تاريخ : پنج شنبه 30 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

سرویس فرهنگی مشرق- علي پسر بزرگ حسين(ع)هر چند سرور جوانان دوره خودش بود، هر چند بهترين داشته هاي عقبايی و دنياي حسين(ع)بود، هر چند تاريخ زندگاني علي اکبر(ع) در نور پرفروغ خورشيد زندگاني حضرت اميرالمؤمنين(ع)، امام حسن(ع)و امام حسين(ع)کمي ناپيداست اما آنچه که پيداست اينکه همين ها که از تاريخ مانده، نظر به بزرگي و بزرگواري و جوانمردي جوان حسين(ع)دارد.چه او به شهادت پدرش شبيه ترين بود به پيامبر(ع)در آفرينش و منش و گويش و شايد اگر غوري کنيد در زندگي او، قبول کنيد روز خوبي است روز ولادت حضرت علي اکبر براي روز جوان.


اولين پسر حسين، به دنيا آمد؛ يازدهم ماه شعبان ؛ ماه پيامبر(ص).شايد به همين خاطر اين قدر شبيه پيامبر(ص)بود.بچه را گذاشتند توي دامان پدربزرگش، علي(ع).پرسيد اسمش را چه گذاشتيد؟ حسين(ع)سرش را انداخت پايين و گفت اگر هزار پسر داشته باشم، اسم همه را علي مي گذارم.

پيامبر(ص)که رفت پيش خدا همه ناراحت شدند.اما بي تابي حسين(ع)که کودکي بيشتر نبود، چيز ديگري بود.بغض و گريه هايش آتش مي زد به زمين و آسمان.شايد به همين خاطر خدا پيامبري کوچک تر به او داد، علي اکبر تا زخم دوري پيامبر(ص)را دوا کند.

نوشته حاضر گذری بر فصل جوانی از نگاه قرآن و علما و نگاهی اجمالی بر زندگی جوانمرد و الگوی غیرت و ایثار، شیر جوان کربلا حضرت علی اکبر(ع) که سرمشق همه آزاد مردان و جوانانی است که در پی حق و حقیقت هستند می‌باشد:


جوان در قرآن
قرآن درياى ژرفى از حقايق و معارف است كه هيچ غواصى را ياراى دستيابى به عمق و ژرفاى آن نيست مگر پيامبران الهى و امامان معصوم (ع). و مجموعه اى گرانبها از برنامه ها و درس ها وعبرت هاى زندگى ساز است كه هركس به قدر ظرفيت وجودى خويش و آمادگى روحى اش از آن بهره مى گيرد و عطش كمال خواهى خود را با آب حيات آيات آن فرو مى نشاند.

براى آشنايى با يكى از درهاى ارزشمند درياى ژرف قرآن بررسى كوتاهى پيرامون «جوان» در قرآن در زير مى آيد،

در آيات قرآن مجيد، ۱۰ بار به «جوان» اشاره شده كه در همه آن ها كلمه «فتى» و مشتقات آن «به معنى جوانمرد» به كار رفته است. اين تعبير به نوبه خود درس و تذكر مهمى براى ما است كه «جوان» در فرهنگ قرآن «جوانمرد» است و بايد اصول جوانمردى يعنى پاكى، گذشت، شهامت و رشادت را رعايت كند.

كلمه «فتى» و مشتقات آن در قرآن درباره اشخاص و افراد گوناگونى به كار رفته كه شامل موارد زير است:

۱- حضرت ابراهيم (انبياء / ۶۰)

۲ و ۳- دوست و رفيق حضرت موسى (كهف / ۶۰و۶۲)

۴- حضرت يوسف (يوسف/۳)

۵-همراهان حضرت يوسف در زندان (يوسف/۳۶)

۶و۷- اصحاب كهف (كهف /۱۰و ۱۳)

۸-خدمتگزاران حضرت يوسف در زمان پادشاهى (يوسف /۶۲)

۹و۱۰- كنيزان مومن (نساء / ۲۵) و (نور/۳۳)

قرآن درباره حضرت ابراهيم مى فرمايد: «قالوا سمعنا فتى يذكر هم يقال له ابراهيم»  «آنان گفتند ما جوانى ابراهيم نام را شنيده ايم كه بت ها را به بدى و زشتى ياد مى كرد»

طبق بعضى از روايات حضرت ابراهيم در آن هنگام ۱۶ سال داشت. با اين حال تمام ويژگى هاى جوانمردان يعنى شجاعت، شهامت، صراحت و قاطعيت در وجودش جمع بود.

اصحاب كهف يكى از داستان هاى بسيار جالب و آموزنده قرآن است كه در دو مورد، از آن ها به «جوان» تعبير شده است: «اذاوى افتية الى الكهف فقالوا ربنا اتنا من لدنك رحمة و هيئ لنامن امرنا رشدا»

«آنگاه كه جوانان در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسألت كردند، پروردگارا در حق ما به لطف خاص خود رحمتى فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتى كامل فراهم گردان»

در روايتى از امام صادق(ع) وارد شده كه فرمودند: تمام اصحاب كهف پير و مسن بودند و خداوند به علت ايمانشان آن ها را «جوان» ناميد. كسى كه به خدا ايمان آورد و تقوا پيشه نمايد «جوان» و «جوانمرد» است.



***نظر رهبر انقلاب درباره جوان

** توصیه من به شما جوانان عزیز چه دختران و چه پسران این است که شما در صحنه فعالیت های جوانانه، فعالیت علمی، فعالیت تحصیلی، فعالیت تحقیقی، فعالیت سیاسی، فعالیت های اجتماعی گوناگون، کار فرهنگی، مطبوعاتی، هنری، ورزشی و امثال اینها با همه نشاط و با همه قدرت حضور داشته باشید و طهارت، تقوا، ایمان، اخلاص و صفایتان را -که حقا و انصافا در بین جوانان دنیا، شما از این جهات نمونه اید- حفظ کنید. اگر این تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بین بخصوص جوانان ما و در بین بقیه ی آحاد ملت هم –هرکدام به سهم خودشان- وجود داشته باشد استکبار در مبارزه ی خود با ملت ایران قطعا و یقینا، نه یکبار، بلکه بارها به زانو درخواهد آمد و شکست خواهد خورد. «مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و دانش آموزان 10/8/75»

 ** اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوانان چه می خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر می کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند. تحصیل اعم از تحقیق و کارهای علمی هم است. چون این نیرو در جوانان هست، بایستی در کار تحصیل خیلی تلاش کنند. هر کاری هم بخواهید بکنید، در دوران جوانی می شود کرد، یعنی در هر سه زمینه –هم زمینه ی علمی، هم در زمینه ی تهذیب نفس، هم در زمینه ی ورزش –باید در دوره ی جوانی کار کنید. البته همه می دانند که در دوره ی پیری، ورزش این قدر تأثیری که در دوره ی جوانی دارد، ندارد. اما غالبا تهذیب نفس را نمی دانند، خیال می کنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند. در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل است، و گاهی محال است. در دوره ی پیری، تهذیب نفس سخت است، اما در دوره ی شما- در دوره ی جوانی- تهذیب نفس خیلی آسان است. به هر حال جوانان این سه کار را باید جدی بگیرند.«مقام معظم رهبریدر دیدار با دانشجویان، هنرمندان و نخبگان المپیادها 7/2/77»

** جوانان، چون پرچمدار، بدنه و عقبه ی نظام هستند، باید همیشه در صحنه باشند. تربیت شوند آموزش ببینند و مبارزه کنند.
علمی و عملی دانش بیندوزند به تخصصهای مختلف دست پیدا کنند تا کشورمان بی نیاز شود، مستقل بماند، وابسته نباشد، خود کفا شود، جوانان آینده سازان این دیارند امیدوار و پرتلاش باید به آنها اعتماد کرد، اعتقاد داشت و هدایت کرد. جوان مؤمن و معتقد و مخلص هیچ چیزی نمی خواهد جیز میدانی برای مجاهدت و مبارزه در راه خدا و سازندگی.«مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج9، ص 175


***مروري بر زندگي حضرت علي اکبر(ع)
حضرت علی اكبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان، سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

 با آمنه گوئید عروست پسر آورد                            سر تا بقدم مثل تو پیغامبر آورد
 در ظلمت شب مرغ سحر خوش خبری کرد           خورشید حسین بن علی جلوه گری کرد


پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است. او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد .

درباره شخصیت علی اكبر(ع) گفته شد، كه وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود. 

فرزند لافتی که به جزاین نمی‌شود

شاگرد مجتبی که به جز این نمی‌شود

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود.  

مقبره حضرت علی اكبر(ع)  در كربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است.

آيا حضرت على اکبر(ع) داراى خانواده و فرزندانى بوده است يا نه، مطلبی گفته می‌شود که با توجه به زیارت نامه های حضرت به نظر می رسد که ایشان نیز دارای عهد و عیال بوده اند.

زیارت نامه ایشان عبارت است از: "صلى الله عليک و على عترتک و اهل بيتک و آبائک و ابنائک." همچنين سفارش امام صادق (ع) به ابو حمزه ثمالى که فرمود: "چون به قبر حضرت رسيدي، ضع خدک على القبر! و قل: صلى الله عليک يا ابا الحسن! " که با توجه به این فراز، ایشان فرزندى به نام "حسن" داشته است.

به علاوه طبق برخى روايات، نظير روايت "احمد بن نصر بزنطي"، حضرت على اکبر(ع)، ام ولد (کنیز) داشته است و از او صاحب فرزند بوده است.

گرچه برخى از علماى انساب تصريح کرده‌اند که از آن بزرگوار اولادى نمانده و نسل امام حسين (ع) تنها از طريق امام چهارم حضرت سجاد(ع) ادامه پيدا کرده است.



***اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

او در ويژگى‌هاى معنوى و فضايل علمى و اخلاقي، رشد جسمى و اجتماعى و کمالات روحى و مناقب نفسانى و سجاياى ملکوتى در ميان تمام بنى هاشم و ياران پدر بزرگوارش امام حسين بن علی(ع) کم نظير بود. اين روحيه قوي و صفات شايسته، چنان ابهت و عظمت به علي اكبر داده بود كه افزون بردوستان، دشمنان اهل بیت نيز به برتري‏هايش اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف مي‏‌كردند.

روزی معاویه از اطرافيانش پرسيد: "چه كسي در اين زمان براي خلافت مسلمانان برديگران برتري دارد و براي حكمراني بر مردم از ديگران سزاوارتر است؟" اطرافیان متملق به ستايش خليفه پرداختند و او را لايق اين منصب معرفي كردند. ولی معاويه گفت: "نه چنين نيست، «اولي الناس بهذا الامرعلي بن الحسين بن علي، جدّه رسول اللّه و فيه شجاعة بني‏هاشم و سخاه بني اميه و رهو ثقيف» شايسته ‏ترين افراد براي امر حكومت، علي اكبر فرزند حسين است كه جدّش رسول خدا است و شجاعت بني‏هاشم، سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع كرده است."

حضرت علی اکبر (ع) در کلام امام خمینی (ره)

حضرت امام خمينی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: تمام مدايح و گفتار اهل بيت (ع) خصوصاً حضرت اباعبدالله (ع) در مورد حضرت علی اکبر (ع) حاکی از اين است که اگر علی اکبر (ع) در کربلا به شهادت نمی رسيد، خود، امام « مفترض الطاعه » می بود. «يعنی امامی که اطاعت او واجب است» . در اين مختصر بهتر است به يک نمونه از کرامات ايشان بپردازيم:

فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، يکی از سه پزشک معروف کربلا مي برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گويد و خطاب می کند که:اسمت خيلی بزرگ است ولی در معالجه از تو سودی نديديم. بعد بدون خداحافظی می رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می شود و يک دفعه شفا می يابد. نزد حافظ الصحه می رود و عذر خواهی می کند.

طبيب می گويد: بنشين تا برايت بگويم. من بعد از سخنان تو خيلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (ع) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسين (ع) تو را به حق پدرت قسم می دهم که شفای اين مريض را از خدا بخواه. ديدی چگونه به من توهين کرد؟ بسيار گريه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (ع) شرف ياب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مريض را از خدا خواستم و از هاتفی شنيدم که « اين مريض مردنی است و تا نه روز ديگر مي‌ميرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همين ساعت او را شفا داديم.» آن مرد سی سال ديگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصيت کرد پيکرش را پايين پای حضرت علی اکبر (ع) دفن کنند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 30 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تسنیم، مقام معظم رهبری در دیداری با شاعران آئینی، محتوائى قرار دادن شعر را به شاعران توصیه کرده‌اند تا مخاطب استفاده کند؛ و فرموده‌اند: یک منقبت قابل فهمى، یا یک فضیلت برانگیزاننده‌اى از اهل‌بیت(ع) را در شعرهایتان قرار دهید که اعتقاد و ایمان انسان را محکم کند. شما ببینید مداحان اهل‌بیت(ع) در دوران حیات معصومین(ع) بر روى چه چیزهائى تکیه می‌کردند.

باید توجه کرد که شعر دعبل، شعر کمیت، شعر فرزدق - این شعرهائى که ائمه(ع) اینها را تشویق کردند - بر روى چه چیزهائى تکیه می‌کردند. ببینید محتواى این اشعار عبارت است از اثبات حقانیت اهل‌بیت با دلیل، با استدلال - استدلالى که در کسوت زیبا و لطیف شعر خودش را نشان می‌دهد. به مناسبت 11 شعبان و میلاد حضرت علی‌اکبر(ع) و روز جوان چند سروده از «علی‌اکبر لطیفیان» تقدیم دوستداران ائمه اطهار(ع) می‌شود:

(1)

پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی

خورشید بود جلوه طوری که داشتی

شب‌زنده‌دار بودی و ذوب خدا شدی

در بندگی گذشت حضوری که داشتی

هر شب نصیب سفره شهرمدینه شد

در کنج خانه نان تنوری که داشتی

ای سر به زیر از همگان سر بلندتر

تسکین عمه بود غروری که داشتی

خلقاً و منطقا همه شکل رسول بود

در کوچه‌های شهر، عبوری که داشتی

این آفتاب توست که خورشیدمان شده

یا که پیمبر است دوباره جوان شده

چشمان تو همین که نهان می‌شود علی

عمه برای تو نگران می‌شود علی

دنیای ما اگر به جمال تو رو کند

هر روز سال، روز جوان می‌شود علی

بی اختیار یاد صدای تو می‌کنم

هرلحظه‌ای که وقت اذان می‌شود علی

روزی سه بار پشت بلندای ماذنه

آقایی تو اشهد ما می‌شود علی

ما کیستیم تازه مسلمان حنجرت

الله اکبر از تو از الله اکبرت

باید برای طور کلیمی درست کرد

یک گوشه‌ای نشست و گلیمی درست کرد

باید در ازدحام گدا و کمی جا

جائی برای مرد کریمی درست کرد

باید قسم به نور دو عین حسین داد

تا از خدا، خدای رحیمی درست کرد

مجنون شهر بودم و لیلا نداشتم

اکبر اگر نبود من آقا نداشتم

یک فرصتی کنار بزن این نقاب را

بیچاره کن به صبحدم آفتاب را

امشب خودی نشان بده تا سجده‌ات کنم

از من مگیر فرصت این انتخاب را

نور جبین نیمه شب در تهجدٌت

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

آباد باد خانه‌ات ای زلف پر گره

من از تو دارم این دل خانه خراب را

دستار را ببند و کنارم قدم بزن

شاید کمی نظاره کنم بوتراب را

هنگام روبرو شدن کارزار شد

کار تمام لشکریان با تو زار شد

وقتی رکاب رزم تو آماده می‌شود

باید برای مقدم تو خاکسار شد

نامت علی، شان تو شمشیر ساده نیست

باید برای هیبت تو ذوالفقار شد

حیدر شدی و ضجه لشکر بلند شد

این چه مصیبتی است که کوفه دچار شد

از میمنه گرفته تا پشت میسره

یک لشکری قدم به قدم تار و مار شد

فرزند لافتی که به جزاین نمی‌شود

شاگرد مجتبی که به جز این نمی‌شود

ای آفتاب روشن شب‌های کربلا

پیغمبر دوباره صحرای کربلا

ای از تمام آدمیان برگزیده‌تر

نوح و خلیل و آدم و موسای کربلا

یک کاروان به عشق نگاهت اسیر شد

گیسو کمند خوش قد و بالای کربلا

آب فرات و علقمه و کنبد حسین

یا تل زینبیه و هر جای کربلا

هر چند دیدنی است ولی دیدنی‌تر است

پایین پای مرقد آقای کربلا

نزدیک‌تر به مرقد آقاست جای تو

پایین پایی و همه پایین پای تو

حالا که می‌روی جگرم را نگاه کن

این چشمان محتضرم را نگاه کن

در این لباس‌ها چقدر دیدنی شدی

زینب بیا بیا پسرم را نگاه کن

من پیر و تو جوان کمی آهسته‌تر برو

افتادگی بال و پرم را نگاه کن

باور نمی‌کنی که علی پیرتر شدم

پیشم بیا و موی سرم را نگاه کن

بعد از تو فصل فصل دلم بی‌بهار شد

بعد از تو خاک بر سر این روزگار شد

(2)

هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست
هر جا تب عشق است، دل در به دری هست

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند
هر جا که شلوغ است یقینا خبری هست

اجداد من از دیر زمان عاشق عشق‌اند
دیدید که در طینت ما هم هنری هست

بازار مرا با قدمت گرم نکردی
یک چند غلامی که بیایی ببری هست

در غیبت شه روی به شهزاده می‌آرند
صد شکر که در خانه آقا پسری هست

هر جا قد وبالای رشیدی است، یقینا
دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

یا حضرت ارباب،دمت گرم و دلت شاد
یا حضرت ارباب کرم، خانه ات آباد

داریم همه محضر تو عرض سلامی
تو شاهی و ما نیز هر آنچه تو بنامی

تا خانه آباد شما بنده پذیر است
نامردترینم نکنم میل غلامی

ای قامت قد قامت تو عین قیامت
قربان قدت صد قد و بالای گرامی

تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی
پس لطف بفرما و بفرما که کدامی؟

تو مفترض الطاعه‌ترین واجب مایی
هر چند امامت نکنی، باز امامی

هر کس که هوای پدری داشته باشد
خوب است که همچین پسری داشته باشد

انگار رسول است، نمایی که تو داری
انگار بتول است، صدایی که تو داری

بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی
با این قد انگشت نمایی که تو داری

باید که برای تو کرم خانه بسازند
از بس که زیاد است گدایی که تو داری

از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است
از سفره پر جود و سخایی که تو داری

تو آنقدر از خویشتن خویش گذشتی
که منتظر توست، خدایی که تو داری

کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند
بگذار که عشاق به پای تو بمیرند

ای سیر کمالات همه تا سر کویت
ای آب فرات لب من آب وضویت

ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی
مانند حسن جود بود عادت و خویت

عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند
مات‌اند ابوالفضل و حسین از گل رویت

پایین قدم‌های حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت

اینقدر مزن آب به سرخی لب خود
حیف است که پیچیده شود اینهمه بویت

حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند
باید که مرا عبد ِ غلامان تو خوانند

ای زاده زهرا جگرت می‌رود از دست
امروز که دارد پسرت می‌رود از دست

(3)

تو از نور خورشید پیداتری

من از نور مهتاب پنهان‌ترم

کویرم ولی از کرامات تو

من از عطر گل‌های باران، ترم

تو لیلایی و بلکه لیلاترین

من از آهوان تو حیران ترم

اگر روی تو قبله گاه من است

من از هر مسلمان مسلمان‌ترم

تو موسایی و رود نیلت منم

شرار غمی و خلیلت منم

فدای دو چشمان شهلایتان

به قربان این قدّ و بالایتان

مگر از کدامین جهت آمدی

مَلَک می چکد از سراپایتان

نگاه تو کرده است مجنونمان

خدای تو کرده است لیلایتان

اسیران زلف تو را چاره نیست

به قربان طرح معمایتان

تو آنی که روح القدس می شود

گدای نسیم نفس هایتان

جمال تو پیغمبر اکرمی ست

اسیری زلف تو هم عالمی ست

تو در سینه ی ما حرم می زنی

برای دلم حرف غم می زنی

تو آنی که در قله ی ماذنه

قدم می زنی و علم می زنی

سحر با اذان سحرگاهیت

سکوت دلم را به هم می زنی

تو در محضر ماه ام البنین

ادب می کنی حرف کم می زنی

نبودی اگر نامی از گُل نبود

ترنم نبود و تغزل نبود

تو شه زاده ای و علی اکبری

علی اکبری یا که پیغمبری؟!

درِ خانه ات ازدحام گداست

ولی خم به ابرو نمی آوری

تو آنی که در بین گهواره ات

به نازی دل عمه را می بری

مرا از مناجات شب بهتر است

دو رکعت نماز علی اکبری

برای اذان گفتن کربلا

تو از هر کسِ دیگری بهتری

نمازت نیاز شب کربلاست

گرفتار تو زینب کربلاست

خدایی ترین جلوهٔ بی نیاز

موذن ترینِ زمینِ حجاز

غلامی کوی تو را کرده ام

اگر آبرومندم و سرفراز

ندیدم در این کوچه های کَرم

کسی را شبیه تو مهمان نواز

کنار خرابات گهواره ات

اذانی بگو تا بخوانم نماز

بیا از بقایای خاکسترم

حسینیّه‌ام لیلا بساز

مرا تا بهشت نگاهت ببر

به پابوسی قتلگاهت ببر

مرا وصل دریا شدن بهتر است

گرفتار لیلا شدن بهتر است

کنار حریم کریمانه ات

مرا مردن از پا شدن بهتر است

به پای رکاب تو له له زدن

مرا از مسیحا شدن بهتر است

تو ممسوس حقّی و جذب خدا

تو را ارباً اربا شدن بهتر است

فراقت توان پدر را گرفت

کنار تو پس تا شدن بهتر است

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 29 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

قسمت‌های مختلف گیاه مسواک به علت دارا بودن تانن، ترکیبات گوگردی و ترکیبات ایزوتیوسیانات دارای اثر ضدمیکروبی قوی و گسترده بر روی انواع میکروارگانیسم‌ها است.
 

بیش از دویست تحقیق مختلف بر روی مواد و اثرات جالب چوب مسواک انجام گرفته که از خواص منحصر به فرد آن خبر می‌دهد. پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم)، اولین معرف و توصیه کنندهٔ این چوب در جهت بهداشت دهان و دندان بوده‌اند؛ در حالی که قبل از آن مسواکی وجود نداشته است و این بسیار جالب است.

درخت مسواک در حقیقت درختچه ای است به ارتفاع متوسط 3 متری که شاخه‌های زیادی دارد و این شاخه‌ها به سمت زمین خمیده هستند و دارای پوستی نسبتاً شفاف، به رنگ سبز کمرنگ تا تقریباً سفید می‌باشند.

مناطق مهم رویش گیاه در جهان جنوب آسیا، ایران، مصر، هندوستان و حبشه می‌باشد و مهم‌ترین نواحی رویش آن در ایران لار، بندرعباس، میناب، مکران و چاه بهار است.

* ترکیبات مهم

مهم‌ترین ترکیبات ریشه، ساقه و برگ گیاه شامل فلاوونوئیدها، ساپونین، تانن، ترکیبات گوگردی، بنزیل ایزوتیوسیانات، ترکیبات کلراید، فلوراید، کلسیم و سیلیسیم می‌باشد.

اثرات مهم

* اثرات ضد میکروب

قسمت‌های مختلف گیاه مسواک به علت دارا بودن تانن، ترکیبات گوگردی و ترکیبات ایزوتیوسیانات دارای اثر ضدمیکروبی قوی و گسترده بر روی انواع میکروارگانیسم‌ها است. ده‌ها تحقیق در جهان نشان داده است که این اثرات به خصوص در مورد میکروارگانیسم‌های غیر هوازی مانند استرپتوکوکوس موتانس، که باعث پوسیدگی دندان می‌باشد، انتخابی و ایده آل است. 

چوب اراک بصورت مسواک های امروزی

* اثر ضد زخم

اثر ضد زخم چوب مسواک مربوط به وجود فلاوونوئیدها و تانن‌های موجود در آن است. گرچه ترکیبات دیگری در این مورد دخالت دارند و مسلماً موثر می‌باشند، ولی دو دسته مواد مذکور که اثر ضد زخم آن‌ها قوی می‌باشد، علت اصلی این خاصیت هستند.

 

* اثر دترجنت (پاک‌کنندگی و ضد جرم دندان)

کلراید قابل توجه موجود در چوب مسواک به عنوان یک دتر جنت قوی عمل نموده و از ایجاد جرم روی دندان‌ها جلوگیری می‌کند؛ به همین دلیل افرادی که به طور طولانی از چوب مسواک استفاده می‌کنند (بعضی کشورهای عربی مانند عربستان سعودی) اصولاً دندان‌های سفیدی دارند.

 

* اثر ضد پوسیدگی دندان

فلوراید قابل توجه به همراه ترکیبات گوگردی، تاننی و ایزوتیوسیاناید موجود در گیاه مسواک باعث خاصیت قوی ضد پوسیدگی دندان در ساقه‌های گیاه شده است. کلیهٔ اثرات ذکر شده با مکانیسم‌های مربوطه پس از تحقیقات زیادی که در نقاط مختلف جهان صورت گرفته تایید شده که خلاصه ای از آن‌ها به شرح زیر است.

تحقیق یکی از دانشمندان انگلیسی بر روی افراد مسن عربستان سعودی نشان داد که اکثر آن‌ها از دندان‌هایی سالم و سفید برخوردارند و دارای کمترین بیماری‌های دهان و دندان می‌باشند. این افراد از کودکی از چوب مسواک استفاده کرده بودند؛ بنابراین احتمالاً استفاده از چوب مسواک و موضوع مذکور قوت گرفت.

برای بررسی بیشتر و اثبات قطعی این مسئله دو گروه از دانش آموزان دو شهر عربستان که در یکی از چوب مسواک استفاده چندانی نمی‌کردند و اکثراً خمیر دندان‌های خوب و استاندارد مصرف می‌کردند و در دومین شهر که نسبت به استفاده از چوب مسواک تعصب داشتند، مورد مطالعه قرار گرفتند.

تحقیق در مورد دندان‌های سالم، تعداد دندان‌های پوسیده و پیوره و یا مشکلات دیگر دهان و دندان در آن‌ها نشان داد دانش آموزانی که از چوب مسواک استفاده می‌کنند دارای وضعیت کاملاً بهتری از هر نظر نسبت به شهر دیگر داشتند. این بررسی نشان داد که مصرف چوب مسواک به خصوص در طولانی مدت می‌تواند در بهداشت دهان و دندان اثرات ایده آلی داشته باشد.

اثر ضد زخم چوب مسواک مربوط به وجود فلاوونوئیدها و تانن‌های موجود در آن است. گرچه ترکیبات دیگری در این مورد دخالت دارند و مسلماً موثر می‌باشند، ولی دو دسته مواد مذکور که اثر ضد زخم آن‌ها قوی می‌باشد، علت اصلی این خاصیت هستند.

تحقیق جالب دیگری در این زمینه انجام شد؛ به این نحو که در یک گروه چوب مسواک به مدت چند دقیقه در دهان قرار گرفت و در گروهی دیگر از لاستیک‌های بی اثر استفاده گردید. پس از حدود 5 دقیقه بزاق دهان هر دو گروه جمع آوری شد و با روش HPLC به طور دقیق مورد مطالعه قرار گرفت.

نتایج نشان داد که ترکیبات بزاق دو گروه کاملاً متفاوت است؛ به این معنا که در بزاق دهان افرادی که چوب مسواک داشتند تعدادی از مواد، املاح و یون‌های بسیار با ارزش که می‌توانند با چندین مکانیسم آثار بسیار جالب و مثبتی در جهت جلوگیری از بیماری دهان و دندان بر جای گذارند، و جود داشت. این تحقیق نشان داد که مواد موجود در چوب مسواک به راحتی و در زمان بسیار کوتاه در بزاق حل می‌شوند، در حالی که مواد موثر بسیاری از گیاهان نمی‌توانند به این سرعت در بزاق دهان حل شوند.

حتی یک آزمایش ساده می‌تواند این مسئله را تایید کند. در صورتی که پوست چوب مسواک را برداریم و آن را در یک استکان آب قرار دهیم، می‌بینیم در مدت کوتاهی موادی از ساقه در آب حل شده و آب کاملاً کدر می‌شود. اگر به ته استکان نگاه کنیم املاح حل شده از چوب مسواک را مشاهده می‌کنیم. تجزیهٔ این مواد، ترکیبات ارزشمندی را که در بزاق حل می‌شوند، نشان می‌دهد.

تحقیق دیگری در مورد اثر ضد میکروبی و ضدعفونی کنندهٔ چوب مسواک در مقایسه یا خمیردندان‌های خوب دنیا انجام شد؛ به این صورت که در تعدادی از افراد قدرت ضدمیکروبی و ضدعفونی کنندهٔ بزاق پس از استفاده از خمیر دندان در زمان‌های مختلف اندازه گیری شد. در تحقیق جداگانه ای گروه دیگری که از چوب مسواک استفاده کرده بودند، مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج آزمایش‌ها نشان داد که خاصیت ضدمیکروبی چوب مسواک از لحظهٔ ورود به دهان شروع می‌شود و به مدت طولانی دوام دارد؛ در حالی که دوام خمیر دندان‌ها بسیار کوتاه بوده و قابل مقایسه با چوب مسواک نیست.

یک تحقیق بسیار ارزشمند و جالب در مورد مادهٔ موثر چوب مسواک به نام بنزیل ایزوتیوسیاناید نشان داد که این جسم پس از ورود چوب مسواک به دهان در بزاق حل می‌شود. این ماده با یک اتم اکسیژن هیدروژن پراکسید (H2 O2) که از فعالیت میکروارگانیسم‌های دهان حاصل می‌شود ترکیب شده و تولید آب معمولی و ترکیب جدید اکسید بنزیل ایزوتیوسیاناید می‌کند. در این عمل اضافهٔ آب اکسیژنه (هیدروژن پراکساید) موجود در بزاق خنثی شده و آسیب به بافت‌های مخاطی دهان را کاهش می‌دهد.

همزمان ترکیب جدید اکسید بنزیل ایزوسیاناید تولید می‌شود که قدرت ضدعفونی کنندهٔ آن از بنزیل ایزوتیوسیاناید قوی‌تر است. دانشمندان قبلاً به این نتیجه رسیده بودند که ترکیب بنزیل ایزوتیوسیاناید به مقدار کم و به طور طبیعی توسط غدد بزاقی در دهان ترشح می‌شود و این یکی از اعجازهای درخت مسواک می‌باشد که در نوع خود منحصر به فرد است.

بیش از دویست تحقیق مختلف بر روی مواد و اثرات جالب چوب مسواک انجام گرفته که از خواص منحصر به فرد آن خبر می‌دهد. پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم)، اولین معرف و توصیه کنندهٔ این چوب در جهت بهداشت دهان و دندان بوده‌اند؛ در حالی که قبل از آن مسواکی وجود نداشته است و این بسیار جالب است.

کلراید قابل توجه موجود در چوب مسواک به عنوان یک دتر جنت قوی عمل نموده و از ایجاد جرم روی دندان‌ها جلوگیری می‌کند.

 

* طریقه مصرف

در کشور عربستان سعودی و بعضی کشورهای عربی دیگر قطعات حدوداً 10 سانتی متری با قطر حدود یک سانتی متر از ساقه‌های گیاه به صورت بسته‌های 50 تا 100 عددی به وفور به فروش می‌رسد که هر قطعه از آن به مدت یک روز در آب قرار گرفته و سپس پوست همان قسمت جدا می‌شود. به این ترتیب فیبرهای طولی این ساقه به شکل مسواک در می‌آید که آن را به آرامی بر روی دندان‌ها می‌کشند. با این عمل ضمن مسواک شدن دندان‌ها مواد مختلف این چوب در بزاق حل شده و آثار مختلف آن در دهان، لثه و دندان‌ها اعمال می‌شود. هم چنین از فیبرهای نازک ساقه جهت خلال کردن دندان استفاده می‌گردد.

لازم به ذکر است که برای ما ایرانیان که از کودکی به این کار عادت نکرده ایم، این کار ممکن است صدماتی به دهان وارد کند؛ از این رو ضمن سال‌ها تحقیق نگارنده در مورد استفاده از خواص اعجاب انگیز چوب مسواک در بهداشت دهان و دندان، دهان‌شویه ای فرموله گردیده که ماده اصلی آن عصاره چوب مسواک می‌باشد و می‌تواند خواصی مشابه با چوب مسواک در دهان و دندان ایجاد کند. این دهان‌شویه به افتخار نام ایران و با استفاده از نام علمی گیاه «پرسیکا» نام‌گذاری شد.

منبع:انقلاب نیوز


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 29 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

رُوِیَ عَن عَلِیِّ اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ:

اَلدَّهرُ یَومانِ فَیَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَاِذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ اِذا کانَ عَلَیکَ فَلا تَحزَن فَبِکِلَیهِما سَتُختَبَرُ
(بحار الانوار، جلد 75، صفحه 44)


ترجمه حدیث:

حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند: "روزگار دو روز است، روزی موافق میل نفسانی و رضایت توست و روزی هم موافق میل و رضایت تو نیست. اگر روزگارموافق میل تو بود، خوشحال و مغرور مشو و اگر مطابق میل تو نبود اندوهگین مباش؛ زیرا تو به هر دو حالت امتحان می­شوی."


شرح حدیث:

این تعبیر، مکرّر در کلمات حضرت علی علیه السلام دیده می­شود؛ امّا این روایت یک جملۀ اضافه دارد و آن هم امتحان در این دنیا است. به عنوان اینکه دنیا را خانه­ای فرض کنیم که دمِ درِ آن کسی است که می­گوید: وضع خانه به گونه­ای است که گاهی ناراحتی دارد و چیزی از تو می­گیرند و موافق میل تو نمی­باشد و گاهی چیزی به تو می­دهند که موافق میلت می­باشد امّا حواست را جمع کن که اینها حساب شده است و خداوند امتحانت می­کند. نه فقط با چیزهای مادی، بلکه بالاتر از آن با سلامتی، بیماری و...

ای انسان! از اوّل که وارد این خانه شدی امتحان می­شوی و تو به خاطر دنیا نه خیلی خوشحال و نه خیلی ناراحت بشو. خوشی و ناخوشی دنیا را کنار بگذار، زیرا خانۀ تو اینجا نیست و از این خانه خارج می­شوی.

در روایت هست که حضرت جبرئیل آمد خدمت حضرت نوح علیه السلام و گفت که تو در میان انبیا، اطوَلُ العُمر هستی (دارای بالاترین عمرها می­باشی). بگو در دنیا چه دیدی؟ حضرت نوح علیه السلام فرمودند: مثل خانه­ای بود که از این در وارد شدم و از آن در خارج شدم. انسان ببیند چه ظرفیتی دارد؛ آن موقع که امور دنیا مخالف میل اوست آیا جزع و فزع کرده و از خدا شکایت می­کند و آن موقع که امور دنیایی موافق میل اوست، خدا را فراموش می کند یا نه؟
 
 
منبع: خبرآنلاین

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 29 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی خود ضمن تبریک اعیاد شعبانیه به بیان نکات اخلاقی صلوات شعبانیه امام سجاد علیه السلام پرداخته گفت: وجود مبارک امام سجاد(ع)، دعای او و زیارت او، با تعلیم آمیخته است. آن امام همام در لابه‌لای دعا همان ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ﴾ را بیان می‌کردند.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: در صلوات شعبانیه، انسان خود را در سایه رحمت بی‌انتهایی که خدا نصیب پیامبر می‌کند مشمول ادعیه سِعه رحمت ذات اقدس الهی می‌نماید. در این دعا به خداوند عرض می‌کنیم که پیامبر (ص) را شفیع ما قرار بده؛ «وَاجْعَلْهُ لی‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً»، در این جمله حضرت سجاد علیه السلام به خدا عرض می‌کند: خدایا این ماه ماه پیامبر و صدر و ذیل این ماه، رحمت است و رحمت بودنِ صدر و ذیل این ماه برای این است که نبیّ رحمت شب‌ها را به نماز و روزها را به روزه می‌گذراند. یعنی این زمان را این متزمّن پربرکت کرد، همان‌طوری که مکان را این متمکّن پربرکت می‌کند.

وی در بیان دلایل عظمت و رحمت ماه شعبان گفت: شب و روز ماه شعبان با عبادت پیغمبر زینت گرفت، یعنی سنّت او, عادت مستمرّ او، این بود که شب‌ها را زنده‌دار, روزها را روزه می گرفت، و لذا این پیامبر است که این این ماه را ماه رحمت کرده است.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به فرازهایی از صلوات شعبانیه که در آن بندگان از درگاه خداوند همراهی و تبعیت از وجود مبارک پیامبر را می خواهند، افزود: در همین دعای نورانی، وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) به ما آموخت که بگوییم خدایا اولاً ما را همراه و در کنار پیامبر قرار بده ، ثانیاً نبوّت، رسالت و وحی او را برای من یک طریق باز قرار بده که من اگر بخواهم آن را بپیمایم هیچ کسی مزاحم من نباشد.

وی با بیان اینکه خدمت به وحی و نبوت بهترین راه رسیدن به مقصد الهی است، گفت: اگر کسی واقعاً در خدمت وحی و نبوت بود این شخص یک طریق مهیعه و راحت دارد، که نه بیراهه می‌رود نه راه کسی را می‌بندد و اگر ـ خدای ناکرده ـ مشکلی داشت این راه بسته می شود و این راهِ بسته به مقصد نمی‌رسد همان که فرمود: ﴿فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ﴾؛ شک و تردید باعث عجز است، ولی اگر انسان وارد یک طریق مهیعه شد مرتب بدون مزاحمت به مقصد می‌رسد.

منبع: تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

نام حاج حبیب الله معلمی در کنار نام شهدا و ایثارگران، بر تارک تاریخ دفاع مقدس می‌درخشد و همواره ما را به یاد اشعار مخلصانه و زیبای مردی می‌اندازد که اینک در بستر بیماریست. پیر حماسه سرای دفاع مقدّس که روزهاست به علت مشکلات ریوی به کما رفته و در بیمارستان بستری شده از دیروز هوشیاری خود را بدست آورده و از ارادتمندان اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) التماس دعا دارد.

