تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟

ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟

ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟

اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟

دلگیرم از این روزهای بی تو بودن

این روزهای از فراق تو سرودن

روزی که میایی نمیدانم که هستم

آه ای عزیز فاطمه خالیست دستم

من چشم بر دیدار چشمان تو بستم

هرشب اگر در مجلس روضه نشستم؛

امشب هم از خونابه های تشت خواندیم

هم زان تنی که پاره پاره گشت خواندیم

کم کم جوانی هم به سر آمد ولی تو...

از لحظه ی رفتن خبر آمد ولی تو...

عمری محرم شد صفر آمد ولی تو...

عمری به جان ما شرر آمد ولی تو...

این عبد بی مولا نمیخواهد جهان را

از غم رها کن دیگر ای صاحب ،زمان را

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه و محرمی

 

آه دلم به آینه زنگار می زند

پیراهن وصال تنش زار می زند

عمرم،جوانی ام، همه خرج گناه شد

این گریه ها زیان مرا جار می زند

دیگر چرا اجل، به خدا که همین فراق

عکس مرا به سینه ی دیوار می زند

حالم شبیه حالِ بد مجرمی ست که

سیلی نخورده دست به اقرار می زند

چون ورشکسته ای شده ام که به هستی اش

چوب حراج از سرِ اجبار می زند

بر روی من حساب نکن جمعه ی ظهور

سنگت به سینه، نوکر غمخوار می زند

خون هزار عاشق این شهر پای توست

خال لب تو دست به کشتار می زند

با اینکه رو به قبله شدم، دل خوشم هنوز

گاهی سری طبیب به بیمار می زند

شرمنده ام نمرده ام از رنج روضه ها

خیلی بد است کارگر از کار می زند

لعنت به نانجیب مدینه که بی هوا

سیلی به پابه ماه عزادار می زند

چون روز روشن است از امروز کوچه اش

فردا سه ساله را سر بازار می زند

پنجاه سال بعد به اسم سه شعبه ای

مسمار را به چشم علمدار می زند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات

 

به دریا رَوَد آب جویی که داریم

به مِی می‌رسد این سبویی که داریم

میسّر نگردد به بال "وبالی"

هوای پریدن به کویی که داریم

به جز آب از چاهِ ناله کشیدن

چه شد حاصل از جستجویی که داریم؟!

به چه رویی آخر شما را بخوانیم؟

اگر با چنین خُلق و خویی که داریم!

بدون تو در دوره‌ی سخت غیبت

نرفت آب خوش از گلویی که داریم

ز خون شهیدانِ این آب و خاک است

اگر هست نام نکویی که داریم...

به شاهیِ عالم خدایی می‌ارزد

در خانه‌ات آبرویی که داریم

فقط با همین روضه‌ها درامانیم

ز هر فتنه‌ی پیشِ‌رویی که داریم

اگر خوب یا بد، غلام حسینیم

ز کرب و بلاست عطر و بویی که داریم

حرم با تو رفتن صفا دارد آقا...

چه بی‌انتهاست آرزویی که داریم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

حال ما بی تو شبیه است به باران بودن

میخورد از جهتی هم به بیابان بودن

مثل باران ز غم یار فقط باریدن

چون بیابان نفس افتاده و بیجان بودن

هرکس از غیبت طولانی تو سهمی برد

سهم ما نیز شد از هجر پریشان بودن

مدتی میشود از فیض بکا محرومم

چشم آلوده کجا لذت گریان بودن

بی تو قرآن به روی طاقچه ها خاکی شد

شرمساریم ازینگونه مسلمان بودن

بدم اما نروم جز در تو جای دگر

مزه دارد به سر خوان کریمان بودن

تو طبیب دل بیمار منی آقا جان

باتو ننگ است پی دارو و درمان بودن

مرد و مردانه به دیدار خطرها رفتیم

نمی آید به گدای تو هراسان بودن

هرکجا نام حسین است میاید یوسف

پس چرا در پی تو راهی کنعان بودن؟

تو بیا روضه بخوان گریه به پایش با ما..

جان سپردن ز غم کرببلایش با ما

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

دستِ ما گیر كه در ورطۀ غم می اُفتیم

یـادِ ما بـاش كه ما یادِ تو كم می اُفتیم

بـاید اینـجا بنشیـنیم كه مـا را بخرند

گریه كـن، گریه و گر نه ز قلم می اُفتیم

لطفِ چشمـانِ تـرِ مادرمـان بود اگر

كه درِ خـانۀ اربـابِ كَـرَم می اُفتیم

ریشۀ ما همه در خاكِ حسینیۀ توست

دستِ مـا نیست كه در پایِ عَلَم می اُفتیم

می زنیم آنقدر از عشق بر این سینه كه باز

مثـلِ گیسویِ تو بر شـانۀ هـم می اُفتیم

تا نفس هست حسین است، حسین است، حسین

حق بـده پیشِ تو هـر نیم قـدم  می اُفتیم

مـادر افتاد زمیـن تا كه نیـوفتیـم از پـا

تـا بگوئیـم فـقـط بیـنِ حـرم می اُفتیم

تا شنیـدیم كه بر رویِ كـمر دست گذاشت

در ورودیِ حـرم بـا قـدِ خـم می اُفتیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

هوای کهنه ی این شهر تازه دم کرده

گناهکاریمان تنزل النقم کرده

ظلمت نفسی ما را شنید دلبر و گفت :

امان ز نفس کسی که به خود ستم کرده

به شوق یوسف اگر چشم مان چو یعقوب است

هنوز گریه به درد فراق کم کرده

چه می شود سحری دیده بارد و بیند

کریم ، بارش باران به ما کرم کرده

ای آسمان ز چه گشتی بخیل ؟ پر وا کن

گناه کرده اگر شیعه ، توبه هم کرده

به توبه های محرم قسم که شوق ظهور

فدائیان تو را با تو هم قسم کرده

محرم آمد و غم شد فزون تر و دیدم

کتیبه ای هوس شعر محتشم کرده

دوباره چادر مشکی وصله دارش را

زنی برای پسر بچه اش علم کرده

هوای کرب و بلا جان تازه ام داده

دل حزین مرا راهی حرم کرده

امام عشق و محبت ، خدا کند بینم

نسیم کرب و بلا آسمانی ام کرده

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات

 

بر وادی وصال بر این دل نوا دهید

با اشک دیده سینه ی ما را جلا دهید

یک بار هم ز لطف قدم  رنجه ای کنید

بر نوکران بی سر و پا هم بها دهید

سر بر کنیم و منتظر مقدم شما

منت دهید و کلبه ی ما را صفا دهید

از بس کرم به روی کرم دارد این حرم

لب وا نکرده حاجت هر بی نوا دهید

یک گوشه ی نگاه شما کیمیا کند

بر خاک پای خویش عیار طلا دهید

خواهید اگر که روسیهان معتبر شوند

فیض غلامی حرم خود به ما دهید

دری گناه حائل ما و خدا شده

راضی شوید و آشتیمان با خدا دهید

تا آنکه روضه خوان حریم شما شویم

بر ما ز سوز فاطمه حزن صدا دهید

حیف است آرزو به دل از این جهان رویم

لطفی کنید و تذکره ی کربلا دهید

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

در معرض نگاه شما نور می شوم

بی نور تو ز محضرتان دور می شوم

کم با تو حرف می زنم امّا دلم پر است

از شرمساری است که مهجور می شوم

اصلاً به روی من نمیاری که من بَدَم

وقتی که باز وصلۀ ناجور می شوم

بی آبرویم و به غمت گریه می کنم

آنگاه از نگاه تو مسرور می شوم

چشمان توست جوشش آب حیات من

من با تو زنده می شوم و نور می شوم

وقتی به سبک زندگی ات زندگی کنم

پس با مسیر بندگی ات جور می شوم

در پیش پات سفرۀ جان پهن می کنم

روزی که در سپاه تو مأمور می شوم

دارم امید روز قیامت به اذن تو

من باز روضه خوان تو محشور می شوم

گاهی شباهتی به تو پیدا کند دلم

با یک فرازِ ناحیه ، مأجور می شوم

پس ندبه می کنم به غریبی جدّ تو

آنقدر گریه می کنم که دگر کور می شوم

یا منتقم سپاه تو تشکیل می شود

من هم در آن به نام تو مشهور می شوم

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

 

ای امیر الحاج قلبم بی قراری می کند

تا که از غصه نمیرم گریه یاری می کند

جان من کم تر بگو ، کرب و بلا ، کرب و بلا

نام این صحرا ز دیده اشک جاری می کند

گوئیا می بینم اینجا صبح تا قبل غروب

هر طرف یک بانوئی را سوگواری می کند

اولین تصویر جسم ارباً اربای علی ست

دشت را دشمن از او آئینه کاری می کند

گوئیا می مبینم اینجا دور تو بگرفته اند

زان میانه رأس تو نیزه سواری می کند

دشمنت سر تا به پایت را به غارت می برد

بهر یک پیراهن کهنه چه کاری می کند

هر که بهر غارت آمد دست خالی برنگشت

موی بین پنجه ها را یاد گاری می کند

 

قاسم نعمتی

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

سیدی کن نظر این بی سرو سامانی من

گریه دار است ز بس شام پریشانی من

آخر از عشق تو کارم به سر دار کشید

به تماشا بنشین لیله قربانی من

کوچه گردی کنم و ناله زنم کوفه میا

چه کنم؟ دیر شده وقت پشیمانی من

بسته شد راهم و پیغام سپردم به نسیم

تا رساند به تو این ناله ی طوفانی من

تا سر پای خود هستی به مدینه برگرد

بشنو این توصیه از غربت پنهانی من

پیکرم را سر بازار به خیرات برند

در همه شهر ببین سفره ی مهمانی من

با وجودی که شدم پیش نماز مسجد

نشد اثبات در این شهر مسلمانی من

دوره کردن مرا سنگ زدند هو کردند

تازه آغاز شده غربت پنهانی من

تا که کوبید عصایش به لب و دندانم

کرد تغییر دگر لهجه ی قرآنی من

گو به عباس اگر بسته نمی شد دستم

می نوشتم نگران سر زینب هستم

 

قاسم نعمتی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

استاد شیخ حسین انصاریان، در پیامی با تسلیت شهادت سردار رشید اسلام  حاج حسین همدانی، آورده است: چهره نورانی او که از سال 1360 در میدان جهاد و نبرد با او آشنا شدم، در مقابل چشمانم جلوه گری می نماید، صدای ناله ها و حال منقلب او در حین مناجات و محافل دعا و سخنرانی در گوشم طنین انداز است، درخواست دعای او برای مشرف شدن به مقام شهادت در عملیات‌های مختلف در عرصه دفاع مقدس را فراموش نمی کنم و حق بود که عروج و تشرفش به محضر مبارک حضرت حق بر بال شهادت صورت بگیرد.

استاد اخلاق حوزه در بخش دیگری از پیام خود خاطرنشان کرده است: بار دیگر اندوه فراوان از دست دادن او و همسنگران و یاران سفر کرده میدان جهاد و شهادت بر قلب و جانم سنگینی می نماید و از درگاه ربوبی امید علو درجات برای آن عزیر سفر کرده و صبر و اجر برای بازماندگان مسئلت می نمایم.

 

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

سردار شهید حاج حسین همدانی یکی از بنیانگذاران سپاه منطقه غرب خصوصا استان "همدان" و "کردستان" بوده و از فرماندهان جنگ تحمیلی و از یادگاران دوران دفاع مقدس و از همرزمان نزدیک سردار شهید حاج محمود شهبازی به حساب می‌آید.

تصویری از رونوشت دستخط سردار شهبازی بر کتاب پرواز در ملکوت اهدایی به حسین همدانی در فضای مجازی منتشر شد.

دست‎نوشته یک شهید برای سردارهمدانی+عکس

دست‎نوشته یک شهید برای سردارهمدانی+عکس
 
منبع:باشگاه خبرنگاران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | | نویسنده : گمنام

اما علت انتخاب پرچم های سرخ چه بود؟ پرچم سرخ در فرهنگ عربی، نشانه خون خواهی است و کسی که در عزای عزیز از دست رفته ای پرچم سرخ به دوش می گیرد، در واقع به قاتلان می گوید که انتقام خون او را خواهد ستاند. این مهم ترین پیامی بود که امروز از ایران به داعشی ها مخابره شد.

امروز نیز سپاه محمد رسول الله (ص) اعلام کرد که انتقام خون شهید همدانی را از داعشیان خواهد گرفت. امید که با نابودی سلفی ها و داعشی ها، انتقام خون تمام کسانی که مظلومانه در این پیکار به شهادت رسیدند از متحجرین مزدور گرفته شود.

راز پرچم های سرخ در مراسم تشییع پیکر سردار همدانی+عکس

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

سوریه در روزهای آینده شاهد پیروزی‌های بزرگی است/ تا ریشه‌کنی کامل داعش از پای نمی‎نشینیم/ درایت شهید همدانی در فتنه 88 مشهود بودبه گزارش مشرق، سرلشکر محمدعلی جعفری صبح امروز در مراسم تشییع پیکر سرلشکر همدانی در همدان با درود به تمام شهدای اسلام و انقلاب اظهار کرد: این رزمنده صمیمی و مجاهد در جبهه‌های شرف و کرامت حضوری فعال داشت و مقطع پایانی عمر خود را در جبهه‌های نورانی دفاع از حرم اهل بیت (ع) صرف کرد.

وی با بیان اینکه سردار همدانی از پرافتخارترین شهدای انقلاب اسلامی است، افزود: وی پس از انتقال تجربیات و انجام فعالیت‌های مستشاری در سوریه جان خود را تقدیم اسلام کرد.

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با نثار درود خدا بر مجاهدان راه دین، گفت: مردم همدان فرزند مجاهدی مانند سردار همدانی را تقدیم نظام و انقلاب اسلامی کردند و باید از این نظر به خود ببالند.

وی نخستین شرط مجاهدت در راه خدا را پشت پا زدن به همه تمایلات دنیایی و روزمره دانست و خاطرنشان کرد: مجاهدان در راه خدا زندگی دنیایی را با آخرت معامله می‌کنند.

جعفری افزود: چنین مردانی چه کشته شوند و چه زنده بمانند و سال‌ها بعد به شهادت برسند اجر عظیمی در نزد خدای متعال دارند.

وی با تأکید بر اینکه سردار همدانی نیز مزد سال‌های سختکوشی، مجاهدت و تلاش خود را در راه برقراری امنیت و دفاع از اسلام عزیز تقدیم کرد، اظهار کرد:‌ این سردار بزرگ در مسیر استحکام‌بخشی به جبهه مقاومت اسلامی به شهادت رسید.

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بصیرت سردار همدانی سخن به میان آورد و خاطرنشان کرد: وی با همه توان در مسیر معرفت‌افزایی و ایجاد بصیرت اقدام کرد و در همین مسیر نیز پیروزی‌های بزرگی به دست آورد.

جعفری با بیان اینکه سردار همدانی خوب می‌دانست شرط «ایمانی وقعی» به خدا چیزی نیست، جز جهاد در راه او، ادامه داد:‌ وی در همان ابتدای انقلاب با مشاهده ناامنی در کشور در خط مقدم دفاع از نظام حضور یافت و در این مسیر دستاوردهای بزرگی برای انقلاب رقم خورد.

وی با بیان اینکه با شروع جنگ تحمیلی در منطقه غرب کشور به ویژه سر پل ذهاب و در جنوب حضوری فعال داشت،‌ تأکید کرد: البته بهتر است بگوییم وی در تمام مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس برای دفاع از نظام در مقابل دشمن مبارزه کرد.

وی از توانمندی سردار همدانی در مقابله با دشمنان خدا و مدیریت وی در سازماندهی و فرماندهی جبهه‌های مختلف سخن گفت و تصریح کرد: تشکیل بسیج، تشکیل سپاه و یگان موفق تیپ انصارالحسین تنها بخش کوچکی از خدمات ایشان به نظام اسلامی بود.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سابقه درخشان و طولانی این شهید بزرگوار با همرزمی وی با حاج احمد متوسلیان، شهید همت و شهید شهبازی سخن گفت و افزود: وی عمر پربرکت و گرانمایه خود را در راه دفاع از حق صرف کرد و در این مسیر همیشه آرزوی شهادت داشت.

وی ادامه داد:‌ سردار همدانی بعد از جنگ نیز از پای ننشست و با اداره لشکر 16 قدس استان گیلان تجارب خود را در اختیار نظام و انقلاب قرار داد.

وی با بیان اینکه سردار همدانی در ستاد نیروی زمینی سپاه مسئولیت معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی را بر عهده داشت، تأکید کرد: آماده‌سازی یگان‌های رزمی از وظایف وی بود که در این راه خوش درخشید.

وی تشکیل سپاه محمدرسول‌الله (ص) در تهران بزرگ را از دیگر مأموریت‌های سردار همدانی دانست و گفت:‌ بر هم زدن توطئه دشمنان در فتنه 88 از دیگر فعالیت‌های بزرگی بود که با عنایت الهی توسط سردار همدانی انجام شد.

جعفری تأکید کرد:‌ اگر درایت و مدیریت سردار همدانی در عاشورای سال 88 نبود، جمع کردن این فتنه سخت می‌شد.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه وی بعد از قائله 88 و دفع فتنه آرام و قرار نداشت و داوطلبانه برای دفاع از جبهه مقاومت به سوریه رفت، تأکید کرد: سردار همدانی با صبر و مجاهدت در آن جا نیز با بهره‌گیری از تجارب هشت سال دفاع مقدس، بسیج عظیم مردمی را در سوریه تشکیل داد.

وی افزود: کوله‎بار تجربیات سردار در سوریه و مهم‌تر از همه امداد الهی که به کمک وی آمد، باعث شد تا سوریه در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی پیروز شود.

جعفری با بیان اینکه پیروزی‌های بزرگی را در روزهای آینده در سوریه شاهد خواهیم بود، افزود: شهید همدانی جان خود را در این مسیر تقدیم کرد.

وی با طرح این سئوال که سوریه چه اهمیتی برای ایران دارد و چرا باید از جریان مقاومت در آن جا حمایت کرد؟ در پاسخ به آن گفت: مردم بصیر کشور به تبعیت از رهبری می‌دانند که سوریه پشتیبان جبهه مقاومت اسلامی در مقابل استکبار و رژیم صهیونیستی غاصب است.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید کرد: امنیت منطقه غرب آسیا از جمله ایران اسلامی به عنوان کانون جوشان انقلاب اسلامی به سوریه و محور مقاومت در این جبهه وابسته است.

وی با بیان اینکه رهبر فرزانه انقلاب نیز سوریه را خط مقدم جبهه انقلاب اسلامی خوانده‎اند، بیان کرد: باید با تمام توان از این جبهه حمایت کرد.

سرلشکر جعفری ادامه داد: نظام سلطه در منطقه به دنبال سقوط نظام حاکم در سوریه هستند تا از این طریق نفوذ خود را در کشورهای اسلامی گسترش دهند.

وی تأکید کرد: سردار همدانی با عمق وجود این خطر را احساس کرده بود و با درک همین موضوع برای دفاع از جریان مقاومت در سوریه حضور موثری داشت.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خطاب به جریان استکبار گفت: مردم مومن و انقلابی ایران به آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و ایادی استکبار جهانی به وی‍ژه آل سعود مسلمان‌کش تأکید می‌کند که تا آخرین قطره خون خود از انقلاب اسلامی و آزادی ملت‌های منطقه دفاع خواهیم کرد.

وی خاطرنشان کرد: با همه توان در مقابل فرزند شوم استکبار یعنی داعش تروریست می‎ایستیم و تا ریشه‌کنی کامل آنها راه خود را ادامه خواهیم داد.

جعفری تأکید کرد: آل سعود بداند خشم انقلابی ملت‎های مسلمان در از دست دادن عزیزانشان در فاجعه منا دامان حکومت بی‎تدبیر عربستان را خواهد گرفت.

وی با بیان اینکه تنها راه سعادت، قرارگیری در مسیر جهاد در راه خداست، افزود: تقدیم جان نخستین شرط مبارزه در راه پروردگار است.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارزش و جایگاه مجاهد فی‎سبیل‌الله را بی‌بدیل دانست و ادامه داد: شهید سردار همدانی پیش‌روی راه مجاهدت و ایثارگری بود.

وی افزود: سردار همدانی می‌دانست که طی این مسیر نیازمند تقواست به همین دلیل لقب خود را به «متقی‎نیا» تغییر داد و در راه تقواپیشگی نیز به مقام شهادت رسید.

جعفری ادامه راه شهید سردار همدانی را پیروی از ولی فقیه و دفاع از دین مبین اسلام دانست و خواستار توجه به این مهم شد.


 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 21 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

شهید محمد حمیدی در دفاع از حرم حضرت زینب(س) و مبارزه با تروریست های تکفیری به شهادت رسید. وی از اقوام حاج مهدی سلحشور از مداحان اهل بیت کشورمان بود که خون پاکش در راه اسلام به زمین ریخت.

 
 
حاج مهدی سلحشور در خصوص ویژگی‌های شهید محمد حمیدی گفت: شهید محمد چند ویژگی داشت که شجاعت از مهم‏ترین ویژگی‏‌های او است که زبانزد خاص و عام است و هر چه از آن بگوییم کم است.
 
وی ادامه داد: در سفری که به سوریه داشتم اکثر دوستان شهید حمیدی می‏‌گفتند قبل از اذان صبح و سحر صدای گریه و ضجه محمد سالن و اتاق را پر می‏‌کرد. شاید این موضوع و این حال معنوی و استمرار در انجام فرائض دینی را کمتر کسی از محمد بداند.
 
وی با اشاره به انتخاب نام ابو زینب توسط شهید حمیدی در سوریه گفت: در چند ماه گذشته مکرراً به دوستان و بسیاری از اطرافیانش گفته بود در این سفر حتما شهید می‏‌شوم؛ رزمندگان در سوریه برای این‏که اسمشان نامعلوم بماند یک اسم جدید برای خود انتخاب می‏‌کنند، یکی از هم‏رزمان محمد که او هم نامش را «ابو زینب» گذاشته بود پیش من آمد و گفت به محمد گفتم نام هر دوی ما «ابو زینب» است، این‏طوری همکاران به اشتباه می‏‌افتند بیا یک اسم جدید انتخاب کنیم. شهید حمیدی در پاسخ گفته بود نه شما ابو زینب بمان من تا چند روز دیگر حتما شهید می‏‌شوم.
 
وی تصریح کرد: از دیگر ویژگی‏ های این شهید قبولی در یک آزمون بزرگ است. این شهید که پس از 12 سال پدر شده بود فرزند 8 ماهه‌‏اش را برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) رها و به عراق و سوریه سفر کرد و راه شهادت را انتخاب کرد. یکی از دوستان محمد به او گفته بود درست نیست آدم ناموسش را رها کند و برای جنگ به سوریه برود. شهید محمد حمیدی در جواب گفته بود اتفاقا می‏‌خواهم از ناموس اهل بیت دفاع کنم انءشالله که خداوند مرا فدایی حضرت زینب (س) کند.

منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

جلسه هفتگی درس اخلاق آیت الله جاودان با حضور پرتعداد جوانان عاشق مکتب اهل بیت(ع) در حسینیه شیخ مرتضی زاهد(ره)برگزار شد.

  • گزیده ای از سخنان آیت الله جاودان را بخوانید:
  •  

یک عبارتی در زیارت امین الله است. فکر می کنم من در حرم حضرت رضا علیه السلام که جای شما خالی بود، توانستم یک بار بخوانم. ان شاء الله که خدا برای شما و بنده هزار بار دیگر زیارت حضرت رضا را نصیب کند. این زیارت خیلی زیارت فوق العاده ای است. خیلی فوق العاده است. یکی از به اصطلاح فرازهایش و یکی از نکته هایش این است: مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ گفته است که مرا اینطوری کن. اینطوری کن. اینطوری کن. یکی از آنها این است: مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزائِكَ برای من زاد و توشه قرار بده برای آمدن روز قیامت. آدم بدون تقوا نمی تواند به روز قیامت برود. زاد و توشه آدم برای روز قیامت تقواست. بحث تقوا را هم مکرر، مکرر عرض کرده ایم. حالا ممکن است یک وقت های دیگری هم عرض کنیم. بله اَللّهُمَ اَجعَل نَفسی مُطمَئِنَّةً بِقَدَرکَ راضیةً بِقَضائکَ مُولَعَةً بِذِکرِکَ وَ دُعائِک مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلاَئِكَ‏ شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلاَئِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ دقت کنید. مرا مشتاق شادمانی لقاء خودت قرار بده. روز قیامت برای بعضی ها یک شادمانی وجود دارد. شادمانی دیدار خدا. شادمانی دیدار خدا. ای کاش من بتوانم بگویم و ای کاش شما بتوانید بگیرید. یک شادمانی وجود دارد. یک شادمانی که نه سر دارد و نه ته. بی نهایت تا بی نهایت. شادمانی بی نهایت تا بی نهایت. سعی کنیم بفهمیم. من به عمرم همچین حرفی نشنیدم. خب نشنیدی. تو اشکال داری. من اشکال دارم. من اشکال دارم که نگفتم و شما اشکال داری که نشنیدی. در قیامت یک شادمانی وجود دارد. این منتهای آرزوی اولیاء خداست. منتهای آرزوی اولیاء خدا، این شادمانی است. که به چنین شادمانی برسند.


 من گیر گناهم. نمی توانم چشمم را از زن نامحرم بگردانم. خب حالا من... در هرصورت یک شادمانی وجود دارد. این شادمانی ممکن است در دنیا برای کسانی اتفاق بیفتد. عرض می کنم این منتهای آرزوی اولیاء خداست. منتهای آرزوی اولیاء خداست. بهشت منتهای آرزوی اولیاء خدا نیست. در بهشت منتهای آرزوی اولیاء خداست. در دنیا منتهای آرزوی اولیاء خداست. امیرالمومنین یک فرمایشی دارد که فرمایش مشهوری است. هم در روایات اهل سنت آمده و هم در روایات شیعه آمده. یک وقت امیرالمومنین فرمود که از من سوال کنید. سوال کنید. این آدم ها خوب تربیت نشده بودند. آن آدم ها خوب تربیت نشده بودند. چرا خوب تربیت نشده بودند؟ سه دوره گذشته را شما حساب کنید. آنها خوب تربیت نشده بودند. حالا ایشان می گوید که از من سوال کنید. یک نفر بلند شد گفت آقا تعداد موهای سر من چندتاست. حضرت اگر بفرماید که یک میلیون و چند و چند، قابل اثبات نیست. قابل اثبات نیست. اصلا جواب نفرمود. فرمود که در خانه تو کسی هست که پسر من را می کشد. پسرش را گفت. این پدر سنان بود. خب هزار نفر این را دیدند. مردم کوفه بودند دیگر. این نوع جواب فرمود. می خواهم عرض کنم که مردم لایق نبودند. حالا یک نفر باز از همین نوع آدم ها، یک جنس دیگری، بلند شد گفت آقا شما خدای خودت را دیده ای؟ سوال نکرد که بفهمد. یک کسی سوال کرد. حضرت فرمود سوال کن که بفهمی. سوال نکن که اذیت کنی. سوال نکن که اذیت کنی و به زحمت بیندازی. سوال کن که بفهمی. حالا این هم سوال کرد که هَل رأیتَ رَبَّک؟ آیا پروردگار خودت را دیده ای؟ فرمود من آن خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم. خب این را امام ما گفت. امام ما بوده. حالا چه عرض کنیم که امام ما بوده یا نبوده. اسماً و اعتقادا که امیرالمومنین امام ما بوده. حالا من همچین حرفی را به عمرم نشنیده ام. شادمانی لقاء تو را
. مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مرا مشتاق شادمانی لقاء خودت قرار بده. عرض کردیم که این پایان آرزوهای اولیاء خداست. ما چکار کنیم؟ ما چکار کنیم؟ قرآن می فرماید که اگر کسی گنهکار باشد، آن جایی که می تواند خدای خودش را ببیند، چون خدا را با چشم که نمی توان دید، با دل می توان دید؛ اگر آنجا را خراب کرده باشد، روز قیامت که جمال او برای همه آشکار است، این باز هم کور است. باز هم صدتا پرده جلوی چشمش است. پس قدم اول این است که من گناه نکنم. گناه خراب می کند. آن مرکزی [که جای دیدن پروردگار است را خراب می کند] همانجا در آن سوال امیرالمومنین فرمود که این به چشم نبوده ها. این به چشم نمی شودها. اصطلاح شان این است. به حقایق الایمان می توان خدای متعال را مشاهده کرد. یعنی به ایمان حقیقی. اگر شما به ایمان حقیقی برسی، خدای خودت را [می بینی.] نه از نوع دیدن من. من و شما هم همدیگر را می بینیم. من رویم را آن طرف می کنم و قیافه شما را یادم می رود. در شما شک می کنم. نه اینطوری. نه از نوع دیدن چشم. از نوع دیدن واقعیت. شما با واقعی ترین بخش وجودت، با واقعی ترین بخش وجودت این مشاهده را بدست می آوری. و شادمانی ای بدست می آید که عرض کردم دیگر سر و ته ندارد. از آن روز که این حادثه اتفاق می افتد هست، تا بی نهایت. شما بهشت و صد هزار بهشت را فراموش می کنی. شما بهشت و صد هزار بهشت را فراموش می کنی.


 عرض کردم قدم اولش چیست؟ قدم اولش این است که من گناه نکنم. گناه آن مرکزی را که این حادثه برایش اتفاق می افتد خراب می کند. قرآن در آیه 14 سوره متففین این عبارت را دارد
. بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ. رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم یعنی زنگار می گیرد. روی دل هایشان زنگار می گیرد. دل شان زنگ می زند. چه؟ ما كَانُوا يَكْسِبُونَ. آنچه که عمل کرده اند زنگ می زند. باعث زنگ زدگی دل شان می شود. یک گناه، یک گناه ها. یک گناه باعث زنگ زدگی می شود. توبه جدی زنگ را پاک می کند. این که آن بزرگان دستور می دادند که استغفار کنید و همه اش می گفتند استغفار کنید، این استغفار این زنگ ها را پاک می کند. بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ. باز آیه اش را فراموش کردم. در همان سوره می فرماید اینها روز قیامت از این دیدار محجوب اند. در اثر گناه که گناه شان باقی مانده و همراه شان برده اند، این زنگار روی دل مانده، انقدر بوده که حوادث مرگ که حوادث خیلی سنگینی است، حوادث قبر که خیلی سنگین است، حوادث سنگین قبر و قیامت آن را پاک نکرده. اینها با آن زنگار به قیامت رفته اند. اینها محجوب می مانند. جلوی چشم شان پرده دارد. آن چیزی که برای همگان [قابل دیدن است را نمی بینند] اگر همین مساله که عرض کردم فهمیده شده باشد، دیگر عرضم را تمام می کنم. ما یک قدم برداریم. یک قدم. قدمش سخت است. اما یک قدم برداریم که از گناه دست بکشیم. یک قدم است. فقط یک قدم است. اما اگر خدا کمک کند، سهل می شود. اگر آدم دست به دامان خدا شود، سهل می شود. یعنی به خدا پناه ببرد. راستی و واقعی به خدا پناه ببرد، سهل می شود و می تواند از همه گناهان پرهیز کند و پاک بماند. پاک بماند. پاک بماند. اگر پاک بماند. اگر پاک بماند. اگر پاک بماند. ممکن است در قیامت این شادمانی برایش دست بدهد. یکی از بهترین راه های پاک شدن بعد از اینکه آدم خدایی نکرده گناه کرد و بعد توبه کرد، برای اینکه توبه اش قبول شود، این است که برای امام حسین گریه کند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

انسان از آن جهت که صاحب فکر و اندیشه است، می‌خواهد در مورد بسیاری از مطالب پرس‌وجو کرده، چرایی و چگونگی مطالب را دریابد. از جمله مسائلی که فکر انسان را به خود معطوف داشته، مسائل مربوط به «رزق و روزی» انسان و دیگر موجودات است به طوری که همواره در پی آن است تا روزی‌ِ بیشتری به دست آورد.
انسان سؤالات فراوانی را در این مورد در ذهن خود می‌یابد تا آنجا که اگر بگوییم بعضی از سؤالات به صورت روزانه در بین مردم جریان دارد، سخن به گزاف نگفته‌ایم.
سؤالاتی از این قبیل:
- عوامل مؤثر در افزایش روزی چیست؟ اسباب و علل کاهش روزی کدام است؟
- فلسفه وسعت رزق یک گروه و اندک بودن رزق گروهی دیگر چیست؟
- نقش تلاش و سعی انسان برای به دست آوردن روزی و ارتباط آن با تقدیر روزی چگونه است؟
- آیا دعا در افزایش روزی مؤثر است؟
- تا چه اندازه رزق حلال و حرام در سرنوشت انسان مؤثر است؟
کتاب «رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث» اثر علی متین، به سؤالات و دغدغه‌های افراد در خصوص کسب رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث پاسخ گفته است که در ادامه می‌خوانید:
یکی از عوامل نقصان و کاهش روزی، اجیر شدن برای دیگران است: عمار ساباطی می‌گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: «مردی تجارت می‌کند و اگر خود اجیر دیگران شود سهمی از تجارت به او می‌دهند»، امام(ع) فرمود: «خود را اجیر نکنید و روزی را از خدا خواسته و خود تجارت کنید، زیرا اگر کسی اجیر دیگران شود [درِ افزایش] روزی را بر خود بسته است».
شاید بتوان در تحلیل کاهش رزق و روزی به واسطه اجیر شدن چنین گفت: از آنجا که شخص اجیر حقوق معینی را ماه به ماه دریافت می‌کند، لذا به همان حقوق خود چشم دوخته و برنامه‌های خود و اداره زندگی را با توجه به آن سامان می‌دهد و امید رسیدن بیش از آن را ندارد و شاید همین امر تا حدودی موجب غفلت از خدا می‌شود. اما شخصی که به اصطلاح، شغل آزاد دارد بیش از آن که به اسباب ظاهری عنایت کند، توکل بر خدا را در نظر داشته و همین امر نیز سبب توجه بیش‌تر خداوند سبحان می‌شود.
شاید با مراجعه به وجدان نیز تا حدودی بتوان مطلب را دریافت که آنجا که وسایل و اسباب مادی مناسبی در اختیار داشته باشیم، توجه ما به خدا اندک است و اما آنجا که وسایل و اسباب مادی به ظاهر خوب و مطمئنی در کار نباشد، توجه ما به او بیشتر خواهد بود. حال شخص اجیر تو گویی همان کار خود را از وسایل محکم و خوب می‌داند، به خلاف کسی که اجیر نیست.
مرحوم کلباسی نیز در توضیح احادیثی از این قبیل می‌گوید: بعضی از بزرگان گفته‌‌اند:
شاید سرّ نکته این باشد که انسان وقتی اجیر دیگران شد به آن دستمزد تکیه می‌کند و چنین می‌اندیشید که آن دستمزد زندگی‌اش را می‌چرخاند و چون بر آن اطمینان دارد، بر خدایی که همه کارها دست اوست تکیه نخواهد کرد و اما اگر خود تجارت کند، به دلیل اتفاقات احتمالی، کالای خود را در امان نمی‌بیند، لذا بر خدا توکل می‌کند؛ اتفاقاتی از قبیل:‌ گرانی و ارزانی، رواج و رکود بازار، رغبت و بی‌رغبتی مشتری، خرابی و سرقت. بنابراین اگر انسان دریابد که بدن و نیروی او در معرض آفت‌های بسیاری است و روحیه تکیه و امید بر خدا را در خود حفظ کند، می‌تواند خود را اجیر نماید و موجب فقر نیز نخواهد بود و در یک جمله، روایت غالب انسان را شامل می‌‌شود.
با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان گفت: اگر کسی اجیر شود برای اداره زندگی‌اش و از سوی دیگر آن را وسیله‌ای برای اداره زندگی بداند و از توکل بر رزّاق حقیقی غافل نباشد، اجیر بودن این شخص موجب کاهش روزی او نخواهد شد.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

صبح امروز مراسم جشن  تکلیف آرمیتا فرزند شهید هسته‌ای داریوش رضایی‌نژاد در تالار شهر مشهد با  حضور فعالان فرهنگی مشهد و اعضای شورای شهر مشهد برگزار شد.

این مراسم در حالی برگزار شد که آرمیتا در کنار مضجع شریف رضوی به سن تکلیف رسید.

مقام معظم رهبری به مناسبت به سن تکلیف رسیدن آرمیتا رضایی‌نژاد فرزند شهید رضایی نژاد برای وی هدیه‌ای فرستادند. این هدیه امروز با حضور جمعی از مسئولان استانی و شهری در محل تالار شهر مشهد مقدس به آرمیتا رضایی نژاد اهدا شد.

بسمه تعالی جشن تکلیف بر آرمیتای عزیز مبارک باد. امید است در پرتو قرآن خوش بخت و در راه آرمانهای قرآنی ثابت‌قدم باشد. انشاءالله. 94/6/14  

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم اربعین جانباز شهید حاج عباس وکیل زاده و یادواره شهدای دفاع مقدس با سخنرانی حجت الاسلام صدیقی و مداحی حاج محمدرضا طاهری و  حاج سید محمد جوادی در حسینیه فاطمة الزهرا(س) برگزار شد.

  • در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام صدیقی را بخوانید

_ زندگی اصلی انسان ها بعد از مرگ است. اگر خواستید که عمل در زمین مستعد بکارید دلتان را از بدی پاک کنید. زمین شوره زار زحمت انسان را بر باد می دهد و حاصلی هم به دست نمی آورد. پاکی درون جزء شرایط لازمه احکام است.

_خدا در سوره منافقون در آیات مختلف انسان ها را سه گروه معرفی کرده است. مؤمنین و کفار و منافقین سه گروه از انسان ها هستند. جهنم تاریک است و علو ندارد. بهشت درجات مختلف دارد. بهشت هشت در دارد و جهنم هفت در دارد.

_ رحمت خداوند متعال بر غضبش سبقت گرفته است. گاهی رحمت خداوند شدید می شود و جلوی غضب الهی را می گیرد. خود بینی و منت گذاشتن و تکبر اعمالی هستند که ثمری ندارد. کسانی هستند که باطن کارشان برای خدا نیست ولی ظاهر کارشان برای خداست. اما اعمال این افراد در قیامت پذیرفته نیست.

_ در روایت داریم که یکی از کارهایی فشار قبر را کم می کند مداومت بر خواندن سوره ملک است. سوره ملک درس های فراوانی دارد.یکی از درس های سوره مبارکه ملک اخلاص است.خداوند متعال زندگی و مرگ را آفریده است. مرگ به سراغ انسان می آید. جلوی مرگ را کسی نمی تواند بگیرد. اگر در دژهای محکم هم باشید مرگ داخل می شود. هیچ در بسته ای جلوی عزرائیل و مرگ را نمی گیرد.

_خداوند مرگ را آفریده تا انسان را امتحان کند. دنیا محل امتحان الهی است.خداوند زندگی را امتحان انسان ها قرار داده است. کارنامه زندگی حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) برنامه زندگی است.حضرت علی فرمودند در طول زندگی خود با حضرت فاطمه نه یک بار فاطمه من را رنجاند و نه یک بار من فاطمه را رنجاندم.

_ فلسفه امتحان الهی این است که خداوند می خواهد بداند که کدام بنده مخلص و بی ریا است. چه کسی ظاهر و باطن یکی دارد. کدام بنده درست است. باید ببینیم چه کسی رکورد شکسته و چه کسی از امام حسین مدال نوکری گرفته و این مدال را با خود به قبر برده است. خیلی ها از نوکری دم زدند ولی نوکر امام حسین(ع) نبودند.

_خداوند با امتحان ، ممتازها را به انسان ها نشان می دهد و ما باید این ممتازها را الگو قرار دهیم. با امتحان های الهی جایگاه خوبان مشخص می شود. با این امتحان ها بود که شهدا مشخص شدند و به ما معرفی شدند.

_ صبر جانبازها مهم تر از صبر شهداست. در حدیث است که اگر کسی ابتلایی در بدن داشته باشد و برای خدا صبر کند خداوند ثواب هزار شهید را به او می دهد. جانبازها بازار شهدا را رونق دادند. اگر جانبازها نباشند شهادت ها از یاد برده می شود و غیرت ها از بین می رود.

_ جانبازها گاهی در روز ثواب چند شهادت را می برند. در قرآن کریم شصت آیه در مورد اهل صبر وجود دارد. همچنین حدود 12 آیه در مورد کسانی است که به جبهه آمدند و جبهه ای ماندند.خوشا به حال کسی که در مسیر محبت سوز امام حسین(ع)  تا دم مرگ یا حسین (ع) گفته و از این خط خارج نشدند که این ها جزء اولیا الله هستند.

_خداوند در سوره مبارکه فصلت بشارت هایی برای کسانی که تا دم مرگ ثابت قدم ماندند می دهد .اول این که ملائکه گروهی به دیدار این فرد می آیند. دومین بشارت این است که ملائکه به این انسان ها می گویند که به گذشته های خود نگاه نکنید و نترسید از این که در گذشته گناهی داشته باشید به واسطه صبرتان خدا گناهان گذشته شما را بخشیده است وبه آینده امیدوار باشید و خداوند شما را به بهشت برین وعده داده است. ملائکه رفاقت خود را با این افراد در دنیا با بیدار کردن برای نماز شب و زیارت و کارهای خیر مشخص کرده اند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتگی هیئت مکتب المهدی(عج)  با سخنرانی حجت الاسلام بی آزار طهرانی و  مداحی حاج علی آیینه چی و حاج محمد کمیل در فاطمیه ارشاد برگزار شد.

  • در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام بی آزار تهرانی را بخوانید:

_ اربعین بعد از شهادت سیدالشهدا(ع) موضوعیت دارد و سنت است و در سیره اهل بیت(ع) وجود داشته است.مسئله اربعین و چله گیری در روایات ما وجود دارد . عدد چهل در عالم عدد مقدسی است و موضوعیت دارد. البته چله گرفتن به روش صوفیه مطرود اهل بیت(ع) است. بعضی از این چله گیری ها منیت است.این خطر است.

_ نکته اینجاست که اگر کسی چهل روز کارهایش را خدایی کرد و کشیک نفس کشید و اهتمام به واجب کرد و ترک محرمات کرد و بر اندازه سعه و ظرفیت و فوق زحمتش هم به مستحبات و سنن پرداخت ولی پایه اصلی بر این است که چهل روز گناه را کنار بگذارد یقیناً راه برایش راحت تر می شود و اشک بهتری بر سیدالشهدا (ع) می ریزد.

_ اولین قدم برای رسیدن ترک گناه است. یکی از کارهایی که باعث می شود انسان اشک خود را از دست بدهد قساوت قلب است. یکی از کارهایی که باعث محک دل است زنده بودن و رمز رسیدن به مقصد است. خیلی ها زندگی می کنند ولی زنده نیستند.

_ آیت الله بهجت می فرمودند که ما در این دنیا نیامده ایم که به هر قیمتی زندگی کنیم بلکه باید در کنار بودن خود باید قیمت پیدا کنیم که این زنده بودن است. کسی که یک عمر با روح و معنویت کار کرده مرگ برایش معنا ندارد. ما در کل عالم روزی به نام امام حسین(ع) داریم . در این روز هر جا در کره زمین بروید این بیت را می بینیم که بازاین چه شورش است که در خلق عالم است.

_ هر کسی به امام حسین(ع) وصل شود زنده است. کسانی که فلسفه حضورشان را در این عالم بدانند قیمت پیدا می کنند. فلسفه حضور ما این است که عاشق شویم. خداوند متعال آمد و رفت هستی را برای این که انسان عاشق شود قرار داده است.

_ تاج کرامت از جانب حضرت دوست برای همه ما لحاظ شده است. کسانی که آیین تاج داری را بلد باشند کم هستند. کسی که در این مقام قرار بگیرد از وحشت و ناراحتی و حزن و خوف رهایی می یابد. بشر زمانی تاج بندگی را از سر خود زمین می اندازد که بین خوف و حزن قرار بگیرد.

_کسانی که  آیین کله داری و عیاری و روحیه جوان مردی و فتوت را ندارند عمرشان در دو نقطه هدر می روند. اول کسانی که ترس از دست دادن چیزی که دارند و نگران فردا باشند . اگر خدا را باور کنیم ترس از فردا نباید باشد. خداوند متعال رزاق است. خداوند وکیل تمام عیاری است اگر وکالت خود را به طور کامل دست خدا قرار دهیم ما را در جای بسیار خوبی قرار می دهد.

_ دوم کسانی که حزن دارند و ناراحت آن چیزی  هستند که دیگران دارند و آنها ندارند و حسرت می خوردند. در روایت است که کسی که نگاهش به دست و داشته های دیگران داشته باشد حزن و نگرانی آن را فرا می گیرد. مقام کرامت مقامی است که انسان خود و قیمت خود را باور کند.

_ خداوند همه چیزهایی را که ما می بینیم و حتی نمی بینیم را به پای ما ریخته است ولی ما را به خاطر این ها نیافریده است. این ها هدف نهایی انسان نیست بلکه همه این ها باید وسیله ای برای رسیدن به هدف نهایی که ملاقات خداوند است، باشد.

_ برای به دست  آوردن تاج کرامت رسیدن به معنویت و اخلاق خوبان است. صاحب کرامت کسی است که گوهر وجود خود را بشناسد و خود را در این هستی پیدا کند. خوشا به حال کسی که می داند از کجا آمده و برای چه آمده و به کجا رهسپار است. کسی که با این دید نگاه کند به حقیقت معنوی خود دست پیدا می کند.حقیقت انسان این تن خاکی نیست. حقیقت انسان رسیدن به گوهر معنویت است که هر کس به این حقیقت دست یابد تاج بندگی را بر سر می گذارد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) در یکی از مباحث اخلاقی خود به ذکر  فضیلت زیارت حرم ائمه معصومین (علیهم السلام) پرداخت که در ادامه بخش مربوط به زیارت امام رضا (ع) می آید.                                                                                     

دعا در این جا مستجاب است

 

یکی دیگر از مکان‏هایی که در دعا مؤثر است، حرم مطهر امام هشتم(علیه‏ السلام) است. من روایتی از امام هادی(علیه‏ السلام) را می‏خوانم كه حضرت فرمود: «مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَزُرْ قَبْرَ جَدِّيَ الرِّضَا بِطُوسَ وَ هُوَ عَلَى غُسْلٍ وَ لْيُصَلِّ عِنْدَ رَأْسِهِ رَكْعَتَيْنِ وَ لْيَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ فِي قُنُوتِهِ فَإِنَّهُ يَسْتَجِيبُ لَهُ‏».
اگر کسی حاجتی داشته باشد، مزار امام هشتم را در طوس زیارت کند، اول غسل کند، بعد برود بالا سر و دو رکعت نماز بخواند، در قنوت حاجتش را بخواهد كه خدا هم از او می‏پذیرد و دعايش مستجاب می‏ شود.

 

 

دریافت

 

 



حرم ‏هاي ائمه اطهار(ع)

یک روایتی از امام هشتم(علیه‏ السلام) است كه از نظر طلبگی اين مطلب از آن به دست می‏آید كه قبور ائمه اطهار(علیهم ‏السلام) دارای این اثر هستند كه اگر انسان در آنجا دعا کند، دعايش مستجاب است.
حضرت فرمودند: «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا»؛ اینکه آدم بخواهد زحمت بکشد و راه بیفتد كه به محل دفن كسي برود، ارزش چندانی ندارد مگر اینکه خودش را براي زيارت قبور ما به زحمت بیاندازد و بخواهد به زيارت ما بيايد. منظور از «قبورنا» قبور ائمه اطهار است. بعد حضرت راجع به خودشان می‏فرماید: «أَلَا وَ إِنِّي مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِي مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِيَارَتِي اسْتُجِيبَ دُعَاؤُه وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ». من با سمّ و ظالمانه كشته مي‏شوم و در سرزمين غربت نيز دفن خواهم شد؛ پس اگر کسی به زیارت من بيايد، دعایش مستجاب است.

من خواستم از این روايت، اين مطلب را عرض كنم كه چه بسا از صدر این روایت اين‏طور ظاهر شود که اثر استجابت دعا نسبت به قبور تمام ائمه است. يعني با توجه به اين كه در صدر روايت، سخن از قبور تمام ائمه است، این اثر استجابت دعا، هرچند كه تصريح به قبر امام هشتم دارد، ولي نسبت به قبور ديگر ائمه هم ثابت است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

شیخ رضا سراج از آن دسته روحانی‌هایی بود که در بین عموم مردم، محبوبیت بسیاری داشت و اقشار گوناگون با عقاید متفاوت پای منبر او می‌نشستند: طلبه، بازاری، کاسب، کارمند و ... او با بیانی نافذ در بیان مسائل مربوط به دین از اعماق دل حرف می‌زد و به همین دلیل سخنانش بر دل‌ها می‌نشست.

مورخ و نویسنده معاصر مرحوم شیخ محمد شریف رازی در زمان حیات شیخ رضا سراج در چهارمین جلد از کتاب «گنجینه دانشمندان» نوشته است: جناب آقای سراج، بیانی نافذ و منبری جامع و مفید در ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) داشت و در گریاندن مستمعین بسیار قوی و کم نظیر بود. او بیش از چهل سال است که با این سمت موفق و مفتخر است و در مصائب اهل بیت رسالت علیم السلام بسیار از چشم مردم اشک گرفته است.

و باز مرحوم حاج شیخ محمد شریف رازی بعد از وفات حاج شیخ رضا سراج در کتاب «اختران فروزان ری و تهران» درباره او می‌نویسد: خدایش رحمت کند که سخنانش و روضه خواندنش دلنشین بود و مستمعین بی نهایت تحت تاثیر قرار گرفته و می‌گریستند و کمتر کسی بود که در پای منبر او نگرید.

اسطوره مداحی

مرحوم حاج شیخ رضا سراج بر گردن بسیاری از مداحان و نوحه خوان‌های قدیمی و پا به سن گذاشته تهران حق دارد. تقریباً همه کسانی که کم و بیش در جلسات صنف لباس فروش‌ها و برنامه‌های مسجد ارک تهران حضور داشته اند، نام مرحوم حاج شیخ رضا سراج را بارها شنیده اید.

شیخ رضا سراج در منبرهای خود رویکرد اخلاقی و تربیتی داشت و روضه‌های برآمده از قلبی سوخته و عاشق را ادا می‌کرد. در منبرهایش مسائل شرعی، دینی، تربیتی و اجتماعی را مطرح می‌کرد و آنچه که موجب شهرت ایشان شد، توجه به اهمیت روضه دلسوزی و تخلق به اخلاق قرآنی بود.

در واقع شیخ رضا سراج، روحانی آشنا به زوایای دین بود که آموخته‌هایش را در عمل به اجرا می‌گذاشت و به نحوی با اقشار گوناگون جامعه برخورد می‌کرد که همه را به دریای پاک و پاک کننده اسلام هدایت کند.

کسبه‌ها و اهل بازار وقتی پای منبر ایشان می‌نشستند تحت تاثیر فضای معنوی قرار گرفته و دست و دلشان به سمت حرام نمی رفت. انقدر که در پرداخت خمس، زکات و سایر تکالیف شرعی دقت و وسواس خاصی به خرج می‌دادند.

 

روضه پسر در مقابل پدر

گروهی به همراهی شیخ رضا سراج به قصد زیارت راهی عتبات عالیات شدند، به کربلا که رسیدند در حرم امام حسین(ع) مردم از شیخ رضا در خواست کردند که برایشان روضه علی‌اکبر (ع)را بخواند.

شیخ رضا با همان حالت معنوی و دل سوخته گفت: نمی‌توانم بخوانم. مردم اصرار کردند. با حالتی گریان جواب داد: نمی‌توانم روضه شهادت پسر را در برابر پدر بخوانم؛ اول چند نفر به اباعبدالله کمک کنند که از حرم بیرون بروند تا من بتوان روضه پسرش را بخوانم.

همین پاسخ بهترین بهانه بود تا اشک‌های جماعت زائر را سرازیر کند.

داستان مراسم عید غدیر

روزهای دهه اول ذی‌الحجه سپری شد و شیخ رضا تصمیم گرفت مراسمی برای عید غدیر برپا کند.اما این مراسم آن‌گونه که در ذهن شیخ فضاسازی شده بود. با همه برنامه‌هایی که برای عید غدیر برگزار می‌شد فرق داشت.

شیخ تصمیمی گرفت برای این مراسم دعوت نامه‌ای تهیه کند و برخلاف آن روزها که مرسوم نبود، افراد را شخص به شخص دعوت کند . برای علما، هیئتی‌ها و بزرگان بازار تهران دعوت نامه فرستاد که «وعده ما فلان روز، جشن عید غدیر، قدوم سبزتان را به انتظار نشسته‌ایم» اصل کاری ها مانده بودند و هنوز دعوتنامه ایشان را نداده بود. خودش شروع کرد به دوره افتادن در میان کوچه و بازار . هرکسی را که می‌دید که در کسوت لوتی و داش مشتی است دعوتنامه‌ای به او می‌داد و می‌گفت: «قدوم سبزتان را در مراسم عید غدیر به انتظار نشسته‌ایم ما را سرافراز کنید و مجلس‌مان را با حضورتان نورانی.» و عکس‌العمل این افراد در مقابله با شیخ چیزی جز تعجب نبود وقتی می‌دیدند که فردی با کسوت لباس پیامبر (ص) آن‌ها را به مجلس جشن عید غدیر دعوت کرده است.

بالاخره روز مراسم فرا رسید هیئتی‌ها آمدند. اقایان اهل علم هم آمدند. دور تا دور مجلس پر شد از هیئتی‌ها و کسبه بازار و آقایان اهل علم.

 

 

لوتی‌ها هم آمدند داش‌ها هم آمدند. هیئتی‌ها تعجب کرده بودند که امروز در مجلس چه خبر است قیافه‌هایی می‌دیدند که تا به آن روز در هیئت ندیده بودند افرادی که آنها را بیشتر در قهوه‌خانه‌ها و پاتوق‌های مخصوص می‌دیدند؛ کلاه شاپو به سر دستمال یزدی به دور دست عده ای هم دستمال به دو گردن آمدند. فضای مجلس فضای عجیبی بود. دور تا دور بچه هیئتی‌ها، آقایان کسبه و طلبه نشسته بودند و وسط مجلس هم اکثر این داش مشتی‌ها و لوتی‌ها.

بالاخره مجلس آماده شد شیخ رضا منبر رفت. کمی درباره امامت و غدیر و حضرت علی (ع) صحبت کرد بعد رو به بچه هیئتی‌ها و آقایان کرد و گفت: «پیغمبر(ص) دخترش زهرا (س) را دست ما آخوند‌ها سپرد. در کوچه به او سیلی زدند. اگر دخترش را به این داش مشتی‌ها و لوتی‌ها می‌سپرد می‌دانستند که چطور و چگونه از حریم مادر سادات دفاع کنند. می‌دانستند چطور از خانه امیر المومنین علی (ع) دفاع کنند.» وقتی شیخ رضا این جملات را به زبان می‌آورد داش مشتی‌ها گریه می‌کردند بر سر خود می‌زدند گریه می‌کردند و حضرت زهرا (س) را صدا می‌زدند.

آن روز مجلس، مجلس متفاوتی بود. به نفس گرم شیخ رضا خیلی از افراد که رنگ و بوی هیئت را هم ندیده بودند شدند پای ثابت منبر شیخ رضا و خیلی از آنها هم در شیوه زندگیشان تجدید نظر کردند.

بیا به جلسه ما

مرحوم سراج در یک دوره و زمانی یک هیئت و جلسه روضه خاصی را به راه می‌اندازد. هیئت و جلسه‌ای هفتگی که در آن آدم‌های شیدا و دلسوخته‌ای از جمله رسول ترک و شیخ رضا دور هم جمع می‌شدند و می‌سوختند.

بیا سوته دلان گرد هم آییم

سخن‌ها وا کنیم، غم وانماییم

آن هیئت مکان و جای معین و ثابتی نداشت و هر هفته در خانه یکی از شرکت‌کنندگان و اعضای هیئت تشکیل و برگزار می‌شد. معمولاً هر هفته در پایان و در انتهای هر جلسه اعلام می‌شد که در هفته بعد هیئت در فلان مکان یا در خانه فلان شخص برقرار می‌شود.

یک بار تا پایان یکی از جلسات هنوز مشخص نشده بود که هیئت و جلسه هفته بعد در کجا و در خانه چه کسی برقرار خواهد شد. بنابراین حاج شیخ رضا سراج اعلام کرد در بین هفته به همه خبر خواهد داد که جلس بعدی در کجا برقرار خواهد شد. دو سه روز گذشت و شیخ رضا تصمیمی گرفت تا جلسه بعدی را در منزل یک آقایی برقرار کند که این هیئت تا به حال در منزل او برگزار نشده بود به همین دلیل اعضای هیئت خانه آن آقا را که در محله منیریه تهران بود را نمی‌شناختند.

حاج شیخ رضا سراج می‌بایست در مدت دو سه روز اعضای هیئت را خبردار می‌کرد و نشانی را به تک‌تک آن‌ها می‌داد. او شروع به خبر کردن و آدرس دادن به دوستان و اعضای هیئت کرده بود اما متاسفانه عواملی باعث شده بود تا شیخ رضا سراج موفق نشود تا دوست با صفا و دلسوخته‌اش رسول ترک را نیز خبردار کند.

روز و ساعت برقراری هیئت فرار می‌رسد و شیخ رضا سراج از اینکه سهل‌انگاری کرده بود و نتوانسته بود رسول ترک را نیز دعوت کند بسیار نارحت و دلخور بود. در واقع حضور و وجود رسول ترک نمک جلسه بود.

به هر حال جلسه آن روز بدون حضور رسول ترک آغاز می‌شود اما دقیقه‌های زیادی نمی‌گذرد که ناگاه حاج شیخ رضا سراج می‌بیند که رسول ترک با چشم‌هایی پر اشک وارد مجلس شد و زمزمه‌ای نیز بر لب‌هایش جاری است. زمزمه‌ای با جمله ای دو کلمه‌ای. او تند تند زیر لب تکرار می‌کرد: «خانم کجایی؟»

شیخ رضا سراج نسبت به دو مسئله و موضوع متعجب و کنجکاو شده بود: اول اینکه او می‌دانست که به طور عادی نمی‌بایست رسول ترک از نشانی و آدرس جلسه این هفته با خبر باشد. پس او چگونه نشانی را پیدا کرده بود و چگونه در این جلسه حاضر شده بود؟

و دوم اینکه این زمزمه خانم کجایی؟ چه قصه و حکمتی داشت؟ شیخ رضا در همان مجلس و در فرصتی مناسب جویای این دو مسئله معماگونه می‌شود و رسول ترک که شیخ رضا را اهل ولایت و محرم می‌دانسته است بدون معطلی پاسخ می‌دهد: من تا دیروز هر چه منتظر ماندم تا مرا از جلسه این هفته باخبر کنید؛ خبری نشد و خیال کردم شاید جلسه این هفته تعطیل باشد ولی دیشب که به خواب رفته بودم در دنیای خواب حضرت فاطمه زهرا (س)را مشاهده کردم و حضرت به من فرمودند: فردا یادت نرود که به جلسه شیخ رضا سراج بروی.

من به خانم عرض کردم مرا که این بار خبردار نکردند و من نشانی و آدرسی ندارم. که ان حضرت فرمودند من خودم به تو نشانی را می‌گویم و سپس حضرت نشانی را بیان فرمودند و من هم حفظ شدم و الان هم طبق همان آدرسی که حضرت زهرا(س) دیشب به من عنایت فرمودند به اینجا آمدم و دیدم شما‌ها در اینجا حضور دارید.

هنوز دومین مسئله و معمای شیخ رضا سراج حل نشده بود که رسول ادامه داد؛ دیشب وقتی حضرت فاطمه زهرا (س) آدرس را بیان می‌کردند، فرمودند: فردا حتماً بیا به آن جلسه من هم آنجا هستم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سخنرانی حجت الاسلام شمس الدین و مداحی حاج مهدی  سلحشور و حاج ابوذر بیوکافی در هیئت ثارالله (ع) رشت برگزار شد.

 

  • در ادامه گزیده از سخنان حجت الاسلام شمس الدین را بخوانید:

 

_ در حدیث کسا آمده است  ای ملائکه من، زمین و آسمان و خورشید و ماه و دریاها و افلاک ها و همه نظام هستی را خلق نکردم الا برای محبت خمسه طبیه .در حدیث کسا محور را فاطمه زهرا(س)  بیان فرموده است.

_ محوریتی که انسان ها باید حول او بگردند وجود مقدس پیامبر و اهل بیت است.در رابطه با اهل بیت و خاندان عصمت و طهارت وظایفی را داریم. تکالیف و وظایف ما نسبت به اهل بیت متعدد است. همه ما انسان ها وظیفه داریم در برابر پیامبر اکرم و حجج الهی و اهل بیت عصمت و طهارت دو کار را انجام دهیم. اول نصرت و یاری امام است.این نصرت و یاری معانی مختلفی پیدا می کند و متناسب با اقتضائات زمان است.

_ زمانی در کنار اهل بیت و زمانی از طریق نشر معارف اهل بیت نصرت معنا پیدا می کند. امروز در دوره غیبت حضرت ولی عصر(عج) نصرت معنای دیگری دارد. روزی در دوره دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است و باید از اسلام و کیان اسلامی دفاع کرد و روزی در میدان جنگ نرم و مبارزه اقتصادی و سیاسی است که همان نصرت امام و حجت خدا می باشد.

_ وظیفه ما نسبت به اهل بیت این است که در هر زمانی که زندگی می کنیم باید معارف دین و دستورات زندگی خود را از اهل بیت پیامبر باید بگیریم. جایی که برای ارائه راه و دستور و برنامه زندگی خداوند متعال راه برای ما قرار داده وجود مقدس پیامبرو اهل بیت هستند و غیر از این مسیر راه نادرست است.

_ عترت و قرآن تا روز قیامت از هم جدانشدنی نیستند. تمسک به قرآن و عترت سبب می شود که دچار گمراهی نشویم. امام مبین قرآن و مفسر قرآن است. از جمله درس هایی که اهل بیت به ما دادند و فرمودند در این مسیر زندگی کنیم و مواظب باشیم که از این مسیر لغزش نکنیم این است که جامعه اسلامی و انسانهای جامعه اسلامی باید در دنیا عزیز باشند و با سرافرازی زندگی کنند.

_ انسان مؤمن اجازه ندارد خود را به ذلت بیاندازد. باید انسان مؤمن طوری زندگی کند که عزت برای خود و جامعه اسلامی بماند. جهاد مایه عزت برای اسلام است. ما قبل از این که مسلمان باشیم و وظیفه داشته باشیم که عزت خود را حفظ کنیم وظیفه داریم عزت اسلام را حفظ کنیم. دشمن از اسلام ناب محمدی می ترسد و نگران است.

_ برنامه دشمن این است که در اسلام تا می تواند جنگ راه بیاندازد. جنگی که به هیچ قانون و ضابطه ای تابع نباشد.دشمن به هیچ چیز در اسلام رحم نمی کنند و احترام نمی گذارند. اگر عزت اسلامی در دنیا خدشه دار شد مؤمن هم عزتمند نیست. دشمن می خواهد روحیه مبارزه و جهاد را از مسلمانان بگیرد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

12 شوال مصادف با سال روز ارتحال مردی بزرگ و عالمی اندیشمند از خاندان عاملی‎های لبنان است که به شیخ بهایی معروف شده است.

بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به شیخ بهائی ۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است خاندان او از خانواده‌های معروف جبل‌عامل در قرن دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده است.

انتشار شرح حال در 700 صفحه

حجت‎الاسلام والمسلمین مختاری، مسئول موسسه کتاب‎شناسی شیعه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایکنا گفت: شیخ بهایی و پدرش که از شاگردان مبرز و برجسته شهید ثانی بوده و به سفارش ایشان به ایران سفر کرده است خدمات بزرگی به تشیع کرده‎اند.

وی ادامه داد: اگر این خاندان و به طور کلی عالمان جبل عامل نبودند معلوم نبود سمت و سوی تشیع و حکومت صفوی که پرچمدار آن بود به کدام سمت و سو می‌رفت.

مختاری تصریح کرد: موسسه کتاب‌شناسی شیعه در راستای تجلیل از این عالم جامع، شرح حال وی را در 700 صفحه در مجموعه سلسله بزرگان شیعه به فارسی منتشر خواهد کرد.

وی ادامه داد: ایشان اگرچه در ابعاد معماری و مهندسی معروف شده ولی شخصیتی تراز اول و جامع است و آثار وی تاکنون در همه عرصه‌های علمی مورد استفاده علما و اندیشمندان بوده و هست.

120 اثر

بهاءالدین عاملی در علومی که در آن زمان مرسوم بود، بویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات دارای تالیفات بسیار است. تالیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌ است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏‌ا‌ند.

شاخص‎ترین آثار

جامع عباسی شاخص‎‏ترین اثر شیخ است در فقه و به زبان فارسی که این خود ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار می‌رفت تا آن‏جا که برخی از صاحب نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی که به صورت رساله عملیه نوشته شده است‏ یاد می‏‌کنند، این کتاب از یک مقدمه و 20 ‏باب (از طهارت تا دیات) تشکیل شده‌است.

الزبدة فی الاصول

مهم‏ترین اثر شیخ است در اصول. تاریخ نگارش آن یعنی سال 988  - ۱۰۱۸ هجری -  و به قولی در سال 975 - ۱۰۰۵ هجری -، حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم، عصر سیطره اخباریان در حوزه فقه و اصول شیعی بوده‌ است همچنین اثر وی در حوزه قرآنی «مفتاح الفلاح» در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسیر سورة حمد است.

وی در سال ۱۰۰۰ - 1030 هجری  - در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مقبرهٔ علی ابن موسی الرضا جنب موزه آستان قدس دفن کردند. هم‌اکنون قبر وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی است که به نام خودش معروف است.

شعر زیر که بر اهمیت خدمت به مردم و مقایسه آن با ثواب دیگر اعمال تاکید می‎کند منسوب به این عالم اندیشمند است:

همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردن/همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

 

ز مدینه تا به مکه، به برهنه پای رفتن/دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن


به معابد و مساجد،همه اعتکاف جستن/ز مناهی و ملاهی،همه احتراز کردن

 

شب جمعه‏ ها نخفتن، به خـدای راز گفتن/ز وجود بی ‏نیازش، طلب نیاز کردن

 

به خدا قسم که آن‏ را، ثمر آن قدر نباشد/که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

 

همچنین ایشان بر پرهیز از خوگرفتن به کاخ‎نشینی و خوی پادشاهی تاکید زیادی در آثار خود کرده است و در یکی از اشعار به آیه 113 سوره هود «وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» استناد جسته است. 

 

 

 

منبع:ایکنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 دین اسلام از بین دیگر ادیان الهی کامل‌ترین و جامع‌ترین دین به حساب می‌آید و در قرآن کریم نیز بر آن تأکید بسیاری شده است. انسان مسلمانی که خود را تسلیم این دین و فرامین نورانی آن می‌کند، مفتخر است که چنین آیین مقدسی در همۀ ابعاد زندگی او دارای برنامه بوده و نسبت به پرسش‌های احتمالی او پاسخگوست.
در این بین یکی از سؤالات مبتلا به قشر جوان ما "چرایی زودتر مکلف شدن دختران نسبت به پسران" می‌باشد! آیا خالق هستی‌بخش تفاوتی بین زن و مرد قائل شده است؟
 آیت‌الله جوادی‌آملی مفسر قرآن و از مراجع تقلید درباره دلیل زودتر مکلف شدن دختران نسبت به پسران معتقد است: توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از 9 سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‎ ‎شد، خدا او را به حضور می‏‌پذیرد و با او ‏سخن می‏‌گوید و روزه را بر او واجب می‏‌کند، مناجات‌های او را به عنوان دستور مستحب شرعی ‏گوش می‏‌دهد.
وی اشتغال پیشتر زنان نسبت به مردان به راز و نیاز با خدا را بعنوان یکی از اساسی‌ترین تشرف زن به محضر باری تعالی برشمرد و گفت: آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است. شش سال زمینه ‏سازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‏‌اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‏‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن برای دریافت فضائل، شایسته‏‌تر از مرد است و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.‏
مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، ‏شایستگی خطاب الهی را کسب می‏‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.‎
این مفسر قرآن در مورد اهمیت پاسداشت سن بلوغ و تشرف دانستن این مرحله با استناد به مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد (صلوات اللَّه علیه) تصریح کرد: درباره یکی از علمای بنام شیعه ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّی رسید که خدای سبحان با من سخن گفت و از ‏من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت می‏‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود.
این که این جشن در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزاری این مراسم نمی‏‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‏‌نماید. و شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‏‌شناس و ‏شاکر باشید، این چنین عملی را انجام داده است.
بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل سلوکند می‏‌گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‏‌الذاکرین امام ‏سجاد صلوات اللَّه و سلامه علیه می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه ‏شرافت است.‏
اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‏‌رسد. اگر ‏چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادی از این راه را طی کرده است.
بنابراین هم آن محرومیت‏‌هایی که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم اینکه شش سال قبل از مرد، بالغه می‏‌شود همه نقص‏‌ها را ‏ترمیم می‏‌کند. بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم بشمارد عظمتی فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏
‎از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر سلام‏‌اللَّه علیه در نهج‏‌البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید« فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة ».‏ ‎ ‎یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع می‏‌شود.
روایتی دیگر نیز از حضرت صادق سلام‏‌اللَّه علیه نقل شده است که ‏می‌فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها».‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏‌بازی نیست، بلکه یعنی زن ریحانه است این ریحانه را ‏ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‏‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی ‏کنید.
اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه ‏مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست.


پی نوشت :
کتاب زن در آئینه جلال و جمال، آیت‌الله جوادی آملی

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

.... قَالَ فَأَيُّ الْخَلْقِ أَعْمَى قَالَ الَّذِي عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ يَطْلُبُ بِعَمَلِهِ الثَّوَابَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

زيد بن صوحان از اميرمؤمنان عليه السلام پرسيد: كورترين انسان ‏ها كيست؟

حضرت فرمود: آن كه براى غير خداى تعالى كار مى‏ كند و ثواب و پاداش كار خود را از خداى عز و جل طلب مى ‏نمايد.

من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 383

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

دستیابی به مقام و عزت در میان دیگران خواسته ای فطری است که بشر همواره برای رسیدن به آن تلاش کرده است و راهی میانبر برای آن وجود دارد.

تواضع و فروتنی در پیشگاه خداوند و در ارتباط با دیگران از سفارشات اسلام است که مقام انسان را بالا برده و او را مورد محبت خدا قرار می دهد.
 
رسول اكرم (ص) فرمودند: «سه چيز است كه خير از آنها تراوش مى‏ كند، تواضع كه مقام آدمى را بالا مى‏ برد،
خوار كردن نفس به او عزّت مى‏ دهد
و عفت كه ثروت مى‏ آورد.»

 امام باقر (ع) در تعریف تواضع فرمودند: «تواضع اين است كه هر جا شد بنشينى و به هر كس رسيدى سلام كنى و جدال را ترك نمائى اگر چه حق با شما باشد و دوست نداشته باشى كه از تقواى تو تعريف كنند.»

همچنین، على بن سويد مدنى از امام كاظم (ع) پرسيد كه تواضع چيست؟ و انسان با چه عملى متواضع شناخته مى‏ شود؟،
 
حضرت (ع) فرمودند: «تواضع چند درجه دارد،
انسان قدر خودش را بداند
و از حد خود تجاوز نكند
و با مردم آن كار را بكند كه دوست دارد مردم با او انجام دهند
و اگر كسى به او بدى كرد او به نيكى با او رفتار كند،
از مردم درگذرد و خشم خود را فرو برد، اگر چنين كند مورد محبت خداوند قرار مى‏ گيرد.»
 

امام صادق (ع) نیز می فرمایند: «كسى عزيز نمى ‏شود مگر اينكه نزد خدا ذليل شود و كسى مقام پيدا نمى‏ كند مگر اينكه در نزد خدا متواضع باشد.»

همچنین، رسول خدا (ص) فرموده اند: «بدعاقبت‏ترين مردم پادشاهان هستند و مبغوض‏ترين مردم متكبران مى‏ باشند، و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند.»

امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «حب در تواضع است،
عجب و خودپسندى انسان را به وحشت و تنهائى گرفتار مى‏ كند،
از متكبر در شگفت مى‏ باشم كه ديروز نطفه بود و فردا يك مردار خواهد شد.»
 

رسول اكرم (ص) نیز فرموده اند: «هر بنده‏ اى يك فرشته با وى همراهى مى‏ کند، او بر سر آن بنده موكل است، هر گاه تكبر كرد پائين مى‏ آورد و هر گاه تواضع كرد بالا مى‏ برد.»

امام صادق (ع) نیز می فرمایند: «متكبرين مانند ذرات در زير پاى مردم قرار خواهند گرفت تا خداوند از حساب خلائق فارغ شود.»

پی نوشت:
 مشکاه الانوار
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 
مراسم روضه هشتم ماه شوال سالروز تخریب بارگاه بقیع باسخنرانی حجت الاسلام شهاب مرادی و و مداحی حاج عبدالرضا هلالی ، حاج روح الله بهمنی و کربلایی محمد حسین پویانفر در آستان مقدس امام زاده صالح(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام شهاب مرادی را بخوانید:

_ امروز بیش از هر روزگاری انسان در همه جای دنیا دچار نگرانی و اضطراب است. شاید افسردگی و اضطراب مهمترین مشکل انسان در این روزها باشد. اگر نگاه ما به دنیا و خدا اصلاح شود که این اصلاح نیاز به یادآوری و تکرار دارد ، نگرانی ها و اضطراب ها  کم می شود.

_ عامل اصلی دروغ نا امنی است.هر درختی میوه ای دارد. در بهشت بعضی درخت ها چندین نوع میوه دارد. در دنیا هم بعضی از بیماری ها همین طور است و چندین نوع ثمر دارد. درخت اضطراب یکی از میوه هایش بدبینی است. با حرف زدن می توان این بدبینی را اصلاح کرد و غم و اضطراب و دلشوره و تشویش را کم کرد.

_ در حدیثی از امام مجتبی علیه السلام  آمده است که خدا شما را بیهوده نیافریده است. این را در قرآن هم شنیده ایم. قلب انسان به بعضی از تکرار ها نیاز دارد. بعضی وقت ها برای قلب و دلتان نماز بخوانید. همه چیز و همه کلیدها دست خود خداست.

_ افراد شاخص موفق کسانی هستند که به داشته های خود نگاه کردند و چشم از دیگران برداشتند و جبراً توسط اتفاقات و یا توسط انتخاب خودشان به لطف خدا هر چند که شاید خدا را هم قبول نداشته باشند در این مسیر قرار گرفتند . خداوند هر چند که تو هم از او نخواهی به تو می دهد. غریب به اتفاق افراد موفق کسانی هستند که در مسیر استعداد خود قرار گرفتند.

_ خدا انسان را عبث خلق نکرده و رها نکرده است. کشتی بان وجود انسان خداست. به خدا خیلی باید اعتماد کرد. خدایی که تمام اجل های انسان را نوشته است. امور مادی انسان توسط خدا انجام می شود و همه بر اساس حساب و کتاب است. البته این ها کم و زیاد می شود. مثلاً با صله رحم عمر زیاد می شود. اما مهم این است که در ارتباط با خدا تعامل را به دست آوریم.

_ رزق انسان ها دست خداوند است. اگر زندگی تان سخت است فوری خودتان را رصد کنید. عمده مشکل انسان ها برای بی نمازی است. در حدیث آمده است کسی که از ذکر من روی برگرداند زندگیش سخت می شود. اگر مسیر کاسبی شما درست است ولی باز هم گرفتاری دارید شاید گناهی در زندگی انجام می دهید. اگر همه این ها هم درست بود شغلتان را عوض کنید شاید که رزق شما در این کسب نباشد.بعضی وقت ها انسان سراغ رزقش نمی رود.البته گاهی وقت ها هم امتحان است و باید صبر کرد و از خدا مدد گرفت.

_ خیلی ها در زندگیشان عالمی ندارند که با آن مشورت کنند. بعضی وقت ها علما  نکته ای را می گویند که زندگی را زیر و رو می کند. خداوند مرگ و اجل را تعیین کرده است و روزی انسان را هم مشخص کرده است و این ها مقدر است و قابل تغییر نیست. هر خردمندی باید جایگاه خود را بداند.

_ اصول ارتباط با رزاق را باید یاد گرفت. انسان صاحب خرد باید جایگاه خود را بفهمد. خداوند با هر کسی یک معامله ای دارد. بدترین معامله این است که بگویید که من که مؤمن هستم چرا خدا به من کم داده است. 

_ چیزی که برای شما مقدر نشده محال است که به شما برسد. هر چقدر دست و پا هم بزنید باز هم به شما نمی رسد. فقط زمان را از دست می دهید. زندگی که می خواهید بسازید همین زندگی الان شماست. الان وقت زندگی است. خوش به حال زیرکانی که درست ازدواج می کنند. زندگی را خوب نگاه کنید.

_ هر چه برای شما مقدر شده مطمئناً به شما می رسد.اگر این را درک کنید آرامش را به دست می آورید.احساس سرخوردگی و آرزوهای بربادرفته اساس زندگی انسان را از بین می برد. از الان زندگی خود بهره ببرید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام
 
 
مراسم یادواره شهدای عملیات مرصاد و شهدای مسجد باب الحوائج با سخنرانی حجت الاسلام مومنی و مداحی حاج مصطفی خورسندی برگزار شد.

  • در ادامه گزیده از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:


_ خداوند برای کسانی که در راه خدا قرار گرفته اند ویژگی هایی را در آیات قرآن بیان می کند. سرمایه هایی را خدا برای انسان قرار داده است. انسان عاقل آن است که این سرمایه ها را در جایی قرار بدهد که صددرصد سود به انسان برساند.  هیچ انسان عاقلی این سرمایه را در جایی نمی گذارد که شاید سود بدهد و شاید سود ندهد.

- خداوند می فرماید این سرمایه هایی را که به شما دادم به خود من بفروشید و با من تجارت کنید. انسان عاقل کسی است که این سرمایه را فقط برای خدا و در راه خدا خرج کند.در تعریف عقل امام صادق(ع) فرمودند که آن ملکه ای که در درون انسان، انسان را به سمت خدا و کسب آخرت و بهشت و جنت سوق می دهد عقل  است. انسانی که سرمایه ها را هرز می دهد و در جهت میل به متاع دنیا از این سرمایه ها بهره می برد انسان عاقلی نیست.

_ سوره مبارکه صف آیات 10 و 11 نازل به همین مسئله است. در این آیات آمده است که آیا می خواهید شما را به سمت تجارتی ببرم که شما را از عذاب الیم نجات بدهد ایمان به خدا بیاورید و مجاهده کنید با مال و جانتان. بهترین تجارت معامله گری با خداست.

_ نیروی جوانی از آن سرمایه هایی است که بسیار مهم است. شهدا اکثراً در دوران جوانی و نوجوانی بودند که  وجه رب شدند. سرمایه هایی که خدا به آنها داده مانند جوانی و سلامتی را تماماً برای خدا هزینه کردند. شهدا واقعاً به مقام عبودیت و بندگی رسیدن و  واسطه فیض درخانه خدا و اهل بیت(ع) هستند.

- خدا اگر نیروی دیدن به انسان داده نباید این نیرو را هرز دهد. این چشم نباید روزنه ورودی شیطان به قلب وجود باشد. نعمت شنیدن نباید برای اموری که انسان را آلوده می کند خرج شود. قلب که جایگاه خدا و حرم خدا است و این قلب را نباید برای افراد و اغیار و کسانی که انسان را به سمت شیطان سوق می دهند ببرد. قلب باید فقط برای خدا هزینه شود.

- حقیقت عبودیت در کلام امام صادق(ع)  در سه مطلب خلاصه می شود. اول انسان برای خودش در دنیا ملکیتی قائل نباشد و بداندهر آنچه که دارد از آن اوست. اهل بیت(ع) واسطه برای رسیدن انسان به درگاه خداوند هستند . دوم انسان تبیین امر را به خدا واگذار کند. سوم تمام اشتغال فرد به انجام واجبات و ترک محرمات باشد.

_ انسان اگر به مرحله ای برسد که  بداند و باور کند  که خدا می بیند دیگر گناه نمی کند. جوان عزیز !  در جوانی به مقام بندگی خدا برسید که نماز اول وقت شما را در این مسیر کمک می کند.شهدا الگوی خود را از اباعبدالله(ع)  گرفتند. امام خمینی(ره)  فرمودند روضه امام حسین(ع)  جبهه های ما را نگه داشته است.این خیلی مهم است.وقتی بندگی خدا را کردید خداوند همه جوره شما را مراقبت می کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 8 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

شیخ بهایى روزى از بازار اصفهان می‌گذشت، در یک گوشه دور افتاده بازار توى یک مغازه کوچک و رنگ و رو رفته که نور باریکى از سقف آن به داخل دکان مى‏‌تابید و در و دیوارش را روشن مى‏‌ساخت، ناگهان چشمش به پیرمردى افتاد که بیش از 90 سال از عمرش مى‏‌گذشت و در آن حال مشته سنگینى به دست داشت و مشغول کوبیدن به تخت گیوه بود.
شیخ بهایى با دیدن پیرمرد دلش به حال او سوخت و به داخل مغازه رفت و از پیرمرد پرسید: تو چرا در جوانى اندوخته و پس اندازى براى خود گرد نیاوردى تا در این سن پیرى مجبور به کار کردن نباشى؟
پیرمرد سرش را از روى گیوه برداشت و نگاه نافذش را بر روى شیخ بهایى انداخت ولى چیزى نگفت، شیخ دست پیش برد و مشته را از دست پیرمرد گرفت و با علمى که داشت آن را تبدیل به طلا کرد و بعد زیر نورى که از سقف به روى پیشخوان مى‏‌تابید جلو پینه‌دوز گذاشت، مشته فولادى سنگین وزن که در آن لحظه تبدیل به طلا شده بود در زیر نور خورشید تلؤلؤ خاصى پیدا کرد و ناگهان دکان پینه‌دوز را به رنگ طلایى در آورد، شیخ بهایى بعد از این کار به سرعت عازم خروج از مغازه شد و در همان حال خطاب به پیرمرد گفت: پینه دوز، من مشته تو را تبدیل به طلا کردم آن را بازار طلافروش‏‌ها ببر و بفروش و بقیه عمر را به راحتى بسر ببر.
شیخ بهایى هنوز قدم از دکان بیرون نگذارده بود که ناگهان صدایى او را بر جاى نگاه داشت، این صداى پیرمرد بود که مى‏‌گفت: اى شیخ بهایى اگر تو مشته مرا با گرفتن در دست تبدیل به طلا کردى، من آن را با نظر به صورت اولش در آوردم! شیخ بهایى به سرعت برگشت و به مشته نگریست و دید مشته دوباره تبدیل به فولاد شده است، دانست که آن پیرمرد به ظاهر تنگدست و بى‌سواد از اولیاءالله و مردان خدا بوده و علم و دانش‌اش به مراتب از او بیشتر است و نیازى به مال دنیا ندارد، روى این اصل با خجالت و شرمندگى پیش رفت و دست پینه‌دوز را بوسید و عذر بسیار خواست و بدون درنگ از مغازه خارج شد، از آن به بعد هر گاه از جلو دکان پیرمرد رد مى‏‌شد، سرى به علامت احترام خم کرده و با شرمندگى مى‏‌گذشت!


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 ... 109 صفحه بعد