تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

12 شوال مصادف با سال روز ارتحال مردی بزرگ و عالمی اندیشمند از خاندان عاملی‎های لبنان است که به شیخ بهایی معروف شده است.

بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به شیخ بهائی ۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است خاندان او از خانواده‌های معروف جبل‌عامل در قرن دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده است.

انتشار شرح حال در 700 صفحه

حجت‎الاسلام والمسلمین مختاری، مسئول موسسه کتاب‎شناسی شیعه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایکنا گفت: شیخ بهایی و پدرش که از شاگردان مبرز و برجسته شهید ثانی بوده و به سفارش ایشان به ایران سفر کرده است خدمات بزرگی به تشیع کرده‎اند.

وی ادامه داد: اگر این خاندان و به طور کلی عالمان جبل عامل نبودند معلوم نبود سمت و سوی تشیع و حکومت صفوی که پرچمدار آن بود به کدام سمت و سو می‌رفت.

مختاری تصریح کرد: موسسه کتاب‌شناسی شیعه در راستای تجلیل از این عالم جامع، شرح حال وی را در 700 صفحه در مجموعه سلسله بزرگان شیعه به فارسی منتشر خواهد کرد.

وی ادامه داد: ایشان اگرچه در ابعاد معماری و مهندسی معروف شده ولی شخصیتی تراز اول و جامع است و آثار وی تاکنون در همه عرصه‌های علمی مورد استفاده علما و اندیشمندان بوده و هست.

120 اثر

بهاءالدین عاملی در علومی که در آن زمان مرسوم بود، بویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات دارای تالیفات بسیار است. تالیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌ است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏‌ا‌ند.

شاخص‎ترین آثار

جامع عباسی شاخص‎‏ترین اثر شیخ است در فقه و به زبان فارسی که این خود ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار می‌رفت تا آن‏جا که برخی از صاحب نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی که به صورت رساله عملیه نوشته شده است‏ یاد می‏‌کنند، این کتاب از یک مقدمه و 20 ‏باب (از طهارت تا دیات) تشکیل شده‌است.

الزبدة فی الاصول

مهم‏ترین اثر شیخ است در اصول. تاریخ نگارش آن یعنی سال 988  - ۱۰۱۸ هجری -  و به قولی در سال 975 - ۱۰۰۵ هجری -، حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم، عصر سیطره اخباریان در حوزه فقه و اصول شیعی بوده‌ است همچنین اثر وی در حوزه قرآنی «مفتاح الفلاح» در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسیر سورة حمد است.

وی در سال ۱۰۰۰ - 1030 هجری  - در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مقبرهٔ علی ابن موسی الرضا جنب موزه آستان قدس دفن کردند. هم‌اکنون قبر وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی است که به نام خودش معروف است.

شعر زیر که بر اهمیت خدمت به مردم و مقایسه آن با ثواب دیگر اعمال تاکید می‎کند منسوب به این عالم اندیشمند است:

همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردن/همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

 

ز مدینه تا به مکه، به برهنه پای رفتن/دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن


به معابد و مساجد،همه اعتکاف جستن/ز مناهی و ملاهی،همه احتراز کردن

 

شب جمعه‏ ها نخفتن، به خـدای راز گفتن/ز وجود بی ‏نیازش، طلب نیاز کردن

 

به خدا قسم که آن‏ را، ثمر آن قدر نباشد/که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

 

همچنین ایشان بر پرهیز از خوگرفتن به کاخ‎نشینی و خوی پادشاهی تاکید زیادی در آثار خود کرده است و در یکی از اشعار به آیه 113 سوره هود «وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» استناد جسته است. 

 

 

 

منبع:ایکنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

.... قَالَ فَأَيُّ الْخَلْقِ أَعْمَى قَالَ الَّذِي عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ يَطْلُبُ بِعَمَلِهِ الثَّوَابَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

زيد بن صوحان از اميرمؤمنان عليه السلام پرسيد: كورترين انسان ‏ها كيست؟

حضرت فرمود: آن كه براى غير خداى تعالى كار مى‏ كند و ثواب و پاداش كار خود را از خداى عز و جل طلب مى ‏نمايد.

من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 383

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 دین اسلام از بین دیگر ادیان الهی کامل‌ترین و جامع‌ترین دین به حساب می‌آید و در قرآن کریم نیز بر آن تأکید بسیاری شده است. انسان مسلمانی که خود را تسلیم این دین و فرامین نورانی آن می‌کند، مفتخر است که چنین آیین مقدسی در همۀ ابعاد زندگی او دارای برنامه بوده و نسبت به پرسش‌های احتمالی او پاسخگوست.
در این بین یکی از سؤالات مبتلا به قشر جوان ما "چرایی زودتر مکلف شدن دختران نسبت به پسران" می‌باشد! آیا خالق هستی‌بخش تفاوتی بین زن و مرد قائل شده است؟
 آیت‌الله جوادی‌آملی مفسر قرآن و از مراجع تقلید درباره دلیل زودتر مکلف شدن دختران نسبت به پسران معتقد است: توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از 9 سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‎ ‎شد، خدا او را به حضور می‏‌پذیرد و با او ‏سخن می‏‌گوید و روزه را بر او واجب می‏‌کند، مناجات‌های او را به عنوان دستور مستحب شرعی ‏گوش می‏‌دهد.
وی اشتغال پیشتر زنان نسبت به مردان به راز و نیاز با خدا را بعنوان یکی از اساسی‌ترین تشرف زن به محضر باری تعالی برشمرد و گفت: آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است. شش سال زمینه ‏سازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‏‌اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‏‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن برای دریافت فضائل، شایسته‏‌تر از مرد است و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.‏
مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، ‏شایستگی خطاب الهی را کسب می‏‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.‎
این مفسر قرآن در مورد اهمیت پاسداشت سن بلوغ و تشرف دانستن این مرحله با استناد به مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد (صلوات اللَّه علیه) تصریح کرد: درباره یکی از علمای بنام شیعه ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّی رسید که خدای سبحان با من سخن گفت و از ‏من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت می‏‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود.
این که این جشن در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزاری این مراسم نمی‏‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‏‌نماید. و شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‏‌شناس و ‏شاکر باشید، این چنین عملی را انجام داده است.
بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل سلوکند می‏‌گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد صلوات اللَّه و سلامه علیه می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه ‏شرافت است.‏
اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‏‌رسد. اگر ‏چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادی از این راه را طی کرده است.
بنابراین هم آن محرومیت‏‌هایی که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم اینکه شش سال قبل از مرد، بالغه می‏‌شود همه نقص‏‌ها را ‏ترمیم می‏‌کند. بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم بشمارد عظمتی فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏
‎از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر سلام‏‌اللَّه علیه در نهج‏‌البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید« فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة ».‏ ‎ ‎یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع می‏‌شود.
روایتی دیگر نیز از حضرت صادق سلام‏‌اللَّه علیه نقل شده است که ‏می‌فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها».‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏‌بازی نیست، بلکه یعنی زن ریحانه است این ریحانه را ‏ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‏‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی ‏کنید.
اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه ‏مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست.


پی نوشت :
کتاب زن در آئینه جلال و جمال، آیت‌الله جوادی آملی

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

دستیابی به مقام و عزت در میان دیگران خواسته ای فطری است که بشر همواره برای رسیدن به آن تلاش کرده است و راهی میانبر برای آن وجود دارد.

تواضع و فروتنی در پیشگاه خداوند و در ارتباط با دیگران از سفارشات اسلام است که مقام انسان را بالا برده و او را مورد محبت خدا قرار می دهد.
 
رسول اكرم (ص) فرمودند: «سه چيز است كه خير از آنها تراوش مى‏ كند، تواضع كه مقام آدمى را بالا مى‏ برد،
خوار كردن نفس به او عزّت مى‏ دهد
و عفت كه ثروت مى‏ آورد.»

 امام باقر (ع) در تعریف تواضع فرمودند: «تواضع اين است كه هر جا شد بنشينى و به هر كس رسيدى سلام كنى و جدال را ترك نمائى اگر چه حق با شما باشد و دوست نداشته باشى كه از تقواى تو تعريف كنند.»

همچنین، على بن سويد مدنى از امام كاظم (ع) پرسيد كه تواضع چيست؟ و انسان با چه عملى متواضع شناخته مى‏ شود؟،
 
حضرت (ع) فرمودند: «تواضع چند درجه دارد،
انسان قدر خودش را بداند
و از حد خود تجاوز نكند
و با مردم آن كار را بكند كه دوست دارد مردم با او انجام دهند
و اگر كسى به او بدى كرد او به نيكى با او رفتار كند،
از مردم درگذرد و خشم خود را فرو برد، اگر چنين كند مورد محبت خداوند قرار مى‏ گيرد.»
 

امام صادق (ع) نیز می فرمایند: «كسى عزيز نمى ‏شود مگر اينكه نزد خدا ذليل شود و كسى مقام پيدا نمى‏ كند مگر اينكه در نزد خدا متواضع باشد.»

همچنین، رسول خدا (ص) فرموده اند: «بدعاقبت‏ترين مردم پادشاهان هستند و مبغوض‏ترين مردم متكبران مى‏ باشند، و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند.»

امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «حب در تواضع است،
عجب و خودپسندى انسان را به وحشت و تنهائى گرفتار مى‏ كند،
از متكبر در شگفت مى‏ باشم كه ديروز نطفه بود و فردا يك مردار خواهد شد.»
 

رسول اكرم (ص) نیز فرموده اند: «هر بنده‏ اى يك فرشته با وى همراهى مى‏ کند، او بر سر آن بنده موكل است، هر گاه تكبر كرد پائين مى‏ آورد و هر گاه تواضع كرد بالا مى‏ برد.»

امام صادق (ع) نیز می فرمایند: «متكبرين مانند ذرات در زير پاى مردم قرار خواهند گرفت تا خداوند از حساب خلائق فارغ شود.»

پی نوشت:
 مشکاه الانوار
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 
مراسم روضه هشتم ماه شوال سالروز تخریب بارگاه بقیع باسخنرانی حجت الاسلام شهاب مرادی و و مداحی حاج عبدالرضا هلالی ، حاج روح الله بهمنی و کربلایی محمد حسین پویانفر در آستان مقدس امام زاده صالح(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام شهاب مرادی را بخوانید:

_ امروز بیش از هر روزگاری انسان در همه جای دنیا دچار نگرانی و اضطراب است. شاید افسردگی و اضطراب مهمترین مشکل انسان در این روزها باشد. اگر نگاه ما به دنیا و خدا اصلاح شود که این اصلاح نیاز به یادآوری و تکرار دارد ، نگرانی ها و اضطراب ها  کم می شود.

_ عامل اصلی دروغ نا امنی است.هر درختی میوه ای دارد. در بهشت بعضی درخت ها چندین نوع میوه دارد. در دنیا هم بعضی از بیماری ها همین طور است و چندین نوع ثمر دارد. درخت اضطراب یکی از میوه هایش بدبینی است. با حرف زدن می توان این بدبینی را اصلاح کرد و غم و اضطراب و دلشوره و تشویش را کم کرد.

_ در حدیثی از امام مجتبی علیه السلام  آمده است که خدا شما را بیهوده نیافریده است. این را در قرآن هم شنیده ایم. قلب انسان به بعضی از تکرار ها نیاز دارد. بعضی وقت ها برای قلب و دلتان نماز بخوانید. همه چیز و همه کلیدها دست خود خداست.

_ افراد شاخص موفق کسانی هستند که به داشته های خود نگاه کردند و چشم از دیگران برداشتند و جبراً توسط اتفاقات و یا توسط انتخاب خودشان به لطف خدا هر چند که شاید خدا را هم قبول نداشته باشند در این مسیر قرار گرفتند . خداوند هر چند که تو هم از او نخواهی به تو می دهد. غریب به اتفاق افراد موفق کسانی هستند که در مسیر استعداد خود قرار گرفتند.

_ خدا انسان را عبث خلق نکرده و رها نکرده است. کشتی بان وجود انسان خداست. به خدا خیلی باید اعتماد کرد. خدایی که تمام اجل های انسان را نوشته است. امور مادی انسان توسط خدا انجام می شود و همه بر اساس حساب و کتاب است. البته این ها کم و زیاد می شود. مثلاً با صله رحم عمر زیاد می شود. اما مهم این است که در ارتباط با خدا تعامل را به دست آوریم.

_ رزق انسان ها دست خداوند است. اگر زندگی تان سخت است فوری خودتان را رصد کنید. عمده مشکل انسان ها برای بی نمازی است. در حدیث آمده است کسی که از ذکر من روی برگرداند زندگیش سخت می شود. اگر مسیر کاسبی شما درست است ولی باز هم گرفتاری دارید شاید گناهی در زندگی انجام می دهید. اگر همه این ها هم درست بود شغلتان را عوض کنید شاید که رزق شما در این کسب نباشد.بعضی وقت ها انسان سراغ رزقش نمی رود.البته گاهی وقت ها هم امتحان است و باید صبر کرد و از خدا مدد گرفت.

_ خیلی ها در زندگیشان عالمی ندارند که با آن مشورت کنند. بعضی وقت ها علما  نکته ای را می گویند که زندگی را زیر و رو می کند. خداوند مرگ و اجل را تعیین کرده است و روزی انسان را هم مشخص کرده است و این ها مقدر است و قابل تغییر نیست. هر خردمندی باید جایگاه خود را بداند.

_ اصول ارتباط با رزاق را باید یاد گرفت. انسان صاحب خرد باید جایگاه خود را بفهمد. خداوند با هر کسی یک معامله ای دارد. بدترین معامله این است که بگویید که من که مؤمن هستم چرا خدا به من کم داده است. 

_ چیزی که برای شما مقدر نشده محال است که به شما برسد. هر چقدر دست و پا هم بزنید باز هم به شما نمی رسد. فقط زمان را از دست می دهید. زندگی که می خواهید بسازید همین زندگی الان شماست. الان وقت زندگی است. خوش به حال زیرکانی که درست ازدواج می کنند. زندگی را خوب نگاه کنید.

_ هر چه برای شما مقدر شده مطمئناً به شما می رسد.اگر این را درک کنید آرامش را به دست می آورید.احساس سرخوردگی و آرزوهای بربادرفته اساس زندگی انسان را از بین می برد. از الان زندگی خود بهره ببرید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام
 
 
مراسم یادواره شهدای عملیات مرصاد و شهدای مسجد باب الحوائج با سخنرانی حجت الاسلام مومنی و مداحی حاج مصطفی خورسندی برگزار شد.

  • در ادامه گزیده از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:


_ خداوند برای کسانی که در راه خدا قرار گرفته اند ویژگی هایی را در آیات قرآن بیان می کند. سرمایه هایی را خدا برای انسان قرار داده است. انسان عاقل آن است که این سرمایه ها را در جایی قرار بدهد که صددرصد سود به انسان برساند.  هیچ انسان عاقلی این سرمایه را در جایی نمی گذارد که شاید سود بدهد و شاید سود ندهد.

- خداوند می فرماید این سرمایه هایی را که به شما دادم به خود من بفروشید و با من تجارت کنید. انسان عاقل کسی است که این سرمایه را فقط برای خدا و در راه خدا خرج کند.در تعریف عقل امام صادق(ع) فرمودند که آن ملکه ای که در درون انسان، انسان را به سمت خدا و کسب آخرت و بهشت و جنت سوق می دهد عقل  است. انسانی که سرمایه ها را هرز می دهد و در جهت میل به متاع دنیا از این سرمایه ها بهره می برد انسان عاقلی نیست.

_ سوره مبارکه صف آیات 10 و 11 نازل به همین مسئله است. در این آیات آمده است که آیا می خواهید شما را به سمت تجارتی ببرم که شما را از عذاب الیم نجات بدهد ایمان به خدا بیاورید و مجاهده کنید با مال و جانتان. بهترین تجارت معامله گری با خداست.

_ نیروی جوانی از آن سرمایه هایی است که بسیار مهم است. شهدا اکثراً در دوران جوانی و نوجوانی بودند که  وجه رب شدند. سرمایه هایی که خدا به آنها داده مانند جوانی و سلامتی را تماماً برای خدا هزینه کردند. شهدا واقعاً به مقام عبودیت و بندگی رسیدن و  واسطه فیض درخانه خدا و اهل بیت(ع) هستند.

- خدا اگر نیروی دیدن به انسان داده نباید این نیرو را هرز دهد. این چشم نباید روزنه ورودی شیطان به قلب وجود باشد. نعمت شنیدن نباید برای اموری که انسان را آلوده می کند خرج شود. قلب که جایگاه خدا و حرم خدا است و این قلب را نباید برای افراد و اغیار و کسانی که انسان را به سمت شیطان سوق می دهند ببرد. قلب باید فقط برای خدا هزینه شود.

- حقیقت عبودیت در کلام امام صادق(ع)  در سه مطلب خلاصه می شود. اول انسان برای خودش در دنیا ملکیتی قائل نباشد و بداندهر آنچه که دارد از آن اوست. اهل بیت(ع) واسطه برای رسیدن انسان به درگاه خداوند هستند . دوم انسان تبیین امر را به خدا واگذار کند. سوم تمام اشتغال فرد به انجام واجبات و ترک محرمات باشد.

_ انسان اگر به مرحله ای برسد که  بداند و باور کند  که خدا می بیند دیگر گناه نمی کند. جوان عزیز !  در جوانی به مقام بندگی خدا برسید که نماز اول وقت شما را در این مسیر کمک می کند.شهدا الگوی خود را از اباعبدالله(ع)  گرفتند. امام خمینی(ره)  فرمودند روضه امام حسین(ع)  جبهه های ما را نگه داشته است.این خیلی مهم است.وقتی بندگی خدا را کردید خداوند همه جوره شما را مراقبت می کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

شیخ بهایى روزى از بازار اصفهان می‌گذشت، در یک گوشه دور افتاده بازار توى یک مغازه کوچک و رنگ و رو رفته که نور باریکى از سقف آن به داخل دکان مى‏‌تابید و در و دیوارش را روشن مى‏‌ساخت، ناگهان چشمش به پیرمردى افتاد که بیش از 90 سال از عمرش مى‏‌گذشت و در آن حال مشته سنگینى به دست داشت و مشغول کوبیدن به تخت گیوه بود.
شیخ بهایى با دیدن پیرمرد دلش به حال او سوخت و به داخل مغازه رفت و از پیرمرد پرسید: تو چرا در جوانى اندوخته و پس اندازى براى خود گرد نیاوردى تا در این سن پیرى مجبور به کار کردن نباشى؟
پیرمرد سرش را از روى گیوه برداشت و نگاه نافذش را بر روى شیخ بهایى انداخت ولى چیزى نگفت، شیخ دست پیش برد و مشته را از دست پیرمرد گرفت و با علمى که داشت آن را تبدیل به طلا کرد و بعد زیر نورى که از سقف به روى پیشخوان مى‏‌تابید جلو پینه‌دوز گذاشت، مشته فولادى سنگین وزن که در آن لحظه تبدیل به طلا شده بود در زیر نور خورشید تلؤلؤ خاصى پیدا کرد و ناگهان دکان پینه‌دوز را به رنگ طلایى در آورد، شیخ بهایى بعد از این کار به سرعت عازم خروج از مغازه شد و در همان حال خطاب به پیرمرد گفت: پینه دوز، من مشته تو را تبدیل به طلا کردم آن را بازار طلافروش‏‌ها ببر و بفروش و بقیه عمر را به راحتى بسر ببر.
شیخ بهایى هنوز قدم از دکان بیرون نگذارده بود که ناگهان صدایى او را بر جاى نگاه داشت، این صداى پیرمرد بود که مى‏‌گفت: اى شیخ بهایى اگر تو مشته مرا با گرفتن در دست تبدیل به طلا کردى، من آن را با نظر به صورت اولش در آوردم! شیخ بهایى به سرعت برگشت و به مشته نگریست و دید مشته دوباره تبدیل به فولاد شده است، دانست که آن پیرمرد به ظاهر تنگدست و بى‌سواد از اولیاءالله و مردان خدا بوده و علم و دانش‌اش به مراتب از او بیشتر است و نیازى به مال دنیا ندارد، روى این اصل با خجالت و شرمندگى پیش رفت و دست پینه‌دوز را بوسید و عذر بسیار خواست و بدون درنگ از مغازه خارج شد، از آن به بعد هر گاه از جلو دکان پیرمرد رد مى‏‌شد، سرى به علامت احترام خم کرده و با شرمندگى مى‏‌گذشت!


