علي عليه السلام انسان کامل
تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

يا علي نام تو بردم نه غمي ماند و نه همّي

بـابـي انـت و امـّي

گوئيا هيچ نه همي به دلم بوده نه غمّي

بـابـي انـت و امّـي

تو که از مرگ و حيات اين همه فخري و مبـاهات

علي اي قبله حاجات

گوئي آن دزد شقي، تيغ نيالوده به سمّــي

بـابـي انـت و امّـي

گوئي آن فاجعه دشت بـلا هيچ نبوده­است


در اين غم نگشوده است

سينه هيچ شهيـدي نخراشيـده به سُمّي


بـابـي انـت و امّـي


حق اگر جلوه با وجه اتـم کرده در انسان


کان نه سهل است و نه آسان

بخود حق کـه تـو آن جـلوه با وجه اتمـّي

بـابـي انـت و امّـي


منکر عيد غدير خم و آن خطبه و تنزيل

کر و کور است و عزازيل


با کـر و کـور چه عيد و چه غديري و چه خمّي

بـابـي انـت و امـّي


در تولا هم اگر سهو ولايت، چه سفاهت؟


اف بر اين شم فقاهت

بي ولاي علي و آل چه فقهي و چه شمّي

بـابـي انـت و امـّي

آدمي، جامع جمعيت و مـوجود اتم است


گر به معناي اعم است

تو بهين مظهر انسان، بـه معناي اعمـي


بـابـي انـت و امـّي


تو کم و کيف جهاني و به کمبود تو دنيا

از ثـري تا بـه ثريا

شر و شور است و دگر هيچ، نه کيفي و نه کمّي


بـابـي انـت و امّـي

چون بود آدم کامل غرض از خلقت آدم


پس بـه ذريّه آدم

جـز شمـا مهـد نبوت نبـود چيز مهمّي

بـابـي انـت و امّـي

عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم

منکرت مستحق ذم
 
وز تو بيگانه نيرزد نه به مـدحي نه بذمّي
بـابـي انـت و امّـي
 
بيتو اي شير خدا سبحه و دستار مسلمان
شده بازيچه شيـطان
 
اين چه بوزينه که سرها همه بسته به دمّي
بـابـي انـت و امّـي

لشکر کفر اگر موج زند در همه دنيـا

همه طوفان همه دريا

چه کند با تو که چون صخره صمّا و اصمّي

بـابـي انـت و امّـي

يا علي! خواهمت آن شعشعه تيغ زر افشان

هم بدو کفر سر افشان

بايدم اين لمعان ديده، ندانم به چه لمّي

بـابـي انـت و امّـي



شعر از :محمد حسين شهريار