موقعيت شناسي در نصيحت كردن
تاريخ : پنج شنبه 31 مرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

يكي از مهمترين نكاتي كه بايد هنگام نصيحت كردن دقت شود ؛ موقعيت شناسي است

 

 

خداوند مي فرمايد :  إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيه‏ [بقره 133]

 

هنگامي كه لحظه مرگ يعقوب رسيد ، به فرزندانش گفت: ...

 

يعني حضرت يعقوب از اين موقعيت حساس ، براي نصيحت كردن استفاده كرد

 

و يا سليمان ، هدهد را كه زيباست ، براي بلقيس فرستاد؛  نه حيواناتي مثل كلاغ

 

و يا جعفر طيار در حضور نجاشي مسيحى ؛ شروع كرد سوره مريم را خواند كه از مريم تعريف مى‏كند، نجاشى شروع كرد زار زار گريه كردن ؛ حال اگر مي گفت: «بِسْمِ الله قَاصِم الجَبَّارِين»، «تَبَّتْ يَدا أَبى لَهَبٍ وَ تَبَّ» بريده باد دست ابولهب ؛ نجاشي چه مي گفت؟!

 

مى‏گفت :عجب كسى آمده پيامبر شده است اين به عموى خودش رحم نمى‏كند خيلى آدم خشنى است. اصلا اين دين به درد نمى‏خورد.

كلام بيجا كار دست انسان مي دهد ؛ كلام بيجا كه هيچ ، سرفه بيجا هم همه چيز را به هم مي زند

لطيفه:

شخصي كم سوادي هميشه به مردم مي گفت : من قاري قرآنم .

روزي در مسجدي مردم از او خواستند ،قرآن بخواند . و او به ناچار قبول كرد .

خواست سوره‌ی مبارکه‌ی «ق» را بخواند كه از قضا شخصي، سرفه اش گرفت شروع كرد به سرفه كردن. قاري به خیال آن‌که غلط گفته، گفت: «قوف!». آن شخص باز سرفه کرد، گفت: «قیف!». باز سرفه کرد،

گفت: سرفه و مرگ! یا قاف است یا قوف یا قیف!