شهادت امام جواد علیه السلام. جوادمحمدزمانی
تاريخ : یک شنبه 14 مهر 1392 | | نویسنده : گمنام

طائر عرشم ولى پر بسته‌‏ام
یاد دلدارم ولى دلخسته‏‌ام

 

آسمانم بى ستاره مانده است
درد، من را سوى غربت رانده است

 

ناله‌‏ها مانده است در چاه دلم
قاتلى دارم درون منزلم

 

من رضا را همچو روحى بر تنم
هستى و دار و ندار او منم

 

ضامن آهو مرا بوسیده است
خنده‏‌ام را دیده و خندیده است

 

بر رضا هرکس دهد من را قسم
حاجتش را مى‌‏دهد بى بیش و کم

 

لاله‏‌اى در گلشن مولا منم
غصه دار صورت زهرا منم

 

زهر کین کرده اثر رویم ببین
همچو مادر دست بر پهلو، غمین

 

در میان حجره‏اى در بسته‌‏ام
بى قرارم، داغدارم، خسته‏‌ام

 

این طرف با فاطمه باشد جواد
آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد

 

این طرف درد و غم و آه و فغان
آن طرف هم دخترانِ کف زنان

 

کس نباشد بین حجره یاورم
من جوانمرگم، شبیه مادرم

 

ریشه‏‌ها را کینه‏‌ها سوزانده است
جاى آن سیلى به جسمم مانده است

 

حال که رو بر اجل آورده‏‌ام
یاد باباى غریبم کرده‌‏ام

 

نیست یک درد آشنا اندر برم
خواهرى نبود کنار پیکرم

 

تشنه لب در شور و شینم اى خدا
یاد جدّ خود حسینم اى خدا