تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدباقر میردامادی، نماینده حضرت آیت الله نوری همدانی در تهران گفت: خداوند در قرآن می فرماید وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ یعنی ای بندگان من در دل شب بیدار شده و طلب استغفار کنید.

وی ادامه داد: باید ما بندگان رابطه فراوانی با خدا داشته باشیم و هیچگاه خدا را فراموش نکنیم که یاد خدا در همه حال و هر زمان نیکوست.

حجت الاسلام والمسلمین میردامادی با بیان اینکه حتی برای قضای حاجت نیز احکام و دعای مشخصی وجود دارد، خاطرنشان کرد: از اینجا مشخص می شود که اسلام برای همه احوال دستوراتی دارد.

وی ادامه داد: هرگاه انسان پس از خواب بیدار شد باید خدا را شکر کند زیرا نعمت حیات مجددا به او اعطا شده است. نماینده آیت الله میردامادی با بیان اینکه هیچ وقتی را نداریم که آدم بخواهد از خدا دور باشد، خاطرنشان کرد: اما بهترین اوقات برای راز و نیاز با خدا بعد از نیمه شب می باشد همچنان که قرآن فرموده است مومنان کسانی هستند که در سحر و میانه شب از خواب بیدار می شوند و از خدا طلب استغفار می کنند.

مدیر حوزه علمیه حاج ابوالفتح در همین ارتباط گفت: یکی از نشانه های مومنان طبق روایات طلب استغفار در دل شب است.

وی گفت: فلسفه اهمیت نماز شب این است که ریا و خودنمایی ندارد چرا که ممکن است فردی نمازهای یومیه را برای خودنمایی در برابر دیگران اقامه کند اما نماز شب زمانی اقامه می شود که همه خواب هستند.

حجت الاسلام والمسلمین میردامادی افزود: وقت نماز شب زمانی است که کمتر کسی متوجه انسان است لذا نماز شب مصداق خالصاً لوجه اللّه و قربت الی الله است.

نماینده آیت الله نوری همدانی تصریح کرد: نماز شب 11 رکعت است، 4 تا دو رکعتی مانند نماز صبح، یک دو رکعتی که مانند نماز صبح است و تنها نیتش باید نماز شب باشد و یک رکعت نیز نماز ذکر که به این صورت خوانده می شود بعد از حمد و سوره هفت مرتبه این عبارت را بگویند هذا مَقامُ الْعائِذِ بکَ منَ النّار و بعد از آن 70 مرتبه استغفرالله بگوید سپس در حالی که دست راست را بلند کرده است 300 مرتبه العفو بگوید و سرانجام برای 40 مؤمن دعا کنند.

حجت الاسلام والمسلمین میردامادی درباره فلسفه نماز شب گفت: فلسفه این نماز این است که فرد در دل شب در حالی که دیگران خواب هستند بیدار شده، وضو گرفته، خدا را مناجات کرده، گناهان خود را برشمرده و ضمن گریه از خدا طلب توبه و رهایی از آتش جهنم می کند.

وی افزود: در دعای نماز شب باید برای مسلمانان دعا کرد زیرا فاسدان 2 دسته هستند گروهی که اصلا مسلمان نیستند و گروهی که مسلمان بوده اما گناه و خطا نیز دارند که در دعای نماز شب برای گروه اول نباید دعا کرد.

حجت الاسلام والمسلمین میردامادی در پایان خاطرنشان کرد: مشخص شد که اهمیت فلسفه نماز شب در این است که فرد به دور از ریا و خودنمایی و در نهایت اخلاص از خدا طلب استغفار می کند.

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از بیانات آیت الله ضیاآبادی را بخوانید؛

_ آیه 51 الی 53 سوره مبارکه کهف راجع به ابلیس است که وقتی دستور رسید که در مقابل آدم سحده کنید. ابلیس که بر اثر عبادات، خدا او  را بالا برده بود و در رده ملائکه قرار داده بود. قبول نکرد که بر اثر این امر جهنمی شد. شیطان هم از راه های مختلف به گمراهی مردم پرداخت.

_ خداوند به آدمیان عقل و اختیار داده که در مقابل شیطان مبارزه کنند و مقابله کنند. آدمیانی که از شیطان تبعیت کنند را خداوند جهنمی می کند. جهنم جایگاه آدمیانی می باشد که رهرو شیطان هستند. کسانی که با شیطان مبارزه کردند و متقی شدند اینان بهشتی هستند.

_کسانی که شیطان و ابلیس را با ذریه اش ولیّ خود قرار دادند و به حرف خداوند گوش فرا ندادند، این افراد جهنمی هستند. افراد جهنمی کسانی هستند که با شیطان و ابلیس و اولادش شریک هستند.

 _شیطان گروهی را هدایت می کند. همه آدمهایی که شیطان را ولیّ خود قرار دادند و شیطان هدایت آنها را برعهده دارند، جهنمی هستند. اینان جان نثار شیطان هستند. اینان تابع شیطان هستند و شریک شیطان هستند.اینان برای قرآن مشرک هستید.

_ مراقب باشید که شیطان شما را هدایت نکند. امامان را ولیّ خود قرار دهید. ولیّ معصوم اشتباه نمی کند. پیامبر و امام زمان ولیّ ما می باشند و خداوند اینان را برای هدایت ما فرستاده است. ولیّ از جانب خدا آمده است. اینان به همه چیز آگاه هستند.

_ خداوند تمام کارهایش را با سبب انجام می دهد. خداوند با آب سیراب می کند و با خورشید گرما می بخشد. پیامبر را خداوند انتخاب کرده تا مردم را هدایت کنند. امام زمان وسیله ای است که از جانب خداوند انتخاب شده که واسطه ای بین مردم و خداوند باشد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 25 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

شهید مهدی نوروزی هنرمند عرصه مجاهدت و سودای جان عاریت با خدا بود... که شهادت هنر مردان خداست... او در دفع قتنه ها مرز نمی شناسد... برای او فتنه داعش در سامرا  و هتاکان به عاشورا در تهرا یکی است. ایرانی و  عراقی و اروپایی ندارد. باید مقابلش ایستاد.

یک روز مغازه‎ها را در خیابان‎های تهران آتش می‎زند، عابرین را برهنه می‎کند و با سنگ و چوب و آهن بر سر و صورتشان می‎زند، و یک روز در بیابان‎های عراق سر از بدن مخالفانش جدا می‎کند، پای این سر بریدن هلهله می‎کند و بعد هم از آن فیلم می‎گیرد و در دنیا منتشر می‎کند. یک روز در خیابان‎های تهران، به عزاداران روز عاشورای سیدالشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و تکیه و هیات‎هایشان را به آتش می‎کشد و یک روز در عراق و کربلا، به زائرین سید‎الشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و خود را در میان آنها منفجر می‎کند تا عزاداری را کم رونق کرده باشد.

* شهید مهدی نوروزی معتقد بود باید مقابل داعش ایستاد...

شهید نوروزی صدها کیلومتر دورتر از سرزمین محل تولدش به شهادت رسید تا اثبات کند که برای او امنیت مردمش آنقدری مهم هست که بخاطر آن ماه‎ها همسر و فرزند یکساله‎اش را تنها بگذارد و در کشوری دیگر اردو بزند، بجنگد و در آخر هم جانش را بدهد و شهید بشود. امنیت مردمش آنقدری مهم هست که نتواند آتش سوزاندن دشمنان این مردم در وسط خیابان‎های تهران 88 را تحمل کند و برای خواباندان غائله، به دل خطر بزند.

شهید نوروزی آنقدری شجاع بود که در میان همرزمانش لقب «شیر سامرا» را به خود گرفته بود. همچنان که آنقدری شجاع بود که یک تنه به دل لانه فتنه در قیطریه بزند و چشم فتنه را کور کند و ضربه‎اش آنقدر کاری باشد که تا سال‎ها عکسش را دست به دست کنند و برای سرش جایزه بگذارند.

* غسل شهادت مهدی و پوشیدن پیراهن مشکی قبل از شهادت

همرزم شهید مهدی نوروزی در آخرین عملیات سامرا در گفتگو با شبکه اطلاع رسانی مرصاد اظهار داشت: رفتار شهید نوروزی در شهب شهادتش عجیب بود زیرا غسل شهادت را انجام داد و پیراهن مشکی که همه ساله برای اقامه عزای ائمه می پوشید را برتن کرد.

حمید صلواتی گفت: مهدی در عملیاتی که شهید شد سکان فرماندهی را برعهده داشت و برایش به نتیجه رسیدنن عملیات خیلی مهم بود. مدام توصیه هایش را فریاد می زد و یک لحظه آرام و قرار نداشت.

وی گفت: چند ساعت مدام با انرژی عجیبی که داشت از این سو به آن سو می رفت و عملیات را هدایت می کرد. تعجب می کردی که چطور حتی لحظه ای به زمین نمی نشیند.

صلواتی ادامه داد: بعد از چند ساعت فریاد های مهدی دیگر به گوش نمی رسید. با چشم دنبال گشتم.با اصابت تیر مستقیم تک تیرانداز های دشمن ایشان به زمین افتاده بود. به سمتش دویدم... کمی که به او نزدیک شدم می دیدم که به شدت خونریزی دارد. تفنگش را نگاه کرد... هنوز فشنگ داشت.

وی گفت: لوله اسلحه را عصا کرد و بلند شد.. با زانو به زمین نشست و تا آنجا که گلوله داشت به سمت دشمن که فاصله زیادی نداشت شلیک کرد... تا آخرین گلوله.

صلواتی گفت: همیشه در چنین لحظاتی چیزی می گفت و لبخندی روی لبش می نشست . اما گلوله دوم هم به او اصابت کرد.

* یاحسین (ع) و یا زهرا (ع) ذکر آخر شهید نوروزی

این همرزم شهید ادامه داد: در لحظه آخر خودمان را به بالین وی رساندیم، من سر ایشان را روی سینه ام گذاشتم و شنیدم که ایشان ذکر یا حسین (ع) و یا زهرا (س) را بر لب داشت و با گفتن یا زهرا (س) به دیدار حق شتافت.

فرمانده سابق سپاه شهرستان کرمانشاه و از نزدیکان شهید نوروزی با بیان اینکه خصلت شجاعت شهید نوروزی اَظهَرُ من الشمس بود گفت: یکی از فرماندهان ارشد عملیات ها علیه گروهک های تکفیری به خاطر  این خلصت شهید نوروزی، وی را برای سخت ترین لحظات در همراهی خودش انتخاب کرده بود.

* مهدی داوطلب میدان های بدون داوطلب بود

سیروس جهانبخشی گفت: این فرمانده ارشد نقل می کردد که خیلی از کسانی که برای این لحظات داوطلب شده بودند یا مهارت کافی را نداشتند یا به محض اطلاع از مناطقی که باید می رفتند از برعهده گرفتن این کار پشیمان می شدند چون بیشتر این برنامه ریزی ها در شهرک صدر عراق که یکی از مناطق استراتژیک و عملیاتی است صورت می گرفت.

جهانبخشی ادامه داد: کسی که با شجاعت داوطلب شد شهید نوروزی بود که مهارت ایشان در کنار شجاعتش از او یک نیروی کارآمد می ساخت.

وی گفت: شهید نوروزی یکی از نیروهایی بود که هنگام دستگیری عبدالمالک ریگی به سیستان و بلوچستان می رود تا در روند ایجاد امنیت و آرامش در شهر نقش را ایفا کند.

وی در پایان گفت: سرداران عملیات های خطیر از ایشان به عنوان یک نیروی شجاع یاد می کنند و معتقدند تنها کسی که به تنهایی و حتی بدون همراه  آماده مقابله با مشکلات بود شهید نوروزی بود.

شهید مهدی نورزی روز گذشته در میان خیل عظیم دلدادگان به ائمه معصومین در کرمانشاه و روی پرنیانی از دستهای عاشقان حسین (ع) تشییع و در گلزار شهدای کرمانشاه به خاک سپرده شد.

منبع: مرصادنیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

علی نادری – رجانیوز: «حضور نیروهای حزب‎الله لبنان در تهران برای برخورد با اغتشاشات خیابانی»، خبری بود که از روزهای آغاز فتنه 88 بارها و بارها در شبکه‎های ماهواره‎ای و مجازی به آن اشاره شد. تبلیغی که البته یک پیوست نهایی داشت و آن هم زمیه‎سازی برای این شعار که «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران»!

 

البته استناد ضدانقلاب و افزادی چون امیرفرشاد ابراهیمی برای اثبات ادعای خود، تصاویری از دو جوان حزب‎اللهی در جریان مقابله با اغتشاشات بود که آنها را از فرماندهان اصلی حزب‎الله لبنان در تهران و برادر شهید استشهادی «منیف اشمر» در تهران و خصوصا در جریان مقابله با اغتشاشات 88 ، برخورد با مرکز فتنه قیطریه و مقابله با حرمت شکنان روز عاشورا معرفی کرده بودند.

 

 

 

 اما شب گذشته خبر آمد که همان برادر منیف اشمر و یکی از فرماندهان ارشد ادعایی حزب الله لبنان در تهران!کرمانشاهی بوده و بر خلاف برادرش، اسم و فامیلش مهدی نوروزی بوده و پس از گذشت 5 سال از فتنه 88  برای مقابله با داعش سر از شهر سامرا و جوار حرمین عسگریین علیمها السلام در آورده و همانجا هم در مقابله با داعش به شهادت رسیده است.

 

قطعا شهید مهدی نوروزی، جوان شجاع کرمانشاهی، برادر منیف اشمر لبنانی بود، همانطور که برادر بچه‎های سرایای خراسانی و جناح العسکری بدر عراق و آنچنان که برادر بچه‎های پایگاه بسیج شهید تیموری‌نیا کرمانشاه، و بچه‎های هیات مجانین‎الحسین(ع) تهران و همانگونه که برادر شهید مهدی تقوی در خوزستان.

مگر منیف اشمر چگونه می‎اندیشید؟! منیف اشمر هم برای اعتقاداتش مرزی قائل نبود. مرزش اعتقاداتش بود و برای حفظ  اعتقاداتش جانش را گرو گذاشته بود. همان کاری که مهدی نوروزی کرد.

 

چرا شهید نوروزی باید در کشوری دیگر و کیلومترها دورتر از کرمانشاه، شهر زادگاهش شهید شود!؟ این سوال مهم است و هرچقدر به آن پاسخ دهیم باز هم کم است.

حال که خون شهید نوروزی ریخته است، خیلی راحت‎تر می‎توان این ادعا را اثبات کرد که مجاهدت او برای اعتقاداتش بوده است و نه هیچ چیز دیگر. این اعتقادات آنقدری برایش مهم بوده است که جانش را کف دستش بگیرد و در لانه فتنه قیطریه به دل داعش‎های ایرانی بزند یا یک تنه جلوی داعش‎های یزیدی روز عاشورای سال 88 تهران روی پل حافظ جانفشانی کند و یا به عراق و سامرا برود و مقابل داعش عراقی بایستد.

 

برای نوروزی، داعش داعش است. ایرانی و عراقی و اروپایی نمی شناسد. باید مقابلش ایستاد، چون آمده است تا مرزهای استراتژیک انقلاب اسلامی را جابجا کند و به ایران و منافع استراتژیکش تجاوز کند.

برای شهید نوروزی داعش، داعش است. ایرانی و  عراقی و اروپایی نمی‎شناسد. باید مقابلش ایستاد. یک روز مغازه‎ها را در خیابان‎های تهران آتش می‎زند، عابرین را برهنه می‎کند و با سنگ و چوب و آهن بر سر و صورتشان می‎زند، و یک روز در بیابان‎های عراق سر از بدن مخالفانش جدا می‎کند، پای این سر بریدن هلهله می‎کند و بعد هم از آن فیلم می‎گیرد و در دنیا منتشر می‎کند. یک روز در خیابان‎های تهران، به عزاداران روز عاشورای سیدالشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و تکیه و هیات‎هایشان را به آتش می‎کشد و یک روز در عراق و کربلا، به زائرین سید‎الشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و خود را در میان آنها منفجر می‎کند تا عزاداری را کم رونق کرده باشد.

شهید مهدی نوروزی معتقد بود باید مقابل داعش ایستاد، وطنی باشد یا غیروطنی.

شهید نوروزی صدها کیلومتر دورتر از سرزمین محل تولدش به شهادت رسید تا اثبات کند که برای او امنیت مردمش آنقدری مهم هست که بخاطر آن ماه‎ها همسر و فرزند یکساله‎اش را تنها بگذارد و در کشوری دیگر اردو بزند، بجنگد و در آخر هم جانش را بدهد و شهید بشود. امنیت مردمش آنقدری مهم هست که نتواند آتش سوزاندن دشمنان این مردم در وسط خیابان‎های تهران 88 را تحمل کند و برای خواباندان غائله، به دل خطر بزند.

شهید نوروزی آنقدری شجاع بود که در میان همرزمانش لقب «شیر سامرا» را به خود گرفته بود. همچنان که آنقدری شجاع بود که یک تنه به دل لانه فتنه در قیطریه بزند و چشم فتنه را کور کند و ضربه‎اش آنقدر کاری باشد که تا سال‎ها عکسش را دست به دست کنند و برای سرش جایزه بگذارند.

 

 

 پرونده سازی ضدانقلاب برای شهید نوروزی

داعش‎های ایرانی و عراقی و اروپایی برای سر شهید مهدی نوروزی جایزه گذاشته بودند و او هم کم نگذاشت و سرش را برای آرمانش داد. شهید نوروزی، صداقتش را در دفاع از آرمان و امنیت مردمش، با خون ریخته‎اش شهادت داد، حالا باید سال‎ها بگذرد تا فرزند یکساله‎اش بزرگ شود بداند که پدرش چه شیردلی بوده و بزدلانی چون امیرفرشاد ابراهیمی و نوری‎زاده، علیه پدرش چه دروغ‎هایی که ننوشته‎اند.

 

 تصاویر تشییع پیکر شهید نوروزی در حرم سیدالشهداء علیه السلام

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش مشرق، سیدمحسن اندرزگو، فرزند شهید سیدعلی اندرزگو، با اشاره به سخنان حاشیه‌ساز علی مطهری درباره مسئله حصر و فتنه 88، با تأکید بر "بنده مدت‌هاست با شنیدن این مواضع آقای علی مطهری افسوس خورده و نگران آینده و اعتبار پدر ایشان هستم" خاطرنشان کرد: از مدت‌ها پیش بر آن بودم تا پاسخی به علی مطهری بدهم، اما همواره به‌احترام پدر بزرگوارشان شهید آیت‌الله مرتضی مطهری سکوت و برای هدایت آقای علی مطهری دعا می‌کردم، اما بعد از اتفاق دیروز در مجلس مصمم شدم تا در این باره سخنانی بگویم، چرا که دیدم به نظامی که حاصل خون پدران بنده و علی مطهری و سایر شهدای انقلاب است، جسارت‌های متعددی صورت گرفت.

وی افزود: اولین حرف من به جناب آقای علی مطهری آن است که برادر عزیز، قطعاً می‌دانید که آنچه امروز موجب شده رسانه‌های ضدانقلاب و برخی رسانه‌های حامی فتنه داخل حرف و عکس شما را به تیتر یک خود تبدیل کنند، نه صرفاً به‌خاطر شخص شما و حرف‌های شما، بلکه انتساب نسبی شما به یکی از بزرگان انقلاب، یعنی شهید آیت‌الله مرتضی مطهری است و حضرت‌عالی به‌یقین می‌دانید که اگر چنین نسبتی در میان نبود، هیچ‌گاه شما و حرف‌های‌تان در رسانه‌های ضدانقلاب و حامی فتنه برجسته نمی‌شدید؛ چه آنکه حتماً خودتان نیز اذعان دارید که حرف‌های شما نه یک سری مطالب مستند و جدید، بلکه ادعاهایی تکراری است که دائماً از سوی رسانه‌ها و عناصر به‌اصطلاح اپوزیسیون نیز مطرح شده است.

فرزند شهید اندرزگو خطاب به علی مطهری ادامه داد: با توجه به آنچه عرض کردم، اولین توصیه برادرانه و خاضعانه بنده به شما آن است که بیایید مصداق حدیث شریفه امام صادق(ع) مبنی بر: کونوا لنا زیناً ولاتکونوا علینا شیناً (زینت و آبروی ما باشید، نه باعث شرمندگی ما) برای پدرانمان (شهید اندرزگو و شهید مرتضی مطهری) زینت باشیم، نه آنکه با مواضع خود که در راستای  مواضع ضدانقلاب و دشمنان قسم‌خورده جمهوری اسلامی بیان می‌شود، آنها را در پیشگاه خداوند متعال و مردم انقلابی ایران شرمگین سازیم.

سیدمحسن اندرزگو، تأکید کرد: جناب آقای علی مطهری، توصیه بعدی من به شما آن است که نگاه کنید و ببینید اینک در کدام جبهه ایستاده‌اید و چه‌کسانی از مطالب شما خوشحال می‌شوند؟ شما درباره حصر از کسانی حمایت می‌کنید که پس از انتخابات سال 88 که به‌جهت مشارکت بی‌نظیر مردمی،‌ می‌رفت تا به اعتبار و حیثیت بی‌نظیری برای ایران میان ملت‌های جهان تبدیل شود، با ادعای دروغ و به خیابان کشاندن مردم، 8 ماه ناآرامی و فتنه را در کشور رقم زدند و موجب خسارات جانی، مالی و اعتباری غیرقابل حسابی برای کشور و ملت بزرگ ایران شدند.

این فرزند شهید اندرزگو افزود: شما (علی مطهری) با برداشت‌های شخصی و تفسیرهای کاملاً‌ غلط و غیرحقوقی از قانون اساسی، درخواست رفع حصر افرادی (موسوی و کروبی) را مطرح می‌کنید که قطعاً با توجه به جنایات آشکار و لطمات فراوانی که اینها به کشور و نظام وارد کردند، "حصر" کمترین اقدامی بود که شورای عالی امنیت ملی می‌توانست برای آنان مدنظر داشته باشد.

وی تصریح کرد: آقای علی مطهری، حتماً با این جمله حضرت امام(ره) که فرمودند: "حفظ نظام اوجب واجبات است" آشنا هستند؛ و قطعاً دیدند که در ماجرای فتنه 88 آقایان موسوی و کروبی با همین نظامی که حفظ آن از اوجب واجبات است، چه کردند و چه اقداماتی انجام دادند. آش آقایان موسوی و کروبی در اقدام علیه نظام آن‌قدر شور شد که سلطنت‌طلبان، منافقان، رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس و جمیع مستکبران تمام‌قد به میدان آمده از فتنه‌انگیزی‌های آنان حمایت کردند.

سیدمحسن اندرزگو با بیان اینکه موسوی و کروبی، با آبروی جمهوری‌ اسلامی‌ ایران بازی کرده آن را به تاراج بردند که شهید بزرگوار مرتضی مطهری و شهدای ایثارگر و گران‌قدری همچون شهید سیدعلی اندرزگو در این راه جان خود را فدا کردند، تأکید کرد: بنده با خیرخواهی و ارادت نسبت به آقای علی مطهری به‌جهت انتساب ایشان به شهید کم‌نظیری مانند شهید مطهری، از ایشان می‌خواهم بار دیگر در روشی که در پیش گرفته تأمل کرده و ببینند در کدام صف ایستاده‌اند.
منبع: تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان نوشت:

1-چرا در مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) که همه ساله در سراسر جهان‌اسلام برپا می‌شود و دهها میلیون نفر علیه قاتلان اباعبدالله الحسین(ع) به کوچه و خیابان آمده و جنایت وحشیانه آنان را محکوم می‌کنند، به طرفداران شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و حرمله و... اجازه داده نمی‌شود که در میان توده‌های عظیم و انبوه مردم عزادار حضور یافته و از خود دفاع کنند؟ و مثلا برای مردم توضیح بدهند که چرا در عاشورای سال 61 هجری، خون پاک فرزند رسول‌خدا(ص) و اصحاب و یاران او را برزمین ریخته‌اند؟ و چرا سرهای مطهر آنان را از بدن جدا کرده، خیمه‌ها را به آتش کشیده و زنان و کودکان  را به اسارت برده‌اند؟ شاید آنها برای آنچه در آن روز مرتکب شده بودند، دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشند؟! که اگر فرصت و امکان ارائه دلایل و نظرات خود را پیدا کنند، قضاوت مردم درباره آنها تغییر کند! از کجا معلوم که تقصیر اصلی با اردوگاه امام حسین(ع) نبوده است؟! و یا بخشی از گناه آن جنایت وحشیانه به خاطر برخی از اقدامات در همین اردوگاه نبوده باشد؟!

چرا با خواندن این چند سطر عصبانی شده و با خشم ابرو در هم کشیده‌اید؟! و نگارنده را احمق! و یا دستکم، دیوانه تصور می‌کنید؟! و این احتمال را پیش می‌کشید که شاید طرح‌کننده این سوال با اردوگاه یزید و ابن‌زیاد سر و سرّی داشته باشد؟!
حتما در پاسخ خواهید گفت؛

اولا؛ رذالت و خباثت شمر و یزید و ابن‌سعد به اندازه‌ای آشکار و بدیهی است که کمترین نیازی به اثبات ندارد و نه فقط یک یا دو یا ده یا صد، بلکه هزاران دلیل و سند غیرقابل انکار از جنایت وحشیانه‌ای که یزیدیان نسبت به خاندان رسالت و همه انسان‌ها از عصر عاشورا تا عصر حاضر مرتکب شده‌اند، حکایت می‌کند. به گونه‌ای که جزئی‌ترین ابراز تردید در آن، تنها می‌تواند ناشی از حماقت، دیوانگی و یا مأموریت و وابستگی تردید‌کننده تلقی شود.

ثانیا؛ خواهید گفت؛ که اردوگاه سیدالشهداء علیه‌السلام غیر از سخنان و بیانات حضرت اباعبدالله(ع) و برخی از یارانش که آنهم در همهمه و شیهه اسبان مهمیز خورده گم می‌شد، هیچ تریبون دیگری نداشت ولی در همان حال اردوگاه یزیدیان از تمامی تریبون‌های آن روز برای تبلیغ نظر و ادعای وارونه خود علیه اردوگاه حسینی(ع) برخوردار بود. سگ‌ها را گشاده و سنگ‌ها را بسته بودند.  بنابراین آنچه نیاز به بازخوانی دارد، مظلومیت مولای شهید ما حسین بن علی(ع) است و آنچه نباید به فراموشی سپرده شود- تا فرصت تکرار نیابد-  شرح و تفصیل جنایات وحشیانه یزید و شمر و عمرسعد و ابن‌زیاد و حرمله و... است. مگر آن حرامیان تاریخ، غیر از آنچه با صدای بلند و در همه جهان آن روز اسلام عربده کشیده‌اند، سخن ناگفته دیگری دارند که فرصت گفتن نیافته باشند؟!

ثالثا؛ شاید بگویید؛ مگر تاکنون در هیچیک از مراسم بزرگداشت حماسه حسینی(ع) شرکت نکرده و در سوگ او حضور نداشته‌ای؟! و مگر نمی‌بینی که در این مراسم فراگیر و در عزای سالار شهیدان، بیشتر از آنچه درباره مظلومیت مولای شهیدمان حسین بن علی(ع)  و علت قیام آن بزرگوار گفته می‌شود، از انگیزه یزیدیان در قتل مولای شهید(ع) و به اصطلاح دلایلی که برای ارتکاب آن جنایت بزرگ تاریخی آورده بودند، سخن در میان است. و تمامی آنچه درباره انگیزه اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام از قیام و انگیزه و چرایی ارتکاب آن جنایت از سوی حرامیان، گفته و نوشته می‌شود، مستند به اسناد غیرقابل خدشه و مکتوب و مضبوط است. بنابراین، چرا تصور می‌کنید و به دروغ حنجره پاره می‌کنید که یزیدیان فرصت اعلام نظر و دفاع از خود را نداشته‌اند و پیروان اباعبدالله الحسین(ع) درباره واقعه عاشورای سال 61 هجری، یکطرفه به قاضی رفته و شمر و یزید و ابن‌سعد و ابن‌زیاد و بقیه حرامیان را محکوم می‌کنند!

بسیار خوب! نگارنده از ادعای کاذب خود دست می‌کشد و استدلال شما را قاطع، غیرقابل خدشه و پذیرفتنی می‌داند. اما آنچه نگارنده، مطرح کرده است، فقط یک ادعای کاذب و سؤال جعلی است که منظور از طرح آن، شنیدن هزارباره استدلال‌ها و نظرات منطقی و مستحکم شما بوده است وگرنه، نگارنده نیز از ژرفای دل با شما عزیزان همراه و هم‌عقیده  است و برای مزید اطلاع شما، این توفیق حداقلی را دارد که با هربار نوشیدن آب، به ساحت مقدس اباعبدالله‌الحسین(ع) سلام و بر قاتلان آن امام مظلوم و شهید لعن و نفرین بفرستد. حتما می‌پرسید، در حالی که پاسخ ادعای کاذب و پرسش جعلی خود را می‌دانی از طرح آن چه انگیزه‌ای داشته‌ای؟! جواب آن است که  دیروز یکی از نمایندگان مجلس که مدعی است هوشمند! و عاقل! و غیروابسته است، سؤال مضحک فوق را که پاسخی بدیهی دارد، برای تبرئه سران فتنه آمریکایی، اسرائیلی 88 و پاک‌کردن داغ ننگ وطن‌فروشی آنان بر زبان آورده و این واقعیت را نادیده گرفته است که اصحاب فتنه نه فقط از دهها رسانه و سایت اینترنتی داخلی برای پمپاژ ادعای دروغ تقلب و تلاش برای براندازی نظام برخوردار بوده‌اند بلکه تمامی‌ رسانه‌های پردامنه دشمنان بیرونی نظیر بی‌بی‌سی‌ فارسی، صدای آمریکا، العربیه فارسی، یورو نیوز فارسی، رادیو زمانه، رادیو و تلویزیون اسرائیل، شبکه‌های تلویزیونی کشورهای عربی و دهها شبکه تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا و اروپا، شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک، توئیتر و... نیز در خدمت همین پادوهای وطن‌فروش بوده است. ضمن آن که آزادانه هر از چند روز بیانیه صادر کرده، مصاحبه می‌کردند و... گفتنی است که «گوگل» بزرگترین و معروفترین موتور جستجوگر، سرویس «ترجمه فارسی- GOOGLE   TRANSLATE -» را اختصاصا و با اعلام قبلی برای حمایت از سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 راه‌اندازی کرده بود و فیس‌بوک به دستور رسمی وزارت خارجه آمریکا تعمیرات سالانه خود را با همین منظور به بعد موکول کرده بود و...

2- چرا مأموران انتظامی در مرزها به قاچاقچیانی که به سوی مرزبانان آتش گشوده بودند، اجازه نمی‌دادند ابتداء درباره انگیزه خود از  حمله به مرزبانان توضیح بدهند و بعد مانع آتش‌افروزی آنان شوند؟! و یا چرا رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بی‌آن که درباره علت حضور نظامیان دشمن در جبهه نبرد توضیح بخواهند به سوی آنها شلیک می‌کردند؟ و یا چرا پلیس بعد از اسارت سارقان مسلح و قاتلان محارب، آنان را بدون محاکمه در زندان نگاه می‌دارد؟! پاسخ این لاطائلات بدیهی‌تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. چرا که افراد یاد شده مرتکب جرم مشهود شده بودند که در حال محاربه مستوجب قتل بوده‌اند و در غیر اینصورت مظلومان را به قتل می‌رساندند - که رساندند- و در حال اسارت محاکمه آنان فقط برای تعیین مجازات بود و نه اثبات جرم.

دیروز آقای علی مطهری، همان نماینده یاد شده از تریبون مجلس و برای چندمین ‌بار اعلام کرد که حصر سران فتنه بدون حکم قضایی بوده و غیرقانونی است! و این واقعیت ملموس را نادیده گرفت که سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 به گواهی صدها سند غیرقابل انکار تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس و با هدف براندازی نظام دست به وطن‌فروشی و جنایت زده‌اند و جرایم و جنایات مشهودی نظیر ادعای تقلب در انتخابات - فرمول دیکته شده جرج سوروس صهیونیست به خاتمی و دستورالعمل آشکار ریچارد رورتی به فتنه‌گران- دریافت کمک مالی کلان از ملک‌عبدالله سعودی و چند کشور اروپایی، حمایت آشکار از اسرائیل و آمریکا، قتل مردم کوچه و بازار، آتش زدن مسجد، آشوب خیابانی، اهانت به ساحت مقدس عاشورای حسینی(ع)، سنگباران نمازگزاران عاشورا، پاره و لگدمال کردن عکس مبارک حضرت امام(ره)، اعلام آشکار محاربه با نظام اسلامی - شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است- و دهها جنایت دیگر فقط بخشی از جرم غیرقابل اغماض آنان است تا آنجا که نتانیاهو از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد و اوباما، حمایت از سران فتنه را با ذکر نام، وظیفه استراتژیک آمریکا دانست و...

آیا سران فتنه فقط به خاطر بخش اندکی از این همه جنایت، مستحق چندین‌ بار اعدام نیستند؟ ضمن آن که قانونی بودن شورای عالی امنیت ملی و ضرورت اجرای تصمیمات آن در قانون اساسی تصریح شده است و رئیس قوه قضائیه که بالاترین مقام قضایی است از جمله اعضای این شورا می‌باشد.
آقای علی مطهری، از قانون سخن می‌گوید و توضیح نمی‌دهد که آیا سران و عوامل فتنه حاضر به پذیرش حکم قانون هستند؟! و اگر بودند، چرا درباره ادعای تقلب- که خود با عمل خویش و در مواردی با بیان صریح آن را تکذیب کرده‌اند- حاضر به پذیرش قانون و طی روال قانونی تصریح و شناخته شده نبودند؟ و...

3- و بالاخره اگرچه دراین‌باره گفتنی بسیار است ولی تنها به نکته‌ای که هوشیاری آقای علی مطهری در اظهارنظر را می‌طلبد، اشاره می‌کنیم و آن، این که، آنچه ایشان هر از چند گاه مطرح می‌کند و مانند اظهارات دیروز وی بلافاصله با استقبال گسترده رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی روبرو شده و با کف و سوت گروههای ضدانقلاب همراهی می‌شود، حاوی هیچ نکته تازه و یا سخن ناگفته‌ای نیست بلکه نظیر آن بارهاوبارها از سوی دیگران مطرح شده و بی‌اعتنایی رسانه‌ها و محافل دشمنان اسلام و انقلاب و نظام را در پی داشته است. بنابراین بدون کمترین تردیدی می‌توان نتیجه گرفت که اظهارات ایشان به خودی خود برای دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها کمترین ارزش و اهمیتی ندارد و اگر چنین بود، چرا وقتی مشابه همین اظهارات از سوی دیگران مطرح می‌شود، به آن اعتنایی نمی‌کنند؟ پاسخ فقط به فقط در انتساب آقای علی مطهری به بیت شریف استاد بزرگوار، آیت‌الله شهید مطهری است. توضیح آن که رسانه‌ها و محافل بیگانه و ضدانقلابیون وابسته به آنها بدون استثناء در نقل قول از ایشان تاکید می‌کنند، آقای علی مطهری فرزند آیت‌الله مطهری و به سختی می‌توان حتی یک نمونه را یافت که قید یاد شده را نداشته باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که جناب علی مطهری بدون انتساب به پدربزرگوار و شهیدشان نزد رسانه‌ها و محافلی که برای ایشان کف و سوت می‌زنند، اهمیتی ندارد.

و باید از ایشان پرسید که اولا؛ دیدگاه‌ها و نظرات وی چه نسبتی با دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید دارد ثانیا؛ اگر انتساب نسبی وی با استاد شهید نادیده گرفته شود، چه باقی می‌ماند؟!  ثالثا؛ مگر نه اینکه در کلام خدا به صراحت آمده است؛ ان‌اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه «نزدیکترین انسان‌ها به حضرت ابراهیم(ع) کسانی هستند که از آن پیامبر بزرگوار پیروی می‌کنند» و نه کسانی که با آن پیامبر اولوالعزم فقط رابطه نسبی داشته‌اند. و رابعا؛ آیا جناب ایشان به این نکته توجه کرده است که چرا قاتلان استاد شهید مطهری، از اظهارات وی ذوق‌زده شده و برایش کف می‌زنند؟! و خامسا؛ آقای علی مطهری، غیر از مطالعه آثار شهید مطهری- اگر آنها را مطالعه کرده باشند!- چه کانال دیگری برای درک و فهم نظرات آن بزرگوار داشته‌اند؟ چرا که سن ایشان به بهره‌گیری از محضر مستقیم استاد، قد نمی‌دهد بنابراین باید بپذیرند اگر قرار به بهره‌گیری از طریق آثار استاد باشد، دیگران به مراتب از ایشان به دیدگاه‌ها و نظرات استاد شهید نزدیکتر هستند.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

بولتن دانشمندان اتمی در گزارشی به بررسی ترور دانشمندان اتمی ایران پرداخت و نقش این ترور ها را در توقف برنامه اتمی ایران ناکارآمد توصیف کرد. این گزارش ارتباط گرفتن با دانشمندان اتمی ایران را بهترین راهکار برای اطمینان یافتن از برنامه هسته ای ایران عنوان می کند.

این گزارش می نویسد: صبح زود یکی از روزهای ماه نوامبر سال 2010، یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران با همسرش به سمت محل کار خود در تهران می‌رفت. موتور سیکلتی به خودروی وی نزدیک شد و چند ثانیه پس از آن‌که صدای آهسته چسبیدن آهن‌ربا به در کنار راننده به گوش رسید، انفجار بزرگی رخ داد که منجر به کشته شدن او و مجروح شدن همسرش شد. این دانشمند، "مجید شهریاری" بود که در انجام یک پروژه بزرگ برای سازمان انرژی اتمی ایران موفق شده بود. قتل او به هیچ‌وجه، تصادفی نبود.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران

 

دانشمندان هسته‌ای ایران صرفاً به دلیل کار در حوزه تخصص‌شان با خطرها و فشارهایی مواجه می‌شوند که زندگی آن‌ها را شبیه فیلم‌های ژانر وحشت می‌کند، اما موضوع برای آن‌ها واقعاً بحث مرگ و زندگی است. در سال‌‌های اخیر، دست‌کم 5 دانشمند هسته‌ای این کشور هدف ترورهایی قرار گرفته‌اند که اغلب به نهادهای اطلاعاتی اسرائیل منتسب شده‌اند. صرف‌نظر از این‌که منبع این تهدیدات چه کسی است، این‌گونه عملیات‌ها علیه دانشمندان غیرقابل دفاع، متضاد با روح علمی و مخالف با اصل "تبادل آزاد اطلاعات" است که برای پیشرفت بشر ضرورت دارد. این کارها، امنیت جهان را به خطر می‌اندازد و اتفاقاً مقابله با خطر بروز جنگ هسته‌ای را دشوارتر می‌کند نه ساده‌تر.

 

در سال‌‌های اخیر، دانشمندان ایرانی، بهای همکاری با برنامه هسته‌ای این کشور را با زندگی خود پرداخت کرده‌اند. حتی "جامعه فیزیک آمریکا" نیز پس از ترور دانشمندان هسته‌ای ایران در تهران بین سال‌‌های 2010 تا 2013 واکنش شدید به این اتفاقات نشان داد و در نامه‌ای سرگشاده، موج قتل‌ها را محکوم و روی "اعتقاد به این‌که علم می‌تواند برای ترویج صلح بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد" تأکید کرد.

 

دولت ایران با ارائه برخی شواهد گفته کشورهای خارجی در این ترورها دست داشته‌اند و انگشت اتهام را به سوی اسرائیل و آمریکا نشانه رفته است. کتاب "جاسوس‌ها علیه آرماگدون: درون جنگ‌های مخفی اسرائیل" نوشته یک روزنامه‌نگار باتجربه اسرائیلی و همکار آمریکایی‌اش هم ظاهراً گفته‌های ایران را در مورد نقش اسرائیل در این "جنگ مخفی" تأیید می‌کند.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
"مجید شهریاری" یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران که ترور شد

 

از دانشمندانی که با جان خود هزینه همکاری با دولت ایران را پرداخته‌اند، پرونده شهریاری وضعیتی متفاوت دارد، زیرا او به گفته بسیاری، مهم‌ترین فیزیکدان ایرانی بود که در جنگ مخفی اسرائیل علیه ایران کشته شد. منابع داخل دولت ایران او را به عنوان تأثیرگذارترین فرد در توسعه سریع توان ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم در این کشور ستایش می‌کنند. همچنین گفته می‌شود شهریاری نقشی کلیدی در موفقیت نهایی ایران در توقف ویروس بسیار پیچیده استاکس‌نت داشته است، ویروسی که ظاهراً حدود 20 درصد از سانتریفیوژهای ایران را از بین برد.

 

این گزارش می افزاید: "فریدون عباسی" دانشمند دیگر ایرانی بر اثر یک بمب‌گذاری خیابانی دیگر در نوامبر سال 2010 مجروح شد. وی بعدها به پاداش حادثه‌ای که برایش رخ داده بود، رئیس جدید سازمان انرژی اتمی ایران شد و بین سال‌‌های 2011 تا 2013 این منصب را در اختیار داشت. از جمله دیگر دانشمندان برجسته هسته‌ای ایران که در طول این جنگ مخفی هدف ترور قرار گرفته‌اند، عبارتند از "داریوش رضایی‌نژاد" معاون مدیر سازمان انرژی اتمی ایران که ژوئیه 2011 کشته شد، و "مصطفی احمدی روشن" معاون رئیس تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز که ژانویه سال 2012 ترور شد.

 

دولت ایران اعترافات افرادی را که می‌گوید عاملان ترور دانشمندان ایران هستند، منتشر کرده است. رسانه‌های این کشور نیز در قالب فیلم‌های مستندها و با استفاده از کلیپ‌های دوربین‌های امنیتی مخفی و صحنه‌های بازسازی‌شده، نشان داده که ترورها چگونه صورت گرفته‌اند. دولت ایران می‌گوید عوامل ترور از اعضای "مجاهدین خلق" بوده‌اند، گروهی که برای تقریبا سه دهه است با دولت این کشور مبارزه می‌کند و در افشای برخی از جنبه‌های مخفی برنامه هسته‌ای ایران نقش ایفا کرده است. عاملان ترور نیز "اعتراف" کرده‌اند که توسط سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا آموزش دیده و با همکاری آن‌ها دست به ترور دانشمندان ایران زده‌اند.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
"مصطفی احمدی روشن" یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران که ترور شد

 

ایران همچنین معتقد است برخی از کنفرانس‌های علمی بین‌المللی و پروژه‌های همکاری، به ویژه "سزامی" ("نور سینکروترون برای علوم تجربی و کاربردها در خاورمیانه") که به ایجاد یک "مرکز عمده تحقیقات بین‌المللی در خاورمیانه/منطقه مدیترانه با هدف ترویج صلح و درک متقابل از طریق همکاری علمی" اختصاص دارد، انجمن‌هایی هستند که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در آن‌ها عملیات شناسایی انجام می‌دهند تا دانشمندان ارشد ایرانی را شناسایی و سپس برای جلب همکاری آن‌ها تلاش کنند و اگر در این خصوص ناموفق بودند، آن‌ها را به عنوان اهداف ترور انتخاب نمایند.

 

تهدید و ارعاب دانشمندان ایرانی باید موجب طرح سؤالات جدی در جامعه علمی بین‌المللی شود: آیا همکاری با دیگران در سراسر جهان هنوز هم برای دانشمندان کاری ایمن است؟ آیا سفر به خاطر علم امنیت دارد و یا دیپلماسی علمی بیش از حد خطرناک است؟ این سؤال‌ها واقعاً ماهیت بین‌المللی دارد. دانشمندان، پلی بین یک دولت و دولت‌های دیگر هستند و در سراسر جهان نقاط مشترکی مثل زبان علم و احترام به کار دانشمندان دارند. احترام، اعتماد می‌آورد و اعتماد در راه‌حل پیدا کردن برای مشکلات سیاستی مرکزیت دارد، به ویژه مشکلات در عرصه هسته‌ای.

 

دانشمندان در کشورهایی مثل ایران، دقیقاً همان نقاطی هستند که باید برای حل و فصل مسائل پیچیده هسته‌ای با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم.

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران
"داریوش رضایی‌نژاد" یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران که ترور شد

 

روابط علمی بین دانشمندان آمریکا و روسیه پس از فروپاشی شوروی، به کاهش خطرات عظیم نهفته در زرادخانه هسته‌ای روسیه کمک زیادی کرد. دانشمندان اولین افرادی بودند که اختلافات ایدئولوژیک را کنار گذاشتند و طی همکاری‌های 20 سال بعد، کمک کردند تا هم دارایی‌های هسته‌ای روسیه امن و مطمئن باشد و هم دانشمندان تسلیحات هسته‌ای این کشور نتوانند با کشورهای سرکش برای ساخت مخفیانه سلاح‌های هسته‌ای ارتباط برقرار کنند.

 

هدف قرار دادن و کشتن بزرگان علم هسته‌ای در ایران نتوانسته برنامه هسته‌ای این کشور را متوقف و یا به شکل چشم‌گیری مهار کند. بخش عمده‌ای از پیشرفت‌های ایران در فناوری سانتریفیوژ و تأسیسات هسته‌ای بعد از ترور دانشمندان این کشور آغاز شد.

 

ترور دانشمندان ایران احتمالاً دو هدف را دنبال می‌کرده است: اولاً تلفات وارد کردن به بزرگان هسته‌ای این کشور و دوماً تهدید سایر دانشمندان. این در حالی است که ترس و تیر نه تنها برنامه هسته‌ای کشورها را متوقف نمی‌کند، بلکه باعث ایجاد مخفی‌کاری‌ها و تأسیسات پنهانی بیش‌تر می‌شود. از طرف دیگر، منطق و تبادل ایده‌های علمی کمک خواهد کرد تا جهان مقابل بزرگ‌ترین خطرهای احتمالی ناشی از برنامه‌های هسته‌ای نجات یابد و شفافیتی ایجاد شود که لازمه یک برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای چه ایران و چه در کشورهای دیگر است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام علی کورانی عاملی نامی شناخته شده درمیان کشورهای اسلامی و مسلمانان است آن هم به واسطه تالیف کتاب «عصرظهور» است که آن را حدود 20 سال پیش نوشته وطی این سالها به زبان های مختلف ترجمه شده و البته پرفروش. آنچه علی کورانی و کتاب عصر ظهورش را درکانون توجه شیعیان و حتی مسیحیان قرارداده تلاش او در گردآوری و بررسی احادیث مشترک میان شیعه و سنی درباره نشانه‌های ظهورحضرت مهدی(عج) است که ضمن آن به تفسیروتحلیل این احادیث پرداخته وتصویری کلّی از دوران پیش ازظهورحضرت مهدی(ع) ارائه می‌دهد.
استاد علی کورانی هر چند که متولد منطقه جبل عامل در جنوب لبنان است و از علمای لبنان اما به یک دلیل مهم همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی راهی ایران شده و ساکن شهر قم. دلیل به مهمی عصر ظهور و اعتقادش به اینکه آغازحرکت حضرت مهدی(عج) ازمشرق خواهد بود. واین خود بهانه ای شد برای گفتگوی با وی درباره عصر ظهور و نشانه هایش. نشانه هایی چون ظهور داعش در سوریه و عراق که خیلی ها آن را به قیام سفیانی در سوریه (به عنوان یکی از علائم ظهور) منتسب می کنند. هر چند که کورانی چنین ارتباطی را با قطعیت تمام و با تکیه بر دلایلی رد می کند. در ادامه این گفتگو را بخوانید: 


شما همواره به روایاتی اشاره می کنید که آغاز حرکت ظهور را از مشرق زمین می داند.این موضوع دلیل آمدن شما به ایران بوده است؟
بله، ما اعتقاد داریم به ظهور امام مهدی (عج) و اینکه آغاز حرکت ظهورش از سرزمین مشرق شروع می شود و اعتقاد داریم که این حرکت متصل به ظهور حضرت است و این باعث شد که به ایران بیایم. احادیث وارد شده ازاهل بیت (ع) ، قومی را روایت می کند که ازدیارسلمان هستند و ازمشرق قیام می‌کنند و آنها نخستین زمینه‌سازان ظهورهستند. بنابراین من به عنوان یک شیعه که به این احادیث و روایات اعتقاد دارد، معتقدم که انقلاب اسلامی ایران، ازحرکت های زمینه‌ساز برای ظهورامام مهدی(عج) است.

منظورازمشرق زمین ایران است؟

 بله ، بررسی های مختلفی درباره این موضوع شده واین موضوع حتی در بین علمای اهل سنت نیزمطرح بوده و آنها هم اعتقاد دارند که یاران امام مهدی(عج) اهل پرچم های سیاه و اهل خراسان هستند.این روایت که آغاز حرکت زمینه سازان ظهور امام مهدی(عج) از سرزمین مشرق وازایران خواهد بود و یاران امام مهدی اهل پرچم های سیاه هستند پیش همه علمای مسلمین معروف است. البته مدتی پیش وهابی ها این موضوع را رد کردند و گفتند  که منظور از این نقل ایرانی ها نیستند بلکه صاحبان پرچم های سیاه طالبان هستند و خراسان هم شامل منطقه افغانستان است. وهابی ها با این ادعا های می خواهند از احادیث پیغمبر(ص) فرار کنند. مسئله این است که این حرکت یعنی انقلاب اسلامی ایران فراهم‌کننده زمینه ظهور است. یعنی اتفاقات زمینه‌ساز ظهور امام(ع) با این جنبش آغاز می‌شود. در روایات شیعه آمده است که «امر» امام از مشرق آغاز می‌شود، در روایات سنی آمده است که او از مشرق می‌آید. پس ارزش انقلاب اسلامی به این است که زمینه‌ساز ظهور امام(ع) است.

در روایات مربوط به زمینه سازان ظهور که در منابع مختلف آمده است ازخراسانی ها ،اهل قم  و اهل طالقان نام برده شده است. منظور از این اقوام ایرانی ها هستند یا اهالی همان منطقه خاص است؟ 

سرزمین ایران در روایات گاهی به طالقان یعنی محدوده کوه های البرز، گاهی با نام خراسان ، گاهی به عنوان قوم سلمان ، سرزمین مشرق و اهل قم اسم برده شده است  که منظور از همه اینها ایران است . این روایت مشهور است که عده ای خدمت امام هادی(ع) رسیدند. حضرت پرسیدند اهل کجا هستید. گفتند اهل ری امام فرمودند خیلی خوش آمدید اهل قم . آنها گفتند جانمان به فدای شما، ما اهل ری هستیم . حضرت گفت بله، ولی اهل قم هستید. اهل قم یعنی شیعیان در این سرزمین و کل ایرانی ها . یا اینکه وقتی می گویند سید خراسانی از زمینه سازان ظهور در ایران است، لزوما خراسانی نیست. خراسانی یعنی حاکم ایران .مثل یمانی حاکم یمن وشامی حاکم سوریه.
بنابراین موضع عصر ظهور در میان ایرانی ها از این جهت مورد توجه قرار گرفته که براساس روایات رسیده از اهل بیت(ع)  دارای بشارتی خوشحال کننده برای آنها به عنوان قوم سلمان است. با نگاهی به تاریخ  و سابقه ایرانی ها در اسلام و گرایش آنها به اهل بیت(ع) وبا رقم زدن انقلاب اسلامی نشان داده اند که آنها لیاقت این بشارت را دارند. این بشارت که ایرانی ها مسئولیت و رسالت مهمی در فراهم کردن شرایط برای ظهور دارند و از جایگاهی خاص در میان 313 نفر اصحای خاص امام مهدی(عج) برخوردارهستند.


تحلیل های شما درباره زمینه سازی ایرانیان برای ظهورحضرت (مهدی) درمقطعی باعث  برخی سوء استفاده ها و تطبیق شخصیت ها در ایران شد.نظرشما درباره این تطبیق ها چیست؟

من هموراه این تطبیق ها را رد کرده ام.به این علت که وقتی می گویی فلانی شعیب بن صالح است یا فلانی سید خراسانی است در واقع  داری توقیت می کنی یعنی می گویی که امام زمان(عج) درعمر این آقا ظاهر می شود که این توقیت است که ما را از توقیت نهی کرده اند. وقت گذاری حرام است وقتی ما کسی را با احادیث وارد شده تطبیق می کنیم یعنی وقت گذاری کردیم و این خلاف است.

شما مخالف تطبیق هستید؟

بله، ابدا نمی شود و این کار را نفی کرده ام. البته مقدمات را می شود تطبیق داد. چرا که مقدمات غیر از مسئله هستند.اینکه در روایات آمده زمینه سازان ظهور از مشرق زمین و قوم سلمان هستند را می توان با ایرانی ها تطبیق داد و گفت این نکته به معنی وقت گذاری نیست. چرا که ما به سال مشخصی اشاره نکرده ایم . اگر گفتیم این منطبق می شود با ایرانی ها اشکال ندارد. ولی اگر  انطباق می دادیم و می گفتیم این آقا از یاران امام است ،یعنی امام در زمان این آقا ظاهر می شود اشتباه بود. چرا که وقتی این آقا بمیرد معلوم می شود که ما اشتباه کرده ایم .ائمه هموراه ما را از این تطبیق ها نهی کردند. بعضی ها آمدند و برخی شخصیت های موثر در دوران ظهور را با چهره هایی در زمان حال تطبیق کردند این تطبیق ها را نمی شود قبول کرد. چرا که معنی اش وقت گذاری است  واین یعنی اینکه زمان ظهورحضرت را معین کردن. ما در احادیث صحیح و متواتر اهل بیت(ع) داریم که این کار حرام است.

از جمله نشانه های ظهور قیام سفیانی در شام است. به اعتقاد شما تحولات سوریه و اقدامات گروه های تروریستی در این کشور ارتباطی به قیام سفیانی دارد ؟

در این مورد خیلی از من سوال می کنند و پاسخم به همه منفی است برای اینکه علامت هایش نیامده است.

 کدام علامت ها؟

  قبل ازقیام سفیانی باید خلاء سیاسی درعربستان و جنگ قبیله ای به وجود بیاید .دراین شرایط خود دولت حاکم درعربستان از سفیانی درخواست اعزام نیرو برای حفظ امنیت در مدینه می کند. علامت دیگر وقوع زمین لرزه در دمشق است . زمین در«حرستا»که روستایی در دمشق است ،خسف ( فرومی رود) می شود . بعد از وقوع این نشانه ها یک نفر که صورتش لکه لکه است و معروف به«ابقع» برعلیه «اصهب » قیام می کند. یعنی «اصهب» حاکم آن وقت است و ابقع قیام می کند بر علیه او. بنابراین برای تطبیق باید به نص صریح روایات و علامت ها رجوع کنیم.

امکان تغییر در ترتیب وقوع علامت ها و یا حتی عدم وقوع آنها وجود ندارد؟

خیر، وقتی اهل بیت(ع) با اطمینان ازخروج سفیانی صحبت کرده اند پس وقوع این اتفاق حتمی است و علامت هایش هم حتمی است و باید واقع شود. بدون ظهور این علائم و نشانه ها انقلاب امام زمان(عج) واقع نمی شود و ظهورحضرت مشروط به  تحقق این نشانه است.

 قیام کشورهای عربی نیز ارتباطی با اتفاقات دوره ظهور ندارد؟

 البته اوصافی مانند ورود غربی ها به عراق هست ولی فاصله اش با ظهور امام مهدی(عج)  مشخص نیست. درروایات داریم که درکشورهای عربی مردم مثل اسبانی که ریسمانشان رها می شود به خیابان ها می ریزند و به خروش می آیند، این نشانه ها هست. ولی نمی توانیم بگوییم که انقلاب کشورهای عربی مانند آنچه در مصر اتفاق افتاد جزء حوادث قبل از ظهور است.  علامت های قابل اعتماد آنهایی هستند که از نظر عقلی و علمی متصل به ظهور حضرت باشد.

اقدامات گروه های تروریستی داعش در سوریه و عراق نیز ارتباطی به خروخ سفیانی در شام که جزء علائم ظهور است، ندارد؟

خیر، من درکتاب به موضوع خط سفیانی و خروج سید یمانی به عنوان مهمترین نشانه های قبل از ظهور اشاره کرده ام. بنابراین باید این علامت ها بیاید تا بتوانیم بگوییم که ظهورنزدیک است.

علامت های متصل به ظهور کدام ها هستند؟

 درروایات داریم که  حضرت  15 روز قبل از ظهور جوانی از یارانش را برای ایراد بیانیه خود به مکه می فرستد ؛اما به محض اینکه جوان بعد از نماز پیام حضرت یا فرازهایی از آن را برای مردم  می خواند، به او حمله ور می شوند و او را داخل مسجد الحرام بین رکن و مقام به قتل می رسانند.  15 روز بعد از این واقعه حضرت ظهور می کنند.این واقعه که به قتل نفس زکیه معروف است. به صراحت در روایات آمده و مشخص است و جز علامت های متصل به ظهور حضرت. ولی علامت های مطلق را نمی توانیم بگوییم متصل به ظهور حضرت است.

خیلی ها احتمال می دهند که حوادث سوریه شاید جز نشانه های ظهور سفیانی باشد.

 شاید مقدمات باشد ولی نمی توانیم بگوییم که علامت سفیانی است. خیلی به من اصرار کردند که بگویم این حوادث ربط دارد به قیام سفیانی در شام. باید براساس علامت هایی که اهل بیت(ع) مشخص کردند حرف زد و تایید کرد و همین طوری نیست.

 کدامیک از نشانه های ظهور محقق شده است؟

 از نشانه های محقق شده می توانم ازقیام ایرانی ها که چندین مرحله دارد نام ببرم.  قیام ایرانی ها شش مرحله دارد که دو مرحله اش گذشته و ادامه دارد تا برسد به قیام حضرت. دوم  ورود غربی ها به عراق است.  همچنین برپا شدن دولت اسرائیل و جمع یهودی ها درفلسطین وتشکیل دولتشان وتوجه دنیا به اهل بیت و امام مهدی .این علامت هایی است که می توانیم بگوییم قطعا اتفاق افتاده . علامت هایی که مانده همین خلا سیاسی درعربستان ، ندای آسمانی در ماه مبارک رمضان،حکومت سفیانی که دشمن اهل بیت است  در سوریه و اردن و حکومت  یمانی در یمن که موالی اهل بیت است و جریانات دیگر تا ظهور حضرت.

درباره شش مرحله قیام ایرانی ها  بیشتر توضیح می دهید؟

حدیثی از امام باقر(ع) است که آن راهم سنی ها روایت کردند و هم شیعه ها که مراحل این قیام درآن بیان شده است. امام می فرماید: «انی بقوم قد خرجوا من المشرق یطلبون حق فلا یعطونه » به این معنی که  قومی از مشرق خارج می شوند که حقشان را از جهان می خواهند ولی جهان به آنها نمی دهد. مرحله اول قیام ایرانی ها جنگ تحمیلی بوده. در مرحله دوم مخالفان با آنان دشمنی می‌کنند، ولی اهل مشرق دربرابر دشمنان می‌ایستند و تقاضای به رسمیت شناختن حقوق خود را دارند«یطلبون الحقَّ فلا یعطونه». من اعتقادم این است که ایران الان درمرحله دوم است. یعنی همین دشمنی های جهان برای دستیابی ایران به انرژی هسته ای. در سوم جریان جدیدی از دشمنی مخالفان صورت می‌گیرد، ولی اهل مشرق دومرتبه حقوق خود را مطالبه کرده و می‌خواهند حقوقشان به رسمیت شناخته شود «ثم یطلبون الحقًّ فلایعطون» یعنی به مرحله ای می رسند که می گویند ما سلاح داریم . درمرحله چهارم اهل مشرق سلاح خود را به دوش می‌گیرند «یضعون اَسلحتهُم علی عواتقهِم»، یعنی اعلام آمادگی برای جنگ می کنند. در این مرحله، دشمنان حق آن ها را به صورت مشروط به آنان می‌دهند. تعبیرامام باقر(ع) یا تعبیر پیغمبر(ص)  این است که سلاح به دوش می گیرند. یعنی می گویند ما سلاح داریم  وآن وقت جهان حقشان را به آنها می دهد. درمرحله پنجم ایرانی ها شرط و شروط آن‌ها را نپذیرفته و به کار خود ادامه می دهند. این روند ادامه دارد تا سال ظهور حضرت که قیامی در داخل ایران برای یاری امام مهدی(ع) اتفاق می افتد . در جریان این قیام ایرانی ها دو گروه می شوند. ولی اختلافشان سیاسی و نرم است. من اعتقادم این است که وقتی یمانی ظاهرمی شود و امام زمان(عج) دستور می دهد که ازیمانی اطاعت کنید، مشکل اطاعت ازیمانی برای شیعیان به خصوص درعراق و ایران به وجود می آید.

چطوراین احادیث را این گونه تفسیر و تحلیل می کنید؟

براساس مفهوم متن صحیح احادیث است. اصل قوت هر موضوع در تفسیر تعبیرات پیغمبر(ص) و اهل بیت (ع) است.اینکه  اولا متن صحیح  ومحکم پیدا کنید و بعد اینکه این متن و ابعاد مختلف آن را بفهمید و تفسیر کنید. این طوری احادیث تحلیلی می شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

مراسم وداع با مهدی نوروزی شهید مدافع حرم که در درگیری با تروریست های تکفیری در شهر سامرا عراق به شهادت رسید، بعد از ظهر امروز دوشنبه در معراج شهدای تهران برگزار شد.

 

 

 

 

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

«حجت الاسلام والمسلمین عباد الله خیریان» مدیر مدرسه علمیه مؤمنیه قم سه خاطره جالب زیر را از مقام معظم رهبری بیان کرد:

عنوان دهن پر کن!

ایامی که حضرت آقا نماینده امام(ره) در جنگ بودند، به تبریز تشریف آورند و در دانشگاه تبریز حاضر شدند و بین نماز مغربین سخنرانی کوتاهی کردند. گفتنی است که دانشگاه آن زمان، به محیطی برای حضور احزاب و جریانها، حتی گروههای انحرافی تبدیل شده بود.

پس از سخنان رهبری، ناگهان یکی از دانشجویان که از چریک های فدایی خلق بود، با صدایی بلند گفت "آقای وزیر دفاع! اکنون، جنگ بین ایران و عراق است. بفرمائید که اگر در این جنگ شما پیروز شدید، چه اقدامی انجام می دهید؟".

حضرت آقا در پاسخ فرمودند "این عناوین(وزیر دفاع) برای ما دهن پرکن نیست. قبل از انقلاب که به تجمع دانشجویی میرفتیم، به ما حاج آقا میگفتند و اکنون نیز برای ما همین تعبیر شیرینتر از عنوان یاد شده است. سپس سوره نصر را تلاوت و در پایان فرمودند: جنگ ما به خاطر بندگی خداست. ما میخواهیم در روی زمین، انسانها بنده خدا باشند. در صورت ایجاد بندگی، جنگ ما تمام میشود و این عاقبت کار است".

رهبر واقعی کیست؟

نیک به یاد دارم که در همین سفر مقام معظم رهبری به تبریز، معظم له در "مسجد انگجی ها" تعابیر جالبی از رهبر شایسته بیان نمودند که برای نخستین بار بود که این تعابیر را از ایشان شنیدم که: "رهبری، چیزی نیست که فردی به فردی تفویض کند. رهبر، شخصی است که از زودتر همه دشمن شناس باشد و نسبت به او موضع گیرد. دیرتر از همه بخوابد، از همه زودتر بلند شود. نقشه های دشمن را خوب بخواند و موضعگیری کند".

تواضع نسبت به استاد

در یکی از ملاقات هایی که حدود چهل نفر از بازاری ها و خیرین مدرسه ساز با رهبر معظم انقلاب داشتند، حضور داشتم. در این نشست، «آیت الله بنی فضل» از قم، «آیت الله مروج» از اردبیل و «مرحوم آیت الله فشارکی» استاد معروف کتاب مطول نیز حضور داشتند.

وقتی نوبت به گفتگوی حضرت آقا با مرحوم فشارکی رسید، فرمودند: ایشان، پنجاه سال پیش استاد بنده در مطول بودند. آن هنگام من مکاسب میخواندم که شنیدم ایشان قصد تشرف به مشهد مقدس و ماندن در تابستان آن سال در جوار حرم رضوی را دارند. من هم فرصت را مغتنم شمرده و از ایشان وقت گرفتم و نصف مطول را در تابستان آن سال و نصف پایانی این کتاب را در تابستان سال بعد نزد ایشان فرا گرفتم. معظمله آن چنان از استاد خود تمجید و تعریف نمودند که همه حاضرین از این احترام و تواضع ایشان متأثر شدند.

منبع:ابنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

چاه معونه در چهار منزلي (حدود ۵۰ يا ۷۰ كيلومتري) مدينه، در منطقه نَجْد قرار داشت و قبايلي چون بني‌عامر و بني‌سُليم پيرامون آن مي‌زيستند. سريه بئر معونه در ماجراي ارتباط پيامبر (ص) با برخي قبايل بيابان‌نشين منطقه نجد رخ داد كه به شهادت گروهي از مسلمانان انجاميد.
درباره علت اين رويداد، گزارش‌ها همساني ندارند. بر پايه گزارش مشهور، سال چهارم ق. ابوبراء بن مالك، رئيس قبيله بني‌عامر، با هدايايي نزد پيامبر (ص) به مدينه آمد. هنگامي كه رسول خدا (ص) پذيرش هدايا را به اسلام آوردن ابوبَراء مشروط كرد، وي بدون رد يا قبول اسلام از او خواست چند تن از مسلمانان را با هدف گسترش اسلام نزد قبيله بني‌عامر در نجد بفرستد و در برابر نگراني پيامبر، امنيت مبلغان مسلمان را تضمين كرد. پس از بازگشت ابوبراء، رسول خدا (ص) ۴۰ تن از مبلغان را به فرماندهي مُنذر بن عمرو انصاري در صفر سال چهارم، چهار ماه پس از اُحد، همراه نامه‌اي خطاب به عامر بن طفيل از بزرگان قبيله بني‌عامر اعزام كرد. برخي منابع از حضور اسد بن معونه برادرزاده براء يا لبيد بن ربيعه عامري به نمايندگي از سوي براء نزد پيامبر (ص) اشاره دارند.
مبلغان پيامبر با راهنمايي يكي از بني‌سُليم به نام مطلب به چاه معونه رسيدند. در آنجا دو تن از مسلمانان به نام عمرو بن اميه ضمري و منذر بن محمد ساعدي براي چرانيدن ستوران از همراهان خود جدا شدند و يك تن نيز به نام حَرام بن ملحان، نامه رسول خدا را نزد عامر بن طُفيل برد. باقيمانده افراد نيز در غاري مشرف بر چاه مستقر شدند. عامر بدون خواندن نامه در رقابت با ابو براء، حامل نامه پيامبر را به شهادت رساند و براي از ميان بردن مبلغان از قبيله‌اش ياري خواست؛ اما آن‌ها به سبب تضمين ابوبراء از ياري او خودداري كردند.
از اين رو، عامر با ياري خواستن از تيره‌هايي از قبيله بني‌سليم چون رِعْل، عُصَيّه و ذَكْوان كه پس از كشته شدن طعيمة بن عدي كه مادرش از بني‌سليم بود، در بدر كينه مسلمانان را در دل داشتند، مبلغان مسلمان را غافلگيرانه به شهادت رساندند. از دو تني كه ستوران را به چرا برده بودند، منذر بن محمد هنگامي كه از شهادت همراهان خود آگاه شد، با ديدن پيكر آن‌ها به رغم ممانعت عمرو بن اميه كه خواهان بازگشت او به مدينه بود، به خون‌خواهي آن‌ها برخاست و در نبرد با مشركان به شهادت رسيد. با شهادت منذر، عمرو بن اميه به عنوان تنها باقيمانده اين رويداد در مسير بازگشت به مدينه به انتقام شهداي بئر معونه بدون آگاهي از هم‌پيماني بني‌عامر با پيامبر، دو تن از آن‌ها را كشت و سپس گزارش شهادت مبلغان را به پيامبر رساند. او مسؤوليت اين كار را بر عهده ابوبراء دانست. حسان بن ثابت در نكوهش ابوبراء شعري سرود كه مايه رنجش وي شد و يكي از پسران ابوبراء را بر آن داشت تا به قصد كشتن عامر‌ بن طفيل به وي حمله ببرد. عامر در اين حمله مجروح شد؛ اما جراحت او به مرگش نينجاميد.
گزارش ديگر اين رويداد از اَنَس بن مالك انصاري است كه بخش‌هايي از آن به صورت پراكنده در منابع گوناگون و با اختلاف فراوان در هدف و مقصد اين اعزام گزارش شده است. بر پايه اين روايت، تيره‌هايي از قبيله بني‌سُلَيم نزد پيامبر (ص) آمدند و از ايشان براي رويارويي با دشمنانشان ياري خواستند. پيامبر (ص) ۷۰ تن را به ياري آن‌ها فرستاد؛ اما آنان خيانت كرده، آن‌ها را كشتند.
شهداي چاه معونه، جواناني از انصار بودند كه به قاري شهرت داشتند و روز‌ها را به خدمت پيامبر و شب‌ها را به آموزش و عبادت سپري مي‌كردند. پيامبر (ص) هنگامي كه گزارش شهادت آن‌ها را شنيد، بسيار اندوهگين شد و قاتلانشان را تا ۳۰ يا ۴۰ روز در قنوت نماز نفرين كرد. برخي منابع نزول آيه (لَيسَ لَكَ مِنَ الأَمر...) را پس از اين رخداد دانسته‌اند كه در آن خداوند پيامبر (ص) را از ادامه لعن آن‌ها بازداشت. اما شماري از مفسران با توجه به نزول اين آيه در اُحد، چنين شأن نزولي را نمي‌پذيرند.
منابع از مهاجراني چون عامر بن فُهيره، حَكَم بن كيسان و نافع بن بُديل خزاعي به عنوان شهداي معونه ياد كرده‌اند. اما در اين منابع نام بسياري از شهداي انصاري اين رويداد ناگفته مانده است. برخي آمار اعزاميان را بيش از ۲۰ نفر و بعضي آن‌ها را ۳۰ تن شامل چهار مهاجر و ۲۶ انصاري دانسته‌اند.


منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

دين مبين اسلام پيوسته به حسن خلق با برادران ديني تاكيد دارد تا آنجا كه امام حسين (ع) خلق نيكو را با عبادت برابر داسته و فرمودند: خوش اخلاقى عبادت است.

در حديثي از حضرت امام صادق (ع) آمده است: چهار مورد است كه هر كه آنها را دارد، ايمانش كامل است و اگر از فرق سر تا پايش پر از گناه باشد، او را نكاهد، فرمود: آنها راستگويي و رد امانت و حيا و حسن خلق است.

و در حديث ديگري خلق شايسته را كليد راهيابي به بهشت مي‌دانند و مي‌فرمايند: بيشتر وسيله اي كه بدان امتم در بهشت درآيند تقوي وحسن خلق است.

در حديثي از اسحاق بن عمارنقل است كه امام صادق (ع) فرمودند: به راستي خلق خوب بخشش خدا است، خدا عزوجل آن را به خلق خود بخشش مي‌كند، برخي از آن منش است و برخي به تصميم و كسب است، من گفتم: كدام از اين دو بهتر است، فرمودند: آنكه طبع و منش او است بر آن واداشته است نمي‌تواند جز آن كند و آنكه به قصد و كسب خوش خلقي كند بايد به خوبي بر طاعت صبر كند و رنج كشد، پس او بهتر اين دو است.

همان حضرت در حديثي ديكر خلق نيكو را با جهاد در راه خدا برابر مي‌داند و مي‌فرمايند: به راستي خدا تبارك و تعالي همان ثواب را به بندهٔ خوش خلق مي‌دهد كه به مجاهد در راه خدا مي‌دهد در بامداد و پسين (يعني مجاهدي كه هميشه در جهاد است.)

خداوندا به ما توفيق خوش خلقي با بندگانت را عنايت فرما و با اين عمل گناهان ما را ببخش و بيامرز چنان كه امام صادق (ع) فرمودند: خلق خوش، گناه را آب كند چنانچه خورشيد يخ را.



پی نوشت:
كنزالعمال
نهج البلاغه
اصول كافي
منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

در «تفسیر جوان» آمده است كه: چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود، به معنی فرستادن رحمت است و هر گاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد؛ به معنی طلب رحمت است.۱
معنای صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر(ص) چیست؟ یعنی وقتی ما می‌گوییم: «الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»، از خداوند خواسته‌ایم كه چه كاری بكند؟ مگر آنها در كمال مطلق نیستند؟
در قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود و سلام بفرستند: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین امنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص) درود می‌فرستند؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید».۲
مقام پیامبر(ص) آن‌قدر والا است كه خدای سبحان و تمام فرشتگان بر او درود و سلام می‌فرستند و بهتر است مؤمنان هم در این آهنگ كلّی هم‌نوا و هماهنگ شوند.
علاوه بر آن، صلوات خدا به معنی فرستادن رحمت است و این گسترش دادن مقام معنوی پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) است و صلوات فرشتگان و مؤمنان به معنی طلب رحمت و مغفرت است و این هم خواستاری مقام و عظمت معنوی آنها است.

طلب كردن رحمت برای بندگان
ناگفته نماند كه فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر(ص) و آل پیامبر(ع) از طرف مؤمنان در حقیقت طلب كردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر(ص) و ائمّه(ع) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم كرده‌ایم.
درود بر پیامبر(ص) سبب پاكی اعمال و نیز قبولی آنها می‌شود، همچنین باعث اجابت دعاها، كفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا كردن به بهشت می‌شود.
در زیارت جامعه كبیره آمده:
«و جعل صلواتنا علیكم و ما خصّنا به من ولایتكم، طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكیه لنا و كفاره لذنوبنا ...؛
و قرار داد درودهای ما را بر شما و آنچه را مخصوص گردانید، به ما از دوستی و محبّت شما به خاطر پاك گردانیدن خلقت ما و پاكیزگی برای جان‌های ما و جهت پاكی روح ما و كفّاره گناهان ما».
شخصی از پیامبر(ص) پرسید: صلوات فرستادن امّت، ارسال تحفه‌ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه‌ای برای ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود: «امروز، صلوات امّت بر من، تحفه‌ای است از ایشان برای من و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»

صلوات در آینه قرآن و كلام معصوم(ع)
در سوره احزاب، آیه ۵۶ خداوند می‌فرماید:
«خدا و فرشتگان او بر پیامبر اكرم(ص) درود می‌فرستند، شما هم ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، بر او صلوات بفرستید و آن طور كه باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این آیه تأكید می‌كند كه ابتدا من و ملائكه بر پیامبر(ص) صلوات می‌فرستیم و به پیروی از ما شما انسان‌ها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
در حكمت ۱۶۳ «نهج ‌البلاغه» آمده است: «هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اكرم(ص) درود بفرست. سپس حاجت خود را بخوان؛ زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را بر آورده و دیگری را باز دارد.»
تمام دعاهای «صحیفه سجّادیه» نیز با صلوات آغاز یا پایان می‌یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است؛ زیرا ائمّه(ع) معتقدند صلوات، ذكر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی كه صلوات فرستاده شود، اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
امام سجّاد(ع) در دعای ۴۴ به كرّات صلوات را تكرار كرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسئلت می‌كنند.
در قسمتی از این دعا می‌فرمایند: «بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، به شمار درودهایی كه بر هر كس نثار فرموده‌ای و چندین برابر آن به چندین برابر كه هیچ كس جز تو شمار آن نداند كه تو هر چه خواهی، كنی».
امام صادق(ع) نیز در باب اهمّیت صلوات می‌فرمایند:
«كسی كه شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد كه حضرت محمّد(ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می‌شود.»۳

كیفيّت صلوات بر پیامبر اكرم(ص)
در مورد كیفيّت صلوات، روایات فراوانی است كه درود و سلام بر پیامبر(ص) را همراه با آلش، مقبول می‌دانند.
این نوع كیفيّت صلوات از منابع شیعه و سنّی قابل اثبات است.
از حضرت علی(ع) نیز روایت است كه ایشان فرمودند:
«اصحاب گفتند: ای رسول خدا! چگونه بر شما صلوات فرستیم كه فرمود: «بگویید خداوندا! بر محمّد و آل محمّد صلوات فرست،‌ همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی كه تو ستوده و والایی و بر محمّد و آل محمّد فزونی بخش، همان گونه كه بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، به راستی كه تو پسندیده و عظمایی.»۴

بركات و ثواب صلوات
در باب ثواب صلوات، روایات فراوانی است كه تأكید می‌كند كه صلوات ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و بركت و لطف و كرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تكبیر خداست، ارتقای درجه به همراه دارد، معادل سبحان ‌الله و الحمد‌الله و لا اله الّا ‌الله و الله اكبر است.
صلوات بركات فراوانی را برای شخص به دنبال دارد. بركات صلوات را می‌توان به بركت‌های دنیوی و اخروی تقسیم كرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال،‌ رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درك امام قائم(ع) می‌باشد.
برای اثبات برخی از موارد ذكر شده، به كلام ائمّه(ع) استناد می‌كنیم.
حضرت رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «صلوات فرستادن، فقر را برطرف می‌كند.»
از دیگر بركات حائز اهمّیت صلوات، از بین رفتن گناهان است؛ چنان‌كه امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «الصّلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنّفاق؛ صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می‌برد.»
و امّا بركات اخروی صلوات را می‌توان به پنج مرحله تقسیم كرد: ۱. عالم برزخ، ۲. قیامت، ۳. پل صراط، ۴. جهنّم، ۵. بهشت.
قرآن كریم به مؤمنان دستور می‌دهد كه به پیامبر(ص) درود بفرستید: «انّ الله و ملائكه یصلّون علی النّبی یا ايّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما؛ خداوند و فرشتگان بر پیامبر درود می‌فرستند. ای كسانی كه ایمان آورده‌‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم فرمانش باشید.»

۱. عالم برزخ
مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می‌كند، ظلمت گناه را از بین می‌برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می‌كند، ثواب صلوات سنگین‌تر از گناهان است، صلوات، فریادرس انسان در قبر است،‌ چهره او را در برزخ نورانی و جان كندن را راحت می‌كند.
پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند: «هر كس بر من صلوات زیاد بفرستد، از تلخی مرگ و جان كندن ایمن گردد.»

۲. قیامت
از ائمّه(ع) آمده كه هر كس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد، خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می‌شود.در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات‌ فرستنده را در روز قیامت نزدیك‌‌ترین فرد به پیامبر(ص) قرار می‌دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می‌تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می‌كند و او را در زیر عرش الهی قرار می‌دهد، همچنین این صلوات‌ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می‌شود و ذخیره‌ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می‌آید.
از پیغمبر(ص) نقل است كه فرمودند: «سه كس در روز رستاخیز، آن روزی كه سایه‌ای جز سایه خداوند نخواهد بود، در زیر عرش الهی خواهند بود». عرض شد: یا رسول الله آنها چه كسانی هستند؟
فرمود: «آن كس كه اندازه‌ای از غم امّت من را برطرف سازد و كسی كه سنّت مرا زنده نماید و آن كس كه فراوان بر من صلوات فرستد».

۳. پل صراط
صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است كه راه را بر او روشن می‌كند؛ چنان‌كه
رسول اكرم(ص) می‌فرمایند: «بر من بسیار درود بفرستید؛ زیرا درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»

۴. جهنّم
صلوات انسان را از گرمای جهنّم مصون می‌دارد و مانعی است برای او در ورود به آتش جهنّم.
رسول خدا(ص) فرمودند: «آن كس كه بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر كس درود فرستادن بر من را فراموش كند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»

۵. بهشت
صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می‌شود، دوست پیامبر(ص) در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می‌كنند، شراب سلسبیل می‌نوشند و در زمره خواصّ پیامبر(ص) وارد بهشت می‌كردند.


پی‌نوشت‌ها:

۱. تفسیر جوان، ج ۷۱، ص ۶۲۳.
۲. سوره احزاب (۳۳)، آیه ۵۶.
۳. ثواب الاعمال، ۳۲.
۴. كنزل العمّال.
بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۴۷ به بعد.
مفاتیح الجنان، زیارت جامعه كبیره.
منبع:سایت پرسمان.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

مرحوم حاج محمد باقر خیری از بازاری های خوشنام شهرستان دامغان بود که در انصاف و صداقت شهره عام و خاص بود. او از مریدان حضرت امام (ره) بود که هم در دوران مبارزه و هم دفاع مقدس خوش درخشید. سابقه 7 سال حضور حبیب وار در جبهه و یگان های پشتیبانی که در برهه هایی به اتفاق همسر و فرزندانش بود، از او مجاهدی پارسا و بی ادعا ساخته بود. این انسان با فضیلت و خداترس از حجت های خداوند در کسب روزی حلال برای زن و فرزندان در روزگار ما بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

دریافت

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

امام علی (ع) درحدیثی سه حالت رابرای انسان مومن بیان نموده اند.

وَ مِنْ كَلَامِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع  كُلُّ قَوْلٍ لَيْسَ لِلَّهِ فِيهِ ذِكْرٌ فَلَغْوٌ- وَ كُلُّ صَمْتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرٌ فَسَهْوٌ- وَ كُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَلَهْوٌ حضرت امیر المومنین ع  می فرماید:هر سخنى كه  ذکر خدا در آن نباشد بيهوده است وهر سكوتى كه در آن انديشه‏اى نباشد سهو است و هر نگاهى كه در آن عبرت نباشد  لهو است    

امام علی ع دراین حدیث ترسیم مهمی ازیک انسان مومن وآگاه  نموده که دارای سه حالت است یا متکلم است یا ساکت ویا نظر به چیزی درخارج می کند، در این سه حالت باید سه برنامه داشته باشد، اگر سخن می گوید  ذکری ازخدا  دراو باشد، و اگر سکوت می کند سکوتش آمیخته با تفکرباشد و اگر نگاه می کند نگاهش عبرت باشد


پی نوشت:
بحارالانوارج 74

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام محمدجواد حاج علی‌اکبری رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد عصر روز گذشته (دوشنبه 22 دی‌ماه) در ادامه سلسله جلسات شرح صحیفه سجادیه که در مسجد 72 تن مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار می‌شود، گفت: امام سجاد(ع) این گونه دعا می‌کند: «درخواست انسان به خدا باید این‌ گونه باشد که خدایا! آن چیزی را که خودت برای من می‌پسندی در تقدیرم قرار بده؛ یعنی آن چیزی که خدا برای ما پسندیده می‌تواند سلامتی باشد، می‌تواند مریضی هم باشد. چون آن چیزی که برای من می‌پسندی همان باعث سعادتمندی من است. پس من همان چیزی را که تو برای من می‌پسندی من هم همان را می‌پسندم، اگر فرد چیزی را که خدا برایش می‌پسندد نخواهد، انسان حقیری خواهد بود، اگر انسان رضای خدا را خواست و قبول کرد، کرامت پیدا می‌کند و اگر به کراهت پذیرفت، برایش بد خواهد شد».

وی ضمن بیان این نکته که خداوند هم هر جوری که بنده اش او را بشناسد و از خدا بخواهد با او رفتار می‌کند، به ترجمه بخش‌های دیگر از این دعای شریفه پرداخت: حضرت در ادامه می‌فرماید: «بارخدایا! بر محمد و آلش درود فرست (که همه دعاها به همین دعای صلوات ختم می‌شود)، و آنچه را برایم پسندیده‏اى درنظرم محبوب ساز، و تحمل آنچه را برمن وارد نموده‌‏اى‏ آسان کن، و مرا از آلودگى اعمال گذشته پاک کن، و شر اعمال گذشته‏‌ام را از من بزداى، و از لذت عافیت کامیابم فرما، تو آن خدایی هستی که احسانت یک طرفه است و برای لطف کردنت به من و گناهانم نگاه نمی‌کنی، احسان تو بدون نگاه کردن به بنده است، اگر این‌جوری نبود، من چطور می‌توانستم این در خواست‌ها را داشته باشم؟! اما تو خدایی هستی که شرط برایت وجود ندارد».

رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد با اشاره به معنای عبارت پایانی دعا یعنی «الوهاب الکریم» عنوان کرد: خداوند هبه پشت هبه می‌کند، هر چه از سوی او می‌رسد باعث رشد ما می‌شود و تازه این را به رخ ما هم نمی‌کشد، هم خودش همه چیز را به ما می‌دهد، هم بزرگمان می‌کند، چرا که ذوالجلال و الاکرام است، خیلی بزرگ و صاحب جلال، این ذکر که در منازل توحیدی بسیار انسان را پیش می‌برد، توصیه شده که مؤمن آن را زیاد بخواند و بگویید یا ذالجلال و الاکرام.

حاج علی اکبری با اشاره به برخی از نعمت‌هایی که در اثر بیماری شامل انسان می‌شود، اظهار داشت: روایت است «آه» از اسماء الله است، با آه کشیدن یعنی داری خدا را صدا می‌زنی، کاری که انسان در زمان بیماری زیاد انجام می‌دهد، روایت است وقتی ناله که می‌کنید دارید تسبیح خدا را می‌گویید، خواب بیمار هم عبادت است، از دیگر ویژگی‌های بیماری آن است که در حالت اضطرار و بیماری، دعا مستجاب می‌شود، وقتی توصیه می‌کنند به عیادت از بیمار، یعنی ما را فرستاده‌اند پیش کسی که مستجاب الدعوه است، پس تا وقتی بیماری سخت نشده و قابل تحمل است لازم نیست سراغ دکتر بروی، درد قابل تحمل خوب است، باعث می‌شود خدایت را بیشتر صدا بزنی، البته یک مریضی‌هایی هست که اگر کهنه شود خطرناک است، برای آن امراض باید سریع به طبیب مراجعه کرد.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عقیق/ حمید محمدی محمدی: لابد بارها و بارها درباره پیمودن ره صد ساله در یک شب چیزهای زیادی شنیده‌اید، اما هیچ وقت کسی از پیمایش یک راه دراز در فرصت کوتاه برای مداح شدن، حرفی نزده است؛ چون کم‌تر کسی فکر می‌کند که می‌شود برای مداح شدن از راه‌های کوتاه استفاده کرد.

راستش را بخواهید، هرچند کسی در این باره نگفته و ننوشته، اما خیلی‌ها هستند که تجربه یک شبه مداح شدن را آزموده‌اند. ماه محرم که از راه می‌رسد، هزاران بنر، پارچه نوشته و اطلاعیه مقابل دیدگان مردم نصب می‌شود و در آن، کسانی به عنوان مداح معرفی می‌شوند که قبلاً هیچ نام و نشانی در میان مردم نداشته‌اند. لازم نیست طرف، حاجی باشد. همین که یک سفر کربلا رفته باشد، می‌شود کربلایی فلان و میکروفون هیئت را می‌دهند دستش!

خیلی از اینها آن دسته افرادی هستند که یک شبه مداح شده‌اند و اسمشان در اطلاعیه‌ها جاگیر شده است. یعنی کسانی که راه طولانی و دراز مداحی را با بیراهه و به اصطلاح خودشان میان‌بر اشتباه گرفته‌اند. اما من می‌خواهم به واسطه چند سال تجربه همزیستی با مداحان پیشکسوت، راهی نه خیلی کوتاه، اما مطمئن برای مداح شدن را پیشنهاد کنم. البته ادعا ندارم که این راه‌ها و روش‌ها ابتکاری و عجیب و غریب است، بلکه همه آنها قبلاً تجربه شده‌اند.

1. تقلید، خیلی هم بد نیست: اینکه یک نفر شکل حاج محمود کریمی بخواند یا نوع خواندن محمدرضا طاهری را پیاده کند، چیز بدی نیست. بدی ماجرا آنجاست که یک مقلد بی‌کم و کاست باشیم و این تقلید را تا آنجا پیش ببریم که فقط ادای مداحان نامدار و موفق را در آوریم. طبیعی است که مخاطب شما می‌رود دنبال اصلش و به شما احتیاجی نخواهد داشت. برای اینکه خودتان را راه بیندازید، هم در مجالس مطرح و پای منبر مداحان بنشینید و هم صدای آنها را گوش کنید. اینکه تأکید می‌کنم صدا، به این دلیل است که ویدئوی مداحی بیشتر شما را با رفتارها و حرکات یک مداح آشنا می‌کند که تقلید کردن از آنها بسیار بی‌ارزش است و شما را از اصل کار غافل می‌کند. صوت مداحی کسانی را بیش‌تر گوش کنید که به اشعار خوب تکیه فراوان‌تری دارند.

2. تا می‌توانید شعر خوب جمع کنید: قدیمی‌ها برای گرفتن یک شعر خوب، گاهی یک سفر دراز را تحمل می‌کردند، اما الآن تا دلتان بخواهد شعر مناسب در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تلفن همراه به اشتراک گذاشته می‌شود. شعر را از سرمنشأ خود بگیرید و سعی کنید با چند شاعر ارتباط بگیرید که سروده‌های دست اولشان را به شما بدهند. در هر شهر هم انجمن‌هایی هست که شاعران به آنجا رفت و آمد می‌کنند. از طریق آن انجمن‌ها شاعر و شعر خوب پیدا کنید.

3. صدایتان را دائم ضبط کنید: الآن همه گوشی‌های تلفن همراه، مجهز به ضبط صدا هستند. برای اینکه روی شعرهای انتخابی‌تان سبک بگذارید، صدایتان را مرتب ضبط و چند بار آن را گوش کنید. اگر رویتان نمی‌شود در حضور یک استاد مداحی بخوانید، صدا و نحوه مداحی‌تان را در اختیار یک مداح باتجربه و دلسوز بگذارید تا درباره آن نظر بدهد و ایرادهای شما را بگیرد.

4. در جلسات مداحان شهر خود شرکت کنید: شهرهای بزرگ، دارای تشکل‌هایی با عنوان جامعه مداحان یا ذاکران هستند که به طور معمول، هفته‌ای یک بار تشکیل جلسه می‌دهند. مهم‌ترین فعالیت و کارکرد این جلسات، خواندن مداحان پیشکسوت است که در مجلس‌داری آنها، هزاران نکته آموزشی نهفته است. شرکت در این جلسات به عنوان یک مستمع آزاد و معمولی باعث می‌شود یک مداح جوان، راه و رسم مداحی را به صورت عملی بیاموزد و آن را در کار خود اجرا کند. در تهران، این جلسات در همه روزهای هفته و در نواحی مختلف شرق، غرب، مرکز و جنوب تهران برگزار می‌شود. علاوه بر آن، خانه مداحان اهل بیت (ع) هر چهارشنبه صبح، جلساتی دارد که بسیار آموزنده است.

5. همه محتوای مداحی‌تان را با یک ذاکر باتجربه در میان بگذارید: برای یک مداح، علاوه بر شعر و صدا، چند چیز دیگر اهمیت دارد که مجموعه آنها محتوای مداحی قلمداد می‌شود. اینکه از چه مقتلی استفاده کنید، اینکه در خواندن مدح و منقبت، قصیده یا نوحه چه لحنی داشته باشید و چگونه موسیقی شعرها را تنظیم کنید، خود هنر بزرگی است که باید مجموعه آنها را به تأیید یک مداح خوب و خوشنام برسانید. اینکه شما را شاگرد او بدانند، چیزی از شما کم نخواهد کرد، بلکه اگر استاد خود را به درستی انتخاب کنید، شاگردی او موجب افتخار و آبروی شما خواهد بود.

6. همیشه حین مداحی، باوضو باشید: وضو داشتن نه تنها انسان را رعایت‌مند و مؤدب به آداب و اخلاق اسلامی می‌کند، بلکه موجب افزایش اعتماد به نفس یک مداح می‌شود. قدیمی‌ها می‌گفتند که پاکیزه بودن یک مداح او را از به زبان آوردن هر کلام و شعری باز می‌دارد.

7. از هر فرصتی برای خواندن استفاده کنید: هیئت‌های خانگی، مراسم مذهبی در مسجد، مهمانی‌های خانوادگی، سفر با دوستان و ... همه و همه مجالی برای خواندن یک مداح است. خجالت را کنار بگذارید و از این فرصت‌ها فراوان استفاده کنید. اگر خجالتی و بسیار مأخوذ به حیا باشید و به اصطلاح، روی لازم را برای خواندن در جمع نداشته باشید، هیچ وقت یک مداح خوب نخواهید شد. اگر اعتماد به نفس کافی ندارید، برای به دست آوردنش تمرین کنید. استاد غلامرضا سازگار به «زهیر» فرزندش در ابتدای آموزش مداحی به او گفته است: «یک چوب خشک جلوی دهانت بگیر. فکر کن میکروفون هیئت است و کلی جمعیت چشمشان به دهان توست.»

8. در ابتدای منبر، چند آیه قرآن قرائت کنید: قرائت قرآن از آداب اصلی و اولیه منبر یک مداح بوده که امروز این سنت به فراموشی سپرده شده است، اما قرائت قرآن باعث می‌شود که ورودی بهتر و دقیق‌تر به شعرخوانی داشته باشید. متأسفانه این سنت را فقط یکی از مداحان قدیمی به نام «استاد صمصام» در ابتدای مداحی‌اش اجرا می‌کند.

این هشت روش، حتماً شما را از سرگردانی نجات خواهند داد و با انجام آنها خواهید دید که راه مداحی، با توجه به گسترش رسانه‌های اجتماعی، آنقدرها هم طولانی و پردردسر نیست. به خودتان اعتماد کنید و به خدا توکل! بسم‌الله.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صوت مراسم را بشنوید؛

مراسم سخنرانی و قرائت زیارت عاشورا در ماه ربیع الاول سه شنبه گذشته توسط حاج منصور ارضی در حسینیه صنف لباسفروشهای تهران برگزار شد.


 سخنان حاج منصور ارضی در مراسم زیارت عاشورا 16 دی 93 را بخوانید؛

برائت بهترین هدیه‌ی خداست که در هر قلبی، خداوند قرارش داد آن قلب زنده شد و محبتش نیز جاری گشت. محبت بدون برائت از دشمنان خدا ذره ای تحریک نشده و حرکتی ندارد به خاطر همین، محبت که بماند خرج دیگر افراد می‌شودیعنی خرج غیر از خدا و اهل بیت علیهم السلام می‌شود منتهی اینکه عاشورا اینطور بیان کرده دائم خط رانشان داده یعنی هر زمان که رسیدی اینگونه برائت بجوی.برائت جستن از آنهایی که در خط دشمنان اهل بیت علیهم السلام هستند یکی ازآنها همین داعشی‌ها هستند یکی دیگر این سعودی هاکه دیگر بدتر از این سعودی‌ها نداریم. امام راحل به ظاهر از تمام دشمنی‌های بعثی‌ها و عراقی‌ها گذشت ولی برائت ازاین ملعونین دردلش بود تا جان داد.بزرگان دین اینگونه هستندلذا ریشه را ببینید چه اثری گذاشت! عراق تغییر کرد. نگاه کنید این سعودی‌ها چه جنایاتی دارند انجام می‌دهند!دعا کنید همان بلایی راکه بر سر مسلمانان درآوردند برسر  خودشان هم بیاید!

 

گوهرهای درخشان اهل بیت علیهم السلام

وقتی در این هیاهو‌ها  یک بزرگی را هم از دست بدهید نشان می‌دهد امتحانات دارد سخت‌تر می‌شود. بایددعا بیشتر بخوانیم.این عالم بزرگوار؛ مرحوم انصاری از بزرگانی بود که آدم‌های فهمیده‌ی در قم به او افتخار می‌کردند علما به او افتخار می‌کردند.کم کسی نبودش! خیلی عجیب بود! ذره ای هم خود نمایی نمی‌کرد. می‌بینی یک لیسانس گرفته یا یک دوره ای از حوزه را خوانده چه ادعا هایی می‌کند! می‌خواهم به شمابگویم کسی که ظرف نداشته باشددائماًبه بیرونش می‌نازد! به ظرفیتش که توجه ندارد.این بزرگان هر چه بیشتر خدا بهشان می‌داد خضوع و خشوعشان بیشتر می‌شد دعا کنید به اینها ارتجاع کنیم که اینها واقعا گوهرهای درخشان اهل بیت علیهم السلام هستند.

 

دشمنان، ما را از فقها دور کردند!

در انتهای مفاتیح هایی که حاشیه هادرمتن آمده،دعای بیست ونهم ازدعاهای موجزی که برای حوائج دنیاوآخرت آمده؛حضرت صادق علیه السلام به ابوبصیر می‌فرمایدکه اینگونه بخواند؛«اللهم انّی اسئلکَ قَول التوّابین وَ عَملهُم...» یک یک می‌آیی تادر اواسط دعا می‌رسی  به این فراز؛« وَ حُکم الفقها وسیرتهم» یعنی قسم می‌دهی خدا راکه حکم فقیهان وروش آنان رابه توعطاکندیعنی برای قسم دادن هم فقها برای ما ارزش دارند بگذریم از یک مشت اراذل و اوباش که اصلا کاری با علما و فقها و دین و دیانت ندارند!واقعا آلوده شده اند مخصوصا که دائم شبکه‌ها و سیستم‌های مختلف مانندوایبر و .. داردفراگیرمی شود. دشمن داردکار می‌کند ولی ما کار نمی‌کنیم.هیئت‌ها کار نمی‌کنند، مجامع فرهنگی کار نمی‌کنندهمه اش هم دارند شعار می‌دهند.اگر یکی هم بخواهد کار کند مثلا می‌گویند آقا آمرین به معروف و ناهیان از منکر زیر پوشش و حمایت نیروهای انتظامی هستند به شرطی که حرکتی نکنند! همه چی را هم می‌دانید الحمدالله داریم مسئولین راهم بهترمی شناسیم دیگربنده حرف نمی‌زنم برای اینکه همه مطالب  را می‌شنوید! همه  را هم پخش می‌کنند.عقایدشان ، نیش زدن‌های به دین و... همه‌ی چیزرا دارید می‌بینید. مسائل اصلی رابنده به شما عرض می‌کنم.ما را از فقها دور کردنداینجاست که نفهمیدیم! اصلا حکم چیست؟ مباح چیست؟ حرام چیست؟ نفهمیدیم دیگر! می‌گوید  فلانی را می‌گویی ببین , فلانی برای این ضد آقا شده که آقا حکم کرده سینه اینطوری نزنی اینها می‌زنند!می گوییم شما اصلا می‌دانی حکم فقها چیست؟ بعضی هانمی فهمند دیگر!.وقتی نمی‌فهمد اینطوری می‌شود.

 

برای مصون ماندن ازابتلائات باید دعا زیاد بخوانیم!

 روایات زیادی درباب استعمال بوی خوش و حنا گذاشتن در ماه ربیع مخصوصا روز تاج گذاری امام زمان علیه السلام داریم اصلاً حنا گذاشتن در هر فصلی مستحب است اما بعضی‌ها برداشت‌های نادرستی می‌کنندودراین سایت‌ها وگوشی‌های همراه هم که گویا مخاطبین خودرابدون فهم وشعورفرض کردند هرچه دلشان می‌خواهدمی گویند!خلاصه اش اینکه با دین ما دارند بازی می‌کنند.مواظب باشیم! برای مصون ماندن ازابتلائات باید دعا زیاد بخوانیم.این دعاهای صبح را بخوان!چه آنهایی که در ابتدای مفاتیح است وچه آنهایی که درحاشیه یاآخرآنست.

قرآن هم جزء 24 رابخوانید چون یک هفته تعطیل بود 2 جزءباید می‌خواندید. قرآن اثر مثبتی دارد در کنارش دعا را که می‌خوانی یک معجونی برای حفظ دین، سلامتی  و حفظ خودوزن و بچه ات می‌شود.  خدا به حق امام زمان علیه السلام ما رااز اهل بیت(ع) جدا نکند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 23 دی 1393 | | نویسنده : گمنام
آقا مهدى رو تو داروخانه اتفاقى ديدم ، عرض كردم شما اينجا كارهاى بسيار مهمى در دست داشتى كه همه اين كارها خدمت به انقلاب و باعث خشنودى دل حضرت اقاست ، اگر ميشه شما نرو ...

حاج محمد رضا طاهری با انتشار عکسی از شهید مهدی نوروزی که دیروز در دفاع از حرمین عسکریین به دست تکفیری ها به شهادت رسید  نوشته است:

ديشب تو جمع بعضى از رفقا صحبت از دلاوريهاى اقا مهدى بود ، به دوستان گفتم مهدى تو اين دنيا نميمونه ، دل كنده است و ارزو داره تو اين مسير شهيد بشه ، امروز ساعت ١٠/٥ صبح حاج اقا مجتبى توسلى خبر شهادت اقا مهدى رو بهم داد ، اصلاً تعجب نكردم انگار اماده ى شنيدن اين خبر بودم ، اخه چند ماه پيش اقا مهدى رو تو داروخانه اتفاقى ديدم ، عرض كردم شما اينجا كارهاى بسيار مهمى در دست داشتى كه همه اين كارها خدمت به انقلاب و باعث خشنودى دل حضرت اقاست ، اگر ميشه شما نرو و اين كارها رو به سرانجام برسون ، اقا مهدى با يه خنده ى پر معنا گفت حاجى اين سفره ى شهادت هم مثل سفره اى كه در ايام دفاع مقدس پهن بود ، جمع ميشه و حسرتش برامون ميمونه ، ميرم به تكليفم عمل كنم ، شايد سر اين سفره خداوند متعال شهادت را نصيبم كنه .

اقا مهدى عزيز و نازنين كه لقبِ شير سامرا را گرفته بود در دفاع از حرمين عسکريین عليهماالسلام، به خيل شهداء پيوست و به ارزوى ديرينه اش رسيد ، امشب يكى از همرزمانش در تماسى كه از عراق داشتند ميگفت : اقا مهدى تا لحظه هاى اخرش صدا ميزد يا حسين ، يا حسين .... خدا كند ما نيز رهرو راه اين عزيزان باشيم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عطا الله اسماعیلی: اتفاقا اینجا برعکس است. حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا زائری آدمی نیست که بیرون گود بایستد و بگوید لنگش کن. وسط میدان است. می‌نویسد. ایده می‌دهد. مشاوره می‌دهد. مجموعه فرهنگی بزرگی را مدیدیت می‌کند. سخنرانی می‌کند. نقد می‌کند و رسالت طلبگی‌اش را هم فراموش نکرده و منبر می‌رود. تجربه چند سال زندگی در لبنان و ارتباط با مسیحیان را دارد و حاصل این رابطه کتاب ارزشمند «کتاب مقدس» است که اتفاقا درباره نگاه شاعران و اندیشمندان مسیحی به پیامبر گرامی اسلام است.

در مجموعه فرهنگی سرچشمه با این روحانی فعال درباره سیما و سیره پیامبر و بایدها و نبایدهای تبلیغ دین، به گفت‌و گو نشستیم؛

 _ الان و پس از گذشت قرن‌ها از میلاد و بعثت نبی مکرم اسلام، نسبت ما به عنوان یک مسلمان با پیامبر اکرم چیست؟ ما چقدر توانستیم این نسبت را واقعاً داشته باشیم و نشان بدهیم؟

اتفاقاً امروز بیشتر از هر زمان دیگر احتیاج داریم که در جستجوی پیامبر اکرم باشیم و می‌توان از دو زاویه به این قصه نگاه کرد؛ یکی از طریق معرفی صحیح شخصیت و سیره پیامبر اکرم که متأسفانه در این زمینه خلأ و نقصان بسیار زیادی داریم. به دلایل مختلف، نتوانستیم چهره رحمانی و چهره روحانی پیامبر اکرم را به عنوان بزرگ‌ترین نعمت خدا و بزرگ‌ترین منّت خدا بر بشر نشان بدهیم. ما در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم که بالا‌ترین عطیه‌ای که خداوند می‌توانسته به بشر بدهد وجود پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) بوده است. پیامبر اکرم مسیر بشر را به سوی سعادت عوض کرده است. ایشان بشریت را تا قیامت مدیون خودش کرده است. اگر رسول اکرم و اولادش این همه بلا و سختی را تحمل کردند، فقط برای این است که غل و زنجیر را از پای من و شما بردارند. اگر رسول اکرم نبود قطعاً مسیر بشر و تاریخ عوض می‌شد و ظلالت و گمراهی چیزی برای هدایت برای بشر باقی نمی‌گذاشت.  اما ما نتوانستیم ایشان را درست معرفی کنیم. حتی شما گاهی می‌بینید به دلیل کوتاهی ما، بسیاری در دنیا نه تنها پیامبر(ص) را هم نمی‌شناسند، بلکه تصور و ذهنیتی که از پیامبر اکرم دارند، تصوری منفی است.

حتی قبل از این رفتار داعش که پرچم مشکی را به نام پیامبر و با لوگو و امضای پیامبر جعل کنند که این جعل امضا به نظر من بزرگ‌تر از آدم کشی‌ها و جنایتاتشان است، حتی قبل از این اتفاقات، سخنرانی معروف پاپ بندیکت شانزدهم درباره پیامبر(ص) را می‌شنوید، این ذهنیت نادرست بسیاری از مردم و حتی نخبگان دنیاست. به خاطر اینکه ما نتوانستیم ایشان را درست معرفی کنیم. با یک خانمی که به خیال خودش مسیحی شده بود صحبت می‌کردیم، حرفش این بود که چیزی که در مسیحیت من را جذب کرد، مهربانی و محبت بود که در اسلام چنین چیزی نمی‌دیدم! به دلیل اینکه ما نتوانستیم اسلام را معرفی کنیم. این کوتاهی بزرگ و تقصیر ماست. تجربه نشان داده که جاهایی که این چهره درست معرفی شده اثر گذاشته است. مثلا ما مسیحی داریم که اسم بچه‌اش را محمّد گذاشته است. یکی از نخبگان و اندیشمندان لبنانی می‌گوید که وقتی بچه‌ام بیماری سختی گرفت، من متوسل به پیامبر اسلام شدم و گفتم مگر چند نفر مسیحی هم نام شما هستند؟ این بچه من به اسم شماست و دارد در بیماری و تب از بین می‌رود. می‌گوید که بچه‌ام شفا پیدا کرد. نمونه‌های درخشان این طوری داریم که فراوان است. یکی دیگر از اندیشمندان مسیحی می‌گوید که من ارادتم به پیامبر به خاطر این تعبیر است: «بهشت زیر قدم‌های مادران است.» که من بزرگ‌تر و درخشان‌تر از این تعبیر در مورد مادر در تاریخ بشر پیدا نکردم و هر بار که به مادرم نگاه کردم، به یاد این سخن پیامبر اسلام افتادم.

 -ضعف در عدم معرفی درست نبی مکرم اسلام را همه قبول داریم ولی آیا همه‌اش همین است؟

نکته دومی هم هست و آن رفتار و کردار ماست. مخصوصاً رفتار  کسانی که به نوعی مدعی مکتب پیامبر(ص) هستند، یعنی روحانیت. در واقع مردم انتظار دارند جلوه‌ای از پیامبر را در رفتار این‌ها ببینند. باید ببینیم رفتار و کردار ما با رفتار پیامبر اکرم چقدر نسبت دارد. مردم امروز که دست‌شان به دامن پیامبر نمی‌رسد و نمی‌توانند پیامبر را ببینند. پس باید پیامبر را در رفتار ما ببینند. شیر را بچه همی ماند بدو / تو به پیغمبر چه می‌مانی بگو.

اگر قرار است منِ روحانی از پیغمبر حرف بزنم، اگر مردم این لباس را لباس پیامبر می‌دانند، باید در رفتار من هم رفتار پیامبر را ببینند. همان طور که روحانی بار مردم را سبک می‌کند و خمس ازشان می‌گیرد، به‌‌ همان نسبت هم روحانی قرار است که جلوه‌ای از چهره پیامبر را به آن‌ها نشان بدهد.

 -بالاخره ایشان فرستاده خداوند و معصوم بودند و کسی نمی‌تواند ادعا کند که می‌تواند کاملا شبیه ایشان بشود.

 طبیعتاً ما این را می‌فهمیم. برای همین هم نمی‌گوییم که روحانی باید عین پیغمبر باشد، اما می‌گوییم که روحانیت باید بوی پیغمبر(ص) بدهد. ما دیده‌ایم جاهایی که مردم یک همچین روحانی را دیده‌اند، شیفته‌اش شده‌اند و دورش جمع شده‌اند. مردم به خودی خود هیچ موضعی ندارند. نه مثبت و نه نفی، بلکه با دیدن رفتار موضع می‌گیرند. به قول فردوسی:

فریدون فرّخ فرشته نبود / زمشک و زعنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت این نیکوی / تو داد و دهش کن فریدون تویی

هر کسی آن رفتار را به مردم نشان بدهد، مردم شیفته‌اش می‌شوند. طرف می‌آمد به پیامبر(ص) اهانت می‌کرد، بعد وقتی مریض می‌شد، پیامبر سراغش را می‌گرفتند. مردم این‌ها را می‌دیدند که شیفته می‌شدند. پیامبر اکرم در سختی‌ها به داد مردم می‌رسید. امروز باید سر سوزنی از آن رفتار را در رفتار من، در زندگی روزمره من ببینند تا جذب بشوند. من نمی‌توانم فقط با سخنرانی مردم را جذب کنم.

وقتی من لباس پیغمبر را پوشیدم باید رفتارم طوری باشد که شبیه رفتار پیغمبر باشد. البته این عبا و عمامه برای من است و برای پیغمبر نیست، اما شباهت دارد. این رفتار هم قطعاً رفتار پیامبر نیست، بلکه باید شباهت داشته باشد.

پارسال در خبر‌ها آمده بود که یک نفر در عربستان سعودی دخترش را زنده به گور کرده است. من به دوستان می‌گفتم که وقتی سال ۲۰۱۳ یک همچین اتفاقی می‌افتد شما تصور کنید در آن زمان پیامبر(ص) با چه کسانی طرف بوده است. اما با همین‌ها می‌آید بنیان یک تمدن بزرگ را می‌گذارد. پیامبر از بین همین‌ها ابوذر و مقداد می‌سازد و با رفتار و کردار خودش این کار را می‌کند.

شما نگاه کنید پیامبر اکرم می‌فرمایند که به طول رکوع و سجود افراد نکنید، ببینید چقدر راست می‌گوید. ببینید چقدر امانت دار است. این گمشده بشر امروز است. هر جایی که مردم این رفتار را ببینند، چه در آفریقا و چه در آمریکا و چه در سال ۲۰۱۴ و چه سه هزار سال قبل از میلاد، مردم بر اساس فطرت‌شان به این گرایش پیدا می‌کنند.

 

 -البته این وسط مشکلی هم وجود دارد. با توجه به نفوذ و گستردگی رسانه‌ها و بلندگوهای تبلیغاتی، مردم این روزگار به این سادگی‌ها جذب کسی نمی‌شوند و حرف کسی را نمی‌پذیرند.

بله. پیامبر اکرم هم چهل سال زحمت ‌کشید. ایشان چرا در بیست سالگی مبعوث نشد؟ چرا در ده سالگی مبعوث نشد؟ پیامبر اکرم وجود قدسی است که بیست سالگی ایشان با شصت سالگی‌شان فرقی نمی‌کند. ولی چرا چهل سالگی؟ برای اینکه پیامبر هم در چهارچوب زندگی طبیعی بشر رسالت خودش را انجام می‌دهد. یک سنت‌ها و قوانینی در زندگی پیامبر جاری است. پیامبر هم اگر امین دانسته نشود نمی‌تواند رسالت الهی را ابلاغ کند. چهل سال طول می‌کشد که مردم به پیامبر «امین» بگویند. بعد از همه این‌ها ایشان می‌فرماید «قولوا لااله الا الله تفلحوا». نمی‌توان توقع داشت که یک روحانی، از روز اولی که به مسجد و محلی می‌رود، بدون اینکه مردم رفتارش را ببینند، شیفته‌اش شوند و دستش را ببوسند.

حالا من نمی‌گویم که چهل سال، بلکه بیست سال، ده سال، چهار سال. مردم در محله‌ها، شهر‌ها و روستا‌ها اگر شیفته یک نفر می‌شوند به خاطر این است که رفتار و زندگی روزمره‌اش دیده‌اند. با آن‌ها غذا خورده، با آن‌ها نشسته، با آن‌ها بدهکار شده، با آن‌ها گرفتار شده، با آن‌ها گرسنه مانده، با آن‌ها سیر شده تا به او اعتقاد پیدا کرده‌اند. روحانی ما امروز باید اول توسط مردم پذیرفته بشود و مورد علاقه و قبول مردم قرار بگیرد. نظام خلقت حتی برای پیامبر هم ثابت است چه برسد به من.

 اگر روحانی بزرگ‌ترین عالم زمان هم باشد اما مردم او را دوست نداشته باشند و نپسندند، مانند منبری است که بالای منبرش بنشیند و کسی پای منبرش نباشد. به تعبیر امام موسی صدر ادیان در خدمت انسان هستند. اگر انسان نبود، لازم نبود که خدا دینی بفرستد. اگر بشر نبود پیامبری لازم نبود. خدا همه این‌ها را به خاطر انسان‌ها فرستاده است. تمام دین و کارکرد دین برای انسان‌هاست.

 -اینجا یک مسئله‌ای هم گاهی پیش می‌آید و گاهی برخی سوء استفاده‌ها از این محبوبیت می‌شود و باعث از بین رفتن اعتماد مردم می‌شود. که این هم از طرف دیگر لطمه می‌زند.

اتفاقاً روحانی فلش و تابلویی است که باید مردم را به آن سمت هدایت کند. قرار نیست منِ روحانی مردم را به سمت خودم دعوت کنم. اگر جایی یک روحانی مردم را به سمت خودش دعوت کرد، دکان و دستگاه و مرید بازی می‌شود و انحراف و کاسبی است. نمونه‌ این خطرات و انحرافات را در طول تاریخ مفصل داشته‌ایم. اما اگر روحانی گفت من فقط یک فلش راهنما هستم، آن وقت منِ تابلو راهنما باید محبوب و مقبول مردم هم باشم. چون اگر من را دوست داشتند پیامبر را دوست خواهند داشت. اگر به من و این لباس پیامبر اعتماد کردند به او اعتماد خواهند داشت.

امام صادق(ع) در جایی می‌فرمایند: «شما به ما منسوب هستید و شما را به اسم ما می‌شناسند، پس باعث زینت ما باشید. با مردم به زیبایی سخن بگویید. زبان‌های خود را از گفتار ناپسند بازدارید. حرف اضافه و زشت بر زبان نیاورید. به سوی خوبی‌ها دعوت کنید. برگ و گل بی‌خار باشید. با رفتارتان مردم را به خدا و اسلام دعوت کنید. باعث بی‌دین شدن آن‌ها نشوید. تقوا و پرهیزگاری داشته باشید. برای خدا بکوشید. راستگو باشید. امانت دار باشید. سجده طولانی داشته باشید. همسایه داری کنید. پیامبر اسلام برای این‌ها آمده است. هنگامی که یکی از شما در دین خود پرهیزگار باشد و راست بگوید و امانت داری کند و با مردم خوش اخلاق باشد خواهند گفت ببین این شخص شیعه جعفری است و این من را خوشحال می‌کند. مردم خواهند گفت این رفتار حاصل تعلیم و تربیت جعفر است. جعفر شیعیان خود را چنین آموزش داده است. اما اگر برعکس باشد ننگ و عارش به من می‌چسبد و مردم خواهند گفت این منش و رفتار جعفر است.»

مردم باید در رفتار منِ آخوند، پیغمبر(ص) را ببینند و احساس کنند پیغمبر این طوری بوده است. لذا نه تنها عیب ندارد که شخص روحانی و آخوند برای محبوبیت خودش کار کند، بلکه خودشان هم دستور داده‌اند، البته اگر الهی باشد و فلش و تابلوی راهنما باشد و دکان و دستگاه نباشد. اینجا روحانی وسیله و واسطه می‌شود. در دوران غیبت به خاطر چه می‌گویند که یک روحانی کفیل ایتام آل محمد(ص) است. برای اینکه این‌ها یتیم هستند. پدر وقتی بالای سر بچه‌هایش نباشد، ممکن بچه سر از کانون اصلاح و تربیت در بیاورد. روایاتی که مخصوصاً در دوره امام حسن عسگری(ص) در این‌باره آمده خیلی عجیب است. چون نزدیک شروع دوران غیبت بود و امام حسن عسگری(ص) می‌خواستند زمینه سازی ‌کنند. دائم تذکر می‌دهند که مواظب و مراقب باشید، این‌ها یتیم هستند. این‌ها بی‌کس و بی سرپرست هستند. مردم تعارف ندارند. تجربه نشان داده آنجایی که این رفتار و کردار را دیدند حتی بد‌ترین و معاند‌ترین افراد هم کوتاه آمدند.

-در باطن و حقیقت امر، چه دلیلی از آن طرف برای کوتاه آمدن معاند و مخالف وجود دارد؟

برای اینکه اولاً فطرتشان آن‌ها را به این سمت دعوت می‌کند و گرایش فطری دارند و ثانیاً این رفتار، رفتاری است که همه در مقابلش خاضع هستند. نمونه‌های متعددی از بعضی از روحانیون در سال‌های قبل داریم. می‌گویند در دوران جنگ بچه‌های محله‌ای سربه سر یک روحانی گذاشتند و توهین کردند و با توپ زدند و عمامه ایشان را انداختند. ایشان به جای اینکه با کسی که این کار را کرده بود درگیر شود، چیزی نگفت و رفت. از فردا صبح این روحانی دو تا نان سنگگ در خانه این جوان می‌داد و می‌رفت. می‌گفت این جوان را صبح بیدار نکنید که نان بگیرد، من به جایش نان می‌گیرم. می‌گویند بعد از چند روز کار به جایی رسید که آن جوان خودش شرمنده شد و با گریه سراغ آن روحانی رفت. ایشان گفت که من از دست تو ناراحت نیستم و می‌خواهیم با هم رفیق شویم. می‌گویند طوری شد که آن جوان، مسجدی شد و به جبهه رفت و شهید شد. جنازه‌اش را که به محل آوردند، همین حاج آقا نمازش را خواند. پیامبر آمده بود که مردم را اصلاح کند. این روحانی هم همین کار را انجام داد. پیامبر آمده بود که «طبیبٌ دوارٌ بطبّه» باشد.

در احوالات آیت الله بهاءالدینی نقل می‌کنند که ایشان در قم روزی از کوچه‌ای رد می‌شدند و بچه‌ها با چوب بازی می‌کردند و از اتفاق چوب به پای ایشان خورد و زخم شد و خون آمد. بچه‌ها تا چند روز می‌ترسیدند که ایشان را ببیند. بعد از چند روز یک جعبه شیرینی گرفتند و پیش ایشان رفتند که عذرخواهی کنند. ایشان گفتند که نه تنها من ناراحت نیستم بلکه از آن روز به بعد راهم را عوض کردم که مزاحم بازی شما نشوم. این‌ها از آن روز به بعد شیفته و مرید آقای بهاءالدینی شدند. اگر امروز دین باقی است، نظام روحانیت باقی است، اگر حوزه‌های علمیه باقی است، علیرغم همه تهدید‌ها و توطئه‌هایی که در طول تاریخ بر علیه روحانیت و دین مردم بوده، به این دلیل است که مردم در رفتار روزمره با روحانیت این رفتار‌ها را دیده بودند. آن وقتی که روحانی می‌آید با مردم از در محبت و خدمت و نشان دادن این جلوه‌های رحمانی رفتار می‌کند، خیلی چیزها درست می‌شود. در طول تاریخ نقش روحانی نقش قاضی هست، نقش پلیس هست، نقش پدر هست، نقش دادگاه خانواده هست. اگر مردم احساس کنند این تنها بویی از پیامبر(ص) است، می‌گویند که خودش دیگر چقدر بزرگوار است؟ شیفه پیامبر می‌شوند.

 

 _ در این بین جای بحث‌های علمی و کلامی کجاست؟ بالاخره بخش مهمی از معارف ما در این حوزه است.

پیامبر اکرم برای تبلیغ اسلام در میان توده مردم، با کسی بحث علمی نمی‌کرد که اینگونه او را جذب کند. البته بحث‌های علمی و کلامی در جای خودش لازم است و در واقع برای مخاطب خاص خودش قطعاً ضرورت دارد. اما متأسفانه ما از این طرف عمل می‌کنیم. شما نگاه کنید تمام رفتارهای دینی و تبلیغات دینی ما متمرکز بر شبهات علمی است. در حالی که مشکل مردم این است که در زندگی روزمره کمتر از آن دین بویی دریافت کرده‌اند. در طول تاریخ چالش‌های تئوریک و نظری بحث را به جایی برده که دین قوام و قدرت پیدا کند. اما چیزی که مسلم است این است که جذب توده مردم به دین و ایجاد علاقه و محبت نسبت به دین لازمه‌اش بحث‌های علمی و تخصصی نیست بلکه رفتار واقعی و عینی در زندگی روزمره است. چیزی که مردم در بیرون با آن ارتباط برقرار ‌کنند و آن را لمس کنند.

 _این شیوه برای تبلیغ دین در بین غیر مسلمان‌ها یا برای تبلیغ در خارج از کشور هم جواب می‌دهد؟

اتفاقا یک روحانی که ظاهراً در یکی از مراکز اسلامی در اروپا فعالیت می‌کرده می‌گفت که یک بار سوار تاکسی شده بودم و وقت پیاده شدن، راننده باقیمانده پول من را اضافه پرداخت کرد. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که شاید من اشتباه کرده‌ام و مثلا کرایه همین‌قدر است و بقیه پول را بر نگردانم و پول را در راهی دیگر خرج کنم. دوباره با خودم گفتم که چه کاری است، بهتر است پول مردم را برگردانم. تا پول را برگرداندم و گفتم که پول اضافه دادی، گفت من عمداً اضافه دادم. برای اینکه مدتی است که راجع به اسلام تحقیق می‌کنم. گفتم که بهتر است بعد از این همه مطالعه، یک مسلمان را هم امتحان کنم که رفتارش چه طوری است. گفتم اگر اسلام دین درستی باشد، باید پیروان خودش را تربیت کرده باشد. حالا که پول را برگرداندی خیالم از حقانیت اسلام راحت شد. ایشان می‌گوید که راننده تاکسی رفت و من دیگر نتوانستم راه بروم و‌‌ همان کنار خیابان نشستم. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که اگر آن اشتباه را می‌کردم، زندگی یک انسان و چه بسا سعادت یک نسل نابود می‌شد. فرقی نمی‌کند، مردم از همه جای دنیا باید رفتار درست را ببینند.

 تمام دعوای ما بر سر این موضوع است که آیا مردم باید به سراغ روحانی بروند یا روحانی به سراغ مردم برود. اگر به این نتیجه‌ رسیدیم که نقش روحانیت نقش درمانگری است، در آن صورت درمانگر باید به سراغ مردم برود. چه در مرحله پیشگیری از بیماری و چه در مرحله درمان. اگر در خانه نشستم و منتظر بودم که مردم به سراغم بیاید، همین وضعیتی که امروز اتفاق افتاده می‌شود.

 -نظر شما درباره اینکه روحانی کار اجرایی بکند یا در مناصب دولتی قرار بگیرد چیست؟ این مسئولیت‌ها با وظیفه اصلی‌اش که همان هدایت مردم است منافات دارد؟

 اتفاقاً این هم یکی از مسئولیت‌ها است. پدر در خانواده هم باید داد بزند و هم پول بدهد و هم بچه مریض را به بیمارستان ببرد. اگر فقط یکی از این مسئولیت‌ها را انجام بدهد، پدر کاملی نیست. روحانیت مسئولیت اجرایی‌اش سر جای خود، خطبه‌های نماز جمعه سر جای خود، فعالیت سیاسی سر جای خود، همه این‌ها هست، اما او باید همه مسئولیت‌های پدری را در جامعه باید ایفا کند. بچه زمانی از تنبیه توسط پدرش ناراحت نمی‌شود که شب قبل و هنگان بیماری و گرفتاری، پدر تا صبح بر سر بالین فرزندش نشسته باشد. در آن صورت وقتی پدر فرزند را تنبیه کرد، دست پدر را می‌بوسد. چون وقتی مریض بود بالای سرش بود، وقتی مسابقه داشت کنار زمین تشویقش می‌کرد، زمانی که در مدرسه می‌خواستند به او جایزه بدهند حضور داشت، در همه این عرصه‌ها پدر بود، اینجا هم هست و حق دارد تنبیه کند. اما اگر من پدری باشم که فقط توی گوش فرزندم بزنم و مسئولیت‌های دیگر را نادیده بگیرم، بچه از خانه فرار خواهد کرد. مردم این را می‌فهمند. روحانی ما باید با مهربانیش، محبتش، پدری‌اش، رأفتش، اخلاق، رفتار، کردارش جلوه‌هایی از آن رحمت و مهربانی و رأفت و کرامت پیامبر(ص) را مردم در رفتارش ببینند. حالا می‌تواند یک تابلو و فلشی باشد که مردم را به سمت آن حقیقت ببرد. بگوید من نمونه و اشتانتیون هستم، اصلش جای دیگر است. اگر این نمونه را تست کردی و خوب بود، حالا برو دنبال اصلش. آن وقت مردم به سمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) شیفته می‌شوند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج