اماميه بعدازشهادت امام رضا(ع)سه فرقه شد
تاريخ : جمعه 13 دی 1392 | | نویسنده : گمنام
گفته است شيخ مفید - ادام اللَّه عزّه- پس طايفه اماميه بر قول به اصول امامت در مدت حيات امام رضا(ع) مستمر شدند و چون آن حضرت وفات كرد، پسر خود ابو جعفر امام محمد تقى(ع) را خلیفه کرد و آن حضرت(ع) در وقت وفات امام رضا(ع)، هفت ساله بوده است.

طايفه اماميه به سه فرقه اختلاف كردند و متفرق شدند :

يك فرقه رفتند بر طريقه مستقيم امامت و اعتقاد كردند به امامت ابو جعفر امام محمد تقى عليه السّلام و نص را بر امامت او(ع) نقل كردند و اين فرقه به حسب عدد بيش از فرقه ‏هاى ديگر بودند؛ 

و فرقه ‏اى ديگر بعد از اينكه قائل بودند به امامت امام رضا(ع) رجوع كردند از آن قول و مرتد شدند و گرويدند به قول «واقفيه»؛ 

و فرقه ‏اى ديگربه امامت احمد بن موسى كاظم(ع) قائل شدند .و گمان كردند كه حضرت امام رضا(ع) به او وصيت كرد و بر امامت او نص فرمود . 

پس گفته مى ‏شود به ايشان سواى جماعتى كه  بعد از اعتقاد به امامت امام رضا(ع) به مذهب واقفيه رجوع كردند؛ شما كه به امامت احمد بن موسى كاظم بعد از امام رضا(ع) قائل شديد چه دليل داريد بر امامت امام رضا(ع)؟

پس به درستى كه به هر دليلى كه امامت امام رضا(ع) را ايشان اثبات كنند، ما به همان دليل اثبات مى ‏كنيم براى ايشان امامت امام محمد تقى(ع) را. و به هر چيزى كه اين طايفه طعن زنند در نقل نص بر امامت امام محمد تقى(ع). پس به درستى‏ كه طايفه واقفيه به همان چيز طعن مى‏ زنند به ايشان در نقل نص بر امامت امام رضا(ع).

پس به هر چه اين طايفه رفع طعن واقفيه كنند، ما نيز به همان چيز دفع مى‏ كنيم طعن ايشان را در نص بر امامت امام محمد تقى(ع). و به درستى كه ايشان را از اين سخن مخلص نيست.

با آنكه آنچه مشتبه شده برايشان از جهت سن امام محمد تقى(ع9) فساد آن و بطلان آن نهايت وضوح و ظهور دارد؛ زيرا كمال عقل را در حجج اللَّه تعالى با وجود صغر سن انكار نمى ‏توان كرد. به درستى كه حق تعالى فرموده:

)قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا) (1) پس اللَّه تعالى خبر داده از حضرت عيسى(ع) به سخن گفتن در گهواره و همچنين اللَّه تعالى فرموده در قصه يحيى(ع) كه: (وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا) (2) 

و به تحقيق اجماع كرده‏ اند جمهور شيعه و جميع آنكه مخالف است در مذهب ايشان كه رسول(ص) دعوت فرمود على بن ابى طالب(ع) را در صغر سن و دعوت نكرد ديگرى را از اطفال و مباهله فرمود به امام حسن و امام حسين(ع) در آن حال كه هر دو طفل بودند.
پس باطل شد آنچه اين طايفه به صغر سن امام محمد تقى(ع) در اثبات مذهب خود دست زده‏ اند.

با اينكه اين طايفه اقرار كرده ‏اند به ظهور معجزات بر ائمه عليه السّلام و خرق عادت در ايشان. پس به تحقيق اصلى كه به آن اصل ابطال مى‏ كنند امامت امام محمد تقى(ع) را باطل مى‏ شود.
زيرا بيش از اين نيست كه كمال عقل آن حضرت(ع) در صغر سن معجزه و خرق عادت باشد. و بر اين خود در ائمه (ع) اقرار نموده ‏اند. و اگر به معجزات از براى ائمه(ع)  قائل نيستند پس اين طايفه مانند معتزله‏ اند كه معجزات را در غير پيغمبران(ع)  انكار نموده ‏اند. و باطل نموده ‏ايم مذهب طايفه معتزله را كه گفته‏ اند معجزات مخصوص پيغمبران است و در ائمه نمیباشد. و به درستى اين مقدار سخن در نقض مذهب ايشان كافى است

 

پی نوشت:

1- مریم/29و30.
2- مریم/12. 
3-دفاع از تشيع / ترجمه الفصول المختارة للمفيد، ص576.577.