یکی از دختران شیعه لبنانی که در حوزه علمیه تحصیل می‌کند، دلنوشته‌ای را برای رهبر معظم انقلاب ارسال کرد. پس از مدتی فهمید که نامه‌اش خوانده شده و پاسخ داده شده است، ضمن اینکه چفیه‌ای هم به‌عنوان هدیه از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد. نامه پاسخ دفتر مقام معظم رهبری به دو دختر خانم لبنانی هم تحویل داده شد.

ترجمه نامه دختر لبنانی در ادامه می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمة الله

سلام بر تو ای ولی خداوند در میان ما و عزیز ما و طبیب دردهای ما ...

امروز جناب دکتر شیخ علی رضا اعرافی به حوزه ما آمد و وقتی از منبر بالا رفت در ابتدا سلام شما را به ما رساند. اشک چشمانم جاری شد و به کلاس دویدم، این برگه را از دفترم کندم و قلم برداشتم، تا تلاش چهارم یا پنجمم باشد که برای شما می‌نویسم.

هر بار یادم می‌آید که دارم برای شما می‌نویسم، تلاش فزاینده‌ای می‌کنم که بین لزوم مختصرنویسی به‌خاطر اینکه وقت شما را نگیرم، و بین رغبت به اطاله کلام به‌علت عشق به صحبت با شما توازن برقرار کنم. همه دیدارهای شما با دانش‌آموزان و نخبگان و دانشجویان و بسیجیان و علما و دختران و فرزندان شهدا، باعث می‌شود از ته قلب به آنان غبطه بخورم و بارها تخیل کردم که من بین آن‌ها هستم، در محضر شما.

آرزویم این است که حتی یک بار شما را ببینم، صادقانه بگویم ما فرزندان شماییم در لبنان، فرزندان شما که از سختی این زندگی، به سیمای شما نگاه می‌کنیم و فراموش می‌کنیم هرآنچه بر ما می‌رود، و با شنیدن صدایتان دردهایمان را التیام می‌بخشیم، یک دارو و یک اسم خوش که همه دردهای ما را خوب می‌کند، و آن خامنه‌ای است. از خداوند می‌خواهم به من توفیق حضور در میان زیارت کنندگان شما را بدهد.

در پاسخ دفتر مقام معظم رهبری آمده است: ایشان برای این دو دختر خانم دعا کرده و چفیه‌ای برایشان فرستادند.


منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـكُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَينَـكُم

به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى‏ شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى‏ شويد، مگر اين‏كه يكديگر را دوست بداريد. آيا مى‏ خواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد.

 

پی نوشت:

مشكاة الانوار، ص 157

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

در مسیر بندگی، گزیده هایی از بیانات حجت الاسلام عالی است که به مسائل مهمی از مباحث اعتقادی و اخلاقی ما پرداخته است؛ حجت الاسلام عالی درباره معیارهای انتخاب همسر صحبت کرده اند.

فایل صوتی صحبت‌های حجت الاسلام عالی پیرامون انتخاب همسر اینجا قابل دریافت است.

 

صحبت های حجت الاسلام عالی پیرامون انتخاب همسر

 

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه آله وسلم از علی علیه السلام پرسیدند: همسرت را چگونه یافتی؟! حضرت علی علیه السلام بی‌درنگ فرمود: «نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ»: «بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار.»

 

پی نوشت:

علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص117

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

امنیت و آرامش امروز ایران اسلامی مدیون رشادت‌های رزمندگان 8 سال دفاع مقدس است که با فداکاری از جان خود گذشتند تا دشمنان بر این کشور تسلط نیابند، حال و در آستانه نوروز97 مروری می‌کنیم بر نامه شهدا به خانواده‌هایشان در آستانه نوروز.

شهید ابوالقاسم صفدری در بخشی از نامه‌ای که در آستانه سال نو برای خانواده‌اش فرستاده، چنین می‌نویسد:

برای عید نوروز تنها تبریکی که می‌توانم برای شما بفرستم خبر پیروزی عملیات است. دوستان گرامی! من از شما کمال رضایت را داشته و دارم و از شما می‌خواهم که سلاح افتاده مرا بر گیرید و راه شهیدان را ادامه بدهید و ما باید آن قدر در دریای خون شنا کنیم تا به ساحل پیروزی که همان آزادسازی مظلومان عالم از دست ظالمان است برسیم...

شهید احمد غفاری نیز می‌نویسد:

مادر و پدر عزیزم سلام عرض می‌کنم. امیدوارم که حالتان خوب باشد من عید نوروز را به شما پدر و مادر و خواهران و برادرانم تبریک می‌گویم. مادر جان شاید دیگر همدیگر را نبینیم. اگر خدا بخواهد من به آرزوی خود برسم بهترین پاداش این دنیای خود را گرفته‌ام... خداحافظ احمد غفاری.

شهید امیر عشقی قوچانی نیز خطاب به مادر و پدرش نوشته است: مادر و پدرم و خانواده عزیزم عیدتان پیروز ولی این عید، عید ما نیست. روزی که اسلام به پیروزی نهایی برسد عید نوروز ماست. پدر و مادرم هدف شهدا تحقق اسلام بود و با خون شهدا انقلاب تقویت می‌شود و هر روز که اسلام پیروز شد عید نوروز ماست که پرچم اسلام بر فراز بیت‌المقدس به اهتزاز درآید.

شهید قدیر خلیلی در نامه‌ای به خانواده و فرزندانش نوشته است:

چون دیدم که امروز در خانه نشستن برای من ننگ است و واجب دیدم که به امام لبیک گویم و نتوانستم که در این ایام عید نوروز بچه‌های شهدا را در خانه ببینم که عید ندارند و فرزندان من عید و شادی داشته باشند، فقط برای رضای خدا به جبهه حق علیه باطل می‌روم و اگر خداوند به من لطف فرماید که در خدمت شهدا باشم و همگی در خدمت سرور شهیدان حسین بن علی (ع) وصیت این حقیر این است که امت حزب الله اسلام را یاری کنند و امام عزیز را تنها نگذارند خانواده‌های شهدا را فراموش نکنند. هر روز که اسلام پیروز شد، عید نوروز ماست که پرچم اسلام بر فراز بیت‌المقدس به اهتزاز درآید.

در وصیت‌نامه شهید رضا طاووسی آمده است:

الآن که این وصیت‌نامه را می‌نویسم درست سال نو تحویل شده و نمی‌دانم چطور شکر خدای را به جا آورم که در این زمان مقدس، در این چنین مکان مقدسی هستم. من نمی‌دانم در این حمله چه خواهد شد، ولی اگر ان‌شاءالله در این حمله راه کربلا باز شد و رزمندگان ما به پیروزی نهایی رسیدند که این آرزوی همه مسلمین جهان است. ولی اگر باز هم راه کربلا باز نشد و من توفیق زیارت کربلا را نداشتم، از شما مردم شهیدپرور و مخصوصاً مادران شهدا و پدر و مادر خودم و خواهر عزیزم تقاضا دارم برای پیروزی رزمندگان اسلام و باز شدن راه کربلا دعا کنید. هر وقت دلتان شکست، آن زمان بهترین وقت برای دعا کردن است.

شهید ظهیر شکری گرجان نیز نوشته است:

مادر! امروز که روز عید می‌باشد و سال نو می‌گردد، تمام دنیا در نظرم به ارزش یک مشت خاک کشورم و مصلحت دینم نیست و آنچه به جرأت و شهامت می‌توانم برایت و قلب پر مهرت نثار نمایم، این است که جان و روحمان در کالبد جسم مادی‌مان امانتی از جانب پروردگار است که دیر یا زود به امر الله به سویش پر می‌کشد و چه بسا بهتر است این روح در راه الهی طی طریقت کند.


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

قرآن كريم، داستان های آموزنده ای دارد كه هر يك می تواند به فراخور مورد استفاده، تمثيل و درس زندگی ما قرار بگيرد. یکی از این قصه ها داستان حضرت صالح (ع) و هلاکت قوم ثمود است.

نجات صالحان و مومنان

عذاب سخت الهی همه کافران قوم صالح را در هم کوبید و به خاکستر مبدل ساخت؛ چرا که همراه صاعقه، زلزله بسیار سنگینی بود، ولی حضرت صالح (ع) و افرادی که به ایمان آورده بودند نجات یافتند. ایمان آورندگان و حضرت صالح (ع) اندک بودند. مطابق بعضی تواریخ، آن‌ها ۴ هزار نفر بودند،

همچنین در بعضی از روایات آمده پیامبر اکرم (ص) در سال نهم هجرت هنگامی که سپاه اسلام را به سوی سرزمین «تبوک» برای دفع دشمن حرکت می‌داد، در مسیر راه به سرزمین قوم ثمود رسید. سپاهیان خواستند در همان جا برای استراحت توقف کنند، اما پیامبر(ص) مانع آن‌ها شدند و فرمودند: «اینجا سرزمین قوم ثمود است که عذاب الهی بر آن‌ها فرود آمده است.»
 

پی نوشت:

قصه های قرآن به قلم روان، محمد محمدی اشتهاردی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

مرحوم آیت الله دستغیب در کتاب گناهان کبیره و در صفحه ۱۳۳ در مورد عاق والدین می گوید: ششم از گناهان کبیره عقوق والدین است؛ چنانچه حضرت رسول خدا (ص) و حضرت امیر (ع) و حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السّلام در روایاتى که در شمارۀ کبائر از ایشان رسیده به کبیره بودنش تصریح فرموده اند. از پیغمبر اکرم (ص) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک به خدا و عقوق والدین است. عاق والدین از گناهانى است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعدۀ عذاب داده شده است.

در قرآن مجید از قول عیسى بن مریم حکایت مى فرماید «که خداوند مرا نیکو کار به مادرم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد به سبب ترک نیکى به مادرم» و سبب اینکه ذکر پدر نکرده این است که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیى (ع) ذکر پدر و مادر هر دو شده است.

در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرموده:

جبار (گردنکش و ستمگر) شقى (تیره بخت) ، عصى (نافرمانى کننده و گنه کار) و به هریک از آنها وعدۀ عذاب سخت داده شده، چنانچه دربارۀ جبار مى فرماید «و نومید شد هر گردنکش کینه ورزى؛ پشت سر او است دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون آلود، جرعه اى از آن به دهان مى برد ولى نتواند فروبرد (او را گوارا نباشد) و مرگ از هر سوى به او رو آورد لیکن مردنى نیست و از پس او است عذابى سخت و انبوه».

دربارۀ شقى مى فرماید: «اما آنها که بدبختند در آتشند و ایشان را در آتش ناله اى زار و خروشى سخت باشد، در آن آتش همیشه تا آسمانها و زمین برپا است جاویدانند مگر آنچه که پروردگارت خواهد» و دربارۀ عصى مى فرماید: «و آن کس که نافرمانى خدا و پیغمبرش کند و بگذرد از مرزهاى خدا (و از حدود خویش تجاوز کند) فرو بردش در آتش که جاودان در آن باشد و عذابى خوارکننده برایش باشد»


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

 

امام علی(ع) می فرمایند:

اَلمُتَّقونَ فيها (فِى الدُّنيا) هُم اَهلُ الفَضائِل مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصادُ وَ مَشيُهُمُ التَّواضُعُ

تقواپيشگان، در دنيا اهل فضايلند، گفتارشان راست و درست، روششان ميانه ‏روى و رفتارشان متواضعانه است.

 

 

پی نوشت:

نهج البلاغه، از خطبه 184

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

چاپ پنجم کتاب «ابووصال» روایت زندگی شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شد.

شهید محمد رضا دهقان امیری متولد 26فروردین ماه سال 1374 در تهران دیده به جهان گشود. محمد رضا از نسل چهارم فرزندان حضرت روح الله (ره) بود که برای دفاع از حرم هجرت کرده و به شهادت رسید.

محمدرضا دانش آموخته دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام صادق (ع) و دانشجوی سال سوم فقه و حقوق اسلامی در مدرسه عالی شهید مطهری بود. از صفات بارز اخلاقی محمدرضا می‌توان به خوش خلقی و خلوص نیت در انجام وظایف دینی و امور خیر اشاره کرد.

در تاریخ 21 آبان ماه سال 1394 با عنوان بسیجی تکاور راهی سوریه شد و همزمان با آخرین روزهای ماه محرم الحرام در نبرد با تروریست‌های تکفیری در حومه حلب طی عملیات محرم خلعت شهادت پوشید و در تاریخ 25 آبان در امامزاده علی اکبر چیذر به خاک سپرده شد.

کتاب «ابو وصال» اولین کتاب از مجموعه مدافعان حرم انتشارات شهید کاظمی است که با اقبال خوانندگان روبه‌رو شده است. کار تدوین خاطرات و زندگی‌ این شهید والامقام را محدثه علیجان‌زاده روشن برعهده داشته است و خاطرات این شهید را در قالب کتاب گردآورده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «یک سال فقط یک کارت برای ورود به بیت رهبری دادند. من اصرار داشتم که محمدرضا برود. بعد از مشورت، او انتخاب شد. خواهرش می‌خواست که او را بفرستم اما نمی‌شد. تا فهمید که رضایت دادیم برود، سر از پا نمی‌شناخت. دوم دبیرستان بود. اولین بارش بود که تنها می‌رفت. وقتی از بیت برگشت، چشم‌ها و صورتش قرمز شده بودند. از روحیاتی که در او می‌شناختم،‌مطمئن بودم که مسیر بیت تا خانه را گریه کرده و از دیدن چهره رهبر منقلب شده است. هر چه اصرار کردیم از فضای آنجا بگوید و دلیل گریه‌هایش چیست، اما یک کلام هم حرف نزد. پافشاری ما را که دید با حالت شوخی گفت: شیر کاکائو و کیکش خیلی خوشمزه بود!»

«هدیه تولد برایم یک رم هشت گیگ خرید. تلاش کرده بود با سلیقه کادو پیچ کند اما این طور نبود. هدیه را که باز کردم یک تکه کاغذ لای آن بود. چند بیت شعر بود که قافیه مهدیه داشت، با تعجب پرسیدم دو بیتی با قافیه اسم من گفتی؟! ملتمسانه از من خواست تا صدایش را در نیاورم، شعر یکی از دوستانش بود که برای همسرش سروده بود و همنام من بود.»

چاپ پنجم کتاب «ابووصال» با طرح جلد متفاوت در ۱۳۴ صفحه با قیمت ۸ هزار تومان از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شده است.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حاج جواد حیدری، مدیرعامل مجمع شاعران اهل بیت(ع) درباره برنامه‌های این مجمع در سال جاری گفت: یکسری کارهای روتین در مجمع شاعران اهل بیت(ع) انجام می‌دهیم، مانند نقد کتاب که برای نخستین بار نقد کتاب اشعار آئینی را در این مجمع برگزار کردیم و حدود 10 جلد از این کتاب‌ها را با حضور اساتید نقد کردیم. اردوی منطقه ای شعرای جوان چهار استان خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوی و سمنان را در مشهد اجرا کردیم، دو کنگره جامه دران که ویژه نوحه در ایام فاطمیه و محرم برگزار کردیم و در این راستا اردوی آموزشی نیز برگزار شد. اختتامیه «جامه دران» فاطمی با همکاری شهرداری منطقه 5 تهران و اختتامیه سومین «جامه‌دران» نیز با کمک مؤسسه «بی‌پلاک» در منطقه 18 تهران برگزار شد. پنجمین کنگره شعر فاطمی «18 سال نوری» را داشتیم، بررسی دوره‌های شعر فاطمی توسط امیری اسفندقه، بررسی شعر مناجات در شعر فارسی، کلاس‌های مضمون‌یابی در ادعیه و مناجات و مقتل با حضور شعرای جوان، واژه‌های شکسته و آهنگ اشک از برنامه‌های دیگری است که در سال جاری از سوی مجمع شاعران اهل بیت(ع) برگزار شد.

وی با اشاره به اینکه بیشتر برنامه‌های این مجمع در حوزه آموزش، آسیب‌شناسی و نقد بوده است، عنوان کرد: در حوزه پژوهش نیز فعالیت‌هایی را انجام دادیم که تدوین درسنامه شعر برای شعرای دانش‌آموز، درسنامه شعر آئینی در دست انجام  است؛ چرا که اغلب کتاب‌هایی که در رابطه با شعر وجود دارد که صرفاً مربوط به شعر فارسی است و مخصوص شعر آئینی، خط قرمزهای آن، حدود و صغور آنها وجود ندارد که در همین راستا کتاب درسنامه شعر آئینی تألیف و تدوین می‌شود.

حیدری در ادامه به چالش‌های حوزه شعر آئینی اشاره کرد و گفت: با جستجوی معمولی و نه حرفه ای در اینترنت متوجه شدیم که در سال 1394، حدود 100 کنگره شعر ملی با موضوعات مختلف برگزار شده است و وقتی خروجی این کنگره‌ها را رصد کردیم، غیر از شعرخوانی و اهدای جوایز و ... خروجی دیگری نداشته است و یا کنگره شعر مقاومت از سوی معاونت فرهنگی منطقه آزاد برگزار شده که  هیچ ارتباطی به آنها نداشته و عنوان هم شده که حدود 800 میلیون هزینه کرده‌اند، برای آموزش و پژوهش در این عرصه کاری انجام نمی‌شود و متأسفانه همه آسیب شناس هستند و کسی نمی‌آید در این عرصه سرمایه‌گذاری کند و ما به همه مراکز فرهنگی، مسئولان نهاد و سازمان‌ها مراجعه کردیم اما همکاری خوبی را در این زمینه شاهد نبودیم.

 وی افزود: ما دو مشکل اساسی در رابطه با موضوع شعر آئینی داریم که یکی مربوط به تأمین هزینه‌ها است و دیگری مکان مستقر و مناسب، برای اینکه نکته ای که مقام معظم رهبری در رابطه با پاتوق سازی فرمودند که شعرا دور هم جمع شوند و در دیدار سال 90 آقا جان قدسی مشهدی را مثال زدند که وقتی محیطش تغییر یافت از یک شاعر مذهبی دینی به شاعری تبدیل شد که اراجیف می‌گفت؛ از این رو محیطی که شاعران باید در آن رشد کنند اهمیت ویژه ای دارد و آموزش‌هایی که برگزار کردیم  به ویژه در شهرستان‌ها، بسیار مؤثر بوده است، اما کسی دلسوزی نمی‌کند و حضرت آقا نیز در جلسه شعر نیمه رمضان سال گذشته نیز فرمودند که از ارشاد و سازمان‌ها و نهادهای دیگر آبی گرم نمی‌شود و اینها نباید کار عملیاتی انجام دهند، بلکه باید کار ستادی انجام دهند و حمایت کنند؛ از این رو ما کاری را در مجمع شاعران اهل بیت(ع) متوقف نکردیم، اما سرعتمان می‌تواند بیش از این باشد.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه طی دو سال اخیر مقام معظم رهبری بر کارهای علمی در حوزه مداحی و گفتمان‌سازی تأکید کردند، مجمع شاعران اهل بیت(ع) در این زمینه چه اقدامی انجام داده است، بیان کرد: مهمترین کاری که برای انجام آن تلاش می‌کنیم، تولید اشعار فاخر آئینی است، ما مثلاً جلسات مضمون‌یابی، فرم، محتوا و ... را برگزار می‌کنیم. شعرایی که آئینی سرا هستند، اغلب براساس منویات رهبری اقدام به سرودن شعرهای خود می‌کنند و ما نیز در برنامه‌های خود تلاش می‌کنیم، بر همین اساس برنامه‌ریزی می‌کنیم، اما متأسفانه در کشورمان، کمترین اهمیت به منویات رهبری به ویژه در حوزه شعر داده می‌شود و کسی از مسئولان را نمی‌توانید بیابید که همانند مقام معظم رهبری به شعر تا این اندازه وقت بگذارد، آن هم شعر آئینی که بیشترین مخاطب را دارد.

حیدری ادامه داد: در بحث علمی شدن، کتاب‌های بسیاری در این حوزه چاپ کردیم و این کتاب‌ها در رشته‌هایی چاپ شده که برای اولین بار بوده، نظیر بهداشت، طب حنجره در طب سنتی، روانشناسی در ستایشگری، جامعه‌شناسی در فرهنگ سازی هیئات مذهبی و ... ورود خوبی داشتیم و بیشتر این کارها در مؤسسه قدیم الاحسان دنبال می‌شود.

در ادامه درباره اضافه شدن رشته ستایشگری در دفترچه کنکور امسال دانشگاه جامع علمی و کاربردی گفت: با وجود اینکه تز تأسیس دانشکده مداحی را از هفت، هشت سال پیش تیم مؤسسه قدیم الاحسان عنوان کردند، اما زمانی که متوجه شدیم این دانشکده در حال تأسیس است ورود نکردیم؛ چرا که تولید محتوایی در این زمینه انجام نشده است و در حال حاضر نیز جاهایی که این دانشکده تأسیس می‌شود، از کتاب‌های ما استفاده می کنند، این کار خوب است اما باید نواقص و آفاتش شناسایی شود تا فراگیر نشود، چرا که اگر مداحی به عنوان شغل مطرح شود و به مدرک‌گرایی بیفتد اخلاصی که در مداحی وجود دارد، از بین خواهد رفت. وگرنه از لحاظ علمی اشکالی ندارد و پایان‌نامه‌های خوبی در این زمینه نوشته شده و جای کار بسیاری در حوزه شعر آئینی و مداحی وجود دارد که باید احصا و شناسایی شود.

مدیرعامل مجمع شاعران اهل بیت(ع) به برنامه‌های مهم سال آینده اشاره کرد و گفت: مهمترین برنامه‌هایی که در سال آینده تدوین شده، می‌توان به اردوی آموزشی کنگره سراسری شعر بانوان آئینی، هفتمین و هشتمین اردوی آموزشی منطقه‌ای، اردوی نخبگان، همکاری و ارتباط با حلقه‌های تشرف که مربوط به آستان قدس رضوی است، همکاری با آستان قدس رضوی در راستای راه‌اندازی رواق دعبل که قرار است هفته‌ای یک شب یک رواق خاص، ویژه شعرخوانی شعرای اهل بیت(ع) باشد، برگزاری چهارمین «جامه‌دران»، ششمین کنگره هجده سال نوری، اولین دوره کنگره شعر انتظار با همکاری بنیاد مهدویت و کلاس‌های نقد شعر اشاره کرد.

 

منبع: دعبل

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

محمود از طفوليت علاقه خاصي به مداحي داشت و خودم هم او را به مجالس روضه مي‌بردم. از وقتي زبان باز كرد با خودش نوحه زمزمه مي‌كرد هيچ وقت نمي‌گفتم چرا مي‌خواني، همیشه تشويق مي‌كردم.از خدا خواستم محمود سالم باشد و نوكري اهل‌بيت(علیهم‌السلام) را بكند. شكر خدا و ائمه را مي‌كنم چنين نفسي به حاج محمود داده است.

عقیق:میهمانی ویژنامه نوروزی ما در خانه‌اي كوچك و ساده در محله تسليحات است. روزهاي پاياني سال است و حاج خانم مشغول خانه‌تكاني؛ با اين حال با گشاده رویی پذيراي ما مي‌شود.شباهت ظاهري  مادر و پسر متعجبم می کند حتي لحن صحبت كردنش هم شبيه حاج محمود است.روي ديوار عکس همسر و فرزند شهیدش كنار هم قاب شده‌اند و حاج محمود هم با كلاه معروفش يك پله پايين‌تر طوري در قاب است كه گويي عميقا پدر و برادر را نظاره مي‌كند. در هفته های پایانی سال روز مادر بهانه خوبي بود تا سراغ مادر مداحی برویم که امسال نوحه هایش حسابی گل کرد حاجيه خانم «زهرا نگهداري» که بیش از 7 دهه از عمرش می گذرد همسر شهيد نقي و مادرشهيد داود و مداح اهل‌بيت(علیهم‌السلام) حاج محمود كريمي است. اواز مادرانه‌هايش برایمان گفت و ما هم نوشتیم.

 

نان و نمك آيت‌الله بروجردي

دوست دارد حاج خانم كريمي صدايش كنيم. اصالتا شيرازي است و سال 1342 زماني كه فقط 14 ـ‌ 13 سال داشت، با حاج نقي كريمي ازدواج كرده است. حاج نقي معمار بوده و حاصل اين ازدواج پنج پسر است كه شهيد داود اولين و حاج محمود فرزند دومشان است. از همان اول ازدواج در محله‌هاي وحيديه و تسليحات ساكن مي‌شوند و البته 10 سال هم ساكن شاهين‌شهر اصفهان بوده‌اند. با افتخار از همسر شهيدش تعريف مي‌كند: «اخلاق حاج نقي نه تنها با من بلكه با فرزند، پدر و مادر، خواهر و مادر و خانواده من زبانزد فاميل بود. ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) و قبل از انقلاب سه بار به كربلا شرفياب شده بود و ارادت خاصي به اهل‌بيت(علیهم‌السلام) داشت. سه‌شنبه‌هاي هرهفته به مسجد جمكران مي‌رفت و در قم خدمت آيت‌الله بروجردي مي‌رسيد گاهي از منزل آيت‌الله بروجردي نان و نمك را به عنوان تبرك براي ما مي‌آورد. چه پيش و چه بعد از پيروزي انقلاب در تمام راهپيمايي‌ها شركت مي‌كرد و من و بچه‌ها را هم همراه خودش مي‌برد. بعدها فرمانده سپاه شاهين‌شهر اصفهان شد و اولين اعزامش به كردستان بود. آخرين اعزامش 13اسفند 1360 بود و چهارم فروردين 1361 در عمليات فتح‌المبين در دشت عباس، خدا به ما عيدي داد و جاويدالاثر شد. اين بهار 36 سال از آن اتفاق گذشته است.»

گمنام تويي خوشنام تويي!

حاج خانم را به سال‌هاي قبل برده‌ايم.خاطرات یکی یکی در ذهنش جان می گیرد: «از در كه وارد مي‌شد اول به سراغ پدر و مادر و بچه‌هاي يتيم خواهرش مي‌رفت.آخرين بار كه مي‌خواست به جبهه برود گويا مي‌دانست كه برنمي‌گردد به من گفت: بچه‌ها را حسيني بار بياور و نگذار اسلحه من زمين بماند. مي‌گفتم من جهاد خانه‌ام و تو جهاد بيرون اما ثوابش نصف. 32 سالم بود و حسين پنج ماهه و داود 15 ساله بود. ديده بودند كه اسير شده است؛ پنج سال اسير بود من 150 نامه به صليب سرخ نوشتم اما جوابي نیامد. در كمپ با حاج آقا ابوترابي بودند . گويا شب عاشورا مداحي مي‌كند او و حاج‌آقارا مي‌برند و بعد از آن دیگر از او خبري نمی شود. 20 سال طول كشيد تا شهادتش قطعي شد حاج محمود مي‌گفت به بچه‌ها اميد نده كه برمي‌گردد. دلم مي‌گفت برنمي‌گردد آزاده‌ها كه آمدند كاملا قطع اميد كرديم و يك مجلس ختم سبك گرفتيم. نه مزاري دارد و نه سنگ قبري؛ زيبايي‌اش در جاويدالاثر بودنش است: گمنام تويي خوشنام تويي!»

 تاثیر لقمه حلال پدر

حاج خانم كريمي در لابه لای خاطراتش  به نكته مهمی در تربيت بچه‌ها اشاره مي‌كند که ثمره لقمه حلال پدر بوده است: «اين‌كه بچه‌ها به راه اهل‌بيت(علیهم‌السلام) رفته‌اند حاصل مراقبت‌هايي بود كه پدرشان داشت. قوانين خاصي در خانه داشتیم مثلا روزهاي يكشنبه نه مهماني مي‌رفتيم نه كسي به منزل ما مي‌آمد. شب كه از سركار مي‌آمد به من و بچه‌ها كتاب‌هايي كه مناسب سن هركداممان بود مي‌داد و ما يك هفته فرصت داشتيم تا اين كتاب را بخوانيم و هفته بعد از ما سوال مي‌كرد و جايزه مي‌داد. زماني كه به سفر مي‌رفتيم پدرشان با زبان شيريني قصه‌هاي مذهبي و قرآني تعريف مي‌كرد و بچه‌ها مي‌گفتند: دوباره دوباره. به‌جز اينها لقمه پاك و حلال خيلي اثر دارد مراقبت از لقمه‌اي كه بچه‌ها مي‌خوردند، خيلي مهم بود. پدرشان به صله رحم اهميت مي‌داد اما اگر مهماني دعوت بوديم و مي‌خواستيم خانه دوست يا قوم و خويشي برويم كه احتمال مي‌داد خمس و زكات نداده باشد و لقمه شبه‌دار باشد، قبل از رفتن رد مظلمه اش را کنار مي‌گذاشت  همه‌ اینها تاثير دارد. لقمه پاك و حلال خيلي اثر دارد. موقعي هم شير مي‌خوردند با خودم به مجالس روضه مي‌بردم. برای بزرگ شدن بچه‌ها بايد حواسمان به خیلی مسائل باشد.»



شهید نقی کریمی همسر حاجیه خانم نگهداری در کنار همرزمان/نفر سوم ایستاده از سمت راست

مداحی در خانواده ما مورثی است

مادر مثل تمام مادرها پسردوست است و با عشق و علاقه خاصي از حاج محمود تعريف مي‌كند:«به نوعي صدا در خانواده ما موروثي است. پدر و پدربزرگ و همسرم ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) بودند. قبل از شهادت پدرش مدام در خانه هیئت داشتیم؛ شب‌هاي جمعه كميل، صبح جمعه دعاي ندبه و عصر جمعه دعاي سمات برقرار بود. اگر دعاي كميل نداشتيم پدرش براي خانواده مي‌خواند در خانه ما هميشه هيئت 6ـ5نفره برقرار بود. شوهرم هرجا هيئت مي‌رفت دست بچه‌ها را مي‌گرفت و با خودش مي‌برد. محمود از طفوليت علاقه خاصي به مداحي داشت و خودم هم او را به مجالس روضه مي‌بردم. از وقتي زبان باز كرد با خودش نوحه زمزمه مي‌كرد هيچ وقت نمي‌گفتم چرا مي‌خواني، همیشه تشويق مي‌كردم. از خدا خواستم محمود سالم باشد و نوكري اهل‌بيت(علیهم‌السلام) را بكند. شكر خدا و ائمه را مي‌كنم چنين نفسي به حاج محمود داده است. بچه‌ها خودشان به مداحي علاقه‌مند بودند. يادم است پدرشان يك راديو ضبط كوچك خريده بود و دائم نوار كافي و قرآن گوش مي‌دادند. داود و محمود بچه بودند و گاهي سرضبط دعوايشان مي‌شد و بالاخره پدرشان برايشان دو تا ضبط خريد گاهي به محمود اشاره مي‌كرد و مي‌گفت: آنچه كه من مي‌خواهم اين مي‌شود!»

ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) حسابش جداست

آرامش خاصي در چهره حاج خانم موج مي‌زند و از روزهايي كه بر او گذشته گلايه‌اي ندارد، مي‌گويد: «همه مي‌گويند: پسر بزرگ كردن سخت است اما من مي‌گويم اصلا سخت نيست پسرهايم اصلا اذيت نكردند هرچند پدر و برادر بزرگشان نبودند اما بچه‌ها خستگي را از تن من در آوردند. به حاج محمود هم گفته‌ام: براي مادر، بچه با بچه فرق نمي‌كند اما دهاني كه براي امام حسين(علیه‌السلام) باز مي‌شود، حسابش جداست. اصلا ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) حسابش جداست. هنوز هم وقتي حاج محمود مي‌خواند ذوق مي‌كنم. ده بار هم تكرار كند، باز گوش مي‌كنم. همه نوحه‌ها را دوست دارم؛ حسين عشق مني را خيلي دوست دارم. در محل و همه جا من را به نام حاج محمود مي‌شناسند. افتخارم اين است كه به خاطر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) مي‌خواند. محمدم هم همين‌طور است. يك ياعلي حاج محمود را با دنيا عوض نمي‌كنم. موجب افتخار ماست. سومين سفرم به كربلا با حاج محمود خيلي به يادماندني بود. با تمام مشغوليت‌هايش هفته‌اي يكي دوبار به من سر مي‌زند اما محرم و فاطميه از او  توقع ندارم گاهي هرروز زنگ مي‌زند يك وقت‌هايي كه از هيئت مي‌آيد اگر گذرش به محل بيفتد و ببيند چراغ خانه‌ام روشن است درمي‌زند و من را مي‌بيند و مي‌رود.»



شهید داودکریمی فرزند حاجیه خانم نگهداری در کنار همرزمان/نفر اول ایستاده از سمت چپ

داود گفت؛من شهید می شوم

حاج خانم نگاهش را به عکس داود می اندازد. پسری که شهید شد تا افتخار بزرگی نصیب مادر کند. او مي‌گويد:«پدرش خيلي به بچه‌ها بها مي‌داد، يادم مي‌آيد منزل يكي از اقوام مهمان بوديم محمود را پيش‌نماز كرد. محمود بچه بود در قنوت خواند: اللهم ارزقنا شهادت! بعد از نماز پدرش بغلش كرد و بوسيد اما داود به محمود مي‌گفت: كلمه را تو گفتي اما لقمه‌اش را من مي‌خوردم(يعني من شهيد مي‌شوم) بعد از شهادت شوهرم، آقا داود حكم پدر را براي بچه‌ها داشت، اما مدام جبهه بود. حواسش به درس و نماز اول وقت بچه‌ها بود. گاهي پيش‌نماز مي‌ايستاد و بچه‌ها پشت سرش نماز مي‌خواندند. يكبار نديدم نماز شبش قضا شود. پسرها سرشان تو كتاب و مسجد بود. داود گاهي مي‌آمد قابلمه غذا و سفره نان را برمي‌داشت و براي بچه‌ها به مسجد مي‌برد. هنرستان آزادي فلسطين رشته تاسيسات درس مي‌خواند. شناسنامه‌اش را دو سال بزرگ كرد و از پايگاه شهيد بهشتي اعزام شد.  به حاج محمود وصيت كرده بود كه در مراسمش او نوحه بخواند . وقتي خبر شهادت داود را دادند محمود خودش پاي تلفن بود كه گفتند چند تا از گل‌هاي مسجد پرپر شدند و اسامي را مي‌گويد و محمود همه را گوش مي‌كند و آخرش مي‌گويد: داود داداش من است. »داود 21 دي ماه 1365 در شلمچه به همراه 11 نفر از بچه‌هاي اين محل شهيد شد.


حسين سرباز ره دين بود

محرم امسال  نوحه های قدیمی بسیاری توسط مداحان بازخوانی شد ، نواهای ماندگار که  هیچ وقت رنگ کهنگی به خود نگرفته است.يكي از  این نوحه‌ها «حسين سرباز ره دين بود» بود كه حاج محمود بازخواني و خوشبختانه خيلي خوب گل كرد. اما اين نوحه از كجا آمده و شاعرش كي بوده است؟ شاعر اين نوحه «علي‌اكبر خوشدل تهراني» از روحانيون و شاعران مشهور تهران در سده اخير است و ديوان اشعار او بارها چاپ شده است. او سال 1293 خورشيدي در تهران به دنيا آمد و مادرش كاشاني و پدرش كرمانشاهي بود. خوشدل بعد از تحصيلات علوم قديمي نزد افرادي چون شيخ علي رشتي، تحصيلات كلاسيك را طي كرد.خوشدل بعدها به سياحت عراق، مصر، تركيه، حجاز، افغانستان، پاكستان و هندوستان پراخت. او پس از آن در تهران ماندگار شد  به شعر و شاعري پرداخت. علي‌اكبر خوشدل در غزل و قصيده و قطعه و مثنوي شعر مي‌سرود و بيشتر به عنوان يك شاعر مذهبي و آييني و مديحه‌سرا شناخته شده است. خوشدل در غزل‌گويي ماهر است و به سبك هندي تمايل دارد و مدح‌ها و مرثيه‌هايي هم در مدح امامان شيعه سروده است. آثار او عمده‌الاسرار و ديوان شعر است. حسين سرباز ره دين بود/ حسين قرباني آيين بود/ عاقبت حق‌طلبي اين بود/ از سر ني داد، خوش اين ندا سر/ الله اكبر الله اكبر...... اين نوحه مرحوم خوشدل شش بند دارد و سرلوحه نوحه‌خواني بسياري از هيئت‌هاي تهران بوده است. ضمن آن‌كه شعر معروف «بزرگ فلسفه قتل شاه دين اين است/ كه مرگ سرخ بِه از زندگي ننگين است» هم متعلق به همين شاعر است كه روي بيرق اغلب هيئت‌ها درج شده بود و حتي بعضي از دسته‌هاي عزاداري با همين نشان در راهپيمايي‌هاي انقلاب شركت كردند. خوشدل عاقبت دوم مهرماه 1365 درگذشت و در آستانه شيخ صدوق در شهرري به خاک سپرده شد. 

 

منبع: چهارده

نشريه مشترك موسسه قدس و سايت عقيق
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج