تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام


نشاط عید هم از دوریت غم انگیز است

بیا اگر تو نباشی بهار پائیز است

چگونه خنده کند آنکه در فراق رخت

همیشه کاسۀ چشمش ز اشک لبریز است

به رونمای جمالت چه آورم با خود

که جان هر دو جهان در بهاش ناچیز است

سحر گهان که تو را می زنم صدا مهدی

ز نکهت نفسم صبح عطر آمیز است

لبی که وصف تو گوید چو صبح خندانست

دلی که یاد تو باشد چو گل سحر خیز است

چگونه کوه گناهم ز پا در اندازد

مرا که رشتۀ مهر تو دست آویز است

خط امان من از فیض دست بوسی تو است

چه بیم دارم اگر تیغ آسمان تیز است

جحیم با تو بهشت گل است میثم را

بهشت اگر تو نباشی ملال انگیز است

غلامرضاسازگارا


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

 

آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در گفت‌وگو با خبرنگار آئین و اندیشه

خبرگزاری فارس درباره دعای تحویل سال و راه‌های رسیدن به «احسن الحال» اظهار داشت: باید توجه داشت احسن الحالی که در دعای تحویل سال ذکر شده است مقصود از آن چیست.

وی با اشاره به وقوع تحول در حالات انسان، نظام طبیعت و نظام خلقت الهی گفت: این تحولات از دوران طفولیت، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و کهنسالی در درون ما وجود دارد؛ انسان گاهی در امنیت، گاهی در حالت ترس، گاهی غصه‌دار و گاهی اوقات شاد، بیمار یا سالم است. در نظام عالم خلقت نیز گاهی طلوع و گاهی غروب خورشید است و گاهی بهار و گاهی زمستان و این تحولات به عناوین و مراتب مختلف هست.

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم تصریح کرد: «احسن الحال» یعنی آن حال ثابتی که هیچ یک از این تحولات در انسان، دگرگونی ایجاد نکند و آن هم حال اولیاء و کسانی است که در این تحولات مشغول نمی‌شوند، کسی که غرق در این تحولات شود حتماً در پاییز غصه‌دار بوده و در بهار نیز مشغول کار و سرخوش به بهار است.

وی عنوان کرد: اگر انسان، فارغ از این امور در هر حالتی، جلوه‌ای از جمال و صنع حکمت الهی را ببیند به جای مشغول شدن به این حالات به حضرت حق مشغول می‌شود از این رو در هر وضعیت و موقعیتی که قرار داشته باشد؛ بیماری یا سلامت، امنیت و یا خوف، دیگر برای او تفاوتی نخواهد کرد بلکه هر یک از آنها آیتی از آیات خداوند هستند و در تمامی احوال به خداوند متعال توجه دارد.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به دعای عرفه امام حسین(ع) گفت: حضرت سیدالشهدا(ع) می‌فرمایند: خدایا من از تو می‌خواهم که اختلاف آثار، اینکه بهار تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به بهار، شب تبدیل به روز و ... می‌شود در این تحولات و دگرگونی، من از هیچ یک از احوال و حالات از تو غافل نباشم. اگر می‌خواهی خودت را در همه امور برای من معرفی کنی به گونه‌ای که در هیچ چیز از تو غافل نباشم و از دگرگونی آثار متوجه شدم که هرچه می‌بینیم در همان مشاهده و در همان دیده متحول، حضور تو را درک کنم.

* «احسن الحال» اشتغال به حضرت حق در همه احوال و انجام وظایف بندگی است

میرباقری خاطرنشان کرد: بنابراین اگر این تحولات ما را به درجه‌ای برساند که ظهور حضرت حق را ببینیم و در همان حال آرام بوده و مشغول به حضرت حق شویم و وظیفه خود را انجام دهیم این «احسن الحال» است و احسن حال همان اشتغال به حضرت حق در همه احوال و انجام وظایف عبودیت و بندگی است.

استاد درس خارج ولایت فقیه ادامه داد: راه رسیدن به احسن الحال این است که انسان وقتی بهار فرا می‌رسد متوجه شود که یک نفس رحمانی در عالم طبیعت دمیده و عالم را زنده کرده و حقیقت بهار، همان نفس رحمان الهی است.

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی گفت: بهار حاصل فعل و انفعالات طبیعی نیست بلکه یک نفس رحمانی از عالم بالا دمیده می‌شود و ظهور پیدا می کند و در نتیجه بهار حاصل می شود از این رو آنچه که سرچشمه حیات است بهار حقیقی نیز آنجاست اگر انسان توجه به حضور ولی و خلیفه خداوند داشته باشد در واقع بهار، شأنی از شئون او و تصرفی از تصرفات در عالم طبیعت است.

وی اظهار داشت: اگر انسان به دنبال بهار حقیقی است و می‌خواهد یک حیات طیبه در زندگی‌اش جاری شود و به دوران بهار خویش برسد باید رو به ولی خدا کند؛ تعبیری که در زیارت حضرت ولی عصر(عج) آمده، ایشان «ربیع الانام» است و قبل از عصر ظهور، بهار حقیقی عالَم اتفاق نخواهد افتاد، بلکه این بهار آیه و نشانه‌ای از آن بهار حقیقی است که در تاریخ انسانی تا قبل از رسیدن به عصر ظهور اتفاق نمی‌افتد.

میرباقری یادآور شد: اگر فصل بهار، ما را به آن دوران هدایت کند و ما نیز منتظر و آماده دستیابی به دوران ظهور شویم، در واقع این همان احسن الحالی است که باید در درون انسان شکل بگیرد.

وی در پایان عنوان کرد: نکته نهایی در خصوص رسیدن به احسن الحال این است که باید توجه داشت یک سال از عمر ما گذشت و در آستانه ورود به سال جدید هستیم که لازم است با یک محاسبه، مراقبه و یک تکلیف جدید، سال نو را آغاز کنیم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

در اینکه اسلام در برابر عید نوروز چه موضعى دارد، میان صاحب‌نظران گفتگوست. از برخى روایات، اهمیت این روز به عنوان یکى از روزهاى نجات امّت‌ها استفاده مى‌شود.


مرحوم «علاّمه مجلسى» در کتاب «زادالمعاد» مى‌گوید: به سندهاى معتبر از «معلّى بن خنیس» نقل شده است که در روز «نوروز» به محضر امام صادق علیه‌السلام شرفیاب شدم. حضرت به من فرمود: آیا این روز را مى‌شناسى؟ گفتم: فدایت شوم! این روزى است که ایرانیان آن را بزرگ مى‌شمارند، و در این روز براى یکدیگر هدایا مى‌فرستند. امام علیه‌السلام فرمود: این تعظیم و بزرگداشت، به سبب امورى است که از قدیم بوده است که اکنون تفسیر و شرح آن را براى تو بازگو مى‌کنم. (به علاوه حوادث مطلوب دیگرى در این روز اتفاق افتاده است).

سپس امام علیه‌السلام به طور مشروح این امور را ذکر کرد: از جمله فرمود: نوروز، روزى است که خداوند متعال، در آن روز، از ارواح بندگانش پیمان گرفت که او را به یگانگى بپرستند و براى او شریکى قرار ندهند، و به پیغمبران و امامان معصوم علیهم‌السلام ایمان آورند.

این روز، روزى است که طوفان حضرت نوح علیه‌السلام فرونشست و کشتى آن حضرت بر کوه «جودى» قرار گرفت.

نوروز روزى است که رسول خدا صلى الله علیه وآله بت‌هاى کافران قریش را در مکّه شکست و پیش از آن حضرت ابراهیم علیه‌السلام نیز، در این روز بتهاى کافران را درهم شکست.

در این روز، رسول خدا صلى الله علیه وآله به اصحاب خود امر کرد که با على علیه‌السلام به عنوان امیرمؤمنان بیعت کنند (اشاره به این است که روز عید غدیر مصادف با ایام نوروز بوده است).

نوروز، روزى است که قائم آل محمّد علیه‌السلام ظاهر خواهد شد.

آنگاه فرمود: هیچ روز نوروزى نیست مگر آن که ما در آن روز انتظار فرج مى‌کشیم، زیرا از روزهاى ما و شیعیان ما است. آن روز را، مردم عجم حفظ کردند و حرمت آن را نگه داشتند، ولى شما مردم عرب آن را ضایع ساختید. (آنگاه امام اعمالى را براى این روز بیان فرمودند که ذکر خواهد شد).

ولى چون شخص «معلّى بن خنیس» از نظر علماى رجال زیر سؤال است تکیه بر این روایت آسان نیست.

امّا با توجه به اینکه عید نوروز یک عید طبیعى در جهان آفرینش است; فصل زمستان پایان مى‌گیرد، بهار همراه با حیات طبیعت به فرمان خدا شروع مى‌شود، شکوفه‌ها و برگها و گلها بر شاخسار درختان آشکار مى‌گردد و نشاط و جنبش و حرکت در تمام عالم حیات آغاز مى‌شود، همگام و همراه شدن با این پدیده عالمِ آفرینش، همگامى با سنّت‌هاى الهى است.

نکته قابل توجّه این که مراسمى در نوروز میان مردم معمول است و به شکل سنّت ملّى در میان ایرانیان و کشورهاى دیگرى درآمده که قسمت قابل ملاحظه‌اى از آن، در شمار امورى است که اسلام بر آن، (به صورت کلّى) تأکید نهاده است. مانند: نظافت، خانه تکانى، کمک به ارحام و بستگان و افراد نیازمند و آبرومند براى تهیّه لباس و وسایل اوّلیّه زندگى که در سالهاى اخیر در کشور ما ایران به صورت سنّت «هفته نیکوکارى» درآمده است و بسیار پرثمر و مفید است.

دید و بازدید و صله رحم و ملاقات دوستان و رفع کدورتها و بیرون ریختن غم و اندوهها از دل و آماده شدن براى فعّالیّت‌هاى مختلف ثمربخش در سال نو، و مانند اینها، این امور و مانند آن جنبه‌هاى مثبت مراسم نوروزى است.

ولى گاه پاره‌اى از آداب و رسوم شرک آلود، یا گناه آلود دیده مى‌شود که افراد باایمان و خردمند باید آنها را ترک گویند، مانند آتش افروختن در شب چهارشنبه آخر سال (به نام چهارشنبه سورى) و دست زدن به کارهاى خطرناکى که همه سال ضایعه‌هاى زیادى براى جوانان و نوجوانان به بار مى‌آورد و امثال آن.

در مجموع، عید نوروز و مراسم آن، هم به خاطر بعضى روایات و هم به خاطر آثار مثبتى که دارد، نباید حذف شود، ولى باید بعضى از مراسم منفى و ناپسندِ آن را کنار گذاشت. این است روش اولوالالباب و صاحبان اندیشه!

اعمال عید نوروز

مرحوم «علاّمه مجلسى» در کتاب «زادالمعاد» آورده است که امام صادق علیه‌السلام براى نوروز، اعمالى را به معلّى بن خنیس آموخت و به او فرمود:

چون روز نوروز شود، غسل کن و بهترین لباس‌هاى خود را بپوش و خود را کاملاً خوشبو کن (و اگر توانستى) آن روز را روزه بدار و پس از نمازهاى ظهر و عصر و انجام نافله‌هاى آن، چهار رکعت نماز بخوان (هر دو رکعت به یک سلام) و در رکعت اوّل بعد از سوره حمد، ده مرتبه سوره «إنّا أنزلناه» را بخوان و در رکعت دوم بعد از سوره حمد 10 مرتبه سوره قُل یا أیّها الکافرون را در رکعت سوم بعد از سوره حمد ده مرتبه سوره قل هو الله را بخوان و در رکعت چهارم بعد از سوره حمد، 10 مرتبه سوره‌هاى «قُل أعوذ بِرَبِّ الْفَلَق و قُل أعُوذ بِرَبِّ النّاس» را بخوان. بعد از نماز به سجده شکر برو، و این دعا را بخوان:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد الاْوْصِیآءِ الْمَرْضِیِّینَ، وَعَلى جَمِیعِ

خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد آن اوصیاى پسندیده و بر همه

اَنْبِیآئِکَ وَرُسُلِکَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِکَ، وَبارِکْ عَلَیْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَکاتِکَ،

پیمبران و رسولانت به بهترین درودها و برکت ده بر ایشان به بهترین برکتهایت

وَصَلِّ عَلى اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ، اَللّـهُمَّ بارِکْ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،

و درود فرست بر ارواح و اجسادشان خدایا برکت ده بر محمّد و آل محمّد

وَبارِکْ لَنا فى یَوْمِنا هذَا، اَلَّذى فَضَّلْتَهُ وَکَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَعَظَّمْتَ خَطَرَهُ،

و برکت ده به ما در این روز که آن را برترى داده و گرامیش کرده و شرافتش دادى و مقامش را بزرگ کردى

اَللّـهُمَّ بارِکْ لى فیـما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ، حَتّى لا اَشْکُرَ اَحَداً غَیْرَکَ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقِى یا ذَا الْجَلالِ وَالاْکْرامِ

خدایا برکت ده به من در آنچه به من تفضل کرده‌اى تا که هیچ کس را جز تو سپاس نگذارم و روزیم را وسیع گردان اى صاحب جلالت و بزرگوارى

اَللّهُمَّ ما غابَ عَنّى فَلا یَغیبَنَّ عَنّى عَوْنُکَ وَحِفْظُکَ، وَما فَقَدْتُ مِنْ شَىْء، فَلا تُفْقِدْنِى عَوْنَکَ عَلَیْهِ، حَتّى لا اَتَکَلَّفَ ما لا اَحْتاجُ اِلَیْهِ، یا ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ.

خدایا هر چه از من پنهان شده مبادا کمک و نگهدارى تو از من پنهان شود و هر چه را گم کرده‌ام مبادا یارى خویش را بر آن از من گم کنى تا خود را به زحمت نیندازم درباره آنچه را بدان نیازمند نیستم اى صاحب جلالت و بزرگوارى.

دعای تحویل سال

همچنین در برخى از کتب وارد شده است که در وقت تحویل سال این دعا را که مضمون خوب و سازنده‌اى دارد، بخوانند:

یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاْبْصارِ، یا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ، یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالاْحْوالِ، حَوِّلْ حالَنا إلى اَحْسَنِ الْحالِ.

اى کسى که تحوّل دل‌ها و گردش چشم‌ها در دست توست. اى تدبیر کننده شب و روز و اى تغییر دهنده سال و حال، حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى‌افزاید: بعضى روایت کرده‌اند که این دعا را نیز، در روز نوروز، به عدد ایّام سال بخواند:

اَللّهُمَّ هذِهِ سَنَةٌ جَدیدَةٌ، و اَنْتَ مَلِکُ قَدیم، اَسْألُکَ خَیْرَها وَ خَیْرَ ما فیها، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّها وَ شَرِّ ما فیها، وَ اَسْتَکْفیکَ مَؤُونَتَها وَ شُغْلَها، یا ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ.

خداوندا! این سال نوى است و تو سلطان همیشگی و ازلی هستی. از تو خیر آن و خیر آنچه در آن است را مى‌خواهم و به تو از شرّ آن و شرّ آنچه در آن است، پناه مى‌برم و حلّ مشکلات آن را از تو مى‌خواهم اى ذوالجلال و الاکرام.

البتّه اگر نتواند به این مقدار بخواند به هر مقدار که بتواند به قصد قربت مطلقه بخواند، خوب است.

همچنین مى‌توان دعایى که در اوّل ماه رمضان نقل شده است را، در اوّل سال شمسى به قصد قربت مطلقه خواند.

منبع: مفاتیح نوین، آیت الله مکارم شیرازی

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

به نقل از فارس، آیت‌الله محمدعلی جاودان، استاد حوزه و دانشگاه و از علمای برجسته اخلاق تهران به مناسبت فرا رسیدن ایام نوروز توصیه‌هایی را بیان کرد.

آیت‌الله جاودان از علمای اخلاق تهران در توصیه‌های اخلاقی ویژه نوروز بر «ترک گناه، پرهیز از غیبت‌کردن، صله رحم، دستگیری از اقوام و نیازمندان و سنت حسنه قرض» تأکید می‌کند و معتقد است رعایت این موارد شادمانی و آبادانی را در پی دارد.

فیلم تبریک و توصیه‌های نوروزی آیت‌الله جاودان را که در کنار بارگاه امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف بیان شده است، از لینک زیردانلود نمایید....

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

به نقل از قدس آنلاین، علامه در 12 سالگی نزد برادران بزرگوارش درس را آغاز کرد و در سن شانزده سالگی (1311 ق) برای ادامه تحصیل عازم اصفهان گردید و در مدرسه ی الماسیه سکنی گزید. ایشان در دورانی که در اصفهان مشغول تحصیل بودند، با آیت الله حسین بروجردی، هم درس و هم مباحثه بودند و آیت الله بروجردی، چه هنگامی که در بروجرد بودند و چه هنگامی که به قم هجرت نمودند، نامه هایی به ایشان می نوشتند و درباره ی بعضی از مسائلِ مشکل و حوادث که واقع می شد، از ایشان کمک می گرفتند.

آیت الله محمد حسین نائینی برای ایشان ارزشی فوق العاده قائل بودند و در واقع علامه گلپایگانی نقش مشاور علمی مرحوم نائینی را داشتند و آنچه موید این مطلب است، اجازه اجتهادی است که مرحوم نایینی به ایشان دادند و از ایشان به عنوان حجت الاسلام یاد کردند و این در حالی است که مرحوم نایینی چنین عنوانی را برای کمتر کسی به کار می بردند و سرانجام پس از رحلت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در سال 1365 ق، آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی به مقام مرجعیت شیعه نائل آمدند.

در میان منابع کراماتی چند به علامه گلپایگانی نسبت داده اند ولی شاید یکی از موثق ترین آن ها، حکایتی باشد که خود ایشان به این نحو بیان کرده اند؛ ایشان فرموده است: روزی برای زیارت اهل قبور در نجف اشرف به وادی السلام رفتم. پس از ادای فریضه ی ظهر از شدت گرما در میان وادی در زیر یک چهارطاقی نشستم. همین که نشستم و شَطَب (چپق کوچک) خود را روشن کردم که قدری استراحت کنم، دیدم دسته ای از ارواح با بدترین وضع به سوی من آمدند در حالی که لباس هایی پاره و کثیف و آلوده بر تن داشتند و التماس می کردند که آقا بیا و به فریاد ما برس و ما را شفاعت کن!

این ارواح متعلق به قبوری بودند که در میان آن قبور نشسته بودم و همه از شیوخ و بزرگان عرب بودند و در دنیا دارای نخوت و تکبر و جاه طلبی بود و در التماس خود پیوسته اصرار می نمودند و التجا داشتند.

من هم اوقاتم تلخ شد و همه را رد کردم و گفتم: ای بی انصاف ها، شما در دنیا زندگی کردید و مال مردم را خوردید و جنایت کردید، حق ضعیف و یتیم و هر بی نوایی را ربودید و ما هر چه فریاد کشیدیم گوش ندادید، حالا آمدید می گویید شفاعت کن؟
بروید گم شوید. و همه را رد کردم و پراکنده شدند.

منابع:
1- حسینی تهرانی، محمدحسین. معادشناسی، جلد 2.
2- باقرزاده بابلی، عبدالرحمن. داستان های شنیدنی از کرامات علما.
3- تنکابنی، علی. جمال عارفان.
4- احمدی جلفایی، حمید. 40 قطب عرفانی.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، نیروی زمینی سپاه، سال گذشته سال پرکاری را در منطقه شمالغرب داشت. گروهک های تروریستی پژاک در این مناطق به شدت فعال شده بودند و نیروی زمینی می رفت تا ضمن مقابله با آنها و پاکسازی منطقه از تروریستها، امنیت این مناطق را هم تامین کند.
نبرد با پژاک چند ماه طول کشید و بیش از یکصد شهید تقدیم انقلاب شد.
سالی که گذشت، سایت مشرق در سلسله مطلبی با عنوان «فاتحان قله های غرب» به معرفی برخی از این شهدا پرداخت که انتشار این مطالب بازتابهای زیادی در جامعه و در رسانه ها پیدا کرد.
متن زیر داستان سه تن دیگر از همین سربازان مظلوم و گمنام است که ماجرای شهادتشان به یک سال قبل و آخرین روزهای سال 90 بر می گردد.
خبر کوتاه بود: «سه پاسدار در کوه های شمال غرب بر اثر سرما یخ زدند و شهید شدند.» اما همین خبر کوتاه هم  در هیاهوی آغاز سال نو گم شد...
شهیدان «سعید غلامی شهروز» متولد 1362، «روح‌الله شکارچی» متولد 1357 و «محمد سلیمانی» متولد 1361 که در واپسین روزهای پایانی سال 1390 در جریان نجات سربازان از سنگرهای برف‌گرفته در منطقه صفر مرزی شمال غرب کشور دچار یخ‌زدگی شده و به خیل شهدا پیوستند.


 

* چهارشنبه 24 اسفند 1390
منطقه عمومی سردشت/نقطه صفر مرزی

شش ماه از عملیات‌های پیروزمندانه نیروی زمینی سپاه علیه گروهک تروریستی پژاک که منجر به پاکسازی منطقه شمالغرب کشور از ضدانقلاب و مزدوران شد، می گذشت و حراست از ارتفاعات جاسوسان به بچه های سپاه قم واگذار شده بود که عمدتا بچه های گردان تکاور بودند.
نزدیک ترین منطقه به این ارتفاعات، یک روستا بود که آن هم به دلیل بارش سنگین برف، امکان تردد با ماشین را نداشت و اگر کاری پیش می‌آمد، بچه ها باید با ساعت ها پیاده روی در برف، خود را به آن می‌رساندند.
بیشتر نیروها در دامنه ارتفاع مستقر بودند و تعدادی هم روی قله، که به نوبت عوض می شدند.
روز چهارشنبه، ستونی از نفرات از پایین ارتفاع برای سرکشی راهی قله شدند. هنوز نوبت تعویض نیروها نبود و قرار بود فقط سری بزنند و برگردنند. در راه گفتند حالا که این مسیر دشوار را طی می کنیم، نیروها را هم جابه جا کنیم تا چند روز دیگر نخواهیم باز همین راه را برگردیم.
بارش برف در منطقه چنان سنگین بود که بلدوزر زیر آن مدفون می‌شد و مجبور بودند برای پیدا کردن آن از دستگاه فلزیاب استفاده کنند. هرچند در همان زمان یکی از ماشین‌های تویوتا با فلزیاب هم پیدا نشد.
به قله که رسیدند، قرار بود حسین و جواد بمانند. روح الله (شکارچی) و سعید (غلامی شهروز) گفتند که ما هم می‌مانیم.
سعید در اصفهان مشغول یک دوره آموزشی بود و چند روز قبل که دلش هوای بچه ها را کرده بود، با ماشین خودش راه افتاده و آمده بود منطقه.
 
 
 

چهار نفری آمدند پیش مسئولشان و گفتند محمد (سلیمانی) هم بماند. او گفت: سلیمانی آشپزی می کند و پایین لازمش داریم. اما بچه ها اصرار کردند. خودش هم دلش به ماندن بود. بالاخره فرمانده راضی شد که محمد هم بماند.
روی ارتفاعات، با سازه های بتونی سه سنگر با فاصله احداث شده بود. در یک سنگر، پنج تکاور مستقر بودند و در دو سنگر دیگر سربازان.
سرما آنقدر شدید بود که فقط کسانی که مسئول نگهبانی بودند از سنگرها بیرون می آمدند و بقیه در کل طول روز در سنگرها می ماندند. شکل سنگرها هم طوری بود که مستقیم به بیرون راه نداشت و داخلشان کاملاً تاریک بود؛ در سنگر ظلمات مطلق بود و بیرون سپیدی مطلق. فقط هر روز، چند ساعت موتور برق را روشن می کردند تا بتوانند باطری وسایل ارتباطی و چراغ قوه هایشان را شارژ کنند.
روز اولی که روی ارتفاع مستقر شدند، اوضاع جوی خوب بود اما از روز دوم، لحظه به لحظه شرایط سخت تر می شد. برف می بارید اما مشکل اصلی طوفان شدیدی بود که می وزید و برف ها را جابجا می کرد. آن قدر سرما وحشتناک بود که سعی می کردند کمترین مقدار غذا را مصرف کنند تا کمتر نیاز به دستشویی داشته باشن

 
 
 
 
تکاورها آن شب یک کنسرو خورشت قیمه را پنج نفری خوردند تا فقط ضعف نکنند. دما دست کم 35 درجه زیر صفر بود. شرایط جوی طوری بود که حتی اگر دستور تخلیه ارتفاع هم می رسید، امکانش وجود نداشت.
تا آن زمان ارتباطشان با مقر برقرار بود و مشکل ارتباطی نداشتند.
شنبه، از ساعت هفت تا 9 شب روح الله (شکارچی) پاسبخش بود. نگهبانی اش که تمام شد، آمد توی سنگر. سرش بشدت درد می‌کرد و حالش خوب نبود. خیلی خسته بود. دراز کشید و خوابید.
پاسبخش بعدی جواد بود. ساعت 11 آمد و گفت: «امشب خیلی اوضاع بد است و باید کاری کنیم.»
قرار شد بروند سربازها را جمع کنند و همه در یک سنگر مستقر شوند و چند نفر هم بیرون مراقب باشند که برف دهانه سنگر را نپوشاند.
ساعت از 12 نیمه شب گذشته بود که به سختی از سنگر خارج شدند. برف داخل راهرو ورودی را هم پر کرده بود. وضعیت عجیبی بود. با آنکه ارتفاع سنگرها چیزی حدود دو و نیم متر است اما آن قدر برف بود که سنگرها قابل شناسایی نبودند و زیر برف مدفون شده بودند.
نمی توانستند سنگر سربازها را پیدا کنند. یکی از تکاورها صدا زد و از بچه ها کمک خواست. سعید (غلامی شهروز) آمد بیرون. به او گفتند سریع دهانه سنگر را باز کن که خطرناک است.
سعید هم یک ساعتی با برف ها دست و پنجه نرم کرد تا دهانه سنگر باز شد. دست و پایش یخ زده بود. حالش خیلی بد بود. رفت داخل سنگر.
جواد آمد بیرون. همه تلاششان این بود که دهانه سنگر بسته نشود. بالاخره سنگر سربازها پیدا شد و توانستند آنها را بیرون بیاورند. دو تا از سربازها رفتند کمک جواد و بقیه هم رفتند سراغ سنگر بعدی سربازها.
بعد از دو ساعت تلاش، توانستند آنها را هم پیدا کنند و از سنگر بیرون بیاورند. هرطور بود سربازها را نجات دادند. اگر دیر جنبیده بودند، همه زیر برف مدفون می‌شدند.
سوخت موتور برق تمام شده و از کار افتاده بود. تانکر سوخت هم زیر برف مدفون شده بود و هیچ راهی نبود.
حالا دیگر ساعت حدود سه نیمه شب بود که همگی رفتند سراغ سنگر تکاورها.
جواد دیگر رمقی نداشت اما هنوز داشت تلاش می کرد. سنگر و دهانه اش در برف گم شده بود. انگار طوفان، برف همه عالم را آورده بود روی آن قله!
دست و پای همه شان یخ زده بود. لباس های مخصوص تکاوری در کوهستان هم توی تنشان مثل چوب خشک شده بود. با این حال با بیل افتادند به جان برف.
ساعت پنج و20 دقیقه صبح بود که بالاخره دهانه سنگر را پیدا کردند. برف ها را که کنار زدند چشمشان به محمد (سلیمانی) افتاد که توی راهرو روی برف ها افتاده بود. انگار او هم می خواسته راهی به بیرون پیدا کند اما نتوانسته بود. چشم هایش سرخ شده بود و ورم شدیدی داشت. علائم حیاتی اش را چک کردند. نبض و تنفس نداشت. شروع کردند به تنفس دهان به دهان و ماساژ قلبی. فایده ای نداشت. محمد شهید شده بود. پیکرش را لای پتو پیچیدند و فرستادند بیرون.
به هر زحمتی بود خودشان را به داخل سنگر رساندند. روح الله و سعید هر کدام در گوشه ای افتاده بودند. همان کارهایی که برای محمد کردند برای آنها هم انجام دادند اما سرما و کمبود هوا کار خودش را کرده بود. اوضاع غریب و شهادت مظلومانه ای بود. دیگر هوا کمی داشت روشن می شد.
 
 
 
از مقر درخواست هلی کوپتر کردند. یکی - دو ساعتی طول کشید تا هلی کوپتر آمد اما آن قدر طوفان شدید بود که نتوانست ارتفاعش را کم کند و مجبور به ترک پایگاه شد.
ظهر بود که دستور تخلیه رسید. سربازها جوان بودند و تجربه چنین شرایط سختی را نداشتند اما تکاورها باید روحیه خودشان را حفظ می کردند و جان آنها را نجات می دادند.
راهی را که در شرایط عادی در کمتر از یک ساعت می رفتند، چند ساعت طول کشید. بعضی جاها تا کمر در برف فرو می رفتند تا بالاخره رسیدند به مقر.
دستکش به دستشان یخ زده بود و موقع درآورن، پوست مچشان هم کنده می‌شد. جواد آن قدر یخ زدگی اش شدید بود که دستش را روی آتش گرفت تا گرم شود. دستش حسابی سوخت اما متوجه نشد.
 
عکس تزیینی/ کردستان زمستان 61

فردای آن روز طوفان کمی فروکش کرد و هلی کوپتر رفت و پیکر بچه ها را منتقل کرد.
حالا دیگر شهدا آرام کنار هم خوابیده بودند... روز عید بود...


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

  به نقل از جهان، اولین پیام نوروزی آیت الله خامنه ای در سال 1369 که مصادف با اولین بهار رهبری ایشان بود صادر شده است. در سال‌های نخست پیام مقام معظم رهبری یک یا دو روز مانده به سال تحویل منتشر می‌شد، اما پس از آن پیام های ایشان در نخستین لحظات پس از لحظه سال تحویل از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می‌شود.

از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب از سال 1372 هر سال را به نامی مزین کرده‌اند. نام‌هایی که جهت‌گیری‌ها، دغدغه‌ها و مسایل اصلی نظام در آن سال را نمایان می‌سازد. جدول حاضر مجموعه پیام‌های نوروزی آیت الله خامنه‌ای در 23 سال گذشته آمده‌است.

سال
عنوان
فرازهایی از پیام مقام معظم رهبری
69
****
ما امسال‌ عید نوروز را در حالی‌ برگزار می‌کنیم‌ که‌ خدای‌ متعال‌ با فقدان‌ بزرگ‌ رهبر عظیم‌الشأن مان‌ امتحان‌ سختی‌ از ما کرد و دوران‌ سختی‌ را بر ما گذراند. این محنت‌ بزرگی‌ بود و ما امیدواریم‌ که خدای‌ متعال روح‌ آن‌ بزرگ مرد را با ارواح‌ مقدسه‌ی‌ انبیاء و اولیاء محشور کند و او را از ما راضی‌ و ما را در راه‌ او مستمر و مستدام‌ بدارد.
70
****
درسال‌ 70، ان‌شاءالله‌ باید این‌ مجاهدت‌ عمومی‌ برای‌ سازندگی‌ کشور، رشد و سرعت‌بیشتری‌ پیدا کند، تا ما در پایان‌ این‌ سال‌ شاهد پیشرفت های‌ زیادی‌ باشیم‌، و ان‌شاءالله‌ توفیق‌ و کمک‌ الهی‌ شامل‌ حال‌ همگان‌ باشد.
71
****
در سال گذشته تلاش دولت و مسئولین برای بازسازی و انجام کارهای زیربنایی در کشور بسیار محسوس بود. این طرح ها باهدف آبادی و توسعه اقتصادی و ریشه کن کردن فقر و بیکاری در کشور به اجرا درآمده است و بهره برداری از این طرح ها در سال های آینده بسیاری از مشکلات را حل خواهدکرد.
72
سال برنامه ریزی دولت و تدوین برنامه دوم
ما سازندگی و رونق اقتصادی را برای نزدیک شدن به عدالت اجتماعی،‌ رفع محرومیت و فقر، زدودن مناطق محروم از کشور و از بین رفتن فاصله فقیر و غنی میخواهیم و مسئولان و برنامه ریزان باید این جهت گیری انقلابی را در برنامه دوم رعایت کنند زیرا این امر برای حرکت دولت و ملت به سمت اهداف انقلاب ضروری است.
73
وجدان کارى و انضباط اجتماعی
هر کس هر تحلیلى داشته باشد، راه حل مشکلات، همین دو شاخص «وجدان کار» و «انضباط اجتماعى» است.
74
انضباط اقتصادى و مالى
باید به قدر نیاز و حاجت، خرج و مصرف کرد. بخصوص کسانى که اموال عمومى را مصرف مى‏کنند. آنها هم مانند کسانى که اموال خودشان را بى‏حساب و کتاب خرج مى‏کنند، مخاطب این مطلبند و نباید زیادى مصرف کنند.
75
کار سازنده
همه باید تلاش نمایند کار سازنده بکنند. کار سازنده، مبارزه با دشمن است. باید با اداره صحیح و کار سازنده و صحیح و منطقى، با دشمن مقابله کرد.
76
صرفه جویی
باید مسؤولان کشور، راه صرفه‏جویى و مقابله با اسراف را به مردم بیاموزند.خودِ مسؤولان دولتى هم نباید اسراف کنند.
77
صرفه جویی
امسال توصیه مهمّ من عبارت است از صرفه‏جویى. دولت هم باید صرفه‏جویى کند؛ ملت هم باید بکند.
78
امام خمینى قدسّ سرّه
امیدوارم امسال که سال امام خمینى و زنده کننده یاد امام بزرگوار و فرصتى براى بررسى هرچه بیشتر در زندگى و خصوصیات و اهداف و غایات مورد نظر آن بزرگوار است،سالى باشد که ان‏شاءاللَّه ما بتوانیم این راه روشن را با عزم قاطع و با فکر روشن، هرچه بهتر ادامه دهیم و پیش ببریم.
79
امام على علیه‏السّلام
مى‏توانیم در سایه نزدیکى به امیرالمؤمنین علیه‏السّلام، به آرزوى بزرگ کشور و ملتمان و نظام جمهورى اسلامى - یعنى عدالت اجتماعى - نزدیک شویم. امیدوارم که ما مسؤولان کشور - در درجه اوّل - و همه آحاد مردم تلاش کنند تا بتوانیم عدالت اجتماعى را در این کشور، مستقر کنیم.
80
رفتار علوی
در این سال سعى کنیم به کار فرهنگى و علمى اکتفا نکنیم؛ تلاش کنیم رفتار و عملکردمان را - بخصوص در حوزه مسائل اجتماعى و به‏طور اخص در زمینه مسائل حکومتى - به عملکرد آن بزرگوار نزدیک کنیم.
81
سال عزّت و افتخار حسینى
امیدواریم ملت عزیز ما با تمسّک به معنویتِ حسین‏بن‏على علیه‏السّلام و با آشنایى بیشتر با آن بزرگوار، عزّت و افتخار و سربلندى را براى خود کسب کند.
82
نهضت خدمتگزارى
همه‌ مسئولان در سه قوّه، باید نهضتى را براى خدمت‌رسانى به مردم شروع کنند.
83
پاسخگویى سه قوه به ملت ایران
مسئولان دولتى و قوه قضائیه و مجلس شوراى اسلامى به مردم بگویند که براى خدمت به عموم ملت ایران، براى تولید علم، براى استقرار عدالت و رفع فقر و فساد و تبعیض در جامعه - که اصلاح واقعى در جامعه این هاست - براى نهضت عدالت‏خواهى و براى نهضت مبارزه با فساد، چه اقدامات عمدهییى را انجام داده‏اند.
84
همبستگى ملى و مشارکت عمومى
آنچه براى مردم و مسؤولان - هر دو - حایز اهمیت است، عبارت است از همکارى و حفظ وحدت ملى و همبستگى عمومى ملت در قبال آنچه مسؤولان موظفند انجام دهند. ادامه‏ این راه از یک طرف، و همکارى مردم و مسؤولان از سوى دیگر، مى‏تواند ما را در پیشرفت این راه و پیشبرد این اهدافِ والا کمک کند.
85
پیامبر اعظم(ص)
امروز درس پیغمبر اسلام براى امتش و براى همه بشریت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است.
86
اتحاد ملى و انسجام اسلامى
درون ملت ما اتحاد کلمه همه‏ آحاد ملت و قومیت هاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بین‏المللى، انسجام میان همه‏ مسلمانان و روابط برادرانه‏ میان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه‏ى آنها.
87
سال نوآوری و شکوفایی
در این سال باید نوآوری فضای کشور را فرا بگیرد و همه خود را موظف بدانند که کارهای نو و ابتکاری را ـ در سایه‌ مدیریت صحیح و تدبیر درست ـ در فعالیت کشور وارد کنند. فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام گرفته است، این ها به شکوفایی برسد و مردم نتایج آن را در زندگی خود حس کنند.
88
اصلاح الگوى مصرف
مسئولین کشور در درجه اول - چه قوه‏ مقننه، چه قوه‏ مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‏ى قضائیه و غیر آنها - و اشخاص و شخصیت ها در رتبه‏هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقیر و غنى، بایستى به این اصل توجه کنند که باید الگوى مصرف را اصلاح کنند.
89
همت مضاعف و کار مضاعف
در بخش​هاى مختلف، بخش​هاى اقتصادى، بخش هاى فرهنگى، بخش هاى سیاسى، بخش هاى عمرانى، بخش هاى اجتماعى، در همه‌ عرصه‌ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گام هاى بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپیمایند و به هدف هاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزدیکتر شوند.
90
جهاد اقتصادی
از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخش های دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی می شوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
91
حمایت از تولید،کار و سرمایه ایرانی
اگر به توفیق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله تولید داخلى را، آنچنان که شایسته‏ آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمده‏اى از تلاش هاى دشمن ناکام خواهد ماند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

«...جایگزین یکی از فرمانده واحدها شده بودم. نیروها بی نظمی می کردند و خواستم قاطعیتم را به آنها نشان دهم.
دستور دادم در نقطه بادگیری برایم چادر بزنند با امکانات کامل.
داشتم حکومت می کردم که یک روز احمد سلیمانی جانشین ستاد لشکر وارد چادر من شد.
گفت: آقا بد که نمی گذره!
گفتم: ای برادر مسئولیت سنگینه!
با ناراحتی گفت: خجالت نمی کشی برای خودت کاخ سبز معاویه درست کردی؟ تا عصر که بر می گردم خبری از این اوضاع نباشد.
با خودم گفتم به راستی که فرماندهی بسیجیان برازنده این چنین آدم هایی است...»

آنچه خواندید روایتی بود از یکی از فرمانده واحدهای لشکر 41 ثارالله استان کرمان در ایام دفاع مقدس درباره سردار شهید احمد سلیمانی؛ شهیدی که اگرچه در کشور مهجور و ناشناخته است اما مردم کرمان او را بخوبی می‌شناسند.

 

او در سال 1336در شهر بافت (روستای قنات ملک) متولد شد و در دروان خدمتی خود سمتهای مختلفی ازجمله معاون اطلاعات وعملیات و جانشین ستاد لشکر 41 ثارالله درعملیاتهای مختلف را برعهده داشت.
حاج احمد سرانجام در مهر ماه 1363 در ارتفاعات میمک ساعت 10 صبح به همراه جمع دیگری از یارانش ابدی شد و این شهادت، دیدنی ترین صحنه عمر فرمانده‌اش حاج قاسم سلیمانی را در طول دفاع مقدس رقم زد.
 

 
 
سردار شهید حاج احمد سلیمانی

در بخشی از وصیتنامه حاج احمد آمده است:
«...این دنیا سرابی است که ما درآن چند روزی بیش نیستیم. این دنیا پراز رنگ ها و نیرنگها و دلبستگی های پوچ می باشد که مانند ماری خوش خط و خال انسان را به خود مشغول میکند و ما دو راه بیشتر نداریم یا ماندن و غوطه ور بودن دراین منجلاب دو روزه و یا دل کندن و جهش کردن و روح را پروازدادن به ملکوت اعلی  و کمک خواستن از معبود که ما را از این غربت و تنهایی نجات دهد...»

 


***
آنچه در زیر می خوانید، حاج احمد سلیمانی است به روایت سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده این روزهای نیروی قدس سپاه و فرمانده لشکر دشمن شکن 41 ثارالله در سالهای دفاع مقدس:
 
 
«...دست تقدیر این بود که من که از دوران کودکی با احمد بودم، در زمان شهادتش هم بالای سرش حاضر شوم و اگر بخواهم کلمه‌ای را اختصاصاً و حقیقتاً‌ به عنوان مشخصه این شهید ذکر کنم، باید بگویم «انسان پاک» لایق این شهید بزرگوار است.
در واقع کسانی می‌توانند این مفهوم را داشته‌ باشند که بعد از معصوم، به درجه‌ای از صالح بودن برسند.
احمد علاقه ویژه ای به جلسات مرحوم آیت الله حقیقی داشت و در همان جلساتی که در مسجد کرمان برگزار می‌شد، به انقلاب اتصال پیدا کرد و حقیقتاً از همان دوران روح حاکم بر احمد روح شهادت بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این حس شدیدتر شد و او را یک انقلابی درجه یک کرد.
شهید سلیمانی از موثرترین فرماندهان لشکر ثارالله بود. در عملیات طریق القدس در کانالی که کنده بودیم، شهید سلیمانی هم حضور داشت؛ وقتی من در نیمه شب به آن کانال رفتم او را دیدم و وقتی او مرا دید، بلافاصله پشت بوته‌ها پنهان شد و بعداً من متوجه شدم که او بخاطر اینکه مبادا من او را از آنجا برگردانم، پشت بوته رفته بود.
 
 
حاج قاسم از حاج احمد می گوید

او در طول جانشینی فرماندهی لشکر ثارالله هیچ گاه خود را در جایگاه فرمانده نشان نداد و هیچ کس احساس نکرد که او مسئولیتی در جبهه دارد. با همه فرمانده ها ارتباط داشت و حتی برای اینکه بتواند در عملیات‌ها به جبهه و صحنه جنگ نزدیک باشد، یک موتور سیکلت داشت که پیوسته خود را به آتش‌ها می‌رساند.
وقتی که در شب شهادتش مشغول خواندن دعای کمیل بود، حال عجیبی داشت از اول تا آخر دعا سر به سجده بود و انگار الهام شده بود که قرار است فردا 10 صبح به شهادت برسد.
چهره او را که پس از شهادت دیدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف صورتش مثل مهتاب می‌درخشید و حقیقتاً‌ آرامش خاصی در چهره او پیدا بود که باعث شد دیدن این صحنه جزو دیدنی‌ترین صحنه عمرم در دوران دفاع مقدس باشد...»
مشرق

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

فایل صوتی بخشی از سخنان امام خامنه ای راجع به مسائل پیش آمده در حرم امام(ره) و حرم کریمه اهل بیت (سلام الله علیها)

جهت دریافت فایل،با توجه به سرعت اینترنت خود ،بر روی یکی از سه لینک زیر کلیک نمایید:

 

 
 من يك توصيه هم در زمينه‌ى سياسى بكنم. عزيزان من! برادران! خواهران! در سرتاسر كشور، امروز ما احتياج داريم به اتحاد و يكپارچگى. بهانه‌هاى اختلاف زياد است. گاهى در يك قضيه‌اى سليقه‌ى يك نفر، دو نفر با هم يكسان نيست؛ اين نبايد بهانه‌ى اختلاف بشود. گاهى در كسى يك گرايشى هست، در ديگرى نيست؛ اين نبايد مايه‌ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه‌ى در درون، موجب فشل ميشود. قرآن به ما تعليم ميدهد:
«و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم».(۱) اگر منازعه كنيم، سر مسائل گوناگون - مسائل سياسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصيتى - دست‌به‌يقه شويم، دشمن ما جرى ميشود. يك مقدار از جرأتى كه دشمن در سالهاى گذشته پيدا كرد، به خاطر اختلافات بود.
بیانات در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۱

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_moharam2/images/ver2/li_star_1.gif
ممكن است ما با يكى مخالف باشيم، دشمن باشيم؛ درباره‌ى او چگونه قضاوت ميكنيد؟ اگر قضاوت شما درباره‌ى آن كسى كه با او مخالفيد و با او دشمنيد، غير از آن چيزى باشد كه در واقع وجود دارد، اين تعدى از جاده‌ى تقواست. آيه‌ى شريفه‌اى كه اول عرض كردم، تكرار ميكنم:
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا»(۲). قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.
خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمینى (ره) - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_moharam2/images/ver2/li_star_1.gif
درباره‌ى زيدى كه شما او را قبول نداريد، دو جور ميشود حرف زد: يك جور آنچنانى كه درست منطبق با حق است، يك جور هم آنچنانى كه در آن آميزه‌اى از ظلم وجود دارد. اين دومى بد است، بايد از آن پرهيز كرد. درست همانى كه حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى ميتوانيد راجع به آن توضيح دهيد، بگوئيد، نه بيشتر.
بیانات خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمینى (ره) - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_moharam2/images/ver2/li_star_1.gif
من بارها گفته‌ام: ظلم نكنيم. اين هم يكى از آن اساسى‌ترين كارهاست. ظلم چيز بدى و چيز خطرناكى است. ظلم فقط اين نيست كه آدم توى خيابان به يكى كشيده بزند. گاهى يك كلمه‌ى نابجا عليه يك كسى كه مستحقش نيست، يك نوشته‌ى نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب ميشود. اين طهارت دل را و طهارت عمل را خيلى بايستى ملاحظه كرد.
 من اين را به نظرم يك جائى گفتم. پيغمبر اكرم ايستاده بودند يك كسى را كه حد رجمِ زنا را بر او جارى ميكردند، ميديدند؛ بعضى‌ها هم ايستاده بودند؛ دو نفر با همديگر حرف ميزدند؛  يكى به يكى ديگر گفت كه مثل سگ تمام كرد و جان داد - يك همچين تعبيرى - بعد پيغمبر به سمت منزل يا مسجد راه افتادند و اين دو نفر هم همراه پيغمبر بودند. توى راه كه ميرفتند، رسيدند به يك جيفه‌ى مردارى - به يك مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - كه مرده بود و آنجا افتاده بود. پيغمبر به اين دو نفر رو كردند و گفتند: گاز بگيريد و يك مقدارى از اين ميل كنيد. گفتند: يا رسول‌اللَّه! ما را تعارف به مردار ميكنيد؟! فرمود: آن كارى كه با آن برادرتان كرديد، از اين گاز زدن به اين مردار بدتر بود. حالا آن برادر كى بوده؟ برادرى كه زناى محصنه كرده بوده و رجم شده و اينها درباره‌اش آن دو جمله را گفته‌اند و پيغمبر اينجور ملامتشان ميكند!
 زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره - به خيال ما و با تشخيص ما - كمتر است، حق داريم كه درباره‌اش هر چى كه ميتوانيم بگوئيم؛ نه، اينجورى نيست. بله، ايمانها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و بعضى بالاتر از بعضى ديگر هستند. خدا هم اين را ميداند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود.
بیانات در دیدار اعضاى بسیجى‌ هیئت علمى دانشگاه‌ها - ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_moharam2/images/ver2/li_star_1.gif
اين حرفى كه من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران كشور گله‌گزارى كردم، موجب نشود كه حالا يك عده‌اى راه بيفتند، بنا كنند عليه اين و آن شعار دادن؛ نه، بنده با اين كار هم مخالفم. اينكه شما يك نفر را به عنوان ضد ولايت، ضد بصيرت، ضد چه، مشخص كنيد، بعد يك عده‌اى راه بيفتند عليه او  شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با اين كارها هم مخالفم؛ اين را من صريح بگويم. اين كارهائى كه در قم اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. آن كارهائى كه در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. بارها به مسئولين و كسانى كه ميتوانند جلوى اين چيزها را بگيرند، تذكر داده‌ام. آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نكنند. مى‌بينيد كه تشخيص ما اين است كه اين كارها به ضرر كشور است، اين كارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند؛ اين شعاردادن‌ها كارى از پيش نميبرد. اين خشمها را، اين احساسات را براى جاى لازم نگه داريد. در دوران دفاع مقدس اگر بسيجى‌ها ميخواستند همين طور بروند يك جائى، طبق ميل خودشان حمله كنند، كه خب پدر كشور در مى‌آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به اين حرفها اعتنائى ندارند، آنها كه خب حسابشان جداست؛ اما آن كسانى كه به اين حرفها اعتناء دارند و مقيدند كه برخلاف موازين شرع حركت نكنند، بايد مراقبت كنند، از اين كارها نكنند.
بیانات در دیدار مردم آذربایجان‌ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۸

۱) انفال: ۴۶
۲) احزاب ۷۰

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

مرحوم آیت‌الله حق‌شناس می‌گفت‌: نماز صحیح به دردت می‌خورد! اگر غیبت کنید، عمل بد کنید، نظر به نامحرم کنید، شما اطاعت از نماز نکرده‌اید... اطاعت خود نماز آن است که نهی آن را که از فحشا و منکر است به کار ببندید.

 به گزارش فارس،  توجه فضایل و رذایل اخلاقی انسان را در موقعیتی قرار می‌دهد که در مسیر الی الله قرار گیرد تا در سایه آن لذت حضور خداوند را در تمام لحظات زندگی‌اش احساس کند، یکی از مسیرهایی که باعث می‌شود اخلاق در دل و جان آدمی نفوذ پیدا کند، نشستن در پای درس اساتید اخلاق است.
 
آنچه پیش‌رو دارید سلسله مباحث اخلاقی مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس است که با موضوع «ارزش و جایگاه نماز» در مسجد امین‌الدوله ایراد ‌شده است:
 
*فضیلت علم و علم آموزی
 
نبی اکرم(ص) می‌فرماید: «اغد عالماً او متعلّماً او مستمعاً او محبّاً لهم» چند تا شد؟ یا عالم باش، یا متعلم، یا مستمع، یا دوستدار آن‌ها، «ولا تکن الخامس فتهلک»؛ یا باید دانشمند باشی، راه را بدانی برادر من! یا معلم باشی، یا محبّ اهل علم؛ مثل شما، که دو سه حیثیت اینها در شما جمع است؛ هم متعلم هستید و هم مستمع، یعنی دارید روایات را می‌شنوید و علوم اهل بیت را تعلیم می‌گیرید و هم اهل علم را دوست دارید.
 
خوب، شاید بعضی از آقایان اهل علم، روی مصالحی که در نظر است، این روایت را نخوانند، ولی پروردگار عزیز بنایش به آمرزش است، حالا در قیامت سئوال می‌کنند که آیا تو عالم بودی؟ نه! متعلم چطور؟ نه! مستمع چطور؟ نه! دوستدار اهل علم چطور؟ نه! در یک سفره‌ای با عالم هم خوراک بوده‌ای؟ نه! همه‌اش نه نه! منفی! ولیکن اسمت - در صورتی که جمشید خان نباشد ها! - به عالمی می‌خورد؟ بله؛ اسم من مثلاً عبدالله است؛ حسن، تقی، خیلی خوب! ببریدش بهشت. رحمت واسعه الهی تا این حد است؛
 
*دلیل جالب بر حقانیت اسلام
 
خدا رحمت کند آن خانم اصفهانی که یک ورقه اجتهادش از نجف بود، یکی هم از حضرت آیت‌الله آقا سیدعلی نجف‌آبادی - آن خانم، مجتهده بود؛ اما شماها هنوز اول راهید! «ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم»، ایشان قم آمد، از ایشان پرسیدند: دلیل بر حقانیت اسلام چیست؟ ایشان به نقل از استادشان حضرت آیت‌الله آقا سیدعلی نجف‌آبادی رحمة‌الله فرمود: دلیل بر حقانیت اسلام این است که همه‌ ما کلنگ داریم و به سهم خودمان گوشه‌ای از بنای اسلام را خراب می‌کنیم - همان بنایی که باید آقایان اهل علم نگاه بدارند - اما هنوز این بنا پا بر جا و محکم است؛ از لندن که برای حفظ اسلام نمی‌آیند، داداش جان! آن‌ها همین‌الساعه برنامه درست کرده‌اند و سمینار گرفته‌اند که چه نقشه‌هایی را اجرا کنند برای اینکه تأثیر اسلام را خنثی کنند.
 
این را نقل کردند و من خیلی شادمان شدم؛ البته بنده رادیوهای آن‌ها را گوش نمی‌دهم، اما بعضی اوقات پروردگار حق را بر اساس دشمنان دین القا می‌کند و حجت هم بر آن‌ها تمام می‌شود، کسی که نژادش انگلیسی است، یک چنین حرف حقی بود، خوب! بر خودش دیگر حجت است، نقل کردند او گفته: با اینکه تمام جراید، تمام رسانه‌ها و تمام تبلیغات دنیا بر علیه جمهوری اسلامی اقدام کرده‌اند؛ اما یک نفر که حضرت آیت‌الله‌العظمی خمینی باشد یک نفره ثابت کرد در دنیا که اسلام زنده است. در مقابل همه این تبلیغات که حق‌کشی می‌کنند، یک نفر در دنیا ثابت کرد که اسلام هنوز نمرده و زنده است، خوب فضل چیزی است که خصم شهادت بر آن بدهد، چرا انسان بی‌انصافی بکند؟
 
همه کلنگ داریم، ولیکن این بنای اسلام روی حقانیت خودش سر پا مانده! خیلی مهم است، عجیب جوابی ایشان داد، مثلاً من حالا اسلام را یاری می‌کنم! چه یاری؟ چه یاری داداش جان؟ هفته‌ای دو شب صحبت کردن که باری را بار نمی‌کند! حالا شما تصور می‌کنید هفته‌ای دو شب آمدیم، بار از روی دوش ما برداشته شد؟
 
صبح کن در حالی‌که: عالم یا متعلم یا مستمع باشی که الحمدالله دو سه تا حیثیت در شما جمع است؛ هم متعلمید و هم مستمع، یعنی هم گوش می‌دهید، هم یاد می‌گیرید بابا جان من! «أو محبّاً لهم ولاتکن الخامس فتهلک» یا دوستدار، اگر پنجمی باشی هلاک شدی.
 
*اهمیت بیان معارف و احادیث
 
شخصی عرض کرد: یا رسول‌الله! یک نفر نماز می‌خواند و مثلاً عبا را سر می‌کشد می‌رود و یک نفر دیگر وقتی که نمازش تمام می‌شود می‌نشیند و برای ما مسئله می‌گوید و حدیث می‌خواند و موعظه می‌کند.
 
حضرت(ص) فرمود: نسبت دومی به اولی مثل نسبت ما به شما است، ببین داداش! این شغل، شغل انبیاست، شهید رحمة‌الله در آداب‌المتعلمین می‌فرماید: آن عالم عاملی که اسلام را در میان مردم پیاده می‌کند، آن شخص نسبت به مقام نبیین یک درجه فاصله دارد؛ اینقدر درجه‌اش بالاست بابا جان من! در قیامت، اول انبیا شفاعت می‌کنند، بعد علما، بعد شهدا؛ این هم برای توجه دادن به موقعیت شما.
 
آیت‌الله آقا شیخ عیسی رضوان‌الله‌علیه که منبر می‌رفتند، یک ساعت مسئله و احکام، یک ساعت اخلاق، یک ساعت توحید می‌فرمودند؛ ولی ما در عوض هر یک ساعت، هفت هشت دقیقه از شما اجازه برای صحبت گرفتیم! ببینید چقدر ذوقیات فرق کرده است.
 
*ارزش نماز و ذکر الهی
 
خوب! «وَاَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهی عَنِ الفحشاءِ وَالمُنکَرِ وَلَذِکرُاللهِ اَکْبَرُ» اگر چه این آیه را مفسرین معنا کرده‌اند؛ اما بعضی از تفسیرهایشان رضایت‌بخش نیست، حضرات صوفیه خذلهم‌الله می‌گویند: مثلاً اگر ما دور هم بنشینیم و ذکر یا هو یا علی بگوییم، این ذکر افضل از نماز است! خود خدا فرموده نماز از فحشا و منکر نهی می‌کند، ولذکرالله أکبر، اما تفسیر درست این است که یکی از اثرات نماز این است که شما را از فحشا و منکر باز می‌دارد؛ اثر دیگر نماز که بزرگتر است چیست؟
 
این است که شما را به یاد خدا می‌اندازد، آخر، هر بخش نماز، شما را به یاد خدا می‌آورد؛ قرائت حمد و سوره، رکوع، سجود، اذکار و ادعیه این همان خاصیت است؛ یعنی علاوه بر اینکه جنبه رفع مانع (= دور شدن از فحشا و منکر) دارد، ایجاد مقتضی (= یاد خدا) به نحو احسن می‌کند؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا» خب ببینید آقا آن وقت در اینجا می‌فرماید: «مَن اَحَبَّ اَن یَعلَمَ اَقُبِلَت صَلاتُهُ اَم لَم تُقبَل؟ فَلیَنظُرُ: هَل مَنِعَت صَلاتُهُ عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ؟ فَبِقَدرِ ما مَنَعَتهُ قُبَلَت مِنهُ» ببیند چقدر نمازش نهی از فحشا و منکر می‌کند؟
 
*نماز میزان انسان است
 
این حدیث هم برای آن‌هایی است که درست وارد نماز می‌شوند که حضرت فرمودند: «الصلوة میزان»، میزان زحمات شما را در نماز ارائه می‌کنند، امام صادق است که می‌فرماید: یکی یک رکعت نماز را با حضور قلب می‌خواند در رکعت دوم ذهن و قلبش شلوغ می‌شود، این به قدر یک رکعت زحمت کشیده است، یکی دو رکعت، یکی سه رکعت و یکی چهار رکعت و بعضی‌ها هم هستند که نمازشان هیچ توجه ندارند و روایات دارد که این چنین نمازی مانند خرقه و کهنه در هم پیچیده می‌شود و به روی صاحبش زده می‌شود، خدا نکند که ما جز آن‌ها نباشیم، لااقل از کسانی باشیم که إن‌شاءالله یک رکعت لااقل نمازمان با توجه باشد.
 
به پیغمبر(ص) از جوانی او گفتند: آقا یا رسول‌الله این جوان گناهکار است و خیلی کارها می‌کند، ولی در عین حال، نمازش را هم می‌خواند، قشنگ هم می‌خواند! حضرت فرمود: «دعه إِنَّ صَلَاتَهُ تَنْهَاهُ یَوْماً»، یک روز نماز بالاخره زورش می‌رسد و او را از این گناه باز می‌دارد، طولی نکشید که به محضر پیامبر(ص) عرض کردند: آنچه فرمودید، اتفاق افتاد و این شخص جز عباد و زهاد شد؛ همین که گرفتار خطا بود، همین که گناه می‌کرد، همین که فلان کار را می‌کرد، توبه کرد و از عباد و زهاد شد.
 
*نماز ستون دین است
 
باز یکی دیگر بخوانم: «الله الله فی‌الصلاة فانها عمود دینکم»، نماز ستون دین است، اگر عمود و ستون خیمه بشکند، پایین می‌آید و اعمال دیگر نتیجه ندارد، نماز: اول «ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ» است، اولین چیزی است که از اعمال بنده محاسبه می‌شود؛ «فان قُبِلَت قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ واذا رُدَّت رُدَّ علیه سائر عَمَلِهِ»، اگر قبول شود، سایر اعمالش نیز قبول می‌شود و اگر رد شود، سایر اعمال رد می‌شود، اول که نکیرین بیایند داداش جان! ابتدا که ملائکه می‌آیند می‌گویند بررسی کنید نمازشان چطور است؟
 
این بود که امام رضا(ع) فرمودند: بعد از شناخت پروردگار عزیز جل‌ّ و عزّ عملی بالاتر از این نماز نمی‌شناسم، حالا هی نمازت را از اول وقت عقب بینداز؛ وقتی هم که می‌آیی قرائتت را می‌خوانی، بعد از چهل سال: الحمدالله قرائت می‌کنی!
 
نماز صحیح به دردت می‌خورد! همین نماز آن دزد را نجاتش داد؛ همین نماز او را جز عباد و زهاد کرد و بعد به مناسبت «وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ» در مجمع‌ البیان از رسول‌الله(ص) نقل می‌فرماید: «لا صلوة لمن لم یطع الصلاة و طاعه الصلاة أن ینتهی عن الفحشاء و المنکر»، اگر غیبت بکنید، عمل بد بکنید، نظر به نامحرم بکنید، شما اطاعت از نماز نکرده‌اید، «لا صلاة» یعنی نمازش نماز نیست؛ اطاعت خود نماز آن است که نهی آن را که از فحشا و منکر است به کار ببندید. پروردگار می‌داند که شما نماز و ذکر او را چطور در خارج به جا می‌آورید و إن‌شاءالله همه شما را بر وفق کردار و عمل خودتان پاداش خواهد داد، خوب!
 
آب ار چه همه زلال خیزد/ از خوردن پرملال خیزد
 
هر چقدر که من و شما تشنه باشیم و آب گوارا باشد، اما باید به اندازه بخوریم، درباره موقعیت خودمان هم عرض کردم که باید یا معلم باشیم یا متعلم باشیم یا مستمع باشیم یا محب اهل علم باشیم؛ پنجمی نباشیم که در هلاکت واقع بشویم. این موقعیت خودمان را هم دانستیم؛ نماز را هم فهمیدیم، آن آیه را هم توجه کردیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

«خودتان را به بدگویی و بددهنی نسبت به همدیگر و چنگ زدن به چهرۀ همدیگر مشغول نکنید. من با خودم عهد کرده‌ام، اگر کسی اختلاف افکنی کند و در این اختلاف افکنی یکی از دوستان ما را ناراحت کند او را نفرین کنم و از خدا بخواهم در دنیا شدیدترین عذاب را به او بدهد و در آخرت هم از زیانکاران باشد».

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان ؛ امام رضا(ع) خطاب به شیعیان می‌فرماید: «خودتان را به بدگویی و بددهنی نسبت به همدیگر و چنگ زدن به چهرۀ همدیگر مشغول نکنید. من با خودم عهد کرده‌ام، اگر کسی اختلاف افکنی کند و در این اختلاف افکنی یکی از دوستان ما را ناراحت کند او را نفرین کنم و از خدا بخواهم در دنیا شدیدترین عذاب را به او بدهد و در آخرت هم از زیانکاران باشد»

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه سخنان خود به یکی دیگر از بداخلاقی‌ها مربوط به یکشنبه سیاه اشاره کرد و گفت: طبق این روایت شریف، سومین کاری که خداوند نمی‌بخشد این است که شما از مؤمنی بدی‌ و عیبی سراغ داشته باشید و آن را پنهان نگه‌داشته باشید تا در موقع خاصی آن را آشکار کنید و باعث ضایع شدن آن شخص بشوید. هرچند امروزه ممکن است نامهایِ فریبنده‌ای از قبیل «افشاگری» روی این کار زشت بگذارند. این عمل زشت نیز مانند شرک به خدا و اذیت کردن اولیاء خدا، بخشیده نمی‌شود. حتی در مسائل خانوادگی نیز اگر زن و شوهر بدیِ همدیگر را نگه دارند به قصد اینکه در یک شرایط خاصی آن را بروز دهند تا به عنوان یک برگ برنده رو کنند، از ولایت اهل‌بیت(ع) خارج می‌شوند.

مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها با خواندن بخش انتهایی روایت امام رضا(ع)، گفت: "حضرت در ادامه همین روایت می‌فرماید: «خداوند متعال چنین کسی را نمی‌بخشد مگر اینکه از این اختلاف افکنی برگردد. اگر برگشت که هیچ و الا خداوند نور ایمان را از قلبش می‌گیرد و او را از ولایت من خارج می‌کند و دیگر نصیبی از ولایت ما ندارد.»

کسانی که این توصیه‌های امام رضا(ع) در باب اختلاف افکنی را گوش نکنند از چشم مردم می‌افتند. اگر کسی اهل اختلاف افکنی بود و بعداً سقوط کرد اصلاً تعجب نمی‌کنیم. حتی اگر قبلاً آدم خوبی بوده باشد، چون خیلی‌ها آدم‌های خوبی بودند اما تا آخر خوب نماندند. امروز شاهدیم بعضی از کسانی که قبلاً در این جامعه اهل اختلاف افکنی بودند الان نه تنها از کشور خارج شد‌ه‌اند بلکه از ایمان و ولایت اهل‌بیت(ع) نیز خارج شده‌اند! یعنی در آن سوی مرزها نشسته‌اند و علیه ائمۀ هدی(ع) سخن می‌گویند! یکی نیست بگوید: شما با ما اختلاف داشتی، چه شد که اعتقادات خود را زیر پا گذاشتی؟ دلیلش همین است که در کلام امام رضا(ع) بیان شده است. اختلاف افکنان از ولایت اهل بیت ع خارج می‌شوند."

مشروح این سخنرانی که 27 بهمن ماه - یک روز قبل از سخنرانی تاریخی امام خامنه‌ای در جمع مردم تبریز - صورت گرفت را در ادامه می‌خوانید:

سختگیری امام رضا(ع) نسبت به کسانی که اختلاف‌افکنی می‌کنند

*یکی از روایاتی که حضرت عبدالعظیم از امام رضا(ع) نقل کرده‌اند (که البته مضمون این کلام امام رضا(ع) در روایات دیگر نیز بیان شده است) روایتی است که موضوع آن پرهیز از اختلاف است. اگر در تعابیر این روایت شریف دقت کنید می‌بینید که امام رضا(ع) چقدر راجع به کسانی که اختلاف‌افکنی می‌کنند سختگیرانه سخن گفته‌اند.

* امام رضا(ع) می‌فرماید: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستان من برسان و به ایشان بگو که شیطان را در خودشان راه ندهند؛ و آنها را به راستگویی و اداء امانت امر کن و به آنها دستور بده که سکوت کنند و مجادله نکنند؛ يَا عَبْدَ الْعَظِيمِ أَبْلِغْ عَنِّي أَوْلِيَائِيَ السَّلَامَ‏ وَ قُلْ‏ لَهُمْ‏ أَنْ‏ لَا يَجْعَلُوا لِلشَّيْطَانِ عَلَى أَنْفُسِهِمْ سَبِيلًا وَ مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِي الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ مُرْهُمْ بِالسُّكُوتِ وَ تَرْكِ الْجِدَالِ فِيمَا لَا يَعْنِيهِمْ»(اختصاص مفید/247)


یک رجل سیاسی از یک استاد اخلاق نیز باید تزکیه شده‌تر باشد

*در این کلام شریف، امام رضا(ع) ریشۀ اختلاف را می‌زنند و می‌فرمایند «اساسا مجادله نکنید و سکوت کنید» چون اکثر اختلاف‌ها از زبان‌بازی‌ها شروع می‌شود.

*اصلاً روحیۀ بعضی‌ها مجادله‌‌آمیز است و با بحث و جدل صحبت می‌کنند. در حالی که پیامبر اکرم(ص) که الگوی ما هستند زبان مجادله نداشتند. حتی اگر کسی نزد ایشان دروغ می‌گفت حضرت با صراحت نمی‌گفتند که تو دروغ می‌گویی بلکه به نوع دیگری پاسخ می‌دادند.

*کارِ سیاسیون بسیار حساس‌ و خطیر است و لذا سیاسیون باید ده برابر سایر مردم تزکیه نفس داشته باشند. یک مسئول سیاسی، دیگر یک آدم عادی نیست که عصبانی شود و هر چه دلش خواست بگوید. یک رجل سیاسی حتی از یک امام جماعت‌ و یک استاد اخلاق نیز باید تزکیه شده‌تر باشد.

اصلاً سیاست، جایگاه اهل تقواست؛ چون در عرصۀ «سیاست و قدرت» کنترل هوای نفس خیلی سخت است.

*الان زاهدترین و مهذب‌ترین و باتقواترین انسان‌ها باید بروند سیاسی بشوند و اصلاً سیاست جایگاهِ اهلِ تقواست. آن‌قدر که یک انسان سیاسی نیاز به تقوا و تهذیب ‌نفس دارد یک استاد اخلاق نیاز به این سطح از تقوا ندارد. سیاسیون بدانند که توقع مردم از آنها داشتن تقوای بالاست. چون در عرصۀ سیاست و قدرت کنترل هوای نفس خیلی سخت است و انسان باید در مبارزه با نفس ابرقدرت باشد تا بتواند در عرصۀ سیاست، هوای نفس خود را کنترل کند.


با رفاقت به امام(ع) تقرب پیدا می‌کنیم/ با اختلاف افکنی مشمول نفرین امام(ع) می‌شویم

*امام رضا(ع) در ادامه روایت می‌فرمایند: «به دوستان ما امر کن که با هم رفیق باشند و به همدیگر روی خوش نشان دهند که این کار موجب تقرب شما به سوی ما خواهد شد؛ وَ إِقْبَالِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ وَ الْمُزَاوَرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ قُرْبَةٌ إِلَيَّ» پس اگر ما به همدیگر محبت کنیم و روی خوش نشان دهیم در واقع به اهل‌بیت(ع) نزدیک‌تر شده‌ایم. اگر ما به یکی از دوستان اهل‌بیت(ع) اقبال کنیم و روی خوش نشان دهیم در واقع به وجود مقدس امام(ع) تقرب پیدا کرده‌ایم.

*حضرت سپس می‌فرماید: «خودتان را به بدگویی و بددهنی نسبت به همدیگر و چنگ زدن به چهرۀ همدیگر مشغول نکنید. من با خودم عهد کرده‌ام، اگر کسی اختلاف افکنی کند و در این اختلاف افکنی یکی از دوستان ما را ناراحت کند او را نفرین کنم و از خدا بخواهم در دنیا شدیدترین عذاب را به او بدهد و در آخرت هم از زیانکاران باشد ؛ وَ لَا يَشْتَغِلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِيقِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً فَإِنِّي آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي‏ إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَ أَسْخَطَ وَلِيّاً مِنْ أَوْلِيَائِي دَعَوْتُ اللَّهَ لِيُعَذِّبَهُ فِي الدُّنْيَا أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ كَانَ‏ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ»




اختلاف افکنی در حد شرک به خداست!

*امام رضا(ع) در ادامه این روایت می‌فرمایند: «به شیعیان ما خبر بده که خداوند آدم‌های نیکوکار را می‌بخشد و از گنهکاران می‌گذرد مگر کسی که به خدا شرک بورزد یا اینکه یکی از اولیاء من را اذیت کند یا اینکه یک بدی و عیبی از کسی سراغ داشته باشد و آن را پنهان نگه دارد (تا در موقع خاص افشا کند و آبروی او را ببرد)؛ وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِيئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَكَ بِهِ أَوْ آذَى وَلِيّاً مِنْ أَوْلِيَائِي أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءاً»

*خداوند چه کسانی را نمی‌بخشد؟ یکی از چیزهایی که بخشیده نمی‌شود شرک است. دیگری اذیت کردن و ناراحت کردن اولیاء خدا و دوستان اهل بیت(ع) است. یعنی هم اذیت مومنان و هم تلاش در جهت تخریب آنها در حد شرک به خدا قبیح است. اگر کسی یک ولیّ خدا را اذیت کند، کاری در حد شرک به خدا انجام داده است.

*شما در چهرۀ مقام معظم رهبری دیدید که با چه ناراحتی‌ای فرمودند که از امروز تا قبل از انتخابات که لحظات حساسی است بین مردم اختلاف افکنی نکنید و اگر کسی این کار را انجام دهد قطعاً خیانت کرده است. پس معلوم است که ایشان چقدر از اختلاف افکنی ناراحت می‌شوند.

*خودِ اختلاف افکنی که ذاتاً کارِ بسیار زشت و ناپسندی است حالا در این میان اگر کسی با اختلاف افکنی، خود دوست خدا و اهل‌بیت(ع) را ناراحت کند قطعاً زشتیِ آن عمل چندین برابر خواهد شد. آیا کسی که این کار را انجام دهد عاقبت به خیر خواهد شد؟


نگه‌داشتن بدیِ کسی برای افشاگری و ضایع کردن آن شخص، در حد شرک نابخشودنی است

*طبق این روایت شریف، سومین کاری که خداوند نمی‌بخشد این است که شما از مؤمنی بدی‌ و عیبی سراغ داشته باشید و آن را پنهان نگه‌داشته باشید تا در موقع خاصی آن را آشکار کنید و باعث ضایع شدن آن شخص بشوید. هرچند امروزه ممکن است نامهایِ فریبنده‌ای از قبیل «افشاگری» روی این کار زشت بگذارند. این عمل زشت نیز مانند شرک به خدا و اذیت کردن اولیاء خدا، بخشیده نمی‌شود.

*حتی در مسائل خانوادگی نیز اگر زن و شوهر بدیِ همدیگر را نگه دارند به قصد اینکه در یک شرایط خاصی آن را بروز دهند تا به عنوان یک برگ برنده رو کنند، از ولایت اهل‌بیت(ع) خارج می‌شوند.

مام رضا(ع) در ادامه روایت می‌فرماید: «خداوند متعال چنین کسی را نمی‌بخشد مگر اینکه از این اختلاف افکنی برگردد. اگر برگشت که هیچ و الا خداوند نور ایمان را از قلبش می‌گیرد و او را از ولایت من خارج می‌کند و دیگر نصیبی از ولایت ما ندارد و از چنین وضعیتی به خدا پناه می‌برم ؛ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْهُ فَإِنْ رَجَعَ وَ إِلَّا نَزَعَ رُوحَ الْإِيمَانِ عَنْ قَلْبِهِ وَ خَرَجَ عَنْ وَلَايَتِي وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَصِيباً فِي وَلَايَتِنَا وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِكَ»


اخلاق بالای شهید بهشتی در برخورد با بنی‌صدر می‌تواند الگو باشد

ر جریان مناظره‌های انتخاباتی سال 88 نیز بداخلاقی‌هایی صورت گرفت که بنده به آن مناسبت در برخی مجالس مطلبی را در مورد شهید بهشتی نقل می‌کردم که نشان‌دهندۀ اخلاق بالای شهید بهشتی بود و می‌تواند برای ما الگو باشد.

*ماجرا از این قرار بود که در یکی از تظاهرات‌هایی که منافقین بر پا کرده بودند خانوادۀ بنی‌صدر را که در جمع تظاهرکنندگان بودند، دستگیر کردند. به شهید بهشتی خبر دادند که در تظاهرات منافقین، دختر و همسر بنی‌صدر در میان منافقین دستگیر شدند. خوشحال باشید که با انتشار این خبر می‌توانیم آبروی بنی‌صدر را ببریم! اما شهید بهشتی گفت: مروت این نیست که انسان رقیب سیاسیِ خود را با بدرفتاری‌های خانواده‌اش از میدان به در کند! لذا به عنوان رئیس قوۀ قضائیه دستور داد که خانوادۀ بنی‌صدر را آزاد کنند و همین‌طور هم شد. درست نیست که انسان رقیب سیاسی خود را با عیبِ خانواده‌اش کنار بزند.


شانزده سال پیش یک عده‌ای در این کشور با برنامه‌ریزی، جوِّ سیاه و سفید کردن را راه انداختند

*مگر اینجا مانند جهان غرب است که با سفید و سیاه کردن و ایجاد هیجانات کاذب و دعواهای نمایشی و دروغین بین سیاسیون مردم را فریب دهند و رأی جمع کنند؟!

*متاسفانه این بحث سیاه و سفید کردن را از حدود 16 سال پیش بعضی‌ها در کشور راه انداختند. مانند اینکه در آن زمان به بعضی‌ها تهمت می‌زدند که اینها «طالبانی» هستند. یک عده‌ای در این کشور با برنامه‌ریزی و به صورت تئوریزه‌شده این جوِّ سیاه و سفید کردن را راه انداختند.


مردم فرهیختۀ ما دنباله‌روی سیاستمداران بداخلاق نیستند/ روز قیامت بیشتر انسان‌ها از زبان خودشان شکایت می‌کنند

*مردم ما بسیار مردم فرهیخته‌ای هستند. لذا وقتی از سیاستمداران بداخلاقی می‌بینند نباید به دنبال آنها راه بیفتند. در جریان فتنۀ 88 دیدید که مردم چقدر زود هوشیار شدند. یعنی وقتی دیدند که آن سیاسیون مدعی تقلب در انتخابات برای ادعای خودشان سندی ارائه نمی‌کنند بلافاصله کنار کشیدند. مردمِ فرهیختۀ ما دنباله‌روی مطلق سیاستمداران نیستند.

*این نوع بداخلاقی‌ها حتی در محیط کوچک خانواده نیز بسیار مخرب است. مثلاً اگر مردی در خانه و جلوی فرزندان به همسرش بگوید: «زبان من را جلوی بچه‌ها باز نکن و نگذار همه چیز را بگویم!» طبیعتاً فرزندان به این فکر می‌افتند که پدرشان چه چیزی را می‌خواست فاش کند؟!

*روز قیامت بیشتر انسان‌ها از زبان خودشان شکایت می‌کنند و می‌گویند که این زبان، مرا بدبخت کرد. چون بسیاری از آدم‌ها خودشان خوب هستند، اما با زبانِ خود مرتکب گناهانی می‌شوند که برایشان بسیار سنگین تمام می‌شود. خیلی از آدم‌ها به آن اندازه‌ای که بد حرف می‌زنند بد نیستند اما جنایت کردن با زبان خیلی آسان است.


اگر کسی اهل اختلاف افکنی بود و بعداً سقوط کرد اصلاً تعجب نمی‌کنیم /برخی کسانی که اهل اختلاف‌افکنی بودند امروز در آن سوی مرزها علیهِ ائمۀ هدی(ع) سخن می‌گویند

*کسانی که این توصیه‌های امام رضا(ع) در باب اختلاف افکنی را گوش نکنند از چشم مردم می‌افتند. اگر کسی اهل اختلاف افکنی بود و بعداً سقوط کرد اصلاً تعجب نمی‌کنیم. حتی اگر قبلاً آدم خوبی بوده باشد، چون خیلی‌ها آدم‌های خوبی بودند اما تا آخر خوب نماندند.

*امروز شاهدیم بعضی از کسانی که قبلاً در این جامعه اهل اختلاف افکنی بودند الان نه تنها از کشور خارج شد‌ه‌اند بلکه از ایمان و ولایت اهل‌بیت(ع) نیز خارج شده‌اند! یعنی در آن سوی مرزها نشسته‌اند و علیه ائمۀ هدی(ع) سخن می‌گویند! یکی نیست بگوید: شما با ما اختلاف داشتی، چه شد که اعتقادات خود را زیر پا گذاشتی؟ دلیلش همین است که در کلام امام رضا(ع) بیان شده است. اختلاف افکنان از ولایت اهل بیت ع خارج می‌شوند.



تأکید خداوند به پرهیز از اختلاف در زمان مواجهه با دشمن/ وقتی با دشمن مواجه می‌شویم باید درجۀ اتحادِ ما بالاتر برود

*خداوند می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید وقتی با گروهی از دشمنان مواجه شدید ثابت قدم باشید؛ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ»(انفال/45) و بلافاصله در آیه بعد می فرماید: «و از خدا و رسولش اطاعت کنید و نزاع و اختلاف نکنید که در نتیجه ضعیف می شوید و نیروی شما تحلیل می‌رود؛ وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكم‏»(انفال/46)

 



*دقت کنید که خداوند متعال آن جایی که دشمن در مقابل ما قرار دارد می‌فرماید با هم اختلاف نداشته باشید و از خدا و پیامبر اطاعت کنید. اطاعت از خداوند نیز به معنای رعایت شرع و اخلاق و اطاعت از رسول(ص) به معنای اطاعت از امر ولایت است.

*وقتی با دشمن مواجه می‌شویم باید درجۀ اتحادِ ما بالاتر برود و آن موقع است که اختلاف پدیدۀ بسیار مهلک و خطرناکی خواهد شد.


دشمن در مواقع نزدیک به انتخابات دوست دارد به اختلافات دامن بزند/ هر کس در این شرایط اختلاف‌افکنی کند به نفع دشمن کار کرده است

*موقع انتخابات مانند شبِ حملۀ دشمن به ماست. این موضوع به حدی برای دشمن اهمیت دارد که حتی مدتی قبل از انتخابات، دشمن حاضر است مقداری کوتاه بیاید و کمی عقب‌نشینی کند و اینکه می‌بینید این روزها از مذاکره دم می‌زند به همین خاطر است.

*دشمن در مواقع نزدیک به انتخابات دوست دارد به اختلافات دامن بزند. اگر حملۀ اقتصادی نیز به ما کرده است به خاطر همین انتخابات است. دشمن می‌خواهد اینجا را تبدیل کند به وضعیتی که همه به جان هم بیافتند. البته کور خوانده است، ما از این مسأله نیز عبور می‌کنیم.

*چرا مقام معظم رهبری فرمودند: از امروز تا انتخابات هر نوع اختلاف افکنی «خیانت» است؟ چرا نگفتند که «خطا» یا اشتباه است؟ چون در این شرایط قطعاً دشمن برای ما نقشه دارد و هر کس اختلاف‌افکنی کند به نفع دشمن کار کرده است.

 

مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

  به نقل از ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در همایش "نماز و کار" که در بندرعباس برگزار شد، افزود: شهرستان بندرعباس نسبت به چند سال گذشته پیشرفت‌های قابل توجهی کرده اما در میان این همه برج، فروشگاه و میدان‌های متفاوت، بنده مسجدی ندیدم!

رییس ستاد اقامه نماز کشور اظهار کرد: آیا این جمعیتی که مسجد می‌روند همان نسل منقرض هستند یا نسل نو هستند؟ آیا زمین ورزش بندرعباس بغلش نماز خانه وجود دارد؟

وی با اشاره به این‌که «برگزاری سمینار و همایش‌ها به تنهایی چاره‌ساز مسئله نیست» تصریح کرد: برگزاری سمینارها و گردهمایی باید خروجی مناسب و مفیدی در راستای تقویت فرهنگ نماز از خود برجای بگذارد نه همه دور هم جمع شوند و کیک و شکلاتی صرف کنند و تا همایش بعد خداحافظ.

قرائتی با بیان این‌که «شهر اسلامی شهری است که اولین صدا در آن الله اکبر باشد» گفت: تشویق و تشکر از برپاکنندگان نماز، ارسال کتاب آیین همسرداری برای زوج‌های جوان از کتابخانه‌های مساجد، پاداش دادن به اذان گو، اهدای مدال و تشویق ورزشکاران در مساجد از جمله راهکارهای فرهنگسازی و توجه به مسجد و نماز است.

رییس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به توجه مدیران به موضوع نماز، بیان کرد: اگر اتاق مدیرکلی از نمازخانه اداره قشنگ‌تر بود، این جای تاسف دارد و معنی‌اش این است که در مراوده و مذاکره با من باید تشکیلات و امکانات شیک و زیبا داشته باشید، بی‌توجهی به نمازخانه‌ها در ادارات نشانه ضعف و بی توجهی مدیران به مسایل دینی و نماز است.

وی در ادامه افزود: از آنجایی که پیشانی آدم بلندترین نقطه بدن انسان برای نماز خواندن است، پس برای برپایی نماز باید بهترین مکان را در نظر گرفت، نماز باید با اخلاص و از روی صمیم قلب خوانده شود، نماز یک سر آن زایشگاه است و سر دیگرش قبرستان، بدین معنی وقتی نوزاد متولد شد باید در گوشش اذان گفت و زمان مرگ بر جنازه‌اش نماز خواند.

 رییس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به کمبود مسجد در روستاهای هرمزگان تصریح کرد: امام جمعه بندرعباس اعلام کرده‌اند 300 روستای بندر عباس بدون مسجد است! این جای تاسف است بعد از 34 سال از گذشت انقلاب اسلامی در ایران هنوز به مسایل دین و مذهب این قدر بی توجهی صورت گرفته است، بندرعباس هر چقدر از نظر بنادر و اقتصاد پیشرفت داشته باشد باز ورشکسته است زیرا توجه به ساخت مساجد در روستاها در این استان خیلی کمرنگ است.
وی با اشاره به این‌که «پیش نماز باید مجهز به اطلاعات و فناوری‌های روز در امر دین باشد» خاطرنشان کرد: کسی که افراد پشت سرش نماز می‌خوانند باید هر روز نسبت به روز قبل اطلاعات مذهبی خود را بالا ببرد تا با نفوذ کلام خود و شیرینی کلامش در دل مردم دین دوست نفوذ پیدا کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 13 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

الحسینیِ جوان که خود را "علامه" می نامد(!) عضو سابق حزب الله بود که در رقابت و حسادت با نصر الله، به طرز مضحکی ادا و اطوار های حزب الله را تقلید می کرد و مانور های کودکانه ی او با تعداد انگشت شمار یارانش موجب تمسخر همگان می شد.

مشرق _ "المقاومة الاسلامیة العربیة" نام گروهک منحله ای به سردمداری "سید محمد علی الحسینی" است که هر چند تظاهر به تشیع داشت اما مواضع ضد مقاومتی آن شهره ی عام و خاص بود. به نحوی که همواره مخالفت با حزب الله، سید حسن نصر الله و ایران، ترجیع بند سخنان الحسینی بوده تا جایی که وی حتی به صراحت از منافقین و اشرف دفاع کرد و کشته های آن را در درگیری های با ارتش عراق در دولت نوری مالکی، "شهید" نامید.
الحسینیِ جوان که خود را "علامه" می نامد(!) عضو سابق حزب الله بود که در رقابت و حسادت با نصر الله، به طرز مضحکی ادا و اطوار های حزب الله را تقلید می کرد و مانور های کودکانه ی او با تعداد انگشت شمار یارانش موجب تمسخر همگان می شد.
 



کنفرانس خبری حسینی در دفاع از گروهک منافقین

 

 


تحریم استقبال از احمدی نژاد توسط حسینی در سفر تاریخی رئیس جمهور به لبنان


در حالی که نام حزب الله، "المقاومة الاسلامی فی لبنان" است (یعنی "لبنان" تنها وصف مکان می باشد)، الحسینی نام "المقاومة الاسلامیة العربیة"  را برای تشکل خود برگزید (یعنی عربی بودن وصف ایدئولوژیک آن است) و جالب آنکه وی نیز راه مقابله با جریان اصیل اسلامی مقاومت را در ملی گرایی و به تعبیری برپایی "مکتب لبنان" می دید.

محمد علی الحسینی عاقبت در خرداد 1390 به جرم جاسوسی، توسط دولت لبنان بازداشت شد.





رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

حسن عباسی در دانشگاه اراک: انتخابات آینده سه قطبی بین جبهه متحد، پایداری و اصلاحات است/ در انتخابات باید مکتب اقتصادی جریان‌های سیاسی روشن شود/ ساز و کار تحقق اقتصاد مقاومتی کاهش پله پله ربا از اقتصاد موجود کشور است/ نامزدهای انتخابات نباید توقعات مردم را بالا ببرند. 

به گزارش خبرنگار «نسیم» محور سخنان رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال که در نشست "107 روز تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری" در سالن 8 شهریور دانشگاه اراک برگزار شد؛ بدین شرح است:

 
- تجربه حزبی در کشور ما نوپاست و احزاب مشکلات متعددی دارند. احزاب ما توان اقناع مردم را ندارند، لذا خیلی مطرح نیستند و سیستم سیاسی ما فرد محور است که این هم خیلی دارای تاثیر نیست.
 
- کاندیداها احساسی جلو نیایند، توقعات مردم را بالا نبرند، مولفه‌های عقلانی ایجاد کنند و در یک فضای آرام خود را به رای بگذارند. 
 
- با بررسی دردها نمی‌توان به رفع مشکلات پرداخت لذا نامزدها فقط به نقد وضع موجود نپردازند بلکه آینده را نیز روشن کنند.
 
- کاندیداها در انتخابات نباید فقط به نقد گذشته پرداخته و مسائل را صرفا در فضای سیاسی ببینند.
 
- حزب را از عقبه فکری‌اش می‌شناسند
 
- انتخابات آینده سه قطبی بین پایداری، متحد و اصلاحات است. این سه قطب نگاهشان در اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجه و مسائل دیگر متفاوت است.
 
- ساختار اقتصاد ایران یک مثلث است که یک راس آن اصلاح طلبان با عقبه تئوریک نئوکینزی و راس دیگر آن بخش عمده‌ای از اصولگرایان که بخشی از آن در دولت هستند با عقبه تئوریک فریدمنی هستند. قطب دیگر را رهبری مطرح کردند که اقتصاد مقاومتی است.
 
- اقتصاد نئوکینزی مدل انگلیسی و اقتصاد فریدمنی مدل آمریکایی و برپایه نظریه شوک است.
 
- هر دو مدل ذیل اقتصاد آدام اسمیتی، زیر مجموعه اقتصاد لیبرالی و در مقابل اسلام هستند که در آن حلال و حرام و ربا معنی ندارد. هر دو مدل جواب نمی‌دهد.
 
- لیبرالیزم اقتصادی حدود را برمی‌دارد و مدعی است که حلال و حرام نداریم و همه چیز مباح است. عناصر لیبرال موجود در اقتصاد کشور، در گام اول لیبرال بودن خود را کتمان کرده و در گام دوم منکر وجود لیبرالیزم اقتصادی می‌شوند. 
 
- هدفمندی یارانه‌ها مبتنی بر عقبه تئوریک فریدمنی‌ها صورت گرفته است.
 
- اگر مبتنی بر نظریات فریدمن حرکت کنیم، اقتصاد کشور همین وضعیت را خواهد داشت و اگر مبتنی بر نظریات نئوکینزی که اصلاح طلبان با محوریت مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت حامی آن هستند حرکت کنیم، به سرنوشت کشورهایی نظیر ایتالیا و یونان دچار خواهیم شد. 
 
- دولت‌ها و مجالس کشور در 8 سال آینده باید تمرکزشان روی اقتصاد مقاومتی باشد. اقتصاد مقاومتی از اساس با اقتصاد ریاضتی متفاوت است.
 
- در 8 سال آینده وضعیت اقتصادی ایران و جهان به همین منوال ادامه پیدا کرده و مشکلات ثابت خواهد بود.
 
- بر این اساس دولت‌های آینده ایران مطلقا باید دولت‌هایی اقتصادی- مالی باشند.
 
- الآن باید دولتی شکل بگیرد که مساله شان حل مسکلات اقتصادی در داخل و در نسبت با اقتصاد جهان باشد.
 
- کاندیداها نیز باید مهم‌ترین شعارهایشان اقتصادی بوده، برای آن راهکار ارائه کرده و حتی برای این راهکار تیم معرفی کنند.
 
- در دولت آینده برای حل مشکلات اقتصادی کشور، حتی بخش‌های غیر اقتصادی مانند بخش فرهنگی و بخش سیاسی نیز باید نگاه اقتصادی داشته باشند.
 
- ساز و کار اساسی در تحقق اقتصاد مقاومتی کاهش پله پله ربا از اقتصاد موجود کشور است.
 
- نامزدها باید روشن کنند که طرفدار کدام مدل اقتصادی هستند؟ نئوکینزی هستند؟ فریدمنی اند؟ یا طرفدار اقتصاد مقاومتی هستند؟ عدم طرفداری خود از دو مدل غربی و طرفداری از اقتصاد مقاومتی را ثابت کنند.
 
- کسی در صحنه بیاید که به صراحت اعلام کند که 80 تا 90 درصد کابینه‌اش اقتصادی است. الگویی بومی ارائه کند که در فضای علمی و عمومی کشور به نقد نخبگان و مردم گذاشته شود تا مردم بدانند که کسی را می‌خواهند سرکار بیاورند چه چیزی را می‌خواهد پیاده کند. این بخشی از ساز و کار تمرین مردم سالاری دینی است.
 
- مردم جریان شناسی سیاسی را به طور نسبی می‌دانند اما کمتر جریان شناسی اقتصادی را می‌دانند. 
 
- در دهه اول انقلاب با لیبرالیزم سیاسی جنگیدیم. از دهه دوم با لیبرالیزم فرهنگی مبارزه کردیم. مبارزه با لیبرالیزم اقتصادی که از آن دو وجه لیبرالیزم خطرناک‌تر است از انتخابات آتی شروع خواهد شد.
 
- از آنجا که اساس لیبرالیزم اقتصادی بر ربا استوار است، انسان را نیازمند کرده و به جنگ با خدا می‌کشد. اساس بانک بر ربا و اساس بورس بر قمار است. چگونه ما بورس را اسلامی کرده‌ایم؟
 
- چرا در جریان‌های سیاسی ما اراده عمومی بر زدودن لیبرالیزم از اقتصاد ما وجود ندارد؟
 
- اگر قرار باشد صرفا قطب‌های سیاسی انتخابات را دیده، متوجه نیازهای اقتصادی فردای انتخابات نشویم و مشکلات اقتصادی را زیر لایه‌ای از اختلافات سیاسی پنهان کنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد.
 
- شاخص انتخابات در 100 روز آینده روشن کردن مکتب اقتصادی جریان‌های سیاسی است. این سه قطب سیاسی کشور باید نسبت خود را با سه قطب اقتصادی کشور مشخص کنند. 
 
- در 100 روز آینده این 54 نفری که به عنوان کاندیدا مطرح هستند باید به این سوال پاسخ دهند که چه زمانی قرار است تحول عمیق و انقلاب اقتصادی رقم بخورد؟ 
 
- جوهره ربا را باید کسی در 8 سال آینده از اقتصاد کشور بزداید.
 
- کاندیداها یک ساز و کار کمّی ارائه بدهند که در یک بازه 4 ساله چه مقدار از میزان ربوی بودن اقتصاد کشور می‌کاهند؟ الگو و روش ایشان برای زدودن جوهره و زَهر ربا از اقتصاد چیست؟
 
- نه تنها اقتصاد آمریکا، بلکه تئوری‌ها و مبانی علم اقتصاد سقوط کرده است. 192 تن از بزرگان از جمله مراجع تقلید در خصوص ربوی بودن اقتصاد کشور نظر داده و زدودن ربا در اقتصاد را مساله اول کشور عنوان کرده‌اند. حال کاندیداهایی که مدعی هستند برای رفع مشکلات اقتصادی باید با آمریکا رابطه داشت؛ چگونه این دو مساله را توجیه می‌کنند؟ 
 
- آیا مشکل ما این است که چه کسی و با چه روشی باید با آمریکا مذاکره کند؟ اگر رابطه با آمریکا مشکلی را حل می‌کند چرا وضع اقتصادی خود آمریکا و هم پیمانانش (مثل یونان و ایتالیا) این گونه است؟
 
- شاخص ما برای اقتصاد مولد و موفق اقتصادی است که مفاهیم پایه قرآنی در آن نهادینه شده و دیگر ربا مساله اول آن نباشد. 
 
- این دغدغه بزرگان(زدودن ربا از اقتصاد کشور) را باید در جامعه برجسته کرد تا دولت بعدی با چارچوبی سرکار بیاید که بتواند این مشکلات را حل کند.
 
- اگر کاندیدایی روش و الگویی برای تحقق اقتصاد مقاومتی و زدودن ربا از اقتصاد را نداشت؛ اعلام کند که چنین الگویی ندارم اما واقعا حاضرم که این مساله محقق شود. آن گاه با مشورت مراکزی که روی این نظریه‌ها کار کرده‌اند و با تشخیص رهبری الگو و روش مناسب ارائه خواهد شد.
 
- راه نجات مادر 8 سال آینده شکل گیری دولتی اقتصاد پایه است که قادر به عبور دادن کشور از گردنه‌های اقتصادی جهان باشد.
 
- اگر امروز الگوی اقتصادی را به نقطه مطلوب برسانیم، نه تنها کشورهای اسلامی بلکه حتما کشورهای غربی نیز از ما الگو خواهند گرفت.
 
- اگر قرن بیستم قرن امام خمینی(ره)بود، قرن بیست و یکم قرن رهبر معظم انقلاب است.
 
- دشمنان از 5 ماه قبل منتظر بودند که با پایان یافتن ذخایر ارزی تا آخر اردیبهشت، ایران قبل از انتخابات ریاست جمهوری، دچار فروپاشی اقتصادی شده و کشور از درون متلاشی شود، اما با تبدیل ذخایر ارزی به طلا ناکام شدند.
 
- امام (ره) بنی صدر را از مردم نگرفت بلکه مردم را از بنی صدر گرفت.ایشان تحمل کرد تا مردم شخص را بشناسند و خودشان او را کنار بگذارند. روش رهبر معظم انقلاب هم همین طور است.
 
- شان نائب امام زمان(عج) بالاتر از این است که افرادی امثال من مشاور ایشان باشم.
 
- موکول کردن فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها به بعد از انتخابات ریاست جمهوری طرح خوبی بود، چرا که کشور در حال حاضر آماده اجرا فاز دوم نبود.
 
- در تصمیم سازی استراتژیک بدترین حالت این است که شرایط شما را به تصمیم برساند.
 
- جشنواره مردمی عمار عملا به عنوان رقیب جشنواره رسمی کشور است. در حال زایش یک نحله جدید در جریان سینمایی کشور هستیم که این را باید به فال نیک گرفت.
 
- به نظر داوران جشنواره فجر باید احترام گذاشت.
 
- انتظاری از دشمن نداریم. رهبر معظم انقلاب در دیدار با دست اندرکاران جشنواره عمار فرمودند که من تعجب می‌کنم که چرا فیلم آرگو را این قدر دیر ساختند. دشمن دشمنی می‌کند.
 
- کل بودجه نهادهای فرهنگی ما به اندازه هزینه یک انیمیشن هالیوود نیست.
 
- در دهه پیشرفت و عدالت باید مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت حرکت کرد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به نقل از ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتی، رئيس ستاد اقامه نماز كشور و مفسر قرآن عصر امروز در آئين اختتاميه ششمين جشنواره بهار در جمع برگزيدگان و مسئولان جهاد دانشگاهی به آيه 29 سوره فتح كه می‌فرمايد:«اسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ؛ و بر ساقه‏هاى خود بايستد» اشاره و اين آيه را آيه‌ای در خصوص خود كفايی تفسير كرد.


وی در ادامه با اشاره به تغيير قبله مسلمانان گفت: به سوی قبله نمار خواندن ما به اين معنی نيست كه خدا در آن سو است، بلكه ابتدا پيامبر برای اينكه به سوی بت‌ها نماز نخواند و بت‌پرستان مدعی احترام پيامبر(ص) به بت‌هايشان نشوند، به سوی بيت‌المقدس نماز می‌خواندند، اما پس از هجرت به مدينه چون در مدينه يهوديان حضور داشتند و به پيامبر (ص) می‌گفتند كه به سوی قبله ما نماز می‌خوانی و معلوم است كه دنباله‌رو ما هستی، خداوند آيه نازل و قبله را تغيير داد.

حجت‌الاسلام قرائتی ادامه داد: يهوديان با مطرح كردن اين سؤال كه آيا نماز ايشان طی 15 سال گذشته رو به سوی بيت‌المقدس درست بوده يا خير تلاش كردند پيامبر (ص) را به چالش بكشند اما خداوند با نازل كردن اين آيه كه مشرق و مغرب عالم از آن خداست به آنها پاسخ داد و اجازه نداد كه يهوديان و بت‌پرستان مدعی وابستگی مسلمانان به آنها شوند.

وی دليل حرام بودن تشبّه به كفار از ديدگاه مراجع را خودباختگی معنی دادن تشبّه به كفار دانست و گفت: تشبه به كفار حرام است چون به معنی خودباختگی است و ما حق اين مطلب را نفهميده‌ايم.

حجت‌الاسلام قرائتی با انتقاد شديد از اينكه حتی برخی از خواص نيز به دليل خودباختگی در برابر علم بيگانگان جايگاه علمی قرآن را نمی‌دانند، گفت: يكی از اساتيد دانشگاه از دانشجويان خود خواسته است كه آيات قرآن را در متن پايان‌نامه و تحقيقات خود نياورند بلكه در پاورقی بياورند تا ارزش علمی كارشان كم نشود.

وی در ادامه سخنانش به مقايسه علم قرآن و علم بشری پرداخت و گفت: در علم حقوق هنوز مسئله تجاوز به آبرو مطرح نشده است در حالی كه بيشترين تجاوز در جوامع به آبروی افراد صورت می‌گيرد و هيچ كس نمی‌تواند به دليل اينكه فردی از او غيبت و آبروی او را برده شكايت كند، در حالی كه حفظ آبرو در اسلام به عنوان يك حق آمده است.

اين مفسر قرآن كشورمان آرايش كردن دختران در دانشگاه را از نظر حقوقی ظلم تعبير كرد و گفت: اگر زمانی من توان اين كار را داشته باشم می‌گويم حجاب در خيابان آزاد اما در دانشگاه لازم است. چرا كه آرايش دختران موجب سلب تمركز علمی ساير دانشجويان می‌شود.

وی با تأكيد بر اينكه بی‌هويتی ما را به بی‌ريشگی كشانده است، و داريم مليت خود را از دست می‌دهيم، از عدم توجه به علوم مطرح در مباحث دينی انتقاد كرد و گفت: هنوز در علوم تربيتی دنيا به حدی پيشرفت نكرده است كه بتواند تأثير لقمه حلال و حرام را در تربيت انسان‌ها بررسی كند و علم تربيتی دنيا در اين خصوص سكوت كرده است.

قرائتی افزود: به يك رئيس جمهور سردار سازندگی می‌گويند، اما سردار سازندگی ذوالقرنين بود كه سدی ساخت كه هيچ ميخی درون آن فرو نمی‌رفت، به يك رئيس جمهور مبدع گفت‌و‌گوی تمدن‌ها می‌گويند در حالی كه در قرآن هر چه «قالو، قل» مطرح شده به معنی گفت‌و‌گوی تمدن‌ها است و به يك دولت دولت عدالت‌محور می‌گويند در حالی كه عدالت مطرح را قرآن در حق حيوانات باركش نيز مطرح كرده است و حتی گفته است اگر ناخنتان بلند بود حق نداريد شير بدوشيد چرا كه حيوان را اذيت می‌كند.

وی ضمن بيان اينكه اول بايد انسان‌ها را ملی كنيم حمايت از سرمايه ملی پيشكش، در تشريح مطلب خود، گفت: اكنون در جامعه ما علامت روشنفكری كاشتن چمن به جای سبزی است و برخی دانشجويان ما به حدی بی‌فكر شده‌اند كه وقتی مطرح می‌شود تقليد، ادعا می‌كنند به دليل روشنفكری حاضر به تقليد نيستند در حالی كه تمام مراجع تقليد ما از اساتيد كت‌وشلواری تقليد می‌كنند و هيچ مرجع تقليدی به بهانه اينكه دليل تجويز يك دارو را نمی‌داند از دستور پزشك تخطی نمی‌كند.

حجت‌الاسلام قرائتی اعلام كرد: اگر می‌توانيد يك حرف تازه بياوريد كه در قرآن مطرح نشده باشد. قرآن مطرح كرده است كه بهترين غذا شير مادر است و اكنون بعد از مدت‌ها استفاده از شير خشك، همايش‌های بين‌المللی شير مادر برگزار می‌كنند.

وی ادامه داد: اسلام می‌گويد آب انار نخوريد بلكه انار را با هسته آن بخوريد، چرا كه برای معده خوب است، در حالی كه اكنون آب انار می‌خورند يقيناً چندين سال بعد نيز همايش‌هايی با محوريت فوايد هسته انار برگزار می‌شود.

قرائتی به تشريح نقص‌های علوم جديد ادامه داد و گفت: هنوز هيچ كس نتوانسته است به اين سؤال من پاسخ دهد كه چرا در هر كشوری دانشگاه بيشتر است، آمار جنايت نيز در آن كشور بالاتر است. روانشناسان ما به پسرهای افسرده به عنوان درمان می‌گويند كه با يك دختر دوست شويد و به دخترها تجويزهای بدتری ارائه می‌كنند؛ ما چون از اسلام دور شده‌ايم سيلی می‌خوريم و نمی‌دانيم از كجا سيلی خورده‌ايم.

وی تصريح كرد: مهم‌ترين سرمايه ملی خودتان هستيد، خودتان را باور كنيد. اكنون سرطان اخلاقی در دانشگاه‌های ما رواج پيدا كرده است و از نظر اخلاقی در حال سقوط هستيم. پوك شده‌ايم و پوكمان كرده‌اند و حاضر نيستيم مستقل باشيم به نحوی كه فكر می‌كنيم چون چند كتاب خوانده‌ايم بايد كفش، لباس، رفتار، گفتار و ... متفاوت از سايرين باشد.

حجت‌الاسلام قرائتی در پايان خطاب به دانشجويان حاضر در جلسه گفت: هويت خودتان را كشف كنيد، شما خليفه خدا در زمين هستيد، قيمت شما بهشت است و به كمتر از آن راضی نشويد. استعداد ايرانی بالاتر از متوسط جهانی است و ما كشور خوبی داريم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت گفت: پدرم با امام (ره) و امام خامنه‌ای رابطه‌ای گرم و ویژه داشت و درباره مسایل فتنه 88 پیش‌بینی‌هایی کرده بود.

حجت‌الاسلام علی بهجت عصر امروز در همایش «در محضر بهجت» با موضوع سیره اخلاقی و خانواده آیت‌الله‌العظمی بهجت فومنی در تالار حکمت دانشگاه گیلان، با بیان اینکه زندگی عالمانه دارای ارزش بسیاری است، اظهار کرد: در مدت کوتاه زندگی در دنیای فانی باید بهترین توشه را برای دنیای فانی آماده کرد.

*عملکرد هر انسان در ارتباط با اعتقادهای اوست

وی درک هدف خداوند برای خلق انسان را بسیار مهم دانست و گفت: حضرت آیت‌الله بهجت به ظاهر مانند انسان‌های معمولی زندگی می‌کردند اما در حقیقت پشت پرده و نتیجه اعمال را می‌دیدند.

فرزند آیت‌الله‌العظمی بهجت، ارزش و اهمیت فراگیری علم و دانش در دین اسلام را بسیار مهم برشمرد و تصریح کرد: علمی ارزشمند است که همراه با عمل و توجه به خداوند باشد.

وی با بیان اینکه برخی انسان‌ها مانند آیت‌الله بهجت به حقیقت هستی فکر می‌کردند، افزود: آنها یافتند که پس از این دنیای فانی، یک دنیای باقی و ابدی وجود دارد و باید برای رسیدن به سعادت در آن دنیا تلاش کرد.

بهجت، عملکرد هر انسانی را در ارتباط با اعتقادهای او دانست و ادامه داد: انسانی که به آخرت اعتقاد ندارد ممکن است هر کاری انجام دهد، اما انسانی که به خدا و آخرت اعتقاد دارد برای رسیدن به سعادت اخروی تلاش می‌کند.

وی با تصریح بر اینکه خداوند مبدٱ جاذبه را به افراد مومن نشان می‌دهد، خاطرنشان کرد: اگر انسان یک گام به طرف خدا بردارد، خداوند نیز 10 گام به طرف او خواهد آمد.

*احترام به والدین عامل سعادت آیت‌الله بهجت بود

فرزند آیت‌الله بهجت، با اشاره به دوران کودکی پدر خود، اذعان کرد: آیت‌الله بهجت در 16 ماهگی مادر خود را از دست دادند و از آن پس توسط خواهری که حدود 10 سال از ایشان بزرگ‌تر بود پرورش یافتند.

وی پدر آیت‌الله بهجت را اهل شعر، ادبیات و علم خواند و افزود: ایشان احترام بسیار زیادی به پدر خود می‌گذاشتند.

بهجت با بیان اینکه آیت‌الله بهجت در بهترین درجه تحصیلی و علمی در تمام مقاطع تحصیلی خود قرار داشتند، تصریح کرد: درس خواندن هدف اصلی ایشان نبود و علم را وسیله‌ای برای رسیدن به سعادت می‌دانستند.

وی احترام به والدین را عامل رسیدن آیت‌الله بهجت به درجات بالای معنوی و سعادت خواند و گفت: ایشان تکبر و خودبینی را در خود کشته بودند.

* صندوق نامه‌های اسرارآمیز آیت‌الله بهجت پس از فوت وی مفقود شد

فرزند آیت‌الله‌العظمی بهجت، ازدواج آیت‌الله بهجت را دارای مبدأ الهی دانست و تصریح کرد: ایشان می‌فرمودند «در نجف تمام مشکلات زندگی را به من نشان دادند و بنده آگاهانه این راه را انتخاب کردم».

وی با بیان اینکه ایشان سخت‌ترین مسیر پیمودن زندگی را انتخاب کردند و متذکر شد: پدرم دارای یک صندوق از نامه‌های اسرارآمیز بود که پس از فوت ایشان مفقود شده است.

*آیت‌الله بهجت در کارهای خانه کمک می‌کردند

بهجت، به کمک پدرش در انجام کارهای خانه اشاره کرد و یادآور شد: آیت‌الله بهجت تا اواخر عمرشان در کار منزل کمک می‌کردند و حتی در تعویض پرده خانه همکاری داشتند.

وی با اشاره به توجه همیشگی ایشان به حضور خداوند، تصریح کرد: ایشان می‌فرمودند «باید احساس کرد که خدایی همواره در کنار ما حضور دارد و اعمال ما را می‌بیند» و آیت‌الله بهجت معتقد بودند انسان باید به آنچه علم دارد عمل کند تا به سعادت اخروی برسد.

*روابط گرم آیت‌الله بهجت با امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای

فرزند آیت‌الله العظمی بهجت، به روابط گرم و ویژه آیت‌الله بهجت با امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای اشاره کرد و گفت: حتی گاهی حضرت امام (ره) به منزل ایشان می‌آمد و در محیطی خصوصی با یکدیگر به گفت‌وگو می‌پرداختند.

وی درباره پیش‌بینی آیت‌الله بهجت درباره وقایع آخرالزمان، اذعان کرد: پدرم درباره مسایل فتنه 88 و آنچه که در دوران آخرالزمان رخ می‌دهد پیش‌بینی‌هایی کرده بودند که بسیاری از آنها روی داده است و نمی‌توانم تمام آنها را بیان کنم.

فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 7 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

"خنده بازار" با روندی که نسبت به تمسخر افراد در پیش گرفته، به نوعی این حس را در جامعه مخاطبان القا می‌کند که نقدپذیری به معنای انعطاف افراد در مقابل مسخره شدنشان است.

برنامه طنز "خنده بازار" از ابتدا قرار بوده با هدف ایجاد لحظاتی شاد و مفرح، به بیان نقدهای اجتماعی پرداخته و روحیه و ظرفیت نقدپذیری را میان مخاطبان به ویژه مسئولان ارتقا دهد که این هدف در همان چند قسمت اول پخش برنامه در سری اول کاملا رنگ باخت و جای خود را به تمسخر و استهزا افراد سرشناس داخلی و حتی مسئولان کشوری داد. این برنامه با تمسخر و ادا درآوردن متاسفانه توانست در طول سه سال پخش خود توانسته مخاطبان زیادی را هم جلب کند ولی سوال اینجاست که مردم به چه قیمتی با "خنده بازار" می‌خندند؟
 
موضوعی که حایز اهمیت است، اینکه آیا افراد باید در مقابل مورد تمسخر قرار گرفتن هم انعطاف داشته و ظرفیت خود را بالا ببرند و آیا این رویه درستی در جامعه اسلامی ایرانی است که مسخره کردن جایگزین نقد سالم شود؟
 
نکته جالب آنکه این موضوع نه تنها به واسطه برنامه "خنده بازار" در میان عموم پذیرفته شده است بلکه رسانه‌ای‌ها نیز در مصاحبه‌ با اشخاصی که مورد تمسخر قرار گرفته‌اند، در تلاشند میزان جنبه و انعطاف آنها را اندازه گیری و به مخاطبان عرضه کنند!
 
به این ترتیب مسخره کردن دیگران به یک فرهنگ تبدیل شده و انتقادپذیری ورزشکاران، هنرمندان، سیاسیون و... به این واسطه محک زده می‌شود. از میان افرادی چون علی دایی، فرزاد فرزین، محمد مایلی‌کهن، حمید استیلی، محمدرضا شهیدی فرد، داریوش فرضیایی، مهران مدیری، علی کفاشیان، فریدون جیرانی، محمود گبرلو، مسعود فراستی، مجید قناد، رضا صادقی، عادل فردوسی پور، بهمن هاشمی، احمد نجفی، محمد حسین رنجبران و... افرادی که بارها و بارها در این برنامه رفتارها و گویششان مورد استهزا قرار گرفته است، برخی حتی نسبت به این اتفاق واکنش نشان داده‌اند و این روش درستی نیست که بیندیشیم افرادی که از مسخره شدن خوششان آمده و نسبت به این موضوع واکنش مثبتی داشته‌اند، افرادی باظرفیت و دیگران نقدناپذیر هستند! که شاید این افراد هم به ناچار ناگزیر شده‌اند واکنشی مثبت به این قضیه نشان دهند.
 
مساله جایگزینی استهزا و تمسخر به جای نقد به بهانه لزوم بالا بودن ظرفیت افراد، یک سوی قضیه است و لزوم بررسی این اتفاق در بستر فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی سوی دیگر اتفاق. در حالی که قرآن ریشه معضل استهزای دیگران را نادانی و جهل معرفی می‌کند و خداوند در آیه 67 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: و هنگامی که موسی به قوم خود گفت قطعاً خدا به شما فرمان داد که ماده گاوی را ذبح کنید، گفتند آیا ما را مسخره می‌کنی؟ موسی گفت: پناه می‌برم به خدا اگر از نادانان باشم.
 
همچنین امام سجاد (ع) نیز در حدیثی فرمودند: گناهانى كه باعث نزول عذاب می‌شوند، عبارت‏ند از ستم كردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم و دست انداختن و مسخره كردن آنان. همچنین در سیره نبوی و ائمه بارها بر نقد روش استهزا و تمسخر تکیه شده است و حضرت رسول اکرم (ص) نیز به برخی از افرادی که دوره می‌گرفته و به با تقلید ادای دیگران و یا برنامه‌های تمسخرآمیز قصد جذب افراد را داشتند، توصیه‌هایی داشتند.
 
به نظر می‌رسد نزول سطح سلیقه مردم با استقبال از "خنده بازار" و حمایتی که رسانه ملی با تولید مکرر این مجموعه آیتمی از خود نشان می‌دهد،‌ مخاطبان تلویزیون را در مسیر نادرستی قرار داده و این فرهنگ غلط را در سطح جامعه رواج می‌دهد. در واقع این امر نوعی صحه گذاشتن بر عادات ناپسندی است که همچون لطیفه ساختن برای اقوام مختلف در میان مردم شایع است. همچنین چنین برنامه‌هایی بازار بلوتوث‌ها و پیامک‌ها و فایل‌های تصویری در تمسخر افراد به ویژه افراد صاحب‌نام را نیز داغ‌تر می‌کند. چرا باید فرهنگ استهزا و تمسخر درباره چهره‌های شاخص و حتی روحانیون رواج پیدا کند؟ آیا رسانه ملی که قرار بود دانشگاه بزرگی برای همه ملت ایران باشد به جای فرهنگسازی قرارست زیرساخت‌های فرهنگی را تخریب کرده و به‌جای ایجاد همدلی باعث دلخوری باشد؟
 
گرچه "خنده بازار" در آیتم‌هایی که به یک عادت نادرست یا غلط مصطلح به صورت عمومی اشاره کرده یا رفتار اداری کارکنان یا ویژگی‌هایی را که در عموم یک قشر خاص دیده می‌شود، به نقد می‌کشد موفق است و می‌تواند به جای دست گذاشتن بر شخصیت‌های حقیقی، با تأکید بر رفتارهای غلط اجتماعی به برنامه‌سازی بپردازد.
 
همچنین نکته دیگر درباره "خنده بازار" این است که به مسخره کردن برنامه‌های ماهواره‌ای می‌پردازد که قطعا بسیاری از جمعیت ایران اصلا نه ماهواره دارند و نه این برنامه‌ها را دیده‌اند و تنها با پخش آیتم‌های تمسخر برنامه‌های ماهواره‌ای حساسیت و کنجکاوی افکار عمومی نسبت بدانها افزوده می‌شود. ساخت و پخش برنامه‌هایی که به تمسخر افراد می‌پردازد یک رویه مرسوم در رسانه‌های خارجی و حتی فارسی‌زبان خارج از کشور است که بر آنها نمی‌توان خرده چندانی گرفت؛ چراکه پشتوانه فرهنگی و دینی غنی ملت و کشور ایران را ندارند همچنین مساله وفاق ملی و همدلی بین تک تک ملت ایران نیز قطعا جزو اهدافشان نیست.

مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ارادت ويژه مرحوم حضرت آيت الله خوشوقت نسبت به رهبر انقلاب براي هركس كه كمترين خوشه را از خرمن اين عالم رباني چيده باشد، نكته‌اي مخفي نيست. ارادتي برخواسته از باورهاي عميق ديني آن هم از سوي عالمي كه برخي از بزرگان دين او را در قامت مرجعيت مي‌ديدند.

به گزارش رجانيوز، هرچند اين عارف بالله اهل سكوت بود اما به همان ميزان در ابراز محبت به حضرت آيت‌الله خامنه‌اي زباني پر از حرف داشت و نه تنها تبعيت از ايشان را بر همگان واجب مي‌دانست بلكه در توصيه‌هايي كه به اهل سياست داشت، معيار انتخاب مسئولان را ميزان تبعيت آنها از رهبرانقلاب عنوان مي‌كرد.

 

آیت الله صفایی بوشهری و حجت الاسلام و المسلمين آقاتهراني شب گذشته در گفتگوی ویژه خبری شبکه 2سیما به بررسی ابعاد شخصیتی و زندگی پربار آیت الله خوشوقت و نگاه ويژه ايشان به جايگاه ولايت فقيه و رهبرمعظم انقلاب داشت.

در همين راستا آيت الله صفايي بوشهري نماينده رهبر معظم انقلاب در استان بوشهر و از اساتيد برجسته و صاحب تاليف حوزه كه از جمله نزديكان آيت الله خوشوقت بود به بيان نقل قولي شنيدني از اين عالم رباني درباره حضرت آيت الله خامنه‌اي پرداخت.

وي  با اشاره به نگاه آيت الله خوشوقت به انقلاب اسلامي و رهبر آن گفت: آیت الله خشوقت، انقلاب اسلامی را تجلی عدالت الهی می‌دانستند و تبعیّت از مقام معظم رهبری را بعنوان مقام عزت حکومت اسلامی بر همگان واجب می دانستند و درعرفان سیاسی، معتقد به ولایتمداری بودند.

آيت الله صفايي بوشهري ادامه داد: آيت الله خوشوقت  درباره مقام رهبری می فرمودند كه خداوند این منصب را به ایشان داده وهر ابزاری که برای این منصب لازم است را نیزبه ایشان هدیه داده است و رهبری را همیشه حضرت آقا صدا می کردند و حراست ازحریم  ولایت را بر همگان واجب می دانستند.

 

تاثير ويژه امام و علامه در شخصيت آيت الله خوشوقت

وي در سخنان خود تصريح كرد: رمز ماندگاری آيت الله خوشوقت همان چیزی است که خدا مطرح کرده، که هرچه برای خدا باشد ماندنی است.

وي با بیان اینکه سراسر زندگی ایشان، برای خدا بود، تصریح كرد: همین امر سبب شد خدا ایشان را به سیر معنویت برساند.

 

آيت الله صفايي بوشهري افزود: ایشان در عرصه علم دارای استعداد شگرفی بودند و در زنجیره درس آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی، امام راحل و ...حضور داشتند و حضرت امام و علامه طباطبایی تاثیر بسیاری در شخصیت ایشان داشتند.

نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر با بيان اينكه حضرت آیت الله خوشوقت، درعرفان عملی، تفسیر،علوم پایه، فقه و ... مسلط بودند و تحولات بسیاری در فقه حقوق به وجود آوردند، گفت: ایشان در ادبیات، تاریخ، تفسیر و علوم قرآنی تسلطی شگرف داشتند و صاحب سبک بودند و نگاه ایشان در عرصه اصول، به شیخ عبدالکریم حائری بود.

به جوانان دل داده بودند

وي در بخش دیگری از سخنان خود درباره دلایل بی‌تابی جوانان در مراسم تشييع آيت الله خوشوقت كه مورد سوال مجري قرار گرفته بود، تصريح كرد: همانطور که جوانان به آیت الله خوشوقت دل داده بودند، ایشان هم به آنان دل داده بودند و به جوانان عشق می ورزیدند و در تلاش بودند تا در خدمت جوانان باشند، از این رو، گاهی ساعت‌ها می‌نشستند و با جوانان در زمینه‌های مختلف بحث می‌کردند و با لطف و مهربانی، فضا را برای سوال و جواب جوان و رشد آن آماده می‌کردند.

آيت‌الله صفايي بوشهري تصریح کرد: ایشان همت بلندی داشتند و گاهی، ساعت 12 شب به قم می رسیدند و تا ساعت 2 با جوانان صحبت می کردند، گاهی هم بعد از نماز صبح همین گونه بود.

امام جمعه بوشهر یافتن رمز حکمت الهی را یکی از صفات و ویژگی‌های آیت الله خوشوقت عنوان كرد و افزود: ایشان.کتاب خدا را می‌فهمیدند و به همه فضائل آراسته و به حکمت، دست یافته بودند.

 

آيت الله خوشوقت مي‌گفتند كه علامه طباطبايي معمار وجود من بود

وي اظهار داشت: آیت الله خوشوقت همواره مي‌گفتند كه "معماری وجود من توسط آیت الله علامه شکل گرفته" و  اذعان داشتند كه "ایشان در طول دوران زندگی خود، ازمحضرعلمای بزرگی بهره بردند."

اين استاد درس خارج حوزه ادامه داد: هنگامی که شاگردان مرحوم حضرت علامه طباطبایی از ایشان سوال کردند که بعد از ایشان از چه کسی درس بگیرند، ایشان آیت الله خوشوقت را معرفی کردند.

وي اظهار داشت: آیت الله خوشوقت تنها 20 درصد تجلی دنیایی داشت، که آن هم الهی بود و برای همگان نقش هدایتگری داشتند

آیت الله صفایی بوشهری در پایان خاطر نشان كرد: روش تدریس ایشان بر سلوک بر مسلک قرآنی و عترت پایدار بود.

 

 

آقاتهراني: اگرچه كم حرف بود اما از چند كلمه ايشان هم مي‌شد معاني بسياري درك كرد

در اين گفت‌وگوي ويژه خبري همچنين حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی درباره زندگی آیت الله خوشوقت گفت: ایشان از تمامی علومی که آموخته بودند بارور شده و آن ها در زندگی ایشان جاری بود، آموختن آیات الهی یک چیز است و تجلی این باورها در وجود افراد و زندگی شخص امر دیگری است.

وي اظهار داشت: ایشان خودنگهدار، کم حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می شد معانی بسیاری را درک کرد.

اين نماينده مجلس تصريح كرد: مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات بگونه ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد.

دبير كل جبهه پايداري درباره ویژگی های آیت الله خوشوقت گفت: رضایت الهی تنها امر مهم و ضروری بای ایشان در تمامی عرصه ها بود و همه افراد مخلص را دوست دارند و ایشان در صف عالی مخلصین حرکت می کرد.

وي ادامه داد: مربی بودن با معلم بودن متفاوت است، مربی افراد را تربیت می کند و این بواسطه تربیت خود مربی امکانپذیر است.

آقاتهراني تصريح كرد: گاهی افراد مبتلا به این حالت می شوند که تنها چیزی را یاد بگیرند اما فرد باید دنبال دانستن باشد و آن گمشده‌اش باشد و امروز بسیای از جوانان ناراحت بودند که بعد از ایشان دنبال چه کسی بروند؟

دبير كل جبهه پايداري افزود: فيلمي از نشست آیت الله خوشوقت با مقام معظم رهبری پخش شد که دیدیم در آن کلام زیادی مطرح نشده بود و لزومی هم ندارد و گاها یک نشست و برخاست و سخن کوتاه بیانگر همه چیز است.

وي ادامه داد: سکوت ایشان، حضورشان چون خودش در محضر الهی است و زنده است و حیات واقعی دارند و نشست و برخاستشان خیلی دیدنی است، نماز گزاردن رهبری بر پیکر ایشان، پیام تسلیت به خانواده آن مرحوم و ... خود بیانگر همه چیز است.

حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی گفت: 2 ماه پیش آمدند دیدار ایشان و آیت الله خوشوقت گفته بودند این دیدار خداحافطی است و واقعا علما با یک بصیرت حرکت می کنند.

 

وي با اشاره به كلام بزرگان گفت: این عزیزان هنگامی که در این دنیا هستند بسیار محدودند چون دنیا، دنیای مادی است، به دوستانی که از حضور ایشان بهره می بردند توصیه می کنم فکر نکنند که ارتباط قطع شده است و این اتباط می تواند قوی‌تر شود.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 علامه مصباح يزدي در تاريخ 3/12/1391 در سخناني در جمع شرکت‌کنندگان در دوره آموزشي کوثر ولايت که به همت مؤسسه ولاء برگزار شده بود، با اشاره به نعمت بزرگ ولايت، وجوب شکرگزاري و قدرداني از منعم را از امور بديهي و بي‌نياز از اثبات دانست و گفت: "حتى علماي علم کلام براي اثبات وجوب تحقيق و شناخت خدا، در کنار دليل دفع ضرر محتمل به وجوب شکر منعم استدلال مي‌کنند و مي‌گويند هر عاقلي مي‌فهمد که نعمت‌هايي که دردست ماست از خود ما نيست و کسي به ما عطا کرده است، و فطرت انسان اقتضا مي‌کند که ولي نعمت را بشناسد و از او تشکر نمايد."

به نقل از  پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله مصباح يزدي، متن كامل و صوت اين سخنان مهم را از نظر مي گذرانيد:

 استاد اخلاق حوزه علميه قم ادامه داد: فطرت انساني به ما اجازه نمي‌دهد اين نعمت را که در دنيا بي‌نظير و داراي برکات بسياري براي نسل ما و نسل‌هاي آينده ‌ماست نشناسيم و قدرش را ندانيم.

وي بهترين راه براي شناختن نعمت را مقايسه وجود آن نعمت با عدم آن دانست و گفت: ما  انسان‌‌ها ضعف‌هايي داريم و خودبه‌خود به وجود نعمت‌ها توجه نداريم، مثلا توجه نداريم که نعمت وجود هم نعمتي است و فقط در حالي به عظمت آن پي‌مي‌بريم که در حال از دست دادن آن باشيم. هوايي که تنفس مي‌کنيم، آبي که مي‌نوشيم، سلامتي اندام‌هاي مختلف بدن همه نعمت‌هايي است که به صورت عادي توجهي به آن‌ها نداريم و وقتي کمبودي در يکي از آن‌ها پيدا شود به اهميت و قدر آن پي‌مي‌بريم.
 
عضو خبرگان رهبري گفت: براي اين‌که بتوانيم قدر نعمت ولايت را بدانيم يا بايد دوران قبل از انقلاب را به‌خاطر بياوريم و با الان مقايسه کنيم و يا کشور خودمان را نسبت به کشوري که شرايط مشابهي با کشور ما دارد ولي اين نعمت ولايت را ندارد بسنجيم. اگر انسان متوسط بي‌غرضي از يکي از اين دو راه درباره انقلاب و برکات آن بيانديشد قدر اين نعمت را مي‌شناسد و درصدد شکرگزاري آن برمي‌آيد.
 
 
علامه مصباح يزدي ضمن اشاره به حوادث و مشکلات مردم افغانستان طي نيم‌قرن گذشته، سختي‌ها و مشکلات مردم ايران براي پيروزي انقلاب را نسبت به مشکلات مردم افغانستان‌، ناچيز دانست و گفت: احزاب افغان اگرچه داراي انحرافاتي بودند ولي در حد فهم خود براي اسلام مي‌جنگيدند، اما بعد از همه اين مجاهدت‌ها عاقب‌کارشان به برادرکشي و بالاخره تسلط دشمن بر خانه و کاشانه‌شان انجاميد.

وي ادامه داد: فرق اساسي ايران با افغانستان در نعمت ولايت‌فقيه بود که ايرانيان مطيع ولي‌فقيه زمان خود شدند و حتى اقليت‌هاي مذهبي وقتي با پاکي و صداقت او روبه‌رو شدند عاشقش شدند و با رهبري او به پيروزي رسيدند.

استاد حوزه علميه قم همچنين با اشاره به تحولات يک‌صدساله اخير مصر و مقايسه آن با ايران گفت: مصر در صدسال اخير به‌خصوص نيمه‌اول آن، مرکزيت فرهنگي کشورهاي اسلامي را در دست داشت، اما بعد از 33سال از پيروزي انقلاب اسلامي، اکنون مصر با اقتباس از انقلاب ما مي‌کوشد که به اهداف اسلامي خود برسد.
 
ايشان ضمن مقايسه شرايط قبل از پيروزي انقلاب در ايران و مصر گفت: با اين‌که مصريان داراي حزب قوي اخوان‌المسلمين بودند و در مقابل مبارک ساليان بسياري مقاومت کردند و تعداد زيادي از آن‌ها کشته شدند ولي هنوز معلوم نيست تلاش‌هايشان به چه سرانجامي برسد و در انقلاب خود تا چه حد پيروز شوند.
 
استاد علوم قرآني و تفسير يک دليل اين ناکامي‌ها را محروميت تئوريک دانست و گفت: آن‌ها از نظر تئوري هم ضعيفند، زيرا ما به ولايت امامان معصوم و وجود امام زمان (عج) معتقديم و ولي‌فقيه را نايب ايشان مي‌دانيم و به عنوان يک وظيفه شرعي از او تبعيت مي‌کنيم، ولي آنها از اين نعمت محرومند و همين باعث مي‌شود که اين گرفتاري‌ها را داشته باشند و نتوانند وضع ثابتي براي خودشان ترسيم کنند.
 
وي با اشاره به‌اين که پس از انقلاب اسلامي، شهر قم مرکز فرهنگي جهان اسلامي شده است، به سفري که به کشور مالزي داشته اشاره کرد و گفت: نخست‌وزير ايالت کلانتان مالزي در آن زمان شخصي به نام نيک عبدالعزيز بود، که به سفارت آمد و به بنده گفت: تحصيل‌کرده الازهر هستم، ولي امروز معتقدم اگر  کسي بخواهد با اسلام آشنا شود بايد به قم بيايد.
 
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني سپس اظهارات رئيس يکي از دانشگاه‌هاي لبنان، که خود کشيش ارتودکس بود، را نقل کرد و گفت: وي پس از آن ‌که معنا و دلايل ولايت فقيه را شنيد، با تعجب گفت: فقط اين تئوري مي‌تواند لبنان را نجات بدهد.
 
علامه مصباح يزدي با بيان اين‌که امام (ره) ولايت‌فقيه را منطقي‌ترين و عقلايي‌ترين روش حکومت مي‌دانست گفت: مجلس خبرگان و انتخابات آن سازوکاري براي تشخيص فرد اصلح است، نه اين‌که مجلس خبرگان مقام ولايت را به ولي فقيه تفويض کند،‌ چرا که اين مجلس چنين ولايت و جايگاهي ندارد.
 
وي ضمن بحث درباره برخي از شبهات و القائات دشمنان درباره ولايت‌فقيه پرسيد: آيا اين عيب است که ما بگوييم بايد در رأس حکومت کسي باشد که قانون اسلام را بهتر از ديگران بداند؟!
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم با بيان نمونه‌هايي از تأثيرگذاري عملي امام خميني (ره) در کشورهاي مختلف از جمله شمال آفريقا گفت: وقتي از گروهي در شمال آفريقا پرسيده بودند مذهب شما چيست، پاسخ داده بودند که مذهب ما مذهب خميني است، زيرا ما يقين پيدا کرده‌ايم که مسلمان واقعي اين فرد است و مذهبي که او را پرورش داده، مذهب حق است و ما نيز مذهب اهل بيت را قبول داريم.
 
استاد حوزه علميه ضمن اشاره به سرسپردگي سردمداران رژيم گذشته نسبت به اوامر امريکا و انگليس، ‌به مقايسه شرايط آن زمان با زمان حال پرداخت و گفت: امروز آمريکا تصريح مي‌کند: ايران بزرگ‌ترين خطر و بزرگ‌ترين رقيب براي ما است.
 
عضو مجلس خبرگان رهبري ضمن برشمردن برخي از ويژگي‌هاي مقام معظم رهبري گفت: من خود را از بيان يک‌دهم آن‌چه در اين‌باره وظيفه ماست، عاجز مي‌بينم، و وجود اين بزرگوار را يکي از بزر‌گ‌ترين نعمت‌هاي الهي بر امت اسلامي مي‌دانم.
 
 
اين فيلسوف اسلامي ضمن بيان خدمات برخي از علماي بزرگ گذشته و مقايسه آن با زمان حال گفت: در طول تاريخ اسلام و تشيع شخصيت‌هاي بزرگي چون خواجه نصير‌الدين طوسي را داشته‌ايم که از لحاظ شخصيت و قدرت سياسي و استفاده از فرهنگ ديني کم‌نظير بود و در مقابل مغول‌ها، به‌عنوان وزير کشور اسلامي، کشوري شيعي ساخت که نه تنها اسلام را بر کفر مغول‌ها پيروز کرد بلکه تشيع را در کشور رواج داد و موجب شد تا دولت بني‌عباس بعد از پانصد سال حکومت، سقوط کند.
 
استاد علوم قرآني و تفسير حوزه علميه قم، همچنين ضمن برشمردن مقامات علمي و خدمات علامه مجلسي  گفت: ايشان با عهده‌دار شدن مقام شيخ‌الاسلامي فرصت را براي ترويج شيعه غنيمت شمرد و علاوه بر تنظيم بحارالانوار که دايره‌المعارف حديث شيعه است، در تمام بخش‌هاي معارف، از تاريخ انبيا و اهل‌بيت گرفته تا آداب و رسوم و مستحبات و آداب زندگي به قلم خود کتاب‌هايي به زبان فارسي نوشت.
 
وي سپس به مقايسه عصر آن بزرگان با عصر قبل از انقلاب پرداخت و ادامه داد: در آن زمان اسلام حاکم بود و حکما و سلاطين (حتي بني‌عباس) به نام اسلام حکومت مي‌کردند،‌ زيرا افکار عمومي پشتيبان اسلام، اما در زمان طاغوت رسما با اسلام مبارزه مي‌کردند، و حوزه‌هاي علميه را از بين مي‌بردند، لباس روحانيت قاچاق و ممنوع شده بود، و  حوزه‌ها و مدارس علميه را ويران کرده بودند؛ و حتي شرايطي که اکنون در جهان برعليه اسلام وجود دارد با شرايط آن زمان قابل مقايسه نيست.
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم، هنر امام را استفاده از سرمايه‌هاي اندوخته امت اسلامي دانست و  گفت: وجوب اطاعت از ولي فقيه از ناحيه امام زمان، علاقه به سيدالشهدا و علاقه به شهادت در راه خدا سرمايه‌هايي بود که در طول بيش از هزار سال براي ما اندوخته شده بود، اما يک نفر مي‌خواست که بيايد و اين گنج‌ها را استخراج کند و به ميدان بياورد، و امام در چنين شرايطي قيام کرد و توانست مسير تاريخ را 180درجه تغيير دهد،‌ و او بود که براساس آن اعتبار ديني که علماي گذشته فراهم کرده بودند، توانست دست به چنين اقدام بزرگي بزند، و هيچ کسي به غير از امام نمي‌توانست چنين کاري بکند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبري، مقام معظم رهبري را نسخه بدل امام (ره) دانست و گفت: در طول اين مدت کشور ما حوادثي را از سر گذراند که هر کدام از اين حوادث براي کشور قدرتمندي پيش آمده بود، متلاشي شده بود.
 
وي ضمن اشاره به برخي کاستي‌ها و مشکلات پيش آمده در بيست‌سال اخير و تدبيرهاي مقام معظم رهبري براي رفع  آن‌ها، گفت: عمدا يا ‌سهوا کارهاي بسياري بر خلاف اسلام و اهداف انقلاب اسلامي از کانال‌هاي قانوني و رسمي انجام ‌گرفت، که در صورت موفقيت، کشور را به شرايط زمان طاغوت برمي‌گرداند، و زمينه‌اي براي تجديد حيات اسلام باقي نمي‌گذارد، و استکبار جهاني چنان مردم ما را مي‌کوبيد که ديگر خيال انقلاب هم به مغزشان نيايد.
 
علامه مصباح يزدي تدبير مقام ولايت در مقابل فتنه 88 را از الهامات و نصرت‌هاي الهي دانست و گفت: اختلاف حتي در يک گروه يا حزب پنجاه نفري باعث از هم پاشيدگي آن مي‌شود، اما فتنه 88 را  يک روحاني با اتکا به خدا و توسل به وجود مقدس ولي‌عصر، به‌گونه‌اي مديريت کرد که نه تنها ضربه‌اي به عظمت نظام نخورد بلکه بر عظمت نظام افزوده شد.
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم ضمن برشمردن نمونه‌هايي از زهد و ساده‌زيستي رهبر فرزانه انقلاب گفت: اگر تمام باقيمانده عمرمان را تسبيح دست بگيريم و به خاطر همين يک نعمت شکرگزاري کنيم، نمي‌توانيم حقش را ادا کنيم،  زيرا همين شکرگزاري زباني هم نيازمند امنيت و آرامش در سايه حکومت اسلامي است و همه اين‌ها مرهون وجود و ولايت اين بزرگوار است.
 
وي علت برخي ناسپاسي‌ها و قضاوت‌هاي ناعادلانه درباره مقام ولايت را حسد، حقارت، خودکم‌بيني و... دانست و گفت: اگر کساني با سوءاستفاده از منصب خود موقعيت ايشان را تضعيف کنند، به اسلام، انقلاب و خون‌‌هاي شهدا خيانت کرده‌اند.
 
استاد علوم قرآني و تفسير با استفاده از آيه هفتم سوره ابراهيم گفت: خداي متعال قاعده‌اي را با کمال تأکيد در قرآن بيان کرده که هيچ استثنا ندارد، و خداوند اعلام قطعي مي‌فرمايد که اگر شکر نعمت خدا را به‌جا بياوريد نعمت‌تان را زياد خواهم کرد، اما اگر ناسپاسي کنيد إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛ و مصداق اين آيه، وجود مبارک اميرالمؤمنين و ائمه اطهار به‌عنوان بزرگ‌ترين نعمت‌هاي خدا براي مسلمان‌‌ها بودند، که وقتي مردم قدر آن‌ها را ندانستند خداوند حجاج بن يوسف را بر آن‌ها حاکم کرد.
 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

دم غروب که می‎شد، خرد و خسته از هیاهو و شلوغی تهران، خودت را می‎کشاندی تا مسجد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) که نفسی تازه کنی تا به چشم خودت ببینی جمال مردی را که حجت موجه مسلمانی ما بود.

هنوز 24 ساعت از خبر ارتحال آیت‎الله نگذشته که گفت‎و‎گوی ما با حاج سعید، برای ساعت 1 نیمه شب هماهنگ می شود. هر دو برای گفتن و شنیدن درباره معلم اخلاق و معرفت،  اشتیاق داریم. حرفهای زیادی برای گفتن دارد و بعضی جاها ضبط را متوقف می‎کند تا راحت‎تر از عارف بالله بگوید. می‎گوید بعضی حرفها را هم می‎گوید بعد از آن‎که محاسنش سفیدتر شد منتشر کنیم! حاج سعید حدادیان در گفت‎وگو با پنجره از عشق و ارادت آیت‎الله خوشوقت به دستگاه سیدالشهداء (علیه السلام) سخن گفت و برخی خاطرات سال‎های همراهی با آیت‎الله را بازگو کرد.

یک عکس نسبتا قدیمی از شما با آیت‎الله خوشوقت دیدم.  خیلی قدیمی هم نیست. مربوط به سال 73 یا 74 است.  یعنی آشنایی شما با آیت الله خوشوقت به قبل‎تر  برمی‎گردد؟
بله.

به چه سالی؟
در دوران جنگ تحمیلی، بازار مراجعه به علمای ربانی فوق‎العاده گرم بود. بچه‎هایی که از کاروان شهدا عقب می‎افتادند دنبال بزرگ‎ترهایی بودند که تا بالا سرشان باشند و این‎ها را در وادی معنویت و اخلاق حفظ کنند؛ لذا در شهرهای مختلف هر رزمنده ای که توجه به این مطالب داشت، به دنبال علمای ربانی می‎گشت تا از نفس آن‎ها استفاده کند. این دستوری بود که به جا ماندگان شهادت می‎دادند لذا از همان اوایل دهه 60 و با همین هدفی که عرض شد، محضر آیت‎الله خوشوقت و آیت‎الله حق‎شناس رسیدم.

همان موقع هم محل اصلی حضور حاج‎آقا، مسجد امام حسن بود؟
بله، آیت الله خوشوقت از این بابت برای ما جالب بود که سخت‎گیر بودند و هندوانه زیر بغل کسی نمی گذاشتند. من روحانی سراغ دارم که 40 سال است حسرت یک طیب‎الله از حاج آقا دارد؛ این قدر ایشان در امور مختلف احتیاط داشتند و نگاه‎شان در تربیت به‎گونه‎ای بود که نسبت به مریدانی که به محضرشان می‎رسیدند سختگیر بودند.



منظورتان از سختگیری چیست؟
این‎که می‎گویم سخت‎گیر بودند، نه این‎که دینداری را سخت کنند، بلکه سخت‎گیر بودن یعنی اگر کسی مرحله اول را طی نمی‎کرد، از مرحله دوم خبری نبود و احتیاطا همه کسانی که با آیت الله خوشوقت ارتباط داشتند.
در همان مرحله اول...
بله، ایشان یک کلمه داشت به نام «تقوی الله» و می‎گفت حالا هر که در تقوا مستقر شد، بیاید بگوید. آن را هم اگر می‎گفتید، می‎گفتند که اگر شما در تقوا مستقر شوید، خود خدا به شما می‎گوید.

ویژگی مباحث حاج‎آقا به لحاظ محتوایی چه بود؟
ایشان افراد را از لحاظ کلامی و دفاع از شیعه بسیار بسیار تقویت می‎کردند؛ یعنی اگر کسی محضر ایشان نشست و برخاست داشت، به ادوات لازم برای دفاع از کیان فکری و اعتقادی‎اش مسلح می‎شد.

یعنی مباحث‎شان صرفا اخلاق اجتماعی و فردی نبود؟

اینها که مکرر بود ولی صرفا نه. من اینطور بگویم در این سی سال عمری که ما خدمت ایشان رسیدیم در 15 سال اول ایشان چند دوره ختم قرآن داشتند؛ یعنی قرآن را تفسیر می‎کردند.  بعد از آن، صحیفه سجادیه و نهج‎البلاغه را درس می‎دادند. این‎ها به‎صورت مکرر در مسجد برگزار می‎شد. و ایشان به جمعیت زیاد هم کاری نداشت. جلسات، آن اوایل واقعا غریب بود. در مسجد 10 نفر می‎ماندند اما 10 نفر کیفی؛ کسانی که جاهای مختلف رفته بودند و حالا به این نتیجه رسیده بودند که باید بیایند از محضر ایشان تلمذ کنند. ایشان خیلی غریب بود. در یک مسجد خیلی کوچک می‎آمدند و می‎رفتند و خیلی‎ها ایشان را نمی‎شناختند؛ مخصوصا در دهه 60. در دهه 70 یک مقدار بیشتر ایشان را شناختند و دهه80 دیگر اوج شناخت مردم از ایشان بود در حالی که در همان اوایل، آیت‎الله بهجت گفته بودند که در تهران از آقای خوشوقت استفاده بشود.

بله، خیلی از بزرگان و علما با احترام از ایشان یاد کرده اند.

چون ایشان آدم کتومی بود، چیزی بروز نمی داد. ما نوجوان بودیم و متوجه نمی‎شدیم. آنچه باعث شد ما تلنگر بخوریم، این بود که برای شب های احیا منبر می‎رفتند. من چند خطی می‎خواندم و می‎رفتم و ایشان قرآن سر می‎گرفتند. یک‎بار ایشان از من پرسیدند که از اینجا کجا می‎روی؟ گفتم می‎روم پیش آقای خوشوقت. آقای فاطمی نیا شوکه شد و اشک در چشمش حلقه زد و گفت حاج عزیز‎الله؟ همان زمان آقای فاطمی‎نیا معروفیت داشت، با آن شخصیت ویژه‎ای که آقای فاطمی‎نیا داشت، اشک در چشمش حلقه زد و گفت می روی بگو «سید گنهکار التماس دعا دارد» من رفتم خدمت آقای خوشوقت. روضه را خواندیم و گفتم که آقای فاطمی‎نیا این‎طور گفتند.

 ایشان خندیدند و گفتند که من به ایشان گفتم که طلبه شود؛ ایشان سرباز بود. اینکه بزرگان اینقدر به ایشان ارادت داشتند عجیب بود. به همین پیامی که حضرت آقا درباره آیت‎الله خوشوقت دادند دقت کنید استفاده از واژه اهل معنا را ببینید. این واژه‎ای نیست که ایشان به سادگی بگویند.

پیام خیلی عجیبی است و فکر می‎کنم نیاز به تحلیل دارد؛ به‎خصوص برخی واژه‎ها و تعابیر.

البته صدور چنین پیامی برای آیت اله خوشوقت، از نظر ما غریب نیست. مگر مثل آقای خوشوقت چند تا داریم؟ من چند خصوصیت از ایشان می‎گویم؛ اگر جایی پیدا کردید.

چه ویژگی هایی؟
شرح صدر، طمانینه در جواب و ارادت ویژه به روضه سیدالشهداء. وقتی از ایشان سوال می‎کردید اینطور نبود که سریع جواب بدهند. ایشان یک دفعه چهار ساعت رو به قبله در محراب می‎نشستند؛ ساعت به ساعت چهره‎شان بازتر می شد؛ انگار رو به دریا نشسته‎اند. شما چه کسی را سراغ دارید که سه ساعت رو به قبله بنشیند، بدون اینکه احساس خستگی کند؟

این چند ساعت در سکوت بود ؟
بله. حالا برنامه های مختلف روضه یا هر چیز دیگری، اما ایشان توان این را داشتند. بعد حالا دور ایشان می‎نشستند و سوال هم می‎پرسیدند. من دو سه نکته بگویم. من سئوالی نداشتم که ایشان بی جواب بگذارد؛ یعنی سخت‎ترین سؤالات در مباحث کلامی را به آسان‎ترین وجه و با استخدام ساده ترین واژگان جواب می‎داد. این جای خودش ولی خضوع و خشوع ایشان در دستگاه اهل بیت (علیهم السلام) و رابطه ایشان با مادحین سیدالشهدا (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام)  واقعا قابل توجه است.

چطور؟
عرض می‎کنم خدمتتان. ایشان کل محرم و صفر صبح و ظهر و شب برنامه روضه داشتند. یعنی منبری ده شب و مداح ده شب. ظهر هم همینطور برنامه داشتند. یک خاطره بگویم. آن سال که امام از دنیا رفتند، از چندین شب مانده به ماه رمضان همین‎طور ما آمدیم و خوردیم به ماه رمضان و ماه رمضان تمام شد و 30 شب من خواندم.

سه شب که سحرش هم آمدم خواندم، آقای خوشوقت گفتند امام مریض احوالند؛ به نیت شفای ایشان شما شب‎ها روضه بخوانید. چهارده یا پانزده شوال امام از دنیا رفتند ایشان فرمودند تا چهلم امام در مسجد روضه بخوانید چهلم امام که تمام شد، بیست شب مانده بود به ماه محرم.

گفتند شما که دو دهه محرم اینجا هستید، این بیست شب را هم اضافه کنید. من حساب کردم دیدم 120 شب آقا روضه داشت. کل ماه مبارک رمضان و فاطمیه مکرر و مرتب ایشان روضه داشت و بعد هم خوش اشک و بسیار ارادتمند بودند و وقتی خودشان حرف می زدند با یک بغض ملیح و جان‎گدازی می‎گفتند که یک آب و جارویی بزنیم و روضه برپا باشد. حتی اصرار داشتند وقتی نیستند چراغ روضه خاموش نباشد. ببینید 28 صفر ایشان کنار گریه برای اهل بیت (علیهم‎السلام) یک گریه دیگر هم داشتند.

  ایشان بغض می‎کردند که این سیاهی‎ها را می‎خواهند جمع کنند و می‎فرمودند تا این پرچم‎ها هست گناه‎ها خیلی کم می‎شود. ایشان برای چای روضه سیدالشهدا (علیه‎السلام) هم جایگاه قائل بودند. یکی دو بار پیش آمد که ایشان خودشان پنجشنبه‎ها از قم می‎آمدند، اما به نماز و روضه نمی‎رسیدند آخر کار می‎آمدند مسجد و آن چای روضه را می‎خوردند و می‎رفتند. ایشان خودش را نوکر امام حسین (علیه‎السلام) تلقی می‎کردند اصلا بحث آیت‎الله و این عناوین مطرح نبود.

 نکته دیگر این‎که ممکن بود در بعضی از موارد نظر آقای خوشوقت چیز دیگری باشد اما با خواندن مداح بر اساس نظرات دیگر مخالفت نداشت. ایشان می‎گفت همین که شما بگویید به این سند کفایت می‎کند. حتی ممکن بود نظر ایشان چیز دیگری باشد اما اصلا اعتراضی به روضه‎خواندن مداح نمی‎کردند و گریه هم می‎کردند. مثلا من خودم در این30  ساله شاید هزار بار روضه حضرت رقیه (علیهما السلام) را در مسجد ایشان خوانده‎ام و ایشان گریه کرده است.

ظاهرا در سفر اخیر ایشان به کربلا هم حضور داشتید.

ایشان بعد از انقلاب فقط یک‎بار به کربلا رفتند که همان ماه رجب گذشته بود. اینقدر عقب انداختند تا من بتوانم در خدمت‎شان باشم. در همان سفر شب جمعه در خیمه‎گاه ما کمیل خواندیم و مفصل روضه خواندیم. بعدش همه رفتند اما آقای خوشوقت مانده بود. خانواده‎شان را جمع کردند و گفتند یک روضه دیگر بخوان! یک وقتی به آیت‎الله خوشوقت اعتراض کرده بودند که آقای حدادیان دیشب روضه خواند و دو سه تا خانم غش کردند. فکر کردند که آقا الان با من دعوا می‎کند آقا فرمودند که قدیم از مجالس امام حسین جنازه می‎بردند. یکی دیگر هم گفت آقا ایشان روضه سنگین می‎خواند. ایشان فرمودند که روضه سنگین، اثر سنگین دارد. خود ایشان از روضه دل نمی‎کند و گاهی از اینکه روضه کوتاه خوانده شود گله می‎کردند. یک وقت‎هایی ایشان از سینه‎زنی‎های خودشان در جوانی تعریف می کردند.
با این وصف، اهتمام ویژه و درس آموزی به روضه سیدالشهدا   داشتند.
من یک نکته به شما بگویم. یک هفته چند شب است؟
7شب

بهترین شبش کدام شب است؟
شب جمعه
خوب حالا بگذارید این را برایتان بگویم. ایشان به عنوان یک امام جماعت الگو بودند. امام جماعتی نبودند که مسجدشان را ترک کنند این خیلی مهم است که پاکار مسجد بود و اینطور نبود که نماز بخواند و زود برود خانه. نکته جالب اینجاست که ایشان شنبه و یکشنبه و دوشنبه و سه‎شنبه و چهارشنبه صحبت می‎کردند. خوب گل وقت برای صحبت کردن شب جمعه است اما ایشان شب جمعه می‎گفتند: روضه! همه شب‎های جمعه در این بیش از ربع قرن می رفتم مسجد ایشان روضه می‎خواندم. ایشان موقع روضه روی دو زانو که نشسته بودند، یک مقدار حالت خم داشتند. سال‎ها گذشت که من فهمیدم اگر جایی را ما اشتباه گفتیم ایشان اگر حالت خم بودند یکدفعه محکم می‎نشستند. ما از آنجا می‎فهمیدیم که این شعر یک ایرادی داشته و بعد اصلاحش می‎کردیم. البته آدمی هم نبودند که مرتب بخواهند راجع به این مسئله خیلی گیر بدهند و روحیه خواننده را خراب کنند بلکه در حین خواندن در توسلات‎شان بودند.

از مشورت‎هایی که احیانا با ایشان داشتید بفرمایید.
یک‎بار به ایشان عرض کردم که آقا جلسات زیادی به ما پیشنهاد می‎شود ما چه‎کار کنیم؟ خلوت را کم کنیم و به جلوت بپردازیم؟ فرمودند: «اگر جلوت زیاد شود یعنی این‎که اگر شما زیاد قول دهید ولی خودت خلوتت کم شود خدایی نکرده به نفاق مبتلا می‎شوی.» خوب الان ما این را چگونه به مداح جوان بگوییم.
دور و برم از این همه خلوت شلوغ شد
کی می‎کنند خلوت و جلوت برابری

شعر از خودتان بود؟
بله
درست است که ایشان کتوم بودند. اما به هر حال سی سال استفاده از محضر ایشان ممکن است شما را با برخی کرامات و حالات خاص معنوی مواجه کرده باشد.
کرامت اصلی یک عالم ربانی، علم است. علم، کرامت است. قرار است عالِم، مریضی‎های دل‎مان را شفا بدهد. عالم هم نسخه می‎پیچد و بنا نیست یک نظر کند شما یک دفعه خوب بشوید. نسخه می‎پیچد و شما باید بروید نسخه را عمل کنید. منتها علاوه بر این کرامات مختلفی از ایشان دیدیم. اما گفتنش چند ایراد دارد. یکی این‎که وقتی من می‎گویم معنایش این خواهد بود که من اهل دیدن هستم و این برای ما یک بدی دارد که تعریف از خود ما حساب می شود.

اگر نمی‎خواهید بگویید، ایرادهای گفتنش را هم نگویید، به موضوع دیگری بپردازیم!
دوتایش را که خود ایشان گفتند، می‎گویم. یکی این که خیلی سال پیش که رفتند مدینه، فکر کنم در دهه هفتاد بود ایشان پادرد داشتند. تا نزدیک قبر پیامبر رفتند اما در آن‎جا دیگر جان نداشتند. به حضرت می‎گفتند یا رسول الله من تا اینجا آمدم اما پاهایم دیگر رمق ندارد، شما بزرگواری کنید و این چند قدم را شما تشریف بیاورید و خوب همین اتفاق افتاد. من که این حرف‎ها را بلد نیستم اما بروید از اهلش بپرسید، در مکاشفه، خود رسول‎الله را دیدن، فضیلتی مافوق رویت دیگر معصومین است. در مورد دیگر به جوانی ایشان بر می‎گردد که امیرالمومنین (علیه‎السلام) عسل به ایشان می‎دادند که ایشان می‎گفتند، نه تنها زبان و کامم شیرین شد که احساس کردم تمام سلول‎هایم لذت بردند.
 


خیلی ممنون     

موفق باشید. دم آخر لازم میدانم بگویم انصافا ایشان به منزله پدر ما بود
 
دم غروب که می‎شد، خرد و خسته از هیاهو و شلوغی تهران، خودت را می‎کشاندی تا مسجد امام حسن مجتبی (علیه‎السلام) که نفسی تازه کنی تا به چشم خودت ببینی جمال مردی را که حجت موجه مسلمانی ما بود.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

محسن اسلام‌زاده از مستندسازان و برگزیدگان جشنواره مردمی فیلم عمار که در دیدار دست‌اندرکاران جشنواره عمار با مقام معظم رهبری حاضر بود در گفت‌و گو با فارس درباره این دیدار گفت: مهمترین نکته برای من، وقت دیداری بود که رهبری دادند.
 
وی افزود: در میان درخواست‌های بسیاری که برای جلسه می‌شود چرا عمار انتخاب می‌شود و این فیلمسازهایی که با دغدغه دین و انقلاب اسلامی کار می‌کنند اجازه حضور در محضر رهبری را می‌یابند؟ به نظرم این نشان‌دهنده تاکید رهبری برای استفاده و بکارگیری رسانه توسط حزب‌الهی‌هاست و حضور آنها چه در عرصه مستند و چه در عرصه داستانی است که چه در جشنواره‌ها و چه در شبکه‌های تلویزیونی قابل پخش است.

اسلام‌زاده مهمترین نکته در این دیدار برای خودش را معنویت این دیدار دانست و تاکید کرد: این دیدار به من کمک می‌کند که سال‌های بعد که می‌خواهم کار کنم یک انرژی مضاعفی داشته باشم.
 
وی افزود: نخستین نکته این دیدار آن بود که بچه‌های فیلمسازی در این جلسه آمده بودند که با مشتقات زیادی دارند فیلمسازی می‌کنند مثلاً افغانستان می‌رود خانواده‌اش تنهاست؛ یکی سوریه می‌رود و مترجمش جلوی چشمانش شهید می‌شود و استرس زیادی به خانواده‌ها وارد می‌شود و این نکته که آقا فرمودند شما مشغول جهاد کردن هستید این انرژی زیادی برای من و دیگر دوستانم بود که بتوانند ادامه کار را محکم‌تر دنبال کنند.

این مستندساز با بیان اینکه احساس من این بود که یکسری دوستان بحث «اسب چموش» در سینما را خیلی بزرگ می‌کنند و حتی در اختتامیه ققنوس یکی از اساتید حرف‌های تندی علیه سینما زدند، تصریح کرد: رهبری خیلی ساده با این مساله برخورد کردند و گفتند شما در محیط آلوده با لباس ضدگلوله وارد شوید.
 
وی افزود: بحث دیگر عدم پرداختن به رسانه در سند چشم انداز بود که آقا متواضعانه قبول کردند که در این زمینه غفلت شده است.
 
اسلام‌زاده با اشاره به توصیه رهبری به جشنواره عمار برای داشتن اتاق فکر و اتاق سیاستگذاری، گفت: این نکته خیلی مهمی بود که ما جشنواره‌هایی داریم که نسبت به فیلم‌هایی که نیاز دارند پیشنهاد فیلم می‌دهند و رهبری فرمودند که این اتاق فکر در جشنواره عمار شکل بگیرد.

وی افزود: برخی اساتید درباره ریزش بیشتر صحبت می‌کردند که رهبری خیلی معمولی و معقول برخورد کردند که این خیلی طبیعی است اما مهمترین بحث ایشان این بود که حضرت عمار سرلوحه شما باشد و این صحابه دلیل اینکه سقوط نکرد این بود که لذت مناجات را درک کرده بود و تبعیت از ولایت داشت هرچند این را رهبری ذکر نکردند.
 
اسلام‌زاده که در کشورهای بیداری اسلامی مستندسازی کرده است درباره سخنانی رهبری معظم انقلاب درباره سینمای غرب گفت: ما الان در شرایطی هستیم که با آمریکایی‌ها پنجه در پنجه هستیم که در این بین دشمن دشمنی‌اش‌ را می‌‌کند و آقا فرمودند من تعجب می‌کنم که فیلم «آرگو» دیر ساخته شده و حتی رهبری به آبراهام لینکلن اشاره کردند که از این شخصیت ضعیف قهرمان ساختند و این یعنی هنرمندان هم باید بروند فیلم بسازند.

وی افزود: آقا همچنین فرمودند چون سلایق شما با هم فرق می‌کند نقاط ضعف یکدیگر را دنبال نکنید و وحدت حفظ کنید و همدیگر را متهم نکنید.
 
اسلام زاده در بخش دیگری از این گفت‌و گو گفت: من دو مطلب داشتم که می‌خواستم مطرح شود که حالا آنها را عرض می‌کنم اول اینکه ما بالاخره به عنوان مستندساز دوست داشتیم خدمت رهبری عرض کنیم که نقد درون گفتمانی توسط بچه‌های معتقد به نظام که حاضرند درباره فلان سازمان کار کنند و کارشناسش را هم همراه داشته باشیم در همین حد فرصت نمی‌یابند و ما در قبال برخی مسائل داخلی سکوت کردیم و دشمن هرچه می‌خواهد در این زمینه می‌گوید و می‌خواستیم نظر آقا را بدانیم که اگر وارد چنین صحنه‌ای شویم منتظر برخورد هستیم حضرت آقا چه صلاح می‌دانستند.
 
وی افزود: نکته دوم این بود که ما در جهان اسلام افتخارمان این است که پیرو مقام معظم رهبری هستیم که بر وحدت شیعه و سنی تأکید دارند اما یک جریان تندروی شیعه هست که اقداماتی همزمان هفته وحدت انجام دادند که بازتاب بسیاری در جهان اسلام داشت و ما می‌خواستیم از رهبری بخواهیم که با این افراد برخوردهای سنگین‌تری شود.

مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

مراسم هفتمين روز خاكسپاري شهيد سرتيپ حسن شاطري با حضور جمع كثيري از مردم و مسئولان در محل دفن آن شهيد در امامزاده يحيي(ع) سمنان برگزار شد.

در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين شيرازي نماينده ولي فقيه در قرارگاه خاتم الانبيا(ص) در سخناني با اشاره به ولايتمداري و سخت كوشي شهيد شاطري در راه آرمانهاي امام و انقلاب گفت: وقتي خبر شهادت ايشان را به رهبر معظم انقلاب داديم فرمودند: «خوشا به حال حاج حسن، جواني اش در مسير خدمت به دين و انقلاب و امام بود و در پايان با نوشيدن شربت شيرين شهادت بهترين پايان را براي زندگي خود رقم زد
وي افزود: رهبر معظم انقلاب با درخواست براي پذيرش خانواده شهيد شاطري در ملاقات با آنها خطاب به فرزندان وي فرمودند: از اين پس من پدر شما هستم.
شيرازي گفت: برخي در ميانه راه مي مانند و از امتحان الهي رد مي شوند اما شهيد حاج حسن شاطري جانانه از همه امتحانهاي الهي سربلند بيرون آمد و در اين راه البته سختي هاي فراواني متحمل شد.
وي اظهار داشت: شهيد شاطري عليه نظام پليد شاهنشاهي و طاغوت فعالانه حضور يافت و پس از پيروزي انقلاب در اطاعت از امام خميني(ره) به جهاد سازندگي و خدمت به محرومان شتافت و با شروع جنگ نيز همواره تسليم خواست فرمانده كل قوا بود.
وي سراسر تاريخ را صحنه مبارزه ميان جبهه حق و باطل دانست و افزود: در زمان حاضر از جنگ سخت عبور كرده ايم و رويارويي فعلي جنگ نرم و فرهنگي است.در اين مراسم چند تن از همرزمان شهيد در لبنان حضور داشتند.

مشرق

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

 خانواده شهيد مصطفي احمدي روشن در پيامي رحلت عالم رباني حضرت آيت الله خوشوقت را به محضر رهبر معظم انقلاب و بستگان و ارادتمندان اين عالم فقيد تسليت گفتند.

به گزارش رجانيوز، خانواده شهيد احمدي روشن در اين پيام با اشاره به ارتباط بسيار شهيد احمدي روشن با مرحوم آيت الله خوشوقت آورده‌اند: اين عالم رباني و عارف الي الله همواره ملجاء و پناه مصطفاي ما بود و نقش بي‌بديل اين استاد برجسته اخلاق در شكل‌گيري شخصيت ولايي و انقلابي شهيد ما، قابل انكار نيست.
 
خانواده شهيد احمدي روشن در ادامه پيام خود تصريح كرده‌اند: بعد از شهادت مصطفي، آيت الله خوشوقت براي ما همواره چون پدري مهربان مرهم داغ فقدان شهيد احمدي روشن و راهنماي رفتاري ما براي چگونه تربيت كردن عليرضاي كوچك اين يادگار شهيد احمدي‌روشن بودند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام پناهیان گفت: باید فضای سیاسی انتخابات را با محور تقوا کنترل کنیم تا جامعه هیچ آسیبی نبیند.

حجت الاسلام پناهیان در گفت و گو با "ندای انقلاب" در مورد انتخابات و اخلاق انتخاباتی گفت: ما بیش از اخلاق امروز به تقوا نیاز داریم زیرا  اخلاق به تشکیک است و ممکن است که معانی مختلفی از آن برداشت شود ولی وقتی راجع به تقوا صحبت می کنیم چون که صد آید نود هم پیش ماست.
 
وی اظهار داشت: دیگر نمی توانیم مسئولینی را در عرصه سیاست تحمل کنیم که از تقوا فاصله داشته باشند و باید صریحا این شعار مطرح شود که مسئولین باید تقوایشان از مردم بیشتر باشد. تقوا خودش گویایی لازم را دارد و مهم ترین توصیه قرآن است.
 
حجت الاسلام پناهیان ضمن یادآوری رحلت آیت الله خوشوقت گفت: خدا رحمت کند آیت الله خوشوقت، ایشان مدام بر تقوا تاکید داشتند و رحلت ایشان باید موجب شود که ما به یادگارهای معنوی ایشان بیشتر توجه کنیم.
 
وی در مورد فضای سیاسی انتخابات خاطر نشان کرد: باید فضای سیاسی انتخابات را با محور تقوا کنترل کنیم تا جامعه هیچ آسیبی نبیند. 
 

حجت الاسلام پناهیان با توجه به ذکر این موضوع که در فتنه آینده با دین به جنگ دین خواهند آمد، خاطرنشان کرد:وقتی اقدامی برای گرفتن حق به روش ناحقی صورت بگیرد، این فتنه پیچیده تر از آن خواهد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

آئین مطلا کردن ضریح مطهر آقا امام حسین (ع) انجام شد.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج


اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.


حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.


مرغ دلم راهی قم می شود   در حرم امن تو گم می شود
 

عمه سادات سلام علیک       روح عبادات سلام علیک


کوثر نوری به کویر قمی          آب حیات دل این مردمی


عمه سادات بگو کیستی      فاطمه یا زینب ثانیستی


از سفر کرب بلا آمدی        یا که به دیدار رضا آمدی



مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: ?آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.?

مقام علمي حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.


فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: ?هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست?.

 
برگزيدن شهر قم
پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: ?بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است. سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد» مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

 


زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
يکي از ويژگي‌هاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شيعيان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 
امام رضا (ع) و لقب معصومه
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

کريمه اهل بيت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.


القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

شفاعت حضرت معصومه (س)
بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

 سرّ قداست قم
در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  


محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است».

فضيلت بي نظير
شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
 

غروب غمگين
حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج


دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، بیانات رهبر معظم انقلاب در بیت مرحوم آیت‌الله خوشوقت و در جمع بستگان و علاقه‌مندان ایشان را منتشر کرد.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با بستگان آیت‌الله خوشوقت فرمودند: تسلیت عرض می‌کنیم به آقازاده‌ها و خانواده و همه‌ شماها و به همه‌ اهل معنا و اهل معرفت و اهل سلوک درگذشت جناب آقای خوشوقت را.

در واقع اگر کسی متأثر می‌شود، گریه می‌کند، ناراحت می‌شود، باید برای خودش باشد. ایشان که خب یک عمر طولانی با برکتی را گذراندند، و همه‌اش هم در راه خدا، همه‌اش برای خدا؛ زندگی پاکیزه، نورانی. از اول جوانی، ایشان در همین راه توحید و راه معرفت و راه سلوک بودند. تا آخر این عمر طولانی، ایشان در این راه ظاهراً لحظه‌ای توقف نکردند و پیش رفتند. خب خدای متعال هم انشاءالله عملش با ایشان عمل بندگان صالح خواهد بود، عمل اولیاء خواهد بود انشاءالله. گفت: پس عزا بر خود کنید ای خفتگان!

امیدواریم انشاءالله برکات آقای خوشوقت منقطع نشود از ماها، از شما جوانها، و برکات ایشان استمرار داشته باشد. بعد از رها شدن از قید مادی و مادیت، ارواح بندگان خوب خدا توانایی‌های بیشتری دارند؛ دعا می‌کنند، دستگیری می‌کنند، هدایت می‌کنند. رابطه را بتوانیم با اینها حفظ کنیم و نگه بداریم به نفعمان است، بتوانیم رابطه‌مان را با اینها حفظ کنیم، منتفع بشویم از دعایشان، از توجهاتشان، از برکاتشان انشاءالله. خدا انشاءالله درجات ایشان را عالی کند، و جایشان هم خیلی خالی است در این اتاق.

خیلی متشکر!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 3 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تسنیم، آیت‌الله خوشوقت از جمله اساتید برجسته اخلاق است که سال‌ها مجلس وعظش در تهران و قم از مسئولان و مقامات کشوری گرفته تا دانشجویان و طلاب جویای حق را به سمت خود کشانده است. آنچه در پی می‌‌آید بخشی از گفت‌وگوی خواندنی حجت الاسلام و المسلمین رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با آیت‌الله خوشوقت شامل بخش‌هایی از جمله بایسته‌های اخلاق اسلامی، هدف از تشکیل حوزه‌های علمیه، خاطراتی از دوران مصدق و ارادت توده‌ای‌ها به سید الشهدا(ع) و حضرت امام(ره) و بیان زوایایی کوتاه از مشی شخصی رهبر انقلاب اسلامی است که در نشریه حاشیه به صاحب امتیازی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده است.

از روزی که در ازدحام جمعیت به سختی خود را به آ یت الله خوشوقت رساندم و برای نوشتن شرح حال‌شان کمک خواستم بیش از یک سال می‌گذرد، اگرچه ایشان از این امر استقبال نکردند و گفتند که تمام زندگی من یک صفحه بیشتر نمی‌شود اما به مساعدت معظم له این گفتگو انجام شد.

متن ذیل منتخبی از گفتگوی مبسوط صمیمی و پرباری است که میان حجت الاسلام و المسلمین رشاد و آیت الله خوشوقت صورت پذیرفته است که تقدیم حضورتان می شود.
آیت الله عزیز خوشوقت در سال 1305ش در تهران به دنیا آمد، دروس مقدماتی حوزه را از مسجد معز الدوله آغاز کرد و در مدرسه لرزاده ادامه داد. سپس برای بهره بردن از اساتید بنام به حوزه علمیه قم آمد و در آنجا در دروس آیات عظام سید حسین بروجردی، سید محمد حسین طباطبایی، امام خمینی، شهید محمد صدوقی، محمد مجاهدی تبریزی، سید مجد الدین قاضی دزفولی و... شرکت کرد.

بعد از 13 سال تحصیل در قم به تهران بازگشت و تاکنون در تهران حضور دارد و شاگردان و علاقه‌مندان از محضر پربارشان استفاده می‌کنند. امامت جماعت در مسجد امام حسن مجتبی- علیه السلام- در تهران و جلسه درس اخلاق ایشان که هر دو هفته یک بار در مسجد اعظم قم تشکیل می‌شود؛ از جمله اموری هستند که ایشان به آن‌ها اشتغال دارند.

چه مسیری می‌تواند جویندگان سلوک الهی را به مقصد برساند؟

واجبی ترک نشود و حرامی را مرتکب نشویم. این است که ایمان را بالا می‌برد. ایمان که بالا رفت، بصیرت پیدا می‌شود.

یعنی ما ریاضتی فراتر از واجبات و محرمات شناخته شده در اسلام نداریم؟

نه. ریاضت سالم همین انجام واجب و ترک حرام از سن بلوغ تا آخر عمر است. این ریاضت اسلام است. ادامه این ریاضت ایمان را بالا می‌برد و ایمان که بالا رفت انسان بصیرت پیدا می‌کند و حجاب‌ها برطرف می‌شود.

پس این دستورات ریاضتی که بعضی به دیگران می‌دهند مشروع نیست؟

باید منشأ آن همین دو  آیه باشد: "یا اَیُهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوالله" َواجبات و محرمات را مراعات کنید تا ایمان بالا برود و "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا" برای درجات بعد هم ذکر کثیر لازم است؛ این دو آیه اساس اخلاق و رشد است.

اگر کسی بگوید که مثلا وقتی شما یک چله می‌گیرید و در یک محیط آرام تمرکز دارید، حالت ذکر شما تقویت می‌شود و قدرت ذکر و تذکر شما قوت پیدا می‌کند؛ این در همان مسیر است، البته منوط به اینکه خلاف شرع نباشد.

فقط با اطاعت فرمان است که می‌توان به طرف خدا رفت؛ بنابراین در تمام مراحل، چه در قسمت اول باشیم و چه در قسمت دوم -که واجب نیست ولی برای حرکت به طرف هدف الزامی است- این مساله لازم است، یعنی اطاعت فرمان باید آنجا باشد.

من از این بیان حضرتعالی این جور برداشت می‌کنم که گویی ما چیزی به نام سلوک عرفانی نداریم و هرچه هست، همان دستورات شرعی واجب و حرام و مستحب و مکروهی است که در فقه بیان شده و دستورهایی که در قالب اخلاق ذکر شده است.

بله همان آیه است. منتها مردم می‌خوانند ولی عمل نمی‌کنند. کم هستند افرادی که در طول عمر تقوا را رعایت کنند. کار خیر زیاد می‌کنند و کنار آن هم مرتکب گناه می‌شوند و همین گناهان حجاب می‌آورد. اینها افراد نادری هستند که کار حرام انجام نمی‌دهند و این می‌شود که ایمان مرتب در تزاید باشد و ایمان که در تزاید باشد، حرکت در مرحله دوم آسان‌تر می‌شود.

شما پیشتر فرموده بودید که مرحوم علامه می‌گفتند طی طریق و مراتب کمال پله پله است. چه مراحل دیگری برای سیر و سلوک الی الله وجود دارد؟

بله، پله شریعت و پله رشد ایمان، این دو آنجا ادامه دارد. منتها در آنجا دستورالعمل‌هایی به صورت ذکر مطرح است که باید عمل شود که یاد خدا باید بیشتر باشد، کمتر نمی‌شود باشد، چون خدا گفته "کثیرا" زیاد و کم نه؛آنجا به ادامه تقوا عمل می‌شود به ادامه ذکر کثیر هم عمل می‌شود. این آدم را جلو می‌برد و با این دو گام، فرد بصیرت پیدا می‌کند و چیزهایی می‌بیند و می‌فهمد که دیگران نمی‌فهمند.

مرحوم علامه طباطبایی مراتب و منازلی برای سلوک قائل نبودند؟

مرتبه سلوک همین است. اول باید یاد بگیرد که چه چیز واجب است و عمل کند و بعد هم وارد "ذکر کثیر" شود. اگر این را ادامه بدهد وارد مرحله دوم می‌شود.

درخصوص نظم حوزه، اخلاق در حوزه، نظام آموزشی حوزه و زیّ طلبگی مورد توجه طلبه‌ها اگر مطالبی دارید بفرمایید، ممنون می‌شویم.

هدف از تشکیل حوزه‌های علمیه دینی از اول این بود که چون می‌خواهیم اسلام‌شناس داشته باشیم، عده‌ای باید ممحض در تحصیل باشند که در نهایت دین‌شناس شوند. چون همه مردم که نمی‌توانند هم کار کنند و زندگی را تأمین کنند و هم درس بخوانند، آنچه را که مقدمه‌ی دین‌شناسی است، مطرح کردند.

منبع دین ما، قران و حدیث عربی است، اول باید طالب علوم دینی که عرب نیستند از صرف و نحو و لغت و معانی شروع کنند تا با فهم اینها بتوانند قرآن و اخبار را بفهمند و به دیگران منتقل کنند. این شد شغل روحانیت. حوزه را هم به همین منظور درست کردند که نسل جدید بیاید و ادامه داشته باشد. اساس کار این است.

منتها کنار حوزه‌ها جریان دیگری هم در حال رشد است و آن اطلاعات جدید غربی است. قدیم این حرف‌ها نبود و نیازی نبود این چیزها را یاد بگیرند. مردم هم عوام و بی‌سواد بودند و همان دین خالص را به آنها یاد می‌دادند. اما الان مسأله طور دیگری است، اکثر جمعیت‌های کشورهای اسلامی تحصیل کرده و دانشگاه رفته هستند و در غرب درس خوانده‌اند، باید حوزه‌ها طوری باشند که هم کتاب و عترت را بفهمند و هم این قضایا را با لعاب و رنگ علم دین به مردم منتقل کنند.

این هنر را باید داشته باشند که همان دیروزی را بتوانند به سبک امروز ترویج کنند و به مردم بدهند. هدف حوزه‌ها همین است و باید این مقدمات فراگیری شود تا بفهمند افعال قرن و حدیث چیست، اتصالات نحوی و لغوی آن چیست و خودشان عمل کنند و به دیگران هم یاد بدهند. اما اگر این را امروز بخواهیم یاد بدهیم با سؤالات بسیار مواجه هستیم.

امروز باید تجهیزاتی داشته باشیم که بتوانیم آن شبهات را جواب بدهیم. لذا این فکر خوبی است که اول دیپلم بگیرند و بعد به حوزه بیایند تا مقداری با مسائل روز آشنا شوند. بیگانه نباشند که خدای ناکرده حرف‌هایی بزنند که مردم بیشتر از دین زده شوند. این دو مسأله را باید امروز جمع کنیم.

نظر شما درباره لزوم آشنایی طلاب با علوم روز چیست؟

حوزه‌ها باید حوزه‌هایی باشند که در علم و عمل پیش‌قدم باشد. علم خالی کافی نیست، چون در عمل کارهایی می‌کنند که مردم از دین زده می‌شوند. باید اخلاق قرن و حدیث مطرح شود. طلبه‌ها باید خودشان آراسته شوند به مسائل عقیدتی و اخلاق اسلامی، بعد این را در قالب‌های مناسب به مردم هم یاد بدهند که اگر شبهه‌هایی هم ایجاد شد بتوانند جواب بدهند. اساساً این که آقای طباطبایی شروع کرد به درس فلسفه و نه عرفان جهت همین بود.

متأسفانه زمان مصدق توده‌ای‌ها خیلی رواج پیدا کردند، دسته‌های طولانی چهار نفره، از دخانیات تهران تظاهرات کردند. حتی در زمان آقای بروجردی یک روز دیدم سوار دوچرخه شده‌اند و توده‌ای‌ها خیابان‌ها را پر کرده‌اند. آقای بروجردی وحشت کرد و گفت من نمی‌دانم مصدق می‌خواهد چه کار کند.

یعنی مصدق به توده‌ای‌ها میدان داد؟

بله، برای این که جمعیتش زیاد شود، آنها هم استفاده کردند و تأیید کردند و بعد کارهای خود را انجام دادند. روزنامه داشتند، حرف‌های ضد دین و انبیا می‌زدند. یک روز هم اینها در مقابل پیشنهاد مصدق، تغییر خط را پیشنهاد دادند.آ قای بروجردی اجازه داد طلبه‌ها تظاهرات کنند. گاز اشک آور را اولین بار آنجا دیدم که اصلاً قابل تحمل نبود؛ چند نفر هم زخمی شدند، بعد علما به عیادت آمدند و سروصدا زیاد شد. بعد هم آ قای بروجردی گفت باید علیه مصدق طرح دعوا کنند، به طلبه‌ها بی‌حرمتی کردند. چند تا از وکلای پیرمرد کاری را دعوت کردند که گفته شد صلاح نیست شما به تهران کشیده شوید و بروید و بیایید؛ مناسب نیست، خلاصه ایشان هم گذشتند؛ در زمان مصدق چنین اتفاقاتی افتاد. ایشان در آن زمان خیلی ناراحت بودند.

یادم می‌آ‌ید بعد از نماز به مدرسه‌ی حجتیه می‌رفتم، دیدم تعداد زیادی اتوبوس در خیابان صف کشیده‌اند. احساس کردم از تهران می‌آ‌یند یا از جای دیگری به تهران می‌روند. در همین حین از در صحن بزرگ، سربازان با عده‌ای بیرون می‌آ‌یند. پرسیدم چه خبر است؟ گفتند اینها همان توده‌ای‌هایی هستند که در ارتش نفوذ کرده بودند، شاه گرفته و تعدادی از آنها را اعدام کرده و اینها را هم به بندرعباس تبعید می‌کند. در این حین، یک آقایی به اسم سید محمد غزلخوان که زورخانه‌ای هم بود، یک روضه‌ی علی‌اکبر برای توده‌ای‌ها خواند که همه این توده‌ای‌ها گریه می‌کردند.

در واقع اینهایی که توده‌ای یا مارکسیست می‌شدند، نمی‌دانستند به چه چیز دارند گرایش پیدا می‌کنند. بیشتر از روی احساسات و جوهای اجتماعی بود و جنبه اجتماعی مارکسیست مد نظر بود، اما عقاید دینی‌شان در باطن وجود داشت.

رفته بودیم امامزاده داوود و آنجا مرتب تعزیه‌خوانی بود، یک توده‌ای آنجا مثل ابر بهار گریه می‌کرد. داستان امام حسین عاطفی است و دیدم همه اینها هم گریه می‌کردند. یادم می‌آید وقتی مردم پادگان ولیعصر را ترک کردند، یک نفر طرف من آمد، دیدم دستش خونی است، هرکسی از پادگان یک چیزی برداشته و همه را غارت کرده بودند. گفتم چه آ وردی؟ گفت که یک هفت‌تیر آورده‌ام من خدا را قبول ندارم، اما شاهرگم را برای خمینی می‌دهم.

از سوابق آشنایی خود با مقام معظم رهبری بفرمایید؟

ایشان مدرسه‌ی حجتیه بودند و در طبقه‌ی بالایی حجره ما حجره داشتند.

با هم رفاقت داشتید؟

نه. ایشان زود به مشهد رفتند، چون پدرشان نابینا شد، و به او گفتند به مشهد برود و ایشان هم رفتند. زیاد با هم آشنا نشدیم. بیشتر در تهران با هم آشنا شدیم.

آقا به اعتبار نسبت فامیلی به منزل شما می‌آ‌‎یند؟

بله. آقای حداد می‌گفتند ظاهرا عروس آقا که دختر ایشان است، برای زیارت مشرف شده بود وقتی برگشته بودند، ایشان می‌گفت یک مرتبه دیدیم که بدون اطلاع قبلی شب‌هنگام ایشان دق‌الباب کردند و برای دیدن عروس‌شان تشریف آوردند که همه خوشحال شدند. ایشان سرکشی به بستگان و منسوبین دارند.

بله دارند. ارتباط عاطفی زیادی با اطرافیان‌شان دارند. ایشان با همین عاطفه و جاذبه همه را جذب کرده‌اند.

مثل اینکه شما المراقبات میرزا جواد آقا ملکی را تصحیح کردید؟

من یک وقت شنیدم ایشان کتابی به نام اسرارالصلاه دارند، درس اصول ایشان هم می‌رفتیم. بعد می‌خواستم این را چاپ کنم، نمی‌دانستم المراقبات هم دارد. رفتم سراغ مرحوم امام که تقریظی به اسرارالصلاه بزنند. ایشان گفتند کتاب بهتر از این هم ایشان دارد به نام المراقبات. من هم ندیده بودم که گفتند من و مرحوم سیداحمد زنجانی تصحیح کرده‌ایم. من رفتم پیش مرحوم سیداحمد زنجانی، گفت کتاب را محدث ارموی برده تهران تا چاپ کند.

من درس گرفتم و تهران پیش این بنده خدا رفتم، دیدم معمم است؛ البته شب‌ها معمم می‌شد ولی روز شاپو به سر داشت. گفتم چرا؟ گفت من در این لباس روزها احساس ناراحتی می‌کنم و به این شکل راحت‌تر کار می کنم. پرسیدم چاپ کتاب به کجا رسید؟ گفت من دیدم اگر بخواهم چاپ کنم باید تغییراتی در آن بدهم و صلاح ندانستم. گفتم بدهید من ببرم و چاپ کنم. آوردیم و چاپ کردیم.

یعنی تصحیح و تقریر امام و مرحوم سیداحمد زنجانی را شما منتشر کردید. خود شما تصحیح نکردید؟

مختصری دست بردم و در تهران منتشر شد. دو هزار جلد در چاپخانه حیدری چاپ کردم.
امام خیلی تحت تأثیر میرزاجواد آقای تبریزی است. سرالصلاه ایشان به نحوی تقریری از اسرار الصلاه است.

بله ایشان خیلی ارادت داشت. شنیدم اواخر عمر احساس ندامت کردند که من چرا خدمت ایشان در قم زیاد نمی‌رفتم.

کتاب‌های دیگری هم در دست چاپ دارید؟

نه خیر.

خود شما تقریرات دروس اساتیدتان یا تعلیقاتی ندارید؟

من همه را نوشته بودم، دزد آمد از حجره برد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

به نقل از باشگاه خبرنگاران، یکی از تلاش های بی نتیجه دشمنان اسلام که طی 14 قرن اخیر همواره با شکست مواجه شده، اقدام برای تحریف قرآن بوده است که این موضوع طی سالهای اخیر و با گسترش تکنولوژی های مختلف، رشد کرده است.

به تازگی نیز برخی رسانه های غربی گزارش داده اند که نسخه ‌ای از یک نرم ‌افزار تحريف شده قرآنی شامل متن عربی و ترجمه انگليسی قرآن كريم در بازار محصولات ديجيتال منتشر شده است. نکته قابل تامل درباره این نرم افزار که پایگاه اطلاع رسانی hopeitw به آن اشاره کرده این است که اين نرم‌افزار در حال حاضر از سوی آمازون به فروش گذاشته شده و در بخش «آی ‌تونز» پايگاه اينترنتی «اپل» قابل دانلود است.



بر اساس اطلاعات منتشر شده متن عربی نسخه قرآن اين نرم‌ افزار كه قابل نصب بر روی گوشی‌های اپل و گوشی‌ های دارای سيستم‌ عامل اندرويد است، دارای اشتباهات فاحش است و تعدادی از مسلمانان با راه اندازی کمپین های اطلاع رسانی، از همدینان خود خواسته اند ضمن اطلاع رسانی و اعتراض به آمازون و اپل، از دانلود کردن این نرم افزار خودداری کنند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

ايشان حكمت و فلسفه را نيز در محضر مفسر كبير قرآن، عالم رباني علامه طباطبايي آموخت، از آنجا كه زينت علم با عمل صالح است و اخلاق و تهذيب نفس زيور مردان پاك آن روزگار، ايشان نيز با مدد از توفيق الهي پاي همت در مسير خود سازي و سير و سلوك نهاد. انفاس ملكوتي مرد فرزانه، معلم اخلاق مرحوم آيت الله علامه طباطبايي ايشان را بيش از ديگران همچون شهيد علامه مرتضي مطهري با دقايق و رموز اخلاق و درجات عرفان آشنا ساخته و همين امر، ايشان را مورد توجه و محبت ويژه علامه قرار داد.و همين امر، ايشان را مورد توجه و محبت ويژه علامه قرار داد.

 

گروه فرهنگی مشرق؛ امروز صبح حضرت آيت الله خوشوقت از علماي برجسته ايران اسلامي در شهر مكه مكرمه به ملکوت اعلی پيوست.

از ولادت تا هجرت به قم
حضرت آيت الله عزيز خوشوقت در سال 1305 هجري شمسي متولد و پس از تحصيلات روز به فراگيري علوم حوزوي پرداختند. شور و شوق آموختن معارف ديني و استفاده از عنايات خاصه كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س) ايشان را پس از پنج سال تحصيل در تهران به آشيان اهل بيت عصمت و طهارت فراخواند.

تحصيل در شهر علم و اجتهاد در قم
از بركات سفره كريمه بي بي دو عالم هفت سال تلمذ و شاگردي حضرت امام (قدس سره) در مباحث خارج فقه و اصول و استفاده از درس خارج فقه مرجع عاليقدر آيت الله العظمي بروجردي و هم نشيني با شهيد محراب آيت الله صدوقي بود.

ايشان حكمت و فلسفه را نيز در محضر مفسر كبير قرآن، عالم رباني علامه طباطبايي آموخت، از آنجا كه زينت علم با عمل صالح است و اخلاق و تهذيب نفس زيور مردان پاك آن روزگار، ايشان نيز با مدد از توفيق الهي پاي همت در مسير خود سازي و سير و سلوك نهاد. انفاس ملكوتي مرد فرزانه، معلم اخلاق مرحوم آيت الله علامه طباطبايي ايشان را بيش از ديگران همچون شهيد علامه مرتضي مطهري با دقايق و رموز اخلاق و درجات عرفان آشنا ساخته و همين امر، ايشان را مورد توجه و محبت ويژه علامه قرار داد.



عزيمت به تهران
ايشان پس از فراگيري علوم معقول و منقول و آشنايي با لطايف حكمت و اخلاق و عرفان و پس از نايل شدن به مقام معنوي اجتهاد به تهران بازگشت. اقامت در تهران، برپايي نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبي (ع)، تربيت طلاب و فضلاي حوزه حوزه علميه، درس اخلاق و توجه به خواسته ها و حاجات مردم، انس با جوانان، بسيجيان و رزمندگان، خانواده هاي شهدا در طول بيش از چهل سال از ايشان چهره اي دوست داشتني و مردمي ساخت.

آنها كه ايشان را از نزديك مي شناسند و يا وصف حال ايشان را شنيده اند صبر و حوصله و سعه صدر كم نظيرشان را در برخورد با مردم مي ستايند.

اصرار فراوان شهيد بزرگوار آيت الله قدوسي جهت بازگرداندن ايشان به قم و برپايي كرسي درس اخلاق و تربيت طلاب فاضل حاكي از مراتب معنوي ايشان بود.


پرسش و پاسخ‌های طلاب در جلسه درس اخلاق این عالم ربانی

*تا چه حد باید تابع ولایت فقیه باشیم؟

آیت‌ا‌لله خوشوقت: همه مسائل همیشه پیش نمی‌آید، ولی فقیه سینه سپر کرده، اما هر حادثه‌ای که او دستور داد باید انجام شود، هر فرمانی داد.

*در زمان اشتباهات ولی فقیه، باید این را بپذیریم یا قبول نکنیم؟

آیت‌ا‌لله خوشوقت: با توجه به اینکه ولی فقیه قدرت اول نظام است و اشتباه او حیاتی است، پس ولی فقیه باید عادل باشد. همچنین ایشان با متخصصین بسیاری مشورت می کنند؛ یعنی از چند کانال می‌گذرد تا تصمیم‌گیری می‌نمایند.

البته همه افراد نمی‌پذیرند که حرف ولی فقیه درست است و اینها حتی حاضرند هر کسی بیاید، اما ایشان نباشند و به این فکر نمی‌کنند که چه می‌گویند.

*آیا ولی فقیه می‌تواند در انفس و اموال مردم وارد شود؟

آیت‌ا‌لله خوشوقت: اگر لازم شود ولی فقیه می‌تواند در مال مردم داخل شود. روایات نشان می‌دهد که همه دارایی‌ها از آن امام است، نه اینکه قابل ارث باشد یعنی هر وقت ولی تشخیص داد می‌تواند از آن استفاده کند او مالک است و محروم نیست.

مالکیت بر انفس هم در زمان جنگ است که فرمان می‌دهد که همه بروند جنگ یا کشته می‌شوند یا نمی‌شوند، البته نه امام نه آقا تاکنون این حکم را صادر نکرده‌اند.



سوابق سیاسی آیت الله خوشوقت
پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي طي حكمي از طرف حضرت امام خميني (قدس سره) به عنوان نماينده ويژه ايشان در ستاد انقلاب فرهنگي منصوب شدند و از آن پس نيز بيشتر در زمينه هاي فرهنگي و ارشاد و هدايت جوانان و تربيت فضلاي حوزه علميه و دانشجويان مستعد ايفاي وظيفه نمودند و تا حال مسجد ايشان كانون آمد و شد جان هاي ارادتمند و جوانان انقلابي و پر شوري است كه از زلال صحيفه سجاديه، خطبه هاي نهج البلاغه، روايات و آيات و توضيح و تفسير آيات نوراني قرآن سيراب مي شوند.

تاكيد نسبت به آراء و انديشه هاي امام راحل (ره)، حمايت و پشتيباني از مواضع و ديدگاههاي مقام معظم رهبري، از وي چهره‌اي محكم و انقلابي ساخته است. بصيرت ايشان نسبت به جريانات سياسي و ترفندهاي دشمنان موجب گرديد تا معظم له مورد مشورت بسياري از شخصيت هاي سياسي و نخبگان حوزه و دانشگاه گرديده است. دوري از ظواهر مادي و دنيايي و تاكيد بر ساده زيستي و مردمداري و ارتباطات بي تكلف مردم با ايشان از جمله ويژگيهايي است كه موجب توجه قلوب ارادتمندان و جوانان به اين شخصيت اخلاقي است.

معرفي اجمالي شخصيت ارزشمند آيه الله خوشقت از زبان حجه الاسلام كاظم صديقي امام جمعه موقت تهران

يكي از چهره هاي نوراني كه علماً و عملاً جزء وجاهتهاي جامعه ما و حسنات زمان به حساب مي آيند، آيت الله حاج شيخ عزيزالله خوشوقت مي باشند. اين بزرگوار در بعد نقلي، عقلي، معرفتي، عملي و خودساختگي، برجستگي دارد. در بعد علمي، بحمدالله از درجه ي بالا و والاي فقها و اجتهاد برخوردارند و در بعد عرفان، اخلاق و سير و سلوك، جزء اولين كساني هستند كه مرحوم آيت الله علامه بزرگوار، آيت الله سيدمحمد حسين طباطبايي، صاحب تفسير الميزان را يافتند. اين بزرگوار و مرحوم آيت الله شيخ علي آقاي پهلواني، قبل از تمام شاگرداني كه در مراحل بعد با مراتب سير باطني و عرفاني مرحوم علامه طباطبايي (ره) آشنا شدند و رسيدن به خدا را در گرو شناخت و معرفت نفس دانستند، ايشان را يافتند. آيت الله خوشوقت، جزء نفرات اول شاگردان علامه هم از حيث زماني و هم از نظر رتبي و كيفيت بودند.

ايشان انصافآً نفر اول بودند. مدتهاي مديدي قبل از انقلاب، آيت الله خوشوقت در ميان خواص، به عنوان يك عنصر خودساخته و رهيافته به قله كشف و شهود شناخته شده بود. اما اينجور اشخاص خيلي عمومي نبودند و مردم، آنان را به اين خصوصيتها نمي شناختند. اما بعد از انقلاب كه خون زلال شهيدان، چشمه عرفان را به جوشش و جريان درآورد و حضرت امام راحل (ره) هم گوشه اي از پرده ها را كنار زدند و اين مسائل خصوصي را در ميان عموم هم مطرح كردند، عطش در ميان برخي مردم، خصوصاً گروهي از جوانان پاكدلي كه صفاي باطن داشتند، رو به فزوني گذارد و دنبال چهره ها مي گشتند. يكي از اين چهر ه هاي ناب آيت الله خوشوقت بود.زماني كه هنوز انقلاب واقع نشده بود، مرحوم آيت الله قدوسي كه يك مدير با كفايت و يك مربي نوراني بودند و با علامه طباطبايي از نزديك ارتباط داشتند، از بين شخصيتهاي موجود در آن زمان نسبت به دو نفر طمع داشتند.

در مورد اين دو شخصيت آرزومند بودند و قدمهايي هم برداشتند. يكي آرزو داشتند كه مرحوم آيت الله علامه شهيد مطهري(ره) را از تهران به قم برگردانند تا اين شخصيت علمي و فلسفي در حوزه قم مستقر شوند و كرسي تدريس داشته باشند و به ساختن چهره هاي علمي و شكوفايي استعدادهاي درخشان افراد مستعد بپردازند.

در آن جهت في الجمله، توفيقي پيش آمد و مرحوم شهيد مطهري(ره) بين تهران و قم در تردد بودند و هفته اي يك تا دو روز را براي تفسير اسفار به قم مي آمدند. ديگر از آرزوهاي مرحوم شهيد قدوسي اين بود كه آيت الله خوشوقت را براي تربيت نفوس مستعد و ساختن انسانها در بعد كمال انساني به حوزه ي قم برگردانند كه در اين آروز، عليرغم تلاششان موفق نشدند. آيت الله خوشوقت، عليرغم آنكه اهل سكوت بوده و به انس عمومي چندان تمايل نداشتند، اما با خراباتيهاي زمان خويش؛ با تمام آنهايي كه مردم به صفاي باطن آنها را شناختند و خواص آنها را به نورانيت مي شناسند، با تمام آنها از نزديك انس داشته است و از نزديك «در يك خرابات، مي ها به سر كشيدند» با داشتن اين موقعيت باطني و سير در معرفة النفس و همچنين سير عملي علاوه بر سير علمي؛ آيت الله خوشوقت، در همان زمانها حساسيت خاصي نسبت به دستگاه طاغوت و هم نسبت به كساني كه به هر كيفيتي با دستگاه طاغوت ارتباط داشتند، داشت. هركس در آن زمان با آيت الله خوشوقت ارتباط في الجمله اي داشت، در برابر جريانهاي انحرافي و طاغوتي، شامه حساسي پيدا مي كرد و ظلمت زدايي، انحراف زدايي و دوري از ظلم و ظالم، قطعاً شيوه او قرار مي گرفت. كسي كه در ظاهر فكر مي شد كه اهل سياست نيست؛ معذلك دست پرورده هاي ايشان، همه انقلابي، علاقمند و مجري فرامين امام راحل (ره) بودند. آيت الله خوشوقت در خفا و گوشه و كنار، تربيت برخي دانشجويان كه در دروس جديد اشكال داشتند و به ايشان برمي خوردند را هم بر عهده مي گرفتند و از كتابهاي حوزوي براي آنها تدريس مي كردند.



 گروهي از فضلاي قم كه از افراد مفيد و بابركت حوزه علميه هم بودند، به حق عرض مي كنم كه نسبت به آيت الله خوشوقت سرسپرده بودند تا آنجا كه حتي در ابعاد مختلف و جزئيات زندگي خود، با ايشان به عنوان كارشناسي امين، خبره و آگاه مشورت مي كردند. از عجايب ويژگي آيت الله خوشوقت، اطلاعات وسيع از جريانات مختلف عرفاست. از نوشته هاي آنها و نسبت به اشخاص، سوابق، تفكرات سياسي ونقطه ضعفهاي گذشته آنها اطلاعات بسيار زيادي دارند كه من هيچكس را سراغ ندارم كه اينگونه باشد و در بعد شناخت شخصيتهاي آسمان عرفان، معرفت، اخلاق، علم و فقها، اينقدر اطلاعات داشته باشد. گاهي كه ما در محضرشان بر روي منبر، ذكري از شخصيتها كرديم، قطعه هايي تاريخي نقل كرديم يا از شنيده هاي خودمان از بزرگان، نكته اي را درباره شخصيتي نقل كرديم، پايين كه آمديم، ديديم ايشان مطلب جديدتري دارند، مطالبي مي دانند كه ما آن را نمي دانيم.

همينطور نسبت به كساني كه در زمان طاغوت بوده اند و به خارج فرار كردند و يا با سوابق منفي بعدها خودشان را در مناصب مختلف نظام نفوذ دادند. نسبت به برخي روحانيون و سوابق فكري آنها كه حالا بعضي از آنها، چهره انقلابي هم پيدا كرده اند و مطرح هم شده اند هم ايشان از قبل با تفكر آنها آشنا بود. ايشان قبل از انقلاب هم رابطه اش را با آنها كه بعد از انقلاب هم به آن وفادار نماندند قطع كرده بود. اين واقعيت، صحت برداشت ايشان از اشخاص در قبل از انقلاب را تأييد مي كرد.اين صحت برداشت ايشان هم ناشي از اين امر است كه ايشان اُذُن خير بودند و از هر گروهي افرادي را به حضور پذيرفته و به سخنان آنان به دقت گوش فرا مي دادند و هم اينكه جزء اشخاصي هستند كه خداي متعال، يك نيرويي به ايشان داده كه با اوضاع و اصول آشنا هستند، چه بسا اين برداشتها از الهامات الهي است و يا دريافتهاي ذهن نوراني و باطن نوراني ايشان است. ايشان در شناخت افراد، پيچ و خمهاي عقيدتي، سياسي و اخلاقي آنها فوق العادگي زيادي دارند. بعد ديگر ايشان، همچنين نظر بديعي است كه نسبت به آيات قرآن دارند. نسبت به ايشان يك عنايت غيبي شده است و بعد از آن تحول قرآني عميقي در وجود ايشان پيدا شده كه يك فهم بديع نسبت به آيات قرآن در وجود ايشان پديدار كرده است. ايشان توجهشان به اين است كه قرآن در متن زندگي بشر، كارساز و ناظر به جريانات كلي زندگي انسانهاست. از هر آيه اي درسي براي زندگي، قابل فهم براي همه و به صورت خيلي ساده مطرح مي كنند، بي آنكه جنبه هاي انحرافي داشته باشند.

چون بالاخره برخي از اين روشنفكران هم پيدا مي شوند كه چيزهاي جديدي از قرآن مي گويند، ليكن ظلمت در آن هست، ماديت در آن هست، دور كردن از خدا در آن هست. اما آيت الله خوشوقت همان تعبد و ارتباط با خدا را در متن زندگي افراد پياده مي كند. همين طور نسبت به دعاها؛ برداشتهايي بسيار عميق، نوراني و دلنشين نسبت به آنها؛ مانند مناجات شعبانيه، صحيفه نوراني سجاديه و ساير متون دارند. گاهي ما در محضر ايشان كه بوده ايم برداشت هاي ايشان نسبت به حديث معراج پيامبر (ص) را بسيار سازنده، مفيد و نوراني ديده ايم. در كنار همه اين امتيازات، ايشان يك امتياز ديگري دارند و آن اين است كه قبل از انقلاب با پرچمدار انقلاب ما، حضرت آيت الله خامنه اي كه گرايش هاي خاص معنوي با اخلاقيون جامعه و با آنان مراوده و ارتباط داشتند، از قديم الايام (از زمان مدرسه حجتيه) ارتباط داشتند. اين انس و اينكه آقا ايشان را از نزديك ديده بودند، موجب ميشد تا مقام معظم رهبري اعتقادي نسبت به معنويت آيت الله خوشوقت داشته باشند و گهگاهي ديده شده كه ايشان اشخاص را در امور خودسازي و اخلاقي به آيت الله خوشوقت ارجاع داده اند. بحمدالله، ايشان از حسنات زمانه ما هستند، از گنجينه هاي زمانه ما هستند، مفيدند، مباركند.


نظر رهبری درباره آیت الله خوشوقت

آیت‌الله صدیقی درباره نظر رهبر معظم انقلاب درخصوص جایگاه آیت‌الله خوشوقت گفت: چند وقت قبل به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم ، حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند، بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان ها خود را به آیت الله خوشوقت وصل کنید.


وفات
آیت‌الله عزیز خوشوقت‌ از علمای ربانی و زاهد تهران، ساعت 7 صبح امروز دوم اسفند به ملکوت اعلی پیوست.

‌آیت‌الله خوشوقت‌ که برای انجام حج عمره در سرزمین وحی به سر می‌برد، پانزدهم بهمن ماه سال جاری، به علت عفونت حاد ریوی و نارسایی کلیوی و قلبی در شهر مکه بستری شد.

روند درمان ایشان طی دو هفته گذشته، فراز و نشیب‌هایی داشت اما در روز سه شنبه به حدی رسید که امکان انتقال شان به تهران جهت درمان فراهم شده بود. با این حال صبح سه‌شنبه، با بازگشت عفونت ریوی، حال این عالم ربانی رو به وخامت گذارد.

حالا نمازگزاران مسجد امام حسن مجتبی(ع) در سه راه طالقانی تهران انگار چیزی گم کرده اند. آن ها که بیش از 40 سال پامنبری «حاج آقا خوشوقت» بودند دیگر جای خالی او را روی منبر مسجد امام حسن مجتبی(ع) خیلی بیشتر از قبل حس می کنند. امام جماعتی که هم مجتهد بود، هم استاد اخلاق و هم محبوب جوان ترها.

ریاضت سالم از زبان آیت الله خوشوقت
ماهنامه«حاشیه» در شماره صفر خود گفت و گوی حجت الاسلام رشاد با آیت الله خوشوقت را منتشر کرده است. بخشی از این گفت و گو به بحث درباره ریاضت می گذرد. بخش هایی از این گفت و گو را بخوانید:

چه مسیری می‌تواند جویندگان سلوک الهی را به مقصد برساند؟

واجبی ترک نشود و حرامی را مرتکب نشویم. این است که ایمان را بالا می‌برد. ایمان که بالا رفت، بصیرت پیدا می‌شود.

یعنی ما ریاضتی فراتر از واجبات و محرمات شناخته شده در اسلام نداریم؟
نه. ریاضت سالم همین انجام واجب و ترک حرام از سن بلوغ تا آخر عمر است. این ریاضت اسلام است. ادامه این ریاضت ایمان را بالا می‌برد و ایمان که بالا رفت انسان بصیرت پیدا می‌کند و حجاب‌ها برطرف می‌شود.

پس این دستورات ریاضتی که بعضی به دیگران می‌دهند مشروع نیست؟
باید منشأ آن همین دو آیه باشد: "یا اَیُهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوالله" َواجبات و محرمات را مراعات کنید تا ایمان بالا برود و "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا" برای درجات بعد هم ذکر کثیر لازم است؛ این دو آیه اساس اخلاق و رشد است.

 اگر کسی بگوید که مثلا وقتی شما یک چله می‌گیرید و در یک محیط آرام تمرکز دارید، حالت ذکر شما تقویت می‌شود و قدرت ذکر و تذکر شما قوت پیدا می‌کند؛ این در همان مسیر است، البته منوط به اینکه خلاف شرع نباشد.

فقط با اطاعت فرمان است که می‌توان به طرف خدا رفت؛ بنابراین در تمام مراحل، چه در قسمت اول باشیم و چه در قسمت دوم -که واجب نیست ولی برای حرکت به طرف هدف الزامی است- این مساله لازم است، یعنی اطاعت فرمان باید آنجا باشد.

من از این بیان حضرتعالی این جور برداشت می‌کنم که گویی ما چیزی به نام سلوک عرفانی نداریم و هرچه هست، همان دستورات شرعی واجب و حرام و مستحب و مکروهی است که در فقه بیان شده و دستورهایی که در قالب اخلاق ذکر شده است.

بله همان آیه است. منتها مردم می‌خوانند ولی عمل نمی‌کنند. کم هستند افرادی که در طول عمر تقوا را رعایت کنند. کار خیر زیاد می‌کنند و کنار آن هم مرتکب گناه می‌شوند و همین گناهان حجاب می‌آورد. اینها افراد نادری هستند که کار حرام انجام نمی‌دهند و این می‌شود که ایمان مرتب در تزاید باشد و ایمان که در تزاید باشد، حرکت در مرحله دوم آسان‌تر می‌شود.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حضرت آیت الله نوری همدانی با تجلیل از خدمات آیت الله خوشوقت از آن مرحوم به عنوان عالمی مبارز و خوش فکر یاد کرد.

به گزارش  رسا، حضرت آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید، پیش از ظهر امروز در درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، ارتحال حضرت آیت الله خوشوقت را تسلیت گفت.
 
وی افزود: آیت الله خوشوقت از علمای مبارز و خوش فکر بودند، امیدواریم خداوند تبارک و تعالی بر علو درجات ایشان بیفزاید و به بازماندگان ایشان صبر و اجر جزیل عنایت بفرماید.
 
این مرجع تقلید شیعه هراسی را توطئه استکبار جهانی دانست و کشتار شیعیان پاکستان در شهر کویته و سکوت سازمان های بین المللی و مدعیان حقوق بشر در قبال این جنایات را محکوم کرد.
 
حضرت آیت الله نوری همدانی با بیان این که یکی از مشکلات عمده پاکستانی ها زیر سلطه بودن دولتمردان شان است، گفت: پاکستان جمعیت بسیار زیادی دارد و شیعیان با صفایی در آنجا زندگی می کنند، اما دولت شان زیر نظر استکبار است به همین هر از چند گاهی شاهد اتفاقات و حوادث تروریستی ناگواری در این کشور هستیم.
 
این مرجع تقلید تاکید کرد: مستکبران جهانی و دست نشاندگان آنان وهابیت را تقویت و حمایت مالی می کنند تا کشتار و جنایت راه بیندازند و با دست زدن به اقدامات انتحاری مردم بیگناه را به خاک و خون بکشند.
 
حضرت آیت الله نوری همدانی ایجاد تفرقه را توطئه همیشگی استکبار دانست و گفت: ما از جریان کویته و کشتار شیعیان ابراز تاسف و این جنایت را محکوم و تاکید می کنیم مردم این کشور باید در مقابل وهابیت و استکبار قیام و حرکت کنند.
 
این مرجع تقلید در بخش دیگری از سخنان خود رفتار دوگانه سازمان های بین المللی و کشورهای مدعی حقوق بشر در قبال تحولات سوریه و بحرین را محکوم کرد و گفت: آل خلیفه حاکم بحرین نوکر آمریکا و استکبار جهانی است؛ این بدبخت ها باید بدانند کشورهای استکباری تا زمانی حامی آنان هستند که بدانند حیات و عمرشان باقی است، اما به محض این که رفتنی شدند دست از حمایت آنها برخواهند داشت.
 
وی در ادامه با اشاره به پاسخ مصری ها به نامه اعلام آمادگی شماری از نخبگان ایران برای کمک به مصر و استفاده از تجارب انقلاب اسلامی، گفت: متاسفانه این اقدام بدون مشورت صورت گرفت و مصری ها نیز جواب سر بالا و اهانت آمیزی نوشته اند.
 
این مرجع تقلید گفت: ما رهبری با قدرت، عظمت، با تدبیر و شهامت همچون حضرت آیت الله خامنه ای داریم و شما اگر می خواهید کاری به نام ایران انجام دهید باید با مشورت ایشان انجام دهید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

به نقل از فارس، آیت‌الله صدیقی درباره نظر رهبر معظم انقلاب درخصوص جایگاه آیت‌الله خوشوقت گفت: چند وقت قبل به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم ، حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند، بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان ها خود را به آیت الله خوشوقت وصل کنید.


آیت‌الله خوشوقت صبح امروز پس از گذشت 17 روز بستری بودن در بیمارستان‌ سعودی به ملکوت اعلی پیوست. ایشان به دلیل ناراحتی‌های قلبی و افت فشار در بیمارستان ملک فیصل مکه مکرمه به دیدار حق رفت.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

برای دریافت تصویر با کیفیت بالا روی عکس کلیک نمایید

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نگران عاقبت كساني هستم كه چنين شخصيتي را تخريب كردند

استاد حوزه و دانشگاه گفت: حضرت آيت الله خوشوقت از ذخاير معنوي انقلاب و از استوانه‌هاي ديانت و تقوا در جامعه بودند.

حجت الاسلام و المسلمين پناهيان در گفت‌وگو با رجانيوز، با بيان اينكه حضرت آيت الله خوشوقت عمري علمدار تقوا در جامعه بودند و تقوا مهمترين سفارش اولياء خداست، افزود: براي يك جامعه ديني وجود كسي كه از تقوا دم مي زند  ضروري‎تر از هر عنصر ديگري است كه مي‌تواند به حيات و پويايي جامعه كمك كند.
 
وي اضافه كرد: شخصيتي مثل حضرت آيت خوشوقت در اوج معرفت و معنويت به عنوان يك عالم ديني در ميان مردم بودند و با آنها زندگي مي‌كردند و عمري مردم ايشان را از نزديك ديده‌ و تجربه كرده‌ بودند.
 
پناهيان با بيان اينكه بايد تلاش كرد كه اين الگوها و اسوه‌هاي معنوي به جامعه شناخته شده و باعث آرامش خاطر مردم شوند، اظهار داشت: وقتي كه ما بخواهيم به رشد معنويت كمك كنيم وابسته به اين است كه الگوهاي معنوي در جامعه كه به عنوان استوانه‌هاي معنوي در جامعه عمل مي‌كنند، تكريم شوند، بدون تكريم علمداران تقوا نمي‌شود اين مباحث را در جامعه ترويج داد.
 
وي در توضيح سخنان رهبرانقلاب كه توصيه كرده بودند در طوفان‌ها به حضرت آيت الله خوشوقت مراجعه كنند، گفت: ما هرچه جلوتر مي رويم با امتحانات پيچيده‌تر و سخت‌تري مواجه خواهيم شد و اين طبيعت يك حركت تكاملي براي جامعه ماست و طبيعتا موضوع اين امتحانات هرچه جلوتر مي‌رويم درون ديني‌تر خواهد بود.
 
پناهيان ادامه داد: ممكن است در آينده ما اختلافاتي را در جامعه شاهد باشيم كه برخي از اختلافات ممكن است به فتنه‌ها و بحران‌هاي اجتماعي توسط دشمن تبديل شود كه موضوع اين اختلافات معارف و مسائل ديني خواهند بود.
 
وي افزود: ما در گذشته با ضديت با دين و طرفداري از دين مواجه بوديم، با التقاط و از اين طرف خلوص ديني هر چه جلوتر مي‌رويم به اين مي‌رسيم كه اختلافات در درون معارف ديني و حوزه ايماني ايجاد مي‌شود و بايد ما بتوانيم اين اختلافات را عادلانه مديريت كنيم و برادرانه از آن عبور كنيم.
 
پناهيان تصريح كرد: در چنين فضايي كه ممكن است اختلافات ناشي از برداشت‌هاي مختلف از دين باشد اينجا علماي راستين هستند كه مي‌توانند مردم را راهنمايي كنند و هر كسي كه مختصري با دين آشنا باشد نمي تواند مردم را نجات دهد.
 
وي در ادامه با اشاره به تخريب‌هاي اخير صورت گرفته، ادامه داد: كساني كه از سر ناداني يا هر غرض ورزي ديگري به تخريب حضرت آيت الله خوشوقت دست زدند، بايد بسيار نگران عاقبت خود در دنيا و عقوبت‌هاي الهي در آخرت باشند.
پناهيان با بيان اينكه حيات و بقاي طيف‌هاي مختلف سياسي به بقاي معنويت و ايمان مردم وابسته است، تصريح كرد: هيچ طيف سياسي نمي تواند حيات خود را در تضعيف معنويت در اين جامعه ببيند، چون تضعيف معنويت موجب مي‌شود كه ديگر سنگ روي سنگ بند نشود و هيچ كسي از اين ماجرا سودي نخواهد برد.
 


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

برای دریافت فایل با کیفیت بالا روی عکس بالا کلیک کنید

 

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 2 اسفند 1391 | | نویسنده : گمنام

آيت‎الله خوشوقت؛ عالم ربانی، سالک الی‎الله و عارف‏بالله/فقدان اين معلم اخلاق و معرفت، براي مستفیدان محضرش ثلمه‎اي بزرگ است

در پی ارتحال آیت الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیتی، درگذشت آن عالم ربانی و سالک الی الله را مصیبتی اندوهبار برای آشنایانِ رتبه ی معنوی آن بزرگوار و ثلمه ئی بزرگ برای شاگردان و مستفیدان محضر پر فیض آن عارف بالله خواندند و این مصیبت را به خانواده مکرّم و فرزندان محترم و وابستگان و ارادتمندان ایشان تسلیت گفتند.

متن پیام حضرت آیت الله خامنه‌ای به این شرح است:
 
با تأسف و اندوه فراوان خبر رحلت عالم ربانی، سالک الی الله و عارف بالله مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت رضوان الله علیه را دریافت کردم. عمری با برکت، سرشار از معنویت و تهذیب، و گامهای پیوسته در سلوک الی الله، همراه با مجاهدتی کم نظیر در تربیت نفوس مستعد و دلهای مشتاق، خلاصه ای از زندگینامه ی این روحانی مهذّب و این معلّم اخلاق و معرفت است.
 
بی شک فقدان این شخصیت ممتاز، برای آشنایانِ رتبه ی معنوی آن بزرگوار مصیبتی اندوهبار و برای شاگردان و مستفیدان محضر پر فیض او ثلمه ئی بزرگ است. اینجانب تسلیت صمیمانه ی خود را به خانواده ی مکرّم و فرزندان محترم و دیگر وابستگان و به همه‌ی ارادتمندان ایشان معروض می دارم و علوّ درجات و شمول رحمت حق و حشر با اولیاء الله را برای روح مطهرشان از خداوند متعال مسألت می کنم.
 
سید علی خامنه ای
2/ اسفند ماه/ سال

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج