ماجرای ردصلاحیت شدن ابوذر توسط پیامبر
تاريخ : دو شنبه 20 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 به نقل از فارس، با توجه به اهمیت انتخابات ریاست جمهوری و ضرورت پاسخ‌گویی به سؤالات اندیشه‌ای‌ و دینی پیرامون آن، مجموعه‌ای سلسله‌وار از پرسش‌ها و پاسخ‌ها در این رابطه منتشر می‌شود.

یکی از سؤالات مربوطه این است که «چرا تنها عده‌ای برای نامزدی ریاست جمهوری تأیید صلاحیت می‌شوند ولی عده‌ زیاد دیگر رد صلاحیت می‌شوند. آیا این تبعیض و بی‎عدالتی نیست؟ آیا این تقسیم شهروندان به خوب و بد و... نیست؟»

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم، در یادداشتی این مسأله را بررسی کرده است. 

نقش و جایگاه مردم در روند شکل‌گیری نظام‎های سیاسی و سپس چگونگی تأثیر و حق آنان نسبت به تعیین سرنوشت خود در دورن نظام، هموراه یکی از مهم‎ترین بحث‎ها و مناقاشات سیاسی در حوزه سیاست و حکومت بوده است. هر مکتبی بنا به وضعیت ساختاری و اهداف بنیادی‎اش تعریف خاصی از چگونگی ساختار حکومتی خود و نقش و تأثیر مردم در آن ارایه می‎دهد.

روی سخن فعلاً متوجه مکتب اسلام و نظام سیاسی اسلامی است.

در این مکتب، رضایت و خواست عمومی در روند شکل‎گیری حکومت اسلامی بسیار مورد توجه و تأثیرگذار است و لذا از صدر اسلام تاکنون از هیچ حکومت اسلامی یا رهبری سیاسی دینی نمی‎توان سراغ گرفت که بدون خواست و تمایل آزادانه مردم در جامعه تحقق یافته باشد.

این مسئله حتی در خصوص نبی مکرم اسلام که نخستین نظام حکومتی اسلامی را در مدینه بنیاد نهاد و همچنین دیگر پیشوایان معصوم پس از ایشان نیز استثنا بردار نبوده است.

زیرا که به گواه تاریخ هیچ معصومی حاکمیت سیاسی خویش را در جامعه به صورت اجبار و تحمیل بر مردم مستقر نساخت همچنان که دوران کوتاه حاکمیت سیاسی سه تن از پیشوایان معصوم، پس از کسب مقبولیت عمومی و ابراز تمایل عملی آنان به تأسیس یک نظام اسلامی صورت گرفت.

از سوی دیگر با توجه به آن که نظام اسلامی دارای اصول و اهدافی معین نسبت به سرنوشت فرد و جامعه است، می‎توانیم بگوییم حضور و تأثیر بیشتر مردم در روند شکل‎گیری یا استمرار نظام مزبور نشان از مقبولیت بیشتر آن نظام در میان مردم و تمایلات عمیق‎تر آنان در پای‎بندی به اصول و اهداف مورد نظر آن نظام خواهد بود.

منظور از بیان این مقدمات توجه دادن برخی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی به این نتیجه منطقی است که خواست عمومی مردم مسلمان ایران به تأسیس این نظام در حقیقت ناشی از اعتقاد قلبی به اصول و اهداف عالیه مورد نظر نظام سیاسی اسلام و ابراز تمایل آنان به اجرای مجموعه احکام الهی و حاکم سازی دین بر سرنوشت خویش بوده است در این صورت چنانچه اقلیتی معترض به حاکمیت احکام دین در جامعه اسلامی ایران باشند این اعتراض در حقیقت مخالفت با خواست مردم مسلمان و معتقدی است که خود آزادانه به استقرار نظام اسلامی در ایران رأی داده و حاکمیت الهی را بر سرنوشت خویش پذیرفته‎اند.

عدم توجه این اقلیت مخالف نسبت به مفهوم واقعی حکومت اسلامی و بالتبع گرایش‎ها و تمایلات قلبی مردم مسلمان ایران همواره یکی از اساسی‎ترین وجوه مخالفت با نظام اسلامی از بدو پیروزی آن تاکنون بوده است.

این گروه که هیچ‌گاه نخواسته‎اند تمایز روشن میان یک فرهنگ دینی با غیر دینی را بپذیرند و یا به لوازم حاکمیت دین در جامعه اسلامی ایران پای‎بند بمانند با پیش کشیدن اصطلاحاتی چند منظوره نظیر آزادی، برابری، دموکراسی و... تلاش نموده‎اند تا با همان برداشت غرب‎گرایانه از واژه‎های مزبور عملکرد نظام اسلامی را نقادی نمایند لذا مدعی هستند که.[1] «چه دلیلی دارد «الف» برای نامزدی ریاست جمهوری و یا نمایندگی تأیید صلاحیت شود ولی (ب) رد صلاحیت شود. آیا این تبعیض و بی‎عدالتی سیاسی نیست؟ آیا این تقسیم شهروندان به خوب و بد و... نیست؟... اصلاً چه کسی و کسانی حق دارند که شرایط مخصوص برای ریاست جمهوری و نمایندگی... تعیین نمایند؟...»[2]

در مجموع باید گفت انتخاب کارگزاران و مسئولان یکی از مهم‎ترین و سرنوشت‎سازترین مراحل اجرایی در یک نظام سیاسی است زیرا کارگزاران و مدیران اجتماعی بازوان اجرایی حکومت و عاملان اجرای قانون در جامعه‎اند.

شایستگی، توانمندی و سلامت رفتاری آنان مهم‎ترین عامل سامان‎دهی صحیح امور اجتماعی است از این رو مکاتب و فرهنگ‎های مختلف از واگذاری مسئولیت‎ها به افراد، همواره بر رعایت اهلیت و صلاحیت تأکید داشته‎اند به طوری که امروزه در بسیاری از جوامع غربی نیز به آن توجه خاص نموده و برخی برای پذیرش نمایندگی افراد، ارایه تأییدیه از سوی 50 تن از شهروندان صاحب نام را به عنوان شرط ثبت نام تعیین نموده‌‎اند.

در منطق قرآن کریم مناصب و مسئولیت‎های حکومتی امانتهایی هستند که لازم است به اهل آن واگذار شوند.[3]

منظور از اهلیت در دین اسلام برخورداری فرد از تخصص همراه با تعهد به صورت توأمان است.

یعنی فرد مسئول می‎بایست علاوه بر آن که از تخصص و توانایی‎های لازم برخوردار باشد، در انجام مسئولیت‎های محوله خود را موظف به حفظ حدود و مقررات دینی نیز بداند.

در روایتی از رسول گرامی اسلام ضمن تبیین شرایط لازم در مدیریت، با صراحت از تعهد همراه با تخصص یاد شده است.

شرایط ایشان برای فردی که قرار است مسئولیت امور اجتماعی را بر عهده گیرد چنین است:

1. پارسایی که او را از معصیت باز دارد.

2. بردباری که بتواند با آن خشمش را کنترل نماید.

3. مدیریت نیکو بر مجموعه تحت مدیریتش داشته باشد تا برای آنان همچون پدری مهربان باشد.[4]

 

روزی ابوذر، صحابی بزرگ و وفادار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از ایشان درخواست کرد تا منصبی به وی واگذارد. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ ضمن دلجویی از او فرمود: ای ابوذر! تو را دوست می‎دارم و هر آنچه برای خود می‎پسندم برای تو نیز می‎خواهم لکن من تو را در مدیریت ضعیف می‎بینم پس هیچ گاه مسئولیت و حکومت حتی دو نفر را نیز قبول نکن.[5]

خودداری رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از واگذاری مسئولیت به شخصیتی همچون ابوذر که بارها از جانب ایشان به بهترین خصال ستوده شده بود، نشان از اهتمام جدی ایشان نسبت به شرط اهلیت و صلاحیت در گزینش افراد برای مناصب حکومتی است.

(بنابراین، تایید یا عدم تایید صلاحیت‌ها در راستای عدالت اجتماعی و پرهیز از ظلم اجتماعی است.)

پاورقی

[1] . ابوالفضل فراهانی، آزادی سیاسی، نسیم صبا، شماره 304 و 307.

[2] . همان، شماره 304، ص 7.

[3] . سوره نساء، آیة 58، علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، جامعة 4، ص 378، 385.

[4] . اصول کافی، جامعة 1، ص 407.

[5] . بحارالانوار، جامعة 72، ص 342.