تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

آیت الله محمد علی جاودان شامگاه چهارشنبه 13 تیرماه سالجاری در جلسه سخنرانی هفتگی خود که در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد، با بیان اینکه انسان ها دو حیات و زندگی حیوانی و جاودانه دارند، گفت: همه انسان ها دارای یک حیات و زندگی طبیعی هستند و با این حیات زنده اند.بدون عکس

وی ادامه داد: این حیات برای همه انسان ها چه در چین و هند چه در اروپا و سایر کشورها وجود دارد و همه از این حیات و زندگی طبیعی و حیوانی برخوردار هستند اما یک حیات و زندگی دیگر است که این حیات و زندگی باعث برتری نسبت به دیگر انسان ها و موجودات است.

این استاد حوزوی افزود: آدمی زاد می تواند از همه موجودات و مخلوقات خداوند برتر باشد و این را باید خودش با حیات و زندگی برتر کسب کند و اگر این حیات را کسب کند از همه موجودات برتر است.

ما می توانیم از دیگر موجودات زنده برتر باشیم

آیت الله جاودان با بیان اینکه ما می توانیم از دیگر موجودات برتر باشیم، گفت: مرحوم حق شناس می فرمود اگر حضرت ملک الموت بخواهد بیاید و مرا قبض روح کند، من می توانم اجازه ندهم؛ در حدیث هم آمده که تا مومن خودش راضی نشود قبض روح صورت نمی گیرد.

این استاد حوزوی با بیان اینکه کسی که خدا به او شرح صدر عطا کند به یک نور از سوی خدا می رسد، گفت: کسی که زحمت بکشد و با بخل، با کبر، با حسد بجنگد و آنها را از خود دور کند و خود نیز پاک شود او به شرح صدر رسیده و کسی که به شرح صدر برسد به یک نوری می رسد که در قیامت آن نور کمک او است.

وی ادامه داد: انسان می تواند با تلاش و زحمت صفات بد را از خودش دور کند و بودند کسانی مانند زهیر و حر که یک روزه با این صفات بد مبارزه و آن را از خود دور کردند. حتی قساوت قلب نیز با شرح صدر بر طرف می شود.


هر گناه یک نشانه از ضیق صدر

آیت الله جاودان در ادامه سخنانش با اشاره به اثر گناه بر انسان اظهار کرد: انسان هر گناهی که مرتکب می شود در اثر ضیق صدر است. اگر مثلا من در شبانه روز فقط یک گناه می کنم نشانه یک ضیق صدر است.

وی ادامه داد: ضیق به معنای است، سینه تنگ است و ثمره آن این است که از من گناهی سر می زند ولی اگر بتوانم گناه را ترک کنم زحمت دارد اما شدنی است.

آیت الله جاودان با اشاره به اینکه با زحمت می شود گناه را ترک کرد، گفت: انسان می تواند برای همیشه گناه را ترک کند، اما این ترک گناه زحمت دارد و نیاز به تلاش است تا انسان به کلی آن گناه را ترک کند.


چگونگی قطع ریشه های گناه

این استاد اخلاق شهر تهران خاطر نشان کرد: اگر انسان در ترک گناه مداومت کند می تواند ریشه های گناه که از صفات بد انسان ایجاد شده را از بین ببرد و با ترک گناه ریشه های گناه از بین می رود.

وی ادامه داد: حالا اگر گناه را ترک کردید دیگر به ریشه های گناه آب نمی رسد و این ریشه ها خشک می شود. اما این ترک گناه با یک روز نیست بلکه باید روزها و حتی سالها به ترک گناه جدیت داشته باشد. مثلا باید چشم چندین سال به نامحرم بسته شود و جدی نگاه نکند تا ریشه آن قطع شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

شهید محمد حسین مقیمی، در وصیت نامه خویش از بازماندگان در خواست جالبی برای مراسم تشییع خود داشته است. متن وصیت نامه را در ادامه خواهید خواند:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ (10) تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (11)

سوره مبارکه صف
ای کسانیکه ایمان آورده اید آیا به شما نشان بدهم تجارتی را که برهاند شما را از عذاب دردناک؟ (10) ایمان بیاورید به خدا و رسولش و جهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان که این بهتر است برای شما اگر درک کنید

سلام علیکم

با سلام به امام زمان (عج) و نایب برحقش امام خمینی و شهدای اسلام و انقلاب و جنگ تحمیلی ، حضور شما پدر و مادر عزیزم سلام عرض می کنم و دست شما را از راه دور می بوسم و امیدوارم که در کارهایتان موفق و پیروز باشید. و مرا حلال کنید. هم اکنون که این نامه را می خوانید من دیگر در بین شما نیستم و از این دنیا جدا شده و بسوی حق پرواز کرده ام. پدرم و مادرم خدا را شکر کنید که اینچنین فرزندی داشته اید و در راه خداوند داده ایدو مبادا کاری کنید که دشمن خوشحال شود. بعد از من لباس سیاه نپوشید و گریه نکنید و صبر کنید که ان الله مع الصابرین و هر گاه خواستید مراسمی بگیرید و بخصوص اگر در تشییع جنازه اگر خواستید کسی را دعوت کنید حتما از کارت تبریک عروسی استفاده کنید و به مردم بگویید که حسین به آرزویش (شهادت) رسید.

و اما تو خواهرم ! همانند زینب کبری باش و ادامه دهنده راه زینب (س) !

به دوستانم بگویید که بعد از من گریه نکنند و صبور باشند و عوض گریه راه مهدی رهنما و امثال او و دیگر شهدا را ادامه دهند و دعا کنید که ان شاءالله خداوند ما را نیز با آنها محشور کند. برادران عزیزم شما را قسم میدهم به خون شهدا که امام را تنها نگذارید و هرگز دست از امام بر ندارید و نگذارید که جبهه ها خالی بماند و سنگر شهدا را خالی نگذارید. و در پشت جبهه سنگر نماز جمعه و مساجد و انجمن های اسلامی را خالی نگذارید.هر کس از من طلبی داشته است بیاید و از خانه بگیرد و هرکسی که بدهکار است بدهکاریش را به جبهه بپردازد.

در خاتمه یادآور میشوم که مبلغ 3000 ریال به فیروز پیرزاده و مبلغ 3000 ریال به خدایاری و مبلغ 20000 ریال به سپاه بدهکارم که برادرم اسداله آنرا به بیت المال بپردازد.

مبلغ 20000 ریال به فقرا بدهید و 40000 ریال دیگر به جبهه کمک کنید وبازهم التماس دعا دارم . برای امام و رزمندگان و مجروحین و مسئولین و شهداو دعا کنید که خداوند این حقیر را نیز با شهدا محشور بفرماید.

خدا نگهدار همگی شما
محمد حسین مقیمی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

استاد حسین انصاریان مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود در حسینیه همدانی‌ها به موضوع «خدای پیدا و چشم نابینای ما» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید:
 
آیات قرآن، نور روشنگر
 
-فهم انسان از قرآن در حدّ مرتبه الفاظ
 
آیات قرآن که نور محض است: «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا»(سوره نساء، آیه 174)، جالب آیه این است که خطاب آن به پیغمبر نیست، یعنی نمی‌فرماید «أَنْزَلْنَا إِلَیْکُ نُورًا مُبِینًا» و این نزول به ما مربوط است. خدا هیچ‌چیزی را برای درک رسول خدا(ص) حالت نزول و پایین‌آمدن نمی‌دهد، حقیقت برای او مُنکَشف است. خدا می‌داند که قرآن در چه مرتبه‌ای است و خلق هم از آن مرتبه بی‌خبرند. پیغمبر(ص) همان مرتبه علمی عندالله را می‌گیرد و ما مرتبه الفاظ را می‌گیریم. معلمی مثل خود پیغمبر(ص) و ائمه(ع)، باید این مرتبه نازله را به ما بفهمانند تا در حد گنجایش خودمان، مرتبه رفیعه را بفهمیم؛ البته نه به‌اندازه گنجایش پیغمبر، چون طاقت آن را هم نداریم و اگر به ما گنجایش نداده بود، با شنیدن همین مرتبه نازله هم متلاشی می‌شدیم.
 
-فروتنی و متلاشی‌شدن کوه از شنیدن قرآن در مرتبه الفاظ
 
خدا می‌فرماید: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللّٰه»(سوره حشر، آیه 21)، اگر قرآن را نازل می‌کردم، البته نه در آن لباس حقیقتِ علمی‌اش پیش خودم و آن مرتبه اصیلش را پایین نمی‌آوردم، هیچ‌کسی تحمل دریافتش را نداشت؛ ولی اگر همین مرتبه نازله‌اش که الفاظ است و معانی الفاظ را به کوه نازل می‌کردم، «عَلَىٰ جَبَلٍ» یعنی یک کوه نامعلوم، چون «الف» و «لام» ندارد. حالا شما هر کوهی را در نظر بگیرید، چون «جبل» نکره است؛ اگر می‌گفت «عَلَىَ الجَبَلٍ»، یعنی کوه معیّنی که می‌شناسید. حال شما سلسله جبال هیمالیا را در نظر بگیر، اگر همین مرتبه نازله را به کوه وصل می‌کردم، به انسان می‌گوید: با دو چشم خودت می‌دیدی(نه با چشم دل) که این سلسله جبال هیمالیا به‌شدت دچار فروتنی و خاکساری می‌شد، بعد از فروتنی هم کلاً متلاشی می‌شد و هیچ‌چیزی از آن نمی‌ماند.
 
-داوری انسان‌های با انصاف درباره قرآن
 
اما این گنجایش را به شما دادم که شما را متلاشی نمی‌کند. عده‌ای از شما که آدم‌های باانصاف و به قول سوره رعد، «اولوالألباب» هستند، یعنی عقل قاتی ندارند و یک عقل خالصی دارند؛ عقلشان با صدجور فرهنگ شرق و غرب قاتی نیست که حالا آیات من را بشنوند و بگویند چیست! «إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ»(سوره رعد، آیه 19)، آنهایی که خرد خالص دارند، یک داوری راجع‌به قرآن من می‌کنند، البته آن‌هم بعد از نزولش و نه در مرتبه علمی ملکوتی‌اش و می‌گویند حق است، کل این سخنْ راست است، کل این سخنْ حقیقت است.
 
