چگونه غرق در رحمت خداوند شویم؟!
تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

اسحاق بن عمار مى ‏گويد: هنگامى كه در كوفه بودم، برادران مؤمن زيادى به ديدنم مى‏ آمدند و من دوست نداشتم مشهور شوم. و مى‏ ترسيدم از اين كه مشهور شوم شيعه هستم.

به همين جهت به غلام خود دستور دادم هر كس به ديدن من آمد و مرا خواست بگو اين جا نيست. در آن سال به سفر حج رفتم. هنگامى كه امام صادق عليه السّلام را ملاقات نمودم با من مانند هميشه نبود و با من سنگين برخورد نمود. عرض كردم: فدايت گردم. چرا اين گونه با من برخورد مى ‏نماييد. فرمودند: زيرا تو با مؤمنين آن گونه برخورد مى‏ كنى.
عرض كردم: فدايت گردم من فقط از معروف شدن مى‏ ترسيدم و خدا خوب مى‏ داند كه چقدر آنها را دوست دارم.

فرمودند: اى اسحاق! از ديدار با برادران مؤمنت دلتنگ نشو. زيرا همانا هنگامى كه مؤمن برادر مؤمن خود را ملاقات نموده و به او خوش ‏آمد بگويد، خداوند براى او تا روز قيامت خوش ‏آمد مى‏ نويسد. و هنگامى كه دست دادند خداوند صد رحمت بين انگشتان شست آنها نازل مى ‏نمايد كه نود و نه تاى آن از آن كسى است كه دوستش را بيشتر دوست دارد.

آنگاه خداوند با روى خود به آنها رو كرده و به دوستى كه دوستش را بيشتر دوست دارد، بيشتر رو مى‏ نمايد. و هنگامى كه معانقه نمودند، غرق در رحمت خداوند مى‏ گردند. و هنگامى كه فقط به خاطر خدا، نه بخاطر هدفى از اهداف دنيايى، در كنار هم توقف نمودند، به آنها مى‏ گويند:
خدا شما را آمرزيد. عمل خود را از نو شروع كنيد. هنگامى كه احوالپرسى را آغاز نمودند، فرشتگان به همديگر مى‏ گويند از آنها دور شويد. زيرا سرّى دارند كه خدا آن را پوشانيده است.

عرض كردم: فدايت گردم چگونه آنها سخنان ما را نمى‏ نويسند، در حالى كه خداى عز و جل فرموده است «سخنى نمى‏ گويد، مگر اين كه نگهبان آماده ‏اى نزد اوست»؟1در اين هنگام فرزند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نفس عميقى كشيد.

آنگاه گريه كردند، به گونه‏ اى كه محاسن او از اشكش تر شد و فرمودند: اى اسحاق! همانا خداى متعال فقط به فرشتگان ندا مى‏ دهد كه هنگام ملاقات دو مؤمن براى بزرگداشت آنان در كنار آنها نباشند (و اين بدين معنى نيست كه كسى سخنان آنها را نمى ‏شنود) و وقتى فرشتگان سخنان آنها را نمى‏ نويسند و از كلام آنها آگاهى ندارند، داناى نهان و آشكار كه مراقب هميشگى آنان است، از سخنان آنها آگاهى دارد.

پس اى اسحاق! به گونه‏اى از خدا بترس كه گويا او را مى ‏بينى. زيرا اگر تو او را نمى‏ بينى، او قطعا تو را مى‏ بيند. و اگر فكر مى‏ كنى كه او تو را نمى ‏بيند، كافرشده ‏اى. و اگر بدانى كه او تو را مى ‏بيند و گناه خود را از مخلوقات او پنهان كنى و آن گناهان را براى او آشكار سازى، او را در حد بى‏ مقدارترين بينندگان خود دانسته ‏اى.

 

 

پی نوشت ها:
1-ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌسوره ق (۵۰): آيه ۱۸.
2-ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه بندرريگى، 316و317.