ملکیان شاعری نوگراست/این اثر یک پدیده در شعر آیینی جوان است

دومین جلسه نقد کتاب  مجموعه شعر " جمع مکسر" اثر محمد حسین ملکیان (فراز) از شعرای آیینی ، با حضور حجت الاسلام شیخ رضا جعفری، استاد سید مهدی حسینی و جمعی از شعرای آیینی پنج شنبه شب در مجمع شاعران اهل بیت(ع) برگزار شد.

استاد سید مهدی حسینی در این جلسه گفت :

نکته های مثبت در شعر ایشان این است که شاعر شعر را خوب می شناسد و توانسته یک مجموعه ی خوب ارائه دهد.

تعابیر در کتاب منطق شاعرانه دارد ، وحدت ارگانیک در آن رعایت شده و از انسجام لازم برخوردار است.

کاربرد تضمین ها ، اقتباس ، تلمیح  ، بهره گیری از وزن های معمولی و پرکاربرد.

بهره گیری از سنت های شعری و ادبی بودن اشعار که در شعر امروز خیلی کم شده است.

اگر شاعر هویت شعری داشته باشد جریان های تجربه نشده زود او را تحت تاثیر قرار نمی دهد.

فرهنگ اجتماعی هیئت در بعضی اشعار شاعران مشاهده می شود که عملا یعنی پایین آوردن سطح شعر به خاطر مخاطب در حالیکه در این کتاب کاملا کنترل شده انجام گرفته است.

نکته ی جالب در این کتاب این است که بر خلاف خیلی از مجموعه ها مرثیه محور نیست .

معمولا دوستان برای مرثیه شعر می گویند. زبان اشعار این کتاب رنگ اندیشه داردو مدح ارزشهاست. علی رغم اینکه خواص پسند است عامه فهم هم هست.

شاعر زوایا و فضاهای جدیدی را تجربه کرده است . در این کتاب حماسه خیلی پررنگ است وزن و نگاه شعر حماسی است .

عوامل زیادی در شعر هیئت حماسه ایجاد می کند بخشی از آن فکر شاعر است.

چهره انگار ... نه انکار ندارد ماه است   / این چه نوری است که در چهره ی عبدالله است

زبان شاعرانه و هنری است مثل بازسازی های تاریخی گاهی اوقات داریم مرثیه را گزارش می کنیم

شاعر نگاه عاطفی خوبی در شعر دارد و از آن خوب استفاده می کند.

از اهل کوچه یک نفر بیرون نیامد   /  یک سر به غیر از میخ در بیرون نیامد

کنایه در شعرهای این کتاب با دومعنا به زیبایی به کار رفته است

صلح وقتی به معنی صلح است که پذیرنده سنگری دارد...

هم از نظر تحلیل تاریخ و هم از لحاظ فرم زبانی یکی از بهترین های این کتاب است.

تحلیل در این شعر پررنگ است و تحلیل ها درست به کار رفته گاهی تحلیل ها فابل دفاع نیست.

طنز و تعریض،هر دو در این مجموعه خیلی پررنگ است

 روزگاری همه از تیغ دو دم می گفتند    افتخارش به عرب ماند جراحت به علی

انگشت مولا راه دوزخ را نشان داده است    افسوس کوفی ها چه می بینند انگشتر

 

 مضمون رندانه:

شاعری آمد به  قصد ترک سیگارش حرم     عادتش را ترک کرد اما کبوتر باز شد

مضمون رندانه است اما از نظر زبان فابل دفاع نیست

آقای ملکیان شاعری نوگراست نگاه خلاقانه دارد و ایده های جدید ارائه می دهد و هنجارگریزی در آثارش مشهود است.

4 نوع مدح داریم : 1 .مبتنی بر روایات: شعر حضرت عبدالله

 2. مبتنی بر ارزشهای انسانی: اگر این طرز نماز است که او می خواند.../ بین زن های عرب ساده تر از زهرا کیست؟ ...

3. مدح محض بدون روشنگری : لب بالایی او ...

4. حکم اندازی و استحسان:  رو به قبله همه ی عمر خدایا غلط است ...

مرثیه ها در این مجموعه غیر مستقیم است و اجازه ی تحلیل به مخاطب می دهد.

در کوفه جمع یک نفر هم با خودش سخت است ...

که قاتلشان هم به سمت معرکه باید امیدوار بیاید ...

نمونه ی یک مرثیه فاش: در باز شد در بازشد در را شکستند ...

زبان ها در این کتاب : حماسی . استعاری. ساده و روان. طنز و تعریض . تحلیل . عاشقانه و ..

زبان روایت با وصف های هنری تصویری

لغزش های زبانی به ندرت دیده می شود  ، توجه به زبان سالم

موسیقی:

زبان دارای موسیقی پررنگی است : لب تشنه ای و یاد لب خشک اصغری ...

موسیقی در این کتاب در خدمت شعر است و حذف موسیقی خلا ایجاد می کند یعنی دارد نقش آفرینی می کند:

امیر هیچ به جز زخم بی شمار نخورد / امیرهیچ به جز درد بی شمار نداشت

اما گاهی اوقات تنوع زبان از انسجام می کاهد : خوابیده و بالاسرش یک کاسه آب است .. با ابیات قبلی تنوع دارد

این اثر یک پدیده در شعر آیینی جوان است

 استاد شیخ رضا جعفری نیز در این جلسه گفت :

در این کتاب اتفاق های بسیاری در هر صفحه اش افتاده است که خوب و خجسته است و پیگیری نشده است .

صفحه به صفحه و بیت به بیت مضامین بکر است و زیباست . پرداخت های شاعرانه زیاد است
در حد شاعر با مفاهیم و اصول تاریخی و اعتقادی هیچ مغایرتی ندیدم.

نه غلوها جاهلانه بود و نه تاریخ سازی داشت .

به نظر من یکی از معدود پدیده هایی است که در شعر معاصر اتفاق افتاده است .

شاعر به خودش اجازه نداده که در هر مضمونی وارد شود و آنجا که وارد شده از پسش برآمده .

 

عموم ساختارهایی که از شعر های دیگران خوانده قابل دفاع نبود اما اینجا می توانم بگویم یک حسن اتفاق است .

وبالاخره در شعر آیینی جوان  یک اتفاق فرخنده رخ داد.

مجموعا مضمون های این کتاب مرا به چالش نکشاند.

حامد عسگری نیز از شعرایی بود که در این جلسه به شعر خوانی پرداخت :

 

تاول دستامو نگا کن، سوخته موهام شونه نمی شه

سر که واسم بابا نشد پس، خرابه هم خونه نمیشه

عروسکم رو یکیشون برد، گوشوارمو یکی کشید

گوشوارمو عیبی نداره، عروسکو عموم خریده

بابای من دختر نازت اسیر یه گله گرگه

پاشو ببین قد منم مثل قد مادر بزرگه

عمه فقط کنار من بود تموم گریه هامو می شنفت

بعد نما زبه جای تسبیح با تاولام ذکراشو می گفت

چند شبه که به جای بازوت، سرم روی بالش ریگه

چند شبه که بوسم نکردی، هیچکی برام قصه نمیگه

یه حرفایی خورد به گوشم که حال من خیلی خرابه

من میگم انشاله دورغه دشت سر تشت...

سرش رو نیزه که دیدم بازم دلم واسه عموم رفت

 گل سر منو کشیدن، با گل سر یه دسته موم رفت

سه ساله و ضربه سیلی؟ سه ساله و زخمای کاری؟

دخترای شامی با طعنه بهم یمگن بابا نداری

پاشو با او ن نوازشات باز دوباره کاممو عسل کن

شیرین زبونیام تموم شد، بابا پاشو منو بغل کن

فدا سرت سیلی زجر و فدا سرت اینهمه غربت

بابای من فدای اسمت، بابای من سرت سلامت

و پایان مراسم با شعر خوانی محمد حسین ملکیان:

قبول دارم در کربلا ثواب نکردم
ملامتم نکن آغوش را جواب نکردم

همه توان خودش را گذاشت حرمله اما

خدا گوا ست به سمت علی شتاب نکردم

هزار بار مرا سمت مشک آب فرستاد

ولی به حضرت عباس فکر آب نکردم

دو راه داشتم اصغر .. حسین ساده بگویم

که چشم بستم واز این دو انتخاب نکردم

به تیره بختی من تیر نیست در همه عالم

که هیچ کار برای دل رباب نکردم

***

دست امام و حسرت شمشیر آخته

افسوس که امام را متوکل شناخته

 

مولا! بزرگی‌ات، شده داغ دلش گواه

زندان کوچکی که برای تو ساخته

 

از علم بی‌نیازی و در جنگ سرفراز

از هر طرف حساب کند پاک باخته

 

تصویر ساده‌ای‌است ولی شرح مشکل است

یک گنبد خرابه و یک ‌دسته فاخته

 

آن دل که باشد از تو جدا دل نمی‌شود

با عشق، هیچ‌چیز معادل نمی‌شود

 

در جام یا شراب؟ بگو فرق در کجاست؟

عقل از می مدام تو زایل نمی‌شود

 

در جنگ، بُرد قسمت اهل توّکل است

جز باخت قسمت متوّکل نمی‌شود

 

هرکس غمت به شادی دشمن فروخت دید

سودی از این معامله حاصل نمی‌شود

 

مانده‌است از تو دِین بزرگی به گردنم

این شعر دِینم است که کامل نمی‌شود

 

این شعر نذر توست، پریشانی‌اش کنار

لحن خوشی که داری و می‌خوانی‌‌اش کنار

از لطف دشمن است که با شعر آمدم

مزد از شما، حساب من و بانی‌اش کنار

 

دل‌رحمی آنقدر که گمانم در آخرت

از دوزخش درآری و بنشانی‌اش کنار

 

مشهد، شب شهادتتان مثل سامراست

تعداد زائران و چراغانی‌اش کنار

 

شاعر مصمم است زیارت کند تو را

اینکه تو سمت خویش نمی‌خوانی‌اش کنار

 

اَحبَبتُکَ وَ حُبُ فی مَن حَبَکَ وقار

ضعف کلام و لهجة ایرانی‌اش کنار