در این آیه‌ای که خوانده شد، اصلاً پروردگار عالم رودرروی با پیغمبر(ص) نیست و پیغمبر(ص) با مرتبه نهایی کتاب خدا -آن‌هم نه با گوشش، بلکه با دلش- در ارتباط است. دل عجب گنجایشی و عجب صلابتی دارد، از کوه‌ها سنگین‌تر! متأسفانه این سلسله مراتب باید به‌خاطر ما طی بشود.
 
دقت در آفرینش شتر، اقرار به وجود آفریده آن
 
خیلی از جاهای قرآن باعث غصه ما می‌شود؛ مثلاً می‌خواهد به ما بگوید که این عالم خدا دارد، یکی از دلایلی که در قرآن اقامه می‌کند که جهان کارگردان دارد، این است(به من می‌گوید، از بس که پایین زندگی می‌کنم): «أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ»(سوره غاشیه، آیه 17)، در آفرینش شتر دقت نمی‌کنید که چگونه آفریده شده است؟ می‌خواهد خودش را به من معرفی بکند که من خدای تو هستم، من رزّاق و محیی تو هستم، من ممیت تو هستم، پای شتر را وسط می‌کشد که شتر را نگاه کن، نگو این عالم خدا ندارد! چرا دروغ می‌گویی؟ عالَم خدا دارد و اگر خدا نداشت، پس چه کسی شتر را با این دقت در آفرینش آفریده است؟
 
-سفر بدون توشه شتر در کویر
 
این شتر را هم برای خیابان ولی‌عصر و اتوبان آیت‌الله صدر نیافریده‌ام! آنجا که می‌خواهید بروید و بیایید، ماشین و موتور و دوچرخه دارید، شتر نمی‌خواهد؛ چون نیازمند هستید و بوده‌اید که بارهای سنگین‌ شما از جاده‌های سخت کویر و کوهستانی لب دره منتقل بشود، شتر را برای کویر آفریدم. حالا به من می‌گویی کویر که آب ندارد، می‌گویم چرا عجله می‌کنی؟ من خلقت شتر را به‌گونه‌ای قرار داده‌ام و حالی‌اش کردم که الآن در این بیابان بین گرمسار و قم روی تو بار می‌گذارند و می‌خواهند به کرمان ببرند، آب مسیر راهت را بخور که ده شبانه‌روز آب در این کویر پنجاه درجه داشته باشی، چون کویر آب ندارد.
 
-قدرت و برکت در اعضای شتر
 
بعد هم زانویش را به‌گونه‌ای درست کرده‌ام که سنگین‌ترین بارهای شما را می‌برد؛ و در شیر، گوشت و کُرک و پشمش، برکت قرار داده‌ام.
 
-دقیق‌ترین جرثقیل جهان
 
شکل ساختمانش هم از دقیق‌ترین جرثقیل‌های جهان تا الآن دقیق‌تر است. برخلاف سایر بارکشان که باید بخوابانی و آن را بار کنی. قد او از تو بلندتر است و تو با رفیقت نمی‌توانی دویست‌کیلو گندم و جو و نخود و لوبیا بلند کنید و روی او بگذارید؛ اگر می‌خواستید ایستاده بار او کنید، دائم باید یک نردبان دو-سه پله‌ای به کمرتان می‌بستید و آن را مرتب با خودتان به این‌طرف و آن‌طرف می‌بردید. به او گفته‌اند که وقتی می‌خواهند روی تو بار بگذارند، بخواب! و اگر هر حیوانی را خوابیده بار بکنید، بلند نمی‌شود! نمی‌تواند بلند شود، چون تمام زمینه‌های جرثقیل در خلقت این است و با قواعد دقیق جرثقیلی بلند می‌شود.
 
چشم نابینای انسان در شناخت خدا
 
در عالم چه خبر است؟ چطوری تو را گم کرده‌اند، تو که همه‌جا پیدایی!
 
چشم دل باز کن که جان بینی/ آنچه نادیدنی است، آن بینی
 
یک چشم دیگر باید پیدا کرد! سیدالشهدا(ع) -فدای غلام سیاهش بشوم- در دعای عرفه با تمام وجود عرض می‌کنند: «عمیت عین لا تراک» کور باشد آن چشمی که تو را نمی‌بیند، تو که از همه‌چیز آشکارتر هستی! حالا پیش امیرالمؤمنین(ع) برو و بگو خدا را چگونه شناختی؟ نه اسم خورشید را می‌برد، نه افلاک، نه سحابی، نه کهکشان، نه ستارگان، نه باغ، نه گردش عالم، بلکه می‌گوید: «یا من دلّ علی ذاته بذاته» من او را با خودش شناختم. این هم برای من قابل‌درک نیست که می‌خواهم او را بشناسم، بعد او را که نمی‌شناسم، با خودش شناختم! این چیست؟ واقعاً این چه فلسفه و عرفان بسیار پیچیده‌ای است؟
 
یا به زین‌العابدین(ع) بگو که شناخت خودت را از خدا بیان کن، فقط دو کلمه می‌گویند! یک کتاب پانصد صفحه‌ای که مقاله چهل دانشمند خارجی را نمی‌گویند که 39تای آن مسیحی و غیرمسیحی هستند و یک مقاله‌اش برای یکی از دانشمندان مسلمان مصری است. به ما نمی‌گویند من توحیدم را در پانصد صفحه نوشته‌ام، برو و ببین! فقط دو کلمه می‌گویند، یعنی قرب به حق تا کجا؟ لمس حق تا کجا؟ فهم حق تا کجا؟ یابن‌رسول‌الله! خدا را چطوری شناختی؟ دو کلمه: «بک عرفتک» با خودش خودش را شناختم. این جمله چه معنی دارد؟
 
مراتب نزول قرآن از ملکوت تا ناسوت
 
قرآن را باید به ملکوت نازل کند، از ملکوت هم به جبروت نزول بدهد، از جبروت هم باید پایین‌تر بیاورد و به لاهوت نزول بدهد، بعد به آخرین مرحله تنزلش بدهد و به ناسوت برسد که بشود به من ارائه کند. حالا هم که می‌خواهد به من ارائه بکند، به سراغ الفاظش، تعداد سوره‌ها و تعداد آیه‌هایش نرفته است، بلکه می‌گوید: جنس دوپا، نمک‌خور من! «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ»، من این قرآن را آن‌قدر پایین آوردم و به آن نزول دادم که تو حالی‌ات بشود. آن‌هم هیچ پیچیدگی ندارد و نور خالص دراختیارت گذاشتم، باز هم قرآن را نمی‌فهمی و درکش نمی‌کنی؟ به پیغمبر می‌گفتند: «قلوبنا غلف» دل ما در غلاف است و این قرآن را نمی‌فهمیم؛ اما حبیب من، دروغ می‌گویند و من اصلاً دل غلاف‌دار خلق نکرده‌ام.
 
خاک، آغاز و پایان آفرینش انسان
 
یکی پیش من در شهری آمد که منبر می‌رفتم و گفت: ده-دوازده کیلومتری این شهر یک ده است که جاده‌اش هم خاکی است، ماشین درست‌وحسابی هم نداریم، به‌دنبالت بیایم تا یک منبر بروی؟ گفتم: حتماً بیا! آمد، راست هم می‌گفت و ماشین درست‌وحسابی نداشت. عجب مسجدی بود، آن‌هم در دهی که این دوازده کیلومتر، ده‌ سانتی‌متر آسفالت نداشت و خاک بود. ماشین آرام راه می‌رفت، اما از بس گرد و خاک بلند بود، پشت سر پیدا نبود. بعد از منبر به او گفتم: دهاتی، من هم بچه ده هستم، می‌دانی؟ من پوششی خودم را بچه تهران جا انداخته‌ام، اما من هم دهاتی هستم و این هم آدرس ده من. من که به ده وارد هستم، چون خودم دهاتی هستم؛ البته ما ده و شهر نداریم و پروردگار می‌گوید: «مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُم»(سوره طه، آیه 55)، شما را از خاک آفریده‌ام و به آن برمی‌گردانم و در قیامت هم شما را از خاک درمی‌آورم.
 
حکایتی شنیدنی
 
شاید ۲۰ سال پیش یا بیشتر، آن‌وقت شهرداری در خیابان بالا در آن ساختمان شانزده طبقه بود. چند‌نفر کارشان گیر بود و به ناحق هم به آنها گیر داده بودند. یک پرونده ساختمانی برای کار خیر می‌ساختند، ۹ماه بود که امضا نمی‌کردند، زمینه امضا هم داشت؛ نه تخلف ساختمانی داشتند، نه عوارضی بدهکار بودند، همه‌چیز آنها درست بود و امضا نمی‌کردند. پیش من آمدند و گفتند: آقا، شهردار را می‌شناسی؟ گفتم: نه! گفتند: ما چنین گرفتاری برای یک کار خیری داریم. گفتم: من با شما می‌آیم. آن‌وقت‌ها هنوز یک‌بار هم مرا فیلم نکرده بودند که حالا به اطلاعات اداره بروم، قیافه من را ببیند و بگوید همین آقایی است که او را فیلم می‌کنند! من را نمی‌شناخت، گفتم: آقای شهردار هست؟ گفت: بله! گفتم: کجاست؟ گفت: طبقه شانزدهم. گفتم: زنگ بزن، من می‌خواهم پیش او بروم. گفت: از کجا آمده‌ای؟ چه راحت! اهل کجا هستی؟ گفتم: اهل خاک! ـ آدرس قرآنی به او دادم ـ گفت: شما برای چه نهادی هستی؟ گفتم: نهاد ابی‌عبدالله الحسین(ع)، من نهاد مهاد نمی‌دانم چیست! گفت: حالا من تلفن می‌زنم، چه بگویم؟ به او بگویم چه کسی آمده است؟ گفتم: بگو یک روضه‌خوان آمده است.
 
اتفاقاً این حرف گرفت و تا تلفن زد، گفت: آقا، یک شیخی آمده است، الآن هم می‌خواهد شما را ببیند. به او می‌گویم اهل کجایی، می‌گوید خاک؛ از چه نهادی هستی، می‌گوید نهاد ابی‌عبدالله(ع) ـ حالا صدای او در تلفن می‌آمد ـ گفت: در جا بفرست بیاید، این آدم دیدنی است! مثل اینکه از قوانین خیلی بی‌خبر است و آدم خیلی صاف و ساده‌ای است. بیاید اصلاً ما ببینیم. رفتم، در اتاق را که باز کردم، تا من را دید، از پشت صندلی بیرون آمد، من را بغل گرفت و گفت: من بزرگ‌شده منبرهای دهه عاشورا و ماه رمضان هستم، برای چه آمده‌ای؟ می‌گفتی من به خانه‌تان می‌آمدم. گفتم: من کاری ندارم، این بنده خداها گرفتارند و یک امضا می‌خواهند که ۹ماه می‌روند و می‌آیند!
 
