از کجا بدانم روزه ام، روزه ریایی نیست؟
تاريخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 اگر موقعى که روزه مستحبى گرفته و در حضور جمعى از نیکان روزه دار قرار دارد، ببیند از شکستن روزه خود شرم مى کند، بداند که در روزه او شبهه اى است که همان نزدیک شدن به دلهاى مردم است. اگر دوست داشته باشى غیر خدا نیز از روزه تو آگاه شود کسانى که گمان مى کنى اگر اطلاع پیدا کنند خیر دنیایى براى تو دارند؛ اگر چه این خیر، مدح و ستایش و احترام بیشتر آنان به تو باشد یا این که میل به اطلاع دیگران به اندازه اى نباشد که در رغبت به روزه تأثیر بگذارد ولى در عین حال دوست دارى علاوه بر خدا مردم هم از روزه تو آگاه شوند در هر دو صورت روزه تو بیمار و بنده پستى خواهى بود. اگر هنگامى که با روزه داران زیادى روزه مى گیرد، به نشاط مى آید و هنگامى که به تنهایى روزه مى گیرد، کسل مى شود، معلوم مى شود زیادى روزه داران در قصد و عمل او تأثیر دارد. بنابراین به مقدار تأثیر آن در قلب ، اخلاص تیره شده و روزه بیمار مى گردد...

 

روزهایی که در آن قرار داریم ایامی مبارک اند. بزرگان و اولیا همواره بر شرافت و عظمت این سه ماه عزیز یعنی رجب المرجب، شعبان المعظم و رمضان المبارک تأکید کرده اند و اعمالی هم برای برخورداری از مواهب معنوی و روحانی آمده است. در این میان یکی از اعمالی که برای این سه ماه در نظر گرفته شده روزه است. البته روزه ماه مبارک رمضان واجب است اما از آنجا که ماه رجب و شعبان مقدمه ورود و تشرف به این ماه عزیز هستند بزرگان و علمی اخلاق و تهذیب، تأکید بر گرفتن روزه در روزهای این دو ماه کرده اند. اما مختصات و ویژگی های این روزه چگونه باید باشد تا بتواند آن آثار باطنی و معنوی را داشته باشد و در تزکیه و تصفیه قلب و روح سالکان الی الله مؤثر بیفتد.

آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب "المراقبات" به این مهم توجه داشته اند و به ظرایف مهمی در این باره اشاره کرده اند که به صورت چکیده به آن ها اشاره می شود.

روزه خواصِ خواص چه روزه ای است؟

همانگونه که در روایت آمده ، همین مقدار که روزه براى خدا باشد کافى است ولى سزاوار است وقتى سالک روزه مى گیرد، اعضاى بدن او نیز روزه باشند، همانطور که از امام صادق علیه السلام  روایت شده : هنگامى که روزه گرفتى، گوش، چشم، مو و پوست تو نیز باید روزه بگیرند .  خلاصه اینکه روزه خواص تنها روزه شکم و فرج نیست ، بلکه سایر اعضا را نیز شامل مى شود . چنانچه روزه خواص خواص ، روزه تمام اعضاى بدن به اضافه روزه قلب است . و معنى روزه اعضاى بدن خوددارى اعضاى بدن از مخالفت خوا سته هاى الهى است ؛ و روزه قلب عبارت از نگهداشتن آن از خواسته هاى پست و خطورات دنیوى و بازداشتن کامل آن از غیر خدا مى باشد.

لذت خطاب، دافع سختی ها و رنج هاست

روزه و همینطور هر عبادتى را عوام تکلیفى بیش نمى دانند و لذا با زحمت آن را انجام مى دهند؛ ولى خواص آن را بزرگداشت و لطفى از جانب خداوند دانسته و قرار دادن عبادات و واجب نمودن آن را منت بزرگى براى خدا و نعمت بزرگى براى بندگان مى بینند و به گونه اى که شایسته بزرگداشت آن است  با نشاط، خوشحالى و سرور از آن استقبال مى کنند نه با حالتى که انسان با تکلیف روبرو مى شود . بلکه بالاتر، از خطاب تکلیف لذت برده و شادمان مى شوند. از امام صادق علیه السلام روایت شده که درباره این آیه : "اى کسانى که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شد " فرمودند: لذت خطاب - خداوند به مؤمنین -  سختى عمل را از

بین برده است ." بنده عارف به خدا و به حق او باید هم چنین باشد . زیرا هنگامى که بنده پروردگار را شناخت ، او را دوست مى دارد؛ و بدین ترتیب تمام معاملات او با خدا معامله محبوب با محبوب مى گردد . و آیا محبوبى را مى شناسى که خدمت به محبوب براى او سخت باشد، به خصوص موقعى که خدمت به محبوب بزرگداشت و لطفى از طرف او بلکه بالا تر، دعوت به مجلس انس و کرامت باشد . و نه تنها سخت نیست بلکه از خطابى که تکلیف در آن است ، لذت مى برد و به اندازه محبت و دوستى جان خویش را فدا مى کند و دقت مى کند که تمام منظور او را انجام دهد و در به دست آوردن تمام محبت او کوشش مى کند گرچه از او نخواسته باشد و به کارگیرى تمام نیروى خود را در این راه لذت و سعادت مى داند؛ و به این ترتیب انجام چیزهاى مورد علاقه خدا از  محبوبترین چیزها و خواسته هاى او مى شود  و با شوقى کامل و با قبول منت خدا - در این که به او اجازه این کار را داده است - به آن عمل مى کند و در قصد او چیزى غیر از خدا و رضایت او پیدا نمى شود .  این نیت را با نیت به دست آوردن ثواب و پاداش و بهشت و نعمتى از نعمتهاى خداوند مخلوط نمى کند؛ چه رسد به این که ریا، کسب شهرت و اطلاع و رضایت غیر خدا را با نیت رضایت خدا همراه کند.

اگر برای شهرت روزه بگیری خوار می شوی

اى عاقل درباره روزه اى که مى گیرى بیندیش که اگر با این نیتى که گفتیم روزه بگیرى به تمام کرامتها و مقامهاى عالى روزه داران و مخلصین و بیش از آن رسیده و فرشتگان خدا به خدمتت در آمده و حتى خدا در خواب قیلوله ات به تو آب و غذا مى خوراند و کسى توان بیان تعداد فضل و کرامت خدا را ندارد. ولى اگر به خاطر ریا و کسب شهرت روزه بگیرى ، خوار و از عبادت کنندگان شیطان شده و با چهار اسم خوانده مى شوى : اى حیله گر ! اى فاجر ! اى دروغگو! اى ریاکننده ! و به این ترتیب سزاوار آتش مى گردى و این اختلاف زیاد به خاطر اختلاف نیتهاست.

یازده قسم قرآنی درباره تزکیه قلب

اگر مسئله قلب و نیت به این اهمیت نبود، خداوند در قرآن ، در سوره شمس یازده قسم به رستگارى کسى که آن را تزکیه کرده ، و بدبختى کسى که آن را آلوده نماید، یاد نمى کرد . به همین جهت انسان باید با تمام توان سعى کند که نیت خود را خالص نموده تا جایى که به مقام صدق در اخلاص برسد.

از کجا بدانم روزه ام ریایی نیست؟

مولاى ما الگوى اهل مراقبت در کتاب "اقبال" ملاکهایى جهت شناخت روزه خالص و تمیز آن از روزه ریایى و شبهه دار بیان نموده که به جهت تیمن و تبرك آنها را نقل کرده و سپس آنچه را که خداوند بر زبانم جارى کند خواهم گفت .

یک:  اگر موقعى که روزه مستحبى گرفته و در حضور جمعى از نیکان روزه دار قرار دارد، ببیند از شکستن روزه خود شرم مى کند، بداند که در روزه او شبهه اى است که همان نزدیک شدن به دلهاى مردم است .

دو: اگر دوست داشته باشى غیر خدا نیز از روزه تو آگاه شود کسانى که گمان مى کنى اگر اطلاع پیدا کنند خیر دنیایى براى تو دارند؛ اگر چه این خیر، مدح و ستایش و احترام بیشتر آنان به تو باشد یا این که میل به اطلاع دیگران به اندازه اى نباشد که در رغبت به روزه تأثیر بگذارد ولى در عین حال دوست دارى علاوه بر خدا مردم هم از روزه تو آگاه شوند در هر دو صورت روزه تو بیمار و بنده پستى خواهى بود.

سه:  اگر هنگامى که با روزه داران زیادى روزه مى گیرد، به نشاط مى آید و هنگامى که به تنهایى روزه مى گیرد، کسل مى شود، معلوم مى شود زیادى روزه داران در قصد و عمل او تأثیر دارد. بنابراین به مقدار تأثیر آن در قلب ، اخلاص تیره شده و روزه بیمار مى گردد.

چهار:  قصدت از روزه ، به دست آوردن ثواب است یا به خاطر اینکه خدا مى خواهد؟ اگر به خاطر ثواب باشد، بدان که با این عمل مى گویى خداوند سزاوار نیست که به خاطر فرمانبرداریش روزه بگیرم و خداوند به خاطر  ا شایسته عبادت نیست و اگر رشوه او نبود او را عبادت نمى کردم ، حق خوبیهاى گذشته او را رعایت نکرده و احترام مقام بزرگ او را نگه نمى داشتم .

پنج:  اگر رنگین بودن افطار و زیادى غذا و لذت آن نشاط تو را در روزه افزون کرد، معلوم مى شود به مقدار زیادى نشاط روزه از اول تا آخر براى غیر خدا بوده است .

تا اینجا ملاکها ى شروع روزه را با اخلاص گفتیم ، اکنون چند ملاك نیز براى تشخیص به پایان رساندن روزه همراه با اخلاص مى گوییم .

یک: اگر در اثناى روزه به غذاى خوشمزه یا همسر زیبا یا سفرى که در آن نفعى باشد، برخورد کردى و نشاط روزه در تو کم و روزه برایت سنگین شده و انتظار رهایى از روزه را کشیدى ، باز هم خالص نیستى . زیرا تو نیز از بنده ات خدمتى را که بر خود سنگین بداند، قبول نمى کنى بلکه به خاطر آن او را طرد و ترك مى کنى .

دو:  اگر اتفاقى بیفتد که شکستن روزه ات ، نزد خدا بر گرفتن آن برترى داشته باشد ولى از شکستن روزه در نزد مردم خجالت کشیدى بدان که مخلص نیستى . زیرا اگر در عمل و قصد خود مخلص براى خواسته خدا بودى ملاحظه هیچکس را نمى کردى .

سه:  اگر در اثناى روزه دیدى که روزه تو را از انجام بعضى از واجبات یا امورى که نزد خدا اهمیت بیشترى دارد ناتوان نموده است ولى با این حال روزه خود را نشکستى ، وارد دسته ریاکاران در عبادت شده و عبادت تو جزو گناهان کبیره مى شود . وظیفه تو در اینجا انجام عملى است که نزد خدا مهمتر است و نباید ملاحظه این که مردم عذر تو را نمى دانند، داشته باشى . زیرا این مطالب روزه یا اخلاص تو را از بین مى برد؛ گرچه در اول ر وزه تو صحیح و مورد رضایت خداوند بود . در صورت پیش آمدن چنین مطلبى باید فوری آنچه را که نزد خدا مهم است انجام داده و عدم آگاهى مردم به عذر را نباید ملاحظه کرد . و اگر چنین مسأله اى

اخلاص را از بین برد، باید فورا از آن توبه نمود . آنچه تو را از خدمت مولا و انجام اعمالى که موجب خشنودى پروردگارت است ، باز مى دارد، مانند دشمن براى تو و مولایت است  و چگونه تو دشمن خود و او را بر او مقدم مى کنى در حالى که در حضورش بوده و تو را مى بیند. و هنگامى که غیر خدا را بر او مقدم داشتى چه کسى احتیاجات تو را در دنیا و آخرت برطرف مى کند؟

 

منبع:شبستان