عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی در سال 1282 هجری شمسی در روستای سردها از توابع بخش مرکزی شهرستان سراب آذربایجان شرقی به دنیا آمد.

میرزا احمد پدر علامه امینی از علمای نامدار در شهر سراب بود، این خاندان از آن جهت امینی می گویند که جد پدری آنها امین الشرع بوده است، امین الشرع دانشمندی ادیب و پرهیز گاری با تقوا بود.

عبدالحسین، قرآن مجید و نهج البلاغه امیر المومنین علی(ع) را نزد پدر آموخت و از سنین پایین بارها آنها را مطالعه و از همان سالها در سینه محفوظ داشت.

علامه امینی در سن ۱۴ سالگی در مدرسه طالبیه تبریز مشغول تحصیل شد و پس از ۶ سال به نجف اشرف عزیمت کرد، پس از ادامه تحصیل، درجه اجتهاد وی مورد تایید علمای بزرگی همچون میرزا حسن نایینی و شیخ عبدالکریم حایری یزدی قرار گرفت.

وی پس از نوشتن چندین رساله و کتاب تالیف مهمترین و معروف ترین اثر خود «الغدیر» را در طول چهل سال تلاش مداوم آغاز کرد با این امید که این کتاب بزرگ او صف ها را در دنیای اسلام متحد سازد.

صاحب کتاب الغدیر با استفاده از مستندات بزرگان اهل سنت و همچنين پالايش احاديث اولين سال های طلوع اسلام و روايات دست اول و بكر نخستين ياران پيامبر اكرم(ص) به سراغ واقعه غديرخم رفت تا آن را تبديل به يک منبع قوی برای اثبات حقانيت شيعيان سازد.

علامه می كوشيد تا احاديث ناروا و غرض آلودی را كه در طول قرن ها، يگانگی و هماهنگی مسلمانان را دچار خدشه كرده بود معرفی نمايد و به همین علت برای بیان حقیقت و تکمیل تحقیقات از منابع اهل سنت، به کشور های سوریه، ترکیه، عراق، مصر و هندوستان سفر کرد و پس از 40 سال تلاش مدوام کتاب الغدیر را با هدف ایجاد وحدت در بین مسلمانان به جامعه مسلمین هدیه کرد.

این مجموعه ۲۰ جلدی طوری نوشته شده است که برخی از مخالفان سرسخت غدیر هم به حقانیت این موضوع اذعان کرده اند.

علامه امینی ۱۷ سال آخر عمر خود را در کتابخانه بزرگ خود گذراند، این کتابخانه مزین به نام امیرالمومنین علی(ع) است و در نزدیکی حرم علوی قرار دارد؛ علامه این کتابخانه را حدود ۶۷ سال پیش تاسیس کرده و در آن ۶۳ هزار جلد کتاب موجود است که با خط خود علامه فهرست بندی و ثبت شده است.

مطالعه ۱۰ هزار جلد کتاب در کتابخانه های کشورهای مختلف

دکتر عصار العمار نویسنده و پژوهشگر عراقی می گوید: علامه امینی حدیث غدیرخم را در جان اهل تسنن دوباره زنده کرد، من خودم سنی بلکه وهابی بودم اما با مطالعه کتاب الغدیر شیعه شدم.

حجت الاسلام والمسلمین علی ملکوتی عضو خبرگان رهبری نیز در مورد ارتباط مرحوم آیت الله العظمی ملکوتی(ره) با مرحوم علامه امینی می گوید: پدرم با علامه امینی در نجف با هم در یک محله سکونت داشتند، فرزندانشان با هم در یک مدرسه درس می ‌خواندند و هم‌ بازی بودند، آیت الله ملکوتی می ‌فرمود علامه به من عنایت ویژه داشتند، به کتابخانه‌ اش می ‌رفتم و از کتاب‌ هایش استفاده می‌ کردم، در آن وقت هنوز این کتابخانه را که الان موجود است تأسیس نکرده بودند و کتاب‌ ها را در خانه نگه می ‌داشتند.

سرانجام علامه امینی، پس از تحمل بیماری طولانی، قبل از ظهر روز جمعه ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹ هجری شمسی، پس از ۷۰ سال خدمت به اسلام و اثبات حقانیت شیعه، به دیدار حضرت حق شتافت.

پیکر این دانشمند پر تلاش بر دستان هزاران تن از مردم و علما تشییع و پس از انتقال به نجف اشرف، در کتابخانه خود به خاک سپرده شد.


منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام علی علیه السلام:

مَن صَبَرَ عَلى طولِ الأَذى ، أبانَ عَن صِدقِ التُّقى.

هر كس در برابر آزار زياد ، شكيبايى كند ، اين، درستىِ تقواى او را نشان مى دهد .

 

 

غرر الحكم : ج ٥ ص ٣٥٣ ح ٨٧١٠

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

زکات از مهمترین واجبات مالی در دین اسلام است که تاکید فراوانی بر آن شده است. بر اساس آن مسلمانان باید مقدار معینی از ۹ قلم کالای مصرفی خود در زندگی را به فقرا و سایر امور عمومی اجتماعی تخصیص بدهند.

 
 
زکات از فروع دین است و در منابع دینی در کنار نماز و جهاد قرار گرفته و یکی‏ از پنج ستون دین محسوب می شود.

زکات به ۹ کالا نقدین (طلا و نقره)،انعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر)،غلات اربعه (گندم، جو، کشمش و خرما)تعلق می گیرد اما سوالی که از طرف برخی از مردم مطرح می‌شود این است که چرا زكات به گاو و شتر تعلق می گيرد اما به پورشه و بنز تعلق نمی‌گيرد.
 

پاسخ دفتر استفتائات مقام معظم رهبری درباره پرداخت زکات پورشه و بنز

«حکم خداوند متعال است که زکات به چند چیز تعلق بگیرد؛ پورشه و ماشین‌هایی از این دست اگر جزء مصارف زندگی محسوب نشوند و یا از مصارف اضافه زندگی باشند به آنها خمس تعلق می‌گیرد و لزومی ندارد همه وسایل زکات داشته باشد.
 
متعلقات زکات مواردی است که یا از لحاظ شرعی مطرح شده یا در قرآن آمده است و به ماشین ارتباطی ندارد اما اگر این ماشین در مصرف سالیانه از جمله مصارف اضافه زندگی باشد به آن خمس تعلق می‌گیرد.
 
 
خمس و زکات از جمله مسائل مالی است که تنظیمی بین ثروتمندان و فقرا ایجاد می‌کند؛ خداوند متعال فرموده مواردی متعلق به زکات و موارد دیگر متعلق به خمس است اما اگر ما از درآمدمان ، پولی اضافه بیاید که دو سال از آن استفاده نکرده باشیم، خمس  به آن تعلق می گیرد.
 
فرض کنید یک ماشین را در پارکینک گذاشته‌ایم که جزء مصارف سال محسوب نمی شود قطعا خمس به آن تعلق می‌گیرد اما اگر استفاده کنند  خمس ندارد. در مواردی نیز اگر ماشین در شأن صاحب آن نباشد یعنی قیمت ماشین از ثروت فرد بیشتر باشد طبق نظر مرجع تقلید خود،در زمان پرداخت خمس باید مازادی که در شأن آنها نیست را خمس بدهد.
 
منبع:باشگاه خبرنگاران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

متن روایت را از کتاب کافی منتشر می کند.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تُفَتِّشِ النَّاسَ فَتَبْقَى بِلَا صَدِيقٍ.

امام صادق(ع) فرمود: در کار مردم تفتیش مکن که در این صورت بدون دوست می مانی.

کافی، ج2، ص652

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام والمسلمین علی رضا پناهیان، امروز در دومین اجلاسیه ملی رابطین جامعه ایمانی مشعر که در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم برگزار شد گفت: در دوران نوجوانی ارتباط دوستانه ای که شکل گرفت در فضای جبهه و جنگ بود. در جلسات دعا، مراسم های شهادت و زخمی شدن دوستان شرکت می کردیم و اینگونه بود که فضای بستر خاص دوستی و ارتباط شکل گرفته بود.

این استاد دانشگاه افزود:  به دنبال روایت در مورد دوستی و ارتباط گشتم تا جایی که به آیاتی در مورد اهمیت دوستی با مؤمنین رسیدم. آن طوری که انسان از روایت ها درمورد ارتباط با مؤمنین برداشت می کند این نیست که تنها ارتباط میدانی و رفاقتی باشد؛ بلکه دین دستور به ارتباط می دهد.

این فعال فرهنگی عنوان کرد: این حرف بدان معنا است که ارتباط با مؤمنین وظایفی رابرای آدم می آورد و از جمله آن رفع مشکلات مؤمنین ومحبت به همه  آنان است. روایات ازنظر عاطفی همه را وادار به برقرار کردن عاطفه و ارتباط همراه بامحبت می کند و این ابراز محبت، لزوما نباید با کسی باشد که رفیق و دوست باشیم، بلکه درسایه ارتباط شکل خاصی به خودش می گیرد.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت: برقرار کردن ارتباط و رفع مشکلات مؤمنین جزء دستورات روایات است. تأکید دین جدای از خواندن نماز، دعا، خمس و زکات، درست کردن اخلاق فردی و اجتماعی، ارتباط با مؤمنین است.

این فعال فرهنگی عنوان کرد:دین، بعضی وظائف آسان دارد که هنوز ظهور با آن اتفاق نیفتاده است مانند نماز خواندن، داشتن اخلاق فردی و اجتماعی. اینها قدم اول دین است.

وی افزود: اما قدم دوم ارتباط شبکه ای ملی است. که کار سخت و دشواری است. از 1هزار 400 سال این حرکت ارتباط شبکه ای ارتباط هیئت ها، در اول راه است و اگر این مسئله درست شود، مشکلات ظهور هم رفع خواهد شد.

هئیت ها را با هماهنگی به صحنه آوریم

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت: رفع مشکلات، کمک به امام برای برگزاری راهپیمایی دراربعین، هماهنگی برای حضوردر راهپمایی در روز اربعین، برگزاری هشتک فضای مجازی  از جمله اقداماتی است که می توان کارهای بزرگ انجام داد و با همه در ارتباط بود. هئیت ها را با هماهنگی به صحنه آورد. برای فعالیت بهتر و قوی تر نباید از ارتباط شبکه ای و حوادث واتفاقات لحظه غفلت کرد.

این فعال فرهنگی بابیان اینکه ارتباط شبکه و هیئت ها برای فعالیت قوی، نیازمند به صندوقی مالی است که هرموقع خواست فعالیت های اقتصادی و عمرانی کند، افزود: باید این صندوق شکل گیرد تا پشتوانه مالی و قدرت تصمیم گیری هیئت و رابطین را دو چندان کند تا برای کار عمرانی واقتصادی نیازمند نباشد.

وی افزود: لازم است هیئت ها برای ارتباط به صورت گسترده و شبکه ملی رسالت های تعیین کنند و براساس رسالت های تعیین شده حرکت کنند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت: متأسفانه بعضی از نیروهای حزب اللهی در بی خبری محض قرار دارند و به کانال هایی که افرادی خودی، راه اندازی می کنند،اطلاع ندارند و فکر می کنند، کسی که کانال درست می کند حتما باید شخصیت مهم و اثرگذاری باشد.

این فعال فرهنگی بابیان اینکه فعالیت ها تبلیغی و گذاشتن فالور و تأیید کارهای خوب و فاخر انقلابی، اثر گذاری بیشتری دارد، گفت: با این کار می توان جلوی بسیار از اتفاقات را گرفت و حتی از بسیاری از فعالان بهتر عمل کرد. فعال بودن درشبکه و گذاشتن فالور می تواند جمعیت میلیونی را به راه انداخت و قدرت بی نظیری را برای رفع مشکلات ایجاد کرد.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان گفت:۴۰ سال تلاش کردند، بازار تهران را به اغتشاش بکشانند، ولی شکست خوردند. اما همه نیروهای انقلابی و هیئتی ها بدانند با درست کردن جبهه و خط تداوم دار، می توان قدرت بی نظیری را ایجاد کرد.

این استاد حوزه ودانشگاه با بیان اینکه هماهنگی و  تشکیل قدرت نیروهای فعال فرهنگی و هئیت ها برای مقابله با دشمن ضروری است، اظهار داشت: انجام کارهای تشکیلاتی  برای رفع مشکلات اقتصادی مردم و خدمت رسانی و تشکیل صندوق برای انجام کارهای اقتصادی و شکل دادن بیمه اربعین، قدرت چانه زنی و فعالیت هیئت ها را به شکل چشم گیری افزایش می دهد.

این فعال فرهنگی عنوان کرد: با هم بودن مردم مذهبی برکات زیادی دارد که از جمله آن کوچک کردن دولت، از بین فساد و رانت خواری، زمینه رشد کشور و سایر موارد است.

وی افزود: عدم احساس زندگی جمعی و جبهه ای مؤمنان از جمله آسیب زندگی مؤمنانه است. اگراین احساس شکل گیرد، زندگی جبهه مؤمنانه شکل خواهد گرفت.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نفاق و دورویی یکی از بدترین خصلت‌هایی است که جان انسان‌ها را در بر می‌گیرد و بسترساز بسیاری از معضلات فردی و اجتماعی می‌شود. آیات متعددی از قرآن و نیز روایات بسیاری از اهل‌بیت(ع) در معرفی و مذمت و آثار مخرب این خصلت ناپسند وارده شده است.

یکی از معانی که لغت‌پژوهان برای «نفق» بر شمرده‌اند، این است که واژه «نفق» معناى تونل و راه زیرزمینى و «نافقاء» در برابر «قاصعاء» به معناى یکى از دو سوراخ لانه موش صحرایى به کار رفته‌‏اند. برخى نیز احتمال داده‏‌اند که این دو معنا، به یک دیگر بازگشته، یک ریشه دارند. به گفته ابن منظور در لسان العرب و فیروز آبادى در تاج العروس، عرب ماده و هیئت‏‌هاى گوناگون «نفق» را براى انسان به کار نمى‏‌برد و تنها پس از کاربرد قرآنى آن، معناى این واژه در زبان عرب توسعه یافت. از این جهت می‌توان احتمال داد «نفاق» یعنی مسیر یا سوراخی که در قلب فرد پیدا می‌شود و ایمانیات فرد را مورد چالش قرار می‌دهد.

از منظر اسلام منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مؤمن و مصلح نشان می‌دهند، اما در باطن ایمان ندارند؛ با افراد بی دین، رفت و آمد و خلوت می‌کنند. نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است، نسبت به مؤمنان عیب جویند، از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافلند ریاکار، شایعه‌ساز و علاقه‌مند به دوستی با کفارند،  ملاک علاقه‌شان کامیابی و ملاک غضبشان، محرومیت است، نسبت به پیشرفت مومنان نگران اما نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می‌ید شادند.

آیات ابتدایی سوره احزاب به مناسبت جنگ احزاب یا خندق  چهره منافقان را به خوبی تصویر کرده است. خداوند در آیه9 ماجرای این جنگ را با امدادهای غیبی خویش بر اهل ایمان آغاز می‌کند و تا آیه11 به دنبال آن است که چندین معرفت را به اهل ایمان انتقال دهد که یکی از آنان ابتلای مؤمنان در صحنه‌های سخت نبرد مقابل جبهه باطل است؛ خداوند در آیه نهم این سوره پس از آنکه از امدادهای غیبی خویش بر اهل ایمان در جنگ احزاب صحبت به میان می‌آورد، در ادامه از شدت صحنه‌ این نبرد سخن می‌گوید سپس به معرفی چهره منافقان می‌پردازد که برخی از این موارد را در گذشته «اینجا» و «اینجا» عنوان کردیم و اکنون به ادامه آیات می‌پردازیم.

خداوند در آیات 18 و 19 خطاب به منافقان و در معرفی حالات آنان می‌فرماید:قَدْ یَعْلَمُ اللّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ الْقائِلِینَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاّ قَلِیلاً«18»؛ بدون شک خداوند کسانی از شما که مردم را(از جبهه و جهاد)باز می‌داشتند و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند به سوی ما بیایید(و خود را به کشتن ندهید)به خوبی می‌شناسد؛(آنان ضعیف و ترسو هستند)و جز اندکی به جبهه نمی‌روند. أَشِحَّهً عَلَیْکُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشی عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَهٍ حِدادٍ أَشِحَّهً عَلَی الْخَیْرِ أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللّهُ أَعْمالَهُمْ وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسِیراً؛ در حالی آنان بر یاری شما بخیل هستند،که هرگاه(لحظات)بیم(و جنگ) پیش آید،آنان را می‌بینی چنان به تو می‌نگرند که چشمانشان(در حدقه) می‌چرخد،همچون کسی که مرگ او را فرا گرفته؛ پس همین که ترس از میان رفت، زبان‌های تند و خشن(خود را)بر شما می‌گشایند،در حالی که نسبت به خیر(مال و غنیمت)بخیل هستند،آنان ایمان(واقعی)ندارند و خداوند اعمالشان را محو کردهو این کار بر خداوند آسان است.»

نکته1 ــ

بر اساس آیه18 «معوّق»به معنای باز دارنده و«بأس»به معنای سختی و میدان کارزار و جهاد است که در این آیه به معنای «بازدارنده» است و منافقان در صحنه‌های سخت نبرد میان مؤمنان و کفار کارشان بازداشتن برادران دینی خود از این کار است. لذا منافقان بزدل که خود از جبهه فرار می‌کنند، مانع حضور دیگران در جبهه می شوند. البته در قرآن به انواع برادری اشاره شده است، اما در این آیه منظور اصلی همان «برادری سیاسی و حزبی» است. از این جهت یکی از مهم‌ترین پیام‌های این آیه لزوم هشیاری مؤمنان در قبال مکر و ضعف منافقان است.

نکته2ـ

نکته مهم‌تری که در این آیه وجود دارد، بر اساس فرازقَدْ یَعْلَمُ اللّهُمی‌تواننتیجه گرفت خداوند بر تمام جزئیات صحنه‌ نبرد بین مؤمنان با کفار توجه دارد. همان طور که در آیات قبل مطرح شد، خداوند یکی از فلسفه‌های نبرد را «ابتلای مؤمنین» معرفی کرد لذا منافقان یکی از وسایل ابتلای مؤمنان به آزمون‌های دشوار الهی است، در آنجا که فرمود: «هُنالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدِیداً؛ آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و به لرزه سختی دچار شدند.»

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به آقا گفتم : "سال‌هاست که من کف‌زنی نخواندم، برداشت من این بوده که شما مخالف هستید و میل ندارید نسبت به این کار؛ فرمودند که نه! چه اشکالی دارد کف بزنند اگر آهنگی که ساخته می‌شود لس آنجلسی نباشد کف بزنند.
عقیق: حاج میثم مطیعی که به مداحی‌های حماسی و سیاسی‌اش شهرت دارد ، شب گذشته مقابل دوربین برنامه «بدون تعارف» قرار گرفت. او درپاسخ به این سوال که به شما می‌گویند بی‌پروا از مسائل سیاسی و اجتماعی می‌گویید ، گفت: "من خیلی این بی پروایی در مداحی را قبول ندارم. من در مداحی یک مداح بی تعارف هستم. اگر یک شعر مناسب انتخاب شود، مودبانه باشد چه اشکالی دارد صریح باشد. در سال گذشته بنده را خیلی متهم کردند اما من سکوت کردم. در کوچه و خیابان واکنش‌های متفاوتی می‌دیدیم اما هیچ‌گاه از مردم بی‌ادبی ندیدم. تمام بی‌ادبی‌ها و توهین‌هایی که دیدم در فضای مجازی بود. افتخارم این است از بهترین شاعران انتخاب کردم؛ شاعران جوان انقلابی که در شعر جایگاه بالایی دارند".

وی در پاسخ به این سوال که برخی از مداحان پاکت‌های هنگفتی می‌گیرند، اشاره کرد: این راجع به بسیاری از مداحان اتهام است. برخی هستند بد عمل می‌کنند ولی راجع به بسیاری اتهام است نه مبلغی طی می‌کنند و نه مبلغی می‌گیرند. همه ما ذاکران اهل‌بیت از امام حسین آبرو برده‌اند ولی مال نبرده‌ایم.

مطیعی در بخش دیگری از این گفتگو به نکته جالبی اشاره کرد؛ ماجرای دیداری که با رهبر معظم انقلاب داشت ، وی گفت در کی از دیدار ها به آقا گفتم : "سال‌هاست که من کف‌زنی نخواندم، برداشت من این بوده که شما مخالف هستید و میل ندارید نسبت به این کار؛ فرمودند که نه! چه اشکالی دارد کف بزنند اگر آهنگی که ساخته می‌شود لس آنجلسی نباشد کف بزنند.

وی در پایان این برنامه بی تعارف‌ترین حرف خود را در این جمله خلاصه کرد: "مردم دوست دارند وحدت مسئولین را ببینند یک مقداری مسئولین براساس آن دغدغه‌ای که بارها حضرت آقا بدان تأکید کرده‌اند یعنی انسجام اهمیت بدهند و بیشتر دور هم جمع بشوند. آنقدر دعواهایشان را به صحنه جامعه نکشند. یک مقدار نه، بیش از خیلی مقدار راجع به مشکلات مردم تلاش کنند. مردم الان تلاش می‌خواهند! مشکلاتی مردم دارند که وقتی می‌بینند روی کارها روی زمین مانده به ما پناه می‌برند و ما هم حرف‌های آن‌ها را می‌زنیم".

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 خرداد 1397 | | نویسنده : گمنام
شهید نوید صفری متولد 16 تیرماه 1365 بود. او یکی از پاسداران مستشار در سوریه و از دوستان و همرزمان شهید سعید علیزاده و شهید رسول خلیلی بود. شهید صفری که به تازگی ازدواج کرده بود در 18 آبان ماه سال 96 در عملیات آزادسازی شهر البوکمال در صحرای المیادین در استان دیرالزور سوریه و در سن 31 سالگی به فیض شهادت رسید. شهید صفری وصیت کرده است که پیکر مطهرش را در حرم امام رضا علیهم السلام طواف داده و جوار شهید مدافع حرم  رسول خلیلی با لباس پاسداری به خاک بسپارند.

متن یکی از دست نوشته‌های شهید که مناجات با خدا در ماه رمضان است، در ادامه قابل مشاهده است:

مناجات باخدا

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

آه ای خدابه هرکه غیرِ تو دل بستم عاقبت دیدم که حاصلی ندارد و باز تویی که می‌مانی. خدایا خود می‌دانی در حالی به این امر اعتراف می‌کنم که نه کسی مرا رنجانده و آزار داده و یا خلف وعده کرده و خیانت. در حالی می‌نویسم که همه به لطف تو بهترین رفتارها و رفاقت را با من دارند. آری خدا اما باید بگویم و گردن من است که بگویم تو فقط می‌مانی و این تو هستی که مهربان‌تر از پدر و مادرم هستی و هر که ساعتی و یا روزهایی و یا سالی با او رفاقت کردم و احساس کردم می‌توان روی آن حساب کرد. سریع او را از دست دادم. شاید این لطف تو بود و من از این منظر به او نگاه می‌کنم که تو او را از من گرفتی که من فقط به تو دل ببندم و از این بابت کمال تشکر را دارم.

زیرا تمام این دوستی‌ها قراردادی است و من باید این را بفهمم و این را خیلی فکر کردم تا متوجه شدم. خدایا من هیچ وقت تنها نبودم و هر وقت تنها شدم لحظه‌ای نگذشت که تو هم‌نشین من شدی و تمام تنهایی من را پر کردی. حالا یک همچنین رفیق و دوست خوب را آدم عاقل با چه رفاقت قراردادی می‌تواند عوض کند؟ هیهات!

خدایا این تو بودی که همیشه مرا دوست داشتی نه من، من که اصلا لایق دوست داشتن تو و حتی اجازه و قادر به دوست داشتن تو نیستیم. من ذره و تو بی‌نهایت که با ذره قادر است عشقی اندازه و در خور بی‌نهایت نشان دهد. تو هنرمند و خالق اثر و بنده حقیر مخلوق و هنر خلق شده. آیا هنر و تابلوی نقاشی می‌تواند نقاش و خالق و هنرمند خود را دوست داشته باشد. هیات! که این هنرمند و خالق اثر است که تابلوی نقاشی خود را دوست دارد و از نگاه به او لذت می‌برد.

خدایا توفیقی عنایت بنده حقیر کن که دل در گرو هیچ غیر تو ندهم ز هر چه غیر تو است استغفرالله! قلبی مشتاق  خود و زبانی گویا به ذکر خود به من عطا کن که هیچ وقت از یاد تو غافل نشود و این دل را کرمی فرمایی حرم خداست. آن را شش دانگ برای خود تسخیر کن و اجازه ورود هیچ محبتی غیر محبت خود و اولیا و ائمه معصومین خود قرار نده. خدایا تمام وجودم فدای تو و مهربانی‌های تو. تمام هستی‌ام فدای تو و امام آخر تو آن بقیه‌الله(عج).

خدایا عمرم را بگیر و به عمر آقایم بیفزای. خدایا اعضا و جوارحم را در راه خود فدا کن و استخوان‌هایم را در راه دین خود خرد کن و ایمان را با گوشت و خون من در آمیز و درآمیز و بعد گوشت و خون من را در راه دین خود فدا کن و خونم را جاری و گوشت‌هایم را له و خرد کن ولی فقط مرا به غیر خود واگذار مکن که از همه این حالات و اتفاقات سخت‌تر و تحمل ناپذیرتر است. خدایا در آتش بسوزانم ولی از من رو برنگردان و به حق امام رضا(ع) نگذار دشمن من و دشمن خودت به من دسترسی پیدا کند و دلم را و ظرف وجودم را تسخیر کند.

خدایا من به واسطه سیدالشهدا(ع) از دشمن روشنم به تو پناه می‌برم و زمانی که در مجالس روضه و سینه زنی ارباب بی‌کفن حاضر می‌شوم، اشک دیده‌ای که به واسطه روضه سرازیر می‌شود را به صورت برای خوب دیدن و به سینه برای خوب خواستن و به سر برای خوب اندیشیدن می‌مالم و در آخر در سینه زنی‌ها به یاد غم حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) جانم فدایشان سینه می‌زنم و به سینه می‌کوبم و به وسیله سینه‌ای که می‌زنم لانه و تخم گذاری‌ای که دشمن روشن من در سینه و قلب من کرده است را خراب می‌کنم و لانه و تخم او را از دل و سینه به بیرون می‌ریزم و خانه‌اش را خراب می‌کنم و همیشه به حمدلله مؤثر بوده زیرا مجالس سیدالشهدا(ع) نور است که منشأ آن از حرم ایشان است و نجات است که منشأ آن از کشتی دین است. که منشأ آن از عرش است و ما به تو نزدیک می‌شویم به واسطه دوستی این پنج تن آل عبا که خامس آن‌ها در نزد آ‌ها هم عزیزترین است.

خدایا به تو توکل و توسل و تمسک می‌جویم و پناه به تو می‌برم. پناه بده مرا یا غیاث المستغیثین و یا اله العالمین و یا ولی المومنین...

جمعه 94/4/12  ساعت 19

16 رمضان


 
منبع:تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 خرداد 1397 | | نویسنده : گمنام

شرح دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان به قلم حسین محمدی فام نویسنده کتاب «تاآسمان» را در ادامه می خوانید؛

اَللّهُمَّ لاتُؤاخِذْنی فیهِ بالْعَثَراتِ وَ اَقِلْنی فیهِ مِنَ الْخَطایا وَ الْهَفَواتِ وَ لا تَجْعَلْنی فیهِ غَرَضاً لِلْبَلایا وَ الأفاتِ بِعزَّتِکَ یاعِزَّالمُسْلمینَ.

خدایا! در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مفرما و عذر خبط وخطایم بپذیر و مرا هدف تیرها وآفتها قرار مده به عزت وجلالت ای عزت بخش مسلمانان .

انسان ممکن است در طول زندگی خویش دچار گناه، خطا یا لغزش‌هایی شود که ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای جبران این اشتباهات است.

یکی از راه‌های جبران، درخواست عفو و بخشش از حضرت حق است. در دعای این روز از خدا می خواهیم که بخاطر لغزشهایمان، ما را مجازات نکند. از راه‌های عملی که در روایات به آن اشاره شده و موجب می شود خداوند متعال لغزش های ما را ببخشاید این است که ما از لغزشهای دیگران درگذریم.

آری به ما آموخته‌اند که اگر می‌خواهی خدا آبرویت را نریزد، تو نیز هیچ گاه آبروی کسی را نریز و اگر می‌خواهی خدا از لغزش‌های تو بگذرد، تو نیز از لغزش‌های دیگران بگذر.

رسول گرامی اسلام (ص) در همین راستا فرمودند: لغزش‌های دیگران را نجویید که هرکس لغزش‌های برادرش را پیگیری کند، خداوند لغزش‌های او را پیگیری می‌کند و هرکه را که خداوند عیب‌جویی کند، رسوایش می‌سازد  هر چند در اندرون خانه خود باشد. [۱]

همین مضمون را حضرت در روایتی دیگر با بیانی عتاب آمیزتر مطرح فرموده ‌اند: ای جماعتی که به زبان، اسلام آورده و به دل اسلام نیاورده‌اید! به دنبال لغزش‌های مسلمانان نباشید که هرکس لغزش‌های مسلمانان را پی‌جویی کند، خداوند لغزش‌های او را پی‌ ‌می‌گیرد [۲]

آن حضرت همچنین فرمودند: از لغزش‌های خطاکاران درگذرید تا بدین سبب، خداوند شما را از مقدّرات ناگوار نگه دارد.[۳] 

امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در بیانی نورانی، تحمل لغزش‌های برادران (دوستان) را از آئین جوانمردی به شمار آورده اند. [۴]

پس علاوه بر دعا باید با عمل به این احادیث نورانی، خود را در معرض بخشش خداوند قراردهیم.

در فراز دیگری از دعا پرهیز از خطا و بیهودگی مسألت شده است.

گناه با خطا فرق دارد. گناه آن است که از ضعف ایمان و سستی تقوا و جهل و بی‌معرفتی حاصل می‌شود و در احوالات  بسیاری از بزرگان  شنیده و دیده ایم که هر چند معصوم نبودند، ولی در طول عمر خود به گناه آلوده نشدند؛ اما همین افراد گاهی دچار اشتباه یا خطا می شوند. لذا انسان می‌تواند به درجه‌ای برسد که به واسطه ایمان و یقین و تقوای بالا، گناه نکند ولی بواسطه غیر معصوم بودنش خطا و اشتباه از او سربزند.

معصومین (ع) بعنوان انسان های کامل حتی از کوچک‌ترین خطا هم پاک و مبرّا هستند.

رسول مکرم اسلام (ص) فرمودند: همه آدمیان خطا می‌کنند و بهترین خطاکاران توبه کنندگان هستند. [۵]

پس باید همواره در حال توبه از خطاهای خویش باشیم تا جبران کاستی‌ها شود و خدا از آنها بگذرد، و همانطور که گفته شد برای آنکه خداوند از خطایمان بگذرد ما نیز باید از خطای دیگران درگذریم.

امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: بدترین مردم کسی است که عذر نپذیرد و از خطا نگذرد.[۶]  

همچنین ایشان فرمودند: از خطای دیگران هرگز شادمان نشو؛ زیرا تو نیز برای همیشه از خطا کردن مصون نیستی. [۷]

در پایان شرح دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان نگاهی اجمالی داریم به دستور پرهیز از بیهودگی در روایات:

رسول مکرم اسلام (ص) می فرمایند: فروگذاشتن بیهودگی‌ها، زیور پارسایی است.[۸]

امام علی (ع) این گونه مردم را انذار می دهند: ای مردم! از خدا بترسید؛ زیرا هیچ کسی عبث آفریده نشده تا به سرگرمی و غفلت وقت گذراند و مُهمل‌ رها نشده تا بیهودگی کند.[۹] 

آن حضرت همچنین می فرمایند: از سرگرمی (کارهای غفلت‌زا) دوری کن؛ زیرا که تو بیهوده آفریده نشده‌ای تا به سرگرمی بپردازی و مُهمِل رها نشده‌ای تا بیهودگی کنی.[۱۰]

ایشان در کلام نورانی دیگری فرمودند: حماقت موجب کارهای بیهوده می‌شود. [۱۱]
 
پی نوشت:
[۱] الکافی، ج ۲، ص ۳۵۵
[۲]  میزان الحکمه، ح ۲۵۰۱
[۳]  تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۲۰
[۴]  غرر الحکم، ح ۹۹۹۹
[۵]  درالمنثور، ج ۱، ص۶۲۶
[۶]  میزان‌الحکمه، ح ۹۳۸۰
[۷]  غررالحکم،‌ح ۱۰۲۹۴
[۸]  جامع‌الاخبار، ص ۳۳۷
[۹]  نهج‌البلاغه، حکمت ۳۷۰
[۱۰]  غررالحکم، ح ۲۴۳۵
[۱۱]  میزان الحکمه، ح ۴۵۶۱

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 خرداد 1397 | | نویسنده : گمنام

* دوای تمام دردها

«حوادثی که اتفاق می افتد، نتیجه کارهای ماست که بر سر ما می آید: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ/ هر مصیبتی به شما میرسد، به واسطه اعمال شماست». آیا نباید به فکر باشیم و از گناهان گذشته که باعث این همه بلاها و مصیبت ها شده است، توبه کنیم؟ ولی ما توبه نمی کنیم، چون کارهای خود را بد نمی دانیم».

ایشان بارها به کسانی که از ایشان برای رهایی از مشکلات دستورالعملی می خواستند، به استغفار توصیه می کردند و این روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را یادآور می شد که: «ألا أُخْبِرُکُم بِدائِکُم و دَوائِکم؟ داؤُکُم الذّنوبُ و دَواؤُکُم الإستغفار؛ آیا شما را به دردتان و دوایتان خبر ندهم؟ درد شما گناهان است و دوای شما استغفار». (کنزالعمال/ج۱/ص۴۷۹)

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 10 خرداد 1397 | | نویسنده : گمنام

پیشوای دوم جهان تشیع نخستین میوه پیوند فرخنده امام علی(ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام فاطمه زهرا(س) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. به مناسبت ولادت امام حسن مجتبی(ع)  به بازخوانی بیانات رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره این امام همام می‌پردازیم.

معظم‌له در 22 فروردین سال 1369 شمسی که برابر با 15 ماه مبارک رمضان بوده است، به تشریح صلح امام حسن(ع) پرداختند که در ادامه گزیده‌ای از آن می‌آید:

*دوران امام مجتبی(ع) حادثه‌ سرنوشت‌ساز در کل روند انقلاب اسلامى صدر اول بود

-دوران امام مجتبی(ع) و حادثه‌ صلح آن بزرگوار با معاویه، یا آن چیزی که به نام صلح نامیده شد، حادثه‌ سرنوشت‌ساز و بی‌نظیری در کل روند انقلاب اسلامى صدر اول بود. دیگر ما نظیر این حادثه را نداشتیم.

-انقلاب اسلام، یعنی تفکر اسلام و امانتی که خدای متعال به نام اسلام برای مردم فرستاد، در دوره‌ اول، یک نهضت و یک حرکت بود و در قالب یک مبارزه و یک نهضت عظیم انقلابی، خودش را نشان داد و آن در هنگامی بود که رسول خدا(ص) این فکر را در مکه اعلام کردند و دشمنان تفکر توحید و اسلام، در مقابل آن صف‌آرایی نمودند؛ برای اینکه نگذارند این فکر پیش برود. پیامبر با نیرو گرفتن از عناصر مؤمن، این نهضت را سازماندهی کرد و یک مبارزه‌ بسیار هوشمندانه و قوی و پیشرو را در مکه به وجود آورد. این نهضت و مبارزه، سیزده سال طول کشید. این، دوره‌ اول بود.

-بعد از سیزده سال، با تعلیمات پیامبر با شعارهایی که داد، با سازماندهی که کرد، با فداکاری که شد، با مجموع عواملی که وجود داشت، این تفکر، یک حکومت و یک نظام شد و به یک نظام سیاسی و نظام زندگی یک امت تبدیل گردید و آن هنگامی بود که رسول خدا(ص) به مدینه تشریف آوردند و آنجا را پایگاه خودشان قرار دادند و حکومت اسلامی را در آنجا گستراندند و اسلام از شکل یک نهضت، به شکل یک حکومت تبدیل شد. این، دوره‌ دوم بود.

-این روند، در ده سالی که نبى اکرم(ص) حیات داشتند و بعد از ایشان، در دوران خلفای چهارگانه و سپس تا زمان امام مجتبی(ع) و خلافت آن بزرگوار - که تقریباً شش ماه طول کشید - ادامه پیدا کرد و اسلام به شکل حکومت، ظاهر شد. همه چیز، شکل یک نظام اجتماعی را هم داشت؛ یعنی حکومت و ارتش و کار سیاسی و کار فرهنگی و کار قضایی و تنظیم روابط اقتصادی مردم را هم داشت و قابل بود که گسترش پیدا کند و اگر به همان شکل پیش می‌رفت، تمام روی زمین را هم می‌گرفت؛ یعنی اسلام نشان داد که این قابلیت را هم دارد.

-در دوران امام حسن(ع)، جریان مخالفی آن‌ چنان رشد کرد که توانست به صورت یک مانع ظاهر بشود. البته این جریان مخالف، در زمان امام مجتبی(ع) به وجود نیامده بود؛ سال‌ها قبل به وجود آمده بود. اگر کسی بخواهد قدری دور از ملاحظات اعتقادی و صرفاً متکی به شواهد تاریخی حرف بزند، شاید بتواند ادعا کند که این جریان، حتی در دوران اسلام به وجود نیامده بود؛ بلکه ادامه‌ای بود از آنچه که در دوران نهضت پیامبر - یعنی دوران مکه - وجود داشت.

-بعد از آنکه خلافت در زمان عثمان - که از بنی‌امیه بود - به دست این قوم رسید، ابوسفیان - که در آن‌وقت، نابینا هم شده بود - با دوستانش دور هم نشسته بودند. پرسید: چه کسانی در جلسه هستند؟ پاسخ شنید که فلانی و فلانی و فلانی. وقتی که خاطر جمع شد همه خودی هستند و آدم بیگانه‌ای در جلسه نیست، به آنها خطاب کرد و گفت: «تلقّفنّها تلقّف الکرة»، یعنی مثل توپ، حکومت را به هم پاس بدهید و نگذارید از دست شما خارج بشود! این قضیه را تواریخ سنی و شیعه نقل کرده‌اند، البته ابوسفیان در آن‌وقت، مسلمان بود و اسلام آورده بود، منتها اسلام بعد از فتح یا مشرف به فتح. اسلام دوران غربت و ضعف نبود، اسلام بعد از قدرت اسلام بود.

*صلح را تنها امام حسن نکرد؛ امام حسن و امام حسین این کار را کردند

-این جریان، در زمان امام حسن مجتبی(ع) به اوج قدرت خودش رسید و همان جریانی بود که به شکل معاویه بن‌ ابی‌سفیان، در مقابل امام حسن مجتبی(ع) ظاهر شد. این جریان، معارضه را شروع کرد؛ راه را بر حکومت اسلامی - یعنی اسلام به شکل حکومت - برید و قطع کرد و مشکلاتی فراهم نمود؛ تا آنجایی که عملاً مانع از پیشروی آن جریان حکومت اسلامی شد.

-در باب صلح امام حسن(ع)، این مسأله را بارها گفته‌ایم و در کتاب‌ها نوشته‌اند که هر کس - حتی خود امیرالمؤمنین(ع) - هم اگر به جای امام حسن مجتبی(ع) بود و در آن شرایط قرار می‌گرفت، ممکن نبود کاری بکند، غیر از آن کاری که امام حسن کرد. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که امام حسن، فلان گوشه‌ کارش سؤال‌برانگیز است. نه، کار آن بزرگوار، صددرصد بر استدلال منطقىِ غیر قابل تخلف منطبق بود.

-در بین آل رسول خدا(ص)، پرشورتر از همه کیست؟ شهادت‌آمیزترین زندگی را چه کسی داشته است؟ غیرتمندترین آنها برای حفظ دین در مقابل دشمن، برای حفظ دین چه کسی بوده است؟ حسین‌بن علی(ع) بوده است. آن حضرت در این صلح، با امام حسن(ع) شریک بودند. صلح را تنها امام حسن نکرد؛ امام حسن و امام حسین این کار را کردند؛ منتها امام حسن(ع) جلو بود و امام حسین(ع) پشت سر او بود.

*امام حسین(ع)، جزء مدافعان ایده‌ صلح امام حسن(ع) بود

-امام حسین(ع)، جزو مدافعان ایده‌ صلح امام حسن(ع) بود. وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پُرشورها و پُرحماسه‌ها - به امام مجتبی(ع) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند: «فغمز الحسین فی وجه حجر». هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمی‌گرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(ع) هم نبود و امام حسین(ع) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام می‌گرفت و صلح می‌شد.

-صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیری از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم «شیخ راضی آل یاسین» در این کتاب «صلح الحسن» - که من بیست سال پیش، آن را ترجمه کردم و چاپ شده است - ثابت می‌کند که اصلاً جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آنجا نبود و اگر امام حسن(ع)، در آن روز کشته می‌شدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت‌آمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد.

در زمان امام حسن(ع) تفکر انقلابى اسلامی دوباره برگشت

راجع به صلح، از ابعاد مختلف صحبت کرده‌ایم؛ اما حالا مسأله این است که بعد از صلح امام حسن مجتبی(ع)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلوده‌‌ای که به نام خلافت - و در معنا سلطنت - به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی(ع) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام - که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمؤمنین و زمان خود او رسیده بود - در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند، منتها اگر نه به شکل حکومت - زیرا ممکن نبود - لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دوره‌ سوم اسلام است.

-اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم‌ستیز، اسلام سازش‌ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرّا از این‌که بازیچه‌ دست هواها و هوس‌ها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن(ع)، تفکر انقلابىِ اسلامی - که دوره‌‌ای را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود - دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکل‌تر از دوره‌ خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ در حالی که از مذهب نبودند. مشکلى کار ائمه‌ هدی(ع)، اینجا بود.

اگر امام مجتبی صلح را انجام نمی‌داد، آن اسلام ارزشى نهضتی باقی نمی‌ماند

-در کنار این، جریان مسلمانى اصیل، جریان اسلام ارزشی، جریان اسلام قرآنی - که هیچ‌ وقت با آن جریان حاکم، اما ضد ارزش‌ها کنار نمی‌آمد - نیز ادامه پیدا کرد که مصداق بارز آن، ائمه‌ هدی(ع) و بسیاری از مسلمانانِ همراه آنان بودند. به برکت امام حسن مجتبی(ع)، این جریان ارزشی نهضت اسلامی، اسلام را حفظ کرد. اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمی‌داد، آن اسلام ارزشى نهضتی باقی نمی‌ماند و از بین می‌رفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا میکرد.

وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبی(ع) غلبه پیدا کند. همه‌ عوامل، در جهت عکس غلبه‌ امام مجتبی(ع) بود. معاویه غلبه پیدا می‌کرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهره‌ او در اسلام، چهره‌ای نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن(ع) صلح نمی‌کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین می‌بردند و کسی را باقی نمیگذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز به کلی از بین می‌رفت و ذکر اسلام برمی‌افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی‌رسید.

اگر بنا بود امام مجتبی(ع)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته میشد، اصحاب برجسته هم باید کشته می‌شدند، «حجربن‌عدی»ها هم باید کشته می‌شدند، همه باید از بین می‌رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصت‌ها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشى خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی‌ماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی(ع) بر بقای اسلام دارد.

این هم یک بُعد دیگر از زندگی امام مجتبی(ع) و صلح آن بزرگوار است که امیدواریم خداوند به همه‌ ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده‌ جهالت و غبار بدشناختی که تا مدت‌ها بر چهره‌ آن بزرگوار بوده، باقی بماند. یعنی حقیقت را باید همه بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی(ع)، همان‌قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین(ع) ارزش داشت. و همان‌قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان‌قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد.


 
منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 ارديبهشت 1397 | | نویسنده : گمنام

به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به مرور برخی احکام روزه مطابق با استفتائات مقام معظم رهبری می‌پردازیم:

س: دخترى که به سن تکلیف رسیده، ولى به علت ضعف جسمانى توانایى روزه گرفتن ندارد و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمى‏‌تواند قضاى آن را به جا آورد تا اینکه ماه رمضان سال بعد فرا مى‏‌رسد، چه حکمى دارد؟

ج: ناتوانى از گرفتن روزه و قضاى آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاى روزه نمى‏‌شود، بلکه قضاى روزه‏‌هاى ماه رمضان که از او فوت شده، بر وى واجب است.

س: دخترانى که تازه به سن تکلیف رسیده‌‏اند و روزه گرفتن بر آن‌ها مقدارى مشکل است، چه حکمى دارند؟ آیا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟

ج: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکمیل 9 سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آن‌ها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن براى ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار براى آن‌ها جایز است.

س: من زمان دقیق رسیدن به سن تکلیف خود را نمى‏‌دانم، از جناب عالى خواهشمندم بیان فرمایید که از چه زمانى قضاى نماز و روزه بر من واجب است؟

ج: فقط قضاى آن مقدار از نمازها و روزه‌ها که یقین به فوت آن بعد از رسیدن به سن قطعى تکلیف شرعى دارید، بر شما واجب است.

س: اگر دختر 9 ساله‌‏اى که روزه بر او واجب شده، به دلیل دشوارى، روزه‏‌اش را افطار کند، آیا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ج: قضاى روزه‏‌هایى که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

س: اگر فردى به خاطر عذرى قوى، 50 درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نیست و به همین دلیل روزه نگیرد، ولى بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمى دارد؟

ج: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلایى داشته باشد، کفاره واجب نیست، ولى قضا بر او واجب است.

س: شخصى مشغول انجام خدمت سربازى است و به علت مسافرت و حضور در محل خدمت، نمى‏‌تواند روزه ماه رمضان سال گذشته را بگیرد و هنگام حلول ماه رمضان امسال نیز در محل خدمت است و احتمال دارد که باز هم نتواند روزه بگیرد، اگر پس از پایان دوره خدمت سربازى بخواهد روزه این دو ماه را قضا کند، آیا کفاره هم بر او واجب است یا خیر؟

ج: کسى که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آینده استمرار داشته، فقط قضاى آن بر او واجب است و کفاره تأخیر واجب نیست.

س: اگر شخص روزه‌دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسى کند، آیا روزه‌‏اش باطل مى‏‌شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسى کرده است، آیا قضاى آن واجب است؟

ج: اگر غسل ارتماسى بر اثر فراموشى و غفلت از روزه‌دار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضاى روزه‏‌اش بر او واجب نیست.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 31 ارديبهشت 1397 | | نویسنده : گمنام

حاج منصور ارضی در اولین شب از ماه مبارک رمضان در مسجد ارک درباره مرحوم «قاسم افشار» گفت:

 ما سال‌ها رفیق هم بودیم و در مجالس متعددی با هم برای امام حسین (ع) گریه کردیم. امروز که خبر فوتش را شنیدم بسیار ناراحت شدم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

جوانان دهه 60 و رزمندگان دفاع مقدس نجوای دلنشین دعای کمیلش را در جمع رزمندگان حاضر در مناطق عملیاتی و پادگان دوکوهه به خوبی به یاد دارند. از ابتدای دهه 70 نیز با پایان دفاع مقدس و حضور ذاکران جبهه‌دیده در حسینیه‌ها و مساجد شهرها، نام حاج منصور ارضی در کنار ذاکران شاخص درخشید و از دهه 80 تاکنون در مسجد ارک و در حسینیه صنف لباس‌فروشان، محافل‌ ماه مبارک رمضان و هفتگی شیفتگان و دلدادگان مکتب اهل بیت (ع) را پای روضه‌هایش می‌کشاند.

لحن و صدای منحصربفرد حاج منصور و «الهی العفو» گفتن‌های او در سحرگاه ماه ضیافت‌ را همه می‌شناسند. همچنین شاگردان و تربیت‌شدگان مکتب مداحی او، اکنون در شمار پرآوازه‌ترین ذاکران کشور هستند.

حاج منصور ارضی که هفته گذشته برای رونمایی از صفحه مسجد و هیئت خبرگزاری فارس در جمع اهالی رسانه قرار گرفت، در گفت‌وگویی مشروح و اختصاصی از زمان کودکی‌اش و مجالس روضه‌اش برای ما گفت که پس از انتشار این گفت‌وگو، فیلم آن نیز منتشر می‌شود.

 

 

از کودکی شیفته حضور در میان شب‌زنده‌داران بودم

*در شب‌های دو دهه محرم و صفر و شب‌های ماه مبارک رمضان با نوای گرم و عاشقانه­‌ای که شما برای مردم جاری کردید، چه دستاوردهایی برای مخاطبان فراهم شده است؟

ـ سؤال عمیق و سنگینی مطرح کردید. ولی در چند جمله عرض کنم؛ وقتی انسان به مناجات با پروردگار می­‌نشیند، خداوند او را آماده می­‌کند. چون همیشه آن طرف توفیق است و ما واقعاً بیشتر وقت­‌ها با غفلت آمده‌ایم و او ما را بیدار کرده است. مثلاً همین طور بی‌مقدمه و بدون آمادگی به هر جایی وارد شده‌ایم، ولی عنایت حق، یار ما بوده است. نکته مهمش این است که ما معلم­ان بزرگی در رشته مناجات داشتیم که مرحوم حاج سیدعلی میرهادی و عموی اینجانب (حاج حسین ارضی) از جمله آن‌ها هستند. زمان طاغوت و حکومت نظامی ما به مسجد شب‌زنده­‌داران (امین­‌الدوله) می‌رفتیم که مرحوم حق­‌شناس آنجا نماز می­‌خواندند و شب­‌های احیا را ایشان برگزار می­‌کردند، ولی غیر از سه شب احیاء بقیه را حاج سیدعلی میرهادی بودند. خدا همه آن‌ها را رحمت کند. غیر از اینکه از کودکی در عرض سال دعای کمیل می­­‌رفتیم، دوست داشتم کنار عمویم و دیگر شب زنده­‌داران باشم؛ کسانی که احساس می­‌کردم واقعاً با امام زمان (عج) گفت‌وگو و مناجات می­‌کردند، یعنی تنها نجوا نمی­‌کردند و این ارتباط یک طرفه نبود.

از سال 41 تا کنون هنوز در نازی­‌آباد زندگی می­‌کنم

ولی در مورد مسجد ارک.... یکی دو سال زمان موشک­باران در مسجد پاچنار بودیم. شبی موشک زدند. آمدیم و برنامه را در مسجد ارک برگزار کردیم. مردم هم آمدند. خیلی از هیأت­‌ها هم تعطیل کردند و نظرشان این بود که نباید زیر موشک‌باران و حملات دشمن، مردم را در معرض خطر قرار دهیم. غیر از یکی ـ دو جا که من خدمت آقاسیدعلی میرهادی عرض کردم لازم است برای بقای روضه‌ها و مناجات‌ها، مجالسی در تهران برقرار بماند.

سال 67 تمام شد و آخرین موشک را نزدیک خانه ما در نازی­‌آباد زدند. البته از سال 41 تاکنون ر نازی‌آباد زندگی می­‌کنم. من به آقای میرهادی خیلی ارادت داشتم. گفتم: آقا شما امسال برنامه­‌تان را تعطیل کردید؟ گفت: حقیقت و اصلش این بود که من خواب دیدم بلندگو جلوی من است، اما آن را از مقابل من برداشتند و گفتند: برنامه شما تمام شده است، فهمیدم آخرین سال است و من دیگر نمی­‌توانم برنامه داشته باشم. گفتم: إن‌شاءالله زنده باشید و عمر شما طولانی باشد، یک چیزی به من بگویید، می­‌خواهم راه شما را ادامه دهم. از آنجا یکی آقا ماشاءالله عابدی و یکی هم برنامه ما شروع شد. در حالی که ما قبلا در ماه رمضان هیچ برنامه و هیئتی برگزار نمی­‌کردیم. ایشان گفت: «ودوامَ فی الاتصالِ بخدمتک»، بلند شد و رفت. گفتم: آقا صبر کنید. این را برای من بگویید. گفت: اگر خدمتگزارید، متصل باشید و دوام داشته باشید. از خدا بخواهید و خودتان هم همت کنید. آن قشنگ است، وگرنه یک سال برنامه داشته باشید، یک سال برنامه نداشته باشید، به درد نمی‌خورد.

ماجرای روضه جانسوز حضرت زهرا (س) و گریه بی‌‌امان پا منبری‌ها

آن دیگر برای من درس شد. آن جمله قسمتی از جملات دعای کمیل است که منتسب به امیرالمؤمنین (ع) یا حضرت خضر (ع) است. این اصل موضوع ما بوده. بقیه برنامه­‌های شب‌­های مسجد ارک، شب­‌های واقعاً عرشی بوده و چه کسانی می­‌آمدند و توبه می­‌کردند و چه کسانی که بنده خوب خدا بودند و ارتقاء پیدا می­‌کردند. نمی­‌شود گفت کدام شب­‌ها! آنچه که برای خودم داغ و ارزشمند بود، همه شب­‌ها بود. نمی­‌توانم تفکیک کنم که یکی استثنایی بود. البته یک شب من ناراحت بودم و روضه حضرت زهرا (س) خواندم. حدود 7، 8 نفر طوری گریه کردند و ضجه زدند که آمبولانس آمد، آن‌ها را برد؛ بس که حالشان بد شد. تا ساعت­‌ها مردم آنجا بودند و همه گریه می­‌کردند. نمی­‌دانم آن شب چه خبر بود!

ویژگی مداح برتر از دیدگاه حاج منصور از دوری از دنیا تا عمل به توصیه‌ها

*اگر بخوانید یک مداح جوان و آینده­‌دار نام ببرید و بگویید این مداح چند سال بعد سرآمد مداحان کشور است یا می­‌توانیم بگوییم یکی از بهترین و مخلص­‌ترین ذاکران سیدالشهدا (ع) در سال­‌های آینده است، شما از چه کسی می­‌توانید نام ببرید؟

ـ این نمی‌­شود! چون درس­‌هایی که علما و مراجع ما بالاخص حضرت امام و آقا به ما داده‌اند، این‌گونه نبوده که مشخص کنند. البته حضرت امام (ره) اشاره­‌ای به رهبری آقا کرده‌اند، اما این‌گونه نبود که بخواهند تعیین کنند. سؤال را عوض کنیم و بگوییم این مداح چه شرایطی باید داشته باشد؟ این خیلی مهم است. آنچه را که برای بنده خدا قرار دادم که در ردیف این جمله دعای حضرت صاحب (عج) که اولش ما می­‌گوییم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَصِدْقَ النِّیَّه» تا آخر، این رشته کار و زندگی­‌اش باید بشود؛ نه در حاشیه. این اصل است. اگر این‌طوری جلو آمد و بی­‌نیاز از دنیا شد، نمی­‌خواهم بگویم در فقر زندگی کند، آن مشکلی که ما الان داریم روی آوردن به دنیا است، داشتن دنیا نه، «اَخرجت حُبَ الدُنیا لِقَلبی»، این باید خوراک روزانه­‌اش باشد و حب دنیا در وجودش نباشد.

 

 

بعد از این‌ها، علومی است که یک مداح باید یاد بگیرد. اکنون کلاس­‌هایی داریم و یک سری کتاب­‌ها را بعضی علما و روحانیون در نوشتن و پدید آمدنش کمک کردند که به درد مداحان می‌خورد. دو سالی طول کشید تا حدود 3، 4 جلد برای همه موضوعاتی که به فکر ما می­‌رسید، نوشته شد. آن که واقعاً می­‌خواهد به جایی برسد، اول باید در نظر داشته باشد که بنده خدا باشد؛ بعد نوکری در این خانه را. ستایش­گری یا مداحی، ضعیف­‌ترین کاری است که از یک نوکر بر می‌آید.نوکر، غیر از کلام اربابش اصلاً حرفی نمی­‌زند. اگر کسی می­‌خواهد شرایطی پیدا کند، این دعا را باید عملی انجام دهد.  اگر به آن رسید، نتیجه می­‌گیرد، اما اگر نه، عیوبی که آقا برای مسئولان می­‌گویند که برای خودشان و جامعه­‌شان دردسر شده است یا خدایی نکرده برای علما می­‌گویند و توصیه می­‌کنند، درباره او هم مصداق پیدا می‌کند. اگر پشت سر کار یک مداح و ذاکر، خدا نباشد، نتیجه، اشرافی­‌گری است؛ یعنی انسان را مایل به دنیا می­‌کند. به قول استاد ما، خدای‌ناکرده مداح، امام حسین (ع) را به پول می­‌فروشد. البته من همیشه گفته‌ام که این کار، خیلی هم عیبی ندارد! دنیایش را می­‌گذراند. اما او باید بداند که این ماجرا، بعد هم دارد.

استادم می­‌گفت تا آخر عمرت کاری کن امام حسین (ع) را به پول نفروشی

* سال گذشته بحث­‌های جدی­‌ای در فضای اجتماعی کشور به وجود آمد و آن این بود که بعضی مداحان در شهرستان­‌ها پاکت­‌های نجومی و رقم­‌های آنچنانی گرفته‌اند که این موضوع شما را مقداری ناراحت کرده بود و حتی تذکر داده بودید. آیا می­‌توانیم این افراد را هم در سلک مداحی قلمداد کنیم؟

ـ شما در این مؤسسه و سازمان­تان، روی تذکرات و تنبیهات و تشویق‌ها کنترل دارید و کارنامه هر فرد را در جایی محفوظ نگه می‌دارید. در مداحی این‌طوری نیست. قرار بوده دنیا به ما فروخته شود که آخرت ما تضمین شود. زمین را دادند که مزرعه آخرت کنیم، اما عده‌ای هستند که کار دیگری روی این زمین انجام می‌دهند. وقتی به شما شهرت دادند که خرج خدا شود، یعنی به قول جامعه کبیره «إلَى اللّهِ تَدْعُون وَ عَلَیْهِ تَدُلُّون» باید مردم را به الی­‌الله دعوت کنیم. در حالی که شهرت را خرج خودمان می­‌کنیم. وقتی تقاضا زیاد شد، دنیاگراها قیمت را بالا می­‌برند. به عبارتی جنسی که با قیمت ارزان خریدند، الان گران می­‌فروشند!

آدمی را سراغ دارم که جنس را با همان قیمتی که خریده می­‌فروشد، می­‌گوید ما هر وقت گران خریدیم گران می‌فروشیم. اهل بیت علیهم‌السلام ما را به ارزانی وارد این حیطه کرده‌اند و در آخرت، گران ما را می‌خرند. بندگی ما را آن‌ها نشان می­‌دهند، ولی ما دوباره خودمان را به خلق خدا می­‌فروشیم.در حالی که  خدا اعلام می­‌کند من خالق شما هستم و روزی­تان را می­‌دهم. من مشتری شما هستم. آن وقت، ما مشتری­مان را شیطان یا دنیا قرار می­‌دهیم یا اشرافی‌گری می‌کنیم. بعضی‌ها هم به قول شما پاکت نجومی می‌گیرند که البته خیلی از آن‌ها برای من ثابت نشده است، ولی من تذکراً به بعضی از آنها عرض کردم و بعضی از آن‌ها را خواستم که بعضی از آن‌ها اصلاً نیامدند. به هر حال به من هم گفتند که فلانی در فلان شهر این مبلغ را گرفته. ته و توی قضیه را که در آوردیم، دیدیم آن شخصی که پول داده، برای اینکه کارخانه­‌اش بچرخد و توفیق بیشتری در دنیا داشته باشد، این کار را کرده است!

واقعاً می­‌گویم بیشتر عزیزان و نوکران خالصی که می­‌شناسم و کم هم نیستند، در مضیقه مالی هستند، ولی مردانه دارند زندگی می­‌کنند. بعضی هم هستند که به دنیا گرایش پیدا می­‌کنند. در مسئولان هم این مشکل هست. نه تنها اشرافی‌گری که دروغ هم در آن‌ها بیداد می‌کند. اصلا عده‌ای هستند که با دروغ دارند زندگی­شان را می­‌گذرانند و خورد و خوراک­شان دروغگویی است.

خدا باید از همه ما ذاکران و مداحان قبول کند. پول نمی­‌گیریم؛ چون استادی داشتیم که می­‌گفت تا آخر عمرت کاری کن امام حسین را به پول نفروشی. این از بی­‌ادبی من است که می‌گویم امام حسین (ع) توانایی دارد تو را تأمین کند.

امام حسین (ع) یعنی خط انقلاب، انقلاب یعنی امام حسین (ع)

*در همه طیف­‌ها و مشاغل یک نفر رأس مجموعه است. در حالی که مداحان، تشکل‌ها و جریان‌های مختلفی دارند، ولی هیچ کس نیست که حرف آخر را بزند. به نظر شما، رئیس مداح­‌ها کیست؟

ـ خود خدا و امام حسین (ع)! در شب­‌های ماه رمضان در لیلة‌القدر چه می­‌خوانیم؟ اولین کسی که اهل­ بیت (ع) را مدح کرده، خود خداست. ما یکی ـ دو بار چیزی تحت عنوان چارت یا تشکیلات درست کردیم و پیش­‌نویسی خدمت آقا دادیم، اما هنوز ایشان کسی را قابل ندانسته‌اند که مسئول شود. در مسیر پیشکسوتان از ما پیرتر بوده و هستند؛ مانند مرحوم آقای آهی و آقای سازگار که بزرگ ما هستند. اینها حرف رهبری را هم گوش می­‌کنند و در خط انقلاب هم هستند. امام حسین (ع) یعنی خط انقلاب، انقلاب یعنی امام حسین (ع)، ولی واقعاً اینجا که رئیسی باشد و تشکیلاتی به وجود بیاید، فکر می­‌کنم دولتی شود. این نظر هیچ کدام از بزرگان ما نیست.

روضه حضرت رقیه (س) را می­‌خوانم، چون داغش را دیده‌ام

*خودتان به چه روضه­‌ای علاقه­‌مندید؟

ـ اگر همه عالم به من بگویند این روضه­‌ها را بخوان و بعد ‌بگویند روضه خودت را بخوان، من روضه حضرت رقیه (س) را می­‌خوانم؛ چون خودم داغش را دیده‌ام. یعنی مسیرش را رفته‌ام و می­‌دانم چه خبر است. اینقدر در جبهه‌ها و جاهای دیگر گفتند و با مزاح و شوخی و انتقاد به این موضوع پرداختند که عاقبت من یک شب خواب دیدم که ما اصلاً درست گفتیم؟ در خواب دیدم در آسمان نوشتم «فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شیبا». واقعا هول قیامت بچه­‌های کوچک را پیر می­‌کند، این است که وقتی سر بریده را برای حضرت رقیه (س) آوردند، او به یک‌باره پیر شد. آن خواب را که دیدم دیگر یقینم هزار برابر شد.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

هفته نامه «افق حوزه» در ویژه نامه ای به مناسبت نهمین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی محمدتقی بهجت به انتشار سیره اخلاقی، علمی، عملی و سلوکی این سالک الی الله پرداخته که در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما علاقه مندان می گردد.

* آیت الله العظمی بهجت در گفت و گو با اطرافیان

* کربلا نرفته ها

آیت الله بهجت هر سال وقتی مشرف می شد برای مشهد، قبلش به زیارت حضرت عبدالعظیم در شهر ری مشرف می شد. حتی دیگران را هم سفارش می کرد. حتی یادم هست چند نفر از دوستان خواستند مشرف بشوند کربلا، چند روز در مرز مهران معطل شدند و درست نشد بروند. وقتی برمی گشتند، آقای بهجت فرمودند: «به اینها پیغام بدهید قبل از اینکه بیایند قم، بروند زیارت حضرت عبدالعظیم، که ثواب زیارت سیدالشهدا علیه السلام را به اینها بدهند».

* ذکر قیمتی

یک سفر که ایشان مشهد تشریف داشتند، خدا توفیقی به ما داد خدمت ایشان مشرف شدیم. به ایشان گفتم: آقا می شود یک ذکری به ما بدید که دائمی باشد، خیلی بزرگ باشد. من فکر کردم ایشان یک دعاهای خیلی طویل و طولانی را می فرمایند. فرمودند: «در قبال این ذکری که من دارم به شما می دهم اگر تمام گنج های عالم را جمع کنید بیاورید، بروید داخل کوه ها هر چه جواهر وجود دارد جمع کنید، بروید در دریاها هر چه مروارید وجود دارد جمع کنید با این ذکری که به شما می دهم برابری نمی کند». گفتم: آقا بفرمایید چه ذکری هست که اینقدر با همه جواهرات دنیا برابری نمی کند؟ ایشان فرمودند: «استغفار، استغفار، استغفار؛ اگر بدانید چه هست این استغفار! چه گنج هایی در این ذکر استغفار نهفته هست! باید بیابید که این استغفار چیست». ایشان فرمودند: «زبانتان وقتی به ذکر استغفار باز می شود، در حقیقت موانع همه بر طرف می شود و حوایج تان هم برآورده می شود. اصلاً استغفار صیقل دهنده روح است، شما را نزدیک می کند به خدا».

*صحبت سالها | منتخبی از خاطرات حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

یکی از دختران شیعه لبنانی که در حوزه علمیه تحصیل می‌کند، دلنوشته‌ای را برای رهبر معظم انقلاب ارسال کرد. پس از مدتی فهمید که نامه‌اش خوانده شده و پاسخ داده شده است، ضمن اینکه چفیه‌ای هم به‌عنوان هدیه از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد. نامه پاسخ دفتر مقام معظم رهبری به دو دختر خانم لبنانی هم تحویل داده شد.

ترجمه نامه دختر لبنانی در ادامه می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمة الله

سلام بر تو ای ولی خداوند در میان ما و عزیز ما و طبیب دردهای ما ...

امروز جناب دکتر شیخ علی رضا اعرافی به حوزه ما آمد و وقتی از منبر بالا رفت در ابتدا سلام شما را به ما رساند. اشک چشمانم جاری شد و به کلاس دویدم، این برگه را از دفترم کندم و قلم برداشتم، تا تلاش چهارم یا پنجمم باشد که برای شما می‌نویسم.

هر بار یادم می‌آید که دارم برای شما می‌نویسم، تلاش فزاینده‌ای می‌کنم که بین لزوم مختصرنویسی به‌خاطر اینکه وقت شما را نگیرم، و بین رغبت به اطاله کلام به‌علت عشق به صحبت با شما توازن برقرار کنم. همه دیدارهای شما با دانش‌آموزان و نخبگان و دانشجویان و بسیجیان و علما و دختران و فرزندان شهدا، باعث می‌شود از ته قلب به آنان غبطه بخورم و بارها تخیل کردم که من بین آن‌ها هستم، در محضر شما.

آرزویم این است که حتی یک بار شما را ببینم، صادقانه بگویم ما فرزندان شماییم در لبنان، فرزندان شما که از سختی این زندگی، به سیمای شما نگاه می‌کنیم و فراموش می‌کنیم هرآنچه بر ما می‌رود، و با شنیدن صدایتان دردهایمان را التیام می‌بخشیم، یک دارو و یک اسم خوش که همه دردهای ما را خوب می‌کند، و آن خامنه‌ای است. از خداوند می‌خواهم به من توفیق حضور در میان زیارت کنندگان شما را بدهد.

در پاسخ دفتر مقام معظم رهبری آمده است: ایشان برای این دو دختر خانم دعا کرده و چفیه‌ای برایشان فرستادند.


منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا أولا أدُلُّـكُم عَلى شَئىٍ اِذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ اَفشُوا السَّلامَ بَينَـكُم

به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى‏ شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى‏ شويد، مگر اين‏كه يكديگر را دوست بداريد. آيا مى‏ خواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه با انجام آن، يكديگر را دوست بداريد؟ سلام كردن بين يكديگر را رواج دهيد.

 

پی نوشت:

مشكاة الانوار، ص 157

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

در مسیر بندگی، گزیده هایی از بیانات حجت الاسلام عالی است که به مسائل مهمی از مباحث اعتقادی و اخلاقی ما پرداخته است؛ حجت الاسلام عالی درباره معیارهای انتخاب همسر صحبت کرده اند.

فایل صوتی صحبت‌های حجت الاسلام عالی پیرامون انتخاب همسر اینجا قابل دریافت است.

 

صحبت های حجت الاسلام عالی پیرامون انتخاب همسر

 

 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه آله وسلم از علی علیه السلام پرسیدند: همسرت را چگونه یافتی؟! حضرت علی علیه السلام بی‌درنگ فرمود: «نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ»: «بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار.»

 

پی نوشت:

علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص117

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

امنیت و آرامش امروز ایران اسلامی مدیون رشادت‌های رزمندگان 8 سال دفاع مقدس است که با فداکاری از جان خود گذشتند تا دشمنان بر این کشور تسلط نیابند، حال و در آستانه نوروز97 مروری می‌کنیم بر نامه شهدا به خانواده‌هایشان در آستانه نوروز.

شهید ابوالقاسم صفدری در بخشی از نامه‌ای که در آستانه سال نو برای خانواده‌اش فرستاده، چنین می‌نویسد:

برای عید نوروز تنها تبریکی که می‌توانم برای شما بفرستم خبر پیروزی عملیات است. دوستان گرامی! من از شما کمال رضایت را داشته و دارم و از شما می‌خواهم که سلاح افتاده مرا بر گیرید و راه شهیدان را ادامه بدهید و ما باید آن قدر در دریای خون شنا کنیم تا به ساحل پیروزی که همان آزادسازی مظلومان عالم از دست ظالمان است برسیم...

شهید احمد غفاری نیز می‌نویسد:

مادر و پدر عزیزم سلام عرض می‌کنم. امیدوارم که حالتان خوب باشد من عید نوروز را به شما پدر و مادر و خواهران و برادرانم تبریک می‌گویم. مادر جان شاید دیگر همدیگر را نبینیم. اگر خدا بخواهد من به آرزوی خود برسم بهترین پاداش این دنیای خود را گرفته‌ام... خداحافظ احمد غفاری.

شهید امیر عشقی قوچانی نیز خطاب به مادر و پدرش نوشته است: مادر و پدرم و خانواده عزیزم عیدتان پیروز ولی این عید، عید ما نیست. روزی که اسلام به پیروزی نهایی برسد عید نوروز ماست. پدر و مادرم هدف شهدا تحقق اسلام بود و با خون شهدا انقلاب تقویت می‌شود و هر روز که اسلام پیروز شد عید نوروز ماست که پرچم اسلام بر فراز بیت‌المقدس به اهتزاز درآید.

شهید قدیر خلیلی در نامه‌ای به خانواده و فرزندانش نوشته است:

چون دیدم که امروز در خانه نشستن برای من ننگ است و واجب دیدم که به امام لبیک گویم و نتوانستم که در این ایام عید نوروز بچه‌های شهدا را در خانه ببینم که عید ندارند و فرزندان من عید و شادی داشته باشند، فقط برای رضای خدا به جبهه حق علیه باطل می‌روم و اگر خداوند به من لطف فرماید که در خدمت شهدا باشم و همگی در خدمت سرور شهیدان حسین بن علی (ع) وصیت این حقیر این است که امت حزب الله اسلام را یاری کنند و امام عزیز را تنها نگذارند خانواده‌های شهدا را فراموش نکنند. هر روز که اسلام پیروز شد، عید نوروز ماست که پرچم اسلام بر فراز بیت‌المقدس به اهتزاز درآید.

در وصیت‌نامه شهید رضا طاووسی آمده است:

الآن که این وصیت‌نامه را می‌نویسم درست سال نو تحویل شده و نمی‌دانم چطور شکر خدای را به جا آورم که در این زمان مقدس، در این چنین مکان مقدسی هستم. من نمی‌دانم در این حمله چه خواهد شد، ولی اگر ان‌شاءالله در این حمله راه کربلا باز شد و رزمندگان ما به پیروزی نهایی رسیدند که این آرزوی همه مسلمین جهان است. ولی اگر باز هم راه کربلا باز نشد و من توفیق زیارت کربلا را نداشتم، از شما مردم شهیدپرور و مخصوصاً مادران شهدا و پدر و مادر خودم و خواهر عزیزم تقاضا دارم برای پیروزی رزمندگان اسلام و باز شدن راه کربلا دعا کنید. هر وقت دلتان شکست، آن زمان بهترین وقت برای دعا کردن است.

شهید ظهیر شکری گرجان نیز نوشته است:

مادر! امروز که روز عید می‌باشد و سال نو می‌گردد، تمام دنیا در نظرم به ارزش یک مشت خاک کشورم و مصلحت دینم نیست و آنچه به جرأت و شهامت می‌توانم برایت و قلب پر مهرت نثار نمایم، این است که جان و روحمان در کالبد جسم مادی‌مان امانتی از جانب پروردگار است که دیر یا زود به امر الله به سویش پر می‌کشد و چه بسا بهتر است این روح در راه الهی طی طریقت کند.


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

قرآن كريم، داستان های آموزنده ای دارد كه هر يك می تواند به فراخور مورد استفاده، تمثيل و درس زندگی ما قرار بگيرد. یکی از این قصه ها داستان حضرت صالح (ع) و هلاکت قوم ثمود است.

نجات صالحان و مومنان

عذاب سخت الهی همه کافران قوم صالح را در هم کوبید و به خاکستر مبدل ساخت؛ چرا که همراه صاعقه، زلزله بسیار سنگینی بود، ولی حضرت صالح (ع) و افرادی که به ایمان آورده بودند نجات یافتند. ایمان آورندگان و حضرت صالح (ع) اندک بودند. مطابق بعضی تواریخ، آن‌ها ۴ هزار نفر بودند،

همچنین در بعضی از روایات آمده پیامبر اکرم (ص) در سال نهم هجرت هنگامی که سپاه اسلام را به سوی سرزمین «تبوک» برای دفع دشمن حرکت می‌داد، در مسیر راه به سرزمین قوم ثمود رسید. سپاهیان خواستند در همان جا برای استراحت توقف کنند، اما پیامبر(ص) مانع آن‌ها شدند و فرمودند: «اینجا سرزمین قوم ثمود است که عذاب الهی بر آن‌ها فرود آمده است.»
 

پی نوشت:

قصه های قرآن به قلم روان، محمد محمدی اشتهاردی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

مرحوم آیت الله دستغیب در کتاب گناهان کبیره و در صفحه ۱۳۳ در مورد عاق والدین می گوید: ششم از گناهان کبیره عقوق والدین است؛ چنانچه حضرت رسول خدا (ص) و حضرت امیر (ع) و حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السّلام در روایاتى که در شمارۀ کبائر از ایشان رسیده به کبیره بودنش تصریح فرموده اند. از پیغمبر اکرم (ص) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک به خدا و عقوق والدین است. عاق والدین از گناهانى است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعدۀ عذاب داده شده است.

در قرآن مجید از قول عیسى بن مریم حکایت مى فرماید «که خداوند مرا نیکو کار به مادرم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد به سبب ترک نیکى به مادرم» و سبب اینکه ذکر پدر نکرده این است که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیى (ع) ذکر پدر و مادر هر دو شده است.

در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرموده:

جبار (گردنکش و ستمگر) شقى (تیره بخت) ، عصى (نافرمانى کننده و گنه کار) و به هریک از آنها وعدۀ عذاب سخت داده شده، چنانچه دربارۀ جبار مى فرماید «و نومید شد هر گردنکش کینه ورزى؛ پشت سر او است دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون آلود، جرعه اى از آن به دهان مى برد ولى نتواند فروبرد (او را گوارا نباشد) و مرگ از هر سوى به او رو آورد لیکن مردنى نیست و از پس او است عذابى سخت و انبوه».

دربارۀ شقى مى فرماید: «اما آنها که بدبختند در آتشند و ایشان را در آتش ناله اى زار و خروشى سخت باشد، در آن آتش همیشه تا آسمانها و زمین برپا است جاویدانند مگر آنچه که پروردگارت خواهد» و دربارۀ عصى مى فرماید: «و آن کس که نافرمانى خدا و پیغمبرش کند و بگذرد از مرزهاى خدا (و از حدود خویش تجاوز کند) فرو بردش در آتش که جاودان در آن باشد و عذابى خوارکننده برایش باشد»


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

 

امام علی(ع) می فرمایند:

اَلمُتَّقونَ فيها (فِى الدُّنيا) هُم اَهلُ الفَضائِل مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصادُ وَ مَشيُهُمُ التَّواضُعُ

تقواپيشگان، در دنيا اهل فضايلند، گفتارشان راست و درست، روششان ميانه ‏روى و رفتارشان متواضعانه است.

 

 

پی نوشت:

نهج البلاغه، از خطبه 184

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

چاپ پنجم کتاب «ابووصال» روایت زندگی شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شد.

شهید محمد رضا دهقان امیری متولد 26فروردین ماه سال 1374 در تهران دیده به جهان گشود. محمد رضا از نسل چهارم فرزندان حضرت روح الله (ره) بود که برای دفاع از حرم هجرت کرده و به شهادت رسید.

محمدرضا دانش آموخته دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام صادق (ع) و دانشجوی سال سوم فقه و حقوق اسلامی در مدرسه عالی شهید مطهری بود. از صفات بارز اخلاقی محمدرضا می‌توان به خوش خلقی و خلوص نیت در انجام وظایف دینی و امور خیر اشاره کرد.

در تاریخ 21 آبان ماه سال 1394 با عنوان بسیجی تکاور راهی سوریه شد و همزمان با آخرین روزهای ماه محرم الحرام در نبرد با تروریست‌های تکفیری در حومه حلب طی عملیات محرم خلعت شهادت پوشید و در تاریخ 25 آبان در امامزاده علی اکبر چیذر به خاک سپرده شد.

کتاب «ابو وصال» اولین کتاب از مجموعه مدافعان حرم انتشارات شهید کاظمی است که با اقبال خوانندگان روبه‌رو شده است. کار تدوین خاطرات و زندگی‌ این شهید والامقام را محدثه علیجان‌زاده روشن برعهده داشته است و خاطرات این شهید را در قالب کتاب گردآورده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «یک سال فقط یک کارت برای ورود به بیت رهبری دادند. من اصرار داشتم که محمدرضا برود. بعد از مشورت، او انتخاب شد. خواهرش می‌خواست که او را بفرستم اما نمی‌شد. تا فهمید که رضایت دادیم برود، سر از پا نمی‌شناخت. دوم دبیرستان بود. اولین بارش بود که تنها می‌رفت. وقتی از بیت برگشت، چشم‌ها و صورتش قرمز شده بودند. از روحیاتی که در او می‌شناختم،‌مطمئن بودم که مسیر بیت تا خانه را گریه کرده و از دیدن چهره رهبر منقلب شده است. هر چه اصرار کردیم از فضای آنجا بگوید و دلیل گریه‌هایش چیست، اما یک کلام هم حرف نزد. پافشاری ما را که دید با حالت شوخی گفت: شیر کاکائو و کیکش خیلی خوشمزه بود!»

«هدیه تولد برایم یک رم هشت گیگ خرید. تلاش کرده بود با سلیقه کادو پیچ کند اما این طور نبود. هدیه را که باز کردم یک تکه کاغذ لای آن بود. چند بیت شعر بود که قافیه مهدیه داشت، با تعجب پرسیدم دو بیتی با قافیه اسم من گفتی؟! ملتمسانه از من خواست تا صدایش را در نیاورم، شعر یکی از دوستانش بود که برای همسرش سروده بود و همنام من بود.»

چاپ پنجم کتاب «ابووصال» با طرح جلد متفاوت در ۱۳۴ صفحه با قیمت ۸ هزار تومان از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شده است.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حاج جواد حیدری، مدیرعامل مجمع شاعران اهل بیت(ع) درباره برنامه‌های این مجمع در سال جاری گفت: یکسری کارهای روتین در مجمع شاعران اهل بیت(ع) انجام می‌دهیم، مانند نقد کتاب که برای نخستین بار نقد کتاب اشعار آئینی را در این مجمع برگزار کردیم و حدود 10 جلد از این کتاب‌ها را با حضور اساتید نقد کردیم. اردوی منطقه ای شعرای جوان چهار استان خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوی و سمنان را در مشهد اجرا کردیم، دو کنگره جامه دران که ویژه نوحه در ایام فاطمیه و محرم برگزار کردیم و در این راستا اردوی آموزشی نیز برگزار شد. اختتامیه «جامه دران» فاطمی با همکاری شهرداری منطقه 5 تهران و اختتامیه سومین «جامه‌دران» نیز با کمک مؤسسه «بی‌پلاک» در منطقه 18 تهران برگزار شد. پنجمین کنگره شعر فاطمی «18 سال نوری» را داشتیم، بررسی دوره‌های شعر فاطمی توسط امیری اسفندقه، بررسی شعر مناجات در شعر فارسی، کلاس‌های مضمون‌یابی در ادعیه و مناجات و مقتل با حضور شعرای جوان، واژه‌های شکسته و آهنگ اشک از برنامه‌های دیگری است که در سال جاری از سوی مجمع شاعران اهل بیت(ع) برگزار شد.

وی با اشاره به اینکه بیشتر برنامه‌های این مجمع در حوزه آموزش، آسیب‌شناسی و نقد بوده است، عنوان کرد: در حوزه پژوهش نیز فعالیت‌هایی را انجام دادیم که تدوین درسنامه شعر برای شعرای دانش‌آموز، درسنامه شعر آئینی در دست انجام  است؛ چرا که اغلب کتاب‌هایی که در رابطه با شعر وجود دارد که صرفاً مربوط به شعر فارسی است و مخصوص شعر آئینی، خط قرمزهای آن، حدود و صغور آنها وجود ندارد که در همین راستا کتاب درسنامه شعر آئینی تألیف و تدوین می‌شود.

حیدری در ادامه به چالش‌های حوزه شعر آئینی اشاره کرد و گفت: با جستجوی معمولی و نه حرفه ای در اینترنت متوجه شدیم که در سال 1394، حدود 100 کنگره شعر ملی با موضوعات مختلف برگزار شده است و وقتی خروجی این کنگره‌ها را رصد کردیم، غیر از شعرخوانی و اهدای جوایز و ... خروجی دیگری نداشته است و یا کنگره شعر مقاومت از سوی معاونت فرهنگی منطقه آزاد برگزار شده که  هیچ ارتباطی به آنها نداشته و عنوان هم شده که حدود 800 میلیون هزینه کرده‌اند، برای آموزش و پژوهش در این عرصه کاری انجام نمی‌شود و متأسفانه همه آسیب شناس هستند و کسی نمی‌آید در این عرصه سرمایه‌گذاری کند و ما به همه مراکز فرهنگی، مسئولان نهاد و سازمان‌ها مراجعه کردیم اما همکاری خوبی را در این زمینه شاهد نبودیم.

 وی افزود: ما دو مشکل اساسی در رابطه با موضوع شعر آئینی داریم که یکی مربوط به تأمین هزینه‌ها است و دیگری مکان مستقر و مناسب، برای اینکه نکته ای که مقام معظم رهبری در رابطه با پاتوق سازی فرمودند که شعرا دور هم جمع شوند و در دیدار سال 90 آقا جان قدسی مشهدی را مثال زدند که وقتی محیطش تغییر یافت از یک شاعر مذهبی دینی به شاعری تبدیل شد که اراجیف می‌گفت؛ از این رو محیطی که شاعران باید در آن رشد کنند اهمیت ویژه ای دارد و آموزش‌هایی که برگزار کردیم  به ویژه در شهرستان‌ها، بسیار مؤثر بوده است، اما کسی دلسوزی نمی‌کند و حضرت آقا نیز در جلسه شعر نیمه رمضان سال گذشته نیز فرمودند که از ارشاد و سازمان‌ها و نهادهای دیگر آبی گرم نمی‌شود و اینها نباید کار عملیاتی انجام دهند، بلکه باید کار ستادی انجام دهند و حمایت کنند؛ از این رو ما کاری را در مجمع شاعران اهل بیت(ع) متوقف نکردیم، اما سرعتمان می‌تواند بیش از این باشد.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه طی دو سال اخیر مقام معظم رهبری بر کارهای علمی در حوزه مداحی و گفتمان‌سازی تأکید کردند، مجمع شاعران اهل بیت(ع) در این زمینه چه اقدامی انجام داده است، بیان کرد: مهمترین کاری که برای انجام آن تلاش می‌کنیم، تولید اشعار فاخر آئینی است، ما مثلاً جلسات مضمون‌یابی، فرم، محتوا و ... را برگزار می‌کنیم. شعرایی که آئینی سرا هستند، اغلب براساس منویات رهبری اقدام به سرودن شعرهای خود می‌کنند و ما نیز در برنامه‌های خود تلاش می‌کنیم، بر همین اساس برنامه‌ریزی می‌کنیم، اما متأسفانه در کشورمان، کمترین اهمیت به منویات رهبری به ویژه در حوزه شعر داده می‌شود و کسی از مسئولان را نمی‌توانید بیابید که همانند مقام معظم رهبری به شعر تا این اندازه وقت بگذارد، آن هم شعر آئینی که بیشترین مخاطب را دارد.

حیدری ادامه داد: در بحث علمی شدن، کتاب‌های بسیاری در این حوزه چاپ کردیم و این کتاب‌ها در رشته‌هایی چاپ شده که برای اولین بار بوده، نظیر بهداشت، طب حنجره در طب سنتی، روانشناسی در ستایشگری، جامعه‌شناسی در فرهنگ سازی هیئات مذهبی و ... ورود خوبی داشتیم و بیشتر این کارها در مؤسسه قدیم الاحسان دنبال می‌شود.

در ادامه درباره اضافه شدن رشته ستایشگری در دفترچه کنکور امسال دانشگاه جامع علمی و کاربردی گفت: با وجود اینکه تز تأسیس دانشکده مداحی را از هفت، هشت سال پیش تیم مؤسسه قدیم الاحسان عنوان کردند، اما زمانی که متوجه شدیم این دانشکده در حال تأسیس است ورود نکردیم؛ چرا که تولید محتوایی در این زمینه انجام نشده است و در حال حاضر نیز جاهایی که این دانشکده تأسیس می‌شود، از کتاب‌های ما استفاده می کنند، این کار خوب است اما باید نواقص و آفاتش شناسایی شود تا فراگیر نشود، چرا که اگر مداحی به عنوان شغل مطرح شود و به مدرک‌گرایی بیفتد اخلاصی که در مداحی وجود دارد، از بین خواهد رفت. وگرنه از لحاظ علمی اشکالی ندارد و پایان‌نامه‌های خوبی در این زمینه نوشته شده و جای کار بسیاری در حوزه شعر آئینی و مداحی وجود دارد که باید احصا و شناسایی شود.

مدیرعامل مجمع شاعران اهل بیت(ع) به برنامه‌های مهم سال آینده اشاره کرد و گفت: مهمترین برنامه‌هایی که در سال آینده تدوین شده، می‌توان به اردوی آموزشی کنگره سراسری شعر بانوان آئینی، هفتمین و هشتمین اردوی آموزشی منطقه‌ای، اردوی نخبگان، همکاری و ارتباط با حلقه‌های تشرف که مربوط به آستان قدس رضوی است، همکاری با آستان قدس رضوی در راستای راه‌اندازی رواق دعبل که قرار است هفته‌ای یک شب یک رواق خاص، ویژه شعرخوانی شعرای اهل بیت(ع) باشد، برگزاری چهارمین «جامه‌دران»، ششمین کنگره هجده سال نوری، اولین دوره کنگره شعر انتظار با همکاری بنیاد مهدویت و کلاس‌های نقد شعر اشاره کرد.

 

منبع: دعبل

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

محمود از طفوليت علاقه خاصي به مداحي داشت و خودم هم او را به مجالس روضه مي‌بردم. از وقتي زبان باز كرد با خودش نوحه زمزمه مي‌كرد هيچ وقت نمي‌گفتم چرا مي‌خواني، همیشه تشويق مي‌كردم.از خدا خواستم محمود سالم باشد و نوكري اهل‌بيت(علیهم‌السلام) را بكند. شكر خدا و ائمه را مي‌كنم چنين نفسي به حاج محمود داده است.

عقیق:میهمانی ویژنامه نوروزی ما در خانه‌اي كوچك و ساده در محله تسليحات است. روزهاي پاياني سال است و حاج خانم مشغول خانه‌تكاني؛ با اين حال با گشاده رویی پذيراي ما مي‌شود.شباهت ظاهري  مادر و پسر متعجبم می کند حتي لحن صحبت كردنش هم شبيه حاج محمود است.روي ديوار عکس همسر و فرزند شهیدش كنار هم قاب شده‌اند و حاج محمود هم با كلاه معروفش يك پله پايين‌تر طوري در قاب است كه گويي عميقا پدر و برادر را نظاره مي‌كند. در هفته های پایانی سال روز مادر بهانه خوبي بود تا سراغ مادر مداحی برویم که امسال نوحه هایش حسابی گل کرد حاجيه خانم «زهرا نگهداري» که بیش از 7 دهه از عمرش می گذرد همسر شهيد نقي و مادرشهيد داود و مداح اهل‌بيت(علیهم‌السلام) حاج محمود كريمي است. اواز مادرانه‌هايش برایمان گفت و ما هم نوشتیم.

 

نان و نمك آيت‌الله بروجردي

دوست دارد حاج خانم كريمي صدايش كنيم. اصالتا شيرازي است و سال 1342 زماني كه فقط 14 ـ‌ 13 سال داشت، با حاج نقي كريمي ازدواج كرده است. حاج نقي معمار بوده و حاصل اين ازدواج پنج پسر است كه شهيد داود اولين و حاج محمود فرزند دومشان است. از همان اول ازدواج در محله‌هاي وحيديه و تسليحات ساكن مي‌شوند و البته 10 سال هم ساكن شاهين‌شهر اصفهان بوده‌اند. با افتخار از همسر شهيدش تعريف مي‌كند: «اخلاق حاج نقي نه تنها با من بلكه با فرزند، پدر و مادر، خواهر و مادر و خانواده من زبانزد فاميل بود. ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) و قبل از انقلاب سه بار به كربلا شرفياب شده بود و ارادت خاصي به اهل‌بيت(علیهم‌السلام) داشت. سه‌شنبه‌هاي هرهفته به مسجد جمكران مي‌رفت و در قم خدمت آيت‌الله بروجردي مي‌رسيد گاهي از منزل آيت‌الله بروجردي نان و نمك را به عنوان تبرك براي ما مي‌آورد. چه پيش و چه بعد از پيروزي انقلاب در تمام راهپيمايي‌ها شركت مي‌كرد و من و بچه‌ها را هم همراه خودش مي‌برد. بعدها فرمانده سپاه شاهين‌شهر اصفهان شد و اولين اعزامش به كردستان بود. آخرين اعزامش 13اسفند 1360 بود و چهارم فروردين 1361 در عمليات فتح‌المبين در دشت عباس، خدا به ما عيدي داد و جاويدالاثر شد. اين بهار 36 سال از آن اتفاق گذشته است.»

گمنام تويي خوشنام تويي!

حاج خانم را به سال‌هاي قبل برده‌ايم.خاطرات یکی یکی در ذهنش جان می گیرد: «از در كه وارد مي‌شد اول به سراغ پدر و مادر و بچه‌هاي يتيم خواهرش مي‌رفت.آخرين بار كه مي‌خواست به جبهه برود گويا مي‌دانست كه برنمي‌گردد به من گفت: بچه‌ها را حسيني بار بياور و نگذار اسلحه من زمين بماند. مي‌گفتم من جهاد خانه‌ام و تو جهاد بيرون اما ثوابش نصف. 32 سالم بود و حسين پنج ماهه و داود 15 ساله بود. ديده بودند كه اسير شده است؛ پنج سال اسير بود من 150 نامه به صليب سرخ نوشتم اما جوابي نیامد. در كمپ با حاج آقا ابوترابي بودند . گويا شب عاشورا مداحي مي‌كند او و حاج‌آقارا مي‌برند و بعد از آن دیگر از او خبري نمی شود. 20 سال طول كشيد تا شهادتش قطعي شد حاج محمود مي‌گفت به بچه‌ها اميد نده كه برمي‌گردد. دلم مي‌گفت برنمي‌گردد آزاده‌ها كه آمدند كاملا قطع اميد كرديم و يك مجلس ختم سبك گرفتيم. نه مزاري دارد و نه سنگ قبري؛ زيبايي‌اش در جاويدالاثر بودنش است: گمنام تويي خوشنام تويي!»

 تاثیر لقمه حلال پدر

حاج خانم كريمي در لابه لای خاطراتش  به نكته مهمی در تربيت بچه‌ها اشاره مي‌كند که ثمره لقمه حلال پدر بوده است: «اين‌كه بچه‌ها به راه اهل‌بيت(علیهم‌السلام) رفته‌اند حاصل مراقبت‌هايي بود كه پدرشان داشت. قوانين خاصي در خانه داشتیم مثلا روزهاي يكشنبه نه مهماني مي‌رفتيم نه كسي به منزل ما مي‌آمد. شب كه از سركار مي‌آمد به من و بچه‌ها كتاب‌هايي كه مناسب سن هركداممان بود مي‌داد و ما يك هفته فرصت داشتيم تا اين كتاب را بخوانيم و هفته بعد از ما سوال مي‌كرد و جايزه مي‌داد. زماني كه به سفر مي‌رفتيم پدرشان با زبان شيريني قصه‌هاي مذهبي و قرآني تعريف مي‌كرد و بچه‌ها مي‌گفتند: دوباره دوباره. به‌جز اينها لقمه پاك و حلال خيلي اثر دارد مراقبت از لقمه‌اي كه بچه‌ها مي‌خوردند، خيلي مهم بود. پدرشان به صله رحم اهميت مي‌داد اما اگر مهماني دعوت بوديم و مي‌خواستيم خانه دوست يا قوم و خويشي برويم كه احتمال مي‌داد خمس و زكات نداده باشد و لقمه شبه‌دار باشد، قبل از رفتن رد مظلمه اش را کنار مي‌گذاشت  همه‌ اینها تاثير دارد. لقمه پاك و حلال خيلي اثر دارد. موقعي هم شير مي‌خوردند با خودم به مجالس روضه مي‌بردم. برای بزرگ شدن بچه‌ها بايد حواسمان به خیلی مسائل باشد.»



شهید نقی کریمی همسر حاجیه خانم نگهداری در کنار همرزمان/نفر سوم ایستاده از سمت راست

مداحی در خانواده ما مورثی است

مادر مثل تمام مادرها پسردوست است و با عشق و علاقه خاصي از حاج محمود تعريف مي‌كند:«به نوعي صدا در خانواده ما موروثي است. پدر و پدربزرگ و همسرم ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) بودند. قبل از شهادت پدرش مدام در خانه هیئت داشتیم؛ شب‌هاي جمعه كميل، صبح جمعه دعاي ندبه و عصر جمعه دعاي سمات برقرار بود. اگر دعاي كميل نداشتيم پدرش براي خانواده مي‌خواند در خانه ما هميشه هيئت 6ـ5نفره برقرار بود. شوهرم هرجا هيئت مي‌رفت دست بچه‌ها را مي‌گرفت و با خودش مي‌برد. محمود از طفوليت علاقه خاصي به مداحي داشت و خودم هم او را به مجالس روضه مي‌بردم. از وقتي زبان باز كرد با خودش نوحه زمزمه مي‌كرد هيچ وقت نمي‌گفتم چرا مي‌خواني، همیشه تشويق مي‌كردم. از خدا خواستم محمود سالم باشد و نوكري اهل‌بيت(علیهم‌السلام) را بكند. شكر خدا و ائمه را مي‌كنم چنين نفسي به حاج محمود داده است. بچه‌ها خودشان به مداحي علاقه‌مند بودند. يادم است پدرشان يك راديو ضبط كوچك خريده بود و دائم نوار كافي و قرآن گوش مي‌دادند. داود و محمود بچه بودند و گاهي سرضبط دعوايشان مي‌شد و بالاخره پدرشان برايشان دو تا ضبط خريد گاهي به محمود اشاره مي‌كرد و مي‌گفت: آنچه كه من مي‌خواهم اين مي‌شود!»

ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) حسابش جداست

آرامش خاصي در چهره حاج خانم موج مي‌زند و از روزهايي كه بر او گذشته گلايه‌اي ندارد، مي‌گويد: «همه مي‌گويند: پسر بزرگ كردن سخت است اما من مي‌گويم اصلا سخت نيست پسرهايم اصلا اذيت نكردند هرچند پدر و برادر بزرگشان نبودند اما بچه‌ها خستگي را از تن من در آوردند. به حاج محمود هم گفته‌ام: براي مادر، بچه با بچه فرق نمي‌كند اما دهاني كه براي امام حسين(علیه‌السلام) باز مي‌شود، حسابش جداست. اصلا ذاكر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) حسابش جداست. هنوز هم وقتي حاج محمود مي‌خواند ذوق مي‌كنم. ده بار هم تكرار كند، باز گوش مي‌كنم. همه نوحه‌ها را دوست دارم؛ حسين عشق مني را خيلي دوست دارم. در محل و همه جا من را به نام حاج محمود مي‌شناسند. افتخارم اين است كه به خاطر اهل‌بيت(علیهم‌السلام) مي‌خواند. محمدم هم همين‌طور است. يك ياعلي حاج محمود را با دنيا عوض نمي‌كنم. موجب افتخار ماست. سومين سفرم به كربلا با حاج محمود خيلي به يادماندني بود. با تمام مشغوليت‌هايش هفته‌اي يكي دوبار به من سر مي‌زند اما محرم و فاطميه از او  توقع ندارم گاهي هرروز زنگ مي‌زند يك وقت‌هايي كه از هيئت مي‌آيد اگر گذرش به محل بيفتد و ببيند چراغ خانه‌ام روشن است درمي‌زند و من را مي‌بيند و مي‌رود.»



شهید داودکریمی فرزند حاجیه خانم نگهداری در کنار همرزمان/نفر اول ایستاده از سمت چپ

داود گفت؛من شهید می شوم

حاج خانم نگاهش را به عکس داود می اندازد. پسری که شهید شد تا افتخار بزرگی نصیب مادر کند. او مي‌گويد:«پدرش خيلي به بچه‌ها بها مي‌داد، يادم مي‌آيد منزل يكي از اقوام مهمان بوديم محمود را پيش‌نماز كرد. محمود بچه بود در قنوت خواند: اللهم ارزقنا شهادت! بعد از نماز پدرش بغلش كرد و بوسيد اما داود به محمود مي‌گفت: كلمه را تو گفتي اما لقمه‌اش را من مي‌خوردم(يعني من شهيد مي‌شوم) بعد از شهادت شوهرم، آقا داود حكم پدر را براي بچه‌ها داشت، اما مدام جبهه بود. حواسش به درس و نماز اول وقت بچه‌ها بود. گاهي پيش‌نماز مي‌ايستاد و بچه‌ها پشت سرش نماز مي‌خواندند. يكبار نديدم نماز شبش قضا شود. پسرها سرشان تو كتاب و مسجد بود. داود گاهي مي‌آمد قابلمه غذا و سفره نان را برمي‌داشت و براي بچه‌ها به مسجد مي‌برد. هنرستان آزادي فلسطين رشته تاسيسات درس مي‌خواند. شناسنامه‌اش را دو سال بزرگ كرد و از پايگاه شهيد بهشتي اعزام شد.  به حاج محمود وصيت كرده بود كه در مراسمش او نوحه بخواند . وقتي خبر شهادت داود را دادند محمود خودش پاي تلفن بود كه گفتند چند تا از گل‌هاي مسجد پرپر شدند و اسامي را مي‌گويد و محمود همه را گوش مي‌كند و آخرش مي‌گويد: داود داداش من است. »داود 21 دي ماه 1365 در شلمچه به همراه 11 نفر از بچه‌هاي اين محل شهيد شد.


حسين سرباز ره دين بود

محرم امسال  نوحه های قدیمی بسیاری توسط مداحان بازخوانی شد ، نواهای ماندگار که  هیچ وقت رنگ کهنگی به خود نگرفته است.يكي از  این نوحه‌ها «حسين سرباز ره دين بود» بود كه حاج محمود بازخواني و خوشبختانه خيلي خوب گل كرد. اما اين نوحه از كجا آمده و شاعرش كي بوده است؟ شاعر اين نوحه «علي‌اكبر خوشدل تهراني» از روحانيون و شاعران مشهور تهران در سده اخير است و ديوان اشعار او بارها چاپ شده است. او سال 1293 خورشيدي در تهران به دنيا آمد و مادرش كاشاني و پدرش كرمانشاهي بود. خوشدل بعد از تحصيلات علوم قديمي نزد افرادي چون شيخ علي رشتي، تحصيلات كلاسيك را طي كرد.خوشدل بعدها به سياحت عراق، مصر، تركيه، حجاز، افغانستان، پاكستان و هندوستان پراخت. او پس از آن در تهران ماندگار شد  به شعر و شاعري پرداخت. علي‌اكبر خوشدل در غزل و قصيده و قطعه و مثنوي شعر مي‌سرود و بيشتر به عنوان يك شاعر مذهبي و آييني و مديحه‌سرا شناخته شده است. خوشدل در غزل‌گويي ماهر است و به سبك هندي تمايل دارد و مدح‌ها و مرثيه‌هايي هم در مدح امامان شيعه سروده است. آثار او عمده‌الاسرار و ديوان شعر است. حسين سرباز ره دين بود/ حسين قرباني آيين بود/ عاقبت حق‌طلبي اين بود/ از سر ني داد، خوش اين ندا سر/ الله اكبر الله اكبر...... اين نوحه مرحوم خوشدل شش بند دارد و سرلوحه نوحه‌خواني بسياري از هيئت‌هاي تهران بوده است. ضمن آن‌كه شعر معروف «بزرگ فلسفه قتل شاه دين اين است/ كه مرگ سرخ بِه از زندگي ننگين است» هم متعلق به همين شاعر است كه روي بيرق اغلب هيئت‌ها درج شده بود و حتي بعضي از دسته‌هاي عزاداري با همين نشان در راهپيمايي‌هاي انقلاب شركت كردند. خوشدل عاقبت دوم مهرماه 1365 درگذشت و در آستانه شيخ صدوق در شهرري به خاک سپرده شد. 

 

منبع: چهارده

نشريه مشترك موسسه قدس و سايت عقيق
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت الله العظمی مظاهری با تأکید بر استفاده از ظرفیّت فضای مجازی برای توسعه سبک زندگی اسلامی گفت: پرداختن به این موضوع، در سطوح مختلف تعلیم و تربیت، اعمّ از آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیّه و سایر نهادهای آموزشی و تعلیمی، مورد توجه برنامه‌ریزان و تدوین‌کنندگان کتب درسی و نیز معلّمان و اساتید گرامی باشد.
آیت الله العظمی حسین مظاهری، از مراجع تقلید برای جشنواره «کتاب سال سبک زندگی اسلامی» پیامی صادر کرد که در ادامه متن آن را ملاحظه می فرمایید؛

 

بِسْمِ  اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم

قال‌الله سُبحانَه و تَعالی: «مَنْ‏ عَمِلَ‏ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون»

برگزاری جشنوارۀ کتاب سال سبک زندگی که با هدف ترویج گفتمان حیات طیّبه، طراحی و اجرا گردیده است، حرکتی شایسته و درخور تقدیر است؛ هم از آن جهت که به آگاهی‌بخشی جامعه در موضوع بسیار مهم و بنیادین سبک زندگی اسلامی، کمک می‌کند، و بی‌هیچ تردیدی ما در این حوزۀ با اهمیّت، به ارتقاء سطح آگاهی‌ها و تعمیق دانسته‌ها و یافته‌ها، همواره و به شدّت محتاجیم؛ و هم از آن حیث که فعّالان و پدید‌آورندگان این عرصه باید به طور خاصّ، تشویق گردند، و این جشنواره، زمینۀ مناسب این اکرام را فراهم می‌سازد.

مسألۀ سبک زندگی اسلامی با منطق قرآنی حیات طیّبه، از مسائل ویژه‌ای است که توجه و اهتمام به آن، چه از حیث نظری و علمی و چه از بعد عملی و رفتاری، باید جزء نیازهای ضروری و دارای اولویّت ما و جامعۀ اسلامی، تلقی شود و رشد اعتلای آن در همۀ فضای زندگی فردی و اجتماعی، وجهۀ همّت همه‌جانبه قرار می‌گیرد.

در این راستا باید:

اولاً: پرداختن به این موضوع، در سطوح مختلف تعلیم و تربیت، اعمّ از آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیّه و سایر نهادهای آموزشی و تعلیمی، مورد توجه برنامه‌ریزان و تدوین‌کنندگان کتب درسی و نیز معلّمان و اساتید گرامی باشد.

ثانیاً: رسانه‌ها عموماً و رسانۀ ملّی خصوصاً دربارۀ این موضوع، به نحو علمی و جذّاب و با بهره‌گیری از ابزار هنر و ظرفیّت‌های مثبت رسانه‌ای، تلاش و کوشش نمایند و به طور خاصّ، تولیداتی را که به تعمیق و ارتقای سطح اخلاقی و رفتاری مخاطبان می‌انجامد و هنر زندگی را در ابعاد گوناگون، بدان‌ها آموزش می‌دهد، وجهۀ اهتمام جدّی قرار دهند.

ثالثاً: از ظرفیّت فضای مجازی که تأثیر و تسلّط آن، در دوران ما، بر اقشار گوناگون اجتماع، محل تردید نیست با برنامه‌ریزی و هنرمندی استفاده شود و سبک زندگی اسلامی با تکیه بر تعالیم حیات‌بخش قرآن کریم و عترت طاهره«علیهم‌السّلام» در قالب‌های مناسب به مخاطبان خصوصاً نسل جوان، از دختران و پسران، القاء گردد.

مجموعۀ این کارها در کنار سایر اقداماتی که در این راستا می‌باید طراحی و اجراء شود، می‌تواند به تدریج، به نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی در جامعۀ بزرگ ما، کمک نماید؛ و مسلّماً اگر از این‌گونه برنامه‌ریزی‌های علمی و اقدامات عملی، به هر دلیل، غفلت شود، در فضای آشفتۀ روزگار معاصر، اندیشه‌ها و برنامه‌های دیگری بر ذهن و ضمیر و کردار و گفتار جامعۀ ما، غلبه و تسلّط خواهد یافت و آنگاه، هم ذائقۀ فرهنگی ملت ما، به کلّی تغییر خواهد نمود و هم اتّکاء و اعتماد آنان به باورها و ارزش‌های دینی، تضعیف خواهد شد.

از این‌رو رسالت همۀ فعّالان در عرصۀ فرهنگ، اعمّ از فرهنگ علمی و فرهنگ هنری و فرهنگ عمومی، رسالتی بسیار خطیر و با اهمیّت و در عین حال، ظریف و شکننده است که باید با دقت هرچه تمام‌تر و توجه کامل به ابعاد مختلف، در این ساحت و میدان جهادآمیز، حرکت نمایند و به امید خداوند زمینه‌های رشد و گسترش و تعمیق هرچه بهتر و بیشتر سبک زندگی اسلامی بر منطق حیات طیّبه را با تکیه بر آموزه‌های انسان‌ساز و جامعه‌پرداز قرآن کریم و روایات اهل‌بیت عصمت و طهارت«علیهم‌السّلام» و با به‌کارگیری علوم مختلف، فراهم سازند. ان‌شاء‌الله.

جشنوارۀ کتاب سال سبک زندگی نیز برای پیشبرد این هدف متعالی، جایگاهی مناسب و شایسته است و ابتکار سازنده‌ای است که می‌تواند در این راستا به یک اتفاق فرهنگی تأثیرگذار تبدیل گردد. از همۀ مسئولان و متصدّیان این جشنواره و از تمام پدیدآورندگان آثار، صمیمانه تشکر و قدردانی کرده و توفیق همگان را مسألت می‌کنم.

حسین‌المظاهری

21 / جمادی‌الثّانی / 1439

19 / اسفند / 1396



منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

این برخوردها، نشانه‏ ى معرفت هر كس نسبت به فلسفه‏ ى مصایب و سختى‏هاست. همانگونه كه كودك، از خوردن پیاز تند، بى ‏تابى مى‏كند و نوجوان تحمّل مى‏ كند، ولى بزرگسال پول مى‏ دهد تا پیاز خریده و بخورد.
 
 
استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه 156 سوره بقره پرداخته است.

آيه:                 

الَّذِينَ إِذَا أَصَبَتْهُمْ مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ‏

ترجمه:            

(صابران) كسانى هستند كه هرگاه مصیبتى به آنها رسد، مى‏گویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوى او باز مى‏گردیم.

* نکته ها                     

صابران، به جاى خود باختگى و پناهندگى به دیگران، تنها به خدا پناه مى‏برند؛ زیرا از دید آنها، تمام جهان كلاس درس و میدان آزمایش است كه باید در آن رشد كنیم.

دنیا جاى ماندن نیست، خوابگاه و عشرتكده نیست و شداید و سختى‏ هاى آن نیز نشانه‏ى بى‏مهرى خداوند نیست. ناگوارى‏ها براى آن است كه زیر پاى ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حركت كنیم، بنابراین در تلخى‏ها نیز شیرینى است. زیرا شكوفا شدن استعدادها وكامیابى از پاداش‏هاى الهى را بدنبال دارد.

مصیبت‏ هایى كه از طرف اوست، تصرف مالك حقیقى و خداوند در مملوك خود است. اگر انسان بداند كه خداوند حكیم و رحیم است و او نیز بنده‏اى بوده كه قبلاً هیچ نبوده؛ «لم یك شیئاً» [مریم، 67] و حتّى بعد از مراحلى هم چیز قابل ذكرى نبوده است؛ «لم یكن شیئاً مذكورا» [انسان، 1] خواهد پذیرفت كه من باید در اختیار او باشم. او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حیوان و از مرتبه‏ى حیوانیّت به انسانیّت سوق داده و این حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است. همانگونه كه ما دانه‏ى گندم را زیر فشار، آرد مى‏كنیم و بعد نیز در آتش تنور، تبدیل به نان مى‏كنیم تا مراحل وجودى او را بالا بریم.

شعار صابران «انّا لِلّه و انّا الیه راجعون» است. در حدیث مى‏خوانیم: هرگاه با مصیبتى مواجه شدید، جمله‏ى «انّا لِلّه و انّا الیه راجعون» را بگویید. [درّالمنثور، ج‏1، ص‏377]

گفتن «انّا لِلّه» و یاد خدا به هنگام ناگوارى‏ها، آثار فراوان دارد:

الف: انسان را از كلام كفر آمیز و شكایت باز مى‏دارد.

ب: موجب تسلیت و دلدارى و تلقین به انسان است.

ج: مانع وسوسه‏ هاى شیطانى است.

د: اظهار عقاید حقّ است.

ه : براى دیگران درس و الگو شدن است.

مردم در برابر مشكلات و مصایب چند دسته‏اند:

الف: گروهى جیغ و داد مى‏كنند. «اذا مسّه الشّر جزوعاً» [معارج، 20]

ب: گروهى بردبار و صبور هستند. «و بشّر الصابرین»

ج: گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند. «اللّهم لك الحَمد حَمد الشّاكرین لَك على مُصابهم» [فقره آخر زیارت عاشورا]

این برخوردها، نشانه ‏ى معرفت هر كس نسبت به فلسفه‏ ى مصایب و سختى‏هاست. همانگونه كه كودك، از خوردن پیاز تند، بى‏تابى مى‏ كند و نوجوان تحمّل مى‏ كند، ولى بزرگسال پول مى‏دهد تا پیاز خریده و بخورد.

* پيام ها                      

1- ریشه‏ ى صبر، ایمان به خداوند، معاد و امید به دریافت پاداش است. «الصّابرین الّذین ... قالوا انّا للّه و انّا الیه راجعون»


منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 | | نویسنده : گمنام

امام علی (ع) می فرمایند:

قَليلُ الحَقِّ يَدفَعُ كَثيرَ الباطِلِ كَما اَنَّ القَليلَ مِنَ النّارِ يُحرِقُ كَثيرَ الحَطَبِ

اندكى حقّ، بسيارى باطل را نابود مى‏ كند، همچنان كه اندكى آتش، هيزم‏هاى فراوانى را مى‏ سوزاند.

 

پی نوشت:

غررالحكم، ح 6735 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 | | نویسنده : گمنام

مرور زندگی اسوه اخلاق آیت ­الله میرزا باقر زنجانی که با اخلاص و ساده ­زیستی­ خود، خاطرات خوشی را بر جا نهاده و صفابخش دلهای بااراده است.

او در سال ۱۳۲۱ قمری در زنجان متولد شد. خواندن و نوشتن را در مکتب‌خانه آموخت وپس از آن به حوزه زنجان رفت. محمدحسن زنجانی(سعید)، میرزا عبدالرحیم­ طارمی زنجانی، خوئینی زنجانی و شیخ زین العابدین زنجانی از جمله اساتید ایشان در حوزه زنجان بودند و او را چنان در اخلاق و دانش تربیت نمودند که خود مدرس کتب سطح گردید.

سفر به عتبات

در سال ۱۳۳۸ قمری و پس از وفات پدر با فضیلتش به عراق رفت. درکربلا ساکن شد و تا زمان وفات آیت­ الله میرزا محمدتقی شیرازی در آنجا مشغول فراگیری علم بود. سپس به حوزه کهنسال نجف رفت و در جوار امام متقیان خوشه­ چین خرمن فضل اکابری چون آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، میرزا محمدحسین غروی، شیخ اسماعیل غروی محلاتی و میرزای نائینی شد.

سیمای تدریس میرزا

آیت الله میرزا باقر زنجانی تا آخر عمر شریفش مشغول تدریس خارج­ فقه و اصول بود. صاحب گنجینه دانشمندان می‌نویسد: مرحوم آیت­ الله زنجانی، متجاوز از چهل سال در حوزه نجف تدریس داشتند و صدها مجتهد و فاضل و نویسنده از حوزه ه­اش بیرون آمدند.

یکی از شاگردان ایشان آیت ­الله یحیی عابدی می‌نویسد: "از آنجا که ایشان شهریه پرداخت نمی‌کرد، شاگردانش فقط برای درس می‌آمدند؛ یعنی تنها غرض شاگردان، کسب علم وتحصیل بود. محبت ایشان به شاگردان نیز فراوان بود." از شاگردان برجسته ایشان می‌توان به حضرات آیات سیدمرتضی نجومی کرمانشاهی، میرزا جواد تبریزی، شیخ حسین وحیدخراسانی، سیدمصطفی خمینی و سیداحمدمُهری زنجانی اشاره نمود که برخی از آنها بعدها خود عَلم مرجعیت را به دست گرفتند.

اخلاق حسنه

میرزا قامتی بلند وقیافه­ای موزون و نورانی داشت. عالمی با صفا وسلیم النفس و رقیق القلب بود. او روزهای پنجشنبه روضه داشت و خود برای حاضران چای می­آورد.

زندگی اش بسیار زاهدانه بود و در این رابطه استاد یحیی عابدی می­نویسد: "تا این اواخر خانه‌ای از خود نداشت. از طنزهای علمی ولطیف خوشش می‌آمد و اخلاقی خودمانی داشت و ملاقات بااو آسان بود."

امتناع از مرجعیت

او پیوسته از مرجعیت گریزان بود و هیچ‌گاه نپذیرفت که فتواهایش منتشر شود. پس از وفات آیت ­الله العظمی حکیم بسیاری از علما و فضلای نجف خواستار انتشار رساله عملیه ایشان بودند که آیت ­الله زنجانی قبول نفرمود وگفت: من توانایی اداره حوزه را ندارم.

در ملاقات دیگری که در صحن مطهر حضرت امیرالمومنین (علیه­السلام) انجام شد با ناراحتی به شخص داعی گفته اند: فلانی دست از سر من پیرمرد بردارید که من آفتاب لب بام هستم.

آثار مکتوب

از قلم آن فرزانه جامع­ الاطرف آثار فاخری در علوم مختلف بخصوص فقه و اصول به­ ظهور رسیده که "تنقیح القواعد در اصول، حاشیه بر عروه الوثقی، حاشیه بر فرائدالاصول و مکاسب شیخ انصاری، رساله در نیت، کشکول در هشت جلد و رساله‌ای در حکمت و فلسفه از جمله آثار آن بزرگوار است.

عروج ملکوتی

این عالم ربانی در صبح روز دوشنبه بیستم ماه رمضان ۱۳۹۴ قمری، پس از ادای نماز صبح و خواندن تعقیبات و ادعیه به خواب می‌رود. اهل خانه نزدیک ظهر متوجه می‌شوند که میرزا در همان حال جان به جان‌آفرین تسلیم نموده ­است. پیکر مطهر آن مرحوم پس از انتقال به کربلا و غسل باآب نهر علقمه، در نجف ­اشرف به خاک سپرده شد.

روحش با اولیاء الهی محشور باشد.

 

پی نوشت:

گلشن ابرار،ج۷

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام و المسلمین رضا غلامی، رئیس موسسه صدرا در گفتگویی گفت: شیعه ای که آقای سیدصادق شیرازی آن را نمایندگی می کند یک فرقه جعلی است که به جز برخی ظواهر، با مذهب شیعه و عقلانیت حاکم بر آن هیچ نسبتی ندارد و تداوم آن می تواند به ظهور یک فتنه تازه منجر شود.
وی افزود: لذا از علماء و بزرگان حوزه های علمیه و شاگردان مکتب اهل بیت(ع) در قم و نجف توقع می رود در برابر این عناصر و تفکر پوچ و گمراه کننده آنها که با اساس و روح تعالیم اهل بیت(ع) مغایر است محکم بایستند و مرز شیعه حقیقی با شیعه قلابی که لقب انگلیسی یا اسرائیلی حقیقتاً برازنده آن است، را روشن و متمایز کنند.
حجت الاسلام غلامی با بیان اینکه در گذشته بعضی از دلسوزان نسبت به این شجره خبیثه هشدارهای صریحی دادند، اظهار داشت: اما متأسفانه به این هشدارها توجه کافی نشد، لذا آنها به ویژه در قم و کربلا رشد کردند و امروز کارشان به جایی رسیده که با حمایت پلیس انگلیس به سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در لندن حمله می کنند.
وی ادامه داد:فرقه شیرازی که شکم های خود را به دیگ پلوی انگلیس چسبانده اند، در ماجرای دفاع از حرم اهل بیت(ع) در عراق و دمشق و مبارزه با داعش جزو کم کارترین ها محسوب می شدند که بزدلانه صحنه را خالی کرده و جنایات داعش را به تماشا نشستند، این در حالی بود که فحاشی و هتک حرمت آنها به مقدسات مسلمین همواره بهانه تروریست های داعش برای جنایت علیه شیعیان معرفی می شد.
رییس موسسه صدرا خاطرنشان کرد: گرچه من در گذشته معتقد بودم مقابله فکری و فرهنگی با این فرقه ننگین مقدم بر برخوردهای امنیتی است لکن امروز دیگر دیر شده و اگر با این عناصر یاغی و مزدور برخورد قاطع نشود، ماجرای دراویش گنابادی که در خیابان پاسداران تهران روی داعش را سفید کردند تکرار می شود.
وی گفت: بنابراین، جا دارد نیروهای امنیتی با افرادی از این فرقه که حاضر به توبه واقعی نیستند و اصرار بر یاغیگری دارند قاطعانه برخورد کنند.
حجت الاسلام غلامی ابراز داشت: البته ظهور فرقه های ضاله ای مانند فرقه سیدصادق شیرازی نشان دهندۀ کم کاری حوزه های علمیه در معرفی و جا انداختن اسلام ناب و شیعه واقعی و معرفی ناخالصی ها است و امیدوارم این کم کاری ها بر اساس یک آسیب شناسیِ روشن در کل جهان تشیّع جبران شود.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 109 صفحه بعد