ائمه ما چه‌کار کرده‌اند در حق آنهایی که مردم را می‌برند می‌آورند! اهل‌بیت(ع) می‌گویند این آدم‌ها را در قیامت در جهنم می‌اندازند، بعد به خدا می‌گویند: کار ما خیلی سنگین نبوده است، پس چرا ما را به اینجا آورده‌ای؟ خطاب می‌رسد: دربیایید! امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: هزار سال آخرتی طول می‌کشد تا لب جهنم می‌آیند و می‌خواهند دربیایند که به ملائکه خطاب می‌رسد: در سینه‌اش بزنید و سر جایش برگردانید. پنج-شش‌بار اتفاق می‌افتد، حالا چندهزار سال می‌کشد، نمی‌دانیم! در آخر برمی‌گردد و می‌گوید: خدایا! من را مسخره می‌کنی؟ می‌گویی بالا بیا و دوباره مرا با کله پرت می‌کنی! آنجا خطاب می‌رسد: تو بندگان من را در دنیا مسخره کردی، یعنی من را مسخره کردی؛ برو و بیا! خدایا! ما را حفظ کن که از کوره درنرویم و در سیاست و اینها برویم، تنها حرف خودش را بزنیم.
 
همان روز امضا کرد و پرونده را داد، آن کار خیر هم سرپا شد.
 
احاطه دو نور الهی برای رسیدن انسان به گوهر سعادت
 
«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا» خیلی جالب است، آیه می‌گوید یک نور روشنگر، یعنی نوری که معرفت و شناخت به شما می‌دهد؛ و اما روایات، آن‌ هم از قول امام هادی بشنوید که به ائمه طاهرین(ع) خطاب می‌کنند(خودش هم جزء ائمه است) و می‌گویند: «کلامکم نور». دو تا نور است که دو طرف ما را گرفته است. این نورها را برای چه فرستادم؟ برای اینکه شما پنج شناخت پیدا کنید و با این پنج شناخت هم گوهر سعادت ابدی را به‌دست بیاورید. ما 25 شب در این پنج‌تا به طور مبهمی شنا می‌کنیم و داستان یکی را هم نشده که تمام بکنیم؛ اما حالا کلیّت مسئله هم خوشمزه است!
 
-نخست، شناخت خدا
 
شناخت اول، معرفت‌الله است؛ من را بشناس که من همه‌کاره‌ات هستم، کار دنیا و آخرتت در دست من است، کلید زندگی‌ات پیش من است. من تو را با یک نظر تا عرش می‌برم و با یک نظر هم تا اسفل‌السافلین می‌فرستم. با ما صاف باش و من را بشناس. من دوستت دارم، زود هم رهایت نمی‌کنم! حالا بیست‌سال گناه کردی، بگویم با تو قهرم؛ من اصلاً خدای قهرکنی نیستم! تو با من قهر می‌کنی و من با تو قهر نمی‌کنم. من را بشناس که چه کسی هستم و چه هستم.
 
-دوم، شناخت خود
 
خودت را هم بشناس که چه کسی هستی؛ موقعیتت، جایگاهت را بشناس. کجای آفرینش هستی؟
 
-سوم، شناخت راه
 
بالاخره در این هفتاد-هشتادساله باید یک جاده‌ای را طی کنی تا زندگی تمام شود؛ چون هر نَفَست حرکت در مسیر است، راه را بشناس! راهی که می‌روی، درست است؟ راه صدق است؟ راه حقیقت است؟ راه را بشناس و بدان که در کنار راهی که من ترسیم کرده‌ام، شیاطین و دشمنان صدها راه انحرافی منشعب کرده‌اند.
 
-چهارم، شناخت دنیا
 
دنیا را هم بشناس، چون این جاده در این دنیاست. خود این دنیا چیست و کجاست؟ دیشب من وعده دادم که از قول ولی‌الله‌الأعظم و از نفس او برای شما توضیح بدهم که دنیا کجاست؟ حدود ده مسئله راجع‌به دنیا فرموده است که آدم را مست می‌کند. حرف نیست، علی(ع) ساقی کوثر و ساقی این شراب طهور معرفت است. در معرفی دنیا غوغا کرده است که آدم در معرفی امیرالمؤمنین(ع) فکر می‌کند خوشگل‌تر، زیباتر، بهتر و بامنفعت‌تر از این دنیا در هیچ کجای عالم، نه قبل از ولادت ما و نه روز قیامت نیست؛ چون آن قیامتی که در قرآن تعریف می‌کند، صد درصد مثبت میوه این دنیایی است که امیرالمؤمنین(ع) معرفی می‌کنند: «الدنیا مزرعة الآخره»، مزرعه یعنی جایی که هوای آن، گیاهش، روییدنی‌اش، آبش و درختانش خیلی خوب است. کوره ذوب آهن و ذوب مس را که مزرعه نمی‌گویند، غسّالخانه بهشت‌زهرا را هم مزرعه نمی‌گویند! در تمام روایات ما فقط از این دنیا به مزرعه تعبیر شده است. مزرعه اسم مکان است و «میم» دارد، یعنی محل کشت و زراعت؛ یعنی بکار، بعد در قیامت هشت بهشت را با کاشتت درو کن.
 
-پنجم، شناخت راهنمای راه
 
راهنمای راه را هم بشناس که چه کسی باید تو را برای حرکت در راه راهنمایی کند. راهنما خیلی مهم است! بدون راهنما حتی اگر وارد جاده خدا که بشوی، منحرف از آب درمی‌آیی؛ چون آدم بدون راهنما از شکم خودش حرف می‌زند و به آنهایی که دور خودش جمع کرده، همه‌اش می‌گوید به‌ نظر من، به اندیشه من، به فکر من!
 
من یک‌بار کسی را دیدم که به مریدهایش می‌گفت الآن که سفر با اسب و قاطر و شتر نیست؛ شما می‌خواهی دو روز به مشهد بروی، از تهران یک‌ساعت و ده‌دقیقه به مشهد می‌روی و فردا بعدازظهر هم برمی‌گردی، تو را مسافر نمی‌گویند و باید نمازت را تمام بخوانی. این خلاف قرآن و خلاف فقهای 1200ساله شیعه است؛ یعنی آیت‌الله‌العظمی بروجردی، آیت‌الله‌العظمی حکیم، آیت‌الله‌العظمی خوئی، امام(ره)، شیخ انصاری، علامه حلی و شیخ طوسی نفهمیده‌اند که گفته‌اند نماز را شکسته بخوان و خواسته‌اند نماز میلیون‌ها نفر را به گردن بگیرند و جهنم بروند، تو فهمیده‌ای؟ آدم بی‌راهنما گمراه می‌شود. با این پنج شناخت که برای همه میسّر است، انسان به ایمان بارور، اخلاق الهی و عمل صالح می‌رسد، البته به شرطی که این باورها را سوار مرکب همت و اخلاص بکند.
 
کلام آخر، خدای دوست‌داشتنی ما
 
امشب می‌خواستم یکی دوتا از رسیده‌های غیرانبیا و ائمه را برایتان بگویم که نه مقام نبوت و نه مقام امامت داشتند، اما با این چند شناخت خیلی فوق‌العاده شدند. خدا بخواهد، فردا شب می‌گویم؛ او باید بخواهد و اگر نخواهد، هیچ! چون به جانِ ما سیریش نزده‌اند که به جایی بچسبد! با یک اشاره پروردگار به قلب است؛ بایست، آن‌هم عبد خداست، چشم! صبح هم ما را به بهشت زهرا می‌برند. ما به هیچ‌جا بسته نیستیم، جز به خودش؛ به هیچ‌جا تکیه نداریم، جز به خودش.
 
دست حاجت چو بری، پیش خداوندی بر/ که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود
 
کرمش نامتناهی، نعمش بی‌پایان/ هیچ خواهنده نرفت از در او بی‌مقصود
 
هیچ خواهنده! این‌قدر بندگانش را دوست دارد، این‌قدر به صدای بندگانش علاقه دارد، این‌قدر گریه بندگانش را دوست دارد، این‌قدر گدایی بندگانش را دوست دارد که دوستی او قابل حساب‌کردن نیست. حس می‌کنید که نمی‌گذارد غصه‌دار بشویم! بنشینیم و زانو بغل بگیریم و بگوییم تمام شد، تمام شد، ماه رمضان رفت. چقدر در همین ماه رمضان به همه ما عنایت کرده، توبره ‌ما را پر کرده، کشکول ما را پر کرده، جیبمان را پر کرده است، ولی خودمان حس نمی‌کنیم تا وقتی پرده کنار برود و هفت طبقه جهنم را به ما نشان بدهد، به او بگوییم: پس چرا من گرمای این حرارت عظیم را حس نمی‌کنم؟ خطاب می‌رسد: بنده من! مگر روزه نگرفتی؟ پیغمبر من که به تو خبر داد «الصوم جنة من النار» روزه‌گیر حرارت آتش دوزخ را نمی‌چشد. حالا چرا فرشتگانت در قیامت این‌قدر جلوی من دولا و راست می‌شوند؟ مگر من چه کسی هستم؟ خطاب می‌رسد: مگر تو پنجاه-شصت‌سال جلوی من دولا و راست نشدی؟ چرا حالا فرشتگانم دولا و راست نشوند؟ آنها خادم تو هستند. عجب خدایی است!
 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام
حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان مدیر مدرسه علمیه مشکات در یکی از سخنرانی هایش درباره عبودیت گفت: بر اساس آیات قرآن کریم خداوند مبنای عالم بر اساس عبودیت بنا کرده است و اگر کسی غیر آن عمل کند عالم نسبت به او واکنش منفی نشان می‌دهد.
 
