زمزمه محبین اهل بیت عصمت و طهارت(ع)  در ایام نوروز که مقارن است با ایام شهادت مادرمان حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها


بهار اومد اما چه عید نورزی!


وقتی که تو مادر تو شعله می سوزی


تو شعله می سوزی چه عید نوروزی  2بار


مادر ، حبیبه ی خدا ،  مادر ، شهیده ی ولا  2بار

مادرِ من ، مادر

مادرِِ کربلا، مادر  2بار


سینه می زنم پشت در
، ناله می زنم وای مادر 2بار

 

جهت دانلود سبک شعر فوق (بانوای حاج رحمان نوازنی) بر روی گزینه دانلود ، کلیک نمایید.

 

 

دانلود

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: بهاراومد اما چه عیدنوروزی,

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
در ادامه گزیده ای سخنرانی حجت الاسلام الهی را بخوانید:
 

* روایت است که خدا به برکت نماز خوانان بلا را از دیگرات بر می دارد. مجلسی که شما همت کردید، زحمت های زیادی کشیده شده است ، خدا می داند  که چقدر غفلت ها را، چقدر بلاها را و چقدر زمینه های توطئه و گمراهی را بر می دارد. خدا را شاکر باشید که شما را به عنوان پیش قراول ها پذیرفته است.

* الآن این تفکراتی که شما دارید، در این چند قدمی شما آن سر و صدا است در بازار و شما اینجا هستید، یک چیز ساده ای نیست. این یک عقبه ای دارد، یک پشتوانه ای دارد، ذره ذرۀ آن پشتوانه شما را آورده اینجا و اگر نبود در غفلت می رفتید ؛ این می رود در ثواب، آن می رود در معصیت؛ این می رود در نماز و او می رود در قمار؛ این می رود در راه خدا و او می رود در راه شیطان. پس این راهی است که برای شما فراهم شده، شما اگر نگاه بکنید به این راهی که می روید، دارند می برندتان، ببینید شما با چه مسائلی درگیر هستید، دارید خودتان را می سازید و ساختمان وجودیتان را می برید بالا، اگر این را فهمیدید و حتما فهمیدید و درک کردید ، آن موقع در بزنگاه جا نمی مانید.

* صدیقه طاهره سلام الله علیها یک چیزی با خودش آورد بین ما. همان چیزی بود که اگر از حضرت زهرا سلام الله علیها بتوانیم دریافتش کنیم، نماز هم معنا پیدا می کند. حج هم معنا پیدا می کند. روزه هم معنا پیدا می کند. امربه معروف و نهی از منکر تازه معنا پیدا می کند. ولی اگر آنچه که صدیقه طاهره آورده بود و ما آن را دریافتش نکرده بودیم، نماز هم به درد نمی خورد، حضرت فرمودند: ما باطن نماز هستیم، می فرمایند: من نماز هستم. من قرآن هستم.

* فردی آمد نزد امام صادق علیه السلام خیلی مغرورانه گفت: آقا خداحافظ شما، می خواهیم برویم فرمایشی ندارید؟ حضرت فرمود: کجا؟، گفت: آقا داریم می رویم مکه، 19 بار رفتیم حج این بار بیستم است که می رویم حضرت صدا کردند و گفتند: ببین اگر یکبار دیگر بروی و بشود بیست بار، ثواب یکبار زیارت امام حسین علیه السلام است.

* صدیقه طاهره نه پیغمبر است و نه امام، ولی عصمت را با خودش آورد، یعنی چه؟، یعنی پاکی صفر تا صد است، من قرار است دو مثقال پاکی و طهارت با خودم بیاورم، آن دو مثقال پاکی که قرار است من بیاورم چیست؟ این است که من گناهی نکرده باشم که توبه ای بعدش نیامده باشد، این را در این فاطمیه از من قبول کنید. من که نمی خواهم گناه بکنم شما هم نمی خواهید، هیچ کدامتان. چون ولایت را قبول کردید قصد نافرمانی خدا در وجودتان نیست، همین که قصد نافرمانی نیست، یعنی معاند نیستید. از گناه به این دلیل که در برابر خدا قرار گرفتم خوشحال نمی شوید، از این که خوب شد من خدا را نافرمانی کردم، این در وجود هیچ یک از شما نیست، این در وجود کافر است. این در وجود منافق است که حضرت فرمودند: مثل اینکه مگس از جلویش عبور کرده باشد، مومن اینطور نیست، حضرت فرمودند: مومن معصیت می کند انگار که یک کوه می خواهد بر سرش خراب شود. پس معاند نیست.

* ما رفتن هایمان خیلی خوب است، برگشت هایمان بد است. برنمی گردیم، یک چیزی را که پذیرفتیم می گوییم "همین است"، این "همین است" غلط است، کمی بایست ، برگرد، امیر المومنین فرمود، او که اهل گناه نیست، برای ما حرف می زند، فرمود: اگر علی گناهی کرده باشد که بعدش دو رکعت فرصت باشد برایش نماز خوانده باشد، دیگر باکی ندارد، راحت است برای رفتن. اگر آخرین عملش طاعت باشد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
* پروردگار متعال، این عالم را میدان مسابقه برای فراهم آوردن ذخائر عالم آخرت آفریده است. امیرالمومنین (ع) می فرماید : امروز میدان مسابقه است، و کسی که برنده شود به بهشت می رسد. آن کسی که به سابقین، به پیشتازان، به پیشگامان، به رکورد داران خدا عنایت می کند بهشت است و کسی که رفوزه بشود و باز بماند گرفتار آتش جهنم می شود.
 
* در این میدان مسابقه انواع عبادت ها را خداوند متعال پیش پای بنداگان خودش قرار داده تا در این عبادت ها گوی سبقت را ببرند، برخی ها بوده اند که در شبانه روز هزار بار سوره قدر می خواندند و از علمای ما مثل آیت الله آقای غروی اصفهانی . بر حسب نقل آقای بهجت، این مرد بزرگوار در شبانه روز هزار بار سوره قدر می خواند، نماز جعفر طیارش هرگز ترک نمی شد، نوافل یومیه و نماز شبش هیچ وقت ترک نشده، زیارت عاشورایش هیچ وقت ترک نشده، با صد لعن و صد صلوات. با این حال محققی بود ژرف نگر شاگردانی را با درس پر محتوایش برای عالم اسلام تربیت کرد که نمونه هایش آقای بهجت و آقای طباطبایی و آقای میلانی و آقای خویی و دیگر بزرگان و مراجع تقلید، رشد یافته دامن فقاهت این محقق بزرگوار بودند.
 
* اویس قرنی سر به سجده می گذاشت و در یک سجده تمام دعای کمیل را می خواند. مرحوم جمال السالکین، علامه بی بدیل، آقا میرزا علی قاضیِ فقیهِ مفسرِ عارف، سالک الی الله، دارای مقام شهود و نائل به درجه رضوان الهی در یک سجده 3000 بار ذکر یونسیه را می گفت: لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین.
 
* من با قاطعیت عرض می کنم، شهدا پیشگامانند. برندگانند، رکورد داران عالم مسابقه در بندگی، در پیشگاه خدا هستند. هر کار خیری که هر کس انجام بدهد، کار بهتری هم وجود دارد که آدم وقتی قدم به عالم برزخ می گذارد، غبطه می خورد می گوید: ای کاش من هم اعمالی که فلانی انجام داد، می توانستم انجام دهم، تنها عملی که بالا دست ندارد، قتل فی سبیل الله است، کشته شدن در راه خداست.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

در جریان تفحص پیکر شهدا در بخشی از دفتر چه خاطرات یک شهید 16 ساله گناهان هر روز وی نوشته شده بود؛ گناهان او در یک روز عبارت بودند از: سجده نماز ظهر طولانی نبود، زیاد خندیدم، هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

حضرت زهرا(س)-شهادت

 

ناگهان آسمان پریشان شد

بی کسی علی نمایان شد

خطبه های غدیر رفت از یاد

یک مدینه غلام شیطان شد

کاش می شد نوشت ای مردم

آتش این بار هم گلستان شد

عده ای آمدند با هیزم...

کعبه در پشت دود پنهان شد

درِ این خانه سوخت در آتش؟!

یا شکسته ؟ حسین حیران شد

فاطمه مادر شهید شد و

چشم فضه چو ابر باران شد

دست خیبر گشا میان طناب

دست زهرا کبود و بی جان شد

وسط کوچه ها یهودی شهر

به خودش آمدو مسلمان شد

از غریبی حیدر و زهرا

عرش و فرش و مدینه لرزان شد

هر چه ما می کشیم از اینجاست

کوچه بنیانگذار کرببلاست

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه

 

حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست

بی تو در دنیای ما جز فتنه و آشوب نیست

باغ های این حوالی را همه سرما زده

دور از خورشید هرگز حاصلی مرغوب نیست

خوب می دانم شبیه عاشقانت نیستم

خوب می دانی که اوضاع دلم مطلوب نیست

قلبم از فرط گنه ویرانه شد ، پس لاجرم

جایگاه چون تو شاهی خانه ی مخروب نیست

بی تو آداب مسلمانی دگرگون گشته است

شیعه ی این روزها چندان به تو منسوب نیست

دیده آلوده ، دل آلوده ، نفس آلوده ، آه

جز تو امیدی برای بنده ی معیوب نیست

کاش می شد خاک پایت سرمه ی چشمم شود

آخر این مژگان من کمتر که از جاروب نیست

با تمام این سخن ها کاش برگردی نگار

کاسه ی صبر من بیچاره چون ایوب نیست

مادرت در کوچه ها فریاد زد مهدی بیا

زودتر برگرد حال و روز مادر خوب نیست

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه

 

دمی که منجی عالم ظهور خواهد کرد

ز کوچه های مدینه عبور خواهد کرد

نگار، نامه ی اعمال عاشقانش را

دوباره بهر گزینش مرور خواهد کرد

هنوز موسی عمران نشسته در سینا

که نور عشق تجلا به طور خواهد کرد

قیام قامت قائم  قیامتی دارد

که خود اشاره به یوم النشور خواهد کرد

که یاد منتظرانی که خفته اند به خاک 

دعا به اهل قبورالسرور خواهد کرد

زمانه بد شد، در حیرتم، چو یار آید

به ذهن خلق چه فکری خطور خواهد کرد

بنی سقیفه مبادا درش بسوزانند

که او مقابله با ظلم و زور خواهد کرد

پی اقامه ی حق آن مجاهد علوی

مدد طلب ز خدای غفور خواهد کرد

گرش شناخته ای نیست حاجت دیدن

که محرمت به حریم حضور خواهد کرد

عمل ملاک بود بر دوستان مهدی را

وگرنه دامنش از دست، دور خواهد کرد

بگو به زائر ظلمت نشین که آن خورشید

بقیع فاطمه را غرق نور خواهد کرد

فدک ستانده ز غاصب، قباله ای دیگر

بنام نامی زهرا صدور خواهد کرد

تو ذره ای و ((کلامی)) به شعر غره مشو

که دوست دوری از اهل غرور خواهد شد

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 

آهت اگر دامان آدم را بگیرد

آتش تمام اهل عالم را بگیرد

آن روز غیر از دست هایت نیست دستی

تا باز هم از لطف دستم را بگیرد

بین غم و شادی اگر که غم، غم توست

همواره قلبم جانب غم را بگیرد

جز اشک بین چنته ام چیزی ندارم

ای کاش چشمان تو این کم را بگیرد

باید تقاصی را بگیری تا خدا هم

اینگونه از قلب تو ماتم را بگیرد

وقتی به یاد مادرت از دیده آید

این آب، حکم آب زمزم را بگیرد

این چشم هایم آمده در فاطمیه

خرجی ایّام محرّم را بگیرد

زهرا، برای زخم پهلو زخم بازو

باید که از دست تو مرهم را بگیرد

**

این روزها زینب دعا دارد خدا کاش

از مادرم این قامت خم را بگیرد

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

قرآن رساله پیامبر است و ما باید کتاب خودمان را داشته باشیم/ اسلام وجود ندارد و شبه واقعیت است

ملکیان به صراحت قرآن را ساخته پیامبر(ص) دانسته و وجود دروسی مانند معارف اسلامی را در دبیرستانها و دانشگاه های کشور مورد ریشخند داده است.

قرآن رساله پیامبر است و ما باید کتاب خودمان را داشته باشیم/ اسلام وجود ندارد و شبه واقعیت است
به گزارش مشرق، مصطفی ملکیان، از تئوریسن های فکری اصلاحات، که پیش از این گاه و بی‌گاه در هر تریبونی، به غیرعقلانی بودن و حتی ضد عقلانی بودن دین، تعبدی بودن آن مبادرت کرده است، این بار نیز در اظهاراتی جدید، اسلام، پیامبر اعظم(ص) و قرآن را هدف ساختارشکنی و قداست‌زدایی قرار داده است.

وی چند روز پیش (۱۵ اسفند ماه) در سخنرانی خود با موضوع «اهمیت روش شناسی علوم انسانی» به صراحت قرآن را ساخته پیامبر(ص) دانسته و وجود دروسی مانند معارف اسلامی در دبیرستانها و دانشگاه های کشور را مورد ریشخند قرار می دهد. او در بخشی از افاضات خویش می گوید:

«در دانشگاه های اروپا مثل این درسهای عمومی که ما داریم، مثل درسهای معارف ما که خیلی ضرورت دارد (می خندد و حضار نیز می خندند)، آنها به دانشجویان خود تفکر انتقادی می آموزند.»

ملکیان در جایی دیگر با بیان این مطلب که «قرآن رساله پیامبر بود مرا رساله خود باید!» افاضه! می کند: قرآن کتاب پیامبر بوده است و ما باید با تفکر نقادانه و انتقادی کتاب خود را داشته باشیم!

وی می افزاید:«کسی که این گونه می اندیشد نباید جاسوس اینتلیجنت سرویس و... خطاب شود.» این اظهار وی نیز با خنده شاگردانش مواجه می شود.

وی در این بیان، همان حرفهای سروش و مجتهد شبستری درباره نزولی نبودن قرآن و زاییده ذهن پیامبر(ص) بودن آن را، تکرار و با وحیانی بودن قرآن می ستیزد.

او پس از توهین به اسلام، اتهام زدن به پیامبر اسلام(ص) با خالق قرآن دانستن ایشان، تحقیر دروس معارف اسلامی -به عنوان حداقل آشنایی که یک دانشجوی مسلمان ایرانی با علوم اسلامی باید داشته باشد- همچون دیگر روشنفکران هم پیاله خویش؛ فرهنگ ایرانی را نیز مورد تخطئه قرار داده و با انکار فرهنگ سلحشوری و شجاعت و اعتراض در ایران که حتی انگشت مستشرقین را به حیرت گزیده است (که شاهد آن دو انقلاب بزرگ مشروطه و انقلاب اسلامی است) آن را فرهنگ تسلیم می خواند! فرهنگی که به ادعای وی با انتقاد و نقد کردن، بیگانه است و از آن تحت عنوان «حافظه و تسلیم» سخن می‌گوید.

ملکیان سخنان شاذ خود را به اوج رسانده و می گوید که چیزی به نام اسلام وجود ندارد، آن چه هست مسلمین است! «غیر از مسلمانان چیزی به نام اسلام وجود ندارد. اسلام یک شبه واقعیت است.» او با این بیان خواسته است تا عمل کردن به اسلام را ناممکن جلوه داده و سپس راه را برای معنویت مسؤولیت‌گریز و تن پرورانه خود یا همان پروژه موسوم به «عقلانیت و معنویت» بگشاید. پروژه ای که اساس آن تقابل با دین و دین‌ورزی به عنوان امری مانع عقلانیت -به زعم باطل ملکیان- است.

قبلا بزرگانی ماند علامه جعفری و دیگران به خوبی پاسخ شبهاتی مانند تقابل تعبد و تعقل را
در نهایتا اوج حرفهای شاذ خود را به اوج رسانده و می گوید چیزی به نام اسلام وجود ندارد، آن چه هست مسلمین است. «غیر از مسلمانان چیزی به نام اسلام وجود ندارد. اسلام یک شبه واقعیت است.».
داده اند و حتی اثبات نموده اند که آن چه تعبدی است، تعقلی هم هست. پاسخ به سایر شبهاتی که امثال ملکیان هر روز صادر می کنند نیز پیش از این داده شده است.

توهین به اسلام، مردم و فرهنگ ایرانی در طول شش ماه گذشته و پس از روی کار آمدن دولت جدید بارها و بارها توسط اشخاصی با گرایش های ملی ـ مذهبی و اصلاح طلبانه در تریبون ها و رسانه ها نزدیک به اصلاح طلبان مطرح شده است. زیر سؤال بردن ولایت حضرت علی(ع)، رد نص صریح قرآن درباره ارث بردن زنان، غیر انسانی خواندن حکم اسلامی قصاص نمونه های بارزی از هجمه به اصطلاح روشنفکران در طول این مدت بوده است. این موضوع در کنار سهل انگاری های نهادهای فرهنگی دولتی و غیردولتی، موجب بروز واکنش های متعدد از سوی علما و مردم شده است تا آنجا که رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مردم در مجلس خبرگان فرمودند:«بنده هم در این نگرانى [از مسائل فرهنگی] با شما سهیم هستم و امیدوارم كه مسئولین فرهنگى توجه داشته باشند كه چه می كنند. با مسائل فرهنگى شوخى نمی شود كرد، بى‌ملاحظگى نمی شود كرد؛ اگر چنانچه یك رخنه‌ى فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نیست كه بشود [آن را] جمع كرد.» 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
 آیت‌الله العظمی مکارم‌ شیرازی در پاسخ به استفتایی نظر خود را پیرامون مراسم جشن عیدانه در فروردین ماه سال 1393 که بعضی از روزهای آن مصادف با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) است، بیان کردند.

سوال و پاسخ این مرجع تقلید بدین شرح است:

سوال:

محضر مبارک مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته(

با اهداء سلام و تحیت؛

نظر مبارکتان را نسبت به برگزاری مراسم جشن عیدانه در فروردین ماه سال 1393 که بعضی از روزهای آن مصادف با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) می­‌باشد، مرقوم فرمایید.

جمعی از مقلدین حضرتعالی

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

احترام ایام شهادت بانوی اسلام فاطمه زهرا (س) بر همه لازم است، بنابراین ایام فاطمیه اوّل 13، 14 و 15 جمادی الاولی (24، 25 و 26 اسفند1392) و همچنین ایام فاطمیه دوم 1، 2 و 3 جمادی الثانی (12، 13 و­14 فروردین 1393) باید به مراسم سوگواری آن حضرت اختصاص داده شود و از برکات آن بهره مند گردند.

ولی در بین این دو ایام، برگزاری مراسم دیگر (با رعایت تمام موازین شرعی) مانعی ندارد. ضمناً انجام مراسم سال نو مانند دید و بازدید، خانه تکانی، نظافت و امثال آن نیز مانعی ندارد. همیشه در سایه لطف پروردگار و عنایت آن حضرت موفق باشید.

 

منبع:ابنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

حکایت زیبای توبه رضا سرطانی به روایت حجت الاسلام سید فرید میرلوحی

 

دریافت

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

برای دیدن تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

در کتاب جمال الاسبوع از امام جعفر صادق(ع) منقول است : هر کس بعد از نماز عصر روز جمعه ده مرتبه بگوید:

اَللهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ الْأوْصِیاءِ الْمَرْضییّنَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ وَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَ عَلی اَرْواحِهِمْ وَ أَجْسادِهِمْ وَ رَحْمَهُ الله وَ بَرَکاتُهُ

ملائکه برای آن شخص از این جمعه تا جمعه دیگر در همین ساعت صلوات می‌فرستد.

 

منبع:جام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که -

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را

که گرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکم‌التکاثر بود

درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشک علی ساختی، به جان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم-

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت، نشسته بنویسم

شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه[س] در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ی توست
"کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست"



شاعر:سید حمیدرضا برقعی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

اسحاق بن عمار مى ‏گويد: هنگامى كه در كوفه بودم، برادران مؤمن زيادى به ديدنم مى‏ آمدند و من دوست نداشتم مشهور شوم. و مى‏ ترسيدم از اين كه مشهور شوم شيعه هستم.

به همين جهت به غلام خود دستور دادم هر كس به ديدن من آمد و مرا خواست بگو اين جا نيست. در آن سال به سفر حج رفتم. هنگامى كه امام صادق عليه السّلام را ملاقات نمودم با من مانند هميشه نبود و با من سنگين برخورد نمود. عرض كردم: فدايت گردم. چرا اين گونه با من برخورد مى ‏نماييد. فرمودند: زيرا تو با مؤمنين آن گونه برخورد مى‏ كنى.
عرض كردم: فدايت گردم من فقط از معروف شدن مى‏ ترسيدم و خدا خوب مى‏ داند كه چقدر آنها را دوست دارم.

فرمودند: اى اسحاق! از ديدار با برادران مؤمنت دلتنگ نشو. زيرا همانا هنگامى كه مؤمن برادر مؤمن خود را ملاقات نموده و به او خوش ‏آمد بگويد، خداوند براى او تا روز قيامت خوش ‏آمد مى‏ نويسد. و هنگامى كه دست دادند خداوند صد رحمت بين انگشتان شست آنها نازل مى ‏نمايد كه نود و نه تاى آن از آن كسى است كه دوستش را بيشتر دوست دارد.

آنگاه خداوند با روى خود به آنها رو كرده و به دوستى كه دوستش را بيشتر دوست دارد، بيشتر رو مى‏ نمايد. و هنگامى كه معانقه نمودند، غرق در رحمت خداوند مى‏ گردند. و هنگامى كه فقط به خاطر خدا، نه بخاطر هدفى از اهداف دنيايى، در كنار هم توقف نمودند، به آنها مى‏ گويند:
خدا شما را آمرزيد. عمل خود را از نو شروع كنيد. هنگامى كه احوالپرسى را آغاز نمودند، فرشتگان به همديگر مى‏ گويند از آنها دور شويد. زيرا سرّى دارند كه خدا آن را پوشانيده است.

عرض كردم: فدايت گردم چگونه آنها سخنان ما را نمى‏ نويسند، در حالى كه خداى عز و جل فرموده است «سخنى نمى‏ گويد، مگر اين كه نگهبان آماده ‏اى نزد اوست»؟1در اين هنگام فرزند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نفس عميقى كشيد.

آنگاه گريه كردند، به گونه‏ اى كه محاسن او از اشكش تر شد و فرمودند: اى اسحاق! همانا خداى متعال فقط به فرشتگان ندا مى‏ دهد كه هنگام ملاقات دو مؤمن براى بزرگداشت آنان در كنار آنها نباشند (و اين بدين معنى نيست كه كسى سخنان آنها را نمى ‏شنود) و وقتى فرشتگان سخنان آنها را نمى‏ نويسند و از كلام آنها آگاهى ندارند، داناى نهان و آشكار كه مراقب هميشگى آنان است، از سخنان آنها آگاهى دارد.

پس اى اسحاق! به گونه‏اى از خدا بترس كه گويا او را مى ‏بينى. زيرا اگر تو او را نمى‏ بينى، او قطعا تو را مى‏ بيند. و اگر فكر مى‏ كنى كه او تو را نمى ‏بيند، كافرشده ‏اى. و اگر بدانى كه او تو را مى ‏بيند و گناه خود را از مخلوقات او پنهان كنى و آن گناهان را براى او آشكار سازى، او را در حد بى‏ مقدارترين بينندگان خود دانسته ‏اى.

 

 

پی نوشت ها:
1-ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌسوره ق (۵۰): آيه ۱۸.
2-ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه بندرريگى، 316و317.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

حضرت محمد(ص) فرمود: از نفرین پدر بترسید و دور باشید که بالای ابر (به آسمان) بلند شود و خداوند عزوجل (به فرشتگان) فرماید: آنرا به سوی من بلند کنید تا برایش استجابت کنم، و از نفرین مادر بترسید که آن از شمشیر تیزتر است.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 غرور به معنی فریفتگی به داشته ها و جذابیت های غیر حقیقی و علائق دنیوی است که باعث می شود انسان از یاد خدا غافل شود و معنویت و سرمایه های حقیقی سعادت خود را فراموش نماید
و در نتیجه آن به انواع بیماری اخلاقی و روانی مانند عجب, تکبر, خودخواهی و مانند آن مبتلا گردد این واژه به طور وسیعى در کلمات عرب مخصوصا در آیات قرآن مجید و روایات اسلامى به کار رفته و در گفتگوهاى روزمره فارسى زبانان نیز کم و بیش در همان معانى اصلى یا لوازم آن به کار مى‏رود.
«راغب‏» در کتاب «مفردات‏» واژه «غرور» (به فتح غین که معنى وصفى دارد) را به معنى هر چیزى که انسان را مى‏فریبد و در غفلت فرومى‏برد خواه مال و مقام باشد یا شهوت و شیطان تفسیر مى‏کند. در «صحاح اللغة‏»«غرور» به معنى امورى که انسان را غافل مى‏سازد و مى‏فریبد (خواه مال و ثروت باشد یا جاه و مقام یا علم و دانش و غیر آن) تفسیر شده است.
بعضى از ارباب لغت – به گفته «طریحى‏» در «مجمع البحرین‏» گفته‏اند: «غرور فریفتگی به چیزى است که ظاهری جالب, و دوست داشتنى دارد, ولى باطنش ناخوشایند و مجهول و تاریک است‏».
در کتاب «التحقیق فى کلمات قرآن الکریم‏» بعد از نقل کلمات ارباب لغت چنین آمده است: «ریشه اصلى این واژه به معنى حصول غفلت ‏به سبب تاثیر چیز دیگرى در انسان است و از لوازم و آثار آن جهل و فریب و نیرنگ و نقصان و شکست و… مى‏باشد». در «المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء» که از بهترین کتب اخلاق محسوب مى‏شود، چنین مى‏خوانیم: «غرور عبارت است از دلخوش بودن به چیزى که موافق هواى نفس و تمایل طبع انسانى است و ناشى از اشتباه انسان یا فریب شیطان است و هر کس گمان کند آدم خوبى است (و نقطه ضعفى ندارد) خواه از نظر مادى یا معنوى باشد و این اعتقاد از پندار باطلى سرچشمه بگیرد آدم مغرورى است و غالب مردم خود را آدم خوبى مى‏دانند در حالى که در اشتباهند بنابراین اکثر مردم مغرورند، هر چند شکل غرور آنها و درجه آن متفاوت است‏». (محجه البیضاء, جلد۶، صفحه‏۲۹۳) در تفسیر نمونه در معنى این واژه چنین آمده است: «غرور» بر وزن(جسور) صیغه مبالغه به معنى موجود فوق العاده فریبنده است و شیطان را از این رو «غرور» مى‏گویند که انسان را با وسوسه‏هاى خود فریب مى‏دهد و غافل مى‏سازد و در حقیقت‏بیان مصداق واضح آن است وگرنه هر انسان یا کتاب فریبنده، هر مقام وسوسه‏گر و هر موجودى که انسان را گمراه سازد در مفهوم وسیع «غرور» داخل است.

منشأ غرور چند چیز است:
۱ـ جهالت: یعنى اعتماد قلبى شخص به اینکه عمل روحیه و صلاح است در حالى که در واقع چنین نیست.
۲ـ وسوسه‏هاى شیطانى: پیروى از هواى نفس و شهوت.
۳ـ پیروى از غضب و انتقام‏جویى.
۴ـ دوستى دنیا و دنیاطلبى. خداوند چند جاى قرآن شخص مغرور را مذمّت نموده و از فریب‏خوردگى برحذر مى‏دارد. عمده‏ترین عامل غرور که در قرآن به آن اشاره شده، غرور نسبت به دنیا و مادیات است.

امور زیر کارهایی است که برای جلوگیری از مغرور شدن مفید می باشد:
۱ـ اینکه ما ریشه این توفیق (عبادت الهی ) را از جانب پروردگار متعال بدانیم نه اینکه به خودمان نسبت دهیم.

شاهد این مطلب روایتی است از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، از خداوند سبحان نقل کرده اند که حضرت حق می فرمایند : « بعضی از بندگان مؤمن من هستند که در عبادت من تلاش و کوشش زیاد می کنند، در نیمه شبها از رختخواب گرم خود بیرون آمده به من سجده می کنند و با این کارها خود را به زحمت می اندازند. من گاهی یک شب یا دو شب آنها را دچار خواب می کنم تا بیدار نشوند. این عنایت من درباره آنهاست که می خواهم آنها در عبادت من همیشه باقی بمانند . وقتی که این قبیل اشخاص صبح از خواب بیدار می شوند، ناراحت هستند که چرا دیشب به خواب مانده و اطاعت خدا را نکرده اند. اگر من فاصله میان عبادت آنها نیفکنم، عجب و غرور به آنها مسلّط می شود. عجب آنها را به سوی فتنه می کشاند از خود راضی می شوند و خیال می کنند که در نزد من تقرّب زیادی دارند .۱ »
۲ ـ توجه به این مطلب داشته باشیم که اگر امروز توفیق این عبادت به ما داده شده است، نعمتی است که در برابر آن پرسش و مسئولیتی داریم. و باید وظیفه خود را به گونه ای کامل و درست بجا بیاوریم تا شکر حقیقی ( لسانی و عملی ) را انجام داده باشیم و نتوانیم این نعمت را حفظ کنیم نه اینکه با غرور آن را از کف بدهیم .
۳ ـ عبادت ما نه از نظر کیفیّت و نه کمّیت ، قابل مقایسه با عبادت اولیاء خداوند مانند امیر المؤمنین علی علیه السّلام ـ که معیار و ملاک در سنجش اعمال هستندـ نمی باشد. و همین مقایسه، جز خجالت و اقرار به نقص اعمالمان، جای عکس العمل را برای ما باقی نمی گذارد. توجه کنیم که عبادات ما کجا و عبادت آن آقایی که یک ضربت شمشیرش در جنگ و خندق، برای خدای متعال، برتر از عبادت جنّ و انس قلمداد شده است . ۲
۴ ـ پر واضح است که یکی از ریشه های اصلی گناهان ما جهل می باشد. در غرور نیز این عامل، بسیار مؤثر است. آدم مغرور یعنی کسی که گول خورده و دچار فریب شده است و در خیال خود می پندارد که اعمالش نیکوست در حالیکه این جز توهم، چیز دیگری نیست و این شخص فریب دنیا ، شیطان یا نفس و هواهای آن را خورده است.

امام صادق علیه السّلام فرمودند : ترس از خدا علمی کامل است و غرور به خدا جهلی کافی است . ۳
۵ـ دقّت داشته باشید که یکی از عوامل نابودی حسنات و عبادات ما، غرور می باشد. زیرا در غرور، اخلاص امری فراموش شده است. اگر این عمل ریشه در اخلاص می داشت به چنین سرنوشت و اثری منجر نمی گشت که تولید آن غرور و توهم برای صاحب آن باشد. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : « خود پسندی و غرور ، عبادت هفتاد ساله را نابود می کند . » ۴

 

پی نوشت ها:

۱ ـ جواهر السفینه ص ۳۰۹٫
۲ ـ الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف ، ج ۲ / ص .
فرحة الغری ، ترجمه علامه مجلسی ص ۱۶۰ .
۳ ـ تحف العقول ص ۵۸۵ .
۴ ـ نهج الفصاحة ، ص ۲۸۶ .

 منبع:صراط

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

چهار گناه کبیره به شرح زیر است:

1-ترک نماز:

خداوند مهربان درباره این عبادت بزرگ، یعنی نماز، بیش از ۱۲۲ آیه نازل فرموده است. نماز در برابر نعمت‌های بی‌شماری که خداوند به ما ارزانی داشته سپاسگذاری و شکر نعمت محسوب می‌شود. نماز بهترین راهنمایی است که انسان را از گناه باز می‌دارد و او را در صراط مستقیم استوار می‌سازد. خداوند متعال کسانی را رستگار معرفی می‌کند که در نماز خشوع و حضور قلب دارند. ترک نماز از گناهانی است که قرآن مجید درباه آن وعده عذاب داده است.

رسول خدا(ص) در مورد ترک نماز فرموده‌اند:

کسی که نماز خود را سبک یگیرد و در بجا آوردنش سستی نماید خداوند او را به پانزده مبتلا می‌سازد، شش بلا در دنیا و سه تا در موقع مُردنش و سه تا در قبر و سه تا در قیامت هنگامی که از قبر بیرون می‌آید…

شش بلای دنیوی این است که خداوند برکت را از عمرش کم می‌کند؛ برکت را از روزیش بر می‌دارد؛ از صورتش نشانه نیکوکاران را بر می‌دارد؛ هر کار خیری کند پذیرفته نمی‌شود و برای او اجری ندارد؛ دعایش مستجاب نمی‌شود و از دعای نیکوکار بهره‌ای ندارد.

۲ـ کم فروشی:

قرآن درباره کم فروشی و تقلب در وزن و پیمانه شدیداً هشدار داده و می‌فرماید:

وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ، الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا کَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ

وای بر کم‌فروشان! آنها که به هنگام خرید، حق خود را به طور کامل می‌گیرند. به هنگام فروش از کیل و وزن کم می‌گذارند.

اصولاً حق و عدالت و نظم و حساب در همه چیز و همه جا یک اصل اساسی و حیاتی است. بنابراین، هرگونه انحراف از این اصل، خطرناک و خیانت و تقلب در امر معاملات پایه‌های اطمینان و اعتماد عمومی را که بزرگترین پشتوانه اقتصادی ملت‌هاست ویران می‌سازد.

۳ـ رباخواری:

رباخواری تعادل اقتصادی را در جامعه به هم می‌زند، چرا که رباخواری یک نوع تبادل اقتصادی ناسالم است که عواطف و پیوندها را سست می‌کند و موجب دشمنی در دل‌ها می‌شود. در روایات اسلامی به اثر سوء اخلاقی ربا اشاره شده است. البته در چند مورد ربا حلال است که عبارتند از اینکه مسلمان از کافری که در پناه اسلام نیست ربا بگیرد؛ زن و شوهر دایمی از یکدیگر ربا بگیرند و پدر و فرزند از یکدیگر ربا بگیرند.

خداوند کریم برای فرد رباخوار عذابی دردناک قرار داده، طوری که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

کسی که ربا بخورد خداوند شکمشی را به مقدار آنچه خورده از آتش پر می‌کند، پس اگر از ربا مال بدست آورد عملش را نمی‌پذیرد و همیشه مورد لعن خدا و ملائکه است.

۴ـ ریا:

اصل «ریا» از کلمه رؤیت است و در اصطلاح به معنی «طلب مقام و منزلت در قلوب مردم است» که به وسیله نشان دادن اعمال خوب و تظاهر فراهم می‌شود. ریا مراتب مختلفی دارد و بعضی از درجات آن شدیدتر است. گاهی ریاکار به هیچ عنوان نیت عبادت را ندارد؛ مثلاً در میان مردم و تنها برای آن‌ها نماز واجب و مستحب را می‌خواند، اما اگر تنها باشد اصلاً نمازی نمی‌خواند. این قسم ریا از شدیدترین انواع آن است.

 

منبع:صراط

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

خرید و فروش آیفون ۵ حرام شرعی است؛ چراکه عدد ۵ اشاره دارد نزد شیعیان به عدد اهل کسا (پنج تن آل عبا)؛ خرید و فروش آن حرام است، چراکه شادی و بهجت برای شیعیان به ارمغان می‌آورد.

 "وقتی این فتاوا در فضای مجازی و رسانه ها منتشر می شود، ما هیچ عکس العملی از جانب وهابیت و مراکز معتبر آنها نمی بینیم یعنی مشاهده نمی شود که آنها ردیه ای بر این فتاوا بنویسند یا آن را انکار کنند و در واقع دفاعی از خود داشته باشند، بلکه بی تفاوت از کنار آن رد می شوند و احتمالا آن را به عنوان اجتهاد به رسمیت می‌شناسند، همین مساله نشان می دهد این فتاوا ساختگی نیست." این جملات بخشی از سخنان حجت الاسلام علی امیرخانی، پژوهشگر پژوهشگاه اهل البیت(ع) در دانشگاه قرآن و حدیث در خصوص صدور برخی از فتاوای به دور از عقل وهابیت است که با ما در میان گذاشته است و مشروح آن از نظرتان می گذرد:
 

گاه فتواهای عجیبی از وهابیت شنیده می شود که هر صاحب عقل و خردی را دچار حیرت می کند؛ ابتدا به چند نمونه از این فتاوا اشاره کرده و پس از آن دلیل صدرو این فتاوا را بیان فرمایید.
بله، این مطلب صحت دارد و گاه به گاه از وهابیان فتواهای عجیب و مضحک صادر می‌شود، تعداد این فتاوا کم نیست .به طور مثال برخی وهابیان خرید و فروش گوشی آیفون 5 را حرام اعلام کرده اند. در این راستا یکی از مفتی های سلفی آنها به نام محمد خالد بیان کرده است: خرید و فروش آیفون 5 حرام شرعی است؛ برای این که عدد 5 اشاره دارد نزد شیعیان (روافض) به عدد اهل کسا(پنج تن آل عبا) از این رو خرید و فروش آن حرام است به دلیل آن که شادی و بهجت را برای شیعیان به ارمغان می آورد. )اخبار للنشر)
 

چه تحلیلی بر صدور این فتوا می توان داشت؟
وهابیت به جهت رویکرد ظاهرگرایی و مخالفت با رویکرد عقل‌گرایی و تأویل و نیز مخالفت و تضاد فکری و رفتاری با شیعه و حتی بالاتر از آن به دلیل کینه و بغضی که از شیعیان دارند، مسائلی که شباهت ظاهری با برخی از اعتقادات و مقدسات شیعه دارد، با این مسائل هم مخالفت کرده و حتی آنها را حرام اعلام می کنند. یعنی این شباهت ظاهری کفایت می کند که چنین حکمی صادر شود. اما دلیل واقعی صدور فتوای مذکور کینه ای است که وهابیت نسبت به شیعه دارد؛ به تعبیر دیگر از باب عدم تشبه به شیعه این حکم صادر شده؛ چرا که وهابیت شیعه را کافر می داند و از جهت عدم تشبه به کافر این فتوای مضحک را بیان می کنند و از این رو شباهت های ظاهری و عدم دقت و تعمق و ظاهر گرایی مطلق در فتاوا و عقاید آن ها دیده می شود. 
 

آیا به نمونه ای دیگر از این دست فتاوای مضحک و تهی از عقل می توانید اشاره کنید؟
بله، به طور مثال برخی از مفتیان وهابی خوردن سمبوسه را نیز حرام می دانند. این فتوا توسط هیئت فتوای جنبش الشباب المجاهدین (جوانان مبارز) سومالی صادر شده است. کشوری که مردمانش از گرسنگی رنج می‌برند، با این حال عده‌ای از جوانان سلفی خوردن سمبوسه را به عنوان یک غذای مسیحی حرام اعلام می‌کنند! آنها به این دلیل که سمبوسه شکل سه ضلعی داشته و از این جهت با ثالوث مقدس مسیحیان مشابهت دارد خوردن آن را حرام اعلام کردند. البته فتوای های مضحک تری هم وجود دارد که می توان به آن اشاره کرد مانند حلال بودن گوشت جن. برخی از آنان قائلند که حلال ها و حرام ها در اسلام مشخص شده و از آنجا که سخنی در خصوص گوشت جن به میان نیامده، در نتیجه خوردن گوشت جن حلال است البته به شرطی که ذبح شرعی شود! بدون آن‌که معقول یا نامعقول بودن آن را در نظر داشته باشند.
 

ممکن است این فتاوا ساختگی باشد و به وهابیت نسبت داده شود؟
ببینید وقتی این فتاوا در فضای مجازی و رسانه ها منتشر می شود، ما هیچ عکس العملی از جانب وهابیت و مراکز معتبر آنها نمی بینیم یعنی مشاهده نمی شود که آنها ردیه ای بر این فتاوا بنویسند یا آن را انکار کنند و در واقع دفاعی از خود داشته باشند، بلکه بی تفاوت از کنار آن رد می شوند و احتمالا آن را به عنوان اجتهاد به رسمیت می‌شناسند، همین مساله نشان می دهد این فتاوا ساختگی نیست ضمن این که این مسائل در پایگاه های اطلاع رسانی خود وهابیت منتشر می شود یا در کتاب های آنها. پس می شود گفت دست کم برخی از سلفی‌های وهابی فتواهای جنجالی و مضحک دارند که مورد رد و انکار دیگر وهابیان نیست و چه بسا آن فتاوا را به عنوان حق اجتهاد به رسمیت هم شناخته باشند
 

دلیل صدور این فتاوای ضد عقلی و سطحی چیست؟
مهمترین دلیل را می توان در روش شناسی آنان در اجتهاد دانست. به این ترتیب که در روش آنان برای صدور فتوا به ظواهر اکتفا می‌شود و عقل در تبیین و تحلیل آنها هیچ نقشی ندارد.
 

با توجه به این که اشاره کردید هر یک از مفتی های وهابی و حتی گروه های سلفی برای خود فتواهای خاصی صادر می کنند، آیا این ها فتواهای یکدیگر را می پذیرند یا در درون خود دچار چالش می شوند؟
بله، همانگونه که اشاره شد اینها گاه فتواهای دیگر وهابیون و سلفی ها را قبول دارند و تأیید می‌کنند، گاه در برابر یک فتوایی سکوت کرده و آن را رد و انکار نمی‌کنند و البته گاه علیه هم موضع می گیرند. در واقع سلفی های وهابی در پی احیای باب اجتهاد هستند؛ اما با روش حدیث‌گرایی و ظاهرگرایی که در آن عقل نقشی ندارد.
این مسائل برآمده از مبانی ظاهرگرایی در باب اجتهاد و دخالت ندادن نقش عقل در فهم متون است.وهابیت می گوید هر چه در متن آمده همان را باید گرفت و نباید بر خلاف ظاهر آن فتوا داد. همین موضوع سبب می شود انواع فتواهای مضحک از میان آنها درآید. اما این که چرا این فتاوا مضحک به نظر می رسد به دلیل آن است که با عقل فطری و عرفی جور در نمی آید؛ کدام انسان عاقلی می پذیرد که خوردن گوجه فرنگی حرام است چرا که وقتی آن را برش طولی می‌دهیم، وسط آن شکل صلیب دیده می شود، پس معلوم می‌شود گوجه توحید را نپذیرفته و به تثلیث اعتقاد دارد!!
اما وهابیت به این نوع فتاوا که خالی از عقل است، افتخار می کند و از باب احیای اجتهاد و ورد در مسائل جدید آن را نیکو دانسته و این را شجاعت علمی می داند که بر اساس روش اجتهادی خود فتواهای جدیدی در مسائل مستحدثه صادر کرده است. اما قاطبه انسان ها چون به ملاک عقل فطری و عرفی معتقدند این مسائل را نامعقول می دانند.
نکته مهم ‌تر آن‌ که مفتیان وهابی با این روشِ عقب مانده و ابتدایی اجتهاد و صدور فتواهای عجیب و نامعقول موجب وهن و تمسخر اسلام و مسلمانان شده و برآیند کاری آنان علیه دین عزیز اسلام تمام می شود و بهترین دستمایه و بهانه برای دشمنان اسلام می‌شوند تا با مطرح ساختن آنها، اساسا دین مبین اسلام را نامعقول نشان دهند، همان گونه که از فتاوای تکفیری و رفتارهای خشونت بار و ضدانسانی آنان، در راستای اسلام هراسی بهترین بهره را برده‌اند و اسلام را دین وحشت و مسلمانان را وحشی جلوه می‌دهند!

 

منبع:شبستان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 ذهن آدمی همواره دغدغه مند و کنجکاو در شناخت ناشناخته ها است، از این رو است که در سراسر زندگی سوالات بیشمار ذهن او را به خود درگیر می کند؛ در این میان پاسخ برخی سوالات به صورت تجربی برای او قابل یافتن است اما هستند بسیاری از سوالات که خارج از میدان تجربه انسان بوده و پاسخ آنها به آسانی بدست نمی آید. از این رو در سلسله مباحث نسیم اندیشه از لسان آیت الله جوادی آملی، مرجع شیعیان و مولف تفسیر تسنیم به برخی از این سوالات پاسخ داده می شود.

 

ظاهر آیات 35 و 36 سوره بقره بر این دلالت دارد که حضرت آدم(ع) دچار لغزش و نافرمانی شد و به درختی که از آن نهی شده بود، نزدیک گردید؛ آیا این با عصمت پیامبران سازگار است؟
مفسران در بهشت برزخی قائل به تکلیف نیستند، نهی مزبور را نیز ارشادی گرفته اند. دستور ارشادی مانند امر و نهی طبیب به بیمار است که به او دستور خوردن فلان غذا یا ترک آن را می دهد.
اطاعت دستور پزشک، واجب جداگانه ای نیست و بیمار اگر آن را عمل نکند، کیفر ندارد، هر چند به زیان ناپرهیزی مبتلا می شود و با سرپیچی از دستور او خود را گرفتار می کند.
از این رو گفته اند: کار حضرت آدم از قبیل "ترک اولی" است، یعنی ترک آن کار، از انجام آن بهتر بوده است و گرنه وجوب و حرمت تشریعی در کار نیست و ثواب و عقابی بر آن مترتب نمی شود.

افزون بر این ها، در سراسر زندگی پیامبران و برنامه های آنان، حکمت و اسراری نهفته است که نیل به آن، میسور همگان نیست؛ برای مثال ذیل آیه "...وعصی ء ادم ربه فغوی"(1)، حدیثی از امیرمومنان(ع) به این مضمون رسیده است: اما لغزش های پیامبران و آنچه خدا در کتابش بیان فرموده است، از محکم ترین و روشن ترین دلایل بر حکمت روشن و قدرت قاهر و عزت ظاهر اوست، زیرا خدا می داند که براهین و معجزات و استدلال های پیامبران، در قلب امت ها بزرگ می نماید و چه بسا برخی به الوهیت انبیاء معتقد شوند، آن سان که نصارا در حق عیسی بن مریم غلو کرده و به الوهیت او گرویدند.
از این رو، خدا لغزش های جزئی پیامبران را بیان می کند تا به مردم بفهماند که انبیا، از کمال مطلق که ویژه خدا است، تخلف دارند تا کسی آنان را خدا نشمرد.(2)

 

پی نوشت ها:
1.سوره طه، آیه 121
2.تفسیر نورالثقلین، ج3، ص404، بحارالانوار، ج89، ص43؛ ج90، ص 112.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
حجت‌الاسلام والمسلمین احمد شرفخانی در نشست خبری (یکشنبه) با اشاره به برگزاری طرح آرامش بهاری در جوار امامزادگان افزود: این طرح امسال با هدف تبیین و ترویج سبک زندگی اسلامی برگزار می‌شود که در تمام محصولات و مجموعه نمایشگاهی و خیمه‌های معرفت 12 سرفصل از سبک زندگی اسلامی ارائه می‌شود.

وی ادامه داد: مسابقه سراسری کتابخوانی آرامش بهاری یکی از این برنامه‌هاست که در 500 هزار جلد چاپ شده و در ایام تعطیلات نوروز بین زائران بقاع متبرکه توزیع می‌شود.

معاون فرهنگی اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه خاطرنشان کرد: خیمه‌های معرفت در 450 امامزاده و غرفه‌های مشاوره و پاسخگویی در 947 امامزاده برپا خواهد شد و در 2 هزار امامزاده سلسله مباحث نمایشگاهی و در 800 امامزاده بحث اسکان زائران درنظر گرفته شده است.

شرفخانی یکی از برنامه‌های فرهنگی در امامزادگان و بقاع متبرکه را برپایی سفره‌های هفت سین فاطمی به مناسبت تقارن این ایام با شهادت حضرت زهرا(س) عنوان کرد و افزود: هفت لقب از القاب حضرت فاطمه(س) همچون "سلیمه، سیدةالنساء، سرالله، سرالعظمه، سعیده، ساجده و سماویه" با معانی و توضیحات کامل در این سفره‌ها در نظر گرفته شده است که می‌تواند الگوی خوبی برای ترویج فرهنگ فاطمی باشد.

وی اضافه کرد: در 591 امامزاده در غرفه ویژه عفاف و حجاب با حضور مبلغان آموزش دیده خدمات مشاوره خانواده، تربیت کودک، مشاوره ازدواج و...ارائه ‌می‌شود.

معاون فرهنگی اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه همچنین با بیان این‌که «در حدود 2 هزار امامزاده مراسم لحظه تحویل سال برگزار خواهد شد» گفت: این مراسم بعد از قرائت دعای کمیل با حضور قاریان،‌ گروه‌های سرود، سخنرانان و مناجات خوانی و قرائت دعای تحویل سال و پخش پیام نوروزی مقام معظم رهبری برای زائران بقاع متبرکه برگزار می‌شود.

شرفخانی درباره برنامه‌های فرهنگی سوگواره یاس نبوی نیز گفت: این سوگواره با نگاه ترویج فضائل و سیره فاطمی و خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) در 2 هزار و 437 امامزاده و بقعه برگزار می‌شود. همچنین در عصر شهادت حضرت فاطمه(س) همایش رهروان یاس نبوی ویژه خواهران در 500 امامزاده و شام غریبان آن حضرت با حضور سادات در 15 فروردین ماه برگزار می‌شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در این ایام بیش از 2 هزار و 500 مبلغ اعزام می‌شوند و مسابقه سراسری پیام یاس نبوی دربردارنده سیره حضرت زهرا(س) و خطبه ایشان در میان زائران بقاع متبرکه برگزار خواهد شد.

 

منبع:ایسنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 

فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. 
در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود.
هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. 
آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. 
فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند...

 

منبع:افسران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 نماز جعفر بن ابی طالب(ع) از مستحبات موکد و از نمازهای مشهور بین عامه و خاصه است و از چیزهایی است که پیامبر(ص) به پسرعموی خود هنگام بازگشت از سفرشان به خاطر محبت و بزرگواری نسبت به ایشان عطا فرمودند و از امام صادق(ع) روایت است که در روز فتح خیبر، هنگامی که جعفر از حبشه آمد پیامبر(ص) به او فرمودند: "آیا جایزه ای به تو ندهم؟ آیا بخششی نسبت به تو نداشته باشم؟ آیا به تو هدیه ای نکنم؟"
پس جعفر گفت: "چرا یا رسول الله (ص)". حضرت صادق(ع) فرمودند: "مردم گمان کردند که پیامبر (ص) به او طلا یا نقره می دهند، لذا گردن ها را کشیدند تا ببینند چه می دهند. پس پیامبر (صبه او فرمودند: "چیزی به تو عطا می کنم که اگر آن را هر روز انجام دهی برایت از دنیا و آنچه در آن است، بهتر خواهد بود و اگر هر دو روز یک مرتبه بدان عمل کنی خداوند گناه بین آن دو روزت را مورد مغفرت قرار می دهد و یا اگر در هر جمعه یا هر ماه یا هر سالی عمل نمایی خداوند گناه بین آن دو را می بخشد."
با فضیلت ترین وقت خواندن نماز جعفر (طیار) روز جمعه هنگام بالا آمدن آفتاب است. می توان آن را از نافله های شب یا روز حساب کرد که هم برای او از نوافلش حساب شود و هم نماز جعفر طیار، کمااینکه در روایت آمده است پس با نماز جعفر نافله نماز مغرب را مثلا نیت می کند.

کیفیت نماز جعفر طیار
این نماز چهار رکعت است به دو سلام، در هر رکعتی حمد و سوره می خواند سپس 15 مرتبه می گوید: "سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر" و همین تسبیح را 10 مرتبه در رکوع و 10 مرتبه پس از رکوع، 10 مرتبه در سجده اول و 10 مرتبه بعد از سر برداشتن از سجده و 10 مرتبه در سجده دوم و 10 مرتبه پس از سر برداشتن از سجده می گوید که در هر رکعت می وشد 70 مرتبه و در مجوع 300 مرتبه.
اگر کسی فرصت کافی برای گفتن تمامی تسبیحات ندارد می تواند به همان مقدار که می تواند بخواند و مابقی را پس از اتمام نماز در هر حالتی که بود به امید ثواب بخواند و اگر اصلا وقت برای گفتن تسبیحات نباشد می تواند دو نماز دو رکعتی به نیت جعفر بن ابی طالب (ع) بخواند و ذکرهای نماز را بعد از نماز و در هر حالی بخواند و اگر فراموش کرد و وقت نماز نگذشته بود تسبیحات را بگوید ولی اگر محل آن گذشته نماز صحیح است اما بعد باید هر مقداری را که فراموش کرده به امید ثواب قضا کند.
از آداب نماز جعفر طیار آن است که در رکعت نخست بعد از حمد سوره زلزال، در رکعت دوم سوره عادیات، در رکعت سوم سوره نصر و در رکعت چهارم سوره توحید خوانده شود.
مستحب است در سجده دوم رکعت چهارم بعد از تسبیحات بگوید: " سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ سُبْحَانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَکَرَّمَ بِهِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَى کُلَّ شَیْ‏ءٍ عِلْمُهُ سُبْحَانَ ذِی الْمَنِّ وَ النِّعَمِ سُبْحَانَ ذِی الْقُدْرَةِ وَ الْکَرَمِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتَابِکَ وَ اسْمِکَ الْأَعْظَمِ وَ کَلِمَاتِکَ التَّامَّةِ الَّتِی تَمَّتْ صِدْقا وَ عَدْلا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ افْعَلْ بِی کَذَا وَ کَذَا"
سپس حاجت هایش با حتی به زبان فارسی بگوید.
بعد از فارغ شدن از نماز، مستحب است دعایی را که شیخ طوسی و سیدبن طاووس از مفضل بن عمر نقل کرده اند، بخواند.
مفضل می گوید: "اباعبدالله امام جعفر صادق (ع) را دیدم نماز جعفر طیار را میخ واندند و دستهایشان را بلند کردند و این دعا را خواندند: "یا رب یا رب" تا نفس قطع شد، "یا رباه یا رباه" تا نفس قطع شد، "رب رب" تا نفس قطع شد، "یا الله یا الله" تا نفس قطع شد، "یا رحمن یا رحمن" هفت مرتبه، "یا ارحم الرحمین" هفته مرتبه. سپس فرمودند: "اللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْطِقُ بِالثَّنَاءِ عَلَیْکَ وَ أُمَجِّدُکَ وَ لا غَایَةَ لِمَدْحِکَ وَ أُثْنِی عَلَیْکَ وَ مَنْ یَبْلُغُ غَایَةَ ثَنَائِکَ وَ أَمَدَ مَجْدِکَ وَ أَنَّى لِخَلِیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِکَ وَ أَیَّ زَمَنٍ لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحا بِفَضْلِکَ مَوْصُوفا بِمَجْدِکَ عَوَّادا عَلَى الْمُذْنِبِینَ بِحِلْمِکَ تَخَلَّفَ سُکَّانُ أَرْضِکَ عَنْ طَاعَتِکَ فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفا بِجُودِکَ جَوَادا بِفَضْلِکَ عَوَّادا بِکَرَمِکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْمَنَّانُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ."
سپس حضرت (ع) به من فرمودند: "ای مفضل اگر حاجت مهمی داری این نماز را بجا آور و با این دعا خدا را بخوان و حاجتت را از خدا بخواه که خدا انشااله برآورده می کند و به او اطمینان است."
این نماز را می توان به نیابت از شهدا و نیز به حساب نوافل شبانه روزی گذارد یعنی نافله را به این طریق به جا آورد.
در حدیث رسول خدا (ص) آمده است در مقام کسی که نماز جعفر گزارد اگر بر او مثل ریگ بیابان و کف دریا گناه باشد که می آمرزد او را حق تعالی.

پی نوشت ها:
1- تحریرالوسیله، ج 1، ص 244؛
2- مفاتیح الجنان، ص 692؛
3- نمازهای مستحبی، ص 56

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 در روایت وارد است که جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه و در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شقه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیش های آنها به اندازه درخت خرماست. این مارها به انسانها حمله می آورند و می درند و گوشت های بدن ایشان را متلاشی می کنند.

 اهل عذاب با مشاهده این مارها به نهرهایی از آتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملو‌ء از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند. این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها می افتند ۷۰ جریف پایین می روند و هر جریفی ۷۰سال راه است. »(کفایة الموحدین ـ مبحث جهنم)

حال سخن این جاست چرا انسان با این  همه روایات و آیاتی که  اشاره به عذاب اخروی دارد به فکر توبه نیست؟

 

منبع:جام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

رئیس ستاد اقامه نماز کشور در نشست طرح جهادی اقامه نماز با حضور مسئولان دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های مرتبط با سفرهای نوروزی اظهار داشت: یک نماز علنی و آشکار به ویژه در زمان سفر می‌تواند عده‌ای را وادار به فکر کند.

حجت الاسلام والمسلمین «محسن قرائتی» با بیان اینکه "نماز از جمله عبادت‌هایی است که باید همراه با سر و صدا و هیاهو باشد" افزود: به همین خاطر است که گفته شده موذن بر بالای ماذنه‌ها اذان بگوید، بنابراین تظاهر به نماز به معنای علنی خواندن آن است.

وی گفت: صدای نماز باید از مساجد نمازخانه‌ها به صورت علنی بلند شود. گاهی وقت‌ها خود ریا نیز ثواب دارد و عباداتی همچون انفاق و نماز باید گاهی علنی انجام شود. چراکه با این کار به افرادی که خاکستری هستند جرات و جسارت داده می‌شود تا برای خواندن نماز انگیزه پیدا کنند.

رئیس ستاد اقامه نماز کشور در بخش دیگری از سخنانش خاطرنشان کرد: اگر یکی از منکرات در سفر را تصادف بدانید٬ پس بهترین کار این است که در زمان نماز توقف کنید و راننده و مسافر برای نماز پیاده شوند و وضو بگیرند که این در کنار معنویت نوعی استراحت و زنگ تنفس برای آنان است پس باید نماز را همه جا اقامه کرد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

قرائت همیشگی قرآن کریم از توصیه‌های  مؤکد خداوند در این کتاب آسمانی و هادیان معصوم دین اسلام است؛ «فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ«.

در هشتمین شماره طرح انس با قرآن موسوم به «شفا و رحمت» شما را به بهره‌گیری از آیات 37 تا 39 سوره مبارکه «بقره» دعوت می‌کنیم.

تلاوت ترتیل آیات توسط استاد منشاوی+متن و ترجمه آیات

 

 

 

گزیده‌ای از پیام آیات

1- همچنان که توفیق توبه از خداست باید چگونگى و راه توبه را نیز از خداوند دریافت کنیم. «من ربّه کلمات»

2- اگر توبه واقعى باشد خداوند آن را مى‏پذیرد و اگر توبه را شکستیم باز هم خداوند توبه را مى‏پذیرد. «هو التوّاب»

3- عذرپذیرى خداوند، همراه با رحمت است نه عتاب وسرزنش. «التّواب الرّحیم»

4- گاهى یک حرکت، دامنه‏ تأثیرات خوب و بدش در همه‏ عصرها و نسل‏ها گسترده مى‏شود. «اهبطوا منها جمیعاً»

5- با یک لغزش و خطا نباید کسى را طرد کرد، زیرا انسان قابل ارشاد و هدایت پذیر است. «یأتینکم منّى هدىً»

6- هدایت واقعى تنها از طرف خداست. «منّى هدىً»

7- امنیّت و آرامش واقعى در سایه‏ پیروى از دین و دستورات خداوند حاصل مى‏شود. «فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون»

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

امام ششم(ع) می فرمایند پيغمبر(ص) فرمود:
 
مايليد بدترين مردم را به شما معرفى‏ كنم؟
گفتند: آرى يا رسول اللَّه (ص)؛
فرمود: آن كس كه تنها به سفر رود، و از نفقه لازم و بخشش خوددارى نمايد، و غلام خويش را بزند. 
و از آن حضرت(ع) است که می فرمایند: پيغمبر اكرم «ص» به على «ع» فرمود: 
يا على تنها به سفر مرو، كه شيطان با يك نفر همراه است و از دو نفر دور.
 
حضرت كاظم (ع) می فرمایند:

پيغمبر اكرم سه نفر را لعن فرمود: آنكه توشه خود را تنها بخورد، و آن كس كه در خانه تنها بخوابد، و كسى كه تنها در بيابان راه پيمايد و به سفر رود. 
اسماعيل بن جابر می گوید: در مكه در محضر امام صادق(ع) بودم كه مردى از مدينه آمد، حضرت به او فرمود: همسفر تو كيست؟ 
جواب داد: همسفر ندارم. 
امام(ع) فرمود: اگر قبلا به تو دست يافته بودم خوب ادبت مي كردم و بعد فرمود :يك نفر شيطان است و دو نفر دو شيطان و سه نفر همسفر و چهار نفر رفيق. 

از امام موسى بن جعفر(ع) روایت شده که می فرمایند: هر كه تنها به سفر مي رود بگويد: 
»ما شاء اللَّه لا حول و لا قوة الا باللَّه« 
خداوندا در وقت وحشت مونس من باش، در تنهايى ياريم كن، و در غياب من آنچه دارم حفظ كن.


پی نوشت:
مكارم الأخلاق / ترجمه ميرباقرى، ج‏۱، ص: ۴۹7.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 سوره مبارکه یوسف از جمله سوره های مکی است که به دلیل بیان داستان زندگی حضرت یوسف(ع) این نام را یافته است و به احسن القصص یعنی بهترین داستان ها نیز شهرت یافته چراکه داستان زندگی این نبی الهی (ع) را به زیبایی بیان می کند.

فضائل و خواص این سوره مبارکه
پیامبر (ص) می فرمایند: خانواده و بندگان (زیردستان) خود را سوره یوسف بیاموزید، هر مسلمانی که آن را تلاوت کند و اهل خود و بندگان خویش را تعلیم دهد حق تعالی سکرات مرگ را بر او آسان می گرداند و وی را توفیق دهد که بر هیچ مسلمانی رشک و حسد نبرد.
و از امام صادق (ع) روایت است کسی که سوره یوسف (ع) را هر روز یا هر شب بخواند او را در روز رستاخیز برمی انگیزد در حالی که جمال او همچون جمال یوسف (ع) بوده و هیچگونه ترس و هراسی در آن روز به وی نمی رسد و از بندگان صالح خدا به شمار آمده(وسائل الشیعه، ج 4، ص 889) و در همسایگی عبادالصالحین خواهد بود و نیز در دنیا آلوده به زنا و فحشا نخواهد شد.(بحارالانوار، ج 92، ص 279)
اگر کسی آن را با زعفران و غیره در ظرفی بنویسد و بشوید و آب آن را بیاشامد و از خدای متعال روزی حلال طلب کند مقصود او حاصل و روزی و معیشت وی آسان و فراوان می شود. (ختوم و اذکار، ص 141)
همچنین کسی که کار مهم و باارزشی نزد زمامدار و مسئولان داشته باشد باید 13 مرتبه این سوره مبارکه را قرائت کند به یاری حق تعالی به مراد خود نائل شود. (خواص الاآیات، ص 73)
و کسی که این سوره مبارکه را با مشک و گلاب و زعفران در ظرف پاکی بنویسد و آن را با آب بشوید و بیاشامد در نزد مردم محبوب القلوب شود و آبرو و حیثیت وی فزونی یابد
و از دیگر خواص این سوره آن است که اگر کسی را از مقام و منصب خود معزول کردند بر خواندن و مداومت این سوره مواظبت کند به یاری خدا به محل سابق خود باز می گردد همانند سوره مبارکه القارعه. (شکوفه های سوره قرآنی، ص 69)

 

منبع:قدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 

عوامل تباهی عقل(خرد) از کتاب ارزشمند مفاتیح الحیات اثر آیت الله جوادی آملی بررسی می شود:
مستی شراب :خدا در قرآن می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، جز این نیست که شراب و قمار و سنگ های نصب شده برای قربانی ها که مشرکان به آنها تبرک می جویند و تیرهای قمار که بت پرستان گوشت دام ها را با آنها قسمت می کنند، همه پلیدی هایی هستند که گرایش به آنها برخاسته از وسوسه های شیطان است... .(سوره مائده، آیه 90)
امام رضا(ع) فرمودند: همانا خدا شراب را از آن رو حرام کرده است که موجب تباهی و تغییر خردهای نوشندگان آن است. (عیون اخبارالرضا، ج2، ص 98)
مستی گناه :امیر مومنان علی(ع) فرمودند: بر عاقل است که خود را از مستی ثروت، مستی قدرت، مستی علم، مستی مدح و مستی جوانی نگه دارد زیرا برای هر یک از این ها بوی پلیدی است که عقل را می زداید و وقار را کاهش می دهد. (غررالحکم، ص66)
همان گونه که شرابخواری عامل مستی و زوال عقل و تعطیل نیروهای ادارکی آدمی است گناه نیز باعث مستی شدیدتری است که عقل را معزول و انسان را از ادراک سالم محروم می کند(تسنیم، ج 2، ص 336)، از این رو نه تنها شراب بلکه هر مسکری حرام است.
امام موسی کاظم(ع) فرمودند: خدای متعال شراب را به سبب نام آن حرام نکرده است بلکه آن را به سبب پیامد آن حرام کرد، پس هر چیزی که همان اثر و پیامد را داشته باشد شراب است. (الکافی، ج6، ص 412)
همچنین فرمودند: هر کس سه چیز را بر سه چیز مسلط کند، گویا به نابودی عقل خود کمک کرده است: کسی که نور اندیشه خود را با آرزوی دراز تاریک کند. کسی که رهاورد حکمتش را با گفتار بیهوده اش محو و زایل سازد. آن که نور پند آموزی را با خواهش های نفسانی خویش خاموش کند.(همان، ج1، ص17)
خودپسندی(عُجب): امیر مومنان(ع) فرمودند: خودپسندی یکی از حسودان خرد است(و تباهی آن را در پی دارد)(نهج البلاغه، حکمت 212)
همراهی با نادانان: امیرمومنان(ع) فرمود: هر کس با نادانی همراه گردد از عقلش کاسته می شود. (بحارالانوار، ج1، ص 160)
گوش ندادن به نصایح خردمندان: امیرمومنان(ع) فرمودند: هر کس از خردمندان نشنود عقلش بمیرد.(همان)
بیهوده گویی: امیرمومنان(ع) فرمودند: هر کس بیهوده گویی بر او چیره شود عقلش تباه گردد. (غررالحکم، ص222)
شوخی فراوان: امیرمومنان (ع) فرمودند: هر کس زیادی شوخی کند، احمق شمرده می شود. (همان(
فقر و تنگدستی: امیرمومنان(ع) فرمودند: پسرم! هر کس گرفتار تنگدستی شود، به چهار مصیبت دچار می شود: ضعف یقین، کاهش عقل، سستی دین، پررویی(کم حیایی)، پس از فقر به خدا پناه می بریم. (جامع الخبار، ص 110)
ترک تجارت(بیکاری): امام صادق(ع) فرمودند: ترک تجارت کاهنده ی خرد است.(الکافی، ج5، ص 148)
زیاده روی در خوردن گوشت: امام رضا(ع) فرمود: مصرف فراوان گوشت حیوانات وحشی و گاو موجب تغییر عقل و سرگشتگی فهم و کند ذهنی و فراموشی زیاد می شود.(مستدرک الوسائل، ج16، ص 458)
پرهیز از خوردن گوشت: امام صادق(ع) فرمودند: هر کس چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد و عقلش تباه می شود.(بحارالانوار، ج63، ص72)
عوامل سلامت و رشد عقل
امیرمومنان(ع) فرمودند: عقل غریزه ای است که با دانش و تجربه فزونی می یابد.(غررالحکم، ص 53)
و نیز فرمودند: اندیشه فراوان در حکمت، عقل را بارور می کند.(تحف العقول، ص 365)
همچنین فرمودند: رها کردن چیزی که برایت سودمند نیست عقلت را کامل می کند.(غررالحکم، ص477)


منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

حضرت آيت الله العظمی بهجت(ره):

هركس در دام گناه يا خطايي افتاده و به آن عادت كرده و از 

ترك آن عاجز است مي تواند به مدت 40 هفته (پنجشنبه 

شبها يا جمعه صبح ها) بصورت مستمر بر سر مزار يكي از 

اولياء الهي برود و قرآن بخواند.

 

منبع:منتظران ظهور

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

۱۷ اسفند سالروز شهادت فرمانده بی‌بدیل لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) حاج محمدابراهیم همت است. هم او که سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی در وصفش گفت: من هرگز اجازه نمی‌دهم که صدای حاج همت در درونم گم شود. این سردار خیبر، قلعه قلب مرا نیز فتح کرده است.

 



برای دریافت پوستر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتم مرحوم رحیم نوازنی،پدرگرامی شاعر آل الله"رحمان نوازنی" روز سه شنبه 92/12/13 ساعت15:30 الی 17 در کرج،میدان مادر،مسجد حجت علیه السلام،بامداحی حاج سعید حدادیان،حاج حسن خلج وسایر مداحان کشوری برگزار می گردد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 7 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام.

پدرگرامی حاج رحمان نوازنی(مداح و شاعرآیینی) به رحمت ایزدی پیوستند.

و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون

در اینجا لازم است از طریق این رسانه این مصیبت دردناک را خدمت خانواده آن عزیز و دیگر بستگان  تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و صبر جمیل و اجر جزیل برای بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم.

روابط عمومی هیئت کربلا،بیت المهدی(عج) کرج

 

مراسم تشییع آن مرحوم فردا(پنجشنبه) ساعت 10 صبح از مقابل منزل ایشان به نشانی:کرج.محمدشهر.عباس آباد.بلوار شهید عباسی کوچه شعبه نفت برگزار می گردد.

 

مراسم ختم سومین روز درگذشت مرحوم مشهدی رحیم نوازنی جمعه ساعت 14 در مسجدحضرت ابوالفضل(ع) واقع در عباس آباد خیابان شهیدان زارعین خیابان شهیدباهنر برگزار می گردد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

وصیت عارف بزرگ آیت الله نخودکی طبق نقل پسرش اینگونه است:

ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله….

نیست جز تقوی در این ره توشه ای/ نان و حلوا را بنه در گوشه ای

«بالتقوی بلغنا ما بلغنا»، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:

انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا

اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

*بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم.

*بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.
*بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.

اکنون پسرم، تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:

اول: آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری.

دوم: آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست، زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.

[در این جا عرضه داشتم: پدرجان، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد. فرمودند: چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.]

سوم: آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست.

چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیز پیشه خود ساز.

پنجم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی.

در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد، اما ناگهان پدرم چشم خود بگشودند و فرمودند:

تصور بیهوده مکن، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است.

بعد از آن فرمودند:

چون صبحگاه روز یکشنبه کار من پایان یافت، اگر حالت مساعد بود، خودت مرا غسل بده و کفن و دفن مرا مباشرت کن.

همچنین سفارش کردند که مرحوم دکتر شیخ حسن خان عاملی که طبیب معالجشان بود ایشان را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید. و به مرحوم سید مرتضی روئین تن مدیر روزنامه طوس نیز فرمودند:

شما هم صبح یکشنبه بیائید و بعد از فوت من یکساعت بالای سر من قرآن بخوانید.

 

 

منبع:صراط

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: «به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. » مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراضی نمی کند.



حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص روانی است. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی، ما هم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می دهد راضی باشیم.


پی نوشت:
مجموعه سلوک ابرار ۲ - طریق وصل ؛ مجموعه رهنمودهای اخلاقی حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
 جوانی نزد شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم!


قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
 

 

شیخ نخودکی در پاسخ جوان گفت:

برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان

و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟

شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت، «شاه کلید» است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

500 نفر از مداحان جوان بسیجی سراسر کشور که در 40 حلقه 15 نفره ساماندهی شده‌ بودند، در یک کارگاه آموزشی دو روزه در حسینیه شهدای بسیج شرکت کردند، این همایش دو روزه که به همت بسیج مداحان برگزار شده بود، حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان مشاور فرهنگی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، به طرح مباحث اخلاقی و تربیتی ویژه مادحین پرداخت که در ادامه گزیده‌ای از مباحث به نقل از بسیج مداحان می‌آید:

 

* ایمان و محبت مثل غذا برای روح است، یک ورزشکار با تمرین‌های ورزشی غذایی که به بدنش می‌رسد را به عضله تبدیل می‌کند، اینکه معرفت دینی به رفتارهای درست منتهی نمی‌شود، به این دلیل است که برنامه تربیتی درستی در زندگی روزانه ما وجود ندارد، برنامه‌ای شامل تمرین‌های رفتاری درست باشد و این نیمی از پاسخ است و نیم دیگر این است که برنامه تربیتی درست چیست؟

*معمایی درباره رفتار مردم ما وجود دارد، این است که کسانی هستند که رفتارهای خوبی را از خود بروز می‌دهند، مثلاً کسی نصف پول ساخت یک مسجد را می دهد، اما نمازش را مرتب نمی‌خواند.

این به دلیل این است که عده‌ای کار خوب را وابسته کرده‌اند به «دلم می‌خواهد»، یعنی هر وقت دلش خواست کار خوب می‌کند و برنامه منظمی برای تربیت خود ندارد و وقتی دلش نخواست برنامه‌ای برای خودسازی ندارد.

*این مثل این است که بدون تمرین یک بار وزنه‌های خیلی سنگین را بزنیم، اما برنامه تمرین نداشته باشیم. برنامه تربیتی داشتن با ایمان و محبت و معرفت داشتن تفاوت دارد، ایمان اصل مهمی است که خیلی از ما داریم اما برنامه نداریم، بسیاری از ما بنای برنامه داشتن نداریم، گاهی هوس می‌کنیم زیارت عاشورا و زیارت آل یاسین و زیارت جامعه کبیره را با هم بخوانیم اما گاهی هوس می کنیم که عمل واجب را ترک کنیم!

*اگر بپرسیم برنامه تربیتی یک ساله متدینان و هیأتی‌ها چیست پاسخی ندارند، حتی برای نماز اول وقت هم برنامه نداریم. در جامعه ما به داشتن برنامه تربیتی برای خودسازی بی‌اعتنایی می‌شود.

*یک برنامه تربیتی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد که معرفت نسبی ما را به یک نتیجه خوب تبدیل کند؟ امیرالمؤمنین (ع ( فرمودند: شما بیشتر از معرفت و علم به آنچه که نمی‌دانید به عمل به آنچه که می‌دانید احتیاج دارید. عمل باید منظم و مداوم باشد. در روایات داریم عمل کم اگر مداوم باشد، اثر بیشتری از اعمال بی‌برنامه و غیر مداوم دارد.

*مرکز و محور یک برنامه تربیتی که برای انسان‌ها یک مسأله است، مخالفت با برخی از دوست داشتنی‌ها، چه خوب و چه بد، حضرت اسماعیل(ع (پسر خوبی برای حضرت ابراهیم(ع) بود، اما برای همه انسان‌ها یک برنامه قربانی کردن دوست داشتنی‌ها وجود دارد. گاهی اوقات هم باید برخی دوست نداشتنی‌ها را تحمل کرد و ادامه داد.

*محور برنامه تربیتی مبارزه با دوست داشتنی‌ها یا هوای نفس است، کدام یک از اولیای خدا بوده است که از دوست داشتنی‌های خوب و حلال نگذشته باشد؟ حتی خدا انسان را با علاقه‌ها و دوست داشتنی‌های معنوی امتحان می‌کند. پس مخالفت با هوای نفس طبق یک برنامه تربیتی دراز مدت مداوم باید به عنوان اصل دین قرار دهیم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

 هروقت دعوت می شد برای برنامه یا کلاس یا یکی از دوستانش می خواست باهاش قرار بزاره، یه نگاه به تقویمش می کرد و اگر اون زمان وقتش پر بود مودبانه معذرت میخواست: ببخشید تو اون زمان من وقتم پره یا ببخشید من یه قرار ملاقات مهم دارم و ...
یک روز که حسابی از به تعویق انداختن نمازش ناراحت بود از خودش پرسید چرا من تمام برنامه های مهمم رو سرساعتشون انجام می دم اما نمازم رو نه! با اینکه مهم ترین قرار زندگی من با خالقم ساعات اذانه.
حلقه گم شده یک جمله بود
از اون به بعد به همه کس و همه چیز که میخواست تو ساعت نماز اول وقت ، وقتشو بگیره محترمانه می گفت: ببخشید من یک قرار ملاقات خیلی مهم دارم!
وقتی موبایلش وقت نماز زنگ می زد یا براش پیامک می رسید، بدون اینکه به صفحه اش نگاه کنه آروم همین جمله رو می گفت.
به تلویزیون وقتی یه برنامه جذاب داشت هم همین طور.
حتی کمی مانده به اذان صبح وقتی آلارم گوشیش به صدا در می آمد و او وسوسه می شد که بگه "فقط ده دقیقه دیگه بخوابم!" با قاطعیت به صاحب اون وسوسه می گفت: نه! من یه قرار خیلی مهم دارم.
حالا تمام نمازهاش اول وقت شده بود.

 

 

 

منبع:جهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
مراسم رونمایی از کتاب اجتهاد و نوآوری فکری از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای عصر دیروز دوشنبه 5 اسفند با حضور آیت الله حائری شیرازی در سالن اجتماعات ساختمان مرکزی انتشارات سروش برگزار شد.

حجت الاسلام محمدرضا زائری در این برنامه گفت: در سال 89 برنامه های لازم برای برگزاری همایش کتاب اجتهاد و نوآوری فکری از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای برگزار شد و میهمانان زیادی به این همایش دعوت شدند که تعدادی از آنها نیز از دیگر ادیان بودند طیف شرکت کنندگان در این همایش را می توانید با بررسی اسامی موجود در کتاب پیش رو بررسی کنید که از مفتی اعظم استرالیا تا مشاور سابق اتحادیه اروپا را شامل می شود من در آن زمان حاشیه هایی از این همایش را برای سایت اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب نوشتم که امروز آنها را تکرار نمی کنم ولی در آن زمان بر سر اسم همایش چالش داشتیم و من موافق نبودم اسم رهبر انقلاب مستقیما در عنوان همایش بیاید چرا که معتقد بودم شاید حساسیت ایجاد شود. اما شیخ شفیق جراحدی گفت این عنوان دقیق تر است و وقتی که همایش برگزار شد برایم باورپذیر نبود که طیف متنوع و زیادی از مخاطبین لبنان و غیر لبنانی در آن شرکت کرده اند. رئیس جمهور لبنان در ساعات ابتدایی این همایش دست گلی همراه با یک پیام ارسال کرد و سخنرانی های روز برگزاری فضای متفاوتی را ایجاد کرد.

وی افزود: به این نکته اشاره کنم که وقتی در ایران به اعراب اشاره می شود ذهن ما به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس می رود اما ما در غرب عربی کشورهایی داریم که بعد از حوادث اخیر منطقه و بیداری اسلامی خلا عمیقی در شناختمان از آنها به وجود آمده است.

زائری گفت: بسیاری از اندیشمندان مسیحی عرب علاقمندی شان را درباره تجربه حکومت دینی شان در ایران ابراز کردند. اما شناخت ما از آنها بسیار کم است موسسه معارف الحکمه لبنان در صدد برگزاری همایش دیگری با نام مردم سالاری دینی است که مقدماتش در حال آماده سازی است.

آیت الله حائری در این مراسم گفت: یک بار یکی از دوستان می خواست سالروز تولد رهبر انقلاب را جشن بگیرد این ماجرا به گوش ایشان رسید و به شدت مخالفت کردند. چون هر فردی اخلاق، برنامه و اندیشه سیاسی خاص به خود دارد و این کار با خط قرمزهایی که اندیشه سیاسی رهبری داشتند در تضاد بود. یک بار هم در شیراز روحانیون در مسجد وکیل جلسه ای با حضور رهبر معظم انقلاب داشتند قرار بود من که میزبان ایشان بودم قبل از ایشان صحبت کنم و وقتی سخنرانیم تمام شد نوبت ایشان بشود روش معمول رهبر انقلاب این است که مطالب صحبتشان را از قبل آماده می کنند اما در آن نشست به خاطر محبتی که داشتند صحبتهای من را پی گرفتند و اندیشه سیاسی خود را در آن صحبتها بروز دادند.

وی افزود: بحثی که در آن برنامه داشتیم درباره امنیت بود امنیت دو رکن دارد یعنی دو انسانی که نسبت به هم خاطر جمع دارند و از یکدیگر در امان هستند به دلیل جمع شدن دو رکن است که اعتماد متقابل و امنیت دارند. جهان تشنه امنیت است با امنیت است که اقتصاد معنا می یابد. چون که با امنیت، سلامت، رکن و حیات معنا می یابد. بنابر این اگر بخواهم جایگاه امنیت را در حیات انسانی نسبت به اقتصاد، سیاست، رشد و تکامل بیان کنم باید بگویم این مجموعه با یک عدد جبری قابل مقایسه است، عدد در حساب ساده رقم مطلق است اما عدد جبری را می تواند به علاوه و منها کرد قدرت عدد است، اقتصاد، رشد، دانش و تکنولوژی هم عدد هستند اما امنیت علامت است اگر علامت امنیت منفی باشد تمام ترقیات تنزل پیدا می کند، همه اقتدارها به معنی ضعف می شود همه سلامتها بیماری می شود و همه ثروتها هم نیز تبدیل به فرد می شود.

آیت الله حائری شیرازی ادامه داد: بیانیه اول آنچه ما در انتظارش هستیم امنیت است، ادیان آمده اند تا امنیت ایجاد کنند آن عدل و قسط که قرآن به آن اشاره می کند مقدمه امنیت است اگر دنیا بهشت نشود آخرت وعده ای بیش نیست. حافظ درست می گوید: "زسیب های بهشتی چه طرف برگیرد/ هر آن که سیب ز نخدان شاهدی نگزید" ادیان برای نجات انسان از دو جهنم و رسیدنش به دو بهشت آمده اند همانطور که در قرآن نیز داریم "ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه" آن کس که امروز را بهشت نکند آخرت را چه می کند تا دنیا بهشت نشود بهشت آخرت از آن متولد نخواهد شد. قرآن می فرماید: "إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالكافِرينَ" یعنی کافران الان هم در جهنم هستند. و وقتی به کافران اشاره می کنم ذهنتان به سمت مسیحیان و یهودیان نرود چون قرآن می گوید: منظور از کافرین عده زیادی از مسلمانان یعنی مومنینی است که در عین ایمانشان مشرکند . امام صادق حدیثی دارد که می گوید: "فردی که می گوید اگر فلانی نبود ما شکست خورده بودیم مشرک است" حالا ببینید در مورد 22 بهمن چه کسی این حرف را نزد. این حرف متداول ماست. بنابر این جهنم اخلاقی ما ریشه در ضعف توحیدی ما دارد توصیه ای که معصوم در این زمینه می کند این است بگویید اگر خدا به واسطه وجود فلانی بر ما منت نگذاشته بود شکست خورده بودیم. اینجا اندیشه سیاسی رهبری طلوع می کند.

این استاد اخلاق ادامه داد: در سال 68 وقتی در مدرسه حقانی کار می کردم می خواستم به امام خمینی(ره) نامه ای بنویسم و استعفا بدهم تا به کارهای فرهنگی برسم به ذهنم رسید تا نامه را به رئیس جمهور وقت بدهم تا کار صورت جدی تری به خود بگیرد نامه را به ایشان دادم اما نگفتم محتوای نام چیست و ایشان هم از باب رفقات نامه را به دفتر برد بعد از آن از ایشان پرسیدم اگر دوره ریاست جمهوری شما تمام شود به چه کاری مشغول می شوید و ایشان در پاسخ گفتند: اگر امام نهیم نکند به حوزه می روم و آخوندی می کنم اما اگر امام بگوید به بخش عقیدتی سیاسی یکی از ژاندرمریهای سیستان و بلوچستان بروم تعلل نخواهم کرد این است که رهبری یک فرد موحد می شود.

آیت الله حائری شیرازی گفت: در دوره غیبت کبری فقیه جامع الشرایط نافذ الحکم است بنابر این وقتی ماموریت و حکمی می دهد باید این حکم اجرا شود اینکه رهبری راضی می شود بعد از ریاست جمهوری کاری را بکند که رهبری می گوید سبب اخلاص اوست اگر بپرسید دلیل اینکه رهبری ریاست جمهوری را برای خدمت به مردم می خواست چیست می گویم برای اینکه در انجام وظیفه اش تردید نکرد

وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: وقتی فرد موحد باشد و مشرک نباشد می توان گفت دنیایش بهشت است وقتی می خواهند به جای امام خمینی(ره) کسی را منصوب کنند چکار می کنند و چگونه گزینش می کنند؟ این مسئولیت مانند دلو، و احساس مسئولیت مانند بند دلو است که باید آن را بکشد و پاره نشود. اگر مسئولیت به شاخه های درخت تشبیه کنیم این درخت ریشه عمیقی می خواهد تا بتواند شاخه ها را نگه دارد و در مقابل طوفانها بایستد این اندیشه رهبری را می بینید که طی این سالها در مقابل چه طوفانهایی ایستاده است.

حائری شیرازی گفت: دانش باید خود بازداری داشته باشد در غیر این صورت امنیت نداشته و خطرناک می شود. همین که دو بمب اتمی در هیرشیما و ناکازاکی منفجر شد شوروی اصطلاحا سر خود را تراشید و چین نیز آینده خود را دید و هر طوری که بود سلاح هسته ای درست کردند و تعادل وحشت را در دنیا به وجود آورده اند بشر امروز تعادل وحشت دارد نه تمدن و تمدن اسمی بیش نیست خدا آسید نورالدین را بیامرزد که گفت"تمدن بدون تدین توحش است" من نیز می گویم کسی که بتواند غیر از این ثابت کند از من جایزه می گیرد.

این استاد حوزه گفت: بشر امروز به محض اینکه دین را از حکومت بیرون کشید در جهنم دنیا را به روی خود باز کرد شرق و غرب عالم دو بازوی جهان هستند اما به روی شقیقه یکدیگر اسلحه گرفتند جهنم همین است بنابر این بشر امروز در جهنم زندگی می کند. اما اندیشه  سیاسی رهبری این نیست و ایشان مساله معنویت را به عنوان رکن تمدن می دانند اگر معنویت از زندگی برداریم وارد توحش می شویم و من خطاب به غربیها می گویم که به کجا رسیده اید که این چنین پز می دهید.

آیت الله حائری شیرازی در پایان سخنانش گفت: کفر آخرین روزهای خود را می گذارند و روز روشن در پشت این شب تاریک پنهان نمی شود. ما نیز داریم آثار این روز روشن را می بینیم. بدانید که قرار است از دل همین امکانات و اینترنت بهترین پاکان بیرون بیایند پس چرا از اینترنت می ترسید و تزلزل دارید.

مهدی فضائلی مدیرعامل انتشارات سروش نیز پیش از سخنان آیت الله حائری گفت:  کتاب اجتهاد و نوآوری فکری از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای تقریبا به صورت اتفاقی به دست ما رسید. یعنی زمانی که موسسه معارف الحکمه در لبنان همایش اجتهاد و نوآوری فکری از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای را برگزار کرده بود و با توجه به سخنان سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان درباره مظلومیت رهبر انقلاب من نیز سرمقاله ای با عنوان دلایل یک  مظلومیت نوشتم اما از این موضوع که مقالات این همایش در قالب یک کتاب چاپ شده است بی اطلاع بودم پسر آقای مرندی یکی از شرکت کنندگان در این مراسم بوده و مقاله ای هم داشته است ایشان دوست پسر من است و به واسطه پسرم بود که از وجود کتاب با اطلاع شدم.

وی افزود: می خواهم بگویم که گاهی یک پیشنهاد و سوال معمولی می تواند مبدا یک اطلاع رسانی مهم باشد در طول تاریخ نیز به نمونه های زیادی برخورد کردیم که مثلا سوال فردی از پیامبر باعث باز شدن بابی از معرفت شد.
 
منبع: مهر
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

عده‌ای در قبال کار مداحان رانت و موقعیت‌های خاص پیشنهاد می‌کنند، خدای ناکرده به روزی رسانی خداوند و حضرت ولی عصر(عج) و حضرت امام حسین(ع) شک نکنید و ارزش کارتان را با پول مقایسه نکنید.

توصیه حدادیان به مداحان درباره استفاده از رانتگروه فرهنگی مشرق - حاج سعید حدادیان گفت: عابدان و زاهدان و اولیای خدا و همچنین مردم به مداحان به چشم ابزار توسل به اهل بیت(ع) نگاه می‌کنند و به مداحان به احترام این خاندان احترام می‌گذارند و طهارت را برای مداحان واجب می‌دانند.

وی افزود: همه عبادات مقدمه‌ای به نام طهارت دارد، اما طهارت جسم به دو بخش وضو و غسل تقسیم می‌شود. نباید خادم اهل بیت(ع) که همه را به منبع طهارت باطن یعنی آل الله دلالت می‌دهد و دم از این خاندان می‌زند، خود مطهر نباشد.

این ذاکر اهل بیت(ع) ابراز داشت: نه اینکه نمی‌شود بی‌وضو متوسل شد، مثلاً کسی در گوشه بیمارستان گرفتار بیماری است یا به هر دلیل نمی تواند وضو داشته باشد، اما در حالت عادی مبادا اراده تبلیغ آل الله را داشته باشیم و وضو نداشته باشیم یا غسلی به گردن ما باشد، اگر همیشه با وضو باشیم علاوه بر اینکه تأثیر معنوی دارد، همیشه آماده عبادت هستیم.

وی ادامه داد: وقتی به زیارت می‌رویم سفارش شده که غسل زیارت کنیم، نباید مداحی بخواهد ذکر اهل بیت(ع) را شروع کند اما این نکته را در نظر نداشته باشد که زائر معصومین است.

این ذاکر اهل بیت(ع) با بیان اینکه در کنار غسل و وضو وضعیت ظاهری مداحان هم باید شایسته باشد، گفت: طهارت باطن هم یعنی اینکه من ذهنم را از پلیدی‌ها و زشتی‌ها پاک کنم، مثلاً اینکه خدا را نبینیم و آدم‌ها را ببینیم، مثلاً فلان مطلب را بگوییم که مجلس بگیرد و... . طهارت باطن همان اخلاص و نیت پاک است.

وی افزود: مداح باید با قرآن مأنوس باشد و همیشه همراه داشته باشد، باید با قرآن زندگی کند، کسی که با قرآن زندگی می‌کند با مسئولیت بیشتری بر منبر مدح اهل بیت(ع) می‌نشیند.

حدادیان با توصیه به مداحان درباره دریافت پول از راه مداحی گفت: سعی کنید پول نگیرید و تلاش کنید برای خود شغلی داشته باشید و از همین راه برای مجالس امام حسین(ع) خرج کنید.

وی ادامه داد: عده‌ای در قبال کار مداحان رانت و موقعیت‌های خاص پیشنهاد می‌کنند، خدای ناکرده به روزی رسانی خداوند و حضرت ولی عصر(عج) و حضرت امام حسین(ع) شک نکنید و ارزش کارتان را با پول مقایسه نکنید.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

کم می خوریم غصه ی دنیای بی تو را

 با اینکه می کشیم نفس های بی تو را

 امروز هم بدون تو بر ما گذشت کاش

 فکری کنیم غربت فردای بی تو را

 شرمنده ایم از اینکه نهادیم روز و شب

 بر بستر زمین سر تنهای بی تو را

 زخمی که از فراق بر این سینه خورده است

 در خود اثر نداد مداوای بی تو را

 ما هرچه می کشیم از این بی تو بودن است

 با گریه پر کنیم مگر جای بی تو را

 جز در میان روضه و هیئت بگو کجا

 خرجش کنیم دیدۀ دریای بی تو را

 خواندیم از زبان تو ای وای مادرم

 آتش زدیم روضه زهرای بی تو را

 

محمدبیابانی

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه

 

برات وصل امضاء می‌شد ای کاش

گره از کار دل وا می‌شد ای کاش

برای دیدنت ای حضرت اشک

دو چشمانم چو دریا می‌شد ای کاش

سحرگاهی به یمن مقدم تو

سرای ما مصفا می‌شد ای کاش

وجود زخمی و آلوده ی من

به پیش پای تو پا می‌شد ای کاش

دل غمدیده و پر درد ما هم

به دست تو مداوا می‌شد ای کاش

میان زمره ی چشم انتظاران

ز زحمت نام ما جا می‌شد ای کاش

دل آواره‌ام در زیر پایت

شبیه خاک صحرا می‌شد ای کاش

مسیر وصل ما هم چو شهیدان

به سوی آسمان ها می‌شد ای کاش

دم آخر تن صد پاره ی ما

غبار راه زهرا(س) می‌شد ای کاش

دل نامحرم ما محرم آن

غریبی‌های مولا می‌شد ای کاش

پس از چنیدن و چند صد سال گریه

دگر دستان او وا می شد ای کاش

به برق ذولفقاری خاک خورده

غرور شیعه معنا می‌شد ای کاش

مزار مخفی یاس مدینه

به دستان تو پیدا می شد ای کاش

غرور چادر خاکی کجایی؟

عزیز فاطمه پس کی میایی؟

 

قاسم نعمتی

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

بسم اله الرحمن الرحیم

حدود ده سال پیش و همزمان با سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) پنجره ای با نام بهشت از کرانه نورانی آستان حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در قاب دنیای مجازی گشودیم تا پایگاهی گردد برای اطلاع رسانی جلسات هیئت الرضا محفل بسیجیان و رهروان شهداو اینک مفتخریم تا در چنین روزهایی که به استقبال میلاد با سر سعادت حضرت زینب(سلام الله علیها) میرویم به اعتبار آرای مردمی منتخب و برگزیده ششمین جشنواره سالانه وب و موبایل گردیم.

ضمن تشکر و احترام به آرای مخاطبین و رای دهندگان گرامی که همواره در طی این سالها یار و یاورمان بوده و با ارشاداتشان مسیر صحیح اطلاع رسانی را هموار نموده اند امید آن داریم تا با جدیت بیشتر و در راستای تبلیغ و اطلاع رسانی هرچه بیشتر و بهتر مجالس اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) تلاش نموده و از عهده این مسئولیت سنگین و گاه پر مخاطره با موفقیت برآییم.

خبرگزاری فارس

پایگاه خبری وبنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

ابتدا در رشته اپتومتری فارغ‌التحصیل می‌شود و سپس برای فراگیری علوم دینی به حوزه علمیه ورود می‌کند. حجت‌الاسلام اکبر خاتمی در حالی با لباس روحانیت به بینایی‌سنجی مشغول است که مراجعان در برخورد اول تا چند دقیقه‌ای مبهوت او می‌شوند.

 حجت‌الاسلام اکبر خاتمی کارشناس بینایی‌سنجی در یکی از مناطق قم دارای مطب است و به خدمات‌رسانی به مردم در زمینه بهداشت چشم و تعیین نمره عینک می‌پردازد .

وی که هم اکنون در سطح خارج مشغول به تحصیل در حوزه علمیه قم است، در سال 73 تحصیل دروس حوزوی را آغاز می‌کند، پیش از این در سال 67 در رشته کارشناسی اپتومتری (بینایی‌سنجی) وارد دانشگاه می‌شود، در دانشگاه بود که عشق ورود به حوزه علمیه در او شعله‌ور می‌شود، زیرا با شناخت ساختمان چشم و تفکر در کارکرد سیستم بینایی انسان، او را به قدرت لایزال الهی معترف می‌سازد و علاقه او به فراگیری معارف الهی را دو چندان می‌کند. 

البته با توجه به شرایط اقتصادی که داشت، نتوانست همزمان به تحصیل در دانشگاه و حوزه مشغول شود و در نهایت در سال 73 وارد حوزه علمیه «کمالیه» خرم‌آباد استان لرستان می‌شود، پس از فراگیری علوم مقدماتی حوزه در شهر خود، عزم سفر به شهر مقدس قم می‌کند و اکنون ۱۰ سالی از حضورش در این شهر می‌گذرد.

وی که در ۲۸ سالگی ازدواج کرده است، ماحصل این ازدواج دو دختر و یک پسر است، پسرش هم اکنون در سال چهارم حوزه مشغول به تحصیل است و همسرش نیز فارغ‌التحصیل جامعة الزهرا(س) است. دخترش نیز در رشته زیست‌شناسی به تحصیل می‌پردازد.

حجت‌الاسلام خاتمی در میان صحبت‌هایش از آرزویی می‌گوید که ای کاش از ابتدا به تحصیل علوم حوزوی روی می‌آورد، اما با این وجود از اینکه می‌تواند در لباس روحانیت علاوه بر تبلیغ در یک شغل دیگر به مردم خدمت کند، بسیار مسرور است و این گونه ابراز می‌دارد: این برای من مسلم شده که وقتی مردم به مطب مراجعه می‌کنند و یک پزشک را در لباس روحانیت می‌بیند، خیلی لذت می‌برند و حتی خوشحالی خود را ابراز می‌کنند، چون به کسی که در لباس روحانیت است، اعتماد دارند. 

 

با اینکه همچنان در دروس خارج حوزه تحصیل می‌کند، اما هر روز در مطبش حاضر می‌شود و در کنار آن، فعالیت ورزشی خود را دارد. او در پایان گفت‌وگویش می‌خواهد که دیگران با دیده عمیق به طبیعت و هستی بنگرند تا بتوانند نهایت قدرت پروردگار عالم را درک کنند.

 منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام حسن آبادی را بخوانید:

*در میان اهل بیت صفت مهربانی خاص امام رضا(ع) است، قدیم ها که حمام ها خزینه داشت نابینایی به حمام رفته بود و وقتی صدای ورود کسی در آب خزینه را شنید پرسید: کسی در حمام است؟ پاسخ داد بله من هستم، گفت بی زحمت پشت ما را کیسه بکش، مرد گفت چشم و شروع کرد به کیسه کشیدن، دقایقی بعد نفر سوم وارد شد و گفت صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا جواب آمد و علیک السلام، نابینا گفت چرا به علی بن موسی الرضا سلام دادی جواب داد: ای مرد نا بینا کسی که درحال کیسه کشیدن پشت تو است آقا علی بن موسی الرضا است.

*ما اگر یک ظرفی ببریم برای همسایه مان و در آن گل باشد و از آنها بخواهیم برای ما در آن آب بریزند، اینکار را نخواهند کرد، اگر آیینه دل ما زنگار بگیرد نور خدا به او میخورد ولی قابلیت انعکاس ندارد.

*گاهی آنقدری که به میز و ماشین و پست و مقام محبت داریم هیچ وقت به اهل بیت محبت نداریم.

*تمامی کسانی که به جایی رسیده اند اول دل را درست کرده اند، یعنی ریشه را درست کردند.

*آیت الله اراکی(ره) فرمود: در زمان آقا سید محمدعلی خوانساری که روس های کمونیست قم را اشغال کرده بودند، باران نمی آمد. مردم قم در خانه ایشان جمع شدند و تقاضا کردند که دعا کنند و نمازی برای باریدن باران بخوانند. آقای خوانساری پا برهنه شدند و به محل استقرار روس ها رفتند، نماز باران خواندند. نماز تمام شد در مسیر برگشت، بارانی گرفت که در قم بی سابقه بود و رودخانه قم  پر از آب شد.

*رسیدم خدمت آقا شیخ رجبعلی خیاط و گفتم آقا نصیحتی کنید. آقا فرمودند نجاری بلدی؟ گفتم اتفاقا من نجارم، گفت: یک در بساز و بگذار برای قلبت، نگذار هر کسی وارد قلب تو شود، اینجا کار من می لنگد، قلبم دست خودم نیست، این قلب حرم خداست. چرا این و آن باید بیایند در این قلب؟

 

منبع:عقیق

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

سایت بنیاد مهدی موعود(عج) استان تهران مورد حمله هکرهای وهابی قرار گرفت و چند ساعت از دسترس خارج شد.

عقیق:در شامگاه روز جمعه دوم اسفند ماه سایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان تهران به نشانیhttp://mahdi.cc  مورد حمله هکری معاندین مهدویت قرار گرفت که پس تلاش چند ساعته توسط کادر فنی بازگردانده شد.

حجت‌الاسلام مرتضی عباسیان مدیر بنیاد مهدی موعود(عج) استان تهران در این باره گفت: کسانی که به دنبال ایجاد اختلاف بین شیعه و اهل سنت هستند، در صفحه هک شده به طرح شبهه‌ای به زبان عربی پرداختند که بارها و بارها به آن پاسخ داده شده است.

وی با بیان اینکه نوشته‌ هکرها نشان از سلفی‌بودن آن‌ها دارد، ادامه داد: ما این نوع اقدامات را دسیسه‌ای از سوی دشمنان حضرت ولی عصر(عج) نمی‌دانیم، بلکه آن را نشانه تأثیر مهدویت در فضای مجازی تلقی می‌کنیم، زیرا دشمنان توانایی تحمل چنین فعالیت‌هایی را ندارند و ما مصمم هستیم که با عزم جدی‌تر به ادامه فعالیت و توسعه فعالیت‌های خود بپردازیم.

به گزارش فارس، علاقه‌مندان برای دریافت مطالب مهدوی و آموزش مجازی معارف مهدوی می‌توانند از اینجا وارد سایت مهدویت شوند.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

عقیق:  «میکروفون ناموس مجری است و کسی نمی تواند از او بگیرد و تنها یک قشر می توانند میکروفون از مجری بگیرند که آنها هم الحمدلله هفت‌تیر هم می کشند» این هاسخنانی بود  که مجری برنامه درحضور وزیر کار و در یک برنامه رسمی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب وقتی می خواست مداح برنامه را دعوت کند بر زبان راند. البته مزه پراکنی های محمود شهریاری به همین جا هم ختم نشد و هنگام اهدای هدیه مداح گفت: «این هدیه پاکت مداحی نیست، حلال است!»

 

این که امروز جناب مجری شمشیرش را رو به ذاکران اهل بیت(ع) گرفته چندان جای تعجب ندارد چرا که حاشیه سازی و ها و حرمت شکنی های جناب ایشان نه برنامه زنده می شناسد و  نه حرمت و اخلاق. همین چندی پیش بود که او در یک برنامه زنده از میهمان برنامه اش پرسید همسر شما شبیه چه میوه ای است؟ و با واکنش قاطع سوال شونده روبرو شد. همین اتفاق بود که محمود شهریاری را تا مدت ها ممنوع التصویر کرد و البته با توصیه هایی این روزها هم دوران تبعیدش را در فیتیله ای ها می گذراند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چرا انسان ظالم شبیه مظلوم است؟ /چون به قصدی ظلم می‌کند که به آن نمی‌رسد

  • انسان وقتی ظالم است شبیه به مظلوم است. به تعبیر دیگر، انسان موجود ظالمی است که در عین ظالم بودن، مظلوم است. انسان وقتی به خودش ظلم می‌کند، از یک زاویۀ دیگر، می‌شود گفت که مظلوم و ستمدیده است. چرا انسان ظالم شبیه مظلوم است؟ چون او به یک قصدی ظلم می‌کند و معصیت انجام می‌دهد که به آن قصد نمی‌رسد. امام حسین(ع) می‌فرماید: «هر كس بخواهد از راه گناه به مقصدى برسد، ديرتر به آرزویش خواهد رسید و زودتر به خطر می‌افتد؛ مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ‏ أَفْوَتَ‏ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ» (کافی/2/373) کسی که ظلم می‌کند در واقع اشتباه کرده و وقتی گناه می‌کند نتیجه‌ای که می‌خواهد را از گناهش به دست نمی‌آورد، لذا به تعبیری می‌شود گفت دچار سوء تفاهم است. از این بابت قابل ترحم و دلسوزی است.
  • وقتی انسام ظلم، جنایت و گناهی انجام می‌دهد، خودش به تعبیری مظلوم است. البته این چیزی از جرم گنهکار و ظلم جنایتکار کم نمی‌کند، ولی خوب است لااقل هرکس گاهی اوقات از این زاویه هم به خودش نگاه کند؛ یعنی دربارۀ خودمان این تصور را داشته باشیم که آن وقت‌هایی که به زعم خودمان با زرنگی منفعت ناسالمی را نصیب خودمان می‌کنیم، در واقع داریم سر خودمان را کلاه می‌گذاریم. کسی که گناه می‌کند در حقیقت دارد خودش را از لذت بیشتر، محروم می‌کند و به خودش ظلم می‌کند. آدم باید دلش برای خودش بسوزد. در مضامین ادعیه هست که از نفس خودمان پیش خدا شکایت می‌کنیم. در دعای دوم از مناجات‌های معروف به «خمس عشر»، امام سجاد(ع) می‌فرماید: «خدایا به تو شکایت می‌کنم از نفسی که مدام من را به بدی امر می‌کند و... ؛ إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً...»(مفاتیح الجنان) در دعای کمیل هم که حضرت امیر(ع) به کمیل تعلیم کردند، می‌خوانیم: «من به خودم ظلم کردم؛ الهی ظَلَمْتُ‏ نَفْسِي‏ وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي‏»(مفاتیح الجنان) اینجا بنده، مانند بچه‌ای که به خودش آسیب رسانده و دست و پای خودش را مجروح کرده است و می‌رود پیش مادرش و از خودش شکایت می‌کند، پیش خدا می‌رود و از خودش شکایت می‌کند.

فریب‌کاری ذاتی نفس انسان، یکی از عوامل پنهان کردن خواسته‌های بد پشت خواسته‌های خوب است

  • در بحث مبارزه با هوای نفس پنهان باید در نظر بگیریم که یکی از عوامل پنهان شدن خواسته‌های بد و هوس‌های ما پشت سر خواسته‌های دیگرِ ما-که ممکن است به ظاهر خواسته‌های خوبی باشند- این زرنگ‌بازی و فریب‌کاری نفس، در ذات انسان وجود دارد. آدم ذاتاً موجودی است که می‌خواهد زرنگی کند و اگر نفس خودش را رها کند، دوست دارد سر همه را کلاه بگذارد، حتی سر خودش را هم کلاه می‌گذارد، و این به خاطر نفس مکّار اوست. به جز اولیاء خدا، همه یک بهره‌ای از این زرنگ‌بازی را دارند. این زرنگ‌بازی باعث می‌شود انسان بدی‌های خود را مخفی کند.
  • انسان چون دوست دارد پیش خودش و دیگران، به عنوان یک آدم خوب شناخته شود، بدی‌های خودش را ندیده می‌گیرد و پنهان می‌کند یا اینکه بدی‌های خود را انکار می‌کند و آنها را به صورت‌های مختلف توجیه می‌کند. حتی بدی‌های خود از چشم خودش هم پنهان می‌کند. اگر انسان بدی‌هایش را از خودش هم پنهان کند، می‌شود «متکبر» و اگر بدی‌های خود را پیش دیگران پنهان کند می‌شود «ریاکار».

انکار کردن عیوب و بدی‌های نفس، زرنگی نیست/ زرنگی این است که عیوب نفس خودمان را درِ خانۀ خدا اقرار کنیم

  • این زرنگ‌بازی‌های که آدم‌ دارد، به او لطمه می‌زند و او را عقب نگه می‌دارد. فرض کنید یک پمپ بنزینی باشد که به خاطر پاکیزگی هوای شهر، هر خودرویی که در حال بنزین زدن است، در همان‌جا معاینه فنی (تست تنظیم موتور) را هم به صورت رایگان انجام دهد و اگر ایرادی داشت یک کارتی به راننده بدهد تا هر موقع خواست به تعمیرگاه ویژه مراجعه کند و به صورت رایگان خودروی خود را تعمیر کند. اگر کسی از این شرایط استفاده نکند و با اینکه خودروی او ایراد فنی دارد، آن ایراد را انکار کند و بعد فکر کند که زرنگ‌بازی کرده است، آیا سر خودش را کلاه نگذاشته است؟ چون او دارد به خودش ضرر می‌رساند.
  • انکار کردن عیوب نفس زرنگی نیست، زرنگی این است که برویم به درگاه خداوند و عیوب نفس خودمان را اقرار کنیم و از خداوند بخواهیم این عیوب را درمان کند. کسی که درِ خانۀ خداوند، به گناهان و بدی‌های خودش اعتراف نمی‌کند، در واقع دارد بدی‌های خودش را از خودش هم پنهان می‌کند. انسان گاهی اوقات زرنگ‌بازی در می‌آورد یا برای اینکه به نتیجۀ خوب بودن‌هایش برسد عجله می‌کند و یا از روی غرور و تکبر، عیوب و بدی‌های خود را پنهان می‌کند و نمی‌گذارد موتور وجودش تعمیر شود. این انسان واقعاً بیچاره و مصیبت‌زده است و باید به حال این انسان گریه کرد. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه علت گریه خود را همین مساله بیان می‌فرماید: چرا گریه نکنم؟ گریه می‌کنم به خاطر اینکه من وضعی برای خودم درست کرده‌ام که اگر در این وضع از دنیا بروم چه کار کنم... (فَمَنْ يَكُونُ أَسْوَءَ حَالًا مِنِّي إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِي إِلَى قَبْرِي لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِي وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِي وَ مَا لِي‏ لَا أَبْكِي‏ وَ مَا أَدْرِي إِلَى مَا يَكُونُ مَصِيرِي وَ أَرَى نَفْسِي تُخَادِعُنِي‏؛ مصباح‌ المتهجد/2/591)
  • آدم برای کسی که مظلوم است گریه می‌کند و یکی از کسانی که باید برایش گریه کرد، خودش است، یعنی باید به حال خودش گریه کند. بعضی‌ها در مناجات‌ها و توبه‌های خودشان اصرار دارند خدا را راضی کنند ولی به حال خودشان گریه نمی‌کنند. البته همین هم خوب است ولی خداوند آن وقتی بنده‌اش را بیشتر تحویل می‌گیرد که بنشیند و به حال خودش گریه کند و اعتراف کند که خودش را ضایع و تباه کرده است. در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: «خدایا من عمر خودم را در بی توجهی نسبت به تو فنا کردم و ایام جوانی خود را در دوری از تو سپری کردم؛ وَ قَدْ افْنَيْتُ‏ عُمْرِي‏ فِي شَرَهِ‏ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبلَيْتُ شَبابِي‏ فِي سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْك‏»(اقبال الاعمال/2/686)

اگر اهل اعتراف به بدی‌های خود نباشیم، کم‌کم بدی‌های ما از دید خودمان هم پنهان می‌شود

  • آدم اگر اهل اعتراف کردن به بدی‌های خودش باشد کم‌کم عیب‌های خودش را می‌بیند، اما اگر اهل اعتراف کردن به بدی‌های خودش نباشد یک فرآیندی اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود کم‌کم خودش از خودش هم پنهان شود و خودش را فقط آن‌طوری که تمایل دارد می‌بیند نه آن‌طوری که هست؛ یعنی حقیقت خودش را نمی‌بیند و به عیوب خودش نگاه نمی‌کند.
  • اگر انسان عیب‌های خودش را ببیند بنا نیست خودش به تنهایی آنها را برطرف کند بلکه این خداوند است که در صورت جدیت انسان، عیوب او را برطرف می‌کند. کافی است که انسان نفس خودش را مذمت کند و به عیوب خودش اعتراف کرده و مدام استغفار و تمنا و توسل کند و در کنار اینها یک‌مقدار هم مراقبت از نفس داشته باشد. بقیه کارها را خدا درست می‌کند.

آن چیزی که مراقبت از نفس را برای ما سخت می‌کند، انکار کردن بدی‌ها و عیوب نفس توسط خودمان است/ کسی که می‌خواهد خودش را بشناسد باید با خودش رو راست باشد و چیزی را از خودش پنهان نکند

  • فکر نکنید که مراقبت کردن از نفس در برابر بدی‌ها کار بسیار پیچیده‌ و سختی است. کافی است یک چیزهایی را رعایت کنیم؛ شبیه رعایت کردن مقررات راهنمایی رانندگی. اصلاً خداوند از ما کار پیچیده نمی‌خواهد و در قرآن کریم می‌فرماید: «خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته است؛ يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(بقره/185) آن چیزی که مراقبت از نفس را برای ما سخت می‌کند، انکار کردن بدی‌ها و عیوب نفس توسط خودمان است. لذا پیامبر اکرم(ص) فرمود: «بیشترین چیزی که بر امت خودم می‌ترسم شهوت پنهان و .. است؛ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي هَذِهِ الْمَكَاسِبُ الْحَرَامُ وَ الشَّهْوَةُ الْخَفِيَّةِ وَ الرِّبَا»(کافی/5/124)
  • لااقل چیزی را از خودمان و خدای خودمان پنهان نکنیم، اگر خواسته‌های بدی هم داریم آن بدی‌ها را به درگاه خدا اعتراف کنیم و اقرار کنیم که ما این چیزهای بد را می‌خواهیم، شاید خداوند دستی روی سر و دلمان کشید و تغییر و تحولی در ما ایجاد کرد و وضعمان درست شد. اگر می‌خواهیم به خودشناسی یا معرفت نفس برسیم، نباید بدی‌های خودمان را از خودمان پنهان کنیم. امام صادق(ع) می‌فرماید: «اینکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، منظورشان علم معرفت نفس است؛ الْعِلْمُ أَصْلُ كُلِّ حَالٍ سَنِيٍّ وَ مُنْتَهَى كُلِّ مَنْزِلَةٍ رَفِيعَةٍ وَ لِذَلِكَ قَالَ النَّبِيُّ ص طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ وَ مُسْلِمَةٍ أَيْ عِلْمِ التَّقْوَى وَ الْيَقِينِ وَ قَالَ عَلِيٌّ ع اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ‏»(مصباح الشریعه/ص13) یعنی خودشناسی واجب است و کسی که می‌خواهد خودش را بشناسد باید با خودش رو راست باشد و چیزی را از خودش پنهان نکند؛ یعنی عیوب و بدی‌های خود را انکار نکند و از خودش پنهان نکند.

بعضی‌ها شهوت پنهان خود را پشت مسلمانی کردن‌شان مخفی می‌کنند/ امان از آدم‌های مذهبی‌ای که هوای نفس پنهان دارند و اهل گریه و توبه نیستند

  • یکی از گیرهای اساسی و مهمی که بسیاری از ما داریم «هوای نفس پنهان» یا «شهوت پنهان» است. اینکه کسی شهوت پنهان خود را پشت سر مسلمانی کردن خودش مخفی کند، خیلی بد و خطرناک است. امان از انسان‌های متدینی که خودشان را نساخته‌اند و هوای نفس پنهان دارند و بدی‌های خود را انکار کرده یا توجیه می‌کنند. چون اینها عیوب پنهان خود را با آب دعا و توبه شستشو نمی‌دهند و اهل گریه و توبه و اعتراف به گناه نیستند. اگر انسان این اعتراف به بدی‌ها را پیش خودش انجام ندهد، کم‌کم بدی‌هایش روی هم تل‌انبار می‌شود و تبدیل به بیماری‌های لاعلاج روحی می‌شود. حالا اگر این شخص، در مجموعۀ بچه‌مذهبی‌ها باشد، همۀ این بدی‌ها و عیوب تل‌انبارشدۀ خود را با پوشش دینی، توجیه خواهد کرد و این خیلی خطرناک است.
  • یکی از دلایل ضعف جامعۀ اسلامی و گروه مسلمانان همین است که بعضی‌ها فقط از نظر عقیدتی مؤمن بشوند و از نظر هویت دینی جزء گروه مسلمانان و گروه اهلبیتی‌ها محسوب شوند و اهل نماز و قرآن هم بشوند، اما به همین اکتفا کنند و دیگر هیچ زحمتی برای خودسازی و مبارزه با نفس نکشند. خدا اینها را ضعیف می‌کند. آن وقت همین‌ها می‌نشینند و می‌گویند: «ما مسلمان‌ها ضعیف هستیم و کفار مدام دارند به ما ظلم می‌کنند»! در حالی که خود اینها اصلاً روی خودشان کار نکرده‌اند و قوی نشده‌اند که بتوانند جلوی این ظلم‌ها را بگیرند؛ فقط آمده‌اند عضو گروه مؤمنان و مسلمان‌ها شده‌اند. باطل که توان ضربه زدن به مؤمنین را ندارد، باطل کجا و ضربه به مؤمنین کجا؟ در حقیقت این ضربه‌ها کار خود خداست که به وسیلۀ یک یا چند گروه ضعیف باطل صورت می‌گیرد، به این دلیل که گروه مؤمنان حاضر نشده‌اند برای مبارزه با نفس خودشان زحمت بکشند و به همین که عضو گروه مؤمنان باشند، بسنده کرده‌اند؛ این ضربه‌ها برای بیدار کردن و هشیار کردن مؤمنان است.

شهوت پنهان برای امت اسلامی بسیار مهلک بوده و یکی از دلایل ریزش‌هاست

  • شهوت پنهان برای امت اسلامی بسیار مهلک و خطرناک است و یکی از دلایل ریزش‌ها نیز همین است. بعضی‌ها را می‌بینید که قبلاً آدم خوبی بوده‌اند اما بعداً سقوط می‌کنند، چون شهوت پنهان داشته‌اند. به عنوان مثال، زبیر با وجود سوابق خوبی که داشت اما به خاطر یک شهوت پنهان(حسادت پنهان) سقوط کرد. او در جریان یک مأموریتی که در زمان رسول خدا(ص) داشت یک حسادتی در قلبش نسبت به علی(ع) ایجاد شد و آن را پنهان کرد تا اینکه در اثر همان حسادت پنهان سقوط کرد. (موسوعۀ التاریخ الاسلامی، یوسفی غروی/ج4/ص620)
  • شهوت پنهان فقط منحصر به مسمانان نیست، غیرمسلمان‌ها و کافران هم می‌توانند شهوت پنهان داشته باشند. بعضی از کافران، کفر خود(عیوب خود) را پشت سر دلایل موجه و منطقی پنهان می‌کنند؛ و چنین کافرانی غالبا انسان‌های خیلی رذل و خبیث هم هستند. به عنوان مثال برخی از کافرانی که کفر خود را پشت سر دلایل موجه پنهان می‌کنند، می‌گویند: «ما به خاطر حقوق بشر با اسلام مخالفت می‌کنیم» در حالی که دروغ می‌گویند. اینها مشکل‌شان جای دیگری است، مثلاً پذیرش اسلام، دینداری، و عبادت برایشان سخت است یا اینکه نسبت به مؤمنین حسادت می‌کنند اما واقعیت را نمی‌گویند و در عوض سعی می‌کنند با بهانه‌تراشی و آوردن دلایل منطقی و فلسفی، اسلام را از چشم‌ها بیاندازند. اینها هم دارند پنهان‌کاری می‌کنند. اینها اسیر شهوات و هوای نفس خودشان هستند ولی صداقت ندارند و بدی‌های خود را توجیه می‌کنند.
  • امروزه در دانشگاه‌های غربی در حوزۀ علوم انسانی، تئوری‌های بسیاری طراحی شده است تا نظام سلطه و زندگی غلط در غرب را توجیه کنند؛ یعنی سعی می‌کنند آدم‌ها را توجیه کنند که برده شدن در مقابل نظام سلطه را بپذیرند. اینها هم از جلوه‌های عدم صداقت آنهاست. همین شهوات پنهانی وجود دارد که از درون آنها فمینیسم و بحث‌های حقوق بشری و برخی قوانین حقوقی در می‌آید.

مهمترین راه برای رهایی از شهوات پنهان اعتراف مکرر به آنها درِ خانۀ خداست/ ما نیاز به یک نوع صداقت عمیق داریم تا دچار شهوت پنهان نشویم

  • کسی که دچار شهوت پنهان است و می‌خواهد خودش را نجات دهد، باید با اعتراف مکرر به گناه و ضعف‌های و عیوب خودش به درگاه خداوند متعال، خودش را نجات دهد؛ این مهمترین راه برای رهایی از شهوات پنهان است. 
  • علت شهوت پنهان، زرنگ‌بازی و فریب‌کاری نفس انسان است، به حدی که گاهی نمی‌خواهد پیش خداوند به این شهوات اعتراف پنهان کند و گاهی نمی‌خواهد پیش خودش به آنها اعتراف کند. این نکته خیلی مهم است که ما نیاز به یک نوع صداقت عمیق داریم تا دچار شهوت پنهان نشویم و الا انسان موجود توجیه‌گری است و می‌خواهد زرنگ‌بازی در بیاورد و سر خودش و دیگران را کلاه بگذارد و این اختصاص به افراد مذهبی هم ندارد، غیرمذهبی‌ها و کافران هم این‌گونه هستند. همه باید روی خودشان کار کنند تا بدی‌های پنهان نداشته باشند؛ البته نمی‌گوییم کسی نباید بدی داشته باشد، بلکه می‌گوییم کسی نباید بدی‌ پنهان داشته باشد، یعنی بدی‌های خود را پنهان نکند و انکار نکند و پیش خودش و در خانۀ خدا به آنها اقرار کند.

از کجا بفهمیم که شهوت پنهان داریم؟ / از روی آثار شهوات پنهان: عصبانی‌ شدن‌های بی‌خود یا بیش از حد،  منفی‌بافی،  غم و اندوه بی‌جا

  • حالا از کجا بفهمیم که شهوت پنهان داریم؟ از روی آثار شهوات پنهان خودمان می‌توانیم به وجود آنها در خودمان پی ببریم. مثلاً یکی از آثار بدی‌های پنهان، عصبانی‌ شدن‌های بی‌خود است. بعضی‌ها سر یک چیزهایی، زیادی عصبانی می‌شوند(بیش از حدّ عصبانی می‌شوند) مثلاً کسی یک کاری می‌کند که شما خیلی عصبانی می‌شوید و به‌هم می‌ریزید، در حالی که واقعاً آن کار نباید شما را این‌قدر عصبانی می‌کرد. در برخی از این مواقع باید بفهمید که ایراد شما از یک جای دیگری است. باید ببینید کدام شهوتِ برآورده نشدۀ شماست که باعث عصبانیت شما شده؛ خواستۀ پنهانی که نمی‌توانید به کسی بگویید و حتی پیش خودتان هم حاضر نیستید به آن اعتراف کنید ولی برآورده نشدن آن دوست‌داشتنی پنهان، شما را به شدت عصبانی و ناراحت کرده است.
  • یکی دیگر از آثار شهوات پنهان این است که آدم منفی‌باف می‌شود. مثلاً بعضی‌ها همه‌چیز را به اوضاع و احوال مملکت ربط می‌دهند و مدام منفی‌بافی می‌کنند. به عنوان مثال وقتی می‌بینند که یک کسی از چراغ قرمز رد شده، شروع به سیاهنمایی اوضاع مملکت می‌کنند و همۀ نظام را زیر سؤال می‌برند فقط به خاطر اینکه یک نفر از چراغ قرمز عبور کرده است!
  • برخی از منفی‌بافی‌ها ناشی از حسادت است. مثلاً اگر شما نسبت به کسی حسادت داشته باشید، عیوب او را بیشتر می‌بینید و اگر حسادت خود را پنهان کرده باشید، نمی‌توانید تشخیص دهید که این منفی‌بافی شما ناشی از حسادت است.
  • یکی دیگر از آثار شهوات پنهان غم و اندوه بی‌جا و بی‌مورد است. این غم و اندوه در اثر به دست نیاوردن و نرسیدن به دوست‌داشتنی‌هایی است که انسان حتی رویش نمی‌شود بگوید من این چیزها را دوست دارم. انسان در اثر نرسیدن به شهوات پنهان، گاهی دلش می‌گیرد و غصه می‌خورد ولی نمی‌داند مشکلش از کجاست. حتی ممکن است در اثر این غصه خوردن‌ها، کم‌کم افسرده بشود.
  • دقت کنید که: «گاهی اوقات» غضب بی‌جا یا عصبانیت شدید ناشی از شهوات پنهان است، نه همیشه. یعنی این خشم و غضب، دلایل دیگری نیز می‌تواند داشته باشد لذا می‌گوییم «گاهی اوقات». مثلاً ممکن است عصبانیت و غضب بی‌مورد، ناشی از عوامل جسمی و فیزیولوژیکی انسان، یا شرایط محیط زندگی  و یا خصوصیات ژنتیک باشد. مثلاً بعضی‌ها به صورت ژنتیکی آستانۀ تحمل‌شان پایین است. اگر این موارد را کنار بگذاریم، در اغلب موارد می‌توان گفت عصبانیت بی‌جا و بیش از حدّ، ناشی از شهوت پنهان است. اگر انسان شهوات پنهان خود را ببیند و برای خودش حل کند و بین خودش و خدای خودش در میان بگذارد، خیلی راحت‌تر می‌تواند با ناملایمات و بحران‌های مختلف روبرو شود.

شهوت پنهان یعنی نفس ما قانع نشده است که از خواسته‌های بدش دل بکَند

  • نفس انسان خواسته‌های متنوع و زیادی از او دارد و برای اینکه به همۀ خواسته‌هایش نرسیده است ناراحت است، لذا سعی می‌کند این ناراحتیِ خود را یک‌جور دیگری بروز بدهد. ما نباید بگذاریم که نفس‌مان ناراحتی‌های ناشی از ناکامی‌ در برآورده شدن خواسته‌هایش را یک‌جور دیگری(مثل عصبانیت‌ بی‌‌مورد، غم و اندوه بی‌جا و ...) بروز بدهد. باید نفس خود را قانع کنیم که به این خواسته‌هایش نخواهد رسید و باید از آنها دل بکَند. شهوت پنهان یعنی نفس ما قانع نشده است که از آن خواسته‌های بدش دل بکَند، لذا مدام دارد نقشه می‌کشد و تلاش می‌کند تا از یک ‌طریقی به آن خواسته‌های بد و پنهانش برسد. حالا دلی که این‌طور باشد، آیا به دنبال خدا خواهد رفت؟! این دل اصلاً جایی برای خدا ندارد.
  • اگر در ابتدای این بحث تأکید می‌کردیم که هر کسی باید فلسفۀ رنج کشیدن در این دنیا را برای خودش حل کند(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَد؛ بلد/4)، به خاطر این بود که پذیرش این مسأله موجب می‌شود جلوی شهوات پنهان ما گرفته شود. باید مدام به خودمان بگوییم که در این دنیا نمی‌شود به همۀ خواسته‌هایت برسی لذا بی‌خود روی خواسته‌هایت پافشاری نکن و درِ خانۀ خدا به خواسته‌های پنهانی نفس خودت اعتراف کن. اگر این مسأله را برای خودمان حل کنیم دیگر بر روی برخی از دوست‌داشتنی‌های خودمان اصرار نخواهیم داشت.
  • یک روایت بسیار جالب دربارۀ شهوت پنهان این است که رسول خدا(ص) می‌فرماید: «اگر کسی دوست داشته باشد فردا زندگی کند، یعنی دوست دارد همیشه زندگی کند؛ مَنْ كَانَ يَأْمُلُ أَنْ يَعِيشَ غَداً فَإِنَّهُ يَأْمُلُ أَنْ يَعِيشَ أَبَدا»(کنزالفوائد/1/62) اما اگر از چنین کسی بپرسید که آیا دوست داری همیشه زندگی کنی؟ او می‌گوید: نه! در صورتی که واقعاً این خواسته را دارد ولی آن را پنهان کرده است و حتی خودش هم نمی‌داند که این خواسته را دارد.

یکی از مهمترین عوامل پنهان شدن هوای نفس، اصرار به بدی و گناه است/ کسی که بدی خود را پنهان می‌کند یعنی اصرار بر نگه‌داشتن آن بدی دارد

  • یکی از مهمترین عوامل پنهان شدن هوای نفس و شهوات در وجود انسان، اصرار بر بدی و گناه است. اگر کسی اهل پنهان کردن بدی‌هایش نباشد یکی از لوازمش این است که بر آن بدی‌ها اصرار ندارد. استغفار و توبه، اصرار بر گناه را از بین می‌برد. کسی که بدی خود را پنهان می‌کند و آن را انکار می‌کند معنایش این است که اصرار بر نگه‌داشتن آن بدی دارد.
  • اگر روی برخی از دوست‌داشتنی‌های پنهان خودت زیادی اصرار داشته باشی، به یک شهوت پنهان یا هوای نفس پنهان تبدیل می‌شود که بقیه زندگی تو را به‌هم می‌ریزد و نمی‌توانی بفهمی که چرا زندگی‌ات به‌هم خورده است.
  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «بزرگترین گناهان نزد خداوند گناهی است که صاحبش روی آن اصرار داشته باشد؛ أَعْظَمُ‏ الذُّنُوبِ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ ذَنْبٌ أَصَرَّ عَلَيْهِ عَامِلُه»(غررالحکم/201) متاسفانه نگاه عموم مردم به بزرگ بودن گناه، این‌طوری نیست، یعنی گناه را به خاطر حجم جنایتش بزرگ می‌دانند ولی طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) باید این نگاه تغییر پیدا کند.‏ اصرار نداشتن روی گناه به چیست؟ به این است که توبه و استغفار کنیم و به درگاه خدا اعتراف کنیم که «من این مشکل را دارم» و از خدا برای رفع آن کمک بگیریم. اگر به گناه خود اعتراف نکنیم و آن را پنهان کنیم معنایش این است که بر گناه خودمان اصرار داریم.
  • پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «چهار چیز در گناه هست که بدتر از خودِ گناه است؛ گناه را کوچک شمردن، به آن گناه افتخار کردن، همدیگر را به گناه بشارت دادن، اصرار داشتن به گناه؛ أَرْبَعَةٌ فِي‏ الذَّنْبِ‏ شَرٌّ مِنَ الذَّنْبِ الِاسْتِحْقَارُ وَ الِافْتِخَارُ وَ الِاسْتِبْشَارُ وَ الْإِصْرَار»(مستدرک‌الوسایل/11/349) این چهار مورد از خود گناه هم بدتر هستند.

امام باقر(ع): اصرار بر گناه این است که کسی گناه کند ولی استغفار نکند و پیش خودش هم نگوید که من باید توبه کنم

  • امام محمد باقر(ع) ضمن بیان این آیه شریفه که می‌فرماید «چه کسی جز خداوند گناهان را می‌بخشد؟ گناهان کسانی را می‌بخشد که اصرار بر گناه ندارند؛ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»(آل‌عمران/135) در تعریف اصرار می‌فرمایند: «اصرار این است که بنده، گناه کند ولی استغفار نکند و پیش خودش هم نگوید که من(اشتباه کرده‌ام و) باید توبه کنم؛ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ‏ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏ قَالَ الْإِصْرَارُ أَنْ‏ يُذْنِبَ‏ الْعَبْدُ وَ لَا يَسْتَغْفِرَ وَ لَا يُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِالتَّوْبَةِ فَذَلِكَ الْإِصْرَار»(تفسیر عیاشی/1/198) گاهی اوقات ما غیبت می‌کنیم ولی بعدش نمی‌گوییم که ما اشتباه کرده‌ایم و باید توبه کنیم، بلکه گناه خودمان را توجیه می‌کنیم و می‌گوییم: «آن کسی که غیبتش را کردم، حقش همین است، من کار درستی کردم...» همین می‌شود اصرار به گناه.
  • امام رضا(ع) می‌فرماید: «گناهان کوچک راهی به سوی گناهان بزرگ هستند، و کسی که در کم از خدا نترسد در زیاد هم از خدا نمی‌ترسد؛ الصَّغَائِرُ مِنَ‏ الذُّنُوبِ‏ طُرُقٌ إِلَى الْكَبَائِرِ وَ مَنْ لَمْ يَخَفِ اللَّهَ فِي الْقَلِيلِ لَمْ يَخَفْهُ‏ فِي الْكَثِيرِ»(عیون اخبار الرضا(ع)/2/180) کسی که در گناهان کوچک از خدا نترسد در گناهان بزرگ هم از خدا نخواهد ترسید و هر جنایتی از او برمی‌آید. اگر کسی نمی‌خواهد به این مرحله برسد، باید از گناهان کوچک خودش هم استغفار کند و نگذارد کارش به آن‌جاها برسد.

اصرار بر گناهان کوچک انسان را از ولایت اهل‌بیت(ع) خارج کرده و وارد پذیرش ولایت دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌کند

  • امام زین العابدین(ع) می‌فرماید: «بترسید از گناهانی که کم (کوچک) هستند اما صاحبش بر آن گناه اصرار دارد، چون اصرار بر گناهان کوچک آدم را به خروج از ولایت اهل‌بیت(ع) می‌کشاند و وارد پذیرش ولایت دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌کند؛ َ إِيَّاكُمْ وَ الذُّنُوبَ الَّتِي قَلَّ مَا أَصَرَّ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا إِلَّا أَدَّاهُ إِلَى الْخِذْلَانِ- الْمُؤَدِّي إِلَى الْخُرُوجِ عَنْ وَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الطَّيِّبِينَ مِنْ آلِهِمَا، وَ الدُّخُولِ فِي مُوَالاةِ أَعْدَائِهِمَا»(مستدرک الوسائل/12/101)
  • پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «هیچ چیزی از بدی را کم نشمارید حتی اگر در چشمان شما کوچک به نظر برسد... هیچ گناه کوچکی با اصرار، دیگر کوچک نیست؛ لَا تُحَقِّرُوا شَيْئاً مِنَ الشَّرِّ وَ إِنْ صَغُرَ فِي أَعْيُنِكُمْ ...وَ لَا صَغِيرَةَ مَعَ الْإِصْرَار»(من‌لایحضره الفقیه/4/18) تحقیر و کوچک‌شمردن گناه و اصرار بر گناه موجب می‌شود کم‌کم بدی‌های ما از چشم ما پنهان بشوند، لذا باید اینها را جلوی چشم خودمان بیاوریم و بین خود و خدای خود در میان بگذاریم و از آنها استغفار کنیم تا پاک بشویم.
  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «وقتی گناه را بزرگ شمردی در واقع خدا را بزرگ شمرده‌ای، و هر وقت گناه را کوچک شمردی در واقع خدا را کوچک شمرده‌ای، چون حق خداوند هم در گناه کوچک و هم در گناه بزرگ هست، و تو به این حق بی‌احترامی کرده‌ای، و هیچ گناه بزرگی نیست مگر اینکه آن گناه را بزرگ بشمری و خداوند آن را کوچک بشمرد (و راحت ببخشد) و هیچ گناه کوچکی نیست که تو آن را کوچک بشماری و خداوند متعال آن را بزرگ بشمارد؛ إِذَا عَظَّمْتَ‏ الذَّنْبَ‏ فَقَدْ عَظَّمْتَ اللَّهَ وَ إِذَا صَغَّرْتَهُ فَقَدْ صَغَّرْتَ اللَّهَ لِأَنَّ حَقَّهُ فِي الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ وَ مَا مِنْ ذَنْبٍ عَظِيمٍ عَظَّمْتَهُ إِلَّا صَغُرَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا مِنْ صَغِيرٍ صَغَّرْتَهُ إِلَّا عَظُمَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»(الجعفریات/237) وقتی گناه را بزرگ بشماری و آن را یک جنایت خیلی بزرگ بدانی این در واقع احترام تو نسبت به خداوند است.
  • وقتی انسان گناهی مرتکب شود ولی فکر کند کار چندان بدی نکرده است، این آغازی برای پنهان کردن عیوب و بدی‌هایش است. لذا وقتی به چنین کسانی گفته شود که باید توبه کنید، می‌گویند: از کدام گناه توبه کنم؟! مگر من گناهی مرتکب شده‌ام، مگر من عیبی دارم؟! اینها آدم‌های بیماری هستند که خودشان را سالم می‌دانند. باید سعی کنیم این روحیۀ بسیار بد را نداشته باشیم که عیوب خود را از خودمان پنهان کنیم، و همیشه نسبت به نفس خودمان گمان بد(سوء ظن نسبت به نفس) داشته باشیم.

منبع:رجانیوز

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام
خشيت (خوف در مقابل عظمت پروردگار متعال) نتيجه و اثر علم است، و علم از اشعه معرفت و قلب ايمان است (و معرفت شناسائى تحقيقى و دقيق است). 

و كسى كه از خشيت محروم است، عالم نخواهد بود؛ اگر چه موى را به متشابهات علم بشكافد، و چنان در علوم متداوله و اصطلاحات علميه استاد باشد كه به تمام فروع و شقوق و جزئيات مسائل آگاه باشد. 
خداوند متعال مى ‏فرمايد: اينست كه تنها علماء هستند كه در مقابل عظمت و جلال پروردگار متعال خشيت پيدا مى‏ كنند.

و براى علماء ده نوع آفت و گرفتگى پيدا مى‏ شود: 
1.صفت طمع: كه به آنچه دارد و به آنچه از راه مشروع به دست مى‏ آيد قناعت نكرده، و به مال و عنوان و ملك ديگران طمع بورزد. 
2.صفت بخل: كه راضى نشود ديگرى از مال و علم و عنوان و مقام ظاهرى و معنوى او استفاده كند. 
3.ريا: كه علم و عبادت و محاسن اعمال و محامد صفات خود را بخواهد به ديگران نشان داده، و نيت او آلوده باشد. 
4.عصبيت: در آراء و عقايد و افكار و اعمال خود، صفا و حريت و حقيقت و روحانيت را كنار گذاشته، و روى خيالات موهوم و وابستگى‏ هاى ظاهرى و انتساب عرفى و اسم و شهرت و علايق ديگر، خود را محدود و مقيد كرده، و از روش مخصوص و افكار و اعمال معينى طرفدارى كند. 
5.حب مدح: كه هدف او در همه رفتار و گفتار و كردار بزرگداشت خود و عنوان و اسم و رسم پيدا كردن باشد.
6.وارد شدن و بحث از مسائلى كه در آنها و فهميدن حقيقت آنها براى او محال است، و نتيجه‏ اى به جز انحراف فكرى ندارد، مانند بحث از جزئيات و خصوصيات عالم آخرت، يا مقامات معنوى كه هنوز از آن مراحل اطلاعى ندارد، نفيا يا اثباتا. 
7.تكلف در سخن گفتن و يا نوشتن: كه عادت به تزيين كلام و عبارت- پردازى و قافيه سازى و مجاز گويى پيدا كرده، و توجه او از حقيقت و معنى منحرف گشته، و به ظواهر بپردازد. 
8.حياء نداشتن: در مقابل حركات ناشايست و اعمال زشت و كارهاى نامشروع و نامناسب كه كاملا بى ‏پروا و بى‏ باك باشد، و هيچ گونه آداب و ظواهر احكام و برنامه دينى و اخلاقى را رعايت نكند. 
9.افتخار: روى عناوين و جهات دنيوى و امور مادى افتخار و مباهات نمودن، و خود را به ديگران امتياز دادن و بالا بردن. 
10.سستى كردن در مقام عمل: كه به دانسته خود عمل نكند، و از علم خود نتيجه و ثمر عملى نگيرد، و روش و كردار او بر خلاف علم او باشد. 

حضرت عيسى(ع) فرمود: شقى‏ ترين و بدترين مردم آن كسى باشد كه در ميان مردم با علم و فضل شهرت پيدا كرده، ولى در مقام عمل مقصر و سست و مجهول باشد.


پی نوشت:
مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى،ص276.
منبع:افکار

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

امام باقر(ع) فرمود: «همانا مومن كسى است كه چون راضى و خرسند باشد، رضایتش او را به گناه و باطلى وارد نكند و چون ناراضى شود از سخن حق خارجش نكند، و كسى است كه چون قدرت یابد، قدرتش او را به آنچه حق ندارد نكشاند.»

سه مولفه ارزشمند انسان‌های مومن اشاره کنیم هدف از شرح این حدیث ارزشمند در واقع واقف شدن و معرفت پیدا کردن به شاخصه‌های ارزشمند مومنین واقعی می‌باشد.

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا الْمُۆْمِنُ الَّذِی إِذَا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِی إِثْمٍ وَ لَا بَاطِلٍ‏ وَ إِذَا سَخِطَ لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ وَ الَّذِی إِذَا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إِلَى التَّعَدِّی إِلَى مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍ‏.[1]

امام باقر(ع) فرمود: همانا مومن كسى است كه چون راضى و خرسند باشد، رضایتش او را به گناه و باطلى وارد نكند و چون ناراضى شود از سخن حق خارجش نكند، و كسى است كه چون قدرت یابد، قدرتش او را به آنچه حق ندارد نكشاند

شاخصه اول: رضایت و خشنودی ضابطه‌مند

اولین مولفه و شاخصه‌ای که امام باقر(ع) برای انسان‌های مۆمن بر می شمرند رضایت ضابطه‌مند است؛ به این معنا که یک انسان مومن هرگاه از چیزی یا کسی رضایت و خشنودی داشته باشد این رضایت و خشنودی و دوستی او موجب نزدیک شدنش به گناه نمی‌شود، بلکه این خشنودی و رضایت در دایره شرع و عقل قرار دارد.

به طور ساده تراین مومنین هیچ‌گاه به خود اجازه نمی‌دهد که به گناه و باطلی خشنود شوند. و به ناحقی گرایش داشته باشند در واقع محبت آن‌ها به چیزی موجب کور شدن دید حق بین و بصیرت آن‌ها نمی‌شود حضرت می‌فرماید: « إِنَّمَا الْمُومِنُ الَّذِی إِذَا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِی إِثْمٍ وَ لَا بَاطِلٍهمانا مۆمن كسى است كه چون راضى و خرسند باشد، رضایتش او را به گناه و باطلى وارد نكند»

شاخصه دوم: خشم او از حق دور نمی‌کند

در بسیار از موارد انسان‌ها با چیره شدن خشم و غضب بر آن‌ها نمی‌توان حق را آن‌چنان که هست بینند، از این رو خشم و غضب آن‌ها را از دایره‌ی حق خارج  می‌سازد، در واقع این افراد با هوای نفس خود تصمیم می‌گیرند از این رو در آداب و سنن اسلامی بر کنترل خشم تاکید فراوان شده است، چنانکه سفارش شده است در هنگام خشم و غضب هیچ‌گونه تصمیم را اتخاذ نکنید. یا اگر خشمگین شدید خشم شما را از حق دور نسازد « وَ إِذَا سَخِطَ لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقّچون ناراضى شود از سخن حق خارجش نكند».

رسولُ اللّه(ص) : إنَّ لِجَهنّمَ بابا لا یَدخُلُها إلاّ مَن شَفا غَیظَهُ بِمَعْصیةِ اللّه ِ تعالى[2] پیامبر خدا(ص) : جهنّم را درى است كه كسى از آن وارد نمی‌شود، مگر آن كه با معصیت خدا خشم خود را فرو نشانده است» .

شاخصه سوم: در هنگام قدرت و توانایی عادل است

از جمله مهم‌ترین و زیباترین شاخصه‌ های رفتاری انسان‌های مۆمن این است که حتی در زمان قدرت و تمکن از عدالت تجاوز نمی‌کنند از این رو رفتارهای خود را بر اساس تقوای الهی و با تکیه بر عدالت تنظیم می‌کنند به طوری که هیچ‌گاه از موازین الهی تعدی نمی‌کنند،لذا امام باقر(ع) در توصیف مومنین واقعی می‌فرماید:

«إِذَا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إِلَى التَّعَدِّی إِلَى مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍكه چون قدرت یابد، قدرتش او را به آنچه حق ندارد نكشاند

امام علی(ع) : آفةُ العَدلِ الظّالمُ القادرُ[3] امام على(ع) : آفت عدالت، ستمگرِ قدرتمند است

نکته ها:

1-انسان‌های مومن هیچ‌گاه از دایره رضایت الهی قدمی فراتر نمی‌نهند و هیچ‌گاه برای رضایت دیگران خشم خدا را برای خود به جان نمی‌پذیرند.

2-افراد مومن روابط و رفتارهای خود را بر مبنای عدالت و تقوای الهی پایه‌ ریزی می‌کند ازاین رو هیچ‌گاه در زمان قدرت و تمکن از عدالت عدول نمی‌کنند.

3-اساس و رفتار و گفتار خود را بر اساس و مبنای حق و اطاعت و پیروی از حق تنظیم می‌کنند.

 

پی نوشت ها:

[1]كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الكافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. الكافی؛ ج‏2 ؛ ص234

[2] تنبیه الخواطر : 1/121

[3] غرر الحكم : 3953

منبع:جام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج