ماجرای کشف پیکر یک شهید توسط چوپان عراقی
تاريخ : دو شنبه 6 شهريور 1396 | | نویسنده : گمنام
سردار سید محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در مراسم تشییع شهدای گمنام گفت: امام رضا(ع) فرموده‌اند که به خدا قسم، کسی از شیعیان و محبین ما از دنیا نمی‌رود، مگر این‌که مردمی که در تشییع او شرکت می‌کنند از گناهان پاک شوند، مانند روزی که تازه از مادر متولد شده‌اند. مگر می‌شود که امام زمان(عج) در مراسم تشییع شهدایی که جزو با فضلیت‌ترین شهدا هستند شرکت نکند. شهدای معرکه کسانی هستند که در اوصاف‌شان فرموده اند «لایغسل و لا یکفن» یعنی شهید معرکه غسل و کفن ندارد. آیا می شود حضرت اباعبدالله الحسین در مراسم شهدایی که به ایشان اقتدا کردند حضور پیدا نکند؟
 
وی با اشاره به ماجرای تشییع چند سال پیش شهدای گمنام بوستان نهج‌البلاغه تهران گفت: پیکر سه شهید گمنام در شهر «سید صادق» عراق شناسایی شد که یکی از این شهدا شهید «حمید ملاحسنی» بود که بعدها هویتش مشخص شد. 10 روز بعد از تدفین شهید ملاحسنی، خواهر مکرمه ایشان که به یکی از شهدا متوسل شده بود تا برادرش پیدا شود، در شب معینی به همراه دو برادر و زن برادرش، این شهید والامقام را به خواب می‌بینند و شهید به همه این چهار نفر یک جمله واحد گفت و مطلبش این بود که «من آمدم در فلان نقطه در پارکی در منطقه پونک و...» و مشخصات خودش را داد. اما به خواهرش یک مطلبی اضافه گفت و آن هم این بود که «ما از همه افرادی که در مراسم تشییع‌مان شرکت کردند، شفاعت می‌کنیم.» خواهر شهید گفت: «چگونه ممکن است شما از این همه آدم شفاعت کنید»، جواب شهید این بود «پیش فضل خدا که کاری ندارد». خدا امروز می‌بیند که در این شهر چه خبر است و چه هیاهو و هم‌همه‌ای به پا شده است.
 
سردار باقرزاده در ادامه تصریح کرد: چقدر زیبا گفت شهید حججی که «غرق دنیا را جام شهادت نمی دهند». این رهروان شهدا و کسانی که دلبستگی دارند به شهدا باید سرشان را بالا بگیرند، آن‌هایی که امروز آمده‌اند که با شهیدان و امام شهیدان میثاق ببندند، این‌ها باید سرشان را بالا بگیرند. این نوید امروز از جانب این شهدا است. این شهدا زودتر از شما آغوش خود را باز کردند تا شما را در آغوش بگیرند.
 
وی با بیان خاطره‌ای از تفحص پیکر مطهر شهدا در عراق گفت: یک چوپان عراقی که برای چرا گاومیش‌های خود را به سواحل اروند می‌برد، به افرادی که در حال تفحص بودند مراجعه کرد گفت: «من سه سال پیش در این منطقه عبور می‌کردم که با یک پیکری مواجه شدم، پلاک او را جدا کردم و با خودم بردم، بعد از آن تصمیم گرفتم آن پلاک را دور بیاندازم اما آن شهید به خوابم آمد و گفت: «پلاکم را دور نیانداز، بچه‌های ایرانی از آب عبور می‌کنند و می‌آیند سمت من.» و در این سه سال هربار که تصمیم گرفتم آن پلاک را دور بیاندازم، او به خوابم آمد و گفت «نیانداز دور، بچه‌ها می‌آیند سراغم».
 
فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در پایان تأکید کرد: وقتی که شهدا بر می‌گردند، تازه کار ما شروع می‌شود. باید یادمان‌های شهدا محل بازخوانی عملیات‌های دفاع مقدس شود، در یادمان‌ها باید شب‌های خاطره برگزار شود، مراسم شب شعر دفاع مقدس و مراسم‌های دعا و زیارت برگزار شود.