وی افزود: برخی می‌گویند اگر من دلیل این سخن خداوند در قرآن را نفهمم آن را قبول نمی کنم؛ هر کس چنین بگوید بنده خدا نیست بلکه بنده خود است اگرچه دنبال حکمت آن رفتن اشکال ندارد اما رد کردن صرف به دور از بندگی است.
 
حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان با بیان اینکه بر اساس آیات قرآن کریم وقتی به آسمان و زمین گفته می‌شود که به خداوند تعظیم کنید همه با رغبت تعظیم می‌کنند، اظهار داشت: انسان اگر بخواهد به دور از بندگی الهی عمل کند وارد دست اندازهای خطرناکی می‌شود، بر اساس روایات وارده هیچ پرنده و وحوشی شکار نمی‌شود مگر اینکه تسبیح او کم می شود این قاعده دنیا است ما هم اینگونه هستیم.
 
مدیر مدرسه علمیه مشکات با بیان اینکه هر انسانی که بنده‌وار حرکت کند صید بلا و گرفتاری نمی‌شود در غیر این صورت صید شده و بلاهای زیادی بر سر او خواهد آمد؛ گفت: خداوند نیازی ندارد که ما را دچار بلا کند همه اینها ناشی از نافرمانی ما نسبت به بندگی او است.
 
وی با بیان اینکه موضوع بلاهای ارتقائی با بلاهای ناشی از نافرمانی تفاوت دارد، ابراز کرد: برخی از افراد بندگی الهی را به جا می‌آورند اما باز هم دچار بلا و مصیبت می‌شوند به عنوان مثال ممکن است نیاز باشد شخصی آزمون صبر جامع بدهد تا به فلان مقام دست یابد شاید فرزندش از او گرفته شود این برای رسیدن به مقامات عالیه است که خداوند برای او در نظر گرفته است و ناشی از نافرمانی نیست.
 
حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان با بیان اینکه در بندگی خداوند هیچ کس حتی شیطان هم در این دنیا نمی‌تواند مزاحم ما شود و بیشترین کسی مزاحم ما است همان نفس اماره است، خاطرنشان کرد: این دنیا بازیچه است اما ما بازیگر نیستیم؛ ما از راه خیلی دوری از نزد خداوند به عالم آمدیم و دنیا برای ما خیلی غریب است برای اینکه غربت و دل تنگی ما نکشد بازی هم قرار داده شده که در بین همین بازی ما تربیت بهینه‌ای پیدا کنیم.
 
منبع: شبستان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

 

كمال ادب و مروّت، در هفت چيز است : خردمندى ، بردبارى ، شكيبايى ، ملايمت ، خاموشى ، نيك خويى ، و مدارا

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

نشست سالانه گروهک منافقین روز شنبه در پاریس پایتخت فرانسه با اطلاع و حمایت کاخ آلیزه و واشنگتن برگزار شد. حمایت از گروهک تروریستی و جنایتکار منافقین برای برگزاری این میتینگ در حالی است که این گروهک جنایتکار دارای صبغه رفتاری داعش بوده و قریب به ۱۷ هزار نفر از فرزندان ایران زمین را هدف ترور قرار داده اند. برگزاری این میتینگ در کنف حمایت آمریکا و فرانسه ‌دهن کجی آشکار به ملت بزرگ ایران است.

به نقل از منابع آگاه، حضور مهمانان بلند پایه سعودی، صهیونیستی و آمریکایی به همراه  پیشنهاد پروژه براندازی در ایران و  درز خبر اعلام رسمی ازدواج مریم عضدانلو رهبر گروهک منافقین با ترکی الفیصل رئیس سابق استخبارات عربستان سعودی و از شاهزاده های با نفوذ عربستانی از جمله خبرهای متن و حاشیه این نشست بود.

منافقین که در محیط غربی با مشکل ریزش طرفداران روبرو هستند مجبور شدند از سراسر اروپا افراد کرایه ای را در ازای دریافت ۲۵ یورو و با وعده گردش در شهر و دیدار از برج ایفل  و سایر نقاط دیدنی پاریس به همراه دریافت دو وعده غذا با اتوبوس به آنجا منتقل کنند.

گاردین تعبیری جالب و بی پرده درباره این اقدام ناشیانه منافقین و حامیانش دارد:‌ نیمی از ۴ هزار مشارکت کننده در نشست پاریس اتباع خارجی یا پناهجویان آواره ای در اروپا هستند که با وعده گردش در پاریس برای حضور در این نشست منتقل شده اند.

با این وجود کل محتوای این این میتینگ، سخنرانی های منافقین و مهمانان ویژه آنها خاصه مقامات بلندپایه سعودی بر علیه ایران بوده است. نقطه مرکزی این سخنرانی ها براندازی، ‌آشوب و حمایت از آشوب در ایران بود.

‌منافقین که تا به امروز از حیث منابع مالی و بودجه تحت فشار شدیدی بودند و از طریق کمک های برخی کشورها  ارتزاق می کردند اخیرا بودجه ثابتی از طرف سعودی‌ها برای انها تعیین شده است.

علت اصلی این بذل و بخشش دربار سعودی مربوط به دو موضوع می شود:

فشار بر ایران به جهت جاسوسی امنیتی، ‌سیاسی و خرابکاری در دستور کار مشترک آمریکا و سعودی است.

مریم قجر عضدانلو معروف به مریم رجوی پس از کشته شدن رجوی به عنوان همسر ترکی فیصل انتخاب شده و ارتباطات جدیدی را با سعودی ها ایجاد کرده است. عضدانلو قبل از این ازدواج با مهدی ابریشمچی و مسعود رجوی ازدواج کرده بود.

معنای این ازدواج تشکیلاتی آن است که سعودی ها که در تحولات اخیر عراق و سوریه پیاده نظامی به نام داعش و القاعده در اختیار داشتند و تلاش کردند تحولات  این دو کشور را به نفع خود تغییر دهند اینک برای اثر گذاری بر تحولات داخلی ایران نیروهای منافقین و سمپاتهای آنان را به عنوان پیاده نظام جدید خود برگزیده اند. این در حالی است که داعشی ها اقداماتی را در سوریه و عراق رقم زدند که منافقین سالها قبل علیه ملت ایران مرتکب شده بودند.

جنایاتی نظیر سر بریدن ها، آتش زدن ها و ترورهای کور که افکار عمومی دنیا از طریق رسانه ها شاهد آن در عراق بوده اند. ترور۱۷هزار نفر از فرزندان ملت ایران توسط منافقین به اشکال مختلف از جمله جنایاتی است که در کارنامه این گروهک خبیث و خائن ثبت شده است.  

در مورد خبر پروژه براندازی هماهنگ شده در این میتینگ سیاسی باید گفت: هماهنگی ها برای پیاده سازی این پروژه از طریق ترکی فیصل و آمریکایی ها خواهد بود. به این ترتیب که هسته‌های تروریستی و نیروهای خرابکار از طریق پایگاههای نظامی آمریکا در افغانستان بویژه در شرق و در مرکز این کشور جهت انجام اقدامات خرابکارانه از طریق مرزهای شرقی به ایران منتقل خواهند شد.  در این پروژه نیروهای حزب اسلامی حکمتیار و اشرار حاشیه مرز شرقی ایران با حمایت اطلاعاتی سعودی- صهیونیستی ماموریت انتقال نیروهای منافق به داخل ایران را برعهده دارند.

در مورد رسمی شدن خبر ازدواج مریم رجوی با ترکی فیصل ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اولین بار خبر مربوط به ازدواج مریم رجوی با ترکی الفیصل در تیرماه سال ۱۳۹۵ منتشر شد.

«ماجد زهیر شنتاف» یکی از نویسندگان و کارشناسان برجسته عراقی اسراری از رابطه بین «ترکی فیصل» رئیس سابق استخبارات عربستان سعودی و «مریم رجوی» سرکرده گروهک تروریستی منافقین را فاش کرد و گفت ترکی فیصل و مریم رجوی ازدواج کرده‌اند.

درباره علت ظهور یکباره شاهزاده سعودی (ترکی فیصل) در کنفرانس گروهک منافقین گفت: شاهزاده امیر سعودی قریب دو سال و نیم است که با رجوی رابطه نزدیک دارد و این رابطه، اخیراً منجر به ازدواج آنها شده است.

به گزارش سایت صوت العراق ماجد زهیر اضافه کرد اعلام خبر مرگ «مسعود رجوی» همسر سابق مریم رجوی در این کنفرانس توسط ترکی فیصل شگفتی همه اعضای گروهک حاضر در کنفرانس را برانگیخت، اما پیشدستی ترکی فیصل عملاً به گمانه‌زنی‌ها خاتمه داد وعملاً شاهزاده سعودی با اعلام مرگ مسعود رجوی، نقش خود در این گروهک را نشان داد.
 

کارشناس عراقی افزود اصل رابطه بین رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان با مریم رجوی به چهار سال قبل برمی‌گردد؛ وقتی که ترکی فیصل با رجوی در شهر «زوریخ» سوئیس آشنا شد. این همان کنفرانسی است که فیصل از رابطه راهبردی بین عربستان سعودی و رژیم اشغالگر اسرائیل پرده برداشت.
 

ماجد زهیر افزود: بعد از زوریخ، دیدارها بین فیصل و مریم رجوی بیشتر شد تا جایی که مریم رجوی به مدت ۱۰ روز با ترکی فیصل در کشتی سیاحتی شخصی این امیر سعودی به سر برد تا اینکه کشتی آنها در بندر خانواده سلطنتی عربستان در فرانسه پهلو گرفت.

به نوشته این کارشناس عراقی، همراهی ۱۰ روزه مریم و ترکی با اعتراض شدید در داخل گروهک منافقین همراه شد و حتی چند تن از اعضای برجسته این گروهک با مریم رجوی جدال لفظی شدیدی پیدا کردند و متعاقب این جدال لفظی بود که دونفر از اعضای معترض از گروهک رانده شدند و یک نفر دیگر فعالیتش به حال تعلیق درآمد.
 

این نویسنده عراقی در ادامه به سخنان «حمید خوش‌باوری» یکی از افرادی که با مریم رجوی جدال لفظی داشته و به خاطر آن از گروهک نفاق کنار گذاشته شد- استناد کرده است. خوش‌باوری گفته جای تأسف است که سازمان به دست یک امیر سعودی سالخورده و زنی که شیفته شهوت و پول است، چنین سرنوشتی پیدا کند، زنی که ۲۰ سال پیش از شوهرش طلاق گرفت و بدون مراعات هیچ فاصله‌ای، بعد از سه روز با مسعود رجوی ازدواج کرد.

منبع:مشرق نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

 گروه هنری رسانه‌ای بصائر یادداشتی شفاهی از حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمنصور موسوی باعنوان «قدر ناشناسانی که فتنه به‌پا می‌کنند!» منتشر کرد که در ادامه میخوانید:

قدر ناشناسانی که فتنه به‌ پا می‌کنند!

  یکی از سنت های قطعی و لا یتغیر الهی این است که خداوند متعال همه امور را در خدمت مومنین قرار داده است. همه چیز در خدمت ایمان است، همه ی نعمات مادی و هدایت های معنوی همه در خدمت ایمان قرار گرفته اند، ارسال رسل، نصب ائمه علیه السلام، مجاهدت مجاهدان، امدادهای غیبی، ملائکه الهی باران و باد، همه چیز در خدمت مومنین و در خدمت تعالی انسان است و همه این ها دست به دست یکدیگر می دهند تا انسان رشد کند.

اما تنها این امور در خدمت مؤمن نیستند بلکه اضدادی هم وجود دارد که در خدمت مومن قرار گرفته اند، ولی از زاویه ای دیگر ، مثل شیاطین، آفات، بلایا، مثل فتنه ها این ها به ظاهر شر هستند ولی در جهان بینی توحیدی همه "خیر" محسوب می شوند، چرا که از خدای متعال تنها "خیر" صادر می شود، شیطان برای وجود انسان خیر است ، اگر شیطان نباشد، اگر بلایا ها نباشد، اگر فتنه ها نباشد، اگر امتحانات نباشد، مومنین در بوته نقد و آزمایش و در نتیجه جزا و پاداش قرار نمی گیرند.

با این نگرش و جهان بینی انسان حقیقتا به مقام رضا و مقام صبر نائل می شود. در دعای ماه رجب وارد شده «اللهم انی اسئک صبر شاکرین لک» یک مفهوم آن این است که بفهمیم همه این امور و همه ی اتفاقات خوب و بد در خدمت رشد انسان قرار گرفته اند.

لکن مسئله اصلی که باید به آن پردازیم در این باره است که چرا اتفاق بد برای انسان رخ می دهد؟ «الهی لا تودبنی بعقوبتک» چه زمانی خداوند متعال انسان را عقوبت می کند؟ زمانی که با اتفاق خوب مؤدب نشویم و زمانی که با شکر نعمت رشد نکنیم آنگاه خداوند متعال فتنه ای و بدی و بلایای برای تان می فرستد که بوسیله ی آنها ضعف های تان جبران شود، با آن ها امتحان و امداد بشوید. در آیه ای از آیات قرآن خداوندمتعال می فرماید: گاهی اوقات ما مومنین را از طریق امداد کفار کمک می کنیم؛ البته بدین سبب که مؤمنین تنبیه و بیدار شوند، تنبیه عامل بیداری است. 

 تاریخ انقلاب اسلامی ایران نشان داده است، هرگاه قدر نشناس شده ایم و کوتاهی کردیم و یا خواب آلود شدیم یک دفعه تکانی به ما دادند یک زلزله در انقلاب اسلامی ایجاد کردند آن فتنه و آن زلزله عامل بیداری و رویش امت حزب الله می شود، البته در کنار هر رویشی، ریزش هایی هم وجود دارد، خداوند متعال دوست ندارد ریزش اتفاق بیفتد دوست دارد همه اش رویش با شد اما چاره ای نیست وقتی انسان ها رعایت نمی کنند، وقتی شکر نعمت و اقدام به موقع نمی کنند و تکلیف شان را به درستی انجام نمی دهند خداوند از این طریق آنها را بیدار می کند. 

البته که به لطف خدا پایه های مستحکم انقلاب اسلامی با این تکان های سه ریشتری چهار ریشتری و حتی بیشتر نمی لرزد. اما باید روایتی را گوشزد کرد پیامبراکرم(ص) می فرمایند: که من برای امتم از خشم خدا برای گناهانشان کمتر می ترسم تا خشم خدا برای عدم شکر نعمت هایشان، همه ما زمانی که استغفار می کنیم غالبا اولین موضوع استغفارمان گناهانمان است، در صورتی که ابتدا باید برای عدم شکر نعمت هایتان استغفار کنیم. 

اگر نعمت انقلاب اسلامی را شکر نکنیم، امکان دارد این قطعیت که انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور نهضت جهانی حضرت حجت (عج) خواهد شد بهم بخورد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج


وقتی آنڪس ڪه دوستش داریم بیمار میشود،
میگوییم امتحان الهی است...
ولی هنگامی که شخصی ڪه دوستش نداریم بیمار می‌شود،
میگوییم عقوبت الهیست!! وقتی آنڪس ڪه دوستش داریم دچار مصیبتی میشود، میگوییم از بس ڪه خوب بود...
و هنگامی که شخصی ڪه دوستش نداریم، دچار مصیبت می‌شود،
میگوییم از بس ڪه ظالم بود!! مراقب باشیم....! قضا و قدر الهی را آن طور ڪه پسندمان هست تقسیم نڪنیم...!! همه ما حامل عیوب زیادی هستیم و اگر لباسی از سوی خدا، ڪه نامش سِتْر (پوشش) است نبود، گردنهای ما از شدت خجالت خم میشد... پس عیب جویی نڪنیم، در حالی ڪه عیوب زیادی چون خون در رگها در وجودمان جاریست!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

استاد حسین انصاریان در سخنرانی با موضوع «ارزش عمر و راه هزینه آن» که در جمع بازاریان در سال 63 داشت، اظهارداشت: امام صادق(ع) در پاسخ پرسشی از یکی از اصحاب خود  فرمود: اى علقمه! واقعاً مى‏‌خواهى تمام مردم دوستت داشته و پشت سرت حرف نزنند؟ اصلاً امکان ندارد، «مِمَّا لَمْ یَسْلَمْ مِنْهُ أَنْبِیَاءُ اللَّهِ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ» زبان جنسى است که از شر آن انبیا و ائمه(ع) و اولیاى الهى در امان نبودند.

 «أَ لَمْ یَنْسُبُوا یُوسُفَ  علیه‏السلام إِلَى أَنَّهُ هَمَّ بِالزِّنَا»؛ آیا به یوسف صدیق و محسن و صابر و متوکل و نبى خدا ـ که همه این اوصاف در قرآن مجید آمده ـ تهمت زنا نزدند؟!

اى علقمه! مگر زبان مردم نبود که آمد و گفت: مى‏‌دانى چرا ایوب مبتلا به این همه بلا شده؟ از بس که گناه کرده مبتلا گشته است، اگر آدم خوبى بود که این همه بلا بر او نازل نمى‏‌شد؟!

اى علقمه! مگر داود(ع) پیامبر خدا نبود؛ با این زبان به او تهمت زدند که کبوتر بازى مى‏‌کرد، چشمش به زن همسایه افتاد، شوهر آن زن را با یک خنجر کشت و بعد آن زن زیبا را گرفت.

اى علقمه! مگر زبان مردم نبود که مى‌‏گفتند: موسى بچه‌‏دار نمى‌‏شود.

آیا زبان مردم نبود که همه فرستادگان الهى را ساحر خواندند؟

آیا زبان مردم نبود که گفتند: مریم(س) نعوذ باللّه به یک نجارى زنا داده و عیسى به دنیا آمده، ولى چون آدم خوبى است، خدا او را پیغمبر کرده است؟

آیا زبان مردم نبود که در شام امام زین‌العابدین(ع) را خارج از دین دانستند؟ آیا زبان مردم نبود که پیغمبر(ص) را شاعر و مجنون خطاب مى‏‌کرد؟

آیا زبان مردم نبود که روزى در مدینه گفتند: پیغمبر اسلام یک بار زن زید بن حارثه را دیده و عاشق او شده و آن قدر پیش زید تبلیغ سوء کرد تا زید زنش را طلاق داد و بعد با او ازدواج کرد!

بعد امام صادق(ع) اشک ریخت و فرمود: اى علقمه! مى‏‌دانى این مردم با زبانشان چه بلایى بر سر امیرالمؤمنین(ع) آوردند؟! کارى کردند که بابایم امیرالمؤمنین(ع) آرزوى مرگ کرد.

یک روز امیرالمؤمنین(ع) از مسجد بیرون آمد و مالک را صدا زد و فرمود: مالک! خیلى دلم گرفته است، بیا برویم خانه ما، با هم رفتند به خانه حضرت، امیرالمؤمنین(ع) از مالک سؤال کرد که اى مالک! من آدم بدى هستم؟ مالک! همین طور متحیر ماند که این چه سؤالى است، چرا قلب مرا آتش مى‏‌زنید؟

حضرت فرمود: اگر تو تصدیق مى‏‌کنى و قبول دارى، پس چرا مردم اینقدر پشت سر من حرف مى‏‌زنند؟ مگر من چه کرده‏‌ام؟

طریق باز کردن راه معراج، سلامت زبان است.

«و اجعل لسانی بذکرک لهجا و قلبی بحبک متیما»
 
 
منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام سیدصدرالدین شریعتی امروز در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران با بیان اینکه امام صادق(ع) از چالش‌های سیاسی عصر خویش نهایت بهره‌برداری را در گسترش آموزه‌های دین مبین اسلام داشتند، گفت: مهم‌ترین چالش‌ سیاسی دوران امام صادق(ع) حکومت بنی‌امیه بود، اما به دلیل درگیری‌هایی که برای این حکومت با بنی‌العباس پیش آمد، بهترین فرصت را برای گسترش نظام دینی با تربیت شاگردان زبده در رشته‌های مختلف علمی و دینی برای امام(ع) فراهم آورد. حتی ائمه چهارگانه اهل سنت از شاگردان مکتب امام(ع) بودند که بعدها از حضرت زاویه گرفتند، اما همواره حضرت را تکریم می‌کردند. 

وی افزود: امام صادق(ع) در طول امامت خویش با روحیه اصلاح‌گری خویش تمام خرافات را اصلاح و حقیقت اسلام ناب محمدی(ص) را برای جهان اسلام و آیندگان ترسیم کرد.   

حجت‌الاسلام شریعتی معنویت و عمق دینداری و باور عمیق به خداوند متعال و پیامبر گرامی اسلام(ص) را از سیره امام صادق(ع) برشمرد و افزود: بر اساس نقل‌های تاریخی و روایی، امام صادق(ع) هنگام تلاوت آیات قرآن و انجام واجبات الهی حالتشان منقلب می‌شد و رنگ از چهره می‌باختند. چنین حالتی را هنگام ذکر نام و یاد رسول گرامی اسلام(ص) نیز داشتند. متأسفانه امروز گاهاً شاهدیم شأن و جایگاه بایسته نسبت به نام و یاد پیامبر(ص) صورت نمی‌گیرد و از دیگر سو در واجبات الهی سهل‌انگاری می‌کنیم. 

رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی روحیه تقابل منطقی و علمی و عملی با دشمنان دین را یکی دیگر از ویژگی‌های امام صادق(ع) برشمرد و گفت: اکنون که در یک جنگ اقتصادی با غرب و کشورهای دست‌نشانده آنان در منطقه به سر می‌بریم، ما نیز باید تقابل کنیم و نسبت به این مسأله بی‌تفاوت نباشیم؛ یعنی ضمن انجام اولویت اصلی که همان اقتصاد مقاومتی توسط دولتمردان و مردم جامعه است، باید تدابیر دیگری اندیشید. به عنوان نمونه حجاج در مکه اگر قصد دارند اصل برائت را به صورت عملی اجرا کنند، باید بازار آنان را تحریم کنند همچنان که آنان بازار ما را نیز تحریم کرده‌اند. 

حجت‌الاسلام شریعتی توجه به فقرا و محرومان جامعه را از دیگر ویژگی‌های سیره امام صادق(ع) معرفی کرد و خاطرنشان کرد: ما به تبعیت از امام صادق(ع) باید حق فقرا و محرومین را بدهیم نه مانند کسانی که به خاطر کسب مال زیاد و روی آوردن به اشرافیت خود حاضرند خون مردم را بمکند و دست به اختلاس‌های کلان بزنند. امیدواریم این افراد مجرم و اختلاسگر به زودی به دستگاه‌های انتظامی و قضایی معرفی شوند. 

وی با هشدار نسبت به اینکه باید از روحیه اشرافیت به دور باشیم و به دنبال ذخایر بی‌حساب دنیا نباشیم، یادآور شد: بهترین ذخیره‌ای که شرف ما در قیامت را بالا می‌برد، توجه به فقرا و محرومین است. امام کسی را شیعه خویش می‌داند که از وی تبعیت کند. 

حجت‌الاسلام شریعتی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) بهترین راهکار عبور از چالش‌های سیاسی و اقتصادی را عمل به تقوا و مدیریت جهادی معرفی کرد و گفت: امام صادق(ع) در یک روایت فرمودند ما را با دو چیز یاری کنید که همان ورع و اجتهاد است. ورع یعنی حتی به سوی گناهان نرویم و به فکر گناه نباشیم و اجتهاد به تعبیر امروزی‌اش همان مدیریت جهادی می‌شود. حضرت در روایت دیگری فرمودند: لَن تنالوا و لایتنا الّا بالورع و الاجتهاد؛ هرگز به ولایت ما نمی‌رسید مگر با ورع و اجتهاد. لذا همواره باید با طهارت نفس به میدان نبرد وارد شد و از دو رویی و حیله و عوام‌فریبی پرهیز کرد. 
منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام
امام صادق(ع) می فرماید من از برزخ شما ناراحت می باشم و دلیل آنکه شیعیان در قیامت به جهنم نمی روند آن است که تمام حساب و کتاب ها آنها در عالم برزخ تسویه می شود.
عقیق: آیت الله غیاث الدین طه محمدی نماینده ولی فقیه در استان همدان، امروز در کلاس درس خارج خود که در مدرسه آیت الله آخوند برگزار شد بر اساس حدیثی از امام صادق(ع) در زمینه یاری اهل بیت(ع)  به  شیعیان گفت: در روز قیامت شیعیان به جهنم نخواهند رفت اما درعالم برزخ عذاب گناهان خود را خواهند دید.

وی به چرایی این موضوع پرداخت و افزود: در ادامه امام صادق می فرماید من از برزخ شما ناراحت می باشم و دلیل آن که شیعیان در قیامت به جهنم نمی روند آن است که تمام حساب و کتاب ها آنها در عالم برزخ تسویه می شود.

امام جمعه همدان گفت: امام خمینی(ره) کتاب استدلالی در زمینه معاد نوشته اند و در آن جا روایت می کند که انسان کافر وقتی از دنیا می رود و وارد قبر و یا به تعبیر صحیح عالم برزخ می شود 99 اژدها به سمت او یورش خواهند برد.

وی افزود: قدرت اژدها به قدری است که اگر یکی از آن ها به سمت کره زمین فوت کند تمام گل و گیاه ها وسبزی های عالم آتش می گیرد و خاکستر می شود.

نماینده ولی فقیه در استان همدان به لزوم یاد کردن از رفتگان اشاره کرد و گفت: تمام افرادی که در دنیا مومن بودند و از دنیا رفته اند، امروز در عالم برزخ حساب کتاب دارند و این وظیفه شیعیان است که همه رفتگان را در ثواب مراسم های مذهبی شریک کنند.

وی مقام ولایت را عالم بر اعمال بشر دانست و گفت: همان طور که والدین بر کارهای ریز و درشت فرزندشان مشرف هستند و آنان را تحت نظر دارند مقام ولایت نیز نسبت به تمام موجودات عالم این چنین است.

آیت الله طه محمدی تصریح کرد: خدای متعال این ولایت را بر همه عرضه کرده است، اما آن هایی که ولایت حضرت علی و اهل بیت ایشان را قبول کردند ابرو پیداکردند و در غیر اینصورت جز مردود شدگان می باشند.


منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

 

نهج‌البلاغه به اذعان بسیاری پس از قرآن زیباترین و برترین تجلی بلاغت است و به برادر کوچک قرآن ملقب شده است.  امروزه بیشتر به جهت مباحث گسترده توحیدی، اجتماعی، اخلاقی، تاریخی و سیاسی آن در نزد مسلمانان حائز اهمیت است و تاکنون بسیاری از عالمان شیعه و سنی آن را شرح داده‌اند و حتی مورد توجه اندیشمندان غربی قرار گرفته است. به عنوان نمونه پروفسور هانری کربن، محقق، فیلسوف و شرق‌شناس معروف فرانسوی درباره نهج‌البلاغه می‌گوید: «بعد از قرآن و احادیث پیامبر اسلام(ص)، نهج‌البلاغه در درجه اول اهمیت قرار دارد. باید گفت به طور کلی، این تنها به قلمرو حیات مذهبی تشیع محدود نیست، بلکه تفکر فلسفی شیعه نیز به آن وابسته است و از آن مایه می‌گیرد. از این رو باید نهج‌البلاغه را از مهم‌ترین سرچشمه‌هایی به شمار آورد که متفکران شیعه پیوسته از آن سیراب گشته‌اند.» (تاریخ فلسفه اسلامی، صفحه 80).

هشدار نسبت به دنیاگرایی و فراموشی آخرت شاید یکی از متداول‌ترین موضوعات مطرح در بیانات امیرالمؤمنین(ع) است. حضرت با توجه به جایگاهی که در خلافت مسلمین داشتند،‌ مردم و مسئولان را مدام از خطر دنیا و اشرافیت آگاه می‌کردند و به آخرت توجه می‌دادند تا پند و ارز و مایه عبرتی برای تمام شیعیان در تمام دوران‌ها باشد. در یکی از این فرمایشات به نکات عبرت‌آموزی اشاره فرمودند.

 

«آب دنیای حرام همواره تیره، و گل آلود است، منظره‌ای دلفریب و سرانجامی خطرناک دارد، فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد، نوری است در حال غروب کردن، سایه‌ای است نابود شدنی، ستونی است در حال خراب شدن، آن هنگام که نفرت‌دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده سوار را بر زمین می‌کوبد و با دامهای خود آنها را گرفتار می‌کند، و تیرهای خود را سوی آنان پرتاپ می‌کند. طناب مرگ به گردن انسان می‌افکند، به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناک می‌کشاند تا در قبر، محل زندگی خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد و پاداش اعمال خود را مشاهده کند. و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام می‌نهند، نه مرگ از نابودی انسان دست می‌کشد و نه مردم از گناه فاصله می گیرند که تا پایان زندگی و سرمنزل فنا و نیستی آزادانه به پیش می‌تازند تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد و روزگاران سپری و رستاخیز برپا شود. در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها، و لانه‌های پرندگان و خانه درندگان، و میدانهای جنگ، بیرون می آورد که با شتاب به سوی فرمان پروردگار می‌روند و به صورت دسته‌هایی خاموش، و صفهای آرام و ایستاده حاضر می‌شوند، چشم بیننده خدا آنها را می نگرد و صدای فرشتگان به گوش آنها می‌رسد. لباس نیاز و فروتنی پوشیده، درهای حیله و فریب بسته شده، آرزوها قطع شده است. دلها آرام، صداها آهسته، عرق از گونه‌ها چنان جاری است که امکان حرف زدن نیست. اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگی رعدآسا و گوش‌خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت، برای دریافت کیفر و پاداش می‌کشاند». 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی در سال 1282 هجری شمسی در روستای سردها از توابع بخش مرکزی شهرستان سراب آذربایجان شرقی به دنیا آمد.

میرزا احمد پدر علامه امینی از علمای نامدار در شهر سراب بود، این خاندان از آن جهت امینی می گویند که جد پدری آنها امین الشرع بوده است، امین الشرع دانشمندی ادیب و پرهیز گاری با تقوا بود.

عبدالحسین، قرآن مجید و نهج البلاغه امیر المومنین علی(ع) را نزد پدر آموخت و از سنین پایین بارها آنها را مطالعه و از همان سالها در سینه محفوظ داشت.

علامه امینی در سن ۱۴ سالگی در مدرسه طالبیه تبریز مشغول تحصیل شد و پس از ۶ سال به نجف اشرف عزیمت کرد، پس از ادامه تحصیل، درجه اجتهاد وی مورد تایید علمای بزرگی همچون میرزا حسن نایینی و شیخ عبدالکریم حایری یزدی قرار گرفت.

