تاريخ : پنج شنبه 29 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

در این تصویر همه پسران امام خامنه ای در کنار مرحوم آیت الله مجتهدی دیده می شوند:

پسران امام خامنه ای + عکس دسته جمعی

اشخاص حاضر در این تصویر به ترتیب از سمت راست: «سید میثم، سید مصطفی، آیت الله مجتهدی تهرانی، سیدمجتبی و سید مسعود» می باشند.

معظم له اکنون دارای ۶ فرزند هستند. نام خانوادگی همسر ایشان«خجسته» است. نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرندان پسرشان سید مصطفی، سیدمجتبی، سیدمسعود و سیدمیثم است. دو تن از فرزندان پسر ایشان ۸ سال در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.

یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاههای کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از علمای تهران است.

سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است. سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است. سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است. سید میثم کوچکترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است.

مقام معظم رهبری همچون امام راحل فرزندان خود را از فعالیت های سیاسی و اقتصادی مبرا داشته و به ایشان توصیه کرده اند که در کارهای اقتصادی وارد نشوند.

حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مروی “دامت برکاته” در این رابطه چنین بیان داشتند:ایشان چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با اینها مأنوسم،این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، صحبت می‌کنیم. یک بار ندیده‌ام که اینها راجع به پولی، امکاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بکنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یک فرد معمولی است.

فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند این خیلی ارزش دارد که امکانات باشد و موقعیت فراهم باشد وهیچ اقبالی به آن نشان داده نشود. این خیلی ارزشمند است. برای خود حضرت آقا، همه رقم امکانات هست ولی هیچ اقبالی ما نمی‌بینیم. نه خودشان، نه خانواده‌شان!

قطعاً خود حضرت آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازاده‌ها‌یشان در کارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمی‌پسندند.خود اینها هم، هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این جور تربیت شده‌اند که هیچ اقبالی به این چیزها ندارند.

فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند،همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند. این که آنها برای خودشان دنبال آینده‌ای باشند‌ زندگی، مال، منال، پول، پس‌انداز‌ اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع می‌شدم. چون خیلی با اینها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در اینها ندیده‌ام.
.................................................................................................................


ويژه نامه «تداوم آفتاب» روزنامه جام جم مردادماه87 /:"احمد مروي" معاون ارتباطات حوزه اي دفتر مقام معظم رهبري:
 

آقا مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان كه طلبه‌ قم بودند ‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره كرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یك روز برای ناهار دعوت كردند. ما رفتیم منزل ایشان. یك سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یك گلدان معمولی خریدیم و رفتیم كه دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب كردم كه آیا این خانه، خانه‌ یك تازه‌داماد است؟! حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول كشور، حتّی خانه‌ یك تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یك خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یك زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یك تازه‌داماد و یك تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌كردم. حواسم بود و تا آنجا كه می‌توانستم، رصد می‌كردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موكت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.

من یک وقتی درمورد آقازاده‌‌های آقا فکر می‌کردم که اینها چرا این قدر به تعبیر بنده، بچه‌های خوبی هستند. از هر جهت، خیلی خوب تربیت شده‌اند. دیانت، پاکی، زهد، بی‌تعلقی به دنیا و عدم اقبال به مسائل دنیا و امکانات. ایشان در این موقعیتی هستند، که خیلی امکانات برایشان هست. برای کسانی که خیلی خیلی مراتب پایین‌تر هستند، بالاخره امکاناتی هست. برای اینها که در این مقام، در این رتبه هستند، خیلی امکانات برایشان بیشتر هست. امّا حقیقتاً ما نمی‌بینیم که از این امکانات استفاده بکنند.‌ یک علت آن، این است که هم خود آقا، هم خانواده‌ ایشان. یعنی این پدر و مادر، دو بال هستند برای رُشد و پرورش و تربیت فرزند. هم پدر، هم مادر، هر دو نقش دارند.

اگر یک بال شکسته باشد، آن رشد و آن پرواز را ما شاهد نیستیم، باید هر دو بال باشد و این را ما در زندگی حضرت آقا کاملاً احساس می‌کنیم. همان جوری که خود آقا مقید به زهد و سادگی و بی‌آلایشی و بی‌رغبتی به دنیا و زیورهای دنیایی هستند؛ ما همین را هم در مورد خانواده‌ آقا احساس می‌کنیم. یعنی همسر ایشان هم دقیقاً همین جور هستند. این دو نمونه‌ای که من عرض کردم، هر دوی آنها مربوط به خانواده‌ حضرت آقا می‌شد.


همین جور در مهمانی‌هایی که خانواده‌ آقا تشریف می‌برند، گاهی خانواده‌های ما هم هستند، می‌آیند تعریف می‌کنند که خانواده‌ حضرت آقا تقریباً جزو ساده‌ترین‌ها در این مهمانی‌ها‌، از نظر لباس و وضع ظاهری، هستند. آقازاده‌های حضرت آقا هم همین جورند.

 

پسر ارشد مقام معظم رهبری ، سیدمصطفی خامنه ای

سیدمصطفی پس از مراسم تدفین آیت الله بهجت(ره) در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها

 

...............................................................................

 

سید مجتبی خامنه ای

 

مجتبی خامنه ای اخلاقی‌ترین فردی است که من در طول عمرم دیده‌ام

بخشی از گفتگوی «فریدالدین حداد عادل» با «سالنامه مثلث» که به تازگی منتشر شده است برای خوانندگان انتخاب شده است:


رابطه شما با داماد‌تان، حاج آقا مجتبی [خامنه‌ای] چگونه است؟

ایشان اخلاقی‌ترین فردی است که من در طول عمرم دیده‌ام. در این۱۳ـ۱۲ سالی که با ایشان هستم هیچ وقت صدای بلند یا کلمه‌ای خلاف ادب از وی نشنیده‌ام. هیچ وقت نشد که خواهرم از ایشان نزد ما گله کنند. هیچ زمان هم منزل آنها خشک، تلخ و بی‌روح نبوده است. همانطور که می‌گوید و می‌خندد و با بچه‌ها و جوانان معاشرت می‌کند به همان اندازه جدی، پر‌کار و پر‌تلاش و درسخوان است. معمولا تا دو سه نیمه شب مطالعه می‌کند. بسیار اهل مطالعات مذهبی و اخلاقی است. در به‌ کار بردن الفاظ و اظهار‌نظر در مورد اقوال و اعمال افراد بسیار دقیق است. در مورد بدترین دشمنانش هم منصفانه حرف می‌زند.

ایشان چند فرزند دارد؟
یک پسر دارد.

تقریبا همسن هستید؟

خیر. ایشان ۳ـ۲ سال از من بزرگتر است.

با یکدیگر رابطه خانوادگی تنگاتنگی دارید؟

بعد از برادرانشان فکر می‌کنم رابطه ما به خاطر نسبت فامیلی‌مان زیاد است و اخیرا هم با هم در سفر خانوادگی دلچسبی بودیم.

رفت و آمد نزدیک با خانواده مقام معظم رهبری هم دارید؟

نه به آن معنی ولی در حد مناسبات فامیلی بی رابطه نیستیم اما رابطه عمیق و گسترده نداریم. مادرٰها با هم سلام و علیک خوبی دارند.

اولین بار که خبر خواستگاری فرزند مقام معظم رهبری را از خواهرتان شنیدید چه احساسی داشتید؟

من و خواهر‌هایم خیلی متعجب شده بودیم.

چرا؟

خانم آقا به طور ناشناس آمده بودند از خواهرم خواستگاری کرده بودند. مادرم گفته بود ایشان درس دارد. گفتند حالا صحبت کنیم. پدر و مادرم رفتند یک گوشه و با هم صحبت کردند. ما هم علت طولانی شدن صحبت آنها را از هم پرسیدیم. من رفتم گفتم چه خبر است؟ مادرم گفت می‌دانی برای خواهرت خواستگار آمده؟ گفتم اینکه طبیعی است. وی جواب داد نه، این بار برای پسر مقام معظم رهبری آمدند. من گفتم یعنی چه می‌شود؟ بالاخره هر برادری نسبت به آینده خواهرش حساسیت‌هایی دارد چه رسد به آنکه شوهر آینده وی بخواهد پسر مقام اول نظام باشد. از این بابت خیلی ذهنم مشغول شد.

بعد که ماجرا جلو رفت چه شد؟

اولین دیدار ما خیلی خوب بود، چون وقتی حاج آقا مجتبی آمدند با خواهرم صحبت کردند من اتاق دیگر بودم. ایشان از اتاق آمد بیرون. مادر گفت بنده خدا آقای مجتبی خامنه‌ای تنهاست، برو با ایشان صحبت کن. دیدم حاج آقا مجتبی کت و شلوار به تن دارد – آن وقتا ایشان هنوز معمم نشده بود- بعد از احوالپرسی، دیدم چیزی که در ایشان نیست روحیه‌ آقازادگی و تکبر و غرور است. لذا خیلی زود با هم صمیمی شدیم. همان روز هم یک بحث داغ و سنگین در مورد شخصیت‌های معروف اصلاح‌طلبان انجام دادیم.

چه سالی بود؟
۷۶ بود.

تا پیش از این وصلت حضرت آقا را از نزدیک دیده بودید؟

یکی، دو مورد پیش آمده بود. عموی من در کرمانشاه معاون سیاسی استاندار بود و بعد‌ها سرپرست استانداری شد. در این مدت به خاطرِ غائله کردستان و بعد جنگ، حضرت آقا زیاد به آنجا سفر کرده بودند و با هم خیلی آشنا بودند. ارادت فامیلی ما به مقام معظم رهبری از همان جا شروع شد. یک بار در باغ پدربزرگ مرحومم دور هم جمع بودیم، ایشان گفت آیت‌الله خامنه ‌ای بادیگران فرق می‌کنند. اصلا یک خصلت اضافه دارد. همان موقع به عمو هم گفت ایشان را دعوت کند. یک بار بیاید منزل ما که در همان ایام ایشان دعوترا قبول کردند. بعد هم که این لطف شامل حال ما شد. روزی که عروسی خواهرم بود به من گفتند آقا می‌خواهند عروس را ببینند.

تا آن موقع خواهر شما را ندیده بودند؟

نه. در مراسم عروسی رسم است که داماد همراه یک نفر سر سفره عقد برود و گفتند کسی باشد که به عروس و مادر عروس محرم باشد. من به مدت پنج دقیقه در کنار حضرت آقا تنها بودم بدون انکه محافظی باشد. پدرم آن موقع نبود. ما رفتیم به منزل مقام معظم رهبری. خانه ایشان را دیدم. کف اتاق فرش ماشینی بود. ظاهرش خیلی ساده بود و یک گوشه ایستادیم و ایشان خوشامدی گفتند و به اقوام وی تبریک گفتند. یک نکته جالب اینجاست که وقتی رهبری آمدند خیلی از خانم ها آمدند جلو. خیلی التماس دعا گفتند و خیلی عرض ارادت کردند. چند نفر از خانم‌ها با دیدن ایشان منقلب شدند و گریه کردند. شما تصور کنید خانمی که آمده عروسی و بعد اشک بریزد چه وضع بدی در چهره او پیدا می‌شود. بعد از عروسی به یکی از محارم گفتم چرا چهره‌ات اینطور شده است؟ گفت آقا را دیدیم گریه کردیم. آن روز کف خانه فرش ماشینی بود. روز بعد که خانم من هم حضور داشت گفتم چطور بود؟ گفت موکت بود. یعنی همان یک شب خانه رهبری مملکت فرش ماشینی پهن بود.


از آن سال تا به حال حاج آقا مجتبی در آپارتمانی زندگی ‌می‌کنند. ایشان سه بار در طول زندگی‌شان اسباب‌کشی کرده‌اند. همیشه یک کامیون وسایل منزل را جابه‌جا می‌کند.

منزل مقام معظم رهبری از آن تاریخ نرفتید؟

تنها باری که رفتم روز عروسی خواهرم بود. بعد‌ها به اتفاق پدرم به کتابخانه‌ شخصی ایشان رفتم. فقط می‌توان بگویم ما نمی‌توانیم اینطور زندگی کنیم. یعنی ‌خواهید دید خدا چگونه با آقای مخملباف رفتار خواهد کرد. چون دروغ‌هایی را نسبت می‌دهد که هیچ کدام آنها صحت ندارد. ای کاش یک دانه از حرف‌های وی در یک سال اخیر درست بود.

آقا خیلی کتاب دارند، خیلی کتاب به ایشان هدیه می‌شود و خیلی کتاب هم می‌خرند و خیلی کتاب هم می‌خوانند. اما این محیط کاملا ساده است. کف آنجا موکت است. هیچ تجملات خاصی در آن نیست. نه اینکه امکان آن نباشد بلکه رهبری اجازه ورود تجملات به زندگی خودشان را نمی‌دهند. یک وقت هم به مناسبت تولد پسرم، آقا را دیدم و ایشان در گوش یحیی ما ( محی‌الدین) اذان گفتند. حاج آقا مجتبی به ایشان گفتند آقا فرید دوست دارند از شما یک چیزی به یادگار داشته باشند. مقام معظم رهبری گفتند یادگاری چه باشد؟ حاج آقا مجتبی چون می دانست من دوست دارم یک انگشتری از آقا بگیرم توصیفاتی کرد. ایشان فرمودند: فهمیدم و انگشترشان را دادند.

من خیلی از گرفتن این انگشتر خوشحال شده بوده و هستم. به خواهرم گفتم عجب انگشتری! همشیره‌ام گفت می‌دانی قصه‌اش چیست؟ یکی از شیعیان یمن یک شیشه بلورین بزرگ عقیق درجه یک یمنی برای آقا فرستاد. اول که آمده بود کسی از قیمت آن خبر نداشت و به مناسبت یکی از اعیاد مقدس ایشان به عروس‌ها و پسران خود یک نگین هم داده بودند. بعد به طریقی کسی توانسته بود قیمت عقیق را بفهمد و از گران قیمت بودند آن آگاهی پیدا کند. بعد که آقا این قضیه را فهمید برای آنکه نرم زندگی تغییر نکند بقیه آن عقیق‌ها را دیگر وارده زندگی نکرده بودند و گذاشته بودند تا به خانواده شهدا بدهند. حالا انگشتر عقیق چیست که بخواهد نگین آن ارزش داشته باشد، بعد شیعه‌ای از یمن به مرجع تقلید خود آن را هدیه داده بود ولی مقام معظم رهبری اینقدر تحفظ دارند.

البته خاطره‌های مفصل دیگری دارم، ولی چون می‌دانم ایشان از بازگویی این مطلب مکدر می‌شوند نمی‌گویم. دقت‌های زیادی در این زندگی انجام می‌شود. مثلا در سفری همشیره‌ام با مقام معظم رهبری به سفر استانی رفته بود. بعد که آمد گفتم نکته جالب چه داری؟ وی گفت: آقا چندین جا را به صورت سرزده و به دور از چشم دیگران برای بازدید رفتند اما نکته عجیب این است که بعد از سفرآقا گفتند همه هزینه‌های سفر شما را از جیب خودم پرداخت کردم اگر جایی با وسیله‌ نقلیه دولتی برای کار خودت رفتی یا خریدی کردی که کسی حساب کرده یا جایی مورد پذیرایی ویژه‌ای قرار گرفتی بگو تا هزینه ان را بپردازم.

یا اینها یک جایی رفته بودند تا آثار تاریخی آن منطقه را بازدید کنند و متوجه شده بودند که مسئولان امنیتی و انتظامی آمدند یکسری بازدیدکننده‌ها را زودتر خارج کردند و جلوی ورود بقیه را نیز گرفته‌اند تا خانواده رهبری راحت بتوانند محوطه را بازدید کنند. رئیس دفتر آقا و خانواده مقام معظم رهبری از شنیدن این خبر آنقدر ناراحت شده بودند که هم از محافظین خود گله کرده و هم با مسئولان انتظامی برخورد کردند وبعد به خاطر خاصه خرجی آنها زودتر برگشتند. اینها تصویری کوچک از این زندگی است.

از لحاظ تفکر و دید سیاسی با حاج آقا مجتبی چقدر نزدیک هستید؟

خیلی دید سیاسی ما نزدیک است. چون ایشان نگاه و بینش‌ اش کاملا با رهبری همگون و همسو است و ما ازاین حیث احساس آسودگی خاطر و اطمینان صد‌در‌صد داریم. هر جا تکلیف باشد و دستور رهبری، ایشان به وظیفه خود عمل می‌کنند.

ایشان به این شکل فعالیت سیاسی ندارند. ایشان خیلی درس می‌خوانند و خارج فقه تدریس می‌کنند و در کار خود نیز موفق هستند و خیلی پیچیده‌تر از دروس متداول درس خارج طرح مطلب می‌کنند.

.................................................................................................................

سید مسعود خامنه ای(پسر سوم حضرت آقا) بهمراه پدر همسرشان آیت الله خرازی

.................................................................

سید میثم خامنه ای در کنار پدر همسرشان آقای لولاچیان

 

سید میثم در سمت راست حجت الاسلام ناطق نوری

 

از سمت راست ; سید میثم و سید مسعود

.............................................................................................

جان خود در ره "اولاد علی" می بازیم
همچو مالک به عدوان علی می تازیم
ای که گویی که خلائق ز ولی خسته شدند
کوری چشم تو بر "سید علی" می نازیم ...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: فرزندان مقام معظم رهبری, پسران رهبر انقلاب, سیدمصطفی خامنه ای, سیدمجتبی خامنه ای, سیدمسعودخامنه ای, سید میثم خامنه ای, رایه الهدی, رایة الهدی, هیئت منتظران مهدی, رحمان نوازنی,

تاريخ : پنج شنبه 29 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

حداد عادل گفت: من در منزل به کسی گفتم که من یقین دارم ایشان تمام آن 800 صفحه را خوانده است در حالی که من خودم توانسته بودم 200 صفحه از کتاب را بخوانم.

 
*شهید مطهری حتی بر مجلات هم حاشیه می‌نوشت
 
حداد عادل گفت: استادم شهید مطهری دانشگاه نرفته بود و تحصیل کرده حوزه بود اما من هرگاه به سراغ او می‌رفتم انبوهی از کتاب را اطراف او می‌یافتم. او روح و جانش متصل به کتاب بود. وقتی کتاب‌های تازه خوانده شده‌اش را به من نشان می‌داد و من آنها را ورق می‌زدم می‌دیدم که در تمام کتابها حاشیه نوشته حتی وقتی مجله‌ای می‌خواند در حاشیه‌های مجله نکاتی را یادداشت می‌کرد و من حس می‌کردم هر 6 ماه که شهید مطهری را می‌بینم به اندازه یک دوره کارشناسی به سوادش اضافه شده است.
 
 
 
*بیش از 40 هزار جلد کتاب در کتابخانه شخصی مقام معظم رهبری
 
حداد عادل در این نشست با برشمردن نقش بی‌بدیل رهبر انقلاب در ترویج و توسعه کتابخوانی گفت: اینکه رهبر انقلاب هر سال به نمایشگاه کتاب می‌روند و مردم را به کتابخانه دعوت می‌کنند این است که خودشان قبل از همه اهل کتاب هستند و در کتابخانه‌شان من بیش از 40 هزار کتاب دیده‌ام.
 
ایشان روزی به من گفت: اگر من همه زندگی شخصی‌ام را جمع کنم در یک وانت جا می‌شود و بعد با خنده ادامه داد البته به غیر از کتابخانه‌ام. زندگی ایشان با کتاب‌هایشان است و همواره ما ایشان را با کتاب می‌بینیم. به عنوان نمونه خاطره‌ای را برایتان نقل می‌کنم امسال که مثل هر سال ایشان برای تحویل سال نو به مشهد مشرف شده بودند من هم چند روزی خدمتشان بودم و گفتم کتابی را آورده‌ام که مناسب این روزهاست. تقریبا 800 صفحه داشت. این ماجرا گذشت تا ما بعد از چند روز تهران آمدیم و قرار شد مسئولان پانزدهم فروردین برای دیدار نوروزی خدمت آقا بیایند.
 
 
 
*خواندن یک کتاب 800 صفحه‌ای در عید نوروز امسال
 
من شب قبل در منزل به کسی گفتم که من یقین دارم ایشان تمام آن 800 صفحه را خوانده است در حالی که من خودم توانسته بودم 200 صفحه از کتاب را بخوانم. به هر حال ما برای دیدار ایشان رفتیم. نماز را در جوار ایشان خواندیم اما من جلو نرفتم تا مراسم تمام شد تا اینکه یکی از مسئولان دفتر آمد و به من گفت: آقا با شما کار دارد نزد ایشان رفتم ایشان در گوشم گفتند کتاب را خواندم همه‌اش را خواندم و من یقین داشتم که غیر از آن کتاب در آن چند روز کتابهای دیگری را هم خوانده است. ببینید ایشان با این همه گرفتاری چطور کتاب می‌خواند و قبل از توصیه به مردم خودشان هم کتابخوان است.
 
حدادعادل گفت: هروقت ما در مورد مسائل مختلف با ایشان صحبت می‌کنیم از کثرت اطلاعات ایشان دچار حیرت می‌شویم. امام خمینی هم همینطور بود امام از اول جوانی مولف بود و در 28 سالگی کتاب شرح  دعای سحر را نوشته‌اند. کدام مملکت رهبرانی اینطور فرهنگی و کتابخوان دارند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شرح دعای سحر, حدادعادل, رهبرانقلاب, کتاب800صفحه ای, دیدارنوروزی, رایه الهدی,

پرسيدم: براي چه مي‌خواهي ببري؟ جواب داد: مادر من 95 سالش است و فوق‌تخصص قرنيه چشم. به من گفته دنبال اين شهيدان گمنام برو و ...

به گزارش خبرگزاري دانشجو، حسين يكتا در طرح ضيافت انديشه نخبگان دانشجويان دانشگاه شريف در خصوص نزديك بودن ظهور امام زمان (عج) به سخنراني پرداخت.
 
متن كامل سخنراني به شرح زير است:
 
شما به ضيافت انديشه آمده‌ايد كه پس از آن وارد ماه رمضان مي‌شويم ما هم به جبهه و يك مهماني رفته بوديم و اعتقاد ما اين است كه اين برنامه مهماني در مهماني ضيافت انديشه مي‌شود.
 
ضيافت انديشه خروجي مناسبي داشته است ما مانند آن هشت سال پشت در بهشت خدا را نفهميديم كه ما را بيرون كردند و اين زمان يك ماهه ماه مبارك رمضان هم تمام مي‌شود.
 
هر كسي اگر چيزي به دست آورد خوب استفاده مي‌كند.
 
من در اين چند روز كتابي را در خصوص بچه‌هاي اسير مطالعه مي‌كردم كه متوجه شدم بچه‌هايي كه اسير شدند يك سبك زندگي‌اي داشتند كه همان مشكلي است كه همه ما با آن مواجه هستيم.
 
در آن كتاب خواندم كه رزمنده‌اي در حال نماز و به قنوت ايستاده بود كه عراقي‌ها به پشت در اين اردوگاه آمدند و با باتوم به نرده‌هاي آهني مي‌كشيدند و مي‌گفتند نمازت را تمام كن در حالي كه آن بچه در حس خودش بود و نماز مي‌خواند كه سپس عراقي‌ها وارد اردوگاه شدند و اطراف اين اسير مي‌چرخيدند و نگاهش مي‌كردند كه چرا نماز و قنوتش را نمي‌شكند.
 
نماز اين اسير تمام شد و عراقي‌ها دو دست او را به پنجره اردوگاه بستند و با باتوم و ميلگرد آنقدر زدند تا مچ‌هاي دو دستش شكست سپس رهايش كردند و فردا صبح دوباره روي دست هاي شكست‌اش ضربه زدند و آن را خرد كردند و سپس دستش را باز كردند.
 
آن رزمنده به گوشه اردوگاه آمد و به نماز ايستاد كه عراقي‌ها پس از پايان نماز او را به سمت فاضلاب دستشويي بردند و گفتند كه وارد فاضلاب شود كه نپريد و سپس هلش دادند و سرش را با چوب زير فاضلاب كردند و سپس آن را بيرون كشاندند.
 
تمام اين شكنجه‌ها به خاطر يك دو ركعت، قنوت و نماز بود.
 
در مسجد دانشگاه مي‌ريم و نماز مي‌خوانيم و خواب‌مان مي‌برد و نمازمان كم و زياد مي‌شود.
 
بچه‌ها تمام رزمنده‌هايي كه شهيد شدند را روز قيامت آنها را از زير خاك بيرون مي‌آورند.
 
در آن كتاب نوشه شده بود: ما رابا يك كاميون به بصره آوردند و يك بازجويي ساده انجام دادند من هم كه دست و پايم تركش خورده بود در يك بيابان خالي‌يمان كردند و شكم و صورت ما روي زميني كه منطقه آن حصاركشي شده بود قرار گرفت.
 
ديدم كه كنار من يك رزمنده‌اي در حال درد كشيدن است و پرسيدم چي شده است؟ و احساس كردم كه يك تركش به پشت او وارد شده كه داد و فرياد كردم و يك عراقي با يك جعبه آچار آمد و يك درفش كفاشي كه در آن بود را بيرون آورد و با هم درفش پيراهن و زخم آن رزمنده را پاره كرد.
 
سپس انبردست را از داخل جعبه خارج كرد و با آن تركش را گرفت و پيچاند و از داخل نخاع و ستون فقرات آن رزمنده را بيرون كشيد و در آن لحظه تمام بچه‌هايي كه صحنه را ديدند ذكر يا قمربني‌هاشم مي‌گفتند و آن رزمنده كه سن زيادي هم نداشت دستش را در دستان من فشرد و آخ نمي‌گفت تا داغ به جيگر عراقي‌ها بگذارد و سپس عراقي پيراهنش را كه كثيف بود بر روي زخمش انداخت و رفت.
 
من از او پرسيدم كه خوبي؟ كه من را نگاهي كرد و چشمانش را بست و شهيد شد و سپس عراقي‌ها مقداري آن طرف‌تر در يك چاله انداختند و رفتند.
 
آنچه در جبهه گذشت يك جمله بيشتر نبود يك عده اسير تكليف بودند، ‌يكسري مست ليلي جماران بودند و تا مست نشوي كار حل نمي‌شود.
 
مستي عشق خدا، مستي ديدن رخ مهدي زهرا عقل را از سر و هوشت خارج مي‌كند و به همين دليل رفقا و بچه‌هاي ضيافت انديشه امروزه حاكميت شهدا بر دل‌هاست مي‌خواهي بپذير مي‌خواهي نپذير.
 
صبح بسيار نزديك است چرا ما پشت خاكريز با آن همه غصه شاد بوديم ولي الان با اين همه امكانات خوش نيستيم؟
 
بعضي اوقات خاطرات را كه براي بچه‌ها تعريف مي‌كنيم مي‌پرسند حاج آقا راستي جنگ بوده؟ افسانه است؟ راست است؟
 
علي فردپور براي روحيه دادن به رزمنده‌ها روي خاكريز رفت و اذان گفت و همين رزمنده در عمليات چنگوله، مهران و عاشوراي 2 تير خورد و مفقود شد و استخوانش هم پيدا نشد.
 
براي هر نفري بين خود و خدايش در هر مقام و ادبياتي يك لحظه، پشت خاكريز گرفتار مي‌شود كه بايد اذان بگويي حتي به انجام يك ثواب، ترك گناه و يا دل دادن به امام زمان باشد.
 
بچه‌هاي ضيافت انديشه خيلي خداوند خاطرتان را قبل از ماه رمضان خواسته تا پچ پچي يواشكي در گوشت بگويد.
 
ضيافت انديشه و ماه رمضان و شب قدر هم تمام مي‌شود ما قدر شب‌هاي قدر شب‌هاي عمليات را قدر ندانستيم.
 
مراقب باشيد به اندازه يك سال براي‌تان مي‌نويسند بابا شهدا قدر امام زمان را ديدند و به هيچ كس قول نداد‌ه‌اند كه اين ماه رمضان آخرين ماه رمضان است.
 
ما قدر جبهه را ندانستيم و بيست سال در به در شماها هستيم و به بهانه شما اردو، راهيان نور و برنامه مي‌آييم.
 
يكي دنبال جنازه مي‌دويد تا تابوت شهيد گمنام را بگيرد پرسيدم: براي چه مي‌خواهي؟ گفت: مادرم گفته تابوت شهيد گمنام را به خانه بياور.
 
پرسيدم: براي چه مي‌خواهي ببري؟ جواب داد: مادر من 95 سالش است و فوق‌تخصص قرينه چشم مي‌باشد و به من گفت دنبال اين شهيدان گمنام برو و زماني كه شهيدي را دفن كردند تابوتش را برايم بياور زيرا ما ارامنه رسم داريم كه ما را با تابوت در قبر بگذارند.
 
مادرم گفت اگر مي‌شود جنازه مرا داخل تابوت يكي از شهدا بگذاريد.
 
به حضرت عباس قسم شهيدان زنده‌اند من تا صبح مي‌توانم تصرف و مديريت شهدا در زندگي دختران و پسرها را بگويم.
 
شهيد احمدي‌روشن زنده است چرا مي‌گويند گوش را زير قبه امام حسين نبريد زيرا آتش به آن حرام مي‌شود و چرا ماها مي‌رويم در قبه امام حسين، در مجلس آن امام و در مجلس ضيافت انديشه و اوضاع‌مان خراب مي‌شود چون باز گناه مي‌كنيم.
 
شهدا مي‌خواستند، مي‌شد اما الان مي‌خواهي نمي‌شود.
 
ورود به خانه اهل بيت زوري نيست بلكه محبتي است؛ عاشق، معشوق و رفيق شويد.
 
هنوز گذر شما به شب اول قبر نيفتاده است اگر امام عصر نيايد بگويد اين فرد براي من است ولش كنيد پدرت را در مي‌آورند شهدا به امام زمان راست گفتند.
 
امام خميني گفت: من انتظار ز نيمه خرداد كشم و 14 خرداد فوت كردند و مقام معظم رهبري مي‌فرمايند من دلبسته يار خراساني خويشم حكيم حرف بي‌حكمت نمي‌زند، اي رفيق برو جاي خودت را در اين پازل پيدا كن.
 
در گفتمان ادب و اخلاق جا مانده‌ايم و ارباب ما در اين دنيا در حال يارگيري است در حالي كه ما جا مانده‌ايم برويد يك فكري كنيد.
 
وقت بسيار است سرعت عالم تند شده فتنه پس از فتنه است خبر پس از خبر است پس خبري در راه است و خداوند دنيا را براي يك خبرهاي مهم در حال آماده كردن است.
 
آيا دل من و تو هم آماده است؟ و اين را شهدا در جنگ فهميدند كه عمليات نزديك است و آنها خوب از فرصت استفاده كردند و رفتند.
 
امام عصر دل تك به تك ما را رصد مي‌كند و دائم به دل ما سر مي‌زند و كساني ديگري در آن دل لانه كرده‌اند و به همين خاطرما جا مانده‌ايم.
 
اگر كسي درس نخواند در دانشگاه بماند حرام است زيرا اين همه بيت‌المال در دانشگاه خرج مي‌شود
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حاج حسین یکتا, رایه الهدی, ارمنی,

تاريخ : پنج شنبه 29 تير 1391 | | نویسنده : گمنام
نامه حجت‌الاسلام قرائتی در آستانه ماه رمضان

 

حجت‌الاسلام قرائتی استاد اخلاق و معلم قرآن، در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و نزول قرآن، در نوشتاری به بیان جایگاه رفیع قرآن پرداخته و در ادامه از کم‌توجهی و بی‌مهری به این کتاب آسمانی گله کرده است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی «منانشر»، حجت‌الاسلام محسن قرائتی در نامه‌ای سرگشاده با اشاره به دلایل بیست‌و‌سه‌گانه جایگاه پرمنزلت قرآن کریم، از مهجوریت و کم توجهی نسبت به این کتاب آسمانی انتقاد کرده و در ادامه پیشنهادهایی برای رفع این مشکل بیان می‌کند.

متن کامل این نوشتار در پی می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک علاقه‌مندان به قرآن کریم و مفاهیم بلند آن.

جایگاه قرآن بر کسی پوشیده نیست زیرا:

1. در بهترین شب تاریخ (شب قدر) نازل شده.

2. بر قلب بهترین انسان نازل شده.

3. قرآن نازل شد تا غافلان، هوشیار و نشستگان، به پا خیزند و بپا خاستگان بروند و روندگان بدوند.

(خدای قرآن "قائما بالقسط"، هدف قرآن "لیقوم الناس بالقسط"، و به پیامبرش فرمان "قم" و به امتش "قوموا" و نمازش "اقیموا" و حجش "قیاما للناس" و رهبرش "قائم" و رستاخیزش "قیامت" است.یعنی قرآن کتاب تحرک و نشاط و رشد است.)

4. قرآن هم چون دریا است که نگاه به آن،شنای در آن، ماهیگیری از آن، کشتیرانی در آن تا غواصی در آن، برای همه ی گروه ها، نوعی بهره دارد. و انسان را به ساحل خوشبختی می رساند و کسانی که عالم ترند، مثل غواصان، بهره ی بیشتری می برند.

5. قرآن بزرگترین معجزه پیامبر است که حفظ آن واجب است.

6. مأمور به تدبریم و از کسانی که در آن تدبر نمی کنند توبیخ شدید شده است (افلا یتدبرون القران...).

7. قرآن نیاز به سند ندارد، مورد قبول همه فرقه‌های اسلامی است و در هر خانه مسلمان حداقل یک نسخه از آن وجود دارد.

8. تنها کتاب آسمانی است که در آن تحریف صورت نگرفته و در آینده هم بیمه است. "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون"، "لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه"

9. شفاعت انسان ها گاهی مفید واقع نمی شود "فما تنفعهم شفاعه الشافعین " ولی شفاعت قرآن قطعا مفید است. "انه شافع مشفع"

10. اگر بناست عمری صرف خواندن و دقت بشود کتاب خالق بر کتاب مخلوق مقدم است

11. هر چه علم توسعه پیدا می کند عظمت قرآن شفاف تر می شود. هیچ آیه ای از آن، تاریخ مصرف ندارد؛ بلکه برای همیشه است

12. دریایی است که به قعر آن دسترسی نیست؛ "بحر لا یدرک قعره"

13. عجائب قرآن قابل شمارش نیست؛ "لا تحصی عجائبه"

14. قرآن، میزان است و همه باید خودمان را با آن بسنجیم؛ حتی روایات باید با آن سنجیده شود و اگر حدیثی ضد قرآن بود آن را کنار می‌گذاریم

15. به گفته روایات متعدد "قرآن و اهل بیت (ع)" حتی برای یک لحظه از هم جدا نیستند؛ "لن یفترقا"

16. قرآن جامعیتی دارد که در خداشناسی، حیوان و آسمان را کنار هم می آورد؛ "افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت"

17. در سفارش به عدالت، تعادل کهکشان‌ها تا تعادل ترازوی میوه فروشی را با هم می بیند."و السماء رفعها و وضع المیزان الا تطفوا فی المیزان"

18. در سوگند، هم به خورشید سوگند می‌خورد و هم به انجیر

19. بزرگترین آیه آن آیه حقوقی است، همان گونه که بزرگترین نامه حضرت علی (ع) نامه سیاسی است

20. در فرمان جهاد آن نیز توجه به عدالت شده است

21. عدل و احسان قرآن از هم جدا نیست. دستور قتل قاتل را می دهد ولی نام برادری را از او حذف نمی کند. "فمن عفی له من اخیه شیء ..." یعنی حتی نسبت به قاتل کلمه عفو و برادر به کار می‌رود......

 

بقیه در ادامه مطلب.....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حجت الاسلام قرائتی, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

 

هرچه که می کشیم و هرچه که برسرمان می آید ، از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.

طرح از آقای صالحی منش ، برای دریافت عکس در سایز اصلی روی آن کلیک نمایید.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حاج حسین خرازی, رایه الهدی,

تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

محمد تهرانی مقدم برادر شهید سردار حسن تهرانی مقدم در این برنامه گفت: بهترین جمله درباره شهید تهرانی مقدم، عبارتی است که رهبر انقلاب درباره او به کار بردند: دانشمند برجسته، سردار عالیقدر، پارسای بی‌ادعا.

وی افزود: در باب سردار عالیقدر باید بگویم در زمانی که مردم فریاد می‌زدند جواب موشک، موشک ‍!، این شهید بزرگوار با دست خالی به ندای امام و مردم پاسخ داد و چه شجاعانه پاسخ داد. به یاد دارم که هر موقع که می‌خواست موشکی را به سمت دشمن شلیک کند، ابتدا زیارت عاشورا می‌خواند و بعد از آن با یک ماژیک روی بدنه موشک می‌نوشت: «و ما رمیت اذ رمیت، ولاکن الله رمی».

تهرانی مقدم گفت: در بحث دانشمند برجسته، باید بگویم زمانی که رهبری به منزل این شهید آمدند، گفتند که در بازدیدی که از مقر این شهید داشتم با جمعی از جوانان نورانی و نخبه روبرو شدم. ایشان از فرزندش حسین پرسیدند رشته تحصیلی‌ات چیست؟ او گفته بود مدیریت. ایشان هم به حسین گفتند رشته تو مدیریت است و رشته پدرت هم مدیریت عملی بود. حسن در مقر تحت مدیریتش، صدها دکتر و پروفسور را گرد هم آورده بود.

برادر پدر علم موشکی ایرانی ادامه داد: در باب عبارت پارسای بی‌ادعا هم باید بگویم که او سیر و سلوکش را از مسجد و در محضر علم و علما آغاز کرد. در سال‌های پیروزی انقلاب، با فعالیت شبانه روزی، با فرهنگ امام و انقلاب آشنا شد و در روزگار دفاع مقدس، صیقلی شد. او علمدار دفاع از امامت و ولایت بود که در سازمان جهاد خودکفایی به اوج رسید. در گره گشایی از محرومین و مستضعفان گره‌های راهش را باز می‌کرد و در تهجدهای شبانه نورانی می‌شد. تا این که نهایتا در ایام غدیر، لبیک گویان به خدمت مولایش امیرالمومنین(ع) رسید.

برادر شهید تهرانی مقدم گفت: حسن چند روز پیش از شهادتش به خانه ما آمد. من و مادرم در خانه بودیم. می‌گفت چند شب پیش خواب دیدم که از دنیا رفته‌ام. در قبر تنگ و تاریکی جا گرفتم و دو ملک غضبناک به سمت من آمدند. از من پرسیدند که خب، چیزی هم داری؟ در آن لحظه به نظرم رسید بگویم من اقامه عزای اباعبدالله را داشتم. در آن لحظه قبر فراخ شد و دو ملک صورتی خندان پیدا کردند و باغی روبرویم هویدا شد. من خودم هم چند روز پیش خواب برادرم را دیدم. لباس مرتب و مخصوص مهمانی پوشیده بود و می‌خواست برود. به او گفتم حسن آقا سوالی دارم. آخرش مولا علی کمکت کرد یا نه؟ به من گفت: حاج ممد این جا خیلی دقیق است. سه مرتبه به من گفت حواست جمع باشد. گفتم هنوز جواب من را ندادی. دستم را به گردنش انداختم و گفتم تا جواب ندهی، نمی‌گذارم بروی! گفت مولا دستم را گرفت و الان هم جایم خوب است.


وی در پایان گفت: وقتی که به دیدن بدن قطعه قطعه شده و بی‌سر برادرم رسیدم، این جمله امام حسین(ع) بالای پیکر حضرت عباس(ع) به یادم آمد که الان کمرم شکست و چاره‌ام از دست رفت....
 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهیدتهرانی مقدم, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

تشرف بی‏واسطه و مستقیم به محضر نورانی امام زمان(عج) لیاقت و شایستگی‏هایی ویژه می‏خواهد، از این‏رو تنها اوحدی از موحدان به راهیابی محضر مطهرش توفیق می‏یابند.
هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت می‏گیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران می‏رساند، از سرچشمه فیاض امام عصر(عج) جاری می‏گردد؛ اما چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولی‏عصر(عج) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبسته دیگران می‏گشایند و واسطه رسیدن فیض امام به آنان می‏شوند.

آنچه برای همگان ضروری و میسور است، ایجاد و حفظ ارتباط روحی و معنوی با آن حضرت است که در پرتو رعایت ادب حضور و ارتباط با آن حضرت تحصیل خواهد شد.

انجام دادن مستحبات و اعمال صالح به نیابت از آن حضرت و اهدای ثواب آن به ارواح طیّب عترت طاهره(علیهم‌السلام) از بهترین راه‏هایی است که می‏تواند ارتباط انسان با آن وجود مبارک را تأمین کند و بهترین حالت در چنین نیابتی، آن است که انسان در برابر عمل خویش از آن امام خواسته‏ای نداشته باشد، چرا که از قدر عملش می‏کاهد: چون خواسته ما به قدر ادراک ماست و ادراک ما بیشتر به حجاب تمنیات ما محجوب است، مطلوب متوقّع ما نیز محدود خواهد بود، پس بهتر است که برابر این ادب، به پیشگاه آن حضرت چیز خاصی را پیشنهاد ندهیم، زیرا او از آن دسته است که سجیّتهم الکرم۴، بنابراین شایسته آن است که در انتظار عطای او باشیم، چرا که آنچه آن حضرت به اقتضای سجیّه کریم خویش عطا می‏کند ماندنی است.

البته این سخن بدین معنی نیست که انسان اگر مشکل خاصی دارد، با امام خویش در میان نگذارد و از او نطلبد بلکه مقصود آن است که در انجام دادن اعمال صالح به نیابت از آن حضرت، طلبی نداشته باشد و پیشنهادی ندهد تا آنان درخور خویش عطا کنند؛ نه در اندازه مطلوب محدود ما. آنان چون درخور خویش عطا کنند، هم قابلیت و ظرفیت می‏بخشند و هم مقبول و مظروف؛ و گاه گرچه به شخص عطا می‏کنند، ظهور و فضل عطایشان جامعه‏ای را بهره‏مند می‏سازد؛ مانند آنچه حضرت رضا(علیه‌السلام) به شاگرد خویش جناب زکریّا بن آدم در برابر استجازه او برای خروج از قم فرمود: شما در قم بمانید. خدای سبحان به برکت شما عذاب را از مردم قم برمی‏دارد، آن‏گونه که به برکت مزار پدرم عذاب را از ساکنان آن منطقه برداشته است.۵ این نمونه‏ای از آن عطایاست که به شخصی چنان لطفی می‏کنند که چون پیکرش در زمینی مدفون شود، آن برکت در تمام آن شهر جریان یابد.

از دیگر آداب حسنه در ارتباط با امام عصر(عج) ادب برخاستن به احترام نام مبارک ولی‏عصر(عج) است که در میان شیفتگان و پیروان خاندان عصمت(علیهم‌السلام) سنّتی دیرپاست.
 

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی, تشرف, امام زمان, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

كليپ تصويري «آغازي بر يك پايان» كه بر اساس روايت دکتر حسن عباسي از وقايع 18 تير 78 توسط گروه صوت و تصوير «خبرگزاري دانشجو» توليد شده، هم اكنون آماده مشاهده و دريافت است.

لینک دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آغازی بر یک پایان, رایه الهدی,

تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

پادشاه عربستان که خود را خادم حرمین شریفین می‌نامد چندین بار آیات قرآن کریم را اشتباه خوانده به گونه ای که برخی کاربران سایت‌های اجتماعی نوشته‌اند عبدالله بهتر است به جای خواندن قرآن، به رقاصی بپردازد.

به گزارش فارس، "عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه عربستان که خود را خادم حرمین شریفین [مکه و مدینه] می‌نامد در چندین سخنرانی، زمانی که در سخنان خود از آیات قرآن استفاده می‌کرد، اشتباه‌های متعددی داشته است.
 
اشتباه‌های متعدد عبدالله در خواندن آیات قرآن کریم بازتاب‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشته و یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشت که عبدالله بن عبدالعزیز بهتر است به جای خواندن قرآن به رقاصی بپردازد.
 
در فیلم نخست سخنرانی وی زمانی که وی همچنان ولیعهد عربستان بوده و در بخشی از سخنرانی خود [ثانیه 55] سعی کرد آیه 13 سوره حجرات [یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا] را بخواند و در حالی که آن را از روی نوشته می خواند اما چندین اشتباه در خواندن آن داشت.
 
 
 
 
قرآن خواندن عبدالله در زمان ولیعهدی از سوی دیگر در فیلم دیگری که از قرآن خواندن ملک عبدالله در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، وی بار دیگر در خواندن آیه‌ای از قرآن مرتکب اشتباه‌های متعددی شد.
 
وی در این سخنرانی که آن را در نشست سران عرب در کویت ایراد می‌کرد و "بن علی" دیکتاتور سرنگون شده تونس و "حسنی مبارک" دیکتاتور سرنگون شده مصر نیز در این فیلم دیده می‌شوند در بخشی از سخنان خود [ثانیه 40] اقدام به خواندن آیه 46 سوره انفال [ و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم] می کند که آن را اشتباه و اینگونه می‌خواند" و لا تنازعو و لا تفشلو و تذهب ریحکم" که معنای عبارتی را که عبدالله به عنوان آیه قرآن خواند با عبارت صحیح قرآنی آن اختلاف فاحشی دارد.
 

 

 
قرآن خواندن عبدالله پادشاه عربستان
ملک عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه عربستان سعودی و دهمین فرزند «عبدالعزیز آل سعود» بنیانگذار عربستان جدید است. وی به تاریخ اول آگوست ١٩24 میلادی برابر با 10 مرداد 1٣0٣ خورشیدی در شهر ریاض متولد شد. ملک عبدالله از سال ١٩٧5 معاون دوم نخست وزیر بوده‌است پستی که در عربستان به ولیعهد بعدی تعلق می‌گیرد. از سال ١٩٨٢ میلادی ولیعهد عربستان شد. البته وی از سال ١٩٩5 و پس از بیماری و زمین‌گیر شدن ملک فهد عملاً تمامی اختیارات یک پادشاه را در دست گرفت. وی همچنین ریاست هیأت وزیران و فرماندهی گارد ملی عربستان سعودی را نیز عهده دار می‌باشد.
 
وی پس از مرگ برادرش فهد بن عبدالعزیز، و از تاریخ اول اگوست 2005 همچنان پادشاه عربستان است
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: قرآن خوانی پادشاه عربستان, رایه الهدی,

تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

پناهيان گفت: چرا در مورد قتل‌عام مسلمانان ميانمار احساس مسئوليت‌ نمي‌كنيد؟ چرا نسبت به قتل 70 نفر زن و بچه در سوريه حساس نيستيد؟ چرا براي كشته شده‌هاي بحرين و عربستان هيچ‌ حركتي نمي‌كنيد؟ چرا در خصوص جنبش وال‌استريت روشنگري نمي كنيد.

وي ادامه داد: رهبر معظم انقلاب فرمودند اگر مردم اروپا بفهمند تمام بلايايي كه مي‌كشند زير سر صهيونيست‌هاست آن وقت جنبش اصلي شروع مي‌شود

اين استاد حوزه عنوان كرد: امروز جامعه جهاني درگير فضاهاي مجازي است هر چند جامعه ما كامل درگير اين موضوع نشده است؛ اما به آينده كه بنگريم موقعيت فضاي مجازي موقعيتي برتر است بايد براي گفته‌هايمان و براي آشنايي ديگران هم كه شده از اين فضا استفاده كنيم، معنا ندارد نيروي بسيجي و انقلابي وبلاگ نداشته باشد اينترنت و همچنين تلفن‌هاي همراه يك شبكه ارتباطي جديد خلق كرده‌اند؛ چرا نبايد از اين فضاها استفاده كنيم.

پناهيان ادامه داد: در دوران دفاع مقدس رزمنده‌ها هنگامي كه براي دفاع مي‌رفتند تا راه انقلاب را روشن كنند ابتدا خودشان روشن مي‌شدند، نمي‌شود قبول كرد كه كسي انقلابي باشد؛ اما اثر تزكيه‌اي نداشته باشد قدرت تحليل نداشته باشد و نتواند به ديگران آموزش دهد تك تك اعضاي بسيج بايد قدرت تحليل داشته باشند و همه آنها بايد صاحب فكر و انديشه باشند؛ چرا كه بايد با ‌آزادانديشي از حق دفاع كرد.....


وي خاطرنشان كرد: شما دانشجويان چقدر محيط تان را تزكيه مي‌كنيد؟ مسئوليت تعليم و تزكيه برعهده شماست و بايد در اين راه حكمت را نيز آموزش دهيد و آن را به بحث بگذاريد كرسي‌هاي آزادانديشي كه يكي از مراحل حكمت است و رهبر معظم انقلاب نيز بر آن تأكيد بسيار دارند بايد راه‌اندازي شود و پيگيري شود.
 
 
تنها فاصله ما با ظهور كمبود مبلغان است

اين استاد حوزه و دانشگاه تاكيد كرد: تعليم پس از آن صورت مي‌گيرد كه فضا آماده و مناسب باشد فضاسازي يكي از زيرمجموعه‌هاي تعليم است و جامعه جهاني امروز آماده شنيدن آيات قرآن و آرمان‌هاي انقلاب است حتي جهان امروز با يك اشاره نيز گيرايي كامل دارد؛ اما متأسفانه مبلغان مناسب و كافي نداريم و تنها فاصله ما با ظهور كمبود مبلغان است كه بتوانند اين چهار عمل را در جهان پياده كنند.
 

 بهترين كلاس اخلاق از منظر آيت الله بهجت

اين استاد حوزه و دانشگاه تصريح كرد: آيت الله بهجت مي‌فرمايند؛ هيچ كلاس اخلاقي مانند شنيدن و خواندن داستان زندگي اوليا خدا كلاس تزكيه كننده نيست وقتي انسان به مرحله‌اي از تزكيه رسيد آن گاه مرحله آموزش آغاز مي‌شود تا انسان از لحاظ عقلاني رشد پيدا كند و به استدلال‌هاي قوي دست يابد و با اين جزئيات اندكي از دين باخبر شود تا بتواند در سطحي هر چند اوليه از دين دفاع كند.

پناهيان افزود: پس از گذراندن اين مرحل انسان نياز به حكمت دارد و بايد به حكمت برسد اين بدان معناست كه انسان خودش بايد توليد كننده باشد اين مسيري است اجمالي كه ابتدا قرآن را بايد تلاوت كرد سپس بايد تعليم ديد و نهايتا به حكمت رسيد.

وي ادامه داد: پيامبر اكرم (ص) اين مراحل را در دوران حكومت خود داشت و در آن زمان هم تلاوت قرآن وجود داشت و هم به مردم آموزش داده مي‌شد و هم آنان را به دريافت حكمت ترغيب مي‌كرد؛ اما غالب عملكرد پيامبر (ص) تلاوت قرآن بود.

اين استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان كرد: در دوران سه امام اول شيعيان دوران تزكيه و در نگاهي كلان‌تر در دوران سه امام بعدي دوران تعليم آموزش و در دوران امامان آخرين و در دوران غيبت حكمت لازمه دريافت هدايت است.......

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: استادپناهیان, رایه الهدی, هیئت منتظران مهدی(عج),

ادامه مطلب

علامه طباطبایی(ره) آن قدر زندگی محقرانه‌ای داشت که حتی اگر طلبه‌ای برای طرح سؤال به در خانه‌اش مراجعه می‌کرد، او را به داخل دعوت نمی‌کرد؛ این عدم دعوت علامت تعجب بزرگی بود که علامه بعدها به آن پاسخ داد.

به گزارش فارس، علامه سید محمدحسین طباطبایی صاحب تفسیر ارزنده «المیزان» و عالمی عارف بود، وی علاوه بر تبحر در فلسفه، تفسیر و کلام در بسیاری از علوم دیگر سرآمد بود، بعد از تحصیل مقدمات در زادگاهش تبریز، به نجف اشرف رفته و از محضر اساتید بزرگی هم چون آیات نایینی، کمپانی، اصفهانی و بادکویه‌‌ای بهره برد.
 
او زندگیش را صرف تحقیق و تدریس کرد و موفق به تالیف ده‌ها جلد کتاب و پرورش شاگردانی شد که همانند ستاره در عالم علم و معرفت می‌درخشند.
 
این عالم ربانی سرانجام در صبح یکشنبه هجدهم محرم الحرام سال 1402 هجری قمری برابر با بیست و چهارم آبان 1360 شمسی در سن 81 سالگی در شهر قم دیده از جهان فرو بست، مدفن شریفش در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) قرار دارد.
 
مردی بزرگ در خانه‌ای کوچک
 
«... ایشان می‌فرمودند: این سه درس فلسفه، اخلاق و تفسیر را شروع کردم، قیافه روحانی‌ای که تازه از روستا به شهر آمده را در ذهن خود مجسم کنید، با یک عمامه کرباسی سرمه‌ای رنگ چنین شخصی مدعی ایجاد انقلابی در یک حوزه است، چه اندازه امکانات مادی در اختیار دارد؟ نشانه‌اش یک منزل در اتاقی است که آن را در مقابل ماهی 80 ‌تومان اجاره کرده است، فرزند برومند آن مرد، در این جا حضور دارد و به خاطر دارد که در چه خانه کوچک و محقری بزرگ شده است، خانه‌ای که حتی مرحوم علامه نمی‌توانست دوستانش را در آن جا پذیرایی کند، چون از نظر امکانات بسیار محدود بود.
 
اوایل آشنایی با استاد از رفتارشان خیلی تعجب می‌کرد. گاهی مجبور می‌شدم به خاطر جواب گرفتن برای سوالی که برایم پیش می‌آمد، دو دست خود را بر دو طرف در گذاشته، سرشان را بیرون می‌آوردند و به سوال من گوش می‌دادند و پاسخ می‌گفتند، گاه این سوال برایم مطرح می‌شد؛ چرا استاد از من نمی‌خواهند که به داخل منزل بروم، بعدها که آشنایی من با ایشان بیشتر شد و گاهی اتفاق می‌افتاد که می‌توانستم به داخل منزلشان بروم، متوجه موضوع شدم، ایشان فرمود: اگر من کار کنم و روزی سی ریال مزد بگیرم، برای من گواراتر است از این که به خانه کسی بروم و اظهار حاجتی کنم و وابستگی به بیتی یا شخصیتی پیدا کنم.
 
مدت‌ها زندگی استاد از حق‌التألیف کتاب‌هایشان اداره می‌شد، سال‌ها مبالغ هنگفتی مقروض بودند و نزدیکان ایشان حتی دامادشان مرحوم قدوسی از این موضوع اطلاع نداشت، با آن وضع مادی و با آن امکانات بسیار محدود و در غربت و ناشناختگی می‌خواست تحولی عظیم در فرهنگ کشور و جهان اسلام ایجاد کند.
 
وضع معیشتی علامه طباطبایی(ره)
 
آیت‌الله سیدمحمد حسینی تهرانی، یکی از شاگردان علامه، درباره وضع معیشتی استاد می‌نویسد: «... ممّر معاش ایشان و برادرشان از کودکی، منحصر بود به یک قطعه زمین زراعی و قریه شادآباد تبریز که از نیاکان، به عنوان ارث منتقل شده بود، علامه می‌فرماید: این ملک 270 سال است که ملک مطلق آبا و اجداد ما بوده است و یگانه وسیله ارتزاق از راه کشاورزی است و اگر مورد غضب و تعدی واقع می‌شد، به کلی رشته معاش ایشان گسسته می‌شد و در مضیقه واقع می‌شدند.
 
ایشان به هیچ وجه سهم امام قبول نمی‌کردند و معلوم است که در صورت فقدان منافع فلاحت و زراعت که عایدشان می‌شد، وضع معیشت وی از یک طلبه ساده هم پایین‌تر می‌بود. چون آن طلبه، اگر چه از وطنش برایش مقرری نرسد، لااقل از سهم امام استفاده می‌کند، تازه آن منافع کشاورزی هم در صورت وصول فقط به اندازه تامین احتیاجات ضروری زندگی با نهایت صرفه‌جویی و قناعت بود.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: علامه طباطبایی, رایه الهدی,

وقتی دشمن فشار می آورد یعنی این حکومت حق است و چون حق است، مردم موظف به حمایت اند

 

 در بررسی نظری چگونگی رابطه حکومت و مردم در نظام اسلامی، نکاتی وجود دارد که گاه به دلیل مسائل دیگر تحت الشعاع قرار می گیرد. این مسائل (نظیر مواردی چون گرانی و مشکلات معیشتی مردم) گرچه بسیار بسیار حیاتی و مهم هستند ولی باید در بحث ها، ضریب خاص خودش را برای آن لحاظ کرد و از نادیده گرفتن مسائل مهم دیگر به این دلیل، پرهیز کرد. این مطلبی است که در اندیشه سیاسی حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب هم بدان تأکید شده است. حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، تحلیلی خواندنی و کلیدی دارند:

«یک وقت در جریانی، امام بزرگوار (رضوان الله تعالی علیه) می فرمود که وقتی دشمن از انسان تعریف کند و دشمنی نکند، انسان در خودش شک می کند. وقتی بدگویی می کند و فشار می آورد، انسان خوشحال می شود و اطمینان پیدا می کند که راه درست است. اینکه دشمن فشار می آورد و الان هم با کمال شدت فشار می آورد، به خاطر درستی راه است. این حکومت –که راهش درست است و برای مصلحت مردم و در خدمت آنهاست- حکومت حق است. ملاک حق و باطل در اینجا معلوم می شود. لذا امام در تمام مدت دهساله [رهبری شان] اصرار داشتند که مردم باید از دولت و مسئولان دولتی و قوه ی مجریه و قوه قضائیه حمایت کنند. این به معنای آن نبود که قوه قضائیه یا قوه مجریه یا مسئولان دولتیِ آن روز هیچ خطا ویا اشتباهی نداشتند. خیر، هیچ انسانی خالی از خطا نیست. این به معنای آن بود که وقتی خط و راه درست است و حکومت در جهت صحیح حرکت می کند، دشمن فشار می آورد و بنابراین، آحاد مردم به حمایت و پشتیبانی از کسانی که این کاروان عظیم را پیش می برند و هدایت و پشتیبانی می کنند، موظفند.» [1]
 
 
پی نوشتها:
1-بخشی از بیانات در دیدار با جمعی از مسئولان و کارمندان نهادها و سازمان های خدماتی و حمایت کننده از مستضعفان و محرومان، 12 مهر 1368.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, رهبرانقلاب, رایه الهدی,

تاريخ : چهار شنبه 28 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

همه چیزهایی که می‌نویسید، حساب می‌شود

همه چیزهایی که می‌نویسید، حساب می‌شود

 

جلسه هفتگی یک هیأت خاص که جای جمع شدن جماعتی از روزنامه‌نگارها و نویسنده‌های حوزه‌های مختلف، از جمله داستان‌نویس‌هاست، میزبان حاج‌آقای جاودان بودند که برای جماعت اهل این حرف‌ها، آشناتر از آن است که حاجت به معرفی او باشد. کمی بعد از تمام شدن بحث‌های جاری جلسه سه‌شنبه‌های هیأت، جناب جاودان از راه رسید و درباره این حرف زد که نوشتن و انتشار، چه کار مهم و دقیقی است و اگر اشتباهی در آن رخ دهد، جبرانش تقریبا غیرممکن است.

درباره این‌که دقت کنید چه چیزی می‌نویسید و چاپ می‌کنید و دست خلق‌الله می‌دهید. که به اندازه تک‌تک نسخه‌های نوشته‌های‌تان، حساب و کتاب دارید و... مبادا که دست بر اعتقاد و آبروی کسی انداخته باشید و حرف‌هایی زد که از فرط وضوح، گاهی از چشم‌های‌مان پنهان می‌شوند.


داستانش را شنیده‌اید. لات عرق‌خوری بود که نیمه‌شب جلو واعظ منبری معروف را گرفت که همین‌جا وسط کوچه باید روضه بخوانی. گفت اینجا نمی‌شود روضه خواند، منبر می‌خواهد و... . گفت خودم منبر می‌شوم. چهار دست و پا افتاد که روی کمرم بنشین و بخوان.

واعظ منبری می‌ترسید. طرف هم گردن‌کلفت بود، هم مست. خب ترس هم دارد. گفت روضه عباس بخوان، خواند. روضه قاسم بخوان، خواند. روضه علی‌اکبر بخوان، خواند. هی بخوان، خواند. کم‌کم مردم دور اینها جمع شدند.

کسی‌که این را نقل می‌کرد، پیرمردی بود در محله ما. یک نفر بود در محله ما؛ حاج‌ میرزا قصاب رییس گردن‌کلفت‌های محله. در جریان 28 مرداد مثل طیب، از گردن‌کلفت‌هایی که در تهران کسی بودند. آن شب، حاج ‌میرزا قصاب و چند نفر دیگر آمدند. ایستاده بودند. واعظ روضه می‌خواند و گفت آقا من را از دست این آدم لات نجات بده. ده- بیست تا روضه خواندم. آدم نمی‌تواند این‌قدر روضه بخواند. اینها گفتند ولش کن. حالا او چهار دست و پا افتاده و گریه می‌کند.

یکی از دوستان ما که با این آدم خویشاوندی داشت، می‌گفت خب این‌طور که نمی‌شود زندگی کرد. زنش از او طلاق گرفته بود. یک‌دفعه بی‌هیچ دلیل، کاملا این کارها را کنار گذاشت، بعد فوت کرد.

خدا شراب‌خور را مي بخشد اما كسي كه با دين و عفت و مردم بازي كند...

می‌شود. ممکن است کسی یک عمر شراب خورده باشد و خدا او را ببخشد. اما اگر کسی با دین و اعتقاد و عفت مردم بازی کند. این کارهایی که بعضی روزنامه‌ها و رسانه‌ها می‌کنند، هیچ‌وقت بخشیده نمی‌شود. اصلا امکان ندارد.
داستان کسی است که دید کارش نمی‌گردد. شیطان گفت ادعای پیغمبری کن. ادعا کرد و عده‌ای هم به او گرویدند. گفت عجب غلطی کردیم. پشیمان شد و توبه کرد. نمی‌شود. باید اینهایی که به دین تو بودند و از دنیا رفتند، زنده کنی و برشان گردانی.

این کار، خیلی دقیق است. مواظبت می‌خواهد. به همدیگر کمک کنید. به هم بگویید این کلمه‌ای که نوشتی، بار منفی دارد. این را به هم بگویید. بگویید بارک‌الله، آفرین، این را خیلی خوب نوشتی. به هم کمک کنید. از کار رفیق‌تان هیچ نگذرید. از کار خودتان هم نگذرید. حتما یادآوری کنید، بگوید و نگذارید اشتباه کند.

آن‌ طرف کار قیمت ندارد. اگر بتوانید یک ‌نفر را هدایت کنید. می‌گویند اگر آنچه آفتاب بر آن می‌تابد، طلوع و غروب می‌کند. همه اینها طلا باشد و در راه خدا بدهید. این کار با هدایت یک نفر، قابل مقایسه نیست. هدایت خیلی قیمت دارد. کسانی که کار هدایتی کرده‌اند، عالمان می‌گویند بعد از پیامبران می‌نشینند. جایگاه‌شان اینجاست. از این طرف، این‌همه خطر دارد. از آن طرف این‌قدر قیمت دارد.

 

غرض نداشته باشيد

اشتباه نکردن، چیزی لازم دارد. باید هیچ غرضی نداشته باشم. اگر نانم لنگ است، غرض دارم. رفیقی داشتیم. فشار آوردیم برود دانشگاه درس بخواند. گفت معلم دانشگاه نامربوط گفت، خیلی نامربوط.. گفتم می‌خواستی چیزی بگویی. گفت نمره! آخر ترم نمره دارد.

این غرض است. وقتی غرض دارم، پایم لنگ می‌شود. می‌گفتند همه اگر ترشی بخورند، دندان‌شان کند می‌شود، قاضی اگر شیرینی بخورد.

اگر آدم بی‌غرض باشد، نجات پیدا می‌کند. آبرو، یک غرض بزرگ است. نان زن و بچه، یک غرض بزرگ است. کار داشته باشم یا بی‌کار شوم، یک غرض بزرگ است. رفیقی داریم - خدا حفظش کند. قبل از انقلاب دیپلم گرفته بود. شاگر اول هم شده بود. مثلا شاگرد اول تهران بود. دانشگاه نرفت.

بعد از انقلاب، جنگ شد و رفت جنگ. بعد از جنگ رفت دانشگاه. می‌خواست جامعه‌شناسی بخواند. حالا چرا جامعه‌شناسی؟ نمی‌دانم.

گفت اینها چیزهایی می‌گویند که من قبول ندارم. ولی به‌ جایی لطمه نمی‌زند، می‌خوانم و می‌شوم بیست. اگر از بیست بیشتر داشتیم، می‌شد. یک روز استادی آمده بود سر کلاس، برادر همین آقا یکی- دو سال پیش روسری از سر دانشجو کشید. دو تا برادر حلال‌زاده بودند!

گفت دیدم استاد سر کلاس از «نظم نوین جهانی» دفاع می‌کند. اول رواج این حرف‌ها بود. کمی صحبت کرد، گفتم آقا اینجا رادیو آمریکاست؟ گفت: نه، اینجا کشور دموکراسی است. هرکس می‌تواند هرچیزی بگوید.

گفته بود ما برای شرف‌مان هشت سال جنگ کردیم. دعوای‌شان شد. این دوست ما هم آدم زبان‌داری است. هروقت به هم می‌رسیم، تقریبا تمام مدت او حرف می‌زند. کم نیاورده بود. گفت از این درس گذشتم. آیا قبول می‌شوم یا نه، غرض است. از این غرض گذشتم. برای یک کسی. آن کس حساب دارد. حساب می‌کند، فراموش نمی‌کند. گذشتی که یک روز کرده‌اید، از درس، آبرو، شغل گذشتی، فراموش نمی‌کند.

گفت مدتی بعد از گرفتن لیسانس گذشتم. کلاس تمام شد. بحث ادامه داشت و او ول نمی‌کرد. جنگ این دو تا به روزنامه‌ها کشید. آن ‌وقت‌ها خوشبختانه فقط دو تا روزنامه داشتیم؛ اطلاعات و کیهان. آمدند کمک. دانشکده پشت سر استاد ایستاد. بعد دیدند زور این طرف زیاد است، دانشکده کنار رفت. دانشگاه تهران پشت آن استاد ایستاد. دانشگاه دید نمی‌شود، کنار کشید. از این یک نفر گذشتند و آن آقا حذف شد.

تلافی موضوع را در دوره فوق‌لیسانس درآوردند. کل پرونده با همه سند و مدارک تحصیلش گم شد. کارمند‌های دانشکده علوم اجتماعی علیه او شهادت دادند که آمده توی دانشگاه چاقو کشیده و... .

غرضم همان‌جاست که وقتی کار سخت شد، از آن درس گذشت. سخت‌تر شد، از لیسانس گذشت. این، بی‌غرضی است. آدم بی‌غرض زمین نمی‌خورد.

آبرو، برای من غرض است. خدا پیش نیاورد آبرو یک ‌طرف باشد، دین یک طرف.از آبرویت برای دینت می‌گذری؟ نمی‌گذری. از پولت برای دینت می‌گذری؟ نمی‌گذری. از شغلت؟ می‌گذری؟

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: استاد جاودان, رایه الهدی, هیئت منتظران مهدی(عج),

تاريخ : چهار شنبه 27 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

كسي اين روزها سراغي ازش نمي‌گيرد! سردار 26 ساله سپاه اسلام، 12 سال است كه خانه‌نشين شده. شنيده بودم مدتي راننده تاكسي هم شده بوده! بالاخره زندگي‌ست ديگر، بيكاري آدم را ديوانه مي‌كند!

يك مناظره‌ي فني جنگ را بهش تحميل كرده بود. فرهاد مي‌دانست كشور قرمز، كشور كره شمالي است. ساعتي از طرح عملياتي في‌البداهه‌اش دفاع كرد و نقاط ضعف كره‌‌شمالي را چنان گفت كه گويي بیست سال در كره زندگي كرده است. ژنرال هم قانع شد و دو مدال افتخار، جايزه‌ی نبوغ نظامي ژنرال فرهاد 26 ساله شد.
 
بعد از فرماندهي ايلام، سه سال فرمانده انتظامي تهران بزرگ بود. ماهي‌ يكي، دو بار خانه مي‌رفت و شب‌ها در محل كار مي‌خوابيد. شش بار توسط منافقان و گروهك‌ها ترور شد که آخرين بارش 10 روز پس از ترور شهيد «صياد شيرازي» بود.
 
انگار خدا سردار نظري را ذخيره‌ي اسلام قرار داده بود تا ما امروز سراغش برویم و در مقابل اين‌همه رشادت و شجاعت زانوي ادب بزنیم. تلاطم بزرگ زندگي سردار نظري فتنه‌ي تيرماه 78 بود. جناح به اصطاح اصلاح‌طلب مي‌خواست گوشت قرباني‌اش كند. شكايت كردند و محاكمه‌اش كردند. خواستند كمرش را خم كنند و نظام را بي‌آبرو. دادگاه سريالي سردار نظري دعوا سر او نبود، سر شرافت نيروي انتظامي بود كه متهم شده بود به قتل دانشجويان. قتل برخی از دانشجوياني كه خودشان به‌عنوان شاكي پرونده‌ی سردار نظري، به دادگاه آمده بودند!
 
15 قسمت دادگاه علني در تلويزيون نصيب سردار سپاه اسلام بود. آبرويش حتي به اندازه‌ی مفسدان اقتصادي اهميت نداشت و چهره‌اش را بدون مانع در تمامي رسانه‌هاي كشور به‌عنوان عامل اصلي فتنه‌ي كوي دانشگاه معرفي كردند. اما سنت الهي هميشه بر مظلوميت شيعيان مرتضي علي(ع) نمي‌چرخد. فرهاد با سربلندي تبرئه شد و رئيس‌شان (سيد محمد خاتمي) به‌عنوان رئيس‌جمهور از فرهاد عذرخواهي و دلجويي كرد.
 
 
 
فرهاد پس از آن‌كه سربلند از دادگاه بيرون آمد. بيش از يك دهه خانه‌نشين شد و هنوز هم سرباز مدافع اسلام و ميهن است؛ نه خودش را طلبكار نظام مي‌داند و مانند عده‌اي كه براي تك‌تك روزهاي جبهه نرفتنشان سر نظام منت مي‌گذارند و سهم مي‌خواهند، نه مردم را مديون خود مي‌داند و نه خودش را قهرمان. هرچند سردار فرهاد نظري براي امتداد يك قهرمان است كه لابه‌لاي بي‌اهميتي و روزمره‌گي جست‌وجوگران دولتي جنگ، هر روز پير و پيرتر مي‌شود. به امتداد‌ي‌ها پيشنهاد مي‌كنيم براي سردار نظري نامه بنويسند و به امتداد بفرستند! تا شايد براي ايشان با احساس تكليف شرعي، امتدادي‌ها را سر سفره‌ي پر بركت مجاهدت و دوستي با شهدا ميهمان كند!
 
چهارده سال بيش‌تر نداشت كه از كتاب «خواص شيميايي مواد»، فرمول تهيه‌ی مواد منفجره را ياد گرفت و با دوستانش ماشین ساواک را در يك بمب‌گذاري منفجر کرد.
 
در عملیات حمله به شهرک نظامی چوارته‌ی عراق فرمانده گردان بود. قرار بود هم‌زمان با عملیات «والفجر 9» در عمق 60 کیلومتری خاک عراق، يك گردان به تیپ 3 کماندویی گارد ریاست‌جمهوری حمله كند تا تأمین شهر سلیمانیه را از اختيار اين تيپ خارج كند. تیپ 3 کماندویی را بدون تلفات، از بین بردند و موقع بازگشت از ارتفاعات هزار قله، استقبال مردم بانه و مریوان هدیه‌شان بود. فرهاد در جایی گفته بود: «فقط سه تا قاطر اسیر دادیم!»
 
جنگ كه تمام، شد تازه فرهاد بیست‌وسه سالش بود. بنياد جانبازان تهران برايش هفتاد درصد جانبازي و از كار افتادگي ثبت كرد. پرونده‌‌ی مجروحيت‌ها و گزارش حوادث و بستري شدنش هم حدود چهارصد صفحه‌ است. بايد مي‌رفت خانه و بازنشست مي‌شد! ولي هنوز انقلاب كار داشت، فرهاد رفت و امنيت ايلام را به عهده گرفت!
 
 
چند سطر از برای تاریخ/ برش‌هايي از كتاب «براي تاريخ»، نوشته‌ي «فرهاد نظري»
 
 
«لباس فرم نيروي انتظامي بر چوب‌لباسي جا خوش كرده بود و چون نگاهم با او تلاقي كرد، گويا به من گفت: برو! سرداري بي‌دردسر كه بي‌دردي است. پیمودن راه خداوندی، بی‌کفن‌پوشی مجاهده نیست. اگر مرد راهی و دل تو همان دل مجنون و رقابیه و دهلاویه است، دست‌هایت را درآستین استوار کن و راه عدالتخانه را با جامه‌ی سبز ولایتی به استقبال شتاب...
 
... با قرائت حکم برائت من،‌ موجی بزرگ کشور را در خود گرفت. تيتر روزنامه‌ها ديدني بود؛ دسته‌اي كه تا امروز اصل را بر برائت دانسته و ايران را براي تمامي ايرانيان مي‌خواستند، امروز برائت را منفي‌ترين واژه‌ي فرهنگ زبان فارسي مي‌شمردند، اما وجدان عمومي برائت را طلوع خورشيد عدالت از محكمه و عدالتخانه مي‌دانستند. خودم را اگرچه در مقابل افکار ملت روسپید می‌دیدم، اما رگه‌ای از غصه جانم را می‌فشرد...
 
در جبهه نشد. کاش در میدان پرفتنه‌ی فریب و نیرنگ و اغواگری و در پرتاب و شلیک تیر و ترکش قلم به کاروانیان می‌پیوستم. حیف شد سردار! نه؟!
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: سردارنظری, رایه الهدی,

ادامه مطلب

 

 

برای دانلود این فایل های صوتی بر روی عکس ها کلیک نمایید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: مولودی حضرت رقیه, ولادت حضرت رفیه, رایه الهدی, دانلود مداحی, رایه الهدی, حاج محمودکریمی,

برای دریافت این فایل صوتی بر روی تصویر کلیک نمایید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رایه الهدی, گناه, غفلت, امام خامنه ای, کلیپ صوتی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

برای ذخیره این فایل صوتی روی آن کلیک نمایید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آقاشروع من تویی, دانلودمداحی, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

کلیپ صوتی روزهای بی تو ، در فراق حضرت صاحب الزمان(عج) با مداحی حاج محمود کریمی

 

برای دانلود این فایل صوتی بر روی تصویر کلیک نمایید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حاج محمودکریمی, دانلودمداحی, روزهای بی تو, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

زبان حال (عربی) راجع به حضرت زهرا سلام الله علیها با مداحی برادر میثم مطیعی

برای ذخیره این مداحی زیبا و دلنشین روی عکس کلیک نمایید.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: میثم مطیعی, دانلودمداحی, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

دانلود فایل صوتی مداحی کربلایی مجتبی رمضانی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آی شهدا دلای ما تنگ براتون, , , , , رایه الهدی,

آثار و برکات استغفار

برای دریافت فیلم بر روی تصویر کلیک نمایید

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله مجتهدی تهرانی, رایه الهدی, آثار وبرکات استغفار,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

 

 نمی دانم امشب چرا هوا اینقدر آفتابیست

برای دانلود روی عکس کلیک نمایید

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: خداحافظ رفیق, کاوه خداشناس, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام
........آقاي نصرا...! مي خواهم يک سوال متفاوت بپرسم. يادتان هست سيد حسن چه وقت ازدواج کرد؟ آيا خودش همسرش را انتخاب کرد يا شما براي او همسر برگزيديد؟

 
۱۹ ساله بود که ازدواج کرد. حتي فرزندان او هم زود ازدواج کردند. يادم هست سيدحسن به معناي مصطلح امروز اهل شهوت و زن دوست نبود اما به دليل اين که از خانواده خود دوربود و عالم ديني بود و به برخي از کارهاي شخصي خود نمي توانست رسيدگي کند همسر برگزيد. همسرش را خودش انتخاب کرده بود. وقتي ۱۹ سالش بود به خواستگاري دختري رفتيم که هم اکنون همسرش است نام او فاطمه است و ما او را به «ام هادي» مي شناسيم. خانمش از اهالي بلبعک است.

 
سيدحسن چند فرزند دارد؟

 
غير از آن سه پسر يک دختر هم دارد که ازدواج کرده است. اما او هم با او زندگي مي کند. غير از هادي که شهيد شده. جواد ازدواج کرده است و ۴ فرزند دارد.دخترش (زينت) هم ۴ پسر دارد.. پسر کوچک سيدحسن ۱۱ سال دارد اسمش محمد مهدي است. جواد، محمدمهدي و علي پسران سيد هستند و البته هادي که شهيد شده است.

 
با خانواده سيد هم ارتباط داريد؟ اصلا خود سيد حسن در اين شرايط سخت امنيتي چطور با خانواده اش ارتباط مي گيرد؟

 
سيدحسن همواره با خانواده خود زندگي مي کند و من هم تماس تلفني با او دارم و البته او کمتر تلفني صحبت مي کند و من هر کاري داشته باشم با فرزندان و يا به خانم او مي گويم و او منتقل مي کند. مهم اين است که او در صحت و سلامت باشد و به وظايف خودش عمل کند. او خانه اي مستقل و مستقر ندارد اما با اين حال حتي در بسياري از مراسم شرکت مي کند.

 
او دائماً در حال تردد است حتي گاهي داخل خودرو زندگي مي کند و دائماً در حال تردد است. البته خانواده اش هم غالباً با او هستند اما آن ها هم گاهي تا مدت ها او را نمي بينند. فرزندش جواد ديشب اينجا بود و گفت که ۱۷ روز است پدرم را نديده ام. البته سه پسرش همراه او هستند. حتي من که پدر او هستم او را يک سال است که نديده ام.

 
بدون شک انقلاب اسلامي ايران و پيروزي آن به رهبري امام خميني (ره) تاثيرات زيادي در منطقه شما داشته است. دراين باره نظر شما که يکي از شجاع ترين رهبران حزب ا... لبنان فرزندتان است و خود شما هم در فعاليت هاي اجتماعي حزب ا... مسئوليت داريد چيست؟

 
ابتدا اين را بگويم که خدا را شکر مي کنم که در دوران امام خميني(ره) زندگي مي کنيم مردي که عشق همه مردم خوب دنياست. من اين جملات را به بسياري از کساني که به ديدار من مي آيند مي گويم که زندگي در عصر امام خميني (ره) توفيق مي خواهد و پيروي از جانشين ايشان هم نعمت است. نعمت تمام نشدني سعادت آخرت. من ميهماناني از مصر داشتم که آن ها به من گفتند پس از انقلاب اسلامي حدود ۵ ميليون نفر از مصري ها شيعه شدند. من در ديدار با اين مصري ها موضوعي را گفتم.

 
تا حالا به ايران هم آمده ايد حتماً.خاطره اي داريد از اين سفرها؟

 
من با محبت امام رضا به ايران مي آيم. من از مسير زميني به ايران زياد آمده ام. من زياد سختي کشيده ام در باغ کار کرده ام، بنايي کرده ام، خار بيابان کنده ام تا زمين کشاورزي ايجاد کنم. اين طور نيست که فقط با روساي جمهور ديدار کنم.

 
در مرز ترکيه و ايران به مدت چند روز زير يک پل مخروبه زندگي کردم تا شرايط مناسب شد به ايران بيايم و همه اين ها به عشق اهل بيت بوده است. ۳۰ سال پيش از آن که به بيروت بيايم، در روي زمين زراعي کار کردم و آبياري کردم ما از طبقه پولداران نيستم ما از طبقه فقرا هستيم. بارها سيدحسن پيش من آمده و خود براي خانواده اش و من و مادرش سيب زميني پخته است، تعارف که نداريم.

 
نگران سيدحسن نيستيد؟

 
خدا بااوست بنابراين ترسي نداريم. خدا حافظ است و او مهربان ترين مهربانان است. شما وقتي خود را تسليم خدا کنيد و در مسير خدا حرکت کنيد خداوند کفيل و حامي شما خواهد بود. ما جنگ ها و هجرت ها و آوارگي ها را پشت سر گذاشتيم و نترسيديم و خود را تسليم خداوند کرديم.......
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: سیدحسن نصرالله, پدر, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

مهم‌ترین راهبردی که در نبرد رسانه‌ای می‌توانیم اتخاذ کنیم گرفتن نقطه‌ضعف‌های حریف است. ما امروز در جهان با پدیده‌ی نوظهور بی‌بند‌و‌باری و بی‌حجابی مواجه نیستیم، بلکه بی‌حجابی، به نتایج شوم خودش رسیده است. کسی نیست که از این فرصت برای تقویت بنیان‌های حجاب و عفاف استفاده کرده باشد.

برخی این شبهه را وارد می‌کنند که بر اساس نص صریح قرآن حجاب مخصوص زنان مؤمن است و زنان غیرمسلمان یا افرادی که ایمان معمولی دارند می‌توانند حجاب نداشته باشند. این افراد همچنین معتقدند که حکومت نباید در این خصوص دخالت کند. نظر شما در رابطه با این شبهه چیست؟
 
ممکن است صریحاً حکمی در رابطه با اینکه حکومت باید در امر حجاب دخالت کند (به صورت خاص و جزئی) نداشته باشیم، ولی طبیعتاً حکومت دینی فلسفه‌ای دارد و بر اساس آن فلسفه وظایفی بر عهده‌اش هست که یکی از آن وظایف زمینه‌سازی برای رشد معنوی آحاد جامعه و ایجاد امنیت روانی لازم برای برخورداری از حیات طیبه است. در شرایطی که کسانی راهِ از بین بردن امنیت روانی یا رشد معنوی جامعه را ترویج بی‌حجابی می‌دانند و با انواع و اقسام ابزار‌ها به اغواگری می‌پردازند تا زمینه‌های فساد را در جامعه تقویت کنند، طبیعتاً حاکمیت دینی وظیفه پیدا می‌کند که نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان دهد.
 
یکی از دلایل اینکه در صدر اسلام حکومت‌ها دستورالعمل روشنی برای دخالت در امر حجاب نداشتند می‌تواند این باشد که اساساً حجاب به عنوان یک امر فرهنگی در میان مسلمانان و حتی جوامع غیراسلامی کم‌وبیش رواج داشت و غیر از برخی موارد، حجاب به عنوان یک امر ارزشی در جامعه مطرح بود. در چنین شرایطی، بی‌حجابی‌های فردی صرفاً باعث محدودیت فرد می‌شد که معمولاً فرهنگِ علاقه‌مندِ به حجاب آن جامعه می‌توانست با آن مقابله کند و نیازی به دخالت حکومت دینی نبود.
 
این در حالی است که ما امروز با پدیده‌ی حجاب یا بی‌حجابی به عنوان یک موضوع نسبتاً جدید مواجه هستیم و بر اساس مصالح جامعه و عموماتی که امنیت و سلامت جامعه را حفظ می‌کنند، حکومت دینی مجبور است که در امر حجاب دخالت کند.اگر شما به سخنان حضرت امام (رحمت الله علیه) و دیدگاه‌های ایشان در این باره مراجعه کنید، می‌بینید که امام (رحمت الله علیه) با پدیده‌ای که توسط رژیم طاغوت آغاز شده بود، یعنی فساد و در نقطه‌ی شروع آن بی‌حجابی، برخورد می‌کنند و در چند سخنرانی‌شان صریحاً متذکر می‌شوند که حکومت باید در اجباری بودن حجاب دخالت کند.
 
خیلی از امور در احکام اسلامی هستند که ممکن است صریحاً برایشان دستوری نباشد؛ ولی تابع مصالح و مفاسد، چه در زمینه‌ی فردی و چه در زمینه‌ی اجتماعی، دستوراتی برای آن‌ها صادر شده است. زمانی نه تنها در مورد سیگار عکس‌العمل خاصی از طرف فقها دیده نمی‌شد، بلکه بالاتر از سیگار هم در بین مسلمانان رواج داشت و حکمی درباره‌ی آن‌ها صادر نشده بود، ولی اخیراً می‌بینید که بعضی از فقها حتی نسبت به حرمت سیگار هم فتاوایی داده‌اند. چون امروز سیگار آغازگر جریانی است که منجر به فساد و تباهی جامعه می‌شود.
 
در حال حاضر انواع مواد مخدر صنعتی به بازار آمده‌اند و ریشه‌ی سلامت جامعه را از بین می‌برند. طبیعتاً فقها نسبت به این مسئله حساسیت نشان می‌دهند. این نظر شخصی فقیه یا سلیقه‌ی فردی حاکمان نیست، بلکه هر مسلمانی که ببیند موضوعی به سلامت او یا جامعه ضرر می‌زند، به صورت جدی باید برای خودش حریم‌هایی قائل شود. دین از او چنین انتظاری دارد. بحث باید پیرامون مصالحی باشد که اقتضا می‌کند حاکمیت در امر حجاب دخالت کند. مطمئناً اگر در این باره بحث شود، خیلی‌ها متقاعد می‌شوند که ورود حاکمیت دینی به این مسئله امر معقولی است. در فضای بین‌المللی امروز که با بی‌بندوباری زمینه‌ی به استثمار کشیدن ملت‌ها فراهم می‌شود، دخالت حکومت در این عرصه مشروع به نظر می‌رسد.
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: استادپناهیان, رایه الهدی, حجاب,

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

هویت زن مسلمان را به او برگردانید

اگر شما بانوى نخبه‌ى اسلامى تلاش كنيد كه هويت اسلامی را به زن مسلمان برگردانيد، بزرگترين خدمت را به امت اسلامى و به بيدارى اسلامى و به عزت و كرامت اسلامى كرديد.

نقش زن از دیدگاه اسلام را برجسته كنید

امروز يكى از مهمترين مسئوليتهاتان اين است كه نقش زن را از ديدگاه اسلام برجسته و روشن كنيد. تربيت انسانى زن بزرگترين خدمت به جوامع انسانى و اسلامى است؛ اين حركت بايد راه بيفتد و راه افتاده است و شما در اين حركت، بدون ترديد پيروز خواهيد شد.

حضورتان را در صفوف مقدم انقلاب تقویت كنید

اگر زنها در صفوف مقدم حضور خودشان را تقويت كنند و ادامه بدهند، پيروزى‌ها يكى پس از ديگرى نصيب آنها خواهد شد. در اين هيچ ترديدى نيست.

متوجه توطئه آمریكا و صهیونیسم باشید

توجه كنيد كه غرب و در رأس آنها آمريكا و صهيونيسم با همه‌ى وجود به ميدان آمده‌اند و بيشتر به ميدان خواهند آمد تا بتوانند اين حركت را مهار كنند و بر اين امواج سوار بشوند؛ ملتها بايد بيدار باشند.

حضور همراه با ایمان و انگیزه خود را حفظ كنید

جوانان و مردان و زنان و نخبگان دنياى اسلام و بخصوص كشورهائى كه انقلاب كردند بايد بدانند كه اگر در صحنه بايستند و مقاومت كنند، پيروزى آنها بر همه ساز و برگ استكبار قطعى است. همه ابزارهاى اقتدار قدرتهاى استكبارى در مقابل حضور مردم، در مقابل ايمان ملتها ناكارآمد است.

به چند روز گفتگو اكتفا نكنید

به نشستن دور يكديگر و چند روز گفتگو كردن اكتفا نكنيد و اين ديدار را مقدمه‌ى يك حركت بزرگ و ماندگار قرار بدهيد. اين حركت بانوان مسلمان، اين آشنائى با يكديگر از سرتاسر دنياى اسلام را مغتنم بشمريد و اين را يك پايه‌اى قرار بدهيد براى يك حركت عظيم در ميان امت اسلامى كه ان‌شاءاللَّه به پيروزى‌هاى بزرگترى منتهى خواهد شد.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رهبرانقلاب, توصیه به زنان مسلمان, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

خدمت امام عرض کردم، چرا شما به فقرایی که می‌آیند، چیزی طلب می‌کنند، کم کمک می‌کنید، حدود پنجاه یا صد فلس (حدود یک یا دو تومان)، ولی به طلاب زیاد کمک می‌فرمایید؟

فرمود: این پول من نیست که به فقرا‌ کمک بکنم یا نکنم، این پول امام زمان(عج) است و باید در راه گسترش اسلام مصرف شود و به شماها هم که کمک می‌کنم، به خیال اینکه خدمت به اسلام می‌کنیم و اگر شماها هم بدانید که خدمتی برای اسلام انجام نمی‌دهید، حرام است از این پول بگیرید.

اجازه بنای مسجد

آیت‌الله محمدهادی معرفت از رفتارهای آموزنده امام در برخورد با بیت‌المال چنین یاد می‌کند: «... روش‌هایی که ایشان داشت، برای ما کاملاً افتخارآمیز و حیات‌بخش و آموزنده بود...»

یک عده‌ای از ایران آمده و برای ایشان سهم امام آورده بودند، یک پول زیادی بود، در همان جلسه می‌خواستند پول را خدمت ایشان بدهند، به امام گفتند: در محل، یک مسجد بسازیم، یا می‌خواهند بسازند، اجازه بدهید مقداری از این پول را آنجا صرف کنیم. ایشان با کمال صلابت و سختی گفتند: ابداً، اجازه نمی‌دهم. آنها التماس می‌کردند.

نوعاً انسان راجع به کسی که می‌خواهد پول بدهد، تند نمی‌شود، امام تند شد. بعد فرمود: «جزو شئون اسلامی مسلمانان هر منطقه است که برای خودشان مسجد بنا کنند. این شئون زندگی مسلمان است. مسلمانان که در مکانی زندگی می‌کنند، نباید مسجد داشته باشند؟ آیا مهری که می‌خواهی داخل جیبت بگذاری و با آن نماز بخوانی، باید من بخرم؟ تو می‌خواهی نماز بخوانی، باید مهرش را هم خودت بخری.

