تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات

 

در دل خود كشیده ام نقش جمال یار را

پیشه خود نموده ام حالت انتظار را

ریخته دام و دانه شه از خط و خال خویشتن

صید نموده مرغ دل برده از او قرار را

سوزم و سازم از غمش روز و شبان به خون دل

تا كه مگر ببینم آن طرّه مشكبار را

دولت وصل او اگر یك شبی آیدم به كف

شرح فراق كی توان داد یك از هزار را

چشم امید دوختن، در ره وصل تا به كی

برده شرار هجر او از كفم اختیار را

ای مه برج معدلت پرده ز چهره برفكن

شوی ز چشم عاشقان زآب كرم غبار را

سوختگان خویش را كن نظر عنایتی

مرهمی از كرم بنه این دل داغدار را

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

که دهد مرا نشانی ز تو ای نگار جانی/ که نشان هر نشانی است نشان بی نشانی

نه ز صورت تو رسمی، نه ز معنی تو اسمی/ که برون ز هر خیالی و فزون ز هر گمانی

به تو ای یگانه دلبر، که شود دلیل و رهبر ؟/ نه تو را به حسن مانند و نه در کمال ثانی

مگر آنکه شعلهء روی تو سوز دل نشاند/ به تجلی تو بینند جمال «لن ترانی»

به کدام سعی و کوشش به تو می‏توان رسیدن/ مگر آنکه چهره بگشایی و به سوی خود کشانی

نه مرا مجال درگاه تو تا به سر بیایم/ نه تو آمدی که تا سر فکنم به مژدگانی

من و حسرت تو خوردن، من و از غم تو مردن/ چو دل از غمت نیاسود چه ز سود زندگانی

من و آتش فراقت من و سوز اشتیاقت/ که توان ز جان گذشتن نتوان ز یار ِجانی

چه خوش است صبر بلبل به امید صحبت گل/ من و بعد از این تحمل، تو و هر چه می توانی

دل مفتقر ز خونابه‏ی غصه‌ی تو سرخوش/ ز تو درد عین درمان، و غم تو شادمانی

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

ولايت فقيه به‌معناى سرپرستى جامعه مسلمين توسط يك فقيه جامع الشرايط در طول ولايت امامان معصوم عليهم السّلام و با همان اختيارات است. ولايت فقيه از ابتكارات امام خمينى رحمه اللّه نبود. بلكه ايشان آن را احياء نموده و به اين مقام الهى رسميت بخشيد. بحث ولايت فقيه از همان آغاز غيبت كبرى توسط شيخ مفيد (متوفى  ۴١٣  ه‍ ق.) مطرح شد و از قرن‌ها قبل علما و فقهاى شيعه در كتاب‌هاى خود به اين موضوع پرداخته و در خصوص انتصاب يك فقيه و حدود و اختيارات، ولايت و سرپرستى آن به صورت كامل بحث نموده‌اند.

دکتر جاسم حسین در کتاب تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج) درصفحه‌ی 230  آورده «طبرسى حديث زير را به روايت از امام يازدهم [امام حسن عسگری (ع)] نقل مى‌كند: اما از ميان فقها و علماى دين، آن كس كه بر نفس و اميال نفسانى مسلط باشد و خوددار از گناه و انحراف بوده، و دين خود را پاس دارد، و بر روى هوى و هوس خويش پا نهد و تنها مطيع و فرمانبردار دستورات الهى و احكام خداوندى (اعم از فردى و اجتماعى) باشد، بر مردم است كه از او پيروى كنند.»(15)

آیت الله بهاءالدینی نیز چنین تعریفی از ولایت فقیه دارد: «ولايت فقيه يعنى اين‌كه يك فقيه اول ولايت بر نفس خويش پيدا مى‌كند تا وقتى كه نفس، بنده و غلام او شود و او به نفس خود دستور مى‌دهد كه چه كند نه اين‌كه نفس به او فرمان دهد. وقتى چنين شد و مسلط به نفس خويش شد، مى‌شود امين اللّه و خدا هم به او مى‌گويد تو ديگر به مردم خيانت نمى‌كنى و ولايت مردم را به او مى‌دهد. اين مى‏شود ولايت فقيه.»(16)

امام خمینی(ره) درباره ی ولایت فقیه می فرماید: «وقتي مي گوئيم ولايتي را كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم و ائمه عليهم السلام داشتند بعد از غيبت، فقيه عادل دارد براي هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه عليهم السلام و رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم است. زيرا اينجا صحبت از مقام نيست بلكه صحبت از وظيفه است. ولايت يعني حكومت و اداره ي كشور و اجراي قوانين شرع مقدس، يك وظيفه ي سنگين و مهم است. نه اين كه براي كسي شأن و مقام غير عادي بوجود بياورد و او را از حد انسان عادي بالاتر ببرد. به عبارت ديگر ولايت مورد بحث يعني حكومت و اجرا و اداره بر خلاف تصوري كه خيلي افراد دارند امتياز نيست بلكه وظيفه اي خطير است.»(17)

از مهم‌ترين شئونات ولى فقيه از آغاز غيبت كبرى تاكنون، آماده‌سازى شيعيان و زمينه‌سازى براى امر فرج حضرت مهدى عليه السّلام بوده و مى‌باشد اما با توجه به آن‌كه امروزه سازمان شيعه توانسته است با عنايت مستقيم حضرت صاحب الامر عليه السّلام يك قدرت مركزى و مؤثر در جهان معاصر تشكيل دهد، اين مسئله به‌عنوان تنها شأن ولى فقيه مطرح مى‌باشد. يعنى تمامى امكانات موجود و زمينه‌هاى لازم در امور دينى و دنيوى بايد در امر فرج هزينه شود.

  حضرت امام خمينى رحمه اللّه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران فرمودند: تمام دستگاه‌هايى كه الان به كار گرفته شده‌اند در كشور ما، خودشان را مهيّا كنند براى ملاقات حضرت مهدى عليه السّلام.

مقام معظم رهبرى مدظله العالى نيز فرمودند: انتظار به‌معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان عليه السّلام آماده کنیم... ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم.

و لذا تمامى مراجع تقليد و حوزه‌هاى علميه به‌عنوان سربازان خط مقدم آقا امام زمان عليه السّلام و ريزه‌خواران سفرۀ آن حضرت عليه السّلام موظف هستند در اين مسئله مهم به‌عنوان بازوان ولايت فقيه عمل نموده و آمادگى لازم را در تمامى زير مجموعه‌هاى خويش فراهم نمايند.(18)

 

-15 ت.الغیبه ص 257، بحار ج 51، ص362

-16 امام شناسی استاد گنجی ج 1 ص 327

17- در انتظار ولی اعظم ص112 به نقل از ولایت فقیه امام خمینی (ره) ص 50

18- امام حاظر مدیر ناظر صص 124-123

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

امام چشم خدا در ميان انسان‌ها است و بر كل هستى و همۀ جوامع انسانى اشراف و نظارت كامل دارد. چنانکه در زيارت امام زمان عليه السّلام در روز جمعه می‌خوانیم «السلام عليك يا عين الله فى خلقه»

امام مهدی(عج) که انسان کامل و واسطه‏ی فیض میان خالق و مخلوقات است، طبعا عرصه ی مدیریتشان بر کل عالم هستی است، اما هدایت و مدیریت جوامع شیعی به عنوان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، زمینه سازان ظهور آن بزرگوار جهت تشکیل حکومت عدل جهانی محسوس تر و ملموس تر است. آن حضرت در طول دوره ی غیبت صغری «فعاليتهاى خود را از پشت صحنه دنبال مى‌كردند و پيروان خويش را از طريق چهار نمايندۀ برگزيدۀ خود رهبرى مى‌نمودند. اينان را سفرا مى‌خواندند. نخستين آنها عثمان بن سعيد عمرى، دوم پسرش محمد، سوم حسين بن روح نوبختى و چهارم على بن محمد سمرى بودند.

مطالعه تاريخ اين دوره نشان مى‌دهد كه وظيفۀ عمدۀ سفرا، اجراى وظايف مشخصى بود كه پيش از اين توسط امامان انجام مى‌گرفت، تا آنان را از فشار سياسى عباسيان مصون دارند.»(10)

دوره ی غیبت صغری با توقیعی که از طرف امام(عج) در آخرین روزهای حیات علی بن محمد سمری به او رسید خاتمه  یافته و به فرموده ی امام(عج) غیبت کبری آغاز شد.

در دوره ی غیبت کبری فقها به عنوان نایبان عام امام مهدی(عج) عهده دار مسئولیت هایی شدند که تا پیش از این بر عهده ی نواب خاص امام(عج) بود. چنانچه خود حضرت در توقیعی به احمد بن اسحاق فرموده بودند که «در رویدادهای زمانه به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند...» با این استثنا که ارتباط با آن بزرگوار قطع شده بود. اما هدایت و نظارت حضرت(عج) در طول قرون متمادی که از آغاز غیبت کبری می گذرد، همواره بر عملکرد نایبان عامشان حاکم بود. از آن جمله می توان به نامه‌های متعددی که حضرت به شیخ مفید مرقوم فرموده‌اند، و یا خطای شیخ مفید در دادن فتوا و اصلاح آن به وسیله‌ی رهنمود امام(عج) اشاره کرد.(11)

همچنین حضرت(عج) در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، دیدارخودت را براي مردم آسان کن! و در دسترس همه قرار بگیر و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآور، ما ياريت مي کنیم.»

«امام(عج) هم‌چون پدرى مهربان از شيعيان خود مراقبت مى‌كند و در بزنگاه‌ها و لحظات سرنوشت‌ساز با شيوه‌هاى مختلف به يارى آنها مى‌شتابد. خودشان در نامه‌اى به شيخ مفيد مى‌فرمایند:

«فإنّا نحيط علما بأنبائكم و لا يعزب عنّا شىء من أخباركم»(12)

ما بر اخبار و احوال شما، آگاهيم و هيچ‌چيز از اوضاع شما، بر ما پوشيده و مخفى نمى‌ماند.

«إنّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»(13)

ما، در رسيدگى و سرپرستى شما، كوتاهى و اهمال نكرده‌ايم و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم، كه اگر جز اين بوده دشوارى‌ها و مصيبت‌ها، بر شما فرود مى‌آمد و دشمنان، شما را ريشه‌كن مى‌كردند.

در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليسى و روسى، كه حملات و هجوم‌ها به ملّت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آيت الله العظمى نائينى خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه اين وضع به كجا خواهد انجاميد، نكند كه اين كشور محبّ و دوستدار امام زمان عليه السّلام از بين برود و سقوط کند.

در همين زمان‌ها، شبى به امام عصر عليه السّلام متوسل مى‌شوند و در حال توسّل و گريه و ناراحتى به خواب مى‌رود و خواب مى‌بيند.

ديوارى است به شكل نقشۀ ايران و اين ديوار شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زير اين ديوار، يك عده زن و بچه نشسته‌اند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مى‌شود.

مرحوم نائينى وقتى اين صحنه را مى‌بينند به قدرى نگران مى‌شوند كه فرياد مى‌زنند و مى‌گويند كه: خدايا! اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟

در اين‌حال مى‌بينند كه حضرت ولىّ عصر عليه السّلام تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند كردند و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند:

«اينجا خانه‏ی شیعه‏ی ماست. مى‌شكند، خم مى‌شود، خطر هست، ولى ما نمى‌گذاريم سقوط كند، ما نگهش مى‌داريم.»(14)

 

10- تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج) نويسنده:دکتر جاسم حسین، ص139

11- نقل شده است روزى شخصى خدمت شيخ مفيد آمد و در مورد زنى حامله كه از دنيا رفته بود پرسيد. شيخ مفيد جواب داد همان‌طور او را دفن كنند. آن مرد در حال برگشت بود تا به نظر شيخ مفيد رضى اللّه عنهم عمل كند. در بين راه ديد سوارى از پشت سر مى‌آيد. نزديك شد، گفت: اى مرد! آقا مى‌فرمايند كه شكم آن زنى كه از دنيا رفته را شكافته و طفل را بيرون آوريد، سپس زن را دفن كنيد. چنين كردند و طفل، زنده به دنيا آمد. بعد از مدتى ماجرا را براى شيخ مفيد رضى اللّه عنهم نقل كردند. شيخ فرمود: من كسى را نفرستادم و معلوم مى‌شود كه آن شخص صاحب الامر عليه السّلام بوده است. حال كه در احكام شرعى خطا مى‌كنم همان بهتر كه ديگر فتوا ندهم. پس به خانه رفت و در خانه را بسته و ديگر بيرون نيامد. در اين هنگام نامه‌اى از طرف حضرت ولى عصر عليه السّلام براى شيخ مفيد آمد که:

«بر شماست فتوا بدهيد و بر ماست كه شما را راهنمايى كرده و نگذاريم در خطا بيفتيد.»

شيخ مفيد با ديدن اين نامه بار ديگر بر مسند فتوا نشست.

13و12- احتجاج طبرسی،ج2،ص650

-14 تشرف‌يافتگان، ص  ٨۴ 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

غیبت

غيبت در لغت به‌معناى مخفى، پنهان و دور از دسترس و در اصطلاح امام‌شناسى به‌معناى غايب شدن حضرت مهدى عليه السّلام از ديده‌هاست. غيبت به دو نوع مطلق و نسبى تقسيم مى‌شود:

غيبت مطلق: آن غيبتى است كه در همۀ زمان‌ها و مكان‌ها و براى همگان مخفى و پنهان و دور از دسترس باشد مانند ذات مقدس پروردگار كه هميشه و براى هركس پوشيده و هرگز قابل رؤيت نيست.

غيبت نسبى: آن است كه در برخى مواقع و براى بعضى مخفى و پوشيده است اما نسبت به عده‌اى ديگر آشكار و ظاهر است.(2)

آيت اللّه جوادى آملى در کتاب امام مهدی موجود موعود می نویسد: «غيبت امام زمان عليه السّلام از نوع غيبت نسبى است يعنى حضرت مهدى عليه‌السّلام نسبت به برخى غايب و مخفى از بعضى ديده‌هاست اما نسبت به عده‌اى پاك‌سرشت و لايق قابل رؤيت است. اگر امام زمان عليه السّلام را امام غايب مى‌نامند به خاطر محروميت جامعه از درك وجود مبارك امام است. بنابراين بايد گفت مردم از محضر امام خويش غايب هستند نه اين‌كه آن حضرت غايب باشند.»(3)

درصفحه‌ی  295 غیبت نعمانی از قول امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آمده است:

«سوگند به خداى على! حجت خدا در ميان آنان است، در كوچه و بازار آنها گام برمى‌دارد و بر خانه‌هاى آنان وارد مى‌شود و شرق و غرب عالم را طى مى‌كند و گفتار مردم را مى‌شنود و در اجتماعات آنان وارد شده به آنها سلام مى‌دهد.»

 محمد بن عثمان، نائب دوم امام عصر عليه السّلام مى‌گويد:

«و اللّه صاحب هذا الامر ليحضر الموسم كلّ سنة يرى النّاس و يعرفهم و يرونه و لا يعرفونه»

«به خدا قسم حضرت صاحب الامر عليه السّلام هر سال در ايام حج حاضر مى‌شود و مردم را مى‌بيند و مى‌شناسد و مردم هم او را مى‌بينند ولى نمى‌شناسند.»(4)

بودن حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السّلام در بين مردم ولى از ديده‌هاى آنها پنهان بودن، يكى از معجزات الهى است.(5) 

بنابراين غيبت حضرت مهدى عليه السّلام به‌معناى عدم حضور نيست بلكه تنها از ديدگان غفلت‌زده عده‌اى مخفى است. او در ميان ما حاضر، بر اعمال ما ناظر و بر عالم هستى حاكم است.(6) 

مقام معظم رهبری می فرماید: «حجت خدا... با مردم زندگى می‌كند؛ مردم را مى‌بیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس می‌كند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میكنند.»(7)

«حضور امامِ غايب در ميان مردم حس مى‌شود امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجأ همه خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. مگر مى‌شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش حس مى‌كند. آن مردمى كه مى‌نشينند، راز و نياز مى‌كنند؛دعاى ندبه را با توجّه مى‌خوانند و زيارت آل ياسين را زمزمه مى‌كنند و مى‌نالند، مى‌فهمند چه مى‌گويند. آنها حضور اين بزرگوار؛ را حس مى‌كنند؛ ولو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضررى نمى‌زند. ظهور نكرده است؛ اما هم در دلها و هم در متن زندگى ملت حضور دارد. مگر مى‌شود حضور نداشته باشد؟ شيعه خوب كسى است كه اين حضور را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد.»(8)

چرا دو غیبت؟

غيبت صغری كه همراه با ارتباط نايبان خاص و برخى از شيعيان با امام مهدى(عج) بود، موجب تثبيت مسئله‌ى ولادت و حيات حضرت مهدى شد و از بروز برخى از انحرافات و شبهات جلوگيری کرد.

غيبت صغری، دوران آماده‌سازى شيعيان براى شروع غيبت كبرا بود و شيعيان، در اين مدّت، خود را با دوره‌ى عدم حضور امام عليه السّلام هماهنگ كردند. اگر غيبت صغری نبود و غيبت كبری به يك‌بار اتّفاق مى‌افتاد، موجب ايجاد مشكلات متعدّد و بروز انحراف برخى از افكار مى‌شد.

غيبت كبری از سال سيصد و بيست و نه (ه‍ ق) يعنى به هنگام پايان نيابت چهارمين نايب خاص، شروع شد و تا زمان ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت. اين، همان غيبتى است كه آزمايش سخت بشرى در آن نهفته است.(9)

 

2- امام حاضر،مدیر ناظر /ص36

3- امام مهدى، موجود موعود، آيت اللّه جوادى آملى، ص  ١٢۶ .

4-  امام حاضر، مدیر ناظر /ص38 به نقل از بحارالانوار ،ج51 ص350

5- امام حاضر،مدیر ناظر /ص41

6- امام حاظر، مدیر ناظر/ص37

7- سخنرانی مقام معظم رهبری در روز نیمه شعبان27/5/1378

8- سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم17/10/1374

9- اندیشه مهدویت و آسیب ها،محمدصابر جعفری، ص34

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 امام رضا(ع) می فرمایند:

بر مؤمن سزاوار است كه از پروردگار و پيامبر و امام خود سه خصلت را بياموزد،
۱خصلتى كه از پروردگار بايد بياموزد، عيب پوشى و كتمان است.
۲خصلتى كه از پيامبرش بايد بياموزد، مداراى با مردم است.
۳خصلتى كه از امام خود بايد فرا بگيرد، صبر در برابر ناملايمات و شدائد است.

 

پی نوشت:

 في رحاب ائمه اهل البيت، سيره امام رضا (ع) صفحه ۱۴۷

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام قرائتی:

من خودم به درد آخوندی نمی‌خوردم. یک عده هم غصه من را می‌خوردند و می‌گفتند: قرائتی تو در اخلاق که گیر داری، صدا هم که نداری، نمی‌توانی روضه هم بخوانی، پس به چه درد آخوندی می‌خوری؟

و لذا در یک روستا هم که رفتم مرا بیرون کردند. گفتند: تو نمی‌توانی روضه بخوانی. مرا بیرون کردند، یعنی نامه نوشتند به امام جمعه کاشان آیت‌الله یثربی که ما این شیخ را نمی‌خواهیم. روضه می‌خواندم و مردم می‌خندیدند.(خنده حضار). هرچه روضه می‌خواندم مردم می‌خندیدند. نامه نوشتند بابا این را نمی‌خواهیم.
من ،قرائتی روضه‌خوان ورشکسته هستم. بعد پای تخته سیاه آمدم گل کرد. اگر کسی در کنکور رفوزه می‌شود نگوید: خاک بر سرم! دو سال است پشت کنکور ماندمبرو خیاطی کن ممکن است لباس عروس بدوزی دویست هزار تومان مزدش بشود.
چه کسی گفته شما حتماً دانشگاه بروی؟ ممکن است کسی در دانشگاه رد شود و در حوزه قبول شود. در حوزه رد شود و در تجارت موفق شود. حدیث داریم اگر در یک شغلی شکست خوردید، نگویید: بخت من بد است. شغلت را عوض کن!

منبع:افسران

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

امام حسین(ع) فرمود: حضرت مهدی(عج) غیبتی دارد که گروهی در آن مرحله مرتد میشوند و گروهی ثابت قدم می مانند و اظهار خشنودی میکنند. افراد مرتد به آنها می گویند «این وعده کی خواهد بود اگر شما راستگو هستید؟ (منظور از وعده ظهور حضرت مهدی (عج) است)» ولی کسی که در زمان غیبت در مقابل اذیت و آزار و تکذیب آنها صبور باشد، مجاهدی است که با شمشیر در کنار رسول خدا (ص (جهاد کرده است.


پی نوشت:
بحارالانوار جلد 51 صفحه 133

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 حجت‌الاسلام والمسلمین حبيب‌‌الله فرحزاد در جمع نمازگزاران و مجاوران مسجد مقدس جمكران با بیان این‌که کثرت صلوات، عامل مهر و محبت خدای متعال نسبت به بندگان است، گفت: کثرت صلوات انسان را به مقام خلیلی می‌رساند.

این استاد حوزه علمیه اظهار داشت: اگر توجه داشته باشیم، غروب جمعه مقداری دل‌گیر است، شاید این غم پیام خدای متعال به دل‌ها است که با او خلوت کرده و به گفت‌و گو بنشینیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد با بیان این‌که حضرت زهرا(س) از پدر گرامیشان حضرت محمد(ص) نقل کرده‌اند که پیامبر فرمود «غروب جمعه ساعتی است که دعا مستجاب می‌شود»، خاطرنشان کرد: میرزا جوادآقا ملکی تبریزی نیز نقل کرده‌اند در غروب جمعه مستحب است انسان صدبار سوره قدر را بخواند.

وی ادامه داد: آیت‌الله ملکی تبریزی در شرح این روایت آورده‌اند که «خداوند در روز و شب جمعه صد رحمت را شامل انسان می‌کند و 99 مورد این رحمت به کسی می‌رسد که صد مرتبه سوره قدر را در این روز خوانده باشد».

کارشناس مسائل اخلاقی با اشاره به عظمت سوره قدر نزد خدای متعال، تصریح کرد: سوره قدر بعد از سوره توحید دارای عظمت و جایگاه مهمی است و همان‌گونه که سوره توحید شناسنامه خدا و توصیف حضرت حق است، سوره قدر نیز وصف اهل‌بیت(ع) است و فضیلت‌های بسیار فوق‌العاده‌ای دارد.

وی همچین ابراز داشت: تلاوت سوره قدر و کثرت استغفار برای رفع دیون و گرفتاری‌ها بسیار مؤثر است و افرادی که در طول شبانه‌روز این سوره را قرائت می‌کنند مورد لطف خداوند و ائمه(ع) قرار می‌گیرند.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد در بخش دیگری از سخنان خود به چگونگی ارتباط با امام زمان(عج) و همراه شدن با حضرت پرداخت و افزود: برخی فکر می‌کنند چون امام زمان در غیبت است، امکان دسترسی به ایشان وجود ندارد، در حالی که این ذهنیت کاملا اشتباه است، چون وقتی می گوییم امام غائب است، یعنی ظاهر نیست نه این‌که امام حاضر نباشد، ایشان حضور دارند و ما توفیق مشاهده حضرت را نداریم.

وی با بیان این‌که اول بنده خداوند متعال امام زمان(عج) هستند، گفت: بندگانی که در زمان غیبت، اهل طاعت و اخلاص بوده و خالصانه خداوند را بندگی کنند با امام زمان(عج) در این مسیر همراه خواهند بود.

این استاد حوزه علمیه یادآور شد: اگر می خواهیم در دنیا از قرب و بندگی خداوند بهره ببریم، راه آن در بندگی خدا است و باید بدانیم دنیا، آخرت، آرامش و سعادت در همین مسیر محقق می‌شود.

وی با اشاره به سخن امام حسن عسکری(ع) که فرمودند «من کان فی طاعة‌ الله کان‌ الله فی حاجته؛ اگر کسی در مسیر بندگی خدا قرار گرفت، خداوند هم حائج او را برطرف می‌کند»، بیان داشت: اگر ما در مسیر خداوند و امام زمان(عج) قرار بگیریم، آنها نیز در کار ما داخل شده و مراقب ما خواهند بود.

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد ادامه داد: هر کس در مسیر تقوا و بندگی خداوند قرار بگیرد، مورد توجه خدا و ائمه(ع) خواهد بود و برقراری ارتباط معنوی با اهل‌بیت(ع) نیز در گرو تقوا، پرهیز از گناه و انجام واجبات است.

وی با بیان این‌که ائمه(ع) به زنده و مرده بندگان نظر کرده و در عالم برزخ و قیامت آنها را رها نمی‌کنند، گفت: امام حسن عسکری(ع) به فرزندشان حضرت حجت (ع) فرمودند «بدان آنهایی که اهل طاعت، اخلاص و بندگی خداوند هستند، دلهایشان به سوی تو پر می کشد».

 کارشناس مسائل اخلاقی در پایان با اشاره به این‌که امام زمان(عج) پناهگاه بندگان و شیعیان است، خاطرنشان کرد: حال که توفیق پیدا کردیم و به مسجد مقدس جمکران آمدیم، باید این لحظات را قدر بدانیم و ارتباطمان را با خداوند و امام زمان(عج) تقویت کنیم تا هم دعاهایمان مورد استجابت قرار بگیرد و هم مشکلاتمان برطرف شود.

 

منبع:حوزه

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

حجت الاسلام حائری زاده در هیئت مهدی جان

 نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام حائری زاده را می خوانید:
 

*مرحوم آقای بهجت می فرمودند: ظهور خیلی نزدیک است. می فرمایند: سابق به این جوانها می گفتیم. الآن به پیرمردها می گوییم که منتظر باشید که دولت کریمه را انشاالله درک کنید.

* از حضرت علی علیه السلام پرسیدند: نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟ حضرت فرمودند: آن چیزی که نزدیک است، قیامت است و آن چیزی که نزدیکتر از نزدیک است مردن است، قیامت خیلی نزدیک است، از هر نزدیکی به ما نزدیکتر است.

* یک آقا سید عباس سادات شیرازی بود. شیراز بود و منبری قهاری هم بود. از او می پرسیدند چه شد که به اینجا رسیدی، گفت هر چه هست لطف ارباب است، خیلی اصرار می کردند. گفت سی سال روضه خوان بودم. به خاطر یک گذشت خدا لطف کرد. گفت یک شب جایی باید منبر می رفتم، دیر رسیدم. یک آقایی رفته بود بالای مثلا پله اول منبر. مداح حرفه ای هم نبود فقط بلد بود یکی دو سه تا شعر بخواند و مجلس را از سرد بودن نجات بدهد. من که وارد شدم همه مردم به او گفتند بنشین پایین بس است، چقدر حرف می زنی و می خوانی. حوصله مان سر رفت. سید عباس می گوید که با خودم گفتم: آقا سید عباس، نگاه نکن پنج هزار جمعیت برایت آمده است، امشب خودت را بشکن، که این نوکر امام حسین علیه السلام بالا برود. تحقیر شد بین مردم. گفتم: آقایان من خسته هستم، می خواهم که ده دقیقه دیگر هم این آقا بخواند، این آقا ده دقیقه دیگر هم خواند.  سادات شیرازی می گوید شب به خانه آمدم، دیدم کربلا شده، خدمت حضرت سیدالشهدا علیه السلام رسیدم، حضرت ابالفضل علیه السلام هم آنجا هستند، عرض ادب کردم و شناختم هر دو را. فرمودند: عباس جان بنویس. اسم فلانی را بنویس در مجلس ما شرکت کرده، کفش جفت کن ما بوده، واعظ ما بوده، ذاکر ما بوده، دم سماور ایستده بوده، چراغ ها را خاموش می کرده، جارو می کرده؛ جمله این است که فرمودند: عباس جان، آقا سید عباس بعد از سی سال تازه شده نوکر ما، نوکری او را امضا کردیم. به خاطر این که خودش را شکست تا نوکر دیگر ما زمین نخورد، برود بالا.

* از حضرت علی علیه السلام پرسیدند: سخت چیست و سخت تر از سخت چیست؟ حضرت فرمود: قبر خیلی سخت است، سخت تر از سخت هم این است که تو دست خالی بروی، آقا سید احمد حضرت امام را در خواب دیده بودند، گفت دیدم پدرم ناراحت است، گفتم بابا چرا گرفته ای؟ گفت: خیلی حساب کتاب سخت است، ولی من رد شدم، ولی شما هم مواظب باش، خیلی سخت است، خیلی ریزه کاری های زندگی ما از نظر آنها مخفی نیست، گفتم یعنی چه؟ گفت: در عالم برزخ، از حرکت دست من در حسینیه جماران سوال کردند که چرا این دستت را تکان دادی؟ انگیزه ات چه بود؟ الحمدلله ما گفتیم و آنها هم قبول کردند و ما رد شدیم، ولی خیلی سخت است. 

امامی که در نجف 15 سال رأس ساعت 9 شب هر شب زیارت جامعه کبیره را در حرم أمیرالمؤمنین علیه السلام می خواند.

* وقتی انقلاب داشت پیروز می شد، همان روزی که حکومت نظامی اعلام کردند، امام فرمودند: همه بریزند در خیابان، آیت الله طالقانی خدمت امام می رسند و به امام می گویند: اگر مردم به خیابان بریزند آنها حمام خون راه می اندازند. ایشان فرمودند نه، اتفاقی نمی افتد بریزند بهرخیابان. ساعت 4 همه بریزند بیرون و حکومت نظامی را بشکنند، بعد آقای طالقانی خیلی مقاومت می کند و شاید هم مکدر می شود از امام. حضرت امام به آقای طالقانی می فرمایند: اگر حضرت حجت هم بفرمایند حرفی داری؟ اگر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده باشند مردم باید بریزند بیرون حرفی داری؟ آقای طاقانی می فرمایند: من گریه ام گرفت، گفتم: نه، اگر حرف حرف اوست سمعا و طاعتا.

 

* امام خمینی رحمةالله علیه به پدر بزرگ من که از دوستان ایشان بودند و هم حجره ای با امام بودند، فرموده بود: خدا می داند من نمی خواستم انقلاب کنم که رهبر شوم. اما چه کنیم که شرایط اینطور شد و من رفتم و علی رغم میل باطنی ام قبول کردم.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام کرمی رابخوانید؛

*معمولا مرسوم این طور است که وقتی خداوند بچه ای به ما می دهد، یا نامش را پدر انتخاب می کند و یا یکی از بستگان خیلی نزدیک. البته این انتخاب سلیقه ای است. اما در بین اهل بیت اینگونه نیست یعنی این نام گذاری براساس یک نظم و اصولی است. خوب است این سنت اسم پسندیده در بین خانواده های امروز بیشتر جدی گرفته شود.

*در نظام ارزشی و چارچوب اخلاقی اسلام مرد یک تفاوتی با زن دارد. این که در نظام خانواده اسلامی مرد ولایت دارد. بعضی از اموری که مربوط به شان داخلی خانواده است مثل خروج زن از منزل بستگی به اجازه شوهر دارد.

*مسائل زنانشویی چیزهایی هستند که مرد در آن ولایت دارد. وقتی از زن درخواستی کرد و امر و نهی کرد، امر و نهی اش در نظام شرعی ما موضوعیت دارد. حالا بحث سر این است که این تسلط مرد در زندگی در تامین عوامل روانی و عاطفی هم وجود دارد. یعنی مرد در نظام خانواده یک عنصر مشرف به محیط است. یعنی می تواند در محور و مدار معتقدات خودش شان روانی خانواده را درست کند. یعنی می تواند طوری سازمان دهی کند که اهل خانه از نظر اصول اعتقادی با مرد هم افق باشند.

*در فقه اسلامی و در قوانین نظام ارزشی اسلام این یک ارزش و اصل است که زن مومنه باید به مومن داده شود یعنی ممکن است شما بتوانید از اهل سنت دختر بگیرید اما از این طرف دختر نمی توانید به انسان سنی بدهید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام معتمدی؛

 *در دعای عرفه سیدالشهداء علیه السلام هست که حضرت می فرمایند: شکر و سپاس خدایی را که من را در زمانی خلق کرد که دولت حق بود، من در دولت حق نفس کشیدم و بزرگ شدم. نمی دانیم چقدر این ارزش دارد، خیلی نمی فهمیم، همین قدر بدانیم که در دولت حق انسان به خداوند راحت تر نزدیک می شود و به خدا راحت تر می رسد، خب شکر بکنیم، برای این نعمت و اینکه از خدا هم بخواهیم که این نعمت را بتوانیم نگه داری بکنیم.

 *هدف نهایی، هم از این انقلاب ما، هم از حکومت خود أمیرالمومنین، خود معصومین، خود حضرت حجت علیهم الصلاة والسلام و اصلا کل خلقت هدفش این است که خداوند این بساط را درست کرده است که من و شما آدم بشویم. ما بزرگانمان انقلاب کردند که راحت تر بتوانیم آدم بشویم.

 *امام می فرمایند: ما وقتی می توانیم بگوییم پیروز شده ایم، که اسلام با تمام ابعادش در جامعه ما پیاده بشود و بعد می فرمایند: بالاتر از آن با تمام ابعادش در کل دنیا پیاده شود. این مهم است که ببینیم اسلام پیاده شده است. اسلام برای ما رفاه هم می آورد، اسلام مشکلات مارا هم حل می کند.

* 700 سال مسلمین در اروپا حکومت کردند، 700 سال در بخشی از اروپا به نام آندلس که کشورهای اسپانیا، پرتغال و بخشی از فرانسه و جنوب فرانسه بود، کی؟ وقتی که اروپائی ها همدیگر را می خوردند. اقوام وحشی شان فقط در فکر پاره پاره کردن همدیگر و حمله کردن به همدیگر بودند، اما این حکومت را ما قبول نداریم. خب حکومتشان ادامه بنی امیه و بنی عباس بوده است این حکومت در زمان بنی امیه شروع شد. آنجا و بعد که بنی عباس آمدند دیگر حکومت اُموی آندلس شکل گرفت. ما کلا این حکومت را قبول نداریم که اسلامی بوده ولی به همان اندازه از اسلام که آنجا پیاده شد، بروید در تاریخ بخوانید، چقدر آبادانی به آن کشورها داد، چقدر پیشرفت علمی روی داد، چقدر پیشرفت اقتصادی شد، چقدر رفاه داد به آن کشورها.

 *اصلا این نفس چیست که ما باید با آن جهاد کنیم، به قول شهید مطهری می گفت: انسان عجیب موجودی است که خودش با خودش می جنگد، و خودش بر خودش پیروز می شود. عجیب است، ما با خودمان بجنگیم. این چیست؟ مهمتر این است که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: پر منفعت ترین دانش ها برای شما، این است که خودتان را بشناسید. این روایت را هم دقت بکنید که می فرماید: بالاترین شناخت و دانش برای شما، شناخت خودتان است و بالاترین جهل و نادانی، جهل انسان به خودش است. خودش را نشناسد. به خود شناسی نرسد. لذا ما اگر بگوییم مهمترین کار کل عمرمان شناخت خودمان است دروغ نگفته ایم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 آنچه در ذیل می خوانید گزیده ای از توصیه های استاد اخلاق مرحوم آیت الله حق شناس(ره)  بویژه برای طلاب علوم دینی که نخستین گامهای تحصیل و تهذیب نفس را سپری می کنند بسی راه گشاست .

 

ارزش علم

اگر تحصيلات علمى شما با علم اخلاق توأم نباشد، منقطع می‌شود.

ساعتى كه شما در تحصيل علم صرف كنيد، مساوى است با شب زنده‌دارى.

علم را براى عمل كردن ياد بگيريد. علت نرسيدن ما به مقامات عاليه اين است كه ما به كلاسهاى قبل عمل نكرده‌ايم.

تحصیل علم و نماز اول وقت

اگر در پى كسب علوم غير حوزوى هم باشيد، نماز را در اول وقت بخوانيد. آن‌وقت خواهيد ديد كه چگونه سلولهاى مغز شما پذيراى علم مى‌گردد.

نشانه عمل زشت

حضرت على (ع) مي‌فرمايند: عمل زشت آن است كه اگر در قيامت عمل شما را در طبقى بگذارند و به جهانيان عرضه‌كنند، شما خجالت بكشيد.

علم اخلاق ضرورت علم اندوزی

در هر كارى كه هستيد، علم اخلاق بر شما لازم است.

علم - حتى علم اجتهاد - اگر خالى از تهذيب نفس باشد ، حجاب اكبر است.

افضل مراتب در نزد خاندان عصمت (ع) رتبه‌ی فقيه است. يعنى تفقه در دين داشتن.(افضل الناس المتفقّهون) فقاهت فقط «مسئله‌گفتن» نيست، بلكه درك پيچ و خم‌هاى پيچيده‌ی روزگار است.

مُدام در صدد نباشيد که روايت بنويسيد و بر علم خود بيفزاييد، بايد عمل هم با آن همراه باشد. اگر به دانستني‌هايتان عمل نكرديد، هر روز از پروردگار متعال، دورتر مى‌شويد.

يكى از اعمالى كه قلب را نورانى مي‌كند، همنشینی با علماء و دانشمندان دين است.

راز محبت به خدا

حضرت ملك الموت (ع) به صورت عمل خودمان ظاهر مي‌شود.

اگر پروردگار متعال را دوست داريم، بايد ثابت‌كنيم. بايد از نعمتهاى او در راه خود او استفاده كنيم.

از علامات محبت پروردگار، دوست داشتن وسائل وصول به اوست.

اهل بهشت حسرت هيچ لحظه‌اى از عمر خود را نمى‌خورند، مگر لحظاتى كه در دنيا به غفلت گذرانیده، و به ياد پروردگار متعال نبوده‌اند.

علامات شرح صدر:

.1التجافى عن دارالغرور:

يعنى اينكه از دنيا شانه خالى مي‌كنند. ( از دنیا به حد ضرورت استفاده مي ‌ كنند).

.2والانابة الى دارالخلود:

يعنى مدام توجهش را به آن طرف پرده‌ی آفرينش منعطف مي‌كند.

.3والاستعداد للموت قبل نزوله:

دائماً مهياي رفتن به آن دنياست، هميشه آماده است و در فكر مرگ.

 

منبع:منتظران ظهور

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

رۆیت و دیدن امام زمان(عج) هر چند توفیق بزرگی است، اما می توان از آن به عنوان مسیری یاد کرد که محبین با قرار گرفتن در آن و هدف قرار دادن این دیدار سعی در رابطه با امام خویش و کسب فیوضات از حضرت دارند.

حدیث پیامبر اکرم(ص) برای تمام شیعیان آشنا است که در جواب سوال جابر بن عبدالله که پرسید: «یا رسول اللَّه شیعیان او در زمان غیبت از وجود او سودى می‌برند؟ فرمود: آرى به خدائى که مرا مبعوث کرده است، به راستى آنها به نور وى پرتویاب باشند و به ولایت او در زمان غیبتش سود برند مانند سود مردم از خورشید پشت‏ ابر.» ( کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی)

اما خیلی وقت ها شده است که ما در خلوت خود و یا در مراسم هایی که به مناسبت های مختلف می گیریم با خود می اندیشیم که چرا امام زمان ظهور نمی کنند، به چه علت ما از دیدار اماممان بی نصیبیم! آن حضرت در توقیعشان می فرمایند:

و چنانچه شیعیان ما - خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏ نمودند، نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى ‏افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏ رسید و اینها همه در پرتو شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى‏ باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏ دارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مى‏ رسد و ما را ناراحت مى‏ سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما كافى و نیكو كارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاكش باد!

آیت الله بهجت(ره) در این باره فرمودند: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(عدر یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(ع)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این مافوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(ع) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟!

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(عج) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(ع) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم.(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(عج) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.”‌

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(عج) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک”‌(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (عج) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(عج) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(عج) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(عج) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(عج) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(عج) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(ع) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و ، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(عج) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

پی نوشت ها:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(ع)

3- حضرت ولی عصر(ع) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا”‌. الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2.

اصول کافی

الإحتجاج / ترجمه جعفرى

خبرگزاری شبستان، متن سخنان آیت الله بهجت

بر گرفته از مقاله؛دلایل دوری شیعیان از امام زمان (عج) در کلام خود حضرت

منبع:تبیان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

آخرین پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامى که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاى نیک مانع آن مى باشد.
و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.


متن حدیث:


قالَ(صلى الله علیه وآله) : یُؤْتَى الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیْهِ دَفَعَهُ مَشْیُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.


«مسکّن الفؤادشهید ثانى،ص ۵۰»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 12 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

در نخستین روز از ايام الله دهه فجر انقلاب اسلامي و سالروز ورود تاريخ ساز امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، صبح امروز (شنبه) با حضور در مرقد مطهر امام راحل(ره)، ضمن قرائت فاتحه، ياد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را گرامي داشتند.رهبر انقلاب اسلامي همچنین با حضور بر مزار شهداي هفتم تير و گلزار شهداي بهشت زهرا، براي ارواح طيبه ي شهدا علو درجات مسألت كردند.

جهت مشاهذه وذخیره تصاویر در سایز اصلی برروی آنها کلیک نمایید.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گروه سیاسی مشرق - ايام بهمن ماه هر سال یاد آور خاطرات شیرین سال 57 و ورود امام خمینی (ره) به ایران است؛ ورودی که زمینه ساز پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه شد. شرایط پیچیده روزهای منتهی به ورود امام (ره) به ایران، روزهای پر التهابی را برای انقلابیون رقم زده بود. نگرانی از اشغال نظامی فرودگاه و عدم اجازه در فرودآمدن هواپیما، باعث تحصن برخی از روحانیون در مسجد دانشگاه تهران شد. مقام معظم رهبری نیز که از مشهد به تهران آمده بودند یکی از اعضای اصلی تشکیل دهنده‌ی این تحصن بودند. آنچه در ادامه می‌آید، خاطرات معظم‌له در روزهای منتهی به ورود امام (ره)، است.[1]

 

بازگشت امام

گسترش اعتراض ها به جلوگیری از ورود امام خمینی کار را به جایی رساند که شاپوربختیار در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «با صدای بلند اعلام می‌کنم که حضرت آیت الله هر وقت میل داشته باشند می‌توانند به کشور بازگردند.» حرف های او نمی‌توانست مردم را قانع کند. مخالفت‌ها همچنان ادامه یافت. مشابه تحصن دانشگاه تهران در قم، مشهد و اصفهان شکل گرفت که خود به خود به اجتماعات بیشتر مردم منجر گردید. آقای مفتح ، عضو کمیته مرکزی استقبال از امام خمینی در آخرین ساعات روز دهم بهمن به یکی از نشریه ها گفت که رهبر معظم انقلاب 9 صبح پنج شنبه، 12 بهمن به ایران خواهد رسید.

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

مردم ایران در یازدهم بهمن هیجان زده بودند. امام در همین روز در نامه‌ای از دولت و ملت فرانسه تشکر کرد و میهمان نوازی آنها را ستود و نیز در دهکده نوفل لوشاتو حاضر شده، با ساکنان آن دیدار و خداحافظی کرد. با این که دولت بختیار مجبور به پذیرش ورود امام به وطن شده بود، اما عقب نشینی خود را با رژه نظامیان در سطح شهر جبران کرد. نظامیان، یازدهم بهمن با ساز و برگ نظامی در خیابان های تهران قدرت نمایی کردند.

کمیته استقبال، درگیر کار بزرگی شده بود؛ کاری بزرگ در روزی بزرگ. هرچند تلاش می کرد بر امور جاری مسلط شود اما حادثه پیش رو بزرگتر از آن بود که بتوان کاملاً آن را در دست گرفت. بیشتر فعالیت های کمیته غیر متمرکز بود و هر کس مأموریتی مناسب تر می دید همان را برعهده می‌گرفت. « یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم.»

پیش از دوازدهم بهمن، آقای مطهری از آقای خامنه‌ای خواسته بود سخنرانی و خوش آمدگویی به امام را در تالار فرودگاه به عهده بگیرد. نپذیرفته بود. گفته بود: چرا من؟ آقای مطهری دلیلی آورده بود، اما نتوانسته بود او را قاطع کند. آقای خامنه‌ای گفته بود: من توان سخنرانی در این لحظات بزرگ، که نفس در سینه‌ها حبس می‌شود، ندارم. 

 

آقای مطهری نبود فرصت برای انتخاب فرد دیگر را به عنوان علت آخر مطرح کرده، سخنرانی را به عهده آقای خامنه‌ای گذاشته بود. «روز موعود فرا رسید و از خوش اقبالی [من] فرصت برای مراسم خوش آمد گویی نشد؛ فقط اکتفا شد به تلاوت قرآن و سرودی که گروهی از دانش آموزان خواندند و صدایش بین مردم پیچید و زبانها آن را تکرار کرد:»

ای مجاهد ای مظهر شرف/ ای گذشته زجان در ره هدف .....

آنچه در فردوگاه می‌گذشت مجموعه‌ای از احساسات متناقض بود، شادی، وحشت، ناباوری، نگرانی. آقای خامنه‌ای از خود می پرسید: چه رخ خواهد داد؟ آیا آنچه تا لحظاتی دیگر خواهیم دید حقیقت است یا رؤیا؟ آیا واقعاً امام در این فضای آکنده از احساس عجیب، در میان استقبال بی بدیل تاریخی پا به خاک میهن خواهد گذاشت؟ اگر آمد چه خواهد شد؟ سرنوشت انقلاب به چه سمتی خواهد رفت؟ اینها و دهها سؤال دیگر بر نگرانی و اضطراب او می‌افزود. تالار فرودگاه از دعوت شدگان و مستقبلین پر بود. همه با نظم، منتظر ورود امام بودند. آنان نماینده گروه‌های مختلف بودند: روحانیون، استادان دنشگاه، طلاب، دانشجویان، اقلیت‌های دینی، همه چشم‌ها به در اصلی دوخته شده بود اما ناگاه امام از در دیگری وارد تالار فرودگاه شد. [نگاهم به چهره اش دوخته شد] « عزم و اراداه و اقتدار در چهره شان موج می‌زد. اثری از خستگی، بی خوابی و نگرانی در چهره ایشان ندیدم» بیش از یکصد خبرنگار در همین هنگام از در اصلی داخل شدند تالار پر شد از جمعیت که موج می خورد و به سمت امام می‌رفت. « احساس خطر کردیم و با صدای بلند از مردم خواستیم که از امام دور شوند؛ بر احساسات خود غلبه کنند. من و شماری از نزدیکان امام خود را عقب کشیدیم. جز آقای مطهری که داخل هواپیما رفته بود و هنگام خروج امام را راهی کرده بود، کسی از خواص، کنار ایشان نبود. آقای بهشتی هم جای معینی نداشت و در آن محیط در حرکت بود.»

امام در مکانی که برای وی در نظر گرفته شده بود، ایستاد. چند جمله بیشتر نگفت. «هرچه پریشانی در دلها بود زدوده شد. آرامش عجیبی به سراغ قلب‌هامان آمد. این دومین باری بود که سخن امام چنین طمأنینه‌ای در من ایجاد کرد. اول بار، دوم فروردین 1342 بود؛ هنگامی که مزدوران شاه به شهر قم [و مدرسه فیضیه] حمله کردند. من از جمله کسانی بودم که این هجوم وحشیانه را دیدم. بعد که به خانه‌ی امام رفتم، وقت نماز، به ایشان اقتدا کردم. سپس با امام به یکی از حجره ها[ی مدرسه فیضیه قم] رفتیم. من در شرایط روحی بسیار بدی بودم. امام صحبت کوتاهی کرد. پس از آن اعصابم آرام گرفت، قلبم محکم شد و جانم به آسودگی رسید.»

 

پس از خروج امام از تالار فرودگاه، نزدیکان وی، از جمله آقای خامنه‌ای پشت سرش بیرون رفتند. امام در خودروی ویژه‌ای که آماده شده بود نشست و دیگران در اتوبوس‌هایی که آماده همراهی وی بودند، جای گرفتند. « وقتی وارد خیابان شدیم، انبوه جمعیت فشرده و هیجان زده، از پیر و جوان، زن و کودک، موج می‌زد. انگار همه تهران و مردمی که از شهرهای دیگر به سمت تهران روانه شده بودند، در حال دیدن این لحظات تاریخی هستند.

کاروان امام راه خود را از میان این امواج انسانی، با کمک خود مردم، باز می کرد. استقبال کنندگان همراه کاروان و پیش و پس آن می دویدند، شعار می دادند، گلباران می کردند، شاد بودند و حمایت خود را از امام بروز می دادند. با اینکه ساعاتی پیش همراهان امام از همین مسیر به سمت فرودگاه رفته بودند ، کسی برای آنان ابراز احساسات نکرده بود، اما اینک به تبع امام، شادی و مهر خود را به سرنشینان خوردروهای همراه امام که پشت سر ایشان حرکت می کردند نشان می دادند.»

به میدان 24 اسفند [انقلاب] رسیدند. آن چند نفر تصمیم گرفتند به خانه آقای موسوی اردبیلی که در آن نزدیکی بود بروند؛ و درباره مسائل بعدی مشورت کنند. بنا نبود امام را تا بهشت زهرا همراهی کنند. برنامه های از پیش تعیین شده چنین می‌گفت. پس از رایزنی در خانه آقای موسوی اردبیلی، آنجا را به مقصد مدرسه رفاه ترک کردند. آقای خامنه‌ای وقتی به مدرسه رسید، توان خود را پایان یافته دید. به شدت خسته بود.

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

مدرسه رفاه

با همان حال، سخنرانی امام در بهشت زهرا را شنید. اینک منتظر آمدن امام بود. ساعت‌ها گذشت، اما خبری از بازگشت امام نرسید. پس از پایان مراسم در بهشت زهرا، امام و سید احمد خمینی با یک دستگاه آمبولانس از بهشت زهرا خارج و در بیابان های اطراف سوار هلی کوپتر شدند. هلی کوپتر به سمت بیمارستان هزار تخت خوابی[ = امام خمینی] رفت. چرا بیمارستان؟ چون نمیدانستند به کجا بروند؟ هلی کوپتر که نمی توانست در مدرسه رفاه یا آن نزدیکی‌ها به زمین بنشیند. تصمیم گرفتند به طرف فرودگاه بروند. به آسمان فرودگاه که رسیدند آنجا را همچنان پر ازدحام یافتند. به طرف بیمارستان برگشتند. حال امام مساعد نبود. بیمارستان محل فرود داشت. هلی کوپتر نشست. کارکنان بیمارستلن با این خیال که بیمار بدحالی داخل آن است به سمت هلی کوپتر دویدند. وقتی امام را دیدند، شوکه شدند؛ نمی دانستند چه کنند. یکی از دکتر های بیمارستان خودروی پژوی خود را در اختیار آنان گذاشت. از بیمارستان خارج شدند. 

در بین راه، خودرو را با خودروی آقای ناطق نوری عوض کردند. مقصد خانه دختر آیت الله پسندیده بود. «گفته شد که ایشان پس از سخنرانی به جای نامعلومی رفته اند. ساعت ها گذشت. برادران به خانه های مجاور که برای اقامتشان آماده شده بود، رفتند. این خانه ها از چند روز پیش برای استقبال مهیا شده بود. من در مدرسه ماندم. ساعت 10 شب غرق آماده سازی بودم که خبر دادند امام از در پشتی وارد شد به آن سمت رفتم. دیدم امام تنها دارند می آیند تو؛ آرام و با وقار. نگاهش پرده دل را پاره می کرد... ساکت و مبهوت، ایستاده بودم. 

از ذهنم گذشت بروم و در آغوشم بگیرم، اما ترسیدم دیگران هم به شوق آیند، دور امام را بگیرند و مزاحمتی فراهم شود. گذشتم. ده نفر بیشتر نبودیم. امام سلام کرد.جواب دادند. به سمت پلکانی که به طبقه دوم منتهی می‌شد رفتند. حاضران صدای خود را به وفاداری و سربازی امام بلند کردند. امام روی پله سوم، چهارم، نشستند. می خواستم پاسخ احساسات آن جمع را بدهند. همه مدهوش بودیم. امام با عبارات کوتاهی حمد و ثنای خداوند را گفت و بر پیامبر (ص) و خاندانش درود فرستاد و از جمع تشکر کرد و آنان را به صبر و پایداری سفارش نمود و بعد خداحافظی کرد» و از پله ها بالا رفت.

فردای آن روز امام به مدرسه علوی، همان نزدیکی، رفت. بیشتر دست اندرکاران هم به آن مدرسه منتقل شدند. آقای خامنه‌ای در مدرسه رفاه ماند. محیط نسبتاً آرامی برای کارهای او داشت؛ و آن کارها اقتضاء نمی‌کرد که نزدیک امام باشد. مسئولیت او اداره امور فرهنگی و تبلیغی مقر رهبری انقلاب اسلامی، و از آن جمله، انتشار روزنامه بود. « به یا دارم بعد از سه روز از آمدن امام به من خبر دادند که برادران در مدرسه علوی جمع شده اند و مرا هم دعوت کرده اند. پس از عبور از میان جمعیت انبوه و مشتاقی که آنجا بود، خود را به آن جلسه رساندم. درباره سازماندهی و مدیریت مقر امام مشورت می کردند. پیشنهاد شد سه نفر از جمله من، مدیریت مقر امام را به عهده بگیریم. نپذیرفتم، زیرا به کاری مشغول بودم که آن را بسیار دوست داشتم و مسئولیت تازه، مرا از آن باز می‌داشت. البته برای پذیرش این مسئولیت انگیزه داشتم ولی عنوان ریاست با مشغله های بسیار من در تزاحم بود.»

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

دلهره‌های بی پایان

آقای خامنه ای در مرور یادهای خود از آن روزها، رخدادهای پی‌درپی و پر شتابی می‌بیند که به دشواری می توان همه را با جزئیات خاطر نشان کرد. هر کدام از این حوادث، بی شباهت به کوههای سر به فلک کشیده نبودند که چشم‌ها و عقل‌ها را خیره می‌کرد و مجالی برای نگاه همزمان به دیگر بلندی‌ها نمی گذاشت. دیگر آنکه هر رویداد تازه و از راه رسیده‌ای از نوع حوادثی که به سادگی در ذهن می نشینند، نبود. «ما نمی توانستیم در مقابل این حادثه‌ها خویشتن داری کنیم [ و آن را هضم نماییم؛] مبهوت و سردرگم می ماندیم. حال که به خود بازمی گردم، تجلی قدرت و عظمت خداوند سبحان را در حرکت این مردم می بینم؛ و اگر کسی در برابر این تجلی مبهوت بماند، قابل سرزنش نیست.»

این جاست که آرزوی می‌کند ای کاش قلم به دست می‌گرفت و با حوصله و صبر به آن قله‌ها و دامنه‌ها می‌نگریست و می‌نوشت. «ای کاش همت به نگاشتن وقایع و حوادث آن روزها می کردم. گرچه اگر تصمیم هم می گرفتم، تنگی وقت و فراوانی مسئولیت هایم، اجازه نمی داد.»

یکی از آن نگرانی های بی‌پیر و دلهره‌های تمام نشدنی، عملی شدن تهدیدات ژنرال های شاه بود؛ هرچند مردم این تهدیدها را ناچیز می‌شمردند، اما امکان هر رخداد خطرناکی قابل پیش بینی بود. حمله هوایی یا زمینی به مقر سکونت امام خمینی، یکی از آنها بود. چه کسی می‌توانست در جدی نبودن این تهدیدها تردید کند؟ تمام زمام حکومت نظامی شاهنشاهی، به دستان ژنرال‌ها سپرده شده بود؛ و اینان نشان داده بودند که برای ریختن خون مردم و کشتارهای صدها نفری آماده اند. در برابر این دغدغه هولناک اما، «مردم را می دیدی که اطراف مقر امام را مانند نگینی احاطه کرده بودند. هزاران زن و مرد و کوچک و بزرگ خیابان ها و راه های منتهی به محل سکونت امام را پر کرده بودند. در واقع یک سپر انسانی درست کرده بودند و سرنوشت خود را با امام و انقلاب گره زده بودند. همین امر موجب شده بود که هر عملیات نظامی علیه مقر امام با پیچیدگی و چه بسا غیر ممکن بودن روبه رو باشد.» 

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار
 

[1] - کتاب شرح اسم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 12 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام
 شهید محمودرضا بیضائی که با توجه به تحولات میدانی کشور سوریه و هتک‌ حرمت‌های اخیر به حرم حضرت زینب کبری(س) به دست گروه‌های صهیونیستی ـ وهابی، برای دفاع از این حرم‌های شریف به سوریه رفته بود، روز یکشنبه 29 دی‌ماه مصادف با ولادت حضرت رسول (ص) به دست وهابیون تکفیری به مقام رفیع شهادت نائل آمد.

از این شهید والامقام یک فرزند دختر 3 ساله به نام کوثر یادگار مانده تا بتواند در آینده همچون زینب کبری (س) و حضرت رقیه (س) نازدانه 3 ساله امام حسین (ع) در راه دفاع از اسلام و آرمان‌های والای شهیدان اسلام گام بردارد و ادامه دهنده راه پدر باشد.

 

متن زیر نامه‌ای است از شهید مدافع حرم، «محمود رضا بیضائی» به همسر معزز، ولایی و صبور خود که آنرا در شب شهادت امیرالمؤمنین(ع) در ماه مبارک رمضان در سوریه نگاشته است.

 قسمت‌هایی از نامه را که ایشان در ابتدا و انتها به احوالپرسی از خانواده و اظهار محبت به همسر و فرزند خود اختصاص داده و جنبه شخصی دارد حذف کرده‌ام و بقیه فرازهای نامه را در اینجا درج می‌کنم.
او در این نامه، انگیزه حضور خود در جبهه سوریه را به روشنی بیان کرده و در مورد اهداف تروریست‌ها و حامیان آنها از براه انداختن این معرکه و وضعیت حساس جهان اسلام و آینده این معرکه در صورت شکست خوردن جبهه مقاومت توضیحاتی داده است.

این نامه را با اجازه همسر معزز شهید منتشر می‌کنم، ان شاء الله که انتشار آن مرضی رضای خداوند قرار بگیرد و در تبیین راه و آرمان شهدای گمنام مدافع حرم قدمی کوچک باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

…باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمده‌ایم و شیعه هم به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ها، غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً.

نمی‌خواهم حرفهای آرمانگرایانه بزنم و یا غیر واقعی صحبت بکنم؛ نه! حقیقتاً در مسیر تحقق وعده بزرگ الهی قرار گرفته‌ایم. هم من، هم تو. بحمدالله. خدا را باید بخاطر این شرایط و این توفیق بزرگ شاکر باشیم. الان که این نامه را برایت می‌نویسم، شب قدر است و شب شهادت حیدر کرار (علیه السلام) و در فضای ملکوتی بین‌الحرمین ِ صبر و مصیبت و تحمل مشکلات و سختی‌ها، بین‌الحرمین ِ دو مظلومه، دو شهیده، یکی خانم زینب کبری (روحی فداها) و دیگری بنت‌الحسین، خانم رقیه (سلام الله علیها) هستم و به یادتم. نمی‌دانی بارگاه ملکوتی سه ساله امام حسین الان هم چقدر غریب است؛ در محل یهودی‌ها، در مجاورت کاخ ملعون معاویه و در محاصره وهابی‌های وحشی و آدمکش.

 

چه بگویم از اوضاع اینجا؛ تاریخ دوباره تکرار شده و این بار ابناء ابوسفیان و آل سفیان بار دیگر آل‌الله را محاصره کرده‌اند؛ هم مرقد مطهر خانم زینب کبری و هم مرقد مطهر دردانه اهل بیت، رقیه (سلام الله علیهما). ولی این بار اجازه اسارت نخواهیم داد چرا که به قول امام (ره) مردم ما از مردم زمان رسول الله بهترند.

واضح‌تر بگویم؛ نبرد شام، مطلع تحقق وعده آخرالزمانی ظهور است و من و تو دقیقاً در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که با لطف خداوند و ائمه اطهار نقشی بر گردنمان نهاده شده است و باید به سرانجام برسانیمش با هم تا بار دیگر شاهد مظلومیت و غربت فرزندان زهرای مرضیه (سلام الله علیها) نباشیم. اگر بدانی صبرت چقدر در این زمان حساس در حفظ و صیانت از حریم آل‌الله قیمت دارد، لحظه به لحظه آنرا قدر می‌شماری.

معرکه شام میدان عجیبی است. بقول امام خامنه‌ای: «بحران سوریه الان مقابله جبهه کفر و استکبار و ارهاب با تمام قوا، در برابر جبهه مقاومت و اسلام حقیقی است.» در واقع جنگ بین حق و باطل. و این خاکریز نباید فرو بریزد؛ نباید. خط مقدم نبرد بین حق (جبهه مقاومت) و باطل در شام است. تمام دنیا جمع شده‌اند؛ تمام استکبار، کفار، صهیونیست‌ها، مدعیان اسلام آمریکایی، وهابیون آدمکش بی‌شرف، همه و همه جبهه واحدی تشکیل داده‌اند و هدفشان شکست اسلام حقیقی و عاشورایی، رهبری ایران و هدفشان شکست نهضت زمینه‌سازان ظهور است و بس. و در این فضای فتنه آلود، متأسفانه بسیاری از مسلمین نا آگاه و افراطی نیز همراه شده‌اند تا این عَلَم و این نهضت زمینه‌ساز را به شکست بکشانند که اگر این اتفاق بیفتد سالها و شاید صدها سال دیگر باید شیعه خود دل بخورد تا تحقق وعده الهی را نزدیک ببیند. شام نقطه شروع حرکت ابناء ابوسفیان ملعون است. و این خاکریز نباید فرو بریزد. این حرکت خطرناک و این تفکر آدمکش ارهابی، پر و بال گرفته و حمام خون بین شیعیان و سایر مسلمین راه می‌اندازد و هیچ حرمتی از حرمین شریفین زینب کبری (سلام الله علیها) و خانم رقیه (سلام الله علیها) [حفظ نخواهد کرد] که هیچ، حرمت عتبات مقدسه کربلا، نجف، سامرا، کاظمین و… را هم خواهد شکست.

جبهه جدیدی که از تفکر اسلام آمریکایی، صهیونیسم و ارهاب از کشورهای مختلف از جمله افغانستان، پاکستان، آمریکا، اروپا، یمن، ترکیه، عربستان، قطر، آذربایجان، امارات، کویت، لیبی، فلسطین، مصر، اردن و… به نام جهاد فی سبیل الله تشکیل شده است، هدف نهائیش فقط و فقط جلوگیری از نهضت زمینه‌سازان ظهور و در نهایت مقابله با تحقق وعده الهی ظهور می‌باشد و هیچ ابایی هم از کشتن و مثله کردن و سر بریدن زنان و کودکان بی‌گناه شیعه ندارد، کما اینکه این اتفاق را الان به وفور می‌توان مشاهده کرد و من دیده‌ام.

 

مسئولیت سنگینی بر دوشمان گذاشته شده است و اگر نتوانیم از پسش برآئیم، شرمنده و خجل باید به حضور خداوند و نبی‌اش و ولی‌اش برسیم چرا که مقصریم. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و بقول سید مرتضی آوینی این یعنی اینکه همه ما شب انتخابی خواهیم داشت که به صف عاشورائیان بپیوندیم و یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. ان شاء الله در پناه حق و تا [تحقق] وعده الهی و یاری دولت ایشان خواهیم جنگید.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیماً

ان شاء الله

 
منبع: ابنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گفتن و دیدن نقاط ضعف دیگران مصلحت نیست و گذشته، گذشته است، فقط باید با تلاش و کوشش، نیازها را ببینیم و کار و فعالیت خودمان را افزایش دهیم تا پیشرفت کنیم.

انتقاد آیت‌الله جوادی از تخریب عملکرد احمدی‌نژاد توسط وزرای روحانیبه گزارش مشرق، آیت‌الله العظمی جوادی عاملی در دیدار اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، نسبت به تخریب عملکرد دولت گذشته انتقاد کردند.

استاد عالی حوزه علمیه قم، با اشاره به مسائل داخلی کشور، عنوان کردند: گفتن و دیدن نقاط ضعف دیگران مصلحت نیست و گذشته، گذشته است، فقط باید با تلاش و کوشش، نیازها را ببینیم و کار و فعالیت خودمان را افزایش دهیم تا پیشرفت کنیم. 

آیت‌الله جوادی آملی در این دیدار خاطرنشان کرد: باید همه دنیا و قدرتمندان بفهمند که شما نفوذ‌ناپذیر هستید، در غیر میدان جنگ نیز قابلیت شکست‌دادن شما را ندارند و اینکه هر روز می‌گویند گزینه نظامی روی میز است، بی‌معنی است. به آمریکایی‌ها باید بگوییم که کل کشور در دست شما بود ولی بیرونتان کردند.‬
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی ظهر پنج‌شنبه در دیدار اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در سخنانی با اشاره به جریان حادثه طبس و امداد غیبی الهی در این حادثه اظهار داشت: آمریکایی‌ها برای پیاده کردن نقشه‌های خود همه جوانب کار را سنجیدند و بعد از آن نیروهای خود را در صحرای طبس مستقر کردند اما در نهایت شن‌های این صحرا نگذاشتند که آنها به اهداف خود دست یابند.

وی جنگ 8 ساله تحمیلی در کشور را مایه خیر و برکت دانست و افزود: باید با تکیه بر امکانات و توانمندی‌های داخل کشور مشکلات پیش رو را حل کرد.

استاد برجسته حوزه ادامه داد: زمانی کشور ما به دست مستشاران آمریکایی بود و بدنه کشور به بیگانگان وابستگی داشت و کسی تصور نمی‌کرد روزی ایران از دست آنها خارج شود.

وی گفت: ملت ایران بسیار خوب و دارای ضریب هوشی بالایی است که باید سعی شود توانمندی‌های داخلی مدیریت و تقویت شود.

آیت الله جوادی آملی تأکید کرد: هوش علمی ایرانیان نسبت به سایر کشورها بالاتر است و ما باید به گونه‌ای زندگی کنیم که در تمامی جهات الگو باشیم.

وی افزود: باید طوری عمل کنیم که هر روز دشمنان نگویند همه گزینه‌ها روی میز است. آنها باید بداند که روزگاری در کشور ما بودند و ما آنها را بیرون کردیم.

بیان نقاط ضعف دیگران به مصلحت نیست

این مفسر قرآن کریم در ادامه تصریح کرد: دیدن و بیان نقاط ضعف دیگران به مصلحت نیست اگرچه در گذشته مشکلاتی وجود داشته است باید دست به دست هم دهند و بر اساس امکانات پیش رو برای حل مشکلات تلاش کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه دولت باید به بخش کشاورزی و تولید در این زمینه توجه ویژه ای داشته باشد افزود: کشور ما 4 فصل است و باید از تمامی این ظرفیت‌ها برای تامین مایحتاج داخل استفاده کرد.

انتقاد از نحوه مدیریت تامین برخی از کالاهای اساسی

وی با انتقاد از نحوه مدیریت تامین برخی از کالاهای اساسی همانند گندم، اظهار داشت: زمانی در کشور جشن خودکفایی گندم را برگزار کردند و بعد از آن مقداری گندم به کشور وارد شد و در برهه‌ای ندر مقطعی یز به دلیل تحریم‌ها و در دست نبودن علوفه گندم‌ها برای خوراک دام استفاده شد تا تلف نشوند که این گونه تصمیم گیری‌ها نشانه عدم مدیریت صحیح و ضعف در تصمیم گیری‌ها است.

آیت الله آملی تاکید کرد: مسئولان باید مشکلات این چنینی همانند تهیه علوفه در کشور را مدیریت کنند چرا که برخی از اقدامات ریشه‌ای است و تامین علوفه به منزله آن است که گوشت و لبنیات با قیمت مناسب تری در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.

وی با بیان اینکه هم اکنون هزاران هکتار زمین در همسایگی دریا داریم افزود: نباید به فکر انتقال آب خزر به بخش مرکزی کشور باشیم بلکه باید از ظرفیت زمین های اطراف دریا برای کشت استفاده کنیم.

وی در پایان تصریح کرد: ما جهانی فکر می‌کنیم و با کسی قهر نیستیم اما ناز کسی را هم نمی‌کشیم. کشور ما دارای امکانات و ظرفیت‌های فراوانی است و امید است با رهبری‌های مقام معظم رهبری حمایت مراجع و همدلی مردم و مسئولان مشکلات مشکل حل شود.

 
منبع: مهر
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 12 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

عکس/ ورود با چادر ممنوع

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

نهم بهمن ماه مصادف است با سالروز رحلت محمداسماعیل دولابی از عارفان و سالکان الهی. او در سال 1282 در منطقه دولاب از توابع تهران به دنیا آمد، در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر می‌پرداخت.

این عارف بالله در 9 بهمن 1381 به لقاءالله پیوست و در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.

در ادامه برخی از توصیه‌های اخلاقی مرحوم حاج اسماعیل دولابی را میخوانید. این سخنان از کتاب‌های «مصباح‌الهدی» و «طوبای محبت» گردآوری شده است:

* در دعا هم از نیاز عاشق سخن می‌رود، هم از ناز معشوق؛ هم از احتیاج این و هم از اشتیاق، او هم از انس هم از خوف، هم از محبت هم از معرفت، هم از توبه و انابت هم از کرم و اجابت، هم حاجتی معیشتی و زمینی هم از مطلوبات آرمانی و آسمانی، هم از تسلیم و هم از تعلیم.

 

*سوال نکن شاید خدا به تو بفهماند، گدایی نکن شاید خدا غنی‌ات کند، به قلبت فشار نیاور شاید خدا مشکلت را حل کند.

* چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی یک «شاید» کنار زندگی‌ات بگذار.

* لحظه‌ای تفکر کنید و چیزهای بی‌ارزش که فانی هستند را برشمارید و با بهره گیری از صفت آگاهی آنها را بسنجید، سپس نتیجه گیری کنید چیزهایی که رفتنی و فانی است و فقط در دنیا هستند و این را باور قلبی داشته باشید، آن وقت آرامشی وصف نشدنی خواهید داشت.

* گروهی محبت را می‌فروشند برای سیر کردن شکم خود، قدر محبت را بدان، نکند آن را به چیزی‌های کوچک بفروشی؛ حب فقط برای خدا و خوبان خداست.

* خلاصه اخلاق دو کلمه است: «مرنج و مرنجان»

* اگر شکر کردید برای شما زیاد می‌کنم... یعنی شکر هر چیزی مناسب خود آن چیز است؛ شکر پول، کمک کردن و انفاق به فقیر است، شکر علم تعلیم دادن است، شکر قدرت گرفتن دست ضعیف است. اینها شکر نعمتند. شکر منعم، یعنی خدا را عبادت کنیم چون سزاوار عبادت شدن است نه برای اینکه به ما نعمت داده است.

* اگر خداوند را می‌خواهید بجویید در زمین و آسمان نیابید که پیدا نمی‌شود چون خود رحمانش فرمود: زمین و آسمان وسعت مرا ندارد دل مؤمن جایگاه من است. هر مصنوعی صانعش را نشان می‎دهد. به هر چیزی نگاه کنی، سازنده‎ آن را یاد می‎کنی. قالی را می‎بینی، می‎گویی عجب قالی‎بافی داشته است. ساختمان را می‎بینی، می‎گویی عجب معماری داشته است. خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی، یاد خدا می‎افتی؟!

* در دنیا اگر خودت را مهمان حساب کنی و حق تعالی را میزبان، همه غصه‌ها می‌رود، چون هزار غصه به دل میزبان است که دل میهمان از یکی از آنها خبر ندارد. هزار غم به دل صاحبخانه است که یکی به دل مهمان راه ندارد. در زندگی خودت را میهمان خدا بدان تا راحت شوی. اگر در میهمانی یک شب بلایی به تو رسید شلوغ نکن و آبروی صاحب‌خانه را حفظ کن. اعمال هر کس به اندازه معرفتش قیمت دارد، خلوص عمل بسته به میزان معرفت است، اعمالی که از محبت سرچشمه می‌گیرد خلوصش بیشتر است.

* از دنیا نگو، از خلق نگو، از خودت هم نگو، از خدا بگو. چند وقت که تنها از خدا بگویی اگر غیر از او چیزی هم وجود داشته باشد از یادت می‌رود و غیر او را فراموش می‌کنی.

* موت را که بپذیری، همه غم و غصه‌ها می‌رود و بی‌اثر می‌شود؛ وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه‌هایت کم می‌شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می‌کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر(ع) می‌فرماید: یک ساعت دنیا را به همه آخرت نمی‌دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن. اگر دقت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می‌گذارد.

* هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین از زنده‌ها و مرده‌ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین‌ها باز می‌شود.

* با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می‌شود و عبادت هم معرفت ایجاد می‌کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می‌آید و نهایتا به ولایت منجر می‌شود.

* دل‌های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علی علیه‌السلام متصل شد، به دریا وصل شده است... شخصِ تنها، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می‌شود ولی آب کُر نه تنها نجس نمی‌شود بلکه متنجس را هم پاک می‌کند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام ملکی را می خوانید:

*شخص نمازگزار در 5 مورد به شک خود نباید اعتنا کند، برای اینکه این پنج مورد را بهتر به خاطر بسپارید، کلمه (مسواک) را در نظر بگیرید، حروفش میم سین واو الف کاف؛ میم آن چیست؛ شک بعد از محل، سین آن شک بعد از سلام است، حرف سوم واو است که شک بعد از وقت است، در الف یعنی شک امام و مأموم، آخرش هم کاف است که منظور شک کثیر الشک است. که در این موارد نباید به شک خود اعتنا کنیم.

*وقتی قرآن بر پیامبراکرم صلوات الله علیه نازل می شد، بدنشان شروع می کرد به لرزیدن، حالتشان متغیر می شد، سیما و رخسارشان برافروخته می شد، می فهمیدند که بر پیامبر دارد وحی نازل می شود، سکوت می شد و هیچکس با پیامبر اکرم حرف نمی زد، وقتی که تمام می شد، پیامبر آرام میشدند و میخواندند آن سوره ای که بر ایشان نازل شده بود، آن آیاتی که نازل شده بود، در روایات داریم که پیامبر اکرم صلوات الله علیه گفت: من این آیات اواخر سوره زمر را می خوانم، همه گوش کنید، ببینید و خودتان را مقایسه کنید با این آیات، ببینید چطوری هستید، وقتی این آیات را خواندند، مانند یک جلسه روضه خوانی مردم گریه کردند، بعد در آخر پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: نه، گریه نکنید، شما انشاالله جزو آن دسته بعدی هستید، که می خوانیم.

*بعضی ها می گویند: حاج آقا چرا شما اینقدر بد می گویی از شاه؟ به او گفتم انشاالله با او محشور شوی، هر جا رفت انشاالله با او بروی، ما پشت سر أمبرالمؤمنین علیه السلام هستیم، تو هم پشت سر او هستی هر جا او رفت تو هم با او برو.

*آتش جهنم آتشی است که نور ندارد، پناه می بریم به خدا، می گویند اگر یک قطره از آتش جهنم را در کره زمین بچکانند، کره زمین مذاب می شود، آب می شود.

*اگر کسی از قیامت بترسد، باید دست و پایش بلرزد، اگر یقین به این آیات داشته باشد، می لرزد. مثلا من الآن پنحاه تا دوست دارم در قوه قضائیه 10 میلیون شما را بخورم و 5 میلیون آن بنده خدا را، آیا روز قیامت هم این دوستانم به دردم می خورند؟

*در روایت داریم کسی که به اندازه یک حبه، یک دانه گندم، یک ارزن در قلبش کبر باشد، خدا وارد بهشتش نمی کند.

*از أمیرالمؤمنین علیه السلام روایت داریم که فرمودند: بهشت 8 در دارد. یکی اش برای نبیّین است، پیامبران، یک درش برای صدیقین و صلحا و شهدا، مخصوص آنهاست، پنح در برای شیعیان أمیرالمؤمنین علیه السلام است، برای ما است، انشاالله می رویم، هیچ نترسید و یقین داشته باشید، فقط شما را به خدا گناه نکنید، یکی اش می ماند که برای آنهائی است که أمیرالمؤمنین را قبول ندارند، ولی کینه و کدورت و بغض و عداوت من و أهل بیت من را هم در دلشان ندارند

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

از آيت الله بهجت پرسيده شد اين که شنيده مي شود کارهاي خير و اعمال صالح توفيق الهي مي خواهد يعني چه و آيا اين موضوع با اختيار منافاتي ندارد؟

ايشان در پاسخ فرمودند: «اگر توفيق و دستگيري خدا نباشد، مگر کارهاي اختياري انسان انجام مي شود؟ بايد دستگيري و توفيق از ناحيه خدا باشد تا با اعمال اختيار و اراده از ناحيه بنده، کارهاي اختياري انجام شود. تازه انجام افعال اختياري مشروط به بقاي حيات و صحت و نبود موانع است.

به طور مثال براي انجام نماز بايد بنده ساجد و... باشد و عنوان سجود به قيام مبدل شود و شخص قائم، راکع و ساجد شود، اين ها همه از او و به سوي اوست؛ زيرا وجود و ايجاد تا چه رسد به حرکات و سکنات به اوست، چنان که مي فرمايد: «مارميت اذ رميت ولکن ا... رمي» (آن هنگام که سنگريزه ها را پرتاب کردي اين تو نبودي که انداختي، بلکه خدا انداخت.) ما همين اندازه مي دانيم که خداوند امر فرموده و نهي کرده و ما در فعل و ترک مضطر نيستيم و همين مصحح عقوبت است و نيز با وجدان ثابت مي شود که خود را در مورد تکليف فاعل مايشاء و مختار و خالق فعل مي دانيم. انسان فاعل ما به است نه فاعل ما منه(يعني زمينه ساز فاعل حقيقي است نه فاعل حقيقي و ايجادي)


پی نوشت:
بر گرفته از کتاب «پرسش هاي شما و پاسخ هاي آيت ا... بهجت»- ص۱۲۰

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

محمّد بن مروان مى‏گويد كه از امام صادق(ع) شنيدم كه مى ‏فرمود:


رسول خدا(ص) آنقدر روزه(مستحبّى) مى‏ گرفت تا آنجا كه گفته مى شد: افطار نمى ‏كند! و افطار مى‏ كرد تا آنجا كه گفتند: روزه نمى‏ گيرد؛ سپس يك روز، روزه مى‏ گرفت و يك روز افطار مى ‏كرد؛ و بعد، روزهاى دوشنبه و پنجشنبه هر هفته را روزه دار بود، تا از آنهم منصرف شد و ديگر در هر ماه سه روز روزه مى‏ گرفت: پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه را، و مى‏ فرمود: در اين سه روز، روزه گرفتن به منزله روزه‏ دار بودن تمام عمر است.
و پدرم امام محمّد باقر(ع) مى‏ فرمود:
هيچ كس در نزد من منفورتر از آن شخص نيست كه به او گفته مى‏ شود: رسول خدا عليه السّلام چنين و چنان مى‏ كرد، و او بگويد: خداوند مرا براى زياد كوشش نمودن در نماز عذاب نمى‏ كند، گويى مى‏ پندارد كه رسول خدا (ص) كار خيرى را از روى ناتوانى(نعوذ باللَّه) رها كرده (و او توفيق انجام آن را پيدا كرده) است!
حلبى، از امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود: امير المؤمنين على(ع) فرمود:
روزه ماه صبر (ماه رمضان) و سه روز در هر ماه، دل شوره‏ ها (و اضطرابهاى درونى) را مى‏ برد؛ و سه روز روزه گرفتن در هر ماه مانند روزه گرفتن تمام عمر است، خداوند تبارك و تعالى در كتاب خود (در آيه ۱۶۰ از سوره انعام) مى‏ فرمايد:
هر كس عمل نيكى بجاى آورد، ده برابر آن پاداش دارد.
احمد بن محمّد بن ابى نصر روايت كرده است كه از امام كاظم(ع) درباره روزه گرفتن در ماه سؤال كردم، فرمود: سه روز در ماه، در هر ده روزى يك روز، خداوند در كتاب خود (در آيه ۱۶۰ از سوره انعام) مى ‏فرمايد: هر كس عمل نيكى بجاى آورد، ده برابر آن پاداش دارد، پس سه روز روزه‏ دارى در هر ماه روزه تمام عمر مى ‏باشد.

 

پی نوشت:

پاداش نيكيها و كيفر گناهان / ترجمه ثواب الأعمال، ص۲۱۷و۲۱۸.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام
یک استاد حوزه و دانشگاه گفت: اگر کارگزاران ما می‌خواهند رفتار رسول‌الله در جامعه ترویج پیدا کند باید در بین مردم قرار گیرند و به مشکلات آنها رسیدگی کنند.

وی با بیان این‌که «پیامبر(ص) الگو و اسوه حسنه برای جهان اسلام است» اظهار کرد: یکی از مهمترین عواملی که ما به دنبال رفتار پیامبر(ص) نرفته‌ایم عدم شناختی است که نسبت به آن حضرت داریم.

وی ادامه داد: یکی از بارزترین خصوصیات زندگی حضرت محمد(ص) بحث اخلاق و رفتار ایشان با عموم مردم است. پیامبر(ص) با مردم چنان معاشرت می‌کرد که تمام مردم فکر می‌کردند در نزد پیامبر(ص) بهترین و عزیزترین هستند.

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: پیامبر(ص) همواره با فقرا نشست و برخاست داشت و هرگز نه از مردم خیلی تعریف می‌کرد و نه آنها را خیلی مورد سرزنش قرار می‌داد. معاشرت ما با مردم نیز باید بر طبق الگوی رفتاری پیامبر(ص) باشد.

محمدزاده خاطرنشان کرد: حکمرانان ما نیز باید رفتار پیامبر(ص) را الگوی خود قرار دهند چراکه طبق احادیث دینی وارد شده اگر دولتمردان و کارگزاران هر نظامی کارهای خود را طبق رفتار رسول‌الله انجام دهند دین مردم و رفتار آنان نیز درست می‌شود.

وی گفت: حکمرانان باید برنامه‌ای بریزند که خود را به مردم نزدیک کنند و آن تواضع و فروتنی که پیامبر(ص) داشت نیز الگوی آنان باشد چرا که تواضع قوی‌ترین سلاح در مبارزه با نفس است.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با بیان این‌که «عزیزترین مردم نزد پیامبر(ص) کسی است که خیرش بیشتر به مردم برسد» تاکید کرد: اگر کارگزاران ما می‌خواهند رفتار رسول‌الله در جامعه ترویج پیدا کند باید در بین مردم قرار گیرند و به مشکلات آنها رسیدگی کنند.

محمدزاده افزود: یکی دیگر از اصول اخلاقی پیامبر(ص) این بود که ایشان همواره بردبار بود و بردباریش بر خشمش سبقت می‌گرفت. ما هرگز نباید اگر مشکلی داریم به خاطر مشکل خودمان از فرد دیگری انتقام بگیریم چرا که پیامبر(ص) هرگز برای خود انتقام نگرفت مگر اینکه حق‌الله شکسته می‌شد آنگاه پیامبر(ص) اعاده حقوق می‌کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: ما اگر اخلاقیات، سبک و سیره پیامبر(ص) را اجرا کنیم خود به خود تمام مردم به سمت اسلام روی می‌آورند. در حکومت اسلامی ما باید به دنبال شایسته‌سالاری باشیم نه اینکه درپی جمع کردن مال بگردیم.

 

منبع:ایسنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

در این باره حضرت محمد(ص) می فرمایند: از مومن و از این که از بیماری بی تابی کند، درشگفتم! اگر او می دانست که در بیماری چه پاداشی وجود دارد، دوست داشت پیوسته بیمار باشد تا آن که به لقای پروردگار خویش بپیوندد، همچنین از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که امام باقر (ع) فرموده اند: یک شب تبداری، برابر است با عبادت یکسال، دو شب تبداری با عبادت دو سال برابری می کند، و سه شب تبداری با عبادت هفتاد سال برابری می کند، و از همین جهت فرمودند: بیداری یک شب به علت بیماری یا درد، بَرتر و پُرپاداش تر از عبادت یک سال است.

علاوه بر این از امام رضا (ع) نقل شده است که ایشان فرموده اند: اِذا کانَ یَوم القیامَة یَوَدُ اهلُ البَلاء وَ المَرضی انَّ لُحومَهُم قَد قُرٍضَت بِالمَقاریضِ؛ لِما یَرونَ مِن جَزیل ثَوابِ العَلیل؛ روایت چون قیامت برپا گردد، گرفتار شدگان به بلا و بیماری، به جهت پاداش فراوانی که برای بیماری خود می بینند، آرزو می کنند که ای کاش در دنیا (بر اثر بیماری) گوشتشان با قیچی پاره پاره شده بود تا به ثوابی بیشتر می رسیدند.

 

 

پی نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج81: 200.
2- الکافی، ج3: 114.
3- الفقه المنسوب للامام رضا (ع): 341.
4- دانش نامه احادیث پزشکی، ج1: 153، 154.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام
 یاد مرگ و سخن گفتن از آن شاید به ظاهر تلخ باشد و در نهایت بگوییم چرا از "مرگ" حرف می‌زنیم اما همه ما به خوبی می‌دانیم که این، شتری است که پشت در هر خانه‌ای می‌خوابد، بنابراین در احادیث و روایات بزرگان ما سفارش شده که از مرگ فراوان یاد کنید که آثار بسیار زیادی در زندگی ما انسان‌ها دارد.

با مراجعه به گنجینه عظیم سخنان گهربار ائمه(ع) و رسول خدا(ص) پی می‌بریم که آن بزرگواران چقدر در این باره سفارش فرموده‌اند. پیامبر(ص) می‌فرمایند: " مرگ را فراوان یاد کنید؛ زیرا هیچ بنده‏‌ای آن را بسیار یاد نکرد، مگر این که خداوند دلش را زنده گردانید و مردن را بر او آسان ساخت(1)".

امام صادق(ع) نیز فرمودند: "یاد مرگ، خواهش‏‌های نفس را می‏‌میراند و رویش‌گاه‏‌های غفلت را ریشه‏‌کن می‏‌کند و دل را با وعده‏‌های خدا نیرو می‏‌بخشد و طبع را نازک می‏‌سازد و پرچم‏‌های هوس را درهم می‏‌شکند و آتش حرص را خاموش می‏‌سازد و دنیا را در نظر کوچک می‏‌کند(2)".

با بیان این دو حدیث به اهمیت ذکر یاد و نام مرگ پی می‌بریم اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا این مرگ برای همه یکسان است؟ آیا مومن و کافر مثل هم می‌میرند؟

امام سجّاد(ع) در پاسخ به پرسش شخصی درباره این که مرگ کافر و مومن چگونه است؟ فرمودند: "(مرگ) برای مؤمن چون کندن جامه‏‌هایی چرکینِ شپشی‏ از تن ‏است و از هم ‏گسستن‏ کُند و زنجیرهای گرانبار و جایگزین کردن فاخرترین و خوشبوترین جامه‏‌ها و راهوارترین مرکب‏‌ها و امن‏‌ترین منزل‏‌ها و برای کافر به منزله کندن جامه‏‌هایی فاخر از تن و منتقل شدن از منزل‏‌هایی امن و جایگزین کردن آنها به کثیف‏‌ترین و خشن‏‌ترین جامه‏‌ها و وحشتناک‌ترین منزل‏‌ها و بزرگترین عذاب است(3)".

پیامبر خدا(ص) نیز در حدیثی دیگر می‌فرمایند: "مرگ دسته گل خوشبوی مؤمن است(4)".

باشد که با عمل به این توصیه‌های سعادت بخش و ذکر یاد مرگ برای خودمان زندگی مورد رضایت خدای متعال داشته باشیم.

 

پی نوشت ها:

1- کنزالعمّال: 42105 منتخب میزان الحکمة: 518

 

2- بحار الأنوار: 6 / 133 / 32 منتخب میزان الحکمة: 518

 

3- معانی الأخبار: 289 / 4 منتخب میزان الحکمة: 518

 

4- کنزالعمّال: 42136 منتخب میزان الحکمة: 518  

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 

 
نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام حائری زاده در مراسم سالروز جشن ورود حضرت معصومه(س) به قم در هیئت مهدی جان  را بخوانید:
 

*شیطان در بین خانواده دشمنی و کینه ایجاد می کند، هرکجا دعوا شد شیطان آنجاست، اکثر دعواها در هیئت ها عصر روز عاشوراست، چون شیطان می بیند که عزاداران اهل بیت خوب گریه کرده اند سعی می کند اثر معنوی را از آنها بگیرد.

*سرمنشا همه زشتی ها کینه توزی است، در بین حیوانات شتر مظهر کینه توزی است، شتر اگر بیست سال بعد کسی که به او بدی کرده را ببیند می شناسد و تلافی می کند، خروس مظهر شهوت پرستی است، طاووس مظهر تجمل گرایی است.

*امیرالمومنین فرمود: سگ ده صفت خوب دارد که مومن باید داشته باشد ولی یک صفت بد دارد که باید از آن پرهیز کرد و آن هم این است که شب ها بیدار است ولی صبح ها در خرابه ها چرت می زند.

*شیطان در سه جا حضور پیدا میکند، جایی که انسان عصبانی شود، برای اینکه کمتر عصبانی شویم باید با وضو باشیم، سکوت کنیم، ذکر یاحلیم یا صبور بگوییم و موقیعت و فضایی که در آن حضور داریم را تغییر بدهیم.

*همسرآقا سید علی قاضی به او فحش می داد و ایشان عکس العملی نشان نمی داد، به ایشان گفتند: شما سخت تان نیست اینقدر فحش می شنوید، آیت الله العظمی قاضی فرمود: این شنیدن فحش ها من را به این مقام رساند که شما به من می گویید آقا سید علی قاضی، که محصول نفس زدن آقای قاضی شد آیت الله بهجت و شیخ مرتضی طالقانی.

*یکی از علائم غفلت این است که غافل با مسجد و هیئت و منبر کاری ندارد و شمایی که در مجالس حضور دارید پس اهل ذکر هستید، آن کسی که ولایت اهل بیت را ندارند هرچه نماز بخواند پای شیعیان اهل بیت نوشته می شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 روزى امام حسن(ع) از محلى عبور مى كرد، چشمش به جوانى افتاد كه قاه قاه مى خنديد، نزد جوان رفت و فرمود، اى جوان ، آيا شنيده اى كه در روز قيامت ، همه مردم وارد دوزخ مى شوند؟ جوان گفت: آرى شنيده ام و دانسته ام. امام حسن(ع) فرمود، از كجا شنيده اى و دانسته اى ؟ آن جوان جواب داد: از اينكه خداوند در قرآن مى فرمايد:
و ان منكم الا واردها كان على ربك حتما مقضيا 
همه شما(بدون استثناء) وارد جهنم مى شويد، اين امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از ناحيه پروردگارتان (كه بعضى آن را مربوط به پل صراط مى دانند).

امام حسن(ع) فرمود:
آيا تو اطمينان دارى كه از آن افرادى نيستى كه تو را در جهنم نگه دارند؟ جوان پاسخ داد: نه ، چنين اطمينانى ندارم . امام حسن(ع) فرمود: پس كسى كه نمى داند بهشتى است يا جهنمى اين گونه نمى خندد (و همه دهان را براى خنديدن نمى گشايد). آن جوان از اين نصيحت دلسوزانه امام حسن(ع) پند گرفت و بعد از آن روز ديگر آن جوان را خندان نديد.

پی نوشت:
جامع النورين . ص 132
.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

پیامبر(ص) می فرمایند:

در پی روزی و نیازها، سحرخیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز،[مایه] برکت و پیروزی است.

باکِروا فی طَلَبِ الرِزقِ و الحوائِجِ فَاِنً الغُدُوً بَرَکَهُ وَ نَجاحُ

 

پی نوشت :

نهج الفصاحه:صفحه371،حدیث1078

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

حضرت آيت الله العظمی بهجت(ره):
هركس در دام گناه يا خطايي افتاده و به آن عادت كرده و از  ترك آن عاجز است مي تواند به مدت 40 هفته (پنجشنبه شبها يا جمعه صبح ها) بصورت مستمر بر سر مزار يكي از اولياء الهي برود و قرآن بخواند.

 

 

منبع:افسران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 دانشجو بود…دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"خلاصه خیلی اون لحظه تو فکر فرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم، وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم، کارامو سروسامون دادم، تغییر کردم، مدتی گذشت، یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم، از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن…

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت، من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود، تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: "حمید..حمید…حاج آقا باشماست."
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:
- یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

ترک هرگناه=نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام…
ترک هرگناه=برداشتن یک قدم در مسیر ظهور…

 

منبع:افسران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 امام موسی کاظم(ع) در فرمایشی گهربار به شیعیان و دوستداران خود چنین توصیه فرمودند:
»لا تَسْتَغْنی شیعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه یُصَلِّی عَلَیْها، وَ خاتَم یَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواک یَسْتاکُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طینِ قَبْرِ أبی عَبْدِ اللّهِ ع فیها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِیاً یَعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.

شیعیان و دوستان ما (در هر حال و در هر کجاکه باشند) از چهار چیز نباید بى نیاز باشند: جانمازى که بر آن نماز بخوانند، انگشترى که در دست نمایند، مسواکى که دندان‌هاى خود را به وسیله آن مسواک کنند و تسبیحى از تربت امام حسین(ع) که داراى ۳۴ دانه باشد و به وسیله آن ذکر گوید که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حسنه در نامه اعمالش ثبت مى‌نماید و چنانچه آن را دست گیرد بدون آن که ذکرى و دعائى بخواند ۲۰ حسنه به او داده مى شود(1).«

 

پی نوشت ها:

1_(تهذیب الأحکام: ۶/۷۵، ح ۱۴۷- بحار الأنوار: ۱۰۱/۱۳۲، ح 61)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

تصویر ملاقات حضرت آیت الله مکارم شیرازی از حضرت آیت الله انصاری شیرازی

بوسه آیت‌ الله بر دست آیت الله
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

شهید حاج حسین خرازی، فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین(ع) که در عملیات خیبر دستِ راست خود را در راه خدا تقدیم کرد، از آنانی بود که کربلای ۵ و شلمچه هرگز او را از یاد نخواهند برد.

 

روزهای منتهی به سال 1365 کربلای شلمچه، نقطه اتصالی شد برای ‌آنانی که همیشه زنده‌اند و ما را ‌می‌بینند و چنان است که آن‌ها ما را به یاد می‌آورند، نه ما آن‌ها را. این روزها، یاد‌آور حماسه‌های شیربچه‌هایی است که با نثار خون خود نگذاشتند حتی یک وجب از خاک این مملکت به دست اجانب بیفتد و اگر شلمچه و عملیات کربلای 5 نبودند، چه بسا ‌امروز وضعیت دیگری داشتیم!

و اما علمدار سپاه ایران شهید حاج حسین خرازی این سردار رشید سپاه اسلام که فرماندهی لشکر 14 امام حسین(ع) را برعهده داشت و در عملیات خیبر نیز، دستِ راست خود را در راه خدا تقدیم کرده بود، از آنانی بود که کربلای 5 و شلمچه هرگز او را از یاد نخواهند برد و سرانجام در 8 اسفند 1365 در جریان عملیات کربلای 5، زمانی که در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشکل مواجه شده بود، خود پیگیر جدی این کار شد، که در همان حال خمپاره‌ای در نزدیکی‌اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملکوت اعلی پرواز کرد و نام خود را بر بالای صفحه فاتحان دشت شلمچه ثبت کرد.

در همین راستا، بر آن شدیم‌ یک بار دیگر تلاش‌های عزیزانمان را برای حفظ این مرز و بوم مرور کنیم؛ باشد که رهرو واقعی کربلا پنجی‌ها باشیم که با دست‌های خالی اما با دل‌های مالامال از عشق به خمینی کبیر و حضرت زهرا (س) فتح‌الفتوحی دیگر آفریدند.

 

متن زیر گزارشی مختصر از همین روزهاست‌‌.

نام‌ عملیات: کربلای ‌5 و عملیات‌ تکمیلی‌

زمان‌ اجرا: 19/10 /1365

مدت‌ اجرا: هفتاد روز

تلفات‌ دشمن‌: 42700 (کشته، زخمی‌ و اسیر)

رمز عملیات: یا زهرا ـ سلام‌‌الله‌ علیها‌

مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ شرق‌ بصره‌ ـ سراسر محور جنوبی‌ جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌کننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌

 

* اهداف عملیات

منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یکی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران بود. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می‌توانست برتری خود در جنگ را ‌اثبات کند.

 

* منطقه عملیات

منطقه عملیاتی شلمچه که در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریبا نزدیک‌ترین محور وصولی به این شهر به شمار می‌آید، به مناطق و محورهای زیر محدود است:

از شمال، به آب گرفتگی جنوب زید.

از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق.

از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر.

از غرب، به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.

این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، جاده و.... تشکیل شده ‌که همه آن‌ها در بخش شمالی اروند قرار دارند. همچنین‌ آب گرفتگی‌های متعددی در این منطقه وجود دارند که از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هر گونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده‌اند.

 

* نتایج عملیات کربلای 5

گذشتن از موانع نفوذ ناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه‌ای اهمیت یافت که به دنبال این عملیات، موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف ‌و بار دیگر ‌حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران آغاز شد.

اوضاع جبهه‌های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزنده‌ترین تجارب نظامی خود را به دست آورد.

تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطع‌نامه 598، که در آن برای نخستین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل رسید.

حضور گسترده نظامی امریکا و متحدین او در خلیج فارس آغاز ‌و یکی از هواپیماهای مسافربری ایران به وسیله ناوگان امریکا ساقط شد.

شماری از حجاج بی‌دفاع ایران به دست رژیم سعودی به شهادت رسیدند.

آخرین آمار نابودی نیروی دشمن از شروع عملیات کربلای 5 تا پس از عملیات تکمیلی کربلای 5 به شرح زیر است:

1 ـ مناطق و تأسیسات آزاد شده:

12کیلومتر پیشروی به طرف بصره و آزاد کردن 150 کیلومتر مربع.

آزاد سازی پاسگاه‌های بوبیان، شلمچه، کوت سواری و خین.

آزاد سازی 14 کیلومتر از جاده آسفالته شلمچه ـ بصره.

آزاد سازی جزایر بوارین، فیاض و‌ام الطویل.

آزاد سازی 11 قرارگاه تیپ ارتش عراق.

آزاد سازی روستاهای خرنوبیه، سعیدیه، حنین، سلیمانیه، هسجان، جاسم.

عبور از کانال ماهی‌گیری، نهر دوعیجی و جاسم.

استقرار در 10 کیلومتری بصره.

تصرف دریاچه بوبیان و بخشی از کانال ماهی.

 

2 ـ تجهیزات منهدم شده دشمن:

بیش از 80 فروند هواپیما.

700 دستگاه تانک و نفربر.

250 قبضه توپ صحرایی و ضد هوایی.

صد‌ها قبضه انواع ادوات نیمه سنگین.

1500دستگاه خودرو.

400 دستگاه انواع ادوات مهندسی و رزمی.

مقدار زیادی سلاح سبک و مهمات.

در این عملیات 81 تیپ و گردان مستقل دشمن منهدم و 24 تیپ و گردان مستقل نیز آسیب کلی دیدند و ‌40 هزار تن کشته یا زخمی و 270 تن نیز اسیر شدند.

 

 

برای مشاهده اینفوگرافی در اندازه بزرگ‌تر روی آن کلیک کنید.

* بازتاب عملیات کربلای 5

شکستن خطوط و استحکامات و پیشروی در شرق بصره، بار دیگر توانایی‌ها و قابلیت‌های نظامی عراق را‌ زیر سؤال برد، چنان که روزنامه آبزِرِور چاپ پاریس به نقل از کار‌شناسان غربی نوشت: «برای ‌نخستین بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کار‌شناسان غربی درباره امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده‌اند».

همچنین تأکید بر توانایی نظامی ایران، بخشی دیگری از تحلیل‌های ارایه شده در رسانه‌های خبری بود، چنان که رادیو بی.‌بی.‌سی در تحلیلی در همین زمینه، با توجه به تجربه سپاه در عملیات فاو و گذشتن از رودخانه اروند، ضمن اشاره به عبور از منطقه آب گرفتگی و کانال پرورش ماهی در عملیات کربلای 5 گفت: «موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی، یک بار دیگر توانایی ایران در عبور از آبراه‌ها را نشان می‌دهد‌».

هفته‌نامه نیویورک با توجه به ابعاد عملیات، ضمن تأکید بر پیروزی ایران در عملیات کربلای 5، بر شرایط پیروزی ایران بر عراق اشاره کرد: «تهاجم ایرانی‌ها در نزدیکی بصره، دست‌کم یک چیز را در ‌جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن اینکه برای نخستین بار در این چند سال، این احتمال را که یک طرف حقیقتاً بر دیگری پیروز شود، مطرح ساخته است‌».

هفته‌‌نامه اکسپرس نیز نوشت: اگر ایرانیان به بصره نزدیک شوند، ‌سقوط روحی و روانی در بغداد دور از احتمال نیست».

 


 
منبع: تابناک
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

به گفته فعالان رسانه‌ای، ده‌ها نمونه از این مورد در سوریه دیده شده که تکفیری‌ها هنگام جنگیدن در جیب خود قاشق حمل می‌کنند که در صورت کشته شدند با پیامبر(ص) غذا بخورند!

 فعالان رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی اقدام به انتشار تصویری از جسد یک تروریست ‌تکفیری کردند که خود را آماده دیدار با پیامبر(ص) کرده است!

به گفته فعالان رسانه‌ای، این تروریست با خود یک «قاشق» حمل می‌کرده تا درصورت کشته شدن و رفتن به بهشت(!) با پیامبر اسلام دیدار کند و مهمان سفره پیامبر(ص) شود!


ده‌ها نمونه از این مورد در سوریه دیده شده که تکفیری‌ها هنگام جنگیدن در جیب خود قاشق حمل می‌کنند که در صورت کشته شدند با پیامبر(ص) غذا بخورند!

گفتنی است تروریست‌های تکفیری برای رسیدن به حوری‌های بهشتی خود را میان غیرنظامیان سوری منفجر می‌کنند که در آخرین نمونه یک تکفیری فلسطینی که خود را در منطقه شیعه نشین هرمل منفجره کرده بود در نامه‌ای که پس از جدا شدن برای خانواده خود ارسال کرده هدف از این اقدامات تروریستی و پیوستن به گروه جبهه النصره را ملاقات با پیامبر(ص) عنوان کرده بود!

به تازگی نیز در فیلمی که برخی پایگاه های اینترنتی وابسته به القاعده نیز آن را تبلیغ کرده اند، جوانی قزاقستانی به نام «عبد الرحمن» می‌گوید: "از قزاقستان با هدف جهاد و شتاب برای ورود به بهشت به شام مهاجرت کرده ایم."

این شهروند قزاقستانی مدعی شده که به همراه اعضای خاندانش که 150 نفر هستند، هزارها مایل سفر کرده و مبالغ هنگفتی برای مهاجرت به شام هزینه کرده است.
 
منبع: ابنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آنچه از ظواهر امر برمی‌آید، ورود جدی آقای نعمت‌زاده وزیر کنونی صنعت به بخش خصوصی و از جمله تاسیس شرکت‌های مختلف در بخش پتروشیمی توسط وی و نزدیکانش در ۴ سال گذشته است و احتمالاً بخش عمده‌ای از سرمایه‌اندوزی وی مربوط به همین ۴ سال است.
 
 فارس با انتشار گزارشی نوشت: چندی پیش بدنبال تاکید رئیس جمهور بر عدم عضویت وزرای دولت در هیات مدیره شرکت های خصوصی، گزارشی با عنوان کدام وزیر رکورددار عضویت در هیئت مدیره شرکت‌های خصوصی است؟منتشر شد. داده های این گزارش مستند، روشن می کرد آقای محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت در 12 شرکت خصوصی عضو هیات مدیره است.شرکت هایی که تاریخ ثبت اکثر آنها از سال 89 به بعد بوده است. اسامی این شرکت ها به شرح ذیل بود: 
 
رسا فارمد به شماره ثبت 333.79 
 
پلیمری پویا جم خاورمیانه به شماره ثبت 433737 
 
ارگ شیمی پارسا به شماره ثبت 341763 
 
مهندسی توسعه پترو فرآیند کرخه به شماره ثبت 435535 
 
الوند پترو انرژی کیش به شماره ثبت 10233 
 
هرمزان تجارت گستر کیش به شماره ثبت 10249 
 
برق انرژی پاینده جم به شماره ثبت 432445 
 
توسعه پتروشیمیایی ساحل دریا به شماره ثبت 426582 
 
توسعه نگین مکران به شماره ثبت 426868 
 
توسعه صنعت نعمت به شماره ثبت 408125 
 
تولید برق دژپل انرژی به شماره ثبت 426049 
 
شرکت کیمیا صنایع دالاهو به شماره ثبت 292030 
 
روابط عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت پس از انتشار این گزارش با ارسال توضیحاتی تاکید کرد که نعمت‌زاده از عضویت در هیئت مدیره این شرکت‌ها برای تصدی پست دولتی استعفا داده است. با این حال مشخص نیست که آیا وزیر صنعت و معدن و تجارت تنها از عضویت در هیئت‌مدیره‌ این شرکت‌ها استعفا داده یا سهام شرکت‌های خود را نیز واگذار کرده است؟ نکته مهم این است که در این شرکت‌ها غیر از آقای نعمت زاده، اسامی برخی منسوبین و نزدیکان وی به نیز عنوان عضو هیات مدیره ثبت شده، ضمن این که بجز آقای وزیر، برخی دیگر از اعضای هیات مدیره این شرکت ها، به رغم اینکه در دولت جدید مسئولیت و منصب گرفته اند، هنوز استعفا نداده اند.  
 
  
 
اما اخیراً موضوع شبهه برانگیز دیگری در خصوص برخی دولتمردان مطرح شده که ضرورت دارد درباره آن به افکار عمومی توضیح قانع کننده ای داده شود.بر اساس زمزمه هایی که در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح است، سرمایه و ثروت اعلام شده برخی دولتمردان در آغاز تصدی مسئولیت وزارت، سر به هزارها میلیارد ریال می زند. 
 
اگرچه برخورداری افراد از سرمایه مشروع فاقد اشکال بوده و در شرایط کنونی تلاش برای تقویت اقتصاد و تولید ملی از طریق سرمایه گزاری و اشتغال زایی امری مثبت و پسندیده است اما تصدی مقامات دولتی و سیاستگذاری توسط کسانی که در عرصه تجارت و اقتصاد به هر حال رقیب دیگر افراد محسوب می شوند دارای آفات زیادی است به گونه ای که در بسیاری از کشورهای جهان به کسی اجازه داده نمی‌شود هم در دولت در نقش سیاستگذار و هم در بخش خصوصی به عنوان یک ذینفع حضور داشته باشد. 
 
نگاهی به شرکت های خصوصی متعددی که آقای نعمت زاده عضو هیات مدیره آنها بوده است، بیانگر آن است که وی در زمره ثروتمندان کابینه یازدهم باشد اما میزان دارایی هایی که به وی منسوب می شود رقمی افسانه ای است و چندین برابر رقمی است که گفته می شد یکی از وزرای دولت احمدی نژاد از آن برخوردار بوده و به همین دلیل تا مدت ها مورد انتقاد و اعتراض قرار داشت. 
 
گفته می شود برخی دیگر از وزرای دولت یازدهم نیز از چنین سرمایه و ثروتی برخوردارند. اگرچه تاکید حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری همواره بر این بوده که مسئولان دولتی می بایست از بین طبقات متوسط و پایین انتخاب شوند تا درد محرومین و مستضعفین را بفهمند اما اگر از این فاکتور -البته مهم و اصولی- چشم پوشی کنیم، سابقه این دولتمردان بیانگر آن است که آنها سالیان طولانی و متمادی در بخش خصوصی فعال بوده و سابقه چندانی در مدیریت دولتی ندارند. 
 
اما آقای نعمت‌زاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی جز مقطعی کوتاه در سال های اخیر، در زمره مدیران دولتی به شمار آمده و می آید. وی از سال 58 تاکنون سابقه 10 ماه سرپرستی وزارت کار، 10 سال تصدی وزارت صنایع و معادن در دولت‌های شهید رجایی و هاشمی رفسنجانی، تصدی مدیریت عامل شرکت ملی پتروشیمی در دولت خاتمی و شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی در دولت اول احمدی‌نژاد را در کارنامه خود دارد. 
 
به عبارت دقیق‌تر، آقای نعمت‌زاده در طول 3 دهه گذشته به عنوان وزیر یا معاون وزیر یا مدیر ارشد، مسئولیت دولتی داشته و تقریباً فقط در ۴ سال دوم دولت احمدی‌نژاد مسئولیت دولتی بر عده وی نبوده است. 
 
آنچه از ظواهر امر برمی آید، ورود جدی و صریح  آقای نعمت زاده به بخش خصوصی و از جمله تاسیس شرکت های مختلف در بخش پتروشیمی توسط وی و نزدیکانش در ۴ سال گذشته صورت گرفته و احتمالاً بخش عمده ای از سرمایه اندوزی وی مربوط به همین چهار سال است چون علی‌القاعده فرض بر این است که یک مقام مسئول دولتی - به عنوان مثال وزیر صنایع یا مدیرعامل پتروشیمی- که سیاستگزار دولتی است، خود در قامت یک فعال بخش خصوصی در همان عرصه ظاهر نمی شود. 
 
اکنون بدون هیچ قضاوتی درباره شیوه فعالیت اقتصادی وزیر ۶۸ ساله صنعت، ‌معدن و تجارت در بخش خصوصی، این سؤال جدی اذهان صاحب نظران اقتصادی را به خود مشغول کرده است که آیا طی ۴ سال فعالیت در بخش خصوصی بدون بهره گیری از رانت، دستیابی به ثروت کلان منتسب به آقای نعمت زاده امکان پذیر است یا خیر؟ 
 
پاسخ به این سئوال، فارغ از جنجال ها و حاشیه تراشی های سیاسی، می تواند نقطه آغازینی برای شفاف سازی عرصه اقتصاد و آسیب شناسی فعالیت بخش خصوصی در ایران و نحوه تعامل آن با دولت باشد. 
 
منبع: فارس
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 «سید جعفر حسین هاشم» به تاریخ 9 اردیبهشت 1366 در روستای «عين التينة» واقع در غربِ «دره‌ی بقاع» (لبنان) متولد شد.در نوجوانی به «مقاومت اسلامی لبنان» پیوست و هنگام آغاز دفاع مقدس از شرافتِ شیعه در «سوریه»، به یگان های «مدافع حرم» ملحق شد. وی در روز جمعه، 10 آبان 1392 در نبرد با سرسپرده‌گان «اسلام آمریکایی»، پای در بساط «عند ربهم یرزقون» نهاد و به عمه‌ی جلیله اش پیوست. هفده روز پس از شهادت این فرمانده‌ی لبنانیِ «مدافعان حرم»، «محمدحسن (رسول) خلیلی» مدافع ایرانی حرم «زینب کبری(سلام الله علیها)»، هنگام دفاع از حریمِ بارگاه «حضرت رقیه(سلام الله علیها)» بال در بال ملائک گشود و چند روز بعد، پیکرش در قطعه 53 بهشت زهرای تهران (ردیف : 787 شماره :4)، تا روز ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.
تصویری که مشاهده می کنید، یادگاری است تاریخی که «سید‌جعفر حسین هاشم» و «محمدحسن (رسول) خلیلی» را، مدت کوتاهی پیش از شهادت، در کنار هم، به ثبت رسانده است.

 فرزندان معنوی «حضرت روح الله» از لبنان و ایران، در جوار حریمِ عصمتِ اباعبدالله (صلوات الله علیه)دست در دست هم نهاده اند تا در نبرد با تبارِ «شرک و تکفیر» و نواده گان «ابوسفیان»، آینده‌ی تاریخِ«اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه)» را رقم بزنند و تو ای برادر! 

بگو که از کدامین قبیله ای

 

عکس / مدافع ایرانی در کنار مدافع لبنانی حرم
 مدافعان حرم «آل الله»، شهیدان «سید جعفر حسین هاشم» (با پیراهن زرد) و «محمدحسن (رسول) خلیلی» 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: مدافعان حرم,

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت

 

امشـب بـه مـلایک خبری تازه رسیده

لبخنـد نجـات از نـفس صبـح دمیـده

شیطان عوض جامه دل خویش دریده

اوصـاف خـدا از دهـن بت که شنیده

یک صبحدم و این همه اعیاد که دیده

اعیاد خدا گشته از ایـن صبح پدیدار

ای بحـر تجـلا! گهـرت باد مبارک

ای طور نبوت! شجـرت باد مبارک

ای مکه! نسیم سحـرت باد مبارک

ای آمنه! قرص قمـرت باد مبارک

میلاد گرامـی پسـرت باد مبارک

دامان تو تا حشر بود مطلع الانوار

ای گمشدگان! گمشدگان! راهبر آمد

در عرصـۀ بیدادگـری، دادگـر آمد

تکبیر بگویید که هجران به سر آمد

تهلیـل برآریـد کــه پیغامبـر آمد

پیغامبـر از بهـر نجـات بشـر آمد

آمد به جهان قافله را قافله سالار

توحیـد بـوَد لالۀ بستـان محمد

جبرییل بوَد مرغ گلستان محمد

تهلیل بگویید بـه فرمـان محمد

خلقت همه گشتند ثناخوان محمد

ذکر همگان آیـۀ مـا کان محمّد

از قول خدای احد قـادر دادار

این نـور جمـال ازل، ایـن خالق نور است

این هـم سخن موسی، در وادی طور است

این روی صُحُف، صورت زیبای زَبور است

این روح عدالت به محیط زر و زور است

این منجی آن دخترک زنده به گور است

این است که گل سبز کند از شررِ نار

این است کـه او بـود و همه خلق نبودند

این است که با نام خوشش نامه گشودند

این است که خیل ملکش سجده نمودند

وصفش همه گفتند و شنیدنـد و سرودند

گفتنـد و شنیدنـد و سرودنـد و ستودند

با این همه کردند به عجز سخن، اقرار

این است که توحیـد از او نـام گرفته

این است که خورشید از او وام گرفته

این است که از روح بشـر، دام گرفته

این است که دل از دمش آرام گرفته

این است که از دست خدا جام گرفته

سر تا قدم از علم الهی شده سرشار

ای جـان همـه عالــم و آدم بـه فدایت

ای هستیِ هستی کمی از لطف و عطایت

گلبوسـۀ فـردوس، بــه خاک کف پایت

روییـده مسیـح از نـفس روحْ فـزایت

کـار ملـک و ذکـر خداونــد، ثنـایت

این ذکر الهی است که دائم شده تکرار

ای چرخ کهن خاک ره طفل صغیرت

روشنگـر بــزم ازلـی روی منیـرت

تـا حشـر، بزرگـان جهانند حقیـرت

حتی به جنـان اهـل بهشتند فقیرت

پیغامبـران یکسـره بودنـد بشیرت

پیوسته نمودند به آقایی‌ات اقرار

اوصاف تو چون وصف خدا فوق حساب است

قرآن تـو را سلطـه بـر ایـن چـار کتاب است

حب تو ثواب است، ثـواب است، ثـواب است

بغض تو عقاب است، عقاب است، عقاب است

تـو آب حیاتـی و جهان بی تو سراب است

تو مهری و روز همه بی‌توست شب تار

ما امّت وحـی و تو پیام آور وحیی

تا هست خدایی خـدا، رهبر مایی

تو جان همه عالمی و در بر مایی

تو سایۀ لطف ازلی بـر سر مایی

تا شام ابد مشعل روشنگـر مایی

بی‌نور تو، توحید محال است، نه دشوار

بی دست تو حق بر روی کس در نگشاید

بــی دوستی ات حمـد خداونــد نشاید

بی حسن تـو یـوسف ز کسی دل نربایـد

بی نــام تـو زنگ غمـی از دل نزدایـد

مـدح تـو نـه از «میثم»، از خلق نیاید

گیـرم ز عقیـق همه ریزد دُرِ شهوار

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

امام صادق(ع)-ولادت

 

مه ربیع نخستین مه سرور خداست

مه تبرّی و ماه نشاط اهل ولاست

مه مبارک میلاد خواجه ی لولاک

مه ولادت پنجم سلاله ی زهراست

شکفته در ارم باقر العلوم گلی

که عالم از نفسش رشک جنّة الاعلاست

به امّ فَروه بگویید اختری زادی

که در تجلاّی و آفتاب، ناپیداست

دمید هفده ماه ربیع، خورشیدی

که چون ولادت احمد وجود را، آراست

هزار یوسف صدّیق را به صدق امام

هزار دیده ی یعقوب را فروغ و ضیاست

هزار موسی عمران به طور او مدهوش

هزار عیسی مریم به فیض او احیاست

علوم مشرق و مغرب به پیش دانش او

چو قطره ایست که پنهان به وسعت دریاست

به پای کرسی درسش هزارها عالم

که همچنان علمند و مقامشان والاست

علوم کلۀ زلب جان فزایشان جاری

یکی به لحن حدیث و یکی به ذکر دعاست

یکی چو جابر جُعفی یکی ابوحمزه

یکی زُراره که کوه کمال سرتا پاست

هنوز مؤمن طاقش به هفت طاق یکی است

هنوز جابر حیّان زعلم چهره گشاست

هنوز مانده اروپا به علم او محتاج

هنوز شیفته اش آسیا و افریقاست

به وصف او گهر نظم و نثر قابل نیست

که نارساست به مدحش کلام هر چه رساست

رخش چراغ جمال و جمال آیت حق

دمش حیات کلام و کلام آب بقاست

حدیث صدق و صفا و کمال دانش اوست

هر آنچه در نفس روح بخش باد صباست

برای یافتن یک حدیث او همه خلق

اگر که سیر، تمام جهان کنند رواست

پیام سینه فروزش چراغ محفلِ دل

کلام روح فزایش به درد روح دواست

مه سپهر کمال، آفتاب غیب و شهود

امام جنّ و بشر شهریار ارض و سماست

به کلّ علم قسم بی چراغ دانش او

مسیر خلق چو راه ابو حنیفه خطاست

شروع مکتب او همچو بعثت نبوی

قیام علمی او خون سیّد الشّهداست

وجود، تشنه ی علم است و علم تا علم است

هماره تشنه ی نطق امام صادق ماست

خلاصه ای زمُتون کتاب تدریسش

تواضع و ادب و علم و حکمت و تقواست

از این که مذهب من جعفری است می بالم

فضیلت و شرف و اقتدار ما اینجاست

کلاس شیعه همیشه معلّمی دارد

که نور علم زکرسیِّ درس او برخاست

به هر کجا که زتوحید می رود سخنی

تو گویی آنکه هشام و مفضّلش گویاست

هر آنکه گشت جدا از امام صادق ما

خدا گواست زقرآن و اهل بیت جداست

به یک مباحثه ی او هزار باب کمال

به یک مکاتبه ی او دو صد چراغ هدی ست

هزار مرتبه گفتیم و باز می گوییم

که خطّ شیعه زخطّ ابوحنیفه جداست

زبان «میثم» و اوصاف حضرت صادق

عنایتی است که فوق همه عنایت هاست

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

شهید «اکبر شهریاری» از مدافعان حرمِ «بانوی کربلا»،، دوم بهمن ماه، به دستِ ایادی «اسلام آمریکایی» در سوریه، به شهادت رسید و پنج شنبه، ، در قطعه ی 26 بهشت زهرای تهران، تا روز قیام مولایش، به امانت گذاشته شد.

 

شهید «اکبر شهریاری» از مدافعان حرمِ «بانوی کربلا»، روز چهارشنبه، دوم بهمن ماه، به دستِ ایادی «اسلام آمریکایی» در سوریه، به شهادت رسید و دیروز (پنج شنبه) پس از تشییعی با شکوه در محله اش «کیانشهر»، در قطعه ی 26 بهشت زهرای تهران، تا روز قیام مولایش، به امانت گذاشته شد.
 

روحمان با یادش شاد

عکسی از آخرین شهید مدافع حرم
 
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: اکبرشهریاری, مدافع حرم,

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام
 «عادل هيثم عيسى» یکی از مدافعان حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س) در برابر تروریست های چندملیتی تکفیری که با سلاحهای غربی ـ عربی ـ عبری مسلح شده و به جان دین و میهن مسلمانان افتاده اند به شهادت رسید.

این شهید والامقام از اهالی محله شیعه‌نشین امام زین العابدین(ع) شهر دمشق در روزهای اخیر در راه دفاع از مقدسات شربت شهادت نوشید و جاودانه شد.

شهادت نوجوان مدافع حرم+عکس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: عادل هیثم عیسی, مدافع حرم,

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.

 

گروهک تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و "داعش" سر «ذوالفقار حسن عزالدین» رزمنده 17 ساله حزب‌الله که در منطقه الغوطه شرقی دمشق به اسارت این گروه تکفیری درآمد از بدن جدا کردند.

شهید عزالدین از اهالی منطقه "صور" لبنان بود که در اولین روزهای درگیری‌های منطقه غوطه توسط مین زخمی شد و به اسارت تکفیری‏ها درآمد.

براساس این گزارش، شهید عزالدین هنگام اسارت بیهوش شده و بعد از به هوش آمدن و سؤال‌های پیاپی تروریست‌ها از وی؛ او را مانند سرور و سالار شهیدان به شهادت رساندند.

سردار سلیمانی از کدام شهید حزب‌الله سخن گفت؟ + عکس(18+)

در ویدیویی کوتاه که پایگاه‌های وابسته به تروریست‌ها تکفیری از زمان به اسارت درآمدن این رزمنده‌ حزب‌الله منتشر کرده‌اند شهید عزالدین به سوالات پیاپی تروریست تکفیری به شرح زیر پاسخ داده است:

تروریست‌ تکفیری: اسمت چیه؟
ذوالفقار حسن: محمد
ــ : اهل کجایی؟
ذوالفقار حسن: از زهیران
ــ : لبنانی؟
ذوالفقار حسن: آره لبنانیم
ــ : جز ارتش حزب‌الله هستی؟
ذوالفقار حسن درحالی که به آنان نگاه می‌کند سخنی نمی‌گوید...
ــ : برای چی آمدی اینجا؟
ذوالفقار حسن با تأخیر می‌گوید: ما در راه خدا اینجا هستیم
ــ : تو برای چی اینجا هستی؟ در راه حزب خدا؟ به خاطر بشار اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: نه به خاطر بشار نیست
ــ : به خاطر چی اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: به خدا به خاطر مقدسات آمده‌ام
ــ : به خاطر زینب(س)؟
ذوالفقار حسن از درد به خود می‌پیچد و دو بار آه بلندی می‌کشد و در پایان وقتی تروریست‌ تکفیری بار دیگر می‌پرسد: برای چه کسی آمدی؟ ذوالفقار حسن چیزی نمی‌گوید...

سردار سلیمانی از کدام شهید حزب‌الله سخن گفت؟ + عکس(18+)

گفتنی است منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله در سوریه توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.

خانواده این شهید والامقام از دوستانش روایت کردند که وی در خواب دیده که سرش گوش تا گوش بریده می‌شود، با ترس از خواب بیدار شده و بار دیگر به خواب می‌رود. این‌بار حضرت امام حسین(ع) را در خواب دیده که به وی می‌فرماید: عزیز من! سر تو را خواهند برید همانطور که بر سر من در واقعه کربلا گذشت. اما دردی حس نخواهی کرد، چون فرشتگان از هر طرف تو را دربر خواهند گرفت.

سردار سلیمانی از کدام شهید حزب‌الله سخن گفت؟ + عکس(18+)

شایان ذکر است سردار حاج قاسم سلیمانی در مراسم چهلمین روز درگذشت مادر شهیدان حسین و اصغر ایرلو که با عنوان سنگ صبور برگزار شد، در بیان مصداق و مثال عینی درباره قدرت ایدئولوژی مبتنی بر وحی خاطره‌‌ای گفت که بغض گلویش خود و حاضرین در مراسم را گرفت و به احتمال زیاد این خاطره از شهید عزالدین باشد:

«نوجوان 17 ساله ای که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش می‌گوید، با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که باهم می‌خوریم، مادر اجاره تعریف خواب را نمی‌دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. 2 شب است که خواب می‌بینم که روی سینه‌ام نشسته‌اند تا سرم از تنم جدا کنند، فریاد می‌زنم و آنوقت است که امام حسین(ع) می‌آید و می‌گوید، نترس درد، ندارد... را هم بریدند، درد نداشت.»

سردار سلیمانی از کدام شهید حزب‌الله سخن گفت؟ + عکس(18+)

نامه‌ای از مادر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» به فرزندش

فرزندم ذوالفقار..خدا تو را رو سفید بگرداند همینطور که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی...من روز قیامت با افتخار می‌ایستم در حالی‌که سر خونی تو را در بغل دارم و با دست خودم خون تو را به آسمان پرتاب می‌کنم تا فرشتگان با خون تو بال‌های خود را آراسته کنند...شکایت خود را از قومی که با بریدن سر فرزندم قلب مرا شکستند و مرا از شرکت در عروسیش(تشییع جنازه) محروم کردند به امیرمؤمنان(ع) خواهم کرد..فرزندم خون تو ضامن من نزد خدا خواهد بود و باعث افتخار من است..

فکر نکنید که با کشتن فرزندم طاقت مرا می‌گیرید...
فکر نکنید که با بریدن سر فرزندم قلب زینبی مرا پاره می‌کنید...

به خدا قسم که من منتظر بازگشت پیکر فرزندم هستم تا عطر سرورم زینب(س) را از آن استشمام کنم...

می‌خواهم او را در سینه خود فشار بدهم و عطر شهادت را استشمام کنم...

می‌خواهم بایستم و با صدای بلند بگویم خداوندا این قربانی را از ما بپذیر...

و خون تو را بر آسمان بریزم تا زهرا(س) خون تو را بگیرد...

پسرم قلب من برای تو بی‌تابی می‌کند ولکن زینب(س) با صبر خود بر قلب من دست کشید...

پسرم ما هر روز منتظر بازگشت تو هستم تا با ریختن گل روی پیکرت عروسی تو را بگیرم...

منتظر تو هستم و اشکها مرا آتش می‌زنند..تهنیت پسرم که در بهشتی...تهنیت...

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهید عزالدین ,

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: آقای کری؛ این را بدانید نبرد مستقیم با آمریکا قوی‌ترین رؤیای مردان مؤمن و انقلابی در سراسر جهان است. تهدیدات شما برای اسلام انقلابی بهترین فرصت است. پیشوایان اسلام، سال‌ها است ما را برای یک نبرد بزرگ و سرنوشت‌ساز آماده کرده‌اند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام
 در مراجعه به احادیث و روایات می‌بینیم که خداوند متعال غیور است و هتک حرمت مومنین را تحمل نمی‌کند و اگر کسی بی حیایی را از حد بگذراند، خداوند غیور هم او را بی آبرو می‌کند1". 
 
پیامبر خدا(ص) درباره این که خداوند چه هنگامی غیرت می‌ورزد، فرمودند: "براستی که خداوند غیرت می‏‌ورزد و مؤمن (نیز) غیرت می‏‌ورزد. غیرت ورزیدن خداوند در جایی است که مؤمن آنچه را خدا بر او حرام کرده، انجام دهد2". 
 
امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: "خداوند تبارک و تعالی غیور است و هر غیرتمندی را دوست می‏‌دارد و از غیرتمندی اوست که زشت کاری‌های نهان و پیدا را حرام فرموده‏ است3". 
 
همچنین پیامبر خدا(ص) در حدیثی درباره غیرتی که خداوند دوست دارند، چنین می‌فرمایند: "غیرتی هست که خدا دوست دارد و غیرتی هست که دوست ندارد. غیرتی که آن را دوست دارد غیرت ورزی در تهمت و بدگمانی است و غیرتی که دوست ندارد، غیرت نشان دادن در جایی است که بدگمانی و تهمت در بین نباشد4". 
 
منابع احادیث: 
 
1- امام خمینی(ره): کتاب چهل حدیث / حدیث19 
 
2- کنز العمّال: 7072 منتخب میزان الحکمة: 438 
 
3- الکافی: 5 / 535 / 1 منتخب میزان الحکمة: 438 
 
4- کنز العمّال: 7067 منتخب میزان الحکمة: 438 
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

حسین نصرتی، روز 29 دی ماه 1392، در جهاد مقدس برای دفاع از حرم «زینب کبری»، به دست «سرسپرده گان اسلام آمریکایی» به شهادت رسید. از او دختری خردسال به نام «کوثر» به یادگار مانده است.

 «محمودرضا بیضایی» (حسین نصرتی)، روز 29 دی ماه 1392، در «جهاد مقدس» برای دفاع از حریم «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه و آله)» و حرم «زینب کبری (سلام الله علیها)»، به دست «سرسپردگان اسلام آمریکایی» به شهادت رسید.

از او دختری خردسال به نام «کوثر» به یادگار مانده است؛ دختری که عاشقانه دوستش می‌داشت اما داوطلبانه، دل کند و روانه شد سوی میدان. مبارکش باد این عزت و شرف.

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

 

روحمان با یادش شاد

 

عکس / بابای «کوثر»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حسین نصرتی,

من خبر داشتم و هنوز هم دارم که هیئاتی ایجاد شد که هیئت های قدیمی شهر و روستا و استان را کلاً نابود کرد، در برخی جاها کار به دعوا و جنجال کشید. تذکر هم به آنها دادم که شما باید به سیر و سلوک آنها بروید، احترام بگذارید، خواننده اش را، زمانش را...

 

- رهبر معظم انقلاب در دیدار های مختلف تاکید بر هیئت شاخص داشته و دارند. لذا این روز ها "هیئت شاخص" دغدغه بسیاری از متولیان اجرایی و برنامه ریز هیئت در کشور شده است. هر کدام از این سازمان ها و ارگان‌های متولی، تعریفی از "هیئت شاخص" دارند اما آنانکه می توانند پاسخ بهتری بدهند کسانی هستند که در فضای واقعی هیئت بوده و هم با روحیه جامعه هیئتی آشنا هستند و هم خود یک هیئتی هستند! 
 
به همین خاطر، برای تبیین بیشتر شاخص ها از نگاه رهبر انقلاب و درباره بومی سازی وچگونگی نحوه اجرا و پیاده سازی این شاخصه ها در هیئت ، توفیق شد تا به دیدار پیر غلام اهل بیت(ع)، استاد حاج منصور ارضی برویم و برای ساعتی پای صحبتش بنشینیم. 
 
حاج منصور ارضي از جمله مداحانی است که جانش از محبت اهل‌بيت علیهم السلام و ولایت لبريز است، و علاوه بر اين كه احياي شعائر ديني را كه در بسياري منابر ترويج نمي‌شود، ترويج مي‌كند، پاسدار بقا، استمرار و اعتلاي هيأت‌هاي عزاداري اهل‌بيت علیهم السلام در جبهه انقلاب است، كه همانا رمز جاودانگي مذهب تشيع مي‌باشند. 

 

نظرش را در مورد هیئت شاخص پرسیدیم! گفت: هر چه رهبری بگوید! گفتیم: به عنوان یک ذاکر اهل بیت (ع) و بک استاد خبره این دستگاه، برای ما نظر معظم له را تشریح کنید... 
 
لذا آنچه در ادامه می خوانید حاصل یک گفتگوی یک ساعته با این ذاکر آل الله (صلوات الله علیهم اجمعین) در موسسه قدیم الاحسان است. 
 
یکی از مباحثی که مد نظر حضرت آقا بوده و در این چند سالی که ذاکرین و مادحین اهل بیت(ع) خدمتشان می رسند مطرح می کنند و هم در این فضا بالاخره یک عده، جریان دار این حرکت بوده اند، بحث "هیئت شاخص یا هیئت الگو" بوده است. از نظر شما، با توجه به سال ها تجربه، این هیئت شاخص چه تعریفی دارد؟ 
 
باید دقت کنیم که در این جنس از مسائل نظر خود آقا مهم است. البته هیئت را هم نمی شود دست زد. چون بخش بزرگی از آن می خواهند دینداری کنند و دینداری نشان مردم بدهند. وقتی درباره هیئت شاخص صحبت می شود قومیّت ها پیش می آید، جمعیت ها پیش می آید، تنوع سلایق داریم. نمی شود مثلا برای هر هیئتی برنامه ریزی کرد و بخواهیم حتما این بشود. مثلا هیئت رزمندگان که سالها دارد فعالیت می کند، برنامه می گذارد اما با این حال هنوز هم برای همه هیئت ها شاخص نیست. هرچند مدتی پیش، در صحبتی، مقام معظم رهبری خیلی کارهای این ها را خوب دانستند، این را هم انصافا نباید نادیده گرفت. 
 
اولین شاخصه که هر هیئتی باید داشته باشد، این است که مورد نظر خدا و اهل بیت (ع) باشد. باید در هیئت حقوق دیگران یعنی هیئات دیگر، پایمال نشود و معرفة الله در آن هیئت بیشتر دیده شود. 
 
از هر سن و طیفی، هر کسی می آید. یک وقت کسی هیئت می آید اما کارهایی هم می کند که خدا راضی نیست یا یک عیوبی دارد، در رفتارها و کردارها. ما که نمی توانیم همه را مهار کنیم. چون همه به سمت امام حسین (ع) می روند و راه امام حسین (ع) هم همان سمت خدا است. 
 
آخرین شاخص هم این است؛ خروجی این هیئت به کجا ختم می شود؟ به نفسانیت و هواهای نفسانی؟ یا نه، دعوة الله است؟ در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:"الی الله تدعون و علیه تدلون". 
 
مسیر هیئت اگر اینطور جلو برود، فرق می کند. "هیئتی" با این ویژگی ها کم هستند. ما هم که نمی توانیم اکثریت را که نواقصی دارند، حذف کنیم! بعضی ها هستند می آیند می گویند اینها مثلا باید حذف شوند، آنها باید فلان شوند. درحالی که اصلا در صنفشان نیست، در مسیرشان نیست، کار آنها هم نیست. به جای اینکه مثلا کاری انجام دهیم، می بینید تخریب می شود و تخریبش خیلی خطرناک است. 
 
آیا ما می توانیم مشخص کنیم که مثلا این هیئت انقلابی و حزب اللهی است یا نه؟ این را آن خروجی که صحبتش را کردیم تعیین می کند. 
 
ما وقتی می آییم کاری انجام دهیم، باید با اخلاص شروع کنیم. همه هیئتی ها، همه اقشارش، همه طبقاتش، از واعظ گرفته تا کسی که کیسه ی کفش به دست مردم می دهد، اگر در بین کار ریا شود، همه چیز خراب می شود و همه دعواها از همین جا شروع می شود. اختلافات اولش سلیقه ای است، بعدش حقیقت هیئت زیر سوال می رود. یک عده به هوای سلیقه خودش یک شعبه دیگر برای هیئت می زنند، این می شود هیئت سر خیابان، آن می شود هیئت ته خیابان. خودشان هم متوجه نمی شوند. آرام آرام کار می افتد دست یک سری افرادی که بانی هستند و آنها خط می دهند! 
 
خب، نفسم هست دیگر، همه هم دارند. من خودم بیشتر از همه، هیچ کس به اندازه من نَفس ندارد. تا این را بخواهم سرکوب کنم، 50 سال طول می کشد آن هم اگر بتوانم و راه و رسمش را بفهمم. 
 
کلام رهبری قولِ سلیم و سدید است، از سوی دیگر هیئات ولایتی هم کم نداریم، به نظر حضرتعالی رهنمودهای حضرت آقا عملیاتی و پیگیری می شود؟ 
 
شما باید برای عملیات آماده باشی. ما می بینیم که این رهنمودهای و شاخص هایی که حضرت آقا بیان می کنند، یک جایی جلوه می کند مثل 9دی. چون عملیات از درون شروع می شود. شهدای دفاع مقدس اول از درون عملیات انجام می دادند. اول بر خودش مسلط می شد، بعد بیرون غوغا می کرد. 
 
شما نگاه کنید نیروهای نظامی، هر سال به شکل های مختلف چند مانور می دهند، خرج هم می کنند. این برای چیست؟ یک علت این است که تواناییشان اوج می گیرد. این اوجش در این است که خودشان هم نواقصشان را پیدا می کنند. این مانور ها در جلسات هیئت هم هست. مثل ماه محرم و صفر، ماه رمضان، ایام شادی و عید، ایام الله ما کم نداریم. در ایام الله هیئات مانور می دهند. اما خب به هرحال "إعملوا آل داوود و قلیل من عبادی الشکور" 
 
برخی اوقات هم اختلاف سلیقه هایی پیش می آید در فضای هیئت، بین نظر بعضی از علما با شاخص هایی که حضرت آقا بیان می کنند. این مسئله را چطور ارزیابی می کنید؟ 
 
"کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم" . آقا نمی گویند حتماً این باید انجام شود، می گوید شما ارائه طریق بده، حال ممکن است انجام هم ندهند. 
 
ببینید، وقتی باغستان می‌روید، می بینید گل خیلی زیاد است اما، اینها کنار هم زیبا می شود. گلها تحمل می کنند یکدیگر را، پس چرا ما تحمل نمی کنیم. اگر مردم بخواهند همه مثل هم عمل کنند دیگر همه جا گلستان می شود. 
 
یعنی شما پیشنهادتان این است که تحمل کنیم؟ 
 
بله، یعنی نظراتی را آقا داده اند، حال یک نفر یک کار دیگر می کند، یک جای دیگر می رود یا مثلا در کربلا می بیند که طایفه ای پیرو شیخی هستند، می رود پیرو او می شود. تازه با شبکه او که معلوم نیست پولش از کجا می آید مصاحبه می کند، نظریه می دهد. همه شاخصه ها را نمی شود اجرا کرد. از 1000شاخصه 10 تا هم اجرا شود خوب است. 
 
ما می آییم در ضوابط و اجرائیات هیئت میگوییم قرآن و احکام در آن باشد، فضایل و مناقب اهل بیت (ع) باشد. راه مان را نشان دادند. انسان جهنم هم که می خواهد برود خدا راه نشان داده در قرآن. از این جوانان که در این وادی نیستند، وقتی به ما می رسند، نمی شود بگویم چه کسی تو را به اینجا آورده! چه کسی تو را عاشق کرده! لازم نیست مثل طلا محک بزنیم. کافیست راه را نشانشان بدهیم. 
 
خواننده ای، گوینده ای، صاحب هیئتی و.. هر مسئولت و وظیفه ای داری، مهم تر از همه این‌ها اینست که حقوق همدیگر را پایمال نکنیم. 
 
من خبر داشتم و هنوز هم دارم که هیئاتی ایجاد شد که هیئت های قدیمی شهر و روستا و استان را کلاً نابود کرد، در برخی جاها کار به دعوا و جنجال کشید. تذکر هم به آنها دادم که شما باید به سیر و سلوک آنها بروید، احترام بگذارید، خواننده اش را، زمانش را. 

آنچه مهم است نظر رهبر انقلاب است / ایجاد برخی هیئات باعث نابودی هیئت های قدیمی شد 

اگر هیئت داری نماز می خواند، وقتی می گوید "مالک یوم الدین"، به این توجه دارد که خودش هم مالک نیست.خواننده، هیئت دار، هیئتی ها، مالک نیستند ولی مالک اشتر می توانند باشند! مالک خداست. "لا یملک لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا " بلند شدن و نشستنمان، ضرر و زیانمان هیچ چیزی دست ما نیست. 

برای رسانه‌ها چه توصیه ای دارید؟ 
 
اما آنچه میخواهم به شما بگویم، شما برای چه سراغ این کار رفته اید؟ شما سایت زدید برای تخریب؟ برای اینکه نان و آبی در بیاورید؟نه! 
 
برخی سایت ها هستند آنقدر تجسس می کنند، جامعه را به هم می ریزند، زندگی ها را به هم می زنند از همه مهمتر اعتماد مؤمنین را به هم می زنند، اینها همان شاخص ها هستند! 
 
مواظب خودتان و اعمالتان باشید. به خدا دست کسی در کار است! یکباره با آبروی کسی بازی می کنند دیگر هم نمی شود جمعش کرد. می گوید من این خبر را شنیدم. خبر را که شنیدی یا نباید بزنی یا بروی بررسی کنی ببینی صحت دارد یا ندارد. 
 
سایتی موفق است که با آبروی مردم بازی نکند و متاسفانه اکثریت سایت ها با آبروی مردم بازی می کنند. نمی دانم چطور می شود که راحت هر چیزی را می گویند. حتی اگر بعد از آن هم تکذیبش کنند دیگر آبروی طرف رفته است. اینجاست که مضرترین و ضرر کننده ترین افراد معلوم می شوند. 
 
باز هم عرض می کنم، همه شاخصه ها در کلام آقا است. ممکن است این هیئت با آن هیئت تفاوت داشته باشد، یکی مردمش اخلاص بیشتری نشان بدهند، آلوده به دنیا نباشند، آن یکی هیئت، شاید کمی دنیا گرایی داشته باشد، اما هر چه است با همین هیئت هایی که مثلا ما خیال می کنیم که خوب هم نیستند، پرچم امام حسین(ع) بالاست. پرچم امام حسین(ع) بالاست و همه اهل بیت (ع) هم زیر آن هستند، پرچم امام حسین (ع) بالاست و دست هیچ خبیثی هم به آن نمیرسد. 
 
انشالله موفق باشد.

*وارث*

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 6 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند: چه چيز مانع مى شود كه هر گاه بر يكى از شما غم و اندوه دنيايى رسيد، وضو بگيرد و به سجده گاه خود رود و دو ركعت نماز بگزارد و در آن دعا كند؟ مگر نشنيده‌اى كه خداوند مى فرمايد: «از صبر و نماز مدد بگيريد»؟


متن حدیث: 


ما يَمنَعُ اَحَدَكُم اِذا دَخَل عَلَيهِ غَمٌّ مِن غُمُومِ الدُّنيا اَن يَتَوَضَّاَ ثُمَّ يَدخُلَ مَسجِدَهُ وَ يَركَعَ رَكعَتَينِ فَيَدعُوَ اللّه فيهِما؟ اَما سَمِعتَ اللّه يَقُولُ: «وَاستَعينوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ»؟


«تفسير عياشى، جلد 1،صفحه 59،ح 39»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج