مدیریت امام مهدی(عج)در زمان غیبت
تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

امام چشم خدا در ميان انسان‌ها است و بر كل هستى و همۀ جوامع انسانى اشراف و نظارت كامل دارد. چنانکه در زيارت امام زمان عليه السّلام در روز جمعه می‌خوانیم «السلام عليك يا عين الله فى خلقه»

امام مهدی(عج) که انسان کامل و واسطه‏ی فیض میان خالق و مخلوقات است، طبعا عرصه ی مدیریتشان بر کل عالم هستی است، اما هدایت و مدیریت جوامع شیعی به عنوان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، زمینه سازان ظهور آن بزرگوار جهت تشکیل حکومت عدل جهانی محسوس تر و ملموس تر است. آن حضرت در طول دوره ی غیبت صغری «فعاليتهاى خود را از پشت صحنه دنبال مى‌كردند و پيروان خويش را از طريق چهار نمايندۀ برگزيدۀ خود رهبرى مى‌نمودند. اينان را سفرا مى‌خواندند. نخستين آنها عثمان بن سعيد عمرى، دوم پسرش محمد، سوم حسين بن روح نوبختى و چهارم على بن محمد سمرى بودند.

مطالعه تاريخ اين دوره نشان مى‌دهد كه وظيفۀ عمدۀ سفرا، اجراى وظايف مشخصى بود كه پيش از اين توسط امامان انجام مى‌گرفت، تا آنان را از فشار سياسى عباسيان مصون دارند.»(10)

دوره ی غیبت صغری با توقیعی که از طرف امام(عج) در آخرین روزهای حیات علی بن محمد سمری به او رسید خاتمه  یافته و به فرموده ی امام(عج) غیبت کبری آغاز شد.

در دوره ی غیبت کبری فقها به عنوان نایبان عام امام مهدی(عج) عهده دار مسئولیت هایی شدند که تا پیش از این بر عهده ی نواب خاص امام(عج) بود. چنانچه خود حضرت در توقیعی به احمد بن اسحاق فرموده بودند که «در رویدادهای زمانه به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند...» با این استثنا که ارتباط با آن بزرگوار قطع شده بود. اما هدایت و نظارت حضرت(عج) در طول قرون متمادی که از آغاز غیبت کبری می گذرد، همواره بر عملکرد نایبان عامشان حاکم بود. از آن جمله می توان به نامه‌های متعددی که حضرت به شیخ مفید مرقوم فرموده‌اند، و یا خطای شیخ مفید در دادن فتوا و اصلاح آن به وسیله‌ی رهنمود امام(عج) اشاره کرد.(11)

همچنین حضرت(عج) در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، دیدارخودت را براي مردم آسان کن! و در دسترس همه قرار بگیر و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآور، ما ياريت مي کنیم.»

«امام(عج) هم‌چون پدرى مهربان از شيعيان خود مراقبت مى‌كند و در بزنگاه‌ها و لحظات سرنوشت‌ساز با شيوه‌هاى مختلف به يارى آنها مى‌شتابد. خودشان در نامه‌اى به شيخ مفيد مى‌فرمایند:

«فإنّا نحيط علما بأنبائكم و لا يعزب عنّا شىء من أخباركم»(12)

ما بر اخبار و احوال شما، آگاهيم و هيچ‌چيز از اوضاع شما، بر ما پوشيده و مخفى نمى‌ماند.

«إنّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»(13)

ما، در رسيدگى و سرپرستى شما، كوتاهى و اهمال نكرده‌ايم و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم، كه اگر جز اين بوده دشوارى‌ها و مصيبت‌ها، بر شما فرود مى‌آمد و دشمنان، شما را ريشه‌كن مى‌كردند.

در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليسى و روسى، كه حملات و هجوم‌ها به ملّت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آيت الله العظمى نائينى خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه اين وضع به كجا خواهد انجاميد، نكند كه اين كشور محبّ و دوستدار امام زمان عليه السّلام از بين برود و سقوط کند.

در همين زمان‌ها، شبى به امام عصر عليه السّلام متوسل مى‌شوند و در حال توسّل و گريه و ناراحتى به خواب مى‌رود و خواب مى‌بيند.

ديوارى است به شكل نقشۀ ايران و اين ديوار شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زير اين ديوار، يك عده زن و بچه نشسته‌اند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مى‌شود.

مرحوم نائينى وقتى اين صحنه را مى‌بينند به قدرى نگران مى‌شوند كه فرياد مى‌زنند و مى‌گويند كه: خدايا! اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟

در اين‌حال مى‌بينند كه حضرت ولىّ عصر عليه السّلام تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند كردند و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند:

«اينجا خانه‏ی شیعه‏ی ماست. مى‌شكند، خم مى‌شود، خطر هست، ولى ما نمى‌گذاريم سقوط كند، ما نگهش مى‌داريم.»(14)

 

10- تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج) نويسنده:دکتر جاسم حسین، ص139

11- نقل شده است روزى شخصى خدمت شيخ مفيد آمد و در مورد زنى حامله كه از دنيا رفته بود پرسيد. شيخ مفيد جواب داد همان‌طور او را دفن كنند. آن مرد در حال برگشت بود تا به نظر شيخ مفيد رضى اللّه عنهم عمل كند. در بين راه ديد سوارى از پشت سر مى‌آيد. نزديك شد، گفت: اى مرد! آقا مى‌فرمايند كه شكم آن زنى كه از دنيا رفته را شكافته و طفل را بيرون آوريد، سپس زن را دفن كنيد. چنين كردند و طفل، زنده به دنيا آمد. بعد از مدتى ماجرا را براى شيخ مفيد رضى اللّه عنهم نقل كردند. شيخ فرمود: من كسى را نفرستادم و معلوم مى‌شود كه آن شخص صاحب الامر عليه السّلام بوده است. حال كه در احكام شرعى خطا مى‌كنم همان بهتر كه ديگر فتوا ندهم. پس به خانه رفت و در خانه را بسته و ديگر بيرون نيامد. در اين هنگام نامه‌اى از طرف حضرت ولى عصر عليه السّلام براى شيخ مفيد آمد که:

«بر شماست فتوا بدهيد و بر ماست كه شما را راهنمايى كرده و نگذاريم در خطا بيفتيد.»

شيخ مفيد با ديدن اين نامه بار ديگر بر مسند فتوا نشست.

13و12- احتجاج طبرسی،ج2،ص650

-14 تشرف‌يافتگان، ص  ٨۴