دو شعر زیبا بمناسبت این ایام از برادر عزیز حاج رحمـــــــان نوازنـــــــــــی

 

ما هم یتیم کوفه

 

اگر نگاه کنی پیش پای چشمانت

یتیم پُر شده در کوفه های چشمانت

 

مگر چه دیده ای از شهر کوفه ی من که

گرفته باز دوباره هوای چشمانت

 

به غیر اشک خجالت نداشتم آقا!

نداشتم که بیارم برای چشمانت

 

و در قبال تمام جفای چشمانم

ندیده ام بخدا جز وفای چشمانت

 

نشسته ام که کمیل نگاه تو باشم

که مستجاب شوم با دعای چشمانت

 

تو مُهر سجده من ؛ تو ابوتراب منی

رواست اینکه بیفتم به پای چشمانت

 

و یطعمون علی حُبّه شما هستید

منم اسیر و یتیم و گدای چشمانت

 

بخوان دو آیه برایم ؛ دو آیه از چشمت

سپس مرا بنشان در حرای چشمانت

 

چه دیده ای که دو چشمت دو کاسه ی خون شد

چه دیده ای به مدینه ، فدای چشمانت

 

به پیش چسم تو یاس تو را چقدر زدند!!؟

چقدر صبر نموده خدای  چشمانت

 

و میخ قصه ی تلخیست در نگاه شما

که سالهاست گرفته عزای چشمانت....

 

 

کوفه ی بی علی علیه السلام

سکوت می وزد و باد ها پریشانند

و در به در همه در کوچه های بارانند

شب است و تشنگی نخل ها نمی خوابند

یتیم های خدا هم گرسنه نانند

قنوت نافله ها هم ز درد می سوزند

به یاد مسجد و محراب نوحه می خوانند

هزار آدم آواره ی پشیمان گرد

دوباره منتظر سوره های انسانند

تمام کوفه پر از ردّ اشک های علیست

و چاه ها که پر از ناله های پنهانند

شکست فرق نماز خدا به شمشیری

به من نگو که دگر کوفیان مسلمانند!

هنوز خون سرش روی فرق محراب است

و جمع قبله نشینان هنوز گریانند

هنوز کوفه  و شهر مدینه می گریند

و بین یک در و دیوار روضه میخوانند

 

 

 

 




برچسب‌ها: شعر آیینی, رایه الهدی, یتیم کوفه, قبله, نمازمدینه,