وی پس از نوشتن چندین رساله و کتاب تالیف مهمترین و معروف ترین اثر خود «الغدیر» را در طول چهل سال تلاش مداوم آغاز کرد با این امید که این کتاب بزرگ او صف ها را در دنیای اسلام متحد سازد.

صاحب کتاب الغدیر با استفاده از مستندات بزرگان اهل سنت و همچنين پالايش احاديث اولين سال های طلوع اسلام و روايات دست اول و بكر نخستين ياران پيامبر اكرم(ص) به سراغ واقعه غديرخم رفت تا آن را تبديل به يک منبع قوی برای اثبات حقانيت شيعيان سازد.

علامه می كوشيد تا احاديث ناروا و غرض آلودی را كه در طول قرن ها، يگانگی و هماهنگی مسلمانان را دچار خدشه كرده بود معرفی نمايد و به همین علت برای بیان حقیقت و تکمیل تحقیقات از منابع اهل سنت، به کشور های سوریه، ترکیه، عراق، مصر و هندوستان سفر کرد و پس از 40 سال تلاش مدوام کتاب الغدیر را با هدف ایجاد وحدت در بین مسلمانان به جامعه مسلمین هدیه کرد.

این مجموعه ۲۰ جلدی طوری نوشته شده است که برخی از مخالفان سرسخت غدیر هم به حقانیت این موضوع اذعان کرده اند.

علامه امینی ۱۷ سال آخر عمر خود را در کتابخانه بزرگ خود گذراند، این کتابخانه مزین به نام امیرالمومنین علی(ع) است و در نزدیکی حرم علوی قرار دارد؛ علامه این کتابخانه را حدود ۶۷ سال پیش تاسیس کرده و در آن ۶۳ هزار جلد کتاب موجود است که با خط خود علامه فهرست بندی و ثبت شده است.

مطالعه ۱۰ هزار جلد کتاب در کتابخانه های کشورهای مختلف

دکتر عصار العمار نویسنده و پژوهشگر عراقی می گوید: علامه امینی حدیث غدیرخم را در جان اهل تسنن دوباره زنده کرد، من خودم سنی بلکه وهابی بودم اما با مطالعه کتاب الغدیر شیعه شدم.

حجت الاسلام والمسلمین علی ملکوتی عضو خبرگان رهبری نیز در مورد ارتباط مرحوم آیت الله العظمی ملکوتی(ره) با مرحوم علامه امینی می گوید: پدرم با علامه امینی در نجف با هم در یک محله سکونت داشتند، فرزندانشان با هم در یک مدرسه درس می ‌خواندند و هم‌ بازی بودند، آیت الله ملکوتی می ‌فرمود علامه به من عنایت ویژه داشتند، به کتابخانه‌ اش می ‌رفتم و از کتاب‌ هایش استفاده می‌ کردم، در آن وقت هنوز این کتابخانه را که الان موجود است تأسیس نکرده بودند و کتاب‌ ها را در خانه نگه می ‌داشتند.

سرانجام علامه امینی، پس از تحمل بیماری طولانی، قبل از ظهر روز جمعه ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹ هجری شمسی، پس از ۷۰ سال خدمت به اسلام و اثبات حقانیت شیعه، به دیدار حضرت حق شتافت.

پیکر این دانشمند پر تلاش بر دستان هزاران تن از مردم و علما تشییع و پس از انتقال به نجف اشرف، در کتابخانه خود به خاک سپرده شد.


منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام علی علیه السلام:

مَن صَبَرَ عَلى طولِ الأَذى ، أبانَ عَن صِدقِ التُّقى.

هر كس در برابر آزار زياد ، شكيبايى كند ، اين، درستىِ تقواى او را نشان مى دهد .

 

 

غرر الحكم : ج ٥ ص ٣٥٣ ح ٨٧١٠

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

زکات از مهمترین واجبات مالی در دین اسلام است که تاکید فراوانی بر آن شده است. بر اساس آن مسلمانان باید مقدار معینی از ۹ قلم کالای مصرفی خود در زندگی را به فقرا و سایر امور عمومی اجتماعی تخصیص بدهند.

 
 
زکات از فروع دین است و در منابع دینی در کنار نماز و جهاد قرار گرفته و یکی‏ از پنج ستون دین محسوب می شود.

زکات به ۹ کالا نقدین (طلا و نقره)،انعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر)،غلات اربعه (گندم، جو، کشمش و خرما)تعلق می گیرد اما سوالی که از طرف برخی از مردم مطرح می‌شود این است که چرا زكات به گاو و شتر تعلق می گيرد اما به پورشه و بنز تعلق نمی‌گيرد.
 

پاسخ دفتر استفتائات مقام معظم رهبری درباره پرداخت زکات پورشه و بنز

«حکم خداوند متعال است که زکات به چند چیز تعلق بگیرد؛ پورشه و ماشین‌هایی از این دست اگر جزء مصارف زندگی محسوب نشوند و یا از مصارف اضافه زندگی باشند به آنها خمس تعلق می‌گیرد و لزومی ندارد همه وسایل زکات داشته باشد.
 
متعلقات زکات مواردی است که یا از لحاظ شرعی مطرح شده یا در قرآن آمده است و به ماشین ارتباطی ندارد اما اگر این ماشین در مصرف سالیانه از جمله مصارف اضافه زندگی باشد به آن خمس تعلق می‌گیرد.
 
 
خمس و زکات از جمله مسائل مالی است که تنظیمی بین ثروتمندان و فقرا ایجاد می‌کند؛ خداوند متعال فرموده مواردی متعلق به زکات و موارد دیگر متعلق به خمس است اما اگر ما از درآمدمان ، پولی اضافه بیاید که دو سال از آن استفاده نکرده باشیم، خمس  به آن تعلق می گیرد.
 
فرض کنید یک ماشین را در پارکینک گذاشته‌ایم که جزء مصارف سال محسوب نمی شود قطعا خمس به آن تعلق می‌گیرد اما اگر استفاده کنند  خمس ندارد. در مواردی نیز اگر ماشین در شأن صاحب آن نباشد یعنی قیمت ماشین از ثروت فرد بیشتر باشد طبق نظر مرجع تقلید خود،در زمان پرداخت خمس باید مازادی که در شأن آنها نیست را خمس بدهد.
 
منبع:باشگاه خبرنگاران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

متن روایت را از کتاب کافی منتشر می کند.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تُفَتِّشِ النَّاسَ فَتَبْقَى بِلَا صَدِيقٍ.

امام صادق(ع) فرمود: در کار مردم تفتیش مکن که در این صورت بدون دوست می مانی.

کافی، ج2، ص652

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام والمسلمین علی رضا پناهیان، امروز در دومین اجلاسیه ملی رابطین جامعه ایمانی مشعر که در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم برگزار شد گفت: در دوران نوجوانی ارتباط دوستانه ای که شکل گرفت در فضای جبهه و جنگ بود. در جلسات دعا، مراسم های شهادت و زخمی شدن دوستان شرکت می کردیم و اینگونه بود که فضای بستر خاص دوستی و ارتباط شکل گرفته بود.

این استاد دانشگاه افزود:  به دنبال روایت در مورد دوستی و ارتباط گشتم تا جایی که به آیاتی در مورد اهمیت دوستی با مؤمنین رسیدم. آن طوری که انسان از روایت ها درمورد ارتباط با مؤمنین برداشت می کند این نیست که تنها ارتباط میدانی و رفاقتی باشد؛ بلکه دین دستور به ارتباط می دهد.

این فعال فرهنگی عنوان کرد: این حرف بدان معنا است که ارتباط با مؤمنین وظایفی رابرای آدم می آورد و از جمله آن رفع مشکلات مؤمنین ومحبت به همه  آنان است. روایات ازنظر عاطفی همه را وادار به برقرار کردن عاطفه و ارتباط همراه بامحبت می کند و این ابراز محبت، لزوما نباید با کسی باشد که رفیق و دوست باشیم، بلکه درسایه ارتباط شکل خاصی به خودش می گیرد.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت: برقرار کردن ارتباط و رفع مشکلات مؤمنین جزء دستورات روایات است. تأکید دین جدای از خواندن نماز، دعا، خمس و زکات، درست کردن اخلاق فردی و اجتماعی، ارتباط با مؤمنین است.

این فعال فرهنگی عنوان کرد:دین، بعضی وظائف آسان دارد که هنوز ظهور با آن اتفاق نیفتاده است مانند نماز خواندن، داشتن اخلاق فردی و اجتماعی. اینها قدم اول دین است.

وی افزود: اما قدم دوم ارتباط شبکه ای ملی است. که کار سخت و دشواری است. از 1هزار 400 سال این حرکت ارتباط شبکه ای ارتباط هیئت ها، در اول راه است و اگر این مسئله درست شود، مشکلات ظهور هم رفع خواهد شد.

هئیت ها را با هماهنگی به صحنه آوریم

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت: رفع مشکلات، کمک به امام برای برگزاری راهپیمایی دراربعین، هماهنگی برای حضوردر راهپمایی در روز اربعین، برگزاری هشتک فضای مجازی  از جمله اقداماتی است که می توان کارهای بزرگ انجام داد و با همه در ارتباط بود. هئیت ها را با هماهنگی به صحنه آورد. برای فعالیت بهتر و قوی تر نباید از ارتباط شبکه ای و حوادث واتفاقات لحظه غفلت کرد.

این فعال فرهنگی بابیان اینکه ارتباط شبکه و هیئت ها برای فعالیت قوی، نیازمند به صندوقی مالی است که هرموقع خواست فعالیت های اقتصادی و عمرانی کند، افزود: باید این صندوق شکل گیرد تا پشتوانه مالی و قدرت تصمیم گیری هیئت و رابطین را دو چندان کند تا برای کار عمرانی واقتصادی نیازمند نباشد.

وی افزود: لازم است هیئت ها برای ارتباط به صورت گسترده و شبکه ملی رسالت های تعیین کنند و براساس رسالت های تعیین شده حرکت کنند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت: متأسفانه بعضی از نیروهای حزب اللهی در بی خبری محض قرار دارند و به کانال هایی که افرادی خودی، راه اندازی می کنند،اطلاع ندارند و فکر می کنند، کسی که کانال درست می کند حتما باید شخصیت مهم و اثرگذاری باشد.

این فعال فرهنگی بابیان اینکه فعالیت ها تبلیغی و گذاشتن فالور و تأیید کارهای خوب و فاخر انقلابی، اثر گذاری بیشتری دارد، گفت: با این کار می توان جلوی بسیار از اتفاقات را گرفت و حتی از بسیاری از فعالان بهتر عمل کرد. فعال بودن درشبکه و گذاشتن فالور می تواند جمعیت میلیونی را به راه انداخت و قدرت بی نظیری را برای رفع مشکلات ایجاد کرد.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت:۴۰ سال تلاش کردند، بازار تهران را به اغتشاش بکشانند، ولی شکست خوردند. اما همه نیروهای انقلابی و هیئتی ها بدانند با درست کردن جبهه و خط تداوم دار، می توان قدرت بی نظیری را ایجاد کرد.

این استاد حوزه ودانشگاه با بیان اینکه هماهنگی و  تشکیل قدرت نیروهای فعال فرهنگی و هئیت ها برای مقابله با دشمن ضروری است، اظهار داشت: انجام کارهای تشکیلاتی  برای رفع مشکلات اقتصادی مردم و خدمت رسانی و تشکیل صندوق برای انجام کارهای اقتصادی و شکل دادن بیمه اربعین، قدرت چانه زنی و فعالیت هیئت ها را به شکل چشم گیری افزایش می دهد.

این فعال فرهنگی عنوان کرد: با هم بودن مردم مذهبی برکات زیادی دارد که از جمله آن کوچک کردن دولت، از بین فساد و رانت خواری، زمینه رشد کشور و سایر موارد است.

وی افزود: عدم احساس زندگی جمعی و جبهه ای مؤمنان از جمله آسیب زندگی مؤمنانه است. اگراین احساس شکل گیرد، زندگی جبهه مؤمنانه شکل خواهد گرفت.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نفاق و دورویی یکی از بدترین خصلت‌هایی است که جان انسان‌ها را در بر می‌گیرد و بسترساز بسیاری از معضلات فردی و اجتماعی می‌شود. آیات متعددی از قرآن و نیز روایات بسیاری از اهل‌بیت(ع) در معرفی و مذمت و آثار مخرب این خصلت ناپسند وارده شده است.

یکی از معانی که لغت‌پژوهان برای «نفق» بر شمرده‌اند، این است که واژه «نفق» معناى تونل و راه زیرزمینى و «نافقاء» در برابر «قاصعاء» به معناى یکى از دو سوراخ لانه موش صحرایى به کار رفته‌‏اند. برخى نیز احتمال داده‏‌اند که این دو معنا، به یک دیگر بازگشته، یک ریشه دارند. به گفته ابن منظور در لسان العرب و فیروز آبادى در تاج العروس، عرب ماده و هیئت‏‌هاى گوناگون «نفق» را براى انسان به کار نمى‏‌برد و تنها پس از کاربرد قرآنى آن، معناى این واژه در زبان عرب توسعه یافت. از این جهت می‌توان احتمال داد «نفاق» یعنی مسیر یا سوراخی که در قلب فرد پیدا می‌شود و ایمانیات فرد را مورد چالش قرار می‌دهد.

از منظر اسلام منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مؤمن و مصلح نشان می‌دهند، اما در باطن ایمان ندارند؛ با افراد بی دین، رفت و آمد و خلوت می‌کنند. نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است، نسبت به مؤمنان عیب جویند، از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافلند ریاکار، شایعه‌ساز و علاقه‌مند به دوستی با کفارند،  ملاک علاقه‌شان کامیابی و ملاک غضبشان، محرومیت است، نسبت به پیشرفت مومنان نگران اما نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می‌ید شادند.

آیات ابتدایی سوره احزاب به مناسبت جنگ احزاب یا خندق  چهره منافقان را به خوبی تصویر کرده است. خداوند در آیه9 ماجرای این جنگ را با امدادهای غیبی خویش بر اهل ایمان آغاز می‌کند و تا آیه11 به دنبال آن است که چندین معرفت را به اهل ایمان انتقال دهد که یکی از آنان ابتلای مؤمنان در صحنه‌های سخت نبرد مقابل جبهه باطل است؛ خداوند در آیه نهم این سوره پس از آنکه از امدادهای غیبی خویش بر اهل ایمان در جنگ احزاب صحبت به میان می‌آورد، در ادامه از شدت صحنه‌ این نبرد سخن می‌گوید سپس به معرفی چهره منافقان می‌پردازد که برخی از این موارد را در گذشته «اینجا» و «اینجا» عنوان کردیم و اکنون به ادامه آیات می‌پردازیم.

خداوند در آیات 18 و 19 خطاب به منافقان و در معرفی حالات آنان می‌فرماید:قَدْ یَعْلَمُ اللّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ الْقائِلِینَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاّ قَلِیلاً«18»؛ بدون شک خداوند کسانی از شما که مردم را(از جبهه و جهاد)باز می‌داشتند و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند به سوی ما بیایید(و خود را به کشتن ندهید)به خوبی می‌شناسد؛(آنان ضعیف و ترسو هستند)و جز اندکی به جبهه نمی‌روند. أَشِحَّهً عَلَیْکُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشی عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَهٍ حِدادٍ أَشِحَّهً عَلَی الْخَیْرِ أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُمْ وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسِیراً؛ در حالی آنان بر یاری شما بخیل هستند،که هرگاه(لحظات)بیم(و جنگ) پیش آید،آنان را می‌بینی چنان به تو می‌نگرند که چشمانشان(در حدقه) می‌چرخد،همچون کسی که مرگ او را فرا گرفته؛ پس همین که ترس از میان رفت، زبان‌های تند و خشن(خود را)بر شما می‌گشایند،در حالی که نسبت به خیر(مال و غنیمت)بخیل هستند،آنان ایمان(واقعی)ندارند و خداوند اعمالشان را محو کردهو این کار بر خداوند آسان است.»

نکته1 ــ

بر اساس آیه18 «معوّق»به معنای باز دارنده و«بأس»به معنای سختی و میدان کارزار و جهاد است که در این آیه به معنای «بازدارنده» است و منافقان در صحنه‌های سخت نبرد میان مؤمنان و کفار کارشان بازداشتن برادران دینی خود از این کار است. لذا منافقان بزدل که خود از جبهه فرار می‌کنند، مانع حضور دیگران در جبهه می شوند. البته در قرآن به انواع برادری اشاره شده است، اما در این آیه منظور اصلی همان «برادری سیاسی و حزبی» است. از این جهت یکی از مهم‌ترین پیام‌های این آیه لزوم هشیاری مؤمنان در قبال مکر و ضعف منافقان است.

نکته2ـ

نکته مهم‌تری که در این آیه وجود دارد، بر اساس فرازقَدْ یَعْلَمُ اللّهُمی‌تواننتیجه گرفت خداوند بر تمام جزئیات صحنه‌ نبرد بین مؤمنان با کفار توجه دارد. همان طور که در آیات قبل مطرح شد، خداوند یکی از فلسفه‌های نبرد را «ابتلای مؤمنین» معرفی کرد لذا منافقان یکی از وسایل ابتلای مؤمنان به آزمون‌های دشوار الهی است، در آنجا که فرمود: «هُنالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدِیداً؛ آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و به لرزه سختی دچار شدند.»

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به آقا گفتم : "سال‌هاست که من کف‌زنی نخواندم، برداشت من این بوده که شما مخالف هستید و میل ندارید نسبت به این کار؛ فرمودند که نه! چه اشکالی دارد کف بزنند اگر آهنگی که ساخته می‌شود لس آنجلسی نباشد کف بزنند.
عقیق: حاج میثم مطیعی که به مداحی‌های حماسی و سیاسی‌اش شهرت دارد ، شب گذشته مقابل دوربین برنامه «بدون تعارف» قرار گرفت. او درپاسخ به این سوال که به شما می‌گویند بی‌پروا از مسائل سیاسی و اجتماعی می‌گویید ، گفت: "من خیلی این بی پروایی در مداحی را قبول ندارم. من در مداحی یک مداح بی تعارف هستم. اگر یک شعر مناسب انتخاب شود، مودبانه باشد چه اشکالی دارد صریح باشد. در سال گذشته بنده را خیلی متهم کردند اما من سکوت کردم. در کوچه و خیابان واکنش‌های متفاوتی می‌دیدیم اما هیچ‌گاه از مردم بی‌ادبی ندیدم. تمام بی‌ادبی‌ها و توهین‌هایی که دیدم در فضای مجازی بود. افتخارم این است از بهترین شاعران انتخاب کردم؛ شاعران جوان انقلابی که در شعر جایگاه بالایی دارند".

وی در پاسخ به این سوال که برخی از مداحان پاکت‌های هنگفتی می‌گیرند، اشاره کرد: این راجع به بسیاری از مداحان اتهام است. برخی هستند بد عمل می‌کنند ولی راجع به بسیاری اتهام است نه مبلغی طی می‌کنند و نه مبلغی می‌گیرند. همه ما ذاکران اهل‌بیت از امام حسین آبرو برده‌اند ولی مال نبرده‌ایم.

مطیعی در بخش دیگری از این گفتگو به نکته جالبی اشاره کرد؛ ماجرای دیداری که با رهبر معظم انقلاب داشت ، وی گفت در کی از دیدار ها به آقا گفتم : "سال‌هاست که من کف‌زنی نخواندم، برداشت من این بوده که شما مخالف هستید و میل ندارید نسبت به این کار؛ فرمودند که نه! چه اشکالی دارد کف بزنند اگر آهنگی که ساخته می‌شود لس آنجلسی نباشد کف بزنند.

وی در پایان این برنامه بی تعارف‌ترین حرف خود را در این جمله خلاصه کرد: "مردم دوست دارند وحدت مسئولین را ببینند یک مقداری مسئولین براساس آن دغدغه‌ای که بارها حضرت آقا بدان تأکید کرده‌اند یعنی انسجام اهمیت بدهند و بیشتر دور هم جمع بشوند. آنقدر دعواهایشان را به صحنه جامعه نکشند. یک مقدار نه، بیش از خیلی مقدار راجع به مشکلات مردم تلاش کنند. مردم الان تلاش می‌خواهند! مشکلاتی مردم دارند که وقتی می‌بینند روی کارها روی زمین مانده به ما پناه می‌برند و ما هم حرف‌های آن‌ها را می‌زنیم".

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج