تاريخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام

ورود کاروان به کربلا

کاروان سلاله های خدا

 کاروان امام عاشورا

 

کاروان بهشتیان زمین

 کاروان فرشتگان سما

 

یکی از نوکرانشان جبریل

 یکی از چاکرانشان حورا

 

گوشه ای از صدایشان داوود

 نفسی از دعایشان عیسی

 

نوجوانانشان چو اسماعیل

 پیرمردانشان خلیل آسا

 

زائر اشک هایشان باران

 تشنه مشک هایشان دریا

 

همه آیات سوره مریم

همه چون کاف و ها و یا و الی...

 

یوسفان عشیرهٔ حیدر

مریمان قبیله زهرا

 

کعبه می بیند و طواف ملک

 چشم تا کار می کند این جا

 

کشتگان حوادث امروز

صاحبان شفاعت فردا

 

تا به حالا ندیده هیچ کسی

 این همه آفتاب در یک جا

 

هر دلی با دلی گره خورده است

همه مجنون صفت، همه لیلا

 

دارد این کاروان صحرائی

دخترانی عفیفه و نو پا

 

همه با احترام و با معجر

همه در پرده های حجب و حیا

 

پرده را از مقابل محمل

باد حتی نمی برد بالا

 

‏دور تا دورشان بنی هاشم

تحت فرمان حضرت سقا

 

پای علیا مخدره زینب

روی زانوی اكبر لیلا

 

از غروب مدینه می آیند

در زمینی به نام كرب و بلا

 

می رسیدند و یاد می كردند

از سر و طشت و حضرت یحیی

 

حق نگهدار این همه مجنون

حق نگهدار این همه لیلا

 

علی اکبر لطیفیان