تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه ،سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»را به طور مستمر می خواند.

عارف گرانمایه و استاد بزرگوار حاج شیخ عبد القائم شوشتری می فرمودند: آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه، سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»[1] را به طور مستمر می خواند.
گویا قلب مبارک حضرت از این غیبت طولانی گرفته که تا اذان صبح این آیه شریفه را می خواند؛چرا که مضطر واقعی خود اوست.هنگام اذان صبح جبرئیل به خدمت حضرت می آید و سر مبارک حضرت را از سجده بر می دارد و می گوید:«ای حجت خدا،از این حالت ملائکه ی الهی به گریه افتادند،برخیز که خداوند دعایت را مستجاب و فرج را امضاء نمود.»[2]

مولا بخوان تو آیه ی «أمَن یُجیب» را
زیرا که می رسد به اجابت دعای تو
اول بیا مدینه و بنما که در کجاست
گم گشته قبر مادر درد آشنای تو

 ما هم به یاری امام زمان خود بشتابیم و از هم اینک در سجده های خود آیه ی«أمَن یُجیب...» را برای فرج حضرتش بخوانیم.
 

 
پی نوشت ها:
1.نمل/62
2.به نقل از کتاب شریف نوائب الدهور،علامه میر جهانی و بحار الانوار،ج51،ص48
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

رسول گرامی اسلام(ص) درباره فضیلت خدمت کردن زن به شوهر فرموده است: هر زني که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چيزي را جا به جا کند، خداوند به او نظر افکند.

 امام جعفر صادق(ع) فرمود: ام سلمه از رسول خدا(ص) درباره فضيلت خدمت کردن زنان به شوهرانشان پرسيد، آن حضرت فرمود: هر زني که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چيزي را جا به جا کند، خداوند به او نظر افکند و هر که را خداوند به او نظر کند، عذابش نمي‌كند.

متن حدیث:

قال الإمام الصادق - عليه السلام - : سألت ام سلمة رسول الله - صلي الله عليه و آله - عن فضل النساء في خدمة أزواجهن، فقال: أيما امرأة رفعت من بيت زوجها شيئا من موضع إلى موضع تريد به صلاحاً ، نظر الله عز وجل إليها ، ومن نظر الله إليه لم يعذبه.


پی نوشت:
«بحار الأنوار،جلد 103صفحه 251»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

فرا رسیدن سالروز رحلت حضرت زینب کبری (س) به عنوان اسوه صبر و مقاومت که در پی پایداری های ایشان بر مصائب، پشت دشمن خم و روسیاه تاریخ شد، فرصتی را فراهم آورد تا به مفهوم شناسی صبر از نگاه دین مبین اسلام و نیز چرایی، چیستی و دستاوردهای آن بپردازیم.
خداوند در آیه 46 سوره مبارکه انفال می فرماید: «از خدا و رسول او فرمان بريد و با هم كشمكش مكنيد كه سست مى شويد و شُكوه و اقتدارتان از بين مى رود و شكيبا باشيد كه خداوند با صابران است»
علاوه بر آیات متعددی از قرآن که بر اهمیت مسئله صبر و برکات آن همچون دوست داشته شدن انسان صابر از جانب خدا تاکید و تصریح دارند، در روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) نیز که تفسیر کلام وحی است بر صبر تاکید بسیار شده و برکات فراوانی برای آن برشمرده می شود.
پيامبر خدا (ص) می فرمایند: «شكيبايى بهترين مركب است. خداوند به هيچ بنده اى روزي اى بهتر و فراختر از صبر نداده است.»
همان حضرت (ص) فرموده اند: «شكيبايى، سر پناهى در برابر گرفتاري ها است و ياور در برابر مشكلات است.»
علاوه بر این، صبر دارای چنان جایگاهی در زندگی آدمی است که از آن به سر در بدن تشبیه می شود یعنی هدایت کننده امور حیات است.
امیرمومنان علی (ع) در این باره می فرمایند: «صبر در كارها ، به منزله سر در بدن است. همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن فاسد مى گردد، صبر نيز هر گاه از كارها جدا شود، كارها تباه مى گردد.»
این جایگاه مهم برای صبر در زندگی قطعا برای دستاوردهای بزرگی است که با خود به همراه دارد که معصومان (ع) به آنها تصریح داشته اند.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «صبر در برابر دردِ اندوه ها، موجب دست يافتن به فرصت ها مى شود.»
و نیز فرموده اند: «شكيبايى، بينىِ دشمنان را به خاك مى مالد.»
ایشان همچنین می فرمایند: «خرد، دوست آدمى است و بُردبارى، دستيار او و مدارا، پدرش و صبر از بهترين لشكريانش.»
و نیز از امام علی (ع) روایت است که فرمودند: «با شكيبايى خواسته ها دست يافتنى مى شوند.»
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «با شكيبايى، انتظار گشايش مى رود و كسى كه پيوسته درى را بكوبد [عاقبت] آن در به رويش باز مى شود.»
امام صادق (ع) فرموده اند: «هر يك از شيعيان ما كه گرفتار شود و شكيبايى ورزد، اجر هزار شهيد دارد.»
البته مرور روایات و سخن معصومان (ع) نشان می دهد که صبر درجات و مراتبی دارد.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «برترين صبر، صبر بر تلخى مصيبت است.»
و نیز می فرمایند: «برترين شكيبايى، شكيبايى كردن در برابر چيزى است كه محبوب [دل] است.»


پی نوشت ها:ش
غررالحکم
بحارالانوار
میزان الحکمه
منبع:قدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

ما از درگاه الهى حاجت تو را خواستیم [انشاءاللَّه] به زودى دو پسر نیكوكار روزیت خواهد شد.‌

16رجب روز بزرگداشت عالم جلیل القدر شیعه مرحوم شیخ صدوق نام گذاری شده است.
این عالم برجسته شیعی خالق آثار بسیاری است که برجسته‌ترین آنها «من لایحضره الفقیه» است و به عنوان یکی از منابع چهارگانه حدیثی و فقهی.
كتاب «من لایحضره الفقیه» تألیف شیخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى (متوفی 381 ه. ق)، از چهره هاى برجسته علماى شیعه در قرن چهارم هجرى مى باشد كه بر اثر دعاى حضرت حجّت علیه السلام متولد شده است.
این كتاب كه امروزه در 4 جلد به مشتاقان عرضه شده، مجموعه اى از روایات اهل بیت (ع) درباره مسائل فقهى و احكام شرعى و مسائل مورد نیاز عموم را در خود جمع كرده است.
شیخ صدوق در این كتاب، روایاتى را كه از دیدگاه خود صحیح و معتبر بوده جمع آورى نموده. او در این مورد مى گوید: من در این كتاب فقط روایاتى را نقل مى كنم كه آنها را صحیح و معتبر مى دانم و به آن فتوا مى دهم و عقیده دارم كه میان من و خداوند حجت است.‌ (1)
این كتاب، عظیم ترین و ارزشمندترین اثر شیخ صدوق از میان بیش از 245 كتاب او مى باشد و یكى از مهم ترین منابع روایى شیعه و از كتاب های أربعه محسوب مى شود كه در طول 9 قرن گذشته محل مراجعه فقها، دانشمندان و سایر مشتاقان معارف اهل بیت (علیهم السلام) بوده،  به طورى كه هیچ مجتهد و محققى از رجوع به آن بى نیاز نیست. (2)
«من لا یحضره الفقیه»، در عین حال كه براى خواصّ، مجموعه اى فقهى است، نكته هاى اخلاقى، تربیتى، عقیدتى، تاریخى و درس هاى زندگى فراوانى در بر دارد كه همانند گوهرهایى ناب در این گنجینه معنوى جلوه نمایى مى كند كه آشنایى با آنها براى عموم مردم به ویژه مبلّغان دینى مفید و راهگشاست.
در این مجموعۀ گرانقدر، 5963 حدیث، گرد آمده كه 3913 حدیث، مُسْنَد و 2050 حدیث، مُرْسَل مى باشد. فقهاى بزرگ ما به مرسلات صدوق همانند مسنداتش در این كتاب اعتماد كرده و عمل مى كنند.
شیخ صدوق در مورد انگیزه خود از تألیف این كتاب مى گوید: در مسافرتى كه به سرزمین بلخ داشتم با یكى از اولیای خدا آشنا شدم. رفاقت با او احساس آرامش، شادمانى، فرح و نشاط خاصّى را براى من فراهم مى نمود؛ چرا كه وى فردى متّقى، متعهد، عالم به احكام دین و معروف به «سید نعمت» بود. «سید نعمت» روزى به من گفت: «محمد بن زكریاى رازى» براى كسانى كه در موقع احتیاج به طبیب، طبیب در دسترس ندارند، كتابى در علم طب نگاشته و آن را «من لا یحضره الطبیب» نام نهاده است؛ آن كتاب در موضوع خود با وجود حجم كم، جامع و وافى و كافى و پرفایده است و همگان در حدّ نیاز خود از آن بهره مند مى گردند؛ و از من خواست كه من هم كتابى در موضوع فقه ، شرایع و احكام به گونه اى جامع و كامل بنویسم و نامش را «كتاب من لا یحضره الفقیه» (كتاب براى كسانى كه به فقیه دسترسى ندارند) بنامم. (3)

موضوعات كتاب
مسئله آب ها و بهداشت فردى و اجتماعى، نماز، روزه، زكات و سایر مسائل مالى، احكام قضاوت و دادگسترى و شرائط قاضى، انواع مشاغل، مكاسب و معاملات، احكام ازدواج و طلاق و سایر مسائل خانواده، احكام ارث و میراث، حج و سفرهاى زیارتى و آداب سفرهاى واجب و غیرواجب، بحث گناهان كبیره و صغیره، حدود و مجازات هاى شرعى، وصیت و... از موضوع های مطرح شده در این كتاب گرانسنگ مى باشد.

نظر بزرگان
علامه بحرالعلوم بعد از تجلیل فراوان از مقام بلند شیخ صدوق مى گویند: برخى از اصحاب بزرگوار ما احادیث كتاب «من لا یحضره الفقیه» را بر سایر كتب أربعه مقدم مى دارند و این به علت این است كه:
1. مؤلف آن حافظۀ قوى و كم نظیرى در زمینه حفظ احادیث داشته است؛
2. بعد از كتاب كافى و با تأملات بیش ترى تدوین شده است؛
3. شیخ صدوق صحت روایات آن را تضمین كرده. به همین دلائل، مراسیل آن را همانند مسانید پذیرفته اند. (4)

مشیخة الفقیه
شیخ صدوق در آخر این كتاب، بخشى را به نام «مشیخة الفقیه» آورده و در آن اسناد خود را بیان كرده؛ به این صورت كه در متن كتاب فقط نام راوى اولى را كه روایت را از امام (ع) نقل مى كند، آورده و در بخش «مشیخه» سند خود را به آن راوى نقل مى كند تا روایات از حالت ارسال خارج شده و مُسند شوند.
این بخش از كتاب بسیار مورد توجه علماى شیعه قرار گرفته و شرح هاى فراوانى نیز بر آن نگاشته اند كه خود از منابع غنى و پربار علم رجال به شمار مى آید. «ترتیب مشیخه من لا یحضره الفقیه» نوشته صاحب معالم از معروف ترین آنهاست.

نگاهى كوتاه به شخصیت مؤلّف
شیخ صدوق شخصیتى است كه به دعاى امام زمان (علیه السلام) متولد شد. نجاشى، شخصیت نگار برجسته در این باره مى نویسد: پدر صدوق صاحب فرزندى نشده بود؛ به محضر امام (ع) نامه نوشته و التماس دعا كرد. از ناحیه مقدسه برایش پاسخ آمد كه: «قَدْ دَعَوْنَا اللَّهَ لَكَ بِذَلِكَ وَ سَتُرْزَقُ وَلَدَینِ ذَكَرَینِ خَیرَین» (5) ما از درگاه الهى حاجت تو را خواستیم [انشاءاللَّه] به زودى دو پسر نیكوكار روزیت خواهد شد.‌
محمد بن على بن بابویه «شیخ صدوق» در سال 306 ق. در شهر مقدس قم متولد شد و در سال 381 ق. در شهر رى وفات یافت. او در عرصه علم و دانش به درجه اى رسید كه موافق و مخالف را به تحیّر واداشت.
شیخ طوسى در معرفى شیخ صدوق مى گوید: او دانشمندى جلیل القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال، كاملاً آگاه و در عرصۀ احادیث، نقادى عالى مقام به شمار مى آمد. در میان بزرگان قم از نظر حفظ احادیث و كثرت معلومات، مانند نداشت و در حدود سیصد كتاب نوشته است.‌ (6)
 


پی نوشت ها:
1) من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، دار الاضواء، بیروت، 1413 ق، ج 1، ص 90.
2) مقدمه من لا یحضره الفقیه، حیاة الرئیس المحدثین، جمعى از محققین، ص 58.
3) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 90.
4) الفوائد الرجالیه، سید بحرالعلوم (سید مهدى طباطبائى)، نشر مكتبة الصادق، تهران، 1363 ش، ج 3، ص 300.
5) رجال نجاشى، احمد بن على نجاشى، نشر جامعه مدرسین، قم، 1407 ق، ص 261.
6) الفهرست، شیخ طوسى، نشر المرتضویه، نجف، ص 156.
ماهنامه آموزشی مبلغان شماره 110. عبد الكريم پاك ‏نيا
 

منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سئوالی در خصوص وظیفه مادران در دوران بارداری، دستورات مستحبی برای نیک بودن فرزندان را بیان کردند.

آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سئوالی در خصوص وظیفه مادران در دوران بارداری، دستورات مستحبی برای نیک بودن فرزندان را بیان کردند.

متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است؛

سوال: مادری که باردار است چه کارهایی را باید انجام دهد تا فرزند خوب و صالح و خداشناس نصیب او شود؟

 

پاسخ معظم‌له:

۱- در هنگام بارداري حالات مادر تأثير بسزائي روي جنين دارد، براي اينكه انشاءالله فرزند صالح و باخدائي داشته باشيد در درجه اوّل از انجام معاصي و گناهان پرهيز نمائيد.

۲- واجبات را انجام دهيد. براي صلاح فرزند خود از همين ابتداء دعا كنيد.

۳- هر روز مقداري از قرآن تلاوت نمائيد.

۴-صبحها بعد از نماز صبح و شبها قبل از خواب ۱۱ مرتبه سوره توحيد را بخوانيد و ثوابش را هديه كنيد به محضر امام زمان عليه السلام.

۵- هر روز صبح دعاء عهد را بخوانيد.

۶-حتي الامكان خواندن سوره « يس » در هر روز ترك نشود و ثواب آن را در هر روز به يكي از ۱۴ معصوم علیهم السلام هديه کنيد.

 

پی نوشت:

(استفتاء/۱۰۶۷۰)

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

امام علی(ع)-مدح

 

اگـــــــر با علــــــی همنفس می شدیم

رهـــــــــــا از کمند هـــوس می شدیم

بت نفس را بــــــــــر زمین مـی زدیم

همــــــــــاورد شیطان سپس می شدیم

چـــــــو او ، بانـــــی عدل و آزادگـی

چو او ، خصم ظلم و عسس می شدیم

بــــه اوج خطــر بال و پر مـــی زدیم

رهـــــــا از حضیض قفس مـــی شدیم

جهان تــــا کـه بر خیزد از خواب کفر

همـــــــــآواز بانگ جـــرس می شدیم

بدون علـــــــی ، عشق مـــی شد شهید

و مـــــــا امتــــــی بوالهوس می شدیم

چــــــو طاووس حُسنش نمی شد عیان

هـــــــــــــوادار بـــال مگس می شدیم

اگـــــــــر مهـــر او ذره پـــــرور نبود

بــــه باغ فلک ، خار و خس می شدیم

نبــــــــودیم اگــــــــــــر بسمـل داغ او

چو ققنوس ، کــی در قبس می شدیم ؟

اگــــــر او مــــــراد دل مــــــــــا نبود

مُــــــرید جمال چــــه کس می شدیم ؟

به قــــــرآن قسم ! بـــــــی ولای علی

بــه مُلک عدم « هیچکس » می شدیم

مُحب علـــــــــــی ، همنشین خــداست

خوشا بـــا علــــــــی همنفس می شدیم

 

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

امام علی(ع)-مدح و ولادت

 

