شب های آخر. حاج رحمان نوازنی
تاريخ : جمعه 27 مرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

(۱) شب های آخر

آقا سلام ؛ ماه مبارک تمام شد

شبهای آخر من و ماه صیام شد

درهایی از ضیافت حق بسته شد ، ولی

پشت در نگاه شما ، ازدحام شد

سفره دوباره جمع شد و دیر آمدیم

دیر آمدیم و قسمت ما فیض عام شد

بین دعای آخر سفره دعا کنید

شاید که سال سال ظهور امام شد  

آقا دعا کنید که شبهای آخر است

شاید که میهمانی ما هم به کام شد

 

 

 (۲)خدا کند...

خدا کند که منم دعوت شما باشم

و بخش کوچکی از خلوت شما باشم

و در کنار همین سفره ها کنار شما

نمک بریزم و هم صحبت شما باشم

فرار کرده ام از دست ظلمت نفسم

که دست تربیت رحمت شما باشم

خدا کند که نظر کرده را نظر نکنند

که در نظاره ی بی منّت شما باشم

مخواه بین گداهای قیمتی حرم

گدای بی غم و بی قیمت شما باشم

ضیافت است و گدا هست و انتخاب شما

خدا کند که منم قسمت شما باشم

اگر چه قیمت من با گناه قسمت شد

اگر چه بنده ی بی قیمت شما باشم!!!

ولی به قیمت کرب و بلا نگاهم کن

که من غلام همین هیئت شما باشم

 




برچسب‌ها: رحمان نوازنی, رایه الهدی, شب های آخر,