چگونه حقیقت نماز را درک کنیم
تاريخ : جمعه 15 شهريور 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از مهر، نماز يكي از بزرگترين راه هاي رسيدن به پروردگار است. نماز وسيله تقرب به خداوند مي باشد و معيار اين ارتباط خضوع و خشوع در برابر پروردگار عالميان است، همان طوري كه انسان جسمش به غذاي سالم و مفيد نيازمند است براي رشد و پرورش روح و تكامل آن نيز به غذاي روح نيازمند است و بهترين و سالم ترين غذاي روحي انسان نماز و راز و نياز با پروردگار عالم است.

روح و حقيقت نماز چند چيز است؛
- اخلاص و نيت قرب كه شخص نماز را بدون ريا و در نظر گرفتن مسائل جنبي، خالص به نيت قربة الي الله به جا آورد.
- با حضور قلب انجام دهد طوري كه تمام توجه خود را به كار گيرد و با حالت خضوع و خشوع روبه قبله بايستد و چشم بر سجده گاه خود افكند.
- معناي آنچه را مي گويد بداند، البته ممكن است كسي معاني را نفهمد ولي حضور قلب داشته باشد.
- عظمت خدا را به ياد آورد و خوف و اضطراب از عظمت جلال الهي براي او حاصل شود.
- بين خوف و رجا باشد، يعني بنده بايد در حال نماز از گناهان خود ترسان و به پاداش و ثواب الهي اميدوار باشد.
- به سبب گناهاني كه مرتكب شده شرمنده باشد و خود را ضعيف و خوار شمارد و در اين حال با پروردگار سخن بگويد. روايتي است از پيامبر(ص) كه فرمود؛ نمازي است كه نصف آن پذيرفته مي شود و نمازي هست كه يك سوم يا يك چهارم يا يك پنجم تا يك دهم آن قبول مي شود و نمازي است كه چون جامه كهنه درهم پيچيده شدخ بر چهره به جاي آورنده اش زده مي شود. همانا از نماز براي تو نتيجه اي نيست جز آن مقدار كه در آن اقبال و حضور قلب داشته اي.

نماز حركاتي است برخاسته از آگاهي و شناخت خداوند كه به فرمان او و براي او و انس با او قيام مي كنيم. لذا قرآن ما را از گزاردن نماز در حال مستي و كسالت نهي كرده تا انسان آنچه را در نماز مي گويد با توجه و آگاهي باشد. نماز هنرنمايي الهي است كه خداوند تمام ارزش ها را در نماز جا داده است. ياد خدا ارزش و تنها وسيله آرام بخش دل هاست و نماز ياد خدا ست.

ياد قيامت ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز يادآور مالك يوم الدين است. در خط انبيا و شهدا و صالحان بودن يك ارزش است كه ما در نماز از خدا مي خواهيم در صراط مستقيم قرار بگيريم و در آن انزجار و برائت خود را از ستم پيشگان و گمراهان ابراز مي داريم. حضرت امام صادق(ع) می فرماید؛ هر كس واقعا به ياد خدا باشد مطيع او خواهد بود و هر كس از خداوند غافل باشد مرتكب معصيت مي شود. اطاعت خدا علامت هدايت و ارتكاب معصيت نشانه گمراهي است.

در اين احاديث توجه قلبي و حضور باطني به عنوان مصداق "ذكر"معرفي شده است. ذكر مقامي بسيار بلند و داراي مراتب و درجاتي است كه اولين و پايين ترين مرتبه اش ذكر لفظي و زباني است كه تا مرتبه انقطاع كامل و شهود و فنا ادامه مي يابد. ذكر و ياد خدا بودن علايمي دارد كه بدان اشاره مي شود؛

- تقيد به اطاعت خدا؛ زماني كه شخص به مقامي رسيده باشد كه خداوند را ناظر بر اعمال خود بداند بدون شك از اوامر او اطاعت خواهد كرد.
- خضوع و فروتني؛ شخص مومن و ذاكر چون به قدرت و عظمت خداوند علم دارد قهرا در مقابل او سر بر خاك نهاده و خود را در برابر قدرت لايزال او ضعيف مي بيند.
- عشق به عبادت؛ يكي از علايم شخص ذاكر، لذت بردن از عبادت خداوند و در مقابل عظمت و جلال او سر تعظيم فرود آوردن است. مي گويند هيچ گاه بنده به خداوند نزديك تر از زماني كه سر بر سجده مي گذارد نيست. او لذت مناجات و انس و راز و نياز را بر هر لذت ديگري ترجيح مي دهد.

آيات و روايات زيادي در فضيلت توجه در حال نماز و مذمت اهل غفلت در حال نماز و مشغول به امور دنيا و جود دارد. خداوند مي فرمايد؛ آن مومنان كساني هستند كه در نماز خود خاشعند. در جاي ديگر مي فرمايد؛ واي بر نمازگزاران كه در نماز خود غفلت مي كنند.

براي تحصيل خضوع و خشوع و حضور قلب در نماز بايد اموري را عمل كرد؛

-بدست آوردن آن چنان معرفتي كه دنيا در نظرانسان كوچك و خداوند عظيم و بزرگ شود تا هيچ گونه كار دنيوي نتواند به هنگام راز و نياز با معبود نظر نمازگزار را به خود جلب و از پروردگار عالم منصرف سازد.

-توجه به كارهاي پراكنده و مختلف معمولا مانع تمركز حواس است هر قدر انسان توفيق پيدا كند كه افكار متفرق را از خود دور سازد حضور قلب بيشتري پيدا خواهد كرد.

-جاي خلوتي را براي نماز برگزيند، زيرا نماز خواندن در برابر اشيا و چيزهايي كه ذهن انسان را به خود مشغول مي نمايد مانند عكس و آيينه و درهاي باز،مكروه است.

- انجام دادن مستحبات نماز و آداب مخصوص به آن.

در نتيجه مي توان گفت نماز رمز ارتباط با خداست. مومناني كه رابطه هميشگي و دايمي با آفريننده خود پيدا مي كنند تنها در برابر او سر تعظيم فرود مي آورند و در مقابل جباران و ستمگران تسليم نخواهد شد.اين تعظيم و آن تسليم نشدن بزرگ ترين عامل تربيت اوست. پيامبر(ص) فرمود؛ هر كس دو ركعت نماز كند كه در آن دو ركعت چيزي از امور دنيا به خاطر خود نگذارد همه گناهان او آمرزيده مي شود.