تاريخ : چهار شنبه 30 آبان 1397 | | نویسنده : گمنام
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 30 آبان 1397 | | نویسنده : گمنام
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

خداوند در آیه 14 سوره مبارکه عنکبوت می فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ»(1)

«و به راستی نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس در میان آنان هزار سال، به استثنای پنجاه سال درنگ کرد (ولی جز اندکی از مردم به سخن او گوش ندادند) پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالی که ستمگر بودند فرا گرفت».

نکته ها:

1.قرآن، با بیان عمر طولانی انسان های گذشته، آن را امری ممکن و شدنی خوانده است.(ألفَ سَنَة).

2.تنها پیامبری که مدت رسالت اش در قرآن بیان شده، حضرت نوح(ع) است. البته نهصد و پنجاه سال مدت رسالت آن حضرت تا زمان طوفان است، اما مدت پیامبری ایشان پس از طوفان و سال های عمرش بیان نشده است.

3.عمر طولانی دادن به بشر، برای خداوند محال نیست؛ همان گونه که او حضرت مهدی(عج) را قرن ها زنده نگاه داشته تا حکومت عدل جهانی را برپا کند. گرچه جسم تمام مردم پس از کهولت سن، فرسوده می شود، ولی آن حضرت(عج) به گفته بزرگان دین، همچنان در چهره، انسان چهل ساله ثابت است و این جای تعجب نیست.

در صورت همه ما، موی ابرو و مژه ده ها سال ثابت است، در صورتی که موی سر و صورت همواره در حال تغییر و تحول است، با آنکه آب و غذا و هوا و محل هر دو مو، یکی است. آری! خداوند می تواند انسانی را ثابت و دیگران را متغیر قرار دهد.

4.گاهی پرسیده می شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدی(عج) را باور کنیم؟

پاسخ آن است که در آیه 259 سوره مبارکه بقره می خوانیم: شخصی- که به گفته روایات و تفاسیر «عزیر» نام داشت- از کنار یک آبادی عبور می کرد که دیوارهای آن روی سقف هایش فرو ریخته و مشخص بود که مدتی طولانی از مرگ ساکنین آنجا و زمان تخریب اش می گذرد. با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگ شان زنده می کند؟»

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چه قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز». خداوند فرمود: «نه! بلکه صد سال است که در اینجا مانده ای. به غذا و نوشیدنی خود که همراه داشتی نگاه کن که با گذشت سال ها تغییر نکرده است. به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثری از آن باقی نمانده است. ما زنده شدن تو را نشانه و حجتی برای مردم قرار می دهیم. اکنون به استخوان های الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آنها را به هم پیوند می دهیم و بر آن ها گوشت می پوشانیم و زندگی دوباره به آنها می بخشیم».

بنابر این آیه، غذا و نوشیدنی به مدت صد سال تغییر نکرد؛ در حالی که به طور طبیعی باید پس از چند روز فاسد می شد. صد سال برابر با 5200 هفته است و خداوند غذایی که فقط یک هفته سالم می ماند را 5200 برابر عمر طبیعی اش سالم نگاه داشت. 

اکنون سراغ عمر امام زمان(عج) می رویم که هنوز حتی به حد بیست برابر عمر طبیعی نرسیده است. بنابراین نه دلیل عقلی بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانی، چیز محالی است.

از طرفی تعجب ما از طولانی بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است. در حالی که نمونه های دیگری از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد. از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع)(950سال)، اصحاب کهف و خواب چند صد ساله آنها، عمر چندین هزارساله نوعی ماهی و برخی از درختان و ... . آری! خداوندی که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم قدرت دیدن می دهد، می تواند عمر  انسان را نیز طولانی کند.

متاسفانه، برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند. اگر یک روزنامه خارجی گفته باشد که یک ماهی در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فورا باور می کنند. اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد می گویند: از نظر علمی نمی شود!

منبع: شبستان 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

استاد پناهیان در سخنانی کوتاه از «گناه وحشتناکی که بخشیده نمی شود» سخن گفته که به حضورتان تقدیم می شود:

استاد اخلاق اظهار کرد: تنها گناه نابخشودنی بعد از شرک، یاس است این یعنی نباید منفی بافی کنیم. یک بار جوانی در صحن مسجد گوهرشاد نزد من آمد و جمله ای بسیار وحشتناک و هولناک را با لحنی عرفانی گفت، بدون آنکه بداند که چه اتفاق بدی را در حرم رقم می زند.

وی ادامه داد: این بچه مذهبی بزرگ ترین حرف منفی ای را که می توانست بزند، در حرم زد و گفت: چه کنیم امام رضا(ع) به ما نگاه کند؟ این یعنی حضرت(ع) نگاه نکرده و بی اعتنا است، اگر این واقعیت دارد پس تو کجا آمده ای و با این جمله زیرآب همه چیز را می زنی.

پناهیان تصریح کرد: بگو چه کنم بتوانم جواب عنایت امام رضا(ع) را بدهم و بتوانم این همه نگاه حضرت(ع) را جمع کنم و با خود ببرم؟ با یک وانت بار آمده ام و حضرت(ع) به اندازه یک تریلی به ما عنایت کرده اند. برخی می گویند آقا ما وضع مان خراب است، امام(ع) به ما اینطور نگاه نمی کند؟ پس چه کسی تو را آورده؟ چه کسی این علاقه را در تو گذاشته است.

استاد اخلاق تاکید کرد: ذکر ابتدا از مذکور شروع می شود؛ اینکه شما دلتنگ امام رضا(ع) می شوید یعنی ابتدا ایشان دل شان برای شما تنگ شده و بعد در پاسخ این دلتنگی شما نیز دلتنگ حضرت(ع) می شوید؛ البته هر چه بگوییم برخی باور نمی کنند این هم یک جور منفی بافی است.

وی خاطرنشان کرد: وقتی حرم رضوی می رویم باید زیارت «امین الله» بخوانیم، چقدر مثبت است در صفحه ابتدایی اش مثبت اندیشی است و بعد از اوضاع مثبت عالم تعریف می کند اینکه همه تو را صدا می زنند و تو گناهان همه را می بخشی ... پس زیارت هم نتیجه دلتنگی امام(ع) برای ما است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

 

حضرت آیت الله خامنه ای به استفتائاتی پیرامون «شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم در عزاداری ها» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

* شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم در عزاداری ها

سؤال:

شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم که در عزای اهل بیت علیهم السلام است (باتوجه به کنار هم بودن قسمت زنانه و مردانه هیأت) برای مردان چه حکمی دارد؟

جواب:

در صورتی که مفسده ای نداشته باشد، فی نفسه اشکال ندارد.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه به مناسبت سوگواری شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) در حسینیه آیت‌الله حق شناس به سخنرانی پرداخت و گفت: افراد هوشیار همواره به دنبال کنترل ذهن خود هستند.

وی افزود: امروز کنترل ذهن به عنوان فرصت زندگی بشر مطرح شده است که از این قدرت برای رفع بسیاری از بیماری‌ها و کسب آرامش استفاده می‌شود زیرا ضعف ذهن برای انسان انواع بیماری‌های روحی و روانی و حتی جسمی را ایجاد می‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان ادامه داد: بسیاری از دانشمدان به دنبال تمرکز و کنترل ذهن هستند اما ابزار حقیقی کنترل ذهن را ندارند.

استاد حوزه علمیه با استناد به روایتی مبنی براینکه مومن را چیزی جز خوف اصلاح نمی‌کند، عنوان کرد: یکی از ابزار حقیقی کنترل ذهن جهنم و دوزخ است که برای انسان ایجاد تمرکز و اراده می‌کند.

وی با بیان اینکه یکی دیگر از عوامل تمرکز و کنترل ذهن توجه به قدرت خداوند است، اظهار داشت: پیامبر(ص) خطاب به امیرمومنان امام علی(ع) می‌فرمایند ای علی اگر بر کسی خشمگین شدی به قدرت پروردگار خود توجه کن و از روز قیامت بترس و روی خوبی‌های خود حساب و کتاب باز نکن زیرا هرکس به جهنم نمی‌رود از فضل خداوند است که اگر خداوند بخواهد حساب و کتاب حقیقی داشته باشد احدی از جهنم نجات پیدا نمی‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان افزود: اگر کسی کنترل ذهن داشته باشد می‌تواند به چیزی که درنظر دارد عمیق فکر کند؛ خداوند در قرآن کریم موضوعاتی مثل خودش و قیامت را مطرح کرده که می‌توان درباره آنها اندیشه کرد.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه از موضوعات دیگری که می‌توان روی آن عمیق فکرکرد امام زمان(عج) است، ابراز کرد: امام زمان(عج) حتی از مادر برما مهربان‌تر است، ما زنده به دعای او هستیم حریص هدایت ما است، همه این موضوعات را می‌دانند اما چون درباره این مسائل عمیق فکر نمی‌کنند اثری از آن نمی‌بینند.

وی با بیان اینکه گریه برای امام حسین(ع) به شما توجه عمیق و کنترل ذهن می‌دهد، گفت: از وجوه دیگر توجه، انصراف ذهن از چیزی است که به آن فکر می‌کنید زیرا برخی موضوعات که انسان را درگیر می‌کند کنترل ذهن را به هم می‌زند.

حجت الاسلام والمسلمین پناهیان با بیان اینکه انسان موجودی خودخواه است که وقتی دچار بلا و گرفتاری می‌شود به کسی جز خود فکر نمی‌کند، اظهار داشت: علاقه‌های شما هنگام مرگ سراغ شما آمده و اجازه نمی‌دهد که به ذهن شما به خدا و رحمت او توجه کند؛ بنابراین باید کاری کنید که دل شما از همه علاقه‌مندی‌ها کنده شود در این صورت همچون شهید از دنیا می‌روید.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام حسین(ع) عزادار و زائر خود را رها نمی‌کند؛ هنگام مرگ فرشتگان الهی که مامور خوش‌آمدگویی به زائران و عزاداران ایشان هستند بر سر قبر این عزادار و زائر حاضر می‌شوند تا فرد میت با توجه به خدا از دنیا برود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: خدا و قیامت از جمله ابزارهای توجه و تمرکز ذهن انسان است اما امام حسین(ع) آسان‌ترین وسیله است که حواس و ذهن انسان را کنترل کرده و به تمرکز می‌رساند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

با حضرت ابوالفضل – علیه‌السلام- قهر نکن!
حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در کتاب دارالسلام آمده است: طلبه ای سه حاجت داشت و مدت ها به زیارت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) مشرف می شد.

روزی در حالی که در مقابل ضریح با کمال ادب و احترام ایستاده و مشغول زیارت بود، ناگاه دید عده ای از زنان عرب با پای برهنه و در حالی که کودک فلجی را به دست گرفته بودند وارد حرم شدند، و هلهله کنان دور ضریح چرخیدند و بیمارشان شفا پیدا کرد و از حرم خارج شدند.

آن طلبه وقتی این صحنه را مشاهده می کند، نزدیک ضریح می آید و می گوید: من چند سال است می آیم و حوائجم برآورده نمی شود، ولی به این عرب های بیابانی این گونه التفات دارید!…
و با صورت قهر و غضب از حرم بیرون می رود و تصمیم می گیرد دیگر به زیارت آن حضرت نرود.
به نجف می رود، در آن جا به او می گویند: خادم شیخ انصاری(رحمه الله) چند بار آمد و سراغ شما را گرفت، وی نزد شیخ می رود.

شیخ به او می فرماید: با حضرت ابوالفضل(علیه السلام) قهر نکن، حج می خواهید، خانه می خواهید، عیال می خواهید، برای شما فراهم می شود… خدا کند طوری یقین داشته باشیم که برای ما تزلزل حاصل نشود.

خداوند متعال در سوره شعرا میفرماید: " یاران حضرت موسی(علیه السلام) گفتند: قطعا فرعون و فرعونیان به ما می رسند، یعنی هلاک می شویم؛ ولی حضرت موسی(ع) فرمود: چنین نیست، پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. "

یعنی پشتم مثل کوه محکم است، چون آن ها که به ما وعده همراهی و نصرت داده اند با ما هستند و رفیق نیمه راه نیستند.

پی نوشت:
کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 71
محمد حسین رخشاد
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چند ماه قبل در شبکه‌های اجتماعی بریده صحبت‌های همسر شهیدی در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌شد درباره قول و قرارهای همسری با شوهرش که داشت به سوریه می‌رفت. مرد می‌گفت من جلوی دوستانم خجالت می‌کشم به تو بگویم دوستت دارم و قرار شد رمزی بگذارند با عنوان «یادت باشد» به نشانه اینکه دوستت دارم و حالا این کتاب به چاپ‌های متعددی رسیده است و همگان می‌دانند آن شهید خجالتی «حمید سیاهکالی» بود و اهل قزوین که نخستین مدافع حرم شهرش هم شد.

«یک شب نزدیکی‌های اذان صبح خواب دیدم که حمید گفت: «خانوم خیلی دلم برات تنگ شده، پاشو بیا مزار»‌ معمولاً عصرها به سر مزارش می‌رفتم ولی آن روز صبح از خواب که بیدار شدم راهی گلزار شدم، همین که نشستم و گل‌ها را روی سنگ مزار گذاشتم دختری آمد و با گریه من را بغل کرد، هق‌هق گریه‌هایش امان نمی‌داد حرفی بزند، کمی که آرام شد گفت: «عکس شهیدتون رو توی خیابون دیدم، به شهید گفتم من شنیدم شماها برای پول رفتید، حق نیستید، باهات یه قراری می‌ذارم، فردا صبح میام سر مزارت، اگر همسرت رو دیدم می‌فهمم من اشتباه کردم، تو اگه بحق باشی از خودت به من یه نشونه میدی.»

‌ برایش خوابی را که دیده بودم تعریف کردم، گفتم: «من معمولاً غروب‌ها میام اینجا، ولی دیشب خود حمید خواست که من اول صبح بیام سر مزارش.»‌ از آن به بعد با آن خانم دوست شدم، خیلی رویه زندگی‌اش عوض شد، تازه فهمیدم که دست حمید برای نشان دادن راه خیلی باز است.»

این بخشی از سطور پایانی کتابی است به‌نام «یادت باشد» زندگینامه شهید حمید سیاهکالی که نخستین شهید مدافع حرم شهر قزوین بود. از این مدل نمونه‌ها و رفتارها از حمید سیاهکلی زیاد دیده شده است.

شهیدی که دهه هفتادی بود و جنگ را هم درک نکرده بود. شاید خیلی‌ها که این کتاب و داستان‌های حمید را بخوانند بگویند این‌ها واقعیت ندارد.

شاید هم حق با آن‌ها باشد و این‌ها افسانه باشند اما افسانه‌ها قاعدتاً فراواقعیت هستند پس بی‌راه نیست بگوییم که این مدل رفتارهای حمید سیاهکلی و خیلی از دیگر از شهدای جنگ ما واقعیت دارد اما آنچه ما را می‌برد به سمت افسانه دانستن این ماجراها این است که معمولاً دهه هفتادی‌ها را با سنجه فضای مجازی و بعضاً رفتارهای نابهنجار می‌شناسیم و کمتر سراغ این افسانه‌های نزدیک‌مان می‌رویم.کتاب یادت باشد تا یک ماه قبل 12چاپ را پشت سر گذاشته بود.

با حساب و کتاب‌های بازار نشر باید گفت کتاب موفقی بوده است و حتی بیش از اندازه خودش فروخته است اما این ماجرا روی دیگری هم دارد «یادت باشد» کتابی نبوده که دیده شود و برای خودش شهرتی دست و پا کند اما این‌بار هم یک اتفاق باعث شد این کتاب مشهور شود شاید مثل برخی کتاب‌های دیگر. شاید مثل خیلی اوقات دیگر که کم‌کاری‌های مدیریت فرهنگی نمایان‌تر می‌شود «یک کتابی تازه خوانده‌ام که خیلی برای من جالب بود.

دختر و پسر جوان -زن و شوهر- متولّدین دهه ۷۰، می‌نشینند برای اینکه در جشن عروسی‌شان گناه انجام نگیرد، نذر می‌کنند سه روز روزه بگیرند! به نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسی‌شان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به خدای متعال متوسّل می‌شوند، سه روز روزه می‌گیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب سلام الله علیها می‌شود؛ گریه ناخواسته این دختر، دل او را می‌لرزاند؛ به این دختر -به خانمش- می‌گوید که گریه تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمی‌لرزاند! و آن خانم می‌گوید که من مانع رفتن تو نمی‌شوم، من نمی‌خواهم از آن زن‌هایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمه زهرا سرافکنده باشم! ببینید، این‌ها مال قضایای 100سال پیش و 200سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سال‌هاست، مال همین روزهای در پیش [روی] ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقت‌های درخشانی در آن‌ها حضور دارد و وجود دارد؛ این‌ها را باید یادداشت کرد، این‌ها را باید دید، این‌ها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمی‌شود»‌ نه، بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل.
 این دو -زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البتّه آن پسر هم بعد می‌رود شهید می‌شود؛ جزو شهدای گران‌قدر دفاع از حریم حضرت زینب ؟سها؟است.» این‌ها سخنان رهبری در دیدار با اعضای خبرنگانی است که همه مجتهد هستند و عالم اما رهبر انقلاب برایشان از یک جوان دهه هفتادی مثال می‌آورد تا افسانه حمید را باور کنیم.

شاید در روزهایی که پشت به پشت اخبار اختلاس و دستگیری مفسدان اقتصادی در رادیو و تلویزیون روان مردم را به بازی می‌گیرد شاید باورش سخت باشد که جوان دهه‌هفتادی قصه ما به خاطر اینکه یک وسیله شخصی همراه خود دارد حاضر نشود با سرویس اداره به محل کارش برود تا به اندازه سنگینی یک چادر هم از بیت‌المال استفاده شخصی نکرده باشد.

واقعاً حق دارند که باور نکنند، برای من هم که این‌ها را می‌نویسم باورش سخت است اما ناچارا باید باور کرد و اعتراف کرد این افراد در کنار هم هستند و زندگی می‌کنند ولی خب خیلی از این افراد حاضر نیستند کسی چیزی از رفتارشان بدانند. خیلی از این رازها می‌ماند به قیامت و برخی دیگرشان که خوشبخت باشند در راه مجاهدت به شهادت می‌رسند و رازهای زندگی‌شان از طریق اطرافیانشان به ما می‌رسد.

«یادت باشد» کتابی است عاشقانه که از زبان همسر شهید بیان می‌شود. عاشقانه‌هایی که این روزها جنس ناب است و می‌تواند راهگشای جوانانی باشد که دنبال یافتن و پیداکردن هستند. لازم نیست راه دوری برویم و کارهای عجیب و غریب بکنیم.

این کتاب را که بخوانیم سخنان رهبری را درک می‌کنیم. زندگی آن‌ها را مروز کنیم می‌فهمیم که چه‌طور همسری برای رضایت حق راضی می‌شود که شوهر به سوریه برود و با این‌که می‌داند انتهای راه شهادت است اما باز هم تلاش می‌کند اسم شوهرش را که از لیست خط خورده دوباره به لیست اعزامی به سوریه بازگرداند. خیلی از اموری که سبک زندگی را تشکیل می‌دهند بسیار ساده و در دسترس هستند و بنابر همین خیلی سبک شمرده می‌شوند اما با نگاهی به زندگی این زوج می‌یابیم که راحت‌تر از آنچه فکر کنیم دست یافتنی است.

«یادت باشد» کتاب جزئیات است و تقریباً همسر شهید جزئیات زندگی‌اش را بازگو کرده است، اینکه می‌گویم «همه‌چیز» اغراق نیست همه لحظات زندگی کوتاهش را برای مخاطب گفته و آینه حقیقی از زندگی شهید جلو چشم مخاطب می‌گذارد. جالب اینجاست که نویسنده کتاب یک مرد اما مصاحبه‌کننده خانم است. شرح این مصاحبه‌ها را محمدرسول ملاحسنی نویسنده کتاب چنین شرح داده است: «تا مدت‌ها همسر شهید نه حال روحی مساعدی برای مصاحبه داشتند و نه آمادگی ذهنی، چون خبر واقعاً خبر سنگینی بود.

در بحث مصاحبه‌ها، تصمیم گرفتیم در یک فضای زنانه این اتفاق بیفتد، همشیره ما لطف کردند کار مصاحبه‌ها را انجام دادند. طبیعتاً وقتی دو خانم کنار هم می‌نشینند و صحبت می‌کنند هم به جزئیات اشاره می‌شود و هم کار راحت‌تر روایت می‌شود. همه مصاحبه‌ها را خانم ملاحسینی، همشیره بنده انجام دادند و پیگیری کردند. جلسات متعددی رفتند و ساعت‌ها مصاحبه انجام شد.»

*صبح نو

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

آن‌قدر که همسایه روی زندگی و خانواده اثر دارد، خیلی از قوم و خویش‌ها ندارند. خودش هم آن‌قدر حرمت دارد که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درباره‌اش سفارش فرموده‌اند که «احترام همسایه باید به‌قدر احترام به مادر باشد.»

البته همسایه هم مثل خیلی چیزها تلخ و شیرین دارد، سیاه و روشن دارد، خوب و بد دارد. اگر می‌خواهید همسایه‌تان خوب باشد، باید قدم اول را شما بردارید و بقیه راه را هم همراهی‌اش کنید تا خیرش به شما برسد و خیر شما هم شامل حال او شود. یعنی خودتان هم همسایه خوبی باشید. نمی‌شود کسی مدام از دیگران انتظار خوبی داشته باشد و خودش به آن‌ها خیری نرساند. خبرگزاری تسنیم در گفتگو با حجت‌الاسلام فقهی،‌ سخنران و کارشناس دینی، بخشی از حقوق همسایه‌داری را بررسی کرده است.

برای اینکه با حقوق همسایه‌داری در اسلام آشنا شویم، اولین پرسش این است که محدوده همسایه‌ها کجاست؟ لزوماً باید با کسی دیوار مشترک داشته باشیم تا همسایه محسوب شویم یا محدوده وسیع‌تری در اسلام دارد؟

اگر بخواهیم محدوده همسایگی را که در بین روایت‌های امامان معصوم علیهم‌السلام حساب کنیم، تا چهل خانه ادامه پیدا می‌کند. طبق روایتی که به نقل از پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده، این نکته برای ما مشخص می‌شود. آنجا که حضرت فرمودند: «تا چهل خانه از سمت روبرو و از پشت سر و از شرق و غرب، همسایه تو محسوب می‌شود.» همه حقوق و آداب همسایه‌داری هم در مورد ساکنان تمام این خانه‌ها صدق می‌کند. البته این نوع موارد در بعضی از شهرها یا محله‌ها بهتر رعایت می‌شود.

به همین دلیل است که مردم روستاها و شهرهای کوچک غریبه‌ها و تازه‌واردها را زودتر تشخیص می‌دهند؟

بله. اگر وارد محله‌ای در روستایی شدیم یا به شهر دیگری سفر کردیم و مردم آنجا مثل غریبه‌ها نگاهمان کردند، نباید تعجب کنیم. حتی اگر جلو آمدند و زود پرسیدند «با کی کار داری؟» هم ناراحت نشویم. چون حتماً آن‌ها خیلی خوب همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌هایشان را می‌شناسند و تا یک غریبه را ببینند، تشخیص می‌دهند. این دامنه چهل خانه‌ای هم از وقتی شروع می‌شود که در محل جدیدی ساکن بشویم. از همان موقع است که باید هوای چهل خانه را داشته باشید. البته خوب است قبل از ساکن شدن در هر خیابان، کوچه، ساختمان یا برجی به سفارش حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در کتاب غررالحکم توجه داشته باشیم که آن حضرت فرموده‌اند: «قبل از خریدن خانه، ببین همسایه‌ها چه کسانی هستند.»

برکت‌های همسایه خوب

چرا در روایت‌های دینی تا این اندازه بر خوب بودن همسایه‌ها تأکید شده است؟ مگر همسایه چه تأثیری بر زندگی ما دارد؟

هر چیزی که می‌گوییم خوب است، باید با دلیل خوب بودنش را ثابت کنیم. اینکه می‌گوییم ما همسایه خوبی داریم باید تعریف کنیم و بگوییم چه ویژگی‌هایی باعث شده که او را به خوبی بشناسیم. اسلام برای همسایه خوب معیارها و شاخصه‌هایی تعیین کرده است. به عنوان مثال گفته شده که همسایه خوب، عمر آدم را زیاد می‌کند.

در جلد دوم کتاب اصول کافی آمده که امام صادق علیه‌السلام درباره مزایای همسایه خوب فرموده‌اند: «حسن الجوار یعمر الدیار و یزید فی الاعمار؛ همسایگی خوب خانه‌ها را آباد و عمرها را زیاد می‌کند.» دلیلش هم این است که یک همسایه خوب آزار و اذیتی ندارد که آدم را ناراحت و عصبانی کند. همان طور که همسایه بد مدام با اعصاب آدم کلنجار می‌رود. در عین حال وقتی همسایه‌ها رابطه خوبی با هم داشته باشند به محض اینکه مشکلی در ساختمان یا کوچه و خیابان آن‌ها اتفاق بیفتد و نیاز به عمران و بازسازی داشته باشد، همگی دست‌به‌دست هم می‌دهند و محل زندگی‌شان را آباد می‌کنند.

مزیت دیگر همسایه خوب این است که برکت را به خانه ما می‌آورد و راه روزی را به سمت ما و خانواده‌مان باز می‌کند. این مژده را هم امام صادق علیه‌السلام داده و در روایتی که به نقل از آن حضرت در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده، آمده است که: «حسن الجوار یزید فی الرزق؛ همسایه خوب روزی را زیاد می‌کند.»

اما چگونه همسایه می‌تواند برکت و روزی ما را زیاد کند؟

سرازیر شدن روزی به سمت خانه ممکن است به این صورت باشد که مثلاً شما و همسایه خوبتان، فکرهایتان را کنار هم می‌گذارید و کار و کاسبی راه می‌اندازید که اتفاقاً رونق خوبی هم پیدا می‌کند. ممکن هم هست که هر وقت از لحاظ مادی دست شما تنگ باشد، همان همسایه خوب به کمک شما بیاید و گره از کارتان باز کند.

در کتاب غررالحکم، حدیث بسیار زیبایی به نقل از امام علی علیه‌السلام نوشته شده است، مبنی بر اینکه آن حضرت درباره ویژگی همسایه خوب فرموده‌اند که: «من حسن جواره کثر جیرانه؛ هر کس همسایه خوبی باشد همسایگانش زیاد می‌شوند.» چون او همسایه خوبی است و همه از آداب معاشرت و همسایگی‌اش تعریف می‌کنند، همه دوست دارند خانه‌ای در نزدیکی او داشته باشند تا از برکت و رحمتی که با خودش دارد بهره من شوند.

معیارها و شاخصه‌های همسایه خوب را عنوان کردید. همسایه بد یعنی چه؟ چگونه بفهمیم برای دیگران همسایه خوبی هستیم یا نه؟

بر اساس روایتی در کتاب میزان الحکمه، پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله همسایه بد را این طور معرفی کرده‌اند که: «به خدا پناه می‌برم از همسایه بد: چشمانش تو را می‌پاید و مراقب توست و دلش خواهان رسوایی توست. اگر خوبی ببیند آن را می‌پوشاند و فاش نمی‌کند و اگر بدی ببیند آن را آشکار می‌کند و همه جا پخش می‌کند.»

درواقع همسایه بد کسی است که مدام چشمش به دنبال همسایه‌هاست که آن‌ها چه کار می‌کنند و کجا می‌روند. این جستجوگری هم برای این نیست که از رسیدن خطر به آن‌ها جلوگیری کند، بلکه نیت بدی پشت این کارش است. چون می‌خواهد عیب‌ها و کاستی‌های دیگران را پیدا کند و با فاش کردن آن‌ها آبرویشان را به بازی بگیرد.

روشش هم این طور است که اگر بدی از کسی ببیند به همه می‌گوید. نکته قابل توجه این است که ذات همسایه بد آن‌قدر بد است که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از او به خدا پناه برده و فرموده‌اند که: «به خدا پناه می‌برم از همسایه بد اگر تو را در خوبی و خوشی دید ناراحت می‌شود و اگر تو را گرفتار و بدحال دید خوشحال می‌شود.» این روایت هم در جلد دوم کتاب کافی نوشته شده است.

حق همسایگی در کلاس درس پیغمبر صلی‌الله علیه و آله

بارها در دستورات اسلامی تأکید شده که همسایه‌ها به گردن هم حق دارند. شاید در کلاس درس اسلام یکی بی‌خبر از همه جا، بلند شود و بپرسد این حق همسایگی که می‌گویید یعنی چه؟ همسایه من چه حقی بر عهده من دارد که باید بپردازم؟ یا اصلاً خودم چه حقی بر همسایه‌هایم دارم که باید هوایم را داشته باشند؟

پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در روایتی جواب این سؤال را این‌طور فرموده‌اند که: «اگر از تو کمک خواست کمکش کنی، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهی، اگر نیازمند شد نیازش را برطرف سازی، اگر مصیبتی دید او را دلداری دهی، اگر خیر و خوبی به او رسید به او تبریک و شادباش بگویی، اگر بیمار شد به عیادتش بروی، وقتی مرد در تشییع جنازه‌اش شرکت کنی. خانه‌ات را بلندتر از خانه او نسازی تا جلوی جریان هوا را بر او بگیری – مگر آنکه خودش اجازه بدهد – هرگاه میوه‌ای خریدی به او تعارف کنی - و اگر این کار را نکردی، باید مخفیانه میوه را به خانه‌ات ببری- فرزندت را با میوه بیرون نیاور، چراکه ممکن است فرزند همسایه‌ات با دیدن میوه در دست او ناراحت شود. با بوی غذای آشپزخانه او را ناراحت مکن، مگر آن‌که مقداری از غذا را برای او بفرستی.»

پس جزییات حق همسایه‌این می‌شود که اگر همسایه‌ای دچار مشکل بشود، همسایه دیگر رویش را آن طرف نمی‌کند و بی‌اعتنا رد نمی‌شود. کمک کردن یکی از حقوق همسایگی است که به هیچ صورتی نمی‌شود آن را از ویژگی‌های یک همسایه خوب حذف کرد.

ممکن است یک نفر یا یک خانواده دچار مشکل مالی شود. به عنوان مثال بدهی داشته باشد، درآمدش کفاف مخارجش را ندهد، مهمان ناخوانده به خانه‌اش بیاید و در خانه چیزی برای پذیرایی نداشته باشد. این جور مواقع است که حق همسایگی به کمکش می‌آید؛ می‌تواند سراغ همسایه برود و پولی، میوه‌ای، نمکی، نانی یا هر چیز دیگری از او قرض بگیرد.

بخشش به‌جای قرض دادن

البته باید یادآوری کنیم که قرض دادن همیشه حق همسایگی نیست. گاهی اوقات باید بدون چشمداشت به برگشتن مال، به همسایه‌ها کمک کرد.

به هر حال می‌گویند دوست و همسایه خوب را باید در مواقع سختی و مصیبت شناخت. اگر خانواده‌ای دچار مصیبتی شد، وظیفه دوست و اقوام و همسایه‌هاست که به دیدنش بروند و تسلیتش بدهند. از طرف دیگر هم اگر خیری از جایی به او رسید، نوزادی در خانواده‌شان متولد شد، موفقیت علمی یا شغلی پیدا کرد و هر خیر دیگری، همسایه‌ها موظف هستند به او تبریک بگویند. در یک کلام با خوشی همسایه خوشحال باشیم و در ناراحتی‌اش، تسکینش بدهیم.

از سوی دیگر بیماری هم برای همه پیش می‌آید. همسایه‌ها باید هوای یکدیگر را در روزهای ناخوشی داشته باشند. سر و صدا کردن در آپارتمانی که یک بیمار در یکی از واحدها در حال استراحت است هم یکی از حقوق همسایگی است. مردن هم که دور از جان برای همه اتفاق می‌افتد. همسایه‌ها باید چند قدمی هم که شده پشت سر جنازه همسایه‌شان راه بروند یا لااقل فاتحه‌ای بخوانند تا خیرشان به روح آن مرحوم برسد.

این مشکل به‌خصوص در زندگی‌های آپارتمان‌نشینی و برج‌نشینی به وضوح دیده می‌شود.

همین طور است. خانه‌های ویلایی که جایشان را به آپارتمان‌ها و برج‌های چند ده واحدی می‌دهند، خانه‌های اطراف بدجور به زحمت می‌افتند. دوران ساخت و ساز ساختمان جدید که دردسرها و سر و صداهای خودش را دارد. اگر همسایه‌ها با این فعالیت اقتصادی و ساختمان‌سازی ما کنار می‌آیند و از سر و صداها گله نمی‌کنند، ما هم باید حواسمان باشد که پنجره‌های ساختمان خود را درست روبروی حیاط همسایه کناری نسازیم تا یک عمر خودش و زن و بچه‌اش از این کار ما در عذاب و سختی باشند.

در عین حال اگر میوه‌ای، شیرینی، نانی برای خانه خود می‌بریم، بی‌خیال از جلوی همسایه و بچه‌اش رد نشویم. به آن‌ها هم تعارف کنیم. حالا اگر کسی دلش نمی‌خواهد، لااقل آن‌ها را داخل نایلون تیره‌ای پنهان کند. شاید همسایه پول خریدن میوه و شیرینی ما را نداشته باشد و در مقابل زن و بچه‌اش شرمنده شود. از آن طرف هم ممکن است بچه همسایه با دیدن آن خوراکی‌ها در دلش آه بکشد. آهی که ما دیگر نمی‌توانیم جوابش را بدهیم.

حق همسایگی در کلاس درس امام سجاد علیه‌السلام

ظاهراً در کتاب حقوق و سایر روایت‌های منسوب به امام سجاد علیه‌السلام هم نکاتی درباره همسایه‌داری نوشته شده است. آن حضرت حقوق همسایه‌ها را چگونه تعریف کرده‌اند و در این زمینه چه دستوراتی برای ما دارند؟

امام زین‌العابدین علیه‌السلام هم طبق روایتی که شیخ صدوق در کتاب خصال نوشته، حقوق همسایگی را این طور تعریف فرموده‌اند که: «حق همسایه‌ات این است که در غیاب او آبرویش را حفظ کنی و در حضورش او را احترام کنی. اگر به او ستمی شد یاری‌اش برسانی. دنبال عیب‌هایش نباشی. اگر از او بدی دیدی، بپوشانی. اگر بدانی که پند و اندرز تو را می‌پذیرد، او را پنهانی نصیحت کنی. در سختی‌ها رهایش نکنی. از لغزش و اشتباهش درگذری. گناهش را ببخشی و با او به خوبی و بزرگواری معاشرت کنی.»

علاوه بر مواردی که رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله توصیه فرموده، باید آبروی همسایه خود را آبروی خودمان بدانیم. چون همسایه بودن یعنی تو و او در سایه و رفت و آمد و خیلی موارد دیگر با هم شریک هستید. همسایه‌ها باید آبروی یکدیگر را آبروی خودشان بدانند و همان طور که مراقب هستند آبروی خودشان هستند، در غیاب همسایه برایش آبروداری کنند و در حضورش به او احترام بگذارند.

ممکن است یک نفر بخواهد آرامش و امنیت همسایه ما را تهدید کند. در این جور شرایط هم ما وظیفه داریم از او حمایت کنیم و به کمکش برویم. همان طور که اگر کسی امنیت زندگی ما را تهدید کرد، همسایه باید به داد ما برسد.

جستجو نکردن عیب دیگران و چشم‌پوشی کردن در برابر خطاها بین دشمن‌ها هم که اتفاق بیفتد، اعتماد ایجاد می‌کند. البته همین موضوع به عنوان یک حق از همسایه بر عهده همسایه دیگر تعریف می‌شود. در عین حال، معاشرت همراه با کرامت و بزرگواری هم حق دیگری است بر عهده همسایه‌ها. یعنی همان آدابی است که امام سجاد علیه‌السلام بر آن تأکید فرموده‌اند.

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام
تنها پسر خانواده بود و سپاه نمی گذاشت به جبهه برود؛ با گریه می گفت: اسمم را مهدی گذاشتید و اگر آقا ظهور کند، چه جوابی دارید به ایشان بدهید، وقتی مادرش حرف عروسی اش را به میان آورد، مهدی گفت: دعا کنید تا عروش شهادت را در آغوش بگیرم...
طلبه شهید مهدی مرادی از شهدای گرانقدر مشکین شهر اشت که در نیمه شعبان 1347 هجری شمسی چشم به جهان گشود، دوران کودکی را در زادگاهش گذراند، صبح ها درس دبیرستان را می خواند و عصر ها برای گسب دروس دینی به حوزه علمیه می رفت.
اخلاقیات شهید
پدرش می گوید: مهدی لحظه ای قرآن را از خود دور نمی کرد و تا نیمه های شب قرآن می خواند، کم حرف، باحیا و مهربان بود، با آن که سن و سال کمی داشت ولی سوز و گداز نماز و دعایش در دیگران اثر می گذاشت.
سرباز آقا
مادرش وقتی متوجه رفتن مهدی به جبهه ها شد، دنبالش رفت و به او گفت: با رفتنت مثل این که امیدمان رفته است، چیزی نگفت و به خانه برگشت، داخل حیات لباسش را به مادر نشان داد و با گریه گفت: سرباز آقا امام زمان(عج) هستم، حال نمی گذاری بروم؟
مادرش می گوید: به او گفتم برو، بعد ها در نامه اش نوشت: آن روز به خاطر این که دل شما را نشکنم، مجبور شدم که برگردم ولی دینم را بیشتر دوست دارم و باید در جبهه باشم.
 رزمنده شهید
در گردان حضرت علی اصغر(ع) به عنوان پیک مشغول بود، خودش می گفت: در عملیات کربلای پنج، اسیری گرفتم ولی وقتی چشم در چشم اسیر عراقی دوختم، دلم نماید او را بکشم.
مدتی بعد و در روز جمعه دوم فروردین ماه سال 1366 در عملیات کربلای 8 در شلمچه و بر اثر بمباران شیمیایی به مقام رفیع شهادت نایل گشت.
 
منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 7 مهر 1397 | | نویسنده : گمنام

امام باقر(ع) از امام صادق(ع )روایت کرد که رسول خدا(ص) فرمود:

از نظر خداوند عزوجل محبوب ترین چیزی که مؤمن به دیگران  می بخشد  ، گفتار حق در حالت رضایت‌مندی و خشم است.

خصال، ج1، ص60

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت‌الله  محمدتقی مصباح یزدی رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) عصر امروز در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی 97-98 این موسسه بیان داشت: بنده در سن 13 سالگی و به تقدیر الهی به سمت راه طلبگی سوق داده شدم و یاد ندارم که از همسالانم کسی به فکر حوزه و طلبگی بوده باشد و این حضور بنده توفیقی الهی بود.

ایشان تصریح کرد: در آن زمان مشکلات فراوانی گریبان جوانان و خانواده‌ها بود و برخی از طلاب باانگیزه‌های ضعیفی همچون، معاف شدن از سربازی و فرار از مشکلات زندگی وارد حوزه می‌شدند و کمتر کسی باهدف و فکر مسیر زندگی خود را انتخاب می‌کرد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: همیشه از خود این سؤال را می‌کردم که برای چه این وضع در جامعه حوزوی وجود دارد که البته مسبب اصلی این مسئله دولت وقت و دست‌نشاندگان دشمنان اسلام بود.

ایشان افزود: این مطالب را برای این گفتم که بسیاری از کسانی که در قدیم به حوزه می‌آمدند، انگیزه‌ای سنجیده و انتخاب‌شده نداشتند و سؤال من از جمع این است که آیا شما هم این‌گونه هستید یا با انتخاب وارد این مکان مقدس شده‌اید.

 استاد حوزه علمیه قم گفت: انقلاب اسلامی سبب شد تا روحانیت عزیز شود و شما عزیزان که با اختیار و تفکر در این نهاد قدم گذاشته‌اید، ثمرات انقلاب اسلامی هستید، حال که شرایط گذشته وجود ندارد و روحانیت با اختیار و عقل حرکت می‌کند، آیا همه مساوی و ایدئال هستیم.!

ایشان ادامه داد: امروز به برکت انقلاب روحانی شدن و  ورود به حوزه یک شغل آبرومند در کنار دیگر رشته‌ها به شمار می‌رود و فرض کنیم که در بهترین شکل روحانیت آبرومندترین شغل است و خدا نیز راضی است و انتصاب به امام عصر (عج) نیز از بزرگ‌ترین مزیت این رشته است؛ اما آیا این برای ما کافی است!.

 

آیت‌الله مصباح یزدی اظهار داشت: خوبی مراتبی دارد و بین مراتب خوبی نیز فاصله از زمین تا آسمان وجود دارد، اگر کسی تنها به‌خوبی شغل روحانیت اکتفا کرد؛ قطعاً برای او روزی فرامی‌رسد که پشیمان می‌شود و البته این‌گونه افراد نسبت به کسانی که کار حرام انجام می‌دهند دارای درجه‌ای بالاترند، اما چرا انسان در اوج حرکت نکند.

ایشان در ادامه افزود: اول باید باور کنیم که از شغل روحانیت و حضور در حوزه مراتب بالاتری نیز وجود دارد، حداقل 70 سال با علما رابطه داشتم، اما تصور کاملی از هدف نهانی انسانیت را امروز ندارم، انسان موجود عجیبی است و استعداد بالایی از ناحیه خدای تعالی به او عطاشده است. 

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: زمانی که شاعر می‌گوید رسد آدمی به‌جایی که به جر خدا نبیند، آیا انسان می‌تواند خدا را ببیند، نه در این الفاظ معنایی عظیم نهفته است.

ایشان ادامه داد: هرکدام ما در هر سنی که هستیم می‌توانیم تصمیم بگیریم که پرواز کنیم و این  برای همه ماشدنی است، عامل اصلی این مسئله همت است، همت شرایطی دارد باید مجموعه‌ای از شناخت‌ها حاصل شوند و باور کنیم که چنین مسیری وجود دارد و ما می‌توانیم پرواز کنیم و اگر این کار را نکنیم روزی فرامی‌رسد که پشیمان می‌شویم و آن زمان فرصتی وجود ندارد.

هیچ‌کدام از علوم متکفل این نیست که انسان را به اوج برساند

استاد حوزه علمیه قم گفت: هرکدام از ماسال‌هایی از عمرمان را در حوزه علمیه گذرانده‌ایم و باید سؤال کنیم که کدام درس ما را به اوج می‌رساند، انسان می‌تواند فقیه شود فتوا دهد و الی‌آخر؛ اما هیچ‌کدام از علوم متکفل این نیست که انسان را به اوج برساند.

ایشان افزود: حقیقت این است که با درس خواندن انسان به‌جایی نمی‌رسد، من آدم تنبلی نبودم و از اول عمر شاگرداول بودم و این مطالب را از کوتاهی کردن نمی‌گویم، صرف و نحو انسان را به تخصص در ادبیات عرب می‌رساند، مقدس‌ترین دروس، فقه آل محمد(ص) است، اما در این کتاب‌ها مسیر رشد وجود ندارد و این نشانگر کمبودی است که در برنامه‌های ما وجود دارد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطرنشان ساخت: معلمان تربیتی به کودکان می‌گویند درس بخوانید تا به مرحله‌ای برسید و این مرحله در همین دنیا محقق می‌شود، وقتی ما بزرگ‌تر می‌شویم نیز به همین فکرها هستیم که به ما چه بگویند و آیت‌الله‌العظمی شویم و کرسی داشته باشیم، همه این مقام‌ها برای دنیا است.

شب‌زنده‌داری علما افسانه نیست

آیت‌الله مصباح یزدی ابراز داشت: شنیده‌ایم از شب‌زنده‌داری علما و اما آنچه در زندگی ما وجود دارد فقط یک‌شب احیا آن‌هم با سختی و مشقت فراوان در سال همراه است.

ایشان افزود: هر صفحه از قرآن و نهج‌البلاغه در باب مذمت دنیا و ترغیب به آخرت سخن گفته است؛ اما چرا این مسئله در زندگی ما متفاوت بوده و همین مسئله مایه تأسف است که پشیمانی سودی ندارد.

مواظب افعالمان باشیم تا در قیامت حسرت نخوریم

استاد اخلاق حوزه علمیه قم گفت: کسانی خود را به بهانه زهد از فعالیت اجتماعی همچون حضور در جبهه جنگ و مبارزه در عرصه سیاست سرباز می‌زنند و می‌گویند به فکر عبادت و آخرت باشید؛ اما ادبیات قرآنی به ما می‌گوید که مجاهدان درراه خدا به فکر آخرت هستند.

ایشان ادامه داد: سوء برداشت از معارف و راحت‌طلبی و همچنین کوتاهی در دین دو مشکل بزرگ در امت اسلامی است.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) گفت: شاهزاده های سعودی از ترس کشته آسایش در زندگی ندارند و این‌طور نیست که دنیا سبب راحتی انسان شود، باید مواظب رفتارمان باشیم که فردا پشیمان نشویم.

ایشان در پایان مطرح کرد: قرآن یکی از نام‌های روز قیامت را روز حسرت بیان می‌کند، مواظب باشیم و بکوشیم که در روز قیامت در حسرت نباشیم، توسل به اهل بیت(ع) عنایتی است که خدای متعال به ما داده و این نعمت کلید سعادت در دستان ما است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش عقیق، استاد پناهیان در هشتمین شب از سوگواره هنر و حماسه با اشاره به تاثیر قدرت روحی در فرهنگ مقاومت گفت: فرهنگ مقاومت سعی می‌کند هر عاملی که انسان را قوی می‌کند، فراهم کند. در فرهنگ هرزگی لغتی به نام آزادی مفهوم کلیدی است، ولی در فرهنگ مقاومت لغت قدرت، مفهوم کلیدی است، قدرت روحی. کسی که از قدرت روحی برخوردار باشد، از آزادی بهره‌مند می‌شود و کسی نمی‌تواند قدرت روحی او را سلب کند. شما فکر می‌کنید چرا صهیونیست‌ها بیش از خدا، آزادی را تقدیس می‌کنند؟ خود آزادی خوب است، اما چه کسی را می‌خواهی آزاد کنی؟ مرده را؟ مستضعف را می‌خواهی آزاد بگذاری؟ اینکه فایده ندارد.

وی در این باره ادامه داد: ما بر قدرت تاکید داریم و از دنیای خود با قدرت دفاع می‌کنیم. فرهنگ مقاومت اهداف دیگر فرهنگ‌ها را نفی نمی‌کند، بلکه بیشتر آنها را شامل می‌شود. می‌گویند در فرهنگ‌های دیگر به اهداف‌تان نمی‌رسید. کسی که از قدرت روحی برخوردار است، هم لذت دارد و هم آزادی دارد.

سخنران چهاردهمین سوگواری هنر و حماسه در رابطه با فرهنگ مقاومت اضافه کرد: یک گوشه از برنامه‌های یمنی‌ها را بخواهیم مثال بزنیم، در عید غدیر تظاهرات می‌گیرند، جشن خیابانی می‌گیرند. فرهنگ مقاومت فرهنگ زیبایی است، در آن درگیری زیادی نیست‌. کلمه مقاومت از کلمه جهاد لطیف‌تر است اما مقاومت می‌تواند یاد زورخانه هم بی‌افتد.
عوامل این قدرت و این فرهنگ چه چیزهایی هستند؟ بیایید همه فرهنگ خود را فرهنگ مقاومت قرار دهیم و تفریح‌مان سرجایش باشد، با فرهنگ مقاومت می‌توانیم حتی با شاه‌نامه هم تفریح می‌کنیم.
استاد پناهیان در انتهای صحبت‌های خود ضمن اشاره به شهید تولایی درباره قدرت معنوی گفت: شهید تولایی، طلبه‌ای که در مشهد چاقو خورد و شهید شد، با اینکه عکس گرفته بودند و آزمایش کرده بودند، متوجه نشده بودند که قلبش چاقو خورده بود. در بیمارستان وقتی خون و چرک از سینه‌اش بیرون می‌کشدند، می‌گفت که من قلبم درد می‌کند. ولی دکترها می‌گفتند نه، از قلبش نیست. خب پس بی‌دقتی هم در شهادت ایشان سهم داشته است. آمده بودند که از ایشان بپرسند از کسی که به شما چاقو زده شکایتی داری؟ گفت نه شکایتی ندارم، حالا آمدم بیرون احتمالا می‌بخشم. خب طلبه‌ای که از گریه نماز شبش دیگران بیدار می‌شوند، همین می‌شود دیگر.
این‌ رزمندگانی که با کلاش از جنگ برمی‌گشتند شهر، از شهر بزرگ‌تر بودند، از قطاری که آنها را می‌برد بزرگ‌تر می‌بودند، مقاومت چکار می‌کند؟ من مراعات می‌کنم که از دفاع مقدس برای شما خیلی تعریف نمی‌کنم. ایمان یعنی چی؟ ایمان یعنی قوت قلب!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش عقیق حجت الاسلام پناهیان در ششمین شب از سوگواره هنر و حماسه با اشاره به موضوع مقاومت اقتصادی گفت: فرهنگ مقاومت را در همه جوانب زندگی ببینیم. چرا روایت داریم کسی که پول درمی‌آورد مانند مجاهد فی سبیل الله است؟ چرا فرمودند پول مایه قوام جامعه است؟ اگر فرهنگ مقاومت در کار اقتصادی جاری کنیم، اقتصاد مقاومتی اجرا خواهد شد. اگر فرهنگ مقاومت در کار علمی جاری کنیم، رشد علمی ما بیشتر می‌شود.

وی در این باره ادامه داد: جوان را چرا نمی‌توان به مسجد برد؟ اگر مسجد بوی مقاومت بدهد قضیه فرق خواهد کرد. مقاومت اگر در زندگی جاری بود اینقدر طلاق نداشتیم، اصلا در برابر مشکلات مقاومتی نداریم.

استاد پناهیان در ادامه با اشاره به ضرورت کسب درآمد گفت: «امام سجاد(ع) می‌فرمایند: تمام جوانمردی و مروت، این است که پولت را زیاد کنی: «استثمر المال».
و در روایت دیگر آمده است؛ امام صادق (ع) به فردی 1700 دینار داد تا با آن کاسبی کند. بعد فرمودند: به سود آن رغبت ندارم، هر چند که سودش خواستنی است. دوست دارم خدا مرا در وضعیتی ببیند که آفریده‌هایش را زیاد می‌کنم.

سخنران چهاردهمین سوگواری هنر و حماسه در رابطه با کسب درآمد به صورت دسته جمعی اضافه کرد: یکی از دستورهای دین برای پول درآوردن کار جمعی است. در نظام سرمایه‌داری می‌گوید رقابت کنید، همدیگر را حذف کنید و پدر هم را دربیاورید. البته همین را هم اجرا نمی‌کنند و صهیونیستم‌ها اجازه نمی‌دهند. ما می‌گوییم اگر پای پول وسط آمد و اخلاق خراب نشد، درست است.
استاد پناهیان در انتهای صحبت‌های خود ضمن اشاره به فرق پول درآوردن اسلامی و غربی گفت: فرق ما با غربی‌ها در پول در آوردن چیست؟ تعاون. «تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی».
شیعیان ما همیشه حفظ می‌شوند و در عصمت قرار می‌گیرند تا زمانی که رابطه‌ی خود و پروردگارشان را درنظر بگیرند و به همدیگر نیکی می‌کنند. ما اهل بیت به هیچ ظلمی رحم نمی‌کنیم و به ورع توصیه می‌کنیم و به مواسات برادری دینی توصیه می‌کنم. مواسات یعنی آنکه راضی نشوید برادر مؤمنت اگر نیاز دارد، تو هم نیاز نداشته باشید، اگر همین ویژگی مواسات را بردارید، پول دشمنی می‌آورد! باید در بستر پول با هم مصالحه کردیم و ایثار کردیم، ببین چه برکت‌هایی می‌آورد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌السلام پناهیان، ظهر امروز در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه، به رابطه امید و استقامت و شرایط سیاسی کشور اختصاص داد.

 

وی با اشاره به ارزش امید و نیاز آن در جامعه گفت: «بدون امید مشکلات مضاعف دیده می‌شود و راه عبور از مشکلات دیده نمی‌شود. این احساس یأس جامعه را فراخواهد گرفت. ابلیس یکی از کارهایی که انجام می‌دهد، وارد کردن یاس به افراد است. خدا می‌تواند هر جامعه‌ای را از هر مشکلی نجات دهد. قدرت خداست که در هر برهه‌ای معجزات بزرگی به نمایش می‌گذرد. ابلیس چون ناتوان است در هر فردی تلاش می‌کند یأس ایجاد کند.»

 

وی با توصیف رسانه‌های تولید کننده پیام علیه کشور به شیطانک، آنها را تولید کننده یأس نامید، گفت: «تمام اخبار این رسانه‌های حاوی یأس و تفرقه است. بی‌بی‌سی چند سال پیش در ایام تاسوعا در تحلیلی گفته بود تاسوعا روز عزا برای برادر ناتنی امام حسین (ع) است و اینها اگر دستشان بیاید میان حضرت عباس و حسین (ع) هم نفاق ایجاد می‌کنند. در حالی که در تمام کشور مثال دو برادر را حضرت عباس و حسین (ع) می‌دانند. ابلیس چنین است و در پی انتقال خبرهای منفی است.»

پناهیان در توصیف افرادی که ایجاد امید و یأس می‌کنند، گفت:«خدا فرموده است کسانی که مقاومت می‌کنند نعماتشان را بسیار خواهد کرد.»

وی با اشاره به آیات قرآن از ارزش استقامت در نزد خدا گفت و آن را با مبارزه رزمندگان اسلام در جبه‌ها مثال زد . وی با اشاره به صحبت‌های رهبر انقلاب و استفاده از چفیه به عنوان مقاومت تأکید کرد باید در عرصه فرهنگی، فرهنگ مقاومت را تقویت کنیم.

وی آموزش و پرورش و روش تعلیم دین در مدارس را کمترین تأثیر در فرهنگ مقاومت برشمرد و مدعی شد این سخن را با اطلاع می‌گوید.

پناهیان برای تدریس اخلاق و مقاومت به شاهنامه اشاره کرد که در گذشته یکی از بسترهای آموزش مقاومت و قدرتمند شدن در جامعه بوده است. وی همچنین براساس یک حدیث از امام صادق (ع) اخلاق ناشی از ضعف نفس را بی‌فایده توصیف کرد و از شجاعت امام خمینی گفت که ناشی از عرفان او بود. از همین رو او آموزش و پرورش را توصیه کرد که براساس این آموزه‌های فرهنگ مقاومت را در کودکان تقویت کنند.

این خطیب در سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه با جمع‌بندی اینکه امید و استقامت به یکدیگر وابسته هستند؛ این مهم را اشاره کرد درصد امید در کشور به میزان استقامت مردان سیاسی کشور مرتبط دانست و از گفته‌های برخی نمایندگان انتقاد کرد که استقامت چهل ساله را نقد کرده‌اند و آن را مصداق یأس‌پراکنی برشمرد. وی افزود که باید سیاسیون و مردم این نماینده را از جهالت خارج کرده‌اند.

او مفهوم رفراندوم را نیز به نقد کشید و گفت: «رفراندوم مرتبط به بن‌بست سیاسی است و این در حالی است که اصول قانون اساسی به درستی هنوز انجام نشده است. چه بن‌بستی! کارهای عادی خود را درست انجام بدهیم بن‌بستی وجود نخواهد داشت.»

این رفتار را به رفتار خوارج توصیف کرد که قصد برهم زدن بازی را داشتند و راه‌حل‌های قانونی برای آنان جواب نمی‌داده است.

پناهیان از مجلس و دولت خواست با افزایش رویه استقامتی شرایط امیدساز را در جامعه مهیا کنند و گفت ما می‌خواهیم در کشور مارش پیروزی نواخته شود. در یک چهارشنبه منتظر بودیم قوانین علیه رانت‌خواری و پولشویی تصویب شود و مارش پیروزی بنوازیم؛ اما یک باند آن از دستور کار مجلس خارج کرد. بدانید که بخش از رانت‌ها برخلاف قانون نبود و نیاز به تصویب قانون داشت که جلوی آن گرفته شود.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مفسر و مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی گفت: خدا در کوه طور به موسی‌بن‌عمران(ع) گفت: موسی! اگر کسی برای حسین(ع) دست در جیب کند و یک درهم خرج کند، هنوز نمرده‌ است که‌ من هفتاد برابر به او برمی‌گردانم. کسی بر من منت نگذارد که این‌قدر برای حسین خرج کرده‌ام.
عقیق: استاد حسین انصاریان در سخنرانی امروز خود در حسینیهٔ آیت‌الله علوی تهران، اظهار کرد: همهٔ انبیا خدا براساس مأموریتی که از سوی پروردگار مهربان داشتند، مردم را به توحید و نفی همهٔ معبودهای ساختگی و باطل دعوت می‌کردند؛ چه معبودهای درونی، چه معبودهای بیرونی. معبودهایی بودند که دعوتی جز به فساد و دعوتی جز به‌سوی آتش دوزخ نداشتند؛ البته هیچ‌کدام آنها به‌صورت آشکار به ملت‌ها نمی‌گفتند که ما شما را به‌سوی آتش دوزخ دعوت می‌کنیم، شما هم دعوت ما را با عشق و همت بپذیرید. اینکه قرآن مجید می‌فرماید: «أُولٰئِک یدْعُونَ إِلَی اَلنّٰارِ»(سورهٔ بقره، آیهٔ 221﴾، بدین معنی است که نتیجهٔ دعوت آنها به‌سوی آتش دوزخ و دعوتشان هم در دنیا به‌سوی فساد است.

وی با بیان اینکه کار معبودهای ساختگی، زیبا جلوه دادن زشتی‌هاست، گفت: خداوند در آیات متعددی از سورهٔ مبارکهٔ بقره می‌فرماید: این معبودها شما را به فساد اقتصادی و حرام‌خوری از همه نوع آن دعوت می‌کند و به‌گونه‌ای هم زمینه را فراهم می‌آورند که حرام‌خوری برای شما آسان باشد، سنگین نباشد. «زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ»(سورهٔ توبه، آیهٔ 37)، تمام زشتی‌ها را پیش شما آرایش می‌دهند، زیبا و خوب جلوه می‌دهند و کاری می‌کنند که به شما بقبولانند اگر مسیر را ادامه ندهید، زندگی‌تان نمی‌چرخد به این صورت که اگر وارد ربا، رشوه و زد و بند نشوید، اگر تو نخوری دیگری می‌خورد، اگر تو نبری دیگری می‌برد؛ «زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ»، یعنی روی روان شما کار می‌کند و انحراف روانی برایتان ایجاد می‌کند.

توبه برای همه افراد کار طاقت‌فرسایی نیست

استاد اخلاق حوزه، دعوت خداوند را به‌سوی دو حقیقت دانست و تصریح کرد: «واللَّهُ يَدْعُوا إِلَي الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ»(سورهٔ بقره، آیهٔ 221)، خدا شما را به بهشت و به آمرزش دعوت می‌کند که برای رسیدن به آمرزش هم توبه لازم دارید و راه توبه را هم نشان می‌دهد. توبه برای همه هم کار طاقت‌فرسایی نیست و به فرمودهٔ حضرت مجتبی(ع)، گاهی «اصلاحه ماله»، این است که من مالم را هرچه که هست، بررسی کنم و ببینم چقدر حرام در مالم هست؟ حالا اگر دقیق هم به‌دست نیاوردم، ائمهٔ ما می‌فرمایند به‌اندازه‌ای که خیالت راحت شود، مثلاً با خارج کردن ده‌میلیون از مال خود، واقعاً اطمینان پیدا می‌کنید، این ده‌میلیون را دربیاورید.  

وی در مورد وظیفهٔ بنده برای فراهم آوردن بستر آمرزش، گفت: معنیِ «من تو را به آمرزش دعوت می‌کنم»، این نیست که سرتان را بالا کنید و بگویید خدایا! من را بیامرز؛ من که شما را یقیناً می‌آمرزم، اما شما هم زمینهٔ آمرزش را برای خودتان فراهم کنید؛ بدین ترتیب که اگر عرق‌خور هستید، دیگر نخورید، خانم بی‌حجاب هستید، دیگر از فردا بی‌حجاب نباشید، اهل غیبت و تهمت و دروغ هستید، اهل نگاه به نامحرم هستید، از این به بعد نباشید؛ تا به امروز نماز نمی‌خواندید، شروع به خواندن کنید و ببینید چقدر از نمازهای قبلی را هم نخوانده‌اید، در حدّی که مطمئن شوید پرونده شما پاک می شوید، قضای نمازهایتان را به جا بیاورید.   

معبود باطل شما را به فساد دعوت می‌کند

وی افزود: بت -چه بت زنده و چه بت بی‌جان- و معبود باطل شما را به فساد دعوت می‌کند که نتیجهٔ فساد هم دوزخ است. دعوت این معبود هم صریح نیست که شما بترسید و جا بزنید و عقب بنشینید، به شما نمی‌گوید به جهنم برو که شما وحشت کنید و بگویید این چه دعوتی است؟! دعوتش را لای زَروَرق می‌پوشاند، «زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ» و روی دعوتش اتو می‌کشد. هیچ دکتری دوای عریان در نسخه‌اش نمی‌نویسد و هرچه دوا می‌نویسد، کپسول یا قرص روکش‌دار است؛ چون اگر بخواهد اصل دوا را بنویسد، از زهر عقرب تلخ‌تر است و کسی نمی‌خورد، دوا را با روکش‌دار به خورد ما می‌دهند. این مَثَل است و در مثل مناقشه نیست. دواهای تمام دواخانه‌ها روکش دارد، شربت‌هایشان هم درصدی شکر دارد؛ اگر نزنند، ما نمی‌خوریم.

از دعوت معبود باطل، چه بت هوای نفس و چه بت‌های بیرونی، چشم بپوشید

مبلغ عرصه بین الملل گفت: «واللَّهُ يَدْعُوا إِلَي الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ» دعوت معبود حق را قبول کنید و از دعوت معبود باطل، چه بت هوای نفس و چه بت‌های بیرونی، چشم بپوشید؛ «فَإِلٰهُکمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ»(سورهٔ حج، آیهٔ34)، معبود شما یک معبود و آن‌هم پروردگار است. قرآن دل آدم را بسیار تغییر و به عالم ملکوت پیوند می‌دهد.

همهٔ دعوت‌های معبودان باطل روکش‌ دارد!

مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی، آیات قرآن را راهی برای شناخت بطن گناهان دانست و اظهار کرد: همهٔ دعوت‌های معبودان باطل روکش‌ دارد و برای مردم شیرین است. تمام گناهان روکش لذت دارد، ولی اگر طبق آیات قران مجید، این روکش را با قرآن کنار بزنید، می‌بینید که زیر این روکش تا آسمان شعله می‌کشد. معبود باطل می‌گوید مال مردم را بخورید؛ رشوه بگیرید، ربا بخورید، مال یتیم را ببرید، دزدی کنید، تقلب کنید؛ اما انبیا اصرار داشتند که به توحید وصل باشید، چون در توحید فساد تولید نمی‌شود و دفع می‌شود. بیشتر مردم توحید را مانند امروز قبول نمی‌کردند اگرچه در حال حاضر هم بخشی از مردم توحید را قبول نمی‌کنند؛ اگر همه قبول می‌کردند که ما یک زندانی نداشتیم. آنها قبول نمی‌کنند و لذت‌گرایی نسبت به مال و نسبت به شهوات، بیشتر مردم را اسیر کرده است.

معبودهای باطل شما را به انواع فسادها و آتش دعوت می‌کنند

استاد انصاریان در مورد کشش و جاذبهٔ نیرومند معبودهای ساختگی گفت: اسارت اسیران شهوات و حرام‌ها این‌قدر شدید است که آن صاحب نفس‌های قدیم هم اگر امروز پشت تلویزیون بیایند، ده‌نفر هم از یک‌میلیون نفر آزاد نمی‌شوند؛ این‌قدر کشش و جاذبهٔ معبودهای باطل قوی است. انبیا چه جانی کَندند برای اینکه معبودهای باطل را حذف کنند و پروردگار عالم را در زندگی مردم جایگزین معبودهای باطل کنند. دائم به گوش مردم می‌خواندند: «لا اله الا الله»، معبودهای باطل هیچ و پوچ هستند، شما را به انواع فسادها و آتش دعوت می‌کنند؛ وقتی می‌خواهید برای یک کار خیر در جیبتان دست کنید، وعدهٔ فقر می‌دهند و می‌گویند پول درنیاوری، بیچاره می‌شوی؛ پول ندهی، فقیر می‌شوی؛ پول ندهی، چراغی که به خانه رواست، به مسجد روا نیست. یک‌نفر با رفیق‌هایش در 1500 سال پیش با یزید بر سر صندلی درگیر بوده است، ریخته‌اند و آنها را کشته‌اند؛ برای چه این‌قدر پول خرج او می‌کنی؟ «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ»(سورهٔ بقره، آیهٔ 268)؛ معبودهای باطل چرندیاتی به خورد مردم می‌دهند.

نویسنده کتاب ارزشمند «سیدالشهدا(ع) تجلی عبودیت» گفت: ما اکنون ماه رمضان، احیا، دعای عرفه و منبرهای محرّم و صفر را داریم، اما روزبه‌روزمان بدتر و مشکلاتمان بیشتر می‌شود. عده ای برای ابی‌عبدالله(ع) و پیغمبر و ائمه(علیهم‌السلام) مانده‌اند که پیغمبر اکرم(ص) هم به‌خاطر قیمت آنها به آنها سلام رسانده چون ارزش بالایی دارند حتی پیغمبر(ص) فرموده‌اند: شما اصحاب من هستید، شما من و نزول قرآن من را دیده‌اید و قبول کرده‌اید؛ ولی آنها در آخرالزمان، نه من را دیده‌اند و نه کیفیت نزول قرآن من را دیده‌اند، اما به من وابسته هستند.  

شبهه‌افکنی معبودان ساختگی دربارهٔ عزاداری برای امام حسین(ع)

استاد انصاریان به شبهه‌افکنی معبودان ساختگی دربارهٔ عزاداری برای امام حسین(ع) اشاره و خاطرنشان کرد: روایات ما غیر از مسیحی‌ها و یهودی‌هاست، چون ما برای اثبات باطل بودن قاعده داریم. روایات ما سندهای متین دارد و کتاب‌هایی داریم که نزدیک به عصر ائمه(علیهم‌السلام) نوشته شده، کتاب‌هایی هم داریم که خوشبختانه مانده و در زمان خود ائمه(علیهم‌السلام) نوشته شده است. حالا کاری به واجبات ندارم که بحث خمس، زکات، صدقات، انفاق، بذل و عطا در قرآن است و عناوین مختلفی دارد. همین دست در جیب کردن؛ برای چه ماه محرّم دست در جیبت می‌کنی؟ سیاه زدن به در و دیوار هم حرف شد؟ این‌همه پول برای پارچهٔ سیاه می‌دهید! ما کتاب داریم که نزدیک به عصر ائمه نوشته شده است؛ مثل «المحاسن» برقی؛ این کتاب بی نظیر است؛ در این کتاب است که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بعد از حادثهٔ کربلا به دستور زین‌العابدین(ع) سیاه پوشیدند. در این کتاب است که زین‌العابدین(ع) دو سال در خانهٔ خودشان غذا می‌پختند و برای گریه‌کن‌ها در مدینه ناهار و شام می‌فرستادند و می‌گفتند شما وقتتان را صرف آشپزخانه نکنید، من ناهار و شام‌ شما را می‌دهم چون خدا در کوه طور به موسی‌بن‌عمران(ع) گفت: موسی! اگر کسی برای حسین(ع) دست در جیب کند و یک درهم خرج کند، هنوز نمرده‌ است که‌ من هفتاد برابر به او برمی‌گردانم. کسی بر من منت نگذارد که این‌قدر برای حسین خرج کرده‌ام.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 30 شهريور 1397 | | نویسنده : گمنام
«انفال» معنى بهره‌ها و غنائم جنگ و ثروت هاى عمومى است. نام دیگر سوره انفال، «فاضحه» است.
انفال نام هشتمین سوره قرآن مجید که از آیه اوّل این سوره گرفته شده است. بعضى موضوعات مطرح شده در این سوره عبارتند از: انفال و غنائم، صفات مؤمنان واقعى، داستان جنگ بدر، واقعه تاریخى شب هجرت رسول خدا (ص) از مکّه به مدینه، حکم اسیران جنگى، احکام جهاد، حکم خمس، خرافات مشرکان و راه شناخت منافقان و مبارزه با آنان. این سوره ۷۵ آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
در فضیلت این سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر کس سوره‌های «انفال» و «توبه» را قرائت نماید من شفاعت کننده و گواهی دهنده برای او، در روز قیامت خواهم بود، مبنی بر اینکه او از نفاق به دور است و به تعداد همه مردان و زنان منافق در دنیا، به او ده حسنه داده می‌شود و ده گناه از او پاک می‌شود و ده درجه بالا برده می‌شود و عرش و حاملان آن در ایام زندگی او در دنیا بر او درود می‌فرستند.
امام جعفر صادق علیه السلام: هر کس سوره‌های «انفال» و «توبه» را قرائت کند هرگز نفاق وارد قلب او نمی‌شود و در زمره شیعیان از امر حسابرسی فراغت یابند.
وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النّاسِ وَ إِنِّی جارٌ لَکُمْ فَلَمّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَکَصَ عَلی عَقِبَیْهِ وَ قالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ إِنِّی أَخافُ اللّهَ وَ اللّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ «۴۸»
و (به یادآور) زمانی که شیطان، کار‌های آنان (مشرکان) را در نظرشان زیبا جلوه داد و گفت: امروز هیچ کس از مردم، بر شما غالب نخواهد شد و من یاور شمایم. امّا همین که دو لشکر با هم درآویختند (و فرشتگان به یاری سپاه اسلام آمدند) شیطان به عقب برگشت و گفت:هر آینه من از شما بیزارم، من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید، همانا من از خدا بیم دارم و خداوند سخت عقوبت است.
راه‌های فریب شیطان چیست؟
نکته ها:
کلمه‌ی «جار» به معنای یاور، شریک، همسایه و هم سوگند آمده که در اینجا معنای اوّل مناسب‌تر است. کلمه‌ی «نَکَصَ» به معنای خودداری و برگشت است و «عقب» به معنای پاشنه‌ی پا و «نَکَصَ عَلی عَقِبَیْهِ» یعنی بر پاشنه‌های پا چرخید و پشت کرد.
گفتگوی شیطان با طرفدارانش که در این آیه مطرح شده، ممکن است همان وسوسه‌های شیطانی باشد، یا آنکه شیطان در قالب انسان، اهداف خود را دنبال کند و در قیافه‌ی انسان، به اغوا و وسوسه بپردازد که روایات هم در این باره وارد شده است.
چنانکه شیطان در جنگ بدر، به صورت سراقهبن مالک (از سرشناسان قبیله‌ی بنی کنانه) درآمد و مشرکان را تشویق و ترغیب می‌کرد و به آنان وعده‌ی همراهی و پیروزی می‌داد، امّا با حضور فرشتگان در آستانه‌ی پیروزی سپاه اسلام، پا به فرار گذارد. پس از شکست کفّار، در مکّه به او می‌گفتند:تو سبب شکست ما شدی! و او قسم می‌خورد که حتّی از مکّه بیرون نیامده است. پس معلوم شد که شیطان در قیافه‌ی سراقه، به آنان وعده‌ی پیروزی داده، سپس فرار کرده است.
شیطان برای جبهه‌ی باطل کار تبلیغاتی می‌کند و در آغاز مبارزه به آنان روحیّه می‌دهد، ولی به هنگام دیدن امداد‌های الهی، آنان را رها کرده و عقب نشینی می‌کند.
راه‌های فریب شیطان چیست؟
پیام ها:
۱-یکی از راه‌های فریب شیطان، زیبا جلوه دادن بدی هاست. «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ» آری، نیکو پنداشتن کار‌های بد وناهنجاری ها، نشانه‌ی نفوذ شیطان در افکار انسان است.
۲-شیطان و شیطان صفتان، دیگران را برای فساد، توجیه وتحریک می‌کنند. «زَیَّنَ، لا غالِبَ، جارٌ لَکُمْ»
۳-ایمان، حمایت فرشتگان را به دنبال دارد و کفر، حمایت شیطان را. «جارٌ لَکُمْ»
۴-شیطان، منافق، فریب کار، دروغگو و بی وفاست. جارٌ لَکُمْ ... بَرِیءٌ مِنْکُمْ
۵-شیاطین، آتش فتنه را روشن می‌کنند، ولی خود را در معرکه قرار نمی‌دهند.
«إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ»
۶-توکّل بر غیر خدا، سبب رها شدن انسان در مشکلات می‌شود. إِنِّی جارٌ لَکُمْ ...
إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ
۷-روابط غیر الهی، ناپایدار وغیر قابل اطمینان است. «قالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ»
۸-شیطان، از قدرت فرشتگان آگاه است. «إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ» و مشاهده‌ی قدرت فرشتگان، سبب عقب گرد او شد. «قالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ»
۹-شیطان، قادر بر مشاهده‌ی برخی امور پنهانی است. «إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ»
۱۰-شیطان، به خداوند معتقد و به شدّت عقوبت او آگاه است. «إِنِّی أَخافُ اللّهَ وَ اللّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ» به گفته ابن عباس: «شیطان به دروغ ادّعای ترس از خداوند را داشت، وگرنه کار او به اینجا نمی‌کشید»
إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ «۴۹»
(به یادآور) زمانی که منافقان و بیماردلان می‌گفتند:آنان (مسلمانان را) دینشان مغرورشان کرده است، (که بی ترس حمله می‌کنند. غافل از آنکه مسلمین بر خدا توکّل نموده اند.) وکسی که بر خدا توکّل کند، پس (بداند) قطعاً خداوند شکست ناپذیر حکیم است.
نکته ها:
* منافقان و افراد سست ایمان و بی اعتقاد به نصرت الهی، تصوّر نمی‌کردند مسلمانان با جمعیّت و سلاح اندک پیروز شوند و آنان را فریب خورده می‌پنداشتند.
پیام ها:
۱-کسانی که روحیه ناسالم دارند، با منافقان همصدا می‌شوند. «إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»
۲-منافقان، مسلمانان را فریب خورده و مغرور می‌پندارند. (و می‌گویند:مگر می‌توان با «اللّه اکبر» و با دست خالی به جنگ سلاح رفت؟! مگر می‌شود...) «غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ»
۳-گرایش‌ها ودیدگاه ها، در نوع برداشت انسان تأثیر می‌گذارد. از یک عمل، چند برداشت می‌شود؛ یکی توکّل می‌پندارد و دیگری فریب خوردگی وغرور. إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ ... وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ
۴-توکّل بر خدا، از حساب غرور، جداست. وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ ... (توکّل بر خداوند در جنگ بدر، عامل پیروزی شد)
۵-باید بر کسی توکّل و اعتماد کرد که شکست ناپذیر و تمام کارهایش حکیمانه است. «عَزِیزٌ حَکِیمٌ» (قدرت خداوند، همراه با عزّت وحکمت است)
وَ لَوْ تَری إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ «۵۰»
و (ای پیامبر!) اگر ببینی آن هنگام که فرشتگان جان کافران را می‌گیرند، بر چهره‌ها وپشت‌های آنان ضربه می‌زنند (و می‌گویند:) بچشید عذاب سوزان را.
ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ «۵۱»
این (کیفر) دستاورد کار‌های پیشین شماست و (گرنه) شکّی نیست که خداوند بر بندگانش ستمگر نیست.
راه‌های فریب شیطان چیست؟
نکته ها:
در قرآن، بار‌ها از سخت جان دادن کفّار، سخن به میان آمده است، از جمله در سوره‌ی محمّد آیه‌ی ۲۷ و سوره‌ی انعام آیه‌ی ۹۳ و در مقابل، از آسان جان دادن مؤمنان نیز سخن به میان آمده است، از جمله در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی نحل می‌خوانیم: «الَّذِینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَهُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّهَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
* «یَتَوَفَّی»، به معنای گرفتن است و قرآن می‌فرماید:ما کفّار را می‌گیریم آنجایی که جسم انسان در دنیا می‌ناند، پس معلوم می‌شود که روح او را می‌گیرند. بنابراین، حقیقت انسان به روح اوست. تا انسان زنده است روح همراه جسم اوست و پس از مرگ، از جسم او جدا شده وباقی می‌ماند.
پیام ها:
۱-خداوند با قهر به کفّار، پیامبر و مؤمنان را دلداری می‌دهد. وَ لَوْ تَری ...
۲-فرشتگان الهی، مؤمنان و کافران را می‌شناسند. «إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا»
۳-قهر اخروی خداوند به کافران، از لحظه‌ی جان دادن آغاز می‌شود. إِذْ یَتَوَفَّی ...
یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ ...
۴-در برزخ نیز عذاب هست. «ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ»
۵-مجازات‌های الهی، کیفر کار‌های خود انسان است، نه انتقام خداوند. ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ ...
۶-ظلم به یک نفر، به منزله‌ی ظلم به همه است. «لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ» (کوچک‌ترین ظلمی از جانب خداوند، ستمی بسیار بزرگ است و او منزّه از آن است.)
۷-کیفر‌های الهی، براساس عدل است. «لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ»
کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ «۵۲»
(ای پیامبر! روش کافران زمان تو) مثل روش فرعونیان و کفّار پیش از آنان است که (از روی لجاجت و عناد) به آیات خداوند کفر ورزیدند، پس خداوند نیز به کیفر گناهانشان، آنان را گرفتار کرد. قطعاً خداوند، نیرومند سخت کیفر است.
پیام ها:
۱-گاهی کفر و لجاجت، برای بعضی عادت و خصلت شده و در این صورت، عذاب نازل می‌شود. «کَدَأْبِ»
۲-همه‌ی اقوام نزد خدا یکسانند و اگر راه انحراف و کفر بروند، کیفر می‌بینند.
کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا ... فَأَخَذَهُمُ اللّهُ آری، سنّت الهی در عقوبت کفّار، ثابت است و مجازات مشرکان در جنگ بدر، حکم خاصّی نبوده است.
۳-گناه، سبب قهر الهی است. «فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ»
۴-خداوند، در کیفر کافران عاجز نیست و همه‌ی اقوام (مثل فرعون قوی یا مشرکان ضعیف) در برابر قهر خدا عاجزند. «إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ»
ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ «۵۳»
آن (کیفر) بدین سبب است که خداوند، نعمتی را که به قومی عطا کرده، تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، و همانا خداوند، بسیار شنوا و داناست.
نکته ها:
در احادیث متعدّدی عواملی مانند:ظلم و گناه، سبب تغییر نعمت‌های الهی به حساب آمده اند، چنانکه بازگشت از گناه و انحراف و حرکت در مسیر حقّ، موجب سرازیر شدن انواع نعمت‌های الهی است.
گناهان و ستم ها، انسان را از لیاقت بهره وری از لطف الهی دور می‌کند. چنانکه حضرت علی علیه السلام در خطبه قاصعه بدان اشاره کرده و در دعای کمیل می‌خوانیم: الّلهم اغفر لی الذنوب الّتی تهتک العصم... الّلهم اغفر لی الذّنوب الّتی تغیّر النّعم...
در نامه حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر می‌خوانیم: «هیچ چیز مانند ظلم وستم، نعمت‌های الهی را تغییر نمی‌دهد، چون خداوند ناله‌ی مظلوم را می‌شنود، در کمین ظالمان است».
امام صادق علیه السلام فرمودند: «همواره از سختی‌ها و گرفتاری‌های روز و شب که عقوبت معصیت و گناهان شماست، به خدا پناه ببرید».
پیام ها:
۱-زوال نعمت ها، از ناحیه‌ی خودماست، وگرنه سنّت خدا بر استمرار نعمت هاست. ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً ... حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
۲-دادن‌ها و گرفتن‌ها از سوی خدا، قانونمند و حکیمانه است. لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً ...
حَتّی یُغَیِّرُوا ...
۳-رحمت خداوند بر غضبش مقدّم است. «أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا»
۴-در اسلام علاوه بر کیفر فردی، کیفر‌های اجتماعی نیز قانون دارد. «عَلی قَوْمٍ»
۵-فطرت انسان، بر ایمان و پاکی استوار است و این انسان است که خود را تغییر می‌دهد. «یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۶-انسان، تاریخ را می‌سازد، نه آنکه اقتصاد، جبر تاریخ و محیط، انسان را بسازد.
حَتّی یُغَیِّرُوا ... البتّه محیط و اقتصاد بی اثر نیست، لیکن نقش اصلی با اراده‌ی انسان است، و هیچ یک از آن‌ها انسان را مجبور نمی‌کند.
۷-افراد، جامعه را می‌سازند و هرگونه تحوّل مثبت یا منفی در جامعه، بر پایه‌ی تحوّلِ فکری و فرهنگی افراد است. قَوْمٍ ... یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
۸-سعادت و شقاوت ملّت ها، در گرو تحوّلات درونی آنهاست، نه قدرت و ثروت. «حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۹-در تحلیل سرنوشت جوامع، محور، روحیّه‌ی مردم است، نه شانس، خرافات، نظام‌های حاکم، جبر تاریخ و... «یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۱۰-همه‌ی ما در نظر خدا هستیم و کیفر کفّار متّکی بر علم گسترده خداوند است «أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
 
منبع:باشگاه خبرنگاران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 «سید حسن نصر الله» دبیر کل حزب الله لبنان به مناسب شب عاشورا در میدان «عاشورا» واقع در منطقه «الجاموس» جنوب بیروت درباره مهمترین تحولات منطقه سخنرانی کرد.

 

نصر الله در آغاز سخنرانی خود از ارتش و نیروهای امنیتی لبنان و همه کسانی که فضای مناسب را برای برگزاری مراسم شب عاشورا فراهم کرده‌اند، تشکر کرد.

 

دبیر کل حزب الله تأکید کرد که «ما به دولت آمریکا به عنوان یک دشمن نگاه می‌کنیم ولی برخی در منطقه به آن به عنوان دوست و همپیمان نگاه می‌کند».

 

وی ادامه داد: «به لبنانیهایی که مخالف این نظر درباره دولت آمریکا هستند، میگویم که آیا می‌توانند دلیلی برای صداقت آنان ارائه کنند؟».

آمریکا گروههای تکفیری را در منطقه به وجود آورد

شبکه خبری «المنار» به نقل از نصرالله درباره اقدامات خصمانه آمریکا علیه فلسطین گزارش داد: «آیا به سود ملت فلسطین است که قدس به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخته شود؟... آیا به سود ملت لبنان و فلسطین است که حق بازگشت از بین برود... آیا آمریکا همان نیست که گروههای تکفیری را به منطقه آورد؟».

دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به اینکه آمریکا ملتهای منطقه را از طریق اعمال تحریم، تهدید می‌کند خطاب به همپیمانان آمریکا در منطقه گفت: «آیا تقویت 24 ساعته اسرائیل توسط آمریکا به سود ملتهای منطقه است؟».

نصرالله با تأکید بر اینکه «عربستان جنگ علیه یمن را آغاز کرده و آمریکا نیز جنایات این رژیم را توجیه می‌کند» تصریح کرد: «حاکم واقعی در برخی از کشورهای عربی و اسلامی، سفیر آمریکاست».

وی خطاب به کشورهای عضو اتحادیه عرب گفت که «آمریکا در امور داخلی‌تان دخالت می‌کند. آیا هیچ کدام از شما جرأت می‌کند بیانیه‌ای صادر و این مسئله را محکوم کند؟».

عراق دیکته‌های آمریکا را نپذیرفت

دبیر کل حزب الله با بیان اینکه «ملت عراق توانست با وجود همه تهدیدها و فشارها، دیکته‌های آمریکا را نپذیرد»، اظهار داشت: «دشمن واقعی در منطقه آمریکا و سیاستهایش است. اسرائیل نیز در این طرح، یک ابزار است».

وی با اشاره به اینکه امسال، سال پایان گروه تروریستی داعش خواهد بود، اعلام کرد که طولانی شدن حضور هسته‌های داعش در برخی از مناطق شمال شرق سوریه به خاطر حمایت آمریکا از این گروه است.

نصرالله با بیان اینکه آمریکا داعش را به وجود آورد و آن را از جایی به جای دیگر منتقل می‌کند، درباره توافق ادلب نیز گفت: «توافق روسیه بر سر ادلب خوب و معقول است».

آمریکا کُردهای سوریه را خواهد فروخت

دبیر کل حزب الله ضمن درخواست از کُردهای سوریه برای عدم تکیه بر واشنگتن، خطاب به آنان اظهار داشت: «واشنگتن در هر بازاری احتمالا شما را خواهد فروخت و شما را دعوت می‌کنم که با دولت سوریه مذاکره کنید».

وی با تأکید بر اینکه «حزب الله تا زمانی که سوریه به حضور ما نیاز داشته باشد در سوریه باقی خواهد ماند» درباره حملات اسرائیل به سوریه اعلام کرد: «بهانه‌های اسرائیل برای حمله به سوریه، دروغین است... حملات اسرائیل به سوریه با شکست طرح آمریکایی، عربستانی و اسرائیلی است».

نصرالله با بیان اینکه حملات اسرائیل به سوریه دیگر قابل تحمل نیست، خاطر نشان کرد که «محور مقاومت باید از تجاوزهای مکرر اسرائیل درس بگیرد و راهکاری برای آن پیدا کند.

منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

شناخت دین یکی از وظایفی است که بر عهده هر مسلمانی بوده که این راستا در شماره های گوناگون، بخش های مختلفی از مباحث دینی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم کرد.

* چرا امام علی، زنان را ناقص العقل و ناقص الایمان معرفی می کند؟

سوال:

چرا حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه زنان را ناقص العقل، ناقص الایمان، ناقص الحظوظ معرفی کرده است؟ دلیل و حکمت این سخن چه بوده است؟

پاسخ:

خطبه شماره هشتاد در نهج البلاغه، خطبه ایست که پس از فراغت از جنگ جمل بیان شده است. جنگ جمل فاجعه اى بود که به رهبرى عایشه (یکی از همسران پیامبر) به راه افتاد و هزاران نفر از مسلمانان در آن کشته شدند.

طبرى تعداد قربانیان این جنگ را حداقل ۱۰ هزار نفر کشته در اطراف شترى که به عنوان نشان و علامت جبهه عایشه بود ذکر نموده است.[۱] خطابات موجود در این خطبه در حقیقت موشکافى یکى از زمینه هاى روانى، شخصى و شخصیتى فاجعه جمل و به گفته یکى از مفسّرین و مورخین مشهور اهل تسنّن، تعریضى به رفتار عایشه مى باشد. ابن ابی الحدید در اینباره می نویسد: «هذا کلّه رمز الى عایشه».[۲]

با صرف نظر از اینکه این حدیث ناظر به جنگ جمل و نقش تحریک آمیز عایشه است، و با صرف نظر از اینکه آیا تفاوت حجم مخ و مخچه زن و مرد بیانگر تفاوت کمّى و کیفى عقل زن و مرد باشد، این حقیقت قابل انکار نیست که به کارگیرى و بهره گیرى زن و مرد از عقل و عاطفه متفاوت است. تعقل زنان و بهره گیرى آنان از دریافت هاى عقلى نسبت به مردان کمتراست، همان طور که عاطفه و احساسات مردان نسبت به زنان کمتر است، براساس نظام احسن آفرینش و به مقتضاى حکمت الهى، مسئولیت بین انسان ها تقسیم و براى انجام آن مسئولیت ها امکانات، شرایط و تجهیزات متناسب با آن در اختیار افراد قرار داده شد و این شاهکار خلقت است که زنان داراى عاطفه و احساسا بیشتر باشند تا مادرى مهربان براى فرزندان باشند و بتوانند نقش تربیتى خود را به درستى ایفا کنند.

همان طور که مردان براى مدیریت منزل و انجام کارهاى سخت نیاز به قوه تعقل بیشتر و قدرت جسمى بیشتر دارند. بنابراین عبارت خطبه نهج البلاغه به هیچ وجه در مقام تحقیر زنان به طور مطلق نیست بلکه صرفاً تبیین تفاوت تکوینى و تشریعى در مورد توانایى هاى زن و مرد و لزوم تطبیق وظایف و مسئولیت ها با توانایى هاست. ضمن آنکه هشدارى است براى انسان ها که عدول از این توانایى ها و وظایف فردى زمینه ساز فجایعى مانند آنچه در جمل گذشت مى گردد.

با این مقدمه به سراغ تبیین معنا و منظور عبارت «نواقص العقول» در مورد زنان مى رویم.

- دیدگاه اسلام درباره زن و مرد

بنابر دیدگاه اسلام زن و مرد هر دو در گوهر شریف انسانیت مشترک هستند. در عین حال نظام زیباى آفرینش هر یک از این دو را با ابزارهاى ویژه اى مجهز ساخته و به تناسب آن رسالت و مسئولیت خاصى نیز بر دوش هر کدام نهاده است. تجهیز هر یک از دو صنف فوق به گونه اى است که از ترکیبشان شرایط و بستر مطبوع و دلپذیرى براى ایجاد خانواده و کانونى فعال و پر مهر و صفا پدید مى آید. هر یک در کنار دیگرى مى تواند آرامش و رشد بیابد. هم چنین زمینه مناسبى براى رشد و تربیت سالم فرزندان به وجود مى آید. در این تقسیم طبیعى آنچه معمولاً در مرد ظهور و بروز بیشترى دارد، قدرت و توانایى بیشتر براى انجام کارهاى سخت و طاقت فرسا مى باشد و نیز زیرکى و حسابگرى در امورى است که به تعقّل و دوراندیشى نیازمند است و آنچه در زن نمود و پیدایى بیشتر دارد؛ لطافت، زیبایى، مهر، عاطفه، شور و احساس قلبى است.

آنچه گفته شد، به معناى بى خردى زن یا بى عاطفگى مرد نیست و به معناى آن نیست که هر زنى، کم اندیش تر از هر مردى و هر مردى، کم عاطفه تر از هر زنى است؛ بلکه مى توان گفت که به طور متوسّط غالب کُنش هاى مرد، رفتارهاى حسابگرانه، و غالب کُنش هاى زن کردارهاى مهرانگیز و عاطفى است.

علاوه بر اینکه هر یک از ویژگى هاى زن و مرد در جاى خود بسیار ضرورى است و این تقسیم تکوینى به هیچ روى نشانگر ارزش گذارى مرد در برابر زن و فرومایگى زن نیست؛ بلکه هر یک جلوه اى خاص از اسماى حُسناى الهى است. به قول شاعر:

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست     که هر چیزش به جاى خویش نیکوست

- عقل زن و مرد

درباره عقل زن و مرد گفتنى است؛ عقل بر دو گونه است:

۱_ عقلى که معیار کمال و قرب الهى است: «العقل ماعبد به الرحمان واکتسب به الجنان»؛ [۳] «عقل آن است که با آن خدا پرستش مى شود و بهشت ها به وسیله آن به دست آید». این عقل همان «عقال» و زانوبند هواها و امیال نفسانى است.

۲_ عقل حسابگر، ابزارى و اینتسترومنتال (Instrumental Reason) که کاربرد آن بیشتر در تنظیم معاش و سیاسات است. در این زمینه هر چند به طور معمول مرد از زن پیشى مى گیرد؛ ولى این معیار کمال نیست و چنان که گفته شد نوعى تقسیم کار طبیعى و تکوینى است و در مقابل آن زن نیز از مهر و عاطفه افزون ترى برخوردار است. از توضیح یاد شده روشن مى شود که تعبیر امیرمؤمنان علیه السلام تحقیر کننده زن و برترى ارزشى مرد بر زن نیست؛ بلکه هشدار به کسانى است که در هر مسئله اى انتظار حرکتى مردگونه از زنان دارند. سخن آن حضرت در واقع توجه به این نکته است که زن موجودى سراپا شور و احساس و عاطفه است و در برخورد با او نباید انتظار حسابگرى هاى مردانه را داشت؛ بلکه باید دقیقاً روان شناسى او را به دست آورد و به تناسب آن با وى روبه رو شد.

از نظر یافته هاى علم روانشناسى، زنان و مردان در نوع هوش با هم متفاوت هستند. مردان، هوشیارى با دید متمرکز دارند و زنان هوشیارى با حواس و دید باز. همین مسأله در نوع قضاوت مرد و زن تأثیر مى گذارد. مردان به طور معمول در صدور رأى تمام جوانب مخفى را مى بینند اما خانم ها به طور غالب به اشدّ مجازات فکر مى کنند، زیرا همان گونه که در ابراز محبت سریع هستند در اعمال خشم هم شدید هستند.[۴]

نکته دیگر این است که زنان همیشه خواهان برقرارى ارتباط هستند. از این رو تمایل دارند تا دیگران را در تصمیم گیرى هاى خویش شرکت دهند و چون سلیقه هاى افراد گوناگون است روند انتخاب و تصمیم گیرى زنان نسبت به مردان که محور تصمیم گیرى هاى آنها، خودشان و قدرت تعقّل آنهاست، کندتر خواهد بود.

روان شناسان مى گویند: مردان در ابتدا خودشان تصمیم مى گیرند و بعد آماده هستند که بر مبناى اطلاعات دیگران تصمیم خویش را تغییر دهند، اما زنان با دخالت دادن دیگران در تصمیم گیرى ها و در نظر گرفتن تمام سلیقه ها و خواسته هاى افراد خانواده تصمیم مى گیرند و سعى مى کنند در تصمیم گیرى هاى خود، نظر همه را تا حدّى تأمین کنند. جان گرى روان شناس مشهور مى گوید: «مرد ابتدا هدف را پیدا مى کند، بعد حرف مى زند و زن حرف مى زند و بعد هدف را پیدا مى کند»[۵]

البته ناگفته نماند که واقعیت فوق سبب برترى مطلق هوشى مرد بر زن نیست بلکه تفاوت هوشى زن و مرد را سبب مى گردد. بى شک سطح هوش هیجانى، کلامى و هنرى زنان بالاتر از مردان و در مقابل سطح هوش مکانیکى و ریاضى و فلسفى مردان قوى تر است و یکى از رموز وظایف مادرى و همسرى در زن و وظایف اجتماعى و حکومتى در مرد مبتنى بر همین تفاوت در هوش است. [۶]

با این توضیح روشن مى شود که آنچه در حقیقت مورد نکوهش امیرالمؤمنین على علیه السلام قرار گرفته است خارج شدن زن از استعدادهاى طبیعى و عمل کردن برخلاف مقتضاى خلقت و دستورات الهى است.

- نواقص الایمان

از عبارت نواقص الایمان، کامل واضح می شود که منظور حضرت، همه زنان نیست، چرا که زنان بسیاری از جهات ایمانی، از مردان برتر اند؛ از جمله حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها که برتری ایشان بر مردان مسلمان، شکی نیست؛ تا آنجا که پیامبر اکرم در منزلت ایشان، خطاب به سلمان فارسی می فرماید: «یا سلمان انّ ابنتی لفی الخیل السوابق»؛[۸] ای سلمان! دخترم فاطمه در زمره سبقت گیرندگان است.

حال چگونه ممکن است که امیرالمومنین علی علیه السلام، زنان را به طور عام، ناقص در مساله ایمان معرفی کند. اگر منظور حضرت عبادات نیز باشد، زنان در قبال مردان، از تکالیف ساده تری برخودار اند، برای مثال، بر زنان جهاد واجب شرعی نیست، نفقه دادن، رسیدگی به امور منزل و … از وظایف شرعی مردان است که بر زنان وضع نشده است.

اما زنانی چون عایشه که با به راه انداختن  جنگ هایی چون جمل و صفین، خون هزاران بی گناه را ریخته اند، و در بین مسلمین، به ام المومنین معروف بودند، در این خطبه صراحتا ناقص الایمان خوانده شده اند، به جهت آنکه حضرت قصد کرده اند تا این مفهوم را منتقل نمایند که: زنان پیامبر نیز می توانند از ایمان بی بهره باشند.

- نواقص الحظوظ

تعبیر «نواقص الحظوظ» بیان یک مسئله حقوقى است و با کاوش دقیق روشن مى شود که اگر سهم و بهره مالى زن در برخى اَشکال آن کمتر از مرد است، کاستى آن به شکل دیگرى جبران شده است. لذا این سخن نیز چون فرازهاى یاد شده، بیانگر «ناهمانندى» (Dissimilarity) و تفاوت هاى شکلى (Formal) است، نه «عدم تساوى» .(unequality) توجه به ساختار کلّى اقتصادى خانواده نشان مى دهد که اسلام بار مالى خانواده را تماماً بر عهده مرد نهاده و تأمین نیازهاى اقتصادى زن را اعمّ از تهیه مسکن، خوراک و پوشاک وظیفه مرد دانسته است.[۹] همچنین حقوق دیگرى براى زن مانند مهریه قرار داده است.

بنابراین اگر زن نصف مرد ارث مى برد، مى تواند همه آن را براى خود محفوظ بدارد و هرگونه دوست دارد خرج یا ذخیره نماید و مرد کوچک ترین حقّى بر دارایى زن ندارد؛ لیکن مرد باید نیازهاى زن را تأمین کند و بخش عظیمى از آنچه را که به عنوان سهم الارث، غنائم، درآمد یا شکل هاى دیگر به چنگ مى آورد باید براى زن خرج نماید.

افزون بر آن در مواردى نیز ارث زن مساوى با مرد است؛ مثلاً پدر و مادر میّت در صورتى که میّت داراى فرزند باشد هر کدام «یک ششم» ارث مى برند. هم چنین برادر و خواهر مادرى میّت ارث مساوى دارند. از مجموع قواعد حقوقى یاد شده مى توان نتیجه گرفت که بهره اقتصادى زن در این زمینه اگر بیشتر از مرد نباشد، کمتر نیست و سخن امیرمؤمنان علیه السلام ناظر به بخش خاصى از احکام حقوقى است. در مجموع سهم ارث کمتر زن و دختر چه بسا به جهت کم رنگ کردن نقش زن در مسائل اقتصادى و جهت دادن احساس نیاز او به همسر است تا زمینه شکل گیرى نظام خانواده و تحکیم آن بیش تر فراهم شود.

- شهادت و گواهى زن

مسئله نابرابرى شهادت زن و مرد نیز حکمت هایى دارد که اگر پیش فرض هاى اندیشه هاى فمینیستى و مشابه انگارى زن و مرد کنار رفته و با ژرف کاوى هاى دقیق روان شناختى به مسئله نگاه شود، عظمت احکام نورانى اسلام آشکار مى شود. آنچه در اینجا به طور مختصر مى توان اشاره کرد این است که:

اولاً: شهادت در مواردى است که شاهد و بستگانش نه ذى نفع باشند و نه متّهم و زیانکار، پس هیچ امتیاز و بهره اى از زنان سلب نشده است تنها آنان از یک تکلیف الزامى معاف شده اند. زن و مرد در ادّعا و طرح دعوى که به نفع آنان است و یا در اقرار که به زیان آنان است، برابرند اما در شهادت که نفع و ضررش مربوط به دیگرى است تکلیف اجتماعى براى اثبات حق از عهده زنان برداشته شده است. این امر زمانى وضوح بیشترى مى یابد که توجه داشته باشیم مردم به طور معمول از اداى شهادت طفره مى روند به خاطر زحمت، لطمه و گاهى تهدیدهایى که براى شاهد به وجود مى آید، لذا با این کار حقى از زن سلب نشده است بلکه مسئولیتى از عهده او برداشته شده است.

ثانیاً: این نابرابرى در همه موارد نیست و در برخى از امور شهادت زن به تنهایى کافى است. مانند مواردى که مربوط به اموز زنانه است.

ثالثاً: برابرى شهادت دو زن با شهادت یک مرد در امورى مانند قتل و زنا کاملاً متناسب با روان شناسى زن مى باشد، زیرا:

۱_ زن نسبت به مرد بسیار با حیاتر است و به خاطر حجب و حیایى که دارد در برخورد با صحنه هایى چون زنا معمولاً رو برمى گرداند و خیره نمى شود، خصوصاً زنى که باید عادل هم باشد (چون در شهادت، عدالت شرط است) و معمولاً از صحنه هاى گناه آلود به شدت روى گردان است. برخلاف مرد که غیرت در او تحریک مى شود.

۲_ همان طور که گفته شد، زن عاطفى تر از مرد است و این براى او نه تنها نقص نیست، که کمال او در آن است؛ لیکن این ویژگى که در جاى خود ضرورت دارد توابع و آثار وضعى خاصى نیز دارد که باید نسبت به آن هوشیار بود. برخى از آثار طبیعى این ویژگى در مسئله شهادت از قرار زیر است:

الف. زن در برخورد با صحنه هاى دل آزارى چون قتل به شدّت متأثّر مى شود و از دقّت در دیدن صحنه خوددارى مى کند، از همین رو ممکن است به درستى قاتل و چگونگى انجام قتل را نشناسد و شهادت وى از دقّت کمترى برخوردار باشد و با ضمیمه شدن شاهد دیگر احتمال خطا کاهش مى یابد.

ب. در روان شناسى شناخت (Psychology Of Knowledge) این دیدگاه وجود دارد که عواطف و احساسات آدمى در شناخت هاى وى تأثیر مى گذارند، لاجرم هر اندازه موجودى عاطفى تر و احساسى تر باشد، ممکن است قواى ادراکى اش بیشتر دستخوش تخیلات و پندارهاى نادرست شود.

ج. آسیب پذیرى زن به لحاظ عاطفى بودن در شهادت هایى که آثار مهم حقوقى (مانند اعدام و…) دارد، بیشتر است.

در اینجا این سؤال رُخ مى نماید که اگر حکم برابرى شهادت دو زن با شهادت یک مرد به لحاظ تناسب روان شناختى وضع گردیده است، پس چرا حضرت على علیه السلام این مسئله را در رابطه با «نقصان عقل» مطرح کرده اند؟ پاسخ آن است که:

همانطور که یادآورى شدیم، مقصود از عقل در اینجا عقل کمال بخش نیست، تا نقصان آن ضربه اى به شخصیت و منزلت زن بزند، بلکه مربوط به فعالیت قواى عاطفى زن است.

ضمن اینکه از نظر اصول جرم شناسى و دادرسى کیفرى و روان شناسى نیز اظهار آگاهى از هر واقعه اى و بیان شکل و خصوصیات هر رویداد مورد مشاهده به حسب آنکه شاهد آن زن باشد یا مرد؛ عاطفى باشد یا خوددار، طفل باشد یا بزرگ سال؛ با طرف هاى آن قضیه نسبت فامیلى داشته باشد یا نه و… اختلاف زیادى پیدا مى کند.[۱۰] تجربه نشان داده که شهادت اشخاص احساسى و عاطفى – که طبعاً نیروى تخیّلى قوى تر دارند و نیروى تخیّل آنان ناخودآگاه در اصل واقعه و نقل آن تصرّفاتى مى کند و قسمتى از آن را تغییر مى دهد – از دقت و صحّت کمترى برخوردار است و زن نیز از آن حیث که بعد عاطفى و احساسى اش غلبه دارد، طبیعى است که باید شهادتش درباره امورى که اهمیت زیاد دارد (مثل قتل و…) همراه با تأیید بیشترى باشد.

پی نوشت:

[۱]. تاریخ طبرى: ج ۶ ص ۲۴۷۲

[۲]. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه: ج ۶، ص ۲۱۴

[۳]. کلینی، اصول کافی: ج ۱،‌ص ۱۱، ح ۳٫

[۴].  محمد مجد، روان شناسى زن و مرد: ص ۱۰۱ و ۹۷

[۵]. زنان و مردان، روابط: ص ۱۴۰

[۶]. براى مطالعه بیشتر ر.ک: نومان.ل.مان، اصول روانشناسى، ترجمه و اقتباس: محمد ساعتچى، چ ۱۲، موسسه انتشارات امیرکبیر، ج ۱ ص ۶۴۶ ؛ سکلتون، تفاوت هاى فردى، ترجمه: یوسف کریمى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى

[۷]. سوره تحریم (۶۶)، آیه ۱۱

[۸]. بحارالانوار: ج۸، ص۳۰۳

[۹]. سوره طلاق (۶۵)، آیات ۶ و ۷

[۱۰].جلال الدین مدنى، آیین دادرسى مدنى: ج ۲، ص ۴۸۶

سایت پرسمان دانشجویی

منبع:حوزه
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چندی پیش رهبر معظم انقلاب پس از صحبت‌های مختلف درباره مذاکره مجدد با آمریکا و پیشنهاد طرف مقابل در این زمینه با یک جمله پرونده این موضوع را مقتدرانه بست و این کار را ممنوع اعلام کرد.

برای رسیدن به پاسخ این سؤال که چرا رهبر معظم انقلاب مذاکره با آمریکا را ممنوع اعلام کردند به سراغ قرآن کریم رفتیم و با مطالعه سوره مبارکه توبه و تفسیر آن به پاسخ این سؤال رسیدیم که در ادامه تقدیم می‌شود.

خداوند در سوره مبارکه توبه به موضوع عهد و پیمان کفار با مسلمانان اشاره کرده و می‌فرماید: چگونه مى‌‏توان با آنان پیمانى داشت در حالى که اگر بر شما دست یابند، هیچ خویشاوندى و پیمانى را درباره‏ شما مراعات نمى‏‌کنند. این نوع بیان خدا نشانه بی‌نتیجه بودن عهد پیمان بستن با دشمنان است.

خداوند در همین سوره می‌فرماید: اگر آنها به عهد و پیمان خود پایبند نبودند با آنها بجنگید تا خدا آنها را با دست شما عذاب دهد. البته فراموش نکنیم که خداوند پیش از فرمان جنگ می‌فرماید: اگر آنها توبه کردند و نماز برپا کردند و ذکات دادند آنها را امان دهید.

آیات ۸ تا ۱۴ سوره توبه

کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَایَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَ هِهِمْ وَتَأْبَى‏ قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَسِقُونَ‏(۸)

اِشْتَرَوْاْ بَِایَتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِیلِهِ إِنَّهُمْ سَآءَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(۹)

لَا یَرْقُبُونَ فِى مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ(۱۰)

فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلَو ةَ وَءَاتَوُاْ الزَّکَوةَ فَإِخْوَنُکُمْ فِى الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْأَیَتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ(۱۱)

وَإِن نَّکَثُواْ أَیْمَنَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِى دِینِکُمْ فَقَتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَآ أَیْمَنَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ‏(۱۲)

أَلَا تُقَتِلُونَ قَوْماً نَّکَثُواْ أَیْمَنَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ‏(۱۳)

قَتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِینَ‏(۱۴)

ترجمه

چگونه (مى‌‏توان با آنان پیمانى داشت) در حالى که اگر بر شما دست یابند، هیچ خویشاوندى و پیمانى را درباره‏ شما مراعات نمى‏‌کنند. شما را با زبانِ خویش راضى مى‏‌کنند، ولى دلهایشان پذیرا نیست و بیشترشان فاسق‌اند.(۸)

(مشرکان پیمان‌شکن،) آیات خدا را به بهاى اندکى فروختند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به راستى آنان بد اعمالى انجام مى‏‌دادند.(۹)

(مشرکان پیمان‏‌شکن، نه تنها درباره‏ شما، بلکه) درباره‏ هیچ مؤمنى، حقّ خویشاوندى و عهد و پیمان را مراعات نخواهند کرد و ایشان همان تجاوزکارانند.(۱۰)

امّا اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در این صورت برادران دینى شمایند. و ما آیات خود را براى گروهى که مى‏‌دانند (و مى‏‌اندیشند)، به تفصیل بیان مى‏‌کنیم.(۱۱)

امّا اگر (به جاى توبه،) سوگندهاى خویش را پس از بستنِ پیمانشان شکستند و در دین شما، زبان به طعنه (و عیب‏گوئى) گشودند، پس با سران کفر بجنگید. زیرا که آنان را (پایبندى به) سوگندى نیست، باشد که (با شدّتِ عمل شما،) از کردار خود باز ایستند.(۱۲)

آیا با گروهى که سوگندها (و پیمان‏هاى) خود را شکستند و به بیرون کردن پیامبر (از وطنش) همّت گماشتند، و آنان نخستین‌بار جنگ را با شما آغاز کردند، پیکار نمى‏‌کنید؟ آیا از آنان مى‏‌ترسید؟ اگر ایمان دارید، سزاوارتر آن است که از خدا بترسید!(۱۳)

با آنان بجنگید تا خداوند آنان را به دست‏‌هاى شما عذاب کند و خوارشان سازد و شما را بر آنان پیروز کند و دل‌هاى (پردرد) مؤمنان را تشفّى و مَرهَم نهد.(۱۴)

نکته‌های آیات

«اِلّ»، به معناى خویشاوندى، همسایگى و روابط عاطفى و انسانى و عرفى است. «ذِمّة»، به معناى عهد و پیمانى است که وفاى به آن لازم است و اگر نقض شود، مردم، عهدشکن را مذّمت مى‏‌کنند. این آیات نیز دلیل فرمان سختگیرى نسبت به پیمان شکنان مشرک است.

به صرف اینکه اگر دشمن بر ما غالب شود چنین و چنان خواهد کرد، نمى‏‌توان به او حمله کرد، بلکه باید قرائنى بر توطئه و تجاوز او باشد وگرنه قصاص قبل از جنایت مى‏‌شود.

آیه ۱۰ سوره توبه نیز در بیان حکمتِ فرمانِ شدید خدا، بر برائت از مشرکان است.

در دو آیه‏ قبل، مراعات نکردن پیمان درخصوص حاضران مطرح بود، «لایرقبون فیکم» ولى در این آیه تعبیرِ «لایرقبون فى مؤمنٍ» آمده که ستیزه‏‌جویى آنان را با همه‏ اهل ایمان بیان مى‏‌کند.

خداوند در همین آیات فرمود: اگر مشرکان توبه کرده و نماز خواندند و زکات دادند، دیگر متعرّض آنان نشوید، «فخلّوا سبیلهم» در این آیه مى‏‌فرماید: نه تنها مزاحمشان نشوید، بلکه گذشته‏‌ها را فراموش کرده، برادرانه با آنان رفتار کنید.

از على‏‌علیه السلام پرسیدند: چرا فراریان جنگ صفّین را تعقیب کردید، ولى در جنگ جمل، کارى به فراریان نداشتید؟
حضرت فرمود: در صفّین، رهبر کفر زنده بود و فراریان دور او جمع مى‏‌شدند و حمله‏ مجدّد مى‏‌کردند، امّا در جنگ جمل، با کشته شدن رهبرشان، محورى براى تشکّل و سازماندهى مجدّد نداشتند.

امام صادق‏ علیه السلام فرمود: هر کس به دین شما طعنه زند، قطعاً کافر مى‏‌شود. سپس آیه ۱۲ سوره توبه را تلاوت فرمود.(تفسیر نورالثقلین).

در آیه ۱۳ سوره توبه خداوند مسلمانان را به جنگ با کفار پیمان شکن فرمان‌ می‌دهد و آنها را از ترسیدن از دشمن بیم می‌دهد و می‌فرماید: سزاوار است از خدا بترسید.

پیام‌ها

عمق کینه‏ دشمن را هنگام قدرتش باید شناسایى کرد، نه هنگام ضعف او. «ان یظهروا علیکم»

سکوت و ساده‏‌اندیشى درباره‏ دشمنى که اگر چیره شود مراعات هیچ مسأله‏‌اى را نمى‏‌کند، گناه است. «لا یرقبوا فیکم الاّ و لا ذمّة»

مشرکان، نه مراعات مسائل عاطفى و همسایگى را مى‏‌کنند، نه به پیمان‏‌ها و تعهّدات احترام مى‏‌گذارند. «الاّ ولا ذمّةً»

ظاهرسازى و بازى‏‌هاى سیاسى و تبلیغاتى دشمنان، ما را فریب ندهد. «یرضونکم بافواههم وتأبى قلوبهم»

پیمان‌شکنى، نفاق، تظاهر و سیاست‏‌بازى، فسق است. «تأبى قلوبهم واکثرهم فاسقون»

اکثریّت مشرکان فاسقند، ولى افراد سالم هم میانشان پیدا مى‏‌شود. «اکثرهم فاسقون» (در نسبت‏دادن‏ها، انصاف داشته باشیم)

مشرکان با مؤمنان دشمنى دارند، پس دربرخورد شدید با آنان، هیچگونه تردیدى نداشته باشید. «لایرقبون فى مؤمن»

در دید کفّار، بزرگ‏ترین جرم مسلمانان همان ایمان به خداوند است و همین بهانه‏ خصومتشان با اهل ایمان است. «لا یرقبون فى مؤمن»

پیمان‌شکنى، تجاوزگرى است. «اولئک هم المعتدون»

رعایت حقوق خویشاوندان و وفادارى به پیمان، واجب و بى‏‌اعتنائى به آنها برخاسته از روح تجاوزگرى است. «اولئک هم المعتدون»

جنگ با مشرکین پیمان‏‌شکن، جنبه دفاعى دارد و همانگونه که در آیه 13 آمده است، ما آغازگر آن نبوده‏‌ایم. «اولئک هم المعتدون»

در مبارزه باید نابودى سران توطئه و مرکز فرماندهى و تشکیلات دشمن، در اولویت باشد. «فقاتلوا ائمّة الکفر»

هر سوگندى شما را نفریبد. سوگند پیمان‏‌شکنان، بى‏‌اعتبار است. «لا ایمان لهم»

از اهداف جهاد اسلامى، جلوگیرى از توطئه دشمن است. «لعلّهم ینتهون»

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

آیت الله محمد علی جاودان شامگاه چهارشنبه 13 تیرماه سالجاری در جلسه سخنرانی هفتگی خود که در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد، با بیان اینکه انسان ها دو حیات و زندگی حیوانی و جاودانه دارند، گفت: همه انسان ها دارای یک حیات و زندگی طبیعی هستند و با این حیات زنده اند.بدون عکس

وی ادامه داد: این حیات برای همه انسان ها چه در چین و هند چه در اروپا و سایر کشورها وجود دارد و همه از این حیات و زندگی طبیعی و حیوانی برخوردار هستند اما یک حیات و زندگی دیگر است که این حیات و زندگی باعث برتری نسبت به دیگر انسان ها و موجودات است.

این استاد حوزوی افزود: آدمی زاد می تواند از همه موجودات و مخلوقات خداوند برتر باشد و این را باید خودش با حیات و زندگی برتر کسب کند و اگر این حیات را کسب کند از همه موجودات برتر است.

ما می توانیم از دیگر موجودات زنده برتر باشیم

آیت الله جاودان با بیان اینکه ما می توانیم از دیگر موجودات برتر باشیم، گفت: مرحوم حق شناس می فرمود اگر حضرت ملک الموت بخواهد بیاید و مرا قبض روح کند، من می توانم اجازه ندهم؛ در حدیث هم آمده که تا مومن خودش راضی نشود قبض روح صورت نمی گیرد.

این استاد حوزوی با بیان اینکه کسی که خدا به او شرح صدر عطا کند به یک نور از سوی خدا می رسد، گفت: کسی که زحمت بکشد و با بخل، با کبر، با حسد بجنگد و آنها را از خود دور کند و خود نیز پاک شود او به شرح صدر رسیده و کسی که به شرح صدر برسد به یک نوری می رسد که در قیامت آن نور کمک او است.

وی ادامه داد: انسان می تواند با تلاش و زحمت صفات بد را از خودش دور کند و بودند کسانی مانند زهیر و حر که یک روزه با این صفات بد مبارزه و آن را از خود دور کردند. حتی قساوت قلب نیز با شرح صدر بر طرف می شود.


هر گناه یک نشانه از ضیق صدر

آیت الله جاودان در ادامه سخنانش با اشاره به اثر گناه بر انسان اظهار کرد: انسان هر گناهی که مرتکب می شود در اثر ضیق صدر است. اگر مثلا من در شبانه روز فقط یک گناه می کنم نشانه یک ضیق صدر است.

وی ادامه داد: ضیق به معنای است، سینه تنگ است و ثمره آن این است که از من گناهی سر می زند ولی اگر بتوانم گناه را ترک کنم زحمت دارد اما شدنی است.

آیت الله جاودان با اشاره به اینکه با زحمت می شود گناه را ترک کرد، گفت: انسان می تواند برای همیشه گناه را ترک کند، اما این ترک گناه زحمت دارد و نیاز به تلاش است تا انسان به کلی آن گناه را ترک کند.


چگونگی قطع ریشه های گناه

این استاد اخلاق شهر تهران خاطر نشان کرد: اگر انسان در ترک گناه مداومت کند می تواند ریشه های گناه که از صفات بد انسان ایجاد شده را از بین ببرد و با ترک گناه ریشه های گناه از بین می رود.

وی ادامه داد: حالا اگر گناه را ترک کردید دیگر به ریشه های گناه آب نمی رسد و این ریشه ها خشک می شود. اما این ترک گناه با یک روز نیست بلکه باید روزها و حتی سالها به ترک گناه جدیت داشته باشد. مثلا باید چشم چندین سال به نامحرم بسته شود و جدی نگاه نکند تا ریشه آن قطع شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

شهید محمد حسین مقیمی، در وصیت نامه خویش از بازماندگان در خواست جالبی برای مراسم تشییع خود داشته است. متن وصیت نامه را در ادامه خواهید خواند:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ (10) تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ (11)

سوره مبارکه صف
ای کسانیکه ایمان آورده اید آیا به شما نشان بدهم تجارتی را که برهاند شما را از عذاب دردناک؟ (10) ایمان بیاورید به خدا و رسولش و جهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان که این بهتر است برای شما اگر درک کنید

سلام علیکم

با سلام به امام زمان (عج) و نایب برحقش امام خمینی و شهدای اسلام و انقلاب و جنگ تحمیلی ، حضور شما پدر و مادر عزیزم سلام عرض می کنم و دست شما را از راه دور می بوسم و امیدوارم که در کارهایتان موفق و پیروز باشید. و مرا حلال کنید. هم اکنون که این نامه را می خوانید من دیگر در بین شما نیستم و از این دنیا جدا شده و بسوی حق پرواز کرده ام. پدرم و مادرم خدا را شکر کنید که اینچنین فرزندی داشته اید و در راه خداوند داده ایدو مبادا کاری کنید که دشمن خوشحال شود. بعد از من لباس سیاه نپوشید و گریه نکنید و صبر کنید که ان الله مع الصابرین و هر گاه خواستید مراسمی بگیرید و بخصوص اگر در تشییع جنازه اگر خواستید کسی را دعوت کنید حتما از کارت تبریک عروسی استفاده کنید و به مردم بگویید که حسین به آرزویش (شهادت) رسید.

و اما تو خواهرم ! همانند زینب کبری باش و ادامه دهنده راه زینب (س) !

به دوستانم بگویید که بعد از من گریه نکنند و صبور باشند و عوض گریه راه مهدی رهنما و امثال او و دیگر شهدا را ادامه دهند و دعا کنید که ان شاءالله خداوند ما را نیز با آنها محشور کند. برادران عزیزم شما را قسم میدهم به خون شهدا که امام را تنها نگذارید و هرگز دست از امام بر ندارید و نگذارید که جبهه ها خالی بماند و سنگر شهدا را خالی نگذارید. و در پشت جبهه سنگر نماز جمعه و مساجد و انجمن های اسلامی را خالی نگذارید.هر کس از من طلبی داشته است بیاید و از خانه بگیرد و هرکسی که بدهکار است بدهکاریش را به جبهه بپردازد.

در خاتمه یادآور میشوم که مبلغ 3000 ریال به فیروز پیرزاده و مبلغ 3000 ریال به خدایاری و مبلغ 20000 ریال به سپاه بدهکارم که برادرم اسداله آنرا به بیت المال بپردازد.

مبلغ 20000 ریال به فقرا بدهید و 40000 ریال دیگر به جبهه کمک کنید وبازهم التماس دعا دارم . برای امام و رزمندگان و مجروحین و مسئولین و شهداو دعا کنید که خداوند این حقیر را نیز با شهدا محشور بفرماید.

خدا نگهدار همگی شما
محمد حسین مقیمی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

استاد حسین انصاریان مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود در حسینیه همدانی‌ها به موضوع «خدای پیدا و چشم نابینای ما» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید:
 
آیات قرآن، نور روشنگر
 
-فهم انسان از قرآن در حدّ مرتبه الفاظ
 
آیات قرآن که نور محض است: «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا»(سوره نساء، آیه 174)، جالب آیه این است که خطاب آن به پیغمبر نیست، یعنی نمی‌فرماید «أَنْزَلْنَا إِلَیْکُ نُورًا مُبِینًا» و این نزول به ما مربوط است. خدا هیچ‌چیزی را برای درک رسول خدا(ص) حالت نزول و پایین‌آمدن نمی‌دهد، حقیقت برای او مُنکَشف است. خدا می‌داند که قرآن در چه مرتبه‌ای است و خلق هم از آن مرتبه بی‌خبرند. پیغمبر(ص) همان مرتبه علمی عندالله را می‌گیرد و ما مرتبه الفاظ را می‌گیریم. معلمی مثل خود پیغمبر(ص) و ائمه(ع)، باید این مرتبه نازله را به ما بفهمانند تا در حد گنجایش خودمان، مرتبه رفیعه را بفهمیم؛ البته نه به‌اندازه گنجایش پیغمبر، چون طاقت آن را هم نداریم و اگر به ما گنجایش نداده بود، با شنیدن همین مرتبه نازله هم متلاشی می‌شدیم.
 
-فروتنی و متلاشی‌شدن کوه از شنیدن قرآن در مرتبه الفاظ
 
خدا می‌فرماید: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللّٰه»(سوره حشر، آیه 21)، اگر قرآن را نازل می‌کردم، البته نه در آن لباس حقیقتِ علمی‌اش پیش خودم و آن مرتبه اصیلش را پایین نمی‌آوردم، هیچ‌کسی تحمل دریافتش را نداشت؛ ولی اگر همین مرتبه نازله‌اش که الفاظ است و معانی الفاظ را به کوه نازل می‌کردم، «عَلَىٰ جَبَلٍ» یعنی یک کوه نامعلوم، چون «الف» و «لام» ندارد. حالا شما هر کوهی را در نظر بگیرید، چون «جبل» نکره است؛ اگر می‌گفت «عَلَىَ الجَبَلٍ»، یعنی کوه معیّنی که می‌شناسید. حال شما سلسله جبال هیمالیا را در نظر بگیر، اگر همین مرتبه نازله را به کوه وصل می‌کردم، به انسان می‌گوید: با دو چشم خودت می‌دیدی(نه با چشم دل) که این سلسله جبال هیمالیا به‌شدت دچار فروتنی و خاکساری می‌شد، بعد از فروتنی هم کلاً متلاشی می‌شد و هیچ‌چیزی از آن نمی‌ماند.
 
-داوری انسان‌های با انصاف درباره قرآن
 
اما این گنجایش را به شما دادم که شما را متلاشی نمی‌کند. عده‌ای از شما که آدم‌های باانصاف و به قول سوره رعد، «اولوالألباب» هستند، یعنی عقل قاتی ندارند و یک عقل خالصی دارند؛ عقلشان با صدجور فرهنگ شرق و غرب قاتی نیست که حالا آیات من را بشنوند و بگویند چیست! «إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ»(سوره رعد، آیه 19)، آنهایی که خرد خالص دارند، یک داوری راجع‌به قرآن من می‌کنند، البته آن‌هم بعد از نزولش و نه در مرتبه علمی ملکوتی‌اش و می‌گویند حق است، کل این سخنْ راست است، کل این سخنْ حقیقت است.
 
در این آیه‌ای که خوانده شد، اصلاً پروردگار عالم رودرروی با پیغمبر(ص) نیست و پیغمبر(ص) با مرتبه نهایی کتاب خدا -آن‌هم نه با گوشش، بلکه با دلش- در ارتباط است. دل عجب گنجایشی و عجب صلابتی دارد، از کوه‌ها سنگین‌تر! متأسفانه این سلسله مراتب باید به‌خاطر ما طی بشود.
 
دقت در آفرینش شتر، اقرار به وجود آفریده آن
 
خیلی از جاهای قرآن باعث غصه ما می‌شود؛ مثلاً می‌خواهد به ما بگوید که این عالم خدا دارد، یکی از دلایلی که در قرآن اقامه می‌کند که جهان کارگردان دارد، این است(به من می‌گوید، از بس که پایین زندگی می‌کنم): «أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ»(سوره غاشیه، آیه 17)، در آفرینش شتر دقت نمی‌کنید که چگونه آفریده شده است؟ می‌خواهد خودش را به من معرفی بکند که من خدای تو هستم، من رزّاق و محیی تو هستم، من ممیت تو هستم، پای شتر را وسط می‌کشد که شتر را نگاه کن، نگو این عالم خدا ندارد! چرا دروغ می‌گویی؟ عالَم خدا دارد و اگر خدا نداشت، پس چه کسی شتر را با این دقت در آفرینش آفریده است؟
 
-سفر بدون توشه شتر در کویر
 
این شتر را هم برای خیابان ولی‌عصر و اتوبان آیت‌الله صدر نیافریده‌ام! آنجا که می‌خواهید بروید و بیایید، ماشین و موتور و دوچرخه دارید، شتر نمی‌خواهد؛ چون نیازمند هستید و بوده‌اید که بارهای سنگین‌ شما از جاده‌های سخت کویر و کوهستانی لب دره منتقل بشود، شتر را برای کویر آفریدم. حالا به من می‌گویی کویر که آب ندارد، می‌گویم چرا عجله می‌کنی؟ من خلقت شتر را به‌گونه‌ای قرار داده‌ام و حالی‌اش کردم که الآن در این بیابان بین گرمسار و قم روی تو بار می‌گذارند و می‌خواهند به کرمان ببرند، آب مسیر راهت را بخور که ده شبانه‌روز آب در این کویر پنجاه درجه داشته باشی، چون کویر آب ندارد.
 
-قدرت و برکت در اعضای شتر
 
بعد هم زانویش را به‌گونه‌ای درست کرده‌ام که سنگین‌ترین بارهای شما را می‌برد؛ و در شیر، گوشت و کُرک و پشمش، برکت قرار داده‌ام.
 
-دقیق‌ترین جرثقیل جهان
 
شکل ساختمانش هم از دقیق‌ترین جرثقیل‌های جهان تا الآن دقیق‌تر است. برخلاف سایر بارکشان که باید بخوابانی و آن را بار کنی. قد او از تو بلندتر است و تو با رفیقت نمی‌توانی دویست‌کیلو گندم و جو و نخود و لوبیا بلند کنید و روی او بگذارید؛ اگر می‌خواستید ایستاده بار او کنید، دائم باید یک نردبان دو-سه پله‌ای به کمرتان می‌بستید و آن را مرتب با خودتان به این‌طرف و آن‌طرف می‌بردید. به او گفته‌اند که وقتی می‌خواهند روی تو بار بگذارند، بخواب! و اگر هر حیوانی را خوابیده بار بکنید، بلند نمی‌شود! نمی‌تواند بلند شود، چون تمام زمینه‌های جرثقیل در خلقت این است و با قواعد دقیق جرثقیلی بلند می‌شود.
 
چشم نابینای انسان در شناخت خدا
 
در عالم چه خبر است؟ چطوری تو را گم کرده‌اند، تو که همه‌جا پیدایی!
 
چشم دل باز کن که جان بینی/ آنچه نادیدنی است، آن بینی
 
یک چشم دیگر باید پیدا کرد! سیدالشهدا(ع) -فدای غلام سیاهش بشوم- در دعای عرفه با تمام وجود عرض می‌کنند: «عمیت عین لا تراک» کور باشد آن چشمی که تو را نمی‌بیند، تو که از همه‌چیز آشکارتر هستی! حالا پیش امیرالمؤمنین(ع) برو و بگو خدا را چگونه شناختی؟ نه اسم خورشید را می‌برد، نه افلاک، نه سحابی، نه کهکشان، نه ستارگان، نه باغ، نه گردش عالم، بلکه می‌گوید: «یا من دلّ علی ذاته بذاته» من او را با خودش شناختم. این هم برای من قابل‌درک نیست که می‌خواهم او را بشناسم، بعد او را که نمی‌شناسم، با خودش شناختم! این چیست؟ واقعاً این چه فلسفه و عرفان بسیار پیچیده‌ای است؟
 
یا به زین‌العابدین(ع) بگو که شناخت خودت را از خدا بیان کن، فقط دو کلمه می‌گویند! یک کتاب پانصد صفحه‌ای که مقاله چهل دانشمند خارجی را نمی‌گویند که 39تای آن مسیحی و غیرمسیحی هستند و یک مقاله‌اش برای یکی از دانشمندان مسلمان مصری است. به ما نمی‌گویند من توحیدم را در پانصد صفحه نوشته‌ام، برو و ببین! فقط دو کلمه می‌گویند، یعنی قرب به حق تا کجا؟ لمس حق تا کجا؟ فهم حق تا کجا؟ یابن‌رسول‌الله! خدا را چطوری شناختی؟ دو کلمه: «بک عرفتک» با خودش خودش را شناختم. این جمله چه معنی دارد؟
 
مراتب نزول قرآن از ملکوت تا ناسوت
 
قرآن را باید به ملکوت نازل کند، از ملکوت هم به جبروت نزول بدهد، از جبروت هم باید پایین‌تر بیاورد و به لاهوت نزول بدهد، بعد به آخرین مرحله تنزلش بدهد و به ناسوت برسد که بشود به من ارائه کند. حالا هم که می‌خواهد به من ارائه بکند، به سراغ الفاظش، تعداد سوره‌ها و تعداد آیه‌هایش نرفته است، بلکه می‌گوید: جنس دوپا، نمک‌خور من! «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ»، من این قرآن را آن‌قدر پایین آوردم و به آن نزول دادم که تو حالی‌ات بشود. آن‌هم هیچ پیچیدگی ندارد و نور خالص دراختیارت گذاشتم، باز هم قرآن را نمی‌فهمی و درکش نمی‌کنی؟ به پیغمبر می‌گفتند: «قلوبنا غلف» دل ما در غلاف است و این قرآن را نمی‌فهمیم؛ اما حبیب من، دروغ می‌گویند و من اصلاً دل غلاف‌دار خلق نکرده‌ام.
 
خاک، آغاز و پایان آفرینش انسان
 
یکی پیش من در شهری آمد که منبر می‌رفتم و گفت: ده-دوازده کیلومتری این شهر یک ده است که جاده‌اش هم خاکی است، ماشین درست‌وحسابی هم نداریم، به‌دنبالت بیایم تا یک منبر بروی؟ گفتم: حتماً بیا! آمد، راست هم می‌گفت و ماشین درست‌وحسابی نداشت. عجب مسجدی بود، آن‌هم در دهی که این دوازده کیلومتر، ده‌ سانتی‌متر آسفالت نداشت و خاک بود. ماشین آرام راه می‌رفت، اما از بس گرد و خاک بلند بود، پشت سر پیدا نبود. بعد از منبر به او گفتم: دهاتی، من هم بچه ده هستم، می‌دانی؟ من پوششی خودم را بچه تهران جا انداخته‌ام، اما من هم دهاتی هستم و این هم آدرس ده من. من که به ده وارد هستم، چون خودم دهاتی هستم؛ البته ما ده و شهر نداریم و پروردگار می‌گوید: «مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُم»(سوره طه، آیه 55)، شما را از خاک آفریده‌ام و به آن برمی‌گردانم و در قیامت هم شما را از خاک درمی‌آورم.
 
حکایتی شنیدنی
 
شاید ۲۰ سال پیش یا بیشتر، آن‌وقت شهرداری در خیابان بالا در آن ساختمان شانزده طبقه بود. چند‌نفر کارشان گیر بود و به ناحق هم به آنها گیر داده بودند. یک پرونده ساختمانی برای کار خیر می‌ساختند، ۹ماه بود که امضا نمی‌کردند، زمینه امضا هم داشت؛ نه تخلف ساختمانی داشتند، نه عوارضی بدهکار بودند، همه‌چیز آنها درست بود و امضا نمی‌کردند. پیش من آمدند و گفتند: آقا، شهردار را می‌شناسی؟ گفتم: نه! گفتند: ما چنین گرفتاری برای یک کار خیری داریم. گفتم: من با شما می‌آیم. آن‌وقت‌ها هنوز یک‌بار هم مرا فیلم نکرده بودند که حالا به اطلاعات اداره بروم، قیافه من را ببیند و بگوید همین آقایی است که او را فیلم می‌کنند! من را نمی‌شناخت، گفتم: آقای شهردار هست؟ گفت: بله! گفتم: کجاست؟ گفت: طبقه شانزدهم. گفتم: زنگ بزن، من می‌خواهم پیش او بروم. گفت: از کجا آمده‌ای؟ چه راحت! اهل کجا هستی؟ گفتم: اهل خاک! ـ آدرس قرآنی به او دادم ـ گفت: شما برای چه نهادی هستی؟ گفتم: نهاد ابی‌عبدالله الحسین(ع)، من نهاد مهاد نمی‌دانم چیست! گفت: حالا من تلفن می‌زنم، چه بگویم؟ به او بگویم چه کسی آمده است؟ گفتم: بگو یک روضه‌خوان آمده است.
 
اتفاقاً این حرف گرفت و تا تلفن زد، گفت: آقا، یک شیخی آمده است، الآن هم می‌خواهد شما را ببیند. به او می‌گویم اهل کجایی، می‌گوید خاک؛ از چه نهادی هستی، می‌گوید نهاد ابی‌عبدالله(ع) ـ حالا صدای او در تلفن می‌آمد ـ گفت: در جا بفرست بیاید، این آدم دیدنی است! مثل اینکه از قوانین خیلی بی‌خبر است و آدم خیلی صاف و ساده‌ای است. بیاید اصلاً ما ببینیم. رفتم، در اتاق را که باز کردم، تا من را دید، از پشت صندلی بیرون آمد، من را بغل گرفت و گفت: من بزرگ‌شده منبرهای دهه عاشورا و ماه رمضان هستم، برای چه آمده‌ای؟ می‌گفتی من به خانه‌تان می‌آمدم. گفتم: من کاری ندارم، این بنده خداها گرفتارند و یک امضا می‌خواهند که ۹ماه می‌روند و می‌آیند!
 
ائمه ما چه‌کار کرده‌اند در حق آنهایی که مردم را می‌برند می‌آورند! اهل‌بیت(ع) می‌گویند این آدم‌ها را در قیامت در جهنم می‌اندازند، بعد به خدا می‌گویند: کار ما خیلی سنگین نبوده است، پس چرا ما را به اینجا آورده‌ای؟ خطاب می‌رسد: دربیایید! امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: هزار سال آخرتی طول می‌کشد تا لب جهنم می‌آیند و می‌خواهند دربیایند که به ملائکه خطاب می‌رسد: در سینه‌اش بزنید و سر جایش برگردانید. پنج-شش‌بار اتفاق می‌افتد، حالا چندهزار سال می‌کشد، نمی‌دانیم! در آخر برمی‌گردد و می‌گوید: خدایا! من را مسخره می‌کنی؟ می‌گویی بالا بیا و دوباره مرا با کله پرت می‌کنی! آنجا خطاب می‌رسد: تو بندگان من را در دنیا مسخره کردی، یعنی من را مسخره کردی؛ برو و بیا! خدایا! ما را حفظ کن که از کوره درنرویم و در سیاست و اینها برویم، تنها حرف خودش را بزنیم.
 
همان روز امضا کرد و پرونده را داد، آن کار خیر هم سرپا شد.
 
احاطه دو نور الهی برای رسیدن انسان به گوهر سعادت
 
«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا» خیلی جالب است، آیه می‌گوید یک نور روشنگر، یعنی نوری که معرفت و شناخت به شما می‌دهد؛ و اما روایات، آن‌ هم از قول امام هادی بشنوید که به ائمه طاهرین(ع) خطاب می‌کنند(خودش هم جزء ائمه است) و می‌گویند: «کلامکم نور». دو تا نور است که دو طرف ما را گرفته است. این نورها را برای چه فرستادم؟ برای اینکه شما پنج شناخت پیدا کنید و با این پنج شناخت هم گوهر سعادت ابدی را به‌دست بیاورید. ما 25 شب در این پنج‌تا به طور مبهمی شنا می‌کنیم و داستان یکی را هم نشده که تمام بکنیم؛ اما حالا کلیّت مسئله هم خوشمزه است!
 
-نخست، شناخت خدا
 
شناخت اول، معرفت‌الله است؛ من را بشناس که من همه‌کاره‌ات هستم، کار دنیا و آخرتت در دست من است، کلید زندگی‌ات پیش من است. من تو را با یک نظر تا عرش می‌برم و با یک نظر هم تا اسفل‌السافلین می‌فرستم. با ما صاف باش و من را بشناس. من دوستت دارم، زود هم رهایت نمی‌کنم! حالا بیست‌سال گناه کردی، بگویم با تو قهرم؛ من اصلاً خدای قهرکنی نیستم! تو با من قهر می‌کنی و من با تو قهر نمی‌کنم. من را بشناس که چه کسی هستم و چه هستم.
 
-دوم، شناخت خود
 
خودت را هم بشناس که چه کسی هستی؛ موقعیتت، جایگاهت را بشناس. کجای آفرینش هستی؟
 
-سوم، شناخت راه
 
بالاخره در این هفتاد-هشتادساله باید یک جاده‌ای را طی کنی تا زندگی تمام شود؛ چون هر نَفَست حرکت در مسیر است، راه را بشناس! راهی که می‌روی، درست است؟ راه صدق است؟ راه حقیقت است؟ راه را بشناس و بدان که در کنار راهی که من ترسیم کرده‌ام، شیاطین و دشمنان صدها راه انحرافی منشعب کرده‌اند.
 
-چهارم، شناخت دنیا
 
دنیا را هم بشناس، چون این جاده در این دنیاست. خود این دنیا چیست و کجاست؟ دیشب من وعده دادم که از قول ولی‌الله‌الأعظم و از نفس او برای شما توضیح بدهم که دنیا کجاست؟ حدود ده مسئله راجع‌به دنیا فرموده است که آدم را مست می‌کند. حرف نیست، علی(ع) ساقی کوثر و ساقی این شراب طهور معرفت است. در معرفی دنیا غوغا کرده است که آدم در معرفی امیرالمؤمنین(ع) فکر می‌کند خوشگل‌تر، زیباتر، بهتر و بامنفعت‌تر از این دنیا در هیچ کجای عالم، نه قبل از ولادت ما و نه روز قیامت نیست؛ چون آن قیامتی که در قرآن تعریف می‌کند، صد درصد مثبت میوه این دنیایی است که امیرالمؤمنین(ع) معرفی می‌کنند: «الدنیا مزرعة الآخره»، مزرعه یعنی جایی که هوای آن، گیاهش، روییدنی‌اش، آبش و درختانش خیلی خوب است. کوره ذوب آهن و ذوب مس را که مزرعه نمی‌گویند، غسّالخانه بهشت‌زهرا را هم مزرعه نمی‌گویند! در تمام روایات ما فقط از این دنیا به مزرعه تعبیر شده است. مزرعه اسم مکان است و «میم» دارد، یعنی محل کشت و زراعت؛ یعنی بکار، بعد در قیامت هشت بهشت را با کاشتت درو کن.
 
-پنجم، شناخت راهنمای راه
 
راهنمای راه را هم بشناس که چه کسی باید تو را برای حرکت در راه راهنمایی کند. راهنما خیلی مهم است! بدون راهنما حتی اگر وارد جاده خدا که بشوی، منحرف از آب درمی‌آیی؛ چون آدم بدون راهنما از شکم خودش حرف می‌زند و به آنهایی که دور خودش جمع کرده، همه‌اش می‌گوید به‌ نظر من، به اندیشه من، به فکر من!
 
من یک‌بار کسی را دیدم که به مریدهایش می‌گفت الآن که سفر با اسب و قاطر و شتر نیست؛ شما می‌خواهی دو روز به مشهد بروی، از تهران یک‌ساعت و ده‌دقیقه به مشهد می‌روی و فردا بعدازظهر هم برمی‌گردی، تو را مسافر نمی‌گویند و باید نمازت را تمام بخوانی. این خلاف قرآن و خلاف فقهای 1200ساله شیعه است؛ یعنی آیت‌الله‌العظمی بروجردی، آیت‌الله‌العظمی حکیم، آیت‌الله‌العظمی خوئی، امام(ره)، شیخ انصاری، علامه حلی و شیخ طوسی نفهمیده‌اند که گفته‌اند نماز را شکسته بخوان و خواسته‌اند نماز میلیون‌ها نفر را به گردن بگیرند و جهنم بروند، تو فهمیده‌ای؟ آدم بی‌راهنما گمراه می‌شود. با این پنج شناخت که برای همه میسّر است، انسان به ایمان بارور، اخلاق الهی و عمل صالح می‌رسد، البته به شرطی که این باورها را سوار مرکب همت و اخلاص بکند.
 
کلام آخر، خدای دوست‌داشتنی ما
 
امشب می‌خواستم یکی دوتا از رسیده‌های غیرانبیا و ائمه را برایتان بگویم که نه مقام نبوت و نه مقام امامت داشتند، اما با این چند شناخت خیلی فوق‌العاده شدند. خدا بخواهد، فردا شب می‌گویم؛ او باید بخواهد و اگر نخواهد، هیچ! چون به جانِ ما سیریش نزده‌اند که به جایی بچسبد! با یک اشاره پروردگار به قلب است؛ بایست، آن‌هم عبد خداست، چشم! صبح هم ما را به بهشت زهرا می‌برند. ما به هیچ‌جا بسته نیستیم، جز به خودش؛ به هیچ‌جا تکیه نداریم، جز به خودش.
 
دست حاجت چو بری، پیش خداوندی بر/ که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود
 
کرمش نامتناهی، نعمش بی‌پایان/ هیچ خواهنده نرفت از در او بی‌مقصود
 
هیچ خواهنده! این‌قدر بندگانش را دوست دارد، این‌قدر به صدای بندگانش علاقه دارد، این‌قدر گریه بندگانش را دوست دارد، این‌قدر گدایی بندگانش را دوست دارد که دوستی او قابل حساب‌کردن نیست. حس می‌کنید که نمی‌گذارد غصه‌دار بشویم! بنشینیم و زانو بغل بگیریم و بگوییم تمام شد، تمام شد، ماه رمضان رفت. چقدر در همین ماه رمضان به همه ما عنایت کرده، توبره ‌ما را پر کرده، کشکول ما را پر کرده، جیبمان را پر کرده است، ولی خودمان حس نمی‌کنیم تا وقتی پرده کنار برود و هفت طبقه جهنم را به ما نشان بدهد، به او بگوییم: پس چرا من گرمای این حرارت عظیم را حس نمی‌کنم؟ خطاب می‌رسد: بنده من! مگر روزه نگرفتی؟ پیغمبر من که به تو خبر داد «الصوم جنة من النار» روزه‌گیر حرارت آتش دوزخ را نمی‌چشد. حالا چرا فرشتگانت در قیامت این‌قدر جلوی من دولا و راست می‌شوند؟ مگر من چه کسی هستم؟ خطاب می‌رسد: مگر تو پنجاه-شصت‌سال جلوی من دولا و راست نشدی؟ چرا حالا فرشتگانم دولا و راست نشوند؟ آنها خادم تو هستند. عجب خدایی است!
 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام
حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان مدیر مدرسه علمیه مشکات در یکی از سخنرانی هایش درباره عبودیت گفت: بر اساس آیات قرآن کریم خداوند مبنای عالم بر اساس عبودیت بنا کرده است و اگر کسی غیر آن عمل کند عالم نسبت به او واکنش منفی نشان می‌دهد.
 
وی افزود: برخی می‌گویند اگر من دلیل این سخن خداوند در قرآن را نفهمم آن را قبول نمی کنم؛ هر کس چنین بگوید بنده خدا نیست بلکه بنده خود است اگرچه دنبال حکمت آن رفتن اشکال ندارد اما رد کردن صرف به دور از بندگی است.
 
حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان با بیان اینکه بر اساس آیات قرآن کریم وقتی به آسمان و زمین گفته می‌شود که به خداوند تعظیم کنید همه با رغبت تعظیم می‌کنند، اظهار داشت: انسان اگر بخواهد به دور از بندگی الهی عمل کند وارد دست اندازهای خطرناکی می‌شود، بر اساس روایات وارده هیچ پرنده و وحوشی شکار نمی‌شود مگر اینکه تسبیح او کم می شود این قاعده دنیا است ما هم اینگونه هستیم.
 
مدیر مدرسه علمیه مشکات با بیان اینکه هر انسانی که بنده‌وار حرکت کند صید بلا و گرفتاری نمی‌شود در غیر این صورت صید شده و بلاهای زیادی بر سر او خواهد آمد؛ گفت: خداوند نیازی ندارد که ما را دچار بلا کند همه اینها ناشی از نافرمانی ما نسبت به بندگی او است.
 
وی با بیان اینکه موضوع بلاهای ارتقائی با بلاهای ناشی از نافرمانی تفاوت دارد، ابراز کرد: برخی از افراد بندگی الهی را به جا می‌آورند اما باز هم دچار بلا و مصیبت می‌شوند به عنوان مثال ممکن است نیاز باشد شخصی آزمون صبر جامع بدهد تا به فلان مقام دست یابد شاید فرزندش از او گرفته شود این برای رسیدن به مقامات عالیه است که خداوند برای او در نظر گرفته است و ناشی از نافرمانی نیست.
 
حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان با بیان اینکه در بندگی خداوند هیچ کس حتی شیطان هم در این دنیا نمی‌تواند مزاحم ما شود و بیشترین کسی مزاحم ما است همان نفس اماره است، خاطرنشان کرد: این دنیا بازیچه است اما ما بازیگر نیستیم؛ ما از راه خیلی دوری از نزد خداوند به عالم آمدیم و دنیا برای ما خیلی غریب است برای اینکه غربت و دل تنگی ما نکشد بازی هم قرار داده شده که در بین همین بازی ما تربیت بهینه‌ای پیدا کنیم.
 
منبع: شبستان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

 

كمال ادب و مروّت، در هفت چيز است : خردمندى ، بردبارى ، شكيبايى ، ملايمت ، خاموشى ، نيك خويى ، و مدارا

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

نشست سالانه گروهک منافقین روز شنبه در پاریس پایتخت فرانسه با اطلاع و حمایت کاخ آلیزه و واشنگتن برگزار شد. حمایت از گروهک تروریستی و جنایتکار منافقین برای برگزاری این میتینگ در حالی است که این گروهک جنایتکار دارای صبغه رفتاری داعش بوده و قریب به ۱۷ هزار نفر از فرزندان ایران زمین را هدف ترور قرار داده اند. برگزاری این میتینگ در کنف حمایت آمریکا و فرانسه ‌دهن کجی آشکار به ملت بزرگ ایران است.

به نقل از منابع آگاه، حضور مهمانان بلند پایه سعودی، صهیونیستی و آمریکایی به همراه  پیشنهاد پروژه براندازی در ایران و  درز خبر اعلام رسمی ازدواج مریم عضدانلو رهبر گروهک منافقین با ترکی الفیصل رئیس سابق استخبارات عربستان سعودی و از شاهزاده های با نفوذ عربستانی از جمله خبرهای متن و حاشیه این نشست بود.

منافقین که در محیط غربی با مشکل ریزش طرفداران روبرو هستند مجبور شدند از سراسر اروپا افراد کرایه ای را در ازای دریافت ۲۵ یورو و با وعده گردش در شهر و دیدار از برج ایفل  و سایر نقاط دیدنی پاریس به همراه دریافت دو وعده غذا با اتوبوس به آنجا منتقل کنند.

گاردین تعبیری جالب و بی پرده درباره این اقدام ناشیانه منافقین و حامیانش دارد:‌ نیمی از ۴ هزار مشارکت کننده در نشست پاریس اتباع خارجی یا پناهجویان آواره ای در اروپا هستند که با وعده گردش در پاریس برای حضور در این نشست منتقل شده اند.

با این وجود کل محتوای این این میتینگ، سخنرانی های منافقین و مهمانان ویژه آنها خاصه مقامات بلندپایه سعودی بر علیه ایران بوده است. نقطه مرکزی این سخنرانی ها براندازی، ‌آشوب و حمایت از آشوب در ایران بود.

‌منافقین که تا به امروز از حیث منابع مالی و بودجه تحت فشار شدیدی بودند و از طریق کمک های برخی کشورها  ارتزاق می کردند اخیرا بودجه ثابتی از طرف سعودی‌ها برای انها تعیین شده است.

علت اصلی این بذل و بخشش دربار سعودی مربوط به دو موضوع می شود:

فشار بر ایران به جهت جاسوسی امنیتی، ‌سیاسی و خرابکاری در دستور کار مشترک آمریکا و سعودی است.

مریم قجر عضدانلو معروف به مریم رجوی پس از کشته شدن رجوی به عنوان همسر ترکی فیصل انتخاب شده و ارتباطات جدیدی را با سعودی ها ایجاد کرده است. عضدانلو قبل از این ازدواج با مهدی ابریشمچی و مسعود رجوی ازدواج کرده بود.

معنای این ازدواج تشکیلاتی آن است که سعودی ها که در تحولات اخیر عراق و سوریه پیاده نظامی به نام داعش و القاعده در اختیار داشتند و تلاش کردند تحولات  این دو کشور را به نفع خود تغییر دهند اینک برای اثر گذاری بر تحولات داخلی ایران نیروهای منافقین و سمپاتهای آنان را به عنوان پیاده نظام جدید خود برگزیده اند. این در حالی است که داعشی ها اقداماتی را در سوریه و عراق رقم زدند که منافقین سالها قبل علیه ملت ایران مرتکب شده بودند.

جنایاتی نظیر سر بریدن ها، آتش زدن ها و ترورهای کور که افکار عمومی دنیا از طریق رسانه ها شاهد آن در عراق بوده اند. ترور۱۷هزار نفر از فرزندان ملت ایران توسط منافقین به اشکال مختلف از جمله جنایاتی است که در کارنامه این گروهک خبیث و خائن ثبت شده است.  

در مورد خبر پروژه براندازی هماهنگ شده در این میتینگ سیاسی باید گفت: هماهنگی ها برای پیاده سازی این پروژه از طریق ترکی فیصل و آمریکایی ها خواهد بود. به این ترتیب که هسته‌های تروریستی و نیروهای خرابکار از طریق پایگاههای نظامی آمریکا در افغانستان بویژه در شرق و در مرکز این کشور جهت انجام اقدامات خرابکارانه از طریق مرزهای شرقی به ایران منتقل خواهند شد.  در این پروژه نیروهای حزب اسلامی حکمتیار و اشرار حاشیه مرز شرقی ایران با حمایت اطلاعاتی سعودی- صهیونیستی ماموریت انتقال نیروهای منافق به داخل ایران را برعهده دارند.

در مورد رسمی شدن خبر ازدواج مریم رجوی با ترکی فیصل ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اولین بار خبر مربوط به ازدواج مریم رجوی با ترکی الفیصل در تیرماه سال ۱۳۹۵ منتشر شد.

«ماجد زهیر شنتاف» یکی از نویسندگان و کارشناسان برجسته عراقی اسراری از رابطه بین «ترکی فیصل» رئیس سابق استخبارات عربستان سعودی و «مریم رجوی» سرکرده گروهک تروریستی منافقین را فاش کرد و گفت ترکی فیصل و مریم رجوی ازدواج کرده‌اند.

درباره علت ظهور یکباره شاهزاده سعودی (ترکی فیصل) در کنفرانس گروهک منافقین گفت: شاهزاده امیر سعودی قریب دو سال و نیم است که با رجوی رابطه نزدیک دارد و این رابطه، اخیراً منجر به ازدواج آنها شده است.

به گزارش سایت صوت العراق ماجد زهیر اضافه کرد اعلام خبر مرگ «مسعود رجوی» همسر سابق مریم رجوی در این کنفرانس توسط ترکی فیصل شگفتی همه اعضای گروهک حاضر در کنفرانس را برانگیخت، اما پیشدستی ترکی فیصل عملاً به گمانه‌زنی‌ها خاتمه داد وعملاً شاهزاده سعودی با اعلام مرگ مسعود رجوی، نقش خود در این گروهک را نشان داد.
 

کارشناس عراقی افزود اصل رابطه بین رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان با مریم رجوی به چهار سال قبل برمی‌گردد؛ وقتی که ترکی فیصل با رجوی در شهر «زوریخ» سوئیس آشنا شد. این همان کنفرانسی است که فیصل از رابطه راهبردی بین عربستان سعودی و رژیم اشغالگر اسرائیل پرده برداشت.
 

ماجد زهیر افزود: بعد از زوریخ، دیدارها بین فیصل و مریم رجوی بیشتر شد تا جایی که مریم رجوی به مدت ۱۰ روز با ترکی فیصل در کشتی سیاحتی شخصی این امیر سعودی به سر برد تا اینکه کشتی آنها در بندر خانواده سلطنتی عربستان در فرانسه پهلو گرفت.

به نوشته این کارشناس عراقی، همراهی ۱۰ روزه مریم و ترکی با اعتراض شدید در داخل گروهک منافقین همراه شد و حتی چند تن از اعضای برجسته این گروهک با مریم رجوی جدال لفظی شدیدی پیدا کردند و متعاقب این جدال لفظی بود که دونفر از اعضای معترض از گروهک رانده شدند و یک نفر دیگر فعالیتش به حال تعلیق درآمد.
 

این نویسنده عراقی در ادامه به سخنان «حمید خوش‌باوری» یکی از افرادی که با مریم رجوی جدال لفظی داشته و به خاطر آن از گروهک نفاق کنار گذاشته شد- استناد کرده است. خوش‌باوری گفته جای تأسف است که سازمان به دست یک امیر سعودی سالخورده و زنی که شیفته شهوت و پول است، چنین سرنوشتی پیدا کند، زنی که ۲۰ سال پیش از شوهرش طلاق گرفت و بدون مراعات هیچ فاصله‌ای، بعد از سه روز با مسعود رجوی ازدواج کرد.

منبع:مشرق نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 18 تير 1397 | | نویسنده : گمنام

 گروه هنری رسانه‌ای بصائر یادداشتی شفاهی از حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمنصور موسوی باعنوان «قدر ناشناسانی که فتنه به‌پا می‌کنند!» منتشر کرد که در ادامه میخوانید:

قدر ناشناسانی که فتنه به‌ پا می‌کنند!

  یکی از سنت های قطعی و لا یتغیر الهی این است که خداوند متعال همه امور را در خدمت مومنین قرار داده است. همه چیز در خدمت ایمان است، همه ی نعمات مادی و هدایت های معنوی همه در خدمت ایمان قرار گرفته اند، ارسال رسل، نصب ائمه علیه السلام، مجاهدت مجاهدان، امدادهای غیبی، ملائکه الهی باران و باد، همه چیز در خدمت مومنین و در خدمت تعالی انسان است و همه این ها دست به دست یکدیگر می دهند تا انسان رشد کند.

اما تنها این امور در خدمت مؤمن نیستند بلکه اضدادی هم وجود دارد که در خدمت مومن قرار گرفته اند، ولی از زاویه ای دیگر ، مثل شیاطین، آفات، بلایا، مثل فتنه ها این ها به ظاهر شر هستند ولی در جهان بینی توحیدی همه "خیر" محسوب می شوند، چرا که از خدای متعال تنها "خیر" صادر می شود، شیطان برای وجود انسان خیر است ، اگر شیطان نباشد، اگر بلایا ها نباشد، اگر فتنه ها نباشد، اگر امتحانات نباشد، مومنین در بوته نقد و آزمایش و در نتیجه جزا و پاداش قرار نمی گیرند.

با این نگرش و جهان بینی انسان حقیقتا به مقام رضا و مقام صبر نائل می شود. در دعای ماه رجب وارد شده «اللهم انی اسئک صبر شاکرین لک» یک مفهوم آن این است که بفهمیم همه این امور و همه ی اتفاقات خوب و بد در خدمت رشد انسان قرار گرفته اند.

لکن مسئله اصلی که باید به آن پردازیم در این باره است که چرا اتفاق بد برای انسان رخ می دهد؟ «الهی لا تودبنی بعقوبتک» چه زمانی خداوند متعال انسان را عقوبت می کند؟ زمانی که با اتفاق خوب مؤدب نشویم و زمانی که با شکر نعمت رشد نکنیم آنگاه خداوند متعال فتنه ای و بدی و بلایای برای تان می فرستد که بوسیله ی آنها ضعف های تان جبران شود، با آن ها امتحان و امداد بشوید. در آیه ای از آیات قرآن خداوندمتعال می فرماید: گاهی اوقات ما مومنین را از طریق امداد کفار کمک می کنیم؛ البته بدین سبب که مؤمنین تنبیه و بیدار شوند، تنبیه عامل بیداری است. 

 تاریخ انقلاب اسلامی ایران نشان داده است، هرگاه قدر نشناس شده ایم و کوتاهی کردیم و یا خواب آلود شدیم یک دفعه تکانی به ما دادند یک زلزله در انقلاب اسلامی ایجاد کردند آن فتنه و آن زلزله عامل بیداری و رویش امت حزب الله می شود، البته در کنار هر رویشی، ریزش هایی هم وجود دارد، خداوند متعال دوست ندارد ریزش اتفاق بیفتد دوست دارد همه اش رویش با شد اما چاره ای نیست وقتی انسان ها رعایت نمی کنند، وقتی شکر نعمت و اقدام به موقع نمی کنند و تکلیف شان را به درستی انجام نمی دهند خداوند از این طریق آنها را بیدار می کند. 

البته که به لطف خدا پایه های مستحکم انقلاب اسلامی با این تکان های سه ریشتری چهار ریشتری و حتی بیشتر نمی لرزد. اما باید روایتی را گوشزد کرد پیامبراکرم(ص) می فرمایند: که من برای امتم از خشم خدا برای گناهانشان کمتر می ترسم تا خشم خدا برای عدم شکر نعمت هایشان، همه ما زمانی که استغفار می کنیم غالبا اولین موضوع استغفارمان گناهانمان است، در صورتی که ابتدا باید برای عدم شکر نعمت هایتان استغفار کنیم. 

اگر نعمت انقلاب اسلامی را شکر نکنیم، امکان دارد این قطعیت که انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور نهضت جهانی حضرت حجت (عج) خواهد شد بهم بخورد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج


وقتی آنڪس ڪه دوستش داریم بیمار میشود،
میگوییم امتحان الهی است...
ولی هنگامی که شخصی ڪه دوستش نداریم بیمار می‌شود،
میگوییم عقوبت الهیست!! وقتی آنڪس ڪه دوستش داریم دچار مصیبتی میشود، میگوییم از بس ڪه خوب بود...
و هنگامی که شخصی ڪه دوستش نداریم، دچار مصیبت می‌شود،
میگوییم از بس ڪه ظالم بود!! مراقب باشیم....! قضا و قدر الهی را آن طور ڪه پسندمان هست تقسیم نڪنیم...!! همه ما حامل عیوب زیادی هستیم و اگر لباسی از سوی خدا، ڪه نامش سِتْر (پوشش) است نبود، گردنهای ما از شدت خجالت خم میشد... پس عیب جویی نڪنیم، در حالی ڪه عیوب زیادی چون خون در رگها در وجودمان جاریست!

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

استاد حسین انصاریان در سخنرانی با موضوع «ارزش عمر و راه هزینه آن» که در جمع بازاریان در سال 63 داشت، اظهارداشت: امام صادق(ع) در پاسخ پرسشی از یکی از اصحاب خود  فرمود: اى علقمه! واقعاً مى‏‌خواهى تمام مردم دوستت داشته و پشت سرت حرف نزنند؟ اصلاً امکان ندارد، «مِمَّا لَمْ یَسْلَمْ مِنْهُ أَنْبِیَاءُ اللَّهِ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ» زبان جنسى است که از شر آن انبیا و ائمه(ع) و اولیاى الهى در امان نبودند.

 «أَ لَمْ یَنْسُبُوا یُوسُفَ  علیه‏السلام إِلَى أَنَّهُ هَمَّ بِالزِّنَا»؛ آیا به یوسف صدیق و محسن و صابر و متوکل و نبى خدا ـ که همه این اوصاف در قرآن مجید آمده ـ تهمت زنا نزدند؟!

اى علقمه! مگر زبان مردم نبود که آمد و گفت: مى‏‌دانى چرا ایوب مبتلا به این همه بلا شده؟ از بس که گناه کرده مبتلا گشته است، اگر آدم خوبى بود که این همه بلا بر او نازل نمى‏‌شد؟!

اى علقمه! مگر داود(ع) پیامبر خدا نبود؛ با این زبان به او تهمت زدند که کبوتر بازى مى‏‌کرد، چشمش به زن همسایه افتاد، شوهر آن زن را با یک خنجر کشت و بعد آن زن زیبا را گرفت.

اى علقمه! مگر زبان مردم نبود که مى‌‏گفتند: موسى بچه‌‏دار نمى‌‏شود.

آیا زبان مردم نبود که همه فرستادگان الهى را ساحر خواندند؟

آیا زبان مردم نبود که گفتند: مریم(س) نعوذ باللّه به یک نجارى زنا داده و عیسى به دنیا آمده، ولى چون آدم خوبى است، خدا او را پیغمبر کرده است؟

آیا زبان مردم نبود که در شام امام زین‌العابدین(ع) را خارج از دین دانستند؟ آیا زبان مردم نبود که پیغمبر(ص) را شاعر و مجنون خطاب مى‏‌کرد؟

آیا زبان مردم نبود که روزى در مدینه گفتند: پیغمبر اسلام یک بار زن زید بن حارثه را دیده و عاشق او شده و آن قدر پیش زید تبلیغ سوء کرد تا زید زنش را طلاق داد و بعد با او ازدواج کرد!

بعد امام صادق(ع) اشک ریخت و فرمود: اى علقمه! مى‏‌دانى این مردم با زبانشان چه بلایى بر سر امیرالمؤمنین(ع) آوردند؟! کارى کردند که بابایم امیرالمؤمنین(ع) آرزوى مرگ کرد.

یک روز امیرالمؤمنین(ع) از مسجد بیرون آمد و مالک را صدا زد و فرمود: مالک! خیلى دلم گرفته است، بیا برویم خانه ما، با هم رفتند به خانه حضرت، امیرالمؤمنین(ع) از مالک سؤال کرد که اى مالک! من آدم بدى هستم؟ مالک! همین طور متحیر ماند که این چه سؤالى است، چرا قلب مرا آتش مى‏‌زنید؟

حضرت فرمود: اگر تو تصدیق مى‏‌کنى و قبول دارى، پس چرا مردم اینقدر پشت سر من حرف مى‏‌زنند؟ مگر من چه کرده‏‌ام؟

طریق باز کردن راه معراج، سلامت زبان است.

«و اجعل لسانی بذکرک لهجا و قلبی بحبک متیما»
 
 
منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام سیدصدرالدین شریعتی امروز در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران با بیان اینکه امام صادق(ع) از چالش‌های سیاسی عصر خویش نهایت بهره‌برداری را در گسترش آموزه‌های دین مبین اسلام داشتند، گفت: مهم‌ترین چالش‌ سیاسی دوران امام صادق(ع) حکومت بنی‌امیه بود، اما به دلیل درگیری‌هایی که برای این حکومت با بنی‌العباس پیش آمد، بهترین فرصت را برای گسترش نظام دینی با تربیت شاگردان زبده در رشته‌های مختلف علمی و دینی برای امام(ع) فراهم آورد. حتی ائمه چهارگانه اهل سنت از شاگردان مکتب امام(ع) بودند که بعدها از حضرت زاویه گرفتند، اما همواره حضرت را تکریم می‌کردند. 

وی افزود: امام صادق(ع) در طول امامت خویش با روحیه اصلاح‌گری خویش تمام خرافات را اصلاح و حقیقت اسلام ناب محمدی(ص) را برای جهان اسلام و آیندگان ترسیم کرد.   

حجت‌الاسلام شریعتی معنویت و عمق دینداری و باور عمیق به خداوند متعال و پیامبر گرامی اسلام(ص) را از سیره امام صادق(ع) برشمرد و افزود: بر اساس نقل‌های تاریخی و روایی، امام صادق(ع) هنگام تلاوت آیات قرآن و انجام واجبات الهی حالتشان منقلب می‌شد و رنگ از چهره می‌باختند. چنین حالتی را هنگام ذکر نام و یاد رسول گرامی اسلام(ص) نیز داشتند. متأسفانه امروز گاهاً شاهدیم شأن و جایگاه بایسته نسبت به نام و یاد پیامبر(ص) صورت نمی‌گیرد و از دیگر سو در واجبات الهی سهل‌انگاری می‌کنیم. 

رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی روحیه تقابل منطقی و علمی و عملی با دشمنان دین را یکی دیگر از ویژگی‌های امام صادق(ع) برشمرد و گفت: اکنون که در یک جنگ اقتصادی با غرب و کشورهای دست‌نشانده آنان در منطقه به سر می‌بریم، ما نیز باید تقابل کنیم و نسبت به این مسأله بی‌تفاوت نباشیم؛ یعنی ضمن انجام اولویت اصلی که همان اقتصاد مقاومتی توسط دولتمردان و مردم جامعه است، باید تدابیر دیگری اندیشید. به عنوان نمونه حجاج در مکه اگر قصد دارند اصل برائت را به صورت عملی اجرا کنند، باید بازار آنان را تحریم کنند همچنان که آنان بازار ما را نیز تحریم کرده‌اند. 

حجت‌الاسلام شریعتی توجه به فقرا و محرومان جامعه را از دیگر ویژگی‌های سیره امام صادق(ع) معرفی کرد و خاطرنشان کرد: ما به تبعیت از امام صادق(ع) باید حق فقرا و محرومین را بدهیم نه مانند کسانی که به خاطر کسب مال زیاد و روی آوردن به اشرافیت خود حاضرند خون مردم را بمکند و دست به اختلاس‌های کلان بزنند. امیدواریم این افراد مجرم و اختلاسگر به زودی به دستگاه‌های انتظامی و قضایی معرفی شوند. 

وی با هشدار نسبت به اینکه باید از روحیه اشرافیت به دور باشیم و به دنبال ذخایر بی‌حساب دنیا نباشیم، یادآور شد: بهترین ذخیره‌ای که شرف ما در قیامت را بالا می‌برد، توجه به فقرا و محرومین است. امام کسی را شیعه خویش می‌داند که از وی تبعیت کند. 

حجت‌الاسلام شریعتی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) بهترین راهکار عبور از چالش‌های سیاسی و اقتصادی را عمل به تقوا و مدیریت جهادی معرفی کرد و گفت: امام صادق(ع) در یک روایت فرمودند ما را با دو چیز یاری کنید که همان ورع و اجتهاد است. ورع یعنی حتی به سوی گناهان نرویم و به فکر گناه نباشیم و اجتهاد به تعبیر امروزی‌اش همان مدیریت جهادی می‌شود. حضرت در روایت دیگری فرمودند: لَن تنالوا و لایتنا الّا بالورع و الاجتهاد؛ هرگز به ولایت ما نمی‌رسید مگر با ورع و اجتهاد. لذا همواره باید با طهارت نفس به میدان نبرد وارد شد و از دو رویی و حیله و عوام‌فریبی پرهیز کرد. 
منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 109 صفحه بعد