به برادری فرا می‌خوانند قطعاً انسجام میان شیعیان از اولویت‌های ماست و نباید اجازه ایجاد هرگونه اختلاف با هر عنوانی را میان محبین اهل بیت(ع) به هر بهانه‌ای و خدای‌ ناکرده جدایی احدی از این دستگاه را بدهیم و باید با هوشیاری، دقت و فهم صحیح از شرایط، به فضل الله زمینه و مقدمات تحققِ خواستِ قلبی رهبری را فراهم آوریم و البته این مهم نیازمند زمان مناسب و برنامه‌ریزی دقیق است.

از سوی دیگر جلسات اربابمان باید ما را با واقعیت‌های قیام و فلسفه حرکت‌شان آشنا کند، قطعاً یکی از این درس‌ها ازخودگذشتگی و زیرپا گذاشتن نفسانیات است، ما آموخته‌ایم اسلام دین تعبد و بندگی است و هر جا بنده بندگی کند، رشد و کمال برایش قطعی است. در شرایطی که انسان روزه مستحبی گرفته است، اگر به او تعارف شود تا افطار کند او موظف به افطار است تا هم ثواب روزه را ببرد و هم ثواب عبور از نفس را.

دیشب عزاداران در هیأت الرضا اثبات کردند که درگیر ظواهر و شکل عزاداری نیستند و اینکه با هر سلیقه سیاسی و فقهی و تقلید از هر یک از مراجع عظام تقلید خواست قلبی رهبری برایشان اهمیت دارد، ما غمگینِ ظلم بزرگی هستیم که در حق سید و سرور آزادگان جهان و خاندان مطهرش در سال 61 هجری صورت گرفت؛ آقای مهربانی که به قصد خدمت به امت و در پی درخواست امت جدش ترک بلاد کرد و مرور می‌کنیم بی‌وفایی، کج‌فهمی و بی‌بصیرتی امت را و دعایمان این است که خداوند ما را از این آقا و تعظیم این مصیبت بزرگ جدا نکند که خیر دنیا و آخرت در این مسیر است و درس امام زمان‌شناسی و تبعیت از ولیّ زمان را در این دستگاه می‌آموزیم.

ما نوکری برای این خاندان را با اشکهایمان، ناله‌هایمان، سینه‌زدن‌هایمان، مالمان و جانمان ادامه خواهیم داد که فخر ما در دو عالم این سرمایه است، ما قدر انقلاب، رهبر عزیز و کشورمان را بیش از پیش می‌دانیم و اجازه هیچ‌گونه سوءاستفاده را به احدی نخواهیم داد.

إن‌شاءالله

بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و اُسرتی یا اباعبدالله

در ادامه می توانید از لینک زیر فایل صوتی اظهارات شب گذشته ایشان را دانلود نمایید:

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

استاد انصاریان در یکی از سخنرانیهای خود در رابطه با ویژگی های حیات طیبه در روش زندگی امروزی، برای آمادگی حیات طیبه اخروی پرداختند.

معظم له فرمودند: ایمان و عمل صالح چهار محصول دارد که خداوند در سوره های مختلف به آن اشاره دارد.

این استاد حوزه فرمودند: روایات ما مخصوصاً روایتی که در ذیل آیه شریفه سوره نحل بیان شده است و روایت امیرمؤمنان، حیات طیبه را زندگی تؤام با قناعت بیان کرده­اند. این زندگی لذیذ و خوشگوار است. کسی که مشکل مالی  ندارد و بادرآمد متناسبی زندگی می­کند و چیزی هم پس انداز می­کند، حیات طیبه برای او معلوم است.

ایشان افزودند: انسانی که عمل صالح و درآمد حلالی دارد، حیات طیبه برای او به این صورت است که میلی به حرام پیدا نمی­کند و چشمی هم به اموال دیگران ندارد که از راه نامشروع به اموالش اضافه کند.

این استاد اخلاق افزودند: امام صادق(ع) در ذیل یکی از آیات مربوط به موسی بن عمران عدم اشتهاء به طعام حرام را از ویژگی صالحان شمردند.

ایشان بازدید میهمانان را از اخلاق ویژه مرحوم آیت الله حائری یزدی دانستند و به نقل خاطره زیبایی از این استاد بزرگ و مؤسس حوزه علمیه قم پرداختند. در ضمن این خاطره مراقبت و مواظبت همیشگی در حلال و حرام را از ویژگی های استاد دانستند که همین ویژگی سبب عنایات زیادی به ایشان شده بود.

این استاد فرزانه به ویژگی انسان­های با ایمان که همواره با قناعت زندگی می­کردند، اشاره نمودند و فرمودند این انسان­ها حتی زیر بار مناصب و موقعیت حاکمان هم نمی­رفتند و با درآمد اندک و حلال زندگی را اداره می­کردند.

ایشان افزودند: چندین سال است که در بین مردم دیوار احتیاط شکسته شده است و این مایة تأسف است. فرزندان ما باید رعایت حلال و حرام را از ما ببینند و یاد بگیرند.

ایشان در میان سخنرانی اشاره­ای هم به فرهنگ آپارتمان نشینی داشتند و آن را مضر برای فرزندان و بانوان جامعه امروز دانستند.

این دانشمند فرهیخته فرمودند: انسان­هایی که با خانة کوچک و درآمد کم و غذای ارزان، راضی به معیشت و تقدیر الهی هستند، خداوند به آنها در آخرت حیات طیبه عنایت می­کند که وعده قطعی خداوند در قرآن همین است.

این استاد معظم در پایان به ماجرای زیبایی از امیرمؤمنان(ع)اشاره نمودند که نشانه قناعت و حیات طیبه آن حضرت می­باشد و فرمودند: امیرمؤمنان(ع) مصداق اکمل و اتم سیصد آیه شریفه قرآن است که یکی از آنها، آیه شریفه97 سوره مبارکه نحل است.

 

منبع:سایت عرفان

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمانها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عج) دعا کنیم؟!

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک!

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

[ائمه (علیهم السلام)] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

روایت دارد که در آخر الزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.

 

منبع:باشگاه

211008

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

هنگامي كه ابليس نتوانست به فرمان الهي گردن نهد و عبادت 6000 ساله خود را به بندگي در مقابل خالق هستي ترجيح داد از خداوند متعال درخواستي داشت. خداوند نيز اين درخواست را برآورده كرد اما در پاسخ به برآورده شدن حاجتش قسم ياد كرد كه همه انسان ها را گمراه خواهد كرد.

خداوند در مقابل اين قسم و اراده ابليس به رمز پيروزي مقابل ابليس اشاره داشت، رمزي به نام "اخلاص".

اما اخلاص چيست و به چه معنايي است و فرق بين مخلِص و مخلَص در چيست؟

اخلاص در لغت به معني ترك رياء در اطاعت و عبادت است.(1)

و اخلاص در اصطلاح: عبارت است از: خالص كردن قلب و دل از چيزهايي كه مخلوط شدن آن با عمل باعث تيرگي آن گردد.(2) به بيان ديگر: اخلاص آن است كه انگيزه انسان از هر گونه شائبه غير الهي پاك باشد، و مي توان نام آن را (توحيد نيّت) گذاشت، يعني در تمام برنامه ها تنها به پروردگار و رضاي او انديشيد.(3)

اصولا در اسلام ارزش عمل به خلوص نيّت است، وگرنه اعمالي كه انگيزه هاي غير الهي داشته باشد خواه ريا كارانه باشد، و يا به خاطر هواي نفس و يا تشكر و قدر داني از مردم، يا پاداش مادي باشد، هيچگونه ارزشي معنوي و الهي ندارد. و در حديث مشهور پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: (لا عمل الا بالنّية و انما الاعمال بالنيّات)(4) هيچ عملي بدون نيت قبول نيست و همه اعمال با نيّت محاسبه مي شود.

عمل خالص تا آن حد در اسلام مورد اهميّت است كه در حديثي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) مي خوانيم: مَنْ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَي لِسَانِهِ. يعني كسي كه چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه هاي حكمت و دانش را از قلبش، بر زبانش ظاهر مي سازد.(5)

فرق بين مُخلِص و مُخْلَص: مُخْلَص (بفتح لام): (هم الذين صفاهم الله عن الشرك و المعاصي) يعني مُخلَص (بفتح لام) كساني هستند كه خداوند آنها را اختيار كرده و آنها را از شرك و گناهان محفوظ داشته است.

مُخْلَص به آن مرحله عالي از مراتب اخلاص گفته مي شود كه پس از مدّتها جهاد با نفس، حاصل مي شود همان مرحله اي كه شيطان از نفوذ وسوسه اش در انسان مأيوس مي شود. در حقيقت (بنده مُخْلَص) بيمه الهي مي گردد و خدا در قرآن از زبان ابليس مي گويد: (فبعزّتك لأغوينهم اجمعين الاّ عبادك منهم الُمخْلَصين) يعني شيطان گفت: بعزّتت سوگند كه همه آنها را گمراه مي كنم مگر بندگان مُخلَصت را.(6)

مُخْلِص (بكسر لام) (هم الذين اخلصوا العبادة لله تعالي فلم يشركوا به و لم يعصوه) يعني مُخلِص كسي است كه عبادت را خالص براي خدا انجام داده و به او شرك نورزيده و گناه نكرده است. 

مُخْلِص (به كسر لام) بيشتر در مواردي به كار رفته است كه انسان در مراحل نخستين تكامل، و در حال خود سازي بوده است. در قرآن مي فرمايد: فاذا ركبو في الفلك دعوا لله مخلصين له الدين يعني هنگامي كه به كشتي سوار مي شوند خدا را با اخلاص مي خوانند.(7) و باز مي فرمايد: و ما أمروا الا ليعبدوا الله مُخلصين له الدين و به آنها دستوري داده نشده جز اينكه خدا را بپرستند در حالي كه دين خود را براي او خالص كنند.(8)

اما مخلَص (به فتح لام) نتيجه اي است كه انسان با خلوص از كارهاي خويش حاصل مي كند و به درجه و مقامي در اين راه نائل مي شد كه تمامي افكار و اعمال و رفتارش، براي خدا و رضايت او خالص شده و هيچ گونه مشائبه غير خدايي در او نيست، بگونه اي كه وسوسه هاي شيطاني و نفس براي او اصلا معنا ندارد و نمي تواند به او نزديك شود.

 

 

پي نوشت ها:

1. جوهري، الصحاح، ج 3، ص 1037. ابن منظور، لسان العرب، ج 4، ص 173. جرجاني، علي بن محمّد، التعريفات، ص 5،.
2. طریحی، مجمع البحرين، ج4، ص168. قال: الاخلاص: هي القُربة الّذي يذكرها اصحابنا في نيّاتهم. و هو ايقاع الطاعة خالصاً للّه وحده): اخلاص اين است كه اصحاب (اماميّه) در نيّات عمل شان آن را ذكر مي كنند و قصد قُربة، مي كنند: يعني عبادت را تنها براي رضاي خدا نيّت مي كنند كه بجا آورند.
3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ج 12، ص 578.
4. مکارم شيرازی، تفسير نمونه،ج 25، ص 354.
5. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، دار الوفاء، اول، 1404ه.ق، ج53، ص326.
6. ص: 83. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 9، ص 378ـ377.
7. عنكبوت: 65.
8. بيّنه: 5.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

راه‌های بازگشت به سوی خداوند و تحول اندیشه می‌تواند آسان و طی کردن ره صد ساله باشد. خداوند عنایت حداکثری داشته تا مردم جهنمی نشوند رب‌العالمین راه را باز گذاشته با وجود اینکه امکان طی طریق گذشته برای ما امکان پذیر نیست.

خداوند در آیه 54 سوره انعام خطاب به خطاکاران و گناهکاران فرموده که رحمت خداوند شامل آنها نیز می‌شود: وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ...

شأن نزول این آیه این بوده که عده‌ای از مسلمانان که عمار هم بین آنها بوده با ناراحتی خدمت رسول خدا (ص) می‌رسند پیغمبر علت این ناراحتی را جویا می‌شود، آنها هم می‌گویند که یا رسول الله ما مرتکب گناهانی شدیم و طاقت آتش جهنم را هم نداریم، تکلیف ما چیست؟ حضرت قدری تأمل کرد و همین زمان پیک وحی این آیه را نازل کرد. در این آیه مهربانی و آمرزش خداوند مشاهده می‌شود.

سه نکته مهم در این آیه نهفته است نخست اینکه خطاب خداوند به پیامبر (ص) بر سلام کردن به گناهکاران است و دوم اینکه خداوند رحمتش را بر آنها نازل می‌کند و در این مسیر راه‌هایی گذاشته تا مردم راحت از گناه خارج شوند اما نکته سوم این است که هر کس از سر جهالت و نادانی گناه کند شامل این آمرزش می‌شود. جهالت به معنای اینکه انسان ندانسته گناه کند علامه طباطبایی اینجا می‌فرمایند این جهالت یعنی فرد با خداوند عنادی نداشته باشد بلکه به دلیل شهوت یا فریب یا هر دلیل غیر عمدی گناه کرده باشد.

بدحجابی‌های امروز در محیط فردی زشت است و عقاب دارد، بدحجابی در کوچه و خیابان که دل خانواده شهید، مؤمن، جانباز و ولایتی را می‌شکند نیز باز از سر جهالت، فرهنگ خانوادگی، عقب نماندن از دیگران یا بی دقتی است اما عناد نیست. چهره‌های بسیار بد حجابان را می‌بینیم که در مراسم امام حسین (ع) یا ماه رمضان در برنامه‌های مختلف حضور می‌یابند، اشک می‌ریزند و گریه می‌کنند اینها شاید تنها پنج درصد گناهکار معاند باشند.

بنابراین آیه 54 سوره انعام برای این افراد است و خداوند به پیغمبرش (ص) می‌گوید که من رحیمم بنابراین کسانی که از سر جهالت گناه کردند، توبه کنند، کارشان را اصلاح کنند، نماز را مرتب بخوانند و حجاب را رعایت کنند و در واقع تحول کامل در زندگشان ایجاد شود، خداوند غفور است بنابراین نیاز است که این آیه را روزی چند بار به ویژه پیش از نمازهایمان بخوانیم.

* ۴ اصل آسان برای متحول‌شدن انسان

1-نیت

نخستین اصل میان‌بر و تحول روحی و روانی انسان معجزه نیت است. همه ما می‌دانیم که نمی‌توانیم در زمان و مکان گذشته حضور یابیم اما اگر نیت رفتن به نجف را داشته باشیم، نیت زیارت علی بن موسی الرضا (ع) را داشته باشیم و خالصانه علاقه‌مند رفتن آنجا شده باشیم، از ثواب بی‌شمار آن با نصیب می‌شویم.

امام هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: هر کس دلش بخواهد با امام حسین (ع) و اصحاب او باشد،‌کافی است تا نام امام حسین (ع) را می‌شوند بگوید «لالیتنی کنت معک حسین(ع)» اینگونه جزو اصحاب امام (ع) می‌شود. فردی از تپه‌ای شنی رد می‌شد با خلوص نیت نگاه کرد و در دل گفت خدایا من که دست تنگم اما اگر این تپه طلا بود و آن را در اختیار داشتم همه را به فقرا می‌بخشیدم از دنیا رفت و روایت است در پرونده‌اش انفاق یک تپه طلا را نوشته بودند.

امیرالمومنین (ع) در فتح بصره به هر رزمنده‌ای ۵۰۰ درهم می‌داد، ابوالاسود دوئلی می‌گوید ۵۰۰ درهم برای خود امیر باقی ماند اما همان لحظه فردی رسید و گفت یا امیر من نیت کرده بودم در جنگ شما شرکت کنم و در رکابتان باشم اما دیر رسیدم. امام فرمود تو در ثواب جنگ با ما شریک هستی و آن ۵۰۰ درهم خودشان را نیز به آن فرد دادند.

از پیامبر خدا (ص) روایت داریم که ایشان هر زمان می‌خواستند نماز بخوانند آیه 162 سوره انعام (قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ) را تلاوت می‌کردند.

حضرت آدم از خداوند سؤالی پرسیدند که پروردگارا تو شیطان را مسلط بر بشر آفریدی ـ البته نه تسلط کامل ـ اما افرادی نظیر من سریع فریب می‌خورند بنابراین ما با عقل و شعوری که داریم چگونه باید در برابر این موجود سمج و مرموز بایستیم؟ خطاب آمد هر کسی نیت کار خیر بکند حتی اگر موفق به انجام آن نشود ما یک ثواب برای او می‌نویسیم اگر هم توانست انجام دهد که ۱۰ برابر برای او می‌نویسم، آدم فرمود خدایا این خوب اما کم است، خداوند فرمود اگر نیت کار بد کنید به هر دلیلی اتفاق نیافتد، گناهش را برای او نمی‌نویسیم حتی اگر آن را انجام داد باز صبر می‌کنیم شاید استغفار کند و اگر این کار را نکرد یک بار می‌نویسیم و تا آخر عمر به او فرصت توبه می‌دهیم، اینجا حضرت آدم (ع) فرموید: خداوندا کافی است.

 

2-تولد مجدد

عنایت دوم به گنهکاران، اصل تولد مجدد است و باعث صفر شدن شماره عمرمان می‌شود و اگر فردی برخی نکات را رعایت کند مثل روزی می‌شود که از مادر متولد شده است. عده‌ای از شهر قم خدمت امام رضا (ع) برای عرض تسلیت وفات فاطمه معصومه رفتند امام بر آنها درود فرستاد و فرمود که بر شما شیعه‌های واقعی ما روزی می‌رسد که من از دنیا می‌روم و شما با هر وسیله‌ای خود را به زیارت من می‌رسانید هر کس که یک غسل زیارت در منزلش کند و با خلوص نیت مرا زیارت کند مثل روزی می‌شود که از مادر متولد شده است.

نکته دوم برای تولد دوباره، بیمارداری است بهرحال هر انسانی از ائمه (ع) تا عموم مردم مریض می‌شوند کسی که بی منت خدمت مریضی کند مثل روزی است که از مادر متولد شده است. روایت شده که علامه طباطبایی به فردی که بیمار در منزل نگه می‌داشت فرمود حاضرم ثواب تفسیر المیزان را به تو بدهم و یک شب بیمارداریت را به من بدهی با وجود اینکه «المیزان» بیش از 20 سال زمان برده بود!

از مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم نقل شده که استادش آیت‌الله فشارکی در نجف مریض می‌شوند و ایشان مریض و بچه‌های ایشان را پرستاری می‌کنند به همین دلیل زمانی حاج آقای حائری به قم آمد حوزه آنجا را با 300 طلبه در دوران قلدری رضاخان اداره کرد اما به تدریج محبوبیت یافت و گفت آنچه به دان رسیدم از خدمت به بیمار بود.

براساس روایات فعالیت‌هایی همچون حج، زیارت امام حسین (ع)، نماز امیرالمؤمنین (ع) نیز چندین درجه والایی دارد حتی بیان شده که کسی زیارت علی (ع) را بخواند انگار از مادر متولد شده است فقط حواسمان باشد این عنایات را از دست ندهیم.

 

3-معجزه اعداد

سومین محور برای منابع روایی معجزه و شگرد اعداد است یعنی در یک عددی خداوند معجزه کرده است که این اتفاق هم برای بهبود کارها می‌افتد به طور مثال شب قدر برتر از هزار ماه است، خواندن سه بار سوره توحید در شب‌ها مصادف یک ختم قرآن است یا خواندن یک آیه قرآن در ماه مبارک رمضان مصادف یک ختم قرآن است. همچنین کسی که تلاش کند چهل روز لقمه حلال بدون رشوه، ربا و مال شبهه ناک بخورد قلبش در طول عمر نورانی می‌شود و خداوند به او حکمت می‌دهد اینها نکات مهمی است که خداوند در اعداد نهاده است.

از این دست نمونه‌ها بسیار است به طور مثال در روایت آمده است که کسی در راه رفع مشکل دیگری قدم برمی‌دارد خداوند ثواب 9 هزار رکعت نماز مستحبی را به پای او می‌نویسد.

 

4-تحول و تغییر

اصل مهم چهارم تحول و تغییر است یعنی برخی کارها عامل رفع گناه و جایگزینی آن با حسنات می‌شود. حر چگونه در صحرای کربلا حر شد به طوریکه بسیاری از علما به او متوسل می‌شوند؟

عروة بن مسعود جد مادری علی‌اکبر (ع) از افرادی که سابقه بسیار بدی داشته، 22 سال به پیغمبر (ص) ایمان نیاورد و تا سال نهم هجری از رؤسای طائف بود و در برابر پیامبر (ص) صف آرایی کرده بود با این وجود جرقه‌ای در سال نهم هجری باعث شد متحول شود و خدمت رسول خدا (ص) برسد. پیغمبر هم در پاسخ او گفت که من چهره انبیا را در عالم رویا یا خواب دیدم خودم را همچون حضرت ابراهیم (ع) و تو را شبیه عیسی بن مریم (ص) دیدم، خوش آمدی مرحبا. وی هم شهادتین گفت و مسلمان شد با اینکه به نماز و جهاد و دیگر موارد هم نرسیدف وی بر فراز طائف الله اکبر گفت و مردم را به اسلام دعوت کرد اما او را سنگ باران کردند و به شهادت رساندند بنابراین عروه جزو شهدای اسلام است و مثل‌اش به تعبیر پیغمبر (ص) همچون مؤمن آل یاسین «وَجَاء مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَی» است.

در نهایت این نکته را عرض کنم که همه این تحولات در زندگی انسان در حالی رخ می‌دهد که انسان بنای تغییر داشته باشد.

 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 پنجمین جلسه از «درس‌نامه رزق حلال» نوشته حجت‌الاسلام علی اصغر ملک‌احمدی پیرامون «آثار حلال‌خواری» در زندگی انسان را منتشر می کند.

* زمینه‌ساز عمل صالح و نیک

قال‌الله الحکیم:«يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا»(مومنون آیه 51)

ای فرستادگان! از غذاهای پاک بخورید و عمل صالح انجام دهید

از ترتیب دو جلمه «از غذاهای پاکیزه بخورید» و «عمل صالح انجام دهید» به دست می‌آید که غذای حلال زمینه را برای اعمال صالحه مهیا می‌نماید.

تقویت دین‌داری

امام صادق‌(ع) می‌فرمایند:«لا تَدَعْ طَلَبَ الِّرزْقِ مِنَ الحَلالِ، فَاِنَّهُ وَ عَوْنٌ لَکَ عَلي دينکَ ».(الحیاة، ج4، ص650)

طلب روزی حلال را فرونگذار، که روزی حلال، تو را در دین‌داری کمک می‌کند.

از این روایت به دست می‌آید، کسانی که در اعتقاداتشان سست شده‌اند و در بسیاری از دستورات دینی سهل‌انگاری می‌کنند، این حالت ریشه در رزق و روزی آنان دارد، چنانچه اگر روزی، حلال ‌بود انسان را بر فرامین الهی یاری می‌نمود.

نورانیت قلب

از جمله چیزهایی که قلب را نورانی می‌کند و چه بسا چشم بصیرت انسان را نیز باز می‌نماید استفاده از روزی حلال می‌باشد.

قال النبی‌(ص): «من اکل الحلال اربعین یوما نوَّرالله قلبه»(بحارالانوار، ج53، ص326)

هر کس چهل روز از مال حلال استفاده کند، خداوند قلب او را روشن می‌کند.

قال علی‌(ع): «ضياء القلب من اكل الحلال»(نثر اللالی، ص82)

روشنایی دل از خوردن حلال است.

* داستانی شگفت از اثر حلال خواری

مرحوم علامه طهرانی می‌گوید: دوستی داشتم از اهل شیراز به نام حاج «مومن» که به رحمت ایزدی واصل شده است، مرد بسیار روشن‌دل , با ایمان و با تقوایی بود و با او عقد اخوت بسته بودم .

می‌گفت؛ مکرر خدمت حضرت حجت‌بن الحسن‌العسکری‌(عج) رسیده‌ام و مطالب بسیاری را ازایشان نقل می‌کرد و از بعضی هم ابا می‌نمود.از جمله این که می‌گفت: یکی از ائمه‌ جماعات شیراز روزی به من گفت؛ بیا با هم به زیارت حضرت علی‌بن موسی‌الرضا‌(ع) برویم، یک ماشین دربست اجاره کرد و برخی از تجار نیزدر معیت او بودند، حرکت نموده به شهر قم رسیدیم و در آنجا یکی دو شب برای زیارت حضرت معصومه‌(س) توقف کردیم و برای من حالات عجیبی پیدا می‌شد و ادراک بسیاری از حقایق را می‌نمودم، یک روز عصر در صحن مطهر آن حضرت به یک شخص بزرگی برخورد کردم و وعده‌هایی به من داد.

به تهران رسیدیم و سپس به طرف مشهد مقدس راه افتادیم از نیشابور که گذشتیم، دیدیم مردی عامی در حالی‌که فقط یک خورجین داشت از کنار جاده به طرف مشهد می‌رود، اهل ماشین گفتند، این مرد را سوار کنیم ثواب دارد.

ماشین توقف کرده من و چند تن از دوستانم پیاده شدیم و از او خواهش کردیم سوار ماشین ما شود، قبول نمی‌کرد تا بالاخره پس از اصرار زیاد حاضر شد سوار شود، به شرط آن‌که کنار من بنشیند و هر چه بگوید مخالفت نکنم.

سوار شد و کنار من نشست در تمام راه برای من صحبت می‌کرد و از وقایع بسیاری خبر می‌داد و آنچه را که در آینده تا زمان مرگم برایم پیش می‌آید گفت؛ من از اندرزهای او بسیار لذت می‌بردم و آشنایی با چنین شخصی را از موهبت‌ پروردگار و ضیافت حضرت رضا‌(ع) دانستم، کم‌کم رسیدیم به قدم‌گاه به موضعی که شاگرد شوفر از مسافرین گنبدنما می‌گرفتند.

* رنگ و طعم غذای حلال و حرام

همه پیاده شدیم، موقع ظهر بود خواستم بروم و با رفقای شیرازی خود، مثل گذشته بر سر یک سفره ناهار بخورم گفت؛ آنجا مرو، بیا با هم غذا بخوریم، من خجالت کشیدم که پیش رفقای شیرازی نروم، زیرا پیوسته در کنارهم غذا می‌خوردیم، ولی چون ملزم شده بودم از حرف‌های او سرپیچی نکنم، به ناچار با آن مرد موافقت کردم، گوشه‌ای رفتیم و نشستیم از خرجین خود، سفره‌ای بیرون آورد، نان تازه در آن بود با کشمش سبز ، شروع به خوردن کردیم برایم آن نان و کشمش بسیار لذت‌بخش بود،‌پس از این‌که هر دو سیر شدیم گفت؛ حالا می‌خواهی به رفقای خود سربزنی و تفقدی کنی عیبی ندارد, من برخاستم و به سراغ آنها رفتم و دیدم کاسه‌ای که مشترکاً از آن غذا می‌خورند، پر از خون است و دست و دهان آنها به خون آلوده شده و خود اصلا متوجه نیستند که چه می‌خورند، هیچ نگفتم چون مامور به سکوت در همه احوال بودم نزد آن مرد بازگشتم گفت؛ بنشین دیدی رفقایت چه می‌خورند؟

تو هم از شیراز تا اینجا غذایت از همین چیزها بوده، اما تا به حال نمی‌دانستی، غذای حرام و مشتبه چنین رنگ و طعمی دارد در مهمانسرا و آشپزخانه‌های بین راه غذا مخور، غذای بازار کراهت دارد.

درادامه گفت:حاج مومن وقت مرگ من رسیده، من از این تپه بالا می‌روم و آنجا می میرم، این دستمال بسته را بگیر،‌در آن پول است،‌صرف غسل و کفنم کن، و هر جا که آقا سید هاشم صلاح بداند (آقای سید هاشم همان امام جماعت شیرازی بود که در معیت او به مشهد آمده بودند) همانجا دفن کن. گفتم: ای وای! تو می‌خواهی بمیری! گفت: ساکت باش من می‌میرم و این را به کسی نگو.

سپس رو به مرقد مطهر حضرت رضا(ع) ایستاد و سلام عرض کرد و بسیار گریه کرد و گفت: تا اینجا به پابوس آمدم، ولی سعادت بیش از این نبود که به کنار مرقد مطهرت مشرف شوم.

از تپه بالا رفت و من حیرت‌زده و مدهوش بودم، گویی زنجیر فکر و اختیار از کفم بیرون رفته بود، به دنبال او از تپه بالا رفتم دیدم به پشت خوابیده و پاهایش را رو به قبله دراز کرده و با لبخند جان داده است، گویی هزار سال است که مرده است.

از تپه پایین آمدم و به سرعت رفتم پیش آقای سید هاشم و سایر رفقا و داستان را گفتم، خیلی تاسف خوردند و مرا مواخذه کردند که چرا به ما نگفتی و از این اتفاقات مطلع ننمودی؟

گفتم: خودش دستور داده بود و اگر می‌دانستم که بعد از مردنش نیز راضی نیست، حالا هم نمی‌گفتم راننده ماشین و شاگرد حضرت آقا و سایر همراهان تاسف خوردند و همه با هم به بالای تپه آمدیم و جنازه او را پایین آورده و داخل ماشین قرار دادیم، و به سمت مشهد رهسپار شدیم.

حضرت آقا می‌فرمودند: حقاً این مرد یکی از اولیای خدا بود که خدا مشرب صحبتش را نصیب تو کرد و باید جنازه‌اش با احترام دفن شود.

وارد مشهد شدیم، حضرت آقا مستقیم به حضور یکی از علما رفت و این واقعه را توضیح داد، آن مرد عالم با جماعتی بسیار آمدند، جنازه را غسل داده و کفن نمودند و بر او نماز خواندند و در گوشه‌ای از صحن مطهر دفن کردند و من مخارج را از دستمال می‌دادم، چون از دفن فارغ شدیم،‌پول دستمال نیز تمام شد، نه یک شاهی کم و نه یک شاهی زیاد، مجموع پول آن د ستمال دوازده تومان بود.»

(معادشناسی، ج1،ص100تا 104)

کسب روزی حلال بسان یک مجاهد

پیامبر مکرم اسلام(ص) می فرمایند

قال النبی‌(ص) « الشَّاخِصُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ الْحَلَالِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه » (بحارالانوار، ج100، ص17)

کسی که به خاطر خداوند در جستجوی روزی حلال از مکانی به مکان دیگر مسافرت می‌کند مانند رزمنده‌ای است که در راه خدا جهاد می‌کند.

راز استجابت دعا

مردی خدمت پیامبر‌(ص) آمد و عرض کرد دوست دارم دعایم مستجاب شود،‌حضرت فرمودند:«طَهّرْ مَأکَلَکَ وَ لا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ »(وسایل الشیعه، ج14، باب 467)

غذای خود را پاک کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز

توفیق کارهای بزرگ

قال الصادق‌(ع):«ان قریشا فی الجاهلیه هدموا البیت فلما ارادوا بناءَهُ حیل بینهم و بینه و القی فی روعهم الرعب حتی قال قائل منهم لیاتی کل رجل منکم باطیب ماله و لا تاتوا بمال اکتسبتموه من قطیعة رحم او حرام، ففعلوا فخلی بینهم و بین بنائه فنبوه»(الفروع من الکافی، ج4، ص217)

حضرت امام صادق(ع) می فرمایند

به راستی در زمان جاهلیت طایفه قریش برای بازسازی، خانه کعبه را خراب نمودند، ولی وقتی خواستند آنرا بسازند حالتی پیدا کردند که از انجام آن احساس ناتوانی نمودند، یکی از آنان پیشنهاد کرد که برای ساختن خانه کعبه باید هر کس از پاکیزه‌ترین مالش انتخاب کرده بیاورد و از اموری که با رسیدگی نکردن به ارحام و بستگان و یا از حرام به دست آمده است اجتناب شود، پس این کار را کردند و به ساختن کعبه موفق شدند.

* عارفی روشن ضمیر حاصل حلال خواری

درباره عبدالله مبارک چنین گفته‌اند که پدرش باغبان بود روزی صاحب باغ آمد و به مبارک گفت: فوری مقداری انار شیرین بیاور تا بخوریم.

مبارک چند عدد انار آورد و صاحب باغ چشید و گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور، چند مرتبه مبارک انار اورد و صاحب باغ بعد از چشیدن می‌گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور.

بالاخره صاحب باغ ناراحت شد و رو به مبارک کرد و گفت؛ تو هنوز بعد از مدتی که در این باغ هستی درخت انار ترش را از شیرین تمیز نمی‌دهی؟

مبارک در جواب گفت: درست است که مدتی است، من در این باغ هستم، اما هنوز از انار این باغ نخورده‌ام که بدانم کدام درخت انارش ترش و کدام شیرین است، چون شما فقط نگهبانی و آبیاری باغ را به عهده من واگذار کرده‌اید و از شما اجازه نگرفتم که از میوه‌های باغ استفاده کنم.

صاحب باغ تعجب کرد، به همین سبب او را امتحان نمود و فهمید که مبارک راست می‌گوید از آن پس به او علاقمند شد و دخترش را به ازدواج او درآورد، خداوند هم بر اثر پاکی و صداقت او از این ازدواج فرزندی به او عطا می‌کند به نام عبدالله که هنوز نامش بر سر زبان‌ها است و این طفل از عارفان معروف می‌شود و به جایی می‌رسد که در احوالات او می‌گویند؛ شخصی به او گفت:«خواب دیدم یک سال از عمر تو بیشتر نمانده است» عبدالله در جوابش گفت:«روزگار دراز پیش ما نهادی، یک سال دیگر ما را اندوه هجران می‌یابد کشید و تلخی فراق می‌باید چشید.»(مفاسد مال و لقمه حرام ص34)

* استغفار فرشته ها برای حلال خواران

قال رسول‌الله‌(ص) «من مَنْ أَكَلَ الْحَلَالَ قَامَ عَلَى رَأْسِهِ مَلَكٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَفْرُغَ‏ مِنْ أَكْلِهِ »(بحار، ج3، ص314)

رسول خدا‌(ص) می‌فرمایند:«کسی که از مال حلال می‌خورد فرشته‌ای بالاسر او می‌ایستد و برای او استغفار می‌کند تا وقتی که فارغ از خوردن شود.

 

منبع: خبرگزاری «حوزه»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 آبان 1393 | | نویسنده : گمنام

امام علی علیه السلام فرمودند: جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ عَمَل ثَواباً وَ لِکُلِّ شَىْء حِساباً؛ خداوند حکیم براى هر عمل نیکى ثواب و براى هر چیزى حساب قرار داده است(1).

شرح حدیث:


مسأله «محاسبه» رستاخیز یکى از ضروریّات دین ماست. بدین جهت یکى از نام هاى فراوان روز قیامت(2)، «روز حساب رسى» مى باشد.
جمله ترکیبات بدن انسان است! تمام این ها طبق حساب معیّنى است که اگر کم یا زیاد شود انسان بیمار مى شود. بنابراین بیمارى بر اثر بر هم ریختن حساب است. نه تنها ترکیبات شیمیایى بدن انسان حساب و کتاب دارد، بلکه حرکات فیزیکى بدن نیز حساب دارد; یعنى مثلا مشخّص است که ضربان یک قلب سالم در هر سنّ و سالى به هنگام خواب چقدر و در هنگام بیدارى چقدر، به هنگام راه رفتن چقدر و به هنگام دویدن چه مقدار!


ضربان نبض آن قدر روى حساب و کتاب است که دکترهاى قدیم از طریق آن، انواع بیمارى ها را تشخیص مى دادند. از این مهم تر، طبیبى مى گفت: «مى توانم تمام بیمارى ها را از نگاه به چشم بیمار متوجّه شوم، چشم آینه تمام بیمارى هاى انسان است!». این ها همه نشانه حساب دقیق در سراسر عالم آفرینش است. اگر این را باور کنیم، یقین پیدا مى کنیم که در شریعت نیز، همانند طبیعت، حساب خاصّى حاکم است.
حضرت على (علیه السلام) در حدیث فوق به همین مطلب اشاره دارند: «هر عمل خیرى ثواب و هر کار بدى حساب دارد». باید بدانیم که تمام حوادث بزرگ و کوچک معلول علّت هایى است; هر چند به بسیارى از آن ها پى نمى بریم و انسان موفّق کسى است که علّت هر حادثه اى را بیابد و از آن عبرت بگیرد.


مرحوم علاّمه مجلسى در بحارالانوار نقل مى کند که: «به حضرت على (علیه السلام) خبر دادند مار یکى از یاران شما را گزیده و بسیار ناراحت است و بى تابى مى کند.
حضرت فرمودند: او را به خانه اش ببرید، به این زودى خوب نمى شود، او دارد کیفر یک عمل بد خود را پس مى دهد!
دو ماه طول کشید تا این فرد خوب شد، پس از بهبودى خدمت امام رسید و از حضرتش توضیح خواست.


حضرت فرمودند: تو نزد فلان حاکم ظالم بودى، قنبر وارد شد، تو به احترام قنبر تمام قامت برخواستى، آن حاکم پرسید: چرا جلوى این مرد بلند شدى؟ تو در جواب گفتى: آیا شما قنبر را نمى شناسید؟! او کسى است که ملائکه آسمان پر و بال خویش را بر سر راهش پهن مى کنند تا او از روى آن عبور کند! حاکم عصبانى شد و قنبر را کتک زد. به خاطر آن تعریف نابجاى تو، که باعث آزار قنبر شد، مار تو را گزید!»(3).
اگر حساب ها این قدر دقیق است، پس باید بیش تر مواظب اعمال خویش باشیم و در سلب توفیق ها، از بین رفتن نشاط عبادت ها، گرفتارى ها، مشکلات و امور دیگر، طبق این قانون به دنبال علّت آن باشیم.

 

پی نوشت ها:
1. غرر الحکم، حدیث شماره 4779.
2. در تفسیر پیام قرآن، جلد 5، صفحه 49 به بعد، هفتاد نام براى روز قیامت ذکر شده است.
3. بحار الانوار، جلد 26، صفحه 237.

منبع:جام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به نقل از مرکز خبر حوزه، آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دست‌اندرکاران همایش «ابعاد وجودی انسان در قرآن کریم، سنت و آراء اندیشمندان مسلمان» که  در محل بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد، در سخنانی به تبیین جایگاه منحصر به فرد انسان در میان دیگر مخلوقات خداوند پرداخت و اظهار کرد: انسان خلیفه خداوند در زمین است و خلیفه ناگزیر به انجام خواسته‌های مستخلف‌عنه است و از آنجا که خداوند اکرم است، طبق آیه شریفه سوره مبارکه علق انسان را به حضور در کلاس درس کرامت فراخوانده، در نتیجه خداوند که اکرم است انسان را که خلیفه او در زمین بوده کریم آفریده است.

مرجع تقلید شیعیان در ادامه تنها راه نجات بشریت را پیمودن مسیر انبیاء دانست و گفت: بزرگترین دشمن که لحظه‌ای از فکر نابودی انسان غافل نمی‌شود، در درون خود انسان است؛ شیطان مانند دشمنان خارجی انسان نیست؛ چرا که انسان با دشمن بیرونی می‌تواند مدارا و صلح کند و یا ممکن است در جنگ با او کشته شود، اما با شیطان لحظه‌ای نمی‌توان مدارا کرد و از طرفی شیطان انسان را نمی‌کشد، بلکه انسان را اسیر می‌کند و از او سواری می‌کشد و آبروی انسان که بزرگترین سرمایه او است را از بین می‌برد. ما نباید لحظه‌ای از خود و نفسمان غافل شویم.

همایش «ابعاد وجودی انسان در قرآن کریم، سنت و آراء اندیشمندان مسلمان» 29 ـ 28 مهر ماه 1393 با محورهای قرآن کریم  (انسان در تفاسیرشیعی، انسان در تفاسیر اهل سنت)، محور سنت (انسان در روایات شیعی، انسان در روایات اهل سنّت)، محور علوم اسلامی، محور انسان در آرای اندیشمندان معاصر اسلامی از جمله دیدگاه‌های آیت‌الله جوادی آملی در دانشکده الهیّات و معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

قرار بود با حاج سعید حدادیان گپ و گفتی جامع از کودکی، جوانی، سالهای خون و حماسه، دانشگاه تهران و .. داشته باشیم؛ اما همین که در اولین سالگرد پدرشان در منزلش حاضر شدیم، از دغدغه های مهمتری سخن گفت که حتما باید در طلیعه محرم الحرام مطرح می شد. لذا پای حرفهای او نشستیم. حرفهایی که به قول خودش برای الان نیست و مدتهاست منتظر فرصتی بوده تا آنها را مطرح کند. او در صحبت های خود -به جز یکی دو مورد- وارد مصادیق نشد و کلی سخن گفت. آنچه مقابل دیده گان شماست، گفتگو با این مداح دلسوخته اهل بیت(ع) است.

در حوزه تبلیغات و رسانه در چند سال اخیر با رشد خیره کننده ای مواجه بودیم

در دو دهه اخیر، به ویژه در 10 سال اخیر، رشد رسانه ای جامعه بشری به حدی رسیده که، آنچه در پستوهای مردم می گذرد، به یکباره در آنتن جهانی پخش می‌شود. چندی پیش بود که در یکی از میادین شمال غرب تهران، دو نفر با هم دعوا کردند که یکی دیگری را کشت، ساعتی نگذشته بود که دیدیم این اتفاق در خارج از کشور بازتاب پیدا کرد.

حال مسئله ای پیش می آید و آن این است که برخی از روش ها در عزاداری و برخی از نمادهای عزاداری، در قومیت و بومیت و در یک جغرافیای ویژه تعریف خود را دارد و مجموعه این ها فرایندی است که مملو از جذابیت هاست؛ اما وقتی قرار شد این مطلب در عرصه جهان اسلام و عرصه جهان بشریت پخش شود، در اینجا الزاماتی را برای ما به وجود خواهد آورد.

 

ممکن است برخی مطالب در جامعه ما تعریف واحدی داشته باشد؛ اما همین مطلب در یک جامعه و جغرافیای دیگر که صاحب تاریخچه دیگری است و فرهنگ دیگری دارد، تعریف دیگری پیدا کند. وای بر آن زمانی که تعریف معکوس پیدا کند. 

من یک مثال می گویم که مصداق آن کاملا روشن است، آن هم مسئله قمه زنی است، اشخاصی که قمه می زدند، در ذهن خودشان قمه زدن را حرکت مثبتی در عزاداری می دانستند، این طور نبود که تعریف جامعی را از آن نداشته باشند. آنها این حرکت را یک مانور نظامی می دانستند. کسی که قمه می زد و با نگاه مثبت این کار را می کرد، اعتقاد داشت که با حرکت خود اعلام می کند که من این قمه را می زنم که اعلام کنم برای امام حسین (ع) چیزی به عنوان درد در عرصه رزم برای امام حسین(ع) نداریم؛ این برای آن فضاست که یک فرد قمه می زند و می گوید که درد برای من مهم نیست.

 

اما برادر من، امروز این تعریف از قمه زنی شما در جهان بشریت موضوعیت ندارد، بلکه عکس این است و یک تعریف معکوس است. بدین معنی که جریان اسلام ستیزی راه انداختند. از طالبان گرفته و القاعده تا به داعش رسیده اند. چرا جامعه به اینجا رسیده است؟ چرا زمان شاه این اتفاقات رخ نداده بود؟ چون در جهان حالت انقلاب به این شکل نمی دیدیم.

بعد از انقلاب اسلامی، جهان به این نتیجه رسیده است که دستگاه امام حسین (ع) انقلاب آفرین است. مقام معظم رهبری و امام خمینی (ره) قرار ملاقاتشان با مردم همیشه در حسینیه بوده است. از این حسینی‌تر چه چیزی می خواهید. مردم هر زمان خواستند که امام خمینی(ره) را ببینند، گفتند که به خانه امام حسین(ع) برویم و امام خمینی(ره) را ببینیم. در رابطه با مقام معظم رهبری هم به همین شکل بوده است. زندگی مقام معظم رهبری در حسینیه است، صدور پیام ایشان از حسینیه است، من گاهی اوقات غمگین می شدم و می گفتم که حدیث از سید الشهدا (ع) کم است، بعد با خودم گفتم این ها شاگردان امام حسین(ره) هستند، و منبعث از سیدالشهدا صحبت کردند، اگر حسین بن علی غریب بود، و حدیث کمی از ایشان رسیده است، انقلاب ما عرصه ای به این شکل گذاشته است. از حسینیه جماران و حسینیه امام خمینی، چه مقدار زمینه انقلابات اسلامی و بیداری اسلامی فراهم آمده است. 
وقتی در اینترنت شیعه را جستجو می کنیم نتیجه فقط قمه زنی است
بچه ها می گفتند که ما وقتی در اینترنت شیعه را جستجو می کنیم نتیجه فقط قمه زنی است. ولی وقتی اهل سنت را وارد می کنیم، عکس های نماز می آید، به نظر من این یک جریان است.  
این که می بینیم در اتحاد جماهیر شوروی تمام تظاهرات و تجمعات غیر از قمه زنی ممنوع بود، بدون دلیل نیست. آن ها می دانستند که اگر این افراد بیایند و قمه بزنند، مردم مدرن به این نگاه کنند، چون حال و هوای قمه زنی را نمی دانند. آنها برای امام حسین گریه می کنند و رجز می خوانند و قمه می زنند، ولی کسی که این صحنه را می بیند، فقط خون را می بیند و مشمئز می شود.

تازه می فهمیم که حضرت آقا در قضیه قمه‌زنی تا کجا را دیده بودند

چند نفر مرد سراغ دارید که با دیدن خون حال آن ها دگرگون می شود، درصد کمی از خود شیعه ها در عزاداری ها اهل قمه زنی بودند و درصد قابل ملاحظه ای با این کار مخالف هستند؛ لذا برخی هم اگر این کار را می کنند در خفا انجام می دهند تا مشکلی پیش نیاید، در مکانی خلوت و نه در ملاء عام. حضرت آقا این کار را نفی کردند و مراجع هم تایید فرمودند، و ما هر مقدار که می گذرد می فهمیم که حضرت آقا تا کجا را دیده بود. چون دشمنان می خواستند از قمه زنی ما برای اسلام ستیزی سوء استفاده کنند، تولید اسلام هراسی کنند به جای جذب به اسلام.

 

سید محسن امین گفته بود که "قمه‌زنی حرام است"، برخی از علما در نجف ناراحت شده بودند، برخی گفتند که ما با او کاری نداریم و برخی گفتند که می خواهند او را ببینند و با او صحبت کنند. او هم رفته بود و توضیح داده بود "من یکسال روی مسیحیت کار می کنم آنها هم به شیعه تمایل پیدا می کنند؛ ولی نزدیک عاشورا و قمه زنی که می شود دیگر آنها رها می کنند."

شما فکر می کنید ماموریت داعش چیست، ماموریت آن ها این است که کاری کنند که مردم از اسلام متنفر شوند. ما باید جهان اسلام را ببینیم، شما نمی توانید بگویید که من در فلان نقطه شهر زندگی می کنم و با کسی کار ندارم، اینطور نیست، برنامه شما در چشم دنیا است، دنیا در حال مشاهده است، برای آن چه حرفی دارید.

حال اگر حرف های خوب شما در آن جا تعریف معکوس دارد باید از بعضی از حرف ها چشم پوشی کنید، ما می خواهیم این را بگوییم. از این منظر که بنگریم باید به جذابیت ها بیفزاییم و از دافعه ها بکاهیم. برخی از اعمال ما ممکن است در جامعه بشریت و جهان اسلام دافعه داشته باشد، باید این ها را حذف کنیم. برخی با این استراتژی که گفتم به جای این که خوبی ها را حفظ کنند و بدی ها را حذف کنند، می‌خواهند از ریشه قطع کنند.
عده‌ای به ظاهر روشنفکر اما تیره‌دل با اصل سیدالشهدا(ع) مخالف هستند
همیشه ما عده ای به ظاهر روشنفکر تیره دل داریم، که با اصل و اساس و وجود سیدالشهدا(ع) مخالف هستند، آن ها می خواهند بزنند، برای این کار و برای این مطلب خود من خیلی کار کردم، من قائل بر این معنا هستم که بخشی از جامعه توده ها هستند، یک بخشی از جامعه فرهیخته ها هستند.

باید مراقب عزاداری های قومی و بومی باشیم. عزاداری های بومی - قومی و هنرهای مقدسی دست به دست هم داده تا این سبک به وجود بیاید. نباشد که قومیت ما را خدشه دار کنند. نکند که تبر به اصل و ریشه ی عزاداری های قومی ما بزنند. از سالهای قبل و حتی قبل از انقلاب سینه زنی در بوشهر و آبادان و خرمشهر و تنگستان، مدل سینه زنی یک شکل مخصوصی است، حال اگر شخصی بر این سینه زنی اسم گذارد و بگوید که این رقص است یا سینه زنی، با این توهم جلو بیاید، این فرد می خواهد اصل و اصول و ریشه این منطقه را بزند. این نیست که شما بگویید که هیچ کس حق ندارد مانند بوشهری ها سینه بزند، خدا به این کارها راضی نیست.

به طور مثال برخی از اقوام در عزا و عروسی کِل می کشند. فرض کنید ما  الان جشن گرفتیم - با توجه به اینکه حضرت آقا می فرمایند که مولودی های شما مانند عزاداری هایتان است، به این معنی که آن را طرب انگیز کنید- حال می خواهیم این کار را انجام دهیم، موسیقی که جزو ابزار کار ما نیست، بلکه ما می توانیم از همین شعرها و سرودها استفاده کنیم، حال شخصی کِل هم می کشد، همین کِل کشیدن که ما در عروسی و جشن های خود داریم. به محض اینکه این کار انجام می شود دوباره عده ای انتقاد می کنند که چرا در جشن کِل می کشید. در ایران و کشورهای عربی کِل کشیدن در جشن ها بوده است، ما شادی خود را با کِل کشیدن نشان می دهیم.

 

 خود من هم این کار را بلد نیستم، من یک ضربه که به سینه ام می زنم دچار مشکل می شوم، صدایم می گیرد، من اصلا نمی توانم سینه بزنم، لذا مجالسی که سینه زنی دارد بر شخص من مصداق پیدا نمی کند، می خواهم بدانید این موضوع، مشکل من نیست، ما در دنیایی هستیم که لحظه به لحظه اتفاق رسانه ای جدیدی در آن رخ می دهد، این مطلبی که به شما می گویم طوری نیست که با مشورت سایر مداحان حل شود، باید به آن یک نگاه کلی کرد. این کار باید انجام شود، اما منجر به حذف هنرهای قدسی و بومی عزاداری ما نشود، اصالت ها و سنت ها تخریب نشود، ما باید کاملتر شویم، نه به سمت نقصان برویم.

برخی مدام بر طبل اختلاف روحانیون و علما با مداحان می کوبند
یکی از مهمترین توطئه ها این است که همواره برآنند که بین طبقه مداحان با طبقه خیلی بالاتر از آن ها یعنی علما اختلاف بیندازند. درشت بنویسید که ما نوکر علما هستیم. جایگاه ما جایگاه تعارض با علما نیست. ما سرباز علما هستیم. هیچ کدام از افرادی که من به عنوان ذاکر اهل بیت شناختم، هیچ کدام نه تنها تعارضی با ساحت عزیز سلسله روحانیت ندارند، بلکه تمام این ها عاشق این سلسله هستند و هر کسی از علما با تقواتر و نورانی تر بوده او را بیشتر دوست داشتند. این یک توطئه است. مگر ما در حال حاضر چند مداح داریم که مجلس دارند که آن هم لطف خدا به آن هاست. این در مقایسه با منابر عظیم علما خیلی نیست، چون ما در حال حاضر علمایی داریم که در حد 50 نفر هستند، وقتی بالای منبر می روند جمعیت های کلان نزد ایشان می آیند، ضمن این که ما بیش از 100 نماز جمعه داریم، کجا برنامه هفتگی ما به اندازه یک نماز جمعه شهر کوچک جمعیت دارد، این ها توطئه است، جمعیت ما به پای هیچ نماز جمعه ای نمی رسد، جمعیت ما به پای منبر علمای بزرگ نمی رسد، اگر هم روزی برسد، یقین بدانید که در خواندن ما علم علما تزریق شده که این جمعیت آمده اند.

ما بدون علما نمی توانیم زندگی کنیم، راه را بلد نیستیم و اصلا کور هستیم، هادی ما علما هستند، این ها صالح هستند که لباس پیامبر را بر تن کرده اند، وگرنه من گناهکارم، ما به علما چسبیده ایم، تا کور شود هر آن که نتواند دید.

 نمی توانند رابطه بین ما و این بزرگان را خراب کنند، وقتی می توانند بین دو نفر دشمنی ایجاد کنند که آن ها با هم مساوی باشند، ولی ما کی با آن ها مساوی هستیم، ما خاک پای علما هم نیستیم، ما سرباز علما هستیم. این حرف هایی را که می زنم از روی چاپلوسی نمی گویم، ما به آن ها عشق می ورزیم؛ این در وجود ماست. من در وصیتنامه خود در جنگ نوشتم، آرزو داشتم تا طلبه شوم، آرزو داشتم تا فرزندانم طلبه شوند. ما گرد نعلین طلبگی را با عالم عوض نمی کنیم. درست است که امام(ره) فرمودند، ای کاش که من پاسدار و بسیجی بودم، اما از این طرف هم هست، همه بسیجی ها و همه پاسدارها خاک نعلین پای امام خمینی(ره) را با عالم عوض نمی کنند؛ چون امام خمینی(ره) به ما امام حسین (ع) را نشان داد و ما آثار و برکات آن را هم دیدیم.

 

در برخی مجالس از علما استفاده نمی شود!
اصلا این طور نیست، شما در جلسات ما و علما را توجه کنید، ما همیشه زیر سایه علما بوده ایم. حتی در نسل بعد ما هم این نکته صادق است، به طور مثال آقای هلالی، یک هفته در درب منزل یک عالم می نشیند تا او را به مجلس خود دعوت کند، سایرین هم همینطور هستند، که چه کسانی را دعوت می کنند، گاهی مجتهدین را دعوت می کنند، من نمی دانم این صحبت ها از کجا به وجود می آید. اگر یک روحانی برجسته مداح را قابل بداند و به او قول دهد، مداح بسیار خوشحال می شود.

اصلا مسئله چیز دیگری است. ما واعظ به تعداد کافی نداریم. به قدر لازم هم نداریم. برخی از حرف ها را نمی توانیم جواب دهیم. نماز در جمهوری اسلامی ایران فوق العاده پیشرفت کرده است، فوق العاده از کمیت و کیفیت برخوردار شده است. به جز مساجد، تمام ادارات و مدارس امام جماعت می خواهند، سر ظهر که می شود امام جماعت نیست، من در نهاد رهبری بودم، رئیس کل نهاد رهبری به من گفت که من 400 روحانی کم دارم، دانشگاه های ما برای نماز و اقامه 400 روحانی کم دارند، یعنی روحانی و منبری کم داریم.
شما اگر خوب نگاه کنید، روحانی که به مجلسی قول نداده باشد پیدا نخواهید کرد، ما روحانی کم داریم. ما در محله های مختلف چندین و چند هیات داریم، از کجا برای آن ها روحانی پیدا کنیم، این هیات ها مداح هم ندارند. البته اشتباهی وجود دارد و این است که هر کسی که بلندگو به دست می گیرد، مداح خطاب می شود، به این شکل نیست، بالاخره همانطور که وقتی بزرگان عمامه بر سر طلاب می گذارند، مداح هم باید تحت تعلیم چند بزرگتر قرار گیرد، و بعد بخواند. همین افراد هستند که مشکل ساز شده اند، در هر محله ای هر کسی که صدای خوبی دارد، چند خط شعر از مداحی بر می دارد که ممکن است اشتباه هم کند، این کار مردمی است، ما توقع نداریم که در هر کوچه ای یک مداح حرفه ای باشد، کمااینکه توقع نداریم در هر محله ای بتوانیم یک روحانی خبره و اهل فن پیدا کنیم. وگرنه روحانی معزز و بزرگ که ما در سایه آن رشد پیدا کردیم و به امید خدا به فضل رسیده ایم، آقایان بزرگواری بودند از نسل گذشته مانند آقای شجاعی، آقای انصاریان، آقای صالحی خوانساری، آقای حق شناس، آقای خوشوقت، آقا مجتبی تهرانی و ...برای مثال آقا مجتبی تهرانی منبر هم داشتند، ما به آن جلسات می رفتیم. بیش از 40 جلسه ایشان راجع به مرگ صحبت می کردند، مردم از این جلسات و منابع استفاده می کردند، جمعیت زیادی در مسجد جامع برای گوش دادن به صحبت های ایشان می آمدند.

می‌خواهند انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را از مداحان بگیرند
اما برخی از افراد مغرض و دشمن مداح ها را هدف گرفته‌اند، علت آن هم این است که آن ها در فتنه رفوزه نداشتند، انتقام حبس آقای موسوی و کروبی را می خواهند از مداحان بگیرند، این افراد از جایگاه خود حرفشان را مستقیم نمی زنند، به کسانی که کنار ما و بالاتر از ما هستند تزریق می کنند، اتفاقا با این که حرف ضعیفی دارند ولی قلم های آن ها قوی است.

 

 

شنیدم آقای شریعتی در اواخر عمر خود در یکی از کشورهای خارجی قصد داشت تا روشن فکران را دور هم جمع کند، هر مقدار که سعی کرد این اتفاق رخ نداد؛ ولی شما نگاه کنید یک پرچم سیاه افراشته می‌شود، همه مردم جمع می شوند،. الان شما بخواهید همایشی راه بیندازید و پول غذا بخواهید آن را به شما نمی پردازند، ولی اگر بخواهید برای امام حسین (ع) روضه ای بگیرید، به شما پول خواهند داد. آقای شریعتی می گوید، اسم امام حسین (ع) که به میان می آید، معجزه می شود، او در اواخر عمر خود به این شکل بود. آقای شریعتی می گوید "ما بیهوده با این مسائل مخالفت می کردیم، نام امام حسین (ع) که می آید مردم دور هم جمع می شوند."

گفتند که طاهری ها و حدادیان ها، جوان ها را بردند
جالب است بدانید در سالی که متجاوز از 100 هزار نفر در شب 21 ماه مبارک رمضان به فضل خداوند، به خیابان آزادی[مهدیه امام حسن(ع)] آمده بودند و جلسه داشتند، در آن زمان در یکی از کانون های به اصطلاح روشنفکری، 60 نفر در شب 21 ماه رمضان جمع شدند، خودشان گفتند که طاهری ها و حدادیان ها، جوان ها را بردند. البته ما نبردیم، امام حسین (ع) برد، ما چه کسی هستیم که بخواهیم این کار را انجام دهیم، دستگاه امام حسین (ع) است و مردم عاشق ایشان هستند.

سالی یک بار 22 بهمن در کشور راهپیمایی برگزار می شود. کل دنیا به ما چشم دوخته، دنبال این هستند که چند نفر از پارسال کمتر باشند، که آن را رسانه ای کنند، ولی به فضل خداوند سال به سال به تعداد شرکت کنندگان افزوده می شود، و کمتر نمی شود، مادر 22 بهمن، عاشوراست، مادر جبهه های ما همین روز عاشوراست.

چرا مردم برای برگزاری همایش ها و سمینارهای سیاسی و فرهنگی پول نمی دهند، ولی برای مجلس امام حسین (ع) برنج می خرند، هزینه می کنند، سطح مردم خیلی بیشتر از این آقایان به اصطلاح روشنفکر است. من این را به همه علما عرض می کنم، که بزرگان ما هستند، جریان به اصطلاح روشنفکر که تیره دل هستند، کمر به قتل دستگاه سیدالشهدا(ع) بستند، با ایشان نیستم، ولی بدانید و آگاه باشید که دشمنان به دنبال ریشه کن کردن این دستگاه هستند، گریه برای امام حسین (ع) را نمی خواهند، وقتی مردم به امام حسین (ع) عشق نشان می دهند آن ها را آزار می دهد، مردم با شما چه کار دارند.

چندی پیش یکی از این آقایان روشنفکر راجع به عزاداری ها و نذر دادن های مردم سخنانی را گفته بود که البته بعداً عذرخواهی کرد. بنده خطاب به این اقایان می گویم این همه حماسه و معرفت و عشق و از جان گذشتگی در نوحه ها موج می زند، چرا به آن ها گوش فرا نمی دهید، شما این را ندیدید، این که صغیر و کبیر با هم آمدند این را هم ندیدید، فکر کردید که این افراد از کجا آمده اند، این ها خواهران و برادران شما هستند، چرا چنین حرفی را می زنید. 

 

مواظب باشیم که وسوسه خناس باعث ایجاد تفرقه نشود

در بعضی از امور باید زرنگی بخرج دهیم و تفرقه ایجاد نکنیم، اگر در برخی از موارد حضرت آقا نظر شخصی دارند و هم نظر فقهی برای من و امثال من نظر شخصی ایشان نظر فقهی است، برای امثال من شخصیت ایشان دو نفر نیست، هر دو موضوعیت دارد.

زمانی که پیامبر اکرم (ص) از دنیا رفت، امیر المومنین (ع)، همه دنیا و خلافت را رها کرد و کنار پیکر مقدس پیامبر ماند، این بدن برای ایشان موضوعیت دارد، حال ایشان معصوم است و عصمت تام دارد، ما در رده های پایین که به این فضاها می رسیم یا به طور مثال به یک پدر که می رسیم، شان پدر موضوعیت دارد. شان ولی فقیه برای ما موضوعیت دارد؛ اما این برای من و برای هم اندیشان من است.
گروهی ممکن است بگویند که ما می خواهیم گناه نکنیم و تقوای ما همین مقدار است، چون شرعا اشکال ندارد، ما می خواهیم این طور زندگی کنیم، نظر شما راجع به این افراد چیست، من یک جمله عرض می کنم، می گویم شما و ما دنبال این هستیم که اهل فحشا و منکرات یا مریض های فساد های سیاسی و یا حتی مذاهب و مکاتب و دین های دیگر را به پای دستگاه امام حسین بیاوریم، در این صورت نباید با اندک حرفی، کسی که از کودکی در دستگاه امام حسین (ع) بوده است را طرد کنیم، یکی از آن ها را هم نباید گذاشت تا بروند، باید مدارا کرد.

یعنی شما مراقبت از این معنا را انجام دهید، که قطعا مقام معظم رهبری راضی به تفرقه نیست، قطعا این سنگر، سنگری بوده که خیلی بیش از سنگرهای دیگر مدافع ولایت بود، هست و خواهد بود، مواظب باشید که وسوسه خناس باعث ایجاد تفرقه نشود.  

 

منبع:مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم سیاه پوشان و استقبال از محرم با حضور جمعی از محبین اهل بیت(ع) در مسجد حضرت علی(ع) قصرالدشت برگزار شد.

به گزارش عقیق دراین مراسم حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق سخنرانی کرد و در ادامه حاج حسن خلج و حاج محسن عرب خالقی به مداحی پرداختند.

نکاتی از سحنان حجت الاسلام موسوی مطلق را بخوانید؛

_ وجود مقدس امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب باغ های زیادی را آباد کردند و چاه های زیادی کندند. نوبت به سیدالشهدا رسید و چون زمان به آن خورده بود امام حسین این بوستان خراب را آباد کرد. در عالم این طور است که دل های خراب جاهای خراب را آباد می کند.

_ این قدر امام حسین این باغ را آباد کرد که مروان بن حکم طمع این باغ را پیدا کرد. اما امام حسین جواب دندان شکنی به مروان داد و گفت که فقیر نیستی که این باغ را به تو بدهیم، به پولت همه نیاز نداریم که این باغ را به تو بفروشیم، دوستت هم نداریم که این باغ را به تو هدیه کنیم، زورت هم زیاد نیست که این باغ را به زور از ما بگیری.تمام راه ها را بر مروان بست. کینه امام حسین را بر دل گرفت.

_ یکی از صفات دشمنان اهل بیت کینه داشتن است. ما باید از صفات و اخلاق دشمنان جدا شویم. یکی از ویژگی های اهل بیت و یکی از دستورات مهم دین ما گره گشایی از کار مردم است. یکی از کارهایی که در محرم وصفر انجام بدهیم این باشد که گره از کار مردم باز کنیم. گره در کار مردم انداختن صفت دشمن است.

_ خلاصه و چکیده افراد در وصیت نامه جمع می شود. همیشه باید سعی کنیم که دل به دست بیاوریم. وقتی می خواهیم که وارد محرم شویم با بر تن کردن سیاهی باید اخلاق سیاه را از دل بیرون کنیم. یکی از خروجی های سیاهی های اباعبدالله این است که رذائل می رود و یکی دیگر از آثارش این است که انسان خدمت می کند.

_ اهل بیت در خدمت به خلق خدا خیلی تأکید داشتند. ابا عبدالله دو روز در هفته در باغ می نشستند و به کار مردم رسیدگی می کردند. ما از بچگی به مجالس امام حسین آمده ایم و از سرحادثه به این مکان ها نیامده ایم. باید برای این موضوع شکرگزار مادرهایمان باشیم.

_ راه و روش ائمه معصومین کرم است. یکی از کارهای بد و خلاف اخلاق این است که پیش یک نفر صاحب فن از یک صاحب فن دیگری صحبت کنیم. حالا همین را ببینید که پیش امام حسین از حاتم طایی صحبت کردند و گفتند که حاتم طایی خیلی بخشنده است.

_ امام حسین فرمود که سخاوت مند کسی است که اگر گدایی به درخانه اش آمد چنان به او بدهد که احتیاجی به زدن در دوم نداشته باشد. امام فرمود که ما اهل بیت این طور هستیم. امام حسن فرمودند که هر وقت همین که فکر کردید که آبرویتان در خطر است به در خانه ما بیایید. اهل بیت باب الله هستند. کرم اهل بیت کرم خداوند است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج