فلسفه رجعت چيست؟
تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

با توجّه به آنچه از روايات اسلامى استفاده مى‏ شود موضوع رجعت جنبه همگانى ندارد، بلكه اختصاص به مؤمنان صالح العملى دارد كه در يك مرحله عالى از ايمان قرار دارند، و همچنين كفار و طاغيان ستمگرى كه در مرحله منحطّى از كفر و ظلم قرار دارند، چنين به نظر مى‏ رسد كه بازگشت مجدد اين دو گروه به زندگى دنيا به منظور تكميل يك حلقه تكاملى گروه اول و چشيدن كيفر دنيوى گروه دوم است.
به تعبير ديگر گروهى از مؤمنان خالص كه در مسير تكامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شده‏ اند و تكامل آنها ناتمام مانده است حكمت الهى ايجاب مى‏ كند كه سير تكاملى خود را از طريق بازگشت مجدد به اين جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى اين حكومت شركت جويند، چرا كه شركت در تشكيل چنين حكومتى از بزرگترين افتخارات است.
و به عكس گروهى از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر كيفر خاص خود در رستاخيز بايد مجازاتهائى در اين جهان، نظير آنچه اقوام سركشى مانند فرعونيان و عاد و ثمود و قوم لوط ديدند ببينند، و تنها راه آن رجعت است.
امام صادق عليه السلام در حديثى مى‏ فرمايد:«ان الرجعة ليست بعامة، و هى خاصة، لا يرجع الامن محض الايمان محضاً، أو محض الشرك محضاً؛ رجعت عمومى نيست بلكه جنبه خصوصى دارد، تنها گروهى بازگشت مى‏ كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند» «۱».
ممكن است آيه ۹۵ سوره انبياءکه می فرماید:« وَ حَرامٌ عَلى‏ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ؛حرام است بر شهرهائى كه بر اثر گناه نابودشان كرديم كه بازگردند آنها هرگز بازنمى‏ گردند» نيز اشاره به همين معنى باشد، چرا كه عدم بازگشت را در مورد كسانى مى‏ گويد كه در اين جهان به كيفر شديد خود رسيدند و از آن روشن مى‏ شود گروهى كه چنين كيفرهائى را نديدند بايد بازگردند، و مجازات شوند (دقت كنيد).
اين احتمال نيز وجود دارد كه بازگشت اين دو گروه در آن مقطع خاص تاريخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مسأله رستاخيز (مبدء و معاد) براى انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تكامل معنوى و ايمان برسند و از هيچ نظر كمبودى نداشته باشند. «2»


پی نوشت ها:
1- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۳۹.
۲- تفسير نمونه ۱۵/ ۵۵۹
3-يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص564تا566.