گفت و گوی حاج محمدرضا طاهری با نشریه خیمه
تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

متن زیر گفت و گوی خواندنی حاج محمدرضا طاهری با نشریه خیمه است که در شماره 87 این نشریه منتشر شده است.

خیلی از مداح‎ها با شیوه‏ های سنتی کار می‎کنند دسته دیگر اعتقادی به عبا انداختن و رعایت دیگر رسم‏ های رایج ندارند. با توجه به داشتن پدری مانند مرحوم حاج محمد تقی طاهری و برادرانی چون حاج مرتضی و حاج حسن شما طبیعتا از دسته دوم نبودید. سعی کردید در جریان وسط که نه خیلی جدید و نواندیشانه بود و نه خیلی سنتی قرار بگیرید؟ این را قبول دارید؟

میانه ‏روی دستور دین ماست. فرمودند"خیر الامور اوسطها" به جهت تقویت در چنین خانواده‏ای باید تقریبا به شیوه سنتی مسیر را ادامه می‎دادیم، ولی با ورود حاج آقا ارضی به این عرصه انقلابی در بحث ذاکی اهل بیت (ع) اتفاق افتاد. ما هم کم کم به این انقلاب پیوستیم و بعدها نگاه جدیدتری هم در این راه پیدا کردیم. حاج منصور آقا که به قول حاج سعید حدادیان، پدر مداحی نوین هستند، در آن موقع واقعا انقلابی در این عرصه ایجاد کردند. با نوآوری‎های ایشان اکثر جلسات مملو از جوانان شد.

مثلا مسجد جامع بازار تهران پر می‎شد از جوانانی که به سر و سینه می‏زدند و "حسین حسین" می‎گفتند. خروجی همانجا هم کرورکرور نیرویی بود که به جبهه می‎رفت. الان هم چنین انقلابی احتیاج داریم! البته ایشان هم استادی به نام مرحوم چمنی داشت که همه این نوآوری‎ها کار ایشان بود. من ایشان را دیده بودم. نوع مناجات خوانی‎اش ویژه بود و سبک و سیاق مناجات خواندن حاجی اقتباس از ایشان است. هر نوآوری‎ای دلیل برتری و فضیلت محض نمی‎شود. خیلی‎ها هنوز با همان نفس‎های پاک و تقوای مثال زدنی‏ شان در این عرصه با همان سبک و سیاق سنتی فیض می‎دهند و در چند دقیقه خواندنشان دل‎ها را با خود به حریم آل الله می‎برند. متأسفانه شاید بعضی از امثال من و نسل ما و بعد از ما به جهت نگه داشتن موقعیت و جمعی از مستمعین از مسیر تقوای الهی و نفس‎های پاک آن عزیزان فاصله بگیریم پناه می‎بریم به خدای متعال.

این سبک‎های ابداعی مشکلی برایتان ایجاد نکرد؟

اوایل کار سخت بود و خیلی طول کشید تا جا بیفتد. به هر حال احتیاج بود در آن دوره‏ای که روز به روز وضعیت موسیقی پسرفت می‎کرد، ملودی‎هایی بسازیم که جوابگوی نیاز جوان‏ ها باشد، البته در این فضا هم افراط شد. متأسفانه به اسم جذب، همان ترانه‎هایی که بد می‎دانستیم را داخل تشکیلات امام حسین(ع) کردند. یعنی بعضی‎ها به همین اندازه به خودشان زحمت نمی‎دادند که یک ملودی را خودشان بسازند. ما برای این داستان زحمت کشیدیم و هدف داشتیم. ملودی‏ای را می‏ساختیم و دنبال شاعرش می‎گشتیم تا با آن چارچوبی که در نظر داریم شعرش را بگوید. الان خیلی از رفقایی که شعر به ما می‎دهند ، بعضی وقت‎ها از دست ما عاصی می‎شوند. چون ممکن است شعر یک نوحه چند بار عوض شود تا هیچ ایرادی در آن نماند و به قداست این دستگاه بخورد.

در بحث شعر اتفاقی در دهه 70 افتاد که این اتفاق، مشخصا توسط شما و در یک پله دیگر هم توسط حاج حسن خلج جلو رفت. آن هم تغییر در زبان شعر هیأت بود. زبانی که در دهه 60 توسط شاعرانی مانند قیصر امین‏پور و سید حسن حسینی ابداع شده بود. اما در فضای شعرهای هیأتی هنوز این تحول رخ نداده بود که زبان شعرها به زبان امروز نزدیک‎تر شود. چه شد که انتخاب شعر شما به سمت شعرهای زبان امروزی رفت و باعث شد که این مطالبه از شعرای هیأتی به وجود بیاید که با این زبان شعر بگویند؟

بخشی از این اتفاق به غزل‎هایی برمی‎گشت که اول جلسه برای امام زمان(عج) می‎خواندیم. غزل‎هایی بود که در کتاب‏ها پیدا می‎شد و اتفاقا خیلی‎هایش برای هیأت گفته نشده بود، اما زبانش نو بود. ما بعضی از این شعرها را انتخاب می‎کردیم و می‎خواندیم. این خودش اتفاقی بود که برخی از شعرای هیأتی روی آوردند به این زبان. البته اعتمادی هم که ما به شعرای جوان‎تر داشتیم خیلی مؤثر بود. بالاخره هنوز این زبان جا نیفتاده بود و حساسیت بالایی بود برای خواندن این اشعار، اما اعتماد کردیم.

آن موقع ما با برخی از دوستان شاعر مثل آقای مافی و آقای توکلی و بعد هم آقای شریف و برخی دیگر این کار را شروع کردیم. .اقعا هم خیلی جواب می‎داد و بعضی از این کارها ماندگار شد. البته بعضی‎ها الان دارند از این طرف بام می‎افتند و خیلی به امروزی گفتن روی آورده‎اند. واقعا شعری که گفته بشود و از آن طرف در محافل ادبی قبول نکنند، از این طرف هم به درد هیأت خواندن نخورد پس به چه کاری می‎آید.غیر از این است که داریم وقت خودمان را تلف می‎کنیم. اصلا بعضی وقت‎ها چیزهایی گفته می‎شود که اینقدر زبانش امروزی شده که شأن اهل بیت(ع) را پایین آورده است.

مسئله‎ای هست به اسم زبان حال گفتن در اشعار که حرف‎هایی زده می‎شود که شاید خیلی سند روایی نداشته باشد. در این خصوص کمی توضیح دهید.

این کار اجازه شرعی دارد سال‎ها پیش پسرخاله ما این مسئله را از همه مراجع استفتا کرده بود و هیچ کدامشان ایراد نگرفتند. گفته بودند که اگر دروغ بستن به اهل بیت(ع) نباشد، اشکالی ندارد. ما بیشتر به دنبال این هستیم که روضه‏ها و شعرهایی که می‎خوانیم منطبق با روایات باشد. بعضی از چیزها هست که خود انسان می‎تواند تطبیق دهد. این‏ها دیگر دروغ بستن نیست.

یک نکته‏ ای هم اینجا هست. اشعار و روضه‏ هایی که شما مداحان سرشناس می‎خوانید در دید مداحان جوان به عنوان روایت و سند دیده می‎شود و نمی‎دانند که شما زبان حال خوانده ‏اید. همان مطالب را می‎برند جای دیگر می‎خوانند.

احسنت! من که در خواندن بعضی چیزها توقف می‎کنم که شاید خواندنش هم از نظر شرعی مجاز باشد به همین علت است. ما باز لای چهار تا کتاب را بازکرده‏ ایم و چیزهایی را خوانده ‏ایم. بعضی‏ ها همان روضه را می‎خوانند و از آنها که بپرسی از کجا آوردی، می‎گویند فلانی خوانده بود. قال الصادق و قال الباقر کمرنگ شده. قال فلان مداح و فلان منبری شده است. این خطرناک است و باعث می‏شود ما بعضی از چیرها را هم که در کتابها خوانده‎ایم درجلسات بیان نکنیم برخی از دوستان که می‎خوانند بعضی چیزها را لاقل از همان قال فلان مداح بزرگ استفاده کرده باشند. چون چیزهایی را می‏شنویم که نه تنها در روایات نیست بلکه از قول فرد معتبری هم نقل نشده است.

شما کسی هستید که اسم شعرا را در جلساتتان می‏ آوردید و بعضا در همان جلسه به آن‏ها هدیه می‏ دادید. چرا این کار را می‎کردید و نتیجه ‏اش چه بود؟

گاهی اوقات نعمت بی‏ واسطه از جانب خدا به انسان می‎‏رسد و گاهی اوقات از طرف خدا ما به واسطه خلق. خدا این انتظار را از ما دارد که از صاحب آن نعمت تشکر کنیم. شعرا چهره‏های گمنام جلسات امام حسین(ع) هستند. اولا هم تشکر است، ثانیا تشویق هم هست. همین تشویق‎ها باعث شده است که الان جوانان با این ذوق و شوق شعرهایی به این خوبی بگویند. چون می‎بینند که میدان برای آن‎ها هم هست.

شما بین مداحان هم دوره‏اتان که به نوعی با عنوان شاگردان حاج منصور شناخته می‏ شوید. اولین کسی بودید که برخی از نوآوری‏ ها را کلید زدید. دوستان دیگری مثل حاج محمود کریمی هم آن را ادامه دادند. شما ملودی خیلی از کارهایتان را خودتان می‎سازید کاری که شاید کمتر مداحی باشد که توانایی این کار در اختیارش باشد چه شد که به فکر این کارهای نوآورانه اعم از ارجوزه ‏ها و نوحه ‏های جدید و ملودی‏ ها افتادید؟

اصلا در این فضاها قرار نداشتیم. شروع این کارها بعد از جنگ و اوایل دهه 70 بود. فضای بعد از جنگ که جوان‎های آن دوره دانشگاه جبهه را ندیده بودند، نیاز به برخی کارهای نو داشت. دشمن هم داشت کار می‎کرد. اینترنت و ماهواره به وسعت الان نبود. اما بالاخره هجمه فرهنگی شروع شده بود واواخر جنگ من عضو افتخاری سپاه بودم و بعد از قطعنامه استعفا دادم.5-6 ماهی هم در قسمت عملیات ابوذر بودیم و کارمان هم مبارزه با مفاسد بود. دیدیم که خیلی دارند در بخش فرهنگی کار می‎کنند این بود که احساس کردیم باید سبک و سیاق را برای دفاع در برابر تهاجم فرهنگی تغییر دهیم. دیدیم اگر ما حرکتی نکنیم بخشی از بچه‏ هایی که می‎خواهند امروزی هم باشند به سمت دیگری می‏روند.

با برخی هجمه‏ ها هم که علیه ما شد اوایل فکر می‎کردم شاید کارمان خیلی صحیح نبوده و ما هم باید به همان روال سنتی کارمان را ادامه می‎دادیم.یک بار با حاجی و حاج ابوالفضل بختیاری خدمت آقا رسیدیم. حاج ابوالفضل"غسل من اشک چشامه" را جلوی آقا خواند. با وجود اینکه ما خودمان از مبدعان این کار بودیم خیلی با تردید و ترس به این کار آقای بختیاری نگاه می‏کردیم که حالا آقا چه خواهند گفت. اما دیدیم آقا چقدر تعریف کردند.آقا شعر آن شور را پسندیده بود.بعد فرمودند که نیاز جوان‏ها باید در این جلسات پاسخ داده شود.آنجا بود که فهمیدم کاری که کرده ‏‏ایم اشتباه نبوده است.

شما در جلساتتان با این که سیاسی صحبت می‎کنید و شعر سیاسی هم می‎خوانید اما بی حاشیه هستید.

تمام همت ما باید این باشد که دنباله ‏رو فرمایش آقا باشیم. اگر خیلی از آقایان در برهه‏ ای از شخصی خاص حمایت کردند، این طرفداری به خاطر حمایت از آقا بود. یعنی این نیست که اگر حاج منصور از شخصی حمایت کرد، خود آن شخص مهم است بلکه در آن دوره تصور ایشان این بود که وظیفه ‏ای روی دوشش است که برای حمایت از رهبر انقلاب باید از آقای احمدی‎نژاد حمایت کند. چون همه احساس می‎کردند که خود آقا هم نظرشان به نظر ایشان نزدیک‏تر است.

به جهت آنکه جریان مخالفی داشت پا می‏ گرفت جریانی که به وضوح با دین و دینداری در تعارض بود. حتی بحث اصل انقلاب و آقا در میان بود. خیلی‏ هایشان رسما موضع ضددینی داشتند. اینکه می‏گویند چرا فلان آقا در خصوص مسائل سیاسی صحبت می‏کند درست نیست. این مسئله جزو مسائل شخصی است. الان که ماشاءالله همه درباب مسائل سیاسی صاحب نظرند! طرف را به عنوان بازیگر می‏آورند تلویزیون که 10 دقیقه صحبت کند 5دقیقه ‏اش را به تحلیل سیاسی می‎پردازند. اما تا یک مداح حرف می‏زند همه صدایشان در می‏آید. اینکه می‏گویند فلانی بی حاشیه است، دلیل بر این نیست که موضعی نداریم.



برچسب‌ها: مداح, محمدرضاطاهری, طاهری, حاج محمدرضاطاهری, مصاحبه حاج محمدرضا طاهری بانشریه خیمه, رایه الهدی, دلیل حمایت مداحان از احمدی نژاد, هیئت منتظران مهدی, حاج رحمان نوازنی, رحمان نوازنی, شاعرآیینی,