راه مقابله با اهانتها به مقدسات
تاريخ : جمعه 12 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

به نقل از مهر، حجت الاسلام دکتر علی نصیری عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران و رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد در نشستی که در خبرگزاری مهر برگزار شد، در مورد شرایط زمانی امام هادی(ع) گفت: در بین حکام عباسی ما شاهد برخوردها و فشارهای مختلف بر ائمه اطهار هستیم که نوعا شدت و حدت آن متفاوت است اما این مسئله در زمان متوکل به اوج خود می رسد.

وی افزود: در تاریخ به مانند متوکل عباسی نداریم کسی را که جسارت را به اهل بیت(ع) تا بدانجا رساند که زیارت امام حسین(ع) را ممنوع کند و بر قبر مبارک آن حضرت آب ببندد و آن را شخم زده و زیارت کنندگان را دست و پا ببرد. با این حال مردم و محبان اهل بیت(ع) باز دست از این خاندان برنداشتند.

ترویج تفکر «اهل حدیث» در زمان متوکل منشأ پیدایش سلفی گری در جهان اسلام شد

نصیری افزود: در بعد فرهنگی نیز در دوره متوکل می بینیم که او یک جنگ تمام عیار را از نظر جهت گیری فکری و عقیدتی با اهل بیت(ع) به راه می اندازد و آن ترویج تفکر«اهل حدیث» است که بعدها سرمنشأ سلفی گری شد. متوکل برخلاف مأمون معتقد به خلق قرآن بود و با تمام کسانی را که با این تفکر مخالف بودند برخورد شدید می کرد و آنها را به قتل می رساند.

این مدرس دانشگاه تأکید کرد: تفکر اهل حدیث بر انسان انگاری خداوند و ماده انگاری مفاهیم دینی تأکید دارد، در نتیجه فرایند گرایش به حدیث به معنای منفی کلمه که در آن عقل چندان میدان ندارد، شدت می گیرد. یکی از نتایج این رویکرد در مورد « محمدبن اسحاق بخاری» صاحب کتاب صحیح است که ما معتقدیم بیشترین جریان انحرافی اسلام را این کتاب ایجاد می کند. بخاری در دوره متوکل میدان می گیرد و مورد حمایت شدی متوکل قرار می گیرد و این فرد به شدت با اهل بیت(ع) عناد داشته و با اینکه معاصر برخی از ائمه اطهار(ع) بوده اما کمترین حدیث و روایت را از ائمه و یا در فضایل اهل بیت(ع) دارد.

وی با بیان اینکه دستگاه حاکمیت در زمان زندگانی ائمه اطهار(ع) به اشکال مختلف به دشمنی با این بزرگواران می پرداخت، افزود: گاهی این دشمنی به صورت فیزیکی بود که در زمان امام حسین(ع) اوج آن را می بینیم و گاهی به صورت فکری- فرهنگی بود که جبهه هایی را در برابر اهل بیت(ع) ایجاد می کردند و هر بار نیز شکست می خوردند و نهایتا دست به حذف فیزیکی می زدند.
 
روش بنی عباس برای مقابله با تفکر مهدویت
 
حجت الاسلام نصیری یادآور شد: حکام عباسی تا دوره امام رضا(ع) یک مدارایی با اهل بیت(ع) داشتند اما از آن به بعد شدت فشارها افزایش پیدا کرد. نکته بعدی این است که بنی عباس با شعار «یالثارات الحسین» به میدان آمدند و از دو جریان سوءاستفاده کردند یکی شهادت امام حسین(ع) و یک جریان ضدیت ایرانیان با عربها. لذا قیام اصلی که اتفاق افتاد که منجر به حاکمیت بنی عباس شد در واقع قیام ابومسلم خراسانی بود.
 
وی افزود: بنی عباس با تزویر کار را به دست گرفتند و برخلاف امویه در ظاهر با اهل بیت(ع) مماشات کرده و به آنان احترام می گذاشتند و خواستند مزورانه با این کار مردم را با خود همراه کنند. از طرفی روایتی ساختند در مورد فضائل بنی عباس و عمویشان ابن عباس و بحث خلافت و غیره و نهایت تلاش خود را کردند که مردم را قانع کنند اما به نظر می رسد این سیاست هم کارساز نبود به ویژه در دوره متوکل شکست خورد لذا شدت فشار بر اهل بیت(ع) افزایش پیدا کرد.
 
رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد با اشاره به حمل و تولد مخفیانه حضرت مهدی(عج) تصریح کرد: شرایط به گونه ای بود که امام حسن عسکری تا 5 سال فرزندشان حضرت مهدی(عج) را نشان ندادند. در تفکر شیعه از آغاز مسئله مهدویت بارها مطرح شده و جزو متواترات است اولا بر حاکمیت عباسی مسلم بود که قرار است فرزندی از تبار امام علی(ع) به نام مهدی(عج) متولد شود.
 
وی افزود: حاکمیت عباسی نه تنها شرایط زندگی را بر ائمه هر روز سخت تر می کردند بلکه برای جلوگیری از تولد حضرت مهدی(عج) شرایط را به مانند شرایطی که فرعون در هنگام تولد حضرت موسی (ع) ایجاد کرد را اجرا می کردند و حتی نام فرزندان خود را مهدی می گذاشتند تا با تفکر مهدویت شیعیان مقابله کنند.
 
ائمه اطهار(ع) قدرت الهی در باطن هستی هستند/ زیارت جامعه مرامنامه کامل تشیع است

نصیری در پاسخ به این سؤال که شدت فشار و حصر بر ائمه(ع) آیا به خاطر احتمال قیام آنان بود؟ گفت: برای روشن شدن پاسخ، مقدمه ای باید بگویم. مرحوم دکتر زرین کوب در کتاب « دو قرن سکوت» برای تبیین جایگاه اولیا و عالمان دینی در جامعه مثالی می زند که مثلا ناصرالدین شاه با تمام قدرت و هیمنه و لذایذ و... که داشت اما برای شنیدن وعظ و سخنان شیخ هادی نجم آبادی به در خانه او رفته و بر حصیر می نشست. زرین کوب بعد از آوردن مثالهای دیگر تأکید می کند که شاید ظاهر تاریخ در دست قدرتمندان باشد اما باطن تاریخ در دست کسانی است که به ظاهر در غل و زنجیر و گمنام بودند.

وی تأکید کرد: در طول تاریخ همیشه می بینیم پادشاهان سعی داشتند که بزرگان دینی و علما را به دربار بکشانند تا در میان مردم برای خود اعتبار جمع کنند و دستگاه سیاسی تلاش داشته با این قدرت و هیمنه و تبلیغات این بزرگان را از دلها بگیرد. شاید حضور فیزیکی آنها را گرفتند اما این بزرگان دینی را نتوانستند از دلها و جانها بگیرند. ائمه اطهار(ع) قدرت الهی در باطن هستی هستند که جان و دل مسلمانان در دست این بزرگواران بوده و هست.
 
این مدرس دانشگاه زیارت جامعه کبیره را یکی از معجزات امام هادی(ع) خواند و گفت: زیارت جامعه مرامنامه کامل تشیع است. به حدی در این زیارت نسبت به امام توصیفات عالی بیان شده است که برای اینکه مردم ائمه را با این مقامات عالی بالاتر از خدا نپندارند در سه مرحله باید 30 بار تکبیر گفته شود.

وی افزود: ما برای ائمه سه مقام علمی، معنوی – اخلاقی و سیاسی قائلیم که اوج آن را در زیارت جامعه می بینیم. اگر کسی با معارف شیعه آشنا باشد و بدون توجه به اسم امام هادی(ع) به زیارت جامعه بپردازد به راحتی می گوید این زیارت منقول از امام علی(ع) یا امام سجاد(ع) است. یعنی اگر زندگی و بیانات ائمه را در کنار هم بگذاریم هیچ تفاوتی با هم ندارند و نگاهی که به عالم دارند همه یکی است. اینکه ائمه می فرمایند ما نور واحد هستیم مسئله درستی است. بنیادهای فکری شیعه را برای مردم تبیین کنیم و بگوییم که اگر امام صادق(ع) مجالی برای بروز علم شان داشتند اگر آن فرصت برای امام هادی(ع) بود، همینگونه عمل می کردند.
 
افزایش اهانت به مقدسات از تبعات مدرنیته است
 
وی با اشاره به هتاکی اخیر به ساحت مبارک امام علی النقی(ع) گفت: در واقع این مسائل به معنی لخت و عور آمدن شیطان است و این تعجب آمیز نیست. اهل بیت(ع) فرمودند فرزندانتان را با فرهنگ ما آشنا کنید پیش از آنکه دیگران در گمراهی آنها پیش دستی کنند. ما باید در مقابله با این هتاکی ها در دفاع از ائمه(ع) فعال باشیم و اگر بتوانیم فرهنگ سازی خوبی داشته باشیم و آنطور که ائمه فرمودند آنها را به مردم معرفی کنیم همه مسائل حل خواهد شد.

نصیری در ادامه افزایش اهانت به مقدسات را از تبعات مدرنیته دانست و گفت: مدرنیته شمشیر دو لبه است و یک بستر آن این است که دهکده جهانی تشکیل شود تا آنها اندیشه خود را سرازیر کنند. وسایل ارتباط جمعی از جمله موبایل، ماهواره و... افزایش پیدا کرده است البته در همین فضای آلوده هم می توان کار توحیدی انجام داد.
 
وی یادآور شد: روزگار ما دچار یک پارادوکس عجیبی است یعنی شواهد و قرائن می گوید هم عصر بازگشت به ایمان و معنویت است و هم پدیده هایی مثل شیطان پرستی و همجنس گرایی و... افزایش پیدا کرده است. دو جبهه ایمان و اغوا از بستر مدرنیته در نهایت جنگ و ستیز با یکدیگرند و یکی از برایندهای پدیده مدرنیته آزادی بی حد و مرز است. در واقع پیدایش مدرنیته ناشی از 10 سده فشار کلیسا است که حاصل آن از بین رفتن حدود مرزها و قید و بندها و ارزشهای دینی و اخلاقی شد.
 
رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد افزود: در قرون وسطی چند صد هزار نفر به خاطر پدیده ارتداد کشته شدند. در کتاب مقدس چیزی مثل حرکت نکردن زمین نوشته شده که افرادی مثل گالیله خلاف آن را می گفتند به همین خاطر متهم به مخالفت با کتاب مقدس شدند و مرتد اعلام شده و کشته شدند و حتی تا 200 سال پیش در انگلستان مسئله زنا اعدام داشت چون مجاب بودند که ارزشهای دینی باید در زندگی مردم بیاید. اما با آمدن مدرنیته و بزرگ شدن شهرها و از بین رفتن مرزها و شکسته شدن حریمها در اروپا واژه هایی چون حرام، شرع، ارتداد، و... از بین رفت و حتی از قوانین خود برداشتند.
 
وی با بیان اینکه جهان اسلام هم متأثر از فضای مدرنیته حاکم بر غرب شد، افزود: مدرنیته با خود پیامی آورده به نام ولنگاری، آزادی بی قید و بند، حریم شکنی و... و چیزی به نام قداست، خدا، پیامبر و... را می گویند کنار بگذار چون انسان محور است و اگر انسان تشخیص دهد که آزادی اش در این است که پیامبری را مسخره کند خوب در کاریکاتور و فیلم و ... می تواند این کار را انجام دهد. در حالیکه در مبانی دینی ما مقدسات ادیان مورد احترام است.

دکتر نصیری به ارائه راهکارهای پیشنهادی خود برای مقابله با اهانت به مقدسات دینی پرداخت و گفت: برای حل این مسئله اولا باید جنبه های مثبت و منفی مدرنیته را بشناسیم. تکلیف ما این است که نسل خود را از معرض این آسیبها مصون بداریم. راه آن هم این است که به خوبی آن را مدیریت کنیم. جامعه به سه طیف تقسیم می شود یکی دینداران ثابت قدم که حدود 30 درصد جامعه را تشکیل می دهند و اینها افرادی هستند که در هر شرایطی به اعتقادات دینی خود پایبند هستند.
 
وی در پایان افزود: دسته دیگر جامعه که حدود 10 درصد را شامل می شود، افرادی هستند که به ارزشهای دینی پایبند نیستند و گروه سوم جمعیتی حدود 60درصدی را تشکیل می دهد که مصداق روایت «الناس علی دین ملوکهم» هستند و بدون اینکه تأثیر داشته باشند، تحت تأثیر شرایط قرار می گیرند. با بگیر و ببند کار درست نمی شود بلکه باید با مردم صمیمی بود و در یک فضای آرام بستر و مجال گفتگو را برای جامعه فراهم کرد تا مردم به راحتی مسائل خود را بیان کرده و راهکارهایی را دریافت کنند.