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

روزی شیخ بهایى به همراه گروهى از شاگردانش براى خواندن فاتحه به قبرستان رفت، بر سر قبرها مى‌‌نشست و فاتحه‌‌اى نثار گذشتگان مى‌‌کرد تا اینکه به قبر بابا رکن‌الدین رسید، آوایى شنید که سخت او را تکان داد. از شاگردان پرسید: شنیدید چه گفت، گفتند: نه!
شیخ بهایى پس از آن حال دیگرى داشت و همواره در حال دعا و گریه و زارى بود. مدتى بعد، شاگردانش از او پرسیدند آن روز چه شنیدى؟ گفت: به من گفتند آماده مرگ باشم، شش ماه گذشت و دوازدهم شوال 1030 قمری (یا 1031 ق) فرا رسید و روح ملکوتی آن عارف و عالم بزرگ به سوى معبود پر کشید، بیش از 50 هزار نفر در تشییع جنازه او شرکت داشتند، علامه محمدتقى مجلسى بر وى نماز گزارد و سپس پیکرش را به مشهد مقدس بردند و بنا به وصیتش در جوار مرقد امام رضا(ع) به خاک سپردند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 آیت‌الله سیدهاشم حسینی‌بوشهری در دیدار مدیران بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم، اظهار کرد: بزرگان دین همیشه به ما هشدار داده‌اند که هیچ گاه دین را فدا و ابزاری برای رسیدن به دنیا قرار ندهیم.
وی با اشاره به سرنوشت زبیر در زمان نبی مکرم اسلام(ص)، ادامه داد: افراد بسیاری در تاریخ بودند که به خاطر منافع دنیا، دین خود را از دست داده و از بالاترین درجات به پایین‌ترین سطوح جهنم رسیده‌اند.
مدیر حوزه‌های علمیه گفت: زبیر از بزرگترین مدافعان حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) بوده و برای دفاع از حق امام در ولایت و خلافت در سخت‌ترین شرایط شمشیر کشید و جان خود را سپر ایشان کرد؛ اما هنگامی که دنیا به او روی آورد و چهارمین فرد ثروتمند مدینه شد، تغییر کرد و در مقابل حضرت امیر(ع) قرار گرفت.
این عضو مجلس خبرگان با اشاره به دسته‌های گوناگون دین داری مردم، خاطرنشان کرد: عده‌ای از مردم از اهالی خاص ایمان و تقوی هستند؛ اما در هنگام سقوط، به بدترین شکل ممکن سقوط خواهند کرد و ما باید مراقب باشیم تا جزو چنین دسته‌ای نباشیم که بسیار خطرناک است.
معاون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: از جمله عوامل سقوط انسان، کبر و خودپسندی است که افراد دین‌دار بسیاری را طعمه خود کرده و آنان را به پایین‌ترین سطوح رسانده است؛ همچنین هوا و هوس‌های دنیایی از دیگر عواملی است که باعث سقوط انسان‌ها در چاه ویل می‌شود؛ چراکه چیزی از انسانیت انسان باقی نمی‌گذارد.
حسینی بوشهری یادآور شد: لقمه حرام از دیگر مباحثی است که منجر به سقوط انسان‌ها خواهد شد.
مدیر حوزه‌های علمیه با اشاره به ویژگی‌های بنده خالص خدا، اظهار کرد: رفع مشکلات و گرفتاری‌های مردم، یکی از شاخصه‌های بندگان خالص خداست که با این حرکت، در دل، احساس شادمانی کرده و بنا بر فرموده بزرگان، این خوشحالی قلب، نسیمی از نسیم‌های بهشت است که در دل انسان می‌وزد.
وی ادامه داد: صابرین، اجتناب کنندگان از گناه، توبه کنندگان و فروبرندگان خشم از دسته‌های دیگر بندگان خالص خدا هستند.

 

منبع:ایسنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

 

دریافت

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله قرهی نکته ای اخلاقی بیان کرده که متن آن برای علاقه مندان در پی می آید؛  
بعضی از خلقیات بشر فطری است و بعضی اکتسابی است؛ یعنی آنها را کسب می کند، از جامعه کوچک که خانه است، تا جامعه بزرگ. مهم اینجاست که باید بدانیم کدام یک از خلقیات قابل تغییر و تحول نیستند؛ یعنی فطری اند و کدام یک از خلقیات قابل تغییر و تحول اند یعنی اکتسابی اند.
اگر خوب این را تشخیص دادیم، بدانیم در راه تزکیه بهترین راه را می رویم و موفق ترین افراد خواهیم بود. لذا برای همین است که من از جلسه اول تا به حال تأکید می کنم تزکیه هم باید تزکیه علمی باشد. بشر دوست دارد و فی ذاته بدش نمی آید که به سوی خوبی برگردد، اما اگر تزکیه علمی نباشد، از چاله در می آید و در چاه می افتد.
به صورت ظاهر به دنبال خوبی ها هم می رود و به صورت ظاهر به دنبال آن گمشده خودش هم می رود اما چون راه را تشخیص نمی دهد و چون تزکیه علمی نیست از چاله خودش را در چاه می اندازد. از راه کجی که رفته و حالا می خواهد به سمت راست برگردد یکدفعه به بیراهه ای می رود، که گویی به چاه رفته و در ظلمات است تصور هم می کند در راه رفته است.
 لذا شما دقت کنید، خوارج قرآن می خواندند، حافظ قرآن بودند. گاهاً بعضی از آنها اهل نماز شب بودند.
 فکر نکنید شمر بن ذی الجوشن لعنت الله علیه یک آدم قمار باز و شراب خوار بوده است؛ خیر!  شمر اول در سپاه امیرالمؤمنین بود بعد تبدیل به خوارج شد.
 شمر کسی بود که آرزوی مرگ معاویه و یزید را داشت. آرزوی کشتن معاویه و یزید را به دست خودش داشت و بارها این مطلب را گفته بود.
 به خوارج می گفت من نذر کردم روزه بگیرم و روزه ام بخاطر این است که روزی عزوجل به من قدرتی بدهد و من بتوانم به آن دارالفساد در کاخ یزید و معاویه بروم و «و جعلنا من بین ایدیهم...» بخوانم، همه را کور کنم و معاویه را هلاک کنم؛ ولی بیچاره ای که از چاله به چاه افتاد، بیچاره ای که بعداً خودش بیان کرد من مصداق «خسر الدنیا و الاخرة» هستم.
می دانید در روایت داریم در کتاب احادیث القدسیه شیخ حر عاملی و در کتاب کلمة الله آیت الله شهید آقای سید حسن شیرازی اعلی الله مقامه الشریف که عزوجل به پیامبر خطاب کرد: حبیب من امکان دارد یک عده را در عذاب به واسطه شفاعت شما نجات بدهم اما اگر همه عالم را هم بیامرزم، شمر را نمی آمرزم.
اگر تو هم شفاعت کنی نمی آمرزم و اگر خود ابی عبدالله خون خواهی نخواهد و بگذرد باز نمی آمرزم.» شمر خودش گفت مثل من مثل «خسر الدنیا و الاخرة» است. برای چی؟ برای اینکه او به صورت ظاهر اوائل عبادت هم می کرد اما کسی که نداند تزکیه علمی تزکیه حقیقی است و باید در ولایت باشد و نداند ولایت آل الله به راه می برد، مسلماً نماز می خواند ولی نمازش بی محتواست. یک انسان پلید به صورت ظاهر زیبا.
 فکر نکنید وقتی راجع به شقاوت ها بحث می شود، شقاوت ها مخصوص کسانی است که مثلاً کثافت کاری های روحی را انجام می دهند، مشغول به گناه هستند (که البته آنها خیلی مؤثر است) اما گاهی شقاوت ها برای کسی به دست می آید که صورت ظاهر ذنوبی که مخصوص چنین و چنان است را انجام نمی دهد، آنهایی که بی تزکیه می شوند، بی تزکیه علمی مثل همان ملعون ابن ملجم.

 

منبع: مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

حضرت اباعبدالله‌الحسين عليه‌السلام در بيان آنچه هنگام ظهور امام زمان عليه‌السلام رخ مى‌دهد فرمودند: بركت از آسمان به سوى زمين فرو مى‌ريزد، تا آن جا كه درخت از ميوه فراوانى كه خداوند در آن مى‌افزايد، مى‌شكند. (مردم) ميوه زمستان را در تابستان و ميوه تابستان را در زمستان مى‌خورند و اين معناى سخن خداوند است كه: « و اگر مردمِ آبادى‌ها ايمان مى‌آوردند و تقوا پيشه مى‌كردند، بركت‌هايى از آسمان و زمين به روى آنان مى‌گشوديم، ليكن تكذيب كردند. »


متن حدیث:

امام حسین علیه‌السلام ـ فى بَيانِ ما يَحْدُثُ فى زَمَنِ ظُهورِ الاِْمامِ الْحُجَّةِ عليه السلام ـ : وَ لَتَنْزِلَنَّا الْبَرَكَةُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الاَْرْضِ حَتّى اِنَّ الشَّجَرَةَ لَتَقْصِفُ مِمّا يَزيدُ اللّه ُ فيها مِنَ الثَّمَرَةِ وَ لَتُؤْكَلُ ثَمَرةُ الشِّتاءِ فِى الصَّيْفِ وَ ثَمَرَةُ الصَّيْفِ فِى الشِّتاءِ وَ ذلِكَ قَوْلُهُ تعالى: «وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَلكِن كَذَّبُوا»؛


پی نوشت:
«مختصر بصائر الدرجات، صفحه 51»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

توصیه ای شنیدنی از حاج میرزا اسماعیل دولابی درباره روضه خانگی




عزیز من ! ان شاء الله این نعمت عظمی را در خانه هایتان کم نکنید. اگر هم شده خودت این کتاب های تعزیه و سینه زنی قدیمی را بگیر و در خانه ات بخوان. کسی هم که نیست ، زن و بچه خودت هستند . گاهی وقت ها، ماهی یک دفعه به آن ها بگو که بنشینند و برایشان بخوان. آن وقت می دانی در تمام این یک ماه در خانه ات عزت می بارد و هر وقت از در وارد شوید ، همه سلام می کنند. آن وقت دیگر این حرف هایی که می خواستی با دعوا درست کنی هیچ لازم نیست. شما این کار را بکن . یک روز صبح که چایت را خوردی ،چند تا کلمه از آن ها را که خودت بلدی، بخوان و بگو سینه بزنید . می گویی و آن ها سینه می زنند و گریه می کنند، والسلام! ماهی یک دفعه، باز هم بگویم! سالی یک دفعه . این قدر اثر دارد.


طوبای محبت/جلد چهارم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند: در شگفتم از بخیل؛ به سوى فقرى مى‏‌شتابد که از آن مى‌‏گریزد، و سرمایه‌‏اى را از دست مى‏‌دهد که براى آن تلاش مى‏‌کند. در دنیا چون تهیدستان زندگى مى‏‌کند، امّا در آخرت چون سرمایه‏‌داران محاکمه مى‌‏شود.
و در شگفتم از متکبّرى که دیروز نطفه‏‌اى بى‏ ارزش، و فردا مردارى گندیده خواهد بود.
و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده‏‌ها را مى‏‌نگرد و در وجود خدا تردید دارد.
و در شگفتم از آن کس که مردگان را مى‏‌بیند و مرگ را از یاد برده است.
و در شگفتم از آن کس که پیدایش دوباره را انکار مى‌‏کند در حالى که پیدایش آغازین را مى‏‌نگرد.
و در شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنى، را آباد مى‏‌کند امّا جایگاه همیشگى را از یاد برده است.


متن حدیث:


وَ قَالَ ع عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ اَلْفَقْرَ اَلَّذِی مِنْهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ اَلْغِنَى اَلَّذِی إِیَّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِی اَلدُّنْیَا عَیْشَ اَلْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِی اَلْآخِرَةِ حِسَابَ اَلْأَغْنِیَاءِ وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَکَبِّرِ اَلَّذِی کَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ یَکُونُ غَداً جِیفَةً وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اَللَّهِ وَ هُوَ یَرَى خَلْقَ اَللَّهِ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ اَلْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَى اَلْمَوْتَى وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْکَرَ اَلنَّشْأَةَ اَلْأُخْرَى وَ هُوَ یَرَى اَلنَّشْأَةَ اَلْأُولَى وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ اَلْفَنَاءِ وَ تَارِکٍ دَارَ اَلْبَقَاء.


پی نوشت:
«نهج البلاغه – حکمت ۱۲۶»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

بی آبی به قدری بر بشر ناتوان فشار می‌آورد که حتی ابرقدرت‌های پوشالی تاریخ هم نیز در آن حال به عجز خویش بر نزول حتی یک قطره باران و قدرت خداوند بر بارش بی وقفه باران معترف می شوند.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «قل أرایتم إن أصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماءٍ معین؟؛ بگو: اگر آب شما بخشکد، چه کسی برای شما آب گوارا می آورد!؟» (سوره ملک، آیه ۳۰) نقل شده که در چنین ایامی یکی از مهمترین نمازهای استسقاء (نماز باران) توسط حضرت رسول (ص) برگزار گردید.
در كتاب المنتقى در حوادث سال پنجم مى‏ نويسد: در اين سال مردم مدينه به خشكسالى دچار شدند و به نزد رسول خدا (ص) آمده و گفتند: اى پيغمبر خدا! باران قطع شده و درختان خشك گرديده و علوفه تمام گشته و چهار پايان به هلاكت رسيده اند، از خداى خود بخواه تا براى ما بارانى بفرستد! رسول خدا به آنها فرمود: فلان روز كه شد بياييد تا براى اين كار بيرون برويم و همراه خود مقدارى صدقه هم بياوريد.
چون روز موعود فرا رسيد پيغمبر آمد و مردم نيز بيرون آمدند و همگى با حال آرامش و وقار به سوى بيابان حركت كردند و در جايى به نماز ايستادند و چون نماز به پايان رسيد رسول خدا (ص) برخاسته و عباى خود را وارونه كرد و رو به مردم ايستاده دستها را به سوى آسمان بلند كرد، آنگاه اين دعا را خواند: «اللهم اسقنا و اغثنا غيثاً مغيثاً، و حياً ربيعاً، و جداً طبقاً معذقاً عاماً هنيئاً مريئاً...» تا به آخر دعاى مفصلى كه از آن حضرت نقل شده است.
راوى حديث كه انس بن مالك است گويد: ما هنوز از جاى برنخاسته بوديم كه تكه هاى ابر ظاهر شد و به تدريج همه آسمان را ابر گرفت و باران شروع شد و يكسره تا هفت شبانه روز پيوسته باران آمد تا حدى كه مردم به نزد آن حضرت آمده و گفتند: اى رسول خدا زمينها را يكسره آب گرفته و خانه‏ها ويران گشته و راهها بسته شده. از خدا بخواه تا باران را از ما بگرداند! پيغمبر كه در آن وقت بالاى منبر بود از گفتار آنها كه حكايت از زود رنجى انسان در كارها مى كرد خنديد و سپس دستها را به آسمان بلند كرده و فرمود:
«حوالينا و لا علينا، اللهم على رؤس الظراب و منابت الشجر و بطون الاودية و ظهور الاكام؛ پروردگارا بر اطراف ما ببار نه بر ما، خدايا بر بالاى تپه ها و پاى درختان و شكم دره ها و پشت كوهها!» ناگهان ابرهايى كه بالاى سر شهر بود از هم باز شد و مانند حلقه و سپرى دايره وار شهر را در بر گرفت كه به اطراف مى باريد و در شهر مدينه قطره‏اى نمى باريد. (كتاب زندگانى حضرت محمد (ص)، ص ۴۷۷؛ رسولى محلاتى)

فلسفه نماز باران چیست؟
فلسفه خواندن چنین نمازی چیست؟ چرا باید برای بارش باران نماز خواند؟ خواندن نماز باران آن هم به شکلی که دستور داده شده و درخواست باران از ذات اقدس الهی در حقیقت کلاس درس توحید است. همه مردم گرد هم می آیند، از شهر خارج می شوند و اظهار عجز می کنند در برابر خداوند قادر متعال، زیرا در آن هنگام است که همگان به ناتوانی خویش اعتراف دارند. می‌دانند که نه تنها از افراد که حتی از حکومت ها و قدرت‌های بزرگ ظاهری بشری نیز کاری بر نخواهد آمد و هیچ قدرتی جز ذات اقدس پروردگار قادر به حل بحران بی آبی نیست.

کدام دعای فرعون به سرعت مستجاب شد!؟
بی آبی به قدری بر بشر ناتوان فشار می‌آورد که حتی ابرقدرت‌های پوشالی تاریخ هم نیز در آن حال به عجز خویش بر نزول حتی یک قطره باران و قدرت خداوند بر بارش بی وقفه باران معترف می شوند. جالب تر آنکه ممکن است دعای شخصی مانند فرعون هم مستجاب شود! از قول امام صادق (ع) روایت شده که یاران فرعون از کاهش آب نیل پیش او سخن‏ گفتند و اظهار کردند که این باعث هلاکت ما خواهد شد، فرعون از آنان‏ خواست که آن‌ روز برگردند. شب که شد، خود او به میان رود نیل رفت و دست‏ به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! می دانی که می دانم جز تو، کسی توان آب آوردن ندارد، پس به ما آب بده. صبح که شد، رود نیل فوران زد و سرشار از آب شد. (من لا یحضرالفقیه، ج۱، ص۵۲۶)

در مشکلات به در خانه مسبب الاسباب برویم
درس بزرگ نماز باران برای همگان این است که بدانید در مشکلات کوچک و بزرگ تنها به در خانه خدا بروید و لا غیر. اگر کمبود و گرفتاری های مالی آزارتان می دهد، اگر حتی بی آبی به سراغتان آمده، اگر در کسب و کارتان به بن بست می خورید بدانید مسبب الاسباب خداست و بندگان تنها وسیله اند. پس بهترین کار اینست که بجای دست دراز کردن در برابر آنهایی که قدرتمندترین هایشان هم (مانند فرعون) به عجز خود واقفند تنها اظهار نیاز به درگاه خدای متعال ببریم. 


منبع:تراز نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام علی(ع) : این حوادث هنگامى رخ نشان مى دهد که جنگ در میان شما طولانى شود، و دنیا چنان بر شما تنگ گردد که ایام بلا را طولانى پندارید، تا روزى که خداوند پرچم فتح و پیروزى را براى باقیمانده نیکان شما به اهتزاز درآورد. زمان ظهور حضرت حجت(عج).فتنه ها آنگاه که روى آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت کنند حقیقت چنانکه هست، نشان داده مى‌شود.فتنه ها چون مى آیند شناخته نمى‌شوند، و چون مى‌گذرند، مورد شناسایى قرار مى‌گیرند.فتنه ها چون گردبادها مى چرخند، از همه جا عبور مى کنند، در بعضى از شهرها حادثه مى آفرینند و از برخى شهرها مى گذرند.

متن حدیث:

وَ ذَلِکَ إِذَا قَلَّصَتْ حَرْبُکُمْ، وَ شَمَّرَتْ عَنْ سَاقٍ، وَ ضَاقَتِ الدُّنْیَا عَلَیْکُمْ ضِیقا تَسْتَطِیلُونَ اءَیَّامَ الْبَلاَءِ عَلَیْکُمْ، حَتَّى یَفْتَحَ اللَّهُ لِبَقِیَّهِ الْاءَبْرَارِ مِنْکُمْ، إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا اءَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا اءَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ، یُنْکَرْنَ مُقْبِلاَتٍ وَ یُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ، یَحُمْنَ حَوْمَ الرِّیَاحِ یُصِبْنَ بَلَدا، وَ یُخْطِئْنَ بَلَدا.                                                                                         


پی نوشت:                                                                     
«نهج البلاغه، خطبه ۹۳»
منبع:مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امام علیّ‌بن موسی الرضا(ع)، در یکی از بهترین لحظات نیایش خود، یعنی قنوت نماز ظهر جمعه، سرود بی‌قراری و انتظار سر می‌دهند و برای فرج و ظهور آن بزرگوار این‌گونه دعا می‌کنند:

«اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ کَ وَ خَلیفَتَکَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِیائَکَ وَ رُسُلَکَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ، وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَ لِیِّکَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فی جِهادِ عَدُوّ ِکَ وَعَدُوِّه، وَ اجْعَلْنی مِن اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شیْ ءٍ قَدیر؛1

بارالها! کار ظهور بنده شایسته و خلیفه راستینت (امام مهدی(عج)) را اصلاح فرما؛ همان‌گونه که کار پیامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودی و از فرشتگانت، نگاهبانانی بر او بگمار و از سوی خویش، با روح القدس او را یاری

و پشتیبانی فرما. دیده‌بانانی از پیش‌رو و پشت سر همراه وی گردان تا از هر بدی، نگاهش دارند. ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می‌پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی‌داند، پس برای هیچ‌یک از آفریدگانت، برتری و چیرگی نسبت به ولیّ خودت قرار مده و او را در جهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما و مرا از یاران او به شمار آور! که همانا تو بر هر کاری توانایی.»

با توجّه به مضــامین زیبای فوق، روشــن می‌گردد که چگونه امـام هشتم(ع) عــالی‌ترین و بلندترین زمزمه‌های محبّت را با سوز و از سر شوق در این مناجات کوتاه بر زبان جاری می‌سازند که هم محبوب خود را معرفی می‌نمایند و هم آرزوی سلامتی و ظهور او را دارند و از خدا می‌خواهند تا بیعت هیچ ستمگری بر گردن آن حضرت نباشد. آنگاه برای جهاد در رکاب او اعلام آمادگی می‌کنند تا بدین وسیله، ارتباط معنوی و عاطفی خود را به آن بزرگوار ابراز فرمایند.2


پی‌نوشت‌ها:
1. «بحارالأنوار»، ج89؛ «مصاح المتهجد»، ص 367؛ «جمال السبوع»، ص413.
2. «آفتاب در نگاه خورشید»، ص 21.
منبع:تبیان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج) ناجی انسانیت و انسان‌هاست. وی با ظهور خود عدالت را در کل جهان برقرار خواهد کرد. این حکومت و این ظهور اما در پهنه تاریخ به عنوان یک رویداد خواهد بود و از این رو ظهور دارای علائم و نشانه‌هایی است که با مروری بر روایات می‌توان با آن‌ها آشنا شد.
هر رویداد تاریخی بر سلسله‌ای از اتفاقات قرار دارد به این معنا که قبل از هر اتفاق مهمی برخی از حوادث تاریخی ظهور آن رویداد را از پیش خبر می‌دهند، اگر آخر‌الزمان در تاریخ روی خواهد داد که روی خواهد داد، برخی از حوادث علائم آن می‌توانند باشند.
علائم حتمی ظهور را خروج سیّد خراسانی و یمانی، ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی(ع)، شهادت نفس زکیّه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مکّه) دانسته‌اند، اما مراد از صیحه آسمانی چیست؟

صیحه آسمانی چیست؟
در لغت عرب مراد از صیحه، صدای بلند و فریاد است. وقتی گفته می‌شود صیحه آسمانی از این رو مراد صدایی است که از آسمان فرو می‌آید. صیحه صدایی معمولی نبوده و بسیار بلند است و برخی آن را موجب ناراحتی خوانده‌اند. صیحه در قرآن نیز آمده است و در سوره هود آیه ۶۷، حجر ۷۳ و عنکبوت آیه ۴۰ می‌توان این واژه را دید.

