تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

خداوند در آیه 14 سوره مبارکه عنکبوت می فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ»(1)

«و به راستی نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس در میان آنان هزار سال، به استثنای پنجاه سال درنگ کرد (ولی جز اندکی از مردم به سخن او گوش ندادند) پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالی که ستمگر بودند فرا گرفت».

نکته ها:

1.قرآن، با بیان عمر طولانی انسان های گذشته، آن را امری ممکن و شدنی خوانده است.(ألفَ سَنَة).

2.تنها پیامبری که مدت رسالت اش در قرآن بیان شده، حضرت نوح(ع) است. البته نهصد و پنجاه سال مدت رسالت آن حضرت تا زمان طوفان است، اما مدت پیامبری ایشان پس از طوفان و سال های عمرش بیان نشده است.

3.عمر طولانی دادن به بشر، برای خداوند محال نیست؛ همان گونه که او حضرت مهدی(عج) را قرن ها زنده نگاه داشته تا حکومت عدل جهانی را برپا کند. گرچه جسم تمام مردم پس از کهولت سن، فرسوده می شود، ولی آن حضرت(عج) به گفته بزرگان دین، همچنان در چهره، انسان چهل ساله ثابت است و این جای تعجب نیست.

در صورت همه ما، موی ابرو و مژه ده ها سال ثابت است، در صورتی که موی سر و صورت همواره در حال تغییر و تحول است، با آنکه آب و غذا و هوا و محل هر دو مو، یکی است. آری! خداوند می تواند انسانی را ثابت و دیگران را متغیر قرار دهد.

4.گاهی پرسیده می شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدی(عج) را باور کنیم؟

پاسخ آن است که در آیه 259 سوره مبارکه بقره می خوانیم: شخصی- که به گفته روایات و تفاسیر «عزیر» نام داشت- از کنار یک آبادی عبور می کرد که دیوارهای آن روی سقف هایش فرو ریخته و مشخص بود که مدتی طولانی از مرگ ساکنین آنجا و زمان تخریب اش می گذرد. با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگ شان زنده می کند؟»

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چه قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز». خداوند فرمود: «نه! بلکه صد سال است که در اینجا مانده ای. به غذا و نوشیدنی خود که همراه داشتی نگاه کن که با گذشت سال ها تغییر نکرده است. به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثری از آن باقی نمانده است. ما زنده شدن تو را نشانه و حجتی برای مردم قرار می دهیم. اکنون به استخوان های الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آنها را به هم پیوند می دهیم و بر آن ها گوشت می پوشانیم و زندگی دوباره به آنها می بخشیم».

بنابر این آیه، غذا و نوشیدنی به مدت صد سال تغییر نکرد؛ در حالی که به طور طبیعی باید پس از چند روز فاسد می شد. صد سال برابر با 5200 هفته است و خداوند غذایی که فقط یک هفته سالم می ماند را 5200 برابر عمر طبیعی اش سالم نگاه داشت. 

اکنون سراغ عمر امام زمان(عج) می رویم که هنوز حتی به حد بیست برابر عمر طبیعی نرسیده است. بنابراین نه دلیل عقلی بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانی، چیز محالی است.

از طرفی تعجب ما از طولانی بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است. در حالی که نمونه های دیگری از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد. از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع)(950سال)، اصحاب کهف و خواب چند صد ساله آنها، عمر چندین هزارساله نوعی ماهی و برخی از درختان و ... . آری! خداوندی که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم قدرت دیدن می دهد، می تواند عمر  انسان را نیز طولانی کند.

متاسفانه، برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند. اگر یک روزنامه خارجی گفته باشد که یک ماهی در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فورا باور می کنند. اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد می گویند: از نظر علمی نمی شود!

منبع: شبستان 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

استاد پناهیان در سخنانی کوتاه از «گناه وحشتناکی که بخشیده نمی شود» سخن گفته که به حضورتان تقدیم می شود:

استاد اخلاق اظهار کرد: تنها گناه نابخشودنی بعد از شرک، یاس است این یعنی نباید منفی بافی کنیم. یک بار جوانی در صحن مسجد گوهرشاد نزد من آمد و جمله ای بسیار وحشتناک و هولناک را با لحنی عرفانی گفت، بدون آنکه بداند که چه اتفاق بدی را در حرم رقم می زند.

وی ادامه داد: این بچه مذهبی بزرگ ترین حرف منفی ای را که می توانست بزند، در حرم زد و گفت: چه کنیم امام رضا(ع) به ما نگاه کند؟ این یعنی حضرت(ع) نگاه نکرده و بی اعتنا است، اگر این واقعیت دارد پس تو کجا آمده ای و با این جمله زیرآب همه چیز را می زنی.

پناهیان تصریح کرد: بگو چه کنم بتوانم جواب عنایت امام رضا(ع) را بدهم و بتوانم این همه نگاه حضرت(ع) را جمع کنم و با خود ببرم؟ با یک وانت بار آمده ام و حضرت(ع) به اندازه یک تریلی به ما عنایت کرده اند. برخی می گویند آقا ما وضع مان خراب است، امام(ع) به ما اینطور نگاه نمی کند؟ پس چه کسی تو را آورده؟ چه کسی این علاقه را در تو گذاشته است.

استاد اخلاق تاکید کرد: ذکر ابتدا از مذکور شروع می شود؛ اینکه شما دلتنگ امام رضا(ع) می شوید یعنی ابتدا ایشان دل شان برای شما تنگ شده و بعد در پاسخ این دلتنگی شما نیز دلتنگ حضرت(ع) می شوید؛ البته هر چه بگوییم برخی باور نمی کنند این هم یک جور منفی بافی است.

وی خاطرنشان کرد: وقتی حرم رضوی می رویم باید زیارت «امین الله» بخوانیم، چقدر مثبت است در صفحه ابتدایی اش مثبت اندیشی است و بعد از اوضاع مثبت عالم تعریف می کند اینکه همه تو را صدا می زنند و تو گناهان همه را می بخشی ... پس زیارت هم نتیجه دلتنگی امام(ع) برای ما است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

 

حضرت آیت الله خامنه ای به استفتائاتی پیرامون «شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم در عزاداری ها» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

* شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم در عزاداری ها

سؤال:

شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم که در عزای اهل بیت علیهم السلام است (باتوجه به کنار هم بودن قسمت زنانه و مردانه هیأت) برای مردان چه حکمی دارد؟

جواب:

در صورتی که مفسده ای نداشته باشد، فی نفسه اشکال ندارد.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه به مناسبت سوگواری شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) در حسینیه آیت‌الله حق شناس به سخنرانی پرداخت و گفت: افراد هوشیار همواره به دنبال کنترل ذهن خود هستند.

وی افزود: امروز کنترل ذهن به عنوان فرصت زندگی بشر مطرح شده است که از این قدرت برای رفع بسیاری از بیماری‌ها و کسب آرامش استفاده می‌شود زیرا ضعف ذهن برای انسان انواع بیماری‌های روحی و روانی و حتی جسمی را ایجاد می‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان ادامه داد: بسیاری از دانشمدان به دنبال تمرکز و کنترل ذهن هستند اما ابزار حقیقی کنترل ذهن را ندارند.

استاد حوزه علمیه با استناد به روایتی مبنی براینکه مومن را چیزی جز خوف اصلاح نمی‌کند، عنوان کرد: یکی از ابزار حقیقی کنترل ذهن جهنم و دوزخ است که برای انسان ایجاد تمرکز و اراده می‌کند.

وی با بیان اینکه یکی دیگر از عوامل تمرکز و کنترل ذهن توجه به قدرت خداوند است، اظهار داشت: پیامبر(ص) خطاب به امیرمومنان امام علی(ع) می‌فرمایند ای علی اگر بر کسی خشمگین شدی به قدرت پروردگار خود توجه کن و از روز قیامت بترس و روی خوبی‌های خود حساب و کتاب باز نکن زیرا هرکس به جهنم نمی‌رود از فضل خداوند است که اگر خداوند بخواهد حساب و کتاب حقیقی داشته باشد احدی از جهنم نجات پیدا نمی‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان افزود: اگر کسی کنترل ذهن داشته باشد می‌تواند به چیزی که درنظر دارد عمیق فکر کند؛ خداوند در قرآن کریم موضوعاتی مثل خودش و قیامت را مطرح کرده که می‌توان درباره آنها اندیشه کرد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه از موضوعات دیگری که می‌توان روی آن عمیق فکرکرد امام زمان(عج) است، ابراز کرد: امام زمان(عج) حتی از مادر برما مهربان‌تر است، ما زنده به دعای او هستیم حریص هدایت ما است، همه این موضوعات را می‌دانند اما چون درباره این مسائل عمیق فکر نمی‌کنند اثری از آن نمی‌بینند.

وی با بیان اینکه گریه برای امام حسین(ع) به شما توجه عمیق و کنترل ذهن می‌دهد، گفت: از وجوه دیگر توجه، انصراف ذهن از چیزی است که به آن فکر می‌کنید زیرا برخی موضوعات که انسان را درگیر می‌کند کنترل ذهن را به هم می‌زند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان با بیان اینکه انسان موجودی خودخواه است که وقتی دچار بلا و گرفتاری می‌شود به کسی جز خود فکر نمی‌کند، اظهار داشت: علاقه‌های شما هنگام مرگ سراغ شما آمده و اجازه نمی‌دهد که به ذهن شما به خدا و رحمت او توجه کند؛ بنابراین باید کاری کنید که دل شما از همه علاقه‌مندی‌ها کنده شود در این صورت همچون شهید از دنیا می‌روید.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام حسین(ع) عزادار و زائر خود را رها نمی‌کند؛ هنگام مرگ فرشتگان الهی که مامور خوش‌آمدگویی به زائران و عزاداران ایشان هستند بر سر قبر این عزادار و زائر حاضر می‌شوند تا فرد میت با توجه به خدا از دنیا برود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: خدا و قیامت از جمله ابزارهای توجه و تمرکز ذهن انسان است اما امام حسین(ع) آسان‌ترین وسیله است که حواس و ذهن انسان را کنترل کرده و به تمرکز می‌رساند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

با حضرت ابوالفضل – علیه‌السلام- قهر نکن!
حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در کتاب دارالسلام آمده است: طلبه ای سه حاجت داشت و مدت ها به زیارت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) مشرف می شد.

روزی در حالی که در مقابل ضریح با کمال ادب و احترام ایستاده و مشغول زیارت بود، ناگاه دید عده ای از زنان عرب با پای برهنه و در حالی که کودک فلجی را به دست گرفته بودند وارد حرم شدند، و هلهله کنان دور ضریح چرخیدند و بیمارشان شفا پیدا کرد و از حرم خارج شدند.

آن طلبه وقتی این صحنه را مشاهده می کند، نزدیک ضریح می آید و می گوید: من چند سال است می آیم و حوائجم برآورده نمی شود، ولی به این عرب های بیابانی این گونه التفات دارید!…
و با صورت قهر و غضب از حرم بیرون می رود و تصمیم می گیرد دیگر به زیارت آن حضرت نرود.
به نجف می رود، در آن جا به او می گویند: خادم شیخ انصاری(رحمه الله) چند بار آمد و سراغ شما را گرفت، وی نزد شیخ می رود.

شیخ به او می فرماید: با حضرت ابوالفضل(علیه السلام) قهر نکن، حج می خواهید، خانه می خواهید، عیال می خواهید، برای شما فراهم می شود… خدا کند طوری یقین داشته باشیم که برای ما تزلزل حاصل نشود.

خداوند متعال در سوره شعرا میفرماید: " یاران حضرت موسی(علیه السلام) گفتند: قطعا فرعون و فرعونیان به ما می رسند، یعنی هلاک می شویم؛ ولی حضرت موسی(ع) فرمود: چنین نیست، پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. "

یعنی پشتم مثل کوه محکم است، چون آن ها که به ما وعده همراهی و نصرت داده اند با ما هستند و رفیق نیمه راه نیستند.

پی نوشت:
کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 71
محمد حسین رخشاد
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چند ماه قبل در شبکه‌های اجتماعی بریده صحبت‌های همسر شهیدی در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌شد درباره قول و قرارهای همسری با شوهرش که داشت به سوریه می‌رفت. مرد می‌گفت من جلوی دوستانم خجالت می‌کشم به تو بگویم دوستت دارم و قرار شد رمزی بگذارند با عنوان «یادت باشد» به نشانه اینکه دوستت دارم و حالا این کتاب به چاپ‌های متعددی رسیده است و همگان می‌دانند آن شهید خجالتی «حمید سیاهکالی» بود و اهل قزوین که نخستین مدافع حرم شهرش هم شد.

«یک شب نزدیکی‌های اذان صبح خواب دیدم که حمید گفت: «خانوم خیلی دلم برات تنگ شده، پاشو بیا مزار»‌ معمولاً عصرها به سر مزارش می‌رفتم ولی آن روز صبح از خواب که بیدار شدم راهی گلزار شدم، همین که نشستم و گل‌ها را روی سنگ مزار گذاشتم دختری آمد و با گریه من را بغل کرد، هق‌هق گریه‌هایش امان نمی‌داد حرفی بزند، کمی که آرام شد گفت: «عکس شهیدتون رو توی خیابون دیدم، به شهید گفتم من شنیدم شماها برای پول رفتید، حق نیستید، باهات یه قراری می‌ذارم، فردا صبح میام سر مزارت، اگر همسرت رو دیدم می‌فهمم من اشتباه کردم، تو اگه بحق باشی از خودت به من یه نشونه میدی.»

‌ برایش خوابی را که دیده بودم تعریف کردم، گفتم: «من معمولاً غروب‌ها میام اینجا، ولی دیشب خود حمید خواست که من اول صبح بیام سر مزارش.»‌ از آن به بعد با آن خانم دوست شدم، خیلی رویه زندگی‌اش عوض شد، تازه فهمیدم که دست حمید برای نشان دادن راه خیلی باز است.»

این بخشی از سطور پایانی کتابی است به‌نام «یادت باشد» زندگینامه شهید حمید سیاهکالی که نخستین شهید مدافع حرم شهر قزوین بود. از این مدل نمونه‌ها و رفتارها از حمید سیاهکلی زیاد دیده شده است.

شهیدی که دهه هفتادی بود و جنگ را هم درک نکرده بود. شاید خیلی‌ها که این کتاب و داستان‌های حمید را بخوانند بگویند این‌ها واقعیت ندارد.

شاید هم حق با آن‌ها باشد و این‌ها افسانه باشند اما افسانه‌ها قاعدتاً فراواقعیت هستند پس بی‌راه نیست بگوییم که این مدل رفتارهای حمید سیاهکلی و خیلی از دیگر از شهدای جنگ ما واقعیت دارد اما آنچه ما را می‌برد به سمت افسانه دانستن این ماجراها این است که معمولاً دهه هفتادی‌ها را با سنجه فضای مجازی و بعضاً رفتارهای نابهنجار می‌شناسیم و کمتر سراغ این افسانه‌های نزدیک‌مان می‌رویم.کتاب یادت باشد تا یک ماه قبل 12چاپ را پشت سر گذاشته بود.

با حساب و کتاب‌های بازار نشر باید گفت کتاب موفقی بوده است و حتی بیش از اندازه خودش فروخته است اما این ماجرا روی دیگری هم دارد «یادت باشد» کتابی نبوده که دیده شود و برای خودش شهرتی دست و پا کند اما این‌بار هم یک اتفاق باعث شد این کتاب مشهور شود شاید مثل برخی کتاب‌های دیگر. شاید مثل خیلی اوقات دیگر که کم‌کاری‌های مدیریت فرهنگی نمایان‌تر می‌شود «یک کتابی تازه خوانده‌ام که خیلی برای من جالب بود.

دختر و پسر جوان -زن و شوهر- متولّدین دهه ۷۰، می‌نشینند برای اینکه در جشن عروسی‌شان گناه انجام نگیرد، نذر می‌کنند سه روز روزه بگیرند! به نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسی‌شان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به خدای متعال متوسّل می‌شوند، سه روز روزه می‌گیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب سلام الله علیها می‌شود؛ گریه ناخواسته این دختر، دل او را می‌لرزاند؛ به این دختر -به خانمش- می‌گوید که گریه تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمی‌لرزاند! و آن خانم می‌گوید که من مانع رفتن تو نمی‌شوم، من نمی‌خواهم از آن زن‌هایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه زهرا سرافکنده باشم! ببینید، این‌ها مال قضایای 100سال پیش و 200سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سال‌هاست، مال همین روزهای در پیش [روی] ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقت‌های درخشانی در آن‌ها حضور دارد و وجود دارد؛ این‌ها را باید یادداشت کرد، این‌ها را باید دید، این‌ها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمی‌شود»‌ نه، بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل.
 این دو -زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البتّه آن پسر هم بعد می‌رود شهید می‌شود؛ جزو شهدای گران‌قدر دفاع از حریم حضرت زینب ؟سها؟است.» این‌ها سخنان رهبری در دیدار با اعضای خبرنگانی است که همه مجتهد هستند و عالم اما رهبر انقلاب برایشان از یک جوان دهه هفتادی مثال می‌آورد تا افسانه حمید را باور کنیم.

شاید در روزهایی که پشت به پشت اخبار اختلاس و دستگیری مفسدان اقتصادی در رادیو و تلویزیون روان مردم را به بازی می‌گیرد شاید باورش سخت باشد که جوان دهه‌هفتادی قصه ما به خاطر اینکه یک وسیله شخصی همراه خود دارد حاضر نشود با سرویس اداره به محل کارش برود تا به اندازه سنگینی یک چادر هم از بیت‌المال استفاده شخصی نکرده باشد.

واقعاً حق دارند که باور نکنند، برای من هم که این‌ها را می‌نویسم باورش سخت است اما ناچارا باید باور کرد و اعتراف کرد این افراد در کنار هم هستند و زندگی می‌کنند ولی خب خیلی از این افراد حاضر نیستند کسی چیزی از رفتارشان بدانند. خیلی از این رازها می‌ماند به قیامت و برخی دیگرشان که خوشبخت باشند در راه مجاهدت به شهادت می‌رسند و رازهای زندگی‌شان از طریق اطرافیانشان به ما می‌رسد.

«یادت باشد» کتابی است عاشقانه که از زبان همسر شهید بیان می‌شود. عاشقانه‌هایی که این روزها جنس ناب است و می‌تواند راهگشای جوانانی باشد که دنبال یافتن و پیداکردن هستند. لازم نیست راه دوری برویم و کارهای عجیب و غریب بکنیم.

این کتاب را که بخوانیم سخنان رهبری را درک می‌کنیم. زندگی آن‌ها را مروز کنیم می‌فهمیم که چه‌طور همسری برای رضایت حق راضی می‌شود که شوهر به سوریه برود و با این‌که می‌داند انتهای راه شهادت است اما باز هم تلاش می‌کند اسم شوهرش را که از لیست خط خورده دوباره به لیست اعزامی به سوریه بازگرداند. خیلی از اموری که سبک زندگی را تشکیل می‌دهند بسیار ساده و در دسترس هستند و بنابر همین خیلی سبک شمرده می‌شوند اما با نگاهی به زندگی این زوج می‌یابیم که راحت‌تر از آنچه فکر کنیم دست یافتنی است.

«یادت باشد» کتاب جزئیات است و تقریباً همسر شهید جزئیات زندگی‌اش را بازگو کرده است، اینکه می‌گویم «همه‌چیز» اغراق نیست همه لحظات زندگی کوتاهش را برای مخاطب گفته و آینه حقیقی از زندگی شهید جلو چشم مخاطب می‌گذارد. جالب اینجاست که نویسنده کتاب یک مرد اما مصاحبه‌کننده خانم است. شرح این مصاحبه‌ها را محمدرسول ملاحسنی نویسنده کتاب چنین شرح داده است: «تا مدت‌ها همسر شهید نه حال روحی مساعدی برای مصاحبه داشتند و نه آمادگی ذهنی، چون خبر واقعاً خبر سنگینی بود.

در بحث مصاحبه‌ها، تصمیم گرفتیم در یک فضای زنانه این اتفاق بیفتد، همشیره ما لطف کردند کار مصاحبه‌ها را انجام دادند. طبیعتاً وقتی دو خانم کنار هم می‌نشینند و صحبت می‌کنند هم به جزئیات اشاره می‌شود و هم کار راحت‌تر روایت می‌شود. همه مصاحبه‌ها را خانم ملاحسینی، همشیره بنده انجام دادند و پیگیری کردند. جلسات متعددی رفتند و ساعت‌ها مصاحبه انجام شد.»

*صبح نو

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

آن‌قدر که همسایه روی زندگی و خانواده اثر دارد، خیلی از قوم و خویش‌ها ندارند. خودش هم آن‌قدر حرمت دارد که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درباره‌اش سفارش فرموده‌اند که «احترام همسایه باید به‌قدر احترام به مادر باشد.»

البته همسایه هم مثل خیلی چیزها تلخ و شیرین دارد، سیاه و روشن دارد، خوب و بد دارد. اگر می‌خواهید همسایه‌تان خوب باشد، باید قدم اول را شما بردارید و بقیه راه را هم همراهی‌اش کنید تا خیرش به شما برسد و خیر شما هم شامل حال او شود. یعنی خودتان هم همسایه خوبی باشید. نمی‌شود کسی مدام از دیگران انتظار خوبی داشته باشد و خودش به آن‌ها خیری نرساند. خبرگزاری تسنیم در گفتگو با حجت‌الاسلام فقهی،‌ سخنران و کارشناس دینی، بخشی از حقوق همسایه‌داری را بررسی کرده است.

برای اینکه با حقوق همسایه‌داری در اسلام آشنا شویم، اولین پرسش این است که محدوده همسایه‌ها کجاست؟ لزوماً باید با کسی دیوار مشترک داشته باشیم تا همسایه محسوب شویم یا محدوده وسیع‌تری در اسلام دارد؟

اگر بخواهیم محدوده همسایگی را که در بین روایت‌های امامان معصوم علیهم‌السلام حساب کنیم، تا چهل خانه ادامه پیدا می‌کند. طبق روایتی که به نقل از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده، این نکته برای ما مشخص می‌شود. آنجا که حضرت فرمودند: «تا چهل خانه از سمت روبرو و از پشت سر و از شرق و غرب، همسایه تو محسوب می‌شود.» همه حقوق و آداب همسایه‌داری هم در مورد ساکنان تمام این خانه‌ها صدق می‌کند. البته این نوع موارد در بعضی از شهرها یا محله‌ها بهتر رعایت می‌شود.

به همین دلیل است که مردم روستاها و شهرهای کوچک غریبه‌ها و تازه‌واردها را زودتر تشخیص می‌دهند؟

بله. اگر وارد محله‌ای در روستایی شدیم یا به شهر دیگری سفر کردیم و مردم آنجا مثل غریبه‌ها نگاهمان کردند، نباید تعجب کنیم. حتی اگر جلو آمدند و زود پرسیدند «با کی کار داری؟» هم ناراحت نشویم. چون حتماً آن‌ها خیلی خوب همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌هایشان را می‌شناسند و تا یک غریبه را ببینند، تشخیص می‌دهند. این دامنه چهل خانه‌ای هم از وقتی شروع می‌شود که در محل جدیدی ساکن بشویم. از همان موقع است که باید هوای چهل خانه را داشته باشید. البته خوب است قبل از ساکن شدن در هر خیابان، کوچه، ساختمان یا برجی به سفارش حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در کتاب غررالحکم توجه داشته باشیم که آن حضرت فرموده‌اند: «قبل از خریدن خانه، ببین همسایه‌ها چه کسانی هستند.»

برکت‌های همسایه خوب

چرا در روایت‌های دینی تا این اندازه بر خوب بودن همسایه‌ها تأکید شده است؟ مگر همسایه چه تأثیری بر زندگی ما دارد؟

هر چیزی که می‌گوییم خوب است، باید با دلیل خوب بودنش را ثابت کنیم. اینکه می‌گوییم ما همسایه خوبی داریم باید تعریف کنیم و بگوییم چه ویژگی‌هایی باعث شده که او را به خوبی بشناسیم. اسلام برای همسایه خوب معیارها و شاخصه‌هایی تعیین کرده است. به عنوان مثال گفته شده که همسایه خوب، عمر آدم را زیاد می‌کند.

در جلد دوم کتاب اصول کافی آمده که امام صادق علیه‌السلام درباره مزایای همسایه خوب فرموده‌اند: «حسن الجوار یعمر الدیار و یزید فی الاعمار؛ همسایگی خوب خانه‌ها را آباد و عمرها را زیاد می‌کند.» دلیلش هم این است که یک همسایه خوب آزار و اذیتی ندارد که آدم را ناراحت و عصبانی کند. همان طور که همسایه بد مدام با اعصاب آدم کلنجار می‌رود. در عین حال وقتی همسایه‌ها رابطه خوبی با هم داشته باشند به محض اینکه مشکلی در ساختمان یا کوچه و خیابان آن‌ها اتفاق بیفتد و نیاز به عمران و بازسازی داشته باشد، همگی دست‌به‌دست هم می‌دهند و محل زندگی‌شان را آباد می‌کنند.

مزیت دیگر همسایه خوب این است که برکت را به خانه ما می‌آورد و راه روزی را به سمت ما و خانواده‌مان باز می‌کند. این مژده را هم امام صادق علیه‌السلام داده و در روایتی که به نقل از آن حضرت در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده، آمده است که: «حسن الجوار یزید فی الرزق؛ همسایه خوب روزی را زیاد می‌کند.»

اما چگونه همسایه می‌تواند برکت و روزی ما را زیاد کند؟

سرازیر شدن روزی به سمت خانه ممکن است به این صورت باشد که مثلاً شما و همسایه خوبتان، فکرهایتان را کنار هم می‌گذارید و کار و کاسبی راه می‌اندازید که اتفاقاً رونق خوبی هم پیدا می‌کند. ممکن هم هست که هر وقت از لحاظ مادی دست شما تنگ باشد، همان همسایه خوب به کمک شما بیاید و گره از کارتان باز کند.

در کتاب غررالحکم، حدیث بسیار زیبایی به نقل از امام علی علیه‌السلام نوشته شده است، مبنی بر اینکه آن حضرت درباره ویژگی همسایه خوب فرموده‌اند که: «من حسن جواره کثر جیرانه؛ هر کس همسایه خوبی باشد همسایگانش زیاد می‌شوند.» چون او همسایه خوبی است و همه از آداب معاشرت و همسایگی‌اش تعریف می‌کنند، همه دوست دارند خانه‌ای در نزدیکی او داشته باشند تا از برکت و رحمتی که با خودش دارد بهره من شوند.

معیارها و شاخصه‌های همسایه خوب را عنوان کردید. همسایه بد یعنی چه؟ چگونه بفهمیم برای دیگران همسایه خوبی هستیم یا نه؟

بر اساس روایتی در کتاب میزان الحکمه، پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله همسایه بد را این طور معرفی کرده‌اند که: «به خدا پناه می‌برم از همسایه بد: چشمانش تو را می‌پاید و مراقب توست و دلش خواهان رسوایی توست. اگر خوبی ببیند آن را می‌پوشاند و فاش نمی‌کند و اگر بدی ببیند آن را آشکار می‌کند و همه جا پخش می‌کند.»

درواقع همسایه بد کسی است که مدام چشمش به دنبال همسایه‌هاست که آن‌ها چه کار می‌کنند و کجا می‌روند. این جستجوگری هم برای این نیست که از رسیدن خطر به آن‌ها جلوگیری کند، بلکه نیت بدی پشت این کارش است. چون می‌خواهد عیب‌ها و کاستی‌های دیگران را پیدا کند و با فاش کردن آن‌ها آبرویشان را به بازی بگیرد.

روشش هم این طور است که اگر بدی از کسی ببیند به همه می‌گوید. نکته قابل توجه این است که ذات همسایه بد آن‌قدر بد است که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از او به خدا پناه برده و فرموده‌اند که: «به خدا پناه می‌برم از همسایه بد اگر تو را در خوبی و خوشی دید ناراحت می‌شود و اگر تو را گرفتار و بدحال دید خوشحال می‌شود.» این روایت هم در جلد دوم کتاب کافی نوشته شده است.

حق همسایگی در کلاس درس پیغمبر صلی‌الله علیه و آله

بارها در دستورات اسلامی تأکید شده که همسایه‌ها به گردن هم حق دارند. شاید در کلاس درس اسلام یکی بی‌خبر از همه جا، بلند شود و بپرسد این حق همسایگی که می‌گویید یعنی چه؟ همسایه من چه حقی بر عهده من دارد که باید بپردازم؟ یا اصلاً خودم چه حقی بر همسایه‌هایم دارم که باید هوایم را داشته باشند؟

پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در روایتی جواب این سؤال را این‌طور فرموده‌اند که: «اگر از تو کمک خواست کمکش کنی، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهی، اگر نیازمند شد نیازش را برطرف سازی، اگر مصیبتی دید او را دلداری دهی، اگر خیر و خوبی به او رسید به او تبریک و شادباش بگویی، اگر بیمار شد به عیادتش بروی، وقتی مرد در تشییع جنازه‌اش شرکت کنی. خانه‌ات را بلندتر از خانه او نسازی تا جلوی جریان هوا را بر او بگیری – مگر آنکه خودش اجازه بدهد – هرگاه میوه‌ای خریدی به او تعارف کنی - و اگر این کار را نکردی، باید مخفیانه میوه را به خانه‌ات ببری- فرزندت را با میوه بیرون نیاور، چراکه ممکن است فرزند همسایه‌ات با دیدن میوه در دست او ناراحت شود. با بوی غذای آشپزخانه او را ناراحت مکن، مگر آن‌که مقداری از غذا را برای او بفرستی.»

پس جزییات حق همسایه‌این می‌شود که اگر همسایه‌ای دچار مشکل بشود، همسایه دیگر رویش را آن طرف نمی‌کند و بی‌اعتنا رد نمی‌شود. کمک کردن یکی از حقوق همسایگی است که به هیچ صورتی نمی‌شود آن را از ویژگی‌های یک همسایه خوب حذف کرد.

ممکن است یک نفر یا یک خانواده دچار مشکل مالی شود. به عنوان مثال بدهی داشته باشد، درآمدش کفاف مخارجش را ندهد، مهمان ناخوانده به خانه‌اش بیاید و در خانه چیزی برای پذیرایی نداشته باشد. این جور مواقع است که حق همسایگی به کمکش می‌آید؛ می‌تواند سراغ همسایه برود و پولی، میوه‌ای، نمکی، نانی یا هر چیز دیگری از او قرض بگیرد.

بخشش به‌جای قرض دادن

البته باید یادآوری کنیم که قرض دادن همیشه حق همسایگی نیست. گاهی اوقات باید بدون چشمداشت به برگشتن مال، به همسایه‌ها کمک کرد.

به هر حال می‌گویند دوست و همسایه خوب را باید در مواقع سختی و مصیبت شناخت. اگر خانواده‌ای دچار مصیبتی شد، وظیفه دوست و اقوام و همسایه‌هاست که به دیدنش بروند و تسلیتش بدهند. از طرف دیگر هم اگر خیری از جایی به او رسید، نوزادی در خانواده‌شان متولد شد، موفقیت علمی یا شغلی پیدا کرد و هر خیر دیگری، همسایه‌ها موظف هستند به او تبریک بگویند. در یک کلام با خوشی همسایه خوشحال باشیم و در ناراحتی‌اش، تسکینش بدهیم.

از سوی دیگر بیماری هم برای همه پیش می‌آید. همسایه‌ها باید هوای یکدیگر را در روزهای ناخوشی داشته باشند. سر و صدا کردن در آپارتمانی که یک بیمار در یکی از واحدها در حال استراحت است هم یکی از حقوق همسایگی است. مردن هم که دور از جان برای همه اتفاق می‌افتد. همسایه‌ها باید چند قدمی هم که شده پشت سر جنازه همسایه‌شان راه بروند یا لااقل فاتحه‌ای بخوانند تا خیرشان به روح آن مرحوم برسد.

این مشکل به‌خصوص در زندگی‌های آپارتمان‌نشینی و برج‌نشینی به وضوح دیده می‌شود.

همین طور است. خانه‌های ویلایی که جایشان را به آپارتمان‌ها و برج‌های چند ده واحدی می‌دهند، خانه‌های اطراف بدجور به زحمت می‌افتند. دوران ساخت و ساز ساختمان جدید که دردسرها و سر و صداهای خودش را دارد. اگر همسایه‌ها با این فعالیت اقتصادی و ساختمان‌سازی ما کنار می‌آیند و از سر و صداها گله نمی‌کنند، ما هم باید حواسمان باشد که پنجره‌های ساختمان خود را درست روبروی حیاط همسایه کناری نسازیم تا یک عمر خودش و زن و بچه‌اش از این کار ما در عذاب و سختی باشند.

در عین حال اگر میوه‌ای، شیرینی، نانی برای خانه خود می‌بریم، بی‌خیال از جلوی همسایه و بچه‌اش رد نشویم. به آن‌ها هم تعارف کنیم. حالا اگر کسی دلش نمی‌خواهد، لااقل آن‌ها را داخل نایلون تیره‌ای پنهان کند. شاید همسایه پول خریدن میوه و شیرینی ما را نداشته باشد و در مقابل زن و بچه‌اش شرمنده شود. از آن طرف هم ممکن است بچه همسایه با دیدن آن خوراکی‌ها در دلش آه بکشد. آهی که ما دیگر نمی‌توانیم جوابش را بدهیم.

حق همسایگی در کلاس درس امام سجاد علیه‌السلام

ظاهراً در کتاب حقوق و سایر روایت‌های منسوب به امام سجاد علیه‌السلام هم نکاتی درباره همسایه‌داری نوشته شده است. آن حضرت حقوق همسایه‌ها را چگونه تعریف کرده‌اند و در این زمینه چه دستوراتی برای ما دارند؟

امام زین‌العابدین علیه‌السلام هم طبق روایتی که شیخ صدوق در کتاب خصال نوشته، حقوق همسایگی را این طور تعریف فرموده‌اند که: «حق همسایه‌ات این است که در غیاب او آبرویش را حفظ کنی و در حضورش او را احترام کنی. اگر به او ستمی شد یاری‌اش برسانی. دنبال عیب‌هایش نباشی. اگر از او بدی دیدی، بپوشانی. اگر بدانی که پند و اندرز تو را می‌پذیرد، او را پنهانی نصیحت کنی. در سختی‌ها رهایش نکنی. از لغزش و اشتباهش درگذری. گناهش را ببخشی و با او به خوبی و بزرگواری معاشرت کنی.»

علاوه بر مواردی که رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله توصیه فرموده، باید آبروی همسایه خود را آبروی خودمان بدانیم. چون همسایه بودن یعنی تو و او در سایه و رفت و آمد و خیلی موارد دیگر با هم شریک هستید. همسایه‌ها باید آبروی یکدیگر را آبروی خودشان بدانند و همان طور که مراقب هستند آبروی خودشان هستند، در غیاب همسایه برایش آبروداری کنند و در حضورش به او احترام بگذارند.

ممکن است یک نفر بخواهد آرامش و امنیت همسایه ما را تهدید کند. در این جور شرایط هم ما وظیفه داریم از او حمایت کنیم و به کمکش برویم. همان طور که اگر کسی امنیت زندگی ما را تهدید کرد، همسایه باید به داد ما برسد.

جستجو نکردن عیب دیگران و چشم‌پوشی کردن در برابر خطاها بین دشمن‌ها هم که اتفاق بیفتد، اعتماد ایجاد می‌کند. البته همین موضوع به عنوان یک حق از همسایه بر عهده همسایه دیگر تعریف می‌شود. در عین حال، معاشرت همراه با کرامت و بزرگواری هم حق دیگری است بر عهده همسایه‌ها. یعنی همان آدابی است که امام سجاد علیه‌السلام بر آن تأکید فرموده‌اند.

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام
تنها پسر خانواده بود و سپاه نمی گذاشت به جبهه برود؛ با گریه می گفت: اسمم را مهدی گذاشتید و اگر آقا ظهور کند، چه جوابی دارید به ایشان بدهید، وقتی مادرش حرف عروسی اش را به میان آورد، مهدی گفت: دعا کنید تا عروش شهادت را در آغوش بگیرم...
طلبه شهید مهدی مرادی از شهدای گرانقدر مشکین شهر اشت که در نیمه شعبان 1347 هجری شمسی چشم به جهان گشود، دوران کودکی را در زادگاهش گذراند، صبح ها درس دبیرستان را می خواند و عصر ها برای گسب دروس دینی به حوزه علمیه می رفت.
اخلاقیات شهید
پدرش می گوید: مهدی لحظه ای قرآن را از خود دور نمی کرد و تا نیمه های شب قرآن می خواند، کم حرف، باحیا و مهربان بود، با آن که سن و سال کمی داشت ولی سوز و گداز نماز و دعایش در دیگران اثر می گذاشت.
سرباز آقا
مادرش وقتی متوجه رفتن مهدی به جبهه ها شد، دنبالش رفت و به او گفت: با رفتنت مثل این که امیدمان رفته است، چیزی نگفت و به خانه برگشت، داخل حیات لباسش را به مادر نشان داد و با گریه گفت: سرباز آقا امام زمان(عج) هستم، حال نمی گذاری بروم؟
مادرش می گوید: به او گفتم برو، بعد ها در نامه اش نوشت: آن روز به خاطر این که دل شما را نشکنم، مجبور شدم که برگردم ولی دینم را بیشتر دوست دارم و باید در جبهه باشم.
 رزمنده شهید
در گردان حضرت علی اصغر(ع) به عنوان پیک مشغول بود، خودش می گفت: در عملیات کربلای پنج، اسیری گرفتم ولی وقتی چشم در چشم اسیر عراقی دوختم، دلم نماید او را بکشم.
مدتی بعد و در روز جمعه دوم فروردین ماه سال 1366 در عملیات کربلای 8 در شلمچه و بر اثر بمباران شیمیایی به مقام رفیع شهادت نایل گشت.
 
منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

امام باقر(ع) از امام صادق(ع )روایت کرد که رسول خدا(ص) فرمود:

از نظر خداوند عزوجل محبوب ترین چیزی که مؤمن به دیگران  می بخشد  ، گفتار حق در حالت رضایت‌مندی و خشم است.

خصال، ج1، ص60

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت‌الله  محمدتقی مصباح یزدی رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) عصر امروز در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی 97-98 این موسسه بیان داشت: بنده در سن 13 سالگی و به تقدیر الهی به سمت راه طلبگی سوق داده شدم و یاد ندارم که از همسالانم کسی به فکر حوزه و طلبگی بوده باشد و این حضور بنده توفیقی الهی بود.

ایشان تصریح کرد: در آن زمان مشکلات فراوانی گریبان جوانان و خانواده‌ها بود و برخی از طلاب باانگیزه‌های ضعیفی همچون، معاف شدن از سربازی و فرار از مشکلات زندگی وارد حوزه می‌شدند و کمتر کسی باهدف و فکر مسیر زندگی خود را انتخاب می‌کرد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: همیشه از خود این سؤال را می‌کردم که برای چه این وضع در جامعه حوزوی وجود دارد که البته مسبب اصلی این مسئله دولت وقت و دست‌نشاندگان دشمنان اسلام بود.

ایشان افزود: این مطالب را برای این گفتم که بسیاری از کسانی که در قدیم به حوزه می‌آمدند، انگیزه‌ای سنجیده و انتخاب‌شده نداشتند و سؤال من از جمع این است که آیا شما هم این‌گونه هستید یا با انتخاب وارد این مکان مقدس شده‌اید.

 استاد حوزه علمیه قم گفت: انقلاب اسلامی سبب شد تا روحانیت عزیز شود و شما عزیزان که با اختیار و تفکر در این نهاد قدم گذاشته‌اید، ثمرات انقلاب اسلامی هستید، حال که شرایط گذشته وجود ندارد و روحانیت با اختیار و عقل حرکت می‌کند، آیا همه مساوی و ایدئال هستیم.!

ایشان ادامه داد: امروز به برکت انقلاب روحانی شدن و  ورود به حوزه یک شغل آبرومند در کنار دیگر رشته‌ها به شمار می‌رود و فرض کنیم که در بهترین شکل روحانیت آبرومندترین شغل است و خدا نیز راضی است و انتصاب به امام عصر (عج) نیز از بزرگ‌ترین مزیت این رشته است؛ اما آیا این برای ما کافی است!.

 

آیت‌الله مصباح یزدی اظهار داشت: خوبی مراتبی دارد و بین مراتب خوبی نیز فاصله از زمین تا آسمان وجود دارد، اگر کسی تنها به‌خوبی شغل روحانیت اکتفا کرد؛ قطعاً برای او روزی فرامی‌رسد که پشیمان می‌شود و البته این‌گونه افراد نسبت به کسانی که کار حرام انجام می‌دهند دارای درجه‌ای بالاترند، اما چرا انسان در اوج حرکت نکند.

ایشان در ادامه افزود: اول باید باور کنیم که از شغل روحانیت و حضور در حوزه مراتب بالاتری نیز وجود دارد، حداقل 70 سال با علما رابطه داشتم، اما تصور کاملی از هدف نهانی انسانیت را امروز ندارم، انسان موجود عجیبی است و استعداد بالایی از ناحیه خدای تعالی به او عطاشده است. 

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: زمانی که شاعر می‌گوید رسد آدمی به‌جایی که به جر خدا نبیند، آیا انسان می‌تواند خدا را ببیند، نه در این الفاظ معنایی عظیم نهفته است.

ایشان ادامه داد: هرکدام ما در هر سنی که هستیم می‌توانیم تصمیم بگیریم که پرواز کنیم و این  برای همه ماشدنی است، عامل اصلی این مسئله همت است، همت شرایطی دارد باید مجموعه‌ای از شناخت‌ها حاصل شوند و باور کنیم که چنین مسیری وجود دارد و ما می‌توانیم پرواز کنیم و اگر این کار را نکنیم روزی فرامی‌رسد که پشیمان می‌شویم و آن زمان فرصتی وجود ندارد.

هیچ‌کدام از علوم متکفل این نیست که انسان را به اوج برساند

استاد حوزه علمیه قم گفت: هرکدام از ماسال‌هایی از عمرمان را در حوزه علمیه گذرانده‌ایم و باید سؤال کنیم که کدام درس ما را به اوج می‌رساند، انسان می‌تواند فقیه شود فتوا دهد و الی‌آخر؛ اما هیچ‌کدام از علوم متکفل این نیست که انسان را به اوج برساند.

ایشان افزود: حقیقت این است که با درس خواندن انسان به‌جایی نمی‌رسد، من آدم تنبلی نبودم و از اول عمر شاگرداول بودم و این مطالب را از کوتاهی کردن نمی‌گویم، صرف و نحو انسان را به تخصص در ادبیات عرب می‌رساند، مقدس‌ترین دروس، فقه آل محمد(ص) است، اما در این کتاب‌ها مسیر رشد وجود ندارد و این نشانگر کمبودی است که در برنامه‌های ما وجود دارد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطرنشان ساخت: معلمان تربیتی به کودکان می‌گویند درس بخوانید تا به مرحله‌ای برسید و این مرحله در همین دنیا محقق می‌شود، وقتی ما بزرگ‌تر می‌شویم نیز به همین فکرها هستیم که به ما چه بگویند و آیت‌الله‌العظمی شویم و کرسی داشته باشیم، همه این مقام‌ها برای دنیا است.

شب‌زنده‌داری علما افسانه نیست

آیت‌الله مصباح یزدی ابراز داشت: شنیده‌ایم از شب‌زنده‌داری علما و اما آنچه در زندگی ما وجود دارد فقط یک‌شب احیا آن‌هم با سختی و مشقت فراوان در سال همراه است.

ایشان افزود: هر صفحه از قرآن و نهج‌البلاغه در باب مذمت دنیا و ترغیب به آخرت سخن گفته است؛ اما چرا این مسئله در زندگی ما متفاوت بوده و همین مسئله مایه تأسف است که پشیمانی سودی ندارد.

مواظب افعالمان باشیم تا در قیامت حسرت نخوریم

استاد اخلاق حوزه علمیه قم گفت: کسانی خود را به بهانه زهد از فعالیت اجتماعی همچون حضور در جبهه جنگ و مبارزه در عرصه سیاست سرباز می‌زنند و می‌گویند به فکر عبادت و آخرت باشید؛ اما ادبیات قرآنی به ما می‌گوید که مجاهدان درراه خدا به فکر آخرت هستند.

ایشان ادامه داد: سوء برداشت از معارف و راحت‌طلبی و همچنین کوتاهی در دین دو مشکل بزرگ در امت اسلامی است.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: شاهزاده های سعودی از ترس کشته آسایش در زندگی ندارند و این‌طور نیست که دنیا سبب راحتی انسان شود، باید مواظب رفتارمان باشیم که فردا پشیمان نشویم.

ایشان در پایان مطرح کرد: قرآن یکی از نام‌های روز قیامت را روز حسرت بیان می‌کند، مواظب باشیم و بکوشیم که در روز قیامت در حسرت نباشیم، توسل به اهل بیت(ع) عنایتی است که خدای متعال به ما داده و این نعمت کلید سعادت در دستان ما است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش عقیق، استاد پناهیان در هشتمین شب از سوگواره هنر و حماسه با اشاره به تاثیر قدرت روحی در فرهنگ مقاومت گفت: فرهنگ مقاومت سعی می‌کند هر عاملی که انسان را قوی می‌کند، فراهم کند. در فرهنگ هرزگی لغتی به نام آزادی مفهوم کلیدی است، ولی در فرهنگ مقاومت لغت قدرت، مفهوم کلیدی است، قدرت روحی. کسی که از قدرت روحی برخوردار باشد، از آزادی بهره‌مند می‌شود و کسی نمی‌تواند قدرت روحی او را سلب کند. شما فکر می‌کنید چرا صهیونیست‌ها بیش از خدا، آزادی را تقدیس می‌کنند؟ خود آزادی خوب است، اما چه کسی را می‌خواهی آزاد کنی؟ مرده را؟ مستضعف را می‌خواهی آزاد بگذاری؟ اینکه فایده ندارد.

وی در این باره ادامه داد: ما بر قدرت تاکید داریم و از دنیای خود با قدرت دفاع می‌کنیم. فرهنگ مقاومت اهداف دیگر فرهنگ‌ها را نفی نمی‌کند، بلکه بیشتر آنها را شامل می‌شود. می‌گویند در فرهنگ‌های دیگر به اهداف‌تان نمی‌رسید. کسی که از قدرت روحی برخوردار است، هم لذت دارد و هم آزادی دارد.

سخنران چهاردهمین سوگواری هنر و حماسه در رابطه با فرهنگ مقاومت اضافه کرد: یک گوشه از برنامه‌های یمنی‌ها را بخواهیم مثال بزنیم، در عید غدیر تظاهرات می‌گیرند، جشن خیابانی می‌گیرند. فرهنگ مقاومت فرهنگ زیبایی است، در آن درگیری زیادی نیست‌. کلمه مقاومت از کلمه جهاد لطیف‌تر است اما مقاومت می‌تواند یاد زورخانه هم بی‌افتد.
عوامل این قدرت و این فرهنگ چه چیزهایی هستند؟ بیایید همه فرهنگ خود را فرهنگ مقاومت قرار دهیم و تفریح‌مان سرجایش باشد، با فرهنگ مقاومت می‌توانیم حتی با شاه‌نامه هم تفریح می‌کنیم.
استاد پناهیان در انتهای صحبت‌های خود ضمن اشاره به شهید تولایی درباره قدرت معنوی گفت: شهید تولایی، طلبه‌ای که در مشهد چاقو خورد و شهید شد، با اینکه عکس گرفته بودند و آزمایش کرده بودند، متوجه نشده بودند که قلبش چاقو خورده بود. در بیمارستان وقتی خون و چرک از سینه‌اش بیرون می‌کشدند، می‌گفت که من قلبم درد می‌کند. ولی دکترها می‌گفتند نه، از قلبش نیست. خب پس بی‌دقتی هم در شهادت ایشان سهم داشته است. آمده بودند که از ایشان بپرسند از کسی که به شما چاقو زده شکایتی داری؟ گفت نه شکایتی ندارم، حالا آمدم بیرون احتمالا می‌بخشم. خب طلبه‌ای که از گریه نماز شبش دیگران بیدار می‌شوند، همین می‌شود دیگر.
این‌ رزمندگانی که با کلاش از جنگ برمی‌گشتند شهر، از شهر بزرگ‌تر بودند، از قطاری که آنها را می‌برد بزرگ‌تر می‌بودند، مقاومت چکار می‌کند؟ من مراعات می‌کنم که از دفاع مقدس برای شما خیلی تعریف نمی‌کنم. ایمان یعنی چی؟ ایمان یعنی قوت قلب!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش عقیق حجت الاسلام پناهیان در ششمین شب از سوگواره هنر و حماسه با اشاره به موضوع مقاومت اقتصادی گفت: فرهنگ مقاومت را در همه جوانب زندگی ببینیم. چرا روایت داریم کسی که پول درمی‌آورد مانند مجاهد فی سبیل الله است؟ چرا فرمودند پول مایه قوام جامعه است؟ اگر فرهنگ مقاومت در کار اقتصادی جاری کنیم، اقتصاد مقاومتی اجرا خواهد شد. اگر فرهنگ مقاومت در کار علمی جاری کنیم، رشد علمی ما بیشتر می‌شود.

وی در این باره ادامه داد: جوان را چرا نمی‌توان به مسجد برد؟ اگر مسجد بوی مقاومت بدهد قضیه فرق خواهد کرد. مقاومت اگر در زندگی جاری بود اینقدر طلاق نداشتیم، اصلا در برابر مشکلات مقاومتی نداریم.

استاد پناهیان در ادامه با اشاره به ضرورت کسب درآمد گفت: «امام سجاد(ع) می‌فرمایند: تمام جوانمردی و مروت، این است که پولت را زیاد کنی: «استثمر المال».
و در روایت دیگر آمده است؛ امام صادق (ع) به فردی 1700 دینار داد تا با آن کاسبی کند. بعد فرمودند: به سود آن رغبت ندارم، هر چند که سودش خواستنی است. دوست دارم خدا مرا در وضعیتی ببیند که آفریده‌هایش را زیاد می‌کنم.

سخنران چهاردهمین سوگواری هنر و حماسه در رابطه با کسب درآمد به صورت دسته جمعی اضافه کرد: یکی از دستورهای دین برای پول درآوردن کار جمعی است. در نظام سرمایه‌داری می‌گوید رقابت کنید، همدیگر را حذف کنید و پدر هم را دربیاورید. البته همین را هم اجرا نمی‌کنند و صهیونیستم‌ها اجازه نمی‌دهند. ما می‌گوییم اگر پای پول وسط آمد و اخلاق خراب نشد، درست است.
استاد پناهیان در انتهای صحبت‌های خود ضمن اشاره به فرق پول درآوردن اسلامی و غربی گفت: فرق ما با غربی‌ها در پول در آوردن چیست؟ تعاون. «تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی».
شیعیان ما همیشه حفظ می‌شوند و در عصمت قرار می‌گیرند تا زمانی که رابطه‌ی خود و پروردگارشان را درنظر بگیرند و به همدیگر نیکی می‌کنند. ما اهل بیت به هیچ ظلمی رحم نمی‌کنیم و به ورع توصیه می‌کنیم و به مواسات برادری دینی توصیه می‌کنم. مواسات یعنی آنکه راضی نشوید برادر مؤمنت اگر نیاز دارد، تو هم نیاز نداشته باشید، اگر همین ویژگی مواسات را بردارید، پول دشمنی می‌آورد! باید در بستر پول با هم مصالحه کردیم و ایثار کردیم، ببین چه برکت‌هایی می‌آورد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج