تاريخ : پنج شنبه 26 مرداد 1396 | | نویسنده : گمنام
مرحوم آیت الله آقامجتبی تهرانی در یکی از درس ها اخلاق خود نقش رفاقت در تربیت انسان را مورد بررسی قرار می دهد و می گوید اگر محیط خانواده مناسب باشد اما محیط رفاقت نا مناسب،  این محیط بر روی انسان اثر تخریبی خواهد داشت همچنین برعکس.
 
آنچه که می خوانید بخشی از سخنان این استاد اخلاق است:
 
محیط رفاقتی ، از محیط‏هایی است که بر روی روح انسان، یعنی تمام ابعادش، اثر می‏ گذارد و جهت آن هم این است که دوستی و رفاقت بر محور پیوند محبت است؛ پیوندهای جسمی، حسبی، نسبی، بُعد دینی و اخوّت دینی، این‏ها همه پیوند هستند؛ یک پیوند در روابط اجتماعی، پیوند محبتی است که پیوندی قوی است. لذا اثرگذاری‏اش هم بر روی انسان قوی است به طوری که موجب می‏ شود نسبت به آنچه که انسان در دو محیط قبلی، یعنی محیط خانواده و محیط آموزشی، فراگرفته است یا نسبت به اثرگذاری که روی روح داشته است، گاهی جنبه تخریبی داشته باشد، گاهی هم بر عکس.
 
مثلاً اگر محیط خانوادگی انسان مناسب نبود، محیط آموزشی اش مناسب نبود، امّا محیط رفاقتی اش مناسب بود، به این معنا که با شرع و عقل هم‏سو بود، این رفاقت نقش تخریبی آن‏ها را از بین می برد. برعکس، اگر محیط خانوادگی مناسب بود، محیط آموزشی مناسب بود، امّا محیط رفاقتی مناسب نبود و هم‏سو با شرع و عقل نبود، این رفاقت، آنچه را که در محیط خانواده و آموزش ساخته شده بود، ویران می‏کند.
 
نقش رفاقت بر تربیت
 
بحث مفصلی راجع به نقشِ بسیار اساسیِ محیط رفاقتی مطرح است که من فقط به آن اشاره می‏کنم. قرآن همین محیط رفاقتی را در آیات متعدد، مطرح می‏کند. روایات زیادی هم راجع به نقش این محیط داریم. من یکی، دو آیه را به عنوان نمونه می‏خوانم. در سوره فرقان آمده است: «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلا» روز قیامت، روزی است که ستمکار دست‏هایش را می‏گزد. «یَعَضُّ» یعنی می گزد و می‏گوید: ای کاش ما، رابطه و پیوندی با پیغمبر برقرار می‏کردیم. منظور پیوند محبتی و رفاقتی است. بعد می گوید: «يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلا لَقَدْ أَضَلَّني‏ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَني‏ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً». برعکس! کاش من فلانی را رفیق نمی‏گرفتم. او مرا گمراه کرد. هر دو نوع را دارد. هر دو مورد، پیوندِ رفاقتی است. ای کاش من با این آقا پیوندِ رفاقت برقرار می‏کردم و ای کاش با فلانی رفیق نمی‏شدم.
 
در آیه ای دیگر در سوره زخرف آمده که: «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقين» بعضی از رفیق‏ها در آن روز با یکدیگر دشمن می‏شوند، مگر متّقین.
 
اثر رفاقت بر انسانیّت انسان
 
اثر رفاقت چیست؟ همین که رفیق شدیم، بر اثر رابطه محبتی، پیوند محبتی بین ما دو نفر برقرار شد، این رابطه چه اثری دارد؟ روایتی از علی(علیه السلام) می خوانم و بعد آن را توضیح می‏دهم. اتفاقاً روایت، در ارتباط با همین آیه شریفه‏ای است که دارد: «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقين». حضرت فرمود: «فَسَادُ الْأَخْلَاقِ بِمُعَاشَرَةِ السُّفَهَاءِ وَ صَلَاحُ الْأَخْلَاقِ بِمُنَافَسَةِ الْعُقَلَاءِ وَ الْخَلْقُ أَشْكَالٌ «فَكُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ» وَ النَّاسُ إِخْوَانٌ فَمَنْ كَانَتْ إِخْوَتُهُ فِي غَيْرِ ذَاتِ اللَّهِ فَإِنَّهَا تَحُوزُ عَدَاوَةً وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ‏»».
 
 «خُلق» به معنای «خو» است. «خو» به معنای ملکه است. علی(علیه السلام) در اینجا مسأله را بر محور معاشرت، یعنی همان رابطه تنگاتنگ بین دو نفر مطرح می کنند و این اثرگذار و ملکه‏ساز است. گاهی همراه خود ملکه فاسده و گاهی ملکه شایسته می‏آورد. «فَسَادُ الْأَخْلَاقِ، صَلَاحُ الْأَخْلَاقِ» اول درستی و نادرستیِ اخلاق را می‏فرماید، بعد می‏آید روی این معنا که «وَ الْخَلْقُ أَشْكَالٌ»، یعنی خلق، برای تو شاکله وجودی درست می‏کند و باطنت را می‏سازد. همین ملکات است که باطن ما را می‏سازد. این است که انسان را می‏سازد. ملکات سیئه ـ نعوذ بالله ـ انسان را به صورت حیوان می‏سازد؛ ملکات حسنه به صورت فرشته می‏سازد. درون من را که روز قیامت با آن محشور می‏شوم. «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ»،یعنی آن شاکله و شکل درونی تو در آن روز هست.
 
رفیق بر ناخودآگاه انسان اثر می‏ گذارد
 
آیه بر محور دوستی‏ها است. «الْأَخِلاَّءُ». این رابطه رفاقتی که قوی‏ترین پیوندها است، چون بر محور محبت است، باطن انسان را در ابعاد گوناگون می‏سازد؛ لذا من گفتم دو نفر که رشته محبت، این‏ها را به هم پیوند داد و رفیق شدند، ناخوآگاه رفیقش را می‏سازد. «تربیت» از عناوین قصدیّه نیست و در رابطه رفاقتی سریع روی ناخودآگاه دوست اثر می‏گذارد و او را می سازد و در نهایت هم موجب می‏شود که او با دوستش محشور است. هر روز هیکل او را می‏بیند. بارها می‏آید و می‏رود در اتاق بایگانی ذهن و در حافظه اش شکل می‏گیرد. اعمال او به روح رفیقش شکل می‏دهد، گفتار او نیز اینگونه است. درون رفیقش را می‏سازد. محور پیوند هم در اینجا قوی‏ترین پیوندها است.
 
رفیق عاقل، بهترین رفیق
 
در این محیط‏های چهارگانه که گفتیم، آن محیطی که از نظر درونی روی انسان، می‏تواند بیشتر از همه اثر بگذارد، محیط رفاقتی است. این هم که ما آمدیم روی محیط آموزشی و حساسیّت به خرج دادیم، به این دلیل بود که از آن، «رفیق‏» متولّد می‏شوند. در محیط آموزشی بچه‏ها با هم رفیق می‏شوند. یک محیط رفاقتی که در سازندگی انسان از نظر درونی‏اش، قوی‏ترین محیط ها است، متولد می‏شود. لذا در روایات، زیاد داریم. از خود علی(علیه السلام) می‏فرماید: «صُحبَةُ الوَلِيِّ اللَّبِيبِ حَيَاةُ الرُّوحِ»دوست عاقل، روح تو را زنده می‏کند و او را نمی‏میراند. در اینجا خود روایات، مطلب را توضیح دادند و برای ما تبیین کردند که رفیق خوب کیست.
 
رفیق فاسق، بدترین رفیق
 
از آن طرف از علی(علیه السلام) نقل شده است که: «إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَق». از دوستی با فاسق بپرهیز که تو هم مثل او می شوی. دوست عاقل روح تو را زنده می‏کند، امّا دوست فاسق، تو را مثل خودش می کند. این همان معنایی است که ما در باب رفاقت عرض کردیم؛ رفیق ممکن است نقش سازنده داشته باشد و به قدری قوی باشد که اثر دو محیط خانوادگی و آموزشی را تحت‏الشعاع قرار دهد. اگر محیط خانودگی مناسب نبود، محیط آموزشی مناسب نبود، امّا اگر رفیق مناسب بود، روح او را میسازد. عکس هم همینطور است، اگر نامناسب بود، روح او را می میراند.
 
منبع: رسا