صیحه آسمانی، خضوع دشمنان
در یک روایت از امام صادق(ع) نشانه صیحه آسمانی خضوع دشمنان خوانده شده است. در این روایت عمر‌بن‌حنظلة می‌گوید: شنیدم که امام صادق(ع) می‌فرمود: «پنج نشانه پیش از قیام حضرت قائم صورت خواهد گرفت: صیحه آسمانى، خروج سفیانى، فرو رفتن (لشکر سفیانى در بیداء)، کشته شدن نفس زکیه، خروج یمانى». من عرض کردم: قربانت اگر یکى از خاندان شما پیش از وقوع این نشانه‏ ها خروج کند، با او همراه شویم؟ فرمود: «نه». و چون فردا شد این آیه را براى آن حضرت خواندم: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ: اگر بخواهیم بر ایشان آیه و نشانه‌اى از آسمان نازل کنیم که گردن‌هایشان در مقابل آن خاضع گردد». به حضرت عرض کردم: آیا این نشانه همان صیحه آسمانى است؟ فرمود: «آگاه باش! که اگر آن باشد گردن دشمنان خدا در برابرش خاضع گردد».

محتوای صیحه آسمانی
در روایتی دیگر حمد بن مسلم می‌گوید از امام باقر(ع) شنیدم می‌فرمود: «... و منادى از آسمان فریاد می‌زند به این‌که حق با قائم و شیعیان او می‌باشد،...». از این رو محتوای صیحه آسمانی که موجبات تسلیم دشمنان و خضوع ایشان را در پی خواهد داشت، اعلام حق بودن شیعیان و معرفی امام زمان(ع) خواهد بود. همچنین در خصوص محتوای صیحه آسمانی در کمال الدّین روایت شده است که از امام باقر علیه السلام فرمود: «ندا می‌کند منادی از آسمان که فلان بن فلان اوست امام و نام او را می‌برد».
همچنین در باره‌ اینکه ندای آسمانی چه می‌گوید ندای آسمانی می‌گوید: «ای گروه مردم! امیر شما فلان است و این،‌ آن مهدی است که پر می کند زمین را از عدل و داد ، چنانچه پر شده از ظلم و ستم». علاوه بر معرفی امام زمان(ع) معرفی رسالت تاریخی آن حضرت نیز از جمله محتویات صیحه آسمانی خواهد بود.

زمان صیحه آسمانی
زمان صیحه آسمانی نیز معلوم شده است. در روایات ما شیعیان از ائمه معصومین نقل گردیده که چه هنگام باید انتظار وقوع صیحه را کشید که ما به برخی از آن‌ها اشاراتی خواهیم داشت. امام باقر(ع) در این‌باره می‎فرمایند: «مردم شرق و غرب به اختلاف می‌گرایند. اهل قبله (مسلمانان) نیز دچار اختلاف می‌شوند. مردم از ناامنی به شدّت رنج می‌برند و این چنین روزگار سپری می‌شود تا منادی آسمانی ندا سردهد. چون بانگ آسمانی را شنیدید بشتابید.»
از سویی دیگر در روایات خبر از دو ندا داده شده است که یکی نشانه قیام امام زمان(ع) بوده که آن را جبرئیل سر خواهد داد و دیگری از سوی شیطان خواهد بود که گویا این ندای دوم همان خروج سفیانی شیطان صفت است. امام باقر علیه السلام در فرازی از یک روایت بلند بالا در بیان علائم و کیفیت ظهور چنین می فرمایند: «به ناچار این دو صیحه پیش از قیام قائم(عج) شنیده خواهد شد؛ یکی از آسمان که صدای جبرئیل امین است و دیگری از زمین که صدای شیطان لعین است».

منبع:ایکنا

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

معجزه در اصطلاح این است که مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعایش، کارى را انجام دهد که خارق قوانین طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عاجز هستند، در اصطلاح قرآن این فرآیند «بیّنه» و «آیه» نامیده مى‌شود، خداوند متعال مى‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...»(1) ما، رسولان خود را با دلایل روشن (معجزه) فرستادیم و با آنان، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.

امام صادق(ع) درباره علت اعطاى معجزه از سوى خداوند می‌فرماید: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند که آن را فقط به انبیا و رسل و امامان اعطا مى‌کند تا صدق آنان از دروغ دروغگو شناخته شود»(2)، پس انجام دادن معجزات و کرامات از سوى امامان معصوم(ع) از جمله امام زمان(عج) امر عجیبى نیست، با مراجعه به کتاب‌هاى تاریخى و روایى مشاهده مى‌کنیم که معجزات و کرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پیوسته است، آنچه در ادامه می‌آید اشاره‌ای اجمالی به بعضی کرامات امام زمان(عج) در دوران تولد، کودکی، غیبت و دوران ظهور است:

*تولد بدون ظاهر شدن آثار حمل
از امام حسن عسکرى(ع) نقل شده که به حکیمه -دختر امام جواد(ع)- فرمود: امشب، به خانه ما بیا، زیرا امر مهمّى رخ خواهد داد، حکیمه پرسید: چه اتفاقى؟، امام(ع) فرمود: قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد، حکیمه پرسید: از چه کسى؟ امام(ع) فرمود: از نرجس.
حکیمه مى‌گوید: به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى که هیچ اثر حملى در او مشاهده نکردم.(3)
*قرآن خواندن در بدو تولد
هنگامى که امام مهدى(عج) از مادر تولد شد، ایشان را به امام حسن عسکرى(ع) دادند. آن حضرت وى را در آغوش گرفت و فرمود: قرآن بخوان، امام زمان(عج) شروع به قرآن خواندن کرد.(4)
*شفاى مریض لاعلاج
محمّد بن یوسف نقل مى‌کند، به مرضى دچار شدم که پزشکان از علاج آن ناامید شدند، نامه‌اى به حضرت امام مهدى(عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا کردم، ایشان در جواب نوشتند: «ألبسک الله العافیه» خداوند، بر تو لباس عافیت بپوشاند، مدتى نگذشت که شفا پیدا کردم و وقتى پزشکان از این ماجرا مطلع شدند، گفتند: این شفا و عافیت، به یقین از جانب خداوند بوده است.(5)
*طلا شدن سنگریزه
یکى از اهالى مدائن مى گوید: به همراه رفیقم، به حج مى رفتیم، در نزدیکى موقف، فقیرى به سوى ما آمد، ما به او جواب رد دادیم، سپس به سوى جوانى خوش‌سیما که ردایى پوشیده بود رفت، او، سنگى از روى زمین برداشت و به فقیر داد، شخص فقیر، مدت زیادى در حق او دعا مى‌کرد، در این هنگام، آن جوان غائب شد، ما به نزد مرد فقیر رفتیم و گفتیم: «واى بر تو! آیا براى گرفتن یک سنگ، این قدر دعا مى کنى؟ ناگهان در دست او سنگى از طلا دیدیم که در حدود بیست مثقال مى‌شد، وقتى در مورد آن جوان از اهل مکه و مدینه سؤال کردیم، گفتند: «چنین شخصى از علویان است و هر سال با پاى پیاده به حج مى‌آید.(6)
*معجزاتى که امام مهدى(عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد
امام صادق(ع) مى‌‌فرماید: هیچ معجزه‌اى از معجزات انبیا نیست، مگر اینکه خداوند آن را به دست حضرت قائم(عج) براى اتمام حجت، بر دشمنان ظاهر خواهد کرد.(7)
بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غیبت و غیبت ختم نمى‌شود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرفى حقانیت خویش و اتمام حجت بر دشمنان و منکران معجزاتى را انجام خواهند داد.

 


پی‌نوشت‌ها:
[1]. الحدید: 25.
[2]. بحارالأنوار، ج 11، ص 71.
[3]. مدینة المعاجز، سیدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه معارف اسلامى، چاپ اول، 1416 هق.
[4]. تبصرة الولى، سیدهاشم بحرانى، ج 18.
[5]. بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول کافى، ج 1، ص 519.
[6]. اصول کافى، ج 1، ص 332; مدینة المعاجز، ج 8، ص 71.
[7]. منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، لطف‌الله صافى، ص 312، مکتبة الصدر، چاپ سوم.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گفتاری از آیت الله العظمی جوادی آملی در خصوص تسلط شیطان بر انسان را منتشر می کند.

وجود مبارك حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه هم انسان كامل و هم انسان ‏شناس كامل است، مى‏فرمايد:
گروهى شيطان را پشتوانه خود گرفتند و او از آنها دام‏ ها بافت؛ در سينه ‏هايشان جاى گرفت و در كنارشان پرورش يافت‏ «اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِامْرِهِمْ مِلاكاً، وَاتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً. فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِى صُدُورِهِمْ. وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِى حُجُورِهِمْ. فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ. وَ نَطَقَ بأَلسِنَتِهِم».
شيطان را پشتوانه خود گرفتند و او از آنان دام ها بافت، در سينه ‏هاشان جاى گرفت و در كنارشان پرورش يافت. پس آنچه مى ‏ديدند، شيطان بديشان مى ‏نمود و آنچه مى ‏گفتند سخن او بود.
شيطان اول فريب مى ‏دهد و پس از آن كم كم وارد حرم دل مى ‏شود. گاهى انسان گناهى را انجام مى‏ دهد و از آن متنفّر است؛ بعد استغفار مى‏كند و چهار قطره اشك مى ريزد و جبران مى ‏كند. گاهى بعد از انجام يك گناه از آن لذت مى ‏برد و در صدد توجيه اين كار بر مى‏آيد؛ مى‏گويد اين كار بدى نبود، كم كم مى‏ گويد: نه تنها بد نيست بلكه كار خوبى است؛ وقتى گفت: كار خوبى است. يعنى حرم أمنِ دل را براى پذيرش شيطان باز كرد؛ آن وقت شيطان بر او احاطه مى‏ يابد.
به اين ترتيب است كه شيطان درون قلب به تخم‏ گذارى مى ‏پردازد: «باضَ و فَرَّخَ» باضَ يعنى تخم‏ گذارى كرد؛ اول تخم مى ‏گذارد و بعد آنها را به بچه شيطان تبديل مى‏كند- اين‏ ها چيزى نيست كه انسان با دستگاه بفهمد كه شيطان آمده و تخم‏ گذارى كرده است؛ فقط آنكه چشم ملكوتى دارد مى ‏بيند- وقتى تخم‏گذارى كرد اين تخم‏ ها به صورت جوجۀ شيطان در آمده و جنب و جوش پيدا مى ‏كنند و «دَرَجَ» يك وقت شما مى ‏بينيد در درونتان غوغايى است كه شما را مى ‏شوراند و آرام نيستيد. وقتى به سخن حضرت على عليه السلام نگاه كنيد، مى ‏بينيد اين غوغا و بلوا ناشى از بچه شيطان ‏ها است.
خاطرات بد، شورشى درونى ايجاد مى ‏كند. شيطنت هم يعنى همين، اين ‏ها افسانه و خيال نيست؛ اين شورش كه ما در خود احساس مى‏كنيم، همين است. انسان وقتى به اين جا رسيد هر چه مى‏خواهد راهش را برگرداند، نمى ‏تواند؛ چرا؟ براى اين كه شيطان آمد، آشيانه ساخت، تخم‏ گذارى كرد و تخم ‏ها را به جوجه تبديل نمود. بعد از اين كم كم صاحب خانه را منزوى و در يك گوشه اسير مى‏ كند، دست و پايش را مى ‏بندد، بعد: «فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بأَلسِنَتِهِمْ». با زبان اين ‏ها حرف مى‏ زند، آن وقت انسان بيچاره نمى‏داند كه گويندۀ شيطان است.
آن كه در مقابل خدا ايستاد و گفت: «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ» همو امروز با زبان تو حرف‏ مى ‏زند و گرنه تو يك بچه مسلمان و شيعه هستى، چگونه چنين ادعايى دارى و مى ‏گويى من نظرم اين است، دلم مى ‏خواهد اين كار را بكنم، دلم مى ‏خواهد اين گونه بپوشم، دلم مى ‏خواهد اين طور از خانه بيرون بروم. اين ‏ها همه تصميم‏ هاى شيطان است كه به وسيله انسان اجرا مى ‏شود.
اين است كه به ما گفته ‏اند هرگز از جانتان غفلت نكنيد، مبادا بيگانه ‏اى به جاى شما بنشيند و تصميم بگيرد و شما خيال كنيد خودتان هستيد. خيلى ‏ها مى‏ گويند: من نظرم اين است؛ در حالى كه اين نظر را وقتى مقابل سخنان حضرت امير عليه السلام قرار دهيد، مى ‏بينيد رو در روى سخن آن حضرت است يا در مقابل قرآن قرار دهيد، مى ‏بينيد مخالف آن است.
در اوايل سوره نساء آمده است: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً» آنها كه مال حرام مى ‏خورند مخصوصاً مال يتيم، اين ‏ها در شكمشان آتش است. كسى كه چشم ملكوتى دارد اين حقايق را مى ‏بيند؛ چنانكه برخى از بزرگان در كتاب تفسيرشان نوشته ‏اند.
انسان تا جوان است خيلى به اين دنيا مى‏ چسبد، ولى وقتى سن يك مقدار بالا رفت مى ‏بيند به چيزى علاقه ندارد. مثل ميوه خام كه محكم به درخت چسبيده است، اما بعد از مدتى كه رسيد، اگر باغبان نچيند بالاخره مى ‏افتد. ميوه وقتى رسيد (انسان در اواخر عمر مى‏ رسد) كم كم آن خوشه و شاخه را رها مى ‏كند؛ چه سيب و گلابى شيرين باشد چه حنضل تلخ، ولى بالاخره شاخه را رها مى‏ كند.
همه ما همين طورى هستيم. سن كه يك قدر بالا آمد، اين همه علاقه‏ اى كه نسبت به دنيا داريم يكى پس از ديگرى از دست مى ‏رود و آن وقت همه چيز را بايد بگذاريم و برويم؛ آن هم به كوى ابد؛ سخن از يك سال و دو سال و يك ميليون سال و يك ميليارد و اين ‏ها كه نيست؛ سخن از بى نهايت است.

پی نوشت ها:
 دفتر بيستم -در محضر حضرت آيت الله جوادى آملى؛ ص25
(1)- نهج البلاغه –خطبه هفتم، ص 53
(2)- سوره صاد، 76
(3)- نساء، 10
منبع:حوزه
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امام علی علیه السلام می فرمایند:

ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله تعالی کثرة الاستغفار و لین الجانب و کثرة الصدقة
سه چیز بنده را به رضوان و خشنودی خدا می رساند:

1- استغفار فراوان

2- نرمخویی

3- صدقه بسیار

 

پی نوشت:

بحارالانوار، ج 78، ص81 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

سلام بر خورشیدی که روزها، ماهها، سال‌ها و قرنها منتظر است. بر «امامی» که انتظار با او معنا یافته. بر «مهربانی» که در پس ابر غیبت ، چشمان نگرانش بر احوال ماست که کی شود،همانی باشیم که او برای «قیامش» نیاز دارد تا خداوند امر ظهور را رقم زند.
سلام بر آخرین ذخیره الهی و بر مردان و زنانی که با خودسازی، پاکی و تقوایشان، ظهور ایشان را تسریع می بخشند.سلام بر پاکان و صالحان و بر امام آنان....

ذکر قنوت حضرت مهدی (عج)
یامن لایخلف المیعاد انجز لی ما وعدتنی واجمع لی اصحابی وصبرهم وانصرنی علی اعدائک واعداء رسولک
ای خدایی که خلف وعده نمی کنی آنچه را که به من وعده داده ای برآور ویارانم را جمع نما وایشان را صبوری ده ومرا بردشمنانت و دشمنان رسولت یاری نما و دعایم را رد منمای. بدرستی که من بنده ی تو ام ،پسر بنده تو ام ،پسر کنیز تو...از تو می خواهم که برمحمد و بر خاندان محمد درود فرستی و برای من آن چه را که وعده داده ای ،بر آوری به درستی که تو راستگویی و خلف وعده نمی کنی و تو بر همه چیز بسیار توانایی.(۱)

علائم ظهور
آیت الله میرجهانی در کتاب نوائب الدهور ۴۸۰ علامت برای ظهور ذکر کرده است. شیخ مفید در الارشاد نیز قریب ۴۵ نشانه برای ظهور نقل نموده است. از این میان به غیر از پنج مورد که جزو علائم حتیمه ظهور هستند، مابقی از علائم معلقه، شرطیه ، واقعه و غیر واقعه و عام ظهورند که در جمعه های دلواپسی ۱۰ به آن پرداخته شد.

در اینجا به مواردی از علائم اشاره می شود:
حمله کردن عرب بر عجم و رو آوردن ایشان به اهواز
خرابی شام
پیمان بستن عرب با روم
وقایع فجیع در بحرین
اختلاف بسیار در تمام روی زمین
ظاهر شدن آتشی از عدن
آتش افتادن در حجاز
وقوع جنگ عجیب در حلب
تحریم شام از طرف روم
رومی ها عرب ها را قتل عام و زنان و کودکان را به اسیری برند
نزول رومی ها بر فلسطین
قبور ائمه را تخریب کنند
مردم در امر به معروف و نهی از منکر نکردن همه با هم یکسان شوند
ظهور شدت و سختی بر مردم
مؤمن حقیر و ذلیل و خار شود
از طریق باطل و حرام کاسبی کردن
بازارها تعمیر و زینت کرده شوند
حیا و عفت از مردم برداشته شود
دین به دنیا فروخته شود
منکر معروف و معروف منکر شود
اختلاف در دین و مذهب زیاد شود
ازدنیا رفتن پی در پی فقها
برداشته شدن برکت از سال و ماه ، هفته ها و روزها و ساعت‌ها
ظاهر شدن بدعت و فتنه
کینه علمای دین در دل گرفتن
سرزنش و بدگویی از علما
زیاد شدن هرج ومرج
پیروی شهوات
اعمال خیر را برای نمایش به جا آوردن
طالب حلال مذمت کرده شود
اموال را در غیر طاعت خدا مصرف کنند
مردم راغب به دنیا شوند
شایع شدن ساز و آواز و خوانندگی و رقاصی زنان
زیاد شدن طلاق
اضطراب مردم زیاد شود
آشکارا فساد کنند و کسی نهی نکند
شنیدن ذکر و تلاوت قرآن آزار دهنده شود
ثروتمندان برای تماشا و گردش و استراحت حج کنند
نماز را سبک بشمارند
مردان شبیه زنان و زنان شبیه مردان شوند
ظاهر شدن بدعت ها و فتنه ها
رشوه گرفتن قضات در حکم
زیاد شدن مرض صرع و بواسیرو...
کشف حجاب زنان
لباس بدن نما پوشیدن زنان
شریک شدن زنان در تجارت با شوهران
خوردنی زیاد و فراوان باشد، ولی به دست مردم نیاید مگر به گران ترین بها
آموزش علوم باطله بر خلاف دین و قرآن
مسلمانان به هم سلام نکنند مگر از روی آشنایی ، قرابت و احتیاج
کشته شدن نفس زکیه با ۷۰ نفر از صالحین در پشت کوفه
قیام مردی از قم که مردم را دعوت به حق کند و با او جماعتی از مردان باشند که دل ایشان در محکمی مانند پاره های آهن است
و....

بسیاری از این علائم اتفاق افتاده است اما آنچه مسلم است اینکه بروز یا عدم بروز این علائم دلیل بر نزدیک بودن ظهور حضرت حجت (عج) نیست. طبق روایات تنها پنج علامت از علائم حتمی ظهور هستند که تا واقع نشود، ظهور امام عصر(عج) رقم نخواهد خورد.
در شماره بعد به علائم حتمی خواهیم پرداخت.

احادیث آخرالزمانی
پيامبر(ص) فرمود: «از علامات مهدى اين است: هرگاه در دنيا هرج و مرج شود و فتنه‌ها پشت سر يكديگر ظاهر شود و راه‌ها قطع گردد و بعضى، بعضى را غارت كنند،پس نه كبير رحم بر صغير و نه صغير از كبير توقير كند، در آن هنگام خداوند، مهدى ما را برانگيزاند، نهمين از صلب حسين عليه السّلام تا بگشايد حصارهاى گمراهى و دل‌هاى بسته شده را، او در آخر زمان قيام كند چنان‌كه من در اول زمان قيام كردم، پس پركند زمين را از عدل، چنان‌كه پر شده است از جور.(۳)

***
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: «قيام او در هنگام تغيّر بلاد و ضعيف شدن عباد و يأس از فرج خواهد بود.»(۴)

***
و حضرت باقر عليه السّلام فرمود: «خروج او در وقتى خواهد بود كه مردم مأيوس و نااميد باشند.»(۵)

پی نوشت ها:
۱-مکیال المکارم ج ۲ ص۳۹
۲-نوائب الدهور فی علائم الظهور آیت الله میرجهانی ج ۱ صص۱۲۱-۹۸، الارشاد شیخ مفید ج ۲ صص۵۰۸-۵۰۵
۳-مهدی منتظر (عج) ج ۱، محمدجواد خراسانی ص۱۷۸ به نقل ازبحار ۳۶/۳۰۷ ح ۱۴۶
۴-همان ص ۱۷۴ به نقل از منتخب الاثر ۲۰۶ ح ۴۴؛ بحار ۲۸/۴۵ ح ۸
۵- همان به نقل از الزام الناصب ۲/۱۶۲؛ بحار ۵۲/۲۳۱ ح ۹۶ 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

قرآن کریم محبت پروردگار را مخصوص گروه های خاصی از انسان بیان داشته است که بر اثر لیاقت و شایستگی، زمینه ی دریافت این نعمت را در خویش فراهم می سازند، اما این افراد عبارتند از:

پرهیزکاران
تقواپیشگان و پرهیزکاران نخستین گروهی می باشند که مورد مرحمت خداوند قرار دارند، چنانکه قرآن کرمی می فرماید: فَاِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَقین؛ پس به راستی که خداوند پرهیزکاران را دوست دارد و در جایی دیگر اشاره می نماید: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَقین؛ به راستی که خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.

نیکوکاران
انجام اعمال نیک عاملی دیگر در راه جلب محبت خداوند می باشد و این حقیقت در آیات الهی نیز بیان شده است چنانکه می خوانیم: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحسِنین؛ به راستی که خداوند نیکوکاران را دوست دارد؛ و نیز آمده است: وَاللهُ یُحِبُّ المُحسِنین؛ و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

توبه کنندگان
بی شک شخصی که به سوی خدا بازگردد و از اعمال زشت خویش نادم باشد مشمول لطف و محبت ذات اقدس الهی خواهد بود و از این رو در قرآن کریم آمده است: إنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوّابین؛ به درستی که خداوند، توبه کنندگان را دوست می دارد.

مجاهدان
مجاهدان و جهادگران در راه خداوند نیز از جمله کسانی هستند که دارای فضایل و ارزش های فراوانی می باشند چنانکه در قرآن کریم می خوانیم: إنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فِی سَبیله؛ خداوند کسانی را که در راه او پیکار می کنند، دوست می دارد.

عدالت پیشگان
عدالت یکی از صفات شایسته می باشد و بر این اساس خداوند متعال کسانی را آراسته به این صفت پسندیده می باشند را دوست می دارد چنانکه خود بیان نموده است: إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطین؛ به راستی که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد.

توکل کنندگان
گروه دیگری که از نعمت دوستی و محبت خاص پروردگار عالم برخوردارند، کسانی هستند که در کارهای مختلف خویش بر خدای خود توکل می کنند و بی شک این عمل زمینه ساز محبت پروردگار به آنان خواهد بود، چنانکه آمده است: إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِلینَ؛ به راستی که خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.

پی نوشت ها:
1- سوره آل عمران: آیه 76، 134، 159.
2- سوره توبه: آیه 4، 7.
3- سوره بقره: آیه 195، 222.
4- سوره مائده: آیه 93، 42.
5- سوره صف: آیه 4.
*صمدی، علی اکبر، آثار گناه در زندگی و راه جبران: 27، 31.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

رسول خدا صلى الله عليه و آله:


ذَنبٌ عَظيمٌ لا يَسأَلُ النّاسُ اللّهَ المَغفِرَةَ مِنهُ: حُبُّ الدُّنيا؛


گناه بزرگى كه مردم درباره آن از خداونْد طلب مغفرت نمى كنند، دنيادوستى است.


پی نوشت:


كنز العمّال: ج ۳ ص ۲۰۲ ح ۶۱۷۱

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

متن حدیث را از کتاب أمالی مفید منتشر می کند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَسْرَعُ الْأَشْيَاءِ عُقُوبَةً رَجُلٌ تُحْسِنُ إِلَيْهِ وَ يُكَافِيكَ عَلَى إِحْسَانِكَ بِإِسَاءَةٍ وَ رَجُلٌ عَاهَدْتَهُ فَمِنْ شَأْنِكَ الْوَفَاءُ لَهُ وَ مِنْ شَأْنِهِ أَنْ يَكْذِبَكَ وَ رَجُلٌ لَا تَبْغِي عَلَيْهِ وَ هُوَ دَائِماً يَبْغِي عَلَيْكَ وَ رَجُلٌ تَصِلُ قَرَابَتَهُ فَيَقْطَعُكَ.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: اموری که سریعترین عقاب و کیفر را دارند عبارتند از: مردى كه به او نيكى كنى و او در عوض نيكى تو، با بدى پاسخ دهد؛ و مردى كه با او پيمان ببندى و تو به دنبال وفا به آن عهد هستی و او بخواهد به دروغ با تو رفتار كند؛ و مردى كه هرگز به او ستم نمى‏كنى و او پيوسته در صدد ستم نمودن به تو است؛ و مردى كه به خاطر خويشاوندى با او رفت و آمد می‌كنى و او با تو قطع رابطه نمايد.

أمالي المفيد، ص: 165

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

پيامبر(ص):


اِنَّ اللّه‏َ لَيُمْسِكُ الْخَيْرَ الْكَثيرَ عَنْ عَبْدِهِ فَيَقولُ: لا اُعْطيهِ حَتّى يَسْاَلَنى؛


خداوند، بسيارى از خوبى‏ها را به بنده ‏اش نمى‏ دهد و مى ‏فرمايد: «به او نمى‏ دهم تا ازمن بخواهد».


پی نوشت:
مستدرك الوسائل، ج ۵، ص ۱۷۵، ح ۵۶۰۳

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

بنابر آموزه های اسلام، کار عبادت محسوب شده و کارگران و آنها که برای کسب روزی حلال فعالیت می کنند همچون مجاهدان در مسیر خدا هستند. چنانکه رسول خدا (ص) می فرمایند: «عبادت و بندگی هفتاد جزء دارد برترین جزء آن (درآمد از راه کار و کسبی) حلال است.»
و نیز فرموده اند: «هر کس از زحمت و تلاش خویش روزی خود را به دست آورد، در روز قیامت در صف پیامبران قرار گرفته و به ثواب آنان نائل خواهد شد.»
هنگامی که رسول خدا (ص) از جنگ تبوک بازگشت، سعد انصاری به استقبال آن حضرت (ص) شتافت، پیامبر (ص) با او مصافحه کرد و چون زبری و خشنی دست های او را احساس کرد از کارگر انصاری پرسید: «چرا دست هایت اینچنین کوفته و خشن است؟» سعد گفت: ای رسول خدا! با بیل و طناب کار می کنم و هزینه زندگی خانواده ام را تامین می کنم. پیامبر (ص) دست او را بوسید و فرمود: «این دستی است که آتش جهنم به آن نخواهد رسید.»
همان حضرت (ص) فرموده اند: «پاکیزه ترین درآمد کار با دست است.»
امام رضا (ع) نیز می فرمایند: «کسی که به اندازه آسایش خانواده اش دنبال کار و فضل الهی می رود، پاداش او از رزمندگان در راه خدا بیشتر است.»
البته آموزه های اسلام در کنار توصیه و تاکید بر کار و تلاش، نپرداختن تمام حقوق کارگر یا بخشی از آن یا نپرداختن به موقع آن را ظلم به کارگر می داند؛ از این رو، در روایات، تعبیرهایی هشداردهنده درباره این موضوع آمده است.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «ستم به کارگران در پرداختن کارمزد، از گناهان بزرگ است.»
و نیز فرموده اند: «خدا بخشاینده همه گناهان است مگر گناه بدعتگزار در دین، غاصب مزد کارگر و آن که آزادی را به بردگی بفروشد.»
همچنین، رسول خدا (ص) می فرمایند: «لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسی باید که مزد کارگری را نپردازد. خدا در روز قیامت از او هیچ مال و معادلی را نمی پذیرد.»
و در حدیثی آمده است: «هر کس به ستم مزد اجیری را نپردازد خدا اعمالش را باطل کرده، بوی بهشت را بر وی حرام می کند.»


پی نوشت ها:
مفاتیح الحیات
بحارالانوار
وسائل الشیعه

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

با توجّه به آنچه از روايات اسلامى استفاده مى‏ شود موضوع رجعت جنبه همگانى ندارد، بلكه اختصاص به مؤمنان صالح العملى دارد كه در يك مرحله عالى از ايمان قرار دارند، و همچنين كفار و طاغيان ستمگرى كه در مرحله منحطّى از كفر و ظلم قرار دارند، چنين به نظر مى‏ رسد كه بازگشت مجدد اين دو گروه به زندگى دنيا به منظور تكميل يك حلقه تكاملى گروه اول و چشيدن كيفر دنيوى گروه دوم است.
به تعبير ديگر گروهى از مؤمنان خالص كه در مسير تكامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شده‏ اند و تكامل آنها ناتمام مانده است حكمت الهى ايجاب مى‏ كند كه سير تكاملى خود را از طريق بازگشت مجدد به اين جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى اين حكومت شركت جويند، چرا كه شركت در تشكيل چنين حكومتى از بزرگترين افتخارات است.
و به عكس گروهى از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر كيفر خاص خود در رستاخيز بايد مجازاتهائى در اين جهان، نظير آنچه اقوام سركشى مانند فرعونيان و عاد و ثمود و قوم لوط ديدند ببينند، و تنها راه آن رجعت است.
امام صادق عليه السلام در حديثى مى‏ فرمايد:«ان الرجعة ليست بعامة، و هى خاصة، لا يرجع الامن محض الايمان محضاً، أو محض الشرك محضاً؛ رجعت عمومى نيست بلكه جنبه خصوصى دارد، تنها گروهى بازگشت مى‏ كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند» «۱».
ممكن است آيه ۹۵ سوره انبياءکه می فرماید:« وَ حَرامٌ عَلى‏ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ؛حرام است بر شهرهائى كه بر اثر گناه نابودشان كرديم كه بازگردند آنها هرگز بازنمى‏ گردند» نيز اشاره به همين معنى باشد، چرا كه عدم بازگشت را در مورد كسانى مى‏ گويد كه در اين جهان به كيفر شديد خود رسيدند و از آن روشن مى‏ شود گروهى كه چنين كيفرهائى را نديدند بايد بازگردند، و مجازات شوند (دقت كنيد).
اين احتمال نيز وجود دارد كه بازگشت اين دو گروه در آن مقطع خاص تاريخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مسأله رستاخيز (مبدء و معاد) براى انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تكامل معنوى و ايمان برسند و از هيچ نظر كمبودى نداشته باشند. «2»


پی نوشت ها:
1- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۳۹.
۲- تفسير نمونه ۱۵/ ۵۵۹
3-يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص564تا566.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ پیامبرگرامی اسلام(ص) حقیقت عبودیت را در سه مطلب بیان فرمودند. اول این که انسان در دنیا برای خود ملکیتی قائل نباشد که در این صورت انفاق برای انسان آسان می شود. دوم این که انسان راضی به مقدرات خداوند باشد است و برای نفس خود اطمینانی قائل نباشد که در این صورت اطیمنان به خدا دارد و این همان مقام رضوانیه است و سومین مطلب این است که تمام تلاش فرد برای انجام واجبات و ترک محرمات باشد که از آثارش این است که امور باطل و عبث  و بیهوده در زندگی از بین می رود.

_ در روایتی از امام صادق(ع)  است که شیطان از این حلقه ها  استفاده می کند که انسان را از بندگی خدا فاصله بگیرد. اول دنیا دوم شیاطین و سوم خلق است. شیطان در قالب زیبا خودنمایی می کند و انسان را به امر پوچ و باطل سوق می دهد. شبهه را لباس منطقی می پوشاند. شیطان مستقیم انسان را از راه درست دور نمی کند.

_ من باید بدانم که شیطان از چه طرقی به من حمله ور می شود. و در این صورت می توانم راه های نفوذ شیطان را ببینم و سد کنم. شیطان دام های خود را برای محبین اهل بیت(ع) پهن کرده است. رضایت خلق را نباید بر رضایت خدا ترجیح داد که در این صورت نه مردم و نه خدا از انسان راضی نمی شود.

_ کلید دل های مردم دست خداست. انسان فقط بندگی خدا را بکند در این صورت قلب ها متوجه انسان می شود.تمام لذت در ید قدرت خداوند است. امام علی(ع) به امام حسن(ع) فرمودند که با مردم با صداقت باش ،  ابهت نزد مردم را به دست می آوری.

_ خدا از پافشاری پافشاران خسته نمی شود. عزت دست خداست . در بندگی خدا کم نگذاریم تا خدا عزت را به انسان بدهد. ذلت دست مردم نیست. وقت بسیار کم است. ایام خود را به بطالت طی نکینم. از هر فرصتی برای سیر الی الله کار کنیم. زمان خلوت خود را با دعا پر کنیم. دائماً در حال ذکر باشید تا دل انسان گرفتار نشود.این ها مسیر سلوک است.

_ در دعا دو مطلب است. اولین مطلب این است که همین که توفیق دعا داشته باشیم و مطلب دوم استجابت دعا است. در دعا پافشاری کنید و زیاد بخواهید. از خداوند توفیق عمل به کلمات نورانی را بخواهیم.

_ دین ما جامع است.در هر مسئله ای دین دستورالعمل دارد. هر مطلبی که در زندگی به وجود می آید به کتاب مراجعه کنیم. انس با روایات و قرآن داشته باشیم. تمام راه های اصلی و فرعی برای رسیدن به خیر در بیانات معصومین آمده است. ما خیلی چیزها را می دانیم. اول باید بدانیم و باور کنیم و عمل کنیم. این مهم است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای  از سخنان حجت الاسلام بهاری را بخوانید:

_ حضرت خدیجه موحد و خداپرست بود. بزرگترین خصوصیات ایشان این بود که حاضر بود همه ثروتش را بدهد و با خدا معامله کند. اتفاقاً خدا این طور افراد را دوست دارد. کسانی که انفاق می کنند و دست دیگری را می گیرند انفاقشان مانند یک دانه گندم در دل خاک کاشته شده است.

_ خداوند با قدرت واحده خودش این یک گندم را تبدیل  به هفت سنبل می کند و هر سنبل را صد تا گندم می کند. عنایت خداوند حساب و کتاب ندارد. خداوند همه چیزهاییی را که به انسان می دهد پول نیست.  

_ خداوند می فرماید انسان چیزی که صاحبش است را می بخشد. حضرت خدیجه سلام الله علیها تمام ثروتش را داد و در عوض آن پیامبر (ص) عبایی که با آن نماز جمعه می خواند را کفن ایشان قرار داد . پیامبر تا روزی که زنده بود تا اسم خدیجه سلام الله علیها می آمد منقلب می شد.

_  لباس پیامبر گذرنامه حضرت خدیجه سلام الله علیها  از قیامت بود. چون خدیجه سلام الله علیها در مقابل پیامبر به اندازه کافی خاشع و خاضع بود. گرانبهاترین پاداشی  که حضرت خدیجه سلام الله علیها در قبال هبه تمام اموال خود به دست آورد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود. هیچ گوهری در عالم بالاتر از فاطمه سلام الله علیها نیست. فاطمه سلام الله علیها با تمام قوا از ولی و امام خود دفاع کرد.

_ حضرت فاطمه سلام الله علیها  یک تنه حاکمان وقت را به چالش کشید و هستی خود را برای ولایت داد. خداوند هم در قبال آن حسین را به حضرت فاطمه داد که در عالم زیباتر از نام حسین وجود ندارد. حسین برای ایستادگی دین جان خود را بذل کرد و اثر آن این است که خداوند بندگان خود را با خون حسین از جهالت رها می کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

 شهدا رفتند تا ما به راحتی عبور کنیم

در ادامه بحث خطبه 183 ، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام به مومنین خدا می‌فرمایند: "فَبَادِرُوا اَلْمَعَادَ وَ سَابِقُوا اَلْآجَالَ" به سوی معاد با اعمال صالح سبقت جویید و برای اجل پیشی بگیرید، این مقام واقعا مقام شهدا و جانبازان است، اینها قبل از آنکه مرگ به سراغشان بیاید از مرگ استقبال کرده اند، اینها مقام عالی خدا و جلوات الهی را دیدند و محبوبشان را پسندیدند، از شوق محبت خدا و پیغمبر اکرم صلوات الله علیه به درجه ای رسیدند که سبقت می‌گیرند در مرگ و شهادت. ما دیده ایم که برسر تخریب معبر دعوا می‌کردند، معبری که در آن انواع بمب و مین بود، می‌رفتند تا دیگران به راحتی عبور کنند. مگر می‌شود فکر انسان تااین حد بلند باشد؟ بله. صبح که آماده باش می‌زدند می‌دیدی صورت‌ها خاکی است، از شب تا سحر سربه خاک می‌گذاشتند و با خدا مناجات می‌کردند، نه یک شب بلکه تمام چندین ماهی را که در منطقه بودند. چگونه می‌شود که برای معاد و قیامت عمل صالح جمع کرد و سبقت گرفت؟ به راستی هیچ کدام از شهدا ناکام نمردند، اینها از محبوبشان کام گرفتند، با کام شیرین از این دنیا رفتند "فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ" با اسم خدا همه چیز را می‌دیدند، در جبهه روزه می‌گرفتند، احکام روزه را می‌پرسیدند و اگر طبق احکام نمی‌توانستند روزه بگیرند ناراحت می‌شدند و اصلا علنی روزه خواری نمی‌کردند. چگونه می‌شود یک انسان "سَابِقُوا اَلْآجَالَ" شود؟ چون می‌دانستند که عمر حتما به پایان می‌رسد و مرگ حتمی است، پس بهتر اینکه به دنبال مرگی بروم که یار انتخاب کرده. با بی باکی و شهامت و عشق به شهادت در وجود همین بچه‌ها بود که توانستیم دشمن را به عقب برانیم و واقعا عبد صالح بودند.

 

مقام معظم رهبری فرمودند جبهه فرهنگی قوی‌ترین و سنگین‌ترین جبهه است

 

چگونه اینها به این مرحله رسیدند؟ ما هم می‌توانیم برسیم. مواظب تقوایت باش، کسی که باتقواست می‌تواند سبقت بگیرد. الان ما هم در جبهه‌ی فرهنگی می‌توانیم خط دشمن را نابود کنیم، مخصوصا دشمن داخلی که می‌بینید چگونه عمل می‌کنند، جلسه افطار می‌گیرند حرام و بعد هم می‌گویند ما اصل خط ولایتیم، مثل شیطان که می‌گفت من شش هزار سال بندگی کردم و خدا تا قیامت به من عمر داده. جبهه فرهنگی را مقام معظم رهبری در یک سخنرانی فرمودند قوی‌ترین و سنگین‌ترین جبهه است. یا جبهه‌ی اقتصادی که یک مصداق با ارزش اقتصاد مقاومتی است، شاید نتوانی جلوی کسی را بگیری اما خودت که می‌توانی در زندگی ات صرفه جویی کنی و بهینه مصرف کنی. الان در مورد شهدای هفتم تیر آقا فرمودند در قبال آنها کم کاری شده است. بعضی‌ها را دنیا کور کرده، مردم عادی را نمی‌گویم، مردم همیشه یادی از شهید بهشتی و دیگر شهدای هفتم تیر می‌کنند، کسانی که ادعا می‌کنند اصلا توجهی ندارند را می‌گویم.

خط فکری بعضی‌ها در هر رسانه ای و در هر دولتی بردگی است. کمتر کسی مردم را دعوت به بندگی خدا می‌کند

 

ما باید "سَابِقُوا اَلْآجَالَ" باشیم و خودمان به سمت مرگ برویم، چگونه؟ اول این که همیشه به یاد مرگ باشیم، کسی که ادعا می‌کند یاد مرگ انزوا می‌آورد اشتباه می‌کند، یاد مرگ باعث می‌شود دلبسته به دنیا نشوی. الان اینجا که می‌آیی گریه می‌کنی، با خدا مناجات می‌کنی، پول برای صدقه و جهیزیه هم می‌دهی، اگر سائلی در خانه‌ی شما بیاید او را دست خالی رد نمی‌کنی، به خدا می‌گویی خدایا من به خاطر تو صدقه دادم، تو هم مرا از در خانه ات دست خالی رد نکن و کارهای دیگر. این یعنی دلبستگی نداشتن به دنیا و سرمایه گذاری برای آخرت. اولین قدم این است که انسان یاد مرگ باشد، وقتی یاد مرگ باشی، شهوات و غفلت‌ها در وجودت کم می‌شود. بعضی به غفلت بزرگی گرفتار شدند، تو اینجا در سالروز وفات تا سحر برای حضرت خدیجه سلام الله علیها گریه کردی اما عده ای در خیابان تا سحر به بهانه‌ی برد در یک بازی شادی کردند. این که قرآن می‌فرماید آیا صبح نزدیک نیست "أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ"(سوره هود آیه 81) یعنی به زودی مشخص می‌شود کی برنده است، قیامت تو را می‌آورند و می‌گویند این حواسش به بندگی خدا بوده، اما دیگری به دنبال هوا و هوس. جالب است که این غفلت را تلویزیون هم پوشش می‌دهد، حقیقت اینکه خط فکری بعضی‌ها در هر رسانه ای و در هر دولتی بردگی است، یا خود بردگی خطی را می‌کنند یا دیگران را به بردگی می‌گیرند، کمتر کسی مردم را دعوت به بندگی خدا می‌کند.

 

در مسیر بندگی زحمت بکشید

 

حضرت می‌فرمایند دو سبقت باید بگیری، یکی سبقت در عمل صالح به سوی قیامت، و دیگری سبقت در "اَلْآجَالَ" قبل از آنکه اجل پیشی بگیرد و فرصت از دست رود. در ادامه لحن مولا تندتر می‌شود "وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ لِهَذَا اَلْجِلْدِ اَلرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَى اَلنَّارِ" آی شیعیان و دوستان امیرالمومنین علیه السلام، بدانید این پوست نازک طاقت دوزخ ندارد، سوختن وجود دارد، آن که چه کسی بتواند از آن صراط رد شود مهم است. طبق نظر بعضی روزه تا افطار است و بعد افطار می‌شود هرکاری کرد. در صورتی که ارزش روزه در شب بیشتر از روز است، چون شب هنگام حساب و کتاب اعمال روز است، نگاه می‌کنی می‌بینی اگر ضرر کرده ای گریه و استغفار می‌کنی. در مناجات تائبین می‌گوید اول توبه است و بعد انابه، بعضی‌ها انابه می‌کنند در حین آن توبه می‌کنند، بعضی هم که نه توبه می‌کنند نه انابه. خواهشم این است که عزیزان در مسیر بندگی زحمت بکشند، زحمتش هم چون در خانه‌ی خداست هدر نمی‌رود.

 

هدف دشمن کوبیدن مرجعیت در ذهن جوانان

 

باز هم تذکر می‌دهم در این ماه رمضان خمست را حساب کن. با پرداخت خمس هم تو تطهیر می‌شوی و هم پولی که می‌دهی صرف خیر می‌شود، این با پول مالیات و امثالهم فرق می‌کند. بحث خمس و مرجع تقلید را در بین خانواده مطرح کنید، چون اگر یادتان باشد این دشمنان که لباس دیگری پوشیده بودند، سعی می‌کردند که طبق دستوری که از خارج می‌رسید، مرجعیت را در ذهن جوانان بکوبند، و حالا یک سری از محرمات را مطرح می‌کنند و می‌گویند چرا شما می‌گویید اینها گناه است. الان یک عده ای گرفتار شدند و نمی‌توانند هم برگردند، مثل آن غلامی که با صاحبش در راه بود، به مسجدی رسید به صاحبش گفت که من بروم داخل مسجد نماز بخوانم، بعد از مدتی اربابش سرش را داخل مسجد برد و گفت پس چرا نمی‌آیی؟ غلام گفت نمی‌گذارد. گفت کی نمی‌گذارد؟ گفت همان که نمی‌گذارد تو داخل بیایی. اینها را اجازه نمی‌دهند در ماه رمضان در مساجد و هیئات بیایند، اما تو که الان آمده ای کمی به فکر آخرتت باش.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گزیده ای از سخنرانی آیت الله فاطمی نیا را بخوانید:

_ تقلب به معنای آمد و شد هم هست . قلب و باطن با کار خیر به ملکوت نزدیک می شود. در مباحث علمی و معارف بسیار مهم است که ما مراتب را در نظر بگیریم. مراتب عبودیت و نیکوکاری و گنهکاری یکسان نیست. نزدیک شدن به ملکوت و ملک و شهادت مراتب دارد.

_ زمانی که یک نفر به همان اندازه که از گناهی توبه می کند و پشیمان می شود به همان اندازه به ملکوت نزدیک می شود. خداوند متعال در سوره نجم بندگان خوب را این طور وصف می کند که اینان کارهای بزرگ و زشت را انجام نمی دهند و گاهی می لغزند.همه بندگان دچار اشتباه می شوند.

_ انسانی که گناه کرده و از ملکوت دور افتاده می تواند استغفار کند که با کریم طرف است . در دعای ابوحمزه بیست و یک مورد به کریم بودن خداوند اشاره شده است. خداوند بسیار کریم است. از خداوند طلب استغفار و مغفرت کنید.

_در کتاب کافی داریم که درجات بهشت به اندازه درجات عقول است. یعنی باید بهشت را فهمید و درک کرد. اهل جهنم می گویند که اگر ما گوش و عقل را به کار می بردیم به جهنم نمی آمدیم.این مطالب گفته می شود که میدان پرواز بشر باز شود.

_ در سطوح بالا که انسان به حد عصمت می رسد، انسان های معصوم  به جایی می رسند که  خداوند چشم و گوششان می شوند. یکی از القاب امیرالمؤمنین(ع)  عین الله است. یعنی امیرالمؤمنین چشم خداست. مراتب قرب به ملکوت و دوری از ملکوت محفوظ است.

_ قرب خدا و نزدیکی به خدا غیر از استغفار و اعمال صالح رمز دیگری دارد. در دین مرد و زن با هم تفاوتی ندارند. معارف الهیه لب دین و حقیقت دین ما است ، رمز این قرب نظر بلندی است. تا زمانی که حسود باشیم به جایی نمی رسیم.

ریاضت دو نوع است. ریاضت شرعیه و  ریاضت غیر شرعی که در آن اثر است اما مطلق اثر نیست. هر اثری مقدس نمی شود. نفس یک قوایی دارد که این قوا در نفس بالقوه است. اگر نفس ریاضتی را متحمل شود بعضی از این قوا خود را نشان می دهند و اگر اتصال به دین و شریعت نباشد شیطان نازل می شود و با این قوا همکاری می کند. جوانان از علمای ربانی فاصله نگیرند.

_ ریاضت فقط عبادت نیست بلکه خدمت به خانواده هم نوعی ریاضت است. نماز های مستحبی نوعی ریاضت است. 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 گزیده ای سخنرانی حجت الاسلام محمودی را بخوانید:

_ بزرگترین هدف انسان ها در این دنیا این است که بتوانند با معبود خودشان و خدای خودشان ارتباط عمیق و درست برقرار کنند. برای ارتباط برقرار کردن با خداوند هم مکان دارای اهمیت است و هم زمان مهم است و در بین زمان هایی که وجود دارد ماه مبارک رمضان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

_ انسان باید اهمیت این نعمت را درک کند تا بتواند از آن بهره کافی را ببرد. برای دانستن آداب مناجات و سخن گفتن با پروردگار متعال یقیناً باید سر سفره اهل بیت(ع) نشست. وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) درباره قسمتی از فضائل ماه مبارک رمضان و مناجات خداوند در این ماه می فرمایند که شما روزه داران در ماهی قرار گرفتید که روزه در آن ماه بر شما واجب شده و نفس شما که در ماه های دیگر سال یک امر مباح غیراختیاری صرف است، در این ماه مبارک تسبیح و ذکر می شود. خواب انسان روزه دار عبادت است. تمام گناهان روزه داران این ماه آمرزیده است. صداهای روزه داران در ماه مبارک رمضان شنیده میشود و مسموع پروردگار متعال است.

_ انسان ها بر اثر گناه هایی که انجام داده و حجاب بین خود و خدا ایجاد کرده سخنش مسموع نیست. عنایت الهی در ماه رمضان که همه انسان ها مورد رحمت خداوند قرار می گیرند ویژگی این ماه را نشان می دهد. استجابت دعا در این ماه وعده خداوند متعال است.

_ خداوند به ملائکه می فرماید که این بنده و عبد من در دل شب با من خلوت کرده است شما شاهد باشید که تمام گناهانش را بخشیدم. انسان نیازمند  مناجات با خداوند است .  به طور طبیعی انسان دوست دارد که با انسان های بالاتر از خودش لحظاتی را خلوت کند. این نیاز فطری انسان است. انسان های غافل طعم مناجات با خداوند را نچشیده اند.

_ گاهی انسان حال نماز و دعا ندارد که باید علت یابی شود. در شب های قدر که خداوند این قطعه زمانی را در اختیار ما قرار داده عبادت هزار برابر سال می باشد. انسان ها یک سری خواسته ها و امیال های نفسانی دارند که نیازهای طبیعی وجود انسان است. این امیال اگر از حد خودش گذشت یعنی خطوط قرمز پروردگار را رد کرده است و همان هوای نفس می شود که انسان را به بدی می کشد.

_ اگر انسان در شبانه روز بیشتر توجه و یادش به خداوند باشد این همان مراقبه ای است که علمای ما ذکر می کنند. بیست و چهار گناه کبیره برای زبان ذکر شده است که مراقبت نسبت به این کلمات در روز مقدمه لذت بردن از مناجات شبانه است. خداوند می فرماید که خودم نفسش را به مناجات می کشم. عدم مراقبت در تمام شئون زندگی در عالم تکوین لذت را از انسان می گیرد. این به معنای کندن از دنیا نیست بلکه مراقبه است.

_ توفیقی که خداوند به ما داده در جلسه ذکر شرکت می کنیم و مناجات پروردگار را می کنیم تمام بستر برای تحقق وعده های الهی که قرآن نسبت به استجابت داده است مهیا می باشد. اگر انسان محروم شد خسارتی که از این محروم شدن حاصل می شود قابل جبران نیست. هر گناهی که در این دنیا مشاهده می کنید در رأسش حب دنیا می باشد.

_ جوانی و میانسالی و پیری اقتضای سن است و در تمام این مراحل باید انسان ارتباط خود را با پروردگار داشته باشد که وقتی این ارتباط برقرار شد انسان عبد واقعی است. عدم وجود پروردگار در قلب مؤمن در زمان گرفتاری خود را نشان می دهد. انسانی که حب دنیا دارد بیماری روحی دارد و از عبادتش لذت نمی برد. این بیماری روحی از هر بیماری جسمی خطرناک تر است. جسم در خاک متلاشی می شود ولی روحی که با سم گناه مسموم شد قابل درمان نیست.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان را بخوانید:

_ در زبان عربی بین چند کلمه تفاوت های مختصری وجود دارد. گاهی اوقات در زبان فارسی ما این تفاوت ها را در نظر نمی گیریم. اما وقتی از کلمات اهل بیت(ع) استفاده می کنیم بهتر است که به این تفاوت ها دقت کنید. کلمه فرح کلمه مثبتی نیست. سرور همان فرح است که شادی برآمده از تفکر و تعقل است.

_ سرور باب سنگین تری از نظر عقلانی دارد. کسانی که دارای فرح هستند سرخوش و الکی خوش هستند. تفاوت سرور و فرح با نشاط در این است که نشاط به معنای با انرژی بودن است. در مقابل فرح و سرور حزن و غم را می گذارند اما در مقابل نشاط معمولاً کسالت می آورند. کسانی که نشاط دارند معمولاً محبت پیدا می کنند. غم ما اگر غم معنوی باشد نباید نشاط ما را از بین ببرد. اگر حالی در انسان به وجود آمد که نشاط را از بین برد حال خوبی نیست.

_ بعضی از اندوه ها به خاطر این است که به کرم خدا اطمینان نداریم. مطلق گریه این حال را ایجاد نمی کند. نشاط نبض روحی یک انسان است. سرور نوعی خوشحالی است که باعث می شود انسان انرژی برای عمل و عبادت پیدا می کند به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) دائم النشاط است.

_ خنده ای که حال زندگی را به همراه نداشته باشد خنده مکروه است. شادی که مقدمه نشاط شد و انسان را سرحال وارد زندگی کرد شادی در متن نشاط است و توصیه اهل بیت(ع) است.

_ امیرالمؤمنین(ع) می فرماید که سرور نفس انسان را مبسوط می کند و روح انسان را باز می کند. غم و اندوه انسان را دچار قبض می کند و انسان گرفته می شود. سرور نفس انسان را باز می کند و موجب برانگیختن نشاط در زندگی می شود.

_ مؤمن زمانی که دلی را سیراب می کند شاد می شود و با نشاط است و منافق زمانی که دلی را عزادارمی کند شاد می شود .  به همین دلیل در روایات بیشتر از نشاط استفاده شده است. باید با قدرت روحی زندگی کرد. مؤمن غالباً با قدرت روحی زندگی می کند و نه با قدرت جسمی .انسان مؤمن انسان بانشاطی است.

_ امیرالمؤمنین در توصیف اهل تقوا فرمودند که دائم در نشاط هستند و کسالت از آنها  دور است. متأسفانه مردم زیاد به نشاط اهمیت نمی دهند و نشاط را نشانه ایمان نمی دانند. جسم انسان در اثر نداشتن نشاط فرسوده می شود. سحر خیزی یکی از عوامل نشاط است.نشاط آثاری در فکر و اندیشه انسان دارد.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گزیده از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید

 

ماه رمضان آمد و رفت، تو سرگرم کارهای خودت بودی

درباره‌ی مردن دشمنان خدا و دشمنان احکام الهی، امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرمایند اینها بابدترین صورت و بد بوترین حال وارد قبر می‌شوند. پس این حال دشمنان خداست، حالا شاید ظاهرا طرف یک قیافه ای هم داشته باشد، ولی هنگام مرگ دیگر این نیست، سپس به او می‌گویند بشارت باد بر تو "فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِیمٍ ، وَتَصْلِیَةُ جَحِیمٍ" (سوره الواقعه آیه 93 و 94) این خیلی بد است، یعنی تا در قبر ورود پیدا می‌کند آتش او را در بر می‌گیرد و آن آتش سنگین جهنم براو نازل می‌شود، دیگر آنجا دارد همه چیز را می‌بیند این طوری نیست که بگوید حالا کی رفته؟ کی دیده؟ حاملین جنازه‌ی خود را قسم می‌دهد که او را به شتاب نبرند اما انسان صالح فریاد می‌زند به حاملین جنازه اش که مرا به سرعت ببرید به سمت محبوبم. وقتی وارد قبر شد امتحان کنندگان قبر می‌آیند، تا کفن‌های او را بیندازند و به او می‌گویند آفریدگار تو کیست؟ ولی او نمی‌داند، همان سوال هایی که برای همه است، پیامبر تو کیست؟ در پاسخ می‌گوید نمی‌دانم، پس آن دو ملک به او می‌گویند چرا نمی‌دانی؟ چرا یاد نگرفتی؟ چرا هدایت پیدا نکردی؟ ماه رمضان آمد و رفت، تو سرگرم کارهای خودت بودی. هجده شب گذشت.

 

واقعا این قهوه خانه‌ها خانه‌ی گناه است/ این قهوه خانه‌ها برای جوانان جای خطرناکی است

 

بعضی‌ها که برایشان فرقی نمی‌کند به مساجد بروند یا جاهای دیگر باخدا و امام حسین علیه السلام بازی می‌کند، دست برنمی دارد. شب‌ها بعد از مناجات که من می‌روم می‌بینیم موتورها پای این قهوه خانه‌ها که خانه‌ی گناه است ایستاده اند، واقعا الان این قهوه خانه‌ها برای جوانان جای خطرناکی است غیر از غیبت و تهمت و شوخی‌های ناجور و مسائل دیگری که هست، مواد مخدر مصرف می‌کنند، توتون را با شراب مخلوط می‌کنند می‌کشند، طرف هم می‌گوید من نمی‌دانستم، اصلا تو که امام حسینی هستی چرا رفتی؟ پس برسر میتی که دشمن خدا بوده عصایی آهنین می‌زنند که جز جن و انس همه‌ی مخلوقات خدا از شنیدن آن بی تاب و پریشان می‌شوند، پس دری را به سوی آتش می‌گشایند و به او می‌گویند بخواب در بدترین حالات، مارها و عقرب‌ها و دیگر گزندگان زمین بر او مسلط می‌شوند تا روزی که از قبر مبعوث شود او را می‌گزند، این ترسیم مرگ دشمن خداست. یک جمله ای را از حضرت زهرا سلام الله علیها در صحیفه ای بنام فاطمیه آورده اند که خانم می‌فرمایند خدایا آن مرگی که من در انتظارش هستم را برای من طوری قرار بده زمانی که نفسم به سینه می‌رسد جان می‌دهم هیچ کسی را ندارم، آن موقع این مرگ را برای من نورانیت قرار بده، در رحمت قرار بده، ما که نمی‌توانیم حالات حضرت زهرا سلام الله علیها را درک کنیم فقط جملاتش را می‌خوانیم. ببینید اولیای خدا در چه حالی جان می‌دهند، دشمنان خدا در چه حالی می‌میرند، مسیر دشمنان خدا و دوستان خدا را بدانید.

 

به امام حسین علیه السلام و مجلس حضرت نهایت احترام را بگذارید. خدایی نکرده مثل آن انسان غافل نباشید که می‌گوید تمام مملکت تحت تصرف مداحان شده است

امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند شخص مسلمان دارای سه دوست است، یک دوستی که به او می‌گوید من در زندگی و پس از زندگی با تو هستم و آن عمل انسان است، حالا اگر خدایی ناکرده ما عمل بد انجام دهیم چه می‌شود؟ دوست دیگرش به او می‌گوید من تا هنگام مردن با تو هستم و سپس به وارث می‌رسم و آن مال است. سعی کنید خمستان را بدهید تا مال و زندگیتان پاک شود، حلالش حساب دارد "فی حَلالِها حِسابٌ"و هر چه حرام است "وفی حَرامِها عِقاب" (نهج البلاغه خطبه 82) مگر من چقدر می‌خواهم جواب دهم؟ معطلی هم دارد، هرچی در محشر باشی پایت می‌سوزد و باید جواب دهی، این که من عشق امام حسین علیه السلام دارم دلیل نمی‌شود، باید جواب دهی تا بروی خدمت حضرت. به سلمان گفتند وقتی سیل آمد در مدینه شما زود یک آفتابه و یک ظرف و یک گلیم برداشتی رفتی بالای کوه، گفت من بارم سبک است بارم از دنیا همین است، دیگران مشغول وسیله جمع کردن شدند و سیل بردشان. اگر بارت زیاد باشد سیل انسان را می‌برد و سوم دوستی که به او می‌گوید من تا کنار قبر همراه تو هستم سپس تو را رها می‌کنم و آن اولاد انسانند، اولادی که آنقدر قربان صدقه اش می‌روی، چقدر پدر و مادر تو را دوست دارند؟ اما تو بی اعتنایی می‌کنی، تا پدر مادر به تو می‌گویند کاری انجام دهی بی اعتنایی می‌کنی، تازه این اولاد صالح است. پس این سه دوست با ما هستند اما فقط یکی با ما در قبر می‌آید و آن عمل صالح است. از خدا بخواهید به ما عنایتی کند تا پدر و مادرمان زنده اند یک کاری برایشان بکنیم. آنهایی هم که والدینشان از دنیا رفته اند یک عمل صالح به نیت آنها انجام دهند، قطعا به آنها می‌رسد و در این شبها برایشان طلب مغفرت کنید. به امام حسین علیه السلام و مجلس حضرت نهایت احترام را بگذارید. خدایی نکرده مجلس امام حسین علیه السلام را مسخره نکنید، مثل آن غافل نباشید که می‌گوید تمام مملکت تحت تصرف مداحان شده و نهضت مداحان ایجاد شده، تو چقدر به این دستگاه احترام می‌گذاری؟ 

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام عمادی را بخوانید:

_ لحظات عمر را باید قدر بدانیم ، وقت تنگ است. مولا فرمودند که عمر همانند ابر است. ابر زمانی که بالای سرمان است ما تصور نمی کنیم که حرکت می کند. وقتی خورشید پشت سرش آمد متوجه حرکت ابر می شویم. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند طوری عبادت کنید که انگار آخرین عبادت شما است.

_ یک زمانی امیرالمؤمنین(ع) در مسجد مذمت دنیا می کرد. دنیا با بلا پیچیده شده است. دنیا زندان مؤمن است. مذمت دنیا از لسان امیرالمؤمنین(ع)  بسیار است. برای نقل کردن احادیث باید مراقب باشیم که معنا عوض نشود. اما امیرالمؤمنین(ع) می فرمودند که دنیا سجده گاه ملائکه الله است. و تجارت خانه اولیاء خدا است. این جا بهشت را می خرید. در دنیا کم کاری نکنید.دنیا مزرعه آخرت است.

_ مرحوم ملا احمد نراقی از اخلاقیون بزرگ بودند. کتاب اخلاقی معراج السعاده که ایشان نوشته اند را همه بزرگان و اخلاقیون توصیه می کنند. ایشان در این کتاب رذائل و فضائل را می گوید و در کنارش راهکار را می گوید. ما گاهی مفهوم غیبت را نمی دانیم. غیبت فقط لسانی نیست و گاهی نفس و سکوت و نگاه هم غیبت است.

_ امام صادق(ع)  فرمودند که زبان جرمش کوچک است ولی جُرمش بزرگ است. زبان فضول اعضاء و جوارح است. برای همین است که زمانی که قیامت شد زبان کار نمی کند و اعضاء بدن حرف می زند.مراقب باشید. پیامبر اکرم(ص)  سکوت های طولانی داشتند و خیلی خوب گوش می دادند. گوش دادن کار سخت تری نسبت به حرف زدن است. سکوت قدرت می خواهد.ظاهر اعمال خیلی چیزها را نشان نمی دهد.

_ امیرالمؤمنین(ع)  بیست و پنج سال بهترین الگوی اقتصادی را به مردم نشان داد. ما به خاطر برداشت غلط خود همه چیز را بهم می ریزیم.

_ شاید کسی هیچ چیز نداشته باشد ولی دلبستگی داشته باشد و کسی هم باشد که همه چیز دارد ولی دلبستگی نداشته باشد و با اسم اباعبدلله(ع)  همه چیز خود را بدهد. حضرت زینب کبری(س)  در کربلا مسئولیت داشتند و محکم بودند. ایشان مانند ستون خیمه بودند.

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

خلاصه ای از سخنرانی حجت الاسلام محمودی را بخوانید:

_ بسیاری از علمای اخلاق اولین قدم برای تهذیب نفوس و مهذب شدن انسان های عالم را توبه شمرده اند. توبه ای که قلب انسان را از هر نوع آلودگی پاک می کند. تیرگی هایی که بر قلب انسان در اثر ارتکاب انواع گناهان عارض شده به روشنی تبدیل می کند. انسان ها به دلیل نفس اماره خود دائماً در حال لغزش و گناه هستند.

_ خیر مطلق کار ملائکه الهی است. معصیت بدون جبران کردن خوی شیاطین است. بازگشت به خیر بعد از شر طبیعت انسان است. ترک اولی را وقتی انجام داد و دچار یک لغزش شد،بازگشت به خیر و توبه و رجوع از آن خطا کار انسانیت انسان است. انجام گناه و برنگشتن از گناه خوی شیاطین است. گناهی که شیطان بعد از شش هزار سال عبادت مرتکب شد و نافرمانی پروردگار متعال را کرد و توبه نکرد و در محضر پروردگار ایستاد و گفت می نشینم سر راه صراط مستقیم تو و تمام انسان های عالم را به انحراف می کشانم.

_ آن چه که مهم است این است که انسان چگونه از گناه بر می گردد. آغاز راه سالکان با توبه شروع می شود. خداوند در جاهای مختلف قرآن کریم دستور به محاسبه و خودسازی و تقوا داده تا انسان ها رشد کنند و به کمال نهایی که هدف از خلقت انسان های عالم است و سعادت ابدی است برسند که آن نقطه ایده آل وجود انسان است. تمام معصومین و اولیای الهی یک حرف واحد داشتند که آن هم عبودیت بود.

_ نفس، شیاطین،شهوات،هوای نفس همه دشمن های انسان ها هستند که انسان با تبعیت از آنها پرده بر روی افکار انسانی می اندازد  و زمینه بدبختی خود را در این عالم به وسیله انواع گناه فراهم می کند. باب توبه و استغفار برای نجات از بدبختی انسان است. تمام انبیاء الهی را خداوند فرستاده و راه مستقیم را نشان داده و فرموده از نفس و شیاطین تبعیت نکنید. انسان ها به وسیله اختیار و آزادی و هوای نفس تبعیت کردند.

_ بعد از مرگ تمام درهای توبه بر روی انسان بسته می شود و راه بازگشتی وجود ندارد. یک استغفار در شب قدر برابری می کند با هزار ماه استغفار کردن در غیر شب های قدر . این را خداوند متعال در اختیار انسان قرار داده است. صریح آیه قرآن می فرماید که کار خیر را به تأخیر می اندازد و اجازه توبه نمی دهد. وجوب توبه فوری است. کدام انسانی است که از زمان عجل خود خبر داشته باشد.

_ در روایت است که اگر انسان ها اندازه رحمت الهی را می دانستند قطعاً به آن رحمت بسنده می کردند. توبه کننده از گناه مانند کسی است که هیچ گناهی مرتکب نشده است. فقط یک پشیمانی و تصمیم بر ترک می خواهد.

_ امیرالمؤمنین (ع) شرایطی برای توبه در نهج البلاغه بیان می کند که ما ان شاء الله دو شرط پشیمانی از گناه و تصمیم بر عدم ترک را می خواهیم که اگر این دو شرط محقق شود بلاشک و یقیناً تمام گناهان انسان آمرزیده می شود مانند این که هیچ گناهی مرتکب نشده است.

_ نا امید شدن از رحمت الهی القای شیطان است.در آیه ای از قرآن آمده است کسی که توبه می کند و از گناه بر می گردد محبوب خداست. توبه حق الناس با ادای حق مردم برآورده می شود. اما حق الله با یک تصمیم بر ترک ایجاد می شود. تمام قهرهایی که انسان ها با خداوند می کنند یک طرفه است. رحمت رحیمیه مخصوص مؤمنین است.

_ حجاب های مادی جلوی چشم انسان را گرفته است. رحمت الهی در سرتاسر این عالم گسترده است. نباید از رحمت الهی مأیوس باشیم. بالاترین لذت یک عبد این است که با معبود خودش حرف بزند. خداوند این قدر مهربان و رحیم است که دستور به بازگشت از گناه می دهد و به جای گناه حسنه برای انسان می نویسد.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 گزیده ای از سخنان آیت الله تقوایی را بخوانید:

_ عرفان یعنی دین و معرفت . ما وقتی می گوییم فقه آن را خارج از دین نمی دانیم. طبق روایت پیامبر(ص) فرمودند کسی که به ولایت اهل بیت(ع) و چهارده معصوم و محمد بن عبدالله(ص) معرفت داشته باشد افضل از هر پیغمبر مرسل و فرشته است. عرفان عین دین بلکه اصل دین و حقیقت دین است.

_ دین اسلام یک حقیقت و طریقت و شریعت است. حقیقت دین مغز دین است و شریعت و طریقت یک راهی است که به مغز و حقیقت دین برسیم. سید مهدی بحرالعلوم در کتابش می گوید که استاد حقیقت باید مجتهد باشد. راه ما راه خداست.ولی فقه یک علم است که ما گمراه نشویم.

_ برای رسیدن به اسلام باید دوازده مرتبه را طی کرد. اولین مرتبه اسلام اصغر که همان شهادتین است. اسلام باعث می شود که انسان از نجاست طاهر می شود و پاک می شود. دومین مرتبه ایمان اصغر است. باید اعتقاد کامل شود.ایمان یعنی هدایت و باید آن را قبول کند.

_ طبق روایت بالاترین ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است. صلوات تمام هستی را به خدا وصل می کند. با صلوات بر تمام عالم رحمت می فرستید.سنگین ترین عمل در ماه رمضان صلوات بر محمد و آل محمد است.

_ مرتبه سوم اسلام اکبر است که این مرتبه تصمیم است. دو مرحله قبل تصدیق بود. تصمیم از تصدیق بالاتر است و احتیاج به یقین بیشتری دارد. این مرتبه نوعی است که باید تسلیم کل دین شود. این مرتبه حقیقت اسلام است و مرتبه بالایی است.ما نسبت به دستورات دین تسلیم نیستیم.

_ ما باید برای زندگی خود برنامه داشته باشیم. شهدا نافله خوان بودند. انسان بی دلیل به مقام بالا نمی رسد.تسلیم است که انسان را آرام آرام به طرف یقین می برد. ایمان و عمل با هم تؤام هستند. عمل ایمان می آورد و ایمان هم عمل را به همراه دارد. تسلیم انسان را به مراتب بالا می رساند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

روز گذشته(16تیر) مراسم سوگواری و عزاداری در شب شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، با حضور قشرهای مختلف مردم و رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله برگزار شد.

در این مراسم، بعد از اقامه نماز ظهر، شرکت‌کنندگان در عزای مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام و با مدیحه‌سرایی حاج ماشاالله عابدی به سوگواری پرداختند.

 حاج ماشاءالله عابدی درباره تذکرات رهبر انقلاب در حاشیه مراسم روز گذشته، گفت: "رهبر انقلاب همواره به مداحان لطف داشته و هرازگاهی تذکرات و نصایحی را برای این قشر داشته و انشاالله خواهند داشت، روز گذشته و بعد از مداحی مابین دونماز، پس از اتمام نماز عصر، خدمت رهبر انقلاب رسیدم و ایشان بسیار مورد تفقد قرار داده و فرمودند: از اول تا آخر خیلی خوب بود، نوحه هم خیلی خوب بود، نوحه باید این‌چنین باشد نه مثل بعضی از نوحه‌ها که رقص آور است."

 

در همین رابطه و درباره نحوه عزاداری سنتی، رهبر انقلاب در سال 1373 و در دیدار جمعی از روحانیون کهگیلویه و بویراحمد درباره نحوه عزاداری سنتی فرمودند: "من واقعاً می‌ترسم از این‌که خدای‌ناکرده، در این دوران که دورانِ ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّی اسلام و تجلّی فکر اهل‌بیت علیهم‌الصّلاة والسلام است، نتوانیم وظیفه‌مان را انجام دهیم. برخی کارهاست که پرداختن به آن‌ها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداری‌های سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است؛ در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سرو سینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. در مقابل، برخی کارها هم هست که پرداختن به آن‌ها، کسانی را از دین برمی‌گرداند ".

 

منبع: مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام قاسمیان را بخوانید:

- صفات بیان شده متقین عبارتند از: انفاق، کظم غیظ، بخشش دیگران، پیش قدم شدن در اقامه خیرات و در آخر بحث این جلسه "توبه و مناجات" می‌باشد.

مقدمات بحث توبه و مناجات. 

- "إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ" آنان که چون کار زشتى(گناه کبیره‏ اى) انجام دهند و یا(به گناه صغیره‏ اى) بر خود ستم نمایند، خدا را به یاد آرند و براى گناهان خود آمرزش خواهند؛ آیه تصریح می‌کند متقین هم ممکن است گناه کنند و یا حتی گناه فاحش هم انجام دهند ولی راضی به گناه نیستند!

- تفاوت گناه متقین باغیرمتقین: عوارض گناهان حبس رزق، بالا نرفتن دعا، عدم توفیق عبادت(نماز شب) وحتی خشکسالی و تغییر نعمات و نزول نغمات در زندگی و محیط اطرافشان است، شاید بتوان دلیل این عوارض را حسابکشی دقیق خداوند در همین دنیا دانست. در واقع پدیده‌ها بنا به سنت الهی یا کفاره گناهان و یا ابتلای جدید برای متقین می‌باشند. "وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ"(سوره شوری آیه 30) اگر شما را مصیبتی رسد، به خاطر کارهایی است که می‌کنید و خدا بسیاری از گناهان را عفو می‌کند؛ درواقع خداوند می‌گوید من خیلی از گناهان را می‌بخشم ولی آنچه به شما می‌رسد نتیجه رفتار خود شماست.

- حکمت خداوند بازخواست سریع و دقیق مومنان را در همین دنیا می‌طلبد، در واقع کسی که این دنیا به سزای اعمال خود نرسد آن دنیا حسابکشی می‌شود.

- "هُمَّ بِالْحَسَنَةِ، وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلْهَا" (الأمالی، ج1، ص536) همت و نیت کار خوب داشته باش، حتی آن را انجام ندهی؛ولی بدان این ماموریت برتو است "وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ" (سوره ذاریات آیه 19) در اموال مومنین خداوند حقوق سائل و محروم را قرار داده است؛  امر به صدقه حکمت خداوند در این جهاناست. "إِنِّی أُدَبِّرُ عِبَادِی بِعِلْمِی بِمَا فِی قُلُوبِهِمْ" (ابن عساکر، جلد7) خداوند به تدبیر امور بندگان با علم خود وآنچه در قلب هایشان می‌گذرد می‌پردازد. 

- عوامل مهم کسب رزق و روزی: صدقه، مناجات، احترام به والدین، سحرخیزی و حتی گرفتن ناخن در روز جمعه می‌باشد ولی از همه موارد مهمتر همت برای تأمین معاش است.

- در پیشگاه الهی درخواست، مسئلت، اصرار، التماس و لجاجت اشکالی ندارد ولی "اسْتَبْطَأَ" (خدا را سست و کند شمردن) مذمت می‌شود.

- "أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صَاحِبُهُ" (نهج البلاغه حکمت 347) بدترین گناهان گناهی است که صاحبش آن را کوچک می‌شمارد. در همین باب رسول اکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند "هَکَذَا تَجْتَمِعُ الذُّنُوبُ ثُمَّ قَالَ إِیَّاکُمْ وَالْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ" (وسائل الشیعه، جلد2) گناهان کوچک مانند تکه چوب‌های کوچک در بیابانی وسیع جمع می‌شوند آتشی عظیم به پا می‌کنند پس از کوچک شمردن آن برحذر باشید.

- ممکن است از متقین گناهان کوچک و بزرگی سربزند ولی ایشان به سرعت خود را در پناه ذکر خدا وارد می‌کنند "وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ" (سوره اسراء آیه 64) با آواز خود هرکه را از آنها توانى برانگیز و از جاى ببر؛ این صوت شیطانی می‌تواند شما را به خود بیاورد و یا حواس شما را کاملاً پرت کند این بستگی به هوشیاری شما و تقوای متقین دارد. "إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ" (سوره اعراف آیه 201) کسانی که پرهیزکاری می‌کنند چون از شیطان وسوسه ای به آنها برسد، خدا را یاد می‌کنند، زیرا مردمی صاحب بصیرتند؛ وقتی طائفی از شیطان به دور متقین می‌گردند متقین هوشیار می‌شوند. 

- پس بلافاصله پس از گناه توبه کنیم تا این گناه ماندگار نشود و کدورت ایجاد نکند و از آن مهمتر اصرار به گناه نداشته باشیم.

- "عُجب" از سوی خداوند برای بیداری قلوب خاشع متقین است.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

  • گزیده ای از سخنان حجت الاسلام محمودی را بخوانید:

_ صفاتی از نفس را وجود مقدس و مبارک امام سجاد(ع) در مناجات شاکین بیان می فرماید و از آن صفات و ویژگی های نفس به درگاه خداوند متعال شکایت می کند. حضرت به خداوند متعال شکایت می کند که نفس انسان دارای آروزی طول و دراز است. انسان یقیناٌ بدون امید به آینده پژمرده است و این امید برای آینده انسان سرنوشت ساز است.

_ این امید که اسلام این قدر بر آن تأکید می کند اگر از حد بگذرد و متوجه اهدافی شود که دست نیافتنی است و باعث سلب توجه انسان به کمال و اهداف اصلی خود بشود و انسان متوجه امور فانی بشود از حیات اخروی و جایگاه اصلی انسان باز می ماند.

_ شیطان بعد از خلقت حضرت آدم سوگند خورده که چند برنامه را برای انسان اجرا می کند. شیطان می گوید که از بندگان تو قسمتی را خواهم گرفت. این گروه ابلیسی و شیطانی هستند. شیطان به اغوای تمام انسان ها طمع دارد و به هر اندازه که بتواند بندگان را به عبودیت خود می کشد و از راه صراط مستقیم دور می کند.

_ شیطان به گروه مخلصان کاری ندارد نه این که طمع نداشته باشد بلکه چون نفس آنها مطمئنه است شیطان راه نفوذ به مخلصان ندارد. مخلصان عبد پروردگار هستند.گروهی را شیطان عبد خود می کند که توبه این افراد بسیار مشکل است.

_ شیطان می گوید من قطعاً این ها را به گمراهی می کشم. من این گروه را به سمت گناه نمی کشم بلکه با وسوسه این کار را می کنم. شیطان در قوه تفکر و ادراک انسان نفوذ می کند و اندیشه را دگرگون می کند. این تصرف در قوه تفکر کار مستقیم ابلیس است. آرزوهای دراز در قوه انسان شکل می گیرد. این تصرف در فکر است.

_ شیطان انسان ها را از اهل رجا بودن و امیدواری به رحمت خداوند به آن وادی می کشاند که به انسان های آرزو مند تبدیل می شوند. وقتی مردم دچار این نوع آرزوها شدند و شیطان توانست بر قوه تفکری آنها تصرف کند دو پیامد خطرناک دارد. اولین پیامد دنیاگرایی افراطی است که این انسان تمام هدف و انگیزه اش دنیا می شود. و فقط چهارچوب دنیا برایش ملاک می شود و وقتی این دنیا برایش هدف شد به هر چیزی برای رسیدن به این هدف دست می زند. این افراد همین مسلمانانی هستند که زباناً قیامت را قبول دارد اما در زندگی عملاً قیامت را انکار می کند.

_ تمام اعمال گناهی که انجام می دهیم بروزش در قیامت ظهور می کند. اعمال ما در قیامت ملکوت دارد. روایات متعددی داریم که عبادات را به ده قسم می کنند که نه قسم از این ده قسم دنبال روزی حلال رفتن است. اما دنیا گرا به میزان حلالی که به دست می آورد قانع نمی شود و مبتلا به خیلی کارها می شود که بیشتر روزی دربیاورد.

_ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که تمام گناهان مناطق ممنوعه پروردگار هستند و کسی حق ورود به آنها را ندارد. دومین اثری که دنیا گرایی افراطی بر انسان می گذارد آخرت گریزی است. اعتقاد به معاد را اگر از انسان بگیرید عامل بازدارنده از گناه از انسان گرفته شده و گناه می کند. اعتقاد به معاد در حقیقت ترمزی برای گناه است.

_ امیرالمؤمنین(ع)  می فرماید که از دو چیز بیش از هر چیز دیگری می ترسم تبعیت از هوای نفس و آروزی طولانی زیرا تبعیت از هوای نفس مسیر حق را مسدود می کند و اما آروزهای طولانی آخرت را از ذهن انسان می برد. نباید انسان بگذارد دچار این آرزوها بشود.

_ نگاه با چشم نباید انسان را به مکان و شی ء که می نگرد، جذب کند. خداوند به پیامبر بیان می کند که اگر نگاهت به ملک و اتومبیل و اموال مردم افتاد نکند چشم درازی به مال مردم داشته باشی. که طمع به آن مال داشته باشی. دامن زدن به دنیا گرایی چشم درازی به اموال مردم است و طمع مال مردم است. جاذبه های دنیا برای هیچ احدی در این عالم ثمر و میوه نشده است و شکوفه مانده است.

_ دنیا در حال گذر است و آنی که نزد پروردگار است می ماند. ماندنی ها همین مناجات ها، روزه گرفتن ها و نمازهای ماست.عمل انسان تنها چیزی است که همراهش داخل قبر می آید. اگر عمل خوب باشد با انسان انس می گیرد و تا روز قیامت همراه انسان می ماند. قلب سلیم عمل انسان است. این که هر چه می بینید دل بخواهد آفت است. مبتلا شدن به حقیقتی که دنیا و آخرت را خراب می کند آتش جهنم است.ابلیس کاری می کند که انسان استغفار را فراموش کند و خدا را از یاد ببرد.

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 در ادامه گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

مقام معظم رهبری می‌فرمایند تیم مذاکره کننده مورد اعتماد من هستند

 

در ادامه دعایی که در زمان غیبت امام زمان علیه السلام باید خوانده شود "أَبْرِزْ یَا رَبِّ مُشَاهَدَتَهُ وَ ثَبِّتْ قَوَاعِدَهُ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَقَرُّ عَیْنُهُ بِرُؤْیَتِهِ وَ أَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ" براستی درخواست همه‌ی ما بر این است که حضرت علیه السلام را مشاهده کنیم، منتها باید بتوانیم دوام بیاوریم در کنار حضرت تا چشم هایمان از مشاهده‌ی حضرت روشن شود. زمانی که حضرت امام(رحمت الله علیه) آمدند یک عده ای اصلا چشم نداشتند آقا را ببینند، حتی در لباس روحانیت هم بودند، الان هم بعضی نمی‌توانند مقام معظم رهبری را ببینند، گاهی که در وجود خودمان نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم خودمان هم بعضی مواقع لنگ می‌زنیم و حرف گوش کن نیستیم، اگر کسی بتواند قیام به خدمت حضرت داشته باشد مهم است. آیت الله مشکینی رحمت الله علیه فرمود: من می‌ترسم آقا بیاید و به من بگوید برو فلان روستا، در یک منطقه‌ی دور افتاده و آنجا تبلیغ دین کن همانجا هم بمان، اما ما برایمان سنگین باشد و گوش ندهیم. ما الان به پدر و مادرمان خدمت نمی‌کنیم، به یک عالم خدمت نمی‌کنیم ، در خدمت مقام معظم رهبری نیستیم، پس چگونه می‌توانیم "وَ أَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ" باشیم؟ وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند تیم مذاکره کننده مورد اعتماد من هستند، این حرف‌ها و شک هایی که بعضی‌ها به آنها می‌کنند گناه است، خدا را شکر ایشان ناظر بر تمام اوضاع هستند. "وَ أَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ" را باید از خدا بخواهی چون می‌گویی "وَ اجْعَلْنَا" او باید قرار دهد.

 

خدایا یقین را به واسطه‌ی طولانی شدن غیبت از من سلب نکن

 

"وَ تَوَفَّنَا عَلَى مِلَّتِهِ وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَتِهِ" اگر هنوز ایمانتان محکم نشده آرزو نکنید در زمان ظهور زنده باشید. "اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ مَا خَلَقْتَ وَ ذَرَأْتَ وَ بَرَأْتَ وَ أَنْشَأْتَ وَ صَوَّرْتَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ [وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ‏]" خدایا حضرت را حفظ کن اول هم از شر خود ما که با گناهانمان حضرت را اذیت می‌کنیم. حضرت در شب قدر ما را از روی محبتی که داشت بخشیدند و پرونده‌ی ما را امضاء کردند اما خودت به خودت بگو از دیشب تا حالا را چه کردی، نتوانستیم حتی یک روز پرونده مان را سفید نگه داریم. خدایا او را از شر هر مخلوقی، از هر جهتی حفظ کردی. "بِحِفْظِکَ الَّذِی لا یَضِیعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ وَ احْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَ وَصِیَّ رَسُولِکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ اللَّهُمَّ وَ مُدَّ فِی عُمْرِهِ وَ زِدْ فِی أَجَلِهِ" خدایا عمرش را زیاد کن. "اللَّهُمَّ وَ لا تَسْلُبْنَا الْیَقِینَ لِطُولِ الْأَمَدِ فِی غَیْبَتِهِ" خدایا یقین را به واسطه‌ی طولانی شدن غیبت از من سلب نکن، هروقت خدا بخواهد او ظهور می‌کند، وظیفه‌ی ما دعا کردن است.

 

انتظار حضرت یعنی از ظاهر زندگی تا باطنش را در همه جهات اصلاح کنیم

 

"وَ انْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا وَ لا تُنْسِنَا ذِکْرَهُ وَ انْتِظَارَهُ" یک حدیثی داریم از حضرت "فانا یحیط علمنا بانبائکم ولا یعزب عنا شىء من اخبارکم" )بحارالانوار، ج 53) براستى که علم ما بر اوضاع شما، احاطه دارد و هیچ چیز از احوال شما بر ما پوشیده نیست. در دعا می‌گوید خدایا کاری کن من ذکرش را فراموش نکنم، اینجا ذکر به معنای یاد است. انتظار حضرت یعنی از ظاهر زندگی تا باطنش را در همه جهات اصلاح کنیم. کسی که درسش را رها می‌کند مطلوب امام زمان علیه السلام نیست. به فکر گول زدن امام زمان علیه السلام نباشید چون ایشان بر اعمال ما ناظر است، اگر این را بفهمیم تکان می‌خوریم. "وَ الْإِیمَانَ بِهِ وَ قُوَّةَ الْیَقِینِ فِی ظُهُورِهِ" اینها همه لازم است، مثل زمانی که می‌خواهی یک زندگی را شروع کنی به یک سری لوازم احتیاج داری، اینها هم پایه‌های یک منتظر ظهور حضرت است، هرکسی بندگی اش درست بود که هیچ وگرنه برود به یک عالم بگوید تا از اول دوباره خود را بسازد. "وَ الدُّعَاءَ لَهُ وَ الصَّلاةَ عَلَیْهِ" برای او همیشه باید دعا کنی، سلام و صلوات هدیه کنی. "حَتَّى لا یُقَنِّطَنَا طُولُ غَیْبَتِهِ مِنْ قِیَامِهِ وَ یَکُونَ یَقِینُنَا فِی ذَلِکَ" و هرگز فراموش ما مگردان تا اینکه طولانی شدن غیبتش را ناامید از قیام او مگردان. ان شاءالله وقتی ظهور کند یک منبر غیر خدایی باقی نمی‌ماند، یک رکن انجام نشده از فروع دین باقی نمی‌ماند.

 

حتی اگر تمامی نشانه هایی که برای ظهور گفته شده صورت بگیرد تا امر خدا نباشد حضرت علیه السلام ظهور نمی‌کند

 

"وَ لا حَدّا إِلا فَلَلْتَهُ وَ لا سِلاحا إِلا أَکْلَلْتَهُ وَ لا رَایَةً إِلا نَکَّسْتَهَا وَ لا شُجَاعا إِلا قَتَلْتَهُ" نه برّنده ‏اى جز آنکه کند کنى و نه اسلحه ‏اى جز آنکه‏ از کار اندازى و نه پرچمى جز آنکه سرنگون سازى و نه پهلوانى جز آنکه به قتل رسانى، هرکسی در مقابل دین خدا بایستد نابود می‌شود. حتی اگر تمامی نشانه هایی که برای ظهور گفته شده صورت بگیرد تا امر خدا نباشد حضرت علیه السلام ظهور نمی‌کند. باید به این یقین کنی، وقتی یقین کردی بندگی می‌کنی. ما فقط باید دعا کنیم، نباید به خدا گیر بدهیم چرا نمی‌آید؟ ما هم دین درستی نداریم، نمازت را نگاه کن، قرآن خواندنت را نگاه کن، چقدر به فروع دین عمل می‌کنی؟ با پولی که خمسش را ندادی افطار کنی روضه ات هم مشکل پیدا می‌کند. در تمام دعاهایی که مرتبط با امام زمان علیه السلام است نگاه کنی متوجه می‌شوی که وقتی حضرت بیاید خیلی از بساط هایی که بعضی‌ها پهن کرده اند جمع می‌شود. خوش به حال کسی که روضه را گوش می‌دهد حالش خوب می‌شود بنده‌ی خدا می‌شود. سعی کنید لقمه‌ی شبهه ناک نخورید که نتیجه اش این می‌شود که به جای خط اصلی دین، دنبال وهمیات می‌افتید. 
خدا ان شاءالله به شما خیر دهد.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ بهترین و بالاترین صله را زمانی که ما شروع به بیان نکاتی از فضائل و مناقب اهل بیت(ع) می کنیم به ما می دهند و آن صله عبارت است از دعای امام زمان(عج). در روایتی است که امام زمان(عج) می فرماید اگر کسی متذکر مصائب جدم حسین(ع) بشود و برای من دعا کند من برای او دعا می کنم. این شخص مشمول دعای خاص پیامبر(ص) ، حضرت زهرا(س) ، امیرالمؤمنین(ع) و همه معصومین می شود که این توفیقی بس بزرگ است.

_ جریان کربلا تک بعدی نیست و از ابعاد متعدد حائز اهمیت است به همین دلیل زمان و افراد را فرسوده نمی کند. محدود به زمان و افراد نمی شوند. امام حسین(ع) برای تمام قرون و اعصار و افراد است. امام حسین (ع) کهنگی ندارد. همه چیز  به برکت امام حسین(ع)  است و اوست که عزت و آبرو می دهد.

_ شرایط امروز شرایط خاصی است.  مهمترین نقش را در برابر این قتل عام فرهنگی که در حال انجام است شما ذاکرین اهل بیت دارید که با بیان مناقب و فضائل اهل بیت و خواندن اشعار فاخری که معارف اهل بیت در آن هست سطح معرفت مخاطب را بالا می برید. این کاری است که دست شما سپرده شده است.شما خیلی کار از دستتان برمی آید.

_  هر چه در وادی ذاکری اهل بیت پیش استاد زانوی ادب بزنید باز کم است. یک ریزه کاری هایی است که آن هم راز رو رمز کار است. حاج آقای نوروزی یک بار بیان کردند  اگر می خواهید خواندنتان سوز داشته باشد از امام رضا(ع) بگیرید. همه کاره امام رضا(ع) است.

_ آیت الله وحید خراسانی بیان فرمودند که وقتی میکروفن دستتان است محترم بشمارید و الا ممکن از دست شما بگیرند.همین طور که فرصت ها و نعمت ها زیاد است تهدید ها هم زیاد است. مبادا با اندک اشاره ای و یک کار خطایی ما را بیرون کنند چون ما آبروی اهل بیت(ع) هستیم . ما زینت هستیم. اگر این زینت را رعایت نکنیم بیرون نمی کنند ولی ما را تو سیاهی لشکر می برند.

_ کربلا از سه جهت حائز اهمیت است. اول این که چه علل و عواملی باعث این رخداد شده است؟ این را شما با بیان اشعار فاخر و خوب می توانید منتقل کنید. دوم پیامدهای این واقعه چیست؟ گریه بر ابی عبدالله(ع) باید انس من را با قرآن بیشتر کند. گریه بر ابی عبدالله(ع) باید من را نمازخوان تر کند. گریه بر ابی عبدالله(ع) باید باعث بشود که محبت به اهل و عیال کنم. سوم بیان وقایع روز عاشورا خیلی مهم است.

-پیامدهای واقعه عاشورا این است که قلب با امام حسین گره بخورد زنگار و گناه از قلب زدوده می شود. روایتی از امام رضا(ع) است که می فرماید گریه بر امام حسین(ع) گناه کبیره از پرونده ات پاک می کند. اگر کسی بدبخت به حرم ابی عبدالله(ع) برود خوشبخت از حرم بیرون می آید. دلیلش هم این  است که اول دعاگوی زائر امام حسین(ع) مادرش فاطمه زهرا(س) است.

_ کاری که حسین(ع)  با خدا کرد و معامله ای که کرد در ظرف عقل من و شما نمی گنجد. روضه مکشوف روضه نوامیس اهل بیت(ع)  است که اصلاً ورود پیدا نکنید. ولی بیان وقایعی که در لسان ائمه معصومین(ع) است ایرادی ندارد. روضه مستند زیاد داریم. و جلوی روضه های مستند را نگیرید.

_ مقتل خوانی یک کار تخصصی است و جستجوی سند مقتل کار روحانی است ولی بیان مقاتل با شعر فاخر کار ذاکران اهل بیت(ع)  است. روضه ای باید خوانده شود که مستند باشد .

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت الله محی‌الدین حائری شیرازی را علیرغم مسئولیت‌های خطیری همچون عضویت در مجلس خبرگان رهبری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یک استاد برجسته اخلاق می‌شناسند. استادی که با کلام شیوا و روان، ناهنجاری‌ها را آسیب‌شناسی و نکات تربیتی را هنرمندانه به مخاطبان القاء می‌کند. 



در ادامه گفت و گوی عقیق با این استاد اخلاق و مدرس حوزه های علمیه را بخوانید:

**نباید تنبلی و درک نادرست از آیات قرآن را بر گردن تقدیر بیندازیم

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفت و گو با خبرنگار عقیق به یکی از موضوعات مهم مغفول مانده در آموزه‌های تربیتی و اخلاقی جامعه اشاره کرد و گفت: انسانی که به وظیفه‌اش عمل می‌کند حتی بلا هم برای او نعمت و برکت است و در صورت پیشامدی می‌توان گفت مصلحت! اما وقتی کوتاهی و تنبلی می کند اصولی نیست بر گردن تقدیر و مصلحت بیندازد.

**داعش تشنه‌گان جام اسلام را با تبیین ظالمانه قرآن می‌ترساند

وی در پاسخ به این سوال که برخی با استنباط غلط از آیات قرآن حادثه‌ها و شرایط را مقدرات الهی می‌دانند، افزود: برخی در تبیین آیات قرآن چون فهم و بینش مناسبی ندارند مخاطب را دچار سردرگمی و انحراف می‌کنند؛ کاری که داعش امروز به نام اسلام و قرآن اسیری را آتش می‌زند و فریاد می‌زند "هرکسی به شما تجاوز کند مثل او با او رفتار کنید"(سوره شوری). آن‌گاه تشنه‌گان جام اسلام در جهان از گرویدن به دین مبین اسلام می ترسند، به واقع یک نوع اسلام هراسی برپا کرده‌اند.

**مواظب باشید به طور مشترک از یک نسخه استفاده نکنید!

این استاد برجسته اخلاق اذعان کرد: مواظب باشید آیات قرآن را کسی تبیین کند که فهم و درک مناسبی از حقایق این کتاب آسمانی و نورانی داشته باشد؛ چرا که نسخه پزشک برای هر شخصی متفاوت است و اگر دیگران به طور مشترک از یک نسخه درمانی استفاده کنند، سلامت خودشان را از دست خواهند داد. آیات قرآن نیز در هر شرایطی یک معنا و مفهومی دارد که نیاز است به جا و هنرمندانه تبیین شود. به عبارت بهتر داعش آیات قرآن را با روحیه وحشیانه و ظالمانه معنا می‌کند و امام معصوم، عالمانه!

**مداح نا آشنا به آیات قرآن نمی‌تواند بصیرت القاء کند

آیت الله حائری شیرازی در پاسخ به این سوال که آیا لازم است مداحان به مسائل سیاسی ورود کنند، خاطرنشان کرد: مداح هم همچون دیگر اقشار و افراد مسئولیت و رسالتی دارد که ورودش به مسائل سیاسی دخالت محسوب نمی‌شود. اما همان طور که گفتم اگر فهم و درک مناسبی از شرایط و موازین دینی و قرآنی نداشته باشد و برخی آیات را جا‌به‌جا و غیرعالمانه تفسیر کند نمی‌تواند القاء کننده بصیرت باشد؛ بلکه بیشتر موجبات انحراف دیگران را فراهم می‌آورد.

 

**یزکیهم و یعلمهم را فاکتور نگیرید!

وی با اشاره به اینکه برخی ها عبارت یتلوا را فراگرفته‌اند اما از یزکیهم و یعلمهم چیزی نمی‌دانند، اظهار کرد: پیامبر اکرم(ص) اولین معلم کتاب قرآن بود و پس از او حضرت علی(ع)؛ اما برخی به این زوات مقدسه تأسی نکردند و تنها یتلوا را فراگرفتند و یزکیهم و یعلمهم را فاکتور گرفتند. مداحان ما باید مواظب باشند دچار این غفلت نشوند. اگر تزکیه و تعلیم در کنار هم قرار گیرد آن‌گاه این ستایشگری و مداحی اثربخش می‌شود.

**مداحان ما باید ارتباط با علما و اساتید اخلاق را جدی بگیرند

عضو مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از این مصاحبه پیرامون تحقق‌بخشیدن به توصیه‌ها و دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب توسط مداحان، تأکید کرد: برای تحقق فرمایشات حضرت آقا در فضای هیئت‌های مذهبی، مداحان ما باید ارتباط با علما و اساتید اخلاق را جدی بگیرند. آنجایی که شاهد انحرافات و اقدامات غیراصولی برخی از ذاکرین هستیم  همان جایی است که میان مداح و عالم و فقیه فاصله افتاده است.

**برای فرازهای دعای ندبه کف می‌زدند

وی ادامه داد: نمونه بارز آن را خودم جایی شاهد بودم که مداحی در نیمه شعبان مولودی می‌خواند. او فرازهای دعای ندبه را به شکل ارجوزه می‌خواند و مردم کف می‌زدند. می‌گفت: عزیز علیَّ ان اری الخلق و لا تری.... و مردم کف می‌زدند. او حقیقتاً به تفسیر این فرازها واقف نبود . در این دعا با گریه و حزن می‌گوییم بر من سخت است همه را می‌بینم و تو را نمی‌بینم. بنده این موضوع را با حاج منصور ارضی هم در میان گذاشتم که این معضلات در میان ستایشگران اهل بیت(ع) وجود دارد که ایشان هم تایید کرد.

**اگر موفق به کسب توشه معنوی نشده‌اید این دعا را بخوانید....

وی در پاسخ به این سوال که توصیه شما برای آن دسته از افرادی که در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان هنوز موفق به کسب توشه معنوی نشده‌اند چیست، افزود: این دعا را بخوانند: «اللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فيما مَضى مِنْ رَمَضان، فَاغْفِرْ لَنا فيما بَقِىَ مِنْهُ». خدایا اگر از گذشته معصیت و گناه مرا نبخشیده‌ای و آمرزیده نشده‌ام در این چند روز باقی‌مانده مرا بیامرز.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه گزیده ای از سخنان آیت الله فاطمی نیا را بخوانید:

_ در موقع سحر چند  رکعت نماز بخوانید و مست شوید . خداوند می فرماید که ما هر چه دادیم در این زمان است. کمی قبل از صبح همه چیز را می توانید از خدا بگیرید.

_  مگس روی زخم می نشیند و زنبور روی گل می نشیند. بعضی ها مانند مگس هستند و دنبال عارفی که در چند هزار سال قبل اشتباهی کرده می گردند. اشتباهات دیگران را جستجو نکنید.

_ مستند الاحکام مرحوم حاج ملا احمد نراقی دقیق ترین متون فقهیه است و ایشان صاحبت مستند است. این ها همه چیز داشتند. شعر و عرفان و عبودیت داشتند. هیچ گاه حسرت هیچ چیز را نخورید و فقط حسرت معارف را بخورید.

_ من های خدا گاهی اوقات نشانه محبت و گاهی نشانه غضب است. در آیه ای از قرآن کریم خداوند هفت مرتبه از من استفاده کرده که نشانه دوست داشتن و محبت خداوند نسبت به بندگان است.

_ این حکمت های نهج البلاغه باید بر سر در دنیا نوشته شود ، این ها دنیا را اصلاح می کند. در حکمت 223 نهج البلاغه آمده است که شریف ترین چیزی که از یک آدم کریم سر می زند غفلت کردن او از چیزی که می داند است. تغافل باعث تربیت می شود.

_ در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که تمام عیش و زندگی بندگان اگر در یک پیمانه ریخته شود و این پیمانه مایه عیش و زندگی جامعه باشد ، اگر این را سه قسمت کنید دو قسمت آن باید هوشیار و زیرک باشید.یک قسمت آن هم تغافل است.

_ مطالعه دو نوع است. گاهی کتاب هایی است که باید از اول تا آخر بخوانید مانند نهج البلاغه. ولی گاهی کتاب هایی است که باید موضوعی بررسی شود. این موضوعی بررسی شدن باعث می شود که جو کتاب دست انسان بیاید.  دین ما دین نشاط و محبت است.

_ اگر برای  گریه سیدالشهدا می کنیم برای این است که اعتقادات ما صحیح است و باید گریه کنیم و ان شاء الله خدا این اعتقادات را از ما نگیرد. همین طور که داروها برای همگان یکسان نیست.اثر داروهای روحانی هم برای همگان یکسان نیست.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

متولد منطقه جبل عامل در جنوب لبنان است و ازعلمای برجسته لبنان .سال 1958 به نجف  رفته برای درس خواندن و شاگرد کسانی چون آیت الله شیخ محمد تقی فقیه ، سید علا بحر العلوم، شیخ محمد تقی ایروانی ، آیت الله خویی و آیت الله شهید صدر بوده است وهمزمان با پیرزوی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ راهی ایران شده و سالهاست که ساکن شهر قم است به یک دلیل مهم : «مسئله عصر ظهور و اعتقاد به اینکه آغاز حرکت حضرت مهدی از مشرق خواهد بود مرا به ایران کشانده است.»  تالیف ده‌ها کتاب با عناوین مختلف، تاسیس مرکز فقهی معجم  ،  تالیف دانشنامه امام مهدی در 40 فصل، سخنرانی هایش درشبکه ماهواره ای به زبان عربی و فارسی که خودش می گوید به عنوان یک مرجع بیشتر درباره امام زمان از او سوال می کنند همه وهمه باعث شده که او یعنی استاد علی کورانی عاملی چهره ای شناخته شده باشد در کشورهای اسلامی ومیان مسلمانان . اما شاید آنچه او را بیش از پیش  نه فقط در ایران که در سایر کشورهای عربی شناخته شده کرده باشد کتاب «عصر ظهور» ش باشد که در ایران به چاپ 70 رسیده و به زبان های مختلف ترجمه شده واز قضا پرفروش. آنقدر پرفروش که می گوید در عراق آن را همراه سیگار می فروشند. کتابی که بعد از آمدنش به ایران نوشتن آن را شروع کرد.

علی کورانی در کتاب عصر ظهور، با گردآوری و بررسی احادیث  مشترک میان شیعه و سنی درباره نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(عج) به  تفسیروتحلیل این احادیث پرداخته تصویری کلّی از دوران پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) ارائه می‌دهد.گفتگو ی با او درباره علائم و نشانه های عصر ظهور در یک روز میانه هفته در خانه اش درقم انجام شد. وقتی رسیدیم او مهمانان دیگری هم داشت . مهمانانی از شیعیان یمن  و از دوستان محمد حوثی که با آمدن ما خداحافظی کردند و رفتند. این روحانی تقریبا 70 ساله پیش از شروع مصاحبه یک جلد ازجدیدترین کتابش یعنی «تولد های سه گانه»را که زمستان سال گذشته چاپ شده را به  عنوان هدیه به ما داد و با اطمینان گفت که این کتاب از عصر ظهورشناخته شده تر و پرفروش تر می شود. حجت‌الاسلام کورانی هنوز هم فارسی را سخت و با لهجه عربی حرف می‌زند.

 

عصر ظهور را کی نوشتید؟

اوایل جنگ. 4-5 ماهه تمامش کرده .من از کامپیوتر استفاده می‌کنم و با احادیث آشنا هستم . الان بگویند این حدیث از کیست در ذهنم پیدا می‌کنم ومی‌توانم بگردم ببینم کجا این حدیث است. به علت اینکه با احادیث مانوس هستم. الحمدلله کتاب های دیگرم هم در مدت کوتاه تالیف شدند. معروف است که فلانی سریع‌التالیف است.

 

ایران بودید؟

بله ایران بودم 2 سال هم جبهه رفتم.

 

کی آمدید ایران ؟

 از همان اول جنگ بعد از انقلاب

 

علت آمدنتان به ایران چه بود؟

مسئله عصر ظهور مرا به ایران کشاند. ما اعتقاد داریم به ظهور امام مهدی صلوات الله علیه و اینکه آغاز حرکت ظهورش از سرزمین مشرق شروع می شود و اعتقاد داریم که این حرکت متصل به ظهور حضرت است و این باعث شد که آمدم ایران. احادیث رسیده از اهل بیت ، قومی را به تصویر می‌کشد که از مشرق قیام می‌کنند و نخستین زمینه‌سازان ظهور هستند. لذا من به عنوان یک شیعه و معتقد به این احادیث و روایات ، اعتقاد دارم که انقلاب اسلامی ایران، از حرکت های زمینه‌ساز برای  ظهور امام مهدی است.

 

 منظور از مشرق زمین ایران است؟

  بله ،بررسی های مختلف درباره این موضوع شده و حتی در بین علما سنی ها مطرح بوده و خودشان هم اعتقاد دارند که یاران امام مهدی اهل پرچم های سیاه و اهل خراسان هستند. در روایات آمده که اگر اینها آمدند شما به آن بلاد برو حتی اگر زیر برف رفتید. من یادم هست  که شیخ محمد صالح از علما بزرگ تونس که خدا رحمتش کند  آمده بود ایران ومن با ایشان بودم. در تهران برف آمده بود از هتل آمدیم بیرون او افتاد زمین گفت الحمدلله  که بلادشان برفی است و به این حدیث پیغمبر که گفته حتی اگر روی برف رفتی برو ، اشاره کرد. گفت ما این حدیث را تطبیق کردیم و خوشحال بود. لذا این  نقل پیش همه علما مسلمین معروف است که آغاز حرکت زمینه سازان ظهور امام مهدی از سرزمین مشرق از وازایران خواهد بود و یاران امام مهدی اهل پرچم های سیاه هستند. اخیرا وهابی‌ها این موضوع را رد کردند و  گفتند  که نه ایرانی‌ها نیستند و صاحبان پرچم های سیاه طالبان هستند و خراسان شامل این منطقه افغانستان می شود. یعنی می خواهند توجیه کنند و از احادث پیغمبر فرار کنند. مسئله این است که این حرکت فراهم‌کننده زمینه ظهور است. یعنی جریانات زمینه‌ساز ظهور امام(ع) با این جنبش آغاز می‌شود.  در روایات شیعه آمده است که «امر» امام از مشرق آغاز می‌شود، در روایات سنی آمده است که او از مشرق می‌آید. پس ارزش انقلاب اسلامی به این است که زمینه‌ساز ظهور امام(ع) است. لذا ما برای این به ایران آمدیم.

 

 اینکه  در روایات  ازاهل قم  ، خراسانی ها و اهل  طالقان به عنوان زمینه سازان ظهوراسم برده شده  همه اینها  یعنی ایرانی ها یا مشخصا منظور اهالی همان منطقه  خاص است؟  

احسنت بله ، سرزمین ایران در روایات گاهی به طالقان یعنی محدوده کوه های البرز، خراسان  و قوم سلمان و سرزمین مشرق و اهل قم  آمده  که همه منظور ایران است .آمده که عده ای رفتند خدمت امام هادی‌. حضرت پرسیدند اهل کجا هستید. گفتند اهل ری.  امام فرمودند خیلی خوش آمدید اهل قم .گفتند جانمان به فدای شما، ما اهل ری هستیم . حضرت گفت بله، ولی اهل قم هستید، اهل قم یعنی شیعیان در این سرزمین و کل ایرانی ها . یا اینکه  وقتی می گویند سید خراسانی از زمینه سازان ظهور در ایران است، لزوما  خراسانی نیست. خراسانی یعنی حاکم ایران .مثل یمانی حاکم یمن وشامی حاکم سوریه.

 

 با آمدن به ایران کار نوشتن کتاب عصر ظهور را شروع کردید؟

بله ،در آن  وقت این کتاب را نوشتم. البته  قبل از آن سخنرانی های زیادی درباره امام مهدی داشتم و کتابچه های کوچکی هم نوشته بودم. ولی کتاب کاملی نداشتم تا اینکه آمدم ایران و آن را نوشتم وچاپ کردم که  بعد از چاپ بعضی ها به آن اعتراض کردند. بعد هم در قم با همکاری  یک موسسه تحقیقاتی شروع  به تدوین کتاب دانشنامه امام مهدی(عج) کردم که همین مفصل و کامل شده عصر ظهور است. از آن وقت الحمدلله کتاب در کشورهای عربی و ایران بارها تجدید چاپ شد. الان در ایران  70 بار چاپ شده. ترجمه هایش هم به زبان های ترکی، اردو، انگلیسی و مالزیایی است.

 

  بابت چه موضوعی به عصر ظهور اعتراض کردند؟

گفتند چرا گفتی که جنگ متوقف می شود.گفتم بر طبق احادیث  ومن از نظر سیاسی نگفتم. بر اساس احادیث اهل بیت(ع) جنگ شما متوقف می شود .

 

  احادیث مربوط به وقایع عصر ظهور را از کجا و کدام منابع جمع آوری کردید؟

 منابع اش معروف است . منابعی که ذکر امام مهدی(عج) در آنها هست در بین علمای سنی و شیعه معروف است. در کتاب های سنی  باب هایی در مورد امام زمان هست و کتاب های معروف درباره امام زمان هم دارند‌.مثلا سعودی کتاب« العرف الوردی» را دارد یا  «متقی هندی» صاحب کتاب «کنز العمال» که کتاب مخصوص امام زمان است را دارد .« نعیم بن حماد‌» که هم عصر امام رضا است  کتاب« الفتن» را دارد که خیلی مشهور است و خودش منبع است. این کتاب تا سالها نبود تا اینکه در انگلستان پیدا شد و خود سنی ها چاپش کردند .البته اعتماد ما به منابع شیعه است. مهمترین منابع ما« کمال‌الدین» شیخ صدوق‌،« کافی‌» شیخ کلینی، غیبت  شیخ طوسی‌،«الغیبه»  نعمانی  اینها کتاب‌های مخصوص شیعه است که برخی کامل مختص به امام زمان هستند و برخی فصولی در کتاب‌هایشان درباره امام زمان دارند. استناد ما به این منابع است.

 

 فصلی از کتاب شما به موضوع زمینه سازی ایرانیان برای ظهور حضرت اختصاص پیدا کرده . فکر نمی‌کنید این موضوع باب برخی سو استفاده ها و تطبیق شخصیت ها را باز کرد. مثل ساخت مستند«‌ظهورخیلی  نزدیک است » که  درآن به کتاب شما استناد داده شده بود؟

( می خندد) خب اینها این فیلم را ساختند و به کتاب من استناد کرده بودند که من ردش کردم. به علت اینکه وقتی می گویی فلانی شعیب بن صالح است یا فلانی سید خراسانی است یعنی داری توقیت می‌کنی یعنی می گویی که امام زمان در عمر این آقا ظاهرمی شود که این توقیت است و به ما فرمودند که توقیت نکنید و نهی کردند ما را از این کار. وقت گذاری حرام است وقتی ما کسی را با احادیث وارد شده تطبیق می کنیم یعنی وقت گذاری کردیم و این خلاف است .

 

 به اعتقاد شما تطبیق آدم هایی که به عنوان زمینه سازان ظهور در احادیث مطرح شدند با چهره هایی در زمان الان درست نیست؟

ابدا نمی شود و این کار را نفی کرده ام. مقدمات غیر از مسئله است‌.مقدمات را می شود تطبیق داد. اینکه  در روایات آمده زمینه سازان ظهور از مشرق زمین اند و قوم سلمان، می توانیم بگوییم ایرانی‌ها هستند.گفتن این نکته وقت گذاری ندارد. چرا که چقدر طول می‌کشد را خدا می داند ما سال مشخصی نگفتیم، ولی گفتیم این منطبق می شود با ایرانی ها .خب این اشکال ندارد. ولی اگر انطباق می‌دادیم و می گفتیم این آقا از یاران امام است ،یعنی امام در زمان این آقا ظاهر می شود اشتباه بود.چرا که فردا این آقا می میرد و منکشف می‌شود که ما اشتباه کردیم .ائمه نهی کردند از این تطبیق ها. این تطبیق ها را نمی شود قبول کرد. چرا که معنی اش وقت گذاری است  واین یعنی اینکه  زمان ظهور حضرت را معین کردن. ما در احادیث صحیح و متواتر اهل بیت داریم که این کار حرام است.

 

 خودتان  این مستند را دیدید؟

 نه، آوردند برای من که تایید کنم .گفتم نمی توانم تایید کنم . اینها خیالاتی است . کار ما با منطق و عقل و بر اساس روایات اهل بیت  است و احادیث باید از منابع درجه اول باشد ؛اما اگریک نفر همین جوری یک روایتی گفت که قابل استناد نیست. ومن به برخی مسئولان در این خصوص انتقاد کردم .

 

 الان حوادث سوریه را می شود با قیام سفیانی در شام که به عنوان نشانه های ظهور در روایات آمده وشما هم در کتاب به آن اشاره کردید، تطبیق داد؟

 نه برای اینکه علامت هایش نیامده  . قبل ازقیام سفیانی باید خلا سیاسی درعربستان و جنگ قبیله ای به وجود بیاید .در این شرایط خود دولت حاکم درعربستان از سفیانی درخواست اعزام نیرو برای حفظ امنیت در مدینه می کند. علامت دیگر وقوع زمین لرزه  در دمشق است . زمین در «حرستا »که روستایی در دمشق است‌، خسف (‌فرومی رود) می شود . با وقوع این نشانه ها  بعد یک نفر که صورتش لکه لکه دارد «ابقع» قیام می کند بر علیه «اصهب ». یعنی حاکم آن وقت اصهب است و ابقع قیام می کند بر علیه او. لذا در یک برنامه تلویزیونی که پخش مستقیم بود  برای تایید این نکته که اتفاقات کنونی سوریه ربط به قیام سفیانی در شام دارد، گفتند کورانی می‌گوید سفیانی حرکتش را از درعا (منطقه ای در مرز سوریه و دمشق‌) شروع می‌کند و ما هم از درعا شروع کردیم و می رسیم به کوفه . گفتم نه، دو شرط قبلش باید تحقق شود . اول اینکه رژیم عربستان تغییر کند و دیگر اینکه  زمین لرزه در سوریه اتفاق بیفتد .لذا باید تمسک کنیم به نص صریح  روایات و علامت‌ها شود که بتوانیم تطبیق کنیم. شاید حوداث سوریه مقدمات باشد، ولی نمی‌توانیم بگوییم که علامت سفیانی است. خیلی به من اصرار کردند که بگویم این حوادث ربط دارد به قیام سفیانی در شام. باید براساس علامت‌هایی که اهل بیت مشخص کردند حرف زد و تایید کرد و همین طوری نیست . خیلی‌ها می‌خواهند تطبیق  کنم شعیب بن صالح را با فلان کس . بابا با زور نمی‌شود! یک چیز منطقی است.

 

 نمی شود ترتیب وقوع علامت ها تغییر کند و یا حتی اینکه اتفاق نیفتد؟

نه، وقتی اهل بیت با اطمینان گفتند خروج سفیانی حتمی است پس علائمش هم حتمی است و باید باشد. بدون ظهور این علائم و نشانه ها انقلاب امام زمان واقع نمی شود ومشروط به این نشانه است .

 

  قیام کشورهای عربی نظیر انقلاب مصر را جزء حوادث و اتفاقات قبل از ظهور و متصل به آن  نمی توان نام برد؟

 اوصافی هستند ،مثلا ورود غربی‌ها به عراق. یا اینکه در کشورهای عربی مردم به خیابان ها می ریزند مثل اسبانی که ریسمانشان رها می شود و به خروش می آیند. این نشانه ها هست ولی فاصله‌اش با ظهور امام مهدی مشخص نیست.نمی توانیم بگویی که انقلاب مصرجز حوادث قبل از ظهور است  علامت هایی که می توانیم اعتماد کنیم از نظر عقلی و علمی  باید متصل به ظهور حضرت باشد.مثلا در روایات داریم که  حضرت  15 روز قبل از ظهورجوانی از یارانش را برای ایراد بیانیه خود به مکه می‌فرستد‌؛ اما به محض اینکه جوان بعد از نماز پیام حضرت یا فرازهایی از آن را برای مردم  می خواند، به او حمله ور می شوند و اورا داخل مسجد الحرام بین رکن و مقام به قتل می‌رسانند.  15 روز بعد از این واقعه حضرت ظهور می‌کنند.این واقعه که به قتل نفس زکیه معروف است  به صراحت در روایات آمده و مشخص است وجزء علامت‌های متصل به ظهور حضرت. ولی علامت‌های مطلق را نمی‌توانیم بگوییم متصل به ظهور حضرت است.

 

 از نشانه های ظهور کدام هایش محقق شده؟

 از نشانه های محقق شده می توانم ازقیام ایرانی‌ها که چندین مرحله دارد نام ببرم.  قیام ایرانی‌ها شش مرحله دارد که دو مرحله‌اش گذشته و ادامه دارد تا برسد به قیام حضرت. دوم  ورود غربی ها به عراق است. همچنین برپا شدن دولت اسرائیل و جمع یهودی ها درفلسطین وتشکیل دولتشان وتوجه دنیا به اهل بیت و امام مهدی .این علامت هایی است که می توانیم بگوییم قطعا اتفاق افتاده . علامت هایی که مانده همین خلا سیاسی درعربستان ، ندا آسمانی در ماه مبارک رمضان،حکومت سفیانی که دشمن اهل بیت است  در سوریه و اردن و حکومت  یمانی در یمن که موالی اهل بیت است و جریانات دیگر تا ظهور حضرت.

 

 منظورتان از این که قیام ایرانی ها به ظهور امام مهدی (ع) «متصل» خواهد بود و در نهایت به ظهور می انجامد، چیست؟  درباره شش مرحله قیام ایرانی ها توضیح می دهید؟

حدیثی است از امام باقرکه آن راهم سنی ها روایت کردند وهم شیعه ها که مراحل این قیام در آن  بیان شده. می فرماید: « انی بقوم قد خرجوا من المشرق یطلبون حق فلا یعطونه » به این معنی که  قومی از مشرق  خارج می شوند که  که حقشان از جهان می خواهند ولی جهان به شان نمی دهد. مرحله اول قیام ایرانی ها  جنگ  بوده. مرحله دوم مخالفان با آنان دشمنی می‌کنند، ولی اهل مشرق دربرابر دشمنان می‌ایستند و تقاضای به رسمیت شناختن حقوق خود را دارند«یطلبون الحقَّ فلا یعطونه». من اعتقادم این است که ایران الان  در مرحله دوم است. یعنی همین  دشمنی های جهان برای دستیابی ایران به انرژی هسته ای. درمرحله سوم جریان جدیدی از دشمنی مخالفان صورت می‌گیرد، ولی اهل مشرق دومرتبه حقوق خود را مطالبه کرده و می‌خواهند حقوقشان به رسمیت شناخته شود «ثم یطلبون الحقًّ فلایعطون» یعنی به مرحله ای می رسند که می گویند ما  سلاح داریم . چهارم  اهل مشرق سلاح خود را به دوش می‌گیرند «یضعون اَسلحتهُم علی عواتقهِم»، یعنی اعلام آمادگی برای جنگ می کنند. در این مرحله، دشمنان حق آن‌ها را به صورت مشروط به آنان می‌دهند.تعبیر امام باقر یا تعبیر پیغمبر  این است که سلاح به دوش می‌گیرند. یعنی می گویند ما  سلاح داریم  وآن وقت جهان حقشان را به آنها می دهد.  در مرحله پنجم ایرانی ها شرط و شروط آن‌ها را نپذیرفته و به کار خود ادامه می دهند. این روند  ادامه دارد تا سال ظهور حضرت  که قیامی در داخل ایران برای یاری امام مهدی (ع) اتفاق می افتد . در جریان این قیام ایرانی ها  دو گروه می شوند . ولی اختلافشان سیاسی و نرم است .من اعتقادم این است که وقتی یمانی ظاهر می شود و امام زمان دستور می دهد که از یمانی اطاعت کنید، مشکل اطاعت از یمانی  کلا برای شیعیان است و به خصوص در عراق و ایران به وجود می‌آید.

 

  اینها تحلیل ها وبرداشت های شما از مجموعه احادیث وروایات است ؟

براساس مفهوم متن صحیح احادیث است. اصل قوت هر  موضوع در تفسیر تعبیرات پیغمبر و اهل بیت است.اینکه  اولا متن صحیح  ومحکم پیدا کنید و بعد اینکه این متن و ابعاد مختلف آن را بفهمید و تفسیر کنید. این طوری احادیث تحلیلی می شود.

 

    دانستن درباره نشانه های عصر ظهور چقدر به درد ما می‌خورد؟

 خیلی مهم است .اول اینکه امید می دهد که حرکت ما به طرف رهبر ماست‌، حرکت ما به طرف دولت عدل الهی است. نمی شود که دولت ظلم به طرف دولت عدل حرکت کند.  دانستن این موضوع خیلی موثر است بر ایجاد عدالت داخل کشور .اطمینان مردم به اینکه  حکومت ایران در جهت درستی حرکت می کند که منجر به ظهور امام زمان می شود ، خیلی فواید دارد. دیگر اینکه وقتی ایرانی ها اعتقاد دارند که حرکت ما برای امام زمان است  باید همه مسئول شوند از  رئیس جمهورش  گرفته  تا مسئولان دیگرش  که ظلم به مردم نکنند و با آنها با عدالت  رفتارکنند و بترسد از ظلم وبی عدالتی چرا که این حرکت متصل به ظهور حضرت هست. دولت جمهوری اسلامی در تصریح حرکت ظهور این منطقه موثر است و دانستن این نکته خیلی مهم است برای مردم ایران.

 

  به نظر شما  در جامعه ایران چقدر در شناسایی و معرفی نشانه‌های عصر ظهور در میان عامه مردم کار شده است ؟

کم کار شده و همین کم‌کاری  متاسفانه آسیب زیادی زده است.مثل ادعاهایی که در خصوص ارتباط با امام مهدی هر روز از گوشه و کنار داخل ایران پیدا می شود و پیدایش عرفان‌های دروغ زمینه رشد این ادعاها را فراهم کرده است.

 

   منظورتان عرفان های کاذب است؟

بله ، عرفان کاذب در ایران زمینه مهمی برای این ادعاهاست.   یک بار در یک مصاحبه از من پرسیدن که کتاب عصر ظهور  باعث ترغیب ایرانی ها به غیبیت می‌شود  و این یعنی ادعا و  باعث آسیب جامعه می‌شود. گفتم نه اگر ربطی به غیبیت عقلانی  و منطقی داشته باشد هیچ آسیبی ندارد وفواید زیادی دارد. آسیب در این خصوص در جامعه ایران از دو ناحیه است اول عرفان کاذب که الان زیاد شده و دوم غلودر اشخاص ومسئولین و اینکه صفات معصومین را به مسئولین تطبیق می دهند. این آسیبی که به جامعه ایران می‌رسد از نوع کتاب عصر ظهور نیست از این افراط‌ها است. آسیب‌ها از آنجاهایی است که می گویند بیاید عارف به خدا شوید تا برسید به درجات بالا و«فنا بالله» .خب وقتی که به درجه« فنا فی الله» برسید یعنی الله کوچک. وقتی الله کوچک شدی‌، خب امام زمان هم می‌شوی! کسی که فکر می‌کند مثل خداست، چرا فکر نکند مثل امام زمان (ع) است؟ دیگران هم فکر می کنند این آقا با امام زمان ارتباط دارد وبه مقامات بالا درعرفان و صفات رسیده. این اولین آسیب است. بعد هم می‌آیند به  طلبه ای که هنوز راه و مدارجی را طی نکرده‌، می‌گویند آیت الله. الان یک نفر در بصره ادعا کرده که من فرزند امام زمان هستم و شروع به تبلیغ کرده  و در ایران هم مشتری هایی پیدا کرده .شعارش ستاره اسرائیل و 500 دلار می‌دهد به اشخاص فعال  و اگر طلبه باشند ماهیانه 1000 دلار می دهد. پولش از عربستان تامین می‌شود.  بعضی‌ها را هم برای گذراندن دوره  به استانبول بردند که تبلیغ برای فرزند امام زمان کنند. خب این یک حرکت صهیونیستی است و پولش هم از طرف عربستان است . بنابراین این آسیب ها از کتاب عصر ظهور نیست  . پیدا شدن سر و کله این گروه‌‌ها و کسانی که ادعای ارتباط با امام زمان را دارند  به این علت است که هوای نفس  وغرضی دارند .

 

  ولی به هرحال  از کتاب شما امکان سوء استفاده هست؟

 از خود قرآن هم هست .این نظر درستی است ولی این موجب این نمی‌شود که  این کتاب را تالیف نکنیم.

 

   پس چه باید کرد؟

باید مواظب باشیم ، بایستیم  واجازه ندهیم به کسانی که می‌خواهند تحریف کنند.

 

  به اعتقاد شما ترس از تحریف دلیلی برای نگفتن حقایقی که در زمین مهدویت وجود دارد، نیست؟ 

 درست است ، باید واقعیت گفته شود . تقویت عقاید مردم ، ایجاد امید درآنها و تشویق شان به سمت عدل الهی ، معرفی ویژگی های دولت عدل الهی وفشاربه مسئولین که عدالت را با عدالت الهی تطبیق دهند همه‌اش لازم است .حال اگر در این بین تحریف شد باید مقابلش بایستیم.

 

  به اعتقاد شما مهمترین وظیفه منتظران در عصر غیبت چیست؟

 وظیفه ما اولا عمل به احکام اسلام است که احکام اسلام عوض نشده و  هر کسی باید برحسب مرجع تقلید ش به آن احکام عمل کند بعد هم  شناخت صحیح از امام زمان داشته باشی تا بتوانی دولت ومسئولین و کشور را به طرف عدالتی که امام زمان می خواهد،  سوق دهیم. باید آن عدالت را پیدا کنیم و در سراسر جهان تحقق بدهیم.

 

   عدالت با مفهوم مورد نظر خودمان که این روزها خیلی همه جا درباره اش صحبت می شود ؟

نه، عدالت حقیقی انشاالله.  روایتی داریم که قبل از امام زمان  صنفی نمی ماند مگر اینکه به حکومت برسد. انواع و اصناف مردم حتی ما روحانیون به حکومت می رسند.

 

  یعنی چه به حکومت می رسند؟

 یعنی قبل از ظهور حضرت حاکم می شوند . چرا؟  برای اینکه وقتی حکومت امام مهدی ظاهر می شود و عدالت امام زمان می‌بینند  نگویند اگرما به حکومت رسیده بودیم همین کار را کرده بودیم.

حضرت به ایشان می‌گوید شما حاکم بودید و این کار را نکردید.یعنی اصناف مردم به حکومت می‌رسند قبل از حکومت امام زمان‌. البته عدالت امام زمان  تا قبل از ظهورش  تحقق نمی‌شود. ولی نسبی می‌شود.

 

  در فرهنگ مهدوی صرف نظر ازموضوع عدالت جهانی چه نکته برجسته ای وجود دارد که قابل اشاعه است؟

 اول اینکه مشکل ما با غربی‌ها را امام مهدی حل می‌کند چرا که بعد از ظهور حضرت، مسیح از آسمان می آید و پشت سر حضرت نماز می خواند . غیر از امام مهدی کسی نمی تواند مشکل ما با غربی ها را حل کند . از سوی دیگرمشکل داخلی مسلمین را هم حل می کند وحدت مسلمین به دست امام مهدی متحقق می شود. این عدل الهی که قرن هاست شعار همه است  و فریاد می زنند و به نام فقرا انقلاب‌ها برپا می شود ولی فقرا فقرشان بیشتر می شود هم محقق می‌شود. نکته مهم دیگر موضوع پیشرفت علوم  در عصر ظهور و ثروت هایی  که توسط امام مهدی از زمین استخراج می شود،است. گفتن این نکات هم بزرگ است.

 

  آقای کورانی اگر نکته و یا پیشنهادی دارید بفرمایید.

من امیدوارم فرهنگ امام مهدی در ایران عمق بگیرد ودرباره ابعاد مختلف آن  تعمق و دقت شود و بعد به زبان های دیگر به خصوص انگلیسی به بیرون مرزهای ایران برود. در نشریات و مجلات  مختلف درباره این موضوع حرف زیاد است ؛اما اگر ماهیانه به اندازه 20 صفحه  مطلب  به صورت مختصر وعمیق درباره مهدویت‌، دولت عدل جهانی و حرکت مهدویت  توسط مرکزی برای  به زبان‌های مختلف  جهان چاپ شود، خیلی مفید است .البته علمی و منطقی  نه خیالاتی یعنی بر پایه احادیث و روایات. این خیلی مهم است‌. چرا که اولا 80 درصد احادیث امام مهدی بین شیعه و سنی مشترک است و بعد هم  حتی ما شیعه ها وقتی می‌گوییم امام باقر وامام صادق فرمودند احترام می‌گذارند و می‌پذیرند.باید  دنبال احادیث  صحیح معتبر از منبع اصلی وموافق با قرآن و احادیث اهل بیت  رفت.  روش کار من همین است. یعنی این احادیث را پیدا می کنم و آن را پایه حساب می کنم و شروع می‌کنم به تحلیلش. به عبارتی  اول دنبال سند صحیح هستیم و بعد تحلیل آن از این حدیث. ولی جاعل‌ها دنبال حدیثی هستند که خودشان می‌خواهند.آنها یک حدیث ضعیف را می گیرند و پایه و اساس می گذارند و آن طور که خودشان می خواهند تفسیر می‌کنند.باید مراقب این حرکت‌ها بود. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

پيامبر خدا حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند:
هيچ كس نيست كه پس از مرگ نزد خداوند از خير بهره‌‏مند باشد و در عين حال خوش داشته باشد كه به دنيا برگردد، گرچه همه دنيا به او داده شود، مگر شهيد كه چون فضيلت شهادت را مى‏‌داند، آرزو مى‏‌كند برگردد تا در دنيا كشته شود.

متن حدیث:

عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:
ما مِن نفسٍ‏تَموتُ لها عندَاللّه خَيرٌ يَسُرُّها أ نّها تَرجِعُ إلى الدنيا ، ولا أنَّ لها الدنيا وما فيها ، إلاّ الشهيدَ ؛ فإنّهُ يَتَمَنّى أن يَرجِعَ فَيُقتَلَ في الدنيا ؛ لِما يَرى مِن فَضلِ الشهادَةِ.


پی نوشت:
«صحيح مسلم : 1877 منتخب ميزان الحكمة،ص306 »

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امام هادي(ع):


مَن كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَيهِ مَصائِبُ الدُّنيا و لَو قُرِضَ و نُشِرَ؛


هر كه را از جانب پروردگارش حجّتى باشد، هرچند مصيبت هاى دنيا او را با قيچى تكّه تكّه كنند و پراكنده‌اش سازند، بر او سبُك آيد.


پی نوشت:
گزيده تحف العقول، ص۶۵

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج