تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

علی خوش‌لفظ از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس بود که 29 آذر امسال پس از تحمل سال‌ها درد و بیماری از ناشی از جنگ تحمیلی به دیدار همرزمان شهیدش پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل شد. شهید علی خوش‌لفظ از رزمندگان و جانبازان 70 درصد همدانی بود که در عملیات رمضان، مسلم‌بن عقیل، والفجر5، کربلای4 و کربلای5 حضور داشت و  سرانجام در عملیات کربلای5 بر اثر اصابت تیر به نخاع به درجه جانبازی نائل شد و سالها این درد و رنج را تحمل کرد.

وی راوی کتاب وقتی مهتاب گم شد بود که با استقبال بی‌نظیر مردم روبه‌رو شد. رهبر معظم انقلاب پس از خواندن کتاب, بر این کتاب تقریظ کردند. امام خامنه ای در این کتاب مرقوم کردند:«بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

بچّه‌های همدان؛ بچّه‌های صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بی‌ادّعا؛ یاران حسین(علیه‌السّلام)؛ یاوران دین خدا .. و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور .. و آنگاه فضای معنویّت و معرفت؛ دل‌های روشن، همّت‌ها و عزم‌های راسخ؛ بصیرت‌ها و دیدهای ماورائی .. اینها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمه‌ این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذّت می‌کند و آتش شوق را در آن سرکش‌تر می‌سازد.

راوی خود یک شهید زنده است. تنِ بشدّت آزرده‌ او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد، و الحمدلله ربّ العالمین. نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربه‌دیدگان است. بر او و بر همه‌ آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ انشاء‌الله. 95/10/18

درباره‌ نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است؛ لطف این نگارش بیش از اینها است. مقدّمه‌ کتاب یک غزل به تمام معنی است. 95/10/18»

به مناسبت برگزاری مراسم چهلمین روز در گذشت شهید خوش لفظ گفت‌و‌گویی کوتاه با سردار علی شادمانی معاون هماهنگ کننده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) انجام دادیم. سردار شادمانی در خصوص ویژگی‌های شهید علی خوش لفظ گفت که بهترین مقام را حضرت آقا به شهید خوش لفظ دادند و او را شهید زنده خطاب کردند.

فرمانده لشکر 32 انصار الحسین(ع)  در دوران دفاع مقدس ادامه داد: اولین ویژگی شهید خوش لفظ این بود که از همان اول انقلاب و دوران جوانی امنیت و آرامش را رها کرد و جهاد در جبهه را برگزید و به مجاهدت پرداخت. در جبهه هم سخترین کار یعنی اطلاعات-عملیات و رفتن به قلب دشمن را انتخاب کرد.

سردار شادمانی گفت که او حقیقتاً در این مسیر مجاهدت و تلاش کرد و بارها جانباز و زخمی شد و سی سال این زخم ها و آثار شیمیایی را برای خدمت انقلاب و شکوفایی اسلام تحمل کرد که اینها می تواند برای ما درس و مشق باشد و پیام خوبی برای جوانان است.

معاون هماهنگ کننده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) علت توجه امام خامنه ای به شهید خوش لفظ را خدماتی که این شهید به اسلام و انقلاب کرد, دانست و گفت: مجاهدت, قرب, عزت و دفاع از آرمان های مردم بود از مهمترین اهداف شهید خوش لفظ در این مسیر بود و امیدواریم بتوانیم ادامه دهنده مسیرمقدس این شهدا و جانبازان برای رسیدن به اهداف عالی انقلاب باشیم. 


منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام محسن قرائتی استاد قرآن در کتاب «خنده و گریه» در مورد شاد بودن فرد مسلمان و اینکه چگونه شاد باشیم و چطور بخندیم اما خنده حرام نباشد، انواع مزاح‌هایی که از ائمه معصومین(ع) و علمای شیعه روایت شده را جمع‌آوری کرده است که در این نوشتار به برخی از اشارات استاد مبنی بر چگونه شاد بودن و درست شادی کردن می‌پردازیم.

شادی هدفدار

از امام کاظم (ع) پرسیدند: «حسن خلق چیست؟» فرمود: «حسن خلق این نیست که بلند بخندی، همین که برخوردت با مردم نرم باشد حسن خلق است.»

قرآن می‌فرماید: «ذلِکُمْ بِما کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِما کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ» گاهی بی‌خودی خوش هستید. آقا ما خوش هستیم، بیا ببینم دردی را دوا کردی؟ اختراعی کردی؟ کسی را نجات دادی؟ امروز رو خوشی است. آقا امروز ظهر جایت خالی بود، چه کبابی خوردیم؛‌ یعنی همین که به شکمش می‌رسد، می‌گوید: خوش گذشت!

خوشی من و خوشی دیگران

ما دو نوع خوشی داریم: یک خوشی این است که موکت‌ها را می‌فروشیم و قالی می‌کنیم. لامپ‌ها، لوستر می‌شود. تلویزیون رنگی می‌شود. این یک خوشی است؛ یکی خوشی هم این است که یک خرده زندگی را ساده کنیم که چهار نفر دیگر هم به نوایی برسند. آن ماشینی که تند می‌رود، نباید خوشحال بشود. زنده باد ماشینی که آرام می‌رود ولی ماشین قراضه‌ها را هم بکسل می‌کند.

شادی در سه جا

به چه خوش باشیم؟ امام صادق (ع) فرمودند: «السُّرورُ فی ثلاثِ خِلالٍ: فی الوَفاءِ، و رِعایَةِ الحُقوقِ، و النُّهُوضِ فی النَّوائبِ»؛ اگر خواسته باشید به این کارها شاد باشید: «فی الوفاء» به پیمان‌ها وفا کن. اینلذ‌ت‌بخش است. «و رعایة الحقوق» حقوق دیگران را مراعات کن. این خوشحالی دارد؛ «و النهوض فی النوائب» در سختی‌های دیگران برخیز و کاری انجام بده. این شادمانی دارد.

سرور بندگی

حضرت امیر (ع) می‌فرماید: «سُـرورُ المُؤمنِ بطاعَةِ رَبّـهِ وَ حُزنهُ عَلی ذَنبِـهِ» شادمانی مؤمن به اطاعت از پروردگار و غصه او به نافرمانی و معصیت خداوند است. من امروز خوش هستم، برای اینکه نمازم تا امروز سه تا غلط داشت، غلط‌هایش را گرفتم. نگو امروز سنگ خانه‌ام را مرمر کردم. بگو نمازم را درست خواندم. من تا حالا نماز نمی‌خواندم،‌ معنایش را نمی‌فهمیدم، امروز شادم که معنای نماز را می‌فهمم. اگر به کمال رسیدید، شاد باشید. باید شادی طوری باشد که نه خودت و نه دیگران و نه جامعه را خراب کنی. بعضی‌ها خوش هستند، اما در خوشی خودشان را خراب می‌کنند.

شادی به قیمت سقوط

حدیث می‌فرماید: «وای به حال کسی که دروغ می گوید، تا مردم را بخنداند!» یعنی خودش را به جهنم می‌اندازد که مردم شاد باشند. یک نفر را دست می‌اندازد که مردم را بخنداند، یعنی خودش را به جهنم می‌اندازد. باید سرور و شادی تا جایی باشد که خودت به جهنم نروی و دیگران را تحقیر و سرزنش نکنی و جامعه را به فساد نکشی.

گاهی وقت‌ها سرور است، اما جامعه را به فساد می‌کشاند. موتورش را ویراژ می‌دهد، وقتی اگزوز ماشین‌اش خیابان را پر از دود می‌کند، راننده در آینه نگاه می‌کند و می‌خندند. اصلاً کیف می‌کند و از اینکه خیابان را پر از دود کرده است لذت می‌برد. همین که سطل آشغالش را در جوی آب می‌ریزد،‌لذت می‌برد.

شادی بر گناه

امام حسین (ع) فرمود: «ایاک والابتهاج بالذنب فان الابتهاج به اعظم من رکوبه» مواظب باش وقت گناه، لذت نبری؛ چرا که شادمانی بر انجام گناه از خود گناه جرمش سنگین‌تر است. رسول خدا (ص) فرمود: «مَن أذنَبَ ذَنباًو هُوَ ضاحِکٌ دَخَلَ النّارَ وهُوَ باکٍ»؛ کسی که وقت گناه بخندند، با چشم گریان به جهنممی‌رود. مواظب آن گریه‌ها هم باشید. مواظب باشید با گناه لذت نبرید؛ «فان الابتهاج به اعظم من رکوبه» لذت گناه، از خود گناه بدتر است.

مرز شوخی

در سیره پیامبر اکرم (ص) آمده است: «کان النبی (ع) یمزح و لا یقول الا حقا» آن حضرت مزاح می‌کرد، ولی از مرز حق تجاوز نمی‌کرد.

شادیم به شادی اهل بیت

امیرالمؤمین (ع) فرمود«یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا»؛ «خداوند از بین مردم شیعیانی را برای ما برگزید که ما را یاری می‌کنند و در شادی ما مسرورند و در غم ما محزون. جان و مالشان را در راه ما می‌بخشند اینان از ما هستند و در بهشت با ما.»

اینجا بود که من تمام پیچ و مهره‌های بدنم از هم باز شد، هر کاری کردم خودم را نگه دارم نشد. جوان بیست ساله چگونه توانسته به چنین مقامی برسد.

شادی مؤمن

چه طور تخمه کدو برای بعضی‌ها خوشمزه است. برای بعضی‌ هم «سبحان‌الله» گفتن، شیرین است. امام می‌گوید: «اِلهی اَذِقْنی حَلاوَةَ ذِکْرِک» شادی خوب آن است که آدم آخرتش را تأمین کرده باشد. در این دنیا، خانه‌اش کاهگل بوده و آپارتمان شده است، دوچرخه‌اش به ماشین تبدیل شده است. مثلا اگر عبای من نخی باشد، حالا پشمی شده، نخ از پنبه است و پشم برای شتر است. نخ و پشم، شرف نیست. حتی مدرک هم ارزش ندارد.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «فلیکن سرورک بما نلت من اخرتک»؛ «کاری کن که شادی تو برای رسیدن به آخرت باشد.» اگر خواستی شاد بشوی، ببین چه قدر آخرتت را تامین کرده‌ای؟ چند رکعت نماز با توجه در عمرت خوانده‌ای چه قدر جبهه رفته‌ای؟  چقدر به پشت جبهه کمک کرده‌ای؟ از پارسال تا به حال، چقدر با آواره‌ها و سیل زده‌ها کمک کرده‌ای؟ از پارسال تا به حال، چند بچه یتیم را بوسیده‌ای؟ به دیدن چند خانواده شهید رفته‌ای و اظهار ادب کرده‌ای؟ چند کتاب مطالعه کرده‌ای؟ چه گامی برداشته‌ای؟ این که آدم انبارش را بچرخاند، بازارش را بچرخاند، دکورسازی کند، خانه سازی کند، مبلمان و ماشینش را عوض کند، این‌ها چیزی نیست. خودت چقدر بزرگ شده‌ای؟ مهم این است که خودم چقدر بالا آمده‌ام؟ یعنی علم، تقوا، نور، شعور، انسانیت و شخصیت من چقدر بالا رفته است؟ اینکه پنبه، پشم شده است، مهم نیست. اینکه دوچرخه به موتور تبدیل شده است، مهم نیست. خودت چه شده‌‌ای.

به نظر شما، قمار شادی دارد؟

گاهی قرآن کریم به ما تشر می‌زند که کجا می‌روید؟ «فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ»؛ کمی فکر کنیم: آیا واقعا قمار، مایه شادی است؟ قبل از اینکه قمار را شروع کنیم، همدیگر را دوست داشتیم. اما تا من قمار را بردم، تو دیگر مرا دوست نداری؛ یعنی با صد تومانی که من از تو گرفتم، محبت تو را هم از خودم گرفتم. پس من برنده نیستم تمام قماربازان باخته‌اند. چون محبت خود را از دل‌ها کنده‌اند. اگر خواستید شاد شوید، به فضل خدا شاد شوید. «قُلْ بِفَضْلِ اللَّه وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْر مِمَّا یَجْمَعُونَ»؛ به فضل داد با فضل خدا شاد بشوید این شادی از همه دارایی‌هایی که دیگران جمع می‌کنند،‌ بهتر است.

خوشی الکی

افرادی بی‌خود خوش هستند. می گوید: «عید است درختان گل کرده‌اند» خوب به تو چه که درختان گل کرده‌اند. اگر طبیعت جدید شد، تو که جدید نشدی. یکی می‌خندید. گفتند: «چرا می خندی؟» گفت: «دارند آش می‌پزند.» گفتند: «به تو چه که آتش می‌پزند.»

طبیعت، دگرگون می‌شود؛ تو که دگرگون نشده‌ای. اگر تو هم خودت را دگرگون کردی، آن موقع خوشحال باش. البته عید نوروز، عید خوبی است. اما قرآن می گوید: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ» عده‌ای شاد هستند؛ چون برخلاف خدا و رسول خدا (ع) عمل کرده‌اند. شاد هستند. عده‌ای شاد هستند و می‌گویند: «بچه‌ ما به جبهه نرفت!»



منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حضرت آیت الله نوری همدانی در دیدار جمعی از پزشکان که در دفتر معظم له در قم برگزار شد، با تاکید براینکه  برخورد با دشمنان نباید با لطافت باشد، بلکه باید با شجاعت برخورد کرد، گفتند: دشمن همیشه دارای روح استکباری است و حاضر نیست با مسلمانان کنار بیاید.

این مرجع تقلید اظهار داشتند: منافقین و ستمگران همیشه با دید عداوت و دشمنی به مسلمانان نگاه می کنند؛ بنابراین اگر دشمنان را گرفتار کردند، باید با شجاعت با آنها برخورد کرد، چون اگر رها کنید و بروند معلوم نیست دست از عدوات با مسلمانان بردارند. دلیل آن این است ظالمین مفسدفی الارض می باشند و برای همین لازم است گردن آنها را زد.

معظم له عنوان کردند: بعضی از دشمنان مانند نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، اگر رها شوند بر عداوت خود نسبت به مسلمانان خواهند افزود.

حضرت آیت الله نوری همدانی گفتند:اگر این گروه از ظالمین را رها  کنیم، برای جهان اسلام و بشریت مصیبت درست می کنند.

این مرجع تقلید در ادامه افزودند: خدا نعمت های زیادی به جامعه اسلامی داده، سلامتی، جوانی، عمر و انقلاب اسلامی از جمله آنها است. باید قدردان نعمت انقلاب و  شکرگزار بود.

معظم له بیان داشتند: برای به ثمر نشستن نعمت انقلاب خون های زیادی داده شده و حالا که این پیروزی حاصل شد و قدرت و امنیت و صلابت به کشور و نظام برگشت باید قدر دان بود.

ایشان افزودند: انقلاب برکات زیادی داشت از جمله آن این بود که اقتدار، عزت و استقلال را به جامعه برگرداند و باعث شد کشور از یوغ سلطه دو ابر قدرت شرق و غرب بیرون بیاید.

حضرت آیت الله نوری همدانی با بیان اینکه شهدا برای به ثمر نشستن انقلاب کاری حسینی و آنهایی که باقی می مانند کار زینبی کنند تا انقلاب تداوم یابد، اظهار داشتند: انقلاب ارکانی دارد، اسلام یکی از آنها است. در زمان سلطه بیگانگان بر کشور دین به حاشیه رانده شد، ولی امام راحل، دین را درون جامعه و زندگی مردم آوره و جامعه را با دین آشنا کردند.          

معظم له با بیان اینکه مسلمانان نباید در مقابل ستم و ظلم سکوت کنند، بلکه باید بیدار و هوشیار باشند، بیان داشتند: مهمترین وظیفه مردم قیام علیه ظلم و ستم است.

 ایشان بر انقلابی ماندن جامعه اسلامی تاکید و گفتند: امام راحل همیشه توصیه داشتند نگذارید انقلاب در دست نااهلان قرار گیرد، قدر مردم را بدانید و به این مردم خدمت کنید.

حضرت آیت الله نوری همدانی اظهار داشتند: مردم نقش مهمی در انقلاب دارند و این مردم محب اهل بیت(ع) و رهبر انقلاب را نائب مناب حضرت ولی عصر(عج) می دانند.

این مرجع تقلید ابراز داشتند: همان صدای که از حلقوم  امام اول شیعیان شنیده می شد،  امروز همان صدا را از حلقوم ولی فقیه می شنویم.

معظم له با بیان اینکه از برکات انقلاب وحدت مسلمانان بوده گفتند: مناظرات علمی بین علمای دو مذهب ایرادی ندارد، ولی مهم وحدت است و لازم است بین علمای دو مذهب وحدت و یکپارچگی برای خنثی کردن فتنه های دشمن باشد.

معظم عنوان کردند: اگر بین علما دو مذهب اختلاف و تفرقه باشد دشمن بیشترین بهره را می برد.


منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

درس خارج فقه رهبر انقلاب روز گذشته(یک‌شنبه 8 بهمن ماه) در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.حجت‌الاسلام والمسلمین داود مهدوی‌زادگان عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به روایتی از این جلسه پرداخت که در ادامه می‌آید:

برف سنگین امروز باعث شد افراد کمی در درس شرکت کنند. به همین خاطر، در صف سوم چهارم نشستم. آرامش عجیبی در سیمای ایشان به چشم می‌خورد. یکی گفت: آقا! به خاطر برف، کم آمدند. تبسمی کرد و شروع به خواندن روایت از امالی شیخ طوسی(ص 135) کرد. روایت از امام صادق(ع) درباره تأثیر دعا در تغییر امر مقضی بود. فرمودند: قضا، تقدیر را حتمیت می‌دهد و دعا قضا را تغییر می‌دهد.

همان موقع یاد درخواست چند روز پیش یکی از حاضران در جلسه افتادم که حضرت آقا، برای نزولات آسمانی دعا بفرمایید. بعد خواندن روایت، درس فقه را آغاز فرمودند. باب صلات مسافر، بحث قصد اقامه عشره را می‌گوید، در همان حسینیه امام خمینی(ره).

 

 

متن روایت به شرح ذیل است:

دعا مغیِر قضاء

اخبرنا ابوعبدالله محمد بن محمد، قال: اخبرنی ابو القاسم جعفر بن محمد عن ابیه، عن سعد بن عبدالله، عن احمد بن محمد بن عیسی، عن احمد بن اسحاق، عن بکر بن محمد قال بکر بن محمد (که جزو ثقات عالی مقام و کوفی است) قال ابوعبدالله(علیه‌السلام): «إنّ الدعاءَ لَیردُّ القضاءَ، و إنَّ المؤمنَ لَیذنبُ فیحرمُ بذنبه الرزقَ»؛ همانا دعا قضاء الهی را بر می‌گرداند و همانا مومن وقتی که گناه می‌کند؛ گناهش مانع رزق می‌شود.(امالی شیخ طوسی، 1393، انتشارات بنیاد بعثت: 135)


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام کریمی عنوان کرد: کسی که حب دنیا، کبر، حسادت و رذائل دنیوی در دلش ریشه دوانده نمی تواند با خدای تعالی ارتباطی صحیح داشته باشد و تا زمانی که رذائل اخلاقی را از خود دور نکرده باشد، دچار شرک خفی است.

عقیق:در همدان حجت الاسلام محسن کریمی،  در هیئت مکتب الصادق(ع) طلاب و روحانیون همدان گفت: انسان برای رسیدن به قرب الهی باید مقام هایی را طی کند تا به کمال الهی دست یابد.

وی ادامه داد: آنچه که انسان را به مقامات عالیه می رساند عباداتی است که خداوند متعال به ما امر کرده است و از این میان نماز مهم ترین عبادت برای رسیدن به کمال الهی است. حضرت زینب(س) حتی در اسارت نماز شب خود را ترک نکرد.

استاد حوزه علمیه همدان با اشاره به اهمیت اخلاص در عبادات به ویژه در نماز، خاطرنشان ساخت: فرد نمازگزار با گفتن تکبیرة الاحرام اعلام می کند که دل خود را از تمامی ممکنات جدا کرده است و اگر غیر از این باشد باید در ایمان خود شک کند.

حجت الاسلام کریمی عنوان کرد: کسی که حب دنیا، کبر، حسادت و رذائل دنیوی در دلش ریشه دوانده نمی تواند با خدای تعالی ارتباط صحیح داشته باشد و تا زمانی که رذائل اخلاقی را از خود دور نکرده باشد، دچار شرک خفی است.

وی در ادامه با اشاره به اهمیت خودسازی، اظهار داشت: آدمی اگر به دنبال خود سازی نرود به یقین ضرر کرده است، انسان باید در صدد رسیدن به کمالات والای الهی با کار کند و با تمرین به آن اهداف برسد.

وی در پایان گفت: اهل بیت(ع) مردم را امر به تلقین و تمرین اعمال صالح می کردند، مومنان باید با تمرین تلقین قولی و فعلی، نفس خود و دیگر مومنان را به تزکیه دعوت کنند.


منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

روز گذشته همایش بزرگ همبستگی با قدس توسط حزب الله لبنان در منطقه کفررمان برگزار شد و جمع زیادی از مردم منطقه با مشارکت در این اجتماع مردمی در حسینیه منطقه برای شهادت و جانفشانی در راه آزادی قدس و فلسطین اعلام آمادگی کردند.

محمد رعد نماینده عضو فراکسیون مقاومت در پارلمان لبنان در این مراسم گفت: قدس توسط بازوان توانمند مقاومت آزاد می شود، زیرا قدس نماد وجود و هستی ما است و هیچ کس نمی‌تواند این نماد را از ما جدا کند و ما با مردان مجاهد و قهرمانان مقاومت و زنان و کودکان خود به سوی قدس رهسپاریم تا به جهان ثابت کنیم ما آزاده ایم و قدس نیز باید آزاد باشد.

وی افزود: قدس مردانی در فلسطین، سوریه، لبنان، عراق، مصر، حجاز و تمام جهان اسلام و سرتاسر جهان دارد که خود را برای دفاع از شرافت مسلمانان آماده می کنند و آن روز نزدیک است.

نماینده فراکسیون مقاومت تاکید کرد: کسامی که توانستند نوک پیکان گردنکشان و ستمکاران جهان یعنی رژیم اشغالگر صهیونیستی را شکست دهند؛ به اذن خدای متعال خواهند توانست بر این دشمن پیروز شوند و او را از هستی محو کنند و این یک آرزو و توهم نیست، بلکه هدفی است که در توان ما است و کاملا واقعی و در دسترس و عقلانی است و خداوند نیز در این راه به ما کمک می کند.


منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

عکسی از رهبر معظم انقلاب منتشر شد که ایشان برای حضور در درس خارج، در حال عبور زیر بارش برف بودند که حاشیه های زیبایی برای این تصویر در فضای مجازی منتشر شد که یکی از این حاشیه ها، شعر جناب آقای حمید محمدیان، از طلاب حوزه علمیه خراسان رضوی است که تقدیم حضور علاقمندان می گردد:

وقتی که برف زیر نگاه شما رسید

شد این زمین خجسته و خشنود و روسفید

من با نگاه برف نوشتم برایتان

آقا! فدای شال و عبای شما، حمید
(حمید محمدیان)

 

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش عمارنامه،  حسن رحیم‌پور ازغدی در اردوی آموزشی تشکیلاتی «جهاد اکبر» اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل از تبیین آرمان های امام(ره) و انقلاب اسلامی گفت و با انتقاد از رویه فعلی خواستار بازخوانی نهضت انقلاب شد. مشروح این گزارش را روابط عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل منتشر کرده است:


به نقل از روابط عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در شانزدهمین اردوی آموزشی تشکیلاتی «جهاد اکبر» این اتحادیه دانشجویی اظهار داشت: امام (ره)گفتمانی به غیر از گفتمان اسلامی با تفسیر و تبیین اهل بیتی و شیعی ندارد؛ هر آنچه گفته است در همان خط انبیاست که در عصر ما احیا کرده است بنابراین تبیین و بازخوانی آن ادبیات و چشم انداز و ارزش‌ها و روش‌ها و خواستگاه‌ها در واقع تماما استناد به مبانی اسلامی است.

وی ادامه داد: نکته‌ای را که ما در گفت‌وگو با نسلی که در دهه چهارم انقلاب اسلامی وارد عرصه اجتماع و دانشگاه شده، کم داریم این است که فکر می‌کردیم آنچه را که ما از قبل انقلاب و انقلاب و هفت خوان‌هایی پس از آن می‌دانیم؛ شما دیدید و می‌دانید.

* باید نهضت بازخوانی عظیمی صورت بگیرد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: اینگونه نیست که این نسل‌ها با نسلی قبل متفاوت باشد صحبت از نسل نیست صحبت از تیپ‌ها است، در هر دوره یکی از این تیپ‌ها احساس مسئولیت مکتبی انقلابی و اجتماعی در قبال دیگران می‌کنند. یک تیپ به خود و شهوتشان تمرکز دارند و مشغول زندگی شخصی خودشان هستند. خواب و خوراک این تیپ‌ها در دهه 60 هم زیاد بود؛ اینطور نیست که نسل دهه 60 همه انقلابی باشند و نسل 90 اینطور نباشد، منتها تیپی که فداکاری می‌کنند در یک دوره‌هایی خیلی زیاد هستند و در دوره‌هایی نیز کم هستند، در دوره‌ای حاکم‌اند و در دوره‌ای محکوم.

* وضعیت قبل از انقلاب درست منتقل نشده است
رحیم‌پور ازغدی افزود: نکته سوم اینکه وضعیت قبل از انقلاب نه در درس مدرسه بود و نه در صداوسیما؛ به شما درست گزارش نشده است. نمی‌دانستم درست منتقل نشده تا اینکه از نزدیک با برخی از بچه‌های دوره شما صحبت کردم می‌بینم که اصلا و کلا در حد صفر هستند.

وی ادامه داد: آنها اصلا مطالعات سیاسی و تاریخی ندارند و به راحتی می‌توان در مقابلشان جای جلاد و شهید، قهرمان و ضدقهرمان، ظالم و مظلوم را عوض کرد و این خیلی خطرناک است. خطر اصلی آن برای نسل‌های بعد است، یعنی ممکن است دوباره مجبور شوند از صفر شروع کنند والا ممکن است زیر صفر بروند و بعد از 20 سال دیگر دشمنان بر ما مسلط شوند. باید یک نهضت بازخوانی عظیم صورت بگیرد که وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجه و حاکمان چه بود و چه شد، در مورد انقلاب ما بعد آن و ما قبل آن.

* توطئه دشمن خارجی لاینقطع ادامه دارد
وی در بخش دیگری از سخنان خود پیرامون توطئه‌های دشمنان گفت: توطئه دشمن خارجی لاینقطع ادامه دارد و ارباب‌های ایران  که در راس‌شان آمریکا و انگلیس واسرائیل بود و چندین دهه جنایت کردند، اینها را بیرون کردیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: شک نکنید که اینها دوباره می‌خواهند برگردند، اگر اسناد وزارت خارجه آمریکا و انگلیس و اسناد لانه جاسوسی و ساواک را ببینید، مشاهده می‌کنید کارهایی که در این 30-40 سال انجام دادند، نشان می‌دهد چطور کار کردند. جنگ روانی و دروغ و شایعات عظیمی درست می‌کنند، راست و دروغ را ترکیب می‌کنند و طوری کار می‌کنند که انسان باور می‌کند.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: نسل امروز راه‌های طولانی طی شده را نمی‌بینید، ایران کشوری درجه‌ دو و سه بود و 60 هزار مستشار آمریکایی، اسرائیلی و انگلیسی در کشور حاکم بودند و به ساواک آموزش شکنجه می‌دادند. نفت ما در کنترل آن‌ها بود، سفارت‌های خارجی دخالت زیادی از جمله در انتخابات مجلس داشتند
وی افزود: در آن زمان 100 هزار دانشجو داشتیم در حالی که الان جمعیت دو برابر شده دانشگاهیان ما 5میلیون شدند. زن در آن جامعه حذف شده بود. اگر هم می‌خواست حضور اجتماعی داشته باشد باید برهنه می‌شد. در آن زمان اکتشاف و تولید و اختراعی وجود نداشت، اقتصاد صنعتی ما فقط مونتاژ بود.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: رضاشاه زمانی که حاکم شد نیمی از بهترین زمین‌ها را به نام خود کرد. راه آهن نیز از زمان قاجار شروع شده و تنها یک خط راه آهن جنوب به شمال با دستور انگلیس برای استفاده از نقل و انتقالات ارتش انگلیس ایجاد شد که پول آن را نیز خودمان دادیم. در جنگ جهانی تمامی اموال و سیلوهای ملت ایران به کمک رضاخان و خائنین دیگر انگلستان مصادره شد و 10 تا 13 میلیون از ملت ایران در آن سال‌ها مردند در حالی که این‌ها در کتاب‌های درسی ما نیز نیست.

* تنها ایران است که هیچ کشوری نمی‌تواند به آن دستور دهد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: بعد از انقلاب حکومتی تشکیل شد که تمام حاکمان آن را مردم تعیین می‌کنند و انتخابات برگزار می‌شود، اگر خوب است یا بد است انتخاب مردم است و باید اشکالاتش را برطرف کرد. امروز تنها ایران است که هیچ کشوری نمی‌تواند به آن دستور دهد، امروزه دشمنان شما از جمله رئیس جمهور سابق آمریکا می‌گویند 4 قدرت روسیه، امریکا، انگلیس و چین  برای سرنوشت جهان تصمیم می‌گیرند.

وی با اشاره به صحبت‌های اخیر وزیر امور خارجه پیشین آمریکا گفت: چند روز پیش هنری کیسینجر گفته ایران به هیچ وجه قابل حذف نیست. همان طور که 70-80 سال با روسیه جنگ سرد داشتیم، با ایران نیز تنها باید جنگ سرد داشته باشیم. امکان جنگ گرم نیست، چون ایرانقدرت جهانی شده است. ایران سرنوشت منطقه را تغییر داد و اگر کمک ایران نبود در حال حاضر یمن، سوریه و لبنان و عراق دست وهابیت و آمریکایی و آل سعود بود.

رحیم‌پور ازغدی گفت: اینکه می‌گویند پول ایران داده شد به این کشورها دروغ است؛ آنچه کار اصلی را انجام داده است و مهم است، آموزش و پرورش و کادرسازی و انتقال ایدئولوژی امت انقلابی بود.آنها می‌گویند در این چند سال، پنج کشور عربی در اردوگاه ایران قرار گرفتند، عراق در حلقوم آمریکا بود که بیرونش آوردیم، اسرائیلی که ادعای شکست ناپذیری داشت از ما چهار شکست پیاپی  از انقلاب ما خورده است.

* دشمنان جرات حمله به ایران را ندارند
وی بیان کرد: به کشورهای لیبی، سوریه و یمن حمله کردند اما جرات حمله به ایران را ندارند با اینکه هدف همه شان ایران است. اما بعضی در جریان و رسانه‌های مخالف می‌گویند که چرا ایران را فدای عراق و سوریه کردید؟ در حالی که سوریه و عراق فدای ما شدند. زمانی که آمریکا و انگلیس افغانستان را اشغال کردند هدفشان ایران بود. شرق و غرب ایران را گرفتند و منتظر بودند میوه را داخل ایران بچینند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با مقایسه آزادی‌های اجتماعی در ایران و کشورهای خارجی گفت:  جنبش‌های دانشجویی در غرب به طور کامل سرکوب شده تا 1960 جنبش دانشجویی علیه جنگ امریکا در ویتنام به کف خیابان آمدند و علیه سرمایه‌داری و دفاع از کارگران وتبعیض نژادی به خیابان‌ها آمدند، اما پس از آن سرکوب شدند و اجازه شکل‌گیری مجدد به آن‌ها نمی‌دهند.

* قرار نبود در چهلمین سالگرد انقلاب حقوق نجومی و اختلاس وجود داشته باشد
وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص «عدالت» گفت: گفتمان عدالت را باید تعریف کنیم، قرار نبود در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب حقوق نجومی و اختلاس وجود داشته باشد و خط سازش با استکبار و امریکا چراغ سبز نشان دهد و به ارزش‌های انقلابی توهین کند، اما شد.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: بهمن ماه 57 پایان انقلاب نبود، بلکه شروع آن بود. موانع ساختن ایران جدید برداشته شد نه اینکه ایران جدید ساخته شد. در زمان رژیم شاه  امکان اصلاحات نبود و در انقلاب 57 موانع اصلاحات اسلامی و انقلابی برداشته شد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: سبک زندگی ما در مصرف و تولید غلط است نه اسلامی است و نه غربی بلکه اسلام سطحی و غرب زدگی است. غرب زدگی خیلی بدتر از غربی بودن است. سبک مدیریتی ما هم اشکال دارد.

وی افزود: عدالت اقتصادی مقدمه است برای رشد انسانی و اخلاقی است و گفتمان عدالت این گونه شروع می‌شود. ما نمی‌توانیم عدالت مطلق را فراهم کنیم. هیچ کس نمی‌تواند و نتوانست. در حکومت امام زمان از طرق حکومت‌ها ظلم و فساد نمی‌شود بلکه خدمت در راستای رشد صورت می‌گیرد و در راستای اصلاح کل بشر یک جامعه می‌شوند. کار ولی خدا این است که تمامی حکومت‌های ظالم را از میان برمی‌دارد و دیگر لازم نیست برای رشد خونریزی کنند.

* انتقاد از حاکمان موجب تقویت نظام است نه تضعیف نظام
رحیم‌پور ازغدی در بخش دیگری به ضرورت نقد مسائل و مشکلات کشور اشاره و اضافه کرد: در بدترین شرایط باید فضای نقد و انتقاد وجود داشته باشد. حتی در سخت‌ترین شرایط نیز آزادی بسته نشد اما محدودتر شد، چرا که خطرات بزرگتری داشت و امنیت را تهدید می‌کرد ولی فضای رسانه و سیاست و انتقاد در کشور باز است. این آزادی بیان را باید حفظ کنیم و نباید اجازه دهیم آزادی بیان و نقد را در هیچ شرایطی از ما بگیرند. اما این یک شرط دارد و آن اینکه خودمان هم باید ادب آزادی و آداب آن را حفظ کنیم و اگر در نحوه استفاده از آزادی، آداب آزادی زیر پا رود، آزادی را به خطر می اندازیم.

وی ادامه داد: آزادی نباید به سمت قانون شکنی و هرج و مرج پیش رود. امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد از حاکمان موجب تقویت نظام است نه تضعیف نظام، چون اشکالات نظام و اشکالات مدیریتی را بیان می‌کند و می‌تواند برطرفش کند. انتقاد اسلامی باید مثل طبیب باشد و حکم درمان را داشته باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص نقد قوه قضائیه بیان کرد: دستگاه قضا را نیز باید نقد کرد، اعتراض به دستگاه قضایی  اگر به این معنا اعتراض به حکم داده شده باشد و مخالف اجرای آن باشد، اشتباه و هرج و مرج است، اما اگر به دستگاه قضا به نحوه برخورد دستگاه قضا و عدم پاسخگویی آن نقد کنید نه تنها اشکال ندارد، بلکه وظیفه ماست و برما واحب است.

ازغدی تصریح کرد: این فقه سیاسی شیعه است که می‌گوید انتقاد عمومی وظیفه شرعی و حق آنان است. اینها گفتمان امام علی (ع) و اهل بیت و امام و رهبری و در قانون اساسی است. جامعه ساکت جامعه سالم نیست بلکه ناسالم است. جامعه دیکتاتور و قانون شکن نیز غلط است و به خودش نیز صدمه می‌زند. باید برنامه ریزی داشته باشیم و عمل کنیم تا به اهداف برسیم نسخه عدالت که امام گفتند همان گفتمان حضرت علی(ع) و ائمه است.

وی ادامه داد: حکومت و مسئولان حق مردم را رعایت کنند، دو طرف دولت و ملت باید به وظایف خود عمل کنند. زمانی که این اتفاق افتاد حق ملاک می شود و عزت پیدا می‌کند و عدالت محقق می‌شود. نگویید که محال است مملکت ما به فلان جا برسد، نه محال نیست. اگر هزینه اش را بپردازیم و زحمت بکشیم می‌شود. آرمان‌گرا واقع بین است نه واقع‌گرا، واقع‌گرایی یعنی اینکه تسلیم واقعیت است، اما آرمان‌گرا یعنی فرد باید به واقعیت موجود راضی نباشد، اما واقعیت موجود را ببیند و در صدد حل و بهبود آن باشد.
رحیم‌پور ازغدی به ضرورت پاسخگویی مسئولین اشاره کرد و افزود: هر فسادی که در دولت ایجاد شود، دشمن شاد می‌کند. هرکس هر جا به اندازه قدرت و مسئولیت دارد به همان اندازه باید کار کند و به مردم پاسخ دهد. در حکومت حضرت علی نیز دزدی شد اما علی(ع) چطور برخورد کرد؟ یقه فرد را گرفت و گفت دور بازار بچرخانید، به مردم بگویید اگر مدرکی دارند، ارائه دهید اموالش را مصادره کنید و در نماز جمعه شلاق بزنید.

* دانشگاه باید مشکل ملت را حل کند
وی خطاب به دانشجویان گفت: در چند سال اخیر نظارت درستی نداریم و ضعیف شده است اگر ضعفی در دولت و مجلس و قضا هست شما باید محکم بایستید و اصلا نترسید و عقب نشینی نکنید، اگر سند خیانتی را دارید در فضای مجازی افشا کنید و هزینه آن را نیز بپردازید. دانشگاه باید مشکل ملت را حل کند.
رحیم‌پور ازغدی گفت: ما از اصول و ارزش‌های انقلاب و از شعار برابری، برادری، حکومت عدل علی(ع) و استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی دفاع می‌کنیم اما این بدان معنی نیست از تمامی مسئولینی که در آن بودند دفاع کنیم، بلکه باید مطالبه کنیم و یقه آن‌ها را بگیریم.

وی گفت: البته اول به خودشان می‌گوییم و در صورت عدم توجه  این کار را انجام می دهیم. امیدواریم این مسیر را شما ادامه دهید.  مزایای جمهوری اسلامی را حفظ کنید مشکلاتش را حل کنید و تمدن جدید را شکل داده و برای ظهور ولی عصر آماده باشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش عمارنامه،  حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی‌گلپایگانی در آئین تجلیل از ممتازان آموزشی و پژوهشی حوزه علمیه خراسان اظهار داشت: همین اواخر زمانی که قاسم سلیمانی در بوکمال بود، رئیس سازمان سیا به وسیله یکی از رابطان خود در منطقه، نامه‌ای برای سردار سلیمانی فرستاد اما ایشان گفت «نامه تو را نمی‌گیرم و نمی خوانم و اصلا با این افراد صحبتی ندارم»؛ این‌ها چه کسانی هستند که با استکبار این‌گونه برخورد می‌کنند؟


وی ادامه داد: امثال قاسم سلیمانی، محصول و تربیت‌شده انقلاب اسلامی هستند؛ اوست که به رهبری نامه می‌نویسد و می‌گوید «فرزند و سرباز شما، قاسم سلیمانی».

اما چند روز بعد، روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» در گزارشی درباره این نامه نوشت: «مایک پمپئو» رئیس آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) ماه گذشته نامه‌ای خصوصی را به سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروهای سپاه قدس ایران ارسال کرد و نوشت: «دولت آایالات متحده، وی (سلیمانی) و ایران را برای حملات به منافع آمریکا در عراق توسط نیروهای تحت کنترل ایران، مسئول می‌داند.»

*رئیس سیا: قاسم سلیمانی نامه من را باز نکرد
در همین حال در فاصله کوتاهی مایک پمپو ضمن تأیید ارسال نامه به سردار سلیمانی گفت که او حاضر به باز کردن نامه نشده است.

بر پایه گزارش خبرگزاری رویترز، مایک پمپئو رئیس سازمان سیا گفت: نامه‌ای را برای سردار قاسم سلیمانی و رهبران ایران ارسال کرده‌ام و نگرانی خود را نسبت به رفتارهای تهدیدآمیز ایران در عراق ابراز کردم.

وی در سخنانی در همایش سالیانه امنیت ملی ریگان در کالیفرنیای جنوبی، افزود: من این نامه را پس از آن ارسال کردم که فرمانده ارشد نظامی ایران نشان داده بود که نیروهای تحت کنترلش شاید به نیروهای آمریکایی در عراق حمله کنند.

رئیس سازمان سیا به زمان ارسال این نامه اشاره‌ای نکرده است. پمپئو اظهار داشت: چیزی که در نامه قصد منتقل کردن آن را به او داشتیم این بود که ما او و ایران را به خاطر هرگونه حمله‌ای به منافع آمریکا در عراق توسط نیروهای تحت کنترلش، پاسخگو خواهیم کرد. می خواهیم مطمئن شویم که او  به طور شفاف این مساله را درک کرده است.رئیس سازمان سیا گفت: البته سلیمانی حاضر به بازکردن نامه نشده است.

اما اینک مایک پمپئو مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در مصاحبه ای با بی بی سی درباره این نامه سخنان جدیدی گفته است.
در همین باره بی بی سی نوشته است: " آقای پمپئو که یک سال پیش در این پست منصوب شد درباره یادداشتی که برای قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس (واحد برون مرزی پاسداران) نوشته گفت:
"من می خواستم پیام روشنی به قاسم سلیمانی بفرستم که آمریکا، غرب، بریتانیا و دیگران در این منطقه دارای منافعی هستند و باید متوجه باشد که حمله به این منافع با مقابله به مثل روبرو خواهد شد. این که ایرانی ها بخواهند به منافع آمریکا ضربه بزنند برای ما تحمل کردنی نیست."

او تایید کرد که نگران میزان نفوذ ایران در سوریه و منطقه است و به این سوال که آیا آمریکا شیوه ها و ابزارهایی برای مقابله با این نفوذ دارد پاسخ مثبت داد اما جزییاتی ارائه نکرد.

او اضافه کرد: "ما شاهد بودیم که ایرانی ها به واسطه نیروهای نیابتی خود در یمن به عربستان موشک شلیک می کنند. تلاش کردند در بخش های دیگری از خاورمیانه کار مشابهی انجام بدهند. این غیرقابل تحمل است. اینها به مثابه اعلام جنگ علیه کشورهای دیگر است و امیدوارم که جهان درک کند که تهدید غیرهسته ای ایران یک چالش بسیار جدی برای ثبات خاورمیانه است."

آقای پمپئو در مورد احتمال در گرفتن جنگ میان ایران و عربستان در اظهاراتی شیطن آمیز گفت: "خیلی نگرانیم. باید مطمئن شویم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و راهش اطمینان از این است که مردم ایران بفهمند این اتفاق خوبی برای آنها نخواهد بود. در هفته های گذشته شاهد اعتراضات بودیم. مردم ایران می فهمند که این ماجراجویی ها برای آنها ده ها میلیون دلار هزینه دارد و زندگیشان را به خطر می اندازد."

رئیس سازمان سیا که به نظر می رسد اغتشاشات چند آشوبگر در تهران و برخی شهرستان ها او را به طمع انداخته، همچنین گفته است : "تاریخ ایران نشان داده که مردم این کشور درک عمیقی دارند از اینکه چگونه در جهان موفق باشند. امیدوارم که قیام کنند و بفهمند که فرستادن نیروهای نیابتی به مناطقی مثل اروپا، تلاش برای خرابکاری در اروپا به نفع کشورشان نیست. آن هم وقتی که می شود برای بهتر کردن ایران کارهای زیادی کرد. ما مطمئنیم که مردم ایران این نکته را می فهمند و امیدواریم که رهبرانشان هم این موضوع را بپذیرند."
 منبع: جهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

طی روزهای اخیر نیز، تصویری از یک دخترک کوچک در رسانه‌ها نشر یافت که در مراسم «نماز استسقاء» (نماز طلب باران) شرکت کرده و مشغول نماز است.


*رفتار خلاف عرف و شرع، غیر متمدنانه و معارض با حقوق شهروندی دختران و پسران اشاره شده موجی از توجه افکار عمومی و کاربران شبکه‌های اجتماعی به تصویر «دختر باران» و نیایش و قنوت او در پیشگاه الهی برای طلب باران را ایجاد کرده است. 

به گزارش مشرق، قضاوت درباره این دو تصویر را که اولی پیش از نزول رحمت الهی و دومی در هنگام بارش رحمت الهیست! را به مخاطبان محترم واگذار می‌کنیم...


 


دست های دخترک در طلب باران به سوی آسمان
 

دختران و پسران سرمست از بارش برف!
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

،  در میان افراد شاخص و نخبگان سال‌های انقلاب و دفاع مقدس، شخصیت حسن باقری (غلام‌حسین افشردی) به عنوان یکی از شاخص ترین این افراد مطرح بوده است.

وی که در سن 24 سالگی وارد عرصه جنگ شد، تنها ظرف مدت 2 سال توانست به استراتژیست بزرگ جنگ تبدیل شده و واحد اطلاعات رزمی در سپاه و جنگ را پایه‌گذاری کند. توانمندی شهید باقری تا جایی بود که به او لغب نابغه دفاع را داده‌اند.

حسن باقری در 25 اسفندماه 1334، همزمان با سوم شعبان، میلاد امام حسین(ع) در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و بعد وارد دانشگاه ارومیه شد. حسن باقری پس از سه ترم از دانشگاه اخراج شد و به خدمت سربازی رفت. در هیمن دوران و با اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم شاهنشاهی، با فرمان امام خمینی از سربازی فرار کرد و با صف مبارزان علیه رژیم پهلوی پیوست و در تصرف کلانتری 14 و پادگان عشرت‌آباد در تهران نقش موثری داشت.


دوران کودکی شهید باقری

اما دوران سرنوشت‌ساز زندگی حسن باقری از پس از پیروزی انقلاب شروع می‌شود. در سال 1358 وی فعالیت خود را در سرویس فرهنگی و سیاسی روزنامه جمهوری اسلامی آغاز کرد و اولین خبرنگاری بود که به الجزایر اعزام شد. پس از آن بنا به دعوت سازمان امل، از طرف این روزنامه سفر 15 روزه‌ای به لبنان و اردن انجام داد و طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابه‌سامان مسلمانان در آن منطقه تهیه کرد.

در این دوران شهید باقری با اخذ دیپلم ادبی در امتحان ورودی دانشگاه‌ها شرکت کرد و با رتبه‌ی 104 در رشته‌ حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد.


شهید باقری در روزنامه جمهوری اسلامی

ورود حسن باقری به عرصه خبر موجب شد تا اطلاع دقیقی از اوضاع کشور در عرصه‌های مختلف به دست‌ آورد. در این زمان گروهک‌های ضد انقلاب با اقدامات تروریستی سعی در برهم زدن امنیت کشور داشتند. روزنامه جمهوری اسلامی ارگان رسمی حزب جمهوری اسلامی بود و حسن باقری می‌دانست اعضای این حزب رابطه نزدیکی با سپاه دارند.

از سوی دیگر در همین زمان محسن رضایی با تحویل گرفتن سه اتاق در ساختمان سابق اداره پنجم ساواک در حال تشکیل اطلاعات سپاه بود و به دنبال نیرو می‌گشت. روزی آیت‌الله خامنه‌ای با محسن رضایی تماس می‌گیرد و جوانی را برای همکاری با اطلاعات سپاه به او معرفی می‌کند. این جوان همان حسن باقری است.

پس از انکه محسن رضایی با حسن باقری صحبت می‌کند در او استعدادی عجیب می‌بیند. از همین رو با همکاری در اطلاعات سپاه موافقت می‌کند و نام حسن باقری را برای او برمی‌گزیند و از همین جاست که نام غلامحسین افشردی به حسن باقری تغییر می‌کند.

فعالیت حسن باقری در اطلاعات سپاه ادامه دارد تا اینکه جنگ رسما آغاز می شود.  با شروع جنگ تحمیلی عراق، در روز اول مهرماه1359، راهی جبهه‌های جنوب در خوزستان شد. در آن زمان هنوز اطلاع دقیقی از حد پیشروی نیروهای عراقی وجود نداشت. حسن با دستور محسن رضایی به مسئولیت اطلاعات ستاد عملیات جنوب منصوب می‌شود و از همان آغاز شروع می‌کند به جمع آوری اطلاعات و شناسایی از تمامی مناطق جبهه جنوب. این اقدام حسن در اصل آغاز تاسیس واحد اطلاعات رزمی در سپاه بود.


شهید باقری در حال هدایت عملیات

رفته رفته حسن باقری با کسب اطلاعات از مناطق مختلف جبهه جنوب، کار بازجویی از اسرای عراقی و شناخت تجهیزات دشمن را در دستور کار خود قرار می‌دهد. اطلاعاتی که حسن در همان ابتدای امر به فرماندهان ارائه می‌کند موجب می‌شود تا اعتمادها به او جلب شود.

حالا دیگر وقتش رسیده بود که اطلاعات حسن باقری در صحنه عملیات هم بکارگیری شود. اما در ابتدای جنگ فرماندهی کل قوا بر عهده بنی صدر بود و او اجازه کار به نیروهای سپاهی نمی‌داد. در جلسه ای که با حضور بنی صدر و آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بود، در اتاق جنگ لشکر 92 زرهی اهواز برگزار می‌شود حسن باقری هم بر پایه اطلاعاتی که به دست آورده بود، تحلیلی جامع از وضعیت دشمن در آن زمان ارائه می‌دهد که موجب حیرت بنی صدر و دلگرمی نماینده امام در شورای عالی دفاع می‌شود.

حسن باقری نشان داد که اعتماد چند سال پیش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به حسن باقری و معرفی او به محسن رضایی انتخابی دقیق و صحیح بوده است.

با برکناری بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، راه برای کارکردن نیروهای انقلاب باز می‌شود. اولین عملیاتی‌ که اجرا می‌شود، بر پایه اطلاعات به دست آمده توسط حسن باقری انجام می‌شود و موجب تقویت روحیه رزمندگان ایرانی و تجربه شیوه‌های جدیدی از نبرد با عراقی‌ها می‌شود.

شهید باقری در ادامه فعالیت خود  با استفاده از همه‌ امکانات به جمع‌آوری اطلاعات، نقشه‌ها و کالک‌های عملیاتی و شناسایی دقیق محورهای عملیات پرداخت و این اسناد را به گزارش‌های سازمان‌یافته تبدیل کرد. در قرارگاه کربلا، اطلاعات کامل و جامعی از موقعیت دشمن، به همراه عناصر اطلاعاتی، به تحلیل و ارزیابی دشمن پرداخت و نقشه‌های دقیق مناطق عملیاتی را تهیه کرد. فعالیت‌های او در این زمینه با سازماندهی عناصر اطلاعاتی و برگزاری آموزش مختصری برای آن‌ها، منجر به تقویت واحد اطلاعات‌ عملیات در ستاد عملیات جنوب شد.


شهید باقری در دوران دفاع مقدس

 دانشجوی 24 ساله‌ رشته‌ حقوقی قضایی دانشگاه تهران، با شناخت عمیق از دشمن و چیرگی بر منطقه‌ جغرافیایی جنگ و تغییرات حاصل از آن علاوه بر طراحی و اجرای عملیات های مهم، در شکل گیری سازمان رزم، برآورد اطلاعات و تهیه‌ طرح عملیات، کادرسازی و تربیت فرماندهان تأثیرگذار و کارآمد نقشی اساسی ایفا کرد.

 چندان که خود نیز در این خصوص چنین نگاشته است: «این جنگ فرصت های طلایی بسیاری را جهت رشد استعدادها به ما داده است. نیروهای ما با توجه به بعد انقلابی‌ای که دارند و چشم و گوش بسته تابع قانون‌های از خارج آمده نیستند، می‌توانند از قالب‌های پیش ساخته خارج شوند و با فکر سازنده‌ خویش، روش‌هایی را ابداع کنند که دشمن نخواهد توانست به سادگی به دفاع در مقابل آن‌ها برخیزد.»

پس از این دوران حالا ایران می‌بایست عملیات‌های بزرگتری را طراحی و اجرا می‌کرد. اولین این عملیات‌ها شکست حصر آبادان بود. طراحی این عملیات که ماه‌ها به طول انجامید، منجر به شکست محاصره آبادان و آزادسازی بخش عظیمی از اراضی تحت تصرف عراق شد. در این عملیات، حسن باقری فرماندهی محور عملیاتی دارخوین و ماهشهر را به عهده داشت.

پس از این عملیات بود که فرماندهان ایرانی تصمیم گرفتند روند عملیات‌ها را با سرعت بیشتری پیگیری کنند. در همین راستا حسن باقری دست به کار طراحی عملیات دیگری برای آزادسازی بُستان شد. در این عملیات که طریق القدس نام گرفت حسن باقری به عنوان نماینده فرمانده کل سپاه در قرارگاه مشترک ارتش و سپاه حضور یافت، توان بالای خود برای هدایت عملیات  فرماندهی را به نمایش گذاشت.

پس از پایان هر عملیات، طراحی و شناسایی برای عملیات دیگری آغاز می‌شد و کار حسن باقری تمامی نداشت. حالا حسن باید کاری بزرگتر از دفعه قبل انجام می‌داد. عملیات بزرگی که فتح المبین نام گرفت. در این عملیات 4 قرارگاه برای اجرای عملیات پیش بینی شده‌ بود که حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را برعهده داشت. این انتخاب به دلیل حساسیت بالای منطقه عملیاتی بود.

در این عملیات حسن باقری توانست با هدایت صحیح یگان‌های تحت امرش و با ابتکاراتی که آنها از خود نشان دادند در همان مرحله اول عملیات، به تمام اهداف از پیش تعیین شده دست پیدا کند و در مرحله دوم هم با تصرف ارتفاعات رادار نقش بزرگی در پیروزی این عملیات بازی کرد.

پس از این عملیات محسن رضایی فرمانده وقت سپاه به حسن باقری دستور داد تا تمام کارهای خود را تعطیل و شناسایی منطقه عملیاتی بیت المقدس را آغاز کند. شاید بتوان این عملیات را که در نتیجه آن خرمشهر آزاد شد را سخت ترین عملیات دوران زندگی حسن باقری دانست. در این عملیات نیز حسن باقری فرماندهی قرارگاه نصر را برعهده داشت  و باز هم سخت ترین منطقه عملیاتی به این فرمانده جوان سپرده شده بود.

حساسیت منطقه قرارگاه نصر از آن جهت بود که نیروهای حسن باقری می‌بایست هم از روبرو و هم از پهلو با دشمن می‌جنگیدند. در روز دوم عملیات نیروهای تیپ 7 ولیعصر موفق نمی‌شوند پیشروی خود را کامل کنند و بین آنها و نیروهای تیپ 27 محمد رسول‌الله فاصله می‌افتد و نیروهای تیپ 27 مجبور می شوند از 3 طرف با دشمن بجنگند.

جبهه قرارگاه نصر شرایط سختی پیدا می‌کند و تمامی فرماندهان این جبهه را از دست رفته می‌پنداشتند. اما حسن باقری آدمی نبود که به این زودی‌ها تسلیم شود. بالاخره در اثر هدایت و فرماندهی حسن باقری و ایستادگی نیروهای تیپ 27، نیروهای دشمن در خرمشهر محاصره می‌شوند و خرمشهر آزاد می‌شود.

پس از آزاد سازی خرمشهر حسن باقری به قرارگاه کربلا می‌رود. در این دوران هم نقش بارزی در طراحی و هدایت عملیات‌های مسلم بن عقیل و محرم ایفا می‌کند.

بالاخره در روز 9 بهمن ماه سال 61 حسن باقری در محور عملیاتی فکه زمانی که همراه شهید مجید بقایی مشغول شناسایی عملیات والفجر مقدماتی بود در سنگر دیده‌بانی بر اثر اصابت خمپاره به شهادت می‌رسد.

براساس یادداشت‌های روزانه‌ آن فرمانده جوان، وی در هر 24 ساعت 18 ساعت فعالیت می‌کرد و طی اجرای عملیات‌ها شب‌ها بیدار می‌ماند تا عملیات‌ها را به‌خوبی هدایت و فرماندهی کند امام خمینی پس از شهادت حسن باقری بر روی عکس وی نوشتند: «خداوند شهید شب‌زنده‌دار ما را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید. اگر چه نمی‌توان با اندک اطلاعات به روی کاغذ، معرف شخصیت حسن باقری به عنوان یک نخبه، میراث معنوی و سرمایه‌ی ملی بود.»

 منبع: تسنیم

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سردترین زمستان تهران که تهران هوای 15 درجه زیر صفر را تجربه کرد مربوط به سال 1396 نیست؛ مربوط به سال 86 است. سالی که به گفته پرویز رضازاده، مدیرکل وقت پیش بینی سازمان هواشناسی، سرمای هوای تهران در 42 سال گذشته، رکورد زد.

 
شهردار، حاضر در صحنه
رکوردزنی سرما در تهران در حالی اتفاق افتاد که قالیباف و معاونانش در قالب یک ستاد بحران با حضور در مرکز نظارت و کنترل ترافیک تهران هدایت رفت و آمد در برف سنگین تهران را به عهده گرفتند.
آنها از نخستین ساعات روز یکشنبه 16 دی 86، که بارش برف در تهران آغاز شد، در مرکز کنترل ترافیک تهران مستقر شدند تا در جریان گزارش‌های لحظه به لحظه ترافیک شهر قرار گیرند.

هرچند در این ستاد نمایندگانی از نیروی انتظامی، راهنمایی و رانندگی، آتش‌نشانی و اورژانس نیز حضور داشتند.
علاوه براین که دوربین‌های مدار بسته کار نظارت تصویری بر چگونگی تردد در شهر، یخ‌زدگی، ترافیک معابر، تصادفات و برف گرفتگی را به اطلاع مسئولان مدیریت شهری می‌رساندند، شهرداری تهران با اعلام شماره تلفن 88845116 از شهروندان خواست تا درصورت بروز هرگونه مشکلی با این شماره تماس گرفته و مسئولان را در کنترل و هدایت ترافیک شهر یاری رسانند.
 
شناسایی 75 تاکسی متخلف
نه فقط نظارت از پشت دوربین ها که اعضای حاضر در ستاد بحران شهر تهران سعی کردند برای جلوگیری از حرکت خالی تاکسی‌ها در سطح شهر خودروهای بازرسی را در تمام مناطق شهر گسیل داشته تا مانع در راه ماندن مسافران شوند.

ماجرا برای اعضای ستاد بحران جدی بود؛ تاکسی‌هایی که به خاطر بارندگی برف در کنار خیابان‌ها یا کوچه‌ها متوقف بوده یا به صورت خالی تردد کرده و مسافران را جابه‌جا نمی‌کردند، شناسایی و به کمیته‌ انضباطی معرفی شدند. دقیقا 75 دستگاه تاکسی متخلف که به خاطر سرمای هوا و بارندگی از جابه‌جایی مسافران خودداری می‌کردند.

7 تیم هم از سازمان اتوبوسرانی به‌طور مداوم مسیر 7/18 کیلومتری اتوبوس تندرو را تحت کنترل داشتند تا تردد اتوبوس‌ها در این مسیر به درستی صورت گیرد و از توقف‌های بی‌دلیل جلوگیری شود. مدیریتی که از سوی بازرسان انجام می شد؛ بازرسانی که در همه جای این خطوط حضور فعال داشتند.
 
پخش 4 هزار تن شن مخصوص در منطقه یک
در آن سال هم مناطق1، 5، 22 و 2 تهران بیش از سایر مناطق با مشکل برف گرفتگی معابر مواجه بودند اما آماده باش نیروهای خدمات شهری شهرداری از ساعت 2 بامداد روز 16 دی توانست نقش مؤثری در بازگشایی اتوبان‌ها و تردد وسایل نقلیه به ویژه در معابر اصلی شهر ایفا کند.

در همین راستا هم بود که بیش از 4 هزار و 400 تن شن مخصوص در بزرگراه‌ها، تقاطع‌های غیرهمسطح، پل‌ها و خیابان‌های شریانی شمال تهران پخش شد.

همه نیروهای خدمات شهری هم در ستادهای برف روبی مناطق 22گانه به ویژه نقاط برف گیر پایتخت مستقر شدند. نه از روز 16 دی، که از شب گذشته اش تا با همه امکانات و تجهیزات برف‌روبی، برای باز نگه‌داشتن سطح بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و معابر تلاش کنند. و برای همین هم بود که رفت وآمد در همه بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و معابر جریان داشت و کسی در راه نمانده بود.
 
برف ها را در کوچه ها نریزید/ جمع آوری 16 تن برف از سطح شهر
تنها درخواست شهرداری هم از مردم، در آن سرمای عجیب و غریب این بود که از ریختن برف به داخل کوچه ها و معابر خودداری کنند. برفی که بی سابقه باریده بود و تقریبا 16 تن برف از سطح شهر جمع شد.

دو روز بعد، روزهای سرد ولی پرکار شهرداری و قالیباف و تیمش، با تشکر ویژه شورای شهر به دلیل فعالیت بدون وقفه نیرو‌هایشان گرم‌شد.

اعضای شورای شهر تهران در جلسه علنی سه‌شنبه 18 دی ماه، فعالیت مدیریت شهری را در این زمینه بی‌نظیر دانستند.
 
محمدعلی نجفی: باید به صورت رسمی از قالیباف قدردانی کنیم 
اولین کسی که زبان به تشکر باز کرد دکتر محمد علی نجفی، شهردار فعلی تهران بود؛ او بارش برف و برودت هوا را در پایتخت بی سابقه دانست و گفت: فعالیت شبانه روزی شهرداری در طول چند روز اخیر، می‌طلبد شورای شهر در نامه ای به صورت رسمی از مدیریت شهری و پرسنل زحمت کش آن تقدیر کند.

حبیب کاشانی عضو دیگر شورای شهر تهران نیز افزود: فعالیت خدمات شهری شهرداری بسیار خوب بوده است و شهردار، معاونان، مدیران و شهرداران مناطق به همراه تمام پرسنل خدماتی شهرداری تلاش بسیاری کرده اند که مانند چند سال پیش، شهر دچار مشکل نشود.

احمد مسجد جامعی رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر نیز زبان به تشکر گشود: لازم است مسئولان و مدیران خدمات شهری شهرداری در خصوص فعالیت های انجام شده گزارشی را به شورا ارائه دهند تا حجم گسترده فعالیت شهرداری نمایان شود.
 
قالیباف؛ کف خیابان
قالیباف اما نیازی به تشکر نداشت؛ او که نه فقط از پشت دوربین، بلکه از کف خیابان شهر سرمازده و برف زده را مدیریت کرد. 23 دی ماه خطاب به مردم شهری که شهردارش بود گفت: «برف که می‌آید تهران فلج می‌شود. باید چنین شود؟ جاهایی از دنیا هست که سالی چند ماه برف مداوم و زیاد می‌بارد. در آن چند ماه زندگی‌شان را متوقف می‌کنند؟

ما عادت داریم واقعیت‌های ساده زندگی را ندیده بگیریم و بعد از بدی روزگار بنالیم. طراحی شهری ما متناسب با هیچ آب و هوایی نیست؛ متناسب با خیال است. به این نمی‌رسیم و بعد تا برف می‌بارد ناله‌مان بلند می‌شود که چرا بارید. چرا نبارد؟ مگر آسمان برای باریدن باید از ما اجازه بگیرد؟

برای درمان این درد هم – مثل هزار درد با درمان دیگر – باید کارهای اساسی کرد. اما تا زمانی که این کارهای اساسی نشده است، نمی‌شود دست روی دست بگذاریم و بگوییم همین است که هست. یا بگوییم 20 سانت برف آمده، همه جا را تعطیل کنید.

اتاق کنترل ترافیک جایی است که دست کم اشرافی نسبی به وضع معابر اصلی را به ما می‌دهد. از آنجا می‌شود دید اتوبان همت در چه وضعی است و صدر در چه حالی است و ترافیک حکیم چطور است و از همان‌جا فکر چاره کرد.

همه رفتیم آنجا و از همان‌جا هر توانی را که بود بسیج کردیم تا دست کم معابر اصلی را باز کنیم. نمی‌توانم بگویم از حاصل کار راضی‌ام. کسی که از حاصل کار خودش راضی است یا بسیار عالی کار کرده یا خودستا و بی‌فکر است.

در شهرداری تهران هنوز تا حاصل کارمان عالی شود راه زیادی داریم و می‌کوشیم که از خودستایی و بی‌فکری هم دور بمانیم. اما در نهایت به‌نظر می‌رسد آن مدتی که چشم از این مانیتور به آن مانیتور می‌گرداندیم و بعد از آن، که تا نیمه شب در خیابان‌ها می‌گشتیم، کارهامان بی‌اثر نبود.

در این میان باید از کارکنان مرکز کنترل ترافیک، پرسنل نیروی انتظامی و کارکنان شهرداری تشکر کنم. تک‌تک این آدم‌ها زحمت‌های زیادی کشیدند؛ زحمت‌هایی که شاید به چشم نیاید اما اگر نبودند جای خالی‌شان توی چشم می‌بود.»
 
آقای نجفی هم تجهیزات دارید و هم نیروی زبده
حالا 10 سال از آن سال گذشته است؛ قالیباف تجهیزات به روز تهیه کرد و ستادهای برف روبی مناسبتری برای تهران شکل داد. نیروهای خدمات شهری زبده تر شده اند و زمستان امسال به پای آن زمستان نخواهدرسید.

برف نه چندان غافلگیرکننده اما نجفی را غافلگیر کرد؛ برفی که اصلا بی سابقه نیست.

 منبع: جهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

 اعتماد آنلاین نوشت: پس از انتشار خبر تبرئه سعید طوسی قاری مشهور، ناصر نقویان با بیان اینکه این موضوع به روزنامه اعتماد و هیچ کسی دیگه ربط ندارد، گفت: این یک کاری است که دادگاه باید نظر دهد و آن کسی که اطلاع دارد. نه شما اطلاع دارید و نه من و نه دیگران.

 

او در پاسخ به این سوال که اگر در این حوزه فسادی صورت گیرد، چطور باید برخورد شود؟، گفت: شما دارید «اگر» می گویید! در آبروی مردم «اگر» نباید باشد.

نقویان در پایان گفت: دادگاه باید آن را قطعی بداند. شما مگر قاضی هستید که اسناد بشناسید؟! قاضی باید نظر دهد، به من و شما چه ربطی دارد؟! اگر از شما اسنادی منتشر شود، می گویید آقا چرا درباره من؟! من از شما خواهش می کنم؛ مسائل مهم تر از این‌ها در کشور داریم. دنبال آبروی مردم نروید که خدا در جایی آبروی شما را می برد! من این مطلب را به عنوان توصیه اخلاقی و بردارانه به شما می گویم هیچ وقت دنبال این پرونده و امثال این پرونده نروید. همه ما در خلوت‌هایمان خطاهایی کرده‌ایم و خدا پرده‌پوشی کرده است. خدا ستار است و شما هم سعی کنید تا آنجایی که می توانید دنبال ستاریت باشید نه پرده دری. چون خدا هم یک روزی پرده‌دری می کند و آن روز خواهید دید که پرده دری چقدر زشت است! خداحافظ شما.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش خبرنگار روضه نیوز ؛متن زیر گفتاری از استاد فاطمی نیا است که در ادامه می خوانید؛بدون عکس

دیدار و ملاقات با امام زمان (ع) ارزش بسیار زیادی دارد، اما اینکه انسان همواره به‌دنبال آن ‌باشد که کجا و چگونه می‌توان امام زمان (ع) را ملاقات کرد، امری حاشیه‌ای است.

نکتهٔ مهم این است که انسان به‌گونه‌ای زندگی کند که موجب ناراحتی امام زمان (ع) نشود و حضرت از او رضایت داشته باشند.

مسجد جمکران مکان مقدسی است؛ ولی نباید تنها با ذهنیت دیدن امام زمان (ع) به این مکان مقدس رفت؛ بلکه شیعیان باید با هدف دعا برای ایشان و مهیاشدن شرایط ظهور به این‌گونه اماکن متبرکه بروند و اگر امام زمان (ع) را نیز در این راه زیارت کردند سعادت عظیمی نصیب آنان شده است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

  

تقریبا همه کلیپ هایی از سخنرانی یک طلبه جوان در فضای مجازی و موبایل ها دیده اند که بسیار هم تاثیر گذار و حرفه ای ساخته می شوند؛ شاید کمتر خطیب توانایی در کشور هم دارای چنین تیم حرفه ای کلیپ سازی در کشور باشد، کلیپ های جذاب صوتی و تصویری که بسیار هم جذاب و اثرگذار تدوین شده اند و در کنار آن سخنان یک سید روحانی که مدلی دیگر از روحانی ها صحبت می کند و جوان پسندانه سخنرانی می کند، و مخاطبین زیادی هم پیدا کرده است. یک طلبه فعال در فضای مجازی نقدی به سخنان ایشان زده که آن را با یکدیگر می خوانیم. 

در یادداشت هادی فلاح همدانی می خوانیم؛

 ایشان نسبتا طرفدارانی برای خود جمع کرده است و در عین حال موجب ناراحتی قشر فرهیخته و علمی و نیز طلاب شده است.

بنای ما اینجا فقط بحث علمی و نقد طلبگی است و اگر ایشان و یا دوستارانشان پاسخی دارند عالمانه و به دور از توهین بفرمایند.

در مورد شخصیت ایشان و خط فکری او که از چه جایی نشأت می گیرد فعلا حرفی به میان نمی آورم چرا که هنوز مستندات محکمی برایش ندارم اما نسبت به سخنان ایشان نقدهایی است که به عنوان یک طلبه وظیفه دانستم تا شبهاتشان را پاسخ دهم.

چند نقد کلی به سخنان و عملکرد ایشان:

1. این بنده خدا در با اینکه خطیب توانایی هستند و بیان نسبتا خوبی دارند اما از نظر علمی توانایی بالایی ندارند و هچنین از حیث اعتقادی بسیار ضعیف هستند و تعجب است که چگونه با این سطح علمی, مطرح شدند که خود جای شبهه و سوال است.

2. ایشان خلاف صریح آیات قرآن و روایات صحیح سخن می گویند که هیچ جایی برای توجیه ندارد.

3. مغالطه های متعددی در بحث های ایشان وجود دارد که حتی یک بچه هم متوجه آن می شود .

4. بسیار ساده لوحانه در مباحث سیاسی سخن گفته اند که نشان از بی بصیرتی ایشان می باشد مثل سخنرانی ایشان در مورد اسید پاشی.

5. چه کسی یا کسانی سایت ایشان را اداره می کنند؟ از ایشان کلیپ های حرفه ای پخش است که جای سوال است چه افرادی با کدام پشتوانه مالی این کارها رو انجام می دهند؟ چگونه انقدر راحت و سریع در فضای مجازی پخش می شود؟ چه گروهی پشت این قضیه است و دنبال چه منفعتی می باشند؟ چه اهدافی را دنبال می کنند؟

اما نقد های جزئی:

الف . در جایی می گویند که چطور خدا بخاطر چند تار مو ،خانمی رو هزار سال در آتش جهنم می سوزاند و عذاب می دهد و وقتی تشنه شد زقوم( چرک و خون جوشیده ) چرک می دهد. چطور می شود عاشق چنین خدایی شد؟ اگر اینطوره که داعشی ها بهترند . خدا بدتر از داعشی ها عمل می کند و ....(نقل به مضمون)

پاسخ:

در جواب به این شبهه باید عرض کنم:

1.طبق گفته ایشان سوالی مطرح می شود: آیا کسی که به عمد و از روی نافرمانی خدا موهای خودش را بیرون می گذارد و توبه نکرد نباید عذاب شود؟ پس فرق شخص با حجاب و بی حجاب چه می شود؟ عدالت خدا چه می شود؟ کسی که با سختی حجاب داشته با کسی که بی اهمیت بوده برابر شود؟ آیا حق شخص با حجاب بخاطر سختی های حجاب داشتن ضایع نمی شود؟ شما چنین خدایی که حق ضایع می کند و عدالتی ندارد را دوست دارید؟

2. بالاخره این روایات عذاب بی حجاب درست هستند یا نه؟ اگر درست هستند چطور تفسیر می کنید؟ اگر درست نیستند چطور ایراد وارد می کنید؟ در حالی که روایات های بیشمار و صحیحی در این زمینه داریم که به یک نمونه اشاره میکنیم:

امام رضا (ع) فرمود: پیامبر اکرم (ص) در شب معراج گروهی از زنانی را دیدند که به عذاب دچار شده بودند. در آن شب، زنی را دیدند که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند، و او کسی بود که خود را بر مردان [نامحرم] عرضه می کرد .

در این روایت بالا آمده است که پیامبر اکرم (ص) در شب معراج، زنی را دیدند که به موهایش آویزان شده بود، و مغز سرش می جوشید و آن زنی بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید .
شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 10 و 11، انتشارات جهان، 1378 ق.

3. طلبه گرامی شما فکر می کنید که یک خانم فقط چند تار مو بیرون گذاشته و دیگر هیچ؟ در ظاهر کار بله فقط چند تار مو بیرون است اما به عوارض کار او دقت نکرده اید چرا که او با این کار ممکن است خیلی ها رو به گناه کشانده باشد و جوانان زیادی تصویر ذهنی از گناه همیشه برای خود ایجاد کنند و یا مردی با دیدن این حجاب او، نسبت به همسرش بی میل شود و بعد طلاق و بچه طلاقی و نسلی که بعدا با چنین وضعی ایجاد می شود. آیا این زن مستحق عذاب نیست؟

4. گاهى قانونگذار قانونى وضع مى کند که هرکس مرتکب فلان خلاف شود باید فلان مقدار جریمه مالى بدهد، یا فلان مدت در زندان بماند، مسلماً در چنین جایى باید تناسب «جرم» و «جریمه» در نظر گرفته شود، هرگز براى یک کار کوچک مجازات اعدام یا حبس ابد نمى توان قرار داد، و به عکس براى کار مهمى همچون قتل نفس یک روز زندان بى معنى است، حکمت و عدالت ایجاب مى کند که این دو باهم کاملاً متناسب باشد.

ولى کیفرهائى که در حقیقت اثر طبیعى عمل است و خاصیت تکوینى آن محسوب مى شود، این گفتگوها را نمى پذیرد، خواه در مورد آثار عمل در این جهان باشد یا در جهان دیگر.

مثلاً اگر گفته شود کسى که از مقررات رانندگى تخلف کند و با سرعت غیر مجاز و سبقت بى دلیل و عبور از مناطق ممنوع رانندگى کند ممکن است به خاطر همین چند لحظه تخلف، چنان تصادفى کند که دست و پاى او بشکند و یک عمر زمینگیر شود، در اینجا کسى نمى گوید، این نتیجه ی تلخ براى آن تخلف کوچک عادلانه نیست، زیرا مسلّم است که این، از قبیل جریمه هاى قرار دادى اداره راهنمائى نیست که در آن مسأله ی تناسب و هماهنگى جرم و جریمه در نظر گرفته شود، بلکه این، اثر طبیعى عمل است که انسان آگاهانه به سراغ آن رفته، و خود را گرفتار آن کرده است.

همچنین اگر گفته شود سراغ مشروبات الکلى یا مواد مخدر نروید، چرا که در مدت کوتاهى قلب و معده و مغز و اعصاب شما را تباه مى کند، حال اگر کسى رفت و گرفتار ضعف شدید اعصاب، و بیمارى قلب و عروق و زخم معده شد و در برابر چند روز هوسبازى تا پایان عمرش در عذاب الیم و رنج شدید بود، هیچکس ایراد عدم تناسب جرم و جریمه را در اینجا مطرح نمى کند.

حال فرض کنید چنین انسانى به جاى یکصد سال، هزار سال عمر کند و یا یک میلیون سال در دنیا بماند، مسلماً باید تحمل آن رنج و عذاب را در این مدت طولانى به خاطر مثلاً چند روز هوسبازى بنماید.

در مورد عذابها و کیفرهاى اخروى مسأله از این فراتر است، آثار طبیعی اعمال و نتائج مرگبار آن ممکن است براى همیشه دامان انسان را بگیرد، بلکه خود اعمال در برابر انسان مجسم مى شود، و چون آن جهان جاویدان است اعمال نیک و بد، جاودانه با انسان خواهند بود، و او را نوازش یا کیفر مى دهد.

با این حال، جایى براى این سؤال باقى نمى ماند که چرا تناسب میان «جریمه» و «جرم» در نظر گرفته نشده است؟

5. شما زقوم یا در کل غذاهای بد جهنمی ها را زیر سوال می برید در حالی که از آیات صریح خدا در قرآن می باشد در نتیجه شما آیات صریح قرآنی را منکر می شوید و حال چه جوابی برای این کار خود دارید؟

ایشان در سخنانی اینگونه می گویند:

کی گفته شما را آتش می سوزانند؟ اینا چرندیات است، اینا دری وری است ... مردم را با ترس نمی شود به خدا نزدیک کرد....

در پاسخ عرض میکنیم:

اولا این خیلی خوبه که بخوایم مردم رو به خدا و دین دعوت کنیم و جنبه رحمانی خدا برای مردم و جوانان بیان شود و شکی در این نیست اما بزرگوار به چه قیمتی؟ فکر نمی کنید برای جذب جوانان و مردم نباید دچار تفسیر به رأی شوید؟
همه ما با معرفی کردن خدا به صورت خشن مخالف هستیم اما شما هدف از این عذاب ها را ندانستید. عذاب خدا هم از روی رحمت است که عرض شد بالا.

ثانیا پناه بر خدا شما بیان قرآن را در وری می دانید؟ آیات صراحت آتش را چرندیات می خوانید؟ باز هم عرض میکنم طلبه گرامی جذب جوانان به چه قیمتی آخه؟

در قرآن می فرماید:

الف: می فرماید: «و اما من خفت موازینه* فامه هاویه* وما ادراک ماهیه* نار حامیه؛ اما کسی که ترازوی (حسنات و نیکی های) او سبک شود مادر او پرتگاه (ژرف دوزخ) است و تو چه می دانی، پرتگاه دوزخ چیست و چگونه است؟! آتش بزرگ بسیار سوزانی است» (قارعه/ 8 تا 11).

ب: آتش سعیر که به معنی آتش سوزان می باشد. خداوند می فرماید: «واعتدنا لهم عذاب السعیر؛ برای ایشان عذاب آتش سوزانی را آماده کرده ایم» (ملک/ 5).

ج: لظی (شعله ی خالص). خداوند می فرماید: «کلا انها لظی* نزاعة للشوی* تدعو من ادبر و تولی* و جمع فأوعی؛ هرگز! این آتش سوزان و سراپا شعله (دوزخ) است. پوست بدن را می کند و با خود می برد. به سوی خود می خواند (و نام می برد) کسی را که پشت (به فرمان خدا) کرده است و (از اطاعت او) روی گردان بوده است و دارایی را جمع آورده است و در خزینه ها نگاهداری کرده است» (معارج/ 15 تا 18). یعنی به شدت پوست سر را می کند و هر اندامی را که از حق و طاعت و فرمانبرداری پروردگار رویگردان بوده یا در صدد جمع آوری ثروت و حرص و ولع دنیا و انباشتن و خزینه کردن آن کوشش نموده است، به خود جذب کرده و می سوزاند.

د: سقر. خداوند در این مورد می فرماید: «ساصلیه سقر* و مادراک ما سقر* لا تبقی و لا تذر* لواحة للبشر* علیها تسعة عشر؛ هر چه زودتر او را داخل دوزخ می سازیم و بدان می سوزانیم. تو چه می دانی که دوزخ چگونه است؟! دوزخ نه می میراند و نابود می کند و نه رها می سازد. پوست تن را به کلی سیاه و دگرگون می سازد. نوزده (فرشته) بر آن گمارده شده اند» (مدثر/ 26 تا 30)، یعنی هر چه در آن انداخته شود، می سوزاند و چیزی از آن باقی نمی گذارد و بدن را سیاه و دگرگون می سازد.

و: حطمه (درهم شکننده و خرد کننده). خداوند می گوید: «لینبذن فی الحطمة* و ما ادراک ما الحطمة* نار الله الموقدة *التی تطلع علی الأفئدة *انها علیهم مؤصدة* فی عمد ممددة؛ حتما در آتشی شکننده افکنده شود. تو چه می دانی که حطمه چیست، آتش بر افروخته ی خدا است. آتشی که بر دلها مسلط می شود. آن آتش ایشان را در بر می گیرد که سر پوشیده و در بسته است. در حالی که آنان در ستون های درازی بسته می شوند» (همزه/ 4 تا 9).

من نمیدانم منظور شما از نسب دادن چرندیات به گویندگان این آیات چیست؟ آیا بزرگان و علما غیر از این آیات صریح سخن گفتند؟

ثالثا : قهر و غضب حضرت حق از نوع و نمونه غضب موجودات ممکن وانسانها نیست. و هرگز قهر به معنای عصبانیت، دلخورشدن، تأسف خوردن و انتقام جویی، تشفی صدر و... نخواهد بود. بلکه کسی که بر خلاف موازین مشی می کند، بازتاب عمل او در پیشگاه خداوند و آثاری که خداوند برای مشی و رفتار بارکرده است؛ به گونه ای است که به مقتضای غضب، قهر و انتقام صورت می گیرد. یعنی همانگونه که یک موجود قاهر غضبناک و ذوانتقام عمل می کند مقتضای عمل او آن گونه خواهد بود و این نکته بس لطیف و دقیق می باشد.آنچه عذاب قهر و غضب است در یک معنا لباسی از رحمت وعطوفت و مصلحت بربندگان خواهد بود گاهی رحمت و عطوفت شخصی است و در لباس عذاب بر فرد وارد می شود و گاهی عذابی که بر فرد یا جمعی نازل می شود نسبت به کل جامعه بشری یا نظام خلقت رحمت و عطوفت و مصلحت تلقی می شود واین است که قرآن کریم بین خلقت و حسن و خوبی تلازم قطعی قائل است.

قرآن کریم در سوره سجده آیه 7 می فرماید:

«الَّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ اْلإِنْسانِ مِنْ طین» 
او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید؛ و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد؛
پس عذاب و قهر الهی که یک خلقت از جانب اوست از این قاعده مستثنی نیست و عرفای بالله و راه یافتگان کوی وصال به این ترانه مترنم هستند که:
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد
بوالعجب من عاشق این هردومند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش روضه نیوز ؛تصحیح خطاها متوقف درتشخیص و کشف آنهاست و تشخیص خطاها متوقف در ایستگاه عبرت هاست پس کشف و تصحیح خطا ها متوقف در ایستگاه عبرت هاست و این یک صغری و کبری ونتیجه گیری منطقی است که هر ذهنی آن را می پذیرد. 

اینجا هیچ وقت مثل سوریه نیست و نمی شود چون مردم اجازه نمی دهند اما نمی توان هر چه بادابادی که جلو رفت و برای عبرت گرفتن می گوییم حتی اگر هم برای بعضی ها خنده دار و یا حتی باور نکردنی باشد. 

وقتی از شهروندان سوریه بپرسی که چگونه شد که به اینجا رسیدین اینگونه می گویند که از زمانی شروع شد که دار العدل دادگاه را اول زبانی بعد به صورت عملی به آتش کشیدند و جوانانی بودند که فریاد می زدند که این کار درستی نیست اما گوشی نمی شنید و با خنده های مستانه بنزین بر آتش می ریختند. 

از برخی دیگر که بپرسی اینگونه می گویند که آتش جنگ درسوریه و جرقه ورود تکفیری ها از در و دیوار کشور و تجاوز به ناموس ها و خون ریزی ها از آن زمانی که چند محصل با دیوار نویسی و شعارنویسی هایی که بیشتر جنبه بازی داشت تا واقعیت علیه حکومت شروع شد و با اعتراضات خیابانی پدر و مادران که خیال می کردند می توانند به سوی رفاه بیشترپیش بتازند و همان ها که به رئیس جمهور سوریه چند وقت قبلش رای محکمی داده بودند معترض او شدند ادامه یافت و با تشویش و رجزخوانی رسانه ها داخلی و خارجی و همراهی ساده دلان مواجه شد و نتیجه هایی که خودتان می بینید. 

از گروهی دیگر که بپرسی اینگونه می گویند که از یک سال قبل از اعتراضات خیابانی شروع شده بود و مخالفان با انبار کردن امکانات دارویی برای زخمی های آینده و سلاح ها در گوشه و کنار کشوربرای ترورها منتظر بودند تا زمان آسیب زدن و خروج علیه حاکمیت با شعار الشعب یرید اسقاط النظام شروع شد و تا الان بیش از چهار صد هزار کشته از زن و کودک و غیر نظامی داریم که روی دستمان مانده اند. 

عده ای دیگر می گوید که بخاطر حرف ها و فیلم ها و عکس های بود که در شبکه های اجتماعی زده می شد که نیرهای امنیتی بی تجربه کشور ما سوریه چند جوان را با چوب می زدند و زنان و بچه ها گریه می کردند و ما برای دفاع از آنها به خیابان ها آمدیم و شد آنچه که می بینید. 

دسته ای دیگر می گویند که مسئولین کشور ما برای خودشان و فرزندانشان و نزدیکان خود زندگی رویایی درست کردند و اما نوبت که به مردم کشورشان که می شد جز تنبلی و حرف و حرف در اداره امور چیزی از آنها نصیب ما نمی شد و خواستیم که ادبشان کنیم بعد نظامیان و مسئولین که از چشم ما افتادند یا بهتر بگوییم از چشم ما انداختند پس به غیر خودی ها پناه بردیم و آنها هم رحم مان نکردند و اینها که گفته شد فقط کمی آشنایی به زبان عربی و انگلیسی لازم دارد که مفصل تر آن را ببینیم و بخوانیم و بشنویم. 

فرجام ها با آغازشان که سنجیده شود عبرت ها پدیدار می شود که در روزگار سیاه و سفید اقوام و ملل و کشور های دیگر براى ما درس های عجیب و باورنکردنی هست تا که عبرت بگیرم قبل از آنکه خودمان عبرت دیگران شویم. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش روضه نیوز ؛حجت الاسلام پناهیان استاد حوزه و دانشگاه در حاشیه حضورش در سینما فلسطین محل برگزاری هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار در سخنانی درباره تحولات اخیر گفت: اتفاقاتی که اخیرا در برخی نقاط کشور ایجاد شده است ما را یاد سیاست ها و تدبیرهای جاهلانه عربستان می اندازد. حکام آل سعود در کشورهای منطقه ازجمله یمن، سوریه و لبنان چگونه عمل کردند؟ این درحالی است که کی بینیم نتیجه و دستاوردی نیز به دست نیاورده اند.بدون عکس

وی اضافه کرد: طرح ها و برنامه های دشمنان انقلاب ازجمله حکام عربستان احمقانه تر از این است که عملی شود. زیرا در مواقعی که دست آنها برای اقدامات خرابکارانه باز بود نتوانستند کاری از پیش ببرند. نکته دیگر اینکه در جامعه ای چون ایران نیز یقینا نخواهند توانست کاری از پیش ببرند.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: دشمنان ایران این توانایی را ندارند که بر موج اعتراضات اجتماعی و نارضایتی های موجود سوار شوند و به انقلاب ضربه وارد کنند. بر این اساس زمانی که ظاهر این اتفاقات را می بینیم به یاد تدابیر شکست خورده آنها می افتیم.

حجت الاسلام پناهیان اظهار داشت: سابقه شورش های خیابانی را در گذشته هم در سطح کشور شاهد بودیم و در این زمینه نیز از تجریبات بسیار خوبی برخوردار هستیم. آنقدر که اطلاع داریم آنها برای خود کتاب های تبیین و فلسفه بافی های عجیب و غریبی داشتند. ضمن اینکه از عقبه چند 10 ساله نیز برای سازماندهی گروه های خود برخوردار بودند.

وی عنوان کرد: ما در راه مبارزه با تروریست ها و دشمنان انقلاب اسلامی شهدای فراوانی را تقدیم اسلام و انقلاب کردیم. تقدیم 17 هزار شهید ترور به کشور، موضوع کم و ناچیزی نیست.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: یکی از بهترین کارهایی که می توانیم برای راهنمایی و کمک به فریب خوردگان نجات بدهیم بررسی و تحقیق درمورد وضعیت معیشت کشورهای دیگر است. زیرا هیچ وقت دوربین های ما به دل زندگی آنها نرفته و مسائل و مشکلات آنها را به تصویر نکشیده است. در حقیقت هیچگاه کشورهای اروپایی و غربی برای ما الگو نبوده اند.

حجت الاسلام پناهیان در پایان تصریح کرد: اگر به خوبی وضعیتی که در کشورهای خارجی وجود دارد را به مردم کشور نشان بدهیم آن وقت است که مردم به دنبال سازندگی به روش ایرانی خودشان خواهند رفت. نه اینکه به دنبال شبیه شدن به مردم  کشورهایی باشند که وضعیت آنها بدتر از ما است.

این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به وضعیت دهه 60 کشور گفت: دهه 60 روزگار غریبی بود زیرا شاهد مقاومت نیروهای مردمی آن هم به صورت خودجوش بودیم.

حجت الاسلام پناهیان افزود: هیچ حرکت باطلی بدون فریب انجام نمی شود و زمانی هم که فریب در میان آمد یقین داشته باشید که با فتنه روبرو هستید. زیرا یکی از ارکان اصلی فتنه، فریب است. حتی زمانی که خداوند قصد دارد ما را دچار امتحان کند در جایی از ما سوال فریب می پرسد که به ما نشان بدهد تا چه میزان توانایی تشخیص آن را داریم.

وی ادامه داد: باید مراقب بود مطالبات به حق مردم درمورد معیشت با اموری که وضعیت ما را بدتر می کند آمیخته نشود. همچنین تا آنجایی که جا دارد و می توانیم باید فریب خوردگان را جدا کنیم. زیرا دشمنان خیلی راحت می توانند مردم را فریب بدهند.

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: همانگونه که شهید رحیمی به عنوان یک انقلابی بی مرز معروف و مشهور شد و فراتر از مرزهای جغرافیایی خودش در اندیشه نجات بشریت بود. ما نیز به چنین الگوهایی در جامعه نیاز داریم تا آنها را به جوانان معرفی کنیم.

وی افزود: محدوده مرزهای جغرافیایی برای جوانان انقلابی ما و انقلاب جوان کشور بسیار کم و ناچیز است. با توجه به این موضوع شاهد هستیم که انقلاب اسلامی ایران در حال رساندن خود به خارج از مرزهای کشور است. این همان رویداد در حال وقوع در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن است.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در این میان برخی ها همانند شهیدان شاطری و رحیمی در جریان صدور این انقلاب پیشتاز بودند. لذا این دست از شهدا را باید شناخت و نسبت به معرفی آنها به مردم جامعه اقدام کرد. زیرا آنها افرادی بودند که فراتر از این محدوده می اندیشیدند و دیدیم چقدر مفید و موثر بودند و در چه اندازه ای موجب نجات جامعه شدند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

 قدس نوشت:«منبر» کلمه‌ای است که برای نسل گذشته یا حتی نسل جوان امروز که حالا دارد پا به میانسالی می‌گذارد، نوستالوژی خاصی دارد؛ نشستن پای سخنان یک روحانی که از دین و زندگی می‌گوید و آیین دینداری و درست زیستن.

اما «منبر» شاید برای نسل نوجوان امروز که در عصر رسانه‌ها متولد شده و در دوره فراگیر شدن اینترنت و گوشی‌های هوشمند بزرگ شده است، آن مفهوم سابق و آن حس و آب و رنگ را ندارد. نوجوان امروز، بسیاری از آموخته‌های خود را از همین گوشی‌های هوشمند، اپلیکیشن‌ها، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های مجازی دریافت می‌کند و شاید فرصت و فراغت کمتری برای نشستن پای «منبر» داشته باشد.
اکنون پرسش این است که آیا در چنین زمانه‌ای برای تبلیغ دین می‌توان به «منبر» به شکل سنتی آن - با همه برکاتی که دارد- اکتفا کرد؟ آن هم در شرایطی که اینستاگرام و تلگرام، بطور کامل نوجوانان ما را محاصره کرده‌اند و گوشی‌های هوشمند و اینترنت پرسرعت و همراه، همدم شب و روز بسیاری از نوجوانان شده است؟

* شناخت ظرفیت‌های تبلیغی جدید
محسن خالقی، از طلاب خوش ذوق حوزه علمیه که نویسنده نرم‌افزار و تولیدکننده اپلیکیشن‌های مذهبی نیز هست، در این باره می‌گوید: در زمانه ما اثرگذاری رسانه‌های دیجیتال در بستر فضای مجازی از هر ابزار دیگری بیشتر است. امروزه، گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها، دیگر یک ابزار ارتباطی نیستند، بلکه رسانه‌هایی هستند که به صورت مستقیم و غیرمستقیم کار تبلیغ را ضد دین و در موارد اندکی برای دین انجام می‌دهند. بنابراین، شناخت این فضا و در اختیار گرفتن امکانات و ظرفیت‌های آن از ضروریات فوری است که متأسفانه در کشور ما از آن غفلت جدی شده است.
تلگرام و اینستاگرام فضاهای خطرناکی هستند که امروز بیشتر نوجوانان و جوانان ما را درگیر کرده‌اند و کمتر نوجوانی را می‌بینید که یا عضو اینستاگرام نباشد یا دوست نداشته باشد در این شبکه مجازی عضو شود. شبکه‌ای که محتواهای خطرناک در آن براحتی در دسترس قرار می‌گیرد و متأسفانه امکان نظارت چندانی هم نیست.
خالقی با اشاره به اینکه در برابر دشمن باید از ابزارها و سلاح‌های خودش استفاده کرد، می‌افزاید: اگر ما در این میدان عقب‌نشینی کنیم، دشمن فرهنگی ما روز به روز پیشروی خواهد کرد و فکر و ذهن نسل آینده ما را در اختیار خواهد گرفت.

* برای تبلیغ دین بودجه نداریم!
این تولیدکننده محتواهای مذهبی البته گلایه‌های زیادی هم دارد. گلایه از بی‌مهری‌ها و کم‌توجهی‌های مسئولان. مسئولانی که درک درست و دقیقی از زمانه و اقتضائات آن ندارند و هزار جور خرج و برج دارند، اما وقتی سخن از هزینه‌های فرهنگی برای نوجوانان و دانش‌آموزان به میان می‌آید، با بهانه همیشگی «کمبود بودجه» میدان جهاد فرهنگی را خالی می‌کنند.
خالقی می‌گوید: مسئولان از ما و کارمان هیچ حمایتی نمی‌کنند. نه آموزش و پرورش بودجه‌ای برای این کار دارد و نه دیگر نهادها مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه حتی حوزه علمیه. ما جلسات زیادی هم با این بزرگوران داشته‌ایم و قول‌های زیادی هم داده‌اند، اما این قول‌ها به بودجه تبدیل نشده است.
این طراح برنامه‌های آنلاین مذهبی با ارائه پیشنهادی می‌گوید: خوب است مسئولان با درک شرایط خطیر کنونی، مرکز یا مراکزی را با محوریت یکی از نهادها، برای حمایت از تولید محتواهای فرهنگی ویژه فضای مجازی، دیتاها و مدیاهای لازم فراهم کنند تا تولیدکنندگان محتوا اعم از برنامه‌نویسان، طراحان وب‌سایت، فیلمسازان و مستندسازان، تهیه‌کنندگان کلیپ‌ها، موشن‌گرافیک، گردانندگان کانال‌ها و... بتوانند زیر چتر چنین مرکزی گرد هم بیایند و با هم گفت و گو و تشریک مساعی کنند و البته از حمایت‌های مالی لازم نیز بهره‌مند شوند. وگرنه با حرف زدن و جلسه گذاشتن و حمایت‌های مقطعی، راه به جایی نخواهیم برد.

* ضرورت معرفی بازی‌های آنلاین مذهبی به دانش‌آموزان
وی به علاقه و گرایش دانش‌آموزان به اپلیکیشن‌ها بازی‌های آنلاین و فعالیت‌های خود در این حوزه اشاره می‌کند و می‌گوید: ما با طراحی یک اپلیکیشن آنلاین ویژه مسابقه و سرگرمی و نیز تهیه نرم‌افزاری برای انجام مسابقات در مدارس و اجتماع‌های دانش‌آموزی، بازخوردهای شگفت آوری دیدیم. دانش‌آموزان در مدارسی که ما برایشان برنامه اجرا کردیم، چنان شور و هیجانی نشان دادند که مدیران مدرسه شگفت‌زده شدند و اذعان کردند، تا به حال چنین شور و نشاطی را در جمع دانش‌آموزان ندیده بودند. همین موضوع باعث شد، ما از سوی مدارس مختلف برای اجرای برنامه‌ دعوت شویم. برنامه‌هایی که محور اصلی آن تبلیغ معارف دینی و آموزش قرآن و احکام به صورت جذاب همراه با مسابقه و سرگرمی برای بچه‌هاست و نه تنها آن‌ها را خسته نمی‌کند، بلکه موجب علاقه آن‌ها به معارف دینی می‌شود و فضایی سالم برای تخلیه هیجانات آن‌ها فراهم می‌کند. بنابراین معرفی و ارائه بازی‌های آنلاین مذهبی به دانش‌آموزان در برهه کنونی ضرورتی انکارناپذیر است.

* «منبر» نامبارک نوظهور!
چه بپذیریم چه نپذیریم، اینستاگرام و تلگرام به «منبر» فرهنگ مهاجم غرب تبدیل شده است. خدا نکند نوجوان ما در اثر کنجکاوی، کلمات ناجوری را در «اینستا» جست‌وجو کند. آن وقت است که تربیت اخلاقی، دینی و اجتماعی او شکل دیگری پیدا می‌کند و آهسته آهسته کنترلش از دست خانواده و مدرسه خارج می‌شود. براستی ما چقدر برای در اختیار گرفتن این منبر نوظهور تلاش کرده‌ایم؟
حجت الاسلام محمدعلی محمدی، مدیر تولید محتواهای چند رسانه‌ای که سابقه فعالیت‌های اثرگذاری در فضای مجازی دارد، نگاه جالبی نسبت به موضوع دارد. او معتقد است، بزرگ‌ترین مشکل ما در این حوزه، سواد اندک مسئولان و نگاه نادرست آن‌ها به موضوعات روز است.
محمدی می‌افزاید: مسئولان ما نه سواد رسانه دارند، نه رایانه و نه اینترنت؛ به همین دلیل نوجوانان و جوانان همیشه از مسئولان جلوترند. در حالی که اگر این سواد رسانه‌ای در مسئولان وجود داشته باشد، خود به خود این آگاهی به نوجوانان و جوانان نیز سرایت می‌کند.
این فعال فضای مجازی با تأکید بر اینکه امروز ما باید دستگاه تبلیغ خود را در زمینی بنا کنیم که متعلق به دشمن است، می‌گوید: تا کنون در این زمینه خوب عمل نکرده‌ایم و از نقطه مطلوب خیلی عقبیم.
محمدی با اشاره به کندی حرکت حوزه علمیه در این زمینه، تصریح می‌کند: باید بین نهاد حوزه و حوزویان تفاوت قائل شد. نهاد حوزه، از سرعت تحولات روز عقب است، اما حوزویانِ بسیاری داریم که همگام با تحولات و اقتضائات روز حرکت می‌کنند و در فضای مجازی، در بخش تولید محتوا، مستندسازی و تولیدات چند رسانه‌ای، بخوبی وارد میدان شده‌اند و تولیدات ارزشمند و موفقی هم داشته‌اند که آثار آن حتی فراتر از مرزها رفته است.

* مسئولان سواد خود را ارتقا دهند
محمدی در پاسخِ این پرسش که «به عنوان یک تولیدکننده محتواهای دینی چه انتظاری از مسئولان دارید»، با لبخند می‌گوید: لطفاً فقط فضا را خراب نکنند، ما نه پول می‌خواهیم نه بودجه! مسئولان محترم فقط تلاش کنند سواد رسانه‌ای خود را بالا ببرند، آن وقت همه چیز خود به خود درست می‌شود. ما و هنرمندان و تولیدکنندگان آثار هم به کمک مردم، گلیم خود را از آب بیرون می‌کشیم و مشکلات مالی این حوزه هم نخواهد توانست تولیدکنندگان را از پا بیندازد. اگر مسئولان نگاه حرفه‌ای و دانش کافی داشته باشند، محصولات خلاقانه‌تری تولید می‌شود و مردم نیز از این محصولات استقبال می‌کنند و همین استقبال، اقتصاد این حوزه یعنی تولید محتوای دینی و فرهنگی را رونق خواهد داد.
مدیر مسئول پیشین شبکه تبلیغ و عضو شورای فعالان سایبری انقلاب اسلامی در پایان تأکید می‌کند: هم مسئولان و هم تولیدکنندگان محتوا نباید در برخورد با مدیوم‌های جدید رسانه‌ای، جَوزده شوند و مثلاً ناگهان همه به سمت تولید اینفوگرافی یا موشن گرافیک بروند بدون اینکه شناخت دقیقی از این ابزارها داشته باشند. اینجاست که دانش و سواد رسانه‌ای در امر تبلیغ نوین، یک بار دیگر اهمیت پیدا می‌کند و درمی‌یابیم که آگاهی و دانش مسئولان، بیشترِ مشکلات ما را حل خواهد کرد و کار را در مسیر درست قرار خواهد داد.


* بی مایه فطیر است!
بازی های آنلاین، پیام رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی و دیگر ابزارهای رسانه‌ای، نسل امروز و فردای ما را احاطه کرده‌اند. تنها در یک نمونه می‌توان به بازی آنلاین «کلش آف کلنز» اشاره کرد که در سال‌های گذشته وقت و سرمایه هزاران جوان و نوجوان ایرانی را گرفت و البته امروز هم «اینستاگرام» به همراه شب و روز نوجوان ایرانی تبدیل شده است. این در حالی است که اگر پیشتر از این‌ها و همگام با اقتضائات روز وارد این میدان‌ها شده بودیم و تبلیغ دین در این حوزه‌ها را جدی گرفته و برای آن هزینه می‌کردیم، به طور قطع امروز دستمان پرتر و جلوتر بود. پس تا دیرتر نشده باید چاره‌ای اندیشید و ردیف بودجه‌ای هم برای نیازهای روزافزون این بخش در نظر گرفت.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ابلاغیه شهید مهدی باکری به فرماندهان تحت نظرشان مملو از درس هایی است که مسئولان انقلاب باید به آن توجه کنند.

ابلاغیه شهید مهدی باکری به فرماندهان تحت نظرشان

   
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

 انسانی که می‌خواهد مؤمن واقعی باشد و به معنای واقعی کلمه ایمان داشته باشد باید زمان‌شناس باشد، باید تعریف درستی از زمانه خود داشته باشد، گول زمانه خودش را نخورد؛ سؤال؛این دوران، دوران چیست؟ خیلی ها می گویند عصر تکنولوژی است، عصر پیشرفت است، عصر مدرنیته است؛ به این دوران، دوران مدرنیته و پسامدرن می‌گویند؛ اما مؤمنان واقعی و دینداران بابصیرت تعریف‌شان از زمانه این نیست! یک مؤمن واقعی کسی است که تعریفش از زمانه‌ی حاضر، این باشد: عصر جاهلیت مدرن نه عصر مدرنیته

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» تمام مظاهر جاهلیت در جاهلیت مدرن و بدوی مشترک است، مظاهر جاهلیت چیست؟ ظلم، فساد، قتل، غارت، تجاوز، شهوت‌پرستی، بی‌عدالتی، تبعیض، ناامنی و عدم آرامش؛ اینها مظاهر جاهلیت است؛

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» فرق جاهلیت مدرن و بدوی این است که جاهلیت مدرن به  سلاح علم و دانش مجهز شده است؛ فرق جاهلیت دیروز با جاهلیت امروز این است که جاهلیت بدوی دیروز مبتنی بر تکنولوژی و دانش نبود ولی امروز همه ظلم هایی که انجام می شود مبتنی بر تکنولوژی و دانش شده است.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» هرچه این تمدن غربی بیشتر به ما رسوخ پیدا می‌کند، محبت‌ها و مودت‌ها از بین می‌رود در این دوران خانواده‌ها با هم نمی‌سازند چه برسد به همسایه‌ها.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» اعتقاد ما این است که وقتی می‌گوییم تمدن امروز، تمدن جاهلیت مدرن است یعنی تمدن امروز خالی از عقل است.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» مهم‌ترین عامل به یاد خدا بودن پذیرفتن ولایت ولی خداست. کسی که باید تئوری و تز بدهد رهبر جامعه اسلامی است. هرکس می‌آید از خودش یک حرفی می‌زند؛ حد خودت را بفهم، حد تو گفتمان‌سازی نیست، حد تو خط‌دهی به این جامعه نیست، تو مجری هستی، رئیس مجریان و عمله‌های این کشور هستی، برو عملگی کن، برو کار کن چقدر حرف میزنی، هی برای خودت تئوری و تز می‌دهی، آن کسی که باید تئوری و تز بدهد رهبر جامعه اسلامی است.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» جدیدا گفتند اسلام انقلابی نمی‌خواهیم، انقلاب اسلامی می‌خواهیم، من فقط همین یک جمله را می‌گویم، اسلامی که انقلابی نباشد اصلا انقلاب اسلامی از آن بیرون نمی‌آید؛ اسلامی که طرفدار فقرا و مبارزه با مستکبرین نباشد نمی‌تواند از آن انقلاب اسلامی بیرون بیاید. شهید مطهری(ره) اگر با اسلام انقلابی مخالفت کرده بود چون آن‌موقع داشت از اسلام انقلابی سوءاستفاده می‌شد، مارکسیست‌ها داشتند سوءاستفاده می‌کردند؛ تو هم اگر می‌خواهی بجای اسلام انقلابی اسلام رحمانی بگذاری -رهبر انقلاب گفتند-  کلمه اسلام رحمانی کلیدواژه لیبرالیسم در جمهوری اسلامی است. جمله‌اش این است که ما باید از اسلام چهره رحمانی‌اش را آشکار کنیم، این را بدانید که این کلمه کلیدواژه لیبرالیسم است.

 

روضه نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 وقتی نوحه‌خواندن نوجوانان را با لهجه شیرازی از تلویزیون می‌دیدید با آن‌ها زمزمه می‌کرد:- "باز این چه شورش است که در خلق عالم است... تشویق های اطرافیان باعث شد  در تکیه محل کار مداحی را آغاز کند. پای موسی آرام آرام به مسجد و بسیج باز شد تا خواندن برای اهل بیت(ع) را جدی‌تر دنبال کند. حاج مجید سیب‌سرخی تأثیر بسیاری در زندگی اش داشت ؛ حاجی حتی در لباس پوشیدن، صحبت کردن و راه رفتن هم دلسوزی می‌کرد تا محمدموسی رضایی جوان، در چارچوب اصولی مداحی را دنبال کند؛ حافظ ارزش‌ها باشد و جوانان از او الگو بگیرند. چراکه یکی از مولفه‌های اصلی یک مداح، تأثیرگذاری بر جامعه است و حاج موسی که سال‌هاست در فضای دبیرستان‌ها با جوانان ارتباط نزدیکی دارد این تعامل را در فضای هیئت‌ها به خوبی دنبال می‌کند.

از دیگر موضوعات جذاب زندگی این مداح انقلابی حضور در جمع مدافعان حرم بود ؛ وقتی خبر پیروزی های جبهه مقاومت بر تکفیری ها به گوشش می رسد ، منقلب می‌شود و می‌گوید حسرت خوردم...! چون نبودم تا در این انقلاب بزرگ سهمی داشته باشم.

او برای اعزام به سوریه از هر راهی وارد می‌شود به بن‌بست می‌خورد و سرانجام همراه با گردان‌های فاتحین به سوریه می‌رود و از آنجا در گردان‌های فاطمیون فعالیت خودش را ادامه می‌دهد. موسی رضایی را هیئتی‌ها به تواضع، فروتنی و رفتار بزرگ‌منشانه با مستمعین می‌شناسند؛ هم پیرمردها از نوحه‌های سنتی او بهره می‌برند و هم جوانان از شور و سبک‌های به روز او به وجد می‌آیند.

بخش اول گفت و گوی ما با این مداح اهل بیت(ع) را بخوانید:

 *به عنوان مقدمه می خواهیم بدانیم چه شد که به مداحی روی آوردید؟

 سال 57 در روزهای پیروزی انقلاب به دنیا آمدم و نامم را محمدموسی گذاشتند . مداحی را از تکیه محل که هیئت زنجیرزنی بود، شروع کردم؛آن موقع 15، 16 سال بیشتر نداشتم و احساس می‌کردم می‌توانم بخوانم. مخصوصاً زمانی که نوجوانان نوحه "باز این چه شورش است که در خلق عالم است" را با لهجه شیرازی می‌خواندند. من به آن صدا، لحن و سبک می‌توانستم بخوانم، آنقدر شبیه که اطرافیان به بنده گفتند بروم و در تکیه محل مداحی کنم. در تکیه محل می‌خواندم تا جائیکه در مواقع حساس می‌گفتند من بخوانم؛ به قول خودشان می‌خواستند سنگ تمام بگذارند. مثلاً وقتی هیئت جلوی تکیه می‌آمد میکروفون را به من می‌دادند با آن صدای نازک نوجوانانه که آن موقع در آن هیئت جلب توجه می‌کرد، سه ضرب بخوانم. آرام آرام به مسجد و بسیج آمدم و با دعای توسل شروع کردم. تکبیر و تعقیبات نماز را هم می‌خواندم. رفته رفته به غیر از دعا، شعر و نوحه هم در مسجد و هیئت بسیج می خواندم.

 

*چه کسانی در این راه شما را یاری دادند، در واقع مداحی را در نزد چه اساتیدی آموختید؟

 **از فضای مسجد وارد هیئت‌های تهران شدم

 شکر خدا استاد زیاد داشتم؛ از همان روزهای اول که در مسجد بودم آموختن را آغاز کردم. حاج رضا محمدی شاید استاد مداحی نبودند اما خیلی به ایشان علاقه داشتم. الان هم هستند خدا ان‌شاالله به ایشان سلامتی بدهند. البته ایشان هم مداح بودند ولی در عرصه‌های دیگر هم از ایشان کمک می‌گرفتم. بعد از ایشان یک دوستی داشتم به نام حمید پایمرد از رزمندگان گردان کمیل که در مداحی به من کمک کرد. چون از فضای مسجد به واسطه ایشان وارد هیئت‌های تهران شدم. هیئت رزمنده‌ها، هیئت صنف لباس فروش و... ایشان هم به نوعی در پیشرفت من در مداحی تأثیر بسزایی داشتند.

شاید خودشان مداح نبودند اما با شرکت دادن من در مجالس و معرفی به هیئتی‌های دیگر، به ارتقاء بنده کمک می‌کردند. بعد از ایشان سال‌های 78 و 79 بود که با رضا رشیدی هیئت یا زینب(س) آشنا شدم. ایشان خیلی بنده را تشویق می‌کرد. عربی خواندن را از همان سال‌ها آغاز کردم؛ آنقدر که ایشان می‌گفتند لحن و لهجه من به آوای مداحی عربی می‌خورد و الان گاهی اوقات، عربی می‌خوانم از تشویق ایشان بود. در همان سال‌ها با حاج مجید سیب سرخی هم آشنا شدم که ایشان مستقیماً در زندگی اجتماعی و مداحی بنده تأثیر داشتند. من روز و شبم را با ایشان می‌گذراندم؛ شعرها را از حاج مجید می‌گرفتم؛ سبک‌هایی که می‌خواندم را ایشان اصلاح می‌کرد. حتی در طریقه لباس پوشیدن، صحبت کردن و راه رفتن، ورود می‌کردیم. بعد از ایشان با حاج حسین سازور بیشتر انس گرفتیم؛ شاید در خواندن من مستقیماً دخالتی نداشته‌اند اما ایشان همیشه مثل یک بزرگتر بالای سر ما بوده‌اند. از ایشان راهنمایی می‌گرفتم و به رفتار ایشان توجه می‌کردم.

 

*مداحی هستید که در کسوت و جایگاه ستایشگری هم شورهایی با اشعار سبک جدید و جوان‌پسند می‌خوانید و هم  با جوانان ارتباط خوبی دارید؛ در این باره صحبت کنید؟

**باید چارچوب‌ها رعایت شوند

 یادم می‌آید حاج مجید سیب سرخی با آن لحن خودشان می‌گفتند "موسی سعی کن چارچوب مداحی را حفظ کنی و بعد در شور هرچه خواستی بخوان جوان‌ها سینه بزنند". منظور ایشان از چارچوب مداحی این بود که روضه خواندن، زمینه، نوحه خواندن، دم دادن، واحد خواندن، مظلوم کشیدن، واحد جفت، دودمه و شور همه در سرجای خود باشد و به همه نوع مستمع و قشری در مداحی توجه شود. بحمدالله با این رویکرد و خط و مشی جلو رفتم و موفق بودم. خیلی از هیئت‌ها بنده را دعوت کردند که هیئت‌های سنتی و قدیمی بودند چون نوحه قدیمی می‌خواندم، دم می‌دادم و دودمه می‌گرفتم قدیمی‌ها و پیرغلامان آخر جلسه از من تشکر می‌کردند. آن قسمتی که شور می‌خواندم جوانان لذت می‌بردند و از من تشکر می‌کردند. به گونه‌ای احساس می‌کردم هم پیر و هم جوان مجلس آن لذت را از مجلس می‌بردند. فکر می‌کنم این توصیه ایشان واقعاً کلیدی و راهگشا بوده است. از این جهت احساس می‌کنم ارتباط و تعامل خوبی با جوانان دارم.

 * این ارتباط و تعامل خوب به خاطر شغل معلمی شما نیست؟

 بله. یکی از دلایل گسترش دامنه این تعاملات، شغلم معلمی است . من معاون دبیرستان هستم. با بچه‌ها ارتباط خوبی در مدرسه دارم. لطف امام حسین(ع) است بچه‌ها می‌دانند من مداح و هیئتی فعال هستم به این واسطه بیشتر به ما نزدیک می‌شوند. من سعی می‌کنم با آن‌ها از در رفاقت وارد شوم، وقتی از من این نزدیکی و گرمی را می‌بینند مطمئناً جلو می‌‎آیند؛ در همان گیر و دار رفاقت خیلی از اعتقادات، اندیشه‌ها و ارزش‌ها را با این‌ها در میان می‌گذارم، آن‌ها هم استقبال می‌کنند. سعی می‌کنم نکاتی را که به جوانان القاء کنم و بیاموزم اول آن‌ها را پالایش کنم و در خدمت یک پیشکسوت و بزرگتر آن را به جامعیت برسانم. یعنی در واقع اعتقاد خودم را تحمیل نکنم.

 

*از چه زمانی در آموزش و پرورش مشغول شدید؟

 **جوانان به خاطر امام حسین(ع) به ما احترام می‌گذارند

از سال 82 ؛ از آن سال تاکنون در چهار دبیرستان کار کردم. بی‌شک شغل من که البته معاون دبیرستان هستم و تدریس نمی‌کنم در گسترش و توسعه تعاملات و ارتباطات با جوانان تأثیرگذار بوده است. جوانان هم به سبب ارادت به امام حسین(ع) با امثال ما ارتباط دارند. شاید به سبب این شغل بتوانم ارتباط بهتری نسبت به دیگر دوستان داشته باشم.

 

*از کدام هیئت کار را آغاز کردید؟

از هیئت بسیج مسجد ائمه اطهار سال 72 (هیئت محبان‌الائمه منطقه 14) مداحی را آغاز کردم؛ از دعای توسل خواندن و بعد به شعرخواندن و مرثیه‌سرایی روی آوردم. از آن جا به هیئت گردان کمیل رفتم و با حمید پایمرد همراه بودم. سال 77 و 78 به هیئت یازینب(س) رفتم و یک مقداری حرفه‌ای‌تر کار را دنبال کردم و به تأسیس هیئت آل کساء رسید.

 

*از هیئت آل‌کسا بگویید؟

 **جلسه آرام و بدون حاشیه‌ای است

ماه رمضان سال 82 با سیدعباس حسینی هیئت آل کساء را تأسیس کردیم. دوستان و شاگردان مدرسه هم آمدند؛ پرس و جوها ادامه داشت که شما در کدام هیئت می‌خوانید ما هم بیاییم. تا جائی که شاگرد 14 سال پیش من امروز به هیئت آل کساء می‌آید؛ مخصوصاً ایام محرم شاهد شکوه بیشتری از جمعیت هستیم. بحمدالله جلسه منظم، بی حاشیه و کاربردی است؛ به ظن بزرگانی همچون حاج  سیدمحمد سادات شیرازی و حاج محمد نوروزی که به ما لطف دارند و گاهی اوقات به هیئت ما سر می‌زنند، جلسه آرام و بدون حاشیه‌ای است.

 *بدون شک استاد داشتن در عرصه مداحی موضوع مهمی است ؛ خود شما چقدر این موضوع را زندگی و اخلاقیات یک مداح موثر می دانید؟

 من همیشه یادم می‌آید حاج مجید سیب سرخی به من می‌گفت "موسی یادت باشد امام حسین(ع) یک صدایی به ما داده که برایشان نوکری کنیم، حواست باشد برای کسی تکبر بی‌جا استفاده نکن؛ فکر نکنی خبری است و با دو بار سلام کردن و تحویل گرفتن فکر نکنی کسی هستی!" یا یک عبارت تأثیرگذار دیگری داشت که همواره می‌گفت "امام حسین به تو نمره داده، به تو بها داده حواست باشد و با مردم‌دار باش". گاهی اوقات شاگردانم می‌گویند آقا به شما نمی‌خورد آنقدر گرم باشی. بعضی اوقات یک رفتارهایی از برخی از مداحان سر می‌زند که مردم انتظار ندارند؛ چراکه مردم مداحان را دوست دارند و هم واره می‌خواهند به آن‌ها نزدیک بشوند. یادم می‌آید که همیشه حاج مجید می‌گفت باید طوری باشیم که مردم جرأت کنند سمت شما بیایند و رغبت داشته باشند. واقعاً برخی از مردم می‌ترسند سمت برخی از مداحان بروند. می‌گویند طرف، بداخلاقی می‌کند. ولی من هیچ وقت شأن خاصی برای خودم قائل نیستم. اینکه اطرافیان روی حساب امام حسین به ما احترام می‌گذارند ما نباید فکر کنیم کسی هستیم و به جایگاهی رسیده‌ایم. در نوکری امام حسین(ع) تقوا و اخلاص است که انسان را بالا می‌برد و قیافه گرفتن انسان را از چشم می‌اندازد. هرجا تقوا و اخلاص داشتم احساس کردم عزیز شدم. یعنی خودم را خرج کردم و خودم را پایین‌ترین آدم فرض کردم. امام حسین(ع) است که نمره می دهد به آن خادمی که چایی می‌ریزد، آشپزی می‌کند و یا کفش‌های محبین اهل‌بیت را مرتب می‌کند. ما حالا بخوانیم و مغرور باشیم؛ همه التماس دعا می‌گویند ولی به یک باره می‌بینیم شیطان از همین موضع ما را هدف قرار داد. 

 

 **باید مراقب الگوبرداری‌ها باشیم

مثلاً یکی از شئونی را که حاج مجید گوشزد می‌کرد در مورد لباس پوشیدن مداح بود، در این روزها گاهی به حیرت می‌افتم که یک مداح چه وضع لباس و سر و صورتی دارد. ایشان می‌گفتند بر روی منبر امام حسین(ع) نشستید مردم باید متوجه شوند که تو نوکر امام حسینی! یک بار به من گفتند و از آن سال بنده رعایت کردم. حاجی می‌گفت لباس نوکر امام حسین(ع) کت و شلوار است. سنگین و مرتب باید باشد. الان متأسفانه برخی از مداحان هستند با تیپ روز جلو می‌روند. خدایی ناکرده موهایشان را طوری آرایش می‌کنند و لباس‌های خاصی می‌پوشند که پسندیده نیست. جوانان از ما الگو می‌گیرند و باید مراقب این رفتارها باشیم. اگر ما یک قدم اشتباه بگذاریم اطرافیان ما و مستمعینی که پای منبر ما می‌نشینند 5 قدم جلوتر از ما حرکت می‌کنند. مثلاً اگر ما امروز یک زنجیر به گردن آویز کنیم تبعات بعدی آن برای مستمعین ما خیلی بیشتر خواهد بود. یا  یک مدل شلواری بپوشیم که تنگ و چسبیده باشد، تیشرت یا شلوار جین... این مدل لباس‌ها به ظنّ بزرگان احساس می‌کنم یک مقداری برای ما نوکران امام حسین(ع) سبک است. هر نوکری را می بینید قدیمی، باصفاتر و بااخلاص‌تر است تیپ او هم بیانگر نوکری‌اش می‌باشد. جوانان هم از ما الگو می‌گیرند، مواظب باشیم خدایی ناکرده الگوی بدی برای پا منبری‌ها، مستمعین و جوانان جامعه‌مان نباشیم.

 * به نظر شما یک مداح برای استفاده بهتر مستمع چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد و یا به تعبیری چه رویکرد و خط و مشی را باید دنبال کند؟

 **با محبت، مردم ترغیب می‌شوند

به نظرمن یک مداح باید ویژگی‌های خودش را از سیره اهل‌بیت استخراج کند؛ تقوا، محبت و مهربانی داشته باشد که سبب فراگیری جاذبه مردم می‌شود. یعنی به سمت مداحان بروند؛ به نوعی ما تبلیغ اهل‌بیت و سیره و روش آن‌ها را انجام می‌دهیم. اگر به غیر از این باشد خدایی ناکرده مسیر را اشتباه رفته‌ایم. با محبت مردم می‌آیند و اگر محبت از ما ببینند ترغیب می‌شوند و وقتی با ما همدل و همراه شدند ما می‌توانیم حرف دین، روایات و کلام معصوم را به آن‌ها بگوییم، جوانان به راحتی می‌پذیرند. 

 *در شرایطی که گاهی سبک‌های درستی خوانده نمی‌شود و یا از شعرهای دلچسب استفاده نمی‌شود و جایگاه مستمعین را حتی به مراتب پایین آورده؛ اوضاع و احوال امروزی جامعه مداحان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 **باید شعور را توسعه بدهیم تا شور!

به نظرمن امروز سیستم مداحی به لطف امام حسین(ع) خیلی پیشرفت داشته است همان طور که حضرت‌آقا از مداحان تعریف کردند؛ البته عاری از عیب و نقص نیستند. به نظرمن امروز جوانان خیلی به سمت هیئت‌ها روی آوردند و استقبال‌ها زیاد شده است. بحمدالله امروز در هر کوچه و محله‌ای را ببینید چندین هیئت فعالیت دارند و این لطف امام حسین(ع) است، باید بتوانیم از این ظرفیت در این موقعیت بهره ببریم. همان طور که دشمن در این راستا حربه‌های خودش را پیش می‌برد ما هم بتوانیم از این ظرفیت‌ها به بهترین نحو استفاده کنیم. شعرهایی انتخاب شود و سبک‌هایی را برگزینیم که به جوانان ما شعور بیشتر القاء کند تا شور! نتیجه شور این می‌شود که سینه می‌زنند و بعد از هیئت به خانه می‌رود با یک بی‌اخلاقی با مادرش برخورد می‌کند. ان‌شاالله بتوانیم در همان شورها از روایت‌ها استفاده کنیم تا برای مستمع پیام داشته باشد. باید شعرها و سبک‌هایی بخوانیم که جلوی ظلم بایستیم و روحیه استکبارستیزی داشته باشیم. وقتی این مفاهیم در درون اشعارمان باشد این‌ها به عنوان یک فرهنگ در وجود جوانان و جامعه نهادینه می‌شود. ولی این که فقط "عاشقتم و به کربلا می‌آییم و می‌میریم" این‌ها شده یک سری حرف‌های تکراری و کلیشه‌ای که در عمل هم می‌بینید اصلاً کارآیی ندارد و فقط حرف است. مداح اگر این طوری رفتار کند و به این مفاهیم پایبند باشد مطمئناً به جان و دل مستمع هم می‌نشیند. 

 

 *از نظر شما ‌آفت‌های مداحی چه چیزهایی هستند؟

 شاید یکی از آفت‌های مداحی، نوع پوشش مداحان باشد. یکی توجه نکردن به این که کجا می روند و در کدام مکان ها و مجالس شرکت می‌کنند؛ باید در یک مکان‌هایی حضور پیدا کنیم و در همه ابعاد یک مدلی باشیم و حرف بزنیم که شأن امام حسین(ع) حفظ شود. متأسفانه برخی از ذاکرین امام حسین(ع) مدل موهای عجیب و غریب که حتی یک جایی با حاج محمد نوروزی برنامه داشتم ایشان هم به این موضوع انتقاد داشتند. می‌گفت مداحی را دیدم که دور موهایش را سفید کرده و از این حلقه‌ها دور دستان و پاهایش انداخته است. خرده گرفتم که مداحان امام حسین(ع) نباید این طوری باشند.

 *یکی از موضوعاتی در چند سال اخیر در هیئت ها نیز مورد توجه ویژه بوده موضوع "مدافعان حرم" است. خیلی از مداحان هم در این رابطه شعرها و مداحی های تاثیرگذاری خوانده اند. چه شد که حاج موسی رضایی تصمیم گرفت به عنوان رزمنده در جمع مدافعان حرم حضور پیدا کند؟

 من هرچه داشتم و دارم از امثال حمید پایمرد، حسین سازور، مجید سیب‌سرخی هاست.  این ها همه جملگی مرد عمل بودند و نه رفتار شعاری! من دو سه سال بود دنبال این بودم بتوانم یک فضایی همچون دوران دفاع مقدس را درک کنم. بعد از دو سال که به همه‌جا مراجعه کردم و به در و دیوار زدم که بتوانم بروم به جبهه سوریه، از یک نفری انتظار نداشتم یک روز با من تماس گرفتند و گفتند هنوز دوست داری بروی به سوریه؟  برایم عجیب بود او به من زنگ داد و فکر نمی‌کردم چنین نفوذی داشته باشد؛ چون من با خیلی از متولیان امر موضوع را در میان گذاشته بودم. این بنده خدا شماره کسی را داد و به او زنگ زدم؛ البته ایشان زیاد بنده را نمی‌شناختند و گفتند از حاج حسین سازور یک دست خط بگیرم. پیش خودم می‌گفتم که اگر الان پیش حاج حسین بروم مرا منع می‌کند؛ اما حاج حسین استقبال کرد و یک نامه به من داد و نامه را به ایشان دادم. این بنده خدا بنده را معرفی کرد به سپاه اسلامشهر؛ بالاخره کارهای اعزام انجام شد تا تحت عنوان مداح با بچه‌های فاتحین اسلامشهر همراه شوم.اما قرار شد بحث آموزش را در آنجا دنبال کنم. همین طور هم شد به عنوان مداح رفتیم و البته بیشتر از سه چهار بار در این دو ماه و نیم توفیق مداحی پیدا نکردم. چون واقعاً فضا، فضای جنگ بود که نمی‌توانستیم همواره بچه‌ها را دور هم جمع کنیم؛ شاید روضه‌های دورهمی می‌خواندیم اما ظرفیت هیئت وجود نداشت که بتوانیم همواره هیئت برگزار کنیم. بیشتر فضای جنگ و مبارزه بود. من هم واقعاً به نیت خواندن آنجا نرفته بودم؛ دو هفته‌ای با بچه‌های فاتحین بودم و در دو عملیات هم شرکت کردم.

**به جمع فاطمیون پیوستم

یکی از بچه‌های هیئت موج الحسین به نام حاج حسین منتظر که از بچه‌های صوت این هیئت هستند، حضور داشتند. شنیدند من آمده‌ام ، از من خواست به گردان فاطمیون بروم . رایزنی کردیم و توانستند موافقت بگیرند که بنده از گردان فاتحین اسلامشهر به گردان فاطمیون رفتم . تقریباً با بچه‌های فاطمیون یک ماه و بیست روز خاطراتی داشتم. واقعا بهترین روزهای عمرم در جمع رزمندگان فاطمیون گذشت دهم بهمن ماه آن سال هم مأموریت ما تمام شد و با بچه‌های فاطمیون به تهران برگشتیم .

در طول این سفر تقریباً 7 رفیق خوب را از دست دادیم و شهید شدند و ما ماندیم و روسیاهی کارها واعمال‌مان... شهید حمید اسدالهی چقدر من را از این سنگر به آن سنگر می‌برد و روضه می‌خواندیم. شهید امیر سیاوشی با هم بودیم در عملیاتی که شهید شد. شهید حاج داود جوانمرد که الان در آستانه سالگرد این شهید بزرگوار هستیم وقتی رفتیم بدن شهید اسدالهی و شهید سیاوشی را بیاوریم که سه روز کنار جاده افتاده بودند، حاج داود آنجا شهید شد؛ زمانی‌که بدن شهیدان را به عقب می‌آورد تیر به ایشان اصابت کرد و به آرزوی دیرینه‌شان رسیدند. خوشبختانه توفیق داشتم یک ماه هم با شهید مهدی ثامنی، شهید محمد کیهانی که از بچه‌های اهواز بودند همراه شدم و خاطرات بسیار شیرینی هم با آن‌ها دارم. واقعاً مردان مردی در سوریه به شهادت رسیدند .

 

در کنار شهید مهدی ثامنی

*از کدام عملیات بیشتر خاطره دارید؟

اولین عملیاتی که رفتیم حمید اسدالهی و امیر سیاوشی شهید شدند ما در پیوستن به این شهدای والامقام و رزمندگان به یک کمین سختی برخورد کردیم .  با سه تویوتا بودیم در جاده می‌رفتیم، از کنار جاده ما را زدند و ما از پشت تویویتا به شانه خاکی جاده به حالت سینه‌خیز قرار گرفتیم.  وقتی هم سر بلند می‌کردیم ما را هدف قرار می‌دادند. اولین کسی که کنارم شهید شد شهید مهدی قاضی‌زاده بود؛ واقعاً این صحنه بسیار جانگذار را که در دو متری من شهید شد اصلاً فراموش نمی‌کنم . نحوه شهادت او هم برایم درس‌آموز است که چقدر این بچه‌ها فداکار بودند؛ یکی از دوستان به نام قدرت زخمی شد که شهید مهدی قاضی‌زاده تیربارچی بود رفت به ایشان دل‌داری بدهد یک تیر به پهلویش اصابت کرد. 

پیکر امیر سیاوشی و شهید حمید اسدالهی سه روز بر زمین مانده و در تیررس بود؛ غروب بود رفتیم بدن‌ها را بیاوریم. با آن حال و روزی که صحنه نبرد داشت و آتش سنگینی که دشمن بر روی رزمندگان ما می‌ریخت. قرار شد بچه‌ها بروند بدن‌ها را جا به جا کنند آنجا هم دو تن از دوستان ما پرکشیدند یکی حاج داود جوانمرد بود که آنجا شهید شد و یکی هم محسن فرامرزی بود. آن روز هم برای ما خاطره عجیبی بود که دو دوست ما شهید شدند و حسن اعرابی هم مجروح و زخمی شد که ایشان را به تهران برگرداندند.

ادامه دارد...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

مراسم جشن تولد 34 سالگی شهید «محمد غفاری» با حضور پدر، مادر، همسر، جمعی از خانواده شهدا و جانبازان  و عموم مردم بر سر مزارش واقع در گلزار شهدای شهر همدان برگزار شد.

بر پایه این گزارش، شهید محمد غفاری در 30 دی ماه سال 63 در همدان متولد شد. او پس از اخذ دیپلم  در کنکور سراسری در رشته داندانپزشکی قبول شد. از آن‌جا که عشق به شهادت در وجود او موج می‌زد, از تحصیل در رشته داندانپزشکی صرف نظر کرد  و پس از شرکت در آزمون ورودی دانشگاه امام حسین(ع) و قبولی در آن, به یادگیری علوم و فنون نظامی و درس ایثار و از خودگذشتگی مشغول شد.

سپس وارد یگان ویژه صابرین شد و سرانجام  در 13 شهریور 1390 در ارتفاعات جاسوسان در درگیری با تروریست های پژاک به همراه 12 نفر از همرزمانش  به آرزوی دیرینه خود رسید و به فیض شهادت نائل شد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

حاج منصور ارضی، از مداحان و پیرغلامان اهل‌بیت(ع)، در همایش بزرگ فاطمی، به بیان سخنانی پیرامون هیئت و هیئت داری پرداخت و اظهارداشت: برخی‌ها می‌گویند باید هزینه‌های هیأت امام حسین(ع) را خرج فقرا و خرید جهیزیه کرد! اما بدانید این بدعت و تلاشی است که برای کم رونق کردن مجالس اهل‌بیت(ع) همیشه بوده و همان‌طور که باید برای خرید جهیزیه خرج کرد، باید در مجالس عزاداری نیز خرج و هزینه کرد.

*ویژگی هیأت تراز انقلاب

وی یکی از ویژگی‌های هیأت تراز انقلاب اسلامی را، ارائه بصیرت همراه با شور حسینی به مخاطبین دانست و گفت: غذای نذری متبرک به عزاداران بدهید که این اقدام، تأثیر عجیبی در جان و دل سینه‌زنان اباعبدالله الحسین(ع) می‌گذارد.

این مداح اهل‌بیت(ع)، با بیان اینکه امروزه بدعت‌های جدیدی مراسم‌های عزاداری و ختم اموات ایجاد شده، تصریح کرد: برخی از شبه روشنفکران آن اوایل می‌گفتند خرج مراسم ختم را به فقرا بدهید! آرام آرام این رویه تغییر کرد تا جایی که امروز به جای روضه اباعبدالله الحسین(ع) روی مزار اموات، صدای سنتور و آواز سنتی به گوش می‌رسد!.

*اگر نتوانیم از عهده کارها برآییم، وهابیت و بهائیت، جای خالی فعالیت‌های بچه هیأتی ها را پر می‌کند

ارضی، در بخش دیگری از سخنان خود، خطاب به هیأـ داران حاضر در مراسم، گفت: اگر بصیرت لازم را نداشته و به خوبی نتوانیم کارها را انجام دهیم، وهابیت و بهائیت، جای خالی فعالیت‌های بچه هیأتی ها را پر کرده و آرام آرام، هیأت هایی که باید انقلابی عمل کنند، سکولاریسم شده و از خط اصلی خارج می‌شوند.

این پیرغلام اهل‌بیت(ع)، با اشاره به فعالیت‌های اجتماعی هیئات عزاداری، اظهارداشت: باید هیئات را به گونه‌ای تقویت کرد که هرسال یا هرماه یک جهیزیه برای نو عروسان تأمین شود.

*باید برای طول عمر آیت الله موسوی جزایری، هر صبح و شام دعا کرد

وی در پایان، با اشاره به اقدامات آیت الله موسوی جزایری در تقویت جبهه فرهنگی استان خوزستان، گفت: الحق و الإنصاف آیت الله موسوی جزایری، ستون اصلی فعالیت‌های فرهنگی و جهادی استان خوزستان بوده و باید برای سلامتی و طول عمر ایشان هر صبح و شام دعا کرد.


منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

کسی که پرسید «از طرف خدا بود یا از طرف خودت؟» دچار عذاب الهی شد

بعد از غدیر کسی پیش پیامبر آمد و گفت این‌ها که در مورد علی گفتی از خودت بود یا از خدا؟ پیامبر فرمود آنچه گفتم از طرف خدا بود. او هم گفت خدایا اگر این مطلب حق است، بر من عذاب نازل کن و عذاب هم آمد و او مُرد.

عقیق: مراسم هفتگی درس اخلاق آیت الله جاودان در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد. در این مراسم آیت الله محد علی جاودان به سخنان اخیر رئیس جمهور درباره امکان نقد معصومین پاسخ داد:

نمونه‌هایی از مشورت‌های  پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم با اصحابشان و برخی اعتراض‌هایی که به ایشان شد.

نمونۀ اول: جنگ بدر

 در جنگ بدر مسلمین قرار بود بروند و کاروان تجاری قریش را تصاحب کنند؛ اولاً می‌خواستند راه قریش را ناامن کنند و ثانیاً می‌خواستند تقاص پس بگیرند؛ زیرا مهاجرین تمام اموال خود را مکه گذاشتند و آمدند و این اموال توسط مشرکین مصادره شد. پس آن‌ها به قصد جنگ نیامده بودند و با خود  ابزار جنگی نیاورده بودند. تعدادشان کمی بیش از سیصد نفر بود. اما مشرکین هزار سرباز فرستاده بودند و با تجهیزات جنگی آمده بودند. قبل از رو به رو شدن دو سپاه، پیامبر از اصحاب مشورت خواستند که چه کنند. در میان جمع،۷۰ نفر از مهاجرین بودند و باقی از انصار. این روایت از صحیح مسلم است و راوی آن انس. سعد بن عباده گفت یا رسول‌الله آیا منظور شما با ماست (انصار)؟ اگر به ما امر کنی که در دریا فرو برویم، می‌رویم.

پیامبر در حقیقت نظر انصار را می‌خواستند؛ زیرا انصار با پیامبر بیعت کرده بودند که در مدینه همانطور که از خانوادۀ خود حمایت می‌کنند، از پیامبر هم حمایت کنند. اما الان آن‌ها در شهر نبودند و پیامبر می‌خواست بداند که آیا آنان در اینجا هم بر سر پیمان خود هستند؟

پیامبر حرکت کرد و مقابل مشرکین قرار گرفت. جایی که پیامبر قرار گرفت، جایی است خشک و بی‌آب و چاه‌های آب که به بدر معروف است، در آنجا نیست. چاه‌ها در اختیار مشرکان است و در اردوگاه مشرکان قرار دارد. در اینجا اهل سنت روایتی دارند که شخصی به نام حباب پیش پیامبر آمد و گفت اگر اینجایی که ایستادید، نظر خداست، حرفی ندارم، ولی اگر فکر خودتان است، اینجا جای مناسبی نیست و آبی ندارد و پیامبر هم پذیرفتند. این روایت، ساختگی است. اصلاً پیامبر نمی‌توانست در مکان چاه‌ها قرار گیرد؛ زیرا آنجا مشرکان بودند. اما به لطف خدا باران بارید و مشکل آب برای سپاه اسلام حل شد.

نمونۀ دوم: جنگ خندق

تعداد مشرکان در این جنگ، ده هزار بود. یکی از قبایل مشرک حاضر در این جنگ، تعدادشان چهار هزار نفر بود. طرح پیامبر این بود که یک سوم خرمای مدینه را به این قبیله بدهد و آن‌ها را از جنگ منصرف کند. پیامبر با صدای بلند به آنان این پیشنهاد را داد و آن‌ها وسوسه شدند و در میان سپاه دشمن تزلزل ایجاد شد. بعد در میان لشکر اسلام، بزرگ انصار یعنی سعد بن معاذ آمد و گفت ما تا به حال یا خرما فروختیم یا دیگران را با خرما مهمان کردیم؛ سابقه نداشته که به‌زور به کسی خرما بدهیم. از پیامبر پرسید که این طرح از خودتان است یا از جانب خدا؟ پیامبر فرمود چیزی که گفتم وحی نیست. لذا سعد گفت ما می‌جنگیم و به زور به کسی خرما نمی‌دهیم.

علت اینکه پیامبر می‌خواست با اعطای خرما دشمن را منصرف کند، این بود که جمعیت مشرکین خیلی زیاد بود و پیامبر نمی‌خواست بعدها مردم مدینه بگویند که وجود پیامبر باعث کشتار ما و سختی و فشار بر روی ما شد. حالا که خود انصار راضی به جنگ می‌شوند، دیگر این مشکل حل می‌شود. ضمن اینکه تمام کارهای پیامبر حکیمانه بود؛ با پیشنهادی که علناً به کفار دادند، در میان آن‌ها تفرقه و تزلزل ایجاد کردند و آنچه هم بین اصحابشان مطرح شد، مخفیانه بود.

 

نمونۀ سوم: بعد از غدیر

بعد از غدیر کسی پیش پیامبر آمد و گفت این‌ها که در مورد علی گفتی از خودت بود یا از خدا؟ پیامبر فرمود آنچه گفتم از طرف خدا بود. او هم گفت خدایا اگر این مطلب حق است، بر من عذاب نازل کن و عذاب هم آمد و او مُرد.

معنی نصیحت در حدیث شریف نبوی

پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در حدیثی فرمودند که دل  مؤمن از سه چیز خالی نیست و یکی از آن‌ها عبارت است از: «النصیحة لائمة المسلمین». مقصود از ائمۀ مسلمین در این حدیث امامان معصوم هستند و معنی نصیحت، انتقاد نیست! معنی نصیحت، خیرخواهی به همراه فرمانبرداری است.

درکتاب‌های تاریخی آمده که  مقداد برخاست و گفت ای رسول خدا ما سخن یاران #موسی را به شما نمی‌زنیم (یاران موسی به ایشان گفتند که تو خود با خدایت به جنگ بروید و ما همین جا می‌نشینیم) ما می‌گوییم به میدان برو و ما پشت سرت هستیم. پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم هم برای مقداد دعا کرد. مقداد ایمان داشت که این حرف را زد.

 در جنگ  خندق  امیرالمؤمنین علیه‌السلام سه بار داوطلب مبارزه با  عمرو شدند و پیامبر بار اول و دوم اجازه ندادند و بار سوم اجازه دادند. چرا پیامبر همان ابتدا اجازه ندادند؟ برای اینکه بعداً نگویند که ما هم می‌خواستیم برویم و بجنگیم اما علی خودش را جلو انداخت.

 

 قدیم فکر می‌کردم که امیرالمؤمنین در تمام جنگ‌ها حریف را با یک ضربت از پای در می‌آوردند بجز جنگ خندق و در مصاف با عمرو. اما در تحقیقات جدید فهمیدم که در این جنگ هم حضرت با یک ضربت عمرو را از پای در آوردند.

 اگر کسی در جنگ کسی را می‌کشت می‌توانست هماورد جنگی او را برای خودش بردارد؛ بر خلاف سایر غنائم جنگی که باید توسط پیامبر تقسیم می‌شد، ولی امیرالمؤمنین تن عمرو را لخت نکرد و زرۀ او را از تنش بیرون نیاورد. وقتی خواهر عمرو بر بالین وی حاضر شد و این صحنه را دید، گفت بر تو نمی‌گریم؛ چون یک مرد تو را کشته‌است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

متن روایت را از کتاب امالی شیخ صدوق منتشر می کند.

قَالَ الرِّضَا (ع) مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما

امام رضا(ع) فرمود: هرکس چاره و راهی برای جبران گناهان خود ندارد، بسیار بر محمد و آل او صلوات بفرستد؛ چراکه صلوات گناهان را نابود می کند.

 

پی نوشت:

امالی شیخ صدوق، ص73

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

ابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می‌گوید:

در یکی از سال‌ها، به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم، شاید امام زمان(عج) را ببینم؛ اما ملاقات ایشان قسمت ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم؛ انجام مناسک حج را شروع کردم، ولی همچنان در فکر بودم. در یک لحظه که در مقابل کعبه ایستاده بودم، احساس کردم درب خانه باز شد؛ شخصی را دیدم که به سویم می‌آید،‌ من هم به طرفش رفتم، پس از پرسیدن مقصد من و از احوال آقای خصیبی، از من پرسید: «ابن مهزیار را می‌شناسی؟» گفتم: «خودم هستم.» سپس از انگشتر امام حسن عسکری(ع) که پس از پدرم در دست من بود پرسید؛ انگشتر را به او نشان دادم.

بعد از آن پرسید: «چه کار داشتی؟» گفتم: «به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است». فرمود: «امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان(عج) شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می‌بینیم»

سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد، با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه‌ای در طائف رسیدیم، آن شخص پیش از من وارد خیمه‌ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادن؛ وارد شدم و خیمه‌ای دیدم که از گوشه آن نور می‌درخشید؛ به عنوان امام، او را مخاطب ساخته و سلام کردم. آن حضرت خطاب فرمود: «یا اباالحسن! قد کنا نتوقعک لیلا و نهارا ، فما الذی ابطا بک علینا؟»، «ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟»، عرض کردم: «ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند».

آن حضرت با تعجبی همراه با پرسش فرمود: «کسی را نیافتی که راهنمایی‌ات کند!؟» سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود: «نه! راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست بلکه شما به مال اندوزی روی آورده‌اید، در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده‌اید، صله رحم را ترک نموده‌اید؛ پس دیگر چه عذری دارید؟»، عرض کردم: «توبه کردم، توبه؛ بازگشتم، بازگشتم».

 سپس حضرت مهدی(عج) خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: «ای پسر مهزیار! اگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمی‌کردند، کلیه انسان‌ها گرفتار می‌شدند و کردارشان آنها را هلاک می‌کرد.» (اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.)

 در قسمتی از دعای امام زمان(عج) برای بخشیده شدن گناهان شیعیان آمده است:

پروردگارا شیعیان ما از پرتو وجود ما و باقی مانده سرشت ما خلق شده اند، اما همین شیعیان به خاطر مغرور شدن به دوستی با ما و داشتن ولایت و از روی بی توجهی گرفتار گناهان بسیاری گشته اند؛ حال اگر گناهانی که آنان انجام داده اند ،جزء گناهانی است که بین تو و آنها باید حل شود، پس به خاطر ما آنها را ببخش و ما هم از آنها راضی هستیم و اما اگر گناهانی که انجام داده اند، حق الناس و جزء گناهانی است که بین خودشان است و باید حق دیگران پرداخت شود برای پرداخت بدهی آنان، از خمسی که در اموال برای ما مقرر کرده ای به عنوان تقاص و تاوان بدهی آنان برداشت کن و به طلب کاران آنها بده. و آن شیعیان را وارد بهشت کن و از آتش جهنم دور ساز و آن ها را با دشمنان ما که گرفتار غضب تو هستند در یک مکان قرار مده.


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام
در یکصدمین جلسه حلقه شعر آیینی فرات در حسینیه سادات ؛ استاد حاج غلامرضا سازگار به بازگویی رویای یکی از علما  و توصیه محتشم به استاد سازگار در این رویا پرداخت. در ادامه فیلم سخنان استاد سازگار را ببینید.
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام داود مهدوی‌زادگان عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در کانال شخصی‌اش یادداشتی را با عنوان «انتخاب شرافتمندانه» نوشت که در ادامه می‌آید:

*انتخاب شرافتمندانه

اخیراً برخی قلم به دستان و رسانه‌های غوغاسالار ضد انقلاب با علم کردن فیلمی از مجلس خبرگان مورخ 14 خرداد 1368 به خیال آنکه کشف جدیدی کرده‌اند، هوچی‌گری علیه نظام اسلامی به راه انداختند. لذا برای روشنگری موضوع،  چند نکته را اشاره می‌کنم:

1-قبل از هر چیز، باید خود و منتقد نظام را به تقوای الهی و ترس از روز جزا فرا خواند. انصاف نیست که در تحلیل مسایل، حب و بغض‌ها را دخالت دهیم و بی‌پروایانه نسبت‌های ناروا علیه افرادی که نمی‌پسندیم بدهیم. جمعی از مردان خدا و آگاه به شریعت الهی در آن روز سرنوشت‌ساز، حسب تکلیف شرعی و قانونی گرد آمده بودند تا مسأله جانشینی را به سر انجامی که مرضی خدا و ملت باشد، برسانند و بحمدالله به نیکی انجام شد. اما عده‌ای از روی بغض و کین، آن بزرگان را به تدلیس و بی‌قانونی و نان به نرخ روز خوری و معصیت کاری متهم می‌کنند. مگر این بزرگان همان کسانی نبودند که آقای منتظری را به سمت قائم‌مقامی برگزیدند، حال چگونه است که به یک باره هم آن‌ها معصیت کار شدند؟

مضافاً اینکه در التزام اخلاقی، شرعی و قانونی اعضای خبرگان همین بس که مرحوم آیت‌الله مشکینی قبل از تعیین رهبر، دو اشکال قانونی را طرح می‌کند و تأکید دارد تا این دو اشکال رفع نشود، نمی‌توان رهبر تعیین کرد. لذا بعد آنکه دو راه‌حل (پذیرش استعفا و صلاحیت بالقوه رهبر ) توسط ایشان ذکر شد و خبرگان آن دو راه را تایید کردند ، فرآیند انتخاب جانشین انجام شد. بر این اساس، چرا عده‌ای معاند از روی بی‌تقوایی، خبرگان محترم را به بی‌اخلاقی و نان به نرخ روزخوری متهم می‌کنند؟

2- خبرگان رهبری طبق اصل یکصد و هفتم قانون اساسی صرفاً مرجع تعیین رهبری هستند و هیچ شان ولایت و قانون‌گزاری ندارند. لذا فرامین و تصمیمات ولی فقیه نسبت به خبرگان رهبری محکم و لازم الاتباع است. چنان که بعد رسول‌الله، شورای اهل حل و عقد فقط خلیفه را تعیین می‌کرد و بعد آن خود شورا تابع فرامین خلیفه بود. در نظام‌های مدرن نیز مردم فردی را برای تبعیت کردن از او انتخاب می کنند. از این رو، هر گونه تصمیمی از سوی خبرگان رهبری به غیر تعیین جانشین رهبری (ولو فرض) می‌بایست به تأیید ولی‌فقیه برسد.

3- قانون اساسی هیچ بحثی از تعیین قائم‌مقام یا جانشین در زمان حیات رهبر به میان نیاورده است. اساساً منصبی با عنوان قائم‌مقام رهبری در قانون اساسی جمهوری اسلامی منظور نشده است. با وصف این، خبرگان رهبری در سال 1364 آیت‌الله منتظری را به عنوان قائم‌مقام رهبری انتخاب کردند. این در حالی است که آقای منتظری در آن زمان نه مرجع بود و نه نزد مردم به عنوان فقیه جامع الشرایط شناخته شده بود. شهرت وی به عنوان مرجعیت به واسطه نفوذ سیاسی و دستگاه تبلیغی حامیان وی بوده است. امام خمینی(ره) با وجود علم به عدم صلاحیت ایشان برای چنین منصبی، بر انتخاب خبرگان احترام گذاشت و مخالفتی با آن نکرد. لیکن امام(ره) با شناخت عمیق‌تری که از نفوذ منافقین و لیبرال‌ها از طریق آقای منتظری که خطری برای آینده انقلاب و نظام به شمار می‌رفت، پیدا کرده بود، به ادامه این روند خاتمه داد و ایشان را از منصب قائم‌مقامی عزل کرد و از وی خواست فقط به درس و بحث علمی مشغول شود. بدین ترتیب، ولی‌فقیه اقدام ناصواب خبرگان رهبری را مدبرانه اصلاح کرد.

4- اگر ناصواب بودن انتخاب آقای منتظری را برای منصبی که در قانون اساسی نیامده پذیرفته باشیم؛ نباید عزل وی توسط رهبری غیر قانونی باشد. بلکه اقدام وی قانونی بود. امام خمینی(ره) می‌بایست همان روز تصویب، با آن مخالفت می‌کرد ولی ایشان به دلیل شرایط خاص زمان جنگ، کار عزل را به عقب انداخت. به هر حال، مگر نه این است که جلوی ضرر را هر وقت بگیریم، منفعت است. امام خمینی(ره) هم به این اصل عقلایی عمل کردند.

بنابراین، شبهه‌ای که مرحوم آیت‌الله مشکینی در آن روز طرح کرد مبنی بر عدم پذیرش استعفا آقای منتظری از سوی خبرگان، مردود است. وقتی انتخاب، اشتباه بوده است، قبول استعفا به طریق اولی ناصواب بود. لذا آن قبول استعفا نود ثانیه‌ای هم کار اضافی بود.

5-وقتی ولی فقیه مجتهدی را برای امر ولایت، فاقد صلاحیت تشخیص می‌دهد؛ به معنای آن است که آن مجتهد فاقد صلاحیت افتا هم هست. زیرا عمل افتا، بخشی از امر ولایت است. به همین دلیل است که امام خمینی(ره) از آقای منتظری می‌خواهد که در قم به درس و بحث مشغول شود. ولی متأسفانه ایشان به فرمایش استاد و ولی فقیه زمان خود، امتثال امر نکرد.

6- متأسفانه خیلی وقت‌ها، حب و بغض‌ها مانع می‌شود که باورهای علمی خود را در تحلیل متن به کار ببریم. فرضاً باورمان این است که باید متن را در زمینه متن مطالعه کرد. با وصف این، در مثل فیلم منتشره خبرگان، اینگونه عمل نشده است. منتقدین مغرض برای این فیلم زمینه‌ای کاذب ساخته بر اساس آن، فیلم را تحلیل کردند. زمینه ساختگی فیلم آن است که خبرگان آن روز افرادی بی‌اخلاق، نان به نرخ روز خور و قدرت‌طلب و معصیت‌کار بودند. طبیعی است که هر خواننده‌ای با این زمینه ساختگی، تحلیل‌های مغرضانه را به سادگی باور می‌کند.

اگر کسی سال 68 را به خاطر بیاورد، خوب می‌داند که تصور همگان بر این بود که آیت‌الله سید علی خامنه‌ای حفظه الله قصدشان بعد اتمام دوره ریاست جمهوری در آن سال، مهاجرت به قم و ادامه تدریس علوم حوزوی بود. از سوی دیگر، خبرگان رهبری بعد رحلت امام خمینی(ره) با شرایط غیر منتظره روبرو شدند. زیرا از طرفی با عزل آقای منتظری  مواجه بودند و از طرف دیگر، برداشت غالب این بود که از میان مراجع موجود فردی که بتواند در مقام ولایت و رهبری قرار گیرد، موجود نیست. یک دلیل آن معمر بودن مراجع عظام آن زمان است. دلیل دیگر، طرح شبهه دوم مرحوم آیت‌الله مشکینی(صلاحیت بالقوه) است. لذا شرایط خیلی سختی برای خبرگان پیش آمده بود.

لیکن با توجه به اینکه سران قوا از حضرت امام(ره)، صلاحیت آقای خامنه‌ای برای رهبری را شنیده بودند و در مجلس بدان شهادت دادند، راه برأی عبور از این مشکل هموار گشت و خبرگان با توجه به شناختی که از اجتهاد و خبرویت آقای خامنه‌ای داشتند، ایشان را برای امر ولایت فقیه برگزیدند. در سال نود و دو، دختر امام(ره)، سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی طی نامه‌ای به رهبری برای درخواست تجدید نظر شورای نگهبان در رد صلاحیت آقای هاشمی، به این نکته اذعان کرد که امام(ره) مکرر بر صلاحیت آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری سخن گفته است.

بدین ترتیب، در انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای برای منصب ولایت، حجت بر خبرگان تمام بود. با وصف این، خبرگان علیرغم انتخاب قانونی و شرعی‌شان، احتیاط را از نظر دور نداشته تا تصویب متن بازنگری شده قانون اساسی، انتخاب خود را موقت خواندند و بعد رأی ملت به متن اصلاح شده، خبرگان طی اجلاسیه‌ای انتخاب خود را دائمی اعلام کردند.

7- قانون اساسی درباره شرایط غیر منتظره ساکت است. یعنی اگر شرایط به گونه‌ای است که مراجع موجود صلاحیت انتخاب شدن برای رهبری یا شورای رهبری را نداشته باشند، قانون اساسی توصیه‌ای نکرده است. در این حالت، به بنای عقلا رجوع می‌شود. بنای عقلا هم بر انتخاب رهبر از میان واجدین شرایط بالقوه است. چنان که خبرگان به همین اصل عقلایی عمل کردند. بنابراین، به انتظار تصویب اصلاح قانون اساسی نشستن لزومی نداشت.

8- رأی امام بر صلاحیت رهبری آقای خامنه‌ای از باب شهادت نیست، بلکه از باب امر ولایی بوده است. به ویژه که امام(ره) این رأی را بعد عزل آقای منتظری طرح کرد. سران قوا از امام(ره) سؤال می‌کنند که اکنون با عزل آقای منتظری چه کسی صلاحیت دارد؟ امام(ره) می‌فرماید: آقای خامنه‌ای(حسب شهادت آقای هاشمی در مجلس خبرگان). طبق تحقیق، اوامر ارشادی امام(ره) در بسیاری از موارد، مولوی است. حتی اگر بین شهادت و امر ولایی شک کنیم، اصل بر مولوی بودن قول امام(ره) است نه شهادت. زیرا مقام ولایی امام بر شهادت عادل، حکومت دارد و خطابات ایشان حمل بر امر ولایی می‌شود.

9- آیا اعلام موقت بودن انتخاب خبرگان به ملت، ضرورت داشت؟ منتقد معاند گمان کرده با بیان این مسأله، خبط بزرگی را کشف کرده است و به این واسطه، بی‌پروایانه خبرگان متخلق به اخلاق الله را به تدلیس متهم کرده است.  حال آنکه نه فقط اعلام این موضوع ضرورت نداشت بلکه خبرگان به درستی ضرورت عدم اعلام را تشخیص دادند. فرضاً اگر موقت بودن را به مردم اعلام می‌کردند، تغییری در حس و حال مردم پیش نمی‌آمد و همان مردم این احتمال را می‌دادند که به احتمال زیاد همین انتخاب موقت، دائمی خواهد شد. لیکن اعلام عمومی انتخاب موقت، خلاف مصلحت نظام بود. زیرا با اعلام این امر، نظام سیاسی تا زمان تعیین رهبر دائمی متزلزل باقی می‌ماند و تزلزل در امر حکمرانی پیامدهای غیر قابل جبرانی دارد. پس، خوب است که منتقد مغرض، قدری این احتمال را می‌داد که ممکن است رأی خبرگان به عدم اعلام موقت بودن انتخاب بر اساس تشخیص مصلحت نظام بوده است و نه به خاطر نان به نرخ روز خوردن.

10-منتقد مغرض، نطق آیت‌الله خامنه‌ای در صحن مجلس خبرگان را دستاویزی برای غیر قانونی بودن انتخاب رهبری قرار داده است. آقای خامنه‌ای در این نطق تاریخی با انتخاب شدنش به عنوان ولی فقیه از دو جهت مخالفت کرده است. وجه اول آن شخصی است. ایشان خود را لایق چنین مقامی نمی‌دانستند. وجه دوم، قانون است. زیرا خود را مرجع فعلی و شانی نمی‌دانستند. لیکن خبرگان به درستی با هر دو وجه مخالفت کردند.

اما وجه اول، طبیعی است که به دلیل تواضع ایشان پذیرفتنی نباشد. فرضاً هم که از روی تواضع نباشد، ولی می‌تواند رأی ایشان نسبت به خود برأی خبرگان حجیت نداشته باشد. خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که فردی در انجام کاری خود را لایق نمی‌داند ولی اهل خبره او را لایق می‌دانند و از قضا لیاقت او ثابت می‌شود. چنان که آیت‌الله خامنه‌ای لیاقت رهبری خود را بر همگان - الا بر معاندان انقلاب و نظام -  ثابت کردند.

اما وجه دوم به این دلیل از سوی خبرگان پذیرفتنی نبود که بحثش را پیش از انتخاب رهبر انجام دادند. در واقع، نطق آقای خامنه‌ای تکرار اشکال قانونی بود که پیشتر مرحوم آیت‌الله مشکینی طرح کرده بود و رفع شد. بنابراین، هیچ وجهی برأی پذیرفتن عذر آقای خامنه‌ای برای قبول منصب ولایت، از سوی خبرگان باقی نمانده بود. نکته مهم در این نطق تاریخی آن است که ایشان اجتهاد خود را نفی نکرد بلکه مرجع فعلی و شانی بودن و نیز عدم حجیت و نفوذ کلمه خود بر برخی خبرگان مانند آیت‌الله آذری قمی را انکار کرده بود. ولی منتقد مغرض به دروغ گفته است که ایشان مجتهد بودن خود را نفی کرده است. اما در همان مجلس، مرحوم آیت‌الله آذری قمی اذعان به تبعیت از ایشان کرد. در اینجا بخشی از آن نطق تاریخی را می‌آورم:

«حالا غیر از اینکه خود من حقیقتاً لایق این مقام نیستم و این را بنده می‌دانم و شاید آقایان هم می‌دانید، اصلاً از لحاظ فنی اشکال پیدا می‌کند این قضیه[رهبر شدن من]، رهبری[من]، رهبری صوری خواهد بود نه رهبری واقعی. خوب، من نه از لحاظ قانون اساسی و نه از لحاظ شرعی برأی بسیاری از آقایان حرفم حجیت حرف رهبر را ندارد. این چه رهبری خواهد بود؟ [اشکال برخی حاضران] اجازه بفرمائید! قانون اساسی که می‌گوید مرجع، حالا یا مرجع شأنی یا مرجع فعلی، آنکه حالا هیچی. از لحاظ شرعی هم، حجیت قول رهبر در صورتی است که آن کسی که می‌خواهد به حرف او[رهبر] عمل کند او[رهبر] را فقیه و صاحب نظر در امور دین بداند، خوب الان در همین جلسه چند نفر از آقایان آمدند صحبت کردند و تصریح کردند که بنده صاحبنظر [در أمور فقهی] نیستم… این دیگر ولایت فقیه نیست. ولایت عدول مومنین است».

11- برخی از اهل نظر در پاسخ به این سؤال که آیا اعتقاد خود شخص به لیاقت خویش، شرط جواز تصدی است؟ چنین نظر داده‌اند که «این مساله در فقه در بحث قضا مطرح شده است. امام خمینی در تحریر الوسیله فرموده‌اند: کسی که خود را واجد شرأیط و شایسته نمی‌داند: «حرم علیه تصدیه و ان اعتقد الناس اهلیته» یعنی بر او حرام است که حکومت و قضاوت را بر عهده گیرد، هر چند مردم او را لایق بدانند». لیکن این ایراد وارد نیست. زیرا این رأی امام(ره) مربوط به مقلدین است و نه فردی که خود مجتهد است. بله رأی امام خمینی از باب ولایت فقیه متبع است. لکن رأی امام(ره) از این باب بر صلاحیت ایشان برای منصب ولایت است و البته از این باب، آقای خامنه‌ای مکلف به تبعیت بود.

12- نکته آخر در تحلیل طرح این موضوع است. این فیلم توسط بی بی سی فارسی در زمانی منتشر شد که اغتشاشات خیابانی توسط قلیلی از افراد معاند با انقلاب و نظام اسلامی در ایران به راه افتاده بود. این همزمانی گمانه عملیات سازماندهی شده ضد انقلاب را تقویت می‌کند. آشوبگران خیابانی از یک سو و منتقدان معاند به همراه رسانه سلطه جهانی استکبار در دو عرصه میدانی و روانی وارد عمل شدند تا بسیج توده‌ای را به دنبال خود بکشند. لیکن این توطئه به فضل الهی نافرجام ماند. به هر روی، ما امیدواریم که منتقدان نظام ولایت از سر انصاف و امانت سخن بگویند.

زهی فضل فروشان منصف نما

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ(قصص/83)


منبع:فارسحجت‌الاسلام داود مهدوی‌زادگان عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در کانال شخصی‌اش یادداشتی را با عنوان «انتخاب شرافتمندانه» نوشت که در ادامه می‌آید:

*انتخاب شرافتمندانه

اخیراً برخی قلم به دستان و رسانه‌های غوغاسالار ضد انقلاب با علم کردن فیلمی از مجلس خبرگان مورخ 14 خرداد 1368 به خیال آنکه کشف جدیدی کرده‌اند، هوچی‌گری علیه نظام اسلامی به راه انداختند. لذا برای روشنگری موضوع،  چند نکته را اشاره می‌کنم:

1-قبل از هر چیز، باید خود و منتقد نظام را به تقوای الهی و ترس از روز جزا فرا خواند. انصاف نیست که در تحلیل مسایل، حب و بغض‌ها را دخالت دهیم و بی‌پروایانه نسبت‌های ناروا علیه افرادی که نمی‌پسندیم بدهیم. جمعی از مردان خدا و آگاه به شریعت الهی در آن روز سرنوشت‌ساز، حسب تکلیف شرعی و قانونی گرد آمده بودند تا مسأله جانشینی را به سر انجامی که مرضی خدا و ملت باشد، برسانند و بحمدالله به نیکی انجام شد. اما عده‌ای از روی بغض و کین، آن بزرگان را به تدلیس و بی‌قانونی و نان به نرخ روز خوری و معصیت کاری متهم می‌کنند. مگر این بزرگان همان کسانی نبودند که آقای منتظری را به سمت قائم‌مقامی برگزیدند، حال چگونه است که به یک باره هم آن‌ها معصیت کار شدند؟

مضافاً اینکه در التزام اخلاقی، شرعی و قانونی اعضای خبرگان همین بس که مرحوم آیت‌الله مشکینی قبل از تعیین رهبر، دو اشکال قانونی را طرح می‌کند و تأکید دارد تا این دو اشکال رفع نشود، نمی‌توان رهبر تعیین کرد. لذا بعد آنکه دو راه‌حل (پذیرش استعفا و صلاحیت بالقوه رهبر ) توسط ایشان ذکر شد و خبرگان آن دو راه را تایید کردند ، فرآیند انتخاب جانشین انجام شد. بر این اساس، چرا عده‌ای معاند از روی بی‌تقوایی، خبرگان محترم را به بی‌اخلاقی و نان به نرخ روزخوری متهم می‌کنند؟

2- خبرگان رهبری طبق اصل یکصد و هفتم قانون اساسی صرفاً مرجع تعیین رهبری هستند و هیچ شان ولایت و قانون‌گزاری ندارند. لذا فرامین و تصمیمات ولی فقیه نسبت به خبرگان رهبری محکم و لازم الاتباع است. چنان که بعد رسول‌الله، شورای اهل حل و عقد فقط خلیفه را تعیین می‌کرد و بعد آن خود شورا تابع فرامین خلیفه بود. در نظام‌های مدرن نیز مردم فردی را برای تبعیت کردن از او انتخاب می کنند. از این رو، هر گونه تصمیمی از سوی خبرگان رهبری به غیر تعیین جانشین رهبری (ولو فرض) می‌بایست به تأیید ولی‌فقیه برسد.

3- قانون اساسی هیچ بحثی از تعیین قائم‌مقام یا جانشین در زمان حیات رهبر به میان نیاورده است. اساساً منصبی با عنوان قائم‌مقام رهبری در قانون اساسی جمهوری اسلامی منظور نشده است. با وصف این، خبرگان رهبری در سال 1364 آیت‌الله منتظری را به عنوان قائم‌مقام رهبری انتخاب کردند. این در حالی است که آقای منتظری در آن زمان نه مرجع بود و نه نزد مردم به عنوان فقیه جامع الشرایط شناخته شده بود. شهرت وی به عنوان مرجعیت به واسطه نفوذ سیاسی و دستگاه تبلیغی حامیان وی بوده است. امام خمینی(ره) با وجود علم به عدم صلاحیت ایشان برای چنین منصبی، بر انتخاب خبرگان احترام گذاشت و مخالفتی با آن نکرد. لیکن امام(ره) با شناخت عمیق‌تری که از نفوذ منافقین و لیبرال‌ها از طریق آقای منتظری که خطری برای آینده انقلاب و نظام به شمار می‌رفت، پیدا کرده بود، به ادامه این روند خاتمه داد و ایشان را از منصب قائم‌مقامی عزل کرد و از وی خواست فقط به درس و بحث علمی مشغول شود. بدین ترتیب، ولی‌فقیه اقدام ناصواب خبرگان رهبری را مدبرانه اصلاح کرد.

4- اگر ناصواب بودن انتخاب آقای منتظری را برای منصبی که در قانون اساسی نیامده پذیرفته باشیم؛ نباید عزل وی توسط رهبری غیر قانونی باشد. بلکه اقدام وی قانونی بود. امام خمینی(ره) می‌بایست همان روز تصویب، با آن مخالفت می‌کرد ولی ایشان به دلیل شرایط خاص زمان جنگ، کار عزل را به عقب انداخت. به هر حال، مگر نه این است که جلوی ضرر را هر وقت بگیریم، منفعت است. امام خمینی(ره) هم به این اصل عقلایی عمل کردند.

بنابراین، شبهه‌ای که مرحوم آیت‌الله مشکینی در آن روز طرح کرد مبنی بر عدم پذیرش استعفا آقای منتظری از سوی خبرگان، مردود است. وقتی انتخاب، اشتباه بوده است، قبول استعفا به طریق اولی ناصواب بود. لذا آن قبول استعفا نود ثانیه‌ای هم کار اضافی بود.

5-وقتی ولی فقیه مجتهدی را برای امر ولایت، فاقد صلاحیت تشخیص می‌دهد؛ به معنای آن است که آن مجتهد فاقد صلاحیت افتا هم هست. زیرا عمل افتا، بخشی از امر ولایت است. به همین دلیل است که امام خمینی(ره) از آقای منتظری می‌خواهد که در قم به درس و بحث مشغول شود. ولی متأسفانه ایشان به فرمایش استاد و ولی فقیه زمان خود، امتثال امر نکرد.

6- متأسفانه خیلی وقت‌ها، حب و بغض‌ها مانع می‌شود که باورهای علمی خود را در تحلیل متن به کار ببریم. فرضاً باورمان این است که باید متن را در زمینه متن مطالعه کرد. با وصف این، در مثل فیلم منتشره خبرگان، اینگونه عمل نشده است. منتقدین مغرض برای این فیلم زمینه‌ای کاذب ساخته بر اساس آن، فیلم را تحلیل کردند. زمینه ساختگی فیلم آن است که خبرگان آن روز افرادی بی‌اخلاق، نان به نرخ روز خور و قدرت‌طلب و معصیت‌کار بودند. طبیعی است که هر خواننده‌ای با این زمینه ساختگی، تحلیل‌های مغرضانه را به سادگی باور می‌کند.

اگر کسی سال 68 را به خاطر بیاورد، خوب می‌داند که تصور همگان بر این بود که آیت‌الله سید علی خامنه‌ای حفظه الله قصدشان بعد اتمام دوره ریاست جمهوری در آن سال، مهاجرت به قم و ادامه تدریس علوم حوزوی بود. از سوی دیگر، خبرگان رهبری بعد رحلت امام خمینی(ره) با شرایط غیر منتظره روبرو شدند. زیرا از طرفی با عزل آقای منتظری  مواجه بودند و از طرف دیگر، برداشت غالب این بود که از میان مراجع موجود فردی که بتواند در مقام ولایت و رهبری قرار گیرد، موجود نیست. یک دلیل آن معمر بودن مراجع عظام آن زمان است. دلیل دیگر، طرح شبهه دوم مرحوم آیت‌الله مشکینی(صلاحیت بالقوه) است. لذا شرایط خیلی سختی برای خبرگان پیش آمده بود.

لیکن با توجه به اینکه سران قوا از حضرت امام(ره)، صلاحیت آقای خامنه‌ای برای رهبری را شنیده بودند و در مجلس بدان شهادت دادند، راه برأی عبور از این مشکل هموار گشت و خبرگان با توجه به شناختی که از اجتهاد و خبرویت آقای خامنه‌ای داشتند، ایشان را برای امر ولایت فقیه برگزیدند. در سال نود و دو، دختر امام(ره)، سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی طی نامه‌ای به رهبری برای درخواست تجدید نظر شورای نگهبان در رد صلاحیت آقای هاشمی، به این نکته اذعان کرد که امام(ره) مکرر بر صلاحیت آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری سخن گفته است.

بدین ترتیب، در انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای برای منصب ولایت، حجت بر خبرگان تمام بود. با وصف این، خبرگان علیرغم انتخاب قانونی و شرعی‌شان، احتیاط را از نظر دور نداشته تا تصویب متن بازنگری شده قانون اساسی، انتخاب خود را موقت خواندند و بعد رأی ملت به متن اصلاح شده، خبرگان طی اجلاسیه‌ای انتخاب خود را دائمی اعلام کردند.

7- قانون اساسی درباره شرایط غیر منتظره ساکت است. یعنی اگر شرایط به گونه‌ای است که مراجع موجود صلاحیت انتخاب شدن برای رهبری یا شورای رهبری را نداشته باشند، قانون اساسی توصیه‌ای نکرده است. در این حالت، به بنای عقلا رجوع می‌شود. بنای عقلا هم بر انتخاب رهبر از میان واجدین شرایط بالقوه است. چنان که خبرگان به همین اصل عقلایی عمل کردند. بنابراین، به انتظار تصویب اصلاح قانون اساسی نشستن لزومی نداشت.

8- رأی امام بر صلاحیت رهبری آقای خامنه‌ای از باب شهادت نیست، بلکه از باب امر ولایی بوده است. به ویژه که امام(ره) این رأی را بعد عزل آقای منتظری طرح کرد. سران قوا از امام(ره) سؤال می‌کنند که اکنون با عزل آقای منتظری چه کسی صلاحیت دارد؟ امام(ره) می‌فرماید: آقای خامنه‌ای(حسب شهادت آقای هاشمی در مجلس خبرگان). طبق تحقیق، اوامر ارشادی امام(ره) در بسیاری از موارد، مولوی است. حتی اگر بین شهادت و امر ولایی شک کنیم، اصل بر مولوی بودن قول امام(ره) است نه شهادت. زیرا مقام ولایی امام بر شهادت عادل، حکومت دارد و خطابات ایشان حمل بر امر ولایی می‌شود.

9- آیا اعلام موقت بودن انتخاب خبرگان به ملت، ضرورت داشت؟ منتقد معاند گمان کرده با بیان این مسأله، خبط بزرگی را کشف کرده است و به این واسطه، بی‌پروایانه خبرگان متخلق به اخلاق الله را به تدلیس متهم کرده است.  حال آنکه نه فقط اعلام این موضوع ضرورت نداشت بلکه خبرگان به درستی ضرورت عدم اعلام را تشخیص دادند. فرضاً اگر موقت بودن را به مردم اعلام می‌کردند، تغییری در حس و حال مردم پیش نمی‌آمد و همان مردم این احتمال را می‌دادند که به احتمال زیاد همین انتخاب موقت، دائمی خواهد شد. لیکن اعلام عمومی انتخاب موقت، خلاف مصلحت نظام بود. زیرا با اعلام این امر، نظام سیاسی تا زمان تعیین رهبر دائمی متزلزل باقی می‌ماند و تزلزل در امر حکمرانی پیامدهای غیر قابل جبرانی دارد. پس، خوب است که منتقد مغرض، قدری این احتمال را می‌داد که ممکن است رأی خبرگان به عدم اعلام موقت بودن انتخاب بر اساس تشخیص مصلحت نظام بوده است و نه به خاطر نان به نرخ روز خوردن.

10-منتقد مغرض، نطق آیت‌الله خامنه‌ای در صحن مجلس خبرگان را دستاویزی برای غیر قانونی بودن انتخاب رهبری قرار داده است. آقای خامنه‌ای در این نطق تاریخی با انتخاب شدنش به عنوان ولی فقیه از دو جهت مخالفت کرده است. وجه اول آن شخصی است. ایشان خود را لایق چنین مقامی نمی‌دانستند. وجه دوم، قانون است. زیرا خود را مرجع فعلی و شانی نمی‌دانستند. لیکن خبرگان به درستی با هر دو وجه مخالفت کردند.

اما وجه اول، طبیعی است که به دلیل تواضع ایشان پذیرفتنی نباشد. فرضاً هم که از روی تواضع نباشد، ولی می‌تواند رأی ایشان نسبت به خود برأی خبرگان حجیت نداشته باشد. خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که فردی در انجام کاری خود را لایق نمی‌داند ولی اهل خبره او را لایق می‌دانند و از قضا لیاقت او ثابت می‌شود. چنان که آیت‌الله خامنه‌ای لیاقت رهبری خود را بر همگان - الا بر معاندان انقلاب و نظام -  ثابت کردند.

اما وجه دوم به این دلیل از سوی خبرگان پذیرفتنی نبود که بحثش را پیش از انتخاب رهبر انجام دادند. در واقع، نطق آقای خامنه‌ای تکرار اشکال قانونی بود که پیشتر مرحوم آیت‌الله مشکینی طرح کرده بود و رفع شد. بنابراین، هیچ وجهی برأی پذیرفتن عذر آقای خامنه‌ای برای قبول منصب ولایت، از سوی خبرگان باقی نمانده بود. نکته مهم در این نطق تاریخی آن است که ایشان اجتهاد خود را نفی نکرد بلکه مرجع فعلی و شانی بودن و نیز عدم حجیت و نفوذ کلمه خود بر برخی خبرگان مانند آیت‌الله آذری قمی را انکار کرده بود. ولی منتقد مغرض به دروغ گفته است که ایشان مجتهد بودن خود را نفی کرده است. اما در همان مجلس، مرحوم آیت‌الله آذری قمی اذعان به تبعیت از ایشان کرد. در اینجا بخشی از آن نطق تاریخی را می‌آورم:

«حالا غیر از اینکه خود من حقیقتاً لایق این مقام نیستم و این را بنده می‌دانم و شاید آقایان هم می‌دانید، اصلاً از لحاظ فنی اشکال پیدا می‌کند این قضیه[رهبر شدن من]، رهبری[من]، رهبری صوری خواهد بود نه رهبری واقعی. خوب، من نه از لحاظ قانون اساسی و نه از لحاظ شرعی برأی بسیاری از آقایان حرفم حجیت حرف رهبر را ندارد. این چه رهبری خواهد بود؟ [اشکال برخی حاضران] اجازه بفرمائید! قانون اساسی که می‌گوید مرجع، حالا یا مرجع شأنی یا مرجع فعلی، آنکه حالا هیچی. از لحاظ شرعی هم، حجیت قول رهبر در صورتی است که آن کسی که می‌خواهد به حرف او[رهبر] عمل کند او[رهبر] را فقیه و صاحب نظر در امور دین بداند، خوب الان در همین جلسه چند نفر از آقایان آمدند صحبت کردند و تصریح کردند که بنده صاحبنظر [در أمور فقهی] نیستم… این دیگر ولایت فقیه نیست. ولایت عدول مومنین است».

11- برخی از اهل نظر در پاسخ به این سؤال که آیا اعتقاد خود شخص به لیاقت خویش، شرط جواز تصدی است؟ چنین نظر داده‌اند که «این مساله در فقه در بحث قضا مطرح شده است. امام خمینی در تحریر الوسیله فرموده‌اند: کسی که خود را واجد شرأیط و شایسته نمی‌داند: «حرم علیه تصدیه و ان اعتقد الناس اهلیته» یعنی بر او حرام است که حکومت و قضاوت را بر عهده گیرد، هر چند مردم او را لایق بدانند». لیکن این ایراد وارد نیست. زیرا این رأی امام(ره) مربوط به مقلدین است و نه فردی که خود مجتهد است. بله رأی امام خمینی از باب ولایت فقیه متبع است. لکن رأی امام(ره) از این باب بر صلاحیت ایشان برای منصب ولایت است و البته از این باب، آقای خامنه‌ای مکلف به تبعیت بود.

12- نکته آخر در تحلیل طرح این موضوع است. این فیلم توسط بی بی سی فارسی در زمانی منتشر شد که اغتشاشات خیابانی توسط قلیلی از افراد معاند با انقلاب و نظام اسلامی در ایران به راه افتاده بود. این همزمانی گمانه عملیات سازماندهی شده ضد انقلاب را تقویت می‌کند. آشوبگران خیابانی از یک سو و منتقدان معاند به همراه رسانه سلطه جهانی استکبار در دو عرصه میدانی و روانی وارد عمل شدند تا بسیج توده‌ای را به دنبال خود بکشند. لیکن این توطئه به فضل الهی نافرجام ماند. به هر روی، ما امیدواریم که منتقدان نظام ولایت از سر انصاف و امانت سخن بگویند.

زهی فضل فروشان منصف نما

تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ(قصص/83)


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

با غرور ناشی از منفعت طلبی خویش گفت که من این ثروتم را با زحمت خود بدست آورده ام حالا بیایم و آن را به این و آن بدهم؟

 

 

عقیق:یکی از اموری که در سرنوشت دنیا و آخرت انسان تاثیر بسزایی دارد، موضوع خوراک و لقمه اوست. قرآن کریم، انسان را توصیه می کند که در انتخاب غذای خود، دقت لازم را داشته باشد.[1] بدون شک تامل کردن انسان در غذا و اقتصاد خویش، بدون توجه به حلال و حرام آن میسر نیست. در این مقاله به بررسی پیامدهای دنیوی و اخروی لقمه حلال خواهیم پرداخت.

منفعت طلبی، پیامد دنیوی اقتصاد نامشروع

شکی نیست که مانع بودن لقمه نامشروع به خاطر این است که انسان چه مستقیم (سرقت و..) و چه غیر مستقیم (خمس و زکات) حقوق بندگان خدا را ضایع نموده است و انسان تا حق بندگان خدا را ادا نکند، گرفتار است و باید در آن دنیا، عواقبش را بپردازد.

یک شاخصه مهم از زندگی انسان های بی مبالات در امر اقتصاد، منفعت طلبی است که سرمنشا خیلی از آسیب های جدی در جامعه است.
می توان گفت که منفعت طلبی و کسب لقمه حرام، مسیر تاریخ را عوض کرد. لقمه حرام، چنان قساوتی در دل لشکریان یزید ایجاد کرده بود که به پسر پیامبر خود رحم نکردند؛ تا جایی که امام به آنها فرمود که به علت خوردن لقمه نامشروع، سخن مرا قبول نکرده و اصرار بر قتل من دارید.[2]
گرچه تا سخن ازلقمه حرامبه میان می آید، ذهن انسان بیشتر به سمت سرقت متمایل می شود؛ اما باید دانست که هرگونه کسب نامشروع، لقمه حرام و اقتصاد ناسالم است و تاثیرات مخرب خودش را دارد؛ از جمله رشوه، که متاسفانه در برخی از ارگان های جامعه به چشم می خورد و عده ای با استفاده از آن، از امتیازات نامتعارف و منفعت های بادآورده وام های کلان استفاده نموده و اقتصادی ناسالم و غیرشفاف را برای جامعه رقم می زنند.
استفاده نامشروع از امکانات بیت المال، یکی دیگر از مصادیق لقمه حراماست، که حتی انسان های پاک را نیز متاسفانه آلوده می کند.
 

لقمه نامشروع و عواقب آخرتی
حضرت علی (علیه السلام) در نامه ای به یکی از کارگزارانش، منفعت طلبی او را بر ملا کرده و به او گوشزد می کند؛ تو که انسان خوبی بودی چرا تا چشمت به پول و مادیات افتاد، قیامت را فراموش کردی و در مسیر استفاده شخصی از اموال بیت المالافتادی؟[3] گرچه مخاطب این نامه حضرت، کارگزاران حکومتی است و آنها بیشتر باید مواظب امور اقتصادی خود باشند؛ اما بدون شک مخاطب خطبه حضرت، تک تک افراد جامعه اسلامی است.[4] کسانی که نسبت به پرداختخمس و زکات بی تفاوت هستند و حق فقیران را از مال خود نمی دهند، خطاب مولی الموحدین علی (علیه السلام) شامل حال آنان است و به فرموده امام صادق (علیه السلام) دزد محسوب می شوند.[5]
کسانی که با وجود تمکن از پرداخت خمس و زکات، نسبت به آن بی تفاوتند، فراموش کرده اند که منفعت طلبی آنها مانند منفعت طلبی قارون زمان پیامبر بزرگ الهی حضرت موسی (علیه السلام) است. وقتی که قوم قارون به او گفتند؛ همانگونه که خدا به تو احسان کرده تو هم به مردم احسان کن[6] او با غرور ناشی از منفعت طلبی خویش گفت که من این ثروتم را با زحمت خود بدست آورده ام[7] حالا بیایم و آن را به فقیران بدهم؟ سخنانی که از برخی افراد بی تفاوت نسبت به خمس و زکات شنیده می شود.
اینک به تاثیر منفی لقمه نامشروع در جهان آخرت خواهیم پرداخت.

روایات زیادی در مورد اثر اخروی لقمه نامشروعوجود دارد. برخی از روایات از مانع بودن لقمه حرام برای تسبیح و شکر خدا و استجابت دعا، خبر می دهند.[8] شکی نیست که مانع بودن لقمه نامشروع به خاطر این است که انسان چه مستقیم (سرقت و..) و چه غیر مستقیم (خمس و زکات) حقوق بندگان خدا را ضایع نموده است و انسان تا حق بندگان خدا را ادا نکند، گرفتار است و باید در آن دنیا، عواقبش را بپردازد.[9] طبق روایت حضرت موسی کاظم (علیه السلام)، حتی انفاق کردناز مال نامشروع، در درگاه خداوند قبول نیست.[10]

تا سخن از لقمه حرام به میان می آید، ذهن انسان بیشتر به سمت سرقت متمایل می شود؛ اما باید دانست که هرگونه کسب نامشروع، لقمه حرام و اقتصاد ناسالم است و تاثیرات مخرب خودش را دارد؛ از جمله رشوه، که متاسفانه در برخی از ارگان های جامعه به چشم می خورد و عده ای با استفاده از آن، از امتیازات نامتعارف و منفعت های بادآورده وام های کلان استفاده نموده و اقتصادی ناسالم و غیرشفاف را برای جامعه رقم می زنند. استفاده نامشروع از امکانات بیت المال، یکی دیگر از مصادیق لقمه حرام است، که حتی انسان های پاک را نیز متاسفانه آلوده می کند.


دسته دیگری از روایات، عذاب های آخرتی مال نامشروع را بیان می کند؛ چنانکه در تفسیر آیه 23 فرقان که اعمال برخی از بندگان را بی ارزش می داند[11] آمده است که اینان علی رغم داشتن اعمال صالح، از کسب لقمه نامشروع پرهیز نمی کردند[12] البته نباید فکر کرد که این افراد با آنکه عمل صالحانجام می داده اند، خدای ناکرده لزوما از مال دیگران سرقت می کرده اند؛ بلکه امکان دارد این گروه از پرداخت خمس و زکات و مانند آن، دریغ می نمودند.

 

سخن آخر

    حرام و اقتصاد ناسالم هم در این دنیا، تبعاتی دارد و هم در جهان آخرت. استفاده ناصحیح از بیت المال مسلمین، و نپرداختن خمس و زکات، از مصادیق لقمه نامشروع هستند.

    پی نوشت:
    1- آیه 24 عبس: «پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد.»
    2- تحف العقول، ص240
    3- بحارالانوار، ج42، ص182
    4- آیه 29 نساء: اى کسانى که ایمان آورده‏ا ید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد.»
    5- الحیاة ، ترجمه احمد آرام، ج‏6 ، ص 364
    6- آیه 77 قصص: «و چنان که خدا با تو نیکى کرده است، نیکى کن.»
    7- آیه 78 قصص:« (قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روى دانشى که در نزد من است (دانش به تورات و کیمیاء و تجارت و کشاورزى) به من داده شده؛ ترجمه مشکینی، ص395
    8- عدة الداعی و نجاح الساعی؛ ص 139
    9- میزان الحکمه ج6، ص 535
    10- «همانا حرام رشد نمی کند و اگر آن را انفاق کند ثوابی ندارد.» الکافی (ط - الإسلامیة) ، ج‏5 ، ص125
    11- آیه 23 فرقان: «و ما به سراغ اعمالى که انجام داده ‏اند رفته، و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا قرار مى ‏دهیم.»
    12- تفسیر نمونه، ج‏15، ص 61 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

رباخوار، گمان نکند با مردم محروم طرف است، بلکه خداوند به حمایت از محرومان برخاسته و از حق آنان دفاع مى‌‏کند و او باید بداند که در این جنگ، در یک طرف او قرار دارد و در طرف دیگر، خداوند.

عقیق:یکی از مواردی که قرآن کریم به صراحتاً درباره آن سخن گفته و مردم را از ارتکاب به آن نهی فرموده، «رباخواری» است. رباخواری از نظر قرآن کریم حرام است و رباخوار با این عمل به جنگ با خدا می‌رود.

امیرالمؤمنین(ع) در این خصوص می‌فرماید: هرکس ربا بخورد خداوند شکم او را از آتش جهنم پر‌می‌کند و به قدر آنچه که از ربا مال بدست آورده اگر در راه خدا انفاق کند خداوند قبول نمی‌کند، همچنین ربا‌خوار همیشه در لعنت خدا و فرشتگان است.

رسول اکرم(ص) می‌فرماید: هرکه ربا بخورد سرانجام او به فقر و بی‌چیزی می‌انجامد؛(نهج‌الفصاحه)

در هشت آیه از آیات قرآن کریم درباره «ربا» سخن گفته شده است که ما بخشی از این آیات را همراه با تفسیر آنها از تفسیر نور حجت‌الاسلام محسن قرائتی برای علاقه‌مندان می‌آوریم:

سوره بقره آیه 278

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الْرِّبَو اْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏»؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! تقواى الهى پیشه کنید و آنچه را از (مطالبات) ربا باقى مانده است، رها کنید، اگر ایمان دارید.

نکته‌ها

در آیات قبل به مفاسد ربا اشاره شد که ربا فرد و جامعه را از تعادل خارج و آشفته مى‌‏کند؛ «یتخبّطه الشیطان» و روشن شد که ربا در حقیقت کم شدن است، نه زیاد شدن؛ «یمحق الربا» اکنون نهى از ربا را صریحاً بیان مى‏‌کند. «ذروا مابقى من الربا» 
در تفاسیرِ مجمع‌البیان، المیزان و مراغى نقل شده است که وقتى آیه تحریم ربا نازل شد، برخى از صحابه همانند خالدبن ولید، عباس و عثمان، از مردم مقدارى طلب از بابت ربا داشتند، آنها در مورد طلبکارى خود، از پیامبر(ص) کسب تکلیف کردند و آیه فوق نازل شد. پیامبر(ص) بعد از نزول این آیه فرمود: عباس، عموى من نیز حق مطالبه ربا ندارد و قبل از همه، باید خویشان من دست از ربا بردارند. همچنان که در طى خطبه‌‏اى فرمود: «وکلّ ربا فى الجاهلیة موضوع تحت قدمىّ هاتین و اوّل ربا اَضع ربا العباس» تمام رباهاى مقرر در دوره جاهلیت را زیر پاى مى‏‌اندازم و از همه پیشتر رباهایى که براى عباس است.

پیام‌ها

1- رباخوارى، از عادات زمان جاهلیت بود که مسلمانان صدر اسلام نیز به آن آلوده بودند. «یا ایها الذین آمنوا... ذروا»

2- تقوا، مرحله‏‌اى بالاتر از ایمان است. «یا ایها الذین آمنوا اتّقوا اللّه»

3- رباخوار، مالک بهره نمى‏‌شود و اسلام سود رَبَوى را به رسمیّت نمى‌‏شناسد. «ذروا مابقى من الربا»

4- لازمه‏ ایمان و تقوا، صرف نظر کردن از مال حرام است. «ان کنتم مؤمنین» 

سوره بقره آیه 279

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُءُوسُ أَمْوَ لِکُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ‏»؛ پس اگر چنین نکردید، (بدانید که) اعلان جنگ با خدا و رسولش داده‏اید و اگر توبه کنید، (اصل) سرمایه‏هاى شما از آنِ خودتان است. (ودر این صورت) نه ستم مى‌‏کنید و نه بر شما ستم مى‌‏شود.

نکته‌ها

در اسلام، نه اجازه ربا و بهره‌‏کشى و استثمار داده شده و نه اموال مردم یک‏‌جانبه مصادره مى‏‌شود. در بعضى نظام‏‌ها، مالکیت ملغى و تمام اموال را از صاحبانشان مى‏‌گیرند و در برخى دیگر، استثمار و بهره‌‏کشى و ربا، به هر شکلى آزاد است. 

پیام‌ها

1- رباخوار، محارب با خداست. او باید بداند که در این جنگ، در یک طرف او قرار دارد و در طرف دیگر، خداوند جبّار. «فأذنوا بحرب من اللّه»

2- رباخوارى، گناه کبیره است. چون اعلام جنگ با خداوند است. «بحرب من اللّه»

3- رباخوار، گمان نکند با مردم محروم طرف است، بلکه خداوند به حمایت از محرومان برخاسته و از حقّ آنان دفاع مى‌‏کند. «بحرب من اللّه»

4- چون رباخوار محارب با خداست، از وظایف حکومت اسلامى مبارزه با رباخواراى است. «فأذنوا بحرب من اللّه»

5 - براى محاربین با خدا نیز راه توبه باز است. «بحرب من اللّه... وان تبتم»

6- رباخوار، تنها مالک اصل مال است، نه بهره آن. «فلکم رؤس اموالکم»

7- براى نجات محرومان، اصل مالکیّت مردم را نادیده نگیرید و مالکیّت خصوصى در اقتصاد اسلامى پذیرفته شده است. «فلکم رؤس اموالکم»

8 - سلطه‌پذیرى و سلطه‌گرى هر دو محکوم است، نه ظلم ببینید و نه ظلم روا دارید. «لاتَظلِمون ولا تُظلمون»

9- انتقام ممنوع است. به رباخوار توبه کننده نیز نباید ظلم شود. «فلکم رؤس اموالکم لا تَظلمون ولا تُظلمون»

10- به توبه کنندگان، نباید بخاطر خلاف‏کارى‏‌هاى پیشین ظلمى شود. سرزنش کسانى که قبلاً خلاف‏کار بوده‌‏اند ممنوع است. «فان تبتم... لاتَظلمون ولاتُظلمون»

11- استقرار عدالت اقتصادى، از وظایف حکومت اسلامى است. «لاتَظلِمون ولا تُظلمون» 

سوره نساء آیه 161

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَأْکُلُواْ الْرِّبَواْ أَضْعَفاً مُّضَعَفَةً وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏»؛ اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! ربا (و بهره‏ پول) را با افزودن‏‌هاى مکرّر نخورید، از خدا پروا کنید تا شاید رستگار شوید.

نکته‌ها:

این آیه همراه با هشت آیه‏ بعد، در میان آیات جنگ اُحد قرار گرفته است. شاید این امر به این جهت باشد که مسائل اخلاقى و اقتصادى، در یک نظام دفاعى مؤثر است. جامعه‌‏اى که افرادش اهل اخلاص و ایثار، و سبقت در کارهاى خیر، و اطاعت از رهبر باشند، در جنگ هم موفق خواهند بود، ولى جامعه پول پرست و بخیل و نافرمان و مصرّ بر ارتکاب گناه، یقیناً شکست خواهد خورد. 

آیات تحریم ربا، در چند مرحله و به صورت تدریجى نازل شده است. گام اول، انتقاد از رباخوارى یهود بود: «و اخذهم الرّبا وقد نهوا عنه» گام دوم این آیه است که منع از رباى چندین برابر مى‏‌کند و در گام سوم، اسلام حتّى یک درهم ربا را تحریم و به منزله‏ جنگ با خدا معرفى کرده است. 

پیام‌ها

1- ایمان، زیر بناى عمل به دستورات است. «یا ایّها الّذین آمنوا لاتاکلوا الرّبا»

2- قبل از تحریم ربا، نمونه‏‌هاى زشت و برجسته آن تحریم شد. «اضعافاً مضاعفة»

3- رعایت تقوا در مسائل اقتصادى بشدت لازم است. «لا تأکلوا الربا... اتقوا اللّه»

4- رستگارى با رباخوارى بدست نمى‏‌آید، بلکه با تقوا حاصل مى‏‌شود. «لا تأکلوا الربا... واتّقوا اللّه لعلکم تفلحون»

5 - رباخوار، نه در دنیا رستگار است، (به خاطر تشدید اختلافات طبقاتى که منجر به تفرقه و کینه محرومان و انفجار آنها مى‏‌شود) و نه در آخرت. (به خاطر گرفتارى به قهر خداوند). «لا تأکلوا الربا... لعلّکم تفلحون»

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله فرحزاد، استاد حوزه علمیه قم در اجتماع زائرین حرم حضرت معصومه (س) در شبستان امام خمینی (ره) حرم مطهر حضرت معصومه (س) گفت: با بیان اینکه انسان به اندازه ریز یا درشت عمل خوب یا بد خود جزا یا پاداش آن را می بیند.

وی با اشاره به اینکه هیچ برگی بی اذن خدا به زمین نمی افتد و اتفاقی صورت نمی گیرد به نقل حکایتی پرداخت و بیان کرد: بزرگی می فرمود در بازار می رفتم که شیطان مرا وسوسه کرد که به نامحرم نگاه کنم و من یک نگاهی کردم اما سریع سرم را پایین انداختم و استغفار نمودم و رفتم، در مسیر ناگهان حیوانی عبور می کرد که یک لگدی به من زد که نزدیک بود بدجور زمین بخورم، وقتی خدمت استادم رسیدم گفتم چرا این حیوان ناخواسته به من در خیابان لگد زد! استادم در جواب گفت به خاطر اینکه تو به نامحرم نگاه کردی و اگر نگاهت را بر نمی داشتی بدتر از آن به سرت می آمد. پس بدانید در عالم هیچ برگی بی اذن خدا به زمین نمی افتد و اتفاقی صورت نمی گیرد.

علت برخی گرفتاری ها گناهان گذشته ما

این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به آیه 30 سوره شوری که می فرماید: « وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر» گفت: بعضی ها دستاورد این آیه شریفه  هستند. آنچه ناهمواری و سختی به سر ما می آید تمام آنها دستاورد اعمال ما است، منتهی ما تشخیص نمی دهیم که مشکل از کجا بوده است؟ بدانید که این بیماری یا این فقر و مشکل بر اثر دستاورد اعمال ما است.

وی ادامه داد: اما اگر همه کارهای گذشته خود را بنگریم و از رفتار بدمان توبه و استغفار کنیم ولی آن بلا رفع و آن مشکل حل نشود دیگر این بلا امتحان الهی است و مربوط به اعمال ما نیست بلکه خدا می خواهد ما را امتحان کند تا به رشد معنوی برسیم.

این استاد حوزوی افزود: ما نباید نسبت به دیگر کسانی که زمین خورده اند و گرفتارهستند از پیش خود قضاوت کنیم، اما در مورد خودمان اگر در مشکلی فرو رفتیم می توانیم به گذشته و اعمال خود رجوع و کنجکاوری کنیم که چه کار و عمل بدی انجام داده ایم که اینجا گرفتار شدیم؟ اما در برابر دیگران حق قضاوت و تحقیر آنها را نداریم.

علت بلا و گرفتاری مومن و ظالم

حجت الاسلام فرحزاد با بیان علت اینکه چرا مومن و ظالم دچار بلا و گرفتاری می شوند، گفت: بدانید همه ما در کلاس بلا و گرفتاری و امتحان حاضر خواهیم شد، اما بین افراد خیلی تفاوت وجود دارد. خداوند آدم های ظالم و بی ادب را چوبشان می زند تا آزارشان به دیگران نرسد و آنها را ادب می کند، ولی مومن اگر گرفتار شود به خاطر این است که خدا می خواهد با این بلا او را تربیت کند و یا گوش مالی نموده تا او بیدار شود و به نحوی این گوش مالی و گرفتاری مومن کفاره گناهان او است.

وی ادامه داد: برای بزرگان هر جا پیش آمد بدی رخ می داد، آنها سریع گذشته خود را بررسی می کردند که در گذشته آیا کار خطایی انجام داده اند؟ یا دل کسی را شکسته اند؟ اینجاست که انسان نسبت به خطای گذشته خود باید توبه و استغفار کند.

در مقام گرفتن ظلم ظالم تر نشوید

این کارشناس دینی رسانه ملی با بیان اینکه برخی برای جلوگیری از ظلم، ظلم بدتر می کنند، اظهار کرد: ما در بسیاری از موارد می بینیم برخی می خواهند جلوی ظلم را بگیرند اما ظلمی بدتر مرتکب می شوند. خیلی جاها انسان مظلوم واقع می شود اما در مقام گرفتن حق از ظالم هم بدتر می شود.

وی ادامه داد: مثلا شما در خانه صد هزار تومان گم کردید و به شما ظلم شده که پولتان گم شده است و می آید می گویید نکند در منزل خانمم، یا بچه ها، یا مهمان آن را برداشته باشند! شما چند نفر را به خاطر صدهزار تومان به ناحق دزد کردید اما بعدها پولتان پیدا می شود و آن هم جایی بوده که خودتان گذاشته اید و کسی هم آن را برنداشته است.

حجت الاسلام فرحزاد افزود: اگر کسی به هر نحوی شما را اذیت کرد و ظلمی به شما نمود، در گرفتن حق باید خیلی مراعات کرده و زیاده روی نکنید و آبروی کسی را نبرید و بی گناهی را هم متهم نکنید. اگر دیدید یک روحانی یا یک پزشک تخلفی کرد شما حق ندارید بگویید همه روحانیون و همه پزشکان خلافکار هستند! این تهمت زدن همه جرمش خیلی سنگین تر است، و شما نمی توانید به خاطر یک نفر به همه نسبت گناه را بدهید.

از آه مظلوم بترسید

حجت الاسلام فرحزاد با بیان اینکه از آه مظلوم بترسید، گفت: از امام حسن مجتبی (ع) پرسیدند فاصله آسمان تا زمین چقدر است و حضرت فرمودند به اندای یک ناله، یک آه، یک دعای مظلوم است که به سرعت فاصله زمین تا آسمان را طی می کند. بدانید که از دعاهایی که سریع مستجاب می شود دعای مظلوم است و مراقب باشید به مظلوم ظلم نکنید که او آه و ناله نکشد.

توصیه آیت الله قاضی در لحظات آخر عمرشان

این استاد حوزوی با اشاره به بخشی از وصیت مرحوم آیت الله قاضی گفت: سرور اهل معنا و عرفان حضرت مرحوم آیت الله سید علی قاضی طباطبایی، استاد بزرگوار مرحوم آیت الله بهجت (ره) لحظات پایانی عمرشان جملاتی گفته بودند، که یکی از جملات ایشان که سه بار آن را تکرار کردند این بود: « والله، والله، والله، سعی کنید در زندگی خود کسی را نرنجانید و از آه مظلوم بترسید و مواظب باشید آه مظلوم پشت سرتان نباشد ».

وی ادامه داد: سعی کنید هیچ کس از دست ما نرنجد خصوصا نزدیکان ما و حتما مراقب باشید در زندگی خود همسرتان، فرزندتان، همسایه، رفیق، دوست یا زیر دست خود را آزاری ندهید که آه بکشد، گاهی یک آه مظلوم ما را آتش می زند.

حجت الاسلام فرحزاد اظهار کرد: استادمان مرحوم دولابی می فرمودند اگر افرادی می خواهند حکومتشان حفظ شود، باید افرادی مطمئن را به عنوان بازرس ویژه به زندانها بفرستند و در زندان بگردند که زندانی مظلومی در گوشه ای از زندان ناحق زندانی نشده باشد. اگر یک انسان بی گناه در گوشه ای آه بکشد روی کل مملکت اثر وضعی دارد تا حدی که اگر یک پیرمرد و پیرزنی در پشت یک کوه و در روستایی نماز بخوانند و خطایی هم نکرده باشند، نماز آنها به خاطر این آه مظلوم بالا نمی رود.

چکار کنیم در رحمت و برکات الهی روی ما باز شود؟

این استاد حوزوی با بیان اینکه چکار کنیم که درب رحمت و برکات الهی روی ما باز شود، گفت: تا باورهای دینی ما محکم نشود، تقوا در جامعه پر رنگ نشود مشکلی حل نخواهد شد. باید مشکل را از داخل خودمان حل کنیم تا رحمت و برکت الهی نصیبمان شود. و قرآن هم در آیه 7 سوره اعراف می فرماید: « وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ».

وی ادامه داد: یکی از راه های باز شدن در رحمت خدا و گشایش امورات توبه و استغفار و سپس تقوا پیشه کردن است. اگر ما به توصیه قرآن عمل کنیم و ایمان و تقوا را در زندگی خود پیاده کنیم و حلال و حرام خدا را رعایت کنیم، درب های گشایش و رحمت خدا نیز به روی ما باز می شود و به تعبیر من خدا آنقدر به ما خواهد داد که نتوانیم آن را جمع کنیم.

حجت الاسلام فرحزاد با اشاره به توصیه ای از مرحوم آیت الله بهاء الدینی به کسب تقوا اظهار کرد: مرحوم آیت الله بهاءالدینی می فرمود حداقل این تقوا را چهل روز تجربه کنیم و یک دوره چهل روزه حداقل گناه نکنیم و تقوا داشته باشیم، حداقل یک دوره 40 روزه یا شش ماه این تقوا را تجربه کنیم و بدانیم که قطعا تغییر خواهیم کرد و اثر آن را هم خواهیم دید.

وی ادامه داد: یک روز کسی خدمت آیت الله بهاءالدینی رسید و گفت چکار کنم وضعم رو به راه شود؟ ایشان هم یک جمله فرمودند و گفتند حقه بازی و بازیگری را کنار بگذار. ما نباید چند چهره و حقه باز باشیم، پشت سر فرد بدش را بگوییم ولی جلوی رویش خوب او را بگوییم، این اخلاق خوب نیست.

این استاد حوزوی افزود: کسی که تقوا در زندگی داشته باشد، خدا هم او را کمک می کند و نمی گذارد او در چاله های زندگی بیفتد و او را نجات می دهد و همین طور به او رزق و روزی، عافیت، آرامش می دهد.

................................
منبع:ابنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج