خشم خداوند نسبت به کسی که دعا نمی‌کند
تاريخ : جمعه 27 مرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله تهرانی با بیان اینکه دعا نوعی تحکیم رابطه بنده با پروردگارش است، گفت: در روایات اسلامی بر این تأکید شده که اگر در اجابت کمی تأخیر شد نباید سرخورده شده و دعا را کنار گذاشت.

استعجال، سیری برای ترک دعا

مطلبی را می‏خواهم عرض کنم که در باب سرخوردگی است. یعنی شخص در اجابت استعجال دارد و بعد به تأخیر می‏افتد، در اینجا موجب می‏شود که آن فرد قنوط کند و بعد هم مأیوس ‏شود. مأیوس که شد، دعا را کنار می‏گذارد. در اینجا او دعا کرده، اجابت به تأخیر افتاده، بعد یأس ایجاد شده و ترک دعا می‏کند. در پایان کار ترک دعا است.

تعبیرات در ترک دعا

می‏خواهم در مورد ترکِ دعا بگویم که در معارف ما چگونه است؟ ترک دعا به‏طور کلّی، حال چه دعایی باشد که به اجابت نرسیده و تأخیر افتاده و چه دعایی که اصلاً انجام نشده است. در اینجا ضمیمه کردم که بدانید عقبات بسیار بدی دارد. به همین خاطر از آن نهی شده و تعبیرات غلیظی هم داریم. در روایتی هست از پیغمبراکرم دارد: «مَنْ لَمْ یَدْعُ اللهَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ»؛  خدا به کسی که دعا نمی‏کند خشمگین می‏شود. حالا این روایات را تک‏تک عرض می‏کنم. دقّت کنید! روایت دیگری است باز پیغمبراکرم که: «قال رسول‏الله صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم: قال‏الله‏تعالی: مَنْ لاَ یَدْعُونِی أَغْضَبُ عَلَیْهِ»؛  یعنی پیغمبر فرمود: «قالَ الله تَعالی» خدا فرموده است: کسی که از من درخواست، دعا و تقاضا نکند، به او خشمگین می‏شوم. خیلی صریح بیان می‏کند.

 

خدا از عبد می‏خواهد، امّا عبد نمی‏دهد!

روایت دیگری از پیغمبراکرم است که: «یَخرُجُ مِنَ النَّارِ رَجُلٌ فَیَقُول لَهُ رَبُّهُ تَعالى: ما تُعطینی إِن أَخرَجتُکَ؟»؛ شخصی است که در روز قیامت سر از آتش‏ جهنّم بیرون می‏آورد. خدا به او می‏گوید: چه به من می‏دهی اگر تو را از این جهنّم نجات دهم؟ «فَیقُول: یا رَبّ! أُعطیکَ مَا تَسأَلُنی»؛ هر چه بخواهی به تو می‏دهم، فقط من را از این آتش‏ها بیرون بیاور. «فَیقُول لَهُ: کَذَبتَ»؛ خدا به او می‏گوید: دروغ می‏گویی! چرا؟ «وَ عِزَّتی قَد سَأَلتُکَ ما هُوَ أَهوَن مِن ذلِک»؛ قسم به عزّتم من از تو یک چیزی را درخواست کردم که از این درخواستم خیلی پائین‏تر و کمتر بود، امّا ندادی، «فلم تعطنی»؛ خیلی پائین بود و از تو خواستم امّا به من ندادی. حالا چه چیزی خواسته؟ «سَأَلتُکَ أَن تَسأَلَنی فَأُعطِیک»؛ من از تو خواستم که در دنیا هر چه از من بخواهی به تو بدهم، «وَ تَدعُونی»؛ از من درخواست و دعا کن، «فَأَستَجیبُ لَک وَ تَستَغفِرُنی فَأَغفِر لَک»؛  از من از گناهانی که کردی پوزش بطلب، که من می‏خواهم تو را بیامرزم.

 

عبد به ربّش اعتنا نمی‏کند!

این‏ها را در دنیا گفتم امّا نکردی، «اُدْعُونِی‏ أَسْتَجِبْ‏ لَکُمْ‏»؛ مگر من این‏ها را نگفتم؟ ولی اصلاً اعتنا نکردی، امّا حالا اینجا که آمدی و سر از آتش بیرون آوردی، می‏گویم: چه به من می‏دهی و تو می‏گویی: هر چه بخواهی؟! آنجا که از تو خواستم و همه‏اش به نفعت بود، حاضر نشدی.

 

واجب است که از من درخواست کنید

در روایتی از پیغمبراکرم است که: «قال رسول‏الله صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم: تَرْکُ‏ الدُّعَاءِ مَعْصِیَة»؛  اگر کسی دعا نکند، یعنی بنایش را بر این بگذارد که دعا نکند، معصیت‏کار است. نمی‏خواهم از بحثم منحرف شوم و بحث‏های فقهی بکنم امّا باید عرض کنم: چه بسا بعضی‏ها این امری که در آیة «اُدْعُونِی‏ أَسْتَجِبْ‏ لَکُمْ»؛ آمده است را یک امر الزامی گرفته باشند؛ یعنی واجب است که شما درخواست کنید و البته قهراً با این روایت همین‏طور است. می‏خواهم عرض کنم: چقدر بر این تأکید می‏شود که اگر کسی دعا را ترک کند، خدا به او غضب می‏کند و از او خشمگین می‏شود. البته نمی‏خواهم بگویم این معصیت است. بحث این است و بر این تأکید شده که اگر در اجابت کمی تأخیر شده، نباید سرخورده بشوی و دعا را کنار بگذاری!

 

حقّ مسلّم عبد

ما در معارفمان این را داریم که چه بسا عبد مستحق باشد تا از ناحیة ربّش، عنایاتی بشود و خیر کثیری به او رو بیاورد، امّا چون دعا و درخواست نمی‏کند، خدا به او نمی‏دهد. از نظر علمی این بحث مطرح است که اعطا مشروط به درخواست است. این بحثی است که یک وقتی‏ کرده‏ایم و اینجا جایش نیست.

 

به تو می‏دهم، امّا اگر بخواهی!

یک چیزهایی وجود دارد که این‏ها برای همة موجودات منضبط است، مثل اینکه روزی او را برساند؛ امّا چیزهای دیگری وجود دارد که نه، زیادتی است، زیادتی‏ها مشروط است. مثال می‏زنم: کسی را استخدام می‏کنم و می‏گویم: این مقدار به تو می‏دهم که برایم کار کنی. امّا اگر از من درخواست کنی، بیشتر به تو می‏دهم. بی‌درخواست، مزد این است؛ یعنی اگر درخواست زیادتی کردی، آن وقت به تو می‏دهم. مطلب این را می‏گوید: آن شخص مستحق است و اگر درخواست کند به او می‏دهم، امّا چون درخواست نکرده به او نمی‏دهم. بنابراین ترک دعا خیلی ضرر دارد.

 

بخواه تا بدهم

«رُوِیَ عَن رسول‏الله صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلّم قال: إِنَّ اللَّهَ لَیُمْسِکُ‏ الْخَیْرَ الْکَثِیرَ عَنْ‏ عَبْدِهِ‏»؛ خداوند جلوی خیر کثیر را می‏گیرد، که به بنده‏اش نرسد، «فَیَقُولُ لَا أُعْطِیهِ حَتَّى یَسْأَلَنِی»؛  می‏گوید: من این را به او نمی‏دهم تا اینکه از من درخواست کند و بخواهد.

 

شرح مسئله: خدا مثل ما نیازمند دعاست؟

در اینجا باید به نکته‏ای اشاره کنم و آن اینکه، «نعوذبالله» مگر خدا مثل ما است که وقتی کسی به او رو بیاندازد، لذّت ببرد و به او بدهد؟ اصلاً و ابداً این‏طور نیست. پس چگونه است که مرتّب می‏گوید: بخواهید تا بدهم، بخواهید تا بدهم، «ادْعُونِی‏ أَسْتَجِبْ‏ لَکُمْ». این بحث در قرآن و روایات بسیار مطرح شده و بحث کلّی و ریشه‏دار و عمیقی است. در اینجا خدا را به خودت قیاس نکن؛ خدا مثل من و تو نفسِ شهوت و... ندارد که خوشش بیاید. این حرف‌ها درست نیست.

 

باید پیوند ربّ و عبد محکم شود

اینجا بحث بسیار عمیق و لطیفِ معرفتی می‏کند. اینکه عبد باید از خدا درخواست کند، برای «تحکیم رابطة ربوبیّت و عبودیّت» است. اگر بنا بشود که خدا همة چیزها را درست کند، اصلاً و ابداً خدا یادمان می‏رود. از یاد می‏بریم که پروردگار چه کسی است؟  و فراموش می‏کنیم، کسی که پرورشمان می‏دهد کیست؟ اگر بنا بشود تمام امور بر منوال خودش بچرخد و بحث دعا و تقاضا و... کنار برود، پس خدا هم کنار می‏رود. دیگر ربّم را نمی‏شناسم و نمی‏دانم آن کسی که دارد من را پرورش می‏دهد کیست. چون دعا در ارتباط با احتیاجات، چه معنوی و چه مادّی است. دعا برای تحکیم رابطة ربوبیّت و عبودیّت عبد است. تحکیم این رابطه است، که می‏گوید دعا کن و از من بخواه تا به تو بدهم و اینکه بفهمیم بر سر سفرة چه کسی نشسته‏ایم.