در یک منطقه‌ای که عده‌ای مسلمان هستند، نیاز به مسجد دارند من نمی‌توانم از سهم امام پول بدهم که مسجد بسازند. من از سهم امام چطور اجازه بدهم که شما و شؤون زندگی خودتان مصرف کنید؟ آن وقت این را فرمودند: آری، اگر یک منطقه‌ای، فرض کنید، بهایی‌نشین باشد که مسجد ساختن در آنجا برای دعوت به دین و تبلیغ دین است، آن حسابش جدا می‌شود، مثل راه امام زمان می‌شود».

این جور برخوردها و این جور تحقیق‌ها واقعاً برای ما آموزنده بود. این رفتار امام، هشدار سختی است به آنهایی که بی‌محابا در مصرف بـیت‌المال همت به خرج می‌دهند و حاتم‌بخشی می‌کنند. جایی که امام برای ساختن مسجد برای مسلمانان اجازه نمی‌دهند، چگونه بعضی در مصرف شخصی از اموال بین‌المال و اموال عمومی آن گونه دست درازی می‌کنند؟!

خانه برای امام

حجت‌الاسلام انصاری کرمانی از روزهایی که امام از بیمارستان مرخص شده بود، برای استراحت به خانه‌ای منتقل شد، یاد می‌کند و می‌گوید: «یک روز امام در بیمارستان قلب فرمودند: که من باید از محیط بیمارستان بیرون بروم، این جا بیشتر مرا بیمار می‌کند، من باکی ندارم و اگر وسایل مهیا نکنید، خودم می‌روم، چند مسئله برای بیرون آمدن امام وجود اشت، رفتن امام به قم خیلی بعید به نظر می‌رسید؛ چون امام در قم منزل نداشتند، در تهران نیز شورای پزشکی امام با این شرط که فاصله بین منزل امام و بیمارستان قلب فاصله زیادی نباشد، جنوب تهران مشکل آلودگی هوا و فاصله زیاد داشت، تحقیقات زیاد شد، در خیابان دربند، یک ساختمان سه طبق اجاره شد، روزهای اول طبقه همکف پاسداران می‌نشستند، طبقه دوم خانواده امام و طبقه سوم برای دیدار و ملاقات، مدتی گذشت، امام فرمودند:‌ این منزل مناسب نیست و من باید از این جا بروم.

آنجا به درد یک فرد متوسط تهرانی می‌خورد و تنها مسئله خانه، داشتن سنگ در نمای بیرونی آن بود، امام به آقای رسولی فرمودند: بروید، منزلی مثل منزل مانند پدرت برایم پیدا کنید. مشکل شروع شد، تهیه منزل در قسمت شمالی شهر و نزدیک بیمارستان آقای رسولی، یعنی یک خانه خشت و گلی، کار آسانی نبود، امام هم تهدید کرده بودند که اگر تهیه نشود، به قم می‌روند! تلاش زیادی شد، همه بسیج شدند، یک خانه پیدا کنند که هم خواسته امام را تأمین کند و هم اگر گروهی بخواهند ملاقات کنند جا باشد؛ نتیجتاً همین منزل کنونی پیشنهاد شد که از حسینیه جماران نیز برای ملاقات عمومی استفاده شود.

خرید پرتقال

روزی من در نوفل‌ لوشاتو، به علت ارزانی، در حدود 2 کیلو پرتقال خریدم، فکر کردم که هوا خنک است و برای سه تا چهار روز پرتقال خواهیم داشت.

امام با دیدن پرتقال‌ها فرمودند: این همه پرتقال برای چیست؟ من هم برای اینکه کار خودم را توجیه کرده باشم، عرض کردم: پرتقال ارزان بود، برای چند روز این‌قدر خریدم، ایشان فرمودند: «شما مرتکب دو گناه شدید، یک گناه برای اینکه ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر این که شاید امروز در نوفل‌ لوشاتو کسانی باشند که تا به حال به علت گران بودن پرتقال، نتوانسته‌اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن می‌توانستند، مقداری از آن را تهیه کنند، در حالی که این مقدار پرتقال را برای سه یا چهار روز آن هم به جهت ارزان بودن آن خریده‌اید. ببرید مقداری از آن را پس بدهید.

گفتم پس دادن آنها ممکن نیست، ایشان فرمودند:‌ «باید راهی پیدا کرد»، عرض کردم: «چه کار می‌توانیم بکنیم؟»، ایشان فرمودند: «پرتقال‌ها را پوست بکنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده‌اند، شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد».

رعایت بیت‌المال در مورد نزدیکان

مرحوم آقا مصطفی که به مراتب عالی از علم و شخصیت معنوی و اجتماعی دست یافته بود، باید هر هفته به خدمت امام می‌آمد و خرج هفته‌اش را می‌گرفت و امام به هیچ وجه مخارج اضافه به او نمی‌داد، وقتی حاج‌آقا مصطفی خواست مکه برود، با پول خانه‌ای که در قم فروخته بود و مقداری پول که از خانمش بود به مکه رفت.

صرفه‌جویی در کاغذ

آقای رضوانی که مسئول مالی امام بود، پشت یک پاکت چیزی نوشته و برای امام فرستاد. ایشان در کاغذی کوچک جواب داده و زیر آن نوشته بودند: شما در این کاغذ کوچک می‌توانستید بنویسید. از آن پس آقای رضوانی، کاغذهای خرده را جمع و جور کرده، در یک کیسه‌ای می‌گذاشت. وقتی می‌خواست برای امام چیزی بنویسد، روی آن کاغذ پاره‌ها می‌‌نوشت، امام هم زیر همان کاغذ جواب می‌نوشتند.

تعمیر ساختمان

به یاد دارم که ساختمان بیرونی خرابه بود. آیت‌الله اشراقی (داماد امام) آنجا آمد و به امام گفت: این خانه را یک رنگی بزنید و درست کنید، امام فرمود من از بیت‌المال نمی‌توانم خرج کنم، آقای اشراقی گفتند: از پول خودم می‌دهم تا اینجا را رنگ کنید. آقای رضوانی هم قبول کردند و بنا شد بیرونی را رنگ کنیم، وقتی آقا به کربلا رفتند، ما هم فرصت را غنیمت شمرده و اطاق بیرونی را درست کردیم و در اطراف آن هم تشک گذاشتیم. وقتی امام از کربلا به نجف برگشت، در اتاق بیرونی نشست، وقتی اتاق را دید، اخم‌هایشان را توی هم کردند و به آقای رضوانی گفتند: من گفته بودم رنگ کنید، ولی نه این طور! با اینکه ما کار زیادی نکرده بودیم، همان زیلو بود، منتهی در اطراف آن تشک انداخته و پارچه‌اش را هم خیلی ارزان خریده بودیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, رایه الهدی, بیت المال,

ادامه مطلب

صبح تا شب كار كند، آخرش به من يا به شما يا به آن مسؤول ديگر نامه بنويسد كه من دو ماه است به خانه‌ام گوشت نبرده‌ام!

لازم به ذکر است که این متن ، از محتوای سخنان رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس ششم و در تاریخ بیست و نهم خرداد 1379 بیان شده است .

«البته اولويّتها را در نظر بگيريد. من در پيامى هم كه به مناسبت افتتاح مجلس به شما عزيزان عرض كردم، اين نكته را متذكّر شدم كه همه كارها را دفعتاً نمى‌شود انجام داد؛ اولويّتها را در نظر بگيريد.
 
امروز در بعضى از گفته‌ها و اظهارات، راجع به شأن و شخصيّت و شرف و كرامت انسان در جامعه حرف زده مى‌شود. اين بلاشك از اصول اسلامى است؛ اما كدام نقض كرامت انسانى بالاتر از اين كه انسانى، رئيس عائله‌اى، پدر خانواده‌اى، در جامعه‌اى كه در آن همه‌چيز هم هست، نتواند اوّليات زندگى فرزندان خودش را تأمين كند؟! كدام تحقير از اين بالاتر است؟! كدام نقض شخصيّت و شرف و كرامت انسانى از اين بالاتر است؟!
 
صبح تا شب كار كند، آخرش به من يا به شما يا به آن مسؤول ديگر نامه بنويسد كه من دو ماه است به خانه‌ام گوشت نبرده‌ام! يك وقت در جامعه گوشت و ميوه نيست، من و شما هم نمى‌خوريم؛ يك وقت در جامعه امكانات رفاهى نيست، من و شما هم استفاده نمى‌كنيم؛ يك وقت ايام عيد كه مى‌شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى‌كنند.
 
در اين حالت كسى احساس سرشكستگى نمى‌كند - البلية اذا عمت طابت - اما وقتى همه چيز هست، وقتى كسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانسته‌اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگيهاى تجمّلى فراهم كنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند كه برايشان پول خرج كردن هيچ اهميتى ندارد، جمع كثيرى از مردم كه در بين آنها رزمندگان و عناصر نظامى و كارمندان دولت و معلمان و روستاييان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنير بچه‌هايشان را فراهم كنند، كدام شكستن شخصيّت و شرف انسانى از اين بالاتر است؟! شما مى‌خواهيد جواب چه كسى را بدهيد؟ شما مى‌خواهيد دل چه كسى را خوش كنيد؟ شما مى‌خواهيد چه كسى از شما راضى باشد؟
 
بله، مسأله معيشت قطعاً در اولويّت اوّل است. معيشت كه نبود، دين هم نيست؛ اخلاق هم نيست؛ حفظ عصمت و عفت هم نيست؛ اميد هم نيست. كسى را كه به موقعيتى دست پيدا كرده، به خاطر اين كه براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت كند و شب و روزِ خودش را صرف نمايد، ملامت نخواهند كرد. اولويّتها را پيدا كنيد. مسائل اساسى جامعه اينهاست.
 
عزيزان من! شما بدانيد كه دشمن شما، دشمن اين انقلاب، دشمن اين نظام، بُرنده‌ترين حربه‌اى كه در اختيار خواهد داشت، فقر و گرفتارى اقتصادى مردم است. روى اين مسأله بايد فكر كرد.
 
گرفتاريهاى اقتصادى مردم، همين بيكارى‌اى است كه در كلمات شما تكرار مى‌شود و درست هم هست؛ همين كمبودها و همين مشكلات فراوان است. البته فسادهاى گوناگون، سوءاستفاده‌هاى گوناگون، تبعيضهاى گوناگون، مشكلات ادارى و مشكلات قضايى هم در كنارش هست. اولويّت اوّل براى شما اين است كه اميد مردم را حفظ كنيد. اولويّت اوّل اين است كه شكم مردم را سير كنيد»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رهبرانقلاب, مشکلات معیشتی, رایه الهدی,

 

برنامه تلويزيوني ثريا در شانزدهمين قسمت از آغاز پخش شد با موضوع وضعيت سرويسهاي اينترنتي از جمله ايميل و جستجو رهاي داخلي چهارشنبه شب به روي آنتن رفت

در اين برنامه با با بيان مشكلات مختلف امنيتي فرهنگي و اقتصادي كه كشورها در استفاده از ايميلها و جستجوگرهاي چند شركت معروف آمريكايي با آن روبرو هستند اين پرسش مطرح شد كه بر خلاف خيلي از كشورهايي كه به سمت ايميلهاي ملي و موتور جستجوي ملي رفته اند چرا در كشور ما كه حساسيت بيشتري را هم در اين خصوص بايد داشته باشد هنوز گام مهم و موفقي در اين زمينه برداشته نشده است؟
 
 
 
 
مهندس انصاري معاون توسعه شبكه سازمان فناوري اطلاعات ميهمان اين برنامه در پاسخ به اين سوال گفت: در دنيا صدها و هزاران پست الكترونيكي و موتور جستجو وجود دارد ولي تعداد انگشت شماري از آنها فراگير شده و همه كاربران دنيا از آن استفاده مي كنند و در ايران هم به همين ترتيب است. وي با اشاره به اينكه اساسا توليد يك محصول نرم افزاري كه بخواهد چنين سرويس حجيمي و با كاربران ميليوني را در حوزه پست الكترونيكي يا موتور جستجو ارائه كند كار پيچيده اي است گفت: سرويس دهنده هاي برتر جهاني داراي محصولات نرم افزاري خيلي پيشرفته و زير ساختهاي بسيار كاملي هستند و از طرفي از مدل هاي قوي و موفق اقتصادي و كسب و كار استفاده مي كنند كه به بقاي آنها كمك كرده است اما در در كشور ما اگر جستجو كنيد در طي اين سال ها، ارائه دهندگان متعددي براي سرويس دهي آمدند ولي نتوانستند هزينه هاي بالاي كار را تحمل كنند و از طرفي هم هيچوقت نتوانستند مدل كسب و كار مشخصي براي كارشان داشته باشند.
 
وقتي ماهواره بر به فضا مي فرستيم چرا نتوانيم موتور جستجو گر طراحي كنيم؟
 
انصاري در پاسخ به اين انتقاد مجري ثريا كه خيلي از كشورها هستند كه با وجود همين پيچيدگي هايي كه وجود دارد موتور جستجوي ملي طراحي كردند و استفاده مي كنند و پيچيدگي موتور جستجوي ملي پيچيده تر از فناوري فضايي و هسته اي نيست در حالي كه در رشته نرم افزار و سخت افزار نيز جوانان نخبه ما مشغول به تحصيل هستند و عدم نتيجه موفق بيشتر نشان دهنده آن است كه سياستگزاريهاي ما مشكل دارد نه اينكه مسئله پيچيده اي باشد و از عهده موضوع به صورت فني بر نياييم گفت: اساسا يك خدمت اگر بخواهد از فضاي آزمايشگاهي بيايد در فضاي واقعي بايد جغرافياي كار را مشخص كنيم. و به هر حال تاكنون شركتهايي كه آمدند نتوانستند در اين عرصه دوام بياورند، مدلهاي كسب و كارشان با موقعيت كشور همخواني نداشته است و با ريسكها و خطر پذيري هاي بالا مواجه شدند و نتوانستند ادامه دهند و وزارت فناوري ارتباطات دو سه سالي است كه در اين حوزه با همكاري مجموعه هاي مرتبط يك سري فعاليتهاي خوبي را شروع كرده است . وي در پاسخ به اينكه چرا بعد از اين همه مدت از ورود اينترنت تنها دو سه سال است كه كار جدي شروع شده است گفت البته قبل از اينكه اينترنت به اين صورت در داخل كشور بيايد ما شبكه هاي ارتباطي داشتيم به نام شارع 1 كه نسل بعدي اش شارع 2 بود. شارع 2 پروژه اي بود كه پست الكترونيكي داشت و اوايل دهه هشتاد فعال شد ولي بنا به دلايلي كه بيشتر فكر مي كنم در هدف گذاري بود تنوانست ادامه دهد و مقارن هم بود با پيدايش موتورهاي جستجوي قوي مثل گوگل و اين سرويس موفق نشد ادامه پيدا كند.
 
ممنوع شدن ايميل خارجي قبل از آماده بودن شرايط
 
بخشنامه ممنوع شدن استفاده از ايميل هاي خارجي توسط وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات موضوع ديگري بود كه مجري در اين خصوص اين سوال را مطرح كرد كه چرا با وجود اينكه سه ايميل معرفي شده داخلي ايران، پست و چاپار به خصوص ايميل پست و ايران شرايط چندين مرحله اي و واريز وجه را براي پذيرش دارند و طبيعي هم هست كه با وجود عدم دستيابي آسان از سوي مخاطب در مقايسه با ايميلهاي خارجي با استقبال مواجه نشوند اين بخشنامه بدون توجه به آماده بودن شرايط صادر شده است؟ و چرا اگر اين ايميلها براي كاربري دولتي بوده اند به صورت ملي اعلام شده اند؟
انصاري نيز در پاسخ به اين پرسش گفت: خيلي از بانكها و اپراتورهاي داخلي براي ارسال صورت وضعيت و يا براي ارسال اطلاعات افراد از ايميلهاي خارجي استفاده مي كردند كه براي اينكه جلوگيري شود از خروج اين اطلاعات به خارج از كشور اين بخشنامه صادر شد. ارائه دهندگان موجود هم همين 3 تا ايميل هستند كه البته غير از چاپار دو تاي ديگر ماموريتهايشان تفاوت دارد. درگاه ايران يا ايميل ايران اساسا براي مديران دولتي ساخته شده و در حوزه ماموريت دولتي تعريف شده و لازم بود كه براي ثبت نام اطلاعات كاملي از كاربران دريافت كند و بنا نبود جنبه عمومي داشته باشد ولي بنا بر نيازي كه فضاي عمومي كشور داشت اين حالت عمومي پيدا كرد به هر صورت اين فرم درخواست اطلاعات به صورت ابرازي است و كنكاشي در تاييد اطلاعات و صحيح بودن آن نمي شود
شركت پست هم بايد به خاطر ماموريتهايش درست مثل فضاي واقعي بايد اطلاعات اظهاري داشته باشد و نياز به اطلاعات كامل و صحيحي دارد و بايد هويت شخص اظهار شود.
 
 
ايميلهاي رقابتي با امكانات متعدد در آينده اي بسيار نزديك.......
 
 
بقیه در ادامه مطلب.....
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: ایمیل ایرانی, موتورجستجوگر ایرانی, ماهواره, رایه الهدی,

ادامه مطلب
امام جمعه موقت تهران، تحريم را از الطاف خفيه خداوند دانست كه ملت ايران را هر روز استوارتر و آسيب‌ناپذيرتر مي‌كند.
 
به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين صديقي در خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران با بيان اين‌كه تحريم‌ها براي ما يك فرصت و شانس خوب است، گفت: افرادي سست عنصر هستند، وقتي كمي فشار مي‌آيد مي‌گويند، ارتباط برقرار كنيد، درحالي كه اگر قرار بود چنين شود، چرا انقلاب كرديم. چون ما آگاهانه به اين راه قدم نهاديم ، اين تهديدها را به نفع خود مي‌دانيم كه دشمنان را به چالش مي‌كشد و در حالي كه براي ما چاه مي‌كنند، خودشان هلاك مي‌شوند چون آن‌ها مولا ندارند.
 
امام جمعه موقت تهران با بيان اين‌كه مردم مراقب جنگ رواني دشمن باشند، چون ما از فقر نمي‌ترسيم، بلكه از خوف فقر مي‌ترسيم، گفت: دو چيز را پيامبر(ص) به عنوان خطر اساسي مطرح كردند؛ اول رياست طلبي و دوم خوف فقر.
 
وي افزود: فقر واقعيت ندارد و ما سرمايه‌هاي كلان در مملكت داريم، جوانان مبتكر داريم و ملت ما شريف و نجيب هستند، پس ما پشتوانه ايمان و دست توسل داريم و اعتقاد داريم اين مملكت امام زمان و صاحب دارد و ما در كشتي نجات اهل بيت مي‌توانيم با طوفان‌ها در بيفتيم و از هيچ طوفاني نمي‌هراسيم.
 
وي با اشاره به در پيش رو بودن ماه مبارك رمضان، اظهار كرد: مراقب باشيم كه غافلگير نشويم، چون عظيم العظما ما را دعوت كرده است و دعوت خدا يعني اين كه ما بزرگ و برجسته شده‌ايم كه ذات احديت منبع هستي مشتري ما شده و ما را دعوت كرده است.
 
وي با اشاره به دهه تكريم از مساجد تصريح كرد: بدانيد مسجد خانه دوست است، پس هر وقت دلتان هواي خدا كرد، به خانه‌اش سري بزنيد و خانه دوستان را آباد كنيد، همچنين جوانان بدانند كه آبادي مساجد به حضور آن‌ها و مسجد محل شكوفايي و بيمه شدن جوانان است، پس با خانه دوستان بيگانه نباشيد و دلتان آنجا باشد و حضورتان مايه جلالش.
 
امام جمعه موقت تهران همچنين به برگزاري اجلاس زنان و بيداري اسلامي اشاره كرد و گفت:‌اين اجلاس جزو نقاط عطفي بود كه شايان تقدير و تكريم است و هزاران بانوي فرهيخته از جاي جاي جهان در ام القراي قيام‌ها و نهضت‌هاي اسلامي، ايران مقدس و مجاهد حاضر شدند كه حضور آن‌ها معاني و پيام‌هاي بسيار دارد.
 
صديقي با اشاره به ديدار زنان شركت كننده در اجلاس با رهبر معظم انقلاب اسلامي به بيان نكاتي از سخنان مقام معظم رهبري پرداخت و توضيح داد: مقام معظم رهبري به فرصت ديدارها اشاره كرد؛ چرا كه امروز روزي است كه مومنان بايد هم را پيدا كنند و بي خبري از هم شكننده است.
 
وي با بيان اين‌كه ‌كساني كه راه، هدف، دين، امامت، مسلك و دشمن مشترك دارند؛ بايد هم را پيدا كنند، اظهار كرد: امروز روز يگانگي اتحاد، خوديابي و دوستيابي است.
 
امام جمعه موقت تهران همچنين به توصيه مقام معظم رهبري مبني بر بازگشت زن به هويت اسلامي اشاره كرد وگفت: بيش از صد سال است كه دشمنان دين با همه امكانات سعي مي‌كنند، زنان اسلامي را با هويت خود بيگانه كنند و صدمات بسياري به بشريت بزنند.
 
صديقي با اشاره به اين كه در ديدگاه غربي نه زن ارزش دارد و نه بشريت، خاطرنشان كرد: غربي‌ها براي رسيدن به اهداف خود جنايت‌ها مي‌كنند و از جنايت‌كاران حمايت مي‌كنند و حقوق بشر و سازمان‌هاي بين المللي وسيله فريبكاري كاري آن‌ها است.
 
خطيب نماز جمعه اين هفته تهران با بيان اين‌كه در غرب به كرامت زن‌ها بيشتر از مردها آسيب زده مي‌شود، تصريح كرد: در غرب زن به صورت جنس مطرح مي‌شود و بازيچه هوس بازي‌ها قرار مي گيرد، اما از ديد اسلام زن انسان، خليفه خدا و نماينده حق تعالي است و در ايران اسلامي كه احياگر دين است حضور زنان درعرصه‌هاي علمي، اخلاقي، اجتماعي و سياسي با حفظ كرامت زن بودنش وجود دارد كه مقام معظم رهبري بر آن بسيار تاكيد داشتند.
 
امام جمعه موقت تهران افزود: شرم‌آور است زن، زن نباشد و مرد، مرد نباشد و رسوايي ها كه غرب ايجاد كرده است، مايه شرم است كه كرامت انساني زن را لگدمال مي‌كند و اسم آن را آزادي مي‌گذارد. در حالي كه در ديدگاه اسلام زن مي‌توان در دامنش، معراجي بسازد و مي‌تواند دانشمند و مدير باشد و حضور پر رنگ داشته باشد.
 
بقیه در ادامه مطلب....
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حجت الاسلام صدیقی, رایه الهدی,

ادامه مطلب

عده ای در زمان امام هم دائم می گفتند بردند، غارت کردند!/ امام در سخت ترین شرایط واقعی هم امیدوارانه برخورد می کرد

هر بار که دشمن، برای دشمنی از خارج حربه ای بیرون آورده است متأسفانه عده ای هم در داخل با دمیدن روح ناامیدی در ملت و با بزرگنمایی تهدیدات دشمن، آن حربه را تیز کرده اند. گرچه طبق سیره امام و رهبر انقلاب، نباید از مشکلات داخلی و نقاط ضعف غفلت یا تغافل کرد، ولی در عین حال لازم است همه برای رفع این مشکلات دست به اقدام زده، در عین اینکه به آینده پیروزمندانه امید خود را حفظ کنند. رهبر معظم انقلاب چند سال پیش در همین زمینه، نکات جالبی را فرموده اند:

«قرآن با آن حكمت، پيامبر با آن گذشت، خداى متعال به پيامبر مى‌گويد: «لئن لم ينته المنافقون والّذين فى قلوبهم مرض والمرجفون فى‌المدينة لنغرينّك بهم». يعنى كسانى كه از زير مى‌خواهند ضربه بزنند، مى‌خواهند انفجار ايجاد كنند، مى‌خواهند مردم را بترسانند، مى‌خواهند دل مردم را خالى كنند، مى‌خواهند اميدها را از دلها بگيرند، اگر اينها بس نكنند، «لنغرينّك بهم»؛ ما - يعنى خداى متعال - تو - يعنى پيامبر - را به جان اينها مى‌اندازيم. ببينيد لحن قرآن، چه‌طور لحن خشن و غليظى مى‌شود.
 
البته عده‌يى متأسفانه اين كار را در سطح جامعه مى‌كنند؛ مرتب توى دلها را خالى كردن: آقا تمام شد، آقا بردند، آقا دشمن چنين شد، آقا ارزشها فلان شد!
 
در دوران رياست جمهورى و زمان حضور امام - آن هم حضور قدرتمندانه‌ى ايشان - خيلى از اوقات خلاصه‌ى ملاقاتهايى كه با من مى‌شد، مى‌نوشتم. الان كه نگاه مى‌كنم، مى‌بينم خيلى از حرفهايى كه حالا بعضيها مى‌زنند كه آقا چنين شد، چنان شد، آن‌وقت مى‌آمدند به ما مى‌گفتند كه چنين شد، چنان شد!
 
اصلاً عده‌يى هستند كه خوششان مى‌آيد بگويند آقا بردند، غارت كردند، چنين كردند، دشمن پيروز شد، دشمن مسلط شد! دشمن غلط مى‌كند كه پيروز بشود. پيروزى دشمن به اين است كه دلهاى مؤمنين را از جا بكند. پيروزى دشمن به اين است كه بهترين جوانان اين مملكت، در ناصيه‌ى اين كشتى، نور رستگارى نبينند.
 
در سخت‌ترين اوقاتى كه در جنگ به ما ضربه وارد مى‌شد، امام با آن دل بزرگ و با آن ناصيه‌ى منور الهى اميد مى‌داد. در ماجرايى ضربه‌ى سختى خورديم. خدمت امام آمدند و گفتند كه ما شكست خورده‌ايم. فرمود: شكست نبود؛ عدم‌الفتح بود. عدم‌الفتح، يعنى پيروز نشديم.
 
شما ببينيد يك حادثه را دوگونه مى‌شود معنا كرد. هزار نفر از ما كشته شدند، پنج هزار نفر كشته شدند، اما دوگونه مى‌شود اين را تفسير كرد: تفسير شكست، تفسير عدم‌الفتح. معناى فرمايش امام اين بود كه طورى نشده است؛ مى‌خواستيد پيروز بشويد، اما هنوز نشده‌ايد. هميشه اين‌طور به ما اميد مى‌داد، اين‌طور جامعه و كشور را حركت مى‌داد؛ حالا عده‌يى همه‌ى همّ و غمشان اين است كه درست بعكس عمل كنند!»
 
 
بخشی از بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 27 شهریور 1370
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رهبرانقلاب, گرانی, مسئولین, رایه الهدی,

تاريخ : شنبه 24 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این که در کشور حضرت ولی عصر(عج) وضع حجاب رضایت بخش نیست، گفت: دلیل این وضع این است، چون لذت عفت را هنوز به خوبی نچشیده ایم.

به نقل از رسا، حضرت آیت‌الله جوادی آملی، در جمع روحانیان و جمعی از بانوان محجبه در مسجد روستای احمد آباد دماوند، با اشاره به آیات و روایات در خصوص مسأله عفاف و حجاب، گفت: در این روایات دینی شباهت انسان عفیف همانند یک فرشته بیان شده است.

وی با اشاره به این که دستورات قرآت و روایات دینی هزاران راه برای تبدیل انسان به فرشته را معرفی کرده است، افزود: صاحب جواهر بیان می کند انسان با روزه داری شبیه فرشته می شود.

فرشتگان فراشان محفل علمی هستند

مفسر برجسته قرآن کریم در ادامه سخنان خود با بیان این‌که ایران قبل از اسلام به هیچ عنوان عظمت امروز نظام اسلامی را نداشت، ادامه داد: اسلام راستین به همراه خود چیزی آورد که جایگاه و شرایط ایران را به کلی تغییر داد.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این‌که فرشته ها فراش های محفل علمی هستند، گفت: ملائکه به عنوان فراش های مراکز علمی بال های خود را برای عالم پهن می کنند.

وی با بیان این‌که فرشته ها بال های خود را در سه جهت پهن می کنند، گفت: آنها می خواهند به طالبان علم بفهمانند که درس خواندن برای آن است که طالب علم پر درآورد و شکوفا شود.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: نخستین وظیفه طالبان علوم دینی و دانشگاهی این است که بال درآورند و برای پرواز برای حرکت در مسیر تعالی و سعادت آماده شوند.

وی با بیان این که اگر کسی بال در نیاورد و استعدادش شکوفا نشود حق استاد را ادا نکرده است، تصریح کرد: یادگیری آیین بال زدن و پرواز کردن دومین وظیفه طالبان علوم است.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی، تعیین مسیر حرکت را سومین و مهم‌ترین وظیفه طالبان علوم عنوان کرد و افزود: هدف ملائکه از پهن کردن بال های خود این است که به ما بفهمانند به جای پرواز در جهت، باید از جهت پرواز کنیم.

عفت مخصوص بانوان نیست

وی در ادامه سخنان خود با ابراز تأسف از وضعیت پوشش برخی آقایان در جامعه دینی، گفت: عفت تنها برای زنان نیست و مردان نیز وظیفه دارند این مسأله مهم دینی را رعایت کنند.

این مفسر برجسته قرآن کریم ادامه داد: کسی که عفیف و پاکدامن است، لذت عفت خود را بیش از آنکه از چشم و گوش بچشد، از دل خود خواهد چشید.

وی در ادامه سخنان خود با بیان این که در کشور حضرت ولی عصر(عج) وضع حجاب رضایت بخش نیست، خاطرنشان کرد: دلیل این وضع این است، چون لذت عفت را هنوز به خوبی نچشیده ایم.

برخورد انتظامی با بدحجابی خوب اما کافی نیست

حضرت آیت الله جوادی آملی همچنین با تقدیر از زحمات نیروی انتظامی در راستای برخورد با مظاهر بدحجابی در جامعه دینی، متذکر شد: مسأله بدحجابی در جامعه با بگیر و ببند حل نخواهد شد.

وی، برخورد انتظامی با مظاهر بدحجابی در جامعه آخرین مرحله دانست و تصریح کرد: کار نیروی انتظامی خوب است، اما اساس کار این نیست.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این‌که برای شهدا برای این شهید شدند تا ارزش های دینی در کشورمان گسترش یابد و تقویت شود، ادامه داد: اگر کسی در مسیر معارف دینی گام بردارد به جای پذیرش حجاب از روی ترس و اجبار از روی حیا عفاف و حجا را حفظ می کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حجاب وعفاف, رایه الهدی, آیت الله جوادی آملی,

تاريخ : شنبه 24 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

آیت ‏الله زرآبادی یکی از ارکان اصلی مکتب تفکیک (جداسازی دین از فلسفه) در مکاشفات خود تا حدی پیش رفته بود که آن سوی دیوار را می‌دید.

به نقل از فارس، امروز سالروز رحلت آیت‏ الله سیدموسی زرآبادی است که یکی از بنیان‌گذارن مکتب تفکیک به شمار می‌رود. وی در حدود سال 1256 شمسی در قزوین به دنیا آمد؛ زرآبادی در این شهر و تهران از محضر حضرات آیات: میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا حسن کرمانشاهی، شیخ فضل‏الله نوری و ... استفاده کرد و در علوم عقلی و نقلی به استادی رسید.

سید موسی در علوم غریبه یکی از استادان مسلم و متبحر بود و در مراحل تقوی و تهذیب نفس و سلوک شرعی نیز از نخبگان عصر خود به شمار می‌رفت، لیکن استادان و مربیان او در این زمینه‏ها شناخته شده نیست.

آیت‏ الله زرآبادی به همراه میرزا مهدی اصفهانی و شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، سه رکن عمده مکتب تفکیک را در سده چهاردهم هجری تشکیل می‏دهند.

براساس این مکتب که ایشان از بزرگان آن است، ناب سازی و خالص ماندن شناخت‏های قرآنی و فهمیدن این شناخت‏ها و معارف به دور از تأویل و مخلوط شدن با افکار و نیز بر کنار از تفسیر به رأی از اهداف آن به شمار می‏رود. به بیان دیگر، جریان مکتب تفکیک بر این باور است که ما کلام تعقل می‌خواهیم اما اصول فلسفی مانند قدم عالم، وحدت وجود و ضرورت علت و معلول را قبول نداریم. یعنی جداسازی دین از فلسفه، و نقد و تخطئه عالمانه فلسفه.

آیت‏ الله زرآبادی سالیان متمادی به تدریس پرداخت و شاگردان بسیاری پرورش داد که از جمله آن‌ها شیخ مجتبی قزوینی، شیخ علی‏اکبر اللّهیان تنکابنی، شیخ علی‏اصغر شکرنابی و سید ابوالحسن حافظیان مشهدی و شیخ هاشم قزوینی خراسانی است.

آیت‏ الله زرآبادی سرانجام در بیست و چهارم تیر ماه 1313 ش برابر با دوم ربیع‏الثانی 1353 ق در 59 سالگی به سرای باقی شتافت و در صحن امامزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد.

مکاشقه شیطانی

علی اکبر مهدی‌پور در کتاب «اجساد جاویدان» به نقل از آیت‌الله زرآبادی می‌نویسد: در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدّتی به سیر و سلوک پرداختم، و به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حایل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم. روزی به من گفته شد: حال که به این مقام رسیده‌ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است.

آیت‌الله زرآبادی گفت: این اعمال ظاهری با دلایل قطعی و براهین مسلّم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترک نخواهم کرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده، از شما سلب خواهد شد.

پاسخ داده شد: به جهنّم!

آیت‏ الله زرآبادی می‌گوید: از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود خبری نبود. در آن هنگام متوجّه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری ما با آن همه نقصی که دارد، شدیداً در رنج و عذاب است. بنابراین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین حالاتی به من دست داد، که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله زرآبادی, رایه الهدی, الهامات شیطانی, مکاشفه,

شخصی از حضرت آيت‌الله بهجت رحمةالله‌علیه تقاضا كرده است كه اين حقير مشتاق زيارت امام عصر عجل الله تعالي فرجه مي‌باشم ...

ذكر صلوات، از جامع‌ترين اذكار و اوراد است. در قرآن كريم آمده است: إن الله وَ مَلائِكَتَه يصلّون علي النّبي يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً؛ همانا خداوند و ملائكه بر پيامبر صلوات و درود مي‌فرستند؛ اي ايمان‌آورندگان، شما نيز بر او درود و سلامتي مستمر به گونه‌اي عالي بفرستيد.
صلوات و درود خالصانه ما بر خاندان عصمت و طهارت، باعث پاكي و نيكويي سرشت ما، مايه تزكيت و طهارت نفوس ما و عامل بخشش و پوشش گناهان ما مي‌گردد: وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَيكُم وَ ما خَصَّنا بِهِ مِن وِلايَتِكُم طيباً‌ لِخَلقِنا وَ طَهارَةً لِاَنفُسِنا وَ تَزكيَةً لَنا وَ كَفّارَةً لِذُنوبِنا؛ و خداوند صلوات و درود ما را بر شما و ولايت خاص شما را بر ما، با عث نيكويي خلقت و فطرت ما و مايه پاكي نفوس ما و عامل پاكيزگي روح ما و موجب پوشش گناهان ما قرار داده است. از اين رو مداومت بر ذكر صلوات مي‌تواند با ايجاد طهارت و نورانيت در روح ما، سنخيت و تناسبي را بين ما و وجود اطهر امام زمان ارواحنا فداه به ارمغان آورد و راهگشاي ديدار و رابطه ولايي خاص ما با آن حضرت گردد؛

چنانچه امام صادق عليه‌السلام مي‌فرمايد:
مَنْ قالَ بَعْدَ صَلاةِ‌ الْفَجْرِ وَ بَعْدَ صَلاة‌ِ الظُّهْرِ، اَللّهُمَّ صَلّ علي محمّدٍ و آل مُحمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ يمَُتْ حَتّي يُدْرِكَ الْقائِمَ مِنْ آل مُحَمَّدٍ؛ هر كس بعد از نماز صبح و پس از نماز ظهر بگويد: «اللّهمّ صلّ علي محمد و آل محمد و عجّل فرجهم»، نخواهد مُرد تا آن‌كه قائم آل محمّد را درك نمايد.

شخصی از حضرت آيت‌الله بهجت رحمةالله‌علیه تقاضا كرده است كه اين حقير مشتاق زيارت امام عصر، حضرت حجة‌بن‌الحسن‌العسكري عجل الله تعالي فرجه مي‌باشم. از حضرت عالي تقاضا دارم كه مرا دعا كنيد تا به اين سعادت نايل شوم. آن بزرگوار در پاسخ فرموده‌اند: زياد صلوات اهدای وجود مقدسش نماييد، مقرون با دعاي تعجيل فرجش.

حضرت آيت‌الله شيخ حسن صافي اصفهاني رحمه‌الله ذكر صلوات را چنين توصيه فرموده‌اند: روزانه تعداد 110 صلوات به صورت اللّهمّ صل علي محمّد و آل محمّد و عجّل فَرَجَهُمْ وَ فَرَجَنابِهِم بفرستد. از اين رو بسيار بجاست كه روزانه 110 صلوات به همين صورت به وجود مقدس حضرت ولي عصر ارواحنا فداه هديه و تقديم شود، بدان اميد كه راهي به سوي وصال آن حضرت فراروي ما بگشايد و ما را به ولايت و ملاقات خاص (ملاقات همراه معرفت) حضرتش توفيق بخشد. انشاءالله.
 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

یک هدایت هایی هست که در اثر عمل به دست می آید.اگر نزد استاد بنشینید چیز می فهمید. اما اگر عمل کنید یک چیز دیگر می فهمید.اگر به آن چیزی که می دانستی عمل کنی به یک فهم تازه می رسی...

برای کسانی که دلشان برای خودشان می سوزد عرض می کنم که در شب جمعه و در عصر روز جمعه صد بار سوره قدر وارد است. شاید من لفظش را درست نگویم اما ظاهرا فرمودند هرکس این صد سوره قدر را بخواند هفتصد رحمت الهی شاملش می شود. ممکن است این الفاظ دقیق نباشد اما مطلب درست است. این دو صد مرتبه را همه اهل کمال و سیر و سلوک می خواندند.

آقای ابوترابی را همه می شناسید. اینها خانواده بسیار پاکیزه ای هستند. ایشان یک دایی داشتند که بسیار تحفه بوده است. اصلا من حیرت کردم. گفته بودند من این آیه را که می خوانم یک چیز تازه می فهمم. دومرتبه که می خوانم یک چیز تازه می فهمم. یعنی اگر ده بار آیه را بخوانند ده چیز تازه می فهمند که می توانند در تفسیر بنویسند. من نمی فهمم. خدایا. فرمود اگر این آیه را به یک دلیلی بار دیگر بخوانم یک حرف تازه می فهمم. مکرر این داستان را برایتان عرض کرده ام. در شرح احوالی که مرحوم آیت الله حکیم، در حاشیه کتاب کفایه دارند این مطلب را نوشتند. در کتاب کفایه یک فرمایشی آمده که ایشان در ذیل آن این را فرموده اند. عده ای را نام می برند که همه در سطح مراجع اند. مثلا آقا سید اسماعیل صدر. ایشان یک مرجع بوده. همینطور اسم می برند بعد می گویند اینها شب اول ماه رمضان به زیارت مرحوم آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی رفتند. عجب انسان هایی. ایشان یک آیه مطرح کرد. ده نابغه اینجا نشسته که فرض کنید در ده رشته علم مجتهدند. ایشان یک آیه مطرح کرد و تفسیر آن را مطرح کرد و بعد از اینها نظر خواست. خب همه اینها ملا بودند و اهل نظر بودند. آنها گفتند آقا واقعا ممتاز بود. خب خداحافظی کردند و رفتند. فردا شب آمدند خدمت ایشان. همان آیه را خواند و یک تفسیر دیگر کرد. اینبار سوال پرسیدند. گفتند آقا این بهتر بود. این خوب بود. شب بعد هم به همین ترتیب. باز از آنها کسب نظر کردند و آنها گفتند آقا این خوب بود. سی شب ماه رمضان آیه را خواندند و تفسیر تازه کردند. این همه را از کجا می آوری؟ آقای بهجت فرموده بودند این پادشاهان نمی دانند نماز چقدر خوب است. اگر می دانستند از صد پادشاهی می گذشتند تا به آن نماز و معنای آن برسند. اگر مردم عالم می دانستند این آقا از این فهم ها چه لذتی برده است، خودشان را می کشتند که به آن فهم برسند. چکار کنیم؟.....

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: استادجاودان, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 23 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

تقصیرهاوکوتاهی های گذشته رادربقيه ي این ماه جبران کن،و به آنچه برای توسودمنداست روی آور؛و هر دِین وامانتی برعهده داری، ادا کن و گناهانی راکه انجام می دادی ترک کن و ازخدا بترس...

۱ - از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:

هر کس سه روز از آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به ماه مبارک رمضان متصل سازد،

خداوند متعال ثواب روزه ي دو ماه متوالی را برای او بنویسد.

 

۲ - اباالصلت هروی می گوید:

جمعه ي آخر ماه شعبان خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. حضرت فرمود:

ای اباصلت!

اکثر ماه شعبان رفت و امروز جمعه آخر ماه است،

پس تقصیرها و کوتاهی های گذشته را در بقيه ي این ماه جبران کن،

و به آنچه برای تو سودمند است روی آور؛

بسیار دعا کن و استغفار نما و قرآن را بسیار تلاوت کن و از گناهان خود توبه نما،

تا وقتی که ماه رمضان داخل می شود خود را برای خدا خالص ساخته باشی

و هر دِین و امانتی بر عهده داری، ادا کن

و کینه ي هر کس که در دل داری بیرون نما

و گناهانی را که انجام می دادی ترک کن

و از خدا بترس

و در امور پنهان و آشکار خود بر خدا توکل نما،

که هر کس بر خدا توکل کند،

خداوند امور او را کفایت می نماید،

و در بقيه این ماه این دعا را بسیار بخوان:

ألّـلهُمَّ إن لَم تـَکـُن غـَفـَرتَ لـَنا فیما مَضی من شَعبانَ ، فـَاغفـِر لـَنا فیما بـَقـِیَ مِنهُ.

امام علیه السلام در ادامه فرمود: خداوند به احترام و عظمت ماه مبارک رمضان ،

بنده های بسیاری را در ماه شعبان از آتش جهنم آزاد می گراند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

احكام الهي مانند نواميس الهي هستند و خداوند متعال ناموس، آبرو؛ محرمات و حريمي دارد مانند ما كه حريم و محرماتي داريم و اجازه نمي‌دهيم كسي به حريم ما وارد شود.

در همه جاي دنيا همين‌گونه است و كسي اجازه داخل شدن به حريم ديگران را نمي‌دهد.

خداوند متعال هم مرزهايی دارد كه ورود به اين مرزها را نمي‌دهد و در اين كار استثنا هم ندارد مثلا اگر پسر پيامبر ربا بخورد به او ماشاءالله و بارك‌الله نمي‌گويد زيرا ربا براي او و همه افراد حرام است.

دروغ گفتن نيز حرام است و هركس كه دروغ بگويد از مقام خود سقوط مي‌كند و براي خداوند آن فرد فرقي ندارد.


زنان پيامبر اكرم (ص) هر دو مورد اعتراض هستند و در قرآن آمده است كه زنان پيامبر حكم مادران جامعه ما را دارند اما زماني كه دو تا از همسران پيامبر اكرم (ص) مانند عايشه اشتباه مي‌كنند خداوند با يك سوره به آنها حمله مي‌كند و آنها را هم تهديد دنيوي و هم اخروي مي‌كند به اين معنا كه همسر پيامبر شدن براي افراد مصونيت نمي‌آورد.

كارهاي ما به ما مي‌گويد كه ما چه كسي هستيم، ما بايد خود را كنترل كنيم و از آتش دور نگه داريم و انسان بايد حواس خود را جمع كرده كه كارهاي حرام انجام ندهد و به حريم‌ها نزديك نشود.

گناهان داراي مراتبي هستند كه به دو دسته گناهان كبيره و صغيره تقسيم مي‌شوند.

گناهان كبيره ويژگي‌هايی دارند؛ اولا اگر گناهي عادي شود كبيره است مانند رشوه خوردن، پارتي‌بازي كه در ادارات عادي شده است و يا مانند بدحجابي كه در تهران امري طبيعي و عادي است و كسي آن را بد نمي‌داند و شايد براي خانومي كه مانتوي آن تنگ‌تر و چسبان‌تر باشد باعث افتخار است و اينها جزو گناهان كبيره شده‌اند؛ دوم گناه كند و آنگاه گناه خود را گناه نداند يعني هم از خودمان و هم از مردم طلبكار هستيم.

گناه كبيره گناهي است كه انسان آن را مرتكب شده و پس از آن خوشحالي كند.

ما نتوانسته‌ايم از هيچ راهي بدحجابي مردم را توجيح كنيم و وقتي گناه علني شود جزو گناهان كبيره محسوب مي‌شود و به گناه علني فحشا مي‌گويند.

ما نباید وارد حريم خدا شويم زیرا معصيت آدم را به جایي نمي‌رساند.

ما قرب به خدا را جدي نمي‌گيريم بلكه آدم‌ها براي ما مهم بوده و اين حركتي اشتباه است.

خواهران! جدي تلاش كنيد كه به خداوند نزديك‌تر شويد چون در عرفان، احساس، علاقه و عشقي كه در خانم‌ها وجود دارد باعث نزديك‌تر شدن آنها به خداوند مي‌شود.

نباید به جایی برسیم که الگوي ما غربي‌ها شوند نه قرآن، وظيفه شما در اين جامعه با اين اعمال بيشتر است و شماها با جوانان صحبت كنيد.

ما مردها نيز خرابكاري‌هاي خودمان را داريم هيچ‌كس با معصيت به جاي نرسيده بلكه با اطاعت بي چون و چراي خدا به مقام و سطح بالاتري مي‌رسيم.

بحث حجاب و عفاف و عفت را جدي بگيريد و با آنهايي كه بي‌حجابي را تبليغ مي‌كنند صحبت كنيد ما اين همه شهدا را براي چه داده‌ايم آيا قيام كرده‌ايم كه دوباره كارهاي قبلي خود را انجام دهيم؟

من در امريكا موسسه بزرگي داشتم و خانمي فرانسوي كه جوان و مجرد بود در ماه شعبان به آمريكا آمده بود و به من گفت؛ مي‌خواهم با اسلام آشنا شوم، مرا راهنمايي كنيد كه من گفتم وقت ندارم ولي كتاب «شيعه در اسلام» نوشته علامه طباطبايي را به وی معرفي كردم.

بعد از يك هفته وی آمد و گفت كه من همه كتاب را خواندم و مي‌خواهم شيعه شوم من جواب دادم كه نمي‌شود و يك كتاب ديگر به او معرفي كردم و قصد داشتم تا جشن امام حسين (ع) آن را طول بدهم تا يك جشن مفصلي براي او بگيريم كه وی گفت نه و بايد الان مرا مسلمان كنيد كه من گفتم قصد ما اين است كه براي شما يك جشن مفصلي بگيريم.

در مراسم شيعه شدن وی كه در حال كسب مقطع دكتري بود يك مقاله‌اي نوشت و در آن اعلام كرد كه من مسلمان هستم و پس از گفتن شهادتين مسلمان شد و اسم سكينه را براي خود انتخاب كرد.

پدر و مادر اين دختر جوان به امريكا آمدند و ديدند كه دخترشان ديگر همانند زمان گذشته نيست و جالب اينجاست كه افرادي كه در خارج از ايران مسلمان مي‌شوند تمام احكام را اجرا مي‌كنند و مي‌گويند حكم خداوند است.

پدر و مادر آن دختر به زور او را وادار مي‌كردند كه بايد حجاب را كنار بگذاري كه زير بار نرفت و كار به جايي رسيد كه دست بر روي آن بلند كردند.

پس از مدتي از من پرسيد در مقابل اين همه آزار و اذيت‌ها من چه كاري مي‌توانم بكنم و من در تماس با يكي از مراجع به او گفتم اگر خطر جاني دارد مقداري كوتاه بيايد كه گفت؛ اگر كوتاه نيايم شهيد محسوب مي‌شوم؟

اگر آدم بخواهد خود را بپوشاند آيا از به جبهه رفتن شهدا سخت‌تر است؟

ما به شهدا افتخار مي‌كنيم و آرزويمان اين است كه لحظه‌اي جاي آنها باشيم.

ديديد كه چگونه شهدا لحظه‌اي كوتاه نيامدند و شماها بايد خود و ديگران را حفظ كنيد.



منبع : خبرگزاری دانشجو

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج


رهبر انقلاب از نعمات الهی هستند

به گزارش رسا، در آستانه ماه مبارک رمضان همایش بزرگ «طلایه داران هدایت» به منظور تبیین راهبردهای کلی تبلیغ و با دو محوریت نقش زیارت در ارتقای فرهنگی اجتماعی و تولید ملی حمایت ازکار و سرمایه ایرانی روز گذشته با حضور بیش از 400 تن از مبلغان خراسان رضوی در تالار همایش های بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد.
 
حضرت آیت الله سبحانی از مراجع تقلید در این مراسم، تبلیغ را یک ماهیت ذات الاضافه و چهار جانبه دانست و گفت: جوانب تبلیغ عبارتند از مبلغ، کسی که مبلغ از طرف او آمده است، محتوای تبلیغ و مخاطب تبلیغ.
 
وی در ادامه با اشاره به آیه شریفه تبلیغ اظهار داشت: به فرموده قران کریم، هر فردی شایستگی تبلیغ ندارد و از مهم‌ترین ویژگی های یک مبلغ، ترس از خدا و عدم ترس از غیرخدا و سخن گفتن به حق است. البته این معنای گفتن هر سخنی نیست به گونه ای که برای خود گرفتاری ایجاد کند اما اگر وظیفه شرعی تشخیص داد حتما باید حقیقت را بگوید و کتمان نکند و بداند که بالای سر او حسابگری دقیق است که حساب عمل او را دارد.
 
این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: از آنجا که مبلغان جانشینان انبیا و اولیای خدا هستند، می توان گفت که از جانب خدا به سوی مردم و انسان های مکلف اعزام می شوند.
 
محتوای تبلیغ باید مستند به کتاب خدا و سیره معصومین باشد
 
حضرت آیت الله سبحانی افزود: محتوای تبلیغ نیز در عبارت «رسالات الله» به خوبی تبیین شده است که باید پیام های الهی و همه به خدا مستند باشد، کمال اعتماد بر کتاب و سنت باشد اگر هم از دیگران سخن می گوید به عنوان استشهاد بگوید نه اعتبار.
 
 
وی تأکید کرد: منبر، جایگاه انبیا و اولیاست؛ مبلغ باید ابتدا احراز مصداق و موضوع کند که آیا مسأله ای که می خواهد بگوید جزو رسالات الله هست یا خیر، با شک و تردید مطلبی را بیان نکند، مطلعه نکرده تفسیر نکند. آیت الله فلسفی بیش از 50 سال در تهران منبر رفت اما منبرش هرگز کهنه نشد ومشتری داشت، چرا؟ برای اینکه ایشان برای هر منبر 8 ساعت مطالعه می کرد.
 
این مرجع تقلید در خصوص شیوه های تبلیغ، ابراز داشت: مبلغ ابتدا باید در مخاطب آمادگی ایجاد کند وگرنه سخنش اثرگذار نخواهد بود.
 
حضرت آیت الله سبحانی همچنین بر لزوم مخاطب شناسی در تبلیغ تأکید کرد و گفت: باید دنبال کسانی رفت که شخصیت آن ها شکل نگرفته و هنوز در مسیر تکامل هستند.
 
 
وی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) که می فرمایند «آن کس که زمان شناس باشد مورد هجوم شبهات قرار نمی گیرد»، افزود: این به دلیل داشتن آمادگی در چنین افرادی است، این‌که ما گاهی عقب می مانیم به دلیل عارف نبودن به زمان است. امام رضا(ع) نیز می فرمایند «در درجه اول انسان باید خود را هدایت کند و کاری که از دستش می آید همان را انجام دهد.». مبلغان هم باید عارف به زمان باشند و بدانند تقاضا چیست و عرضه و تقاضا را رعایت کنند، بدانند در برابر تبلیغات زهرآگین دشمن چه پادزهری ارائه دهند که اثرگذار باشد.
 
وی خاطرنشان کرد: البته آگاهی از افکار مختلف در مدارس و دانشگاه ها به معنای تصدیق این افکار نیست، بلکه منظور این است که از این طریق بتوانیم به گونه ای سخن بگوییم که ایجاد تنش نشود.
 
آقای قرائتی به دو اقیانوس قرآن و روایات متصل است و به زبان مردم تبلیغ می‌کند
 
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم ، قرآن و سنت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را تنها منابع متقن تبلیغ دانست و گفت: گاهی عده ای می گویند چطور آقای قرائتی سی سال است منبر می رود ولی هنوزهم مشتری دارد؟ برخی دلیل این امر را لهجه شیرین ایشان می دانند در حالی که علت این است که ایشان به دو اقیانوس قرآن و روایات متصل است و در کنار این دو، منطق مردم را می داند و به زبان آنان تبلیغ می کند.
 
وی ادامه داد: جامعه امروز یک جامعه بسته مثل صد سال قبل نیست، اکنون تمام عالم یک دهکده است و هر اندیشه ای تولید شود به سرعت منتشر می شود، در چنین جهانی باید با در سطح فهم و درک مردم سخن گفت.
وی در پایان در پاسخ به سوالی نسبت به نحوه تبلیغ در مناطق تلفیقی، اظهار داشت: در این مناطق باید روی مثبتات تکیه کنیم.

رهبر انقلاب از نعمات الهی هستند
 
حضرت آیت الله سبحانی در ارتباط با چگونگی توجه به نامگذاری سال در تبلیغ، یادآور شد: رهبر معظم انقلاب از نعمات الهی است که علم، دیانت، تقوا و سیاست را جمع کرده است و باید قدردان حضور ایشان باشیم. اما در مورد تحقق شعار سال باید گفت تا زمانی که دروازه کشور باز است و واردات بی کیفیت چینی وارد می شود این پیام محقق شدنی نیست، باید دروازه ها را به روی کالاهای غیرلازم بست .
 
قوه مجریه باید حساسیت بیشتری نسبت به بدحجابی داشته باشد
 
وی در خصوص نحوه برخورد مبلغان با مساله بدحجابی، تصریح کرد: متاسفانه در این زمینه آن ها که باید حساسیت نشان دهند این کار را نمی کنند. می توان بالای منبر اهمیت عفاف زن و مضرات بی حجابی و اینکه حجاب مقدمه عفاف بوده و عفت بدون حجاب ممکن نیست را تبیین کرد. اما این تنها بیان است، و تاثیر بیشتر با قوه مجریه است تا در این خصوص برنامه سازماندهی نداشته باشد تبلیغ کم اثر خواهد بود.
 
بدحجابی نوعی دهن کجی به نظام اسلامی است
 
وی یادآور شد: بنده بارها گفته ام حجاب شعار نظام است و بدحجابی شعاری علیه آن محسوب می شود. بدحجابی مانند گناهان دیگر نیست، نوعی دهن کجی به نظام است.
 
این مرجع تقلید ادامه داد: اینکه در برخی فروشگاه های غرب و گاهی شرق از زیبایی زن به عنوان کالا برای جلب مشتری بهره می گیرند، تنزل دادن مقام زن است.
 
حضرت آیت الله سبحانی در خصوص مسائل بانکی نیز اظهار داشت: زمانی که بانک سرمایه شما را تحویل می گیرد می گوید با سرمایه شما مضاربه می کنیم وسود قطعی معین می کنند اما ما از واقع خبر نداریم که چه می کنند . اگر چنین باشد اشکال ندارد. بنابراین به مخاطب بگویید از رییس بانک سوال کند اگر فرد متدینی بود کافی است تا سخن بانک حمل بر صحت شود.
 
وی در مورد تحریم ها تصریح کرد: این تحریم ها، قیمت استقلال ما است و باید هزینه آن را بپردازیم و به جان بخریم. پیامبر اکرم(ص) هم سه سال در سخت ترین شرایط در شعب ابیطالب تحریم شد و صبر کرد تا گشایشی حاصل شد.
 
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، تحریم ها را دلیل عدم پایبندی غرب به انسانیت ، انصاف، قانون و حقوق بشر دانست و گفت: این همه تحریم بر کشوری که می خواهد مستقل باشد حاکی از این است که انان به هیچ یک از اصول انسانی پایبند نیستند، اینکه تاکنون جهانیان را فریب داده اند و از سازمان ملل و حقوق بشر دم زده اند همه ابزاری است تا ملت ها را ضعیف و مستعمره خود کنند.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله سبحانی, رایه الهدی, رهبرانقلاب,

تاريخ : جمعه 23 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

اگر این تلاش عظیم مادی و معنوی که در این مملکت می شود نباشد، ظرف ده روز آمریکا و صهیونیسم و رادیوها و مسئولینشان، کشور را به دوران رژیم گذشته برمی گردانند. شما خیال می کنید که نمی توانند؟ ظرف ده روز بر می گردانند. این مملکت را، قدرت عظیمی نگه داشته است. البته بی شک قدرت خداست. اما قدرت خدا، به وسیله عناصر خوب، بندگان خدا و از طریق تلاشهای عظیمی که می شود، تحقق پیدا می کند. ...

به نقل از رجانیوز، دشمنی های استکبار گرچه امروزه در حد بزرگی در حق ملت ایران روا می شود، اما این دشمنی ها چیز تازه ای نیست. از طرف دیگر، مسائل مربوط به گرانی و معیشت هم امروزه گرچه امروزه بسیار به مردم (خصوصا مستضعفین) فشار می آورد (و مسئولین وظیفه چاره اندیشی جدی برای آن دارند) ولی این هم چیز تازه ای نیست و هر دوی اینها در دوره حیات امام هم وجود داشته است و جالب آنکه فرصت طلبی یا کج اندیشی عده ای برای استفاده از این موضوعات و تخریب دولتها و تسویه حسابهای متعفن سیاسی با این بهانه ها هم امری سابقه دار است. رهبر فرزانه انقلاب، سالها پیش در یک سخنرانی به همین موضوعات اشاره کرده و چنین فرموده اند:

من یادم هست که در زمان امام(رضوان الله علیه) افراد زیادی پیش ایشان می رفتند-بنده گاهی دیده بودم- و می گفتند: آقا، فلان چیز گران است، فلان چیز خراب شد، فلان چیز در انبارها فاسد شد، فلان کس فلان کار را کرد. قدری از دولت می گفتند و از این قبیل. ایشان گوش می کردند و بعد می گفتند: «آقا، اداره مملکت سخت است.» امام ...پرحرفی نمی کردند. معمولا فقط یک کلمه می گفتند:اداره مملکت سخت است.
همه حرف ها تمام می شد.»

(بیانات در دیدار با طلاب مدارس شهیدین و حقانی، 14 شهریور 1373، به نقل از کتاب مدح خورشید، انتشارات دفتر رهبر انقلاب، ص 90)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رهبرمعظم انقلاب, رایه الهدی, گرانی, مسئولان,

تاريخ : چهار شنبه 21 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

فرج‌الله سلحشور گفت: با کمی دقت در تلویزیون متوجه می‌شوید که در این حوزه نظارت وجود ندارد و هر کاری که بکنند، کسی نیست که چیزی بگوید.

وی ادامه داد: تلویزیون خط قرمزها را از بین برده است و همین موضوع تبدیل به الگو برای دختران و جوانان ما می‌شود. قبل از انقلاب مرزها در این زمینه مشخص بود اما چون حکومت اسلامی است، چنین مرزهایی مشخص نیست و همه ناخودآگاه فکر می‌کنند که چنین مواردی درست است. الان ارزش‌ها به هم ریخته و ضد ارزش‌ها حاکم شده است.
 
وی تصریح کرد: نکته دیگری که مطرح است، این است که درباره حجاب در سینما و تلویزیون نمی‌توانید کار کنید چون اصحاب رسانه خودشان بی‌حجاب هستند. مثلا سردار رادان در بحث حجاب و عفاف کار می‌کند اما کسی مثل فرزاد حسنی او را تخریب می‌کند. این امر هم به دلیل این است که به هنرمند مشتبه شده که او ملاک جامعه است و کسی هم نیست که به او بگوید تو به اندازه یک کارگر هستی.
 
 
 
وی اظهار داشت: امام و رهبری با این تداخل زن و مرد موافق نبودند اما دشمن زیرک بود و همان اوایل انقلاب در دانشکده‌ای با شکلی بسیار مسخره دیوار کشید. طوری که بعد از آن هیچ کس دیگر جرات نمی‌کند بگوید دختر و پسر را جدا کنید. در واقع موضوع لوث شد تا جایی که الان اگر جداسازی در جامعه پیگیری شود، شاید شورش شود.
 
 
وی ادامه داد: دولت در حوزه حجاب و عفا وارد نمی‌شود و می‌خواهد با شامورتی بازی و ورد همه چیز درشت شود. در حالی که ما از قرآن مبانی تعریف کرده‌ایم، برای فیلمسازی و از میان هزاران قصه قرآنی، 100 قصه را انتخاب و 40 سناریو را نوشته‌ایم که از این میان 9 فیلم به عنوان کار اولیه داشته‌ایم. هرجای این مملکت مراجعه کردیم؛ حاضرند برای تونل و فاضلاب فلان جا میلیاردها تومان خرج کنند اما برای طرح تلویزیون که 13 میلیارد تومان پیشنهاد دادیم، قبول نکردند.
 
وی عنوان داشت: این طرح را مقام معظم رهبری قبول کردند و گفتند 100 میلیون تومان کمک هم به ما می‌کنند اما هیچ کس کمک نکرد. چون خود ما در کشور اسلامی هستیم نسبت به اسلام بی‌توجه هستیم و هرکس کار قرآنی انجام بدهد برایش ارزش قائل نیستیم اما اگر یک هنرپییشه طاغوتی کاری نظیر یوسف را بسازد، در بوق و کرنا می‌کنند.
 
من خبر دارم که در پشت صحنه تولید یکی از سریال‌های تلویزیون که چند سال هم طول کشید، هزار کیلو معادل یک تن تریاک مصرف شده است. ما یوسف را در شرایطی کاملا اسلامی ساختیم و اهل شمال و ویلا و آنتالیا هم نیستیم. مهران مدیری در تولید سریال قهوه تلخ هفته‌ای 2 میلیارد تومان درآمد کسب می‌کند اما هنرمندان انقلاب ما به دلیل نداشتن بودجه باید از ساخت کار صرف نظر کنند.......
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: سلحشور, رایه الهدی, نظارت صداوسیما,

ادامه مطلب

 فقاهت هاشمی رفسنجانی محل تأمل است

آیت الله حسینی زابلی هر چند در 20سالگي و در شهر مقدس قم به کسوت روحانیت در آمد و ملبس شد اما دوران شکوفایی علمی او در نجف و در خدمت اساتیدی همچون حضرت امام (رضوان الله علیه)، آیت الله خویی (رحمه الله علیه)، آیت الله سیستانی و ... رقم خورد. آیت الله حسینی زابلی که خود به برکت عنایت اهل بیت علیهم السلام دارای سیر و سلوک و صفای باطن ویژه است همچنین از محضر اساتیدی همچون مرحوم آیت الله بهاءالدینی، مرحوم آیت الله شیخ حسنعلی نجابت و مرحوم آیت الله حسین فاطمی نیز استفاده کرده است. ایشان سال‌ها نیز نمایندگی آیت الله آقا تهرانی (صاحب ذریعه) را در نقاط مختلف ایران بر عهده داشته‌اند.

آیت‌الله زابلی در واكنش به سخنان اخير هاشمي رفسنجاني درباره ضرورت تشكيل «شوراي فقهي» براي مديريت مسائل كلان نظام درگفت و گو با تأکید کرد: «‌بي ترديد سخنان هاشمي رفسنجانی در راستاي تخفيف و تزلزل جايگاه ولي فقيه است.» ایشان همچنین تصریح نمودند: «باید با کمال احترام به ساحت مرجعیت عزیز عرض کنم امتيازاتي را كه ولي فقيه حاضر دارند هیچ کدام از مراجع بزرگوار فعلی ندارند.»

هاشمي صلاحيت اظهارنظر در اين خصوص را ندارد

آیت الله زابلی افزود: از آنجا که اصل فقاهت آقای هاشمی محل تأمل است، وی صلاحیت اظهارنظر در این باره را ندارد. چه کسی می تواند در تخصص فقیه جامعی مثل حضرت امام (ره) درهمه ابواب فقه تردید کند؟! امام علاوه بر فقه و اصول، در فلسفه وعرفان نیز متخصص بود؛ علاوه بر آن، در سایر علوم اسلامی مثل تفسیر قرآن، تاریخ اسلام و... نیز تبحر خاصی داشتند.

این در حالی بود که البته بخشی از عمر شریفشان ازسال 41 تا 68 صرف مبارزه بی امان با رِِِژیم طاغوت، تدبیر امورکشور، مبارزه با شیطان بزرگ و فرماندهی جنگ تحمیلی شد.

كسي نمي‌تواند منكر جامعيت رهبر معظم انقلاب شود

استاد اخلاق حوزه و دانشگاه با نام بردن برخي از امتيازات و فضائل رهبر معظم انقلاب براي زعامت امت اسلامي اظهار داشت:‌ سيادت رهبری، فقاهت رهبری، ‌شجاعت ايشان،‌علم ايشان و ... را هيچ كس ندارد و نمی‌تواند منکر آن شود. من تفاسير چهل سال پیش ايشان در مسجد كرامت مشهد را دارم. در آن سن و سال، ايشان جلسات پربار، پرفيض و پر شور تفسير قرآن را برگزار مي كردند. شرح صدر‌آقا بي‌نظير است. براي مثال ايشان مي‌داند فلاني آدم نامناسبي است اما تحمل مي‌كند و مسئوليت هم به او مي‌دهد. در واقع ایشان هم مصلحت كشور را در نظر مي‌گيرد و هم مصلحت خود آن شخص را مد نظر دارد. آيت‌الله زابلي افزود:‌ اشراف به مسائل اقتصادي و بين‌المللي، سابقه فعالیت سیاسی پيش و پس از انقلاب، تقوا، اشراف به مسائل نظامي و حضور مستقيم در جبهه‌هاي جنگ عليه كفار از ايشان يك شخصيت بي نظير براي انقلاب ساخته است.‌ ولايت مداري ايشان را نیز در آن خطبه معروف روز 29خرداد سال 88 به وضوح می‌توان درک کرد. آنجا که فرمودند: «ای سيد ما! ای مولای ما! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندك آبرويی هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‌ اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد.»

وجود رهبري، ادعاهاي هاشمي را نقض مي‌كند

شاگرد محضر حضرت امام (رضوان الله) در ادامه می‌گوید: اين جامعيت را هيچ كس ندارد و مشخص است كه جامعيت فقهي‌ای كه آقاي هاشمي مدعی است نمي توان در يك شخص يافت در رهبر معظم انقلاب به طور اكمل وجود دارد. در اجتهاد و عدالت‏ رهبري عزيز «دامت‏ برکاته» ترديدي نمي‌توان كرد. ايشان يقيناً فقیهی والا مقام و مجتهدی عالی مقام هستند که بر علوم مؤثر در استنباط، تسلطی بسیار بالا دارند.

به گزارش ایران، ایشان علاوه بر لغت، ادبیات، اصول، حدیث و تفسیر، حتی در رجال و درایه که در استحکام فتوا نقشی بسزا دارد، استاد و عالم هستند. آيت الله زابلي افزود: ‌ایشان از تیزهوشی و فراست توأم با بردباری نیز بهره مندند. ضمن آنکه از قدرت مدیریت بالایی برخوردار هستند. رهبری همچنین با تعبد و دارای فکر بسیار روشنی هستند و از دوراندیشی و تشخیص مصالح دراز مدت امت اسلامی نیز بهره مي‌برند. از حزم و احتیاط همراه با شهامت برخوردارند. داراي ذوق و گرایش‌های هنری اصیل هستند. اعتماد به نفس در كنار توکل بر خدای متعال و تلاش و جدیت و نظم و برنامه‏ از امتيازات دیگر ايشان است و كمتر مجتهدي از چنين جامعيتي برخوردار است. اين ذخيره الهي را بايد ارج نهاد و شاكر بود.

شوراي فقهي راه‌حل تقويت فقه نيست

ايشان در ادامه بر اين نكته تأكيد كرد كه اگر استقلال و موفقيت كشور را مي‌خواهيم بايد همگی «يد واحد» باشيم و پشت رهبری را خالي نكنيم. در این شرایط طرح مسائلی نظیر شوراي فقهي براي مديريت مسائل كلان كشور چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ اگر ما مي‌خواهيم فقاهت را در حوزه‌هاي علميه تقويت كنيم راهش تشكيل شوراي فقهي و تقليد تخصصي و یا چیزی شبیه به این‌ها نیست. فقاهت باید در حوزه‌های علمیه تقویت شود و تشکیل شورایی به این نام راه‌حل تقویت فقه نیست.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رایه الهدی, آیت الله زابلی,

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله صافی گلپایگانی متن نامه به این مرجع تقلید و پاسخ وی به این شرح است:

مرجع عزیز و عالیقدر آیت الله صافی گلپایگانی
سلام علیکم؛

من فاطمه 21 ساله هستم. شما را بارها در مشهد دیده‌ام، و به شما به چشم یک پدر معنوی نگاه می‌کنم. آقا من یک دختر بدحجاب هستم، راستش نمی‌دانم حجاب چیست؟ چرا حجاب بر ما واجب است؟ چرا حجاب ارزش است؟ آیا چادر یک تکه پارچه با ارزش و مقدس است؟ دختر 9 ساله از چادر چه می‌داند؟ چرا فقط در دین ما چادر و حجاب وجود دارد، یعنی پیامبران دیگر نمی‌دانستند؟!

آیا معنای پوشش، نبودن من در جامعه نیست؟ پس چگونه باید برای جامعه مفید باشم؟چرا ما زنان باید تاوان دل‌های مریض بعضی مردان را بدهیم؟ آیا بهتر نیست حجاب در کشور اختیاری باشد؟ لطفاً مرا نصیحت کنید و به سؤالاتم جواب دهید که من پی‌جوی حقیقتم. منتظر پاسخ شما هستم.

آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ این نامه بیان داشته است:

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام و رحمه الله
دخترم! انشاءالله تعالی تندرست و سعادتمند باشید و اندیشه‌های نیک و درست را در خود پرورش دهید.

نامه شما را خواندم. از بیداری باطن و معنویت پاک و اصالت فطرت شما امیدوار شدم.

نوشته‌اید پی‌جوی حقیقت هستید و نصیحت می‌خواهید. حقیقت ظاهر و آشکار است به هرچه نگاه کنید از ذره تا مجرّه، از زمین تا آسمان و کهکشان‌ها و جنبندگان بزرگ و کوچکی که با چشم غیر مسلح به زحمت رؤیت می‌شوند، آب و هوا، باغ و سبزه‌زارها و درخت‌ها، حیوانات برّی و بحری و این انسان، این من و تو و این همه دستگاه‌ها و تأسیساتی که در بدن ما برقرار است و علی الدوام بی‌آن‌که ما نقشی داشته باشیم به طور خودکار عمل می‌کنند، این همه گل‌ها، این همه میوه‌ها و این همه ... و این همه ...، همه انسان را نصیحت می‌کنند؛ همه حقیقت و حق را نشان می‌دهند که غافل نباشید، بیدار و هشیار باشید، از این کتاب آفرینش که میلیون‌ها و میلیون‌ها و میلیاردها و بیش از حساب و شمار درس بصیرت و بینش دارد بخوانید، و پند بگیرید.

بدانید که شما در برابر این معانی ژرف و این وجود پر از حکمت نباید آرام بنشینید. باید پرده‌های جهالت را هرچه می‌توانید پاره کنید، و به سوی روشنایی بیشتر گام بردارید.

مسئله حجاب و مسائل جنسی و جنسیتی را تحت احساسات جوانی دختر یا پسر نمی‌شود بررسی کرد، و نگاه غیر احساساتی باید به آن داشت.

این برنامه و روابط مرد و زن و حجاب، همه باید با دید عقل و مصلحت بررسی شود. مفاسد و مصالح بسیار در اینجا ملاحظه می‌شود. کرامت و شخصیّت زن بیشترین مصلحتی است که باید حفظ شود.

حجاب و پوشش و چادر و جدایی‌هایی که بین دو جنس به حکم عقل و شرع مقدس اسلام رعایت می‌شود همه، جامعه را از فساد، و خانواده را از ویرانی نجات می‌دهد. حجاب برای زن حصاری حصین و قلعه‌ای‌ محکم است.

در جامعه کاری که برحسب وضع طبیعی بین زن و مرد توزیع شده است هر دو کار است، هر دو شریف است، هر دو باید رعایت شود تا جامعه بر نظام درست برقرار باشد.

خانه‌داری زن از اشرف کارها است. زن خانه‌دار بیکار نیست. مرد هم که مشاغل بسا سخت بیرون را عهده‌دار است جهاد فی سبیل الله است. کارهای پر زحمت و سخت به عهده مرد است.

بعض افراد بی‌اطلاع، نگاه ظاهری به غرب و اروپا و آمریکا می‌کنند، و یک زن را می‌بینند که مثلاً وزیر یا وکیل شده است امّا هزاران زن را که در نهایت محرومیت‌های اقتصادی گوناگون هستند نمی‌بینند.

امروز در غرب، کار فساد بی‌حجابی و اختلاط زن و مرد به جایی رسیده است که از جلوگیری مفاسد آن عاجز شده و به مفاسد بسیار مخرب آن تن در داده‌اند.

در غرب طبق اخباری که خبرگزاری‌ها منتشر می‌کنند زن‌ها در هر نهاد و مخصوصاً نهادهای ارتشی مورد اذیت و آزار مردهای مافوق هستند. زندگی راحت و آرام و انسانی ندارند. موالید تا حد چهل و هشت درصد در شناسنامه بی پدر معرفی می‌شوند.

ما باید به تعالیم اسلام افتخار کنیم. سالم‌ترین مجتمعات و جوامع، مجتمعات اسلامی است. تفکیک جنسیتی برای سلامت جامعه شرط اساسی است. چادر و رعایت محرم و نامحرمی و اختصاص‌یافتن بعض مشاغل به زن، و بعض مشاغل به مرد بر اساس همین تفکیک لازم جنسیتی و ترتیبات و ضوابط آن است.

در احکام شرع جنبه‌های جسمانی و روحی مرد و زن ملاحظه شده است، و بر اساس صرف برتری‌دادن یک جنس بر جنس دیگر دستور و برنامه‌ای نیست. پیامبران همه به حجاب دستور داده‌اند، و اختصاص به اسلام ندارد، و حکم ملازم زن و مرد است.

همین روزها به یکی از وزراء در ایتالیا پیشنهاد کرده بودند که زنان مسلمان را از روبند ممنوع سازد، جواب داده بود که از کار و برنامه‌ای که حضرت مریم داشت کسی را منع نمی‌کنم! یعنی حضرت مریم هم حجاب کامل داشته‌اند.

دخترم راجع به حجاب، راجع به توانایی‌های زن و مرد و نقش این دو جنس در ساختن یک جامعه عقل‌پسند با کرامت، کتاب‌های بسیار شیعه و سنی، و مسلمان و کافر نوشته‌اند.

من به شما توصیه می‌کنم به تمام وجود اگر سعادت حقیقی خود را می‌خواهید، حجاب و تعلیمات عالیه اسلام را در همه برنامه‌ها رعایت کنید.

خداوند متعال شما را حفظ و به همه آرزوها و آمال مشروع و عقل‌پسند برساند، والسلام.

لطف الله صافی/مشهد مقدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: پاسخ خواندنی آیت‌الله صافی به نامه یک دختر جوان درباره حجاب, رایه الهدی,

ناگفته‌هايي از ديدار رهبرانقلاب با كارگردانان/ همه‌ي امكانات سينماي ايران هم براي ترسيم يك عمليات شهيد كاوه كم است

 

وقتي جواد اردكاني و ابراهيم اصغري –كارگردان و تهيه‌كننده‌ي «شور شيرين»- دعوت ما را پذيرفتند و براي گپ و گفتي چند ساعته در رجانيوز حاضر شدند، هنوز ماجراي تصميم جنجالي حوزه هنري در اكران نكردن فيلم‌هاي مسئله‌دار پيش نيامده و متعاقباً از سوي مبتذل‌سازان جامعه‌ي صنفي تهيه‌كنندگان، تصميمي براي انتقام گرفتن از ارزشي‌ها با اكران محدود فيلم «شور شيرين» گرفته نشده بود؛ اما با اين حال، اردكاني و اصغري بدون اينكه بدانند در روزهاي آينده قرار است چه بلايي بر سر فيلم‌‌شان بيايد، به شدت نسبت به آينده‌ي سينماي ايران و عملكرد مديران سينما بدبين و نااميد بودند. تا جايي كه اردكاني در اين مصاحبه مدعي شد كه به زودي مديران به بهانه‌ي بيت المال در سينما را تخته خواهند كرد!

البته اردكاني وقتي در اثناي گفتگو، از جلسه‌ي مقام معظم رهبري با كارگردانان در سال 85 ياد كرد، آشكارا از آروزيش در برگزاري دوباره‌ي چنين جلسه‌اي گفت تا نشان دهد كه كورسوي اميدش به مديريت فرهنگي مقام معظم رهبري است. وقتي هم كه نوبت به انتقادات پرشمار ما از «شور شيرين» رسيد، او و اصغري با تواضع تمام به انتقادات ما پاسخ دادند و در برخي مواقع، اين انتقادات را خيلي ساده پذيرفتند. گرچه در برخي مواقع و به خصوص از مواضع رجانيوز در قبال «گشت ارشاد» ناراحت بودند. با اين اوصاف، آنچه در ادامه مي‌آيد، مشروح گفتگوي ما با جواد اردكاني –كارگردان- و ابراهيم اصغري -تهيه كننده‌ي «شور شيرين»- است:

اردکانی: چیزی که از نظر من واقعیتی در فضای سینمای ایران است و آن جلسه نمونه‌ی روشنی از این واقعیت بود، این است که به‌رغم گرایش‌های سیاسی و اعتقادی مختلف، تمام سینماگرهایی که در ایران مانده و پذیرفته‌اند که در چهارچوب نظام فیلم بسازند، آمادگی تعامل را دارند و من کسی را نمی‌شناسم که آمادگی تعامل نداشته باشد.

تعامل با نظام؟

اردکانی: بله، راحت بگویم، منافعشان در این است. من به عنوان یک فیلمساز، حتی اگر در سطح خیلی بالاتری هم بودم، منافع من، چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی در این است که در ایران بمانم و فیلم بسازم. ما فیلمسازان درجه‌‌ي یکی را داشته‌ایم که از ایران رفته‌اند و هم به لحاظ کمیت، هم به لحاظ کیفیت، افت وحشتناکی کرده‌اند، بعضی از آنها اصلاً از دور خارج شده‌اند و در عرصه‌ی فیلمسازی حضور ندارند. خیلی از آنها به لحاظ معیشتی، به نسبت زندگی‌ای که در ایران داشتند، به‌شدت عقب‌گرد کرده‌اند و دچار مشکلات هستند.

عده‌ی معدودی فکر می‌کنند که حضور در جلسه‌ی رهبری ، پیغام خوبی

برای حامیان خارجی‌شان نیست

بنابراین این آمادگی وجود دارد و ظرفیتی است که به نظر من ظرفیت واقعی سینمای ایران است. قرار هم نیست همه‌ی فیلمسازان ما به خاطر خدا و محضاًلله و با اخلاص فیلم بسازند؛ چون ما همه مدل آدم در همه‌ی صنف‌ها داریم. همین‌طور که همه صنعتگران ما که ایستاده‌اند و کار می‌کنند، به لحاظ مسائل روحی‌ـ‌روانی و انگیزه‌ها و مسائل اعتقادی مثل هم نیستند.

آن جلسه نشان داد که همه می‌خواهند کار کنند. فقط یک عده‌ی مخصوصی که تعدادشان هم خیلی کم است، با نظام عناد دارند و این عنادشان را هم ثابت کرده‌اند و نانشان را هم در همین عناد می‌بینند.

این عده در آن جلسه بودند؟

اردکانی: نه، در آن جلسه هم نبودند. آنهایی که من می‌گویم به آن جلسه نیامدند. برای جلسات مشابهی هم از آنها دعوت شده بود و هرگز نیامدند، چون تصور می‌کنند اگر در جلسه‌ای بیایند و با رهبری نظام بنشینند، برای کسانی که باید در خارج برای اینها کف بزنند و برایشان دلار بفرستند، پیغام خوبی نیست، بنابراین اصلاً نمی‌آیند، ولی آنها خیلی کم هستند. متأسفانه بعضی از برخوردهای ما با بعضی از سینماگرها زمینه‌ای ایجاد می‌کند که ما به آن تعداد کم، اضافه کنیم. یعنی همین‌که ما به‌راحتی سینماگران خودمان را از دست بدهیم و اجازه بدهیم از کشور بروند، نه به نفع نظام است و نه به نفع مملکت. فقط به نفع آدم‌هایی است که آن طرف مرزها نشسته‌اند.

 

در این جلسه، همه حرف خودشان را زدند و هیچ چیزی هماهنگ شده نبود

تأثیر این جلسه روی کارگردانان چه بود؟

اردکانی: در این جلسه هر فیلمسازی که حرف زد، حرف خودش بود؛ به نحوی که قبل از آن هم هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است چه کسی چه چیزی بگوید. من که در آن جلسه صحبت کردم و مفصل هم صحبت کردم، سر فیلمبرداری فیلم «سبیل مردونه» در اردکان بودم. صبح توی ماشین نشستم و خودم را با عجله به جلسه رساندم و بدون این‌که با من هماهنگی شده باشد که چه می‌خواهم بگویم و چه قرار است بگویم، حرف زدم. قبل از جلسه به من زنگ زده بودند که می‌خواهی صحبت کنی؟ و من گفتم: «بله». گفتند با آقای مجیدی هماهنگ کن که صحبت کنی. ولی این‌که چه بگویم یا نگویم با خودم بود. در مورد بقیه هم همین‌طور بود. به همین دلیل اگر حرف‌های آن جلسه را مرور کنید، می‌بینید حرف‌ها خیلی متنوع و متفاوت هستند. یعنی آقای کیانوش عیاری و یا خانم میلانی کاملاً حرف خودشان را زدند، آقای شمقدری هم کاملاً حرف خودش را زد. جلسه هم که تمام شد، همه حالشان خوب بود. طیف‌های مختلف سیاسی و اعتقادی در آن جلسه حضور داشتند، حالشان خوب بود و امید، انگیزه و جدیتشان بیشتر شده بود. چون رهبر نظام آمد و حرف‌هایی راجع به سینما زد که خیلی سینما را بالا برد و خیلی ظرفیت برای سینما ایجاد کرد. وقتی رهبر نظام می‌آید و توقعاتش را از سینما می‌گوید، به معنی ایجاد ظرفیت برای سینماست.

آرزو می‌کنم بازهم از این جلسات تشکیل شود

من واقعاً آرزو می‌کنم که باز هم از این جلسات تشکیل شود. چون مطمئنم حتی در شرایط بد و پرتنش سیاسی، اگر بچه‌ها در حضور مقام معظم رهبري جمع شوند، اتفاقات عجیب و غریبی خواهد افتاد که مابه‌ازا ندارد. یعنی مثلاً بگوییم به‌جای این‌که یک جلسه برویم با مقام معظم رهبری حرف بزنیم، ده جلسه برویم با وزیر حرف بزنیم. آن ده جلسه سر جای خودش، ولی اصلاً جای این یک جلسه را نمی‌گیرد. امیدوارم این اتفاق تجدید شود. آن جلسه تجربه‌ی بسیار خوبی بود که نتایج بسیار خوبی هم برای سینما داشت. به هر حال یکی از نتایج آن جلسه هم که امیدوارم بشود آن را یکی از نتایج خوب جلسه قلمداد کرد، این بود که فیلم «به کبودی یاس» با سفارش آقای صفارهرندی و پیگیری ایشان تولید شد.

 

ائمه‌ي جمعه كه مي‌توانند جلوي فيلمي گارد بگيرند، حتما مي‌توانند مردم را به ديدن فيلمي هم تشويق كنند

برگرديم به فيلم «به کبودی یاس» و «شور شيرين». ارزیابی شما از تعداد کسانی که علاقمند هستند اين نوع فيلم‌ها را ببينند، چقدر است؟ آیا اینها قشر کمی هستند؟ یا قشر پرتعدادی هستند که با سینما قهر کرده‌اند؟

اصغری: به نظرم می‌شود این را ارجاع داد به استنباطی که ما از کل جامعه داریم. ما به هر حال در جامعه، در راه‌پیمایی‌های مناسبتی مثل 22 بهمن یا دیگر جاها، قشر زیادی از جمعیت کشورمان را می‌بینیم که به انقلاب وفادارند و به آن علاقه دارند که مسلماً بیش از 50% جامعه ماست و بخش زیادی از اینها می‌توانند مخاطب این فیلم‌ها باشند.

چه کسی باید اینها را دعوت کند؟ چون شما اخیراً در نامه‌ای که به آقای سید احمد خاتمی –امام جمعه‌ی موقت تهران-نوشته بودید، اشاره کرده بودید که به نظر می‌رسد مردم با سینما قهر کرده‌اند و یک نیرویی باید اینها را برگرداند.

اصغري: مردم به دلیل این‌که احساس می‌کردند این سینما برایشان امنیت لازم را ندارد، قهر کردند. شرایط خیلی سخت است و باید یک جوری اینها را برگرداند. بخشی به این برمی‌گردد که آثاری با ذائقه‌ي هماهنگ تولید شود. یک بخشی هم باید اینها از طریق مجامعی که به آنها اعتماد دارند، دعوت شوند و برگردند. به هر حال اگر ائمه‌ی جمعه چنین جایگاهی دارند که می‌توانند جلوی بعضی از فیلم‌ها گارد بگیرند ـ‌که نمی‌دانم به‌حق هست یا خیرـ مي‌توانند از همین تریبون هم استفاده کنند كه عده‌اي تشویق شوند و بروند و این نوع فیلم‌ها را هم ببینند. یا نهادهای دیگری مثل آموزش و پرورش می‌توانند این کار را بکنند و برای مقاطع راهنمایی و دبیرستان، حتی به عنوان یک واحد درسی بگذارد که بتوانند با مفاهیم ارزشمند دهه اول انقلاب توسط کتاب، سینما و سایر رسانه‌ها آشنا شوند. سپاه و بسیج و امثالهم هم می‌توانند برنامه‌ریزی کنند و این برنامه‌ریزی خودبه‌خود این نوع فیلم‌ها را خصوصاً در مرحله‌ي اکران، از مهجور شدن خارج می‌کند.

رسانه‌های ما نسبت به احکام اسلامی آن‌قدر حساس نیستند که نسبت به لفظ بسیجی!

من يادم نمي‌آيد شما در مورد بلاهايي كه بر سر «به كبودي ياس» آمد، اعتراضي كرده باشيد؟ يا مثلاً با رسانه‌ها اين موارد را در ميان بگذاريد تا اعتراض شما منعكس شود؟

اردکانی: رسانه‌های ما آن‌قدر از واقعیت‌ها پرت هستند که من معتقدم در همین شرایط حتی نقاط مسئله‌دار را هم درست رصد نمی‌کنند. یعنی در کنار فیلمی مثل «گشت ارشاد» -که به نظر من فیلمی در این حد جنجالی نبود و بر سر اين فيلم این‌قدر نباید هزینه برای نظام تولید می‌شد- یک فیلم در کنارش اکران شد که یک حکم مسلم اسلامی به نام قصاص را زیر سئوال می‌برد. اما رسانه‌های ما نسبت به احکام اسلامی آن‌قدر حساس نیستند که نسبت به لفظ بسیجی حساس هستند. این خیلی بد است. حکم قصاص به اندازه‌ي کل نظام ما ارزش دفاع کردن دارد. حکم قصاص همان حکمی است که حضرت امام راجع به آن، آن برخورد را داشت و آن اعلامیه را صادر کرد و آن‌طور تهدید کرد. پس معلوم است که رصد هم رصد مسئله‌دار و معیوب و بیماری است.

اعتراض كنم كه چه بشود؟

ما می‌توانستیم اعتراض و جنجال کنیم، ولی اولاً من می‌دانستم که هیچ فایده‌ای ندارد. چون سیستم دولتی ما در تولیدات فرهنگی‌اش انگیزه‌ي پخش مناسب کارش را ندارد و کارمندي كه آنجا نشسته، برايش هيچ فرقي نمي‌كند كه این فیلم ده میلیارد یا ده میلیون بفروشد. چرا كه یک ریالش هم به جیب آن کارمند نمی‌رود درحالی که براي هر يك ريال اين فيلم در پخش خصوصی حساب کرده‌اند. وقتی سیستم دولتی ما می‌آید و دست روی ارزش‌ها می‌گذارد، تولیدات ارزشی هم انجام می‌دهد و بعد در مرحله‌ي ارائه و مصرف آنها را رها می‌کند، با اعتراض من چه اتفاقی می‌افتد؟

فروش نه، درصد رضايت!

من فکر می‌کنم این مدل حرف زدن، تسلیم شدن در برابر شرایط است، چون پیش‌فرض شما این است که فیلمتان فروش نمی‌کند. این‌طور نيست؟

اصغری: اصلاً، اتفاقاً من فیلم «شور شیرین» را این‌طور نمی‌بینم. حتی فیلم «به کبودی یاس» را هم من بیشتر از 25 بار همراه جمعیت در سینما تماشا کردم. مهم‌ترین ویژگی‌ای که برای من جالب بود این بود که جمعيت تا پایان فیلم می‌نشستند و از فیلم هم راضی بودند. اين نشان می‌دهد که به لحاظ آماری هم در جامعه آدم‌های زیادی هستند که اگر سازوکاری تعریف شود و اینها دوباره به سمت سینما برگردند، مسلماً این فیلم‌ها مهجور واقع نمی‌شوند. البته «شور شيرين» به دليل خود شخصيت شهيد «كاوه» و جواني و جسارت بالاي ايشان، جذابيت‌هاي بيشتري به خصوص براي نسل جوان و نوجوان دارد.

به نظرم اگر ما فاکتور فیلم خوب را از این منظر نگاه کنیم که کسانی که به سینما می‌آیند، چند درصدشان از فیلم راضی هستند و چند درصد نیستند، این اطلاعات آماری مناسب‌تری است تا این‌که بگوییم چقدر بلیط خریداری شده است و یا داوران جشنواره به چه فیلمی بیشتر اهمیت و جایزه داده‌اند.

 

قرار نیست هر کاری که انسان انجام می‌دهد، بازخورد مالی داشته باشد

بگذاريد در مورد همين موضوع انتقاد عده‌اي را بازگو كنم. عده‌اي معتقدند كه اين فيلم‌ها با پول بيت‌المال ساخته مي‌شود و هزينه‌ي آن هم هيچ گاه برنمي‌گردد و اين مشكل دارد.

اصغری: بله به گوش ما هم رسيده است. بعد از «به کبودی یاس» وقتی آمدیم تولید فیلم شهید «کاوه» را شروع کنیم، خيلي‌ها مي‌گفتند که فیلمی بسازید که گیشه را بترکاند! یادم هست گفتم به هر حال تا آنجا که من شناخت دارم فاکتورهایی که الان باعث می‌شوند که فیلم بفروشد و به قول شما بترکاند، شهید «کاوه» ندارد و قرار است راجع به یک شخصیت مستند فیلم بسازیم.

ببينيد به‌تدریج عواملی که دست به دست هم داده‌اند که این فیلم‌ها همچنان مهجور بمانند، در کارشان موفق شده‌اند و فقط معدودی هستند که دارند در این عرصه قدم می‌زنند که ریشه اصلی آن تأکید خود مقام معظم رهبريست. مثلاً همين كه ما را به بيت المال ارجاع مي‌دهند. ما بالاخره یک چیزهایی از احکام شرعی می‌دانیم. قرار نیست هر کاری که انسان انجام می‌دهد، بازخورد مالی داشته باشد. خیلی کارها در جامعه انجام می‌شود، آن هم با هزینه‌هایی چندین برابر تولید یک فیلم سینمایی دفاع مقدس و اصلاً کل بودجه سینما که ظاهراً بازخوردش اصلاً بازخورد مالی نیست و اگر از این منظر نگاه کنیم که کاملاً حیف و میل بیت‌المال است، ولی بازخوردی در جامعه دارد که هزاران برابر آن بودجه‌ها ارزشمند است.

به بزرگواران آشنا به فقه مراجعه كردم، گفتند اين تكليف شماست

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: ناگفته‌هايي از ديدار رهبرانقلاب با كارگردانان, شورشیرین,

ادامه مطلب

قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی در نامه‌ای به استانداران شمالی کشور در پاسخ به سئوالات شرعی فدراسیون نجات غریق از دفتر مقام معظم رهبری، وضعیت استفاده از سواحل در ایام ماه مبارک رمضان را ارسال کرد.

به گزارش فارس به نقل از روابط عمومی استانداری مازندران، قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی در نامه‌ای به استانداران شمالی کشور در پاسخ به سئوالات شرعی فدراسیون نجات غریق از دفتر مقام معظم رهبری درباره وضعیت استفاده از سواحل در ایام ماه مبارک رمضان را ارسال کرد.

در این نامه علیرضا افشار، قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی در نامه‌ای به استانداران شمالی کشور (استاندار گیلان، مازندران و گلستان) در پاسخ به سئوالات شرعی فدراسیون نجات غریق از دفتر مقام معظم رهبری درباره وضعیت استفاده از سواحل در ایام ماه مبارک رمضان را ارسال کرد که متن نامه‌ها به شرح ذیل است.

پاسخ به سئوالات شرعی فدراسیون نجات غریق از دفتر مقام معظم رهبری به شرح پیوست ارسال می‌شود.

در نامه دفتر مقام معظم رهبری آمده است: جناب آقای سید مصطفی میرسلیم رئیس فدراسیون نجات غریق و غواصی جمهوری اسلامی ایران پاسخ سئوالات شرعی جنابعالی پیرامون استفاده از دریا در ماه مبارک رمضان به شرح ذیل برای اطلاع و اقدام لازم ایفاد می‌شود.

سئوال1 : با توجه به اینکه برخی از نقاط ساحلی در جوار برخی شهرها و روستاهای شمالی یا در کنار جاده اصلی است و نوعی اشراف از سوی مردم نسبت به کسانی که از دریا استفاده می‌کنند وجود دارد، آیا این حضور در دریا به نوعی تجاهر به روزه‌خواری به حساب می‌آید و آیا باید جلوی آن گرفته شود؟

پاسخ 1 : « بسمه تعالی – صرف حضور در دریا تجاهر به روزه‌خواری محسوب نمی‌شود.»

سئوال 2 : آیا استفاده از دریا برای کسانی که روزه دارند، در صورتی که سر آنها کاملا در زیر آب قرار نگیرد، باعث ابطال روزه می‌شود؟

پاسخ 2: « بسمه تعالی – در فرض سئوال موجب بطلان روزه نمی‌شود.»

سئوال 3 : اگر منجی روزه‌دار برای نجات غریق وارد دریا شود و ناچار غوطه‌ور شود، روزه او چه حکمی پیدا می‌کند؟ آیا باطل می‌شود؟ در صورت ابطال آیا باید فقط یک روز قضای روزه را بگیرد؟ یا باید کفاره روزه‌خواری عمدی را هم بر عهده گیرد؟

پاسخ 3: «بسمه تعالی – در صورتی که ناچار باشد سر زیر آب کند، بنابر احتیاط واجب موجب بطلان روزه می‌شود ولی کفاره ندارد.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رایه الهدی, استفتاء از رهبر انقلاب درباره استفاده از دریا در ماه رمضان,

تاريخ : سه شنبه 20 تير 1391 | | نویسنده : گمنام
«خبرگزاری دانشجو»: حضرت آیت‌الله سیدکاظم حائری، از مراجع قم که مقلدان زیادی در عراق دارد، وقتی به دیدار رهبری رفت، اصرار داشت دست رهبری را ببوسد اما آقا اجازه ندادند.
 
بعد از آن، آقا به دیدار ایشان رفتند و به گفته حجت‌الاسلام مروی، حضرت آیت‌الله حائری، در تماسی اعلام شرط کردند که اگر ملتزم به این شرط می‌شوید، بازدید آقا را قبول می‌کنم و آن شرط این بود که دست آقا را ببوسد و بالاخره به زور دست آقا را بوسید.
 
این‌ها، برای کسی که امروز در عراق بعد از آیت‌الله سیستانی، مقلدانش از همه بیش تر است و همه معتقدند آیت‌الله حائری عصاره فقه و اصول شهید «صدر» هستند، مسایلی ساده و احساسات و هیجان نیست، هر چند خوشبختانه این موقعیت بین همه مراجع به وجود آمده بود.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله سیدکاظم حائری, رایه الهدی,

تاريخ : سه شنبه 20 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

مزاحمان نوامیس مردم در قزوین با قمه سینه بسیجی آمر به معروف را شکافتند.

به گزارش فارس ، شب گذشته هفت نفر از اراذل و اوباش خیابان مولوی قزوین که مزاحمت برای نوامیس مردم این منطقه کار مستمر و دائمشان شده بود، با قمه به سوی مسئول عملیات حوزه بسیج شهید پرویز قزوین حمله‌ور شدند.
 
به گفته شاهدان عینی، ضاربان که هفت نفر بودند، با چماق و قمه به سوی حسن عالمیان به طرز وحشیانه‌ای حمله‌ور شده و وی را پس از ضرب و شتم با قمه از ناحیه پهلو مورد جراحت قرار دادند.
 
بنا بر آخرین گزارش دریافتی، ریه حسن عالمیان که در بیمارستان شهید رجایی قزوین بستری است، آسیب دیده و خونریزی از ریه وی ادامه دارد که این وضعیت برای سلامتی وی بسیار خطرناک است.
به گفته بستگان حسن عالمیان، چهار نفر از ضاربان فرمانده سابق پایگاه ابوترابی مسجد جامع قزوین دستگیر و سه نفر دیگر متواری شده‌اند.
 
این بسیجی آمر به معروف تنها مشغول امر به معروف و نهی از منکر لسانی بوده است.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امربه معروف, رایه الهدی, ناهی از منکر,

تاريخ : سه شنبه 20 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

...رهبرمعظم انقلاب در ادامه با اشاره به این سوال كه «آیا صدا و سیما وضعیت واقعى كشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ گفتند «نه، ناقص نشان می‌دهد. خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست كه صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است كه شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق كشور و پیشرفت‌هاى كشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور كه تلویزیون فلان كشور غربى با یك سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود.»

بیانات فوق در حالی از زبان رهبر معظم انقلاب بیان می شود که ایشان در 11/9/83
هم فرموده بودند:" به نظر من سياست كلي صدا و سيما بايد تقويت مديريت هاي اجرايي كشور باشد. من توصيه نمي كنم كه صدا و سيما ضعف ها و نارسايي ها و كمبودها و خداي نكرده خيانت ها را پوشيده بدارد؛ نه، ضعف ها را هم بگويد؛ دردهايي كه جلوي چشم مردم است، عيبي ندارد صدا و سيما به آنها بپردازد؛ منتها طرح اين دردها و ضعف ها و نارسايي ها بايد به گونه اي باشد كه اولاً مردم را مأيوس نكند، ثانياً مديريت را تضعيف نكند. توفيقات دولت را بگوييد. نشان دادن توفيقات و پيشرفت هاي كشور حتماً نبايد از زبان مسئولان و دست اندركاران باشد. فرضاً رئيس جمهور مي رود و طرحي را افتتاح مي كند. اين افتتاح، گنگ است و معلوم نيست چيست. وقتي آسفالت خياباني خراب مي شود و مي خواهيد آن را در خبر منعكس كنيد، مثلاً مي رويد با تاكسي دار مصاحبه مي كنيد و او مي گويد چرخ ماشينم در اين چاله افتاد؛ يكي ديگر مي گويد زمستان در اين جا آب جمع شده بود و ترشح كرد به لباس مردم. خلاصه با ده نفر مصاحبه مي كنيد تا مشخص شود اين چاله چقدر چيز بدي است. پس در مورد پيشرفت ها و توفيقات هم همين ميكروفون را بگيريد جلوي كساني كه از اين پيشرفت ها بهره مند و برخوردار مي شوند. صرف اين كه مدير مربوطه بيايد بگويد درراه اندازي فلان طرح براي پانصد نفر و هزار نفر يا پنج هزارنفر شغل ايجاد شد، كافي نيست؛ بايد موضوع را تبيين كرد.

 

هدف ما بايد تقويت مديريت اجرايي كشور باشد.

گفتم و تكرار هم مي كنم: ضعف ها و نقص ها هم بايد گفته شود تا مردم تصور نكنند اين جا بوقي است كه بنا دارد فقط از حكومت تعريف كند؛ منتها گفتن علاج جويانه و دلسوزانه، نه ستيزه جويانه. طرح غلط مشكلات، مضر است. طرح سؤال هايي كه پاسخ ندارد، مضر است. البته گاهي شگردهاي قشنگي زده مي شود. همين چند روز قبل ديدم كه پس از جلسه رؤساي سه قوه، راجع به مفاسد اقتصادي با آنها مصاحبه كردند. كار قشنگ ،جالب، تميز، همه جانبه و هوشمندانه و زبل واري از آب درآورده بودند؛ خوب بود و اتفاقاً تأثير هم كرد.
آدم از اين طور كارها لذت مي برد. خيلي خوب، الان دارند همان كار شماها را دنبال مي كنند؛ اينها هم به نحوي منعكس شود. البته شما مي توانيد با همين نحوه طرح، به شكل هوشمندانه مديران را هم هدايت كنيد. مديران گاهي نقص كار خودشان را نمي دانند. طرح نواقص كار از زبان منصفانه و بي طرفانه شما مي تواند به آنها كمك كند."

همچنین رهبر معظم انقلاب در کمتر از 6 سال پیش و در تاریخ 11/9/1383 به مسئولین صدا و سیما تاکید کرده بودند:
" در مقوله عدالت اجتماعي، فيلم ها و سريال هايي ساخته مي شود كه غالباً خانه هاي مورد استفاده شخصيت هاي اين فيلم ها اعياني و اشرافي است! واقعاً وضع زندگي مردم ما اين طوري است؟ آيا يك زوج جوان يا يك زن و شوهر در چنين خانه هايي زندگي مي كنند؟! اين كار چه لزومي دارد؟ سالها قبل بعضي از سريال هايي كه از سيما پخش مي شد، هرچند كيفيت آنها مثل سريال هاي الان نبود - عقب تر بود - ليكن فضاي زندگي در آنها، متواضعانه و در يك خانه معمولي بود؛ آن طوري خوب است.زندگي را لزوماً نبايد اعياني و اشرافي و متجملانه معرفي كرد.
فضاي تبليغي صدا و سيما اين طوري باشد. البته گاهي در اين خصوص هم به ما تذكر مي دهند و مطالبي مي گويند. تبليغات رسانه اي و گاهي تبليغ هاي خيلي پررنگ كه مردم را به طرف مصرف گرايي سوق مي دهد، با برنامه اي كه فرضاً شما ساخته ايد تا مصرف گرايي را تقبيح كنيد، عملاً در تناقض است؛ با هم هماهنگ نيست."

رهبر معظم انقلاب در 1389/04/12 هم در دیدار رئیس سازمان و جمعی از هنرمندان صدا و سیما فرمودند: " ما مي خواهيم از اين قله از اين سرچشمه زلال معارف درست الهى و انسانى و سياسى و درسهاى گوناگون زندگى به سمت مردم سرازير شود اين آن انتظار ماست از صدا و سيما… طرف ديگر قضيه اين است كه واقعاً خط قرمزهائى هست كه بايد رعايت شود. يك جاهائى عبور از برخى از خطوط قرمز اخلاقى منظورم خطوط قرمز سياسى هم خيلى نيست عمدتاً انسان نگران اخلاق و دين و اين چيزهاست در بعضى از فيلمها و سريالها لزومى ندارد. انسان نگاه ميكند مى‌بيند اين سريالِ خوش‌ساخت و خوش‌مضمون اگر اين زائده را نداشته باشد هيچ زيانى به اين سريال نميرساند از اين قبيل هم ما داريم. بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلم ها منعكس ميشود بد است بدآموز است. اين فرق ميكند با آن چيزى كه فرض كنيد در سريال «اغماء» وجود داشت كسى اول يك توهّم يا تصورى به ذهنش مى‌آيد آخر سريال ميفهمد نه اين اشكال نداشته. بله اين حق با شماست. اما اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را يك عشق غلط را اين عشقهاى مثلث و مربع را توى فيلم بياوريد اين مضر است اين را كاريش نميشود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلم ها نيايد.
…. شما وقتى زشتى را نشان مي دهيد اما آن عامل خيرى را كه بناست بر زشتى غلبه پيدا كند يا با آن مبارزه كند نشان نمي دهيد در جامعه يأس پراكنده مي شود و نوميدى به وجود مى‌آيد فيلم شما را كه طرف نگاه ميكند ميگويد خوب چه فايده؟ با آن تأثير عظيمى كه فيلم دارد اثر نمايشى دارد. من مي گويم شما انتقاد كنيد ، منتها انتقاد به معناى واقعى كلمه ، يعنى مبارزه و چالش خير و شر را نشان بدهيد تا معلوم شود كه اگر اين نقطه‌ى زشت و مردود در جامعه هست اما انگيزه‌اى براى رفع آن وجود دارد جريانى براى نابودى آن وجود دارد. اگر فقر را نشان مي دهيد معنايش اين نباشد كه در جامعه فقر هست اما هيچ انگيزه‌اى براى مبارزه‌ى با فقر وجود ندارد. اگر اينجور شد طبعاً فيلم يأس‌آور ميشود فضا را تاريك نشان مي دهد و برخلاف واقعيت هم هست."

حال با توجه به آنچه رهبر معظم انقلاب در طی سالیان متمادی به مدیران و سیاستگذاران صدا و سیما و عوامل تهیه برنامه های آن و هنرمندان کشور گوشزد کرده اند و در نظر گرفتن وضعیت حال حاضر این سازمان و برنامه های آن، آیا صدا و سیما به مطلوبی که باید برسد رسیده است؟ البته بی انصافی نمی کنیم چون صدا و سیما با توجه به مقدورات گامهای موثری هم بر داشته است اما هنوز این رسانه تا تبدیل شدن به رسانه ملی به معنای واقعی کلمه فاصله زیادی دارد....

 

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رایه الهدی, رهبرانقلاب, صداوسیما,

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 19 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

خبرنامه دانشجويان- قهرمانان ملي، حكم شيرازه هويت يك جامعه را دارند و مردم يك جامعه هرقدر با اسوه ها ی خود بيشتر آشنا باشند، آن جامعه از گزند بحران هاي فرهنگي و اجتماعي بيشتر در امان مي ماند، چرا كه قهرمانان ملي، در واقع منابع اصلي ايجاد الگوي رفتاري و فرهنگي هستند.حال اگر این قهرمانان ملی پیوند عمیقی با ریشه ها و آموزه های اصیل اسلامی داشته باشند در پروراندن شخصیت های استوار یک جامعه مهدوی نقش به سزایی دارند.

 
 
این در حالی است که جوامع غربی به دلیلی تهی بودن از شخصیت های استوار فکری برای زنده نگاه داشتن رگه های فکری خود در جامعه دست به اسطوره سازی زده و هاليوود مهم ترين دستگاه ايجاد قهرمان هاي بدلي و جعلي است. جيمزباند، مردعنكبوتي، سوپرمن، هري پاتر، بتمن و ... همه نمونه هايي از اين اسطوره سازي ها هستند که وظیفه پرورش اهداف از پیش تعیین شده در ذهن مخاطب خود را دارند.

سینمای ایران اگرچه کمتر درباره سرداران دفاع مقدس تصویری داشته، اما دهه هفتاد را باید اغاز جدی پرداختن به زندگی سرداران و فرماندهان شهید دانست .زمانی که طرح به تصویر درآوردن زندگی دو خلبان شهید، شیرودی و کشوری از مدت‌ها قبل در گروه شاهد کلید خورده بود، و در نهایت پروژه ای که ساختش از سال 75 شروع شده بود تا سال 79 که این سریال روی آنتن رفت ادامه یافت، "سیمرغ" با کارگردانی حسین قاسمی‌جامی‌ به خاطر قصه‌ روان و واقع‌گرایانه و انتخاب بازیگران مناسبش محمد جوزانی در نقش شهید شیرودی، و سیدجواد هاشمی در نقش شهید کشوری و علی‌محمد طالبی در نقش شهید چمران که به لحاظ ظاهری هم به سیمای واقعی آنها شباهت داشتند مورد استقبال قرار گرفت.

شاید انظار می رفت «سیمرغ» آغاز به تصویر درآمدن چهره واقعی و ملموس سرداران جنگ باشد، اما این اتفاق تا مدتها نیفتاد و تلویزیون با سوق دادن مخاطب به اثار مفرح و شاد و در کنار ان توجه به سریال های خانوادگی این مقوله را تا مدتها نادیده گرفت و از نیمه های دهه هشتاد ساخت مستندهایی از زندگی سرداران باعث شد در حوزه فیلم و سریال هم اثاری از این دست ساخته شود.

"شوق پرواز" دومین مجموعه تلویزیونی با محوریت زندگی فرماندهان دفاع مقدس به کارگردانی یدالله صمدی و بازی شهاب حسینی در نقش شهید بابایی روی آنتن شبکه یک رفت و توانست با نمایش تاثیرگذاری از دشواری‌های زندگی این سردار بزرگوار، بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین را ثبت کرده است.

فیلم سینمایی «مرغابی دشت سرخ» به کارگردانی علی‌اصغر شادوران اثر سینمایی دیگری است که زندگی سردار علی هاشمی را به تصویر می‌کشد، نقش علی هاشمی را پژمان بازغی بازی می‌کند.

سال ۱۳۶۲ شهید هاشمی قرارگاه نصرت را در منطقه هورالهویزه راه اندازی کرد و در شرایطی که عملیات‌های نظامی ایران به بن بست رسیده بود این قرارگاه توانست منطقه هورالهویزه و جزایر مجنون را برای عملیات آماده کند.وی در عملیات‌های بزرگ بدر و خیبر حضوری پررنگ داشت. روزهای آخر جنگ، ارتش عراق حملات خود را به جبهه‌ها آغاز کرد و در پی حمله‌ای که عراق در پشت قرارگاه نصرت داشت، شهید علی هاشمی و تعدادی از دوستانش به این منطقه عزیمت کردند و در هور به شهادت می‌رسند. سال ۱۳۸۸ پس از ۲۲ سال بقایای پیکر این شهید بزرگوار و تعدادی از همرزمانش به میهن برگردانده می‌شود.
 
سریال «در چشم باد» نیز که در نهایت به آزادسازی خرمشهر ختم می شد تنها به گوشه هایی از زندگی شهید حسن باقری می پرداخت.

اما جواد اردکانی را می توان اولین کارگردانی در سینما دانست که به شکل مستقیم و با یک فیلمنامه اقتباسی برگرفته از کتاب" خاک‌های نرم کوشک" به نویسندگی سعید عاکف درباره زندگی شهید عبدالحسین برونسی اثری را درباره یکی از فرماندهان شهید ساخت."به کبودی یاس"که برای اولین بار در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد برنده سیمرغ جلوه‌های وِیژه و نگاه ملی شد.

شهید برونسی یکی از فرماندهان گمنام دوره جنگ جزو اولین نفرات اعزامی به کردستان بود. او با رشادت های فراوان طی سال ها مبارزه از فرماندهی گروهان به فرماندهی تیپ هجدهم جوادالائمه(ع) رسید و ایثارگری های او زبانزد خاص و عام بود، تا آنجا که دشمن برای سرش جایزه تعیین کرده بود.وی سرانجام در اسفند 63 و در عملیات «بدر» به شهادت رسید.

اردکانی در این فیلم سعی کرده چند داستان مربوط و منفک را با هم روایت کند. رفت و آمد دوربین بین جبهه و پشت جبهه، نشان دادن زندگی بسیجی‌ها و پس زمینه‌های متفاوت اجتماعی، خانوادگی وفرهنگی شان از امتیازات فیلم است.و در این میان ما با برونسی فرمانده‌ای که لحظه‌ای در اصول خود تردید نمی‌کند روبروییم، او از جبهه به شهر می‌آید تا همزمان عملیات خیبر را جمع‌ کرده و برای عملیات بدر به جبهه برود اما با مسائلی روبرو می شود که چاره ای جز حل انها را ندارد.این فیلم پس از سه سال،زمانی که پیکر این شهید در اردیبهشت 90 نزد خانواده‌اش بازگشت اکران شد.

جواد اردکانی که کارش را با مجموعه تلویزیونی «آقای کفایت» شروع کرده و در کارنامه اش علاوه بر سریال های "غریبه" و "آینه های نشکن" فیلم های "چوری"،" قناری "و "سبیل مردانه" هم دیده می شود ،دغدغه ساخت فیلم سینمایی بر اساس زندگی سرداران شهید را ادامه داد.

وی که معتقد است که" تا قبل از «به کبودی یاس» در ژانر دفاع مقدس فیلمی با اسم و رسم و شخصیت محوری شهدا ساخته نشده بود ورود به این حوزه و ادای دین کارگردان به شخصیت های محوری جنگ را با ساخت پنجمین اثر سینمایی اش با نام " شور شیرین " که به برهه ای زندگی شهید کاوه پرداخته است، انجام داد.

شهیدمحمود کاوه معروف به شیر کردستان از فرماندهان سپاه مشهد بود که در سال 59 به جبهه کردستان رفت تا امنیت را به این منطقه برگرداند. او در طول مبارزاتش بسیاری از سران ضد انقلاب به هلاکت رساند به همین دلیل آنها برای به شهادت رساندن شهید کاوه جایزه بزرگی را تعیین کردند. داستان فیلم در سالهای 59 و 60 می گذرد و تمام سکانسهای فیلم در شهرهای مرزی و چریکی فیلمبرداری شده است. نقش شهید کاوه را جوانی مشهدی به نام محمد عمارلو بازی می‌کند که از نظر ظاهری شباهت زیادی به شهید کاوه دارد.
 
در این فیلم که با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده رضا رویگری در نقش یکی از فرماندهان ارتش و ماه‌چهره خلیلی در نقش یک زن کرد حضور دارند.از دیگر بازیگران حرفه‌ای این فیلم می‌توان به شبنم قلی خانی، حسن شکوهی و جواد عزتی اشاره کرد. موسیقی «شور شیرین» توسط ستار اورکی ساخته شده و صداگذاری آن نیز توسط جهانگیر میرشکاری انجام شده است.

این فیلم که آغازش بر این نحو است که یکی از دوستان محمود کاوه، حمید میرابی به همراه خانواده اش عازم کردستان است تا در مراسم ازدواج پسرش شرکت کند مینی بوس آنها گرفتار کمین ضد انقلاب می شود و آنها اسیر می شوند .کاوه و نیروهایش درتلاش هستند تا به شکلی آنها را آزاد کنند و در واقع روایتگر برهه‌ای از اوایل تاریخ انقلاب اسلامی و حوادث اشغال کردستان و مخصوصاً منطقه بوکان و سقز توسط ضد انقلاب و حزب منحله دموکرات و باز پس‌گیری آن توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به فرماندهی محمود کاوه می‌باشد.

صحنه هایی از سر بریدن پاسدارها و همچنین قتل دست جمعی فرمانده آنان توسط حزب دموکرات از وقایعی است که از لنز دوربین اردکانی آن ها را به تصویر کشیده است .

شهيد نشدن قهرمان داستان و راست قامتي و فائق آمدن او بر دشمن از نقاط مثبت فيلم شور شیرین است و سينماي دفاع مقدس را که غالباً رنگ و بوي جنوب و خوزستان دارد و در آن كمتر به جبهه غرب و كردستان پرداخته شده است به سمت پرداختن به موضوعاتي چون غائله ضد انقلاب و كوموله و دموكرات می برد.

وی که به زودي فيلمي ديگر درباره شهيد شوشتري را در دست ساخت دارد می تواند معبرگشایی فرهنگی برای معرفی سرداران فرهنگ و عزت این کشور باشد و ساير فيلمسازها مي توانند باور كنند كه امكان كار در اين ميدان فراهم است.

حضور این فیلم و "روزهای زندگی "در گیشه های سینمایی که پر است از عشق هاي مثلثي و خيانت زن و شوهر بازآفرینی نقش هنر و سینما در ساختن هویت مستقل یک کشور است و سینمای دفاع مقدس را از افتادن در ورطه بی هدفی و استفاده از مضامین دیگر چون ملیت پرستی جناح داری سیاسی و حتی عشق برای جذاب شدن دیدن تاریخچه هویت یک ملت در امان سازد.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: برای صدها فرمانده شهید چند فیلم ساختیم؟, رایه الهدی,

برای شهادت حاج احمد متوسلیان کسی سندی رو نکرده است/ احمد! اگر تو بودی فتنه 88 قطعاً 8 ماه طول نمی‌کشیدما در برابر به کار بردن این لفظ که شهید شد و تمام شد و پرونده را جمع کنید، می‌ایستیم و موضع می‌گیریم. باید آن ‌قدر غیرت و شرف داشته باشید که حداقل از اسرائیلی‌ها یاد بگیرید که یک خلبان پیزوری متجاوز به اسم رون آراد را که به لبنان تجاوز کرده، حزبالله زده طیاره‌اش را انداخته و خلبانش سقوط کرده، هنوز که هنوز است اسرائیلیها میگویند دست شما ایرانیهاست، باید جواب بدهید! هر اسرائیلی موظف است شمع روشن کند که امروز فارغالتحصیل شد، امروز مصاحبه کرد، امروز... یک جریان متجاوز و بیخود را زنده نگه می‌دارند، بعد خاک بر سر ما کنند. خاتمی! هاشمی! توی این مملکت سه دهه است که این قضیه پیش آمده. حداقل با پرونده به این خوبی بازی سیاسی کن، مطالبه داشته باش. مطالبه نداشتند. زمان احمدی‌نژاد در چهار سال اول که موتور پرانرژیش کار می‌کرد، مطالباتی مطرح شد و دیدید که لبنانی‌ها 4 صبح، بچه به بغل در شارع المزار به خاطر شماها کف خیابان بودند.

 

برگشتیم، اما برنگشتیم. بچه‌هایش یک اردوگاه زدند و شیربچه‌هایی که به دست چمران و امام موسی صدر پرورش پیدا کرده بودند، آمدند پیش بچه‌های احمد، یکی‌شان شد سیدعباس موسوی! یکی‌شان شد حاج رضوان معروف به عماد مغنیه که خواب اسرائیل را از چشمش ربود. وقتی ترورش کردند، اسرائیلی‌ها گفتند امشب راحت خوابیدیم. یک شیربچه دیگرش سیدحسن نصرالله «حفظه‌الله‌تعالی‌علیه». دشمنانتان برایتان اینها را نوشته‌اند. پرونده شما مفتوح است. یکی از چیزهایی که می‌گویند تروریست‌پرور هستید، مال این است که احمد و بروبچه‌هایش اینها را پرورش دادند که در جنگ 33 روزه در لبنان و 22 روزه در غزه، دنیا را به هم ریختند. پس باید افتخار کنیم که این احمد ماست و این آثار و تبعات اوست.
 
 
 
اما احمدجان! یار من! «یوسف! نیا! اینجا کسی یعقوب نیست/ لحظه‌ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست/ ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز؟ نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست».
احمدجان! از من می‌پرسی خودم به شخصه دعا می‌کنم اگر در زندان هستی، نیائی. پس برای چه مراسم گرفته‌اید؟ شما او را نمی‌شناسید، ولی من یک برهه زمانی کوچکی با او زندگی کرده‌ام. حاج منصور با او زندگی کرده و اخلاقش را و دیوانه‌بازی‌هایش را می‌داند. اگر بیاید، اتفاقی را که در فرودگاه می‌افتد برایتان می‌گویم. در عملیات بیت‌المقدس که مجروح شد، یک عصا دستش بود.
احتمالاً آن عصا هنوز دستش هست. سن چقدر؟ هفتاد و خرده‌ای. چشمش درست نمی‌بیند. او را توی فرودگاه آورده‌اند، من و منصور رفته‌ایم و زیر یک خم او را گرفته‌ایم. چشمش یک‌خرده‌ای می‌بیند. اولین سئوالی که می‌کند می‌پرسد: آقامنصور! کی مرا به فرودگاه جمهوری اسلامی می‌برید؟ می‌گویم: احمدجان! این فرودگاه جمهوری اسلامی است دیگر! می‌گوید شوخی نکن. چه‌جوری فرودگاه جمهوری اسلامی است؟ پس اینها کی هستند؟ این قد و قواره‌ها چی هستند؟ این تابلوها چی هستند؟ نگاه که می‌کنی می‌بینی همه خارجکی است! خودروی chairman گذاشته‌اند وسط فرودگاه و همه دارند به عنوان الگو و اسوهدورش طواف می‌کنند!
توی فرودگاه شهر خودش و زادگاه خودش ای دریغ از یک عکس یا یک تمثال از او.بنرهای شصتاد متری هست که نوشته فقط شلنگ ما را بخرید. شلنگ ما پاره نمی‌شود. کاسه توالت چینی یزد! اینها ارزش هستند. یزد سالار داشته از دست داده، طوری نیست. در ورودی شهر یزد به عنوان شهر سنتی و سوپر حزب‌اللهی این چیزها مهم نیست، کاسه توالت چینی مهم است.
احمدجان! اینجا خودش است. اگر احمد بتواند یکی از آن چک‌های آبدارِ محض رضای خدایش را می‌زند توی گوشم یا عصایش را بلند می‌کند و می‌زند توی فرق سرم. اگر عصایش چینی باشد دو تکه می‌شود، اما اگر اصل باشد، قطعاً فرق سر من دو تکه می‌شود!
از فردایی هم که توی این مملکت بیاید، هر روز یک جا دعوا راه می‌اندازد. امروز باید برود دانشگاه آزاد و بگوید: تو این بر و بچه‌ها را پرورش دادی که این ریختی کف خیابان‌ها هستند و دعوا! پس فردا جلوی در سیستم قضائی! آقا بس است، جمع کن این بساط ک.گ، د.م، ﻫ.ر. ح.خ را. پس کی می‌خواهی چهار تایشان را بگذاری سینه دیوار؟ نمی‌توانی، خودمان حکم را اجرا ‌کنیم و باز دعوا! پس فردا جلوی در خود سپاه! پس این بچه‌‌های مرا کی آموزش می‌دهید؟ به من کی نیرو می‌دهید توی بحرین بجنگم؟ پس چرا مسامحه می‌کنید؟ خلاصه هر روز دعواست. نیروهای آموزش‌دیده من کجا هستند؟ بچه‌های من کجا هستند؟ چرا آموزششان نمی‌دهید؟ چرا فشنگ نمی‌دهید؟ هر روز دعوا! صدا و سیما که دیگر هیچ! صدا و سیمایی که صبح جمعه‌اش در هفته گذشته سه تصنیف فواحش را عیناً بدون واوی کم و زیاد خواند، من دیوانه گوش می‌دهم و می‌گویم خاک بر سرم! چقدر خوب شد پسرم هایده را در آن مقطع درک نکرد! ولی این دارد خود تصنیفش را می‌خواند.
اگر من مسامحه‌گر هستم، احمد اگر بود کافه را به هم نمی‌ریخت؟ بیاید به هم نمی‌ریزد؟ سه سال پیش پدرش حاج غلامحسین از دنیا رفت. جنازه داشت می‌رفت، محمود احمدی‌نژاد هم پشت سرش. گفتم: «جنازه را بگذارید زمین» و رفتم بالای چهارپایه، گفتم: «دستتان درد نکند، انرژی هسته‌ای درست کردید. خدا پدرتان را بیامرزد. تیم قبلی داشتند همه چیز را می‌فروختند، شما آمدی احیا کردی. ماحصلش شد این اقتدار. انجمن رویان زدی، یک قطره می‌ریزی، ده هزار تا گوسفند یک اندازه پشمالوی سه کله بیرون می‌آید. تولید مثل انواع و اقسام حشرات و خزنده‌ها و جانورها. حاج‌غلامحسین! من همیشه خجالت می‌کشیدم از تو این سئوال را بپرسم، اما الان جلوی آقای رئیس‌جمهور و جلوی این جماعت می‌پرسم، چون توی دلم مانده. ای کاش می‌شد از تو پرسید که حاج‌غلامحسین! فرمول تولید بچه شیر چیست؟»
ولی مگر نظام دیوانه است بخواهد لنگه احمد تولید کند؟ امثال او تولید بشوند، هر روز در مملکت دعواست، همه جا دعواست، توی صف تاکسی، توی اتوبوس و... مگر آنها مثل من مسامحه می‌کنند و می‌گویند دست نگه دار، این‌ که نمی‌شود هر روز دعوا کنیم؟ خسته شدیم بابا! ولش کن! آخرش هم خدای نکرده خسته بشویم و بگوییم همه‌اش مال شما. خاک بر سرمان اگر این کار را بکنیم که شماها نکردید. توی 9 دی هم نکردید. باریکلا به همه شماها! آمدید بیرون و کف خیابان‌ مطالباتتان را داد زدید و اسفالتشان کردید، اما کار تمام نشد.
احمد! اگر تو بودی فتنه 88 قطعاً 8 ماه طول نمی‌کشید. بریزند توی خیابان و آبرو و ناموس امام و نظام و همه را ببرند؟ تو بودی با بر و بچه‌هایت همه‌شان را می‌کشیدی زیر و بر اساس مدل عملیات‌هایت به عقبه‌شان می‌زدی و رأس فتنه‌گرها را جمع می‌کردی. چیزی که اتفاق نیفتاد. دومرتبه جان گرفته‌اند و کُری می‌خوانند و دارند هارت و پورت می‌کنند. ما می‌آییم! باشد تا بیایید! می‌گذاریم دومرتبه بیایید!
به دلیل این‌ که احمد نبود، نتوانستیم عقبه را ببندیم و بعد دومرتبه مارمولک‌ها و جرثومه‌های فساد در مراکز اقتصادی، در مراکز سیاسی، در مراکز نظامی دارند وول می‌خورند و زِرت و پِرت می‌کنند.
احمد! «این قوم جهاد کرده آخر، سر باخت/ سر باخت ولی پی زر و زیور باخت» احمد! «این دور، دور بی‌تمکینی است/ در اصغر نباخت در اکبر باخت» اما احمدجان! سه دهه گذشت. این جماعت همه جا توی تبریز و یزد برایت مراسم گرفتند. کسی باور نمی‌کرد. حاج بخشی‌ها در مقطعی برایت نعره ‌زدند و با همه سختی‌ها خط را تا اینجا نگه داشتند.
خدا کند که نیایی، خدا کند که نیایی
«ای دل بشارت می‌دهم خوش روزگاری می‌رسد/ یا درد و غم طی می‌شود یا شهریاری می‌رسد/ ای منتظر غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر»
اسرائیلی‌ها تحمل دارند. سه دهه که هیچ، شصت دهه نگهش می‌دارند تا سرِ وقتش معامله کنند. صبر آنها زیاد است. برنامه‌ریزی می‌کنند.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حاج احمدمتوسلیان, رایه الهدی, سردارسعیدقاسمی,

ادامه مطلب
نقش انجمن دانشگاه تهران، تاج زاده و فائزه هاشمي در آشوبهای ۱۸ تیر/ وقتي وزارت كشور خاتمي به بسيج مجوز راهپيمايي نداد

 

امير حسين ثابتی: 13 سال پس از كودتاي نافرجام 18 تير، همچنان بسياري از ابعاد اين حادثه تلخ در هاله اي از ابهام به سر مي برد و این در حالیست که بسیاری معتقدند ریشه حوادث 88 به راحتی در ماجرای سال 78 قابل جستجو و پیگیری است. در اين ميان جريان ضد انقلاب با انواع پروپاگانداي تبليغاتي سعي در فرار به جلو و بهره برداري از اين اتفاق عليه جمهوري اسلامي را دارد.

در اين زمينه، به سراغ سيد نظام الدين موسوي از دانشجويان انقلابي و فعال دهه 70 رفتيم تا روايت وي از زمينه هاي شكل گيري 18 تير و حوادث بعد از آن را بشنويم.

وي در اين برهه مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران بوده و اكنون نیز مدیر عامل خبرگزاری فارس است و به‌واسطه حضور در بسیاری از وقایع حساس و مهم آن سال‌ها، خاطرات جذاب و ناگفته‌ای از دوران دانشجویی‌اش دارد.

گفتني است متن حاضر برگرفته از گفتگوي تفصيلي رجانيوز با موسوي در آذرماه سال 90 است كه در سالروز اين واقعه، رجانيوز بخشهايي از آن را منتشر مي سازد:

بعد از دوم خرداد فضای دانشگاه تهران چگونه بود؟

خيلي فضاي فعاليت براي دانشجويان انقلابي مهيا نبود، يعني جريان انقلابي در دانشگاه عملاً سركوب شده بودند. در این برهه من نیز بيشتر وقت خودم را در بسيج دانشگاه گذاشتم كه تازه شكل گرفته بود و به عنوان مسئول سياسي بسيج دانشگاه تهران فعال بودم.

سال 77 اصلاح طلبان حملاتي را به برخي نهادهاي نظام از جمله سپاه و بسيج را شروع كردند. اولين تجمعي كه بسيج داشت تحت عنوان "دفاع از امنيت ملي" شكل گرفت كه جلوي مسجد دانشگاه بود. از آن به بعد، تجمعات بسیج دانشجویی اصلی ترین وزنه نیروهای انقلابی برای فعالیت ها و تجمعات دفتر تحکیم وحدت شد که سال به سال از آرمان ها بیشتر فاصله می گرفت و تبدیل به اپوزیسیون می شد. حسن اين كار اين بود كه جماعتي از خود دانشجوها در برابر جريان انحرافي دفتر تحکیم ايستادند.

در تمام دانشكده‌ها، بسيج دانشجویی فعال شد چون تا قبل از آن بسيجي‌ها را به عنوان افراد منفعل مي‌شناختند ولي بعد ديدند كه نه، بسيجي‌ها اهل گفت‌وگو و مناظره هستند. يعني يك انرژي جدید آزاد شده بود. و جالب بود که در سال‌هايي مثل 78-77 تجمعات ما با آنها برابري مي‌كرد.

اما در بدنه اساتيد اين جنب و جوش نبود و يك سكوتي مشاهده مي‌شد كه شايد به دليل محافظه‌كاري و يا فشار دانشگاه بود. چون ما جوان‌ها در برابر فشارها مقاومت مي‌كرديم ولي اساتيد اين گونه نبودند. ما آن زمان تحت فشار بوديم. مثلاً در دانشكده، اساتيد نمره كم مي‌كردند يا نمي‌دادند و امثال اين. اما در كلاس‌ها فشار رواني عليه ما زياد بود، يعني مدام كنايه و تعريض بود كه اينها انصار حزب‌الله هستند و دانشجو نيستند، خشونت طلب هستند، حتي يادم هست در كتابخانه كوي عليه من شعار نوشته بودند كه فلانی خشونت طلب است! چنين فضايي بود اما بچه‌ها محكم در صحنه بودند و هر چه فضاي ضدارزشي و مخالفت با نظام توسط جريان مقابل پررنگ‌تر مي‌شد بچه‌هاي بيشتر به حقانيت خود پي مي‌بردند.

از مقطع 18 تیر و وقایع آن برهه هم بگویید.

ابتداي سال 78 طرح اصلاح قانون مطبوعات پيش آمد و روزنامه سلام مطرح كرد كه اين طرح پيشنهاد سعيد امامي بوده است. با شكايت وزارت اطلاعات دولت آقای خاتمی روزنامه سلام تعطيل شد. بعد از تعطيلي سلام، فضاسازی ها علیه این اقدام شروع شد. مثلاً یکی از روزنامه های‌شان صريحاً نوشت كه روزنامه سلام قلعه فتح نشدني جناح چپ بود كه با تعطيلي آن بدنه اجتماعي جريان چپ و اتحاديه دانشجويان دفتر تحكيم وحدت وارد صحنه خواهد شد.

کدام روزنامه؟

توس یا جامعه. يا مثلا روزنامه صبح امروز نوشت با اين اتفاقي كه به وقوع پيوست (تعطيلي سلام) سياست‌ورزي به پايان رسيده است. در همین فضا پنجشنبه شب، 17 تير در كوي دانشگاه تجمع برگزار شد. و قبل آن نیز يك تراكتي در كوي پخش شده بود مبني بر اينكه ما در اعتراض به تعطيلي روزنامه سلام تجمع مي‌كنيم. شخصي هم كه اين برگه‌ها را پخش كرد، آقای شفيعي نام داشت كه آن زمان اصلاً دانشجو نبود، بلكه كارمند جهاد كوي دانشگاه بود و جالب است همين فرد بعداً شد دبير كميسيون ماده 10 احزاب در وزارت كشور آقای خاتمی! يعني آقاي تاج‌زاده به او مسئوليت داد و هيچ برخوردي هم با او نشد.

تجمع از جلوي ساختمان 22 شروع شد. از طرفی چون ايام امتحانات بود، خيلي اقبالي به اينها نشد. يادم هست آن‌قدر از كم بودن جمعيت عصباني شدند كه شروع كردند به شعار دانشجوي بي‌غيرت، حمايت حمايت. نهايتاً حدود 150 نفر كه شدند و ديدند در كوي نمي‌توانند كاري كنند، بيرون رفتند. ما هم رفتيم ببينيم چه خبر است. اسم تجمع به نام انجمن نبود ولي فعالين آن، عناصر انجمن تهران و دفتر تحكيم بودند.

در خیابان نیز تا خيابان كارگر و سر چهار راه جلال رفته و دوباره برگشتند. نيروي انتظامي آمد و آنها را به سمت كوي هدايت كردند. روال هم هميشه همين بود كه وقتي تجمعي مي‌شد، مسئولين كوي با كلانتري محل تماس مي‌گرفتند. حدود ساعت 11:30، 12 شب بود. نيروي انتظامي تقاضا كرد برويد داخل كه عده‌اي رفتند و عده‌اي حدود 30-20 نفر بيرون ايستاده بودند و خيابان را بسته بودند كه عناصر انجمن اسلامي هم در بين اينها بودند.

اصرارهاي نيروي انتظامي نتيجه نداد تا اينكه چند سرباز نيروي انتظامي آمدند و خواستند به زور اين افراد را به داخل كوي هدايت كنند، چون خيابان را بسته بودند و يك حالت غيرعادي پيش آمده بود. و از همین جا بود كه فضا متشنج شد چون يكي از سربازها را گرفتند، كتك زدند كه ما و يكسري از بچه‌ها او را از دست آنها رها كرديم ولي كلاهش را ندادند و با حالت تمسخر به هوا پرت مي‌كردند. بعد از آن هم شروع كردند به سنگ پرت كردن به سوی نیروی انتظامی. اولين شيشه‌اي هم كه شكسته شد، ساعت بزرگ و شيشه‌اي سر در كوي بود. آن زمان آقاي كوهي مسئول كوي دانشگاه بود كه رفت با نيروي انتظامي صحبت كرد و دعوايي بين اينها اتفاق افتاد. اینطوری فضا باز هم متشنج‌تر شد. البته من معتقدم كه آنجا نيروي انتظامي مي‌توانست مدبرانه‌تر عمل كند يعني اگر آن زمان نيروي انتظامي مي‌رفت، شايد آن اتفاقات نمي‌افتاد اما بالاخره آنها مقصر اصلی بودند که به نیروی انتظامی حمله کردند. در آن شرایط ما حتي با يكسري از بچه‌ها رفتيم پيش فرمانده آنها و گفتيم كه اگر شما برويد اينها هم مي‌روند که به ما گفت نه و برخورد بدي هم با ما كرد. ما گفتيم بچه‌هاي بسيج هستيم ولی او با لحن تندی گفت اگر اصرار کنید، بازداشت می شوید!

لذا تنش ها هم ادامه یافت و بعد هم آقاي داود سليماني عضو حزب مشارکت كه معاون دانشجويي آن زمان دانشگاه بود، آمد و متاسفانه حضورش هم بيشتر تحريك‌كننده بود، چون مثلا به جای اینکه فضا را آرام کند، خطاب به دانشجویان می گفت اينها ما را كه نشسته‌ايم كتك مي‌زنند، واي به حال شما كه ايستاده‌ايد!

يعني ظاهر قصه اين بود كه مي‌خواهند قضيه را جمع كنند ولي باطن آن تحريك‌كننده بود. یا مثلاً يادم هست كه گفتند تجمع تمام است و برویم ولي‌ یکی از اعضای انجمن ساعت يك، يك و نيم نصف شب بلندگو آورد و قطعنامه‌اي را تحت عنوان قطعنامه پاياني تجمع خواند. بعدها ما مي‌گفتيم شما (انجمني‌ها) كه مي‌گوييد تجمع مال ما نيست پس چرا قطعنامه پاياني خوانديد؟ چون قطعنامه را باني تجمع مي‌خواند اما پاسخی نداشتند که بیان کنند چون رسما تجمع به نام آنها نبود، اما در عمل خودشان سازماندهی می کردند.

 

یا مثلا يكي از حرف‌هايي كه آن شب به دروغ مطرح شد این بود که انصار حزب‌الله آمده است، در حالي كه واقعاً آن موقع شب انصار حزب‌الله در كار نبود بلکه نیروهای اطلاعات نيروي انتظامي و... آمده بودند. هر چه زمان می گذشت سنگ‌پراني‌ها بيشتر شد و بعد يك عده آمدند وسط خيابان آتش روشن كردند. اين ديگر طبيعي نبود و بتدريج افرادي مي‌آمدند كه احساس مي‌شد حضورشان با هماهنگي و برنامه است. چون ما قبلاً هم تجريه تجمعات صنفي و سياسي را داشتيم و حتي در تجمعات سياسي دوم خردادي‌ها تا آن زمان نه شعار تند مي‌دادند و نه آتش روشن مي‌كردند. اما در اين تجمع احساس مي‌كرديم كه دارد از حالت عادي خارج مي‌شود و مي‌ديديم كه افرادي مي‌روند چوب و جعبه مي‌آوردند و آتش روشن مي‌كنند.

شعارها تندتر شد و جمعيت هم به حدود 400-300 نفر رسيد و به تذكرات نيروي انتظامي كه با بلندگو بيان مي‌شد، توجهي نمي‌شد. اين درگيري و كش و قوس‌ها تا سحر ادامه پيدا كرد و عده‌اي از مردم هم بيرون آمده بودند که ببینند چه خبر است. نزدیک سحر دیگر فضا بحراني و جنگي شده بود. اينجا بود كه نيروي انتظامي اعلام كرد اگر داخل كوي نرويد، ما با شما برخورد مي‌كنيم كه آمدند و برخورد كردند. تعدادي از دانشجویان و حتی افراد غیر دانشجو هم كه فرار كردند، داخل خوابگاه‌ها رفتند. مثلاً عده‌اي به خوابگاه‌ 15 و 14 رفتند و نیروی انتظامی هم پشت سرشان رفت به داخل خوابگاه. اين وسط اتفاقي كه افتاد و خوب نبود اين بود كه بي‌گناه و با گناه كتك خوردند و چه بسا آنهايي كه بي‌گناه بودند، بيشتر كتك خوردند. چون آنهايي كه در تجمع بودند و نقش اصلی آشوب ها را برعهده داشتند فرار كرده بودند ولي آنهايي كه مانده بودند تماشا مي‌كردند فكر چنين برخوردي را نمي‌كردند.

حتی جالب اينجا بود، خيلي از كساني كه آن شب كتك خوردند، بچه بسيجي‌ها و رزمنده‌ها بودند، چون ساختمان 15 و 14 عموماً بچه‌هاي ايثارگر بودند. آنهایی هم که چه مقصر و چه غیر مقصر از دست نیروی انتظامی فرار می کردند هم مي‌رفتند داخل اتاق اينها كه بعداً ما اينها را تحت عنوان "آسيب‌ديدگان اصلي كوي دانشگاه" به مراجعه قانونی مختلف معرفی کردیم تا حق تضییع شده شان را اعاده کنند.

با توجه به روایات نقل شده، گویا چند نفر از سربازان نیروی انتظامی توسط اوباش در کوی به گروگان گرفته می شوند. این صحت دارد؟

بله، سه نفر از سربازهاي آنها داخل ماندند و عده‌اي اينها را گرفته بودند و بار دوم براي پيدا كردن اينها، نيروي انتظامي به داخل کوی آمد و چون احساس كردند سه نفر گروگان دست داخل دارند اعمال‌شان تندتر شد. حالا شما اين را هم تصور کنید که عده ای از همان فرصت طلبان در داخل محوطه کوی، ميزها و يخچال‌ها و وسايل را آورده بودند و آتش مي‌زدند. افرادي كه اصلاً خیلی‌های‌شان دانشجو نبودند. مثلاً يك نفر از افرادي را كه در مسائل كوي از محورهاي اصلي خشونت‌ها و آتش‌زدن‌ها بود، مي‌شناسم كه دانشجوي اخراجي دانشكده علوم قضايي بود.

شما در نظر بگيريد كوي جايي است كه هميشه 10% الی 20% ساكنانش مهمان و غير دانشجو هستند اما جالب اينجاست دفتر مهمانان كه اسامي هر شب در آن ثبت مي‌شد، آن شب گم شده بود! یا مثلاً آقاي عزت ابراهيم‌نژاد كه به عنوان تنها كشته كوي از او ياد مي‌شود اصلاً در 18 تير كشته نشد، بلكه شب بعد از آن يعني 19 تير كشته مي‌شود. آن هم با سلاح كمري و در جريان درگيري‌ها و تازه ايشان اصلاً دانشجو نبوده، سرباز بوده كه بعضي مواقع مي‌آمده كوي پيش دوستانش و جالب است روز شنبه كه روزنامه همشهري عكس آشوب‌ها را منتشر مي‌كند، عكس ايشان جزو كساني است كه دارد سنگ پرت مي‌كند! و این عکس هنوز هم در آرشیو روزنامه همشهری موجود است. یا مثلاً احمد باطبي که عکس او همان موقع با یک پیراهن خونی به طور گسترده منتشر شد و الان هم مثلا به عنوان نماد کودتای 18 محسوب می شود، اصلاً دانشجوي دانشگاه تهران نبوده است و یا منوچهر محمدي كه اسمش مطرح شد، دانشجوي اخراجي رشته اقتصاد بود كه به دليل مشروط شدن اخراج شده بود.

در عوض خیلی از کسانی که نيروي انتظامي كه دفعه دوم داخل كوي آنها را بدون دلیل بازداشت كرد، بچه بسيجي‌ها بودند. مثلاً قائم مقام بسيج دانشكده تربيت بدني جزو كتك خورده‌ها بود كه می گفت از زير ميز، مرا بيرون كشيدند و با اينكه گفتم بسيجي هستم، كتكم زدند و يا مسئول بسيج دانشكده الهيات جزو بازداشتي‌ها بود.

روز 18 تیر چه اتفاقی افتاد؟

در صبح روز جمعه 18 تير، دوباره عده‌اي شروع به جمع شدن كردند. يك عده ساكنين كوي بودند كه آمدند جلوي مسجد تجمع كردند، در مقابل هم يك دسته از جريان‌هاي دفتر تحكيم و عناصر ضدانقلاب به تدريج شروع به تجمع كردند. جالب آنکه خیلی‌های‌شان اصلا دانشجوی دانشگاه تهران نبودند. به تدریج که شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب مثل عبدالله نوري، اكبر گنجي، مصطفی معين، سيدهادي خامنه‌اي، مصطفی تاج‌زاده، فائزه هاشمي و... آمدند، فضا ملتهب‌تر مي‌شد چرا که در اين فاصله، جريانهاي ضدانقلاب هم آمدند و احساس كردند مي‌توانند از فضا سوءاستفاده كنند.

تاج‌زاده هم در آن چند روز به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور دائما سوار ترك موتور بين وزارت كشور و كوي در حال رفت و آمد بود. واقعا يكي از سخت‌ترين روزهاي زندگی من همان صبح 18 تير بود. فضا ملتهب بود و بايد بچه‌ها را توجيه مي‌كرديم. يادم هست بچه‌ها مي‌گفتند سيد چرا؟ و دائما از من می خواستند تا علل همه وقایع را برای‌شان توضیح دهم. ما يك ستادي با دیگر بچه های بسیج تشكيل داديم تا حداقل بچه‌هاي خودمان را توجيه کنیم و واقعا هم کار سختی بود، چون هم باید فضا و مسئله را تبيين می کردیم و هم اينكه منصفانه قضاوت كرده باشیم. بعد از جلسه، اولين اقدام‌مان اين بود كه به بچه‌ها گفتيم شما كوي دانشگاه و مسجد كوي و حضور بين دانشجويان را رها نكنيد، ولو به قيمت اينكه كتك بخوريد. دوم اينكه ما باید مطالبه‌گر باشيم نه آنها.

از بعد از ظهر آن روز بود که تحكيمی ها مي‌خواستند سوار موج شوند. يكي از ايرادهاي جدي كه به اينها وارد بود، اين بود كه به دروغ اسامي كشته‌شدگان را منتشر كردند. اينها قرار بود شنبه جلوي سردر دانشگاه تجمعي داشته باشند و تراكتي كه پخش كردند عنوانش بود: «بِأيّ ذَنبٍ قُتِلَت؟» در حالي كه آن موقع كسي كشته نشده بود. شوراي صنفي دانشكده حقوق و علوم سیاسی نیز 13 نفر را به عنوان كشته شده های کوی دانشگاه مطرح كرد كه همان شب راديو اسرائيل اين خبر را بازتاب داد. از قضاي روزگار برخي از اين اسامي كه به عنوان كشته‌شدگان مطرح شده بودند، بچه‌هاي بسيج دانشجویی بودند. بعد ما زنگ زديم و پيگيري كرديم ديديم كه اصلاً ايشان تهران نيستند. همه آن 13 نفر را پيگيري كرديم و ديديم همه‌اش دروغ است و سریع هم صدا و سیما را در جریان گذاشتیم و صدا و سیما هم اعلام کرد كه اسامی 13 کشته حادثه کوی دانشگاه دروغ است.

به هر حال، از بعد از ظهر 18 تير، جريان‌هاي ضدانقلاب آمدند و تيپ‌هاي عجيب و غريبي مثل پيرمردهاي كراواتي را مي‌ديدي كه مشخص بود، دانشجو نيستند. اتفاق جالب اين بود كه آقاي موسوي لاري وزير كشور آمد و تلويزيون هم نشان داد كه شيشه ماشينش را شكستند و عمامه را هم از سرش برداشتند. اين نشان مي‌داد اين جرياني كه وارد ماجرا شده، جرياني است كه ديگر چپ و راست نمي‌شناسد.

روز یکشنبه 20 تیرماه بود که انجمن اسلامي دانشگاه اعلام كرده بود كه ما جلوي سر در دانشگاه تجمع داريم. تجمع شروع شد و جمعيت حدود سه هزار نفر دانشجو و غير دانشجو جلوي سر در دانشگاه و خيابان جلوي آن آمده بودند. آنجا اولين شعاري كه بچه‌هاي تحكيم شروع كردند اين بود كه "فرمانده كل قوا، پاسخگو پاسخگو". ببينيد خط را به كجا ‌بردند؟ یادم هست این شعار را برای اولین بار یکی از اعضای شورای مرکزی آن زمان تحکیم شروع کرد. ما رفتيم و با برخي‌شان صحبت كرديم كه اين قضيه چه ربطي به فرمانده كل قوا دارد؟ نيروي انتظامي زير نظر وزارت كشور است. با اين شعار، زمينه را براي ساختارشكني فراهم كردند و همانجا هم بيانيه دادند و چند شرط تعيين كردند كه اولا اجساد کشته شدگان کوی دانشگاه تحويل داده شود تا ما تشييع کنیم و فرمانده نيروي انتظامي وقت، آقاي لطفيان عزل شود و نهایتا هم نیروی انتظامی باید رسما عذرخواهی کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: 18تیر78, اغتشاشات تهران, رایه الهدی,

ادامه مطلب

 

آيت‌الله صافي گلپايگاني از مراجع تقليد به‌تازگي در ديدار با يكي از شخصيت‌هاي نزديك به مجمع روحانيون مبارز بر حمايت از رهبر معظم انقلاب و پرهيز از تفرقه و حركت بر خلاف جهت‌گيري انقلاب و نظام تصريح كرده‌اند.

به گزارش رجانيوز، آيت‌الله صافي در اين ديدار با تأكيد بر ضرورت حمايت از منويات رهبري خاطر نشان كرده‌اند كه "...شما با تمام وجود از منويات آيت‌الله خامنه‌اي حمايت و پشتيباني كنيد، چرا كه پشتيباني شما مؤثر و تقويت رهبري است. مبادا خداي ناكرده افرادي شما را گول بزنند، چرا كه مردم با تمام وجود از نظام و راه مرحوم امام و خون شهدا پاسداري مي‌كنند و كسي نبايد بر خلاف جهت نظام و انقلاب حركت كند كه شكست مي‌خورد."

اين مرجع تقليد در بخش ديگري از سخنان خود يادآوري كرده است كه "دشمن از تفرقه ما خوشحال مي‌شود و جشن مي‌گيرد و منتظر چنين روزي است."

ايشان افزوده‌اند: "امروز پرچم نظام و قدرت نظام در برابر چشم دنيا و همه دشمنان اسلام به‌دست آيت‌الله خامنه‌اي است و تقويت ايشان، تقويت همه مسلمانان است."

آيت‌الله صافي همچنين تصريح كردند كه "امروز دنيا چشم به قدرت و صلابت رهبري ايران دوخته، بنابراين ما بايد اين صلابت را قدر بدانيم و كمك كنيم."

نكته قابل توجه اينكه، فرد ديدار كننده با آيت‌الله صافي گلپايگاني و مجمع روحانيون مبارز، توصيه‌هاي معنادار اين مرجع تقليد را كه خطاب به طيف سياسي اين افراد بوده است، تا كنون منتشر نكرده‌اند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آيت‌الله صافي گلپايگاني , رایه الهدی, مجمع‌روحانيون,