تاريخ : شنبه 21 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

شهید محمد حمیدی در دفاع از حرم حضرت زینب(س) و مبارزه با تروریست های تکفیری به شهادت رسید. وی از اقوام حاج مهدی سلحشور از مداحان اهل بیت کشورمان بود که خون پاکش در راه اسلام به زمین ریخت.

 
 
حاج مهدی سلحشور در خصوص ویژگی‌های شهید محمد حمیدی گفت: شهید محمد چند ویژگی داشت که شجاعت از مهم‏ترین ویژگی‏‌های او است که زبانزد خاص و عام است و هر چه از آن بگوییم کم است.
 
وی ادامه داد: در سفری که به سوریه داشتم اکثر دوستان شهید حمیدی می‏‌گفتند قبل از اذان صبح و سحر صدای گریه و ضجه محمد سالن و اتاق را پر می‏‌کرد. شاید این موضوع و این حال معنوی و استمرار در انجام فرائض دینی را کمتر کسی از محمد بداند.
 
وی با اشاره به انتخاب نام ابو زینب توسط شهید حمیدی در سوریه گفت: در چند ماه گذشته مکرراً به دوستان و بسیاری از اطرافیانش گفته بود در این سفر حتما شهید می‏‌شوم؛ رزمندگان در سوریه برای این‏که اسمشان نامعلوم بماند یک اسم جدید برای خود انتخاب می‏‌کنند، یکی از هم‏رزمان محمد که او هم نامش را «ابو زینب» گذاشته بود پیش من آمد و گفت به محمد گفتم نام هر دوی ما «ابو زینب» است، این‏طوری همکاران به اشتباه می‏‌افتند بیا یک اسم جدید انتخاب کنیم. شهید حمیدی در پاسخ گفته بود نه شما ابو زینب بمان من تا چند روز دیگر حتما شهید می‏‌شوم.
 
وی تصریح کرد: از دیگر ویژگی‏ های این شهید قبولی در یک آزمون بزرگ است. این شهید که پس از 12 سال پدر شده بود فرزند 8 ماهه‌‏اش را برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) رها و به عراق و سوریه سفر کرد و راه شهادت را انتخاب کرد. یکی از دوستان محمد به او گفته بود درست نیست آدم ناموسش را رها کند و برای جنگ به سوریه برود. شهید محمد حمیدی در جواب گفته بود اتفاقا می‏‌خواهم از ناموس اهل بیت دفاع کنم انءشالله که خداوند مرا فدایی حضرت زینب (س) کند.

منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

جلسه هفتگی درس اخلاق آیت الله جاودان با حضور پرتعداد جوانان عاشق مکتب اهل بیت(ع) در حسینیه شیخ مرتضی زاهد(ره)برگزار شد.

  • گزیده ای از سخنان آیت الله جاودان را بخوانید:
  •  

یک عبارتی در زیارت امین الله است. فکر می کنم من در حرم حضرت رضا علیه السلام که جای شما خالی بود، توانستم یک بار بخوانم. ان شاء الله که خدا برای شما و بنده هزار بار دیگر زیارت حضرت رضا را نصیب کند. این زیارت خیلی زیارت فوق العاده ای است. خیلی فوق العاده است. یکی از به اصطلاح فرازهایش و یکی از نکته هایش این است: مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ گفته است که مرا اینطوری کن. اینطوری کن. اینطوری کن. یکی از آنها این است: مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزائِكَ برای من زاد و توشه قرار بده برای آمدن روز قیامت. آدم بدون تقوا نمی تواند به روز قیامت برود. زاد و توشه آدم برای روز قیامت تقواست. بحث تقوا را هم مکرر، مکرر عرض کرده ایم. حالا ممکن است یک وقت های دیگری هم عرض کنیم. بله اَللّهُمَ اَجعَل نَفسی مُطمَئِنَّةً بِقَدَرکَ راضیةً بِقَضائکَ مُولَعَةً بِذِکرِکَ وَ دُعائِک مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلاَئِكَ‏ شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلاَئِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ دقت کنید. مرا مشتاق شادمانی لقاء خودت قرار بده. روز قیامت برای بعضی ها یک شادمانی وجود دارد. شادمانی دیدار خدا. شادمانی دیدار خدا. ای کاش من بتوانم بگویم و ای کاش شما بتوانید بگیرید. یک شادمانی وجود دارد. یک شادمانی که نه سر دارد و نه ته. بی نهایت تا بی نهایت. شادمانی بی نهایت تا بی نهایت. سعی کنیم بفهمیم. من به عمرم همچین حرفی نشنیدم. خب نشنیدی. تو اشکال داری. من اشکال دارم. من اشکال دارم که نگفتم و شما اشکال داری که نشنیدی. در قیامت یک شادمانی وجود دارد. این منتهای آرزوی اولیاء خداست. منتهای آرزوی اولیاء خدا، این شادمانی است. که به چنین شادمانی برسند.


 من گیر گناهم. نمی توانم چشمم را از زن نامحرم بگردانم. خب حالا من... در هرصورت یک شادمانی وجود دارد. این شادمانی ممکن است در دنیا برای کسانی اتفاق بیفتد. عرض می کنم این منتهای آرزوی اولیاء خداست. منتهای آرزوی اولیاء خداست. بهشت منتهای آرزوی اولیاء خدا نیست. در بهشت منتهای آرزوی اولیاء خداست. در دنیا منتهای آرزوی اولیاء خداست. امیرالمومنین یک فرمایشی دارد که فرمایش مشهوری است. هم در روایات اهل سنت آمده و هم در روایات شیعه آمده. یک وقت امیرالمومنین فرمود که از من سوال کنید. سوال کنید. این آدم ها خوب تربیت نشده بودند. آن آدم ها خوب تربیت نشده بودند. چرا خوب تربیت نشده بودند؟ سه دوره گذشته را شما حساب کنید. آنها خوب تربیت نشده بودند. حالا ایشان می گوید که از من سوال کنید. یک نفر بلند شد گفت آقا تعداد موهای سر من چندتاست. حضرت اگر بفرماید که یک میلیون و چند و چند، قابل اثبات نیست. قابل اثبات نیست. اصلا جواب نفرمود. فرمود که در خانه تو کسی هست که پسر من را می کشد. پسرش را گفت. این پدر سنان بود. خب هزار نفر این را دیدند. مردم کوفه بودند دیگر. این نوع جواب فرمود. می خواهم عرض کنم که مردم لایق نبودند. حالا یک نفر باز از همین نوع آدم ها، یک جنس دیگری، بلند شد گفت آقا شما خدای خودت را دیده ای؟ سوال نکرد که بفهمد. یک کسی سوال کرد. حضرت فرمود سوال کن که بفهمی. سوال نکن که اذیت کنی. سوال نکن که اذیت کنی و به زحمت بیندازی. سوال کن که بفهمی. حالا این هم سوال کرد که هَل رأیتَ رَبَّک؟ آیا پروردگار خودت را دیده ای؟ فرمود من آن خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم. خب این را امام ما گفت. امام ما بوده. حالا چه عرض کنیم که امام ما بوده یا نبوده. اسماً و اعتقادا که امیرالمومنین امام ما بوده. حالا من همچین حرفی را به عمرم نشنیده ام. شادمانی لقاء تو را
. مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مرا مشتاق شادمانی لقاء خودت قرار بده. عرض کردیم که این پایان آرزوهای اولیاء خداست. ما چکار کنیم؟ ما چکار کنیم؟ قرآن می فرماید که اگر کسی گنهکار باشد، آن جایی که می تواند خدای خودش را ببیند، چون خدا را با چشم که نمی توان دید، با دل می توان دید؛ اگر آنجا را خراب کرده باشد، روز قیامت که جمال او برای همه آشکار است، این باز هم کور است. باز هم صدتا پرده جلوی چشمش است. پس قدم اول این است که من گناه نکنم. گناه خراب می کند. آن مرکزی [که جای دیدن پروردگار است را خراب می کند] همانجا در آن سوال امیرالمومنین فرمود که این به چشم نبوده ها. این به چشم نمی شودها. اصطلاح شان این است. به حقایق الایمان می توان خدای متعال را مشاهده کرد. یعنی به ایمان حقیقی. اگر شما به ایمان حقیقی برسی، خدای خودت را [می بینی.] نه از نوع دیدن من. من و شما هم همدیگر را می بینیم. من رویم را آن طرف می کنم و قیافه شما را یادم می رود. در شما شک می کنم. نه اینطوری. نه از نوع دیدن چشم. از نوع دیدن واقعیت. شما با واقعی ترین بخش وجودت، با واقعی ترین بخش وجودت این مشاهده را بدست می آوری. و شادمانی ای بدست می آید که عرض کردم دیگر سر و ته ندارد. از آن روز که این حادثه اتفاق می افتد هست، تا بی نهایت. شما بهشت و صد هزار بهشت را فراموش می کنی. شما بهشت و صد هزار بهشت را فراموش می کنی.


 عرض کردم قدم اولش چیست؟ قدم اولش این است که من گناه نکنم. گناه آن مرکزی را که این حادثه برایش اتفاق می افتد خراب می کند. قرآن در آیه 14 سوره متففین این عبارت را دارد
. بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ. رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم یعنی زنگار می گیرد. روی دل هایشان زنگار می گیرد. دل شان زنگ می زند. چه؟ ما كَانُوا يَكْسِبُونَ. آنچه که عمل کرده اند زنگ می زند. باعث زنگ زدگی دل شان می شود. یک گناه، یک گناه ها. یک گناه باعث زنگ زدگی می شود. توبه جدی زنگ را پاک می کند. این که آن بزرگان دستور می دادند که استغفار کنید و همه اش می گفتند استغفار کنید، این استغفار این زنگ ها را پاک می کند. بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ. باز آیه اش را فراموش کردم. در همان سوره می فرماید اینها روز قیامت از این دیدار محجوب اند. در اثر گناه که گناه شان باقی مانده و همراه شان برده اند، این زنگار روی دل مانده، انقدر بوده که حوادث مرگ که حوادث خیلی سنگینی است، حوادث قبر که خیلی سنگین است، حوادث سنگین قبر و قیامت آن را پاک نکرده. اینها با آن زنگار به قیامت رفته اند. اینها محجوب می مانند. جلوی چشم شان پرده دارد. آن چیزی که برای همگان [قابل دیدن است را نمی بینند] اگر همین مساله که عرض کردم فهمیده شده باشد، دیگر عرضم را تمام می کنم. ما یک قدم برداریم. یک قدم. قدمش سخت است. اما یک قدم برداریم که از گناه دست بکشیم. یک قدم است. فقط یک قدم است. اما اگر خدا کمک کند، سهل می شود. اگر آدم دست به دامان خدا شود، سهل می شود. یعنی به خدا پناه ببرد. راستی و واقعی به خدا پناه ببرد، سهل می شود و می تواند از همه گناهان پرهیز کند و پاک بماند. پاک بماند. پاک بماند. اگر پاک بماند. اگر پاک بماند. اگر پاک بماند. ممکن است در قیامت این شادمانی برایش دست بدهد. یکی از بهترین راه های پاک شدن بعد از اینکه آدم خدایی نکرده گناه کرد و بعد توبه کرد، برای اینکه توبه اش قبول شود، این است که برای امام حسین گریه کند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

انسان از آن جهت که صاحب فکر و اندیشه است، می‌خواهد در مورد بسیاری از مطالب پرس‌وجو کرده، چرایی و چگونگی مطالب را دریابد. از جمله مسائلی که فکر انسان را به خود معطوف داشته، مسائل مربوط به «رزق و روزی» انسان و دیگر موجودات است به طوری که همواره در پی آن است تا روزی‌ِ بیشتری به دست آورد.
انسان سؤالات فراوانی را در این مورد در ذهن خود می‌یابد تا آنجا که اگر بگوییم بعضی از سؤالات به صورت روزانه در بین مردم جریان دارد، سخن به گزاف نگفته‌ایم.
سؤالاتی از این قبیل:
- عوامل مؤثر در افزایش روزی چیست؟ اسباب و علل کاهش روزی کدام است؟
- فلسفه وسعت رزق یک گروه و اندک بودن رزق گروهی دیگر چیست؟
- نقش تلاش و سعی انسان برای به دست آوردن روزی و ارتباط آن با تقدیر روزی چگونه است؟
- آیا دعا در افزایش روزی مؤثر است؟
- تا چه اندازه رزق حلال و حرام در سرنوشت انسان مؤثر است؟
کتاب «رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث» اثر علی متین، به سؤالات و دغدغه‌های افراد در خصوص کسب رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث پاسخ گفته است که در ادامه می‌خوانید:
یکی از عوامل نقصان و کاهش روزی، اجیر شدن برای دیگران است: عمار ساباطی می‌گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: «مردی تجارت می‌کند و اگر خود اجیر دیگران شود سهمی از تجارت به او می‌دهند»، امام(ع) فرمود: «خود را اجیر نکنید و روزی را از خدا خواسته و خود تجارت کنید، زیرا اگر کسی اجیر دیگران شود [درِ افزایش] روزی را بر خود بسته است».
شاید بتوان در تحلیل کاهش رزق و روزی به واسطه اجیر شدن چنین گفت: از آنجا که شخص اجیر حقوق معینی را ماه به ماه دریافت می‌کند، لذا به همان حقوق خود چشم دوخته و برنامه‌های خود و اداره زندگی را با توجه به آن سامان می‌دهد و امید رسیدن بیش از آن را ندارد و شاید همین امر تا حدودی موجب غفلت از خدا می‌شود. اما شخصی که به اصطلاح، شغل آزاد دارد بیش از آن که به اسباب ظاهری عنایت کند، توکل بر خدا را در نظر داشته و همین امر نیز سبب توجه بیش‌تر خداوند سبحان می‌شود.
شاید با مراجعه به وجدان نیز تا حدودی بتوان مطلب را دریافت که آنجا که وسایل و اسباب مادی مناسبی در اختیار داشته باشیم، توجه ما به خدا اندک است و اما آنجا که وسایل و اسباب مادی به ظاهر خوب و مطمئنی در کار نباشد، توجه ما به او بیشتر خواهد بود. حال شخص اجیر تو گویی همان کار خود را از وسایل محکم و خوب می‌داند، به خلاف کسی که اجیر نیست.
مرحوم کلباسی نیز در توضیح احادیثی از این قبیل می‌گوید: بعضی از بزرگان گفته‌‌اند:
شاید سرّ نکته این باشد که انسان وقتی اجیر دیگران شد به آن دستمزد تکیه می‌کند و چنین می‌اندیشید که آن دستمزد زندگی‌اش را می‌چرخاند و چون بر آن اطمینان دارد، بر خدایی که همه کارها دست اوست تکیه نخواهد کرد و اما اگر خود تجارت کند، به دلیل اتفاقات احتمالی، کالای خود را در امان نمی‌بیند، لذا بر خدا توکل می‌کند؛ اتفاقاتی از قبیل:‌ گرانی و ارزانی، رواج و رکود بازار، رغبت و بی‌رغبتی مشتری، خرابی و سرقت. بنابراین اگر انسان دریابد که بدن و نیروی او در معرض آفت‌های بسیاری است و روحیه تکیه و امید بر خدا را در خود حفظ کند، می‌تواند خود را اجیر نماید و موجب فقر نیز نخواهد بود و در یک جمله، روایت غالب انسان را شامل می‌‌شود.
با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان گفت: اگر کسی اجیر شود برای اداره زندگی‌اش و از سوی دیگر آن را وسیله‌ای برای اداره زندگی بداند و از توکل بر رزّاق حقیقی غافل نباشد، اجیر بودن این شخص موجب کاهش روزی او نخواهد شد.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

صبح امروز مراسم جشن  تکلیف آرمیتا فرزند شهید هسته‌ای داریوش رضایی‌نژاد در تالار شهر مشهد با  حضور فعالان فرهنگی مشهد و اعضای شورای شهر مشهد برگزار شد.

این مراسم در حالی برگزار شد که آرمیتا در کنار مضجع شریف رضوی به سن تکلیف رسید.

مقام معظم رهبری به مناسبت به سن تکلیف رسیدن آرمیتا رضایی‌نژاد فرزند شهید رضایی نژاد برای وی هدیه‌ای فرستادند. این هدیه امروز با حضور جمعی از مسئولان استانی و شهری در محل تالار شهر مشهد مقدس به آرمیتا رضایی نژاد اهدا شد.

بسمه تعالی جشن تکلیف بر آرمیتای عزیز مبارک باد. امید است در پرتو قرآن خوش بخت و در راه آرمانهای قرآنی ثابت‌قدم باشد. انشاءالله. 94/6/14  

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم اربعین جانباز شهید حاج عباس وکیل زاده و یادواره شهدای دفاع مقدس با سخنرانی حجت الاسلام صدیقی و مداحی حاج محمدرضا طاهری و  حاج سید محمد جوادی در حسینیه فاطمة الزهرا(س) برگزار شد.

  • در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام صدیقی را بخوانید

_ زندگی اصلی انسان ها بعد از مرگ است. اگر خواستید که عمل در زمین مستعد بکارید دلتان را از بدی پاک کنید. زمین شوره زار زحمت انسان را بر باد می دهد و حاصلی هم به دست نمی آورد. پاکی درون جزء شرایط لازمه احکام است.

_خدا در سوره منافقون در آیات مختلف انسان ها را سه گروه معرفی کرده است. مؤمنین و کفار و منافقین سه گروه از انسان ها هستند. جهنم تاریک است و علو ندارد. بهشت درجات مختلف دارد. بهشت هشت در دارد و جهنم هفت در دارد.

_ رحمت خداوند متعال بر غضبش سبقت گرفته است. گاهی رحمت خداوند شدید می شود و جلوی غضب الهی را می گیرد. خود بینی و منت گذاشتن و تکبر اعمالی هستند که ثمری ندارد. کسانی هستند که باطن کارشان برای خدا نیست ولی ظاهر کارشان برای خداست. اما اعمال این افراد در قیامت پذیرفته نیست.

_ در روایت داریم که یکی از کارهایی فشار قبر را کم می کند مداومت بر خواندن سوره ملک است. سوره ملک درس های فراوانی دارد.یکی از درس های سوره مبارکه ملک اخلاص است.خداوند متعال زندگی و مرگ را آفریده است. مرگ به سراغ انسان می آید. جلوی مرگ را کسی نمی تواند بگیرد. اگر در دژهای محکم هم باشید مرگ داخل می شود. هیچ در بسته ای جلوی عزرائیل و مرگ را نمی گیرد.

_خداوند مرگ را آفریده تا انسان را امتحان کند. دنیا محل امتحان الهی است.خداوند زندگی را امتحان انسان ها قرار داده است. کارنامه زندگی حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) برنامه زندگی است.حضرت علی فرمودند در طول زندگی خود با حضرت فاطمه نه یک بار فاطمه من را رنجاند و نه یک بار من فاطمه را رنجاندم.

_ فلسفه امتحان الهی این است که خداوند می خواهد بداند که کدام بنده مخلص و بی ریا است. چه کسی ظاهر و باطن یکی دارد. کدام بنده درست است. باید ببینیم چه کسی رکورد شکسته و چه کسی از امام حسین مدال نوکری گرفته و این مدال را با خود به قبر برده است. خیلی ها از نوکری دم زدند ولی نوکر امام حسین(ع) نبودند.

_خداوند با امتحان ، ممتازها را به انسان ها نشان می دهد و ما باید این ممتازها را الگو قرار دهیم. با امتحان های الهی جایگاه خوبان مشخص می شود. با این امتحان ها بود که شهدا مشخص شدند و به ما معرفی شدند.

_ صبر جانبازها مهم تر از صبر شهداست. در حدیث است که اگر کسی ابتلایی در بدن داشته باشد و برای خدا صبر کند خداوند ثواب هزار شهید را به او می دهد. جانبازها بازار شهدا را رونق دادند. اگر جانبازها نباشند شهادت ها از یاد برده می شود و غیرت ها از بین می رود.

_ جانبازها گاهی در روز ثواب چند شهادت را می برند. در قرآن کریم شصت آیه در مورد اهل صبر وجود دارد. همچنین حدود 12 آیه در مورد کسانی است که به جبهه آمدند و جبهه ای ماندند.خوشا به حال کسی که در مسیر محبت سوز امام حسین(ع)  تا دم مرگ یا حسین (ع) گفته و از این خط خارج نشدند که این ها جزء اولیا الله هستند.

_خداوند در سوره مبارکه فصلت بشارت هایی برای کسانی که تا دم مرگ ثابت قدم ماندند می دهد .اول این که ملائکه گروهی به دیدار این فرد می آیند. دومین بشارت این است که ملائکه به این انسان ها می گویند که به گذشته های خود نگاه نکنید و نترسید از این که در گذشته گناهی داشته باشید به واسطه صبرتان خدا گناهان گذشته شما را بخشیده است وبه آینده امیدوار باشید و خداوند شما را به بهشت برین وعده داده است. ملائکه رفاقت خود را با این افراد در دنیا با بیدار کردن برای نماز شب و زیارت و کارهای خیر مشخص کرده اند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتگی هیئت مکتب المهدی(عج)  با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار طهرانی و  مداحی حاج علی آیینه چی و حاج محمد کمیل در فاطمیه ارشاد برگزار شد.

  • در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام بی آزار تهرانی را بخوانید:

_ اربعین بعد از شهادت سیدالشهدا(ع) موضوعیت دارد و سنت است و در سیره اهل بیت(ع) وجود داشته است.مسئله اربعین و چله گیری در روایات ما وجود دارد . عدد چهل در عالم عدد مقدسی است و موضوعیت دارد. البته چله گرفتن به روش صوفیه مطرود اهل بیت(ع) است. بعضی از این چله گیری ها منیت است.این خطر است.

_ نکته اینجاست که اگر کسی چهل روز کارهایش را خدایی کرد و کشیک نفس کشید و اهتمام به واجب کرد و ترک محرمات کرد و بر اندازه سعه و ظرفیت و فوق زحمتش هم به مستحبات و سنن پرداخت ولی پایه اصلی بر این است که چهل روز گناه را کنار بگذارد یقیناً راه برایش راحت تر می شود و اشک بهتری بر سیدالشهدا (ع) می ریزد.

_ اولین قدم برای رسیدن ترک گناه است. یکی از کارهایی که باعث می شود انسان اشک خود را از دست بدهد قساوت قلب است. یکی از کارهایی که باعث محک دل است زنده بودن و رمز رسیدن به مقصد است. خیلی ها زندگی می کنند ولی زنده نیستند.

_ آیت الله بهجت می فرمودند که ما در این دنیا نیامده ایم که به هر قیمتی زندگی کنیم بلکه باید در کنار بودن خود باید قیمت پیدا کنیم که این زنده بودن است. کسی که یک عمر با روح و معنویت کار کرده مرگ برایش معنا ندارد. ما در کل عالم روزی به نام امام حسین(ع) داریم . در این روز هر جا در کره زمین بروید این بیت را می بینیم که بازاین چه شورش است که در خلق عالم است.

_ هر کسی به امام حسین(ع) وصل شود زنده است. کسانی که فلسفه حضورشان را در این عالم بدانند قیمت پیدا می کنند. فلسفه حضور ما این است که عاشق شویم. خداوند متعال آمد و رفت هستی را برای این که انسان عاشق شود قرار داده است.

_ تاج کرامت از جانب حضرت دوست برای همه ما لحاظ شده است. کسانی که آیین تاج داری را بلد باشند کم هستند. کسی که در این مقام قرار بگیرد از وحشت و ناراحتی و حزن و خوف رهایی می یابد. بشر زمانی تاج بندگی را از سر خود زمین می اندازد که بین خوف و حزن قرار بگیرد.

_کسانی که  آیین کله داری و عیاری و روحیه جوان مردی و فتوت را ندارند عمرشان در دو نقطه هدر می روند. اول کسانی که ترس از دست دادن چیزی که دارند و نگران فردا باشند . اگر خدا را باور کنیم ترس از فردا نباید باشد. خداوند متعال رزاق است. خداوند وکیل تمام عیاری است اگر وکالت خود را به طور کامل دست خدا قرار دهیم ما را در جای بسیار خوبی قرار می دهد.

_ دوم کسانی که حزن دارند و ناراحت آن چیزی  هستند که دیگران دارند و آنها ندارند و حسرت می خوردند. در روایت است که کسی که نگاهش به دست و داشته های دیگران داشته باشد حزن و نگرانی آن را فرا می گیرد. مقام کرامت مقامی است که انسان خود و قیمت خود را باور کند.

_ خداوند همه چیزهایی را که ما می بینیم و حتی نمی بینیم را به پای ما ریخته است ولی ما را به خاطر این ها نیافریده است. این ها هدف نهایی انسان نیست بلکه همه این ها باید وسیله ای برای رسیدن به هدف نهایی که ملاقات خداوند است، باشد.

_ برای به دست  آوردن تاج کرامت رسیدن به معنویت و اخلاق خوبان است. صاحب کرامت کسی است که گوهر وجود خود را بشناسد و خود را در این هستی پیدا کند. خوشا به حال کسی که می داند از کجا آمده و برای چه آمده و به کجا رهسپار است. کسی که با این دید نگاه کند به حقیقت معنوی خود دست پیدا می کند.حقیقت انسان این تن خاکی نیست. حقیقت انسان رسیدن به گوهر معنویت است که هر کس به این حقیقت دست یابد تاج بندگی را بر سر می گذارد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) در یکی از مباحث اخلاقی خود به ذکر  فضیلت زیارت حرم ائمه معصومین (علیهم السلام) پرداخت که در ادامه بخش مربوط به زیارت امام رضا (ع) می آید.                                                                                     

دعا در این جا مستجاب است

 

یکی دیگر از مکان‏هایی که در دعا مؤثر است، حرم مطهر امام هشتم(علیه‏ السلام) است. من روایتی از امام هادی(علیه‏ السلام) را می‏خوانم كه حضرت فرمود: «مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَزُرْ قَبْرَ جَدِّيَ الرِّضَا بِطُوسَ وَ هُوَ عَلَى غُسْلٍ وَ لْيُصَلِّ عِنْدَ رَأْسِهِ رَكْعَتَيْنِ وَ لْيَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ فِي قُنُوتِهِ فَإِنَّهُ يَسْتَجِيبُ لَهُ‏».
اگر کسی حاجتی داشته باشد، مزار امام هشتم را در طوس زیارت کند، اول غسل کند، بعد برود بالا سر و دو رکعت نماز بخواند، در قنوت حاجتش را بخواهد كه خدا هم از او می‏پذیرد و دعايش مستجاب می‏ شود.

 

 

دریافت

 

 



حرم ‏هاي ائمه اطهار(ع)

یک روایتی از امام هشتم(علیه‏ السلام) است كه از نظر طلبگی اين مطلب از آن به دست می‏آید كه قبور ائمه اطهار(علیهم ‏السلام) دارای این اثر هستند كه اگر انسان در آنجا دعا کند، دعايش مستجاب است.
حضرت فرمودند: «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا»؛ اینکه آدم بخواهد زحمت بکشد و راه بیفتد كه به محل دفن كسي برود، ارزش چندانی ندارد مگر اینکه خودش را براي زيارت قبور ما به زحمت بیاندازد و بخواهد به زيارت ما بيايد. منظور از «قبورنا» قبور ائمه اطهار است. بعد حضرت راجع به خودشان می‏فرماید: «أَلَا وَ إِنِّي مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِي مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِيَارَتِي اسْتُجِيبَ دُعَاؤُه وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ». من با سمّ و ظالمانه كشته مي‏شوم و در سرزمين غربت نيز دفن خواهم شد؛ پس اگر کسی به زیارت من بيايد، دعایش مستجاب است.

من خواستم از این روايت، اين مطلب را عرض كنم كه چه بسا از صدر این روایت اين‏طور ظاهر شود که اثر استجابت دعا نسبت به قبور تمام ائمه است. يعني با توجه به اين كه در صدر روايت، سخن از قبور تمام ائمه است، این اثر استجابت دعا، هرچند كه تصريح به قبر امام هشتم دارد، ولي نسبت به قبور ديگر ائمه هم ثابت است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

شیخ رضا سراج از آن دسته روحانی‌هایی بود که در بین عموم مردم، محبوبیت بسیاری داشت و اقشار گوناگون با عقاید متفاوت پای منبر او می‌نشستند: طلبه، بازاری، کاسب، کارمند و ... او با بیانی نافذ در بیان مسائل مربوط به دین از اعماق دل حرف می‌زد و به همین دلیل سخنانش بر دل‌ها می‌نشست.

مورخ و نویسنده معاصر مرحوم شیخ محمد شریف رازی در زمان حیات شیخ رضا سراج در چهارمین جلد از کتاب «گنجینه دانشمندان» نوشته است: جناب آقای سراج، بیانی نافذ و منبری جامع و مفید در ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) داشت و در گریاندن مستمعین بسیار قوی و کم نظیر بود. او بیش از چهل سال است که با این سمت موفق و مفتخر است و در مصائب اهل بیت رسالت علیم السلام بسیار از چشم مردم اشک گرفته است.

و باز مرحوم حاج شیخ محمد شریف رازی بعد از وفات حاج شیخ رضا سراج در کتاب «اختران فروزان ری و تهران» درباره او می‌نویسد: خدایش رحمت کند که سخنانش و روضه خواندنش دلنشین بود و مستمعین بی نهایت تحت تاثیر قرار گرفته و می‌گریستند و کمتر کسی بود که در پای منبر او نگرید.

اسطوره مداحی

مرحوم حاج شیخ رضا سراج بر گردن بسیاری از مداحان و نوحه خوان‌های قدیمی و پا به سن گذاشته تهران حق دارد. تقریباً همه کسانی که کم و بیش در جلسات صنف لباس فروش‌ها و برنامه‌های مسجد ارک تهران حضور داشته اند، نام مرحوم حاج شیخ رضا سراج را بارها شنیده اید.

شیخ رضا سراج در منبرهای خود رویکرد اخلاقی و تربیتی داشت و روضه‌های برآمده از قلبی سوخته و عاشق را ادا می‌کرد. در منبرهایش مسائل شرعی، دینی، تربیتی و اجتماعی را مطرح می‌کرد و آنچه که موجب شهرت ایشان شد، توجه به اهمیت روضه دلسوزی و تخلق به اخلاق قرآنی بود.

در واقع شیخ رضا سراج، روحانی آشنا به زوایای دین بود که آموخته‌هایش را در عمل به اجرا می‌گذاشت و به نحوی با اقشار گوناگون جامعه برخورد می‌کرد که همه را به دریای پاک و پاک کننده اسلام هدایت کند.

کسبه‌ها و اهل بازار وقتی پای منبر ایشان می‌نشستند تحت تاثیر فضای معنوی قرار گرفته و دست و دلشان به سمت حرام نمی رفت. انقدر که در پرداخت خمس، زکات و سایر تکالیف شرعی دقت و وسواس خاصی به خرج می‌دادند.

 

روضه پسر در مقابل پدر

گروهی به همراهی شیخ رضا سراج به قصد زیارت راهی عتبات عالیات شدند، به کربلا که رسیدند در حرم امام حسین(ع) مردم از شیخ رضا در خواست کردند که برایشان روضه علی‌اکبر (ع)را بخواند.

شیخ رضا با همان حالت معنوی و دل سوخته گفت: نمی‌توانم بخوانم. مردم اصرار کردند. با حالتی گریان جواب داد: نمی‌توانم روضه شهادت پسر را در برابر پدر بخوانم؛ اول چند نفر به اباعبدالله کمک کنند که از حرم بیرون بروند تا من بتوان روضه پسرش را بخوانم.

همین پاسخ بهترین بهانه بود تا اشک‌های جماعت زائر را سرازیر کند.

داستان مراسم عید غدیر

روزهای دهه اول ذی‌الحجه سپری شد و شیخ رضا تصمیم گرفت مراسمی برای عید غدیر برپا کند.اما این مراسم آن‌گونه که در ذهن شیخ فضاسازی شده بود. با همه برنامه‌هایی که برای عید غدیر برگزار می‌شد فرق داشت.

شیخ تصمیمی گرفت برای این مراسم دعوت نامه‌ای تهیه کند و برخلاف آن روزها که مرسوم نبود، افراد را شخص به شخص دعوت کند . برای علما، هیئتی‌ها و بزرگان بازار تهران دعوت نامه فرستاد که «وعده ما فلان روز، جشن عید غدیر، قدوم سبزتان را به انتظار نشسته‌ایم» اصل کاری ها مانده بودند و هنوز دعوتنامه ایشان را نداده بود. خودش شروع کرد به دوره افتادن در میان کوچه و بازار . هرکسی را که می‌دید که در کسوت لوتی و داش مشتی است دعوتنامه‌ای به او می‌داد و می‌گفت: «قدوم سبزتان را در مراسم عید غدیر به انتظار نشسته‌ایم ما را سرافراز کنید و مجلس‌مان را با حضورتان نورانی.» و عکس‌العمل این افراد در مقابله با شیخ چیزی جز تعجب نبود وقتی می‌دیدند که فردی با کسوت لباس پیامبر (ص) آن‌ها را به مجلس جشن عید غدیر دعوت کرده است.

بالاخره روز مراسم فرا رسید هیئتی‌ها آمدند. اقایان اهل علم هم آمدند. دور تا دور مجلس پر شد از هیئتی‌ها و کسبه بازار و آقایان اهل علم.

 

 

لوتی‌ها هم آمدند داش‌ها هم آمدند. هیئتی‌ها تعجب کرده بودند که امروز در مجلس چه خبر است قیافه‌هایی می‌دیدند که تا به آن روز در هیئت ندیده بودند افرادی که آنها را بیشتر در قهوه‌خانه‌ها و پاتوق‌های مخصوص می‌دیدند؛ کلاه شاپو به سر دستمال یزدی به دور دست عده ای هم دستمال به دو گردن آمدند. فضای مجلس فضای عجیبی بود. دور تا دور بچه هیئتی‌ها، آقایان کسبه و طلبه نشسته بودند و وسط مجلس هم اکثر این داش مشتی‌ها و لوتی‌ها.

بالاخره مجلس آماده شد شیخ رضا منبر رفت. کمی درباره امامت و غدیر و حضرت علی (ع) صحبت کرد بعد رو به بچه هیئتی‌ها و آقایان کرد و گفت: «پیغمبر(ص) دخترش زهرا (س) را دست ما آخوند‌ها سپرد. در کوچه به او سیلی زدند. اگر دخترش را به این داش مشتی‌ها و لوتی‌ها می‌سپرد می‌دانستند که چطور و چگونه از حریم مادر سادات دفاع کنند. می‌دانستند چطور از خانه امیر المومنین علی (ع) دفاع کنند.» وقتی شیخ رضا این جملات را به زبان می‌آورد داش مشتی‌ها گریه می‌کردند بر سر خود می‌زدند گریه می‌کردند و حضرت زهرا (س) را صدا می‌زدند.

آن روز مجلس، مجلس متفاوتی بود. به نفس گرم شیخ رضا خیلی از افراد که رنگ و بوی هیئت را هم ندیده بودند شدند پای ثابت منبر شیخ رضا و خیلی از آنها هم در شیوه زندگیشان تجدید نظر کردند.

بیا به جلسه ما

مرحوم سراج در یک دوره و زمانی یک هیئت و جلسه روضه خاصی را به راه می‌اندازد. هیئت و جلسه‌ای هفتگی که در آن آدم‌های شیدا و دلسوخته‌ای از جمله رسول ترک و شیخ رضا دور هم جمع می‌شدند و می‌سوختند.

بیا سوته دلان گرد هم آییم

سخن‌ها وا کنیم، غم وانماییم

آن هیئت مکان و جای معین و ثابتی نداشت و هر هفته در خانه یکی از شرکت‌کنندگان و اعضای هیئت تشکیل و برگزار می‌شد. معمولاً هر هفته در پایان و در انتهای هر جلسه اعلام می‌شد که در هفته بعد هیئت در فلان مکان یا در خانه فلان شخص برقرار می‌شود.

یک بار تا پایان یکی از جلسات هنوز مشخص نشده بود که هیئت و جلسه هفته بعد در کجا و در خانه چه کسی برقرار خواهد شد. بنابراین حاج شیخ رضا سراج اعلام کرد در بین هفته به همه خبر خواهد داد که جلس بعدی در کجا برقرار خواهد شد. دو سه روز گذشت و شیخ رضا تصمیمی گرفت تا جلسه بعدی را در منزل یک آقایی برقرار کند که این هیئت تا به حال در منزل او برگزار نشده بود به همین دلیل اعضای هیئت خانه آن آقا را که در محله منیریه تهران بود را نمی‌شناختند.

حاج شیخ رضا سراج می‌بایست در مدت دو سه روز اعضای هیئت را خبردار می‌کرد و نشانی را به تک‌تک آن‌ها می‌داد. او شروع به خبر کردن و آدرس دادن به دوستان و اعضای هیئت کرده بود اما متاسفانه عواملی باعث شده بود تا شیخ رضا سراج موفق نشود تا دوست با صفا و دلسوخته‌اش رسول ترک را نیز خبردار کند.

روز و ساعت برقراری هیئت فرار می‌رسد و شیخ رضا سراج از اینکه سهل‌انگاری کرده بود و نتوانسته بود رسول ترک را نیز دعوت کند بسیار نارحت و دلخور بود. در واقع حضور و وجود رسول ترک نمک جلسه بود.

به هر حال جلسه آن روز بدون حضور رسول ترک آغاز می‌شود اما دقیقه‌های زیادی نمی‌گذرد که ناگاه حاج شیخ رضا سراج می‌بیند که رسول ترک با چشم‌هایی پر اشک وارد مجلس شد و زمزمه‌ای نیز بر لب‌هایش جاری است. زمزمه‌ای با جمله ای دو کلمه‌ای. او تند تند زیر لب تکرار می‌کرد: «خانم کجایی؟»

شیخ رضا سراج نسبت به دو مسئله و موضوع متعجب و کنجکاو شده بود: اول اینکه او می‌دانست که به طور عادی نمی‌بایست رسول ترک از نشانی و آدرس جلسه این هفته با خبر باشد. پس او چگونه نشانی را پیدا کرده بود و چگونه در این جلسه حاضر شده بود؟

و دوم اینکه این زمزمه خانم کجایی؟ چه قصه و حکمتی داشت؟ شیخ رضا در همان مجلس و در فرصتی مناسب جویای این دو مسئله معماگونه می‌شود و رسول ترک که شیخ رضا را اهل ولایت و محرم می‌دانسته است بدون معطلی پاسخ می‌دهد: من تا دیروز هر چه منتظر ماندم تا مرا از جلسه این هفته باخبر کنید؛ خبری نشد و خیال کردم شاید جلسه این هفته تعطیل باشد ولی دیشب که به خواب رفته بودم در دنیای خواب حضرت فاطمه زهرا (س)را مشاهده کردم و حضرت به من فرمودند: فردا یادت نرود که به جلسه شیخ رضا سراج بروی.

من به خانم عرض کردم مرا که این بار خبردار نکردند و من نشانی و آدرسی ندارم. که ان حضرت فرمودند من خودم به تو نشانی را می‌گویم و سپس حضرت نشانی را بیان فرمودند و من هم حفظ شدم و الان هم طبق همان آدرسی که حضرت زهرا(س) دیشب به من عنایت فرمودند به اینجا آمدم و دیدم شما‌ها در اینجا حضور دارید.

هنوز دومین مسئله و معمای شیخ رضا سراج حل نشده بود که رسول ادامه داد؛ دیشب وقتی حضرت فاطمه زهرا (س) آدرس را بیان می‌کردند، فرمودند: فردا حتماً بیا به آن جلسه من هم آنجا هستم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سخنرانی حجت الاسلام شمس الدین و مداحی حاج مهدی  سلحشور و حاج ابوذر بیوکافی در هیئت ثارالله (ع) رشت برگزار شد.

 

  • در ادامه گزیده از سخنان حجت الاسلام شمس الدین را بخوانید:

 

_ در حدیث کسا آمده است  ای ملائکه من، زمین و آسمان و خورشید و ماه و دریاها و افلاک ها و همه نظام هستی را خلق نکردم الا برای محبت خمسه طبیه .در حدیث کسا محور را فاطمه زهرا(س)  بیان فرموده است.

_ محوریتی که انسان ها باید حول او بگردند وجود مقدس پیامبر و اهل بیت است.در رابطه با اهل بیت و خاندان عصمت و طهارت وظایفی را داریم. تکالیف و وظایف ما نسبت به اهل بیت متعدد است. همه ما انسان ها وظیفه داریم در برابر پیامبر اکرم و حجج الهی و اهل بیت عصمت و طهارت دو کار را انجام دهیم. اول نصرت و یاری امام است.این نصرت و یاری معانی مختلفی پیدا می کند و متناسب با اقتضائات زمان است.

_ زمانی در کنار اهل بیت و زمانی از طریق نشر معارف اهل بیت نصرت معنا پیدا می کند. امروز در دوره غیبت حضرت ولی عصر(عج) نصرت معنای دیگری دارد. روزی در دوره دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است و باید از اسلام و کیان اسلامی دفاع کرد و روزی در میدان جنگ نرم و مبارزه اقتصادی و سیاسی است که همان نصرت امام و حجت خدا می باشد.

_ وظیفه ما نسبت به اهل بیت این است که در هر زمانی که زندگی می کنیم باید معارف دین و دستورات زندگی خود را از اهل بیت پیامبر باید بگیریم. جایی که برای ارائه راه و دستور و برنامه زندگی خداوند متعال راه برای ما قرار داده وجود مقدس پیامبرو اهل بیت هستند و غیر از این مسیر راه نادرست است.

_ عترت و قرآن تا روز قیامت از هم جدانشدنی نیستند. تمسک به قرآن و عترت سبب می شود که دچار گمراهی نشویم. امام مبین قرآن و مفسر قرآن است. از جمله درس هایی که اهل بیت به ما دادند و فرمودند در این مسیر زندگی کنیم و مواظب باشیم که از این مسیر لغزش نکنیم این است که جامعه اسلامی و انسانهای جامعه اسلامی باید در دنیا عزیز باشند و با سرافرازی زندگی کنند.

_ انسان مؤمن اجازه ندارد خود را به ذلت بیاندازد. باید انسان مؤمن طوری زندگی کند که عزت برای خود و جامعه اسلامی بماند. جهاد مایه عزت برای اسلام است. ما قبل از این که مسلمان باشیم و وظیفه داشته باشیم که عزت خود را حفظ کنیم وظیفه داریم عزت اسلام را حفظ کنیم. دشمن از اسلام ناب محمدی می ترسد و نگران است.

_ برنامه دشمن این است که در اسلام تا می تواند جنگ راه بیاندازد. جنگی که به هیچ قانون و ضابطه ای تابع نباشد.دشمن به هیچ چیز در اسلام رحم نمی کنند و احترام نمی گذارند. اگر عزت اسلامی در دنیا خدشه دار شد مؤمن هم عزتمند نیست. دشمن می خواهد روحیه مبارزه و جهاد را از مسلمانان بگیرد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج