تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

ه گزارش خبرنگار  آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آخرین روز از ماه فروردین برابر با نخستین روز از ماه رجب المرجب است، باب الحوائج حضرت امام موسی کاظم(ع) در خصوص اهمیت ماه رجب می‌فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگى است که در آن (پاداش) حسنات چند برابر است و گناهان (آدمى) در آن آمرزیده مى‏‌شود، کسى که یک روز در ماه رجب روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه 100 سال از او فاصله مى‏‌گیرد و کسى که سه روز (در این ماه) روزه بگیرد، بهشت براى او واجب مى‏‌شود.(1)

همچنین امام صادق(ع) درباره فضیلت روزه‌داری در ماه رجب می‌فرمایند: حضرت نوح(ع) در روز اول ماه رجب سوار بر کشتی شد و به همراهان دستور داد، این روز را روزه بگیرند و فرمود هر که این روز را روزه بدارد آتش جهنم یک سال از او دور شود و کسی که هفت روز از این ماه را روزه بدارد هفت درب جهنم بر او بسته شود و اگر هشت روز روزه بدارد هشت درب بهشت به روی او باز می‌شود و کسی که پانزده روز روزه بدارد خداوند حوائج او را بر آورده کند و کسی بیشتر از این مقدار روزه بگیرد خداوند افزون به او عنایت کند.(2)

اعمالی که برای این ماه در روایات ذکر شده به دو گونه است؛ قسمتی از این اعمال مربوط به همه روزهای ماه است، مانند روزه گرفتن و بعضی از اذکار و ادعیه و قسمت دیگر آن مربوط به زمان‌های مخصوصی از این ماه، مانند اعمال و دعاها و نمازهایی که برای هر شب و روز این ماه وارد شده است و همچنین اعمالی که در «ایام البیض» روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمری سفارش به انجام آن شده است.

*اعمال مشترک ماه رجب

 -روزه: امام کاظم(ع) در این باره می‌فرماید: رجب، نام رودى در بهشت است که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین‏تر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از آن رود به او مى‏‌نوشاند.(3)

 -اذکار: رسول خدا(ص) می‌فرماید: کسی که در ماه رجب 100 مرتبه این ذکر را بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و بعد از پایان آن انفاقی کند، خداوند امر او را به رحمت و آمرزش پایان برد ... و هنگامی که خداوند را در روز قیامت ملاقات کند، خداوند به او گوید: به سلطنت من اقرار کردی پس هر درخواستی داری بنما تا اجابت کنم که کسی جز من نمی‌تواند خواسته‌های تو را برآورد.(4)

همچنین پیامبر(ص) در روایتی دیگر دیگر می‌فرماید: کسی که 1000 مرتبه در این ماه «َلا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» بگوید خداوند 100 هزار پاداش در نامه عمل او می‌نویسد.(5)

 *اعمال مخصوص ماه رجب

از جمله اعمال مخصوص این ماه  غسل شب اول، شب پانزدهم، شب آخر(6) نمازهای شب جمعه اول ماه رجب«لیلة الرغائب»(7)، نمازهای شب سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم«لیالی البیض»(8)، انجام عمره(9)، زیارت امام حسین(ع)(10) و زیارت امام رضا(ع)(11) است.

همان طور که گفته شد از جمله اعمال این ماه، نمازهایی است که در هر شب باید خوانده شود و کیفیت آن در روایات آمده است(12) که در ادامه می‌آید:

*نماز در هر شب ماه رجب
در هر شب، دو رکعت، بعد از «حمد» سه مرتبه سوره «کافرون» و یک مرتبه سوره «توحید» خوانده شود و چون سلام دهد، دست‌ها را بلند کند و بگوید:

«لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لا یموت بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر و الیه المصیر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم صلّ علی محمد النّبیّ الامّیّ و آله» و  دست‌ها را به صورت خود بکشد.
رسول اکرم(ص) درباره این نماز می‌فرماید: کسی که این عمل را به جا آورد، حق تعالی دعای او را مستجاب می‌گرداند و ثواب 60 حج و 60 عمره به او عطا می‌کند.(13)
*نماز اولین شب جمعه ماه رجب
اولین شب جمعه این ماه «لیلة الرغائب» نام دارد که دارای فضیلت بسیاری است. دستور این عمل چنین است: روز پنج شنبه را روزه بگیرد و بین نماز مغرب و عشاء 12 رکعت نماز دو رکعتی به ترتیب زیر بخواند:
- در هر رکعت بعد از «حمد» سه مرتبه سوره «قدر» و دوازده مرتبه سوره «توحید».
- بعد از نمازها بگوید: «اللهمّ صلّ علی محمّد النّبیّ الامّیّ و آله»
- سپس سجده کند و 70 مرتبه بگوید: «سبّوح قدّوس ربّ الملائکة و الرّوح»

-سپس از سجده برخیزد و بگوید: «ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم انّک انت العلیّ العظیم»
- بار دیگر به سجده رود و 70 مرتبه بگوید: «سبّوح قدّوس ربّ الملائکة و الروح». و در خاتمه نیازمندی‌های خویش را از خداوند طلب کند.(14)
*نماز در روز جمعه ماه رجب
رسول اعظم(ص) درباره نماز در روز جمعه ماه رجب می‌فرماید: کسی که چهار رکعت نماز مابین ظهر و عصر جمعه بخواند، در هر رکعت سوره «حمد» یک مرتبه و «آیة الکرسی» هفت مرتبه و سوره «توحید» پنج مرتبه و بعد از نماز ده مرتبه بگوید: «استغفرالله الذی لا اله الّا هو و اسأله التّوبة»، خدای تعالی برای او هر روز تا بمیرد هزار حسنه و عطا می‌فرماید، خدا به او به اندازه هر آیه که قرائت کرده شهری در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفی قصری در بهشت از درّ سفید و خدای تعالی به او حور العین تزویج می‌فرماید و راضی می شود از او به رضایی که سختی و غضبی بعد از او نباشد و نوشته می‌شود از عبادت‌کنندگان و ختم عمرش به سعادت و مغفرت است.(15)
*نماز در روز اول ماه رجب
نماز حضرت سلمان(ع) که رسول خدا(ص) به او فرمود این نماز را بخوان، این نماز 10 رکعت است که به صورت پنج نماز دو رکعتی به شرح زیر خوانده می‌شود:
-در هر رکعت بعد از «حمد»، سه بار سوره «اخلاص» و سه بار سوره «کافرون».
-بعد از هر دو رکعت دست‌ها را بلند کند و این دعا را بخواند: «لا اله الّا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لا یموت بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر»
-سپس بگوید: «اللهمّ لا مانع لما اعطیت و لا معطی لما منعت و لا ینفع ذا الجدّ منک الجدّ»، پس دست‌ها را به روی خود بکشد.(16)
*نماز یک شبی در ماه رجب
از رسول اکرم(ص) روایت شده که فرمود: «هر کس در یک شب از ماه رجب دو رکعت نماز و در این دو رکعت 100 مرتبه سوره «توحید» را بخواند، ثواب آن مثل این است که 100 سال در راه خدا روزه گرفته است و  خدا به او 100 قصر در بهشت عطا کند که هر قصری در جوار یکی از پیغمبران(ع) باشد».(17)
البته شب‌های ماه رجب هر کدام نماز مخصوصی دارند که در کتاب «مفاتیح الجنان» به تفصیل آورده شده است.

 

*پی‌نوشت‌‌ها:

1- صدوق، محمد بن علی، ثواب الأعمال، ص53، انتشارات شریف رضی، قم، 1364ش.

2-همان

3-همان

4- حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 10، ص 484، ح 13907، مؤسسة آل البیت، قم، 1409ق.

5- همان، ح 13908.

6-همان، ج 3، ص 334، باب 22.

7-همان، ج 8، ص 98، باب 6.

8-همان، ج 8، ص 24، باب 3.

9-همان، ج 14، ص 300، باب 3.

10-همان، ج 14، ص 465، باب 50.

11-همان، ج 14، ص 565، باب 87.

12- ر.ک:وسائل الشیعة، ج 8، باب 5، ص 91.

13- مفاتیح الجنان، ص 286.

14-بحار الانوار، ج 98، ص 396.

15-اقبال، ص 238، مفاتیح الجنان، ص 286.

16-مفاتیح الجنان، ص 293، المراقبات، ص 46.

17- مفاتیح الجنان، ص 287.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

ماه رجب، آغاز پرفضیلت‌ترین ماه‌های سال قمری (رجب، شعبان و رمضان) است. ماه رجب  را «أَصَب» به مناسبت ریزش رحمت الهی می‌گویند و به مناسبت تعطیل شدن جنگ و قتال و حرمت و عظمت آن «اَصَمْ» نام‌گذاری کرده‌اند.[1]
ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی و مناسبت‌های آن، ماه معرفت، عبادت، ولایت، رسالت، شهادت، شرافت و عبودیت است و رجب به معنای باعظمت است.[2]
این ماه پربرکت نامهای دیگری نیز دارد؛ نام‌هایی مثل ماه آمرزش‌خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ آلفرد) به دلیل تنها واقع‌شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‌های حرام؛ ماه سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ماه ریسمان الهی (اَصَمْ) یعنی برخوردار از فضیلتهای بسیار و یا به معنای کر و ناشنوا که از شهادت به گناهان بندگان در روز قیامت کر است و فقط به خوبی‌ها شهادت می‌دهد و بالاخره نام دیگرش رجب المرجَّب به معنای بزرگ و باهیبت است که حقیقتاً مهابت معنوی این ماه تمام عاشقان راه حق و سالکان طریق سعادت را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنان با زبان حال و قال زمزمه می‌کنند که:
عقده دل وا نما، ماه رجب می‌رسد
هلهله کن عاکفا، ماه طرب می‌رسد
با توجه به اهمیت مناسبت‌های مختلف ماه رجب و مراسم‌های عرفانی آن، در این نوشتار با اشاره به عظمت و فضائل ماه مبارک رجب، نکات و لطائفی را در این مورد، به عاشقان معرفت و پاسداران معنویت، تقدیم می‌کنیم.
امیدواریم در پرتو آشنائی بیش‌تر با معارف قرآن و اهل‌بیت (ع) از این فرصت‌های طلائی بیش‌ترین بهره را برده و در گسترش عطر معنویت در جامعه از این طریق سهیم باشیم. انشاءالله
رسول اکرم (ص) در فضیلت این ماه می‌فرماید: «أَلَا إِنَّ رَجَبَ شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِیمٌ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأَصَمَ لِأَنَّهُ لَا یُقَارِنُهُ شَهْرٌ مِنَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حُرْمَةً وَ فَضْلًا وَ کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّةِ یُعَظِّمُونَهُ فِی جَاهِلِیَّتِهَا؛[3][ای مردم] بدانید که ماه رجب ماه "اصم" خداوند است و همانا ماهی است بس بزرگ و علت نام‌گذاری این ماه به "اصم" این است که هیچ ماهی از ماه‌های سال از نظر فضیلت و حرمت نزد خدای تبارک و تعالی، به آن نمی‌رسد. حتی اهل جاهلیت نیز در عین جاهلیتشان آن را گرامی می‌داشتند.»
الف. ویژگی‌های ماه  رجب از منظر پیامبر اکرم(ص)
1. در آستانه رضوان الله
بندگان خدا با رسیدن موسم رجب در معرض رحمت و رضوان الهی قرار دارند که به اندک تلاشی و عمل به ساده‌ترین دستورات این ماه، به عالی‌ترین مقامات معنوی دست می‌یابند؛ به این جهت رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:«أَلَا فَمَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ یَوْماً إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً اسْتَوْجَبَ رِضْوَانَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ أَطْفَی صَوْمُهُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ غَضَبَ اللَّهِ وَ أَغْلَقَ عَنْهُ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ النَّارِ؛ وَ لَوْ أَعْطَی مِلْ‌ءَ الْأَرْضِ ذَهَباً مَا کَانَ بِأَفْضَلَ مِنْ صَوْمِهِ؛[4]بدانید که اگر کسی یک روز رجب را به خاطر ایمان و پاداش الهی روزه بگیرد، سزاوار رضایت بزرگ‌تر خداوند می‌شود و روزه او در این روز خشم خدا را خاموش کرده و دری از درهای آتش را به روی او می‌بندد. و اگر به اندازه زمین طلا بدهد، بهتر از روزهٔ ماه رجب نخواهد بود.»
2. ماه پیامبر(ص)
آن گرامی ماه رجب را ماه خویش می‌خواند، چرا که هر مناسبت و عملی در این ماه با وجود مقدس آن حضرت پیوند دارد؛ به‌ویژه بعثت آن وجود گرامی در این ماه که آغاز نجات عالم هستی از جهل و ظلمت شد. رسول خدا (ص) می: «أَلَا إِنَّ رَجَبَ وَ شَعْبَانَ شَهْرَایَ وَ شَهْرَ رَمَضَانَ شَهْرُ أُمَّتِی؛‌[5]  آگاه باشید! ماه رجب و ماه شعبان دو ماه من هستند و ماه رمضان ماه امتم.»
3. فقط عمل خالص
پیامبر گرامی (ص) شرط اساسی استفاده از برکات ماه رجب را فقط عمل مخلصانه می‌داند و می‌فرماید: «وَ لَا یَسْتَکْمِلُ أَجْرَهُ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الدُّنْیَا دُونَ الْحَسَنَاتِ إِذَا أَخْلَصَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[6][در پذیرش اعمال ماه رجب،] جز حسنات چیز دیگری از امور دنیا پاداش او را کامل نمی‌کند، البته در صورتی که خالصانه فقط برای خدای عزّوجلّ انجام داده باشد.»
4. ده دعای مستجاب
یکی از بهترین پاداش‌های این ماه، ده دعای مستجاب در هنگام افطار است که حضرت فرمود: «وَ لَهُ إِذَا أَمْسَی عَشْرَ دَعَوَاتٍ مُسْتَجَابَاتٍ إِنْ دَعَا بِهِ دَاعٍ بِشَیْ‌ءٍ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ أَفْضَلَ مِمَّا دَعَا مِنْ أَوْلِیَائِهِ وَ أَحِبَّائِهِ وَ أَصْفِیَائِهِ؛[7]و موقعی که شب و هنگام افطار روزه‌دار در ماه رجب فرامی‌رسد، از سوی خداوند ده دعای مستجاب دارد. اگر خواسته دنیایی داشته باشد، خدا به او می‌دهد و الا خیرهایی برای او ذخیره می‌کند که از بهترین چیزهایی است که اولیا و برگزیدگان خدا آن را در دعای خود خواسته‌اند.»
5. ماه آغاز زندگی پاک
مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ ثَلَاثِینَ یَوْماً نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ غُفِرَ لَکَ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فِیمَا بَقِیَ؛[8]کسی که سی روز از ماه رجب را روزه بگیرد، یک منادی از آسمان صدا می‌زند: ای بنده خدا گذشته‌ات بخشیده شد، در بقیه عمر عمل خود را از نو شروع کن.»
و در ادامه رسول خدا(ص)وعدهٔ بهترین پاداش بهشتیان را به او می‌دهد.
در ادامه گفتگوی پیامبر (ص) با مسلمانان عرض شد: ای پیامبر خدا، کسی که به علت ضعف یا مرض، یا بانویی که به علت عذر شرعی نتواند روزه بگیرد، چه‌کاری انجام دهد تا به آنچه فرمودی برسد؟
آن حضرت فرمود: « یَتَصَدَّقُ کُلَّ یَوْمٍ بِرَغِیفٍ عَلَی الْمَسَاکِینِ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّهُ إِذَا تَصَدَّقَ بِهَذِهِ الصَّدَقَةِ کُلَّ یَوْمٍ نَالَ مَا وَصَفْتُ وَ أَکْثَرَ إِنَّهُ لَوِ اجْتَمَعَ جَمِیعُ الْخَلَائِقِ کُلُّهُمْ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عَلَی أَنْ یُقَدِّرُوا قَدْرَ ثَوَابِهِ مَا به لغوا عُشْرَ مَا یُصِیبُ فِی الْجِنَانِ مِنَ الْفَضَائِلِ وَ الدَّرَجَاتِ؛ برای هر روز قرص نانی به مساکین صدقه بدهد. قسم به کسی که جانم به‌دست اوست، اگر هر روز این‌طور صدقه بدهد، به آنچه گفتم و بیش از آن می‌رسد؛ زیرا اگر جمیع مخلوقات آسمان‌ها و زمین همگی جمع شوند تا مقدار ثواب این عمل را معین کنند، به یک دهم فضائل و درجاتی که در بهشت به آن می‌رسد، نمی‌رسند.»
عرض شد: ای رسول خدا کسی که نتواند صدقه بدهد چه کاری انجام دهد تا به آنچه فرمودی برسد؟ حضرت فرمودند:
«یُسَبِّحُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ کُلَّ یَوْمٍ مِنْ رَجَبٍ إِلَی تَمَامِ ثَلَاثِینَ یَوْماً بِهَذَا التَّسْبِیحِ مِائَة مَرَّة؛ با این تسبیح در هر روزِ ماه رجب صد بار خدا را این‌گونه تسبیح می‌کند تا سی روز تمام شود: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ.»[9]
6. رفع عذاب در این ماه
ثوبان از همراهان پیامبر (ص) می: با رسول خدا (ص) در قبرستان بودیم. حضرت ایستاد و گذشت و دوباره ایستاد. عرض کردم: یا رسول‌الله، چرا این‌گونه رفتار می‌کنید؟ پس آن حضرت گریه شدیدی کرد، ما هم گریه کردیم. آنگاه فرمود: «هَؤُلَاءِ یُعَذَّبُونَ فِی قُبُورِهِمْ فَدَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْهُمْ فَفَعَلَ فَلَوْ صَامُوا مِنْ رَجَبٍ وَ قَامُوا لَیْلَهُ مَا عُذِّبُوا فِی قُبُورِهِمْ؛[10][ای ثوبان] اینان کسانی هستند که عذاب می‌شوند در قبورشان؛ من از خدای متعال درخواست کردم که عذاب آنها را تخفیف دهد و خداوند عذاب آنها را تخفیف داد. [سپس پیامبر (ص) فرمود:] اگر [کسانی از اهل این قبرستان، که در عذاب‌اند، یک روز] از ماه رجب را روزه گرفته بودند و یک شب را تا صبح قیام می‌کردند و به عبادت می‌پرداختند، در قبرها معذب نمی‌شدند.»
سایر ویژگی‌های ماه رجب در نگاه پیامبر گرامی اسلام (ص)، عبارتند از: «ماه حرام»، «بهترین زمان انجام عمره»، «موسم عذرخواهی»، «فرصت تکمیل خوبی‌ها» و... که در اینجا بنا به رعایت اختصار، از ذکر روایات مربوط به این ویژگی‌ها صرف نظر می‌کنیم.

 
پی‌نوشت ها:
[1] ر.ک: فضائل الأشهر الثلاثة، محمد بن على ابن بابويه، مکتبۀ الداوری، قم، چاپ اول، 1396 ق.
[2]. مجمع البحرين، فخر الدین طریحی، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375ش، ج‏2، ص‏68.
[3]. همان.
[4]. أمالی، شیخ صدوق، نشر کتابچی، تهران، 1376ش، ص534.
[5]. روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، فتال نيشابورى، چاپ سنگی، قم، چاپ اول، 1375ش. ج‏2، ص396.
[6]. أمالی، شیخ صدوق، ص534.
[7]. همان.
[8]. همان، ص539.
[9]. أمالی، شیخ صدوق، ص534 تا 540.
[10]. الدعوات، قطب الدين راوندى، انتشارات سلوة الحزين، قم، چاپ اول، 1407ق، ص280.
ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 177

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

عارف بالله آیت الله ملکی تبریزی می گوید: اگر کسى نتوانست قلب خود را اصلاح کند، چاره اى جز کوبیدن درِ لطف و بخشش خداى کریم و رحیم براى توفیق ، تأیید و هدایت نخواهد داشت . مبارزه با فریب هاى نفس و شیطان پایانى ندارد مگر این که عجز خود را به خوبى درك کرده و صادقانه به خداوند پناه بریم.

عقیق:  عارف بالله آیت الله ملکی تبریزی می گوید: اگر کسى نتوانست قلب خود را اصلاح کند، چاره اى جز کوبیدن درِ لطف و بخشش خداى کریم و رحیم براى توفیق ، تأیید و هدایت نخواهد داشت . به همین جهت اگر کسى واقعا بفهمد که نمى تواند نفس و قلب خود را اصلاح نماید و چاره اى جز درخواست رحمت پروردگار خود ندارد و خود را مانند کسى ببیند که در دریاى عمیقى در حال غرق شدن یا در آتش گرفتار شده است و خود و دل و عمل و کارش را به خدا سپرده و به عنایت او خوشبین باشد حتما نجات یافته ، سعادتمند شده و به خواسته خود مى رسد . زیرا او توانایى است که ناتوان نشده ، بخشنده اى است که بخل نورزیده و امینى است که خیانت نمى کند . و گفته اند - و چه خوب گفته اند : مبارزه با فریب هاى نفس و شیطان پایانى ندارد مگر این که عجز خود را به خوبى درك کرده و صادقانه به خداوند پناه بریم.

بزرگترین اقبال برای آدمی این است که خداوند او نقص ناپذیر است، در او نقصی راه ندارد. او حی لا یموت است و دچار  ظلمات نفسانی که ما آدمیان درگیر آن هستیم نمی شود بنابراین اگر کسی به جد بخواهد راه مراقبه را در پیش بگیرد و به او توکل کند به قدرتمندی تکیه کرده که قدرت او زوال نمی پذیرد به اولی تکیه داده که هم اول است، هم آخر، به ظاهری تکیه داده که هم ظاهر است هم باطن. به حکیمی تکیه داده که علمش را از جایی کسب نمی کند و هیچ جهلی به او راه ندارد. 

دوستی با خداوند، عقل و دل را بیدار می کند

اما مهم ترین امیدواری انسان در مراقبه ذهن و روح آنجاست که خداوند خود را سریع الرضا می داند و چه امیدواری از این بالاتر که انسان بداند اگر حقیقتا توبه کند و به راه صلاح برگردد بسیار  سریع می تواند پروردگارش را راضی کند. اما طی این مسیر ممکن نمی شود مگر این که انسان بتواند آرزوهای نفسانی را رها کند چون بدون کوچ از ظلمات نمی توان به نور رسید، کوچ از ظلمات، محبت خداوند را در قلب انسان بیدار می کند.

آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب "المراقبات"، دوستی با خداوند را عامل بیداری عقل و دل می دانند و تصریح می کنند:  اى نفس ! بدان که مى توانى نزدیکى و رضایت او - خداوند - را در مدت یک روز بلکه در یک ساعت و یک لحظه به دست آورى به شرط این که بداند نیت تو در ترك غیر خدا و قصد دیدار او صادقانه و پاك است، زیرا او حاضر است نه غایب ؛ روآورنده است نه روگردان ، و مشتاق است نه غیر آن . آیا فرمایش خداوند به حضرت عیسى علیه السلام  را نشنیدى که به آن حضرت فرمود: اى عیسى ! چقدر چشم بدوزم و با بهترین شکل ، بندگانم را بخوانم ولى آنها به طرف من نیایند . آیا این حدیث قدسى را نشنیده اى که خداوند فرمود: اگر کسانى که به من پشت کردند، مى دانستند که چگونه در انتظار آنان هستم و چه اشتیاقى به بازگشت آنان دارم از شوق من مى مردند و اعضاى بدن آنها از هم جدا مى شد. نیز روایت شده است که خداوند متعال مى فرماید : بنده من! قسم به حق تو بر من که من تو را دوست د ارم ، قسم به حق تو بر من ، تو نیز مرا دوست بدار .

حجاب بین محبوب و مُحب ریشه آشفتگی ها است

همچنان که در  محتوای این حدیث قدسی به روشنی آمده است: اگر کسانی در درون، آرامش خود را از دست داده اند و دچار تشویش خاطر هستند به خاطر آن است که از خدا رویگردان شده اند و ریشه این رویگردانی هم حجابی است که بین محبوب و مُحِب افتاده است. مُحِب اگر می دانست محبوب او که خداوند است تا چه اندازه مشتاق اوست و او را دوست دارد از شوق قالب تهی می کرد و جوارح او از کشش شوق شکافته  و بند بند وجودش از هم گسسته می شد.

در واقع مراقبه ذهنی و روحی زمانی حاصل می شود که دریای متلاطم وجود آدمی در  جذبه محبت حق آرام بگیرد اما این جذبه و مغناتیس زمانی برای انسان حاصل می شود که او بتواند حجاب های نفسانی را از میان بردارد مثل این است که کسی می خواهد در پرتو آفتاب قرار گیرد اما او برای این که بتواند در پرتو آفتاب قرار بگیرد باید از غار تاریک نفس بیرون بیاید وگرنه لطف آفتاب را نخواهد دید.

مبارزه با شیطان تمامی ندارد مگر ...

عارف بالله آیت الله ملکی تبریزی در این باره می گوید: اگر کسى نتوانست قلب خود را اصلاح کند، چاره اى جز کوبیدن درِ لطف و بخشش خداى کریم و رحیم براى توفیق ، تأیید و هدایت نخواهد داشت . به همین جهت اگر کسى واقعا بفهمد که نمى تواند نفس و قلب خود را اصلاح نماید و چاره اى جز درخواست رحمت پروردگار خود ندارد - و خود را مانند کسى ببیند که در دریاى عمیقى در حال غرق شدن یا در آتش گرفتار شده است - و خود و دل و عمل و کارش را به خدا سپرده و به عنایت او خوشبین باشد حتما نجات یافته ، سعادتمند شده و به خواسته خود مى رسد . زیرا او توانایى است که ناتوان نشده ، بخشنده اى است که بخل نورزیده و امینى است که خیانت نمى کند . و گفته اند - و چه خوب گفته اند  مبارزه با فریب هاى نفس و شیطان پایانى ندارد مگر این که عجز خود را به خوبى درك کرده و صادقانه به خداوند پناه بریم. پس باید عمل خود را به خدا سپرده ، باطن ، روح ، قلب ، بدن ، ایمان و عمل را به خداوند تسلیم نماید که خداوند در حق کسى جفا و خیانت نمى کند. آنگاه فرض کند که در مقابل خداوند متعال ایستاده و در حالى که بدون واسطه با او در حال سخن گفتن است به او مى گوید : آیا پاسخ تو نه خواهد بود - و گفتن کلمه نه براى او سنگین تر از کوهها باشد - سپس بگوید : اگر بگویى نه واى بر من ! واى بر من ! و به فریادم برس ! به فریادم برس ! سپس درباره خوارى خود در برابر خداى متعال در جمیع ابعاد و آثارش ، در عقل و روح و بدنش فکر کرده و آنگاه براى تمام این مصیبتها یکى پس از دیگرى گریه کند و بگوید : واى بر عقل من اگر پروردگار و آقاى من آن را بپوشاند ! عقل من چه حالى خواهد داشت اگر نتواند به مقام نور، شرف ، حضور، آبرومندى و منزلت داشتن نزد خدا و رسیدن به مقام فرماندهى فرشتگان و امین وحى خدا بودن برسد؛ عبادت کننده هواى نفس ، مطیع خوك شهوت و خدمتگزار غضب شده و نتواند به همسایگى بهترینها و نزدیکى پروردگار جهانیان برسد؛ و سرانجام ماهیت انسانى او تغییر کرده و تبدیل به شیطانى گمراه کننده و فریبکار شود.

تا نگرید طفل کی جوشد لبن؟

اما همچنان که  امیرالمؤمنین می فرماید: بنده جز سلاح گریستن در برابر پروردگار چه امیدواری دیگری می تواند داشته باشد؟ گریستن،  قلب قسی آدمی را که سنگ خارا شده، دوباره نرم می کند مثل خاکی که سال هاست بارانی به آن نرسیده و خشک شده، دوباره زیر باراش باران نرم و مستعد رویش می شود. از این رو است که تضرع در برابر خداوند و از در عجز و بیچارگی وارد شدن می تواند آرامش از دست رفته را به روح آدمی بازگرداند،  همچنان که مولانا در مثنوی معنوی به زیبایی و ظرافت این مفهوم را باز می کند که: "تا نگرید ابر کی خندد چمن / تا نگرید طفل کی جوشد لبن / طفل یک روزه همی‌داند طریق / که بگریم تا رسد دایهٔ شفیق / تو نمی‌دانی که دایهٔ دایگان / کم دهد بی‌گریه شیر او رایگان / گفت فلیبکوا کثیرا گوش دار / تا بریزد شیر فضل کردگار ."

قیاس ها و نتیجه گیری ها ی مولانا در این جا بسیار شگفت است. او می گوید اگر چمن می خواهد بخندد و به طراوت برسد ابرهای بالای سر او باید گریه کنند همچنان که اگر طفلی گریه نکند  به شیر نخواهد رسید. طفل می داند که اگر اظهار بیچارگی نکند دایه او نخواهد رسید حال اگر بنده می خواهد دایه دایگان به داد او برسد باید بداند که بیچاره است و این بیچارگی را نزد پروردگار بیاورد. اگر کسی می خواهد مثل چمن به آن طروات درونی برسد باید ابر چشمانش در غفران جویی از پروردگار و عذر آوردن به درگاهش در برابر کوتاهی ها و کج روی ها بگریند.

 

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

«خداوند می‌خواهد رابطه بین او و بنده‌اش و این رابطه قطع نشود. اگر از ناحیة بنده خطای عملی سرزده و اگر از نظر معرفتی جاهل است، هر چه که باشد،‌ اینها مانع نشود که این رابطه قطع شود. اصلاً بزرگی و کرامت او اقتضا می‌کند که نگذارد این رابطه قطع شود»

عقیق:همیشه لحظه شماری می‌کردم برای اینکه آخرین جلسه قبل ماه رجب فرا برسد. چون هر سال در این جلسه، وقتی صحبتهایش درباره موضوعِ مورد بحث تمام می‌شد، برای چند دقیقه آخر به فرا رسیدن ماه رجب اشاره می‌کرد و در حالی که لحن صحبتهایش عوض شده بود، برای بهره گیری از برکات عظیم این ماه تذکراتی می‌داد. از جمله تلاش برای اصلاح و تهذیب خلقیاتی که مانع بهره‌گیری از ماه مبارک رمضان می‌شد. مثل همیشه به تداوم ذکر «اَسْتَغفرُ الله وَ اَسّئَلُهَ التّوبة» در این ماه تأکید می‌کرد و می‌گفت بزرگداشت این ماه،‌ اختصاصی به اسلام ندارد:

آنطور که دیدم، در زمان جاهلیت، مردم به انتظار ماه رجب می‌نشستند تا حاجاتشان را از روی همان عقیده‌ای که داشتند در این ماه طلب کنند. عقیدة آنها این بود که اگر در ماه رجب، حاجات خود را طلب کنند، به اجابت می‌رسد. در زمان جاهلیت که از اسلام خبر نبود، ماه رجب در بین مردم چنین سابقه‌ای داشته است.

خیلی بر مداومت به دعاهای این ماه تأکید می‌کرد و جمله جمله دعای «خابَ الوافِدونَ علی غَیرِک»‌ را می‌خواند و توضیح می‌داد. می‌گفت: این ماه، ماه گرفتن حاجتهاست و در این زمینه به دعای «یا مَن یَملِکُ حَوائِجَ السّائلینَ و یَعلَمُ ضَمیرَ الصّامِتین» در بعد از هر نماز، اشاره می‌کرد. و من فکر می‌کردم چرا در تمام مساجد و نمازهای ما، تنها وتنها دعای «یا من ارجوه لکل شیء» تکرار می‌شود و همه جا مردم را از دیگر دعاهای زیبا و پر مغز دیگر این ماه محروم می‌کنند!

بعد شروع می‌کرد به نصیحت کردن. جملاتی از این دست که: دوستان! از این فرصت استفاده کنید؛ خوب استفاده کنید. می‌گفت: «این همه سفارش به استفاده از موقعیتهای زمانی و مکانی برای این است که خدا نمی‌خواهد ما را به جهنم ببرد. ما خودمان هستیم که بد می‌کنیم. لذا به دوستان سفارش می‌کنم از ماه رجب غفلت نکنید؛ زیاد استغفار کنید. اینهاست که انسان را تطهیر می‌کند و ما را از آن عذابهایی که این جسمها طاقتش را ندارد، دور می‌کند». اینجا بود که صدای گریه از همه جای مجلس بلند می‌شد و بعد در میان نصیحتهایش خودش هم می‌زد زیر گریه ...

خودش یک بار از درس اخلاق استادش امام خمینی گفته بود که آنچه امام می‌گفت عمدتاً همان چیزهایی بود که ما خودمان خوانده بودیم یا شاید از دیگران هم شنیده بودیم، اما وقتی از زبان این مرد بیرون می‌آمد تمام جلسه تکان می‌خورد و هیچ کس نمی‌توانست جلوی گریه‌هایش را بگیرد. حالا شده بود حکایت خود حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) که همان حرفها یا حدیثهایی را که بارها خوانده یا شنیده بودیم را تکرار می‌کرد اما وقتی از زبان او می‌شنیدیم گویی برای اولین بار است که می‌شنویم و تکان می‌خوردیم.

باز ادامه می‌داد: «خداوند می‌خواهد رابطه بین او و بنده‌اش و این رابطه قطع نشود. اگر از ناحیة بنده خطای عملی سرزده و اگر از نظر معرفتی جاهل است، هر چه که باشد،‌ اینها مانع نشود که این رابطه قطع شود. اصلاً بزرگی و کرامت او اقتضا می‌کند که نگذارد این رابطه قطع شود؛ لذا به پیغمبرش هم همین را امر می‌کند و می‌گوید: تو موجودی هستی که باید همان روش که من با بندگانم دارم داشته باشی؛ یعنی خداگونه عمل کنی. یعنی ای پیامبر! تو باید از بندگان خدا دستگیری کنی و دست رد به سینة کسی نزنی! این روش، روش من است.

این روش، روش الهی است. این روش را مؤمن هم باید در آداب معاشرتی‌اش حفظ کند. به یک معنا «طرد» در آداب معاشرت اسلامی وجود ندارد. طرد کردن، نادر است؛ هر چه هست دستگیری است. اگر خطای عملی است، باید اغماض شود و اگر خطا از نظر درونی و عدم کشش است، آن هم باید اغماض شود؛ برای اینکه دستگیری و به صراط مستقیم هدایت شوند».

بعد اضافه می‌کرد: خدایی که به پیغمبرش می‌فرماید که دیگران و خطاکاران را طرد نکن و این کار جزو ادب اسلامی نیست، آیا ممکن است خودش ما را به خاطر اشتباهاتمان طرد کند؟

حاج آقا هر سال در این شب، به حدیث مشهور «داعی» اشاره می‌کرد که همان فرشته‌ای است که پیغمبر اکرم «ص» در روایتی می‌فرمایند:

« اِنَّ اللهَ تَعالی نَصَبَ فِی السَّماءِ السّابِعَةِ مَلَکاَ»؛ خداوند در آسمان هفتم فرشته‌ای نصب فرموده است که

«یُقالُ لَهُ الدّاعی»؛ به او «داعی» گفته می‌شود.

 «فَاِذا دَخَلَ شَهرُ رَجَبٍ یُنادی ذلِکَ المَلَکُ کُلَّ لَیلَةٍ مِنهُ اِلی الصَّباح»؛ پس هنگامی که ماه رجب وارد می‌شود، این فرشته هر شب تا به صبح ندا می‌دهد:

«طوبی لِلذّاکرینَ، طوبی لِلطّائِعین»؛ خوشا به حال اهل ذکر! خوشا به حال اهل طاعت!

«وَ یَقولُ اللهُ تَعالی»، این ملک می‌گوید: ای مردم! امشب خدا می‌گوید:

«اَنَا جَلیسُ مَنْ جالَسَنی»؛ من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد،

«وَ مُطیعُ مَن اَطاعَنی». (چه تعبیر عجیبی!) من از کسی که از من اطاعت کند، اطاعت می‌کنم. یعنی هر چه بخواهی به تو می‌دهم.

«وَ غافِرُ مَنِ اسْتَغفَرَنی»؛ هر که از من طلب غفران و بخشش کند،‌ او را می‌آمرزم.

«اَلشَّهْرُ شَهری»؛ این ماه، ماه من است؛ ماه رجب ماه خداست.

 «وَالعَبْدُ عَبدی»؛ بنده هم، بندة من است،

«وَالرّحْمَةُ رَحْمَتی»؛ رحمت، رحمت من است؛ رحمت من فراگیر است.

«فَمَنْ دَعانی فِی هذالشَّهرِ اَجبْتُهُ»؛ هر که در این ماه مرا بخواند، جوابش را می‌دهم.

«وَ مَنّ سَئَلَنی آَعْطَیْتُهُ»؛ و هر کس در این ماه از من چیزی درخواست کند، به او عطا می‌کنم.

«وَ مَنِ اسّتَهّدانی هَدَیْتُهُ»؛ هر کس از من هدایت بخواهد، هدایتش می‌کنم.

«وَ جَعَلّتُ هَذاالشَّهْرَ حَبْلآً بَینی وَ بَینَ عِبادی»؛ این ماه را ریسمانی بین خود و بنده‌ام قرار دادم.

«فَمَنِ اعّتَصَمَ بِهِ وَصَلَ اِلَیَّ». چه تعبیر بالایی است! اگر کسی در ماه رجب به این حبل و ریسمان اعتصام پیدا کند، به من خواهد رسید.

راستش من احساس می‌کردم درست از ابتدای ماه رجب، لحن و ادبیات حاج آقا مجتبی گرایش عجیبی به سمت «امید» و «رجا» پیدا می‌کرد و این لحن و این ادبیات همین طور ادامه و افزایش پیدا می‌کرد تا اینکه در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان و شب قدر سوم،‌ به اوج خودش می‌رسید...

 

منبع:فارس

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

به گزارش مشرق، آيت الحق مرحوم حاج ميرزا علي قاضی طباطبائی درباره ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان فرمود:


هان!‌اي برادران عزيز و گراميم؛ آگاه باشيد! متوجّه و هشيار باشيد كه ما در قرقگاه زماني (ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان) داخل شده‌ايم!

و همان‌گونه كه در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتكاب يك سلسله اعمالي كه در جايي جرم نيست، امّا در حرم جرم محسوب مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني محسوب مي‌شوند، چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد و به‌‌ همان نحو كه در قرقگاه مكاني كه حرم است، انسان به كعبه نزديك مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني است، انسان به مقام قرب خداوند مي‌رسد. پس چقدر نعمت‌هاي پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتي را بر ما تمام نموده است.

پس حال كه چنين است، قبل از هر چيز، آنچه كه بر ما واجب و لازم مي‌باشد، توبه ايست كه داراي شرايط لازم و نمازهاي معلومه است۱ و پس از توبه، واجب‌ترين چيز بر ما، پرهيز از گناهان صغيره و كبيره است تا جايي كه توان و قدرت و استطاعت داريم!.

پس به راستي، هر كسي كه در صدد متذكّر شدن به ذكر حقّ و در مقام خشيّت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد، مي‌تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذكّر گردد!.

پس از اين مرحله، با دل‌هاي خود، به خداوند رو آورده، بيماري‌هاي گناهانتان را معالجه و مداوا نمائيد و به وسيلۀ استغفار، بزرگي و سنگيني عيوب خود را كاهش دهيد و بپرهيزيد از اينكه حريم الهي را بشكنيد و پرده‌هاي حجاب را بالا زده، حرمت حرم را هتك نمائيد!

زيرا به راستي چنين شخصي در نظام تكوين بي‌آبرو و مهتوك است؛ گرچه خداوند كريم از روي كرمش، به حسب ظاهر، آبروي او را حفظ نمايد و همين جزاي اوست و نيازي به مجازات پروردگار ندارد!.

و امّا دستورالعمل اين سه ماه:
۱. بر شما باد به اينكه نمازهاي فريضۀ خود را با نوافل آنكه مجموعاً پنجاه و يك ركعت است، در بهترين اوقاتشان انجام دهيد و اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت آن را به جا بياوريد.

۲. و امّا در مورد نافلۀ شب، به خصوص بايد بدانيد كه: انجام دادن آن در نظر مؤمنان و سالكان حضرت معبود، از واجبات است و هيچ چاره‌اي جز به جا آوردن آن نيست.

۳. بر شما باد به قرائت قرآن كريم در نافله‌هاي شب! كه انسان را حركت داده، سير او را سريع مي‌نمايد و براي او بسيار مفيد است. پس تا مي‌توانيد در شب‌ها قرائت قرآن كنيد، زيرا قرائت قرآن شراب مؤمنان است.

۴. بر شما باد به انجام دادن اوراد و أذكاري كه هر يك از شما به عنوان دستور در دست داريد و بر شما باد به مداومت سجدۀ يونسيّه و گفتن ذكر يونسيّه: «لا إلهَ إلا أنتَ سُبحانكَ إني كُنْتُ مِن الظالمين۷» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.

۵. بر شما باد به زيارت مشهد اعظم، كه مراد‌‌ همان حرم مطهّر اميرمؤمنان (ع) و قبر نوراني آن بزرگوار است و نيز ساير مشاهد مشرّفۀ اهل‌بيت (ع) و مساجد معظّمه، مانند: «مسجد الحرام»، «مسجدالنّبي»، «مسجد كوفه»، «مسجد سهله» و به طور كلّي هر مسجدي از مساجد؛ زيرا مؤمن در مسجد، همانند ماهي است در آب دريا!

۶. هيچ‌گاه پس از نمازهاي واجب خود، تسبيحات حضرت صدّيقه (س) را ترك ننماييد؛ زيرا اين تسبيحات، يكي از انواع «ذكر كبير» شمرده شده است.

۷. يكي از وظايف مهم و لازم براي سالك إلي‌الله، دعا براي فرج حضرت حجّت (عج) در قنوت «وَتْر» است. بلكه بايد در هر روز و در همۀ اوقات و همۀ دعا‌ها، براي فرج آن بزرگوار دعا نمود.

۸. يكي ديگر از وظايف لازم و مهم، قرائت زيارت جامعه، معروف به «جامعۀ كبيره» در روز جمعه است.

۹. لازم است كه قرائت قرآن حتماً كمتر از يك جزء نباشد.

۱۰. تا مي‌توانيد بسيار به ديدار و زيارت برادران نيكوكار خود بشتابيد؛ زيرا به راستي آن‌ها برادراني هستند واقعي كه در تمام مسير، همراه انسانند و با رفاقت خويش، آدمي را از تنگنا‌ها و عقبات نفس عبور مي‌دهند!.

۱۱. به زيارت اهل قبور ملتزم باشيد؛ ولي نه به صورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، يك روز انجام بگيرد) و نبايد زيارت قبور در شب واقع گردد.


پي‌نوشت‌ها:
۱. مقصود‌‌ همان دستور توبه‌اي است كه رسول خدا (ص) در ماه ذي‌قعده داده‌اند و در كتب ادعيه، مثل «مفاتيح الجنان» آمده و چهار ركعت نماز دارد.


منبع: ماهنامه موعود شماره ۱۶۱
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

به گزارش مشرق، آيت‎الله عبدالله جوادي آملي امروز در مسجد اعظم در ادامه تفسير سوره مباركه فصلت با قرائت آيه «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ﴿۲۶﴾»، گفت: مشركان خواستند در برابر تحدي قرآن حرفي بياورند، نتوانستند، حداكثر سبعه معلقه را آوردند، بعد تصميم گرفتند با بي‌ادبي با قرآن مقابله كنند و هم به خود قرآن و هم به آورنده قرآن توهين كردند، هم به لحاظ درون‌مايه‌اي گفتند شعر و شعبده و سحر و كهانت است و هم از نظر ارتباط با فاعل گفتند فريه و دروغ است.

وي افزود: هم گفتند افترا است، وجود مبارك پيامبر (ص) را هم گفتند شاعر و ساحر و مجنون است، اين‌ها اعمال لغو درباره قرآن كريم و آورنده قرآن كريم است، اين‌ها كه به ديگران دستور دادند با هوچي‌گري جلوي قرآن را بگيريد، پيروان آنان مي‌گويند اين‌ها را نشان ما بدهيد تا زير پايمان له كنيم.

مفسر برجسته قرآن كريم با اشاره به آيه «فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲۷﴾»، بيان كرد: در جريان عذاب ذائق، مذوق را هضم مي‌كند، اما يك وقت است انسان آب گوارا را هضم مي‌كند و يك وقت آب تلخ و گدازنده را هضم مي‌كند، اگر انسان يك بار عذاب بچشد، نظير مرگ تمام مي‌شود اما وقتي كه عذاب مستمر و مانند آن است، اين‌ها دائما در حال هضم كردن داروي تلخ و سم هستند، هضم كردن غير از حلاوت است.

وي گفت: فرمود بدترين كار آنان را پاداش مي‌دهيم، اين كه عذاب را به آنان مي‌چشانيم، اين چشاندن همان عذاب شديد است، و نوشيدن عذاب چيز ديگري است، همين كه لب مي‌زنند عذاب شديد است، ذق اين است كه در ماه مبارك رمضان روزه‌دار مي‌تواند غذا را بچشد، اين چشيدن در ماه رمضان فضاي زبان قرار مي‌گيرد و انسان بيرون مي‌اندازد.

آيت‌الله جوادي آملي با قرائت آيه «ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿۲۸﴾»، ابراز كرد: كيفر اينان آتش است، اين‌ها از آن جا بيرون نمي‌آيند، براي اين كه هر وقت در دنيا به آنان مي‌گفتيد به راه راست بياييد، مي‌گفتند براي ما تفاوتي ندارد كه به ما موعظه كني يا موعظه نكني، ديگر بيمار شده‌اند و كار از كار گذشته است.

وي ادامه داد: قرآن كريم به مريضي كه با پرهيز خوب مي‌شود دستور تقوا داده است اما به كساني كه كار از كارشان گذشته است، مي‌گويند هر چه مي‌خواهيد انجام دهيد، ديگر مريضي همه جا را فراگرفته است، پرهيز مال بيماري است كه در صراط درمان است.

مؤلف كتاب مفاتيح‌الحيات با اشاره به آيه «وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ ﴿۲۹﴾»، گفت: همين گروهي كه زيرمجموعه رهبران كفر بودند مي‌گويند يك عده دستور مي‌دهند و يك عده اجرا مي‌كنند، آن محاوره در سوره مباركه سبأ و سوره مباركه اعراف سر جاي خود محفوظ است، قرآن در سوره مباركه اعراف مي‌گويند شما خودتان حرف آنان را اطاعت كرديد، براي هر دو گروه عذاب دوچندان است، تابع و متبوع هر دو دوعذاب دارند.

بركات نزول فرشتگان بر مؤمنان

وي با قرائت آيه «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۳۰﴾»، اظهار كرد: در قبال گروهي كه خداوند فرمود قرين سوء همنشينشان خواهد شد، اين گروهي است كه خداوند وعده مي‌دهد كه فرشتگان بر آنان نازل مي‌شود، كساني كه از نظر ايمان منطق و رفتار و گفتار و سيره‌شان و سريره‌شان اين است كه ايمان دارند و برابر ايمان عمل كردند و استقامت ورزيدند، فرشتگان بر اين‌ها نازل مي‌شود.

حضرت آيت‌الله جوادي آملي با اشاره به بركت نزول فرشتگان ادامه داد: چندين بركت در تنزل فرشته‌ها هست، يكي نجات از هراس و ديگري نجات از غم و اندوه و بشارت بهشت و اعلام ولايت است كه ما با يكديگر تحت ولايت الله به سر مي‌بريم، اين ولايت هم در دنيا و هم در آخرت هم هست، اين ولايت مستمر خواهد بود.

وي با بيان آيه «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ ﴿۳۱﴾»، اظهار كرد: آن چه بدن شما مي‌خواهد در بخش‌هاي اكل و شرب و مانند آن وجود دارد، آن چه جان شما مي‌خواهد وجود دارد، آن چه كه مربوط به مشتهيات است براي شما حاصل است و آن چه كه مربوط به مدعيات است براي شما حاصل است، شما در نعمت الهي غرق هستيد.

مفسر برجسته قرآن كريم با قرائت آيه «نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ ﴿۳۲﴾»، خاطرنشان كرد: اين‌ها تازه، اولين چيزي است كه خداوند براي مهمان تازه‌رسيده مي‌آورد، مهمان كه آمد بعد از تعارف لفظي يك شربت و ميوه‌اي مي‌دهند تا طعام حاضر شود، مي‌فرمايد اين هفت هشت چيزي كه داديم تازه نزل است، يك سري چيزهايي است كه اصلا شما نمي‌دانيد تا دعا كنيد و بخواهيد.

وي ابراز كرد: دعاي هر كس و آرزوي هر كسي و پيشنهاد هر كسي محدود به معرفت او است، اگر كسي معرفتش محدود است، دعا و آرزوي او هم محدود است، هيچ كشاورزي در تمام عمر آرزوي نمي‌كند كه اي كاش من نسخه خطي تهذيب شيخ طوسي را داشتم، در بهشت چيزهايي هست كه نمي‌دانيم كه بخواهيم.

آيت‌الله جوادي آملي با تأكيد بر اين كه آرزوي هر كسي به قدرت درك او است، ابراز كرد: خداوند فرمود «و لدينا مزيد»، اجمالا بدانيد هر چه شما بخواهيد هست، اما «فلا تعلم نفس من قره اعين»، شما نمي‌دانيد تا از خداوند بخواهيد، اين هفت هشت نعمتي كه خداوند مي‌دهد تازه نزل و ابتداي پذيرايي است، مهماني كه براي مائده دعوت شده ابتدا يك استكان چاي و شربتي به او مي‌دهند.

وي گفت: ذات اقدس اله رب عالمين است، انسان جهان فرشته و شياطين و همه نعمت‌هاي الهي مخلوق خداوند هستند، چون رب عالمين هست، ولي عالمين و اله عالمين هست، لكن ولي و اله بودن براي مؤمنان با مهر و صفا همراه است و براي مشركان با قهر و عقاب همراه است، ما دو تا ولي نداريم كه ولي اهل ايمان خدا باشد و اولياي كافران، طاغوت باشند، آنان عبد خداوند هستند، آنان كلب معلم هستند.

تمام شبهات و مغالطات ضد دين منشأ شيطاني دارد

مؤلف كتاب مفاتيح‌الحيات ابراز كرد: اگر بخواهيم اين كلب معلم را به سمت كسي بفرستيم، اين كار را انجام مي‌دهيم، اگر اين‌ها اوليا كافران هستند اين‌ها دارند رسالت الهي را انجام مي‌دهند، اوليا طاغوت به اذن الهي كار انجام مي‌دهند، اين اوليا جزو مأموران قهر ذات اقدس اله هستند، هر كس باشد در نظام تشريع ممكن است معصيت بكند اما در نظام تكوين بنده خداوند است.

وي با اشاره به سنت خداوند كه ابتدا جامعه بشري را هدايت كرد، ادامه داد: اما آنان به سوء اختيار خود راه را اشتباه رفتند، راه همچنان باز است اما دو عامل است كه سبب كيفر آنان مي‌شود، يكي عامل انديشه است، تمام شبهه‌ها و مغالطات و اشكال‌هاي ضددين يك منشأ شيطنت دارد، كه در سوره مباركه انعام به اين مطلب اشاره شده است.

آيت‌الله جوادي آملي ابراز كرد: تمام شبهات و مغالطات منشأ شيطنت دارد، شيطان تحريك مي‌كند تا عليه دين عده‌اي قلم‌فرسايي بكند، اين در بخش انديشه است و در بخش عملي هم كه افرادي شكاك و سوفيست وجود دارد، اين كه اين‌ها اين كار را انجام مي‌دهند به اذن خداوند كار انجام مي‌دهند.

وي خاطرنشان كرد: فرشته‌ها نيز تحت ولايت مطلق ذات اقدس اله است، اين كه فرمود فرشتگان را خداوند نازل مي‌كند تا با مؤمنان همراهي كند، اين دستور خداوند است، انساني كه هراسناك است و مي‌ترسد و گرفتار غم و اندوه است، فرشتگان او را تطهير مي‌كنند و او را به صبر و امثال صبر موفق مي‌دارد.

درس و بحث گوشه‌اي از كار است

مفسر برجسته قرآن كريم به تبيين ولايت «الله»، درباره مؤمنان پرداخت و گفت: ولايت ذات اقدس اله درباره مؤمنان اين است كه فرشتگان را براي مؤمنان نازل مي‌كند، هم در دنيا و هم در حال احتضار و هم در برزخ و هم در ساهره قيامت و هم در بهشت، نسبت به كل جهان هم مي‌فرمايد اگر راه را درست برويد ما باران و آفتاب و ابر را به موقع روزي‌تان مي‌كنيم.

وي افزود: اگر بيراهه نروند انسان‌ها خداوند باران رحمتش را نازل مي‌كند، اما اگر ببينند كه رحمت‌هاي الهي را هدر مي‌دهند به اين ابرها دستور مي‌دهند كه در كويرها يا در درياها ببارد كه نصيب مردم نشود، اما صريح وعده قرآن اين است كه اگر مردم در راه مستقيم باشند، باران پر و فراوان مي‌آيد.

آيت‌الله جوادي آملي تأكيد كرد: اما اگر كم‌فروشي و اختلاس و بدرفتاري باشد و انتظار داشته باشيد سدها پر بشود، اين چنين نيست، فرشته آمدن و باران آمدن منوط به استقامت ما است، در بخش‌هاي ديگر هم فرمود اگر اهل قريه‌ها تقوا داشته باشند، همه روزي‌ها تأمين مي‌شود و درباره اهل كتاب هم اين چنين فرمود، يك مدير كل است كه عالم و جهان را اداره مي‌كند.

وي گفت: فرمود براي ما فرقي نمي‌كند، هر كس در هر زمان و زميني به دين خود عمل بكند ما نعمت‌هاي خودمان را بر آنان نازل مي‌كنيم و اين اختصاصي به مرگ ندارد، ماه مبارك رمضان انسان جزو ضيوف الرحمان هستند، حاجيان جزو ضيوف الرحمان هستند، كساني كه راه را درست بروند هميشه جزو ضيوف الرحمان هستند، اما ماه رمضان و مكه مظهر قوي‌تر اين ضيوف الرحمان هستند.

مفسر برجسته قرآن كريم با اشاره به فرارسيدن ماه مبارك رجب بيان كرد: ماه پربركت رجب در پيش است، تا مي‌توانيد در ماه رجب روزه بگيرد، مخصوصا كساني كه قدرت جواني دارند، از روزه‌هاي اين ايام و مبعث و ايام اعتكاف فراموش نشود، درس و بحث گوشه‌اي از كار است، اساس كار جاي ديگر است، اگر اين اساس كار را رعايت بكنيم، آن وقت لذت علم و طهارت را مي‌چشيم، اگر لذت طهارت را بچشيم هيچ چيزي جاي آن را نمي‌گيرد، اگر عالم را به وي بدهيم، برايش گزنده است.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

پاسدار شهید محسن کمالی روز جمعه در دفاع از حرم اهل بیت (ع) به شهادت رسید.

پیکر این شهید بزرگوار هنوز به ایران اسلامی منتقل نشده و قرار است پس از انتقال پیکر پاسدار شهید محسن کمالی، پیکر مطهر ایشان با حضور مردم ولایی استان البرز تشییع و در گلزار شهدای امامزاده محمد (ع) به خاک سپرده شود.
مجتبی ذوالنور مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شامگاه جمعه با حضور در منزل این شهید بزرگوار به خانواده معظم وی تسلیت گفت.
وی در گفت‌وگویی از ویژگی‌های اخلاقی این پاسدار شهادت گفت.
ذوالنور در پاسخ به این پرسش که آیا با شهید کمالی آشنا بوده است، گفت: این شهید بزرگوار از جوانان ولایی شهرستان کرج بود و علیرغم سن اندک و جوانی ایشان، از روحیه والایی برخوردار بود.
وی مهمترین ویژگی شهید محسن کمالی از مدافعان حرم اهل بیت (ع) را تقید به نماز اول وقت توصیف کرد و گفت: ایشان تاکید داشت که نماز را باید در اول وقت و به صورت جماعت اقامه کرد و تلاش بسیاری داشت تا لحظه‌ای در اقامه نماز جماعت غفلت نکند.
مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپس به خاطره‌ای از پاسدار شهید محسن کمالی اشاره کرد و گفت: چند بار پیش از آنکه برای ماموریت و خدمت به مردم مظلوم و بی دفاع سوریه اعزام شود، با او دیدار داشتم.
ذوالنور تصریح کرد: همواره پیش از سفر از من می‌خواست که برای شهادت ایشان دعا کنم و می‌گفت، دعا کنید تا این سفر آخرم باشد و در راه دفاع از حرم شریف اهل بیت (ع) به شهادت رسیده و دیگر باز نگردم.
وی بیان داشت: این شهید بزرگوار سپاه اسلام عاشق شهادت و پیوستن به امام شهدا (ره) و قرار گرفتن در شمار شهدای اسلام و انقلاب بود و در نهایت نیز به آرزوی خود رسید.
ذوالنور گفت: اگر چه از دست دادن جوانانی غیور، مومن، متعهد، مخلص و ولایی چون شهید محسن کمالی سخت و دردناک است، اما افتخار می‌کنیم که در ایران اسلامی چنین جوانانی حضور دارند و مدافع راه ولایت هستند.
وی تاکید کرد: به طور قطع با وجود چنین جوانانی، احدی توان و جسارت تعرض به ایران اسلامی را نداشته و نخواهد داشت.

 

منبع: تابناک

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهیدمحسن کمالی, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حبیب جنت‌مکان، رزمنده اهوازی گردان جعفر طیار(س) در دوران جنگ تحمیلی در سامرا به شهادت رسید.

مراسم تشییع شهید حبیب جنت‌مکان در کرج برگزار می‌شود و مراسم تدفین این شهید در امام‌زاده طاهر کرج صورت می‌گیرد.

حبیب جنت‌مکان را در عراق به نام ابوالمکارم می‌شناختند. این شهید از جانبازان دفاع مقدس بوده که به‌صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) به عراق رفته بود و در درگیری با تروریست‌های تکفیری به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

 

عکس/«جنت‌مکان»ی که خُلد آشیان شد

 

تصویر سمت چپ.حاج حبیب جنت مکان می باشند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام
روزی که خبر شهادت بسیجی بی ادعای حرم "حاج حبیب جنت مکان" را از شمال شهر الرمادی عراق آوردند، در خود شکستم...!
گروه جهاد و مقاومت مشرق- حکایت مظلومیت یاران خمینی کبیر داستانی پایان ناپذیر است. آنها نه فقط مظلوم شهر و شهید جبهه بودند بلکه قصه حضورشان در جبهه های جنگ هم قصه ای عجیب و غریب بود و حال شاید بازگو کردنش و باورش هم برای خیلی از جوانان و ملت عزیزمان که آن ایام را از نزدیک لمس نکرده اند، سخت باشد.

 

  آن زمان که امام همیشه مظلوم امت فرمودند : جنگ در راس امور است هیچ گاه آنگونه که باید در راس امور قرار نگرفت و الا اثری از صدام و اذنابش نمی گذاشتیم اما متاسفانه برخی ادارات دولتی کارشکنی هایی در رفتن به جبهه بسیجیان می کردند که واقعا" دردناک بود.

گاهی بسیجی خسته از جنگ برای استراحت به شهر می آمد در حالیکه اداره متبوعش، حقوق و مزایایش را قطع کرده بود و بایستی می دوید و این و آن را می دید تا حقوقش را به خانواده بدهند تا حداقل با خیالی نسبتا آسوده به جنگ بازگردد و ...

یا بسیجی شیمیائی مان را در آزمایشگاه اداره و درست در جائی که نفس کشیدن در آنجا برایش زهری کشنده بود، به بهانه کمبود پست مشغول به کار می کردند که هیچ دشمنی با دشمنش چنین نمی کرد! ولی این اتفاقها افتاد و جان و دلمان را سوزاند و برای نظام و انقلام و امام عزیزمان دم فرو بردیم و عذاب ها کشیدیم و هیچ نگفتیم و جبهه های عزت و شرف را به عشق مولایمان خمینی عزیز گرم نگاه داشتیم .

روزی که خبر شهادت بسیجی بی ادعای حرم "حاج حبیب جنت مکان" را از شمال شهر الرمادی عراق آوردند، در خود شکستم و یاد این مصیبت هائی که محل کارش بر سرش آوردند و هیچ نکرد و هیچ نگفت و تحمل کرد، افتادم. حاج حبیب حالا دیگر جنت مکان شده است و به آرزوی دیرینه اش که پیوستن به یاران مظلوم شهیدش بود رسیده است. او که از بسیجیان قدیمی مسجد امام سجاد(ع) کوی انقلاب بود، تقریبا در تمام جنگ حضوری فعال و موثر داشت. حبیب عضو گردان همیشه پیروز جعفرطیار (س) اهواز بود و در اکثر عملیات های غرب و جنوب شرکت داشت و چندین نوبت مجروح تیر و ترکش و مجروح شیمیائی شد اما هنوز بیقرار بود.

 
 هیچ گاه حاج حبیب جنت مکان را بدون حواشی خاص شخصیت شوخ طبع و شعرهای فی البداهه اش برای مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نمی یافتیم. در جنگ خود منبع روحیه و طنزپردازی بدیع برای تجدید روحیه رزمندگان اسلام بود. حبیب اگر چه بازنشسته از شرکت دولتی محل کارش شد که هزاران شکوه و گله از آزارها و اذیت هائی که برسرش آوردند، داشت ولی از تکاپو نیافتاد و همواره روح بلندش در عالم بالا سیر و سیاحت داشت .

موقع صبحگاه گروهان ها برای بردن او جهت دادن شعار و روحیه دادن به رزمندگان دعوا بود. یادش بخیر‪ !

به گمانم سال 66 بود. به مناسبتی مانوری توی رودخانه کارون اطراف پل معلق ترتیب داده بودند. عده ای از بچه های گردان به عنوان نیروهای غواص شرکت داشتند (دوستانی که بودند تکمیل کنند) در ابتدای کار اینطور به یادم میاد که توی قایق بودیم. حاج حبیب هم بود. ایشان شروع کردن به نوحه خوانی. اشتباه نکنم بوشهری می خواند. نوحه دلچسبی بود. بیسیم کوچک مکعب مستطیلی آنتن داری توی دست من بود. روشن کردم و جلو ایشان را گرفتم تا برای همه قایق ها هم پخش شود. بعد از اندکی صدای مسئولین درآمد که فرماندهان می خواهند فرمان آغاز مانور را اعلام کنند،خاموش کنید. همین قدر یادم هست و خوش صدایی برادر و مجاهد نستوه حاج حبیب جنت مکان را ... البته فرید خمیسی هم تازه از دوران نقاهت مجروحیتش تا حدودی خارج شده بود و به جمع دوستان پیوسته بود.
 حبیب اهل شعر بود و معمولا" اشعار طنز می گفت و روحیه بچه ها رو عوض می کرد و خنده رو روانه لب ها می نمود.

اول صبحی بود و برای نماز داشتیم وضو می گرفتیم که کنار تانکر آب ایستاد و یک دوبیتی خنده دار گفت. بعد خودش توضیح داد این شعر دیشب قبل از خواب به ذهنم اومد. حالا باید تکرارش کنم تا فراموشم نشود و بعدا" بنویسمش. خداوند روحش را آرام و جایگاهش را خرم گرداند. آمین یارب العالمین
 توی هور در گرمای تیر و مرداد که گرما بیداد می کرد و پشه ها امان بچه ها رو بریده بودند، حبیب می گفت اگه پشه ها تکه تکه ام کنند آرزوی گفتن یه آخ رو به دلشان می گذارم.
«جنت مکان» جنت مکان شد

 اواخر جنگ که عراق دوباره تاپادگان حمید آمده بود جلو وسیل نیروهای داوطلب به سوی جبهه روان شده بود. هر گردان چهارگروهانه شده بودن وهر گروهان چهار دسته. گردان درمنطقه کوشک مستقر شده بود. حمید باچند نفر از دوستان شرکتی آمده بود وهر کدام تیربار گرفته بودند و تا به منطقه رسیدن. همه باهم گفتن عراقی ها کجان؟ تابراشون گیتار بنوازیم که منظور تیر بار بود! خدایش رحمت کند.

جنت مکان نام و وجودش جنت مکان شد. اساتید می دانند که معنی این 2کلمه :یعنی جایگاهش در بهشت است و چه نام با مسمایی است که عمل بر لفظ  برتری جوید.  اورا خوب می شناختم. صدای گیرایی داشت. خصوصا" آن هنگامی  که بچه ها سینه بوشهری می زدند با چه حماس هایی به حال می رفت. خداند اورا با شهدای کربلا محشور کند.
به آرزویش رسید .خیلی دوست داشت برای امام حسین نوحه بخواند و خسته نمی شد.

 سال 63 پادگان شهید مصطفی خمینی بودیم و همجوار ما پادگان 28 صفر. یک شب 2 گردان خاتم و ایثار که این شهید هم گردان ایثار بود، دعوت کردن پادگان 28 صفر. شب جهت مراسم نوحه خوانی که حبیب مداح بود که فکر کنم قریب به 2 ساعت خواند تا از حال رفت...

مثل همه محله های هر جای دنیا، مثل همه ی شهرهای دیگری که شهر نامیده می شوند، مردمان محله ها و شهر من هم؛ چیزی بودند مثل هرکس در هرجایی. جنگ؛ هیچ چیزش شبیه هیچ چیزی از همه چیزهایی که قبل از خودش وجود داشت؛ نبود... و نیست! خوردن؛ خوابیدن؛ کار کردن؛ وقت؛ روز و ماه و سال؛ تقویم و... زندگی و مرگ... همه چیزش؛ چیز دیگری است!
...
از سال 59؛ مفهوم داشتن و یا از دست دادن دوست و دشمن و خویش و همراه و ... هم عوض شد.

یک روز از پدرم در برابر پرسشش که : چرا اینقدر درهمی و بی انگیزه و در فکر و...!؟ پرسیدم: تا حالا چند دوست خوب و برادر بسیار نزدیک و صمیمی... مثل کسی که هیچ کس مثلش نباشد را از دست داده ای!؟

... و منتظر جوابش نماندم و کمکش کردم که: یکی!؟ دو تا!؟ ده تا!؟

...  و ادامه دادم : من در همین بیست و چندسال عمر اندکم؛ به قدر مردان یک شهر؛ برادر از دست داده ام... من یک پیرمردم ... سالخورده نه... زخم خورده به عدد سالیانم!

شاعر مسلک بود و بسیار شوخ طبع و بذله گو... و بزرگ منش... حتی در آن سال هایی که هنوز؛ جوانی بیش محسوب نمی شد.

بعد از جنگ روزی؛ دوستانی که در منطقه هور؛ خط مرزی را مراقب بودند؛ به در خانه ما آمدند و گفتند در خط قرار است گوسفندی قربانی کنیم و... چون نخواستیم تک خوری کنیم؛ به دنبالت آمدیم تا به همراهمان به خط بیایی!

درنگ نکردم و همراه شدیدم با آن تویوتاهایی که؛ در همه قصه های جنگ؛ ردی ازشان هست و یک پای ماجراها هستند... من پشت وانت نشستم.

از میان ترافیک خیابان نادری اهواز که رد می شدیم؛ دیدمش که در حال خرید از دست فروش هاست. صدایش کردم. برگشت و نگاهم کرد. فقط گفتم بیا! شاید ترکیب همرزم ها و تویوتا؛ و جمعی بسیجی پشت آن؛ مجال فکر کردن را از او گرفت... و سوار شد!
به هور رسیدیم ... و با قایق به پاسگاه مرزی رفتیم... و منتظر قربانی کردن گوسفند!
هوا تاریک شد. نه از بچه های دیگر خبری شد... و نه از گوسفند!

شام؛ نان و ماست و سبزی خوردیم... و همه خوابیدند... جز من و او!

پشه های هور مشهور زمین و آسمانند و عجیب که؛ بچه ها راحت خواب بودند و پشه ها کاری با آن ها نداشتند... چون من و او تازه وارد بودیم و خوش بر و بو و خوش طعم!... صدها پشه دور و بر و سر وصورت و دست وپایمان را جولانگاه خود کرده بودند.
نیم ساعتی با چفیه؛ می پراندیمشان... و ویدیوی دوستان شهیدمان را می نگریستیم و اشک می ریختیم اما؛ مقاومت بی فایده بود... پشه ها را حریف نبودیم.
از سنگر بیرون زدیم و قدری دویدیم... بی ثمر بود!

مدام خاطره می گفتیم و می خندیدم و او؛ حرفهای مقفا و موزونش را؛ به شکل شعر حماسی برای پشه ها می خواند. بارها این جمله ی دکتر شریعتی را که زیرشکنجه به ساواکی ها گفته بود که: حسرت یک آخ را بر دلتان خواهم گذاشت را برای هزاران پشه؛ تکرار کرد... و ناگهان؛ چفیه را ازصورت باز کرد و پیراهنش را درآورد و دستانش را گشود و با صدای بلند گفت: حالا فهمیدم که قربانی امشب؛ ما بوده ایم ... و رو به پشه ها گفت : فیا سیوف؛ خذینی!
...
امروز شمشیرها؛ حبیب را در سامرا؛ در برگرفتند!
جنگ به من فهماند که صدسال پس از اتمامش؛ هنوز هیچ چیزش شبیه هیچ چیز نیست
و هنوز باید زخم خورده ی سالیان باشی و برادر بدهی
و بغض دردناک دلمه شده در گلو را، از چشم دختر و پسرت بدزدی!
...
بچه های گردان نور تعریف می کردند که حبیب؛ بی سیمچی گردان بود در شب عملیات بستان... همه منتظر رمز عملیات؛ تا به خط بزنند که ناگهان؛ صدایی روی همه بی سیم ها آمد... " گردان ها؛ یگان به یگان/ گوش به من و به فرمان/ حبیب جنت مکان!  (نوشته آقای دوبری)

  وقتی یکی از یادگاران دفاع مقدس خبر داد که حاج حبیب در شمال شهر الرمادی به محاصره داعشیان وحشی افتاده است و احتمال شهادتش هست اما متاسفانه پس از ساعاتی خبر شهادتش تائید شد، دل هزاران بسیجی همرزمش را شکست! حقیقتا" از شهادت حبیب هیچ کس تعجب نکرد! زیرا او همیشه روحی ناآرام داشت و بیقرار بود. او در حقیقت مزد مجاهدت ها و ایثارگری هایش را در سن حدود 60 سالگی گرفت تا در بستر حقارت نمیرد و به جایگاه رفیعی که حقش بود یعنی شهادت در راه خدا و به دست کثیف ترین و پلیدترین وحشیان، رسید . حبیب عزیز  ردای زیبای شهادت در راه خدا و دفاع از حرم مولای شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر وجود نازنینت مبارک باد . روح عزیزش شاد و همنشین با مولای شهیدان باد ...
*فاش نیوز
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

... وقتی پدر شهید رضا کارگربرزی خاطره ای از سفر پدرش با پای پیاده از کرمان به کربلا را تعریف می کرد، ناگهان حاج قاسم با حالت تعجب از پدر شهید پرسید: مگر شما اهل کرمان هستید؟

گروه جهاد و مقاومت مشرق - پس از شهادت شهید رضا کارگربرزی در سوریه، حاج قاسم سلیمانی به منزل این شهید رفت و بر سر مزارش حاضر شد. برادر شهید در بیان خاطره ای از روز دیدار، به مشرق چنین گفت:
شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود
... وقتی پدر شهید رضا کارگربرزی خاطره ای از سفر پدرش با پای پیاده از کرمان به کربلا را تعریف می کرد، ناگهان حاج قاسم با حالت تعجب از پدر شهید پرسید: مگر شما اهل کرمان هستید؟

پدر شهید پاسخ دادند: بله، اصلیت ما مال کرمان است و ما چندسالی است به اینجا آمده ایم.

حاج قاسم با حالت تعجب رو به فرمانده یگان محل کار رضا کرد و گفت: «چرا به من نگفته بودید که رضا همشهری ماست؟»

فرمانده یگان پاسخ داد: حاج آقا! رضا خودش خواسته بود که این موضوع هیچ جا مطرح نشده و مخصوصاً به حضرتعالی گفته نشود.

آری او اخلاص را در جزئیات هم می دانست...
شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود

شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود



شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

امام باقر(ع)-مدح و ولادت

 

به نام نامی سبحان به عالم دیده وا کردم

خدا را با ولای چارده نورش صدا کردم

به امداد محمد تا محمد یک دعا کردم

گرفتم دامن پاک اباجعفر نوا کردم

صدا کردم دعا کردم نوا کردم چها کردم

که ناگه دیده وا کردم بنور چارده معصوم

خدا را شکر این سائل نشد از لطف حق محروم

در این ماه خدا عبد خدا محبوب داور شد

چه عبدی؟ بنده ای که بابِ شهراللهِ اکبر شد

به یک معنا امام امّا به یک معنا پیمبر شد

همان که باقر هر علم، اول تا به آخر شد

ز اسم اعظمش اینک دلم از بس منور شد

رسیدم تا بجایی که خدا را در بغل دارم

در این ماه خدا من با خدا ماه عسل دارم

من از روز ازل گم بودم و راهم فتاد اینجا

معلّق ذره ای بودم که ناگه ایستاد اینجا

ز ((یَهدِی اللهِ نورِه)) بَر گرفتم اعتماد اینجا

شدم از روز میلادم غلامی خانه زاد اینجا

ز بختم حضرت زهرا مرا دستور داد اینجا

شناساندند قرآن را و عترت را بجان من

همین شد تا ابد از هر بدی خط امان من

خدا را شکر دلهامان بدست باقر افتاده

گدایان را سر و سامان بدست باقر افتاده

و دستان تمنّا مان بدست باقر افتاده

عبادات سحرهامان بدست باقر افتاده

سفرهای مُعلّامان بدست باقر افتاده

چه آقایی که بابایش پدر زن چون حسن دارد

سفر در پیش ، با جدش ، حسینِ بی کفن دارد

چه آقایی چه زیبا پا در این منظومه بگذارد

چه رفتار دل انگیزی عجب خلق خوشی دارد

چه زیبا در مدینه سر قدم آهسته بر دارد

برای کربلا رفتن زمان را لحظه بشمارد

که تا دستور زهرا را بخاطر خوب بسپارد

به یمن گریه بر جدّ غریبش نور می تابد

همه اسرار عالم را به نور روضه بشکافد

سه ساله با سه ساله همسفر از شهر یثرب شد

رسید آندم که در صحرای تف نزدیک مغرب شد

به روی نیزه سرهای بنی هاشم که غالب شد

بخون خورشید و ماه و انجم و خیل کواکب شد

همه دار و ندار خیمه ها را کوفه صاحب شد

فرار عمه ها بود و نگاه حسرت باقر

امان از گریۀ سجاد و آه حضرت باقر

از آنجا عهد با خود کرد تا دین را کند یاری

همه احکام که ، مانده معطّل را کند جاری

کند آیات قرآن را روایاتی شنیداری

دهد با نهضت روضه به اهل درد بیداری

منا را کربلا کرد و همه عمرش عزاداری

و فرمود آن امام راستین با مردم دنیا

خدا رحمت کند آنکس که امر ما کند احیا

چه امری؟امرِ دین احیاء گردد با حسین و بس

همه احکام ما اجراء گردد با حسین و بس

عدالت در جهان احصاء گردد با حسین و بس

و محوِ منکر و فحشاء گردد با حسین و بس

شهادتنامه ها امضاء گردد با حسین و بس

یقین احیای امر دین بجز امر ولایت نیست

هر آنکس نیست در این ره دل او را هدایت نیست

حیات طیبه آری صفات منکران هرگز

عطای فاطمه آری لقای دشمنان هرگز

ولای مرتضی آری لوای مشرکان هرگز

گلاب دوستان آری گل بیگانگان هرگز

شکست دشمنان آری گسست دوستان هرگز

نه آن تحریم می خواهیم نه این تکریم می خواهیم

که تنها تحت فرمان علی تسلیم می خواهیم

***

از وبلاگ شاعر گرامی حاج محمود ژولیده

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات-پیشواز ماه رجب

 

لطف اگر لطف تو شد دست گدا خوبتر است

سر این سفره زمین‎گیری ما خوبتر است

آخرِ، سر به هوا بودن اگر لطف شماست

هر چه نوکر بشود سر به هوا خوبتراست

هم خجالت زده‎ام هم به شما دلگرمم

ماندنم بین همین خوف و رجا خوبتر است

ما به اینجا نه پی نان و نمک آمده‎ ایم

با کمی آب تصدُّق به گدا خوبتر است

حُسن سجاده به این گریه‎ی نیمه شبهاست

اهل طاعت بشود اهل بُکا خوبتر است

گر چه خوب است همین قدر که محتاج توام

بپذیرید در این خیمه مرا خوبتر است

حیف این خاک که تنزیل مقامش بدهند

خاکِ پای تو اگر نیست طلا، خوبتر است

جمکران سنگ نشانی‎ست که ره گم نشود

خانه با بودن یک قبله‎نما خوبتر است

دارد از را ه رجب می‎رسد و آن شب‎ها

گریه‎کن که برسد کرب‎وبلا خوبتر است

 

سیدپوریا هاشمی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

چند روز قبل در سالروز ولادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مداحان و ذاکران دیداری با مقام معظم رهبری داشتند. با حاج محسن طاهری، مداح و ذاکر اهل بیت علیهم السلام، گفت و گویی درباره این دیدار و همچنین برنامه مستند «شرح مدح» که به سابقه این دیدارها در سال های اخیر پرداخته، انجام داده ایم؛

 

دیدار اخیری که مداحان و ذاکران اهل بیت علیهم السلام با مقام معظم رهبری داشتند، از نظر شما چه دستاوردهایی برای جامعه مداحی داشت؟

فضایی که دیدار امسال با حضرت آقا انجام شد به نظر من با دیدارهای هر ساله قدری متفاوت بود. احساس خودم این است که فضا مقداری صمیمی تر بود. ابتدای سخنان ایشان که یادی از مرحوم حاج آقا آهی بود و بخشی از فضایل و خدمات ایشان را مطرح کردند، تجلیل و طلب مغفرت کردند و درنهایت صلوات گرفتند، در واقع این عرف و سنتی در میان ما مداحان و منبری ها است. تقریبا می توان گفت ابتدای سخنان شان کار منبری های رسمی صورت گرفت.

سپس به اصل مطلب رجوع کرده مطالبی در زمینه ستایشگری و مدح اهل مطرح کردند. در این میان نکته خاصی که به نظر من مختصر بود اما کلام بسیار بلند و بالایی بود، آنجا بود که فرمودند با این همه مدایحی که شما خوانده اید و وصفی که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها انجام داده اید، من دیگر کوچکتر از آنم که بخواهم از ایشان وصف کنم. درواقع حضرت آقا با این کلام و نحوه عرض ادب، بزرگی و عظمت خودشان را رساندند و دیگر ادامه ندادند.

نکاتی را به جوانترها گوشزد کردند که از صدای خوب، استعدادهایشان و مخاطب بسیار خود به نحو احسن استفاده کنند. و شاید شکرانه این صدای خوب و استعداد برای پرورش انگیزه های دینی دیگران، به این نیست که عده ای لخت شوند و بالا و پایین بپرند. این تعبیر خود ایشان بود. وقتی مقام معظم رهبری مطلبی را می فرمایند، همه می دانند خیرخواهی بالاتر از حضرت آقا و مراجع ما در این جامعه وجود ندارد. درواقع ایشان خیرخواه این جامعه است و آنچه که می فرماید از سر خیرخواهی، محبت، دلسوزی و در نظر گرفتن جوانب عاطفی کار است. بنابراین مطالبی که به عزیزانی که در حوزه ستایشگری اهل بیت علیهم السلام هستند، می فرمایند از روی محبت و در راستای بهتر انجام شدن کار است. به همین دلیل با این تعبیر فرمودند. درواقع ما نمی توانیم به دوستان جوانتر از جمله افرادی که شور می خوانند و یا به تعبیر حضرت آقا بالا و پایین هم می پرند، چنین مسائلی را بگوییم. اما مقام معظم رهبری که کلام شان همیشه آخرین کلام است و بعد از فرمایش ایشان کسی نمی تواند عذری برای این کار بیاورد که کسی به من نگفت. به اعتقاد من ایشان برای عزیزانی که در این زمینه مقداری کم کاری می کنند اتمام حجت نمودند.

مستند «شرح مدح» برنامه ای است که چند روز پیش از شبکه یک سیما پخش شد و به نقش هدایتگری و ارتباط صمیمی مقام معظم رهبری با مداحان و ذاکران اهل بیت علیهم السلام پرداخت. از نظر شما این نوع برنه ها چه فوایدی برای جامعه مداحی دارد؟

برنامه ای که در مورد دیدارهای چند ساله حضرت آقا با مداحان با عنوان «شرح مدح» پخش شد، بسیار برنامه خوب و زیبایی بود که عزیزان ما در سایت عقیق زحمات زیادی کشیده بودند که در خور ستایش است. به نظر من مصاحبه ها خیلی مفید بود و به بیانات حضرت آقا در سال های اخیر ربط پیدا می کرد و به اعتقاد من اکثر صحبت های دوستان ما در این برنامه کارشناسی و مفید بود و دوستانی که گزینش کرده بودند به نکات بسیار خوبی اشاره داشتند و در مجموع قابل استفاده بود.

از نظر من بسیار عالی است که این برنامه ادامه پیدا کند. اگر بتواند به صورت تسلسل ادامه پیدا کند، هم خاطرات گذشته ورق می خورد و هم خواندن دوستان در دیدار با مقام معظم رهبری در سال های قبل یادآوری می شود. از طرف دیگر چهره های شاخصی را می بینیم که حالا سنی از آنها گذشته و آن موقع در دوران جوانی شان در محضر حضرت آقا انجام وظیفه کرده اند. این ها مروری بر گذشته ها و خاطراتی است که در ذهن ورق می خورد. همچنین می تواند مقایسه مهمی انجام شود بین اشعاری که آن روزها خوانده می شد با اشعاری که امروزه خوانده می شود. چون درست است که آن روزها همه به طور کامل برای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نوکری کرده و روز ولادت ایشان از خود ایشان خوانده اند اما به مرور زمان آنچه که مورد نظر مقام معظم رهبری بود در حال تحقق است. از جمله کاری که امسال حاج احمد واعظی با شور و حرارت انجام دادند و رسانه ای شد و رسانه ها به آن پرداختند. این حرکت ها، کارهای بسیار خوب و شایسته ای است و درواقع می توان گفت لبیک گفتن به خواسته مقام معظم رهبری است و امروز ایشان این خواسته را از آقایان مداحان دارند که مسائلی که امروزه در جهان اسلام می گذرد را در نظر داشته و به آن پرداخته شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام على عليه‏‌السلام فرمودند:
تأخير در اجابت دعا تو را نوميد نگرداند؛ زيرا كه بخشش (خداوند) بسته به نيّت تو است؛ چه بسا كه در برآوردن خواهشت تأخير شود، تا بدين وسيله خواهنده را پاداش بزرگتر و اميدوار (به بخشش الهى) را بخشش بيشتر دهد.
بسا باشد كه چيزى بخواهى و به تو داده نشود امّا دير يا زود بهتر از آن به تو داده شود، يا براى خير و مصلحت تو از تو دريغ شده است.
و بسا خواسته‏‌اى كه اگر برآورده شود موجب نابودى و تباهى دين تو گردد.

متن حدیث:

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏‌السلام:
لا يُقَنِّطَنَّكَ إبطاءُ إجابتِهِ فإنَّ العطيَّةَ على قَدْرِ النِّيَّةِ، وربّما اُخِّرَتْ عنكَ الإجابةُ لِيَكونَ ذلكَ أعظَمَ لِأجرِ السائلِ وأجزَلَ لِعَطاءِ الآمِلِ، وربّما سألتَ الشيءَ فلم تُؤْتاهُ واُوتيتَ خيرا مِنهُ عاجِلاً أو آجِلاً، أو صُرِفَ عنكَ لِما هُوَ خيرٌ لكَ، فَلَرُبَّ أمرٍ قد طَلِبْتَهُ وفيهِ هلاكُ دينِكَ لو اُوتيتَهُ.



پی نوشت:
«كشف المحجّه،صفحه 228 -منتخب ميزان الحكمه،ص200»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزارش تصویری

 


 

مقام معظم رهبری در دیدارشان با جامعه مداحان کشور، ابتدا توصیه هایی درباره مداحی و مداحان فرمودند که در ادامه متن کامل فرمایشات ایشان درابن بارهمی آید.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

والحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک.
تبریک عرض میکنم این میلاد مسعود را به همه‌ی عاشقان ولایت، عاشقان نبوّت، عاشقان خاندان پیغمبر، دلباختگان فضیلت حقیقی. به شما عزیزان خوشامد عرض میکنم؛ یکایک شما دارای ارج و مقامی هستید که اشاره خواهم کرد و عرض خواهم کرد. قبل از شروع عرایضم یاد مرحوم آقای آهی (رحمة‌الله علیه) مدّاح متعهّد و پایبند و خیرخواه و پرتلاش را گرامی میدارم.
بنده مرحوم آهی را از سالهای اوایل دهه‌ی ۴۰ می‌شناسم. در مشهد یک جمعی از مادحان اهل‌بیت آمده بودند و ایشان فعّال بود؛ البتّه آشنایی‌ای پیدا نکردیم امّا من ایشان را شناختم و دیدم؛ سالهای متمادی ایشان را از دور می‌شناختیم؛ بعد هم از نزدیک خدمت ایشان رسیده بودیم. خدا ان‌شاءالله درجاتش را عالی کند، به‌معنای حقیقی کلمه، پابند و متعهّد و علاقه‌مند و بخصوص نسبت به جامعه‌ی مدّاح دارای احساس تعهّد و مسئولیّت بود. و هر سال ما ایشان را در اینجا زیارت میکردیم. رحمت خدا بر او باد؛ خدا ایشان را بیامرزد؛ خدا ما را هم بیامرزد!
سه مطلب را من عرض میکنم: یکی درباره‌ی شما است، درباره‌ی مدّاحی و درباره‌ی این حرفه‌ی بسیار شریف است؛ یکی درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای است که امروز به یک مسئله‌ی رایج در کشور ما تبدیل شده است؛ یکی هم راجع به مسئله‌ی یمن است. این سه مطلب را من امروز به‌طور اجمال با شما عزیزان، و در واقع با ملّت ایران، مطرح میکنم.
درباره‌ی مطلب اوّل؛حرفه‌ی مدّاحی حرفه‌ی بسیار باشرافتی است؛ چرا؟ چون در طول تاریخ کسانی بودند که ستمگران را، ظالمان را، زورگویان را مدح میگفتند و مدح میکردند؛ امروز هم هستند. امروز هم در دنیا کسانی هستند که زبان میگشایند به مدح پلیدترین انسانهای عالم، یا قلمهایشان را با مزد ــ با مزدی کثیف و پلید ــ در این راه به‌کار می‌اندازند؛ شما به‌عکس، زبانتان، نفَستان، حنجره‌تان، قدرت هنری‌تان در خدمت مدح فضیلت است. خاندان پیغمبر خاندان فضیلتند؛ سرتاپا فضیلت. مادح خورشید مدّاح خود است؛ شما در واقع با مدح فضیلت خاندان پیغمبر، مدح خودتان را هم میکنید و در واقع شرافت این شغل را نشان میدهید. من چند سال قبل از این، در همین مجلس مربوط به فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) این شعر را از مرحوم صغیر اصفهانی خواندم:
در حدیث آمد که اندر لیلة‌الاسراء پیمبر
اشترانی دید، من خود اشتری زان کاروانم
گر نداری باور و حجّت همی خواهی نظر کن
بر کتاب مدح او در دست من کاین هست بارم
رحمت خدا بر صغیر اصفهانی. بنابراین شما کتاب مدح فضیلت را در دست دارید؛ این شرافت بزرگی است؛ خوش به حال شما؛ قدر بدانید این حرفه را، این خصوصیّات را و این فرصت را مغتنم بشمارید. این، نکته‌ی اوّل درباره‌ی مدّاحی.
نکته‌ی دوّم؛ امروز جامعه‌ی مدّاح کشور، فرصت بسیار بزرگی را در اختیار دارد؛ شما مجالسی تشکیل میدهید؛ جمعیّت‌های بزرگ، گاهی جمعیّت‌های هزاران نفری و غالباً هم جوان جمع میشوند پای منبر شما و پای خواندن شما و مدیحه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شما؛ از این فرصت بهتر؟ این‌همه مخاطب، این‌همه دل آماده‌ی شنیدن و نیوشیدن، این همه نفوس آماده‌ی تربیت شدن در اختیار شما هستند؛ این فرصت است؛ اِغتَنِمُوا الفُرَص فَاِنَّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب. این فرصت را مغتنم بشمرید؛ از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.
نکته‌ی سوّم؛ بهترین استفاده‌ی از این فرصت چیست؟ تبلیغ معارف دین؛ تبلیغ همان چیزی که این بزرگواران، این نشانه‌های عظمت و فضیلت برای خاطر آن، جانشان را کف دست گرفتند؛ این‌همه رنج بردند؛ این‌همه مصیبت کشیدند؛ حادثه‌ی عاشورا به‌وجود آمد؛ حوادث گریه‌آور صدر اسلام به‌وجود آمد. [اینها] برای چه بود؟ برای ترویج معارف دین بود. از این فرصت برای ترویج معارف دین، برای سوق دادن نسل جوان به عمل به دین، به عمل به شریعت، به عمل به مسئولیّتهای بزرگ این دوران استفاده کنید. امروز کشور ما، ملّت ما و دنیای اسلام محتاج درست فهمیدن، درست عمل کردن و ایستادگی کردن است. ملّت ایران الگو است؛ در میان ملّت، جوانان موتور حرکتند. این جوانها در اختیار شما هستند؛ یعنی شما با یک نگاه ملاحظه خواهید کرد که به یک معنا موتور حرکت دنیای اسلام، زیر کلید شما است. معارف دین را تبلیغ کنید.
آنچه را مردم احتیاج دارند و آنچه را این جوانها احتیاج دارند برای پاک بودن، برای پاک زیستن، برای سبک زندگی اسلامی، برای مسلمان شدن به‌معنای واقعی کلمه، برای عاقبت به خیری، به اینها یاد بدهید؛ این در اختیار شما است. کِی ما در طول تاریخ این‌همه مجلس داشتیم که در آنها این‌همه جوان جمع بشوند و دلهایشان را در اختیار شما بگذارند. در زمان ما و در دوره‌ی جوانی ما در مشهد اگر همه‌ی مدّاحها را میشمردند، از پنج شش نفر بیشتر نمیشدند، در تهران هم یک‌خرده بیشتر از این. این‌همه مجلس، این‌همه گوینده، این‌همه خواننده، این‌همه هنر، این‌همه صدای خوش، شعرا هم به‌کار می‌افتند و آنها هم شعر میگویند؛ از این فرصت استفاده کنید؛ این هم نکته‌ی بعدی.

 

و نکته‌ی آخر؛ پرهیز از انحراف، پرهیز از خرافه‌گرایی، پرهیز از مشکل‌تراشی در عقاید جوانها؛ گاهی ما یک کلمه‌ای میگوییم که یک گرهی در ذهن جوانِ مخاطب ما به‌وجود می‌آید؛ این گره را چه کسی میخواهد باز کند؟ این گرهی را که ما با بیان ناقص خودمان یا بیان غلط خودمان یا بی‌توجّهی و بی‌مسئولیّتی خودمان در ذهن این جوان به‌وجود می‌آوریم و عقیده‌ی او را دچار مشکل میکنیم، این گره چگونه باز خواهد شد؟ اینها مسئولیّت است. اینکه ما مجلس عزاداری و مدح سیّدالشهدا را ــ که عظمت او به‌خاطر شهادت است، عظمت او به‌خاطر فداکاری در راه خدا است، عظمت او به‌خاطر گذشت است؛ گذشت از همه چیز، از همه‌ی خواسته‌ها، از همه‌ی مطلوبها ــ تبدیل کنیم به یک نقطه‌ی سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟ این شکر این نعمت است که خدا به شما داده؟ این صدای خوش نعمت است؛ این توانایی اداره‌ی مجلس نعمت است؛ اینها چیزهایی است که خدا به همه نداده است، به شما داده؛ باید این نعمتها را شکر بگزارید. بنابراین من جامعه‌ی مدّاح را از ته دل دوست میدارم؛ برایتان دعا میکنم؛ خداوند ان‌شاءالله به شماها توفیق بدهد، به شماها کمک کند؛ امّا این را هم عرض میکنم که انتظارات از جامعه‌ی مدّاح، امروز در جامعه‌ی ایرانی و در کلّ نگاه منطقه‌ای، انتظار بالایی است. من درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره‌ی معصومه‌ی راضیه‌ی مرضیّه (سلام الله و سلام جمیع انبیائه و ملائکته و عباده الصّالحین علیها) چیزی نمیتوانم عرض بکنم؛ شما در بیانات خودتان مطالبی را بیان کردید، بنده هم زبانم قاصر است از اینکه مطلبی را عرض بکنم؛ [لذا] از این موضوع عبور می کنیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

عارف عالَم را محضر خدا می داند و او را شاهد، حاضر و ناظر بر جمیع امور. این اعتقاد نه تنها مانع صدور گناه و خلاف از او می شود بلكه سبب آسان شدن تحمّل مصائب نیز می گردد.
مردی خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت: می خواهم گناه نكنم ولی نمی توانم. موعظه ای كن (تا مانع صدور گناه از من شود).
امام (ع) فرمود: پنج كار را بكن و آن گاه هر چه خواستی گناه كن (وگرنه دست از گناه بكش):
1 ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواستی گناه كن.
2 ـ از ولایت خدا خارج شو و هر چه خواستی گناه كن.
3 ـ جایی پیدا كن كه خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه كن.
4ـ آن گاه كه ملك الموت برای قبض روح تو می آید اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا كنی، هر چه می خواهی گناه كن.
5 ـ وقتی مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم كند اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه كن.
ریشهٴ قرآنی حدیث ذکر شده را می توان از لابلای آیات نورانی قرآن کریم مشخص کرد .
قرآن كریم نیز از همین عامل به عنوان یكی از اهرم های تربیتی استفاده كرده است: وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُوْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾؛ و بگو [هر كارى مى‏ خواهید] بكنید كه به زودى خدا و پیامبر او و مومنان در كردار شما خواهند نگریست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانیده مى‏ شوید پس ما را به آنچه انجام مى ‏دادید آگاه خواهد كرد. (سوره توبه/105)
بنابر این آیه علاوه بر خداوند پیامبر و مومنان که در روایات از مومنان ائمه معصومین یاد شده است، همگی بر همه ی اعمال ما نظاره گر هستند.
چرا رسول خدا (ص) را ناراحت می‌ كنید؟ گفتند: چگونه ناراحتش می‌ كنیم؟ فرمود: مگر نمی ‌دانید كه اعمال شما بر او عرضه می ‌شود و اگر معصیت خدا را در آن ببیند موجب ناراحتی او می ‌شود؟ آنگاه سفارش كرد: تلاش كنید رسول اكرم (ص) را خوشحال كنید و موجبات ناراحتی او را فراهم نكنید
درباره این آیه شریفه، روایات بسیاری نقل شده و شاید به حد تواتر برسد که علاوه بر خداوند متعال، پیامبر اکرم (ص) و امامان(ع) از اعمال همة امت آگاه می ‌شوند. (تفسیر نمونه، ج8، ص125)
در باب «عرضه اعمال» کتاب اصول کافی روایات متعددی در ذیل همین آیه شریفه ذکر شده است که مراد از «مۆمنون»، ائمه اطهار علیهم السلام هستند، از جمله این روایت: شخصی خدمت امام رضا(ع) آمد و عرض کرد: برای من و خانواده‌ام دعا کنید. امام علیه السلام فرمودند: «مگر دعا نمی‌ کنم؛ وَاللهِ إنَّ أعمالَکُم لَتَعرضُ علَیَّ فی کلِّ یَوم وَ لَیلَة؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می ‌شود.» راوی می‌گوید: این سخن بر من گران آمد، امام (ع) متوجه شد و به من فرمود:
«أمَا تَقرَأُ کِتابَ اللهِ عزَّوجلَّ: (وَ قُل اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُۆْمِنُونَ)، و هُوَ وَاللهِ علیُّ بنَ أبیطالِب؛( کافی، ج، ص171) آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی‌ خوانی که می‌ فرماید‌: عمل کنید خدا و پیامبرش و مۆمنان، عمل شما را می ‌بینند. به خدا سوگند! منظور از مۆمنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند.»
امام علی(ع) هم می‌فرماید:
«لیسَ یَغیبُ عَنّا مُۆمنٌ فی شَرقِ الأرضِ و لا فی غَربِها؛ (الزام الناصب، ص6، روزگار رهایی، ص648) هیچ مۆمنی در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.»
آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی‌ خوانی که می‌ فرماید‌: عمل کنید خدا و پیامبرش و مومنان، عمل شما را می ‌بینند. به خدا سوگند! منظور از مومنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند»
امام صادق(ع) هم می‌فرماید: «إنَّ الدُّنیا لَتَمَثَّلَ لِلإمامِ مِثل فَلقَةِ الجَوز فَلایَعزُبُ عَنهُ شَیءٌ... ؛ (شیخ مفید، اختصاص، ص217) دنیا (آسمان و زمین) در نزد امام چون پاره گردویی حاضر و نمایان است و چیزی از او پوشیده نیست
  یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید                           شاید که نگاهی کند آگاه نباشید
امام صادق (ع) فرمود:
منظور از مومنان در این آیه ما هستیم؛ إیّانا عنی (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 263، ذیل آیه؛ بحار، ج 23، ص 353، باب عرض الأعمال علیهم)، المومنون هم الأئمة (همان)؛ مومنان، همان ائمه هستند.
بنابراین، همه‌ی‌ كارهای ما در مشهد و محضر آنان است، نه تنها اعمال ما را می‌ بینند و از آن خوشحال یا ناراحت می ‌شوند، بلكه در قیامت، مطابق آنچه دیده‌اند شهادت می ‌دهند.
امام صادق (ع) فرمود:
چرا رسول خدا (ص) را ناراحت می‌ كنید؟ گفتند: چگونه ناراحتش می‌ كنیم؟ فرمود: مگر نمی ‌دانید كه اعمال شما بر او عرضه می ‌شود و اگر معصیت خدا را در آن ببیند موجب ناراحتی او می ‌شود؟ آنگاه سفارش كرد: تلاش كنید رسول اكرم (ص) را خوشحال كنید و موجبات ناراحتی او را فراهم نكنید. (بحار، ج 23، ص 349؛ نور الثقلین، ج2، ص263).


پی نوشت:
کتاب حماسه و عرفان،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،ص252
مجله امان شماره 36

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

 به مناسبت بیانات مهم رهبر انقلاب درباره مسئله هسته‌ای در روز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به یازده پرسش درباره مسئله‌ی هسته‌ای با استفاده از بیانات رهبر انقلاب در چندماه اخیر پاسخ می‌دهد.

  پرسش‌ها
۱  چرا رهبر انقلاب با انجام «مذاکرات هسته‌ای» موافقت کرده‌اند؟

۲  رهبر انقلاب موافق «توافق هسته‌ای» هستند یا مخالف آن؟

۳  نظر رهبر انقلاب درباره تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ایران چیست؟

۴ علت نگرانی رهبر انقلاب نسبت به مذاکره با آمریکا چیست و چرا به آن خوشبین نیستند؟

۵  آیا ایران با آمریکا بر سر موضوعات غیرهسته‌ای هم مذاکره می‌کند؟

۶  سرانجام تحریم‌ها در توافق هسته‌ای چگونه باید باشد؟

۷ ضرورت حفظ و صنعتی‌کردن فناوری هسته‌ای‌چیست؟

۸  حدود و شیوه نظارتها بر فعالیتهای هسته‌ای ایران باید چگونه باشد؟

۹  موضع رهبر انقلاب درباره مذاکرات لوزان چیست؟

۱۰ آیا جزئیّات مذاکرات هسته‌ای تحت نظر رهبری است؟

۱۱ دولت با منتقدین هسته‌ای چگونه باید رفتار کند؟


۱. چرا رهبر انقلاب با انجام «مذاکرات هسته‌ای» موافقت کرده‌اند؟
موافقت با این مذاکرات برای شکستن فضای خصمانه جبهه استکبار بر ضد ایران بود و این مذاکرات باید ادامه یابد اما همه بدانند که با وجود ادامه مذاکرات، فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای به هیچ وجه متوقف نخواهد شد و هیچیک از دستاوردهای هسته ای نیز تعطیل بردار نیست، ضمن آنکه روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد...هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود. ۱۳۹۳/۰۱/۲۰
مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمیکنیم. یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است که...این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد. ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
میگویند ما تحریم کردیم، ایران مجبور شد بیاید پای میز مذاکره، نه، [این‌طور نیست]. ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی درباره‌ی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند؛ معنای این آن نیست که این ملّت مستأصل شده است، ابداً. ۱۳۹۲/۱۰/۱۹

۲. رهبر انقلاب موافق «توافق هسته‌ای» هستند یا مخالف آن؟
با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم. از رسیدن به یک توافقی که منافع ملّت ایران را تأمین کند و عزّت ملّت ایران را حفظ کند، صددرصد من حمایت میکنم و استقبال میکنم؛ این را همه بدانند. اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد.
البتّه این را هم ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است ــ که این حرف را آمریکایی‌ها هم میزنند ــ این فرمول، فرمول درستی است؛ توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملّت پامال بشود، عزّت ملّت از بین برود، ملّت ایران با این عظمت، تحقیر بشود [بهتر است]، توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۳. نظر رهبر انقلاب درباره تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ایران چیست؟
همان‌طور که عرض کردم بنده به مجریان امر اعتماد دارم؛ این را شما بدانید؛ این آقایانی که مشغول کار هستند، اینها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آنها هیچ تردیدی [ندارم]؛ در آنچه تا حالا بودند، ان‌شاءالله بعد از این هم تردیدی به‌وجود نخواهد آمد؛ هیچ تردیدی نسبت به آنها ندارم. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ی مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ی شامل آمریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ی یک - سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّه‌های خودمان هستند، بچّه‌های انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند. کار سختی هم هست [که] بر عهده‌ی اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کاری را که بر عهده‌ی آنها است انجام میدهند. بنابراین نباید مأموری را که مشغول یک کاری است و مسئول یک فرایندی است مورد تضعیف یا توهین یا بعضی از تعبیراتی که گاهی شنیده میشود - که اینها سازش‌کارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. ۱۳۹۲/۰۸/۱۲

۴. علت نگرانی رهبر انقلاب نسبت به مذاکره با آمریکا چیست و چرا به آن خوشبین نیستند؟
[درباره مذاکره با آمریکا] جدّاً دغدغه دارم؛ این دغدغه ناشی از آن است که طرف مقابل بشدّت اهل فریب و دروغ و نقض‌عهد و حرکت در خلاف جهت صحیح است؛ طرف مقابل این‌جوری است. یک نمونه‌اش در همین قضیّه اتّفاق افتاد؛ بعد از آنکه که مذاکره‌کنندگان ما مذاکره‌شان تمام شد، بعد از چند ساعت بیانیّه‌ی کاخ سفید منتشر شد در تبیین مذاکرات. این بیانیّه‌ای که آنها منتشر کردند ــ که اسمش را میگذارند «فکت‌شیت» ــ در اغلب موارد خلاف واقع است؛ یعنی روایتی که اینها دارند از مذاکرات و از تفاهمهایی که انجام گرفته است میکنند، یک روایت مخدوش و غلط و خلاف واقع است.
...من البتّه هیچ‌وقت نسبت به مذاکره‌ی با آمریکا خوش‌بین نبودم. نه از باب یک توهّم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کردیم. حالا اگر یک روزی ــ ما که در آن روز قاعدتاً نخواهیم بود ــ شماها ان‌شاءالله در جریان حوادث و جزئیّات و یادداشت‌ها و نوشته‌های این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه‌ی ما از کجا حاصل شده؛ تجربه کردیم۱۳۹۴/۰۱/۲۰
... من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد که گفتگو در منطق حضرات آمریکائی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است که بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول کنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم. ۱۳۹۲/۰۱/۰۱

۵. آیا ایران با آمریکا بر سر موضوعات غیرهسته‌ای هم مذاکره می‌کند؟
این مذاکراتی که دارد انجام میگیرد ــ که بخشی از آن هم مذاکره‌ی با طرفهای آمریکایی است ــ فقط در موضوع هسته‌ای است؛ فقط. ما در هیچ موضوع دیگری فعلاً با آمریکا مذاکره نداریم؛ هیچ؛ این را همه بدانند؛ نه در مسائل منطقه، نه در مسائل گوناگون داخلی، نه در مسائل بین‌المللی؛ امروز فقط موضوع مورد بحث و مورد مذاکره، مسائل هسته‌ای است.
حالا، این تجربه‌ای خواهد شد؛ اگر طرف مقابل از کج‌تابی‌های معمولی خودش دست برداشت، این یک تجربه‌ای برای ما میشود که خیلی خب، پس میشود در یک موضوع دیگر هم با اینها مذاکره کرد؛ امّا اگر دیدیم نه، این کج‌تابی‌هایی که همیشه از اینها دیده‌ایم باز هم وجود دارد و کج‌راهه دارند میروند، خب طبعاً تجربه‌ی گذشته‌ی ما تقویت خواهد شد. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۶. سرانجام تحریم‌ها در توافق هسته‌ای چگونه باید باشد؟
در این جزئیّات مذاکرات ــ که خیلی هم این چند ماه آینده مهم است ــ اتّفاقی که باید بیفتد این است که تحریمها به طور کامل و یکجا بایستی لغو بشود. اینکه یکی از آنها میگوید تحریمها شش ماه دیگر لغو میشود، یکی میگوید نه ممکن است یک سال هم طول بکشد، یکی دیگر میگوید ممکن است از یک سال هم بیشتر بشود، اینها بازیهای متعارف معمول اینها است؛ اینها هیچ قابل اعتناء و قابل قبول نیست؛ تحریمها بایستی ــ اگر چنانچه حالا خدای متعال مقدّر فرموده بود و توانستند به یک توافقی برسند ــ در همان روز توافق به‌طور کامل لغو بشود؛ این باید اتّفاق بیفتد. اگر قرار باشد که لغو تحریمها باز متوقّف بشود بر یک فرایند دیگری، پس چرا ما اصلاً مذاکره کردیم؟ اصلاً مذاکره و نشستن پشت میز مذاکره و بحث کردن و بگومگو کردن برای چه بود؟ برای همین بود که تحریمها برداشته بشود؛ این را باز بخواهند متوقّف کنند به یک چیز دیگری، اصلاً قابل قبول نیست. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۷. ضرورت حفظ و صنعتی‌کردن فناوری هسته‌ای چیست؟
من یک خواسته‌هایی از مسئولین داشته‌ام که این را به آنها عرض کردم، گفتم و روی آنها اصرار دارم. یکی این مسئله است که بدانند دستاورد کنونی هسته‌ای ما چیز باارزشی است؛ این را بدانند؛ به چشم کم‌ارزش و چیز سبک به آن نگاه نکنند؛ چیز با ارزشی است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور، یک ضرورت است.
اینکه بعضی ازروشنفکرنماها قلم بردارند و قلم بزنند که «آقا ما صنعت هسته‌ای را میخواهیم چه‌کار کنیم» این فریب است؛ این شبیه همان حرفی است که زمان قاجارها وقتی نفت کشف شده بود و انگلیسها آمده بودند میخواستند نفت را ببرند، اینجا دولتمرد قاجاری میگفت ما این مادّه‌ی بدبوی عَفِن را میخواهیم چه‌کار کنیم، بگذارید بردارند ببرند! این شبیه آن است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور یک ضرورت است؛ هم برای انرژی، هم برای داروهای هسته‌ای که بسیار مهم است، هم برای تبدیل آب دریا به آب شیرین، و هم برای بسیاری از نیازهای دیگر در زمینه‌ی کشاورزی و غیر کشاورزی. صنعت هسته‌ای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است؛ این را هم بچّه‌های ما خودشان به دست آوردند؛ این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّه‌های ما بود...
دستاورد هسته‌ای، بسیار مهم است و دنبال کردن این صنعت و صنعتی کردن کشور، بسیار چیز لازمی است؛ بایستی این مورد توجّه باشد. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۸. حدود و شیوه نظارتها بر فعالیتهای هسته‌ای ایران باید چگونه باشد؟
به‌هیچ‌وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ی نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً. مسئولین نظامی کشور به‌هیچ‌وجه مأذون نیستند که به بهانه‌ی نظارت و به بهانه‌ی بازرسی و مانند این حرفها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیّتی و دفاعی کشور راه بدهند، یا توسعه‌ی دفاعی کشور را متوقّف کنند؛ توسعه‌ی دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملّت در عرصه‌ی نظامی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکم‌تر بشود؛ یا حمایت ما از برادران مقاوممان در نقاط مختلف؛ اینها مطلقاً نبایستی در مذاکرات مورد خدشه قرار بگیرد.
تذکّر بعدی این است که هیچ شیوه‌ی نظارتی غیر متعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل میکند، به‌هیچ‌وجه مورد قبول نیست. همین نظارتهای متعارفی که در همه‌ی دنیا معمول است، اینجا هم همان نظارتها [باشد]، و نه بیشتر. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۹. موضع رهبر انقلاب درباره مذاکرات لوزان چیست؟
بعضی‌ها سؤال کردند و میکنند که چرا فلانی درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای موضع نگرفته‌است؟ جواب این است که جایی برای موضع‌گیری وجود نداشته‌است. مسئولین ما، مسئولین هسته‌ای، مباشرین کار به ما دارند میگویند هنوز کاری انجام نگرفته، هیچ چیز الزام‌آوری بین دو طرف نگذشته است؛ چه موضع‌گیری‌ای؟ اگر از من بپرسند شما موافقید یا مخالف، میگویم نه موافقم، نه مخالف؛ چون هنوز اتّفاقی نیفتاده است؛ هنوز کاری نشده. همه‌ی مشکل بر سر آن جزئیّاتی است که بنا است بنشینند و یکایکِ آنها را بحث کنند؛ این را خود مسئولین هم گفته‌اند؛ هم به ما گفته‌اند، هم در مصاحبه‌هایشان به مردم این را گفته‌اند؛ همه‌ی مشکل بعد از این است. ممکن است طرف مقابل که یک طرفِ لجوج، بدعهد، بدمعامله، اهل دبّه در آوردن، اهل چک‌وچانه کردن، اهل از پشت خنجر زدن و اهل این‌جور کارها و سیاه‌کاری‌ها است، سرِ جزئیّات بخواهد کشور ما را، ملّت ما را، مذاکره‌کنندگان مارا در یک دایره‌ای محصور کند؛ ما هنوز هیچ چیز در اختیار نداریم، هیچ الزامی به‌وجود نیامده است. اینکه حالا تبریک میگویند، به بنده تبریک میگویند، به دیگران تبریک میگویند، بی‌معنی است، چه تبریکی؟ آنچه تا کنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکره‌ی منتهی به توافق را تضمین میکند، نه محتوای توافق را تضمین میکند؛ هیچ کدام را؛ حتّی تضمین نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود؛ اینکه تا الان انجام گرفته، این‌جوری است؛ همه چیز مربوط به بعد از این است. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۱۰. آیا جزئیّات مذاکرات هسته‌ای تحت نظر رهبری است؟
بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوب‌های مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفته‌ام؛ عمدتاً به رئیس جمهور محترم که ما با ایشان جلسات مرتّب داریم، و موارد معدودی هم به وزیر محترم خارجه؛ خطوط اصلی و کلّی. جزئیّات کار، خصوصیّات کوچک که تأثیری در تأمین آن خطوط کلان ندارد، مورد توجّه نیست؛ اینها در اختیار آنها است، میتوانند بروند کار کنند. اینکه حالا گفته بشود که جزئیّات این مذاکرات تحت نظر رهبری است، این حرف دقیقی نیست. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۱۱. دولت با منتقدین هسته‌ای چگونه باید رفتار کند؟
من به خود مسئولین هم این را گفته‌ام همین چند روز؛ مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است... الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عدّه‌ای مخالفند، یک عدّه‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را ــ از آن افرادی را که شاخصند ــ دعوت کنند، حرفهای آنها را بشنوند؛ ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این میشود همدلی؛ این میشود یکسان‌سازی دلها و احساسها، و به تبع آن عملها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما سه ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟ کمااینکه آنها در یک برهه‌ی دیگری هفت ماه زمان را عقب انداختند. خیلی خب، دوستان ما هم اگر چنانچه در این همدلی‌ها و هم‌زبانی‌ها و تبادل‌نظرها یک وقتی گرفته شد، چه اشکال دارد، وقتی گرفته بشود، یک خرده زمان آن تصمیمات نهایی عقب بیفتد؛ طوری نخواهد شد. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی در برنامه زنده تلویزیونی «نگاه یک» که از شبکه اول سیما پخش شد، با اشاره به 29 فروردین روز ارتش گفت: اقدام امام(ره) در حفظ ارتش در برابر تفکر جریانات ضدانقلاب که به دنبال انحلال ارتش بودند، نشان اندیشه ژرف ایشان بود.

وی افزود: البته حضرت امام(ره) در همه مقاطع انقلاب معجزات ذهنی بالایی در اداره انقلاب داشتند ولی خنثی سازی این توطئه و تغییر سیستم دفاعی کشور به یک سیستم دفاعی حامل آرمانهای انقلاب، یک حرکت بسیار دقیق و استراتژیک بود.

محورهای مهم سخنان سردار سلامی به شرح زیر است:

* ارتش با رژه ای که امروز برگزار شد، نشان داد به چه استعداد و بلوغی رسیده و سپاه هم خنثی کننده توطئه‌های دشمن است که این دو در سطح جهانی معتبرند و تا امروز برآورد قدرتهای جهانی و منطقه‌ای برای عبور از ارتفاع این دو سازمان برومند، بی نتیجه مانده است.

* ماموریت های ارتش و سپاه علی رغم اشتراکات، در برخی ماموریتها متفاوت از هم هستند. برای مثال نیروی هوافضای سپاه بر توسعه موشک‌های بالستیک و کروز و هواپیماهای بدون سرنشین تمرکز دارد ولی نیروی هوایی ارتش بر جنگنده‌های با سرنشین متمرکز است. این دو سازمان در کنار هم، یک سیستم بازدارنده دفاعی نیرومند هستند.

* بسیج و نیروی قدس سپاه، مسیرهای استراتژیک دشمن را در منطقه سد کرده‌اند.

* هیچ تداخلی در ماموریتهای ارتش و سپاه وجود ندارد و اگر نیاز باشد، کاملا از هم پشتیبانی می‌کنند.

* نه تنها اجازه بازدید خارجی ها از مراکز نظامی ایران را نخواهیم داد، بلکه اجازه تفکر پیرامون این موضوع را هم نمی‌دهیم. حتی در رویاهایشان این اجازه را نخواهند داشت که از عادی ترین مکان نظامی ما بازدید کنند.

* حریم پایگاههای نظامی باید حفظ شود. اینکه یک بازرس خارجی به پادگان نظامی سر بزند، به معنی اشغال سرزمین است چون همه اسرار و رازهای دفاع ما در اینجاست. این به معنی تحقیر ملی است. حتی گفتگو در این موضوع.

* مطمئنم مردان ما در عرصه نبرد دیپلماتیک دارای چنان ارتفاعی از حیثیت، عزت و ایمان هستند که اگر دشمن بخواهد در این باره حرفی بزنند اینان چنان مشتی بر صورت آنها خواهند زد که با سرعت چند برابر صوت به پایتخت‌هایشان بروند.

* هرکس از این حرفها (بازدید از مراکز نظامی ایران) بزند، جواب آن را با «سرب داغ» خواهیم داد.

* دشمن می‌گوید توافقمان با ایران بر اساس اطمینان نیست بلکه بر اساس راستی آزمایی است اما ما می گوییم هرگز بر اساس راستی آزمایی با دشمن توافق نمی‌کنیم چرا که اعتماد ما به آنها بی انتهاست.

اگر بخواهند در این فضاها صحبت کنند بدانند همه چیز به روز اول خود بازخواهد گشت. جلوی پای دشمن فرش قرمز پهن نخواهیم کرد. ایران، بهشت جاسوسان نمی شود.

* اینکه بگویند «گزینه نظامی روی میز است»، برای ما نگران کننده نیست. مفروضات ما برای یک جنگ تمام عیار با آمریکا شکل گرفته و دکترین ها، ساختار و ظرفیت دفاعی ما در منطقه گسترش دارد و هیچ نگرانی در این باره نداریم.

* ما یا در جنگ‌های غیر مستقیم با امریکا شرکت داشتیم مثل دفاع مقدس، یا در نبردهای منطقه ای به شکل غیر مستقیم و نیابتی با هم دست و پنجه نرم کرده ایم و از خصوصیت هم ارزیابی داریم و یا غیر مستقیم شاهد قدرت نظامی آمریکا بوده‌ایم. درک ما از آنها آرزوگرایانه نیست. ما دارای اشراف اطلاعاتی نسبت به آنها هستیم. ضعف و قدرت آنها را خوب می شناسیم. هرچند با احساس صحبت می‌کنیم، ولی احساساتی نیستیم.

* اسرائیل تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، در هیچ جنگی شکست نخورد و بعد از انقلاب، در هیچ جنگی پیروز نشد. ترویج «ایران‌هراسی» از سوی آنها طبیعی است.

* آمریکا می‌خواهد در دنیای اسلام، جای دوست و دشمن را عوض کند. رژیم صهیونیستی رژیم ضعیفی است و زمانی قوی می شود که دشمنان مسلمان او ضعیف شوند.

* از برخی دولتهای کشورهای اسلامی ناامید هستیم ولی افکار عمومی نگاهی به کارکردهای جمهوری اسلامی ایران در حفظ کرامت و استقلال مسلمانان بیندازد. آیا کسی جز ایران توانست فلسطینی ها را در برابر صهیونیستها به پیروزی برساند؟ آیا کسی جز ایران توانست با ظرفیت موثری به نام «حزب الله»، آن شکست تاریخی را بر اسرائیل تحمیل کند؟

* دولتهای عربی که علیه یمن عمل می‌کنند، اگر قدرتمندند و هنر جنگیدن دارند بجای جنگ با ملت مستضعف و مسلمان عربی که هیچ تهدید برای آنها نبوده، اعلام کنند اگر فقط یک گلوله سبک و کوچک به فلسطین داده‌اند، آن وقت ما میگوییم که صدهاهزار موشکی که در اختیار حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین است، چگونه عمل کرده‌است.

* نتانیاهو دارای حداقل اعتبار سیاسی است. ترجیح میدهم بجای گوش دادن به حرفهای او، کارتن «گوریل انگوری» را ببینم.

* عربستان دنبال سلطه طلبی در جهان عرب است. طبق اطلاعاتی که ما داریم، سران این ائتلافی که شکل گرفته، فقط 6 ساعت قبل از حمله به یمن در جریان قرار گرفتند. این برای کشوری مثل مصر یک تحقیر تاریخی است و مصر نباید این تحقیر را بپذیرد. پاکستان هوشمندی به خرج داد.

* نظام سعودی دچار چالش در داخل حاکمیت خود شده است. اینهای برای حل این چالش و فرافکنی آن، از چنین ماجرایی (حمله به یمن) کمک گرفتند.

* اگر عربستان یک موفقیت منطقه‌ای به دست بیاورد، سراغ سایر همسایه‌هایش هم خواهد رفت. مشارکت این همسایه ها در جنگ یمن، خودکشی است.

* تجاوز به یمن، استثنایی‌ترین حماقت آل سعود بود چون در برابر ملتهای مسلمان، از چهره اسرائیلی خود پرده برداشت.

* ملت یمن، شاهکارهای زیادی در طول تاریخ در مقاومت زمینی از خود نشان داده است. عثمانی‌ها می‌گفتند یمن مثل کارخانه ذوب آهن بود که سربازان ما را در خود ذوب و نابود کرد. آل سعود جرات و توان جنگ زمینی با یمن را ندارد.

* از یمن حمایت سیاسی می‌کنیم و اگر راهش باز باشد، کمک انسان‌دوستانه هم خواهیم کرد و از هیچ کمکی دریغ نمی کنیم. ما به وحدت جهان اسلام بیش از اینها فکر می‌کنیم.

* ما وارد دریای هیچ کشوری نخواهیم شد. ما ملتی با تمدن هستیم و به حق حاکمیت کسی تجاوز نخواهیم کرد اما این حضور (ناوگان دریایی ایران در آبهای آزاد) اگر در هر سطحی -حتی لسانی- با تهدید دیگران مواجه شود، حتما عکس العمل‌های قدرتمندی از ما خواهند دید و خودشان هم می دانند و رفتار آنها در مورد ما تا اینجا که دیده ایم، عاقلانه بوده است.

* تمام قدرت ایران برای حفظ کرامت، عظمت، آزادی، شرافت و عزت مسلمین و نوامیس آنهاست.

* عربستان با این کار (حمله به یمن) دیرزمانی نخواهد پایید که با عکس‌العمل های نگران کنده و مخربی مواجه خواهد شد. آل سعود در بن بست گیر کرده، نه می تواند این وضعیت را ادامه دهد و نه ادامه ندهد. انصار الله امروز بر 90 درصد یمن مسلط است.

* فرودگاهی در یمن به دست القاعده افتاده. آیا عربستان می تواند تضمین دهد که اتفاقی مثل 11 سپتامبر برای برج نشینان کشورهای عربی رخ ندهد؟

* ما روابط دفاعی با دولت رسمی سوریه داشته ایم و طبیعتا وقتی از ما کمک مستشاری بخواهند، کمک می کنیم. در مورد عراق هم همینطور. کمک های ما بدون ضربه به حاکمیت ملی این کشورهاست چراکه ما می خواهیم از گسترش یک جریان جنایتکار جلوگیری کنیم.

* حضور ما در عراق به درخواست رسمی این کشور بود. مگر می شود بدون درخواست یک دولت رسمی، در آن کشور حضور داشت؟

 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام
استاد رحیم‌پور ازغدی در نشست همدلی و همزبانی با رویکرد حمایت از تولید ملی و کار و کارگر ایرانی گفت: ایجاد یک شغل در شرایطی که به آن نیاز داریم، واجب کفایی بوده و ساخت کارخانه به اندازه ساخت مسجد واجب است و حتی گاهی اوقات، از آن هم واجب‌تر است.
دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی در نشست همدلی و همزبانی با رویکرد حمایت از تولید ملی و کار کارگر ایرانی در جمع بسیجیان کارگر و مدیران کارخانجات به بیان مطالبی پیرامون اهمیت کار و کارگر پرداخت.

وی در این مراسم اظهار داشت: تمام جوامع امروزی، چه با نگاه دنیایی و چه اخروی، باید برای کار، قداست قائل شده و آن را دارای ارزش بدانند. در تاریخ کشورها، دو گاه عمده به مقوله کار و کارگر وجود داشته که عمده آن شامل نگاه استثمارگرانه به کار و دیگر نگاه سرمایه داری به آن بوده است. اما در فرهنگ دین اسلام و اهل بیت، از یک سو به حق و حقوق کار و کارگر در مقابل هم توجه شده و از سوی دیگر، به اخلاق در کار که برای کارگر و کارفرما ایجاد مسئولیت می‌کند.

اهمیت کار در اسلام

اهمیت مقوله کار و کارگر در اسلام آنجا معلوم می‌شود که پیامبر بر دستان پینه بسته «سعد انصاری» که کارگری زحمتکش بوده بوسه می‌زند و می‌فرماید:» این دستی است که آتش دوزخ به آن نخواهد رسید.

از دیدگاه دیگر، افراد به دو طریق به مقوله کار می‌نگرند: اول آنکه با دید اضطرار و اینکه «اگر کار نکنم، از گرسنگی می‌میرم» به آن توجه می‌کنند که این دید حداقلی به کار است. دیدگاه دیگر از موضع رفاه زدگی است و فرد، کار را می‌خواهد اما به اخلاق در کار توجه نداشته و وجدان کاری ندارد. اما در اسلام، به کار و کارگر جایگاه ویژه‌ای داده شده و در روایات بسیاری به حقوق کارگر و کار در قبال هم اشاره شده است. مثلاً اینکه تا عرق کارگر خشک نشده، حقوق وی را بپردازید که یکی از این حقوق را بیان می‌دارد. متقابلاً از کارگر هم می‌خواهد که کار را درست و دقیق انجام دهد.

اگر این مسائل در کشور ما مورد توجه قرار گیرد، مصرف تولیدات داخلی بیشتر می‌شود. دلیل آن هم بالا رفتن کیفیت محصول بوده که استقلال اقتصادی کشور را به دنبال دارد. لذا این مشکل را در وهله اول کارگر و در مرتبه بعدی، مصرف کننده باید حل کنند. کارگر با درست و متقن انجام دادن کار خود و مصرف کننده با مدارا در قبال مسائل فرعی.

کارگران ما در آن لحظه که به کارخانه با دید مسجد نگاه کرده و کار را عبادت بدانند و درنظر داشته باشند که تولید باید بیشتر و بهتر از مصرف باشد، پیروز و موفق خواهند بود. در غیر این صورت کم کار و پرمصرف هستیم و در یک کلام غیر اسلامی می‌شویم.

دستورات دین اسلام، نه تنها برای آباد کردن آخرت انسان‌ها بوده، بلکه کاملاً مبتنی بر عقل کامل بوده و موجب آبادی دنیای انسان‌ها نیز می‌شود. اسلام نه تنها به تنبلی و کمکاری در دنیا دعوت نمی‌کند، بلکه به شدت از آن نهی کرده و از آن دوری دارد. البته این مسأله با دنیا محوری نیست؛ بلکه آبادی دنیا برای آخرت است.

با این دید، کارخانه، مزرعه و محل کار کارگر، همگی مانند مسجد مقدس بوده و کار با اخلاص در آن مانند عبادت است. از این روست که در روایات می‌فرمایند: کسی که برای معاش خانواده به کار (در منزل یا بیرون منزل) بپردازد، مانند مجاهد فی سبیل‌ا... بوده و اگردر این راه جان خود را از دست بدهد، اجر شهید برای وی خواهد بود.

بیکاری، زمینه سقوط انسان را فراهم کرده و خودش زمینه‌ساز فساد و گناه است. همانطور که در روایات آمده: اگر سه چیز یکجا جمع شوند، قطعاً موجب فساد می‌شوند: جوانی، بیکاری و رفاه.

نگاه به کار و کارگر در دنیای امروز

در دنیای امروز، نگاه به کار و کارگر از مقوله دیگر، به چند دسته تقسیم می‌شوند:

در نگاهی غیر عقلانی به کار و یک نگاه بدَوی و بدوی. دراین دیدگاه، فرد کارگر، هیچ برنامه‌ دراز مدت و عقلانی برای خود و کارش نداشته است که به این برنامه در اسلام، تقدیرالمعیشه گفته می‌شود.

تفاوت تفکر اسلامی با تفکرهای لیبرال و سرمایه داری در این است که اگرچه هردو کار را لازمه رشد می‌دانند، اما لیبرال‌ها، اصالت را برای دنیا قائل شده و نگاهی صرفاً مادی‌گرایانه به آن داشته اند. از این رو در اسلام آمده به کارگر باید همچون خانواده خودت توجه کنی و با آفت بیکاری مبارزه کنی. لذا کارگر و کارآفرین، هردو مجاهد فی سبیل‌ا... هستند.

انسان اقتصادی

در نگاه‌های نظام لیبرالی و سرمایه‌داری بهانسان در علم اقتصاد، صرفاً از دید ماده توجه می‌شود و نظریاتی مادی، در تعریف قوانین بهکار می‌رود. لذا در این دیدگاه، نگاه به انسان اقتصادی، تنها از طریق قوانین فیزیک توجیه می‌شود.

در نگاه عاقلانه واسلامی به مقوله کار، برنامه‌ریزی، حساب و کتاب و توکل، همه باهم تعریف شده و توکل، پشتوانه عمل است؛ چراکه عمل، فعل بیرونی و توکل فعلی درونی است. توکل از علائم مؤمن است و انسان مؤمن، کسل نیست. کسالت علامت نفاق است و از ویژگی‌های منافقان است.

صفات تولیدکننده برای جلب مشتری از دیدگاه اسلام

تولیدکننده وکارگر باید دارای ویژگی‌هایی باشند تا اعتماد مردم جلب شده و از محصولات آنان استفاده کنند. اول اینکه در کار، صداقت و راستگویی داشته و از فریبکاری و دوغ بپرهیزد. دوم آنکه کار را متقن انجام دهد؛ یعنی با محکم کاری و درست وتمیز انجام دهد. و سوم آنکه تقدیرالمعیشه داشته باشد. یعنی فردی حسابگر و دارای برنامه‌ریزی اقتصادی باشد. در این صورت است که تولید وی، می‌تواند جایگاه قابل قبولی در بین مردم داشته باشد.

پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: اگر در بازاری دروغ، چونه و قسم رواج یابد، آن بازار اسلامی نبوده و از نشانه‌های بازار کفر است.

نگاه اخلاقی به اقتصاد؛ نه نگاه اقتصادی به اخلاق

اگر در کار و برخورد با کارگر، نگاهی اخلاقی داشته باشیم، حتی در صورتیکه کارگر، دچار بیماری شد و درسوددهی ما اثرگذار نشد، از وی حمایت می‌کنیم. اما در نگاه اقتصادی به اخلاق، به کارگر، فقط تا زمانی توجه می‌شود که سودآفرین باشد. نقطه ضعف این دیدگاه(دیدگاه دوم) زمانی خود را نشان می‌دهد که در دراز مدت، رفتار کارفرما، بر روی دیگر کارگران اثر گذاشته و با انگیزه و بازدهی پایین تری به کار می‌پردازند. در نتیجه، در دراز مدت، کارخانه و کار، دچار زیان و خسران می‌گردد.

اعتمادسازی در بازار ازدیدگاه اسلام

اگر بخواهیم در بازار به ایجاد اعتماد برسیم، اسلام به فروشنده سفارش می‌کند که جنس یا خدمات را کمی بیشتر ارائه دهد و در مقابل خریدار هم با رضایت قلبی، کمی بیشتر پول بپردازد.

بنیاد اقتصاد اسلامی، بر اساس تأمین رزق و روزی از سوی خداوند است. در اسلام، کار وسیله است؛ نه هدف. وسیله ای است برای شکوفایی ذهن و جسم و روح انسان. در این راستا، سودرسانی به دیگران، اصالت دارد.

اسلام، طرفدار کار و تولید، بدون حرص دنیا است. حرص همان فقر درون بوده و اگر به این مسأله توجه داشته باشیم که روزی انسان‌ها تقسیم شده است، برای دنیا و آنچه در آن است، حرص نمی‌خوریم. حرص، رنج آور و ذلت آور است. ذلتی برای روح و نیز مذلت که همان ذلت مادی است. حرص، نشانه بدبختی و فقر است. و کوتاهی کارگران و کارخانه‌داران، موجب احتیاج به کشورهای دیگر می‌شود.
 
منبع: دانا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای روایتی از عیادت رهبر معظم انقلاب اسلامی از والدین شهدا در بخش آی.سی.یو بیمارستان خاتم الانبیا(ص) را در سالروز این حضور به نقل از مدیر بیمارستان منتشر کرد.

 
دکتر پیرحسین کولیوند در این روایت در این باره نوشت: ساعت شش و نیم عصر پنج شنبه بود که مطلع شدیم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سرزده و بدون اطلاع قبلی به بیمارستان خاتم‌الأنبیاء(ص) تشریف آورده‌اند. ایشان در بخش آی.سی.یو حضور یافتند و در ابتدا با حضرت آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی ملاقات کردند.

سپس به عیادت بیمارانی که در بخش آی.سی.یوی ویژه والدین شهدا بستری بودند، رفتند و با آن ها گفت‌وگو کردند، در نهایت مجددا دقایقی از آیت‌الله طاهری عیادت کردند و با دعای خیر برای کارکنان و پرستاران و دیگر عوامل، بیمارستان را ترک کردند.
 
**عیادت از آیت‌الله طاهری خرم آبادی
 
وقتی که حضرت آقا تشریف آوردند، آیت‌الله طاهری هوشیاریشان خیلی بالا نبود و در ابتدا متوجه حضور رهبر انقلاب نشدند. آقا آمدند کنار تخت و دست نوازش به سر و صورت آقای طاهری کشیدند و سلام کردند. دو فرزند آیت‌الله طاهری خرم آبادی هم در بیمارستان حضور داشتند و در مورد وضعیت آقای طاهری با رهبر انقلاب صحبت کردند.

حضرت آقا از فرزند آقای طاهری پرسیدند چند روز است که ایشان به این وضعیت هستند و چطور شد که این اتفاق افتاد.، آقازاده آقای طاهری هم از وضعیت درمانی پدرشان گزارش مختصری ارائه کرد؛ بعد از این که رهبر انقلاب چند دقیقه‌ای در کنار تخت آیت‌الله طاهری با فرزندان ایشان صحبت کردند، فرمودند که ما یک سری هم به بقیه بیمارانی که در این بخش بستری هستند می زنیم و دوباره برمی‌گردیم این جا.
 
بعد از این که حضرت آقا به دیدار والدین شهدای بستری در آی.سی.یو رفتند و سپس دوباره به بالای سر آیت‌الله طاهری بازگشتند، آقای طاهری کاملا چشم‌هایشان را باز کرده بودند و متوجه حضور حضرت آقا شدند. آقا هم دوباره سلام و احوال پرسی کرده و برای ایشان آرزوی شفا کردند.
 
**ماجرای تاسیس آی.سی.یو ویژه والدین شهدا
 
سه سال پیش بود که حدود نیمه شب پدر شهیدی را به اورژانس آوردند که به تخت خالی احتیاج داشت و باید در بخش مراقبت‌های ویژه بستری می‌شد. اما ما حتی تخت عادی خالی هم نداشتیم. با همکارانم در دیگر بیمارستان‌ها تماس گرفتم و بالاخره یک جای خالی در آی.سی.یوی یکی از بیمارستان‌ها هماهنگ شد. به آن‌ها گفتم که شما به فلان بیمارستان بروید و فردا که در اینجا تخت آی.سی.یو خالی شد من هماهنگ می‌کنم که با آمبولانس به این بیمارستان بیایید.
 
فردا صبح تخت خالی شد و من تماس گرفتم که آن پدر شهید عزیز برگردد ولی با خبر شدم که متاسفانه به رحمت خدا رفته است. این ماجرا ما را تحت تاثیر قرار داد. در آن زمان در این طبقه آی.سی.یو فعلی قرار بود که تالار همایش ساخته شود. این تصمیم را تغییر دادیم و بنا گذاشتیم یک بخش مراقبت‌های ویژه مجهز ایجاد کنیم و فقط و فقط آن را به والدین شهدا اختصاص دهیم.
 
ما مدیون این بزرگواران هستیم و حتی اگر جان‌مان را هم بگذاریم در این زمینه کم گذاشته‌ایم و نباید این‌ها دغدغه های این چنینی داشته باشند؛ لذا ما به سرعت این بخش را ایجاد و از نظر تجهیزات، فضا، پرسنل و پزشک بهترین‌ها را انتخاب کردیم و الحمدلله جواب هم گرفتیم. روز ولادت حضرت رسول اعظم صلوات‌الله علیه وآله هم این بخش افتتاح شد.
 
هم اکنون این بخش یکی از بزرگترین بخش‌های آی.سی.یو یا مراقبت‌های ویژه منطقه است و از نظر تجهیزات و امکانات و نوع بیماران، که همه خانواده شهید هستند تقریبا در منطقه منحصر به فرد است و امیدواریم این نوع خدمت رسانی به والدین شهدا، الگویی شود برای دیگر مراکز خدمات درمانی در سطح کشور.
 
من حس می‌کنم این آی.سی.یو به خاطر حضور این همه پدر و مادر شهید قطعه‌ای از بهشت است.
 
**ملاقات با والدین شهدا
 
روز پنج شنبه، 33 نفر از والدین شهدا در این بخش مراقبت‌های ویژه مغزی بستری بودند که حضرت آقا در کنار تخت تک تک این عزیزان حاضر شدند و با آنها ملاقات کردند. به دلیل مشکلات مغزی این بیماران، عده‌ای از آن‌ها بی هوش بودند و آن هایی که تقریبا بیدار بودند با حضرت آقا گفت وگوی مختصری انجام می‌دادند. حضرت آقا دست نوازش به سر این عزیزان می‌کشیدند و یاد و خاطره شهدایشان را گرامی می‌داشتند و دعا می‌کردند که «ان‌شاالله خداوند، شهید شما را با پیغمبر صلوات‌الله‌علیه‌وآله محشور کند». برخی از بیمارانی هم که به دلیل قرارداشتن دستگاه تنفس مصنوعی در دهانشان نمی توانستند صحبت کنند، با اشاره، به سخنان رهبر انقلاب پاسخ می‌دادند.
 
وقتی پرستاران هر تخت بیماری را معرفی می‌کردند و حضرت آقا متوجه می‌شدند که آن بیمار دو شهید در راه خدا تقدیم کرده است با محبت بیشتری با آن ها احوال پرسی می‌کردند و لحظات بیشتری در کنار آن ها بودند.
 
یکی از بیماران، پدر دو شهید بود که از حضرت آقا بسیار تشکر کرد و خوشامد گفت. اشک شوق از چشمانش جاری شده بود و عرض کرد «آقای خامنهای من رو دعا کنید». حضرت آقا هم فرمودند که ما شما را دعا می کنیم، شما هم ما را دعا کنید.
 
**ارایه گزارش به رهبر انقلاب درباره وضعیت بیمارستان و رویایی درباره شهدا
 
در هنگام ملاقات گزارش کوتاهی از وضعیت رسیدگی به والدین شهدا در آی.سی.یو، وضعیت تخصصی بیمارستان و فعالیت‌های جانبی فرهنگی برای بیماران را خدمت رهبر انقلاب ارائه کردم.
 
به ایشان عرض کردم که من قبل ازعید داشتم از آی.سی.یوی والدین شهدا بازدید می‌کردم، دیدم که همکاران دارند یکی از والدین شهدا را حمام می‌کنند (پرستاران عزیز این بیماران را هر دو - سه روز یک بار حمام می‌کنند.) وقتی این صحنه را دیدم خیلی خوشحال شدم که پرستاران ما این گونه مومنانه وظایفشان را انجام می‌دهند. شب خواب دیدم که دارم بخش را بازدید می‌کنم در حالی که شهدا کنار تخت والدین شان ایستاده‌اند و نظاره گر زحمت پرستارانند. 
 
طوری به ما نگاه می‌کردند که انگار هم دیگر را می‎‌شناختیم. ما با شهدا سلام و احوالپرسی کردیم و آن ها هم با ما مصافحه کردند و دست دادند طوری که در همان عالم رویا، گرمای دستشان را حس می‌کردیم. یکی از این شهدایی که کنار تخت ایستاده بود، رو کرد به من و گفت دستتان درد نکند، شما خیلی زحمت ما را می‌کشید. بنده وقتی این رویا و زحمات پرستاران متعهد بیمارستان را خدمت آقا تعریف کردم، ایشان فرمودند «خوش به سعادت شما، واقعیت هم همین است» بعد هم پرستاران را چندبار دعا کردند. 
 
**توفیق بزرگ
 
«خداوند شما را موفق بدارد، خدمت به این عزیزانی که اینجا هستند توفیق بزرگی است از سوی خدا»؛ رهبر انقلاب این دو جمله را هنگامی که ملاقاتشان از والدین شهدا و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی به پایان رسید، خطاب به مسئولان بیمارستان که آن جا حضور داشتند، بیاناتی فرمودند و حوالی غروب بود که بیمارستان را ترک کردند.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

فرمانده معظم کل قوا در دیدار جمعی از فرماندهان ارتش:

ایران در مقابل هر گونه تعرض مقتدرانه از خود دفاع خواهد کرد/ لاف تهدید نظامی زدن توسط دشمن و توقع توقف پیشرفتهای دفاعی ایران ابلهانه است

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر پیشرفتهای نظامی و دفاعی نیروهای مسلح، خاطر نشان کردند: این پیشرفت ها و توانمندی ها در شرایط فشارها و تحریم های کم سابقه و کمبود منابع به دست آمده که کار بسیار فوق العاده ای است و باید همچنان پرشتاب ادامه یابد.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان و خانواده های شهدای ارتش، نیروهای مسلح را به حفظ و تقویت بصیرت و جهت گیریهای دینی و انقلابی، و افزایش توان دفاعی و تسلیحاتی و آمادگی روحی توصیه موکد کردند و گفتند: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه تهدیدی برای منطقه و کشورهای همسایه نبوده و نخواهد بود اما در برابر هر گونه تعرضی کاملا مقتدرانه عمل خواهد کرد.

در این دیدار که همزمان با ایام گرامیداشت روز ارتش برگزار شد، فرمانده کل قوا با تبریک این روز، نامگذاری 29 فروردین را بعنوان روز ارتش جمهوری اسلامی ایران یکی از ابتکارات بزرگ امام راحل(ره) در اوائل پیروزی انقلاب در مقابل تلاش برخی جریانها برای از بین بردن ارتش، خواندند و افزودند: با هوشمندی امام بزرگوار(ره) ارتش، باقدرت و قوت باقی ماند و بعنوان یک مجموعه انقلابی، در عرصه های مختلف از جمله هشت سال دفاع مقدس، نقش ایفا کرد و برای کشور افتخار و حماسه آفرید.

رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه 29 فروردین به معنای ایستادن ارتش به پای انقلاب و در مسیر خدمت به هدفهای مردم است، خاطر نشان کردند: یکی از خصوصیات ارتش جمهوری اسلامی، پایبندی به تعهدات و موازین دینی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پایبند نبودن بسیاری از ارتش های جهان به قوانین بین المللی و موازین انسانی هنگام پیروزی یا شکست، افزودند: نمونه بارز این موضوع، رفتار قدرتهای جهانی و بویژه آمریکا است که هیچ اعتنایی به قوانین بین المللی و موازین انسانی نمی کنند و دست به هر جنایتی می زنند.

ایشان حوادث یمن، جنگ غزه و جنگ لبنان را نمونه هایی از پایبند نبودن به قوانین بین المللی برشمردند و تأکید کردند: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همواره پایبند به تعهدات و قوانین اسلامی هستند و هیچ گاه نه هنگام پیروزی طغیان می کنند و نه هنگام خطر، از ابزارها و روش های ممنوع استفاده می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده بدنبال سلاح هسته ای نمی رود، در همین چارچوب و بر اساس تقیدات دینی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی تبلیغات و اتهامات مبنی بر دخالت ایران در مسائل کشورهای منطقه، خاطر نشان کردند: این اتهام زنی ها خلاف واقع است، زیرا ایران در مسائل کشورها دخالت نکرده و نخواهد کرد.

ایشان گفتند: ما از کسانی که به غیر نظامیان و زنان و کودکان حمله میکنند متنفر و بیزاریم و معتقدیم آنها از اسلام و وجدان انسانی بی خبرند، اما در مسائل کشورها دخالت نمی کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی خصوصیت بارز پایبندی نیروهای مسلح ایران به مبانی اسلام و قوانین الهی را علت اصلی محبوبیت آنان در میان مردم دانستند و گفتند: خصوصیت دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ارتقاء روزافزون آمادگی های دفاعی و تجهیزاتی و تسلیحاتی است که به پشتوانه آیه شریفه «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه» انجام می شود.


حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه پیشرفتهای نظامی و دفاعی نیروهای مسلح، در میان پیشرفتهای برجسته علمی و فناوری کشور، نمونه و جزء برترینها است، خاطر نشان کردند: این پیشرفت ها و توانمندی ها در شرایط فشارها و تحریم های کم سابقه و کمبود منابع به دست آمده که کار بسیار فوق العاده ای است و باید همچنان پرشتاب ادامه یابد.

 ایشان با اشاره به ناخرسندی بدخواهان ملت ایران از پیشرفتهای دفاعی نیروهای مسلح و تلاش برای جلوگیری از این روند، افزودند: بر همین اساس است که آنها بیشترین فشار تبلیغاتی خود را بر این موضوع بویژه پیشرفتها در عرصه های موشکی و پهپادها متمرکز کرده اند اما منطق صحیح عقلایی به پشتوانه آیه شریفه قرآن به ما میگوید که باید این مسیر را با قدرت ادامه دهیم.

رهبر انقلاب اسلامی به تهدیدهای وقیحانه آمریکایی ها اشاره کردند و گفتند: بعد از مدتی سکوتِ طرف مقابل، یکی از مقامات آنها اخیراً بار دیگر از گزینه های روی میز سخن گفته است. آنها از یک طرف اینگونه «لاف» می زنند و از طرف دیگر می گویند جمهوری اسلامی ایران باید پیشرفتهای دفاعی خود را متوقف کند که سخنی ابلهانه است.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه این سخنان ابلهانه را نخواهد پذیرفت و ملت ایران ثابت کرده است که اگر مورد تعرض قرار گیرد، کاملاً مقتدرانه از خود دفاع خواهد کرد و یکپارچه و همچون مشتی مستحکم در مقابل مهاجمِ غیر منطقی خواهد ایستاد.

فرمانده کل قوا خطاب به نیروهای مسلح گفتند: همه دستگاهها اعم از وزارت دفاع تا ارتش و سپاه باید آمادگی های نظامی و دفاعی و سازماندهی های رزمی و آمادگی های روحی خود را روز به روز افزایش دهند و این به منزله یک دستور العمل رسمی است.


رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه روحیه نیروهای مسلح کشور از جمله ارتش بسیار بالا است، خاطر نشان کردند: جمهوری اسلامی ایران با وجود ارتقای توان دفاعی و نظامی خود اما هیچگاه تهدیدی برای کشورهای منطقه و همسایه نخواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به افسانه سازی جعلی آمریکاییها و اروپاییها و برخی کشورهای دنباله رو آنها در خصوص تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای، و تهدید جلوه دادن جمهوری اسلامی، افزودند: امروز بزرگترین تهدید برای جهان و منطقه، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که بدون هیچ مهاری و بدون پایبندی به مبانی و موازین وجدانی و دینی در هر نقطه ای که لازم بدانند دخالت میکنند و کشتار به راه می اندازند.


ایشان حوادث تأسف آور یمن و حمایت آمریکا و غرب از متجاوز را نمونه ای از رفتار ناامن کننده دنیا برشمردند و خاطر نشان کردند: جمهوری اسلامی ایران، بر خلاف قدرتهای بی مهار، امنیت را بزرگترین نعمت الهی می داند و برای حفظ امنیت خود و دیگران، می ایستد و دفاع می کند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان تأکید کردند: حفظ امنیت کشور، مرزها و زندگی عمومی مردم از مهمترین وظایف مسئولان نظامی و انتظامی است.
 
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیر سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش در سخنانی با گرامی‌داشت 29 فروردین روز «ارتش جمهوری اسلامی ایران» گفت: ارتش انقلابی و حزب‌اللهی جمهوری اسلامی ایران در آمادگی کامل برای حراست از مرزهای مقدس ایران و حفظ منافع راهبردی کشور است.

سرلشکر صالحی تأکید کرد: ارتشیان بدون چشم‌داشتی به توافقات یا عدم توافقات در معادلات بین‌المللی، گزینه‌ای جز عزت نمی‌شناسند و آماده‌اند در هر شرایطی بار دیگر به خلق حماسه‌های جاودان بپردازند.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

حضرت زهرا(س)-مدح

 

ای ز تو پیغامبران را شرف

لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضیه و مرضیه و عالمه

سیدة النساء یا فاطمه

آینه ی سیرت ختم رسل

دانش کل عصمت کل عقل کل

دختر دین مادر دین کیست تو

نور سماوات و زمین کیست ؟ تو

مام دو عیسای مسیح آفرین

بر دو مسیحت ز مسیح آفرین

وصف تو و مدح تو خیرالکلام

مادر سادات علیک السلام

مادر روحانی روح الامین

ذریه ات ستارگان زمین

روح علی جان محمد  تویی

سوره ی فرقان محمد تویی

دست خدا دست به دامان توست

مادری ختم رسل شان تو است

بوسه گه ختم رسل دست تو

نفس محمد شده پابست تو

آیة تطهیر گل دامنت

هست خدا پیشتر از بودنت

عمر تو ای مادر ما کم نبود

نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبی مادر آدم سلام

سیدة النساء عالم سلام

در یم غم ها به علی نوح کیست ؟

بین دو پهلوی نبی روح کیست ؟

روح عبادات سلام علیک

مادر سادات سلام علیک

مصحف مهر تو کتاب همه

درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پیمبر تویی

آرزوی احمد و حیدر تویی

حسن تو نقش قلم ابتداست

سینه ی پاک تو بهشت خداست

پیک خدا فخر کند بر همه

این که منم هم سخن فاطمه

جان نبی  در بدنی فاطمه

محور هر پنج تنی فاطمه

کعبه دهد تکیه به دیوار تو

چشم علی تشنه به دیدار تو

صورت تو سیرت پیغمبر  است

صحبت تو حرف دل حیدر  است

مصحف ناخوانده ی حق صدر تو است

لیله قدری که نهان قدر تو است

ای همه دم ذکر خدا بر لبت

روح علی محو نماز شبت

کعبه ی دل هاست سرایت هنوز

پشت سر ماست دعایت هنوز

کشور ایران حرم پاک تو ست

هر وجبش قبضه ای از خاک تو ست

ای کرمت شامل حال همه

مادر سادات بنی فاطمه

نعمت هستی نمک فاطمه ست

ملک الهی فدک فاطمه ست

ای که به خاک تو فدک گم شده

بین سپاه تو ملک گم شده

یاس کبود از اثر خارها

حیف که کشتند تو را بارها

وصف تو اینگونه به ما رسیده

ایتها الصدیقة الشهیده

اجر رسالت شرر نار شد

یار تو تنها در و دیوار شد

دیو کجا غرفه ی حورا کجا ؟

شعله کجا صورت زهرا کجا ؟

سرو علی گرچه قدت خم شده

پشت ولایت ز تو محکم شده

مادر یازده ولی کیست ؟تو

فدایی راه علی کیست تو

آتش بیت تو دل عالم است

شعله ای از آن نفس میثم است

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی درباره ویژگی‌های خاص حضرت فاطمه زهرا(س) و شرایط درک مقام‌ الهی حضرت(س) گفت: در تفسیر فرات صفحه 581 در ذیل تفسیر سوره «قدر» آمده است که امام صادق(ع) درباره رابطه  شب قدر و حضرت زهرا(س) می‌فرماید: اگر کسی به معرفت ایشان برسد، به درک شب قدر رسیده است. «فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر» و بعد ادامه می‌دهند: «و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها» خدای متعال ایشان را فاطمه نامیده است، به خاطر اینکه مخلوقات از معرفت او مفطوم هستند.

*امتحانی که از حضرت فاطمه(س) قبل از دنیا گرفته شد

وی با اشاره به اینکه نام فاطمه یک لفظ نیست، افزود: اسامی که برای معصومین است، ظرف حقیقت وجودشان است و خود این اسم حقیقت وجودشان را منعکس می‌کند، لذا فاطمه یک لفظ نیست، بلکه معنایی دارد، بنابراین برای همین یک نام، اسرار مهمی در روایات بیان شده است.

میرباقری با بیان اینکه حضرت فاطمه(س) قبل از ورود به عالم دنیا مورد امتحان الهی قرار گرفته است، خاطرنشان کرد: در تهذیب مرحوم شیخ طوسی زیارتی خطاب به وجود مقدس زهرای اطهر(س) نقل شده که «یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَک»، حضرت(س)، آن وجود مقدسی است که خدای متعال قبل از خلقت ایشان را مورد امتحان قرار داده است.

وی ادامه داد: امتحان کننده خدای خالق، امتحان شونده وجود مقدس صدیقه‌ کبری(س)، قبل از اینکه ثوب بشر بپوشند و در لباس بشر خلق شوند، اما موضوع امتحان چه بوده است؟ حدسم این است که غیر از اینکه موضوع مسأله‌ عبودیت و توحید باشد، همه امتحانات به عهد بندگی برمی‌گردد، ما غیر از این امتحان چیزی نداریم، همه‌ امتحان تفصیل توحید است، یعنی ما همه امتحان‌هایی که می‌دهیم، امتحان به توحید است.

*مسئولیتی که حضرت زهرا(س) قبول کرد

این کارشناس دینی با تأکید بر اینکه اولیاء و انبیا یک امتحان دیگر در وادی توحید دادند، اظهار داشت: غیر از اینکه خودشان در مقام عبودیت تام هستند، با خدا یک عهدی بستند که بار هدایت دیگران و رساندنشان را به وادی توحید هم بکشند و حجاب از حقیقت معنویت و توحید را در این عالم بردارند، عهد نشر بندگی، بسط بندگی، اقامه‌ توحید و رساندن دیگران به وادی توحید را که یک عهد دیگری است و خیلی هم سنگین است.

وی افزود:  تلقی حقیر این است که این امتحانی که از حضرت زهرا(س) گرفته شده، یک چهره‌اش همین امتحان هدایت و شفاعت است، حضرت می‌خواستند واسطه تنزل حقیقت، معنویت و توحید در عالم ما شوند و موانع و حجاب را از حقیقت توحید و نبوت و ولایت، حجاب شرک و کفر و استکبار را بردارند و مردم را به حقیقت ولایت، به حقیقت نبوت راهبری کنند.

رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم بیان داشت: از حضرت زهرا(س) حجاب برداشته شده، این معنای متوسط این عبارت است؛ «وَ أَرْخَیْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّة» حجاب نبوت از ایشان برداشته شده است، حقیقت نبوت! ایشان دستشان به این حقیقت نبوت می‌رسد، به آن سر می‌رسد، بنابراین حضرت(س) مشکات انوار الهی و قلب نبی اکرم(ص) هستند.

وی ادامه داد: کسی که این مقام را دارد، عهد با خدا هم بسته که با تحمل خودش، با صبر و ریاضت خودش، موحدان را به حقیقت وادی توحید، به حقیقت وادی نبوت و ولایت برساند، بعد در این عالم که حضرت(س) آمدند به این عهد عمل کردند، پس اطلاعاتی که حضرت داشتند جزء اعظم اطلاعات عالم است که یک نمونه‌اش مصیبت حضرت سید الشهدا(ع) است که عهدش را خدای متعال از حضرت زهرا گرفته و حضرت هم قاعدتاً سر این مسأله پایداری کردند.

میرباقری با اشاره به اینکه حضرت زهرا مدار حق و باطل در عالم هستند، ابراز داشت: ما باید دنبال حضرت زهرا(س) حرکت کنیم. تصدیق یعنی این؛ یعنی هر کجا حضرت(س) ایستاد بایستی و شک هم نکنی، دید خدای متعال ایشان را تراز کرده است. نبی اکرم(ص) ایشان را تراز قرار داده است، جملاتی که راجع به ایشان گفتند، جملات عجیبی است. اقداماتی که داشتند، حضرت(س) وقتی مسافرت می‌رفتند، آخرین خانه‌ای که خداحافظی می‌کردند، خانه‌ فاطمه زهرا(س) بود، اولین خانه‌ای که برای احوالپرسی می‌آمدند، خانه ایشان بود.

وی افزود: در باب حضرت زهرا(س) مکرر فرمودند: «فداها ابوها»، پیامبری این سخن را می‌گوید که «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى» است، در احوالات حضرت(ص) نوشتند، وقتی فاطمه‌ زهرا(س) وارد می‌شدند، به استقبال فاطمه می‌آمدند، ایشان را سر جای خودشان می‌نشاندند. گاهی نقل است خم می‌شدند و دست ایشان را می‌بوسیدند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

متن سخنرانی "حاج علی آهی"  که در 7 خرداد 91 ایراد شد به شرح زیر است:

ارتباط با رو حانیون و علما

آيا مساوي هست كسي كه علم داره با كسي كه علم ندارد در هر كاري دانش مي خواهد اول چون همه شماها جوان و نيرومند هستید. وجود مقدس پيغمبر اسلام وقتي معاذبن جمل رو براي استانداري يمن فرستاد فرمود عليك بالشباب، اي معاذ بن جمل بر تو باد بر جوانها هرچه قدرت و نيرو و كار داري با جوانها كار كن چون ديگه پير ديگه هر طوري بايد بشه شده، خشت اول چون نهد معمار كج  تا ثريا ميرود ديوار كج، پير اگر بد شد ديگه خوب نميشه، اگر هم خوب شد ديگه بد نميشه ديگه. سر پيري جايي راهش نميدن غير از مسجد .

من به واقع  ميگم در چند جلسه اي كه خيمه ميثم آمده بودم يه تشكر بايد بكنم از جناب آقاي فراهاني كه واقعا زحمت ميكشن من سن خودمو بگم اول، قمري 87 سالمه، مقصدم اينه كه ميخوام بگم كه انسان اگر با ايمان باشه نيروي ايمانش و تقويت كند خدا كمكش ميكند بعضي الان تو 50-60 سالگي عصا دست ميگيرن يه ور يه وري راه ميرن، مريضن، معتادن . من از ده سالگي شروع كردم به مداحي محله پامنار، اونجا مقر اقامت آيت الله كاشاني دنيا اومديم اونجا زير دست آيت الله كاشاني بزرگ شديم، اينو مي خوام بگم كه شما در هر جايي هستيد با عالم محلتون رابطه داشته باشيد اگر با عالم انسان رابطه داشت به خطا نمي افته. من از آيت الله ميلاني (رضوان الله تعالي عليه) استفاده كردم از ميرزا جواد آقاي تهراني، زاهد بزرگ مشهد آقاي طبسي، خواستش گفت: من تو حرم حضرت (ع) قبر برات آماده دارم ايشون فرمود من وصييتمو عوض نميكنم منو تو قبرستان عمومي دفن كن علامتي هم رو قبرش نيست يه خورده از زمين بالااومده با سيمان، اين مرد بزرگوار. آشيخ علي شاهرودي نمازي، آقاي آشيخ محمد جواد محلاتي خراساني (رضوان الله تعالي عليه) با اينها من محشور بودم و از اينها استفاده علمي كردم. البته من مطلب خيلي دارم حالا هر چقدر شد خدمت شما عرض ميكنم.

 

مقام ولایت امیر المؤمنین

 راجع به ماه رجب از دهم ماه رجب ولادت حضرت جواد (علیه السلام) سيزدهم رجب ولادت اميرالمومنين(علیه السلام)  پانزدهم هم شهادت حضرت زينب (علیها السلام) هجدهم، رحلت حضرت ابراهيم، البته طبق اون رواياتي كه وقتی حضرت ابراهيم از دنيا رفت خورشيد گرفت، اين روايت هيجدهم نيست، بيست و هشتم رحلته، چرا؟ چون در دنيا از اول خلقت تا حالا خورشيد يا روز بيست و هشتم ماه گرفته يا روز بيست نهم هيچوقت هجدهم ماه نميگيره كه مردم اومدن گفتن چون ابراهيم از دار دنيا رفت خورشيد گرفت پيغمبر فرمود: نه به واسطه ابراهيم نيست. اگه به اون روايت استناد کنیم بيست و هشتمه، بيست و هفتم هم مبعثه، بيست و پنجم هم شهادت موسي بن جعفر(علیه السلام) . دو تا جمله من براتون از اميرالمومنين(علیه السلام) بگم مطلب خيليه فشرده فشرده، حضرت يونس پيغمبر در كتاب بصائرالدرجات اگه ميخوايد يادداشت كنيند اينجا نقله كه اميرالمومنين(علیه السلام)  فرمود: ان الله عرض ولايتي، خدا عرضه كرد ولايت منو، قَبِل مَن قَبِل، قبول كرد اونكه بايد قبول كنه،  أَنكَر مَن أَنكَر، و انکار كرد وثقيل بود، براي اون كسي كه براش ثقيل بود وأَنكَر يونس فحبس الله في بتن حوت، حضرت يونس يه قدري براش ثقيل بود اين مقام، مقام علي (علیه السلام) به واسطه اين يه تأملي كه كرد خدا در شكم ماهي او رو قرار داد حتي أَقَرَّبها، از شكم ماهي بيرون نيامد مگر اينكه اقرار به ولايت اميرالمومنين(علیه السلام) كرد. شما در سوم ماه شعبان مي بينيد اكثر مداح ها اكثر شعرا مي خوانند كه فطرس ملك مبغوض درگاه الهي شد اومد پر و بالش و به قنداقه امام حسين(علیه السلام) سائيد و خدا پر و بالش و داد، علت رو نه شاعري به شعر آورده نه مداحي تونسته بگه در همين كتاب بصائرالدرجات سال 400 هجري مثل اينكه تاليف شده باشه، مرحوم مجلسي هم در جلد بيست و ششم بحار در اونجا هم نقل كرده، إن الله عَرَضَ ولايهَ اميرالمومنين، خدا عرضه كرد ولايت اميرالمومنين(علیه السلام) را، فَقَبَّلَ الله الملائكه همه ملائكه قبول ولايت امير المومنين كردند، فَاَباها مَلَکٌ یُقالُ الفطرس، اين فطرس ملك براش ثقيل بود ولايت اميرالمومنين رو قبول كنه فكسرالله جناحه، خدا پر و بال اورو شكست تا مغضوب درگاه الهي شد تا شب، امام حسين(علیه السلام)   جبرئيل اين ملك رو ورداشت آورد خدمت پيغمبر عرضه داشت كه اين ملك مبغوض شد به واسطه همين مسائلي كه ولايت اميرالمومنين را قبول نكرد پيغمبر بهش چي گفت؟ گفت: پاشو برو بالت و بمال به قنداقه امام حسين؟ نه، فرمود: دلت مي خواد خدا بهت پر و بال بده قال نعم ، خوب اينجا رو گوش بده، فعرض رسول الله ولايت علي ابن ابي طالب، پيغمبر به اين فطرس ملك عرضه كرد ولايت اميرالمومنين رو، فَقبَّلها قبول ولايت كرد، بعد گفت حالا برو بالت و بمال به قنداقه امام حسين (علیه السلام). مگه ميشه بدون ولايت پر و بال كسي در بياد اونم ملك.

توجه به اعتقادات در گزینش اشعار

اما در اينجا در ولايت اميرالمومنين(علیه السلام) بعضي از شعرا به خطا مي افتن حضرت مي فرمايد: نزلوني عن ربوبيه، ما رو از ربوبيت پايين بياريد، در شان ما هر چي مي خوايد بگيد. ولي ببينيد بعضي از شاعران  شعرهايي ميگن بر خلاف روييه شيعه چون شعر گفتن دو بال دارد در شعر گفتن يه بال ادبيات كه در كشور ما ادبيات ادبيات ما فارسيه در ادبيات مسيحي، يهودي، زرتشتي، بودائي، حمبلي، مالكي، اشعري ،مذهب ،جبري مذهب، عارفا صوفيه از همين ادبيات فارسي استفاده ميكنن براي شعر گفتن. بال دومش عقيده است اون كه صوفيه اصطلاحات صوفي رو در شعر استفاده مي كنه اونكه عارفه اصطلاحات عارف رو اونكه زرتشته اصطلاحات زرتشتي اونكه مسيحي است اصطلاحات مسيحي اونكه شيعه است بايد اصطلاحات شيعه رو استفاده كنه و همچنين اگر مداح بخواد شعري رو انتخاب كنه بايد نگاه كنه، شعر مال هر كي هست كار به شخص نداشته باش، اميرالمومنين (علیه السلام) مي فرمايد: أُنظرالی ماقال، نگاه به گفته بكن نگاه به شعر بكن نگاه به نثر بكن، ولا تنظر الی من قال، نگاه به گوينده نكن. سه نفر از مراجع بزرگوار آيت الله بروجردي ، امام راحل ، آيت الله ميلاني ، مضمون سخنانشون اينه، مطالب و حرف بزرگان مانع نبوغ فكري شما نشه، شما فكرتونو به كار بندازيد چي كار داريد فلان كس چه مطلبي رو گفته شما عقلت و به کار بنداز ببين اين شعر خوبه يا نه، اگر مسائل احكام عقيدتي رو انسان بداند نگاه ميكنه ببينه اين شعر كه اگه جبره، جبر مال شيعه نيست اگر تفويضه، تفويض مال شيعه نيست اگر حلوله، اگر اتحاده، اگر تشبيهه، تعطيله، است، استفاده نمي كنه، اگر صلح كل است استفاده نمي كنه ازش، منتهاش بايد اينا رو بدونه مداح، بايد اين مسائل علم كلام را بداند تا شعرهايي رو كه مطالعه ميكنه ببينه آيا اين شعر اگر توش جبر است استفاده نكنه اگر تو اين شعر تفويضه استفاده نكنه. مثلا در باره اميرالمومنين علي (علیه السلام) شاعر ميگه:

آنچه قدرت داشت ذات كردگار           جمله رادر ذات تو برده به كار

خوب خدا اونجا تعطيل ميشه ديگه، خدائي وجود نداره، اونچه قدرت داشت ذات كردگار جمله را در ذات تو برده به كار، اين جا هم بحث تعطيل پيش مياد كه امام هادي روحي و روح العالمين له الفداه، كه سوم اين ماه كه روز جمعه بود روز شهادت اون بزرگوار بود، حضرت عبدالعظيم حسني اومد خدمتش اون دم درنشست، سادات راه بهش ندادن بياد بالا، حضرت يه مسئله از بغل دستيش پرسيد بلد نبود به حضرت عبدالعظيم گفت: جواب مي داد يكي يكي تا اومد كنار حضرت هادي(علیه السلام) گرفت نشست گفت: آقا من مي خوام دينمو عرضه كنم فرمود: عرضه كن، گفت خدا را اونطور قائلم كه از دو حد تشبيه و تعطيل خارجه. تشبيه چيه؟ مثل زدن، بگيم اميرالمومنين(علیه السلام) عين خداست قدرت علي(علیه السلام) عين قدرت خداست قدرت پيغمبر عين قدرت خداست اين تشبيه است. اگر تمام اعمال رو صفات الهي را به ائمه معصومين(علیهم السلام) بديم اين تفويض و تعطيله. متفوضه ميگن خداوند عين ساعت كوكي كه يه ساعتي رو كوك كرده گذاشته اينجا كه يك سال كار ميکنه، با يه قوه خدا خلق كرده، ديگه كاري به خير و شر نداره، كار دست ائمه معصومينه، در صورتي كه اين تفويض است و امام صادق (علیه السلام) فرمود: لاجبر ولا تفويض بل اَمرٌ بينُ الاَمره، نه جبر نه تفويض، بلكه امري بين اين دو. امر يعني چي؟ يعني اونچه كه خدا دستور داده ما عمل كنيم اونچه كه خدا نهي كرده ما انجام نديم اينو ميگن اَمرٌ بينُ الاَمر.

پس كار مداحي از يك بعد آسانه از يك بعد سخت تره يه مرجع تقليد آقايون مي خواد يه فتوا بده چهار ملاك داره يه ملاكش قرآنه يه ملاكش احاديث و رواياته يه ملاكش اجماع علماست يك ملاكش استنباط شخصي خودشه كه سي سال چهل سال درس خونده تا بتونه يك مسئله رو عنوان كنه و استنباط كنه. مرحوم علامه حلي در نجف مسئله چاه رو داشت ميگفت كه اگر حيواني در چاه افتاد بعد از اونكه اون جنازه اون حيوان رو خارج كرديم چند تا دلو آب بكشيم؟ گفت: كه شايد چون چاه تو خونه منه، من به واسطه اينكه چاه تو خونه خودمه به نفع خودم فتوا دادم، دستور داد چاه رو پر كردن بعد نشست فتوا داد، ديد نه عين همون اوله اما يه شاعر مي خواد شعر بگه ملاكش چيه؟ وجود مقدس اميرالمومنين (علیه السلام) در ماه رمضان هر اصنافي را دعوت ميكرد افطاري مي داد افطاري رو كه مي خوردند حضرت يه خطبه مي خواند براي اينها صنف نجار صنف بزاز حالا هر صنفي يك شب شعرا رو دعوت كرد بعد از آني كه شام به اينها داد حضرت فرمود:  ان ملاك امركم الدين، ملاك امر شما دينه. حالا دين چيه؟ بايد بريم دنبال دين ببينيم چيه ديگه. اگر شاعر بخواد شعر بگه بايد دينشو بياره جلو ببينه راجع به توحيد چي مي خواد بگه ديگه چيزي نگه كه نقص توحيد باشه راجع به نبوت مي خواد شعر بگه چه شعري بگه كه ضد نبوت نباشه راجع به امامت می خواد شعر بگه چه شعري بگه كه ضد امامت نباشه اين دينه و ملاك.

 

نمونه هایی از اشکلات ادبی و اعتقادی در اشعار

به طرف ميگي، ميگه ما اگه بعضي اصطلاحات رو از شعر بر داريم ديگه شعري به وجود نمي مونه مگر در قديم زمان، ازمنه قديم حالا رو ولش كن اين دوره رو، مگه اين الفاظ و اصطلاحات و به كار مي بردن ببينيد حالاشايد بعضيهاتون حفظ باشيد

من غم مهر حسين با شير از مادر گرفتم           روز اول آمدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم يك قطره از عطر حسين           عبرت از عود و گلاب و نافه وعنبر گرفتم

 چرا اين اصطلاحات رو شعرا مصرف نميكنن اصطلاحاتي كه اصطلاح شيعه است؟ من شايد يه مرتبه اين رو گفته باشم در نظرم نيست قبل از انقلاب ده سال قبل از انقلاب خدمت آيت الله العظمي گلپايكاني رسيدم با مرحوم علامه، خدا رحمتش كنه گفتم: آقا من شعر ميگم، ميتونم در باره اهل بيت (علیهم السلام) مي و باده و اين الفاظ رو استفاده كنم: اين كلام كلام ايشونه فرمود: اين الفاظ مبغوض اهل بيت(علیهم السلام)  است نه محبوب اهل بيت(علیه السلام) ، اهل بيت (علیهم السلام)  با اين الفاظ چيكار دارن.

 مشك ابالفضل(علیه السلام) كه ميشه كوزه آب، مشك كه ميشه مي، اين يعني چي؟ ما بايد ببينيم به سوي اين مداح هايي كه اونور آبي ميخونن نريم، دنبال شعرهاي چرت و پرت نريم . ببينيم شعرهايي كه فارغ البال از اين الفاظ است از اونها استفاده كنيم نه شعرهايي كه داراي اين مضامينه. البته مقام معظم رهبري در دو سال قبل فرمودند: شما مي خواي غزل بگي براي دوستت براي رفيقت هر چي مي خواي بگي بگو اما وقتي مي خواي براي اهل بيت (علیهم السلام) شعر بگي، اهل بيتي كه قرآن خدا مداح اهل بيته، انما يريدالله عنكم الرجس اهل البيت، خدا داره مدح اينارو ميكنه. ممدوح شاعر كيه؟ ممدوح مداح كيه؟ مداح چه كسي رو مي خواد مدح كنه؟ شاعر چه كسي رو مي خواد مدح كنه؟ كسي رو كه خدا ميگه انما يريدالله عنكم الرجس اهل البيت، پليدي ظاهر و باطن رو از اينها دور كرده تو اماما چند تا شاه داريم؟ يه دفعه يادم افتاد تو اماما چند تا شاه داريم؟ تو شعر مي خونيم شاه كربلا، شاه نجف، شاه خراسان، شاه كربلا يعني استاندار كربلا، شاه نجف يعني استاندار نجف، شاه خراسان يعني استاندار خراسان، صدام لعنه الله عليه، شاه 19استان عراقه اما امام حسين(علیه السلام) استاندار كربلاست، صدام رئيس جمهور 19 استانه، اميرالمومنين(علیه السلام) شاه نجف، چرا تو كاظمين شاه نداره؟ سامره چرا نميگيم شاه سامره؟ چرا نميگيم شاه بقيع؟ الفاظي است كه الفاظ سلطنتي است كه وارد ادبيات آئيني و عاشورايي شده كه ما بايد اينها رو حذف كنيم از اشعارمون كسي كه أرض و سما در تحت سيطره اوست، بوجوده ثبتت الأرض و سماء و بيمنه رزق الوراء، اينو بياريم با يك مسئله به اصطلاح شاه كه جاني هست و اين كه اين جانيه بيايم تنزل مقام برا امام قائل بشيم ولي براي وجود مقدس امام تنزل، براي شاه تقدم ترفيع درجه. يه ادبياتي است كه از سلطنتي وارد شده از زمان قبل تو اشعار عربي ما يه كلمه مَلَك نداريم كه درباره اهل بيت (علیه السلام) استفاده كرده باشيم ما بايد حواسمون و جمع كنيم خيلي چيزاست كه بايد متوجه باشيم. با اجازه شما عرض كنم كه بعضي چيزارو من اينجا يادداشت كردم اين، بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي كربلا رو که همه مي خونن من اينو تا آخر مي خونم و اشكالشو ببينم كي بلده ،

بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا         بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا

تشنه آب فراتم اي اجل مهلت بده          تا بگيرم در بغل قبر شهيد كربلا

يه اشكال قافييه اي داره ، در مصرع اول و دوم ، حرف روي واوه، در مصرع چهارم چي؟ تا بگيرم در بغل قبر شهيد اينجا حرف داله و تناسب نداره. اگر از شما آقايون بپرسن آدمه تشنه چي مي خواد؟ چي جواب ميدي؟ احسنت آب، اگر قبر بيارن بهت بدن اين رفع تشنگي ميكنه؟ نه رفع تشنگي نميكنه، ما از ادبيات داريم صحبت ميكنيم ، اگر بگیم، تشنه آب فراتم اي اجل مهلت بده تا بنوشم جرعه اي از آب جوي كربلا اين درسته، قافيه هم درسته، اگر بخواهيم قافيه درست نباشد زائر چي مي خواد؟ زائر قبر مي خواد، زائر قبر حسينم اي اجل مهلت بده چي؟ احسنت پس زائر قبر مي خواد نه تشنه لب. اين شعر رو اكثرا تو مجالس ختم مي خونن،

روزي كه به چنگ مرگ افتد بدنم        در کنج لحد اجل نمايد وطنم

از بهر شهادتين من بنويسيد           الله و محمد و علي بر كفنم

بگو ببينم اشكال اينو بلدي؟ ببين اساتيد ما خيلي زيادن ولي در اين رشته اين مرحوم آهي خيلي وارده چون از اساتيد بزرگوار ياد گرفتم. اينجا اشكال مكاني داريم، حاج آقاي فراهاني لحد كجا رو ميگن؟ اون گودالي كه بدن ميت رو با كفن ميذارن اون تو اون سنگي كه ميچينن ميشه سنگ لحد شاعر ميگه چي ميگه؟ وقتي منو تو اون گودال گذاشتيد حالا بيايد شهادت رو بنويسيد رو كفنم هيچ عاقلي اين حرف رو ميزنه مرحوم آهي اينو درست كرده،

روزي كه به چنگ مرگ افتد بدنم   خواهيد كفن پوش نمائيد تنم

وقتي مي خواهيد كفن به تنم كنيد اونجا بنويسيد

از بهر شهادتين من بنويسيد              الله و محمد و علي و بر كفنم

  ببينيد ما امروز اگر اين شعر رو در دانشگاه بخونيم جلو مارو ميگيرن، اين يارو خطاطه هم ميترسه بره اون پائين، اصلاَ حالا كجاي كفن بنويسه؟ يه شعري هست كه اكثراً ايام عاشورا يا براي شور گرفتن هم میگید، او ميكشيد و من ميكشيدم فلان، اينا الان هزارو سيصد و چند ساله هجري قمري از شهادت امام حسين(علیه السلام) ميگذره شما براي جمع شديد براي اينكه شوق و ذوق شما نسبت به ائمه معصومين(علیهم السلام) نسبت به امام حسين(علیه السلام  زيادتر داره مي شه، سال به سال زيادتر ميشه، چطور؟ حضرت زينب(علیها السلام)  مياد ميگه كه،

 او ميبريد و من ميبريدم        او از حسين سر من از حسين دل

حضرت زينب(علیها السلام) از امام حسين(علیه السلام) دل بريد؟ كي باور ميكنه چرا تهمت به حضرت زينب(علیها السلام) ميزنيدبا شعر گفتنمون؟ يه كلمه عوضش كن

او ميبريد و من كي بريدم      او از حسين سر من از حسين دل

من كي از حسين دل بريدم؟ اين كي كه بياد مطلب رو درست ميكنه ببينيد شعرهايي كه ما مي خونيم كتيبه ها مال محتشم حالا اين يه خطشو بخونم

از آب هم مضایقه كردند كوفيان        خوش داشتند حرمت مهمان كربلا

اشكال اين شعر چيه؟ بعد از شهادت امام حسين(علیه السلام)  کربلا به وجود اومد، كربلائيها كه دعوت نكرده بودن امام حسين رو كوفيا دعوت كرده بودن، البته شعر صحيحش اينه ولي با قافيه نميخونه، از آب هم مضایقه كردند كوفيان، خوش داشتند حرمت مهمان خويش را، نه مهمان كربلا را،  از كربلا تا كوفه چهارده فرسخ راههمي خوام ببينيم كه بعضي از شعرهايي كه قدما بزرگان گفتن چه نكات ظريفي درش هست. يارو اگه بياد به ما بگه كربلائي که وجود نداشت اين كربلائي كه وجود نداشت چطور خوش داشتند حرمت مهمان كربلا را؟ اصلا مهمان كربلا نبود مهمان كوفيان بود نه مهمان كربلا. حالا اين شعر رو راجع به حضرت زهرا (علیها السلام) اگر ميدوني نگو من نمي خوام اسم شاعر رو ببريم

مفسرها همه با خون نويسيد      كه قرآن علي كوثر ندارد

سنيها ميگن ببينيد خود شيعه ها اقرار دارن كه قرآن اميرالمومنين (علیه السلام) سوره كوثر ندارد پس خوب شد كه اولي و دومي قرآن علي رو قبول نكردن، قرآن عثمان رو قبول كردن. حالا اين يك مسئله، يه مسئله اينكه در قرآن علي (علیه السلام) كوثر بايد با چي نوشته بشه؟ با طاهرترين اشيا، خون كه نجس ترين اشيائه كه با خون نجس بنويسيم كه قرآن علي كوثر ندارد، ولي درستش اينه مصداق اشك چشم رو ميگن خون جگر مفسرها ، مفسرها زاشك ديده بنويسيد ببينيد كه بيت مرتضي كوثر ندارد، يعني خانه حضرت زهرا (علیها السلام)كوثر نداره يعني فاطمه زهرا (علیها السلام)، مفسرها زخون دل كه اشك چشم باشه بنويسيدكه بيت مرتضي كوثر ندارد، خانه اميرالمومنين(علیه السلام)  مصداق اصلي كوثر كه حضرت زهرا ست نيست.

 كنار خانه زهرا يگانه سربازي كه شد به راه ولايت شهيد محسن بود، دو تا شهيد رو ما مياريم به عنوان سرباز راجع به علي اصغر(علیه السلام)  ميگيم اي آخرين سربازم، محسني كه به دنيا نيومده ميگيم سرباز، سرباز رو به چه كسي ميگن؟ کسی که ولو هفت ساله باشه هشت ساله باشه اسلحه دست بگيره بره براي جبهه به اين ميگن سرباز. حضرت علي اصغر(علیه السلام) سرباز بود؟ اي آخرين سربازم می گیم تو شعرا تو نوحه ها اما آخرين سرباز امام حسين(علیه السلام) كه عبدالله(علیه السلام) بود، اون جوان نصراني بود، نه علي اصغر(علیه السلام) ، حضرت محسن(علیه السلام) كه سرباز نبود. مقصدم اينه بعضي از اصطلاحات بعضي از الفاظ اگر تو شعر است بايد اونو عوض كرد اين راجع به شاه اين يادم اومد،  

آنكه عوالم ز طفيلش به پا ست    شاه خطابش نمودن خطاست

 نميشه به اهل بيت(علیهم السلام) بگيم شاه،  اسدالله در وجود آمد در پس پرده، هر چه بود آمد، خدا ديگه وجود نداره دين تعطيله

در مذهب عارفان آگاه          الله است علي علي است الله

 ما كاري به مذهب عارف نداريم، در مذهب شيعه چي؟ ما اصلا با عارف كاري نداريم الله است علي، علي است الله، اين وحدت وجوده

شنيدم عارفي مستانه ميگفت    خدا را حول قوه جز علي نيست

به اون آقائي كه واعظ بود يك ساعت صحبت كرد بعد پيش نماز هم شده بود اين هم اين شعر و خوند، راجع به اميرالمومنين(علیه السلام)  احاديث خيلي عالي خوند ولي وقتي رسيد به اين شعر، بعد از نماز بهش گفتم كه آقا پيغمبر و اميرالمومنين (علیهما السلام) كه در ركعت دوم و سوم و چهارم نماز كه بلند ميشدند چي ميگفتن؟ گفت: ميگفتن بحول الله و قوه اقوم و اقعد، گفتم پس چطور يه عارفي كه اونم مست كرده (شنيدم عارفي مستانه مست كرده) گفته خدا را حول قوه جز علي نيست چرا شما اومدين نتيجه گيري با احاديث كردين .

 

تفسیر حدیث امام هادی (ع) درباری تصوف

مطالب خيليه من مي خوام راجع به امام هادي (علیه السلام) يه دو سه كلمه عرض كنم آقاي پورازغدي چند روز قبل راجع به امام هادي (علیه السلام) مطلبي ميگفت ولي عربيشو نخوند فارسيش و ميگفت، امام هادي(علیه السلام) در مسجد پيغمبر نشسته بود يه عده اصحاب دورشو گرفتن بعد يه عده اهل تصوف وارد شدند كنار قبر پيغمبر حلقه زدند شروع كردن تهليل گفتن اصحاب كه دورش نشسته بودن اونا رو شروع كردن نگاه كردن حضرت فرمود: «لا تلتفتوا إلي هؤلاء الخدّاعين فإنَّهم خلفاء الشّياطين و مخرّبوا قواعد الدّين يتزهّدون لراحة الأجسامِ و يتهجّدون لتصييد الأنعام[1]، نگاه به اين خدعه كننده ها نكنيد گفت و گفت و اومد تا اينجايي كه فرمود: لا يهلّلون إلا لغرور الناس ولا يُقَلّلُون الغذاء إلا لملأ العساس واختلاف الدَّفناس يتكلّمون النّاس بإملائهم في الحبّ و يطرحونهم بإذلالهم في الجُبّ أورادهم الرّقص و التّصديقة وأذكارهم التّرنّم والتّغنية فلا يتبعهم إلّا السّفهاء و لا يعتقدهم إلا الحُمقاء فمن ذهب إلي زيارة أحد منهم حيّاً أو ميّتاً فكأنّما ذهب إلي زيارة الشّيطانِ و عبدةِ الأوثان و من أعان أحداً منهم فكانّما أعان يزيد و معاوية وأباسفيان؛ كسي كه به زيارت يكي از اينها بره مردشون بره سر قبرشون يا زنده شون مثل اينه كه بت پرستيده و شيطان رو عبادت كرده كسي كه به اينها كمك كنه ولو به رفتن تو جلسه صوفيه درويشها و من أعان أحداً منهم فكانّما كسي كه به ديدن اينها بره يا كمك مالي يا كمك خدمي به اينها بكنه مثل اينكه به ابو سفيان كمك كرده به معاويه كمك كرده به يزيد كمك كرده مهم اينه يه نفر بر گشت به آقا گفت: و إن كان معترفاً بحقوقكم، آقا اگر اين شخص اعتراف به حق شما داشته باشه چی؟ امام هادي (علیه السلام)  به اون خوش اخلاقشون مثل يك آدم غضب آلود به اين شخص نگاه كرد فرمود: دَع ذا عنكَ مَنِ اعْتَرَف بحقوقنا لم يذهب في عقوقنا ، رها كن اين حرفها رو اگر به حال ما اعتقاد به ما داشته باشن عاق ما واقع نميشدن، أما تدري انّهم أخسّ طوائف الصّوفية والصّوفية كلّهم من مخالفينا، نميدونين شما اينا كه دارن تحليل ميگن پست ترين طوائف صوفيه هستن و صوفيه كلهم مخالف ما هستن. چرا؟ جبر و تفويض رو قائلن . مسائل خيلي زيادي است كه ما بايد حواسمون جمع باشه متوجه باشيم متوكل عباسي دستور داد به لشكرش توبره خاك آوردن اونجا به اندازه يه تپه كردن متوكل رفت بالاي تپه به حضرت هادي(علیه السلام)  گفت بيا به لشكرش گفت جلو من سان ببندين لشكر متوكل اومدن جلوش سان ديدن متوكل به حضرت عرض كرد كه آقا تو هم لشكر خودتو به من بنما

دستش تا به سوي سما بالا شد       لشكر از مغرب و مشرق ز ملك پيدا شد

 تمام ملائكه اومدن كه متوكل غش كرد افتاد روخاك مي خوايم بگيم كه ما امام شناس نيستيم يارو رفت يه غلطي كرده حالا همه به هم ديگه مسج ميدن نميدونم پيامك ميزنن نميدونم برنامه ميدن به هم ديگه، ول كنيد اين باطل رو بايد به حرف نزدن تركش كرد از بين بردش. لذا اينكه توجه داشته باشيد شماها كه مداح هستيد كارتون مشكله بايد بدونين مراجع تقليد حافظ فروع دينن نه حافظ اصول دين چون اصول دين تقريري نيست ولي مداح يا شاعر آئيني حافظ اصول و فروع دينه وقتي راجع خدا شعر ميخونه داره توحيد ميگه راجع به پيغمبر داره نبوت ميگه راجع به عدل خدا داره  عدل ميگه راجع به ائمه داره شعر ميخونه داره امامت رو ميگه راجع به قيامت و قبر و قيامت ميگه داره معاد رو ميگه نماز و روضه هم كه داره ميگه داره فروع دين پس يه كسي كه مروج اصول و فروع دينه بايد خيلي حواسش جمع باشه. مروج اصول و فروع صوفيه نباشه مروج اصول و فروع عرفا نباشه مروج اصول و فروع مسيحيت نباشه چهارتا اصطلاح ازون چهارتا اصطلاح ازون يعني اين شعرش كنه اين شعر ميشه التقاتی، شعر آئيني نميشه. ما در خدمت آقاي آقا ميثم ميرزائي كه از شعراي بزرگ جوان فهميده و ارزشمند و تحصيل كرده و ليسانس و فوق ليسانس دارد از همدان اومده بودند مزاحم ايشونم شديم گفتيم كه در خدمت ايشون در اين مجلس آمديم من ديگه صدا ندارم نه حال مصيبت دارم.  گفتم من عذرم و گفتم من هشتادو هفت سالمه ديگه الان بايد برم در اون دنيا حالا فعلا اينجام .



پی نوشت:
[1]سفینة البحار، ج2، ص58.

منبع:بسیج مداحان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ  [بقره 138]

رنگ الهي و چه رنگي بهتر از رنگ خدايي ؟!

انسان در طول شبانه روز اعمالي كه انجام مي دهد از 5 حالت خارج نيست

1. واجب  2. حرام 3. مستحب 4. مكروه 5. مباح

مباح كاريست كه نه ثواب دارد و نه گناه

اما مومن از آنجا كه زيرك است ؛ كارهاي مباح را به مستحب تبديل مي كند يعني به همه كارهايش رنگ الهي مي زند

مثلا:

مي خواهيم روزي 20دقيقه پياده روي كنيم ؛ خوب 10 دقيقه تا مسجد برويم ، 10دقيقه برگرديم

مي خواهيم مسافرت برويم ؛ كنار امام زاده ها بايستيم و زيارت كنيم

در استخر شيرجه مي زنيم ، نيت غسل مستحب كنيم

مي خواهيم داخل دستشويي شويم ؛ با پاي چپ داخل و با پاي راست خارج شويم

مي خواهيم جايي بنشينيم ، رو به قبله بنشينيم

و ...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

داستانك:

به نقل از:همسر شهيد

يک بارخاطره اي از جبهه برام تعريف کرد.مي گفت: کنار يکي از زاغه مهمات ها سخت مشغول بوديم. تو جعبه هاي مخصوص،مهمات مي گذاشتيم. ودرشان را مي بستيم.گرم کار،يک دفعه چشمم افتاد به يک خانم محجبه،با چادري مشکي!داشت پابه پاي ما مهمات مي گذاشت توي جعبه ها.

با خودم گفتم:حتماً ازاين خانم هاييه که مي يان جبهه.اصلاً حواسم به اين نبود که هيچ زني را نمي گذارند وارد آن منطقه بشود.به بچه ها نگاه کردم. مشغول کارشان بودند وبي[توجه] مي رفتند ومي آمدند،انگارآن خانم را نمي ديدند. قضيه، عجيب برام سؤال شده بود.موضوع،عادي به نظرنمي رسيد.کنجکاو شدم بفهمم، جريان چيست!رفتم نزديک تر، تا رعايت ادب شده باشد.سينه اي صاف کردم وخيلي با احتياط گفتم:خانم!جايي که ما مردها هستيم،شما نبايد زحمت بکشيد.رويش طرف من نبود.به تمام قد ايستاد وفرمود:«مگرشما درراه برادرمن زحمت نمي کشيد؟»يک آن ياد امام حسين(علیه السلام) افتادم واشک توي چشمام حلقه زد.

خدا بهم لطف کرد، که سريع موضوع را گرفتم وفهميدم جريان چيست. بي اختيار شده بودم ونمي دانستم چه بگويم خانم، همان طور که روشان آن طرف بود، فرمود:«هرکس که ياور ما باشد. البته ما هم ياري اش مي کنيم»

[کتاب خاک هاي نرم کوشک نویسنده:سعيد عاکف، صفحه 166]

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

 

 

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ :

جَاءَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) كُرَيْسَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا

"مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُؤْذِي جَارَهُ " ...

 حضرت صادق عليه السلام فرمود:

فاطمه (عليها السلام )براى شكايت از جرياني نزد رسول خدا  (صلي الله عليه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلي الله عليه وآله) جزوه‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين 3 جمله) در آن بود:

1. هر كس ايمان به خدا و روز قيامت دارد بايد همسايه را نيازارد ...

 [ الكافي    جلد‏2   صفحه  667    باب حق الجوار ]

در اهميت همسايه همين بس كه رسول رحمت صلي الله عليه و آله مي فرمايند: حرمة الجار على الانسان كحرمة أمّه. حرمت همسايه بر آدمى همچون حرمت مادر است.[ الحياة،ج1،ص 416]

برخي همسايه داري خوبي ندارند:به عنوان مثال :درب منزل را نيمه شب محكم به هم مي زند

از منزلش صداي آهنگ يا مداحي بلند است . اول صبح براي صدازدن اعضاي خانه از داخل كوچه بوق مي زند .

مهماني دير وقت مي گيرد و ...

داستانك :

يكى از مسلمين از اهالى مدينه ، همسايه بدى داشت كه از آزار او در امان نبود، او به حضور رسول خدا (ص ) آمد و از همسايه اش شكايت كرد و گفت :"من همسايه اى دارم كه نه تنها خيرى از او به من نمى رسد، بلكه از شرّ و آزار او، آسوده نيستم ."

پيامبر(ص ) به على (ع ) و ابوذر و سلمان و يك نفر ديگر (كه راوى مى گويد بگمانم مقداد بود) فرمود: به مسجد برويد و با صداى بلند فرياد بزنيد:لاايمان لمن لايا من جاره بوائقه "هر كه همسايه اش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد."

آنها به مسجد رفته ، سه بار با صداى بلند، اين دستور پيامبر (ص ) را به سمع مردم رساندند. امام صادق (ع ) پس از نقل اين داستان ، با دست خود اشاره به اطراف كرد و فرمود: تا چهل خانه در چهار طرف ، همسايه به حساب مى آيند.

نكته ي مهم اينجاست كه :

خوب همسايه داري فقط اين نيست كه ما به همسايه آزار نرسانيم . امام كاظم عليه السلام  مي فرمايند:خوش همسايگى تنها اين نيست كه آزار نرسانى، بلكه خوش همسايگى اين است كه در برابر آزار و اذيت همسايه صبر داشته باشى.[تحف العقول ص 409]

 

 

 

 

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ :

 

جَاءَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) كُرَيْسَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا

 

 ... " مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ " ...

 

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

 

فاطمه (عليها السلام )براى شكايت از جرياني نزد رسول خدا  (صلي الله عليه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلي الله عليه وآله) جزوه‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين 3 جمله) در آن بود:

 

2. هر كس ايمان به خدا و روز قيامت دارد مهمان خود را گرامى دارد،

 

 [ الكافي    جلد‏2   صفحه  667    باب حق الجوار ]

 

حداقل احترام به مهمان اين است كه او را تا درب منزل همراهي كنيم ؛ حضرت على بن موسى الرضا (عليهماالسلام) از پدران خود ،تاحضرت على (عليهم السلام) روايت فرموده اند ، كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: حق مهمان اينست كه او را تا درب خانه مشايعت كنى .[ عيون أخبار الرضا ،ج‏2،ص  305]

 

يكي ديگر از حداقل احترامها به مهمان اين است كه او را از جاي خود بلند نكنيم

 

متاسفانه امروزه به تقليد از فرهنگ غرب ، مهمان را براي غذا از جايش بلند مي كنند و او را به وسط سالن براي برداشتن غذا راهنمايي مي كنندكه اين كار اوج بي احترامي به مهمان است (اين عمل ، عمل چهارپايان است)

 

خداوند در قرآن هنگام بيان داستان مهماني حضرت ابراهيم مي فرمايد: فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ ... پس غذا را نزديك مهمانان گذارد، [ذاريات 27]

 

حضرت ابراهيم حتي غذا را در وسط سفره قرار نداد تا مهمان خم شود ، بلكه آن را كنار دست مهمان گذاشت . حال ما چگونه مهمان را از جايش بلند مي كنيم؟

 

داستانك:

 

روزی امام رضا (علیه السلام) میهمانی را دعوت کرد و با احترام، مهمان خود را به داخل خانه آورد.

 

پس از پذیرایی، با هم به گفت وگو پرداختند. در میان سخن آنان، باد چراغ را خاموش کرد. مهمان بی درنگ از جای خود برخاست که آن را روشن کند، ولی امام دست او را گرفت و مانع شد که او از جایش بلند شود.

 

سپس خود برخاست و چراغ را روشن کرد و دوباره کنار او نشست و برای این که مهمان ناراحت نشود با لبخندی به او فرمود:

 

ما خاندانی هستیم که دوست نداریم مهمان خود را به کار بگیریم و (از جايش بلند كنيم) و او را به زحمت بیندازیم.  [کافی جلد 6 صفحه ی 283]

 

 

 

 

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ :

 

 

 

جَاءَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) كُرَيْسَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا

 

... " مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُت‏" ‏

 

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

 

فاطمه (عليها السلام )براى شكايت از جرياني نزد رسول خدا  (صلي الله عليه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلي الله عليه وآله) جزوه‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين 3 جمله) در آن بود:

 

3. هر كس ايمان به خدا و روز قيامت دارد بايد حرف خوب بگويد يا خموش باشد.

 

[ الكافي    جلد‏2   صفحه  667    باب حق الجوار ]

 

داستانك :

 

سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد

 

جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت

 

سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد

 

او عرض کرد :هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم  , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم

 

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم سخنرانی و قرائت دعای کمیل در حرم سیدالکریم، سحرگاه جمعه گذشته با روضه خوانی حاج منصور ارضی برگزار شد.

 نکاتی از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛

در اواخر مفاتیح الجنان دعایی است به نام مناجات استخاره از ادعیه الوسائل الی المسائل که عرض کردیم پسند خدا را در نظر بیاورید، این خیر است و در اصل، استخاره یعنی از خدا این گونه می‌خواهیم در طلب خیر من آنچه پسند توست باید جلوه گر شود تا به اینجا که " وَ تُغْنِمُ الْمَطَالِبَ" مطالب یا طلب هایی که پرفایده و ارزشی دارد اینگونه نیست که فقط پر باشد چون از آن دریچه‌ی غنی بالذات که خداوند متعال است طلب می‌کنی این ارزش پیدا می‌کند. " وَ تُطَیِّبُ الْمَکَاسِبَ" بحث کاسبی روایات زیادی دارد, بعضی‌ها به خیالشان آن که تنها برای خودش کار می‌کند حالا یا در بازار یا جای دیگر کاسب است و مثلا یک کارمند دیگر کاسب نیست. کسب در اصلش یعنی دنبال لقمه حلال رفتن، نتیجه‌ی مطلوب پیدا کردن و پاکی انتخاب کردن است لذا اگر کسی خدایی ناکرده کسب حرام دارد یا شبهه ناک است باید به مرجع رجوع کند و بپرسد. تطهیر کردن زندگی، زمان بر و سخت است و در اثر نگاه پاک اهل بیت علیهم السلام انجام می‌شود. در بحث " وَ تُطَیِّبُ الْمَکَاسِبَ" کسب‌های پاک را از خدا درخواست می‌کنی.

بهترین دعا چیست؟ عاقبت به خیری و عافیت

" وَ تَهْدِی إِلَى أَجْمَلِ الْمَذَاهِبِ" و مرا به سوى نیکوترین راهها راهنمایى مى‏ کند. یعنی در اختیار خدا می‌گذاری و می‌گویی آنچه که تو خیر می‌دانی به من برسان. " اللَّهُمَّ إِنَّ خِیَرَتَکَ فِیمَا أَسْتَخِیرُکَ فِیهِ تُنِیلُ الرَّغَائِبَ وَ تُجْزِلُ الْمَوَاهِبَ" ما فکر می‌کنیم راه‌های خوبی برای کسب و کار داریم یا بعضی‌ها توجه ندارند مثلا کارمند است درآمدش را با اطرافیانش مقایسه می‌کند چون کمتر است می‌بینی کار را رها می‌کند و از اینجا رانده و از آنجا مانده می‌شود. کسی که یقین دارد " وَ تَهْدِی إِلَى أَجْمَلِ الْمَذَاهِبِ" یعنی خداوند به روش‌های زیبا او را راهنمایی می‌کند. " وَ تَسُوقُ إِلَى أَحْمَدِ الْعَوَاقِبِ" سوق می‌دهد به ستودن راهی که بهترین نتیجه‌ها را در بردارد. بهترین جملات از برای خداست. چون بنده قلبش، اعضاء و جوارحش و حواسش کامل به خداست لذا اینجا می‌گویی واقعا تو سوق می‌دهی به ستودنی‌ترین انجام‌ها و عواقبی که می‌خواهی. یک اشاره ای دارد به دعایی که امام صادق علیه السلام فرموده اند: " اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً" که برای ما آن حرف خیلی بلند است. از هر عالمی که پرسیدند بهترین دعا چیست؟ گفت عاقبت به خیری و عافیت.

یک ذره هم به طلب خیر کردن از خدا توجه داشته باشید

" وَ تَقِی مَخُوفَ النَّوَائِبِ" آن تقوا و پرهیزی از ناگواری‌های بیمناک. خیلی‌ها می‌دانند این کاری که دارند انجام می‌دهند گناه است اما تقوا و پرهیز ندارند. اگر نترسیدی، می‌افتی به وادی اینکه نتیجه ناگوار می‌بینی اما اگر پرهیز کردی از گناه و ترسیدی هدایت می‌شوی. یک عده ای نمی‌ترسند مخصوصا جوانان که می‌گویند بگذار تا انتهایش برویم ببینیم چه می‌شود آدم مذهبی هم باشد می‌گوید توبه می‌کنیم شب جمعه یک روضه ای می‌خوانیم و اشک و آهی و توبه می‌کنیم, این جوری نمی‌شود. تا به تقوا و پرهیز می‌رسیم می‌بینی همه درجا می‌زنند. اگر بخواهیم مسیر را درست برویم و آنچه خدا می‌خواهد آن را انجام دهیم باید از گناه پرهیز کنیم. بعد می‌گویی: " اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ فِیمَا عَزَمَ رَأْیِی عَلَیْهِ" خدایا من خیر می‌خواهم از تو در هر چه به آن تصمیم گرفته ام. یک وقت می‌بینی تصمیمی گرفته ای برعکس می‌شود امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند: " عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَحَلِّ الْعُقُودَ نَقْضِ الْهِمَم" خدا را از سْست شدن اراده هاى قوى، گشوده شدن گره هاى دشوار و درهم شکسته شدن تصمیم‌ها، شناختم(نهج البلاغة حکمت ۲۵۰) . آدم مومن می‌گوید هر چه خدا بخواهد البته کوشش را می‌کند و به آن کوشش هم مزد می‌دهند اما آن نتیجه ای که ما می‌خواستیم بگیریم را آن که بالا سرمان هست مشخص می‌کند و البته او بهترین خیر را می‌خواهد. حالا می‌گوید من به سوی تو آمده ام " اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ فِیمَا عَزَمَ رَأْیِی عَلَیْهِ وَ قَادَنِی عَقْلِی إِلَیْهِ" به راستی این کشاندن عقل و خرد ما به سوی آنچه را که تو تصمیم داری تو می‌خواهی. بیشتر کارهایمان را با نظر خودمان انجام می‌دهیم و اصلا کاری نداریم به نظر خدا, در دلت بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ می‌گویی واقعا از خدا خیر می‌خواهی. یک ذره هم به طلب خیر کردن از خدا توجه داشته باشید.

 امسال نورانیت حضرت زهرا سلام الله علیها در آن است

کسی که این گونه باشد اول سالش را قشنگ می‌بیند و قشنگ جلو می‌رود " حول حالنا الی احسن الحال" اصلا مسیرش را از اول درست می‌کند می‌گوید تا امسال برنامه نداشتم و از خدا هم نخواستم اما امسال که نورانیت حضرت زهرا سلام الله علیها در آن است خدایا همان که خودت برای من خیر می‌دانی مقدر کن, حالا هر مقدارش را که زنده بودیم, خیلی‌ها در امسال می‌میرند خیلی‌ها هم نه. تمام بزرگان دین ما از اول تا آخر می‌دانستند در دنیا باید امتحاناتی را پس دهند برای من و تو هم همین است امتحانات مشخص است بلایا مشخص است, باید امتحان بدهی تا بروی به کلاس بالاتر.

ام البنین سلام الله علیها آمد تا به کربلا کمک دهد

امیرالمومنین علیه السلام برای خواستگاری از ام البنین سلام الله علیها کسی را به طایفه‌ی بنی کلاو می‌فرستند, انتخاب امیرالمومنین علیه السلام برای کجاست؟ برای کربلاست, ام البنین سلام الله علیها دختر خانه است و درخواست آمده می‌تواند قبول نکند. ام البنین سلام الله علیها را برای کربلا می‌خواهد یعنی برای بیداری تا قیامت می‌خواهد. دقت کنید همین طوری فکر نکنید که چهار پسر داشته و هر چهارتا شهید شده اند ما هم خانواده هایی با چهار شهید داشته ایم البته تمام خانواده‌های شهدا صاحب مقام والا و باارزش هستند چه با یک شهید چه با چند شهید, اما ام البنین سلام الله علیها آمد تا به کربلا کمک دهد و برای او مسیر را مشخص کردند بلاها و امتحاناتی که باید انجام بدهد. یکی از درس هایی که ام البنین سلام الله علیها به ما داده است درس روضه بپاکردن است, بعضی‌ها که مخالفند نمی‌دانند ما از کجا درس می‌گیریم, طوری گریه می‌کرده که دشمن را به گریه می‌انداخته است. درجایی گفتم بی بی توحیدی روضه می‌خوانده, ابتدا می‌فرمودند لااله الا الله و هر خدایی را جز الله منکر می‌شده و سپس می‌گوید من باور نمی‌کنم کسی بتواند به سر تو ضربه بزند بعد می‌گوید آهان اول دستانت را قطع کرده اند باز می‌گوید حسین علیه السلام به تو اجازه‌ی جنگ نداده است. نکته‌ی مهم‌تر از همه می‌فرماید همه‌ی موجودات فدای حسین علیه السلام بشوند. گفتم که لبت گفت ترک بردار است , گفتم که سرت گفت به نیزه دار است.

مروان لعن الله علیه هنگامی که از آنجا رد شد به صدای گریه‌ی ام البنین سلام الله علیها گریه کرد.

ما از امام حسین علیه السلام به اباالفضل علیه السلام می‌رسیم به هرکدام از اهل بیت علیه السلام که بخواهیم تقرب بجوییم مسیر از حسین علیه السلام است " اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُوْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلَی الْحَسَنِ ﻭَ ﺍِﻟَﯿْﮏَ ﺑِﻤُـــﻮﺍﻻ‌ﺗِﮏَ" (زیارت عاشورا) طوری در بقیع گریه می‌کرده و همان جایی که گریه می‌کرد به خاک سپرده شد که مروان لعن الله علیه هنگامی که از آنجا رد شد به صدای گریه‌ی ام البنین سلام الله علیها گریه کرد و ما الان آل مروان را لعن می‌کنیم " وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ " (زیارت عاشورا) گریه می‌خواهی اثربخش باشد دشمن را نابود کند مانند ام البنین سلام الله علیها گریه کن و روضه‌ها را دسته بندی شده می‌خوانده که این دسته بندی نشان دهنده‌ی این که می‌خواهی روضه بخوانی یک مقدمه و مؤخره می‌خواهد. امشب که شب رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها است به راستی باید توجه کنیم و این توجه معرفت می‌آورد و ان شاءالله به غضب ام البنین سلام الله علیها و به غضب پسرش عباس علیه السلام این آل سعود نابود شود و مکه و مدینه به دست شیعیان بیافتد و آنجا را آباد کنیم و یادتان باشد و نسل به نسل بگویید که ان شاءالله کنار قبر ام البنین سلام الله علیها یک سقاخانه بسازیم وقتی قبور ائمه علیهم السلام را ساختیم ان شاءالله همین گونه هم می‌شود. جالب اینجاست که فاطمیه با روضه حضرت معصومه سلام الله علیها شروع می‌شود و با رحلت فاطمه مادر ابالفضل علیه السلام تمام می‌شود این از رسم قدیم بوده است تا حالا و هر دهه روضه می‌گرفتند برای بیداری. ان شاءالله خدا از همه‌ی ما قبول کند, ان شاءالله خدا به ما هم خیر دهد و به خیری که خداوند متعال می‌خواهد برسیم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 20 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

در آن روزي که آيت الله نخودکي وفات کرد، يکي از زنان مسيحي در وفات آية الله نخودکي بسيار گريه و ناله مي‌کرد. به او گفتند: تو مسيحي هستي و آية الله نخودکي روحاني مسلمان، چرا در مرگ او چنين مي‌کني.

آن زن گفت: اين دو دخترم مريض بودند و پزشکان گفتند: اين دو زنده نمي‌مانند. حتي پزشکان آمريکايي هم جواب کردند و رفته رفته حال اين دو دختر سخت‌تر شد و به حال جان کندن افتادند. همسايه ما وقتي حال مرا پريشان ديد گفت:
تو براي شفاي اين دو دختر برو نزد آية الله نخودکي و از او شفا بگير. به روستاي نخودک رفتم، به خانه آن جناب رسيدم و عرض حال کردم. آية الله نخودکي گفت: اين دو انجير را بگير و به آن زن مسلمان که همسايه توست و تو را به اينجا هدايت کرده بده تا با وضو به دخترانت بخوراند. گفتم:
آنان قادر به خوردن نيستند. آية الله نخودکي گفت: در آب حل کنند و به او بخورانند. به شهر بازگشتم و انجيرها را به آن زن مسلمان دادم. او انجيرها را در آب حل کرد و در دهان دخترانم ريخت. دخترانم پس از چند لحظه چشم گشودند و شفا يافتند.
 
پی نوشت:
نشان از بي نشان‌ها، ص 74، علي مقدادي
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

حضرت فاطمه زهرا (س) مي‌فرمايد: در حالي كه بستر خود را پهن كرده بودم، رسول خدا (ص) بر من وارد شد و فرمود:‌اي فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر اينكه چهار عمل را انجام دهي: قرآن را ختم كن، پيامبران را شفيع خود قرار بده، اهل ايمان را از خويش راضي گردان و يك حج و عمره انجام بده.

پدرم اين چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالي كه انجام اين چهار كار را مشكل مي‌ديدم، به فكر فرو رفتم و صبر كردم كه نماز پدرم تمام شود و براي انجام آن اعمال راهنمايي بگيرم. وقتي نماز حضرتش به پايان رسيد، عرض كردم:‌اي رسول خد، چهار دستور به من دادي كه براي انجام آن در اين وقت كم توانايي ندارم. آن حضرت لبخندي زد و بعد فرمود:

اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخواني، مثل اين است كه يك ختم قرآن انجام داده اي;
و اگر بر من و پيامبران قبل از من صلوات بفرستي، همه ما روز قيامت شفيعان تو هستيم;
و اگر براي اهل ايمان از خداوند آمرزش بخواهي، همه آنان از تو رضايتمند خواهند شد;
و اگر بگويي: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اكبر) مانند اين است كه حج و عمره انجام داده‌اي.


پی نوشت:
نقل از كتاب فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفي، ص304

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

انتظار برای بهار حقیقی سه رکن دارد؛ اول نارضایتی از وضع موجود، دوم امید به رسیدن به وضع مطلوب و سوم تلاش و برنامه و حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب. حال شما اگر بخواهید این نسبت ها را با بهار روحانی انسان ها بسنجید می توانید بگویید انسانی منتظر است که در کوران سرما به امید رسیدن بهار اصلی بشریت تحمل کند و صبور بماند و  از آن سو هم دست از تلاش برندارد و مأیوس نشود و در کنج عزلت نلغزد. شما نگاه کنید که آخرالزمان اوضاع عجیبی حاکم است. امام صادق علیه السلام برای ما گریه و دعا می کنند که در برابر فشارهای آخرالزمانی تاب بیاوریم. ما روایت داریم که در آخرالزمان حالتی است که آدم ها صبح مؤمن از خانه بیرون می روند و شب کافر به خانه برمی گردند. این ها همان تندبادهای آخرالزمانی است که همه ما در معرض آن قرار داریم.

گفتگوی ما را با حجت الاسلام و المسلمین مرتضی عباسیان، استاد مرکز تخصصی مهدویت درباره نسبت بهار با موضوع انتظار و آخرالزمان و ظهور منجی را می خوانید.

اجازه بدهید پرسشم درباره تأکید قرآن بر جلوه های بهار را دوباره تازه کنم که راز این همه تأکید بر این جلوه ها در کجاست؟

راز این تأکیدها در آن است که بدانیم ما هم بیرون از این قافله تحول نیستیم. وقتی رسول گرامی اسلام می فرماید بسیار از بهار یاد کنید که یاد بهار یاد معاد است، نشان می دهد که بهار در واقع دو رویه مهم زندگی و مرگ، حیات و موت را در خود دارد و نکته مهم این جاست که برای ما آدمیان پسندیده نیست که بیرون از ما همه جا پر از سرسبزی و طراوت شود اما ما نه تولد دوباره ای داشته باشیم نه نو شدنی و نه ثمر دادنی. کسی که به نو شدن درختان نگاه می کند اولین سوالش این باید باشد که پس، برگ و بار زندگی من چیست؟ آیا من هم ثمری دارم؟ آیا میوه ای داشته ام؟ آیا کامی را شیرین کرده ام؟ وقتی من می بینم در بهار درختان از خواب بیدار می شوند طبیعتا می توانم این پرسش را از خودم مطرح کنم که آیا نوبت من نیست که از خواب بیدار شوم؟ وقتی می بینم تیرگی و سرمای طبیعت از میان برمی خیزد و سرسبزی و اعتدال جایش را می گیرد از خود می توام بپرسم آیا من نیز هم نفس با بهار به این اعتدال و سرسبزی رسیده ام؟ آیا من هم از زمستان روحم عبور کرده ام؟

بحث مهمی که درباره بهار می توان مطرح کرد پیوند این موضوع با موضوع انتظار و ظهور منجی است. این موضوع در طبیعت هم تناسب های موثقی دارد. مثلا می بینیم یک درخت به واسطه پذیرش اصل انتظار می تواند بهار را درک کند یعنی اگر یک درخت گمان می برد که جهان همواره در زمستان خواهد ماند انتظاری هم برای آمدن بهار نمی کشید. نگاه شما به این زاویه از بحث چیست؟

ببیینید در جریان زندگی کسانی می توانند بهار بیشتری را درک کنند که در برابر سختی های طبیعی دنیا استقامت بیشتری داشته باشند. کسانی که اهل بی تابی و جزع و فزع باشند نمی توانند این بهارها را درک کنند. یک درخت چنار 1000 ساله، هزار بهار را درک کرده است چون می ایستد و در برابر سرما و آفت و بی آبی مقاوم است اما در همین مدت صدها هزار گل شاداب چند روزی و چند هفته ای می آیند اما بلافاصله از آن شادابی دور می افتند و می روند چون آن مقاومت و استقامت را ندارند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید من درخت بیابانی ام من درخت لب جو نیستم. اشاره حضرت به این است که در برابر سختی ها و شداید و فتنه های روزگار می تواند استقامت داشته باشد و نگهبان ذهن و روحش باشد بنابراین بهار را درک می کند و شیعه حقیقی مثل درخت چهارفصل است و می تواند در چهارفصل سرسبز باشد چون شیعه حقیقی به سرسبزی گره خورده است آنجا که خوف و حزن و اندوهی نیست بنابراین چنین وجودی از آفات و امراض و فتنه های روزگار مصون خواهد ماند و آن طروات و سرسبزی را حفظ خواهد کرد.

شیعه حقیقی این انتظار را چگونه در خود عملیاتی می کند تا آن سرسبزی درونی برقرار باشد؟

انتظار برای بهار حقیقی سه رکن دارد؛ اول نارضایتی از وضع موجود، دوم امید به رسیدن به وضع مطلوب و سوم تلاش و برنامه و حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب. حال شما اگر بخواهید این نسبت ها را با بهار روحانی انسان ها بسنجید می توانید بگویید انسانی منتظر است که در کوران سرما به امید رسیدن بهار اصلی بشریت تحمل کند و صبور بماند و  از آن سو هم دست از تلاش برندارد و مأیوس نشود و در کنج عزلت نلغزد. شما نگاه کنید که آخرالزمان اوضاع عجیبی حاکم است. امام صادق علیه السلام برای ما گریه و دعا می کنند که در برابر فشارهای آخرالزمانی تاب بیاوریم. ما روایت داریم که در آخرالزمان حالتی است که آدم ها صبح مؤمن از خانه بیرون می روند و شب کافر به خانه برمی گردند. این ها همان تندبادهای آخرالزمانی است که همه ما در معرض آن قرار داریم.

همان تندبادهایی که حضرت رسول می فرمایند خودتان را در برابر آن ها نگه دارید؟

بله، و اگر کسی خود را در برابر این تندبادها مصون نکند و نپوشاند و اندوخته ای نداشته باشد ریشه کن خواهد شد و به آن بهار نخواهد رسید و به یک معنا همه توصیه های آخرالزمانی مبتنی بر این امر است که خودتان را در برابر آن شداید و سختی ها تجهیز کنید. پس منتظر حقیقی کسی است که از وضع موجود خود و جامعه اش راضی نباشد. از خودراضی نباشد  و گمان نبرد که بر قله قاف بندگی و معرفت رسیده است بلکه چشمش همواره بر نقایص و کمبودهایش باشد. پس از این زاویه دید هیچ منتظری نمی تواند ازخودراضی باشد. از آن سو هم امیدوار باشد که می تواند خود و جامعه اش را رو به سمت کمال و روشنایی و معرفت و بندگی ببرد. یعنی از تغییر مایوس نباشد چون اگر کسی فقط مجهز به خوف باشد نمی تواند در این مسیر به کامیابی برسد. و شرط سوم این که برای تحقق این وضعیت مطلوب، طرح و نقشه و برنامه داشته باشد.

پس با این نگرش می توان گفت که منتظر موقعیت شناس است. فصل زمستان معنایی هم همین عصر غیبت و آخرالزمان است و بهار هم ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تا آن سرسبزی وعده داده شده محقق شود.

 

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

به نقل از پایگاه خبری مهدی پرس:

راى روشن شدن اين حقيقت و به ويژه اينكه آيا وجود مقدس امام زمان ارواحنا له الفداء علم به وقت ظهور خود دارند يا نه ، از بيانات رسيده از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين استفاده مى كنيم .

 

امام باقر و علم رسول اكرم و ساير انبياء عليهم السلام
ابى بصير از حضرت باقر عليه السّلام از كيفيت علم رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى پرسد. آن حضرت مى فرمايند:
سئل على عليه السّلام عن علم النبى صلى الله عليه و آله فقال : علم النبى علم جميع النبيين و علم ما كان و ما هو كائن الى قيام الساعة ثم قال والذى نفسى بيده انى لاعلم علم النبى صلى الله عليه و آله و علم ما كان و ما هو كائن فيما بينى و بين قيام الساعة . (1) 
سؤال شد از على عليه السّلام از علم پيامبر صلى الله عليه و آله ، فرمود: علم پيامبر يعنى علم همه انبياء (يعنى علم همه انبياء در خدمت و نزد رسول گرامى اسلام است ) و پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله عالم به ماكان و مايكون است (آنچه در گذشته بوده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و كارهايى كه در آينده انجام مى گيرد) تا روز قيامت . قسم به خداوندى كه جانم در كف قدرت اوست كه من (على عليه السّلام ) همه دانشهاى رسول معظم صلى الله عليه و آله را مى دانم و از آنچه كه در گذشته در دنيا رخ داده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و امورى كه در آينده عملى خواهد شد عالم هستم .
خواننده عزيز!
اين است شاءن علمى امام عليه السّلام ، و طبق مدارك قطعيه اين مقام به امر خداوند و رسول مكرمش امروز (زمان غيبت ) اختصاص به حضرت بقية الله روحى له الفداء دارد. بنابراين ، چگونه ممكن است كسى كه وارث علوم همه انبياء و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين است و علم ماكان مايكون و ماهو كائن را دارد از مهمترين مساءله حياتى خويش (يعنى روز ظهور و قيامش ) آگاهى نداشته باشد؟ حاشا و كلا، بلكه مى داند ولى چون از اسرار بزرگ الهى است ، نبايد گفته شود؛ لذا فرمودند )) لانوقت(( ، يعنى روز و وقت ظهور را تعيين نمى كنيم .


ائمه معصومين عليهم السلام در پيشگاه خداوند بزرگ
امام صادق عليه السّلام موقعيت وجودى ائمه سلام اللّه عليهم را در اين روايت چنين بيان فرموده اند:
نحن ولاة امر الله و خزنة علم الله و عيبة وحى الله . (2)
1. ما فرمانروايان از طرف خداوند هستيم .
2
. ما خزانه داران علوم الهى هستيم .
3. ما مركز اسرار الهى هستيم .
خواننده عزيز!
چگونه ممكن است كه امام عليه السّلام خازن علم خداوند باشد، مركز اسرار ذات پاك حق باشد - يعنى خداوند اسرار خودش را به دست آنها داده باشد - و از طرف او فرمانرواى عالم هستى باشد اما از روز قيام و هنگام انتقام از دشمنان خداوند كه براى او ذخيره شده است بى اطلاع باشد؟


موقعيت علمى امام عليه السّلام
امام باقر عليه السّلام به راوى مى فرمايند:
والله انا لخزان الله فى سمائه و ارضه لا على ذهب و لا على فضة الا على علمه . (3) 
به خدا سوگند ما خزانه داران خداوند در آسمانها و زمين هستيم و البته نه بر طلا و نقره بلكه بر علم او.
خواننده گرامى !
امروز وجود مقدس امام عصر روحى له الفداء گنجهاى علم خداوند در نزد آن وجود مقدس است ، آنوقت چگونه ممكن است كه از علم به ظهور خود كه در راءس تمام مسائل حياتى عالم آفرينش قرار دارد، بى اطلاع باشد؟
ابى حمزه مى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از خداوند متعال نقل مى كنند كه فرمود:
استكمال حجتى على الاشقياء من امتك من ترك ولاية على والاوصياء من بعدك فان فيهم سنتك و سنة الانبياء من قبلك و هم خزانى على علمى من بعدك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله لقد انباءنىجبرئيل عليه السلام باسمائهم و اسماء آبائهم. (4) 
حجت من بر اشقياى امت تو تمام است ، يعنى آنهايى كه ولايت على بن ابى طالب (عليه السّلام ) و جانشينان بعد از او را نپذيرفتند؛ زيرا در وجود مقدس اميرالمؤ منين و ائمه بعد از او روش شما و همهپيامبران در او و ائمه بعد از او وجود دارد و نيز على (عليه السّلام ) و ائمه بعد از او خزانه دار علم من اند (پس امروز كه حضرت ولى عصر عليه السّلام نگهبان و خزانه دار علم خداوند است ، چگونه مى شود كه علم به وقت و روز و ساعت ظهور از آن حضرت پنهان بماند؟). آنگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: جبرئيل عليه السّلام نامهاى ائمه و نامهاى پدرانشان را به من خبر داده است .


جهات مختلفه دانش ائمه معصومين عليهم السلام
امام موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايند:
مبلغ عملنا على ثلاثة وجوه ماض و غابر و حادث فاما الماضى فمفسر و اما الغابر فمزبور و اما الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا لانبى بعد نبينا. (5) 
دانش ما ائمه بر سه قسم است :
1. علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده اند (مفسر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هر امام(
2
. علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه - سلام اللّه عليها نوشته شده كه امام معصوم از همه آنها باخبر است.)
.3
علم به آنچه در آينده رخ مى دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است ، و اين برترين دانش ماست ، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.


ائمه و رازدارى
امام باقر عليه السّلام به عبدالواحد فرزند مختار مى گويد:
لوكان لا لسنتكم اوكية لحدثت كل امرى ء بما له و عليه . (6)
اگر تملك زبان مى داشتيد و مى توانستيد رازدار باشيد، هر آينه به شما خبر مى دادم از آنچه به زيان و نفع شماست .
خواننده گرامى !
علم امام عليه السّلام نامحدود است و همه چيز در دايره علمش منعكس مى باشد. پس چگونه امام عصر روحى له الفداء از وقت ظهور خود خبر ندارد؟
آرى ، اگر كسى بگويد كه امام عليه السّلام نمى داند چه وقت ظهور مى كند نسبت جهل و نادانى به امام داده و پيداست كه اگر كسى نسبت جهل به امام عليه السّلام بدهد مجازاتش ‍ چه خواهد بود.
آنچه از روايت مذكور استفاده مى شود عدم ظرفيت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمه معصومين سلام اللّه عليهم است (به ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور.)

 

امام صادق عليه السّلام و كتب جفر و جامعه و مصحف فاطمه (س)
ابى بصير گويد:
دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فقلت له جعلت فداك انى اساءلك عن مساءلة هيهنا احد يسمع كلامى ؟ قال فرفع ابو عبدالله عليه السّلام سترا بينه و بين بيت آخر فاطلع فيه ثم قال يا ابا محمد سل عما بدالك قال قلت جعلت فداك ان شيعتك يتحدثون ان رسول الله صلى الله عليه و آله علم عليا عليه السّلام بابا يفتح له منه اءلف باب قال فقال يا ابا محمد علم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السّلام الف باب يفتح من كل باب الف باب قال قلت هذا والله العلم قال فنكت ساعة فى الارض ثم قال انه لعلم و ما هو بذلك قال ثم قال يا ابا محمد و ان عندنا الجامعة و ما يدريهم ما الجامعة ؟ قال قلت جعلت فداك و ما الجامعة ؟ قال صحيفة طولها سبعون ذراعا بذارع رسول الله صلى الله عليه و آله و املائه من فلق فيه و خط على بيمينه فيها كل حلال و حرام و كل شى ء يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى قال تاءذن لى يا ابا محمد قال قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت قال فغمزنى بيده و قال حتى ارش هذا كانه مغضب قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ليس بذالك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا الجفر و ما يدريهم ما الجفر قال قلت و ما الجفر قال وعاء من ادم فيه علم النبيين و الوصيين و علم العلماء الذين مضوامن بنى اسرائيل قال قلت ان هذا هو العلم قال انه لعلم و ليس بذلك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا لمصحف فاطمة عليهاالسلام و ما يدريهم ما مصحف فاطمة (ع )؟ قال قلت و ما مصحف فاطمة ؟ قال مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات والله ما فيه من قرانكم حرف واحد قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ما هو بذاك ثم سكت ساعة ثم قال ان عندنا علم ما كان و علم ما هو كائن الى ان تقوم الساعة قال قلت جعلت فداك هذا هو والله العلم قال انه لعلم و ليس بذاك قال قلت له جعلت فداك فاى شى ء العلم قال ما يحدث بالليل و النهار الامر بعد الامر والشى ء الى يوم القيامة . (7)
شرفياب محضر امام صادق عليه السّلام شدم ، عرض كرم : قربانت گردم ، مى خواهم از شما موضوعى بپرسم آيا در اينجا غير از ما كسى هست كه سخن مرا بشنود؟ مى گويد امام پرده وسط اطاق را بالا زد تا ابى بصير ببيند كه كسى نيست . آنگاه فرمود: اى ابى بصير! هرچه مى خواهى سؤ ال كن عرض كردم : قربانت گردم ، شيعيان شما مى گويند اميرالمؤ منين سلام اللّه عليه يك باب از علم از پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله آموخت كه از آن هزار باب علم بر روى حضرت على باز شده است . حضرت فرمود: اى ابابصير! رسول اكرم صلى الله عليه و آله هزار باب از علم به على عليه السّلام ياد داد كه از هر باب هزار باب علم به روى آن حضرت باز شدابابصير مى گويد عرض كردم : به خدا سوگند، اين است علم . ابى بصير مى گويد:
مولايم ساعتى با انگشتان مباركش بر زمين زد و فرمود: مسلما اين علم است ، اما آن علم كامل و همه جانبه نيست . فرمودند: كتاب جامعه نزد ماست و مردم نمى دانند جامعه چيست . مى گويد عرض كردم : جامعه چيست ؟ فرمود: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع است با ذراع رسول اكرم صلى الله عليه و آله و آن را به زبان مبارك بيان فرموده و حضرت على عليه السّلام نوشته است . به تمام احكام الهى از واجب و حرام و هرچه مردم نياز به آن دارند در آن هست ، حتى ديه و جرم يك خراش . در اين موقع امام صادق عليه السّلام دست مباركشان را بر من زده ، فرمودند: اجازه مى دهى ؟ عرض كردم :مولاى من ! هرچه ميل داريد عمل كنيد. آنگاه حضرت يك نشگون (يا در اصطلاح فارسيها يك پنجير) به من گرفت و فرمود: حتى جزاى اين عمل كوچك هم در آن بيان شده است . در اين موقع امام عليه السّلام به نظر غضبناك مى رسيدند. عرض كردم : قربانت بروم ، والله اين علم است . فرمودند: آرى ، اين علم است اما دانش نهايى نيست . سپس لختى سكوت كردند و سپس فرمودند: در نزد ما كتاب جفر است ، و مردم چه مى دانند جفر چيست . عرض كردم : قربانت شوم ، جفر كدام است ؟ فرمود: ظرفى است كه تمام علوم انبياء و اوصياء و دانشمندان بنى اسرائيل ، همه در آن است . عرض كردم : قربانت گردم ، اين است معنى علم ؟ فرمودند: اين علم است اما باز علم كامل نيست . آنگاه مدتى ساكت ماندند و فرمودند: نزد ماست مصحف مادرم فاطمه ، و مردم چه مى دانند مصحف فاطمه چيست . عرض كردم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمودند: سه برابر قرآن شماست ، به خدا سوگند، يك كلمه از قرآن شما در آن مصحف نيست . عرض كردم : به خدا علم كامل اين است . فرمودند: اين كتاب علم است اما علم كامل نيست . و لحظاتى خاموش شدند، آنگاه فرمودند: در نزد ماست علم به آنچه گذشته و هرچه كه در آينده واقع مى شود تا قيام قيامت . عرض كردم : به خدا سوگند، علم نهايى اين است . فرمودند: اين علم است اما علم كامل نيست . ابى بصير مى گويد عرض كردم : پس علم كامل و نهايى چيست ؟ فرمود: علم كامل آن است كه همواره در تزايد باشد، و بر آنچه در شبانه روز پديد مى آيد، بر فرمانهايى كه صادر مى شود و حوادثى كه تا روز قيامت رخ مى دهد، احاطه داشته باشد.
خواننده عزيز!
اين كتابها و علمها در نزد حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء است . آيا باز هم مى توان باور كرد با اين قدرت بى نهايت علمى ، آن حضرت عالم به روز و سال ظهور و ساعت قيام جهانى اش نباشد؟ ابدا. او مى داند و بايد هم بداند، اما از اسرار بزرگ خداوندى است و كسى به آن آگاهى پيدا نخواهد كرد.
)
اللهم عجل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره (

 

پي نوشته ها :

1- بصائر الدرجات ، ص 147.

2- اصول كافى ، ج 1 / ص 192.

3- همان ماءخذ، ج 1 / ص 192.

4- همان ماءخذ، ج 1 / ص 193.

5- همان ماءخذ، ج 1 / ص 264.

6- همان ماءخذ، ج 2، / ص 17.

7- همان ماءخذ، ج 1 / ص 239

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام محمد فلاحی‌قمی، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه در گفت‌وگویی، به بررسی دلایل کم رنگ شدن عزت نفس در میان جامعه ایرانی و تلاش برای از بین بردن این خلأ با توجه به امور ظاهری و مجازی پرداخت.

وی با بیان اینکه برخی معیارهای رسیدن به عزت نفس را به درستی نشناخته‌اند و راه را به غلط طی می‌کنند اظهار کرد: مال و اموال از جمله عواملی است که برخی به اشتباه مایه کسب عزت نفس می‌دانند در صورتی که قرآن کریم این موضوع را رد و آنان که به ثروت قارون غبطه می‌خوردند را نکوهش کرده است.

حجت‌الاسلام فلاحی‌قمی افتخار به تعداد فرزندان، قبایل و عشایر را نیز از دیگر عواملی برشمرد که مردم به اشتباه مایه عزت و سربلندی خود می‌دانستند و گفت: برخی قدرت جسمی را باعث این تفاخر می‌دانستند در صورتی که قرآن کریم برای این افراد سرنوشت شومی را بیان کرده است.

شناخت عوامل عزت آفرین

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه شناخت عوامل عزت آفرین را در رسیدن به عزت نفس حقیقی مؤثر خواند و گفت: قرآن کریم اولین معیار رسیدن به عزت را اطاعت از خداوند می‌داند چرا که منشأ عزت پروردگار است.

وی ادامه داد: خداوند کتابی را برای بندگان به عنوان راه هدایت فرستاده است که تبعیت از آن و در مسیر دستورات آن قرار گرفتن نیز انسان را به عزت نفس می‌رساند.

چگونه شخصی عزیز می‌شود؟

وی معنای عزیز را نفوذناپذیر دانست و گفت: آن کسی عزیز محسوب می‌شود که فرمان هیچ کس جز خداوند در او اثر نداشته باشد. عزت را از آن خداوند و عزت دهنده را خداوند می‌داند و جز از درگاه حق تعالی به دنبال عزت نمی‌گردد.

وی در ادامه به عواملی که سبب می‌شود افراد به امور مجازی برای کسب عزت نفس بپردازند اشاره و اولین دلیل آن را کم رنگ شدن نقش قرآن در زندگی روزمره افراد دانست و اظهار کرد: دروغ گویی، جمع کردن مال حرام و ... از محرمات به شمار می‌آید و در قرآن کریم مورد مذمت قرار گرفته است، حال آنکه درصدد کسب عزت با چنین معیارهایی است، روشن است که هرگز به مقصود نمی‌رسد.

حجت‌الاسلام فلاحی قمی یادآور شد: قرآن کریم راه مبینی است که سرگذشت گذشتگانی که با مال، فرزند، زیبایی و قدرت در پی عزت بودند را بیان کرده است اما جدایی بین امت و قرآن سبب شده است انسان امروز از این منبع بزرگ هدایت به دور ماند و مجددا راه اشتباه گذشتگان را بپیماید.


منبع:ایکنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

متن حدیث را از کتاب غررالحکم منتشر می کند.
قال امیرالمومنین(ع) سِياسَةُ العَدلِ ثَلاثٌ: لِينٌ في حَزمٍ، وَ استِقصاءٌ في عَدلٍ، وَ إفضالٌ في قَصدٍ؛
سياست عادلانه، سه اصل دارد: نرمى در عين دورانديشى، به نهايت رساندن عدالت، و بخشش در عين ميانه‌روى .




منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

یکی از سوالات مطرح در خصوص جهنم اینکه، منظور از شراب حمیم دوزخ چیست؟
پاسخ:
با توجه به آیه: لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْفُرُون‏[1]
به گوشه‏ای از مجازاتهای دردناک دوزخیان اشاره کرده، می فرماید: "نوشابه‏ای دارند از آب داغ و سوزان به همراه عذاب دردناک در برابر پشت ‏پازدنشان به حق و حقیقت".[2]
و همچنین در آیه: وَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِیمٍ وَ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ[3]
می فرماید و آنها که راه کفر و انکار پوییدند و طبعا عمل صالحی نیز نداشتند (زیرا ریشه عمل خوب اعتقاد خوب است) مجازات دردناک، و نوشیدنی از آب گرم و سوزان و عذاب الیم به خاطر کفرشان در انتظارشان است"[4].
با توجه به این دو آیه در می یابیم که مراد از شراب حمیم آب داغ و سوزان می باشد.


پی نوشت ها:
[1] . سوره مبارکه انعام آیه 70
[2] . تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 294
[3] .سوره مبارکه یونس آیه 4
[4] . تفسیر نمونه، ج‏8، ص: 221

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

توسل به امامزاده‌ها برای برآورده شدن حوایج، مشهور و مجرب است، ولی عده‌ای در توسل به حضرت رسول(ص) بر ما ایراد می‌گیرند و ـ نعوذبالله ـ می‌گویند:«عَصای خَیرٌ مِنْ مُحَمدٍ!؛ عصای من از محمد برتر است!». حتماً برای اینکه با عصا حداقل می‌توان گرگ را از گوسفند دور کرد، ولی ـ نعوذبالله ـ او مرده و خاک شده است!
«وَ مَن لمْ یجْعَلِ اللهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نورٍ؛ هرکس که خدا برای او نوری قرار نداده باشد، نور نخواهد داشت».(1)
                                                  
                                                     ***
این امامزاده‌ها و مشاهد مشرفه و عتبات عالیات را که ما شیعیان در اختیار داریم، دیگران از این‌گونه فیوضات محرومند. اگر کسی بتواند کرامات و معجزاتی را که از ضرایح آنها صادر شده جمع‌آوری کند، کتاب‌هایی از کرامت و معجزه تألیف خواهد شد.(2)

                                                            
                                                    ***
پرسش: گفته می‌شود هر کس در سفر اول زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام حاجتی داشته باشد، آن حضرت آن حاجت را برمی‌آورد، آیا این حرف درست است؟
پاسخ: چنین معروف است، ولی در هر سفر بلکه در همه‌جا و همیشه آن حضرت حوائج را بر آورده می‌کند، بلکه امامزاده‌های آنها سفره‌های رحمتند و چه‌بسا نسخه‌ی دردهای ظاهری و باطنی ما به دست یکی از آنها باشد. خود را از زیارت مشاهد آنها محروم نکنیم.(3)



پی نوشت ها:
1 _   در محضر بهجت، ج۲، />2 _     در محضر بهجت، ج۲، /> 3_  در محضر بهجت، ج۲، ص۲۷۷

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

در زندگی ما فرصت هایی پیش می آید که خیلی با ارزش هستند، برخی از این فرصت ها بارها و بارها تکرار می شوند و ما می توانیم برای هر فرصت جدید یک برنامه جدید داشته باشیم اما برخی فرصت ها به ندرت تکرار می شوند پس بهتر است به اندازه کافی قدرش را بدانیم و بهترین استفاده را از آن ببریم.
مثل فرصت تحصیل کردن، فرصت انتخاب رشته مناسب ، فرصت انتخاب شغل مناسب، فرصت انتخاب همسر خوب ...درست است که این قبیل فرصت ها گاهی ممکن است تکرار شوند اما از ما وقت و هزینه زیادی می گیرند و باید عمری برایشان صرف کرد تا به نتیجه مطلوب رسید.
بعضی از فرصت ها هستند که ما اصلا اسمش را فرصت نمی گذاریم چون مدام تکرار می شوند و به همین خاطر از نظر ما ارزش و جایگاهی ندارند ، مثل فرصت دوباره برای نفس کشیدن ، زندگی کردن و بندگی کردن.
ما به زندگی کردن عادت کرده ایم اما اگر این فرصت در یک لحظه از ما گرفته شود محال است که بتوانیم جبران کنیم اینها فرصت های غیر قابل بازگشت هستند .
بعد ما می مانیم و دنیایی کار ناتمام ، ما می مانیم و دنیایی از حساب و کتاب که باید پاسخگو باشیم و باز ما و می مانیم و یک دنیا حسرت و پشیمانی و یک راه بی بازگشت .
یکی از این فرصت هایی که زیاد داده می شود اما تاریخ اتمامش معلوم نیست ، و ممکن است یک آن برای همیشه از دستش بدهیم نعمت بزرگ "توبه کردن "است.
نعمتی که خداوند متعال در مقابل تمام ضعف ها و کاستی های ما به ما داده است ، تا هر جا کم آوردیم ، هر جا در خطر سقوط افتادیم ، هر جا در تلاطم روزگار اسیر شدیم از این دوربرگدان استفاده کنیم و به آغوش گرم خودش پناه ببریم .
اما عده ای این فرصت گران بها را به منزله یک راه دررو حساب می کنند راحت گناه می کنند و در توبه را باز می بینند ، حق دیگران را ضایع می کنند و باز با خیال خود با توبه خودشان را تبرئه می کنند.
اما یادمان باشد خداوند بزرگ و متعال حکیم تر از آن است که این کلک های کودکانه ما را نبیند و به حساب نیاورد ، حساب و کتاب خداوندیش دقیق دقیق است و بدا به حال ما فرصت طلبان و سوء استفاده گران.
خداوند خطاب خاصی در قرآن برای ما فرصت طلبان دارد می فرماید : «مَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ...» (نساء/آیه17) ؛خداوند توبه کسانی را می پذیرد که از روی نادانی عمل زشتی مرتکب شده و فوری توبه کنند.

گناه توبه شکستن
خداوند عز و جل به داود پیامبر - كه بر پیامبر ما و خاندانش و بر او درود باد - وحى كرد: اى داود ! هرگاه بنده مومن من گناهى كند و سپس از آن گناه برگردد و توبه نماید و به هنگام یاد كردن از آن گناه از من شرم كند، او را بیامرزم و آن گناه را از یاد فرشتگان نگهبان اعمال ببرم و آن را به نیكى بدل كنم. و از این كار مرا با كى نیست كه من مهربانترین مهربانانم. (بحار الأنوار: 6 / 28 / 30 منتخب میزان الحكمة : 94)
سخن خداوند متعال را آویزه گوشمان کنیم  آنگاه که ما را به توبه فرا می خواند :"تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُوْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ‏” ای مومنان ! همگی به سوی خدا برگردید ( و از مخالفتهائی که در برابر فرمان خدا داشته‌اید توبه کنید ) تا رستگار شوید. (نور/31)


منبع:تبیان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

یدیعوت آحارونوت در گزارشی صراحتاً اعلام می‌کند که جنگ عربستان سعودی در یمن در راستای منافع اسرائیل است و منافع مشترکی بین اسرائیل و عربستان سعودی و برخی دولت‌های خلیج‌فارس وجود دارد و این فرصت برای بهره‌ برداری استراتژی حیاتی امنیت رژیم اسرائیل به ‌وجود آمده است.
روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/گروه بین‌الملل مشرق - مرکز مطالعات عربی المستقبلیة در مقاله ای در پایگاه اینترنتی خود به بررسی توهمات حاکمان آل سعود در ماجراجویی های خود در یمن پرداخته و نوشت: در محافل واشنگتن مشخص شده است که تجاوز عربستان سعودی به یمن از ماهها پیش با همکاری سعودی ها با آمریکا طراحی شده، اما اقدام به این حمله بر اساس گام های فوق العاده در هفته‌های اخیر با مشورت آمریکایی‌ها و برخی دولت های منطقه‌ای آغاز شده است که ریاض مشارکت آن‌ها در ائتلاف به رهبری خود را اعلام کرده است. به ویژه ورود نیروهای زمینی پاکستانی به یمن بعد از تحولات میدانی که نگرانی‌ها در مورد از بین رفتن نیروهای محلی وابسته به عربستان سعودی برای تقویت جایگاه رئیس‌جمهور سابق یمن را افزایش داد، در دست اقدام بود.

از دید عربستان سعودی و متحدانش، یمن در مسیری قرار گرفت که بتواند رکن محوری در درگیری بر ضد اسرائیل باشد، این اتفاق پس از آن رخ داد که نظام اخوان المسلمین در خارطوم شکست خورد و ایجاد تسهیلات لجستیک برای ادامه امکان پایداری در فلسطین اشغالی از طریق دریای سرخ متوقف گشت.


تحلیلگران ارشد اسرائیلی به مقامات سیاسی این رژیم هشدار دادند که باید نگران حوادث یمن باشند، چرا که عربستان سعودی در یمن شکست‌ خورده و ایران پیروز شده است. روزنامه اسرائیل الیوم واضح‌ترین تحلیل را در این زمینه ارائه داده و می‌نویسد که یگان‌های کماندویی پاکستان برای حمایت از سعودی‌ها موضع ‌گیری کرده‌اند، چه کسی می‌تواند تصور کند که تنگه استراتژیک باب المندب تحت تسلط ایرانی‌ها قرار خواهد گرفت؟ روزنامه تایمز آف اسرائیل در این زمینه واشنگتن را مسئول حوادث نگران کننده در یمن دانسته و هشدار می‌دهد که نتایج عملیات نظامی عربستان سعودی احتمالاً سرنوشت ساز نخواهد بود. به نوشته این روزنامه سرخوردگی عربستان و اردن و مصر از ایران نیست، بلکه در درجه اول مسئولیت آن برعهده واشنگتن است.

آلکس فیشمن تحلیلگر نظامی روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در گزارشی صراحتاً اعلام می‌کند که جنگ عربستان سعودی در یمن در راستای منافع اسرائیل است و منافع مشترکی بین اسرائیل و عربستان سعودی و برخی دولت‌های خلیج‌فارس وجود دارد و این فرصت برای بهره‌ برداری استراتژی حیاتی امنیت رژیم اسرائیل به ‌وجود آمده است. وی تأکید می‌کند که سعودی‌ها در طول هفته‌های گذشته برای درگیری با حوثی‌ها آماده بودند و نیروهای دریایی و زمینی خود را با هماهنگی آمریکایی‌ها در طول مرزهای این کشور با یمن مستقر کردند.


روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

پناه بردن سعودی‌ها به مداخله نظامی مستقیم در یمن خروج این کشور از روش سنتی در مداخله با قدرت نرم یا مداخله پشت پرده در تحولات منطقه با استفاده از مازاد بودجه خود از ثروت‌های نفتی به شمار می‌رود. خاندان حاکم عربستان سعودی به صورت سنتی در تأمین آن چه که تهدیدی برای امنیت خود می‌دانست، به آمریکا و دولت‌های منطقه‌ای متکی بود و ارتزاق امنیتی را به عنوان وسیله مهمی برای رسیدن به امنیت مورد توجه قرار می‌داد تا جایی که نیروهای پاکستانی و شهروندان دیگر کشورها را به صورت دائمی در اراضی خود مستقر کرده بود. این عناصر علاوه بر نیروهای آمریکایی و غربی بود که همواره در این کشور حضور داشتند.

حال این سوال مطرح است که چه اتفاق تازه‌ای افتاده که عربستان سعودی تصمیم به اتخاذ نقش منطقه‌ای جدی‌تری یا بهتر بگوییم ماجراجویی اینچنینی گرفته است تا بتواند آنچه را که عقب ‌نشینی نقش آمریکا و دست‌ برداشتن از حضور مستقیم نیروهای آن در منطقه در جنگ‌های افغانستان و عراق نامیده، جبران نماید. عواملی که باعث شده واشنگتن به درخواست‌ها و مطالبات متحدانش به ویژه عربستان سعودی برای مداخله نظامی جهت براندازی دولت سوریه پاسخ مثبت ندهد.  

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/ناچار شدن عربستان سعودی برای این اقدام بی‌سابقه به معنی موارد زیر است:
-    عربستان سعودی حمله خود را یک اقدام پیش دستانه برای جلوگیری از توقف تسلط و نفوذ گذشته خود در اوضاع یمن می‌داند و می‌خواهد امکان تبدیل شدن این کشور به یک دولت مستقل با مواضع و تصمیم ‌گیری‌های جدا از تمایلات عربستان را از بین ببرد، به ویژه این که نیروهایی که نقش و موقعیت آن‌ها در داخل یمن تقویت شده، مانند حوثی ها از گروه‌هایی هستند که عمدتاً مواضع و رویکردهای متناقض با سیاست‌های عربستان سعودی و غرب دارند.

-    مقامات سعودی معتقدند که نمی‌توانند در صورت بروز چالش‌های داخلی یا خارجی تهدید کننده پادشاهی آنها تنها بر مداخله آمریکا یا غرب برای حمایت از بقای خود در قدرت حساب کنند، به همین علت برای کاستن از این احتمالات ناگزیر به ممانعت از ایجاد هر حاکمیت خارج از اراده و هم‌گرایی خود بویژه در کشور مجاور یعنی یمن هستند.

-    با وجود موفقیت عربستان سعودی در سال‌های اخیر به ویژه در استفاده از ثروت و منابع تبلیغاتی و ابزارهای خود در ایجاد فتنه‌های مذهبی سنی - شیعه و تحریک برای تبدیل کردن درگیری تاریخی عربی - اسرائیلی به درگیری منفعلانه ایرانی –عربی، اما این کشور در سیاست‌های کلی خود در منطقه برای ایجاد تنش‌ها و التهابات مذهبی به ویژه در دو عرصه سوریه و عراق شکست خورده است، علاوه بر اینکه تغذیه این رویکردهای فرقه‌گرایانه بعد از تبدیل شدن داعش به تهدیدی پیرامون این کشور، به سمت خود عربستان سعودی در حال بازگشت است.

-    تلاش مأیوسانه عربستان سعودی برای ایجاد ائختلاف علنی با رویکردهای مذهبی متعدد به بهانه خطر روز افزون ایران که بر اساس محاسبات ریاض تا یمن نیز کشیده شده است، به این معنی است که این کشور در تلاشی تقریباً ناامیدانه به دنبال جمع کردن آخرین فشنگ های خود برای نجات موقعیت و هیبت و سیاست‌های شکست خورده خود در منطقه است و در این راستا وارد ماجراجویی خطرناکی شده است که ممکن است درگیری‌ها را برای اولین بار به اراضی این کشور بکشاند، علاوه بر اینکه ورود به جنگ فرسایشی هزینه ‌بر با یمن نیز بعید نیست.

-    رهبران سعودی نمی‌توانند آثار روانی و مادی تقویت جایگاه منطقه‌ای ایران و متحدانش در اردوگاه محور مقاومت را پس از پیروزی مذاکرات در زمینه برنامه هسته‌ای ایران کاهش داده یا از بین ببرند، شکی نیست که این تحول سیگنال‌هایی را برای ریاض خواهد فرستاد که نشانگر تقویت موقعیت نیروهای مخالف با تجاوز عربستان سعودی به یمن است.

-    به نظر می‌رسد عربستان سعودی از جنگ در یمن به دنبال رسیدن به نقش فرماندهی منطقه است، این در حالی است که این کشور در سال‌های گذشته سعی کرده با رشوه‌های مالی و ضمن استفاده از پتانسیل اماکن مقدس دینی این نقش را مصادره کند، این تلاش‌ها به ویژه در سایه پیچیدگی‌های موجود بر سر راه دولت‌های منطقه رقیب مانند مصر و ترکیه به ‌سهولت محقق نخواهد شد. این کشور بزودی متوجه خواهد شد که فقدان نیروهای میدانی فعال وابسته به ریاض در داخل یمن و همچنین عدم آمادگی دولت‌های ائتلاف برای ورود به درگیری‌های زمینی در یمن و همچنین ناتوانی این کشور در استفاده از نیروهای زمینی خود به صورت تأثیر گذار و مداوم باعث می‌شود ریاض در بحرانی واقعی وارد شود که در نهایت این کشور را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد.

از نکات جالب در این رابطه موضع تشکیلات خودگردان فلسطین در رام الله است که به ‌صورتی شتاب‌زده حمایت خود از تجاوز عربستان سعودی به بهانه تضمین وحدت اراضی یمن و حمایت از مشروعیت در این کشور را اعلام کرد. نبیل ابو ردینه سخنگوی ریاست تشکیلات خودگردان در این رابطه گفت: طوفان قاطع خاورمیانه را وارد مرحله جدید و سرنوشت سازی می‌کند که عنوان اصلی آن صف بندی ملی عربی است که زندگی را به ملت های منطقه باز می گرداند. در طرف مقابل گروه تروریستی ‌القاعده در یمن نیز مداخله خارجی در این کشور را رد کرده و داعش نیز از ترس کشته شدن عناصر مبارز خود به دست حامیان و تامین ‌کنندگان مالی خود، این حمله را مردود دانسته است.

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

نقش پشت پرده آمریکا در تجاوز به یمن
دولت آمریکا برای اینکه پس از خارج کردن کادر دیپلماتیک خود از یمن و بیرون بردن نیروهای ویژه از پایگاه‌های این کشور از سوی رقبای داخلی و متحدان منطقه‌ای به فرار از یمن متهم نشود، گمشده خود را در حمایت از مداخله نظامی عربستان سعودی در این کشور یافت. این در حالی بود که مقامات عربستان از چند ماه پیش به آمریکایی‌ها اصرار می‌کردند که اقدام نظامی مشترک در یمن را برای تثبیت حاکمیت وابسته به ریاض در صنعا آغازکنند. اما بعد از اینکه عربستان سعودی طرح تشکیل ائتلافی از تعدادی از  کشورهای عربی به علاوه پاکستان را در دستور کار قرار داد، آمریکا خود را از زیر بار مسئولیت مداخله مستقیم در این حمله کنار کشید. دولت اوباما در این راستا با ارائه کمک‌های لجستیک و اطلاعاتی و ایجاد ستاد برنامه‌ریزی مشترک با حضور 12 عضو آمریکایی در ریاض موافقت کرد.

محاسبات واشنگتن مبتنی بر این است که متحد نگران و ناراحت خود از سستی واشنگتن در تکیه بر سیاست‌های منطقه‌ایش را راضی نگه دارد، این در حالی است که نگرانی سعودی‌ها از ادامه مذاکرات واشنگتن و تهران در زمینه برنامه هسته‌ای همچنان ادامه دارد، علاوه بر اینکه بروز جنگ محدود نیابتی فروش تسلیحات آمریکا به عربستان سعودی و دولت‌های ائتلاف جدید را بیشتر می‌کند.

با این وجود موضع دولت آمریکا از انتقادات داخلی در این کشور در امان نماند، انتقاداتی که ابراز داشتند واشنگتن اولویت یا فرماندهی در پیگیری بحران یمن را در اختیار ندارد. در این راستا جان آلترمن یکی از مسئولان ارشد مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک که از عناصر نزدیک به کاخ سفید به شمار می‌رود، ابراز داشت که تصمیم دولت آمریکا برای حمایت لجستیک و اطلاعاتی از عربستان سعودی بدون مشارکت در حملات هوایی نشان می‌دهد که این کشور باب گفتگوها با حوثی ها را باز نگه داشته است تا شاید بتواند با آن‌ها به روشی برای حل این بحران بر اساس بهترین شرایط برسد.

یکی از مهم‌ترین واکنش‌ها، گزارش مربوط به روزنامه نیویورک‌ تایمز تحت عنوان "معمای اهداف و ائتلاف‌های آمریکا در خاورمیانه" بود، که در آن تأکید شده است: با وجود سختی‌هایی که دولت آمریکا در تعامل با هرج‌ومرج موجود در بسیاری از کشورهای خاورمیانه با آن مواجه است، این کشور همچنان به مداخله در درگیری جدید در منطقه ادامه می‌دهد. در این راستا دولت باراک اوباما از حمله نظامی به رهبری عربستان سعودی به یمن برای شکست دادن حوثی های مورد حمایت تهران حمایت می کند، این در حالی است که خطر افزایش درگیری‌های منطقه‌ای با ایران وجود دارد.

البته آمریکا در عراق و سوریه در مبارزه با گروه داعش در صف ایران مبارزه می‌کند و حملات هوایی را در ضمن حمله برای بازپس گیری تکریت که از سوی ایران حمایت شده، انجام داده است . آمریکا در همین راستا برای فرماندهی این عملیات با ایران وارد رقابت شده است. در چنین شرایطی دولت اوباما به دنبال امضای توافقنامه‌ای با ایران برای رفع تحریم‌های اقتصادی در برابر ایجاد محدودیت‌هایی در برنامه هسته‌ای این کشور است. این موضوع نگرانی‌های عربستان سعودی و اسرائیل را به دنبال داشت.

تحلیل این روزنامه آمریکایی اشاره می‌کند که دولت آمریکا تلاش زیادی دارد تا ساختار در هم تنیده ائتلاف‌های متزلزل و عرصه‌های متعدد درگیری‌ها را با گذشت 4 سال از انقلاب‌های عربی همچنان حفظ نماید. این در حالی است که امیدهای رسیدن به دموکراسی که در مدت زمان کوتاهی در تمامی بخش‌های منطقه از منظر اخلاقی مشخص بود، از بین رفته و جای آن را گزینه‌های تعصبی و غیرقابل قبول  بین دشمنان و متحدان برای پر کردن خلأ حاکمیت در منطقه گرفته است. به نوشته این مقاله درگیری‌های موجود بین مجموعه ای از بازیگران داخلی و نیروهای منطقه‌ای در مسیر رقابت برای تأسیس اوضاع جدید در منطقه یا تسلط حداکثری در بخشی از منطقه دنبال می‌شود.

این تحلیل به نقل از تمارا کوفمن ویتس مسئول سابق وزارت خارجه آمریکا می‌نویسد که سیاست‌های کنونی دولت باراک اوباما مانند معمایی است که نشان دهنده عدم وجود سیاست‌های هماهنگ در این دولت است. این موضوع همچنین میزان پیچیدگی درگیری‌های قدرت موجود در منطقه را نشان می‌دهد. ویتس تأکید می‌کند که هرج‌ومرج موجود در منطقه به رقبای منطقه‌ای انگیزه و میدان بیشتری برای ورود در جنگ قدرت می‌دهد. همچنین سرعت حوادث موجود در منطقه نیز انتقادات زیادی از دولت باراک اوباما را به دنبال داشته که اعلام می‌کنند این دولت استراتژی طولانی مدتی در قبال تحولات منطقه ندارد.

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

رقبای دولت آمریکا اعتقاد دارند که این کشور با انتخاب وکلا و متحدان خود برای اقدام بر اساس منافعشان به هرج‌ومرج موجود در منطقه دامن زده است. شاید تقویت گروه‌های تروریستی و تعمیق فرصت‌های کشیده شدن به درگیری‌ بدون تمایل آمریکایی‌ها را نیز بتوان در این محور بررسی کرد. این گروه‌ها می‌گویند که دولت آمریکا تا مدت زمان کوتاهی پیش ‌از این از یمن حمایت می‌کرد و آن را نمونه‌ای از موفقیت حملات خود در مبارزه با تروریسم می‌نامید، اما خیلی زود دولت مورد حمایت آمریکا در صنعا شکست خورد و تلاش‌ها بر ضد عناصر القاعده تا مدت زمان نامعلومی متوقف گشت.

پیتر هارلینگ یکی از عناصر برجسته در مجموعه بحران‌های بین‌المللی می‌گوید که دولت آمریکا از حمایت از تحولات سیاسی برای ایجاد دولت در یمن و سوریه و عراق و اماکن دیگر سخن می‌گوید، اما رفتارهای آن در واقع به فروپاشی دولت‌های مرکزی در این کشورها کمک می‌کند. به این ترتیب است که در تمامی این کشورها قدرت نیروهای محلی مانند داعش افزایش پیدا کرده است تا خلأ قدرت و حاکمیت موجود در آن‌ها را پر کند، این در حالی است که این گروه‌ها اعتبار و تأمین مالی کافی برای ایجاد وحدت در میان ملت یا حاکمیت بر آن‌ها را ندارند.


هارلینگ معتقد است که با این ‌وجود واشنگتن همچنان در هر حالتی این دروغ را ترویج می‌دهد که گروه‌های داخلی موردنظر آن ها همچنان فرصت زیادی برای بازسازی دولت متحد دارند. وی می‌افزاید «نیروهای غربی نیاز دارند وانمود کنند که اوضاع بد نیست تا مجبور نشوند شکست خود را بپذیرند و مسئولیت‌های مواضع خویش را بر دوش بکشند. این در حالی است که حمله نظامی عربستان سعودی بر ضد حوثی ها نگرانی‌ها در مورد بروز جنگ نیابتی بین قدرت‌های بزرگ در منطقه خاورمیانه را افزایش داده است. البته مشخص نیست ایران به صورت مستقیم به این حمله که رهبری آن را ائتلافی از دولت‌های سنی بر عهده دارند، پاسخ خواهد داد یا نه. با این ‌وجود برخی تحلیلگران خاورمیانه اعتقاد دارند که حوثی ها ابزار دست تهران نیستند و به صورت مستقل عمل می‌کنند.»

از سوی دیگر مقامات آمریکایی روز پنجشنبه 26 مارس اعلام کردند که این کشور موضوع تجهیز عربستان سعودی به هواپیماهای راداری برای هشدار سریع و همچنین انجام عملیات سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگی در هوا برای مشارکت در عملیات طوفان قاطع را بررسی می‌کند. مسئولان پنتاگون اعلام کردند که این موضوع حتماً بر روی میز خواهد بود و مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این در حالی بود که کاخ سفید نیز مدتی پیش از آن اعلام کرده بود باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا اجازه ارائه کمک‌های لجستیک و اطلاعاتی به عملیات نظامی سعودی‌ها در یمن را داده است. به‌ این ‌ترتیب واشنگتن تاکنون  12 نظامی خود را مأمور کرده تا ستاد هماهنگی با دولت‌های عضو ائتلاف حمله به یمن تشکیل دهند. ژنرال استفان وورین سخنگوی پنتاگون در این زمینه می‌گوید که نقش آمریکایی‌ها در وهله اول باز نگهداشتن خطوط همگرایی بین آمریکا و کشورهای خلیج فارس است.

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

همچنین برخی منابع پنتاگون پس از آن اعلام کردند که نیروهای دریایی آمریکا نیز با درخواست عربستان سعودی برای نجات 2 خلبان این کشور از آب‌های خلیج عدن بعد از سقوط جنگنده‌های اف 15 آن‌ها در منطقه موافقت کرده است.

فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در این راستا می‌گوید که ارتش آمریکا با وجود درگیری و بی‌ثباتی در یمن با شرکای خلیجی و اروپایی خود برای تضمین باز نگهداشتن تنگه استراتژیک باب المندب به روی کشتیرانی تجاری همکاری می‌کند. ژنرال لوید اوستن در نشست مجلس سنای آمریکا در این رابطه گفت: ما ضمن همکاری با شرکای خود در شورای همکاری خلیج ‌فارس برای تضمین باز نگهداشتن این تنگه ها (باب المندب و تنگه هرمز) فعالیت می‌کنیم. وی تصریح کرد: منافع اساسی ما در تضمین کشتیرانی آزاد تجاری از طریق این دو تنگه است.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز تأکید کرد که جان کری وزیر خارجه این کشور در دیدار روز 26 مارس با همتای ایرانی خود پیش از بازگشت به میز مذاکرات هسته‌ای در لوزان سوییس به موضوع یمن پرداخته است. جف راتکی در این زمینه گفت جان کری موضوع درگیری‌ها در یمن را با محمد جواد ظریف همتای ایرانی خود در نشست دوجانبه‌ای بررسی کرده است، البته این موضوع محور مذاکرات انجام شده در لوزان نبود و این مذاکرات در زمینه برنامه هسته‌ای ایران بوده است. راتکی تصریح کرد: کری به صورت خلاصه در این دیدار با همتای ایرانی خود به اوضاع یمن پرداخته است، اما بگذارید تأکید کنم که این موضوع محور مذاکرات نبوده و نیست. همچنین یک مقام ارشد در هیئت مذاکره ‌کننده آمریکایی در لوزان در این رابطه گفت که موضوع یمن هیچ تأثیری در مذاکرات نداشته است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: یمن, عربستان, ,

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

شیخ مرتضی انصاری چون آفتابی درخشان در آسمان فقاهت طلوع کرد و کثیری از دانشوران و عالمان از پرتو انوارش کسب فیض کردند و با مطالعه آثارش مدارج فضل و کمال را طی نمودند.

 


نسب شیخ مرتضی انصاری به جابر بن عبداللّه انصاری، از صحابه بزرگوار رسول خدا (ص) می‌رسد. ایشان در دزفول متولد شـده و تـا ۲۰ سـالگی نزد پدر خود تحصیل کرده، و آنگاه همراه پدر به عتبات رفته است و علمای وقت که نبوغ خارق العاده او را مشاهده کردند، از پدر خواستند که او را برنگرداند. او در عراق چهار سال تـوقـف کرد و از محضر اساتید بزرگ استفاده کرد آنگاه در اثر یک سلسله حوادث ناگوار، به وطن خـویش بازگشت. شیخ بعد از دو سال، بار دیگر به عراق رفت و دو سال تحصیل کرد و به ایران مراجعت نمود و تصمیم گرفت از محضر علمای بلاد ایران استفاده کند؛ لذا عازم زیارت مشهد شد و در کاشان با حاج ملا احمد نراقی، صاحب مستند الشیعه، و صاحب معراج السعادة، فـرزنـد ملا مهدی نراقی ملاقات کرد و آنگاه به مشهد رفت و پنج ماه تـوقـف نـمـود.

خاتم الفقها لقب چه کسی بود

شـیـخ انـصـاری سـفـری بـه اصفهان و سفری به بروجرد رفته و در همه سفرها، هـدفـش مـلاقات اساتید و استفاده از محضر آنان بوده است. در حدود سالهای ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ برای آخـرین بار به عتبات رفت و به کار تدریس پرداخت. بعد از صاحب جواهر مرجعیت عامه یافت.

در مقام تحقیق و بررسی مشکلات فقه و اصول، شیخ مرتضی انصاری نه تنها از اقران خویش برتر بود، بلکه در تاریخ نظیرش کمتر دیده می شود. استادانش به تکریم و تجلیل از وی پرداخته و صاحب جواهر، اندیشه ها و تفکرات این شاگرد خود را به نحو تحسین برانگیزی قدر می نهاد.(1)

او طلایه دار دوره ژرف اندیشی در مسایل اجتهادی است که با اسلوب نوین و آرای عمیق خود، روح تازه ای در کالبد اجتهاد دمید و به بحثهای مزبور رونق و جلوه خاصی بخشید.(2) او از مجتهدان بنام شیعه است که از اواسط قرن سیزدهم به تدریس پرداخت و در سال 1266ق مرجع مطلق شیعه شد.(3)

شیخ انصاری را خاتم فقیهان و مجتهدان لقب داده اند. دو کتاب معروف «رسائل» و «مکاسب» او کتاب درسی طلاب حوزه علمیه است که از سوی علمای بعد از او، بر آنها حواشی متعدد نوشته اند.(4)

شهید آیت اللّه مرتضی مطهری می نویسد «... او [شیخ انصاری] از کسانی است که در دقت و عمق نظر بسیار کم نظیر است. علم اصول و بالتبع فقه را وارد مرحله جدیدی کرد. او در فقه و اصول ابتکاراتی دارد که بی سابقه است ...».(5)

دستخط مبارک شیخ انصاری، مشتمل بر اجازه اجتهاد و روایـتی که به آیة اللّه میرزا داوود، نجل حاج میرزا اسداللّه بروجردی داده اند و او را با القاب و عناوین فضل و کمال تعریف و توصیف نموده اند. (6)

*زندگینامه
نـام او شـیـخ مـرتضی فرزند محمد امین بن شمس الدین بن احمد بن نورالدین بن محمد صادق شوشتری دزفولی، یکی از نامورترین و پرآوازه ترین فقها و مراجع عالیقدر تقلید در عصرهای اخیر، و یکی از محقق ترین چهره های علمی و فقهی قرون متاخر به شمار می آید.

نـام پـرشـکـوه شـیـخ مـرتـضی انصاری، توام با نبوغ و ابتکار و تحول و دقت می باشد. او آغازگر و پـایـه گـذار اصـول نـویـنی در فقه و اصول جعفری است که در قرنهای اخیر به حق او را شایسته دریـافـت لقب خاتم الفقها و المجتهدین نموده است هر چند او در زندگی و حیات مادی و معنوی خویش پیراسته و منزه از هر نوع تظاهر و تفاخر بوده است و در تلاشهای علمی خود جز خدا و رضـایـت او و جـز پیشبرد احکام الهی، فکر و اندیشه دیگری نداشته است و به تعبیر شاگرد نـامـدارش، مـرحـوم آیة اللّه حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، او تالی تلو مقام عصمت در علوم و اصول بود. (7)

نام مرحوم شیخ مرتضی با دو کتاب بسیار ارزنده: فرائد الاصول و المکاسب در اصول و فقه هـمـراه اسـت و بـا این دو اثر جاودان، نام خود را در پهنه معارف اصیل اسلام جاودانه کرده است، کـتـابـهایی که هم اکنون در دنیای دانش و معارف اسلامی اعتبار جهانی دارد و حوزه های علمیه چـنـدیـن سـال بـا درس و بـحث و تحقیق روی آن دو کتاب سرمایه گذاری نموده و وقت صرف می کنند.

*ولادت
او در هـیـجدهمین روز ماه ذیحجه به سال ۱۲۱۴، روز غدیر، روز اکمال دین واتمام نعمت در شهر قهرمان پرور دزفول از سلاله پاک یکی از اخلاف جابر بن عبداللّه انصاری صحابی نامدار پیامبر عـالیقدر اسلام (ص) پا به عرصه وجود نهاد و به مناسبت تولد در روز ولادت علی (ع)، نام مرتضی انصاری برای او انتخاب گردید.

پدرش شیخ محمد امین از مبلغین و مروجین شریعت مقدسه اسلام و مادرش دختر یکی از علمای محل و بانویی پرهیزکار و باتقوی در عصر خود، هر دو از اخیار و نیکان و صالحان بوده اند.

او در چـنـیـن خـانـواده ای چـشم به جهان گشود و رشد و بالندگی آغاز نمود و از همان دوران کودکی به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامی پرداخت و به زودی آثار نبوغ و ذکاوت در او مشاهده گردید؛ پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته، آن چـنان استعداد و شایستگی نشان داد که حیرت همگان را برانگیخت و در عنفوان جوانی به درجه عالیه اجتهاد نائل آمد.

*خواب مادر شیخ انصاری، در شب تولد شیخ مرتضی

مادر شیخ مرتضی زنى متعبد و پارسا بود. او در شب ولادت شیخ در خواب دید که امام صادق علیه‌السلام قرآنى به او هدیه کرد و در تعبیر خواب او گفتند خداوند فرزند سرشناسى به تو خواهد داد.

از مادر شیخ مرتضی انصاری نقل شده که در ایام خردسالى، همواره بعد از وضو گرفتن به او شیر مى‌‏داد و بی وضو، فرزندش را شیر نداد.

*مرجعیت‏ شیخ انصاری
شیخ انصاری در نجف کرسى استادى داشت تا اینکه در سال 1266 هجرى قمرى، از طرف شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر به مرجعیت عامه رسید. صاحب جواهر در بستر مرگ دست شیخ را گرفت و گفت: این مرد بعد از من مرجع شما خواهد بود.

*ماجرای جالب پرهیز و فرار از مرجعیت دینی
شیخ با سعید العلماء مازندرانى در کربلا هم‏درس بود و او را بر خود ترجیح مى‏داد. به این سبب بعد از وفات صاحب جواهر از فتوا دادن خوددارى نموده، نامه‏‌‌اى به این مضمون به ایشان نوشت:

«هنگامى که شما در کربلا بودید و با هم از محضر شریف العلماء استفاده مى‏نمودیم، فهم تو از من بیشتر بود، حال سزاوار است به نجف آمده و این امر مهم را متکفل شوى.»

و سعید العلماء در جواب نوشت: «آرى، لکن شما در این مدت در آنجا مشغول به تدریس و مباحثه بودید و من در اینجا گرفتار امور مردم هستم و شما در این امر از من سزاوارتر هستى.»

شیخ انصاری پس از رسیدن این نامه به حرم مطهر حضرت على علیه‌‌السلام مشرف شد و از حضرت خواست که وى را در این امر مهم یارى فرماید.

از سال 1266 هجرى قمرى تا هنگام وفات شیخ، یعنى 15 سال تمام، ریاست حوزه علمیّه نجف اشرف در دست با کفایت او بود و عامه شیعیان جهان از وى تقلید مى‏‌کردند.

*مقام علمی
مـقـام عـلـمی او در حدی است که به حق و شایستگی تمام، او را خاتم الفقها و پایان دهنده و تـکـمـیـل کننده فقاهت لقب داده اند و او یک صد و پنجاه سال تمام است که بر جهان فقه و اصول و حـوزه هـای عـلمی شیعه حکومت و زعامت روحی و فکری دارد و اندیشه ها و ابتکارات او سرفصل تاریخی در فقه به شمار آمده و مستند فقها است.

او نـظـریـات ابـتکاری و ابداعی بی شماری در فقه و اصول به وجود آورد که می توان نظریه حاکم بـودن یکی از ادله بر دلیلهای دیگر در مبحث تعادل و تراجیح رااز نظریات مهم او به شمار آورد، و هـمـچـنـیـن بـهـا دادن شـایسته به عقل و خرد در شناخت حکم و قانون اسلام، و دیگر مبارزه با اخباری گری رایج آن روز بود، که شیخ ‌بزرگوار ما توانست با یک رشته از بیانات دقیق علمی در بـرابر آنها بایستد و آنان را متقاعد سازد، این امر از امتیازات بارز او به شمار می آید. او کوشید که به مـنـکـریـن اعـتـبار عقل در شناخت معارف و احکام اسلامی ثابت کند که ملازمه ای میان عقل و شـرع وجـود دارد و آنـچه را که عقل حکم می کند، شرع نیز حکم می کند و حکومت این قاعده در اغـلـب فتاوی و نظریات مرحوم شیخ، جلوه خاصی داد، منتهی باید خود عقل و آن قاعده فقهی مـورد ارزیابی قرار گیرد که عقل چگونه عقلی باشد و قاعده نیز کدام قاعده باشد؟

او با این روش مـتـیـن و مستحکم، اصول اخباری گری رایج آن روز را در هم کوبید و پایه ها و اصول مستحکمی بـرای فقه و اصول نوین بنیاد نهاد و مسیر اجتهاد را روشن و مبرهن نمود. او با این وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا و استخراج و استنباط احکام شرعیه فرعیه را از منابع و مصادر اولیه بازگشود و رمـز پـیـشرفت و ترقی مسلمانان را در مسیر اجتهاد و اعتقاد بر خویش در راه عمل به احکام الهی قرار داد.

*اخلاق و رفتار شیخ

شیخ انصاری (ره) نه تنها در فقاهت گوی سبقت را از دیگران ربوده بود، بلکه در عمل نیز نظیر و هـمـتا نداشت. او به مشکلات و امور مردم شخصا رسیدگی می کرد و از احوال طلاب و محصلین همواره جویا می شد و برای ترویج بیشتر از علوم دین، با بودن علما و طلاب در یکی از شهرستانها، اجـازه نـمـی داد سهم امام را از آنجا به جای دیگری ببرند و سفارش می نمود که در همان شهر به مصرف محصلین و طلاب برسانند.

نـقـل شـده است که:
شخصی خدمت شیخ رسید و به او گفت: فلان طلبه چای می خورد! (گویا در آن زمان چای به این صورت کنونی مرسوم نبوده و جز تشریفات به حساب می آمده است) و با این سخن می خواست سعایتی کرده باشد که شیخ حقوق آن طلبه را کم کند، ولی شیخ رو به او کـرده و گـفـت: خدا رحمتت کند که این مطلب را به من گفتی، و دستور داد تا اضافه بر ماهیانه آن طلبه، مخارج چای را نیز از بیت المال به وی بپردازند تا اینکه با راحتی و آسایش بیشتر به تحصیل خود ادامه دهد.

شـیـخ نـه تنها به طلاب حوزه رسیدگی می کرد، بلکه همواره به فکر فقرا و مستمندان نیز بوده است، و شبها همانند رهبر و مولایش امیر المؤمنین (ع) به خانه های مسکونی فقرا سر می زد و مواد غذایی بر دوش گرفته، در بین خانواده های مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع می نمود.

در کـتـاب لؤلؤ الصدف چنین آمده است:
و اغلب عطایای آن مرحوم در سربوده، کثیری از فقرا معاش (حقوق) معین داشتند که همیشه سالانه و ماهانه به آنان می رسید و هیچ نمی دانستند از کـجـاسـت در وقـت سـحر بر در خانه فقرا می رفت با لباس مبدل، و صورت را ستر می کرد و به مـقـدار حـاجـت آنها مرحمت می فرمود و چون شیخ از دنیا رفت، معلوم شد آن مردی که بر درب منازل این مردم در اوقات غیرمتعارفه می آمده، آن مرحوم بوده است؛ او انصافا روی اسلام را سفید کرد.

نـوشـتـه انـد که یکی از یاران شیخ، نسبت به این کار انسانی وی (کمک به فقرا و مستمندان) از او ستایش و تمجید کرد؛ شیخ در پاسخ گفت: این وسیله فخر و کرامتی نیست، زیرا وظیفه هر فرد معمولی است که امانت را به صاحبش برساند و این وجوه هم حقوق فقراست که به عنوان امانت نزد من می باشد و من به صاحبانش می رسانم.

 *کرامات شیخ‏ انصاری
خواندن حمد توسط امام علی (ع) در گوش شیخ انصاری
یکى از شاگردان شیخ انصاری مى‌‏گوید: چون از مقدمات علوم و سطوح فارغ التحصیل گشتم، براى تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس درس شیخ انصاری درآمدم، ولى از مطالب و تقریراتش هیچ نفهمیدم. خیلى به این حالت متأثر شدم تا جایى که داشتم نا امید مى‏‌شدم.

بالاخره به حضرت امیر علیه‌السلام متوسل گشتم. شبى در خواب خدمت آن حضرت رسیدم و آن بزرگوار در گوشم «بسم الله الرحمن الرحیم» را قرائت نمود.

صبح چون در مجلس درس حاضر شدم درس را مى‏فهمیدم. کم کم جلو رفتم و پس از چند روز به جایى رسیدم که در آن مجلس صحبت مى‏‌کردم.

روزى از زیر منبر درس با شیخ بسیار صحبت کردم و اشکال گرفتم.

آن روز پس از ختم درس، شیخ آهسته در گوش من فرمود: آن کسى که «بسم الله» را در گوش تو خوانده است تا «و لا الضالین» را در گوش من خوانده. این بگفت و برفت.

من از این قضیه بسیار تعجب کردم و فهمیدم که شیخ داراى کرامت است زیرا تا آن وقت به کسى این مطلب را نگفته بودم.

*دیدن شیر درنده در منزل شیخ انصاری
در زمان شیخ انصاری، روزى شخصى از تنگى معاش براى دوستش سخن راند و گفت: اگر همراهى با من کنى در این باب فکر و تدبیرى اندیشیده‌‌ام.

گفت: بگو اگر اصلاح باشد تو را یارى کنم. گفت: در این روزها پول زیادى نزد شیخ مرتضى آورده‌‌اند. ما شبانه به خانه او رفته و آنها را آورده بین خود تقسیم کنیم.

من چون این بشنیدم او را منع کردم ولى سودى نبخشید. بالاخره با اصرار بسیار مرا با خود موافق نمود به این شرط که در بیرون منزل بایستم تا او برود و بیاید که من مباشر عملى نباشم.

چون پاسى از شب رفت به سراغ من آمد و به طرف منزل شیخ انصاری روانه شدیم و با تدبیرى وارد دهلیز بیرونى شدیم ولى من جلوتر نرفتم، دوستم از پله‌‌هاى بیرونى بالا رفت تا از پشت بام بیرونى به بام اندرونى درآید و از آنجا وارد خانه شده و دست به سرقت بزند.

مدتى نگذشته بود که با حالتى پریشان و شگفت‌آور نزد من آمد، سبب را پرسیدم گفت: چیزى را مشاهده کردم که تا خودت نبینى تصدیق من نخواهى کرد. گفتم مگر چه دیدى؟

گفت: از پله‌‌ها که بالا رفتم سایه‌‌اى در مهتابى بیرونى به نظرم آمد، وقتى از دیوار بیرونى بالا رفتم که خود را به پشت بام اندرونى برسانم ناگهان دیدم شیرى مهیب بر کنار بام اندرونى ایستاده و آماده حمله به من بود و هر چه بالاتر رفتم خشم شیر زیادتر می‌‌شد، قدرى تامل نمودم تا شاید علاجى پیدا کنم، ولى ممکن نشد، برگشتم.

به او گفتم: شاید ترسیده‌‌اى!

گفت: تا نبینى باور نکنى از پله‌‌ها بالا برو و نگاه کن، از پله‌ها بالا رفتم نزدیک بام اندرونى شیرى عجیب دیدم که از ترسش بدنم به لرزه درآمد. شیر نعره‌‌اى کشید. چون این خرق عادت را دیدیم، آن را از کرامات آن مرد بزرگ شیخ انصارى دانستیم و نادم و پشیمان برگشتیم.

زهد و تقوای شیخ انصاری
شهید مطهری می‌نویسد: شیخ در منتها درجه زهد زندگى مى‌‌‏کرده و واقعا این مرد از عجایب روزگار بوده است. اولا در همان رشته خودش که فقه و اصول است، محقق فوق‏‌العاده‏اى است؛ یعنى نظیر بوعلى سینا که در عصر و زمان خودش در طب و فلسفه نسبت به دیگران برترى داشته است، او هم نسبت به عصر خودش همین طور است.

در منتهاى پاکى و زهد و تقوا هم زندگى کرده، که وقتى مُرد تمام هستى و زندگى و دارایى او را که سنجیدند، هفده تومان بیشتر نشد. زندگى او تاریخچه‏‌هاى عجیبى دارد و بسیار مرد عاقل فهمیده باهوشى بوده است.

شیخ هرگز در وجوهات تصرف نمى‌‏کرده است. دخترش که به مکتب مى‏رفت (پسر نداشت، دوتا دختر داشت و این« سبط»‌‌ها از اولاد او هستند) خیلى گریه کرد و گفت: در مکتب بچه‌‏هاى دیگران وضع بهترى دارند و من غذا و لباسهایم خوب نیست.

شیخ خیلى متأثر شد. زنش گفت: آخر این همه سختى دادن که درست نیست، چرا اینقدر به ما سختى مى‌‏دهى؟!

شیخ گریه کرد و گفت: من دلم مى‌‏سوزد و نمى‏‌خواهم این طور باشد، ولى مى‌‏دانى این وجوهات چیست؟ (زنش داشت عمامه شیخ را مى‌‏شست) مَثَل این وجوهات براى ما که مى‌‏خوریم، مَثَل آبهاى این تشت است؛ یک آدم اگر خیلى تشنه باشد و از تشنگى بخواهد بمیرد، اگر بخواهد براى رفع تشنگى از این آبها بخورد چقدر مى‏‌خورد؟ همین قدر مى‌‏خورد که نمیرد. ما که از خودمان چیزى نداریم. اگر من از خودم دارایى داشتم حساب دیگرى بود، اما من از مال عموم زندگى مى‏‌کنم (آن وقت هم وضع عموم خیلى بد بوده است) و ناچارم این طور باشم.

خواب شیطان و زنجیری که برای شیخ انصاری بافته بود
در زمان شیخ انصارى، شخصى در خواب شیطان را دید که تعداد زیادى افسار همراه خودش دارد ولى این افسارها مختلف است؛ بعضى از افسارها خیلى شل است، طناب بسیار ضعیفى را به صورت افسار درآورده است، بعضى از آنها چرمى است و بعضى به صورت زنجیر، زنجیرهاى مختلفى که بعضى از آنها خیلى کلفت است. در میان اینها یک زنجیر خیلى کلفت و قوى‏ بود که خیلى‏ جالب بود.

از شیطان پرسید: اینها چیست؟ گفت: اینها افسارهایى است که به سر بنى‏آدم مى‌‏زنم و آنها را به طرف گناه مى‏‌کشانم.

گفت: آن زنجیر کلفت براى کیست؟ گفت: این براى یک آدم خیلى گردن کلفتى است. گفت: چه کسى؟ گفت: شیخ انصارى؛ اتفاقا دیشب زدم به سرش و چند قدم آوردم، ولى زد و آن را پاره کرد. بعد آن شخص گفت: حالا افسار ماها کجاست؟

شیطان گفت: شما که افسار نمى‌‏خواهید، شما دنبال من هستید! این افسار مال آنهایى است که دنبال من نمى‌‏آیند.

آن شخص صبح آمد خواب را براى شیخ انصارى نقل کرد. مثل اینکه شبى بوده که شیخ خیلى اضطرار پیدا مى‏‌کند و از پولى که بابت سهم امام بوده و فردا بایستى تقسیم مى‌‏کرده است، به عنوان قرض چیزى بر مى‏دارد. مى‏آید تا دمِ در، ولى پشیمان مى‌‏شود و بر مى‌‏گردد مى‌‏گذارد سر جایش.

شیطان که گفته بود زنجیر را زدم به سرش و او را چند قدم آوردم ولى پاره کرد و رفت، قضیه این بوده است‏.

همچنین شهید مطهری می‌نویسد: بیاییم جلوتر، برویم سراغ شیخ انصارى‏ ها. مى‏‌بینیم مردى که مى‏شود مرجع کُلّ فى الکلّ شیعه، آن روزى که مى‌‏میرد با آن ساعتى که به صورت یک طلبه فقیر دزفولى به نجف رفته هیچ فرق نکرده است.(8)

وقتى که مى‏‌روند خانه‏‌اش را نگاه مى‏‌کنند مى‌‏بینند مثل فقیرترین مردم زندگى مى‏کند. یک نفر به او مى‌‏گوید آقا تو خیلى هنر مى‌‏کنى، اینهمه وجوه به دست تو مى‌‏آید هیچ دست به آن نمى‌‏زنى.

مى‏‌گوید چه هنرى کرده‏‌ام؟ مى‏‌گویند هنر از این بالاتر! مى‌‏گوید: حداکثر کار من کار خرکچیهاى کاشان است که مى‌‏روند تا اصفهان و بر مى‏‌گردند. آیا خرکچیهاى کاشان که پول به آنها مى‌‏دهند که بروید از اصفهان کالا بخرید بیایید کاشان، هیچ وقت شما دیده‏‌اید که به پول مردم خیانت کنند؟

من یک امینم، حق ندارم [در مال مردم دست ببرم‏]. این مسأله مهمى نیست که خیلى به نظرتان مهم آمده.

آنچنان مقام مرجعیت یک ذره نمى‌‏تواند روح این مرد بزرگ را تحت تسخیر خودش قرار بدهد.

نظر امام خمینی (ره) درباره شیخ اعظم

زنجیری که شیطان برای شیخ انصاری بافته بود

امام خمینی در کتاب چهل حدیث از شیخ انصاری با تعابیر «علامه علماى متأخرین، محقق جلیل و جامع فضیلت علم و عمل، شیخ انصارى، رضوان اللّه تعالى علیه» نام می‌برد و در یکی از سخنرانی‌ها می‌فرماید:

«در کیفیتِ تحصیلِ علوم هم هر چه بروید سراغ تجملات- و ان شاء اللَّه نمى‏روید- از علومتان کاسته مى‏شود. آنهایى که این کتاب‏هاى قطور را نوشتند و پر ارزش را، زندگى‏شان یک زندگى طلبگى بوده، مثل شیخ انصارى و مثل امثال اینها؛ یک زندگى طلبگى بوده. آنها توانستند اسلام را در همه جهات حفظ کنند و فقه را به پیش ببرند و مسائل دینى را افزایش بدهند- یعنى فروع را- و آن کتاب‌‏هاى ارزشمند را عرضه کنند به مردم. براى اینکه، آنها ارزش را به این نمى‌‏دانستند که من خانه‏ام باید چه جور باشد، حالا سه تا اتاق داریم کم است، چهار تا. شما خیال مى‏کنید که اگر ده تا اتاق هم باشد کافى براى شما هست؟ خیر، اگر همه این دنیا را به یک کسى بدهند، کافى نیست‏.»

حاشیه نویسان محقق
در عـظـمـت علمی و نبوغ فکری شیخ مرتضی انصاری (ره) همین قدر کافی است که اطلاع پیدا نـمـائیـم تـا کنون بیش از ۲۰۰ نفر از علما و فضلا و دانشمندان و معاریف رجال اسلامی بر کتب و نـوشـتـه هـای او حـاشـیه و تعلیقه نگاشته اند و کتابهای تالیفی او به کرات در ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی مورد تجدید طبع قرار گرفته است، به حدی که هم اکنون مواد غذای فکری طلاب و فضلای حوزه های علمیه و برخی از مجامع دانشگاهی و حقوقی را آثار او تشکیل می دهد و شـخـصـیـتـهای بزرگی مانند: آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (صاحب کفایة الاصول)، سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروه)، حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، میرزا حسن آشتیانی، شیخ ‌محمد حسین کاشف الغطا، سید عبدالحسین شرف الدین، شیخ محمد جواد بلاغی،شیخ محمد حسن مامقانی و تعداد کثیری از علما و مجتهدین مبرز و نامدار که نام بردن آنها به درازا می کشد، بر آن حاشیه و تعلیقه دارند. آنان نوشته ها و تالیفات شیخ را اصل قرار داده و بر آن تعلیقه و تحشیه افرودند و نظریات او را مورد تجزیه و تحلیل و عمق نگری و ژرف انگاری قرار داده اند.

اساتید
شـیـخ بـزرگـوار مـا از مـحـضـر اسـاتید متعددی بهره جسته است که هر کدام نقش ویژه ای در اثرگذاری در روحیه او داشته اند که به بازگویی نام چند تن از آنان می پردازیم:

۱ ـ عموی بزرگوارش، آیة اللّه شیخ حسین انصاری (شاگرد صاحب ریاض، تا سن ۱۷ سالگی).
۲ ـ آیة الله سید محمد مجاهد (از شاگردان آیة الله وحید بهبهانی) او در سنین ۱۸ سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
۳ ـ آیة الله شریف العلما مازندرانی کسب فیض از محضر او استدامه داشته است.
۴ ـ آیة الله ملا احمد نراقی (صاحب مستند الشیعه)، به مدت چهار سال تمام در کاشان.
۵ ـ آیة الله شیخ موسی کاشف الغطا فقیه عصر و نابغه دهر، به مدت یک سال تمام.
۶ ـ آیة الله شیخ علی کاشف الغطا، زعیم دینی و مرجع عالیقدر شیعه، به مدت ۵ سال.
۷ ـ آیة الله شیخ محمد حسن صاحب جواهر (مدت بسیار اندک محض تیمن وتبرک).

مجیزین شیخ
تعدادی از اساتید عالیقدر این مجتهد مبتکر و توانمند در بالا ذکر شدند، تعدادی نیز اجازه روایتی یـا اجـتهادی به شیخ واگذار نموده اند که اسامی چند نفر از اجازه دهندگان به وی در اینجا ذکر می شود:

۱ ـ آیة الله سید صدر الدین موسوی عاملی، اجازه روایتی داده اند که در آن کلمه افضل و اکمل قید شده بود.
۲ ـ آیة الله عارف سترگ، ملا احمد نراقی، اجازه روایتی مبسوطی عنایت کرده اند.
۳ ـ آیة الله شیخ محمد سعید قرجه داغی، اجازه نامه روائی جامع و مبسوطی در حق او صادر نموده اند.

شاگردان
در مـکـتب پربار و حوزه پربرکت تدریسی شیخ بزرگوار، شاگردان متعددی تربیت یافتند که هر کـدام از اسـتوانه های فقهی، و مجتهدین مسلم، کاوشگر دقیق ومحقق ارزشمندی بوده اند، چون محضر مبارک علمی او، مجتهد پرور محقق ساز واندیشمندنواز بود.

شـاگرد مستقیم شیخ بزرگوار در زمان حیات خویش بیش از هزار تن بوده است که از میان آنان شـخـصـیـتـهـای نـامی برجسته ای برخاسته اند که هر کدام در یک صقع از اصقاع جهان اسلامی مشعل دار فقه و فقاهت و زعامت روحی و حامل میراث انبیا و رسولان بوده اند؛ ما از تعداد کثیر این جمع، به ذکر اسامی چند تن از آنان بسنده می نمائیم:

۱ ـ آیة اللّه میرزا محمد حسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو.
۲ ـ آیة اللّه شیخ جعفر شوشتری، خطیب توانا و کاتبی پرکار و واعظ پرصلابت.
۳ ـ آیة اللّه حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، صاحب بدائع الافکار، و رساله اجاره و غصب.
۴ ـ آیه اللّه سید حسین کوه کمری تبریزی، صاحب آثار و مثر فراوان و استادبزرگ حوزه نجف.
۵ ـ آیة اللّه شیخ محمد حسن مامقانی، صاحب ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام و کتب دیگر.
۶ ـ آیة اللّه شیخ محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایة الاصول که در تحقیق وتدقیق کم نظیر است.
۷ ـ آیة اللّه حاج میرزا محمد حسن آشتیانی، نماینده تام الاختیار مراجع نجف در تحم ریم تنباکو در تهران.
۸ ـ آیة اللّه میرزا ابوالقاسم کلانتر، صاحب تقریرات استاد خود، شیخ انصاری.
۹ ـ آیة اللّه حاج شیخ هادی تهرانی، مجتهد و دارای تالیفات متعدد فقهی وتفسیری.
۱۰ ـ آیة اللّه ملا حسین قلی همدانی، شاگرد شیخ و صاحب منظومه حاج ملا هادی سبزواری، عارف نامی.
۱۱ ـ آیة اللّه حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، مجتهد نامور و صاحب فتوای مشروطیت.
۱۲ ـ آیة اللّه شربیانی، مجتهد معروف آذربایجانی.
۱۳ ـ نـابغه نامی، سید جمال الدین اسدآبادی، بنیان گذار وحدت مسلمین ومبارز نستوه بر علیه استعمار خارجی.

زنجیری که شیطان برای شیخ انصاری بافته بود

آثار و تالیفات
آثار ارزنده و تالیفات گران سنگ و ارزشمندی از مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ مرتضی انصاری (ره) به یادگار مانده است که هر کدام نشانی از نبوغ، اجتهاد،دانش وسیع و تحقیق دقیق آن عالم ربـانـی مـی بـاشـد ما در این بخش به صورت اجمال به بازگویی برخی از آنها می پردازیم؛ جا دارد نـویسندگان و محققین حوزه علمیه وبنیان گذاران کنگره شیخ اعظم انصاری (ره) به تبیین و تـحـلـیـل آثـار قـلمی او نیز بنشینندو افکار نو و طرحهای ابتکاری شیخ را از لابلای این کتابها و رساله ها بیرون کشند و در اختیار حوزویان و دانشگاهیان کشور قرار دهند اینک لیست تالیفات آن بزرگوار:

۱ ـ المکاسب (فقه) شامل مکاسب محرمه، خیارات، و احکام عمومی معاملات.
۲ ـ فرائد الاصول (اصول) شـامـل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملی این دوکتاب عالی ترین روشهای فقهی و اصولی را در اختیار پژوهندگان این دو علم قرارمی دهد.
۳ ـ رساله ای در تقیه.
۴ ـ رساله ای در رضاع و نشر حرمت آن.
۵ ـ رساله ای در قضا میت.
۶ ـ رساله ای در مواسعه و مضایقه.
۷ ـ رساله ای در عدالت.
۸ ـ رساله ای در مصاهره.
۹ ـ رساله ای در ملک اقرار.
۱۰ ـ رساله ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار.
۱۱ ـ رساله ای در خمس.
۱۲ ـ رساله ای در زکات.
۱۳ ـ رساله ای در خلل صلوة.
۱۴ ـ رساله ای در ارث.
۱۵ ـ رساله ای در تیمم.
۱۶ ـ رساله ای در قاعده تسامح.
۱۷ ـ رساله ای در باب حجیت اخبار.
۱۸ ـ رساله ای در قرعه.
۱۹ ـ رساله ای در متعه.
۲۰ ـ رساله ای در تقلید.
۲۱ ـ رساله ای در قطع و جزم.
۲۲ ـ رساله ای در ظن.
۲۳ ـ رساله ای در اصالة البرائه.
۲۴ ـ رساله ای در مناسک حج.
۲۵ ـ حاشیه ای بر مبحث استصحاب.
۲۶ ـ حاشیه ای بر نجاه العباد (رساله عملیه).
۲۷ ـ کتابی در علم رجال (از وجیزه مجلسی بزرگتر است).
۲۸ ـ تالیفی در اصول الفقه.
۲۹ ـ حواشی بر عوائد نراقی.
۳۰ ـ حاشیه ای بر بغیه الطالب.
۳۱ ـ اثبات التسامح فی ادله السنن.
۳۲ ـ التعادل و الترجیح.
۳۳ ـ رساله ای در تقیه.
۳۴ ـ رساله ای در التیمم الاستدلالی.
۳۵ ـ رساله ای در خمس.

وفات
سرانجام این رجل علم و فضیلت و شخصیت عالیقدر، در سن ۶۷ سالگی به سال ۱۲۸۱ (مضمون آیه شریفه ظهر الفساد ۱۲۸۱) در ۱۸ جمادی الثانی، با انبوهی از مفاخر و نوشته ها و ذخائر فکری و معنوی که عموما در خدمت به اسلام بود، به دار باقی شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار سـاخـت. هـنـگـام مرگ، دارائی این زعیم عالیقدر اسلامی، معادل هفده تومان رایج آن روز بود که همان مقدار هم مقروض بوده است.

جـسـم مطهر و مقدسش در جوار قبر حضرت مولی الموحدین امیر المؤمنین علی (ع) دفن شد و وصی گرامی او، حاج سید علی شوشتری بنا به وصیت شیخ بر جنازه او نماز گزارد.

پی نوشت:
1 ـ مجله پاسدار اسلام، شماره 25، ص70.
2 ـ ادوار اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، آیت اللّه محمدابراهیم جناتی، ص379 ـ 380.
3 ـ خوزستان و تمدن دیرینه آن، ایرج افشار، ج دوم، ص583.
4 ـ آشنایی با علوم اسلامی (اصول فقه ـ فقه)، ج سوم، شهید مرتضی مطهری، ص102.
5 ـ خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری، ص498.
6 - آشنایی با علوم اسلامی ج۳، ص ۱۰۱-۱۰۲.    
7 - شخصیت شیخ انصاری، به قلم نواده اش.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ به عنوان ایدئولوژیک‌ترین انقلاب در قرن گذشته، منشأ تحولات بنیادین در تمامی ابعاد زندگی ایرانیان گردید. انقلابی که به وسیله‌ی رهبری کاریزماتیک امام روح الله الموسوی الخمینی(ره) و به واسطه‌ی پشتیبانی با شکوه و طاغوت شکن مردم ایران صورت گرفت، همه‌ی شؤون زندگی جامعه، اعم از اقتصاد، زندگی، فرهنگ و هنر، سیاست و دین را تحت تأثیر امواج رحمانی اسلام قرار داد.

انقلاب که بر پایه‌ی تعالیم فطری و معنوی، در مقابل نظام طاغوت بنا شده بود آن چنان در بن مایه و اعماق زندگی مردم ایران رسوخ پیدا کرد که تعاریف جدید و مفاهیم تازه‌ای را در همه‌ی حوزه‌ها بنیان گذاشت. هنر نیز به عنوان یکی از پرکاربردترین وجوه زندگی در تمامی جوامع که به طور مستقیم با روح و نهاد فطری بشر در ارتباط هستند نیز تعاریف و مفاهیم جدیدی یافت. هنری که در سال‌های قبل از انقلاب عمدتاً هنری غفلت زده، سطحی نگر و مبتنی بر غرائز نفسانی بود.

پس از انقلاب بر پایه‌ی مفاهیم تازه از این حوزه‌ها، تئوریسین‌هایی قد برافراشتند که براساس دیدگاه دینی و فطری، مفاهیم مدرن و به روزی هم‌چون سینما را کالبد شکافی کردند و با توجه به ماهیت و کارآمدی این دست آورد فرهنگی بشر مدرن یعنی سینما که نام پر طمطراق هنر هفتم را نیز یدک می‌کشید، تعاریفی متناسب با اصول انقلاب در ساحت هنر را پدیدار شدند. در این میان، شاید مهم‌ترین و برجسته‌ترین نظریه‌پرداز پس از سال‌های انقلاب که در حوزه‌ی هنر سینما و رسانه نگاهی دقیق، موشکافانه و نقادانه داشت کسی نبود جز «سیدمرتضی آوینی»؛ او برخلاف دیگران که مبهوت ماهیت سینما، در برابر این جادوی تصویر موضعی منفعلانه داشتند، در قامت یک هنرمند مسلمان به معنای واقعی کلمه که نفسانیات خود را قربانی کرده بود و هیچ چیز جز رضای حق مطلوبش نبود، از موضعی معرفتی، این رسانه را نقد می‌کرد.

وی ساحت سینما را دکانی برای عرفان‌های دروغین، میدانی برای مجال بروز دغدغه‌های شبه روشنفکران غرب زده و ویترینی برای عموم مردم نمی‌پنداشت، بلکه سینما را در حد غایی آن به عنوان یک رسانه برای رساندن صحیح و درست مفهوم می‌خواست و می‌دانست. وی در ایده‌آل‌ترین مرحله‌ی تصور، سینما را برای فیلم‌های آبگوشتی – فیلم فارسی که به بهانه‌ی تجارت نازل‌ترین ذائقه‌ی عموم مردم را هدف قرار می‌دادند و برای فیلم‌های شبه روشنفکری نمی‌خواست، بلکه رسانه‌ای برای بازگویی، کشف و شهود حقایق نهفته و آشکار در عالم هستی و مفاهیم متعالی الهی انسانی، می‌پنداشت.

بازخوانی آرا و اندیشه‌های وی، به عنوان کسی که به گفته‌ی خودش با تمام پزهای روشنفکری و اداهای منور الفکرهای داخلی و خارجی و ژست‌های انتلکتوئل مآبانه آشنا بود، امروزه می‌تواند پاسخ تمام سردرگمی‌ها و کج‌روی‌های چند سال اخیر سینمای ایران را بدهد. آوینی می‌گوید: «من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران و روشنفکران آشنا نیستم؟! خیر من از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم. من سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام، موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام. ساعت‌ها از وقتم را به مباحث بیهوده درباره‌ی چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام.»

* سینما،هنر یا تجارت؟

اما به راستی سینما به عنوان جادوی تصویر در هزاره‌ی سوم چیست که امروزه حتی کارکردی فراتر از رسانه پیدا کرده و به عنوان ابزاری استراتژیک یا با عنوانی بهتر سلاحی استراتژیک در خدمت اغراض سیاسی درآمده است؟ هنر است یا صنعت؟ تجارت است یا ابزار؟ یا تمامی این‌ها؟ ما امروزه در مقابل سینما به عنوان مهم‌ترین ابزار رسانه‌ای و تبلیغات جنگ نرم بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی چگونه باید موضع‌گیری داشته باشیم؟ و اصولاً آیا باید موضع‌گیری داشته باشیم؟ مراکز آموزشی ما، از قبیل دانشگاه‌ها و مراکز تربیت هنرجو، صداوسیما و مراکزی از این دست چگونه و براساس کدام معیار افراد تحت تکفل را آموزش می‌دهند، براساس کدامین متد و با چه رویکرد و فرهنگی؟

در مدیریت فرهنگی قبل از انقلاب که عموماً وابسته به دربار و اشخاص نزدیک به شاه معدوم مثل «اشرف پهلوی»، «فرح دیبا» و «بنیاد پهلوی» و مانند آن‌ها بود رویکرد، رویکردی صرفاً مبتنی بر تفنن و سرگرمی در قالب هنر بود. هنر سینما نیز از این منجلاب بی‌بهره نبود که فراوانند آثاری که بر پایه‌ی خشونت، استعمال مسکرات و مخدرات، سکس و روابط جنسی، رقص و آواز و مواردی از این دست در پی جلب نظر مردم، گیشه و در نتیجه پول‌های آن چنانی در جیب تهیه کنندگان و استودیوهای فیلم‌سازی بودند. اصولاً صحبت و قلم زدن درباره‌ی چنین سینمایی شایسته‌ی شما خواننده‌ی فهیم و گرامی نیست و ساحت قلم حرمتی بسیار والاتر از این دارد، اما متأسفانه فرهنگ و هنر این برهه از تاریخ ایران زمین یعنی دوران پهلوی ملعون، ملوث به اراذلی گشته بود که لکه‌ی ننگینی را به نام هنر مدرن قالب می‌کردند.

برای نمونه از حال و هوای فضای فرهنگی آن دوره، «حمیدرضا صدر» در کتاب «تاریخ سینمای سیاسی

در سینمای شبه روشنفکری، با القای فکر و اندیشه و بیان نوعی ایدئولوژی، نگرش و جهان‌بینی از سوی شبه روشنفکران روبه‌رو هستیم. آوینی این نوع سینما را وامدار تفکری می‌داند که شجره‌ی آن ریشه در خاک غرب دارد و آن چیزی نیست جز اومانیسم. هنر اومانیستی که براساس تفکرات غیرالهی فیلسوفان و متفکران غربی پایه‌ریزی شده با آن چه که آوینی براساس مطالعات و تجربیات خود از هنر و ادغام آن با فلسفه و حکمت و عرفان اسلامی دریافته بود، در تعارض بود
ایران» می‌نویسد:«آغاز دوباره‌ی فیلم‌سازی در ایران و رونق سینماداری هم‌ساز با ظهور مصرف‌گرایی در ایران بود. رابطه‌ی سینما و مصرف با قابلیت فیلم‌ها در نمایش شیوه‌های نو زندگی و استفاده از ابزار عناصر نو تشدید می‌شد. وسوسه‌ی زندگی تجملاتی و جامه و آرایش ستاره‌ها که صحنه به صحنه و فیلم به فیلم تغییر می‌کرد، تماشاگر را به پذیرش الگویی جدید فرا می‌خواند... مدل‌های جدید موی سر، نوع لباس پوشیدن، شیوه‌ی حرف زدن و نگاه کردن ستاره‌های سینما، خوانندگان و تماشاگران را نشانه می‌رفت.»

در کنار این مظاهر تجدد و ترقی که هم‌زمان با تحولات سیاسی در ایران بود، پرداختن به شخصیت زن نیز در فیلم‌ها نیز قابل توجه بود: «زنان بازیگر به عنوان سینمای ایران به سیاق همتایان فرنگی با لباس بدن نما برابر دوربین رفتند و نقش جدید زن ایرانی در بازار مصرف را برجسته کردند. زن مصرف‌گرای شهری به عنوان تبلور سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی، روی پرده به نیش‌خند گرفته شد. آرایش غلیظ، تجمل‌گرایی و به تن کردن جامه‌های بدن نما بیش از هر چیزی جلب نظر می‌کرد. زن دسیسه‌گر، اهل رقص و آواز یا بدکاره‌، غایت این شخصیت سینمایی بود. همه‌ی فیلم‌ها تا حد امکان از این زن به لحاظ جنسی بهره برداری می‌کردند. زن همه جا بود، ولی نقشی نداشت.»

ملاحظه می‌فرمایید که فضای فرهنگ و هنر در آن زمان بسیار وابسته به مصرف‌گرایی و تجملات آن چنانی و موارد شهوانی و غریزی بود. اصولاً موارد فطری در این سینما یافت نمی‌شد چرا که ذائقه‌ی مردم به سمتی تربیت شده بود که با این مفاهیم بیگانه بود. سیدمرتضی آوینی مبانی و دنیای محقر این نوع سینما را به سخره می‌گرفت و نقدی جدّی و بنیادین بر این سینما داشت. تجارت در سینمای قبل از انقلاب حرف اول را می‌زد و اصولاً هنر-البته نه به معنای واقعی آن- ذیل خواسته‌های تهیه کنندگان بود.

* فیلم فارسی یا آوانگارد؟

حال با این توضیحات مختصر درباره‌ی آشنایی با سینمای پیش از انقلاب، تقسیم‌بندی جریان‌های سینمای یاد شده از منظرآوینی به صورت زیر بود:

۱. سینمای آبگوشتی یا همان فیلم فارسی؛
۲. سینمای شبه روشنفکری یا آوانگارد.

نوع اول یعنی فیلم‌فارسی‌ها، عمدتاً فیلم‌هایی بودند که نام‌گذاری این نوع در سینمای ایران بر پایه‌ی فیلم «گنج قارون» (سیامک یاسمی ۱۳۴۴) بنا شده بود و ملغمه‌ای بود از جاهل‌ها، کلاه مخملی‌ها و آواز، رقص و کاباره و ... . عمدتاً مشتری این نوع فیلم‌ها جامعه‌ای از ایرانیان بودند که فارغ از هرگونه تفکر، صرفاً به موجب سرگرمی و تفنن سینما می‌رفتند. از لحاظ سوژه نیز این نوع فیلم‌ها اکثراً شبیه هم بودند با اندکی اختلاف در جزییات، ولی کلاً در بنیان‌ها و مبانی این نوع سینما متفق القول بودند. این نوع سینمای مبتذل در سال‌های پس از انقلاب نیز –متأسفانه- در جریان فرهنگی و هنری این کشور یافت شد که در جای خود به این موضوع خواهیم پرداخت. آوینی حیات این نوع سینما را بر پایه‌ی سه عامل «فساد، سکس و ابتذال» می‌دانست که این سه عامل در فیلم‌فارسی‌های جامعه‌ی ایرانی با نسبت‌های گوناگون وجود داشت.

نوع دومی از فیلم‌ها که شهید بزگوار سیدمرتضی آوینی، در تقسیم‌بندی خود از سینمای قبل از انقلاب گنجانده بود، سینمای شبه روشنفکری بود که بستر نقد جدّی وی در حوزه‌ی سینما بر این گونه سینما بود که حتی باعث مناقشات و درگیری‌های لفظی و کلامی وی با جماعت غرب زده‌ی شبه روشنفکر نیز شد. سینمای روشنفکری سینمایی بود که از منظر آوینی جدا از مردم بود و برای خود حق هدایت و رهبری مردم و جامعه را متصور بود. سینمایی به شدت از مردم جدا که انگار فقط برای قشر خاصی از مردم ساخته و پرداخته شده بود.

در شق اول یعنی سینمای فیلم‌فارسی، عنصر تفکر بسیار اندک بود زیرا قشری به دیدن چنین فیلم‌هایی می‌رفتند که اصولاً از طبقه‌ی تحصیل‌کرده‌ای نبودند. ولی در سینمای شبه روشنفکری، با القای فکر و اندیشه و بیان نوعی ایدئولوژی، نگرش و جهان‌بینی از سوی شبه روشنفکران روبه‌رو هستیم. آوینی این نوع سینما را وامدار تفکری می‌داند که شجره‌ی آن ریشه در خاک غرب دارد و آن چیزی نیست جز اومانیسم. هنر اومانیستی که براساس تفکرات غیرالهی فیلسوفان و متفکران غربی پایه‌ریزی شده با آن چه که آوینی براساس مطالعات و تجربیات خود از هنر و ادغام آن با فلسفه و حکمت و عرفان اسلامی دریافته بود، در تعارض بود.

وی به عنوان هنرمندی مسلمان که در سایه‌ی انقلاب شکوهمند سال ۵۷ که در واقع رفرمی دینی بود، اساس و شاکله‌ی این نوع هنر و سینما را بر نمی‌تافت و در پی نقد آن و روشن کردن اذهان عمومی برای در نیفتادن به چنین منجلابی بود. سینمای اومانیستی از دیدگاه آوینی، دارای مؤلفه‌هایی است که براساس خواسته‌ها و تمایل‌های انسان بنا شده است واساساً در این نوع سینما این انسان است که موضوعیت دارد، این انسان است که دارای ارزش است و اصولاً این انسان است که باید به دقت و با همه‌ی جزییات مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد تا کوچک‌ترین تمایل‌ها، غرائز و نفسانیات وی برآورده و ارضا شود.

آوینی در مقاله‌ی «تجدد یا تحجر؟» می‌نویسد: «اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آن‌ها در برابر غرب دارد آن است که آن‌ها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده‌ی جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی‌بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی‌کنند... دوستان ما توجه ندارند که واقعیت متعارف در جهت وصول به غایات ما دچار تحولاتی بنیادین شده است و اکنون تاریخ کره زمین آمادگی پذیرش یک انقلاب جهانی را دارد.

رادیوهای خارجی، ویدئو و حتی ماهواره نباید ما را بترسانند. مبارزه از این پس سخت‌تر خواهد شد و به جای فرار از آن – و یا فرار دادن مردم از آن– و پناه آوردن به شعار قلابی «نسل سوم» در برابر نسل مضمحل دوم که هر دو و بلکه هر سه مرعوب غرب و مُنهمِک در آن هستند، باید روی به مبارزه آورد، با این اطمینان قلبی که ما مبشّر همان تفکر نجات بخشی هستیم که جهان امروز به آن نیازمند است و در انتظارآن بوده است. نسل سوم هنر و ادبیات غرب زده با نسل دوم آن نه در تفکر و نه در قوالب تفاوت چندانی ندارد و آنچه که باید منظر امید انقلاب اسلامی را پُر کند نسلی است انقلابی و شریعت‌مدار که روی به هنر و ادبیات آورده است.»

آوینی با طرح این سؤال که ما سینمای جمهوری اسلامی را در کدام افق نگاه خواهیم کرد، پرسشی چالشی و اساسی را مطرح می‌کند که بسیار حائز اهمیت است. به راستی کدامین راه؟ سینمای تجاری کاباره‌ای مبتنی بر ابتذال یا سینمای متجدد انتلکتوئل مآب مردم گریز غرب زده‌ی شبه روشنفکری؟ کدام یک؟

به طور قطع جواب هیچ کدام است. اما به طور حتم باید راه سومی نیز وجود داشته باشد. راه دیگر، ارائه‌ی سینمای دیگری است مبتنی بر فطرت آدمی. سینمایی است که اوج هنر و رسالتش بیان آلام و دردهای بشری است. اما آیا این سینما دارای جذابیت نیز هست؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت که جذابیت لازمه‌ی سینماست و اگر فیلمی کشش و جاذبه‌ی لازم را نداشته باشد، به طور قطع فیلم کاملی نیست اما آیا هرگونه کشش و جاذبه‌ای برای ایجاد انگیزه در مخاطب مجاز و مقبول است؟ تا کجا می‌توان از جاذبیت‌های سینمایی سود برد؟
آوینی به عنوان هنرمندی متعهد، برخلاف جریان رایج و غالب روز سر بر آستان غرب نساییده است و در پرتو الهام‌های رحمانی انقلاب اسلامی و بر پایه‌ی دین، هوشمندانه اساس و بنیان جذابیت‌های کاذب در سینما را به چالش کشیده است
و آیا تماشاگر باید خود را به هر جاذبه‌ای در فیلم تسلیم کند؟ امروزه فرمول جذابیت فیلم‌های غربی و هالیوودی براساس مثلث زر، زور و تزویر است که باز هم براساس همان نگاه اومانیستی غیر خدا محور، متکی است که تحقیقاً با معیارهای انقلاب ارزشی ایران هم‌سازی ندارد اما کدام جذابیت مقبول است؟

آوینی در نگاهی تحلیل‌گرانه، جذابیت در سینما را متکی بر نیازهای بشری می‌داند و در مقاله‌ی جذابیت در سینما می‌نویسد: «نیازهای بشری را مسامحتاً می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف) نیازهای فطری و غریزی که از عشق انسان به کمال منشأ گرفته‌اند.
ب) نیازهایی که ناشی از ضعف‌های بشری هستند، اما ریشه در فطریات و غرایز دارند.
ج) نیازهایی که منشأ آن‌ها عادات غیرطبیعی است.

نیاز به سیگار امری است غیرطبیعی، اگرچه برای معتادان به سیگار قابل انکار نیست. انسان در اصل وجود خویش نیاز به سیگار ندارد، اما چون معتاد شود، اعتیادش منشأ نیازی خواهد شد که خود را بر وجود او تحمیل می‌کند ـ مادام که ترک اعتیاد نکرده است. چه نیازی آدم‌ها را برای نخستین بار به جانب سیگار کشانده است؟ جواب روشن است: ضعفی بشری که به هر حال ریشه در طبیعت انسانی دارد، هر چند که انسان اجازه ندارد خود را به ضعف تسلیم کند.

پس این دو قسم (ب) و (ج) در واقع یکی هستند و آن دسته‌بندی باید بدین صورت تصحیح شود:

ـ نیازهای فطری و غریزی منشأ گرفته از عشق به کمال؛
ـ نیازهایی منشأ گرفته از ضعف‌های بشری.

وجود انسان سراپا فقر و نیاز است، اما همه‌ی این نیازها مستحق اعتنا نیستند. تنها نیازهایی باید مورد اعتنا قرار بگیرند که منافی سلوک انسان به سوی کمال وجودیش نیستند. تفاوت ما و غربی‌ها، یکی در همین جاست؛ اومانیسم و فرزندان او، لیبرالیسم و دموکراسی، میان نیازهای انسان تفاوتی قائل نمی‌شوند. آن‌ها از آن جایی که برای انسان حقیقتی غایینمی‌شناسند، اعتقاد یافته‌اند که همه‌ی نیازهای بشر باید به طور یکسان برآورده شوند، حال آن که در این صورت، شدت و حدت نیازهای حیوانی، عشق به کمال را که منشأ نیازهای فطری است، محبوب خواهد داشت و راه انسان به سوی فلاح مسدود خواهد شد، همان اتفاقی که اکنون در غرب افتاده است.

دموکراسی اقتضا دارد که نیاز به همجنس‌بازی نیز برای همجنس‌بازان برآورده شود، حال آن که این امر نیازی است کاذب، منافی طبیعت بشر و حقیقت غایی وجود او که نه تنها مستحق اعتنا نیست بلکه باید با اجرای حدود، ریشه‌ی آن از اجتماع بشری بریده شود. نیازهای مادی و معنوی بشر، هر دو، از عشق به کمال الهی منشأ گرفته‌اند، اما در برآوردن آن‌ها باید همان نسبت خاصی مراعات شود که در شریعت لحاظ شده است. از این میان، اصالت با نیازهای معنوی است و نیازهای مادی باید تا آن جا مورد اعتنا قرار بگیرند که تکامل روحانی بشر اقتضا دارد. غذا خوردن در حد اعتدال مقوم روح است، اما شکم‌چرانی انسان را از راه حق تعالی روحی و معنوی باز می‌دارد. شریعت مخالف لذات نیست بلکه در مواردی حتی مشوق آن است. اما اصالت دادن به لذات مادی مطلقاً مذموم است.»

آوینی در سطور بالا به عنوان هنرمندی متعهد، برخلاف جریان رایج و غالب روز سر بر آستان غرب نساییده است و در پرتو الهام‌های رحمانی انقلاب اسلامی و بر پایه‌ی دین، هوشمندانه اساس و بنیان جذابیت‌های کاذب در سینما را به چالش کشیده است و به سان طبیبی که برای دردها و آلام بیمار رنجور خویش نسخه‌ای دارد، چهار فرمول را بیان می‌کند:

۱. اصالت دادن به ضعف‌های بشری مجاز نیست.
۲. آزادی انسان و عقل و اختیار او نباید محکوم جاذبیت‌های تکنیکی واقع شود.
۳. جذابیت نباید هدف قرار بگیرد.
۴. اعتنا به نیازهای انسان برای ایجاد جاذبه نباید به ممانعت از سلوک او به سوی کمال وجود خویش منجر شود.

حال با طرح سؤال‌هایی که در سطور بالا نگاشته شد، به این سؤال می‌توانیم پاسخ بدهیم که آیا سینمای امروز که به عنوان سینمای جمهوری اسلامی می‌شناسیم، قرابتی با آرمان‌ها و اهداف والای انقلاب دارد، یا به بیانی ساده‌تر آیا سینمای پس از انقلاب توانسته است سینمای مستضعفین و پابرهنگان باشد یا خیر؟ جواب متأسفانه منفی است.

سینما در ایران پس از انقلاب که حیات خویش را مدیون حکم حکیمانه‌ی پیر جماران است – ما با سینما مخالف نیستیم بلکه با فحشا مخالفیم – متأسفانه نتوانسته پا به پای انقلاب و همگام با آرمان‌های والای انقلاب جلو بیاید بلکه با استفاده از فرمول‌های غربی جهت ایجاد جذابیت که ملاک کشش در اکثر فیلم‌های ایرانی است، سعی در ایجاد فضایی دارد که با لطایف الحیلی، هم از سیستم نظارت و ممیزی عبور کند و دچار کم‌ترین خدشه شود، هم با ایجاد هیجان و جاذبه‌ی کاذب از فرمول‌های غربی پیروی کند. درست است که امروزه به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی، فیلم‌های ما خالی از مسائل غریزی و شهوانی است اما بسیار خام اندیشانه است که بیندیشیم سینمایی پاک، همگام و هم‌سو با انقلاب داریم. چه بسیارند فیلم‌هایی که متأثر از فضای ماهواره‌ها خواسته یا ناخواسته به تبلیغ روابط نامشروع، خیانت، سیاه نمایی اوضاع کشور و نادیده گرفتن توانمندی‌ها و دست آوردهای انقلاب می‌پردازند.

درست است که فحشا و عریان گرایی ندارند اما محتوا همان است که بود. به راستی در همین جشنواره‌ی اخیر فیلم فجر که بنا بوده است ویترین و تابلویی برای سینمای آرمانی و متعهد نظامی باشد که بر مدار دین می‌گردد، چند فیلم بود که به بیان متعهدانه‌ی آرمان‌های انقلاب می‌پرداخت. چند فیلم به موضوعات اساسی و آرمان‌گرایانه‌ی انقلاب‌مان مثل مسأله‌ی فلسطین می‌پرداخت؟ چند فیلم به مسأله‌ی دست آوردهای علمی و فن‌آوری‌های جوانان مؤمن و دانشمندمان می‌پرداخت؟ جواب بسیار تأسف برانگیز است.

در پایان این مقاله و با طرح موضوعات بالا، هدف ایجاد یک سؤال بود که سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب چه اشتراک‌ها و تفاوت‌های ماهوی دارند؟ با امید به این که سینماگران کشور بر اساس فرامین مقام معظم رهبری و براساس تعهد انقلابی دست به تولید آثاری بزنند که مایه‌ی فخر و مباهات جبهه‌ی فرهنگی انقلاب باشد. می‌شود و می‌توانیم.

منابع:
آینه‌ی جادو، سید مرتضی آوینی، ج ۳، نشر ساقی.
درآمدی بر تاریخ سینمای سیاسی ایران، حمیدرضا صدر، نشر نی.

منبع: سایت برهان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است.

متن حدیث:

... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ...



«بحارالانوار،ج 39،ص 352 - کتاب سلیم بن قیس،ص 830»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

 این مرجع تقلید روز چهارشنبه در جلسه درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم بیان داشت: مایل نبودم مساله حادثه ناگوار فرودگاه جده رسانه ای شود و توصیه می کردیم رسانه ای نشود اما رسانه ای شد و باید چندنکته درباره آن بیان کنیم.

وی ادامه داد: سوال ما از مسوولان حج آن است که آیا عمره مستحب را به هر قیمتی باید برویم؟ نمی خواهم مساله تحریم عمره را پیش کشم اما آیا به هر قیمت و به هر ذلتی باید به عمره رفت؟

وی ابراز داشت: به مسوولان سعودی عرض می کنم که شما ساخت و سازهای عظیمی در مکه و مدینه کرده اید اما مهم تر از همه چیز امنیت، خصوصا امنیت ناموسی است و اگر در فرودگاه جده امنیت نباشد در پس کوچه های مکه و مدینه امنیت خواهد بود؟

این مرجع تقلید افزود: اگر امنیت فرودگاه بین المللی متزلزل شود مردم دنیا در مورد شما چه خواهند گفت و به مسوولان خودمان عرض می کنیم که از این مساله ساده نگذرند و بنشینند فکر کنند تا کی باید عمره مستحب را برویم.

وی اظهار داشت: نباید تن به هر اهانتی بدهیم تا بخواهیم مستحبی را به جای آوریم.

آیت الله مکارم شیرازی تاکید کرد: امام راحل با انقلاب اسلامی، عزت و آبرو را برای کشور فراهم کرد و عزتش به جایی رسیده است که 6 وزیر خارجه جهان یک طرف و وزیر خارجه ایران یک طرف نشسته و ماه ها با هم صحبت می کنند و این عزتی است که در سایه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به دست آمده است.

وی گفت: اکنون در دنیا همه رسانه ها همه روزه خبری از ایران دارند و کشور ما مطرح و آبرومند است و امیدواریم نتیجه صحبت به جای خود برسد ولی منهای نتیجه خود این برنامه عزت است و نباید این عزت را به آسانی از دست بدهیم.

آیت الله مکارم شیرازی ابراز داشت: به هر حال حادثه جده، حادثه ای نیست که به سادگی از آن بتوان گذشت و امیدواریم برنامه های ما همه برنامه های عزت آفرین باشد و جایی که دیدیم مایه عزت نیست آن را رها می کنیم.
 
منبع: ایرنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام
حضرت رسول(ص) می‌فرماید: ای مردم! هیچ بنده‌ای نیست جز آنکه ریسمانی چند بر اعضاء او گره خورده پس چون ثلثی از شب گذشت، فرشته‌ای نزد وی می‌آید و می‌گوید: برخیز خدا را یاد کن که صبح نزدیک شده است.
 

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: وقتی بنده مؤمن از دنیا رفت، 6 صورت نورانی به همراه او وارد برزخ و قبر می‌شوند، این 6 صورت، او را از آسیب‌ها از 6 جهت محافظت می‌کنند.

واژه «عبادت» در اصل به نظر بسیارى از واژه شناسان به معناى «خضوع» است و طبرى در تفسیر «جامع البیان» مى‌گوید: اصل عبودیت که به نظر او شامل عبادت نیز مى‌شود، نزد همه عرب به معناى ذلت و خاکسارى است.

ابوعلی سینا معتقد است: «العبادة هی غایة الخضوع و التذلّل؛ عبادت نهایت خصوع و فروتنی است» و شهید مطهری در تعریف عبادت آورده است: پرستش آن حالتی است که در آن، انسان یک توجهی می‌کند که از ناحیه باطن خودش به آن حقیقتی که او را آفریده‌است و خودش را در قبضه قدرت او می‌بیند، خودش را به او نیازمند و محتاج می‌بیند. در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می‌کند. این امر اساساً قطع نظر از فایده و اثری که داشته باشد، خودش یکی از نیازهای روحی بشر است.

آگاهی عمیق و بصیرت و اندیشه در دین، رمز ارزشمندی کارها و عبادات است و بدون آن عمل، فاقد ارزش لازم است لذا یکی از مواردی که می‌تواند ما را در انجام عبادت، راغب کند پی‌بردن به حکمت عبادات است.

آیت‌الله جوادی آملی از جمله کسانی است که به طور مفصل درباره حکمت و فلسفه اعمال عبادی دین مبین اسلام سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید به موضوع «حکمت نماز شب و توصیه انبیا درباره نماز» می‌پردازد که برگرفته از بیانات این عالم فرزانه است.

در امالی شیخ مفید صفحه 209، از حضرت رسول(ص) خطبه‌ای به همین مضمون رسیده است که آن حضرت پس از سفارشی اکید به نماز و اثر مداومت آن در پاک شدن از گناهان،‌ فرمود: ای مردم! هیچ بنده‌ای نیست جز آنکه ریسمانی چند بر اعضاء او گره خورده پس چون ثلثی از شب گذشت، فرشته‌ای نزد وی می‌آید و می‌گوید: برخیز خدا را یاد کن که صبح نزدیک شده است. اگر حرکت کرده، برخیزد و خدا را یاد کند یک گره از گره‌های او باز می‌شود و اگر به پا خیزد و وضو بگیرد و به نماز بایستد، همه گره‌ها گشوده می‌شود تا اینکه با چشمی شاد و روشن وارد صبح شود.

معلوم می‌شود گره‌های روز را نماز شب باز می‌کند؛ علامه مجلسی در جلد 75 بحارالانوار، صفحه 379، حدیثی از امام عسکری(ع) آورده است که ایشان می‌فرماید: «إِنَّ‏ الْوُصُولَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَجَلَّ سَفَرٌ لایُدْرَکُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیْلِ مَنْ لَمْ یُحْسِنْ أَنْ یَمْنَعَ لَمْ یُحْسِنْ أَنْ یُعْطِیَ»؛ سیر الی الله و وصول به خدای سبحان سفری است که مرکب راهوار آن، شب زنده‌داری است برای کسی که مشتاق لقای حق است بهترین وسیله، شب زنده‌داری است.

همین بیان را به شکل دیگری امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل فرموده که: «نَبِّهْ بِالتَّفَکُّرِ قَلْبَکَ وَ جَافِ عَنِ النَّوْمِ جَنْبَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّک‏» با تفکر دلت را بیدار و آگاه کن و شب هنگام برای نماز شب برخیز و از خدای خویش بهراس.

تفکر دل را بیدار می‌کند چون گاهی خواب بر دل عارض می‌شود و انسان چیزی را درک نمی‌کند. حضرت علی علیه‌السلام در خطبه 224 نهج‌البلاغه می‌فرماید: به خدا پناه می‌بریم از اینکه عقل، ما را بیازماید؛«نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سُبَاتِ الْعَقْلِ».

توصیه انبیا به نماز

امام ششم(ع) درباره عظمت نماز فرمود: شما سخن انبیا را در قرآن می‌شنوید، بنده صالح خدا عیسای مسیح می‌گوید: خدا مرا به نماز توصیه کرد:

امام صادق(ع) این سخن را در جواب معاویة بن وهب که از ایشان درباره بهترین وسیله تقرب و محبوبیت بندگان به پروردگار پرسیده بود، فرمود: «مَا أعلَمُ شَیئاً بَعْدَ المَعْرِفَةِ أفضَلَ مِن‌ هَذِهِ الصَّلَاةِ، ألَا تَرَی‌ أنَّ العَبْدَ الصَّالِحَ عِیسَی‌ بنَ مَریَمَ قالَ: وَ أوصانِی‌ بالصَّلَاةِ»؛ بهترین وسیله تقرب به پروردگار پس از معرفت خدا چیزی بالاتر از نماز نیست- معرفت جزء اصول اعتقادات است و بر اساس آن تقرب به وسیله نماز ممکن است- آیا ندیدی عیسی بن مریم را که می‌فرماید: خداوند مرا به نماز توصیه کرده است.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

آیات ۱۳۹ تا ۱۴۳ سوره آل عمران به تحلیل جنگ احد و نتایج و عوامل پيدايش آن به عنوان يك سرمشق بزرگ براى مسلمانان می پردازد. زیرا همانطور که می دانید در جنگ احد بر اثر نافرمانى و عدم انضباط نظامى جمعى از سربازان اسلام، نبرد پیروز شده در پايان به شكست انجاميد و جمعى از شخصيتها و چهره‏هاى برجسته اسلام از جمله حمزه سیدالشهداء عموى پيامبر، در اين ميدان شربت شهادت نوشيدند.
در آیه ۱۴۲ به موضوع صبر و مقاومت در برابر مشکلات اشاره می نماید و آن را نشانه و دلیل ورود به بهشت برای بهشتیان می داند. این مساله نشان می دهد چقدر صبر در برابر مشکلات و نداری ها و کمبودها انسان ساز و مهم است.
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ.»
«آيا می ، پنداريد که به بهشت خواهيد رفت و حال آنکه هنوز برای خدا معلوم نشده است که از ميان شما چه کسانی جهاد می کنند و چه کسانی پايداری می ورزند؟» (آیه ۱۴۲ سوره آل عمران)

سه نکته:
سلام بر شما نه برای نمازتان بلکه برای صبرتان

اين آيه مى فرمايد: «سلام بر شما اهل بهشت، بخاطر صبر و مقاومتى كه داشتيد» در اين تعبير نکته لطیفى است، نمى گويد سلام بر شما به خاطر حج و روزه يا خمس و زكات، زيرا انجام هر عملى نيازمند صبر و پايدارى است. یعنی بدون صبر سایر اعمال عبادی یا انجام نمی شوند یا به درستی عمل نمی شوند.

دو کلید کارگشا برای بهشت!
مطابق مضمون آیه فوق کلید بهشت این دو عمل است:
صبر و جهاد.


البته هرکدام هم اقسامی دارد. جهاد اصغر که همان حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل و جهاد اکبر که مبارزه با هوای نفس است.
صبر نیز اقسامی دارد. صبر در برابر مصيبت، صبر در برابر معصيت و صبر در انجام انجام عبادت. نمی شود ادعای مسلمانی کرد و با کوچکترین مشکل اقتصادی، با کوچکترین کمبود و نداری و با هر مصیبت جانی و مالی و آبرویی از کوره در رفت.


مشکلات اقتصادی و تورم بزرگ تر است یا...!؟
این انسان موجود عجیبی است! از یک طرف ادعای دین و مذهب و عقل و... دارد و از طرف دیگر با ابتدایی ترین مشکل و یا حتی با کوچکترین حرف و نیش و کنایه ای از کوره در می رود و عنان خویش از دست می دهد! می گویی ناشکری نکن صبر داشته باش، می گوید تو جای من نیستی با این همه قسط و بدهی! می گویی بلا و مصیبت برای همه هست کمی خویشتن دار باش، می گوید تو نمی فهمی و درکم نمی کنی! می گویی ... می گوید...!

سوال اینجاست که آیا مشکلات اقتصادی و تورم بزرگ تر از مصیبت های بانوی صبر و استقامت حضرت زینب (س) است!؟ باید فکری به حال بی صبری و نارضایتی هایمان بکنیم تا مبادا به سایر اعمالمان هم آسیب برساند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

متن حدیث را ازکتاب تحف العقول منتشر می کند.

قال الباقر ع، اَلتَّواضُعُ الرِّضا بِالمَجلِسِ دُونَ شَرَفِهِ وأن تُسَلِّمَ عَلى مَن لَقيتَ وأن تَترُكَ المِراءَ وإن كُنتَ مُحِقّاً؛

فروتنى آن است كه [انسان] به نشستن در جايى پایین‌تر از شأنش راضى باشد ، و به هر كس برخورد نمود سلام کند و بحث و کشمکش را رها نماید هر چند محق باشد.




پی نوشت:
تحف العقول 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

عَنِ النَّبي (ص): مَنْ ماتَ عَلي وصِيّهٍ حسنه مات شهيدا  پيغمبر (ص) فرمود: كسيكه بميرد وصيت نيكو نموده باشد شهيد مرده است.

ما از او هستيم و بازگشت ما بسوي اوست
ز حكمت نموده خلق و به رحمت روند خلق

تهي دستي شرمنده، بسوي كريمي بخشنده ، رهسپار گرديد، كه بردن زاد و توشه در نزد آن كريم بسيار ناپسند بود . او را نا خواسته به جايگاه ابديش روانه ساختند.

آن ذره اي كه هيچ نبود است در حساب
بردش حسابگر بسوي عالم مآب


او از فرط شرمساري دلش پذيراي اين سفر نبود ، زيرا دستش خالي از زاد و توشه اي بود كه اميرالمومنين علي (ع) فرمود: آه آه مِنْ قِلَّه الزّاد وَ بُعْدِ الَّسفَرْ كه چنين گفته اند:

به قيامت در بار همه را بگشايند
آنچه خواهي كه نبينند در آن بار منه

بنده رو سياهي كه دين او اسلام و كتاب او قرآن و قبله او كعبه و معتقد به مذهب جعفري يعني شيعه اماميه بود و خداوند متعال را از دو حد تشبيه و تعطيل خارج دانسته و بيزار از جبر و تفويض بوده ، و بِما اَنْزَلَ الله و بِما جاءَ بِهِ النَّبي (ص) و ولايت ائمه معصومين (ع)اعتقاد داشته و پروانه وش گرد شمع خوف و رجا مي سوخت و هراسان از اشدالمعاقبين و عفو و رحمت واسعه ارحم الراحمين كه لاتَقْنَطوا مِنْ رَحْمَتِ الله تنها توشه او بود اميدوار ، و اعتقاد به سوال قبر و برزخ و معاد معتقد به بهشت و دوزخي بود كه كليد آن بدست اول مظلوم عالم خلقت امام موحدان يعني اميرالمومنين علي (ع) سپرده شده است و چنين يقين او بود عليٌ حُبُهُ جُنَّه ، قسيم النارِ و الجَنَّه ، وَصِيِّ المصطقي حَقَاً، امام الانس و الجِنَّه ، « دوستي علي سپر است ، اوست تقسيم كننده بهشت و دوزخ ، حقيقتاً وصي پيغمبر اسلام است ، امام جن و انسان است».

"او" به فضل و كرم الهي و شفاعت اهل بيت (ع)اميدوار بود،‌ و نيز همواره در آرزوي ظهور منجي عالم بشريت حضرت بقيه الله الاعظم حجه بن الحسن العسكري (عج) چشم به راه و دل نگران ، و معتقد به رجعت آل محمد (ع) بود اميدوار است كه خداوند متعال به فضل و كرم خويش او را جزء ياران امام عصر (عج) و ائمه معصومين قرار دهد ، "او" او دوستان وبستگان را به رعايت تقوي و پرهيزكاري توصيه مي نمايد ، برادري و شفقت را به شيعيان آل محمد (ص) خواستار است . صله رحم را ولو به پيام دادن و رسيدگي نمودن به كار آنان لازم و زيارت اهل قبور را لازم الاجرا كه حضرت اميرالمومنين علي (ع) فرمود:

زوُروُا مَوْتاكُمْ فَاِنَّهُمْ يَفْرَحونَ لِزيارَتِكُمْ
به زيارت قبر خويشاوندان برويد بدرستيكه آنان از ديدن شما خوشحال مي شوند و زيارت اهل قبور را توصيه مي نمايد، اميد عفو و رحمت واسعه الهي را داشته و نداي يا ارحم الراحمين را در گوش جان دارد، و با اين احوال، عالم قبر و برزخ و قيامت را پيش رو:

اَلا اُخْبِرْكُمْ بِيَوْمِ فَقْري يُومَ اوُضَعُ النّاسْ في قَبْري
آيا خبر ندهم شما را از فقر و بيچارگي ام آن روزي است كه مردم مرا در قبرم مي گذارند.

خداوندا آن روزي كه مردم و خويشاوندان و فرزندان و آشنايان مرا در قبرم تنها مي گذارند و همگي فوق الارض در پي كارهاي روزانه خويش به شادماني روانه و مشغول استراحت و غذا خوردن و به آسايش و رفاه ، عمر خود را مي گذرانند ، همزمان در همان ساعت است كه من در تحت الارض بايد پاسخگوي رسولان الهي نكير ومنكر باشم ، خداوندا من در آن حال فرياد رسي ندارم و با تهي دستي كه دارم فقط گناهانم را به تو عرضه مي كنم و جز تو اميدوار به كسي نيستم ، واميد مغفرت و بخشش ، فقط از تو دارم و همواره مي گويم اَلّلهُمَّ اغْفِرْلي عَظيمِ ذُنُوبي بِعَظيمِ عَفْوِكْ وَ كَثيرَ تَفريطي بِظاهِرِ كَرَمِكْ « خدايا گناهان بزرگ مرا به عفو و بخشش بزرگت ببخش ، و بسياري خودداري كردن مرا " از انجام كارهاي نيك " به فضل و كرم آشكارت در گذر » شايان ذكر است بنا به وصاياي پيغمبر اسلام حضرت محمد (ص) كه به اميرالمومنين (ع)فرمودند : يا علي لَيْسَ عَلَي النِّساء جُمْعَهٌ « اِلي اَنْ قال» و لا اِِتّْباعُ جَنازَه ( يا علي . . . بر زنان تشييع جنازه جايز نيست)

 نماز شب را فراموش نفرمائيد كه پيغمبر اسلام به اميرالمومنين(ع)فرمود : عَلَيْكَ بِالصَّلوه الَيْلْ . قابل تذكر است اگر مراسم ازدواج كسي در حال برگزاري بود اعم از فاميل و غيره و به تقدير الهي عمر من به پايان رسيد مبادا بگذاريد بر آن دو فاميل خسارتي وارد شود و امر نكاح آنان به تأخير افتد ولو به يك ساعت (اگر چه ليله الدفن هم باشد) در امر خير آنان كمك نموده و شركت نمائيد چون رضايت خداوند متعال و رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع)در تسريع امر نكاح است.

در خاتمه از دوستان و آشنايان و اهل محل و مسجديان بويژه فرزندان و اقوام محترم و خويشاوندان معزز و همكاران گرامي تمناي بخشش و عفو نمودن از قصوراتش را دارد و چنين تقاضامند است به بزرگواري خويش پوزش و عذرخواهي او را پذيرا باشند و براي او طلب مغفرت نمايند والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.


چهارشنبه مورخ سيزدهم رجب المرجب ۱۴۲۴ روز ميلاد حضرت اميرالمومنين علي (ع) مطابق با
۱۹/۶/۱۳۸۲

منبع:بنیاد دعبل خزائی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

حضرت زین العابدین علیه السّلام مى ‌فرماید: در روز عاشورا، پدرم مرا در حالى که خون از بدنش مى ‌جوشید به سینه‌ اش چسبانید و فرمود: پسرم، دعایى است براى رفع گرفتارى و نیاز شدید و مشکلى که پیش مى ‌آید. این دعا را مادرم فاطمه زهرا به من آموخته است و او خود از رسول خدا فرا گرفته بود و پیامبر را جبرائیل آموزش داده بود. از من فراگیر! آنگاه فرمود:

بخوان: بِحَقِّ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ‏ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ یَا مَنْ یَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِینَ یَا مَنْ یَعْلَمُ مَا فِی الضَّمِیرِ یَا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبِینَ یَا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومِینَ یَا رَاحِمَ الشَّیْخِ الْکَبِیرِ یَا رَازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ یَا مَنْ لَا یَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی[ذکر حاجت].[۱]

ترجمه: خداوندا! به حقّ «یاسین» و قرآن حکیم، و به حقّ «طه» و قرآن عظیم، اى کسى که تواناى برآوردن نیازهاى درخواست کنندگان و محتاجانى، اى کسى که به آنچه در ضمیر و باطن است، آگاهى دارى! اى زداینده ی اندوه و دل شکسته‌گان، اى گشاینده ی غم افسردگان! اى مهربان نسبت به پیرمرد کهنسال، و اى روزى دهنده ی کودک خردسال! اى کسى که نیازمند به تفسیر و بیان نیست، بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و براى من انجام ده [ذکر حاجت]!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[۱] . فاطمه الزهراء سلام الله علیها بهجه قلب المصطفی صلی الله علیه و آله، ص۷۶۳

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

در کتاب "داستانهایی از گلستان سعدی به قلم روان"چنین آمده است:
به خاطرم هست كه در دوران كودكى ، بسيار عبادت مى كردم و شب را با عبادت به سر مى آوردم . در زهد و پرهيز جديت داشتم . يك شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بيدار بوده و قرآن مى خواندم، ولى گروهى در كنار ما خوابيده بودند، حتى بامداد براى نماز صبح برنخاستند. به پدرم گفتم : «از اين خفتگان يك نفر برخاست تا دور ركعت نماز بجاى آورد، به گونه اى در خواب غفلت فرو رفته اند كه گويى نخوابيده اند بلكه مرده اند.»
پدرم به من گفت : « عزيزم ! تو نيز اگر خواب باشى بهتر از آن است كه به نكوهش مردم زبان گشايى و به غيبت و ذكر عيب آنها بپردازى.»
نبيند مدعى (1) جز خويشتن را
كه دارد پرده پندار (2) در پيش
گرت چشم خدا بينى ببخشند
نبينى هيچ كس عاجزتر از خويش


 پی نوشت ها:
1)مدعى : گزافه گو - لاف زن .
2)پرده پندار: حجاب تيره گمان باطل .

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

پاسخ های حضرت آیت الله میرزا جواد تبریزی (ره) به سؤالات سه گانه فوق را تقدیم می کند.


*دخترى دانشجو هستم و متأسفانه در دانشگاه جوّى وجود دارد كه مرا بارها و بارها قانع كرده كه درس خود را رها كنم و به شهر خود باز گردم، شما چه نصيحتى مى فرماييد؟
درس خواندن شما نبايد موجب انحراف شما شود و بايد مراقبت كامل داشته باشيد. تحصيل علم براى كسب تخصص و رفع حوائج مردم، بسيار خوب است به خصوص خدماتى كه بانوان مى توانند به زنان متدين ارائه كنند؛ مانند تخصص زنان در رشته پزشكى. اگر هدف بانوان اين باشد كه در آينده به بانوان متدين و مؤمن خدمت كنند، بسيار نيت خوبى است و أجر و ثواب دارد. در ضمن اگر از بعضى افراد دانشجو به خاطر حجاب و مسائل ديگر حرف هايى را مى شنويد، تحمل كرده و اعتنايى نكنيد. اين امتحان الهى است. شما با حفظ حجاب و عفافِ كامل براى ديگران الگو باشيد و با ديگر بانوان متدين همراه شده و با اساتيد متدينِ خانم مشورت كنيد. مسائل شرعى خود را در مرحلۀ اول خوب ياد بگيريد و اگر واقعاً مى بينيد چنين جوى كه بتواند در دانشگاه شما را از گناه حفظ كند، وجود ندارد، درس را ترك كرده و به خدا پناه ببريد. درس خواندن شما نبايد موجب شود آخرت شما از بين برود و به خصوص شما كه دختر هستيد و در آينده، مادرى خواهيد بود كه بايد كودكان در دامان شما تربيت شوند. خداوند شما را از آفات آخر زمان حفظ كند. زياد توسل كنيد و از خدا مدد بجوييد. موفق باشيد.

*چند وقتى است از دنيا مأيوس شده ام و به دليل افسردگى، تمام آرزوهايم را بر باد مى بينم، چه كنم واقعاً درمانده ام؟
مواظب باشيد كه اين، وسوسه شيطان است. شيطان همواره در كمين است و مى خواهد همان گونه كه قسم خورده، شما را از طريق مستقيم خارج كند و با القاى وسوسه، شما را مأيوس گرداند. مواظب باشيد فريب شيطان را نخوريد. شما با عمل به تكاليف شرعى، دقت در عمل به تكاليف و همچنين توسل به اهل بيت (عليهم السلام) كه سفينه نجات هستند از خدا بخواهيد تا شيطان را از شما دور كند و ارتباط خود با خدا را قوى كنيد. زياد ذكر بگوييد و دعا بخوانيد. هميشه استغفار كنيد و هرگاه وسوسه شُديد، خود را به كارى مشغول كنيد. زياد صلوات بفرستيد؛ سعى كنيد جايى تنها ننشينيد كه فكرهاى متشتّت شما را مشغول كند. با تمسك به حبل متين اهل بيت (عليهم السلام) و شركت در مجالس وعظ و خطابه بر معلومات خود بيفزاييد و با افراد فاضل و متدين مشورت كرده و سعى كنيد قسمتى از روز خود را با آن ها بگذرانيد. اگر در شستن، وسوسه مى شويد اهميتى ندهيد، به مقدار لازم بشوييد و بر شيطان لعنت بفرستيد. همين طور ادامه دهيد. إن شاء اللَّه بر وسوسه غلبه خواهيد كرد. با دائم الذكر بودن، شيطان را از خود دور كنيد.

*نقش والدين در تربيت فرزندان چيست؟
وظيفه والدين در مراحل مختلف دوران رشد فرزندان خود، حساس و سنگين مى باشد. ابتدا بايد فرزند را به گونه اى تربيت كرد كه صفات حميده به تدريج در او شكل بگيرد و سپس به تناسب رشد كودك، كارهاى لازم به او آموزش داده شود كه نتيجه آن در آينده كودك مشاهده مى شود؛ از جمله: مادر سعى كند با وضو به كودك شير دهد و اگر مشقّت دارد، تيمم كند و اين عمل اثر عجيبى بر فرزند خواهد داشت؛ ذكر صلوات در كنار كودك و رساندن صداى قرآن و دعا به گوش او تأثير خوبى دارد. همچنين در مراحل مختلف رشد، اوصاف خوب و حميده را به او آموزش داده و از همان دوران كودكى برخورد خوب را به او ياد دهد. والدين بايد در گفتار و كردار خود در مقابل فرزند، دقت كامل داشته باشند كه يك حركت نادرست، فرزند را به آموزش غلط خواهد كشاند. وقتى فرزند به مرحله جوانى رسيد، مسائل شرعى را به او ياد دهند و او را در جهت كسب صفات معنوى راهنمايى كنند. جوانى، دوران بسيار حساسى است كه مى توان فرزند را با آموزش صحيح و درست، به خصوص از سوى مادر كه هميشه در كنار اوست، به سعادت اُخروى كشاند و در هر حال بر والدين لازم است كه در دوران مختلف رشد كودك در جهت نيل به سعادت اُخروى آنان تلاش كرده و به خود تلقين نكنند كه هنوز كوچك است و وقت زيادى دارد كه اين اشتباه بزرگى است، به خصوص اين زمان كه خطر بزرگى متوجه جوانان عزيز مى باشد و والدين نقش اساسى در سرنوشت فرزندان خود دارند.

پی نوشت:
نصايح، درس هاى برگرفته از (زىّ طلبگى و آداب تعليم و تعلّم) آية الله العظمى ميرزا جواد تبريزى (ره)
منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 17 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج