تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

مناجات با امام زمان(عج)

 

هرکه بی دل نشود محرم جانان نشود

آنکه سرگشته یار است پریشان نشود

لقمه نان تو غلامان، همه مِنّا سازد

ورنه هر دلشده ای حضرت سلمان نشود

نه دلم ، دارو ندارم ز غم هجر تو سوخت

جز به دستان تو این سوخته درمان نشود

"جابر العظم کسیری" دل ما را دریاب

نقص این عمر به جز وصل تو جبران نشود

گنهم دیدی و یک بار به رویم نزدی

وای بر حال غلامی که پشیمان نشود

ترسم این است و بدانم که سرم می آید

من بمیرم شب هجران تو پایان نشود

عرضه ی عشق کنم محضرت ای محبوبم

سِرّ این غربت خود را ، ز چه عنوان نشود؟

بر تسلای دل هرچه غریب وطن است

هیچ ذکری به خدا ذکر «حسین جان» نشود

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 

 

مناجات با امام زمان(عج)

 

این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد

تا تو نیایی صبح زیبایی ندارد

دارم یقین روزی تو می آیی وگرنه

هجران بدون وصل معنایی ندارد

گر دل به امید ظهورت خوش نباشد

امروز ما امید فردایی ندارد

در غیبت طولانی ات دریاب ما را

شیعه به جز تو هیچ مولایی ندارد

ای آخرین احیاگر دین محمد

اسلام غیر از تو مسیحایی ندارد

دنیا به تنگ آمد از این تاریکی محض

جز دیدن خورشید رویایی ندارد

ای ابر رحمت در عطش زار محبت

باغ عدالت جز تو سقایی ندارد

تو ذوالفقار انتقام اهلبیتی

زهرا به جز نام تو آوایی ندارد

در سجده های خود «وفایی» از خداوند

غیر از ظهور تو تمنایی ندارد

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

کسب روزی حلال به عنوان یک فریضه ی الهی و در قالب بهترین عملی که می تواند انسان را به درجات بسیار رفیع برساند محسوب می گردد و سیره ی ائمه اطهار (ع) بر این بوده است که با تلاش و از راه حلال روزی خویش را بدست آورند، اما جالب است بدانید تلاش و کوشش در راه رزق حلال ثوابی بَس عظیم در پی دارد، چنانچه حضرت محمد (ص) فرموده اند: عبادت هفتاد بخش است و برترین آن کسب روزی حلال می باشد، و همچنین می فرمایند: هر کس چهل روز غذای حلال (غذایی که از راه حلال بدست آمده باشد) بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی می گرداند و چشمه های حکمت را در قلبش جاری می سازد و در جای دیگر بیان می دارند: در بدن انسان قطعه گوشتی است که هرگاه او سالم بماند، تمام بدن سالم می باشد؛ و همان آن قلب و سلامتی قلب در گروه خوردن غذای حلال است.

علاوه بر این از پیامبر (ص) روایت شده است که ایشان فرموده اند: هر کس از زور بازوی خویش غذایی حلال تهیه نماید و بخورد، خداوند به رحمت در او نظر نموده و هیچ گاه عذابش نمی نماید و چون برق از پل صراط عبور می نماید و روز قیامت در شمار انبیاء خواهد بود و ثوابی مانند آنان نسیب او می گردد و درهای بهشت را به روی او می گشایند تا از هر دری که می خواهد داخل بهشت گردد و همچنین می فرمایند: هر کس برای تامین روزی عیالش از راه حلال سعی و تلاش نماید، مانند کسی است که در راه خداوند پیکار نموده باشد و نیز بیان می دارند: هر کسی که با پرهیز و پارسایی در دنیا به دنبال لقمه ای حلال باشد، دارای مقام و منزلتی همچون شهیدان می باشد.

 

پی نوشت ها:1- محدث نوری. مستدرک الوسائل، ج13: 12، 55. 2- میبدی. کشف الاسرار و عدة الابرار، ج3: 44؛ ج8: 146. 3- شعیری. جامع الاخبار: 39، 139. * پورقاسم میانجی. خوراک های حلال و حرام: 201، 215- 216.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام و‌المسلمین احمد عابدی، استاد درس خارج حوزه علمیه و رئیس دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در سلسله جلسات سخنرانی به نقد و بررسی عرفان‌های نوظهور پرداخته است که بخش بیست و دوم آن در ادامه می‌آید:

جلسه قبلی یک توضیح کوتاهی درباره سای‌بابا عرض و بیان شد که سای‌بابا حقیقتاً یک نوع عرفان نیست، یک دین است. البته دین جعلی و ساختگی و متأسفانه پیرو زیادی پیدا کرده است، و شاید خیلی درست نباشد که سای‌بابا را جزو عرفان‌های نوظهور یا عرفان‌های کاذب قرار بدهیم، باید سای‌بابا را یک چیزی مثل بهائیت قرار بدهیم، یعنی یک دین ضاله مضله، یک دین ساختگی.

ولی یکی از عرفان‌هایی که واقعاً ادعای عرفانی دارد، عرفان سرخپوستی است، عرفان سرخپوستی را کاستاندا نیز می‌گویند و بنیانگذار این عرفان آقای کاستاندا است که بعد اسمش را خواهم گفت و این اسم اصلش نیست. این کاستاندا متولد برزیل بود، مادرش را از دست داد، چند سالی با پدرش زندگی کرد و بعد از پدرش جدا شد و پهلوی پدربزرگش زندگی کرد و بعد از پدر بزرگش جدا شد و به آمریکا رفت و در سانفرانسیسکو و در آنجا عضو یک خانواده شد یعنی پسر خوانده یک خانواده؛ یعنی یک پدر و مادر جدیدی پیدا کرد، و هم در آن خانه‌ای که قبلاً در برزیل بود با پدر و مادر اصلی خودش و هم در آمریکا که فرزند خوانده شد، همه اذیتش می کردند، خیلی هم اذیتش می‌کردند.

ایشان تقریباً متولد 1937 است، (اگر درست باشد) مرگش هم در سال 1998 است، یعنی تقریباً شانزده سال مرده است، این آقا در آمریکا بزرگ شد و یک کتابی نوشت و وقتی این کتاب را نوشت یک مدرک فوق لیسانس به او دادند، همین باعث شد که کتاب دیگری نوشت و آن کتاب را که نوشت مدرک دکتری گرفت، بعد هم معلوم شد هم آن کتابی که با آن فوق لیسانس گرفته بود و هم کتابی که با او دکتری گرفته بود هر دو سرقتی بوده است و خیلی برایش بد شد که مدرک دکتری‌اش را به خاطر این سرقتی که کرده بود، دولت آمریکا ابطال کرد.

*سرنوشت تأسف‌بار رئیس یک عرفان کاذب آمریکایی

این آقای کاستاندا، تقریباً از زمانی که بیست ساله شد یعنی حدود 1970 (می‌شود 33 سال)، آن موقع ادعاهایش را شروع کرد، یک کتابی درباره قدرت عقاب نوشت و خیلی از عظمت عقاب یاد کرد و بعد ادعا کرد آن عقابی که من می‌گویم همان خدایی است که ادیان می‌گویند و گفت عقاب قدرت بی‌نهایت دارد و قدرت مطلق است و خدا هم قدرت مطلق است. حالا اینها مهم نیست، آنچه مهم است این است که این آقای کاستاندا که چندین بار اسم خودش را عوض کرد؛ یعنی مکرر، شاید چهار پنج بار در عمرش اسمش را عوض کرده و آخرین اسمش کاستاندا است، این آقای کاستاندا چند حرف به قول خودش عرفانی زده است، اولین حرفش این است که وی در برزیل یک گیاهی را شبیه مواد مخدر پیدا کرده بود، از این روانگردان‌ها در داروهای گیاهی پیدا کرده بود و هم خودش از اینها استفاده می‌کرد و هم به کسانی که اطرافش بودند می‌داد و خودش چون خیلی افراط می‌کرد، در اینها آخرهای عمرش با پنج زن فرار کرد و به بیابان رفتند و دیگر معلوم نشد که چه شدند، بعد از سالها، جنازه خود کاستاندا و یکی از آن زن‌ها پیدا شد و چهار زن دیگر پیدا نشدند، احتمالاً جنونی پیدا کرده و آن‌ها را کشته و یا از این مواد مخدر زیاد خورده‌اند و مرده‌اند، به هر حال سرنوشت پایانش معلوم نیست.

ولی حرف کاستاندا این است که دنیا همراه با رنج است و رنج از دنیا جداشدنی نیست، مگر در موقعی که ما قدرت خودمان را زیاد بکنیم، راه زیاد شدن قدرت و از بین بردن یا فراموش کردن رنج، این عرفان کاستاندا می‌شود و اولین راهش این است که: اینها به شدت طرفدار مواد مخدر هستند که آدم مواد مخدر را استفاده کند، برای اینکه رنج را فراموش کند، با اینکه مواد مخدر یک لحظه رنج را فراموش می کند اما بعدش نه تنها رنج فراموش نمی‌شود بلکه خودش به رنج و درد و غصه می‌افزاید.

 

*عرفان کاذبی که طرفدار سحر و جادو است

دومین نکته‌ای که در کاستاندا خیلی مهم است این است که کاستاندا طرفدار سحر و جادو است، خود این آقا سه استاد داشته که به او جادوگری و سحر می‌آموختند و خودش گفته است که چون قدرت برای ما خیلی مهم است و یکی از راه‌های رسیدن به قدرت، سحر و جادو است، به همین جهت هم خودش دنبال سحر بود و هم پیروانش و الان در آمریکا حرف‌های اینها باعث شده است که الان رشته‌های دانشگاهی درباره سحر و جادو زیاد شده است، علاوه بر سحر و جادو دنبال طلسم یا خواص اعداد و اینکه چه عددی چه خاصیتی دارد، از این جور چیزها در کاستاندا خیلی زیاد است و می‌دانید در عرفان اسلامی همین خواص اعداد، خصوصیات حروف خیلی زیاد است، مثلاً ابن عربی در فتوحات مکی خیلی زیاد، از این چیزها ذکر کرده است، اما آن‌ها از راه حرام و گناه و این (ابن عربی) از راه درست.

چیزی به عنوان طلسم یا مثلاً اینطور چیزهایی که بخواهند دردسر برای دیگران ایجاد کنند، اینها را من در کتاب‌های کاستاندا ندیده‌ام و نمی‌توانم گردنشان بگذارم ولی در کتاب‌هایی درباره‌شان خواندم که اینها طلسم هم دارند، ولی نمی‌دانم چقدر درست است، ظاهراً آقای کاستاندا این نظرات عرفانی خودش را از آلمانی‌ها گرفته است، تفکر رایج در آلمان چند چیز است، در عرفان و اخلاق، اولاً اینها قدرت برایشان یک فضیلت اخلاقی است، اینها مثلاً در نیچه و یا در شلینگ وجود دارد که کاستاندا با آثار مکتب فرانکفورت و آلمان آشنا بوده است، این نکته یعنی اینکه نظراتش را احتمالاً از آلمان گرفته است و حرف‌های خودش نیست، یک شاهد خیلی خوب هم برای اینکه اینها را از دیگران گرفته است این است که در کلمات کاستاندا این است که می‌گوید ما دنیا را آن گونه می‌بینیم که آن گونه فکر می‌کنیم، دنیا را بدون فکر نمی‌بینیم، این از کلمات کاستاندا است.

هر کسی که این کلمه را آشنا باشد می‌داند که دقیقاً این حرف، حرف آلمانی است نه در آمریکا کسی از این حرف‌ها می‌زند و نه در کشورهای اروپایی غیر آلمان، در آلمان است که مسأله نومن و فنومن، مطرح است، نومن و فنومن یا پدیدار شناسی همین است که آنجور که من به این ساختمان فکر می‌کنم، این ساختمان را آن جور می‌بینم، شما هم فکرتان غیر از فکر من است و حتماً شما این ساختمان را جور دیگری می‌بینید غیر از جوری است که من می‌بینم، بعد کاستاندا برای اینکه فکر آدم را تقویت کند از راه سحر و جادو وارد می‌شود.

یکی دیگر از حرف‌های کاستاندا این است که ما می‌خواهیم تمامی ادیان را تقویت کنیم، مسلمان بیشتر مسلمان بشود و مسیحی بیشتر مسیحی بشود، یهودی بیشتر یهودی بشود، یعنی نه تنها اختلافات ادیان را قبول دارند بلکه معتقدند که هر دینی را باید تقویت کرد، خود اینها می‌گویند حرف ما که دین نیست، بلکه ما می‌خواهیم یک روشی برای تقویت روح و اراده و قدرت معنوی مردم ایجاد کنیم، ذکر خدا یا تهذیب نفس و این طور چیزها در کاستاندا زیاد است، اما درباره سحر و جادو یا نوع نگرش اینها به دنیا چند نکته را باید در نظر بگیریم.

اولاً سحر و جادو واقعیت نیست، تخیل است، اما تخیلی است که تأثیرگذار است. قرآن یکجا فرموده است: «یخیل إلیه من سحرهم انها تسعى»

 

*معالجه عجیب یک مالیخولیایی توسط ابوعلی سینا

از سحر آن جادوگرها خیال می‌شد که این طناب مار است. پس یعنی تخیل است، یعنی سحر واقعیت ندارد، آیه شریفه 102 سوره بقره می‌فرماید: «فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ» چیزی یاد می‌گرفتند که بین زن و شوهر تفرقه ایجاد می‌کردند. این اثر سحر است نه خود سحر، نتیجه این می‌شد که زن و شوهر جدا می‌شدند. سحر تخیل است اما اثرش واقعی است، این تخیل را یاد می‌گرفتند و این تخیل یک اثری می‌گذاشت و اثرش این بود که زن و شوهر از هم جدا می‌شدند، ببینید چند مثال می‌زنم، زمان ابوعلی سینا یک نفر مرض مالیخولیا گرفته بود، این همیشه خیال می‌کرد که یک خمره‌ای روی سرش است، هر کجا می‌خواست برود مواظب بود که این خمره نیفتد، پیش هر دکتری می‌بردندش خوب نمی‌شد. ابوعلی سینا این طوری معالجه‌اش کرد که یک خمره‌ای را به یک نفر داد و گفت برو روی پشت بام بایست این فرد وقتی آمد، خواست از در وارد شود یک کسی یک چوب به بالای سرش زد (بالای سرش که هیچ چیز نبود) آن فردی که بالای پشت بام بود، خمره را انداخت پایین و آن فرد فکر کرد که خمره‌ای که روی سرش است، همین بود که چوب خورد و افتاد زمین و دید که دیگر واقعاً افتاد و خرد شد، راحت شد گفت خمره تمام شد، این فرد تخیل می‌کرد که روی سرش خمره است و این تخیل همیشه اثر داشت و همیشه احساس سنگینی می‌کرد، احساسی که یک چیزی روی سرش است و این چنین می‌کرد و ابوعلی سینا با یک تخیل معالجه‌اش کرد.

*چرا سحر روی پیغمبران اثر نمی‌گذارد

در سحر همیشه این طوری است که آدم ساحر خیال طرف را تقویت می‌کند و با خیال طرف، یک اثری روی طرف می‌گذارد، همه جادوگرها کارشان همین است که خیال را تقویت می‌کند و آدم که خیال تقویت شد هم می‌بیند و هم می‌شنود و هم احساس می‌کند در حالی که هیچ چیز نیست و اثر هم می‌گذارد. یعنی تمام اینها خیال است و اگر کسی بتواند کاری کند که خیال خودش را تقویت کند و بفهمد خیال دیگری را، آن موقع هیچ وقت سحر رویش اثر نمی‌گذارد و علت اینکه سحر روی پیغمبران اثر نمی‌گذارد همین است، چون پیغمبران خیالشان قویتر از خیال آن جادوگران است و لذا جادوگر نمی‌تواند روی خیال پیامبر اثر بگذارد. این یک نکته که سحر یخیل الیه من سحرهم و از آن طرف هم یتعلمون منهما ما یفرقون، تخیلی که تأثیرگذار است.

طلسم را عرض کردم که نمی‌دانم در اینها هست یا نیست.

نگرش به دنیا عرض کردم که این است که اینها معتقدند ما هر شکلی که فکر کنیم به دنیا می‌نگریم، فارسی این حرف این می‌شود که یعنی نسبی‌گرایی و یعنی شکاکیت و یا سوفسطائی‌گری یا اینکه مثلاً انسان به هیچ چیزی نمی‌تواند اعتماد کند، همین چیزی که الان هم متأسفانه در بعضی جاها مرسوم شده است.

 

 منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
آیه 102 سوره مبارکه «بقره» درباره مواد درسی است. امام کاظم علیه‌السلام هم علم بدون ایمان و خداشناسی را مضر می‌دانند.

حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم که بیش از 32 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت(ع) می‌پردازد، سال گذشته در نظر‌سنجی مردمی به عنوان محبوب‌ترین چهره قرآنی انتخاب شد به همین جهت برگزیدن نام «معلم دوست ‌داشتنی» برای او دور از واقعیت نیست.

در طرحی با عنوان درس‌های قرآن «معلم دوست داشتنی» از سال گذشته به بازخوانی بخشی از مطالب ارزشمند ایراد شده توسط استاد قرائتی در برنامه درس‌هایی از قرآنی می‌پردازیم تا با تکرار معارف قرآنی و یادآوری آن برای مخاطبان، گامی در جهت ارتقای سبک زندگی قرآنی و رسیدن به مطالبه مقام معظم رهبری برداشته باشد.

در ادامه، بخشی از این مطالب با موضوع «سخنان امام کاظم(ع)» که در 22 مهرماه سال 1360 در برنامه درس‌هایی از قرآن ایراد شده است که تقدیم مخاطبا می شود.

نکته 1) علوم دانشگاه به ما می‌گوید که چگونه باید زندگی کرد، اما به ما نمی‌گوید برای چه باید زندگی کرد که این ضعف بزرگی در دانشگاه‌های شرق و غرب است.

نکته 2) قرآن در مورد مواد درسی یک آیه دارد که می‌فرماید: «وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»(بقره/102) بعضی‌ها در دانشکده‌ها و دبیرستان‌ها درس می‌خوانند و چیزهایی می‌خوانند که ضرر دارد.

نکته 3) شناخت خدا و درک هستی انسان اهمیت بسیاری دارد البته شناخت‌ها با هم متفاوت است؛ به امیرالمؤمنین(ع) گفتند: شما عبادت می‌کنید، آیا خدا را دیده‌اید؟ فرمود: «مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»(کافى، ج‏1، ص‏97) من تا خدا را نبینم عبادت نمی‌کنم، منتهی با چشم نمی‌بینم با دل و قلب می‌بینم.

اولین علمی که مفید است

نکته 4) امام کاظم(ع) می‌فرماید: علم حقیقی این است که بدانی این هستی زیر نظر است. بنابراین اولین علم مفید این است که خدا را بشناسی؛ «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ»(زالزال/7) وقتی فهمید که این هستی زیر نظر است و مطمئن شد که هر کاری ضبط می‌شود خطا نمی‌کند.

نکته 5) امام کاظم(ع) می‌فرماید: اگر ایمان بود، بقیه نیز رتبه دارد و اگر ایمان نبود، هر چه انسان یاد بگیرد ضرر آن بیش‌تر است.

خدا از انسان چه می‌خواهد؟

نکته 6) «أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ» خدا می‌خواهد که روز به روز حرکت شما به سوی او باشد و حرکت تکاملی و رو به جلو باشد. «قُلْ رَبِّ زِدْنی‏ عِلْماً»(طه/114) روز به روز علم ما بیش‌تر شود. ما اگر خودمان را کشف کنیم، خیلی علم داریم.

متن کامل این برنامه را از اینجا ببینید.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

متاسفانه بر اثر آموزش های غلط رسانه ای و تاثیرات ناگوار آن ها بر رفتار و کردار مخاطبان و همچنین واردشدن برخی اموال حرام در زندگی ها ،سبک برخورد با والدین نیز متفاوت شده و حتی برخی از افراد از هرگونه توهین و ضرب و جرح پدر یا مادر سالخورده خود ابایی ندارند .حال آنکه همین عمل مممکن است زندگی اخروی آنها را در عذابی دردناک فرو ببرد

پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند:

بپرهیزید از آزدن پدر و مادر زیرا که بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می رسد ولی (برخی ) آن را درک نمی کنند

آزاردهنده پدر و مادر

قطع کننده رابطه خویشاوندی

پیرمرد زناکار

 

پی نوشت:

اصول کافی ج4ص50

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

از آن جهت که حضرت صاحب الزمان (عج) باب الله است که از آن در آیند و راه به سوی رضوان خداوند است و او است شفیع به سوی خدای تعالی و او است اسم خداوند که بندگانش را امر فرموده به آن توسل کنند، چنانکه در روایات از امامان (ع) آمده که: درباره فرموده خدای تعالی که برای خداوند نیک ترین نام ها است او را با آنها بخوانید. فرمودند: به خدا قسم ماییم آن اسماء حسنی که خداوند بندگانش را امر فرموده به وسیله آنها او را بخوانند (و دعا کنند). امام رضا (ع) فرمودند: هر گاه سختی و گرفتاری بر شما وارد شود به وسیله ما از خدای عز و جل کمک بخواهید و این است فرموده خدای عز و جل "و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها". در بحارالانوار به نقل از قیس المصباح در ذکر دعاهای توسل به خدای متعال به وسیله امامان چنین آمده است: توسل به مولایمان صاحب الزمان (عج): "اللهم انی اسالک بحق ولیک و حجتک صاحب الزمان اا اعنتنی به علی جمیع اموری و کفیتنی به مونه کل موذ و طاغ و باغ و اعنتنی به فقد بلغ مجهودی و کفیتنی کل عدوو هم و غم و دین و ولدی و جمیع اهلی و اخوانی و من یعنینی امره و خاصتی آمین رب العالمین"، بار خدایا! من از تو می خواهم به حق ولی و حجتت صاحب الزمان (عج) که مرا بر تمام امور یاریم کنی و به او شر هر گونه موذی و رکش و ستمگری را از من دور گردانی و به آن حضرت (عج) مرا یاری دهی که تلاشم به آخر رسیده و هر گونه دشمن و هم و غم و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط می شود و بستگان نزدیک، کفایت کنی اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان. در همین کتاب به نقل از عده الداعی از سلمان فارسی آمده که گفت: شنیدم حضرت محمد (ص) می فرمودند: همانا خدای عز و جل می فرماید: ای بندگان من آیا چنین نیست که هر کس حاجت های بزرگی از شما بخواهد آنها را برای او برآورده نمی سازید مگر اینکه به وسیله محبوب ترین افراد نزد شما واسطه بیاورد که حاجت آن را به گرامیداشت شفاعت کننده برای ایشان بر می آورید، توجه کنید و بدانید که گرامی ترین و برترین مخلوق نزد من محمد (ص) و برادر او علی (ع) است و بعد از امامانی که وسائل به سوی خداوند هستند، همانا هر کس حاجتی برایش اهمیت دارد که نفع آن را خواستار است یا حادثه بزرگی بر آن پدیدار شود که می خواهد ضرر آن از او دفع گردد، باید که مرا به وسیله محمد (ص) خاندان معصوم (ع) او دعا کند، به بهترین گونه ای که کسی عزیزترین کسانش را نزد او شفیع می برید آن را بر می آورد آن حاجت را برای او خواهم برآورد.

 

پی نوشت ها: 1- مکیال المکارم، ج 2؛ 2- اصول کافی، ج 2؛ 3- بحارالانوار، ج 94.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
رسول خدا(ص) می فرمایند: بین بسترهای کودکان تان فاصله بیندازید، وقتی به ده سالگی رسیدند. یعنی دو پسر بچه ده ساله را در یک بستر نخوابانید، همچنان که دو دختر بچه که به ده سالگی رسیده اند.
ما روایات بسیاری در این زمینه داریم که رابطه بین حیا و ایمان را مطرح می کند . یک روایتی را هم من اشاره کردم که از امام صادق علیه السلام نقل شده که" لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَه/ کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد" اصلا به طور کلی، حضرت ایمان را کأنه بر حیاء استوار می کند . در اینباره ما در روایاتمان مثلا از امام باقر علیه السلام داریم که فرمود"أَلحَیاءُ وَ الایمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ وَ أِذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ/ حیا و ایمان دو همراه هستند که هرگاه یکی از آنها برود دیگری بدنبالش خواهد رفت"
یعنی حیا و ایمان به تعبیری با یک نخ، به هم پیوند دارند؛ مثل بند تسبیح که دانه ها را به همدیگر متصل کرده است. اینها تمام، جنبه های کنایی دارد و زیبا هم هست. اگر این پرده حیا دریده شود، دین هم رفته است. مطمئن باشید!
علی علیه السلام می فرماید: الایِمانُ و الحَیاءُ مَقرُونَان فی قَرَنٍ وَ لا یَفتَرِقانِ/ حیا و ایمان دو همراهند که از یکدیگر جدا نمی شوند.
 
 
اگر حیا برود، دین هم می رود؛ حتی اعتقادات
تا جایی که یک روایت از پیغمبراکرم داریم که قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم : أَلحَیاء هُوَ الدّین کُلهُّ. پیامبر اکرم فرمودند: حیا همه دین است. عجب! پیغمبر اکرم یک هُو هُویّت درست می کند. اصلا ، دین همین حیا است. می خواهد بگوید که این را بدانید: اگر حیا برود دیگر از دین و ایمان خبری نیست؛ حتی در بُعد اعتقادی.
خواستم این را بگویم که تأثیر حیا نه تنها بر بیشتر احکام است بلکه بر تمام دین تأثیر دارد. حتی نسبت به اصل دین که باید در جای خودش بررسی شود. آیات درباره روابط خانواده، خیلی روشن است که مراقب باشید و نگذارید اطفالتان در خلوتگاه های شما سرزده وارد شوند. مراقب باشید که وقتی آنها می آیند شما در یک حالی نباشید که قباحت دارد. طوری نشود که پرده دری بشود! پرده حیای فرزند را حفظ بکنید و به اینها بیاموزید که با اجازه وارد بشوند و سرزده وارد نشوند.
هشدار؟ نه، اعلام خطر!
 
 
اما مطلب دوم، ما راجع به فرزند یک دستور داریم که من اول روایت را می خوانم بعد توضیح میدهم. عن جعفر بن محمد، عن ابیه، عَن آبائِه علیهم السلام، قال: قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم : أَلصَّبی وَ الصَّبی وَالصَّبی وَ الصَّبیَّة وَ الصَّبیَّة وَ الصَّبیَّة یُفَرَّقُ بَینَهُم فِی المَضاجِع لِعَشرِ سِنینَ. از امام صادق نقل شده که حضرت از پدرشان و ایشان از پدرانشان نقل کردند که پیامبر اکرم فرمودند: پسر بچه! پسر بچه! پسر بچه! دختر بچه!دختر بچه! دختر بچه! وقتی به ده سالگی رسیدند جایشان باید از همدیگر جدا شود. فرمود: پسر بچه! پسر بچه! پسر بچه! بعد از آن، دختر بچه! دختر بچه! دختر بچه! خیلی مهم است که هرکدام را سه بار گفتند. رسول خدا چه می خواهند بگویند؟ بین بسترهای اینها فاصله بیندازید، وقتی به ده سالگی رسیدند! یعنی دو پسربچه ده ساله را در یک بستر نخوابانید. دو دختر بچه که ده ساله شدند را در یک بستر نخوابانید! دقت کنید اول می فرماید: پسرها را! بعد می گوید دخترها را در این سن جدا کنید. این تکرار خیلی روشن وگویاست. اگر بخواهیم ضعیفش کنیم، بخاطر این است که حضرت می خواهد هشدار بدهد. اگر بخواهیم با انصافتر برخورد کنیم، باید بگوییم دارد اعلام خطر می کند! جهت این است که وقتی بچّه به این سن می رسد، ممیّز می شود.ده سالگی سنّی است که بچّه در آن غالبا ممیّز می شود، تمیز می دهد.این رابطه تنگاتنگ ممکن است به پرده داری اش ضربه بزند و در نتیجه به پاکدامنی اش سرایت کند.
 
 
حیا ریشه پاکدامنی است
می گوید:عفت، پاکدامنی. بسیار خوب، ریشه عفت چیست؟ عفت از شاخه های حیاست. علی علیه السلام می فرماید: سَبَبُ العِفَّةِ، أَلحَیاء/ سبب پاکدامنی حیاست.آنچه موجب پاکدامنی می شود،عبارت از پرده داریست،حیا است. حتی حضرت یک موازنه می کند بین اینها و می فرماید: عَلی قَدرِ الحَیاء، تَکونُ العِفَّةِ/ پاکدامنی به مقدار حیا و پرده داری است.
چون حیا جنبه کمّی ندارد و مربوط به روح است، جنبه کیفی دارد، شدّت و ضعف دارد. هرچه حیا شدیدتر باشد، و پدر و مادر روی آن کار کردند، عفّت و پاکدامنی او بیشتر می شود. فرزند به مقدار حیایش، پاکدامنی پیدا می کند.
اینکه عرض کردم در تربیت آنکه نقش زیربنایی دارد حیا است این است. در روابط گوناگون هم مطرح است که من الآن وارد این فضای محدود خانوادگی شدم. پدر و مادر باید دنبال این باشند که از همان کوچکی، مراقبت کنند که این پرده الهیّه، این حیا که یک پوشش الهی بر روی روح انسان است و هر انسانی هم دارد،دریده نشود. باید روی آن کار بکنند تا شکوفا شود. ما همه ما از نظر نهادمان موحّد هستیم، اما بحث چیست؟ اگر روی آن کار کنیم می رود بالا، کار نکنی از بین می رود؛ استعداد است، در وجود فرزند هست.
پیغمبر اکرم(ص) در این روایت، ده سالگی را فرمود؛ روایت مرسلی هم صدوق دارد که حتی در آن سن را کمتر نقل می کند .آنجا شش سال را نقل می کند .اینکه مسلم است، این است که وقتی بچه به این حد برسد - ما تعبیر می کنیم- چشم و گوش او باز می شود، باید مراقب این روابط بود. چشم وگوش او باز می شود .با این شدت پیغمبر می فرماید.
 
 
اختلاط پسر و دختر، خیانت به جامعه
گاهی یک سنخ امور را مطرح می کنندکه مثلا اختلاط پسر و دختر چه اشکالی دارد؟ ببینید چه جنایتی را اینها نسبت به جامعه دارند مرتکب می شوند. من روایت خواندم. ده سال دیگر تمام شد، یک وقت نشود اینها با هم رابطه تنگاتنگ اینگونه پیدا کنند. در خلوتگاه والدین بی اجازه وارد نشود! به این سن می رسد، وقتی به بستر می رود، با همجنس خودش در یک جا نخوابد. یک وقت اشتباه نکنید. اول فرمود: أَلصَّبی وَ الصَّبی وَ الصَّبی، دوم، جدا کرد. نه دختران در یک بستر بخوابند و نه پسران !نترسید که می گویند:فلانی سنّتگرا است. بله افتخار من این است که سنّتگرا هستم! چون پیغمبر من سنتگرااست. من تابع او هستم. تابع سنت انسانیّه و الهیّه ام.نه سنت حیوانیّه روشنفکرمآبانه! از چه کسی این حرفها را نقل می کنند؟
 
 
حیای زلیخا از بتش
اولین سنّتگرا پیغمبر بود. او می گوید، من نمی گویم"وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى/ او از سر هوس سخن نمی گوید. هرچه می گوید وحیی است که به او شده است.آنچه که در این باب می گوید، با فطرت انسانیت همسو است. ای کاش لااقل می رفتند آن بت پرست را می دیدند و حیا را از او یاد می گرفتند .شما قصّه حضرت یوسف را می دانید .من یک روایت از امام باقر علیه السلام برای شما می خوانم،که وقتی از ایشان راجع به جریان حضرت یوسف سؤال می شود، حضرت فرمودند: در آنجایی که زلیخا یوسف را به گناه دعوت کرد، پوششی روی بتش انداخت. من یک تکّه از روایت را می خوانم. فَقالَ لَها یوسف: ما صَنَعتِ؟ یوسف به او گفت: چه کار بود کردی؟ قالت: طَرَحتُ عَلَیها ثوباً أَستَحیِی أَن یَرانَا / روی او پوششی انداختم. پیراهن، پوشش را ثوب می گویند.
خجالت می کشم، شرمم می آیدکه ما را ببیند. حیا می کنم که این بت ما را ببیند. قال علیه السلام: فَقال یوسف علیه السلام : فَأَنتِ تَستَح یینَ مِن صَنَمِکِ وَ هُوَ لا یَسمَعُ وَ لا یَبصُر وَلا أَستَحیی أنا مِن رَبّی؟/ حضرت امام باقر فرمود: که یوسف در جواب او گفت: تو از بت خود حیا می کنی، وحال آنکه او نه می شنود و نه می بیند .نه سمیع است، نه بصیر است. حال من نباید از پروردگارم خجالت بکشم؟
تو از بت خود خجالت بکشی، من از خدایم خجالت نکشم؟ ملاصدرا می گوید: مسئله حیا غریزه ای انسانی است. ما به الامتیاز انسان از حیوان است . بتپرست هم خجالت می کشد، اکتسابی نیست. تو از خدایت خجالت نمی کشی؟"أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَن الَّلَ یَری/ آیا نمی داندکه خدا می بیند؟"
مسئله این است که انسان - نگاه کنید؛ انسان!- اگر بخواهد انسانیّتش را حفظ بکند، باید پرده دارباشد. پرده دری، انسان را از وادی انسانیّت، دور می کند. شخص را بیرون می کند.
 
 
آموزش حیا، در خانواده با پدر و مادر است
تمام دستورات دینی ما، دقیقا حساب شده است. تمامش برای حفظ انسانیّت من و تو است؛ و بعد از آن هم برای حفظ الهیّت است. هم بعد انسانی، هم بعد الهی است. نگاه کنید از کجا هم شروع می کند؟ !از همان اول، از محیط خانواده؛ همان موقع کودکی دستورات داده شده تا آخرآخر .اینکه من عرض کردم ای پدر، ای مادر بدان تو غیرت داری؟ - گفتم: غیرت، حالتی روحی است که از محبّت نسبت به فرزند نشأت گرفته است. به این می گویند: غیرت برای حفظ و حراست محبوب؛- باید هرکس دیگری را که دوست داری، نسبت به او غیرت داشته باشی و او را حراست کنی. پدر که به بچّه ات علاقه مندی! مادر که به بچه ات علاقه مندی! غیرت داشته باش. او را در بُعد انسانی و الهی اش حفظ کن! نگذار مثل حیوانات بشود،"إِنَّ الغَیرَةَّ مِنَ الایمان / اگر دین داری باید غیرت داشته باشی و از انسانیّت و الهیّت وجودی فرزندت حفاظت کنی.
 
 
منبع:شبستان 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

ایمان بنی‌اسرائیل سطحی بود و مانند ساحران ایمان نیاورده بودند که به فرعون بگویند اگر ما را تکه تکه کنی، دست از خدای موسی برنمی‌داریم؛ بنابراین از انقلابی به ضد انقلاب تبدیل شدند و خدا را رها کرده، سراغ گوساله رفتند.

 

حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم که بیش از 32 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت(ع) می‌پردازد، سال گذشته در نظر‌سنجی مردمی به عنوان محبوب‌ترین چهره قرآنی انتخاب شد به همین جهت برگزیدن نام «معلم دوست ‌داشتنی» برای او دور از واقعیت نیست.

در طرحی با عنوان درس‌های قرآن «معلم دوست داشتنی» از سال گذشته به بازخوانی بخشی از مطالب ارزشمند ایراد شده توسط استاد قرائتی در برنامه درس‌هایی از قرآنی می‌پردازد تا با تکرار معارف قرآنی و یادآوری آن برای مخاطبان، گامی در جهت ارتقای سبک زندگی قرآنی و رسیدن به مطالبه مقام معظم رهبری برداشته باشد.

در ادامه، بخشی از این مطالب با موضوع «داستان بنی‌اسرائیل» که در هفتم اردیبهشت‌ماه سال 1360 در برنامه درس‌هایی از قرآن ایراد شده است تقدیم مخاطبان می‌شود.

ایمان سطحی و آزمایش الهی

نکته 1) ایمان قوم بنی‌اسرائیل سطحی بود یعنی مانند ساحران ایمان نیاورده بودند که به فرعون بگویند: اگر ما را تکه تکه کنی، دست از خدای موسی بر نمی‌داریم؛ بنابراین از انقلاب به ضد انقلاب تبدیل شدند و خدا را رها کرده، سراغ گوساله رفتند و  از نعمت‌های خدا بی‌بهره ماندند.

نکته 2) خدا فرمود: «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً»(اعراف/142) گفتیم: 30 روز موسی نزد ما خواهد آمد تا در کوه طور عبادت کند. ولی 30 روز 40 روز شد. همین که 10 روز اضافه شد، مردم گفتند: به قولش وفا نکرد. حالا از اول چرا به مردم نگفت، 40 روز؟ از امام باقر روایت هست که از ابتدا نگفت 40 روز، بلکه گفت 30 روز تا حوصله‌ مردم سر برود، و این‌ها آزمایش شوند.

خدا چگونه انسان را امتحان می‌کند؟

نکته 3) خدا در قرآن می‌فرماید: «نَبلُوَکُم» یعنی همه‌ شما را امتحان می‌کنیم «و نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ»(انبیاء/35) هم شما را به شر آزمایش می‌کنیم و هم به خیر.

نکته 4) «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرات»(بقره/ 155)؛ شما را با ترس، گرسنگی، از دست دادن مال، جان دادن و کمبود غذا آزمایش می‌کنیم.

دستاوردهایی که خدا به قوم بنی اسرائیل گوشزد کرد

نکته 5) خداوند دستاوردهای انقلاب را به قوم بنی اسرائیل گوشزد می‌کند. «نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْن»(بقره/49) نعمت و دستاورد آزادی! «فَرَقْنا بِکُمُ الْبَحْر»(بقره/50) دریا را برای شما گشودیم. شما گوساله پرستی کردید، اما من در عوض «عَفَوْنا عَنْکُم»(بقره/52)شما را بخشیدم «آتَیْنا مُوسَى الْکِتاب»(بقره/53) و کتاب آسمانی به شما دادم.

نکته 6) پیامبران آمدند و گفتند که استغفار کنید و وارد بیت المقدس بشوید اما قوم بنی‌اسرائیل شعار را کج دادند. عبارت را غلط خواندند و چون چنین شد «فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ»(بقره/59) ما از آسمان رجز و ذلت و بدبختی را برای این‌ها فرستادیم. این‌ها هشدار و آزمایش است. ‌ای ملت اسلامی! شما مواظب باشید که گاهی آزمایش می‌شوید.

متن کامل این برنامه را از اینجا ببینید.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

یک مرجع تقلید با بیان این‌که پیروزی انقلاب اسلامی ایران، زمینه سازی برای ظهور امام زمان(عج) بوده، اظهار کرد: اسلام، مردم و ولایت فقیه سه رکن اساسی انقلاب اسلامی ایران است.

 آیت الله حسین نوری همدانی در جشن نیمه شعبان در مصلای امام خمینی(ره) تبریز با اشاره به اینکه انتظار ظهور امام زمان(عج) وظیفه تمام شیعیان است، گفت: البته تاکید به کلمه انتظار تنها به صورت زبانی کافی نیست، بلکه علاوه بر تاکید و گفتن این موضوع باید در عمل نیز منتظر واقعی آن حضرت(عج) بوده و هر لحظه آماده ی ظهور منجی عالم بشریت باشیم.
 
وی افزود: انجام وظایف فردی، اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر از مهم ترین کارهایی است که باید منتظران آن حضرت در ایام غیبت کبری در انجام آن کوشا باشند.
 
وی ادامه داد: در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است، کسی که در حال انتظار به ظهور امام زمان(عج) از دنیا برود، همانند این است که در خیمه امام عصر(عج) بوده است.
 
نوری همدانی با بیان اینکه امام خمینی(ره) با رهبری انقلاب اسلامی ایران برای ظهور آن حضرت زمینه سازی کردند، تاکید کرد: امام خمینی(ره) اهداف و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را به جهان صادر کردند و بیداری اسلامی از نتایج صدور اهداف این انقلاب به جهان اسلام می باشد.
 
این مرجع تقلید با اشاره به این‌که اسلام، مردم و ولایت فقیه سه رکن اساسی انقلاب اسلامی ایران است، اظهار کرد: دین اسلام اولین رکن انقلاب اسلامی ایران بوده و با پیروزی این انقلاب حکومت جدید همانگونه که مورد تاکید اسلام بود، شکل گرفت و نائب امام زمان(عج) رهبری این کشور و انقلاب را بر عهده گرفتند.
 
وی افزود: در حقیقت امام خمینی(ره) اسلام ناب محمدی را در کشور حکم فرما کرده و وارد عرصه حکومتی کردند.
 
وی ادامه داد: رکن دوم این انقلاب مردم هستند و در حالی که نظام استبدادی پهلوی کرامت انسانی را زیرپا گذاشته بود، امام خمینی(ره) مردم را به صحنه آورده و کرامت انسانی مردم را به آنان برگردانده و با پشتوانه مردمی این انقلاب را به پیروزی رساندند.
 
نوری همدانی گفت: مردم ایران اکنون نیز در تمامی صحنه ها حاضر شده و در واقع اختیار این مملکت به دست مردم است و به خصوص مردم تبریز همیشه در صحنه بوده و با سر دادن شعار "آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی"در حرکت های انقلابی کارنامه درخشانی دارند.
 
این مرجع تقلید با اشاره به رکن سوم انقلاب اسلامی ایران تاکید کرد: ولی فقیه ادامه دهنده ی راه پیامبران وامامان در عصر غیبت امام زمان(عج) می باشد.
 
وی افزود: در مورد ظهور امام زمان(عج) و هم چنین شرایط زمان غیبت کبری، 2784 حدیث وجود دارد.
 
وی در پایان با سرودن اشعاری از شهریار از این شاعر ولایتمدار آذربایجانی نیز یاد کرد. 
 
منبع:ایسنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

بنا به روایات رسیده از ائمه اطهار (ع) یکی از بهترین اعمال در زمان غیبت امام زمان (عج)، انتظار فرج و دعا برای وقوع این امر می باشد، چنانچه منتظرین حقیقی آن حضرت از ثواب و پاداش عظیمی نیز بهره مند می گردند.

از سیدالساجدین، امام سجاد (عروایت شده است که ایشان فرموده اند: همانا غیبت ولی دوازدهم خداوند که وصی رسول خدا (صو سایر ائمه می باشد طولانی می شود و به درستی که اهل زمان غیبت او که به امامتش قایل و به ظهورش منتظر، از اهل همه ی زمان ها بافضیلت تر می باشند زیرا که خداوند از عقل و فهم و معرفت آن قدر به آنان عطا فرموده که زمان غیبت در نزد ایشان به منزله ی زمان حضور مشاهده گردیده و آنان همچون افرادی می باشند که در کنار پیامبر (ص) به جهاد پرداخته و اینان مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما می باشند، و همچنین از امام صادق (عروایت شده است که بیان داشته اند: طوبی نسیب کسی باد که در ایام غیبت قائم ما منتظر فرج او باشد
عرض شد: طوبی چیست؟
حضرت فرمودند: همانا طوبی درختی است در بهشت که بنیاد و ریشه ی آن در قصر علی بن ابی طالب (ع)می باشد و هیچ مومنی نیست مگر این که شاخه ای از شاخه های آن در قصر وی نیز باشد.

علاوه بر این امام باقر (عمی فرمایند: هرگاه بنده ی منتظر فرج قائم ما پیش از ظهور فوت نماید ثواب آن به منزله ی کسی است که در خدمت آن حضرت با شمشیر خود جهاد نموده و مانند کسی است که در خدمتش شهید شده باشد و همچنین از امام صادق (عروایت شده است: هر کس در انتظار و آرزوی صاحب الزمان (عجوفات نماید، به منزله ی آن است که در زیر خیمه ای که در وقت ظهور برای آن حضرت برپا می شود حضور دارد.

 

پی نوشت ها:
1- برقی. المحاسن: 173.
2- طبرسی. احتجاج، ج2: 154.
3- شیخ صدوق. کمال الدین، ج2: 358.
4- علامه مجلسی. مهدی موعود، ج1: 704، 705.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
در راه رفتن به جنگ تبوك ابوذر سواريش كند بود و عقب افتاد، به پيامبر(ص) عرض كردند: ابوذر عقب ماند، فرمود: اگر در او خيرى باشد خدا او را به شما ملحق مى سازد.


ابوذر چون از شترش مايوس شد، آن را رها كرد و به راه افتاد. در يكى از منازل پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمدند، و يكى از مسلمين گفت: يك نفر از راه دور دارد پياده مى آيد.

فرمود: خدا كند ابوذر باشد. چون خوب دقت كردند، گفتند: يا رسول الله! اباذر است، سپس فرمود: خدا بيامرزد اباذر را تنها راه مى رود، تنها مى ميرد، تنها برانگيخته مى شود.

چون پيامبر(ص) اباذر را ديد فرمود: او را آب دهيد كه تشنه است. هنگامى كه اباذر شرفياب حضور پيامبر(ص) شد، ديدند ظرف آبى همراه دارد.

فرمود: اباذر آب داشتى و تشنگى كشيدى؟ عرض كرد: آرى يا رسول الله(ص) پدر و مادرم به قربانت، در راه تشنه شدم، به آبى رسيدم وقتى چشيدم، آب سرد و گوارائى بود با خود گفتم: (انصاف نباشد) از اين آب بياشامم مگر آنكه اول پيامبر صلى الله عليه و آله بياشامد.

پيامبر(ص) فرمود: اباذر خدا ترا بيامرزد، به تنهايى زندگى مى كنى و غريبانه مى ميرى و تنها داخل بهشت مى شوى.



منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 حمله خمپاره‌ای عناصر مسلح به بارگاه مطهر حضرت زینب(س) در ریف دمشق 2 کشته و 5 زخمی برجا گذاشت.

 
منطقه زینبیه که بارگاه حضرت زینب(س) در آن قرار دارد، به ویژه پس از تسلط ارتش سوریه بر شهرک‌های همجوار آن، مدت‌ها شاهد آرامش و امنیت بود.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

هرکس در هر اندازه ای که هست باید حرکت کند تا خواست عمومی شکل گیرد، تا یأس ها تبدیل به امیدها شود، تا اندازه ها بزرگتر شود، تا اتحاد در مقام قلب ها رخ دهد و ... انشالله ظهور رخ می دهد.

 

نیمه شعبان به عنوان یکی از ایام الله فرصت خوبی است تا در مورد چرایی انتظار ظهور حضرت هم اندیشه کنیم. سوالاتی همچون وظایف منتظران، خصوصیات منتظران و حتی نشانه های ظهور را باید در همین سوال اساسی که چرا منتظر باشیم؟ جستجو کرد. بنابراین خواسته هایی که امکان دارد برای ظهور امام زمان داشته باشیم چیست؟

-  تلخی وضع موجود از لحاظ اقتصادی، فقر، بی عدالتی و مریضیهای گسترده؛

-  گسترش ناامنی و بی عدالتی در جهان و غفلت دولت ها از مردم در کشمکش های سیاسی داخلی؛

-    حل شدن مسائل علمی، تاریخی و سیاسی؛

-    گشایش در زندگی شیعیان و محبین اهل بیت؛

-    .... 

هر خواسته و انتظاری که ظهور حضرت داشته باشیم برآمده از نگرش ما نسبت به زندگی و حرکت در آن است. که همه نگرش ها در دو وجه کلی ریشه دارد: زندگی برای رسیدن به رفاه دنیا[1] و تلاش برای رسیدن به آخرت و زندگی نامحدود[2]؛ هر دو نگرش می توانند طلب ظهور امام زمان داشته باشند اما برای چه؟ 

آنچه که در نامه های مردم کوفه برای دعوت از امام حسین علیه السلام دیده می شود، گزارشی از احوال دنیاست که در نهایت هم محبین اهل دنیا نه تنها صحنه را خالی نکردند بلکه سیاهی لشگر دشمن در فاجعه کربلا شدند.

 

از این جهت به نظر می رسد اتفاقاً در مورد چرایی انتظار باید بیش از اینها بیاندیشیم... و آنچه که به تفکر در این مورد کمک می کند توجه به احوال مسلمانان در زمان ائمه علیهم السلام و همچنین وضعیت بیداری اسلامی در کشورهای عربی است.

ارزش های جاری در جامعه مدینه بعد از امام حسین علیه السلام وارونه شد و رقاصه ها و آوازه خوانان زن جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کردند زیرا جامعه اسلامی نتوانست ضرورت جلوداری امام و ارزش های اسلامی در جامعه را درک کند لذا دین به چند عمل عبادی تقلیل پیدا کرد. مومنینی که دور امام حسین علیه السلام را خالی کردند، دیگر ضرورت حکومت امام را درک نکرده و نتیجه عدم فهم و یاری مومنین از ضرورت وجود امام در جلوی جامعه کار را به غیبت رساند. هم اکنون نیز تا مسلمانان و مؤمنان ضرورت حاکمیت ارزش های اسلامی را در جامعه درک نکنند غیبت ادامه خواهد داشت.

شاید یکی از مهمترین دلایل انحراف انقلاب مردم مصر، عدم درک همین ضرورت باشد که هنوز اجماع اکثری در مورد وجود آموزه ها و ارزش های اسلامی در حاکمیت به وجود نیامد، بنابراین شورشی علیه همان دموکراسی رخ داد و با شکلی کاملا دیکتاتوری حکومت ارتشی ها روی کار آمد. آن نقطه امیدی که مقام معظم رهبری در سخنرانی 14خرداد 93 در مورد بیداری اسلامی بیان داشتند، همین تنبه و توجه مسلمانان مصر و دیگر کشورهای عربی به جهت گیری و فرآیند انقلاب است.

 

بدون شک اصلی ترین هدف انقلاب اسلامی مردم ایران، حکومت ارزش های اسلامی در جامعه است که در یک حرکت تدریجی قرار دارد. علت حرکت تدریجی هم خواست مردم و فهم ضرورت هاست. شاید آن روایتی که می فرماید تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است، تفکری باشد که این خواست را برای تسلیم امر خدا شدن به وجود می آورد که نهایت آن ظهور و آزادی همه انسان هاست. این همان انتظار از ظهور حضرت حجت علیه السلام است.

ایمان در این دوران سخت است و اجر آن هم بیشتر است اما اهل ایمان از آنجایی که دنبال آزادی همه انسان ها از ظلم نفس و استکبار هستند، در ظهور حضرت تلاش می کنند که تلاش ایشان معطوف به خواست عمومی برای حاکمیت ارزش های اسلام در سراسر دنیاست. در این راه هیچ کس به دیگری نگاه نمی کند، بلکه همه در حرکت اند[3]. اهمیت مبارزه با همه ظلم ها و مفاسد خصوصاً در حکومت اسلامی همه منتظران را به حرکت در می آورد. منتظر ظهور نمی تواند از کنار فساد با بی تفاوتی عبور کند.بی تفاوتی ها سبب تأخیر ظهور می شوند، بی تفاوتی ها به مفسدان جرأت می دهد، بی تفاوتی ها سبب کم جلوه داده شدن مومنین می شود، بی تفاوتی ها سبب زیاد جلوه داده شدند مفسدان می شود.

مؤمن هم امکان دارد به عذاب دردناک دچار شود زیرا فرمود: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمائی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می‌بخشد؟!»[4] و در ادامه برای رهایی از این عذاب می فرماید بی تفاوت نباشید و از هرچیزی که دارید برای حاکمیت دین خدا جهاد کنید: «به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!»[5]

 

بنابراین هرکس در هر اندازه ای که هست [6] باید حرکت کند تا خواست عمومی شکل گیرد، تا یأس ها تبدیل به امیدها شود، تا اندازه ها بزرگتر شود، تا اتحاد در مقام قلب ها رخ دهد و ... انشالله ظهور رخ می دهد.

 

پی نوشت ها:

[1] بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا«الأعلی/16» ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،

[2] َالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى«الأعلی/17» در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!

[3] یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا «التحریم/6» ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛

[4] یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِیكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ«الصف/10»

[5] تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَیرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ«الصف/11»

[6] وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَینَا كِتَابٌ ینْطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ«المؤمنون/62» و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم؛ و...

منبع:فرهنگ

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

دانش آموز شهید ˈعلی جرایهˈ از نوجوانان شجاع و آسمانی سرزمین ایلام با حدود 12 سال سن به عنوان کم سن و سال ترین شهید دوران دفاع مقدس شناخته می شود.

شهید جرایه در نخستین روز مهرماه سال 1350 در بخش محروم و غیربرخوردار ˈسرابباغˈ شهرستان آبدانان در جنوب استان ایلام دیده به جهان گشود.
 
وی تحصیلات آغازین خود را در دبستان های شهدا و طالقانی سرابباغ تا اول راهنمایی ادامه داد و در این مدت در میان هم کلاس ها به عنوان یکی از دانش آموزان ممتاز شناخته شده بود.
 
شعله عشق و ارادت به امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی با وجود خردسالی سراسر وجودش را متلاطم کرد و روح ظریف و ملکوتی این نوجوان را به هوای جبهه های نبرد حق علیه باطل لبریز و بی قرار ساخت.
 
فکر دفاع از ناموس و آب و خاک و اسلام آن چنان روان شهید جرایه را به خود مشغول کرده بود که درس و بحث و مشق و مدرسه را رها کرده و با کوله باری از عشق و آرزو رهسپار میدان مقدس دفاع ومبارزه با متجاوزان بعثی شد تا در کنار رزمندگان اسلام به پاسداری از دستاوردهای نهضت بزرگ امام خمینی (ره) و نظام اسلامی مشغول شود.
 
منش الهی، برخورد اسلامی، فروتنی و تواضع در عمل، عبادت خالصانه و ایثار وصف ناپذیر شهید جرایه باعث ارادت فرماندهان به این نوجوان شجاع ایلامی شده بود و آن چنان که همرزمانش بعدها تعریف کردند وجود این شهید کم سن و سال عاملی مهم در تقویت روحیه مقاومت و ایثارگری سپاه اسلام بود.
 
روحیه شهادت طلبی و خلوص وی باعث شد شهید جرایه در اوج نوجوانی به پشت جبهه و کارهای تدارکاتی و خدماتی دل نبندد و عازم خط مقدم جنگ و جبهه حماسه و ایثار و شهادت شود.
 
وی در کسوت رزمنده ای بسیجی و خردسال ترین دانش آموز کشور به گردان 505 محرم تیپ 11 حضرت امیرالمومنین (ع) سپاه پاسداران پیوست و با وجود سن و سال کم و جثه نحیف مردانه علیه بعثی های متجاوز جنگید و حماسه ای ماندگار در تاریخ جنگ ها آفرید.
 
کوچک ترین شهید دوران دفاع مقدس پس از نبردی دلیرانه و نابرابر در مصاف با متجاوزان بعثی سرانجام در تاریخ یکم اسفند سال 1362 در عملیات والفجر پنج در منطقه عملیاتی چنگوله مهران از ناحیه سر مورد اصابت مستقیم گلوله خمپاره قرار گرفت و در سن 12 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد تا نام زیبای خود را به عنوان کم سن و سال ترین شهید دوران هشت سال جنگ رژیم بعث صدام علیه ایران اسلامی در دفتر زرین و سراسر افتخار این نظام الهی به ثبت رساند.
 
شهادت جرایه این نوجوان رزمنده و اسوه شهامت و شجاعت چنان موجی در میان جوانان و هم کلاسی هایش در آموزشگاه های شهرستان آبدانان و حتی استان ایلام به پا کرد که پس از شهادت وی صدها نفر از جوانان و نوجوانان استان برای ادامه راه پر فروغ او عازم جبهه های جنگ حق علیه باطل شدند.
 
این نوجوان فداکار آبدانانی با شهادت خود و پوشیدن جامه شقایق رنگ شهیدان در سن 12 سالگی، انقلابی معنوی در میان دانش آموزان و دانشجویان ایلامی به راه انداخت که تاکنون و بلکه تا همیشه تاریخ نیز ادامه دارد و چراغ راه همه نیک سیرتان رزمنده و مدافعان اسلام و انقلاب اسلامی خواهد بود.
 
شهید جرایه با وجود سن کم و کنار گذاشتن درس و مدرسه در اوان دوره راهنمایی واژه هایی را به عنوان وصیت نامه کنار هم چیده که هر گاه بازخوانی می شود، در باور هیچ کس نمی گنجد که این عبارات عرفانی و اخلاقی متعلق به نوجوانی 12 ساله است.
 
وی در بخشی از وصیت نامه خود که دقایقی پیش از شهادت به نگارش درآمده چنین آورده است: «ای دشمنان اسلام اگر مرا بکشید و بدنم را قطعه قطعه کنید، قطعه های بدنم فریاد بر می آورند و لبیک یا خمینی می گویند.
 
من رفتم اما وصیتم به شما هموطنان عزیز این است که امام را تنها نگذارید و اسلحه مرا بردارید و راه شهیدان را ادامه دهید.
 
اگر قرار باشد من بمیرم، بهتر است میان جبهه و سنگر بمیرم، برای حفظ اسلام و قرآن و در راه پاک رهبرم بمیرم.»
 
این شهید نوجوان خطاب به والدینش نیز این چنین آورده است: «پدر و مادر عزیزم به خدا سوگند تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون که در بدن دارم با دشمنان اسلام می جنگم.»
 
«توصیه ام به شما این است که صبر و استقامت داشته باشید و تقوا پیشه کنید؛ از شما می خواهم که پیرو همیشگی امام عزیز باشید و نگذارید که امام تنها بماند.
 
اگر این سعادت نصیبم شد که در رکاب حسین (ع) زمان به سوی معبودم بشتابم، برای من گریه و زاری نکنید و بدانید با آگاهی کامل این راه را پذیرفتم و چون مسوولیت پاسداری از خون شهدا را بر دوش خود حس کردم به جبهه ها شتافتم تا قسمتی از بار مسوولیت که بر دوشم بود را انجام دهم.»
 
این شهید والامقام اگرچه در خردسالی و اوان نوجوانی به دیار جبهه شتافت و به عنوان خردسال ترین شهید کشور نام خود را در دفتر افتخارهای ملتی حماسه ساز ابدی کرد اما تاکنون نامی و یادی از این شهید سرافراز در عرصه ملی دیده نشده است و همان گونه که در اوج مظلومیت به شهادت رسید نام و یادش نیز سال هاست مظلومانه در غبار زمانه فراموش شده است.
 
