تاريخ : دو شنبه 8 تير 1394 | | نویسنده : گمنام

استاد شیخ حسین انصاریان: خداوند دوازده ماه در تقویم خلقت آفرید، از این دوازده ماه تنها ماهی که در قرآن مجید نام برده شده، ماه رمضان است. بنابراین این ماه ارزش ویژه‌ای نسبت به سایر ماه‌ها برخوردار است، در ادعیه‌ای که رسول خدا (ص) دارند نیز از این ماه بسیار با ارزش یاد شده است.

زمان در ادبیات به نام «ظرف» شناخته شده است، یک روز یا شب، ظرف است که در ظرف روز یا در ظرف شب تحولات عظیم مادی و معنوی صورت می‌گیرد، ماه مبارک رمضان نیز یک ظرف است که خداوند متعال در این ظرف یک مظروف بسیار با ارزش قرار داده است.

درباره ارزش یک شب قدر در قرآن مجید می‌خوانیم: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» این یک شب به لحاظ ارزش، عظمت، اثرگذاری و اثردهی از هزار ماه بهتر است.

در هر صورت تنها ماهی که در قرآن کریم نام برده شده، ماه رمضان است و این رمضان ظرف بالاترین گوهری که پروردگار در این ظرف قرار داده «لیلة القدر» است و هر انسانی که قدر لیلة القدر را بداند،‌ یقیناً به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت خواهد رسید و کسی هم که قدر نداند، شقاوت در پرونده او رقم زده خواهد شد.

اما خود این مظروف یعنی شب قدری که در ماه رمضان و ظرف این ماه قرار دارد باز ظرف گرانبهاترین گوهر عالم آفرینش است که از ازل تا ابد پربهاترین و بالاتر از این گوهر خلق نشده و نخواهد شد و این گوهری که ظرف آن لیلة القدر است، قرآن کریم است.

خداوند می‌فرمایند که ما قرآن کریم را شب قدر فرود آوردیم. قرآن کریم یک چهره علمی دارد که علم‌الله نام دارد بدین سان که پروردگار عالم در یک شب قدر قرآن را نازل کرده است. این قرآن در آسمان بلند علم‌الله در شب قدر بر صفحه لوح محفوظ تجلی کرده و بر این صفحه باقی بوده است تا زمانی که رسول گرامی اسلام (ص) مبعوث به رسالت شده و جبرئیل امین (تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ) واسطه شدند که آیه به آیه و سوره به سوره این قرآن از صفحه لوح محفوظ قرائت شود و ابتدا به قلب مبارک پیغمبر (ص) نازل شود.

خود ماه رمضان با عظمت و با کرامت است اما لیلة القدر خیر برتر است و مظروف یکپارچه قرآن کریم است. این قرآن به قلبی نازل شده که گنجایش آن قلب یقینا از تمام هستی گسترده‌تر است به همین دلیل در روایات نیز آمده که وقتی تمام مردم و هزاران مفسر و دانشمند قرآن کریم وارد قیامت شده آنجا درک می‌کنند که در دنیا چیزی از این قرآن کشف نشده است. 

روایتی هم از اهل سنت به نقل از شیخ سلیمان بلخی حنفی داریم که می‌گوید امیرالمؤمنین (ع) به ابن عباس شاگرد قرآنی خود فرمود که اگر من آنچه از سوره حمد می‌دانم از این هفت آیه برای شما بیان کنم، بیانات من نوشته شود و از جایی به جایی حمل بکنند، هفتاد شتر جوان قوی هیکل را باید بیاورند و نوشته‌ها را بار آن بکنند.

فردی به پیغمبر (ص) عرض کرد که دعا کنید خداوند مرا مستجاب الدعوه قرار دهد، گفت: غذای خود را حلال کن مستجاب‌الدعوه می‌شوی! حتی به او نگفت نماز شب بخوان یا حج برو، بلکه تنها گفت غذایت را حلال کن! حال چه مقدار زندگی خانوادگی امروز ما با قرآن کریم هماهنگ است که اگر اینطور است چرا این همه طلاق و اختلاف داریم؟ چه مقدار از عفت و عصمت زنان و پاکدامنی با آیات سوره احزاب و نور هماهنگ است؟ حجاب الان در کنار قرآن کریم در چه وضعیتی است؟ چه شده که این اندازه مردم قرآن را کوچک کرده‌اند و آن را اندک شمرده‌اند و از عظمت آن انداخته‌اند؟!

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 8 تير 1394 | | نویسنده : گمنام

امام جعفر صادق عليه السلام  به شخصی فرمود كه: 
«اى حسين! آيا برادران دينى خود را دوست مى‏ دارى؟» 
عرض كردم: آرى. 
فرمود كه: «به فقراى ايشان نفع مى‏ بخشى؟» 
عرض كردم: آرى. 
فرمود: «بدان و آگاه باش! كه بر تو واجب است كه دوست دارى هر كه خدا را دوست مى‏ دارد. و به خدا سوگند كه به يكى از ايشان نفع نمى‏ بخشى تا آنكه او را دوست دارى. آيا ايشان را به منزل خويش مى‏ طلبى كه ضيافت كنى؟»
 عرض كردم: آرى، چيز نمى‏ خورم، مگر آنكه دو كس و سه كس و كمتر و بيشتر از ايشان با من است.
حضرت صادق عليه السلام فرمود: «بدان كه فضل ايشان بر تو از فضل تو بر ايشان بزرگ‏تر است».
عرض كردم كه: فداى تو گردم! طعام خويش را به ايشان مى‏ خورانم و منزل و فرش خويش را پايمال ايشان مى‏ گردانم و با وجود اينها فضل ايشان بر من بزرگ‏تر است؟ 
فرمود: «آرى؛ زيرا كه ايشان چون در منزلت داخل شوند، با آمرزش گناهان تو و آمرزش گناهان زن و فرزندان و تابعان تو داخل مى‏ شوند، و چون از منزلت بيرون روند، با گناهان تو و گناهان عيال تو بيرون مى‏ روند».
حضرت صادق عليه السلام می فرمایند:
 «هر كه برادر خود را در راه خدا طعام دهد، آن قدر از اجر از براى او باشد؛ مانند آنكه فئامى از مردم را طعام دهد». عرض كردم كه: فئام چيست و چه قدر است؟ فرمود: «صدهزار نفر از مردمان».
سدير صيرفى روايت كرده است كه: حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كه: 
«چه چيز تو را منع كرده است از آنكه در هر روز بنده‏ اى را آزاد كنى؟» عرض كردم كه: مال من تاب اين را ندارد. 
فرمود كه:
«هر روز مسلمانى را طعام مى‏ دهى، چنان است كه بنده‏ اى را آزاد كرده‏ اى». 
عرض كردم كه:
آن مسلمان توانگر باشد يا پريشان؟ 
راوى مى‏ گويد كه: حضرت فرمود: «به درستى كه توانگر نيز گاهى خواهش طعام دارد».


پی نوشت:
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)، ج‏۳، ص510و511.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم شب چهارم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام حسینی قمی و مناجات خوانی حاج محمد رضا غلامرضا زاده و با حضور پیرغلام اهل بیت(ع) استاد حاج محمد ابوالقاسمی در مسجد جامع آستان حضرت عبدالعظیم(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده از سخنرانی حجت الاسلام حسینی قمی را بخوانید:

_ خیلی خوب است که از شرکت در این جلسات بهره ببریم. سعی کنید که در هر جلسه یادداشت برداری کنید. الان به دلیل گستردگی علوم و مشکلاتی که می باشد عده خاصی به حوزه می روند. اما در گذشته حوزه رفتن و نشر روایات کار ساده تری بوده است. خیلی خوب است که از هر جلسه یک حدیث تازه و یک قصه تازه را بنویسید.

_ اصحاب امام صادق(ع) همین مردم عادی بودند. یکی از اصحاب و شاگردان امام صادق(ع) عبید الله بن علی حلبی است. اولین کتابی که در شیعه تألیف شده از ایشان است . او از فقهای بزرگ شیعه بود. احکامی که الان در دست داریم از شاگردان امام صادق(ع) به دست ما رسیده است. نسل این صحابی از راویان بوده اند.

_ ماباید آداب دعا را رعایت کنیم و از خدا حاجت بخواهیم. حاجت از خدا بخواهید ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم. حواسمان باشد. ما نمی دانیم خیر و مصلحت ما در چیست. ما جلوی پای خود را نمی توانیم ببینیم چطور می توانیم پنجاه سال بعد را درک کنیم. خیلی مهم است مصلحتی که خدا برایمان رقم زده است را قبول کنیم.

_ ما انسان ها به چند دلیل حاجت هم دیگر را برآورده نمی کنیم.اولین دلیل این است که گاهی ما انسان ها خبر نداریم. دلیل دوم هم این است که گاهی ما خودمان احتیاج داریم. دلیل سوم این است که ما خودمان هم احتیاج نداریم ولی رحم و مروت نداریم. چهارمین دلیل هم این است که خبر داریم و نیاز هم نداریم ولی توانایی نداریم.

_ اما خداوند عالم است و از همه گرفتاری های انسان ها با خبر است. خداوند می تواند همه حاجات را برآورده کند. خداوند قادر است. خداوند بی نیاز و غنی است. خداوند ارحم الراحمین است. اما به دلیل حکیم بودن خدا بعضی از حاجات انسان ها برآورده نمی شود.

_ اگر باور کنیم که خدا مصلحت انسان ها را می داند آرام می شویم. باورهای دینی که در زندگی ها بیاید آرامش به زندگی ها بازمی گردد. وظیفه ای که ما باید انجام دهیم را انجام داده باشیم و کوتاهی نکرده باشیم و باز هم مشکل وجود داشته باشد را به مصلحت خدا بگذاریم. و شکایتی نکنیم. چون خدا قادر و عالم و غنی و ارحم الراحمین است.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 2 تير 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم شب ششم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید حسین حسینی قمی، مناجات خوانی و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و روضه خوانی توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج ابوالفضل بختیاری در مسجد ارک برگزار شد.

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام حسینی قمی را بخوانید

 

- اوج نا امیدی، نامیدی از رحمت خداوند است و این اولین گناه کبیره است، گناهی است که خداوند می‌فرماید: "وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ )سوره یوسف آیه 87) این شرک را خداوند نمی‌بخشد.

ستر و غفران الهی برای ما اهل مناجات معنایی خاص دارد یعنی بیشتر از آنکه اهل اعتراف باشیم اهل توبه باشیم!

- امام صادق(ع) می‌فرمایند در قرآن وعده هایی برای تائبین وجود دارد که اگر آن را برای نجات همه اهل آسمانها و زمین داده می‌شد همه را کفایت می‌کرد اما وعده‌های قرآن:

وعده اول سوره فرقان آیات 68 تا 70

" وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ " ..."إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ " 

و آنان که با خدای یکتا خدای دیگری نمی‌گیرند و کسی را که خدا کشتنش، راحرام کرده مگر به حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر که این کارها کند، عقوبت گناه خود را می‌بیند... مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند خدا، گناهانشان را به نیکی‌ها بدل می‌کند.

وعده دوم قرآن سوره غافر آیه 7

" الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ "

مقرب‌ترین فرشتگان فرشتگان حامل عرش هستند که علاوه بر حمد وثنای خداوند وظیفه استغفار طلبیدن برای مومنین(مردم) را هم دارند.

وعده سوم قرآن سوره بقره آیه 222

" إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ " 

خداوند توابین را به اندازه متطهرین دوست دارد!

- توبه باید بین خود و خدا باشد یعنی خداوند به دنبال اعتراف انسانها نیست! چرا؟

امام خمینی در چهل حدیث این گونه بیان می‌دارند:

 "مبادا شیطان و نفس اماره مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف سازد "

 

امام بیان می‌دارند شیطان دو حیله برای انسان به کار می‌برد:

اول بزرگ و سخت شمردن توبه به درگاه الهی 

دوم کوچک شمردن گناه برای تکرار آن

بدانیم توبه باعث می‌شود خداوند از حقوق خود بگذرد و قرار به جبران حقوق دیگران بگذارد! ولی ورود به گناهان کبیره باعث ریشه دواندن گناه در انسان می‌شود و فیض توبه را از کف برون می‌کند.

در دعای افتتاح می‌خوانیم" یارب ندیدم مولایی کریم که این همه صبر کند بر بنده لئیمی مثل من، صدایم می‌زنی من بر نمی‌گردم، محبت میکنی من دشمنی میکنم، دوستی تو را نمی‌پذیرم خدایا من با تو طوری برخورد میکنم که انگار من بر تو نعمت دارم! "

به همین دلیل است که در آیه 50 سوره ذاریات خداوند می‌فرماید: " فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ " از من به سوی من فرار کنید! 

توبه جناب حُر باعث شد به هنگام شهادت در دامن امام زمانش ابی عبدالله الحسین علیه السلام جان دهد و حضرت علی اکبر علیه السلام برای او نوحه گری کند، این مقام توابین و پناه آورندگان به حسین علیه السلام است! ای اهل مناجات اگر در ماه رمضان آمرزیده نشوید باید تا عرفه صبر کنید!

-  چندی پیش در مشهد بزرگداشتی برای عالم بزرگوار آقا سید هاشم نجف آبادی برگزار شد. مقام معظم رهبری برای این بزرگداشت مطلبی در مقامات علمی و معنوی ایشان ارسال داشتند جالب اینجاست که با اینکه ایشان سالهای زیادی به تفسیر قرآن پرداختند ولی کتاب تفسیر قرآن ایشان توسط خودشان تالیف نشد بلکه توسط فردی که پای منبر ایشان می‌نشست و ظاهراً بازاری هم بودند گرد آوری شده است یعنی یک مستمع هم می‌تواند با همین منبر‌ها دست به گردآوری تفسیر قرآن بزند.

 

گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید

 

عده ای می خواهند ترس از قبر و مرگ را از بین ببرند

 

رحمت و نعمت باهم است، اگر توانستیم از هر دو استفاده کنیم عمل به سوال و جواب الهی هم به راحتی امکان پذیر است. بحث ورود اموات به قبر را عرض کردیم که امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه 188 نهج البلاغه می‌فرمایند:"أَوْحَشُوا مَا کَانُوا یُوطِنُونَ" به راستی از جایی که وطنشان بوده وحشت و دوری می‌کنند "وَ أَوْطَنُوا مَا کَانُوا یُوحِشُونَ" و آنجا که از آن وحشت داشتند به عنوان وطن برمی گزینند. کسی که از دنیا می‌رود دیگر اختیاری ندارد، باید غسل و کفنش کنند و برود زیر خاک و این حقیقت است. حالا این مبانی را در وادی طنز می‌آورند و جایی دیدم سوال و جواب که یکی از ارکان قبر است را مسخره می‌کردند که به این طایفه گفتند این طوری جواب داد به آن طایفه گفتند آن طوری جواب داد. این نشان می‌دهد که تلاش‌ها و فعالیت‌های دشمن کارایی دارد. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند قبر و مرگ وحشت دارد، اما بعضی به گونه ای برنامه ریزی می‌کنند که مردم از مردن نترسند و وحشت از قبر و قیامت را از بین ببرند. یکی از بچه هایی که در آتش نشانی لواسان کار می‌کند به من می‌گفت که در این تصادف اخیر که در آن حوالی اتفاق افتاد همگی مست بودند که ظاهرا دو نفرشان هم از دنیا رفته اند. یعنی به مرحله ای رسیدند که دیگر اصلا برایشان ترس از مرگ و قبر و قیامت مهم نیست برعکس فرمایش امیرالمومنین علیه السلام. مرگی که حتمی است و امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند واعظ حقیقی است، این را به مسخره می‌گیرند.

 

بعضی ها در قبرستان ها هم دنبال خوش گذرانی اند

 

حضرت می‌فرمایند به قبر که وطنشان بوده است و الان در آن جای گرفته اند و از آن دوری می‌کردند و وحشت می‌کردند برگشته اند، چون اینجا به عنوان وطن بوده است نه دنیا. دنیا یک گذری بوده است برای چند سال حالا هرکسی به اندازه‌ی خودش. به راستی همان آدمی که به تازگی مرده، قبلا که در قبرستان می‌رفت وحشت داشت. الان که طوری قبرستان‌ها را می‌سازند بعضی آنجا هم که می‌روند دنبال خوش گذرانی اند، بساط می‌آورند پهن می‌کنند، این غلط است. کلی هزینه فقط برای سنگ روی قبر می‌کنند اما حاضر نیستند کمی کمک برای ازدواج دو جوان بکنند. مادران شهدا استثنا هستند که آنجا شب و روز می‌ماندند، آنها قبر را یک منزل حقیقی می‌دانستند تا وقتی که جان دادند. افرادی هم که با یک سر و شکلی می‌آیند در قبرستان که بقیه به گناه می‌افتند و آدم از دستشان زجر می‌کشد.

 

رذایل اخلاقی مثل سگ درنده داخل قبر می رود

 

زمانی که زنده بود از قبرستان وحشت داشت، اما حالا باید به همان جایی که از آن وحشت داشت برگردد. اگر به او می‌گفتی شب بیا برویم قبرستان واقعا می‌ترسید. یکی دو تا از اوتاد و عباد در مسیر بندگیشان که باید این سیر را طی می‌کردند تعریف کردند که شب رفتم در قبرستان برای مناجات، دیدم یک جنازه ای را آوردند که به دنبالش یک جوانی خوش سیما و یک سگ درنده بود که همراه با آن میت داخل قبر رفتند و در قبر بسته شد. بعد از مدتی دیدم جوان خون آلود از قبر بیرون آمد، جلویش را گرفتم گفتم چه خبر بود؟ گفت من اخلاق خوبش بودم عبادتش بودم، آن سگ هم رذایل اخلاقیش بود. چون سالها پای آن اخلاق و گناهان ایستاده بود دیگر با او ماند تا قیامت. این مکاشفه چیزی نیست که برای همه باشد، ولی این مثال واقعیت دارد. دیدند پیغبر اکرم صلوات الله علیه و آله در تشییع جنازه جوانی چند لحظه با نوک پا حرکت کردند، علت را از رسول الله پرسیدند، حضرت فرمودند چون جوان خوبی بود ملائکه برای تشییع پیکر او آمده اند. زمانی که در قبر گذاشتنش پیغبر اکرم صلوات الله علیه برایش تلقین خواندند، دیگر بهتر از این؟ یک دفعه حضرت گریه کردند، گفتند آقا جان چه شد؟ حضرت فرمودند: چون در خانه کمی بد دهن و بد زبان بود الان دچار فشار قبر شد و من از این فشار وحشت کردم. این تازه برای یک انسان خوب بود.

 

سخت‌ترین ظلمت قبر است

رذایل اخلاقی را در ماه رمضان می‌شود از بین برد. جایی که امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند "یُوحِشُونَ" جایی است که باید تو در همین دعای ابوحمزه حس کنی. تو باید در ماه رمضان بفهمی یک جایی تو را می‌برند که مسجد نمی‌توانی بیایی، زن و بچه ات را دیگر نمی‌توانی ببینی، دیگر نمی‌توانی عمل صالح انجام دهی. در دعا می‌گوید من عمل صالحی نیاورده ام تا قبرم را فرش کنم. لذا در آخر کمیل هم که می‌گویی "یا نورُ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُّلْمِ" طلب می‌کنی چون سخت‌ترین ظلمت قبر است. بعد حضرت می‌فرمایند اینها در دنیا به چی مشغول بودند که سرانجام از آن جدا گشتند و جایی را که به آن منتقل شده اند و وطنشان بوده یعنی سرای آخرت را تباه کرده اند.

 

کی گوش حرف شنو با خودش آورده؟

ما این مطالب را عرض می‌کنیم، بزرگان ما نیز همین مطالب را بهتر و واضح‌تر و کامل‌تر از این شکافته اند و بیان کرده اند، اما به قول استاد ما می‌گفت: کی گوش حرف شنو با خودش آورده؟ بعضی‌ها کر می‌آیند و کر می‌روند. شاید هم برای امام حسین علیه السلام گریه کند، تازه می‌گویند حاج آقا سالهای قبل یک حال دیگری داشتیم و دنبال بازی است. نمی‌فهمد کجا آمده و کجا خواهد رفت. وقتی که با توجه زیاد قرآن می‌خوانید، آرام آرام یک خشیتی وجودتان را دربر می‌گیرد، به خاطر همین است آن دعای نیمه شعبان را می‌گویم دستور است در نماز شبت بخوان "اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِکَ مَا تَحُولُ بِهِ بَیْنَنَا وَبَیْنَ مَعَاصِیکَ" . چقدر حضرت حق شناس بر روی این دعا تاکید داشت. برای چی؟ چون این خشیت و این ترس زیبا اگر در وجودت نباشد، ایمانت محکم نمی‌شود، الان اینجا نشستی دینداری، از اینجا که می‌روی بیرون چیز دیگری. چند شخصیتی می‌شوی که خیلی بد است.

 

ما برای دین چه زحمتی کشیده ایم؟

خدایا شب ششم است، فردا هم روز بیعت ایرانیان با امام رضا علیه السلام است، که به روایتی یک نمازی دارد که دو رکعت است و در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج توحید دارد، به شکرانه این که امام رضا علیه السلام به ایران آمدند و همه با حضرت بیعت کردند و با این نماز تو هم بیعت می‌کنی. تا کوچک‌ترین مسائل را بزرگان و علمای ما نوشته اند، مخصوصا شیخ عباس قمی که تو حواست به امام رضا علیه السلام باشد، چقدر اینها زحمت کشیدند و راحت در اختیار ما قرار دادند. ما برای دین چه زحمتی کشیده ایم؟ شهدا با خونشان زحماتشان را کشیدند، جانبازان هم که یکی یکی دارند به آنها ملحق می‌شوند. من دیدم تا آنجایی که بتوانند شبها خودشان را به اینجا با چه زحمتی می‌رسانند. اما ما چه زحمتی کشیده ایم؟ تو همین که زحمت بکشی بیای با خدا آشتی کنی با کتابش آشتی کنی با اهل بیت علیهم السلام آشتی کنی، حواست باشد دشمنان دین سرت کلاه نگذارند، هرکسی به اسم دین چیزی را به تو تلقین نکند، همین اندازه کافیست. لقمه نانی که در می‌آوری مواظب باشی که حلال و حرام را در آن رعایت شود، وگرنه روزگار می‌گذرد.

 

خدایا اگر کمک نکنی ما هم از دست می‌رویم

من حساب کردم بعضی‌ها شاید بیست و پنج سال است شب‌های ماه رمضان با ما دعا می‌خوانند، خیلی است، ای جوان الان پدر و مادر بیست و پنج سال است که برای تو زحمت کشیده اند تا به این قد و هیکل رسیده ای، قدر بدان. خدایا نمی‌دانم چکار کنم، خودم هم در کار خودم مانده ام. خدایا اگر کمک نکنی ما هم از دست می‌رویم، همین قلیل جمعیت از دست می‌رود. در مقابله با این جنایتکاران با این کسانی که کارشان فقط ضربه زدن به دین است، این جوانان چه کار کنند؟ ما که گذراندیم ما که پیر شدیم تمام شد، گول زدن ما یک سیر دیگری دارد. اما این جوانان با این همه کاری که می‌توانند انجام بدهند، شبها می‌آیند اینجا عمرشان و وقتشان را می‌گذارند تازه خودشان هم خجالت زده اند که کاری که نکردیم. خدایا یک نگاه کنی کار همه تمام است و دل همه را به دست می‌آوری، آنوقت این جمعیت وقتی عاشق تو شوند پشت این جمعیت هر کدام یک نفر را هم سمت خدا بیاورند خیلی است، باز دشمن ضربه می‌خورد، ببین کجاها را ما داریم می‌بینیم. خدایا ما خیلی دوست داریم بازار تو گرم شود، الان چقدر جوان به انحراف افتاده اند و گرفتار این ماهواره‌ها و حالات دیگر و مجالس دیگر هستند اصلا شاید یک بار هم اسم خدا به گوششان نرسد.

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب ششم ماه مبارک رمضان

 

اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

تو اگر که نظرت با منِ مسکین باشد

حیف باشد که دلم پیش تو غمگین باشد

همه شهر به بیچارگی ام خندیدند

پس چه خوب است سرم پیش تو پایین باشد

می زنی گاه تلنگر، بخورم زود ولی

وای اگر که زدنت از سر نفرین باشد

وای اگر زود ببخشی و بگویی که برو

وای اگر جلوه ستاری تو، این باشد

بند ابلیس شدم هی به گناه افتادم

نکند بندگی من، به تو توهین باشد

نکند با منِ مغرور شوی سرسنگین

نکند بنده تو بنده تحسین باشد

تو اگر قهر کنی بنده تو می‌میرد

بغلم کن، فقط آغوش تو تسکین باشد

من که بد بوده و بد کرده ام اما والله 

بدتر این است که آدم به تو بدبین باشد

 

یا ببخشید مرا یا جلوی چشم حسین

مگذارید که پرونده ام سنگین باشد

دم افطار فقط تربت او می‌چسبد

هر چه هم دور و برم سفره رنگین باشد

گریه کن‌های حسینیه محشر هستیم

گریه‌های سحر ما همه تمرین باشد

بسپارید مرا دست اباعبدالله 

نوکری پیش حسین است که شیرین باشد

 

.........................................................................................

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

خزان رسید و به گلزار من شرار انداخت 

رسید هیزم و آتش به شاخسار انداخت 

میان معرکه، سلمان، خداش خیر دهد

دوید و زود عبا را روی نگار انداخت

دری که ساخته بودم به من خیانت کرد

گرفت آتش و خود را به روی یار انداخت

زن جوان من را می‌زدند نامردان

مدینه، فاطمه را به احتضار انداخت

چقدر چادر زهرا به پاش می‌پیچید

زن مرا وسط کوچه چند بار انداخت

از آن به بعد که برگشت فاطمه، زینب

دو گوشوارهء خود را دگر کنار انداخت

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

در ششمین شب از ماه مبارک رمضان ، جلسه سیری در صحیفه سجادیه توسط آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا در مسجد جامع ازگل برگزار شد.

 

در ادامه گزیده ای از سخنان آیت الله فاطمی نیا را بخوانید: 

 

_ حضرت سجاد(ع) به خدا می فرماید که مولای من؛ معرفت من دلیل به سوی تو آمدن است. دلیل به معنای راهنماست. این معرفت اجمالی است. این معرفت من را راهنمایی می کند و به سوی تو بیشتر می کشاند.  معرفت اگر کم هم باشد ولی صحیح باشد خوب است. سوره توحید بسیار ثواب دارد زیرا معرفت را زیاد می کند. عمل به وظیفه معرفت را قوی تر می کند.

_ اول باید متمرکز به عمل به وظیفه باشیم. ببینیم که خدا از ما چه می خواهد و ببینیم که رضای خدا و امام زمان (عج) در چیست. این که در مقابل چه چیزی به ما می دهند ظاهر  است. مقام مصلحت خداوند به غیر از مصلحت انسان هاست. مصلحت ما بنا به مصالح خودمان است.  ما می خواهیم که همه اسرار بالا را بفهمیم اما این نشدنی است.غیر از عمل به وظیفه چیز دیگری از ما نمی خواهند.

_ همین که خدا از انسان راضی باشد کافی است. گاهی وقت ها مصلحت انسان نیست چیزی را داشته باشد. همین قدر که خدا را می شناسیم و همین که الان روزه می گیریم همه از خداوند است و باید از خدا ممنون باشیم. خداوند ایمان را برای انسان محبوب قرار داده است. داشتن ایمان باعث خرسندی است.برای همین نماز و روزه که می خوانیم باید منت خدا را بکشیم.

_ ماه رمضان ماه ارتباط با خداست. باید در این ماه خود را به خدا نزدیک کنیم. در این ماه به مهمانی خدا دعوت شدیم. همه در این ماه عزیز کرده خدا هستیم. از مجالست با بزرگان ادب و عفت و حفظ آبروها و ارزش ها را یاد می گیریم.

_ حقایقی که در قالب دعا آمده است برای این است که ما یاد بگیریم. مرحوم محدث قمی بیست سال در تدوین کتاب سفینةالبحار زحمت کشیدند و زمانی که این کتاب را پاکنویس می کردند مرحوم آیت الله بهجت به مرحوم قمی کمک می کردند.

_ شهید اول در تمام عمرش یک بار نماز شبش قضا شد. با خدا راز و نیاز خودمانی کرد و گفت که یعنی همه خوب بودند و من بد بودم که من را بیدار نکردی. با این که می دانست که خود عامل است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 2 تير 1394 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی (کارشناس مذهبی رسانه): ویژگی‌ زن‌های قرآنی در خود قرآن کریم تشریح شده است، یک زن با سیره قرآنی فردی است مؤمن، مسلمان، قانع،‌ عابد و صالح است، یعنی به تعبیر علامه طباطبایی این زن قرآنی فردی است که در صفات خداوند سیر می‌کند.
زنان قرآنی بر اساس آیات، الگوی سایر زنان معرفی شده‌اند، یکی از این زنان آسیه زن فرعون است، زنی که بسیار فهیم بود، حتی بلقیس ملکه سبا هم انسانی با درایت و فهمیده بود به همین دلیل خدمت سلیمان نبی(ع) رسید و کشورش را نجات داد نمونه این زنان در تاریخ زیاد دیده شده‌اند، البته درباره‌شان کمتر نوشته شده است، از جمله دیگر نمونه‌های زنان معتقد و مؤمن، نفیسه خاتون در مصر است که در زندگی خود 6 هزار ختم قرآن خواند و با دهان روزه نیز از دنیا رفت.
یکی از کتاب‌هایی که درباره زنان شایسته مؤمن نوشته شده «ریاحین‌ الشریعه» نوشته ذبیح‌الله محلاتی است.
 از مهمترین راهکارهای جلوگیری جامعه از فحشا استحکام خانواده‌ها، قوی‌شدن زنان و توجه زنان و مردان به یکدیگر است.
تقویت معنویت در جامعه نیز بسیار با اهمیت است در جلد 43 بحارالانوار مرحوم مجلسی می‌گوید که امام حسن (ع) در نماز بودند که زنی را برای امری نامشروع خدمت ایشان فرستادند، ایشان نماز را سلام دادند و از زن خواسته‌اش را پرسیدند و بعد که فهمیدند زن چه درخواستی دارد، شروع به گریه کردند، این حرکت امام، زن را نیز به خود آورد و او نیز توبه کرد، به همین دلیل است که امام حسن مجتبی (ع) را «یوسف آل محمد» می‌خوانند، ایشان حتی حضرت یوسف (ع) را در خواب دیدند که حضرت را برتر از خود معرفی کرد چرا که باعث ایجاد ایمان و معنویت در آن زن بدکاره شدند.
متأسفانه بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی و دینی در جامعه ما تبدیل به مسائل سیاسی شده است مردم از دغدغه‌مندان دینی انتظار دارند که معضلات فرهنگی و اجتماعی را رفع کنند ولی خودشان عامل بی‌حجابی و بدحجابی نشوند چرا که این مسائل است که ارکان جامعه و خانواده را سست می‌کند.
در نهایت باید بگویم که به طور خلاصه نخست باید کانون خانواده گرم باشد تا در جامعه فساد ایجاد نشود، دوم معنویت  و سوم حلال باید در جامعه تقویت شود، متأسفانه امروز ما برای حرام‌ها، قبح قائل نیستیم ولی برای حلال خدا قبح ایجاد می‌کنیم در حالی که ادعا می‌کنیم تابع دین و قرآن هستیم اما سخت‌گیری‌مان برای ازدواج دو جوان با هزینه اندک، زیاد است. باید این سخت‌گیری‌ها را نسبت به ازدواج و سطح جهیزیه و بسیاری مسائل دیگر کم کنیم.
یک فردی به بنده می‌گفت که 200 میلیون جهیزیه دخترش شده است، آیا این انصاف است؟ این تجملات را کنار بگذاریم تا کمتر دچار چالش شویم، ریشه مشکلات را اگر به دست آوریم سایر جزئیات رفع شدنی است.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 2 تير 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله رضا استادی در اولین جلسه تفسیر خود در دارالقرآن علامه طباطبایی(ره) که به بحث امامت اختصاص داشت، گفت: یکی از آیات محوری در بحث امامت، آیه 124 سوره مبارکه بقره است که می‌فرماید حضرت ابراهیم(ع) بعد از ابتلاء به مسایل مختلف به مقام امامت نایل شد.
وی با بیان اینکه کلمات «اختبار، افتنان، ابتلاء و تمحیص» با همه تفاوتشان در معنای لغوی یک معنای عام دارد و آن امتحان است، اظهار کرد: افراد در اولین برداشت از آیه 124 از کلمه ابتلاء، امتحان را می‌فهمند با اینکه این دو از لحاظ لغوی با هم فرق دارند و این نشان می‌دهد که امتحان در قرآن موضوعیت ویژه‌ای دارد.
وی با بیان اینکه علامه طباطبایی(ره) بر روی این بحث تمرکز ویژه‌ای داشته و امتحان را از ابعاد مختلف بحث کرده است، اظهار کرد: امام صادق(ع) در روایتی فرموده‌اند«اختبروا اخوانکم بخصلتین ...) که در این جا هم مراد امتحان کردن است.
استادی گفت: امام صادق(ع) در این روایت فرموده‌اند که اگر می‌خواهید کسی را به عنوان دوست خود انتخاب کنید به دو چیز او را امتحان کنید یکی نماز اول وقت و دیگری کمک به رفیق در عسر و یسر.
این عضو شورای عالی حوزه علمیه تصریح کرد: در روایت دیگری از امام حسین(ع) است که ایشان در یکی از خطبه‌های خود در کربلا گفت دین لقلقه زبان مردم است و وقتی امتحان می‌شوند دینداران اندک می‌گردند که در اینجا برای امتحان از واژه«تمحیص» استفاده شده است.
استادی با بیان این‌که «علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان امتحان را سنت جاری الهی دانسته است» تاکید کرد: از دید ایشان امکان ندارد کسی از مومن و کافر امتحان نشود زیرا این سنت الهی است بنابراین در دعاها بخواهیم که در امتحان موفق شویم نه اینکه امتحان نشویم زیرا این دعا قبول نمی‌شود.
این استاد حوزه علمیه بیان کرد: اینکه بدانیم همیشه در زندگی در امتحان قرار داریم یعنی وقتی تدریس می‌کنیم، کار می‌کنیم، تحصیل می‌کنیم و با نامحرم برخورد داریم و یا امکان خیانت در کاری وجود دارد در حال امتحان پس دادن هستیم دیگر دست به هر کاری نمی‌زنیم زیرا دوربین الهی دائما ما را مانند دوربین‌های مداربسته امروزی رصد می‌کند و می‌بیند.
وی تصریح کرد: به تعبیر علامه طباطبایی(ره) امتحان اگر در کار نباشد، غرض الهی از خلقت به هم می‌خورد و هدف آن از بین می‌رود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم شب چهارم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی، مناجات خوانی و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی و روضه خوانی توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج ابوالفضل بختیاری در مسجد ارک برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

 

راه اول عقوبت بر این است که راه خیر بر تو بسته می‌شود

 

کسی که معرفت دارد می‌داند که خدا با بی محلی بنده را ادب می‌کند. در روایت دارد که یک عده را با اضافه کردن ثروت ادب می‌کند یعنی او را مشغول به مال دنیا می‌کند که یاد خدا نیفتد، اما درباره کسی را که دوست دارد به موسی(ع) می‌گوید فقرا در نداری عشق می‌ورزند به خدا این هم یک جور ادب است. در دعای ابوحمزه می‌بینیم که حضرت سجاد علیه السلام خداوند متعال را این گونه اعلام می‌کند و عرض ادب می‌کند: "لاَ تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ" حضرت عقوبت را اینگونه معنا می‌کند: "لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ وَلا تَمْکُرْ بی فی حیلَتِکَ" چه کسی گرفتار عقوبت می‌شود؟ "مِنْ اَینَ لِی الْخَیرُ یا رَبِّ" هر کسی که خیر بر رویش بسته شود. یعنی هر کاری می‌کند شر می‌شود هر کاری می‌کند به بن بست می‌خورد. راه اول عقوبت بر این است که راه خیر بر تو بسته می‌شود "مِنْ اَینَ لِی الْخَیرُ یا رَبِّ" اصلا خیر دیگر کجاست؟ پس اگر راه خیر برمن بسته شده است خودت را بسنج، اگر خیر نمی‌توانی انجام بدهی معلوم می‌شود خدا دارد عقوبتت می‌کند. اصلا رفیق خیر نداریم معلوم می‌شود که دارد عقوبتت می‌کند. همه اش این رفیق تو را به یاد گناه و مسخره بازی می‌اندازد. حتی در وسایل هم خیر و شر داریم. می‌بینی کسی وسیله خیر می‌خرد، مثلا تلفن همراه که همه دارید. باتلفن همراه می‌خواهد یک صحبتی بکند و یک صدایی را بشنود، نمی‌آید پول اضافی بدهد، همان پول را در راه خیر خرج می‌کند، اگر دیدی پولت را برای یک دستگاه تلفن همراهی دادی که می‌توانستی از آن کمتر خرج کنی اما همان کار را کردی برای تو شر است. خودت را گول نزن چون بساط شیطان در زندگی ات بیشتر می‌شود، خوب راهش را با یک تلفن ساده ببند. پس کی عقوبت شده است؟ کسی که راه خیر بر او بسته شده است.