می نویسم که مرا غیر علی یاری نیست

در دو عالم به جز او سید و سالاری نیست

در دلم غیر تولّای علی کاری نیست

دو جهان غیر علی امر دگر جاری نیست

می نویسم که پناهندۀ حیدر هستم

اوست سلطانم و من بندۀ حیدر هستم

پدر و مادر من خوب امانت دارند

از ازل تا که مرا حبّ علی بسپارند

عهد کردند که دست از همه کس بردارند

بخدا غیر علی از همه کس بی زارند

یاد دادند به من هر نَفَس آن پاک دلان

لعنت آل پیمبر به فلان بن فلان

هرکه با آل علی نیست یقین با ما نیست

اوست یکتا و بجز فاطمه اش همتا نیست

حائلی بِین خدا و علی و زهرا نیست

جر عبودیّتِ حق فرقِ دگر اینجا نیست

علی آن آب حیاتی است که دل خانۀ اوست

دل توحیدیِ ما واله و مستانۀ اوست

اینک ای اهل تولّا شب یلدای شماست

شب میلاد علی سرور و مولای شماست

شب شب مستی و مجنونی و احیای شماست

وسط کعبه قدمگاه مسیحای شماست

ذات معبود علی ، ساجد و مسجود علی است

در دل کعبه همان کعبۀ مقصود علی است

همه آنان که دلی مست و پریشان دارند

سَر و سِرّ و سحری با شَه خوبان دارند

بادۀ نادِ علی بر لب عطشان دارند

لبِ خندان دلِ شادان رخِ گریان دارند

کیست تا هم نفسِ سُبحه و سجاده شود

همّ و غم ، وا نَهَد و مست ، از این باده شود

انبیایند همه عمر ، گرفتار علی

اولیایند همه مَحرم اسرار علی

حَسنینند همان حیدر کرّار علی

همۀ خلق سرِ سفرۀ افطار علی

کیست این فوقِ بشر ، ناطق قرآن خدا

نه خدا هست و نه از حضرت معبود جدا

هرکسی دینِ علی دارد و دنیای ثواب

روز را در صف حرب است و سحر در محراب

با یتیمان و اسیران و غریبان بیتاب

پیشِ طاغوت چنان موج خروشان در آب

پیش مظلوم ، علی خاضع و خوشرفتار است

در برِ ظلم ، اَشِدّاءُ علی الکفار است

در شبستانِ علی بال و پری باید ریخت

در پی هر قدمش جان و سری باید ریخت

وسط معرکه هایش سپری باید ریخت

در حمایت ز ولایت هنری باید ریخت

کربلای همۀ اهل هنر در راه است

هر کسی کرب و بلایی نشود گمراه است

□□□

گفت راوی: که پس از هلهله و حملۀ چند

ناگهان شد سرِ شاهی به سر نیزه بلند

قاری فاطمه بر نیزه به گیسوی کمند

دید اهل حرمش خسته و در اوج غمند

نظری کرد سوی قلب صبور زینب

شد سوی مقتل خون وقت عبور زینب

دید از دور که هفتاد و دو تن افتاده

هر طرف پیکر یک پاره بدن افتاده

صاحب قافله بی غسل و کفن افتاده

راهِ یک نیزه شکسته به دهن افتاده

یا رب این هدیۀ ناقابل و این قربانی

می شوم همسفرِ کعب نی از مهمانی

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

شيخ صدوق در كمال‌الدين از احمد بن ابراهيم نقل مي‌كند‌: بر حضرت حكيمه دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسكري(ع) وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ايشان مطرح كردم. از امامان پرسيدم، يكي‌يكي را شمرد تا رسيد به نام حجت امام زمان(عج). پرسيدم: شما ايشان را ديده‌ايد يا خبرش را شنيده‌ايد؟ فرمود: شنيده‌ام، زيرا ابومحمد (امام عسكري) در نامه‌اي به مادرش به دنيا آمدن حجت خدا خبر داد. پرسيدم: اكنون آن كودك كجاست؟ گفت: مخفي‌شده است. گفتم: پس شيعيان به كجا پناه ببرند؟ فرمود:‌ به جده، مادر امام حسن عسكري. پرسيدم: يعني به كسي اقتدا كنم كه وصي او يك زن است؟ فرمود: آري. شما در اين امر به امام حسين (ع) اقتدا مي‌كنيد كه در ظاهر حضرت زينب(س) را به‌عنوان وصي انتخاب كرد، و آن‌چه از امام سجاد(ع) از دانش و كرامت ظهور مي‌كرد، به حضرت زينب نسبت مي‌دادند.
امامان شيعه گاه همسراني نيكوكار و صالحه داشتند كه مي‌توانند در عين معصوم‌ نبودن، الگويي براي زنان هر عصر و دوراني باشند؛ ‌و گاه همسراني داشتند كه مانند جعده، امامشان را به شهادت مي‌رساندند.
زندگي سياسي امام هادي(ع) در خفقان و فشار شديد عباسيان بود و در دوره متوكل عباسي اين فشار بر شيعه بسيار شديد و سخت‌تر هم شد. با اين‌وجود امام(ع) از نعمت حضور و همراهي همسري نمونه و آگاه برخوردار بودند كه نه‌تنها در اين شرايط سخت،‌ همراه و هم‌قدم امام بود، كه بعد از شهادت امام نيز اين وظيفه را بر دوش مي‌كشيد.

همسر امام هادي(ع) كه بود؟
به روايت تاريخ امام هادي(ع) تنها يك همسر ام‌ولد داشته‌اند. (۱) نام ايشان در منابع مختلف با عناوين متفاوتي بيان ‌شده است؛ شيخ مفيد از ايشان با نام حديثه (۲) و در ديگر منابع با نام‌هايي چون حُديث، سليل، سمانه و سوسن ياد شده است. (۳) تعدد نام در ميان عرب‌ها، خصوصاً كنيزان،‌ امري رايج بود؛ در حقيقت ورود كنيز به خانه و شرايط جديد و در حضور مالك جديد، از عوامل نام‌گذاري و تغيير اسامي متناسب با وضعيت تازه و شرايط مكان جديد بود. ازاين‌رو به ام‌ولد بودن ايشان اشاره ‌شده است. (۴)
ايشان بعد از تولد امام حسن عسكري(ع) نيز با كنيه «ام‌الحسن» و «ام ابي‌محمد» ناميده مي‌شدند. بعد از ميلاد حضرت صاحب‌الزمان(عج) نيز از ايشان با كنيه «جدّه» ياد مي‌شد. (۵)
نسب و دودمان سوسن(ع) چندان مشخص نيست؛ اما از تعابيري چون «ام‌ولد» مي‌توان نتيجه گرفت كه او به‌عنوان «كنيز» در مدينه زندگي مي‌كرده و شايد همراه خانواده و اقوامش در يكي از جنگ‌هاي عصر حكومت بني‌عباس به سرزمين مقدس مدينه آمده است؛ همان‌گونه كه برخي منابع گفته‌اند: او در ولايت و كشور خودش، پادشاه‌زاده بود. (۶)

* ويژگي‌هاي ام‌الحسن(ع)
از قول امام هادي(ع) روايت ‌شده است كه زماني ايشان نزد امام رسيدند و امام فرمودند: «سليل»، از هر آفت و هر پليدى و نجاست بيرون كشيده شده است. (۷)
علماي بزرگ،‌ در توصيف ايشان، هر يك از واژگان و عبارات خاصي استفاده كرده‌اند. به نقل از رياحين الشريعه شيخ صدوق مي‌نويسد: اين نهايت شرف، جلال، فضل و كرامت است كه وي واسطه بين امام عج و امت بوده و شايستگي حفظ اسرار امامت و وصيت را داشته است.
علامه مجلسي مي‌گويد: وي درنهايت ورع، تقوا، عفاف و صلاح بود. (۸) شيخ عباس قمي نيز بيان مي‌كند: او از زنان بامعرفت و صالحه بود... در فضل او كافي است كه پس از شهادت امام عسكري(ع) پناه شيعيان بود. (۹)
شهيد مطهري درباره شخصيت والاي اين بانو، مي‌فرمايد: «اين زن بزرگوار به جده معروف شد؛ ولي تنها «جده بودن» سبب شهرتش نشد، مقامي دارد، عظمتي دارد، جلالتي دارد، شخصيتي دارد كه نوشته‌اند بعد از امام عسكري عليه‌السلام «مَفْزَعُ الشّيعه» بود؛ يعني ملجأ شيعه، اين بزرگوار بود. قهراً در آن‌وقت ـ چون امام عسكري(ع) ۲۸ ساله بوده‌اند كه از دنيا رفته‌اند، علي‌القاعده مطابق سن امام هادي(ع) هم حساب بكنيم ـ زني بين پنجاه و شصت بوده است. اين‌قدر زن با جلالت و باكمالي بوده است كه «شيعه» هر مشكلي برايش پيش مي‌آمد، به اين زن عرضه مي‌داشت.» ايشان بعد از نقل فرمايش حكيمه خاتون(ع) مي‌گويد: «... وصي امام عسكري(ع) در باطن، اين فرزندي است كه مخفي است؛ ولي در ظاهر كه نمي‌شد بگويد وصي من اوست؛ در ظاهر وصي خودش را اين زن با جلالت قرار داده است.» (۱۰)

* دوران همسري
در زمان زندگي مشترك ايشان، دستگاه حكومتي حاكم، براي كنترل دقيق‌تر رفت‌وآمد شيعيان و ايجاد محدوديت در فعاليت براي امام هادي(ع)، متوكل عباسي، امام را به سامرا فراخواند و دوران زندگاني امام در محوطه‌اي نظامي و تحت كنترل شديد امنيتي، آغاز شد و تا پايان عمر امام عسكري(ع) ادامه يافت. (۱۱)

* دوران زندگي پس از امام هادي(ع)
اين بانوي بزرگوار در زمان ولادت حضرت حجه(عج) حضور نداشتند و نامي از ايشان در اين ماجرا به ميان نيامده و عمه امام عسكري عليه‌السلام در پاسخ به برخي از شيعيان در مورد ولادت حضرت مهدي عليه‌السلام اين‌گونه بيان كردند كه امام عسكري عليه‌السلام به مادرش نامه نوشت و او را از ولادت امام مهدي(ع) خبردار كرد. (۱۲)
اما در مهم‌ترين برهه‌هاي سياسي تاريخ حضور داشتند و همچنان امين امام عسكری(ع) بودند؛ به‌طوري‌كه امام عسكري عليه‌السلام قبل از شهادتشان، جهت ايمن‌ساختن خانواده و استمرار ولايت، اقدامات مهمي را به‌واسطه مادرشان به انجام رساندند. امام در سال شهادتشان، مادر را به حضور خواستند و ايشان را از شهادت خود مطلع ساختند و به همراه امام زمان(عج) راهي سفر حج ساختند. ايشان بعد از حج، در مدينه بودند كه خبر شهادت امام(ع) رسيد و باعث شد كه آن‌ها به‌سرعت به سامرا بازگردند؛ (۱۳) و آتش فتنه‌اي كه مي‌رفت پررنگ‌تر شود را خاموش كنند.
ايشان بعد از رسيدن به سامرا،‌ در برابر پسرشان جعفر كذاب، كه ادعاي امامت داشت،‌ ايستادند و تمام‌قد از ولي حاضر الهي حمايت كردند و گفتند:‌ «من، وصي پسرم حسن بن علي هستم و به‌عنوان وارث، مي‌خواهم حقم را بگيرم.» جعفر و پيروانش براي باطل‌كردن اين ادعا، از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. متقابلاً آن بانوي خردمند و شجاع هم براي اثبات حق خود (در ارث و وصايت)، مدارك كتبي و شفاهي را به دادگاه تقديم كرده و درنتيجه، قاضي‌القضات پايتخت نيز به نفع وي حكم صادر كرد. (۱۴) از اين زمان بود كه شيعيان، اميدوارانه به امام غايبشان ايمان پيدا كردند.
شيخ صدوق در كمال‌الدين از احمد بن ابراهيم نقل مي‌كند‌: بر حضرت حكيمه دختر امام جواد عليه‌السلام و عمه امام حسن عسكري(ع) وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ايشان مطرح كردم. از امامان پرسيدم، يكي‌يكي را شمرد تا رسيد به نام حجت امام زمان(ع). پرسيدم: شما ايشان را ديده‌ايد يا خبرش را شنيده‌ايد؟ فرمود: شنيده‌ام، زيرا ابومحمد (امام عسكري) در نامه‌اي به مادرش به دنيا آمدن حجت خدا خبر داد. پرسيدم: اكنون آن كودك كجاست؟ گفت: مخفي‌شده است. گفتم: پس شيعيان به كجا پناه ببرند؟ فرمود:‌ به جده، مادر امام حسن عسكري. پرسيدم: يعني به كسي اقتدا كنم كه وصي او يك زن است؟ فرمود: آري. شما در اين امر به امام حسين(ع) اقتدا مي‌كنيد كه در ظاهر حضرت زينب(س) را به‌عنوان وصي انتخاب كرد، و آن‌چه از امام سجاد(ع) از دانش و كرامت ظهور مي‌كرد، به حضرت زينب نسبت مي‌دادند. (۱۵)

* وفات
وصيت اين بانوي مخدره آن بود كه در كنار همسر و پسر بزرگوارشان به خاك سپرده شوند، اما پس از رحلت ايشان و در روز خاك‌سپاري، جعفر كذاب ادعا كرد اينجا خانه من است و اجازه خاك‌سپاري ايشان را نمي‌داد. در اين ميانه بود كه امام مهدي(عج) از ميان جمعيت ظاهرشده و در برابر عموي خود ايستادند و گفتند:‌ »يا جَعْفَر! دارُكَ هِيَ أمْ داري؟» اي جعفر! آيا اين‌جا، خانه تو است يا خانه من؟ و سپس در ميان چشمان نيروهاي امنيتي كه به دنبال امام بودند، از انظار مخفي شدند. (۱۶)

 پي‌نوشت ها:
۱. خزعلي، موسوعه الإمام الهادي (ع)، ج‏۱، ص۵۰.
۲. شيخ مفيد،‌ الارشاد، ج۲، ص۳۰۱.
۳. بحارالانوار، ج۵۰، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.
۴. علامه مجلسي، جلاء العيون/ رياحين الشّريعه، ج۳، ص۲۴.
۵. محدث قمي، الانوار البهيّه.
۶. منتهي الآمال، ج۲، ص ۴۴۹/ زندگاني عسكريين(ع)، ج۲، ص۱۳.
۷. شيخ عباس قمى‏، منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل، ج‏۳، ص۱۹۰۶‏/ موسوعه الإمام الهادي (ع)، ج‏۱، ص۵۰.
۸. رياحين الشريعه، ج۳، ص۲۵.
۹. منتهي الآمال، ج۲، ص۷۰۱.
۱۰. شهيد مطهري، سيري در سيره ائمه، ص۲۱۸.
۱۱. مسند الامام العسكري(ع)، ص۱۳/ زندگاني عسكريين(ع)، ج۲، ص۷/ دايره المعارف تشيع، ج۲، ص۳۷۰/ منتهي الآمال، ج۲، ص۴۳۲.
۱۲. اكمال الدين، ترجمه كمره اي، ج۲، ص۱۷۸.
۱۳. منتهي الامال، ج۲،‌ ص۴۱۱/ كمال الدّين، ج۲، ص۱۷۸.
۱۴. بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۳۱/ كمال الدّين، ج۲، ص۱۴۹/ حياة الامام العسكري(ع)، ص۴۳۴ و ۴۳۵.
۱۵. بحارالانوار، ج۵، ص۳۶۳.
۱۶. كمال الدين، ج۲، ص۱۱۵ و ۱۱۶.
منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 روایتی‌‌‌ به وسیله ابی‌حمزه‌ثمالی از حضرت باقر(ع) نقل ‌شده است‌ که ‌طبق آن امیرالمؤمنین(ع) فرموده‌اند پس از سال هفتاد گشایش پیش خواهد آمد، ولی به سبب شهادت حضرت امام حسین(ع) این مسأله تا سال 140 به تأخیر افتاد و سپس چون شیعیان رازداری نکردند، خداوند باز آن را به تأخیر انداخت، به گونه‌ای که وقتی را برای آن نزد امامان قرار نداد، آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «گفتمان مهدویت» در پاسخ به این سؤال که این حدیث با احادیث بسیار دیگر که دلالت دارند فرج موعود بعد از مدت‌های طولانی به دنبال وقوع حوادث و وقایع بزرگ واقع خواهد شد، چگونه قابل تفسیر است؟ و آیا وقوع بداء که از این خبر استفاده می‌شود، موجب این توهم نمی‌شود که چیزی بر خدا ـ العیاذ بالله ـ پس از آنکه معلوم نبوده است، معلوم شده است ؟ در هر حال تفسیر صحیح آن چیست؟ می‌گوید:

*این خبر از نظر سند ایراد دارد
اوّلاً: این خبر از نظر سند ایراد دارد، زیرا بر حسب کتاب‌های رجال ابوحمزة‌ثمالی از طبقه چهارم محدّثین نبوده است، وفات او در سال 150 قمری واقع شده و حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابی‌‌حمزه روایت کرده است از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج‌ سالگی ـ در سال 224 ق ـ درگذشته است.
بنابراین حسن بن محبوب در سال وفات ابی حمزه یک سال بیشتر نداشته با این حال روایت او از ابی حمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابوحمزه واسطه بوده که چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم و بعلاوه خبر واحد اگر چه صحیح باشد در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد تا چه رسد به آن که سندش هم مجهول باشد.

*تا ظهور آن حضرت(عج) باید منتظر تحولات شگرف بود
ثانیاً: با وجود احادیث بسیار معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت باید منتظر تحولات شگرف و حوادث خطیر در طی زمان‌های بسیار طولانی بود، با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجعول در برابر آن همه احادیث اعتماد کرد؟
به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین(ع) خطبه‌ها و روایات‌ زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید طی آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است، با وجود این چطور ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت وقت ظهور را سال هفتاد معین کرده است، صحیح است؟
دیگر اینکه تغییر در تقدیرات الهی امری ممکن است، ولی این بدان معنی نیست که خداوند متعال در ابتدا نسبت به امور بی‌اطلاع است، سپس به آنها علم پیدا می‌کند چنین عقیده‌ای از نظر شیعه باطل است، چون همه شیعیان خدا را از جهل و اینکه امری بر او بعد از خفا آشکار شود منزّه و مبرا می‌دانند، «بداء» به مفهومی که شیعه به آن عقیده دارد یک اصل قرآنی و اسلامی است و بخش مهمی از مسائل الهیّات و همچنین مسائل نبوّت بر آن مبتنی است.

از جمله آیات مربوطه به «بداء» عبارتند از:
«وَلَو انّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتّقُوا لَفَتحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِن السَّماءِ وَالارضِ وَلکِن کَذّبُوا فَاَخذناهُم بِما کانُوا یَکسِبُون»؛ و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم، ولی ـ آن‌ها حق را ـ تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.
«ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرّ وَالبَحر بِما کَسبَت اَیدِی النّاس»؛ فساد در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است، «وَقال رَبُّکُمْ ادعُونی اَستَجِب لَکُم»؛ پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا ـ دعای ـ شما را بپذیرم، «اَستغفُروا رَبّکُم اِنّهُ کانَ غَفّاراً یُرسِلُ السّماءَ عَلَیکُم مِدراراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا باران‌های پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرستد؛ «وَواعَدنا مُوسی ثَلثینَ لَیلةً وَاَتمَمناها بِعَشرٍ»؛ و با موسی، سی‌‌‌‌‌‌ شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب ـ دیگر تکمیل کردیم.

*اگر «بداء» واقعیت نداشت، بسیاری از برنامه‌های دینی توجیه‌پذیر نبود
بداءئی که شیعه ضمن اعتقاد به علم و قدرت مطلق الهی بدان معتقد است معنایی است که از این قبیل آیات استفاده می‌شود، مثلاً در آن‌ها گفته می‌شود: شکر موجب زیاد شدن نعمت از جانب خدا می‌شود؛ خدا به واسطه تقوا فرد پرهیزکار را از سختی‌ها رها می‌سازد و او را از راهی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد؛ به وسیله دعا حاجت‌ها را بر می‌آورد؛ به خاطر توبه و ایمان، عذاب را از افراد دور می‌سازد و به جهت سوء استفاده از نعمت‌ها، آنها را از بندگان باز می‌ستاند.
البته احادیث فراوانی که از طریق شیعه و سنی رسیده است و همین طور حکایات بسیاری که در متون اصیل اسلامی نقل شده است بر این معانی دلالت دارند. اصولاً اگر «بداء» واقعیت نداشته باشد بسیاری از برنامه‌های دینی مثل دعا، توکّل، توبه، صدقه،‌ صله‌رحم، شکر، استغفار، موعظه، بشارت، انذار و تزکیه توجیه پذیر نخواهند بود، «بداء» یعنی ایمان به تأثیر این امور در حیات انسان.
چه ما بتوانیم با توجه به علم مطلق خدا و احاطه او به همه امور، «بداء» را تفسیر کنیم یا در فهم سر و حقیقت آن درمانیم، به هر حال باید بر طبق مفاد آیات بسیار قرآن و احادیث متواتر به مسأله «بداء» معتقد باشیم.
چرا که گاهی با اینکه همه علل و زمینه‌های تحقق یک امر فراهم می‌شود در عین حال علل دیگری باعث سلب تأثیر آن‌ها و در نتیجه مانع وقوع امر مزبور می‌شوند؛ در چنین شرایطی هم ثبوت و تحقق آن عوامل و هم تداوم آن‌ها و هم موانع تأثیر آن‌ها، همه به تقدیر الهی با نظم و ترتیبی که او مقرر کرده است، در «امّ الکتاب» محفوظ‌اند، این امور اگر چه به افعال اختیاری بشر هم ارتباط پیدا می‌کنند به اراده خدا و تقدیر او واقع می‌شوند، یعنی نه جبری در کار است و نه تفویضی، بلکه یک حقیقتی ما بین این دو تا است.

*«بداء» معنایش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست
به عنوان مثال خداوند مقدر فرموده است که آتش بسوزاند و یا هر مخلوقی در مسیر خاص خود رشد پیدا کند، ولی اگر مانعی پیش آمد آن امر تحقق نمی‌یابد. البته باید توجه داشت که موجبات اثبات حوادث در شرایط وجود موانع تحقق آنها در مواردی مادی «بداء» خوانده نمی‌شود، تنها در مواردی که اموری نظیر صدقه و صله رحم و دعا در پیدایش و یا عدم پیدایش امری دخالت داشته باشند به گونه‌ای که بشر وجود یا عدم آن را از نظر علل ظاهری قطعی بداند، در این موارد خلاف آن را «بداء» می‌گویند، در حالی که به ظاهر این مورد دوم با اول چندان فرقی ندارد جز اینکه موضوع محو و اثبات در مسأله اول در امور محسوس است و برای بیشتر یا همه افراد قابل درک است،‌ ولی در مسأله دوم در امور غیر محسوس است، لذا بیشتر یا اغلب افراد از درک آن عاجزند، نوع دوم بر وجود و تأثیر عالم غیب و وجود خدا بیشتر دلالت می‌کند، هر چند همه امور از او است.
خلاصه مفهوم «بداء» همان مفهومی است که از این آیه قرآن که در ضمن آن خدای متعال عقیده باطل یهود را ردّ می‌فرماید به خوبی استفاده می‌شود: «وَقَالتِ الیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغلُولَةٌ غُلَّت اَیدیهِم وَلُعِنُوا بِما قَالُوا بَل یَداهُ مَبسُوطَتانِ‌ یُنفِقُ کَیفَ یَشاءُ...»؛ و یهود گفتند: دست خدا ـ با زنجیر ـ بسته است. دست‌های شان بسته باد! و به خاطر این سخن، از رحمت ـ الهی ـ‌ دور شوند!‌ بلکه هر دو دستِ ـ قدرتِ ـ او، گشاده است، هر گونه بخواهد می‌بخشد!
پس «بداء» به معنای صحیح آن نفی این اعتقاد نادرست یهود است که می‌گوید دست خدا از تصرف در امور بسته است؛ به عبارت دیگر «بداء» معنایش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست، بدون اینکه این امر با علم مطلق او منافات داشته باشد.
یا به تعبیر دیگر حقیقت «بداء» به معنای صحیح آن به گونه‌ای که هم با علم مطلق خدا هماهنگی داشته باشد، هم با منزه بودن ذات باری از هر گونه جهل مطابقت کند و هم موافق با نظر نادرست یهود و سایر منکران مسأله «بداء» که قدرت حق را محدود می‌دانند، نباشد باید به این نحو توصیف شود که بر طبق مقدرات الهی اشیاء هر یک دارای آثار خاصی هستند که کارها بر طبق آن آثار، به مقتضای قضای الهی وجود پیدا می‌کنند.

*چه بسا خداوند از طرق دیگر زمینه فعل را فراهم کند
خلاصه حقیقت بداء این است که اسباب و مقتضیات منحصر در اسباب مادی نیست، بلکه در کنار اسباب مادی یک سلسله اسباب غیر مادی نیز بر حسب تقدیر الهی درکارند،بر این اساس باید هم به اسباب غیبی ایمان داشت و هم به اراده الهی و اینکه «کُلَّ‌یَومٍ هُوَ فی شَأنٍ» و استمرار تدبیر و تصرف او در رزق و شفا و هدایت و... بدون خواست خداوند تأثیر ندارد، هر چند ما نتوانیم تفصیلات این شئون الهی و ارتباط آن‌ها را با یکدیگر درک کنیم.
در هر صورت «بداء» یک معنی معقول و منطقی دارد و چنان نیست که گفته شود به معنی ظهور امر مخفی و مجهول بر خدا است. مقصود از بیان مسأله «بداء» به هر یک از تفاسیری که بیان شد این است که بشر از طریق درک این واقعیات توجهش نسبت به خدا بیشتر شود و در هیچ حالی خدا را فراموش نکنند، در همه امور تکیه و اعتمادش تنها به اسباب ظاهری و عادی نباشد و با فراهم شدن آن اسباب باز هم خود را به عنایت فعلی خدا محتاج بداند و اگر اسباب مادی را فراهم ندید، باز هم ناامید نشود چه بسا خداوند از طرق دیگر زمینه فعل را فراهم کند.
خلاصه مثل یهود، خدا را دست بسته نداند و به این حقیقت بزرگ توحیدی معتقد باشد که «قُلِ اللّهم مالک المُلک تُؤتی المُلک من تشاء و تنزع المُلک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء‌بیدکَ الخیر اِنّک علی کُلّ شیءٍ قدیرُ»؛ بگو:‌ بارالها! مالک حکومت‌ها تویی؛ به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری؛ هر کس را بخواهی،‌عزت می‌دهی؛ و هر که را بخواهی خوار می‌کنی. تمام خوبی‌ها به دست تو است؛ تو بر هر چیزی قادری.
در مسأله بداءء دو شبهه مطرح شده است:
شبهه اول: از طرف قائلین به جبر است که می‌گویند وقتی علم خدا به چیزی تعلق گرفت تخلف علم از معلوم ناممکن است. بنابراین اگر مفاد «کُلّ یومٍ هوَ فی شأن» این باشد که هر روز و در هر آن بهر چه علم او تعلق پیدا کند آن واقع می‌شود، بنابراین خلق می‌کند و روزی می‌دهد و منع می‌کند، همه افعال از او است، خارج از محدوده علم او چیزی تحقق نمی‌یابد و بلکه خارج از این محدوده صدور فعلی جایز و ممکن نخواهد بود، چنانکه تحقق افعالی که علم او به صدور آن‌ها تعلق گرفته است واجب خواهد بود، زیرا صادر نشدن آن افعال مستلزم جهل او خواهد بود، در حالی که ذات باری از همه انواع جهل و یا عیب و نقص منزه است، از اینجا شبهه مجبور بودن خدا و حتی بندگان خدا را مطرح می‌کنند.
البته این شبهه از طریق مراجعه به وجدان مردود می‌شود، چرا که هر کس به گونه‌ای روش و آشکار در کارها خود را مختار می‌بیند و این در واقع یک نوع شبهه در بدیهیات است مثل این است که کسی در سوزاندن آتش یا گرم کردن آن تردید کند.

*محو و اثبات هر دو از افعال اختیاری الهی است
پاسخ دیگر از این شبهه آن است که اولاً: این شبهه به فرض که وارد باشد مسأله «بداء» و محو و اثبات را رد نمی‌کند، زیرا با اعتقاد به جبر و عدم اختیار، محو و اثبات هم که از جمله افعال الهی است در نهایت امر مانند سایر افعال به جبر یا اختیار واقع می‌شود، به عبارت دیگر قائل به جبر با این شبهه نمی‌تواند محو و اثبات را نفی کند، فقط می‌تواند بگوید محو و اثبات که هر دو از افعال الهی است حتمی الصّدور است.
ثانیاً: جواب صحیح اصل شبهه این است که محو و اثبات هر دو از افعال اختیاری الهی است و مثل سایر افعال از او با اختیار صادر می‌شوند و علم خدا به صدور آن به اختیار نمی‌تواند منافاتی با اختیاری بودن آن داشته باشد، زیرا مفهومش لزوم تأثیر علم در معلوم است و این محال است و همین طور نسبت به افعال بندگان نیز خدا عالم به صدور اختیاری آن‌ها از بندگان است و چنین علمی اختیار بنده را نفی نمی‌کند.
شبهه دوم: این است که اختیار انبیا و اولیا از امور غیبی آینده به خصوص اخبار حضرت رسول خدا(ص) و ائمه طاهرین(ع) با امکان «بداء» در آن‌ها چگونه قابل تفسیر و توجیه است، یعنی آنان چگونه از این همه وقایع بدون ملاحظه اینکه شاید در خبری که می‌دهند «بداء» واقع شود به طور جزم خبر داده‌اند؟
جواب: امکان وقوع «بداء» و وقوع آن در بعض موارد، ‌به معنی وقوع آن در همه موارد نیست، بنابراین خبر غیبی آن بزرگواران ـ که علم‌شان از علم خدا و تعلیم و الهام او نشأت می‌گیرد ـ به واقع نشدن «بداء» دلالت دارد و با امکان وقوع «بداء» منافاتی ندارد.
و اگر شبهه این گونه طرح شود که بر حسب بعضی از روایات در مواردی خبرهای انبیا و ائمه(ع) وقوع نیافته و علت آن را وقوع «بداء» یا اموری دیگر ذکر کرده‌اند و این امر مستلزم اخبار از خلاف واقع و متهم شدن به کذب و موجب وهن مقام نبوت و ولایت می‌شود.
به علاوه شخص نبی یا ولی که از آن خبر می‌دهد یا عالم به وقوع «بداء» است یا عالم نیست، در صورت اولی بدیهی است خبر از وقوع امری که واقع نمی‌شود با علم خبر دهنده از وقوع نیافتن آن کذب است و مقام انبیاء منزّه از آن است، در صورت دوم نیز با احتمال وقوع «بداء» خبر جزمی از امری که وقوع یافتن یا نیافتن آن به سبب احتمال «بداء» محتمل است اگر کذب نباشد، برای صاحب مقام نبوت و امامت چندان موجّه نیست.

*خبرهای ائمه(ع) از امور غیبی «بداء» پذیر نیستند
پاسخ: اولاً بر حسب اخبار معتبر آنچه خداوند از علوم و آگاهی به امور غیبی به نبی و ولی عطا می‌کند و آن‌ها را مأمور اِخبار از آنها می‌‌کند از امور حتمیه است که «بداء» در آن‌ها نیست، مثلاً‌ در خبر پیامبر(ص) از قتل عمار به دست گروه ستمگر یا خبر آن حضرت از شهادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) و شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و سایر مصیبت‌ها که بر اهل بیت(ع) وارد می‌شود و یا اینکه حضرت فاطمه زهرا(س) از اهل بیت اولین کسی خواهد بود که به آن حضرت خواهد پیوست و اینکه دین اسلام عالم‌گیر می‌شود و حضرت مهدی(عج) در آخرالزمان ظهور می‌کند و بیان صفات و خصایص او و ده‌ها خبر مسلم دیگر و همین طور است خبرهای غیبی حضرت امیرالمؤمنین(ع) که بسیاری از آن‌ها را اهل سنت هم روایت کرده‌اند و خبرهای سایر ائمه(ع) از امور غیبی که این خبرها «بداء» پذیر نیستند و به عبارت صحیح‌تر در این وقایع «بداء» واقع نخواهد شد و گرنه آن بزرگواران از آن خبر نمی‌دادند.
اخباری که از وجود «بداء» در خبرهای غیبی ایشان سخن گفته‌است یا بسیار نادر است یا ضعف سند دارند و یا دلالت آن‌ها کامل نیست. به عنوان مثال همین روایت ابی حمزه که بحث آن گذشت.
اگر روایت صحیح هم در این زمینه باشد آن خبر عمرو بن حمق از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که می‌گوید به حضور امیرالمؤمنین(ع) در وقتی که ضربت خورده بود شرفیاب شدم حضرت فرمودند : ای عمرو، من از شما جدا خواهم شد... تا سال هفتاد بلاهایی واقع خواهد شد ـ سه بار این جمله را تکرار فرمودند ـ من عرض کردم یا امیرالمؤمنین(ع) فرمودید:‌ تا سال هفتاد بلاهایی پیش خواهد آمد، آیا بعد از هفتاد گشایش هست؟ فرمودند: بلی ای عمرو! بعد از هر بلایی آسانی و گشایشی است، «وَیَمحُوا اللهُ مَا یَشاءُ وَیُثبِت وَعِندهُ اُمَّ الکِتابِ»؛ خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات می‌کند و امّ الکتاب نزد او است.
این روایت خبر از ظهور و قیام امام زمان(عج) نمی‌دهد، بلکه خبر از یک سنت الهی می‌دهد که «اِنّ مَعَ العُسر یُسرا»؛ مسلّماً با ـ هر ـ سختی آسانی است، با این حال این نکته را هم متذکر می‌شود که وقوع این گشایش در صورتی خواهد بود که «بداء» پیش نیاید به علاوه حضرت با قرائت آیه «وَیَمحُوا اللهُ مَا یَشاءُ وَیُثبِت وَعِندهُ اُمَّ الکِتابِ» در حقیقت می‌خواهند بفرمایند این امر صد در صد حتمی نیست چه بسا «بداء» حاصل شود و مانع از فراهم شدن زمینه آن شود.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در درس تفسیر قرآن کریم که در مسجد اعظم برگزار شد، اظهار کرد: دنیا ظرف علم و عمل صالح است و آخرت تنها ظرف علم است ولی ظرف عمل نیست.

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از اسرار در آخرت برای انسان روشن می‌شود، ولی راه اراده و عمل در آخرت بسته است.

این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه مومن به خدا نزدیک و کافر از خدا دور است، گفت: مشخص نیست کشتی قیامت چه هنگام لنگر می‌اندازد، زمانی‌که دریای پرتلاطم دنیا آرام شد، وارد کشتی قیامت می‌شویم.

وی یادآور شد: صحنه قیامت صحنه‌ای نیست که احتمال دهند که پس از آن چه می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه انسان مشرک از رحمت الهی ناامید می‌شود، گفت: یاس از رحمت الهی کفر است، زمانی روی می‌دهد که انسان احساس کند که دیگر کسی نیست که مشکل ما را حل کند.

وی خاطرنشان کرد: قدرت خدا لایتناهی است هرگز راهی وجود ندارد که رحمت او منقطع شود، اگر کسی به هستی خارج اشاره کند و بگوید کسی نیست که مشکل ما را حل کند، وارد کفر می‌شود.

این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه اکنون انسان‌ها در عالم امتحان قرار دارند، گفت: در دنیا هر چه وجود دارد، آزمون است، برخی افراد به جای شاکر بودن نعمت‌ها، اسراف می‌کنند.

وی با اشاره به میلاد امام علی(ع) و ایام اعتکاف گفت: اعتکاف فضای نورانی و پربرکت است و اگر این رحمت و لطف الهی در حوزه و دانشگاه‌ها کشور وجود دارد، باید حداکثر بهره را از آن برد و باید همواره در نظر داشت این نعمت، امنیت و آرامش رایگان به دست نیامده است.

آیت‌الله جوادی آملی به حملات و تهدیداتی که در شرق، شمال، غرب و جنوب کشورهای همسایه را تهدید می‌کند اشاره کرد و افزود: اکنون میهمان اهل بیت(ع) هستیم و این ناله‌ها تامین‌کننده امنیت است، بنابراین باید قدر ماه رجب، دعاها و ناله‌ها را دانست.

وی ادامه داد: باید امنیت به سایر نقاط صادر شود، البته با صدور انقلاب، امنیت به کشورهای مختلف صادر می‌شود.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هیچ کس باور نمی‌کرد که عربستان که ادعای اسلام و خادم الحرمینی را دارد، به یک کشور مسلمان پیرو اهل بیت(ع) حمله کند، این اقدام با هیچ منطقی سازگار نیست و تنها به دستور کشور کفر به چنین اقدامی پرداخته است.

وی با بیان اینکه اقتدار آمریکا کاذب است، گفت: اکنون آمریکا گردن کشیده است، زیرا 70 میلیون قبر زیر پای او قرار دارد، باید آگاه بود که این قدرت را از راه آدمیت و عقل به دست نیاورده است.

آیت‌‌الله جوادی آملی یادآور شد: اکنون آمریکا نعره می‌زند و معتبر شده و به دستور او خادم حرمین به یمن حمله می‌کند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم جشن میلاد جواد ائمه و حضرت علی اصغر(ع) با سخنرانی حاج رضا بکایی و مداحی حاج محمد رضا طاهری، کربلایی حسین طاهری و کربلایی وحید یوسفی برگزار شد.

نکاتی از سخنان حاج رضا بکائی را بخوانید؛

_امام جواد می فرماید انسان دارای سه نیاز است که اولین آن توفیق من الله می باشد.از نعمات الهی شما می توانید بالقوه را بالفعل تبدیل کنید و این توفیق را در خودتان ایجاد کنید و از آن استفاده کنید.همیشه به دنبال توفیق خاص باشید. توفیق عام را خدا به همه ما داده است.

_  دومین نیاز واعظ من نفسه است یعنی عمل بی جهت و خنثی وجدان و نفس هشدار دهنده تو را از کار بیندازد که اگر این نفس تو از کار افتد نیاز دوم تو مهیا نمی شود. انسان گاهی باید خود را ارزیابی کند. گاهی انسانی که حد فاصل نور و ظلمتش با هم قاطی شده و اعمال مثبت و منفی یعنی عبادت و معصیتش با هم مخلوط شده باید با خودش حرف بزند.

_  حرف مؤمن آیینه شفاف است و گناه نقطه تاریک در این آیینه است. با گناه کردن این آیینه تبدیل به شیشه می شود. قلب مؤمن آیینه است و جلوه حضرت حق و حضرت حجت در این آیینه دیده می شود و اگر تاریک شد که دیگر این جلوه را در آن نمی توان دید.

_ به جای این که به دیگران کار داشته باشیم با خودمان سرو کله بزنیم که رفع نیاز شود. 

_ یکی از اعمال ماه رجب استغفار زیاد است. اثر استغفار این است که غبارهای دل را از بین می برد و انسان را متوجه نیاز می کند. انسان در وجود خود خلاء های موجود را ببیند و آن ها را رفع کند.

_ جنس ماه رمضان از ماه رجب است. یعنی ماه رجب مقدمه ماه رمضان است.یعنی ماه رجب ماه ذکر و تقریب به خداست. ماه رجب ماه ارزیابی خود است.

_ سومین نیاز انسان این است که هر کس نصیحتت می کند بپذیر. که ما ظرفیت این نیاز را نداریم. پیامبر خدا گاهی به جبرائیل می فرمودند که من را موعظه کن. موعظه جبرئیل موعظه خدا می باشد.غالب احادیث قدسی از موعظه های خدا می باشد. نصیحت چیز خوبی است.

_ ظرفیت های خود را بالا ببریم. اگر کسی شما را تذکر و نصیحت داد از دو حال خارج نیست یا این که در ما هست و یا در ما نیست. اگر در ما بود راه های مرتفع کردن آن را باید مطالعه کرد و اگر در ما نبود از باب ادب قبول می کنیم. برای نصیحت کردن هیچ منعی وجود ندارد. اگر ظرفمان وسیع بود در مقابل نصیحت مردم مقابله نمی کنیم.این به دلیل این است که ما انسان ها خود را بالا می بینیم. خود را همیشه محتاج ببینم.

_ قلب مؤمن دریا است. صبر خود را افزایش دهید و صبر را تکیه گاه خود قرار دهید. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم جشن میلاد و مولودی خوانی در حسینیه جلوه با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی و مدیحه خوانی حاج حسن خلج و حاج مهدی عزیزیان برگزار شد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید؛

_ آقایی که قرار است که در روز قیامت از من و شما شفاعت کند در پرونده عملش بیشترین عمل را دارد. من و تو تکلیفمان معلوم است.ما تکلیف و وظیفه خودمان را نسبت به خدا انجام نمی دهیم. حالمان مانند پیک نوروزی است که معلم ها به دانش آموز می دهد و از سر بی میلی این پیک را انجام می دهند.

_ ما دفتر تکلیف خدا را پر نکردیم. در دفتر الهی که باید در طول عمر نوشته شود حداقل سه خط بنویسید تا پرونده را دست علی(ع) بدهند. پرونده ننوشته را دست علی(ع) نمی دهند.امام صادق(ع) فرمودند که ما از شما شفاعت می کنیم ولی شما آدم محشور شوید.

_ آنها از آدم بداخلاق که به صورت سگ محشور می شوند شفاعت نمی کنند. آدم طماع به صورت خرس محشور می شود و انبیاء از خرس شفاعت نمی کنند.ما به حقیقت پیغمبر باور نداریم.

_ ما متوهم هستیم. ما چیزی را می گوییم که خدا و پیغمبر نگفته است. آنها می گویند عمل کنید. امام حسین فرمودند که تکلیف من مشخص است و من شهید می شوم و پیش جدم می روم. ولی شما باید مراقب باشید. اما ما اینقدر حرام خوردیم که این حرف ها در ما اثر نمی کند.

_ مگر می شود سر خدا کلاه گذاشت. باید کار کرد. به فکر باشید. مردن نوبت ندارد. پیرمرد و جوان و بچه نمی شناسند. این باور دربین گذشتگان بوده است. اهرام ثلاثه را نگاه کنید. اجساد خود را مومیایی می کردند. چون بر این باور بودند که آنها به دنیای دیگری می روند و نیاز دارند. منتها آنها راه حل را اشتباه می رفتند.

_ از رسول الله پرسیدند شما که فرمودید با خودتان مونس ببرید مونس ما چیست. قرآن بخوانید. قرائت قرآن مونس انسان است. همدم اگر می خواهید درست کنید قرائت قرآن است.

_  یک کسی خدمت حصرت موسی بن جعفر(ع) رفت و گفت که من قرآن می خوانم و گاهی این قرآن را هدیه به اهل بیت می کنم . این کار من درست است و اثری دارد. حضرت فرمود که کمترین اثرش این است که در قیامت با کسی محشور می شوی که در دنیا قرائت قرآنت را هدیه به آن کردید. در طول عمر خود مشغول باشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

 دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 

دانلود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

هیئت کربلای بیت المهدی شب سوم دهه اول فاطمیه ۹۳ - سه شنبه ۹۳.۱۲.۱۲ - رحمان نوازنی

دانلود مداحی بخش اول : روضه|رحمان نوازنی|وای مادرم رو زدن...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش دوم  : زمینه|رحمان نوازنی|بهار اومد اما چه عید نوروزی، وقتی که تو مادر تو شعله می سوزی..

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش سوم : زمینه|رحمان نوازنی|اگه می خوای گریه کنی یا هادی الامم علی...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش چهارم : واحد|رحمان نوازنی|قلب من رو نشکن بگو که خوب می شم...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش پنجم : شور|رحمان نوازنی|بچه های بارونیم، زیر بارون می خونیم، التماست می کنیم که کنارت بمونیم...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش ششم : شور|رحمان نوازنی|نوکر به نوکریش می نازه، کوثر به کوثریش می نازه، محشر دلا به این گرمه که...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

هیئت کربلای بیت المهدی شب اول دهه اول فاطمیه ۹۳ - یکشنبه ۹۳.۱۲.۱۰ - رحمان نوازنی و مهدی سعیدی 

دانلود مداحی بخش اول  : روضه|رحمان نوازنی|از خود فرار کردم و لایمکن الفرار...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش دوم : زمینه|رحمان نوازنی|یه روز دوشنبه، با اشکام دویدم، در خونه ی مادرم که رسیدم، خمیدم...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش سوم : واحد|مهدی سعیدی|بارون بارون پیش چشم شما کم میاره، گریه هاتون تمومی نداره...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش چهارم : شور|رحمان نوازنی|تو خورشید خورشیدای عالمی، به دور تو دارن می گردن همه، زمین و تمومیه سیاره ها میگن فاطمه فاطمه فاطمه...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش پنجم : شور|مهدی سعیدی|می دونی دریا میشه چشمام مادر، تا اسمت میاد روی لبهام مادر...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش ششم : شور|مهدی سعیدی|اسمتو نگیر از صدای من، من برای تو تو برای من...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

 

 

دانلود مداحی بخش هفتم : شور|مهدی سعیدی|نوکر خوبی نبودم خودمم می دونم آقا، ولی من هر چی که باشم پای تو می مونم آقا...

دانلود : کیفیت بالا | کیفیت پایین

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حاج رحمان نوازنی, کربلایی مهدی سعیدی,

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

دهم رجب سال 195 هجری است و مدینه غرق در جشن و سرور از ولادت مولودی است که با برکت‌تر از او در اسلام به دنیا نیامده است، زیرا که عمر امام رضا(ع) به چهل و هفت سال رسیده بود و هنوز امام نهم متولد نشده بود، مسأله جانشینی امام رضا(ع) اصحاب و شیعیان حضرت(ع) را متأثر کرده بود، این اندوه زمانی به فزونی رفت که فرقه واقفیه که بنا به دلایل مادی و تصرف سهم امام  و عدم بازگرداندن آن به امام رضا(ع)، قائل به غیبت امام کاظم(ع) شده بودند و در تبلیغات خویش عدم داشتن فرزند پسر از سوی امام رضا(ع) را دلیل بر ادعای موهم خود می‌دانستند تا جایی که یکی از همین افراد در نامه‌ای خطاب به حضرت نوشت: چگونه امام هستی در حالی که فرزندی نداری !ثامن الحجج(ع) در پاسخ فرمودند: تو از کجا می‌دانی که فرزندی ندارم، به خدا سوگند روزها و شب‌ها سپری نمی‌شود مگر اینکه خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید که حق و باطل را از هم جدا سازد.(1)

در این رابطه على بن اسباط مى‌گوید: وقتى امام جواد(ع) بیرون آمد، من به قیافه و قد و قامت آن حضرت نگاه مى‌کردم تا وقتى که به مصر رسیدم، بتوانم او را توصیف کنم و هنگامى که حضرت نشست، فرمود: اى على! خداوند کما اینکه درباره نبوت، احتجاج و استدلال کرده، در مورد امامت نیز چنین کرده است.

خداوند مى‌فرماید: «وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا» و همچنین مى‌فرماید: «وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ» وَ «بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً» پس فرقى نمى‌کند ممکن است که خداوند به یکى در کودکى حکمت عطا کند و به دیگرى در چهل سالگى.

ابن اسباط و عبّاد مى‌گویند: در منا خدمت امام رضا(ع) بودیم که امام جواد را-در حالى که خردسال بود- آوردند، عرض کردیم: این همان مولود مبارک است؟ فرمود: آرى! همان مولود مبارک است که در اسلام با برکت‌تر از او زاده نشده است.(2)

در ادامه به برخی از کرامات جواد الائمه(ع) به مناسبت این روز فرخنده اشاره می‌شود:

*اداى قرض‌هاى امام رضا(ع)

6-مطرفى مى‌گوید: هنگامى که امام رضا(ع) از دنیا رفت، چهار هزار درهم به من مقروض بود، با خودم گفتم: دیگر پول‌ها از کفم رفت! ابو جعفر(ع) به من سفارش داد که فردا پیش او بروم و با خود ترازو هم ببرم، پس خدمت آن جناب رسیدم، فرمود: ابوالحسن(ع) از دنیا رفت و چهار هزار درهم به تو بدهکار بود. پس حضرت جانمازى را که بر روى آن بود، بلند کرد و از زیر آن دینارهایى بیرون آورد و به من داد. دیدم به اندازه همان چهار هزار درهم است که به من بدهکار بود.(3)

*طلای 16 مثقالی که جوادالائمه(ع) به نیازمند داد

اسماعیل بن عباس هاشمى مى‌گوید: روز عیدى بود که خدمت امام جواد(ع) رسیدم و نزد آن حضرت درباره تنگى زندگى و معاش نالیدم، حضرت سجاده‌اش را بلند کرد و از خاک، تکه طلایى بیرون آورد و به من داد. آن را به بازار بردم به اندازه شانزده مثقال طلا بود.(4)

*بخشش پیراهن امام رضا(ع)

١٢-حسن بن على وشّاء مى‌گوید: در قریه‌اى نزدیک مدینه به نام «صریا» با امام جواد(ع) در اتاقى نشسته بودیم که حضرت برخاست و به من فرمود: از جایت حرکت نکن. با خود گفتم: مى‌خواستم پیراهنى از لباس‌هاى امام رضا(ع) را از او بگیرم ولى موفق نشدم، اما وقتى که امام جواد(ع) برگشت از او آن را در خواست مى‌کنم.

قبل از اینکه من طلبم را عرضه بدارم و امام برگردد. پیراهن را توسط شخصى برایم فرستاد و قاصد گفت؛ امام فرمود: این یکى از لباس‌هاى امام رضاست که در آن نماز مى‌گزارده است.(5)

*سلاح رسول خدا(ص)

محمّد بن فضیل صیرفى مى‌گوید: امام جواد(ع) نامه‌اى به من نوشت و در آن از من چیزهایى خواست و در آخر آن نامه مرقوم فرموده بود: «اسلحه رسول خدا(ص) نزد من است و آن در میان ما به منزله تابوت در میان بنى اسرائیل است، به هر کجا برویم آن را با خود مى‌بریم و این نزد هر امامى موجود است».

من باز در مکه بودم و چیزهایى به فکرم رسید که جز خدا کسى از آن خبر نداشت. وقتى که به مدینه رفتم و به خدمت امام جواد(ع) رسیدم. حضرت نگاهى به من کرد و فرمود: از آن فکرها استغفار کن و دیگر به سوى آن‌ها مراجعت نکن.

بکر بن صالح مى‌گوید: از محمد پرسیدم: آن فکرها چه بودند؟ گفت: به کسى نمى‌گویم.

*دردی که سبب خیر است

محمّد بن فضیل مى‌گوید: در یکى از پاهایم زخمى به وجود آمد و قبل از اینکه این زخم بیرون بیاید با آن حضرت خداحافظى کردم و آخرین سخنى که به من گفت، این بود که فرمود: به زودى به تو درد و ناراحتى مى‌رسد، در مقابل آن صبر کن و هر کدام از شیعیان ما از درد بنالد و صبر کند، خداوند اجر هزار شهید را براى او مى‌نویسد.

وقتى که به «بطن مرّ» رسیدم از پایم دملى در آمد. چند ماه مرا عذاب مى‌داد و مى‌نالیدم، در سال دوم، حج به جا آوردم و خدمت آن حضرت رسیدم و گفتم: فدایت شوم! براى این پایم دعایى بفرما، چون خبر داده بودى که این ناراحتى به من خواهد رسید.

فرمود: دیگر از این خوفى نیست. آن پاى سالمت را بیاور. پاى مرا دراز کرد و براى آن، تعویذ خواند، وقتى که از نزد ایشان برخاستم، از همان پایم دملى در آمد، پس به خودم برگشتم و فهمیدم که براى این دمل، تعویذ خوانده است و خداوند بعداً به من عافیت داد.(6)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- اصول کافی ج 1، ص320، مدینه المعاجز ج 7،ص 274، اثبات الهداه ج3، ص 247 – 342.

2- ارشاد مفید، ص ٣٢٧.

3- کافى:١/4٩٧، حدیث ١١.

4- بحار:5٠/4٩، حدیث ٢6.

5- بحار:5٠/5٢، حدیث ٢5.

6-بحار:5٠/5٣، حدیث ٢٧.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

۴ قبه گلدسته حرم امامین جوادین با همت ستاد بازسازی عتبات عالیات در روز ولادت حضرت جوادالائمه(ع) رونمایی شد.

حسن پلارک در مراسم رونمایی از 4 قبه گلدسته حرم امامین جوادین با بیان اینکه این قبه‌ها در تهران توسط هنرمندان ایرانی ساخته شده است گفت: ساخت 4 گلدسته طلا برای حرم امامین جوادین آغاز شده است که ساخت این 4 گلدسته مجموعاً 2 میلیارد تومان هزینه می‌برد.

وی افزود: این قبه‌های گلدسته‌ها 4 متر ارتفاع دارند و در آن 280 خشت به کار رفته است که پس از رسیدن به کربلا طلاکاری و نصب می‌شود.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات با بیان اینکه دو پروژه دیگر در حرم امامین جوادین در حال اجرا است گفت: 2 صحن صاحب‌الزمان و امام رضا (ع) که هر کدام با متراژ 60 هزار متر مربع در حرم امامین جوادین در حال ساخت است همچنین طلاکاری ایوان باب‌المراد، تعویض درهای طلای حرم و کاشی کاری و آیینه کاری صحن‌ها نیز به پایان رسیده است.

پلارک با بیان اینکه بزرگترین پروژه جهان اسلام ساخت صحن حضرت زهرا (س) به مساحت 220 هزار متر مربع در عتبات در حال انجام است گفت: ساخت این صحن تا یک سال و نیم آینده تمام می‌شود و همچنین پروژه ساخت صحن عقیله‌ بنی‌هاشم را در دستور کار داریم که اولین گام توسعه حرم امام حسین (ع) به حساب می‌آید و این صحن حد فاصل خیمه‌گاه تا باب‌القبله به مساحت 69 هزار متر مربع زیربنا در 4 طبقه است.

وی ادامه داد: در 10 سال گذشته حدود 600 میلیارد تومان از نذورات و هدایای مردم خرج شده و هزار میلیارد تومان آن باقیمانده است که در پروژه‌های دیگر استفاده خواهد شد.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات با اشاره به فعالیت‌های این ستاد در 10 سال گذشته گفت: در 10 سال گذشته 156 پروژه تمام شده است همچنین تقریباً کل ضریح‌ها، کل درهای فرسوده حرم‌، آیینه کاری‌ها ، سیستم‌های تاسیساتی حرم‌ها عوض شده است. همچنین توسعه‌های جزیی در حرم حضرت علی (ع) و مسقف کردن صحن قدیم حرم امام حسین (ع) را داشتیم.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

ازامام زين العابدين(ع) وارد است که به فرزندش امام محمد باقر (ع) فرمود:
- فرزندم ! با پنج كس همنشينى و رفاقت مكن !
- از همنشينى با دروغگو پرهيز كن ؛ زيرا او مطالب را برخلاف واقع نشان مى دهد. دور را نزديك و نزديك را به تو دور جلوه مى دهد.
- از همنشينى با گناهكار و لاابالى  بپرهيز؛ زيرا او تو را به بهاى يك لقمه يا كمتر از آن (مثلا به يك وعده لقمه ) مى فروشد.
- از همنشينى با بخيل پرهيز نما؛ كه او از كمك مالى به تو آن گاه كه بسيار به او نيازمندى ، مضايقه مى كند. (در نيازمندترين وقتها، تو را يارى نمى كند.)
- از همنشينى با احمق (كم عقل ) اجتناب كن ؛ زيرا او مى خواهد به تو سودى برساند ولى (بواسطه حماقتش ) به تو زيان مى رساند.
- از همنشينى با قاطع رحم (كسى كه رشته خويشاوندى را مى برد) بپرهيز؛ كه او در سه جاى قرآن مورد لعن و نفرين قرار گرفته است .
 

پی نوشت:
بحارالانوار: ج 74، ص 196

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

مرحوم راوندى و دیگر بزرگان داستانی از برنامه متعصم عباسی برای تخریب امام جواد (ع)حکایت کرده‌اند که روزى از روزها معتصم عباسی تعدادى از اطرافیان و وزیران خود را احضار کرد و در جمع آن ها اظهار داشت:
باید امروز شهادت و گواهى دهید که ابوجعفر، محمد بن علی بن موسى الرّضا امام جواد(ع) تصمیم شورش و قیام علیه حکومت من را دارد؛ و در این رابطه باید نامه‌هایی با مهر و امضاء تنظیم کنید.
پس از آن ، دستور داد تا حضرت جوادالائمه علیه‌السلام را احضار نمایند، و چون حضرت وارد مجلس خلیفه گردید، معتصم آن حضرت را مخاطب قرار داد و گفت : شنیده‌ام می‌خواهی علیه حکومت من قیام و شورش کنى ؟ امام علیه‌السلام فرمود: به خدا قسم ، چنین کارى نکرده‌ام و قصد آن را هم نداشته‌ام .
معتصم گفت : خیر، بلکه فلانى و فلانى و فلانى بر این کار شاهد و گواه هستند، و سپس آن افراد را در مجلس احضار کرد و آن ها – به دروغ شهادت دادند و – گفتند: بلى ، صحیح است ، اى خلیفه ! ما شهادت می‌دهیم که محمد جواد(ع) تصمیم چنین کارى را دارد و این هم تعدادى نامه است که از دست بعضى دوستانش گرفته‌ایم .
در این هنگام حضرت دست‌های مبارک خود را به سوى آسمان بلند نمود و اظهار داشت : خداوندا، اگر آن ها دروغ می‌گویند، هم اینک هلاک و نابودشان گردان .
در همین حال تمام افراد متوجّه شدند که ناگهان دیوارها و سقف به لرزه در آمد؛ و هرکس که از جاى خود حرکت می‌کرد، بر زمین می‌افتاد.
معتصم تا چنین حادثه خطرناکى را دید، گفت : یا ابن رسول‌الله ! من از آنچه انجام داده‌ام ، پشیمان هستم و توبه می‌کنم ، دعا کن خداوند این خطر را از ما برطرف گرداند.
آن گاه امام (ع) اظهار نمود: خداوندا، این ساختمان و زمین را بر آن ها ساکن و آرام گردان ، خدایا تو خود بهتر می‌دانی که آنان دشمن تو و دشمن من می‌باشند. پس ساختمان آرام گرفت و خطر برطرف شد.

پی نوشت:
الخرایج والجرایح : ج ۲، ص ۶۷۰، ح ۱۸، إ ثبات الهداه : ج ۳، ص ۳۴۰، ح ۳۳٫

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

حضرت آیت ‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی) درباره سیره علمی امام جواد(ع) گفته‌اند كه: ایشان، اولین كسی بود كه به‌طور علنی بحث آزاد را بنیانگذاری كرد. در محضر مأمون عباسی با علما و داعیه‌داران و مدعیان و موجهان درباره دقیق‌ترین مسائل حرف زد و استدلال كرد و حقانیت سخن خود را ثابت كرد. بحث آزاد میراث اسلامی ماست. بحث آزاد در زمان ائمه‌ هدی علیهم السلام رایج بوده است و در زمان امام جواد(ع) به وسیله آن امام بزرگوار با آن شكل نظیف انجام گرفته است. (۶۰/۲/۲۵)

در زمان امام سجاد(ع) به جهت خفقان سیاسی، چندان صحبتی از مناظره و مباحثات درون‌دینی و برون‌دینی از ناحیه‌ امامت نبود. در زمان امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام نیز این بزرگواران به عنوان شخصیت‌هایی مقدس و نوادگان پیامبر(ص) مورد توجه بودند، اما مباحثات علمی با آن‌ها چندان گسترده نبود. فرهنگ عمومی آن زمان نیز این‌قدر سؤال نداشت كه بخواهد احتجاج و مناظره كند. احتجاج و مناظره نیاز به فضا دارد و فضای لازم در دوره‌ امامان حسن و حسین علیهما‌السلام پدید نیامده بود. مثلاً حضرت امام حسن(ع) یكی دو مناظره در مجلس معاویه با او و عمرو عاص و دیگران داشت، ولی این مناظره‌ها بیشتر سیاسی بود.

آغاز رویكرد جدید در امامت

از دوره‌ امام باقر(ع) یك رویكرد جدیدی را در ناحیه‌ امامت می‌بینیم. به این صورت كه امام باقر(ع) فقط به عنوان فردی از خانواده‌ پیامبر اكرم(ص) مد نظر نبود، بلكه به عنوان یك عالم دینی بزرگ نیز مد نظر بود كه قدرت پاسخگویی به سؤالات و شبهات متعدد و گوناگون در حوزه‌های متفاوت را دارد. امام صادق(ع) نیز مخصوصاً با توجه به فرصتی كه هنگام زوال بنی‌امیه و قدرت‌گرفتن بنی‌عباس پدید آمد، این فضا را نهادینه كردند. خود امام صادق(ع) گاهی اصحاب را به بحث وامی‌داشتند یا این كه مناظرات و احتجاجات اصحاب را نقد می‌كردند. در دوره‌ی امام صادق(ع) علما بحث و احتجاج می‌كردند، حتی غیر مسلمانانی مثل ابن أبی العوجاء كه ملحد بود، با امام صادق(ع) بحث و مناظره می‌كرد.

در دوره‌ امام رضا(ع) این مناظرات به اوج خود رسید. علتش این بود كه خود مأمون -جدای از خباثت‌های سیاسی- انسانی علم‌دوست بود و به مجالس مناظره اهمیت می‌داد. در حوزه‌ خراسان، آن دو سالی كه امام رضا(ع) در خراسان بودند، مناظرات بسیار متفاوتی است. مناظرات امام رضا(ع) را می‌توانید در كتاب «عیون‌اخبارالرضا» اثر مرحوم شیخ صدوق ببینید. بعد از آن حضرت نیز مناظرات امام جواد(ع) خیلی به چشم می‌آمد.

همچنین از اواخر دوره‌ بنی‌امیه و اوایل دوره‌ بنی‌عباس، ماجرایی آغاز شد كه آن‌ها خود آن را «نهضت ترجمه» نام‌ نهادند. نهضت ترجمه به بنی‌عباس ربطی ندارد، ولی آن‌ها خیلی طرفدار این جریان بودند. در این جریان، متون معرفتی ایران، روم و یونان به زبان عربی ترجمه شد و فضاهای جدید معرفتی در حوزه‌ی مسلمان‌ها پدید آمد. مثلاً مسلمانان در سده‌ نخست بیشتر نقل‌گرا بودند و تفكر عقلانی به این معنی كه خودشان فكر كنند و سؤال كنند، كمتر جریان داشت. ائمه علیهم‌السلام نیز طبیعتاً محدودیت داشتند و امكان بروز و عرضه نداشتند. عالمان اهل سنت در برابر سؤالات جدید كه پدید می‌آمد، قدرت پاسخ‌گویی نداشتند. سؤال فقهی نبود كه بگوییم پیامبر اكرم(ص) این‌گونه فرمودند، بلكه سؤال از اصل توحید و مانند آن بود.

فضای جدید، شبهات جدید

این‌كه از دوره‌ امام باقر و امام صادق علیهما‌السلام این كار آغاز شد، آن سؤال‌كنندگانی كه فضاها یا شبهات جدیدی برایشان مطرح بود، كم‌كم‌ به حضور ائمه علیهم‌السلام می‌رسیدند و با احساس نیازی كه برایشان پدید آمده بود، شأن علمی ائمه علیهم‌السلام را كشف می‌كردند. نكته‌ دوم این كه از آغاز سده‌ دوم هجری ما با یك قشر فرهیخته روبه‌رو می‌شویم. در حالی كه در دوره‌ پیامبر اكرم(ص) و در دوره‌ خلفا چنین قشری به این معنی نداریم. صحابه‌ پیامبر(ص) كشاورزی هم می‌كنند، روایت از پیامبر اكرم(ص) هم می‌شنوند و نقل می‌كنند. یعنی راوی حدیث هستند. به غیر از افراد معدودی مثل ابن عباس كه دغدغه‌ علمی دارند، در دوره‌ امام صادق و امام باقر علیهما‌السلام به بعد می‌بینیم كه هم در بین شیعیان و هم در بین اهل سنت عده‌ای بودند كه به معنی واقعی طلبه‌ علوم و به دنبال این بودند كه بتوانند این مطالب را به دست بیاورند و پاسخ سؤالات خود را بگیرند. مثلاً زراره این‌گونه بود.

پس از شهادت امام رضا(ع)، امام جواد(ع) حدوداً در سن هشت سالگی به عنوان امام شیعیان مطرح شدند. در آن زمان پیش‌فرض یحیی بن اكثم این بود كه ما بر پدر ایشان -یعنی امام رضا(ع)- نمی‌توانستیم پیروز شویم، چون واقعاً بزرگ و عالم بود، اما این كودك است. پس ما اگر بتوانیم حیثیت امام جواد(ع) را خدشه‌دار كنیم، در واقع توانسته‌ایم تفكر شیعی دال بر امامت را خدشه‌دار كنیم. این موضوع از نظر مذهبی بسیاری مهم بود، چون از نظر شیعه امام به عنوان حجت الهی است. در حالی كه آن‌ها امام را به عنوان یك انسان عادی می‌دیدند كه علم او زیاد است.

در گزارش «احتجاج» این مناظره‌ها مطرح است. همه‌ بزرگان و علما جمع شدند و یحی‌ بن اكثم را به عنوان طرف مناظره مطرح ‌كردند. در آن‌جا یحیی بن اكثم سؤال ساده‌ای مطرح نمود: این كه اگر فردی در حال احرام، شكاری را بكشد، حكمش چیست؟ یعنی سؤال آغاز را ساده مطرح كرد و بعد به ترتیب بالا رفت تا حضرت را محك بزند. به این دلیل كه چنین سؤالی حتی در حد سؤال از عالمان متوسط هم نیست و لذا معلوم می‌شود كه مواجه شدن او با حضرت با قدری كوچك شمردن است البته مؤدبانه است. پاسخ امام اما بسیار دقیق است. امام(ع) یك فروعات یا جزئیات و ظرافت‌هایی را در سؤال مطرح ‌كردند كه به ذهن یحیی بن اكثم هم خطور نمی‌كرد حتی الآن هم اگر كتاب‌های فقهی و حدیثی اهل سنت را ببینید، این جزئیات هنوز هم مورد بحث قرار نگرفته است و مختص فقه شیعه است.

امام فرمودند: در حل كشته يا در حرم؟ عالم به حرمت بوده يا جاهل؟ از روى عمد كشته يا اشتباه؟ آزاد بوده يا غلام؟ صغير بوده يا كبير؟ اين اولين صيد او بوده يا بيشتر؟ آن صيد از پرندگان بوده يا غير آنها؟ كوچك بوده يا بزرگ؟ شخص مُحرم بر اين عمل اصرار دارد يا پشيمان شده؟ شب اين عمل را انجام داده يا روز؟ احرام عمره بوده يا احرام حج؟ و ... حدوداً یك سؤال یحیی بن اكثم را امام جواد(ع) به ۶۴ سؤال فرعی تقسیم كردند و نشان ‌دادند كه اصلاً نیازی به پاسخ‌گویی نیست، چون این فرعیات به ذهن یحیی بن اكثم هم خطور نمی‌كرده است. یحیی بن اكثم هم آدم بزرگی بود؛ قاضی‌القضات مأمون بود. معمولاً قاضی‌القضات جزء بزرگ‌ترین افراد محسوب می‌شدند. پس از طرح این‌همه فروعات مسأله از سوی امام، آن شخص دیگر پاسخی نخواست و جلسه تمام شد و بدون این كه مناظره ادامه پیدا كند، حضرت قدرت خود را نشان دادند.

مناظره‌ دیگری را هم عالمان بزرگ اهل سنت با امام جواد(ع) انجام دادند و مباحث اختلافی بین شیعه و سنی را مطرح كردند. یك مجموعه از احادیث در فضایل خلفا را از قول پیامبر اكرم(ص) مطرح ‌كردند كه اغلب آنها از منظر ما جعلی است، اما در مصادر حدیثی اهل سنت وجود دارد. امام جواد(ع) با این احادیث بسیار عالمانه و بدون هیچ‌گونه حساسیت مواجهه فرمودند و احادیث را به‌ روش سنت نقد ‌كردند كه مورد قبول آن افراد بود.

امام و مناظرات بین مذهبی

در همین مجلس، اهل سنت از امام جواد(ع) راجع به فضائل خلفا پرسش ‌كردند. در واقع وارد مناظرات مذهبی ‌شدند. طبیعت این مناظرات هم به صورتی است كه یك مقدار حدّت و تندی در آن است، اما نوع سخن گفتن امام جواد(ع) را ببینید و آداب مناظره را یاد بگیرید. در همان جلسه نظر امام را درباره‌ روایتی كه محتوای آن مربوط به یكی از خلفا بود ‌پرسیدند. ایشان اولاً با احترام از او یاد كردند و ویژگی‌های خوب او را كه از منظر سؤال‌كننده‌ها مهم بود برشمردند. بعد حضرت ادامه ‌دادند: «این روایت را باید یك مقدار با تردید نگاه كرد.» در ادامه نیز با استدلال، خبر را رد كردند. این لحن صحبت حضرت را ببینید، ایشان ابتدا با مخاطب همراه می‌شدند، موضع‌گیری تند نكرده و وارد منازعات مذهبی نمی‌شدند. این برای ما هم درس است.

آداب مناظره

امام جواد(ع) در جریان مناظرت با یحیی بن اكثم، حضرت آداب مناظره و این را كه چگونه باید با هم بحث كرد، رعایت می‌كردند و هیچ‌گاه تند نمی‌شدند و بسیار دقیق همه‌ صحبت‌های طرف را گوش می‌دادند. گاهی سؤالات حقیقتاً برای فهم موضوع بود، ولی گاهی این‌طور نبود و برای این بود كه می‌خواستند شخصیت طرف را بكوبند. امام جواد(ع) اما در همه‌ حالات آن‌قدر مدبرانه و باشخصیت و بزرگوارانه با سؤالات و با طرف مناظره روبه‌رو می‌شدند كه فرد جدای از این كه پاسخ خود را دریافت می‌كرد، تحت تأثیر شخصیت امام(ع) و بزرگواری ایشان قرار می‌گرفت. می‌توانیم بگوییم آن چیزی كه بیش از وجهه‌ علمی امام جواد(ع) روی طرف مقابل تأثیر می‌گذاشت، خُلق و خوی نیكوی ایشان بود كه باعث می‌شد طرف مقابل، شخصیت ایشان را به عنوان امام بپذیرد. چنین مباحثه‌ای را نظیف و پاكیزه می‌گوییم.

دو سه جلسه‌ی پرسش و پاسخ از امام جواد(ع) با مأمون هم داریم، ولی مناظره نیست، بلكه سؤال و جواب است. یك وجهه‌ دیگری هم كه در زندگی امام جواد(ع) مشاهده می‌كنیم، جلساتی است كه شیعیان سؤالات خود را از آن حضرت می‌پرسیدند.

بُرد رسانه‌ای مناظره‌ها و جواب‌های آن حضرت نیز بیشتر بود. به خاطر این‌كه یك طرف مناظره یك كودك هشت تا ده ساله بود. یعنی مردم این مناظره را گزارش می‌كردند. حتی نقل است كه یحیی بن اكثم خدمت امام جواد(ع) آمد و نشست و مبهوت شد و رفت. بنابراین گزارش‌های این مناظره‌ها باابهت‌تر جلوه می‌كرد.

امام جواد(ع) از منظری یك وضعیت ویژه نیز داشتند كه ایشان را از دیگر ائمه علیهم‌السلام متمایز می‌كند. این‌كه مباحثات بین مذهبی مطرح در دوره‌ امام رضا علیه‌السلام یك‌دفعه به ایشان منتقل شد. در حالی كه مثلاً در دوره‌ امام باقر(ع) مناظرات بین‌ مذهبی چندان پررنگ نبود. نكته‌ دیگر این‌كه سن كم امام جواد(ع) و این تجربه‌ جدید كه امام یك علم لدنّی و الهی دارد و این علم تفضلی از جانب حضرت باری ‌تعالی است، خیلی عجیب جلوه می‌كرد. البته این امر برای شیعیان معلوم بود، ولی در بین دیگران جلوه‌ خاصی داشت.

 

پی نوشت:

گفتاری از حجت ‌الاسلام سید محمدكاظم طباطبایی، رئیس پژوهشكده‌ علوم و معارف حدیث

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

ایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، گلچینی از بیانات رهبر معظم انقلاب پیرامون «اعتکاف» را منتشر کرد.


* برای سه روز اعتکاف باید برنامه‌ریزی بشود
اعتکاف جای عبادت است؛ البتّه عبادت فقط هم نماز خواندن نیست؛ تماسّ خوب با معتکفین، ارتباط دوستانه و برادرانه، فراگیری از آنها، تعلیم‌‌دهی به آنها، معاشرت اسلامی را تجربه کردن و آموختن؛ همه‌‌ی اینها فرصتهایی است که در اعتکاف ممکن است پیش بیاید؛ [برای] این باید برنامه‌‌ریزی بشود. مهم‌‌ترین کار، برنامه‌‌ریزی است. اگر چنانچه برنامه‌‌ریزی نشد و کمک نشدند این جمعِ جوانِ مشتاق و شوریده‌‌ای که برای اعتکاف وارد این مسجد شده‌‌اند، این نیروها هدر خواهد رفت و احیاناً زیان‌‌آفرین خواهد شد.
بیانات در دیدار اعضای ستاد مرکزی اعتکاف و اعضای سوّمین جشنواره‌‌ی سراسری علمی فرهنگی اعتکاف ۱۳۹۳/۰۲/۱۵

* هدف از برنامه‌های اعتکاف باید نزدیک کردن دل و مغز معتکفین به خدا باشد
برنامه‌‌ریزی هم باید، هم هوشمندانه باشد، هم با توجّه به معنای اعتکاف باشد. حالا فرض کنیم مثلاً یکی بیاید برنامه‌‌ریزی کند که برای این اعتکاف فیلم نشان بدهیم! خب، فیلم که همه جا آدم میبیند؛ فیلم که احتیاج به روز ایّام‌‌البیض و در مسجد و مانند اینها ندارد. اعتکاف برای نزدیک شدن به خدا است. شما ببینید چه کار میتوانید بکنید که هم دل او به خدا نزدیک بشود، هم مغز و ذهنش به خدا نزدیک بشود؛ که طبعاً وقتی انسان در درون، در دل، در باطن با خدای متعال انس پیدا کرد، در ظاهرِ او هم اثر میگذارد و در ظاهر هم نشان داده میشود. وقتی حالت خشوع به انسان دست داد، خضوع هم به دنبال خشوع می‌‌آید؛ و این آن‌‌وقت در زندگی اثر میگذارد؛ این جوانی که بعد از این سه روز از اعتکاف آمد بیرون، پاکیزه میشود، شستشو میشود و می‌‌آید بیرون؛ طهارتی پیدا میکند معنای او؛ این برایش ذخیره است. این خیلی چیز باعظمت و مهمّی است: سه روز روزه‌‌داری، و انقطاع از دنباله‌‌های متعارف زندگی، و توجّه به خدای متعال و به معنویّات و به معارف و به توحید؛ اینها خیلی باارزش است. مراقب باشید این درست انجام بگیرد، درست هدایت بشود؛ گویندگان خوبی باشند، بروند حرف بزنند، معارف دینی را به آنها یاد بدهند. از جنجالهای گوناگونی [هم] که در حاشیه‌‌سازی‌‌های معمول جامعه نقش دارند، پرهیز بشود و این سه روز را بگذاریم برای جهات معنوی. حالا بعد آمدند بیرون، خیلی میدانهای دیگر و عرصه‌‌های دیگر زندگی هست که انسان در آن عرصه‌‌ها در جامعه وارد میشود، امّا در این سه روز، ارتباطگیری با خدا اصل باشد و [برای آن] برنامه‌‌ریزی بشود؛ این آن چیزی است که [اصل است] و ان‌‌شاءالله بیشتر هم خواهد شد.
بیانات در دیدار اعضای ستاد مرکزی اعتکاف و اعضای سوّمین جشنواره‌‌ی سراسری علمی فرهنگی اعتکاف ۱۳۹۳/۰۲/۱۵

* برنامه‌های جمعی اعتکاف با خلوت هر کدام از معتکفین منافات پیدا نکند
من همین‌جا به مسئولین مربوط - در این امور اعتکافها - یک سفارشی بکنم: اگرچه که اجتماع هزاران نفر در جاهای مختلف یک فرصت خوبی است و شنیده‌ایم بعضی از مسئولین مساجد، در این فرصتها برنامه‌های جمعیای میگذارند که مثلاً افراد، بیشتر استفاده بکنند؛ لکن من میخواهم عرض بکنم این برنامه‌های جنبی مراکز اعتکاف، جوری نباشد که با خلوت هر کدام از معتکفین منافات پیدا کند.
این اعتکافی که جوانها انجام میدهند، در واقع دارند با خدا خلوت میکنند. اعتکاف بیشتر یک کار فردی است؛ ایجاد یک ارتباط با خداست. جوری نشود که برنامه‌های جمعی این مراکز اعتکاف، حال خلوت و حال ارتباط فردی و قلبی با خدا را در افراد ضعیف بکند یا بگیرد. مجال بدهند؛ وقت بگذارند؛ بگذارند این جوانها قرآن بخوانند، نهج‌البلاغه بخوانند، صحیفه‌ی سجادیّه بخوانند.
بخصوص من در این ایام اعتکاف، صحیفه‌ی سجادیه را توصیه میکنم. این صحیفه‌ی سجادیه واقعاً کتاب معجزنشانی است. خوشبختانه حالا ترجمه هم شده و ترجمه‌هائی هست. سال گذشته ترجمه‌ی خوبی از صحیفه‌ی سجادیه را به من دادند و آن را دیدم؛ ترجمه‌ی بسیار خوبی است. از این معارف موجود در دعاهای حضرت علیبن‌حسین (سلام اللَّه علیه) در صحیفه‌ی سجادیه، استفاده کنند؛ بخوانند؛ تأمل کنند.
اینها فقط دعا نیست؛ درس است؛ این کلمات امام سجاد - و همه‌ی ادعیه‌ای که از ائمه (علیهم‌السّلام) مأثور است و بدست ما رسیده است - پر است از معارف.
پس ماه رجب است، ماه عبادت است، ماه توسل به پروردگار است، ماه تضرع است؛ و در این راه، ماه تشبه به امیرالمؤمنین است. با خدا ارتباطمان را قوی کنیم تا در میدانهای زندگی بتوانیم با اراده‌ی محکم، با قدم استوار و با ذهن روشن، وارد هر میدانی بشویم.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت علی (علیه‌‌السّلام) ۱۳۸۷/۰۴/۲۶


* اعتکاف، نشانه‌ی جهت‌گیری صحیح ماست
در ایام اعتکاف در ماه مبارک رجب، در بسیاری از مساجد سراسر کشور، جوانان ما، زنان و مردان از قشرها و سنین مختلف، رفتند و در مسجد ماندند؛ سه روز روزه گرفتند و با خدا مأنوس شدند. بعد از آن هم با گریه و اشک و آه، مسجد را وداع گفتند و بیرون آمدند، تا برای سال آینده آماده شوند. عزیزان من! این برای یک جامعه، علامت خوبی است. «الّذینَ إنْ مَکّنّا هُمْ فِی‌الأرْضِ أقامُوا الصّلوةَ» علامت یک حکومت الهی، علامت یک حرکت صحیح و دارای جهت‌گیری صحیح است. این را جدّی بگیرید و تقویت کنید.

* بهترین جوانان، آن‌هایی هستند که صاحب فکر و با اندیشه باشند
همین دانشگاه تهران ما، همین مسجد دانشگاه، شاهد عبادت و راز و نیاز و نماز جماعت و اعتکاف و روزه‌دارىِ برجسته‌ترین جوانان این مملکت است. بهترین جوانان هر کشور، جوانانی هستند که صاحب فکر و با اندیشه باشند. قاعدتاً و غالباً در میان دانشجویان، این‌طور کسانی به صورت وافر پیدا میشوند؛ البته در بین غیر دانشجویان هم این‌طور جوانان خوب هستند، ولی در زمان قدیم -زمان ما که جوان بودیم- در میان دانشجویان، در دانشگاه تهران و بعضی دانشگاه‌های دیگر و در همه‌ی ایران، شاید هزار نفر اعتکاف نمیکردند. در قم که مرکز دین و عبادت بود، شاید چند صد نفر طلبه اعتکاف میکردند. معمول نبود؛ مردم دور بودند.

* رجب، ماه خودسازی است
رجب، ماه صفا دادن به دل و طراوت بخشیدن به جان است؛ ماه توسل، خشوع، ذکر، توبه، خودسازی و پرداختن به زنگارهای دل و زدودن سیاهیها و تلخیها از جان است. دعای ماه رجب، اعتکاف ماه رجب، نماز ماه رجب، همه وسیله‌ای است برای این ‌که ما بتوانیم دل و جان خود را صفا و طراوتی ببخشیم؛ سیاهیها، تاریکیها و گرفتاریها را از خود دور کنیم و خودمان را روشن سازیم. این فرصت بزرگی است برای ما؛ به‌خصوص برای کسانی که توفیق پیدا میکنند در این ایام اعتکاف کنند.

* اعتکاف یکی از رویش‌های انقلابی است
خوشا به حالتان معتکفین عزیز. پدیده‌ی اعتکاف یکی از رویش‌های انقلابی است. ما اول انقلاب این چیزها را نداشتیم. اعتکاف همیشه بود. زمان جوانی ما وقتی ایام ماه رجب فرا میرسید، در مسجد امام قم -آن‌هم فقط قم؛ در مشهد من اصلاً اعتکاف ندیده بودم-، شاید پنجاه نفر، صد نفر فقط طلبه اعتکاف میکردند. این پدیده‌ی عمومی؛ این ‌که ده‌ها هزار نفر در مراسم اعتکاف شرکت کنند، آن هم اغلب جوان، جزو رویش‌های انقلاب است. من یک وقت عرض کردم که انقلاب ما ریزش دارد، اما رویش هم دارد؛ رویش‌ها بر ریزش‌ها غلبه دارند. پس خوشا به حالتان معتکفین عزیز.

* تمرین مراقبت از خود بکنید
توصیه‌ی من این است که در این سه روزی که شما در مسجد هستید، تمرین مراقبت از خود بکنید. حرف که میزنید، غذا که میخورید، معاشرت که میکنید، کتاب که میخوانید، فکر که میکنید، نقشه که برای آینده میکشید، در همه‌ی این چیزها مراقب باشید رضای الهی و خواست الهی را بر هوای نفستان مقدم بدارید؛ تسلیم هوای نفس نشوید. تمرین این چیزها در این سه روز میتواند درسی باشد برای خود آن عزیزان و برای ماها که این‌جا نشسته‌ایم و با غبطه نگاه میکنیم به حال جوانان عزیزمان که در حال اعتکاف هستند. با عملِ خودتان به ما هم یاد بدهید.

* این حرکت در دنیا نظیر ندارد
هیچ وقت در این کشور در طول سال‌های گذشته، از دوران جوانی و نوجوانی ما به یاد نداریم که در ماه رمضان، در مساجد کشور یا در مسجد گوهرشاد مشهد، مردم بیایند اعتکاف بکنند. در ایام‌البیض سه روزِ متعارف ماه رجب یا ماه شعبان، ما تعداد معدودی در قم دیده بودیم که اعتکاف میکردند؛ آن هم غالباً طلبه‌ها. در غیر آن معمول نبود. امروز در ایام اعتکاف، دانشگاه‌ها و مساجد و سرتاسر کشور و مساجد جامع، مملو از معتکفین است؛ علاوه‌ی بر آن، در دهه‌ی آخر ماه رمضان، جمعیت عظیمی مشغول اعتکاف بودند. چه کسانی؟ پیرمردها؟ پیرزن‌ها؟ نه، همین جوان‌ها، جوان‌ترین‌ها. این دیگر در دنیا نظیر ندارد. این نسل جوان امروز ماست. امروز گرایش به دین و ارزش‌های انقلابی، وجه غالب جامعه است.


منبع: khamenei.ir

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

مصطفی امرایی مدیر نشر بین‌المللی اسرا از حضور 40 اثر و 16 عنوان جدید نشر بین‌المللی اسرا در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب خبر داد و گفت: رساله عملیه آیت‌الله جوادی آملی جزو آثار جدیدی است که مخاطبان منتظر آن بودند.

وی با اشاره به چاپ دویست و دهم کتاب گرانسنگ مفاتیح‌الحیاة اظهار داشت: از اسفندماه سال گذشته ویرایش دوم مفاتیح‌الحیاة آغاز شده و به دلیل درخواست‌های فراوانی که به خصوص از سوی خواهران وجود داشت، امسال مفاتیح‌الحیاة در قطع کوچکتر، به صورت جیبی و قابل حمل‌تر اما با همان کلیات اولیه تولید شده است که در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب با قیمت 12 هزار و 500 تومان تقدیم علاقه‌مندان می‌شود.

مدیر نشر بین‌المللی اسرا ادامه داد: قطع معمولی کتاب مفاتیح‌الحیاة با قیمت 14 هزار و 500 تومان با تخفیف 15 درصدی در نمایشگاه عرضه می‌شود.

امرایی در خصوص تفسیر تسنیم ابراز داشت: مجلدهای 33، 34 و 35 تفسیر تسنیم به عنوان مجلدات جدید این تفسیر در نمایشگاه ارائه می‌شود.

وی گفت: رخداد خوبی هم در راستای گسترش و برون رفت منشورات و اندیشه‌های انقلاب اسلامی در قالب طراحی و ساخت فروشگاه، کتابخانه، کتاب‌خوان و کتاب‌ساز الکترونیکی، به عنوان یک مجموعه نرم افزار متصل به هم و قابل عرصه در کلیه سیستم‌های عامل الکترونیکی شامل Android ,iOS ,windows ,Linux اتفاق افتاده است.

مدیر نشر بین‌المللی اسرا ابراز داشت: از چهار سال گذشته گروه‌های متفاوتی از مهندسین حوزه نرم افزاری را گردهم آوردیم تا بتوان یک سیستم فروش الکترونیک دارای امنیت کامل در لایه‌های مختلف را بومی سازی کرده و به ناشران محترم ایران زمین ارائه دهیم تا بتوانند منشورات مکتوب و چند رسانه‌ای خود را بر بستر این فروشگاه و کتابخانه متصل به آن به مخاطبین داخلی و خارجی عرضه کنند.

وی ابراز امیدواری کرد با توجه به اهمیت این طرح و گفت‌وگوهایی که در این زمینه با مشاور و معاونین وزارت ارشاد به عمل آمده بتوان در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران که از 16 لغایت 26 اردیبهشت ماه برگزار می‌شود با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از نخبگان کشور از این طرح رونمایی کنیم.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم هیئت هفتگی میثاق با شهدا با سخنرانی حجت الاسلام صدیقی و مداحی حاج میثم مطیعی برگزار شد.

متن سخنان حجت الاسالام صدیقی را بخوانید؛

بسم الله الرحمن الرحیم

أَلَا ٓ إِلَي‌ اللَهِ تَصِيرُ الامُور (شوری، ۵۳)

همه‌ی عالم در حال صیرورت هستند. صیرورت به معنای شدن است. خداوند چون رب است، خالق است، رازق است، مصور است، هادی است، حافظ است، ناصر است و خیلی از صفات از لوازم ربوبیت الهی است. خداوند متعال که رب است، یعنی مالک و رئیس است.

خداوندی مربی است و مربی ارکانی دارد، ربوبیت و هدایت است. وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ (عنکبوت، ۶۹) اموری را خداوند بر خود فرض کرده به عهده گرفته است. حضرت حق تعالی هر موجودی را بخواهد به مرتبه‌ی بالاتر ببرد آنچه را داشت از او می‌گیرد. هر چند او سماجت می‌کند و می‌خواهد همان که هست بماند و تا موجودیت فعلی خودش بیرون نیاید نمی‌توان رشد کند. به عبارتی کسی که می‌خواهد کامل تر شود باید از خودش بگذرد. خداوند بی‌نهایت کمال است ما هم بی‌نهایت فقر و بی‌چارگی و نیاز داریم. باید برویم تا به او برسیم تا بی‌نیاز شویم. لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ غَيْرُ خَلْقِهِ احْتَجَبَ به غیر حِجَابٍ مَحْجُوب (بحار، ج ۳، ص ۳۲۷، ح ۲۷) بین خدا و خلق خدا حجابی غیر از خلق نیست یعنی هر موجودی خودش حاجب است و مانع حرکت است. انسان از خودش خلاص شود کار تمام است ولی خلاصی از خود خیلی سخت است.

ما متوجه باشیم که دیگر به این دنیا بر نمی‌گردیم. این عمری که گذرانده‌اید و به شباب رسیده‌اید را به شما نمی‌دهند و دیگر نمی‌توانید به زمانی قبل از خود برسید. اگر این جوانی را طی کنید دیگر به شما بر نمی‌گردانند. مرگ انتقال از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر است.

برخی‌ها هیچ‌گاه زبانشان آلوده نبود و پاک و پاکیزه بود ولی الآن زبانشان آلوده و نجس شده است و نگاهی به حرام نداشت ولی الآن نگاه‌دارند. هیچ درجا زدنی در عالم وجود دارد و همه در حال حرکت هستند. برخی سیر در ملکات دارند و برخی هم سیر در درکات جهنم دارند. ماه رجب را قدر بدانید ماهی است که انسان می‌تواند زائر خداوند شود. اعتکاف هم که در پیش دارید پذیرایی‌های رنگارنگ در پیش دارید و اوج ارادت خداوند به بندگانش است.

خوب ما این مقدار که رفتیم دیگر برنمی‌گردیم خیلی کند آمده‌ایم و خیلی فرصت از دست داده‌ایم و زمانمان را ضایع کرده‌ایم. اما راه توبه باز است. خداوند دست ما را می‌گیرد و راه را به ما نشان می‌دهد.

به قول علامه طباطبایی (رحمت‌الله علیه) اگر بخواهید خودتان را از میان بردارید خیلی مشکل است حتی از کندن کوه با پلک چشم سخت تر است. چه کسی را می‌شناسید که حاضر باشد که از موجودیت خودش بگذرد. از  باباطاهر نقل است که:

خدايا داد از اين دل داد از اين دل           نگشتم يک زمان من شاد از اين دل

چو فردا داد خواهان داد خواهند             بر آرم من دو صد فرياد از اين دل

کمتر کسی است که از شهرت خود بگذرد از زن و بچه‌ی خود بگذرد و از آبروی ی خود مایه بگذارد. خود ما چه اندازه حاضر هستیم که از جاذبه‌هایی که به آن‌ها دچار هستیم بگذریم. جز مسائل قطعی است که دانه‌ی گندم تا گندم است به صورت نبات و خوشه در نمی‌آید باید این صورت فعلی خود را از دست بدهد، باید خودش را از دست بدهد تا بتواند نبات شود. ما تا درجا می‌زنیم و دور خود چرخ می‌زنیم اگر نرسیدیم به بهشت نرسیده‌ایم و آنجا دیگر فرصت عمل و جبران وجود ندارد. ما از آنچه که در این دنیا برای غیر خدا استفاده کرده‌ایم. حیات دنیا زندگی خود ماست و نه اینکه دینا غیر ما باشد. دنیا مؤنث ادنی است. یک معنی به معنای پست است و آن حیات دنیا است. یعنی از فضائل عند ربی نزول پیداکرده‌ایم و به این کیف کردن و هم دیگر را از کرسی انداختن و به هم تنه زدن و ... گیر کرده‌ایم باید پا روی خودمان بگذاریم می‌توانیم به مرحله‌ی بالاتر برسیم. خودمان و حیاتمان مانع است. باید از این بگذریم و پا روی آن بگذاریم. تازه پله‌های بعد هم در پیش است و بین ما و خدا هفتاد هزار حجاب وجود دارد.

اگر کسی یک مقدار همت داشته باشد دست او را می‌گیرند و این صورت موجود را از او می‌گیرند و صورت دیگر به او می‌دهند ما که از خودمان صورت نداریم که به خودمان دهیم. ما وجه الخلقی داریم نه وجه الربی و این وجه الخلقی حجابی است برای ما است. ما نفخت فیه من روحی قرار است که روح الله شویم نه من روحی بمانیم. وقتی اتفاق می‌افتد که تمام صفات خداوند در ما جلوه کند. از کجا شروع کنیم حضرت امام اول قدم را یقظه می‌دانند و قدم بعدی را توبه می‌دانند و این ماه رجب در اولویت کاری که وجود دارد بیداری است.

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ (انبیاء، ۸۷)

کدام یک از ما یقین داریم که دو رکعت نماز ما قبول شده است؟ ولی او با کرمش با ما برخورد می‌کند. ما از دریا جدا شدیم و هنگامی که از دریا شدیم حباب شدیم و فقط نمود داریم و وجودی نداریم. وقتی خودمان را در دریا انداختیم. آن را که خبر شد خبری بازنیامد و در آن لحظه دیگر خودمان نیستیم و خودمان را به دریا زده‌ایم.

اگر خودمان را فدای او کنیم به رنگ خدا در می‌آییم

صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ (بقره، ۱۳۸)

 رنگ خدا چه رنگی است:

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (حشر، ۲۳)

حجابی که ما داریم گناهان ماست.

پیامبر فقر مطلق بود و همه کار او را خدا می‌کرد.

الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ (نساء، ۱۳۶)

ولایت مطلقه یعنی انسان علی الاطلاق هیچ کاره شود و هیچ نقشی نداشته باشد و موت اختیاری هم داشته باشد موتوا قبلان تموتوا. تا حضرت ازرائیل خودت را آماده‌ی رفتن کن و آنها به استقبال تو می‌آیند ولی اگر آماده نباشی و چسبیده به این دنیا باشی می‌آیند و تو را از این دنیا می‌کنند.

اگر ما شروع به حرکت نکنیم مانند آب راکدی که هر چند زیاد هم باشد بعد از چند مدتی بو می‌گیرد و قابل‌استفاده نیست ولی اگر به دریا برسد دیگر رکودی ندارد.

انسان تعریفی از خود می‌کند و از خود بتی می‌سازد که آن را می‌پرستد و خود را با خدا مقایسه می‌کند.

حضرت عیسی به کسی که ظلم نکرده بود ولی می‌فرمودند سبحانک انّی کنت من الظالمین. این سیر سبوحی است.

در معرض وزش رحمت الهی زواید را از ما زایل می‌کند.

خدایا خودم زاید هستم خودم را از خودم بگیر.

خالصم کن نمی‌خواهم خودم باشم می‌خواهم فقط خودت باشم.

غیر تو نمی‌خواهم باشد می‌خواهم کار تو باشم می‌خواهم کاره‌ای نباشم.

توبه به قدری ارزش دارد که پیامبر روزانه استغفار داشته‌اند.

إِنَّافَتَحْنَالَکَ فَتْحًا مُبِینًا. لِیَغْفِرَ لَکَ الله مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا (فتح، ۲) 

انسان تا جلال خودش را خاک نکند جمال الهی او را جذب نمی‌کند.

خداوند را با دو صفت تواب و رحیم می‌یابیم و حجاب کنار می‌رود و خداوند را با این دو صفت می‌شناسیم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهیدمحسن کمالی, رایه الهدی, کرج, بیت المهدی, نوای حرم,

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید؛

_هیچ انسان عاقل و ذی شعوری نمی آید که بالاترین سرمایه که عمر باشد را در مسیری بگذارد که معلوم نباشد به انسان سود بدهد. باید انسان در مسیری قدم بگذارد که سود به انسان بدهد.

_ در روایت است که امام معصوم به عنوان شاخص نزد ما هستند. امام معصوم می فرماید که اگر پیش کسی رفتید و از شرق و غرب عالم و آسمان و زمین خبر داد و از حرام و حلال الهی از آن سؤال کردید و چیزی بلد نبود آن دروغگو است. ما منکر به اذکار نیستیم. ولی اذکاری که ورود دارد.

_ طریق دیگر هم قرآنی است و هم تأیید شده از روایات است و هم سیره عملی بزرگان و سالکین است. و آن هم عبارت از طریق اهل بیت(ع) است. در سوره مبارکه مائده آیه 35 می فرماید که برای سیر الی الله متوسل به وسیله بشوید که این وسیله ارتباطی ما هستیم.

_ وجود مبارکه صدیقه زهرا می فرماید که محل توسل به خدا ما اهل بیت هستیم. پیامبر می فرماید که من از بین شما می روم ولی دو ثقل گرانبها یکی کتاب خدا  و دیگری اهل بیت را در دست شما به امانت می گذارم. این دو تا کنار حوض کوثر از هم جدا نمی شوند. با این دو اصلاً گمراه نمی شوید.

_ انسان باید خود را در آغوش اهل بیت قرار دهد. باید خود را متمسک به این ذوات مقدسه قرار دهد. می فرماید بعد از هر نماز واجبی استغفار کنید. وقتی در معرض قرار بگیرید آفت ها از بین می رود. وقتی وارد حرم سیدالشهدا می شوید و بیرون می آیید تمام گناهان شما پاک می شود . اگر شقی وارد حرم سیدالشهدا شوید سعید بیرون می آیید.

_ اول دعاگوی زائر حسین(ع) مادرش حضرت فاطمه زهرا است. و به دعای حضرت صدیقه تمام آفت ها از وجود انسان بیرون می رود. خود را در معرض قرار دهید. به زیارت اهل بیت بروید. وقتی زیارت می کنید تمام هوش و حواس معطوف به زیارت کننده باشد. شرط تحقق زیارت کندن از خود است.

_ انواع زیارت عبارتند از اول امام و معصوم زنده است و انسان به زیارت امام نائل می شود. دوم امام و معصوم از دنیا رفته و انسان قبر معصوم و امام را زیارت می کند. سوم امام و معصوم از دنیا رفته و امکان زیارت از نزدیک وجود ندارد. و از دور زیارت می شود. هر سه ثواب زیارت یکسانی دارد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام صدیقی را بخوانید؛

_ خداوند به عبادت بدنی خیلی اجر نمی دهد. بلکه باید عبادت با عقل و فکر باشد.

_رهبر در مسائل هستی معجزه مطرح نمی کند بلکه تجربه رابیان می کند. آدم عاقل نباید به دشمن خوشبین باشد و در برابر خواسته های دشمن زانو بزند.

_ تفکر در راه خدا از برترین عبادت هاست که امام هادی دوست دارند شیعیانشان اندیشمند و خردورز باشند و به عقل تکیه کنند. امام هادی در ارتباط با مرگ می فرمایند که در لحظه ای که جناب عزرائیل زمینت زده آن حال را به یاد بیاور که نه طبیب می تواند جناب عزرائیل را از تو دور کند و نه حبیبت می تواند برایت کاری کند. از کسی کاری ساخته نیست. آن روزی که دستتان از همه جا کوتاه باشد را در پیش دارید. آن را از یاد نبرید و خودتان را آماده کنید.

_ کسی را که می خواهید نصیحتش کنید جلوی جمع این کار را نکنید. امام هادی فرمود اگر کسی را جلوی جمع موعظه کنید آبروی او را برده اید و به او ظلم کرده اید. اما در خلوت تذکر بدهید. اگر در خلوت بگویید او را بزرگ کردید و اگر در علن بگویید او را کوچک کردید و دیگر حرفی در او اثر نمی کند.

_ این قبیل رفتارها باعث می شود که ما در زندگی مسلمان باشیم. از امام هادی مسائل اخلاقی و توحیدی و اعتقادی زیادی داریم و فقهای ما به احادیث احکامی امام هادی استناد می کنند. یکی از آثار ماندگار که حکم یک دانشگاه ، چشمه همیشه جوشان و دریای پر در و مرجان را دارد ، زیارت جامعه کبیره آقا امام علی النقی است.

_ ماه رجب ماه رحمت و رحم است. ماه برکت است. امامان ما جان خود را بذل کردند تا دین بماند. و منشأ هدایت انسان ها شدند. آدمی که دین ندارند خوراکش نجاست است. دین غذای پاکیزه را به انسان ها نشان داده است. همه آن چیزهایی که خبیث است و با فطرت انسان سازگاری ندارد اسلام مشخص کرده است.

_ حیا جزء عبادت ها می باشد. خداوند گروهی از ملائکه را دارد که فقط عبادت آنها حیا است. فرمودند که زن باید با حیا باشد و خدا از زن با حیا خشنود است. حیا و عفت را خداوند برای طهارت نسل قرار داده است.مسئله حجاب و حیا مسئله اصلی است. فرمود که اشد معصیت آن گناهی است که کوچک بشمارید. حیا را خداوند متعال قرار داده تا خانواده مستحکم باشد و برای آرامش انسان است. دین برنامه سعادت انسان ها می باشد.

_ یکی از برنامه های دین ایثار است. در ماه رجب صدقات را بیشتر کنید. قانونی که اسلام به انسان ها آموزش داده فرمود که وقتی گرفتاری اقتصادی دارید و دوست دارید که خداوند در رحمت را به سوی شما بگشاید صدقه بسیار بدهید.

 _ امام هادی صفات امامان را به ما گفته است. امام هادی فرمودند که امامان ما جان خود را برای دین بذل کردند. همه امامان ما به شهادت رسیدند. شما خیلی مصیبت ها کشیدید ولی صبر و مقاومت کردید. شما کلاس مقاومت برای ما بودید و صبر را به ما آموختید.

_ مقاومت و بذل جان ثمره اش نماز بود. نماز با خون و فداکاری ائمه برای ما باقی مانده است. امر به معروف و نهی از منکر بر اساس جان دادن ائمه باقی مانده است. اگر امر به معروف و نهی از منکر از بین برود خداوند اشرار را بر انسان مسلط می کند و خوب ها را می گیرد. و دعای خوب ها مستجاب نمی شود.مبارزه با فساد های اقتصادی مهم ترین امر به معروف و نهی از منکر است. پول حرام بدحجابی با خود به همراه دارد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام عالی را بخوانید؛

_ اهل بیت خاندانی هستند که اگر شما یک قدم برایشان بردارید مطمئن باشید که جبران می کنند و مدیون کسی نمی مانند. بعد از رحلت پیغمبر اهل بیت 250 سال در بین مردم حکومت می کردند. و  هر کدام از امامان ما مأموریتی  داشتند که از جانب خدا توسط امام قبلی به صورت نامه ای به امام بعدی تحویل داده می شد.

_ دوران 250 ساله اهل بیت را به سه دوره تقسیم می کنند. یک دوره زمان حفظ اصل دین است. دوره ای که انحرافی که از غدیر پیش آمد و شتر خلافت را جای دیگری خواباندند. انحراف بسیار سنگین بود که به قصد براندازی دین بود.

_ چهار معصوم امام علی و خانم فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام مأموریت داشتند که اصل دین را حفظ کنند و این نور خاموش نشود. امام حسین باشهادتش نور الهی را تثبیت کرد. در کربلا علی الظاهر فاتحه دین خوانده شده بود چون بزرگان و خوبان همه شهید شدند. اما با شهادت امام حسین اصل دین باقی ماند. تا قیامت هر مؤمنی که هست مدیون امام حسین می باشند. سختی های دین را امام حسین و یارانش کشیدند تا ما راحت باشیم.

_ در روایت است که زمانی که می خواهید نماز را شروع کنید ذکر خدا را بگویید و سپس یکی از اهل بیت را در نظر بگیرید و به او توسل کنید. و از آنها بخواهید که نماز را با حضور قلب بخوانید. بزرگی می گفتند که امام حسین را در نظر بگیرید و بگویید شما بودید که نماز باقی ماند.

_ بعد از عاشورای سیدالشهدا قیام های متعددی رخ داد و آرام آرام یک بیداری در مسلمان ها اتفاق افتاد و محبوبیت اهل بیت در بین مردم زیاد شد. مردم فهمیدند کسانی که حامیان واقعی دین هستند اهل بیت هستند. اهل بیتی که در خانه هایشان خلوت بود.

_ دوره معصومین بعد از امام حسین وقتی اصل دین و اصل ولایت و امامت حفظ شد دوره فرهنگ سازی شروع شد.دوره ای که امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا باید جامعه عقب افتاده و منحط از نظر اخلاقی و اعتقادی را باز پروری و تربیت کنند و معارف دین را در بین مردم رواج بدهند. تحریف و انحراف در اثر حکام ظلم و جور در بین مردم بسیار رخ داده بود.

_ جامعه دوره دوم جامعه منحطی بود. کار فرهنگی اگر می خواهید انجام دهید باید در بستر ولایت صورت بگیرد. اگر نه آموزش و تحصیلات و یاد دادن، تیغ دادن در کف زنگی مست است. کار فرهنگی باید ولایی باشد. کار فرهنگی اگر بستر ولایت نداشته باشد ضررش بیشتر است. امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید که چه بسا جهلی که از علم بهتر است.

_ از ابتدای تاریخ فقط دو درجه از علم برای مردم باز شده است. زمانی که آقا امام زمان ظهور می کنند بیست و پنج درجه دیگر علم هم برای مردم باز می شود . مردم در بستر ولایت جهش عقل و علم پیدا می کنند و در واقع عقل و علم  و تقوای خود امام زمان جلوه می کند و بروز می کند. در بستر ولایت این رشد ها صورت می گیرد.

_ سومین دوره اهل بیت دوره گسترش تشیع شد. گسترش کمی و کیفی شیعه در جهان. با آمدن امام رضا به ایران برای اهل بیت یک پایگاه ایجاد شد. حدود هفت هزار امام زاده به ایران آمدند. که یا برای دیدن امام رضا و یا بعد از شهادت امام رضا برای زیارت آمدند. که این امام زاده ها کانونی برای شیعه شدند.

_ تا زمان امام رضا معرفت نسبت به ولایت و امامت برای خواص بود وعوام فهمی نداشتند. امام رضا راجع به امامت و ولایت حرف می زد و معرفت عوام درباره امامت و ولایت زیاد شد و شیعیان آماده برای زیارت جامعه کبیره امام هادی شدند. امام رضا یک نقطه عطفی در تاریخ اهل بیت است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام والمسلمین انصاریان را بخوانید؛

_ خیر دست آدم را به شدت آسان گیر می کند. روح های پلید در آدمی که خدا به آن خیر داده وجود ندارد. خداوند در قرآن فرموده است که هیچ کلمه ای از دهانتان در نمی آید مگر این که یک فرشته من پیش این کلمه هست و این کلمه در ظرف وجود او تا قیامت باقی می ماند. مگر کلمات بد را که توبه کنید و من این کلمات را از ظرف وجود او بیرون می اندازم.

_ امیرالمؤمنین رئیس جمهور کشور بود و کشور علی ده برابر الان ایران بود  و علی هم علی بود. یعنی خدا همه هستی را در وجود یک نفر خلاصه کرده است.

_با آرام بودن و آسان گرفتن در زندگی انسان خیلی خوش است.

_ در کتاب مخطاط شیخ بهایی نقل می کند که حضرت می گوید اگر یک دانه نان خالی از دست کسی بگیرم که صددر صد حلال باشد من این نان را در آفتاب می گذارم تا کاملاً خشک شود  و آن را آرد می کنم و در ظرفی ریخته و به هر مریضی که دکتر جوابش کرده می دهم و می گویم که برو شفا در حلال است.

_ یک نکته بسیار مهم آیه سوره 22 سوره ابراهیم است که می فرماید که رفیق شر انسان را تا جهنم می برد و وقتی خدا انسان را به جهنم می برد می گوید که به من ربطی ندارد و تسلطی بر تو نداشتم می خواستی گوش ندهی.

_ رسول خدا به یارانشان فرمودند که دوستان صمیمی و نزدیک حضرت مسیح به ایشان گفتند که ما با کی رفیق شویم؟ عیسی سه علامت برایشان گفت و اگر این سه نشانه و علامت را در کسی دیدید حتماً با آن رفیق شوید. یکی از این سه علامت عبارتند از کسی که هر وقت نگاه شما به چهره اش افتاد شما را یاد خدا بیاندازد.

_ پیامبر اکرم می فرماید اخلاق و خوبی روزی را از عالم می دوشد. حیف که بدنه عظیم از مردم دین را بوسیدند و کنار گذاشتند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام آقا بابا را بخوانید؛

_عبارت "حاسبوا قبل أن تحاسبوا" یعنی از خود بازخواست کنید قبل از آنکه از شما حساب و کتاب بکشند. روایت از حضرت عیسی علیه السلام است که از کنار قبرستانی می گذشتند اشاره به قبری کردند، مرده زنده شد و از قبر بیرون آمد. پیامبر خدا از او پرسیدند از آن دنیا چه خبر؟ جواب داد در دنیا بارکش بودم. روزی بارم کیسه ای پر از هیزم بود. راه طولانی بود. بعد از صرف نهار، به اندازه ی یک باریکه از آن چوب ها جدا نموده و بر دندانم کشیدم و استفاده کردم. سالها در این برزخ به خاطر برداشت مال، بدون اجازه ی مالک آن مورد عذاب بودم.

_هر لحظه انسان باید مواظب اعمال و رفتار خویش باشد. چراکه نفس، همواره در حال امر کردن به بدی ست. مبادا تن و بدن تنومندمان باعث ایجاد تکبر و زورگویی و خدای نکرده تندی با پدرومادر شود. مبادا اگر اشتباه و یا گناهی از کسی دیدیم آبروبری کنیم. اینکه بگوییم "فلانی غیبتش نباشد اما ... بگذریم" آنچنان ذهنیت بدی در شنونده ایجاد می کند که از خود غیبت هم بدتر است. باید تا می توانیم بر خود مراقبه داشته باشیم.

_آیت الله دستغیب کتابی دارند به نام داستان های شگفت انگیز. در آنجا آمده است که آیت الله میلانی نقل می کنند روزی جوانی را دیدم که در کمال ادب سمت حرم اباعبدالله آمد و سلام داد و من نیز جواب سلام امام حسین به آن جوان را شنیدم. از جوان پرسیدم چه کرده ای که به این مقام رسیدی درحالیکه من پانزده سال است امام جماعت کربلا هستم و جواب سلامم را نمی شنوم؟ پاسخ داد پدرومادر پیر و از کارافتاده ای داشتم که دیگر توانایی پیاده زیارت آمدن را نداشتند. قرار بر این شد هر شب جمعه یکی از والدینم را روی پشتم سوار کنم و به زیارت ببرم. یک شب جمعه که بسیار خسته بودم و نوبت پدرم بود، خستگی و گرسنگی و تشنگی ام را به رویشان نیاوردم و پدرم را سوار بر پشتم به زیارت امام حسین علیه السلام آوردم و برگرداندم. وقتی خسته به خانه رسیدم دیدم مادرم بسیار گریه می کند. پرسیدم مادرم چرا گریه می کنی؟ پاسخ داد پسرم می دانم که امشب نوبت من نبود و تو هم بسیار خسته ای. اما می ترسم که تا هفته ی بعد زنده نباشم تا به زیارت اباعبدالله بروم. آیا می شود امشب مراهم به زیارت ببری؟ هرطور بود مادرم رو بر پشتم سوار کردم و به زیارت رفتیم. تمام مدت مادرم گریه می کرد و دعایم می نمود. وقتی به حرم رسیدیم دعا کرد ان شاء الله هربار به امام حسین علیه السلام سلام بدهی، خود حضرت، سلامت را پاسخ بدهند. و این شد که من هربار به زیارت اباعبدالله علیه السلام مشرف می شوم و سلام می دهم از داخل مضجع شریف صدای جواب سلام حضرت را می شنوم. همه ی این ها از یک دعای مادر است. احترام مادر را حفظ کنیم که خیرات و برکات بسیاری در آن نهفته است

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 اگر موقعى که روزه مستحبى گرفته و در حضور جمعى از نیکان روزه دار قرار دارد، ببیند از شکستن روزه خود شرم مى کند، بداند که در روزه او شبهه اى است که همان نزدیک شدن به دلهاى مردم است. اگر دوست داشته باشى غیر خدا نیز از روزه تو آگاه شود کسانى که گمان مى کنى اگر اطلاع پیدا کنند خیر دنیایى براى تو دارند؛ اگر چه این خیر، مدح و ستایش و احترام بیشتر آنان به تو باشد یا این که میل به اطلاع دیگران به اندازه اى نباشد که در رغبت به روزه تأثیر بگذارد ولى در عین حال دوست دارى علاوه بر خدا مردم هم از روزه تو آگاه شوند در هر دو صورت روزه تو بیمار و بنده پستى خواهى بود. اگر هنگامى که با روزه داران زیادى روزه مى گیرد، به نشاط مى آید و هنگامى که به تنهایى روزه مى گیرد، کسل مى شود، معلوم مى شود زیادى روزه داران در قصد و عمل او تأثیر دارد. بنابراین به مقدار تأثیر آن در قلب ، اخلاص تیره شده و روزه بیمار مى گردد...

 

روزهایی که در آن قرار داریم ایامی مبارک اند. بزرگان و اولیا همواره بر شرافت و عظمت این سه ماه عزیز یعنی رجب المرجب، شعبان المعظم و رمضان المبارک تأکید کرده اند و اعمالی هم برای برخورداری از مواهب معنوی و روحانی آمده است. در این میان یکی از اعمالی که برای این سه ماه در نظر گرفته شده روزه است. البته روزه ماه مبارک رمضان واجب است اما از آنجا که ماه رجب و شعبان مقدمه ورود و تشرف به این ماه عزیز هستند بزرگان و علمی اخلاق و تهذیب، تأکید بر گرفتن روزه در روزهای این دو ماه کرده اند. اما مختصات و ویژگی های این روزه چگونه باید باشد تا بتواند آن آثار باطنی و معنوی را داشته باشد و در تزکیه و تصفیه قلب و روح سالکان الی الله مؤثر بیفتد.

آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب "المراقبات" به این مهم توجه داشته اند و به ظرایف مهمی در این باره اشاره کرده اند که به صورت چکیده به آن ها اشاره می شود.

روزه خواصِ خواص چه روزه ای است؟

همانگونه که در روایت آمده ، همین مقدار که روزه براى خدا باشد کافى است ولى سزاوار است وقتى سالک روزه مى گیرد، اعضاى بدن او نیز روزه باشند، همانطور که از امام صادق علیه السلام  روایت شده : هنگامى که روزه گرفتى، گوش، چشم، مو و پوست تو نیز باید روزه بگیرند .  خلاصه اینکه روزه خواص تنها روزه شکم و فرج نیست ، بلکه سایر اعضا را نیز شامل مى شود . چنانچه روزه خواص خواص ، روزه تمام اعضاى بدن به اضافه روزه قلب است . و معنى روزه اعضاى بدن خوددارى اعضاى بدن از مخالفت خوا سته هاى الهى است ؛ و روزه قلب عبارت از نگهداشتن آن از خواسته هاى پست و خطورات دنیوى و بازداشتن کامل آن از غیر خدا مى باشد.

لذت خطاب، دافع سختی ها و رنج هاست

روزه و همینطور هر عبادتى را عوام تکلیفى بیش نمى دانند و لذا با زحمت آن را انجام مى دهند؛ ولى خواص آن را بزرگداشت و لطفى از جانب خداوند دانسته و قرار دادن عبادات و واجب نمودن آن را منت بزرگى براى خدا و نعمت بزرگى براى بندگان مى بینند و به گونه اى که شایسته بزرگداشت آن است  با نشاط، خوشحالى و سرور از آن استقبال مى کنند نه با حالتى که انسان با تکلیف روبرو مى شود . بلکه بالاتر، از خطاب تکلیف لذت برده و شادمان مى شوند. از امام صادق علیه السلام روایت شده که درباره این آیه : "اى کسانى که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شد " فرمودند: لذت خطاب - خداوند به مؤمنین -  سختى عمل را از

بین برده است ." بنده عارف به خدا و به حق او باید هم چنین باشد . زیرا هنگامى که بنده پروردگار را شناخت ، او را دوست مى دارد؛ و بدین ترتیب تمام معاملات او با خدا معامله محبوب با محبوب مى گردد . و آیا محبوبى را مى شناسى که خدمت به محبوب براى او سخت باشد، به خصوص موقعى که خدمت به محبوب بزرگداشت و لطفى از طرف او بلکه بالا تر، دعوت به مجلس انس و کرامت باشد . و نه تنها سخت نیست بلکه از خطابى که تکلیف در آن است ، لذت مى برد و به اندازه محبت و دوستى جان خویش را فدا مى کند و دقت مى کند که تمام منظور او را انجام دهد و در به دست آوردن تمام محبت او کوشش مى کند گرچه از او نخواسته باشد و به کارگیرى تمام نیروى خود را در این راه لذت و سعادت مى داند؛ و به این ترتیب انجام چیزهاى مورد علاقه خدا از  محبوبترین چیزها و خواسته هاى او مى شود  و با شوقى کامل و با قبول منت خدا - در این که به او اجازه این کار را داده است - به آن عمل مى کند و در قصد او چیزى غیر از خدا و رضایت او پیدا نمى شود .  این نیت را با نیت به دست آوردن ثواب و پاداش و بهشت و نعمتى از نعمتهاى خداوند مخلوط نمى کند؛ چه رسد به این که ریا، کسب شهرت و اطلاع و رضایت غیر خدا را با نیت رضایت خدا همراه کند.

اگر برای شهرت روزه بگیری خوار می شوی

اى عاقل درباره روزه اى که مى گیرى بیندیش که اگر با این نیتى که گفتیم روزه بگیرى به تمام کرامتها و مقامهاى عالى روزه داران و مخلصین و بیش از آن رسیده و فرشتگان خدا به خدمتت در آمده و حتى خدا در خواب قیلوله ات به تو آب و غذا مى خوراند و کسى توان بیان تعداد فضل و کرامت خدا را ندارد. ولى اگر به خاطر ریا و کسب شهرت روزه بگیرى ، خوار و از عبادت کنندگان شیطان شده و با چهار اسم خوانده مى شوى : اى حیله گر ! اى فاجر ! اى دروغگو! اى ریاکننده ! و به این ترتیب سزاوار آتش مى گردى و این اختلاف زیاد به خاطر اختلاف نیتهاست.

یازده قسم قرآنی درباره تزکیه قلب

اگر مسئله قلب و نیت به این اهمیت نبود، خداوند در قرآن ، در سوره شمس یازده قسم به رستگارى کسى که آن را تزکیه کرده ، و بدبختى کسى که آن را آلوده نماید، یاد نمى کرد . به همین جهت انسان باید با تمام توان سعى کند که نیت خود را خالص نموده تا جایى که به مقام صدق در اخلاص برسد.

از کجا بدانم روزه ام ریایی نیست؟

مولاى ما الگوى اهل مراقبت در کتاب "اقبال" ملاکهایى جهت شناخت روزه خالص و تمیز آن از روزه ریایى و شبهه دار بیان نموده که به جهت تیمن و تبرك آنها را نقل کرده و سپس آنچه را که خداوند بر زبانم جارى کند خواهم گفت .

یک:  اگر موقعى که روزه مستحبى گرفته و در حضور جمعى از نیکان روزه دار قرار دارد، ببیند از شکستن روزه خود شرم مى کند، بداند که در روزه او شبهه اى است که همان نزدیک شدن به دلهاى مردم است .

دو: اگر دوست داشته باشى غیر خدا نیز از روزه تو آگاه شود کسانى که گمان مى کنى اگر اطلاع پیدا کنند خیر دنیایى براى تو دارند؛ اگر چه این خیر، مدح و ستایش و احترام بیشتر آنان به تو باشد یا این که میل به اطلاع دیگران به اندازه اى نباشد که در رغبت به روزه تأثیر بگذارد ولى در عین حال دوست دارى علاوه بر خدا مردم هم از روزه تو آگاه شوند در هر دو صورت روزه تو بیمار و بنده پستى خواهى بود.

سه:  اگر هنگامى که با روزه داران زیادى روزه مى گیرد، به نشاط مى آید و هنگامى که به تنهایى روزه مى گیرد، کسل مى شود، معلوم مى شود زیادى روزه داران در قصد و عمل او تأثیر دارد. بنابراین به مقدار تأثیر آن در قلب ، اخلاص تیره شده و روزه بیمار مى گردد.

چهار:  قصدت از روزه ، به دست آوردن ثواب است یا به خاطر اینکه خدا مى خواهد؟ اگر به خاطر ثواب باشد، بدان که با این عمل مى گویى خداوند سزاوار نیست که به خاطر فرمانبرداریش روزه بگیرم و خداوند به خاطر  ا شایسته عبادت نیست و اگر رشوه او نبود او را عبادت نمى کردم ، حق خوبیهاى گذشته او را رعایت نکرده و احترام مقام بزرگ او را نگه نمى داشتم .

پنج:  اگر رنگین بودن افطار و زیادى غذا و لذت آن نشاط تو را در روزه افزون کرد، معلوم مى شود به مقدار زیادى نشاط روزه از اول تا آخر براى غیر خدا بوده است .

تا اینجا ملاکها ى شروع روزه را با اخلاص گفتیم ، اکنون چند ملاك نیز براى تشخیص به پایان رساندن روزه همراه با اخلاص مى گوییم .

یک: اگر در اثناى روزه به غذاى خوشمزه یا همسر زیبا یا سفرى که در آن نفعى باشد، برخورد کردى و نشاط روزه در تو کم و روزه برایت سنگین شده و انتظار رهایى از روزه را کشیدى ، باز هم خالص نیستى . زیرا تو نیز از بنده ات خدمتى را که بر خود سنگین بداند، قبول نمى کنى بلکه به خاطر آن او را طرد و ترك مى کنى .

دو:  اگر اتفاقى بیفتد که شکستن روزه ات ، نزد خدا بر گرفتن آن برترى داشته باشد ولى از شکستن روزه در نزد مردم خجالت کشیدى بدان که مخلص نیستى . زیرا اگر در عمل و قصد خود مخلص براى خواسته خدا بودى ملاحظه هیچکس را نمى کردى .

سه:  اگر در اثناى روزه دیدى که روزه تو را از انجام بعضى از واجبات یا امورى که نزد خدا اهمیت بیشترى دارد ناتوان نموده است ولى با این حال روزه خود را نشکستى ، وارد دسته ریاکاران در عبادت شده و عبادت تو جزو گناهان کبیره مى شود . وظیفه تو در اینجا انجام عملى است که نزد خدا مهمتر است و نباید ملاحظه این که مردم عذر تو را نمى دانند، داشته باشى . زیرا این مطالب روزه یا اخلاص تو را از بین مى برد؛ گرچه در اول ر وزه تو صحیح و مورد رضایت خداوند بود . در صورت پیش آمدن چنین مطلبى باید فوری آنچه را که نزد خدا مهم است انجام داده و عدم آگاهى مردم به عذر را نباید ملاحظه کرد . و اگر چنین مسأله اى

اخلاص را از بین برد، باید فورا از آن توبه نمود . آنچه تو را از خدمت مولا و انجام اعمالى که موجب خشنودى پروردگارت است ، باز مى دارد، مانند دشمن براى تو و مولایت است  و چگونه تو دشمن خود و او را بر او مقدم مى کنى در حالى که در حضورش بوده و تو را مى بیند. و هنگامى که غیر خدا را بر او مقدم داشتى چه کسى احتیاجات تو را در دنیا و آخرت برطرف مى کند؟

 

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام على(ع) خطاب به قنبر- كه مى‏‌خواست به كسى كه بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گويد- : آرام باش قنبر! دشنامگوى ‏خود را خوار و سرشكسته بگذار تا خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى.
قسم به خدايى كه دانه را شكافت و خلايق را بيافريد، مؤمن پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربه‌اى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق را به چيزى مانند سكوت در مقابل او كيفر نداد.

متن حدیث:

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلاملِقَنْبرٍ وقد رامَ أن‏يَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّيطانَ وتُعاقِبْ عَدُوَّكَ ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ ، ولا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ.


پی نوشت:
"أمالي المفيد : 118"

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام على(ع) خطاب به قنبر- كه مى‏‌خواست به كسى كه بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گويد- : آرام باش قنبر! دشنامگوى ‏خود را خوار و سرشكسته بگذار تا خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى.
قسم به خدايى كه دانه را شكافت و خلايق را بيافريد، مؤمن پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربه‌اى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق را به چيزى مانند سكوت در مقابل او كيفر نداد.

متن حدیث:

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلاملِقَنْبرٍ وقد رامَ أن‏يَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّيطانَ وتُعاقِبْ عَدُوَّكَ ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ ، ولا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ.


پی نوشت:
"أمالي المفيد : 118"

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج