اگر دین برای سعادتمندی دنیا و آخرت ماست چرا خارجی هایی که دین ندارند زندگی سعادتمندانه ای دارند ؟

 همیشه این تصور پیش می آید که ما دیندار هستیم و خارجی ها بی دین هستند. در حالیکه این طور نیست .الان در دنیا ،دین داری غالب است حتی در ادیان غیرالهی . روزی به یک معبدی رفتم که هندوها به آنجا می آمدند، بت می پرستیدند و نذر و نیاز می کردند. آنها برای باوری این کار را می کردند. الان سایر ادیان در دنیا غالب هستند.

در شب عاشورا در بیت رهبری سخنرانی داشتم و در چند دقیقه ی آخر بحثی را مطرح کردم. بعد رهبر به من فرمودند که اگر این نکته ی آخری را بیان نمی کردی بحث کامل نمی شد و این نکته خیلی خوب بود و بحث را کامل کرد. نکته این بود :هر انسانی که در دنیا مشکل دارد و فقیر است دلیل بر بد بودن فرد نیست و هر کسی که امکانات دارد و زندگی خوبی دارد، دلیل بر خوب بودن فرد نیست. دربین انسان های بد و کافر، انسانهای فقیر ومشکل دار وجود دارد ودر بین همان افراد هم انسانهای خوشبخت و آرام هم وجود دارد. همچنین در بین متدینین هم این طور است که هم دردمند و فقیر وجود دارد و هم پولدار و کارخانه دار.

پس ما نمی توانیم نسخه بدهیم که هر کس که با دین است خوشبخت است و مشکل ندارد و هر کس که بی دین است بدبخت است. این یک قاعده ی کلی نیست. قرآن می فرماید: خوشبخت بودن دوجور است : نعمت و نقمت. قارون پول دارد و سلیمان هم پول دارد. و هر دو خوشی می کنند اما زندگی سلیمان نعمت است ولی زندگی قارون نقمت است. قارون خدا را منکر می شود. البته خدا صبر زیادی دارد .اما باید آخر کار آنها را دید. ما در دنیا انسان هایی داریم که خوب زندگی می کنند ولی رفاه افراد دلیل بر خوب بودن آنها نیست. قرآن ( سوره انعام)می فرماید: کسانی که خدا را فراموش می کنند ما همه چیز به آنها می دهیم. بخاطر همین قارون همه چیز داشت. ستمگران همه نوع امکاناتی دارند آیا آنها خوب هستند؟ پس گاهی رفاه نقمت است. هر انسانی که بیمار می شود انسان بدی نیست و برعکس انسان خوبی است ،گاهی خدا او را بیمار می کند تا به خودش بیاید و توبه کند. این مباحث را نباید به دین داری و غیر دینداری گره بزنیم. اگر مردم تقوا داشته باشند خدا به آنها برکت می دهد. فردی موسی را دید و پرسید که کجا می روی ؟موسی گفت که می روم عبادت کنم. او گفت به خدا بگو ما عبادت نمی کنیم و تو را قبول نداریم و زندگی راحتی هم داریم. حضرت موسی این را با خدا مطرح نکرد و خدا از او پرسید که چرا این موضوع را مطرح نکردی ؟موسی گفت که من خجالت کشیدم. خدا فرمود :بگو که تو از لذت مناجات با من محروم هستی. بعضی ها فکر می کنند که لذت، فقط خوردن و آشامیدن است .این لذت در حیوانات هم وجود دارد. وقتی پیامبر به نماز می ایستاد می فرمود که من  احساس خوشی می کنم.  خوشی را باید به خوشی مادی و معنوی تقسیم کرد. ممکن است که ما آرامش مادی داشته باشیم ولی آرامش معنوی نداریم. مسئول باید متخصص و متعهد باشد. بهترین همسر کسی است که هم جمال داشته باشد وهم کمال .نباید این دو صفت را از هم تفکیک کرد. خوب است که انسان مومن در دنیا آسایش داشته باشد و آرامش هم داشته باشد.

اگر کافران آسایش دارند ولی لذت معنوی ندارند .

 

منبع:برنامه سمت خدا