 

وقتی اجازه نمی‌دهی من با تو حرف بزنم این عقوبت است

 

"وَلا یوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِکَ" خودت به من بگو من کجا در خانه‌ی تو را پیدا کنم. اصلا من دیگر به تو راهی ندارم، وقتی من به تو راهی ندارم حرف من را گوش نمی‌دهی اجازه نمی‌دهی من با تو حرف بزنم این عقوبت است دیگر، هر کسی این طوری گرفتار است خودش را بسنجد. "وَمِنْ اَینَ لِی النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِکَ" اصلا خودت من را زمین زدی و دعوایم کردی راه نجات را نشان بده. یک موقع می‌آمدم در خانه امام حسین علیه السلام گریه می‌کردم من را نجات می‌دادی، این را هم دیگر نمی‌توانم. اصلا بعضی‌ها ناراحتند می‌گویند دیگر نمی‌توانیم گریه کنیم، نکند ما را داری عقوبت می‌کنی، من دیگر استطاعتی ندارم بیایم به این نجات برسم به این راه برسم به این مسیر برسم، مگر خودت کمک دهی. باز به خودش برمی‌گردانی می‌گویی من هیچ کاره ام دارم در آلودگی فرو می‌روم "وَمِنْ اَینَ لِی النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِکَ" . شاید مناجات را دوست دارد، شیطان هم که دستش بسته است، مثلا با رفیقش آمده مسجد ارک ببینند فضا چگونه است. اما یک وقت می‌بینی برایش فرق نمی‌کند قهوه خانه برود یا مسجد، چه فرقی می‌کند گناه انجام بدهی یا قهوه خانه بروی؟ در هر دو صورت داری خودت را نابود می‌کنی. البته یک روزه هم می‌گیری یک نمازی هم می‌خوانی و خم و راست می‌شوی. از قدیم همیشه در مقابل مسجد قهوه خانه بوده است، از پنجاه یا شصت سال پیش که من یادم می‌آید همین گونه بود. بعضی‌ها از صبح تا شب در این قهوه خانه‌ها مشغول بازی کردن بودند و پول حرام جابه جا می‌شد و مدام گناه می‌کردند. الان هم همین گونه است، هرکی غیرت دارد به غیرتش رجوع کند.

 

تا نور حسین علیه السلام است ما نمی‌توانیم دوستانش را گمراه کنیم

 

"لا الَّذِی أَحْسَنَ اسْتَغْنَی عَنْ عَوْنِکَ وَ رَحْمَتِکَ" اصلا تو به من راه زیبای نیکوکاری و استغنا را بگو، اگر تو کمک ندهی من را به رحمتت وصل نکنی، من کجا دارم بروم؟ همه اش برای عقوبت است. "وَ لا الَّذِی أَسَاءَ وَ اجْتَرَأَ عَلَیْکَ وَ لَمْ یُرْضِکَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ" این آخریش خیلی بد است. من بدکاری کردم جرات کردم برتو، تو را هم راضی نکردم این صفت شیطان است "خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ" زور می‌خواهی پول می‌خواهی مقام می‌خواهی که منم منم کنی باشد بیا شیطان همه‌ی اینها را داشت، گفت من می‌خواهم بمانم، تو از آن طرف هدایت کن من از این طرف گمراه می‌کنم، گفت باشد، تا قیامت به تو عمر می‌دهم بمانی تو گمراه کن و من هدایت. روایت داریم می‌گوید وقتی که اباعبدالله علیه السلام به شهادت رسید، شیطان و ایادی اش همه باهم خوشحالی کردند ولی وقتی دیدند بعد از شهادت، هدایت در خون حسین علیه السلام است و همه به او رجوع کردند، همگی فریاد زدند که تا نور حسین علیه السلام است ما نمی‌توانیم دوستانش را گمراه کنیم.

 

 

دل خوشی برای مومن فقط خداست

 

هرکسی را که خدا از او رضایت نداشته باشد "خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِکَ" از درگاهش بیرون می‌کند. شتر حیوان اهلی است اما یک مرتبه چموش می‌شود و هرچه صاحبش افسارش را می‌کشد نمی‌تواند مهارش کند. دیگر صاحبش رهایش می‌کند و حیوان به بیابان می‌رود. مثل بعضی از جوانان گنه کار، مثل بعضی از پولدارهای گنه کار. بعد یک مقداری در بیابان می‌گردد نه آبی گیر می‌آورد نه غذایی. به خدا بگویید خدایا افسار ما را رها نکنی. شب جمعه خواندی، افسار تو کجاست؟ "یا مَن بِیَده ناصیَتی" ای کسی که موی پیشانی من به دست توست، من را رها نکن. خدایا این همه جوان یکی از اینها هم باتو آشتی کند پرونده همه بسته می‌شود. این قدر به یک موبایل دلت را خوش نکن، به ظاهرت، به داشته هایت، به علمت، دل خوشی برای مومن فقط خداست. هنوز دهه اول تمام نشده یک جوری با خدا حرف بزن و بخواه بتوانی از این به بعد زبانت دلت چشمت و گوشت را کنترل کنی.

 

نمی‌توانی که دست از بنده ات برداری بگویی من این را خلق نکردم و پرورشش ندادم

 

من یک وقت هایی در دعای سحر به این عبارت "سُبْحَانَ مَنْ یَعْلَمُ جَوَارِحَ الْقُلُوبِ" توجه کردم. غیر از این جوارح ساده ظاهری که داری، یک سری جوارح است برای قلبهاست، آنها چیست؟ نمی‌فهمم، هنوز خودم به آن نرسیده ام. پس حضرت ادب کردن خدا را باعقوبت توضیح می‌دهد. خدایا اگر تو می‌خواهی من را عقوبت کنی، باتوجه به کلام امام سجاد علیه السلام همین الان من در عذابم. اینجاست که اسم حقیقیش را می‌بری "یا رب" . تویی که رب منی. نمی‌توانی که دست از بنده ات برداری بگویی من این را خلق نکردم پرورشش ندادم. در کمیل می‌خوانیم "اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ" آیا تو ضایع می‌کنی. اینجاست که یا رب را نمی‌گوید سه مرتبه بگو، امام می‌فرمایند هر چقدر نفس داری بگو. یک مقدار به خودت برس برای خودت وقت بگذار. خدا گفته خوراک تو در ماه مبارک رمضان قرآن است. بخوان تا دلتان پاک شود و وقتی می‌آیید با ورودتان دل چند نفر را هم زنده کنید عوض کنید نه اینکه با زبانتان افراد را دور کنید که خیلی بد است . خدا انشاءالله به ما توفیق بندگی دهد



اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب چهارم ماه مبارک رمضان


اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

با درد آمدیم امان را طلب کنیم

مهمان نوازی رمضان را طلب کنیم

ما سالهاست قسمتمان خشکسالی است

دریا کجاست اشک روان را طلب کنیم

در هیاهوی ما به خدا که خدانبود

دیگر بس است که هیجان را طلب کنیم

موسی به یُمن ضعف تکلم کلیم شد

باید که از سکوت بیان را طلب کنیم

جِرمَش کم است و جُرم گناهش بزرگ

آه بگذار اختیار زبان را طلب کنیم

حاجات ما به درد تقرب نمی‌خورد

تو یادمان بده که همان را طلب کنیم

وقتی کنار رحمت دریا نشسته ایم

حیف است آب قطره چکان را طلب کنیم

حیف است جای درد و دل همجواری اش

هی ازکریم لقمه‌ی نان را طلب کنیم

یکبار هم برای رضای خدا نشد

که حاجت امام زمان را طلب کنیم

از دستهای ضامن آهو خدا کند

تضمین این رفاقتمان را طلب کنیم

حاجات نوکرت رمضان هم محرم است

بودن کنار سینه زنان را طلب کنیم

گمنامی شهید به ما درس میدهد

ما زنده ایم نام ونشان را طلب کنیم

 

............................................................................................

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

داغش ز اشک ترش دیده می‌شود / از حال و روز محتضرش دیده می‌شود

بردارد از سرش اگر عمامه را هنوز /  آثار سوختن به سرش دیده می‌شود

کوچه به کوچه می‌رود و روی نیزه‌ها /  راس مبارک پدرش دیده می‌شود

می نالد و به ناله او خنده می‌کنند / این لات‌ها که دور و برش دیده می‌شوند

سنگی رسید و گونه اش از چند جا شکست /  داغی ز لحظه گذرش دیده می‌شود

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 2 تير 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم شب پنج ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی، مناجات خوانی خاج منصور ارضی و مداحی حاج حسین سازور در مسجد ارک برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

 

بهترین و کافی‌ترین واعظ مرگ و مردگانی هستند که در اطرافمان می‌بینیم

 

در خطبه 188 نهج البلاغه زیباترین کلام امیرالمومنین علی علیه السلام که حضرت می‌فرمایند: "کَفَى وَاعِظاً بِمَوْتَى عَایَنْتُمُوهُمْ" بهترین واعظ و کافی‌ترین واعظ مرگ و مردگانی هستند که در اطرافمان می‌بینیم و به قول بزرگان واعظ خاموش. "حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَیْرَ رَاکِبینَ" آنها را به سوی قبرستان می‌برند بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشند چون بعضی‌ها می‌گویند ما چه کنیم از گرفتاری هایی که خودمان برای خودمان ایجاد کردیم در فضای دانشگاه و خانه و محل کار و مخصوصا محیط مجازی. بهترین واعظ برای این آدم‌ها که قلبشان مریض شده، همین مردگانی است که گاهی وقت‌ها انسان برود در قبرستان و از نزدیک ببیند. بعضی بزرگان به ما دستور دادند هفته ای یک مرتبه را بروید یک تشییع جنازه شرکت کنید حالا هر کسی می‌خواهد باشد، که به تو  یاد آوری شود یک روزی حتما نوبت خودت است و نه زمانش معلوم است و نه مکانش.

 

نمی‌شود انسان هم سر سفره‌ی امام حسین علیه السلام باشد و هم سر سفره یزید لعن الله علیه

بعضی‌ها هم چون آلوده شده اند تا یک مطلبی را می‌گویی، می‌گوید فلانی مجتهد شده است؟ من کلام مجتهد را خوانده ام، میرزای شیرازی حرام بودن تنباکو را اعلام کرد چون می‌دانست دست دشمن در کار است. الان هم هر کسی در این قهوه خانه‌ها برود انگار در وادی گناه رفته، چون فقط آسیب و ضرر دارد.از حدود شصت سال پیش که من یادم می‌آید همیشه در مقابل مسجد این قهوه خانه‌ها بود و اشاره کردم من این مسائل را دیده ام که به شما می‌گویم. می‌گفتیم بیا برویم مسجد می‌گفت بریم قهوه خانه ببینیم چه خبر است همه چیز هم در آن بود و هر چی هم آنجا خورده می‌شد حرام بود چرا؟ چون از پول قمار بود. حالا چرا اداره‌ی مربوطه اجازه‌ی فعالیت می‌دهد من نمی‌دانم. اینها خائنند، می‌خواهند جوان به یاد دین نیفتد که قیام نکند فریاد نزند تظاهرات نکند، پس یک مشت افیونی درست کند بهتر است جواز هم می‌دهد. همان طور که جواز آواز خوانی برای زنها می‌دهند و جوازهای نامشروع دیگر. جواز اینها که برای تو جواز نمی‌شود. رک می‌گویم با خدا بازی نکن اصلا خدا را رها کن. نمی‌شود انسان هم سر سفره‌ی امام حسین علیه السلام باشد و هم سر سفره یزید لعن الله علیه. این مسیر را من باید برای جوان بکوبم و هموار کنم، باید بداند خطرناک‌ترین مسائل مرتبطش همین هایی است که دارم عرض می‌کنم. 

 

نفس آلوده اثر می‌گذارد

چرا من هر کاری می‌کنم به مشکل می‌خورم؟ برای اینکه با خدا رو راست نیستی. یعنی می‌آیم در دستگاه امام حسین علیه السلام اما در دستگاه یزید لعن الله علیه هم می‌روم. وقتی از صبح تا شب به جای اینکه باخدا و قرآن مانوس باشی و با پدر مادرت مهربان باشی، مشغول این بازی‌ها هستی، پس این شیوه اثر می‌گذارد. پرسید چه گونه نفس آلوده اثر می‌گذارد؟ مقابل آینه ایستاد و بخار نفسش را دید. نفس اثر می‌گذارد. حضرت می‌فرمایند: "حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَیْرَ رَاکِبینَ" دارند سوی قبرها می‌برنشان بی اختیار هر چی هم فریاد بزنند کسی نمی‌شنود، تازه می‌گویند سریع‌تر ببرید تا زودتر کار جمع شود، یک سری کارهای من درآوردی هم انجام می‌دهند و میت را بالا  پایین می‌برند. روح میت لطیف است باید به آرامی تکان داده شود، یکی دو مرتبه نزدیک قبر شود و برگردانده شود. این قدر وحشت می‌کند زار زار گریه می‌کند هیچ کس هم صدای گریه اش را متوجه نمی‌شود، هیچ کسی دیگر به دادش نمی‌رسد.

 

کاریکاتور شهید را چاپ می‌کنند و هیچ برخوردی هم با آن نشده است

ای کاش یک شب خواب یکی از شهدا را می‌دیدیم، از آنها سوال می‌کردیم که موقع رفتنتان در قبر چگونه بود. این رفقایی که از دست دادیم، همین شهدایی که یک روزنامه کاریکاتور توهین آمیز از آنها چاپ کرد و هنوز هیچ برخوردی با آن نشده است. این بی احترامی‌ها را به شهدا و بچه هایی که پای جنازه اینها مرگ بر آمریکا گفتند کردند. خدا را شکر در مورد این مسئله‌ی توافقات هسته ای یک مقداری مجلس ما هوشیار شد و از غفلت بیرون آمد. حضرت می‌فرمایند اموات بر دوش مردم سوارند و به سوی منزلگاه ابدی خویش می‌روند. تصور کنید همین الان یک تابوت بیاورند در مسجد، چه کسی می‌تواند برود درون این تابوت بخوابد و به سمت قبرستان حملش کنند؟ نه مثل آن فیلم که درست کردند طرف را بشورند و از خودش فیلم بگیرد. اینها مسخره کردن مردن و قبر و قیامت و غسل است، بیدار باشید. واقعا دارند بعضی از مقدسات ما را مسخره می‌کنند.

 

 آرام آرام به مبانی دین ما رخنه می‌کنند من و تو باید حواسمان باشد

مسیر الهی این است که جوان باید بداند و در ادعیه می‌خوانیم که حال انابه و توبه پیدا کند. در این دعای"اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ" به جوان که می‌رسد می‌گوید "وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَة" باید هر مداحی برای جوان این حال را ایجاد کند، فقط روضه خواندن و سینه زدن نیست. بی اختیار آنها را سوار مرکب تابوت می‌کنند و به این سواری اجباری باید تن بدهند و به سوی قبر بروند. این کلام امیر المومنین علیه السلام است. "وَ أُنْزِلُوا فِیهَا غَیْرَ نَازِلِین" در میان قبر می‌گذارند بی آنکه بخواهند. دلش نمی‌خواهد در این قبر برود. ولی دیگر این حرفها نیست، قبر را کوچک و بزرگ می‌کنند تا میت کاملا جاشود. واقعا بر خلاف میلشان باید در خاک بروند. در بعضی از این فیلم‌ها مثلا میت را در خاک می‌گذارند و رویشان خاک می‌ریزند تا بگویند مرده است و بعد دربیاورند تا پول مردم را ندهند. آرام آرام به مبانی دین ما رخنه می‌کنند که می‌خواهند یک فیلم درست کنند. من و تو باید حواسمان باشد.

 

واقعا ما بیچاره ایم دستمان خالی است برای بیچارگیمان یک کاری کنیم وگرنه این شبها می‌گذرد

 

"فَکَأَنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا لِلدُّنْیَا عُمَّارا" چنان از دنیا بی گانه می‌شوند که گویی هرگز به آبادانی و عمران آن نپرداخته اند. این همه خرج کردیم خانه را ساختیم تمام شد. یکی از دوستان تعریف می‌کردند طرف همه کارش را کرد قصر ساخت صبح روزی که می‌خواست برود در خانه‌ی جدید مرد. "وَ کَأَنَّ الاْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ داراً" و چنان به آخرت می‌پیوندد که گویی همیشه وطنشان بوده است. الان آقای مجیدی کجا رفت؟ سید مهدی فخارزاده و حاج مجید چمنی و خانمش با آن علم و زحمتی که برای دین می‌کشید. این شهدای مسجد ارک کجا رفتند؟ جای شما می‌نشستند و همدیگر را اذیت نمی‌کردند و گریه می‌کردند و زار می‌زدند، لابد آنها می‌دیدند که آن طور زار می‌زدند. من باید کلی روضه بخوانم تا تو یک قطره اشک بریزی. چرا؟ به امیرالمومنین علیه السلام عرض کردند چرا بعضی از چشم‌ها خشک است؟ حضرت فرمودند: از قساوت قلب و زیادی گناه. از صبح تا حالا من هر کاری شده انجام دادم حالا آمده ام در مسجد، نمی‌شود، انسان این گونه تکان نمی‌خورد. فقط وقتی آن کسی که تلقین می‌خواند تکانم می‌دهد بیدار می‌شوم."إسمَع إفهَم یَا عَبدَاللهِ" من اصلا یک لحظه هم بندگی خدا را نکردم. واقعا ما بیچاره ایم دستمان خالی است برای بیچارگیمان یک کاری کنیم وگرنه این شبها می‌گذرد. پنج شب گذشت نفهمیدیم، چند وقت دیگر به هم می‌گوییم دارد شب آخر می‌رسد اما هنوز ما غافلیم.

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب پنجم ماه مبارک رمضان

 

اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

 

الهی من بدم استغفرالله

گنه کار آمدم استغفرالله

 

نگفتم با دلم برگرد ای دل

چه کردم با خودم استغفرالله

 

ندارد ناله ام تاثیر دیگر

زخود غافل شدم استغفرالله

 

به جز کوی تو ای رب کریمم

به هر در سر زدم استغفرالله

 

خجالت می‌کشم حتی زِیاد

گناه بی حدم استغفرالله

 

اگرچه من بدم عبد رضایم

اسیر مشهدم الحمدُالله

 

خدا را شکر آقای رئوفم

نکرد از خود ردم الحمدُالله

 

من آخر از گِل کرببلایم

شهید مرقدم الحمدُالله

 

مگر آن بی کفن دستم بگیرد

که من خیلی بدم استغفرالله

 

 

.........................................................................................

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

مُهر فراغ برجگرم خورد بی حسین 

 زخم خزان به برگ و برم خورد بی حسین

می خواستم نسوزم ازین شعله‌ها ولی 

آتش به روی بال و پرم خورد بی حسین 

 من که شب سیاه ندیدم تمام عمر 

تیر سه شعبه بر قمرم خورد بی حسین

 دست تو نیست نیزه مرا راه می‌برد 

خیلی به دست و بر کمرم خورد بی حسین 

 پیرم! توان تند دویدن نداشتم

 فریادها به روی سرم خورد بی حسین 

ما را ندیده بود کسی وقت بودنت 

چشم غریبه سمت حرم خورد بی حسین 

ماییم و آستین لباسی که معجرست 

دستی به دست شعله ورم خورد بی حسین 

ما داغدیده ایم ولی ساز می‌زنند.....

خنده به اشک چشم ترم خورد بی حسین 

سنگم که می‌زدند دو دستم نقاب بود

باران سنگ بر سپرم خورد بی حسین

بی محرمم بلند شو ای محرم حرم 

من ماندم و اسیری و اشک و غم حرم
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم پنجمین روز ماه مبارک رمضان از نماز ظهر و عصر با سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی و حجت الاسلام انصاریان در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد.

گزیده از سخنان حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید

_ این که ما عمل خود را می بینیم دلیلش این است که عمل ما در این دنیا آخرت ما را می سازد. انسان ها از اعمال سوءشان بدشان می آید. در سوره مبارکه آل عمران آمده است که روزی هر انسان و موجود زنده ای که محشور می شود  عمل خوب و بدش را می یابد. آن هایی که عمل بد انجام دادند آرزو می کنند ای کاش بین عمل بد و ما فاصله ای بود. ما در گرو اعمال خود هستیم و هیچ تردیدی هم در آن نیست.

_ در سوره مبارکه غافر آیه 40 آمده است که آن چیزی که قیامت ما را می سازد عمل صالح است.  کسی که عمل صالح انجام می دهد فرقی نمی کند که زن باشد و یا مرد باشد .  بهشت من و شما را عمل صالح می سازد. عذاب قیامت سنگین است. 

_ بنا به فرمایش امام صادق(ع) بسیاری از اعمال در پیشگاه حق رد می شود اما خدا ارحم الراحمین است. جایگاه انجام عمل صالح دنیا است. ترک دنیا در مکتب پیامبر عظیم الشأن معنی ندارد اما کیفیت زندگی در دنیا نقشه و دستور دارد.

_ طبق فرمایش حضرت امیرالمؤمنین(ع) مؤمن کسی است که دو روزش یکی نباشد. در نصیحت لقمان به پسرش آمده است که پسرم در دنیا دنبال درآمد به اندازه کفایت باش. پسرم دنیا را به آخرت نفروش. صددر صد دنیا را ترک نکن.

 

گزیده از سخنان حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان را بخوانید:

 

_ حضرت ابراهیم از خداوند خواست که می خواهم کیفیت زنده شدن مردگان را با چشم خود ببینم. تا دلم آرامش پیدا کند. چگونه زنده کردن در اختیار خداوند است. اطمینان نسبت به حقایق عالم از اعظم نعمت های پروردگار عالم به بندگان مؤمنش است. تردید و شک و دودلی نسبت به حقایق اگر برطرف نشود ما را در مرز شقاوت دنیا و آخرت قرار می دهد.

_ از امام باقر (ع) راجع به اطمینان و آرامش دل مطلب مهمی آمده است. ایشان می فرماید من با پدرم زین العابدین از مدینه به نجف آمدیم. آن زمان قبر امیرالؤمنین(ع) مخفی بود. غیر از اهل بیت کسی از جای قبر نداشت. پدرم کنار قبر این زیارت را خواند که دو سه خط بیشتر نیست. امام سجاد بعد از السلام علیک وارد گدایی عاشقانه حکیمانه از پروردگار می شود(1).

_با توجه به اینکه انبیاء خدا و ائمه تا آخر عمر دست گداییشان به طرف خدا دراز بود معلوم می شود انسان یک موجود گسترده ای از نظر باطن است که گسترده تر از او در عالم وجود ندارد. انبیا و ائمه چیزی را می خواستند که یقین داشتند خدا برآورده می کند و وجودشان گنجایش گرفتن آن را دارد.این گستردگی انسان است.

_ قرآن یک اسم قیامت را یوم الحسرة بیان می کند که در آن روز تمام خوبان عالم حسرت می خوردند از این که جا داشتند و خود را پر نکردند و بدها هم حسرت می خوردند که چرا سر این سفره ننشستند. ائمه ما دعا را افضل عبادت و صلاح مؤمن بیان می کنند . دعا گره ای است که خدا با قدرتش محکم به قضا و قدر انسان زده است. این عظمت دعا است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم شب ششم ما مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام نخچی و مناجات خوانی حاج مهدی سماواتی در حسینیه آیت الله حق شناس برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام نخچی را بخوانید:

_ در قرآن کریم می فرماید که هر چه ثواب است به صبر انسان می دهند. قرآن ثواب را اجر صابران می داند. صبر مقاومت نفس است. این ها عالم مفاهیم است. صبر یک حقیقت در عالم دارد. تمام معارف دین و فضائل اخلاقی غیر از این که یک مباحث اخلاقی دارند، یک حقیقتی هم در عالم دارند که اگر جان ما از آن حقیقت فضائل اخلاقی بهرمند نشود این گفتن ها و شنیدن ها فایده ای ندارد. این گفتن ها و شنیدن ها باید مقدمه رسیدن به این حقیقت باشد.

_ انسان صابر جانش از این حقیقت بهرمند می شود و صبور می شود. راه رسیدن به این فضایل اخلاقی التزام به احکام شرعی است. راه دیگری وجود ندارد. یکی از خصوصیات دوران و روزگاران ما این است که دستورالعمل های قلابی و فریبکارانه زیاد است و همه ادعا می کنند که می توانند یک زندگی برتر را برای ما بسازند.

کسانی که در مکتب امام صادق(ع) کار کردند و زحمت کشیدند راه رسیدن به معارف انسانی و رشد اخلاقی را التزام به احکام شرعی می دانند . ما در این احکام شرعی بندگی را به خدا نشان می دهیم و در سایه این بندگی جان ما رشد می کند و وجود ما از فضایل بهره مند می شود.احکام را نباید سرسری و دست کم گرفت. جایگاه احکام شرعی در زندگی ما بسیار والا است.

_ ما انسان ها دو نوع رشد داریم که یک رشد طبیعی است و مانند سایر حیوانات است و دست خود ما نیست. این رشد به طور منظم حرکت می کند و مراحل رشد را انسان طی می کند. اما یک رشد انسانی داریم که در اختیار خود است. هر کس هر چقدر که بخواهد و برایش هزینه کند به آن می رسد که این مهم تر است.

_ برای رسیدن به این رشد باید از عمر هزینه کرد و لااله الاالله را در زندگی پیاده کرد . باید به خدا متعال آری گفت و به غیر خدا باید نه گفت. این اطاعت و بندگی باعث می شود انسان در مسیر انسانی رشد کند.این دارویی است که انسان باید در تمام عمر مصرف کند و محدود به زمان مشخص نیست.

_ انسان ها یک بار پا به دنیا می گذارند و یک بار زندگی می کنند و در مسیر این زندگی کردن هم اختیار وجود دارد. وعده های زیبا و حقی که به مؤمنین داده شده برای کسانی است که به این سبک زندگی می کنند و این راه را طی می کنند. آنها این راه را انتخاب می کنند و پایش می ایستند و هزینه می کنند. هزینه این راه هم این است که از چیزی که رضای خدا در آن نیست خودداری می کنند. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

حاج منصور ارضی؛

 

مرگ برای کسی که بندگی خدا را کرده ناگهانی نیست

در خطبه 188 نهج البلاغه از مولایمان امیرالمومنین علیه السلام، حضرت می‌فرمایند: "اُوصیکُم بِذِکرِ المَوتِ وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ" ، حضرت یاد مرگ را سفارش می‌کنند چون یک مسیر انتقالی است و انسان بعد از مرگ انتقال پیدا می‌کند به عالمی دیگر و این یاد مرگ اگر در غفلت بگذرد، مرگ ناگهانی می‌شود لذا می‌بینید دیگر در اعلامیه‌ها می‌زنند ناگهانی یا ناکام. ولی برای کسی که بندگی خدا کرده کام برده ناگهانی هم نبوده چون همیشه به یاد خدا بوده است. در روایت هم دارد که وصیتتان را بنویسد و همیشه همراه داشته باشید، بعضی‌ها فرمودند زیر سرتان قرار دهید یا سفارشاتی را به خانواده و دوستان بکنید، سفارش کردن و وصیت قسمتی از یاد کردن مرگ است، در قبرستان بروید بدانید آنجا جایگاه من و تو هم است حالا دور یا نزدیک. واقعا بعضی‌ها غفلتشان خیلی زیاد است. در بهشت زهرا سلام الله علیها هم می‌بینی بعضی‌ها اصلا حواسشان نیست که کجا آمده اند. شما یک جور غفلت دارید من هم یک جور غفلت دارم، اما یکی اصلا برایش مهم نیست اگر بمیرد با حجاب است یا بی حجاب چون اصلا مرگ را آنگونه که خدا و قرآن می‌گوید قبول ندارد و بعد هم مثلا به تعبیر خودشان می‌گویند فلانی تصادف کرد مرد.

 

مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد

حضرت خودشان به ما وصیت کرده اند: "اُوصیکُم بِذِکرِ المَوتِ" ذکر مرگ مثل یاد آوری است. نماز کی باید بخوانیم؟ ماه رمضان کی باید با خدا حرف بزنیم؟ انفاق کی باید بکنیم؟ الان شب ها با اینکه عزیزان اطلاع می‌دهند ولی باز هم حواس‌ بعضی‌ها نیست. پول برای صدقه و جهیزیه باید بدهی حالا هر کدام که قسمتت باشد. با این پول هایی که جمع می‌شود هم  گرهی باز می‌کنیم هم حواست هست می‌دانی که این کاری که می‌کنی موقع مرگ یک امتیاز داری. کسی که صدقه می‌دهد کسی که انفاق می‌کند کسی که برای جهیزیه پول می‌دهد کسی که کار یک مومن را راه می‌اندازد همه اینها جمع می‌شود هنگام مرگ، همان طور که گناهان جمع می‌شود و اثرش را می‌گذارد. برای کسی که توبه نکرده هنگام مرگ گناهانش همه در مقابل او حاضر می‌ شوند. حضرت می‌فرمایند سعی کنید که غفلتتان را کم کنید"وإقلالِ الغَفلَةِ عَنهُ" آدم غفلت می‌کند اما کمش کنید. خیال کن نماز آخری است که خواندی، خیال کن شب آخری است که آمده ای، خیلی از دوستان یادشان بخیر از دنیا رفته اند، بودند در ماه رمضان سالهای قبل از اینجا برگشتند تصادف کردند مردند. مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد، سال و ماه و روز مرگ قوانینش دست خداوند است و بعد حضرت عزرائیل است.

 

یاد مرگ آدم را همیشه سر زنده نگه می‌دارد

حضرت می‌فرمایند: "وکَیفَ غَفلَتُکُم عَمّا لَیسَ یُغفِلُکُم" چگونه شما یادتان می‌رود؟ از چیزی غافل می‌شوید که نباید شوید. و سریعا این کار عمل می‌شود امروز نه فردا، فردا نه یک روزدیگر. "وطَمَعُکُم فیمَن لَیسَ یُمهِلُکُم" و چگونه طمع می‌ورزید در صورتی که هیچ وقت فرشته‌ی مخصوص اشتباه نمی‌کند و به شما مهلت نمی‌دهد حالا شما هر جایی که باشی. وقتش که برسد روح از بدنتان جدا می‌شود، نمی‌شود بگویی اجازه بده ما نمازمان را بخوانیم بعد جان ما را بگیر. به خاطر همین حضرت صادق علیه السلام می‌فرمایند: یک عده ای چشمشان باز است و می‌میرند و یک عده ای با چشم بسته می‌میرند یک عده ای یک چمشان باز است به همین اندازه که چشم دوم را ببندد اجازه نمی‌دهد عزرائیل. حالا بگو مگر این جوان چه کرده بود که باید الان بمیرد؟ این پیر چه کرده؟ یاد مرگ آدم را همیشه سر زنده نگه می‌دارد. کسی که می‌گوید یاد مرگ انسان را به انزوا می‌کشاند نمی‌فهمد چون با مرگ داری مهلتی که داری را می‌بینی "بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ"(سوره لقمان آیه 34) جزء علم خداست. وقتی کسی همیشه یاد مرگ است همیشه آماده است هیچ چیزی را جمع نمی‌کند. الان بعضی‌ها چندتا خانه دارند؟ چندتا ویلا دارند چندتا مغازه دارند؟ به چند نفر کمک کرده اند؟ بعضی‌ها سفره پهن می‌کنند برای دنیا، اما تو می‌آیی اینجا برای آخرتت سفره پهن می‌کنی حالا از فردا شب که ابوحمزه می‌خوانیم می‌گوییم "جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِی" تو برای آخرت سفره پهن کردی امیدی زیبا نه امید و آرزوی واهی.

 

مداحی که حواسش جمع نباشد ضربه می‌خورد

حضرت می‌فرمایند که: باید برای مرگ همیشه آمادگی داشته باشید. کسی که آماده است کار می‌کند، معلم است خوب درس می‌دهد، مداح است خوب می‌خواند، بی دلیل وقتش را نمی‌گذراند . الان خیلی‌ها دشمن مداح هستند. دوستانی دور او را می‌گیرند و مداح را زمین می‌زنند و آلوده می‌کنند و فضای گناه برایش تهیه می‌کنند، اینها خیلی خائن اند، مداح هم باید حواسش جمع باشد، مداحی که حواسش جمع نباشد ضربه می‌خورد. کی گفته هرکسی تو را هر مجلسی دعوت کرد باید بروی؟ دروغ است که می‌گویند فردای قیامت دامنت را می‌گیرند. هر کاری می‌کنیم عزرائیل بالای سرمان است ببیند امشب نوبت کیست، همه را می‌بیند ولی همه بی خیال اند. آدمی که یاد مرگ است هیچ وقت بی خیال نیست، چه کار می‌کند؟ نمازهایی که قضا شده را می‌خواند، استغفار می‌کند، انفاق می‌کند. خدا شاهد است زمان طاغوت یک آقایی از قم تشریف می‌آورد سی شب ماه رمضان. سی شب برنامه اش که تمام شد در راه برگشت در نزدیکی قم تصادف کرد مرد. شخصی که مامور بود بالا سرش آمده بود گفت این حتما منبر بوده پول دارد جیب هایش را خالی کنیم، برای یک ماه سی تومان به او داده بودیم. وقتی هرکسی پولش را در جیبش گذاشت و به یاد مرگ هم نباشد می‌گوید نگه دارم شاید فردا به دردم بخورد.

 

این شبها برای بیدار شدن است

یاد مرگ جوان و پیر و بچه ندارد، کسی که مانوس با مرگ است قشنگ کار می‌کند و این علامتش است، اما آن که می‌گوید مرگ ما را به انزوا کشانده و دیگر دستمان به کار نمی‌رود این معنی مرگ را نفهمیده، چون مرگ را امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند انتقال است از این دنیا به آن دنیا. هرکه باشی به هرجا برسی آخرین منزل هستی این است. خلاصه این شبها برای بیدار شدن است نه بیدار بودن. بیداری در یازده ماه دیگر است. واقعا خوب درس بخوانید و خوب تلاش کنید چقدر مقام معظم رهبری درباره‌ی جوانان سازنده صحبت کرده اند. واقعا مرگ برای ما سازنده است. سیری است که باید برویم. اما امشب که شب توسل به امام زمان علیه السلام هست و دقت داری و می‌دانی که شب سوم است که خیلی برای ما عزیز است و خیلی‌ها گره کارشان باز می‌شود توسط کسی که گرچه سه سالش بود و مادر نداشت و عمه اش بزرگش کرد اما آنقدر مقام داشت و اهل مبارزه بود که هر چه یزیدیان ساخته بودند او با یک ناله اش خراب کرد و بدان دست پربرکتش دل میلیون‌ها انسان را آباد کرد و آباد می‌کند، خانم خیلی بزرگوار و عزیز است.

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب سوم ماه مبارک رمضان



اشعار مناجاتی حاج منصور ارضی در ابتدای جلسه

باز هم توبه کنان پشت درت آمده ام

شب به امید عطای سحرت آمده ام 

نظری کن که پی یک نظرت آمده ام 

نفس آلوده به سوی گذرت آمده ام

 

یاد دادی که اگر عاصی و سرگردانم

زشت این است رخ از روی تو برگردانم

 

نعمتم دادی و با نعمت تو بد کردم 

مهلتم دادی و تقصیر مجدد کردم

لطف کردی عوضش غفلت بی حد کردم

بارها آنچه ز من بر نمی‌آمد کردم

 

چه کنم عذر مرا گر نپذیری امشب 

کاش از این بی سرو پا دست بگیری امشب

 

چشم من خشک شده حال بکا نیست که نیست

جرأت معصیتم هست، حیا نیست که نیست

دست بی خیر مرا اذن دعا نیست که نیست 

خبری در دلم از نور خدا نیست که نیست

 

تا بخواهی تو در این قلب هوس هست که هست

حس وابستگی ام بر همه کس هست که هست

 

بار عام از تو رسیده است که دعوت شده ام 

یکی از سفره نشینان ضیافت شده ام

خوب شرمنده این رسم رفاقت شده ام 

باز بد جور هوایی زیارت شده ام

 

کربلا قبله دلهاست دلم تنگ شده! 

شاهد حال من آقاست دلم تنگ شده

 

پدری آمده آرام کند دختر را 

زینب اینجاست که بوسه بزند حنجر را 

آمده زنده کند خاطره مادر را 

آخر دم رفتن زده محکم گره معجر را

 

چقدر خواسته با گریه از او، تا نرود 

می دود پشت سر شاه که تنها نرود

 

............................................................................................


اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

 

گر مصیبت اعظم است اغراق می‌خواهد چه کار؟ 

با تصور می‌کشد، مصداق می‌خواهد چه کار 

گیرم آمد ابری از فصل کبودی بررخش 

ذات خورشید است او، اشراق می‌خواهد چه کار 

از دویدن‌های پی در پی میان سلسله 

او خود افتاد از نفس، شلاق می‌خواهد چه کار 

عنچه ای که با نسیمی ساقه اش خم می‌شود 

ضربه‌های بی هوای ساق می‌خواهد چه کار

شوق سوغاتی ندارم ای پدر زحمت نکش 

موی از دم سوخته سنجاق می‌خواهد چه کار

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم شب سوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی حاج سعید حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ در هیچ زمانی و موقعیتی خودتان را مستغنی از نکات اخلاقی ندانید و پیوسته در حال یاد گرفتن نکات اخلاقی باشید. شاید عمل کوچکی برای شما درس اخلاق شود. شأن معصومین بالا است. هر کسی در هر شرایطی باشد و هر مقامی داشته باشد را نباید با معصوم مقایسه کنید.

_ برای پر کردن خلأ درون باید به فوق متخصص مراجعه کرد. استاد طریق را کسی نمی تواند تشخیص دهد. انسان باید از خدا مدد بگیرد  و از معصومین یاری بخواهد تا در مسیر اخلاق کسی را نشان ما دهند.

_ قرآن می فرماید در مسیر سیر الی الله متوسل به وسیله شوید. اهل بیت(ع) وسیله هستند. پیش هر کسی نباید رفت و هر برنامه ای را نباید اجرا کرد و هر ذکری را نباید گفت.  اگر در زدید و در بر روی شما باز نشد ناامید نشوید. در گدایی سمج باشید. خدا که به انسان نگاه کند انگار دنیا را به او داده است.

_ برای امتحان معرفت که اگر سمج باشید فوق رحمت گیرتان می آید. این ها خاندان کرم هستند. سمج باشید تا در بر روی شما باز شود. معرفت هر چه از طریق سخت تر به دست بیاید قدرش بیشتر است. در این وادی اگر مقداری سماجت داشته باشید خودشان دست شما را می گیرند.

_ اگر دائم الذکر باشید دل محکم می شود. زیارت عاشورا و نماز اول وقت ذکر است. دل انسان هر جایی نمی شود. اگر احساس کردید که دلتان می لرزد ذکر بگویید. از خدا بخواهید که ما را محتاج مخلوق نکند. خدا را داریم همه چیز داریم و هیچ غمی نداشته باشیم. همه چیز را از خدا بخواهیم. خدا دل ها را به سمت آدم معطوف می کند. خدا همه کاره است به دنبال راه های بیهوده نروید.

_ یکی از مصادیق ذکر کثیر تسبیحات حضرت زهرا است که خیلی مؤثر است. معصوم می فرماید تعجب می کنم از کسی که گرفتار است و متوسل به ذکر یونسیه نمی شود. که این ذکر برای ظلمات شب است. هر چه قدر می توانید بگوید. برای بهترین ذکر وقت بگذارید. اول نماز اول وقت و بعد قرآن بهترین ذکرها هستند. با ذکرها مأنوس باشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

مراسم شب اول ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی حاج سعید حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد.

 گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

_ برای پیشرفت و سلوک و نیل به هر مطلبی چه در امور مادی و چه در امور معنوی افراد باید از دو مورد بهره ببرند. اول داشتن برنامه جامع و کامل و هدفمند و دوم الگوی مناسب. بدون بهره بردن از این دو مطلب رسیدن به مطلوب و این که انسان در امور معنوی از ولایت شیطان خارج شود و به ولایت حق دربیاید به طور یقین ممتنع است.

_ ثمره برنامه جامع و کامل و هدفمند این است که انسان را از تحیر نجات می دهد. انسان بی برنامه مبتلا به درد چه کنم چه کنم می شود. نشانه این که فرد در وادی سیرالی الله نیست و از برنامه جامع بهره نبرده است تحیر افراد است. دین ما کامل ترین و جامع ترین برنامه را در پیش روی افراد دارد و انسان با بهره گیری از این برنامه ها در این دام ها و آسیب ها قرار نمی گیرد.

_ انسان برای سیر باید تأسی به الگوی مناسب کند. از رهگذر الگو انسان انگیزه برای ادامه طریق پیدا می کند. هر دستورالعملی نمی تواند برای ما قانون زندگی باشد. حیات انسان بالاترین سرمایه است. این سرمایه را باید جایی خرج کند که صددرصد به انسان سود بدهد.

_ عمر انسان می گذرد. ماه رمضان با این روزهای طولانی گرم که در بیان خاتم انبیاء کسی که در روز گرم روزه بگیرد جهاد است. از طرفی به واسطه سختی روزه داری گناه از وجود انسان سوخته می شود و از بین می رود. با این روزه داری انسان می تواند به فکر و تفکر بپردازد.

_ انسان باید از برنامه ای استفاده کند انسان را به مدینه فاضله برساند. دستورالعملی برای ما قابل اجرا و اعتناست که اولاً مستند به قرآن باشد و ثانیاً ذیل قرآن مستند روایات باشد. در قرآن دستورالعمل داریم و در روایات هم جامع ترین و کامل ترین سلوک را داریم و با این دستورات نیازی به دستورات از ناحیه غیر نداریم.

_ امیرالمؤمنین(ع) به امام مجتبی(ع) در حکمت 38 نهج البلاغه می فرماید از چهار مطلب غفلت نکن. چهار مطلب به عنوان توصیه و چهار مطلب به عنوان هشدار بیان شده است. ایشان فرمودند که این ها را حفظ کن. مقصود از برکردن نیست بلکه دانستن این دستورات و باور کردن و عمل کردن است.

_ در همه اعصار زندگی معصومین الگو  هستند . یک نقطه ظلمانی در زندگی آنها نمی بینیم. کسانی که طالب سیر هستند در قدم اول باید عطش درونی داشته باشند. بدون این طلب و عطش نمی شود. اگر کسی حالت بی نیازی از روایات و آیات و ذکر به سراغش بیاید شروع گمراهی و ظلالت او است. بعضی ها این عطش را دارند و بعضی ها این عطش را ندارند.

_ در شب اول ماه رمضان از امام زمان(عج) عاجزانه التماس کنیم که برای ما دعا  کنند که دوست آنها باشیم. ماه رمضان ماه مسابقه در مسیر بندگی خداست. با طیب خاطر وارد این ماه باعظمت شوید. هر زمانی که از شبانه روز در خانه مادر را بزنید این در به رویتان باز است. از بانو بخواهیم که دست ما را بگیرد و وارد شهر رمضان کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم اولین روز ماه مبارک رمضان همزمان با نماز ظهر و عصر در مسجد حضرت امیر(ع) برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام علوی تهرانی و حجت الاسلام انصاریان سخنرانی کردند.

  • گزیده از سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی را بخوانید:

_ یکی از صفات فعلی خداوند حکیم بودن است. در بیان معنای حکیم چهار نظریه ارائه شده است. حکیم گاهی به این معنا است که  موجودی که کار زشت و نا شایست انجام نمی دهد. خداوند به این معنا حکیم است. معنای دوم این است که حکمت به معنای شناخت و معرفت حقایق امور است.

_ گاهی شناخت ما به ظواهر امور است و گاهی شناخت به حقیقت است. ذات اقدس چون دارای علم مطلق است دارای شناخت حقایق اشیا هم است پس به این معنا خداوند حکیم است که اینجا حکیم به معنای علیم است.

_ معنای سومی که بیان می کنند این است که حکمت موجب می شود که کاری انجام می دهید دارای دو خصوصیت است که اولاً  محکم است و دوماً برتر است  که خداوند به این معنا حکیم است. خداوند هم دارای کمال و علم مطلق است.

_ در معنای چهارم حکیم که خیلی برای ما مهم است  این است که حکیم کسی است که کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد. هر کاری که انجام می دهد بر اساس برنامه و هدف است. در سوره مبارکه دخان آیه 38 می فرماید که ما بدون هدف خلق نکردیم آنچه در کهکشان ها است.در سوره مبارکه مؤمنون آیه 115 می فرماید که گمان می کنید که ما شما را بیهوده خلق کردیم. و بازگشت شما به سوی ما است.

_ وجود حضرت رضا علیه السلام  فرمودند که اگر پرسشگری سؤال کرد که آیا امکان دارد خداوندی که حکیم است ما را به فعلی تکلیف کند و کاری از ما بخواهد بدون دلیل و این که غرضی در آن وجود نداشته باشد. خداوند حکیم ماه رمضان و نماز و حج و حجاب و امر به معروف و نهی از منکر را تکلیف کرده است.

_ اگر کسی مبادرت به تکلیف نمی کند یعنی خداوند را در مقام حکیم بودن قبول ندارد و خدا را حکیم نمی داند. خداوند حکیم است. و کار عبث انجام نمی دهد. این که من و شما نمی دانیم دلایل متفاوت وجود دارد. از وجود نازنین حضرت صادق علیه السلام  آمده است که خداوند خلقتش عبث نیست و مخلوقات را بی جهت خلق نکرده است. بلکه خلق کرده تا قدرتش را ظاهر سازد. و خلقت را وادار به اطاعتش کند تا به واسطه اطاعت خشنودی خدا حاصل شود. خدا را ما را خلق نکرده که سودی ببرد. ما برای خدا کاری انجام نمی توانیم بدهیم.

سه هدف را خداوند از خلقت بیان می کند که این سه هدف در طول هم هستند که به هدف ابتدایی و وسطی و انتهایی معروف است. در سوره نازعات آیه 56 بیان می کنند که ما خلق نکردیم ثقلین و جنیان و انسیان را جز برای عبودیت و بندگی کردن که این هدف ابتدایی خلقت است. در سوره مبارکه ملک آیه 2 آمده است که آن خدای آنچنانی که مرگ و زندگی را خلق کرد تا این که شما را بیازماید و کدام از شما دارای عمل بهتری هستید. که این هدف میانی است.

_ هدف غایی خلقت در سوره مبارکه هود آیه 119 آمده است که مگر کسانی که پروردگار آنها را مورد رحمت قرار می دهد. برای این که مورد رحمت و قرب الهی بشویم ما را خلق کرده است. ما خلق شدیم برای بندگی تا بهترین عمل را انجام داده باشیم و به قرب خدا برسیم. یعنی ما مسافر هستیم و مقصدی داریم. سیر ما در سوره مبارکه انشقاق آیه 6 آمده است که ای انسان تو با تلاشت به سوی پروردگارت حرکت می کنی و او را ملاقات می کنی. کیفیت ملاقات اهمیت دارد.

_یکی از عواملی که مارا کمک می کند در این راه به مقصد برسیم راه شناسی است. در مسیر سیر به سوی حق باید عوامل سیر و موانع سیر را باید شناخت و اگر این شناخت را نداشته باشیم دچار روزمرگی می شویم. یکی از موانع سیر دشمنان انسان یعنی این سه چیز هستند: نفس و شیطان و دنیا.

 

  • گزیده ای از سخنرانی شیخ حسین انصاریان را بخوانید

_  رحمت پروردگار دریایی است که برای هیچ محقق و دردمندی و قایقی کشیدن آب این دریا امکان ندارد. ما هر چه قدر زحمت بکشیم و در آیات و روایات و دعاها تحقیق کنیم گوشه ای از این دریا را به دست می آوریم. که همین مقدار کم حجت کامل پروردگار است.

_ رحمت در قرآن کریم در حدود 276 بار ذکر شده است. وقتی در آیات قرآن دقت می شود این نتیجه را به دست می دهد که رحمت خدا یک شعاع تجلی در کل طبیعت است. قرآن گوشه هایی از این تجلی را بیان می کند که این خیلی شیرین است. تجلی رحمت برای همه انسان ها است.

_ البته انسان ها از زمان آدم تا زمان ما دو گروه شده اند. گروهی این رحمت ارائه شده را پذیرفتند و گروهی هم قبول نکردند و یا باور نکردند. موانع سختی برای خودشان مثل رویکرد مطلق به وجود آوردند و با اختیار و انتخاب خودشان را از پذیرفتن این رحمت محروم کردند.

_ کلمه نظر با روءیت در زبان عرب فرق می کند. روءیت به معنای نگاه معمولی و تماشای اجسام و عناصر است. اما نظر به معنای نگاه کردن با کمک عقل و فکر می باشد. همه مردم عالم روزمره مورچه را می بینند اما دقتی درباره مورچه ندارند. در نهج البلاغه امیرالمؤمنین(ع) به مورچه نظر انداختند  و با این نگاهی که عقل را به همراه داشتند درمورد مورچه خطبه ای را دارند که این خطبه از طریق مورچه آدرس خدا را دارد.

_ در آیه شریفه امر می کند که با کمک عقل و فکر نگاه کنید. اندیشه کردنی که رسول خدا(ص) می فرماید یک ساعت اندیشه کردن درباره خودتان و عاقبت و آخرت خودتان از یک سال عبادت کردن بالاتر است. با یاری عقل به نتیجه ها و جلوه های رحمت خدا نگاه کنید.

_ رحمتی که وقتی از ناحیه مقدس خداوند ارائه می شود نتایج و آثاری دارد که از آثار این رحمت می توان به زنده کردن زمین بعد از مرده بودن خاک اشاره کرد. با حیات نگرفتن زمین خیمه حیات تمام موجودات زنده برچیده می شد. انسان در مقابل مرده بودن زمین زمینگیر می شود که این ها همه آدرس رحمت خداوند است.

_ کارگردان آفرینش دارای رحمت بی نهایت است و هزینه هم می کند و کاری به دین داری و دین نداشتن ما ندارد. خداوند خیلی رحیم است. و الا به واسطه گناهان این رحمت نباید شامل حال ما می شد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم شب دوم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام مومنی، مناجات خوانی و قرائت دعای کمیل توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج حسین سازور در مسجد ارک برگزار شد.

گزیده از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:

"اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا" این عبارت نشان می‌دهد به قدرتی که در رحمت هست یک عده ای با آرامش در کنار صالحین خدا قرار می‌گیرند. این نشان می‌دهد که همیشه صالحین با آن بنده‌ی خدا هستند. این معنی همان "مع" است که شما همیشه در زیارت عاشورا می‌خوانید "عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ". این که رحمت را بعضی‌ها بیان داشتند اباعبدالله علیه السلام است، این که قسم به رحمت خدا آگاهی کامل بنده است، معرفت بنده است، "اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ" یعنی این کسی که این کلام را می‌گوید همه‌ی کل شی را در رحمت خدا می‌بیند و کسی را خارج نمی‌بیند. کلام امیر المومنین علیه السلام است. اما چرا در ماه رمضان اعلام "فَأَدْخِلْنَا" می‌کنی؟ و در مرحله دوم "وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا"؟ این را باید اشاره کنیم.

 

همه عبادات و عزاداری‌های ما برای این است که بتوانیم یک قدم به حضرت نزدیک‌تر شویم

 

در خطبه 188 نهج البلاغه که دیشب شروع کردیم، امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید که چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه‌ی شما امت پیغمبر صلوات الله علیه و آله قرار داد و شما را مشمول رحمت خاص خود کرد. دیگر بالاتر از این؟ ولی شما با معصیت معایب خود را آشکار کردید. به جایی رسیدی که عیب‌های خودت را آشکار کردی اما خدا شما را در رحمت خاص خود قرار داد. شما همین نعمت شهدا را حساب کنید و نه بیشتر، چند هزار شهید پای این انقلاب ما خونشان را ریختند؟ ما قاتل را لعن می‌کنیم"وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ" و به همه شهدا این بیان را داریم مانند همین بیان را نسبت به اباعبدالله علیه السلام داریم. یک نعمت ویژه است اما امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه‌ی شما قرارداد، شما را مشمول رحمت خاص خود کرد اما شما به گناهتان مشغول بودید. ولی باز او پوشاند چون در رحمت هستید، خود پیغمبر صلوات الله علیه رحمت است، امتش هم مورد رحمت قرار می‌گیرند. شما خودتان را در معرض آتش قرار دادید اما او به شما مهلت داد. حالا یک یک نعمت‌ها و رحمت‌ها را خودت بشمار. از وجودت، از زندگیت و یا از فضایی که ساخته شده برایت. همین گناهانی که در خیابان می‌بینید، بی عفتی‌ها، بی عصمتی‌ها، بی حجابی‌ها و روزه خواری‌ها، چقدر درون خودت می‌روی که خدایا من بدم ولی ممنونتم که من را در این رحمت خاص قرار دادی و ولایت امیرالمومنین علیه السلام را شامل حالم کردی. واقعا نمی‌توان امیرالمومنین علیه السلام را وصف کرد فقط ما می‌توانیم بگوییم که من علی علیه السلام را دوست دارم و دنباله رو آقا هستم. همه عبادات و عزاداری‌های ما در ماه رمضان و محرم و صفر برای این است که بتوانیم یک قدم به حضرت نزدیک‌تر شویم.

 

اگر همه‌ی عالم ساقی شوند، ما از دست اباالفضل علیه السلام آب می‌خواهیم

 

"اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا" مقام علیین خیلی بالاست. ما می‌خوانیم شاید به آن هم نرسیم اما آرزویش که اشکال ندارد. حتی آرزوهای ما در ماه رمضان شکلش فرق می‌کند. دیگر چه می‌خواهی؟ از آن دست عباس علیه السلام "وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا" اگر همه‌ی عالم ساقی شوند، ما از دست اباالفضل علیه السلام می‌خواهیم. او کسی است که تشنگان کربلا را سیراب کرد، اگر هم تشنه بمانند از بزرگ و کوچک تا طفل شش ماهه حاضرند از تشنگی بمیرند اما از دستی غیر از دست عباس علیه السلام آب نگیرند. بعد عاشورا هم اگر دستور امام سجاد علیه السلام و زینب کبری سلام الله علیها نبود هیچ کدام آب نمی‌خوردند. مقامی که ما داریم آرزو می‌کنیم این است که از همان ظرفی که برای طفلان حرم آب می‌آورد سیراب شویم "وَ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَاسْقِنَا".

 

یک عده ای واقعا نمی‌خواهند وارد این شهر رمضان بشوند

 

اما ما کی هستیم؟ آقا می‌فرمایند: چه بسیار نعمت هایی که خداوند ویژه شما قرار داد، مانند ولایت، محبت اباعبدالله علیه السلام، نزول پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در این عالم و از همه زیباتر نزول امام رضا علیه السلام که در روز ششم این ماه به نیشابور می‌آیند و همه با او بیعت می‌کنند. اینها کم نعمتی نیست "بِرَحْمَتِکَ الَّتى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْءٍ" اینجاست که می‌بینیم عالِم وارسته و مراجع تقلید و ولی فقیه این دل سوخته‌هایی که در این عالم هستند که گل سرسبدشان مقام معظم رهبری هستند، همه چیز را زیبا می‌بینند اما من و تو ظرفمان کوچک است زود صدایمان در می‌آید. تااعلام می‌کنند بانوان می‌خواهند به ورزشگاه‌ها بروند بهم می‌ریزی و آن کسی هم که اعلام می‌کند در نفهمی و تاریکی کامل به سر می‌برد. او اصلا نمی‌خواهد با ماه رمضان آشتی کند. یک عده ای واقعا نمی‌خواهند وارد این شهر رمضان بشوند، دنبال کمربندی هستند. از مسیر دیگری می‌روند و اصلا نمی‌فهمند در این شهر رمضان چه خبر است.

 

در این یک ماه سعی کن با اعمالت امام زمانت علیه السلام را خوشحال کنی

 

مولا می‌فرمایند: خود را در معرض آتش قرار دادی اما او به شما مهلت داد. "وَ تَعَرَّضْتُمْ لِأَخْذِهِ فَأَمْهَلَکُمْ". ببینید اینکه مهلت به ما داده تا وارد ماه مبارک رمضان شویم اگر استفاده نکنیم همه در معرض آتش قرار می‌گیریم. زود خودت را می‌رسانی به امام حسین علیه السلام همه هم راهش را بلدید تا می‌گوییم الی الله، دلها را روانه می‌کنید کربلا. در دعای شب‌های ماه مبارک بعد از این که مقام‌های بهشتیان و مقربین به اباعبدالله علیه السلام و مقربین به خدا را بیان می‌کنی، می‌گویی: "وَ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ فَاکْتُبْ لَنَا" ، "وَ مَعَ الشَّیَاطِینِ فَلَا تَجْعَلْنَا" یک عده ای هم در این دنیا و هم در آن دنیا مع الشیاطین هستند. تو که همیشه سر به خاک می‌گذاری و می‌گویی "عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"، ولی در اینجا بیان می‌شود بعضی‌ها مع الشیاطین هستند. بعضی‌ها شیطانند از شب اول هم مسجد می‌آیند اما هم خودشان را گمراه می‌کنند و هم دیگران را. برای چیست که می‌گوید روزه دار سعی کند اول زبانش را حفظ کند و بعد چشمش و گوش و قلبش را؟ چون گناهان زبان خیلی خطرناک است. دقت کنید که ما با حرکات زشت فقط شیطان را خوشحال می‌کنیم، در این یک ماه سعی کن با اعمالت امام زمانت علیه السلام را خوشحال کنی.

 

همه‌ی ما باید یک تکانی بخوریم

برای برپایی این چنین مراسمی چندین نفر شبانه روزی زحمت کشیدند تا این محفل آمده شود و ما در خانه‌ی خدا بیاییم اما باز می‌آییم و بدون توجه و تغییر می‌رویم و حتی در سحر هم که برای توبه آمدی برای ساعاتی به انقطاع از دنیا نمی‌رسیم. اگر در درونت حتی کم، انقطاع از دنیا نباشد، دشمن از دستگاه امام حسین علیه السلام تو را جدا می‌کند. بعضی‌ها از بس آلوده شده اند نمی‌خواهند دیگر صدای خدا را بشنوند. ضیافت الله صاحب دارد و صاحب آن خود خداست و در این ماه ما را صدا می‌زند اما ما جوابی نمی‌دهیم. پس فضایی که امیرالمومنین علیه السلام برای ما قرار داده را باید بفهمیم. چند نفر از این ماه رمضان آدم بیرون می‌روند؟ وقتی کسی خودش نمی‌خواهد به من مداح و واعظ ربطی ندارد. از قبل ورود به مسجد، به نیت توبه و تغییر بیایید. از امام زمان علیه السلام کمک بخواهید و دعا کنید اعمال بد ما را بپوشاند. مردی آمد وارد مسجد شود، شیخ رجبعلی فریادی زد که وارد نشو، شخص همان پشت در مسجد ملتمس شد به اباعبدالله علیه السلام شیخ سرش را پایین انداخت، مرد جلو آمد و سلام کرد، شیخ به او گفت چه کار کردی آن آتشی که تو را در برگرفته بود از بین رفت؟ گفت فقط یک سلام به امام حسین علیه السلام دادم و گفتم آقا آبرویم را بخر. رحمت الله واسعه است حسین علیه السلام. سریعا خدا "مبدل السیئات بالحسنات" کرد طرف یک مرتبه دلش عوض شد. تا لحظه ای قبل کسی دیگر در دلش بود تا متوسل شد اباعبدالله علیه السلام در دلش نشست. همه‌ی ما باید یک تکانی بخوریم.

 

 

اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در شب دوم ماه مبارک رمضان


اشعار خوانده شده توسط حاج منصور ارضی در میان جلسه

به مقامات بیشتر نرسید

نیمه شب آن که پشت در نرسید

 

بُرد آنکس که زودتر آمد

باخت آنکس که زودتر نرسید

 

کل یک هفته غصه خواهدخورد

هرکه وقت کمیل سر نرسید

 

چیزی ازبندگی نفهمیده است

هرکه بر گریه سحر نرسید

 

نان شُبهه به من اثر کرد و

بردلم ازتو یک اثر نرسید

 

همه اش خرج مال دنیا شد

زحمتم سوخت و به ثمرنرسید

 

آنقدر معصیت زمینم زد 

که به من فیض بال و پر نرسید

 

نظرم خیره شد به این و آن

و زآقا به من نظر نرسید

 

تلخ شد کام من ز غیبت ها 

گر به شیرینی شِکر نرسید

 

بی لیاقت شدم ضرر کردم

درد دین هم به این جگر نرسید

 

بهتر آنکه به روی دار رود

سر به خاک نجف اگر نرسید

 

منم و آرزوی کرببلا

به گدا رزق یک سفر نرسید

 

با اسیران دور سر نیزه

بوی آقا رسید سر نرسید

           

............................................................................................

 

از نخل گذر کرد ولیکن پرش افتاد 

دل شوره و رشکی به دل مضطرش افتاد

 

آن تیر که زد حرمله خیر ندیده

در چشم ترش رفته و در پشت سرش افتاد

 

از چهار طرف تیر به هر جای تنش خورد

آن قدر که دیدند همه پیکرش افتاد

 

گفتند ابوالفضل زمین گیر شد و بعد

دل شوره سختی به تن خواهرش افتاد

 

با ناله صدا زد عمو جان کمکم کن

یک مرتبه یک دخترکی معجرش افتاد

 

بالای سرش ام البنین نیست چه بهتر

چون فاطمه آنجا عوض مادرش افتاد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

دکلمه ای تقدیم به 175 شهید غواص ، عملیات کربلای 4

لینک دانلود صندوق بیان 

لینک غیر مستقیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهدای غواص , رایة الهدی,

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

به یاد شهدای غواص-بصیرت

نحوه حرکت هر یک از گروهان های غواصی در اروندرود در والفجر هشت به صورت سه ستون با فاصله های ده متری از یکدیگر بود که برای جلوگیری از پراکندگی با رشته طنابی به هم متصل بودند. و این طناب حکایتها دارد زخمی ها که می دیدند که نمی توانند ادامه بدهند و وجودشان باعث توقف حرکت است، صحنه ای عجیب را به نمایش می گذارند! آرام طناب را رها می کردند و خودشان را به امواج اروند می سپردند و می رفتند.

 

 

سکوت وارم و دانی که حرف‌ها دارم

بسا حکایت ناگفته با شما دارم

پر از شکایتم از کربلای چار به بعد

و از شکفتن گل های بی قرار به بعد

مرا مبین که چنین  آب رفته لبخندم

هنوز غرقه امواج سرد اروندم

هنوز در شب والفجر هشت مانده دلم

که از رها شدن دست همرهان خجلم

در این شبانه که غواص درد مواجم

به دستگیری یاران رفته محتاجم

اگرچه دور گمانم نبود دیر شوید

قرار بود شهیدانه دستگیر شوید

جهان همیشه همین است موج از پی موج

گذشتنی است شهیدانه فوج از پی فوج

اگر چه حلقه آن دست‌های خسته گسست

گذشته اند ز دنیا به رقص، دست به دست

زمانه چیست؟ همین هیچ، ازدحام بلاست

زمینه اَتن جامیان جام بلاست

زمین زمینه رقصی است مست و دست به دست

همین میانه میدان، در این مجال که هست

در این جهان که به جز های و هو صدایی نیست

به جز میانه میدان جنگ، جایی نیست

به جز دو راهی تسلیم و جنگ راهی نه

به جز نگاه خدا، هیچ سو نگاهی نه

تویی و قبضه شمشیرت و رهایی ها

وگرنه کاسه چشمی پر از گدایی ها

نه مهربان تری از نطق ذوالفقار علی

بمان چو مالک و عمار او کنار علی

نه رحم می کند آن را که بهره‌اش زخم است

نه زخم می زند آن را که چاره‌اش اخم است

ولی ولی ست ولی تو اسیر دل‌دله‌ای

اسیر خشم و خشوعی، شکایت و گله‌ای

قسم به حرمت عمری که عهد نشکستم

که در شنای جهان با شهید همدستم

به ورطه‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

من از مذاکره با نفس خویش می ترسم

زهول روز جزا پیش پیش می ترسم

نه غیر نفس تو در هستی اژدهایی هست

نه غیر عربده‌ات در جهان صدایی هست

خروش دیو به جز وهم و خوف و خاطره نیست

دلت سکوت کند دیو غیر مسخره نیست

من از بهشتم و شیطان نصیحتی است به من

و هر مواجهه البته فرصتی است به من

مباد این بگذارم به مکر و آن بشوم

در این معامله‌ها مفت رایگان بشوم

اگرچه بزم‌نشینم، به رزم شهره‌ترم

سکوت کرده‌ام، اما به عزم شهره‌ترم

شکوه پنجه رزم حریف ایمانی

به خاکریز ظفر قاسم سلیمانی

دلی مقدس چون تیغ خونچکان علی

و یا نه تیغ بلیغی است چون زبان علی

ز شور زندگی است این که مرگ می‌جوید

مگر به اذن ولی جمله‌ای نمی‌گوید

علی به معرکه هم تیغ در هوا نزده است

به یک فراری هم زخم نابجا نزده است

نه کشته است کسی را که زخم، کافیِ اوست

نه زخم کرده تنی را که اخم، نافیِ اوست

چنین حریفِ ظریفی خدا نصیب کند!

چنین ظریف حریفی خدا نصیب کند!

ز خیمه دل به یکی لانه کبوتر کند

علی که خیمه ابلیس را ز بُن برکند

گذشت و خیمه و خرگاه را به صحرا ماند

پرید و خیمه دنیا ز بال او جا ماند

دلم علی ست، علی ذکر لحظه های من است

چه باک هر چه؟ خدای علی خدای من است

ز بندگان علی پیر ما یکی علی است

به بندگان علی، بنده علی ولی است

منم که بیرق ایثار روی دوش من است

جهان پر از خبر غیرت و خروش من است

به خوان نشسته‌¬ام اما ز هفت خوان رَسته

فریب نان نخورد کاو ز بند جان رَسته

به خوان نشسته‌ام اما به چشم و دل سیرم

نه قورباغه‌ام از هر چه آب و گل سیرم

به غیر لقمه عزت، مرا صلا مزنید

تعارفم به مگر خاک کربلا مزنید

که کربلایی ام و از بلا نپرهیزم

اگرچه راه ببندد یزید و چنگیزم

به  جنگ و حیله و تحریم، من نمی‌شکنم

به هیچ قیمت، قدر وطن نمی‌شکنم

زبان تیغ مرا هوشتان شنیده بسی

ز دست غیرت من گوش تان کشیده بسی

شما کرید و سخن با شما اشاره بس است

برای کور همین سوسوی ستاره بس است

وگرنه سینه من شعله شعله خورشید است

تمام عمر بهارم، که هر دمم عید است

به شوق جلوه آن صبح لایزال خوشم

به بوی آمدنش با همین خیال خوشم

چه بیمِ تیغ شما، آن سوار آمدنی است

سوار آمدنی، غمگسار آمدنی است

مگر نه دستِ تهی، خیمه‌های کِی کندم؟

مگر نَه تان چو مگس از وطن پراکندم

به بانگ وزوزتان باز دل نخواهم باخت

گُلی که یافته¬‌ام را به گِل نخواهم باخت

بهشت مردم شرقم، به غرب کی نگرم؟

دخیل کرببلایم، کجا به ری نگرم؟

چرا که مشق کنم، خط تیغ حرمله را ؟

چرا به گندم ری بازم این معامله را ؟

هزار بار اویسم، یمن یمن عشقم

خیانت و من؟ آخر چگونه؟ من عشقم!

منم که بیرق این مردمان شیفته‌ام

مباد این که ببیند کسی فریفته‌ام

منم که بیرق این خیل منتظر شده‌ام

کجا به بند شوم؟ عطر منتشر شده‌ام!

مرا که شیشه عطرم ز سنگ باکی نیست

هزار نام خدا را ز ننگ باکی نیست

طنین نام خدایم، اذان بندگی‌ام

به هر کجا که دلی هست شور زندگی‌ام

من آن نیم که از این عشقبازی آیم باز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده‌نواز

به چشم بستن از این خوان عبور خواهم کرد

به پایداری و ایمان عبور خواهم کرد

که دیده مردم جانباز، دل به نان بازند؟

که شیرهای خطر، نرد استخوان بازند؟

مرا به وعده این، آن شدن محال بود

به یک دو وسوسه شیطان شدن محال بود

به موج‌های شهیدان قسم که می‌مانم

در این خروش خروشان همیشه می خوانم

اگر چه دور، ندارم گمان که دیر شوند

مرا به لطف شهیدانه دستگیر شوند

به ورطه‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

تقدیم به شهدای غواص

 

شب آمده ست از همه سو اما، پیداست آفتاب نمی‌میرد

دل، آن دلی که عزم سفر دارد، هنگام اضطراب نمی‌میرد

ای ماهیان گمشده در طوفان، هستید و نیستید، خدا را شکر

دریا همین که میل خطر دارد، جز کف، به جز حباب نمی‌میرد

از (کربلای چار) خبر دارم، از عزم بی نهایت سربازان

گفتند: بی شکایت می‌میریم، صد شکر انقلاب نمی‌میرد

اروند گریه کرد چنین روزی، بود این شکست اول پیروزی

در چشم‌های خوف و رجا دیده، آن خاطرات ناب نمی‌میرد

ای دشمنان سمت خطر رفته، آه ای شهاب‌های هدر رفته

آری ستاره‌ها همه می‌مانند، امشب به جز شهاب نمی‌میرد

دستی که بال روشن پرواز است، دستی که دست روشن اعجاز است

دستی که بسته هم بشود باز است، این دست با طناب نمی‌میرد

ای ماهیان زنده بفرمایید، برگشته‌اید و زنده تر از مایید

دریا نرفته‌ها هم می‌دانند، ماهی درون آب نمی‌میرد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 

با آدرسی که از امام راحل(ره) و خلف حاضر او گرفته بود، جاده اصلی را خوش به نشان می‌پیمود. چشم از «نقشه راه» برنمی‌داشت و از این روی «راه» را از «بیراهه» می‌شناخت و در پی «آب» به سوی «سراب» نمی‌رفت. تشنه علوم دینی و دروس حوزوی بود و زلال معرفت را در این سرچشمه جستجو می‌کرد. خیلی زود در کارزار تمام عیار ایران اسلامی با نظام سلطه جهانی، چهره نفرت‌انگیز شیطان بزرگ را دید که در پشت نقاب بزک کرده آمریکا پنهان شده است و چنین بود که برحذر داشتن این و آن از خدعه و فریب شیطان و شیطانک‌ها را رسالت  خویش می‌دانست و در کسوت یک طلبه جهادگر هیچ فرصتی را برای روشنگری از دست نمی‌داد.
چالش هسته‌ای که آغاز شد، اگرچه طلبه جوانی بود ولی به مطالعه و بررسی دقیق ماجرا همت گماشت و حاصل آنچه به دقت و مرارت آموخته بود، کتاب ارزشمند «راز آنچه مرقوم داشته‌اند» بود که به دست چاپ سپرده شد و استقبال فراوانی را به دنبال داشت.
حجت‌الاسلام مهدی مطلبی که طی دو سال گذشته با انتشار کتاب‌هایی همچون «عقب‌نشینی ممنوع!» و «راز آنچه مرقوم داشته‌اند» در کنار سخنرانی‌های مستدل خود، جزو پیشتازان جهاد روشنگری هسته‌ای در دفاع از منافع ملی شناخته می‌شد، صبح روز یکشنبه هنگام عزیمت به کردستان برای حضور در مراسمی با موضوع مذاکرات هسته‌ای و افشای ماهیت عهدشکنانه و غیرقابل اعتماد استکبار جهانی به رهبری آمریکای جنایتکار، بر اثر سانحه تصادف به ملکوت اعلی پیوست.
این شهید جهادگر در سال 1364 در تهران و در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. وی در سال 1382 وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه علمیه معصومیه(س) به تحصیل دروس حوزوی پرداخت. حجت‌الاسلام مطلبی در کنار تحصیلات حوزوی همواره فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی خود را نیز پیگیری می‌کرد و همزمان مسئولیت واحد شهدای بسیج مدرسه معصومیه را نیز برعهده داشت و برگزاری نشست‌های شبی با شهدا، شب‌های پرخاطره‌ای را از وی در ذهن طلاب برجای گذاشته است. مهدی مطلبی انس ویژه‌ای با شهدا داشت و راوی کاروان‌های راهیان نور نیز بود. زندگی او در پیوند عجیبی با حیات شهدا همراه بود، کتاب «بچه‌های محله من و تو» اثر وی درباره نکات برجسته زندگی شهدا است که در سال‌های اخیر به چاپ رسید.
مطلبی تحصیلات سطوح عالی و خارج خود را در قم ادامه داد و از محضر اساتید مبرز قم دروس خارج فقه و اصول را فرا گرفت. وی همچنین مسئولیت هیأت مکتب‌الشهدای تهرانسر را به عهده داشت. از فعالیت‌های فرهنگی وی می‌توان به تأسیس و راه‌اندازی پایگاه اینترنتی جامع اشعار آیینی با نام «حسینیه» اشاره کرد که در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از سایت‌های مرجع اشعار آیینی کشور شد. عشق و ارادت او به آستان اهل بیت(ع) مثال‌زدنی بود. نوای دلنشین مناجات و روضه‌خوانی او از ذهن و یاد طلاب معصومیه هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.


کیهان عروج این روحانی مجاهد و انقلابی را به حوزه‌های علمیه و بازماندگان آن مرحوم تسلیت می‌گوید.

 

منبع: روزنامه کیهان

 

در فراق حاج مهدی مطلبی

 

هر کس که مقرب است در فکر بلاست

آواره شدن قاعده ی عشق خداست

"مهدی مطلبی" پرید اما باز

در صحن "حسینیه" ی او "روضه" بپاست

محمد کاظمی نیا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 سه شنبه ساعت 16 از میدان بهارستان تا معراج الشهدای تهران غوغایی است که نقش اول آن را شهیدان ایفا می‌کنند. این شاید آخرین تشییع با این تعداد شهید دوران هشت سال دفاع مقدس است که مردم شهر خواهند دید.
 در زیر شعری می خوانیم از یاحا کاشانی که به احترام شهدای گمنام غواص «بی‌نام» است:

 بهم گفتن گلتُ آب برده
دیگه تنها شدی برا همیشه
کسی که دلشو زده به دریا
به این راحتیا پیدا نمی‌شه
 
بهم گفتن گُلت آب برده
کسی از جای اون خبر نداره
دیگه باید بشینی تا یه روزی
که دریا پرپرشو پس بیاره
 
حالا می‌گن تو رو با دست بسته
تو رو زنده زنده خاک کردن
نمی‌دونی که مادر چی کشیدم
منو با این خبر هلاک کردن
 
بگو اون لحظه که پراتُ بستن
چرا مادر منو صدا نکردی
تویی که قصد برگشتن نداشتی
تو که پشت سرت نگاه نکردی
 
بگو تا داغ تازم، تازه‌تر شه
بهت لحظه آخر آب دادن؟
آخه مادر برای تو بمیره
که اینجوری تو رو عذاب کردن
 
برا عکسات رو پام لالایی خوندم
شبای بی‌کس و بی‌قراری
کی جرات کرده دستاتُ ببنده؟
بمیرم تو مگه مادر نداری؟
 
بهم برخورده مادر، بغض دارم
قسم خوردم دیگه دریا نمیرم
قسم خوردم گلم مثل «خود» تو
منم با دستای بسته بمیرم
 
پره حرفم، پر دردم عزیزم
ولی آغوش من امن هنوزم
بذار دستاتُ وا کنم عزیزم
تو آغوش تو راحت بسوزم


منبع: کیهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شهدای غواص,

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

به گزارش مشرق، حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مراسم تدفین شهدای غواص، اظهار داشت: تمرین‌های سخت غواصی در آب‌های سرد و هوای سوزناک زمستان، از سختی‌های جان فرسایی بود که این شهدا به جان می‌خریدند.

وی در ادامه به ذکر خاطره‌ای در این زمینه پرداخت و تصریح کرد: خاطرم هست در یکی از شب‌هایی که بچه‌های غواص قصد تمرین داشتند، یکی از رزمنده‌ها گفت حال خوبی ندارم و امشب برای تمرین نمی‌توانم بیایم. هوا خیلی سرد بود و شرایط خیلی سخت بود. مربی و فرمانده‌ای که مسئول آموزش غواصان بود گفت بهتر است بیایی. گفت نمی‌توانم سر درد دارم. مسئول آموزش مجدداً می‌گوید حیف است، بیا، پشیمان می‌شوی، چند مرتبه گفت و نهایتاً مسئول آموزش یک جمله‌ای گفت که این رزمنده عزیز خیلی شرمنده شد.

حجت‌الاسلام ماندگاری ادامه داد: مسئول آموزش غواصان گفت که من 3 شب است که از شدت تب دارم زیر آب عرق می‌کنم و کنار نکشیدم و می‌دانی چرا و به چه عشقی با این حال به تمرین می‌روم؟ برای اینکه روزی می‌آید که نه آبی هست و نه لباس غواصی و نه سفره شهادتی و فقط و افسوس است، فرمانده بعدها شهید شد و آن رزمنده‌ای که به خاطر سردرد تمرین نکرد هنوز با افسوس زنده است.

این استاد حوزه و دانشگاه تاکید کرد: برای اینکه شرمنده این شهدا نباشیم باید برویم و جانانه در تکریم و تشییع این شهدا حضور پیدا کنیم و وظیفه‌مان فدا شدن از ولایت است.

وی در پاسخ به این پرسش که گفته می‌شود فضیلت شهادت در آب در احادیث اهل بیت بیشتر از شهدا دیگر است، گفت: بله؛ حدیثی داریم که شهدائی که در آب شهید می‌شوند، اجرِ دو شهید را دارند. شهدائی که در شرایط عادی روی زمین جان می‌دهند، لحظه احتضار می‌توانند دست شان را روی زمین سفت بکشند و تکیه گاهی داشتند باشند، ولی شهدای غواصی در آب هستند و کاری نمی‌توانند انجام دهند، مگر پَر پَر زدن. درد شهدایی که روی خاک با دست گذاشتن روی زمین و تکیه بر زمین کمی التیام می‌یابد ولی شهدای آب اینگونه نبودند.

حجت‌الاسلام ماندگاری که برادرشان از شهدای غواص هستند به ذکر خاطره‌ای از این شهید گرانقدر پرداخت و خاطرنشان کرد: برادر بنده نیز از شهداء غواص بودند. البته نه این شهداء غواص که تازه کشف شدند. برادرم در گردان دیگری بودند. وقتی  پیکر مطهر برادرم را آوردند شاید حدود 70 اثر ترکش نارنجک و گوله در سراسر بدنش بود. برادرم از پا تا سر پر از زخم شده بود. شهداء غواص می‌رفتند خط را می‌شکستند تا دیگر رزمنده‌ها بیایند، ولی تا دیگران بیایند این‌ها را تکه تکه می‌کردند و سوراخ سوراخ می‌کردند.

این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: وقتی اینها (شهدای غواص) می‌زدنند به خط دشمن، بعثی‌ها از خواب بیدار می‌شدند و آتش عظیمی روی سر غواصان که خط شکن بودند می‌ریختند؛ بعثی‌ها از بچه‌های غواص عقده عجیبی در دل داشتند و با خشونت زیادی از آنها استقبال می‌کردند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

اجتماع همبستگی با مردم مظلوم یمن به همت سازمان بسیج مداحان با سخنرانی حجت الاسلام محمود ریاضت و حاج محمد فراهانی و مداحی حاج سید مهدی میرداماد در حسینیه شهدای بسیج برگزار شد.

نکاتی از سخنان حجت الاسلام ریاضت را بخوانید؛

_ دعای ندبه دعایی است که از یک فرازی خدا را به عظمت و تقرب امام زمان و نعمت ظهور و وجود حضرت را برای حل مشکلات و گرفتاری های مادی و معنوی قسم می دهد. در واقع اگر به امروز خود نگاه کنیم دادخواهی مردم یمن را غیر از پیشگاه خدا به کجا می توان برد.

_ کار ما به جایی رسیده که باید فریاد بزنیم و فریادرس بطلبیم. شیعه کارد به استخوانش رسیده و هیچ راهی هم به جز ظهور آقا امام زمان برای دادخواهی شیعه وجود ندارد.

_ آقا امام زمان باید ظهور کنند تا ظلم به معنای اتم و اکمل از بین برود.امروز ناموس شیعه در خطر است. در لبنان و افغانستان و یمن در خطر هستند. ما باید برای آنها هم داد بزنیم و فریاد رس بخواهیم. این فریادرس انشاءالله ظهور خواهند کرد. فرمودند که در آخرالزمان بیشتر از این که برای ظهور دعا می کنید دعا کنید که ظهور عقب نیافتند.

_ یکی از کارهایی که باعث می شود که ظهور به عقب بیافتد تفرقه است. شیعه باید با خودش هم اتحاد داشته باشد. سخنران ها و مادحین رسانه شیعه هستند و بیشتر از همه که تأثیرگذار است رسانه است و باید اتحاد این ها از همه بیشتر باشد. برای اتحاد هم اگر خود را کوچک نکنید نمی توانید با برادر خود متحد شوید.

_در روایت است که  اصحاب خاصه امام زمان قبل از ظهور مشرف به امام زمان می شوند. و آن ها غیبت را به مشاهده تبدیل می کنند. خدایا حرارت قلب شیعه را به خنکی ظهور امام زمان گوارا گردان. خدایا این بندگان کوچک تو مشتاق ولیت آقا امام زمان هستیم.

_ ولایت اهل بیت پناهگاه ما می باشد. کاری کنیم که ما را در این پناهگاه راه بدهند. خدایا به واسطه سلامی که امام زمان می دهیم کرامت ما را بلند گردان و ما را کریم گردان. فرازی از دعا ندبه با مناجات شعبانیه هماهنگ است. و برای این است که با زمزمه کردن آنها معرفت حداقلی ما تبدیل به معرفت حداکثری شود.

_امیرالمؤمنین فرمود کف قیمت شما بهشت است و حداقل است. ولی اگر معرفت حداکثری داشته باشیم در دنیا گناهی نمی کنیم و کاری می کنیم که در آخرت از بهشت ما را به پیش اباعبدالله ببرند. یعنی جایگاهی بالاتر از بهشت را بخواهیم.

_ یک قطره اشک برای اباعبدالله با معرفت حداکثری جایگاه بالای عرش را برای انسان به همراه دارد. معرفت حداکثری گفتنی نیست بلکه دیدنی است. ولایت حداقلی با ولایت حداکثری قابل قیاس نیست. اگر از پتانسیل ماه شعبان استفاده می کردیم و معرفت حداقلی را به معرفت حداکثری می رساندیم در ماه میهمانی خدا جایگاهمان کنار آقا امام زمان بود.

_ من و شما پشت میکروفن مسئولیت داریم. اگر کسی معرفت حداکثری نداشته باشد نمی تواند هستی خود را بدهد. اگر کسی معرفت حداکثری نداشته باشد کربلا نمی توانند بیایند. کربلا جای ولایت حداکثری است. جای کسانی است که زمینه دارند که معرفت حداقلی آنها به معرفت حداکثری تبدیل شود.

_ شرط استجابت دعا صلوات بر محمد و آل محمد است. خدایا کمکم کن تا حق آقا امام زمان را انجام دهم. خدایا به ما منت بگذار که رضایت و خشنودی امام زمان را به دست آوریم. ما به واسطه امام زمان می توانیم به فوز عظیم برسیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صوت این جلسه را بشنوید

گزارش تصویری

در آستانه فرا رسیدن ماه مبارک رمضان همایش بزرگ هیئات مذهبی با سخنرانی و مداحی حاج منصور ارضی در مسجد ارک برگزار شد.


سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید؛

_ جمله ای که در صلوات شعبانیه همه مستحضر هستید "فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ" این جمله نشان دهنده‌ی این است که خداوند ما را یاری کند سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله را بتوانیم عمل کنیم. حالا یک قسمت سنت را در بحث ادب پیغمبر اکرم صلوات الله علیه بیان می‌کند "یَدْأَبُ فِی صِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ" یک قسمت سنت را بعد مسشخص می‌کند که آن سیری است که مختص خودشان است اما به ما هم یاد می‌دهند و شفاعت و کارهای دیگر است. اما این مجالس ماه مبارک رمضان در یک خطوط خیلی به هم فشرده و زیبا و ارزشی باید از شماها ساطع شود. بعضی‌ها راه را گم می‌کنند، ماه رمضان خود خدا از همه پذیرایی می‌کند چون خدا مامور بالضیافه است، اما در بقیه ایام حضرات را می‌گوییم "مَأْمُورٌ بِالضِّیَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ" اما اینجا خود خدا را می‌گوییم. پذیرایی اش هم یک طور خاصی است همه‌ی آنهایی که مشتاق هستند لذت می‌برند. ظاهرا جسم صدمه می‌بیند ضعیف می‌شود اما باطنا و روحی انسان یک حرکت به خصوصی انجام می‌دهد. همه اش دلش می‌خواهد پرواز کند و با خدا حرف بزند، یا به زبان قرآن یا به زبان دعا.

_خب ما داریم کمک می‌دهیم، خدا خواسته است ما گوشه ای از این ضیافت خانه کمک بدهیم به سفره ای که خدا پهن کرده است، هم خودمان ارتزاق کنیم هم دیگران. ببینید وظیفه‌ی مداح و شاعر چیست، خودتان نگاه کنید ما که ارزشی نداشتیم حالا آمده ایم در این دستگاه یک ماه ما ناصر و یاری دهنده ایم. کاری که خدا می‌تواند کامل بدون هیچ کمکی انجام دهد و بنده هایش را بیاورد. در این دعای آخر ماه شعبان و اول ماه رمضان "وَ جُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ" خدا هدایت کرده برای همه مردم، حالا شاید کسی هم نخواهد خدا که از خداییش دست برنمی دارد، قرار داده هدایت را برای همه‌ی مردم. اما من و تو کوچک و بزرگ به جایی رسیده ایم که می‌خواهیم این دستگاه را کمک بدهیم از یک شب تا سی شب. اگر مداح نشد به مردم کمک دهد به خودش کمک کند بنشیند قرآن بخواند و دعا بخواند یا جایی برود استفاده کند اما می‌بینید سر از محافل دیگری در می‌آورد. نمی‌داند فعل حرام انجام داده است، نمی‌داند دعوت خدا را اشتباه فهمیده است. الان ما داریم به شما عرض می‌کنیم که به دیگران هم بگویید. دعوت خدا غیر از عموم "هُدىً لِلنّاسِ" برای شما خاص هم هست شما هم بیایید کمک دهنده باشید اجازه دارید در این دستگاه کمک بدهید. یک جا شعری بخوانید که ارزش داشته باشد تنها فراق نباشد، فراق باید نتیجه دهد، فراق باید درونش یک انتظار زیبا قرار بگیرد، نه فراقی که مستمع بگوید همه اش فراق است کسی هم نیست که به ما کمک دهد ما هم داریم زمین می‌خوریم از اول خراب بودیم پس بی فایده است. آن وقت زیاد که از خودش مواظبت کند می‌نشیند پای تلویزیون تا نیمه شب چند سریال نگاه می‌کند. سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در این صلوات شعبانیه چیست؟ یک قسمتش را عرض کردیم قبل از این جمله گفته شده است قیام در شب، بعضی‌ها می‌گویند مگر حتما باید در شب بروی؟ آن هم "فِی لَیَالِیهِ وَ أَیَّامِهِ" نه تنها فقط ماه رمضان ایام دیگر هم هست. مداح نباید غافل باشد و توجه نکند که سه روز مانده به ماه رمضان که پیغمبر اکرم صلوات الله علیه این همه تاکید کرده اند به عشق من روزه بگیر را با بی توجهی سپری کند. ریشه‌ی بیشتر بیماری‌ها عصبی است، می‌نشیند با خودش می‌گوید من مریضم می‌توانم روزه بگیرم به دکتر مراجعه کنم شاید نتوانم روزه گرفتن ضعف دارد. حوصله سحری خوردن می‌خواهد برای همین حتی سحری خوردن کلی ثواب دارد. یعنی مداح خودش را می‌سازد افطار می‌کند سحری می‌خورد که بیاید دستگاه خدا را کمک دهد اجازه هم دارد. با یک مناجات دل خیلی‌ها را بهم می‌ریزد و وسیله‌ی آشتی بندگان با خدا می‌شود.

 _این چه مقامی است؟ ما خودمان را گم کرده ایم. مداحی که با قرآن و دعا مأنوس نباشد نمی‌تواند برای مردم مناجات بخواند. صد مدل سبک ضبط کرده ولی یک صفحه دعا نمی‌تواند بخواند. نکته‌ی مهم از همه سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله مبارزه است، سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه است که مردم را آگاه کنی هم از شیطان هم از شیطان‌های جامعه. خط را می‌خواهند عوض کنند، ببینید مامون عباسی لعن الله علیه هر وقتی گیر می‌کرد می‌گفت: پسر عمویم امام رضا علیه السلام رهبرم امام رضا علیه السلام ولیعهدم امام رضا علیه السلام شیعه هم گول می‌خورد، الان برنامه‌ی یک عده ای هم همین است، هر کاری می‌کنند همه جور حرفی را می‌گویند بعد تا حرفی می‌زنی می‌گویند رهبری سایه اش برسر ماست. مداح باید روح مبارزه داشته باشد وگرنه هیچ ارزشی ندارد وگرنه خیلی‌ها از من و تو این روضه را قشنگ‌تر می‌خوانند. آقا ما چقدر بگوییم؟ اندازه ای که جرات دارید، به اندازه ای که درست بگویید به اندازه‌ی یک شعری که قشنگ بخوانی جامعه ای که روبه گناه رفته را برگردانید. شبها و روزها مسجد محلتان چه خبر است. یک وقتی با یک غزل یا قصیده یا یک رباعی می‌بینی دلها بهم می‌ریزد. دعاها را بخوانید عجیب است. من واقعا متاسفم برای نوکران امام حسین علیه السلام که اصلا مانوس با دعا نیستند. شما الان چطور بی تابی می‌کنی برای کربلا رفتن، امام حسین علیه السلام هفت زیارت دارد که در زیارت مطلقه اش اباعبدالله علیه السلام را وصف می‌کند، می‌گوید اباعبدالله علیه السلام کسی است که طاعت خدا را انجام داد و از معصیت دوری کرد. حضرت امام است پاک و مطهر، آیه ی "إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا" خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد (سوره مبارکه الأحزاب آیه ۳۳) برای اوست اما شرح حالش را ببینید. و بعد مبارزه کرد و جنگید "قَاتَلَ کَرِیما" ببینید یک مقدار هم از کرامتش کم نشد. من خواهشم این است که این زیارت مطلقه اباعبدالله علیه السلام را بخوانید قبل از اینکه بروید کربلا، می‌روید کربلا نمی‌دانید چکار کنید می‌روی بستنی فروشی. خیلی که حواست جمع باشد می‌روی مهر می‌خری. به هر صورتی شده سرت را گرم می‌کنند. اما کسی که عاشق است می‌خواهد معرفتش زیاد شود الان شبهای ماه رمضان این همه دعا و ثنا که به خدا وصل می‌شویم، با هر زبانی با هر رشته ای به هر ناله ای جواب می‌دهد. در همین مناجات شعبانیه که الان خواندند "وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ" بعد هم می‌گوید "فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ" نمی‌گوید به سمت شیطان می‌گوید به سمت خودت فرار کردم.

_خب این را باید چه جوری برای مردم بگوییم؟ اول باید خودت درست شوی. حالا ما حرفی نداریم دیگران به هرسر و شکلی می‌آیند در مجلس اما وقتی به تو می‌گویند این خواننده‌ی امام حسین علیه السلام است نمی‌توانی آستین کوتاه بپوشی شلوار تنگ بپوشی بری بایستی روضه بخوانی و همه اعضاء و جوارحت معلوم باشد. مثلا ایستادی داری دعا می‌خوانی مردم به لباست توجه می‌کنند. یا قبلا کتاب دعایی دستشان می‌گرفتند اما الان یک موبایل از کف دستشان بزرگتر دست می‌گیرد و می‌ماند حالا این را کجا بگذارد. الان هوا گرم است ولی سعی کنید لباس بلند بپوشید تا بدنتان را پوشش دهد نشان دهد که فرق می‌کنید با بقیه. بعد هم موضوع مبارزه، آگاهی دادن به مردم مقدمه مبارزه است، یعنی اگر مردم آگاه نشوند ماه رمضان هم بگذرد ضرر کرده ایم. یک وقتی می‌بینی آگاهی از یک مسئله شرعی در هیئتتان لازم است کسی را بیاورید تا مسئله شرعی بگوید، آگاهی نسبت به حلال و حرام فرقی نمی‌کند. یک وقتی میبینی آگاهی نسبت به یک موضوعی که الان دارد جامعه را نابود می‌کند لازم است. این را مستقیما گفتند که اگر به آمریکا وصل نشویم در آب خوردن هم مشکل داریم. فکر کردند، می‌گویی نوکر امام حسین علیه السلام هستیم ما از تشنگی می‌میریم ولی آب خوردن نمی‌گیریم اصلا جز مسائل شرعی است اگر کسی با منت آب خوردن به تو بدهد تو نباید آب بگیری وضو بگیری منت دارد باید تیمم کنی. باید مردم آگاه باشند. با آگاه کردن مردم دست به همدلی و هم زبانی نمی‌خورد، همه‌ی دلها یک جور است. اما مسئله این است که دیگران نمی‌خواهند همزبان با اسلام باشند مگر می‌شود ما با اسرائیل همزبان باشیم؟ اینهایی که در راس کار هستند تفکر التقاطی دارند این را باید تو آگاهی بدهی در اشعارتان. چرا هنوز این شعری که خیلی قدیمی است و برای اما حسین علیه السلام گفته شده خوانده می‌شود؟ "بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ،، که مرگ سرخ به از زندگى ننگین است" (خوشدل تهرانی) باز هم باید شعرا دقت کنند. یک لباس نمازگزار روایت است باید طوری باشد که هم خودش و هم دیگران به یاد خدا بیفتند.

_اصلا لباسی که یک مداح می‌پوشد باید چه لباسی باشد؟ یک دفعه می‌گویند ریش بگذارید که اگر شب به خانه اش بروند همه می‌ترسند. هر کسی به اندازه‌ی عقلش باید ریش بگذارد. یک فرقی مداح باید داشته باشد، اخلاق حسنه است ظاهر آراسته، آراستگی مهم است، یک وقتی شده من تذکر دادم درباره‌ی موبایل در هیئت بعد گوشی خودم هم زنگ خورد، اول باید خودم توجه کنم و حواسم را جمع کنم تا حواس مردم پرت نشود. بارها گفتم باز هم می‌گویم چون گزارشاتی می‌آید تماس با جنس مخالف، شما چه کاره ای که مثلا خانمها با شما تماس بگیرند؟ می‌گوید من مداحم یا مسئول بسیجم یاکاسبم، نمی‌گویم کار نکنید هر کی که می‌خواهد امام زمان علیه السلام قبولش داشته باشد باید کاری داشته باشد ولی این تماس گرفتن و مجالست با خانمها دیگر معنی ندارد. این یکی از علائم تخریب است. در هیئت باید یک پیرمردی که مودب است، وزین است و حرف زدنش هم خوب است او باشد اگر کاری هست خانمها به او مراجعه کنند و بگویند و شما تحلیل و تجزیه اش بکن و بعد مطلب را مطرح کن. این تخریب یا با آدم هایی که جاهای غیر خدایی می‌روند بدانید قهوه خانه جای نوکر امام حسین علیه السلام نیست با کسی هم که در این مکان‌ها می‌رود نباید ارتباط داشته باشید چون حتما کشیده می‌شوید. خیلی از دوستان ما کشیده شدند و هنوز هم نتوانسته اند دربیایند.

_حرف آن آمریکایی صهیونیست برای پانزده سال پیش است، اینها بررسی کردند می‌گویند این انقلاب بر روی چه پایه هایی استوار است؟ می‌گویند علما و مداحان که یک چیزهایی می‌خوانند که مردم به وجد می‌آیند و یاحسین علیه السلام می‌گویند. پانزده سال است شروع کردند شاید هم بیشتر برای تخریب مداحان امام حسین علیه السلام، گوینده‌ها را من کاری ندارم. این تخریب را اگر بتوانند اجرا کنند به نتیجه می‌رسند. البته در بعضی‌ها موفق شدند. حالا شما می‌خواهی بخوانی، یک ظاهرت دو حالی که داری را باید با استغفار قبل مجلست آماده کنی. همین طوری بدون آمادگی وارد مجلس نشو یک ارتباطی پیدا کن باخدا، یک عرض صلواتی با اهل بیت علیهم السلام، یک جوری با اینها باید ارتباط داشته باشی که من برای شما می‌خواهم این کار را انجام دهم. واقعا مداحی که مجلس دارد و مستمع نیست در این ماه رمضان باید قبل از خواندنش شبها یا روزها این نماز امام زمان علیه السلام که یک ارتباط ساده است را بخواند. این برای هر مداحی لازم است. لذا آن حالی که تو قبل از ورود به مجلس پیدا می‌کنی آن حال تو را عوض می‌کند. می‌بینی الان دیگر شعر خودمانی به درد نمی‌خورد گرچه در شعرهای مناجاتی لازم است، شعرهایی را باید انتخاب بکنی که مردم یاد خدا بیفتند نه اینکه تا خواندی مردم بگویند می‌دانی سبک کی خواند یعنی حواسش جای دیگری برود. مثلا یک سریالی سبک آهنگش خیلی خوب است زود روی همان کار می‌کنند کمی هم در آن تغییرات می‌دهند که همه فکر کنند برای خودش است. نمی‌داند که اگر کسی بخواهد سباک باشد یا آهنگساز باشد باید خدا به خودش به او بدهد نه اینکه تقلید کند، بعد هم که به او عطا کرد باید کاری کند که جان اسلام را کمک دهد نه اینکه با جان خودش بازی کند. در چیزی که می‌خواهید بخوانید دقت کنید، چشم و هم چشمی نباشد ریا در کار نباشد مسائل اخلاقی را رعایت کنید بزرگتر و کوچکتر را رعایت کنید، یک وقتی نه ابتدا به ساکن فقط تو هستی می‌خواهی برای امام حسین علیه السلام بخوانی. برای امام حسین علیه السلام هم اگر می‌خواهی بخوانی ابتدا چند خط مناجات بخوان، شبهای مناجات است.

_یک صحبتی هم با شعرا و آن اینکه نگاه کنید دعای ابوحمزه دیگر مقدمات ستایشی ندارد، به مناجات که می‌رسد حتی بسم الله هم ندارد "اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ" ببینید چقدر قشنگ است. یعنی این کسی که این جمله را می‌گوید چند مرتبه تکرار می‌کند، یعنی چی؟ خدایا تو یک عده را واقعا با عقوبت ادب می‌کنی چون اینها ادب نمی‌شوند. خود مداح وقتی این را می‌خواند باید در وادیش باشد. شما الان این نوارهای مرحوم چمنی استاد ما را گوش بدهید وقتی "إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ" را می‌خواند بدن‌ها می‌لرزید، در عرض بیست و چهار ساعت خیلی کم می‌خوابید، انگار واقعا داشت خودش تنهایی با خدا حرف می‌زد اما ملتی را هم با خودش می‌کشاند تا باخدا آشتی کنند، مداح باید اینگونه باشد. مداحی که صاحب غیبت باشد اصلا دیگر به خودش نمی‌رسد، مداح باید بیشتر از بقیه مردم کار کند غیر از روزی یک جز قرآن باید دقت کند از سر افطار که نمازش را می‌خواند تا آنجایی که می‌تواند هزار مرتبه سوره قدر را بخواند و خودش را برای یک سال تا ماه رمضان بعدی بسازد تا بتواند کار کند و اولین کار هم مبارزه با شیطان است که اصلا شوخی نیست خیلی‌ها کم می‌آورند مگر کسی که صاحب معرفت است. این فضایی که برای نوکرهای امام حسین علیه السلام قرار داده شده یک خدا اجازه داده ما ناصر باشیم کمک دهنده‌ی دینش باشیم به وسیله‌ی همین خواندن حالا چی بخوانیم چه سر و شکلی داشته باشیم آیا پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله جز سنتش بوده مبارزه با شیطان و با شیطان صفتان اینها همه جزء سنت پیغمبر اکرم صلوات الله علیه بوده است. تا لحظه‌ی مرگ هم می‌گوید قلم و دوات بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که گمراه نشوید منتها توانایی حرکت از بستر را نداشت، گفت آقا هذیان می‌گوید. به سرعت قبل از اینکه پیغمبر اکرم صلوات الله علیه از دنیا برود شخصیتش را تحریف کردند. تحریف یعنی اینکه یک عالم وارسته صاحب علم غیب و وصل خدا را گفتند هذیان می‌گوید. در دستگاه امام حسین علیه السلام شاید به تو هم بگویند تو باید کار خودت را بکنی با متانت با سنگینی با شخصیت باید کار خودت را انجام دهی. این وظیفه‌ی عزیزان است که باید دقت داشته باشند. اگر این دقت‌ها را نداشته باشند در نتیجه یک ضرر بزرگی می‌کنی و مجالس نمی‌گیرد شروع می‌کنیم به سوار شدن یا آویزان شدن. خودمان نمی‌توانیم مجلس داشته باشیم فلان جا می‌رویم حتما هم باید بخوانیم، سرهمین جریان می‌بینی دو تا مداح از هم دلگیر می‌شوند. تا وقتی که آقا سید علی آقا میرهادی رحمت الله علیه بودند ما شب‌های ماه رمضان هیچ برنامه ای نمی‌گرفتیم. می‌نشستیم گوش می‌کردیم چون می‌دانستیم دیگر از دستمان می‌رود, می‌آمدیم و استفاده می‌کردیم. بعضی تا دو جلسه گرم شدند دیگر اصلا پیدایشان نمی‌شود. آقا مجلس دارد اگر بتوانی تا انتها بروی و کم نیاوری اشکالی ندارد. پس همه‌ی حرف هایی که زدیم دایره اش دایره‌ی نوکری امام حسین علیه السلام است. 

_صحبت کردن مداح سر سفره‌ی افطار با اربابش مهم است به اندازه یک "السلام علیک یا اباعبدالله" و چون روزه بودی تشنه شده ای و می‌گویی به قربان لب خشکت و همه‌ی اینها توجه می‌آورد. امام حسین علیه السلام است دیگر زود هم جواب سلامت را می‌دهد و علیک السلام سریع دل جواب می‌دهد. این اشکی که تو می‌ریزی یعنی سلامت را به همین سرعت جواب دادند. این که ما دنبال مرحوم آرام بودیم با این که ظاهرا هم سواد نداشت نشد من ببینم یک شعر برای اهل بیت علیهم السلام بگوید خودش گریه نکند، گاهی انقدر روی پایش می‌زد و گریه می‌کرد پایش ورم می‌کرد چون دلش می‌خواست اول دل خودش وصل شود. آقای مداح و نوکر امام حسین علیه السلام تو اول باید خودت تلاش کنی وصل به امام حسین علیه السلام شوی تا مردم را وصل کنی. ان شاء الله که بتوانیم نوکر خوبی برای امام حسین علیه السلام باشیم نوکر خوبی برای این دستگاه باشیم خودمان هم بنده‌ی خوبی برای خدا باشیم

منبع:قدیم الاحسان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ حج/77

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد

حکایت؛

 آقای نظام التولیه سرکشیک آستان رضوی نقل می کرد: شبی از شبهای زمستان که هوا خیلی سرد بود و برف می بارید نوبت کشیک من بود، اول شب خداّم آستان مبارکه به من مراجعه کردند و گفتند به علت سردی هوا و بارش برف بسیار زیاد، زائری در حرم نیست، اجازه دهید درب حرم را ببندیم، من نیز به آنان اجازه دادم.

مسئولین درب ها را بستند و کلیدها را آوردند و رفتند اما مسئول بام حرم مطهر رضوی آمد و گفت: حاج شیخ حسنعلی اصفهانی(شیخ نخودکی) از اول شب تا کنون بالای بام و در پای گنبد مشغول نماز می باشند و مدتی است که در حال رکوع هستند و چند بار که مراجعه کردیم تا به ایشان بگوییم که قرار است حرم را ببندیم، شیخ را به همان حال رکوع دیدیم، اگر اجازه دهید به ایشان در حال رکوع، عرض کنیم که می خواهیم درب ها را ببندیم.

گفتم: خیر، ایشان را به حال خود بگذارید و مقداری هیزم در اطاق پشت بام که مخصوص مستخدمین است بگذارید که هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده کنند و در بام را نیز ببندید، مسئول مربوطه مطابق دستور عمل کرد و همه به منزل رفتیم .

آن شب برف بسیاری بارید و من نگران حاج شیخ شدم تا اینکه هنگام سحر که برای باز کردن درهای حرم مطهر آمدیم، به خادم بام گفتم زودتر برو ببین ایشان در چه حالند، پس از چند دقیقه خادم بازگشت و با بهت و حیرت گفت: ایشان همانطور در حال رکوع هستند و پشت ایشان با سطح برف مساوی شده است.

معلوم شد که ایشان از اول شب تا سحر در حال رکوع بوده اند و سرمای شدید آنشب سخت زمستانی را هیچ احساس نکرده اند و نماز ایشان هنگام اذان صبح به پایان رسید.1

هر کجـا کردم بــه یــاد سجــده‌ات ساز رکــوع              چــون مــه نــو تا فلک رفـــتم به پـــرواز رکوع2 

 

پی نوشت:

1.با اقتباس و ویراست از کتاب نشان از بی نشان ها

2.بیدل دهلوی

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

 نکاتی از سخنان حجت الاسلام صدیقی:

_ ذاکرین اهل بیت رونق دهندگان بازار اهل بیت عصمت و طهارت و پرچم داران سوق دل ها به سوی کانون معارف دینی می باشند. ما همیشه میهمان حضرت حجت هستیم و ما هر جا برویم خانه حضرت است و هر سفره ای سفره حضرت است. همه مخلوقات و انسان ها ریزه خوار سفره امام زمان هستند. سفره رحمانیت حضرت حق است که به دست امام زمان در عالم گسترده شده است و هرکسی چیزی گیرش بیاد سر این سفره است.

_ ما امید و انتظارمان این است که نوع ارتباط ما با امام زمان تفاوت داشته باشد با نوع ارتباط دیگر ادیان و کسانی که دلی با اهل بیت عصمت و طهارت ندارند. انشاءالله ما جزء خادمان و دلدادگان و فرمانبرهای آن حضرت باشیم. و روز جمعه روز حضرت می باشد.

_ روز جمعه روز میهمانی خاص برای محارم و خودی ها است. سعی کنیم که غیر خودی نباشیم. کسانی که اهل ظلم هستند از گردنه رحمت خدا خارج هستند.

_ ما که دم از اهل بیت می زنیم و مداح دستگاه اهل بیت هستیم چکار کنیم که آنها قبول کنند که ما هم جزیی از آنها هستیم. در قرآن می فرماید که کسانی که با حضرت ابراهیم رابطه ولایی دارند که از او پیروی کنند. ادعا را قبول نمی کنند. حرف زدن که نشانه دوستی نیست.

_ قرآن کریم به پیامبر می فرماید که بگو علامت محبت از خدا تبعیت از رهبری است. ما پرچم داری در میان شما قرار دادیم که آدرس ما را برای شما آورده است. پیامبر جلودار قافله ای است که می خواهد دل ها را به سوی خدا ببرد. علامت دوستی خدا تبعیت از پیامبر است.

_ در آیه ای که نتیجه رسالت پیامبر و ثمره شجره خاتمی در آن مطرح شده است می فرماید که پیامبر به آنها بگو  من از کسی مزد و حقوق و رأی نخواستم  و من دین و عزت و اخلاق و فرهنگ و تمدن و معرفتی که به هستی آوردم و سعادت و خوشبختی را برای شما آوردم و همه چیز را که قرآن است را آوردم. قرآنی که ریسمان بین شما و خدا است. بی دینی از حیوانیت بسیار بدتر است. من برای شما ارزش آوردم. ثمره دین این است که باید گرایش داشته باشید. باید منصوب شوید. آن که نتیجه و میوه و اثر و ارمغان دین من است باید محبت ذی القربی داشته باشید.

_ گاهی محبت به درجه مودت می رسد. مودت محبتی است که جان گرفته است و ریشه پیدا کرده و ساقه اش رشد پیدا کرده و شاخه هایش آسمان قلب انسان را نشانه گرفته است.  در خانواده یک مداح و یک خطیب و یک روحانی باید مأمور خدا باشد و چراغ مودتش در خانه روشن باشد.  

_ مودت محتوا است و حیات چشمه جوشان است. باید دل بجوشد. حقیقت پیامبر علی است. اهل بیت پیامبر جلوه  و نمودهای پیامبر هستند و مظاهر اسماء خداوند هستند. باید هم از پیامبر و هم از اهل بیت پیامبر تبعیت کرد. اهل بیت هیچ احتیاجی به ما ندارند.

_کسی که  یا زهرا بگوید باید هزینه بدهد. و از همه چیز خود برای دینش بگذرد. اهل بیت شهدا را کمک کردند. نوکر باید طوری نوکری کند که وقتی افتاد ارباب بالای سرش بیاید و سر غلام را بر زانوی خود بگذارد. معلوم می شود که نوکر اینقدر صادق بوده است. نوکر آیینه ای بوده که ارباب را نشان می داده است. هیچ سنخیتی با ارباب ندارد. که این تطبیق فرع بر اصل است.امام حسین هنوز هم تنها است. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنان حجت الاسلام موسوی مطلق را بخوانید؛

_با مراقباتی که انجام دادید متوجه خواهید شد که  این ماه مبارک رمضان متفاوت تر از بقیه ماه رمضان هایی است که داشته اید. اگر همه ساله با این مراقبه وارد ماه رمضان شوید که خیلی خوب است. قدم اول برای مراقبه این است که ما یک توبه واقعی کنیم.

_ خداوند توابین را دوست دارد. توابین یعنی کسانی که خیلی توبه می کنند و دائماً برای هر کاری توبه می کنند. کار آنها به جایی می رسد که نه تنها برای گناهانشان توبه می کنند بلکه برای عباداتشان هم توبه می کنند. پیامبر ما که معصوم می باشد در هر جلسه ای که بودند بدون استثنا استغفار می کردند.بنابراین ساحت قدس ربوبی چقدر بزرگ است.

_ کسانی که اهل معصیت هستند از معاصی خود توبه کنند. خداوند سریع الرضا است و خیلی زود راضی می شود. شما توبه کنید خدا زود قبول می کند. توبه انواع مختلفی دارد یک توبه زبانی است که با زبان توبه می کنند  و دیگری توبه عملی است که باید در عمل هم از انجام کارهای گذشته توبه کرد.

_ توبه به معنای کوچه بن بست است. کسی که استغفار می کند باید شش ویژگی داشته باشد .توبه باید عملی باشد. اگر به بن بست رسیدید باید برگردید. وقتی می فهمید که اشتباه کردید باید برگردید. توبه مخصوص عبادت ماه مبارک رمضان است.

_ قدم دوم برای ورود متفاوت به ماه رمضان این است که مقید به خواندن دعاهای شب ماه رمضان باشید. دعای افتتاح که از ناحیه مقدس بقیةالله الاعظم است. دعای سحر هم از دعاهای بسیار عالی مرتبه است. آیت الله بهجت می فرمود که تنوع در دو چیز خوب است. تنوع در صدقه و تنوع در دعا که خیلی خوب است.

_ ماه رمضان ماه میهمانی خداست و در این ماه هر کاری که انجام بدهید عبادت است. در ماه رمضان هر چه بکارید هزاران برابرش را درو می کنید. خواندن یک آیه از قرآن به اندازه هزار آیه از قرآن ثواب دارد. حقوق دیگران را در این ماه رعایت کنید. تلاوت قرآن را در این ماه فراموش نکنید.

_ رابطه خود را با خدا قوی کنید. اگر می خواهید در بالای سفره قرار بگیرید کاری کنید که در دل صاحب خانه جا بگیرید. از کارهای که می توان انجام داد در این چند روز مانده به ماه مبارک رمضان این است که دل خود را از کینه پاک کنید. با لباس عاریه به میهمانی نمی توان رفت.دلی که در آن کینه و حسد  و ناراحتی  است از سفره با برکت ماه رمضان نمی تواند استفاده کند.وقتی کسی را می بخشید از ته دل ببخشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

اباصلت هروی می‌گوید: در آخرین روزهای ماه شعبان خدمت امام رضا(ع) رسیدم. امام فرمودند: ای اباصلت بیشتر روزهای ماه شعبان گذشت. در این روزهای پایانی تلاش کن فرصت‌هایی که از دست داده ای جبران کنی.
سپس فرمودند: در این روزهای آخر بسیار دعا کن و از گناهان خود استغفار کن.
ای ایاصلت در تلاوت قرآن بکوش و امانت و دینی که بر گردن توست ادا کن.
ای اباصلت هر کینه ای از برادران مؤمنت در قلبت می‌باشد آن را از دلت بیرون کن و هر گناهی بر تو مانده که مرتکب آن شده باشی با استغفار و توبه آن را از وجود خود ریشه کن ساز.
از خدا بپرهیز و در آشکارا و پنهان بر او توکل کن؛ چرا که خداوند فرموده است: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» یعنی کسی که به خدا توکل کند، خدا برای او بس است.
در روزهای باقی مانده ماه شعبان این دعا را زیاد بخوان: «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ» خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.*

 
پی نوشت:
 عیون اخبار الرضا، جلد۲، صفحه ۵۱
منبع:سبک زندگی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در یکی از نامه های خود نوشتند:
- عزیزان من توصیه می‌کنم در بین همه امور، به دو نکته اهتمام داشته باشید و البته مبنای عمل حقیر هم همین دو نکته است؛ اولاً لقمه حلال: در حلال بودن غذا حتماً دقت کنید البته در حد توان و بعد حضور قلب در نماز و اهمیت به نماز اول وقت.
 توصیه می‌کنم بین‌الطلوعین (فاصله بین اذان صبح و طلوع آفتاب) را به چهار قسمت تقسیم کنید: یکی اذکار و تسبیح، دیگر ادعیه، سوم قرائت قرآن و بالاخره تفکر در اعمال روز گذشته. اگر موفق به طاعتی بوده‌اید شکر کنید و اگر خدای نکرده مرتکب گناه و معصیتی شده‌اید استغفار کنید.
- دیگر آنکه هر روز صدقه دهید، هرچند مبلغ آن کم باشد.
- شب‌ها قدری در بی‌اعتباری دنیا فکر کنید و به این نکته که دنیا با اهلش چگونه معامله می‌کند.
- رفقای انسان نیز باید سه نوع باشند: یک نوع به منزله غذای هر روزه است، نوع دیگر به منزله دوا که سالی یک مرتبه لازم می‌شود و نوع سوم حکم سم دارد که باید از آن‌ها اجتناب کرد.
 

منبع:سبک زندگی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 ... 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 ... 109 صفحه بعد