او که در پانزدهم بهمن 1305 در رامهرمز به دنیا آمد، دوران طفولیت خود را در مکتبخانه پدرش که معلم قرآن بود گذرانید؛ مکتبخانه‌ای که توسط نیروهای رژیم پهلوی تعطیل شد. شاعری مخلص که از نوجوانی در تعزیه‌هایی که در رامهرمز و بهبهان اجرا می‌شد، نقش بازی می‌کرد و از همان سال‌های نوجوانی به شعر و شاعری روی آورد و شد شاعر اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) که تاکنون نیز به این ابراز ارادت افتخار می‌کند.

در سال 1340 از رامهرمز به اهواز مهاجرت کرد، با آغاز جنگ تحمیلی در کنار حضور در اهواز به عنوان یکی از مهمترین شهرهای جنگی ایران در فرصت‌های بسیاری همراه با فرزندانش در سنگرهای دفاع هم حضور داشت و همزمان به سرودن اشعار نیز می‌پرداخت که خاطره نخستین نوحه‌ای که به آقای صادق آهنگران داد از زبان حاج صادق شنیدنی است:

سال 1359یعنی همان اوایل جنگ من با سیف الله معلمی فرزند حاج آقا معلمی در جهاد سازندگی آشنا شدم. او گفت: پدرم شعر می‌گوید. اگر تمایل داری برای شما هم که در مراسم‌ها نوحه می‌خوانید شعر بگوید. من همان جا روی نوار کاست چند بیت ضبط کردم و نام چند شهید خوزستان را هم نوشتم و به سیف الله دادم.

روز بعد که او را دیدم برگه ای به من داد و گفت: این شعر را پدرم بنا به آهنگی که دیروز به من دادی، سروده و نام شهدایی را که به من دادید، هم در بیت‌ها آورده است.

نگاهی به کاغذ انداختم. اشعار خوب و محکمی سروده شده بود. مطلع یا سر‌نوحه‌اش این بود:

ای شهیدان به خون غلتان خوزستان، درود / لاله‌های سرخ پرپر گشته ایران، درود

همان موقع سید حسین علم الهدی سر رسید و گفت: در نظر داریم برای عشایر خوزستان در هویزه مراسمی برگزار کنیم. بیا و دعای توسل را در آنجا بخوان.

من آن شعر را با خودم بردم و آنجا آن را برای نخستین بار خواندم. آن شب آنقدر جمع حاضر منقلب شدند که تا نزدیک بیست دقیقه پس از مراسم همه گریه می‌کردند. الحق و الانصاف شعر زیبا و دلنشینی بود. آن شب حسین علم الهدی در جمع ما نبود، ولی وقتی پس از مراسم به جمع ما پیوست، شهید محمد علی حکیم ماجرای دعای توسل و نوحه را برایش تعریف کرد. صبح که بیدار شدم، حسین به من گفت: حاضری این نوحه را در حضور امام خمینی هم بخوانی؟ گفتم: ای بابا ! مگر مرا در جماران راه می‌دهند که بخواهم در آنجا نوحه بخوانم؟! حسین گفت: تو کاری نداشته باش و خودت را برای رفتن به تهران و دیدار با امام آماده کن. چند روز بعد با سید حسین و گروهی از عشایر خوزستان برای تجدید بیعت با امام خمینی به جماران رفتیم و آن نوحه را در آنجا اجرا کردم و بسیار جا افتاد. در همین روز، چندین بار از صدا و سیما پخش شد و این نبود، جز اشعار خوب و برجسته حاج آقا معلمی.

 

حاج حبیب‌الله خود درباره سرودن اشعارش می‌گوید:

در شب‌های عملیات نوحه‌ها تهیه می‌شدند و رمز عملیات در آنها گنجانیده می‌شد که بسیار هم مورد توجه قرار می‌گرفت؛ مثلا در عملیات والفجر مقدماتی نیاز به نوحه‌ای بود که رمز عملیات آن «یا الله» بود. من در همان قرار گاه نشستم و بلافاصله شعر را سرودم. چند دقیقه بعد با حاج صادق تمرین کردیم و او هم آن را در همانجا خواند و فیلمبرداری شد و با اعلام عملیات، بلافاصله آن نوحه هم پخش شد. تیتر آن این بود:

عزم سفر دارند این گردان حزب الله/ با رمز یا الله یا الله یا الله

حاج آقا معلمی که نوحه‌های جاودانه ای همچون:

شور حسین(ع) است چه‌ها می‌کند

این لشکر حق عازم کرببلاست امشب

سوی دیار عاشقان رو به خدا می‌رویم

بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت

ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر

این همه لشکرآمده عاشق دیدار حسین(ع)


و صدها نوحه و شعر شنیدنی و خاطره‌انگیز را در کارنامه درخشان ادبی خود دارد، درباره ریتم نوحه‌ها یادآوری می‌کند:

در آن موقعیت که بچه‌های رزمنده در اوج شور و احساسات بودند، نمی‌شد نوحه‌ای سنگین و کش دار خواند. نوحه‌ها باید رزمی و حماسه‌ای و تقریبا به صورت سرود و ساده و از نظر وزن دارای ریتمی می‌بودند که شنونده را منقلب کنند؛ مثلا یک سبک خیلی قدیمی از بهبهان در ذهنم بود که دیدم برای تهییج جوانان به جنگ بسیار خوب است و انسان را منقلب می‌کند. آن را نوشتم و به حاج صادق دادم و او آن را در پادگان شهید بهشتی خواند.

تیتر آن این بود:

این لشکر حق عازم کرببلاست امشب / رو سوی میدان ارتش روح خداست امشب

پادگان بسیار شلوغ بود. بسیجی‌ها با شور و حرارت نوحه را پاسخ می‌دادند و سینه می‌زدند. آن مراسم با شکوه فیلمبرداری و از تلوزیون پخش شد. چند روز بعد، آقای محمدعلی مردانی را که خود از شاعران مطرح و بنام کشور بود، در اهواز دیدم.

او گفت: آقای معلمی، این چه شعر زیبا و محکمی بود که سروده بودید؟! من تا آن شب آن را از تلویزیون شنیدم، چنان تحت تأثیر قرار گرفتم که گفتم: من در تهران نشسته‌ام چه کنم؟ بلند شوم بروم جبهه. همان شب شال و کلاه کردم و خودم را به اهواز رساندم.

حاج حبیب‌الله معلمی، همان شاعری است که یکی از نوحه‌هایش با عنوان:

با نوای کاروان / بار بندید همرهان / این قافله عزم کرببلا دارد

در سال‌های دفاع مقدس به عنوان تیتراژ اخبار سراسری بود. او در لبیک به فرمایش حضرت امام خمینی که شاعران را به سرودن شعرهای حماسی دعوت می‌کردند، اشعاری سرود که با صدای زیبای حاج صادق آهنگران به آثاری ماندگار و هنرمندانه تبدیل شدند؛ آثاری مانند: ای لشکر صاحب زمان / آماده باش / آماده باش

پس از پایان جنگ، تحمیلی بارها مورد تفقد رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای قرار گرفت که تقدیر نامه زیر، نمونه‌ای از آن ملاطفت‌هاست:

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر عزیز آقای معلمی

هنگامی که شعر روشن شما که چون جویبار مصفایی با نغمه برادر خواننده عزیز، آقای آهنگران به کلام جان مشتاقان می‌ریزد و روحی تازه و سرشار از انگیزه و احساس انقلابی به شنونده می‌بخشد، شأن شعر و سرود انقلابی و اسلامی و مردمی و اوج شاعر مومن و صالح، آشکار و ملموس می‌گردد. سرود دلنواز شما و سرایش صمیمی و شیرین آن برادر، بی شک یکی از پایه‌های جهاد مقدس ما در برابر دشمن جهانی و جنگ تحمیلی است. این پایگاه شایسته را به شما تبریک می‌گویم و نیز طلوع فجر مقدس انقلاب را وصله ناقابلی تقدیم می‌دارم و شما را دعا می‌کنم.

برادر شما سید علی خامنه ای

منبع: رهیاب

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به مناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان گفت‌وگویی خواندنی با حجت‌الاسلام محمدجواد زارعی از متصدیان قدیمی مسجد جمکران داشته‌ایم که خواندنش خالی از طف نیست.

 در ابتدا کمی در مورد مسجد جمکران و شکل‌گیری آن برایمان نقل کنید.

مسجد مقدس جمکران در شب 17رمضان سال 373 به امر امام زمان(عج) بنا شده که 1061سال از احداث آن می‌گذرد البته در ابتدا مسجد کوچک 60 تا70 مترمربع بود در طول سال‌ها به دلیل حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله آسیب دیده بود و چندین بار مرمت و بازسازی شده است و همواره مأمن بزرگان و علمای مسلمان بوده است. مسجد مقدس جمکران به‌ قدری دارای اهمیت است که نمازخواندن در آن مانند اقامه نماز در خانه خداست.


از چه زمانی مسجد جمکران رسانه‌ای شد و به غیر از خواص برای عموم هم شناخته شد؟

از سال 1377 اولین کلیپ‌های تلویزیونی توسط معاونت مسجد ساخته شد؛ کلیپ‌ها به همراه اشعاری که برای امام زمان(عج) خوانده شده بود تنظیم و ساخته می‌شدند و به صداوسیما هدیه می‌گردید تا زمینه شناخت عمومی از این مسجد مقدس و با ارزش برای همگان فراهم شود و خوشبختانه با استقبال خوبی هم از سوی بینندگان تلویزیونی روبه‌روشد به‌ صورتی‌که تلفن‌های زیادی از نقاط مختلف داشتیم که از ما درباره مسجد سؤال می‌کردند و اطلاعات بیشتری می‌خواستند وکم‌کم بستر رفت و آمدها به این فضای معنوی بیشتر شد.


چه شخصیت‌های مهمی از سرتاسر دنیا به مسجد جمکران آمده‌اند؟

به غیر از بزرگان و مراجع داخل کشورمان به‌خصوص حضرت آقا، ‌ما همیشه میزبان شخصیت‌های مختلف دنیا زائر داشته‌‌ایم از کشورهای عراق، ‌عربستان، حوزه خلیج‌فارس، ‌اروپا و امریکا چه شیعه و چه غیرشیعه اینجا آمده‌اند افرادی مانند سیدحسن نصرالله که از بعد ازجنگ 33 روز به توصیه حضرت آقا برای گشایش امور به زیارت جمکران آمده یا چند سال پیش وزیر بهداشت کشور مالزی یا بنگلادش (دقیق خاطرم نیست) این خانم چند روزی کار را رها کرده و برای بیتوته و عبادت به مسجد جمکران آمده بود و بسیاری از شخصیت‌های دیگر که هربار به مسجد جمکران آمده‌اند.



مسجد جمکران دارای کرامات و معجزات زیادی بوده است آیا آماری از این کرامات دارید؟

درگذشته کرامات حقیقی ثبت و ضبط می‌شد اما کم کم به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده افراد ناباب از این کرامات و تهمت خرافه‌گرایی زیاد به آن پرداخته نمی‌شود اما همیشه زائران حضرت به فراخور معرفت مشمول کرامات بوده‌اند.

 

چه توصیه‌ای به زائران مسجدمقدس جمکران دارید؟

از حضور در مسجد و انجام اعمال با حضور دل غافل نشوند زیرا امام حی و ناظر بر آنها هستند به‌خصوص ذکر صلوات پایانی نماز را با خلوص بخوانند که بسیار کارساز است.

 سالانه چه تعداد زائر به مسجد جمکران مشرف می‌شوند؟

در سال حدود 17میلیون زائر و نمازگزار در نقاط مختلف کشور و سرتاسر دنیا به مسجد مقدس جمکران می‌آیند.

 بیشترین زائران از کدام شهرهای کشور هستند؟

از همه جای کشورحتی دورافتاده‌ترین نقاط به مسجد برای نماز و عبادت می‌آیند اما از اصفهان بیشترین و سازماند‌هی شده‌ترین زائران را داشته‌ایم.

 

منبع: روزنامه جوان

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

بخشي‌ از شعر خوانده‌شده توسط حاج منصور:
 
نمك چشم تو درياي طلب مي طلبد
وصف لعل دهنت باغ رطب مي طلبد
از غباري كه نشسته به لب پر تركم
مي شود گفت قدم هاي تو لب مي طلبد
 
روز من را شب گيسوي شما كرده سياه
اصلا اي ماه سرودن ز تو شب مي طلبد
به خضوعي كه خدا در نظرت ريخته است
درك آغوش نگاه تو ادب مي طلبد
 
سخت كرده تب شوق لبت كار مرا
جگر ي نيست كه بر دوش كشد بار مر
 
مي توانند ملائك بگذارند مگر
آخرين قيمت نقاشي چشمانت را
مي‌كشد با نظر ام بنين جبراييل
طرح فيروزه اي كاشي چشمانت را
كار و بارش به سر ميكده ها افتاده
ديده هر كس كه نمك پاشي چشمانت را
عالم از بازي چشمت به هوس مي افتد
تو اگر جام دهي ميكده پس مي‌افتد
 
آمدم مي بزنم مست كنم هو بكشم
جاي اين چشم كه داري دو سه آهو بكشم
مانده‌ام در افق ساحل اين اقيانوس
اشك را پاك كنم يا خم ابرو بكشم
 
تا ببينيم چه بالاست قد تو بايد
آخرين قله خود را سر زانو بكشم
 
 
نيمه گمشده هيئت ارباب آمد
شير دشمن شكن حضرت ارباب آمد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

آیت الله"جوادی آملی" در کتاب "مفاتیح الخیات" ذیل عنوان "رهایی از فکر گناه" می نویسند:

 

هرگاه فکر گناه بر کسی هجوم برد، نباید آن را انجام دهد، بلکه با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد.

 

امام صادق (سلام الله علیه)فرمود:« کسی که به فکر گناه افتاد، انجام ندهد، زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.»(1)

 

ذکر خدا راه رهایی از گناه

 

کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره برد.

 

امام صادق(سلام الله علیه) می فرماید: « شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد، جز آن که او را از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانی اش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند.» (2)
 

و نیز فرمود: « هرگاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر{ و بر خدا توکل کن} که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند سلطه ای ندارد.«(3)

 

 

به فرموده امیر مومنان (سلام الله علیه)« مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهی مانند عجب و خودپسندی و خودبسندی {و...} شده و مدح و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد{و از این حالت ها به خدا پناه نبرد} » (4)

 

نکته: یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راه کار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد؛ زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیازی است که همواره در صدد رفع حاجت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.(5)

 

مصداق ذکر:امام صادق (سلام الله علیه)می‌فرماید: ذکر خدا، تنها گفتن «سبحان‌الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر» نیست، بلکه ذکر خدا، به این است، ‌هرگاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند ترکش کنی.(6)
 
همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر مأثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. ذکر مأثور هر چند با زبان یا قلم باشد، عملی صالح است؛ ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود، بلکه ذکر قلبی ـ که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بودن رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد ـ سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلم را عهده دار خواهد بود؛ یعنی در سیرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد، پس ذکر آنها ذکر خداست.(7)

امام صادق(سلام الله علیه)می‌فرماید: کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(8)

نکته: کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می‌کند؛ زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود در صدد وسوسه و نفوذ در حریم دل است که با ذکر مدام می‌توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب‌های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی شخص، شیطان در او نفوذ کرد می‌توان اثر تلخ پدیده آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده، مرهون یاد خدا بودن است. بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود، تا از این برکات فراوان بهره ‌مند شد. (9) اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فراگیرد و دلش نرم و درونش آرام شود و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.

هر که دریاهای اشکش حاصل است...گو بیا کو در خور این منزل است
وانکه او را دیده خون‌بار نیست...گو برو کو را بَرِ ما کار نیست (10)

پی نوشت:

1)       الکافی.ج2.ص272

2)      مصبح الشریعه. ص79 و بحارالانوار.ج69.ص124

3)      سوره نحل.آیه 99 (مصبح الشریعه. ص79ـ80 و بحارالانوار.ج69.ص125

4)      نهج البلاغه.نامه 53. بند145

5)      ر.ک تسنیم.ج7.ص554

6)      الکافی.ج2.ص144

7)      ر.ک تسنیم.ج7.ص555

8)      الکافی.ج2.ص500

9)      ر.ک تسنیم.ج7.ص555

10)   منطق الطیر.ص256


 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

عقیق: بی شک کمتر اهل هیئتی هست که حاج محمود ژولیده را نشناسد. اکثرا با نام "محمود ژولیده" یا اشعار این جانباز انقلاب اسلامی ایران آشنایند. اوایل شروع به کار "عقیق" بود، دقیقاً بعد از ماه رمضان سال 91 که به سراغش رفتیم و او هم با روی باز ما را پذیرفت و با ما به گفت و گو نشست. حاج محمود ژوليده متولد سال 41 است و از 18 سالگي شعر مي‌گويد. در خانواده مذهبی در جنوب شهر تهران و محدوده بازار که از اول مرکز هیئت های مذهبی بود بزرگ شده است.

 

از چه زمانی به طور حرفه‌اي شعر می گویید؟

اولین بار 18سالم بود که مادرم رفت مکه، یک انس و الفتی بین من و ایشان بود و من برای ایشان شعر گفتم و نمی شود گفت شعر نو یا شعر کلاسیک بود و بیشتر یک شعر نو کلاسیک و یا دلنوشته بود.

ولی بعد خیلی خبری از شعر نبود و گاهاً شعر یا نوحه هایی می گفتم، البته در جبهه بیشتر مداحی می کردم ولی از آن موقعی که غرق طبع شعر شدم زمانی بود که مدال  مجروحیت و جانبازی را اهل بیت(ع) به من عنایت کردند، بعد از دوره 5 یا 6 ماهه نقاهت متوجه شدم که بیشتر باید بنویسم تا بخوانم؛ برای امام حسین(ع)، حضرت زهرا(س) و امام زمان(عج) و شهدا نوحه های بلند 18 بندی و یا 20 بندی می گفتم و تا این حد سرشار شده بودم و من این مسئله را مرتبط  میدانم با مسئله جانبازی ام.

دوست داريد مستمعين، شما را مداح بدانند يا شاعر؟

شاعر و مداح هردو يك معني را دارد و قديم در واقع شاعرها مداح بودند. كسي به این شکل امروز مداحي نمي كرد و اين قديم كه مي گویم منظورم چندين سده قبل است. مثلا دعبل خزايي معروف كه پيش امام رضا(ع) به عنوان مداح معروف است با صوت نمي خواند بلكه دكلمه می کرده است. قطعا شنیده اید كه وقتي ايشان مي خواند مجلس به هم مي‌ريزد و شديد گريه مي كنند و امام رضا(ع) نیز دو بيت به شعرشان اضافه مي كنند. در واقع ميشود گفت، از دو سده پيش مداحان با صوت می خوانند، روي منبر می نشینند و با قصيده ،غزل و پندیات و گفتن احکام و روضه خوانی، برنامه اجرا می کنند، این اجرا از دو سده اخير اوج گرفته و در دوران انقلاب اين شيوه به اوج خودش رسيد.

مداحي را به صورت خودجوش شروع كرديد يا استاد داشتيد؟

طبيعي است كه مداحي در دوران نوجواني صرفا با نگاه به بزرگترها شکل می گیرد و بعضا برخي افراد تا بعد از دوره جواني هم همين‌جوري يك طبع خواندني دارند و مي خوانند، بنده هم از ابتدا، پاي منبر و مجلس بزرگ شدم از همان ابتدا نگاهم به لبان مداحان بوده و البته بحمدالله بنده حضور چندين استاد را درك كردم مانند مرحوم حاج احمد صالح كه پدر شهيد، ذاكر و هم شاعر بسيار زبر دستي بودند. به طوري که وقتي ايشان قصيده خواني مي كرد آنقدر مباحث اخلاقي ، پنديات ، روضه و توسلات در صحبت هاي ايشان موج می زد كه يك منبر كامل بود يا مرحوم حاج شاه حسين بهاري و مرحوم حاج اکبر ناظم، مرحوم حاج مهدي خرازي و مرحوم حاج احمد آروني(آرام دل) را به عنوان اساتيد مستقیم و حضوری خودم مي دانم، البته اساتید بسیاری که از آنها فیض بردم مانند حاج آقاي سازگار و حاج آقا انسانی، کم نیستند، بالاخره ما سالهاست كه هم در وادي ذاكري و هم شاعري و كلا در انجام نوكري در خانه اهل بيت(ع) هستیم، بعد از انقلاب و اوايل دوران دفاع مقدس تا الآن حدود 30سال است كه پاي درس هاي معرفتي، مهارتی، عشقي، روضه اي و حتی انقلابی حاج آقا منصور ارضي هستم و توفيقي نصيب ما شده كه 30 سال است كه در واقع ملازم ايشان هستم  و بابت اين نعمت خدا را شاکرم.

شما در زمان جبهه فرصت مي كرديد جلسات ثابت داشته باشيد؟

اتفاقاً جالب است كه شما بدانيد ما يك هيئتي را به عنوان اولين هيئت لشکر حضرت رسول (ص) در گردان حنظله تأسيس کردیم و آن موقع راه اندازي اش بر عهده بنده و شهيد داوود عابدي بود که نامش هيئت محبان المرتضي(ع) است، هنوز اين هيئت را با مداحي حاج حسين سازور و منبر حجت الاسلام شیخ محمد محبی داريم و جلسات بزرگمان در حسينيه موج الحسين(ع) برگزار مي شود و هيئت هفتگي مان در منازل شهدا و حسينيه ها و يادبودها است که یکشنبه های هر هفته برگزار می شود. اين هيئت در جبهه راه اندازي شد. يادم هست كه شهيد داوود عابدی از محبان اميرالمؤمنین(ع) بود و تا اسم حضرت مي آمد گريه اش مي گرفت و مي گفتند اولاً ما يكشنبه هيئت بگيريم چون يكشنبه ها هيئت كمتر برگزار مي شود، ثانیاً به نام مولا باشد چون من از بچگي در هيئت ها پرچم به نام مولا کم دیدم. ثانیاً روز یکشنبه متعلق به امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) است. به طوری که هر هفته يكشنبه زيارت حضرت امير(ع) و حضرت زهرا(س) چاشني شروع  هيئت بود.

چطور خشونت جنگ می تواند انسان را به گونه ای پرورش دهد که بشود منبع احساس؟

شما می دانید که جنگ در اسلام بر اساس دفاع بوجود می آید و ابتدا به ساکن مسلمین شروع کننده اش نیستند و در مقام دفاع بر می آیند و تبرای حقیقی خود را در دفاع مقدس نشان داد. عین همان تولی لطافت و نرمی دارد. منتها لطافتش برای داخل و خشونتش برای خارج و کفار و دشمنان است و نمی توانیم این خشونت را در دایره محبت خودمان هم وارد کنیم و دلیلش را وجود جنگ قلمداد کنیم.

و بهترین لذت ها را ما در شب عاشورا که در واقع اوج جنگ است می بینیم که امام حسین (ع) فرصت می خواهند که مناجات کنند و راویانی که بودند حضرت زینب(س) و حضرت سکینه(س) و... نقل می کنند که امام حسین(ع) تا سحر تمام صورتشان اشک بود و تا سحر مشغول نجوا و تلاوت قرآن و... بودند و عده ای هم مثل حبیب و زهیر و بریر و... مشغول مزاح بودند گرچه حال معنوی هم داشتند و بنابراین این ها همه با هم آمیخته اند و از هم جدا نیستند.یعنی عابد شب و شیر روز می شود.

از نحوه جانبازیتان بگویید؟

من در 5 مرحله در جبهه مجروح شدم و هربار که مجروح شدم به لطف خدا  بهبود می یافتم و برمی گشتم جبهه. در عملیات کربلای 5 که بچه ها به مزاح می گفتند فرشته ها فرار می کردند چون واقعا صدامیان تمام زمین و هوای شلمچه را به توپ و خمپاره، بمب و کالیبر بسته بودند. آنجا خطی معروف به سه راهی شهادت بود که هر کس به آنجا می رسید شهید می شد و ما از آنجا در رفتیم و ماندیم و آنجا بود که دیدم یک بالگرد دارد به بچه ها نزدیک می شود و من چون مسئول گروهان بودم باید به بچه‌ها سر می زدم، در همین لحظه بچه ها گفتند شلیک کرد، ولی من شلیک را ندیدم چون از زمان شلیک تا انفجار زمان زیادی نمی برد و فقط یادم هست که در آن لحظه در خاک و خون دست و پا میزدم و می گفتم یا زهرا(س) و اطرافم پر از مجروح و یک شهید بود و بعد از آن دیگر یادم نمی آید. صحنه ها را ندیدم و فقط وقتی سر بلند کردم دیدم در یکی از بیمارستان ها هستم و بعد از چند روز پای راست من فاسد شد و قطعش کردند و بعد یکماه چشم راستم فاسد شد و تخلیه اش کردند و بعد از 6 ماه لگن و مفاصل از بین رفت و دکتر ها دور هم جمع شدند و الکی جوش دادند و در واقع از ران به بالا کاملا جوش خورده و فیکس است.البته این هم به خواسته و دعای مادر بود و الا ما رفتنی بودیم، زیرا با شهادت برادرم شهید احمد ژولیده که در آزاد سازی خرمشهر به درجه رفیع شهادت رسید، مادر از خدا خواست یکی از ما بمانیم.

چرا حسین جان ؟

حسین جان داستانی دارد. مرحوم چمنی حسینیه ای داشتند که هنوز هم هست و معروف به حسینیه چمنی ها در منطقه تهران نو است. خود حاج منصور نقل می کند که ما در حال سینه زنی بودیم که مرحوم چمنی که خود آدم با بصیرتی بود برخی چیزها را می دید که دیگران نمی دیدند و چیزهایی را حس می کرد که دیگران حس نمی کردند و دائم البکاء هم بود و اکثر شب ها نمی خوابید ولی در همان خستگی هایش وقتی می خواند حال و هوای هیئت می ریخت بهم. حاج آقا منصور می گفت: شبی  میکروفن را دادند به من که بخوانم دیدم ایشان سرشان روی زانویشان است و تکان نمی خورند نگو چون خسته بودند کنار منبر به خواب رفتند  و وقتی بیدار شدند به من گفتند: منصور در عالم رویا بانویی را دیدم که گفتند اگر بگویید حسین جان من بیشتر دوست دارم و فکر می کنم ایشان حضرت زهرا(س) بودند و من این را پشت میکروفن گفتم و مجلس منقلب شد.

حتی لحن حسین جان گفتنش را هم در خواب درک کرد و خود حاج آقا هم معمولاً در همین دهه اول محرم فقط با این لحن می خوانند.

حسین جان.حسین جان؛این را می گفتند و سینه می زدند، وقتی نوارهای حاج آقا منصور از مسجد جامع بازار تهران سال 60 تا 63 آمد به جبهه، این شد سبک بچه های جبهه.

قبل از آنکه سبک حاج منصور بیاید هرکسی هرجور در محل و مسجد خودش می خواند در جبهه هم می خواند و سبکی نداشتیم.

اما خدا به حاج منصور خیر دهد چون آن زمان بچه های رزمنده تهران سبک پیدا کردند و معروف شدند به بچه های حسین جان.

با حاج منصور چطور آشنا شديد؟

 از زمانی که نوارهای حاج منصور از سال 60 وارد جبهه ها شد انگار انفجاری در هیئت گردان های جبهه اتفاق افتاد و همه مشتاق بودند ببینند این نوا، نوای کیست؟ با وجود اینکه عزیزان بزرگواری مثل حاج محسن و حاج مرتضی طاهری و بعدها البته جواد اعتماد سعید و عزیزان دیگر در آن جلسات می خواندند و شيخ حسین انصاریان منبر می رفت ولی آن کسی که در قلب بچه ها جا کرد حاجی بود و بچه ها دائما دنبال این بودند که در مرخصی که به تهران می آیند هیئت حاجی را پیدا کنند و یا مرخصی هایشان در محرم باشد که بیایند مسجد جامع و من هم یکی از آن مشتاقان بودم.

در سال 61 یا 62 آمدیم آنجا خواندن حاجی و رفتار و گفتارش را از نزدیک دیدیم و هرکسی ایشان را می دید یک دل نه صد دل عاشق حاجی می شد به نحوی که انصافاً هر وقت هیئت می گرفت چند هزار نفر می آمدند و وقتی مردم سینه زنی می کردند حاجی از شهدا می گفت و می گفت خودتان را برسانید به جبهه ها؛ شاید هزاران شهید زیر دست حاجی سینه زدند و رفتند و به شهادت رسیدند.

به نظر شما فرق بین هیئت های مناجاتی و هیئت های غیر مناجاتی چیست؟

در کل من بین هیئت حسینی و مناجاتی فرقی نمی بینم چون هر دوی آنها از امام حسین(ع) سرچشمه می گیرد. لیکن،یک هیئتی خوب باید مثل یک شیعه کامل، چند بعدي باشد. هیئتی که فقط مناجات داشته باشد سینه زنی نداشته باشد یا هیئتی که سینه زنی داشته باشد و مناجات نداشته باشد، هیئتی که سر از سیاست و وجوه مختلف انقلاب در نیاورد و فقط برود گریه کند هیئتی که به اجتماعیات و خانواده اش برسد ولی به فرهنگ جامعه،نرسد همه اینها و دهها شاخص دیگر ویژگی های یک انسان هیئتی است.

 

هیئتی یعنی منظم ترین فرد، یعنی انسانی که در همه صحنه های مناجات، سیاست، عزاداری، فرهنگی، دفاع از ولایت و .... حضور دارد پس مناجاتی و حسینی بودن هم همینطور است.اگر یکی اش باشد و دیگری نباشد مثل دوبال کبوتر است که هر یک نباشد بالاخره می افتد.

این گفت و گو ادامه دارد ...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

1 - مناجات شعبانيه ، مناجات معروفى است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان ماءنوس شده و به همين جهت منتظر و مشتاق اين ماه هستند. سزاوار است كه اين مناجات در تمام ماه خوانده شود.

2 - از اعمال مهم در اين ماه ، روزه است ؛ به اندازه اى كه با حال انسان مناسب باشد. امام صادق (عليه السلام ) فرمود:

((كسى كه روز اول ماه را روزه بگيرد، حتما وارد بهشت مى شود و كسى كه دو روز را روزه بگيرد، خداوند در هر شب و روزى (به چشم رحمت ) به او مى نگرد و در بهشت نيز به اين نگاه ادامه مى دهد؛ كسى كه سه روز روزه بگيرد، با خداوند در عرش و بهشت او ديدار مى كند.))

همچنین روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

3 - در هر روز از شعبان در هنگام ظهر و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :

 

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

 

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

4 - هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود و همچنین در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

5 - از اعمال مهم اين ماه ، عمل كردن به روايت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است كه فرمودند:

 

((در هر پنج شنبه از ماه شعبان ، آسمانها زينت شده و آنگاه فرشتگان عرض مى كنند: خداى ما! روزه داران شعبان را ببخش و بيامرز و دعايشان را اجابت فرما!))

بنابراين كسى كه دو ركعت نماز به جا آورد كه در هر ركعت سوره فاتحه را يك بار و توحيد را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن ، صد بار نيز صلوات بفرستد، خداوند تمام خواسته هاى دينى و دنيايى او را برآورده مى فرمايد و كسى كه يك روز از آن را روزه بگيرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام مى كند.

6- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند. 

 

7- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند.

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

8- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود.

از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.


نماز شب دهم شعبان

مرحوم «علاّمه مجلسى» در فصل آخر از اعمال ماه رمضان در كتاب «زادالمعاد»، نماز شب هاى ماه رمضان را چنين بيان مى كند: (و با توجّه به اين كه بهترين اعمال، در ماه مبارك، نماز و قرآن است و اين نمازها در بردارنده بسيارى از سوره هاى قرآن است، هركس هر چند شب را بخواند غنيمت است).


شب دهم: بيست ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره توحيد.

 

در این نماز هر دو ركعت به يك سلام است.(2) و همان گونه كه گفته شد اگر تمام آنها را نتواند بجا آورد، هر مقدار كه مى تواند بجا آورد، خوب است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام


دوره انتخابات

رئیس جمهور منتخب

میزان رای

درصد رای از کل آرا

نفر دوم

میزان رای

درصد رای از کل آرا

فاصله رای از نفر دوم و درصد اقبال

درصد رای بالای به حدنصاب

دوره اول

5 بهمن 58

ابوالحسن بنی صدر

10753752

 

76 ٪

سید احمد مدنی

2242327

 

15.8٪

8511425

 

60.2 ٪

 

26٪

دوره دوم

20 مرداد 60

محمد علی رجایی

12770050

 

90٪

 

عباس شیبانی

658498

 

4.53٪

12111555

 

85.47%

 

40٪

دوره سوم

10 مهر 60

آیت الله سید علی خامنه‌ای

15905987

 

 

95٪

علی اکبر پرورش

348294

 

2.67٪

15557693

 

%92.33

 

45٪

دوره چهارم

25 مرداد 64

آیت الله سید علی خامنه‌ای

12205012

 

 

85٪

محمود کاشانی

1402953

 

9.85٪

10802059

 

75.15%

 

35٪

دوره پنجم

6 مرداد 68

اکبرهاشمی رفسنجانی

15550528

 

94٪

عباس شیبانی

635165

 

3.86٪

14915363

 

%90.14

 

44٪

دوره ششم

21 خراد 72

اکبرهاشمی رفسنجانی

10566499

 

63٪

احمد توکلی

4026879

 

23.97٪

6539620

 

39.03%

 

13٪

دوره هفتم

2 خرداد 76

سید محمد خاتمی

20138784

 

69.09٪

ناطق نوری

7248317

 

24.86٪

12890467

 

44.23%

 

19.09٪

دوره هشتم

18خرداد80

سید محمد خاتمی

21654320

 

76.90٪

احمد توکلی

4463372

 

16.47٪

17017948

 

%60.43

 

26.90٪

دوره نهم

3 تیر 84

محمود احمدی‌نژاد

17284782

 

61.82٪

هاشمی رفسنجانی

10046701

 

35.93٪

7238081

 

25.89%

 

11.82٪

دوره دهم

22خرداد88

محمود احمدی‌نژاد

24592793

 

62.46٪

میرحسین موسوی

13338121

 

33.88٪

11254672

 

28.58%

 

12.46٪

دوره‌یازدهم

24خرداد92

حسن روحانی

18613329

 

50.71٪

محمد باقر قالیباف

6077292

 

16.56٪

12536037

 

34.15%

 

0.71٪

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

دعا نشان از فروتنی، تواضع، خاکساری، خشوع و خضوع به درگاه موجودی عزیز و مقتدر، توانا و بلند مرتبه است در مقام دعا باید دانست که «من» هیچ نیست و هر چه هست«اوست» باید باور کرد که من مخلوقم و او خالق من ذلیلم و او عزیز.

 
به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، یکی از پرسش‌هایی که همواره برای بندگان مومن خدا مطرح‌ می‌شود این است که چرا گاهی دعاها و خواسته‌های ما برآورده و مستجاب نمی‌شود؟ این مساله عوامل زیادی دارد که پاسخ آن را در کلام معصومین(ع) جستجو می‌کنیم.
 
امام علی(ع) در پاسخ سوال فردی مبنی بر این‌که خداوند فرموده است «مرا بخوانید، تا اجابتتان کنم». پس، چرا دعا می‏‌کنیم ولی دعایمان اجابت نمی‏‌شود؟ فرمودند: " زیرا دل‌های شما هشت خیانت کرده است: نخستین آنها این است که شما خدا را شناختید، امّا حقّ او را چنان که بر شما واجب کرده است ادا نکردید؛ بنابراین، شناخت شما به کارتان نیامد ... وقتی درها و راه‌های دعا را بسته‏‌اید چه دعایی‏ از شما مستجاب می‏‌شود؟1".
 
امام صادق(ع) نیز در پاسخ به گروهی که از آن حضرت پرسیدند: چرا ما دعا می‏‌کنیم، امّا مستجاب نمی‏‌شود؟ فرمودند: " چون کسی را می‏‌خوانید که نمی‏‌شناسیدش2".
 
همچنین پیامبر خدا(ص) در این باره می‌فرمایند: "همانا بنده دستش را (برای دعا) به درگاه خدا بالا می‏‌برد در حالی که خوراکش حرام است؛ با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب شود؟3".
 
امام علی(ع) درباره این که چه حکمت‌هایی در تأخیر استجابت دعاست؟ می‌فرمایند:" تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا که بخشش (خداوند) بسته به نیّت تو است؛ چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود، تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار (به بخشش الهی) را بخشش بیشتر دهد؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود امّا دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است. و بسا خواسته‏‌ای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد4".
 
آن حضرت همچنین فرمودند: "خداوند عز و جل به عیسی بن مریم علیه‏‌السلام وحی فرمود: به اشراف بنی اسرائیل بگو که ... من دعای هیچ یک از شما و هیچ یک از کسانی را که حقّی از مخلوقات مرا به گردن دارند، اجابت نمی‏‌کنم5".
 
امام باقر(ع) نیز در بیان موانع استجابت دعا می‌فرمایند: "(گاه) بنده از خداوند حاجتی را می‏‌خواهد و از شأن خداست که آن را در آینده‏‌ای نزدیک، یا با تأخیر برآورده سازد؛ امّا بنده بعدا مرتکب گناهی می‏‌شود. پس، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می‏‌گوید: حاجت او را برآورده مساز و او را از آن محروم گردان؛ زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد6".
 
رسول مکرم اسلام همچنین فرمودند: "بدانید که خداوند، دعایی را که از دلی غافل و بی‏‌خبر باشد، نمی‏‌پذیرد7".
 
منابع:
 
1- أعلام الدین: 269 منتخب میزان الحکمة : 196
 
2- بحار الأنوار: 93 / 368 / 4 منتخب میزان الحکمة : 196
 
3- إرشاد القلوب: 149 منتخب میزان الحکمة : 196
 
4- کشف المحجّه: 228 منتخب میزان الحکمة : 200
 
5- الخصال: 337 / 40 منتخب میزان الحکمة : 196
 
6- بحارالأنوار: 73 / 329 / 11 منتخب میزان الحکمة : 196
 
7- بحارالأنوار: 93 / 321 / 31 منتخب میزان الحکمة : 196

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

این انتخابات با همان شورای نگهبان و همان دولتی که در سال 88 انتخابات را برگزار کرد، برگزار شد. تعداد آرایی که سبب شد تا انتخابات به دور دوم کشیده نشود، حدود 350 هزار رای از مجموع بیش از36 میلیون رای بود که نباید فراموش کنیم این همان نظامی است که 4 سال قبل اختلاف 11 میلیون رای میان نفر اول و دوم را اعلام کرد و مظلومانه به تقلب متهم و شیرینی انتخابات به کام ملت تلخ شد که ملت در این دوره از انتخابات ثابت کرد که آزادی در جمهوری اسلامی وجود دارد و از آن دفاع کرد.

 

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: زمستان فتنه ۸۸ گذشت و روسیاهی آن به زغال ماند و این بار ملت با پاسخ به فتنه گران از امانتداری نظام دفاع کرد.

به گزارش رجانیوز، غلامعلی حدادعادل رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس در نطق پیش از دستور خود در سخنانی، گفت: خداوند متعال را شکر می‌کنم که چنین توفیقی نصیب ملت ایران کرد که پیروز میدان انتخابات شدند.
 
وی ادامه داد: همچنین در این زمینه باید به حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی به دلیل اینکه توانست اعتماد ملت را با موفقیت جلب کند تبریک می‌گویم.
 
نماینده مردم تهران در مجلس افزود: انتخابات ایران نشان داد که ملت ایران ملتی با فرهنگ و با فضیلت است و همچنین دارای هوشمندی و بصیرت اجتماعی و سیاسی است. امنیت انتخابات نشان داد که دموکراسی در کشور وجود دارد و این انتخابات معرف مردم‌سالاری دینی است که سرمایه‌ای است که امام (ره) برای ما به یادگار گذاشته است.
 
حدادعادل افزود: مشارکت چشم‌گیر مردم در پای صندوق‌های رای نشان داد که مردم به نظام اسلامی اعتقاد دارند. همانطور که رهبر انقلاب نیز پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 88 فرمودند که "جمهوری اسلامی اهل تقلب نیست" و مردم ثابت کردند که به این موضوع اعتقاد دارند.
 
وی در همین زمینه تاکید کرد: این انتخابات با همان شورای نگهبان و همان دولتی که در سال 88 انتخابات را برگزار کرد، برگزار شد. تعداد آرایی که سبب شد تا انتخابات به دور دوم کشیده نشود، حدود 350 هزار رای از مجموع بیش از36 میلیون رای بود که نباید فراموش کنیم این همان نظامی است که 4 سال قبل اختلاف 11 میلیون رای میان نفر اول و دوم را اعلام کرد و مظلومانه به تقلب متهم و شیرینی انتخابات به کام ملت تلخ شد که ملت در این دوره از انتخابات ثابت کرد که آزادی در جمهوری اسلامی وجود دارد و از آن دفاع کرد.
 
نماینده مردم تهران در مجلس افزود: زمستان فتنه 88 گذشت و روسیاهی آن به زغال ماند و این بار ملت با پاسخ به فتنه گران و با تکرار آن شیرینی از امانتداری نظام دفاع کرد. امیدواریم آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران در خدمت به مردم بزرگوار ایران موفق باشد و به شعارهای انتخاباتی خود در مستقل بودن و عقلانیت جامه عمل بپوشاند و با گسترش امنیت و‌ آرامش به حل مشکلات و به ویژه مشکلات اقتصادی که مهمترین مشکلات کشور است رسیدگی کند.
 
حداد عادل تصریح کرد: ملت از رئیس‌جمهور آینده انتظار دارد که پاسدار استقلال کشور و انقلاب اسلامی و پیرو ولایت فقیه باشد ملت انتظار دارد که رئیس جمهور آینده از همه ظرفیت‌های دیپلماسی در مذاکره با بیگانگان و سلطه‌گران حافظ منافع و مصالح ملی کشور باشد.
 
وی در همین زمینه تاکید کرد: ما نمایندگان مجلس و از جمله نمایندگان فراکسیون اصولگرایان مجلس آمادگی خود را برای هرگونه همکاری و تعامل بین مجلس و دولت آینده اعلام می‌کنیم و امیدواریم که آقای روحانی که سابقه 5 دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه سیاسی خود دارند سازوکار مناسبی برای تعامل بوجود آورد.
 
رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: مقام معظم رهبری در سخنرانی نوروزی خود در مشهد مقدس رئیس جمهور آینده را به حفظ توانایی‌ها و مزیت‌های دولت گذشته و پرهیز از مشکلات خواندند که با نگاهی به گذشته ما رئیس جمهور منتخب را به مقابله با اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی و وادادگی فرهنگی دعوت می‌کنیم.
 
حداد عادل در همین زمینه افزود: ما رئیس جمهور آینده را دعوت می کنیم به اینکه مراقب باشد در دولت آینده به مخالفان حکومت دینی و معاندان و نظریه‌پردازان مخالف نظام اسلامی میدان عمل داده نشود. ما از رئیس جمهور آینده انتظار داریم که بر طبل اختلاف و تضاد و ستیزه نکوبد و در پی تحکیم وحدت قوای سه‌گانه و همین طور تامین وحدت میان گروه‌ها و قشرهای مختلف مردم باشد.
 
وی با بیان اینکه از رئیس‌جمهور آینده انتظار می‌رود تا به مبارزه با مفاسد اقتصادی بکوشد، گفت: از رئیس‌جمهور آینده انتظار داریم تا در انتخاب افراد در کابینه‌اش، خود را محدود به جریان خاصی نکند و افرادی را به مجلس معرفی کند که به مبارزه با مفاسد اقتصادی اعتقاد داشته باشد.
 
رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس خاطر نشان کرد: نمایندگان مجلس امیدوارند که در دولت آقای روحانی امید به جامعه و تدبیر در رفتار دولت حکمفرما شود و با شروع کار دولت جدید فصل جدیدی در انقلاب پدید آید. اطمینان داشته باشید که در این مسیر ما با شما همراه، همدل و همکار خواهیم بود.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 در پی حماسه با شکوه و تاریخی ملت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب پیام تشکر و قدردانی صادر کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این پیام با اشاره به حضور متراکم و خیره کننده ایرانیان مومن و غیور در صحنه حماسی انتخابات، این حضور عظیم را نشان دهنده رشد فزاینده سیاسی و پای فشردن بر مردمسالاری دینی صادقانه و باطل السحر بافته ها و گزافه های دشمنان حسود خواندند و تأکید کردند: پیروزِ حقیقی انتخابات، ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهره ی پر نشاط و مصمّم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.

متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران
صحنه حماسی و پرشور انتخابات در روز جمعه ی 24 خرداد، آزمون خیره کننده ی دیگری بود که چهره ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده ی سیاسی و پای فشردن بر مردم سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوق های رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافته ها و گزافه های دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
حماسه ی حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه ی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدس اند.
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجهه ی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استکبار، با زیبایی و چیره دستی هر چه تمام تر به تصویر کشید و کشور خود و منافع ملی خود و آینده پر تلاش و امیدوارانه خود را بیمه کرد.
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ ناپذیر و چهره ی پر نشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
اینجانب با خشوع و خاکساری در برابر لطف و رحمت خداوند حکیم و علیم، جبهه ی سپاس بر زمین می سایم و خود و شما را به ذکر و شکر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی اله الاعظم روحی فداه و تبریک به ملت عزیز و به رئیس جمهور منتخب جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نکاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میکنم:

1-اکنون که حماسه ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته ی خود را به  دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواسته‌های پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ ی امنیت کشور و خنثی کننده‌ ی ترفندهای دشمنان است.

2- رئیس جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌ ی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیس‌جمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.

3- اکنون پس از هفته‌ها گفتن و شنودن، نوبت کار و اقدام است. رئیس‌جمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است که شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و کارهائی که شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی درنگ آغاز گردد.

4- تحقق حماسه‌ ی انتخابات، بدون شرکت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امکان‌پذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیت های محترمی که پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگی ناپذیر خود، صحنه ی مسابقه ئی شور انگیز را آفریدند، صمیمانه تشکر کنم و آنان را باز هم به نقش آفرینی در عرصه های گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.

5- و نیز لازم میدانم از همه ی آحاد ملت که این بار نیز حادثه ای ماندگار خلق کردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی که در ترغیب به مشارکت، نقش های ارزنده ایفا کردند، و نیز از دست اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که زحمات طاقت فرسای این هفته های پرکار را صبورانه تحمل کردند و با امانت کامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پر تلاشی که امنیت این پدیده ی حساس را در کشوری با این وسعت، تا اقصی نقاط آن، تضمین کردند و همچنین از همه ی دستگاههای همکار آنان، صمیمانه تشکر کنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.

6-لازم میدانم به شکل ویژه از رسانه ی ملی و دست اندرکاران محترم آن که شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتکرانه ی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایش ها و اندیشه ها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را، به شکل آشکار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشکری بسزا و بلیغ کرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم.

در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمت های بزرگ الهی را سپاس گفته و با تکریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آینده ئی هر چه بهتر را برای این کشور و این ملت آرزو و مسألت میکنم.
و السّلام علیکم و رحمه الله

سیّدعلی خامنه ای

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 23 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

مشرق- حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) هشتم ذیحجه سال ۶۰ هجری قمری و زمانی که قافله امام حسین (علیه السلام) قصد ترک مکه و عزیمت به کربلا را داشت، در مکه مکرمه خطبه‌ای در ستایش از سیدالشهداء ایراد فرمود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن کانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً.

أَیهَا الکَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِکمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَکُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیکُم کَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

اَتُخَوِِّنَ قَوماً یلعَبُ بِالمَوتِ فِی الطُّفُولیة فَکَیفَ کانَ فِی الرُّجُولیهِ؟ وَلَفَدَیتُ بِالحامّاتِ لِسَید البَریاتِ دونَ الحَیوانات.

هَیهات فَانظُرُوا ثُمَّ انظُرُوا مِمَّن شارِبُ الخَمر وَ مِمَّن صاحِبُ الحَوضِ وَ الکَوثَر وَ مِمَّن فی بَیتِهِ الوَحی وَ القُرآن وَ مِمَّن فی بَیتِه اللَّهَواتِ وَالدَّنَساتُ وَ مِمَّن فی بَیتِهِ التَّطهیرُ وَ الآیات.

وَ أَنتُم وَقَعتُم فِی الغَلطَةِ الَّتی قَد وَقَعَت فیهَا القُرَیشُ لِأنَّهُمُ اردُوا قَتلَ رَسولِ الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ أنتُم تُریدُونَ قَتلَ ابنِ بِنتِ نَبیکُم وَ لا یمکِن لَهُم مادامَ اَمیرُالمُؤمِنینَ (ع) حَیاً وَ کَیفَ یمکِنُ لَکُم قَتلَ اَبی عَبدِاللِه الحُسَین (علیه السلام) مادُمتُ حَیاً سَلیلاً؟

تَعالوا اُخبِرُکُم بِسَبیلِه بادِروُا قَتلی وَاضرِبُوا عُنُقی لِیحصُلَ مُرادُکُم لابَلَغَ الله مِدارَکُم وَ بَدَّدَا عمارَکُم وَ اَولادَکُم وَ لَعَنَ الله عَلَیکُم وَ عَلی اَجدادکُم.


بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس خدای را که بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (علیه السلام) است) مشرف کرد؛ کسی که دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟ چه کسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه کسی نزدیکترین به این خانه است؟ و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (علیه السلام)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (علیه السلام)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.

آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی که الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات که برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید، به کسی که شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا کسی که صاحب حوض و کوثر است؛ کسی که در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(علیه السلام)است] یا کسی که در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا کسی که در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید که قریش واقع شدند. چرا که اراده قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را کردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) زنده بود ممکن نشد. پس چگونه ممکن است کشتن ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) تا وقتی که من زنده ام؟

بیایید تا به راهش [راه کشتن امام حسین علیه السلام] آگاهتان کنم؛ پس مبادرت به کشتن من کنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را کوتاه کند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [که قصد کشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.


«"مناقب سادة الکرام"،تألیف سیدعین العارفین هندی و "خطیب کعبه"»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 23 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

 

 به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، خبرآنلاین نوشت: «دیانا ترانکو» در خانواده ای مسیحی در ایالت تگزاس به دنیا آمد به کار تبلیغ دین مسیحیت در کلیسا مشغول بوده است که ناگهان با دین اسلام آشنا می شود و پس از مطالعه و تحقیق در سن بیست سالگی اسلام را به عنوان دین خود بر می گزیند. او در امریکا فوق لیسانس ارتباطات می خوانده که با اوج گیری انقلاب اسلامی در ایران، امریکا را به قصد اروپا ترک می کند و پس از آن برای ادامه مطالعاتش درباره اسلام راهی ایران می شود و در شهر قم زندگی خود را آغاز می کند و سپس برای ادامه تحصیلات و تحقیقات راهی تهران می شود. امروز نام او «هاجرحسینی» است. مسیحی مسلمان شده ای که می گوید: در مسیر تحقیقات خود، با شخصیت امام حسین(ع) آشنا می شود و به گفته خود این نقطه اوج تحولات فکری و روحی او بوده است.

وی درباره خودش می گوید: من در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمدم. خانواده ای که برای اصول دینی اهمیت فراوانی قائل بود. همیشه دغدغه آشنایی با ادیان مختلف را در سر داشتم و به دنبال حقیقت معنویت بودم. در سن هجده سالگی تصمیم گرفتم از امریکا به اروپا سفر کنم تا در اروپا خواسته هایم را دنبال نمایم. اما در آن سفر متوجه شدم که تفاوتی بین امریکا و اروپا وجود ندارد و همه غرق در مادیات هستند. زمان حضورم در اروپا مصادف با انقلاب اسلامی در ایران بود.آن زمان تازه با اسلام آشنا شده بودم اما زمینه تحقیقات جدی تر و عمیق تری را پیدا نمی کردم.

خبرگزاری فارس: دختر مسیحی که با امام حسین(ع) مسلمان شد

خانم حسینی می افزاید: همان زمان انقلاب ایران باعث شده بود تا پیروان مسیحیان و بخصوص پاپ در گفت وگو با مسلمانان و بخصوص آیت الله خمینی باشند. در اروپا پاپ چند جلسه توجیهی را با چند تن از شیعیان ایرانی ترتیب داد. به لطف خدا من هم در آن جلسات شرکت کردم. از پیامبر اسلام و راه او و راه پیامبران گذشته و اصول دینی به شکل مقایسه ای در اسلام و مسیحیت بحث ها را ادامه دادیم و حتی بحث ما به موضوع انقلاب ایران هم رسید. یادم هست آنجا مطرح شد که امام خمینی در ایران یک انقلاب مسلحانه نکرده بلکه این انقلاب از درون آدم ها و مردم شروع شده و ادامه پیدا کرده است.

او در پاسخ به مسیر تحقیقش و رویاروی با موضوع امام حسین می گوید: من در ایران سعی کردم در خیلی از مراسم مذهبی شرکت کنم و به طور جدی خودم را با هر مراسمی که برای امام حسین بود آشنا کردم. در کنار این مراسم آنچه برای من خیلی مهم بود، شناخت شخصیتی از امام حسین بود که نقش جهانی دارد. حرکت و اراده امام حسین برای احیا حقیقت بود. او همه چیز را فدا کرد تا اصل دین و حقیقت انسانیت بماند. در این موضوع ابعاد فکری و عقلی عجیبی نهفته است. مهم ترین دلیل مسلمان شدن من هم همین بود. الگوها و راه هایی که در اسلام وجود دارد در مسیحیت نیست. مسیحیان معتقدند که مسیح، پسر خدا، آمد و برای بخشوده شدن گناهان آنها کشته شد. موضوعاتی که در مسیحیت حل نشده است اسلام آنها را حل کرده است.

دیانای دیروز و هاجر امروز به عنوان یک مسیحی ای که شیعه امام حسین (ع) شده است درباره احساسش از سید الشهداء می گوید: راستش نمی توانم به این سؤال پاسخ بدهم. آیا شما می توانید اوج حقیقت را تعریف کنید؟ امام حسین (علیه السلام) اوج حقیقت است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 23 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 

به گزارش 

خبرگزاری فارس، در روز سوم شعبان سال چهارم هجری، خانه حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) غرق سرور و شادی بود، چرا که دومین فرزند دلبندشان امام حسین(ع) پا در عرصه خاکی نهاد و به این ترتیب پنجمین معصوم از خاندان آل‌ الله در آسمان عصمت و طهارت طلوع کرد.

به منظور گرامیداشت سالروز ولادت سرور و سالار شهیدان عالم، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر آن شدیم ماجرای ولادت این امام همام را در سایه سار احادیث از کتاب 10 جلدی دانشنامه امام حسین(ع) نقل کنیم که گزیده‌ای از آن در ادامه می‌آید:

مژده‌ای که خداوند درباره ولادت امام حسین(ع) به پیامبر(ص) داد

* الکافى

- به نقل از ابوخدیجه، از امام صادق(ع) چون فاطمه(س) به حسین(ع) باردار شد، جبرئیل نزد پیامبر خدا آمد و گفت: بى گمان، فاطمه(س) به زودى پسرى را به دنیا مى‌آورد که امتت پس از تو، او را خواهند کشت، فاطمه(س) هنگامى که به حسین(ع) باردار شد، از باردار شدن به او و وضع حمل او ناراحت بود.

در دنیا دیده نشده که مادرى از به دنیا آوردن پسرش ناراحت باشد؛ اما فاطمه(س) از این رو ناخشنود بود که مى‌دانست او به زودى، کشته خواهد شد،براى امثال این مورد، این آیه نازل شد: «و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان، سفارش کردیم، مادرش با تحمّل رنج، به او باردار شد و با تحمّل رنج، او را به دنیا آورد، و مدّت بار برداشتن و از شیر گرفتن او، سى ماه است».

- به نقل از محمّد بن عمرو ذریّات: جبرئیل بر محمّد(ص) نازل شد و به ایشان گفت: اى محمّد! خداوند به تو مژده تولد فرزندى از فاطمه را مى‌دهد که امتت پس از تو، او را مى‌کشند، پیامبر(ص) فرمود: ای جبرئیل! بر خدایم درود مى‌فرستم؛ امّا من به فرزندى که از فاطمه(س) متولد شود و امتم پس از من، او را بکُشند، نیاز ندارم.

جبرئیل بالا رفت و سپس فرود آمد و دوباره مانند آنچه گفته بود، گفت: پیامبر(ص) فرمود: اى جبرئیل! بر خدایم درود مى‌فرستم؛ امّا من به فرزندى که امّتم پس از من، او را مى‌کشند، نیازى ندارم، جبرئیل به سوى آسمان، بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: اى محمّد! خدایت، بر تو سلام مى‌رساند و تو را چنین مژده مى‌دهد که امامت، ولایت و وصایت را در نسل او قرار مى‌دهد، پیامبر(ص) فرمود: راضى شدم.

سپس به فاطمه(س) پیام داد که خداوند، مرا به فرزندى مژده داده که از تو متولّد مى‌شود و امّتم پس از من، او را مى‌کشند، فاطمه(س) پیغام داد: من به فرزندى که از من، متولّد شود و امّتت پس از تو، او را بکُشند، نیازى ندارم، پیامبر(ص) به او پیام داد که خداوند، امامت و ولایت و وصایت را در ذریّه او قرار داده است و فاطمه(س) پیام داد: من راضى شدم.

 

چرا پیامبر(ص)، اسماء را از گفتن خبر شهادت امام حسین(ع) به حضرت زهرا(س) باز داشت

- به نقل از حسین بن خالد: از امام رضا(ع) پرسیدم: شاد باش گفتن به خاطر فرزند، چه هنگامى است؟ امام رضا(ع) فرمود: هنگامى که حسن بن على(ع) متولّد شد، جبرئیل روز هفتم براى شاد باش گفتن به پیامبر(ص) فرود آمد و به او فرمان داد تا بر وى، نام و کنیه بگذارد و سرش را بتراشد و برایش عقیقه کند، براى تولد حسین(ع) نیز همین گونه بود، جبرئیل روز هفتم نزد پیامبر(ص) فرود آمد و ایشان را به همین کارها فرمان داد.

*عیون أخبار الرضا(ع)

-به سندش، از امام زین العابدین(ع): اسماء بنت عمیس برایم ... نقل کرد: پس از یک سال، حسین(ع) متولّد شد و پیامبر(ص) آمد و فرمود: اى اسماء! پسرم را به من بده، او را در پارچه سفیدى به ایشان دادم، پیامبر(ص) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را در دامنش نهاد و گریست، گفتم: پدر و مادرم فدایت! چرا مى‌گریى؟

پیامبر(ص) فرمود: بر این پسرم مى‌گریم، گفتم: او الآن متولّد شده است، اى پیامبر خدا! فرمود: پس از من، گروه ستمکار او را مى‌کشند، خداوند شفاعتم را به آنان نرساند!، سپس فرمود: اى اسماء! این را به فاطمه مگو که او را تازه به دنیا آورده است.

سیره پیامبر(ص) درباره نوزادان تازه متولد شده/ هنگام ولادت امام حسین(ع) در گوش او چه آیاتی قرائت شد

*دعائم الإسلام

- از امام على(ع): پیامبر(ص) فرمود: هر کس فرزندى برایش متولّد شد، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگوید؛ زیرا این، سپر او در برابر شیطان است،  پیامبر(ص) به من فرمان داد تا آن، براى حسن و حسین(ع) به انجام رسد و افزون بر اذان و اقامه، در گوش آن‌ها، سوره فاتحه و آیة الکرسى و قسمت آخر سوره حشر و سوره اخلاص (توحید) و معوّذتین هم خوانده شود.

عقیقه امام حسین(ع) چه بود

*المستدرک على الصحیحین

-به نقل از ابورافع: هنگامى که فاطمه(س) حسین(ع) را به دنیا آورد، دیدم که پیامبر(ص) در گوش او اذان گفت.

- به نقل از حسین بن زید علوى، از امام صادق(ع): پیامبر(ص) به فاطمه فرمان داد و فرمود: موى حسین را وزن کن و همسنگ آن، نقره صدقه بده و یک ران از گوسفند عقیقه را به قابله او بده.

- به نقل از عبدالله بن ابوبکر، از امام باقر(ع): پیامبر(ص) یک گوسفند براى حسین(ع) عقیقه کرد و فرمود: اى فاطمه! سرش را بتراش و هم وزن آن، صدقه بده، ما آن را وزن کردیم، یک درهم 2 بود.

 

چه تعدادی از فرشتگان برای شادباش ولادت امام حسین(ع) نزد پیغمبر(ص) آمدند

*الأمالى

- به نقل از ابراهیم بن شعیب میثمى، از امام صادق(ع): هنگامى که حسین بن على(ع) متولّد شد، خداى عزوجل به جبرئیل فرمان داد که با هزار فرشته فرود آید و از طرف خداى عزوجل و خودش به او شاد باش بگوید.

*دلائل الإمامة

به نقل از محمّد بن على شلمغانى: هنگامى که حسین(ع) متولّد شد، جبرئیل(ع) با یک هزار فرشته فرود آمدند و تولّد او را به پیامبر(ص) شاد باش گفتند.

*الملهوف

-هنگامى که امام حسین(ع) متولّد شد، جبرئیل با هزار فرشته فرود آمدند و تولّدش را به پیامبر(ص) شادباش گفتند و فاطمه(س) او را نزد پیامبر(ص) آورد و پیامبر(ص) به او شادمان شد و او را حسین نامید.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 23 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز (چهارشنبه) در خجسته میلاد اسوه «عشق و ایمان و ایثار» حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، قانون گرایی را گفتمان تحسین برانگیز ملت در انتخابات 24 خرداد خواندند و با تجلیل از شور و شوق مبارک مردم برای شرکت در انتخابات تأکید کردند: حضور حداکثری در پای صندوقهای رأی، از هر چیز دیگر برای کشور مهمتر است و ملت با حرکت مقتدرانه روز جمعه، ارتباط و اتصال مستحکم خود را با نظام اسلامی اثبات، و دشمن را بار دیگر ناکام و ناامید خواهد کرد.

ایشان با تبریک میلاد پربرکت حضرت امام حسین (ع) شور و اشتیاق انتخاباتی ملت را نشان دهنده شکل گیری حماسه سیاسی برشمردند و افزودند: حماسه سیاسی از همین امروز شروع شده و انشاءالله روز جمعه با امید، توکل و همت مردم، به نقطه اوج خود خواهد رسید و به معنای واقعی تحقق خواهد یافت.

حضرت آیت الله خامنه ای، انتخابات 24 خرداد را برخوردار از رنگ و بویی خاص دانستند و افزودند: دشمنان اسلام و انقلاب و ایران، همه امکانات مالی، رسانه ای و سیاسی خود را بکار گرفتند تا مردم را از نظام جدا و به «انتخابات و دستگاه برگزار کننده آن» بدبین کنند اما ملت روز جمعه با حضور حداکثری در پای صندوق های رأی، ارتباط و اتصال مستحکم خود را با نظام اسلامی اثبات می کند و با نمایش قدرت عظیم خود، دشمن را بار دیگر شکست خورده و مأیوس خواهد ساخت.

ایشان، انتخابات 24 خرداد را تجربه ای مهم و بزرگ برای ملت ایران برشمردند و خاطرنشان کردند: حضور یکپارچه، متحد، پرشور، قدرتمند و امیدوارانه ملت در انتخابات و حفظ و تقویت اعتماد متقابل مردم و مسئولان موجب یأس دشمن، کاهش فشارها و از دست رفتن کارایی دشمن می شود.

رهبر انقلاب اسلامی روال انتخابات را تا امروز روالی خوب خواندند و افزودند: گفتمان مردم در این انتخابات، قانونگرایی است و همه مردم در همه جا از ضرورت پایبندی به قانون سخن می گویند که این مسئله، بسیار با ارزش و برجسته است.

ایشان، با اشاره به لطماتی که به خاطر بی قانونی عده ای در سال 88 به مردم و کشور وارد آمد گفتند: حوادث سال 88 به علت عدم تبعیت و پایبند نبودن به قانون بروز کرد و مردم و کشور از آن بی قانونی صدمات فراوان دیدند.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مردم که لطمات و زیانهای آن حوادث را دیده اند و به یاد دارند، در انتخابات پیش رو به قانونگرایی و پایبندی کامل همه به قانون کاملاً حساس هستند و این از پدیده های برجسته ی انتخابات کنونی است.

رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند: مسئولان و نامزدهای مختلف و محترم هم تاکنون جهات قانونی را رعایت کرده اند که انشاءالله این روند ادامه خواهد یافت.

حضرت آیت الله خامنه ای، سخنان هشت نامزد با هشت گرایش و هشت نوع نگاه را در مناظره های صدا و سیما، باعث آگاهی مردم از افکار و دیدگاههای مختلف نامزدها و نشان دهنده آزادی بیان در ایران اسلامی خواندند و با قدردانی از این حرکت مفید و با ارزش رسانه ملی افزودند: تهمت زنندگان به نظام جمهوری اسلامی سالها نعره می زدند که در ایران آزادی نیست و تریبون نمی دهند اما اکنون خجالت زده شده اند.

رهبر انقلاب حضور کامل همه جریانهای سیاسی و فکری کشور در مناظره ها و بیان دیدگاههای متفاوت را از نقاط قوت انتخابات امسال دانستند و افزودند: البته من درباره بعضی حرفهایی که در مناظره ها زده شد، حقایق و مطالبی دارم که انشاءالله بعد از انتخابات بیان خواهم کرد اما به هر حال این حرکت خیلی خوب و خوشحال کننده بود.

ایشان گرایشهای پرشور مردم در انتخابات امسال را مشابه شور و شوق انتخابات سال 88 خواندند و در عین حال افزودند: خوشبختانه امسال از برخی بی احترامی ها که در سال 88  گاه از سوی برخی هواداران نامزدها در جریان تبلیغات انتخاباتی روی  داد، خبری نیست که باید پروردگار را به خاطر این پیشرفت و پیشرفتهای دیگر شکر کرد.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور حداکثری در پای صندوقهای رأی را مهمترین و اولین توصیه و خواست خود اعلام و تأکید کردند: این حضور عمومی، از هر چیز دیگر برای کشور مهمتر است و به همین علت حتی کسانی که فقط دلبسته به ایران هستند، باید در انتخابات حضور یابند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: هیچ کس از تقدیر الهی ملت در روز جمعه خبر ندارد اما منتخب  ملت هر قدر با آرای بیشتر و محکم تری انتخاب شود می تواند با قدرت بیشتر در مقابل دشمنان کشور و ملت بایستد و از منافع ملی دفاع کند.

ایشان خاطرنشان کردند: عرصه بین المللی، عرصه تعارف و رودربایستی نیست و هر قدر شما ضعف نشان دهید و عقب بنشینید دشمن جلوتر می آید.

رهبر انقلاب در اثبات واقعیت یاد شده خاطرنشان کردند: گاهی به خاطر مصلحت، بعضی حرف ها را قبول کردیم اما دشمن پا روی حرف خودش گذاشت و با جسارت بیشتر جلو آمد، بنابراین باید در مقابل خواسته های نامشروع بیگانگان با قدرت ایستاد.

حضرت آیت الله خامنه ای پایداری و استقامت در مقابل دشمن بین المللی را نیازمند «اعتماد به ملت شجاع و رشید ایران، اتکاء به عزت ملی، توکل به خدا و حسن ظن به وعده های پروردگار» خواندند و افزودند: باید در راه پرعزتی که ملت و نظام انتخاب کرده اند عاقلانه و مدبرانه پیش رفت.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان درباره انتخابات ابراز امیدواری کردند: امتحان مهم روز جمعه به فضل الهی و در پرتو حضور پرشور و یکپارچه ملت در پای صندوق های رأی، به آزمون موفق و پیروز دیگری برای ملت ایران و نظام اسلامی تبدیل شود.

حضرت آیت الله خامنه ای دربخش دیگری از سخنانشان روز با عظمت سوم شعبان را پرتوی از عظمت قیام بی نظیر حضرت اباعبدالله الحسین دانستند و افزودند: امام حسین علیه السلام برای بقای اسلام و باقی ماندن ظلم ستیزی بعنوان یک اصل در تاریخ بشریت با فداکاری بزرگ و تقدیم جان خود و عزیزان خود و اسارت خانواده و حرم اهل بیت علیهم السلام الگویی پرشکوه و ماندگار در مقابل همه بشریت قرار دادند.

ایشان سراسر زندگی امام حسین علیه السلام را درس و الگو خواندند و خاطر نشان کردند: البته عظمت حادثه کربلا و درخشندگی آن به قدری است که همه نورها را تحت الشعاع قرار میدهد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: مهمترین درس قیام امام حسین علیه السلام آمادگی همیشگی برای اقامه حق و عدل، و مقابله دائم و همه جانبه با ظلم و ستم است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: کسی که در مسیر امام حسین علیه السلام قدم میگذارد باید آماده شهادت باشد البته حرکت در این مسیر همیشه به شهادت منجر نمی شود اما در هر حالت موجب سعادت و عزت است.

ایشان با اشاره به حرکت قاطبه ملت ایران در مسیر حرکت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خاطر نشان کردند: ملت ایران با روحیه حسینی و عاشورایی وارد میدان شد و توانست یک بنای ظلم ملّی و بین المللی را ویران و بجای آن یک بنای رفیع اسلامی را پایه گذاری کند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ملت ایران، این مسیر را تا به امروز ادامه داده است و پیشرفت های ملت نیز به دلیل حرکت در همین مسیر است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تفاوت بسیار زیاد ایران 57 با ایران 92 و پیشرفت های چشمگیر در علم، سیاست، امنیت، امید، اعتماد به نفس و تأثیرگذاری در حوادث منطقه و جهان تأکید کردند: ملت ایران اکنون به مرحله ای رسیده است که در مسیر سعادت و عزت پیش می تازد و به فضل خدا این حرکت، پر شتاب تر خواهد شد.

ایشان همچنین با اشاره به فضیلت ماه شعبان بعنوان ماه عبادت و توسل و مناجات افزودند: باید از برکات این ماه بزرگ بویژه مناجات شعبانیه برای ارتباط بیشتر با خدا و جلب رحمت و مغفرت الهی استفاده کرد.

رهبر انقلاب اسلامی، راه عزت و عظمت ملت ایران را توکل به خدا و ارتباط با پروردگار دانستند و خاطرنشان کردند: نقش ارتباط با معدن نور و عظمت بسیار فراتر از تکیه صرف بر محاسبات مادی و دنیوی است.

حضرت آیت الله خامنه ای وضع کنونی دنیای غرب را نمونه غفلت از ارتباط با خداوند برشمردند و افزودند: با این که مستکبران عالم، دارای محاسبات مادی و دنیوی دقیقی هستند اما هر روز مشکلات و ضعف های آنها بیشتر می شود و این مشکلات روزافزون، سرانجام تمدن غرب را از پا خواهد انداخت.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، دومین مستند انتخاباتی حسن روحانی شب گذشته از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در حالی پخش شد که در این مستند آقای ترکان بر مطالبی تاکید کردند مبنی بر اینکه وقتی آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و آمریکا به عراق حمله کرد (اواخر 69 و اوایل 70)، عده‌ای در داخل به دنبال این بودند که ایران در کنار صدام قرار گرفته و با آمریکایی‌‌ها وارد جنگ شود که این موضوع ایران را وارد یک ماجراجویی جدید می‌کرد، به گونه‌ای که بحران سراسر کشور را فرا می‌گرفت و بنا بر ادعای آقای ترکان، آقای روحانی با تدابیر خود توانست جلوی این امر را بگیرد

 
 البته در مستند اول این کاندیدا و در برخی اظهارنظرهای خود آقای روحانی نیز به این موضوع اشاره شده است.

 حال این سوال برای مخاطب پیش می‌آید که «چه کسانی چنین تفکری داشتند و به دنبال این نوع ماجراجویی‌ها بودند؟»

ماجرا از این قرار بود که پس از حمله صدام حسین به کویت، آمریکایی‌ها فرصت یافتند تا برای رسیدن به اهداف خود دست به یک لشکر کشی گسترده به منطقه زده و جنگ اول خلیج فارس را در زمستان 1369 به راه بیاندازد؛ جنگی که تا اواخر بهار سال آینده نیز طول کشید.

پس از شروع این جنگ، جمهوری اسلامی اعلام کرد که از آنجا که این جنگ، جنگ حق و باطل نیست، در عین محکوم کردن حمله عراق به کویت و همین طور محکوم کردن تجاوز آمریکا و ناتو به منطقه، ایران بی طرفی خود را حفظ نموده و به نفع هیچ کدام از طرفین در گیری وارد نبرد نخواهد شد.

این واقعه که به قول برخی کارشناسان، «جنگ تجاوزها» بود و مصداقی بود بر استجابت دعای «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین»، موجب اتفاقات و موضع گیری های جالب و عبرت انگیزی هم شد.برای مثال مجمع روحانیون مبارز در همان زمان طی بیانیه ای خواستار ضربه زدن به منافع آمریکا در همه جای جهان گردید و تلویحاً از شورای عالی امنیت ملی خواست ایران را به نفع عراق وارد جنگ کند:

«از مسلمانان و از هسته‌های انقلابی جهان اسلام و خصوصاً منطقه خلیج فارس می‌خواهیم که صفوف خود را هرچه فشرده تر سازند و خود را برای ضربه زدن به منافع آمریکا در منطقه و سراسر جهان آماده کنند.

... در این لحظات حساس از شورای عالی امنیت ملی درخواست می کنیم که با الهام از تعالیم و سیره مبارک امام راحلمان در مقابله با آمریکا با تدبیری همه جانبه و با استظهار به نیروی انقلابی ملت بزرگوار ایران و اعتماد به خواست و اراده ملت های مسلمان برای مقابله با خطرات و نقشه شوم آمریکا و تأمین منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت به بهره گیری از فرصت ها و اتخاذ تصمیم های مناسب بپردازد.» (کیهان، 9/12/69)

بهزاد نبوی نیز در دیداری با دانشجویان دانشگاه تهران خواستار بهره گیری از این فرصت برای حمله به اسرائیل و جنگ با آن شد:

«این جنگ فرصتی تاریخی برای حمله به اسرائیل به وجود آورده بود که از دست رفت... وظیفه ما این بود که به هر طریق ممکن است سمت و سوی جنگ را عوض می کردیم. ما می بایست در سیاست خارجی و مواضعمان در قبال عراق، این نکته محوری را نصب العین قرار می دادیم.» (سلام، 9/12/69، به نقل از تکثر گرایی در جریان اسلامی، صفحه 239)

اما جالب تر از همه این ها موضعی بود که علی‌اکبر محتشمی‌پور (عضو شاخص مجمع روحانیون و نماینده وقت تهران در مجلس شورای اسلامی) اتخاذ کرد.

محتشمی پور، در نطق پیش از دستور خود در جلسه 30 دی 1369، با استناد به فتاوای حضرت امام(ره) در تحریر الوسیله و با فراموش کردن نقش صدام در جنایت های بی شمار علیه ایران و نقش او در آتش افروزی در منطقه، به تطهیر صدام پرداخت و ورود به جنگ به نفع وی را واجب شمرد و او را خالد بن ولید خواند:

«... امروز بحث بر سر گذشته عراق و ایران نیست...امروز کفر جهانی به سرکردگی آمریکا در یک صف برای نابود کردن منابع مسلمین قرار گرفته است. اینکه برخی از افراد ساده لوح و یا مرعوب فکر کنند این جنگ برای ما جای نگرانی نیست و مردم نگران نباشند، جای بسی تأسف است.

...امروز ملت های مسلمان منطقه به خصوص ملت ایران وظیفه شرعی دارند تا در جهادی مقدس به مقابله با نیروهای کفر آمریکا و ناتو و صهیونیسم برخیزند. انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نمی تواند در این جنگ خانمانسوز و سرنوشت مسلمانان بی تفاوت بماند. ...ملت ایران هم اکنون مقلد امام سلام الله علیه است. برادران عزیز، علماء، مراجع، مجتهدین مراجعه کنند به فتاوای امام در ارتباط با فصل دفاع در تحریرالوسیله شرایطی را که امام عنوان فرموده اند دقیقاً منطبق با زمان حاضر است.

... چرا نباید این جنایت مرگبار آمریکا محکوم شود؟ چرا ما باید بی تفاوت از کنار این همه جنایت بگذریم؟ جمهوری اسلامی و ملت مسلمان و انقلابی ایران با توجه به اصول و آرمان‌هایش از هر کشور دیگر اولی و احق است که در جهاد مقدس بر علیه آمریکا شرکت کند و به آرزوهای مقدس و الهی امام که خلیج فارس باید گورستان آمریکائی های متجاوز شود جامه عمل بپوشاند.

...حوادث و بحران اخیر یادآور رویارویی و صف آرایی خالد بن ولید در برابر ابر قدرت های صدر اسلام است. او که عمری در صف کفر شمشیر به روی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان کشید ولی در نهایت فاتح بزرگی برای مسلمانان گشت....»

گفتنی است اکنون در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری که روز 24 خرداد ماه برگزاری می شود، مجمع روحانیون مبارز و جبهه اصلاحات از کاندیداتوری حسن روحانی حمایت می‌کنند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش خبرنگار مشرق، حاج منصور ارضی صبح امروز در مراسم زیارت عاشورا و مولودی خوانی در وصف حضرت اباعبدلله الحسین در حسینیه صنف لباس فروش ها و در حضور خیل کثیری از عشاق اباعبدلله الحسین، با تقدیر از دکتر حداد عادل از وی به عنوان فردی پرهیزکار، مومن و انقلابی نام برد، و در ادامه عنوان کرد: دکتر حداد عادل همان طور که مشاهده کردید از مواضع حق ،به خوبی دفاع کرد و ما از این نوع افراد در عرصه سیاست کم داریم.

این مداح برجسته کشور در ادامه با بیان اینکه من در عرصه انتخابات ریاست جمهوری به صورت مصداقی ورود پیدا نخواهم کرد عنوان کرد: برخی اینگونه فکر می کنند که حتما باید فلانی بگوید که من به چه کسی رای بدهم و من این کار را بکنم درست نیست، آنوقت اتفاق افتاده است که می آیند پیش من و می گویند دیدی فلانی چگونه عمل کرد و ما باید پاسخگو باشیم. این درست نیست و ما از اینگونه کارها نمی کنیم.

حاج منصور ارضی با تاکید بر مبنا قرار دادن تاکیدات رهبری برای انتخاب گزینه مناسب برای ریاست جمهوری، افزود: مداح اهل بیت باید تنها خط را برای مستمعین روشن کند.

وی در ادامه افزود: باید در انتخابات حضوری حماسه داشته باشیم و مثل سایر انتخابات هایی که پشت سر گذاشتیم دشمنان این انقلاب را ناکام و مغلوب کنیم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

یاسر انصاری: حرکت در مسیر سربالایی به سمت قله‎ها همیشه با خستگی و مرارت همراه است اما بیشترین و طاقت فرساترین سختی مخصوص آخرین گام های نزدیک قله است. قله ای که ممکن است حتی تو ندانی یک چند گام دیگر با تو فاصله دارد. یکی از احساسات مشترک کسانی که کمتر اهل کوه نوردی و کوه پیمایی هستند همین خسته شدن در میانه راه و نزدیکی قله است. به گونه ای آرزوی برگشت هر چه زودتر و حتی پشیمانی از مسیر آمده بر قلب و زبان آنها جاری می شود.
 
اما آن هایی که با نقشه و عزم کافی برای رسیدن به قله های مرتفع عزت و افتخار تاریخی راه می پیمایند، کمتر خسته می شوند و بلکه با دیدن طلایه های رسیدن به قله اشتیاق و اطمینان بیشتری سرپای وجودشان را می گیرد.
 
نظام جمهوری اسلامی به مثابه قافله ای سی و پنج سال در طول تاریخ طی مسیر کرده است. قافله ای که مقصد حرکت او شکستن ابهت شرق و غرب در جهان و ایجاد جبهه جهانی مستضعفین و برپایی عدالت و رفاه و امنیت در کشور بوده است. قافله ای که در آن مهمترین منبع قدرت ایمان به مردم و ایمان به خدا قرار دارد و زعامت و هدایت آن بدست نائب امام زمان (عج) است. در این مسیر مشکلات و موانع و محدودیت هایی از قبیل ترور، جنگ، تحریم، انحراف و فتنه های سیاسی اجتماعی بر سر راه بوجود آمد ولی به دلیل استقامت مردم و زعمای امت موفقیت ها یکی پس از دیگری در عرصه داخلی تثبیت شده است.
 
موفقیت های جمهوری اسلامی در ابعاد بین المللی نیز چند سالی است یکی پس از دیگر به فضل الهی در حال تحقق است. شکست های پی در پی اسرائیل از مجاهدان لبنانی و فلسطینی از یک سو، ساقط شدن دیکتاتورهای هم پیمان آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه از سوی دیگر، نوید وقوع تحولات شگرفی را می دهد. از سوی دیگر به گل نشستن کشتی اقتصادی آمریکا و متحدان غربی اش به همراه ناکامی مطلق در عرصه نظامی با امواج لاینقطع اعتراضات اجتماعی و مردمی این کشورها صدای خرد شدن لیبرالیسم را در گوش ها زمزمه می کند.
 
حال در چنین وضعیتی کسانی در داخل می خواهند، با دست بردن در نقشه خوانی مسیر حرکتی جمهوری اسلامی، ایران را وادار به عقب نشینی و یا توقف از حرکت در این راه نمایند. آنان با خدشه در موفقیت های درخشان ملت ایران و شکست های بین غرب، ایران را در موضع انفعال تصویر می کنند. لذا برای مسامحه و مداهنه با غرب تعجیل می کنند.
 
مقام معظم رهبری در سخنرانی 14 خرداد 1392 حرم مطهر امام خمینی(رحمه الله علیه) حال این افراد را این گونه توصیف می کند: «تا روزهاى آخر زندگى، هيچ كس در حرف و عمل امام بزرگوار ما، نشانى از افسردگى و ترديد و خستگى و وادادگى و تسليم‌طلبى پيدا نكرد. بسيارى از انقلابى ‌هاى دنيا وقتى كه از دوران جوانى خارج مي شوند و به پيرى مي رسند، دچار ترديد مي شوند، دچار محافظه‌كارى مي شوند؛ حتّى گاهى حرف هاى اصلى خودشان را هم پس مي گيرند.»
 
این تردید در روش حرکت و تردید در قدرت مردم به صراحت در کلمات برخی نامزدهایی که مدعی خط امام هستند به صراحت بیان می شود. غافل از اینکه راه امام صرفا به تکرار نام امام نیست. بلکه باید بر رسم و منش امام استقامت کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله) در همین بیانات اینگونه تذکر می دهند: « ما مفيد نميدانيم كه به اسم امام تمسك كنيم، اما اصول امام را به فراموشى بسپريم؛ اين غلط است. اسم امام و ياد امام به‌تنهائى كافى نيست؛ امام با اصولش، با مبانى‌اش، با نقشه‌ى راهش براى ملت ايران يك موجود جاودانه است. نقشه‌ى راه در اختيار امام است و آن را به ما عرضه كرده است؛ اصول امام مشخص است.»
 
رجانیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 آیت‌الله آقامجتبی تهرانی می‌گوید: ماه شعبان، ماه پیغمبر است؛ حال او می‏خواهد بندگان را شست‌وشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می‏خواهد که ما با استغفار و توبه، به او کمک کنیم تا او ما را شست‌وشو دهد.

 
دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی همزمان با فرارسیدن ماه شعبان، شرح حدیثی از امام حسین(ع) توسط این مجتهد فقید را منتشر کرده است که برای عموم علاقه‌مندان ذکر می‌شود. 
 
*با استغفار، پیغمبر را کمک کنید!
 
روی عن الحسین‏بن‏علی(ع) قال: الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ یُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْر.
 
این روایت از امام حسین(ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بنده‏اش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده می‏فرستد و سرازیر می‏کند و از آن طرف، «شُکر» را از او می‏گیرد.
 
*معنای «استدراج»
 
من در گذشته روایات متعدّدی را در ارتباط با «رابطه میان حوادث و گرفتاری‏ها با معصیت و گناه» خوانده‏ام که اینجا، جای مطرح کردن آن‏ها نیست؛ ولی در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلایل گرفتاری‏های انسان را در بر دارد، امام حسین در این روایت، استدراج را معنا می‏کنند که گاهی خدا به بنده‏اش نعمت می‏دهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی‏آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگذاری را از بنده سلب کرده است.
 
*چرا «استدراج»؟!
 
اینجا سؤال پیش می‏آید که چرا خدا چنین می‏کند و حال شکر را از بنده‏اش می‏گیرد؟ او که نعمت را به بنده می‏دهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟ چرا خدا توفیق شکر را از بنده‏اش می‏گیرد تا او نتواند شکر نعمت را به‏جا آورد؟ اصلاً چه‏طور می‏شود که خدا با بنده‏اش چنین می‏کند؟
 
*ناشکریِ انواع نعمت‏ها
 
حالا من خواهم گفت، چه‏ طور می‏شود که استدراج پیش می‏آید. البته بنده اینجا نمی‏توانم زیاد روایت بخوانم و به نقل یک روایت بسنده می‏کنم. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که  گاهی خدا به بنده‏اش نعمتی را می‏دهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج می‏کند و با آن گناه می‏کند.
 
منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمت‏هایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشم‏هایتان را باز کنید و نعمت‏هایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متّصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلّق به او است را در بر می‏گیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمت‏های خداوند است». اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت می‏دهد تا استغفار کرده و از این گناه‏ها توبه کند!
 
*استدارج راهی به سوی «کفر»
 
این چیزهایی که من می‏گویم، متن روایت امام صادق است. چون خیلی فرصت ندارم، همه روایت را نمی‏خوانم. آیه قرآن هم این مطالب را دارد و می‏فرماید: «إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً»، خدا مهلت می‏دهد تا ببیند آیا تو استغفار می‏کنی یا نه! اگر استغفار کردی مسأله‏ای پیش نمی‏آید، امّا اگر استغفار نکردی، خدا نعمتش را تجدید می‏کند؛ یعنی نعمت را دوباره به تو می‏دهد. اینجا دیگر تو توفیق شکرگذاری نداری و در حقیقت، خدا این توفقی را از تو سلب کرده است. این بی‏حساب نیست که خدا به بنده‏ای از بندگانش نعمت می‏دهد و در عین حال، توفیق شکرگذاری را از او سلب می‏کند.
 
وقتی بنده گناه کرد و به‏ جای عقاب، نعمت‏هایش زیاد شد، کم‏کم با خودش فکر می‏کند که چرا این ‏همه گناه می‏کند ولی هیچ اتّفاقی نمی‏افتد؟! نکند خبری نیست؟! اصلاً شاید حلال و حرامی، نعوذبالله در کار نیست! از اینجا است که انسان به وادی کفر کشیده می‏شود.
 
*چرا وضع کفّار خوب است؟!
 
خود شما هم دارید می‏بینید که کفّار وضع مادّی‏شان خوب است؛ این به خاطر همین مسأله استدراج است. اگر کسی بگوید: کفّار با توجه به اینکه این‏ همه گناه و فجور می‏کنند، چرا باز هم وضعشان خوب است؟ جوابش این است که خداوند آن‏ها را مبتلا به استدراج کرده و توفیق شکرگذاری را از آن‏ها گرفته است. این به ضرر آن‏ها است.
 
*ریشه گرفتاری‏های مسلمین
 
مسلمان‏ها هم از این جهت مانند کفّار هستند که اگر نعمت به آن‏ها برسد و آن را در راه غضب الهی مصرف کنند، خدا برای توبه به آن‏ها مهلت می‏دهد، اگر توبه کردند که هیچ، وگرنه توفیق شکرگذاری از آن‏ها سلب شده و دچار استدراج می‏شوند. گرفتاری‏های ما هم از همین‏ جا نشأت می‏گیرد که ما نعمت‏ها را، نعوذبالله در راه گناه صرف می‏کنیم و بعد مبتلا به انواع گرفتاری‏ها می‏شویم تا بیدار شویم و استغفار کنیم. این گرفتاری‏ها نیز، پس‏گردنی‏هایی است که خدا برای باز شدن چشم بنده‏اش می‏زند که بنده بگوید: خدایا غلط کردم که نعمتت را در بیراهه خرج کردم!
 
حال اگر نعمت را در مسیر غضب الهی خرج کردیم و وقتی هم که خدا برای بیدار شدنمان ما را به گرفتاری‏ها مبتلا کرد، باز هم چشم‏هایمان باز نشد و توبه و استغفار نکردیم، اینجا است که دچار استدراج شده و نعوذبالله به وادی کفر کشیده می‏شویم! من صریح می‏گویم تا جای هیچ بحثی باقی نماند.
 
*جایگاه و ویژگی ماه شعبان
 
 
*«استغفار کردن» کمک به «رحمة‏للعالمین» است!
 
امّا این مباحث را گفتم که یک تذکّر بدهم. ماه، ماه شعبان است. ماه، ماه استغفار است. ماه، ماه پیغمبر اکرم است. ما در روایات داریم که حضرت فرمود: «أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِی فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِی عَلَى شَهْرِی‏»، ماه، ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند! این یعنی چه؟
 
پیغمبر چون رحمة‏للعالمین است، کارش این است که برای همه ما رحمت باشد و همه ما را مورد رحمت قرار دهد؛ ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او می‏خواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می‏خواهد که ما با استغفار و توبه، به او کمک کنیم تا او ما را شستشو دهد.
 
*ماهِ شستشوی نبوی
 
پس این ماه، ماه شستشو است؛ ماه شستشوی نبوی است. ماهی است که پیغمبر امّتش را از گناهان شستشو می‏دهد و پیش خدا شفاعتشان را می‏کند. بیایید هر چه که، نعوذ بالله، کفران نعمت کردیم و بعد از آن هم استغفار نکردیم، الآن چشمانمان را باز کنیم و استغفار کنیم.
 
*تناسب «آداب ماه شعبان» با «خصوصیّات صاحب ماه»
 
لذا شما ببینید، در اعمالی که به عنوان آداب این ماه وارد شده است، اوّل روزه آمده است، دوم یک استغفار ذکر شده است و سوم هم باز استغفار وارد شده است. به مفاتیح‏الجنان مراجعه کنید! برای این ماه دو استغفار ذکر شده است؛ یکی اینکه انسان هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» از خدا استغفار می‏کنم و از او طلب توبه دارم؛ و دیگری اینکه هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» از خدایی که جز او خدایی نیست، مهربان و بخشنده است، زنده و پاینده است، طلب مغفرت می‏کنم و توبه می‏کنم، این‏ها به خاطر آن است که این ماه، ماه تطهیر نبوی برای امّت خویش است و پیغمبر می‏خواهد امّتش را تطهیر کند. این کار با استغفار امّت، بر پیغمبر آسان می‏شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 

 به گزارش خبرگزاری فارس، با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری، دیدگاه‌ها و معیارهای مختلفی درباره انتخاب کاندیدای مطلوب، از سوی  برخی فعالان و جریانات سیاسی ارائه شده است. معیارهایی مانند کاندیدای رای آور، صالح مقبول و معیارهای دیگری از این قبیل. حال با توجه به اینکه در کشف معیارها، دیدگاهها و نظرات مقام معظم رهبری ملاک و مدنظر است، لازم است تا با مراجعه به  بیانات ایشان، معیار انتخاب کاندیدای مطلوب را بدست آورده و براساس آن نسبت به انتخاب رئیس جمهور مطلوب اقدام کنیم.

 

با ملاحظه بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اقشار مختلف جامعه، مشخص می شود که ملاک ایشان در انتخاب رئیس جمهور مطلوب، انتخاب کاندیدای اصلح است. بر این اساس برآنیم تا با در نظر گرفتن معیار مزبور، به بررسی «ضرورت انتخاب اصلح»، «ویژگی های فرد اصلح»، «تکلیف گرایی یا نتیجه گرایی در انتخاب» و همچنین «روش شناسایی فرد مطلوب» از دیدگاه مقام معظم رهبری بپردازیم.

 

الف - ضرورت انتخاب اصلح

انتخاب اصلح از دیدگاه مقام معظم رهبری دارای اهمیت فراوانی است. ایشان در مناسبتهای مختلف، بارها به این نکته اشاره کرده اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

1- « نکته بعدى در باب انتخابات این است که مردم باید به فکر شناخت اصلح باشند؛ چون امر کوچکى نیست. مسأله انتخابات، مسأله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است. سرنوشت مسائل اقتصادى، مسائل فرهنگى، روابط خارجى و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادى به این قضیه وابسته است. درست است که قواى دیگر هم هر کدام وظایفى دارند، اما مهمترین مسائل و فعالیتهایى که در بخشهاى مختلف کشور به جریان مى‌افتد، به قوّه مجریّه مربوط است که سرنوشت آن در این انتخابات معلوم مى‌شود. ... شوراى نگهبان طبق وظیفه قانونى خود، کسانى را که از لحاظ معیارهاى قانونى صلاحیت دارند، مشخص خواهد کرد. سپس من و شما بایستى در بین این مجموعه نگاه کنیم و کسى را که اصلح است، انتخاب کنیم. این هم وظیفه بسیار مهمى است.»( بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مردم گیلان - 11/2/80)

2- « ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح بگردد. من مکرّر عرض کرده ‏ام که مسئله، مسأله‏ ى دین و خدا و اداى تکلیف است. همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهى است. قبلًا هم گفتیم که تفاضل و لو کم باشد، در این قضیه بسیار است. باید بگردید، بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنى بتوانید از راهى بروید که اگر خداى متعال پرسید شما به چه دلیل به این فرد رأى دادید، بتوانید بگویید به این دلیل. بین خودتان و خدا، دلیل و حجّتى فراهم کنید و بعد با خیال راحت بروید رأى بدهید. مردم باید این کار را بکنند و ما هم از خدا مى‏خواهیم و دعا و آرزو مى‏کنیم که خداى متعال دلهاى مردم را به سمت نامزد اصلح آنکه واقعاً صلاحیتش بیشتر است هدایت کند. » (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از خانواده‌‌هاى ایثارگران - 31/2/76)

3- « در جمهورى اسلامى، انتخاب، انتخاب اصلح است؛ نه رقابت انتخاباتى. این دعواها و رقابتها، متعلق به دموکراسی هاى غربى است که از خدا و دین، هیچ‏ چیزى به مشامشان نرسیده است.کارهایى که بعضیها انجام مى‏دهند، باب جمهورى اسلامى نیست. در این‏جا ممشا، ممشاى اسلامى است و انتخاب، انتخاب اصلح. مردم باید با چشم باز و با بصیرت وارد بشوند و آدمهایى را که اطمینان پیدا مى‏کنند، انتخاب کنند. »  ( بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیرى از آزادگان و اقشار مختلف مردم،  11/7/69  )

4- « انتخاب فرد اصلح و داراى تقوا و تدبیر براى مقام مهم ریاست جمهورى - که در قانون اساسى جدید، داراى اختیارات وسیع در اداره‌ى کشور است - وظیفه‌اى شرعى و عقلى و انقلابى است، و کوتاهى در این امر یا در حضور در پاى صندوقهاى رأى، خسارتهاى جبران‌ناپذیرى به بار خواهد آورد. »  (پیام مقام معظم رهبری به ملت شریف ایران در چهلمین روز ارتحال امام خمینى(ره) - 23/4/68 )

5- «مردم سعى کنند صالح‏ترین را انتخاب کنند. آن کسانى که نامزد ریاست جمهورى می شوند و در شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها زیر ذره بین قرار می گیرد و شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها را اعلام می ‏کند، این‏ها همه‏ شان صالحند. اما مهم این است که شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‏ترین را پیدا کنید. اینجا جائى نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفاء کنیم؛ دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید.»   (بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادى سنندج‌ - 22/2/88 )

ب - ویژگیهای اصلح

روشن شد که انتخاب فرد اصلح دارای اهمیت است. حال سوال اساسی این است که فرد اصلح دارای چه ویژگی هایی است؟ در پاسخ به این سوال نیز با استناد به بیانات مقام معظم رهبری، می توان ویژگی های فرد اصلح را شناسایی و کشف کرد.

در اینجا ذکر این نکته نیز ضروری است که مقام معظم رهبری، هم برای انتخاب نمایندگان اصلح مجلس شورای اسلامی ویژگی هایی را ذکر کرده اند و هم برای انتخاب رئیس جمهور اصلح. اما در میان آنها، برخی از این ویژگی ها مشترک در بین هر دو (رئیس جمهور و نماینده مجلس) بوده و به هنگام انتخاب رئیس جمهور یا نمایندگان مجلس باید به این ویژگی ها نیز نظر داشت. بنابراین در این بخش به برخی از این ویژگی ها اشاره خواهد شد.

1- « بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمی‏کنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجمل ‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد. »  (بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادى سنندج‌ - 22/2/88 )

2- ایشان در بیان ویژگی‌های نماینده اصلح نیز آورده اند:« ...پایبندى او به اسلام باشد، پایبندى او به عدالت باشد، پایبندى او به منافع ملى باشد، مرز او با دشمن مرز مشخصى باشد. ... بعضى، از دشمن رودربایستى دارند؛ بعضى، ملاحظه ‏ى دشمن را مى‏کنند. ملاحظه ‏ى ملت را باید کرد، ملاحظه‏ ى خدا را باید کرد، نه ملاحظه‏ دشمن را. دشمن، دشمن است؛ هرچه ملاحظه کنى، هرچه عقب بنشینى، او جلو مى‏آید. اگر خاکریز شما در مقابل دشمن خاکریز مستحکمى نباشد، او نفوذ مى‏کند. دشمنان این را مى‏خواهند. یکى از شاخص‌ها همین است. مردم در هرجاى کشور هستند، به این شاخص توجه کنند آن کسانى که مرزشان با دشمن و دست‌‌نشاندگان دشمن مرز کم‏رنگى است، این‏ها براى ورود به مجلس اصلح نیستند. کسانى باید باشند که مرز روشنى با دشمن داشته باشند.» ‌ (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم‌ - 22/12/86 )

لازم به ذکر است که، همانطور که اشاره شد ویژگی های مزبور منحصر به انتخاب نماینده اصلح نبوده، بلکه رئیس جمهور اصلح نیز باید از این ویژگی ها برخوردار باشد. چه اینکه ما در این بررسی بدنبال شاخص های اصلح  بوده و ویژگی های مذکور نیز بخشی از آن شاخص ها، و مشترک در نماینده و رئیس جمهور اصلح است. بنابراین باید به این ویژگیها نیز توجه داشت.

3- «آن کسانى که به وسیله ‏ى شوراى نگهبان صلاحیت آن‏ها اعلام می ‏شود، معنایش این است که این از حداقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانى که اعلام می ‏شوند، افرادى هستند با صلاحیت هاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایین ‏تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه هاى انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دین‏دارى و آمادگى براى حضور در میدان‌هاى انقلاب؛  دردشناس‌ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب کنند. این‏ها فرصت‏هائى هست، بایستى مردم عزیز ما در همه جاى کشور... هوشیارانه، با بصیرتِ تمام تلاش کنند، پیدا کنند و با رأى خود مسجل کنند ... البته مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده‌‏هاى غیر عملى ملاک نیست. ... وعده‏‌هاى غیر عملى دادن، وعده‏‌هاى بزرگ دادن، این‏ها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ » ( بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم یزد- 12/10/86 )

4- «مردم باید با چشم باز در این صحنه ى مهم حاضر شوند و انشاءاللَّه خداى متعال کمک کند و دل هاى مردم را هدایت کند تا فرد با کفایت، شجاع، با اخلاص، داراى روح مردمى، شاداب و با نشاط، مؤمن به هدفها و ارزشهاى انقلاب، مؤمن به مردم، مؤمن به نیروى مردم و معتقد به حق مردم را انتخاب کنند.» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی – 1/1 84 )

5- «در پیدا کردن نامزد مورد نظر دقت کنید. به کسى گرایش پیدا کنید که به دین مردم، به انقلاب مردم، به دنیاى مردم، به معیشت مردم، به آینده‌ى مردم و به عزت مردم اهمیت مى‌دهد.» (بیانات مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره) - 14/3/84 )

6- «این‏که ما این همه روى تدیّن تکیه می‌کنیم، براى این است. عزیزان من! وابستگى از لاابالی‌گری دینى حاصل می‌شود. نه این‏که هرکس متدیّن نیست، وابسته است؛ نه. بالاخره انگیزه‌هاى گوناگونى وجود دارد. اما کسى که متدیّن است، یک مانع اضافه براى وابسته شدن دارد. این خیلى مهم است. شنیده‏ ام بعضى در حول و حوش مرحله اوّل انتخابات، گفته بودند «فلانى - شاید اسم ما را هم نیاورده بودند - یا برخى دیگر این قدر روى تدیّن تکیه می‌کنند، چه اهمیتى دارد؟ باید آدمهاى متخصّص به مجلس راه پیدا کنند. دکترها و مهندس ها به مجلس بروند و مملکت را اداره کنند!» این، اشتباه است. نه این‏که براى مجلس، متخصّص لازم نیست. چرا؛ براى مجلس، متخصّص لازم است. ولى ما امروز تخصّص کم نداریم. عرض من این است که: اى ملت ایران! بین همین مهندس‌ها و دکترها، میان همین متخصّص‌ها و کارشناس‌ها، بگردید متدیّن‌ها را انتخاب کنید! به صرف ادّعا، اکتفا نکنید. فردى را که می‌‏خواهید برگزینید، باید متدیّن باشد. متدیّن که شد، آن وقت انسان احساس خاطر جمعى می‌کند.»  (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌ - 28/1/75)

ایشان در این خصوص در جای دیگری نیز فرمودند:«...لکن رکن اصلى، تدین است؛ یعنى اعتقاد به اسلام و به اصول و پایه ‏هاى دینى و عامل بودن به این‏ها. این، اساس قضیه است. نماینده ‏اى که متدین باشد، شما خاطرتان جمع است که خیانت نخواهد کرد؛ کار خلاف نخواهد کرد؛ حتى کوتاهى و سستى نخواهد کرد. ... نماینده ‏ى متدین، مصالح انقلاب و کشور را بر مسائل شخصى یا گروهى، مقدم مى‏داند. تدین، این خصوصیات و این خواص مهم را دارد. اگر این شرط را بتوانید تأمین کنید و نماینده‏ ى متدین را إنشاء‌اللّه پیدا و انتخاب کنید، آن جهات بعدى قابل ‏تأمین ‏تر است.» (مصاحبه مقام معظم رهبری در پایان بازدید از نمایشگاه کتاب - 17/2/71 )

مقام معظم رهبری  علاوه بر ذکر ویژگی‌های فرد اصلح، در جایی نیز مردم را از انتخاب برخی از افراد نهی و به بیان ویژگی‌های این افراد پرداختند. ایشان در این باره فرمودند: « ملت ایران در انتخابهاى خود توجه کند؛ کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‌گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولت‌هاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‌المللى دست و پا کنند. اینها براى ملت ایران ارزشى ندارد. کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‌ى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزش‌هاى انقلابى‌شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى اینکه به فکر ادامه‌ راه امام و ارزش‌ها و اصول ترسیم شده‌ به وسیله‌ امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‌المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. این آگاهى براى ملت لازم است.»  (بیانات مقام معظم رهبر در دیدار مردم بیجار- 28/2/88)

8- علاوه بر ویژگی‌های مذکور، مقام معظم رهبری درباره انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم ریاست جمهوری نیز ویژگی‌هایی را برای رئیس جمهور مطلوب در نظر گرفته‌اند. ایشان در این باره در دیدار با مردم قم، فرمودند: «آن کسانى که وارد میدان می‌شوند، باید کسانى باشند که در خود توانائىِ کشیدن این بار را بیابند؛ صلاحیت‌هائى را هم که در قانون اساسى است و شوراى محترم نگهبان بر روى آنها تکیه خواهد کرد، در خودشان ملاحظه کنند و واقعاً وابسته و دلبسته‌ به نظام و قانون اساسى باشند؛ بخواهند قانون اساسى را اجرا کنند؛ چون رئیس جمهور سوگند میخورد که قانون اساسى را اجرا کند؛ قسم دروغ که نمیشود خورد.»  (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم قم - 19/10/91)

در تکمیل ویژگی های فوق، ایشان مولفه‌های دیگری را نیز برای انتخاب رئیس جمهور آینده  برشمرده‌اند: «آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. هر کسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیس‌جمهور امروز، چه رئیس‌جمهور فردا ــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همه‌ی ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم. آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، اینها را باید در خود تأمین کند؛ آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ که ممکن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور کند. یعنی ما در سلسله‌‌ی دولتهائی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترین‌های خودمان را بفرستیم؛ هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزش‌ها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این کشور را اداره کرد.» (بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی - 1/1/92)

همچنین رهبر انقلاب 7 اردیبهشت سال‌جاری به شرح نکاتی درباره انتخابات پیش رو پرداختند: «ما عرض کردیم سلائق مختلف و هر کسى که احساس میکند توانائى دارد، بیاید وسط میدان؛ توده‌ى مردم و جمعیت عظیمِ ده‌ها میلیونى ملت هم انشاءاللَّه وارد میدان خواهند شد؛ اما در محاسبه، آن کسانى که داوطلب میشوند، اشتباه نکنند؛ بدانند مدیریت اجرائى کشور یعنى چه. نه در ارزیابىِ نیازى که کشور به یک قدرت اجرائى دارد، اشتباه کنند، نه در ارزیابى توانِ خودشان اشتباه کنند. اگر چنانچه ارزیابى درستى انجام دادند، بیایند توى میدان؛ ملت هم نگاه میکند، انتخاب میکند ... نامزد انتخابات اولاً باید به خدا و به این انقلاب و به قانون اساسى و به این مردم ایمان و اعتقاد داشته باشد؛ ثانیاً داراى روحیه‌ى مقاوم باشد. این ملت اهداف بلندى دارد، کارهاى بزرگى دارد، تسلیم نیست، کسى نمیتواند با این ملت با زبان زور حرف بزند. کسانى که در رأس قوه‌ى اجرائى قرار میگیرند، باید کسانى باشند که در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند؛ این یکى از شرطهاى لازم است. ثالثاً انسانهاى با تدبیرى باشند، با حکمت باشند. ما در سیاست خارجى گفتیم «عزت و حکمت و مصلحت»؛ در اداره‌ى کشور هم همین جور است، در مسائل داخلى هم همین جور است، در اقتصاد هم همین جور است؛ باید با برنامه، با حکمت، با تدبیر، با نگاه بلندمدت و همه‌جانبه، با یک هندسه‌ى صحیح کارها را مشاهده کنند، نگاه کنند، وارد میدان شوند.

روزمرّه فکر کردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغییر سیاست‌هاى اقتصادى به طور دائم، مضر است - در همه‌ى بخشها، بخصوص در اقتصاد - تکیه کردن بر نظرات غیر کارشناسى، مضر است؛ اعتماد کردن به شیوه‌هاى تزریقىِ اقتصادهاى تحمیلى شرق و غرب، مضر است. سیاستهاى اقتصاد باید سیاستهاى «اقتصاد مقاومتى» باشد - یک اقتصاد مقاوم - باید اقتصادى باشد که در ساخت درونىِ خود مقاوم باشد، بتواند ایستادگى کند؛ با تغییرات گوناگون در این گوشه‌ى دنیا، آن گوشه‌ى دنیا متلاطم نشود؛ این چیزها لازم است. رئیس جمهورى که میخواهد این کشور بزرگ را اداره کند، این راه پرافتخار را به کمک مردم و براى مردم طى کند، باید اینچنین خصوصیاتى داشته باشد. رابعاً باید تهذیب اخلاقى داشته باشد؛ نپرداختن به حواشى. اینها چیزهاى لازمى است. بنده توصیه‌ام به همه‌ى دولتها همیشه همین بوده است. میدانید من از دولتها و از رؤساى جمهور در طول این سالهاى متمادى همواره حمایت کردم؛ توصیه هم کردم، در موارد متعدد و زیادى از آنها توضیح هم خواستم. تکیه این بوده است که براى مردم هزینه درست نکنند، مشکل درست نکنند، دغدغه‌آفرینى نکنند، مردم را دچار تشویش و نگرانى نکنند؛ البته وعده‌ى بیخود و بى‌مبنا هم ندهند، درِ باغ سبزهاى بى‌منطق هم باز نکنند؛ منطقى، معقول، منطبق با واقعیت و با توکل به خداى متعال حرکت را پیش ببرند»

مقام معظم رهبری در 16 اردیبهشت ماه درخصوص ویژگی های رییس جمهور اصلح می گویند:مدیریت عالى اجرائى در کشور، کار بزرگى است، کار مهمى است. یک کلمه حرف اثر میگذارد؛ یک اقدام کوچک یا بزرگ از سوى مجریان درجه‌ى یک کشور - رئیس جمهور، وزرا - اثر میگذارد؛ دستگاه اجرائى اینجور است. خدمت آنها، براى کشور تأثیرات عمیق دارد؛ خداى نکرده کوتاهى و تقصیر آنها، تأثیرات منفىِ زیادى دارد. اینها موجب میشود که من و شما که میخواهیم انتخاب کنیم، دقت کنیم.

تعهد را، تدین را، آمادگى را، توانائى‌ها را بسنجیم؛ طبق تشخیص عمل کنیم. اگر من و شما که میخواهیم رأى بدهیم، با نیت صادق و خالص و براى انجام وظیفه و براى آینده‌ى کشور وارد میدان شویم و بخواهیم تصمیم بگیریم، انشاءاللّه خداى متعال هم در این صورت دلهاى ما را هدایت خواهد کرد. خداى متعال دلها را انشاءاللّه هدایت میکند، به شرط این که آحاد مردم حقیقتاً درصدد این باشند که وظیفه‌شان را انجام دهند. بارها گفته شده است که انتخابات، هم حق مردم است، هم وظیفه‌ى مردم است؛ هم باید حق را استنقاذ کنیم، هم باید وظیفه را بخوبى انجام دهیم. این انتخابات، یک چنین حالتى دارد.

کسانى هم که میخواهند صلاحیتها را ملاحظه کنند و بر اساس آن تصمیم‌گیرى کنند، همه چیز را در کنار هم باید ببینند. رئیس جمهور، هم باید کارى باشد، هم باید مردمى باشد، هم باید مقاوم باشد، هم باید ارزشى باشد، هم باید باتدبیر باشد، هم باید پابند به قوانین و مقررات باشد - مجرى قانون است - هم باید درد مردم را احساس کند، هم باید طبقات مختلف مردم را ببیند؛ اینها خصوصیاتى است که در انتخاب آن کسى که ما میخواهیم کلید اجرائى کشور را به او بسپریم، نقش دارد. ما مردم در این زمینه تصمیم‌گیریم. هیچ کس هم نگوید که رأى من یک نفر چه اثرى دارد. میلیونها از همین یک نفرها تشکیل میشود. همه احساس وظیفه کنند و انشاءاللّه وارد میدان شوند. به توفیق پروردگار، همین جور هم خواهد شد. مسلّماً امنیت کشور، مصونیت کشور، پیشرفت کشور، با حضور همگانى و حداکثرى مردم افزایش پیدا خواهد کرد و این کشور به توفیق الهى خواهد توانست یک گام دیگر به سمت اهداف والاى انقلاب اسلامى پیش برود.

همچنین رهبر معظم انقلاب طی سخنانی در دیدار با اقشار مختلف مردم در تاریخ 25 اردیبهشت ماه فرمودند: اما اجمالاً معیار اصلى این است که کسانى سر کار بیایند که همتشان بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدفهاى انقلاب باشد. آنچه ما در این سالهاى طولانى از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدف‌هاى انقلاب بوده است؛ هر جائى که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدفهاى انقلاب اسلامى و هدفهاى اسلامى بوده است. کسانى سر کار بیایند که مصداق: «انّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»(8) باشند؛ اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند

همچنین رهبر معظم انقلاب طی سخنانی در مراسم رحلت حضرت امام (ره) تصریح کردند: آن کسانى که امروز با مردم حرف میزنند، آنچه که توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتیاج دارند، آن را با مردم در میان بگذارند؛ قول بدهند با عقل و درایت عمل خواهند کرد؛ اگر برنامه‌اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه کنند؛ قول بدهند که با پشتکار و ثبات قدم در این میدان پیش خواهند رفت؛ قول بدهند که از همه‌ى ظرفیت‌هاى قانون اساسى براى اجراى وظیفه‌ى بزرگِ خودشان استفاده خواهند کرد؛ قول بدهند که به مدیریت اوضاع کشور خواهند پرداخت؛ قول بدهند که به مسئله‌ى اقتصاد - که امروز میدان چالش تحمیلى بر ملت ایران از سوى بیگانگان است - بخوبى خواهند پرداخت؛ قول بدهند حاشیه‌سازى نمیکنند؛ قول بدهند دست کسان و اطرافیان خود را باز نخواهند گذاشت؛ قول بدهند که به منافع بیگانگان، به بهانه‌هاى گوناگون، بیش از منافع ملت ایران اهمیت نخواهند داد. بعضى با این تحلیل غلط که به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان کم کنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح میدهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است که شما هستید، ناشى از این است که جمهورى اسلامى هست، ناشى از این است که امام در اذهان مردم و در برنامه‌هاى این کشور زنده است، ناشى از این است که روز 14 خرداد - روز رحلت امام - مردم در سرتاسر کشور به جوش و خروش مى‌آیند؛ عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملى علاج و جبران کرد.

ج - توجه به وظیفه یا نتیجه؟

رهبر معظم انقلاب در تاکید بر لزوم ادای تکلیف نه نتیجه گرایی فرموده اند:

« مردم هم نگاه کنند و اصلح را انتخاب کنند. ... شما تلاش خود را بکنید؛ مشورت خود را بکنید؛ از کسانى که فکر مى‌کنید مى‌توانند شما را راهنمایى کنند، راهنمایى بخواهید؛ به هر نتیجه‌اى که رسیدید، عمل کنید و رأى بدهید؛ اجر شما را خداى متعال خواهد داد. ما مأموریم که به آنچه مى‌فهمیم و به آنچه تکلیف الهى تشخیص مى‌دهیم، عمل کنیم؛ مطابق با واقع شد یا نشد، اجر ما محفوظ است. اجر کسى که عامل به تکلیف است، پیش خداى متعال محفوظ است.» ( بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا - 3/3/84)

د - شیوه انتخاب اصلح

در خصوص شیوه کشف و انتخاب فرد اصلح نیز مقام معظم رهبری نکته ها و شیوه هایی را بیان نمودند. توجه به این نکته ها می تواند ما را در چگونگی  کشف فرد اصلح راهنمایی نماید. ایشان در این باره فرمودند:

«این را من قبلًا هم گفتم، حالا هم تکرار می کنم، بگردید؛ از خدا هم کمک بخواهید، از آدم‏هاى مطلع و امین و با صداقت کمک بخواهید.» ‌( بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم‌ - 22/12/86 )

ایشان در این زمینه در بیان دیگری فرمودند: «باید خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید. ... البته این روزها با این وسائل عجیبِ رسانه‌ایِ کنونی ــ‌ این پیامکها و امثال این‌ها ــ متأسفانه حرفهای گوناگون، نسبتهای گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد. گاهی ممکن است یک نفر هزاران پیامک بفرستد. برای من گزارش دادند که ممکن است در ایام انتخابات، روزی چند صد میلیون پیامک رد و بدل شود. مراقب باشید، تحت تأثیر این چیزها قرار نگیرید؛ نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید. البته هر کسی و یا فعالان سیاسی میتوانند دیگران را هم با نظر خودشان همرأی کنند ــ این اشکالی ندارد ــ اما از حقیر کسی چیزی در این زمینه نخواهد شنید. در عین حال مردم میتوانند به همدیگر بگویند، سفارش کنند، تأکید کنند، توصیه کنند، یکدیگر را توجیه کنند و به هم کمک کنند برای شناخت اصلح.»  ( بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی - 1/1/92)

حال به عنایت به رهنمودها و بیانات مقام معظم رهبری در خصوص انتخاب فرد اصلح و ویژگی های آن ، امیدواریم که بتوانیم با عمل به رهنمودهای ایشان و با استعانت از خدای متعال و عنایت حضرت ولی عصر(عج) ،در تشخیص فرد اصلح، درست عمل کنیم.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 20 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تبیان، در اولین روز ماه شعبان روایاتی در فضیلت این ماه تقدیم خوانندگان محترم می گردد:

امام صادق (ع) فرمود: هر كه سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت براي او واجب گردد و رسول خدا در روز قيامت شفيعش خواهد بود.

در ماه شعبان امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مي‏كرد و مي‏فرمود: «ياران من! مي ‏دانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است كه رسول خدا(ص) مي‏فرمود: شعبان ماه من است، پس در آن روزه بگيريد به خاطر محبت و دوستي پيامبرتان و براي تقرب به پروردگارتان، به همان خدايي كه جان علي بن الحسين در دست اوست از پدرم حسين بن علي(ع) شنيدم كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام مي‏فرمود: هر كه به خاطر محبت پيامبر و براي تقرب به خداي عزوجل ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را دوست خواهد داشت و به كرامتش در روز رستاخيز نزديك خواهد كرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانيد.»

رسول خدا(ص) در روايت مفصلي درباره اين دو ماه مي‏فرمايد: «شعبان ماه من است و رمضان ماه خداي عزوجل. پس هر كه ماه مرا روزه بدارد، در روز قيامت شفيعش خواهم بود و هر كه ماه خدا را روزه بدارد خداوند در قبرش وحشتش را از بين مي‏برد و او را مأنوس مي ‏سازد و تنهائيش را مي‏زدايد و هرگاه از قبرش خارج شود با روي سفيد و در حالي باشد كه در دست راستش كتابش را گرفته و جاودانگي را در دست چپش و مي‏ آيد تا در برابر خداي عزوجل قرار گيرد پس خداوند به او مي‏فرمايد: بنده ‏ام! پاسخ مي‏دهد: لبيك يا مولاي من! خداوند مي‏فرمايد: به خاطر من روزه گرفتي؟ عرض مي‏كند: آري مولاي من، پس خداوند تبارك و تعالي مي‏فرمايد: : (اي فرشتگانم) دست بنده ‏ام را بگيريد و او را نزد پيامبرم بياوريد. پس او را به حضور رسول خدا مي‏ رسانند. پس من به او مي‏گويم: ماه مرا روزه گرفتي؟ (شايد مقصود جزئي از ماه شعبان باشد نه همه‏اش) مي‏گويد: آري! پس من به او مي‏گويم: من امروز شفاعتت مي‏كنم. سپس خداي عزوجل مي‏فرمايد: اما من از حقوق خودم به خاطر بنده ‏ام گذشتم و اما حقوق ديگر بندگانم كه بر گردن او هست، هر كه از او بگذرد و عفوش كند، من آنقدر تعويضش مي‏كنم تا راضي گردد.

رسول خدا(ص) فرمود: پس من دست او را مي‏گيرم تا اينكه او را به صراط مي‏رسانم، پس آن را صاف و لغزنده مي‏يابم كه گامهاي خطاكاران بر آن ثابت نشود و بلغزد، پس من دست او را مي‏گيرم، فرشته موكل به صراط مي‏گويد: اي رسول خدا، اين كيست؟ مي‏گويم: اين فلان است (اسمش را مي‏آورم) او در ماه من (شعبان) به خاطر دريافت شفاعتم، روزه گرفته و ماه خدا (رمضان) را به خاطر وعده الهي روزه گرفته، پس درِ بهشت را براي او مي‏گشايم و رضوان (فرشته بهشت) مي‏گويد كه در آن روز به ما امر مي‏شود كه در بهشت را بر امتت بگشائيم.

سپس اميرالمؤمنين(ع) فرمود: ماه رسول خدا را روزه بداريد تا در روز رستاخيز شفيعتان باشد و ماه خدا را روزه بگيريد تا از رحيق مختوم (شراب گواراي بهشتي) بياشاميد و هر كه ماه شعبان را به ماه رمضان بپيوندد، براي او پاداش دو ماه پي در پي نوشته شود.

ابوالصلت هروي گويد: در آخرين جمعه از ماه شعبان خدمت امام هشتم عليه السلام مشرف شدم. حضرت فرمود: اي اباالصلت! ماه شعبان بيشترش گذشت و اينك جمعه آخرش فرا رسيده پس تلافي كن در اين چند روز آخر، آنچه از تقصيرهايت در اين ماه گذشته است و روآور به آنچه براي تو سودمند است و بسيار دعا كن و از خدا طلب آمرزش گناهانت نما و قرآن را بسيار تلاوت كن و از گناهانت توبه كن تا چون ماه مبارك رمضان فرا رسد خود را براي خدا خالص و آماده گردانيده باشي و امانت كسي را در گردن خود نگذار جز آنكه آن را ادا كني و كينه مؤمني را در دل قرار نده جز آنكه بيرونش كني و تقواي الهي داشته باش و بر او در پنهان و آشكار توكل كن زيرا هر كه بر خدا توكل كند، خدا او را بس است و در بقيه اين ماه بسيار خدا را بخوان. و اما در فضيلت ماه رمضان آنقدر روايت از معصومين(ع) رسيده است كه كتاب‏ها براي نوشتن لازم است، همين بس كه در اين ماه خدا، درهاي بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته مي‏‌شود و پاداش كارهاي خير مضاعف و دو برابر مي‏گردد؛ پس بايد بسيار تلاش كرد كه خداي نخواسته درهاي جهنم بر رويمان باز نشود. ضمنا بدين مناسبت خطبه رسول اكرم در آخر ماه شعبان را حتما مطالعه كنيد (اين خطبه شريفه در بسياري از كتاب‏ها و همچنين مفاتيح نقل شده است).

فرا رسيدن اين ماه پر فضيلت را به عموم مسلمين بويژه ملت متهجد و خداجوي ايران اسلامي تبريك و تهنيت عرض مي‏كنيم و اميدواريم خداوند توفيق عبادت بيشتر و قرائت قرآن و اعمال خير و اطعام مؤمنين را به ما در اين ماه مبارك عطا فرمايد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 20 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 به نقل از فارس، با توجه به اهمیت انتخابات ریاست جمهوری و ضرورت پاسخ‌گویی به سؤالات اندیشه‌ای‌ و دینی پیرامون آن، مجموعه‌ای سلسله‌وار از پرسش‌ها و پاسخ‌ها در این رابطه منتشر می‌شود.

یکی از سؤالات مربوطه این است که «چرا تنها عده‌ای برای نامزدی ریاست جمهوری تأیید صلاحیت می‌شوند ولی عده‌ زیاد دیگر رد صلاحیت می‌شوند. آیا این تبعیض و بی‎عدالتی نیست؟ آیا این تقسیم شهروندان به خوب و بد و... نیست؟»

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم، در یادداشتی این مسأله را بررسی کرده است. 

نقش و جایگاه مردم در روند شکل‌گیری نظام‎های سیاسی و سپس چگونگی تأثیر و حق آنان نسبت به تعیین سرنوشت خود در دورن نظام، هموراه یکی از مهم‎ترین بحث‎ها و مناقاشات سیاسی در حوزه سیاست و حکومت بوده است. هر مکتبی بنا به وضعیت ساختاری و اهداف بنیادی‎اش تعریف خاصی از چگونگی ساختار حکومتی خود و نقش و تأثیر مردم در آن ارایه می‎دهد.

روی سخن فعلاً متوجه مکتب اسلام و نظام سیاسی اسلامی است.

در این مکتب، رضایت و خواست عمومی در روند شکل‎گیری حکومت اسلامی بسیار مورد توجه و تأثیرگذار است و لذا از صدر اسلام تاکنون از هیچ حکومت اسلامی یا رهبری سیاسی دینی نمی‎توان سراغ گرفت که بدون خواست و تمایل آزادانه مردم در جامعه تحقق یافته باشد.

این مسئله حتی در خصوص نبی مکرم اسلام که نخستین نظام حکومتی اسلامی را در مدینه بنیاد نهاد و همچنین دیگر پیشوایان معصوم پس از ایشان نیز استثنا بردار نبوده است.

زیرا که به گواه تاریخ هیچ معصومی حاکمیت سیاسی خویش را در جامعه به صورت اجبار و تحمیل بر مردم مستقر نساخت همچنان که دوران کوتاه حاکمیت سیاسی سه تن از پیشوایان معصوم، پس از کسب مقبولیت عمومی و ابراز تمایل عملی آنان به تأسیس یک نظام اسلامی صورت گرفت.

از سوی دیگر با توجه به آن که نظام اسلامی دارای اصول و اهدافی معین نسبت به سرنوشت فرد و جامعه است، می‎توانیم بگوییم حضور و تأثیر بیشتر مردم در روند شکل‎گیری یا استمرار نظام مزبور نشان از مقبولیت بیشتر آن نظام در میان مردم و تمایلات عمیق‎تر آنان در پای‎بندی به اصول و اهداف مورد نظر آن نظام خواهد بود.

منظور از بیان این مقدمات توجه دادن برخی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی به این نتیجه منطقی است که خواست عمومی مردم مسلمان ایران به تأسیس این نظام در حقیقت ناشی از اعتقاد قلبی به اصول و اهداف عالیه مورد نظر نظام سیاسی اسلام و ابراز تمایل آنان به اجرای مجموعه احکام الهی و حاکم سازی دین بر سرنوشت خویش بوده است در این صورت چنانچه اقلیتی معترض به حاکمیت احکام دین در جامعه اسلامی ایران باشند این اعتراض در حقیقت مخالفت با خواست مردم مسلمان و معتقدی است که خود آزادانه به استقرار نظام اسلامی در ایران رأی داده و حاکمیت الهی را بر سرنوشت خویش پذیرفته‎اند.

عدم توجه این اقلیت مخالف نسبت به مفهوم واقعی حکومت اسلامی و بالتبع گرایش‎ها و تمایلات قلبی مردم مسلمان ایران همواره یکی از اساسی‎ترین وجوه مخالفت با نظام اسلامی از بدو پیروزی آن تاکنون بوده است.

این گروه که هیچ‌گاه نخواسته‎اند تمایز روشن میان یک فرهنگ دینی با غیر دینی را بپذیرند و یا به لوازم حاکمیت دین در جامعه اسلامی ایران پای‎بند بمانند با پیش کشیدن اصطلاحاتی چند منظوره نظیر آزادی، برابری، دموکراسی و... تلاش نموده‎اند تا با همان برداشت غرب‎گرایانه از واژه‎های مزبور عملکرد نظام اسلامی را نقادی نمایند لذا مدعی هستند که.[1] «چه دلیلی دارد «الف» برای نامزدی ریاست جمهوری و یا نمایندگی تأیید صلاحیت شود ولی (ب) رد صلاحیت شود. آیا این تبعیض و بی‎عدالتی سیاسی نیست؟ آیا این تقسیم شهروندان به خوب و بد و... نیست؟... اصلاً چه کسی و کسانی حق دارند که شرایط مخصوص برای ریاست جمهوری و نمایندگی... تعیین نمایند؟...»[2]

در مجموع باید گفت انتخاب کارگزاران و مسئولان یکی از مهم‎ترین و سرنوشت‎سازترین مراحل اجرایی در یک نظام سیاسی است زیرا کارگزاران و مدیران اجتماعی بازوان اجرایی حکومت و عاملان اجرای قانون در جامعه‎اند.

شایستگی، توانمندی و سلامت رفتاری آنان مهم‎ترین عامل سامان‎دهی صحیح امور اجتماعی است از این رو مکاتب و فرهنگ‎های مختلف از واگذاری مسئولیت‎ها به افراد، همواره بر رعایت اهلیت و صلاحیت تأکید داشته‎اند به طوری که امروزه در بسیاری از جوامع غربی نیز به آن توجه خاص نموده و برخی برای پذیرش نمایندگی افراد، ارایه تأییدیه از سوی 50 تن از شهروندان صاحب نام را به عنوان شرط ثبت نام تعیین نموده‌‎اند.

در منطق قرآن کریم مناصب و مسئولیت‎های حکومتی امانتهایی هستند که لازم است به اهل آن واگذار شوند.[3]

منظور از اهلیت در دین اسلام برخورداری فرد از تخصص همراه با تعهد به صورت توأمان است.

یعنی فرد مسئول می‎بایست علاوه بر آن که از تخصص و توانایی‎های لازم برخوردار باشد، در انجام مسئولیت‎های محوله خود را موظف به حفظ حدود و مقررات دینی نیز بداند.

در روایتی از رسول گرامی اسلام ضمن تبیین شرایط لازم در مدیریت، با صراحت از تعهد همراه با تخصص یاد شده است.

شرایط ایشان برای فردی که قرار است مسئولیت امور اجتماعی را بر عهده گیرد چنین است:

1. پارسایی که او را از معصیت باز دارد.

2. بردباری که بتواند با آن خشمش را کنترل نماید.

3. مدیریت نیکو بر مجموعه تحت مدیریتش داشته باشد تا برای آنان همچون پدری مهربان باشد.[4]

 

روزی ابوذر، صحابی بزرگ و وفادار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از ایشان درخواست کرد تا منصبی به وی واگذارد. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ ضمن دلجویی از او فرمود: ای ابوذر! تو را دوست می‎دارم و هر آنچه برای خود می‎پسندم برای تو نیز می‎خواهم لکن من تو را در مدیریت ضعیف می‎بینم پس هیچ گاه مسئولیت و حکومت حتی دو نفر را نیز قبول نکن.[5]

خودداری رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از واگذاری مسئولیت به شخصیتی همچون ابوذر که بارها از جانب ایشان به بهترین خصال ستوده شده بود، نشان از اهتمام جدی ایشان نسبت به شرط اهلیت و صلاحیت در گزینش افراد برای مناصب حکومتی است.

(بنابراین، تایید یا عدم تایید صلاحیت‌ها در راستای عدالت اجتماعی و پرهیز از ظلم اجتماعی است.)

پاورقی

[1] . ابوالفضل فراهانی، آزادی سیاسی، نسیم صبا، شماره 304 و 307.

[2] . همان، شماره 304، ص 7.

[3] . سوره نساء، آیة 58، علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جامعة 4، ص 378، 385.

[4] . اصول کافی، جامعة 1، ص 407.

[5] . بحارالانوار، جامعة 72، ص 342.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 
به گزارش مشرق، غلامعلی حدادعادل کاندیدای این دوره از انتخابات ریاست جمهوری و عضو ائتلاف سه گانه اصولگرایان از ادامه حضور در انتخابات ریاست جمهوری انصراف داد.

متن نامه انصراف حدادعادل به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

در روزهای حساس و سرنوشت ساز یازدهمین دوره­ انتخابات ریاست جمهوری توجه شما مردم عزیز را به نکات زیر جلب می­کنم:

1- اینجانب که از سال 1341 با کاروان نهضت امام خمینی(ره) همراه بوده و از بهمن 1357 تا کنون در صحنه­های انقلاب و مسئولیتهای مهم و سنگین اجرایی و قانونگزاری حضور داشته­ام ، روش و بینش «اصول­گرایی» را در عرصه­ سیاست با تعالیم اسلام و قرآن و آرمانهای امام راحل و اهداف انقلاب اسلامی و منافع و مصالح کشور منطبق و موافق می­دانم و خود را اصول­گرا می­ شناسم و به این صفت افتخار می ­کنم.

2- پیروزی اصول­گرایان را در انتخابات ریاست جمهوری هدف اصلی خود می­دانم و معتقدم با استمرار اصول­گرایان حقیقی می­توان آرامش و امنیت و عقلانیت را که لازمه­ ایجاد حماسه­ سیاسی و حماسه­ اقتصادی است بر کشور حاکم کرد و بر این اساس خود را موظف می­دانم از هر اقدامی که با واسطه یا بی­واسطه به شکست اصول­گرایی در این انتخابات منجر شود پرهیز کنم.

3- شرکت اینجانب در ائتلافی که به«ائتلاف سه­گانه» یا «ائتلاف پیشرفت» موسوم شد دقیقاٌ برای آن بود که نامزدهای اصول­گرا در رقابت با یکدیگر سبب شکست اصول­گرایان نشوند. ما با هم برای تلاش در راه پیروزی اصول­گرایان عهد و پیمان بسته ­بودیم و من دقیقاً بر آن عهد و پیمان استوار مانده­ ام.

4- با نزدیک شدن به ایام ثبت نام نامزدها و حوادثی که در آخرین ساعت روز آخر ثبت نام روی داد و نگرانی­هایی از باب تکرار حوادث تلخ سالهای گذشته به­ویژه فتنه­ی سال 88 را پدید آورد لازم دیدیم منتظر مشخص شدن آرایش سیاسی نامزدها بمانیم و پس از آن به مصلحت دیدیم که با شرکت در تبلیغات انتخاباتی و خصوصا با استفاده از فرصت های صدا و سیما و مناظره­ها، دیدگاهها و برنامه­ های خود را به اطلاع ملت برسانیم. اینجانب تصمیم گرفتم مواضع خود را در مناظره­ها و برنامه­های صداو سیما به روشنی و صراحت اعلام نمایم و حتی در این مناظره ­ها از بیان نقد نسبت به مواضع بعضی از نامزدهای اصول­گرا نیز دریغ نورزم.

5- اینجانب در سخنان خود در چند ماه گذشته و به­ ویژه در هفته­­ های اخیر ضمن تأکید مکرر بر اینکه مشکل عمده ­ی امروز مردم مشکل اقتصادی است و وظیفه­ی اول دولت آینده حل این مشکل می­باشد، همواره کوشیدم تا از دادن وعده ­های فریبنده و غیر عملی که تنها به قصد جلب رای مردم داده می­ شود خود داری کنم. سعی کردم از سیاه نمایی و نادیده گرفتن دستاوردهای انقلاب و خدمات دولتها بپرهیزم و موجب یأس و ناامیدی مردم نشوم. کوشیدم تا سخنی بر خلاف مصالح کشور و امنیت ملی بر زبان نیاورم و دل دشمنان انقلاب را شاد نکنم. تلاش کردم آرمانهای امام راحل(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را که از دل و جان به آنها اعتقاد دارم فراموش نکنم. امیدوارم در آنچه گفته­ام توانسته باشم رضای خداوند و رضایت مردم را جلب کرده باشم.

6- اکنون بر پایه­ ی این مقدمات، امروز دوشنبه 20 خردادماه 1392 با در نظر گرفتن واقعیتهای پیش رو در صحنه ­ی انتخابات و با توجه به نیت و انگیزه­ای که از آغاز حضور در ائتلاف داشته­ ام به عهد خود وفا می­ کنم و انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران اعلام می­نمایم تا به سهم خود به پیروزی اصول­گرایی در این انتخابات کمک کرده­ باشم. امیدوارم سایر نامزدهای اصول­گرا نیز در این لحظه­ ی خطیر و حساس به وظیفه ­ی خود عمل کنند برادرانه و مشفقانه توصیه می­کنم مردم عزیز با تصمیم درست خویش کاری کنند که یا اصول­گرایان در مرحله­ اول انتخابات پیروز شوند و یا چنان شود که در صورت کشیده شدن انتخابات به مرحله­­ ی دوم، رقابت میان دو اصول­گرا باشد.

7- با انصراف خود از مردم عزیز می­خواهم معیارهای مورد نظر رهبری معظم انقلاب را در رای دادن به نامزدها دقیقا رعایت کنند و به کسانی رأی دهند که به مبانی جمهوری اسلامی معتقد بوده و شجاع و بانشاط و توانمند باشند و از گفتمان انقلاب اسلامی و ارزش های مورد نظر امام و رهبری حمایت کنند و پاسدار خون شهیدان و فداکاریهای ایثارگران عزیز و خانواده­ معظم شهدا باشند تا درخشش انقلاب اسلامی در فضای ظالمانه و ظلمانی نظام سلطه­ ی جهانی روز به روز افزونتر گردد.

8- وظیفه­ی خود می­دانم از عموم برادران و خواهرانی که در سراسر کشور در ستادهای انتخاباتی اینجانب صمیمانه و صادقانه تلاش کرده­اند و یا در اجرای برنامه­های صدا و سیما مرا یاری نموده­اند سپاسگزاری کنم. از اینکه نمی­توانم با هیچ زبان و قلمی از عهده­ی شکر محبتهای آنان برایم از همگان پوزش می­خواهم.

9- وظیفه دارم از شورای محترم نگهبان که اینجانب را واجد صلاحیت نامزدی انتخابات ریاست جمهوری تشخیص داده­اند تشکر کنم. همچنین موظفم ازصدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که فضای مناسبی برای بیان دیدگاهها و برنامه­های نامزدها بوجود آورده سپاسگزاری نمایم. از عموم نمایندگان رسانه­ها، چه رسانه­های مکتوب و چه رسانه­های مجازی که در ایام انتخابات با انتشار اخبار مربوط به این جانب اطلاع رسانی مفید و سازنده­ کرده­اند نیز تشکر می­کنم.

10- امیدوارم ملت مسلمان و با بصیرت و شجاع و انقلابی ایران با حضور پرشور و باشکوه در انتخابات جمعه 24 خردادماه 1392 حماسه­ی سیاسی ایجاد کنند و با برگزاری یک «انتخابات خوب » به یک «انتخاب خوب» دست یابند و زمینه را برای خلق «حماسه اقتصادی» با مدیریت دولت آینده و وحدت و همت ملت فراهم سازند. امیدوارم حاصل همه­ی تلاشها و نتیجه­ی انتخاب همگان به خیر و صلاح کشور باشد و مایه­ عزت و ارجمندی بیشتر ملت ایران و تضمین کننده­ی دوام و بقای استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی گردد.

والعاقبه للمتقین
غلامعلی حداد عادل

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 19 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، انتخابات در جمهوری اسلامی فقط اثرات و بعد داخلی ندارد و جدا از رقابت‌ سیاسی بین افراد و گروه‌ها دارای ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی هم هست. رهبر انقلاب اسلامی در كوران رقابت‌های انتخاباتی مجلس نهم، خطاب به مردم ایران تاكید كردند كه "من مطمئنم كه اين انتخابات براى ملتهاى ديگر هم يك نشانه‌اى است...كشورهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند اين پيشكسوت انتخاباتى و انقلابى چه كار خواهد كرد."۹۰/۱۰/۱۹

فارغ از نتیجه انتخابات، نحوه برگزاری آن نیز برای ملت‌های منطقه مهم است و می‌تواند ارائه دهنده الگویی متفاوت با دیگر انتخابات‌های دنیا باشد. در این الگو یكی از ابزارهای اساسی تبلیغ، استفاده از رسانه ملی برای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سه فایده حضور نامزدها در رسانه ملی را اینگونه می‌دانند:

جلوگیری از اسراف در تبلیغات

«يكى از كارهايى كه بنده - چه در تبليغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياست جمهورى - هميشه نگران آن هستم، اين است. نه خودشان تبليغات پُرخرج كنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضى افراد ممكن است بگويند به ما ربطى ندارد؛ اين كار پُرخرج را ديگران مى‌كنند. شما بگوييد نكنند. خوشبختانه آن‌گونه كه اطّلاع پيدا كردم، ساعت‌هاى فراوانى براى نامزدها وقت گذاشته‌اند كه از طريق تلويزيون و راديو با مردم حرف بزنند... خيلى خوب؛ اين بهترين تبليغات است. راديو و تلويزيون همه‌جا وجود دارد؛ چه نيازى هست كه براى تبليغات گوناگونِ رنگينى كه بعضى جاها مى‌كنند، پول زيادى مصرف شود كه احياناً بعضى افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را كنند و مجبور باشند از كسانى بگيرند و خداى نكرده وام‌دار شوند؟» ۸۰/۰۲/۲۸
 
واقعی بودن رقابت‌ها

«اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‌ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‌اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‌ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت...» ۸۸/۰۳/۲۹

استفاده از رسانه ملی به‌طور مساوی حتی برای چهره‌های گمنام

«در كجاى دنيا به نامزدهاى گوناگون، از آن چهره‌هاى معروف تا چهره‌هاى گمنام، اجازه داده ميشود كه به طور مساوى از رسانه‌هاى ملى و دولتى كشور استفاده كنند؟ كجاى دنيا چنين چيزى هست؟ در آمريكا هست؟ در كشورهاى سرمايه‌دارى هست؟ در كشورهاى سرمايه‌دارى اگر چنانچه عضو اين دو حزب يا سه حزب بودند و پشتيبانى سرمايه‌دارها و كارخانه‌دارها و پولدارها و مافياهاى ثروت و قدرت را با خودشان داشتند، ميتوانند تبليغات كنند؛ اما اگر نداشتند، اصلاً نميتوانند  تبليغات كنند. هر كسى كه انتخابات آمريكا را دنبال كرده باشد - بنده دنبال كرده‌ام - اين را تصديق ميكند. افرادى بوده‌اند كه مورد حمايت صهيونيستها نبوده‌اند، مورد حمايت شبكه‌ى سرمايه‌دارىِ خونخوارِ بين‌المللى نبوده‌اند، هر كارى كردند، نتوانستند وارد ميدان انتخابات شوند؛ نه رسانه‌اى در اختيار آنها بوده، نه تلويزيونى در اختيار آنها بوده؛ براى هر ثانيه بايد چقدرها خرج كنند. در كشور ما نامزدهاى نمايندگى به طور مساوى و برابر، بدون خرج كردن يك ريال، مى‌نشينند آنجا، ساعتهاى متمادى، با برنامه‌هاى گوناگون، با مردم حرف ميزنند؛ كجا چنين چيزى در دنيا وجود دارد؟» ۹۲/۰۳/۱۴

شفاف شدن مواضع و آزادی بیان، قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد

«در اين مناظره‌ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‌ها بدون ابهام، بدون پيچيده‌گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‌هايشان چيست، پابندى‌هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‌آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‌ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود ... بنده هم مثل بقيه‌ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‌ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم.» ۸۸/۰۳/۲۹

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 19 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

لاریجانی درباره سرنوشت مذاکرات با سولانا می‎گوید: «ما با آقاي سولانا داشتيم مذاکره مي‌کرديم که حادثه حمله اسرائيل به لبنان رخ داد. آنجا کسينجر مقاله‌اي نوشت که در همين شلوغي يک قطعنامه عليه ايران بدهيم. آنها مذاکرات را قطع کردند و ظرف 48 ساعت قطعنامه صادر کردند. آقاي سولانا به من زنگ زد و گفت، «متأسفم که خرابکاران کار خودشان را کردند.» بنابراين مسأله هسته‌اي نبود، عامل بيروني بود.»

 به نقل از خبرنامه دانشجویان، محسن رضایی در مناظره سوم با ضعیف خواندن دیپلماسی جلیلی به مذاکرات سولانا با لاریجانی و توافق بر سر 2700 سانتریفیوژ اشاره کرد که سعید جلیلی نتوانست آن را تثبیت کند و جلیلی با بی اطلاع خواندن رضایی گفت: «این قرارداد بصورت یک طرفه از سوی سولانا باطل شد» که در این میان ولایتی وارد ماجرا شد و گفت:«حرف رضایی را تایید می کنم» اما علی لاریجانی خود در این رابطه موضع جلیلی را تایید می کند.

جلیلی در نقد به رضایی گفت: بین حق و باطل راه رفتن معنی اش دوری از افراط و تفریط نیست. اینکه این کار را کنیم، نشاندهنده دوری از افراط و تفریط نیست. اطلاعاتی هم که آقای رضایی فرمودند مبنایش درست نیست. زمان لاریجانی معاونش با سولانا به توافق رسیدند اما سولانا زد زیرش و قبول نکرد

اما در این میان ولایتی گفت: «تایید میکنم صحبت آقای رضایی را. لاریجانی در مذاکرات با سولانا به جای خوبی رسیدند. همین تعداد سانتریفیوژ را توافق کردند. اما درست همزمان با اینکه لاریجانی با سولانا مذاکره می کرد یکی از مقامات بلندپایه اجرایی ما در نمازجمعه گفت ما مذاکره نمیکنیم. آقای سولانا آن تلکس را نشانداد و کارشکنی در کار آقای لاریجانی صورت گرفت. دشمن زمانی که تناقض در بین مسئولان  ما می بیند، اینگونه می شود. آنها به توافق رسیدند و میشد هسته ای را حل کرد ولی یک فردی حرف دیگری زد و آن خراب شد. مشابه آن برای خودم هم اتفاق افتاده است.

جلیلی در آخر گفت صحبت ولایتی درست نیست و این صحبت را علی لاریجانی تایید کرد تا هم رضایی و هم ولایتی بفهمند که از مذاکرات و شرایط آن نه تحلیل درستی دارند و اطلاعات دقیق!.

 

ولایتی می گوید: «درست همزمان با اینکه لاریجانی با سولانا مذاکره می کرد یکی از مقامات بلندپایه اجرایی ما در نمازجمعه گفت ما مذاکره نمیکنیم. آقای سولانا آن تلکس را نشانداد و کارشکنی در کار آقای لاریجانی صورت گرفت» اما علی لاریجانی خود در این مورد در جمع خبرنگاران عامل بیرونی را دلیل بر قطع مذاکرات دانست و گفته است:«ما با آقاي سولانا داشتيم مذاکره مي‌کرديم که حادثه حمله اسرائيل به لبنان رخ داد. آنجا کسينجر مقاله‌اي نوشت که در همين شلوغي يک قطعنامه عليه ايران بدهيم. آنها مذاکرات را قطع کردند و ظرف 48 ساعت قطعنامه صادر کردند. آقاي سولانا به من زنگ زد و گفت، «متأسفم که خرابکاران کار خودشان را کردند.» بنابراين مسأله هسته‌اي نبود، عامل بيروني بود.»

اشتباهات استراتژیک ولایتی در این مناظره چه در رفتار و چه در نقل قول ها و اطلاعات تاریخی چنان بی بی سی فارسی را به وجد آورد که این رسانه وابسته به انگلیس اعلام کند برنده مناظره بداند چراکه «ولایتی نشان داد کارشکنی های داخلی مذاکرات را بی نتیجه کرده و غربی ها  مقصر نیستند!»

واقعیت ماجرای به هم خوردن توافق سولانا - لاریجانی از زبان لاریجانی

پيش از اين علي لاريجاني دست کم در 2 مصاحبه به موضوع به هم خوردن توافقات نهايي شده با خاوير سولانا مسئول وقت سياست خارجي اروپا پرداخته است. وي 14 ارديبهشت سال 1388 در ديدار با جمعي از سردبيران و خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي جمهوري چک درباره علت به سرانجام نرسيدن مذاکرات گفت: مذاکرات با اروپا چند مقطع داشته، يک مقطعي سه وزير اروپايي، آلمان و انگليس و فرانسه، به ايران آمدند و تفاهمنامه‌اي در سعدآباد امضا شد. آنجا سه وزير اروپايي گفتند، شما UCF اصفهان و غني‌سازي نطنز را متوقف کنيد، ما ظرف چند هفته مساله را حل مي‌کنيم، بعد شما کارتان را ادامه دهيد. اما فکر مي‌کنم درست حرف زده نشده چون بعدها به من گفتند که مقصد ما تعطيلي هميشگي بود و اين يک بي‌اعتمادي در ايران به وجود آورد. مخصوصاً يک حوادثي هم در اين بين رخ داد. مثلاً آقاي بلر در همين فاصله زماني از سربازان خودش در بصره سان ديد و آنجا گفت، ما ميوه اشغال عراق را در تهران چيديم. فکر مي‌کنم يک اشتباه محاسباتي رخ داد، تصور ايران اين بود که ما مي‌خواهيم اعتمادسازي کنيم ولي آنها موضوع را طور ديگر فهميدند. بعد از مذاکرات (بروکسل و پاريس از ايران خواستند همه فعاليت‌هاي اتمي* را تعطيل کند تا ظرف چند ماه به يک اوبجکتيو گارانتي (Objective guarantee)، برسيم. در مرحله بعد ظرف اين چند ماه هيچ پيشنهادي به عنوان اوبجکتيو گارانتي به ما ندادند. اين در حالي بود که همه تأسيسات اتمي ما تعطيل شده بود.

لاريجاني همچنين گفته بود: بعد ما يک پيشنهاد به آنها داديم، ظرف چند ماه به ما پاسخ منفي دادند. مرحله سوم ايران به اين نتيجه رسيد که از اين مسير به نتيجه‌اي نمي‌رسيم لذا ما به آژانس گفتيم، ما فعاليت اتمي خود را زير نظر آژانس آغاز مي‌کنيم و ضمناً مذاکره مي‌کنيم براي اينکه به يک نتيجه هم برسيم. آنها رفتند به سمت اينکه عليه ايران قطعنامه صادر کردند. اما در سال 2006 مذاکرات را آغاز کردند، ما در مذاکرات فعال و جدي وارد شديم، حداقل در سه مرحله نزديک شديم به يک تفاهم، اما عوامل ديگري اين را به هم مي‌زد.

وي در توضيح ماجرا گفت: مثلاً ما با آقاي سولانا داشتيم مذاکره مي‌کرديم که حادثه حمله اسرائيل به لبنان رخ داد. آنجا کسينجر مقاله‌اي نوشت که در همين شلوغي يک قطعنامه عليه ايران بدهيم. آنها مذاکرات را قطع کردند و ظرف 48 ساعت قطعنامه صادر کردند. آقاي سولانا به من زنگ زد و گفت، «متأسفم که خرابکاران کار خودشان را کردند.» بنابراين مسأله هسته‌اي نبود، عامل بيروني بود. من آنچه که مي‌توانم بعد از سال‌ها مذاکره به شما بگويم، مسأله آنها ذاتاً به مسأله هسته‌اي برنمي‌گردد. بارها به من گفتند که ما مي‌دانيم شما بمب اتمي نداريد، ولي شما يک کشور تأثيرگذار در منطقه هستيد و موازنه را در منطقه داريد به هم مي‌زنيد.

دبير پيشين شوراي عالي امنيت ملي همچنين 14 خرداد امسال در برنامه شناسنامه رسماً تصريح کرد: آنها [مقامات اروپايي] اذعان داشتند که شما چند هفته‌اي تعليق هسته‌اي داشته باشيد و ما نيز مسائل آژانس را طوري پيش مي‌بريم که شما داراي دانش هسته‌اي شويد. بحث‌ها ادامه پيدا کرد و سرانجام آن شد که جريان به تعليق کامل رسيده بود، UCF اصفهان تعطيل شده و زنجيره‌اي براي توليد وجود نداشت. اينها تمام شرايطي بود که بنده در هنگام قبول مسئوليت پرونده هسته‌اي با آن روبرو شدم.

لاريجاني افزود: کشور به صورت موقتي دچار تعليق هسته‌اي شد اما آنها به تعهدات خود عمل نکرده و خلاف عهد کردند به طوري که پس از اولين ملاقاتي که بنده با چند وزير خارجه اروپايي در نيويورک داشتم، نماينده وزير خارجه آلمان اعلام کرد که ما نگفتيم شما تعليق کنيد بلکه خواهان تعطيل کردن برنامه هسته‌اي بوديم و شما نبايد غني‌سازي داشته باشيد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي اظهار کرد: کشورهاي اروپايي دقيقاً در زمان جنگ 33 روزه اسرائيل عليه لبنان، خواهان حاد کردن شرايط هسته‌اي و فشار آوردن به کشور ما بودند به طوري که با شروع جنگ 33 روزه، کسينجر مقاله‌اي نوشت و اعلام کرد که الان زمان صادر کردن قطعنامه عليه ايران است، ما نيز در جواب گفتيم که جنگ 33 روزه چه ربطي به کشور ما دارد؟ ما در حال بحث اتمي هستيم.

وي تصريح کرد: آن زمان آقاي سولانا به بنده تلفن کرد و بيان داشت که خرابکارها کارشان را انجام داده‌اند و من از شما عذرخواهي مي‌کنم. بنابراين معلوم شد که اروپايي‌ها به خاطر مشکلات و مسائل ديگر خواهان فشار وارد کردن به ايران بودند.

با اين اوصاف به نظر مي‌رسد بي‌دقتي در اظهارنظرهاي تبليغاتي ولو خلاف ميل گويندگان باشد مي‌تواند موجب تبرئه دشمنان ملت ايران و انداختن توپ در زمين خودي شود. این در حالی است که روز گذشته خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات نیز در اقدامی معنادار تلاش کرد با انتشار گزارشی سخنان ولایتی که اتفاقا مورد استقبال طرف مقابل قرار گرفته بود را تایید کرده و مقصر بر هم خورد توافق مذکور را یک سخنرانی در نماز جمعه تهران و نه خلف وعده طرف غربی عنوان کند.


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام


به گزارش مشرق، آیت الله حائری شیرازی دوازدهم اردیبهشت سال جاری در اختتامیه نوزدهمین همایش سراسری هیأت رزمندگان اسلام سخنانی پیرامون جایگاه ولی فقیه در نظام اسلامی ایراد کرد و طی آن به جریان چگونگی انتخاب رهبری معظم انقلاب اشاره کرد. این روایت بیانگر نکات تازه ای از چگونگی این انتخاب است و در پایگاه اینترنتی هیات رزمندگان اسلام منتشر شده است.
 
متن این اظهارات به این شرح است:
 
خبرگان رهبری در ابتدا برای قائم مقامی که معرفی کردند چه اتفاقی افتاد؟ عقلشان را روی هم گذاشتند و نتیجه آن شد که دیدیم، بعد هم عقلشان را روی هم گذاشتند گفتند رهبری شورایی شود و نظر دقیقشان این بود که رهبری شورایی بشود. خبرگان سخنرانی کردند، بعضی طرفدار شورایی بودند، بعضی طرفدار رهبری واحد بودند، آمدند سخنرانی کردند. آقای هاشمی مجلس رو اداره می کرد، نطق های قبل از دستور تمام شد و گفت که اصل موضوع را به رای و بحث بگذاریم، رهبری فردی یا شورایی؟

گفتند قانونش این است که اول مخالف صحبت کند، آقای طاهری خرم آبادی منشی جلسه بود می خواند، آقای هاشمی گفت از این هایی که نطق قبل از دستور ثبت نام کرده اند نوبتشان نشده اگر می خواهند صحبت کنند در اولویت هستند، آقای طاهری گفت آقای حائری نوبتش بوده و حالا بیاد و از من پرسید شما می خواهید به عنوان مخالف شورایی صحبت کنید گفتم بله من می خواهم صحبت کنم. به هر جهت آن روز من صحبت کردم بعنوان مخالف، بعد از من یک موافق رفت، موافق به جای اینکه دلیل بیاورد شروع کرد به قسم دادن خبرگان، ایشان دلیلی نداشت برای حرف هایی که می زد، می گفت آقایان کاری کنید که همه دستشان در این کار باشد وحدت است.
 
آقای جنتی آمد حرف خیلی قشنگی زد، گفت وقتی یک جمعی می خواهند بروند پا به پای قوی ترین می روند یا پا به پای ضعیف ترین، این چقدر نکته جالبی بود  که آقای جنتی گفت. گفت می خواهید با هم راهپیمایی کنید؟ ضعیف که نمی تواند پا به پای قوی برود، قوی باید یواش تر برود تا ضعیف هم با او بیاید، نتیجه اش این خواهد شد که با ضعیف ترین ها تصمیم گرفته می شود.
 
دیگری هم آمد بعنوان موافق باز حضار را قسم داد، ولی مخالفین برهان داشتند گفتند رای گیری کنید. قانوناً اینطور است که موضوع شورایی را به رای گذاشتند موافقین شورا قیام کنند، یکی از بزرگان که مرحوم شده آمد مقابل هیأت رئیسه گفت بگویید مخالفین شورا قیام کنند. می گویند چرا؟ دلیل این بود که  ممتنع ها اضافه بشوند به موافقین، و از مخالفین شورا کم بشوند.
 
30 نفر موافق 30 نفر مخالف 15 نفر ممتنع، اگر بگویند مخالفین شورا قیام کنند 30 نفر می ایستند 45 نفر می نشینند می گویند رای نیاورد، بگویند موافقین شورا قیام کنند30 نفر می ایستند 45 نفر می نشینند می گویند موافقت نشد، خیلی تأثیر دارد بگویند موافقین شورا یا مخالفین شورا.
 
خود آقا هم نظرش بر شورایی بود، ولی نظر من بر رهبری فردی بود، آمدند گفتند مخالفین شورا قیام کنند، یقین هم داشتند 30 نفر بلند می شوند، بیشتر می نشینند نگاه کردند دیدند به خواست خدا خیلی جمعیت ایستادند، شمردند دیدند اکثریت است، دوباره شمردند، باز گفتند یک بار دیگر بشمریم، دیدند اکثریت است و دیگر کاری نمی توانستند بکنند و اعلام کردند نظر خبرگان رهبری فردی است، تا گفتند رهبری فردی یکی از این خبرگان اسم رئیس جمهور را آورد و گفت ایشان، چون این هایی هم که شورایی می گفتند اسم ایشان را هم در قضیه می آوردند،َ مشترک بود.
 
یکدفعه ایشان بدون وقت گرفتن و بی قانون آمدند پشت تریبون، رنگ ایشان سرخ شده بود، گفت می دانید می خواهید چه بر سر من بیاورید؟ التهاب شدید داشت، یکدفعه شورای نگهبانی ها گفتند آقا جان چرا جلوی اجرای قانون را می گیرید؟
 
ایشان چیزی نگفت. رفت سر جایش نشست، ایشان را مطرح کردند، اسمی از اینکه امام اشاره ای به ایشان کرده نشد، این حرف ها بعد از اینکه ایشان به رهبری برگزیده شد گفته شد.
 
رای گیری کردند چهار پنجم رای به آقای خامنه ای دادند، عصر بود، مجلس تمام شد آقای جنتی به من گفتند برویم سر سلامتی به حاج احمد آقا بدهیم، به اتفاق ایشان رفتیم، هنوز خبر منتشر نشده بود به حاج احمد آقا گفتیم خبرگان آقای خامنه ای را به رهبری انتخاب کرده اند، یکدفعه ایشان گفت دل امام را خوشحال کردید.
 



بعد این را گفت: چند وقت قبل با امام نشسته بودیم پای تلویزیون، رئیس جمهور در کره شمالی با آقای کیم ایل سونگ سان می دیدند خیلی با وقار حرکت می کرد آقای رئیس جمهور. من به امام گفتم که خیلی رئیس جمهور موقر حرکت می کند همراه رئیس جمهور کره شمالی و سان می بیند، امام گفتند من هر چه فکر می کنم آقا سید علی آقا برای رهبری خوبه. این مطلب را حاج احمد آقا همون اول ورود روز همان اول به ما اعلام کرد که امام اینطور گفت، مقام معظم رهبری گفته بود اگر امام به من بگوید بروم عقیدتی سیاسی ژاندارمری یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان تردید نمی کنم، این شعار نبود، ساختمان یک رهبری را با همه سنگینی اش روی این شناژ محکم گذاشت و رفت.
 
سعدی خیلی زیبا این قضیه را می پروراند:
یکی قطره باران ز ابری چکید                خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که  دریاست من کیستم         گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید            صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار               که شد نامور لولو شاهوار
بزرگی از آن یاد کو پست شد                در نیستی کوفت تا هست شد
بزرگان نکردند در خود نگاه                    خدا بینی از خویش تن بین مخواه
از آن بر ملائک شرف یافتند                   که خود را به از کس نپنداشتند

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام وحید واحدجوان:  یکی از بهترین کتاب‌های علامه حسن زاده آملی، کتاب «عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون» است. 

این کتاب درباره علم نفس نوشته شده است. توضیح اینکه؛ نفس ناطقه انسانى، جامعترین و کاملترین مظهر خداست و شناخت آن مستلزم شناخت بارى تعالى و محور جمیع مسایل عقلى و نقلى و قطب همه معارف عرفانی است.

از این رو همه اهل عرفان و نیز حکمای بزرگ، به معرفت نفس، اهمیت ویژه می‌دهند.

در روایات اسلامی نیز به معرفت نفس و شناخت آن، اهمیت ویژه داده شده، چنانکه فرموده‌‌اند: «مَنْ عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه»؛ هر کس خود را بشناسد پروردگارش را می‌شناسد. «مَعْرفَةُ النَفْسِ اَنْفَعُ المَعارِف» ؛ پر منفعت‌ترین شناخت، معرفت نفس است. «اَفْضَلُ المَعْرِفَةُ مَعْرِفَةُ الاِنْسانِ نَفْسَهُ» ؛ با فضیلت‌ترین شناخت، معرفت انسان به خودش است.

بر همین اساس، حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، کتاب «عیون مسائل النفس» را در خصوص معرفت و شناخت «نفس» نوشتند و آن را بر 66 «عین» مرتب ساختند که هر عینى در مسئله‌اى از مسائل مربوط به نفس است.

چون آن کتاب (عیون مسائل النفس)، متنى فشرده بود و هر یک از عیون آن کتاب به خودى خود لیاقت آن را داشت که در رساله‌اى مستقل مورد بحث و بررسى قرار گیرد، ایشان شرحی بر آن کتاب نوشتند و بدین صورت کتاب بى‌نظیر «سرح العیون فى شرح العیون» را که بر أهم مسایل مربوط به معرفت نفس مشتمل است، به عالم علم و دانش ارائه کردند.

این کتاب، در میان آثار آیت الله حسن زاده آملی، دومین کتابى بود که از طرف وزارت ارشاد به عنوان کتاب سال شناخته شد و به علم دوستان جامعه اسلامى معرفى شد.

همه این‌ها مقدمه بود تا نظر علامه حسن‌زاده درباره امام خمینی‌(ره) عرض شود.

آیت‌الله حسن رمضانی از علامه حسن‌زاده آملی نقل می‌کند که؛ زمانی ایشان (علامه حسن زاده آملی) می‌فرمود اگر اسم کار من را لوس‌بازی نمی‌‌گذاشتند و اگر تلقی خوشی صورت می‌‌گرفت و مصون بود از تلقی‌های ناخوش، من این کتاب عیون مسائل نفس را که در مسائل نفس است و کتاب مهمی است و کتاب سر پیری من است، مال ایام جوانی‌‌ام نیست، یعنی یک عمر کار کرده‌ام و حاصلش این شده است، اسم این کتاب را می‌گذاشتم «عیون خمینی».

استاد رمضانی می‌گفتند علامه حسن‌زاده آملی، برای قدردانی از شخصیت بی‌نظیر امام خمینی(ره) که بنیانگذار جمهوری اسلامی و تمهید کننده تمام ترقّیات علمی و عملی برای حوزه‌ها بود و انجام دهنده کاری بود که واقعاً هیچ‌کدام از بزرگان گذشته در طول تاریخ انجام نداده بودند، چنین فرمایشی داشتند.

به قول معروف: قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری!


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

فیلم پیش رو مربوط به آخرین لحظات حیات حضرت امام خمینی‌(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی است.

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

مسعود محمدی امروز در گفت‌و‌گو با  فارس اظهار داشت: شب رحلت حضرت امام خمینی (ره)، همراه شهید نورالدین پاشایی بودم و هرگز آمادگی از دست دادن امام (ره) را نداشتیم.

محمدی ادامه داد: رسانه‌ها اعلام می‌کردند حال امام بزرگوار مساعد نیست و شهید پاشایی می‌گفت امام (ره) در پناه خدا هستند.

وی خاطرنشان کرد: شب را سپری کردیم و صبح زود به‌سوی شهرستان اسلام‌‌آبادغرب حرکت کردیم؛ رادیو در حال پخش کردن تلاوت قرآن بود و ما از رحلت امام خمینی (ره) بی‌خبر بودیم تا اینکه در میانه‌های راه اخبار ساعت هفت صبح خبر رحلت جان‌سوز امام (ره) را اعلام کرد.

این رزمنده دوران دفاع مقدس بیان داشت: ماشین را متوقف کردیم و در کنار جاده به شیون و زاری پرداختیم و بعد از دقایقی متوجه شدیم ماشین‌های عبوری که این خبر را شنیده بودند توقف کرده و در کنار ما به شیون و زاری می‌پرداختند.

به گفته محمدی، پس از مدت کوتاهی جمعیت عظیمی از سرنشینان خودروهای در حال عبور در آن محل ایستاده بودند و عزاداری مردمی و خودجوش شکل گرفت.

این رزمنده دوران دفاع مقدس تصریح کرد: شهید پاشایی به نوحه‌خوانی پرداخت و مردم نیز همراهی می‌کردند و هرگز این ماجرا را فراموش نخواهم کرد.

وی بیان داشت: در شب اسارت و نیز شب شهادت شهید پاشایی خواب دیدم که در جماران هستیم و به عزاداری برای رحلت امام (ره) می‌پردازیم؛ در این خواب افراد با پیراهن مشکی و سر به زیر گریه می‌کردند و من سر چند نفر از عزاداران را بلند کردم، اما نشناختم، به چندمین نفر که رسیدم، سرش را بلند کردم و چهره شهید پاشایی را دیدم.

محمدی گفت: بی‌شک امام (ره) در قلب مردم جای دارد و مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای چه زیبا بیان فرمودند: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.»

وی اظهار داشت: هیچ‌گاه یادمان نرود که امام (ره) فرمودند: «من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به  دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند.»

گفتنی است، شهید نورالدین پاشایی در شرق کشور توسط اشرار اسیر شد و به مقام رفیع شهادت رسید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به گزارش رجانيوز، به دنبال برگزاري ميتينگ سياسي حسن روحاني در حسينيه جماران، عده‎اي از حاضرين در اين ميتينگ سياسي، نه تنها حرمت و شان حسینیه جماران را که یکی از یادگاری‌های حضرت امام(ره) در ذهن و خاطر مردم ایران است، نگاه نداشتند بلکه با سر دادن برخی شعارهای توهین آمیز و همچنین حمل دست‌نوشته‌ها و عکس‌هایی در حمایت از سران فتنه سال 88 که مسبب اغتشاشات خیابانی در برخی مناطق تهران شدند و زمینه را برای از دست دادن جان تعدادی از هموطنان فراهم کردند، صراحتا برنامه حسینیه جماران را به یک میتینگ علیه انقلاب اسلامی تبدیل کردند؛ اقدامی که هنوز از سوی مسئولین برگزارکننده آن مورد اعتراض قرار نگرفته است.
اين در حالي است كه خبرها حاكي از برخي تجمعات خياباني پس از برگزاري اين نشست سياسي در اطراف حسينيه جماران بوده است.
 
با اين حال ستاد حسن روحاني ساعاتي پس از انتشار اخبار و تصاوير و اعتراضات نسبت به حوادث و حواشي اين نشست، در اقدامي به موقع با انتشار بيانيه‎اي از مسببين اين حوادث ابراز برائت كرد.
 
در بيانيه ستاد حسن روحاني آمده است: 
بسم‌الله الرحمن الرحيم
 
«لايَجرِمنَکُم شَنَئانُ قومٍ اَن لا تعدلُوا إعدِلوا فهُو اقربُ للتقوي» «قرآن کريم»
 
آنچه نهال اميد و تدبير را بيش از هر چيز ديگري تهديد مي‌کند، افراط و تفريط و خودسري است. در چنين روز و روزگاري هياهو و جنجال و رفتارهاي خارج از قرار و قاعدۀ مرسوم مي‌تواند آشوب‌طلبان و قبيلۀ افراط و تفريط را به وجد آورد و زمينۀ يأس و سرخوردگي اميدواران را فراهم آورد.
 
لذا هرگونه رفتار خودسرانه و مغاير با اعتدال، با روش و منشي که ما در پي گرفته‌ايم در تعارض است و خواسته يا ناخواسته آب به آسياب دشمنان اين آب و خاک خواهد ريخت. مباد که به سبب آنچه (11 خرداد 1392) در حاشيه سخنراني حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر روحاني در حسينيۀ جماران رخ داد، شمع تدبير، کم‌فروغ و شکوفۀ اميد، نشکفته پرپر شود. 
 
بدين‌وسيله «ستاد انتخابات دکتر حسن روحاني» هرگونه رفتار هنجارشکنانه و خياباني را قوياً محکوم کرده و همه دوستداران انديشۀ اعتدال را به رعايت قانون و صبر و آرامش دعوت مي‌کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

در حالی که مدتی است انتخابات به مهم‌ترین موضوع مورد بحث در تمامی محافل تبدیل شده، اکران پرشمار مستندهای سیاسی به برنامه‌ی ثابت دانشگاه‌های کشور تبدیل شده است. مستندهایی چون «میراث آلبرتا 2؛ روایت اروپایی» و «مصاف» که اکران دانشگاهی آنها با استقبال بالای دانشجویان همراه شده است و نشان داده که جذابیت مستند سیاسی برای جامعه‌ی دانشگاهی کمتر از جذاببیت مناظرات و جلسات پرسش و پاسخ نیست.

در آخرین مورد از این اکران‌ها، دوشنبه‌ی هفته‌ی جاری هم دانشگاه علم و صنعت میزبان مراسم رونمایی از آخرین اثر تولیدی مرکز مستندسازی سفیر با نام «نبرد خاموش» بود؛ مستندی با موضوع «تحریم» و به کارگردانی «مصطفی رضوانی» کارگردان مستند مشهور «مهارنشده». مطلب زیر گزارشی است از متن و حاشیه‌ی این رونمایی:

 
به گزارش رجانیوز، مراسم رونمایی از مستند «نبرد خاموش» راس ساعت 13:30 و بدون تأخیر در حالی آغاز شد که آمفی تئاتر 600 نفره‌ی شهید بهرامی دانشگاه علم و صنعت کاملا مملو از جمعیت بود. این استقبال بالای دانشجویان در حالی رخ می‌داد که روز قبل هم تعداد زیادی از دانشجویان علم و صنعت به تماشای مستند «میراث آلبرتا 2» نشسته بودند.
 
تعداد زیاد تیزرهای پخش شده و اعتراض تماشگران
 
قبل از آغاز مراسم، تعدادی تیزر مربوط به محصولات جدید موسسه‌ی «سفیر» به نمایش درمی‌آید تا مشخص شود که این موسسه‌ی مستندسازی دانشجویی بر خلاف سال گذشته، سال 92 را با دست پر آغاز نموده است. از جمله‌ی این تیزرها به نمایش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
تیزر قسمت دوم مستند «مصاف» با موضوع نقد وقایع مهم برهه‌ی زمانی 78 تا فتنه‌ی 88 که به زودی قرار است رونمایی شود، تیزر مستند «کدام انحراف؟» با موضوع نقد عملکرد دولت‌های نهم و دهم که برگ برنده‌ی آن یک گفتگوی مفصل با «اسفندیار رحیم مشائی» است، مستند «فاکتور صوری» با موضوع نقد سیستم بانکداری کشور و بالاخره مستند «جای خالی» با موضوع وضعیت فرهنگی جامعه! احتمالاً با این تعداد تیزر، شما هم تأیید می‌کنید که موسسه‌ی «سفیر» ایام پرکاری را پشت سر می‌گذراند.
 
البته تعدد تیزرهای پخش شده و تایم بالای تیزرها اعتراض جمعیت حاضر در سالن را در پی دارد. به هر حال بعد از حدود بیست دقیقه و پس از تلاوت قرآن، در حالی که همه منتظر اکران مستند هستند، اعلام می‌شود که با توجه به جلسه‌ی پیش آمده برای «دکتر حسن عباسی»، سخنرانی ایشان به قبل از اکران فیلم منتقل شده است. البته سخنرانی «حسن عباسی» هم همیشه آنقدر حاشیه دارد که کسی به این جابجایی برنامه اعتراضی نکند.
 
اگر رابطه با آمریکا راه‌حل مشکلات اقتصادی است، پس چرا یونان و ایتالیا این همه مشکل دارند؟
 
دکتر عباسی طی سخنانی ابتدا به تبیین معنای اقتصاد مقاومتی می‌پردازد و می‌گوید: «اگر رابطه با آمریکا و غرب و عدم وجود تحریم مشکلات اقتصادی را حل می‌کند، چرا یونان به عنوان ورشکسته‌ترین کشور اتحادیه اروپا شناخته می‌شود؟ چرا ایتالیا ۲۷۰۰ میلیارد دلار بدهی دارد؟ چرا فرانسه با هزاران مشکل دست در گریبان است؟ چرا در کل اروپا فقط کشور آلمان است که نسبت به بقیه کشورها اوضاع خوبی دارد؟ اینکه دائماً اعلام می‌شود که با بهتر شدن رابطه‌ی با غرب مشکلات ما نیز حل خواهد شد، چرا این کشورها که رابطه‌ی خوبی را آمریکا دارند، هنوز مشکلات‌شان حل نشده است؟ اصلا چرا در خود آمریکا جنبش‌های ضد وال استریت و ۹۹ درصدی رخ داده است و بدهی‌های 17 هزار میلیارد دلاری دارد؟»
 
«عباسی» در ادامه اضافه می‌کند: «این افرادی که نامزد انتخابات شده‌اند، و قول بهبود اوضاع اقتصادی را در ۶ ماه داده‌اند، بگویند چگونه و براساس چه مبنایی می‌خواهند این کار را انجام دهند؟ اگر این افراد می‌خواهند اوضاع اقتصادی را با مکاتب نئوکینزی اصلاح کنند، باید نگاهی به یونان بیاندازند و آینده‌ی برنامه‌هایی که می‌خواهند در شش ماه اجرا کنند را ببینند و اگر می‌خواهند از مدل فریدمنی که هدفمندی‌ها نیز براساس آن اجرا شده است، نگاهی به آمریکا بیاندازند که چگونه دچار جنبش‌های ۹۹ درصدی شده است.»
 
80 درصد اقتصاد ما ربوی است، چرا مسئولین به فکر آخرت مردم نیستند؟
 
رییس مرکز دکترینال بدون مرز انتقادات تندی را نیز پیرامون اقتصاد ربوی کشور مطرح می‌کند: «سال گذشته یکی از مراجع بزرگ تقلید گفت ۸۰ درصد از مردم ما گرفتار مسئله‌ی ربا هستند و این حرف، این سوال را در پی دارد که چرا مسئولین ما و مخصوصاً اساتید علوم انسانی به فکر مردم و آخرت آنها نیستند؟ چرا مبانی صحیح اسلامی را تولید نمی‌کنند؟ یک مطالبه از این هشت کاندیدای ریاست جمهوری داشته باشید و بخواهید یک نفر بگوید که چطور می‌خواهد ربا را از این اقتصاد بزداید. این را پاسخ دهند و احتیاجی نیست که شش ماهه یا دوساله مشکلات را حل کنند در همان چهار سال انجام دهند کافی است.»
 
 
دکتر عباسی با بیان اینکه مافیا در اقتصاد ما نفوذ کرده است، تصریح می‌کند: «تنها راه درمان جریان‌های مافیایی بیرحم که فقط به فکر منافع خودشان هستند، این است که به کمک جریان‌های عدالت خواه به مردم معرفی شوند و قوه‌ی قضاییه با بی‌رحمی تمام با آنها برخورد کند.»
 
تشکر عباسی از نورافکن به دست‌ها!
 
 وی سپس با تقدیر از سازندگان مستند «نبرد خاموش» می‌گوید: «باید از جوانانی که سعی می‌کنند نورافکن و پروژکتور در دست بگیرند و روی بعضی از نقاط ضعف و قوت کشور نور بیندازند، تشکر کرد.»
 
دکتر عباسی در ادامه با بیان این موضوع که مقدمه‌ی انذار، مأیوس کردن است، می‌افزاید: «باید مردم و ملت را از اقتصاد ربوی بانک‌ها و ارتباط با آمریکا مأیوس کرد. بعد از مأیوس کردن نوبت به انذار دادن می‌رسد و بعد از آن باید به مردم بشارت داد.»
 
انتقاد عباسی از ریتم کند «نبرد خاموش»
 
او که ظاهراً پیش از این، «نبرد خاموش» را تماشا کرده، ادامه می‌دهد: «بخش مأیوس کردن و انذار دادن در مستند به خوبی نمایش داده شده بود، اما بخش سوم که بشارت دادن، امید آفرینی و ارائه‌ی راهکار بود، جای کار بیشتری داشت.» وی همچنین انتقاداتی را نسبت روند کند و زمان زیاد مستند مطرح کرده و می‌گوید که این مشکل با تدوین مجدد از بین خواهد رفت.
 
او در پایان حرف‌هایش را این طور خاتمه می‌دهد: «انتقادات دیگری هم از این مستند دارم که چوم نمی‌خواهم به بینندگان قبل از دیدن مستند دید بدهم، آن‌ها را به سازندگان مستند جداگانه خواهم گفت.»
 
 
حکایت تحریم‌ها و کم کاری دولت!
 
پس از پایان سخنرانی «عباسی»، بالاخره مستند «نبرد خاموش» به نمایش درمی‌آید. آغاز مستند به موضوع تاثیر تحریم‌ها بر روند زندگی مردم می‌پردزد. دکتر «میرکاظمی»، -وزیر بازرگانی دولت نهم- و «شریعتمداری»- وزیر بازرگانی دولت اصلاحات-  از جمله کسانی هستند که در این مستند با آنها گفتگو شده است. مصاحبه با مردم و بیان درد و دل آنها پیرامون مشکلات اقتصادی در کنار پرداختن به موضوع تحریم ناجوانمردانه‌ی دارو و پیگیری مرگ تعدادی از هم وطنان در اثر نبود دارو عمده‌ی بخش اول مستند را تشکیل می‌دهد. یکی از ویژگی‌های مستند که در همان نگاه نخست جلب نظر می‌کند، بهبود کیفیت تصویربرداری آن نسبت به مستندهای قبلی این موسسه است؛ گرچه برخی پرش‌های بی‌ربط مستند از جایی به جای دیگر، بدجوری توی ذوق مخاطب می‌زند.
 
در ادامه و بعد از بیان تأثیرات منفی تحریم، نوبت به نمایش فرصت‌های ایجاد شده در اثر تحریم‌ها می‌رسد. نشان دادن وضعیت یک کارخانه‌ی لوله‌سازی در شیراز و یک مرکز داروسازی و حرکت آن‌ها به سمت تولید داخلی بعد از تحریم، مهم‌ترین مباحث مطرح شده در این بخش از مستند هستند.
 
«نبرد خاموش» به سراغ اشتباهات و کم‌کاری‌های دولت می‌رود و انتقادات تندی را در این بخش نثار دولت می‌کند. در پایان هم مستند به دنبال راه حل دور زدن تحریم‌ها می‌رود که متأسفانه این بخش از مستند اصلاً خوب از آب در نیامده است. کلاً باید گفت نسخه‌ی فعلی، از شلختگی در تدوین و نداشتن خط محتوایی مشخص به شدت رنج می‌برد و انتظارات را از کارگردان «مهارنشده» برآورده نمی‌کند. گرچه تیتراژ پایانی مستند که با یک آهنگ زیبا و با صدای «سینا دستخوش» همراه است، کمی از بار شلختگی مستند می‌کاهد.
 
خودتقدیری سفیری‌ها به شیوه ی صداوسیما!
 
بعد از اتمام مستند، تعدادی از دست‌اندرکاران موسسه‌ی «سفیر»، به شیوه‌ی خودتقدیری معروف صداوسیما، به تقدیر از سازندگان «نبرد خاموش» پرداختند! مراسم تقدیر سفیری‌ها از خودشان در حالی برگزار شد که بیشتر تماشگران، سالن را به خاطر طولانی شدن بیش از حد مراسم ترک کرده بودند. در این میان، اما نکته‌ی جالب تقدیر ویژه از خواننده‌ی تیتراژ پایانی مستند -«سینا دستخوش»- است. خواننده‌ی جوان و با استعدادی که می‌توان کاملاً به آینده‌ی او امیدوار بود. به هر حال، او با تشویق حاضران به روی سن می‌آید و یک بار دیگر ترانه‌ی پایانی تیتراژ را می‌خواند. البته قرار بود بعد از تقدیر از عوامل مستند، جلسه پرسش و پاسخی هم برقرار شود که به دلیل طولانی شدن مراسم، این جلسه لغو می‌شود.
 
 
ایده بدهید، ما مستند بسازیم
 
بیرون سالن اکران، گروه مستند سازی «سفیر»، در یک اقدام منحصر به فرد در مورد مستندهای در حال ساخت خود از حاضران در سالن ایده می‌گیرند؛ بدین ترتیب که بیرون سالن، حضار با کاغذهایی رو به رو می‌شوند که در آن طی توضیحاتی از مخاطبان خواسته شده تا ایده‌های خود را برای مستندهای آینده‌ی این گروه ثبت کنند و در اختیار این موسسه قرار دهند. از دیگر نکات قابل ذکر هم فروش سی‌دی مستند «مصاف» است که با استقبال نسبتاً مناسب دانشجویان روبرو می‌شود..
مراسم سرانجام به پايان مي رسد و ما مي مانيم و انتظاري كه از مستند كارگردان جوان «مهار نشده» برآورده نشد!

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مردم کسی را ترجیح دهند که اهل ايستادگي و زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد/آنكه براي تبليغات از بيت‎المال استفاده مي‎كند نمي‏تواند اعتماد مردم را جلب كند

همزمان با ایام سالروز فتح خرمشهر، صبح امروز (دوشنبه) مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (ع) با حضور حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند.
 
فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین جانبازان حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مراسم، گام بلند و حماسی و پرشور ملت ایران در انتخابات پیش روی ۲۴ خرداد را بشارت دهنده موفقیت ها و دستاوردهای بزرگتر برای انقلاب و نظام اسلامی دانستند و با توصیه به مردم برای دقت در اظهارات و شعارهای کاندیداهای محترم بمنظور شناخت و انتخاب فرد اصلح و همچنین توصیه مؤکد به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری برای تثبیت اصول و مواضع عاقلانه و حکیمانه نظام اسلامی و پرهیز از ریخت و پاش، تخریب و بداخلاقی، در تبلیغات، تأکید کردند: به توفیق الهی، فردای این کشور و ملت، فردایی روشن، عزتمدارانه و برای همه الگو خواهد بود.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ما نمی دانیم که چه کسی رییس جمهور خواهد شد و نمی دانیم که خداوند متعال دلهای مردم را به سوی چه کسی هدایت خواهد کرد اما می دانیم که حضور مردم در پای صندوق های رأی که اعلام حضور قدرتمندانه ملت در عرصه حرکت و تاخت به سوی آرمان ها است، قطعاًٌ زمینه ساز عزت، مصونیت، آبروی بین المللی و خوشحالی دوستان و ناراحتی دشمنان خواهد شد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات بدخواهان ملت ایران برای دلسرد کردن مردم از حضور در پای صندوق های رأی گفتند: علت این تبلیغات گسترده این است که اگر مردم وارد میدان شوند و حرکت پرشور خود را نشان دهند، برای معاندان، گران تمام خواهد شد.
 
ایشان با اشاره به اظهار نظر مقامات امریکایی درخصوص انتخابات ایران افزودند: کسانی در مورد انتخابات ایران اظهار نظر می کنند که زندان گوانتانامو و هواپیماهای بدون سرنشین آنها بر فراز روستاهای محروم پاکستان و افغانستان و جنگ افروزی در منطقه و حمایت بی قید و شرط از رژیم جنایتکار صهیونیستی، مایه بی آبرویی و لکه ننگ آنها است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه انتقاد آنها از جمهوری اسلامیِ آبرومند و سرافراز، ارزش جواب دادن ندارد و در خور اعتنای ملت ایران و مسئولان نیست، گفتند: اما این اظهارات برای آحاد ملت عبرت انگیز است زیرا نشان دهنده میزان بسیار بالای حساسیت انتخابات برای آنها است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: جبهه معاندان، ۳۴ سال است که به هنگام برگزاری هر انتخابات، جنجال آفرینی می کنند و در عین حال همواره هم ناموفق بوده اند، و به لطف الهی این بار نیز ملت بزرگ ایران، به آنها تو دهنی خواهند زد.
 
ایشان، مردم را به دقت و تأمل در اظهارات و مواضع کاندیداهای محترم فراخواندند و تأکید کردند: مردم باید کسی را ترجیح دهند که زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد و توانایی حل مشکلات و ایستادگی قدرتمندانه در مقابل جبهه معاندان و الگو کردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان جهان را داشته باشد.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تفاوت تشخیص های مردم در انتخابات، خاطرنشان کردند: این تفاوت تشخیص ها، و علاقه مندی های متفاوت به کاندیداها نباید منجر به رودررو قرار گرفتن افراد شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: برای انتخاب و گزینش عالی ترین مقام اجرایی کشور که بسیار حساس و مهم است، در کشور، ساز و کار قانونی وجود دارد و بر اساس آن عمل خواهد شد، بنابراین اختلاف نظرها نباید موجب بروز کدورت شود.
 
ایشان چند توصیه هم به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری داشتند و گفتند: کاندیداهای محترم نیز باید کار را با حماسه و شور و غیرتمندی به پیش ببرند اما بدون چالش.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ظرافت کار اینجاست که باید در فضای رقابت های انتخاباتی، نشاط و تحرک و گفتگوهای گرم و داغ وجود داشته باشد اما نفرت پراکنی نباشد.
 
توصیه دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری، درخصوص نحوه تبلیغات و هزینه های آن بود.
 
ایشان تأکید کردند: مردم درخصوص نحوه تبلیغات داوطلبان و همچنین نحوه هزینه ها و ریخت و پاش ها قضاوت خواهند کرد و کسانی که برای تبلیغات انتخابات، از بیت المال یا پول مشتَبه به حرامِ برخی افراد دیگر استفاده کنند، نخواهند توانست اطمینان مردم را به سوی خود جلب کنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: آنچه که در تبلیغات و شعارهای داوطلبان اهمیت دارد، این است که مواضع عزت آفرین، صحیح، عاقلانه و حکیمانه انقلاب و نظام اسلامی تثبیت شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: مبادا در تبلیغات، به برخی افراد معاند در خارج و یا حتی در داخل، چراغ سبز نشان دهیم زیرا دشمن در تلاش است تا مردم را مأیوس و ناامید کند و متأسفانه برخی حنجره ها و زبان ها و قلم های بی تقوا هم در داخل حرف آنها را تکرار می کنند.
 
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود در جمع دانشجویان، اساتید و فرماندهان دانشگاه افسری امام حسین علیه السلام، پاسداری از انقلاب را یکی از ویژگی های ممتاز دانشجویان این دانشگاه برشمردند و افزودند: یکی از لوازم پاسداری از انقلاب، داشتن شناخت درست و عمیق از مبانی نظری و اصول انقلاب اسلامی و پایبندی به آنها است.
 
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در طول انقلاب اسلامی، کسانی بودند که با احساسات و بدون شناخت عمیق از مبانی نظری انقلاب، وارد میدان شدند و بعد از مواجه شدن با یک تندباد، راهشان تغییر کرد و از مسیر انقلاب خارج شدند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از لوازم پاسداری از انقلاب را شناخت دقیق تاریخ انقلاب دانستند و افزودند: تاریخ انقلاب اسلامی در واقع عینیتِ مبانی نظری آن است و نشان دهنده آزموده و تجربه شدنِ مبانی نظری در میدان عمل است.
 
ایشان با اشاره به تمرکز بیش از حد رسانه های بیگانه بر برخی نقاط ضعف کوچک و بزرگنمایی دهها برابری آن، خاطرنشان کردند: هدف آنها به فراموشی سپرده شدن تجربه های موفق نظام اسلامی و القای نادرستی مبانی نظری انقلاب در مرحله عمل است، بنابراین همه مردم بویژه جوانان باید از تاریخ انقلاب آگاهی کامل داشته باشند.
فرمانده کل قوا تأکید کردند: یکی از وظایف مهم مسئولان و فرماندهان دانشگاه امام حسین علیه السلام و همچنین مسئولان و اساتید همه دانشگاهها، آشنا کردن جوانان با تاریخ انقلاب اسلامی است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آشنایی نسل جوان با تاریخ انقلاب اسلامی زمینه ساز آینده ای اطمینان بخش و قطعی خواهد بود.
 
ایشان خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هر قدمی که انقلاب برداشته، نوید دهنده قدم بعدی بوده است و به همین دلیل هرگز دچار بن بست نشدیم و در دالان یأس و ناامیدی قرار نگرفتیم.
 
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: همواره فرج و مسیر حرکت به سوی آرمانها، در مقابل ما باز بوده است و اگر در مواقعی پیشرفت مناسب نداشتیم به دلیل کوتاهی و سستی خودمان بوده است و نه بن بست بودن راه پیش رو.
 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 باشگاه خبرنگاران: حدود یک سال از آغاز قتل‌عام فجیع اقلیت مسلمان در میانمار می‌گذرد و هنوز هم این جنایات سازمان‌یافته از طرف دولت این کشور در تبانی گروه‌های تندرو بودایی به‌طور‌ گسترده و وحشتناک آن ادامه دارد. 

 
اخیرا دولت میانمار در قانونی جدید و عجیب، محدودیت داشتن 2 فرزند را برای خانواده‌های مسلمان این منطقه اعمال کرده‌؛ اقدامی که برای بوداییان اعمال نشده است. مقام‌های محلی میانمار روز شنبه هفته جاری اعلام کردند این اقدام جدید در 2 منطقه در راخین که هم‌مرز بنگلادش است و جمعیت کثیری از مسلمانان در آن زندگی می‌کنند، اعمال شده است. 
 
در این 2 شهر 95 درصد جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت: میانمار با اعمال این قانون تنها کشور در جهان است که چنین محدودیتی را علیه یک گروه مذهبی اعمال کرده است، چرا که جمعیت اکثریت بوداییان را بر مسلمانان اقلیت این کشور ارجح دانسته و علیه مسلمانان تبعیض قائل شده؛ در حالي که منشور هر دولتی، حفاظت از اقليت در برابر اکثريت را شامل مي‌شود. 
 
دولت چین نیز سیاست تک‌فرزندی را در کشور اعمال کرده اما نه بر مبنای استثناها و مذاهب همچنین اعمال بر گروه‌های اقلیت قومی، هندوستان نیز برای کنترل جمعیت از اواسط دهه 1970 میلادی شبیه به این قانون را اعمال کرده است. سخنگوی استان راخین میانمار گفت: این برنامه جدید به معنای جلوگیری از رشد سریع جمعیت در جامعه مسلمانان است. 
 
با وجود آنکه جمعیت مسلمانان در این 2 شهر استان راخین بسیار زیاد است اما تنها 4 درصد جمعیت 60 میلیونی میانمار را تشکیل می‌دهند. این اقدام جدید یک هفته قبل و پس از آنکه کمیسیون منتسب به دولت میانمار این برنامه را به خانواده مسلمانان در راخین اعلام کرده به مرحله اجرا درآمده است. این کمیسیون همچنین تعداد نیروهای امنیتی را در این منطقه 2 برابر کرده است. 
 
سخنگوی استان راخین افزود: رشد جمعیت مسلمانان روهینگیا در این استان 10 برابر بیشتر از بوداییان این منطقه است و افزایش جمعیت در این منطقه، یکی از فاکتورهای تنش‌ها محسوب می‌شود. این تدابیر امنیتی علیه مسلمانان در این کشور در حالی اتخاذ می‌شود که تین سین، رئیس‌‌جمهوری میانمار هفته گذشته در مصاحبه با تلویزیون سی‌ان‌ان مدعی شد، «دولت میانمار سیاست تبعیض نژادی یا مذهبی ندارد. این هرج و مرج‌ها به علت برخی اقدامات مجرمانه شروع شد. ما همه تلاش خود را برای مهار کردن این درگیری‌ها صورت می‌دهیم. 
 
به علت همین تلاش‌ها، هم‌اکنون صلح و ثبات در مناطق درگیری برقرار شده است. همچنین برای بازسازی منطقه و سکونت مجدد مردم آن تلاش می‌کنیم.» طبق این گزارش، خشونت‌های فرقه‌ای در میانمار برای اولین بار سال گذشته میلادی در استان راخین میان بوداییان و مسلمانان رخ داد. بوداییان قمه به دست به خانه‌های هزاران تن از مسلمانان هجوم برده و صدها کشته بر جای گذاشتند. 
 
این اقدام آنها موجب شد 125 هزار تن که اکثرا مسلمان بودند، فرار کنند. شاهدان و گروه‌های حقوق بشری می‌گویند، در حالی که آشوب‌طلبان به کشتار مسلمانان و تخریب منازل آنها می‌پرداختند، پلیس ضد شورش در کناری ایستاده بود و درگیری‌ را تماشا می‌کرد! گروه ناظر حقوق بشر مستقر در نیویورک آمریکا مقام‌های استان راخین را به برپایی یک کمپین برای پاکسازی قومی مسلمانان روهینگیا متهم کرده است. 
 
 این اقدام همچنین تصویر آنگ سان سوچی، رهبر دموکراسی‌خواه میانمار را مخدوش کرده است، چرا که وی در حمایت از جمعیت مسلمانان این کشور ناکام مانده است. از نظر دولت میانمار مسلمانان روهینگیا مهاجران غیرقانونی هستند که از بنگلادش به میانمار آمده بنابراین به عنوان شهروند میانماری پذیرفته نمی‌شود. این در حالی است که دولت بنگلادش می‌گوید، روهینگیاها چندین قرن است که ساکن میانمار هستند و باید به عنوان شهروند این کشور به رسمیت شناخته شوند. 
 
خشونت‌های فرقه‌ای در میانمار از 20 مارس بار دیگر از سر گرفته شده و در حالی‌ که این خشونت‌های فزاینده تاکنون منجر به کشته و سوزانده شدن ده‌ها مسلمان و آوارگی هزاران نفر دیگر از این گروه اقلیت در میانمار شده است، رسانه‌های جریان غالب در جهان هیچ‌چیز در این‌باره نمی‌گویند، در حقیقت نوعی سکوت ناعادلانه غرب و دایه‌داران حقوق بشر در قبال این جنایات مخوف علیه مسلمانان میانمار وجود دارد. 
 
سازمان ملل، مطبوعات، شبکه‌های تلویزیونی و خبری در سراسر جهان در قبال این جنگ جهانی با اسلام و روند نسل‌کشی بر ضد افرادی که در واقع هیچ‌کاری به کسی نداشته و تنها مسلمان هستند، سکوت اختیار کرده‌اند. آمریکا و اروپا حتی فراتر از این رفته‌اند و تحریم‌ها علیه دولت میانمار را برداشته‌اند. 
 
قدر مسلم آن است که حقوق بشر و دموکراسی امروز در محدوده منافع قدرت‌ها قابل تعریف است، چنانچه منافع‌شان ایجاب کند با لشکرکشی و به راه انداختن هیاهوی حقوق بشر و دموکراسی، هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود در براندازی دولت‌ها متحد می‌شوند، ولی در میانمار به علت نزدیک شدن به حکومت نظامی در این کشور و پیشی گرفتن در رقابت‌های جهانی بر سر منافع‌شان، قتل عام و کوچاندن اجباری ده‌ها هزار مسلمان را نادیده گرفته‌اند. 
 
البته یکی دیگر از انگیزه‌های سکوت غرب در قبال قتل‌عام در میانمار، پیش‌دستی و کوتاه کردن دست کشور در حال ابر قدرت شدن چین از منابع طبیعی در کشور میانمار است که می‌خواهند انحصار آن را در دست گرفته و جایگاه اقتصادی چین را در این منطقه تضعیف کنند. 
 
حبس‌های طولانی مدت برای مسلمانان میانماری 
 
7 مسلمان در پرونده مربوط به خشونت‌های بوداییان علیه مسلمانان میانمار محکوم شدند. به گزارش پرس‌تی‌وی، دادگاهی در میانمار حبس‌های طولانی مدت تا 28 سال برای 7 مسلمان در رابطه با درگیری‌ها و خشونت‌های اخیر در این کشور صادر کرد. این افراد به قتل یک راهب بودایی در شهر میختیلا متهم شده‌اند. تاکنون هیچ بودایی در رابطه با خشونت‌ها علیه مسلمانان این کشور -که اواخر ماه مارس آغاز شد و به کشته شدن ده‌ها مسلمان و آوارگی هزاران مسلمان دیگر منجر شد- محکوم نشده ‌است. 
 
گروه‌های حقوق بشر و برخی نهادهای بین‌المللی، بوداییان میانمار را متهم می‌کنند به شکلی سازمان‌یافته و با حمایت دولت و ارتش این کشور مسلمانان بویژه مسلمانان روهینگیا را پاکسازی قومی می‌کنند. این نهادها و گروه‌های حقوق بشری همچنین دولت میانمار را به خودداری از دفاع از مسلمانان در برابر حملات بوداییان متهم می‌کنند. از سوی دیگر، گروه‌های حقوق بشر خواستار موضع‌گیری جامعه بین‌المللی درباره نقض حقوق مسلمانان در میانمار شدند. 
 
به گزارش الجزیره، این درخواست پس از آن مطرح شد که مسؤولان میانمار محدودیت 2 فرزندی را برای مسلمانان روهینگيا وضع کردند. این تصمیم به منظور مهار رشد بی‌سابقه جمعیت مسلمانان اتخاذ شده است. آنها نتیجه‌گیری کرده‌اند خانواده‌های پرجمعیت مسلمانان یکی از علل درگیری‌های فرقه‌ای در این منطقه است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 سي و چهار سال مقاومت و استقامت مردم ايران بر سر آرمان‌هاي خود، علاوه بر عرصه‌هاي سياسي و اقتصادي و نظامي، در عرصه اعتقادي هم دستاورد داشته است كه استقبال پرشور عموم مردم خاصه جوانان از مراسم اعتكاف يكي از اين دستاوردهاي اعتقادي است.

به گزارش رجانيوز، سه روز آسماني اعتكاف 92 هم ديروز تمام شد و اعمال ام داوود پايان بخش ميهماني سه روزه خداي كريم بود. غروب يكشنبه وقتي صداي اذان مغرب از ماذنه‌ها بلند شد، ملائكه به بدرقه ميهمانان ويژه خدا صف كشيدند تا معتكفان خانه او را با سلام و صلوات راهي كنند.

 

امسال هم شور و شوق اعتكاف از چند روز مانده به ماه رجب آغاز و بساط ثبت نام در مساجد مختلف بر پا شده بود. از مسجد گوهرشاد كه هزاران نفر براي اعتكاف در آن ثبت نام مي‌كنند و اميدوارانه به انتظار قرعه كشي مي‌نشينند تا شايد جزو 130 نفري باشند كه اسمشان در مي‌آيد و مساجد دانشگاه‌هاي معروف كه هميشه خيلي بيش از ظرفيتشان معتكف دارند بگير تا مساجد محله‌هاي مختلف شهر كه غالبشان براي اعتكاف برنامه ريزي كرده بودند، همه و همه در اين سه روز حال و هواي متفاوتي داشتند.

 

سي و چهار سال از انقلاب گذشته است؛ سي و چهار سال است كه جمهوري اسلامي در كنار همه هجمه‌هاي اقتصادي و سياسي و... با انواع هجمه‌هاي فرهنگي و اعتقادي روبروست. هجمه‌هايي كه حاصلش شده است همين بد‌حجابي و برخي معضلات فرهنگي ديگر كه در خيابان‌ها ديده مي‌شود و همين برخي را به اشتباه انداخته است كه از دين گريزي جوان‌ها حرف بزنند. اما فضاي اجتماعي ايران واقعيت‌هاي ديگري هم دارد كه علي رغم مهم بودن كتر مورد دقت قرار گرفته است.

 

اما سه روز مياني ماه رجب نشانه خوبي است كه استقامت مردم ايران ثمره‌هاي اعتقادي هم داشته است. سالانه ده‌ها هزار جوان ايراني كه خيلي‌هايشان هم نخبه و تحصيل‌كرده و دانشجو هستند صف مي‌كشند تا معتكف شوند. مساجد شهر پر مي‌شود از جوان‌هايي كه قرار بود دين گريز باشند، قرار بود از يك نماز خشك و خالي هم فرار كنند چه رسد به اختصاص سه روز براي نماز و روزه و قرآن و دعا و...؛ مساجد دانشگاه‌ها در اين سه روز پر مي‌شود از دانشجوياني كه قرار بود به محض ورود به دانشگاه بي‌خيال دين و ايمان شوند اما... . اما تصويري كه در سه روز اعتكاف به چشم مي‌آيد خبر از چيز ديگري دارد. 

جوانان ايراني كه حالا بيشترشان جزو نسل چهارم انقلاب‌اند و نه جنگ را ديده‌اند و نه انقلاب را، انتظار مي‌كشند براي سه روزي كه در آن خبر از چيزي نيست جز عبادت. فرهنگ اعتكاف چنان در ميان جوانان ايراني ريشه دوانده است كه حتي مي‌توان تاثيرپذيري ديگران زا آن را هم مشاهده كرد، وقتي كه مثلا طلاب غير ايراني هم براي خود مراسم اعتكاف برپا مي‌كنند.

اين دستاورد كمي نيست براي انقلابي كه بيش از سه دهه است با انواع هجمه‌ها روبروست. از چند نفر معدود طلبه‌اي كه در قم معتكف مي‌شدند، رسيدن به ده‌ها هزار معتكفي كه غالب آنها جوان هستند ثمره كمي نيست براي مقاومتي كه دارد سي و پنج ساله مي‌شود.

 

استقامت و پايداري مردم ايران هنوز در اول راه است و خيل جوانان معتكف جوانه‌هاي برآمده از اين استقامت‌اند. استقامتي كه ادامه دارد و جوانه‌هايي كه نهالي قطور خواهند شد. براي داشتن تحليلي دقيق از ايران بايد اين واقعيت اجتماعي را هم ديد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

اين دستورات مربوط به سال ۱۳۵۷ هجري قمري يعني ۹ سال قبل از رحلت آيت‌الله‌ قاضي به سال ۱۳۶۶ق است كه در آن، ضمن وصيتي به شاگردان خود، اهميت اين سه ماه ارجمند را متذكر شده‌اند. در مطلب حاضر ابتدا سخنان مرحوم علامه طهراني و سپس متن وصيت مرحوم قاضي به شاگردان خود آمده است وما آن را به نقل از ايکنا تقديم خوانندگان عزيز مي کنيم.

تنبَّه! متوجّه باش! آگاه باش! كه شهر‌هاي حُرُم داخل شد كه اولين آنها رجب است. بيدار شو، براي آنكه توشه خوبي براي خود برداري! شب‌هاي اين ماه را بيدار باش و روزهاي آن را روزه بگير، به جهت شكر خداوند كه به تو روزي كرده و مخواب مگر به مقدار معتنابهي و كم! و چه بسيار عاشقان دل‌سوخته‌اي كه شب را نمي‌خوابند. نماز شب را به نحو بيدار و خواب به جاي آور؛ يعني چند ركعتي نماز بخوان و كمي بخواب و سپس بيدار شو!

كتاب حق، قرآن را تلاوت كن؛ ولي تندتند نه، آرام‌آرام بخوان و با بهترين صوتي كه داري! چه، قرآن كتاب وحي است و نور قرآن، ظلمت‌ها را تبديل به نور مي‌كند و مي‌درخشاند.

پس تو بهره‌اي نبرده‌اي، بلكه هيچ‌كس به مانند قرآن بهره نبرده و هركس غير از اين را كه من مي‌گويم، گفته است، خطا كرده و اشتباه فكر مي‌كند.

سلام و صلوات بفرست به اصل قرآن و فصل آن، كه مراد از فصل قرآن پيامبر اكرم(ص) و اولاد طاهرين او هستند؛ در برابر آنها عبد بدون اراده و تسليم باش و با روح و جسم سالم در برابر آنها بدون چون و چرا باش و از آنها اطاعت كن و محبّت آنها را در دل داشته باش؛ چنانكه خداوند آنها را براي محبت خود قرار داده!

كسي كه در غير حب آنها خود را در ذمه خداوند رحمان درآورد، به درستي كه گمراه شده و در انكار او نعمت‌هاي خداوند از دستش رفته است و اگر خدا را در غير محبت آنها قرار دهي گم مي‌شوي؛ پس حب آنها حب خداست و به حب خدا پناه ببر! و ايشان عروه وثقي هستند و دستاويز محكم؛ پس چنگ خود را محكم بگير و به اين دستاويز چنگ بزن!

پناه ببر به خدا درباره قرآن كه قول خداست؛ درباره قرآن بازي نكن! با اهميت و احترام قرآن را بخوان و قرآن را از روي لهو و لعب نگاه مكن، چنان‌كه قرآن را عمل كني به واسطه دقت در آن، به بالاترين قله از قلل حق و ايمان و مجد و شرف نائل مي‌گردي. در هر حال بر تو باد به ذكر خدا و مبادا در خواندن قرآن كوتاهي كني! مگو چگونه مي‌شود و نگو به چه كيفيتي بخوانم! تشكيك در اين مسائل نكن!

در اين ماه‌ها قرآن را تلاوت كن و ملتزم و معتصم به خدا بشو! كسي كه اعتصام به خدا پيدا كند، خدا هم خود را به او نشان مي‌دهد اگر گفتي «ربيّ الله؛ پروردگار من خداست»، اي رفيق استقامت كن و دست از اين حرف بر مدار! اين ماه‌ها قرقگاه خداوند است، پس داخل در اين قرقگاه شو! خداوند فرموده: «وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت‏شده است»(آل عمران/۱۰۱) و باز فرموده: «وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ»(شوري/۴۲) و باز فرموده:«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ؛ آن كساني كه گفتند خداوند پروردگار ماست و سپس به اين قول خود استقامت كردند، ملائكه آسمان بر آنها فرود مي‌آيند»(فصلت/۳۰).

انتبهوا إخواني الأعاظم وفقكم الله لطاعته و قد دخل أشهر الحُرُم؛ يعني متوجه باش كه ما داخل در قرقگاه شده‌ايم و اين ماه‌ها براي كساني كه وارد مي‌شوند خصوصيتي دارد، مثل زمين‌هايي كه حُرُم حساب شده و داراي شرايطي است و بايد از محرمات اجتناب نمود؛ در اين ماه ها هم كه قرقگاه زماني است و انسان بايد از خيلي چيز‌ها اجتناب كند.


خدا در اين ماه‌ها خيلي به انسان نزديك است، بايد مراعات آن را بكند، همانند حَرَم و زمين‌هائي كه قرقگاه است و انسان وقتي وارد آنها مي‌شود به كعبه و آن امام نزديك است و زيارت مي‌كند؛ چقدر نعمت‌ها‌ي خداوند بر ما بزرگ است و او هرگونه نعمتي را بر ما تام و تمام كرده!

اولين چيزي كه بر ما واجب است، توبه است، با شروط لازم و نمازهايي كه در توبه وارد شده كه مقصود همان دستور توبه‌اي است كه حضرت رسول(ص) در ماه ذوالقعده دستور دادند، با همان كيفيت كه در كتب ادعيه آمده و در اعمال ماه ذوالقعده و در كتاب «مفاتيح» هم موجود است؛ البته حالا چون ماه ذوالقعده نيست در روز يكشنبه قبل از اول ماه يا شب جمعه و يا روز جمعه كه مي‌آيد، توبه كنيد.

پرهيز كنيد از كبائر و صغائر به قصد قربت! ملتزم شويد به مراقبه، هم صغري و كبري! كه مراقبه صغري نگاه داشتن خود است از مكروهات و خلاف «ما لايرضي الله به» و مراقبه كبري نگاه داشتن دل است از آنچه محبوب نمي‌پسندد، كه يك لحظه از مراقبت پروردگار خود را خارج نكند و در همه لحظات خدا را حاضر ببيند.

علاوه بر آن محاسبه و معاتبه داشته باشيد و نفس را معاقبه كنيد و بعد جريمه كنيد!...«ثمّ اقبلوا بقلوبكم؛ پس با دل‌ها‌ي خود اقرار كنيد به خدا» و مرض‌هاي گناه را معالجه كنيد و با استغفار، بزرگي گناه خويش را كاهش دهيد؛ چراكه استغفار،بزرگي گناه را از بين مي‌برد.

دستورالعمل مرحوم آيت‌الله قاضي به شاگردان خود درباره ورود ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان

مرحوم قاضي مي‌فرمودند: انسان بايد به خدا پناه ببرد و خداوند خيلي كمك‌كننده و خير المعين و پسنديده و اختيار كننده است؛ اما دستورالعمل اين سه ماه:

۱. عليكم بالفرائض في أحسن أوقاتها! دستورالعمل آن است كه نماز‌هاي واجب را در بهترين اوقات خودش انجام دهيد همراه نوافل آن! (كه مجموعاً پنجاه و يك ركعت مي‌شود، اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت) و اگر شواغل دنيا شما را منع كردند، صلاه أوابين را كه همان نماز ظهر است، ترك نكنيد، چون خيلي اهمّيّت دارد! خصوص نماز ظهر خيلي اهميت دارد و آن به واسطه وقت آن و خصوصيت و موقعيت آن در بين اوقات ديگر است! و «صلاه‌ وسطي» را كه در قرآن آمده، تفسير به نماز ظهر كرده‌اند، و «صلاه اوابين» يعني آنها كه خيلي توجه به پروردگار دارند، يعني رجوع‌كنندگان به خدا؛ زيرا رجوع‌كنندگان به خدا به آن تمسك مي‌كنند.

۲. نوافل شب را هيچ چاره‌اي نيست، مگر آنكه آنها را به جا آوريد، نه خيال كنيد نماز شب ساقط است و آن سد سكندري است كه هيچ شكسته نمي‌شود! عجب از كساني كه قصد دارند، دنبال كنند مرتبه‌اي از كمال را در حالي‌كه شب‌ها قيام نمي‌كنند؛ ما نشنيده‌ايم كسي به مرتبه‌اي از كمال برسد، مگر به قيام شب و نماز شب.

۳. عليكم بقرئه القرآن! بر شما باد به قرائت قرآن كريم با صوت حزين و باآهنگ و غنا! يعني با صداي خوش بخوان كه تو را تكان دهد و در روايات داريم كه قرآن را با تغنّي بخوانيد. امام زين‌العابدين تغنّي به قرآن مي‌كردند، اين تغني در قرآن براي انسان بسيار مفيد است. به طور كلي غناي صوتي حرام است و اين اصلاً در تحت غناي حرام نيست؛ زيرا غناي حرام آن است كه انسان را به سوي لهو و لعب بكشاند.

۴. بر شما باد به أوراد معتاده كه معروف است و هر كدام از شما كه ورد خاصي دارد كه بايد بجا آورد؛ و سجده يونسيه را از پانصد تا هزار به‌جا آوريد؛ يعني تا هزار هم مي‌توان به‌جا آورد، بسيار هم خوب است.

۵. بر تو باد زيارت مشهد أعظم در هر روز! (كه منظور از مشهد أعظم أميرالمؤمنين(ع) است، چون مرحوم قاضي در نجف بوده‌اند) و زيارت مساجد معظمه! (كه منظور كوفه و سهله است) و در بقيه مساجد عبادت خود را به‌جا آوريد! چون مؤمن در مسجد مثل ماهي است در آب؛ همان‌طوري كه حيات ماهي به آب است، حيات مؤمن هم در مسجد است؛ ماهي را از آب بيرون اندازند، مي‌ميرد.

۶. بعد از نماز‌هاي واجب تسبيح حضرت صديقه طاهره(س) را ترك نكنيد! زيرا كه آن ذكر كبيره شمرده شده و لااقل بعد از هر نماز يك‌بار بگوييد و اگر توانستيد دو يا سه بار بگوييد بهتر است.

۷. از لوازم مهم، دعا براي فرج حضرت حجت بقيه الله الأعظم است در قنوت نماز وتر، و از آن گذشته در هر روز، و در جميع دعاها براي حضرت دعا كنيد.

۸. زيارت جامعه را روز‌هاي جمعه به‌جاي آوريد! مقصود، زيارت جامعه معروف است: زيارت جامعه كبيره.

۹. قرآن كه مي‌خوانيد، در اين سه ماه از يك جزء كمتر نباشد، در هر روز يك جزء.

۱۰. زيارت و ديدار برادران خود را زياد كنيد! (مقصود رفقاي طريق هستند) خيلي آنها را زيارت كنيد و ببينيد؛ زيرا اينها هستند برادران طريقي شما كه در طريق و عقبات نفس و تنگنا ها كه انسان گير مي‌كند، كمك انسان مي‌كنند و نجات مي‌دهند.

۱۱. زيارت قبور كنيد نه هر روز بلكه كم‌كم و گاه‌گاهي، (هفته‌اي يك مرتبه خوب است) و در روز زيارت كنيد نه در شب.

ما را چه كار با دنيا؟! ما را چه كار با اسم دنيا؟! اين دنيا ما را گول زد و فريفت و ما را به پستي و ذلت گراييد، مقام ما را پائين آورد و پست كرد، دنيا مال ما نيست، دنيا را ول كنيد و بسپاريد به دست آنها كه دنبال آن هستند و به كساني كه اهل دنيا هستند بدهيد.

به‌به! خوشا به حال كساني و آن مرداني كه بدن‌هاي آنها در اين عالم خاك است و قلوب آنها در عالم لاهوت است و [در] عالم عز و جلال پروردگار است! اين افراد هستند كه از جهت عدد اقل هستند و خيلي عددشان كم است، امّا قوتشان و جانشان و روحشان خيلي زياد است، از جهت عددشان كم، ولي از جهت مدديت و اصالت، اكثريت عالم هستند. من مي‌گويم آنچه را شما مي‌شنويد و استغفار مي‌كنم براي پروردگار.

مرحوم علامه طهراني در پايان اين سخنان و در توضيحاتي تكميلي آورده‌اند كه: اين دستوراتي است كه مرحوم قاضي به شاگردان خود داده است و رفقا اين دستورات را در اين سه ماه انجام مي‌دهند. البته اين اعمال را در حد امكان انجام دهيد، هر كسي كه نمي‌تواند هر روز را روزه بگيرد حتي‌الإمكان پنج روز از رجب و ده روز از شعبان را بگيرد؛ خلاصه به حسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگيرد.

و ذكر يونسيه كه فرمود پانصد تا هزار، براي شاگردان مرحوم قاضي بوده كه بايد هر روز مي‌گفتند، (مرحوم آقا سيدجمال الدين گلپايگاني روزي سه هزار بار مي‌گفتند و البته چند ساعت طول مي‌كشيده) علي حد القدره و الإستطاعه و قرائت قرآن در شب علي حد القدره؛ اگر مي‌تواني نخواب و اگر كسي نمي‌تواند همه شب را نخوابد «علَي صَبٍّ»‌ باشد؛ صبّ يعني جگرسوخته، بيدارخوابي كند، شب زود بخوابد و سعي كند بيدارخواب كند، طوري كه بدن استراحت خود را بگيرد.

خود مرحوم قاضي اول شب مي‌خوابيدند، بعد نماز مي‌خواندند و بعد مي‌خوابيدند و باز نماز مي‌خواندند، همين طور تا دو ساعت به اذان كه ديگر نمي‌‌خوابيدند؛ مرحوم آخوند سه ساعت به اذان صبح بيدار بودند؛ اگر نافله شب را به‌جا نياوريد، فائده ندارد و عرفان معني ندارد؛ عرفان به عمل است نه به گفتن!

منبع:‌ کیهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تسنیم، علیرضا قزوه، از شاعران کشورمان در نامه‌ای به وحید جلیلی برادر سعید جلیلی، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، نوشت: رییس جمهور واقعی من کسی است که در این روزگار سخت گرسنگی مردم، دست کم دو سه روز هفته را روزه باشد و بادیگاردهایش نیز روزه باشند تا سپر گناهانش شوند. متن نامه علیرضا قزوه به وحید جلیلی به این شرح است:

سلامی ضمیمه علیکم به شما که این روزها سرتان گرم حماسه است.

من برادری کوچکتر دارم درست هم سن و سال سعید شما و پایش هم در کربلای چهار از همانجایی قطع شده که پای برادر تو. گاهی عاطفه‌ی برادری و قافیه بودن حمید و سعید دل شاعرجماعت را می‌برد.

خودت که دیدی من بعد از فتنه ی 88 چقدر فحش شنیدم. پنج هزار یادداشت توهین آمیز صله‌ی شعرهایم شد، اما سرم را بالا می‌گیرم و خدای را شاکرم که از آتش فتنه به سلامت گذشتم و گذشتیم. ما سربازان کوچک امام و رهبر عزیزمان بودیم و اما آن مرد که در باران آمد و با نقاب آمد … اصلا بگذار بی‌واهمه بگویم که احمدی نژاد آخرین نقابی بود که افتاد و خدا این را حواله کرد تا دیگر به هر کسی اعتماد نکنیم.

امشب دوستان مرا دعوت کرده اند به مراسم حضوری دیدار با برادرت. اما من فکر می کنم که گردان شعر انقلاب باید به همه جا بروند و با همه کاندیداها چهره به چهره رو به رو سخن بگویند.

من معتقدم که اهل سیاست هنوز بسیاری چیزها را در باره‌ی فرهنگ و شعر اصیل نمی‌دانند. این که چیزی به نام شعر هوش و حواس ما را سالهاست برده و دل بدو سپرده‌ایم . این که ابن‌سیناها و حافظ‌ها می‌توانستند بر صندلی سیاست نیز بنشینند و حکم کنند، اما به حکم حکمت و رای عشق دل دادند. شاعر جماعت راستین شاید چیزی را فهمیده‌اند و پا را کنار کشیده‌اند. به قول دکتر شفیعی عزیز:

"بهشت فیلسوفان دوزخی بود/ نگهبان بهشت شاعران باش"

همه‌ی اینها را نوشتم به خاطر این چند نکته که کاش به گوش برادر برسانی که فلانی تو را سلام رساند و گفت:
ای کاش کسی نفهمد که یک پای سعید قطع است تا خدای ناکرده فردا همین پا او را فریب ندهد.

رییس جمهور واقعی من کسی ست که در این روزگار سخت گرسنگی مردم دست کم دو سه روز هفته را روزه باشد. بادیگاردهایش روزه باشند که سپر گناهانش باشد .

رییس جمهور واقعی کسی ست که هرشب بعد از خواندن چند آیه از قرآن و یک خطبه از مولا علی(ع) دست کم غزلی از حافظ عزیز را بخواند و از حفظ کند، نه برای آن که فردا در سخنرانی اش بگوید که من هم حافظ حافظم، بلکه به خاطر آن که حافظ و مولانا و بیدل و صائب درس اخلاق و زندگی اند.

چقدر حرف باقی ست و تا نگاه می کنی شب شده است و می‌بینی که از جلسه امشب باز مانده ای…


 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تسنیم، ششم خرداد؛ سالروز درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی یکی از برجسته‌ترین مؤذن‌های کشور است، 1304 اذان مشهور وی در گوشه «روح الارواح آواز بیات ترک» خوانده شد. مؤذن‌زاده در جمله‌ای از اذان مشهور خویش یاد کرده و گفته بود: «ما که نه ثروت داریم و نه مکنت، همین یک اذان برایمان بهترین خیر است». مقام معظم رهبری در دیدار با اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ در سیزدهم اسفندماه سال 1370 در بیاناتی به نکاتی پیرامون اذان و خصوصاً اذان منتسب به استاد مؤذن‌زاده اشاره کرده‌اند؛ متن بخشی از این بیانات به شرح زیر است:

نکته‌ای را در خصوص اذان‌هایى که از صدا و سیما پخش مى‌شود، متذکر مى‌شوم. شما به اذان غلوش اشاره کردید؛ اما عیب اذان غلوش این است که آهسته گفته شده است؛ اذان استودیویى است؛ مثل این‌که براى خودش حدیث نفس کرده است. اذان ابوزید هم همین‌طور است؛ او هم براى خودش گفته است؛ این‌ها براى دیگران اذان نگفته‌اند. ما در این‌جا به آقایان قرّاء مصرى گفتیم که اذان باید از دل کنده بشود؛ یعنى اذان گلدسته‌یى بگویند؛ اذان استودیویى به درد ما نمى‌خورد! اذان گلدسته‌یى، مثل همان اذانى است که شما گفته‌اید؛ یا اذان آقاى شریف که انصافاً از آن اذان‌هاى بسیار خوب و درجه‌ى یک است. البته این اذان آقاى شریف، نسخه‌ بدل است؛ اصلش را یک عرب گفته است و من سال‌ها پیش این اذان را شنیده‌ام. مرحوم عطاءاللَّه زاهد مى‌گفت که موسیقى متن فیلم محمّد رسول‌اللَّه را از اللَّه‌اکبر آن اذان گرفته‌اند. اذان طوخى و اذان مؤذن‌زاده هم خوب است؛ اذان پُرحرارت و پُرمغزى است.

بناى ما بر این نبوده که در رادیو و تلویزیون، از اول تا آخر، همین چهار تا اذان را بگذاریم؛ نه، بنا بر این بوده است که اذان گفتن را نظمى بدهند؛ منتها براى این‌که خیلى شلوغ نشود، گفته شد که مرزى بگذارند. البته ممکن است گاهى بعضى از اذانها را هم بگذارند؛ اما توجه داشته باشید که اذان رسمى و دایمى رادیوى ایران که ما مى‌خواهیم در دنیا پخش بشود، باید - به قول شماها - یک اذان استاندارد باشد؛ یعنى بتوانیم آن را عرضه کنیم و بگوییم ما این‌طورى اذان مى‌گوییم.

اذان چون عربى است، باید آن را به لهجه‌ى عربى گفت؛ مثل قرآن، که اگر آن را با لهجه‌ غیرعربى بخوانیم، درست نیست. بعضی‌ها در تقلید زبان‌هاى خارجى مقیدند که حتماً لهجه را رعایت کنند - که البته این لازم هم است؛ بالاخره اگر شما بخواهید با کسى به زبان انگلیسى یا عربى حرف بزنید، نمى‌شود مثل همان لهجه‌ى فارسى با او حرف بزنید؛ باید به لهجه‌ى خودش باشد - اما وقتى به نماز و قرآن مى‌رسند، متأسفانه وسوسه‌شان مى‌گیرد و مى‌گویند چه لزومى دارد که ما این «ولاالضّالین» را مَد بدهیم؛ همین‌طور مثل سایر کلمات به صورت عادى ادا کنیم! اینها غافل از این هستند که این «ولاالضّالین» بدون مَد، آن چیزى نیست که نازل شده است؛ اصلاً «ولاالضّالین» با مَد نازل شده است. اصول زبان این را به ما دیکته مى‌کند که این‌طورى بگوییم؛ اگر این‌طورى نگفتیم، مثل این است که اصلاً آن را نگفته‌ایم! البته اگر یک وقت کسى نمى‌تواند این‌طور بگوید، گریبانش را نمى‌گیرند؛ اما بایستى درست گفت. نمى‌شود ما رعایت لهجه را نکنیم؛ لهجه خیلى مهم است.

یک نکته هم مربوط به زمان پخش اذان صبح در روزهاى مختلف سال است. چون زمان پخش اذان صبح در همه‌ى ایام سال یکسان نیست، شما ملاک زمانى را برنامه‌ى «شیرخدا»(22) قرار داده‌اید؛ یعنى قبل از ساعت 6 باید ضرب «شیرخدا» زده بشود. اگر از نظر زمانى طورى شد که اذان یک ساعت با برنامه‌ى «شیرخدا» فاصله داشت، اذان و دعا را به صورت مفصل مى‌گذارید؛ اما در ایام زمستان - که اذان نزدیک همان ساعت 6 است - زمان پخش اذان را کوتاه مى‌کنید و دعا نمى‌گذارید و همان برنامه‌ى «شیرخدا» را پخش مى‌کنید! در جمهورى اسلامى برنامه‌ى «شیرخدا» ملاک نیست. آن ضرب زورخانه یک جنبه‌ى سنتى و سمبلیک دارد؛ والّا هیچ‌کس با آن ضرب ورزش نمى‌کند. من خودم چند سال زورخانه رفته‌ام؛ اصلاً این ضرب، ضربى نیست که بشود با آن ورزش کرد؛ مخلوطى از ضرب‌هاى مختلف است که مردم فقط آن را گوش مى‌کنند؛ این غیر از دستورالعمل آن ورزشِ نرمشِ فرنگى است. پس این برنامه نمى‌تواند اصل باشد؛ اصل، اذان و دعاست.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

ایشان یک عمر تمام انرژی خود را صرف تحصیل انواع علوم کرده است. من بین سالهای 50 و 60 بود که حساب می‌کردم، دیدم ایشان در 17 رشته فوق تخصص داشت و مسلط بود. آن موقع ظاهر ایشان سالم نشان می‌داد ولی باطن ایشان، همه نیروهایش مصرف شده بود.

غروب یکشنبه، 27 اردیبهشت سال 1388، وقتی خبر رحلت بهجت‌العرفا آیت‌الله محمدتقی بهجت در شهر قم پیچید، بهت و حیرت و ناله و شیون شهر را فرا گرفت و به دنبال آن سیل مشتاقان و شیفتگان فقاهت و مرجعیت به سوی قم سرازیر شد.

قم سراسر سیه پوشید و ازدحام جمعیت عزادار، یادآور تشییع تاریخی آیت‌الله بروجردی شد، از عامی و عارف، از فاضل و کاسب و از همه طبقات مردم در تشییع پیکر مردی حاضر شدند که سینه‌اش مالامال از عشق و شیفتگی بود و یادگاری مقدس از خود بر جای گذاشت و سرانجام پیکر مطهر آن پیر راحل در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) در مسجد بالاسر در خاک مشک بوی عصمت آرمید.

به مناسبت برگزاری چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله بهجت، دیداری با فرزند این عارف بالله حجت‌الاسلام و‌المسلمین علی بهجت داشتیم و در آن جلسه، دیدگا‌ه‌های مرحوم آیت‌الله بهجت را درباره فلسفه و عرفان جویا شدیم.


مشروح این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد:


*دیدگاه آیت‌الله العظمی بهجت در مورد فلسفه چه بود؟ بعضی‌ها تلاش می‌کنند ایشان را مخالف فلسفه و یا دست‌کم غیر موافق با فلسفه نشان دهند.

آیت‌الله بهجت به مبانی عقلی محض بسیار علاقمند بود و در بین کتب فلسفه، اشارات ابن سینا را که خیلی کوتاه و برهانی و مستدل هست، می‌پسندید.

این پسند ایشان چنان توسعه و ادامه داشت که ریشه مبانی فقهی یا مبانی و ادله تشریعی احکام الهی را هم گرفته بود و تا آنجا دامنه علاقه ایشان به مسائل عقلی و عقلی بودن مسائل کشیده شده بود.

علما معمولا در بیان تمام مبانی مذهبی استناد می‌‌کنند که این حکم چون حکم و دستور است، ما باید به عنوان یک بنده بپذیریم و تعبیر به احکام تعبدی می‌کنند که دلیل و برهان آن فقط عندالله است و ما فقط باید این حکم را بپذیریم. غالبا این موضوع را در تمام احکام تسری می‌دهند و می‌گویند همه احکام الهی این خصیصه را دارند که چون دستورند باید اطاعت شوند؛ پس دلیلی به جز دستور ندارد.

تمام این احکامی که خدا حکم کرده را عقل یک انسان کامل نیز حکم می‌کند

حضرت آیت‌الله بهجت در این زمینه مبنای خاصی داشت و بعضی از علمای گذشته نیز بر این نظریه بودند ولی ایشان خیلی این قضیه را سرایت می‌داد و می‌فرمود: همه احکام الهی ارشادی است. تمام این احکامی که خدا حکم کرده را عقل یک انسان کامل نیز حکم می‌کند.

حضرت آیت‌الله بهجت این موضوع را تسری به همه احکام می‌دادند. ایشان می‌گفتند خداوند متعال و پیغمبر (ص) و قرآن و ائمه (ع) که این احکام را فرمودند، دارند به همان حکم عقل ما، ما را ارشاد می‌کنند و عقل ما همین احکام را حکم می‌کند.

این نظریه ایشان در فقه خیلی ممتاز بود که این احکام عقلی است نه تعبدی.


*دیدگاه حضرت آیت‌الله بهجت(ره) در مورد عرفان چه بود؟

در مورد مسائلی که مربوط به عرفان می‌شود، باید گفت عرفان دو دسته است. یکی بعد علمی عرفان و دیگری بعد عملی عرفان است.

بعد علمی عرفان این است که مسائلی ذوقی را یک عارف در مقام کشف آن بر می‌آید و فرمولی را که می‌یابد و حس می‌کند و و یا به او اشراق می‌شود را طبق مبانی کلامی و عقیدتی درست می‌کنند و برای آن دلیل می‌آورند و این می‌شود عرفان علمی.

مثلا اگر عارفی در مقام وحدت هستی چیزی را دریافت کرده، حالا ما چرا بپذیریم؟ او که پیغمبر خدا نبوده و در اینجاست که در عرفان علمی می‌آیند و حرف این عارف را مستدل می‌کنند و طبق ادله خودشان با برهان و استدلال نظریه او را تطبیق می‌دهند و این عرفان علمی است. کتبی نیز در این زمینه هست که این مسائل را تدریس می‌کند.

نوع دیگر عرفان، عرفان عملی است که  انسان چه کار کند که مرحله به مرحله بتواند خودش را از خصائص و بدی‌های نفس و سوء تقاضاهای نفس نجات دهد و این مشتهیات نفس انسان که حیوانیست را کنار بزند.

نفس انسان با حیوانات مشترک است و چون نفس انسان نفسی حیوانیست، پس تقاضاهای حیوانی دارد. منیّت دارد، برتری جوست و می‌خواهد بزند و بگیرد و اول باشد و همه چیز مال خودش باشد. درست مثل حیوانات که منطقه تقسیم دارند، منطقه نفوذ دارند و هرکدام می‌خواهند هرچه هست مال خودشان باشد.

این خصائص حیوانیست و برنامه‌ای وجود دارد تا انسان یکی یکی این خصائص نفس حیوانی را کنار بگذارد و از این خصایص و رذایل اخلاقی پاک شود. وقتی انسان این خصائص را رد کرد و پاک شد، برای پذیرش صفات نیکو آماده می‌شود و انسانیت به تمام معنا در او شکل می‌گیرد.

انسان باید به این استعداد برسد تا خدا این مرحله را به او عطا کند. خداوند تعبیر دارد که اگر شما یک قدم بردارید، من ده قدم می‌آیم. خداوند به انسان می‌فرماید تو قابلیت و استعدادت را بروز بده و بیا تا من ده برابر تو بیایم و کمک کنم تا این قوه تو به فعلیت برسد.

خاطراتی از ساده زیستی حضرت آیت‌الله بهجت(ره)

عارف به جایی می‌رسد که دیگر منیتی وجود ندارد و همه اوست. هدف هستی همین است.

منیّت‌ها از بین می‌رود. من یادم هست سالها پیش در منزل قبلی ما یک آقایی به دیدن پدرم آمد. ما در اتاقمان پرده‌هایی بود که اینها توسط سه میخ به دیوار متصل شده بودند. این آقا به پدرم گفت تمام منزل صد و چند متری شما با صد تومان چوب پرده‌هایش تأمین می‌شود. چوب پرده متری بیست و پنج ریال بود.

آن آقا گفت شما چرا برای این کار به خاطر صد تا تک تومنی مضایقه می‌کنید؟ آیت‌الله بهجت فرمود چوب پرده برای چه؟ آن آقا گفت برای اینکه این پرده به دیوار بماند. پدرم نگاهی به پرده‌ها کرد و گفت حالا هم این پرده ایستاده دیگر!

آن آقا که متوجه زشتی صحبتش شده بود به پدرم گفت آقا حداقل شما یک حرکتی انجام دهید که ما هم بتوانیم زندگی کنیم.

زندگی شما یک خط بطلان روی زندگی ماست و شما حداقل به فکر ما نیز باشید. پدرم فرمود بله مثلا بنده جهنم بروم که شما بتوانید اینطور زندگی کنید. بیچاره آن آقا ماند چه بگوید. این چیزها پوسته زندگی است و مغز آن چیز دیگریست.

بعد هم که به این منزل آمدیم، من می‌خواستم موکت برای اینجا تهیه کنم. موکت متری 300 تومان بود و من دیدم نمی‌شود و پدرم نیز نمی‌پذیرد که این مبلغ را برای موکت بدهیم.

به اطرافیان گفتم ببینید موکت خوب دست دوم می‌توانید پیدا کنید. معمار منزل گفت از قضا من خانه‌ای را برای یک لبنانی خریدم که همه موکتهایش را کنده‌اند و گفته‌اند اینها ایرانی است و می‌خواهیم خارجی بگذاریم. اتفاقا موکت‌ها را گوشه زیر زمین انبار کرده‌اند و راه ما را نیز گرفته‌اند. می‌خواهی برایت بگیرم؟ گفتم نگیر، بخر!

آن معمار رفت و موکت‌ها را متری 30 تومان یعنی یک دهم موکت نو خرید. این موکت‌ها را دادیم شستند و خلاصه کلا این موکت‌ها متری 40 تومان برای ما هزینه برداشت.

موضوع را برای پدرم تعریف کردم و گفتم  قیمت موکت اینقدر بود و من اینها را که دست دوم هست با قیمت یک دهم خریدم و پولش را هم از پولی که مال شما نیست توسط آقای دیگری پرداخت کردیم.

پدرم در جواب گفت این کار را بیخود کردی. گفتم پس چه کنم؟ گفت قسمتی از هر اتاق را با همان فرشهایی که داشتیم فرش می‌کردید و بقیه‌اش خود به خود پر می‌شد.

اصلا تفکر پدرم این بود که برای زندگی دنیا همین قدر کافیست و اصلا زندگی برایش هدف نبود. بعدا هم که ایشان زانویش درد گرفت و نمی‌توانست روی زمین بنشیند ما این چند صندلی را دوباره به شکل دست دوم اضافه کردیم که آن هم داستان دارد.

همین پرده‌هایی که شما می‌بینید را من همان موقع متری 35 تومان خریدم. اینها را برایتان تعریف می‌کنم که ببینید یک زاهد در دنیا چه مصرف می‌کند و به دنیا چگونه می‌نگرد. پدرم برای اینکه از کار من مطمئن شود به خانم من گفته بود که شما این پرده‌ها را قیمت کن و به فلانی هم نگو و پرده‌هایی که در منزل قبلی داشتیم را نیز قیمت کن و به من اطلاع بده.

در این فاصله هم چند بار پیگیری کرده بود. کلا پدرم وقتی به کاری دستور می‌داد مرتب پیگیری می‌کرد و فراموش نمی‌کرد.

خانم من پس از چند روزی قیمت گرفته بود و به پدرم گفته بود آقا این پرده‌ها متری 35  تومان است و پرده‌های خانه قبلی متری 110 تومان است.

پدرم گفته بود اشتباه نکردی؟ خانم من گفته بود نه آقا آن پرده‌های قبلی نخ بود، پنبه بود و اصالت دارد ولی اینها از جنس پلاستیک است و ارزشی ندارد و سبک است. آن وقت پدرم آرامش پیدا کرده بود که فرزندش پا را فراتر از ایشان نگذاشته است.

تا این اندازه کنترل می‌کرد با اینکه ما به بیت‌المال و یا پول شخصی ایشان دست نمی‌زدیم. چون خیلی‌ها به من می‌گفتند هرچه لازم دارید بگویید تا ما فراهم کنیم. با این حال کنترل می‌کرد تا ما از حد خودمان تجاوز نکنیم.

ایشان بعد عرفان عملی را نتیجه هستی هر انسان می‌دانست و می‌گفت انسان باید به آن هدف اصلی برسد.

معرفت مقدمه پرواز هر انسان است. انسان تا نیمه هستی را طی کرده از خدا به خاک و از خاک سر برآورده و نیمه دیگر را باید خودش پرواز کند. ایشان می‌فرمود هدف هستی همین است و اگر این هدف را نداشته باشیم، عمر را باخته‌‌ایم.

آیت‌الله بهجت عرفان را هدف اصلی و فلسفه را نیز مقدمه آن می‌‌دانستو


*آیت‌الله العظمی بهجت راجع به فلسفه خواندن فرزندشان چه نظری داشتند؟

- درباره فلسفه خواندن ما حرفی نمی‌زد. حتی ما به حد افراط هم می‌خواندیم. تمام دوره اسفار را که 9 جلد است خواندم و 14 سال طول کشید.

فلسفه را نزد علامه حسن‌زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی و مرحوم شهید مطهری خواندم. با این حال که به صورت افراط هم می‌خواندم ایشان فقط از اینکه من دنبال کلام دیگران باشم، یکبار اظهار نظر کرد.

ولی مخالفتی با این کارها نداشت. کلا با دانستن علم مخالفتی نداشت. من ریاضیات و ستاره شناسی می‌‌خواندم و ایشان مخالفتی نداشت. بسیار از دانستن و علم، خوشش می‌آمد. 

رشته اصلی و تخصصی من فلسفه و عرفان بود. 18 سال فلسفه و حدود 8 سال عرفان خواندم. پدرم تنها مطلبی که درمورد تحصیل من در این رشته می‌فرمود این بود که چرا اینقدر عمر صرف می‌کنی که دیگران چه گفته‌اند؟ خودت چه می‌‌گویی؟

من زمانی که در این زمینه صرف می‌کردم، چند برابر هم کلاسی‌هایم بود تا همه علومی را که در این کتب هست، در حضور استاد بگذرانم. لذا پدرم فقط به خاطر اینکه خیلی از وقتم را برای این موضوع صرف می‌کردم، اعتراض داشت.

پدرم یک‌سوم من، وقت صرف فلسفه کرده بود ولی هرگاه مشکلی داشتم برطرف می‌کرد

حضرت آیت ‌الله بهجت، شاید نسبت به من یک سوم وقت، صرف این موضوع کرده بود ولی چون هدفمند بود، اشکالات بنده را که سه برابر ایشان وقت صرف کرده بودم را جواب می‌داد.

هرگاه مشکلی داشتم، ایشان حل می‌کرد و در مقام نظریه پردازی نیز خیلی قوی‌تر از من بود.

چنین افرادی چون هدفمند کار انجام می‌دهند، قوی‌تر شده و زودتر به نتیجه می‌رسند.

خداوند به انسان می‌فرماید: بشر تو خیلی به دنبال علم هستی ولی همه اینهایی که تو داری فرضیه است و صد در صد علم به دست تو نیامده؛ «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً ... » و هنوز خیلی کم داری. چیزی به دست نیاورده‌ای. اگر علم می‌خواهی، در اتصال به من بدست می‌آوری.

چطور اگر این لامپ را خاموش کنیم دیگر نه خود لامپ روشن است و نه می‌تواند به ما روشنایی دهد، چون کلید اتصالی که ما قطع کرده‌ایم، ارتباط لامپ را از منبع تولید الکتریسیته قطع کرده است.

وقتی به آن منبع متصل است، نور پیدا می‌کند و نه تنها نور پیدا می‌کند بلکه منور هم می‌شود و نور هم می‌دهد.

ما نیز اگر به مبدأ هستی متصل شویم، نه تنها برای خودمان بلکه برای دیگران نیز می‌توانیم مفید باشیم. چنین افرادی سعی کرده‌اند که خودشان را به آن حقیقت وصل کنند لذا در اتصال به آن حقیقت، علم بیشتری به آنها افاضه می‌شود.

خداوند می‌فرماید ما حکمت را به لقمان آموختیم. یعنی لقمان سر کلاس رفت و چیزی آموخت؟ خیر. بلکه در اثر اتصال به مبدأ اصلی، منوهایش باز شد و علم را گرفت.


کلام علامه جعفری درباره حضرت آیت الله بهجت

علامه جعفری سال 63 با همان لهجه ترکی غلیظ به من گفت پدرت تا هست نه می‌شناسی‌اش و نه می‌گذارد که بشناسی. وقتی از تو گرفتند، آن وقت می‌فهمی.

وقتی پدرم از دنیا رفت تازه برایم بابی باز شد. بعد از رحلت ایشان یکی از بزرگان صدایم کرد و فکر کردم که می‌خواهد تسلیت بگوید.

من بعد از رحلت حضرت آیت‌الله بهجت عصبی شده بودم و تارهای صوتی‌ام مشکل پیدا کرده بود و نمی‌توانستم حرف بزنم. به آرامی به ایشان گفتم آقا صدا نیست فقط تصویر هست آن هم ممکن است بعد از رفتن پدرم برود. ایشان اشاره کرد نزدیکش شدم و گفت رازی از پدرت پیش من هست بگذار تا دفن نشده آن را به تو بگویم.

50 سال قبل در نجف، استاد بزرگ، مرحوم قوچانی به من گفت سرّ اینکه آقای بهجت از همه هم کلاسی‌هایش فاصله گرفت و ممتاز شد یک چیز بود. همه تازه شروع کرده‌‌اند ولی آقای بهجت سالها قبل از اینکه به سن بلوغ برسد، کار کرده بود. ایشان در اثر عبادت سالها قبل از بلوغ چشمش باز شده بود و معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد.

او دوران قبل از بلوغ را که معصیت برای انسان نوشته نمی‌شود و تکلیفی نیست، به سلامت گذرانده بود. این دوران را با عصمت و پاکی گذرانده بود و در دوران نوجوانی حفظ کرده و ادامه داده بود. لذا معصوم بود و معصوم ماند. همه پله به پله می‌رفتند و او چون سبکبال بود، پرواز کرده بود.

معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد. این دیدن معصیت را ما نمی‌فهمیم چون درکی از آن نداریم و باید با علم شهودی به آن رسید. پدرم در خودش فرو می‌رفت و این در خود فرو رفتن‌ها مقدمه بسیار بزرگی برای پرواز انسان است. اما الآن همه خودشان را سرگرم می‌کنند و یک ساعت بیکار نمی‌مانند که فکر کنند.

*نظر شما درباره مخالفان فلسفه و عرفان چیست؟

ـ در حوزه‌ها برای کوبیدن فلسفه و عرفان، چکش‌های متفاوتی دست می‌گیرند. انحرافات گوناگونی را که در بعضی چیزها پدید آمده را به فلسفه و عرفان نسبت می‌دهند. مثلا نسبت‌های متفاوتی مثل کفر و ...  می‌دادند و موافقان فلسفه اینقدر محکوم می‌شدند.

این ضربه‌های متفاوتی که به اینها می‌زدند، باعث می‌شد که این افراد یا خیلی قوی و محکم شوند و با لشگر به میدان بیایند که اینها اغلب اگر عارف بودند، کمتر این کار را می‌کردند. یا باید این افراد در لاک خود فرو می‌رفتند که این لاک‌ها نیز متفاوت بود و آقای قاضی در شدیدترین آنها بود و حتی در تاریکی خارج از شهر درس می‌داد.

حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمود: کسی نزد یکی از علمای نجف رفته و گفته بود که من شاگرد مرحوم غروی کمپانی هستم. آن عالم در جواب گفته بود آن درویش را می‌گویی؟! با اینکه فلسفه خواندن با درویشی از زمین تا آسمان فرق دارد. آن استاد با شنیدن این حرف گفته بود از درویشی چیزی به من نمی‌چسبد مگر همین درس فلسفه‌ای که می‌دهم.

تلاش آیت‌الله بهجت برای ادا کردن حق یک کتاب فلسفه

پدرم از همان درسی که ایشان در فلسفه داده بوده، جزوه‌ای دست شوهر خواهر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیده بود و این شوهر خواهر آیت‌الله خامنه‌ای بسیار خوش استعداد بوده و قبل از اینکه فرزندی داشته باشد، جوان مرگ می‌شود.

ایشان این جزوه را از یکی از شاگردان استاد گرفته بود. 

پدرم خیلی آن جزوه را پسندیده بود که فرمول همه مطالب در آن به تمامیت مطرح شده بود.

این عبارت حضرت آیت‌الله بهجت بود که می‌فرمود: کتاب منظومه حاج ملا هادی سبزواری را مثل اشارات ابن سینا، با برهان و دلیل و بسیار قابل استفاده آورده بود و خیلی تعریف می‌‌کرد.

پدرم خیلی به دنبال آن جزوه گشت ولی مثل اینکه در حمله‌ای که عراقی‌ها کرده بودند، از بین رفته بود و آثاری نمانده بود و خیلی برای پدرم ناراحت کننده بود.

حتی در بین کتابهای خود آن مرحوم نیز گشتند و پیدا نشد. یعنی حضرت آیت‌الله بهجت این‌قدر علاقه داشت که کسی حق این کتاب فلسفه را ادا کند ولی تظاهر نمی‌توانست بکند. با این حال دست بردار نبود.

*به عنوان آخرین سؤال، درباره علامه حسن زاده آملی که در درس فلسفه ایشان شرکت کرده‌اید، صحبتی دارید؟

ایشان یک عمر تمام انرژی خود را صرف تحصیل انواع علوم کرده است. من بین سالهای 50 و 60 بود که حساب می‌کردم، دیدم ایشان در 17 رشته فوق تخصص داشت و مسلط بود. آن موقع ظاهر ایشان سالم نشان می‌داد ولی باطن ایشان، همه نیروهایش مصرف شده بود.

ایشان خودش هم اظهار می‌کرد که من رعایت این تن را نکردم و این بدن، دیگر همراهی نمی‌کند. 

ایشان می‌گفت ما با پول مختصری که داشتیم، مقداری از این حلواهای بی‌کیفیت تهیه می‌کردیم و می‌خوردیم و این غذای ما بود. فقط درس می‌خواندیم و نیروها از دست رفته است.

علامه حسن زاده آملی از این جهت بی‌نظیر هستند. کسی مانند ایشان که عمر را در انواع علوم و در این تعداد رشته صرف کند، نداشتیم.

منبع: فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 5 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله محمدعلی جاودان به مناسبت آغاز مراسم معنوی اعتکاف، دیداری با متولیان و فعالان عرصه اعتکاف داشت و به سخنرانی پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:

فکر کردم که درمورد خودمان حرف بزنیم و به چیز دیگری نپردازیم بهتر است. این خود که عرض می‌کنم خود حقیقی ماست؛ که ما با آن درگیر هستیم. حالا من عرض می‌کنم ببینید واقعا همین طور هست یا نه. 

آیت‌الله حق‌شناس: اگر کسی گفت به فلانی سلام برسان و تو نرساندی، مانعی برای تو در زندگی به شمار می‌رود

می‌دانید که حضرت موسی(ع) مامور شد به دیدار حضرت خضر(ع) برود و نکاتی را از ایشان بیاموزد این کلام را از یکی از بزرگان اخلاق شنیدم، فرمود که چرا حضرت موسی(ع) با آن مقام ماموریت یافت خدمت حضرت خضر(ع) برسد؛ حرفی که ما شاید صد بار از حاج آقای حق‌شناس می‌شنیدیم این بود که حضرت خضر بیشتر به دنبال رفع مانع بود. حضرت موسی(ع) بیشتر تلاشش در ایجاد مقتضی بود. حضرت خضر(ع) می‌کوشید مانع را برطرف کند و حضرت موسی(ع) بیشتر می‌کوشید مقتضی ایجاد کند و برتری خضر(ع) به همین دلیل بود. از این رو ما نیز موانعی در زندگی داریم.

من برای دوستان مثال زدم و گفتم فرض بفرمایید در دوران دبستان یا راهنمایی، یعنی زمانی که سن انسان کمتر است و کمتر به این مسائل توجه دارد به دوست کنار دستش می‌گوید آقا خودکارت را بده و بعد هم می‌گیرد و مقداری با آن می‌نویسد. اگر او مکلف نباشد باید از پدرش اجازه بگیرد و این خوش یک مانع است. گاهی هم از خاطرش می‌رود. یکی یادش می‌رود خودکار را پس دهد و یکی یادش می‌رود پس بگیرد. خودکار می‌رود داخل کیف او و حالا یا مصرف می‌شود یا گم می‌شود. اینجا خودکار، یک مانع ایجاد کرد. این را در نظر داشته باشید.

در مورد موانع، حاج آقای حق‌شناس می‌فرمودند: اگر کسی به شما گفت سلام مرا به فلانی برسان و تو گفتی چشم، اگر رساندی که رساندی اگر نرساندی این یک مانع می‌شود. اگر تعارفات معمول مثل سلامت باشی را کردی و نرساندی موردی ندارد اما اگر گفتی چشم باید برسانی. یک قول دادی و باید عمل کنی. حالا اینها یک نمونه‌هایی کوچک است. نمی‌دانم از این کوچک‌تر هم هست یا نه.

اگر انسان می‌توانست کمی ‌دور و اطرافش را بنگرد می‌دید که صد تا زنجیر مانع است. تا می‌رسد به اینکه وقتی اوقاتمان از کسی تلخ می‌شود یک چیزهایی بدی می‌گوییم بدجوری مانع می‌شود. از این بالاتر هم این است که آدم بخیل باشد. این یک مانع عظیم است.

امیرالمومنین یک فرمایشی دارند که می‌فرمایند: «حَتّی دَقَّ جَلیلُه وَ لَطُفَ غَلیظُه»  وقتی گندم را آرد می‌کنیم به آن «دقیق» می‌گویند و جلیل یعنی بزرگ که این کوه‌های بزرگ را خاک کرده است. آدم یک غلظت‌هایی دارد. همان بخل یک غلظت است. من نمی‌توانم از غلظت خودم عبور کنم. اگر تکبر داشته باشم مرا می‌کشد. نمی‌توانم جلوی پایشان بلند شوم. مرا می‌کشد. بخواهم پیش‌سلام شوم، آن تکبر مرا خفه می‌کند. یک سلام خفه‌ام می‌کند. اینها می‌شوند مانع. مانع چه؟

به سرعت و به زودی و به خوبی خودش را در نماز نشان می‌دهد. برای همه خودش را در نماز نشان می‌دهد. وقتی من گشتم دیدم روایات متعددی داریم که می‌فرمایند: «الصَّلاهُ میزانٌ» نماز، میزان است. اخلاق من خوب باشد در نماز دیده می‌شود. اگر با مردم مشکل داشته باشم، در نماز دیده می‌شود. همه مشکلات در نماز دیده می‌شود. اگر شما نماز را شروع کردید و «الله اکبر» گفتید و هیچ چیز در خاطرتان نگذشت و فقط نماز بود، معلوم می‌شود، هیچ مشکلی وجود ندارد. هرچه آمد نشان دهنده مشکل است. حالا برای من که عددش از حد نهایت گذشته. آنچه که در نماز به خاطر می‌گذرد.

 

برخورد آیت‌الله حق‌شناس با شیطان

یک دفعه من تصمیم گرفتم عیب‌های خودم را بشمارم. دیدم نمی‌شود جمعش کرد. زود گذاشتم در جیبم و ماند. آقای قرائتی در همین جلسه‌های عمومی ‌یک بار فرمودند یک کسی از من پرسید آقا نماز، چگونه یک نماز، نماز حقیقی می‌شود گفتم یک نفر را پیدا کنید دو نفری برویم پیشش.

یک داستانی از حاج آقای حق شناس در خاطرم هست که در شرح احوالشان هم نوشته‌ام. یک دم غروب رفتیم خدمت حاج آقای حق شناس، می‌خواستیم برای نماز برویم خدمتشان. آن زمان یک غده‌ای در دهانشان دیده شده بود و رفته بودند بیمارستان و درآورده بودند و غده برای آزمایش رفته بود و ایشان در منزل بودند و برای نماز به مسجد نمی‌آمدند.

بنابراین ما می‌رفتیم نزد ایشان. در اتاق ایشان دو سه تا کمد داشت که قاعدتا داخلش کتاب‌هایشان بود و میزی بود. به محض اینکه ما وارد شدیم و سلام و علیک کردیم، ایشان بدون هیچ مقدمه‌ای با همان لحن پیرمردی خودشان فرمودند: این خبیث امروز دو سه بار به سراغ من آمده بود. فهمیدیم چه می‌گویند. منظورشان شیطان بود. آن روز دو سه بار به سراغشان آمده بود. بعد فرمودند اگر دعاهایی که صبح می‌خوانم نبود شاید توانسته بود کاری از پیش ببرد.

«اعتکاف» فرصت مغتنمی است که سود بردن از آن اندک است 

باید اینهایی که به مسجد می‌آیند برای اعتکاف حتما یک چیزی گیرشان بیاید و بعد بروند. اگر ما برایشان شعر بخوانیم. آن شعر ممکن است به آنی به باد برود. دعا می‌خوانیم. خب اگر دعا  بود و حالی هم کرد. اما از در که بیرون رفت و اولین سیمای از یک نامحرم را که دید؛ آن حال از یادش می‌رود و الی آخر.

در این سال‌های اخیر این موضوع به نظرم رسید که یک کاری کنیم این بچه‌هایی که به اعتکاف می‌آیند نمازشان درست شود و بروند. فرصت هم هست. تقریبا سه روز تمام اینها دست ما هستند و سه روزه می‌توانیم نمازشان را درست کنیم. یک نفر جلویشان وضوی صحیح بگیرد و همه وضوی صحیح را ببینید. بعد هم با ده بیست نفر تمرین کنند. چون با دیدن آدم یاد می‌گیرد اما ممکن است در عمل نتواند. باید وضویشان را درست کنیم. یک نفر در مسجد از روی لباس غسل کند. غسل کردن را بیاموزند. بنابراین سعی می‌کنیم همه یک وضو بگیریم. آنها که بلد هستند که خوشا به حالشان. آنهایی هم که به طور نیمه می‌دانند، آن را دقیق و صحیح یاد می‌گیرند و بعد هم نمازشان درست می‌شود. ده بیست نفر دور هم می‌نشینند و شروع می‌کنند به حمد و سوره خواندن و حمد و سوره آموختن. تعلیم حمد و سوره. آقا اینها از این در که رفتند همه حمد و سوره و نمازشان را یاد گرفته‌اند. ما برده‌ایم. چون هیچ وقت دیگری نمی‌توانید مردم را نگاه دارید.

اگر بتوانیم چنین کاری انجام دهیم، کار بزرگی کرده‌ایم. ما با یک خلاء بزرگ روبه رو هستیم. یک عالم و روحانی باید در هر مسجدی وقف باشد و از همان ساعت اول در مراسم اعتکاف شرکت کند و شب ها هم نخوابد و روزها هم کاری نکند و سه شبانه روزش را وقف این بچه‌ها باشد. یک ذره می‌شود کار کرد. حالا اگر تعداد آدم‌های اینگونه در مسجد بیشتر شود که بهتر است. مثلا بعضی از مساجد هست که سه چهار تا از دوستان طلبه ما هستند.

فرصت فوق‌العاده مغتنم است و امکان سود بردن از آن کم است. ببینید تقریبا حدود پانزده سال پیش که آیت‌الله مکارم این درجه از مرجعیت را نداشتند و سرشان آنقدر شلوغ نبود، ما با دوستمان یک وقتی گرفتیم و خدمت ایشان رفتیم. عرض کردیم آقا در عالم وقتی به ما نگاه می‌کنند؛ نمی‌دانند این اسلام چیست که اینها بر اساسش انقلاب کرده‌اند. گفتیم آقا شما لطف کنید یک کتاب بنویسید در مور اینکه اسلام چیست. البته ایشان گفتند فکر خوبی است. بعد فرمودند شما به من کمک کنید تا کتابی بنویسیم و به جهانیان بگوییم که اسلام و تشیع چیست. 

«چهل حدیث» امام(ره) یکی از بهترین، کتاب‌های اخلاقی ما است. کتاب خوب و بی‌نظیری است. یک ثانی هم پیدا کرده که این سال‌های اخیر من آن را نگاه می‌کردم می‌دیدم آن هم کتاب بسیار خوبی است. کتاب آقای آیت‌الله محمد شجاعی است که به نام مقالات چاپ شده است.

ماجرای شفا یافتن دختر نابینا توسط حضرت زهرا(س)

یک مطلب دیگر هم می‌خواستم عرض کنم. زیارت ششم امیرالمومنین خیلی زیارت خوبی است. یک کمی‌طولانی است و مثلا سه ربع ساعت طول می‌کشد. اگر شما بخواهید زیارت عاشورا را با صد لعن و سلامش بخوانید یک ساعت و نیم طول می‌کشد. اما این نه. سه ربع ساعت تمام می‌شود. اگر همه با اخلاص این دعا را بخوانند شاید یک تغییری در سرنوشت کشور پیش بیاید.

یک خانم مسنی یک دختر شانزده هفده ساله داشت. دخترش نابینا بود. گفت خدایا من این دختر نابینا را چه کار کنم؟ آمد خدمت حضرت ابوالفضل(ع). قاعدتا عراقی هم بود. ضجه زد و ... هیچ خبری نشد. رفت خدمت امام حسین(ع) هیچ خبری نشد. آمد خدمت امیرالمومنین(ع) و خدمت حضرت مسلم و ... هیچ خبری نشد. گفت اینها مرد هستند و نمی‌دانند من چه دردی دارم. البته اینگونه نگفت. حالا به زبان بنده.

گفت من دست به دامان حضرت صدیقه طاهره(ع) می‌شوم. ایشان بهتر می‌داند که من چه دردی دارم. ضجه زد و ضجه زد تا خوابید. بعد حضرت صدیقه را در خواب دید که فرمودند که مقدّر است. نمی‌شود کاری کرد. باز فردایش گفت یعنی چه؟ تقدیر در دست شما موم است. نمی‌شود یعنی چه؟ برای شما نمی‌شود وجود ندارد. باز فردا شب گریه و ضجه و ناله. دو مرتبه فردا شب به خوابشان آمد. در خواب فرمودند که آخر نمی‌شود. مقدر است. باز گفت من این چیزها را نمی‌دانم. شب سوم ایشان فرمود من چه کار کنم. مقدر است. اما حالا که تو از در خانه ما دست برنمی‌داری ما یک کاری می‌کنیم که این بدون چشم ببیند. چشم ندارد اما می‌بیند. مانند آدم چشم‌دار. می‌تواند؟ بله می‌تواند. آدم بی‌چشم اگر خدا بخواهد می‌تواند ببیند. نصف شب بیدار شد و گفت مادر سوزن بده می‌خواهم برایت کلاه ببافم.

«حسن ظن» آیت‌الله حق‌شناس در سرنوشت کشور اثر گذار بود

زمانی که آمریکا به عراق حمله کرده بود. خب ما هم نگران بودیم، دوستان به حاج آقای حق شناس می‌گفتند. ایشان می‌فرمودند به امام زمان(عج) حسن ظن داشته باشید. چندین بار فرمودند حسن ظن داشته باشید. امیدوار باشید. از آن آدم ها دیگر نیست. حسن ظنش در سرنوشت کشور و جهان تاثیر می‌گذاشت.



منبع:فارس

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 5 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

دارد از روز ازل دیده بینا زینب
عشق را کرده به نه کنگره معنا زینب
اولین صابره ارض و سما باشدو بس
علم پیغمبری آموخت ز طاها زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
مکتب صبر را در این عالم
غیر تو نیست مقتدا زینب
زآنکه آموختی هزاران درس
در برِ دُختِ مصطفی، زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
هر که از راه تو جدا گشته
گشته از راه دین جدا، زینب
ای که در سایه سار خطبه ی تو
کربلا گشته کربلا زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

حق اخت الحسین بودن را
خوب آورده ای به جا زینب
نهضتی کز حسین شد آغاز
تو رساندی به انتها زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ما گرفتار بلای زینبیم
ما حسینی از عطای زینبیم
تا خدا بر ما عنایت می کند
ماگدای هر گدای زینبیم

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
بر گل نرگس قسم در روضه ها
سائل مهرو وفای زینبیم
ما برای دین به سینه می زنیم
شیعیانِ درسهای زینبیم

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

سینه عریان حسین بی کفن
رخ کبودان عزای زینبیم
آخر مجلس به وقت شور عشق
سوی مقتل در قفای زینبیم

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
شمع جان سوخته بزم وفايى زينب
گل نيلوفر گلزار ولايى زينب
تو جگر سوخته‏اى صابره دشت بلا
اى كه از عرش نشينان وفايى زينب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
خمسه طيّبه را وارثى اى مظلومه
يادگار حرم اهل كسايى زينب
تا گشودى تو پر و بال مصيبت ديدى
در سپهر غم و اندوه هُمايى زينب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

سِرِّ نى در نينوا مى مانْد، اگر زينب نبود
كربلا در كربلا مى ماند، اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفانِ رنگ
پشت ابرى از ريا مى ماند، اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
غرق گل شد کربلا، چون رهگذار زينب است
يا که خونين مقتل يار و تبار زينب است
قامت موزون اکبر، سرو ناز کربلاست
چشمة اين باغ، چشم اشکبار زينب است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
در بلاغت چون علي در فصاحت چون حسن
د ر شهامت چون حسين و در حيا چون مادر است
از كمال علم و تقوي شد عقيله نام او
همچو زهرا از همه زنهاي عالم برتر است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
صبح از طليعه ايام زينب است
پاينده تا به شام ابد نام زينب است
در راه دين لباس شهامت چو دوختند
زيبنده آن لباس بر اندام زينب است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زينب خدای عشق و جان عالمين است
ذکر طپشهای دل زينب حسين است
چون طينت او از ازل شد نينوايی
روحش حسينی است و قلبش کربلايی

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

چشمه فرياد مظلوميّتِ لب تشنگان
در كوير تَفْته جامى ماند، اگر زينب نبود
زخمه زخمى ترين فرياد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وامى ماند، اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
از کربلا تا شام غم احرام بسته
در حج خونينش سر از محمل شکسته
در سينه زينب که مجنون حسين است
دل نيست قلبش مشتی از خون حسين است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ز آتش محنت و غم سوزد و ریزد به نشیب
وه اگر یاد کند رنج و ملال زینب
یک زن و این همه اندوه و غم و درد و الم
آب گردد جگر سنگ به حال زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

آن که بد گوهر دریای حیا زینب بود
در حیا نایبه خیر نساء زینب بود
آن که دانشگده سینه زهرا پیمود
گشت علامه شد انگشت نما زینب بود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آن که مبهوت زصبرش شده ایوب صبور
معدن صبر به صحرای بلا زینب بود
آن که بعد از شه لب تشنه بهه هنگام بلا
قد علم کرد به میدان وفا زینب بود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
چون قافله ی عشق رسیدند زراه
برتربت شاه دین بصد ناله و آه
زینب بسر قبر برادر می گفت
لاحول ولا قوه الا باالله

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آن که همدست حسین گشته و بر خلق رساند
صورت و معنی قرآن خدا زینب بود
آن که بر اهل جهان موی به مو کرد اعلان
اصل منظور شه کرب و بلا زینب بود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ذوالجناح دادخواهى، بى سوار و بى لگام
در بيابان ها رها مى ماند، اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه ها مى ماند، اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

دل در گرو ولای زینب
جان باد همی فدای زینب
از عشق حسینی‏اش چه گویم
شرمنده کند وفای زینب

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زينب كه نماينده بود زهرا را
بگرفته بدست رشته ي دلها را
از صبر خدائي است كه با آن همه غم
شيرازه كند كتاب عاشورا را

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه
یک محمد یک علی یک فاطمه

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
تمام زمین و زمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(سلام الله علیها)

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
کربلا در کربلا می ماند اگر زينب نبود
شيعه می پژمرد اگر زينب نبود

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
در جهان مهر حقیقت زینب(س) است
مشعل صبح هدایت زینب(س) است

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !آه از دل زینب !

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
زینب کبری(س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور خویش شرمسار کند.

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
عشق با زینب(س) تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست عشق دلبریت، عشق او
صبر زانو می زند در پیش او

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
به دوران اسارت با یتیمان
نوازشها به مهر مادری کرد

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد
 

*******
ای به مقام و عزت و جاهت سلام ما
ای به صبوری بعد امامان امام ما
اسوه ما، در صبر و ثبات و قیام ما
خط تو باشد ایده و مشی و مرام ما

وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 5 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

یک روز یکی از مسئولین زنگ زد و گفت: آقا به شما چه گفت؟ به آن مسئول کشوری گفتم: ۳۶۴ روز سال آقا به شما امر می کنند و عمل نمی کنید، ولی يك روز آقا به ما می‌فرمایند و ما می گوییم: چشم.

به گزارش عقیق، مراسم جشن میلاد امیرالمومنین علی علیه السلام در شب ولادت آن حضرت در امام زاده علی اکبر چیذر برگزار شد. این مراسم با قرائت قرآن و سخنرانی حجت الاسلام شهاب مرادی آغاز شد و سپس حاج محمود کریمی مديحه خواني نمود. 
 
كريمي در ابتداي برنامه اش با اشاره به شایعات بوجود آمده از ماه محرم نسبت به نحوه عزاداری و استفاده از سنج و دمام در مجالسش گفت: اگر آقا فرمودند "دمام" نزنید، دلایل خاص خودش را داشت و البته بعضی از دلایل هم گفتنی نیست. هر چند کار ناشایستی صورت نگرفته بود.
 
وی در ادامه گفت: ما در حقیقت "سنج" و "دمام" را از بقیه آلات موسقي جدا کرده بودیم و عین کلام حضرت آقا در محرم این بود «مراقب باشید چیزی به این ها اضافه نشود.» 
 
گفتم: چشم 
 
حاج محمود کریمی به دیدار خود با رهبر معظم انقلاب در ایام فاطمیه نيز اشاره کرد و افزود: این بار که من حضرت آقا را زیارت کردم (شام شهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها ) آقا به من فرمودند: «آقای کریمی دیگه سنج و دمام نزن». و من هم به حضرت آقا عرض کردم: چشم! 
 
وی در حالي كه با بغض كرده بود درباره ولایتمداری خود گفت: این طوری من «ولایت» را قبول کردم كه به آقا عرض کردم: شما اگر سر بچه من را هم بخواهيد، برایتان می آورم. فقط یك ذره به او آب بدهم!» 
 
مرجع من رهبری‌است 
 
کریمی با گلایه از شایعات بوجود آمده در این باره گفت: این مسئله فرق می کند با شایعاتی که گفتند. بعضی ها حکم را می گیرند و بعد هم می گویند نظر آقا این چنین بود و آن چنان نبود. یک سری هستند استفتاء می کنند و حلال می دانند. یک سری هم می روند استفتاء می کنند و حرام می دانند.
 
كريمي اضافه كرد: فردای قیامت من یقه همه کسانی را که به ناحق پشت سر من حرف زدند را می گیرم و اعلام می کنم که از شما شاکی هستم. شماها مجتهد نبودید و چنین حرفی زدید. ذره ای هم حرف هیچ کس برای من مهم نبوده. مرجع من حضرت آقاست و به ایشان هم گفتم "چشم". 
 
روضه امام حسین نمک مجلس است 
 
اين مداح پرطرفدار با اشاره به رهنمودها و تذکرات مقام معظم رهبری به مداحان گفت: بعد از مراسم ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها خیلی ها به من زنگ زدند و ابراز خوشحالی کردند و گفتند که منظور حضرت آقا شما بودید! و حتی یک روز هم یکی از مسئولین زنگ زد و گفت: آقا به شما چه گفت؟ به آن مسئول کشوری گفتم: ۳۶۴ روز سال آقا به شما امر می کنند و عمل نمی کنید، ولی ۱روز آقا به ما می‌فرمایند و ما می گوییم: چشم. 
 
وی در ادامه گفت كه بعضی وقت ها صحبت های آقا را درست انتقال نمی دهند و در اين باره توضیح داد: پس از مراسم به آقا عرض کردم: اگر مراسم جشنی در شب جمعه که مصادف با شب زیارتی حضرت اباعبدالله است، برگزار شود، چه کنيم؟ آقا خودشان فرمودند: روضه امام حسین نمک مجلس است. 
طرف صحبت حضرت آقا در آن فرمايش در اصل با کسانی بود که در مراسم جشن دم می دهند و سینه می زنند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 2 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند:
 
اى بندگان خدا
همانا بهترين و محبوب‏ترين بنده نزد خدا، بنده‏ اى است كه خدا او را در پيكار با نفس يارى داده است،آن كس كه جامعه زيرين او اندوه، و لباس رويين او ترس از خداست.

چراغ هدايت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى ‏ها و دشوارى ‏ها را بر خود نزديك و آسان ساخته است.

حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته، همواره به ياد خدا بوده و اعمال نيكو، فراوان انجام داده است.
از چشمه گواراى حق سيراب گشته، چشمه‏ اى كه به آسانى به آن رسيد و از آن نوشيده سيراب گرديد. راه هموار و راست قدم برداشته، پيراهن شهوات را از تن بيرون كرده، و جز يك غم، از تمام غم‏ ها خود را مى‏ رهاند،...

متن حدیث:

عباد الله، إنّ منْ أحبّ عباد الله إليْه عبْداً أعانهُ اللهُ على نفْسه، فاسْتشْعر الْحُزْن، وتجلْبب الْخوْف فزهر مصْباحُ الْهُدىفي قلْبه، وأعدّ الْقرى ليوْمه النّازل به، فقرّب على نفْسه الْبعيد، وهوّن الشّديد، نظر فأبْصر، وذكر فاسْتكْثر، وارْتوى منْ عذْبٍ فُراتٍ سُهّلتْ لهُ مواردُهُ، فشرب نهلاً وسلك سبيلاً جدداً قدْ خلع سرابيل الشّهوات، وتخلّى من الْهُمُوم، إلاّ همّاً واحداً انْفرد به...


«نهج البلاغه،خطبه 87»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج