چرا اشعار "پروین اعتصامی" پوشانده شد
تاريخ : یک شنبه 23 شهريور 1393 | | نویسنده : گمنام

سایت رویکرد نوشت:

 

جمعی از فعالان ادب، فرهنگ و هنر با حضور در بیمارستان از رهبر انقلاب عیادت کردند.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ،در این دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جریان گفت‌وگو با آقایان کمال تبریزی، مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی‌کیا و رضا امیرخانی، در پاسخ به احوالپرسی های هنرمندان شعری خواندند :

«هر بلائی کز تو آید نعمتی است

هر که را رنجی دهی آن راحتی است

زان به تاریکی گذاری بنده را

تا ببیند آن رخ تابنده را

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند

تا که با مهر تو پیوندم زنند...»

پس از قرائت این اشعار رهبر انقلاب با طرح این سوال که فکر می کنید این اشعار از کیست ؟ در پاسخ فرمودند « شاید فکر کنید از کسی مثل مولانا باشد ، از پروین اعتصامی است این شعر ، شاعری که سعی شده همواره شعرش و چهره اش پوشانده شود.»رهبر انقلاب در ادامه صحبت های خود فرمودند « به پروین می گفتند شاعر نخود لوبیا تا جایگاه فروغ فرخزاد را بالا ببرند، البته من نظر نامناسبی نسبت به فروغ ندارم و به نظرم آخری ها وضعش بد نبوده ان شاء الله»

 

صحبت های رهبر معظم انقلاب را بهانه ای کردیم تا کمی بیشتر راجع به پروین اعتصامی بدانیم.

 

پروین در ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ شمسی ( ۱۷ مارس ۱۹۰۷ میلادی )، در تبریز چشم به جهان گشود و او را درخشنده نامیدند ، و بعدها پدرش تخلص پروین را برای او انتخاب کرد.

 

پدر بزرگ پروین از آشتیان به تبریز می رود و پدر پروین – یوسف آشتیانی معروف به اعتصام الملک آشتیانی – در سال ۱۲۵۳ در تبریز متولد می شود.

مادرش – اختر اعتصامی – دختر میرزا عبدالحسین خان قوم العداله ، از خاندان فتوحی تبریزی ؛ زنی با سواد و با تقوا بود . اختر در سال ۱۳۵۲ شمسی چشم از جهان فرو بست .عبدالحسین ، پدر اختر ، از شاعران اواخر قاجار بود و شوری تخلص داشت .

در سال ۱۲۹۱ شمسی در حالی که پروین ۵ ساله بود ، با خانواده اش از تبریز به تهران آمدند.

 

پدر پروین در علوم ادبی و عربی ، فقه و اصول ، منطق و کلام ، حکمت و تعلیم خط شکسته استاد بود . وی نویسنده و مترجم بود و در آن زمان مجله ادبی بهار را منتشر می نمود . وی در دی ماه سال ۱۳۱۶ شمسی در شصت و سه سالگی ، از دنیا رفت و پروین که با توجه به رابطه عمیقی که با پدرش داشت ، از این حادثه ضربه سختی خورد ، در این باره چنین سرود :

 

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

بنابر این پروین کودکی را در خانه ای ادبی سپری کرد و علوم ادبی در سرشت او جا گرفت ؛ پروین در هشت سالگی ، اشعاری وزن دار می سرود .

پروین تنها دختر خانواده بود و ۴ برادر دیگر نیز داشت یکی از برادرانش ابوالقاسم ، بر اثر ضربه هایی که توسط سارقین به او وارد شد ، دچار مننژیت عفونی شد و در فرانسه درگذشت و در ایران دفن شد . برادر دیگرش ابوالفتح ، در سال ۱۳۷۱ شمسی از دنیا رفت . پروین و همه برادرانش بر اثر توجه پدرشان ، از علم و دانش برخوردار بودند.

 

وی در تمام سفرهای پدرش با او همراه بود.پروین در سال ۱۳۱۵ شمسی ، در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی ، کارمند کتابخانه دانشسرای عالی شد و در سال ۱۳۱۶ شمسی که محمد رضا پهلوی از این کتابخانه دیدن کرد ، وی معاون کتابخانه بود . وی دعوت رضا شاه را برای معلمی ملکه نپذیرفت.

 

پروین در شانزدهمین روز بهار سال ۱۳۲۰ شمسی ( ۴ آوریل ۱۹۴۱ میلادی ) ، در ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه از دینا رفت .آرامگاه پروین در قوم ، در گورستان خانوادگی اوست ؛ وی شعری را در آخر دیوانش آورد که به مناسبت مرگش

سروده و آن را بنا بر گفته خودش ، بر روی سنگ مزارش حک کرده اند:

اختر چرخ ادب پروین است این که خاک سیهش بالین است

سائل فاتحه و یاسین است صاحب آن همه گفتار امروز

خاطری را سبب تسکین است خرم آن کس که در این محنت گاه

 

تحصیلات پروین اعتصامی

معلم اصلی پروین ، پدرش بود . پروین در خدمت پدرش ادبیات فارسی و عربی آموخت .

علاوه بر دانش آموزی از پدرش ، وی در یک مدرسه آمریکایی ( IRAN BETHEL ) هم تحصیل نمود و بنا بر این بر زبان انگلیسی هم به طور کامل تسلط داشت .وی در سال ۱۳۰۳ شمسی از آن جا فارغ التحصیل شد و سپس مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.

در آن زمان علامه علی اکبر دهخدا و ملک الشعرای بهار ، در خانه پدر پروین ، جلسه شعر داشتند و به این شکل پروین از محضر آن ها بهره می برد.

 

ازدواج پروین اعتصامی

پروین در ۱۹ تیر ماه سال ۱۳۱۳ شمسی ، با پسر عموی پدرش فضل الله همایون فال ازدواج کرد اما این ازدواج موفق نبود ؛ همسر پروین مدام در شب نشینی و شراب خواری و قمار کردن بود و پروین که در خانه‌ای علمی و ادبی پرورش یافته بود با شرایط جدید سازگاری نداشت .

فضل همایون – همسر پروین – در هنگام ازدواجشان ، رئیس شهربانی کرمان بود و اشکال این مسئله در این بود که روحیه و اخلاق نظامی فضل ، با روح لطیف و آزاد پروین هم خوانی نداشت و هر یک طرز تفکر متفاوتی از دیگری داشتند . به هر حال پروین ۴ ماه پس از ازدواج به همراه همسرش به کرمان رفت .

سر انجام پروین ، با بخشیدن مهریه اش ؛ پس از دو ماه زندگی مشترک در مرداد ماه ۱۳۱۴شمسی از همسرش جدا شد .

پروین راجع به دوران ازدواج خود فقط سه بیت شعر سروده است :

جز سرزنش و بد سری خار چه دیدی ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی

جز مشتری سفله به بازار چه دیدی ای لعل دل افروز ، تو با این همه پرتو

غیر از قفس ، ای مرغ گرفتار چه دیدی رفتی به چمن ، لیک قفس گشت نصیب

 

جوایز و افتخارات پروین اعتصامی

وی در اوج شهرت ، مدالی را که رضا شاه برایش فرستاده بود ، نپذیرفت و گفت من که شعری در مدح رضا شاه نسروده ام که مستحق دریافت مدال باشم.

پروین در سال ۱۳۱۵ شمسی ، از سوی وزارت فرهنگ ، یک نشان علمی دریافت نمود و گفت که از من شایسته تر برای دریافت نشان ، بسیارند ؛ و در نتیجه این نشان را نیز پس فرستاد .

 

ویژگی آثار پروین اعتصامی

در چهارده سالگی ، اشعارش منتشر شدند .زبان ساده و نرم و روشن او ، شعرش را متین و دلپذیر می کند . قصاید پروین ، در سبک سنایی و ناصر خسرو است ؛ ملک الشعرای بهار در مقدمه ای که بر دیوان وی نوشته در این باره چنین می گوید :

 

«این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوهٔ لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوهٔ شعرای عراق و فارس است به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفا است، و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جوئی است ترکیب یافته و شیوه ای بدیع و فاضلانه به وجود آورده است. »

 

هنر پروین در جان بخشی به اشیای بی جان است .

پروین در اشعارش همواره از یتیمان و محرومان و سالخوردگان حمایت می کند. او را باید شاعر تربیت و اخلاق نامید زیرا شعر او از اندیشه عرفانی وی سرچشمه می گیرد . وی همواره از حق و حقوق خود و هم نوعانش دفاع می کند .

 

علامه قزوینی او را خنساء شعرا و رابعه دهر می خواند .

قسمت عمده اشعار پروین به صورت قصه سروده شده است و غالبا به شیوه مناظره است .شیوه مناظره ، در تاثیری که سبک خراسانی بر ادبیات ما گذاشت ، محو شد و کم کم رو به زوال گذاشت اما پس از مدتی نیما یوشیج قبل از پروین ، نمونه هایی از این مناظرات را در چشمه کوچک و روباه و خروس ارائه کرد اما پروین بعد از او ، این نوع اشعار را پیشرفت بسیار داده است .

 

آثار پروین اعتصامی

پروین به تشویق ملک الشعرای بهار دیوان اشعارش را در سال ۱۳۱۵ شمسی توسط چاپخانه مجلس منتشر کرد . 

دیوان وی شامل ۲۴۸ قطعه است که از این تعداد ، ۶۵ تای آن ها مناظرات وی هستند .این مناظرات۱ بین اشخاص ، حیوانات ، اشیاء و گیاهان هستند .

پروین دیدگاه منتقدانه خود را نسبت به اجتماع ، در قالب قطعاتش آورده است .

 

۱.(مُ ظَ رَ یا رِ) [ ع . مناظرة ] (مص ل .) با یکدیگر بحث و گفتگو کردن .

 

با بررسی هایی که از طرف آقای جلال متینی به عمل آمد ، وی دریافت که در ديوان پروين اعتصامي ، طبع دوم، تهران، مهر ۱۳۲۰ ، ابیاتی وجود دارد که در دیوان وی طبع سوم و تيرماه ۱۳۲۳ ، نیستند ! این تغییرات که از طریق ابوالفتح اعتصامي ، برادر پروین ، در اشعارش صورت گرفته اند عبارتند از:

۱ – از قصيده‌ي «گنج عفت» سه بيت مورد نظر را حذف کرده‌است. او نه در مقدمه‌ي کتاب و نه در زيرنويس صفحه‌اي که اين قصيده در آن به چاپ رسيده _ برخلاف سنت جاري _ به حذف اين بيت‌ها در چاپ سوم اشاره‌اي نکرده‌است، تا چا رسد به اين که دليل کار نادرست خود را ذکر کرده‌باشد. مشکل آن است که چون در شصت سال اخير، چاپ دوم ديوان «پروين اعتصامي» بسيار ناياب شده‌ و همه از چاپ‌هاي سوم به بعد ديوان، که توسط «ابوالفتح اعتصامي» به چاپ رسيده‌ و يا چاپ‌هاي ديگر استفاده مي‌کنند، کسي از وجود اين سه بيت مطلقاً اطلاعي ندارد.

علت : چون در آن شرايط، دفاع از رضاشاه و تأييد اقدامات او نوعي خودکشي سياسي به حساب مي‌آمده، «ابوالفتح اعتصامي» ،در درجه‌ي اول شايد براي دفاع از خواهر درگذشته‌اش و در درجه‌ي دوم براي دفاع از شخص خود که ناشر ديوان بوده، اين سه بيت را در چاپ سوم حذف کرده‌است.

۲ _ بعد از اين که اين موضوع روشن گرديد، متوجه شدم «ابوالفتح اعتصامي» عنوان اين قصيده را هم در چاپ‌هاي سوم به بعد، از «گنج عفت» به «زن در ايران» تغيير داده‌است. در حالي که «پروين» به يقين عنوان «گنج عفت» را با توجه به يکي از ابيات اين قصيده «زن چو گنجور است و عفت، گنج و حرص و آز، دزد...» برگزيده، که در آن «عفت» و «گنج»را به کار برده است. 

برادر که پس از مرگ خواهر اين عنوان را هم به دليلي نپسنديده، آن را به «زن در ايران» _ شايد بر اساس کاربرد آن در اولين بيت قصيده: «زن در ايران پيش از اين گويي که ايراني نبود...» _ تغيير داده‌است.

علت : اعمال سلیقه ابوالفتح اعتصامی

۳ _ در چاپ دوم، تعداد قصايد ۴۳ است و در چاپ سوم، ۴۲ عدد. «ابوالفتح اعتصامي» شعر «فرشته‌ي انس» (شماره‌ي ۴۳، چاپ دوم) را در بخش «مثنويات و تمثيلات و قطعات» با شماره‌ي ۱۴۵ ذر چاپ سوم آورده‌است. بدون هيچ اشاره‌اي به جا به جا کردن اين شعر. 

ناگفته نماند که «فرشته‌ي انس»،، با توجه به قافيه دو مصراع بيت اول آن، قصيده نيست و قطعه است. 

پس اگر قرار دادن اين شعر در بخش «مثنويات و ...» چاپ سوم به اين دليل بوده، البته کار درستي بوده‌است. اما معلوم نيست چرا «ابوالفتح اعتصامي» چهار «قطعه»‌ي ديگر را که در بخش «قصايد» طبع دوم، چاپ شده به بخش «مثنويات» منتقل نساخته‌است؟ این چهار قطعه عبارتند از: شماره‌ي ۴ و شماره‌ي ۹ و شماره‌ي ۲۰ و شماره‌ی ۳۶

علت : اعمال سلیقه ابوالفتح اعتصامی

۴ _ در چاپ دوم ديوان، شعر معروف «روزي گذشت پادشهي از گذرگهي/ فرياد شوق بر سر هر کوي و بام خاست» با شماره‌ي ترتيب و عنوان «۲۰۵ – کجروان» چاپ شده‌است و در چاپ سوم با شماره و عنوان«۵۷ - اشک يتيم». در حالي که به نظر مي‌رسد «پروين» با توجه به لفظ «کجروان» در بيت آخر اين قطعه، عنوان شعر خود را برگزيده بوده‌است:

کـــو آن چنـــان کسيکه نرنجــد ز حرف راست پروين به کجروان سخن از راستي چه سود 

 

 

 

ناگفته نماند که «پروين: اين شعر را در صفر سال ۱۳۴۰ هجري قمري در مجله‌ي «بهار» با عنوان «اشک يتيم» چاپ کرده بود ولي در طبع دوم ديوان، عنوان آن را به «کجروان» تغيير داده‌است.

علت : اعمال سلیقه ابوالفتح اعتصامی

 

۵ - در چاپ دوم، شعر «چو رنگ از رخ روز پرواز کرد/ شباهنگ ناليدن آغاز کرد...»، با شماره‌ي تر تيب و عنوان «۱۲۶- شباهنگ» چاپ شده‌است. «پروين» علاوه بر بيت اول که در آن «شباهنگ» را به کار برده، در بيت هفتم نيز همين لفظ را تکرار کرده‌است: «بخفتند مرغان باغ و قفس/ شباهنگ افسانه مي‌گفت و بس...».

«ابوالفتح اعتصامي» نه تنها شماره‌ي ترتيب و عنوان شعر را از «۱۲۶ – شباهنگ» چاپ دوم به «۱۲۹ – شباويز» طبع سوم تغيير داده‌است، بلکه در بيت اول و هفتم آن نيز به جاي «شباهنگ»، «شباويز» به کار برده و به هيچ يک از اين تغييرات در چاپ سوم اشاره‌اي نکرده‌است.

۶ _ ترتيب پنج شعري که با عنوان «آروزها» در طبع دوم چاپ شده، در طبع سوم تغيير داده شده‌است.( آرزوها ۱ - آرزوها ۲ - آرزوها ۳- آرزوها ۴- آرزوها ۵ )

۷ _ شماره‌ي ترتيب و عنوان اين سه شعر نيز تغيير داده شده‌است:

شعر «۶۳ – باد و بروت» چاپ دوم به «بادِ بروت»

شعر «۲۰۱ – يک غزل» چاپ دوم به «۵۶ – از يک غزل»

شعر «۲۰۳ = رنجبر» چاپ دوم به «۶۱ – اي رنجبر»

که به اين تغييرات نيز در چاپ سوم اشاره‌اي نشده‌است.

۸ _ در چاپ دوم، سه بيت زير با شماره ترتيب و عنوان «۲۰۲ – مقطعات و مفردات» بي‌هر گونه زيرنويسي چاپ شده‌است:

جــز سرزنش و بدســري خــار چـــه ديدي اي گـــل تـــو ز جمعيت گلــــزار چـــه ديدي 

جــز مشتري سفلــه بــــه بازار چـــه ديدي اي لعــل دل‌افــــروز تــــو با اين همــه پرتــو 

غيــر از قفس اي مـــرغ گرفتـــار چــه ديدي رفتي بـتـه چمن ليک قفس گشت نصيبت

در حالي که همين سه بيت در چاپ سوم با شماره‌ي ترتيب و عنوان «۲۰۷ – مقطعات و مفردات»، و با اين زيرنويس چاپ شده‌است:

« زبان حال: شاعر، شرح دوره‌ي کوتاه (دو ماه و نيم) زناشويي خود را در اين سه بيت گنجانده‌است.

 

۹ _ در همين قسمتِ «مقطعات و مفردات» در چاپ سوم، شرحي در ذيل دو بيت زير:

 

تا بدانـــد ديو، کـــاين آيينه جاي گــرد نيست ز غبـــار فکـــر بـــاطل پاک بايــــد داشت دل

اين معما گفته نيکوتر که«پروين» مرد نيست مرد پندارند پروين را، چه برخي زاهل فضل 

 

آمده‌است بدين شرح:«... اين رباعي را شاعر براي شناساندن خود و رفع اشتباه از کساني که او را مرد مي‌پنداشتند، گفته...»، که با زيرنويس چاپ دوم اين دو بيت متفاوت است. درضمن توضيح اين موضوع نيز لازم است که اين دو بيت رباعي نيست.

۱۰ _ از نمونه‌هايي که ذکر شد، آشکار است که «ابوالفتح اعتصامي» به طور کلي شماره‌ي ترتيب اشعار را در چاپ سوم و چاپهاي بعدي ديوان، مطلقاً در متن طبع دوم تغييري نمي‌داد و اگر عم به دليلي خود را مجاز مي‌دانسته که در شعر خواهر دست ببرد، بايست در هر مورد در ذيل صفحه‌ي مربوط، توضيح مي‌داد که ضبط چاپ دوم چه بوده‌است.

عدم توجه به اين موضوع حاکي از آن است که وي با الفباي کاري که داوطلبانه به عهده گرفته بوده، آشنا نبوده‌ و مانند کاتبان قرون پيشين به خود حق مي‌داده‌است که در يک متن ادبي به دلخواه خود تغييراتي بدهد. به همين دليل بود که روزي استاد «مجتبي مينوي» در «جشنواره‌ي توس»، در تالار فردوسي دانشکده‌ي ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي، فرياد برآورد که همه‌ي کاتبان ما خائن بوده‌اند. چون تني چند به سخنان وي محترمانه اعتراض کردند، پاسخ داد: «اگر کاتبان ما امين بودند، از جمله نسخه‌هاي خطي «شاهنامه فردوسي» که امروز در اختيار داريم، به تفاوت، بين چهل تا شصت هزار بيت نداشتند.» و چنين است وضع ديگر نسخه‌هاي خطي ما.