تاريخ : شنبه 20 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

«ترس» و «حرص» و «بخل» با روح ایمان سازگار نیست، چرا که مۆمن، متّکى به خداست و آن کس که چنین تکیه گاهى دارد ترسى به خود راه نمى دهد، و بخیل و حریص نیست زیرا او به فضل و کرم الهى امیدوار مى باشد.

"ترس" و "ترسو بودن" خصوصیتی است که در وجود هر کس باشد مشمئز کننده و عذاب اور است، مخصوصا اگر سنی از انسان گذشته باشد. در احادیث اسلامى نکوهش از این رذیله اخلاقى بازتاب گسترده اى دارد از جمله:
 
1ـ امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «لاَیَکُونُ الْمُۆْمِنُ جَبَاناً وَ لاَحَریِصاً وَ لاَشَحِیحاً؛ انسان با ایمان نه ترسوست و نه حریص و نه بخیل»!(بحارالانوار، جلد 72، صفحه 301)از این تعبیر به خوبى استفاده مى شود که «ترس» و «حرص» و «بخل» با روح ایمان سازگار نیست، چرا که مۆمن، متّکى به خداست، و آن کس که چنین تکیه گاهى دارد ترسى به خود راه نمى دهد، و بخیل و حریص نیست زیرا او به فضل و کرم الهى امیدوار مى باشد، و با این حال حرص و بخلى به او راه نمى یابد.
 
2ـ در حدیث دیگرى از امیرمۆمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «اَلْجُبْنُ وَ الْحِرْصُ وَ الْبُخْلُ غَرَائِزُ سُوء یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ سُبْحَانَهُ؛ ترس و حرص و بخل، صفات زشتى است که در سوء ظن به خداوند سبحان خلاصه مى شود»!(غررالحکم، حدیث 10090)این حدیث توضیح دیگرى است بر آنچه در حدیث بالا آمد، و ریشه اصلى این صفات رذیله را تبیین مى کند.
 
3ـ امیرمۆمنان على(علیه السلام) دوستان خود را از مشورت با افراد ترسو نهى مى کند، چرا که ترس آنها از آفات مشورت است مى فرماید: «لاَتُشْرِکَنَّ فِى رَأْیِکَ جَبَاناً یُضَعِّفُکَ عَنِ الاَْمْرِ وَ یُعَظِّمُ عَلَیْکَ مَا لَیْسَ بِعَظِیم؛ ‌هرگز با انسان ترسو مشورت نکن چرا که تو را از کارهاى مهم بازمى دارد، و موضوعات کوچک را در نظر تو بزرگ جلوه مى دهد»!(غررالحکم، حدیث 10349)همین معنى در عهدنامه مالک اشتر به شکل دیگرى مطرح شده است، امام(علیه السلام) مالک را از مشورت با بخیلان و ترسوها و حریصان نهى مى کند.( نهج البلاغه، نامه 53.)
 
4ـ این موضوع به قدرى مهم است که در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که دستور مى داد افراد ترسو در جنگ هاى اسلامى شرکت نکنند(مبادا مایه تضعیف روحیّه دیگران بشوند) مى فرماید: «مَنْ اَحَسَّ مِنْ نَفْسِهِ جَبْناً فَلاَیَغْزُ; کسى که در خود ترسى احساس مى کند در جنگ شرکت نکند»!
 
5 ـ در حدیث دیگرى امام امیرمۆمنان(علیه السلام) حدیث بالا را شکافته و با صراحت مى گوید: «لاَیَحِلُّ لِلْجَبَانِ اَنْ یَغْزُو، لاَِنَّهُ یَنْهَزِمُ سَریِعاً وَ لَکِنْ لِیَنْظُرَ مَا کَانَ یُریِدُ اَنْ یَغْزُوَ بِهِ فَلْیُجَهِّز بِهِ غَیْرَهُ; جایز نیست افراد ترسو در جنگ شرکت کنند چرا که به سرعت فرار مى کنند(و مایه تضعیف دیگران مى شوند) ولى لازم است صلاح و تجهیزات خود را در اختیار دیگران قرار دهند».( بحارالانوار، جلد 97، صفحه 49)
 
بى شک منظور از جبن و ترس در اینجا جبن و ترس معقول نیست بلکه جبن و ترس نامعقول است، توضیح اینکه؛ ترس از امورى که واقعاً خطرناک است یکى از پدیده هاى روحى و طبیعى و از نعمت هاى بزرگ خداست، چرا که اگر انسان از هیچ چیز خطرناکى نترسد، به زودى زندگى خود را از دست مى دهد، این همان چیزى است که از آن تعبیر به تهوّر و بى پروایى در مقابل خطر مى کنند، مانند کسى که بى خیال و بدون نگاه کردن به این طرف و آن طرف، از یک خیابان پر رفت و آمد مى گذرد، چنین کسى به یقین در معرض حوادث خطرناک رانندگى قرار دارد.این گونه ترس ها خواه در زندگى عادى روزانه باشد یا در مورد موادّ غذایى مشکوک یا مسائل اقتصادى و سیاسى و غیر آن کاملا منطقى است و سبب نجات از خطراتى است که انسان را تهدید مى کند.
 
ترس مذموم آن است که انسان از عواملى بترسد که در خور ترسیدن نیست، هر خطر موهومى را جدّى بگیرد، و هر دشمن خیالى را مایه وحشت قرار دهد، از همه چیز و به اصطلاح از سایه خودش نیز بترسد، و از ورود در هر کارى به احتمال عدم موفقیّت واهمه داشته باشد، چنین ترسى مایه عقب ماندگى و بدبختى و ناکامى است، مایه شکست و ذلّت و زبونى است.
 
این جهان در همه ابعادش همچون یک میدان نبرد است، موانع، مشکلات و خطرها همیشه وجود داشته و دارد، و تا انسان با آنها دست و پنجه نرم نکند و خود را به طور جدّى آماده مقابله با آنها نسازد موفّق نخواهد شد.غالباً ممکن نیست ما دست به کارى بزنیم که پیروزى در آن صد در صد تضمین شده باشد، یا هیچ گونه خطرى در آن وجود نداشته باشد، این یک خیال محال و یک پندار باطل است. اینجاست که نقش شجاعت و شهامت روشن مى شود و آثار منفى صفت رذیله ترس و جبن خود را نشان مى دهد.
 
هر کشاورزى احتمال خشکسالى و آفت را مى دهد، هر تاجرى احتمال نوسان قیمت ها و دگرگونى وضع بازار را مى دهد، هر مسافرى احتمال تصادف و خطرات دیگر را مى دهد، و در هر عمل جرّاحى احتمال خطر وجود دارد، اگر به این احتمالات ترتیب اثر داده شود باید دست روى دست بگذاریم و هیچ کارى نکنیم و فقط در انتظار مرگ باشیم.
 
به یقین در این گونه موارد باید خطرات جدّى را پیش بینى کرد و راه مقابله با آن را شناخت، و از بى پروایى و تهوّر پرهیز نمود، در عین حال احتمالات نسنجیده و نامعقول و یا احتمالاتى که همیشه و در هر حال وجود دارد نباید سدّ راه انسان شود.این روشن ترین تعریفى است که براى مسئله شجاعت به عنوان یکى از صفات فضیله و ترس به عنوان یکى از صفات رذیله مى توان کرد.
 
در حدیثى از امام حسن مجتبى(علیه السلام) در تعریف جبن چنین مى خوانیم: «اَلْجُرْأَةُ عَلَى الصَّدیِقِ وَ النُّکُولُ عَنِ الْعَدُوّ; جبن آن است که در برابر دوستان جسور و در برابر دشمنان ناتوان باشى»!( میزان الحکمه، جلد 1، صفحه 370)و در حدیث دیگرى از همان بزرگوار مى خوانیم که در پاسخ از سۆال درباره معنى شجاعت فرمود: «مُوَافِقَةُ الاَْقْرَانِ وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الطَّعَانِ؛ هماهنگى با اقران و ایستادگى در برابر ضربات دشمن».( همان مدرک، جلد 2، صفحه 1412)
 
قرآن مجید در یک جا مى فرماید: «وَ لاَتُلْقُوا بِاَیْدیِکُمْ اِلَى التَّهْلُکَةِ; با دست خود خویشتن را به هلاکت نیافکنید»!( بقره، 195)و در جاى دیگر در وصف مۆمنان راستین مى گوید: «...اَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ...; آنها در برابر کافران سخت و شدیدند(و ترس و واهمه اى به خود راه نمى دهند)».( فتح، 29)از آنچه در بالا گفته شد به خوبى مى توان نتیجه گرفت که شجاعت به عنوان یک فضیلت حدّ وسطى است در میان «تهوّر» و «جبن».
 
منبع : کتاب اخلاق در قرآن ج


برچسب‌ها: ترس, حرص, بخل, رایه الهدی, خصلت, مومن,