بشارت پیامبر به حضرت زهرا(س) درباره ظهور
تاريخ : جمعه 14 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در بیماری پيامبر(ص)، حضورش شرفياب شدم، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى‌ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:
فاطمه جان! چرا گريه مى‌کنى؟
عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود؟
فرمود: عزيزم، مگر نمى‌دانى كه خداوند به اهل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم؟
دخترم! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه:
من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى‌باشم و با اين امتيازات پدر تو مى‌باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى‌باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى‌كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى‌باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.
يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً.
اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد... .

 
پی نوشت:
«كشف الغمه،5 - اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه»