تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

حاج منصور ارضی؛

 

مرگ برای کسی که بندگی خدا را کرده ناگهانی نیست

در خطبه 188 نهج البلاغه از مولایمان امیرالمومنین علیه السلام، حضرت می‌فرمایند: "اُوصیکُم بِذِکرِ المَوتِ وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ" ، حضرت یاد مرگ را سفارش می‌کنند چون یک مسیر انتقالی است و انسان بعد از مرگ انتقال پیدا می‌کند به عالمی دیگر و این یاد مرگ اگر در غفلت بگذرد، مرگ ناگهانی می‌شود لذا می‌بینید دیگر در اعلامیه‌ها می‌زنند ناگهانی یا ناکام. ولی برای کسی که بندگی خدا کرده کام برده ناگهانی هم نبوده چون همیشه به یاد خدا بوده است. در روایت هم دارد که وصیتتان را بنویسد و همیشه همراه داشته باشید، بعضی‌ها فرمودند زیر سرتان قرار دهید یا سفارشاتی را به خانواده و دوستان بکنید، سفارش کردن و وصیت قسمتی از یاد کردن مرگ است، در قبرستان بروید بدانید آنجا جایگاه من و تو هم است حالا دور یا نزدیک. واقعا بعضی‌ها غفلتشان خیلی زیاد است. در بهشت زهرا سلام الله علیها هم می‌بینی بعضی‌ها اصلا حواسشان نیست که کجا آمده اند. شما یک جور غفلت دارید من هم یک جور غفلت دارم، اما یکی اصلا برایش مهم نیست اگر بمیرد با حجاب است یا بی حجاب چون اصلا مرگ را آنگونه که خدا و قرآن می‌گوید قبول ندارد و بعد هم مثلا به تعبیر خودشان می‌گویند فلانی تصادف کرد مرد.

 

مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد

حضرت خودشان به ما وصیت کرده اند: "اُوصیکُم بِذِکرِ المَوتِ" ذکر مرگ مثل یاد آوری است. نماز کی باید بخوانیم؟ ماه رمضان کی باید با خدا حرف بزنیم؟ انفاق کی باید بکنیم؟ الان شب ها با اینکه عزیزان اطلاع می‌دهند ولی باز هم حواس‌ بعضی‌ها نیست. پول برای صدقه و جهیزیه باید بدهی حالا هر کدام که قسمتت باشد. با این پول هایی که جمع می‌شود هم  گرهی باز می‌کنیم هم حواست هست می‌دانی که این کاری که می‌کنی موقع مرگ یک امتیاز داری. کسی که صدقه می‌دهد کسی که انفاق می‌کند کسی که برای جهیزیه پول می‌دهد کسی که کار یک مومن را راه می‌اندازد همه اینها جمع می‌شود هنگام مرگ، همان طور که گناهان جمع می‌شود و اثرش را می‌گذارد. برای کسی که توبه نکرده هنگام مرگ گناهانش همه در مقابل او حاضر می‌ شوند. حضرت می‌فرمایند سعی کنید که غفلتتان را کم کنید"وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ" آدم غفلت می‌کند اما کمش کنید. خیال کن نماز آخری است که خواندی، خیال کن شب آخری است که آمده ای، خیلی از دوستان یادشان بخیر از دنیا رفته اند، بودند در ماه رمضان سالهای قبل از اینجا برگشتند تصادف کردند مردند. مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد، سال و ماه و روز مرگ قوانینش دست خداوند است و بعد حضرت عزرائیل است.

 

یاد مرگ آدم را همیشه سر زنده نگه می‌دارد

حضرت می‌فرمایند: "وکَیفَ غَفلَتُکُم عَمّا لَیسَ یُغفِلُکُم" چگونه شما یادتان می‌رود؟ از چیزی غافل می‌شوید که نباید شوید. و سریعا این کار عمل می‌شود امروز نه فردا، فردا نه یک روزدیگر. "وطَمَعُکُم فیمَن لَیسَ یُمهِلُکُم" و چگونه طمع می‌ورزید در صورتی که هیچ وقت فرشته‌ی مخصوص اشتباه نمی‌کند و به شما مهلت نمی‌دهد حالا شما هر جایی که باشی. وقتش که برسد روح از بدنتان جدا می‌شود، نمی‌شود بگویی اجازه بده ما نمازمان را بخوانیم بعد جان ما را بگیر. به خاطر همین حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند: یک عده ای چشمشان باز است و می‌میرند و یک عده ای با چشم بسته می‌میرند یک عده ای یک چمشان باز است به همین اندازه که چشم دوم را ببندد اجازه نمی‌دهد عزرائیل. حالا بگو مگر این جوان چه کرده بود که باید الان بمیرد؟ این پیر چه کرده؟ یاد مرگ آدم را همیشه سر زنده نگه می‌دارد. کسی که می‌گوید یاد مرگ انسان را به انزوا می‌کشاند نمی‌فهمد چون با مرگ داری مهلتی که داری را می‌بینی "بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ"(سوره لقمان آیه 34) جزء علم خداست. وقتی کسی همیشه یاد مرگ است همیشه آماده است هیچ چیزی را جمع نمی‌کند. الان بعضی‌ها چندتا خانه دارند؟ چندتا ویلا دارند چندتا مغازه دارند؟ به چند نفر کمک کرده اند؟ بعضی‌ها سفره پهن می‌کنند برای دنیا، اما تو می‌آیی اینجا برای آخرتت سفره پهن می‌کنی حالا از فردا شب که ابوحمزه می‌خوانیم می‌گوییم "جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی" تو برای آخرت سفره پهن کردی امیدی زیبا نه امید و آرزوی واهی.

 

مداحی که حواسش جمع نباشد ضربه می‌خورد

حضرت می‌فرمایند که: باید برای مرگ همیشه آمادگی داشته باشید. کسی که آماده است کار می‌کند، معلم است خوب درس می‌دهد، مداح است خوب می‌خواند، بی دلیل وقتش را نمی‌گذراند . الان خیلی‌ها دشمن مداح هستند. دوستانی دور او را می‌گیرند و مداح را زمین می‌زنند و آلوده می‌کنند و فضای گناه برایش تهیه می‌کنند، اینها خیلی خائن اند، مداح هم باید حواسش جمع باشد، مداحی که حواسش جمع نباشد ضربه می‌خورد. کی گفته هرکسی تو را هر مجلسی دعوت کرد باید بروی؟ دروغ است که می‌گویند فردای قیامت دامنت را می‌گیرند. هر کاری می‌کنیم عزرائیل بالای سرمان است ببیند امشب نوبت کیست، همه را می‌بیند ولی همه بی خیال اند. آدمی که یاد مرگ است هیچ وقت بی خیال نیست، چه کار می‌کند؟ نمازهایی که قضا شده را می‌خواند، استغفار می‌کند، انفاق می‌کند. خدا شاهد است زمان طاغوت یک آقایی از قم تشریف می‌آورد سی شب ماه رمضان. سی شب برنامه اش که تمام شد در راه برگشت در نزدیکی قم تصادف کرد مرد. شخصی که مامور بود بالا سرش آمده بود گفت این حتما منبر بوده پول دارد جیب هایش را خالی کنیم، برای یک ماه سی تومان به او داده بودیم. وقتی هرکسی پولش را در جیبش گذاشت و به یاد مرگ هم نباشد می‌گوید نگه دارم شاید فردا به دردم بخورد.

 

این شبها برای بیدار شدن است

یاد مرگ جوان و پیر و بچه ندارد، کسی که مانوس با مرگ است قشنگ کار می‌کند و این علامتش است، اما آن که می‌گوید مرگ ما را به انزوا کشانده و دیگر دستمان به کار نمی‌رود این معنی مرگ را نفهمیده، چون مرگ را امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند انتقال است از این دنیا به آن دنیا. هرکه باشی به هرجا برسی آخرین منزل هستی این است. خلاصه این شبها برای بیدار شدن است نه بیدار بودن. بیداری در یازده ماه دیگر است. واقعا خوب درس بخوانید و خوب تلاش کنید چقدر مقام معظم رهبری درباره‌ی جوانان سازنده صحبت کرده اند. واقعا مرگ برای ما سازنده است. سیری است که باید برویم. اما امشب که شب توسل به امام زمان علیه السلام هست و دقت داری و می‌دانی که شب سوم است که خیلی برای ما عزیز است و خیلی‌ها گره کارشان باز می‌شود توسط کسی که گرچه سه سالش بود و مادر نداشت و عمه اش بزرگش کرد اما آنقدر مقام داشت و اهل مبارزه بود که هر چه یزیدیان ساخته بودند او با یک ناله اش خراب کرد و بدان دست پربرکتش دل میلیون‌ها انسان را آباد کرد و آباد می‌کند، خانم خیلی بزرگوار و عزیز است.

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب سوم ماه مبارک رمضان



اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

باز هم توبه کنان پشت درت آمده ام

شب به امید عطای سحرت آمده ام 

نظری کن که پی یک نظرت آمده ام 

نفس آلوده به سوی گذرت آمده ام

 

یاد دادی که اگر عاصی و سرگردانم

زشت این است رخ از روی تو برگردانم

 

نعمتم دادی و با نعمت تو بد کردم 

مهلتم دادی و تقصیر مجدد کردم

لطف کردی عوضش غفلت بی حد کردم

بارها آنچه ز من بر نمی‌آمد کردم

 

چه کنم عذر مرا گر نپذیری امشب 

کاش از این بی سرو پا دست بگیری امشب

 

چشم من خشک شده حال بکا نیست که نیست

جرأت معصیتم هست، حیا نیست که نیست

دست بی خیر مرا اذن دعا نیست که نیست 

خبری در دلم از نور خدا نیست که نیست

 

تا بخواهی تو در این قلب هوس هست که هست

حس وابستگی ام بر همه کس هست که هست

 

بار عام از تو رسیده است که دعوت شده ام 

یکی از سفره نشینان ضیافت شده ام

خوب شرمنده این رسم رفاقت شده ام 

باز بد جور هوایی زیارت شده ام

 

کربلا قبله دلهاست دلم تنگ شده! 

شاهد حال من آقاست دلم تنگ شده

 

پدری آمده آرام کند دختر را 

زینب اینجاست که بوسه بزند حنجر را 

آمده زنده کند خاطره مادر را 

آخر دم رفتن زده محکم گره معجر را

 

چقدر خواسته با گریه از او، تا نرود 

می دود پشت سر شاه که تنها نرود

 

............................................................................................


اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

گر مصیبت اعظم است اغراق می‌خواهد چه کار؟ 

با تصور می‌کشد، مصداق می‌خواهد چه کار 

گیرم آمد ابری از فصل کبودی بررخش 

ذات خورشید است او، اشراق می‌خواهد چه کار 

از دویدن‌های پی در پی میان سلسله 

او خود افتاد از نفس، شلاق می‌خواهد چه کار 

عنچه ای که با نسیمی ساقه اش خم می‌شود 

ضربه‌های بی هوای ساق می‌خواهد چه کار

شوق سوغاتی ندارم ای پدر زحمت نکش 

موی از دم سوخته سنجاق می‌خواهد چه کار

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم شب سوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی حاج سعید حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ در هیچ زمانی و موقعیتی خودتان را مستغنی از نکات اخلاقی ندانید و پیوسته در حال یاد گرفتن نکات اخلاقی باشید. شاید عمل کوچکی برای شما درس اخلاق شود. شأن معصومین بالا است. هر کسی در هر شرایطی باشد و هر مقامی داشته باشد را نباید با معصوم مقایسه کنید.

_ برای پر کردن خلأ درون باید به فوق متخصص مراجعه کرد. استاد طریق را کسی نمی تواند تشخیص دهد. انسان باید از خدا مدد بگیرد  و از معصومین یاری بخواهد تا در مسیر اخلاق کسی را نشان ما دهند.

_ قرآن می فرماید در مسیر سیر الی الله متوسل به وسیله شوید. اهل بیت(ع) وسیله هستند. پیش هر کسی نباید رفت و هر برنامه ای را نباید اجرا کرد و هر ذکری را نباید گفت.  اگر در زدید و در بر روی شما باز نشد ناامید نشوید. در گدایی سمج باشید. خدا که به انسان نگاه کند انگار دنیا را به او داده است.

_ برای امتحان معرفت که اگر سمج باشید فوق رحمت گیرتان می آید. این ها خاندان کرم هستند. سمج باشید تا در بر روی شما باز شود. معرفت هر چه از طریق سخت تر به دست بیاید قدرش بیشتر است. در این وادی اگر مقداری سماجت داشته باشید خودشان دست شما را می گیرند.

_ اگر دائم الذکر باشید دل محکم می شود. زیارت عاشورا و نماز اول وقت ذکر است. دل انسان هر جایی نمی شود. اگر احساس کردید که دلتان می لرزد ذکر بگویید. از خدا بخواهید که ما را محتاج مخلوق نکند. خدا را داریم همه چیز داریم و هیچ غمی نداشته باشیم. همه چیز را از خدا بخواهیم. خدا دل ها را به سمت آدم معطوف می کند. خدا همه کاره است به دنبال راه های بیهوده نروید.

_ یکی از مصادیق ذکر کثیر تسبیحات حضرت زهرا است که خیلی مؤثر است. معصوم می فرماید تعجب می کنم از کسی که گرفتار است و متوسل به ذکر یونسیه نمی شود. که این ذکر برای ظلمات شب است. هر چه قدر می توانید بگوید. برای بهترین ذکر وقت بگذارید. اول نماز اول وقت و بعد قرآن بهترین ذکرها هستند. با ذکرها مأنوس باشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم شب اول ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی حاج سعید حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.

 گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ برای پیشرفت و سلوک و نیل به هر مطلبی چه در امور مادی و چه در امور معنوی افراد باید از دو مورد بهره ببرند. اول داشتن برنامه جامع و کامل و هدفمند و دوم الگوی مناسب. بدون بهره بردن از این دو مطلب رسیدن به مطلوب و این که انسان در امور معنوی از ولایت شیطان خارج شود و به ولایت حق دربیاید به طور یقین ممتنع است.

_ ثمره برنامه جامع و کامل و هدفمند این است که انسان را از تحیر نجات می دهد. انسان بی برنامه مبتلا به درد چه کنم چه کنم می شود. نشانه این که فرد در وادی سیرالی الله نیست و از برنامه جامع بهره نبرده است تحیر افراد است. دین ما کامل ترین و جامع ترین برنامه را در پیش روی افراد دارد و انسان با بهره گیری از این برنامه ها در این دام ها و آسیب ها قرار نمی گیرد.

_ انسان برای سیر باید تأسی به الگوی مناسب کند. از رهگذر الگو انسان انگیزه برای ادامه طریق پیدا می کند. هر دستورالعملی نمی تواند برای ما قانون زندگی باشد. حیات انسان بالاترین سرمایه است. این سرمایه را باید جایی خرج کند که صددرصد به انسان سود بدهد.

_ عمر انسان می گذرد. ماه رمضان با این روزهای طولانی گرم که در بیان خاتم انبیاء کسی که در روز گرم روزه بگیرد جهاد است. از طرفی به واسطه سختی روزه داری گناه از وجود انسان سوخته می شود و از بین می رود. با این روزه داری انسان می تواند به فکر و تفکر بپردازد.

_ انسان باید از برنامه ای استفاده کند انسان را به مدینه فاضله برساند. دستورالعملی برای ما قابل اجرا و اعتناست که اولاً مستند به قرآن باشد و ثانیاً ذیل قرآن مستند روایات باشد. در قرآن دستورالعمل داریم و در روایات هم جامع ترین و کامل ترین سلوک را داریم و با این دستورات نیازی به دستورات از ناحیه غیر نداریم.

_ امیرالمؤمنین(ع) به امام مجتبی(ع) در حکمت 38 نهج البلاغه می فرماید از چهار مطلب غفلت نکن. چهار مطلب به عنوان توصیه و چهار مطلب به عنوان هشدار بیان شده است. ایشان فرمودند که این ها را حفظ کن. مقصود از برکردن نیست بلکه دانستن این دستورات و باور کردن و عمل کردن است.

_ در همه اعصار زندگی معصومین الگو  هستند . یک نقطه ظلمانی در زندگی آنها نمی بینیم. کسانی که طالب سیر هستند در قدم اول باید عطش درونی داشته باشند. بدون این طلب و عطش نمی شود. اگر کسی حالت بی نیازی از روایات و آیات و ذکر به سراغش بیاید شروع گمراهی و ظلالت او است. بعضی ها این عطش را دارند و بعضی ها این عطش را ندارند.

_ در شب اول ماه رمضان از امام زمان(عج) عاجزانه التماس کنیم که برای ما دعا  کنند که دوست آنها باشیم. ماه رمضان ماه مسابقه در مسیر بندگی خداست. با طیب خاطر وارد این ماه باعظمت شوید. هر زمانی که از شبانه روز در خانه مادر را بزنید این در به رویتان باز است. از بانو بخواهیم که دست ما را بگیرد و وارد شهر رمضان کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم اولین روز ماه مبارک رمضان همزمان با نماز ظهر و عصر در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام علوی تهرانی و حجت الاسلام انصاریان سخنرانی کردند.

  • گزیده از سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید:

_ یکی از صفات فعلی خداوند حکیم بودن است. در بیان معنای حکیم چهار نظریه ارائه شده است. حکیم گاهی به این معنا است که  موجودی که کار زشت و نا شایست انجام نمی دهد. خداوند به این معنا حکیم است. معنای دوم این است که حکمت به معنای شناخت و معرفت حقایق امور است.

_ گاهی شناخت ما به ظواهر امور است و گاهی شناخت به حقیقت است. ذات اقدس چون دارای علم مطلق است دارای شناخت حقایق اشیا هم است پس به این معنا خداوند حکیم است که اینجا حکیم به معنای علیم است.

_ معنای سومی که بیان می کنند این است که حکمت موجب می شود که کاری انجام می دهید دارای دو خصوصیت است که اولاً  محکم است و دوماً برتر است  که خداوند به این معنا حکیم است. خداوند هم دارای کمال و علم مطلق است.

_ در معنای چهارم حکیم که خیلی برای ما مهم است  این است که حکیم کسی است که کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد. هر کاری که انجام می دهد بر اساس برنامه و هدف است. در سوره مبارکه دخان آیه 38 می فرماید که ما بدون هدف خلق نکردیم آنچه در کهکشان ها است.در سوره مبارکه مؤمنون آیه 115 می فرماید که گمان می کنید که ما شما را بیهوده خلق کردیم. و بازگشت شما به سوی ما است.

_ وجود حضرت رضا علیه السلام  فرمودند که اگر پرسشگری سؤال کرد که آیا امکان دارد خداوندی که حکیم است ما را به فعلی تکلیف کند و کاری از ما بخواهد بدون دلیل و این که غرضی در آن وجود نداشته باشد. خداوند حکیم ماه رمضان و نماز و حج و حجاب و امر به معروف و نهی از منکر را تکلیف کرده است.

_ اگر کسی مبادرت به تکلیف نمی کند یعنی خداوند را در مقام حکیم بودن قبول ندارد و خدا را حکیم نمی داند. خداوند حکیم است. و کار عبث انجام نمی دهد. این که من و شما نمی دانیم دلایل متفاوت وجود دارد. از وجود نازنین حضرت صادق علیه السلام  آمده است که خداوند خلقتش عبث نیست و مخلوقات را بی جهت خلق نکرده است. بلکه خلق کرده تا قدرتش را ظاهر سازد. و خلقت را وادار به اطاعتش کند تا به واسطه اطاعت خشنودی خدا حاصل شود. خدا را ما را خلق نکرده که سودی ببرد. ما برای خدا کاری انجام نمی توانیم بدهیم.

سه هدف را خداوند از خلقت بیان می کند که این سه هدف در طول هم هستند که به هدف ابتدایی و وسطی و انتهایی معروف است. در سوره نازعات آیه 56 بیان می کنند که ما خلق نکردیم ثقلین و جنیان و انسیان را جز برای عبودیت و بندگی کردن که این هدف ابتدایی خلقت است. در سوره مبارکه ملک آیه 2 آمده است که آن خدای آنچنانی که مرگ و زندگی را خلق کرد تا این که شما را بیازماید و کدام از شما دارای عمل بهتری هستید. که این هدف میانی است.

_ هدف غایی خلقت در سوره مبارکه هود آیه 119 آمده است که مگر کسانی که پروردگار آنها را مورد رحمت قرار می دهد. برای این که مورد رحمت و قرب الهی بشویم ما را خلق کرده است. ما خلق شدیم برای بندگی تا بهترین عمل را انجام داده باشیم و به قرب خدا برسیم. یعنی ما مسافر هستیم و مقصدی داریم. سیر ما در سوره مبارکه انشقاق آیه 6 آمده است که ای انسان تو با تلاشت به سوی پروردگارت حرکت می کنی و او را ملاقات می کنی. کیفیت ملاقات اهمیت دارد.

_یکی از عواملی که مارا کمک می کند در این راه به مقصد برسیم راه شناسی است. در مسیر سیر به سوی حق باید عوامل سیر و موانع سیر را باید شناخت و اگر این شناخت را نداشته باشیم دچار روزمرگی می شویم. یکی از موانع سیر دشمنان انسان یعنی این سه چیز هستند: نفس و شیطان و دنیا.

 

  • گزیده ای از سخنرانی شیخ حسین انصاریان را بخوانید

_  رحمت پروردگار دریایی است که برای هیچ محقق و دردمندی و قایقی کشیدن آب این دریا امکان ندارد. ما هر چه قدر زحمت بکشیم و در آیات و روایات و دعاها تحقیق کنیم گوشه ای از این دریا را به دست می آوریم. که همین مقدار کم حجت کامل پروردگار است.

_ رحمت در قرآن کریم در حدود 276 بار ذکر شده است. وقتی در آیات قرآن دقت می شود این نتیجه را به دست می دهد که رحمت خدا یک شعاع تجلی در کل طبیعت است. قرآن گوشه هایی از این تجلی را بیان می کند که این خیلی شیرین است. تجلی رحمت برای همه انسان ها است.

_ البته انسان ها از زمان آدم تا زمان ما دو گروه شده اند. گروهی این رحمت ارائه شده را پذیرفتند و گروهی هم قبول نکردند و یا باور نکردند. موانع سختی برای خودشان مثل رویکرد مطلق به وجود آوردند و با اختیار و انتخاب خودشان را از پذیرفتن این رحمت محروم کردند.

_ کلمه نظر با روءیت در زبان عرب فرق می کند. روءیت به معنای نگاه معمولی و تماشای اجسام و عناصر است. اما نظر به معنای نگاه کردن با کمک عقل و فکر می باشد. همه مردم عالم روزمره مورچه را می بینند اما دقتی درباره مورچه ندارند. در نهج البلاغه امیرالمؤمنین(ع) به مورچه نظر انداختند  و با این نگاهی که عقل را به همراه داشتند درمورد مورچه خطبه ای را دارند که این خطبه از طریق مورچه آدرس خدا را دارد.

_ در آیه شریفه امر می کند که با کمک عقل و فکر نگاه کنید. اندیشه کردنی که رسول خدا(ص) می فرماید یک ساعت اندیشه کردن درباره خودتان و عاقبت و آخرت خودتان از یک سال عبادت کردن بالاتر است. با یاری عقل به نتیجه ها و جلوه های رحمت خدا نگاه کنید.

_ رحمتی که وقتی از ناحیه مقدس خداوند ارائه می شود نتایج و آثاری دارد که از آثار این رحمت می توان به زنده کردن زمین بعد از مرده بودن خاک اشاره کرد. با حیات نگرفتن زمین خیمه حیات تمام موجودات زنده برچیده می شد. انسان در مقابل مرده بودن زمین زمینگیر می شود که این ها همه آدرس رحمت خداوند است.

_ کارگردان آفرینش دارای رحمت بی نهایت است و هزینه هم می کند و کاری به دین داری و دین نداشتن ما ندارد. خداوند خیلی رحیم است. و الا به واسطه گناهان این رحمت نباید شامل حال ما می شد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم شب دوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام مومنی، مناجات خوانی و قرائت دعای کمیل توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج حسین سازور در مسجد ارک برگزار شد.

گزیده از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

"اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا" این عبارت نشان می‌دهد به قدرتی که در رحمت هست یک عده ای با آرامش در کنار صالحین خدا قرار می‌گیرند. این نشان می‌دهد که همیشه صالحین با آن بنده‌ی خدا هستند. این معنی همان "مع" است که شما همیشه در زیارت عاشورا می‌خوانید "عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ". این که رحمت را بعضی‌ها بیان داشتند اباعبدالله علیه السلام است، این که قسم به رحمت خدا آگاهی کامل بنده است، معرفت بنده است، "اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ" یعنی این کسی که این کلام را می‌گوید همه‌ی کل شی را در رحمت خدا می‌بیند و کسی را خارج نمی‌بیند. کلام امیر المومنین علیه السلام است. اما چرا در ماه رمضان اعلام "فَأَدْخِلْنَا" می‌کنی؟ و در مرحله دوم "وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا"؟ این را باید اشاره کنیم.

 

همه عبادات و عزاداری‌های ما برای این است که بتوانیم یک قدم به حضرت نزدیک‌تر شویم

 

در خطبه 188 نهج البلاغه که دیشب شروع کردیم، امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید که چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه‌ی شما امت پیغمبر صلوات الله علیه و آله قرار داد و شما را مشمول رحمت خاص خود کرد. دیگر بالاتر از این؟ ولی شما با معصیت معایب خود را آشکار کردید. به جایی رسیدی که عیب‌های خودت را آشکار کردی اما خدا شما را در رحمت خاص خود قرار داد. شما همین نعمت شهدا را حساب کنید و نه بیشتر، چند هزار شهید پای این انقلاب ما خونشان را ریختند؟ ما قاتل را لعن می‌کنیم"وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ" و به همه شهدا این بیان را داریم مانند همین بیان را نسبت به اباعبدالله علیه السلام داریم. یک نعمت ویژه است اما امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه‌ی شما قرارداد، شما را مشمول رحمت خاص خود کرد اما شما به گناهتان مشغول بودید. ولی باز او پوشاند چون در رحمت هستید، خود پیغمبر صلوات الله علیه رحمت است، امتش هم مورد رحمت قرار می‌گیرند. شما خودتان را در معرض آتش قرار دادید اما او به شما مهلت داد. حالا یک یک نعمت‌ها و رحمت‌ها را خودت بشمار. از وجودت، از زندگیت و یا از فضایی که ساخته شده برایت. همین گناهانی که در خیابان می‌بینید، بی عفتی‌ها، بی عصمتی‌ها، بی حجابی‌ها و روزه خواری‌ها، چقدر درون خودت می‌روی که خدایا من بدم ولی ممنونتم که من را در این رحمت خاص قرار دادی و ولایت امیرالمومنین علیه السلام را شامل حالم کردی. واقعا نمی‌توان امیرالمومنین علیه السلام را وصف کرد فقط ما می‌توانیم بگوییم که من علی علیه السلام را دوست دارم و دنباله رو آقا هستم. همه عبادات و عزاداری‌های ما در ماه رمضان و محرم و صفر برای این است که بتوانیم یک قدم به حضرت نزدیک‌تر شویم.

 

اگر همه‌ی عالم ساقی شوند، ما از دست اباالفضل علیه السلام آب می‌خواهیم

 

"اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا" مقام علیین خیلی بالاست. ما می‌خوانیم شاید به آن هم نرسیم اما آرزویش که اشکال ندارد. حتی آرزوهای ما در ماه رمضان شکلش فرق می‌کند. دیگر چه می‌خواهی؟ از آن دست عباس علیه السلام "وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا" اگر همه‌ی عالم ساقی شوند، ما از دست اباالفضل علیه السلام می‌خواهیم. او کسی است که تشنگان کربلا را سیراب کرد، اگر هم تشنه بمانند از بزرگ و کوچک تا طفل شش ماهه حاضرند از تشنگی بمیرند اما از دستی غیر از دست عباس علیه السلام آب نگیرند. بعد عاشورا هم اگر دستور امام سجاد علیه السلام و زینب کبری سلام الله علیها نبود هیچ کدام آب نمی‌خوردند. مقامی که ما داریم آرزو می‌کنیم این است که از همان ظرفی که برای طفلان حرم آب می‌آورد سیراب شویم "وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا".

 

یک عده ای واقعا نمی‌خواهند وارد این شهر رمضان بشوند

 

اما ما کی هستیم؟ آقا می‌فرمایند: چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه شما قرار داد، مانند ولایت، محبت اباعبدالله علیه السلام، نزول پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در این عالم و از همه زیباتر نزول امام رضا علیه السلام که در روز ششم این ماه به نیشابور می‌آیند و همه با او بیعت می‌کنند. اینها کم نعمتی نیست "بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ" اینجاست که می‌بینیم عالِم وارسته و مراجع تقلید و ولی فقیه این دل سوخته‌هایی که در این عالم هستند که گل سرسبدشان مقام معظم رهبری هستند، همه چیز را زیبا می‌بینند اما من و تو ظرفمان کوچک است زود صدایمان در می‌آید. تااعلام می‌کنند بانوان می‌خواهند به ورزشگاه‌ها بروند بهم می‌ریزی و آن کسی هم که اعلام می‌کند در نفهمی و تاریکی کامل به سر می‌برد. او اصلا نمی‌خواهد با ماه رمضان آشتی کند. یک عده ای واقعا نمی‌خواهند وارد این شهر رمضان بشوند، دنبال کمربندی هستند. از مسیر دیگری می‌روند و اصلا نمی‌فهمند در این شهر رمضان چه خبر است.

 

در این یک ماه سعی کن با اعمالت امام زمانت علیه السلام را خوشحال کنی

 

مولا می‌فرمایند: خود را در معرض آتش قرار دادی اما او به شما مهلت داد. "وَ تَعَرَّضْتُمْ لِأَخْذِهِ فَأَمْهَلَکُمْ". ببینید اینکه مهلت به ما داده تا وارد ماه مبارک رمضان شویم اگر استفاده نکنیم همه در معرض آتش قرار می‌گیریم. زود خودت را می‌رسانی به امام حسین علیه السلام همه هم راهش را بلدید تا می‌گوییم الی الله، دلها را روانه می‌کنید کربلا. در دعای شب‌های ماه مبارک بعد از این که مقام‌های بهشتیان و مقربین به اباعبدالله علیه السلام و مقربین به خدا را بیان می‌کنی، می‌گویی: "وَ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ فَاکْتُبْ لَنَا" ، "وَ مَعَ الشَّیَاطِینِ فَلَا تَجْعَلْنَا" یک عده ای هم در این دنیا و هم در آن دنیا مع الشیاطین هستند. تو که همیشه سر به خاک می‌گذاری و می‌گویی "عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"، ولی در اینجا بیان می‌شود بعضی‌ها مع الشیاطین هستند. بعضی‌ها شیطانند از شب اول هم مسجد می‌آیند اما هم خودشان را گمراه می‌کنند و هم دیگران را. برای چیست که می‌گوید روزه دار سعی کند اول زبانش را حفظ کند و بعد چشمش و گوش و قلبش را؟ چون گناهان زبان خیلی خطرناک است. دقت کنید که ما با حرکات زشت فقط شیطان را خوشحال می‌کنیم، در این یک ماه سعی کن با اعمالت امام زمانت علیه السلام را خوشحال کنی.

 

همه‌ی ما باید یک تکانی بخوریم

برای برپایی این چنین مراسمی چندین نفر شبانه روزی زحمت کشیدند تا این محفل آمده شود و ما در خانه‌ی خدا بیاییم اما باز می‌آییم و بدون توجه و تغییر می‌رویم و حتی در سحر هم که برای توبه آمدی برای ساعاتی به انقطاع از دنیا نمی‌رسیم. اگر در درونت حتی کم، انقطاع از دنیا نباشد، دشمن از دستگاه امام حسین علیه السلام تو را جدا می‌کند. بعضی‌ها از بس آلوده شده اند نمی‌خواهند دیگر صدای خدا را بشنوند. ضیافت الله صاحب دارد و صاحب آن خود خداست و در این ماه ما را صدا می‌زند اما ما جوابی نمی‌دهیم. پس فضایی که امیرالمومنین علیه السلام برای ما قرار داده را باید بفهمیم. چند نفر از این ماه رمضان آدم بیرون می‌روند؟ وقتی کسی خودش نمی‌خواهد به من مداح و واعظ ربطی ندارد. از قبل ورود به مسجد، به نیت توبه و تغییر بیایید. از امام زمان علیه السلام کمک بخواهید و دعا کنید اعمال بد ما را بپوشاند. مردی آمد وارد مسجد شود، شیخ رجبعلی فریادی زد که وارد نشو، شخص همان پشت در مسجد ملتمس شد به اباعبدالله علیه السلام شیخ سرش را پایین انداخت، مرد جلو آمد و سلام کرد، شیخ به او گفت چه کار کردی آن آتشی که تو را در برگرفته بود از بین رفت؟ گفت فقط یک سلام به امام حسین علیه السلام دادم و گفتم آقا آبرویم را بخر. رحمت الله واسعه است حسین علیه السلام. سریعا خدا "مبدل السیئات بالحسنات" کرد طرف یک مرتبه دلش عوض شد. تا لحظه ای قبل کسی دیگر در دلش بود تا متوسل شد اباعبدالله علیه السلام در دلش نشست. همه‌ی ما باید یک تکانی بخوریم.

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب دوم ماه مبارک رمضان


اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

به مقامات بیشتر نرسید

نیمه شب آن که پشت در نرسید

 

بُرد آنکس که زودتر آمد

باخت آنکس که زودتر نرسید

 

کل یک هفته غصه خواهدخورد

هرکه وقت کمیل سر نرسید

 

چیزی ازبندگی نفهمیده است

هرکه بر گریه سحر نرسید

 

نان شُبهه به من اثر کرد و

بردلم ازتو یک اثر نرسید

 

همه اش خرج مال دنیا شد

زحمتم سوخت و به ثمرنرسید

 

آنقدر معصیت زمینم زد 

که به من فیض بال و پر نرسید

 

نظرم خیره شد به این و آن

و زآقا به من نظر نرسید

 

تلخ شد کام من ز غیبت ها 

گر به شیرینی شِکر نرسید

 

بی لیاقت شدم ضرر کردم

درد دین هم به این جگر نرسید

 

بهتر آنکه به روی دار رود

سر به خاک نجف اگر نرسید

 

منم و آرزوی کرببلا

به گدا رزق یک سفر نرسید

 

با اسیران دور سر نیزه

بوی آقا رسید سر نرسید

           

............................................................................................

 

از نخل گذر کرد ولیکن پرش افتاد 

دل شوره و رشکی به دل مضطرش افتاد

 

آن تیر که زد حرمله خیر ندیده

در چشم ترش رفته و در پشت سرش افتاد

 

از چهار طرف تیر به هر جای تنش خورد

آن قدر که دیدند همه پیکرش افتاد

 

گفتند ابوالفضل زمین گیر شد و بعد

دل شوره سختی به تن خواهرش افتاد

 

با ناله صدا زد عمو جان کمکم کن

یک مرتبه یک دخترکی معجرش افتاد

 

بالای سرش ام البنین نیست چه بهتر

چون فاطمه آنجا عوض مادرش افتاد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

دکلمه ای تقدیم به 175 شهید غواص ، عملیات کربلای 4

لینک دانلود صندوق بیان 

لینک غیر مستقیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهدای غواص , رایة الهدی,

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

به یاد شهدای غواص-بصیرت

نحوه حرکت هر یک از گروهان های غواصی در اروندرود در والفجر هشت به صورت سه ستون با فاصله های ده متری از یکدیگر بود که برای جلوگیری از پراکندگی با رشته طنابی به هم متصل بودند. و این طناب حکایتها دارد زخمی ها که می دیدند که نمی توانند ادامه بدهند و وجودشان باعث توقف حرکت است، صحنه ای عجیب را به نمایش می گذارند! آرام طناب را رها می کردند و خودشان را به امواج اروند می سپردند و می رفتند.

 

 

سکوت وارم و دانی که حرف‌ها دارم

بسا حکایت ناگفته با شما دارم

پر از شکایتم از کربلای چار به بعد

و از شکفتن گل های بی قرار به بعد

مرا مبین که چنین  آب رفته لبخندم

هنوز غرقه امواج سرد اروندم

هنوز در شب والفجر هشت مانده دلم

که از رها شدن دست همرهان خجلم

در این شبانه که غواص درد مواجم

به دستگیری یاران رفته محتاجم

اگرچه دور گمانم نبود دیر شوید

قرار بود شهیدانه دستگیر شوید

جهان همیشه همین است موج از پی موج

گذشتنی است شهیدانه فوج از پی فوج

اگر چه حلقه آن دست‌های خسته گسست

گذشته اند ز دنیا به رقص، دست به دست

زمانه چیست؟ همین هیچ، ازدحام بلاست

زمینه اَتن جامیان جام بلاست

زمین زمینه رقصی است مست و دست به دست

همین میانه میدان، در این مجال که هست

در این جهان که به جز های و هو صدایی نیست

به جز میانه میدان جنگ، جایی نیست

به جز دو راهی تسلیم و جنگ راهی نه

به جز نگاه خدا، هیچ سو نگاهی نه

تویی و قبضه شمشیرت و رهایی ها

وگرنه کاسه چشمی پر از گدایی ها

نه مهربان تری از نطق ذوالفقار علی

بمان چو مالک و عمار او کنار علی

نه رحم می کند آن را که بهره‌اش زخم است

نه زخم می زند آن را که چاره‌اش اخم است

ولی ولی ست ولی تو اسیر دل‌دله‌ای

اسیر خشم و خشوعی، شکایت و گله‌ای

قسم به حرمت عمری که عهد نشکستم

که در شنای جهان با شهید همدستم

به ورطه‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

من از مذاکره با نفس خویش می ترسم

زهول روز جزا پیش پیش می ترسم

نه غیر نفس تو در هستی اژدهایی هست

نه غیر عربده‌ات در جهان صدایی هست

خروش دیو به جز وهم و خوف و خاطره نیست

دلت سکوت کند دیو غیر مسخره نیست

من از بهشتم و شیطان نصیحتی است به من

و هر مواجهه البته فرصتی است به من

مباد این بگذارم به مکر و آن بشوم

در این معامله‌ها مفت رایگان بشوم

اگرچه بزم‌نشینم، به رزم شهره‌ترم

سکوت کرده‌ام، اما به عزم شهره‌ترم

شکوه پنجه رزم حریف ایمانی

به خاکریز ظفر قاسم سلیمانی

دلی مقدس چون تیغ خونچکان علی

و یا نه تیغ بلیغی است چون زبان علی

ز شور زندگی است این که مرگ می‌جوید

مگر به اذن ولی جمله‌ای نمی‌گوید

علی به معرکه هم تیغ در هوا نزده است

به یک فراری هم زخم نابجا نزده است

نه کشته است کسی را که زخم، کافیِ اوست

نه زخم کرده تنی را که اخم، نافیِ اوست

چنین حریفِ ظریفی خدا نصیب کند!

چنین ظریف حریفی خدا نصیب کند!

ز خیمه دل به یکی لانه کبوتر کند

علی که خیمه ابلیس را ز بُن برکند

گذشت و خیمه و خرگاه را به صحرا ماند

پرید و خیمه دنیا ز بال او جا ماند

دلم علی ست، علی ذکر لحظه های من است

چه باک هر چه؟ خدای علی خدای من است

ز بندگان علی پیر ما یکی علی است

به بندگان علی، بنده علی ولی است

منم که بیرق ایثار روی دوش من است

جهان پر از خبر غیرت و خروش من است

به خوان نشسته‌¬ام اما ز هفت خوان رَسته

فریب نان نخورد کاو ز بند جان رَسته

به خوان نشسته‌ام اما به چشم و دل سیرم

نه قورباغه‌ام از هر چه آب و گل سیرم

به غیر لقمه عزت، مرا صلا مزنید

تعارفم به مگر خاک کربلا مزنید

که کربلایی ام و از بلا نپرهیزم

اگرچه راه ببندد یزید و چنگیزم

به  جنگ و حیله و تحریم، من نمی‌شکنم

به هیچ قیمت، قدر وطن نمی‌شکنم

زبان تیغ مرا هوشتان شنیده بسی

ز دست غیرت من گوش تان کشیده بسی

شما کرید و سخن با شما اشاره بس است

برای کور همین سوسوی ستاره بس است

وگرنه سینه من شعله شعله خورشید است

تمام عمر بهارم، که هر دمم عید است

به شوق جلوه آن صبح لایزال خوشم

به بوی آمدنش با همین خیال خوشم

چه بیمِ تیغ شما، آن سوار آمدنی است

سوار آمدنی، غمگسار آمدنی است

مگر نه دستِ تهی، خیمه‌های کِی کندم؟

مگر نَه تان چو مگس از وطن پراکندم

به بانگ وزوزتان باز دل نخواهم باخت

گُلی که یافته¬‌ام را به گِل نخواهم باخت

بهشت مردم شرقم، به غرب کی نگرم؟

دخیل کرببلایم، کجا به ری نگرم؟

چرا که مشق کنم، خط تیغ حرمله را ؟

چرا به گندم ری بازم این معامله را ؟

هزار بار اویسم، یمن یمن عشقم

خیانت و من؟ آخر چگونه؟ من عشقم!

منم که بیرق این مردمان شیفته‌ام

مباد این که ببیند کسی فریفته‌ام

منم که بیرق این خیل منتظر شده‌ام

کجا به بند شوم؟ عطر منتشر شده‌ام!

مرا که شیشه عطرم ز سنگ باکی نیست

هزار نام خدا را ز ننگ باکی نیست

طنین نام خدایم، اذان بندگی‌ام

به هر کجا که دلی هست شور زندگی‌ام

من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده‌نواز

به چشم بستن از این خوان عبور خواهم کرد

به پایداری و ایمان عبور خواهم کرد

که دیده مردم جانباز، دل به نان بازند؟

که شیرهای خطر، نرد استخوان بازند؟

مرا به وعده این، آن شدن محال بود

به یک دو وسوسه شیطان شدن محال بود

به موج‌های شهیدان قسم که می‌مانم

در این خروش خروشان همیشه می خوانم

اگر چه دور، ندارم گمان که دیر شوند

مرا به لطف شهیدانه دستگیر شوند

به ورطه‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

تقدیم به شهدای غواص

 

شب آمده ست از همه سو اما، پیداست آفتاب نمی‌میرد

دل، آن دلی که عزم سفر دارد، هنگام اضطراب نمی‌میرد

ای ماهیان گمشده در طوفان، هستید و نیستید، خدا را شکر

دریا همین که میل خطر دارد، جز کف، به جز حباب نمی‌میرد

از (کربلای چار) خبر دارم، از عزم بی نهایت سربازان

گفتند: بی شکایت می‌میریم، صد شکر انقلاب نمی‌میرد

اروند گریه کرد چنین روزی، بود این شکست اول پیروزی

در چشم‌های خوف و رجا دیده، آن خاطرات ناب نمی‌میرد

ای دشمنان سمت خطر رفته، آه ای شهاب‌های هدر رفته

آری ستاره‌ها همه می‌مانند، امشب به جز شهاب نمی‌میرد

دستی که بال روشن پرواز است، دستی که دست روشن اعجاز است

دستی که بسته هم بشود باز است، این دست با طناب نمی‌میرد

ای ماهیان زنده بفرمایید، برگشته‌اید و زنده تر از مایید

دریا نرفته‌ها هم می‌دانند، ماهی درون آب نمی‌میرد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

با آدرسی که از امام راحل(ره) و خلف حاضر او گرفته بود، جاده اصلی را خوش به نشان می‌پیمود. چشم از «نقشه راه» برنمی‌داشت و از این روی «راه» را از «بیراهه» می‌شناخت و در پی «آب» به سوی «سراب» نمی‌رفت. تشنه علوم دینی و دروس حوزوی بود و زلال معرفت را در این سرچشمه جستجو می‌کرد. خیلی زود در کارزار تمام عیار ایران اسلامی با نظام سلطه جهانی، چهره نفرت‌انگیز شیطان بزرگ را دید که در پشت نقاب بزک کرده آمریکا پنهان شده است و چنین بود که برحذر داشتن این و آن از خدعه و فریب شیطان و شیطانک‌ها را رسالت  خویش می‌دانست و در کسوت یک طلبه جهادگر هیچ فرصتی را برای روشنگری از دست نمی‌داد.
چالش هسته‌ای که آغاز شد، اگرچه طلبه جوانی بود ولی به مطالعه و بررسی دقیق ماجرا همت گماشت و حاصل آنچه به دقت و مرارت آموخته بود، کتاب ارزشمند «راز آنچه مرقوم داشته‌اند» بود که به دست چاپ سپرده شد و استقبال فراوانی را به دنبال داشت.
حجت‌الاسلام مهدی مطلبی که طی دو سال گذشته با انتشار کتاب‌هایی همچون «عقب‌نشینی ممنوع!» و «راز آنچه مرقوم داشته‌اند» در کنار سخنرانی‌های مستدل خود، جزو پیشتازان جهاد روشنگری هسته‌ای در دفاع از منافع ملی شناخته می‌شد، صبح روز یکشنبه هنگام عزیمت به کردستان برای حضور در مراسمی با موضوع مذاکرات هسته‌ای و افشای ماهیت عهدشکنانه و غیرقابل اعتماد استکبار جهانی به رهبری آمریکای جنایتکار، بر اثر سانحه تصادف به ملکوت اعلی پیوست.
این شهید جهادگر در سال 1364 در تهران و در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. وی در سال 1382 وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه علمیه معصومیه(س) به تحصیل دروس حوزوی پرداخت. حجت‌الاسلام مطلبی در کنار تحصیلات حوزوی همواره فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی خود را نیز پیگیری می‌کرد و همزمان مسئولیت واحد شهدای بسیج مدرسه معصومیه را نیز برعهده داشت و برگزاری نشست‌های شبی با شهدا، شب‌های پرخاطره‌ای را از وی در ذهن طلاب برجای گذاشته است. مهدی مطلبی انس ویژه‌ای با شهدا داشت و راوی کاروان‌های راهیان نور نیز بود. زندگی او در پیوند عجیبی با حیات شهدا همراه بود، کتاب «بچه‌های محله من و تو» اثر وی درباره نکات برجسته زندگی شهدا است که در سال‌های اخیر به چاپ رسید.
مطلبی تحصیلات سطوح عالی و خارج خود را در قم ادامه داد و از محضر اساتید مبرز قم دروس خارج فقه و اصول را فرا گرفت. وی همچنین مسئولیت هیأت مکتب‌الشهدای تهرانسر را به عهده داشت. از فعالیت‌های فرهنگی وی می‌توان به تأسیس و راه‌اندازی پایگاه اینترنتی جامع اشعار آیینی با نام «حسینیه» اشاره کرد که در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از سایت‌های مرجع اشعار آیینی کشور شد. عشق و ارادت او به آستان اهل بیت(ع) مثال‌زدنی بود. نوای دلنشین مناجات و روضه‌خوانی او از ذهن و یاد طلاب معصومیه هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.


کیهان عروج این روحانی مجاهد و انقلابی را به حوزه‌های علمیه و بازماندگان آن مرحوم تسلیت می‌گوید.

 

منبع: روزنامه کیهان

 

در فراق حاج مهدی مطلبی

 

هر کس که مقرب است در فکر بلاست

آواره شدن قاعده ی عشق خداست

"مهدی مطلبی" پرید اما باز

در صحن "حسینیه" ی او "روضه" بپاست

محمد کاظمی نیا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 سه شنبه ساعت 16 از میدان بهارستان تا معراج الشهدای تهران غوغایی است که نقش اول آن را شهیدان ایفا می‌کنند. این شاید آخرین تشییع با این تعداد شهید دوران هشت سال دفاع مقدس است که مردم شهر خواهند دید.
 در زیر شعری می خوانیم از یاحا کاشانی که به احترام شهدای گمنام غواص «بی‌نام» است:

 بهم گفتن گلتُ آب برده
دیگه تنها شدی برا همیشه
کسی که دلشو زده به دریا
به این راحتیا پیدا نمی‌شه
 
بهم گفتن گُلت آب برده
کسی از جای اون خبر نداره
دیگه باید بشینی تا یه روزی
که دریا پرپرشو پس بیاره
 
حالا می‌گن تو رو با دست بسته
تو رو زنده زنده خاک کردن
نمی‌دونی که مادر چی کشیدم
منو با این خبر هلاک کردن
 
بگو اون لحظه که پراتُ بستن
چرا مادر منو صدا نکردی
تویی که قصد برگشتن نداشتی
تو که پشت سرت نگاه نکردی
 
بگو تا داغ تازم، تازه‌تر شه
بهت لحظه آخر آب دادن؟
آخه مادر برای تو بمیره
که اینجوری تو رو عذاب کردن
 
برا عکسات رو پام لالایی خوندم
شبای بی‌کس و بی‌قراری
کی جرات کرده دستاتُ ببنده؟
بمیرم تو مگه مادر نداری؟
 
بهم برخورده مادر، بغض دارم
قسم خوردم دیگه دریا نمیرم
قسم خوردم گلم مثل «خود» تو
منم با دستای بسته بمیرم
 
پره حرفم، پر دردم عزیزم
ولی آغوش من امن هنوزم
بذار دستاتُ وا کنم عزیزم
تو آغوش تو راحت بسوزم


منبع: کیهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهدای غواص,

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

به گزارش مشرق، حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مراسم تدفین شهدای غواص، اظهار داشت: تمرین‌های سخت غواصی در آب‌های سرد و هوای سوزناک زمستان، از سختی‌های جان فرسایی بود که این شهدا به جان می‌خریدند.

وی در ادامه به ذکر خاطره‌ای در این زمینه پرداخت و تصریح کرد: خاطرم هست در یکی از شب‌هایی که بچه‌های غواص قصد تمرین داشتند، یکی از رزمنده‌ها گفت حال خوبی ندارم و امشب برای تمرین نمی‌توانم بیایم. هوا خیلی سرد بود و شرایط خیلی سخت بود. مربی و فرمانده‌ای که مسئول آموزش غواصان بود گفت بهتر است بیایی. گفت نمی‌توانم سر درد دارم. مسئول آموزش مجدداً می‌گوید حیف است، بیا، پشیمان می‌شوی، چند مرتبه گفت و نهایتاً مسئول آموزش یک جمله‌ای گفت که این رزمنده عزیز خیلی شرمنده شد.

حجت‌الاسلام ماندگاری ادامه داد: مسئول آموزش غواصان گفت که من 3 شب است که از شدت تب دارم زیر آب عرق می‌کنم و کنار نکشیدم و می‌دانی چرا و به چه عشقی با این حال به تمرین می‌روم؟ برای اینکه روزی می‌آید که نه آبی هست و نه لباس غواصی و نه سفره شهادتی و فقط و افسوس است، فرمانده بعدها شهید شد و آن رزمنده‌ای که به خاطر سردرد تمرین نکرد هنوز با افسوس زنده است.

این استاد حوزه و دانشگاه تاکید کرد: برای اینکه شرمنده این شهدا نباشیم باید برویم و جانانه در تکریم و تشییع این شهدا حضور پیدا کنیم و وظیفه‌مان فدا شدن از ولایت است.

وی در پاسخ به این پرسش که گفته می‌شود فضیلت شهادت در آب در احادیث اهل بیت بیشتر از شهدا دیگر است، گفت: بله؛ حدیثی داریم که شهدائی که در آب شهید می‌شوند، اجرِ دو شهید را دارند. شهدائی که در شرایط عادی روی زمین جان می‌دهند، لحظه احتضار می‌توانند دست شان را روی زمین سفت بکشند و تکیه گاهی داشتند باشند، ولی شهدای غواصی در آب هستند و کاری نمی‌توانند انجام دهند، مگر پَر پَر زدن. درد شهدایی که روی خاک با دست گذاشتن روی زمین و تکیه بر زمین کمی التیام می‌یابد ولی شهدای آب اینگونه نبودند.

حجت‌الاسلام ماندگاری که برادرشان از شهدای غواص هستند به ذکر خاطره‌ای از این شهید گرانقدر پرداخت و خاطرنشان کرد: برادر بنده نیز از شهداء غواص بودند. البته نه این شهداء غواص که تازه کشف شدند. برادرم در گردان دیگری بودند. وقتی  پیکر مطهر برادرم را آوردند شاید حدود 70 اثر ترکش نارنجک و گوله در سراسر بدنش بود. برادرم از پا تا سر پر از زخم شده بود. شهداء غواص می‌رفتند خط را می‌شکستند تا دیگر رزمنده‌ها بیایند، ولی تا دیگران بیایند این‌ها را تکه تکه می‌کردند و سوراخ سوراخ می‌کردند.

این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: وقتی اینها (شهدای غواص) می‌زدنند به خط دشمن، بعثی‌ها از خواب بیدار می‌شدند و آتش عظیمی روی سر غواصان که خط شکن بودند می‌ریختند؛ بعثی‌ها از بچه‌های غواص عقده عجیبی در دل داشتند و با خشونت زیادی از آنها استقبال می‌کردند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

اجتماع همبستگی با مردم مظلوم یمن به همت سازمان بسیج مداحان با سخنرانی حجت الاسلام محمود ریاضت و حاج محمد فراهانی و مداحی حاج سید مهدی میرداماد در حسینیه شهدای بسیج برگزار شد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام ریاضت را بخوانید؛

_ دعای ندبه دعایی است که از یک فرازی خدا را به عظمت و تقرب امام زمان و نعمت ظهور و وجود حضرت را برای حل مشکلات و گرفتاری های مادی و معنوی قسم می دهد. در واقع اگر به امروز خود نگاه کنیم دادخواهی مردم یمن را غیر از پیشگاه خدا به کجا می توان برد.

_ کار ما به جایی رسیده که باید فریاد بزنیم و فریادرس بطلبیم. شیعه کارد به استخوانش رسیده و هیچ راهی هم به جز ظهور آقا امام زمان برای دادخواهی شیعه وجود ندارد.

_ آقا امام زمان باید ظهور کنند تا ظلم به معنای اتم و اکمل از بین برود.امروز ناموس شیعه در خطر است. در لبنان و افغانستان و یمن در خطر هستند. ما باید برای آنها هم داد بزنیم و فریاد رس بخواهیم. این فریادرس انشاءالله ظهور خواهند کرد. فرمودند که در آخرالزمان بیشتر از این که برای ظهور دعا می کنید دعا کنید که ظهور عقب نیافتند.

_ یکی از کارهایی که باعث می شود که ظهور به عقب بیافتد تفرقه است. شیعه باید با خودش هم اتحاد داشته باشد. سخنران ها و مادحین رسانه شیعه هستند و بیشتر از همه که تأثیرگذار است رسانه است و باید اتحاد این ها از همه بیشتر باشد. برای اتحاد هم اگر خود را کوچک نکنید نمی توانید با برادر خود متحد شوید.

_در روایت است که  اصحاب خاصه امام زمان قبل از ظهور مشرف به امام زمان می شوند. و آن ها غیبت را به مشاهده تبدیل می کنند. خدایا حرارت قلب شیعه را به خنکی ظهور امام زمان گوارا گردان. خدایا این بندگان کوچک تو مشتاق ولیت آقا امام زمان هستیم.

_ ولایت اهل بیت پناهگاه ما می باشد. کاری کنیم که ما را در این پناهگاه راه بدهند. خدایا به واسطه سلامی که امام زمان می دهیم کرامت ما را بلند گردان و ما را کریم گردان. فرازی از دعا ندبه با مناجات شعبانیه هماهنگ است. و برای این است که با زمزمه کردن آنها معرفت حداقلی ما تبدیل به معرفت حداکثری شود.

_امیرالمؤمنین فرمود کف قیمت شما بهشت است و حداقل است. ولی اگر معرفت حداکثری داشته باشیم در دنیا گناهی نمی کنیم و کاری می کنیم که در آخرت از بهشت ما را به پیش اباعبدالله ببرند. یعنی جایگاهی بالاتر از بهشت را بخواهیم.

_ یک قطره اشک برای اباعبدالله با معرفت حداکثری جایگاه بالای عرش را برای انسان به همراه دارد. معرفت حداکثری گفتنی نیست بلکه دیدنی است. ولایت حداقلی با ولایت حداکثری قابل قیاس نیست. اگر از پتانسیل ماه شعبان استفاده می کردیم و معرفت حداقلی را به معرفت حداکثری می رساندیم در ماه میهمانی خدا جایگاهمان کنار آقا امام زمان بود.

_ من و شما پشت میکروفن مسئولیت داریم. اگر کسی معرفت حداکثری نداشته باشد نمی تواند هستی خود را بدهد. اگر کسی معرفت حداکثری نداشته باشد کربلا نمی توانند بیایند. کربلا جای ولایت حداکثری است. جای کسانی است که زمینه دارند که معرفت حداقلی آنها به معرفت حداکثری تبدیل شود.

_ شرط استجابت دعا صلوات بر محمد و آل محمد است. خدایا کمکم کن تا حق آقا امام زمان را انجام دهم. خدایا به ما منت بگذار که رضایت و خشنودی امام زمان را به دست آوریم. ما به واسطه امام زمان می توانیم به فوز عظیم برسیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صوت این جلسه را بشنوید

گزارش تصویری

در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان همایش بزرگ هیئات مذهبی با سخنرانی و مداحی حاج منصور ارضی در مسجد ارک برگزار شد.


سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛

_ جمله ای که در صلوات شعبانیه همه مستحضر هستید "فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ" این جمله نشان دهنده‌ی این است که خداوند ما را یاری کند سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله را بتوانیم عمل کنیم. حالا یک قسمت سنت را در بحث ادب پیغمبر اکرم صلوات الله علیه بیان می‌کند "یَدْأَبُ فِی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ" یک قسمت سنت را بعد مسشخص می‌کند که آن سیری است که مختص خودشان است اما به ما هم یاد می‌دهند و شفاعت و کارهای دیگر است. اما این مجالس ماه مبارک رمضان در یک خطوط خیلی به هم فشرده و زیبا و ارزشی باید از شماها ساطع شود. بعضی‌ها راه را گم می‌کنند، ماه رمضان خود خدا از همه پذیرایی می‌کند چون خدا مامور بالضیافه است، اما در بقیه ایام حضرات را می‌گوییم "مَأْمُورٌ بِالضِّیَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ" اما اینجا خود خدا را می‌گوییم. پذیرایی اش هم یک طور خاصی است همه‌ی آنهایی که مشتاق هستند لذت می‌برند. ظاهرا جسم صدمه می‌بیند ضعیف می‌شود اما باطنا و روحی انسان یک حرکت به خصوصی انجام می‌دهد. همه اش دلش می‌خواهد پرواز کند و با خدا حرف بزند، یا به زبان قرآن یا به زبان دعا.

_خب ما داریم کمک می‌دهیم، خدا خواسته است ما گوشه ای از این ضیافت خانه کمک بدهیم به سفره ای که خدا پهن کرده است، هم خودمان ارتزاق کنیم هم دیگران. ببینید وظیفه‌ی مداح و شاعر چیست، خودتان نگاه کنید ما که ارزشی نداشتیم حالا آمده ایم در این دستگاه یک ماه ما ناصر و یاری دهنده ایم. کاری که خدا می‌تواند کامل بدون هیچ کمکی انجام دهد و بنده هایش را بیاورد. در این دعای آخر ماه شعبان و اول ماه رمضان "وَ جُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ" خدا هدایت کرده برای همه مردم، حالا شاید کسی هم نخواهد خدا که از خداییش دست برنمی دارد، قرار داده هدایت را برای همه‌ی مردم. اما من و تو کوچک و بزرگ به جایی رسیده ایم که می‌خواهیم این دستگاه را کمک بدهیم از یک شب تا سی شب. اگر مداح نشد به مردم کمک دهد به خودش کمک کند بنشیند قرآن بخواند و دعا بخواند یا جایی برود استفاده کند اما می‌بینید سر از محافل دیگری در می‌آورد. نمی‌داند فعل حرام انجام داده است، نمی‌داند دعوت خدا را اشتباه فهمیده است. الان ما داریم به شما عرض می‌کنیم که به دیگران هم بگویید. دعوت خدا غیر از عموم "هُدىً لِلنّاسِ" برای شما خاص هم هست شما هم بیایید کمک دهنده باشید اجازه دارید در این دستگاه کمک بدهید. یک جا شعری بخوانید که ارزش داشته باشد تنها فراق نباشد، فراق باید نتیجه دهد، فراق باید درونش یک انتظار زیبا قرار بگیرد، نه فراقی که مستمع بگوید همه اش فراق است کسی هم نیست که به ما کمک دهد ما هم داریم زمین می‌خوریم از اول خراب بودیم پس بی فایده است. آن وقت زیاد که از خودش مواظبت کند می‌نشیند پای تلویزیون تا نیمه شب چند سریال نگاه می‌کند. سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در این صلوات شعبانیه چیست؟ یک قسمتش را عرض کردیم قبل از این جمله گفته شده است قیام در شب، بعضی‌ها می‌گویند مگر حتما باید در شب بروی؟ آن هم "فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ" نه تنها فقط ماه رمضان ایام دیگر هم هست. مداح نباید غافل باشد و توجه نکند که سه روز مانده به ماه رمضان که پیغمبر اکرم صلوات الله علیه این همه تاکید کرده اند به عشق من روزه بگیر را با بی توجهی سپری کند. ریشه‌ی بیشتر بیماری‌ها عصبی است، می‌نشیند با خودش می‌گوید من مریضم می‌توانم روزه بگیرم به دکتر مراجعه کنم شاید نتوانم روزه گرفتن ضعف دارد. حوصله سحری خوردن می‌خواهد برای همین حتی سحری خوردن کلی ثواب دارد. یعنی مداح خودش را می‌سازد افطار می‌کند سحری می‌خورد که بیاید دستگاه خدا را کمک دهد اجازه هم دارد. با یک مناجات دل خیلی‌ها را بهم می‌ریزد و وسیله‌ی آشتی بندگان با خدا می‌شود.

 _این چه مقامی است؟ ما خودمان را گم کرده ایم. مداحی که با قرآن و دعا مأنوس نباشد نمی‌تواند برای مردم مناجات بخواند. صد مدل سبک ضبط کرده ولی یک صفحه دعا نمی‌تواند بخواند. نکته‌ی مهم از همه سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله مبارزه است، سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه است که مردم را آگاه کنی هم از شیطان هم از شیطان‌های جامعه. خط را می‌خواهند عوض کنند، ببینید مامون عباسی لعن الله علیه هر وقتی گیر می‌کرد می‌گفت: پسر عمویم امام رضا علیه السلام رهبرم امام رضا علیه السلام ولیعهدم امام رضا علیه السلام شیعه هم گول می‌خورد، الان برنامه‌ی یک عده ای هم همین است، هر کاری می‌کنند همه جور حرفی را می‌گویند بعد تا حرفی می‌زنی می‌گویند رهبری سایه اش برسر ماست. مداح باید روح مبارزه داشته باشد وگرنه هیچ ارزشی ندارد وگرنه خیلی‌ها از من و تو این روضه را قشنگ‌تر می‌خوانند. آقا ما چقدر بگوییم؟ اندازه ای که جرات دارید، به اندازه ای که درست بگویید به اندازه‌ی یک شعری که قشنگ بخوانی جامعه ای که روبه گناه رفته را برگردانید. شبها و روزها مسجد محلتان چه خبر است. یک وقتی با یک غزل یا قصیده یا یک رباعی می‌بینی دلها بهم می‌ریزد. دعاها را بخوانید عجیب است. من واقعا متاسفم برای نوکران امام حسین علیه السلام که اصلا مانوس با دعا نیستند. شما الان چطور بی تابی می‌کنی برای کربلا رفتن، امام حسین علیه السلام هفت زیارت دارد که در زیارت مطلقه اش اباعبدالله علیه السلام را وصف می‌کند، می‌گوید اباعبدالله علیه السلام کسی است که طاعت خدا را انجام داد و از معصیت دوری کرد. حضرت امام است پاک و مطهر، آیه ی "إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا" خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد (سوره مبارکه الأحزاب آیه ۳۳) برای اوست اما شرح حالش را ببینید. و بعد مبارزه کرد و جنگید "قَاتَلَ کَرِیما" ببینید یک مقدار هم از کرامتش کم نشد. من خواهشم این است که این زیارت مطلقه اباعبدالله علیه السلام را بخوانید قبل از اینکه بروید کربلا، می‌روید کربلا نمی‌دانید چکار کنید می‌روی بستنی فروشی. خیلی که حواست جمع باشد می‌روی مهر می‌خری. به هر صورتی شده سرت را گرم می‌کنند. اما کسی که عاشق است می‌خواهد معرفتش زیاد شود الان شبهای ماه رمضان این همه دعا و ثنا که به خدا وصل می‌شویم، با هر زبانی با هر رشته ای به هر ناله ای جواب می‌دهد. در همین مناجات شعبانیه که الان خواندند "وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ" بعد هم می‌گوید "فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ" نمی‌گوید به سمت شیطان می‌گوید به سمت خودت فرار کردم.

_خب این را باید چه جوری برای مردم بگوییم؟ اول باید خودت درست شوی. حالا ما حرفی نداریم دیگران به هرسر و شکلی می‌آیند در مجلس اما وقتی به تو می‌گویند این خواننده‌ی امام حسین علیه السلام است نمی‌توانی آستین کوتاه بپوشی شلوار تنگ بپوشی بری بایستی روضه بخوانی و همه اعضاء و جوارحت معلوم باشد. مثلا ایستادی داری دعا می‌خوانی مردم به لباست توجه می‌کنند. یا قبلا کتاب دعایی دستشان می‌گرفتند اما الان یک موبایل از کف دستشان بزرگتر دست می‌گیرد و می‌ماند حالا این را کجا بگذارد. الان هوا گرم است ولی سعی کنید لباس بلند بپوشید تا بدنتان را پوشش دهد نشان دهد که فرق می‌کنید با بقیه. بعد هم موضوع مبارزه، آگاهی دادن به مردم مقدمه مبارزه است، یعنی اگر مردم آگاه نشوند ماه رمضان هم بگذرد ضرر کرده ایم. یک وقتی می‌بینی آگاهی از یک مسئله شرعی در هیئتتان لازم است کسی را بیاورید تا مسئله شرعی بگوید، آگاهی نسبت به حلال و حرام فرقی نمی‌کند. یک وقتی میبینی آگاهی نسبت به یک موضوعی که الان دارد جامعه را نابود می‌کند لازم است. این را مستقیما گفتند که اگر به آمریکا وصل نشویم در آب خوردن هم مشکل داریم. فکر کردند، می‌گویی نوکر امام حسین علیه السلام هستیم ما از تشنگی می‌میریم ولی آب خوردن نمی‌گیریم اصلا جز مسائل شرعی است اگر کسی با منت آب خوردن به تو بدهد تو نباید آب بگیری وضو بگیری منت دارد باید تیمم کنی. باید مردم آگاه باشند. با آگاه کردن مردم دست به همدلی و هم زبانی نمی‌خورد، همه‌ی دلها یک جور است. اما مسئله این است که دیگران نمی‌خواهند همزبان با اسلام باشند مگر می‌شود ما با اسرائیل همزبان باشیم؟ اینهایی که در راس کار هستند تفکر التقاطی دارند این را باید تو آگاهی بدهی در اشعارتان. چرا هنوز این شعری که خیلی قدیمی است و برای اما حسین علیه السلام گفته شده خوانده می‌شود؟ "بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ،، که مرگ سرخ به از زندگى ننگین است" (خوشدل تهرانی) باز هم باید شعرا دقت کنند. یک لباس نمازگزار روایت است باید طوری باشد که هم خودش و هم دیگران به یاد خدا بیفتند.

_اصلا لباسی که یک مداح می‌پوشد باید چه لباسی باشد؟ یک دفعه می‌گویند ریش بگذارید که اگر شب به خانه اش بروند همه می‌ترسند. هر کسی به اندازه‌ی عقلش باید ریش بگذارد. یک فرقی مداح باید داشته باشد، اخلاق حسنه است ظاهر آراسته، آراستگی مهم است، یک وقتی شده من تذکر دادم درباره‌ی موبایل در هیئت بعد گوشی خودم هم زنگ خورد، اول باید خودم توجه کنم و حواسم را جمع کنم تا حواس مردم پرت نشود. بارها گفتم باز هم می‌گویم چون گزارشاتی می‌آید تماس با جنس مخالف، شما چه کاره ای که مثلا خانمها با شما تماس بگیرند؟ می‌گوید من مداحم یا مسئول بسیجم یاکاسبم، نمی‌گویم کار نکنید هر کی که می‌خواهد امام زمان علیه السلام قبولش داشته باشد باید کاری داشته باشد ولی این تماس گرفتن و مجالست با خانمها دیگر معنی ندارد. این یکی از علائم تخریب است. در هیئت باید یک پیرمردی که مودب است، وزین است و حرف زدنش هم خوب است او باشد اگر کاری هست خانمها به او مراجعه کنند و بگویند و شما تحلیل و تجزیه اش بکن و بعد مطلب را مطرح کن. این تخریب یا با آدم هایی که جاهای غیر خدایی می‌روند بدانید قهوه خانه جای نوکر امام حسین علیه السلام نیست با کسی هم که در این مکان‌ها می‌رود نباید ارتباط داشته باشید چون حتما کشیده می‌شوید. خیلی از دوستان ما کشیده شدند و هنوز هم نتوانسته اند دربیایند.

_حرف آن آمریکایی صهیونیست برای پانزده سال پیش است، اینها بررسی کردند می‌گویند این انقلاب بر روی چه پایه هایی استوار است؟ می‌گویند علما و مداحان که یک چیزهایی می‌خوانند که مردم به وجد می‌آیند و یاحسین علیه السلام می‌گویند. پانزده سال است شروع کردند شاید هم بیشتر برای تخریب مداحان امام حسین علیه السلام، گوینده‌ها را من کاری ندارم. این تخریب را اگر بتوانند اجرا کنند به نتیجه می‌رسند. البته در بعضی‌ها موفق شدند. حالا شما می‌خواهی بخوانی، یک ظاهرت دو حالی که داری را باید با استغفار قبل مجلست آماده کنی. همین طوری بدون آمادگی وارد مجلس نشو یک ارتباطی پیدا کن باخدا، یک عرض صلواتی با اهل بیت علیهم السلام، یک جوری با اینها باید ارتباط داشته باشی که من برای شما می‌خواهم این کار را انجام دهم. واقعا مداحی که مجلس دارد و مستمع نیست در این ماه رمضان باید قبل از خواندنش شبها یا روزها این نماز امام زمان علیه السلام که یک ارتباط ساده است را بخواند. این برای هر مداحی لازم است. لذا آن حالی که تو قبل از ورود به مجلس پیدا می‌کنی آن حال تو را عوض می‌کند. می‌بینی الان دیگر شعر خودمانی به درد نمی‌خورد گرچه در شعرهای مناجاتی لازم است، شعرهایی را باید انتخاب بکنی که مردم یاد خدا بیفتند نه اینکه تا خواندی مردم بگویند می‌دانی سبک کی خواند یعنی حواسش جای دیگری برود. مثلا یک سریالی سبک آهنگش خیلی خوب است زود روی همان کار می‌کنند کمی هم در آن تغییرات می‌دهند که همه فکر کنند برای خودش است. نمی‌داند که اگر کسی بخواهد سباک باشد یا آهنگساز باشد باید خدا به خودش به او بدهد نه اینکه تقلید کند، بعد هم که به او عطا کرد باید کاری کند که جان اسلام را کمک دهد نه اینکه با جان خودش بازی کند. در چیزی که می‌خواهید بخوانید دقت کنید، چشم و هم چشمی نباشد ریا در کار نباشد مسائل اخلاقی را رعایت کنید بزرگتر و کوچکتر را رعایت کنید، یک وقتی نه ابتدا به ساکن فقط تو هستی می‌خواهی برای امام حسین علیه السلام بخوانی. برای امام حسین علیه السلام هم اگر می‌خواهی بخوانی ابتدا چند خط مناجات بخوان، شبهای مناجات است.

_یک صحبتی هم با شعرا و آن اینکه نگاه کنید دعای ابوحمزه دیگر مقدمات ستایشی ندارد، به مناجات که می‌رسد حتی بسم الله هم ندارد "اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ" ببینید چقدر قشنگ است. یعنی این کسی که این جمله را می‌گوید چند مرتبه تکرار می‌کند، یعنی چی؟ خدایا تو یک عده را واقعا با عقوبت ادب می‌کنی چون اینها ادب نمی‌شوند. خود مداح وقتی این را می‌خواند باید در وادیش باشد. شما الان این نوارهای مرحوم چمنی استاد ما را گوش بدهید وقتی "إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ" را می‌خواند بدن‌ها می‌لرزید، در عرض بیست و چهار ساعت خیلی کم می‌خوابید، انگار واقعا داشت خودش تنهایی با خدا حرف می‌زد اما ملتی را هم با خودش می‌کشاند تا باخدا آشتی کنند، مداح باید اینگونه باشد. مداحی که صاحب غیبت باشد اصلا دیگر به خودش نمی‌رسد، مداح باید بیشتر از بقیه مردم کار کند غیر از روزی یک جز قرآن باید دقت کند از سر افطار که نمازش را می‌خواند تا آنجایی که می‌تواند هزار مرتبه سوره قدر را بخواند و خودش را برای یک سال تا ماه رمضان بعدی بسازد تا بتواند کار کند و اولین کار هم مبارزه با شیطان است که اصلا شوخی نیست خیلی‌ها کم می‌آورند مگر کسی که صاحب معرفت است. این فضایی که برای نوکرهای امام حسین علیه السلام قرار داده شده یک خدا اجازه داده ما ناصر باشیم کمک دهنده‌ی دینش باشیم به وسیله‌ی همین خواندن حالا چی بخوانیم چه سر و شکلی داشته باشیم آیا پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله جز سنتش بوده مبارزه با شیطان و با شیطان صفتان اینها همه جزء سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه بوده است. تا لحظه‌ی مرگ هم می‌گوید قلم و دوات بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که گمراه نشوید منتها توانایی حرکت از بستر را نداشت، گفت آقا هذیان می‌گوید. به سرعت قبل از اینکه پیغمبر اکرم صلوات الله علیه از دنیا برود شخصیتش را تحریف کردند. تحریف یعنی اینکه یک عالم وارسته صاحب علم غیب و وصل خدا را گفتند هذیان می‌گوید. در دستگاه امام حسین علیه السلام شاید به تو هم بگویند تو باید کار خودت را بکنی با متانت با سنگینی با شخصیت باید کار خودت را انجام دهی. این وظیفه‌ی عزیزان است که باید دقت داشته باشند. اگر این دقت‌ها را نداشته باشند در نتیجه یک ضرر بزرگی می‌کنی و مجالس نمی‌گیرد شروع می‌کنیم به سوار شدن یا آویزان شدن. خودمان نمی‌توانیم مجلس داشته باشیم فلان جا می‌رویم حتما هم باید بخوانیم، سرهمین جریان می‌بینی دو تا مداح از هم دلگیر می‌شوند. تا وقتی که آقا سید علی آقا میرهادی رحمت الله علیه بودند ما شب‌های ماه رمضان هیچ برنامه ای نمی‌گرفتیم. می‌نشستیم گوش می‌کردیم چون می‌دانستیم دیگر از دستمان می‌رود, می‌آمدیم و استفاده می‌کردیم. بعضی تا دو جلسه گرم شدند دیگر اصلا پیدایشان نمی‌شود. آقا مجلس دارد اگر بتوانی تا انتها بروی و کم نیاوری اشکالی ندارد. پس همه‌ی حرف هایی که زدیم دایره اش دایره‌ی نوکری امام حسین علیه السلام است. 

_صحبت کردن مداح سر سفره‌ی افطار با اربابش مهم است به اندازه یک "السلام علیک یا اباعبدالله" و چون روزه بودی تشنه شده ای و می‌گویی به قربان لب خشکت و همه‌ی اینها توجه می‌آورد. امام حسین علیه السلام است دیگر زود هم جواب سلامت را می‌دهد و علیک السلام سریع دل جواب می‌دهد. این اشکی که تو می‌ریزی یعنی سلامت را به همین سرعت جواب دادند. این که ما دنبال مرحوم آرام بودیم با این که ظاهرا هم سواد نداشت نشد من ببینم یک شعر برای اهل بیت علیهم السلام بگوید خودش گریه نکند، گاهی انقدر روی پایش می‌زد و گریه می‌کرد پایش ورم می‌کرد چون دلش می‌خواست اول دل خودش وصل شود. آقای مداح و نوکر امام حسین علیه السلام تو اول باید خودت تلاش کنی وصل به امام حسین علیه السلام شوی تا مردم را وصل کنی. ان شاء الله که بتوانیم نوکر خوبی برای امام حسین علیه السلام باشیم نوکر خوبی برای این دستگاه باشیم خودمان هم بنده‌ی خوبی برای خدا باشیم

منبع:قدیم الاحسان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ حج/77

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد

حکایت؛

 آقای نظام التولیه سرکشیک آستان رضوی نقل می کرد: شبی از شبهای زمستان که هوا خیلی سرد بود و برف می بارید نوبت کشیک من بود، اول شب خداّم آستان مبارکه به من مراجعه کردند و گفتند به علت سردی هوا و بارش برف بسیار زیاد، زائری در حرم نیست، اجازه دهید درب حرم را ببندیم، من نیز به آنان اجازه دادم.

مسئولین درب ها را بستند و کلیدها را آوردند و رفتند اما مسئول بام حرم مطهر رضوی آمد و گفت: حاج شیخ حسنعلی اصفهانی(شیخ نخودکی) از اول شب تا کنون بالای بام و در پای گنبد مشغول نماز می باشند و مدتی است که در حال رکوع هستند و چند بار که مراجعه کردیم تا به ایشان بگوییم که قرار است حرم را ببندیم، شیخ را به همان حال رکوع دیدیم، اگر اجازه دهید به ایشان در حال رکوع، عرض کنیم که می خواهیم درب ها را ببندیم.

گفتم: خیر، ایشان را به حال خود بگذارید و مقداری هیزم در اطاق پشت بام که مخصوص مستخدمین است بگذارید که هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده کنند و در بام را نیز ببندید، مسئول مربوطه مطابق دستور عمل کرد و همه به منزل رفتیم .

آن شب برف بسیاری بارید و من نگران حاج شیخ شدم تا اینکه هنگام سحر که برای باز کردن درهای حرم مطهر آمدیم، به خادم بام گفتم زودتر برو ببین ایشان در چه حالند، پس از چند دقیقه خادم بازگشت و با بهت و حیرت گفت: ایشان همانطور در حال رکوع هستند و پشت ایشان با سطح برف مساوی شده است.

معلوم شد که ایشان از اول شب تا سحر در حال رکوع بوده اند و سرمای شدید آنشب سخت زمستانی را هیچ احساس نکرده اند و نماز ایشان هنگام اذان صبح به پایان رسید.1

هر کجـا کردم بــه یــاد سجــده‌ات ساز رکــوع              چــون مــه نــو تا فلک رفـــتم به پـــرواز رکوع2 

 

پی نوشت:

1.با اقتباس و ویراست از کتاب نشان از بی نشان ها

2.بیدل دهلوی

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 نکاتی از سخنان حجت الاسلام صدیقی:

_ ذاکرین اهل بیت رونق دهندگان بازار اهل بیت عصمت و طهارت و پرچم داران سوق دل ها به سوی کانون معارف دینی می باشند. ما همیشه میهمان حضرت حجت هستیم و ما هر جا برویم خانه حضرت است و هر سفره ای سفره حضرت است. همه مخلوقات و انسان ها ریزه خوار سفره امام زمان هستند. سفره رحمانیت حضرت حق است که به دست امام زمان در عالم گسترده شده است و هرکسی چیزی گیرش بیاد سر این سفره است.

_ ما امید و انتظارمان این است که نوع ارتباط ما با امام زمان تفاوت داشته باشد با نوع ارتباط دیگر ادیان و کسانی که دلی با اهل بیت عصمت و طهارت ندارند. انشاءالله ما جزء خادمان و دلدادگان و فرمانبرهای آن حضرت باشیم. و روز جمعه روز حضرت می باشد.

_ روز جمعه روز میهمانی خاص برای محارم و خودی ها است. سعی کنیم که غیر خودی نباشیم. کسانی که اهل ظلم هستند از گردنه رحمت خدا خارج هستند.

_ ما که دم از اهل بیت می زنیم و مداح دستگاه اهل بیت هستیم چکار کنیم که آنها قبول کنند که ما هم جزیی از آنها هستیم. در قرآن می فرماید که کسانی که با حضرت ابراهیم رابطه ولایی دارند که از او پیروی کنند. ادعا را قبول نمی کنند. حرف زدن که نشانه دوستی نیست.

_ قرآن کریم به پیامبر می فرماید که بگو علامت محبت از خدا تبعیت از رهبری است. ما پرچم داری در میان شما قرار دادیم که آدرس ما را برای شما آورده است. پیامبر جلودار قافله ای است که می خواهد دل ها را به سوی خدا ببرد. علامت دوستی خدا تبعیت از پیامبر است.

_ در آیه ای که نتیجه رسالت پیامبر و ثمره شجره خاتمی در آن مطرح شده است می فرماید که پیامبر به آنها بگو  من از کسی مزد و حقوق و رأی نخواستم  و من دین و عزت و اخلاق و فرهنگ و تمدن و معرفتی که به هستی آوردم و سعادت و خوشبختی را برای شما آوردم و همه چیز را که قرآن است را آوردم. قرآنی که ریسمان بین شما و خدا است. بی دینی از حیوانیت بسیار بدتر است. من برای شما ارزش آوردم. ثمره دین این است که باید گرایش داشته باشید. باید منصوب شوید. آن که نتیجه و میوه و اثر و ارمغان دین من است باید محبت ذی القربی داشته باشید.

_ گاهی محبت به درجه مودت می رسد. مودت محبتی است که جان گرفته است و ریشه پیدا کرده و ساقه اش رشد پیدا کرده و شاخه هایش آسمان قلب انسان را نشانه گرفته است.  در خانواده یک مداح و یک خطیب و یک روحانی باید مأمور خدا باشد و چراغ مودتش در خانه روشن باشد.  

_ مودت محتوا است و حیات چشمه جوشان است. باید دل بجوشد. حقیقت پیامبر علی است. اهل بیت پیامبر جلوه  و نمودهای پیامبر هستند و مظاهر اسماء خداوند هستند. باید هم از پیامبر و هم از اهل بیت پیامبر تبعیت کرد. اهل بیت هیچ احتیاجی به ما ندارند.

_کسی که  یا زهرا بگوید باید هزینه بدهد. و از همه چیز خود برای دینش بگذرد. اهل بیت شهدا را کمک کردند. نوکر باید طوری نوکری کند که وقتی افتاد ارباب بالای سرش بیاید و سر غلام را بر زانوی خود بگذارد. معلوم می شود که نوکر اینقدر صادق بوده است. نوکر آیینه ای بوده که ارباب را نشان می داده است. هیچ سنخیتی با ارباب ندارد. که این تطبیق فرع بر اصل است.امام حسین هنوز هم تنها است. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنان حجت الاسلام موسوی مطلق را بخوانید؛

_با مراقباتی که انجام دادید متوجه خواهید شد که  این ماه مبارک رمضان متفاوت تر از بقیه ماه رمضان هایی است که داشته اید. اگر همه ساله با این مراقبه وارد ماه رمضان شوید که خیلی خوب است. قدم اول برای مراقبه این است که ما یک توبه واقعی کنیم.

_ خداوند توابین را دوست دارد. توابین یعنی کسانی که خیلی توبه می کنند و دائماً برای هر کاری توبه می کنند. کار آنها به جایی می رسد که نه تنها برای گناهانشان توبه می کنند بلکه برای عباداتشان هم توبه می کنند. پیامبر ما که معصوم می باشد در هر جلسه ای که بودند بدون استثنا استغفار می کردند.بنابراین ساحت قدس ربوبی چقدر بزرگ است.

_ کسانی که اهل معصیت هستند از معاصی خود توبه کنند. خداوند سریع الرضا است و خیلی زود راضی می شود. شما توبه کنید خدا زود قبول می کند. توبه انواع مختلفی دارد یک توبه زبانی است که با زبان توبه می کنند  و دیگری توبه عملی است که باید در عمل هم از انجام کارهای گذشته توبه کرد.

_ توبه به معنای کوچه بن بست است. کسی که استغفار می کند باید شش ویژگی داشته باشد .توبه باید عملی باشد. اگر به بن بست رسیدید باید برگردید. وقتی می فهمید که اشتباه کردید باید برگردید. توبه مخصوص عبادت ماه مبارک رمضان است.

_ قدم دوم برای ورود متفاوت به ماه رمضان این است که مقید به خواندن دعاهای شب ماه رمضان باشید. دعای افتتاح که از ناحیه مقدس بقیةالله الاعظم است. دعای سحر هم از دعاهای بسیار عالی مرتبه است. آیت الله بهجت می فرمود که تنوع در دو چیز خوب است. تنوع در صدقه و تنوع در دعا که خیلی خوب است.

_ ماه رمضان ماه میهمانی خداست و در این ماه هر کاری که انجام بدهید عبادت است. در ماه رمضان هر چه بکارید هزاران برابرش را درو می کنید. خواندن یک آیه از قرآن به اندازه هزار آیه از قرآن ثواب دارد. حقوق دیگران را در این ماه رعایت کنید. تلاوت قرآن را در این ماه فراموش نکنید.

_ رابطه خود را با خدا قوی کنید. اگر می خواهید در بالای سفره قرار بگیرید کاری کنید که در دل صاحب خانه جا بگیرید. از کارهای که می توان انجام داد در این چند روز مانده به ماه مبارک رمضان این است که دل خود را از کینه پاک کنید. با لباس عاریه به میهمانی نمی توان رفت.دلی که در آن کینه و حسد  و ناراحتی  است از سفره با برکت ماه رمضان نمی تواند استفاده کند.وقتی کسی را می بخشید از ته دل ببخشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

اباصلت هروی می‌گوید: در آخرین روزهای ماه شعبان خدمت امام رضا(ع) رسیدم. امام فرمودند: ای اباصلت بیشتر روزهای ماه شعبان گذشت. در این روزهای پایانی تلاش کن فرصت‌هایی که از دست داده ای جبران کنی.
سپس فرمودند: در این روزهای آخر بسیار دعا کن و از گناهان خود استغفار کن.
ای ایاصلت در تلاوت قرآن بکوش و امانت و دینی که بر گردن توست ادا کن.
ای اباصلت هر کینه ای از برادران مؤمنت در قلبت می‌باشد آن را از دلت بیرون کن و هر گناهی بر تو مانده که مرتکب آن شده باشی با استغفار و توبه آن را از وجود خود ریشه کن ساز.
از خدا بپرهیز و در آشکارا و پنهان بر او توکل کن؛ چرا که خداوند فرموده است: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» یعنی کسی که به خدا توکل کند، خدا برای او بس است.
در روزهای باقی مانده ماه شعبان این دعا را زیاد بخوان: «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ» خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.*

 
پی نوشت:
 عیون اخبار الرضا، جلد۲، صفحه ۵۱
منبع:سبک زندگی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در یکی از نامه های خود نوشتند:
- عزیزان من توصیه می‌کنم در بین همه امور، به دو نکته اهتمام داشته باشید و البته مبنای عمل حقیر هم همین دو نکته است؛ اولاً لقمه حلال: در حلال بودن غذا حتماً دقت کنید البته در حد توان و بعد حضور قلب در نماز و اهمیت به نماز اول وقت.
 توصیه می‌کنم بین‌الطلوعین (فاصله بین اذان صبح و طلوع آفتاب) را به چهار قسمت تقسیم کنید: یکی اذکار و تسبیح، دیگر ادعیه، سوم قرائت قرآن و بالاخره تفکر در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده‌اید شکر کنید و اگر خدای نکرده مرتکب گناه و معصیتی شده‌اید استغفار کنید.
- دیگر آنکه هر روز صدقه دهید، هرچند مبلغ آن کم باشد.
- شب‌ها قدری در بی‌اعتباری دنیا فکر کنید و به این نکته که دنیا با اهلش چگونه معامله می‌کند.
- رفقای انسان نیز باید سه نوع باشند: یک نوع به منزله غذای هر روزه است، نوع دیگر به منزله دوا که سالی یک مرتبه لازم می‌شود و نوع سوم حکم سم دارد که باید از آن‌ها اجتناب کرد.
 

منبع:سبک زندگی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وظیفه سپاه را شناسایی و پیشگیری از تهدیدات نرم بیان کرد و افزود: باید کاری کرد تا این تهدیدات به تهدیدات سخت مبدل نشود.این مأموریت در سپاه به قرارگاه ثارالله (ع) محول شده است و این مجموعه وظیفه شناسایی تهدیدات نرم را برعهده دارد.

مأموریت قرارگاه ثارالله سپاه برای شناسایی تهدیدات نرم/ باید کاری کرد تا تهدیدات نرم به سخت مبدل نشودسرلشکر محمد علی جعفری در همایش روحانیون شاغل در سپاه پاسداران با بیان اینکه انقلاب اسلامی دو بعد داخلی و خارجی دارد، افزود: بعد خارجی انقلاب در حال پیشرفت است و انقلاب اسلامی به دستاوردهای قابل توجهی در ورای مرزهای خود دست یافته اما این انقلاب در داخل غریب و مظلوم است.

وی گفت: هر چه سپاه در ابعاد ایمانی و اعتقادی قوی تر باشد در ایفای نقش خود بهتر ظاهر خواهد شد.

سرلشکر جعفری افزود: فلسفه وجودی سپاه بر اساس اصل یکصد و پنجاه قانون اساسی، حفظ انقلاب و دستاوردهای آن است. سپاه تشکیل شد تا این وظیفه خطیر را با کمک حوزه های علمیه و دیگر مجموعه ها بر عهده بگیرد.

فرمانده کل سپاه افزود: مقایسه ارتش و سپاه در حوزه دفاعی و امنیتی صحیح است، اما سپاه علاوه بر دارا بودن بعد دفاعی و امنیتی مأموریتهای دیگری نیز دارد.

سرلشکر جعفری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با نیروهای سپاه در سال 84 گفت: ایشان فرمودند مأموریت اصلی سپاه، دفاعی و امنیتی نیست، بلکه وظیفه درجه دوی سپاه فعالیت در این زمینه است.

وی افزود: حتی اگر وظیفه ما مأموریت های دفاعی و امنیتی باشد باید بسته به شرایط و تهدید خودمان را به روز کنیم.

سرلشکر جعفری با اصلی دانستن وظیفه دفاع از انقلاب گفت: یکی از ابعاد دفاع از انقلاب مقابله فیزیکی با دشمنان است، اما وظیفه اصلی دفاعی، امنیتی و نظامی نیست بلکه از جنس تهدیدات نرم است.

وی وظیفه سپاه را شناسایی و پیشگیری از تهدیدات نرم بیان کرد و افزود: باید کاری کرد تا این تهدیدات به تهدیدات سخت مبدل نشود.

فرمانده کل سپاه گفت: این مأموریت در سپاه به قرارگاه ثارالله (ع) محول شده است و این مجموعه وظیفه شناسایی تهدیدات نرم را برعهده دارد.

سرلشکر جعفری افزود: آن مأموریتی که سپاه در طیف های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارد مؤلفه های رزم سپاه را تغییر می دهد.

وی با بیان اینکه مقام معظم رهبری حفظ انقلاب را به دو شکل ترسیم کرده اند، گفت: ایشان در سال 90 در دیدار پاسداران در روز پاسدار بیان فرمودند انقلاب اسلامی را به شکل محافظه کارانه که همان حفظ وضع موجود است و غیرمحافظه کارانه که روش صحیح و اصولی حفظ مسیر پیشرفت انقلاب است، می توان حفظ کرد.

فرمانده کل سپاه بزرگترین مانع را برای حفظ غیرمحافظه کارانه انقلاب بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری عادت کردن به روشهای جاری بیان کرد و گفت: در سپاه بدون روحیه و کار جهادی نمی توان انتظاراتی را که از سپاه وجود دارد محقق کرد.
 
منبع: خبرگزاری صدا و سیما
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

عکس/بازگشت حجله شهدا به شهر 26 سال پس از جنگ

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حجله شهدا,

تاريخ : یک شنبه 24 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام
 
به بهانه بازگشت پیکرهای ۱۷۵ شهید دست‌بسته
اشک «تمساح‌ ها» برای غواصان شهید/ چه کسی عملیات کربلای ۴ را لو داد؟

علاوه بر کمک‌های اطلاعاتی آمریکا، محمداسماعیل کوثری فرمانده وقت لشکر ۲۷، در مصاحبه‌ای از نقش نهضت آزادی در جمع‌آوری اطلاعات مربوط به عملیات کربلای ۴ و انتقال این اطلاعات به سرویس‌های جاسوسی غرب و در نهایت دستگاه امنیتی عراق پرده برداشت.

خبرگزاری فارس: اشک «تمساح‌ ها» برای غواصان شهید/ چه کسی عملیات کربلای ۴ را لو داد؟
 

به گزارش خبرگزاری فارس ـ سیدپویان حسین پور: پس از انتشار خبر تفحص پیکر 175 شهید غواص که بعضی از آن‌ها با دستان بسته و بدون هیچ‌گونه جراحتی زنده‌به‌گور شده به شهادت رسیده بودند، موج گسترده‌ای از واکنش‌های رسانه‌ای به این اقدام در داخل و خارج از کشور ایجاد شد.

در نگاه اول، این موج رسانه‌ای با رویکرد ابراز احساسات و علاقه به ساحت شهدای مظلوم انقلاب اسلامی است و نشان از عمق عشق و ارادت مردم در هر سلیقه و گرایش سیاسی و اعتقادی به شهدا دارد. اما در این میان، ردپای خباثت‌ها و شیطنت‌های پیاده‌نظام رسانه‌ای وابسته به نظام سلطه و حامیان صدام در جنگ تحمیلی دیده می‌شود که تلاش می‌کنند با سوار شدن بر موج احساسات پاک مردم، اهداف شوم خود در ایجاد تفرقه و شکاف بین آحاد ملت و ایجاد حس بدبینی نسبت به فرماندهان نظامی کشور را دنبال کنند.

یکی از خطوط خبری که رسانه‌های وابسته به جریان معاند انقلاب در خصوص شهدای مظلوم غواص دنبال کردند، تمرکز بر عمل‌کرد فرماندهان عالی‌رتبه جنگ در ادامه این عملیات پس از آگاهی از لو رفتن این عملیات بود. فعالان این خط خبری، تلاش می‌کند تا با پنهان کردن نقش حامیان بین‌المللی صدام، صرفاً بر نقش فرماندهان در شهادت رزمندگان تأکید کند و هیچ اشاره‌ای به پشتیبانی‌های اطلاعاتی دولت‌‌های غربی به‌ویژه آمریکا در این زمینه ننماید.

این در حالی است که اسناد متقن و معتبر بین‌المللی، یکی از دلایل اصلی لو رفتن عملیات کربلای 4 را انتقال اطلاعات مربوط به عملیات توسط سرویس جاسوسی آمریکا به عراق و هم‌چنین همکاری جریان‌های سیاسی معاند داخلی برای جاسوسی نظامی و جمع آوری اطلاعات از تحرکات نیروهای ایرانی عنوان می‌کند.

در سطور پیش‌رو، تلاش می‌شود تا برخی از اسناد و ارجاعات به نقش آمریکا و ستون پنجم داخلی در لو رفتن عملیات کربلای 4، مرور شود.

گزارشی مختصر از عملیات کربلای 4

عملیات کربلای چهار در دی ماه 1365 در شرایطی انجام شد که از نظر اجتماعی مردم ایران منتظر یک پیروزی بزرگ و سرنوشت‌ساز و نهایتاً پایان جنگ بودند. این جو عمومی که به‌ویژه بعد از عملیات بزرگ والفجر 8 و فتح فاو ابعاد روانی ویژه‌ای پیداکرد، سبب هجوم بی‌نظیر نیروهای مردمی به سمت جبهه‌ها شد که در تاریخ 8 ساله جنگ تحمیلی تنها در برهه عملیات فتح‌المبین در سال 61 نمونه داشت.

از سوی دیگر، بعد از عملیات والفجر 8، عراق با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان نظامی آمریکایی و اروپایی دست به اجرای سلسله عملیات‌های دفاع متحرک زد تا هم دستاوردهای پیروزی ایران در فاو را خدشه‌دار کند و هم توان نظامی ایران را در نبردهای فرسایشی و پراکنده رو به تحلیل برده تا در نهایت با ضربه‌ای کاری، مسئله جنگ را به نفع خود تمام کند.

این دو مسئله به‌علاوه شرایط خاص اقتصادی و سیاسی ایران در سال 65 و فشارهای بین‌المللی برای پایان جنگ و هم‌چنین حضور مستقیم آمریکا در جنگ با ایران(چه در خلیج فارس و جنگ دریایی و چه در جنگ اطلاعاتی) فرماندهان و متولیان جنگ در ایران را برآن داشت تا به‌هرنحو ممکن، با اجرای عملیات کربلای 4، هم از ظرفیت حضور بالای مردم در جبهه بهره بگیرند و هم با تصرف بصره(ضمن در اختیار داشتن فاو) دست بالا را در پایان جنگ و مذاکرات پس از آن، داشته باشند.

در این عملیات قرار بود حدود 15000 غواص خط شکن با عبور از طول رودخانه اروند و گذر از روبروی خطوط عراقی‌ها، در مقابل چند نقطه حساس از ساحل بصره وارد خطوط عراقی‌ها شده و پس از شکستن استحکامات خط اول دفاعی عراق، موج دوم نیروها در تک اصلی پیشروی را به سمت بصره ادامه داده و عملیات سرنوشت را به سرانجامی نیکو برسانند.

نقش آمریکا در لو رفتن عملیات کربلای 4

عملیات کربلای 4 با کمک مستقیم آمریکایی‌ها در انتقال اطلاعات مربوط به تحرکات نظامی ایرانی‌ها که توسط هواپیماهای جاسوسی آواکس و تصاویر ماهواره‌ای به دست آمده بود، در همان ساعات ابتدایی و با تلفات سنگین نیروهای خودی، عملیات متوقف شد. در خصوص کمک‌های اطلاعاتی آمریکا به عراق در مورد عملیات کربلای 4، می‌توان به اظهارات «عدنان خیرالله» وزیر دفاع وقت عراق پس از عملیات کربلای 4 اشاره کرد که مکرراً از آمریکایی‌ها برای دادن اطلاعات تشکر می‌کند.

وفیق السامرایی، رییس استخبارات نظامی عراق در زمان جنگ نیز، طی مصاحبه‌ای با نشریه الحیات اعلام کرد: «اگر حمایت غرب نبود، صدام نمی‌توانست جنگ علیه ایران را آغاز کند و ادامه دهد. وی نقش ایالات متحده در کمک به صدام را چنین بر می شمارد:

ارایه اطلاعات کامل به عراق در مورد آرایش نظامی نیروهای ایران.

تشویق متحدین خود در اروپا و منطقه به اعطای کمک مالی به عراق.

تحریم ایران و جلوگیری از دستیابی آن به تسلیحات و تجهیزات مدرن.»

مارک پری نویسنده و تحلیل‌گر آمریکایی در زمینه حمایت‌های اطلاعاتی آمریکا از صدام، در کتاب «کسوف؛ آخرین روزهای سیا» می‌نویسد: «وزارت دفاع آمریکا اطلاعات و مشخصات دیپلمات‌های ایرانی و برنامه‌های تدوین شده برای حمله به ایران، با ذکر نقاط حساس برای بمباران نقاط مختلف ایران را دراختیار دولت عراق قرار می‌داد.»

مارک پری هم‌چنین می‌نویسد: «در ماه اوت 1986 سازمان سیا یک سیستم بسیار پیچیده و امن ایجاد کرد که واشنگتن را مستقیماً به عراق وصل می کرد. برای دو ماه متوالی صدام حسین از طریق ایستگاه بغداد اطلاعات مستقیمی در باره آرایش های نظامی ایران دریافت می داشت. این مرکز هم چنین قادر بود اطلاعات بسیار دقیقی را برای فرماندهان عراق تهیه کند. این اطلاعات برای آن ارائه می‌شدند که فعالانه به رژیم عراق علیه ایران برتری و امتیاز بدهد.»

در این خصوص، براساس گزارش نشریه آمریکایی فارین پالیسی، آمریکا در جریان جنگ ایران و عراق با وجود اطلاع از تصمیم عراق برای استفاده از سلاح‌های شیمیایی، کمک‌های اطلاعاتی در اختیار عراق گذاشت. این کمک‌ها پس از پیش‌بینی پیروزی‌هایی استراتژیک ایران در جبهه‌های نبرد و برای جلوگیری از پیروزی ایران در اختیار عراق گذاشته شد.

البته حمایت‌های اطلاعاتی آمریکا از رژیم بعث صدام، نه در برهه زمانی عملیات کربلای 4 که حتی پیش از آغاز جنگ نیز صورت پذیرفته است. که در همین زمینه براساس اسناد منتشره، آمریکا اطلاعات حساس نظامی ایران را که از طریق ملاقات با رجال سیاسی و نظامی مخالف انقلاب جمه‌آوری می‌کرد، از طریق عربستان سعودی به دست سازمان اطلاعات عراق می‌رساند.

در این زمینه در گزارشی که 1997 توسط دانشگاه فلوریدای آمریکا منتشر شد، نیروی هوایی آمریکا، در سپتامبر 1980 تعداد 5 فروند هواپیمای شناسایی آواکس را جهت شناسایی عملیات‌های هوایی نیروی هوایی ایران و اطلاع‌رسانی آن‌ها به ارتش عراق، به عربستان سعودی منتقل کرد.

نقش ستون پنجم و جریان‌های سیاسی معاند انقلاب در عملیات کربلای 4

در خصوص علت لو رفتن عملیات کربلای 4، نباید از نقش ستون پنچم داخلی نیز چشم پوشید. بررسی‌ها نشان می‌دهد نیروهای سازمان منافقین برای جمع‌آوری و انتقال اطلاعات به ارتش بعثی به صورت گسترده فعالیت می‌کرده‌اند و این اقدامات نقش مهمی در تصمیم‌گیری و اجرای طرح‏های نظامی دشمن داشته است. براساس اظهارات محمدحسین سبحانی که در گذشته از مسئولان اطلاعات و امنیت سازمان مجاهدین خلق بوده، استخبارات عراق از طریق مهدی ابریشم‌چی، پرسش‌های اطلاعاتی ارتش عراق را در مورد شناسایی محل پل‌ها، تأسیسات آب و برق، کارخانه‌ها و مراکز اقتصادی و نظامی ایران با سازمان مطرح می‌کرده و ستاد اطلاعات سازمان پس از انجام دادن کار اطلاعاتی، پاسخ‌ها را تهیه کرده و در اختیار آنان می‌گذاشته است.

یکی از بارزترین مصادیق کارکرد ویژه سازمان پلید منافقین در جاسوسی از فعالیت‌های نظامی ایران، در عملیات کربلای 4 صورت گرفت تا جایی که یک روز قبل از آغاز عملیات، دو تیم شناسایی و جاسوسی وابسته به منافقین در اطراف پرشین هتل آبادان دستگیر شدند که اطلاعات به‌دست‌آمده از این نفرات، حاکی از جاسوسی گسترده منافقین از تحرکات عملیاتی ایران بود.

هم‌چنین می‌بایست به نقش سایر سازمان‌های سیاسی معاند انقلاب هم‌چون جبهه ملی و نهضت آزادی نیز اشاره کرد که بنا بر اظهارات فرماندهی کل سپاه، لو رفتن عملیات از رده‌های بالای سیاسی کشور صورت گرفته است که در همین زمینه سردار محمد اسماعیل کوثری، فرمانده وقت لشگر 27 محمد رسول‌الله(ص)، در مصاحبه‌ای از نقش نهضت آزادی در جمع‌آوری اطلاعات مربوط به عملیات کربلای 4 و انتقال این اطلاعات به سرویس‌های جاسوسی غربی (آمریکا) و در نهایت دستگاه امنیتی عراق پرده برداشت.

در این زمینه دکتر علی اکبر ولایتی در مصاحبه‌ای می‌گوید: «روبه‌روی رزمنده‌ها، صدام و پشت‌سرشان [به عنوان دشمن داخلی] نهضت آزادی بود. یعنی روبه‌روی شما توپ‌های عراقی‌ها بود و پشت سرتان خنجری بود که از سوی بعضی افراد بر پشت جبهه مقاومت فرو می‌رفت و آن هم نهضت آزادی بود.»

جنگ با داعش، تداوم جنگ با صدامیان و بعثی‌ها

در پایان باید گفت بنابر اسناد معتبر داخلی و خارجی ، آمریکا نه تنها نقش فرماندهی پنهان جنگ صدام علیه ایران که در برهه‌های مختلفی از جنگ، نقش اطلاعاتی و حتی رزمی و عملیاتی نیز داشته است. یعنی دولت آمریکا نه‌تنها در پشت پرده دستور حمله به ایران را صادر کرده بود بلکه در عیان نیز حمایت‌های مستقیم و غیر مستقیم خود از صدام صورت می‌داد.

البته باید گفت حمایت‌های آمریکا از دشمنان اسلام در حمایت از صدام و رژیم بعث عراق خلاصه نمی‌شود و در طول سال‌های پس از انقلاب و به ویژه در سال‌های اخیر، با حمایت از گروهک‌های تروریستی نظیر منافقین، جیش‌العدل، پژاک و... در داخل کشور و تأسیس و حمایت از تروریست‌های داعش و جبهه‌النصره در عراق و سوریه، تداوم یافته است.

این حمایت‌ها که از سویی با هدف تخریب وجهه اسلام و جلوگیری از موج فزاینده گرایش به اسلام در جوامع غربی صورت می‌گیرد و از سویی تأمین امنیت رژیم غاصب و اشغال‌گر صهیونیستی را دنبال می‌کند، در واقع تداوم خط حمایت‌های آمریکا از جنایت‌های صدام در جنگ با ایران است و به جرأت می‌توان گفت نبرد امروز مجاهدان بدون مرز مسلمان با گروهک‌های تروریستی و تکفیری در منطقه غرب آسیا، تداوم نبرد دیروز رزمندگان مسلمان ایران با بعثی‌ها و صدام تکریتی است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: 175 شهیدغواص, عملیات کربلای 4, ناگفته های عملیات کربلای 4, رایه الهدی,

شور / حاج رحمان نوازنی / راجع به شهید محسن کمالی مدافع حرم بی بی زینب سلام الله علیها 

 

دانلود

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شور / حاج رحمان نوازنی / راجع به شهید محسن کمالی مدافع حرم حضرت زینب(س), رایه الهدی,

تاريخ : پنج شنبه 21 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

صوت بسیار زیبا از حاج رحمان نوازنی راجع به شهدا

شهدا عالمی دارن.مارو تنها نمی ذارن.حاج رحمان نوازنی

دانلود

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهدا عالمی دارن, حاج رحمان نوازنی, رایه الهدی,

تاريخ : پنج شنبه 21 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

متن حدیث را از کتاب أمالي الصدوق منتشر می کند.
عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ علیه السلام يَقُولُ مَنْ رَأَى أَخَاهُ عَلَى أَمْرٍ يَكْرَهُهُ- فَلَمْ يَرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ خَانَهُ.
عبدالرحمن بن حجاج گفت، شنیدم که امام صادق(ع) می فرمود: هر كس برادرش را در حالت ناراحت ‏كننده ‏اى (انجام کار زشت) ديد و او را از آن منع نكرد در حالى كه قادر بر اين كار بود، به او خيانت نموده است.

 

پی نوشت:
أمالي الصدوق، ص: 270

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 21 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

مسجد سَهْله يكي از مساجد مبارك شهر كوفه در فاصله ده كيلومتري شرق مرقد مطهر امام علي (ع) و ۲ كيلومتري غرب مسجد كوفه واقع شده است كه روايات فراواني در فضيلت عبادت در اين مسجد آمده است و در آن محرابهاي متعددي منسوب به معصومان (ع) از جمله «مقام حضرت حجت (ع) » قرار دارد.
معاون مدير يكي از گروه‌هاي كاروان اعزامي بانوان بافنده فرش‌هاي عتبات عاليات از كاشان به كربلاي معلا در حاشيه اين سفر زيارتي در خص وص اهميت و فضيلت مسجد سهله در دارالمومنين كاشان گفت: بر اساس روايت امام صادق (ع) به نقل از ابو بصير مسجد سَهْله در زمان ظهور حضرت ولي عصر (ارواحنا له الفدا) محل زندگي آن حضرت (روحي له الفدا) مي‌شود همچنانكه منزل ادريس بود.
ناصر مداحي، منزل حضرت مهدي حضرت مهدي (ع)، خانه حضرت ادريس (ع)، منزل حضرت ابراهيم(ع)، اقامتگاه حضرت خضر (ع)و مكان حركت حضرت داوود(ع) در جنگ با جالوت را از فضايل مسجد سهله برشمرد.
وي، اين روايت امام جعفر صادق (ع) مبني بر اينكه هفتاد هزار نفر بدون حساب در روز قيامت از مسجد سَهْله به بهشت مي‌روند را يادآو رشد و گفت: هر كس در اين مسجد باشد، مانند كسي است كه در خيمه رسول خدا اقامت دارد.

*فضايل مسجد سهله از نگاه اهل بيت (ع)
به گفته وي، مسجد سهله از نگاه اهل بيت(ع) داراي فضايل گشايش كار مصلاّي پيامبران، سجدگاه ملائك، افزايش عمر و كسب درجه رفيع است به طوريكه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است «هيچ گرفتاري نيست مگر آن كه دو ركعت نماز در اين مسجد گزارد و خداوند گرفتاري او را برطرف خواهد كرد»
اين خادم زوار كربلا با اشاره به روايت امام جعفر صادق (ع) كه «خداوند هيچ پيامبري مبعوث نكرده، مگر اينكه در اين مسجد نماز خوانده است» افزود: اين امام همام مي‌فرمايد: «روز و شبي نيست مگر اينكه ملائكه به اين مسجد (سهله) مي‌آيند و در آن عبادت مي‌كنند. »
مداحي حديث امام سجّاد (ع) در خصوص افزايش عمر نمازگزار در مسجد سهله را تاكيد كرد و گفت: آن حضرت مي‌فرمايد «هر كس دور كعت نماز در مسجد سهله بخواند، دو سال به عمرش افزوده مي‌شود.»
به گفته وي، امام صادق (ع) همچنين فرموده است: «هر كس خداي را در آن بخواند، درباره هر چه خواهد، حوائج او روا گردد و به مقام بلندي در روز قيامت دست يابد و خداوند تا جايگاه ادريس خدا او را بالا برد و از ناراحتي دنيا و مكر دشمنانش در پناه پرودرگار قرار گيرد»

*مقامات مسجد سهله
اين ذاكر و مداح اهل بيت (ع) مقام حضرت مهدي (ع)، حضرت خضر (ع)، امام صادق (ع)، مقام امام زين العابدين (ع)، حضرت ادريس (ع)، مقام صالحَين هود و صالح (ع) و مقام ابراهيم خليل (ع) را از مقامات، منزل گاه و عبادت گاه اين پيامبران در اين مسجد مهم و با فضيلت كوفه ذكر كرد.
مداحي با نقل دو داستان نجات گرفتار از چنگال ظلم با نمازگزاردن و دعاي امام صادق (ع) در مسجد سهله و مشاهده و ديدار آيت الله سيد محمد مهدي بحر العلوم با امام زمان (عج) در اين مسجد گفت: اهميت مسجد سهله به قدري است كه اهل بيت (ع) براي رفع گرفتاري از شيعيان، به اين مسجد مي‌آمدند و دعا مي‌كردند.

*مسجد حنانه
وي در پايان با اشاره اينكه مسجد حنانه نيز در بين راه نجف و كوفه، سمت شمال آن، واقع شده است افزود: به هنگام حمل سرهاي مبارك شهيدان كربلا به كوفه، سر مقدس اباعبدالله را بر زمين اين مسجد گذاشتند كه گفته اند در اين هنگام صدايي شبيه به ناله بچه شتري (حنانه) كه مادرش را گم كرده باشد بلند شد.
به گفته وي، برخي نيز مي‌گويند قبل از آن كه امام علي (عليه السلام) را دفن كنند چند لحظه جنازه شريف آن حضرت را در اين محل برزمين گذاشتند كه از زمين ناله و شيوني برخاست. از اين رو بعدها در اين مكان مسجدي ساختند كه آن را حنانه ناميدند و بعضي نيز گفته اند اين نام برگرفته از «حنا»، دير قديمي مسيحيان، بوده است.


منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 21 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر ناصر رفيعي، خطيب بعثه مقام معظم رهبري در كربلاي معلي، در جمع زايرين ايراني حرم حضرت عباس (ع) با اشاره به اهميت زيارت عنوان كرد: زماني مي توان زيارت مطلوبي انجام داد كه ائمه (ع) را بشناسيم و راه شناخت آنها زيارت نامه هايشان است.
وي افزود: كلمه عبد صالح بسيار مهم است و در دعاي نماز عيد فطر مي خوانيم، خدايا از تو آن را مي خواهيم كه بندگان صالحت طلب مي كنند.
حجت‌الاسلام والمسلمين رفيعي اظهار داشت: وقتي حضرت يونس در شكم ماهي افتاد، توبه و انابه كرد و بيمار شد، وقتي او از شكم ماهي نجات يافت، در بياباني انداخته شد و پاداش ناله هاي او اين بود كه خداوند او را از صالحان قرار داد.
خطيب بعثه مقام معظم رهبري در كربلاي معلي عنوان كرد: اگر در يك محله يا شهري عبد صالح وجود داشته باشد خداوند به مردم آن شهر بركت خواهد داد و يكي از فلسفه هاي خواندن نماز جماعت اين است كه در نماز جماعت چند عبد صالح ممكن است وجود داشته باشند و خداوند به واسطه وجود آنها به نمازگزاران توجه خواهد كرد.
خطيب بعثه مقام معظم رهبري در كربلاي معلي با ذكر اينكه تصفيه قلب يكي از نشانه هاي عبد صالح است، گفت: قلب سالم خاشع است و محبت حضرت اباعبدالله (ع) را در خود دارد؛ در حالي كه قلب مريض قساوت و انحراف دارد.
وي اصلاح كردن كسب را از ديگر علامتهاي صالح بودن خواند و افزود: بايد انسان مطالعه داشته باشد و به صورت مطلوب پاسخ مردم را بدهد، لقمه حرام قلب را بيمار مي كند.
حجت‌الاسلام والمسلمين رفيعي با ذكر اينكه عمل صالح علامت ديگر عبد صالح است، افزود: مرحوم علامه طباطبايي مي فرمود، عمل صالح عملي است كه براي خدا باشد.
وي اصلاح همه كارها را نشانه ديگر عبد صالح خواند و گفت: انسان بايد همه امور زندگي خود را اصلاح كند.


منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 21 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

قرائتی ازدواج با فرد بی‎نماز را نهی کرد و گفت: به جوانی که بی‎نماز باشد زن ندهید، کسی که لطف خدا را نادیده می‎گیرد یقینا لطف شما را نادیده می‎گیرد.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور با بیان این‌که «نماز یک هنر مهندسی شده از سوی خداوند بوده و ابعاد مختلفی دارد» گفت: هنوز جایگاه و ابعاد این فریضه الهی بدرستی مشخص و تبیین نشده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در چهارمین جشنواره سراسری فرهنگی، هنری نماز در گرگان با تاکید بر لزوم تبیین جایگاه نماز اظهار کرد: در نماز 135 رقم پیوند با حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد که آنها باید برای جامعه تببین شود.

وی اضافه کرد: بهترین چیزها در نماز است، همه کمالات با نماز ارتباط دارد و باید همه در خدمت این فریضه الهی باشیم و از هر هنری که داریم در راستای تبیین جایگاه و تاثیرات نماز استفاده کنیم.

قرائتی با اشاره به نقش هنر در ترویج ابعاد مختلف نماز گفت: معنای هنر فهم است و دین اسلام، هنر است علاوه بر این کل آفرینش هنر بوده و هنر می‌تواند به فهم درست و زودفهمی انسان کمک کند.

قرائتی ازدواج با فرد بی‎نماز را نهی کرد و افزود: به جوانی که بی‎نماز باشد زن ندهید، کسی که لطف خدا را نادیده می‎گیرد یقینا لطف شما را نادیده می‎گیرد.

وی با بیان این‌که «نماز با قیامت و سیاست رابطه دارد» گفت: هرکس هر چه دارد باید فدای نماز کند و هنرمندان نیز باید هنر خود را در راستای ترویج فرهنگ نماز به‌کار گیرند.

رئیس ستاد اقامه نماز همچنین با اشاره به بحث راه‌اندازی سایت خنده حلال گفت: در این سایت 10 هزار خنده حکیمانه که در ایام فعالیت در سیمای جمهوری اسلامی داشته‌ام، ارایه می‌شود.

وی اضافه کرد: خنده و هنر نباید مردم را از خدا غافل کند.


 
منبع: ایسنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنان حجت الاسلام الهی را بخوانید؛

 

_ امام زمان فرمودند که من حجت بر شما هستم و حجت خدا هستم. امام زمان فرمودند که هر چیزی که محبت ما را بیشتر می کند به آن کار مشغول شوید. فاصله بگیرید از هر چیزی که باعث ناراحتی ما می شود.

_ از آقای بهجت پرسیدیم که شما یک دستورالعملی به ما بدهید که خیلی معطل نشویم. ایشان فرمودند که هر کاری که آقا امام زمان راضی است انجام بدهید و هر کاری که امام زمان مخالف است را ترک کنید.

_ همه می دانند که آن چیزی که امام زمان دوست دارد چیست. و همه می دانند آن چیزی که امام زمان دوست ندارد چیست و باید ترک شود. امام زمان در روایت دیگری فرمودند که هر کس بخواهد و دنبال کمال معنوی باشد پیدا می کند. کسی نیست که بخواهد و نرسد. اگر طلب کنید برای شما هست.

_ ما در معیت امامی هستیم که پنهانی و در غیب ما را راهنمایی می کند. این یک ویژگی است. به همین دلیل است که به ما یک عقلی دادند. عقل الان را در زمان هیچ کدام از ائمه ندیدند. در زمان همه امامان مردم امام را می دیدند و معجزه را می دیدند. 

_ چون به ما عقل دادند به ما معجزه نشان نمی دهند. چون به ما ایمان دادند خواب نمی بینیم. چون از درون به ما کمک کردند کمکی از بیرون به ما نمی رسد. پناه بر خدا می بریم از گمراهی بعد از این که هدایت شدیم. 

_ از علائم ظهور این است که هرج و مرج می شود  و فتنه ها اتفاق می افتد. تا آمدن حضرت باید همه غربال شوند تا ناخالص از بین برود. سیصد و سیزده فرمانده از جانب خدا تعیین شده که آدم های خاصی هستند و بعد از آن ها ده هزار نفر به لشکریان حضرت ملحق می شوند.

_ این سیصد و سیزده نفر به طور پنهانی تربیت شدند و زنده هستند تا ایشان ظهور کنند. آنها بین رکن و مقام جمع می شوند و حضرت سخنرانی می کنند. و سی شرط را حضرت بیان می کنند. 

_ از امام زمان خود عصمت بخواهید. از حضرت برای کارهایتان نیرو بخواهید. انسان ها توان مقابله با شیطان را ندارند. اهل خانه را به امام زمان بسپرید. وقتی از منزل خارج می شوید دو تا دو رکعت نماز به نیابت امام زمان بخوانید و خانه و اهل خانه را به امام زمان بسپارید. در خانه هایتان قرآن بخوانید و اذان بگویید.

  _ نمازی وجود دارد به این ترتیب که دو رکعت است و یک حمد و چهارده مرتبه آیه الکرسی و در آخر هم صد و چهارده تا صلوات که امام از ایشان محافظت می کند. سه موضوع در هر جریانی مؤثر است. یکی جریان رهبری و دو مکتب و سه پیرو که کسی که مرام مذهب شیعه را قبول دارد با این سه جریان درگیر است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

از يكى از ستارگان علم و فضيلت حكايتى نقل شده كه آيات و روايات و تجربه نيز، با آن مطابقت دارد:اين دانشمند اسلامى در مسجد جامع اصفهان نماز مى خواند. شبى پسرش ‍ را با خود به مسجد آورده بود. پسر از ورود به مسجد خوددارى كرد و در حياط مسجد نشست . پس از رفتن پدر، به مشك آبى كه در حياط مسجد بود، سوزنى فرو برد و با آبى كه از آن مى ريخت ، بازى مى كرد!

پس از پايان نماز، پدر از اين موضوع خبر يافت و بسيار ناراحت شد، به خانه رفت و به همسرش گفت :من در تغذيه و رعايت آداب و رسوم اسلامى ، پى و پيش از انعقاد نطفه و در دوران كودكى فرزندمان سعى تمام كرده ام ، ولى عمل امروز اين كودك ، نشانگر تقصير يكى از ماست.مادر گفت : ياد دارم كه در هنگام باردارى به منزل همسايه رفته بودم كه درخت انار آنها توجه مرا به خود جلب كرد، به يكى از انارها سوزنى فرو بردم مقدارى از آب انار را چشيدم !

آرى ، غذاى حرام و شبه ناك در هر دورانى از زندگى ، اثر نامناسب بر انسان مى گذارد و در رفتار او بروز خواهد كرد و مى بينم كه سوزنى كه مادر، در دوران باردارى به انار درخت همسايه فرو كرده ، در تكوين شخصيت كودك اثر گذاشته است !(1).و نيز حكايت شده كه :«بايزيد» بسطامى ساليانى چند به عبادت پرداخت ، ولى از عبادتش لذت و حلاوتى احساس نمى كرد. روزى نزد مادر آمد و گفت : مادر! مدتى است كه به عبادت پروردگار مشغولم ، ولى شيرينى عبادت را درك نمى كنم . فكر كن ، ببين آيا موقعى كه در رحم تو بودم يا كودكى شيرخوار بودم ، چيزى از غذاى حرام خورده اى يا نه ؟

مادر «بايزيد» مدتى دراز در اين باره انديشيد و سپس گفت : فرزندم ! وقتى كه تو در رحم من بودى روزى به پشت بام رفته بودم ، ظرف غذايى از همسايه آنجا بود و بى اجازه صاحبش مقدارى از آن غذا خوردم .«بايزيد» گفت : اكنون برايم معلوم شد كه چرا طعم شيرين عبادت را نمى چشم ، برو نزد صاحبش ، داستان را بگو و از وى رضايت بگير(2).

پی نوشت ها:
1- خانواده در اسلام / 161.
2- مفاسد مال و لقمه حرام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام عالی را بخوانید؛

_ شیعه باید علائم ظهور را بداند اما نه بیشتر از احتمال اگر قطعی بخواهد تطبیق دهد کار خطرناکی است.

_ باید یک زمینه هایی باشد تا حضرت بیایند و حکومت را برقرار کنند تا آن شرایط نباشند حضرت ظهور نمی کنند.

 _حضرت آماده هستند و ما هستیم که باید آماده شویم امام زمان علاوه بر اینکه لقبشان منتظر است منتظر هم هستند.

_امام باقر علیه‌السلام فرمودند :حکومت و دولت ما اهل بیت قرار بود در سال هفتاد هجری تحقق پیدا کند. وقتی اباعبدالله الحسین به شهادت رسید غضب خدا شدید شد و مقدرات عوض شد و دولت ما اهل بیت تا سال صد و چهل به تاخیر افتاد و در سال صد و چهل هجری شیعیان ما کوتاهی کردند و بداء شد و مقدرات عوض شد و ظهور و دولت ما به تاخییر افتاد به زمان نامعلومی.

_باید یک تحول انفسی در نفس و در درون ما رخ بدهد تا یک تحول آفاقی درون ما به وجود بیاید اگر حضرت تشریف نیاورده اند به دلیل خود ما است.

-کسی که گناه می‌کند با گناهش در زندان را بیشتر قفل می‌کند. ممکن است به زبان بگویم یا حجت ابن الحسن عجل علی ظهورک؛ اما زمانی که گناه می‌کنم با عملم می‌گویم در زندان بمان و نیا چرا که با ایشان سنخیت نداریم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: زمان ظهور,

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان استاد فاطمی نیا را بخوانید؛

_ امام سجاد(ع) در صحیفه اصرار دارد که ما به مسئله حمد متوجه باشیم که چگونه حمدی را به جا بیاوریم که آثار وضعیی داشته باشد. ما حمد می کنیم ولی ته دلمان گاهی گله هم داریم. حمدی که توجه به احسان کننده داشته باشد مهم است. حمد باید خالص باشد.

_ در حمد باید حالت تسلیم وجود داشته باشد و هیچ گونه گله نداشته باشد. آثار وضعیی حمد باید طوری باشد که ظلمات برزخ با حمد روشن شود. حمدی باید به جا آورد که با انبیاء و ملائکه مقرب درگاه خدا یک جا بود.

_ در بحث برزخ آمده است که حضرت فرمود که برزخ فاصله بین دو چیز است. فاصله بین این جهان و آن جهان است. کسانی که از دنیا می روند به برزخ می روند. جهنم محیطی است که احاطه بر کافران دارد. برزخ این نیست که یک دفعه به جهنم برود نه این طور نیست اگر کسی گنهکار باشد عذاب ها شروع می شود و اگر از صالح و بنده خوب خدا باشد پذیرایی ها شروع می شود.

_ در برزخ چه خوبان و چه بدان منتظر قیامت هستند. برزخ حالتی بین مرگ و روز قیامت است.

_ قبر تنها این نیست که میت را در آن بگذارند. میّت از بزرخ اشراف بر امور دارد.

_اکرام پروردگار و آیت پروردگار است که برحی اجساد بعد از سالیان سال سالم می مانند والا جسد از بین می رود.

_ معلومات دو قسم است که یک نوع این است که کلیات و قسمش به حس ما نزدیک است و یک نوع که کلیات و اولیات آن به حس ما نزدیک نیست. وقتی از ملک و روح صحبت می شود چیزی دستگیرمان نمی شود. 

_فشار قبر فقط فیزیکی نیست. این که ماتم بگیریم و از برزخ بترسیم کار درست نمی شود. گاهی وقت ها ترس های عوامانه موجب بیماری می شود.

_ اهل بیت چیزی را ناگفته برای ما نگذاشته اند. اهل بیت تمام ظرایف را برای ما گفته اند. یکی از چیزهایی که قبر و برزخ را تاریک می کند بداخلاقی است. پرخاش برزخ را تاریک می کند. در عالم هستی سخت ترین چیز خشم خدا است و اگر می خواهید در امان باشید باید توانائی فروخوردن خشم داشته باشید. 

_یکی دیگر از علل تاریک شدن برزخ زبان است. دل نشکنید. آبروی کسی را نبرید.دل شاد کردن یکی از موجبات روشنی برزخ است..

_ گره باز کردن از کار دیگران موجب روشنی برزخ است. 

_برزخ ما چند سال خواهد بود را کسی نمی داند. ولی خداوند کریم در برزخ با انسان ها هم مدارا می کند. نفس بعد از موت می ماند. سابق بر این کفار فکر می کردند که انسان که مرد تمام می شود و بعدها دریافتند که این طور نیست و روح وجود دارد. و الان خیلی سریع در این مسیر حرکت می کنند. بدن خراب می شود و از بین می رود.

_ علم ناقص خیلی فساد به بار می آورد.

_خوبان وقتی می میرند ملک می شوند و بدان وقتی می میرند جن می شوند. می فرمایند که اخبار دلالت دارد که مراد از قبر آنی است که روح در عالم برزخ قرار می گیرد.

_ شب ولادت آقا امام زمان شب بزرگی است. آقایی که خدا ذخیره اش کرده است. امام زمان قطب عالم امکان است و کسی است که خداوند به واسطه ایشان به ما نگاه می کند. در زمان غیبت باید تسلیم صرف باشیم. امام زمان متعلق به همه است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام
حجت‌الاسلام محسن قرائتی در گردهمایی 4 هزار نفری جوانان فعال مسجدی با عنوان «یاوران محراب» که عصر یکشنبه در مصلای تهران برگزار شد، گفت: سه نوع جوان در قرآن کریم داریم؛ جوانانی که در جامعه هضم می‌شوند یعنی شل هستند و مانند آب در هر ظرفی به شکل آن ظرف درمی‌آیند، جوانانی که خودشان را نگه می‌دارند و جوانانی که جامعه را تغییر می‌دهند.

وی به بیان مثال‌هایی برای این سه گروه از جوانان پرداخت و عنوان کرد:‌ اهل بهشت از اهل جهنم می‌پرسند چگونه شماها جهنمی شدید و آنها در پاسخ می‌گویند: «وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ»؛ ما در جامعه هضم شدیم و از خودمان اراده‌ای نداشتیم و دسته دوم اصحاب کهف بودند که از جامعه فاسد جدا شده و به بیرون شهر رفتند و گروه سوم حضرت ابراهیم (ع) جوانمردی بود که جامعه را عوض کرد.

رئیس ستاد اقامه نماز اظهار داشت: در آستانه امتحانات مدارس و دانشگاه‌ها هستیم و ممکن است این شب‌ها صداوسیما فیلم‌های جذاب پخش کند اگر بخواهیم این سه گروه را بر آن مطابقت دهیم اینگونه است که جوانی جلوی تلویزیون نشسته، کمی درس می‌خواند و کمی فیلم می‌بیند که در آخر فیلم جذاب نمی‌گذارد او درسش را بخواند. جوان دیگری که می‌بیند فیلم جاذبه دارد به بیرون از اتاق می‌رود و حذف نمی‌شود یک جوان هم راهپیمایی راه می‌اندازد و جوانان و نوجوانان را جمع می‌کند و به صداوسیما اعتراض می‌کنند. بنابراین اگر جوانی صداوسیما را عوض کرد ابراهیم(ع) است.

وی در خصوص اینکه آیا می‌شود یک نوجوان امام باشد، گفت: زمانی در ستاد اقامه نماز اعلام کردیم که شیرین‌ترین نمازی که افراد خوانده‌اند را طی نامه‌ای برای‌مان بفرستند و از بعضی از افراد دعوت کردیم تا نامه‌ها را بخوانند که در میان تعداد کثیری از این نامه‌ها یک نامه متعلق به شیرین‌ترین نماز یک دختر 11 ساله بود که همراه با پدرش به مسافرت رفته بود.

حجت‌الاسلام قرائتی ادامه می‌دهد: زمانی که این پدر و دختر در اتوبوس بودند ناگهان دختر به یاد می‌آورد که نمازش را نخوانده و هر لحظه ممکن است نمازش قضا شود. به پدرش اصرار می‌کند که به راننده بگوید اتوبوس را نگه دارد تا نمازش را بخواند اما پدرش می‌گوید راننده به خاطر تو یک نفر این کار را انجام نخواهد داد لذا در این لحظه دختر شروع می‌کند در اتوبوس وضو بگیرد و نمازش را همان جا روی صندلی بخواند. در همین حین شاگرد راننده  او را در این حالت می‌بیند و از راننده می‌خواهد که اتوبوس را متوقف کند وقتی این دختر 11 ساله برای خواندن نماز از اتوبوس پیاده شد ناگهان افراد دیگری هم برای نماز خواندن پیاده شدند و حدود 17 نفر از مسافران که نماز نخوانده بودند نماز خود را به جا آوردند.

حجت‌الاسلام قرائتی تصریح کرد:‌ هرکس برای نماز قیام کند خداوند مهرش را در دل‌ها می‌نشاند و این دختر 11 ساله برای خدا نماز خواند. از این‌رو قرآن کریم می‌فرماید «وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا»؛ انسان‌های عباد الرحمان باید امام باشند.

وی با اشاره به نزدیک بودن ماه مبارک رمضان گفت: از شما خواهران و برادران می‌خواهم که در ماه خدا یک مرتبه قرآن را با رادیو و تلویزیون به طور صحیح روخوانی کنید، اگر کسی از ابتدا تا انتهای قرآن را بخواند و ختم کند یک دعای مستجاب دارد. لذا من همه قرآن را می‌خوانم جز سوره «الناس» و در این هنگام شروع به دعا کردن می‌کنم سپس سوره «الناس» را می‌خوانم و می‌گویم خداوندا دعاهای مرا که در میان ختم قرآن درخواست کردم، اجابت نما.

رئیس ستاد اقامه نماز ابراز داشت: جوانان گرامی! خودتان را بهتر از دیگران ندانید چراکه امام صادق (ع) فرمود: هر کسی خود را بهتر از دیگران بداند مستکبر است. امام خمینی (ره) هیچ گاه خود را رهبر نمی‌دانست بلکه مردم ایشان را رهبر می‌دانستند و امام می‌فرمود رهبر من آن نوجوان 13 ساله است.

وی افزود: نمازتان را اول وقت بخوانید و صحیح نیست در مسجد مشغول انجام برنامه‌های ستاد عالی کانون‌های مساجد باشید و نماز اول وقت‌تان به تأخیر بیفتد. هیچ عبادتی مانند نماز دارای تنوع نیست 350 نوع نماز داریم اگر تمام عبادات را انجام دادیم اما در نمازمان کوتاهی کردیم پذیرفته نیست و این به مانند نامه بدون تمبر است که ارسال نخواهد شد.

حجت‌الاسلام قرائتی با تأکید بر حضور در نماز جماعت بیان داشت: روزی حضرت امیر(ع) به مسجد نیامد پیامبر اکرم(ص) علت را جویا شدند، حضرت زهرا فرمودند که علی(ع) شب را تا صبح عبادت کرده است و چون چشم‌هایش می‌سوخت نتوانست در نماز جماعت صبح شرکت کند. حضرت رسول(ص) فرمودند: یا فاطمه(س) به علی(ع) بگو شب تا صبح را بخوابد اما در نماز جماعت صبح شرکت کند.

وی تصریح کرد: حضرت علی(ع) فرمودند: زمانی که پیامبر اکرم (ص) در آخرین لحظات عمرش، سر مبارکشان را بر دامان من نهاده بود، مدام می‌گفتند: الصلاه، الصلاه، الصلاه! همچنین اگر می‌خواهید مسجد رونق داشته باشد اذان را به صورت چرخشی و به نوبت در مسجد قرائت کنید و هر یک از نوجوانان و جوانانی که در مسجد حضور دارند اذان بگویند.

بچه‌های حزب‌اللهی! شما اگر با سواد باشید دیگران را جذب خواهید کرد. سعی کنید به لحاظ اخلاقی از جامعه عقب نمانید؛ زیرا کسانی که با اخلاق مسلمان شده‌اند آمارشان بیش از کسانی است که با موعظه مسلمان شدند و شما باید دیگران را با محبت به مسجد جذب کنید اگر برای خدا قیام کنید عنایت خداوند حتماً شامل حال شما خواهد شد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم احیاء شب نیمه شعبان با سخنرانی حجت الاسلام کرمی و مناجات خوانی حاج محمود کریمی برگزار شد در بیت الرضا(ع) برگزار شد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام کرمی را بخوانید؛

_ یکی از عوارض و ابتلائات که امروز گریبان ما را گرفته که متأسفانه گاهی منشأ آن غفلت و گاهی هم تعمد است انحراف در این حس مبارک و فرخنده و جذبه و گرایش به وجود منجی حضرت مهدی(ع) است. گرفتاری که الان ما داریم این است که یک عده ای هر مسئله ای که اتفاق می افتد را مرتبط به مسائل آخرالزمان می کنند.

_ در همه ادوار وقتی ما تاریخ را نگاه می کنیم از بعد از پیامبر تا به امروز همیشه این احساس در میان مردم هر دوره ای بوده که فکر می کردند که در آخرالزمان زندگی می کنند.

_ وقتی جریانی را به عنوان علامت معرفی می کنند این خیلی خطرناک است که نیتجه اش قماربازی در دین و خشک شدن اعتقاد مردم به مهدی فاطمه است. اولاً خیلی از روایاتی که راجع به مسائل ظهور صحبت می کنند یا مبتلا به ضعف سند بوده و خیلی از این هایی که هست تطبیق مسائلش با افراد موجود کار دشواری است.

_ روش علمای طراز اول نبوده که مردم را تشویق به دینداری شرطی کنند. این طور دینداری کردن شرطی شدن در مسئله مهدویت است. این که انسان منتظر بماند و خودش را با شرایط تطبیق دهد خیلی خطرناک است. خیلی از روایاتی که برای آخرالزمان وارد شده الان اتفاق افتاده است. مهم این است که وقتی من شرایطی را می بینم و شرطی شوم و خلاف آن چیزی که منتظر اتفاق آن هستم بیافتد ریشه اعتقاد من به مهدی فاطمه سست می شود. این همان قمارباز کردن مردم در دین است. مردم شرطی می شوند.

_ من باید طوری زندگی کنم که همیشه آماده باشم . من باید مانند سرباز آماده باشم. آمدن آقا حتمی است. اگر من شرطی شدم کار سخت می شود. دشمن از همین اعتقاد صاف سوءاستفاده می کنند.

_ وقتی بازار بعضی از حرف ها داغ می شود ، مردم ابتلائاتی پیدا می کنند و بعد که مردم می بینند اتفاقی نمی افتد اعتقاد مردم به مهدی فاطمه کمرنگ می شود. این خطرناک است. 

_ این که بفهمد انسان الان چه وظیفه ای دارد و در چه جایگاهی است به انسان ارزش می دهد.

_ ما باید برای سرباز امام زمان شدن آماده شویم. امام زمان یاری مثل حبیب بن مظاهر می خواهد.  گول حالات روانی خود را نخورید. 

_شأن نزول دعای کمیل نیمه شعبان است.  

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

فرمانده سابق ناجا تصریح کرد: همان کسانی که ما را قبلا تهدید به انتشار فیلم کرده بودند، شایعه زندانی بودن من را منتشر کرده و به رسانه‌ها اطلاع دادند.

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در برنامه "امشب" که سه‌شنبه شب از شبکه اول سیما پخش شد، در پاسخ به مجری برنامه که به صراحت از وی پرسید، «دوستان می‌گفتند، شما در زندان هستید»، اظهار کرد: در چهار ماه پایان تصدی ام به پرونده فساد اقتصادی در بنیاد تعاون برخوردیم.

وی با اشاره به فعالیت شرکت سرمایه‌گذاری قدر به عنوان یکی از زیر مجموعه‌های بنیاد تعاون افزود: این شرکت نباید جایی را اداره می‌کرد زیرا شرکت سرمایه‌گذاری بود. ولی مشخص شد سهام خریداری می‌کند و سرمایه‌گذاری زیر ۵۰ درصد دارد. همچنین شرکت‌هایی را بیرون تاسیس کرد که این خلاف بود و نباید این شرکت در دو طرف معامله یکی می‌بود.

سردار احمدی مقدم ادامه داد: ما با مسئولان این شرکت صحبت کرده و اعلام کردیم عملشان خلاف است و باید اموال را برگردانید ولی برایشان سودآور بوده و ده‌ها میلیارد تومان باید سود می‌دادند لذا دست از عمل خود بر نداشته و ما هم موضوع را به دستگاه قضایی ارجاع دادیم.

فرمانده سابق ناجا گفت: وسط بررسی پرونده قاضی کنار رفت و قضیه مسکوت ماند و پس از آن شروع کردند به جوسازی و گفتند بنیاد تعاون در حال ورشکستگی است و ما را تهدید کردند که فیلم تهیه کرده‌ایم تا مردم متوجه شوند و بر سر بانک قوامین سرازیر شوند تا پول خود را از بانک خارج کنند.

وی با بیان اینکه آنها اذعان داشتند که فیلم را برای تهدید ما در شبکه‌های مجازی منتشر می‌کنند، اضافه کرد: من از دادگاه ناامید شده بودم، لذا نزد رئیس قوه قضائیه رفتم.

احمدی‌مقدم ادامه داد: نامه‌ای نوشتم و به رئیس قوه قضائیه گفتم آن را بخوانید، ایشان دقیق خواندند و گفتند مگر می‌شود قاضی را وسط بررسی پرونده و انجام کار انتقال داد؟ اما به دستور ایشان پرونده را به قاضی ویژه بررسی ارسال کردند و پرونده نیز از دادسرای عمومی به نظامی ارجاع شد.

احمدی مقدم تصریح کرد: همان کسانی که ما قبلا تهدید به انتشار فیلم کرده بودند، شایعه زندانی بودن من را منتشر کرده و به رسانه‌ها اطلاع دادند.

وی بیان کرد:  به دلیل اینکه ادعا کرده بودند معامله با مجوز من بوده تا امروز دو بار قاضی پرونده نامه فرستاده و من مکتوب جواب دادم و منجر به احضار و زندان نشده است.

فرمانده سابق ناجا در پاسخ به سوال مجری که گفت «پسر و داماد شما چه نقشی در این پرونده داشتند» تاکید کرد: هیچ کدام نقشی نداشتند. من دو پسر دارم و دو دختر که یکی از پسرهایم دانشجو و دیگری دانش آموز دبیرستانی است. دو دخترم نیز متاهل‌اند و هیچ کدام شغل دولتی ندارند. پسرم که دانشجو است، کار وکالت می‌کند و به او تاکید کرده‌ام که وکالت دستگاه‌های دولتی را نپذیرد که نگویند رانت پدرش بوده است.

وی تصریح کرد: قبل از اینکه فرمانده بشوم به دفتر آقا رفتم و بیوگرافی خود و دارایی‌هایم را اعلام کردم. وقتی هم خدمتم به اتمام رسید مجدد داراییم را اعلام کردم و هیچ فرقی با زمان قبل نداشت.

سردار احمدی مقدم تاکید کرد: هر سه فرزندم مستاجرند و خانه‌های زیر ۱۰۰ متر دارند و کار اقتصادی هم نداشته و فعالیت معمولی دارند.

سردار احمدی مقدم گفت:  از سخنگوی دستگاه قضا به دلیل اینکه با قاطعیت گفته‌اند، موضوع انتشار خبر دستگیری‌ام قابل پیگیری محض است، تشکر می‌کنم.

 
منبع: نسیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام
 در فضیلت تلاوت سوره واقعه، روایات زیادى در منابع اسلامى ذکر شده است، از جمله در حدیثى از رسول خدا(علیه السلام) مى خوانیم: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْواقِعَةِ کُتِبَ لَیْسَ مِنَ الْغافِلِیْنَ: «کسى که سوره واقعه را بخواند، نوشته مى شود که این فرد از غافلان نیست».
سوره «واقعه» چنان که از نامش پیدا است، از قیامت و ویژگی هاى آن سخن مى گوید، و این معنى در تمام آیات 96 گانه سوره، مسأله اصلى است .

محتواى سوره واقعه

در «تاریخ القرآن» از «ابن ندیم» نقل شده: سوره «واقعه» چهل و چهارمین سوره اى است که بر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نازل شد، قبل از آن سوره «طه»، و بعد از آن «شعراء» بوده است.

این سوره، همان گونه که از لحن آن پیدا است، و مفسران نیز تصریح کرده اند، در «مکّه» نازل شده است، هر چند بعضى گفته اند آیات 81 و 82 در «مدینه» نازل گردیده، ولى، دلیلى براى این گفته در دست نیست، و نشانه اى در آیات مزبور بر این ادعا وجود ندارد.

سوره «واقعه» چنان که از نامش پیدا است، از قیامت و ویژگی هاى آن سخن مى گوید، و این معنى در تمام آیات 96 گانه سوره، مسأله اصلى است، اما از یک نظر مى توان محتواى سوره را در هشت بخش خلاصه کرد:

1 ـ آغاز ظهور قیامت و حوادث سخت و وحشتناک مقارن آن.

2 ـ گروه بندى انسانها در آن روز، و تقسیمشان به «اصحاب الیمین» و «اصحاب الشمال» و «مقرّبین».

3 ـ بحث مشروحى از «مقامات مقربین» و انواع پاداشهاى آنها در بهشت.

4- بحث مشروحى درباره گروه دوم، یعنى «اصحاب الیمین» و انواع مواهب الهى بر آنها.

5 ـ بحث قابل ملاحظه اى درباره «اصحاب الشمال» و مجازاتهاى دردناک آنها در دوزخ.

6 ـ ذکر دلائل مختلفى پیرامون مسأله معاد از طریق بیان قدرت خداوند، و خلقت انسان از نطفه ناچیز، و تجلّى حیات در گیاهان، و نزول باران، و فروغ آتش، که در ضمن نشانه هائى از توحید نیز محسوب مى شود.

7 ـ ترسیمى از حالت احتضار و انتقال از این جهان به جهان دیگر که، آن خود نیز از مقدمات رستاخیز است.

8 ـ نظر اجمالى دیگرى روى پاداش و کیفر مۆمنان و کافران، و سرانجام سوره را با نام پروردگار عظیم پایان مى دهد.(تفسیر نمونه، ج 23، ص 205)

فضیلت تلاوت سوره واقعه

در فضیلت تلاوت سوره واقعه، روایات زیادى در منابع اسلامى ذکر شده است، از جمله در حدیثى از رسول خدا(علیه السلام) مى خوانیم: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْواقِعَةِ کُتِبَ لَیْسَ مِنَ الْغافِلِیْنَ: «کسى که سوره واقعه را بخواند، نوشته مى شود که این فرد از غافلان نیست».

چرا که آیات سوره، آنقدر تکان دهنده و بیدارکننده است که، جائى براى غفلت انسان باقى نمى گذارد.

به همین دلیل در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: وقتى از آن حضرت سۆال کردند: چرا با این سرعت آثار پیرى در چهره مبارک شما ظاهر شده است؟

در پاسخ فرمود: شَیَّبَتْنِی هُودُ، وَ الْواقِعَةُ، وَ الْمُرْسَلاتُ، وَ عَمَّ یَتَسائَلُونَ: «سوره هاى هود، و واقعه، و مرسلات و عمّ مرا پیر کرد»! (;چرا که در این سوره ها اخبار تکان دهنده اى از قیامت و رستاخیز و حوادث هولناک و مجازات مجرمان آمده، همچنین داستانهاى تکان دهنده اى از سرگذشت اقوام پیشین و بلاهائى که بر آنها نازل شد و نیز دستور به استقامت و پایدارى).

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: مَنْ قَرَأَ فِی کُلِّ لَیلَةِ جُمْعَة الْواقِعَةَ أَحَبَّهُ اللّهُ، وَ أَحَبَّهُ إِلَى النّاسِ أَجْمَعِیْنَ، وَ لَمْ یَرَ فِى الدُّنْیا بُۆْساً أَبَداً، وَ لافَقْراً وَ لافاقَةً وَ لاآفَةً مِنْ آفاتِ الدُّنْیا، وَ کانَ مِنْ رُفَقاءِ أَمِیْرِ الْمُۆْمِنِینَ(علیه السلام):

هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند، خداوند او را دوست دارد، و نزد همه مردم محبوبش مى کند، هرگز در دنیا ناراحتى نمى بیند، فقر و فاقه و آفتى از آفات دنیا دامنگیرش نمى شود، و از دوستان امیر مۆمنان على(علیه السلام) خواهد بود».

در حدیث دیگرى آمده است: «عثمان بن عفان» به عنوان عیادت وارد بر «عبد الله بن مسعود» شد، ـ در همان بیمارى که با آن از دنیا رفت ـ

پرسید: از چه ناراحتى؟

گفت: از «گناهانم».

گفت: چه میل دارى؟

گفت: رحمت پروردگارم!

گفت: اگر موافق باشى طبیب براى تو بیاوریم؟

گفت: طبیب بیمارم کرده.

گفت: اگر مایل باشى، دستور دهم عطاى تو را از بیت المال بیاورند.

گفت: آن روز که نیازمند بودم به من ندادى و امروز که بى نیازم به من مى دهى؟!

گفت: مانعى ندارد براى دخترانت باشد.

گفت: آنها هم نیازى ندارند; چرا که من سفارش کردم سوره «واقعه» را بخوانند، من از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم مى فرمود: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْواقِعَةِ کُلَّ لَیْلة لَمْ تُصِبْهُ فاقَةٌ أَبَداً: «هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند، هرگز فقیر نخواهد شد».

و به همین دلیل، در روایت دیگرى سوره «واقعه» سوره «غنى» نامیده شده است.

روشن است، تنها نمى توان با لقلقه زبان، این همه برکات را در اختیار گرفت، بلکه باید به دنبال تلاوت، فکر و اندیشه، و به دنبال آن، حرکت و عمل باشد.( تفسیر نمونه، جلد 23، صفحه 206)

قیامت و سوره واقعه از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: هر کس این سوره را قرائت نماید نوشته می شود که او از گروه غافلان نیست.

از امام باقر علیه السلام روایت شده: هر کس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند در حالی خداوند را دیدار می کند که چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به بهشت و ویژگی های آن مشتاق است سوره واقعه را قرائت کند.

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خداوند وی را دوست بدارد و نیز دوستی او را در دل همه مردم اندازد و در طول عمرش در این دنیا بدبختی و تنگ دستی نبیند و آسیبی از آسیبهای دنیا به او نرسد و از همدمان امیرالمۆمنین علیه السلام باشد و این سوره خصوصیتی نسبت به امیرالمۆمنین علیه السلام دارد که دیگران با وی در آن شریک نیستند.
 
منبع: باشگاه خبرنگاران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گروه بین‌الملل مشرق - اینکه شبکه قطری «الجزیره» برای دومین بار با «ابو محمد الجولانی»، سرکرده گروه تروریستی تکفیری «جبهه النصره»، شاخه رسمی گروه تروریستی تکفیری «القاعده» در سوریه مصاحبه می کند و تمرکز این شبکه بر جبهه النصره و سرکرده آن، نشان می دهد که قطر چه گروه و جریانی را در بحران سوریه حمایت می کند و در مبارزه با نظام جهت براندازی آن در این کشور بر چه گروهی تکیه می کند.


خط و نشان سرکرده جبهة النصرة برای ایران: دست و پای ایران در منطقه را قطع می‌کنیم

همچنین می توان برداشت کرد که قطر تلاش دارد، روند براندازی نظام در سوریه و یا تاسیس دولت یا امارت اسلامی در منطقه حلب هرچه سریع تر صورت گیرد تا به موازات اقدام داعش در تشکیل امارت اسلامی مورد ادعایش در شهر رقه و عدم امکان براندازی نظام در دمشق، امکان تاسیس چنین امارتی در حلب برای جبهه النصره و قطر وجود داشته باشد.

کسانی که مصاحبه دو ساعته الجولانی را که در دو بخش پخش شد، را دنبال کرده باشند، درمی یابند که یکی از اهداف این مصاحبه آن بوده که این احساس و باور را القا کند که جبهه النصره نوک پیکان حملات و عملیات های نظام سوریه است که هم اکنون از حمایت مثلث ترکیه – قطر – عربستان سعودی در قالب اتاق عملیات «جیش الفتح» بهره می برد، اتاق عملیات مشترکی که جبهه النصره با همکاری گروه تروریستی موسوم به «آزادگان شام» و چند گروه تروریستی تکفیری دیگر آن را تشکیل داد و اینکه این اتاق عملیات با استفاده از حمایت های صورت گرفته موفق شده است، بر شهرهای جسر الشغور و ادلب و مناطق دیگری در این استان و ریف آن سیطره یابد و به نظر می رسد، در حال آماده کردن خود برای آغاز نبرد بزرگ تصرف شهر حلب و سیطره بر آن است.

خط و نشان سرکرده جبهه النصره برای ایران/ به علوی‌ها و مسیحیان سوریه امان نامه مشروط می‌دهیم

الجولانی در بخشی از مصاحبه خود به طور قاطع رد کرد که جبهه النصره کمک یا حمایتی از کشوری عربی دریافت کند، همان گونه که آشکارا رد کرد که بیعتش را با «ایمن الظواهری»، رهبر القاعده نقض کند، بلکه بالعکس تاکید کرد که همچنان از راهنمایی های وی استفاده می کند.

این موضوع تناقضی کلی با گزارش های منتشر شده در رسانه ها در این خصوص دارد که اظهار می کنند، جبهه النصره از القاعده فاصله گرفته است و پس از این تاکید مشاهده کردیم که الجولانی حمله شدیدی به داعش به سرکردگی «ابو بکر البغدادی» می کند و این گروه را به ریختن خون مسلمانان و تکفیر آنها متهم و عناصر داعش را به خوارج توصیف می کند و خلافت داعش را به اتفاق نظر علما باطل دانسته و از همکاری این گروه با نظام سوریه سخن می گوید. 

این سخنان به نظر می رسد، تلاشی برای برائت جستن الجولانی و گروهش از داعش ایراد شده باشد و این سخن وی که اغلب سرکردگان و فرماندهان داعش عراقی هستند، سخنی بیراهه نمی تواند باشد، چون وی شخصی آگاه به امور داخلی داعش است و پیش از آنکه گروه جبهه النصره را تشکیل دهد، در صفوف داعش مبارزه می کرد.

خط و نشان سرکرده جبهه النصره برای ایران/ به علوی‌ها و مسیحیان سوریه امان نامه مشروط می‌دهیم

بنابراین این اظهارات را باید اظهاراتی هدفمند دانست که برای بیان آنها به دقت برنامه ریزی شده و پیام روشنی برای آمریکا و کشورهای غربی و عربی دارد، این که جبهه النصره گروه سیاسی معارض سوری است و مبارزه اش به سوریه محدود و محصور می شود تا هدف براندازی نظام در سوریه را محقق کند و اغلب قریب به اتفاق عناصرش را سوری ها تشکیل می دهند و این گروه نمی خواهد، سوریه را به نقطه انجام عملیات های نظامی و حمله علیه کشورهای غربی تبدیل و یا از آن استفاده کند.

همچنین با توصیه و پیشنهاد الظواهری، جبهه النصره به طوایف اقلیت اسلامی در سوریه مانند علوی ها و همچنین مسیحیان و دروزیان امان نامه مشروط می دهد و تاکید می کند که در صدد تکفیر هیچ کس نیست، حتی داعش و هدف نهفته در پس تمام این اظهارات قانع کردن غرب و آمریکا به حذف النصره از فهرست تروریسم آنهاست.

لازم است، در این اظهارات الجولانی تامل کنیم که به توصیه الظواهری گفته که جبهه النصره از سوریه حملاتی علیه غرب انجام نخواهد داد. تا آنجایی که برای همگان آشکار و مبرهن است، جوهر و خمیر مایه عقیده مبارزاتی قاعده، مبارزه با غرب و به خصوص آمریکاست، چون این کشورها را عامل تمام بلایا و مصایب جاری در جهان می داند، حال سوال این است که آیا با توجه به این اظهارات الجولانی، الظواهری این عقیده القاعده را تغییر داده است یا اینکه این اظهارات را تنها باید تغییری تاکتیکی به شمار آورد که تنها محدود به سوریه می شود.

خط و نشان سرکرده جبهة النصرة برای ایران: دست و پای ایران در منطقه را قطع می‌کنیم

از سوی دیگر، الجولانی در متهم کردن جماعت اخوان المسلمین به انحراف و همراهی با غرب با جرات نشان داد و تحلیل و تفسیری جدید که تاکنون ارائه نشده بود، از این جماعت ارائه داد.

وی درباره حوادث جاری در مصر گفت: این السیسی نبود که علیه محمد مرسی قیام کرد، بلکه این آمریکا بود که علیه مرسی قیام کرد و السیسی در ابزاری بیش نبود و بعید نیست که این تفسیری از اندیشه ها و افکار الظواهری باشد که دشمنی سرسختی با جنبش اخوان المسلمین دارد و در ادبیات خود همواره از این جماعت به عنوان هم پیمان آمریکا یاد می کند.

از جهتی الجولانی امید بسیاری از کسانی که شرط بسته بودند، وی از این مصاحبه برای قطع ارتباط با القاعده استفاده خواهد کرد، را به یاس مبدل کرد. البته ممکن است، وی این اقدام را پیش گیرد، اما به شیوه خود یعنی تدریجی و عملی، دلیل این مدعا نیز پوشیدن لباس های سوری و نه افغانی بود که یکی از وجوه تمایز عناصر مسلح وابسته به گروه های تروریستی تکفیری و وابسته به القاعده است. علاوه بر اینکه وی از دادن وجهه بین المللی به گروه جبهه النصره امتناع کرد که با ادبیات و توجیهات سازمان القاعده در تعارض است.

اما سخنان الجولانی برای کارشناسان و ناظران سیاسی و نظامی حائز اهمیت بود آنجا که به این نکته اشاره کرد که «در این مرحله به این اکتفا می‌کنم که دست و پای ایران را در منطقه قطع کنم و اگر این امر کفاف نداد، نبرد را به داخل ایران خواهم کشاند، چون ایران در صدد برپایی امپراطوری فارسی است.»

خط و نشان سرکرده جبهه النصره برای ایران/ به علوی‌ها و مسیحیان سوریه امان نامه مشروط می‌دهیم

چون این سخنان به این معنا بود که جبهه النصره ماموریت هایی خارج از مرزهای سوریه به سمت شرق و به خصوص ایران دارد. اما اینکه این امر چه وقت حاصل خواهد شد و چگونه مشخص نیست؟ اینکه این حمله بعد از غلبه بر داعش که بر شرق سوریه تسلط دارد و سرنگونی نظام سوریه در دمشق صورت خواهد گرفت یا خیر معلوم نیست؟
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اینکه برخی از مسئولان صراحتا می گویند آب خوردن مان با اراده غرب است محصول آموزش و پرورش و درس خواندن در مکتب غرب است. امروز حتی نخبگانمان متاسفانه با این تفکر بزرگ شده اند.

عصر دیروز نشست تخصصی کمیسیون تعلیم و تربیت با موضوع گفتمان انقلاب اسلامی با حضور حاج بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش و حسن رحیم پورازغدی در سالن بصیرت ساختمان لانه جاسوسی برگزار شد.

 در این برنامه حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به حوزه اهداف در کشورمان گفت: کمتر کشوری در حوزه فلسفه به اندازه ما حرف برای گفتن و دارای منابع غنی بوده باشد ما در بحث خانواده، مدرسه، حوزه رسانه، ارتباطات و شبکه های مجازی فلسفه های گوناگونی داریم و باید بدانیم به کدام سمت حرکت می کنیم.

 وی گفت: آیات و روایات و راهبردها در قالب دعاهای گوناگون حتی در مورد اینکه چگونه با خدا صحبت کنیم با اشاره به ریز ترین حوزه تربیت اشاره شده است.

 رحیم پورازغدی با ذکر دعایی از صحیفه سجادیه از حضرت سجاد (ع) اظهار داشت: ایشان در دعای 25 صحیفه می فرمایند «خدایا فرزندان ما را تن سالم، عقایدی درست و از اخلاقی انسانی برخوردار گردان» این بیانات نشان می دهد که در سه ضلع ابدان، ادیان و اخلاق مسئولیت های سنگینی داریم.

 وی افزود: در حوزه تعلیم قرار نیست که بدون هیچ مداخله تنها از خدا بخواهیم که فرزندان ما را تربیت کند چرا که باید در این امر مهم دستی داشته باشیم.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به سخنی دیگری از معصوم تاکید کرد: توصیه ادب و رسم آن به فرزندان مان از دیگر موارد مهم در سیره بزرگان مان است تمام مشکلات مان امروز در سطح جامعه محصول نداشتن ادب در زندگی است که البته بخش بزرگی از آن به عهده آموزش و پرورش می باشد.

 وی اضافه کرد: تربیت دینی – مذهبی و تربیت مدنی و عرفی در همه دنیا مرسوم است اگر جامعه ای لائیک باشد تربیت مذهبی را زائد و امری شخصی می داند و بر طبق همان نظام آموزشی لائیک طراحی می شود چرا که معتقدند مسئله دین مشکل جامعه را حل نمی کند.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه این در حالی است که این دو با یکدیگر رابطه معناداری دارند اظهار داشت: این شاید در ظاهر ارتباط خاستگاهی وجود نداشته باشد ولی باید جداولی در نظام آموزشی ترسیم شود تا بتواند به این دو مولفه هدف بدهد.

 وی بیان داشت: در فرهنگ اسلامی و شیعی طبق سخن معصوم هر چه حرام گشت به دلیل ضربه به خود فرد بود اگر آموزش و پرورش بتواند بین جامعه مدنی و جامعه دینی رابطه برقرار کند موفق است.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه متفکران بسیاری با گرایش های مختلف در مسئله تربیت نظریه پردازی کرده اند گفت: متاسفانه این نظریه ها در دو سه قرن اخیر متوقف شده است و اگر به هزار سال پیش برگردیم خیلی از فیلسوف ها در مورد تعلیم و تربیت نظرات گوناگونی را بیان کردند.

 وی اضافه کرد: حتی در باره زنگ ورزش، موسیقی و ریاضی نظریه پردازها به مباحثه پرداختند حتی حدود تربیت کودک نیز مشخص شده است.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه انفصال و انقطاع نظریه پردازان باید مجدد احیا شود تصریح کرد: آنها حتی نسبت تربیت با اخلاق را هم بررسی کردند که آیا تربیت همان اخلاق است؟ رابطه تربیت با روانشناسی چیست؟ کشورهای خارجی حتی برای بی محتواترین مبانی در حوزه نظری آموزش و پرورش کار کرده اند.

 وی ادامه داد: نمی دانم چرا ما در کشورمان برای نظام آموزشی برنامه خاصی نداریم؟ با کدام ترازو مبانی های اسلامی  را می سنجیم؟ اگر می خواهیم گفتمانی درست در جامعه داشته باشیم باید به راهبردهای اسلامی در کشورمان تامل کنیم ..افرادی که افسار تعلیم در جهان راامروز به دست گرفته اند در ابتدا از کلیات به جزئیات رسیده اند حتی اگر غلط بوده باشد

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه تمام نظام آموزشی دنیا طبق غرب کپی شده است تاکید کرد: تقریبا همه نظام مدارس امروزه جهان از نظام های انگلیس و آمریکا کپی برداری شده و حتی ما هم بدون بررسی آن در کشورمان اجرا می کنیم.

 وی اضافه کرد: من معتقدم در حوزه روش ها باید دین و بی دین را در کنار هم قرار دهیم. هر کس در هر حوزه ای بخواهد نظام سازی کند می بایست این روش را به کار ببند.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه متاسفانه هدف های بسیار عالی را ذکر می کنیم ولی در این راستا راهکاری نداریم گفت: هنوز نمی دانیم معلم را چگونه باید تربیت کنیم. این در صورتی است که هزاران سال پیش در این راستا صحبت شده است. فیلسوف های غربی معتقدند که باید از نفی علیت به خداوند رسید این در صورتی است که فیلسوفان مسلمان بر این باورند که از علیت می توان به خداوند نزدیک شد ما اگر قائم به فلسفه مادی برای انسان ها هستیم می توانیم از این راه به فلسفه علم و تاریخ پی ببریم.

 وی با اشاره به سخن یکی از مسئولین مبنی بر اینکه آب خوردن ما نیز امروز به تحریم و مسئله غرب مربوط است گفت: مسئولان اجرایی ما صریحا می گویند همه مشکلات مان کلیدش به دست آمریکاست. حتی برای مسئله آب خوردن نیز باید به آنها وابسته باشیم این در صورتی است که غربی ها زمام تربیت را به دست گرفته اند.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه غربی ها از سنین کودکی به فرزندان شان ما می توانیم را آموزش می دهند ادامه داد: از کلاس دوم و سوم در گوش کودکان شان در سراسر اروپا می خوانند که غربی ها بر شرقی ها برترند و از اوایل قرن بیستم در تمام مدارس جهان شرق که به دست غرب افتاد آموختند که شما نمی فهمید که این یعنی مصداق شما نمی توانید.

 وی اظهار داشت: اینکه برخی از مسئولان صراحتا می گویند آب خوردن مان با اراده غرب است محصول آموزش و پرورش و درس خواندن در مکتب غرب است امروز حتی نخبگان مان متاسفانه با این تفکر بزرگ شده اند.

 رحیم پورازغدی با بیان اینکه امروزه بچه هایمان حسرت قرار گرفتن در موقعیت غرب را دارند گفت: این امر مانند زهری است که در حلق آموزش و پرورش مان ریخته شده و متاسفانه مسئله «ما می توانیم» به درستی بیان نشده است.

 وی ادامه داد: یکسری از افراد باور دارند که مشکلات را تنها غرب حل می کند البته باید گفت این گونه افراد در این مدارس درس خوانده اند باید بدانیم در مدارس مان چگونه برخورد کنیم. امروز نخبگان مان بر این باورند و می گویند ما نمی توانیم این مشکل به دست آموزش و پرورش است که به آنان یاد نداده چرا که حضرت امام همیشه بر این باور بودند که ما می توانیم این شعار را آموزش و پرورش غرب از کودکی به فرزندان شان یاد داد.

 رحیم پورازغدی بابیان اینکه غرب در تلاش است تاریخ جعلی بسازد تا به کودک شان بگوید «شما می توانید» در پایان خاطر نشان کرد: ما متاسفانه نمی توانیم در آموزش و پرورش گفتمان سازی کنیم مگر اینکه فرزندان مان بعد از 12 سال درس خواندن پس از بیرون آمدن از محیط آموزشی بتوانند بگویند که چه کسی هستند؟ در برابر چه کسانی مسئول هستند؟ چه حقوقی دارند یا ندارند؟ و چه توانی برای حل مشکلات جامعه دارند و بر این باور باشند که می توانیم.

 

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

رفیقدوست درباره خاطره‌گویی هاشمی‌رفسنجانی از امام معتقد است: فقط باید به اندیشه‌های امام برگشت و به این چیزها نچسبید و هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام با فکر آقا تعارض دارد، گمراه است.

محسن رفیقدوست متولد 1319 در محله قدیمی میدان خراسان است و از جمله افرادی که نقشی برجسته در مبارزه مذهبی‏‌ها به رهبری امام خمینی (ره) با رژیم پهلوی داشته و بلافاصله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران وارد صحنه شده و هر جایی که توانسته به خدمت‌گذاری به مردم  و نظام پرداخته است.

وی پیش از انقلاب از اعضای نسبتاً رده بالای جمعیت موتلفه بود ولی پس از ورود به سپاه پاسداران از جمعیت موتلفه خارج شد.

رفیقدوست که در بهمن 1357 راننده خودرو امام خمینی در بدو ورود به ایران بوده است،‌ در زمان دفاع مقدس ابتدا مسوول تدارکات سپاه و بعد وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دولت میرحسین موسوی بوده است. بعد از دفاع مقدس مدتی در بنیاد مستضعفان و جانبازان حضور داشت و هنوز هم عضو هیات امنای بنیاد مستضعفان است.

وی که در این مصاحبه به تبیین ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی حضرت امام می‌پردازد تاکید دارد که رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مانند همان رهبری امام حتی در شرایط سخت‌تر است.

رفیقدوست که در این گفت‌و‌گو تاکید دارد برای جلوگیری از تحریف اصول امام (ره) نباید به خاطره ‌گویی‌ها توجه کنیم و فقط باید به مستندات رجوع کرد، و با رد بحث مطرح شدن اعدام برخی فرماندهان که از سوی آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شده بود آن را تعجب برانگیز دانست.

وزیر سپاه با مقایسه فضای تحریم فعلی و تحریم زمان جنگ معتقد است: راه برداشته شدن تحریم‌ها چانه‌زنی و ژنو و وین نیست بلکه برداشتن موانع تولید مردم در داخل کشور است و ما این را در جنگ ثابت کردیم.

آقای رفیق‌دوست! یکی از مواردی که رهبر انقلاب امسال و در مراسم ارتحال حضرت امام هشدار دادند انحراف از خط اصلی امام بود، رهبری ناظر به چه شرایطی و با توجه به چه اتفاقاتی به صورت صریح نسبت به فاصله گرفتن از خط اصیل امام تذکر دادند؟

امام از سال 41 که حرکت خود را آغاز کردند تا زمان رحلت روی یک مطلب همیشه در رأس مطالب خود تأکید داشتند و می‌فرمود ما غیر قال‌الله، غیر رسول‌الله و غیر قال باقر (ع) و قال صادق(ع) چیزی دیگری نمی‌گوییم.

این را از اول مبارزه گفتند، زندان رفتند و تبعید شدند و وقتی سال 47 در نجف به منظور آماده‌سازی 22 بهمن درس ولایت فقیه را شروع کردند، سیستم حکومتی که می‌خواستند در ایران روی کار بیاورد را ترسیم کردند.

امام در عین حال که این مطالب را می‌فرمود، توجه‌اش کاملاً به سه اصل و پایه‌ای بود که باعث پیروزی انقلاب شد و تا الان نیز باعث بقای انقلاب شده و برای آینده هم انقلاب را نگه خواهد داشت. یک دسته فکر می‌کنند ولی فقیه احتیاجی به مردم ندارد و حاکم مطلق است در حالیکه امام این را نمی‌خواست امام، حکومت اسلامی را با مردم می‌‌خواست.

*امام تاکید داشت روی دنیا اصلا حساب نمی‌کنیم

امام می‌توانست روز 12 بهمن در بهشت زهرا بگوید من با اختیاری که اسلام و سلسله مراتب ولایت به من داده تا دولت تعیین کنم و به دهان این دولت می‌زنم اما امام گفت من با اجازه این ملت دولت تعیین می‌کنم. این تفکر را در سراسر زندگی مردم می‌بینیم و یک اصل کلی هم در اسلام این است که «حلال محمد حلال الی یوم‌القیامه و حرامه، حرام الی یوم‌القیامه.»امام از همان اول فریاد برآوردند که باید روی پای خود بایستیم، با دنیا جنگ نداریم اما روی دنیا اصلا حساب نمی‌کنیم.

بهترین شاگرد امام، مقام رهبری است و بهترین شاگرد قبل ایشان نیز شهید بهشتی و شهید مطهری بودند. ما آمده‌ایم بعد از قرن‌ها و از زمانی که قدرت‌های بزرگ پیدا شدند دنیا را تقسیم کردیم. اگر شما به قبل انقلاب نگاه کنید می‌بینید که یک غرب و شرق است و این وسط یک جهان سوم هم به وجود آمده بود. اما اگر همه این جهان سومی‌ها را مطالعه کنید، هیچکدام بدون وابستگی به غرب یا شرق نبودند. تا اینکه برای اولین بار توسط امام و با وقوع یک انقلابی که با همه حرکت‌ها در یکی دو قرن اخیر که در فرانسه، شوروی، الجزایر و مصر رخ داد و برخی کودتاهایی که به اسم انقلاب جا زدند، فرق می‌کرد.

اولا دقیقا انقلاب ما ماهیت ضد شرق و غرب و ماهیت و ایدئولوژی داشت. زمانی که وزیر بودم، وقتی گورباچف روی کار آمد، سفیرش به ملاقات من آمد و گفت: که من نیامده‌ام با وزیر سپاه ملاقات کنم، آمده‌ام با یک انقلابی ملاقات کنم.

به او گفتم اگر آمریکا با ما دشمن است طبیعی است چون پایگاه به این خوبی که ژاندارم منطقه هم شده بودیم از دست آمریکا گرفته‌ایم و بین 60-35 هزار مستشار آن را بیرون کرده‌ایم و منافعش را قطع کرده‌ایم و حقش است با ما دشمن است، به او گفتم ما که در این انقلاب به نفع شما کار کردیم، آنها (آمریکا) در بهشهر تجهیزاتی درست کرده بودند که تا عمق شوروی را می‌دیدند ما اول آنجا را خاموش کردیم. سفیر گورباچف گفت اتفاقا دشمنی ما با شما معنادارتر و اصلی‌تر است،‌چرا که ما 80 سال است دنیا را به عنوان اینکه دین افیون توده ماست فریب داده و بی‌خدا کرده‌ایم اما شما با یک انقلاب همه فلسفه ما را از بین بردید، ما اگر باشیم به زودی شاهد فروپاشی آمریکا هم خواهیم بود.

کما اینکه انقلاب اسلامی یکی از علت‌‌های غایی فروپاشی شوروی بود، فروپاشی آمریکا هم علل زیادی دارد ولی اگر درباره جنبش 99 درصد بپرسیم که ریشه 99 درصد مقابل یک درصد از کجا شروع شده قطعا می‌گویند از انقلاب ایران.من خودم بعد از انقلاب مصر از یک مصری که به ایران آمده بود پرسیدم که شما درست 30 سال بعد از انقلاب ما انقلاب کردید، شباهت‌هایی هم بین انقلاب ما با یکدیگر وجود دارد بنابراین می‌توانید بگویید انقلاب شما تا حدودی از انقلاب ما متأثر است؟ او گفت مگر شک دارید. قطعا انقلاب اسلامی در انقلاب مصر تأثیر دارد. من گفتم پس چرا 30 سال دیر انقلاب کردید؟ گفت ما فکر نمی‌کردیم شما تا الان بتوانید بمانید. اتفاقا همان فرد درباره فتنه 88 می‌گفت ما سال 88 حرکت‌های کشور شما را رصد می‌کردیم و وقتی نخست‌وزیر اسرائیل می‌گفت که امید ما سبزها هستند، ناراحت می‌شدیم، آن فرد استاد دانشگاه هم بود و تعریف کرد ما وقتی دیدیم که شما بر فتنه 88 پیروز شدید فهمیدیم می‌شود.

*ایدئولوژی انقلاب اسلامی ما هیچ راهی برای سازش با آمریکا ندارد

هرکسی در هر پستی وکیل یا وزیر و مسئولان همه قوا باید درک کنند که ایدئولوژی انقلاب اسلامی ما هیچ راهی برای سازش با آمریکا ندارد، نه اینکه ما نخواهیم با آنها بسازیم، آنها اگر با ما بسازند، هویت خود را از دست داده‌اند، مثل شب و روز که هیچگاه به هم نمی‌رسند. آقا همان حرف‌های امام را می‌فرمایند، نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، همان حرف‌هایی که امام زد، مردم باید همه کاره باشند و همه کار باید دست مردم باشد نه اینکه دولت به نیابت از مردم بخواهد همه کار کند و مردم هیچکاره باشند.

فارس:‌ دقیقاً یکی از هشدارهای رهبری درباره همین نکته بود که برخی سعی دارند یک چهره محترم و لیبرال از امام (ره) ارائه دهند. این هشدار رهبری درباره تناقض نمایی از امام (ره) را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من سعی می‌کنم در پاسخ نبش قبر نکنم.

نبش قبر نکنید اما روشنگری که می‌توانید داشته باشید.

با زرنگی نمی‌توانید حرف‌هایی که من نمی‌خواهم بزنم را از من بگیرید. (خنده) اما جواب اینهایی که امروز در مقابل رهبری راجع به امام (ره) صحبت می‌کنند یک پاسخ محکم است.

این پاسخ محکم چیست؟

جواب این سوال را با ذکر یک خاطره می‌گویم.

*رهبر انقلاب گفتند که احمد آقا رفیق گرمابه و گلستان من است

شاید در رسانه‌ها نگفته‌ام، یک روز آقای هاشمی مرا خواست و گفت «به این رفیق خود بگو آنقدر با احمد آقا بد نباشد و با احمدآقا بسازد. من نزد آقای خامنه‌ای رفتم و عرض کردم که بنده پیش آقای هاشمی بودم و به من گفت خدمت شما بیایم و بگویم با احمد آقا بهترتا کنید. ایشان ناراحت شد و گفت من با احمدآقا مشکل ندارم، اگر سازش در برابر اصول است که اصلاً امکان ندارد و اگر رفیق گرمابه و گلستان است که ما با هم رفیق هستیم.»

چه شده بود که آقای هاشمی این صحبت را به شما گفت؟

من آنچه را دیده و شنیده‌ام می‌گویم.. اینها را من نمی‌دانم اما بعد از رحلت امام و دو سه ماه قبل رحلت حاج احمدآقا، ما جلساتی داشتیم و اعضای سابق حزب مؤتلفه 15 نفر بودیم که هر ماه جلسه‌ای داشتیم و مطالبی که می‌خواستیم به عرض امام برسانیم یا امام فرمایشاتی داشته حاج‌احمدآقا می‌آمدند و رد و بدل می‌شد.

*احمدآقا گفت یکی از دلایل تاکید امام برای رهبری آقای خامنه‌ای صلابت رأی ایشان است

یکی دو جلسه قبل از رحلت احمدآقا، من این خاطره را در جلسه نقل کردم که احمدآقا گفتند یکی از دلایل اینکه امام آقای خامنه‌ای را برای رهبری مناسب دیدند، همین صلابت رأی آقای خامنه‌ای بود.

همه می‌دانیم روابط شخصی امام با جناب آقای هاشمی‌‌رفسنجانی تا قبل از رحلتشان از مقام معظم رهبری بیشتر و نزدیک‌تر بود ولی امام (ره) با درایت و آینده‌نگری وقتی می‌خواهند کسی را معرفی کنند، آقای خامنه‌ای را معرفی می‌کنند، یعنی نزدیک‌ترین طرز تفکر به امام انتخاب شد. اگر امام هر فرد دیگر در اطراف خود نزدیک تر از آقای خامنه‌ای می‌دید از نظر تفکر سیاسی، اجتماعی و فقهی او را معرفی می‌کرد لذا هر کس دیگری هر زوری می‌زد، بی‌خود است.

امروز اگر کسی اهل تحقیق و مطالعه باشد، فرمایشات امام در آن 10 سال فرمایشات آقا در این 26 سال را جلوی خود بگذارد و ببیند چقدر در این فرمایشات شباهت می‌بیند و چقدر تفاوت. جملات و الفاظ فرق می‌کند اما مفاهیم و معانی همان است.

خب تناقضی که اشاره داشتیم دقیقاً درباره همین نکته است مثلاً خاطراتی که از امام به نسل جوان ارائه می‌شود با آنچه در این 26 سال بوده و هست تناقض دارد.

نگران این نباشید که دوباره یک جریان سبز پیدا شود. ممکن است پیدا شود اما من همیشه می‌گویم که 25 خرداد 88 در راهپیمایی سبز شرکت کردم مخصوصا رفتم تا ببینم چه کسانی هستند.چون آدمی هستم که کسی در ماهیت سیاسی من شک نمی کند.خیلی‌ها را دیدم و با خیلی‌ها نیز بحث کردم، گذشت تا روز 9 دی که دیدم بسیاری از کسانی که روز 25 خرداد آمده بودند روز 9 دی نیز در آن راهپیمایی بودند. به آنها گفتم شما بالاخره کدام طرفی هستید؟ گفتند ما تغییری در سیستم اداره نظام می‌خواستیم اما کوچکترین خدشه را به اصل نظام تحمیل نمی‌کنیم. هر کسی که می‌خواهد باشد، از این بحث‌ها که می‌شود اولا بخشی از آن به آزادی ملت باز می‌گردد و نمی‌شود جلوی همه اشخاص را گرفت اما آن حرفی که در نهایت پیروز می‌شود هشدار و حرف رهبری است. توجه بیشتر از حد لازم به حرف‌های غیر حرف آقا کمک به همان حرف‌ها می‌کند و باید از کنار آن رد شد.

شما در صحبت‌های خود اشاره به بحث ایستادگی حضرت امام (ره) داشتید، اینکه خط و اصولشان مشخص بود اما امروز بعضا شاهدیم برخی‌ها به دنبال جایگزین کردن خط سازش به جای مقاومت هستند؛ مثلاً می‌گویند امام در اواخر عمر خود به دنبال صلح و حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند یا اینکه می‌گویند مردم از شعار خسته شده و دنبال صلح‌اند. درباره تحریف‌هایی که نسبت به گذشته صورت می‌گیرد تا چهره دیگری از امام(ره) نشان داده شده توضیح دهید.

اولاً به جرأت می‌توان گفت که حضرت امام (ره) با یک شخصیت بی‌نظیر استثنایی و کاریزمای قدرتمند در این کشور حاکم شد و 10 سال با آن قدرت حکومت کرد و هر زمان که حس می‌کرد می‌گفت اگر فلان کار را نکنید یک کلمه خواهم گفت که این یک کلمه را هم هیچ‌گاه نگفتند.

*امام تکلیف را روشن کرده است

اما مقام معظم رهبری روزی که در خبرگان مطرح بود بحث شورای رهبری و فردی و بالاخره مطرح شد که امام فرد خاصی را توجیه کرده است و معلوم شد آن فرد،‌آقا هستند؛ آقا اول به شدت مخالفت کرد و پشت تریبون آمدند و اسم دو نفر را که هر دو به رحمت خدا رفته‌اند مورد خطاب قرار داد و گفت «شما از من اطاعت می‌کنید؟» رو به آقای خلخالی و آقای احمد آذری قمی گفت آیا شما از من اطاعت می‌کنید؟ یعنی وقتی مقام معظم رهبری هنوز رهبر نشده بودند و یک ساعت بعد رهبر شد، هیچگاه با کاریزمای امام نیامدند.ولی می‌بینید که امروز در جهان اسلام و جهان با همان کاریزمای امام با یک درجه تفاوت هستند. لذا اینهایی که امروز می‌خواهند تاریخ را تحریف کنند باید بدانند که خود امام تکلیف را روشن کرده است که اقوال من همان‌هایی است که خودم گفتم و در صدا وسیما ضبط است. هیچکس از قول من چیزی نگوید.

خاطره گویی هم نکنند.

خاطره‌گویی هم که بکند با اینها تطبیق می‌دهند و کسانی که با امام ملاقات داشته‌اند، ضبط شده است.

ولی علی‌رغم تأکیدات برای تطبیق خاطره‌های شفاهی با مستندات و مکتوبات این اتفاق صورت نمی‌گیرد، آقای انصاری از مسئولان دفتر حفظ و نشر آثار امام گفت که اگر کسی خاطره شفاهی از امام تعریف کند مسئولیتش به عهده ما نیست!

می‌دانید چرا؟ من خودم دو بار این تجربه را داشته‌ام. کسی پیدا نمی‌شود که این را تکذیب کنم، من خودم دو بار با امام ملاقات داشتم و مطمئن هستم این دو بار ضبط نشده است.یعنی در جنگ احتیاج داشتم که ماشین‌ها و کفی‌های مردم را بگیریم و به کرمانشاه بفرستیم و آنجا تانک و نفربر و بولدوزر بار بزنند و به اهواز ببرند و حداقل باید هزار تا از اینها را از مردم می‌گرفتیم.

*4 شرط امام برای رفیقدوست

من برای این کار خدمت امام رفتم و از ایشان اذن ولایی گرفتم که این کار را بکنم یعنی زمانی که معلوم شد چاره‌ای نیست و دولت نمی‌‌تواند و ما مجبوریم و زمان هم نداریم و ظرف 15 روز مجبور بودیم این کار را انجام دهیم، به من گفتند با 4 شرط اجازه می‌دهم.

آن 4 شرط امام چه بود؟

اول گفتند که به اندازه نیاز خود ماشین‌های مردم را بگیرید، دوم اگر راننده‌اش نخواست بیاید، او را نبرید، سوم اینکه بیش از حد معمول به او کرایه دهد و چهارم اگر وسیله‌اش عیبی پیدا کرد به بهترین صورت جبران کنید.

من هم به برادری که بعدها شهید شد، شهید صنیع‌خانی حکم دادم و او هم در همه پاسگاه‌های پلیس آدم گذاشت و هر کس که رد می‌شد شماره ماشین او را می‌کندیم و می‌گفتیم با این نامه به کرمانشاه می‌روید تا پلیس راه جلوی شما را نگیرد، سپس یک تانک نفربر بار کنید و به اهواز ببرید و آنجا هم شماره‌تان را بگیرید و هم کرایه‌تان را. بعد که توجه کردم دیدم زمانی که نزد امام رفته بودم نه دوربینی بود و نه ضبطی و امام داشت وضو می‌گرفت و من در این حال با او صحبت کردم. اینکه آقای انصاری می‌گوید ما در آن دخالت نداریم، این طور اقوال است. اما مثلا بگویم من در فلان جلسه به ملاقات امام رفتم و امام چنین مطلبی فرمود...

خب همین نکته مهم است، می‌گویند امام (ره) به ما گفته که قطعنامه برای من شیرین شد.

خیر این جزء مطالبی است که می‌توان استنباط کرد که ما دیدیم برخی آقایان خدمت امام بودند و کسی آن را ضبط نمی‌کرد. باید به اندیشه‌های امام برگشت و به این چیزها نچسبید.

من خودم طرفدار ادامه جنگ بودم یعنی از جمله کسانی که بعد از فتح خرمشهر معتقد بودم باید جنگ را به داخل خاک عراق ببریم. هم تحلیل نظامی داشتیم و هم تحلیل سیاسی داشتیم، بعد امام هم موافقت کردند ولی در زمان پذیرش قطعنامه من خودم موافق پذیرش قطعنامه بودم یعنی از نظر خودم آن کاری که امام می‌خواست را انجام شده می‌دیدم و آن کار همان وضعی است که شما امروز می‌بینید. یعنی امروز کشور ما از نظر دفاعی در جایی قرار گرفته که هیچ قدرت نظامی و حتی اتمی هم تهدیدش نمی‌کند، این امر در آن شش سال اتفاق افتاد البته بعد تطور پیدا کرد و رسید به اینجا که خیلی از تجهیزاتی که ایران تولید می‌کند هم‌پایه آمریکایی‌هاست.

لذا من دیدم که دیگر زمان زمانی است که چشم فتنه از نظر نظامی کور شده است و کاملا هم نمایش دادیم که به چه ابهتی می‌رسیم. من این سوال را از شما نسل امروز می‌پرسم اینکه امام بعد از دو ماه از پذیرش قطعنامه خوشحال شد یا نه چه چیزی گیر ما می‌آید؟ چه گمشده‌آی داریم که بخواهیم در آن پیدا کنیم؟

بحث ما تصویری است که از امام به نسل جدید ارائه می‌شود، یعنی امام که بود و امامی که هست. آن طور که ما خوانده‌ایم و شنیده‌ایم امام بعد از پذیرش قطعنامه دیگر هیچ ملاقات عمومی نداشتند و حجت‌الاسلام توسلی هم گفتند که دیگر لبخند را بر لبان امام ندیدند.

من می‌گویم در آن زمان جنگی بین هر طرز تفکری است که هر کدام می‌خواهد دیگری را بکوبد اما ما معتقدیم که خیلی از این حرف‌ها از نظر من نوعی بی‌توجهی به حرف آقاست. من می‌خواهم بگویم که برای برخورد با آقای هاشمی آیا کسی بهتر از آقا هست؟ آقا قیم می‌خواهد؟ ایشان رودربایستی دارد؟ این آقایی که من می‌شناسم از امام هم بی‌رودربایستی‌تر است به قدری این مرد ثابت‌‌رأی و محکم در عقیده خود است که اگر ایشان حرف‌هایی که دیگران درباره آقای هاشمی می‌زد را قبول داشت دوباره ایشان را برای مجمع تأئید نمی‌کرد و هیچ رودربایستی و رفاقتی هم نداشت.

*هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام (ره) با فکر آقا تعارض دارد، گمراه است

ما در راستای روشنگری این سؤال را می‌پرسیم که اصول اندیشه و منظومه فکری حضرت امام چه بود؟

هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام با فکر آقا تعارض دارد، آنها گمراه هستند و اشتباه می‌روند. یعنی ما می‌بینیم که ایشان با همان طرز تفکر در جهانی سخت‌تر نه تنها انقلاب اسلامی را اداره کرد بلکه بیداری اسلامی را هم ادره کرد و آینده را نیز اداره می‌کند. 

می‌دانید که امام سه مقطع برای حرکت تعریف کرده بودند. من این را از قول آقای عسکراولادی می‌گویم که از سال 35 با امام آشنا شده بودند، ایشان می‌گوید که امام قبل از طلوع رحلت آیت‌الله بروجردی سه مرحله برای حرکت آینده خود ترسیم کرده بود.

اول انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم ستم‌شاهی و ایجاد حکومت اسلامی در ایران.دوم بیداری اسلامی و سوم جهانی شدن اسلام؛ بیداری اسلامی در زمان امام اتفاق نیفتاد اما امام خطاب به کویت گفت که شما اولین قربانی عراق خواهی بود.

امروز رهبرمان می‌گوید ما به نام جمهوری اسلامی از حماس یمن و حزب‌الله حمایت می‌کنیم و از هرکسی که مقابل آمریکا بایستد حمایت می‌کنیم. این افکار و اندیشه امام است نه سازش.

ممکن است برخی بخواهند امام را یک چهره لیبرال نشان دهند و آقا هم به خاطر همین نکته هشدار دادند.

من برای شما مثالی می‌زنم، اواخر حیات امام- من این مطالب را در محافل خصوصی زیاد گفته‌ام و در جواب کسانی که سعی دارند امام را نوعی اصلاح‌طلب قلمداد کند می‌گویم-البته خودم معتقدم که ما و دسته اصلاح‌طلب داریم، اصلاح‌طلبان ولایتی که پیرو امام است و اصلاح‌طلب برانداز که خیلی‌ها هستند. 

امام در اواخر حیات خود مصلحت دیدند که قانون اساسی بازنگری شود.شما دقت کنید می‌بینید که شورای 25 نفره‌ای که امام تشکیل داد چگونه شورایی بود، امام می‌گوید 5 نفر را مجلس انتخاب کند و 20 نفر را هم خودشان انتخاب می‌کنند. از این 20 نفر دقیقاً 13 نفر اصولگرا و 7 نفر اصلاح‌طلب هستند. حتی در آن 5 نفری که مجلس انتخاب کرد 3 نفر اصولگرا و 2 نفر اصلاح‌طلب بودند.

*اگر امام روشنفکر و اهل سازش بود ترکیب شورای بازنگری قانون اساسی را اصولگرا نمی‌بستند

اگر امام روشنفکر و اهل سازش بود ترکیب این شورا را برعکس می‌کردند. این جز حرف‌هایی است که گفته نشده است. لذا امام اصلاً به قدری در عقاید خود محکم و استوار بود که هیچگاه ندیدیم در طول این مدت کلمه‌ای حرفشان عوض شود، هرچه می‌گویند باید از صدا و سیما و مسئولان دفتر نشر آثار امام سؤال کنند که آیا برای این حرف‌هایی که از قول امام زده می‌شود، مدرک دارید یا خیر؟ اگر ندارید، که آن را به سینه دیوار بزنید چون اصلاً حرف امام نیست اگر در صدا و سیما و صحیفه نیست، این حرف حرف امام نیست.

ما این موضوع را با مؤسسه آثار امام مطرح کردیم اما گفتند باید مستند آن را از خود کسانی که منتشر کرده‌اند بپرسید.

آنها بگویند اما ملاک مردم باید این باشد که اگر حرفی درباره امام زده می‌شود یا باید این حرف در صدا و سیما موجود باشد یا در صحیفه نور.

رهبری در سالگرد ارتحال امام تأکید کردند که شاگردان قدیمی امام و علاقه‌مندان به انقلاب باید مانع از تحریف امام بشوند و اصول مکتب امام راستین کنند، مهم‌ترین مؤلفه‌های منظومه فکری امام در ساحت شخصی و اجتماعی چگونه بود؟

امام در زندگی خصوصی یک فرد کاملا آزاد بودند. آقای عسکراولادی به نقل از امام تعریف کردند وقتی در هواپیما می‌آمدیم، موقع نماز شب امام رفتند نماز شب خود را خواندند و هنگامی که نماز صبح شد همه به نماز ایستادیم و احمدآقا خوابیده بود، خواستند بروند احمدآقا را صدا کنند که امام گفتند از کدامیک از شما خواست که او را صدا کنید؟ اگر نخواست که نباید او را صدا کنید. این حرف یک مرتجع نیست حرف یک روشنگر مذهبی است که می‌گوید اگر کسی نگفته برای نماز او را صدا کنید نباید این کار را انجام داد.

یا در سلوک خانوادگی خود می‌بینیم که بهترین برخورد را در تعامل با فرزند و همسر از نظر نوع آزادی که خیلی جوامع می‌پسندند، داشتند. امام یک خطوط قرمزی داشتند که هر مسلمانی دارد از نظر حکومتی و اجتماعی امام روز 12 بهمن روز ورود خود وقتی می‌گوید جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد آنهایی که امروز دست و پا می‌زنند یک عده‌ای هستند در جامعه ما از متدینین قشری که می‌گویند اگر حکومت اسلامی بود، بهتر بود.

حکومت اسلامی نه مجلس و نه دولت می‌خواهد. یک بار دکتر شایگان در دهه فجر به مدرسه علوی آمد و ما با عزت و احترام او را به ملاقات امام بردیم، موقع بازگشت خیلی صریح گفت که حرف‌های این آقا (امام) برای اداره مملکت نه ممکن و نه کافی است و قبول نداشت. با درکی که امام از حرف‌های آنها داشت فرمود جبهه مرتد ملی. اگر امروز سیاستمداران ما دنبال جبهه ملی و نهضت آزادی هستند هر دوی آن سیستم فکری را امام دور ریخته است.

*امام یک لحظه هم درباره اینکه در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم حرفی نزنند

 آنها اصلا ایدئولوژی اسلامی نداشتند. آنها در مرامنامه خود گفته بودند که ما ایرانی مسلمان هستیم اما سیستم اسلام‌شان همان سیستم اسلامی است که خیلی‌ها فریاد می‌زدند که باید رفت و با آمریکا ساخت. این اصلا با منطق امام جور در نمی‌آید. امروز هر کسی برای اینکه مشکلات کشور را حل کند و احتیاج دارد که برای این مشکلات از امام مایه بگذارد خائن به امام و انقلاب است. شما حرف خودتان را بزنید. امام یک لحظه هم درباره اینکه در مقابل آمریکا کوتاه بیاید نه حرفی گفته و نه از حرکات ایشان چیزی استنباط می‌شود.

از صحبت‌های شما یک سوال؛ در بحث بازنگری قانون اساسی و شورایی شدن رهبری پیش می‌ آید ...

در قانون اساسی قبلی نوشته بود که رهبر یا شورای رهبری و نخست‌وزیر داشتیم یا رئیس‌جمهور و دو سه مورد دیگری بود که در زمان حیات حضرت امام (ره) به این نتیجه رسیدند که اینها برای آینده نظام مشکل درست خواهد کرد. بنابراین در قانون جدید پست نخست‌وزیری برداشته شد و رئیس‌جمهور کابینه نخست‌وزیری را بر عهده گرفت و دوم به این نتیجه رسیده بودند که رهبری شورایی اصلا امکان ندارد و می‌بینیم که وقتی این مجلس 25 نفره برای بازنگری قانون اساسی تشکیل شده بود هنوز تمام نشده بود که امام فوت کردند لذا در جلسه‌ای که برای انتخاب رهبری بود هنوز قانون اساسی قبل مطرح است؛ اول بحث شورای رهبری را کردند که به قول آقای هاشمی 45 مقابل 35 رای بود. یعنی 45 نفر با شورایی شدن مخالف بودند و 35 نفر موافق. 

رهبری اول موافق بودند ولی بعد که این قانون اساسی تصویب شد بحث شورایی شدن رهبری از بین رفت. لذا بحث این بود که به دستور خود امام برای حل مشکلات آینده بازنگری در قانون اساسی انجام شود.

*رهبری شورایی امکان ندارد

باتوجه به اینکه درحال حاضر مجدداً بحث شورایی شدن رهبری را مطرح می‌کنند و می‌گویند که در آینده می‌توانیم از این شیوه استفاده کنیم، چطور ارزیابی می‌کنید؟

قطعا در یک حکومت اسلامی همانطور که تجربه نشان داده است رهبری شورایی امکان ندارد.

اینکه می‌گویند می‌شود؟

بی‌خود می‌گویند که می‌شود. ما می‌گوییم نمی‌شود و تجربه این را نشان داده است از سوی دیگر 26 سال گذشته نشان داده که رهبری فردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با قدرت توانسته نظام را در تمام مشکلاتی که داشته اداره کند.

آقای هاشمی صحبتی داشتند و درباره پذیرش قطعنامه صحبت کرد و گفته بودند سیاست‌های پشت پرده هست که نمی‌توان آن را به مردم گفت و ما قطعنامه را پذیرفتیم. اخیراً هم بحث‌هایی درباره گروه‌هایی که برخی از کشورهای حامی آمریکا در زمان جنگ به ایران پیشنهاد دادند مطرح بود که قرار بود اگر ایران صلح کند و قطعنامه را بپذیرد به ایران پرداخت شود و رهبری نیز در مراسم ارتحال امام به این کمک‌های مالی که امام نپذیرفتند، اشاره کردند.

اینکه من برداشت خودم به عنوان یک عضو مؤثر و حساس در رأس جنگ این است که ما در آن زمان به مشکلی برخورده بودیم که اتفاقا جلسه‌ای در استانداری تهران تشکیل شده بود و از بنده به عنوان وزیر سپاه دعوت کرده بودند، وقتی به آنجا رفتم تصور کردم برای کارکنان استانداری است اما دیدم اکثر وکلای تهران و برخی از وزرا در آن حضور دارند؛ وقتی که پیشت میکروفن رفتم گفتم متاسفم که زیر این آسمان کبود فقط دو نفر به شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» اعتقاد دارند، یکی امام است و دیگری صدام. این صحبت من مورد اعتراض بزرگان هم قرار گرفت ولی همانجا به وزرا خطاب کردم که کدام یک از شما جنگ جنگ تا پیروزی را قبول دارید و برای آنها مثال زدم که آقای وزیر من که از شما فلان امتیاز را خواستم برای جنگ به من دادید؟ چیزی که من خودم با 7 هزار و 500 تومان ساختم شما می‌خواستید 75 هزار تومان  از من پول بگیرید.

*هاشمی توپ جنگ را در زمین دولت انداخت

یعنی خود آقای هاشمی نیز به این نتیجه رسیده بود، ایشان مرا صدا کرده و گفت «حاج محسن شما در راس جنگ افروزها خودت قرار داری. الان مدت‌هاست که آقای رضایی یک طرحی را تهیه می‌کند و به شما می‌دهد و شما هم یک سری چیزها را فراهم می‌کنید و 10 قدم جلو و دوباره 10 قدم عقب می‌روید. لذا به من گفتند لذا به من گفتند شما دنبال کار خودتان بروید. دولت شعار جنگ می‌دهد اما تمام قد در جنگ نمی‌آید. من می‌خواهم توپ را به زمین دولت بیندازم.»

ایشان فرمانده جبهه بودند. بنابراین بلافاصله نخست‌وزیر را رئیس ستاد کردند، آقای نبوی را مسئول لجستیک یعنی جایگزین من، آقای زنجانی را مسئول مالی و آقای خاتمی را مسئول تبلیغات کرد و به این ترتیب ستاد جنگ را دولتی‌ها تشکیل دادند. دولتی‌هایی که تیپی بودند که من هر وقت از جبهه می‌آمدم و در دولت توضیح می‌دادم آقای نبوی به من می‌گفت که جنگ را چه زمانی تمام می‌کنید.

طرز تفکر چنین چیزی بود حالا این فردی که همیشه معتقد بود جنگ باید تمام شود مسئول لجستیک جنگ شده است. این‌ها از فرمانده سپاه سؤال می‌کنند که این جنگ کی تمام می‌شود. می‌گویند وقتی که ما بغداد را بگیریم، می‌گویند بغداد را چه زمانی می‌توانیم بگیریم می‌گویند وقتی صدام ساقط شود. برای این کار چه می‌خواهیم؟ گفتند این چیزها را می‌خواهیم.

همان نامه‌ای که آقای محسن رضایی به آقای هاشمی نوشت.

بله نیازهای خود را آنجا اعلام کردند؛ من اگر در پست خودم بودم می‌گفتم که اینها را به شما خواهم داد. یعنی در آن زمانبندی که اعلام شده بود چرا که آقای رضایی آن امکانات را در یک زمانبندی خواسته بود و همه را در یک زمان درخواست نکرده بود و می‌شد هم آنها را تهیه کنیم. لذا گروهی که می‌خواستند جنگ را تمام کنند این نامه را که بین فرمانده و رئیس ستاد جنگ بود خدمت امام بردند و گفتند که این امکانات را از ما می‌خواهند و ما هم نمی‌توانیم تامین کنیم. بعد هم پیشنهاد می‌کنند که آتش‌بس پذیرفته شود. به نظر من خوب زمانی جنگ تمام شد، ما همه سرزمین خود را آزاد کرده و در اوج قدرت نظامی و بسیج مردمی بودیم. ما که نمی‌خواستیم صدام را ساقط کنیم و عراق را  نگه داریم و باید آن را به مردم عراق می‌دادیم. ما وقتی خرمشهر را گرفتیم عراق در اوج قدرت قرار داشت. من سال 62 موافق ادامه جنگ بودم نه در سال 68.

*فضای تحریم الان و زمان جنگ شبیه است

در صحبت‌های خود اشاره کردید که می‌توانستید امکاناتی را که فرمانده وقت جنگ درخواست کرده بود را تامین کنید؛ یکی از مواردی که مطرح می‌شود اقدامات شما برای تهیه تجهیزات و امکانات در اوج تحریم‌ها و محاصره‌های اقتصادی است. اگر بخواهید این فضا را با فضای فعلی تحریم‌ها مقایسه کنید ارزیابی شما چیست؟

اتفاقا این فضا کاملا شبیه است و راه حل آن نیز یک چیز است. ما دیدیم برای اینکه بتوانیم جنگ را تا آن مرحله‌ای که ادامه داده‌ایم یعنی ما در عملیات کربلای 4 و 5 که در عملیات کربلای 4 شکست خوردیم و در کربلای 5 پیروز شدیم . بیش از 12 میلیون گلوله توپ و خمپاره در داخل کشور خود ساختیم و در جنگ استفاده کردیم. اما اینها را در کارخانه‌های نظامی نساختیم، من بارها گفته‌ام که ما 3 هزار دستگاه کپی تراش از خارج وارد کردیم به قیمت هر دستگاه هزار دلار و آن را به 3 هزار تراشکار در سراسر کشور دادیم و به هر کدام نیز 2 تا 3 هزار پوکه توپ و خمپاره دادیم و گفتیم که با این کپی‌تراش اینها را بتراشید، این کپی‌تراش هم هدیه به شما و مزد این کار خود را بگیرید هم مهمات بزرگ برای جبهه تهیه شد و هم صنعت تراشکاری در ایران 30 سال جلو افتاد و هم ما توانستیم دشمن را شکست دهیم. امروز هم اگر دولت به جای چانه‌زنی و التماس کردن برای برداشتن تحریم‌ها- که تحریم‌ها را باید بردارند- راه برداشته شدن تحریم‌ها چانه‌زنی و ژنو و وین نیست بلکه برداشتن موانع تولید مردم در داخل کشور است.

ما دو نوع اقتصاد داریم، یکی اقتصاد واقعی و یک اقتصاد مالی؛ اقتصاد واقعی یعنی تجارت، صنعت، کشاورزی و مسکن و خدمات. اقتصاد مالی شامل بانک، بیمه، بورس، لیزینگ و شبیه اینهاست. این دومی را در عین حال که باید دست مردم باشد اما دولت باید کاملا آن را کنترل کند. امروز بانک‌ها خون مردم را در شیشه می‌کنند و قانون هم دست قوه قضائیه را بسته است. من زمانی که سال 62 تازه به دولت رفته بودم بحث اقتصاد مردمی و دولتی مطرح بود و زمانی که رای‌گیری شد 9 نفر موافق و 9 نفر مخالف بودند و من نیز رای نداده بودم که نخست‌وزیر پرسید رای شما چیست و من نیز گفتم هفته دیگر. از همان جا خدمت امام رفتم و از امام سؤال کردم این بحث دولتی و ملتی به نظر شما تجارت و صنعت و کشاورزی باید دست چه کسی باشد که امام فرمودند صنعت، مسکن، تجارت و کشاورزی باید دست مردم باشد.

امام یک جمله‌ای گفتند و شما بروید این جمله را تحلیل کنید، زندگی مردم را به دست کارمند ندهید، اما امروز زندگی مردم صد در صد به دست کارمند است. دست قانون و دولت هم نیست. دست مجلس هم نیست، طرف آنجا نشسته و نمی‌خواهد مجوز بدهد. دولت باید قانون را مشخص و اعلام کند،‌ ما در زمان جنگ فکر کردیم برای دفاع چه چیزی لازم داریم و هر چه که لازم داشتیم درست کردیم، کشوری که با روش آبیاری قدیم کارشناسان می‌گفتند می‌تواند به 150 میلیون نفر غذا بدهد و حالا می‌گویند می‌تواند 600 میلیون را می‌تواند غذا بدهد چرا باید گندم وارد کنیم. چرا باید گوشت گاو، علوفه و روغن بیاوریم. الان اگر واقعا دولت می‌خواهد که در مذاکرات موفق شود و خود به خود تحریم‌ها بی‌خاصیت شود باید در داخل اعلام کند که مردم چه مشکلی در راه تولید دارید و به طور مثال بگوید ما یک هیأت 50 نفره را مستقر می‌کنیم تا همه مشکلات مسیر تولید را آنها حل کنند نه اینکه طرف 3سال بدود برای اینکه کارخانه‌ای درست کند و زمانی مجوز بگیرد که مزیت نسبی آن از بین رفته است و اصلا دیگر برای این طرف صرف نمی‌کند. الان همه به دنبال تجارت رفتند چرا که راحت‌ترین کار است. این باید سختگیری شود نه صادرات. در حالی که الان واردات بسیار آسان و صادرات بسیار سخت است. بنابراین تنها راه گذر از تحریم ها اعتماد به مردم، دادن امکانات به مردم و دقت دولت بر روی مؤسسات اقتصاد مالی است و خودش هم نباید بانکداری کند.

مثل اینکه در این راستا خودتان هم برنامه‌ای دارید؟

انشاءالله اگر شروع شود خبردار می‌‌کنمتان.

*مقایسه مذاکرات با کربلای 4 را قبول ندارم

یکی از موضوعاتی که خواستیم نظر شما را بدانیم درباره اظهارات آقای آشنا مشاور رئیس‌جمهور است که اخیرا گفته است نباید اجازه داد عملیات 11 تیر مانند عملیات کربلای 4 لو برود. چقدر شما این مقایسه را قبول دارید؟

هیچ قبول ندارم.

چرا در شرایطی که از رسانه‌های ضدانقلاب به دلایل شکست عملیات کربلای 4 دامن می‌زنند چنین مقایسه‌ای صورت می‌گیرد؟

من مطمئنم حضرت آقا در برابر خطوط قرمزی که برای مذاکرات معین کرده‌اند قاطعانه می‌ایستند و اگر از این خطوط قرمز عبور یا توافق کنند ایشان نخواهد پذیرفت و این را رسما اعلام کردند. در همان چارچوب. تا زمانی که جنگ تمام نشد من نمی‌گفتم که یکی از منابعم که در سطح بالا مهمات تهیه می‌کردم از کشور بیطرفی همچون سوئیس است و آن زمان کانال خود را لو نمی‌دادم چرا که اگر این کار را می‌کردم آمریکا جلوی آن را می‌گرفت.  بخشی از سلاحی که از زمان رژیم سابق دست ما بود، سلاح‌های غربی بود و باید مهمات آن را نیز از غرب می‌آوردیم و هیچ کشور غربی هم آن را به ما نمی‌فروخت. از این رو ما امکانات آنها را از سوئیس تهیه می‌کردیم. اینکه در مذاکرات ژنو و وین مطرح می‌شود از همین مقولات و زیر خط قرمز می‌خواهند بده بستان کنند نباید از حالا آن را فریاد بزنند. چرا که مهم نرسیدن به خط قرمز است و اگر بخواهند عبور کنند بی‌خود می‌کنند و اصلا حق ندارند.

یکی از بحث‌هایی که این روزها دوباره مطرح شده عملیات کربلای 4 به واسطه تفحص پیکر پاک 175 شهید غواص است و رسانه‌های ضد انقلاب سعی دارند در این زمینه خود را دایه مهربانتر از مادر نشان دهند و مسولان وقت را متهم کنند.  نظر شما را درباره این عملیات و بازگشت پیکر شهدای غواص می‌خواستیم که بدانیم.

در کربلای 4 ما کمتر از یک پنجم از نیروهای خود را وارد جنگ کرده بودیم و همه عملیات کربلای 5 حدود 15 روز پس از عملیات کربلای 4 آغاز شد. لذا در این مدت نه برای اعزام نیرو وقت بود و نه برای تجهیز نیرو. لذا امکانات، عِدء و عُده را بیش از 5 برابر آن چه که در کربلای 4 وارد کردیم در منطقه داشتیم، آن مقداری که وارد جنگ شدند و ما دیدیم که دشمن توانست عده‌ای را شهید و عده‌ای را اسیر کند آن را متوقف کردیم. به ما سند نداده بودند که در تمام عملیات‌ها پیروز می‌شوید ما در والفجر مقدماتی هم پیروز نشدیم. در والفجر 1 هم پیروز نشدیم و بعد از والفجر مقدماتی و فجر 1 خیلی علیه ما شلوغ کردند و ما مجبور شدیم با فرماندهان اصلی جنگ خدمت امام شرفیاب شویم و امام نیز با یک جمله مسئله را حل کردند.

*امام بعد از دو شکست به ما گفتند شما عدم‌الفتح داشته‌اید، نگویید شکست

گفتند چه کسی گفته که شما شکست خورده‌اید، شما عدم‌الفتح داشته‌اید و شما هیچ گاه شکست نمی‌خورید. در همان ملاقات نیز گفتند که من دست و بازوی شما را که دست و بازوی خدا بالای آن است را می‌بوسم و بر این بوسه افتخار می‌کنم.  یعنی بعد از دو عملیات شکست خورده امام چنین ادبیاتی داشتند. اینهایی که امروز این حرف‌ها را می‌زنند خیلی‌شان آن زمان در کوچه‌ها بازی می‌کردند و هنوز به دنیا نیامده بودند و یا از همان اول جزو کسانی بودند که الذین فی قلوبهم مرض. حالا وقت گیر آورده بودند تا عقده دل خود را باز کنند. زمانی که جنگ تمام شد ما از 11 ملیت اسیر و از بیش از 30 کشور غنیمت جنگی یعنی همه دنیا پشت این بی‌دین بودند اما با همه این حرف‌ها اجازه ندادیم یک وجب از خاک کشورمان برود و در مقایسه با جنگ‌های دنیا، البته هر شهید به اندازه یک تاریخ می‌ارزد ولی می‌بینیم که ملت الجزایر با 8 میلیون نفر جمعیت برای آزادی خود یک میلیون شهید یا کشته داد. ما همه شهید زمان جنگ‌مان به 140 هزار نفر نمی‌رسید. در حالی که در همین 8 سال 212 هزار نفر در جاده‌ها کشته شده‌اند.

ما کلا از 15 خرداد 42 تا پذیرش قطعنامه حدود 200 هزار شهید داده‌ایم و بنیاد شهید هم همین آمار را ارائه می‌کند.

*بحث اعدام فرماندهان مطرح نبود

آقای رفیقدوست شما در صحبت‌های خود اشاره داشتید که امام بعد از شکست در عملیات والفجر به رزمندگان گفته بود که شما عدم‌الفتح داشتید یعنی امام با وجود شکست از چنین ادبیاتی استفاده می‌کند اما برخی می‌گویند که امام بعد از شکست فاو مسئله اعدام برخی فرماندهان را مطرح کرده است واین از همان تناقضاتی است که خاطره‌سازی‌ها به وجود می‌آورند و شخصیت دوگانه‌ای از امام نشان می‌دهند.

البته من به عنوان یک قدیمی سپاه باید بگویم که اصلا این حرف‌ها را آن زمان نشنیدم.

یعنی بحث اعدام فرماندهان مطرح نبود.

من اصلاً نشنیدم و نمی‌دانم. من اخیرا هم که شنیدم تعجب هم کردم.

این تناقضات در ارائه چهره امام به نسل جوان را چگونه باید حل و فصل کرد و دوباره اینجا به موضوع تحریف امام می‌رسیم.

باید به صحیفه امام و سخنرانی‌های ایشان در صدا و سیما رجوع کنید.

*هزینه‌های جمهوری اسلامی در دفاع از مستضعفان موثر بوده است

با توجه به هزینه‌کردهای جمهوری اسلامی در بحث دفاع از مستضعفان و مظلومان چقدر این هزینه‌کردها در کمک به کاهش آتش جنگ در یمن مؤثر بوده است؟

خیلی مؤثر بوده است ما در این که اعلام کردیم از ملت سوریه حمایت می‌کنیم واقعا این طور است که اگر ما نبودیم سوریه سقوط کرده بود و مرزهای اسرائیل تا عراق و لبنان  آمده بود چرا که اولین کشوری که در نوار مقاومت به عنوان کشور مقاومت می‌کند، سوریه است لذا هر چه آنجا تلاش کردیم تلاش به حقی بود و جبهه مقاومت را پایدار نگه داشتیم و با کمک حزب‌الله و حماس اسرائیل را قطعا برای آینده تاریخ نابود کردیم. اصولا اسرائیل بدون توسعه‌طلبی ماندگار نیست و هویت ندارد. الان می‌خواهد دور خود را دیوار بکشد و مهاجرت معکوس نیز در سرزمین‌های اشغالی یک مسئله اساسی شده که به شدیدترین وجه جلوی آن را می‌گیرند. طوری که هر کسی بخواهد از اسرائیل به سرزمین خود برگردد باید هر چه دارد در اسرائیل بگذارد و برود. جمهوری اسلامی با کمال افتخار با کمک به حزب‌الله و حماس افسانه شکست‌ناپذیری یک قدرت پوشالی را مشخص کرد و چه بخواهیم چند سال آینده اسرائیل از بین می‌رود و به هیچ عنوان ماهیت حکومت ندارد و یک حکومت جعلی است لذا هر چه هزینه کردیم بهره خوب برداشته و از انقلاب اسلامی دفاع کرده‌ایم.

یکی از شبهاتی که ایجاد می‌کند این است که می‌گویند ما باید امتیازاتی را به کشورهای منطقه از جمله سوریه،؛ لبنان و یمن بدهیم تا جنگ را از کشور خودمان دور کنیم و می‌گویند اگر ما با آمریکا سازش داشته باشیم نیازی نیست این هزینه‌ها را بپردازیم.

این یک خیال باطلی است، لازمه‌ اینکه ما با آمریکا سازش کنیم این است که اول اسرائیل را به رسمیت بشناسیم. دوم دست از حمایت همه محرومان برداریم. سوم افکار امام را هم کنار بگذاریم. آیا چنین چیزی امکان دارد؟

می‌گویند مردم از شعار خسته شده و دنبال صلح هستند.

اگر این طور می‌گویند باید بیایند 22 بهمن و روز قدس را نگاه کنند که هر سال پرشورتر می‌شود هر چندکه آنها نمونه مردم بوده و همه مردم نیستند. کسانی که چنین حرف‌های می‌زنند افرادی هستند که دستشان به مطبوعات می‌رسد و حرف هم خوب می‌زنند اما از چیز دیگری ناراحت هستند. همان زمان صحبت بود این ثروتمندانی که با انقلاب مخالفند یک نیم سانت چربی روی برنج‌شان کم شده است. لذا آقایانی که امروز درباره سازش با آمریکا حرف می‌زنند ایرانی می‌خواهند که خیابان‌های آن مانند لس‌آنجلس و نیویورک همه چیز آزاد باشد و خیلی از آنها نیز وقتی فشار وارد شد به همان جا رفتند. کسانیکه دائم صحبت از آمریکا می‌کند واقعا انقلاب را قبول ندارند که اینگونه می‌گویند ما هم آنها را قبول نداریم. ما نسل اول انقلاب خوشحال هستیم که می‌بینیم نسل سوم و چهارم با همه مسائلی که گفته می‌شود پشت انقلاب هستند. بنابراین مردم می‌بیند که در این انقلاب به حساب آمده‌اند.

*ماجرای گم شدن آقازاده مسئولان در زمان جنگ در جبهه

شاید یکی از موضوعاتی که مردم را ناراحت کند بحث تبارسالاری است که به  نوعی بعد از جنگ شاهد شکل‌گیری این موضوع بودیم که کاملا با منظومه فکری امام تناقض دارد.

البته ما می‌بینیم که خیلی هم این مسئله را حس نمی‌کنم اتفاقا در زمان جنگ یک اتفاقی رخ داده بود که بد نیست آن را بگویم، یکی از پسرهای مقام معظم رهبری یکی از پسران آقای هاشمی، یکی از پسران آقای ناطق و یکی از پسران بنده و دیگری پسر آقای بجنوردی  گروهی در لشکر 10 سیدالشهدا بودند و در منطقه مهران یک مرتبه گم شدند و من وقتی که خدمت آقا رسیدیم ایشان فرمودند که دعا کنیم اینها شهید شوند و اسیر نشوند، این یک واقعیتی بود که فرزندان مسئولان مانند سایر مردم در جبهه‌ها حضور داشتند اما اسامی آنها متفاوت از پدرانشان بود مثلا فرزند مقام معظم رهبری با نام حسینی، فرزند آقای هاشمی با نام آقای بهرمانی و پسر من نیز با نام تهرانی و پسر آقای ناطق به اسم نوری  در جبهه‌ها حضور داشت و اسم مشهور روی خود نگذاشته بودند. نهایتا نیز مشخص شد که آنها در جایی بین دشمن و خودی‌ها گیر کردند و زمانی که نیروهای خودی حمله کردند آنها نیز برگشتند.

امروز اگر این آقازاده‌ها یا به قول شما تبارزاده‌ها در جهت انقلاب حرکت کنند شاید برای مردم مقبول باشد و اگر نه الگوی امام و رهبری بهترین الگو است. امروز تلاش‌های می‌شود که در ماهیت مجلس خبرگان تغییر ماهوی ایجاد کند که نخواهد شد. وقتی که همیشه 85 نفر کسانی که کمتر امکان هوای نفس و اشتباه محاسبه درباره آنها می‌توان کرد لذا تبارسالاری در این موارد معنایی ندارد.

در این سطح کلان این مسئله را مطرح نکردند بلکه در سطح خردتر مدنظرم قرار دارد.

آن عده‌ای که امروز در برخی موارد حرکاتی نشان می‌دهند در جهت تبارسازی کمک می‌کند.

چه کسانی کمک می‌کنند؟

یک عده که بی‌خود شعار می‌دهند و فلان آقا که می‌خواهد صحبت کنند اجازه نمی‌دهد. چرا باید اینگونه باشد. باید اجازه داد که صحبت کند و راحت نیز نقد شود که می‌شود.

با توجه به در پیش بودن انتخابات تصمیمی برای کاندیداتوری ندارید؟

خیر سن من از این چیزها گذشته است. من مال قبل از جنگ جهانی دوم هستم.(خنده)

برنامه تشکیلاتی چطور؟

من برنامه تشکیلاتی ندارم و بازنشسته هستم.

به عنوان آخرین سؤال؛ سؤالی درمورد موضوع فتنه داشتم با توجه به اینکه برادر شما با آقای تاج‌زاده نسبت فامیلی دارد می‌خواستم بپرسم در زمان فتنه آیا شما با این آقایان صحبتی داشتید؟

ما از اول اختلاف سلیقه داشتیم البته ایشان خیلی از بنده کوچکتر است. ایشان تحصیلکرده خارج بود و افکارش کاملا لیبرالیستی و چیزی کاملا شبیه به بهزاد نبوی بود. ما اصلا در زمان فتنه یکدیگر را ندیدیم. من فقط با خود موسوی یکی دو بار پیام رد و بدل کردم و به او پیغام دادم اینکه اطرافیانت گفته‌اند تقلب شده دروغ است و خودشان هم می‌دانند و به او پیشنهاد کردم این 13 میلیون رای را به خودش نگیرد و اگر می‌خواهید ببینید چقدر رای واقعی دارید پیام تبریک بدهید و نتیجه انتخابات را بپذیرید مانند کاری که آقای ناطق کردند و به او تاکید کردم از کمیسیون احزاب درخواست تشکیل حزب کند تا کسانی که به او رای دادند اگر می‌خواهند به آن حزب بپیوندند اقدام کنند. به او گفتم که زیر یک میلیون و 500 نفر از این 13 میلیون پاسخ شما را خواهند داد. چرا که از این 13 میلیون تنها 2 میلیون رای به شما و 11 میلیون رای نه به احمدی‌نژاد بود.

من برای او اسم بردم و گفتم اگر با اصلاح‌طلبان ولای همچون عارف، جهانگیری، زنگنه، آخوندی درخواست حزب کنید 150 هزار نفر در حزب شما ثبت‌نام می‌کنند و تازه بزرگترین حزب اپوزیسیون تاریخ ایران می‌شوید. اما او هیچ جوابی نداد.

با توجه به اینکه من با احمدی‌نژاد مخالف بودم و برای این مخالفت منطق هم داشتم مشهور شده بود با توجه به این مخالفت آیا حاضرین از موسوی حمایت کنید که من هم گفتم اگر ایشان با اصلاح‌طلبان ولایی ستاد خود را تشکیل دهد بله اما وقتی دیدم چه کسانی در ستاد او هستند پیغام دادم حاضر نیستم از شما حمایت کنم و هر کسی از من می‌پرسید به چه کسی رای می‌دهی می‌گفتم به کسی رای می‌دهم که نه آن باشد نه این. (خنده) آن وسط بالاخره به یکی رای دادیم.

اگر صحبت و نکته پایانی دارید بفرمایید؟

من این روزها بیشتر بر بازگشت دولت به اقتصاد مردمی برای حل مشکلات تاکید دارم. واقعا اگر دولت این حرف ما را قبول دارد ما را صدا کند تا توضیح دهیم چگونه می‌شود. بالاخره ما تجربه موفق در جنگ داشتیم تا نشان دهیم در بخش کشاورزی آماده هستیم کشور را حداکثر ظرف سه سال خودکفا کنیم. ادعا می‌کنیم.

 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گروه جنگ نرم مشرق- زمانی که صحبت از جاسوس می‌کنیم، بسیاری تصور می‌کنند که جاسوس‌ها يعني افرادي چون "جيمز باند" که کارهاي عجيب و غريب مي‌کنند و توانايي و قدرت غيرمتعارف دارند. چنين تصوري درباره جاسوسي در عصر حاضر از اساس غلط و اشتباه است. جاسوس‌ها طبيعي‌تر و معمولي‌تر از آن هستند که مورد توجه قرار بگيرند و يا انگشت‌نما شوند. اين جماعت به قدري "شبيه همه" هستند که تفاوت و تمايزشان ازديگران دشوار و سخت است. شخص جاسوس نیز برای اینکه به اهدافی که مدنظرش است، برسد، به صورت طبیعی در پوشش‌های مختلفی وارد می شود و به همين دليل این افراد هزار شغل و هزار عنوان دارند و به طور عمومی با مشاغل و عناويني چون توريست، ورزشکار، روزنامه‌نگار، هنرمند، دانشمند، محقق، پژوهشگر، بازرگان و... همزيستي دارند. هيچ‌کس در هيچ کجاي دنيا به نام و عنوان جاسوس پاسپورت نمي‌گيرد. هويت‌ها چيزي ديگري را نشان مي‌دهند اما در واقع آنها کار ديگري مي‌کنند.

سرویس‌های جاسوسی همواره سعی دارند افراد مختلفی را به استخدام خود درآورند تا مخفیانه‌تر و مطلوب‌تر به اطلاعات مهم مد نظر خود دست پیدا کنند که در این میان، خبرنگاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. بسیاری از خبرنگاران خارجی با دستورالعمل‌های اطلاعاتی و امنیتی ارائه شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی وارد کشور هدف می‌شوند که این اتفاق در مورد "ایران" به عنوان یک کشور هدف نیز صدق می‌کند.

پس از انقلاب اسلامی و کینه‌ای که غرب از ملت و حکومت ایران به دل گرفت و ایران را به دلیل "استقلال‌طلبی" خود به عنوان یکی از دشمنان خود معرفی کرد، همواره به دنبال ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی ایران بود که این امر به اطلاعات درست و دقیق از داخل ایران نیاز داشت. به همین منظور از خبرنگاران کشور خود یا از افرادی ایرانی که تابعیت کشورهای غربی را نیز دارند و در داخل ایران به کار خبری مشغول هستند، به عنوان یکی از بازوهای جمع‌آوری اطلاعات استفاده می‌کنند.

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران که همواره در حال رصد تهدیدات علیه کشور هستند، فعالیت خبرنگاران نماینده کشورهای خارجی به خصوص غربی را نیز تحت نظر دارند تا آنها نتوانند در پوشش خبرنگاری به فعالیت‌هایی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دست بزنند که در غیر این صورت آنها را دستگیر کنند. یکی از جدیدترین نمونه‌های این دستگیری نیز "جیسیون رضائیان" خبرنگار «واشنگتن پست» است که موجب فشار زیاد تبلیغاتی و رسانه‌ای غربی‌ها به خصوص آمریکایی‌ها علیه کشورمان شده است.

به بعضی از این افراد که در قالب خبرنگار و محقق اقدام به جاسوسی و فعالیت‌ علیه امنیت ملی کشور کردند و به دام افتند، توجه کنید:

 

جیسیون رضائیان

اواخر تیرماه سال 93 "جیسیون رضائیان" خبرنگار «واشنگتن پست» به همراه همسرش "یگانه صالحی"، و يک عکاس خبری و همسر این عکاس که با رضاییان همکاری می‌کردند، توسط ماموران امنیتی در تهران به جرم جاسوسی بازداشت شدند. زوج دوم مدتی بعد آزاد شدند و همسر جیسیون رضائیان که خبرنگار روزنامه انگلیسی‌زبان "نشنال" مستقر در امارات متحده عربی نیز بود، در اوایل مهرماه همان سال به قيد وثيقه آزاد گردید.

خبرنگار ۳۸ ساله "واشنگتن پست"، که از سال ۲۰۱۲ به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت می‌کرد، تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی دارد و همسرش یگانه صالحی نیز برای اقامت در آمریکا اقدام کرده بود. البته رضاییان با گذرنامه ایرانی خود وارد خاک ایران شده است.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

«نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامه‌های ضدتحریمی ایران» بخشی از اتهامات "جیسون رضاییان" است

علی رغم جوسازی شدید رسانه‌های غربی به خصوص مقامات آمریکایی مبنی بر بی‌گناهی جیسیون رضائیان، اتهامات سنگین امنیتی متوجه وی شده است. از جمله مهم‌ترین اتهامات ضدامنیتی رضاییان، نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامه‌های "ضدتحریمی ایران" از جمله هویت واسطه‌های تجاری و ماهیت شرکت‌های همکار ایران در پروسه دور زدن تحریم‌ها و جاسوسی از برنامه هسته‌ای کشورمان است. رضاییان در ایران و آمریکا ارتباطات وسیعی با افراد مختلف دارد که می‌توان به دوستی با "توماس اردبرینک" خبرنگار نیویورک‌تایمز مقیم ایران که با یک خانم ایرانی ازدواج کرده تا لابی "نایاک" که مرتبط با وزارت دفاع آمریکا است و.... اشاره کرد.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

حمایت مستقیم "اوباما" از "جیسون رضائیان"، نشان از اهمیت این فرد برای دولت آمریکا و دستگاه‌های اطلاعاتی این کشور است

کیفرخواست رضاییان در آخر فروردین امسال از سوی دادستانی تهران صادر شد که وی را به جاسوسی از طریق جمع‌آوری تصمیمات کشور در خصوص مسائل سیاست داخلی و خارجی و قراردادن آن در اختیار افراد غیر صالح متهم کرده است. بر اساس کیفرخواست صادره، «دسترسی و جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده، همکاری با دول متخاصم و نوشتن نامه به اوباما رئیس جمهور آمریکا و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» از دیگر اتهامات جیسون رضائیان است که بزودی دادگاه وی تشکیل می‌گردد. استفاده اوباما در ضيافت شام سالانه با اتحاديه خبرنگاران کاخ سفيد از کلماتی نظیر "تمام توانم را به کار خواهم بست"، "تا آزادی او از پا نخواهم نشست" و "آرام نمی‌گیرم" برای جیسون رضائیان، نشان از اهمیتی است که این فرد برای دولت آمریکا و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی این کشور دارد.

 

رکسانا صابری

بازداشت رکسانا صابری در بهمن ماه سال ۱۳۸۷ نیز یکی ار پر سر و صداترین پرونده‌های جاسوسی در ایران به شمار می‌رفت. صابری که تابعیت ایرانی- آمریکایی دارد، از پدری ایرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی متولد شده است و از سال 83 حدود شش سال قبل از دستگیری، در ایران و با مجوز دولت برای رسانه هایی چون "رادیوی عمومی آمریکا" (ان پی آر) و بی بی سی مشغول به کار بود. مجوز فعالیت وی از یک سال قبل از بازداشت توسط دولت تمدید نشده بود اما وی فعالیت خود را ادامه داد. 

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

"رکسانا صابری" به عنوان مترجم در مجمع تشخیص مصلحت، در پی جمع‌آوری "اسناد محرمانه" درباره حمله عراق به آمریکا بود

رسانه‌های غربی ادعا کردند که صابری در حال مطالعه برای تکمیل تحصیلات خود در رشته مطالعات ایران و روابط بین‌الملل در سطح فوق لیسانس و همچنین نوشتن کتابی در باره ایران بوده، اما این درحالی است که وی به عنوان "مترجم" در مجمع تشخیص مصلحت نظام کار می‌کرده و در پی جمع‌آوری "اسناد محرمانه" درباره حمله عراق به آمریکا بوده است.

 

"رکسانا صابری" به عنوان مجری در کنسرت ضدانقلاب «امید برای ایران» در برلین ایفای نقش کرد

رکسانا صابری برای جاسوسی به نفع ایالات متحده، توسط دادگاه به هشت سال زندان و پنج سال تعلیق از فعالیت خبرنگاری محکوم شد اما این مجازات در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی تخفیف داده شد. وی پس از گذراندن چهار ماه در زندان به اتهام جاسوسی در اردیبهشت سال 88 از زندان آزاد و به همراه پدر و مادر خود ایران را به سمت آمریکا ترک کرد. رکسانا صابری بعد از آزادی همچنان فعالیت خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه می‌دهد و به عنوان نمونه در کنسرتی که در آستانه انتخابات سال 92 در برلین توسط سازمان‌ اطلاعاتی آلمان برای "حمایت از سران فتنه و اغتشاشات" برگزار شد، به عنوان مجری ایفای نقش کرده بود.

مازيار بهاری

مازيار بهاري خبرنگار «نشریه نیوزویک» که تابعیت ایرانی و کانادایی دارد، سال 88 به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار انتخابات ریاست جمهوری وارد ایران شده بود که در اواخر خرداد ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

از اتهامات "مازیار بهاری" می‌توان به «جمع‌آوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقه‌بندی» شده نام برد

بهاری كه فارغ‌التحصيل رشته‌هاي علوم سياسي و سينما از دانشگاه كاناداست، از سال 1373 فعاليت مستند سازي و خبرنگاري را آغاز كرد، و در طول سال‌هاي گذشته در رسانه‌هاي مختلف و در كشورهاي گوناگون در منطقه خاورميانه، آفريقا و آسياي جنوب شرقي به فعاليت خبري مشغول بوده و با آنكه تاكيد مي‌کرد كارمند BBC و شبكه 4 تلويزيون انگليس نيست، فيلم‌هايي را براي اين رسانه‌ها تهيه ‌كرده بود. 

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

"مازیار بهاری" در کنار عوامل فیلم ضدایرانی «گلاب»، که بر اساس کتابی که وی پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد

دادگاه انقلاب ایران مازیار بهاری را به جهت جرائم «اجتماع و تبانی با قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور، جمع‌آوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقه‌بندی شده، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبر انقلاب و رئیس جمهور و اخلال در نظم عمومی» به بیش از ۱۳ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. وی که با وثیقه سه میلیارد ریالی آزاد بود، قبل از اعتراض به حکم دادگاه از کشور به صورت غیرقانونی گریخت و همچنان به فعالیت خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد. فیلم ضدایرانی «گلاب» نیز توسط "جان استوارت" بر اساس کتابی که "بهاری" پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد.

کلوتید ریس

کلوتید ریس قبل از انتخابات سال 88 به عنوان دانشجوي جغرافياي سياسي و همچنین يك استاد زبان فرانسه برای یک فرصت ۶ ماهه مطالعاتی در دانشگاه اصفهان به ایران سفر کرده بود. اما یکی از اهداف سفر وی "جمع‌آوری اطلاعات" در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران بود که در این رابطه در فواصل ماه‌هاي ژوئن تا سپتامبر 2007 يك دوره "كارورزی" را درباره فن‌آوري هسته‌اي در «كميساريای انرژي اتمي» فرانسه ‌گذراند تا بابت ماموريتش با آشنايي بيشتري اقدام كند.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

"کلوتید ریس" يك دوره كارورزی درباره فن‌آوری هسته‌ای در فرانسه به جهت جاسوسی ‌گذرانده بود

ریس از جمله مهره‌هاي سفارتخانه فرانسه بود که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق حضور در تجمعات و اغتشاشات 25 و 27 خرداد ماه سال 88 و همچنين جمع‌آوري اخبار، اطلاعات و تهيه تصاوير از اين اغتشاشات و ارائه آن به وابسته علمي سفارت فرانسه توسط نيروهاي امنيتي دستگير شد. زمانی كه وی بازداشت شد و در دادگاه تهران به جرايم خود اعتراف كرد، وزير خارجه وقت فرانسه برنارد كوشنر، در مصاحبه‌اي گفت: «كشورش آنقدر احمق نيست كه يك دختربچه را براي جاسوسي به ايران اعزام كند و او فقط يک معلم ساده زبان است.»

 

 

نشریه‌های فرانسوی پس از آزادی "ریس" اعلام کردند که وی دارای "کد امنيتي" و درخدمت دستگاه اطلاعاتي فرانسه بوده است


بر اساس حکم اولیه دادگاه ریس به تحمل ۱۰ سال حبس در ایران محکوم شد که در جلسات تجدیدنظر این حکم به پرداخت جریمه نقدی معادل ۲۸۵ هزار دلار کاهش یافت
. وی بعد از پرداخت جریمه نقدی و پس از قریب به ده ماه بازداشت در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد. چند روز پس از آزادی ریس، نشریه‌های فيگارو و ليبراسيون فرانسه اعلام کردند که کلوتيد ريس دارای "کد امنيتي" و درخدمت دستگاه اطلاعاتي فرانسه بوده و به اين دليل تاکنون صحبتي از اين مسئله نشده که نگران جان او در ايران بودند.

خبرنگاران آلمانی

دو خبرنگار آلمانی در مهرماه سال 89 برای راه انداختن یک کمپین بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران، به خانواده یک زن ایرانی در تبریز که به اتهام قتل و ارتکاب زنا محکوم به مرگ شده بود، نزدیک شده بودند تا از آنها برای اهداف خود استفاده کنند؛ اما با هوشمندی ماموران امنیتی قبل از هرکاری دستگیر شدند. این دو فرد که در نشریه‌ "بیلد ام زونتاگ" آلمانی فعالیت می‌کردند، با ویزای توریستی وارد ایران شده بودند و نه به عنوان خبرنگار، اما در این پوشش با شبکه‌های ضد انقلاب خارجی در ارتباط و همکاری می‌کردند.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

دو خبرنگار آلمانی نشریه‌ "بیلد ام زونتاگ" در زمان بازداشت با مادران خود دیدار کردند

این دو فرد در دادگاه برای جرم «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور جمهوری اسلامی ایران» ابتدا به ۲۰ ماه حبس تعزیری محکوم گردیدند که در نهایت این حکم به جزای نقدی تبدیل شد و این دو آلمانی با پرداخت جریمه و پس از 4 ماه بازداشت در ابتدای اسفند 89 به همراه وزیر خارجه‌ وقت آلمان (گیدو وستروله)، به کشورشان بازگشتند.

کوهنوردان آمریکایی

اوایل مرداد 1388 سه کوهنورد آمریکایی که یکی از آنان خبرنگار نیز بود، در حالی که از عراق وارد خاک ایران شده بودند، به اتهام جاسوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. این افراد شامل "شِین بائر" که در رسانه‌های غربی خبرنگار آزاد معرفی شد، به همراه "سارا شورد" که دانش‌آموختهٔ رشته ادبیات انگلیسی بود، در دمشق زندگی می‌کرد. شورد در آنجا به تدریس زبان انگلیسی و یادگیری زبان عربی مشغول بود. همچنین به همراه این دو نفر "جاش فَتال" که فعال محیط زیست معرفی گردید نیز جزو بازداشتی‌ها بود.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

در میان سه کوهنورد آمریکایی، "شِین بائر" (نفر سمت چپ) خبرنگار بود که ادعا می‌کرد در پی کسب خبر برای انتخابات کردستان عراق بوده است

ایران سارا شورد را در شهریور ۱۳۸۹ و پس از چهارده ماه، قبل از صدور حکم دادگاه، به دلایل پزشکی با قرار وثیقه 500 هزار دلاری که از طرف شاه عمان تامین شد، آزاد گردید و به آمریکا رفت. یک سال بعد دادگاه شِین بائر و جاش فَتال را به اتهام جاسوسی مجموعاً به تحمل 16 سال حبس محكوم کرد؛ سپس دادگاه تجدید نظر برای هریک از این دو نفر قرار وثیقه 500 هزار دلاری تعیین کرد که باز پادشاه عمان با پرداخت این هزینه زمینه آزادی این دو نفر را فراهم کرد و آنان نیز ایران را ترک کردند. این افراد بعد از خارج شدن از ایران به اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختند.

رضا رفیعی فروشانی

رضا رفیعی روزنامه‌نگار و نماینده سابق «مجله تایم» در ایران بود که در اوایل تیرماه سال 88 توسط نیروهای امنیتی به اتهام جاسوسی دستگیر شد. وی به اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان و اجانب، تلاش در جهت راه‌اندازی شبکه‌های غیرقانونی ماهواره‌ای خصوصی برای "حزب اعتماد ملی" و برقراری ارتباط با عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی متهم شده بود.

رفیعی بعد از انتخابات با حضور مستقیم در اغتشاشات 88، گزارش لحظه به لحظه حوادث و شلوغی‌های تهران را از طریق عکس‌برداری و تصویربرداری به وسیله تلفن ماهواره‌ای، ایمیل و سایت فیس بوک به خارج از کشور و به عناصر و عوامل سرویس‌های جاسوسی آمریکا و امارات متحده عربی منتقل می‌نمود. همچنین وظایفی از جمله جمع‌آوری اطلاعات آثار اجتماعی و اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا درایران و انتخابات برای شبکه‌های ماهواره‌ای و نفوذ دراحزاب سیاسی و تاسیس NGO با هدف تاثیرگذاری و استحاله چهره‌های سیاسی در راستای براندازی نرم را به عهده داشت.

خبرنگاران جاسوس + عکس/// در حال ویرایش

 

"رضا رفیعی" (در تصویر، در حال دفاع از خود در دادگاه) نماینده سابق «مجله تایم» با عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی همکاری داشت


این جاسوس به مدت دوسال به عنوان "منبع کد دار" با اخذ حقوق ماهیانه برای سرویس امارات که به طور مستقیم با سرویس اطلاعات آمریکا و انگلیس مبادلات اطلاعاتی دارند، فعالیت می‌کرد که دادگاه بدوی برای این اتهامات، او را به 
۷سال زندان محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه و نیم سال حبس قطعی تعزیری کاهش یافت. وی پس از حدود دو سال حبس در خرداد سال 90 از زندان آزاد شد.

پیوند جاسوسی با مسائل عاطفی برای فرار از شکست

رسانه‌هاي غربي جزء لاينفك از ماشين سرمايه‌داري و حكومت‌هاي ليبرال دموكراسي غرب هستند و يك خبرنگار غربي كه به ايران مي‌آيد، مانند يك دولت‌مرد و سياست‌مدار يا متخصص و يا صاحب سرمايه ‌غربي در مجموعه غرب مي‌گنجد و براي او بيشتر منافع ملي غربي‌ها كه در هر برهه براي مقابله با ايران در قالب يك موضوع تعريف مي‌شود، مهم است. البته کشورهای غربی نیز اهمیت زیادی به این جاسوس‌های خود می‌دهند و به محض اینکه دستگیر می‌شوند، با جار و جنجال رسانه‌ای و فریاد بلند اعتراض می‌کنند تا خبرنگاران جاسوس آزاد شوند و ایران را به نقض حقوق خبرنگاران متهم می‌کنند.

در بسیاری از موارد نیز این شکست امنیتی را با مسائل عاطفی و احساسی پیوند می‌زنند و «مامان و بابا»‌ها را گسیل ایران می‌کنند تا آنها اعلام کنند که بچه ما جاسوس نیست و ایران جهنم خبرنگاران است؛ گويي كار كردن در سازمان‌های اطلاعاتی شغلي است كه حتما پدر و مادرها در جريان آن هستند!

جاسوسی از بین نمی‌رود، فقط از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود

دشمنی جریان صهیونیستی که حکومت‌های غربی را تحت اراده خود درآورده با ایران همچنان ادامه دارد و این یعنی نیروهای امنیتی همیشه باید مراقب باشند. غربی‌ها و هم‌پیمانان عربی آنها با از دست دادن جاسوس‌های خود در ایران، کار جمع‌آوری اطلاعات جهت ضربه زدن به منافع ملی ایران را متوقف نمی‌کنند و افراد جدید را جایگزین می‌کنند. وظیفه "نیروهای امنیتی" دستگیری آنها و وظایف رسانه‌های داخلی اطلاع رسانی دقیق به مردم و دفاع دربرابر هجمه سنگین دستگاه تبلیغاتی غرب است تا مردم ایران هر روز برای مقابله با این دشمنان، با "بصیرت‌"تر به "مقاومت" خود ادامه دهند تا بتوانند "استقلال" خود را در تمام زمینه‌ها نهادینه کنند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

گروه بین‌الملل مشرق- گراهام فولر کارشناس ارشد سابق سازمان سیا در یادداشتی به تحولات و تغییرات ژئوپلتیک در منتطقه خاورمیانه می پردازد و می نویسد این احتمال وجود دارد که در نتیجه تلاش های ایران و تحولات یمن، ائتلافی رسمی و یا حتی غیر رسمی میان ایران، ترکیه و پاکستان در منطقه به وجود بیاید که هم راستا با روسیه و چین در مقابل آمریکا عمل کند. 

آیا مفهوم "کمربند شمالی" در دوران جنگ سرد را به یاد دارید؟ کشورهای منظور نظر در کمربند شمالی، ایران، ترکیه، پاکستان، و در برخی موارد هم افغانستان هستند که در مرزهای جنوبی شوروی سابق واقع هستند. در غرب، در آن دوران به این کشورها به عنوان "خاکریز دفاعی" جهت مقابله با تجاوز روسیه به خاورمیانه نگاه می‌شد. آیا امروز دوباره می‌توان شاهد احیای این سد و خاکریز باشیم؟ اما این بار، دیگر این کمربند شمالی علیه روسیه نیست. درست برعکس، این سه کشور دیدگاه‌های مطابقی از حیث ژئوپلتیک با روسیه، چین، و اوراسیا دارند.
 بحران یمن را می‌توان قابله این فرزند نوخوانده دانست. لذا، این ایران است که سعی در چیدن قطعات این پازل تا رسیدن به ائتلاف قدرت در خاورمیانه دارد.

تلاش اخیر عربستان برای تشکیل ائتلاف ده کشور سنی علیه ایران و خطر شیعه در یمن و خلیج فارس، توفیقی برایش در بر نداشت و ضربه‌ای محکم را به سعودی‌ها وارد کرد: ترکیه و پاکستان به عنوان دو ریش‌سفید جهان اهل سنت- به این ائتلاف نپیوستند و این در حالی بود که آنها در ابتدای راه اعلام کرده بودند که به ائتلاف سعودی خواهند پیوست. 

 

باید توجه داشت که ایران، ترکیه، و پاکستان هیچکدام جزئی از کشورهای عرب خاورمیانه نیستند و اگر می‌گوییم کمربند شمالی، دقیقا منظورمان این نیست که یک بلوک غیر عرب در مقابل یک بلوک عرب ایستاده است. تفاوت میان دو طرف البته ژئوپلتیکی و ایدئولوژیکی است. دید آنها نسبت به آینده با هم تفاوت دارد و همین امر می‌تواند نقشه ژئوپلتیک خاورمیانه را دستخوش تغییر نماید. کشورهای کمربند شمالی، قادر هستند که قدرتی را به وجود آورند که مانع از به ثمر رسیدن آرزوهای نو و ارتجاعی عربستان در خاورمیانه شود.

 

در مورد یمن نیز دو روایت وجود دارد:

سعودی‌ها برای جلوگیری از گسترش امپریالیسم ایرانی و شیعی که سوریه، عراق، لبنان، و اخیرا یمن را در بر گرفته است، در طبل تشکیل ائتلاف بزرگ و فراگیر جهان اهل سنت کوبیدند. دولت ریاض، به شدت از خروج عنقریب ایران از تحریم‌های اعمال‌شده و ظهور دوباره به عنوان بازیگر مشروع (کدخدای) منطقه نگران است. علاوه بر این، دولت واشنگتن هم دیگر به عنوان یک نیروی ضد ایرانی، برای عربستان قابل اتکا نیست.

روایت دوم اما مربوط به اختلافات مذهبی بین دو کشور نیست. این مورد، مربوط به اهداف سیاسی انقلاب ایران است: انقلاب، سرنگونی قدرت‌های پابرجا، جامعه ضد پادشاهی، حمایت از ساختارهای دموکراتیک کارآمد (آری، مجلس ایران به نسبت مجلس کشورهای عرب، بسیار فعال‌تر و مستقل‌تر است)، مقابله مستقیم با چیره‌گی نظامی و سیاسی دیرینه آمریکا در خاورمیانه، حمایت قدرتمندانه از جنبش فلسطین، و ملی‌گرایی تند و جاندار. خیلی از کشورهای عرب، در حال حاضر ایران را بخاطر شجاعت و استقلال‌اش در قبال آمریکا، تحسین می‌کنند. 

 

البته باید اشاره کرد که ترکیه دارای بهترین، مستحکم‌ترین، و کارآمدترین دموکراسی منطقه است؛ اگرچه گاهی نسبت به جامعه خود از رویکردهای تند استفاده می‌کند. پاکستان نیز، با وجود ظاهر دینی، دهه‌هاست که وارد فرایند دموکراسی شده است؛ اگرچه سال‌هاست که به نوعی تحت حکومت نظامی است. به هر حال، هر سه کشور در دیدگاه علم سیاست از حیث ساختارهای طبقاتی، و اقتصاد کاملا توسعه‌یافته و متنوع، مدرن محسوب می‌شوند.

 

سه کشور کمربند شمالی، در یک وجه دیگر نیز با کشورهای عرب تفاوت دارند. ایران و ترکیه، دارای هویت ملی قوی هستند. پاکستان نیز در تلاش برای ایجاد یک شخصیت قوی در منطقه برای خویش است. هر سه، کشورهای چند قومیتی هستند و اساسا هم با چالش مشروعیت مفهوم دولت در این رابطه مشکلی ندارند؛ هر چند که نیاز به تلاش برای رفع نارضایتی اقلیت‌های خود دارند. مفهوم آینده و مرزهای این سه، اکنون مورد بحث نیست (اگرچه پاکستان از تبعات حمله آمریکا به افغانستان به شدت متضرر شد).

 

حال اطلاق ااین صفات به کشورهای عرب‌زبان مشکل است. در میان آنها، فقط مصر از هویت منطقه‌ای با مرزهای ژئوپلتیک کلاسیک برخوردار است و البته پتانسیل‌اش به عنوان کشور مدرن به دلیل حکومت‌داری ضعیف دستخوش اسیب شدید شد تا جایی که امروزه در نظر جهان عرب شامل اسلام‌گرایان، ناسیونالیست‌ها، دموکرات‌ها، و سوسیالیست‌ها چندان اعتباری ندارد- چند کشور دیگر در جهان عرب از حیث سیاسی دارای پتانسیل کارکرد هستند. از این دست، می‌توان به عراق اشاره کرد که تمدن بین‌النهرین را داراست. هر چند که جنگ از این پتانسیل به شدت کاسته و آینده قابل‌ پیش‌بینی را پیش روی‌اش نهاده است. کشورهای کوچک خلیج فارس نیز که دارای اقتصاد نفتی بوده، دارای هویت تاریخی هستند و ساختار سیاسی و اجتماعی آنها دفاعی است. ثبات در جهان عرب، توسط پادشاهان و روسای جمهور دائمی تامین می‌گردد. 

 

حال، چه اتفاقی موجب پشت کردن ترکیه به ائتلاف عربستان شد؟ وقتی در ماه مارس، اردوغان طی حمایت اولیه خود ار کمپین عربستان به انتقاد شدید از نقش ایران در منطقه پرداخت، به این حمایت خوش‌بین بودم. این حمایت کوتاه مدت ترکیه از عربستان در تضاد با سیاست‌های بلند مدت این کشور قرار داشت. من در کتاب اخیرم تحت عنوان "ترکیه و بهار عربی" به این اشاره کردم که ترکیه و عربستان در حال قطب‌بندی ایدئولوژیک هستند: بر سر موضوعاتی چون فرقه‌گرایی، دموکراسی، جهانی‌سازی، سکولاریسم، چند فرهنگ‌گرایی، مدرنیته، و اخوان‌المسلین. هر دو، فقط بر سر سرنگونی بشار اسد نظر واحد دارند. 

 

بهترین تعبیر برای تصمیم اولیه اردوغان را می‌توان فرصت‌طلبی وی دانست -اما همین نگرانی را با خود داشت که با پدیده‌ای به نام "نیروی جدید عرب" روبرو شود. اما دیدار بی‌درنگ او با دولت تهران در اوایل آوریل، وی را از انتقادهای بعدی و ورود به ائتلاف عربستان باز داشت- و نهایتا سیلی محکم وی بر صورت حکومت ریاض نشست. ایران، به دلیل شرایط ژئو پلتیک، بحث انرژی، و سودمندی اقتصادی، هنوز مهم‌ترین کشور منطقه از دید ترکیه است. و دولت آنکارا هم باید بسیار مراقب اقلیت درخور علوی (شبه شیعه) خود باشد. براستی تاثیر ایران در این تغییر عمیق ناگهانی اردوغان چه بوده است؟

 

این تاثیر در مورد پاکستان نیز کم نبوده است. در ابتدا، دولت اسلام آباد به دعوت عربستان برای حمایت نظامی پاکستان در یمن لبیک گفت. اما نواز شریف نخست وزیر پاکستان- که ارتباط نزدیک و خوبی هم با ریاض دارد، و البته از مخالفت جامعه پاکستان با حضور ارتش این کشور در مناقشه کشوری دور به نام یمن نیز با خبر است، مخالفت مجلس کشور خود را برای عدم پیوستن به ائتلاف عربستان بهانه کرد. "ظریف" -درست در زمانی که فراخوان مشارکت اسلامی جهت رفع مناقشات را ارائه داده بود- بطور ناگهانی به پاکستان سفر کرد. براستی تاثیر ایران در روی گرداندن پاکستان از ائتلاف سعودی چقدر بود؟

 

شاید هنوز هم آن کمربند شمالی به طور کامل شکل نگرفته باشد. شاید هنوز این سه کشور دچار تضادهایی در دیدگاه‌ بر سر موضوعات مختلف باشند. ائتلاف غیر رسمی کمربند شمالی به نسبت ائتلاف تفرقه‌افکن، ایدئولوژی‌گرا، مخرب، و فرقه‌گرای سعودی، بسیار مترقی‌تر، معتدل‌تر، و آینده‌نگرانه‌تر است. منطقه، هم اکنون نیاز به یک ائتلاف مترقی‌تر تا ائتلاف ارتجاعی سعودی/سنی برای آینده دارد. حمایت روسیه و چین از سیاست‌های ژئوپلتیک غیر مداخله‌گرایانه "کمربند شمالی"، به این سه انرژی و امید مضاعف جهت تحقق امر نهایی داده است. ائتلاف غیر عربی کمربند شمالی، در بحبوحه‌ای که جهان عرب در رهبری سازنده منطقه مستاصل و عاجز است، می‌تواند سازنده و تعیین‌کننده آینده‌ای به واقع مدرن برای خاورمیانه باشد. 

 

ممکن است که عرب‌ها خواهان گوش فرا دادن به غیر عرب نباشند. اما حالا آنها خود خواستار یک پیشنهاد متناوب (به عنوان چاره کار) برای چشم‌انداز تاریک جهان عرب شده‌اند. و باید گفت که خوشبختانه آمریکا با توجه به سیاست آتی خود که در منطقه برگزیده، خود را در چاه این ائتلاف عربی "ضد انقلابی" نیانداخت.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام
سرویس های امنیتی آمریکا معتقدند که همسران سرکردگان و اعضای داعش نقش بسزایی در این گروه تروریستی و تکفیری ایفا می کنند.

شبکه سی ان ان در گزارشی اعلام کرد :  آمریکا ماه مه گذشته در عملیاتی هوایی ابوسیاف را که مسؤول امور مالی داعش بود ، در سوریه به قتل رساند و همسرش را نیز بازداشت کرد و معتقد است که همسر وی اطلاعات خوبی درباره عملکرد و ارتباطات داعش دارد.

بر اساس این گزارش آمریکا همچنین از مخفیگاه ابوسیاف لوح های فشرده ای به دست آورد که با استناد به اطلاعات موجود در آن توانست یکی دیگر از سرکردگان داعش را در سوریه به قتل برساند.
ارتش آمریکا مطمئن است که نیمی از درآمدهای نفتی داعش صرف عملیات نظامی و مسلحانه می شود، و نیمی دیگر را نیز صرف عوامل خود و ترمیم مراکز تخریب شده خود می کند .

سی ان ان اعلام کرد : اطلاعات موجود در موبایل ابوسیاف نشان می دهد که وی مدتی مستقیماً با ابوبکر البغدادی سرکرده داعش ارتباط داشت .
 
منبع: العالم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج