ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان
تاريخ : چهار شنبه 22 مرداد 1393 | | نویسنده : گمنام
پانزدهم شوال مصادف با سالروز وفات حضرت عبدالعظیم حسنی است؛ شخصیتی که محضر سه امام معصوم (ع) را درک کرد و در سایه تعالیم امام رضا، جواد الائمه و امام هادی علیهم السلام به مقامی نائل شد که امام دهم به وی فرمود «تو از دوستان حقیقی ما هستی».

عبدالعظیم حسنی(ع) در چهارم ربیع الثانی سال 173هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. وی فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بود که نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می رسید.

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین می نویسد: وقتی حضرت عبدالعظیم (ع) خدمت امام هادی (ع) مشرف شد و عقاید خود را اظهار کرد؛ امام فرمود «تو از دوستان حقیقی ما هستی».

روزی امام رضا (ع) به حضرت عبدالعظیم که مورد اعتماد ایشان بوده و توصیه های امام را به شیعیان می رساند؛ فرمود: ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را به خودشان راه ندهند. آنان را به راست گویی و امانت داری و سکوت و ترک مجادله در کارهای بیهوده و دیدار از همدیگر و توجه به یکدیگر دستور بده. چرا که اینها مایه نزدیک شدن به من است.

علی بن موسی الرضا (ع) افزودند: هرگز خودتان را مشغول دشمنی با یکدیگر نکنید. من با خود پیمان بسته ام که هرکسی چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد، از خدا بخواهم که او را در دنیا به شدیدترین صورت عذاب کند و در آخرت نیز چنین کسی را از زیان کاران قرار دهد.

حضرت عبدالعظیم از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین (ع) وهمچنین از چهره های بسیار محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به شمار می رفت.

دوران وی گر چه عصر حاکمیت عباسیان و ایجاد خفقان و سخت گیری نسبت به شیعیان بود ولی مدافعان دین و حافظان مکتب که روایات امامان را ثبت و نقل می کردند، نقش عمده ای در پاسداری از فرهنگ والای اهل بیت (ع) داشتند و حضرت عبدالعظیم نیز یکی از سنگربانان عقیده تشیع محسوب می شود که درحفظ و انتشار احادیث، بسیار کوشا بود و ستایش های ائمه (ع) از وی نشان دهنده شخصیت والای علمی و معنوی وی است.

مقام علمی عبدالعظیم به اعتقاد برخی صاحبنظران تا جایی است که از وی به عنوان پایه گذار انقلاب فرهنگی و علمی در ری یاد می کنند.

حجت الاسلام حسن عامری استاد حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم گفت: پس از ورود حضرت عبدالعظیم به ری، یک انقلاب بزرگ فرهنگی و علمی ایجاد شد و گرچه به صورت مخفیانه وارد ری شد و کسی از وجود او اطلاع نداشت ولی شاگردان مکتب تشیع به محضر این دانشمند می رسیدند و در همان مدت کم از وجود وی استفاده می کردند.

وی افزود: به جز ورود امام رضا (ع) به توس که بحثی جداگانه را می طلبد، ورود حضرت عبدالعظیم حسنی به ری، وارد شدن «احمد بن موسی(ع)» معروف به شاهچراغ و حضرت معصومه(س) به شهرهای شیراز و قم معنای خاصی دارد و در واقع می توان گفت وجود این سه بزرگوار سبب شروع یک انقلاب شیعی در میان مردم ایران شد.

این استاد حوزه اضافه می کند: گرچه به گفته برخی مورخان، در دوران صفویه زحمات زیادی برای تشیع کشیده شد، اما اصل تشیع در ایران به واسطه مجاهدت ها و تلاش های این سه بزرگوار بوده است و نیز گرچه آنها مدت کمی را در ایران بودند اما برکات وجودی این سه بزرگوار سبب شد که کشور شیعی داشته باشیم که اینک نظر دنیا را به خود جلب کرده است.

هر زمانی که حضرت عبدالعظیم به مجلس حضرت امام جواد (ع) یا امام هادی (ع) حاضر می شد، با کمال ادب و خضوع، در حالی که دست های خود را از ردا بیرون آورده بود، با کمال ادب به محضر آن امامان سلام عرض می کرد و امام پس از جواب سلام، او را نزدیک خود می خواند و در کنار خویش می نشاند؛ به حدی که زانوی مبارکش به زانوی مقدس امام می چسبید و امام، کاملا از احوال او سوال می کرد که این موجب حسرت و غبطه ی دیگران می شد.

یکی از جنبه های احترام و تعظیم های امام جواد (ع) و امام هادی (ع) به جناب عبدالعظیم حسنی این بود که هیچ وقت اورا به نام نمی خواندند و پیوسته حضرتش را با کنیه اش یعنی ابوالقاسم خطاب می کردند و از آنجا که کنیه برای تعظیم و تکریم و احترام، وضع شده لذا به خوبی فهمیده می شود که حضرات ائمه معصومین (ع) تا چه حدی برای عبدالعظیم، احترام قائل بوده اند و این تکریم به دلیل تقوا، ورع و علم توام با عمل وی بوده و باعث شده که محبوبیت خاصی نزد امامان معصوم بیابد.

زمانی که امام رضا (ع) در مدینه به سر می برد، این امکان برای حضرت عبدالعظیم (ع) فراهم بود تا به محضر آن حضرت برسد و پس از شهادت آن امام هشتم یعنی در دوران امامت امام جواد (ع) که در مدینه به سر می بردند، این توفیق همچنان برای حضرت عبدالعظیم (ع) فراهم بود تا با آن حضرت دیدار داشته باشد و از دانش آن بزرگوار، بهره گیرد و گاهی نیز سوالات خود را به صورت نامه از امام می پرسید و جواب مکتوب از امام دریافت می کرد.

شاید بتوان گفت سرشارترین و حساس ترین مقطع حیات حضرت عبدالعظیم، دوران امام هادی (ع) بود. گرچه امام دهم (ع) بخشی از عمر خویش را در یک منطقه حفاظت شده نظامی و تحت نظر، در سامرا گذراند و در آن دوران امکان ارتباط شیعیان با آن حضرت، کمتر و با مشکلاتی همراه بود؛ اما عبدالعظیم حسنی (ع) درهمان زمان نیز به محضر امام هادی(ع) می رسید و از او رهنمود می گرفت.

زمانی که این شیفته اهل بیت (ع) در سامرا به خدمت امام هادی (ع) می رسید و از محضرش استفاده می کرد؛ جاسوسان خلیفه ارتباط ایشان را با امام هادی (ع) گزارش نمودند و در پی آن، خلیفه دستور تعقیب و دستگیری وی را صادر کرد و لذا حضرت عبدالعظیم برای مصون ماندن از خطر خلیفه عباسی، خود را از چشم ماموران پنهان می کرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس، رفت و آمد می کرد و این وضع ادامه داشت تا اینکه به شهر ری رسید.

وی به صورت یک مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محله ساربان در کوی «سکه الحوالی» به منزل یکی از شیعیان رفت. مدتی در زیرزمین آن خانه به سر می برد و مردم از حضورش بی خبر بودند و تنها افراد انگشت شماری از شیعیان او را می شناختند و از حضورش در آن محله، مطلع بودند که آنان هم می کوشیدند که این خبر، فاش نشود تا خطری جان ایشان را تهدید نکند اما با گذشت زمان، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم (ع) را می شناختند و به خانه اش رفت و آمد می کردند تا از علوم و روایاتش بهره گیرند.

حضرت عبدالعظیم در این شهر به مشکلات دینی و شرعی مردم رسیدگی می کرد و آنان را از فضل و دانش خود بهره مند می کرد تا این که بنا به نقلی بر اثر بیماری در سن 79 سالگی در پانزدهم شوال 252هجری چشم از جهان فرو بست و در همان محل به خاک سپرده شد؛ محلی که اینک زیارتگاه شیعیان و عاشقان اهل بیت (ع) است. البته برخی معتقدند که این دانشمند شیعه به دست دشمنان به شهادت رسیده است.

حجت الاسلام عامری گفت: برخی معتقدند که وی به شهادت رسیده و اگرچه سندی وجود ندارد که بتوان به طور قاطع اظهارنظر کرد اما با توجه به ویژگی های آن زمان و تحت نظر بودن آن حضرت به نظر می رسد تحریک خلفای عباسی و فشاری که به اهل بیت (ع) وارد می کردند، سبب شد تا عبدالعظیم را در ری شناسایی کرده و تحت فشار قرار دهند و می توان گفت یکی از ادله برای احتمال شهادت آن حضرت همین فشارها بوده است.


منبع:ایرنا