ایثار و شهادت این ملت هیچ گاه از خاطر نمی رود زیرا همین فرهنگ بود که دشمن بعثی و حامیان قلدر و گردنکش صدام را زمین گیر کرد و شکست داد پس باید برای پاسداشت یاد و نام جرایه و جرایه ها که کم هم نیستند از جان و دل مایه گذاشت.
 
شهرستان ۵۵ هزار نفری آبدانان در 165 کیلومتری جنوب خاوری ایلام در دوران دفاع مقدس 203 شهید والامقام تقدیم انقلاب و آرمان های نظام جمهوری اسلامی کرده است.
 
استان ایلام با 430 کیلومتر مرز مشترک با عراق در دوران هشت سال جنگ تحمیلی جبهه میانی نبرد و از مهم ترین آوردگاه های رزمندگان اسلام با دشمن بعثی بود.
 
ایلامی ها در دوران دفاع مقدس نزدیک به سه هزار شهید، ۱۰ هزار جانباز و ۳۳۲ آزاده تقدیم اسلام و میهن کردند. 
 
 
منبع: شهدای ایران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 آیت الله جوادی آملی گفت: با ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) که هم‌اکنون مصداق کامل خلیفه الهی هستند عقل جامعه کامل می‌شود.

 
به گزارش روابط عمومی موسسه اسرا، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق این هفته خود که در محل نمازخانه بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء و با حضور خیل علاقمندان به معارف الهی برگزار شد، با طرح مباحث امام شناسی به وظیفه شیعیان در عصر غیبت اشاره کرد.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه جریان امامت جزء اصول رسمی مذهب ماست، اظهار کرد: امام از برجسته‌ترین خلفای الهی است و این جمله نورانی که خدا فرمود ﴿إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خلیفة﴾ این ﴿جاعِلٌ﴾ صفت مشبهه است و معنای ثبوت و دوام دارد، یعنی من دائماً در عالَم خلیفه دارم.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: کسی که عهده‌دار این کار است انسان کامل معصوم است که در زمان پیامبر خود آن حضرت و در زمان غیبتش جانشینان و ائمه معصوم(ع) است.
 
مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه تعیین خلیفه الهی فقط تربیت جامعه انسانی نیست، تصریح کرد: خداوند که حضرت آدم را آفریده، برای اداره عالم و خلافت عالم کافی نیست تا فرشته‌ها بگویند «نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک»، محور بحث تنها اینکه انسان، مدنی بالطبع است و قانون و رهبر می‌خواهد نیست این ذرّه‌ای از آن مسائل است، اگر محور بحث اینها بود نه ملائکه می‌گفتند ﴿نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ﴾ نه سخن از تعلیم اسما بود نه لازم بود خدا بفرماید ﴿إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ﴾ محور بحث این است که شما که فرشته هستید نمی‌توانید معلّم بشر باشید، بشر اسوه می‌طلبد.
 
وی با ذکر حدیثی از کتاب الحجة اصول کافی اظهار کرد: احدی همتای امام نیست و هرگز عقل امامت و امام را نمی‌شناسد که او را انتخاب کند.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه با ظهور حضرت صاحب الزمان که هم اکنون مصداق کامل خلیفه الهی هستند عقل جامعه کامل می‌شود، بیان کرد: وقتی حضرت با آن جلال و شکوه ظهور می‌کند عقل جامعه کامل می‌شود، مگر با کشتن می‌شود جامعه را اصلاح کرد؟! با عقلانیت، جامعه اداره می‌شود آن وقت اصلاح جامعه خیلی سهل است. عدل عالم را پر می‌کند؛ عقل، عالم را پر می‌کند، اگر بنا بشود جامعه به سمت عقل و عدل حرکت کند هیچ مشکلی در جامعه پیش نمی‌آید ما چنین امامی داریم.
 
وی با تاکید بر اینکه به جای تلاش و اصرار بر دیدن امام معصوم تلاش کنیم تا مورد نظر امام قرار بگیریم عنوان کرد: ما اصرار نکنیم امام را ببینیم تمام تلاش و کوشش ما این باشد که امام، ما را ببیند وگرنه کسانی بودند که مدت‌های مدید پیغمبر(ص) را دیدند، پشت سرش نماز پنج وقت را می‌خواندند، آن هم در مسجدالنبی که بعد از مسجدالحرام بهترین مسجد روی زمین است، اما مشکلشان حل نشد.
 
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه خداوند نسبت به بندگان خود دو نوع نگاه و نظر دارد، بیان کرد: وجود مبارک امام چون خلیفةالله است دو نگاه دارد چون مستخلف‌ عنه‌اش یعنی الله دو نگاه دارد. خدای سبحان یک نگاه عمومی دارد که «والله بکل شیء بصیر» خب همه را می‌بیند و هر کاری ما بکنیم ذات اقدس الهی می‌بیند، اما یک نگاه خصوصی که خدا بعضی‌ها را نگاه نمی‌کند با بعضی‌ها حرف نمی‌زند آن نگاه مهم است.
 
وی با تاکید بر اینکه باید تلاشمان این باشد که ولی خدا به ما نگاه لطف آمیز خود را داشته باشد، افزود: وجود مبارک ولیّ عصر دو نگاه دارد، یک نگاه عمومی است که هر کاری بکنید اعمال را به عرض حضرت می‌رسانند و ایشان می‌بیند ولی عمده آن نگاه تشریفی و فیض و عنایت است. بنابراین تمام تلاش و کوشش ما این باشد که حضرت به ما یک نگاه لطف‌آمیز داشته باشد.
 
آیت الله جوادی آملی در بخش دیگر از سخنان خود با بیان اینکه امام در همه حال ناظر بر اعمال ما است، اظهار کرد: با توجه به اینکه امام معصوم هم نگاه عمومی و هم نگاه خصوصی دارد، معلوم می‌شود ما غایبیم نه امام، مبادا کسی خیال کند حالا حضرت وقتی خواب است نگاه نمی‌کند او که با چشم ظاهری نگاه نمی‌کند.
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود به وظیفه شیعیان در عصر غیبت اشاره کرد و گفت: وقتی زراره از وجود مبارک امام صادق(ع) سئوال کرد وظیفه ما در عصر غیبت چیست؟ حضرت فرمود این دعای نورانی «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی‏» را بخوان؛ این دعایی است که زراره از وجود مبارک حضرت نقل می‌کند و روایت معتبری است و عمیق‌ترین درس امامت‌شناسی را به ما می‌دهد.
 
وی در توضیح این حدیث شریف بیان کرد: امامت از سنخ ولایت است از سنخ وکالت نیست؛ برای اینکه در امام عصمت شرط است، عصمت هم مثل عدالت نیست که با تجربه به دست بیاید عصمت دو عنصر محوری دارد، یکی صیانت از خطای در علم و یکی صیانت از خطیئه در عمل.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم خاطرنشان کرد: اکنون خیلی‌ها سئوال می‌کنند ما در عصر غیبت باید چه کاری انجام دهیم؟ این دعاهای نورانی امام زمان(عج درس باسواد شدن عصر غیبت را می‌دهد ما که در حوزه یا دانشگاه هستیم یک وظیفه داریم و توده مردم که مشغول کشاورزی و دامداری‌ هستند یک حساب دیگری دارند. حالا شاید در قیامت آنها جلوتر از ما باشند، معلوم نیست عاقبت چه خواهد شد آن‌جا چه خواهد شد اما ما وظیفه‌ای داریم و وظیفه ما باسواد شدن است و عمل باسوادی است کار حوزه و دانشگاه این است کار توده مردم هم جای دیگر است.
 
منبع:فردا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

مویی که از زن جدا شده و روی فرش افتاده اگر نامحرم ببیند و دست بزند چه حکمی دارد؟

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

احتیاط واجب آن است که به موى جدا شده نگاه نشود.

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

حرام نیست.

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

در فرض سوال، دست زدن خلاف احتیاط است.
سوال: حدود اسلام در نگاه کردن به نامحرم چیست؟

نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم (چه با قصد لذت و چه بدون قصد لذت) حرام مى ‏باشد [1]

و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد [2] و نگاه کردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و بواسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، ولى بنا بر احتیاط باید جاهایى را که مثل ران و شکم معمولًا مى ‏پوشاند نگاه نکند. [3]

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در پاسخ به این سوال که : نظر کردن به صورت و دستهای زن نامحرم چه صورت دارد و آیا پوشاندن پاها در برابر نامحرم لازم است؟

فرمودند: در فرض سوال اگر نظر همراه با ریبه و لذت باشد و یا صورت و دستها دارای آرایش و زینت باشد جایز نیست. پوشاندن پا در برابر نامحرم لازم است.[4]

و در مورد زنان غیر مسلمان فرموده اند:

اگر انسان بدون قصد لذّت به صورت و دستهاى زنهاى اهل کتاب مثل زنهاى یهود و نصارا نگاه کند در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد." [5]

و همچنین در پاسخ به این سوال که نگاه کردن به اعضایی که زنان غیر مسلمانان معمولاً آن را نمی پوشانند (غیر از دست و صورت) مثل موها و ... چه حکمی دارد؟، فرموده اند:   نگاه کردن در صورتی که بدون ریبه و مفسده باشد، اشکال ندارد.‏   [6] [7]

 

پی نوشت ها:

[1] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، ص: 485، مسأله 2433.

[2] امام خمینی، تحریر الوسیله، ج2، ص243

[3] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، ص: 485، مسأله 2433.

[4] مسایل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج3 ص111.

[5] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، مسأله 2434.

[6] استفتاء از دفتر معظم له؛ همچنین نک: رساله دانشجویی، سید مجتبی حسینی، پرسش 291.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 اصلاح کردن امور در بین مردم مفاسد اجتماعی را از بین می‌برد. مراتب اصلاح بین مردم زیاد است و هر چقدر وسیع‌تر باشد، سود آن نیز بیشتر خواهد بود و هر مقدار سریعتر انجام پذیرد مؤثرتر است.

 
در این باره خداوند در آیه 8 سوره انفال می‌فرمایند: روابط خود را با هم اصلاح کنید و روابط سالم داشته باشید و اگر ایمان دارید مطیع خدا و پیامبر خدا (ص) باشید.
 
امام علی (ع) در حدیثی می‌فرمایند: شما و همه فرزندان، خاندانم و هر کس را که این نامه به دست او برسد سفارش می‌کنم، به صلح و آشتی برقرار کردن میان خود، زیرا من از جد شما (خطاب به امام حسن(ع) و امام حسین (ع)) شنیدم که می‌گفت آشتی دادن میان مردم افضل است از همه نمازها و روزه‌ها.
 
امام صادق (ع) فرمودند: صدقه‌ای (عمل صادقانه‌ای) که خداوند آن را دوست می‌دارد، اصلاح میان مردم است، هرگاه رابطه‌ها تیره گردد و نزدیک ساختن مردم به یکدیگر وقتی از هم دوری کنند.
 
امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه دیدید دو تن از شیعیان ما باهم درگیری دارند، از مال من برای برطرف کردن آن درگیری و رفع اختلاف‌های مالی و ایجاد صلح و آشتی مصرف کن.
 
ابوحنیفه (مدیر کاروان حج) می‌گوید: من و دامادم درباره میراثی درگیر شده بودیم که مفضل به ما رسید او ساعتی در کنار ما ایستاد و سپس گفت به منزل من بیایید، ما به منزل او رفتیم او ما را با پرداخت 400 درهم آشتی داد و خودش پول را پرداخت و از هر یک از ما نسبت به دیگری تعهد گرفت که دیگر ادعایی نداشته باشیم آنگاه گفت: بدانید که این پول از مال من نبود بلکه امام صادق (ع) به من دستور داد که هرگاه دو نفر از شیعیان در موضوعی نزاع کردند آنان را آشتی دهم و هرچه لازم بود از مال امام (ع) مایه بگذارم این پول، پول امام صادق (ع) بود.
 
پی نوشت:
سوره انفال
نهج‌البلاغه
اصول کافی
الحیات محمدرضا حکیمی 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام زائری را بخوانید؛

_ اعتقاد و باور داریم که زنده بودن حیات و طراوت و شادابی زندگی ما داشتن یک امام و پیشوایی است که از طرف خدا برای هدایت ما آمده است. گفتن این مطلب تا اینجا ساده است. این که این مطلب چه قدر در وجود و باور و اعتقاد ما وجود دارد مهم است. ما دو بحث داریم که یکی بحث در حوزه اندیشه و علم است و یکی بحث در حوزه عمل و عزم است. مشکل از اندیشه و علم ما نیست بلکه مشکل از عمل و عزم ما می باشد.این مسئله در تمام مراحل زندگی انسان و برای همه افراد وجود دارد.

_ اصل مسئله این است که آیا عقل و فهم و درک ما اینقدر جدی است که در مقام عمل و رفتار آینده ما را نجات بدهد یا نه. بعضی چیزها است که همه می فهمند مانند محبت کردن به دیگران یا حتی به حیوان و گل که این محبت را درک می کنند. در روز قیامت خداوند اعمال هر کس را به اندازه چیزی که فهمیده است محاسبه می کند. بر همین اساس سنت های الهی در دنیا برای همه یکسان است. مانند این که اگر کسی با فامیل رابطه صمیمی داشته باشد و صله رحم انجام دهد عمرش طولانی می شود که برای همه یکسان است. یا کسی که به یک یتیمی کمک کند آرامش دل می گیرد. کسی که به اولاد پیامبر و سادات احترام کند در قیامت مانند این است که به پیامبر احترام کرده است که به نیت آدم بستگی دارد.

 _ پیامبر در آخر ماه شعبان خطبه ای خواندند و فرمودند که به بچه های مردم محبت کنید تا به بچه های شما محبت کنند. این یک قاعده در زندگی است. هیچ چیزی در زندگی گم نمی شود که این یک قاعده طلایی در زندگی است. مطمئن باش هر کاری کنی اثر آن روزی به خودت بر می گردد. اعمال ما در زندگی به ما بر می گردد. هر کاری کنیم در دنیا می بینیم.

_ طبق روایات اعمال شیعیان بر امامشان هر هفته دو بار دوشنبه ها و پنجشنبه ها عرضه می شود. پدر واقعی ما امام زمان است. امام زمانمان کارهای ما را می بیند. همه ما این را در ذهن وفکرمان می دانیم اما گاهی در مقام عمل و رفتار یادمان می رود. همه مشکلات ما وقتی است که یادمان می رود. اگر کاری کنیم که چیزی که در اندیشه ما است در رفتار ما هم بیاید اتفاقات خیلی خوبی می افتد.

_ دانستن مهم نیست توانستن مهم است. تعبیری که در زیارت داریم این است که ای امام من یقین دارم و می دانم که شما من را می بینید و صدای من را می شنوید و سلام من را جواب می دهید. مهم نیست که به چه زبانی بگوییم مهم رابطه ای است که برقرار می شود. وقتی فرشتگان به سراغ روح ما می آیند حقیقت و وجود ما را می بینند و سؤال و جواب لفظی نیست و بررسی می کنند.بعضی چیزها در وجود انسان است. 

_سختی دوران نوجوانی و جوانی این است که انسان در معرض گناه می افتد و جلوی خود را می گیرد. هنر این است که موقعیت گناه پیش بیاید و گناه نکند. در روایات داریم که در روز قیامت خیلی کارها تجسم پیدا می کند. خداوند گاهی خیلی از بندگان گنه کارش را به خاطر ترحم و محبتی که در دنیا انجام داده اند، ترحم می کند و می آمرزد. انسان در زندگی درباره همه چیز و همه کس مسئول است. عظمت اسلام در این است.

 

_ امام زمان مانند یک پدر مهربان در لحظه لحظه زندگی ما انسان ها وجود دارند و برای ما دعا می کنند و ما را محافظت می کنند.ایشان همیشه به فکر ما هستند ولی ما یادمان می رود. روز قیامت هر کسی را صدا می زنند و می پرسند که در دنیا چه کسی را دوست داشتی و همراه چه کسی بودی با او برو. کسانی که در دنیا حواسشان به امامشان بوده و به اعمالشان فکر می کردند در روز قیامت هم با امامشان می روند. هر کسی زودتر حواسش را جمع کند در مسابقه زندگی برنده است. و خوشا به حال کسانی که حواسشان را زود جمع می کنند و به فکر اعمال خود هستند. کسی که رفیق امام زمان و امیرالمؤمنین شد قطعاً برنده است. این سخن پیامبر است که می فرماید علی و شیعیانش برنده است. البته به شرطی که در جاده امام علی و امام زمانش حرکت کند چون حرف زدن راحت است. عمل کردن مشکل است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
هفدهم شعبان سال 1361 هجری قمری در جوار بارگاه مطهر و منور حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بزرگ عارف شیعی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی دعوت حق را لبیک گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. 
 
به مناسبت سالروز وفات این عارف بالله در ادامه به بازخوانی اجمالی زندگانی شیخ نخودکی همراه با دو نمونه از کرامات ایشان می‌پردازیم: 
 
شیخ حسنعلی فرزند علی‌اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب کرامات فراوان، در سال 1279 در نیمه ماه ذی‌‌القعده در خانواده‌‌ای متدین و متقی چشم به جهان گشود. 
 
پدرش، مرحوم ملاعلی‌اکبر، مردی متقی و پرهیزگار و معاشر و دوستدار اهل علم و ملازم مردان حق و عارفان بزرگی همچون حاج محمدصادق تخت پولادی بود، او بر اثر مشاهده کراماتی از حاج محمدصادق در مورد همسرش و افزایش شیر در سینه او تا آخر عمرش از ارادتمندان ویژه مرحوم حاجی محمدصادق شد و مدت  22 سال در خدمت او بود و شب‌های دوشنبه و جمعه نزد او می‌‌رفت و در تخت پولاد با او به عبادت و ریاضت می‌‌پرداخت. 
 
پدر حسنعلی نیمی از آنچه که از راه کسب و کار به دست می‌‌آورد، در اختیار حاج محمدصادق می‌گذاشت و به همراه او به فقرا و مستمندان کمک می‌رساند. 
 
شیخ حسنعلی اصفهانی، سیر تهذیب روح و روان را از همان کودکی و به همت پدر خویش آغاز کرد، پدرش، ملاعلی‌اکبر، حسنعلی را از همان کودکی در هر سحرگاه بیدار و او را به نماز، دعا، راز و نیاز و یاد خدا آشنا می‌کرد، وی تا یازده سالگی در خدمت حاجی محمدصادق تخت پولادی بود و از او دستور می‌گرفت، آن مرد خدا، او را به نماز، روزه و انجام مستحبات و نوافل شب آشنا کرد. 
 
او بیشتر شب‌ها تا صبح بیدار می‌ماند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را روزه‌دار بود. 
 
*مداوا با فراموشی 
 
یکی از اعیان و ملاکان نقل می‌کند: مدت‌ها به بیماری قند شدیدی مبتلا بودم و گاهگاه ضعف بر من مستولی می‌شد تا آنکه سفری به آستان امام هشتم(ع) کردم و در صحن مطهر به همان ضعف و رخوت شدید دچار شدم. 
 
یکی از خدام آستانه مرا به جناب شیخ هدایت کرد. چون خدمت آن بزرگمرد رسیدم و حال خود را شرح دادم، حبه قندی مرحمت کردند و فرمودند: بخور، بسیاری از امراض است که با فراموشی از میان می‌رود. 
 
قند را خوردم تا سه روز از خاطرم رفت که مبتلا به چنان کسالتی هستم و در آن روز متوجه شدم که دیگر اثری از آن بیماری در من نیست. بهبودی حال خود را به خدمت شیخ عرض کردم. فرمودند: از این واقعه با کسی سخن مگو. 
 
اما من پس از ده سال یک روز در محفلی، ماجرای بهبودی خود را در اثر نفس آن مرد بزرگ بازگو کردم و با کمال تأسف بیماری‌ام عود کرد. 
 
*تو بخور، او مداوا می‌شود 
 
پاسبانی می‌گفت: همسر من مدت‌ها کسالت داشت و سرانجام قریب شش ماه بود که به طور کلی بستری شده بود و قادر به حرکت نبود. بنا به توصیه دوستان خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رفتم و از کسالت همسرم به ایشان شکوه کردم. 
 
خرمایی مرحمت کردند و فرمودند: بخور. عرض کردم: عیالم مریض است. فرمودند: تو خرما را بخور او بهبود می‌یابد. در دلم گذشت که شاید از بهبود همسرم مأیوس هستند ولی نخواسته‌اند که مرا ناامید باز گردانند. 
 
به منزل مراجعت و دق‌الباب کردم، با کمال تعجب، همسر بیمارم در حالی که جارویی در دست داشت، در خانه را بر روی من گشود. پرسیدم: چه شد که از جای خود برخاستی؟ 
 
گفت: ساعتی پیش در بستر افتاده بودم، ناگهان دیدم مثل آنکه چیز سنگینی از روی من برداشته شد. احساس کردم شفا یافته‌ام، برخاستم و به نظافت منزل مشغول شدم. 
 
پاسبان می‌گفت: درست در همان ساعت که من خرمای مرحمتی حاج شیخ را خوردم، همسرم شفا یافته بود. 
 
*توصیه‌های چهارده‌گانه شیخ نخودکی 
 
1- آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آن‌ها به جای آوری. 
 
2- آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می‌توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست،‌ زیرا اگر بنده خدا در راه حق گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود. 
 
3- آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هرچه داری، ‌در راه ایشان خرج و صرف کنی و از فقر در این کار پروا نکنی، اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه‌ای نیست. 
 
4- از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوا و پرهیز پیشه خود ساز. 
 
5- به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وا رهی. 
 
6- بدان ‌که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می‌شود و به عکس، اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می‌بخشد. 
 
7- بدان ‌که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده‌ام، به برکت بیداری شب‌ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به رسول‌اکرم(ص) است. 
 
8- عمده نظر در دو مطلب است: یکی غذای حلال، دوم توجه در نماز و اصلاح آن، اگر این دو درست باشد، باقی درست است. عمده هم حقیر، اصلاح قلب است و ذکر «یا حی و یا قیوم» سحرگاه برای همین است. 
 
9- بین‌الطلوعین را به چهار قسمت تقسیم کنید: یکی اذکار و تسبیح، دیگر ادعیه، سوم قرائت قرآن و بالاخره فکری در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده‌اید، شکری کنید و اگر خدای نکرده ابتلا به معصیتی یافته‌اید، استغفار کنید. 
 
10- دیگر آنکه هر روز صدقه دهید، ولو به وجه مختصر. شب‌ها قدری در بی‌اعتباری دنیا و انقلاب آن فکر کنید و ملاحظه کنید که دنیا با اهل دنیا چگونه سلوک می‌کند. 
 
11- در مورد ذکر، در آغاز چند صلوات فرستاده و دل را حاضر کنید و بعد مشغول ذکر شوید. 
 
12-برای توفیق تهجد و گشایش در کار؛ هر صبح از تلاوت قرآن مجید مخصوصاً یس غفلت نکن. 
 
13- حرارتی که بر اثر مصاحبت با مردان بد و شرور در مزاج آدمی پدید می‌آید، جز به‌ وسیله سردی و برودت مصاحبت با نیکان و مردم صالح زایل نمی‌شود. 
 
14- بزرگان خیلی بر احتراز از مجالست با منکران تأکید دارند و گفته‌اند ضرری که یک وسوسه به وجود می‌آورد، در طول سال‌های دراز ممکن نیست بتوان آن را رفع کرد. 
 
شیخ حسنعلی نخودکی دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان و فرزندش را از روز مرگش آگاه کرد و حتی یک بار قبل از تاریخ فوت، روح بلندش از بدن خارج شد، اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا(ع)، برای انجام برخی وصایا دوباره حیات ظاهر یافت. 
 
پیکر مطهرش در صحن عتیق، کنار ایوان عباسی در حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) به خاک سپرده شده است.
 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

رسول خدا حضرت محمد صلی‌الله‏ عليه‏ و ‏آله فرمود:
خداوند تبارك و تعالى می‌فرمايند: «محبوب‏ترينِ بندگانم نزد من، كسانى هستند كه براى من با
يكديگر دوستى می‌كنند، دل‏بسته مسجدهايند و سحرگاهان به استغفار مشغول.
آنان هستند كه هرگاه بخواهم زمينيان را كيفرى دهم، يادشان می‌كنم و به سبب آنان، كيفر را از زمينيانْ بازمى‏‌دارم».

متن حدیث:

عنه صلى‏‌الله‏ عليه‏ و‏آله:
يَقولُ اللّه‏ُ تَبارَكَ وتَعالى : إنَّ أحَبَّ العِبادِ إلَيَّ المُتَحابّونَ
مِن أجلي ، المُتَعَلِّقَةُ قُلوبُهُم بِالمَساجِدِ، وَالمُستَغِفرونَ بِالأَسحارِ، اُولئِكَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ العُقوبَةَ عَنهُم.



«مكارم الأخلاق، 2 / 375 / 2661- بحارالأنوار؛ 77 / 86 / 3»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

عامل اصلی استحکام استخوان های بدن کلسیم می باشد که در خرما وجود دارد و نیز فسفرِ آن از عناصر اصلی تشکیل دهنده مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگی می باشد و قوه بینایی را نیز می افزاید و همچنین پتاسیم موجود در آن در بهبود زخم معده موثر می باشد و علاوه بر این، خرما از سرطان جلوگیری می نماید، به نحوی که آمار نشان می دهد که در مناطقی که خرمای بیشتری مصرف می شود، ابتلای افراد آن منطقه به سرطان کمتر است، اما جالب است بدانید که ائمه اطهار (ع) نیز بر استفاده از این ماده ی غذایی تاکید فراوانی داشته اند، چنانچه پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند: روزی جبرئیل درباره ی خواص خرما به من خبر داد و گفت در آن چندین ویژگی ممتاز می باشد: 1- بیماری ها (میکروب ها) را از بین می برد. 
2- شنوایی گوش و بینایی چشم را تقویت می نماید.
3- بر قوه جماع انسان می افزاید.
4- در هضم غذا بسیار موثر است. 
5- دهان را خوشبو می سازد.
6- انسان را به رحمت خداوند نزدیک می سازد.
7- انسان را از شیطان دور می نماید.

علاوه بر این در جایی دیگر پیامبر (ص) می فرمایند: باید اولین چیزی که زن پس از تولد نوزاد میل می نماید، رطب باشد.
عرض شد: یا رسول الله؛ اگر فصل رطب تازه نبود، چه باید کرد؟
فرمودند: هفت دانه از خرمای مدینه بخورد و چنانچه آن هم پیدا نشد، هفت دانه از خرمای شهر زندگی خود یا هر شهری که در آن خرما پرورش داده می شود بخورد زیرا خداوند می فرماید: به عزت و جلال و عظتم سوگند، هرگاه زنی به هنگام وضع حمل (و پس از آن) خرما بخورد، فرزندش خواه پسر باشد و خواه دختر، حلیم و بردبار می شود، همچنین امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند:
حَنِکُوا اَولادَکُم بَالتَّمرِ، هکَذا فَعَلَ النَّبیُّ (ص) بِالحَسَنَ وَ الحُسَین (ع)؛ کام فرزندان خود را با خرما بردارید چرا که پیامبر (ص) با امام حسن و امام حسین (ع) چنین کرد و در جای دیگر فرموده اند: به زنان خود پس از زایمان خرما بخورانید تا فرزندانتان زیرک و بردبار شوند.

 

پی نوشت ها:
1- حویزی. تفسیر نورالثقلین، ج3: 330.
2- کلینی. الکافی، ج6: 22، 24.
3- طوسی. تهذیب الاحکام، ج7: 437، 440.
4- شازده احمدی. نهج الطبابه: 113.
5- پورقاسم میانجی. خوراک های حلال و حرام: 66، 68.

 منبع:قدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

قرآن کریم با آنکه عموماً خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حلال را شرح می‌دهد، برخی از آن‌ها را به طور خاص ذکر می‌کند که مسلماً نشان از اهمیت و برتری آن‌ها بر دیگر خوراکی‌ها دارد.

میوه‌ها
در قرآن چهارده بار کلمه "میوه" ذکر شده است . به جز این اسم عام برخی از میوه‌ها به طور خاص در  آیات مختلفی آورده شده است. میوه‌هایی که قرآن آن‌ها را ذکر کرده است به ترتیب اهمیتی که از محتوای مطالب فهمیده می‌شود، عبارت است از زیتون، انجیر، انگور، رطب تازه، انار، موز، کدو و خیار چنبر.


انجیر و زیتون
خداوند در بین انواع خوراکی‌ها به دو چیز و خوردنی قسم یاد می‌کند. آن دو انجیر و زیتون هستند که می‌تواند به اهمیت فوق‌العاده آن‌ها در سلامت انسان و حتی بهداشت روانی او اشاره داشته باشد.

«والتین و الزیتون»
روایاتی که از خواص زیتون سخن می‌گویند، چنان زیادند که مجال اشاره به آن‌ها نیست تنها بگوییم که فرموده‌اند زیتون بخورید که از درخت مبارکی است.(بحار ،ج3، 181)
از انجیر نیز سخن فراوان است اما انجیر معمولاً در بین ما به اندازه زیتون مورد توجه نیست. از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمود: اگر می‌گفتم میوه‌ای از بهشت نازل شده هر آینه می‌گفتم که آن انجیر است برای اینکه میوه بهشت بدون دانه است، پس آن را بخورید که بواسیر را قطع می‌کند و برای درد نقرس (سیاتیک) سودمند است. (بحار الانوار، ج63، 186)

روغن زیتون نیز در سوره مومنون و نور مورد توجه قرار گرفته است:
« وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَیْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِینَ : و درختى را (نیز ایجاد كردیم) كه (غالبا) از طور سینا بیرون مى‏آید كه (به رویاندن زیتون) روغن و نان خورشى را براى خورندگان مى‏رویاند.»(مۆمنون،20) علاوه بر خواص مادی روغن زیتون، در روایات به تأثیرگذاری این ماده‌ی غذایی در تعادل روح و روان انسان هم اشاره شده است. از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است: «... غم و اندوه را برطرف می‌کند و اخلاق را نیکو می‌نماید.» در بسیاری از روایات نیز فرموده‌اند سرکه و روغن زیتون غذای انبیاء و غذای مورد علاقه‌ی حضرت فاطمه بوده است. (بحارالانوار،48، 117)

  میوه های بهشتی,غذاهای بهشتی

انگور
وَعِنَبًا وَ قَضْبًا : و درخت انگور و سبزیجاتى كه چندین نوبت چیده مى‏شود.(عبس، 28)
انگور یازده بار در قرآن آمده است؛ چه به عنوان میوه‌ی بهشتی و چه به عنوان برگزیده ای از میوه های زمینی. در سوره عبس برای یادآوری نعمت‌هایش وقتی از دانه و باران و... سخن می‌گوید رویش خرما و انگور را منتی بر بندگان و آیتی بر قدرت خود می‌داند.

خرمای تازه
« وَهُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْكِ رُطَبًا جَنِیًّا : و درخت خرما را به سوى خویش حركت ده تا براى تو خرماى تازه چیده فرو ریزد.» (مریم،25)
وقتی حضرت مریم حضرت عیسی را به دنیا آورد در همان لحظات نخستین پس از زایمان به او وحی شد درخت کنارش را تکان دهد و از آن خرمای تازه بخورد. از این رو گفته‌اند که خرمای تازه بهترین غذا برای بانوانی است که تازه وضع حمل کرده‌اند.

  موز
«وَ طَلْحٍ مَّنضُودٍ : و (درخت) موز كه میوه‏هایش روى هم نشسته.» (واقعه،29)
موز را هم به عنوان میوه های بهشتی نام می‌برد و با توصیف درختان موز به توصیف زیبایی‌ها و نعمات بهشتی می‌پردازد. و همین دلیلی بر برتری موز بر دیگر میوه‌ها از منظر قرآن خواهد بود. زیرا در بهشت آنچه راز جاوید ماندن و حیات طیبه است استفاده خواهد شد. هر چند کیفیت آن‌ها با کیفیت میوه های زمین متفاوت باشد.

انار
«فِیهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ : در آن دو (هر نوع درخت) میوه و درخت خرما و انار است.» (الرحمن،68)
از انار سه بار در قرآن یاد شده است. وقتی در سوره الرحمن از دو باغ ویژه بهشتی سخن می‌گوید می‌فرماید: در آن دو باغ میوه‌هاست. سپس دو تا از آن میوه‌ها را از بقیه جدا کرده و عیناً نام می‌برد که انار و خرما هستند.

عسل
«...یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ ... : از درون شكم آنها مواد قابل آشامیدن رنگارنگى بیرون مى‏آید كه در آن براى مردم شفاست ، ...» (النحل،69)
از عسل هم در قرآن یاد شده است و به مهم‌ترین جنبه‌ی عسل یعنی جنبه دارویی آن توجه شده است.
در قرآن دو چیز به عنوان عامل شفا یاد شده است: یکی خود قرآن و دیگری عسل است ؛ به عبارتی در قرآن کریم هم به شفای روح و قلب و هم به شفای جسم توجه شده است. در روایات هم آمده است که نوش عسل (یک قاشق مربا خوری عسل) موجب شفاست. (کافی، ج8، 194)

کدو هم در سوره صافات، آیه 146ذکر شده است. می‌فرماید :
وَأَنبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِّن یَقْطِینٍ : و بر بالاى سر او بوته‏اى از نوع كدو (یا موز یا انجیر) رویانیدیم.
وقتی یونس بیمار در ساحل افکنده شد بر او درخت کدو رویاندیم تا بر او سایه افکند.
پیاز، عدس، سیر، و سبزی هم در آیه 61 سوره بقره به عنوان درخواست بنی اسرائیل از خداوند مطرح شده است. و نان در سوره یوسف آیه 37 آمده است. البته این‌ها به عنوان نقل قول دیگران در قرآن آمده‌اند.

نوشیدنی‌ها در قرآن
شیر و آب خالص دو نوشیدنی هستند که قرآن از فوائد آن برای انسان سخن می‌گوید. گویا با ذکر این دو سخن، درباره ی همه مایعاتی که بدن انسان بدان نیازمند است تمام می‌کند.
شیر، آب خالص، شرابی پاکیزه (و غیر مست کننده) و شربتی از عسل، از نوشیدنی هائی است که در قرآن به عنوان نوشیدنی‌های بهشتی نام برده شده است.

«...فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ... : ... و نهرهایى از شراب كه سراپا لذت است براى نوشندگان، و نهرهایى از عسل تصفیه شده، و براى آنها در آنجا از هر گونه میوه هست ،... » (محمد،15)

گوشت‌ها در قرآن
عبارت لحم به معنای گوشت 12 بار در سوره های بقره، مائده، انعام، و نحل ذکر شده است ؛ چرا که اساس تغذیه انسان و قوت بدن است. لذا اگر چه خوردن گوشت قرمز به صورت مداوم خوب نیست و از آن نهی شده است ، ترک کردن گوشت نیز بسیار بد است . در روایات گوشت را سید غذاها معرفی کرده‌اند و از تأثیر ترک گوشت در اخلاق انسان سخن شده است : «هر کس چهل روز گوشت نخورد، بداخلاق می‌شود.» (کافی ج 1،ص 301)

گوشت پرندگان
«وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ : و گوشت پرنده از هر چه میل نمایند .»‌ (واقعه،21)

گوشت‌های دریایی
«... وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا ... ؛ و اوست كسى كه دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید .... .» (فاطر،12)

 

 منبع:جام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 دکتر سید یحیی یثربی در گفتگویی در مورد اینکه از منظر اسلام امانتداری چه تعریفی دارد؟ گفت: از آنجا که دین اسلام دینی سیاسی و اجتماعی است و از آنجا که امروزه نظام اسلامی برای ما مهمتر از اخلاق فردی است، بزرگترین امانت از نظر قرآن کریم و بنا بر نظر مفسران، امانت مدیریت است که باید آنرا به دست شایستگان سپرد تا به این امانت، خیانت نشود. اگر این امانت در دست شایستگان قرار گیرد، جامعه خوشبخت خواهد شد. چنانکه اگر به دست نااهلان بیفتد، جامعه از هر جهت دچار مشکل می گردد و منظور از امانتداری همین است که به آن امانت، خیانت نشود، یعنی از آن به خوبی پاسداری شود و حق آن ادا گردد و هوی و هوس اشخاص به آن آسیب نزدند.

 
وی در مورد اینکه ابعاد و وجوه مختلف امانتداری چیست؟ تصریح کرد: امانتداری گاه جنبه فردی و جزئی دارد و گاه جنبه کلی و اجتماعی. اولی مانند مقداری از مال دنیا یا اسناد که یکی در نزد دیگری امانت می گذارد. دومی مانند ریاست یک مؤسسه یا مدیریت یک وزارت خانه یا وکالت مجلس و همانند اینها... امانت گاه مادی است مانند ثروت و دارایی و گاه معنوی است مانند آبروی جامعه و جایگاه جهانی آن.
 
استاد فلسفه و عرفان اسلامی در مورد اینکه امانتداری یک فرد عادی با یک مسئول و مقام دولتی و حکومتی چه فرقی دارد؟ عنوان کرد: چنانکه گفتیم امانتداری مسؤلان و مقامات دولتی، بسیار حساستر و اثرگذارتر از یک امانتداری عادی است. روزی عقیل برادر بزرگ امیرمؤمنان علی (ع) به حضور ایشان آمد و تقاضای مبلغی وام کرد (با توجه به این که زمان خلافت علی(ع) بود و بیت‏ المال در اختیار آن حضرت بود) عقیل گفت به کسی مقروض هستم و وقت ادای آن فرا رسیده است؛ می ‏خواهم قرض خود را ادا کنم. امام فرمود: وام تو چقدر است؟ عقیل مبلغ وام را معین کرد. امام (ع) فرمود: من این اندازه پول ندارم، صبر کن تا جیره ‏ام از بیت‏ المال به دستم برسد آنرا در اختیار تو خواهم گذاشت. عقیل گفت: بیت ‏المال در اختیار توست، باز می‏ گویی صبر کن تا جیره ‏ام برسد، تازه جیره‏ تو مگر چقدر است؟ اگر همه‏ آنرا به من بدهی، کفایت قرض مرا نمی‏ کند. امام علی (ع) به عقیل فرمود: پس بیا من و تو هر کدام شمشیری برداریم و به حیره (محلی نزدیک کوفه) برویم و به یکی از بازرگانان آن‏جا شبیخون بزنیم و اموالش را بگیریم، (و در نتیجه، پولدار می‏ شویم و تو نیز وام خود را می‏ دهی!) عقیل فریاد زد: وای! یعنی برویم دزدی کنیم؟ امام فرمود: اگر مال یک نفر را بدزدی، بهتر از آن است که مال عموم را بدزدی. بیت ‏المال، مال عموم مسلمین است، اگر از آن به عنوان منافع خصوصی، زیادتر از دیگران برداریم، از اموال عمومی، دزدی شده است. (مناقب آل ابیطالب، ج 1، ص 376؛ بحار الانوار، ج 41، ص 113.)
 
این استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی در مورد اینکه چرا با وجود اینکه فرهنگ ما یک فرهنگ دینی است اما امانتداری به عنوان یک خصلت اخلاقی و رفتاری بین افراد به درستی جا نیفتاده است؟ گفت: برای اینکه مسئولان جامعه به عنوان پیشگامان امانتداری این حساسیت را از خود نشان نداده اند تا در مردم اثر بگذارند. اگر دستور حضرت علی(ع) را در شیوه زندگی خود بکار می بستند، بر همگان معلوم می شد که امین هستند. بدیهی است که اخلاق مسؤلان و پیشگامان مردم را تحت تأثیر قرار می دهد چنانکه دنیا دوستی آنها، مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
 
این مفسر قرآن کریم در مورد اینکه متخلق شدن افراد جامعه به خصلت امانتداری چه نتایجی دارد و چه آسیب هایی از جامعه می زداید؟ هم یادآورشد: امانتداری اساس پیشرفت و سعادت است اگر نااهلان، شغلی را که شایستگی ندارند، نپذیرند و اگر در استفاده از بیت المال و رانت و رشوه به رفاه آشکاری نرسند، بی تردید در اخلاق و رفتار مردم اثر مثبت می گذارند، اما اگر همه در بالای شهر و خانه های گران قیمت بنشینند و ثروت داشته باشند، مردم در امانت داری آنان تردید خواهند داشت. یادآور می شوم که ثروت مسؤلان نه با تجارت قابل توجیه است و نه با هدیه گرفتن، زیرا تجارت و هدیه آنان نیز تحت تأثیر جایگاه آنان قرار می گیرد.
 
یثربی در مورد اینکه امسال که سال فرهنگ نامیده شده چگونه می توان فرهنگ امانتداری را درجامعه نهادینه کرد؟ هم بیان کرد: اگر بخواهیم این کار را انجام دهیم راه و روش آن بسیار روشن است و خائنان را به آسانی می توان شناخت. اگر بخواهیم در چند دقیقه می توانیم خائنان و دزدان کلان را شناسایی و دستگیر کنیم و دست شان را به عنوان دزد اصلی جامعه، ببریم، چنانکه حضرت علی(ع) گفت: «اگر دخترم این گردن بند را به امانت نگرفته بود، دستش را می بریدم» و چنانکه علی(ع) فرمود: «به خدا سوگند اگر حسن و حسین هم به بیت المال دست درازی می کردند، بی ملاحظه همانند دیگران به آنان حد می زدم و مال را از دستشان می گرفتم.»
 
منبع:مهر
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام و‌المسلمین حائری پور در سلسله جلسات پرسش و پاسخ که با موضوع «برکات وجودی امام غائب(عج)» همزمان با دهه مهدویت در صحن جمهوری اسلامی حرم مطهر رضوی برگزار شد،‌اظهار داشت: به فرموده حضرت قائم(عج) خداوند هر بلا و گرفتاریی را از عموم شیعیان به خاطر وجود مبارک آن حضرت بر طرف می‌کند.
وی با بیان اینکه شیعیان در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) از ایشان نور می‌گیرند، ابراز داشت: «امید بخشی»، «خودسازی» و «عنایات امام زمان(عج)» از تأثیرات و برکات غیبت آن حضرت است.
این محقق و پژوهشگر در حوزه مهدویت درباره تأثیر امید بخشی غیبت امام عصر(عج) عنوان کرد: آن حضرت با وجود آنکه از دید افراد عادی غائب هستند، اما مایه امید بخشی در جامعه هستند و مردم را در شرایط مختلف هدایت می‌کنند.
حائری‌پور افزود: نتیجه و دستاورد امید بخشی، عمل، تلاش و کار برای آماده‌سازی شرایط ظهور آن حضرت است.
این سخنران حرم مطهر رضوی در ادامه درباره تأثیر خودسازی گفت: شیعه‌ای که خود را در محضر و معرض دید امام زمان(عج) حاضر می‌بیند، از گناه خودداری می‌کند و سعی می‌کند اعمالش طوری باشد تا در مقابل چشمان فرزند حضرت زهرا(س) شرمسار نباشد.
به گفته این کارشناس دینی، اعمال بندگان هر روز و شب به امام زمان(عج) عرضه می‌شود و ایشان با توجه به اعمال شیعیان برای آن‌ها دعا می‌کنند.
وی درباره عنایات حضرت قائم(عج) اظهار داشت: ایشان همواره به دو طریق در حق افراد دعا می‌کنند؛ یکی دعا برای جامعه اسلامی و دیگر دعا برای افراد است.
حائری‌پور در پایان خاطرنشان کرد: توجه به امام عصر(عج) باعث پاکی و طهارت انسان می‌شود و توسل به حضرتش باعث گره‌گشایی مشکلات خواهد شد.
یادآور می‌شود؛ ویژه برنامه «به سوی ظهور» همزمان با دهه مهدویت هر روز از ساعت 18 تا 19:30 برای عموم زائران در صحن جمهوری اسلامی حرم مطهر رضوی در حال برگزاری است.
 


منبع:آستان قدس رضوی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

یکی از واجبات بسیار مهم و از ضروریات دین مبین اسلام، بلکه تمام ادیان الهی، مساله «حجاب» و پوشش است؛ دین مبین اسلام نیز برای این مساله اهمیت ویژه‌ای قائل شده است و قرآن کریم ـ با این‌که تنها به بیان کلیات اکتفا کرده است ـ در آیات متعددی به این مساله پرداخته که دال بر اهمیت بسیار زیاد قرآن و اسلام به این مساله است.

 
به طور مثال در سوره «نور» در آیاتی چند می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُون* وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ …[نور/۳۱]؛ به مومنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و فروج خود را حفظ کنند، این دستور، براى آن‌ها پاکیزه‏‌تر است، خداوند از آن‌چه انجام می‌دهید آگاه است. و به زنان با ایمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‏‌آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار نکند و (اطراف) روسری‌هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا…»
 
از این آیات چند نکته قابل استنباط است:
 
۱٫ هر مسلمان چه مرد و چه زن، باید از چشم‌چرانی و نظربازی خودداری کند.
۲٫ هر مسلمانی باید پاک‌دامن باشد و اهل فحشاء نباشد.
۳٫ زنان باید دارای پوشش باشند و زینت‌های خود را جز برای محارم خود آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان دیگر نباشند.[۱]
 
این آیات در واقع دستور خداوند متعال به حفظ حیاء و حجاب است، که واجب است و حکمی است حتمی که توسط بندگان او لازم است رعایت شود و از ضروریات دین مبین اسلام محسوب می‌شود که بین تمام مذاهب اسلام با تمام اختلافی که دارند مشترک است.
 
اگر به روایات معصومین(علیهم‌السلام) هم رجوع کنیم، خواهیم دید آنان نیز به تبع قرآن کریم، در سخنان بسیار زیادی که واقعاً بیش از حد شمارش است، به این مساله پرداخته و حدود و میزان آن را بیان کرده‌اند، و در برخی احادیث وارد شده است که تمام دین و ایمان، حیاء، عفت و پاک‌دامنی است؛[۲]
 
هم‌چنین در احادیث مختلفی چگونگی و اندازه پوشش زنان نیز بیان شده است؛ در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) در پاسخ به سوالی که راجع به نگاه کردن به نامحرم پرسیده شد، فرمودند: «تنها نگاه به صورت و دو کف دست جایز است».[۳] یعنی نگاه کردن به غیر این دو حرام است و بر زن واجب است تمام بدن خود به غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند.
 
لذا با توجه به این آیات و روایات، در این‌که پوشاندن غیر وجه و دست‌ها تا مچ، بر زن واجب است، از لحاظ فقه اسلام هیچ‌گونه تردیدی وجود ندارد. این قسمت جزو ضروریات اسلام است و در بین مراجع نیز هیچ اختلاف و تشکیکی وجود ندارد.[۴] حتی این مساله در بین مذاهب دیگر هم قطعی است و هیچ مسلمانی نمی‌توان بگوید حجاب واجب نیست.
 
بنابراین حفظ حجاب و پوشش کامل اسلامی برای زنان مسلمان، واجب است و ترک آن معصیت بوده و از گناهان کبیره محسوب می‌شود و قطعاً در آخرت، عذاب خاص خود را دارد، در حدیثی امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: «روزی من و فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به خدمت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفتیم و آن حضرت را بسیار گریان یافتیم، عرض کردم پدر و مادرم فدای شما باد یا رسول الله، چه چیز سبب گریه شما شده است؟
 
حضرت فرمودند: یا علی، شبی که من‌را به آسمان بردند، زنانی چند از امت خود را در عذاب شدید دیدم، از حالت آن‌ها تعجب کردم و از شدت عذاب آن‌ها گریستم. زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده، مغز سرش از شدت گرما می‌جوشد؛ زنی را دیدم که به زبانش آویخته و آب داغ جهنم در حلقش ریخته می‌شد؛ زنی را دیدم که با سینه‌هایش آویخته شده بود؛ زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می‌خورد و آتش از زیرش شعله می‌کشید؛ زنی‌ را دیدم که پاهایش به دست‌هایش بسته شده و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط شده بودند؛ زنی‌ را دیدم کر و کور و لال، در تابوتی از آتش، مغز سرش از بینی او بیرون می‌آمد و بدنش از(مرض) خوره و پیسی پاره پاره بود؛ زنی را دیدم که تنوری از آتش به پاهایش آویزان بود؛ زنی را دیدم که گوشت بدن او از جلو و عقب با قیچی‌های آتشین بریده می‌شد؛ زنی را دیدم که صورت و دست‌هایش می‌سوخت و روده‌های خود را می‌خورد؛ زنی را دیدم که سرش سر خوک بود و بدنش الاغ و بر او هزار هزار نوع عذاب بود؛ زنی را دیدم به صورت سگ، آتش در پشتش داخل می‌شد و از دهانش بیرون می‌آمد و ملائکه سر و بدنش را با گرزهای آتشین می‌کوبیدند.
 
حضرت فاطمه(علیهاالسلام) عرض کرد: ای حبیب من و ای نور دیده من، به من خبر بدهید که عمل و روش ایشان چه بوده است که خدای تعالی این نوع عذاب را بر ایشان مسلط گردانیده است؟
 
حضرت فرمودند : ای دخترم :آن زنی که به مو آویخته شده بود، موی خود را از مردهای نامحرم نمی‌پوشاند؛ زنی که به زبان آویخته شده بود (با زبانش) شوهرش را آزار می‌داد؛ زنی که با سینه آویخته شده بود، از انجام وظایف زناشویی خودداری می‌کرد؛ آن زنی که به پاهایش آویخته شده بود، بدون اجازه شوهر از خانه بیرون می‌رفت؛ زنی که دست‌هایش به پاهایش بسته شده بود و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط شده بودند، کسی بود که خود را نمی‌شسته است و لباس‌هایش را پاک نمی‌کرد و غسل حیض و جنابت انجام نمی‌داد و بدنش را از نجاسات پاک نمی‌کرد و نماز را سبک می‌شمرد؛ زنی که کور، کر و لال بود، از زنا فرزند پیدا کرده و به گردن شوهر خود انداخت بود؛ زنی که گوشت بدنش با قیچی‌های آتشین بریده می‌شد، خود را به مردان نامحرم نمایش می‌داد تا به او رغبت کنند؛ زنی که صورت و سرش، سر خوک بود و بدنش بدن الاغ، سخن چین و بسیار دروغ‌گو بود؛ آن‌که به صورت سگ بود و آتش در پشتش داخل و از دهانش خارج می‌شد‌، خواننده و آواز خوان و حسود بود».[۵]
 
 
پی نوشت:
[۱]. شهید مطهری، مساله حجاب، انتشارات صدرا، ۱۳۸۵ش، ص ۱۱۷٫
[۲]. نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص، ص ۴۵۴٫
[۳]. الکافی، ج۵، ص ۵۲۱٫
[۴]. مساله حجاب، همان، ص ۱۶۵٫
[۵]. وسائل الشیعه ج۲۰، ص ۲۱۳٫ 
منبع:تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

کلمه فتنه به معناى گرفتاریهایى است که جنبه آزمایش دارد و آزمایش بودن اموال و فرزندان به خاطر این است که این دو نعمت دنیوى از زینت‏هاى جذاب زندگى دنیا است، بنابراین نفس آدمى به سوى آن دو جذب مى‏شود.

قرآن حکیم در آیات 14 و 15 سوره تغابن می فرماید: یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُواْ وَ تَصْفَحُواْ وَ تَغْفِرُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ * إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَ أَوْلَادُکمُ‏ْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ/ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، بعضى از زنان و فرزندانتان دشمن شما هستند. از آنها حذر کنید. و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و گناهشان پوشیده دارید، خدا آمرزنده و مهربان است. جز این نیست که اموال و اولاد شما آزمایشى هستند. و حال آنکه مزد فراوان نزد خداست. 
گاهی در روزمرگی های رایج زندگی، تأمین معاش چنان در چشم انسان ها برجسته و مهم می شود که آرام آرام رنگ حرص و زیاده خواهی سیرنشدنی به خود می گیرد. آدمی این حرص خود را در آغاز با تأمین معاش زن و فرزند و آتیه آن ها توجیه می کند اما آرام آرام خوره جمع کردن مال چنان به جانش می افتد که لذتی جز جمع کردن سیری ناپذیر مال او را شادمان نمی کند، در واقع از این جا به بعد حتی ممکن است زن و فرزند هم اعتباری در چشم همان فرد نداشته باشند در حالی که انگیزه این جمع کردن مال در آغاز آن ها بوده اند.


علامه طباطبایی در تفسیر المیزان با اشاره به این که کلمه "من" در جمله"من ازواجکم" تبعیضى است و معناى"بعضى از همسران شما" را مى‏دهد، تصریح می کنند: سیاق خطاب به تعبیر" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا" و نیز وابسته کردن دشمنى همسران را به مؤمنین، مجموعا علت حکم را مى‏رساند و مى‏فهماند بعضى از همسران مؤمنین که با آنان دشمنى مى‏ورزند بدان علت مى‏ورزند که شوهرانشان ایمان دارند، و عداوت به خاطر ایمان جز این نمى‏تواند علت داشته باشد که این زنان بى‏ایمان مى‏خواهند شوهران خود را از اصل ایمان یا از اعمال صالحه‏اى که مقتضاى ایمان است، از قبیل انفاق در راه خدا و هجرت از دار الکفر، برگردانند و منصرف کنند، و شوهران زیر بار نمى‏روند، قهرا زنان با آنان دشمنى مى‏کنند، یا مى‏خواهند کفر و معصیت‏هاى بزرگ از قبیل بخل و خوددارى از انفاق در راه خدا را بر آنان تحمیل کنند، چون دوست مى‏دارند شوهران به جاى علاقه‏مندى به راه خدا و پیشرفت دین خدا و مواسات با بندگان خدا، به اولاد و همسران خود علاقه‏مند باشند، و براى تأمین آسایش آنان به دزدى و غصب مال مردم دست بزنند.


پس خداى سبحان بعضى از فرزندان و همسران را دشمن مؤمنین شمرده، البته دشمن ایمان ایشان، و از این جهت که دشمن ایمان ایشانند شوهران و پدران را وادار مى‏کنند دست از ایمان به خدا بردارند، و پاره‏اى اعمال صالحه را انجام ندهند، و یا بعضى از گناهان کبیره و مهلکه را مرتکب شوند، و چه بسا مؤمنین در بعضى از خواسته‏هاى زن و فرزند به خاطر محبتى‏ که به آنان دارند اطاعتشان بکنند، و لذا در آیه شریفه مى‏فرماید: از این گونه زنان و فرزندان حذر کنید، و رضاى آنها را مقدم بر رضاى خدا نگیرید.
علامه طباطبایی با بیان این که سه جمله‏" تَعْفُوا"، وَ" تَصْفَحُوا" وَ" تَغْفِرُوا" مى‏خواهند مؤمنین را تشویق کنند به اینکه اگر زن و فرزندانشان آثار دشمنى مذکور را از خود بروز دادند، صرفنظر کنند، و در عین حال بر حذر باشند که فریب آنان را نخورند تصریح می کنند: " فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ"- اگر منظور از مغفرت و رحمت مغفرت و رحمت خاصه الهى باشد آن مغفرت و رحمتى که تنها به مؤمنین مى‏رسد به همانهایى که در آیه مورد بحث مخاطب به خطابهاى" تعفوا" و" تصفحوا" و" تغفروا" هستند و معنا این باشد که اگر شما مؤمنین از خطا و دشمنى زنان و فرزندان خود چشم‏پوشى کنید، خداى تعالى هم با شما به مغفرت و رحمت خود معامله مى‏کند، در این صورت جمله مورد بحث وعده جمیلى به مؤمنین است در برابر رفتار صالحى که کرده‏اند، هم چنان که در آیه زیر همین وعده را به مؤمنین صاحب عفو و صفح داده‏ مى‏فرماید:" وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ" و اگر منظور مغفرت و رحمت عام الهى باشد، بدون اینکه مقید به مورد خطاب باشد، در این صورت دیگر جمله مورد بحث وعده نخواهد بود، بلکه مى‏خواهد بفرماید: اگر مؤمنین چنین کنند خود را به صفات خدا متصف و به اخلاق خدایى متخلق کرده‏اند، چون خدا هم غفور و رحیم است.


علامه در ادامه می افزاید: کلمه"فتنه" به معناى گرفتاریهایى است که جنبه آزمایش دارد، و آزمایش بودن اموال و فرزندان به خاطر این است که این دو نعمت دنیوى از زینت‏هاى جذاب زندگى دنیا است، نفس آدمى به سوى آن دو آن چنان جذب مى‏شود که از نظر اهمیت همپایه آخرت و اطاعت پروردگارش قرار داده، رسما در سر دو راهى قرار مى‏گیرد، و بلکه جانب آن دو را مى‏چرباند، و از آخرت غافل مى‏شود، هم چنان که در جاى دیگر فرمود:" الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا" و تعبیر آیه مورد بحث کنایه از نهى است، مى‏خواهد از غفلت از خدا به وسیله مال و اولاد نهى کند، و بفرماید: با شیفتگى در برابر مال و اولاد جانب خدا را رها نکنید، با اینکه نزد او اجرى عظیم هست‏.
اما در تفسیر نمونه درباره فرق میان"عفو" و"صفح" و"غفران" آمده است: با توجه به مفهوم لغوى این سه کلمه روشن مى‏شود که سلسله مراتب بخشش گناه را بیان مى‏کند، زیرا "عفو" به معنى صرفنظر کردن از مجازات است، و" صفح" مرتبه بالاترى است یعنى ترک هر گونه سرزنش، و" غفران" به معنى پوشاندن گناه و به فراموشى سپردن آن است. 
به این ترتیب افراد با ایمان در عین قاطعیت در حفظ اصول اعتقادى خویش، و عدم تسلیم در مقابل زن و فرزندانى که آنها را به راه خطا دعوت مى‏کنند، باید تا آنجا که مى‏توانند در تمام مراحل از محبت و عفو و گذشت دریغ ندارند که همه اینها وسیله‏اى است براى تربیت و باز گرداندن آنان به خط اطاعت خداوند.


مهم این است که وقتى انسان بر سر دوراهى قرار مى‏گیرد که راهى به سوى خدا مى‏رود و راهى به سوى زن و فرزند، و این دو احیانا از هم جدا شده‏اند، باید در تصمیم‏گیرى تردید به خود راه ندهد که رضاى حق را بر همه چیز مقدم بشمارد زیرا نجات دنیا و آخرت در آن است.
لذا در آیه 23 سوره توبه مى‏خوانیم: "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَى الْإِیمانِ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ‏ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ‏/ اى کسانى که ایمان آورده‏اید پدران و برادرانتان را دوستان خود قرار ندهید اگر آنها کفر را بر ایمان مقدم بشمرند، و هر کس از شما آنها را دوست دارد ظالم و ستمگر است"
ولى از آنجا که ممکن است این دستور بهانه‏اى براى خشونت و انتقام‏جویى و افراط از ناحیه پدران و همسران گردد بلا فاصله در ذیل آیه براى تعدیل آنها مى‏فرماید:" و اگر عفو کنید و صرفنظر نمائید و ببخشید خداوند نیز شما را مشمول عفو و رحمتش قرار مى‏دهد چرا که خدا غفور و رحیم است" بنابراین اگر آنها از کار خود پشیمان شدند و در مقام عذرخواهى برآمدند، و یا بعد از هجرت به شما پیوستند آنها را از خود نرانید، عفو و گذشت پیشه کنید، همانطور که انتظار دارید خدا هم با شما چنین کند.
در این تفسیر با اشاره به این که از منظر آیه مذکور، وابستگان انسان می توانند وسیله آزمایش او باشند تصریح شده است: در واقع خداوند براى تربیت انسان، دائما او را در کوره‏هاى داغ امتحان قرار مى‏دهد، و با امور مختلفى او را مى‏آزماید، اما این دو - اموال و فرزندان- از مهمترین وسائل امتحان او را هستند، چرا که جاذبه اموال از یک سو و عشق و علاقه به فرزندان از سوى دیگر، چنان کشش نیرومندى در انسان ایجاد مى‏کند که در مواردى که رضاى خدا از رضاى آنها جدا مى‏شود، انسان سخت در فشار قرار مى‏گیرد.


اما تعبیر به"انما" که معمولا براى حصر آورده مى‏شود نشان مى‏دهد که این دو موضوع، بیش از هر چیز دیگر وسیله امتحان است، و به همین دلیل در روایتى از امیر مؤمنان على (ع) مى‏خوانیم که فرمود: لا یقولن احدکم:" اللهم انى اعوذ بک من الفتنه" لانه لیس احد الا و هو مشتمل على فتنه، و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن، فان اللَّه سبحانه یقول: و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه / هیچکس از شما نگوید خداوندا، من به تو پناه مى‏برم، از امتحان و آزمایش، چرا که هر کس داراى وسیله آزمایشى است - و حداقل مال و فرزندى دارد و اصولا طبیعت زندگى دنیا، طبیعت آزمایش و بوته امتحان است- و لکن کسى که مى‏خواهد به خدا پناه برد، از امتحانات گمراه کننده پناه برد چه اینکه خداوند مى‏گوید:"بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمون است‏."

 

منبع:شبستان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 


علائم ظهور
در روایت آمده است: وقتی سفیانی خروج می‌کند، هر شخصی نام علی، فاطمه، حسن و یا حسین را دارد می‌کشد. پس از آن که عده‌ای کشته می‌شوند بقیه می‌گویندپدران و مادرانِ ما گناه کرده‌اند و این اسم‌ها را بر ما گذاشته‌اند، ما چه تقصیری داریم؟ در این جا سفیانی تفضّل می‌کند (بر آنها منت می‌گذارد) و به افرادِ خود دستور می‌دهد از کشتن بعضی از نام‌ها خودداری کنند ولی صاحب بعضی نام‌ها را بکشند. سرانجام با ظهور آن حضرت، ‌فرج برای عالم و به‌خصوص برای اهل ایمان حاصل می‌شود.(1)
در روایات آمده حکومت سفیانی هشت ماه بیشتر طول نمی‌کشد، ولی در این مدت کوتاه، مواضع مهم را تصرف می‌کند. مرحوم حاجی نوری نقل می‌کند: سفیانی را نزد حضرت حجت می‌آورند در حالی که عمامه‌اش را دور گردنش پیچیده‌اند. به حضرت می‌گوید یابن‌رسول‌الله، مرا نکش. بنابراین نقل اطرافیان می‌گویند: کسی که این همه اولاد رسول‌الله را کشته، او را آزاد می‌کنید؟ در هر حال آنقدر به حضرت فشار می‌آورند تا این که حضرت می‌فرماید: «شأنکم» (کار خودتان را بکنید)، خودتان می‌دانید، اختیار با خودتان، هر کار می‌خواهید بکنید. بدین ترتیب گویا حضرت اجازه می‌دهد او را بکشند و سرانجام او را می‌کشند. (2)
علائمی اعم از حتمیه و غیرحتمیه برای ظهور آن‌حضرت ذکر کرده‌اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می‌کند، هیچ استبعاد ندارد {دور از انتظار نیست}.لازمه این مطلب آن است که در بعضی از علایم بَدا صورت گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق بیافتد. در روایت است که فتنه‌هایی بر اهل ایمان می‌آید: « کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ» همانند پاره‌های شب تاریک. (3)
عبارت « بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» (که در آخرالزمان، زمین پر از ظلم و جور می‌شود) تهدید عجیبی است. زیرا می‌رساند که در آن زمان در روی زمین یک وجب هم عدل حاکم نیست. ظلم به گونه‌ای حاکم است که حتی همة ملل، حتی کفار هم می‌دانند به ظلم گرفتارند. معنای روایت این است که ظلم فراگیر می‌شود و گویا آن زمانی است که همه (چه دیندار و چه بی‌دین) اعتراف می‌کنند که وضعی که در آن قرار گرفته‌اند وضعی عقلایی که ممکن باشد بشر در سایه آن زندگی انسانی کند، نیست. در روایت، کلمه‌ی کفر ذکر نشده بلکه ظلم و جور ذکر شده است. زیرا حکومت های {کافر}ولی همراهِ‌ با عدل (مثل انوشیروان) چه‌بسا بوده‌اند.(4)
هر چه زمان ظهور نزدیک‌تر می‌شود، بلاها بیشتر می‌شود. هنوز بلاها بعد از این است. حالا ما در راحتی و نعمت هستیم.(5)

ویژگی‌های شخصی امام زمان(عج)
بعضی از کسانی که حضرت حجت را دیده‌اند، گفته‌اند: «عمامته کعمامة العجم» عمامه آن‌حضرت همانند عمامه[روحانیان شیعه] و عجم و ایرانیان است. از این جا معلوم می‌شود که آن حضرت به ایرانی‌ها علاقه و میل دارند.(6)
کسانی که به حضرت حجت مشرف شده‌اند و امام زمان(عج) را ـ چه در خواب و چه در بیداری ـ دیده‌اند، معمولاً آن حضرت را در سن جوانی و به صورت شخصی سی تا چهل ساله دیده‌اند، جز یک نفر که گفته ایشان را در سن واقعیِ آن حضرت (بیش از هزار سالگی) دیده است.(7)

مثلث برمودا و جزیره خضراء
سوالاخیراً کتابی نوشته شده دربارة مثلث برمودا که مؤلف در آن سعی کرده اثبات کند جزیره خضرائی که در روایت آمده در آن جا با امام زمان(عج) ملاقات حاصل شده،‌ همان مثل برموداست. آیا جزیرة برمودا همان جزیرة خضرا است؟(8)
جوابامام در هرکجا باشد، آن‌جا خضراست. قلب مؤمن جزیرة خضراست. هر جا باشد حضرت در آن پا می‌گذارد. قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید تا برای شما امضاء کنم که امام زمان(عج) در آن‌جا هست.(9)
آیا جزیرة خضراء یک جای ثابتی است یا این که هر کجا حضرت باشد، جزیرة خضراست؟ مؤید نظر دوم این است که حضرت خضر که از آب حیات نوشیده، هر کجا می‌رود در آن جا سبزه می‌روید. نیز دربارة حضرت خضر آمده که هر کجا {نامِ او} ذکر شود، آن جا حاضر است و هر وقت او را یاد کردید، به او سلام کنید. آیا امکان دارد حضرت حجت که از خضر بالاتر است، چنین نباشد؟(10)
جمکران
بجا آوردنِ اعمال [شب چهارشنبه در جمکران] نیاز به دلیل ندارد. زیرا ائمه،‌ در همه جا حاضر و ناظرند، مخصوصاً این که اصل بنای جمکران به امام زمان(عجمنسوب است. شاید اگر غیبت حضرت طول بکشد، در هر جایی مسجدی و یا... برای ارتباط و توسل به آن حضرت درست شود، چنان که وادی‌السلامِ نجف مقام مهدی(عج) وجود دارد و در مسجد سهله که مخصوص و مأثور و دارای اعمال و ادعیه و نمازهای مخصوص است نیز مقام صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و در مسجد جمکران هم به تواتر کرامت‌های زیادی نقل شده است.(11)
عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب سؤال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را می‌شنوند. آقایی را که در بیداری دیده بودم در خواب به من فرمود چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟(12)

اهل سنت و امام زمان(عج)
اهل تسنن در مورد حضرت صاحب(عج) می‌گویند: چنین چیزی خرافات و خواب است، مگر ممکن است بعد از خواب هزار ساله بیاید؟ می‌گوییم پس چرا خضر(ع) این همه مدت حیات دارد؟ بعضی در پاسخ گفته‌اند: خضر ضامن تکلیف نیست، اما امام زمانی که شما می‌گویید ضامن تکلیف است، لذا باید حضور داشته باشد و باید بیایدما هم می‌گوییم: مگر نه این است که پدرانِ‌شما از پدرانشان خیلی اطاعت کردند و آن‌ها {امامان} همواره مسموع و مطاع (اطاعت شونده) بودند پس ناچار باید این امام زمان(عج) هم بیاید و حکم بگوید تا شما اطاعت کنید؟(13)

دو نوع فرج
با این که ارتباط با آن حضرت و فرج شخصی، امرِ اختیاری ماست [هرکسی باید ارتباط شخصی‌اش با امام زمان(عج) برقرار شود و گشایش فردی برایش‌ حاصل گردد] با این حال،‌ چرا به این اهمیت نمی‌دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم و این مطالب غافل هستیم؟ ولی به ظهور و دیدار عمومیِ آن حضرت{فرج عمومی} اهمیت می‌دهیم و حال این که اگر برای فرج شخصی به اصلاح خود نپردازیم،‌ بیم آن است که در ظهور عمومیِ آن حضرت از او فرار کنیم.(14)

آمادگی برای ظهور
عِرق ایمانی ما کجا و منزلت ایمانی امام زمان(عج) کجا؟ البته اگر ما در نزد او کافر به حساب نیاییم! چرا دستش را بسته‌ایم و خانه‌نشینش کرده‌ایم و اجازه نمی‌دهیم خود را نشان دهد؟ آقایی می‌گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می‌کنید؟ آیا می‌خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای این که مزاحم خط و مرام شما خواهد بود. آنان که سایر ائمه را کشتند دیوانه که نبودند، بلکه سبب آن بی‌دینی بود، آیا الان دیگر آن‌طور نیست؟(15)
امام زمان(عج) به شخصی فرمود: خود را درست کن، ما به سراغت می‌آییم. ترک واجبات و ارتکاب محرمات،‌ حجاب و نقابِ دیدار ما از آن حضرت است.(16)
مداحی که حال خوبی هم دارد و به خدمت حضرت رسیده بود، حضرت به او فرمود: بعد از صلوات بر محمد و آل محمد گفته شود: «عجل‌فرجهم».(17
ما خود را از اطرافیان و دوستان آن حضرت می‌دانیم. ولی در این امر یعنی دعا برای تعجیل ظهور او مسامحه و تنبلی می‌کنیم. ظهور آن حضرت اهم حاجات ماستولی ما «عجل‌فرجه» می‌گوییم فقط برای اینکه بفهمانیم مجلس ختم شد،‌ یا این که برای ازدحام مردم صلوات می‌فرستیم تا مردم جابجا شوند، نه این که جداً بخواهیم صلوات بفرستیم.(18)
ما باید انتظار فرج حضرت غایب را داشته باشیم و فرجش را فرج عموم بدانیم و در هر وقت و حال باید منتظر باشیم، ولی آیا می‌شود انتظار فرج آن حضرت را داشته باشیم، بدون مقدمات و تحمل ابتلائاتی که برای اهل ایمان پیش می‌آید؟
با این حال چه اشکالی دارد که تعجیل فرج آن حضرت را با عافیت بخواهیم یعنی این که بخواهیم پیش از این بلاها که تا به حال بر سر مؤمنین آمده،‌ بلای دیگری نبینند؟
در هر حال باید منتظر فرج باشیم،‌ ولی با مقدمات آن... و اهم مقدمات انتظار فرج را که توبه و طهارت از گناهان است را تحصیل کنیم.(19)
این حدیث حتی از طریق عامه (اهل سنت) نیز وارد شده که حضرت رسول(ص) فرمود: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛ ‌برترین اعمال امت من، انتظار فرج است.(20
نمی‌دانم چرا کسانی که به ملاقات آن حضرت نایل می‌شوند از این مطلب غافل می‌شوند که از فرج حضرت سؤال کنند و به صرف رسیدن به خدمت آن‌حضرت و ملاقات با او قانع می‌شوند؟ اگر چه این هم خوب است ولی از راه فرج و رهایی از این همه شداید و مخاطرات که برای اهل ایمان پیش آمده‌، باید سؤال شود.(21)
ما کسانی را دیده‌ایم که گویی در گشایش و گرفتاری‌ها،‌ با آن حضرت مخابره و تلگراف داشتند. هر چه می‌گفتند و یا از آن حضرت می‌خواستند، همان می‌شد. شخصی پیاده و خسته در بیابانی بود. سه مرتبه گفت: یا امام زمان(عج)، مالی(وسیلة نقلیه و مرکب) بفرست. فوراً چرخ و ارابه‌ای ظاهر شد و او را سوار نمود و به مقصد رساند.(22)
آیا حضرت صاحب که از دشمنانش در پشت پردة غیبت است از دوستانش غافل است که هر چه بر سرشان آمد، آمد؟ این گونه خیال‌ها از ضعف ایمان است.(23
آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمودبه دلسوختگانِ‌ما بگویید برای ما دعا کنند و یک مرتبه از نظرم غایب شد، نه اینکه راه برود و کم‌کم از نظرم غایب شود.
ولی افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند آن حضرت خود چه التماس دعاهایی از آن‌ها دارد که برای تعجیل در فرج او دعا کنندچنان‌چه به آن آقا فرموده‌بود: این‌ها که به این‌جا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند و هر کدام حاجتی دارند؛ خانه،زن، فرزند، مال، ادای دین، ولی هیچ کس در فکر من نیست.(24)
آری؛ او هزار سال است که زندانی است؛ لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدسی مانند مسجد جمکران می‌رود،‌ باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.(25)
تنها پیدا کردن و دیدن آن حضرت مهم نیست،‌ زیرا دیدن آن حضرت که همیشه میسور نمی‌شود و ممکن نیست. لذا آقایی گفته بود: شاید شما هم به خدمت حضرت مشرف شده‌اید و خیلی ها هم مشرف شده‌اند. اگر مشرف شدید به آن حضرت نگویید که از خدا برای من زن، خانه، دفع فلان بیماری و... را بخواه، زیرا این‌ها چندان اهمیتی ندارد. مطلب همین طور است. هر کدام در فکر حوائج شخصی خود هستیم و به فکر آن حضرت که نفعش به همه می‌رسد و از اهم ضروریات است، نیستیم.

معنای خوف حضرت
در زیارت حضرت غائب وارد شده است: السلام علیک ایها المهذب الخائف (سلام بر تو ای پاکِ بیمناک)
با این که اگر انسان خائن باشد، ‌باید خائف باشد و شخص بی‌گناه و پاک از دیگران بیمی ندارد ولی آن حضرت با آن حریم پاک، از اظهارِ خود خائف استبنابراین از گناه ما و به خاطر اعمال ماست که آن حضرت در بیابان ها دربه‌در و خائف است.(26
خیلی دیده شده و گفته‌اند که حضرت حجت را در مجالس توسل یا حدیث کساء دیده‌اند، هر چند جد بزرگوارش پیغمبراکرم(ص)، بلکه حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسنین هم حاضر بوده‌اند؛ زیرا اهل کساء از آن حضرت افضلند، ولی فضیلتی و خصیصه‌ای برای آن حضرت است که برای آنها نبود و آن طول عمر و اشراق و افاضه به اوست.(27)

بزرگترین مصیبت
سؤالمقصود از «مصیبت در دین» که در برخی دعاهای ما آمده، چیست؟ مانند لاَ تَجْعَلْ مُصِیبَتَنَا فِی دِینِنَا،(‌خدایا مصیبت ما را در دینمان قرار مده).
پاسخ: همین مصیبتی که به آن مبتلا هستیم. یعنی فقدان امام، چه مصیبتی از این بالاتر؟ خدا می‌داند که به واسطة آن چه محرومیت‌ها داریمخصوصاً این که مصیبت در دین مستلزم مصائب دنیویه است و لاعکس{یعنی این گونه نیست که مصائب دنیوی باعث مصیبت در دین گردد}.(28)

دعای فرج کدام است؟
در هر حال، باید برای تعجیل در امر فرج و رفع نگرانی‌ها و گرفتاری‌ها و نجات و اصلاح حال مؤمنین بگوییم؛ اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، خدایا با ظهور حجتت، این نگرانی را از این امت برطرف ساز.(29
سؤال: منظور از دعای فرج که در زمان غیبت باید کرد هر دعایی است که برای فرج و تعجیل آن باشد،‌مانند «اللهم عظم البلاء».(30)
حضرت غائب دارای بالاترین علوم است و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این حال به هر فرد که در خواب و یا بیداری به حضورش مشرف شده شده، فرموده: برای من دعا کنید. در حالی‌که مرده را زنده می‌کند، خود در زندان وسیع به سر می‌برد. اما در مورد خود حق ندارد، ‌هر چند برای دیگران مخصوصاً در امور فردیه عنایت خاصی دارد اما در مورد امور اجتماعیه که مربوط به خود آن حضرت است،‌خیر.(31
بدون تردید هر فیضی که به ما می‌رسد ـ چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و یا خارجی، چه جسمانی و چه روحانی ـ فقط از ناحیه همان یک فیض (امام زمان) است و توجه به همة ائمه هم به او راجع می‌شود؛ لذا شخصی به حضرت رسول‌ توسل نمود و حضرت رسول او را به فلان امام و فلان امام و در آخر به امام زمان(عج) حواله داد.(32)

دوستان آن‌حضرت باید دو مطلب مهم را رعایت کنند:
یکی این‌که در شداید برای فرج دعا کنند، که خود همین مژده‌ای است برای این که شداید به فرج متصل است.
دیگر این‌که دعا کنند که ظهور آن حضرت برای اهل ایمان همراه با عافیت باشد و تا وقت ظهور با وجود بلاها و شداید، ‌ثابت قدم و استوار در دین و عامل به تکلیف باشند. زیرا ما ایمان میثم تمار را نداریم که هر چه بلاها شدیدتر می‌شد، ایمانش قوی‌تر می‌شد. با ضعف ایمانی که ما داریم از کجا می‌دانیم که در بلاها و ابتلائات و شداید ثابت قدم خواهیم ماند؟ از کجا می‌دانیم قلباً از دین خارج نخواهیم شد؟(33)
ما باید امضاء و تعهد بدهیم و موافقت دسته جمعی کنیم که امام غایب را در عمل به دستورات دینی یاری و نصرت کنیم و نقضِ عهد و پیمان‌شکنی نکنیم.(34)
تا رابطه‌ی ما با ولی امر امام زمان قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. قوت ما با ولی امر عج هم در اصلاح نفس است. آیا واقعا تا خودمان را اصلاح نکنیم، کار درست می‌شود؟(35
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرجِ آن حضرت مؤثر است، اما نه لقلقة زبان و عجل فرجه خشک و خالی و وردِ همیشگی که در آخر منبر برای این که مردم از جا بلند شوند گفته می‌شود. دعای تعجیل فرج مثل نماز نافله، عمل مستحبی است یعنی راستی و جدی و با هم و غم و متأثر باشیم و از خدا بخواهیم تا فاصلة هزار و چند ساله که بین مردم و واسطة فیض افتاده است، برطرف شود و به پایان برسددعای با حال حزن و اندوه و تأثر قلبی از مردم واقع نمی‌شود، اگر می‌شد قطعاً وضع اینطور نبود. فرج وقت معینی دارد که در آن وقت حضرت ظهور می‌کند. [و دعای فرج با تأثر قلبی،‌ فرج را تسریع می‌کند.](36)
حاج محمدعلی فشندی هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب عرض کرد: مردم دعای توسل می‌خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می‌خواهند و دوستان شما ناراحتند. حضرت می‌فرماید: دوستانِ ما نارحت نیستند.[یعنی برای ظهور ما دلتنگ نیستند].
ای کاش می‌نشستیم و دربارة این که حضرت غایب، چه وقت ظهور می‌کنند با هم گفت‌وگو می‌کردیم تا حداقل از منتظران فرج باشیم. [امام عصر] اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود.(37

 

پی نوشت در ادامه مطلب.....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

وعده الهي در همه كتاب هاي آسماني بيان شده است.

 

 وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ؛ و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

همه مفسران بر اين باورند كه خداوند متعال در اين باره به كتاب هاي انبيا اشاره دارد و مي‌فرمايد: در كتاب هاي پيامبران نوشته ايم كه زمين را بندگان صالح به ارث مي‌برند.

البته در اين اختلاف شده كه: آيا خداوند در همه كتاب هاي پيامبران به اين آيه اشاره كرده است يا در بعضي از آنها؟ گروهي مي‌گويند: مراد از «زبور» همان كتاب حضرت داود(علیه السلام) است و مراد از «ذكر» تورات حضرت موسي(علیه السلام) . برخي ديگر مراد از «ذكر» را قرآن كريم مي‌دانند (البته با توجه به اينكه در خود قرآن، كلمه ذكر براي قرآن آمده است). در اين صورت مراد از كلمه «بعد» در آيه، بعد بودن از جهت رتبه است، نه زمان.

كلمه «ارض» وقتي به صورت مطلق و بدون قرينه مي‌آيد، همه كره زمين را در بر مي‌گيرد و مراد از «وراثتِ زمين» اين است كه سلطه بر منافع و استفاده از آنها از ديگران، به بندگان صالح منتقل شده و بركات زندگي نصيب ايشان و مختصّ آنان خواهد شد.

«وراثت زمين» طبق آيه شريفه به انسان هايي خواهد رسيد كه داراي دو صفت بسيار مهم باشند:

1. «عبد خدا» بوده و هيچ استقلالي براي خود قائل نيستند. همه وجودشان را براي خدا قرار داده اند و مُهر عبوديت بر پيشاني شان مي‌درخشد. اينان به مرز ايمان و توحيد واقعي رسيده اند و همه چيز را در شعاع وجود او و براي او و به سوي او مي‌بينند.

2. «صالح» و شايسته بوده و لياقت بهره برداري را دارا هستند.

برخي بر اين باورند كه تفسير آيه، مربوط به حضرت مهدي(علیه السلام) است و حتي اگر در روايتي، به آن حضرت اشاره نشده بود، باز هم آيه حكومت او را مطرح مي‌كند؛ زيرا:

1. قيام جهاني حضرت مهدي(علیه السلام) يكي از امور مسلّم در معارف اسلامي است.

2. بيان خداوند در آيه، به صورت وعده است؛ يعني، وعده داده كه زمين در اختيار بندگان صالح قرار مي‌گيرد. «كَتَبَ» در اصطلاح از امري حتمي و قطعي حكايت دارد. در مفردات راغب، آمده است: از حكم امضا شده واز اثبات، به كتابت تعبير مي‌شود شيء ابتدا به ذهن مي‌آيد و مورد خواست انسان قرار مي‌گيرد، سپس به گفت و گو مي‌گذارد و پس از تصويب و پذيرفتن، براي عملي شدن ثبت و مكتوب مي‌شود.

3. كلمه «ارض» در آيه، سراسر كره زمين را شامل مي‌شود و اين فقط در زمان ظهور امام زمان(علیه السلام) تحقّق خواهد يافت.

4. «ارث بردن»، يعني اينكه وارث در نحوه استفاده از مال و همه منافع آن، اختيار كامل داشته باشد و چنين استفاده اي از منافع زمين، تنها در زمان ظهور براي «بندگان صالح» فراهم است.

البته، عده اي ديگر اين برداشت را نمي پذيرند؛ بلكه معتقدند: آيه عام است و در هر زمان امكان دارد عده اي از «بندگان صالح» خدا زمين را به «ارث» ببرند؛ هر چند محدوده اي معين و كوچك از زمين را در اختيار داشته باشند و با برقراري حكومت ديني، بتوانند از منافع شان بهره ببرند. با اين همه، حكومت امام زمان(علیه السلام) مصداق كامل و تمام اين آيه شريفه است. امام باقر(علیه السلام) مي‌فرمايد:

«و قوله (وَلَقَدْ كَتَبنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعدِ الذِّكر)قال: اَلكُتُبُ كُلُّها ذِكر، (وَاَنَّ الاَرضَ يَرِثُها عِبادِي الصالِحُونَ) قالَ: اَلْقائِمُ(علیه السلام) وَاَصحابُه»؛[2]

مراد از كلمه «ذكر» در «وَلَقَد كَتَبنا...» همه كتاب هاي ]پيامبران [استو مراد از «اَنّ الاَرضَ...» قائم(علیه السلام) و ياران او مي‌باشد.

از روايت بالا استفاده مي‌شود كه اين وعده الهي در همه كتاب هاي آسماني بيان شده است.

با نگاهي كوتاه به زندگي و آرمان هاي انسان‌ها از آغاز تاكنون، به روشني در مي‌يابيم كه يكي از بزرگ ترين آرزوها و خواسته هاي همه پيامبران و اوليا و انسان هاي طالب حق و آزاد انديش، بر پايي جامعه توحيدي و حكومتي بر پايه فرمان هاي آسماني و عدالت گستر الهي است تا در پناه آن با دستيابي عادلانه و صحيح بر منافع و منابع موجود، انسان‌ها به سعادت ممكن و بالندگي و رشد روزافزون و كسب درجات كمال در خور شأن خويش برسند. روشن است كه اين اميد و آرزو زماني محقق مي‌گردد كه حاكمي عادل، كاردان و توانا، در رأس آن قرار گيرد و خود را موظّف به انجام فرمان هاي الهي بداند.

اينك ما در عصري به سر مي‌بريم كه تنها و تنها اين اميد، از آخرين خورشيد هدايت و امامت انتظار مي‌رود؛ او كه نامش در كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومين(علیهم السلام) و به حدّ «تواتر» و يقين بيان شده و جاي ترديد در اين زمينه وجود ندارد.

با توجه به ذيل آيه «وعد اللّه» از اين آيه نيز وجود امام زنده حاضر استفاده مي‌شود.

 

 پی نوشت ها:

[1]. انبياء (105).

[2]. مجمع البيان، ج 4، ذيل آيه.

منبع:تخصصی مهدویت

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

یکى از مکان هاى مقدس و منتسب به امام زمان(عج) مسجد مقدس جمکران است که در شش کیلومترى شهر مذهبى قم قرار دارد. این مسجد بیش از یک هزار سال پیش به فرمان آن حضرت در بیدارى ـ نه در خواب ـ تأسیس شد که جلوه‌گاه عنایات و کرامات امام زمان(عج) و میعادگاه منتظران و شیفتگان قائم آل محمد(ص) است.

 
مرحوم میرزا حسین نورى در کتاب نجم الثاقب(1) درباره تاریخچه ى تأسیس مسجد جمکران چنین مى‌نویسد: شیخ فاضل حسن بن حسن قمى، معاصر شیخ صدوق، در کتاب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فى معرفة الحق و الیقین (از تألیفات شیخ صدوق) بناى مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است: شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانى مى‌گوید: من شب سه شنبه 17 ماه مبارک سال 393 هجری قمری در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و خواسته امام مهدى(عج) را اجابت کن که تو را مى‌خواند. آن‌ها مرا به محلى که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند.
 
حضرت مهدى مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: اینجا زمین شریفى است و حق تعالى این زمین را از زمین‌هاى دیگر برگزیده و شریف کرده است تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‌اى ...».
 
 
 
حسن بن مثله عرض کرد: سید و مولاى من! مرا در این باره نشانى لازم است، زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمى‌پذیرند. امام فرمودند: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در اینجا، علامتى مى‌گذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سید ابوالحسن و بگو تا بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چندساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بناى مسجد بنهند و باقى وجوه را از رهق(2) به ناحیه اردهال که ملک ماست، بیاورد و مسجد را تمام کند و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند. مردم را بگو تا به این (مکان روى بیاورند) و چهار رکعت نماز در اینجا بگذارند:
 
دو رکعت تحیت مسجد در هر رکعتى یک بار سوره حمد و هفت بار سوره  «توحید» بخوانند و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند، و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، (به این ترتیب) که در هنگام خواندن سوره حمد چون به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند، تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامى که نماز تمام شد، تهلیل «لااله‌الاالله» بگویند و تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند».
 
پس از آن، حضرت به من اشاره کردند که برو! چون مقدارى راه پیمودم، مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله جعفر کاشانى(چوپان) بُزى است، باید آن بز را بخرى، اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خریدارى کن وگرنه پولش را خودت بپرداز. فردا شب آن بز را بیاور و در این (محل) قربانى کن و گوشت آن را بر بیماران و کسانى که مرض صعب‌العلاج دارند انفاق کن که حق تعالى همه را شفا دهد. آن بز أبلق است، موهاى بسیار دارد، هفت نشان سفید و سیاه، هر یکى به اندازه یک درهم، در دو طرف آن، سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر است». آن گاه به راه افتادم.(3)
 
حسن بن مثله مى‌گوید: من به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد، نماز صبح خواندم، به نزد على منذر رفتم و قضیه را با او در میان نهادم و همراه على منذر به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: به خدا سوگند که نشان و علامتى را که امام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، (این حدود مسجد) با میخ ها و زنجیرها مشخص شده است. آن‌گاه به نزد سیدابوالحسن الرضا رفتیم. چون به سراى وى رسیدیم، غلامان ایشان گفتند: شما از جمکران هستید؟ گفتیم: آرى. پس گفتند: از اول (صبح) سیدابوالحسن در انتظار شماست ... . به حضورش رسیدیم. گفت: اى حسن بن مثله! من خوابیده بودم شخصى در عالم رؤیا به من گفت: شخصى به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمکران پیش تو خواهد آمد، آنچه بگوید اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن. از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم.
 
 
 
حسن بن مثله داستان را مشروحاً براى او نقل کرد. سیدابوالحسن دستور داد بر اسب‌ها زین نهادند و به سوى ده جمکران رهسپار شدند. چون به نزدیک ده رسیدند، جعفر (چوپان) را دیدند که گله‌اش را در کنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله به میان گله رفت و آن بز که از پشت گله مى‌آمد به سویش دوید. حسن بن مثله آن بز را گرفت. سپس آن را به جایگاه آوردند و سر بریدند. سیدابوالحسن به محل آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را گرفت. آنگاه وجوه رهق را نیز از اهالى آنجا گرفتند و به بناى مسجد پرداختند. سیدابوالحسن الرضا، زنجیرها و میخ ها را به قم آورد و در خانه خود نگه دارى کرد و هر بیمار صعب‌العلاجى اگر خود را به زنجیرها مى‌مالید، شفا مى‌یافت.(4)
 
ابوالحسن محمد بن حیدر گفت: به طور مستفیض شنیدم، پس از آنکه سیدابوالحسن الرضا وفات کرد و در محله موسویان(خیابان آذر فعلى) مدفون شد، یکى از فرزندانش بیمار شد، داخل اطاق شد، سر صندوق را برداشت، ولى زنجیرها و میخ‌ها را نیافت.(5)
 
*بررسى منابع در تأیید تأسیس مسجد جمکران
 
1. مرحوم شیخ صدوق (متوفاى 381 هـ ق) داستان تأسیس جمکران را در کتاب مونس الحزین فى معرفة الحق و الیقین مشروحاً بیان کرده است.(6)
 
2. حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شیخ صدوق، صاحب کتاب تاریخ قم، تفصیل قضیه مسجد جمکران را از کتاب شیخ صدوق نقل کرده است.(7)
 
3. مولى محمد باقر مجلسى (متوفاى 1110 هـ ق) در مورد کتاب تاریخ قم مى نویسد: کتاب معتبرى است، ولى نسخه ى عربى آن را ندیدم، بلکه ترجمه ى فارسى آن را مشاهده کردم.(8)
 
4. محدث بزرگ، سید نعمت‌الله جزایرى ترجمه فارسى کتاب تاریخ قم را مشاهده و قضیه بناى مسجد مقدس جمکران را با خط خود از آن نقل کرده است.(9)
 
5. میرزا عبدالله افندى اصبهانى، (متوفاى 1113 هـ ق) نسخه اى از ترجمه ى فارسى کتاب تاریخ قم را در قم مشاهده و گزارش آن را در تألیف خود، ریاض العلماء، ذکر کرده است.(10)
 
6. سیدامیرمحمد اشرف (متوفاى 1145 هـ ق) معاصر علامه مجلسى، متن عربى کتاب تاریخ قم را مشاهده و از آن نقل کرده است.(11)
 
7. متن عربى تاریخ قم به دست آقا محمد على کرمانشاهى، فرزند وحید بهبهانى، (متوفاى 1216 هـ ق) رسیده و وى در حاشیه خود بر کتاب نقد الرجال تفرشى، خلاصه قضیه را از نسخه عربى آن نقل کرده است.(12)
 
8. محدث بزرگ، میرزا حسین نورى (متوفاى 1320 هـ ق) داستان و قضیه حسن بن مثله را از ترجمه تاریخ قم، از دست خط سیدنعمت‌الله جزایرى، در کتاب جنة المأوى آورده است.(13)
 
با توجه به منابع فوق مى‌توان گفت، گرچه منبع اول قضیه تأسیس مسجد جمکران، یعنى کتاب مونس الحزین فى معرفة الحق و الیقین، در طول زمان مفقود شده، ولى حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شیخ صدوق، که به کتاب و مؤلف شریف آن دسترسى داشته در کتاب تاریخ قم از آن کتاب نقل کرده و دیگران در قرون بعدى نسخه ى عربى و ترجمه فارسى آن را مشاهده و از آن نقل کرده‌اند.
 
آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى در تأیید نسبت مسجد جمکران به امام زمان(عج) مى‌فرماید: این مسجد شریف مورد احترام کافه شیعه بوده است، از غیبت صغرى تا به امروز که حدود یک هزار و بیست و دو سال مى‌شود و همین طور که شیخ بزرگوار مرحوم صدوق کتابى به نام مونس الحزین دارند که حقیر آن نسخه را ندیده‌ام ولى مرحوم آقاى حاج میرزا حسین نورى، استاد حقیر از آن کتاب نقل مى‌فرماید، و بالجمله این مسجد مقدس مورد احترام علماى اعلام و محدثین کرام شیعه بوده و کرامات متعددى از مسجد جمکران دیده شده است.(14)
 
آیت‌الله مرتضى حائرى مى‌نویسد: مسجد جمکران یکى از آیات باهرات عنایت آن حضرت است و توضیح این مطلب در ضمن چند جهت که شاید خیلى از آن غافل باشند مذکور مى‌شود:
 
1. داستان آن در بیدارى است و از کتاب تاریخ قم که معتبر است از مرحوم صدوق نقل شده است. مرحوم آقاى بروجردى که مردى دقیق بود مى فرمود این داستان در زمان صدوق واقع شده است و او نقل کرده است که دلالت بر کمال صحت آن دارد.
 
2. داستان مشتمل بر جریانى است که مربوط به یک نفر نیست براى اینکه صبح که مردم بیدار مى شوند، مى‌بینند با زنجیر علامت گذاشته شده است که این زنجیرها به درخواست خود شخص حسن به عنوان علامت مسجد کشیده شده تا مردم باور کنند و این زنجیر مدتى در منزل سید محترمى به نام ابوالحسن الرضا بوده است و مردم استشفا به آن مى‌کردند و بعداً (بدون دلیل) مفقود مى‌شود.
 
3. جاى دور از شهر و در وسط بیابان، جایى نیست که مورد جعل یک مرد جمکرانى شود، آن هم دست تنها، در یک شب ماه رمضان.
 
4. نوعاً مردم عادى به واسطه خواب، یک امامزاده را معین مى‌کنند و مسجد از تصور مردم عادى دور است.
 
5. اگر پیدایش این مسجد روى احساسات مذهبى و علاقه مفرط به حضرت صاحب الامر بود، باید دستور العمل آن سراسر توسل به آن بزرگوار باشد و در همین اوان مردم بیشتر زیارت حضرتش را در آن مسجد قرائت مى‌کنند و متوسل به آن بزرگوار مى‌شوند، در صورتى که در این دستور معنوى اصلاً اسمى از حضرت نیست، حتى تا به حال بیشتر معروف به مسجد جمکران است، نه مسجد صاحب الزمان.
 
 
6. متن دستور موافق با أدله دیگرى است، براى این که هم تحیّت مسجد وارد شده است و هم نماز 100 بار «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و هم تهلیل و هم تسبیح فاطمه زهرا و صلوات بر پیامبر(ص)و آل او.
 
7. در آن موقع که زمین این قدر بى ارزش بوده است، فقط مساحت کوچکى (به آن اختصاص داده) حدود سه چشمه از مسجد فعلى است که در زمان ما خیلى بزرگ شده است.(15) این رو مى‌توان گفت که این مسجد به یقین به دستور آن حضرت (عج) بنا شده و مورد عنایت و توجه ویژه‌اى است و شبهه‌افکنى درباره اماکن مقدسى نظیر مسجد جمکران با اهداف خاص و نشانه گرفتن عقاید مردم است. این نگرش‌ها ریشه در اندیشه‌هاى استعمارى دشمنان اسلام دارد که در طول تاریخ با ترفندهاى مختلف اندیشه ناب مهدویت و موعودگرایى را نشانه گرفته و در تمام این مقاصد ناکام مانده‌اند. در طول تاریخ این گونه تفکرات حاصلى جز بدنامى و ننگ و شکست براى صاحبان آن نداشته است که امید مى‌رود مایه عبرت دیگران باشد.
 
*توجه حضرت امام عصر(عج)
 
در فرهنگ اسلامى «مسجد» جایگاه ویژه اى دارد. اعتبار و اهمیتى که اسلام به مسجد داده به هیچ نهادى نداده است و اولین اقدام مهم رسول خدا(ص)پس از هجرت به مدینه ساخت مسجد بود. یکى از مساجدى که خصوصاً در نزد شیعیان اهمیت ویژه‌اى دارد و آثار و برکات فراوانى در طول تاریخ داشته «مسجد مقدس جمکران» است که به دستور امام زمان(عج) حدود ده قرن پیش در نزدیکى شهر مقدس قم بنا شده است.(16)
 
*فضیلت نماز در مسجد جمکران
 
از عبادات مهمى که در این مسجد انجام مى‌گیرد دو نمازى است که به توصیه  حضرت ولى‌عصر(عج) زائران این مسجد به جا مى آورند. در اهمیت این دو نماز همین بس که آن حضرت مى فرماید:
 
فَمَن صَلّا هُما فَکانَّما صلّى فى البیت العتیق(17) هر کس این دو نماز را بخواند، گویى در خانه کعبه نماز خوانده است.
 
*ملاقات با امام زمان(عج)
 
از زمان بناى مسجد جمکران (373 هـ ق) تا به امروز هزاران نفر از مشتاقان دیدار ولى عصر(عج)به وصال معشوق خویش رسیده اند که گوشه‌هایى از این ملاقات‌ها در کتاب‌هاى زیادى که در این باره نوشته شده، انعکاس یافته است. مرحوم آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشى نجفى(رحمه الله) مى‌فرماید: حضرت صاحب الزمان(عج) در این مسجد به طور مکرر دیده شده است.(18)
 
شایان ذکر است که همواره لازم نیست ادعاى ملاقات با امام زمان(عج) مورد انکار قرار گیرد. چون در توقیعى که امام زمان(عج) به آخرین نایب خویش در زمان غیبت صغرى نوشته‌اند، تنها افرادى را که «به عنوان نایب خاص» ادعاى مشاهده حضرت را کرده‌اند، دروغگو معرفى شده اند.(19)
 
یکى از علمایى که چندین بار خدمت امام زمان(عج) رسیده مرحوم میرزا تقى زرگرى تبریزى است: یک صبح پنج‌شنبه‌اى، وى با حالت خوشى به طرف مسجد مقدس جمکران حرکت مى‌کند. عده اى از دوستان او که منتظرش بودند گمان مى‌کنند که آقاى زرگرى نیامده است. از طلّابى که از مسجد مى آمدند مى‌پرسند: شما آقاى زرگرى را ندیده‌اید؟ آن‌ها مى‌گویند: چرا، او با سید بزرگوارى به طرف مسجد جمکران مى‌رفت. رفقاى ایشان به طرف مسجد جمکران مى‌روند، وقتى وارد مسجد مى‌شوند، مى‌بینند او در مقابل محراب افتاده و بیهوش است. او را به هوش مى‌آورند و از او مى‌پرسند چرا بیهوش شدى؟ او مى گوید: من دیدم حال خوشى دارم، لذا تنها به طرف مسجد جمکران حرکت کردم. در راه با حضرت بقیة الله مناجات مى‌کردم تا به مقابل محراب مسجد رسیدم و در همین حین اشعارى قرائت مى‌کردم و اشک مى‌ریختم. ناگهان صدایى از طرف محراب بلند شد و پاسخ مرا داد. من طاقت نیاوردم و از هوش رفتم. معلوم شد که تمام راه در خدمت حضرت بقیة‌الله(عج) بوده است(20)
 
حکایت دیگر مربوط است به حضرت آیت‌الله محمدتقى بافقى: ایشان در دوره مرجعیت حضرت آیت‌الله حائرى یزدى(ره) مقسم شهریه طلبه‌ها بوده است. طلبه‌ها از ایشان درخواست عباى زمستانى مى‌کنند. ایشان مسأله را با آیت‌الله حائرى در میان مى‌گذارد. آیت‌الله حائرى مى‌گوید: من (جز توسل) راهى ندارم که از آن حضرت بگیرم، آیت‌الله بافقى عرض مى‌کند: من إن‌شاء‌الله از حضرت مى‌گیرم. شب جمعه به مسجد جمکران مى‌رود و روز جمعه بر مى‌گردد و به مرحوم حائرى مى‌گوید: حضرت صاحب الزمان(عج) وعده فرمودند که فردا چهارصد عبا مرحمت مى‌فرمایند. روز شنبه (یک روز بعد) یکى از تجار چهار صد عبا مى‌آورد که در بین طلبه‌ها تقسیم مى‌شود.(21)
 
*توجه امام زمان (عج) به زائران مسجد جمکران
 
قطعاً از جمله کسانى که مورد عنایت و توجه خاص حضرت صاحب الزمان(عج) هستند زایران این مسجد مقدس‌اند و اصولاً بناى این مسجد در جهت عنایت خاص آن حضرت بوده است. آیت‌الله حائرى مى گوید: این مسجد از عنایات خاصه حضرت صاحب الزمان است.(22)
 
حکایتى نقل شده است از سید شریف، سید مرتضى حسنى معروف به ساعت ساز قمى که از اشخاص با حقیقت و متدین شهر قم و به نیکى و پارسایى مشهور و معروف که: شب پنج شنبه‌اى در فصل زمستان که هوا بسیار سرد و برف زیادى هم روى زمین قریب به نیم متر نشسته بود، ناگاه به خاطرم آمد که شب پنج شنبه و موسم رفتن مرحوم بافقى به مسجد جمکران است. با خود گفتم که حتماً با این هوا و برف امشب به مسجد نمى‌روند. لکن دلم طاقت نیاورد. بعد از جستجو متوجه شدم که ایشان با چند نفر از طلاب به سمت مسجد جمکران رفته‌اند. به طرف مسجد جمکران حرکت کردم اما یک نانوا در میدان میر به من گفت: بی‌خود نرو، چون به آن‌ها قطعاً نخواهى رسید و شاید الان، اگر به خطرى بر نخورده باشند، نزدیک مسجد باشند.
 
اما من نگران بودم از اینکه با این شدت سرما و برف پیش آمدى براى آنان رخ داده باشد. ولى چاره‌اى نداشتم و به خانه مراجعت کردم و پیوسته پریشان بودم به طورى که اهل خانه‌ام از پریشانى من مضطرب و اندوهناک بودند. همان شب در خواب حضرت صاحب الزمان (عج) را دیدم که وارد منزل شدند و به من فرمودند: سید مرتضى چرا مضطربى؟ وقتى علت را گفتم، حضرت فرمودند: سید مرتضى گمان مى کنى که من از حال شیخ بى‌خبرم؟ الان رفتم مسجد و وسایل استراحت او و اصحابش را فراهم کردم. سید مرتضى مى‌گوید: صبح زود برخاستم و به تفحّص صدق این خواب برآمدم تا رسیدم به یکى از همراهان مرحوم بافقى و به عجله گفتم: قضیه و چگونگى رفتن و وسایل آنجا را برایم تعریف نما. او گفت: بلى دیشب حاج شیخ ما را برداشته و به مسجد جمکران روان شدیم و هوا بسیار سرد و برفى بود، ولى وقتى از شهر خارج شدیم، یک حرارت و شوق دیگرى داشتیم تا به مسجد رسیدیم. وقتى به مسجد رسیدیم متحیر بودیم که شب را از سرما چگونه به روز بیاوریم. ناگاه جوان سیدى وارد شد و به حاج شیخ بافقى گفت: مى‌خواهید کرسى و لحاف و آتش برایتان حاضر کنم؟ ایشان گفتند: اختیار با شماست. آن سید از مسجد بیرون رفت ولى چند دقیقه‌اى طول نکشید که برگشت و با خود آن وسایل را آورد ... سیدمرتضى گفت: من مى‌دانم آن سید جوان کى بود... و الحمدلله که دیدم و فهمیدم که مولایم از حاج شیخ محمد تقى بافقى غافل نیست.(23)
 
 
*مسجد جمکران محل گرفتن حاجات و برطرف شدن گرفتارى‌ها
 
مسجد جمکران در طول تاریخ همواره مورد توجه علما و شیعیان بوده است. عده زیادى با تشرّف به این مکان شریف و توسل به حضرت مهدى(عج) حاجات خود را گرفته اند. مرحوم آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشى نجفى مى‌فرماید: حقیر خود مکرر کراماتى از آنجا مشاهده کرده‌ام. چهل شب چهار شنبه مکرر موفق شدم که در آن مسجد بیتوته کنم و حاجات خود را بگیرم. جاى تردید نیست که این مسجد از مکان‌هایى است که مورد توجه و محل نزول برکات الهى است و پس از مسجد سهله که در کوفه به وجود حضرت ولى عصر منتسب است، بهترین جایى است که به امام زمان(عج) انتساب دارد.(24)
 
آیت‌الله دیباجى مى‌فرماید: هر وقت براى خودم یا یکى از دوستان مشکلى پیش آمد کند، راهى مسجد مقدس جمکران مى‌شوم. بارها از این مسجد شریف کراماتى دیده و شنیده‌ام.(25)
 
آیت‌الله محسنى ملایرى مى‌فرماید: بزرگانى مانند مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى، مرحوم آیت‌الله بروجردى، مرحوم آیت‌الله حجّت و مرحوم آیت‌الله گلپایگانى توجه خاصى به مسجد مقدس جمکران داشتند و همواره در مشکلات حوزه به آن مکان مقدس پناه مى‌بردند و حل مشکلات خود را مى‌یافتند.(26)
 
آیت‌الله فاضل لنکرانى فرمودند: هر وقت براى حضرت آیت‌الله بروجردى مشکلى پیش مى‌آمد، مرحوم پدرم که خود از عاشقان امام زمان(عج) بود و علاقه زیادى به مسجد مقدس جمکران داشت، به محضر آقا عرض مى کرد: یک قربانى براى مسجد جمکران بفرستید تا دفع مشکل شود.(27)
 
آیت‌الله نورى همدانى در همین باره مى‌فرماید: چند سال پیش یکى از دوستان بنده درد پاى شدیدى عارضش شد، به طورى که از چند قدم راه رفتن عاجز بود. بعضى از اطبّا گفته بودند براى مداوا و معالجه باید روى پاى او عمل جراحى صورت گیرد و تازه معلوم نیست که عمل نتیجه بخش باشد. یک شب چهارشنبه‌اى این بنده خدا به منزل ما آمد و سپس به مسجد جمکران رفت. هنگام صبح در حالى که خوشحال بود و پاهایش کاملاً خوب شده بود مراجعت کرد.(28)
 
در پایان این بحث حکایت کوتاه دیگرى را از دریاى عنایات حضرت صاحب الزمان(عج) که به مسجد مقدس جمکران مرتبط است، از زبان آیت‌الله احمدى میانجى بیان مى‌کنیم. ایشان به نقل از فردى مى‌گوید: پسرم مبتلا به بیمارى سل شده بود و من خرج دکتر و دوا را نداشتم با پسرم عریضه‌اى نوشته و به مسجد جمکران بردیم، نماز خواندیم و دعا کردیم و برگشتیم. دو روز بعد به تهران جهت معاینه به نزد دکتر رفتیم. وقتى دکتر معاینه کرد، گفت: بچه‌ات را براى چه آورده‌اى؟ گفتم: ایشان سل دارد. گفت: نه ایشان سالم است. من فهمیدم که از برکت امام زمان در مسجد جمکران پسرم الحمدلله خوب شده است.(29)
 
حضرت مهدى (عج) مى‌فرماید: ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود، دشوارى‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود مى‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن مى‌‌کردند.(30)
 
پی نوشت ها در ادامه مطلب......
 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

در طول تاریخ، مسأله غیبت برای پیامبران و برخی از اولیاء روی داده از این روی غیبت امام زمان مسأله تازه و ناشناخته برای مسلمانان و دیگر امت‌ها نیست، برای آن دلایل فراوانی وجود دارد، چنانکه برای غیبت دیگر اولیا دلایل فراوانی وجود داشته، شیخ صدوق در کتاب «کمال‌الدین» که آن را به اشاره آن حضرت نوشته درباره غیبت پیامبران و عمرطولانی آن‌ها و علل غیبتشان مطالب جالبی نوشته است.

 
غیبت‌ امام‌ زمان‌(عج) از اموری‌ است‌ که‌ عقل‌ بشر به‌ تنهایی‌ از کشف‌ همه‌ اسرار آن‌ ناتوان‌ است‌ و پیوسته‌ مورد سؤال‌ قرار گرفته‌ و فکرها را مشغول‌ کرده است‌، ولی‌ باید توجه‌ داشت‌ که‌ بر اساس‌ برخی‌ روایات‌ علت‌ و فلسفه واقعی‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(عج) سرّی‌ از اسرار الهی‌ است‌ که‌ حکمت‌ آن‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌ و جز خدا و امامان‌ معصوم‌(ع) کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع ‌کافی‌ و کامل‌ ندارد و تنها بعد از ظهور آن‌ حضرت‌ این‌ مطلب‌ روشن‌ خواهد شد.
 
لذا پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: «یا جابر! ان‌ هذا لامر من‌ أمرالله‌ و سرّ من‌ سرّ الله‌، مطوّی‌ عن‌ عباده‌ فایّاک و الشّک فی‌ أمر الله‌ فهو کفر» ای‌ جابر! (غیبت‌ امام‌ زمان‌) سرّی‌ از اسرار الهی‌ می‌باشد که‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌، مبادا در امر خدا شک کنی‌، چرا که‌ تردید در امر خدا کفر است‌.
 
چنانکه‌ عبدالله‌ بن‌ فضل‌ هاشمی‌ روایت‌ کرده‌ که‌ از امام‌ صادق‌(ع) شنیدم که‌ می‌فرمود: همانا برای‌ صاحب‌ الامر غیبتی ‌تخلف ‌ناپذیر است‌، به‌ طوری که‌ اهل‌ باطل‌ در آن‌ تردید می‌کنند. عرض‌ کردم‌: یابن‌ رسول‌ الله‌! چرا غیبت‌ می‌کند؟ فرمود: به‌ علّتی‌ که‌ به‌ ما اجازه‌ نداده‌اند ان را آشکار سازیم‌. عرض‌ کردم‌: چه‌ حکمتی‌ در غیبت‌ اوست‌؟ فرمود: همان‌ حکمتی‌ که‌ در غیبت‌ حجت‌های‌ پیش‌ از او بوده‌ است‌. حکمت‌ غیبت‌ قائم‌ بعد از آمدن‌ خود او ظاهر می‌شود، چنانکه‌ حکمت‌ سوراخ‌ کردن‌ کشتی‌ توسط‌ خضر(ع) و کشتن‌ آن‌ بچه‌ و تعمیر دیوار، برای‌ حضرت‌ موسی(ع) ظاهر نگشت‌، مگر موقعی‌ که‌ خواستند از هم‌ جدا شوند.
 
بنابراین‌ هر چند نمی‌توان‌ به‌ همه‌ اسرار غیبت آن‌ حضرت‌ پی‌برد، اما مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم با استفاده‌ از روایات‌ معصومین(ع) به‌ برخی‌ از این‌ علل‌ و حکمت‌ها اشاره‌ کرده است:
 
- آزمایش‌ مردم‌
 
چنان‌ که‌ می‌دانیم‌ یکی‌ از سنت‌های‌ ثابت‌ الهی‌ آزمایش‌ بندگان‌ و گزینش‌ صالحان‌ و پاکان‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ صحنه‌ زندگی ‌همواره‌ صحنه امتحان‌ و آزمایش‌ است‌ تا بندگان‌ از این‌ راه‌ در پرتو ایمان‌ و استقامت‌ و تسلیم‌ خویش‌ در پیروی‌ از اوامر خداوند تربیت‌ یافته‌ و به‌ کمال‌ برسند و استعدادهای‌ نهفته‌ آنان‌ شکوفا شود. لذا در برخی‌ از روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ فلسفه ‌غیبت‌ امام‌ زمان‌(عج) آزمایش‌ مردم‌ است‌. در این‌ زمینه‌ به‌ چند روایت‌ توجه‌ فرمایید:
 
1- رسول‌ اکرم‌(ص) می‌فرماید: «ذاک الّذی‌ یغیب‌ عن‌ شیعته‌ و اوْلیائه‌ غیْبة‌ لا یثْبت‌ فیها علی‌ القوْل‌ بامامته‌ الاّ من‌ امْتحن‌الله‌ قلْبه‌ للاْیمان‌»، او (امام‌ زمان‌) کسی‌ است‌ که‌ از یاران‌ و شیعیانش‌ غایب‌ می‌شود، غیبتی‌ که‌ در آن‌ غیبت‌ کسی‌ در اعتقاد به‌ امامت‌ حضرت‌ ثابت‌ نمی‌ماند، مگر کسی‌ که‌ خدا قلبش‌ را به‌ ایمان‌ آزموده‌ باشد.
 
2- امام‌ علی(ع) می‌فرماید: «اما و الله لاقتلن‌ انا و ابنای‌ هذان‌، ولیبعثن‌ الله من‌ ولدی‌ فی‌ آخر الزمان‌ یطالب‌ بدمائنا، و لیبعثن‌ عنهم‌ تمییزاً لأهل‌الضلالة‌ حتی‌ یقول‌ الجاهل‌: ما للّه‌ فی‌ آل‌ محمد من‌ حاجة»، به‌ خدا قسم‌ من‌، و این‌ دو فرزندم‌ (حسن‌ و حسین‌) شهید خواهیم‌ شد، خداوند در آخر الزمان‌ مردی‌ از فرزندانم‌ را به ‌خون خواهی‌ ما بر خواهد انگیخت‌ و او مدتی‌ غایب‌ خواهد شد تا مردم‌ آزمایش‌ شوند و گمراهان‌ جدا شوند، تا جایی‌ که‌ نادان‌ می‌گوید: خداوند دیگر نیازی‌ به‌ آل‌ محمد ندارد».
 
3ـ امام‌ حسین(ع) می‌فرماید: «برای‌ امام‌ مهدی‌(عج) غیبتی‌ است‌. در این‌ غیبت‌ برخی‌ از دین‌ بر می‌گردند و برخی‌ ثابت‌ قدم‌ می‌مانند. هر کس‌ در این‌ غیبت‌ صبر کند و بر مشکلاتی‌ که‌ از سوی‌ دشمنان‌ ایجاد می‌شود استقامت‌ کند، به‌ قدری‌ از اجر خداوند بهره‌مند می‌‌شود که‌ انگار در کنار پیامبر(ص) به وسیله شمشیر با دشمنان‌ جنگیده‌ است‌».
 
4ـ پیامبر اسلام(ص) ضمن‌ حدیث‌ مفصلی‌ می‌فرماید: «مهدی‌ از دیدگان‌ پیروانش‌ غایب‌ می‌شود و جز کسانی‌ که‌ خدا دل های‌آنان‌ را جهت‌ ایمان‌، شایسته‌ قرار داده، در اعتقاد و امامت‌ او استوار نمی‌مانند».
 
5ـ امام‌ صادق(ع)‌ فرمود: این‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(عج) امتحان‌ پیروان‌ و شیعیان است‌. «ان‌ الله عزوجل‌ یحب‌ أن‌ یمتحن‌ الشیعه‌». 
 
6ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(ع) می‌فرماید: هنگامی‌ که‌ پنجمین‌ فرزندم‌ غایب‌ شد مواظب‌ دین‌ خود باشید، مبادا کسی‌ شما را از دین‌ خارج‌ کند. او ناگزیر غیبتی‌ خواهد داشت‌، به‌ طوری‌ که‌ گروهی‌ از مؤمنان‌ از عقیده خویش‌ بر می‌گردند. خداوند به‌ وسیله ‌غیبت‌، بندگان‌ خویش‌ را آزمایش‌ می‌کند...».
 
7ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(ع) در روایت‌ دیگر می‌فرماید: «انّما هی‌ من‌ الله ـ عزوجل‌ ـ امتحن‌ بها خلقه‌»، غیبت‌ امام‌مهدی‌ (عج) خود مایه‌ امتحان‌ بندگان‌ از سوی خداوند بزرگ‌ است‌.
 
شیخ‌ طوسی‌ می‌گوید: از سخنان‌ پیشوایان‌ اسلام‌ بر می‌آید که‌ آزمایش‌ به‌ وسیله‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدی‌(عج) از سخت‌ترین‌آزمایش‌های‌ الهی‌ است‌.
 
-آزادی‌ از بیعت‌ طاغوت‌های‌ زمان‌
 
در برخی‌ از روایات‌ اسلامی‌ آمده‌ است‌ که‌ علت‌ و حکمت‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ به وسیله‌ غیبت‌ از یوغ ‌بیعت‌ با طاغوت‌های‌ زمان‌ آزاد می‌شود و تعهد و بیعت‌ با هیچ‌ حاکمی‌ را بر عهده‌ ندارد، تا بتواند در زمان‌ قیام‌ خود، آزادانه‌ تلاش‌ کند. دیگر امامان‌(ع) از روی‌ تقیه‌ حکومت‌ا را به‌ رسمیت‌ می‌شناختند، ولی‌ امام‌ مهدی(عج) مأمور به‌ تقیه‌ نیست‌ و به‌ همین‌ جهت‌ با حکومت‌ها و طاغوت‌های‌ زمان‌ بیعت‌ نمی‌کند. اگر غیبت‌ آن‌ حضرت‌ نباشد، این‌ امر شدنی‌ نیست‌.
 
امام‌ حسن‌ مجتبی(ع) در این‌ باره‌ فرمود: «ما منّا احد الاّ و یقع‌ فی‌ عنقه‌ بیعة‌ لطاغیة‌ زمانه‌ الاّ القائم‌ الّذی‌ یصّلی‌ روح‌ اللّه ‌عیسی‌ بن‌ مریم‌ خلفه‌ فان‌ الله ـ عزّوجل‌ ـ یخفی‌ ولادته‌ و یغیب‌ شخصه‌ لئلاّ یکون‌ لاحد فی‌ عنقه‌ بیعة‌ اذا خرج‌، ذاک التاسع‌ من‌ ولد اخی‌ الحسین‌...»، هر کدام‌ از ما (امامان‌ اهل‌ البیت(ع)) در زمان‌ خود بیعت‌ حاکمان‌ و طاغوت‌های‌ زمان‌ را از روی‌ تقیه‌ به‌ عهده‌ گرفته‌ایم‌، مگر امام‌ مهدی(عج) که‌ عیسی‌ بن‌ مریم‌ به‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ نماز می‌گذارد. خداوند ولادت‌ او را مخفی‌ نگه‌ داشت‌ و برای‌ او غیبتی‌ در نظر گرفت‌، تا زمانی‌ که‌ قیام‌ می‌کند بر گردنش‌ بیعت‌ حاکمی‌ نباشد».
 
-حفظ‌ جان‌ امام‌ مهدی‌(عج)
 
خداوند به‌ وسیله‌ غیبت‌ امام‌ دوازدهم(عج) جانش‌ را از شر دشمنان‌ حفظ‌ کرده است‌. اگر مسأله‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) مطرح‌ نبود «معتمد» عباسی‌ که‌ به‌ خون‌ آن‌ حضرت‌ تشنه‌ بود، مانند پدران‌ بزرگوار آن‌ حضرت‌، امام‌ مهدی(عج) را نیز شهید می‌کرد و زمین‌ از حجت‌ خداوندی‌ خالی‌ می‌شد.
 
در این‌ باره‌ روایات‌ فراوانی‌ از امامان‌ معصوم(ع)‌ به‌ ما رسیده‌ است‌:
 
امام‌ محمد باقر(ع) فرمود: ان‌ّ للقائم‌ غیبة‌ قبل‌ ان‌ یقوم‌، قال‌: قلت‌: و لم‌، قال‌: یخاف‌، برای‌ قائم‌ ما (امام‌ مهدی(عج)) قبل‌ از آنکه‌ به‌ پا خیزد غیبتی‌ است‌، راوی‌ پرسید: برای‌ چه‌؟، حضرت‌ فرمود: به‌ جهت‌ اینکه‌ ترس‌ از کشته‌ شدن‌ او وجود دارد.
 
-آمادگی‌ جهان‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(عج)
 
به‌ عنوان‌ خاتم‌ الاوصیا و منجی‌ بشریت‌ و کسی‌ که‌ در کره‌ زمین‌ دین‌ اسلام‌ را بر تمامی‌ دین‌ها پیروز می‌گرداند، قطعاً به‌ زمینه‌ و آمادگی‌ جهانی‌ نیازمند است‌. زیرا روش‌ و سیره‌ آن‌ حضرت‌ مبنی‌ بر رعایت‌ امور ظاهری‌ و حکم‌ به‌ ظاهر نیست‌ بلکه‌ مبنی‌ بر رعایت‌ حقایق‌ و حکم‌ به‌ واقعیّات‌، ترک تقیّه‌، مسامحه‌ نکردن‌ در امور دینی‌، احقاق‌ حقوق‌، برقراری‌ عدالت‌ واقعی‌ و اجرای‌ تمام‌ احکام‌ اسلامی‌ است‌.
 
معلوم‌ است‌ که‌ انجام‌ این‌ برنامه‌ و انقلاب‌ بزرگ‌ و همه‌ جانبه‌ نیازمند ترقی‌ و رشد بشر در ناحیه‌ علوم‌، معارف‌، فکر، اخلاق‌ و آمادگی‌ جامعه‌ برای‌ پذیرش‌ و استقبال‌ این‌ نهضت‌ و لیاقت‌ زمامداری‌ آن‌ رهبر الهی‌ است.
 
از این‌ رو جهان‌ باید زمینه این‌ پذیرش‌ را داشته‌ باشد تا این‌ هدف‌ محقق‌ شود. بنابراین‌ می‌توان‌ ‌ آمادگی‌ نداشتن جهان‌ را یکی‌ از فلسفه‌ها و حکمت‌های‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) بر شمرد. نتیجه علت‌ و فلسفه‌ واقعی‌ غیبت‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(عج) ‌یکی‌ از رازهای‌ الهی‌ است‌ که جز خداوند و پیشوایان‌ معصوم کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع‌ کافی‌ و کامل‌ ندارد.
 
راز اصلی غیبت
 
با این‌ حال‌ طبق‌ بیان‌ معصومین(ع)‌، راز اصلی‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ عبارت‌ است‌ از:
 
1ـ فراهم‌ نبودن‌ شرایط‌ ظهور، برای‌ تحقق‌ بخشیدن‌ به‌ آرمانی‌ بزرگ‌ همان گسترش‌ عدل‌ و قسط‌ جهانی‌ و به‌ اهتزاز در آوردن‌ پرچم‌ توحید در تمام‌ کره‌ خاکی‌. این‌ آرمان ‌بزرگ‌ نیاز به‌ گذشت‌ زمان‌ و شکوفایی‌ عقل‌ و دانش‌ بشر و آمادگی‌ روحی‌ بشریت‌ دارد، تا جهان‌ به‌ استقبال‌ آن‌ امام‌ عدل‌ و آزادی‌ برود. طبیعی‌ است‌ اگر آن‌ حضرت‌ پیش‌ از فراهم‌ شدن‌ مقدمات‌ در میان‌ مردم‌ ظاهر شود، سرنوشتی‌ مانند دیگر امامان‌ (شهادت‌) یافته‌ و قبل‌ از تحقق‌ آن‌ آرمان‌ بزرگ‌ دیده‌ از جهان‌ برخواهد بست‌.
 
2ـ محفوظ‌ ماندن‌ از شر جباران‌ و ستمگران‌ است‌.
 
3ـ در بعضی‌ از روایات‌ حکمت‌های‌ دیگری‌ از جمله‌ آزمایش‌ مردم‌ و اندازه‌ پایبندی‌ و پایداری‌ آنان‌ به‌ دین‌ و ولایت‌ بیان‌ شده‌ است‌. غیبت‌ آن‌ حضرت‌ سبب‌ می‌شود تا نفاق‌ پنهان‌ عده‌ای‌ آشکار شود، ایمان‌ حقیقی‌ دوستداران‌ و شیعیان‌ واقعی‌ امام(عج) از افراد ناخالص‌ و سست‌ ایمان‌ جدا و پاک شود و در یک جمله‌ مؤمن‌ از منافق‌ معلوم‌ شود.
 
 
منبع:فارس 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

کتاب «41 پرسش و پاسخ درباره حضرت مهدی (عج)» نوشته «حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری ‌ابهری» و از سوی انتشارات قدیانی منتشر شده است.
این کتاب دارای چهار فصل نظیر «اعتقاد به امام زمان (عج)»، «دوران غیبت»، «ظهور امام زمان (عج)» و «چند پرسش دیگر» است که در ذیل بخشی از پرسش‌ها و پاسخ‌های این کتاب را می‌خوانید:
 
با توجه به اینکه بسیاری از خوبان و پرهیزکاران در دوران غیبت امام زمان (عج) آن حضرت را دیده‌اند پس چرا می‌گویند هر کس را که مدعی دیدار امام زمان است، دروغگو بشمارید؟
 
مهمترین دلیل این سفارش، نامه منصوب به خود امام زمان است که برای علی‌بن محمد سمری_ آخرین نائب خاص حضرت_ نوشته شده است.
 
در این نامه امام زمان (عج) به علی بن محمد سمری فرموده است: هر کس پیش از شورش سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدن مرا کرد، فرد بسیار دروغگویی است.
 
شورش سفیانی و صیحه و فریاد آسمانی دو نشانه از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) است. بر پایه روایات اسلامی قبل از ظهور امام زمان مردی از نسل ابوسفیان شورش بزرگی را به راه می‌اندازد و فریاد بسیار وحشتناکی از آسمان شنیده می‌شود.
 
امام (عج) در نامه خود به علی بن محمد سمری گفته است، پیش از این دو نشانه ظهور باید مدعیان بیدار با حضرت را دروغگو خواند. مرحوم علامه مجلسی در توضیح این نامه می‌نویسد: منظور از ادعای دیدار با امام زمان، ادعای دیداری است که همراه با ادعای نیابت از امام زمان (عج) و داشتن وظیفه پیام‌رسانی از سوی حضرت باشد.
 
 
 
علی بن محمد سمری، چهارمین و آخرین نائب خاص حضرت مهدی (عج) بود. امام زمان پس از علی بن محمد سمری دیگر نائب خاصی را مشخص نکرد و با این عمل راه بر مدعیان نیابت و ارتباط ویژه بست. بنابراین آن نامه امام زمان به این معنی نیست که در دوران غیبت کسی نمی‌تواند امام زمان (عج) را ببیند یا آن عزیزانی که آن حضرت را دیده‌اند، دروغگو هستند. با این حال ما نباید ادعای هر کسی را در زمینه دیدار با امام زمان (عج) بپذیریم. و امکان سوء استفاده را برای فریب‌کارها و دروغگوها فراهم کنیم. در دوران غیبت امکان ملاقات با امام زمان وجود دارد اما در قبول چنین ادعاهایی باید خیلی دقت کنیم.
 
در ادامه پاسخ به پرسش چرا به امام زمان (عج) بقیةالله می‌گویند؟ را می‌خوانید:
 
الف: «بقیة» یعنی باقی مانده و «الله» یعنی خدا پس «بقیةالله» یعنی کسی که از طرف خدا برای مردم باقی مانده است. از جمع مدافعان برتر دین خدا یعنی پیامبران و امامان تنها حضرت مهدی (عج) مانده است. خدا او را نگه داشته است تا به دست او جهان را پر از عدل و داد کند.
 
ب: پس از ظهور امام زمان (عج) حضرت خود را بقیةالله می‌خواند و مردم هم به او با عنوان بقیةالله سلام می‌کنند. گویی امام زمان به مردم می‌گوید: «ای مردم آن کسی که خدا برای نجات شما باقی گذاشته بود، من هستم». مردم هم به شیوه‌ای به حضرت سلام می‌کنند که گویی می‌گویند: «آری تویی آن کس که خدا برای خوشبختی ما ذخیره کرده بود».
 
براساس این گزارش، کتاب «41پرسش و پاسخ درباره حضرت مهدی (عج)» نوشته «حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری ‌ابهری»  در 64 صفحه و در تیراژ 2200 نسخه با قیمت 4000 تومان منتشر و روانه بازار نشر شده است.
 
منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
ای آفتاب عشق و عدالت شتاب کن
 
باز آ قنوت باغچه را مستجاب کن
 
این خاک تشنه بی‌تو به باران نمی‌رسد
 
باغ خزان زده به بهاران نمی‌رسد
 
خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست
 
مولای من بیا که جهان بی‌قرار توست
  
تنها تو منجی بشر و آدمیتی
 
اصلاً تویی که فلسفه ی خاتمیتی
  
تو سِرّ سجده‌های ملائک بر آدمی
 
تو رازِ سر به مُهرِ سحرهای عالمی 
 
ماتمکده‌ست کعبه ی بی‌تو، خلیل عشق
 
چشمان توست کعبه، بیا ای دلیل عشق
 
با صد هزار جلوه ی مشهود می‌رسی
 
با نغمه الهی داوود می‌رسی
  
موسی شدی و طور به سویت شتافته‌ست
 
نیل است که به شوق تو سینه شکافته‌ست 
 
سیمای تو ز یوسف مصری ملیح تر
 
همراه تو مسیح و تو از او مسیح تر 
 
آیات حسن و فضل و کمال تو بی‌حد است
 
خوی و خصال تو همه عین محمد(ص) است
  
همراه توست معجزه‌های پیمبری
 
داری به روی شانه عبای پیمبری
 
مولا بیا به دین بده روح دوباره‌ای
 
با ذوالفقار فتح، شکوه دوباره‌ای
  
برپاست نهروان و جمل‌های دیگری
 
بیت الحرام و لات و هُبَل‌های دیگری 
 
هر سنگ را نگاه تو سجّیل می‌کند
 
یا هر پرنده را چو ابابیل می‌کند 
 
باز آ که دست ظلم و ستم را قلم کنی
 
باز آ که باز عدل علی(ع) را علم کنی
  
باز آ که در مدینه قیامت به‌پا شود
 
صحن و سرای حضرت زهرا بنا شود 
 
در چشم تو شکوه الهی خلاصه است
 
صلح و جهاد تو همه عین حماسه است 
 
در هر نگات نور خدا موج می‌زند
 
امید سیدالشهدا(ع) موج می‌زند
  
آمیزه صلابت و احساس دیدنی ست
 
در قامتت رشادت عباس(ع) دیدنی ست
  
سمت تو آب‌های روان سجده می‌کنند
 
بر خاک پات مُلک و مکان سجده می‌کنند
  
بی‌انتهاست لایتناهی ست علم تو
 
آئینه علوم الهی ست علم تو 
 
تا واژه واژه ات ملکوت حقایق است
 
در هر نگات جلوه صد صبح صادق(ع) است
 
داری به دوش پرچم باب الحوائجی
 
در دست توست خاتم باب الحوائجی
  
چشم رئوف توست بهشت برین ما
 
نور ولایتت شده حصن حصین ما 
 
دلبستگی به رحمت تو در نهاد ماست
 
پلکی بزن، نگاه تو باب المراد ماست
 
شوق تو در هدایت ما بی‌نهایت است
 
چشمان روشن تو چراغ هدایت است 
 
برپا شده ست در دل عالم چه محشری
 
دیگر بتاب ماه خدا! یابن عسکری
 
من تشنه ی نگاه توأم أیها العزیز
 
دلتنگ روی ماه توأم أیها العزیز 
 
تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»
 
کی می‌شود نوای «اَنا المَهدی» تو را ...
  
از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان
 
«عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»
 
یوسف رحیمی
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

طبراني در کتاب الکبير و ابونعيم از هلال، نقل کرده که پيامبر اکرم صلي‌الله عليه وآله به حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمودند: سوگند به آن که مرا به حقيقت، مبعوث گردانيد، که مهدي اين امت، از نسل اين دو نفر است - اشاره به حسن عليه‌السلام وحسين عليه‌السلام- زماني که دنيا آشفته گردد، وفتنه‌ها ظاهر شوند و راه‌ها کوتاه گردند.
و برخي مردم بر برخي ديگر هجوم آورند، نه بزرگسالان به خردسالان رحم کنند، ونه خردسالان به بزرگسالان، احترام نهند، در آن زمان خداوند از نسل اين دو، کسي را بر مي‌انگيزد که حصارهاي گمراهي را مي‌گشايد ودل هاي غفلت زده را بيدار مي‌کند ودر آخر الزمان دين را به پا مي دارد، چنانکه من در ابتدا، آن را به پا داشتم ودنيا را از عدالت پر مي سازد چنانکه از ستم پر شده باشد.

متن حدیث: 

اخرج الطبراني في الکبير، وابو نعيم عن الهلال، ان النبي صلي الله عليه وآله وسلم قال لفاطمه: والذي بعثني بالحق، منهما - يعني الحسن والحسين - مهدي هذه الامه. اذا صارت الدنيا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وتقطعت السبل واغار بعضهم علي بعض فلا کبير يرحم صغيرا ولا صغير يوقر کبيرا، يبعث الله عند ذلک منهما من يفتح حصون الضلاله وقلوبا غفلا، يقوم بالدين في آخر الزمان، کما قمت به في اول الزمان، ويملا الدنيا عدلا کما ملئت جورا.

«ص 94 و95، باب 2، حديث 19»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

نامبرده بالا که در دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر آن اداره باعدام محکوم گردیده از همکاران این سازمان بوده.

به: ریاست اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی(دادستانی)
از: ساواک
تاریخ: 51/1/28
شماره: 312/655
درباره: مسعود رجوی

پیرو شماره 312/7611- 50/9/16

نامبرده بالا که در دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر آن اداره باعدام محکوم گردیده از همکاران این سازمان بوده که در کشف شبکه سازمان آزادیبخش ایران همکاریهای ارزنده‌ و موثری داشته است. مراتب جهت آگاهی اعلام می گردد. 
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور- ارتشبد نصیری

ارتباط رجوی با ساواک
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجاتی

 

شوقی درون سینه برای وصال نیست

راهی که می رویم به سوی کمال نیست

اشک بدون سوز جگر چاره ساز نیست

آب میان برکه همیشه زلال نیست

این انتظار های بدون مجاهده...

باب فرج نمی شود و جز وبال نیست

(ما عاشقیم) و (چشم به راهت نشسته ایم)

مشتی توهم است و ورای خیال نیست

(عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟)

راحت نشسته ایم و ز غیبت ملال نیست

دل پر شده ز مهر بتان و از این به بعد

دیگر برای درک حقیقت مجال نیست

تنها عنایت تو مرا می دهد نجات

بی لطف بی نهایت تو سوز و حال نیست

***

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-ولادت

 

یک شب كه عشقت باز از دل در گذر شد

نام تو را بردم پیاپى تا سحر شد

تا صبحدم آن شب به یادت گریه كردم

هر قطره اشكم در پى تو در سفر شد

قابل نبودم تا جمالت را ببینم

امّا قسم بر تو كه شوقم بیشتر شد

شد علّت دورى من از تو، عُیوبم

دل مبتلا هر روز بر عیب دگر شد

هر بار آهم شد مؤثّر بر دل تو

كار بدى كردم كه آهم بى اثر شد

خود واقفم یارى ز من بدتر ندارى

دست ولایت از سر من بر نداری

زاده شدم تا با غم خوبان بمیرم

زشتم، به پایت، خوبتر از جان بمیرم

خواهم به محرابم به هنگام نمازم

یا در تلاوت كردن قرآن بمیرم

من دوست دارم در میان شورِ یاران

با ذكر نامت در صفِ خوبان بمیرم

آلوده باشد دیده ‏ام اما مدد كن

در موقع جان دادنم گریان بمیرم

سلطان عشق آید به بالینم بگوید

خوش آمدى، با دیدنش عطشان بمیرم

من دوست دارم مرگ را با دیدن تو

هر غصّه را با لحظه ‏اى خندیدن تو

من دوست دارم تا حضورت را ببینم

مستى ایّام ظهورت را ببینم

اى عابر پس كوچه‏ هاى دل كجایى؟

خواهم متانت در عبورت را ببینم

عالم اگر ظلمت شود باكى ندارم

اى فاطمى سیرت چو نورت را ببینم

من دوست دارم در شعاع نورِ پاكت

سر خوردگى خصم كورت را ببینم

منّت كش عالم نگردم لحظه‏ اى من

در خانه دل گر حضورت را ببینم

اى حاضر و ناظر به اعمالم، كجایى؟

گریه مكن دیگر به افعالم، كجایى؟

اى گمشده در كوچه ‏هاى غفلت دل

اى گوهر نشناخته در حیرت دل

اى سفره دار آفرینش بى‏نگاهت

شد رزق ما محدود، رفته بركت دل

حاصل ندارد بى تو عمر نوح كردن

نسیان تو اى بهترین، شد آفت دل

ما را براى انتظارت آفریدند

ممزوج شد با انتظارت فطرت دل

جانا به راه عشق تو، ایمان ببازیم

یادى ز ما كن تا بیادت جان ببازیم

اى آیه ‏ها صبح و مساء در انتظارت

قرآن، مناجات و دعا در انتظارت

خلق خدا چشم انتظارانِ ظهورت

تنها نه خلقى كه خدا در انتظارت

دست خدا، دیگر به در از آستین شو

اى ذوالفقار مرتضى در انتظارت

اى ذرّه‏ هاى آفرینش بى قرارت

مروه، صفا، زمزم، منا در انتظارت

كو پرچم هل من معین آل زهرا؟

اى سرزمین كربلا در انتظارت

اى یوسف كنعانى زهرا كجایى؟

موعود كعبه، منجى دل ها كجایى؟

 اى شارع احكام دین برگرد برگرد

اى رشته حبل المتین برگرد برگرد

گویند مى ‏آیى ولى مُردیم، بازآ

در شام هجران تو افسردیم، بازآ

بى تو صفا از زندگى ‏ها رخت بسته

از دل طراوت رفت، پژمردیم، بازآ

عشق على و شیعه ‏گى جرم است، آرى

ارثِ غریبى از على بردیم بازآ

طعنه ‏كِش ایّام هجران تو گشتیم

ما خونِ دل در خونِ دل خوردیم، بازآ

بشنو تمناى دل بیچارگان را

گرچه تو را صد بار آزردیم، بازآ

ما مُجرمیم امّا تو خوب و با گذشتى

دیدى بدى از ما فزون، امّا گذشتى

نور خدایى تو، به بدخواه تو لعنت

بدرالدّجایى تو، به بدخواه تو لعنت

سر تا قدم تصویر قرآن خدایى

شمس الضّحایى تو، به بدخواه تو لعنت

هر جا كه هستى، جانِ ما، جانت سلامت

اصلِ بقایى تو، به بدخواه تو لعنت

بین قنوتت یك دعا بهر گدا كن

روح دعایى تو، به بدخواه تو لعنت

بر سرزمین قلب عشّاق حسینى

فرمانروایى تو، به بدخواه تو لعنت

اصلِ ولایت در وجودت منجلى شد

لعنت به هر كس مُنكرِ آل على شد

بگذار تا چشم انتظار تو بمانم

بگذار من هم بى قرار تو بمانم

جان را به كف بنهاده و سوى تو آیم

اذنم بده تا جان ‏نثارِ تو بمانم

جانم سپر گردد تو را در هر بلایى

گردم فدایى، پاى كار تو بمانم

ننگت نباشم، گُل شوم بر سینه تو

تا زنده ‏ام در انتظار تو بمانم

از حق بخواهم تا مرا پاكم نمایى

در كربلا با دستِ خود خاكم نمایى

دریاب گمراهانِ در عصیان فنا را

اى رهنماى متّقین برگرد برگرد

گلشن، كویر غفلت از یاد تو گردد

اى لالۀ صحرا نشین برگرد برگرد

آید به گوش از كربلا شب هاى جمعه

آواى بانوى حزین برگرد برگرد

ذكر شهید كربلا این بود وقتى

افتاد از زین بر زمین، برگرد برگرد

برگرد تا خون شهیدان زنده گردد

برگرد تا شیعه به دوران زنده گردد

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-ولادت

 

این هفته ز  هر کجا مسیرم افتاد

دیدم که چراغ و ریسه بستیم همه

با گریه سلامی به تو داده گفتم:

در راه عبور تو نشستیم همه

شرمنده نکردیم برایت کاری

یک عمر فقط دعا به دستیم همه

حالا خوشمان یا بدمان می آید

در پای عمل نفس پرستیم همه

سرمایه عمر ما همین باشد و بس

ما گریه کن حسین هستیم همه

با روضه کوچه به خدا پیر شدیم

چون حرمت مادرت شکستیم همه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات

 

از روز  اول دل بـ­­­­ـــــه آن دلـــــــدار دادیــــــــم

ما  اختـــیار  خــود  بــــه  دست  یــــار  دادیم

جز  مــــهر  او  در  سینه  دیــــگر جـا   نـــدارد

در  خــــانه ی   دل  غــیر  دلــبر   جــــا   ندارد

هـــر عـــابری  از کــــوچه ی  عشاق  رد  شد

با دام   چشم  نــــرگسش   حبس  ابـــد  شد

هر صــبح  با  گل  مثـــل  شبنم  عهد بستیم

تنـــها  به   امــید  وصالــش  زنـــده   هستیم

از کودکی  دلـــدادگی  بــــا مــــا قـرین  است

در  مذهب  ما   عشق  از  ارکـان  دیــن   است

بی عشق  حتی  روز  هـم رویش  سیاه است

هر  شب  نگـــاه  آسمان  بــر چشم ماه است

عشق  علی  و  بچـــه هایـــش  روزی  ماست

ای  شــــیعیان  روز  فــرج  پیــــروزی   ماست

جان   دو  عـــالم  نــــذر  یـک  لبخند  یـــــارم

من   غـــیر   دل   سرمایــــه ای  دیگــــر ندارم

آقا   بیـــا که  مــــادرم   چشم انتـــــظار است

مویش زمستان شد ولی چشمش  بهار  است

چیـــزی  نمانــــده  تــــا  پــــدر یعــقوب گردد

برگرد  یوسف  تا   که چشـــمش  خـــوب  گردد

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
حجت‌الاسلام سیدمرتضی حسینی عصر امروز در مراسم جشن نیمه شعبان در شهر اقبالیه در جمع مردم این شهر، اظهار داشت: غیبت امام زمان(عج) عوامل مهمی دارد که هریک باید مورد ارزیابی قرار گرفته و به آن توجه شود.

وی ادامه داد: احتمال سوءقصد به جان امام زمان(عج) از مهمترین این عوامل است به طوری که دشمنان ائمه، امام عسگری(ع) را مدت‌ها در پادگان زیر نظر داشتند.

دبیر کمیسیون فرهنگی مجلس بیان داشت: تکفیری‌هایی که امروز به مزار ائمه هم رحم نمی‌کنند، اگر امام زمان(عج) را زنده می‌یافتند، بی‌تردید به جان ایشان سوءقصد می‌کردند.

حسینی، امام زمان(عج) را ناظر بر اعمال انسان‌ها دانست و تأکید کرد: باید عوامل غیبت را مورد ارزیابی و بررسی قرار داد.

نماینده مردم قزوین، البرز و آبیک در مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب که امتحان مردم، دومین عامل از عوامل غیبت امام زمان(عج) است، خاطرنشان کرد: خداوند با این غیبت امام زمان(عج) شیعیان را تحت آزمونی قرار داده است که باید به آن توجه داشت.

وی با اشاره به داستان قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی(ع) که در پی اضافه شدن 10 روز از نبود حضرت موسی(ع) به انحراف کشیده شدند یادآور شد: شیعه به فضل خداوند با وجود این همه سال غیبت ایمان خود را حفظ کرده و در این مسیر ثابت‌قدم خواهد ماند.

دبیر نخست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، ترویج شبکه‌های ماهواره‌ای و فرهنگ بیگانه را خطری جدی برای اعتقادات مردم عنوان و تصریح کرد: ترویج شبکه‌های ماهواره‌ای و 2600 شبهه در مورد امام زمان(عج) توسط بهائیت، وهابیت و صهیونیست‌ها از جمله حملات دشمنان علیه اعتقادات مسلمانان است.

وی با اشاره به ابعاد این تهدیدات یادآور شد: حتی برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای که با نقاب شیعه علیه شیعه تبلیغ می‌کنند نیز اعتقادات مسلمانان را نشانه گرفته‌اند که از جمله این موارد می‌توان به ادعاهای دروغین امام زمان بودن برخی افراد اشاره کرد.

نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب که دشمن برای از بین بردن اعتقادات شیعه برنامه‌ریزی کرده است، تأکید کرد: باید در برابر دروغ و حملات این شبکه‌های ماهواره‌ای که قصد از بین بردن اعتقاد به امام زمان(عج) را در بین شیعیان دارد هوشیار بود، چرا که افرادی که می‌خواهند القا کنند امام زمان وجود ندارد، در پازل همین شبکه‌ها حرکت می‌کنند.

حسینی، ولایت‌پذیری مردم در دوران غیبت را عامل مهم دیگری برای ثابت‌قدم ماندن در مسیر مهدویت عنوان و تصریح کرد: باید در زمان غیبت، ولایت‌پذیری را مورد توجه قرار داده و امام زمان خود را بشناسیم.

نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس شورای اسلامی در خاتمه با اشاره به برنامه‌ریزی‌هایی که در خصوص رسیدگی به معیشت مردم از سوی نمایندگان انجام شده، این برنامه‌ریزی را در طول ادوار مجلس بی‌سابقه دانسته و یادآور شد: مصوب شده است تا علاوه بر بودجه‌ استان‌ها، نمایندگان مجلس نیز نسبت به اعتباراتی قدرت تصمیم‌گیری داشته و از آن برای رفع مشکلات مردم استفاده کنند.

حسینی بودجه اختصاص‌داده شده به استان قزوین را 50 میلیارد تومان عنوان و یادآور شد: در جلسه‌ای که با معاونان، استاندار و دیگر نماینده مردم قزوین، محمدی برگزار شد بنا شد تا این اعتبارات برای رفع مشکلات مردم و با اولویت‌بندی مناطق محروم استان هزینه شود.

وی در پایان، امنیت را از دیگر موارد و نیازهای مهم مردم اقبالیه عنوان و تأکید کرد: نیروی انتظامی باید توجه ویژه‌ای به تأمین امنیت این منطقه داشته و تشکیل ناحیه سپاه در اقبالیه نیز گام مثبتی برای رفع این نیاز مهم مردم اقبالیه بود که به همت سردار آبنوش فرمانده سپاه استان صورت گرفت.

 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام


بوی ظهور می رسد از کوچه های ما
نزدیک تر شده به اجابت دعای ما

دیگر دو بال آرزویمان شکسته است
از انتظار پر شده حال و هوای ما

این هفته هم سه شنبه شب جمکران گذشت
پاسخ نداشت این همه ، آقا بیای ما

ما از ندیدنت بخدا شکوه می کنیم
ای امتداد هرشب یا ربنا ما

دیگر به اخر خط دوری رسیده ایم
ای انتها غیبت تو ابتدای ما

این پنج روزه نوبت ما ، کاش با تو بود
بر روی رد پای تو می بود پای ما

یک جمعه گریه های تو را درک می کنیم
عجل ، امام منتقم کربلای ما


علی ناظمی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

عکس/ اتحاد برای نبرد با داعش

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir، گلچینی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداه را منتشر کرده است.
  

* این، آینده‌ی قطعی شماست 

ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهی، با کمکهای معنوی غیبی و با ادعیه‌ی زاکیه و هدایتهای معنوی ولیالله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامی را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ با عظمت تمدن اسلامی را برافراشته نماید. این، آینده‌ی قطعی شماست. جوانان، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهای مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.
دیدار ایثارگران 76.5.29
 
* قبل از فرج، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست! 

قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست... ت. قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان میشوند؛ در کوره‌های آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون میآیند و جهان به دوران آرمانی و هدفىِ مهدی موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزدیکتر میشود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز نیمه‌ی شعبان، روز عید بزرگ است.
دیدار با مردم قم 70.11.30
 
* حقیقت انتظار 

انتظار، یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر. ممکن است کسانی آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که دشمن میخواهد به وجود بیاورد.

ما آن وقتی میتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. برای ظهور مهدی موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسیله‌ی ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است؛
دیدار به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) 76.9.25
 
* باید زمینه را آماده کنی 

مسأله‌ی ولادت حضرت مهدی علیه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالیفرجه‌الشّریف، از این جهت هم حائز اهمیت است که مسأله‌ی انتظار و دوران موعود را که در مذهب ما، بلکه در دین مقدّس اسلام ترسیم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدویت - ما به یاد بیاوریم، روی آن تکیه کنیم و بر روی آن مطالعه و دقّت و بحثهای مفیدی انجام گیرد. شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه‌ی آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعه‌ای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود
در دیدار با پاسداران 68.12.10

شعارهای انقلاب اسلامی محقق می‌شود/ خود را برای سربازی امام زمان آماده کنید/ فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد!  


* دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشه‌کن میسازد 

خصوصیت مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالیفرجه‌وارواحنافداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأالله به‌الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدی موعود است... ت. بشر به سمت آن چیزی حرکت میکند که مظهر آن، وجود مقدس مهدی(علیه‌الصلاةوالسلام‌و عجل‌الله‌تعالیفرجه‌الشریف) باشد و او کسی است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشه‌کن میسازد.
سخنرانی در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج)68.12.22
 
* باید در آن جهت تلاش و کار کنیم 

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتی که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجل‌الله تعالی فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگی امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایی را که اولیای الهی ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.

مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و میدانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان (علیه‌الصّلاةوالسّلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت میباشد: «یملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».

رابطه‌ی قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه میدارد.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 87.5.27


* مصداق وعده‌ی الهی

ما همین‌قدر میدانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده‌ی الهی است. همین‌قدر میدانیم که این بازمانده‌ی خاندان وحی و رسالت، علم سرافراز خدا در زمین است. «السلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب».

...حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگی میکند؛ مردم را میبیند؛ با آنهاست؛ دردهای آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائی که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعی به طور ناشناس او را زیارت میکنند. او وجود دارد؛ یک انسان واقعی، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگی میکند. این، خصوصیت عقیده‌ی ما شیعیان است.
سخنرانی در سالروز میلاد امام عصر(عج) 69.12.11
 
* خواهد رسید... 

دورانی خواهد رسید که قدرت قاهره‌ی حق، همه‌ی قله‌های فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم‌انداز زندگی بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معنای انتظار دوران امام زمان این است.
دیدار با مردم قم 70.11.30
 
* پیام انقلاب ما 

بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان عج‌الله تعالی فرجه الشریف است و میخواهد مهدی موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، برای این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. این است آن پیامی که انقلاب اسلامی برای دنیا دارد و خودش هم متعهد و متکفل آن است.
دیدار با کارگزاران 71.10.17
 
* امیدی در دل بنی آدم 

امام زمان علیه سلام‌الله، رمز عدالت و مظهر قسط الهی در روی زمین است. به همین جهت است که همه‌ی بشریت، به شکلی انتظار ظهور آن حضرت را میکشند... د. موضوع امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتی مخصوص مسلمین است. بلکه انتظاری در دل همه‌ی قشرهای بشر و ملتهای عالم است. امیدی است در دل بنیآدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت میکند. این امید، به بازوان قوت میبخشد، به دلها نور میدهد و معلوم میکند که هر حرکت عدالتخواهانه‌ای، در جهت قانون و گردش طبیعی این عالم و تاریخ بشر است.
دیدار مهمانان خارجی دهه‌ی فجر در روز نیمه شعبان 71.11.18
 
* تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت 

ملتی که به خدا معتقد و مؤمن و متکی است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود و با این حرفها، از میدان خارج نمیگردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدی علیه آلاف التحیة والثناء است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمی دارد. این را باید قدر دانست.
دیدار در روز میلاد پربرکت حضرت ولی عصر(عج) 74.10.17
 
* زندگی بشر هم از آن‌جا به بعد است! 

دنیای سرشار از عدالت و پاکی و راستی و معرفت و محبت، دنیای دوران امام زمان است که زندگی بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگی حقیقی انسان در این عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است که خدا میداند بشر در آن‌جا به چه عظمتهایی نایل خواهد شد.
خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران 79.1.26
 
* روز تحقق شعارها 

شعارهایی که امام زمان علیه‌الصلاةوالسلام‌وعجل‌الله‌تعالیفرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد، امروز شعارهای مردم ماست؛ شعارهای یک کشور و یک دولت است... . این شعارها یک روز تحقق پیدا خواهد کرد.
بیانات در سالروز میلاد خجسته‌ی امام زمان (عج) 79.8.22
 
* فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد! 

امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تکیه بر تواناییای که ایمان والای خود او و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را میگیرد و کاخهای ستم را ویران میکند.
درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهای نیمه‌ی شعبان برای من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدی ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست؛ اما این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظاری که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم 

انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ... سربازی منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌گیری نیست... ت. امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه‌ی دنیا ظلم و بیعدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* بزرگترین وظیفه‌ی منتظران 

بزرگترین وظیفه‌ی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند. کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آماده‌ی دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم برافراشته‌ی اسلام است، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را میبازند و زانوانشان سست میشود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر میاندازد، انجام دهند؛ اینها چطور میتوانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه‌های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* یک حکومت صددرصد مردمی 

...حکومت آینده‌ی حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمی به تمام معناست... امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* ناظر است و میبیند! 

امام زمان ناظر است و میبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوان‌ها را برای آذین‌بندی نیمه‌ی شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدان‌های گوناگون، امام زمان دیده است و میبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدان‌های مختلف، امام زمان میبیند و امام زمان از هر آنچه که نشانه‌ی مسلمانی و نشانه‌ی عزم راسخ ایمانی در آن هست و از ما سر میزند، خرسند میشود. اگر خدای نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند میکنیم. ببینید، چه عامل بزرگی است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ی شعبان 84.6.29
 
* این معنی انتظار فرج است 

معنای انتظار فرج به عنوان عبارة أخرای انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بیت(علیهم السلام) وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر میشناسد... امام زمان (علیه الصلاة و السلام) برای اینکه فرج برای همه‌ی بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از فروبستگی نجات بدهد؛ جامعه‌ی بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آینده‌ی بشر را نجات بدهد. انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگی انسانیت حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ی شعبان 84.6.29

* دست قاهر قدرتمند الهی

...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ی واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است... ت. انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) برای آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگی انسانی، زندگی الهی، عبودیت خدا؛ این معنای انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 87.5.27

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

وقایع اخیر در عراق و قصد تروریست‌های داعش تکفیری برای حمله به ساحت مقدس شهرهای زیارتی امامان معصوم(ع) و بالاخص کربلا بهانه‌ای برای شاعران دغدغه مند انقلاب شده است تا اشعاری در این زمینه را در تاریخ ثبت کنند.

 وقایع اخیر در عراق و قصد تروریست‌های داعش تکفیری برای حمله به ساحت مقدس شهرهای زیارتی امامان معصوم(ع) و بالاخص کربلا بهانه‌ای برای شاعران دغدغه مند انقلاب شده است تا اشعاری در این زمینه را در تاریخ ثبت کنند. «سجاد شاکری» شاعر و فعال عرصه رسانه قطعه شعری را در زمینه جهاد و حماسه در راستای این تجاوز ابیاتی را سروده است. متن این شعر در ادامه می‌آید:
 
پروانه‌ایم و وقت خطر شیر می‌شویم
با خون خویش منشا تغییر می‌شویم
 
ما تشنه‌ایم! تشنه خون حرامیان
با کشتن معاویه‌ها سیر می‌شویم
 
عمار و مالکیم و همه تحت امر عشق
با یک اشاره، دست به شمشیر می‌شویم
 
موجیم و بیممان نبود از حریق‌ها
بر آتش نفاق سرازیر می‌شویم
 
با چشم بد اگر به کرببلا یک نظر کنند
بر چشم هیز حرمله‌ها تیر می‌شویم
 
دستور اگر رسد همه ما قمه به دست
مشغول سر بریدن تکفیر می‌شویم
 
منبع:تسنیم 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان رابخوانید؛

* نامه 31 نهج البلاغه امیر المومنین به امام مجتبی علیهماالسلام در بازگشت از جنگ صفین است. ولی بعضی ها می گویند این نامه به یک جوان است. این نامه بسیار بلند است و قابل توصیه به شما است که در نهج البلاغه این نامه را بخوانید. در بخشی از این نامه آمده است که یکی از اصول کلی اخلاق که بسیاری از روابط اجتماعی را پوشش می دهد همین است که پیغمبر(ص) هم مرتب این را توصیه می کرده که بهترین راه توسعه روابط اجتماعی این است که خودمان میزان بگذاریم بین خودمان و دیگران. آن وقت که هرچیزی را که برای خودت پسندیدی برای دیگران هم دوست داشته باش. شما این توصیه را در زندگی عملیاتی بکنید، معلوم می شود چقدر تاثیر گذار است.

*آیا خوشتان می آید اسرار شما را فاش کنند؟ پس اسرار دیگران را فاش نکن.

*اگر یک اشتباه می کنید، مسلما دوست ندارید کسی آن را بازگو کند.

*کسی فکر نکند که جوانها گرفتار شیطان هستند و پیرمردها شیطان ندارند. شیطان هایشان باهم فرق دارند. باید توجه داشته باشیم در هر سنی نوع گناه و خطا فرق می کند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنان حجت الاسلام پناهیان را بخوانید؛

 

*خداوند منت گذارده بر بعضی از بندگان خودش و به عنوان پیامبر انتخابشان کرده. مصداق منت گذاشتن در زمانی است که یا خدا می فرماید که پیامبر برای شما فرستادیم و یا این که پیامبران الهی می گویند که خدا به ما منت گذاشت و ما را انتخاب کرد.

*بعید است که به همین سادگی خدا بر سر بندگانش که به او محتاج هستند و گدای او هستند و اگر خدا به آن ها لطف نکند بیچاره هستند، لطفی را که به بندگان می کند منت قرار دهد. خدایی که خودش به ما سفارش می کند که اگر کاری برای دیگری انجام می دهید منت نگذارید. آفت صدقه و کمک کردن به دیگران را منت گذاشتن می داند. حال اگر ما کاری انجام دهیم و کمکی کنیم چیزی از ما کم شده است ولی خدایی که کاری کند چیزی از آن کم نمی شود. با اندازه های بزرگ خدایی پذیرش منت کمی سخت است.

*خدا در دو جا منت می گذارد.نعمت وقتی فوق العاده زیاد باشد و خیلی بیشتر از استحقاق باشد آنجا جای آن است که منت بگذارد. ما این ها را بر اساس عقل خودمان استدلال می کنیم. خدا با ارسال رسولان فوق العاده نعمت به مردم می رساند. در این صورت است که منت سر بندگان گذاشته است. خدا نعمت را تمام کرده است.

*نعمت پیامبران و دین برای این نیست که ما حداقل از مرگ و نیستی و بدبختی نجات پیدا کنیم.دین مقوله حداقلی نیست. این قدر با عظمت است که در این عالم کسی متوجه نمی شود  که دین یعنی چه. شما از دین چه انتظاری دارید؟ در دین فوق انتظار شما و فوق رغبت شما به شما داده خواهد شد به حدی که می پذیرید که خدا به شما منت بگذارد. 

*کلمه منت را نباید هر جایی خرج کرد. دین انسان را به جایی می برد که کسی به گرد پای او نمی رسد. و کسی نمی داند به چه مرتبه ای می رسد. چیزی معلوم نیست. دین انسان را به جایی می رساند که کل عالم خلقت در نظر انسان هیچ می شود. و انسان از این عالم چیزی را نمی بیند و به مراتب فراتری می رسد. ما مادی ترین عالم غیب یعنی بهشت را نمی دانیم یعنی چه.نگاه های ما به دین خیلی حداقلی است و با این نگاه های حداقلی فهم منت گذاشتن پروردگار عالم کار دشواری است. در روایت آمده است یک موی حورالعین را از سقف آسمان و زمین آویزان کنند همه مردان از شدت شوق می میرند.

*ما دین حداقلی داریم و نگاه مان به دین هم حداقلی است و اگر دین ما حداکثری شود ما به امام زمان نیاز داریم. امام زمان برای این که ما را به سقف آسمانی که فوق تصور و رغبت ما است می برد. ما باید حداکثری شویم. دین خواه حقیقی کسی است که آن فوق العاده ها را ببیند.چیزهایی که ما از امام زمان می خواهیم مادی است. ما باید چیزی از آقا بخواهیم که واقعی باشد. کسی نمی داند بعد از حضور حضرت چه خواهد شد. ما باید اشک بریزیم برای ظهور حضرت. خدا در یکی از جاهایی که منت بر سر بندگان گذاشته است بعد از پیامبران، ظهور آقا امام زمان می باشد. ما نباید در حداقل ها باشیم. خدا برای چیزهای کم منتی نمی گذارد.

*محور های اصلی خدا در قرآن سه مورد است که یکی این است که کسی را پیغمبر کند و دیگری این که پیغمبری را مبعوث کند و دیگری این که امام زمان ظهور کند که بر ما بندگان منت گذاشته است. که در هر سه مورد فوق تصور و فوق رغبت ما انسان ها می باشد. هیچ وقت عقل بشر به صورت عادی به این جا نمی رسد که بهشت چیست و این که بعد از ظهور چه اتفاقی می افتد. 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

غزل جدیدی از مجید مهربان(صادق) شاعرجوان و آئینی کشورمان به مناسبت ولادت منجی عالم بشریت امام زمان(عج) منتشر شد.

 
 
بار هجران
 
بارهجران تو بر دوش کشیدن سخت است
پابه پای قدم خضر دویدن سخت است
 
تو همان ماه تمامی و گرفتار محاق
از شب حادثه تا روز رسیدن سخت است
 
راه را آب زنید، تیغ و ترنج بردارید
که به دیدار، سر انگشت نبریدن سخت است
 
از بد حادثه یوسف شده کالا در مصر
دُرٌ و یاقوت به بازار خریدن سخت است
 
" از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر"
درفضا نغمه داود شنیدن سخت است
 
توکجا ومن مسکین تهی دست کجا
انتظار فرج از مصر کشیدن سخت است
 
عاقبت بار سفر بسته و برمیگردیم
جلوه حضرت ارباب ندیدن سخت است
 
چه شود آخر کار ومن از آن میترسم
تا سما بی پر وبی بال پریدن سخت است
 
"صادق" از زلف پریشان تو در زندان است
  بی صبا از قفس عشق پریدن سخت است
 
    یاعلی "مجیدمهربان(صادق) "
 
منبع:تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

حضور یافتن و نشستن در مجالسی که فضایل و مناقب و سایر امور مربوط به حضرت حجت (عج) در آنها یاد می شود اضافه بر اینکه از لوازم و نشانه های محبت است، از مصادیق خیرات که مامور شده ایم به آنها سبقت بجوییم و پیشی بگیریم محسوب می شود که خدای متعال فرموده: به سوی کارهای خیر سبقت بگیرید.
فرموده مولایمان امام رضا (ع) است که در امالی شیخ صدوق و مجلد دهم بحار از آن بزرگوار آمده که فرمودند: هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می گردد، روزی که دل ها می میرند دل او نخواهد مرد
حضرت امام صادق (ع) به فضیل در حدیثی که در بحار و غیر آن روایت شده فرمودند: می نشینید و حدیث می گویید؟ فضیل عرض داشت: آری فدایت شوم، امام صادق (ع) فرمودند: همانا من آن مجالس را دوست می دارم پس امر ما را احیا کنید، ای فضیل! خداوند رحمت کند کسی که امر ما را احیا نماید.
برپا نمودن مجالسی که مولایمان صاحب الزمان (عج) در آنها یاد می شود و مناقب و فضایل آن حضرت (عج) در آنها ترویج و منتشر گردد و در آن مجالس برای آن جناب دعا شود و با جان و مال در راه تشکیل آن مجالس تلاش کردن، زیرا که این کار ترویج دین خداوند و برتری دادن کلمه الله و یاری نمودن بر نیک و تقوا و تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند: "یکدیگر را دیدار کنید که در دیدارتان زنده شدن دل هایتان و یادآوی احادیث ما هست و احادیث ما شما را نسبت به یکدیگر مهربان می سازند، که اگر آنها را بگیرید رستگار شده و نجات یافته اید و هر گاه آنها را ترک گویید گمراه شده و هلاک می گردید پس به آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می کنم."
سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن جناب که درود و سلام بر او باد نیز نوعی یاری کردن آن حضرت (عج) به شمار می آید و دلیل بر این است آنچه در وسائل الشیعه به طور مسند روایت شده که حضرت امام صادق (ع) فرمودند: هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت.

برخورداری از تایید و یاری روح القدس
و از آن حضرت (ع) است که فرمودند: "هیچ کس درباره ما بیت شعری نگوی مگر اینکه به روح القدس تایید و یاری شده باشد."
و از حضرت امام رضا (ع) روایت است که فرمودند: "هر فرد مومنی که درباره ما شعری بسراید که ما را به آن مدح گوید خداوند برای او در بهشت منزلگاهی خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنیا باشد که هر فرشته مقرب و هر پیغمبر فرستاده شده ای او را در آنجا دیدار خواهد کرد."
و در روضه کافی به سند خود از کمیت بن زید اسدی آورده که گفت: بر حضرت ابوجعفر باقر (ع) وارد شدم، آن حضرت (ع) به من فرمودند: "به خدا قسم ای کمیت! اگر مال دنیا نزد ما بود از آن مقداری به تو می دادیم ولی برای تو است آنچه رسول خدا (ص) به حسان بن ثابت فرمود: پیوسته روح القدس با تو خواهد بود تا هنگامی که از ما دفاع کنی..."
می توان گفت که بر پا ساختن این مجالس در بعضی اوقات واجب شرعی است مثل اینکه مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد، از جهت دلایل امر به معروف و نهی از منکر و راهنمایی اشخاص گمراه و عقب زدن اهل بدعت و گمراهی و خداوند متعال ر همه احوال نگهدار حق جویان است.

 

پی نوشت ها:
1- مکیال المکارم، ج 2
2- بحارالانوار، ج 45
3- وسائل الشیعه، ج 10

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

روایات فراوانی در باب فضیلت انتظار فرج وارد شده است، چه نوع انتظارى ارجح است؟

درك دقیق معنای انتظار مبتنی بر فهم جامع اندیشه مهدویت است واندیشه مهدویت را باید با توجه به مجموعه معارف اسلامی و در راستای هدف كلی دین اسلام دید. بنا بر آموزه های دینی، مهدی ( عج ) روزی ظهور كرده و وعده های الهی را به اجرا درمی آورد، او برپا كننده حكومت صالحان می باشد و مومنان به میزان ایمان وعمل صالحشان در حكومت مهدی ( عج ) قرب و منزلت دارند.

این اندیشه پایانی زیبا و نورانی برای جریان زندگی انسان تصویر میكند و عامل شعله ور شدن امید در دل های مومنین است. امید به ظهور مهدی ( عج ) همان امید به خداست. امید موتور حركت انسان در زندگی است و امید به مهدی ( عج ) عامل حركت استوارتر انسان در مسیر خوبی ها یعنی همان هدف اصلی دین می باشد.

مقصود از انتظار فرج، امید و دلبستگی به مهدی ( عج ) است. بنابراین انتظار فرج ارجح که مقصود دین است به تعبیر شهید مطهری، انتظاری سازنده و نگه دارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرك بخش است. به گونه ای كه خود نوعی عبادت و حق پرستی است.

برخی به خطا به گونه ای اندیشه مهدویت را تصویر می كنند كه انتظار براساس آن به معنای كمك به رشد ظلم و فساد و پرشدن دنیا از گناه می باشد در حالی كه بی شك چنین اموری با هدف دین بیگانه است، بنابراین انتظار و عشق به مهدی؛ یعنی، عشق به همه خوبی ها و امید اقامه همه خوبی ها در دنیا این عشق و امید عاملی است كه انسان را وا می دارد تا هر چه بیشتر و محكم تر در راه خوبی ها قدم بردارد، پس انتظارفرج مسئولیت آفرین است.

به تعبیری دیگر می توان گفت: انتظار ظهور منجی هیچ گاه به حقیقت نمی‏پیوندد مگر در صورتی كه سه عنصر اساسی در آن محقّق گردد:
1 - عنصر عقیدتی:
شخص منتظر باید ایمان راسخی به حتمی بودن ظهور منجی ونجات‏بخشی او داشته باشد

2 - عنصر نفسانی:
زیرا شخص منتظر باید در حالت آمادگی دائمی به سر ببرد.

3 - عنصر عملی وسلوكی:
شخص منتظر باید به قدر استطاعت خود در سلوك ورفتارش زمینه‏های اجتماعی وفردی را برای ظهور منجی فراهم نماید.
با نبود هر یك از این سه عنصر اساسی، انتظار حقیقتاً معنا پیدا نمی‏كند.

 

منبع:شهر سوال

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

ایمان شجاعی، بهایی شیعه شده گفت: در خانواده‌های بهایی اجازه گوش دادن به صحبت‌های رهبر شیعیان را نمی‌دهند به همین دلیل من مخفیانه پای صحبت‌های رهبری می‌نشستم و به همین دلیل یک سری سؤالات برایم پیش آمد که مرا نسبت به بهائیت مردد کرد.

عقیقایمان شجاعی، بهائی مسلمان شده در برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما در رابطه با چگونه شیعه شدنش، گفت: من تا سن 20 سالگی در محیطی بهائی رشد کرده بودم و فکر می‌کردم این محیط کامل است اما به طور مخفیانه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادم زیرا در خانواده‌های بهائی اجازه نمی‌دهند که ما به حرف رهبر شیعیان گوش کنیم.
 
وی ادامه داد: در سفری که مقام معظم رهبری به کرمان داشتند من هم رفتم و به صحبت‌های ایشان گوش دادم و یک سری سؤالات برایم پیش آمد و پس از آن به سراغ قرآن رفتم و متوجه شدم که در قرآن برخلاف انجیل حرفی از آمدن دین جدید بیان نشده است در این میان دوستم که بعد از مدتی برادر همسرم نیز شد به من کمک می‌کرد.
 
این بهایی شیعه شده بیان داشت: من از برادر همسرم که درآن زمان باهم دوست بودیم خواستم تا اجازه دهند برای خواستگاری قدم جلو بگذارم آن‌ها تحقیق کردند و متوجه شدند که من بهائی هستم، هر چند من به قصد ازدواج رفته بودم و در آن زمان نیز بر عقاید بهائیت بسیار مردد بودم اما در ابتدا دوست داشتم همسرم و خانواده‌اش را به سمت بهائیت جذب کنم.
 
وی ادامه داد: جذب همسرم که از خانواده شهید هم بود برای من یک امتیاز محسوب می‌شد زیرا در کل جذب افراد به بهائیت برای بهائی‌ها امتیاز به حساب می‌آید و در میان بهاییت افراد به دنبال این هستند که با کسی دوست شوند و فرد را جذب تشکیلات و فرقه بهائیت کنند.
 
شجاعی تأکید کرد: من آن زمان واقعا نسبت به بهائیت دچار تردید شده بودم اما 20 سال با اعتقاد بهائیت و در خانواده بهائی زندگی کردن باعث می‌شد تا نتوانم به راحتی از آن دست بکشم در هر حال یک سال به کمک برادر همسرم و خانواده‌اش مشغول تحقیق و جستجوی حقیقت بودم و در نهایت پس از این یک سال به دین شریف اسلام و شیعه مشرف شدم.
 
وی تصریح کرد: وقتی به نزد امام جمعه رفتم و "اشهدم" را خواندم به خانه آمدم و نامه شیعه شدنم را به پدر و مادرم نشان دادم و از آن زمان بود که موج فتنه آغاز شد و پدرم مرا از خانه بیرون کرد و گفت من فرزند بی دین و ایمان نمی‌خواهم زیرا از نظر پدرم من دیگر دین نداشتم.
 
این جوان بهائی شیعه شده، اضافه کرد: من مسلمان شده بودم و این تازه آغاز امتحانات بود و این‌گونه نبود که به دلیل مسلمان شدنم همه درها به یکباره باز شود و همین باعث می‌شد تا گاهی به راه خود شک کنم تا این که نیت کردم و به امام زمان(عج) توسل کردم ، و از امام زمان(عج) خواستم تا اگر اسلام حقیقت است معجزه‌ای به من نشان دهد که دقیقا نیز همین شد، پس از آن زمان با عنایت امام زمان(عج) درهای بسته یک به یک به روی من باز می‌شد و از آن زمان است که قلب من شیعه شده است.
 
شجاعی در رابطه با فرقه بهائیت نیز، گفت: بهائیت هدفش ضربه زدن به اسلام و شیعه است، روسیه تزاری بهائیت را جان داد و بزرگان بهائیت را حمایت ‌کرد اما بعد از آن انگلیس، روسیه  را هم دور زد و در نهایت بهائیت برای رسیدن به اهداف خود، بهاییت را جذب خود کرد.
 
وی با بیان این مطلب که بهائیت هیچ چیز تازه‌ای برای جهان ندارد گفت: آن‌ها بهاءا... را خدا می دانند و حتی قبله‌شان به سمت جنازه اوست و جالب این است که ادعای بیشترین پراکندگی در دنیا را هم دارند در حالی که این آمارها کاملا کذب است یک بار اعلام کردند که یک روستایی در کرمان همه بهائی شده‌اند من عمدا به آن روستا رفتم و دیدم تنها یک پیرمرد و پیرزن به دلیل کمک و حمایت مالی بهائی شده‌اند و این در حالی است که حتی نمی‌دانند بهائیت چیست.
 
در ادامه برنامه خانم کریمی‌زاده، همسر ایمان شجاعی نیز در سخنانی اظهار کرد: وقتی ایمان به خواستگاری من آمد و ما برای تحقیق درباره او رفتیم متوجه شدیم که نه تنها بهایی است بلکه حتی کتابی هم در رابطه با بهائیت نوشته که رتبه‌ای هم کسب کرده است به همین دلیل خانواده من ابتدا بسیار مخالفت کردند.
 
وی اضافه کرد: من می‌دانستم که او نسبت به عقاید بهائیت مردد است و بسیار دوست داشتم که کمک کنم تا او مسلمان شود پس از یک سال تحقیق نیز در نهایت به اسلام و شیعه مشرف شد، البته ایمان در ابتدا دوست داشت مرا بهائی کند اما رفته رفته سؤالاتی برایش ایجاد شد که این سؤالات و تحقیق درباره جواب آن‌ها  باعث شد تا حقیقت را انتخاب کند.
 
کریم زاده در پایان خاطرنشان کرد: بهائیت یک دین نیست بلکه یک فرقه است زیرا دین کتاب و معجزه و دلیل دارد اما بهائیت هیچ یک از این‌ها را ندارد من واقعا تعجب می‌کنم و دلم می‌سوزد وقتی می‌بینم که افراد بهائی یک انسان را خدا می‌دانند زیرا امروزه حتی اگر به یک کودک هم بگویی که در برابر یک انسان دیگر تعظیم کن به این راحتی قبول نمی‌کند.
 
 
منبع:تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج