«سید حسن نصر الله» دبیر کل حزب الله لبنان به مناسب شب عاشورا در میدان «عاشورا» واقع در منطقه «الجاموس» جنوب بیروت درباره مهمترین تحولات منطقه سخنرانی کرد.

 

نصر الله در آغاز سخنرانی خود از ارتش و نیروهای امنیتی لبنان و همه کسانی که فضای مناسب را برای برگزاری مراسم شب عاشورا فراهم کرده‌اند، تشکر کرد.

 

دبیر کل حزب الله تأکید کرد که «ما به دولت آمریکا به عنوان یک دشمن نگاه می‌کنیم ولی برخی در منطقه به آن به عنوان دوست و همپیمان نگاه می‌کند».

 

وی ادامه داد: «به لبنانیهایی که مخالف این نظر درباره دولت آمریکا هستند، میگویم که آیا می‌توانند دلیلی برای صداقت آنان ارائه کنند؟».

آمریکا گروههای تکفیری را در منطقه به وجود آورد

شبکه خبری «المنار» به نقل از نصرالله درباره اقدامات خصمانه آمریکا علیه فلسطین گزارش داد: «آیا به سود ملت فلسطین است که قدس به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخته شود؟... آیا به سود ملت لبنان و فلسطین است که حق بازگشت از بین برود... آیا آمریکا همان نیست که گروههای تکفیری را به منطقه آورد؟».

دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به اینکه آمریکا ملتهای منطقه را از طریق اعمال تحریم، تهدید می‌کند خطاب به همپیمانان آمریکا در منطقه گفت: «آیا تقویت 24 ساعته اسرائیل توسط آمریکا به سود ملتهای منطقه است؟».

نصرالله با تأکید بر اینکه «عربستان جنگ علیه یمن را آغاز کرده و آمریکا نیز جنایات این رژیم را توجیه می‌کند» تصریح کرد: «حاکم واقعی در برخی از کشورهای عربی و اسلامی، سفیر آمریکاست».

وی خطاب به کشورهای عضو اتحادیه عرب گفت که «آمریکا در امور داخلی‌تان دخالت می‌کند. آیا هیچ کدام از شما جرأت می‌کند بیانیه‌ای صادر و این مسئله را محکوم کند؟».

عراق دیکته‌های آمریکا را نپذیرفت

دبیر کل حزب الله با بیان اینکه «ملت عراق توانست با وجود همه تهدیدها و فشارها، دیکته‌های آمریکا را نپذیرد»، اظهار داشت: «دشمن واقعی در منطقه آمریکا و سیاستهایش است. اسرائیل نیز در این طرح، یک ابزار است».

وی با اشاره به اینکه امسال، سال پایان گروه تروریستی داعش خواهد بود، اعلام کرد که طولانی شدن حضور هسته‌های داعش در برخی از مناطق شمال شرق سوریه به خاطر حمایت آمریکا از این گروه است.

نصرالله با بیان اینکه آمریکا داعش را به وجود آورد و آن را از جایی به جای دیگر منتقل می‌کند، درباره توافق ادلب نیز گفت: «توافق روسیه بر سر ادلب خوب و معقول است».

آمریکا کُردهای سوریه را خواهد فروخت

دبیر کل حزب الله ضمن درخواست از کُردهای سوریه برای عدم تکیه بر واشنگتن، خطاب به آنان اظهار داشت: «واشنگتن در هر بازاری احتمالا شما را خواهد فروخت و شما را دعوت می‌کنم که با دولت سوریه مذاکره کنید».

وی با تأکید بر اینکه «حزب الله تا زمانی که سوریه به حضور ما نیاز داشته باشد در سوریه باقی خواهد ماند» درباره حملات اسرائیل به سوریه اعلام کرد: «بهانه‌های اسرائیل برای حمله به سوریه، دروغین است... حملات اسرائیل به سوریه با شکست طرح آمریکایی، عربستانی و اسرائیلی است».

نصرالله با بیان اینکه حملات اسرائیل به سوریه دیگر قابل تحمل نیست، خاطر نشان کرد که «محور مقاومت باید از تجاوزهای مکرر اسرائیل درس بگیرد و راهکاری برای آن پیدا کند.

منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چندی پیش رهبر معظم انقلاب پس از صحبت‌های مختلف درباره مذاکره مجدد با آمریکا و پیشنهاد طرف مقابل در این زمینه با یک جمله پرونده این موضوع را مقتدرانه بست و این کار را ممنوع اعلام کرد.

برای رسیدن به پاسخ این سؤال که چرا رهبر معظم انقلاب مذاکره با آمریکا را ممنوع اعلام کردند به سراغ قرآن کریم رفتیم و با مطالعه سوره مبارکه توبه و تفسیر آن به پاسخ این سؤال رسیدیم که در ادامه تقدیم می‌شود.

خداوند در سوره مبارکه توبه به موضوع عهد و پیمان کفار با مسلمانان اشاره کرده و می‌فرماید: چگونه مى‌‏توان با آنان پیمانى داشت در حالى که اگر بر شما دست یابند، هیچ خویشاوندى و پیمانى را درباره‏ شما مراعات نمى‏‌کنند. این نوع بیان خدا نشانه بی‌نتیجه بودن عهد پیمان بستن با دشمنان است.

خداوند در همین سوره می‌فرماید: اگر آنها به عهد و پیمان خود پایبند نبودند با آنها بجنگید تا خدا آنها را با دست شما عذاب دهد. البته فراموش نکنیم که خداوند پیش از فرمان جنگ می‌فرماید: اگر آنها توبه کردند و نماز برپا کردند و ذکات دادند آنها را امان دهید.

آیات ۸ تا ۱۴ سوره توبه

کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَایَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَ هِهِمْ وَتَأْبَى‏ قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَسِقُونَ‏(۸)

اِشْتَرَوْاْ بَِایَتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِیلِهِ إِنَّهُمْ سَآءَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(۹)

لَا یَرْقُبُونَ فِى مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ(۱۰)

فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلَو ةَ وَءَاتَوُاْ الزَّکَوةَ فَإِخْوَنُکُمْ فِى الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْأَیَتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ(۱۱)

وَإِن نَّکَثُواْ أَیْمَنَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِى دِینِکُمْ فَقَتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَآ أَیْمَنَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ‏(۱۲)

أَلَا تُقَتِلُونَ قَوْماً نَّکَثُواْ أَیْمَنَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ‏(۱۳)

قَتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِینَ‏(۱۴)

ترجمه

چگونه (مى‌‏توان با آنان پیمانى داشت) در حالى که اگر بر شما دست یابند، هیچ خویشاوندى و پیمانى را درباره‏ شما مراعات نمى‏‌کنند. شما را با زبانِ خویش راضى مى‏‌کنند، ولى دلهایشان پذیرا نیست و بیشترشان فاسق‌اند.(۸)

(مشرکان پیمان‌شکن،) آیات خدا را به بهاى اندکى فروختند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به راستى آنان بد اعمالى انجام مى‏‌دادند.(۹)

(مشرکان پیمان‏‌شکن، نه تنها درباره‏ شما، بلکه) درباره‏ هیچ مؤمنى، حقّ خویشاوندى و عهد و پیمان را مراعات نخواهند کرد و ایشان همان تجاوزکارانند.(۱۰)

امّا اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در این صورت برادران دینى شمایند. و ما آیات خود را براى گروهى که مى‏‌دانند (و مى‏‌اندیشند)، به تفصیل بیان مى‏‌کنیم.(۱۱)

امّا اگر (به جاى توبه،) سوگندهاى خویش را پس از بستنِ پیمانشان شکستند و در دین شما، زبان به طعنه (و عیب‏گوئى) گشودند، پس با سران کفر بجنگید. زیرا که آنان را (پایبندى به) سوگندى نیست، باشد که (با شدّتِ عمل شما،) از کردار خود باز ایستند.(۱۲)

آیا با گروهى که سوگندها (و پیمان‏هاى) خود را شکستند و به بیرون کردن پیامبر (از وطنش) همّت گماشتند، و آنان نخستین‌بار جنگ را با شما آغاز کردند، پیکار نمى‏‌کنید؟ آیا از آنان مى‏‌ترسید؟ اگر ایمان دارید، سزاوارتر آن است که از خدا بترسید!(۱۳)

با آنان بجنگید تا خداوند آنان را به دست‏‌هاى شما عذاب کند و خوارشان سازد و شما را بر آنان پیروز کند و دل‌هاى (پردرد) مؤمنان را تشفّى و مَرهَم نهد.(۱۴)

نکته‌های آیات

«اِلّ»، به معناى خویشاوندى، همسایگى و روابط عاطفى و انسانى و عرفى است. «ذِمّة»، به معناى عهد و پیمانى است که وفاى به آن لازم است و اگر نقض شود، مردم، عهدشکن را مذّمت مى‏‌کنند. این آیات نیز دلیل فرمان سختگیرى نسبت به پیمان شکنان مشرک است.

به صرف اینکه اگر دشمن بر ما غالب شود چنین و چنان خواهد کرد، نمى‏‌توان به او حمله کرد، بلکه باید قرائنى بر توطئه و تجاوز او باشد وگرنه قصاص قبل از جنایت مى‏‌شود.

آیه ۱۰ سوره توبه نیز در بیان حکمتِ فرمانِ شدید خدا، بر برائت از مشرکان است.

در دو آیه‏ قبل، مراعات نکردن پیمان درخصوص حاضران مطرح بود، «لایرقبون فیکم» ولى در این آیه تعبیرِ «لایرقبون فى مؤمنٍ» آمده که ستیزه‏‌جویى آنان را با همه‏ اهل ایمان بیان مى‏‌کند.

خداوند در همین آیات فرمود: اگر مشرکان توبه کرده و نماز خواندند و زکات دادند، دیگر متعرّض آنان نشوید، «فخلّوا سبیلهم» در این آیه مى‏‌فرماید: نه تنها مزاحمشان نشوید، بلکه گذشته‏‌ها را فراموش کرده، برادرانه با آنان رفتار کنید.

از على‏‌علیه السلام پرسیدند: چرا فراریان جنگ صفّین را تعقیب کردید، ولى در جنگ جمل، کارى به فراریان نداشتید؟
حضرت فرمود: در صفّین، رهبر کفر زنده بود و فراریان دور او جمع مى‏‌شدند و حمله‏ مجدّد مى‏‌کردند، امّا در جنگ جمل، با کشته شدن رهبرشان، محورى براى تشکّل و سازماندهى مجدّد نداشتند.

امام صادق‏ علیه السلام فرمود: هر کس به دین شما طعنه زند، قطعاً کافر مى‏‌شود. سپس آیه ۱۲ سوره توبه را تلاوت فرمود.(تفسیر نورالثقلین).

در آیه ۱۳ سوره توبه خداوند مسلمانان را به جنگ با کفار پیمان شکن فرمان‌ می‌دهد و آنها را از ترسیدن از دشمن بیم می‌دهد و می‌فرماید: سزاوار است از خدا بترسید.

پیام‌ها

عمق کینه‏ دشمن را هنگام قدرتش باید شناسایى کرد، نه هنگام ضعف او. «ان یظهروا علیکم»

سکوت و ساده‏‌اندیشى درباره‏ دشمنى که اگر چیره شود مراعات هیچ مسأله‏‌اى را نمى‏‌کند، گناه است. «لا یرقبوا فیکم الاّ و لا ذمّة»

مشرکان، نه مراعات مسائل عاطفى و همسایگى را مى‏‌کنند، نه به پیمان‏‌ها و تعهّدات احترام مى‏‌گذارند. «الاّ ولا ذمّةً»

ظاهرسازى و بازى‏‌هاى سیاسى و تبلیغاتى دشمنان، ما را فریب ندهد. «یرضونکم بافواههم وتأبى قلوبهم»

پیمان‌شکنى، نفاق، تظاهر و سیاست‏‌بازى، فسق است. «تأبى قلوبهم واکثرهم فاسقون»

اکثریّت مشرکان فاسقند، ولى افراد سالم هم میانشان پیدا مى‏‌شود. «اکثرهم فاسقون» (در نسبت‏دادن‏ها، انصاف داشته باشیم)

مشرکان با مؤمنان دشمنى دارند، پس دربرخورد شدید با آنان، هیچگونه تردیدى نداشته باشید. «لایرقبون فى مؤمن»

در دید کفّار، بزرگ‏ترین جرم مسلمانان همان ایمان به خداوند است و همین بهانه‏ خصومتشان با اهل ایمان است. «لا یرقبون فى مؤمن»

پیمان‌شکنى، تجاوزگرى است. «اولئک هم المعتدون»

رعایت حقوق خویشاوندان و وفادارى به پیمان، واجب و بى‏‌اعتنائى به آنها برخاسته از روح تجاوزگرى است. «اولئک هم المعتدون»

جنگ با مشرکین پیمان‏‌شکن، جنبه دفاعى دارد و همانگونه که در آیه 13 آمده است، ما آغازگر آن نبوده‏‌ایم. «اولئک هم المعتدون»

در مبارزه باید نابودى سران توطئه و مرکز فرماندهى و تشکیلات دشمن، در اولویت باشد. «فقاتلوا ائمّة الکفر»

هر سوگندى شما را نفریبد. سوگند پیمان‏‌شکنان، بى‏‌اعتبار است. «لا ایمان لهم»

از اهداف جهاد اسلامى، جلوگیرى از توطئه دشمن است. «لعلّهم ینتهون»

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به گزارش عمارنامه،  حسن رحیم‌پور ازغدی در اردوی آموزشی تشکیلاتی «جهاد اکبر» اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل از تبیین آرمان های امام(ره) و انقلاب اسلامی گفت و با انتقاد از رویه فعلی خواستار بازخوانی نهضت انقلاب شد. مشروح این گزارش را روابط عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل منتشر کرده است:


به نقل از روابط عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در شانزدهمین اردوی آموزشی تشکیلاتی «جهاد اکبر» این اتحادیه دانشجویی اظهار داشت: امام (ره)گفتمانی به غیر از گفتمان اسلامی با تفسیر و تبیین اهل بیتی و شیعی ندارد؛ هر آنچه گفته است در همان خط انبیاست که در عصر ما احیا کرده است بنابراین تبیین و بازخوانی آن ادبیات و چشم انداز و ارزش‌ها و روش‌ها و خواستگاه‌ها در واقع تماما استناد به مبانی اسلامی است.

وی ادامه داد: نکته‌ای را که ما در گفت‌وگو با نسلی که در دهه چهارم انقلاب اسلامی وارد عرصه اجتماع و دانشگاه شده، کم داریم این است که فکر می‌کردیم آنچه را که ما از قبل انقلاب و انقلاب و هفت خوان‌هایی پس از آن می‌دانیم؛ شما دیدید و می‌دانید.

* باید نهضت بازخوانی عظیمی صورت بگیرد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: اینگونه نیست که این نسل‌ها با نسلی قبل متفاوت باشد صحبت از نسل نیست صحبت از تیپ‌ها است، در هر دوره یکی از این تیپ‌ها احساس مسئولیت مکتبی انقلابی و اجتماعی در قبال دیگران می‌کنند. یک تیپ به خود و شهوتشان تمرکز دارند و مشغول زندگی شخصی خودشان هستند. خواب و خوراک این تیپ‌ها در دهه 60 هم زیاد بود؛ اینطور نیست که نسل دهه 60 همه انقلابی باشند و نسل 90 اینطور نباشد، منتها تیپی که فداکاری می‌کنند در یک دوره‌هایی خیلی زیاد هستند و در دوره‌هایی نیز کم هستند، در دوره‌ای حاکم‌اند و در دوره‌ای محکوم.

* وضعیت قبل از انقلاب درست منتقل نشده است
رحیم‌پور ازغدی افزود: نکته سوم اینکه وضعیت قبل از انقلاب نه در درس مدرسه بود و نه در صداوسیما؛ به شما درست گزارش نشده است. نمی‌دانستم درست منتقل نشده تا اینکه از نزدیک با برخی از بچه‌های دوره شما صحبت کردم می‌بینم که اصلا و کلا در حد صفر هستند.

وی ادامه داد: آنها اصلا مطالعات سیاسی و تاریخی ندارند و به راحتی می‌توان در مقابلشان جای جلاد و شهید، قهرمان و ضدقهرمان، ظالم و مظلوم را عوض کرد و این خیلی خطرناک است. خطر اصلی آن برای نسل‌های بعد است، یعنی ممکن است دوباره مجبور شوند از صفر شروع کنند والا ممکن است زیر صفر بروند و بعد از 20 سال دیگر دشمنان بر ما مسلط شوند. باید یک نهضت بازخوانی عظیم صورت بگیرد که وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجه و حاکمان چه بود و چه شد، در مورد انقلاب ما بعد آن و ما قبل آن.

* توطئه دشمن خارجی لاینقطع ادامه دارد
وی در بخش دیگری از سخنان خود پیرامون توطئه‌های دشمنان گفت: توطئه دشمن خارجی لاینقطع ادامه دارد و ارباب‌های ایران  که در راس‌شان آمریکا و انگلیس واسرائیل بود و چندین دهه جنایت کردند، اینها را بیرون کردیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: شک نکنید که اینها دوباره می‌خواهند برگردند، اگر اسناد وزارت خارجه آمریکا و انگلیس و اسناد لانه جاسوسی و ساواک را ببینید، مشاهده می‌کنید کارهایی که در این 30-40 سال انجام دادند، نشان می‌دهد چطور کار کردند. جنگ روانی و دروغ و شایعات عظیمی درست می‌کنند، راست و دروغ را ترکیب می‌کنند و طوری کار می‌کنند که انسان باور می‌کند.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: نسل امروز راه‌های طولانی طی شده را نمی‌بینید، ایران کشوری درجه‌ دو و سه بود و 60 هزار مستشار آمریکایی، اسرائیلی و انگلیسی در کشور حاکم بودند و به ساواک آموزش شکنجه می‌دادند. نفت ما در کنترل آن‌ها بود، سفارت‌های خارجی دخالت زیادی از جمله در انتخابات مجلس داشتند
وی افزود: در آن زمان 100 هزار دانشجو داشتیم در حالی که الان جمعیت دو برابر شده دانشگاهیان ما 5میلیون شدند. زن در آن جامعه حذف شده بود. اگر هم می‌خواست حضور اجتماعی داشته باشد باید برهنه می‌شد. در آن زمان اکتشاف و تولید و اختراعی وجود نداشت، اقتصاد صنعتی ما فقط مونتاژ بود.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: رضاشاه زمانی که حاکم شد نیمی از بهترین زمین‌ها را به نام خود کرد. راه آهن نیز از زمان قاجار شروع شده و تنها یک خط راه آهن جنوب به شمال با دستور انگلیس برای استفاده از نقل و انتقالات ارتش انگلیس ایجاد شد که پول آن را نیز خودمان دادیم. در جنگ جهانی تمامی اموال و سیلوهای ملت ایران به کمک رضاخان و خائنین دیگر انگلستان مصادره شد و 10 تا 13 میلیون از ملت ایران در آن سال‌ها مردند در حالی که این‌ها در کتاب‌های درسی ما نیز نیست.

* تنها ایران است که هیچ کشوری نمی‌تواند به آن دستور دهد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: بعد از انقلاب حکومتی تشکیل شد که تمام حاکمان آن را مردم تعیین می‌کنند و انتخابات برگزار می‌شود، اگر خوب است یا بد است انتخاب مردم است و باید اشکالاتش را برطرف کرد. امروز تنها ایران است که هیچ کشوری نمی‌تواند به آن دستور دهد، امروزه دشمنان شما از جمله رئیس جمهور سابق آمریکا می‌گویند 4 قدرت روسیه، امریکا، انگلیس و چین  برای سرنوشت جهان تصمیم می‌گیرند.

وی با اشاره به صحبت‌های اخیر وزیر امور خارجه پیشین آمریکا گفت: چند روز پیش هنری کیسینجر گفته ایران به هیچ وجه قابل حذف نیست. همان طور که 70-80 سال با روسیه جنگ سرد داشتیم، با ایران نیز تنها باید جنگ سرد داشته باشیم. امکان جنگ گرم نیست، چون ایرانقدرت جهانی شده است. ایران سرنوشت منطقه را تغییر داد و اگر کمک ایران نبود در حال حاضر یمن، سوریه و لبنان و عراق دست وهابیت و آمریکایی و آل سعود بود.

رحیم‌پور ازغدی گفت: اینکه می‌گویند پول ایران داده شد به این کشورها دروغ است؛ آنچه کار اصلی را انجام داده است و مهم است، آموزش و پرورش و کادرسازی و انتقال ایدئولوژی امت انقلابی بود.آنها می‌گویند در این چند سال، پنج کشور عربی در اردوگاه ایران قرار گرفتند، عراق در حلقوم آمریکا بود که بیرونش آوردیم، اسرائیلی که ادعای شکست ناپذیری داشت از ما چهار شکست پیاپی  از انقلاب ما خورده است.

* دشمنان جرات حمله به ایران را ندارند
وی بیان کرد: به کشورهای لیبی، سوریه و یمن حمله کردند اما جرات حمله به ایران را ندارند با اینکه هدف همه شان ایران است. اما بعضی در جریان و رسانه‌های مخالف می‌گویند که چرا ایران را فدای عراق و سوریه کردید؟ در حالی که سوریه و عراق فدای ما شدند. زمانی که آمریکا و انگلیس افغانستان را اشغال کردند هدفشان ایران بود. شرق و غرب ایران را گرفتند و منتظر بودند میوه را داخل ایران بچینند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با مقایسه آزادی‌های اجتماعی در ایران و کشورهای خارجی گفت:  جنبش‌های دانشجویی در غرب به طور کامل سرکوب شده تا 1960 جنبش دانشجویی علیه جنگ امریکا در ویتنام به کف خیابان آمدند و علیه سرمایه‌داری و دفاع از کارگران وتبعیض نژادی به خیابان‌ها آمدند، اما پس از آن سرکوب شدند و اجازه شکل‌گیری مجدد به آن‌ها نمی‌دهند.

* قرار نبود در چهلمین سالگرد انقلاب حقوق نجومی و اختلاس وجود داشته باشد
وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص «عدالت» گفت: گفتمان عدالت را باید تعریف کنیم، قرار نبود در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب حقوق نجومی و اختلاس وجود داشته باشد و خط سازش با استکبار و امریکا چراغ سبز نشان دهد و به ارزش‌های انقلابی توهین کند، اما شد.

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: بهمن ماه 57 پایان انقلاب نبود، بلکه شروع آن بود. موانع ساختن ایران جدید برداشته شد نه اینکه ایران جدید ساخته شد. در زمان رژیم شاه  امکان اصلاحات نبود و در انقلاب 57 موانع اصلاحات اسلامی و انقلابی برداشته شد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: سبک زندگی ما در مصرف و تولید غلط است نه اسلامی است و نه غربی بلکه اسلام سطحی و غرب زدگی است. غرب زدگی خیلی بدتر از غربی بودن است. سبک مدیریتی ما هم اشکال دارد.

وی افزود: عدالت اقتصادی مقدمه است برای رشد انسانی و اخلاقی است و گفتمان عدالت این گونه شروع می‌شود. ما نمی‌توانیم عدالت مطلق را فراهم کنیم. هیچ کس نمی‌تواند و نتوانست. در حکومت امام زمان از طرق حکومت‌ها ظلم و فساد نمی‌شود بلکه خدمت در راستای رشد صورت می‌گیرد و در راستای اصلاح کل بشر یک جامعه می‌شوند. کار ولی خدا این است که تمامی حکومت‌های ظالم را از میان برمی‌دارد و دیگر لازم نیست برای رشد خونریزی کنند.

* انتقاد از حاکمان موجب تقویت نظام است نه تضعیف نظام
رحیم‌پور ازغدی در بخش دیگری به ضرورت نقد مسائل و مشکلات کشور اشاره و اضافه کرد: در بدترین شرایط باید فضای نقد و انتقاد وجود داشته باشد. حتی در سخت‌ترین شرایط نیز آزادی بسته نشد اما محدودتر شد، چرا که خطرات بزرگتری داشت و امنیت را تهدید می‌کرد ولی فضای رسانه و سیاست و انتقاد در کشور باز است. این آزادی بیان را باید حفظ کنیم و نباید اجازه دهیم آزادی بیان و نقد را در هیچ شرایطی از ما بگیرند. اما این یک شرط دارد و آن اینکه خودمان هم باید ادب آزادی و آداب آن را حفظ کنیم و اگر در نحوه استفاده از آزادی، آداب آزادی زیر پا رود، آزادی را به خطر می اندازیم.

وی ادامه داد: آزادی نباید به سمت قانون شکنی و هرج و مرج پیش رود. امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد از حاکمان موجب تقویت نظام است نه تضعیف نظام، چون اشکالات نظام و اشکالات مدیریتی را بیان می‌کند و می‌تواند برطرفش کند. انتقاد اسلامی باید مثل طبیب باشد و حکم درمان را داشته باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص نقد قوه قضائیه بیان کرد: دستگاه قضا را نیز باید نقد کرد، اعتراض به دستگاه قضایی  اگر به این معنا اعتراض به حکم داده شده باشد و مخالف اجرای آن باشد، اشتباه و هرج و مرج است، اما اگر به دستگاه قضا به نحوه برخورد دستگاه قضا و عدم پاسخگویی آن نقد کنید نه تنها اشکال ندارد، بلکه وظیفه ماست و برما واحب است.

ازغدی تصریح کرد: این فقه سیاسی شیعه است که می‌گوید انتقاد عمومی وظیفه شرعی و حق آنان است. اینها گفتمان امام علی (ع) و اهل بیت و امام و رهبری و در قانون اساسی است. جامعه ساکت جامعه سالم نیست بلکه ناسالم است. جامعه دیکتاتور و قانون شکن نیز غلط است و به خودش نیز صدمه می‌زند. باید برنامه ریزی داشته باشیم و عمل کنیم تا به اهداف برسیم نسخه عدالت که امام گفتند همان گفتمان حضرت علی(ع) و ائمه است.

وی ادامه داد: حکومت و مسئولان حق مردم را رعایت کنند، دو طرف دولت و ملت باید به وظایف خود عمل کنند. زمانی که این اتفاق افتاد حق ملاک می شود و عزت پیدا می‌کند و عدالت محقق می‌شود. نگویید که محال است مملکت ما به فلان جا برسد، نه محال نیست. اگر هزینه اش را بپردازیم و زحمت بکشیم می‌شود. آرمان‌گرا واقع بین است نه واقع‌گرا، واقع‌گرایی یعنی اینکه تسلیم واقعیت است، اما آرمان‌گرا یعنی فرد باید به واقعیت موجود راضی نباشد، اما واقعیت موجود را ببیند و در صدد حل و بهبود آن باشد.
رحیم‌پور ازغدی به ضرورت پاسخگویی مسئولین اشاره کرد و افزود: هر فسادی که در دولت ایجاد شود، دشمن شاد می‌کند. هرکس هر جا به اندازه قدرت و مسئولیت دارد به همان اندازه باید کار کند و به مردم پاسخ دهد. در حکومت حضرت علی نیز دزدی شد اما علی(ع) چطور برخورد کرد؟ یقه فرد را گرفت و گفت دور بازار بچرخانید، به مردم بگویید اگر مدرکی دارند، ارائه دهید اموالش را مصادره کنید و در نماز جمعه شلاق بزنید.

* دانشگاه باید مشکل ملت را حل کند
وی خطاب به دانشجویان گفت: در چند سال اخیر نظارت درستی نداریم و ضعیف شده است اگر ضعفی در دولت و مجلس و قضا هست شما باید محکم بایستید و اصلا نترسید و عقب نشینی نکنید، اگر سند خیانتی را دارید در فضای مجازی افشا کنید و هزینه آن را نیز بپردازید. دانشگاه باید مشکل ملت را حل کند.
رحیم‌پور ازغدی گفت: ما از اصول و ارزش‌های انقلاب و از شعار برابری، برادری، حکومت عدل علی(ع) و استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی دفاع می‌کنیم اما این بدان معنی نیست از تمامی مسئولینی که در آن بودند دفاع کنیم، بلکه باید مطالبه کنیم و یقه آن‌ها را بگیریم.

وی گفت: البته اول به خودشان می‌گوییم و در صورت عدم توجه  این کار را انجام می دهیم. امیدواریم این مسیر را شما ادامه دهید.  مزایای جمهوری اسلامی را حفظ کنید مشکلاتش را حل کنید و تمدن جدید را شکل داده و برای ظهور ولی عصر آماده باشید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش عمارنامه،  حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی‌گلپایگانی در آئین تجلیل از ممتازان آموزشی و پژوهشی حوزه علمیه خراسان اظهار داشت: همین اواخر زمانی که قاسم سلیمانی در بوکمال بود، رئیس سازمان سیا به وسیله یکی از رابطان خود در منطقه، نامه‌ای برای سردار سلیمانی فرستاد اما ایشان گفت «نامه تو را نمی‌گیرم و نمی خوانم و اصلا با این افراد صحبتی ندارم»؛ این‌ها چه کسانی هستند که با استکبار این‌گونه برخورد می‌کنند؟


وی ادامه داد: امثال قاسم سلیمانی، محصول و تربیت‌شده انقلاب اسلامی هستند؛ اوست که به رهبری نامه می‌نویسد و می‌گوید «فرزند و سرباز شما، قاسم سلیمانی».

اما چند روز بعد، روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» در گزارشی درباره این نامه نوشت: «مایک پمپئو» رئیس آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) ماه گذشته نامه‌ای خصوصی را به سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروهای سپاه قدس ایران ارسال کرد و نوشت: «دولت آایالات متحده، وی (سلیمانی) و ایران را برای حملات به منافع آمریکا در عراق توسط نیروهای تحت کنترل ایران، مسئول می‌داند.»

*رئیس سیا: قاسم سلیمانی نامه من را باز نکرد
در همین حال در فاصله کوتاهی مایک پمپو ضمن تأیید ارسال نامه به سردار سلیمانی گفت که او حاضر به باز کردن نامه نشده است.

بر پایه گزارش خبرگزاری رویترز، مایک پمپئو رئیس سازمان سیا گفت: نامه‌ای را برای سردار قاسم سلیمانی و رهبران ایران ارسال کرده‌ام و نگرانی خود را نسبت به رفتارهای تهدیدآمیز ایران در عراق ابراز کردم.

وی در سخنانی در همایش سالیانه امنیت ملی ریگان در کالیفرنیای جنوبی، افزود: من این نامه را پس از آن ارسال کردم که فرمانده ارشد نظامی ایران نشان داده بود که نیروهای تحت کنترلش شاید به نیروهای آمریکایی در عراق حمله کنند.

رئیس سازمان سیا به زمان ارسال این نامه اشاره‌ای نکرده است. پمپئو اظهار داشت: چیزی که در نامه قصد منتقل کردن آن را به او داشتیم این بود که ما او و ایران را به خاطر هرگونه حمله‌ای به منافع آمریکا در عراق توسط نیروهای تحت کنترلش، پاسخگو خواهیم کرد. می خواهیم مطمئن شویم که او  به طور شفاف این مساله را درک کرده است.رئیس سازمان سیا گفت: البته سلیمانی حاضر به بازکردن نامه نشده است.

اما اینک مایک پمپئو مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در مصاحبه ای با بی بی سی درباره این نامه سخنان جدیدی گفته است.
در همین باره بی بی سی نوشته است: " آقای پمپئو که یک سال پیش در این پست منصوب شد درباره یادداشتی که برای قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس (واحد برون مرزی پاسداران) نوشته گفت:
"من می خواستم پیام روشنی به قاسم سلیمانی بفرستم که آمریکا، غرب، بریتانیا و دیگران در این منطقه دارای منافعی هستند و باید متوجه باشد که حمله به این منافع با مقابله به مثل روبرو خواهد شد. این که ایرانی ها بخواهند به منافع آمریکا ضربه بزنند برای ما تحمل کردنی نیست."

او تایید کرد که نگران میزان نفوذ ایران در سوریه و منطقه است و به این سوال که آیا آمریکا شیوه ها و ابزارهایی برای مقابله با این نفوذ دارد پاسخ مثبت داد اما جزییاتی ارائه نکرد.

او اضافه کرد: "ما شاهد بودیم که ایرانی ها به واسطه نیروهای نیابتی خود در یمن به عربستان موشک شلیک می کنند. تلاش کردند در بخش های دیگری از خاورمیانه کار مشابهی انجام بدهند. این غیرقابل تحمل است. اینها به مثابه اعلام جنگ علیه کشورهای دیگر است و امیدوارم که جهان درک کند که تهدید غیرهسته ای ایران یک چالش بسیار جدی برای ثبات خاورمیانه است."

آقای پمپئو در مورد احتمال در گرفتن جنگ میان ایران و عربستان در اظهاراتی شیطن آمیز گفت: "خیلی نگرانیم. باید مطمئن شویم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و راهش اطمینان از این است که مردم ایران بفهمند این اتفاق خوبی برای آنها نخواهد بود. در هفته های گذشته شاهد اعتراضات بودیم. مردم ایران می فهمند که این ماجراجویی ها برای آنها ده ها میلیون دلار هزینه دارد و زندگیشان را به خطر می اندازد."

رئیس سازمان سیا که به نظر می رسد اغتشاشات چند آشوبگر در تهران و برخی شهرستان ها او را به طمع انداخته، همچنین گفته است : "تاریخ ایران نشان داده که مردم این کشور درک عمیقی دارند از اینکه چگونه در جهان موفق باشند. امیدوارم که قیام کنند و بفهمند که فرستادن نیروهای نیابتی به مناطقی مثل اروپا، تلاش برای خرابکاری در اروپا به نفع کشورشان نیست. آن هم وقتی که می شود برای بهتر کردن ایران کارهای زیادی کرد. ما مطمئنیم که مردم ایران این نکته را می فهمند و امیدواریم که رهبرانشان هم این موضوع را بپذیرند."
 منبع: جهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سردترین زمستان تهران که تهران هوای 15 درجه زیر صفر را تجربه کرد مربوط به سال 1396 نیست؛ مربوط به سال 86 است. سالی که به گفته پرویز رضازاده، مدیرکل وقت پیش بینی سازمان هواشناسی، سرمای هوای تهران در 42 سال گذشته، رکورد زد.

 
شهردار، حاضر در صحنه
رکوردزنی سرما در تهران در حالی اتفاق افتاد که قالیباف و معاونانش در قالب یک ستاد بحران با حضور در مرکز نظارت و کنترل ترافیک تهران هدایت رفت و آمد در برف سنگین تهران را به عهده گرفتند.
آنها از نخستین ساعات روز یکشنبه 16 دی 86، که بارش برف در تهران آغاز شد، در مرکز کنترل ترافیک تهران مستقر شدند تا در جریان گزارش‌های لحظه به لحظه ترافیک شهر قرار گیرند.

هرچند در این ستاد نمایندگانی از نیروی انتظامی، راهنمایی و رانندگی، آتش‌نشانی و اورژانس نیز حضور داشتند.
علاوه براین که دوربین‌های مدار بسته کار نظارت تصویری بر چگونگی تردد در شهر، یخ‌زدگی، ترافیک معابر، تصادفات و برف گرفتگی را به اطلاع مسئولان مدیریت شهری می‌رساندند، شهرداری تهران با اعلام شماره تلفن 88845116 از شهروندان خواست تا درصورت بروز هرگونه مشکلی با این شماره تماس گرفته و مسئولان را در کنترل و هدایت ترافیک شهر یاری رسانند.
 
شناسایی 75 تاکسی متخلف
نه فقط نظارت از پشت دوربین ها که اعضای حاضر در ستاد بحران شهر تهران سعی کردند برای جلوگیری از حرکت خالی تاکسی‌ها در سطح شهر خودروهای بازرسی را در تمام مناطق شهر گسیل داشته تا مانع در راه ماندن مسافران شوند.

ماجرا برای اعضای ستاد بحران جدی بود؛ تاکسی‌هایی که به خاطر بارندگی برف در کنار خیابان‌ها یا کوچه‌ها متوقف بوده یا به صورت خالی تردد کرده و مسافران را جابه‌جا نمی‌کردند، شناسایی و به کمیته‌ انضباطی معرفی شدند. دقیقا 75 دستگاه تاکسی متخلف که به خاطر سرمای هوا و بارندگی از جابه‌جایی مسافران خودداری می‌کردند.

7 تیم هم از سازمان اتوبوسرانی به‌طور مداوم مسیر 7/18 کیلومتری اتوبوس تندرو را تحت کنترل داشتند تا تردد اتوبوس‌ها در این مسیر به درستی صورت گیرد و از توقف‌های بی‌دلیل جلوگیری شود. مدیریتی که از سوی بازرسان انجام می شد؛ بازرسانی که در همه جای این خطوط حضور فعال داشتند.
 
پخش 4 هزار تن شن مخصوص در منطقه یک
در آن سال هم مناطق1، 5، 22 و 2 تهران بیش از سایر مناطق با مشکل برف گرفتگی معابر مواجه بودند اما آماده باش نیروهای خدمات شهری شهرداری از ساعت 2 بامداد روز 16 دی توانست نقش مؤثری در بازگشایی اتوبان‌ها و تردد وسایل نقلیه به ویژه در معابر اصلی شهر ایفا کند.

در همین راستا هم بود که بیش از 4 هزار و 400 تن شن مخصوص در بزرگراه‌ها، تقاطع‌های غیرهمسطح، پل‌ها و خیابان‌های شریانی شمال تهران پخش شد.

همه نیروهای خدمات شهری هم در ستادهای برف روبی مناطق 22گانه به ویژه نقاط برف گیر پایتخت مستقر شدند. نه از روز 16 دی، که از شب گذشته اش تا با همه امکانات و تجهیزات برف‌روبی، برای باز نگه‌داشتن سطح بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و معابر تلاش کنند. و برای همین هم بود که رفت وآمد در همه بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و معابر جریان داشت و کسی در راه نمانده بود.
 
برف ها را در کوچه ها نریزید/ جمع آوری 16 تن برف از سطح شهر
تنها درخواست شهرداری هم از مردم، در آن سرمای عجیب و غریب این بود که از ریختن برف به داخل کوچه ها و معابر خودداری کنند. برفی که بی سابقه باریده بود و تقریبا 16 تن برف از سطح شهر جمع شد.

دو روز بعد، روزهای سرد ولی پرکار شهرداری و قالیباف و تیمش، با تشکر ویژه شورای شهر به دلیل فعالیت بدون وقفه نیرو‌هایشان گرم‌شد.

اعضای شورای شهر تهران در جلسه علنی سه‌شنبه 18 دی ماه، فعالیت مدیریت شهری را در این زمینه بی‌نظیر دانستند.
 
محمدعلی نجفی: باید به صورت رسمی از قالیباف قدردانی کنیم 
اولین کسی که زبان به تشکر باز کرد دکتر محمد علی نجفی، شهردار فعلی تهران بود؛ او بارش برف و برودت هوا را در پایتخت بی سابقه دانست و گفت: فعالیت شبانه روزی شهرداری در طول چند روز اخیر، می‌طلبد شورای شهر در نامه ای به صورت رسمی از مدیریت شهری و پرسنل زحمت کش آن تقدیر کند.

حبیب کاشانی عضو دیگر شورای شهر تهران نیز افزود: فعالیت خدمات شهری شهرداری بسیار خوب بوده است و شهردار، معاونان، مدیران و شهرداران مناطق به همراه تمام پرسنل خدماتی شهرداری تلاش بسیاری کرده اند که مانند چند سال پیش، شهر دچار مشکل نشود.

احمد مسجد جامعی رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر نیز زبان به تشکر گشود: لازم است مسئولان و مدیران خدمات شهری شهرداری در خصوص فعالیت های انجام شده گزارشی را به شورا ارائه دهند تا حجم گسترده فعالیت شهرداری نمایان شود.
 
قالیباف؛ کف خیابان
قالیباف اما نیازی به تشکر نداشت؛ او که نه فقط از پشت دوربین، بلکه از کف خیابان شهر سرمازده و برف زده را مدیریت کرد. 23 دی ماه خطاب به مردم شهری که شهردارش بود گفت: «برف که می‌آید تهران فلج می‌شود. باید چنین شود؟ جاهایی از دنیا هست که سالی چند ماه برف مداوم و زیاد می‌بارد. در آن چند ماه زندگی‌شان را متوقف می‌کنند؟

ما عادت داریم واقعیت‌های ساده زندگی را ندیده بگیریم و بعد از بدی روزگار بنالیم. طراحی شهری ما متناسب با هیچ آب و هوایی نیست؛ متناسب با خیال است. به این نمی‌رسیم و بعد تا برف می‌بارد ناله‌مان بلند می‌شود که چرا بارید. چرا نبارد؟ مگر آسمان برای باریدن باید از ما اجازه بگیرد؟

برای درمان این درد هم – مثل هزار درد با درمان دیگر – باید کارهای اساسی کرد. اما تا زمانی که این کارهای اساسی نشده است، نمی‌شود دست روی دست بگذاریم و بگوییم همین است که هست. یا بگوییم 20 سانت برف آمده، همه جا را تعطیل کنید.

اتاق کنترل ترافیک جایی است که دست کم اشرافی نسبی به وضع معابر اصلی را به ما می‌دهد. از آنجا می‌شود دید اتوبان همت در چه وضعی است و صدر در چه حالی است و ترافیک حکیم چطور است و از همان‌جا فکر چاره کرد.

همه رفتیم آنجا و از همان‌جا هر توانی را که بود بسیج کردیم تا دست کم معابر اصلی را باز کنیم. نمی‌توانم بگویم از حاصل کار راضی‌ام. کسی که از حاصل کار خودش راضی است یا بسیار عالی کار کرده یا خودستا و بی‌فکر است.

در شهرداری تهران هنوز تا حاصل کارمان عالی شود راه زیادی داریم و می‌کوشیم که از خودستایی و بی‌فکری هم دور بمانیم. اما در نهایت به‌نظر می‌رسد آن مدتی که چشم از این مانیتور به آن مانیتور می‌گرداندیم و بعد از آن، که تا نیمه شب در خیابان‌ها می‌گشتیم، کارهامان بی‌اثر نبود.

در این میان باید از کارکنان مرکز کنترل ترافیک، پرسنل نیروی انتظامی و کارکنان شهرداری تشکر کنم. تک‌تک این آدم‌ها زحمت‌های زیادی کشیدند؛ زحمت‌هایی که شاید به چشم نیاید اما اگر نبودند جای خالی‌شان توی چشم می‌بود.»
 
آقای نجفی هم تجهیزات دارید و هم نیروی زبده
حالا 10 سال از آن سال گذشته است؛ قالیباف تجهیزات به روز تهیه کرد و ستادهای برف روبی مناسبتری برای تهران شکل داد. نیروهای خدمات شهری زبده تر شده اند و زمستان امسال به پای آن زمستان نخواهدرسید.

برف نه چندان غافلگیرکننده اما نجفی را غافلگیر کرد؛ برفی که اصلا بی سابقه نیست.

 منبع: جهان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

 اعتماد آنلاین نوشت: پس از انتشار خبر تبرئه سعید طوسی قاری مشهور، ناصر نقویان با بیان اینکه این موضوع به روزنامه اعتماد و هیچ کسی دیگه ربط ندارد، گفت: این یک کاری است که دادگاه باید نظر دهد و آن کسی که اطلاع دارد. نه شما اطلاع دارید و نه من و نه دیگران.

 

او در پاسخ به این سوال که اگر در این حوزه فسادی صورت گیرد، چطور باید برخورد شود؟، گفت: شما دارید «اگر» می گویید! در آبروی مردم «اگر» نباید باشد.

نقویان در پایان گفت: دادگاه باید آن را قطعی بداند. شما مگر قاضی هستید که اسناد بشناسید؟! قاضی باید نظر دهد، به من و شما چه ربطی دارد؟! اگر از شما اسنادی منتشر شود، می گویید آقا چرا درباره من؟! من از شما خواهش می کنم؛ مسائل مهم تر از این‌ها در کشور داریم. دنبال آبروی مردم نروید که خدا در جایی آبروی شما را می برد! من این مطلب را به عنوان توصیه اخلاقی و بردارانه به شما می گویم هیچ وقت دنبال این پرونده و امثال این پرونده نروید. همه ما در خلوت‌هایمان خطاهایی کرده‌ایم و خدا پرده‌پوشی کرده است. خدا ستار است و شما هم سعی کنید تا آنجایی که می توانید دنبال ستاریت باشید نه پرده دری. چون خدا هم یک روزی پرده‌دری می کند و آن روز خواهید دید که پرده دری چقدر زشت است! خداحافظ شما.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش روضه نیوز ؛تصحیح خطاها متوقف درتشخیص و کشف آنهاست و تشخیص خطاها متوقف در ایستگاه عبرت هاست پس کشف و تصحیح خطا ها متوقف در ایستگاه عبرت هاست و این یک صغری و کبری ونتیجه گیری منطقی است که هر ذهنی آن را می پذیرد. 

اینجا هیچ وقت مثل سوریه نیست و نمی شود چون مردم اجازه نمی دهند اما نمی توان هر چه بادابادی که جلو رفت و برای عبرت گرفتن می گوییم حتی اگر هم برای بعضی ها خنده دار و یا حتی باور نکردنی باشد. 

وقتی از شهروندان سوریه بپرسی که چگونه شد که به اینجا رسیدین اینگونه می گویند که از زمانی شروع شد که دار العدل دادگاه را اول زبانی بعد به صورت عملی به آتش کشیدند و جوانانی بودند که فریاد می زدند که این کار درستی نیست اما گوشی نمی شنید و با خنده های مستانه بنزین بر آتش می ریختند. 

از برخی دیگر که بپرسی اینگونه می گویند که آتش جنگ درسوریه و جرقه ورود تکفیری ها از در و دیوار کشور و تجاوز به ناموس ها و خون ریزی ها از آن زمانی که چند محصل با دیوار نویسی و شعارنویسی هایی که بیشتر جنبه بازی داشت تا واقعیت علیه حکومت شروع شد و با اعتراضات خیابانی پدر و مادران که خیال می کردند می توانند به سوی رفاه بیشترپیش بتازند و همان ها که به رئیس جمهور سوریه چند وقت قبلش رای محکمی داده بودند معترض او شدند ادامه یافت و با تشویش و رجزخوانی رسانه ها داخلی و خارجی و همراهی ساده دلان مواجه شد و نتیجه هایی که خودتان می بینید. 

از گروهی دیگر که بپرسی اینگونه می گویند که از یک سال قبل از اعتراضات خیابانی شروع شده بود و مخالفان با انبار کردن امکانات دارویی برای زخمی های آینده و سلاح ها در گوشه و کنار کشوربرای ترورها منتظر بودند تا زمان آسیب زدن و خروج علیه حاکمیت با شعار الشعب یرید اسقاط النظام شروع شد و تا الان بیش از چهار صد هزار کشته از زن و کودک و غیر نظامی داریم که روی دستمان مانده اند. 

عده ای دیگر می گوید که بخاطر حرف ها و فیلم ها و عکس های بود که در شبکه های اجتماعی زده می شد که نیرهای امنیتی بی تجربه کشور ما سوریه چند جوان را با چوب می زدند و زنان و بچه ها گریه می کردند و ما برای دفاع از آنها به خیابان ها آمدیم و شد آنچه که می بینید. 

دسته ای دیگر می گویند که مسئولین کشور ما برای خودشان و فرزندانشان و نزدیکان خود زندگی رویایی درست کردند و اما نوبت که به مردم کشورشان که می شد جز تنبلی و حرف و حرف در اداره امور چیزی از آنها نصیب ما نمی شد و خواستیم که ادبشان کنیم بعد نظامیان و مسئولین که از چشم ما افتادند یا بهتر بگوییم از چشم ما انداختند پس به غیر خودی ها پناه بردیم و آنها هم رحم مان نکردند و اینها که گفته شد فقط کمی آشنایی به زبان عربی و انگلیسی لازم دارد که مفصل تر آن را ببینیم و بخوانیم و بشنویم. 

فرجام ها با آغازشان که سنجیده شود عبرت ها پدیدار می شود که در روزگار سیاه و سفید اقوام و ملل و کشور های دیگر براى ما درس های عجیب و باورنکردنی هست تا که عبرت بگیرم قبل از آنکه خودمان عبرت دیگران شویم. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش روضه نیوز ؛حجت الاسلام پناهیان استاد حوزه و دانشگاه در حاشیه حضورش در سینما فلسطین محل برگزاری هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار در سخنانی درباره تحولات اخیر گفت: اتفاقاتی که اخیرا در برخی نقاط کشور ایجاد شده است ما را یاد سیاست ها و تدبیرهای جاهلانه عربستان می اندازد. حکام آل سعود در کشورهای منطقه ازجمله یمن، سوریه و لبنان چگونه عمل کردند؟ این درحالی است که کی بینیم نتیجه و دستاوردی نیز به دست نیاورده اند.بدون عکس

وی اضافه کرد: طرح ها و برنامه های دشمنان انقلاب ازجمله حکام عربستان احمقانه تر از این است که عملی شود. زیرا در مواقعی که دست آنها برای اقدامات خرابکارانه باز بود نتوانستند کاری از پیش ببرند. نکته دیگر اینکه در جامعه ای چون ایران نیز یقینا نخواهند توانست کاری از پیش ببرند.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: دشمنان ایران این توانایی را ندارند که بر موج اعتراضات اجتماعی و نارضایتی های موجود سوار شوند و به انقلاب ضربه وارد کنند. بر این اساس زمانی که ظاهر این اتفاقات را می بینیم به یاد تدابیر شکست خورده آنها می افتیم.

حجت الاسلام پناهیان اظهار داشت: سابقه شورش های خیابانی را در گذشته هم در سطح کشور شاهد بودیم و در این زمینه نیز از تجریبات بسیار خوبی برخوردار هستیم. آنقدر که اطلاع داریم آنها برای خود کتاب های تبیین و فلسفه بافی های عجیب و غریبی داشتند. ضمن اینکه از عقبه چند 10 ساله نیز برای سازماندهی گروه های خود برخوردار بودند.

وی عنوان کرد: ما در راه مبارزه با تروریست ها و دشمنان انقلاب اسلامی شهدای فراوانی را تقدیم اسلام و انقلاب کردیم. تقدیم 17 هزار شهید ترور به کشور، موضوع کم و ناچیزی نیست.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: یکی از بهترین کارهایی که می توانیم برای راهنمایی و کمک به فریب خوردگان نجات بدهیم بررسی و تحقیق درمورد وضعیت معیشت کشورهای دیگر است. زیرا هیچ وقت دوربین های ما به دل زندگی آنها نرفته و مسائل و مشکلات آنها را به تصویر نکشیده است. در حقیقت هیچگاه کشورهای اروپایی و غربی برای ما الگو نبوده اند.

حجت الاسلام پناهیان در پایان تصریح کرد: اگر به خوبی وضعیتی که در کشورهای خارجی وجود دارد را به مردم کشور نشان بدهیم آن وقت است که مردم به دنبال سازندگی به روش ایرانی خودشان خواهند رفت. نه اینکه به دنبال شبیه شدن به مردم  کشورهایی باشند که وضعیت آنها بدتر از ما است.

این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به وضعیت دهه 60 کشور گفت: دهه 60 روزگار غریبی بود زیرا شاهد مقاومت نیروهای مردمی آن هم به صورت خودجوش بودیم.

حجت الاسلام پناهیان افزود: هیچ حرکت باطلی بدون فریب انجام نمی شود و زمانی هم که فریب در میان آمد یقین داشته باشید که با فتنه روبرو هستید. زیرا یکی از ارکان اصلی فتنه، فریب است. حتی زمانی که خداوند قصد دارد ما را دچار امتحان کند در جایی از ما سوال فریب می پرسد که به ما نشان بدهد تا چه میزان توانایی تشخیص آن را داریم.

وی ادامه داد: باید مراقب بود مطالبات به حق مردم درمورد معیشت با اموری که وضعیت ما را بدتر می کند آمیخته نشود. همچنین تا آنجایی که جا دارد و می توانیم باید فریب خوردگان را جدا کنیم. زیرا دشمنان خیلی راحت می توانند مردم را فریب بدهند.

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: همانگونه که شهید رحیمی به عنوان یک انقلابی بی مرز معروف و مشهور شد و فراتر از مرزهای جغرافیایی خودش در اندیشه نجات بشریت بود. ما نیز به چنین الگوهایی در جامعه نیاز داریم تا آنها را به جوانان معرفی کنیم.

وی افزود: محدوده مرزهای جغرافیایی برای جوانان انقلابی ما و انقلاب جوان کشور بسیار کم و ناچیز است. با توجه به این موضوع شاهد هستیم که انقلاب اسلامی ایران در حال رساندن خود به خارج از مرزهای کشور است. این همان رویداد در حال وقوع در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن است.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در این میان برخی ها همانند شهیدان شاطری و رحیمی در جریان صدور این انقلاب پیشتاز بودند. لذا این دست از شهدا را باید شناخت و نسبت به معرفی آنها به مردم جامعه اقدام کرد. زیرا آنها افرادی بودند که فراتر از این محدوده می اندیشیدند و دیدیم چقدر مفید و موثر بودند و در چه اندازه ای موجب نجات جامعه شدند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

 انسانی که می‌خواهد مؤمن واقعی باشد و به معنای واقعی کلمه ایمان داشته باشد باید زمان‌شناس باشد، باید تعریف درستی از زمانه خود داشته باشد، گول زمانه خودش را نخورد؛ سؤال؛این دوران، دوران چیست؟ خیلی ها می گویند عصر تکنولوژی است، عصر پیشرفت است، عصر مدرنیته است؛ به این دوران، دوران مدرنیته و پسامدرن می‌گویند؛ اما مؤمنان واقعی و دینداران بابصیرت تعریف‌شان از زمانه این نیست! یک مؤمن واقعی کسی است که تعریفش از زمانه‌ی حاضر، این باشد: عصر جاهلیت مدرن نه عصر مدرنیته

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» تمام مظاهر جاهلیت در جاهلیت مدرن و بدوی مشترک است، مظاهر جاهلیت چیست؟ ظلم، فساد، قتل، غارت، تجاوز، شهوت‌پرستی، بی‌عدالتی، تبعیض، ناامنی و عدم آرامش؛ اینها مظاهر جاهلیت است؛

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» فرق جاهلیت مدرن و بدوی این است که جاهلیت مدرن به  سلاح علم و دانش مجهز شده است؛ فرق جاهلیت دیروز با جاهلیت امروز این است که جاهلیت بدوی دیروز مبتنی بر تکنولوژی و دانش نبود ولی امروز همه ظلم هایی که انجام می شود مبتنی بر تکنولوژی و دانش شده است.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» هرچه این تمدن غربی بیشتر به ما رسوخ پیدا می‌کند، محبت‌ها و مودت‌ها از بین می‌رود در این دوران خانواده‌ها با هم نمی‌سازند چه برسد به همسایه‌ها.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» اعتقاد ما این است که وقتی می‌گوییم تمدن امروز، تمدن جاهلیت مدرن است یعنی تمدن امروز خالی از عقل است.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» مهم‌ترین عامل به یاد خدا بودن پذیرفتن ولایت ولی خداست. کسی که باید تئوری و تز بدهد رهبر جامعه اسلامی است. هرکس می‌آید از خودش یک حرفی می‌زند؛ حد خودت را بفهم، حد تو گفتمان‌سازی نیست، حد تو خط‌دهی به این جامعه نیست، تو مجری هستی، رئیس مجریان و عمله‌های این کشور هستی، برو عملگی کن، برو کار کن چقدر حرف میزنی، هی برای خودت تئوری و تز می‌دهی، آن کسی که باید تئوری و تز بدهد رهبر جامعه اسلامی است.

از «عصر مدرنیته» تا «عصر جاهلیت مدرن» جدیدا گفتند اسلام انقلابی نمی‌خواهیم، انقلاب اسلامی می‌خواهیم، من فقط همین یک جمله را می‌گویم، اسلامی که انقلابی نباشد اصلا انقلاب اسلامی از آن بیرون نمی‌آید؛ اسلامی که طرفدار فقرا و مبارزه با مستکبرین نباشد نمی‌تواند از آن انقلاب اسلامی بیرون بیاید. شهید مطهری(ره) اگر با اسلام انقلابی مخالفت کرده بود چون آن‌موقع داشت از اسلام انقلابی سوءاستفاده می‌شد، مارکسیست‌ها داشتند سوءاستفاده می‌کردند؛ تو هم اگر می‌خواهی بجای اسلام انقلابی اسلام رحمانی بگذاری -رهبر انقلاب گفتند-  کلمه اسلام رحمانی کلیدواژه لیبرالیسم در جمهوری اسلامی است. جمله‌اش این است که ما باید از اسلام چهره رحمانی‌اش را آشکار کنیم، این را بدانید که این کلمه کلیدواژه لیبرالیسم است.

 

روضه نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 20 شهريور 1396 | | نویسنده : گمنام

گروه سیاسی_رجانیوز: برنامه این هفته ثریا با حضور دکتر شهریار زرشناس، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و دکتر حسین روزبه، کارشناس مسائل سیاست خارجه و مطالعات آمریکا به نفوذ و ابعاد آن پرداخت. در این برنامه تجربه‌های نفوذ آمریکا در کشورهای مختلف بررسی شد و همچنین تجربه جمهوری اسلامی در مواجه با این پدیده مورد واکاوی قرار گرفت. این برنامه ثریا به دلیل اسناد بکر و صراحتی که داشت بسیار دیدنی و طوفانی شد.

 

جفری ساکس؛ یکی از طراحان فروپاشی شوروی در ایران چه می کرد؟!

به گزارش رجانیوز محسن مقصودی در ابتدای برنامه توضیحاتی در خصوص سفر جفری ساکس، یکی از طراحان فروپاشی شوروی به ایران داد. وی با نشان دادن عکسهایی از جضور جفری ساکس در شوراتی اقتصادی کاخ سفید در کنار باراک اتوباما و عکس دیگری از جفری ساکس در کنار "جورج سورس" عامل انقلاب های رنگی اظهار داشت: این شخص خرداد ماه سال 95 به ایران می آید و در دانشگاه امیر کبیر سخنرانی‌ای با عنوان "دستور کار 2030 و اهداف توسعه پایدار" دارد! همچنین جفری ساکس بعنوان مشاور سازمان ملل تا دیدار با دکتر ابتکار، رئیس سابق محیط زیست هم پیش رفت! شاید مسوولان سوابق او را نمی دانستند و کسی نیز توجهی به این مسئله نکرد که این شخص کیست و چه سابقه‌ای دارد. دستور کار توسعه پایدار 2030 سازمان ملل که ایشان در ایران ارائه کرده است ، 17 سند را شامل می شود که سند 2030 یونسکو برای آموزش پرورش و توافقنامه اقلیمی پاریس -که ایران در حال پیوستن به آن است و چالشهای زیادی برای ایران خواهد داشت- فقط دو نمونه از این اسناد پر حاشیه و مشکوک بوده اند. وی از دکتر روزبه در خصوص سوابق جفری ساکس در سایر کشورها پرسید.

 

جفری ساکس (سمت راست عکس) و اوباما در شورای اقتصادی کاخ سفید

 

دکتر حسین روزبه، کارشناس مسائل سیاست خارجه در این خصوص اظهار داشت: اگر بخواهیم به نفوذ بپردازیم یکی از راههایی که می‌توان ملتهای مستقل را از مسیر خودشان بیرون برد طراحی هایی است که تحت برنامه های مختلف ارائه می‌شود که یک نمونه آن جفری ساکس است. وی با اشاره به سایت جفری ساکس و سایر اسناد آشکار گفت: ایشان یک طیفی از اقدامات را در گسترش ارزشهای آمریکایی انجام داده است و شروع کارش با توصیه های اقتصادی و برنامه ریزی های راهبردی اقتصادی در بولیوی بود که انتهای عملکرد موفق و مجاهدانه بولیوی در پایان برنامه پیاده شده، تورم 70 درصدی بود که منجر به شورش های روزانه خیابانی می‌شود و یک حکومت نظامی چند ماهه در بولیوی صورت می‌گیرد. مسئله بولیوی که تمام میشود به سراغ آرژانتین می‌رود و آرژانتین هم به یکی از بدهکار ترین کشورهای دنیا تبدیل میشود و بعد به سراغ لهستان می‌رود.

 

پوستر سخنرانی جفری ساکس در داشنگاه امیرکبیر تهران با موضوع: دستور کار 2030 و اهداف توسعه پایدار

 

وی افزود: شاهکار ساکس کاری است که با شوروی شروع میکند؛ فروپاشی شوری هم به مسائل درونی مربوط میشود و هم به مسائل بیرونی و ما امشب نمی‌خواهیم کاستی های درونی سیستم شوروی را تبرئه کنیم اما وقتی از بخش خارجی اعمال نفوذ شد اقتصاد شوروی به جایی رسید که زندگی مردم عادی درگیر شدیدترین مسائل مربوط به معیشت شد و البته هنوز هم ادامه دارد. یکی از دلایل فروپاشی روسیه طراحی های اقتصادی بود که جفری ساکس در این فرآیند به دولت آمریکا برای رقیب قدرتمندش پیشنهاد داد.

 

نفوذ به دنبال دگرگون‌سازی نخبگان و اذهان عمومی است

دکتر شهریار زرشناس، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درخصوص مسئله نفوذ اظهار داشت: ملت ها وقتی که تحت سلطه استعمار هستند برای اینکه به عدالت و رفاه، آزادی و استقلاب برسند انقلاب می‌کنند و وقتی این انقلاب صورت می‌گیرد آن کشور استعمارگر برای اینکه مجددا به موقعیت قدرتمند خودش دست پیدا کند سعی می‌کند در درون این کشور نفوذ کند و راه های مختلفی را در پیش می‌گیرد بطور مثال تحریم می‌کند، تحت فشار قرار می‌دهد، جنگ می‌کند، کودتا راه می‌اندازد و غیره. یکی از این راهها باز کردن روزنه در آن کشور است؛ نفوذ از این طریق صورت میگیرد که اذهان نخبگان و افکار عمومی را دگرگون کنند تا به تدریج نظام سیاسی آن کشور را دگرگون کند.

 

دیدار جفری ساکس با رییس سابق سارمان محیط زیست، باعنوان مشاور دبیر کل سازمان ملل

 

شعار "همزیستی مسالمت آمیز" در شوروی معادل شعار "تعامل سازنده" در ایران است

وی افزود: روسیه ماهیت انقلاب و ایدئولوژی‌اش هرچه که بود بالاخره از روسیه تزاری که در جنگ جهانی نمی‌توانست برای سربازانش سلاح تهیه کند، یک قدرت صنعتی ساخت که این قدرت توانست در دهه 1940 مقابل هیتلر بایستد و بعد از آن هم رقیب آمریکا شد. فرآیند نفوذ کاری می‌کند که درون حزب کمونیست شوری که دقیقا نقش رهبری را برعهده دارد طیفی از بروکراتهای امتیاز طلب شکل می‌گیرند که شعارهایشان هم از نرمش در سیاست خارجی شروع می‌‎شود یعنی خطی شکل می‌گیرد که شعارش در ابتدا "همزیستی مسالمت آمیز" است و معادلش در کشور ما تعامل سازنده با دنیاست یعنی می‌خواهند ضریب انقلابی گری را پایین بکشند و اولین حرکتشان در ارتباط با جهان این است که ما دیگر نمی‌خواهیم ظلم ستیزی کنیم.

 

بلافاصله بعد از شعار "تعامل سازنده با دنیا" مدیران داخلی صاحب حقوق های نجومی می‌شوند

وی افزود:این مسئله صاحب دو بال است که یکی همین مسئله تعامل سازنده با دنیاست و بال دوم آن بلافاصله بعد از این شعارها مدیران داخلی صاحب حقوق های نجومی می‌شوند و بین مسئولین و مردم فاصله می‌افتد و انتهای این روند اینجاست که به تدریج استحاله ایدئولوژیک و سیاسی صورت می‌گیرد و انقلاب ضدایی می‌شود و آرمان ها از درون می‌پوسد بطوریکه کار با یک تکان خارجی تمام می‌شود.

 

 

زرشناس در ادامه گفت: گورباچف در سال 1985 به قدرت می‌رسد و استحاله را کاملا عملی می‌کند و تا سال 1991 این کشور ابرقدرت و مستقل و تاثیرگذار در سیاست جهان به خاکستر می‌نشیند یعنی بعد از سال 1991 این کشور به وضعیتی می‌رسد که حقوق کارمندهایشان را نمی‌توانند بدهند، دانشمندان هسته‎‌ایشان فراری می‌شوند و تجارت ناتاشا راه می‌افتد و زنان و دختران حتی با تحصیلات بالا به دلیل مسائل اقتصادی به کارهای غیراخلاقی روی می‌آورند و به روسپی خانه های امارات و اروپا می‌روند و خود فروشی می‌کنند. درحالیکه مردم فکر می‌کردند بجای استبداد دولت شوروی آزادی و امنیت و رفاه می‌آید درصورتیکه آن استبداد سیاسی اگر رفت استبداد سیستمی بدتری آمد و در ادامه آن فقر، بی عدالتی و فقدان رفاه و وابستگی آمد که اگر پوتین نمی‌آمد امروز وضعیتشان بدتر از گذشته بود.

 

جناح غربگرا در هرجایی که به قدرت می‌رسد، به دنبال ایجاد جریان نفوذ است؛ از آرژانتین تا چین و جامائیکا...

وی افزود: این جناح‌های غربگرا هرجایی به قدرت  رسیدند همین نتایج را به دنبال داشته است؛ در آرژانیتن جناح غربگرای نئولیبرال با همین شعار های تعامل با دنیا و همین شعارهایی که برخی از مسئولین در داخل کشور ما می‌گفتند که اگر برجام انجام بشود مشکل آب و بیکاری و کار و غیره حل خواهد شد، نظیر این شعارها را نئولیبرال ها در آرژانتین سر می‌دادند و نتیجه‌اش این شد که از آرژانتین صنعتی دهه 1970 کشور بدهکار بینوایی می‌سازد که 44 درصد مردم آن زیر خط فقر هستند و بعد از هشت سال یک کشور بدهکار را  تحویل مردم می‌دهد.

 

جفری ساکس، جورج سورس (عامل انقلاب های رنگی) و دبیر کل سابق سارمان ملل در یک قاب

 

وی گفت: ادواردو سیکا در جاماییکا با همین دست از شعارها اقتصادی سوخته و وابسته را تحویل مردم داد. در چین وقتی نگاه می‌کنیم یک خط فکری با این محوریت وجود دارد که می‌خواهد موضع گیری انقلابی را کنار بگذارد و در داخل هم می‌خواهد نسبت به محرومان و مستضعفین بی اعتنا شود و این خط بعد از مرگ مائو پیروز می‌شود که نتیجه آن این است که امروز وضعیت کارگر چینی در حد بردگی است و میانگین مزدش زیر یک دلار است و فقر گستردگی در چین وجود دارد.

 

جریان نفوذ برای ایران هم نقشه تجزیه دارد...

زرشناس تصریح کرد: وقتی نفوذ صورت می‌گیرد عده‌ای بر سرکار می‌آیند که اینها برایشان استقلال و عدالت مهم نیست و به همین دلیل نتیجه عملکردشان در کشورهایی که چند ملیت دارند این می‌شود که تجزیه میشوند و تردید نکنید جریان نفوذ برای ایران هم نقشه تجزیه را دارد.

 

جریان نئولیبرال نفوذی در ایران در اقتصاد و فرهنگ مسلط هستند

این استاد دانشگاه با طرح این سوال که چرا نفوذ صورت می‌گیرد، گفت: نفوذ صورت می‌گیرد که یک جناح متمایل به غرب و نئولیبرال را در کشور هدف ایجاد کنند تا این جناح هم در قدرت سیاسی باشد و هم در بدنه اجتماعی جامعه. بسترها و ابزارهای نفوذ اقتصاد و فرهنگ است؛ ماهم در ایران این جریان غربگرا را هم داریم که ظهور و بروز سیاسی دارد و در اقتصاد مسلط است و در فرهنگ هم کنترل قوی‌ای دارد یعنی شبکه نیرومندی دارد شما در کیوسک روزنامه ها نگاه کنید اکثریت مجله ها و روزنامه ها برای این جناح است و این جناح در سیاست خارجی هم واقعا به دنبال وابستگی است و اصلا معتقد است که دوره استقلال گذشته است و شعارهای زیبایی مثل تعامل سازنده با دنیا می‌دهد و در اقتصاد شعار ورود سرمایه خارجی را سر می‌دهد اما ورود سرمایه‌دار خارجی یعنی چه؟ سرمایه دار خارجی که بی جهت به ایران نمی‌آید بلکه می‌آید اگر در ایران 2 هزار تومان سرمایه گذاری می‌کند 2 میلیون ببرد و این دومیلیون را از طریق استثمار نیروی انسانی و غارت منابع طبیعی ما می‌برد.

 

 

وی گفت: سرمایه‌گذارهای خارجی به کشور ما می‌آیند تا خودشان را از ورشکستگی نجات بدهند نه برای اینکه نفعی به ما برسانند و تولیداتشان هم مورد استفاده اکثریت جامعه قرار نمیگیرد بطور مثال خودروهای صد میلیونی وارد می‌کنند برای مردمی که پراید  20 میلیونی را به زحمت می‌خرند اما فقط یک قشر خاص رانتخوار اشرافی می‌توانند این محصولات را بخرند.

 

نظام دانشگاهی ما اتوبانی برای نفوذ است

زرشناس گفت: بسترهای نفوذ فرهنگ و اقتصاد است؛ در حوزه فرهنگ باید بگوییم که نظام دانشگاهی ما یک اتوبانی برای نفوذ است یعنی نظام دانشگاهی ما در حوزه اندیشه های سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصاد و غیره فقط تئوری های غربی و تئوری هایی که ضد آرمانگرایی، عدالتخواهی و نظام سیاسی ماست را از طریق کتاب های درسی دانشگاهی تدریس می‌کنیم؛ هیچ نظام سیاسی در ایران اینگونه نیست.

 

بخش عمده نظام آموزشی ما در دانشگاه‌ها در دست تئوریسین های براندازی نظام است

زرشناس گفت: ما کتاب های تئوریسین هایی که براندازی جمهوری اسلامی را ترویج می‌کنند در جمهوری اسلامی درس می‌دهیم که عبارتند از کتاب های بشیری، کاتوزیان، مهرزاد بروجردی و این ها افرادی هستند که تئوریسین های استحاله هستند بطوریکه می‌توانیم بگوییم نظام دانشگاهی ما در کنترل این افراد است البته استادهای انقلابی، سالم و مستقل داریم اما واقعا تعداد این افراد کم است.

 

 

در عرصه فرهنگ و مطبوعات " سنگ بسته و سگ رهاست"

این استاد دانشگاه در خصوص بازار نشر کتاب و مطبوعات گفت: تولیدات غربگراها نسبت به تفکر انقلابی بسیار بیشتر است و سرمایه گذاران ما حمایتی را که از این‌ها می‌کنند از جریان انقلابی نمی‌کنند یعنی کاملا در عرصه فرهنگ و مطبوعات " سنگ بسته و سگ رهاست".

 

از سال 68 به بعد کارگزاران سازندگی یک اقتصاد سرمایه دار نئولیبرال را ایجاد کردند...

زرشناس در ادامه اظهار داشت: در بحث بستر دیگر که اقتصاد باشد باید بگوییم که در ایران از سال 68 به بعد مخصوصا با تیم کارگزاران سازندگی یک اقتصاد سرمایه دار نئولیبرال ایجاد شد نتایج این اقتصاد تشدید بیکاری و  تشدید فاصله طبقاتی و اشرافی گری مسئولین شد. در این دوران شاهد تورم افسار گسیخته 50 درصدی هستیم. رکود نتیجه سیاست های همین تیم بوده است و همین رکودی هم که الان داریم به این دلیل است که همان سیاست ها اکنون در حال اجرا شدن است و همین الان کابینه دولت همین سیاست را پیگیری می‌کنند.

 

در نتیجه تفکر کارگزاران سازندگی یک عده رانتخوار مدعی ژن خوب شدند...

وی افزود: در نتیجه این تفکر یک عده رانتخوار مدعی ژن خوب می‌شوند، حقوق های نجومی چند ده میلیونی و چندصد میلیونی می‌گیرند و بعد مردم عادی حقوق زیر یک میلیون را هم نمی‌گیرند؛ مردم باید بدانند وضعیت کنونی نتیجه مستقیم سیاست و اقتصاد نئولیبرالی است.

 

فقر، بی عدالتی، مدیریت اشرافیِ حقوق نجومی بگیرِ رانتخوار و فاصله طبقاتی از نتایج نفوذ است

محسن مقصودی اظهار داشت: آیا این سیاست ها در دولت های نهم و دهم هم بوده؟

 

زرشناس در پاسخ گفت: ریل گذاری اقتصادی نئولیبرالی سرمایه دارانه رانتخوارانه فاسد اشرافی از سال 68 در اقتصاد ایران شروع شد و دولت نهم و دهم ریل گذاری را عوض نکرد بلکه فقط گاهی در عملکرد خودش سعی کرد یک جاهای از این ریل فاصله بگیرد؛ باید ریل گذاری اقتصادی ما عوض بشود و بجای اینکه تکنونکرات های نئولیبرال غربگرایی که نسخه های اقتصاد جهانی را برای ما می‌پیچند باید به این سمت برویم که یک اقتصاد بومی را طراحی کنیم و آن را بدل به برنامه کنیم و این کار سختی هم نیست و بسیاری از کشورهای انقلابی جهان این کار را انجام دادند و موفق هم شدند و اگر ما این کار را نکردیم یگ علت دارد و آنهم نفوذ است یعنی دولتمرد ما تحت تاثیر تئوری های خارجی بودند.

 

شهریار زرشناس در خصوص نتایج نفوذ گفت: فقر، بی عدالتی، مدیریت اشرافی حقوق نجومی بگیر و رانتخوار و فاصله طبقاتی از نتایج نفوذ است.

 

خیال آمریکا از اکثر آنهایی که در کشورشان تحصیل کرده‌اند، راحت است!

دکتر حسین روزبه در پاسخ به این سوال که آیا نفوذ در زمان روی کار آمدن جمهوری خواهان بیشتر کارآمد است یا دموکرات ها، اظهار داشت:  ترامپ یک دهم جورج بوش هم نه جنگ طلب است و نه توان مدیریت بحران های نظامی سخت را دارد. در اوج اقتدار نظامی گری جورج بوش وزارتخارجه آمریکا یک سندی را تحت عنوان تغییر اذهان منتشر کرد و حوزه های مختلفی را در خصوص نفوذ مطرح کرده است و صراحتا بیان می‌کند برنامه آموزشی یکی از موفق ترین برنامه هایی است که انجام داده‌ایم بطور مثال 80 درصد اعضای کابینه عربستان سعودی یا دکتری  و یا ارشدشان را در آمریکا گرفته‌اند و یکی از دلایلی که اینها احساس می‌کنند با عربستان نزدیک هستند همین مسئله است.

 

 

مقصودی گفت: وقتی در مصر تجمعات ضد آمریکایی میشد و بحث بیداری اسلامی شکل گرفته بود به خانم آلبرایت گفتند که شما اینهمه کار کردید اما نتیجه نداشت! اما ایشون می‌گویند که این ها مهم نیست بلکه مهم این است که 50 یا 60 درصد کابینه این کشورها افرادی هستند که در دانشگاه های ما درس خوانده اند.

 

وقتی روحیه انقلابی گرفته شد دولتمرد ما کسی می‌شود که به پورشه سواری افتخار می‌کند...

شهریار زرشناس در ادامه تصریح کرد: ماجرا اینجاست وقتی نفوذ رخ میدهد دولتمردان، مسئولین و بخصوص آنهایی که قدرت اجرایی دارند تحت تاثیر روندهای فکری، الگوهای نظری و آن ایدئولوژی‌ای هستند که نظام جهانی به دنبال القا کردن آن است و در ایران این اتفاق تاحدودی رخ داد و یک جریان متاثر از نئولیبرالیست در بدنه اجرایی نفوذ کرد و آن نسخه های غربی روحیه انقلابی را از این افراد گرفت. وقتی روحیه انقلابی گرفته شد روحیه رانتخوار اشرافی مسلک رشد کرد یعنی دولتمرد ما کسی شد که به پورشه سواری افتخار می‌کند و افتخار می‌کند که هزار میلیارد ثروت دارد.

 

وی افزود: ترکیب دولتمرد فاقد روحیه انقلابی و نسخه اقتصادی غیر انقلابی سرمایه دارانه نئولیبرالی ناکارآمدی ایجاد می‌کند و نتیجه‌اش فاصله وحشتناک بین حقوق مسئولین و مردم است و عده زیادی از مردم بیکار می‌شوند.

 

 

مقصودی گفت: این خیلی دردآور است که در جمهوری اسلامی کارگر ما 900هزار تومان بگیرد و مسئولین بگویند تا 20 میلیون حقوق نجومی نیست و این مبلغ عادلانه است.

 

ما یا باید مستقل و عدالتخواه بمانیم و یا باید وابسته و فقیر باشیم

زرشناس تصریح کرد: ما با شبکه ای از مسئولین و مدیران روبه رو می‌شویم که چون تحت تاثیر نفوذ ایدئولوژیک قرار گرفته‌اند بنابراین در زندگی شخصی‌شان اشرافی مسلک و رانتخوار و نجومی بگیر شده‌اند و در مدل اقتصادی هم که اجرا میکنند همین سیستم را تقویت می‌کنند.

 

وی افزود: ما در ایران با یک دوگانه روبه رو هستیم و مردم باید بدانند که یک دوگانه این است که ما یا باید مستقل و عدالتخواه بمانیم و یا باید وابسته و فقیر باشیم؛ دوگانه اصلی این است و باقی گانه ها دروغ است.

 

وجه دیگر حقوق نجومی تعامل سازنده با دنیاست

این استاد دانشگاه اظهار داشت: مردم ما اگر از حقوق نجومی ناراحت هستند باید بدانند وجه دیگر حقوق نجومی تعامل سازنده با دنیاست یعنی کسی نجومی می‌گیرد که همان شخص شعار تعامل سازنده با دنیا را می‌دهد. مردم باید بدانند کسی که عدالت را رعایت نمی‌کند به کسی آزادی نمی‌دهد و این شعار معروفی است که دستی که نان مردم را می‌گیرد آزادی نمی‌دهد.

 

هرجا که به اوج اقتدار رسیده‌ایم تفکر انقلابی وجود داشته است

شهریار زرشناس در خصوص رویش‌های انقلاب اظهار داشت: اگرچه نفوذ جریان نئولیبرال در ایران قوی شده است اما در عین حال یک جریان آرمانگرای انقلابی هم در بدنه جامعه است که این جریان به دنبال این است نسخه‌های انقلابی را عملیاتی بکند و این جریان نیز نقطه عطف‌هایی هم دارد.

 

روزبه گفت: در داخل کشور ما اگر در حوزه هایی به اوج اقتدار رسیدید ناشی از تفکر وابستگی نیست بلکه ناشی از تفکر انقلابی است و معتقدند که جریان جوان ایرانی می‌تواند مسائل خودش را حل کند. میزان خدماتی که جهاد سازندگی انجام داده است نوزده برابر قبل از جهاد بوده است؛ آنهم در یکسال اول انقلاب که ما درگیر جنگ و تجزیه طلبی و فقدان دولت مرکزی مقتدر بوده‌ایم.

 

شدت هجمه‌ای که در نفوذ علیه ما اتفاق می‌افتد نشانگر بزرگی ما است نه روایت ضعف ما

وی گفت: شدت هجمه‌ای که در نفوذ علیه ما اتفاق می‌افتد نشانگر بزرگی ما است نه روایت ضعف ما؛ ما اگر ضعیف بودیم که الان به تاریخ پیوسته بودیم و به همان میزان که بزرگیم به همان میزان دشمنی ها علیه ما بیشتر است.  

 

 

دکتر زرشناس در پاسخ به این سوال که آیا نگاه انقلابی در حوزه های مختلف کار پژوهشی و ایجابی انجام داده است، اظهار داشت: علت العلل این مسائل یک نظام سرمایه داری نئولیبرال است که یک نوع عدم توازن ساختاری بین بخش مولد و غیر مولد را نشان می‌دهد و این گرانیگاه بحران های ما در شرایط فعلی است و نسخه اقتصاد مقاومتی می‌خواهد این را پرکند و تا الان هم 4 سال است که اجرایی نشده است.

 

آقایان نئولیبرال تحت عنوان خصوصی سازی، خاص سازی می‌کنند

شهریار زرشناس همچنین تصریح کرد: ما باید سیستم بانکداری‌مان را به گونه ای تغییر بدهیم که این سسیستم بانکداری بجای اینکه بیشترین تسهیلات را بصورت رانتخوارانه و زدوبندی به سرمایه داران بزرگ بدهد باید این سرمایه را به میان مردم و در تولید کوچک و متوسط بیاورد. در نقطه نظرات امامین انقلاب این را می‌بینیم که تلقی  ایشان از خصوصی سازی این است که ما در مشارکت باید لایه های فرودست و متوسط را زیاد کنیم اما آقایان نئولیبرال تحت عنوان خصوصی سازی از سال 68 به بعد جدای از اینکه خاص سازی کردند و در عمل مشارکت را به میان مردم نمی‌برند بلکه یک سرمایه کلانی را که هسته‌اش خودشان هستند، می‌سازند و این سرمایه کلان یک لایه بیرونی پیدا می‌کند که وابسته به خودشان هست و همین افراد مونوپل تمام تجارت، واردات و اقتصاد را در اختیار می‌گیرند و به یک قطب اقتصادی و سیاسی تبدیل می‌شوند و نتیجه‌اش وضع امروز می‌شود بنابراین راه حل این است که ما باید به نسخه‌ها‌ی انقلاب عمل کنیم.

 

گفتنی است برنامه زنده ثریا چهارشنبه ها ساعت 23:10 از شبکه یک سیما پخش می شود و مخاطبان می توانند فیلم کامل و مستندهای پخش شده در این برنامه را از کانال برنامه ثریا به آدرس @sorayatv  و سایت این برنامه دریافت نمایند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

امام در مدرسه علوی بود و گروه گروه مردم از همه جای ایران با اشتیاق برای دیدارش می‌آمدند. آنقدر سیل جمعیت غافلگیرکننده بود که هر برنامه‌ و پیش‌بینی‌ای که کمیته استقبال رشته بود، پنبه شد. ساعت سه تا شش عصر را گذاشتند برای دیدار زن‌ها. از ساعت یازده صبح جلوی مدرسه و تمام خیابان ایران را زن‌ها قرق می‌کردند. بعضی‌ها هم گروهی می‌آمدند و برای اینکه گم نشوند چادرها را به هم گره می‌‌زدند، به خاطر فشار جمعیت روزی چندصدنفر از حال می‌رفتند و زیر دست و پا می‌ماندند، نه امدادگر زنی در کار بود و نه حتی کمیته استقبال، انتظامات ویژه داشت. از این طرف هم همیشه این هراس بود که به خاطر محدودیت در گشتن لباس و چادر، جان امام به خطر بیفتد. دست آخر یکی‌ دو نفر رفتند پیش امام و گفتند:«اجازه بدهید دیدار زن‌ها را به خاطر همین مشکلات تعطیل کنیم». حتی گفتند «این‌ها زیر دست و پا می‌مانند و مرد نامحرم باید بلندشان کند» امام اما بر خلاف انتظار، اخم کرد و گفت: «شما فکر می‌کنید اعلامیه‌های شما شاه را بیرون کرد؟! همین‌ها شاه را بیرون کردند...» بعد هم گفت بروید وسیله رفاه و آسایش آنها را فراهم کنید.

 
زن‌ها شاه را بیرون کردند 
 
بعدها رهبر همین را اینجوری برایمان تعریف کرد: «من اقرار کنم، اول کسی که نقش زنان را فهمید، امام بزرگوار ما بود، مثل خیلی چیزهای دیگری که اول او فهمید در حالی که هیچ‌کدام از ماها نمی‌فهمیدیم، نقش زنان را هم او فهمید؛ والّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زن‌ها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آن حصار محکمی که انسان به او تکیه می‌داد، خاطر جمع می‌شد، تا بتواند در مقابل این‌جور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه می‌شد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود»

پی نوشت:
۱. از خاطرات حجت‌الاسلام ناطق نوری عضو کمیته استقبال از امام
۲. بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی‌ ۱۳۹۰/۱۰/۱۴

منبع:فردا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 5 تير 1395 | | نویسنده : گمنام
تاريخ : چهار شنبه 29 ارديبهشت 1395 | | نویسنده : گمنام

گروه بین‌الملل مشرق - اینکه شبکه قطری «الجزیره» برای دومین بار با «ابو محمد الجولانی»، سرکرده گروه تروریستی تکفیری «جبهه النصره»، شاخه رسمی گروه تروریستی تکفیری «القاعده» در سوریه مصاحبه می کند و تمرکز این شبکه بر جبهه النصره و سرکرده آن، نشان می دهد که قطر چه گروه و جریانی را در بحران سوریه حمایت می کند و در مبارزه با نظام جهت براندازی آن در این کشور بر چه گروهی تکیه می کند.


خط و نشان سرکرده جبهة النصرة برای ایران: دست و پای ایران در منطقه را قطع می‌کنیم

همچنین می توان برداشت کرد که قطر تلاش دارد، روند براندازی نظام در سوریه و یا تاسیس دولت یا امارت اسلامی در منطقه حلب هرچه سریع تر صورت گیرد تا به موازات اقدام داعش در تشکیل امارت اسلامی مورد ادعایش در شهر رقه و عدم امکان براندازی نظام در دمشق، امکان تاسیس چنین امارتی در حلب برای جبهه النصره و قطر وجود داشته باشد.

کسانی که مصاحبه دو ساعته الجولانی را که در دو بخش پخش شد، را دنبال کرده باشند، درمی یابند که یکی از اهداف این مصاحبه آن بوده که این احساس و باور را القا کند که جبهه النصره نوک پیکان حملات و عملیات های نظام سوریه است که هم اکنون از حمایت مثلث ترکیه – قطر – عربستان سعودی در قالب اتاق عملیات «جیش الفتح» بهره می برد، اتاق عملیات مشترکی که جبهه النصره با همکاری گروه تروریستی موسوم به «آزادگان شام» و چند گروه تروریستی تکفیری دیگر آن را تشکیل داد و اینکه این اتاق عملیات با استفاده از حمایت های صورت گرفته موفق شده است، بر شهرهای جسر الشغور و ادلب و مناطق دیگری در این استان و ریف آن سیطره یابد و به نظر می رسد، در حال آماده کردن خود برای آغاز نبرد بزرگ تصرف شهر حلب و سیطره بر آن است.

خط و نشان سرکرده جبهه النصره برای ایران/ به علوی‌ها و مسیحیان سوریه امان نامه مشروط می‌دهیم

الجولانی در بخشی از مصاحبه خود به طور قاطع رد کرد که جبهه النصره کمک یا حمایتی از کشوری عربی دریافت کند، همان گونه که آشکارا رد کرد که بیعتش را با «ایمن الظواهری»، رهبر القاعده نقض کند، بلکه بالعکس تاکید کرد که همچنان از راهنمایی های وی استفاده می کند.

این موضوع تناقضی کلی با گزارش های منتشر شده در رسانه ها در این خصوص دارد که اظهار می کنند، جبهه النصره از القاعده فاصله گرفته است و پس از این تاکید مشاهده کردیم که الجولانی حمله شدیدی به داعش به سرکردگی «ابو بکر البغدادی» می کند و این گروه را به ریختن خون مسلمانان و تکفیر آنها متهم و عناصر داعش را به خوارج توصیف می کند و خلافت داعش را به اتفاق نظر علما باطل دانسته و از همکاری این گروه با نظام سوریه سخن می گوید. 

این سخنان به نظر می رسد، تلاشی برای برائت جستن الجولانی و گروهش از داعش ایراد شده باشد و این سخن وی که اغلب سرکردگان و فرماندهان داعش عراقی هستند، سخنی بیراهه نمی تواند باشد، چون وی شخصی آگاه به امور داخلی داعش است و پیش از آنکه گروه جبهه النصره را تشکیل دهد، در صفوف داعش مبارزه می کرد.

خط و نشان سرکرده جبهه النصره برای ایران/ به علوی‌ها و مسیحیان سوریه امان نامه مشروط می‌دهیم

بنابراین این اظهارات را باید اظهاراتی هدفمند دانست که برای بیان آنها به دقت برنامه ریزی شده و پیام روشنی برای آمریکا و کشورهای غربی و عربی دارد، این که جبهه النصره گروه سیاسی معارض سوری است و مبارزه اش به سوریه محدود و محصور می شود تا هدف براندازی نظام در سوریه را محقق کند و اغلب قریب به اتفاق عناصرش را سوری ها تشکیل می دهند و این گروه نمی خواهد، سوریه را به نقطه انجام عملیات های نظامی و حمله علیه کشورهای غربی تبدیل و یا از آن استفاده کند.

همچنین با توصیه و پیشنهاد الظواهری، جبهه النصره به طوایف اقلیت اسلامی در سوریه مانند علوی ها و همچنین مسیحیان و دروزیان امان نامه مشروط می دهد و تاکید می کند که در صدد تکفیر هیچ کس نیست، حتی داعش و هدف نهفته در پس تمام این اظهارات قانع کردن غرب و آمریکا به حذف النصره از فهرست تروریسم آنهاست.

لازم است، در این اظهارات الجولانی تامل کنیم که به توصیه الظواهری گفته که جبهه النصره از سوریه حملاتی علیه غرب انجام نخواهد داد. تا آنجایی که برای همگان آشکار و مبرهن است، جوهر و خمیر مایه عقیده مبارزاتی قاعده، مبارزه با غرب و به خصوص آمریکاست، چون این کشورها را عامل تمام بلایا و مصایب جاری در جهان می داند، حال سوال این است که آیا با توجه به این اظهارات الجولانی، الظواهری این عقیده القاعده را تغییر داده است یا اینکه این اظهارات را تنها باید تغییری تاکتیکی به شمار آورد که تنها محدود به سوریه می شود.

خط و نشان سرکرده جبهة النصرة برای ایران: دست و پای ایران در منطقه را قطع می‌کنیم

از سوی دیگر، الجولانی در متهم کردن جماعت اخوان المسلمین به انحراف و همراهی با غرب با جرات نشان داد و تحلیل و تفسیری جدید که تاکنون ارائه نشده بود، از این جماعت ارائه داد.

وی درباره حوادث جاری در مصر گفت: این السیسی نبود که علیه محمد مرسی قیام کرد، بلکه این آمریکا بود که علیه مرسی قیام کرد و السیسی در ابزاری بیش نبود و بعید نیست که این تفسیری از اندیشه ها و افکار الظواهری باشد که دشمنی سرسختی با جنبش اخوان المسلمین دارد و در ادبیات خود همواره از این جماعت به عنوان هم پیمان آمریکا یاد می کند.

از جهتی الجولانی امید بسیاری از کسانی که شرط بسته بودند، وی از این مصاحبه برای قطع ارتباط با القاعده استفاده خواهد کرد، را به یاس مبدل کرد. البته ممکن است، وی این اقدام را پیش گیرد، اما به شیوه خود یعنی تدریجی و عملی، دلیل این مدعا نیز پوشیدن لباس های سوری و نه افغانی بود که یکی از وجوه تمایز عناصر مسلح وابسته به گروه های تروریستی تکفیری و وابسته به القاعده است. علاوه بر اینکه وی از دادن وجهه بین المللی به گروه جبهه النصره امتناع کرد که با ادبیات و توجیهات سازمان القاعده در تعارض است.

اما سخنان الجولانی برای کارشناسان و ناظران سیاسی و نظامی حائز اهمیت بود آنجا که به این نکته اشاره کرد که «در این مرحله به این اکتفا می‌کنم که دست و پای ایران را در منطقه قطع کنم و اگر این امر کفاف نداد، نبرد را به داخل ایران خواهم کشاند، چون ایران در صدد برپایی امپراطوری فارسی است.»

خط و نشان سرکرده جبهه النصره برای ایران/ به علوی‌ها و مسیحیان سوریه امان نامه مشروط می‌دهیم

چون این سخنان به این معنا بود که جبهه النصره ماموریت هایی خارج از مرزهای سوریه به سمت شرق و به خصوص ایران دارد. اما اینکه این امر چه وقت حاصل خواهد شد و چگونه مشخص نیست؟ اینکه این حمله بعد از غلبه بر داعش که بر شرق سوریه تسلط دارد و سرنگونی نظام سوریه در دمشق صورت خواهد گرفت یا خیر معلوم نیست؟
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

رفیقدوست درباره خاطره‌گویی هاشمی‌رفسنجانی از امام معتقد است: فقط باید به اندیشه‌های امام برگشت و به این چیزها نچسبید و هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام با فکر آقا تعارض دارد، گمراه است.

محسن رفیقدوست متولد 1319 در محله قدیمی میدان خراسان است و از جمله افرادی که نقشی برجسته در مبارزه مذهبی‏‌ها به رهبری امام خمینی (ره) با رژیم پهلوی داشته و بلافاصله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران وارد صحنه شده و هر جایی که توانسته به خدمت‌گذاری به مردم  و نظام پرداخته است.

وی پیش از انقلاب از اعضای نسبتاً رده بالای جمعیت موتلفه بود ولی پس از ورود به سپاه پاسداران از جمعیت موتلفه خارج شد.

رفیقدوست که در بهمن 1357 راننده خودرو امام خمینی در بدو ورود به ایران بوده است،‌ در زمان دفاع مقدس ابتدا مسوول تدارکات سپاه و بعد وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دولت میرحسین موسوی بوده است. بعد از دفاع مقدس مدتی در بنیاد مستضعفان و جانبازان حضور داشت و هنوز هم عضو هیات امنای بنیاد مستضعفان است.

وی که در این مصاحبه به تبیین ابعاد مختلف زندگی شخصی و اجتماعی حضرت امام می‌پردازد تاکید دارد که رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مانند همان رهبری امام حتی در شرایط سخت‌تر است.

رفیقدوست که در این گفت‌و‌گو تاکید دارد برای جلوگیری از تحریف اصول امام (ره) نباید به خاطره ‌گویی‌ها توجه کنیم و فقط باید به مستندات رجوع کرد، و با رد بحث مطرح شدن اعدام برخی فرماندهان که از سوی آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شده بود آن را تعجب برانگیز دانست.

وزیر سپاه با مقایسه فضای تحریم فعلی و تحریم زمان جنگ معتقد است: راه برداشته شدن تحریم‌ها چانه‌زنی و ژنو و وین نیست بلکه برداشتن موانع تولید مردم در داخل کشور است و ما این را در جنگ ثابت کردیم.

آقای رفیق‌دوست! یکی از مواردی که رهبر انقلاب امسال و در مراسم ارتحال حضرت امام هشدار دادند انحراف از خط اصلی امام بود، رهبری ناظر به چه شرایطی و با توجه به چه اتفاقاتی به صورت صریح نسبت به فاصله گرفتن از خط اصیل امام تذکر دادند؟

امام از سال 41 که حرکت خود را آغاز کردند تا زمان رحلت روی یک مطلب همیشه در رأس مطالب خود تأکید داشتند و می‌فرمود ما غیر قال‌الله، غیر رسول‌الله و غیر قال باقر (ع) و قال صادق(ع) چیزی دیگری نمی‌گوییم.

این را از اول مبارزه گفتند، زندان رفتند و تبعید شدند و وقتی سال 47 در نجف به منظور آماده‌سازی 22 بهمن درس ولایت فقیه را شروع کردند، سیستم حکومتی که می‌خواستند در ایران روی کار بیاورد را ترسیم کردند.

امام در عین حال که این مطالب را می‌فرمود، توجه‌اش کاملاً به سه اصل و پایه‌ای بود که باعث پیروزی انقلاب شد و تا الان نیز باعث بقای انقلاب شده و برای آینده هم انقلاب را نگه خواهد داشت. یک دسته فکر می‌کنند ولی فقیه احتیاجی به مردم ندارد و حاکم مطلق است در حالیکه امام این را نمی‌خواست امام، حکومت اسلامی را با مردم می‌‌خواست.

*امام تاکید داشت روی دنیا اصلا حساب نمی‌کنیم

امام می‌توانست روز 12 بهمن در بهشت زهرا بگوید من با اختیاری که اسلام و سلسله مراتب ولایت به من داده تا دولت تعیین کنم و به دهان این دولت می‌زنم اما امام گفت من با اجازه این ملت دولت تعیین می‌کنم. این تفکر را در سراسر زندگی مردم می‌بینیم و یک اصل کلی هم در اسلام این است که «حلال محمد حلال الی یوم‌القیامه و حرامه، حرام الی یوم‌القیامه.»امام از همان اول فریاد برآوردند که باید روی پای خود بایستیم، با دنیا جنگ نداریم اما روی دنیا اصلا حساب نمی‌کنیم.

بهترین شاگرد امام، مقام رهبری است و بهترین شاگرد قبل ایشان نیز شهید بهشتی و شهید مطهری بودند. ما آمده‌ایم بعد از قرن‌ها و از زمانی که قدرت‌های بزرگ پیدا شدند دنیا را تقسیم کردیم. اگر شما به قبل انقلاب نگاه کنید می‌بینید که یک غرب و شرق است و این وسط یک جهان سوم هم به وجود آمده بود. اما اگر همه این جهان سومی‌ها را مطالعه کنید، هیچکدام بدون وابستگی به غرب یا شرق نبودند. تا اینکه برای اولین بار توسط امام و با وقوع یک انقلابی که با همه حرکت‌ها در یکی دو قرن اخیر که در فرانسه، شوروی، الجزایر و مصر رخ داد و برخی کودتاهایی که به اسم انقلاب جا زدند، فرق می‌کرد.

اولا دقیقا انقلاب ما ماهیت ضد شرق و غرب و ماهیت و ایدئولوژی داشت. زمانی که وزیر بودم، وقتی گورباچف روی کار آمد، سفیرش به ملاقات من آمد و گفت: که من نیامده‌ام با وزیر سپاه ملاقات کنم، آمده‌ام با یک انقلابی ملاقات کنم.

به او گفتم اگر آمریکا با ما دشمن است طبیعی است چون پایگاه به این خوبی که ژاندارم منطقه هم شده بودیم از دست آمریکا گرفته‌ایم و بین 60-35 هزار مستشار آن را بیرون کرده‌ایم و منافعش را قطع کرده‌ایم و حقش است با ما دشمن است، به او گفتم ما که در این انقلاب به نفع شما کار کردیم، آنها (آمریکا) در بهشهر تجهیزاتی درست کرده بودند که تا عمق شوروی را می‌دیدند ما اول آنجا را خاموش کردیم. سفیر گورباچف گفت اتفاقا دشمنی ما با شما معنادارتر و اصلی‌تر است،‌چرا که ما 80 سال است دنیا را به عنوان اینکه دین افیون توده ماست فریب داده و بی‌خدا کرده‌ایم اما شما با یک انقلاب همه فلسفه ما را از بین بردید، ما اگر باشیم به زودی شاهد فروپاشی آمریکا هم خواهیم بود.

کما اینکه انقلاب اسلامی یکی از علت‌‌های غایی فروپاشی شوروی بود، فروپاشی آمریکا هم علل زیادی دارد ولی اگر درباره جنبش 99 درصد بپرسیم که ریشه 99 درصد مقابل یک درصد از کجا شروع شده قطعا می‌گویند از انقلاب ایران.من خودم بعد از انقلاب مصر از یک مصری که به ایران آمده بود پرسیدم که شما درست 30 سال بعد از انقلاب ما انقلاب کردید، شباهت‌هایی هم بین انقلاب ما با یکدیگر وجود دارد بنابراین می‌توانید بگویید انقلاب شما تا حدودی از انقلاب ما متأثر است؟ او گفت مگر شک دارید. قطعا انقلاب اسلامی در انقلاب مصر تأثیر دارد. من گفتم پس چرا 30 سال دیر انقلاب کردید؟ گفت ما فکر نمی‌کردیم شما تا الان بتوانید بمانید. اتفاقا همان فرد درباره فتنه 88 می‌گفت ما سال 88 حرکت‌های کشور شما را رصد می‌کردیم و وقتی نخست‌وزیر اسرائیل می‌گفت که امید ما سبزها هستند، ناراحت می‌شدیم، آن فرد استاد دانشگاه هم بود و تعریف کرد ما وقتی دیدیم که شما بر فتنه 88 پیروز شدید فهمیدیم می‌شود.

*ایدئولوژی انقلاب اسلامی ما هیچ راهی برای سازش با آمریکا ندارد

هرکسی در هر پستی وکیل یا وزیر و مسئولان همه قوا باید درک کنند که ایدئولوژی انقلاب اسلامی ما هیچ راهی برای سازش با آمریکا ندارد، نه اینکه ما نخواهیم با آنها بسازیم، آنها اگر با ما بسازند، هویت خود را از دست داده‌اند، مثل شب و روز که هیچگاه به هم نمی‌رسند. آقا همان حرف‌های امام را می‌فرمایند، نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، همان حرف‌هایی که امام زد، مردم باید همه کاره باشند و همه کار باید دست مردم باشد نه اینکه دولت به نیابت از مردم بخواهد همه کار کند و مردم هیچکاره باشند.

فارس:‌ دقیقاً یکی از هشدارهای رهبری درباره همین نکته بود که برخی سعی دارند یک چهره محترم و لیبرال از امام (ره) ارائه دهند. این هشدار رهبری درباره تناقض نمایی از امام (ره) را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من سعی می‌کنم در پاسخ نبش قبر نکنم.

نبش قبر نکنید اما روشنگری که می‌توانید داشته باشید.

با زرنگی نمی‌توانید حرف‌هایی که من نمی‌خواهم بزنم را از من بگیرید. (خنده) اما جواب اینهایی که امروز در مقابل رهبری راجع به امام (ره) صحبت می‌کنند یک پاسخ محکم است.

این پاسخ محکم چیست؟

جواب این سوال را با ذکر یک خاطره می‌گویم.

*رهبر انقلاب گفتند که احمد آقا رفیق گرمابه و گلستان من است

شاید در رسانه‌ها نگفته‌ام، یک روز آقای هاشمی مرا خواست و گفت «به این رفیق خود بگو آنقدر با احمد آقا بد نباشد و با احمدآقا بسازد. من نزد آقای خامنه‌ای رفتم و عرض کردم که بنده پیش آقای هاشمی بودم و به من گفت خدمت شما بیایم و بگویم با احمد آقا بهترتا کنید. ایشان ناراحت شد و گفت من با احمدآقا مشکل ندارم، اگر سازش در برابر اصول است که اصلاً امکان ندارد و اگر رفیق گرمابه و گلستان است که ما با هم رفیق هستیم.»

چه شده بود که آقای هاشمی این صحبت را به شما گفت؟

من آنچه را دیده و شنیده‌ام می‌گویم.. اینها را من نمی‌دانم اما بعد از رحلت امام و دو سه ماه قبل رحلت حاج احمدآقا، ما جلساتی داشتیم و اعضای سابق حزب مؤتلفه 15 نفر بودیم که هر ماه جلسه‌ای داشتیم و مطالبی که می‌خواستیم به عرض امام برسانیم یا امام فرمایشاتی داشته حاج‌احمدآقا می‌آمدند و رد و بدل می‌شد.

*احمدآقا گفت یکی از دلایل تاکید امام برای رهبری آقای خامنه‌ای صلابت رأی ایشان است

یکی دو جلسه قبل از رحلت احمدآقا، من این خاطره را در جلسه نقل کردم که احمدآقا گفتند یکی از دلایل اینکه امام آقای خامنه‌ای را برای رهبری مناسب دیدند، همین صلابت رأی آقای خامنه‌ای بود.

همه می‌دانیم روابط شخصی امام با جناب آقای هاشمی‌‌رفسنجانی تا قبل از رحلتشان از مقام معظم رهبری بیشتر و نزدیک‌تر بود ولی امام (ره) با درایت و آینده‌نگری وقتی می‌خواهند کسی را معرفی کنند، آقای خامنه‌ای را معرفی می‌کنند، یعنی نزدیک‌ترین طرز تفکر به امام انتخاب شد. اگر امام هر فرد دیگر در اطراف خود نزدیک تر از آقای خامنه‌ای می‌دید از نظر تفکر سیاسی، اجتماعی و فقهی او را معرفی می‌کرد لذا هر کس دیگری هر زوری می‌زد، بی‌خود است.

امروز اگر کسی اهل تحقیق و مطالعه باشد، فرمایشات امام در آن 10 سال فرمایشات آقا در این 26 سال را جلوی خود بگذارد و ببیند چقدر در این فرمایشات شباهت می‌بیند و چقدر تفاوت. جملات و الفاظ فرق می‌کند اما مفاهیم و معانی همان است.

خب تناقضی که اشاره داشتیم دقیقاً درباره همین نکته است مثلاً خاطراتی که از امام به نسل جوان ارائه می‌شود با آنچه در این 26 سال بوده و هست تناقض دارد.

نگران این نباشید که دوباره یک جریان سبز پیدا شود. ممکن است پیدا شود اما من همیشه می‌گویم که 25 خرداد 88 در راهپیمایی سبز شرکت کردم مخصوصا رفتم تا ببینم چه کسانی هستند.چون آدمی هستم که کسی در ماهیت سیاسی من شک نمی کند.خیلی‌ها را دیدم و با خیلی‌ها نیز بحث کردم، گذشت تا روز 9 دی که دیدم بسیاری از کسانی که روز 25 خرداد آمده بودند روز 9 دی نیز در آن راهپیمایی بودند. به آنها گفتم شما بالاخره کدام طرفی هستید؟ گفتند ما تغییری در سیستم اداره نظام می‌خواستیم اما کوچکترین خدشه را به اصل نظام تحمیل نمی‌کنیم. هر کسی که می‌خواهد باشد، از این بحث‌ها که می‌شود اولا بخشی از آن به آزادی ملت باز می‌گردد و نمی‌شود جلوی همه اشخاص را گرفت اما آن حرفی که در نهایت پیروز می‌شود هشدار و حرف رهبری است. توجه بیشتر از حد لازم به حرف‌های غیر حرف آقا کمک به همان حرف‌ها می‌کند و باید از کنار آن رد شد.

شما در صحبت‌های خود اشاره به بحث ایستادگی حضرت امام (ره) داشتید، اینکه خط و اصولشان مشخص بود اما امروز بعضا شاهدیم برخی‌ها به دنبال جایگزین کردن خط سازش به جای مقاومت هستند؛ مثلاً می‌گویند امام در اواخر عمر خود به دنبال صلح و حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند یا اینکه می‌گویند مردم از شعار خسته شده و دنبال صلح‌اند. درباره تحریف‌هایی که نسبت به گذشته صورت می‌گیرد تا چهره دیگری از امام(ره) نشان داده شده توضیح دهید.

اولاً به جرأت می‌توان گفت که حضرت امام (ره) با یک شخصیت بی‌نظیر استثنایی و کاریزمای قدرتمند در این کشور حاکم شد و 10 سال با آن قدرت حکومت کرد و هر زمان که حس می‌کرد می‌گفت اگر فلان کار را نکنید یک کلمه خواهم گفت که این یک کلمه را هم هیچ‌گاه نگفتند.

*امام تکلیف را روشن کرده است

اما مقام معظم رهبری روزی که در خبرگان مطرح بود بحث شورای رهبری و فردی و بالاخره مطرح شد که امام فرد خاصی را توجیه کرده است و معلوم شد آن فرد،‌آقا هستند؛ آقا اول به شدت مخالفت کرد و پشت تریبون آمدند و اسم دو نفر را که هر دو به رحمت خدا رفته‌اند مورد خطاب قرار داد و گفت «شما از من اطاعت می‌کنید؟» رو به آقای خلخالی و آقای احمد آذری قمی گفت آیا شما از من اطاعت می‌کنید؟ یعنی وقتی مقام معظم رهبری هنوز رهبر نشده بودند و یک ساعت بعد رهبر شد، هیچگاه با کاریزمای امام نیامدند.ولی می‌بینید که امروز در جهان اسلام و جهان با همان کاریزمای امام با یک درجه تفاوت هستند. لذا اینهایی که امروز می‌خواهند تاریخ را تحریف کنند باید بدانند که خود امام تکلیف را روشن کرده است که اقوال من همان‌هایی است که خودم گفتم و در صدا وسیما ضبط است. هیچکس از قول من چیزی نگوید.

خاطره گویی هم نکنند.

خاطره‌گویی هم که بکند با اینها تطبیق می‌دهند و کسانی که با امام ملاقات داشته‌اند، ضبط شده است.

ولی علی‌رغم تأکیدات برای تطبیق خاطره‌های شفاهی با مستندات و مکتوبات این اتفاق صورت نمی‌گیرد، آقای انصاری از مسئولان دفتر حفظ و نشر آثار امام گفت که اگر کسی خاطره شفاهی از امام تعریف کند مسئولیتش به عهده ما نیست!

می‌دانید چرا؟ من خودم دو بار این تجربه را داشته‌ام. کسی پیدا نمی‌شود که این را تکذیب کنم، من خودم دو بار با امام ملاقات داشتم و مطمئن هستم این دو بار ضبط نشده است.یعنی در جنگ احتیاج داشتم که ماشین‌ها و کفی‌های مردم را بگیریم و به کرمانشاه بفرستیم و آنجا تانک و نفربر و بولدوزر بار بزنند و به اهواز ببرند و حداقل باید هزار تا از اینها را از مردم می‌گرفتیم.

*4 شرط امام برای رفیقدوست

من برای این کار خدمت امام رفتم و از ایشان اذن ولایی گرفتم که این کار را بکنم یعنی زمانی که معلوم شد چاره‌ای نیست و دولت نمی‌‌تواند و ما مجبوریم و زمان هم نداریم و ظرف 15 روز مجبور بودیم این کار را انجام دهیم، به من گفتند با 4 شرط اجازه می‌دهم.

آن 4 شرط امام چه بود؟

اول گفتند که به اندازه نیاز خود ماشین‌های مردم را بگیرید، دوم اگر راننده‌اش نخواست بیاید، او را نبرید، سوم اینکه بیش از حد معمول به او کرایه دهد و چهارم اگر وسیله‌اش عیبی پیدا کرد به بهترین صورت جبران کنید.

من هم به برادری که بعدها شهید شد، شهید صنیع‌خانی حکم دادم و او هم در همه پاسگاه‌های پلیس آدم گذاشت و هر کس که رد می‌شد شماره ماشین او را می‌کندیم و می‌گفتیم با این نامه به کرمانشاه می‌روید تا پلیس راه جلوی شما را نگیرد، سپس یک تانک نفربر بار کنید و به اهواز ببرید و آنجا هم شماره‌تان را بگیرید و هم کرایه‌تان را. بعد که توجه کردم دیدم زمانی که نزد امام رفته بودم نه دوربینی بود و نه ضبطی و امام داشت وضو می‌گرفت و من در این حال با او صحبت کردم. اینکه آقای انصاری می‌گوید ما در آن دخالت نداریم، این طور اقوال است. اما مثلا بگویم من در فلان جلسه به ملاقات امام رفتم و امام چنین مطلبی فرمود...

خب همین نکته مهم است، می‌گویند امام (ره) به ما گفته که قطعنامه برای من شیرین شد.

خیر این جزء مطالبی است که می‌توان استنباط کرد که ما دیدیم برخی آقایان خدمت امام بودند و کسی آن را ضبط نمی‌کرد. باید به اندیشه‌های امام برگشت و به این چیزها نچسبید.

من خودم طرفدار ادامه جنگ بودم یعنی از جمله کسانی که بعد از فتح خرمشهر معتقد بودم باید جنگ را به داخل خاک عراق ببریم. هم تحلیل نظامی داشتیم و هم تحلیل سیاسی داشتیم، بعد امام هم موافقت کردند ولی در زمان پذیرش قطعنامه من خودم موافق پذیرش قطعنامه بودم یعنی از نظر خودم آن کاری که امام می‌خواست را انجام شده می‌دیدم و آن کار همان وضعی است که شما امروز می‌بینید. یعنی امروز کشور ما از نظر دفاعی در جایی قرار گرفته که هیچ قدرت نظامی و حتی اتمی هم تهدیدش نمی‌کند، این امر در آن شش سال اتفاق افتاد البته بعد تطور پیدا کرد و رسید به اینجا که خیلی از تجهیزاتی که ایران تولید می‌کند هم‌پایه آمریکایی‌هاست.

لذا من دیدم که دیگر زمان زمانی است که چشم فتنه از نظر نظامی کور شده است و کاملا هم نمایش دادیم که به چه ابهتی می‌رسیم. من این سوال را از شما نسل امروز می‌پرسم اینکه امام بعد از دو ماه از پذیرش قطعنامه خوشحال شد یا نه چه چیزی گیر ما می‌آید؟ چه گمشده‌آی داریم که بخواهیم در آن پیدا کنیم؟

بحث ما تصویری است که از امام به نسل جدید ارائه می‌شود، یعنی امام که بود و امامی که هست. آن طور که ما خوانده‌ایم و شنیده‌ایم امام بعد از پذیرش قطعنامه دیگر هیچ ملاقات عمومی نداشتند و حجت‌الاسلام توسلی هم گفتند که دیگر لبخند را بر لبان امام ندیدند.

من می‌گویم در آن زمان جنگی بین هر طرز تفکری است که هر کدام می‌خواهد دیگری را بکوبد اما ما معتقدیم که خیلی از این حرف‌ها از نظر من نوعی بی‌توجهی به حرف آقاست. من می‌خواهم بگویم که برای برخورد با آقای هاشمی آیا کسی بهتر از آقا هست؟ آقا قیم می‌خواهد؟ ایشان رودربایستی دارد؟ این آقایی که من می‌شناسم از امام هم بی‌رودربایستی‌تر است به قدری این مرد ثابت‌‌رأی و محکم در عقیده خود است که اگر ایشان حرف‌هایی که دیگران درباره آقای هاشمی می‌زد را قبول داشت دوباره ایشان را برای مجمع تأئید نمی‌کرد و هیچ رودربایستی و رفاقتی هم نداشت.

*هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام (ره) با فکر آقا تعارض دارد، گمراه است

ما در راستای روشنگری این سؤال را می‌پرسیم که اصول اندیشه و منظومه فکری حضرت امام چه بود؟

هرکه ایراد می‌گیرد اصل اندیشه حضرت امام با فکر آقا تعارض دارد، آنها گمراه هستند و اشتباه می‌روند. یعنی ما می‌بینیم که ایشان با همان طرز تفکر در جهانی سخت‌تر نه تنها انقلاب اسلامی را اداره کرد بلکه بیداری اسلامی را هم ادره کرد و آینده را نیز اداره می‌کند. 

می‌دانید که امام سه مقطع برای حرکت تعریف کرده بودند. من این را از قول آقای عسکراولادی می‌گویم که از سال 35 با امام آشنا شده بودند، ایشان می‌گوید که امام قبل از طلوع رحلت آیت‌الله بروجردی سه مرحله برای حرکت آینده خود ترسیم کرده بود.

اول انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم ستم‌شاهی و ایجاد حکومت اسلامی در ایران.دوم بیداری اسلامی و سوم جهانی شدن اسلام؛ بیداری اسلامی در زمان امام اتفاق نیفتاد اما امام خطاب به کویت گفت که شما اولین قربانی عراق خواهی بود.

امروز رهبرمان می‌گوید ما به نام جمهوری اسلامی از حماس یمن و حزب‌الله حمایت می‌کنیم و از هرکسی که مقابل آمریکا بایستد حمایت می‌کنیم. این افکار و اندیشه امام است نه سازش.

ممکن است برخی بخواهند امام را یک چهره لیبرال نشان دهند و آقا هم به خاطر همین نکته هشدار دادند.

من برای شما مثالی می‌زنم، اواخر حیات امام- من این مطالب را در محافل خصوصی زیاد گفته‌ام و در جواب کسانی که سعی دارند امام را نوعی اصلاح‌طلب قلمداد کند می‌گویم-البته خودم معتقدم که ما و دسته اصلاح‌طلب داریم، اصلاح‌طلبان ولایتی که پیرو امام است و اصلاح‌طلب برانداز که خیلی‌ها هستند. 

امام در اواخر حیات خود مصلحت دیدند که قانون اساسی بازنگری شود.شما دقت کنید می‌بینید که شورای 25 نفره‌ای که امام تشکیل داد چگونه شورایی بود، امام می‌گوید 5 نفر را مجلس انتخاب کند و 20 نفر را هم خودشان انتخاب می‌کنند. از این 20 نفر دقیقاً 13 نفر اصولگرا و 7 نفر اصلاح‌طلب هستند. حتی در آن 5 نفری که مجلس انتخاب کرد 3 نفر اصولگرا و 2 نفر اصلاح‌طلب بودند.

*اگر امام روشنفکر و اهل سازش بود ترکیب شورای بازنگری قانون اساسی را اصولگرا نمی‌بستند

اگر امام روشنفکر و اهل سازش بود ترکیب این شورا را برعکس می‌کردند. این جز حرف‌هایی است که گفته نشده است. لذا امام اصلاً به قدری در عقاید خود محکم و استوار بود که هیچگاه ندیدیم در طول این مدت کلمه‌ای حرفشان عوض شود، هرچه می‌گویند باید از صدا و سیما و مسئولان دفتر نشر آثار امام سؤال کنند که آیا برای این حرف‌هایی که از قول امام زده می‌شود، مدرک دارید یا خیر؟ اگر ندارید، که آن را به سینه دیوار بزنید چون اصلاً حرف امام نیست اگر در صدا و سیما و صحیفه نیست، این حرف حرف امام نیست.

ما این موضوع را با مؤسسه آثار امام مطرح کردیم اما گفتند باید مستند آن را از خود کسانی که منتشر کرده‌اند بپرسید.

آنها بگویند اما ملاک مردم باید این باشد که اگر حرفی درباره امام زده می‌شود یا باید این حرف در صدا و سیما موجود باشد یا در صحیفه نور.

رهبری در سالگرد ارتحال امام تأکید کردند که شاگردان قدیمی امام و علاقه‌مندان به انقلاب باید مانع از تحریف امام بشوند و اصول مکتب امام راستین کنند، مهم‌ترین مؤلفه‌های منظومه فکری امام در ساحت شخصی و اجتماعی چگونه بود؟

امام در زندگی خصوصی یک فرد کاملا آزاد بودند. آقای عسکراولادی به نقل از امام تعریف کردند وقتی در هواپیما می‌آمدیم، موقع نماز شب امام رفتند نماز شب خود را خواندند و هنگامی که نماز صبح شد همه به نماز ایستادیم و احمدآقا خوابیده بود، خواستند بروند احمدآقا را صدا کنند که امام گفتند از کدامیک از شما خواست که او را صدا کنید؟ اگر نخواست که نباید او را صدا کنید. این حرف یک مرتجع نیست حرف یک روشنگر مذهبی است که می‌گوید اگر کسی نگفته برای نماز او را صدا کنید نباید این کار را انجام داد.

یا در سلوک خانوادگی خود می‌بینیم که بهترین برخورد را در تعامل با فرزند و همسر از نظر نوع آزادی که خیلی جوامع می‌پسندند، داشتند. امام یک خطوط قرمزی داشتند که هر مسلمانی دارد از نظر حکومتی و اجتماعی امام روز 12 بهمن روز ورود خود وقتی می‌گوید جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد آنهایی که امروز دست و پا می‌زنند یک عده‌ای هستند در جامعه ما از متدینین قشری که می‌گویند اگر حکومت اسلامی بود، بهتر بود.

حکومت اسلامی نه مجلس و نه دولت می‌خواهد. یک بار دکتر شایگان در دهه فجر به مدرسه علوی آمد و ما با عزت و احترام او را به ملاقات امام بردیم، موقع بازگشت خیلی صریح گفت که حرف‌های این آقا (امام) برای اداره مملکت نه ممکن و نه کافی است و قبول نداشت. با درکی که امام از حرف‌های آنها داشت فرمود جبهه مرتد ملی. اگر امروز سیاستمداران ما دنبال جبهه ملی و نهضت آزادی هستند هر دوی آن سیستم فکری را امام دور ریخته است.

*امام یک لحظه هم درباره اینکه در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم حرفی نزنند

 آنها اصلا ایدئولوژی اسلامی نداشتند. آنها در مرامنامه خود گفته بودند که ما ایرانی مسلمان هستیم اما سیستم اسلام‌شان همان سیستم اسلامی است که خیلی‌ها فریاد می‌زدند که باید رفت و با آمریکا ساخت. این اصلا با منطق امام جور در نمی‌آید. امروز هر کسی برای اینکه مشکلات کشور را حل کند و احتیاج دارد که برای این مشکلات از امام مایه بگذارد خائن به امام و انقلاب است. شما حرف خودتان را بزنید. امام یک لحظه هم درباره اینکه در مقابل آمریکا کوتاه بیاید نه حرفی گفته و نه از حرکات ایشان چیزی استنباط می‌شود.

از صحبت‌های شما یک سوال؛ در بحث بازنگری قانون اساسی و شورایی شدن رهبری پیش می‌ آید ...

در قانون اساسی قبلی نوشته بود که رهبر یا شورای رهبری و نخست‌وزیر داشتیم یا رئیس‌جمهور و دو سه مورد دیگری بود که در زمان حیات حضرت امام (ره) به این نتیجه رسیدند که اینها برای آینده نظام مشکل درست خواهد کرد. بنابراین در قانون جدید پست نخست‌وزیری برداشته شد و رئیس‌جمهور کابینه نخست‌وزیری را بر عهده گرفت و دوم به این نتیجه رسیده بودند که رهبری شورایی اصلا امکان ندارد و می‌بینیم که وقتی این مجلس 25 نفره برای بازنگری قانون اساسی تشکیل شده بود هنوز تمام نشده بود که امام فوت کردند لذا در جلسه‌ای که برای انتخاب رهبری بود هنوز قانون اساسی قبل مطرح است؛ اول بحث شورای رهبری را کردند که به قول آقای هاشمی 45 مقابل 35 رای بود. یعنی 45 نفر با شورایی شدن مخالف بودند و 35 نفر موافق. 

رهبری اول موافق بودند ولی بعد که این قانون اساسی تصویب شد بحث شورایی شدن رهبری از بین رفت. لذا بحث این بود که به دستور خود امام برای حل مشکلات آینده بازنگری در قانون اساسی انجام شود.

*رهبری شورایی امکان ندارد

باتوجه به اینکه درحال حاضر مجدداً بحث شورایی شدن رهبری را مطرح می‌کنند و می‌گویند که در آینده می‌توانیم از این شیوه استفاده کنیم، چطور ارزیابی می‌کنید؟

قطعا در یک حکومت اسلامی همانطور که تجربه نشان داده است رهبری شورایی امکان ندارد.

اینکه می‌گویند می‌شود؟

بی‌خود می‌گویند که می‌شود. ما می‌گوییم نمی‌شود و تجربه این را نشان داده است از سوی دیگر 26 سال گذشته نشان داده که رهبری فردی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با قدرت توانسته نظام را در تمام مشکلاتی که داشته اداره کند.

آقای هاشمی صحبتی داشتند و درباره پذیرش قطعنامه صحبت کرد و گفته بودند سیاست‌های پشت پرده هست که نمی‌توان آن را به مردم گفت و ما قطعنامه را پذیرفتیم. اخیراً هم بحث‌هایی درباره گروه‌هایی که برخی از کشورهای حامی آمریکا در زمان جنگ به ایران پیشنهاد دادند مطرح بود که قرار بود اگر ایران صلح کند و قطعنامه را بپذیرد به ایران پرداخت شود و رهبری نیز در مراسم ارتحال امام به این کمک‌های مالی که امام نپذیرفتند، اشاره کردند.

اینکه من برداشت خودم به عنوان یک عضو مؤثر و حساس در رأس جنگ این است که ما در آن زمان به مشکلی برخورده بودیم که اتفاقا جلسه‌ای در استانداری تهران تشکیل شده بود و از بنده به عنوان وزیر سپاه دعوت کرده بودند، وقتی به آنجا رفتم تصور کردم برای کارکنان استانداری است اما دیدم اکثر وکلای تهران و برخی از وزرا در آن حضور دارند؛ وقتی که پیشت میکروفن رفتم گفتم متاسفم که زیر این آسمان کبود فقط دو نفر به شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» اعتقاد دارند، یکی امام است و دیگری صدام. این صحبت من مورد اعتراض بزرگان هم قرار گرفت ولی همانجا به وزرا خطاب کردم که کدام یک از شما جنگ جنگ تا پیروزی را قبول دارید و برای آنها مثال زدم که آقای وزیر من که از شما فلان امتیاز را خواستم برای جنگ به من دادید؟ چیزی که من خودم با 7 هزار و 500 تومان ساختم شما می‌خواستید 75 هزار تومان  از من پول بگیرید.

*هاشمی توپ جنگ را در زمین دولت انداخت

یعنی خود آقای هاشمی نیز به این نتیجه رسیده بود، ایشان مرا صدا کرده و گفت «حاج محسن شما در راس جنگ افروزها خودت قرار داری. الان مدت‌هاست که آقای رضایی یک طرحی را تهیه می‌کند و به شما می‌دهد و شما هم یک سری چیزها را فراهم می‌کنید و 10 قدم جلو و دوباره 10 قدم عقب می‌روید. لذا به من گفتند لذا به من گفتند شما دنبال کار خودتان بروید. دولت شعار جنگ می‌دهد اما تمام قد در جنگ نمی‌آید. من می‌خواهم توپ را به زمین دولت بیندازم.»

ایشان فرمانده جبهه بودند. بنابراین بلافاصله نخست‌وزیر را رئیس ستاد کردند، آقای نبوی را مسئول لجستیک یعنی جایگزین من، آقای زنجانی را مسئول مالی و آقای خاتمی را مسئول تبلیغات کرد و به این ترتیب ستاد جنگ را دولتی‌ها تشکیل دادند. دولتی‌هایی که تیپی بودند که من هر وقت از جبهه می‌آمدم و در دولت توضیح می‌دادم آقای نبوی به من می‌گفت که جنگ را چه زمانی تمام می‌کنید.

طرز تفکر چنین چیزی بود حالا این فردی که همیشه معتقد بود جنگ باید تمام شود مسئول لجستیک جنگ شده است. این‌ها از فرمانده سپاه سؤال می‌کنند که این جنگ کی تمام می‌شود. می‌گویند وقتی که ما بغداد را بگیریم، می‌گویند بغداد را چه زمانی می‌توانیم بگیریم می‌گویند وقتی صدام ساقط شود. برای این کار چه می‌خواهیم؟ گفتند این چیزها را می‌خواهیم.

همان نامه‌ای که آقای محسن رضایی به آقای هاشمی نوشت.

بله نیازهای خود را آنجا اعلام کردند؛ من اگر در پست خودم بودم می‌گفتم که اینها را به شما خواهم داد. یعنی در آن زمانبندی که اعلام شده بود چرا که آقای رضایی آن امکانات را در یک زمانبندی خواسته بود و همه را در یک زمان درخواست نکرده بود و می‌شد هم آنها را تهیه کنیم. لذا گروهی که می‌خواستند جنگ را تمام کنند این نامه را که بین فرمانده و رئیس ستاد جنگ بود خدمت امام بردند و گفتند که این امکانات را از ما می‌خواهند و ما هم نمی‌توانیم تامین کنیم. بعد هم پیشنهاد می‌کنند که آتش‌بس پذیرفته شود. به نظر من خوب زمانی جنگ تمام شد، ما همه سرزمین خود را آزاد کرده و در اوج قدرت نظامی و بسیج مردمی بودیم. ما که نمی‌خواستیم صدام را ساقط کنیم و عراق را  نگه داریم و باید آن را به مردم عراق می‌دادیم. ما وقتی خرمشهر را گرفتیم عراق در اوج قدرت قرار داشت. من سال 62 موافق ادامه جنگ بودم نه در سال 68.

*فضای تحریم الان و زمان جنگ شبیه است

در صحبت‌های خود اشاره کردید که می‌توانستید امکاناتی را که فرمانده وقت جنگ درخواست کرده بود را تامین کنید؛ یکی از مواردی که مطرح می‌شود اقدامات شما برای تهیه تجهیزات و امکانات در اوج تحریم‌ها و محاصره‌های اقتصادی است. اگر بخواهید این فضا را با فضای فعلی تحریم‌ها مقایسه کنید ارزیابی شما چیست؟

اتفاقا این فضا کاملا شبیه است و راه حل آن نیز یک چیز است. ما دیدیم برای اینکه بتوانیم جنگ را تا آن مرحله‌ای که ادامه داده‌ایم یعنی ما در عملیات کربلای 4 و 5 که در عملیات کربلای 4 شکست خوردیم و در کربلای 5 پیروز شدیم . بیش از 12 میلیون گلوله توپ و خمپاره در داخل کشور خود ساختیم و در جنگ استفاده کردیم. اما اینها را در کارخانه‌های نظامی نساختیم، من بارها گفته‌ام که ما 3 هزار دستگاه کپی تراش از خارج وارد کردیم به قیمت هر دستگاه هزار دلار و آن را به 3 هزار تراشکار در سراسر کشور دادیم و به هر کدام نیز 2 تا 3 هزار پوکه توپ و خمپاره دادیم و گفتیم که با این کپی‌تراش اینها را بتراشید، این کپی‌تراش هم هدیه به شما و مزد این کار خود را بگیرید هم مهمات بزرگ برای جبهه تهیه شد و هم صنعت تراشکاری در ایران 30 سال جلو افتاد و هم ما توانستیم دشمن را شکست دهیم. امروز هم اگر دولت به جای چانه‌زنی و التماس کردن برای برداشتن تحریم‌ها- که تحریم‌ها را باید بردارند- راه برداشته شدن تحریم‌ها چانه‌زنی و ژنو و وین نیست بلکه برداشتن موانع تولید مردم در داخل کشور است.

ما دو نوع اقتصاد داریم، یکی اقتصاد واقعی و یک اقتصاد مالی؛ اقتصاد واقعی یعنی تجارت، صنعت، کشاورزی و مسکن و خدمات. اقتصاد مالی شامل بانک، بیمه، بورس، لیزینگ و شبیه اینهاست. این دومی را در عین حال که باید دست مردم باشد اما دولت باید کاملا آن را کنترل کند. امروز بانک‌ها خون مردم را در شیشه می‌کنند و قانون هم دست قوه قضائیه را بسته است. من زمانی که سال 62 تازه به دولت رفته بودم بحث اقتصاد مردمی و دولتی مطرح بود و زمانی که رای‌گیری شد 9 نفر موافق و 9 نفر مخالف بودند و من نیز رای نداده بودم که نخست‌وزیر پرسید رای شما چیست و من نیز گفتم هفته دیگر. از همان جا خدمت امام رفتم و از امام سؤال کردم این بحث دولتی و ملتی به نظر شما تجارت و صنعت و کشاورزی باید دست چه کسی باشد که امام فرمودند صنعت، مسکن، تجارت و کشاورزی باید دست مردم باشد.

امام یک جمله‌ای گفتند و شما بروید این جمله را تحلیل کنید، زندگی مردم را به دست کارمند ندهید، اما امروز زندگی مردم صد در صد به دست کارمند است. دست قانون و دولت هم نیست. دست مجلس هم نیست، طرف آنجا نشسته و نمی‌خواهد مجوز بدهد. دولت باید قانون را مشخص و اعلام کند،‌ ما در زمان جنگ فکر کردیم برای دفاع چه چیزی لازم داریم و هر چه که لازم داشتیم درست کردیم، کشوری که با روش آبیاری قدیم کارشناسان می‌گفتند می‌تواند به 150 میلیون نفر غذا بدهد و حالا می‌گویند می‌تواند 600 میلیون را می‌تواند غذا بدهد چرا باید گندم وارد کنیم. چرا باید گوشت گاو، علوفه و روغن بیاوریم. الان اگر واقعا دولت می‌خواهد که در مذاکرات موفق شود و خود به خود تحریم‌ها بی‌خاصیت شود باید در داخل اعلام کند که مردم چه مشکلی در راه تولید دارید و به طور مثال بگوید ما یک هیأت 50 نفره را مستقر می‌کنیم تا همه مشکلات مسیر تولید را آنها حل کنند نه اینکه طرف 3سال بدود برای اینکه کارخانه‌ای درست کند و زمانی مجوز بگیرد که مزیت نسبی آن از بین رفته است و اصلا دیگر برای این طرف صرف نمی‌کند. الان همه به دنبال تجارت رفتند چرا که راحت‌ترین کار است. این باید سختگیری شود نه صادرات. در حالی که الان واردات بسیار آسان و صادرات بسیار سخت است. بنابراین تنها راه گذر از تحریم ها اعتماد به مردم، دادن امکانات به مردم و دقت دولت بر روی مؤسسات اقتصاد مالی است و خودش هم نباید بانکداری کند.

مثل اینکه در این راستا خودتان هم برنامه‌ای دارید؟

انشاءالله اگر شروع شود خبردار می‌‌کنمتان.

*مقایسه مذاکرات با کربلای 4 را قبول ندارم

یکی از موضوعاتی که خواستیم نظر شما را بدانیم درباره اظهارات آقای آشنا مشاور رئیس‌جمهور است که اخیرا گفته است نباید اجازه داد عملیات 11 تیر مانند عملیات کربلای 4 لو برود. چقدر شما این مقایسه را قبول دارید؟

هیچ قبول ندارم.

چرا در شرایطی که از رسانه‌های ضدانقلاب به دلایل شکست عملیات کربلای 4 دامن می‌زنند چنین مقایسه‌ای صورت می‌گیرد؟

من مطمئنم حضرت آقا در برابر خطوط قرمزی که برای مذاکرات معین کرده‌اند قاطعانه می‌ایستند و اگر از این خطوط قرمز عبور یا توافق کنند ایشان نخواهد پذیرفت و این را رسما اعلام کردند. در همان چارچوب. تا زمانی که جنگ تمام نشد من نمی‌گفتم که یکی از منابعم که در سطح بالا مهمات تهیه می‌کردم از کشور بیطرفی همچون سوئیس است و آن زمان کانال خود را لو نمی‌دادم چرا که اگر این کار را می‌کردم آمریکا جلوی آن را می‌گرفت.  بخشی از سلاحی که از زمان رژیم سابق دست ما بود، سلاح‌های غربی بود و باید مهمات آن را نیز از غرب می‌آوردیم و هیچ کشور غربی هم آن را به ما نمی‌فروخت. از این رو ما امکانات آنها را از سوئیس تهیه می‌کردیم. اینکه در مذاکرات ژنو و وین مطرح می‌شود از همین مقولات و زیر خط قرمز می‌خواهند بده بستان کنند نباید از حالا آن را فریاد بزنند. چرا که مهم نرسیدن به خط قرمز است و اگر بخواهند عبور کنند بی‌خود می‌کنند و اصلا حق ندارند.

یکی از بحث‌هایی که این روزها دوباره مطرح شده عملیات کربلای 4 به واسطه تفحص پیکر پاک 175 شهید غواص است و رسانه‌های ضد انقلاب سعی دارند در این زمینه خود را دایه مهربانتر از مادر نشان دهند و مسولان وقت را متهم کنند.  نظر شما را درباره این عملیات و بازگشت پیکر شهدای غواص می‌خواستیم که بدانیم.

در کربلای 4 ما کمتر از یک پنجم از نیروهای خود را وارد جنگ کرده بودیم و همه عملیات کربلای 5 حدود 15 روز پس از عملیات کربلای 4 آغاز شد. لذا در این مدت نه برای اعزام نیرو وقت بود و نه برای تجهیز نیرو. لذا امکانات، عِدء و عُده را بیش از 5 برابر آن چه که در کربلای 4 وارد کردیم در منطقه داشتیم، آن مقداری که وارد جنگ شدند و ما دیدیم که دشمن توانست عده‌ای را شهید و عده‌ای را اسیر کند آن را متوقف کردیم. به ما سند نداده بودند که در تمام عملیات‌ها پیروز می‌شوید ما در والفجر مقدماتی هم پیروز نشدیم. در والفجر 1 هم پیروز نشدیم و بعد از والفجر مقدماتی و فجر 1 خیلی علیه ما شلوغ کردند و ما مجبور شدیم با فرماندهان اصلی جنگ خدمت امام شرفیاب شویم و امام نیز با یک جمله مسئله را حل کردند.

*امام بعد از دو شکست به ما گفتند شما عدم‌الفتح داشته‌اید، نگویید شکست

گفتند چه کسی گفته که شما شکست خورده‌اید، شما عدم‌الفتح داشته‌اید و شما هیچ گاه شکست نمی‌خورید. در همان ملاقات نیز گفتند که من دست و بازوی شما را که دست و بازوی خدا بالای آن است را می‌بوسم و بر این بوسه افتخار می‌کنم.  یعنی بعد از دو عملیات شکست خورده امام چنین ادبیاتی داشتند. اینهایی که امروز این حرف‌ها را می‌زنند خیلی‌شان آن زمان در کوچه‌ها بازی می‌کردند و هنوز به دنیا نیامده بودند و یا از همان اول جزو کسانی بودند که الذین فی قلوبهم مرض. حالا وقت گیر آورده بودند تا عقده دل خود را باز کنند. زمانی که جنگ تمام شد ما از 11 ملیت اسیر و از بیش از 30 کشور غنیمت جنگی یعنی همه دنیا پشت این بی‌دین بودند اما با همه این حرف‌ها اجازه ندادیم یک وجب از خاک کشورمان برود و در مقایسه با جنگ‌های دنیا، البته هر شهید به اندازه یک تاریخ می‌ارزد ولی می‌بینیم که ملت الجزایر با 8 میلیون نفر جمعیت برای آزادی خود یک میلیون شهید یا کشته داد. ما همه شهید زمان جنگ‌مان به 140 هزار نفر نمی‌رسید. در حالی که در همین 8 سال 212 هزار نفر در جاده‌ها کشته شده‌اند.

ما کلا از 15 خرداد 42 تا پذیرش قطعنامه حدود 200 هزار شهید داده‌ایم و بنیاد شهید هم همین آمار را ارائه می‌کند.

*بحث اعدام فرماندهان مطرح نبود

آقای رفیقدوست شما در صحبت‌های خود اشاره داشتید که امام بعد از شکست در عملیات والفجر به رزمندگان گفته بود که شما عدم‌الفتح داشتید یعنی امام با وجود شکست از چنین ادبیاتی استفاده می‌کند اما برخی می‌گویند که امام بعد از شکست فاو مسئله اعدام برخی فرماندهان را مطرح کرده است واین از همان تناقضاتی است که خاطره‌سازی‌ها به وجود می‌آورند و شخصیت دوگانه‌ای از امام نشان می‌دهند.

البته من به عنوان یک قدیمی سپاه باید بگویم که اصلا این حرف‌ها را آن زمان نشنیدم.

یعنی بحث اعدام فرماندهان مطرح نبود.

من اصلاً نشنیدم و نمی‌دانم. من اخیرا هم که شنیدم تعجب هم کردم.

این تناقضات در ارائه چهره امام به نسل جوان را چگونه باید حل و فصل کرد و دوباره اینجا به موضوع تحریف امام می‌رسیم.

باید به صحیفه امام و سخنرانی‌های ایشان در صدا و سیما رجوع کنید.

*هزینه‌های جمهوری اسلامی در دفاع از مستضعفان موثر بوده است

با توجه به هزینه‌کردهای جمهوری اسلامی در بحث دفاع از مستضعفان و مظلومان چقدر این هزینه‌کردها در کمک به کاهش آتش جنگ در یمن مؤثر بوده است؟

خیلی مؤثر بوده است ما در این که اعلام کردیم از ملت سوریه حمایت می‌کنیم واقعا این طور است که اگر ما نبودیم سوریه سقوط کرده بود و مرزهای اسرائیل تا عراق و لبنان  آمده بود چرا که اولین کشوری که در نوار مقاومت به عنوان کشور مقاومت می‌کند، سوریه است لذا هر چه آنجا تلاش کردیم تلاش به حقی بود و جبهه مقاومت را پایدار نگه داشتیم و با کمک حزب‌الله و حماس اسرائیل را قطعا برای آینده تاریخ نابود کردیم. اصولا اسرائیل بدون توسعه‌طلبی ماندگار نیست و هویت ندارد. الان می‌خواهد دور خود را دیوار بکشد و مهاجرت معکوس نیز در سرزمین‌های اشغالی یک مسئله اساسی شده که به شدیدترین وجه جلوی آن را می‌گیرند. طوری که هر کسی بخواهد از اسرائیل به سرزمین خود برگردد باید هر چه دارد در اسرائیل بگذارد و برود. جمهوری اسلامی با کمال افتخار با کمک به حزب‌الله و حماس افسانه شکست‌ناپذیری یک قدرت پوشالی را مشخص کرد و چه بخواهیم چند سال آینده اسرائیل از بین می‌رود و به هیچ عنوان ماهیت حکومت ندارد و یک حکومت جعلی است لذا هر چه هزینه کردیم بهره خوب برداشته و از انقلاب اسلامی دفاع کرده‌ایم.

یکی از شبهاتی که ایجاد می‌کند این است که می‌گویند ما باید امتیازاتی را به کشورهای منطقه از جمله سوریه،؛ لبنان و یمن بدهیم تا جنگ را از کشور خودمان دور کنیم و می‌گویند اگر ما با آمریکا سازش داشته باشیم نیازی نیست این هزینه‌ها را بپردازیم.

این یک خیال باطلی است، لازمه‌ اینکه ما با آمریکا سازش کنیم این است که اول اسرائیل را به رسمیت بشناسیم. دوم دست از حمایت همه محرومان برداریم. سوم افکار امام را هم کنار بگذاریم. آیا چنین چیزی امکان دارد؟

می‌گویند مردم از شعار خسته شده و دنبال صلح هستند.

اگر این طور می‌گویند باید بیایند 22 بهمن و روز قدس را نگاه کنند که هر سال پرشورتر می‌شود هر چندکه آنها نمونه مردم بوده و همه مردم نیستند. کسانی که چنین حرف‌های می‌زنند افرادی هستند که دستشان به مطبوعات می‌رسد و حرف هم خوب می‌زنند اما از چیز دیگری ناراحت هستند. همان زمان صحبت بود این ثروتمندانی که با انقلاب مخالفند یک نیم سانت چربی روی برنج‌شان کم شده است. لذا آقایانی که امروز درباره سازش با آمریکا حرف می‌زنند ایرانی می‌خواهند که خیابان‌های آن مانند لس‌آنجلس و نیویورک همه چیز آزاد باشد و خیلی از آنها نیز وقتی فشار وارد شد به همان جا رفتند. کسانیکه دائم صحبت از آمریکا می‌کند واقعا انقلاب را قبول ندارند که اینگونه می‌گویند ما هم آنها را قبول نداریم. ما نسل اول انقلاب خوشحال هستیم که می‌بینیم نسل سوم و چهارم با همه مسائلی که گفته می‌شود پشت انقلاب هستند. بنابراین مردم می‌بیند که در این انقلاب به حساب آمده‌اند.

*ماجرای گم شدن آقازاده مسئولان در زمان جنگ در جبهه

شاید یکی از موضوعاتی که مردم را ناراحت کند بحث تبارسالاری است که به  نوعی بعد از جنگ شاهد شکل‌گیری این موضوع بودیم که کاملا با منظومه فکری امام تناقض دارد.

البته ما می‌بینیم که خیلی هم این مسئله را حس نمی‌کنم اتفاقا در زمان جنگ یک اتفاقی رخ داده بود که بد نیست آن را بگویم، یکی از پسرهای مقام معظم رهبری یکی از پسران آقای هاشمی، یکی از پسران آقای ناطق و یکی از پسران بنده و دیگری پسر آقای بجنوردی  گروهی در لشکر 10 سیدالشهدا بودند و در منطقه مهران یک مرتبه گم شدند و من وقتی که خدمت آقا رسیدیم ایشان فرمودند که دعا کنیم اینها شهید شوند و اسیر نشوند، این یک واقعیتی بود که فرزندان مسئولان مانند سایر مردم در جبهه‌ها حضور داشتند اما اسامی آنها متفاوت از پدرانشان بود مثلا فرزند مقام معظم رهبری با نام حسینی، فرزند آقای هاشمی با نام آقای بهرمانی و پسر من نیز با نام تهرانی و پسر آقای ناطق به اسم نوری  در جبهه‌ها حضور داشت و اسم مشهور روی خود نگذاشته بودند. نهایتا نیز مشخص شد که آنها در جایی بین دشمن و خودی‌ها گیر کردند و زمانی که نیروهای خودی حمله کردند آنها نیز برگشتند.

امروز اگر این آقازاده‌ها یا به قول شما تبارزاده‌ها در جهت انقلاب حرکت کنند شاید برای مردم مقبول باشد و اگر نه الگوی امام و رهبری بهترین الگو است. امروز تلاش‌های می‌شود که در ماهیت مجلس خبرگان تغییر ماهوی ایجاد کند که نخواهد شد. وقتی که همیشه 85 نفر کسانی که کمتر امکان هوای نفس و اشتباه محاسبه درباره آنها می‌توان کرد لذا تبارسالاری در این موارد معنایی ندارد.

در این سطح کلان این مسئله را مطرح نکردند بلکه در سطح خردتر مدنظرم قرار دارد.

آن عده‌ای که امروز در برخی موارد حرکاتی نشان می‌دهند در جهت تبارسازی کمک می‌کند.

چه کسانی کمک می‌کنند؟

یک عده که بی‌خود شعار می‌دهند و فلان آقا که می‌خواهد صحبت کنند اجازه نمی‌دهد. چرا باید اینگونه باشد. باید اجازه داد که صحبت کند و راحت نیز نقد شود که می‌شود.

با توجه به در پیش بودن انتخابات تصمیمی برای کاندیداتوری ندارید؟

خیر سن من از این چیزها گذشته است. من مال قبل از جنگ جهانی دوم هستم.(خنده)

برنامه تشکیلاتی چطور؟

من برنامه تشکیلاتی ندارم و بازنشسته هستم.

به عنوان آخرین سؤال؛ سؤالی درمورد موضوع فتنه داشتم با توجه به اینکه برادر شما با آقای تاج‌زاده نسبت فامیلی دارد می‌خواستم بپرسم در زمان فتنه آیا شما با این آقایان صحبتی داشتید؟

ما از اول اختلاف سلیقه داشتیم البته ایشان خیلی از بنده کوچکتر است. ایشان تحصیلکرده خارج بود و افکارش کاملا لیبرالیستی و چیزی کاملا شبیه به بهزاد نبوی بود. ما اصلا در زمان فتنه یکدیگر را ندیدیم. من فقط با خود موسوی یکی دو بار پیام رد و بدل کردم و به او پیغام دادم اینکه اطرافیانت گفته‌اند تقلب شده دروغ است و خودشان هم می‌دانند و به او پیشنهاد کردم این 13 میلیون رای را به خودش نگیرد و اگر می‌خواهید ببینید چقدر رای واقعی دارید پیام تبریک بدهید و نتیجه انتخابات را بپذیرید مانند کاری که آقای ناطق کردند و به او تاکید کردم از کمیسیون احزاب درخواست تشکیل حزب کند تا کسانی که به او رای دادند اگر می‌خواهند به آن حزب بپیوندند اقدام کنند. به او گفتم که زیر یک میلیون و 500 نفر از این 13 میلیون پاسخ شما را خواهند داد. چرا که از این 13 میلیون تنها 2 میلیون رای به شما و 11 میلیون رای نه به احمدی‌نژاد بود.

من برای او اسم بردم و گفتم اگر با اصلاح‌طلبان ولای همچون عارف، جهانگیری، زنگنه، آخوندی درخواست حزب کنید 150 هزار نفر در حزب شما ثبت‌نام می‌کنند و تازه بزرگترین حزب اپوزیسیون تاریخ ایران می‌شوید. اما او هیچ جوابی نداد.

با توجه به اینکه من با احمدی‌نژاد مخالف بودم و برای این مخالفت منطق هم داشتم مشهور شده بود با توجه به این مخالفت آیا حاضرین از موسوی حمایت کنید که من هم گفتم اگر ایشان با اصلاح‌طلبان ولایی ستاد خود را تشکیل دهد بله اما وقتی دیدم چه کسانی در ستاد او هستند پیغام دادم حاضر نیستم از شما حمایت کنم و هر کسی از من می‌پرسید به چه کسی رای می‌دهی می‌گفتم به کسی رای می‌دهم که نه آن باشد نه این. (خنده) آن وسط بالاخره به یکی رای دادیم.

اگر صحبت و نکته پایانی دارید بفرمایید؟

من این روزها بیشتر بر بازگشت دولت به اقتصاد مردمی برای حل مشکلات تاکید دارم. واقعا اگر دولت این حرف ما را قبول دارد ما را صدا کند تا توضیح دهیم چگونه می‌شود. بالاخره ما تجربه موفق در جنگ داشتیم تا نشان دهیم در بخش کشاورزی آماده هستیم کشور را حداکثر ظرف سه سال خودکفا کنیم. ادعا می‌کنیم.

 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 30 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

 به مناسبت بیانات مهم رهبر انقلاب درباره مسئله هسته‌ای در روز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به یازده پرسش درباره مسئله‌ی هسته‌ای با استفاده از بیانات رهبر انقلاب در چندماه اخیر پاسخ می‌دهد.

  پرسش‌ها
۱  چرا رهبر انقلاب با انجام «مذاکرات هسته‌ای» موافقت کرده‌اند؟

۲  رهبر انقلاب موافق «توافق هسته‌ای» هستند یا مخالف آن؟

۳  نظر رهبر انقلاب درباره تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ایران چیست؟

۴ علت نگرانی رهبر انقلاب نسبت به مذاکره با آمریکا چیست و چرا به آن خوشبین نیستند؟

۵  آیا ایران با آمریکا بر سر موضوعات غیرهسته‌ای هم مذاکره می‌کند؟

۶  سرانجام تحریم‌ها در توافق هسته‌ای چگونه باید باشد؟

۷ ضرورت حفظ و صنعتی‌کردن فناوری هسته‌ای‌چیست؟

۸  حدود و شیوه نظارتها بر فعالیتهای هسته‌ای ایران باید چگونه باشد؟

۹  موضع رهبر انقلاب درباره مذاکرات لوزان چیست؟

۱۰ آیا جزئیّات مذاکرات هسته‌ای تحت نظر رهبری است؟

۱۱ دولت با منتقدین هسته‌ای چگونه باید رفتار کند؟


۱. چرا رهبر انقلاب با انجام «مذاکرات هسته‌ای» موافقت کرده‌اند؟
موافقت با این مذاکرات برای شکستن فضای خصمانه جبهه استکبار بر ضد ایران بود و این مذاکرات باید ادامه یابد اما همه بدانند که با وجود ادامه مذاکرات، فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای به هیچ وجه متوقف نخواهد شد و هیچیک از دستاوردهای هسته ای نیز تعطیل بردار نیست، ضمن آنکه روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد...هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود. ۱۳۹۳/۰۱/۲۰
مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمیکنیم. یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است که...این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد. ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
میگویند ما تحریم کردیم، ایران مجبور شد بیاید پای میز مذاکره، نه، [این‌طور نیست]. ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی درباره‌ی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند؛ معنای این آن نیست که این ملّت مستأصل شده است، ابداً. ۱۳۹۲/۱۰/۱۹

۲. رهبر انقلاب موافق «توافق هسته‌ای» هستند یا مخالف آن؟
با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم. از رسیدن به یک توافقی که منافع ملّت ایران را تأمین کند و عزّت ملّت ایران را حفظ کند، صددرصد من حمایت میکنم و استقبال میکنم؛ این را همه بدانند. اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد.
البتّه این را هم ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است ــ که این حرف را آمریکایی‌ها هم میزنند ــ این فرمول، فرمول درستی است؛ توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملّت پامال بشود، عزّت ملّت از بین برود، ملّت ایران با این عظمت، تحقیر بشود [بهتر است]، توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۳. نظر رهبر انقلاب درباره تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ایران چیست؟
همان‌طور که عرض کردم بنده به مجریان امر اعتماد دارم؛ این را شما بدانید؛ این آقایانی که مشغول کار هستند، اینها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آنها هیچ تردیدی [ندارم]؛ در آنچه تا حالا بودند، ان‌شاءالله بعد از این هم تردیدی به‌وجود نخواهد آمد؛ هیچ تردیدی نسبت به آنها ندارم. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ی مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ی شامل آمریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ی یک - سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّه‌های خودمان هستند، بچّه‌های انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند. کار سختی هم هست [که] بر عهده‌ی اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کاری را که بر عهده‌ی آنها است انجام میدهند. بنابراین نباید مأموری را که مشغول یک کاری است و مسئول یک فرایندی است مورد تضعیف یا توهین یا بعضی از تعبیراتی که گاهی شنیده میشود - که اینها سازش‌کارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. ۱۳۹۲/۰۸/۱۲

۴. علت نگرانی رهبر انقلاب نسبت به مذاکره با آمریکا چیست و چرا به آن خوشبین نیستند؟
[درباره مذاکره با آمریکا] جدّاً دغدغه دارم؛ این دغدغه ناشی از آن است که طرف مقابل بشدّت اهل فریب و دروغ و نقض‌عهد و حرکت در خلاف جهت صحیح است؛ طرف مقابل این‌جوری است. یک نمونه‌اش در همین قضیّه اتّفاق افتاد؛ بعد از آنکه که مذاکره‌کنندگان ما مذاکره‌شان تمام شد، بعد از چند ساعت بیانیّه‌ی کاخ سفید منتشر شد در تبیین مذاکرات. این بیانیّه‌ای که آنها منتشر کردند ــ که اسمش را میگذارند «فکت‌شیت» ــ در اغلب موارد خلاف واقع است؛ یعنی روایتی که اینها دارند از مذاکرات و از تفاهمهایی که انجام گرفته است میکنند، یک روایت مخدوش و غلط و خلاف واقع است.
...من البتّه هیچ‌وقت نسبت به مذاکره‌ی با آمریکا خوش‌بین نبودم. نه از باب یک توهّم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کردیم. حالا اگر یک روزی ــ ما که در آن روز قاعدتاً نخواهیم بود ــ شماها ان‌شاءالله در جریان حوادث و جزئیّات و یادداشت‌ها و نوشته‌های این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه‌ی ما از کجا حاصل شده؛ تجربه کردیم۱۳۹۴/۰۱/۲۰
... من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد که گفتگو در منطق حضرات آمریکائی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است که بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول کنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم. ۱۳۹۲/۰۱/۰۱

۵. آیا ایران با آمریکا بر سر موضوعات غیرهسته‌ای هم مذاکره می‌کند؟
این مذاکراتی که دارد انجام میگیرد ــ که بخشی از آن هم مذاکره‌ی با طرفهای آمریکایی است ــ فقط در موضوع هسته‌ای است؛ فقط. ما در هیچ موضوع دیگری فعلاً با آمریکا مذاکره نداریم؛ هیچ؛ این را همه بدانند؛ نه در مسائل منطقه، نه در مسائل گوناگون داخلی، نه در مسائل بین‌المللی؛ امروز فقط موضوع مورد بحث و مورد مذاکره، مسائل هسته‌ای است.
حالا، این تجربه‌ای خواهد شد؛ اگر طرف مقابل از کج‌تابی‌های معمولی خودش دست برداشت، این یک تجربه‌ای برای ما میشود که خیلی خب، پس میشود در یک موضوع دیگر هم با اینها مذاکره کرد؛ امّا اگر دیدیم نه، این کج‌تابی‌هایی که همیشه از اینها دیده‌ایم باز هم وجود دارد و کج‌راهه دارند میروند، خب طبعاً تجربه‌ی گذشته‌ی ما تقویت خواهد شد. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۶. سرانجام تحریم‌ها در توافق هسته‌ای چگونه باید باشد؟
در این جزئیّات مذاکرات ــ که خیلی هم این چند ماه آینده مهم است ــ اتّفاقی که باید بیفتد این است که تحریمها به طور کامل و یکجا بایستی لغو بشود. اینکه یکی از آنها میگوید تحریمها شش ماه دیگر لغو میشود، یکی میگوید نه ممکن است یک سال هم طول بکشد، یکی دیگر میگوید ممکن است از یک سال هم بیشتر بشود، اینها بازیهای متعارف معمول اینها است؛ اینها هیچ قابل اعتناء و قابل قبول نیست؛ تحریمها بایستی ــ اگر چنانچه حالا خدای متعال مقدّر فرموده بود و توانستند به یک توافقی برسند ــ در همان روز توافق به‌طور کامل لغو بشود؛ این باید اتّفاق بیفتد. اگر قرار باشد که لغو تحریمها باز متوقّف بشود بر یک فرایند دیگری، پس چرا ما اصلاً مذاکره کردیم؟ اصلاً مذاکره و نشستن پشت میز مذاکره و بحث کردن و بگومگو کردن برای چه بود؟ برای همین بود که تحریمها برداشته بشود؛ این را باز بخواهند متوقّف کنند به یک چیز دیگری، اصلاً قابل قبول نیست. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۷. ضرورت حفظ و صنعتی‌کردن فناوری هسته‌ای چیست؟
من یک خواسته‌هایی از مسئولین داشته‌ام که این را به آنها عرض کردم، گفتم و روی آنها اصرار دارم. یکی این مسئله است که بدانند دستاورد کنونی هسته‌ای ما چیز باارزشی است؛ این را بدانند؛ به چشم کم‌ارزش و چیز سبک به آن نگاه نکنند؛ چیز با ارزشی است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور، یک ضرورت است.
اینکه بعضی ازروشنفکرنماها قلم بردارند و قلم بزنند که «آقا ما صنعت هسته‌ای را میخواهیم چه‌کار کنیم» این فریب است؛ این شبیه همان حرفی است که زمان قاجارها وقتی نفت کشف شده بود و انگلیسها آمده بودند میخواستند نفت را ببرند، اینجا دولتمرد قاجاری میگفت ما این مادّه‌ی بدبوی عَفِن را میخواهیم چه‌کار کنیم، بگذارید بردارند ببرند! این شبیه آن است. صنعت هسته‌ای برای یک کشور یک ضرورت است؛ هم برای انرژی، هم برای داروهای هسته‌ای که بسیار مهم است، هم برای تبدیل آب دریا به آب شیرین، و هم برای بسیاری از نیازهای دیگر در زمینه‌ی کشاورزی و غیر کشاورزی. صنعت هسته‌ای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است؛ این را هم بچّه‌های ما خودشان به دست آوردند؛ این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّه‌های ما بود...
دستاورد هسته‌ای، بسیار مهم است و دنبال کردن این صنعت و صنعتی کردن کشور، بسیار چیز لازمی است؛ بایستی این مورد توجّه باشد. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۸. حدود و شیوه نظارتها بر فعالیتهای هسته‌ای ایران باید چگونه باشد؟
به‌هیچ‌وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ی نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً. مسئولین نظامی کشور به‌هیچ‌وجه مأذون نیستند که به بهانه‌ی نظارت و به بهانه‌ی بازرسی و مانند این حرفها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیّتی و دفاعی کشور راه بدهند، یا توسعه‌ی دفاعی کشور را متوقّف کنند؛ توسعه‌ی دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملّت در عرصه‌ی نظامی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکم‌تر بشود؛ یا حمایت ما از برادران مقاوممان در نقاط مختلف؛ اینها مطلقاً نبایستی در مذاکرات مورد خدشه قرار بگیرد.
تذکّر بعدی این است که هیچ شیوه‌ی نظارتی غیر متعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل میکند، به‌هیچ‌وجه مورد قبول نیست. همین نظارتهای متعارفی که در همه‌ی دنیا معمول است، اینجا هم همان نظارتها [باشد]، و نه بیشتر. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۹. موضع رهبر انقلاب درباره مذاکرات لوزان چیست؟
بعضی‌ها سؤال کردند و میکنند که چرا فلانی درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای موضع نگرفته‌است؟ جواب این است که جایی برای موضع‌گیری وجود نداشته‌است. مسئولین ما، مسئولین هسته‌ای، مباشرین کار به ما دارند میگویند هنوز کاری انجام نگرفته، هیچ چیز الزام‌آوری بین دو طرف نگذشته است؛ چه موضع‌گیری‌ای؟ اگر از من بپرسند شما موافقید یا مخالف، میگویم نه موافقم، نه مخالف؛ چون هنوز اتّفاقی نیفتاده است؛ هنوز کاری نشده. همه‌ی مشکل بر سر آن جزئیّاتی است که بنا است بنشینند و یکایکِ آنها را بحث کنند؛ این را خود مسئولین هم گفته‌اند؛ هم به ما گفته‌اند، هم در مصاحبه‌هایشان به مردم این را گفته‌اند؛ همه‌ی مشکل بعد از این است. ممکن است طرف مقابل که یک طرفِ لجوج، بدعهد، بدمعامله، اهل دبّه در آوردن، اهل چک‌وچانه کردن، اهل از پشت خنجر زدن و اهل این‌جور کارها و سیاه‌کاری‌ها است، سرِ جزئیّات بخواهد کشور ما را، ملّت ما را، مذاکره‌کنندگان مارا در یک دایره‌ای محصور کند؛ ما هنوز هیچ چیز در اختیار نداریم، هیچ الزامی به‌وجود نیامده است. اینکه حالا تبریک میگویند، به بنده تبریک میگویند، به دیگران تبریک میگویند، بی‌معنی است، چه تبریکی؟ آنچه تا کنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکره‌ی منتهی به توافق را تضمین میکند، نه محتوای توافق را تضمین میکند؛ هیچ کدام را؛ حتّی تضمین نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود؛ اینکه تا الان انجام گرفته، این‌جوری است؛ همه چیز مربوط به بعد از این است. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۱۰. آیا جزئیّات مذاکرات هسته‌ای تحت نظر رهبری است؟
بنده در جزئیّات مذاکره دخالتی نکردم، بازهم نمیکنم؛ من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوب‌های مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفته‌ام؛ عمدتاً به رئیس جمهور محترم که ما با ایشان جلسات مرتّب داریم، و موارد معدودی هم به وزیر محترم خارجه؛ خطوط اصلی و کلّی. جزئیّات کار، خصوصیّات کوچک که تأثیری در تأمین آن خطوط کلان ندارد، مورد توجّه نیست؛ اینها در اختیار آنها است، میتوانند بروند کار کنند. اینکه حالا گفته بشود که جزئیّات این مذاکرات تحت نظر رهبری است، این حرف دقیقی نیست. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰

۱۱. دولت با منتقدین هسته‌ای چگونه باید رفتار کند؟
من به خود مسئولین هم این را گفته‌ام همین چند روز؛ مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است... الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عدّه‌ای مخالفند، یک عدّه‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را ــ از آن افرادی را که شاخصند ــ دعوت کنند، حرفهای آنها را بشنوند؛ ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این میشود همدلی؛ این میشود یکسان‌سازی دلها و احساسها، و به تبع آن عملها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما سه ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟ کمااینکه آنها در یک برهه‌ی دیگری هفت ماه زمان را عقب انداختند. خیلی خب، دوستان ما هم اگر چنانچه در این همدلی‌ها و هم‌زبانی‌ها و تبادل‌نظرها یک وقتی گرفته شد، چه اشکال دارد، وقتی گرفته بشود، یک خرده زمان آن تصمیمات نهایی عقب بیفتد؛ طوری نخواهد شد. ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

فرمانده معظم کل قوا در دیدار جمعی از فرماندهان ارتش:

ایران در مقابل هر گونه تعرض مقتدرانه از خود دفاع خواهد کرد/ لاف تهدید نظامی زدن توسط دشمن و توقع توقف پیشرفتهای دفاعی ایران ابلهانه است

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر پیشرفتهای نظامی و دفاعی نیروهای مسلح، خاطر نشان کردند: این پیشرفت ها و توانمندی ها در شرایط فشارها و تحریم های کم سابقه و کمبود منابع به دست آمده که کار بسیار فوق العاده ای است و باید همچنان پرشتاب ادامه یابد.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان و خانواده های شهدای ارتش، نیروهای مسلح را به حفظ و تقویت بصیرت و جهت گیریهای دینی و انقلابی، و افزایش توان دفاعی و تسلیحاتی و آمادگی روحی توصیه موکد کردند و گفتند: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه تهدیدی برای منطقه و کشورهای همسایه نبوده و نخواهد بود اما در برابر هر گونه تعرضی کاملا مقتدرانه عمل خواهد کرد.

در این دیدار که همزمان با ایام گرامیداشت روز ارتش برگزار شد، فرمانده کل قوا با تبریک این روز، نامگذاری 29 فروردین را بعنوان روز ارتش جمهوری اسلامی ایران یکی از ابتکارات بزرگ امام راحل(ره) در اوائل پیروزی انقلاب در مقابل تلاش برخی جریانها برای از بین بردن ارتش، خواندند و افزودند: با هوشمندی امام بزرگوار(ره) ارتش، باقدرت و قوت باقی ماند و بعنوان یک مجموعه انقلابی، در عرصه های مختلف از جمله هشت سال دفاع مقدس، نقش ایفا کرد و برای کشور افتخار و حماسه آفرید.

رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه 29 فروردین به معنای ایستادن ارتش به پای انقلاب و در مسیر خدمت به هدفهای مردم است، خاطر نشان کردند: یکی از خصوصیات ارتش جمهوری اسلامی، پایبندی به تعهدات و موازین دینی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پایبند نبودن بسیاری از ارتش های جهان به قوانین بین المللی و موازین انسانی هنگام پیروزی یا شکست، افزودند: نمونه بارز این موضوع، رفتار قدرتهای جهانی و بویژه آمریکا است که هیچ اعتنایی به قوانین بین المللی و موازین انسانی نمی کنند و دست به هر جنایتی می زنند.

ایشان حوادث یمن، جنگ غزه و جنگ لبنان را نمونه هایی از پایبند نبودن به قوانین بین المللی برشمردند و تأکید کردند: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همواره پایبند به تعهدات و قوانین اسلامی هستند و هیچ گاه نه هنگام پیروزی طغیان می کنند و نه هنگام خطر، از ابزارها و روش های ممنوع استفاده می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده بدنبال سلاح هسته ای نمی رود، در همین چارچوب و بر اساس تقیدات دینی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی تبلیغات و اتهامات مبنی بر دخالت ایران در مسائل کشورهای منطقه، خاطر نشان کردند: این اتهام زنی ها خلاف واقع است، زیرا ایران در مسائل کشورها دخالت نکرده و نخواهد کرد.

ایشان گفتند: ما از کسانی که به غیر نظامیان و زنان و کودکان حمله میکنند متنفر و بیزاریم و معتقدیم آنها از اسلام و وجدان انسانی بی خبرند، اما در مسائل کشورها دخالت نمی کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی خصوصیت بارز پایبندی نیروهای مسلح ایران به مبانی اسلام و قوانین الهی را علت اصلی محبوبیت آنان در میان مردم دانستند و گفتند: خصوصیت دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ارتقاء روزافزون آمادگی های دفاعی و تجهیزاتی و تسلیحاتی است که به پشتوانه آیه شریفه «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه» انجام می شود.


حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه پیشرفتهای نظامی و دفاعی نیروهای مسلح، در میان پیشرفتهای برجسته علمی و فناوری کشور، نمونه و جزء برترینها است، خاطر نشان کردند: این پیشرفت ها و توانمندی ها در شرایط فشارها و تحریم های کم سابقه و کمبود منابع به دست آمده که کار بسیار فوق العاده ای است و باید همچنان پرشتاب ادامه یابد.

 ایشان با اشاره به ناخرسندی بدخواهان ملت ایران از پیشرفتهای دفاعی نیروهای مسلح و تلاش برای جلوگیری از این روند، افزودند: بر همین اساس است که آنها بیشترین فشار تبلیغاتی خود را بر این موضوع بویژه پیشرفتها در عرصه های موشکی و پهپادها متمرکز کرده اند اما منطق صحیح عقلایی به پشتوانه آیه شریفه قرآن به ما میگوید که باید این مسیر را با قدرت ادامه دهیم.

رهبر انقلاب اسلامی به تهدیدهای وقیحانه آمریکایی ها اشاره کردند و گفتند: بعد از مدتی سکوتِ طرف مقابل، یکی از مقامات آنها اخیراً بار دیگر از گزینه های روی میز سخن گفته است. آنها از یک طرف اینگونه «لاف» می زنند و از طرف دیگر می گویند جمهوری اسلامی ایران باید پیشرفتهای دفاعی خود را متوقف کند که سخنی ابلهانه است.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه این سخنان ابلهانه را نخواهد پذیرفت و ملت ایران ثابت کرده است که اگر مورد تعرض قرار گیرد، کاملاً مقتدرانه از خود دفاع خواهد کرد و یکپارچه و همچون مشتی مستحکم در مقابل مهاجمِ غیر منطقی خواهد ایستاد.

فرمانده کل قوا خطاب به نیروهای مسلح گفتند: همه دستگاهها اعم از وزارت دفاع تا ارتش و سپاه باید آمادگی های نظامی و دفاعی و سازماندهی های رزمی و آمادگی های روحی خود را روز به روز افزایش دهند و این به منزله یک دستور العمل رسمی است.


رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه روحیه نیروهای مسلح کشور از جمله ارتش بسیار بالا است، خاطر نشان کردند: جمهوری اسلامی ایران با وجود ارتقای توان دفاعی و نظامی خود اما هیچگاه تهدیدی برای کشورهای منطقه و همسایه نخواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به افسانه سازی جعلی آمریکاییها و اروپاییها و برخی کشورهای دنباله رو آنها در خصوص تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای، و تهدید جلوه دادن جمهوری اسلامی، افزودند: امروز بزرگترین تهدید برای جهان و منطقه، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که بدون هیچ مهاری و بدون پایبندی به مبانی و موازین وجدانی و دینی در هر نقطه ای که لازم بدانند دخالت میکنند و کشتار به راه می اندازند.


ایشان حوادث تأسف آور یمن و حمایت آمریکا و غرب از متجاوز را نمونه ای از رفتار ناامن کننده دنیا برشمردند و خاطر نشان کردند: جمهوری اسلامی ایران، بر خلاف قدرتهای بی مهار، امنیت را بزرگترین نعمت الهی می داند و برای حفظ امنیت خود و دیگران، می ایستد و دفاع می کند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان تأکید کردند: حفظ امنیت کشور، مرزها و زندگی عمومی مردم از مهمترین وظایف مسئولان نظامی و انتظامی است.
 
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیر سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش در سخنانی با گرامی‌داشت 29 فروردین روز «ارتش جمهوری اسلامی ایران» گفت: ارتش انقلابی و حزب‌اللهی جمهوری اسلامی ایران در آمادگی کامل برای حراست از مرزهای مقدس ایران و حفظ منافع راهبردی کشور است.

سرلشکر صالحی تأکید کرد: ارتشیان بدون چشم‌داشتی به توافقات یا عدم توافقات در معادلات بین‌المللی، گزینه‌ای جز عزت نمی‌شناسند و آماده‌اند در هر شرایطی بار دیگر به خلق حماسه‌های جاودان بپردازند.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

یدیعوت آحارونوت در گزارشی صراحتاً اعلام می‌کند که جنگ عربستان سعودی در یمن در راستای منافع اسرائیل است و منافع مشترکی بین اسرائیل و عربستان سعودی و برخی دولت‌های خلیج‌فارس وجود دارد و این فرصت برای بهره‌ برداری استراتژی حیاتی امنیت رژیم اسرائیل به ‌وجود آمده است.
روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/گروه بین‌الملل مشرق - مرکز مطالعات عربی المستقبلیة در مقاله ای در پایگاه اینترنتی خود به بررسی توهمات حاکمان آل سعود در ماجراجویی های خود در یمن پرداخته و نوشت: در محافل واشنگتن مشخص شده است که تجاوز عربستان سعودی به یمن از ماهها پیش با همکاری سعودی ها با آمریکا طراحی شده، اما اقدام به این حمله بر اساس گام های فوق العاده در هفته‌های اخیر با مشورت آمریکایی‌ها و برخی دولت های منطقه‌ای آغاز شده است که ریاض مشارکت آن‌ها در ائتلاف به رهبری خود را اعلام کرده است. به ویژه ورود نیروهای زمینی پاکستانی به یمن بعد از تحولات میدانی که نگرانی‌ها در مورد از بین رفتن نیروهای محلی وابسته به عربستان سعودی برای تقویت جایگاه رئیس‌جمهور سابق یمن را افزایش داد، در دست اقدام بود.

از دید عربستان سعودی و متحدانش، یمن در مسیری قرار گرفت که بتواند رکن محوری در درگیری بر ضد اسرائیل باشد، این اتفاق پس از آن رخ داد که نظام اخوان المسلمین در خارطوم شکست خورد و ایجاد تسهیلات لجستیک برای ادامه امکان پایداری در فلسطین اشغالی از طریق دریای سرخ متوقف گشت.


تحلیلگران ارشد اسرائیلی به مقامات سیاسی این رژیم هشدار دادند که باید نگران حوادث یمن باشند، چرا که عربستان سعودی در یمن شکست‌ خورده و ایران پیروز شده است. روزنامه اسرائیل الیوم واضح‌ترین تحلیل را در این زمینه ارائه داده و می‌نویسد که یگان‌های کماندویی پاکستان برای حمایت از سعودی‌ها موضع ‌گیری کرده‌اند، چه کسی می‌تواند تصور کند که تنگه استراتژیک باب المندب تحت تسلط ایرانی‌ها قرار خواهد گرفت؟ روزنامه تایمز آف اسرائیل در این زمینه واشنگتن را مسئول حوادث نگران کننده در یمن دانسته و هشدار می‌دهد که نتایج عملیات نظامی عربستان سعودی احتمالاً سرنوشت ساز نخواهد بود. به نوشته این روزنامه سرخوردگی عربستان و اردن و مصر از ایران نیست، بلکه در درجه اول مسئولیت آن برعهده واشنگتن است.

آلکس فیشمن تحلیلگر نظامی روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در گزارشی صراحتاً اعلام می‌کند که جنگ عربستان سعودی در یمن در راستای منافع اسرائیل است و منافع مشترکی بین اسرائیل و عربستان سعودی و برخی دولت‌های خلیج‌فارس وجود دارد و این فرصت برای بهره‌ برداری استراتژی حیاتی امنیت رژیم اسرائیل به ‌وجود آمده است. وی تأکید می‌کند که سعودی‌ها در طول هفته‌های گذشته برای درگیری با حوثی‌ها آماده بودند و نیروهای دریایی و زمینی خود را با هماهنگی آمریکایی‌ها در طول مرزهای این کشور با یمن مستقر کردند.


روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

پناه بردن سعودی‌ها به مداخله نظامی مستقیم در یمن خروج این کشور از روش سنتی در مداخله با قدرت نرم یا مداخله پشت پرده در تحولات منطقه با استفاده از مازاد بودجه خود از ثروت‌های نفتی به شمار می‌رود. خاندان حاکم عربستان سعودی به صورت سنتی در تأمین آن چه که تهدیدی برای امنیت خود می‌دانست، به آمریکا و دولت‌های منطقه‌ای متکی بود و ارتزاق امنیتی را به عنوان وسیله مهمی برای رسیدن به امنیت مورد توجه قرار می‌داد تا جایی که نیروهای پاکستانی و شهروندان دیگر کشورها را به صورت دائمی در اراضی خود مستقر کرده بود. این عناصر علاوه بر نیروهای آمریکایی و غربی بود که همواره در این کشور حضور داشتند.

حال این سوال مطرح است که چه اتفاق تازه‌ای افتاده که عربستان سعودی تصمیم به اتخاذ نقش منطقه‌ای جدی‌تری یا بهتر بگوییم ماجراجویی اینچنینی گرفته است تا بتواند آنچه را که عقب ‌نشینی نقش آمریکا و دست‌ برداشتن از حضور مستقیم نیروهای آن در منطقه در جنگ‌های افغانستان و عراق نامیده، جبران نماید. عواملی که باعث شده واشنگتن به درخواست‌ها و مطالبات متحدانش به ویژه عربستان سعودی برای مداخله نظامی جهت براندازی دولت سوریه پاسخ مثبت ندهد.  

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/ناچار شدن عربستان سعودی برای این اقدام بی‌سابقه به معنی موارد زیر است:
-    عربستان سعودی حمله خود را یک اقدام پیش دستانه برای جلوگیری از توقف تسلط و نفوذ گذشته خود در اوضاع یمن می‌داند و می‌خواهد امکان تبدیل شدن این کشور به یک دولت مستقل با مواضع و تصمیم ‌گیری‌های جدا از تمایلات عربستان را از بین ببرد، به ویژه این که نیروهایی که نقش و موقعیت آن‌ها در داخل یمن تقویت شده، مانند حوثی ها از گروه‌هایی هستند که عمدتاً مواضع و رویکردهای متناقض با سیاست‌های عربستان سعودی و غرب دارند.

-    مقامات سعودی معتقدند که نمی‌توانند در صورت بروز چالش‌های داخلی یا خارجی تهدید کننده پادشاهی آنها تنها بر مداخله آمریکا یا غرب برای حمایت از بقای خود در قدرت حساب کنند، به همین علت برای کاستن از این احتمالات ناگزیر به ممانعت از ایجاد هر حاکمیت خارج از اراده و هم‌گرایی خود بویژه در کشور مجاور یعنی یمن هستند.

-    با وجود موفقیت عربستان سعودی در سال‌های اخیر به ویژه در استفاده از ثروت و منابع تبلیغاتی و ابزارهای خود در ایجاد فتنه‌های مذهبی سنی - شیعه و تحریک برای تبدیل کردن درگیری تاریخی عربی - اسرائیلی به درگیری منفعلانه ایرانی –عربی، اما این کشور در سیاست‌های کلی خود در منطقه برای ایجاد تنش‌ها و التهابات مذهبی به ویژه در دو عرصه سوریه و عراق شکست خورده است، علاوه بر اینکه تغذیه این رویکردهای فرقه‌گرایانه بعد از تبدیل شدن داعش به تهدیدی پیرامون این کشور، به سمت خود عربستان سعودی در حال بازگشت است.

-    تلاش مأیوسانه عربستان سعودی برای ایجاد ائختلاف علنی با رویکردهای مذهبی متعدد به بهانه خطر روز افزون ایران که بر اساس محاسبات ریاض تا یمن نیز کشیده شده است، به این معنی است که این کشور در تلاشی تقریباً ناامیدانه به دنبال جمع کردن آخرین فشنگ های خود برای نجات موقعیت و هیبت و سیاست‌های شکست خورده خود در منطقه است و در این راستا وارد ماجراجویی خطرناکی شده است که ممکن است درگیری‌ها را برای اولین بار به اراضی این کشور بکشاند، علاوه بر اینکه ورود به جنگ فرسایشی هزینه ‌بر با یمن نیز بعید نیست.

-    رهبران سعودی نمی‌توانند آثار روانی و مادی تقویت جایگاه منطقه‌ای ایران و متحدانش در اردوگاه محور مقاومت را پس از پیروزی مذاکرات در زمینه برنامه هسته‌ای ایران کاهش داده یا از بین ببرند، شکی نیست که این تحول سیگنال‌هایی را برای ریاض خواهد فرستاد که نشانگر تقویت موقعیت نیروهای مخالف با تجاوز عربستان سعودی به یمن است.

-    به نظر می‌رسد عربستان سعودی از جنگ در یمن به دنبال رسیدن به نقش فرماندهی منطقه است، این در حالی است که این کشور در سال‌های گذشته سعی کرده با رشوه‌های مالی و ضمن استفاده از پتانسیل اماکن مقدس دینی این نقش را مصادره کند، این تلاش‌ها به ویژه در سایه پیچیدگی‌های موجود بر سر راه دولت‌های منطقه رقیب مانند مصر و ترکیه به ‌سهولت محقق نخواهد شد. این کشور بزودی متوجه خواهد شد که فقدان نیروهای میدانی فعال وابسته به ریاض در داخل یمن و همچنین عدم آمادگی دولت‌های ائتلاف برای ورود به درگیری‌های زمینی در یمن و همچنین ناتوانی این کشور در استفاده از نیروهای زمینی خود به صورت تأثیر گذار و مداوم باعث می‌شود ریاض در بحرانی واقعی وارد شود که در نهایت این کشور را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد.

از نکات جالب در این رابطه موضع تشکیلات خودگردان فلسطین در رام الله است که به ‌صورتی شتاب‌زده حمایت خود از تجاوز عربستان سعودی به بهانه تضمین وحدت اراضی یمن و حمایت از مشروعیت در این کشور را اعلام کرد. نبیل ابو ردینه سخنگوی ریاست تشکیلات خودگردان در این رابطه گفت: طوفان قاطع خاورمیانه را وارد مرحله جدید و سرنوشت سازی می‌کند که عنوان اصلی آن صف بندی ملی عربی است که زندگی را به ملت های منطقه باز می گرداند. در طرف مقابل گروه تروریستی ‌القاعده در یمن نیز مداخله خارجی در این کشور را رد کرده و داعش نیز از ترس کشته شدن عناصر مبارز خود به دست حامیان و تامین ‌کنندگان مالی خود، این حمله را مردود دانسته است.

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

نقش پشت پرده آمریکا در تجاوز به یمن
دولت آمریکا برای اینکه پس از خارج کردن کادر دیپلماتیک خود از یمن و بیرون بردن نیروهای ویژه از پایگاه‌های این کشور از سوی رقبای داخلی و متحدان منطقه‌ای به فرار از یمن متهم نشود، گمشده خود را در حمایت از مداخله نظامی عربستان سعودی در این کشور یافت. این در حالی بود که مقامات عربستان از چند ماه پیش به آمریکایی‌ها اصرار می‌کردند که اقدام نظامی مشترک در یمن را برای تثبیت حاکمیت وابسته به ریاض در صنعا آغازکنند. اما بعد از اینکه عربستان سعودی طرح تشکیل ائتلافی از تعدادی از  کشورهای عربی به علاوه پاکستان را در دستور کار قرار داد، آمریکا خود را از زیر بار مسئولیت مداخله مستقیم در این حمله کنار کشید. دولت اوباما در این راستا با ارائه کمک‌های لجستیک و اطلاعاتی و ایجاد ستاد برنامه‌ریزی مشترک با حضور 12 عضو آمریکایی در ریاض موافقت کرد.

محاسبات واشنگتن مبتنی بر این است که متحد نگران و ناراحت خود از سستی واشنگتن در تکیه بر سیاست‌های منطقه‌ایش را راضی نگه دارد، این در حالی است که نگرانی سعودی‌ها از ادامه مذاکرات واشنگتن و تهران در زمینه برنامه هسته‌ای همچنان ادامه دارد، علاوه بر اینکه بروز جنگ محدود نیابتی فروش تسلیحات آمریکا به عربستان سعودی و دولت‌های ائتلاف جدید را بیشتر می‌کند.

با این وجود موضع دولت آمریکا از انتقادات داخلی در این کشور در امان نماند، انتقاداتی که ابراز داشتند واشنگتن اولویت یا فرماندهی در پیگیری بحران یمن را در اختیار ندارد. در این راستا جان آلترمن یکی از مسئولان ارشد مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک که از عناصر نزدیک به کاخ سفید به شمار می‌رود، ابراز داشت که تصمیم دولت آمریکا برای حمایت لجستیک و اطلاعاتی از عربستان سعودی بدون مشارکت در حملات هوایی نشان می‌دهد که این کشور باب گفتگوها با حوثی ها را باز نگه داشته است تا شاید بتواند با آن‌ها به روشی برای حل این بحران بر اساس بهترین شرایط برسد.

یکی از مهم‌ترین واکنش‌ها، گزارش مربوط به روزنامه نیویورک‌ تایمز تحت عنوان "معمای اهداف و ائتلاف‌های آمریکا در خاورمیانه" بود، که در آن تأکید شده است: با وجود سختی‌هایی که دولت آمریکا در تعامل با هرج‌ومرج موجود در بسیاری از کشورهای خاورمیانه با آن مواجه است، این کشور همچنان به مداخله در درگیری جدید در منطقه ادامه می‌دهد. در این راستا دولت باراک اوباما از حمله نظامی به رهبری عربستان سعودی به یمن برای شکست دادن حوثی های مورد حمایت تهران حمایت می کند، این در حالی است که خطر افزایش درگیری‌های منطقه‌ای با ایران وجود دارد.

البته آمریکا در عراق و سوریه در مبارزه با گروه داعش در صف ایران مبارزه می‌کند و حملات هوایی را در ضمن حمله برای بازپس گیری تکریت که از سوی ایران حمایت شده، انجام داده است . آمریکا در همین راستا برای فرماندهی این عملیات با ایران وارد رقابت شده است. در چنین شرایطی دولت اوباما به دنبال امضای توافقنامه‌ای با ایران برای رفع تحریم‌های اقتصادی در برابر ایجاد محدودیت‌هایی در برنامه هسته‌ای این کشور است. این موضوع نگرانی‌های عربستان سعودی و اسرائیل را به دنبال داشت.

تحلیل این روزنامه آمریکایی اشاره می‌کند که دولت آمریکا تلاش زیادی دارد تا ساختار در هم تنیده ائتلاف‌های متزلزل و عرصه‌های متعدد درگیری‌ها را با گذشت 4 سال از انقلاب‌های عربی همچنان حفظ نماید. این در حالی است که امیدهای رسیدن به دموکراسی که در مدت زمان کوتاهی در تمامی بخش‌های منطقه از منظر اخلاقی مشخص بود، از بین رفته و جای آن را گزینه‌های تعصبی و غیرقابل قبول  بین دشمنان و متحدان برای پر کردن خلأ حاکمیت در منطقه گرفته است. به نوشته این مقاله درگیری‌های موجود بین مجموعه ای از بازیگران داخلی و نیروهای منطقه‌ای در مسیر رقابت برای تأسیس اوضاع جدید در منطقه یا تسلط حداکثری در بخشی از منطقه دنبال می‌شود.

این تحلیل به نقل از تمارا کوفمن ویتس مسئول سابق وزارت خارجه آمریکا می‌نویسد که سیاست‌های کنونی دولت باراک اوباما مانند معمایی است که نشان دهنده عدم وجود سیاست‌های هماهنگ در این دولت است. این موضوع همچنین میزان پیچیدگی درگیری‌های قدرت موجود در منطقه را نشان می‌دهد. ویتس تأکید می‌کند که هرج‌ومرج موجود در منطقه به رقبای منطقه‌ای انگیزه و میدان بیشتری برای ورود در جنگ قدرت می‌دهد. همچنین سرعت حوادث موجود در منطقه نیز انتقادات زیادی از دولت باراک اوباما را به دنبال داشته که اعلام می‌کنند این دولت استراتژی طولانی مدتی در قبال تحولات منطقه ندارد.

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

رقبای دولت آمریکا اعتقاد دارند که این کشور با انتخاب وکلا و متحدان خود برای اقدام بر اساس منافعشان به هرج‌ومرج موجود در منطقه دامن زده است. شاید تقویت گروه‌های تروریستی و تعمیق فرصت‌های کشیده شدن به درگیری‌ بدون تمایل آمریکایی‌ها را نیز بتوان در این محور بررسی کرد. این گروه‌ها می‌گویند که دولت آمریکا تا مدت زمان کوتاهی پیش ‌از این از یمن حمایت می‌کرد و آن را نمونه‌ای از موفقیت حملات خود در مبارزه با تروریسم می‌نامید، اما خیلی زود دولت مورد حمایت آمریکا در صنعا شکست خورد و تلاش‌ها بر ضد عناصر القاعده تا مدت زمان نامعلومی متوقف گشت.

پیتر هارلینگ یکی از عناصر برجسته در مجموعه بحران‌های بین‌المللی می‌گوید که دولت آمریکا از حمایت از تحولات سیاسی برای ایجاد دولت در یمن و سوریه و عراق و اماکن دیگر سخن می‌گوید، اما رفتارهای آن در واقع به فروپاشی دولت‌های مرکزی در این کشورها کمک می‌کند. به این ترتیب است که در تمامی این کشورها قدرت نیروهای محلی مانند داعش افزایش پیدا کرده است تا خلأ قدرت و حاکمیت موجود در آن‌ها را پر کند، این در حالی است که این گروه‌ها اعتبار و تأمین مالی کافی برای ایجاد وحدت در میان ملت یا حاکمیت بر آن‌ها را ندارند.


هارلینگ معتقد است که با این ‌وجود واشنگتن همچنان در هر حالتی این دروغ را ترویج می‌دهد که گروه‌های داخلی موردنظر آن ها همچنان فرصت زیادی برای بازسازی دولت متحد دارند. وی می‌افزاید «نیروهای غربی نیاز دارند وانمود کنند که اوضاع بد نیست تا مجبور نشوند شکست خود را بپذیرند و مسئولیت‌های مواضع خویش را بر دوش بکشند. این در حالی است که حمله نظامی عربستان سعودی بر ضد حوثی ها نگرانی‌ها در مورد بروز جنگ نیابتی بین قدرت‌های بزرگ در منطقه خاورمیانه را افزایش داده است. البته مشخص نیست ایران به صورت مستقیم به این حمله که رهبری آن را ائتلافی از دولت‌های سنی بر عهده دارند، پاسخ خواهد داد یا نه. با این ‌وجود برخی تحلیلگران خاورمیانه اعتقاد دارند که حوثی ها ابزار دست تهران نیستند و به صورت مستقل عمل می‌کنند.»

از سوی دیگر مقامات آمریکایی روز پنجشنبه 26 مارس اعلام کردند که این کشور موضوع تجهیز عربستان سعودی به هواپیماهای راداری برای هشدار سریع و همچنین انجام عملیات سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگی در هوا برای مشارکت در عملیات طوفان قاطع را بررسی می‌کند. مسئولان پنتاگون اعلام کردند که این موضوع حتماً بر روی میز خواهد بود و مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این در حالی بود که کاخ سفید نیز مدتی پیش از آن اعلام کرده بود باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا اجازه ارائه کمک‌های لجستیک و اطلاعاتی به عملیات نظامی سعودی‌ها در یمن را داده است. به‌ این ‌ترتیب واشنگتن تاکنون  12 نظامی خود را مأمور کرده تا ستاد هماهنگی با دولت‌های عضو ائتلاف حمله به یمن تشکیل دهند. ژنرال استفان وورین سخنگوی پنتاگون در این زمینه می‌گوید که نقش آمریکایی‌ها در وهله اول باز نگهداشتن خطوط همگرایی بین آمریکا و کشورهای خلیج فارس است.

روزنامه صهیونیستی: جنگ عربستان با یمن همان جنگ صهیونیست‌هاست با شیعیان/ سعودی‌ها با چه توهمی به یمن حمله کردند/

همچنین برخی منابع پنتاگون پس از آن اعلام کردند که نیروهای دریایی آمریکا نیز با درخواست عربستان سعودی برای نجات 2 خلبان این کشور از آب‌های خلیج عدن بعد از سقوط جنگنده‌های اف 15 آن‌ها در منطقه موافقت کرده است.

فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در این راستا می‌گوید که ارتش آمریکا با وجود درگیری و بی‌ثباتی در یمن با شرکای خلیجی و اروپایی خود برای تضمین باز نگهداشتن تنگه استراتژیک باب المندب به روی کشتیرانی تجاری همکاری می‌کند. ژنرال لوید اوستن در نشست مجلس سنای آمریکا در این رابطه گفت: ما ضمن همکاری با شرکای خود در شورای همکاری خلیج ‌فارس برای تضمین باز نگهداشتن این تنگه ها (باب المندب و تنگه هرمز) فعالیت می‌کنیم. وی تصریح کرد: منافع اساسی ما در تضمین کشتیرانی آزاد تجاری از طریق این دو تنگه است.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز تأکید کرد که جان کری وزیر خارجه این کشور در دیدار روز 26 مارس با همتای ایرانی خود پیش از بازگشت به میز مذاکرات هسته‌ای در لوزان سوییس به موضوع یمن پرداخته است. جف راتکی در این زمینه گفت جان کری موضوع درگیری‌ها در یمن را با محمد جواد ظریف همتای ایرانی خود در نشست دوجانبه‌ای بررسی کرده است، البته این موضوع محور مذاکرات انجام شده در لوزان نبود و این مذاکرات در زمینه برنامه هسته‌ای ایران بوده است. راتکی تصریح کرد: کری به صورت خلاصه در این دیدار با همتای ایرانی خود به اوضاع یمن پرداخته است، اما بگذارید تأکید کنم که این موضوع محور مذاکرات نبوده و نیست. همچنین یک مقام ارشد در هیئت مذاکره ‌کننده آمریکایی در لوزان در این رابطه گفت که موضوع یمن هیچ تأثیری در مذاکرات نداشته است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: یمن, عربستان, ,

تاريخ : یک شنبه 16 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام
به گزارش مشرق، سید عزت الله ضرغامی قرار بود با ما درباره فضای مجازی سخن بگوید. وقتی وارد اتاق او شدیم او در حال گرفتن اطلاعاتی در این مورد بود. اما وقتی مصاحبه تمام شد به مزاح گفت؛ تیتر بزنید؛ به جای فضای مجازی. این یعنی ما رندی کرده بودیم و او را به مباحث سیاسی و رسانه ملی کشاندیم. او هم که خوش سخن است و خوب رشته کلام را به دست می‌گیرد با ما به راحتی سخن گفت تا مصاحبه‌ای که می‌خوانید مصاحبه ای جذاب و دوست‌داشتنی شده باشد؛ مصاحبه‌ای با مهندس ضرغامی.
 
 
 
گویا بعد از 10 سال سخت و پرفشار روزهای آرام‌تری دارید...
 
کار از نظر حجمی‌ زیاد فرقی نکرده، اما استرس آن کمتر شده است.
 
در دوره ریاست بر صدا‌و‌سیما، از چه ساعتی کار خود را شروع می‌کردید؟
 
در آن دوره، وقتی به خانه می‌رفتم، باز هم در حال انجام کار بودم و حتی پرکارتر می‌شدم؛ چراکه وقت بیشتری برای مانیتور کردن برنامه‌های پربیننده شب داشتم. اغلب اوقات، از منزل با شبکه‌های مختلف تماس می‌گرفتم و مدیریت می‌کردم. در صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی، علاوه بر برنامه‌ریزی، ارزیابی و ساماندهی کار، باید کار مدیریت شود؛ یعنی شما ناچارید وقتی در منزل حضور دارید، برنامه‌های مهم را از کنداکتوری که با یکدیگر تداخل می‌یابد و با چند برنامه پربیننده همپوشانی پیدا می‌کند و موجب دشواری‌هایی برای مخاطب می‌شود، رصد کنید و تذکرات لازم را بدهید.

علاوه بر این باید محتوای برنامه‌ها را نیز بررسی کنید. به‌عنوان مثال زمانی‌ که یک برنامه گفت‌وگوی زنده خوب در حال پخش بود، من تماس می‌گرفتم و می‌گفتم برنامه بعدی را لغو یا نیم‌ساعت به این برنامه اضافه کنید. البته به‌طور موردی از این اتفاقات پیش می‌آمد. رئیس سازمان صدا‌و‌سیما قطعا با مسائل زیادی درگیر است. به همین دلیل، من در روزهای تعطیل هم در سیما شیفت مقرر کرده بودم که هر جمعه، یکی از مدیران در سازمان حضور داشته باشد و با تلفن مشخص مستقر می‌شد. هر پیشنهادی که داشتیم،

به «مدیر کشیک» می‌دادیم و او هماهنگی‌های لازم را انجام می‌داد. بنابراین در کار صدا‌و‌سیما باتوجه به اینکه باید به‌طور 24ساعته مدیریت کنید، حتی در منزل هم باید این کار را انجام دهید. اگر مشخصا و به لحاظ ساعات کار می‌پرسید که تفاوتی با گذشته ندارد و حتی وقتی در منزل هستم، برخی کارها و پروژه‌هایی را که برعهده دارم، انجام می‌دهم اما قاعدتا استرس کارهایی که در مسئولیت فعلی انجام می‌دهم نسبت به زمانی که در سازمان بودم کمتر است؛ در آنجا باید به‌طور لحظه‌ای مساله حل می‌کردم اما حالا دیگر لازم نیست که مساله حل کنم. این رخدادی است که کمک بسیاری به من می‌کند و خانواده‌ام آرامش بیشتری دارند.

البته در همین برهه هم به‌واسطه محبت و اصرار دوستان، اگر چیزی ببینم یا نکته‌ای به ذهنم برسد که احساس کنم تکلیف است با مدیران شبکه‌ها تماس می‌گیرم و مطلبی را به آنها می‌گویم؛ آنها هم ضمن تشکر اقدام می‌کنند.
 
شما از مدیران آقای لاریجانی بودید و آقای سرافراز از مدیران شما بود. این رابطه چگونه بود؛ چه نسبتی میان این دو رابطه می‌بینید؟
 
مهم‌ترین مسئولیت من که مرتبط با سازمان است، معاونت سینمایی ارشاد بود. شاید یکی از دلایلی که انتخاب را برای رهبر‌معظم انقلاب سهل کرد، سابقه من در حوزه سینمایی کشور بود که ایشان قضاوت روشنی در‌خصوص آن مدیریت داشتند.
آن مسئولیت و سابقه مربوط به دوره آقای میرسلیم می‌شد. زمانی که آقای لاریجانی به وزارت ارشاد رفتند، من به دلیل سابقه دوستی که با ایشان داشتم، به این وزارتخانه رفتم؛ در واقع ما با هم وارد وزارت ارشاد شدیم. شاید از تغییر شکل اتاق آقای خاتمی - وزیر پیشین ارشاد - که بسیار تاریک بود و پرده‌های ضخیمی ‌داشت، شروع کردیم تا آوردن یک ویدئو به اتاق آقای لاریجانی؛ در حالی‌که در آن زمان، بسیاری از افراد با ویدئو آشنا نبودند. من طرز کار ویدئو را به آقای لاریجانی گفتم و یک نوار گذاشتیم و ایشان قسمتی از یک فیلم را تماشا کرد. ما از اینجا همکاری‌مان را شروع کردیم و بسیاری از امور ارشاد در اختیار من بود.

برای مثال وقتی قرار بود حکمی ‌برای من صادر شود، ایشان به من می‌گفت که شما خودتان حکم را تنظیم کنید. خاطرم هست یک بار آقای امین‌زاده که معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بود، خدمت ایشان آمد و گلایه کرد که آقا! تکلیف ما را روشن کنید و به ما بگویید که اگر این فردی که به این مسئولیت انتخاب کرده‌اید، اختیارات وزیر را دارد ما به حرف‌هایش گوش کنیم؟ یا با خودتان جلسه بگذاریم و حرف‌هایمان را مطرح کنیم. آقای لاریجانی هم جواب لازم را به ایشان داد. البته بعدها مسئولیت معاونت استان‌ها و مجلس را گرفتم. در آن زمان مجلس می‌توانست از لحاظ اعتبارات دستگاه‌ها مهمتر از الان باشد. یادم می‌آید که در سال اول شرایط به‌گونه‌ای بود که تسهیلات فراوانی برای وزارت ارشاد فراهم شد. در آن زمان آقای نوبخت که نماینده مجلس بودند، تبصره‌ای تحت‌عنوان تبصره 55 برای بخش فرهنگ با کمک ما طراحی کردند و در قانون بودجه آوردند.

براین اساس، ما توانستیم اعتباراتی را از بخش‌های مختلف بگیریم. وقتی آقای لاریجانی از وزارت ارشاد رفت، آقای میرسلیم از من خواست معاونت سینمایی را بپذیرم. در آن زمان، تیم 10 ساله آقای بهشتی و آقای انوار که دوره مدیریت طولانی داشتند و مدیریت آنها در دوره آقای لاریجانی ادامه یافته بود به تازگی از وزارت ارشاد رفته بودند. آقای انوار، آقای مسجدجامعی و آقای خوشرو در سه مسئولیت سینمایی، فرهنگی و هنری فعالیت می‌کردند که در دوره آقای لاریجانی تغییر نکردند، اما آقای میرسلیم تیم معاونان وزارت ارشاد را تغییر دادند.
در دوره آقای میرسلیم، معاونت‌های تولیدی که بار اصلی را بر دوش می‌کشیدند تغییر کردند. معاونت‌های دیگر ستادی بودند. البته آقای لاریجانی، آقای ابطحی را که معاون بین‌الملل بود، تغییر داده و آقای علی جنتی را به این سمت منصوب کرده بود. در دوره آقای میرسلیم، آقای فریدزاده در وزارت ارشاد حضور داشت که انسان بسیار خوبی بود اما با بچه‌های مذهبی درگیر شد و دیگر نمی‌توانست ادامه دهد.

ایشان هم زمانی‌که برایش مشکل ایجاد شد، به من اصرار کرد و من هم پذیرفتم؛ البته در دوره این مسئولیت، خدا خیلی به من کمک کرد. من خیلی دوست دارم که در یک فضای بسیار حرفه‌ای کارهایی را که در آن دوره انجام شده، بازگو کنم؛ چراکه افرادی مانند آقای جیرانی معتقدند که جشنواره 75، قوی‌ترین جشنواره‌ای بود که در تاریخ جشنواره فیلم فجر برگزار شده است. یا چندی قبل دیدم خبرگزاری فارس گزارشی منتشر کرده بود که در سال 74، رکورد تعداد فیلم‌ها در جشنواره فیلم‌فجر شکسته شد. در مباحث ارزشی نیز با ما همکاری خوبی صورت گرفت؛ هم از نظر ظاهر و هم از نظر باطن فیلم‌ها. حضرت آقا هم محبت کردند و با وجود اینکه در دوره معاونت سینمایی هرگز خدمت ایشان نرسیده بودم، در دیدار با مسئولان وزارت ارشاد، اولین جمله‌ای که خطاب به آقای میرسلیم فرمودند این بود که برخی کارهای خوب شما باعث دلگرمی‌ ما شده است؛ من‌ جمله انتخاب معاون سینمایی. ایشان چند جمله دیگر هم بیان کردند و من متوجه شدم که حضرت‌آقا چقدر دقیق، مسائلی را که در حوزه سینما وجود دارد، دنبال می‌کنند. بنابراین سابقه من برای انتخاب رئیس سازمان به آن دوره بازمی‌گردد. اما بعد از دوم‌خرداد 76 که ما از وزارت ارشاد رفتیم، من در صدا‌و‌سیما دعوت به همکاری نشدم.

شاید یک علت این اتفاق، فضای بسیار سنگینی بود که حاکم شده بود و آقای لاریجانی و همکارانشان این موضوع را درک می‌کردند. بنابراین من با اصرار آقای شمخانی به وزارت دفاع رفتم؛ به هیچ‌وجه نه خودم قبول داشتم و نه خانواده‌ام قبول داشتند. من با اصرار آقای شمخانی به وزارت دفاع رفتم و برای پذیرش آن مسئولیت، چهار بار با من صحبت کردند. زمانی ‌که آقای شمخانی این مسئولیت را برای من قطعی کرد، برای جریان اصلاحات بسیار سخت و گران آمد.

حتی من شنیدم که آقای بهزاد نبوی به وزارت دفاع رفت، با آقای شمخانی برخورد کرد و گفت که دولت اصلاحات، یکپارچه و یکدست است؛ شما می‌دانید چه کسی را به اینجا می‌آورید؟ من به آقای شمخانی گفتم که اگر به شما فشار می‌آورند، من اصراری ندارم در این مسئولیت بمانم اما ایشان در آن قصه، مردانگی خوبی از خود نشان داد؛ هر چه که بود، تصمیم گرفته بود و محکم ایستاد. البته من مشکلی با آقای خاتمی نداشتم؛ همواره به ایشان احترام می‌گذاشتم و ایشان هم به‌طور لسانی و هم عملی به من لطف داشتند. وقتی من معاون پارلمانی شدم، آقای موسوی‌لاری از شدت عصبانیت اعلام کرد که فلانی را از لیست معاونان پارلمانی حذف کنید؛ بنابراین به مدت شش‌ماه من را به جلسات معاونان پارلمانی که برای هماهنگی با مجلس تشکیل می‌شد، دعوت نمی‌کردند. حتی در لیستی که از طریق تلکس می‌فرستادند و معاونان پارلمانی را دعوت می‌کردند، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح حذف شده بود. دوستانی هستند که وقتی از قدرت کنار می‌روند، ادعای فراجناحی بودن دارند و به جریان اصولگرا خرده می‌گیرند اما وقتی به قدرت می‌رسند چنین رفتارهایی را بروز می‌دهند. برای من مهم نبود که در این جلسات شرکت کنم؛ چراکه در مجلس، از همه آنها فعال‌تر بودم و خودشان هم این را می‌دانستند.

 روزی یادداشتی برای آقای خاتمی نوشتم که هنوز هم آن را نگه داشته‌ام. من به ایشان گفتم که ما کارمان را انجام می‌دهیم اما معاون شما، چنین اقدام کودکانه‌ای کرده که با مشی شما همخوانی ندارد. وقتی آقای خاتمی این یادداشت را خواند، ناراحت شد و با آقای موسوی‌لاری برخورد تندی کرد و آنها از هفته بعد من را دعوت کردند. من چند دقیقه دیرتر به جلسه رسیدم و دوستانی که در جلسه بودند، صلوات فرستادند! بعد از اینکه من نشستم، آقای موسوی‌لاری گفت که ما خیلی تبریک می‌گوییم و مشتاق بودیم که در این جلسات، خدمت آقای ضرغامی ‌برسیم؛ من هم گفتم ما بیشتر از شما! (خنده) اجازه دهید نکته‌ای درباره آقای شمخانی عرض کنم؛ آقای شمخانی یک نیروی ارزشی اصیل است و وارد جناح‌بندی‌ها نشده است اما علاقه خاصی به جریان‌های اصلاح‌طلب دارد.

گاهی اوقات این علاقه خاص ایشان، فرصتی شده که بتواند در تغییر جریانات، فرصت خدمت پیدا کند. ما در آن چهار سالی که همکاری می‌کردیم، بنده عملا یک مشاور فعال سیاسی - عقیدتی برای ایشان بودم. البته آن دوره چهارساله، مجموعه خاطراتی دارد که شاید یکی از مهم‌ترین آنها جریان استیضاح مهاجرانی در مجلس بود.

احمدی‌نژاد در ماجرای مصلحی به انحراف کشیده شد/ رهبر انقلاب در جلسه با دولت روحانی فرمودند انصاف را رعایت کنید/ از دفتر رهبری برای تأخیر در مصاحبه رییس جمهور اختیار تام به من دادند/ درباره نامزدی خودم در ریاست جمهوری شایعاتی شنیدم

دولت به وزرا فشار آورده بود که باید همگی به مجلس بروید و فعال باشید و از وزیر ارشاد دفاع کنید. ادامه جلسه استیضاح به بعدازظهر موکول شد و حساسیت فوق‌العاده‌ای پیدا کرد. وقتی در صحن علنی بودم آقای شمخانی با من تماس گرفت و گفت که فشار زیادی روی من است. حتی آقای ابطحی به من فشار می‌آورد که شما وزیر کابینه هستید و حتما باید بروید. من به او گفتم شما به‌عنوان سردار سپاه با این همه عقبه انقلابی و حزب‌اللهی نباید موید این فضای فرهنگی و سیاسی باشید. گفتم که من کاری به مهاجرانی ندارم اما شما فقط خودت نیستی و بچه‌های رزمنده را نمایندگی می‌کنی. بعد از مقداری توضیح، آقای شمخانی قبول کرد و گفت من فقط بیایم و در مجلس حضور پیدا کنم تا از میزان فشارها روی من کم بشود؛ از یکی از درب‌های مجلس وارد بشوم، چند دقیقه‌ای در راهروها با برخی افراد صحبت کنم و از درب دیگر مجلس را ترک کنم.

گفتم کار پسندیده‌ای است. البته شاید هم خودم این پیشنهاد را به آقای شمخانی دادم. حتی یک شوخی هم با این ایشان کردم و وضعیت ایشان و حضور در مجلس را با فرد دارای عذر شرعی و مسجد مقایسه کردم که از یک در بیایید و از یک در خارج شوید! آقای شمخانی آمد و با چند نفر از نمایندگان خوزستان صحبت کرد و بعد هم از مجلس رفت.
 
چه شد که آقای شمخانی نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد؟
 
ایشان در دور دوم اصلاحات، احساس تکلیف کردند و صادقانه نامزد شدند.
 
در آن زمان برخی می‌گفتند که نامزدی آقای شمخانی یکی از برنامه‌های اصلاح‌طلبان برای ایجاد تفرق و تشتت در آرای اصولگرایان است. آیا چنین چیزی واقعیت داشت؟
 
نه؛ به هیچ وجه این‌طور نبود. اصلا آقای شمخانی چنین روحیه‌ای ندارد و واقعا فکر می‌کرد که رئیس‌جمهور می‌شود. آقای شمخانی روحیه شجاعانه‌ خاصی دارد که بارزترین نمونه این روحیه، ماجرای انتخاب من بود. آقای شمخانی واقعا به‌طور جدی نامزد انتخابات شد اما به هیچ‌وجه حریف نبود. او یک نیروی نظامی بود؛ حتی بعدا به دلیل تخریب‌ها، زمانی‌که در یک گفت‌وگوی تلویزیونی می‌خواست به اصلاح‌طلبان جواب بدهد، لباس نظامی پوشید. وقتی این کار را انجام داد من گفتم که آقای شمخانی قید همه چیز را زده و فقط می‌خواهد جواب بدهد.

 اتفاقا من توصیه می‌کنم که آن گفت‌وگوی تلویزیونی آقای شمخانی را بخوانید؛ چراکه نقد خوبی نسبت به جریان اصلاح‌طلب است. مضمون آن سخنرانی این بود که ما با شما مشکلی نداریم و دوست و همکار هستیم؛ حالا که آمده‌ایم و کاندیدا شده‌ایم، شما باید ما را این‌گونه تخریب کنید؟! اما آقای شمخانی حتی در خوزستان هم رای خوبی نیاورد و رای‌اش نسبت به نفر اول، کمتر بود. بعد از چهار سال، آقای لاریجانی اصرار زیادی کردند که من به صدا‌و‌سیما بروم؛ چراکه اصلاح‌طلبان مجلس ششم را در اختیار گرفته بودند. اما من نرفتم؛ خود آقای لاریجانی هم به خاطر دارند که من نمی‌رفتم. حتی ایشان چندین بار تماس گرفتند و صحبت کردند اما من واقعا نمی‌خواستم بروم؛ یعنی انگیزه‌ای نداشتم. خاطرم هست که یک‌بار همراه با خانواده حوالی میدان هفت‌تیر بودیم و من در حال رانندگی بودم.

آقای لاریجانی با من تماس گرفت و من در حالی‌که رانندگی می‌کردم، با ایشان صحبت کردم. آقای لاریجانی باز هم اصرار کرد که من به صدا‌و‌سیما بروم و با ایشان همکاری کنم اما من قبول نمی‌کردم. خانم بنده گفت که فلانی اگر احساس می‌کنی که نیاز است، چرا این‌طور رفتار می‌کنی؟! باید قبول کنی! بعدها آقای لاریجانی جمله‌ای گفتند با این مضمون که آقا فرموده‌اند چرا فلانی به صدا‌و‌سیما نمی‌آید؟ یا چرا او را به صدا‌و‌سیما دعوت نمی‌کنید؟ وقتی ایشان این صحبت‌ها را از حضرت آقا نقل کردند، من بدون اینکه چک کنم، گفتم که اگر احساس می‌کنید که نگاه حضرت آقا این است که من بیایم و کمک کنم، الساعه می‌آیم؛ بدین ترتیب به معاونت پارلمانی و استان‌های صدا‌و‌سیما رفتم. مجلس ششم، مجلس بسیار سختی بود اما من رابطه خوبی با اداره‌کنندگان مجلس داشتم؛ از رئیس مجلس گرفته تا بدنه اصلاح‌طلبان. هنوز هم اگر از روسای این جریان بپرسید، این مساله را تایید می‌کنند؛ یعنی سعی کردم فضای رفاقتی فراهم کنم. انصافا حمایت‌ها و پشتیبانی‌هایی که آقای کروبی از ما و صدا‌و‌سیما می‌کرد و همچین رفاقتی که با ما برقرار کرد، قابل‌توجه بود.

حتی زمانی‌که می‌خواستند بودجه‌های صدا‌و‌سیما را کاهش دهند، آقای کروبی جلسه خصوصی ‌گذاشت، با اصلاح‌طلبان برخورد کرد و از ما و از بودجه صدا‌و‌سیما دفاع ‌کرد. روزی یکی از نمایندگان حرف تندی زد ولی آقای کروبی گفت که این حرف، غلط است و صدا‌و‌سیما باید همین‌گونه عمل کند. دو، سه نفر به نشانه اعتراض از جای خود بلند شدند اما آقای کروبی در برابر آنها ایستاد و حتی گفت که بینی و بین‌الله، وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم که قانونا حق با صدا‌و‌سیماست. این صحبت‌ها موجب فریاد اعتراض چند نفر شد و جلسه به هم خورد؛ البته آبستراکسیون رسمی نشد اما صحن متشنج شد و حتی عده‌ای صحن علنی را ترک کردند. آقای کروبی این‌گونه از صدا‌و‌سیما حمایت می‌کردند و من در مباحث مجلس بعد ندیدم که کسی مثل آقای کروبی از صدا‌و‌سیما حمایت عملی و زبانی کند؛ البته صدا‌و‌سیما در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، مدیریت خاص خود را داشت و آنطور که لازم بود، عمل می‌کرد. می‌خواهم عرض کنم که برخورد آقای کروبی با صدا‌و‌سیما برخورد خوبی بود و من این رفاقت را تا دوران فتنه ادامه دادم. من بارها در خصوص جلساتی که با آقای کروبی داشتم، صحبت کرده‌ام و معتقدم که آقای کروبی فریب خورد.

البته شاید «فریب»، عبارت رسایی نباشد اما آقای کروبی واقعا چاره‌ای نداشت جز اینکه دنباله‌رو آقای موسوی بشود. موسوی فضایی ایجاد کرده بود که حتی آقای خاتمی را که خودش را لیدر جریان اصلاحات می‌دانست، به‌دنبال خود کشاند. من ‌تردید ندارم رفتارهایی که موسوی در پیش گرفت و فضای تندی که ایجاد کرد، هرگز موردنظر آقای خاتمی نبود اما خاتمی دیگر نتوانست خودش را نگه دارد و استقلال خود را حفظ کند؛ این نظر شخصی من است. بدین ترتیب، آقای خاتمی را دنباله‌رو موسوی شد؛ موسوی رفت و او را هم به‌دنبال خود کشید و برد.

ما در مجلس ششم از رئیس تا بدنه نمایندگان و اعضای کمیسیون‌ها ارتباطات خوبی داشتیم؛ اگر با افرادی مثل خانم راکعی یا اصلاح‌طلبانی مثل آقای تابش که هنوز هم در مجلس هستند، صحبت کنید، برای شما خواهند گفت که در آن زمان چه رابطه‌ای بود.
 
آقای پورنجاتی چطور؟
 
به نظر من، شخصیت آقای پورنجاتی را باید مستقلا بررسی کرد. پورنجاتی یک اصلاح‌طلب اصیل نیست؛ پورنجاتی یک شخصیت اطلاعاتی بود که با آقای ری‌شهری کار می‌کرد. زمانی‌که ما در وزارت ارشاد بودیم، در بازدیدی که به همراه آقای لاریجانی از سازمان حج و زیارت داشتیم، جلسه‌ای با آقای ری‌شهری برگزار کردیم. این جلسه بین آقای ری‌شهری، آقای لاریجانی، بنده و آقای پورنجاتی بود.

این نخستین برخورد من با آقای پورنجاتی بود و فکر می‌کنم آقای لاریجانی هم اولین جلسه‌ای بود که ایشان را شناخت. برداشت من به‌عنوان فردی که به آقای لاریجانی نزدیک بودم، این بود که در آن جلسه آقای لاریجانی از آقای پورنجاتی خوشش آمد و مدتی بعد از ایشان دعوت کرد که به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بیاید. آقای پورنجاتی هم پذیرفت، معاون مطبوعاتی شد و همکاری خود با آقای لاریجانی را آغاز کرد. وقتی آقای لاریجانی به سازمان صداوسیما رفتند، ایشان هم معاون سیما، قائم‌مقام رئیس در امور سیما و یکی از افراد نزدیک به آقای لاریجانی شد.

بنابراین، آقای پورنجاتی هرگز یک فرد اصلا‌ح‌طلب نبود،نمی‌دانم اما به نظرم خوب است که مرکزی در کشور باشد که فرآیند دگردیسی کسانی را که یک‌شبه تغییر موضع می‌دهند، بررسی و تحلیل کند. ما هم در فتنه چنین افرادی را داشتیم و هم قبل از فتنه، نمونه‌هایی داشتیم که فردی از اصولگرایی تند، به اصلاح‌طلبی تند تغییر گرایش داد. این مسائل قابل بررسی است و نتایج خوبی از درون آنها بیرون می‌آید؛ می‌توان از این طریق مسائل سیاسی کشور را آسیب‌شناسی کرد. بنابراین، طبیعی بود که وقتی آقای پورنجاتی دگردیسی پیدا کرد، تندتر از سایر اصلاح‌طلبان علیه اصولگرایان به میدان بیاید. از این‌رو، من نمی‌توانم روی نگاه آقای پورنجاتی به‌عنوان یک نگاه اصیل حساب باز کنم و از اصلاح‌طلبان اصیل صحبت می‌کنم. مثلا آقای مجید انصاری در مجلس ششم ضمن اینکه خط‌و‌ربط و موضع خود را حفظ می‌کرد و انتقادات خودش را داشت، در جاهایی که احساس می‌کرد یک بحث حق و قانونی در میان است، در مقابل تندروی‌های مشارکت می‌ایستاد. بد نیست در اینجا خاطره‌ای نقل کنم. در آن دوره، جریانی بر‌خلاف قانون ایجاد شد که رهبری آن با همین آقای پورنجاتی بود و قصد داشتند مبلغ بیست و سه میلیارد تومان بودجه صدا‌و‌سیما را کاهش دهند. البته این کار را هم انجام دادند چراکه اکثریت در اختیار آنها بود.

بنای این کار، در کمیسیون فرهنگی گذاشته شد که ریاست آن برعهده آقای پورنجاتی بود اما شورای نگهبان آن را رد کرد و بودجه صدا‌و‌سیما به وضعیت عادی بازگشت. در یکی از جلسات کمیسیون تلفیق در آن دوره، مرحوم آقای بورقانی حضور پیدا کرده بود. ما با ایشان خیلی رفاقت داشتیم اما آنها قصد داشتند یک کار تشکیلاتی انجام دهند و با حمایت آقای پورنجاتی این کار را انجام می‌دادند؛ حتی می‌آمدند، نامه می‌گرفتند، می‌بردند و کارهای فراوانی انجام دادند. بار نخست که این اقدام پیگیری شد، ما اجازه ندادیم رای بیاورد و فضای کمیسیون را به فضای منطقی بودجه‌ای تغییر دادیم. اما بعد، بار دیگر اینها پیگیری کردند و کاری را که می‌خواستند انجام دادند. من خاطرم هست که در آن دوره مجلس سه‌شیفته کار می‌کرد و بررسی بودجه، به جلسه شب موکول شده بود.

احمدی‌نژاد در ماجرای مصلحی به انحراف کشیده شد/ رهبر انقلاب در جلسه با دولت روحانی فرمودند انصاف را رعایت کنید/ از دفتر رهبری برای تأخیر در مصاحبه رییس جمهور اختیار تام به من دادند/ درباره نامزدی خودم در ریاست جمهوری شایعاتی شنیدم

آقای بورقانی هر قدر تلاش کرده بود که این مساله تصویب شود و این بودجه را حذف کند آقای مجید انصاری به‌عنوان رئیس کمیسیون اجازه نداده و این موضوع رای نیاورده بود. اینها به‌قدری ناراحت شده بودند که وقتی آقای بورقانی به راهرو آمد، در حالی‌که سیگار می‌کشید با ما سلام و علیک کرد و گویی فراموش کرده بود که دعوا بر سر ماست، با الفاظ بد و آنچنانی، خطاب به من می‌گفت که من حالش را می‌گیرم. من فلان و بهمان می‌کنم (کلمات غیربهداشتی). اینها را به من می‌گفت که مثلا من هم بگویم که عجب آدم بدی است. آقای بورقانی واقعا انسان صاف و ساده‌ای بود. مجید انصاری با اینکه یک اصلاح‌طلب اصیل است در مقابل آنها ایستاد اما آقای پورنجاتی یک اصلاح‌طلب اصیل نیست؛ یعنی او باید قاعدتا از آنها بیشتر می‌نواخت و باید بیشتر نشان می‌داد که بگوید ما هستیم. در آن دوره ماجرای تحقیق و تفحص از مجلس ششم هم پیش آمد که خود موضوع مفصلی است.
 
آقای لاریجانی هم در رابطه با این گزارش عبارت کشکی را به کار برده بودند...
 
همه بچه‌های سازمان می‌دانند که من همواره از آقای لاریجانی به‌عنوان سلف صالح یاد می‌کنم. اظهار ارادت من به ایشان، برقرار است و از دستاوردهای ایشان به نیکی یاد می‌کنم. در طول دوره مسئولیت من، گاهی اوقات پیش می‌آمد که آقای محمد هاشمی یا آقای لاریجانی برای من مطلبی می‌نوشتند؛ مثلا نیرویی را توصیه می‌کردند یا فردی را که به آنها مراجعه کرده بود، به من معرفی می‌کردند. من بدون هیچ ‌تردیدی، زیر نامه‌شان می‌نوشتم که عین دستورات یا اوامر آقای محمد هاشمی یا آقای لاریجانی انجام شود. بچه‌های سازمان هم این مساله را می‌دانستند. اینکه من می‌گویم اصلا مهم نیست اما گاهی در جمهوری اسلامی به قدری می‌بینیم که خلافش رویه شده، برای‌مان عجیب به نظر می‌رسد. این نکته بسیار مهمی ‌است که مسئولیت‌ها در جمهوری اسلامی، دو امدادی است. اصلا فرض کنیم که جریان‌های سیاسی در بیرون از این چارچوب، همدیگر را بر سر یک مسئولیت بکشند اما وقتی یک مدیر کار را به جایی رساند، چوب را به مدیر بعدی می‌رساند و او هم می‌دود تا چوب را به مدیر بعدی برساند. اصلا مگر غیر از این است؟! نکته‌ای هم در خصوص زمانی‌که در معاونت سینمایی وزارت ارشاد بودم، بگویم. تیمی که وزارت‌ارشاد آمده بود در حق آقای انوار بی‌محبتی کردند و علیه ایشان پرونده‌سازی شد؛ در حالی‌که آقای انوار فرد بسیار پاکی است و من ایشان را قبول دارم. خود آقای انوار می‌دانست که تنها حامی‌اش در وزارت ارشاد برای پیگیری کارش و دفاع از ایشان، بنده بودم که به جای ایشان به معاونت سینمایی ارشاد منصوب شده بودم. روزی که من به این سمت منصوب شدم، تعریف مفصلی از این آقایان کردم.

سینمایی‌ها هم می‌دانند و این مساله به‌عنوان یک کد مطرح است؛ شاید اولین کد «کلید» همانجا باشد. من گفتم که اتاق من سه کلید دارد؛ یک کلید به آقای انوار می‌دهیم، یک کلید به آقای فریدزاده و یک کلید هم دست من است. اعلام کردم که این اتاق متعلق به آنهاست و هر وقت خواستند کلید در اختیارشان است و می‌توانند وارد اتاق شوند؛ این مساله برای سینماگران جذابیت زیادی داشت. دیگر کسی جرات نداشت که بیاید و راجع به مدیر سابق، حرف‌های بی‌ربط بزند؛ مگر اینکه بحث کارشناسی کند. البته وقتی به دوم خرداد رسیدیم و من از معاونت سینمایی ارشاد رفتم، مرحوم آقای سیف‌الله داد که انسان بسیار خوبی بود، نمی‌توانست مثل من عمل کند؛ یعنی اجازه نمی‌دادند عمل کند. ایشان بعد از یک مدت طولانی به من زنگ زد. البته معمولا رسم بر این است که وقتی مدیر جدید می‌آید، جلسه‌ای با مدیر پیشین تشکیل می‌دهد و از او بپرسد که کار در چه مرحله‌ای است؛ این به معنای آن نیست که بگوییم طرف نمی‌داند و ما را دعوت می‌کند. باید از مسائل مربوط به داخل اتاقش به او بگویید تا اقداماتی که انجام داده‌اید؛ مبادا سوءتفاهمی ‌ایجاد شود.

 آقای سیف‌الله داد با من تماس گرفت و اظهار محبت کرد و گفت که آقای ضرغامی‌ من می‌خواهم شما برای ناهار به دفتر من بیایید و گعده‌ای داشته باشیم. من به ایشان گفتم که ناهار برای شما دردسر می‌شود؛ من صبح زود برای صبحانه به دفتر شما می‌آیم تا راحت‌تر باشید. ما با هم قرار گذاشتیم که من برای صبحانه به دفتر ایشان بروم. دو ساعت بعد، منشی ایشان زنگ زد و گفت که آقای داد گفته‌اند آن جلسه را لغو کنیم و ان‌شاءالله در فرصت دیگری در خدمت شما باشیم. برای من بسیار روشن بود که جریان تندرویی که در وزارت ارشاد حضور داشت، حتی تحمل یک صبحانه خوردن آقای داد با من را ندارد و فکر می‌کند که اگر من حرف بزنم، آقای داد به‌گونه دیگری عمل خواهد کرد. این مساله بسیار روشن است و نیازی به تحلیل ندارد. حتی من می‌دانستم که چه کسانی به او گفته‌اند که با فلانی جلسه نگذار.
زمانی که جریان دوم‌خرداد تشکیل شد، غیر از خود آقای خاتمی، افراد تندروی بسیاری زمام امور را در دست گرفتند؛ چراکه من با آقای خاتمی ارتباط داشتم و با هم تماس می‌گرفتیم. من راجع به مسائل سینمایی، دو بار به ایشان نامه نوشتم، موارد جدی را به ایشان گفتم و آقای خاتمی هم واقعا همراهی کردند، ناراحت شدند و تذکر دادند؛ به هر حال، آقای خاتمی یک روحانی معتقد بودند. گاهی برخی افراد می‌گویند روحانی متدین! من نمی‌دانم این دیگر چه صیغه‌ای است؟! (خنده) ما پای منبر روحانیون بزرگ شده‌ایم.
 
برخی افراد خیلی دم از ولایت می‌زنند و نمونه‌های آن در ماجرای فتنه بسیار زیاد بود. حتی در آن دوره خانواده‌ام به من می‌گفتند برو به فلانی بگو ما که داشتیم زندگی‌مان را می‌کردیم و این شما بودید که برای ما ولایت فقیه آوردید و امام را به ما معرفی کردید. حالا ما گناه کرده‌ایم آن خط را می‌رویم یا شما یادتان رفته است؟ شما در مقابل چیزهایی ایستاده‌اید که ما از شما یاد گرفته‌ایم. آقای داد شخصا انسان بسیار خوبی بود اما برخلاف همه ادعاهایی که می‌کنند، اجازه ندادند حتی یک جلسه بگذارد. تحقیق و تفحص مجلس ششم، راجع به عملکرد سازمان بود اما من فکر می‌کنم ریشه تحقیق و تفحص این بود که یک روز آقای لاریجانی به کمیسیون فرهنگی رفت و درباره مسائل فرهنگی توضیح داد.

 یکی از نمایندگان - که اگر اشتباه نکنم آقای افخمی ‌بود - از ایشان پرسید که شما چقدر درآمد دارید؟ آقای لاریجانی گفتند که 15 میلیارد درآمد داریم. آقای کردان در آن جلسه گفتند که نه! 12 میلیارد درآمد داریم. همین اختلاف سه میلیاردی که میان رئیس و معاون پیش آمد، باعث شد که جرقه تحقیق و تفحص زده شود؛ اصلا عده‌ای علاقه‌مند شدند که بدانند درآمد صدا‌و‌سیما 12 میلیارد است یا 15 میلیارد. آنها شروع به سوال کردند و احساس‌شان این بود که ارقام با یکدیگر نمی‌خواند. البته در این 10 سال که آقای تقدس‌نژاد معاون اداری و مالی ما بودند، همه ایشان را به دقت‌نظر در قانون می‌شناختند و قبول داشتند. از این نظر از لفظ پاکدست استفاده نمی‌کنم که همه مدیران ما پاکدست هستند.

انصافا آقای تقدس‌نژاد یک انسان بوروکرات متدین و متخصص است که حاضر نیست یک ریال بی‌حساب و کتاب جابه‌جا کند. ایشان با اینکه درآمدهای ما را به 800 میلیارد رساند، اما تمام این درآمدها ریال به ریال به خزانه واریز می‌شد. حتی یکی، دو سال که درآمد بیشتری کسب کردیم، بازهم هزینه نکردیم و به خزانه واریز کردیم تا اینکه بتوانیم مجوز بگیریم. مدیران قدیمی‌دستگاه اقتصادی کشور با ایشان همکار بودند و حضور ایشان بسیار به ما کمک کرد. در آن دوره همه چیز روشن بود و با اینکه 800 میلیارد درآمد داشتیم اما یک ریال به جای دیگری نرفت. شاید در آن دوره، اطلاعاتی که آقایان نداشتند باعث می‌شد که این وضعیت پدید بیاید. در دوره‌ای که تحقیق و تفحص آغاز شد، حرکت مفصلی علیه سازمان شکل گرفت که ما باید اقدامات بسیاری در مجلس انجام می‌دادیم. من اجازه می‌خواهم که از کنار این مساله عبور کنم؛ چراکه در آن دوره مرحوم آقای کردان از طرف آقای لاریجانی ماموریت پیدا کرد که این مساله را پیگیری کند. مدیریت اصلی کار تحقیق‌و‌تفحص برعهده آقای کردان بود اما از لحاظ هماهنگی‌های کلی، همکاری با مجلس و... بنده فعال بودم.

متاسفانه نمایندگان مجلس ششم در آن دوره گزارش بسیار بدی ارائه کردند و در آن زمان، رقم 500 میلیارد را مطرح و آن را در صحن قرائت کردند. در روزی که آقای سازگارنژاد نماینده وقت شیراز این گزارش را در صحن قرائت می‌کرد، من در ردیف اول نشسته بودم و از ابتدا تا انتهای قرائت گزارش، لبخندی بر لبم بود. حتی چند نفر آمدند و به من تذکر دادند که شما که با خنده به قرائت‌کننده گزارش نگاه می‌کنید، عده‌ای بدشان آمده و ممکن است به شما تعرض فیزیکی کنند؛ کمی جدی‌تر باشید؛ من هم در پاسخ گفتم که جز خنده چیزی به صورتم نمی‌آید. آقای لاریجانی از اصطلاحات خاصی استفاده می‌کند و استفاده از عبارت «کشکی» هم یکی از این عبارات بود. خاطرم هست در همان ایام زمانی‌که ما برای جشنواره رادیو به زیباکنار رفته بودیم، آقای خجسته معاون رادیو در کنار من نشسته بود و آقای لاریجانی هم در حال سخنرانی بود؛ این مراسم به‌طور زنده در حال پخش بود. در بخشی از سخنرانی آقای لاریجانی به این گزارش اشاره شد و ایشان گفت که ما زحمت می‌کشیم اما آنها یک گزارش کشکی تنظیم می‌کنند؛ همه خندیدند.

 من به آقای خجسته گفتم که این کلمه کشکی، وارد ادبیات سیاسی می‌شود و همه درباره آن صحبت می‌کنند. آقای خجسته انکار کرد و گفت شما چرا اینقدر حساس هستید؟ گفتم من که حساس نیستم و همیشه حرف‌هایم را می‌زنم اما اینکه گفتند گزارش مجلس کشکی است، بالا می‌گیرد؛ این‌طور هم شد و این کلمه خیلی مجلس را اذیت کرد. شاید رفتار آقای لاریجانی درست بود؛ چراکه برخورد آنها با صدا‌و‌سیما واقعا سیاسی بود و من این جمله آقای لاریجانی را نقد نمی‌کنم. منظور آقای احمدی‌نژاد از خس و خاشاک هم 13 میلیون نفری که به آقای موسوی رای دادند، نبود؛ قطعا نبود. منظور آقای احمدی‌نژاد معدود افرادی بود که شعارهای ساختارشکنانه داده و به اموال عمومی آسیب وارد کرده بودند؛ من بعدها به آقای احمدی‌نژاد گفتم که شما باید ببینید که در چه فضایی این حرف را می‌زنید؟ به ایشان گفتم اگر در آن شرایط می‌گفتی که من دست این 13 میلیون نفر را می‌فشارم، با کمک هم کشور را می‌سازیم و همه کسانی که به من رای داده‌اند برای سلامتی آن 13 میلیون نفر صلوات بفرستند، فتنه در آن ابعاد اتفاق نمی‌افتاد. انسان باید به کانتکس و بستری که در فضای سیاسی ایجاد شده، نگاه کند. اگر کلمه‌ای را استفاده کنید که حتی منظورتان هم آن برداشتی نباشد که برخی افراد و جریانات کرده‌اند، شما را به یک مسیر دیگر می‌برد.
 
شما در دوره تحصن هم در مجلس حضور داشتید؟
 
بله، تحصن یک اقدام عملی علیه نظام، ولایت و رهبری محسوب می‌شد و اینها جمع شدند و قسم خوردند. من در ردیف جلو نشسته بودم و آقای موهبتی معاون پارلمانی فعلی وزارت بهداشت و از معاونین فعال پارلمانی در آن دوره در کنار من نشسته بود.
 
در آن دوره ما سه معاون پارلمانی بودیم که بسیار فعال بودیم و امکانات فراوانی برای دستگاه‌های‌مان گرفتیم. شهید صیاد شیرازی، سرلشکر فیروزآبادی و برخی افراد دیگر، فرمایشات بسیار خوبی داشتند. زمانی‌که برنامه پنج‌ساله به مجلس آمد، 50 تغییر در آن ایجاد کردیم که مبنای پول برای نیروهای مسلح شد. شاید فقط یکی از نمونه‌های آن برای بسیج بود که در قانون برنامه گنجاندیم و مبنای خیلی از اعتباراتی شد که بعدها بسیج مستمرا به‌طور قانونی دریافت می‌کرد. ما در آن دوره بسیار فعال و موفق بودیم؛ آقای کاتب معاون پارلمانی بنیاد جانبازان که اکنون خودش نماینده مجلس است، آقای موهبتی و بنده. با هم شوخی می‌کردیم و می‌گفتیم هر کدام از ما رئیس‌جمهور شد، یکی از همین جمع را به‌عنوان معاون پارلمانی انتخاب کند. اخیرا آقای موهبتی را دیدم و از او پرسیدم هنوز عهدمان را یادت هست؟ گفت عهد ما یک‌طرفه است؛ اگر من رئیس‌جمهور شدم، بدان که خط سیاسی کشور به کلی تغییر کرده و شما باید فرار کنید و بروید؛ همین‌قدر که شما را به زندان نمی‌فرستیم، باید خدا را شکر کنید (خنده).
 
آقای موهبتی به من گفت که فلانی! حواست باشد که خیلی چهره‌ات حالت خنده به خودش نگیرد که بهانه به دست اینها بدهی؛ چراکه آنها چهره‌های‌شان بسیار عصبی بود و ابروان‌شان را درهم کشیده بودند. جالب اینجا بود که از همه جدی‌تر، آقای پورنجاتی بود و جلوتر از بقیه، برای نظام خط و نشان می‌کشید! شما در دستگاه اطلاعاتی بودید، در بیت رهبری بودید و با ارتباطاتی که داشتید و اعتمادی که به‌ شما کردند، جایگاه‌ها و مسئولیت‌هایی داشتید.
 
در قصه فتنه وقتی ما به برخی از آقایان می‌گفتیم که بیایید و صحبت کنید و با بهانه‌های آنها مواجه می‌شدیم، می‌گفتیم شما که همه چیزتان را از نظام دارید. شما دنیایی فکر می‌کنید، وگرنه تکلیف نظام روشن است؛ یک خداست، یک رسول خداست، یک امامت است، یک ولایت‌فقیه است و یک رهبری، مگر شکی در این دارید؟! شما که همه چیزتان را از ولایت و رهبری دارید، چرا حسابگری می‌کنید که چه زمانی و چگونه حرف بزنیم؟ متاسفانه آقای پورنجاتی یکی از این افراد بود. به نظر من، چنین کاری بر اثر نادانی و تندروی بود. البته بخشی از اصلاح‌طلبان با اینها همراهی و همکاری نکردند و بخش دیگری هم که بودند، بعدها این حرکت را نقد کردند، در واقع این حرکت، حرکت کور بیخودی بود که بگویند ما مجلس را تعطیل می‌کنیم تا نظام به فلان حرف ما توجه کند. من فکر می‌کنم ضربه‌هایی که تندروها به اصلاح‌طلبان زدند، دیگران نزدند. شاید بتوانیم این مساله را در خصوص جناح مقابل اصلاح‌طلبان هم بگوییم - و حتی در مورد همه بگوییم - اما در خصوص اصلاح‌طلبان این مساله بسیار واضح و روشن است.
 
حضرت آقا بعد از انتخابات دوم خرداد، تعابیر خاصی در رابطه با جریان اصلاحات داشتند و حتی اتفاقی را که رخ داد، حماسه نامیدند. اگر از اصلاحات به درستی استفاده می‌شد و به نفع کشور مورد استفاده قرار می‌گرفت، حتما کشور رشد می‌کرد اما تندروها و کسانی که در رده‌های بالاتر مسئولیت دارند، در این داستان مقصر بودند. قرار بر این نیست که وقتی فردی رئیس‌جمهور می‌شود، از تندروها تبعیت کند. این مساله را بارها حتی به‌صورت مکتوب نیز به آقای روحانی گفته‌ام؛ چراکه با ایشان نزدیک، رفیق و راحت هستیم و حرف‌هایی که دو نفر راحت با هم می‌زنند، با هم رد و بدل می‌کنیم. من از روز اول مسئولیت آقای روحانی، صراحتا به ایشان گفتم که آمدن شما می‌تواند فرصتی باشد که کارهای جدیدی در کشور انجام شود و این فرصت، به‌‌سرعت از دست می‌رود. زمانی‌که انسان در مسئولیت قرار دارد، متوجه این مساله نیست اما بهتر است شما از این فرصت استفاده کنید و اجازه ندهید برخی تندروها شما را به مسیر دیگری بکشانند.
 
ما با چنین سابقه‌ای به صدا‌و‌سیما برگشتیم. در دوره چهار ساله‌ای که من در معاونت بودم عملکرد مشخصی داشتم و انتخاب حضرت آقا هم براساس سوابق گذشته بود. من احساس می‌کنم که ما کارهای تازه‌ای در معاونت سینمایی انجام دادیم؛ چراکه من شخصا همواره به سینما علاقه‌مند بودم. قبل از انقلاب ما تلویزیون نداشتیم، اما همه فیلم‌های سینمایی را در سینما می‌دیدیم و من همه فیلم‌های سینمایی را می‌شناختم. در دوره اصلاحات اکثر فیلم‌های سینمایی را می‌دیدم و الان هم فیلم‌های سینمایی را می‌بینم. درباره بسیاری از این فیلم‌ها حرف دارم؛ حتی گاهی اوقات به یک کارگردانی زنگ می‌زنم و از او تشکر می‌کنم در حالی‌که او اصلا فکر نمی‌کند که من فیلم او را دیده باشم. نسبت به فضای سینمای داخلی و خارجی، فیلم‌های مهم سینمای داخلی و خارجی و همچنین جریان‌های سینمایی داخلی و خارجی اطلاع داشتم و باتوجه به اینکه حضرت آقا در این حوزه کارشناس هستند، این سابقه یک عامل مهم برای انتخاب من بود.
 
پس رابطه شما و آقای لاریجانی رابطه بسیار خوبی بود. آیا بین شما و آقای سرافراز نیز چنین رابطه‌ای برقرار بود؟
 
آقای سرافراز از دوستان قدیمی‌ماست و رابطه ما به بیرون از سازمان مربوط می‌شود. ایشان در دوره آقای لاریجانی، معاون برون‌مرزی سازمان بودند. زمانی‌که من به سازمان آمدم، تصمیم گرفتم مدیرانی را که می‌شناختم و می‌دانستم تجربه و شایستگی‌های لازم را دارند، تعویض نکنم اما در عین حال معتقد بودم که باید تحولاتی در حوزه برون‌مرزی انجام ‌گیرد؛ اقداماتی چون راه‌اندازی شبکه‌های پرس تی وی، هیسپان‌تی‌وی، آی فیلم، کوثر و... از جمله اقدامات مهم برون‌مرزی در این دوره بود. در کتاب «راوی صادق» نیز فصلی با موضوع فعالیت‌های معاونت برون‌مرزی تدوین شده است. در طول این ده سال، آقای سرافراز و مدیران حوزه برون‌مرزی، زحمات بسیاری کشیدند و تحولات مورد نظر من را به خوبی انجام دادند. آقای سرافراز از لحاظ کمی و کیفی توانست ماموریت‌های محوله را به خوبی انجام دهد و من کاملا از ایشان رضایت داشتم. در مورد مدیر بعدی، تصمیم‌گیری با رهبری است و مدیران مختلفی که می‌توانند در این مسئولیت قرار بگیرند، جمع‌بندی می‌شود، نقاط قوت و ضعف افراد دریافت شده و نظر کارشناسی خدمت رهبری ارائه می‌شود اما در نهایت این رهبری است که تصمیم می‌گیرد. بنابراین، آقای سرافراز براساس همان مطلبی که من در روزنامه جام‌جم تحت‌عنوان «چرا سرافراز» نوشتم انتخاب شدند؛ ملاک همان است، هنوز هم به آن مسائل اعتقاد دارم و امیدوارم باتوجه به سابقه طولانی که دارند بتوانند در دوره جدید سازمان را نسبت به گذشته ارتقا دهند.
 
شما چه زمانی متوجه شدید که آقای سرافراز به ریاست سازمان انتخاب شده‌اند؟
 
فقط چند روز زودتر.
 
با شما مشورت شد؟
 
از کارشناسان مختلف راجع به افراد سوال می‌شود و من هم مثل بقیه نقاط قوت و ضعف نامزدهای مختلف را ارائه کردم.
 
در دوره‌ای هم که بنده انتخاب شدم، همین‌طور بود، منتها تصمیم نهایی را رهبری می‌گیرند. خاطرم هست که روزی طنزی از آقای مجید صالحی در شبکه نسیم پخش ‌شد که می‌گفت «عزت دیگه وقت رفتنه» من احساس کردم که می‌تواند بهترین عنوان برای روز رفتن من باشد. حتی در بخشی از آن به شاگرد راننده می‌گوید که دست چقدر زیاد شده... (خنده) آن همان زمانی بود که واقعا دست زیاد شده بود و افراد مختلفی از درون و بیرون سازمان مطرح می‌شدند. البته واکنش دوستان بسیار جالب‌تر بود؛ دوستانی که مطرح بودند، پایین نشسته بودند و وقتی گفته می‌شد که دست زیاد شده است، همگی می‌خندیدند. اما واقعا تا آن روز هم هنوز برای من روشن نبود و من نمی‌دانستم که کدام‌یک از دوستان انتخاب می‌شوند اما چند روز قبل از اعلام حکم، از این مساله مطلع شدم. از این‌رو، جلساتی با آقای سرافراز داشتیم؛ ما سه جلسه با هم داشتیم و جلسه سوم ما زمانی بود حکم ایشان از شبکه خبر پخش شد. قبل از آن من با پخش سیما تماس گرفته بودم و گفته بودم که یک عکس خوب از آقای سرافراز انتخاب کنید.خود آقای سرافراز هم آنجا بود که من تذکر می‌دادم. در دوره گذشته که یک عکس زشت از ما نشان دادند. البته من و آقای سرافراز همدیگر را می‌بینیم و در طول هفته، دو، سه جلسه مشترک داریم و اگر نکاتی به ذهنم برسد، به ایشان منتقل می‌کنم. اما در عین حال هیچ دخالتی در امور مربوط به مدیریت ندارم و خصوصا در رابطه با انتصابات، هیچ پیشنهادی نداده‌ام؛ یک مدیر می‌تواند و اختیار دارد که نیروهای خود را انتخاب کند.
 
شما با سه رئیس‌جمهور کار کرده‌اید و در جلسات سه کابینه شرکت کرده‌اید. با کدام‌یک راحت‌تر بودید؟ البته طبعا بیشترین دوره‌ای که با مدیریت شما همزمان بود، دوره ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد بود و با آقای خاتمی و آقای روحانی کمتر کار کردید.
 
من ده سال و نیم در این مسئولیت حضور داشتم که دو سال و نیم آن مربوط به ریاست‌جمهوری آقای روحانی و آقای خاتمی است. فکر می‌کنم تنها کسی که سه رئیس‌جمهور پشت سر هم را تجربه کرده، من هستم. من جوان‌ترین عضو کابینه آقای خاتمی بودم اما در دوره آقای احمدی‌نژاد، آقای بذرپاش این رکورد را شکست.
 
من با این سه رئیس‌جمهور کار کردم؛ معتقدم که صدا‌و‌سیما در جمهوری اسلامی جایگاهی پیدا کرده که لنگر تعادل نظام شده و کشور را در ریل درست راهبردی نظام قرار می‌دهد؛ اگر راهبردهای اصلی نظام و انقلاب که از سوی رهبری تعیین می‌شود، در جایی به خطر بیفتد، این صدا‌و‌سیماست که آن را روی ریل خود نگه می‌دارد. از این‌رو، صدا‌و‌سیما بر‌اساس سیاست‌های رهبری رابطه قوا را تنظیم می‌کنند. گاهی اوقات، برخی از سران قوا احساس می‌کنند که صدا‌و‌سیما مطلبی را خلاف نظر آنها مطرح می‌کند. می‌گویند که صدا‌و‌سیما چه کاره است که به آنها تعریض می‌کند؟ ما در رسانه ملی رئیس‌جمهور را به همان اندازه‌ای که در قانون اساسی بیان شده، مورد توجه قرار می‌دهیم؛ اتفاقا این مقام بسیار هم بالاست. اما اگر میان رئیس قوه‌مجریه و رئیس قوه‌مقننه اختلاف پیش آمد، این ما هستیم که تنظیم می‌کنیم.صدا‌و‌سیما نقش مهمی ‌در رگلاژ و تنظیم رابطه میان قوا براساس سیاست‌های ابلاغی رهبری در جامعه دارد و می‌تواند بدگویی یک قوه نسبت به قوه دیگر را تنظیم کند یا اصلا آن را پخش نکند. اگر یک رئیس قوه خواست بیشتر از حدش استفاده کند، این صدا‌و‌سیماست که می‌تواند آن را تنظیم کند. در دولت آقای احمدی‌نژاد ما خدمات دولت را پوشش می‌دادیم و البته انتقاداتی هم نسبت به عملکرد دولت داشتیم.

خوب است گروهی بیایند و درباره نقدهای صدا‌و‌سیما بر دولت آقای احمدی‌نژاد تحقیق کنند و ببینند آن نقدها بیشتر است یا نقدی که در دوره من نسبت به آقای روحانی انجام شد. حتما در آن دوره بیشتر است، تیزتر است و موارد بسیار زیاد است. در دوره چهارم سفرهای استانی آقای احمدی‌نژاد، این احساس در صدا‌و‌سیما ایجاد شد که ممکن است این سفرها کارکرد انتخاباتی داشته باشد بنابراین سیاست دیگری درباره اخبار آن سفرها در پیش گرفتیم. دیگر سفری انجام نشد. این یک حرف جدی است که من علیه آقای احمدی‌نژاد می‌زنم ما با افراد کاری نداریم؛ ما با رهبری و نظام کار داریم. در رابطه با این موضوعات هم از رهبری سوال نمی‌کردیم؛ من همیشه معتقد به اجتهاد رسانه‌ای بوده‌ام و معتقدم در رسانه ملی، مدیر باید چارچوب‌ها را بشناسد و اجتهاد کند. گاهی اوقات جز رئیس صدا‌و‌سیما هیچ‌کس شرعی بودن یا نبودن یک اقدام را نمی‌داند.وقتی در مسابقات والیبال جهانی بازی ایران با کشورهای بزرگ پخش می‌شد،تشخیص می‌دادیم برخی از نکات نظارتی را مورد اغماض قرار دهیم چون اصل بازی برای مردم خیلی مهم بود.
 
اما در مورد بازی آمریکا و آرژانتین که بازی خیلی مهمی‌بود و نتیجه آن تکلیف صعود ما را مشخص می‌کرد،چنین اغماضی را نمی‌توانستم انجام دهم و حجت شرعی برای پخش نامناسب تماشاگران نداشتم. ما شبکه HD را راه‌اندازی کردیم که مسابقات ورزشی را با کیفیت بهتر ببینند. یک‌بار شبکه سه در حال پخش یکی از مسابقات ورزشی بود و من این مسابقه را تماشا می‌کردم. در ذهن خودم، این مساله را تجزیه و تحلیل کردم و وظیفه شرعی خودم را در نظر گرفتم. بدین ترتیب، اعلام کردم که شبکه سه آن مسابقه را پخش کند اما شبکه HD، پخش این مسابقه را قطع کند. وقتی مردم مشاهده کردند که پخش این مسابقه از شبکه HD قطع شد، شبکه سه را تماشا کردند. کسی نمی‌دانست که دقیقا چه بود اما من دیدم که تصاویر در حال پخش، تصاویر نامانوسی در جمهوری اسلامی ایران است و برای پخش آنها در شبکه HD با رزولوشن و کیفیت بالا مجوز ندارم؛ یعنی بین خودم و خدای خودم، مجوزی نمی‌دیدم و به همین دلیل، جلوی آن را گرفتم. در حوزه سیاست نیز همین‌طور است. مقام معظم رهبری چارچوب‌ها را برای ما مشخص کرده‌اند اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می‌گیریم.

این نکته را می‌توانید به حوادث دوران فتنه و دلخوری‌های آقای سید‌حسن خمینی و نامه ایشان هم تعمیم بدهید. من برخلاف میل باطنی‌ام و با وجود علاقه‌ای که به ایشان داشتم و دارم، آن پاسخ روشن را دادم؛ چراکه در تاریخ ثبت می‌شد و این رفاقتی نبود که ما بگوییم کوتاه می‌آییم. من طی این ده سال از هیچ ارگان، نشریه و رسانه‌ای شکایت نکردم. حتی روز اول که آمدم شکایت‌های زیادی مانده بود و من اعلام کردم که همه شکایت‌ها را پس بگیرند. حتی آقای محمدرضا خاتمی و برخی افراد دیگر تماس گرفتند و تشکر کردند. تصمیم ما بر این بود که تا روز آخر از کسی شکایت نکنیم؛ با وجود بی‌مهری‌ها، کم‌لطفی‌ها و دروغ‌پردازی‌ها از کسی شکایت نکردیم. حتی گاهی اوقات، مطالب خلاف واقع می‌نوشتند و ما به ‌آنها جوابیه‌ای می‌دادیم تا منتشر کنند اما این کار را انجام نمی‌دادند. مهم نیست که ما بگوییم چه کار کرده‌ایم. من در مقدمه کتاب راوی صادق نوشته‌ام که نقش صدا‌و‌سیما در اداره کشور بی‌بدیل است. آقای روحانی در روزهای اول، اشتباهی مرتکب شده بود و می‌گفت که شما چه کاره‌اید؟ حکم شما را رهبری می‌دهند و شما زیر نظر شورای نظارت هستید و هر چه آنها می‌گویند باید گوش کنید. ما گفتیم که قانون تغییر کرده است و گویا شما بی‌خبر هستید. بر فرض هر چه شورای نظارت بگوید ما گوش بدهیم؛ آیا می‌توانیم از هم‌اکنون به بعد، هرچه شورای نظارت می‌گوید انجام دهیم؟ آیا این مساله شدنی است؟ شورای نظارت، شش نفر از سه دستگاه هستند. کافی است که آن چهار نفر بخواهند از لحاظ سیاسی با آقای روحانی برخورد کنند.


احمدی‌نژاد در ماجرای مصلحی به انحراف کشیده شد/ رهبر انقلاب در جلسه با دولت روحانی فرمودند انصاف را رعایت کنید/ از دفتر رهبری برای تأخیر در مصاحبه رییس جمهور اختیار تام به من دادند/ درباره نامزدی خودم در ریاست جمهوری شایعاتی شنیدم
 
آقای مهندس! اگر ممکن است درباره ماجرای تاخیر در مصاحبه رئیس‌جمهور توضیح دهید.
 
من قبل از گفت‌وگوی زنده رئیس‌جمهور گفتم که درست است که ما باید مجری را تعیین کنیم اما هر کسی را که بگویید، می‌پذیریم. نه شما اعلام کنید و نه شما به او بگویید؛ به ما بگویید که ما او را توجیه کنیم که چه کار بکند و چه کار نکند. سری اول، آن سه نفر را آوردند و گفت‌و‌گوی بسیار بدی شد. حتی آن سه نفر آمدند، مصاحبه کردند و اعلام کردند که دیگر به چنین برنامه‌ای نخواهند رفت. بار دوم من در جلسه هیات دولت، به‌طور خصوصی از آقای روحانی پرسیدم چه کسی مدنظر شماست؟ بگویید تا او را بخواهیم و با او صحبت کنیم. گفت که مهم نیست اما برخی از بچه‌ها روی برخی افراد نظر دارند، گفتم؛ چه کسانی؟ گفت؛ فلانی و فلانی. گفتم برویم و با آنها صحبت کنیم. اتفاقا یک روز یکی از اینها - آقای روحانی‌نژاد - را صدا کردم تا با او صحبت کنیم. به او گفتم؛ ایشان رئیس‌جمهور است و احترام دارد. ایشان تا آن دوره خبرنگار بود؛ در حالی‌که مجری گفت‌وگوی زنده تلویزیونی با رئیس‌جمهور یک جایگاهی دارد. اینها مسائلی است که باید گفته شود. باید احترام بگذاری، در میان صحبت رئیس‌جمهور وارد نشوی و شأن رئیس‌جمهور را حفظ کنی. حتی برای این کار، کلاسی برای مجری برنامه تشکیل دادیم. اینها خیال می‌کردند که وقتی ما یک مجری برای این برنامه در نظر می‌گیریم، به او می‌گوییم که برو، بزن! اما بعدها متوجه شدند و الان هر کسی را معرفی کنید، قبول می‌کنند.

ما که در این حوزه حرفه‌ای، جایگاه رئیس‌جمهور را می‌دانیم. آن شب با وجود هماهنگی‌هایی که انجام شده بود، ناگهان به ما اعلام کردند که نیم‌ساعت قبل از آغاز گفت‌وگو، خانم پوریامین از مجریان زن صدا‌و‌سیما را صدا کرده‌اند تا مجری گفت‌وگو با رئیس‌جمهور باشد. من گفتم که قرار نبود ایشان برود و ما با فرد دیگری بسته‌ایم؛ این‌طور نمی‌شود. صدا‌و‌سیما مستقل است، رئیس دارد و اوست که در این باره تصمیم می‌گیرد؛ البته رئیس‌جمهور هم محترم است. این مساله را منتقل کردیم اما آنها جدی نگرفتند. برنامه سر زمان مقرر آغاز شد و آمدند و در حالی‌که همه‌چیز آماده بود، این برنامه پخش نشد. عده‌ای زنگ زدند و پیگیری یا سفارش کردند اما من گفتم که اتفاقا اینجا از جمله مواردی است که حرمت رسانه ملی و ماموریتی که دارد، نباید مخدوش شود.

انتخاب مجری به عهده صداوسیماست و اگر فرد خاصی مدنظر شماست، بگویید که با شما همکاری کنیم؛ اما اینکه فرد خاصی را ببرید، ایزوله کنید و با او حرف بزنید، به نفع شما نیست. آنها فکر کردند که ما شوخی می‌کنیم و مسئولان دفتر رئیس‌جمهور چندین بار تماس گرفتند. من با هیچ‌کدام از آنها صحبت نکردم؛ حتتی آقای صادق، آقای فریدون و آقای آشنا. شاید فقط آقای نهاوندیان خیلی اصرار کرد و من به ایشان گفتم که با شما هیچ بحثی ندارم؛ اگر این خانم بیرون برود، برنامه پخش می‌شود. آقای روحانی هم که دیده بود این‌طور است، ناراحت شده بود. حتی با دفتر رهبری تماس گرفته بودند و دو بار با آقای حجازی صحبت کرده بودند. آقای حجازی هم حرفی که به من زد این بود که آیا چنین صحبتی پیش آمده است؟ شما مستقل هستید، قانون دارید و هر برداشتی که خودتان دارید، انجام دهید. منظور من همان اجتهاد رسانه‌ای است. برخی تصورشان بر این است که صدا‌و‌سیما نشسته است و به او می‌گویند که فلان کار را بکن و فلان کار را نکن، در حالی‌که هرگز این‌طور نیست. من به‌خاطر ندارم که در طول این ده‌سال و نیم در‌خصوص سیاست‌ها و اقدامات اصلی گفته باشند که باید این کار را انجام بدهی یا ندهی.

البته ممکن است در خصوص سیاست‌های کلی صحبت کنیم و در راستای مصالح ملی به جمع‌بندی برسیم اما هرگز این‌گونه نبوده که بخواهند به‌طور موردی بحث کنند. آقای حجازی به من گفتند استدلال آقای رئیس‌جمهور این بوده اما شما خودتان بررسی کنید و اقدام مناسب را انجام بدهید. گفتم حالا که رئیس‌جمهور با دفتر رهبری صحبت کرده و کار مقداری به تاخیر افتاده است، روشن شده کاری می‌خواهد انجام شود که از نظر ما خلاف قانون است و با کسب نظر شورای نظارت مشکل حل می‌شد. اصلا در دوره فتنه، تمام بحث ما این بود که کار خلاف قانون صورت نگیرد. برای مثال در انتخابات سال گذشته، ما 14 کاندیدای احتمالی از جمله آقای روحانی را دعوت کردیم و جلسه‌ای تشکیل دادیم؛ البته بحث‌های مطرح‌شده در جلسه محرمانه بود و هنوز نوار آن جلسه در اختیار بنده است. یکی از اهداف بنده در آن جلسه این بود که به آنها بگویم اوضاع چگونه است، شما باید چنین فیلمی ‌بسازید و کارهای خود را از هم‌اکنون شروع کنید؛ یعنی یک کمک و محبتی به همه آنها کردیم. نکته مهم‌تر این بود که بار دیگر قانون را با آنها مرور کنیم؛ چون انتخابات 88 را دیده بودیم، می‌خواستیم به آنها بگوییم که این بار مراقب باشید و قانون را رعایت کنید. جالب اینجا بود که با همه اینها مصاحبه کردیم و «قالوا بلی» را از همه آنها گرفتیم.
 
آقای مهندس اگر ممکن است درباره مساله شورای نظارت هم توضیحاتی بفرمایید.
 
من بعدا دیدم که ما اعلام کنیم نظری که رئیس‌جمهور دارد از شورای نظارت سوال می‌کنیم و برخی روزنامه‌های همراه دولت اعلام کردند که رئیس‌جمهور یک ساعت معطل شده است و بعد گفتند باید شورای نظارت نظر بدهد. ما گفتیم این همان شورای نظارت است که رئیس‌جمهور معرفی می‌کند و او حاکم بر شماست. ما در مسائل مربوط به شورای نظارت، از این جهت استفتا نمی‌کنیم؛ در عین حال مشورت می‌کنیم و جلسات مشورتی خوبی با شورای نظارت داریم و شاید بهترین دوران شورای نظارت، همین دورانی باشد که ما با اینها داشته‌ایم. البته خودشان می‌دانند و بهتر است از خودشان سوال کنید. ما هیچ‌گاه نمی‌گوییم که این کار را بکنیم یا نه و اصلا چنین وظیفه‌ای نداریم اما من عمدا به این دلیل که رئیس‌جمهور گفت که شما زیرنظر شورای نظارت هستید، نظر شورای نظارت را جویا شدم اما آنها اعلام کردند که رئیس‌جمهور نمی‌تواند مجری برنامه تلویزیونی را تعیین کند. اما گاهی اوقات برخی افراد و جریان‌ها به قدری بی‌منطق هستند که اگر انتهای نظر صریحی که بیان می‌شود، توصیه‌ای باشد، روزنامه‌های‌شان آن را برجسته می‌کنند؛ شما حرف شورای نظارت را گوش کنید، حرف رئیس‌جمهور هم همین است. امروز صدا‌و‌سیما چنین جایگاهی دارد و این جایگاه باید حفظ شود؛ نباید صدا‌و‌سیما تضعیف شود و همه باید اراده کنند که استقلال صدا‌و‌سیما حفظ شود.
 
آقای ضرغامی! شما بعد از چند سال هنوز ماجرای وساطت‌تان در خانه‌نشینی آقای احمدی‌نژاد را بازگو نکرده‌اید.
 
من با سه دولت آقایان خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی کار کرده‌ام و در عین حال نگاه‌های خاص خود را داشته‌ام، می‌توانم شهادت بدهم در جلسه هیات دولت، اگر خبر خاصی نباشد و فردی نخواهد جلسه هیات دولت را با خبری منحرف کند و به حاشیه بکشاند، واقعا تلاش اصلی بر این است که مسائل، مشکلات و گرفتاری‌های مردم حل شود؛ چراکه دولت نمی‌تواند کار دیگری انجام بدهد. برای مثال، فیلم توزیع سبد کالا را به برخی اعضای هیات دولت دادم؛ سیاستی که باعث شد خود دولت عذرخواهی کند. حتی من در جلسه هیات دولت گفتم که آقای روحانی! بدانید که توزیع مساله بسیار مهمی ‌است. وقتی شما یک کالای محدودی را میان مردم توزیع می‌کنید، نتیجه‌اش همین می‌شود. آیا این کرامت و حرمت مردم است؟ آقای روحانی هم این مساله را تایید کرد. البته در دوره آقای احمدی‌نژاد حجم این کارهای اجرایی و اقدامات بیشتر بود. علت این مساله این است که آقای احمدی‌نژاد یک فرد پرکار در حوزه اجرایی بود. دائما بالای سرکار حضور داشت و هنگامی‌که به وزیر مربوطه اطلاعات کارشناسی می‌داد، وزیر احساس می‌کرد که اطلاعات کارشناسی ایشان بیشتر از اوست. خاطرم هست در دولت آقای خاتمی قیمت برق بدون هماهنگی با دولت زیاد شد. آقای خاتمی به قدری عصبانی شد که تا آن موقع ایشان را این قدر عصبانی ندیده بودم.

حتی تعابیر تندی به کار بردند و گفتند که این کار غلط را چه کسی انجام داده؟ آقای خاتمی همچنین خطاب به وزیران گفت که «همین کارها را انجام می‌دهید و رهبری به من تذکر می‌دهند و من نمی‌توانم جواب بدهم؛ از این کارها نکنید.» من در دولت احمدی‌نژاد خیلی با دولت درگیر بودم. اگر بخواهید مقایسه کنید، بیشترین حجم اختلافات من با دولت، در دوره احمدی‌نژاد بود، بعد دوره آقای روحانی و کمتر از همه دوره آقای خاتمی؛ یعنی چالش‌های ما با آقای خاتمی بسیار کمتر بود. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که در سال آخر دولت دهم، گاهی اوقات که من با آقای احمدی‌نژاد بحث می‌کردم به ایشان می‌گفتم که این نظر کارشناسی من است که اگر همه چیز به شکل طبیعی جلو برود، شما و آقایان دیگر، سال آینده در دولت نخواهید بود اما من قرار است که فعلا باشم. کاری کنید که من بتوانم از این دولت دفاع کنم و یک نفر باشد که کارهای خوب شما را بازگو کند. من بارها در دولت آقای روحانی صحبت کردم و سعی کردم بدون اینکه حساسیت‌برانگیز باشد، تجربه‌های خوب را به دولت جدید منتقل کنم. مگر بحث ما بر سر افراد است؟ برخی از آقایان صرفا به دلیل اینکه این اقدام از اقدامات دولت قبل است، برخورد تند می‌کردند. سفر استانی، سفر استانی است؛ حالا چون نمی‌خواستند اسمش را ببرند، می‌گفتند سفرهای پایش و پویش. در نهایت هم مشخص نشد که سفرهای پایش و پویش چگونه به سفرهای استانی تبدیل شد. بعد از مدتی خودشان متوجه شدند که این، آن کلمه نیست و دوباره از کلمه سفرهای استانی استفاده می‌کنند.

من نمی‌خواهم به دوستانم در دولت جدید تعریض کنم اما این رفتار به یک ضد ارزش تبدیل می‌شود. عده‌ای نباید اجازه دهند که چنین اقدامی‌ صورت گیرد. حضرت آقا در ملاقاتی که در دوره جدید با دولت داشتند، بر همین مساله تاکید کردند؛ فرمودند که انصاف را رعایت کنید و از کارهای خوبی که انجام گرفته دفاع کنید. ایشان همچنین تذکراتی دادند و گفتند که فرقی نمی‌کند کارهای خوب مملکت توسط چه کسی انجام شده است؛ این موضوع بحث بسیار مهمی‌ در انقلاب اسلامی است که باید مورد بررسی قرار گیرد اما ما این مسائل را فراموش کرده‌ایم. اصلا پایه و اساس نگاه دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، همین است. گاهی انسان جرأت نمی‌کند از کارهای خوب یک فرد تعریف کند و فورا او را به حاشیه می‌برند. وقتی شما به مراسم ختم پدر یا مادر یکی از شخصیت‌های قبلی می‌روید، خبرنگارها شما را احاطه می‌کنند و می‌پرسند که ماجرا چیست؟ آیا قرار است همکاری سیاسی کنید؟ آقای محسنی‌اژه‌ای، آقای کرباسچی را محاکمه می‌کرد اما در جلسات خصوصی و عروسی نزدیکان ایشان هم شرکت می‌کرد؛ این درست است. من و آقای روحانی در جلسه هیات دولت، اختلافات رو‌در‌رو داشتیم و با هم بحث‌های چالشی می‌کردیم؛ یعنی من حرفم را می‌زدم و ایشان هم نظرش را بیان می‌کرد، اما در بسیاری از موارد وقتی من نظر کارشناسی دادم و برخی بحث‌های دولت را نقد کردم، آقای روحانی همراهی کردند. بعد از صحبت من می‌گفتند که این مطالب درست است، یا اینکه به وزرای مربوطه تذکر می‌دادند. دولت‌ها در جمهوری اسلامی به‌دنبال این هستند که مردم را راه بیندازند اما هرگاه در هیات دولت خصوصا در دوره آقای احمدی‌نژاد فردی خبری را می‌گفت، جلسه به حاشیه کشیده می‌شد.

روانشناسی سیاسی آقای احمدی‌نژاد این‌گونه بود که ایشان بسیار پرانرژی وارد جلسه دولت می‌شد، می‌خندید، با همه سلام و احوالپرسی می‌کرد، به‌سرعت می‌آمد و کسی متوجه نمی‌شد که احمدی‌نژاد از در پایین آمده و در جلسه هیات دولت نشسته است. در بین جلسه، آقای میرتاج‌الدینی خبری از مجلس می‌گفت که مثلا فلان نماینده فلان حرف را زده است. آقای احمدی‌نژاد در پاسخ می‌گفت کاری نداشته باشید؛ ما کار خودمان را انجام می‌دهیم. چند دقیقه بعد یکی از وزرا می‌گفت که فلان فرد در سایت شخصی‌اش فلان مطلب را علیه دولت نوشته است. آقای احمدی‌نژاد باز هم می‌گفت که ول کنید؛ چه کار کنیم؟! بعد از اینکه چند‌نفر اخباری از این دست نقل می‌کردند، آقای احمدی‌نژاد ناراحت می‌شد، بحث اصلی فراموش می‌شد، شروع به جواب دادن به این صحبت‌ها می‌کرد. این رفتارها، یک مدیر اجرایی را شکل می‌دهد و من مطمئن هستم که این مساله در‌خصوص آقای روحانی هم وجود دارد. هر کسی بگوید که این موضوع درباره من صدق نمی‌کند، حرف بی‌مبنایی می‌زند. بنابراین، رسانه‌ها، مسئولان قوا و مسئولان دستگاه‌ها باید متوجه باشند که حرفی که می‌زنند و اظهارنظری که می‌کنند به چه اندازه، جنبه ارشادی دارد و فرد را متوجه مشکلش می‌کند، سازنده است یا جنبه تخریبی دارد و باعث می‌شود فرد روحیه خود را برای کار کردن از دست بدهد.

آقای احمدی‌نژاد هر جایی که به رهنمودهای رهبری، دلسوزی‌های رهبری و ارزش واقعی حمایت رهبری از کارهای خوب دولت پی برد و عمل کرد، توانست کمک‌های شایانی به کشور بکند و موفق، پیروز و آبرومند بود. اما هر‌جا که - دانسته یا ندانسته - از این مسیر فاصله گرفت، دچار انحراف شد و ضربه‌های سنگینی خورد. در ماجرای عزل آقای مصلحی، آقای احمدی‌نژاد تصمیم گرفت وزیر اطلاعات را تغییر دهد و رهبری با وجود اینکه هیچ‌گاه در عزل و نصب‌ها دخالت نمی‌کنند، وارد ماجرا شدند و دستور دادند که به دلیل حساسیت وزارت اطلاعات، وزیر تغییر نکند. آقای احمدی‌نژاد باید این دستور را روی چشمش می‌گذاشت و به آن عمل می‌کرد. البته دیگران هم در انتشار این خبر، رفتار خاصی را در پیش گرفتند و او را تحریک کردند.

البته اینها دلیل موجهی نبود. اساسا وقتی رهبری امر و نهی می‌کنند، محبت می‌کنند. وقتی رهبری قابل می‌دانند و اعتنا می‌کنند و می‌گویند این کار را بکن یا نکن، این بزرگ‌ترین افتخار برای یک مسئول است. من با همه وجود به این مسائل معتقدم. برخی می‌گویند چرا فلان تذکر علنی شد؟ بله؛ بسیاری از تذکرات به صورت خصوصی داده می‌شود. آقای رئیس‌جمهور! وقتی رهبری به تو می‌گوید این کار را بکن یا این کار را نکن، افتخار کن؛ چراکه مقام ولایت به تو اعتنا کرده است. آقای احمدی‌نژاد در بزنگاه نتوانست این را متوجه شود؛ از این‌رو عصبانی شد و رفت و خانه‌نشین شد. در واقع، او محبت آقا را درک نکرد اما من یقین داشتم بعد از چند روز برمی‌گردد. چند بار هم به خانه‌اش رفتم و با او صحبت کردم؛ با من درد دل کرد و سبک شد. بعد از مدتی هم خودش در هیات دولت حاضر شد و هیچ ربطی هم به من نداشت؛ همه می‌دانند که اکثریت اعضای دولت آقای احمدی‌نژاد، نیروهای انقلابی، مومن، متعهد و موفق بودند اما متاسفانه گاهی در قبال آنها بی‌محبتی می‌شود و امکان ارائه یک گزارش کار از دوره وزارت خود را در فضای رسانه‌ای کشور ندارند. هرچند احمدی‌نژاد به سرکار بازگشت اما با این کار دولت را دچار حاشیه کرد. ما هم بستنی خریدیم و رسانه‌ها همه مسائل را فراموش کردند و بستنی، محور شد. (خنده) ما ضرباتی از این اقدام احمدی‌نژاد خوردیم که واقعا حیف بود از آن دولتی که آن‌قدر خدمات ارائه کرده بود.
 
گمانه‌زنی‌هایی در رابطه با آینده سیاسی شما وجود دارد و حتی در خبری آمده بود که می‌خواهید نامزد ریاست‌جمهوری شوید و گروهی تحت‌عنوان سوم تیر، از شما حمایت کرده‌اند.
 
من هم این خبر را در سایت‌ها دیدم و تکذیب کردم.
 
از هم‌اکنون گمانه‌زنی‌هایی مبنی‌بر حضور برخی چهره‌های موجود در انتخابات 96 وجود دارد. نام شما نیز به دلیل اینکه یک چهره سیاسی مشهور هستید و روابط عمومی خوبی دارید، در این گمانه‌زنی‌ها مشاهده می‌شود. شما واقعا به چنین چیزی فکر می‌کنید و به‌دنبال آن هستید یا ممکن است در آینده به آن فکر کنید؟
 
یک‌بار از شهید بهشتی درمورد شایعه‌ای سوال کردند. او گفت من هم این شایعه را شنیده‌ام. این پاسخ من به شما هم هست؛ این شایعه سال‌هاست که بر سر زبان‌هاست اما من تا امروز که با شما حرف می‌زنم، هرگز به این موضوع فکر نکرده‌ام و عقیده‌ام بر این است که هر مسئولیتی در هر مقطعی بر دوش انسان گذاشته می‌شود، باید با همه وجود برای انجام بهتر تلاش کند. من هیچ‌گاه جز به مسئولیتی که در هر مقطعی داشته‌ام، به چیز دیگری فکر نکرده‌ام و برای خودم آینده‌ای متصور نبوده‌ام.

من معتقدم که مشکل کشور ریاست‌جمهوری نیست. به نظرم تا برخی مسائل دوباره بررسی و حل و فصل نشود، ما در بحث ریاست‌جمهوری دچار مشکل هستیم. چه از این جریان سیاسی باشد و چه از جریان سیاسی دیگر. برخی خیال می‌کنند اگر از این خط انتخاب نشد و از آن خط انتخاب شد، باید نظام عوض شود. در کجای دنیا این‌گونه است؟ نظام‌های سیاسی سر جای خود هستند و حرمتشان را هم دارند، جریان‌های مختلف اجرایی و فکری و سیاسی ‌می‌آیند و امتحان پس می‌دهند و می‌روند؛ اگر خوب کار کنند، مردم باز هم به آنها رای می‌دهند. متأسفانه برای ما این‌طور جا افتاده است که وقتی یک جریانی روی کار می‌آید، فرض بر این است که باید کل نظام و جهت‌گیری‌های آن تغییر کند، در حالی‌که چنین نیست. ما باید این مسائل را بعد از تجاربی که در این سال‌ها داشتیم، در کشور حل کنیم. اگر این کار را انجام دادیم، در این صورت یک رئیس‌جمهور در جایگاه واقعی خود می‌تواند خدمتگزار باشد؛ وگرنه هم دیگران او را اذیت می‌کنند و تضعیف می‌شود و هم خود ممکن است دچار توهم شود و کار را خراب کند. کما‌اینکه متأسفانه تجربیات ما در گذشته موید این مسأله است.
 
مهم‌ترین چیزی که برای ما وجود دارد، انقلاب اسلامی است که عزیزتر از دار و ندار شخصی ماست؛ یعنی انقلاب اسلامی باید با تمام توان حفظ شود. برای این منظور لازم است که ما یک رئیس‌جمهور حزب‌اللهی، با روحیه بسیجی و مکتبی داشته باشیم. یکی از گزینه‌های دارای این ویژگی، شما هستید.
 
نه، تا‌به‌حال به آن فکر نکرده‌ام. معتقدم انسجام نیروهای انقلاب و حمایت موثر از رئیس‌جمهور برای توفیق در خدمتگزاری به مردم مهمتر از هر چیز دیگر است. امروز جریان‌های سیاسی از نام‌های خود فاصله گرفته‌اند. اصولگرا و اصلاح‌طلب واقعی کم داریم. گروکشی‌های سیاسی زیاد شده است. مسئولان کشور و در رأس آن رئیس‌جمهور باید انقلابی، ساده‌زیست، مردمی‌ و با سعه‌‌صدر بالا باشد و بتواند دلسوزان کشور را در اداره امور مشارکت دهد. خوشبختانه با سیاست‌های تبلیغی رسانه ملی و اجرای طرح عدالت رسانه‌ای به ویژه مناظره‌های انتخاباتی تا حد بسیار زیادی حاکمیت پول و سرمایه در انتخاب رئیس‌جمهور از بین رفته است.
 
امروز الگوی انتخاباتی جمهوری اسلامی به‌عنوان عادلانه‌ترین و مترقی‌ترین الگو در سطح جهانی مطرح است. باید با اقدامات مشابه، انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز بهتر شود تا تاثیر سرمایه و قدرت در انتخاب نماینده واقعی مردم به‌طور کلی از بین برود. شخصیت‌های سیاسی باید بیش از دیگران به خدا توکل کنند، خود را از هر شائبه‌ای دور نگاه دارند و بدانند شیطان در هر لحظه در کمین آنهاست. آیا می‌توان مطمئن بود آن کسی که امروز دم از انقلابی‌گری و ولایتمداری می‌زند همان روحیه و اعتقاد خود را حفظ کند یا به اندک بهانه‌ای از مسیر مردم و انقلاب فاصله می‌گیرد؟ باید به خدا پناه برد.


*منبع: مثلث
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

کمیته روابط خارجی مجلس عوام انگلستان در گزارشی تعطیلی سفارت این کشور در ایران طی سال‌های اخیر را به ضرر لندن خوانده است، زیرا این مسئله سبب توقف اقدامات اطلاعاتی این کشور از ایران شده است.

گروه جنگ نرم مشرق- کمیته روابط خارجی مجلس عوام انگلستان گزارش ویژه ای با عنوان «سیاست های انگلستان در مواجهه با ایران» منتشر کرده است که یک سند راهبردی مهم در حوزه سیاست خارجی این کشور در مورد جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.

 

سرفصلهای این گزارش به خوبی از اهمیت آن حکایت دارد: منافع انگلستان درایران، ظرفیت های ایران برای انگلستان، نقش ایران در امنیت انگلستان و متحدانش در منطقه، ظرفیت تجاری میان دو کشور، نحوه نفوذ دادن ارزش های انگلیسی در ایران، راهکارهای پیگیری منافع انگلستان، روابط دیپلماتیک دو کشور، اثرات کاهش روابط دیپلماتیک، بررسی پنداشت عمومی درباره همگرایی همیشگی انگلستان با آمریکا در ایران، راهکارهایی برای بهبود وجهه انگلستان در ایران، صدور ویزا برای ایرانیان برای سفر به انگلستان و برنامه هسته ای ایران و توافق ژنو.

در خلاصه این گزارش 55 صفحه ای آمده است: روابط سازنده و مثبت با ایران در سطوح مختلف سیاسی، راهبردی، تجاری و فرهنگی، کاملا در جهت منافع انگلستان خواهد بود؛ اما وضع کنونی بسیار از این حالت ایده آل، فاصله دارد. روابط دو کشور سال ها است که به علت نبود اعتماد در هر دو طرف، وخیم است. هر دو کشور به یکدیگر بدبین هستند و تصور می کنند که طرف مقابل به دنبال تضعیف حکومت طرف دیگر است. این پنداشت های منفی با از دست دادن فرصت های مناسبی که بارها برای بهبود روابط دو کشور فراهم شد اما از دست رفت، وخیم تر هم شده است.

چالش های ایجاد روابط مناسب با ایران، برای انگلستان چندگانه و عمیق هستند. پیگیری منافع انگلستان در ایران، تا زمانی که روابط دو جانبه اعتمادسازی بین دو کشور صورت نگیرد، آرزوی دست نیافتنی خواهد بود. حداقل کار این است که نگرانی های انگلستان درباره نقش ایران در ناامنی و بی ثباتی منطقه، کاهش حتی جزئی پیدا کند.

کمیته روابط خارجی مجلس عوام انگلستان در ادامه این گزارش با وجود تاکید بر بهبود روابط با ایران، بر لزوم تداوم فشار بر ایران در زمینه حقوق بشر تصریح کرده است. این کمیته بر تکرار مخالفت انگلستان با اعدام‌ها، اعمال فشار بر افراد به بهانه عقاید و دین آنها و نبود آزادی بیان در ایران تاکید کرده است.

در این گزارش راهبردی از بازگشایی مجدد سفارت انگلستان در ایران، دفاع شده است زیرا تعطیلی سفارت انگلستان سبب توقف اقداماتی همچون جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل وقایع و تحولات در ایران، برقراری ارتباطات با اشخاص مختلف به منظور بهره‌برداری‌های بعدی، بررسی تحولات و تغییرات سیاسی در ایران، و ارائه تحلیل‌های کارشناسی به متحدان منطقه‌ای درباره دیدگاه‌ها و عقاید عامه مردم ایران، شده است. در واقع، این بخش از گزارش، به صراحت از نقش سفارت انگلستان در جاسوسی از کشورمان اشاره کرده است.

این گزارش درباره حسن روحانی هم اینگونه پیشنهاد کرده که کشورهای غربی باید به وی خصوصا در مذاکرات هسته‌ای اعتماد کنند؛ هرچند قضاوت نهایی به اقدامات آتی او است، نه سخنان و وعده‌هایش.

 

قدرت ایران

گزارش مذکور درباره قدرت ایران نوشته است: ایران توان این را دارد که به یک قدرت بین‌المللی تبدیل شود. ایران می‌تواند موتور محرکه خاورمیانه باشد. ایران از لحاظ جغرافیایی در مکان فوق‌العاده حساسی قرار دارد. ایران می‌تواند به عاملی برای ثبات و رفاه منطقه تبدیل شود.

 

 

 

* منافع انگلستان در ایران

در این گزارش، منافع انگلستان در ایران همچون هر کشور دیگری اینگونه برشمرده شده است:

- تضمین امنیت انگلستان

- بهبود رفاه انگلستان با ایجاد فرصت‌های تجاری برای شرکت‌های انگلیسی

- ترویج ارزش‌های انگلستان با نفوذ فرهنگ، زبان، فرصت‌های تحصیلی و استانداردهای حقوق بشر.

بر مبنای این منافع، پیشنهادات کمیته روابط خارجی به وزارت خارجه انگلستان در مورد ایران بدین شرح اعلام شده است:

·کاهش تهدیدات ایران برای متحدان انگلستان در منطقه خصوصا رژیم صهونیستی

·پایان دادن به نفوذ ضدغربی ایران در سوریه، لبنان، فلسطین و غیره

·تامین نیازهای انرژی انگلستان و سایر کشورهای اروپایی از طریق منابع گازی ایران

·حفظ منافع تجاری انگلستان در منطقه

·ایجاد و توسعه منافع تجاری انگلستان در داخل ایران

·تبدیل ایران به بازار کالاهای صادراتی شرکت‌های انگلیسی

·ارتقاء استانداردهای حقوق بشری در ایران خصوصا درباره حکم اعدام و آزادی رسانه‌ها

·ایجاد روابط آموزشی و فرهنگی میان دو کشور برای آگاه شدن مردم ایران از فرصت‌های انگلستان

 

این گزارش درباره نفوذ فرهنگی انگلستان در ایران، پیشنهادات قابل تاملی ارائه کرده است. طبق این گزارش، مهمترین ابزار قدرت نرم انگلستان در سطح جهان، شبکه خبری بی بی سی است که شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی و دو ایستگاه رادیویی به زبان فارسی و سایت بی بی سی فارسی، از زیرمجموعه های آن هستند. دیگر ابزار مهم، شورای فرهنگی بریتانیا است که نقش مهمی در توسعه و ترویج فرهنگ انگلیسی در سطح جهان دارد. فعالیت‌های شورای فرهنگی بریتانیا در ایران در سال 2009 تعطیل شد؛ اما فعالیت شبکه‌های رادیو تلویزیونی بی بی سی فارسی در ایران به رغم پارازیت‌ها ادامه دارد. با این حال طی چند سال گذشته، شورای فرهنگی بریتانیا به طور غیرمستقیمدر لندن و کشورهای ثالث یا ارتباطات سایبری، به ایرانیان متقاضی، خدمات ارائه کرده است. این شورا اعلام کرده که با هماهنگی مسئولان ایرانی، راه برای بازگشایی دفاتر آن در ایران در حال فراهم شدن است.

تعطیلی سفارت، کار جمع‌آوری اطلاعات در ایران را مختل کرد + سند

براي دانلود سند روي تصوير كليك كنيد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 20 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

پس از بسته شدن تمامی راه های ورود و خروج به نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی و دولت مصر اوضاع داخلی مردم غزه به وضعیت بحرانی رسیده است و مردم در زمینه های مختلف با مشکل مواجه شده اند.

نوار غزه منطقه ای واقع در شمال غربی کشور فلسطین اشغالی است. مساحت این منطقه 360 کیلومتر مربع است یعنی یک شانزدهم استان البرز که کوچکترین استان ایران است.

امروزه مردم این منطقه کوچک در مضیقه قرار گرفته اند. آنان با مشکلات متعددی مواجه شده اند. آنها در از بین بردن زباله، تامین آب آشامیدنی، تامین غذا و نیازهای ضروری دیگر زندگی با مشکل مواجه شده اند.

این مشکل پیش زمینه ای تاریخی دارد. پس از پیروزی حماس در انتخابات در سال 2007 رژیم صهیونیستی راه های ارتباطی این منطقه را با سایر ملل جهان قطع کرد. رژیم صهیونیستی حتی رابطه این منطقه را با سازمانهای بین المللی امداد و خبرنگاران نیز قطع کرده است. به این ترتیب رابطه یک میلیون و پانصد هزار نفر مردم ساکن غزه با جهان بیرون کاملا قطع شد.

رژیم غاصب صهیونیستی ابتدا راه های زمینی ای که در اختیار داشت را بر روی مردم غزه بست. یعنی آن را از سمت شرق شمال محاصره کرد. سپس راه دریایی ای که به سواحل غزه ختم می شد را نیز بست و اجازه نزدیک شدن هیچ شناوری را به سواحل غزه نمی دهد. تنها راه ارتباطی ساکنین نوار غزه با جهان بیرون از راه مصر و گذرگاه رفح بوده است. در زمان دولت حسنی مبارک، به خاطر رابطه نزدیک مبارک با صهیونیست ها گذرگاه رفح بسته بود و اجازه عبور و مرور به مردم غزه داده نمی شد. پس از سقوط مبارک نیز برای مدتی در زمان محمد مرسی این مسئله مطرح شد که گذرگاه رفح گشوده شود اما این امر انجام نشد. در این مدت هرچند مردم غزه از راه زمینی و دریایی نمی توانستند با جهان بیرون در ارتباط باشند؛ اما از طریق حفر تونل های زیر زمینی با مصر در ارتباط بودند و وسایل مورد نیاز خود را از این راه تامین می کردند. اما پس از کودتا علیه حکومت محمد مرسی اوضاع تغییر کرد. حاکمان مصر در خواست اسرائیل را اجابت کردند و تونل های زیر زمینی ای که مردم غزه از طریق آن با مصر در ارتباط بودند را از بین بردند. به این ترتیب محاصره نوار غزه کامل شد و دیگر ارتباط آنها با جهان بیرون به صورت کامل قطع شد. این امر باعث شد تا حتی مردم مظلوم غزه در برآورده کردن نیازهای بسیار ضروری خود با مشکل مواجه شوند. نیاز های اساسی مردم زندگی در آنجا را مختل کرده است.

آلودگی شدید

در این روزها از نظر سلامت نوار غزه با مشکل اساسی روبرو شده است. سواحل این قطعه مظلوم زمین بسیار آلوده شده اند و درون شهر ها نیز زباله ها روی هم جمع شده اند و وضعیت بسیار اسفناکی به وجود آمده است.

مسئول محیط زیست غزه می گوید روزانه 100000 متر مکعب فاضلاب تصفیه نشده به سواحل این منطقه وارد می شود. علت آن این است که از زمانی که تونل های زیر زمینی که برای فراهم کردن نیازهایمان بود را خراب کرده اند دیگر سوخت به راحتی به دست ما نمی رسد پس به علت نبود سوخت قادر به روشن کردن دستگاه های تصفیه فاضلاب نیستیم.

این مسئله باعث شده است تا کنار سواحل غزه بوی تند زباله مردم را اذیت کند. آب دریا در سواحل غزه تغییر رنگ داده است و موجهایی که به ساحل می رسند زرد و قهوه ای هستند. به علت آلودگی شدید هوا در سواحل غزه علائم شنا کردن ممنوع نصب شده است اما برخی از مردم خصوصا کودکان که از گرما رنج می برند به این علائم توجه نمی کنند و وارد آب می شوند و این سبب می شود که سلامتی آنها به صورت ویژه در خطر باشد.

از طرف دیگر شهروندان غزه می گویند درون شهرها نیز زباله ها بر روی همدیگر جمع شده اند. 75% ماشین های شهرداری که باید زباله ها را جمع آوری کنند به علت نبود سوخت قابل استفاده نیستند. در نتیجه سلامتی مردم در غزه به شدت در خطر است. آنها می گویند اینکه مصر 1200 تونل ارتباطی را بسته است سبب می شود تا دیگر سوخت با قیمت مناسب به دست ما نرسد در نتیجه این مشکلات به وجود می آید.

آنها می گویند این کار رژیم صهیونیست که ما را در چنین محاصره سختی قرار داده است به معنی کشتن ما در حال صلح است.

مشکل آب آشامیدنی

تا پیش از سال 1998 جمعیت مردم ساکن در نوار غزه 80000 نفر بود. اما به علت فشار های رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم فلسطین، مردم سایر نقاط فلسطین مجبور به ترک سرزمین خود و مهاجرت به نواز غزه شدند به این ترتیب در مدت زمان کوتاهی جمعیت این منطقه به بیش از 3 برابر گذشته خود افزایش یافت. طبق آمارهای کنونی بیش از سه، چهارم از جمعیت یک میلیون و پانصد هزار نفری نوار غزه مهاجر هستند. این به معنی این است که این منطقه در مدت زمان کمی جمعیتش چند برابر شده است ولی امکانات با این سرعت رشد نکرده است. همچنین می توان گفت به علت محاصره شدید امکانات این منطقه پس رفت هم داشته است. به این ترتیب اولین مشکلی که دراین منطقه به وجود می آید مشکل تأمین آب آشامیدنی و غذای این جمعیت است.

نواز غزه سالانه به 65 میلیون متر مکعب آب آشامیدنی نیاز دارند. پس از آنکه رژیم صهیونیستی این منطقه را محاصره کرد مردم منطقه در تامین آب آشامیدنی خود نیز با مشکل مواجه شدند. به این ترتیب تنها راه مردم برای تامین آب استفاده از سفره های آب زیرزمینی بود. مردم این منطقه به بهره برداری از آب های زیر زمینی روی آوردند. پس از مدتی در سفره های آب زیر زمینی این منطقه مشکلی به وجود آمد که اگر با برنامه ریزی استفاده آب از سفره های زیر زمینی انجام نمی شد این سفره ها از سال 2000 به بعد دیگر قابل استفاده نبودند. اما با تجدید نظر و برنامه ریزی که می شود منابع آب را نجات می دهند و عمر آنها تا 20 سال تمدید شد. اما همچنان این مشکل در منابع آب موجود در نوار غزه وجود دارد.

از طرف دیگر به علت محاصره شدید این منطقه مردم باید غذای خود را نیز از طریق کشاورزی در همان منطقه انجام دهند. پس مقداری از آب این منطقه صرف موارد کشاورزی می شود. اما همچنان کشاورزی نیز در این منطقه به علت وجود این محدودیت ها چندان مجال رونق یافتن پیدا نمی کند. در نتیجه مردم این منطقه با مشکلات غذایی هم روبر هستند.

اگر این اوضاع همچنان ادامه پیدا کند اکثر مردم غزه به علت گرسنگی و یا تشنگی و یا بیماری های ناشی از آلودگی محیط جان خود را از دست خواهند داد.

آنچه گفته شد شرایط عمومی مردم غزه است. اما بحران زمانی چند برابر می شود که هر از چندگاهی این مردم به بهانه های واهی زیر بمباران رژیم صهیونیستی قرار میگیرند. یعنی علی رغم تحمل این سختی ها در معیشت روزمره خود، باید در جنگ فیزیکی همیشگی با اسرائیل نیز شرکت کنند. آخرین این بهانه ها که در همین روزهای اخیر درگیر آن هستند، حمله هوایی و زمینی به غزه به بهانه کشته شدن سه شهرک نشین اسرائیلی است. بهانه ای که تا به حال بیش از 100 شهید و بیش از 1000 مجروح را برای مردم غزه به ارمغان آوره است.

نتیجه گیری

رژیم نامشروع صهیونیستی پس از آنکه در مقابل مقاومت مردم مسلمان و مظلوم غزه عاجز ماند و توان مقابله با مردم غیور این منطقه را ندید اقدام به محاصره کامل این منطقه زد. به نظر دیدبان صهیونیست ها از این کار خود دو هدف دارند. یا اینکه با فشار خود بتوانند حماس را در اداره حکومت تشکلیلاتی ناکارآمد جلوه و به این ترتیب بتوانند گزینه ای وابسته به خود را مانند محمود عباس در این منطقه به سرکار بیاورند. و یا اینکه به همین ترتیب به تدریج مردم این منطقه به مرور زمان در اثر کمبود امکانات جان خود را از دست بدهند و یا آنقدر ضعیف شوند که با یک حمله کوچک به راحتی بتواند این منطقه را تسخیر کند.

 

منبع: دیدبان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 19 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

 

با مرور خاطرات و اسناد مروبط به حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر ماه سال 87 خاطرات دیگری که زیاد هم دور نیستند در ذهن شکل می‌گیرند؛ خاطرات فتنه 88 . این دو حادثه که با فاصله 10 ساله رخ داده اند شباهت های عجیبی با هم دارند؛ فتنه گران تقریبا همان افراد 10 سال پیش بودند، سوء استفاده از آزادی مطبوعات، دانشگاه و دانشجویان و فضای باز سیاسی به وجودآمده در هر دو مورد به یک شیوه است و در نهایت اینکه هر دو فتنه به یک شیوه از بین رفته اند: حضور مردم در صحنه با رهبری و درایت ویژه مقام معظم رهبری. با این حال اگر به جزییات مسئله وارد شده و این حوادث را جزء به جزء بررسی کنیم ، شباهتهای بیشتری قابل مشاهده خواهد بود :

پیش بینی قبل از وقوع بحران
در هر دو حادثه سال 78 و فتنه سال 88 از مدتها قبل پیش بینی رسانه ها و تحلیلگران اصلاح طلب این بود که فضای تشنج بر کشور حاکم خواهد شد. در سال 78 چهره های سیاسی اصلاح طلب پیش بینی می کردند که تغییر قانون مطبوعات و یا قتلهای زنجیره ای اعتراضاتی را به وجود بیاورد و در سال 88 نیز از همان ابتدای کار در روز 22 خرداد این پیام برای فتنه گران ارسال شد که در صورتی که موسوی رای نیاورد مردم به خیابانها بریزند!  بسیاری از رسانه‌های غربی نیز در هر دو مورد پیش‌بینی کرده بودند که قرار است اتفاقی بزرگ در تهران رخ دهد. رسانه‌های غربی که جزء به جزء اتفاقات فضای سیاسی کشور در زمان اصلاحات را مرور می‌کردند از چند روز قبل پیش بینی اعتراضی بزرگ در خیابانها را اعلام کرده و در سال 88 نیز زمانی که موسوی با برگزاری کنفرانسی مطبوعاتی، در همان شب رای گیری پیروزی خود را در انتخابات اعلام کرد ، رسانه های غربی پیش بینی کردند طوفانی عظیم پایتخت ایران را در بر می گیرد !

استفاده از فضای دانشگاهی برای فتنه گری و لغو امتحانات
فتنه سال 78 در فضای دانشگاهی تهران آغاز شد. گرچه احزاب تندروی اصلاح طلب پشت این ماجرا بودند اما رهبران آنها ترجیح دادند این مسئله  را از دانشگاهها که گمان می رفت بدنه فعال و همراهی داشته باشد آغاز کنند. در آن زمان دانشگاهها عملا به باشگاه سیاسی احزاب تبدیل شده و بعد از دو سال که از روی کار آمدن دولت اصلاحات می گذشت هر روز دانشجویان با خط تازه ای به اعتراض در مورد مسایل مختلف و برپایی تجمع می پرداختند . کوی دانشگاه برای اولین بار نبود که ملتهب می شد و هر روز تجمعات گوناگونی در این محل خوابگاهی اتفاق می افتاد.

در سال 88 با وجود اینکه التهاب از دانشگاه شروع نشد، اما این خاطره از سال 78 برای فتنه‌گران باقی مانده بود که باید کلاس‌های درس را تعطیل کرده و از دانشجویان بخواهند در امتخانات شرکت نکنند. فتنه‌گران همان خیابان انقلاب و میدان انقلاب و دانشگاه تهران را برای محل آشوب انتخاب می‌کردند. عوامل آنها در دانشگاهها به همان ترتیب قبلی به پخش بیانیه و شب‌نامه‌ها اقدام می‌کردند و تجمعات مختلفی را برگزار می‌کردند.

کودتای رسانه‌ای
وقایع کوی دانشگاه را روزنامه ها با تیترها درشت و تنش‌زای خود رقم زدند. به جرات میتوان گفت ماجرای کوی دانشگاه در سال 78 ، یک کودتای رسانه ای از جانب رسانه های اصلاح طلب بود . آنها از یک اصلاحیه بر قانون مطبوعات چنان معضلی ساختند که تنها در حدود یک هفته بعد و توسط بسیج شدن مردم در خیابانها از بین رفت. مطبوعات اصلاح طلب در آن زمان از مسایلی چون قتلهای زنجیره ای، اصلاح قانون مطبوعات و مسایل مطرح شده در مجلس و روابط دولت و مجلس گزارشهایی را منتشر می‌ساختند که تنها هدفش تحریک مردم و خوانندگانشان به اعتراض و بدگمان کردن مردم به اصل نظام جمهوری اسلامی بود. در سال 88 نیز همین اتفاق دوباره تکرار شد. فضای انتخابات باعث شکل گیری تعدادی روزنامه شد که تنها برای روزهای انتخابات شکل گرفته و می دانستند بعد از پایان یافتن روزهای پر شور تبلیغات ریاست جمهوری ، کارنامه شان آنقدر مملو از دروغ و شایعه پراکنی و تشویش افکار عمومی است که دیگر نمی‌توانند بعد از انتخابات نیز به کار خود ادامه دهند. در زمان حادثه کوی دانشگاه در حدود 20 روزنامه و هفته نامه وظیفه شکل دهی به افکار عمومی را بر عهده داشتند، در ماجرای فتنه سال 88 این وظیفه به طور مشترک بر عهده روزنامه های اصلاح طلب و البته شبکه های تلویزیونی معاند نظام و یا شبکه های خبری مانند بی بی سی فارسی افتاد.

کمک رسانه های غربی
رسانه های غربی برای فتنه سال 88 سنگ تمام گذاشتند! از بی بی سی فارسی گرفته تا رسانه های کم مخاطبی چون شبکه ماهواره ای VOA و سایت ها و روزنامه های وابسته به اپوزیسیون خارج نشین به همراه تعداد زیادی از شبکه های اجتماعی همه و همه در خدمت فتنه گران قرار گرفت. مسئله شایعات و خبر سازیها در فضای مجازی به قدری در سال 88 توسعه پیدا کرد که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا از بخش فنی سایت توئیتر خواست که پروسه تغییرات خود را که منجر به کند شدن این شبکه مجازی می شد به تاخیر بیاندازد تا رسانه های غربی اخبار دقیق تری از حوادث ایران داشته باشند. در فتنه سال 78 نیز رسانه های غربی که در آن زمان تنها محدود به چند رادیوی بیگانه و تعدادی سایت بود دست به کار شده و اخباری از تهران منتشر کردند که با هیچ کدام از حوادث ایران همخوانی نداشت. رسانه های غربی در آن زمان با تیترهای درشت در مورد تعداد کشته شده ها در حادثه کوی دانشگاه به استقبال از این مسئله رفتند و نوشتند: شایع شده است که تهران حکومت نظامی است و ارتش با تانک به خیابان‌ها خواهد آمد. این رسانه ها همچنین بیان کردند شایع شده بخشی از صدا و سیما به آتش کشیده شده و دفتر روزنامه کیهان تخریب شده است! شایعه کشته شدن در حدود 25 نفر از دانشجویان نیز یکی دیگر از خبرسازیهای رسانه های غربی در مورد حوادث سال 78 بود که در سال 88 نیز به عینه تکرار شد.

حمایت آمریکا، صهیونیستها و منافقین از هر دو فتنه
شاید دیگر نیاز به واکاوی نباشد و تنها مرور این نکته کافی باشد که آمریکا در هر دو حادثه سالهای 78 و 88 از فتنه گران به صورت علنی حمایت کرده و رسانه های صهیونیستی نیز به شدت از مسئله آشوب ها در تهران حمایت کردند. منافقین نیز که حضوری فیزیکی در درگیریهای هر دو فتنه داشتند، از نظر رسانه ای نیز به شدت از این مسایل استقبال کردند. در سال 78 منافقین به آتش زدن اموال عمومی و به آشوب کشیدن خیابان انقلاب و کوی دانشگاه پرداختند و در سال 88 نیز بعد از برگزاری راهپیمایی سکوت که توسط معترضان به نتیجه انتخابات ساماندهی شده بود، این اعضای منافقین بودند که به پایگاه بسیج حمله کردند.

تلاش برای کشته سازی
در هر دو سال 78 و 88 فتنه گران دست به طراحی پروژه کشته سازی برای اصلاحات زدند تا نشان دهند اصلاحات واقعا برای حیات دوباره به خون نیاز دارد. اما درهر دو مورد نیز بعد از مدتی دروغهای عجیب و غریب زیادی از این خبرسازی‌ها بیرون آمد. در سال 78 در اولین روز درگیری‌های پلیس با دانشجویان در کوی دانشگاه، به سرعت خبرسازی‌هایی مبنی بر کشته شدن 25 نفر از دانشجویان انجام گرفت و فردای آن روز در بیشتر دانشگاههای تهران با پخش قرآن و سیاه پوش کردن دانشگاهها لیستی از افراد کشته شده نیز منتشر شد. در سال 88 نیز رهبران فتنه در مراسم های ختمی شرکت می‌کردند که مرده ای نداشت!  نکته جالب در این مورد این است که در هر دو مورد تعدادی از کشته شده‌ها از اعضای بسیج بودند که بعد از مدتی اعلام کردند در کمال صحت و سلامت به سر می‌برند و اصلاً در این حوادث در تهران نبوده اند!
در سال 88 نیز تلاش رسانه‌های اپوزیسیون برای کشته‌سازی و پروژه 72 کشته با افشا شدن دروغ‌های متعدد رسانه‌های اپوزیسیون ناکام ماند. در هر صورت رسانه‌های معاند به عنوان نمادی برای فتنه 88 می‌گشتند که با قتل مرموز ندا آقا سلطان این نماد نیز به دست رسانه‌های صهیونیستی و منافقان افتاد.

سردادن شعارهای تند علیه نظام و مسئولان عالی جمهوری اسلامی
شکل گیری آشوبها در کوی دانشگاه به بهانه عملکرد مجلس در قانون مطبوعات بود. در فتنه سال 88 نیز فتنه گران به نتیجه انتخابات معترض بودند و دولت نهم را مسئول تقلب در انتخابات می‌دانستند. البته آنها هیچ‌گاه نتوانستند ادعای خود را ثابت کنند اما مسئله به همینجا نیز ختم نشد و در هر دو مورد، فتنه گران یکراست به ستون خیمه انقلاب یعنی اصل ولایت فقیه یورش بردند. در سال 78 با هدایت برخی از مسئولان دولتی، عده ای از فتنه‌گران قصد داشتند به سمت بیت رهبری بروند و در سال 88 نیز بعد از مدتی شعارهای ساختار شکنانه و مخالف اصل ولایت فقیه از آشوبگران شنیده شد. این در حالی بود که رهبر معظم انقلاب در هر دو مورد با دعوت این افراد به آرامش به مسئولان وقت نیز دستور پیگیری مسایل مورد اعتراض آنها را دادند. در حادثه کوی دانشگاه رهبر معظم انقلاب بیان کردند که قلبشان از این مسئله جریحه‌دار شده و دستور رسیدگی سریع به این موضوع را دادند و در ماجرای فتنه 88 نیز ایشان شخصاً وارد میدان شده و با دعوت از مدیران ستادی کاندیداها مسئله تقلب در انتخابات را بررسی کرده و خودشان شخصا دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک و رسیدگی به پرونده ماموران متخلف را صادر کردند.

تعدی به بانوان محجبه و افراد عابر
در ماجرای کوی دانشگاه، در روز 19 تیر و زمانی که فتنه گران به خیابان انقلاب و روبه روی دانشگاه تهران رسیدند، به هر خانم چادری و محجبه ای که می رسیدن به او تعدی کرده و چادر و روسری از سرش بر می داشتند. این افراد در مقابل کسانی که چهره حزب اللهی داشتند نیز همین اقدامات را انجام داده و عابران را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. در فتنه سال 88 نیز چنین مسئله ای در نقاط مختلف تهران دیده شد.

همیشه‌حاضری در فتنه به نام فائزه

در سال 78 اصلاح طلبان سعی کردند به بهانه ورود افراد شاخص به دانشگاه و ارام کردن دانشجویان آنها را به نوعی وارد دانشگاه کرده و از آنها بخواهند برای دانشجویان سخنرانی کنند که در واقع به تحریک آنان برای ادامه فعالیت هایشان هم پرداخته باشند یکی از چهره هایی که بعدها بیشتر در تجمعات دیده شد و هر از گاهی به بهانه ای در میان معترضان دیده می شد، فائزه هاشمی بود. او با حضور در جمع دانشجویان در کوی دانشگاه چنان سخنرانی‌ای کرد که شاهدان گفتند دانشجویان قبل از سخنرانی وی آرامتر بودند! او در سال 88 با این حال کارنامه‌ای بی نظیر از حضور در تجمعات غیر قانونی از خود به جای گذاشت و هر از گاهی به بهانه خرید ساندویچ! و روسری! در اماکنی که فتنه گران حضور داشتند، مشاهده شد. در سال 88 «هاشمی» دیگری نیز به حضور در اتاق فکر فتنه‌گران متهم شد و آن مهدی هاشمی بود که با وجود گذشت تقریبا 5 سال از آن زمان هنوز هم دادگاه مربوط به فعالیت های وی در دوران فتنه به نتیجه نهایی نرسیده است.

مسجد سوزی
هم در سال 78 و هم در سال 88 ، فتنه گران به مساجد نیز رحم نکردند و به آتش زدن مساجد پرداختند . درسال 78 اغتشاش گران به مسجد سید الشهدا یورش برده به آنجا خساراتی را وارد کردند و در سال 88 نیز فتنه گران به آتش زدن مسجد لولاگر در خیابان نواب تهران روی آوردند.

نقش بیانیه های مجمع روحانیون مبارز
بیانیه های مجمع روحانیون مبارز تاثیر عجیبی بر روی شکل گیری حوادث سال 78 و 88 داشته است. در سال 78 چند روز قبل از شکل گیری حادثه 18 تیر ، این بیانیه مجمع روحانیون مبارز در اعتراض به اصلاح قانون مطبوعات بود که باعث تحریک احساسات دانشجویان و اعتراضات آنان شد و در سال 88 نیز با وجود اینکه وزارت کشور اعلام کرده بود مجوزی به این مجمع برای برپایی راهپیمایی اعتراضی سکوت در روز 24 خرداد نداده است، این گروه تنها نیم ساعت مانده به زمان راهپیمایی بیانیه قبلی خود را لغو و از معترضان خواست که در راهپیمایی شرکت نکنند. این در حالی بود که این افراد از ساعتها پیش به خیابان ریخته و درگیریها نیز در آن زمان آغاز شده بود.

مردم فتنه را جمع می‌کنند
هم در فتنه سال 88 و هم در ماجرای کوی دانشگاه در سال 88، در نهایت این تحمع مردمی برای حفظ انقلاب اسلامی بود که منجر به از بین رفتن فتنه شد . مردم در سال 78 به خیابانها ریختند و آشوبگران را از خیابانها بیرون ریختند و در سال 88 نیز بعد از 8 ماه صبر و مدارا با این افراد در نهایت در روز نهم دی ماه حماسه ای دیگر خلق کرده و فتنه را برای همیشه از بین بردند.

 
منبع: تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 19 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

جریان‌های تروریستی صهیونیستی و تکفیری، دو اختلال مشابه سادیسمی در پیکره غرب آسیا هستند که "کشتاردرمانی" را تنها راه التیام موقت عقده‌های خود می‌شمارند.

از مشخص کردن مرز برای خلافت تا برتر دانستن قومیتی/ در حال ویرایش
گروه بین‌الملل مشرق - تروریسم صهیونیستی و تکفیری‌های داعش این روزها به دو عامل اساسی کشتار و خونریزی در کشورهای منطقه‌ای از عراق و سوریه و یمن گرفته تا فلسطین اشغالی و نوار غزه تبدیل شده است. نگاهی به این دو نحله خشن و ایدئولوگ منطقه‌ای و بسترهای شکل‌گیری و رویکردهای محتوایی آن نشان از اشتراکات فراوانی دارد که در ابعاد مختلف قابل بررسی است. 

جنبش صهیونیسم یک حرکت سیاسی بود که با دروغ و فریب خود را با لباس دین پوشاند و شعارهای دین را تحت دستورالعمل خاص سیاسی خود قرار داد، سیاست ارعاب و سرکوب مخالفان از جمله فلسطینی‌های بی پناه که تنها خواسته شان زندگی آزاد در زادگاه و موطن اصلی‌شان بود، لکه های ننگ بزرگی از جمله فجایع صبرا و شتیلا بر جبین صهیونیست‌ها ایجاد کرد. راهبرد صهیونیسم مبتنی بر تسلط بر یک منطقه و تلاش برای ایده پردازی سرزمین موعود و گسترش دامنه غده سرطانی و تامین شهوت ‌سیری‌ناپذیر قدرت در نزد حامیان خود بود، از این رو بلافاصله بعد از استقرار اولیه در فلسطین اشغالی دست‌اندازی به همسایگان را آغاز کرد.  


تطابق راهبردهای صهیونیست‌ها با جریان تروریستی- تکفیری داعش، ماهیت واقعی روی دیگر تروریسم در منطقه را نشان می دهد. "دولت اسلامی عراق و شام" موسوم به داعش که اخیرا ادعای عجیب خلافت اسلامی را مطرح کرده، نحله‌ای منحرف‌شده از رویکرد اصیل دین اسلام است که از همان ابتدا با خشونت و سرکوب فعالیت های خود را آغاز کرده است، این گروه که با طرد از سوریه از سوی همکیشان تروریستش عراق را به پایگاه اولیه خود تبدیل کرده، مانند صهیونیست‌ها سرزمینی موعود برای خود در نظر دارد که از شمال تا نیمی از نقشه جغرافیایی اروپا، از جنوب تا شبه جزیره عربستان، از شرق تا مرزهای شرقی ایران و استان خراسان و از غرب تا غربی‌ترین نقطه آفریقای شمالی را در بر می گیرد. نگاهی آماری به سخنرانی اخیر ابوبکر البغدادی نشان می‌دهد که واژه‌های جهاد و فتح و پیروزی بیشترین کاربرد را در سخنان وی دارد، این بدان معناست که داعش غیر از دستیابی به قدرت مبتنی بر منطق زور و سرنیزه هیچ پروژه‌ای برای امت اسلامی ندارد و در این راستا، شباهت عجیب داعش با صهیونیسم در خصوص ضرورت غصب سرزمین‌های "نیل تا فرات" قابل توجه است و در واقع، داعش در بسیاری مواقع، به عنوان بازوی اجرایی صهیونیسم عمل کرده است و این در حالی است که تا این لحظه هیچ خطری از سوی تکفیری‌ها متوجه رژیم صهیونیستی نبوده است.

تکفیری‌های داعش نیز مانند تعامل صهیونیست‌ها با یهودیت، بخش‌هایی از دین را که در راستای منافع سیاسی و توسعه طلبانه آنها بود، جدا کردند و تمام موازین دیگر آن را رد  کردند. آنها غیر از این مبانی را کفر و قائلان به آن را کافر می دانند، حتی اگر در کلام خداوند باشد. 

از مشخص کردن مرز برای خلافت تا برتر دانستن قومیتی/ در حال ویرایش

مبنای اعتقادی هر دو جریان تروریستی این اصل است که "هدف وسیله را توجیه می‌کند". این قانون طلایی راه را برای انجام هر جنایتی علیه بشریت باز می کند و آن را در خدمت دو رویکرد ترغیب و تهدید برای جذب مخاطب و مقابله با اعتراضات مقابل خود در می آورد. فتاوای ساختگی داعش در زمینه جهاد نکاح و زشت‌ترین جنایت‌ها علیه شیعیان به جرم شیعه بودن نمونه‌های زنده‌ای از این اصل است. 

داعشیسم و صهیونیسم معتقدند که تنها یک فرقه برتر وجود دارد و آن هم همین‌ها هستند. صهیونیست‌ها غیر یهودیان را حیواناتی می‌دانند که تنها برای خدمت به یهودیان آفریده شده‌اند و تروریست‌های داعش نیز اعتقاد دارند که هر نوع رفتاری با کسانی که سیره عملی آنها را قبول ندارند، جایز است. آن‌ها غیر خود را کافر، مشرک و مخلد در آتش دوزخ می دانند و بر همین اساس، پس از تصرف هر شهر و روستایی که ساکنان آن دین و مذهبی جز فرقه تکفیری‌ها داشته باشند، خون شان هدر، منازل شان مباح و نوامیس شان حلال است!


تکیه بر ابزار تبلیغاتی همانطور که یکی از مهم ترین بندهای پروتکل‌های 24 گانه صهیون است که حدود 200 سال قبل از سوی بنیانگذاران یهودیت افراطی و صهیونیست به تصویب رسید، امروز نیز به عنوان حربه‌ای اصلی در دست تروریست‌های داعش قرار دارد. در همین راستا بخش قابل توجهی از اموالی که قرار است در خدمت کشتار ملت های منطقه از سوی داعش هزینه شود، برای ایجاد سایت‌های اینترنتی و تبلیغات در فضای مجازی و شبکه های ماهواره‌ای جهت جذب جوانان فریب خورده هزینه می شود. 

از مشخص کردن مرز برای خلافت تا برتر دانستن قومیتی/ در حال ویرایش

از مشخص کردن مرز برای خلافت تا برتر دانستن قومیتی/ در حال ویرایش

گروهک تکفیری-بعثی داعش بیشترین اهمیت را به فعالیت‌های تبلیغاتی می‌دهد، تا جاییکه شرکت در کمیته تبلیغات الکترونیک را از مهم‌ترین جبهه‌های کاری معرفی می‌کند و کمک به این بخش را بر هر کدام از تروریست‌ها واجب می دانند. عناصر ناظر بر فعالیت های داعش نیز عمدتا از سلفی‌های سعودی هستند، چرا که زبان و قلم فصیحی دارند و ادبیات خطابه و استدلال‌ و بهانه تراشی شرعی در راستای حمایت از ابوبکر البغدادی را به خوبی بلدند. 


هر دو این گروه‌ها گرایش‌های عمیق نژادپرستانه دارند و نسبت به غیر از خود کینه شدیدی دارند. در مکتب صهیونیسم عناصر دیگر نجس، برده، زنازاده و برده صهیونیسم خوانده می شوند که بعد از مرگ نیز در دوزخ هستند؛ آنها کشتن غیریهودی را تشویق می کنند و می‌گویند که باید مرتدها و خیانتکاران را در چاه انداخت و آنها را نجات نداد. همین رویکرد در داعش نیز وجود دارد و آنها تمامی مخالفان خود از سایر گرایش‌های اسلامی و غیر اسلامی را مجوس و مرتد و بت پرست و بدعت گزار می‌دانند و کشتن آنها و به اسارت گرفتن زنانشان را مباح می‌شمارند.

استعمار انگلیس پرورش دهنده اصلی جریان صهیونیسم بود، در مورد فتنه داعش نیز این استعمار آمریکا و جنگ‌های مداخله جویانه آن در منطقه بود که زمینه لازم برای تشکیل افراط گرایی های دینی را فراهم کرد. هر دو رویکرد صهیونیستی و تکفیری کاملا برای پرورش نسل‌های متعددی از تروریست‌ها آمادگی دارند. هر دوی این گروه‌ها به فرزندان خود می آموزند که ملت برگزیده یا تنها فرقه نجات یافته هستند و به این ترتیب ابزار وحشتناکی برای ترور و کشتار در جامعه انسانی بویژه جهان اسلام به وجود می آورند.

از مشخص کردن مرز برای خلافت تا برتر دانستن قومیتی/ در حال ویرایش

از مشخص کردن مرز برای خلافت تا برتر دانستن قومیتی/ در حال ویرایش

اشتراک انگیزه‌های غرب در ایجاد این غده‌های سرطانی در منطقه از دیگر نکات قابل توجه در بررسی نحله های صهیونیستی- داعشی است. "مکس نوردو" یکی از موسسان جنبش معاصر صهیونیسم و از بزرگترین متفکران دیدگاه های‌ صهیونیستی وجود اسرائیل در منطقه غرب آسیا تنها برای حمایت از منافع اقتصادی استعمار نیست، بلکه برای این است که امت اسلام همواره ضعیف و مریض و تجزیه شده نگه غرب آسیا شود. ایجاد گروهک تروریستی داعش در منطقه نیز علاوه بر اینکه تضمینی برای بقای اقتصادی و نظامی غرب در منطقه است، دست فعال استعمار برای تضعیف امت اسلام نیز هست و آنها را به نفع هژمونی غربی در حال تجزیه و فروپاشی نگه می‌دارد. 

به این ترتیب هر دو اردوگاه تروریستی بخش‌های مختلفی از یک توطئه هستند. در حالی که کنفرانس صهیونیستی هرتزلیا به صراحت اعلام می کند که باید جنگهای فرقه‌ای و درگیری سنی و شیعه در امت اسلام ایجاد کرد تا منافع و برنامه‌های آمریکا و غرب در منطقه تامین شود، نیروهای عمل کننده به این پیشنهاد، اردوگاه دوم یعنی تروریست‌های تکفیری داعش هستند که با حمایت وهابیت سعودی و ابزارهای تبلیغاتی آن به دنبال تجزیه جهان اسلام و جنگ فرقه‌ای بین مسلمانان بر آمده است.
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

روایت آمریکایی از سقوط هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو وینسنس/ نقد مستند نشنال جئوگرافی درباره پرواز 655

 

گروه بین الملل - رجانیوز: درباره جنايت آشکار و تعمدي آمريکا نسبت به شليک هواپيماي مسافربري ايران در دوازدهم تيرماه سال ۱۳۶۷،برابر با سوم ژوئيه ۱۹۸۸ مطالب و تحليل هاي بسياري ارايه شده است.  انتشار تصاویر اجساد مسافران پرواز 655 از سوی تلویزیون ایران و انعکاس آن در رسانه های جهانی خشم و انزجار عمومی مردم را در پی داشت . پنتاگون براي کاستن از خشم و انزجار افکار عمومي دستور باز سازي و توليد فيلم مستندي رو به سازمان نشنال جئوگرافي سفارش داده و از آن‌ها خواست با ايجاد ترفندهاي بصري، جنايت آشکار فرمانده و خدمه ناو   " وينسنس" را " تشخيص اشتباه " عنوان کنند ! در نهايت مستند فوق بعد از تهيه و ساخت از شبکه هاي معتبر دنيا بار ها به روي انتن رفت ! 

آنچه می خوانید روایت آمریکایی از کشتار 290 انسان بی گناه است که در ویژه‌نامه «سرو» خبرگزاری دفاع مقدس منشر شده است:

روز سوم ژوئن ۱۹۸۸ با حوادث خونيني قرار است رقم بخورد .. ويل راجرز گزارشی از حمله به نفتكش ها دريافت مي كند .. علي رغم تاكيد فرمانده ارشد در بحرين مبني بر عدم درگيري ، او به استناد اين گزارش ها ، مجوز گشودن اتش به روي قايق ها رو بدست مي آورد  !

 وي سريع دستور حركت به سمت تنگه هرمز و شمال خليج فارس رو صادر مي كند .

ويل راجرز علي رغم تاكيد فرمانده ارشد خود ، كه دستور عدم درگيري و نزديك شدن به نيروهاي ايراني رو صادر كرده بود ، عاقبت بدون كسب اجازه از مافوق خود با هدف درگيري به راه مي افتد !  

 ويل راجرز با اعلام موقعيت هدف هاي شناور متخاصم به افسران تحت امر خود ، عملآ موقعيت جنگي گرفته و شليك اتش رو اغاز مي كند ..

 ساعت ۹:۴۳ دقيقه بامداد ، صداي رگبار گلوله دل خليج فارس رو مي شكافد .. ! و بدين ترتيب پروژه روز خونين در خليج فارس رقم مي خورد .. 

" مارك نيلسون " يكي از شاهدان عيني حاضر در ناو است كه در باره شليك مي محابا سربازان مي گويد .. براي سربازان و پرسنل گروه اتش ، اين نخستين مانور واقعي براي آن ها محسوب مي شد !

ساعاتي بعد ناوشكن وينسنس به ناو مونتگمري پيوسته و در كنار آن به حركت در مي آيد !  

در همين هنگام كاپيتان " محسن رضائيان " خلبان ايرباس پرواز ۶۵۵ در فرودگاه بندرعباس با تاخير مواجه شده است .. ظاهرآ تعدادي از مسافران هواپیما با مشكل نقص رواديد مواجه شده بودند .. او به همراه كمك خلبان خود " كامران تيموري " و مهندس پروازش " محمد رضا اميني " منتظر اجازه پرواز هستند .

كاپيتان رضائيان بعد از اين كه متوجه شد مشكلات مسافران برطرف شده است ، رآس ساعت ۱۰:۰۵ دقيقه بامداد از برج مراقبت پرواز اجازه استارت و خزش رو دريافت می کند  ..

دقايقي بعد هواپيماي ايرباس آ- ۳۰۰ هواپيمايي ملي ايران به شماره پرواز ۶۵۵ به نرمي به سمت ابتداي باند به حركت در امد ... همه چيز عادي و طبعي به نظر مي رسيد ..  

هواپيما راس ساعت ۱۰:۱۷ دقيقه فرودگاه بندرعباس رو به مقصد دوبي ترك كرد ..

طبق اعلام سازمان نشنال جئوگرافي  هواپيماي ايرباس رآس ساعت ۰۹:۴۷ دقيقه بامداد به پرواز در آمده است (

لحظاتي بعد از تيك آف پرواز شماره ۶۵۵ ، در صفحه مانيتور ناو وينسنس لكه اي كوچك نوراني كه نشاندهنده حضور جسمي پرنده در آسمان است ، به نمايش در می آید ! (عکس شماره 1)

با به نمايش در امدن حركت جسمي پرنده در اسكوپ رادار ،  افسر كشيك نتوانست نوع و اندازه هواپيما رو تشخيص دهد.

" اندرسن " سوپروایزر کشیک رادار براي شناسايي هواپيماي ناشناس در گام نخست به سراغ سيستم تشخيص دوست از دشمن ناو ( IFF ) مي رود .

اندرسن براي تشخيص دقيق دگمه انتشار امواج رو فشار مي دهد. 

 او سپس با حركت دادن " ماوس " دايره تمركز هدف را بر روي مختصات هواپيماي ناشناس قرار داده و آن را اصطلاحآ قفل مي كند .. و بدين ترتيپ موقعيت هواپيما را در صفحه مانيتورش مشخص مي نمايد . 

با فعال كردن دگمه ، امواج الكترونيكي در جهات مختلف ناو در اتمسفر فضا منتشر مي شود . 

اين امواج بعد از برخورد با هر جسم پرنده اي در آسمان ، آن را مجددآ به سنسور هاي گيرنده ناو منتقل مي كند . كه پس از آناليز مشخص مي شود هدف دوست است يا دشمن !؟ به عبارتي سيستم اتوماتيك موجود در هواپيما ( كروسپاندر ) اطلاعات و كد هاي خود رو منتشر مي كند .  ( به طور كلي همه هواپيماهاي مسافربري كد هاي شناخته شده اي دارند كه ان ها رو با هواپيما هاي نظامي متمايز مي سازد . اما اين كه چرا اندرسن در روز سوم ژوئن تشخيص نداد ، موضوعي است كه مفصلآ بايد در باره آن بحث كرد  

 در عکس شماره دو چهار رديف نمايش دهنده ارقام را مشاهده مي كنيد كه اولين رقم دست چپ شماره هر كد اختصاصي است .  (كد هاي شماره يك ، دو  و چهار مخصوص هواپيماهاي نظامي است . تنها كد سه براي هواپيماهاي غير نظامي استفاده مي شود . ايرباس ايراني هم در كد سه تقسيم بندي قرار گرفته بود ! اما...)

" اندرسن " (سوپروایزر کشیک رادار) بعد از اين كه موفق نشد هويت صحيح هواپيما رو از روي كد ها بدرستي تشخيص دهد كه آيا هواپيما نظامي است يا مسافربري ، براي برطرف كردن شك و شبهه اش در گام بعدي به سراغ ليست پرواز هاي مسافربري رفت كه در آن ساعت از فرودگاه بندرعباس قرار بود پرواز كنند .. !

گفتنی است تمام پرواز هايي كه قرار است از مرز كشور خارج شوند ، قبلآ از سوي سازمان هاي مسئول از جمله وزارت امور خارجه مشخصات پرواز ، نوع هواپيما و ساير اطلاعات مورد نياز به كشور مقصد و حتي كشور هايي كه در مسير پرواز قرار دارند و از فراز آسمان آن ها عبور مي كنند ، مجوز { كليرنس} دريافت مي كنند.

اندرسن با چك كردن آن ليست، هيچ مشخصاتي دال بر تيك آف هواپيماي غير نظامي در ان ساعت از فرودگاه بندرعباس  نشد! 

بعد از اين كه اندرسن موفق نشد از طريق كديابي دوست يا دشمن هويت هواپيماي ايراني رو تشخيص دهد ، مسئول رادار به روي فركانس "نظامي" رفته و با لحن تهديد آميزي هواپيماي ناشناس رو چنين مخاطب قرار داد ... " هواپيماي ناشناخته ايراني كه در مسير ۲۰۳ درجه با سرعت ۳۰۳ ناتيكال مايل در ارتفاع۴۰۰۰ پايي پرواز مي كني .. شما در حال اپروچ به منطقه جنگي ناو وينسنس آمريكايي در آبراه بين المللي هستيد .. "

اما هيچ پاسخي از سوي هواپيماي ناشناخته ! دريافت نكرد .. 

كاپيتان رضائيان فارغ از اتفاقاتي كه در شرف وقوع بود، در حال انجام مقدمات بعد از پرواز بود.

ناو عظيم وينسنس با آن همه تجهيزات مدرني كه دارد، فاقد بهر گيري از امكانات راديويي براي دريافت فركانس هاي مراكز كنترل ترافيك هواپيماهاي مسافربري است.  

اين بار نوبت به يكي ديگر از افسران ارتباطات راديويي ناو  مي رسد كه با همان لحن به هواپيماي ناشناس ايراني اخطار دهد .. ! اما همچنان هيچ پاسخي دريافت نمي شود .. ! 

اندرسن حالا با نزديك شدن هواپيماي ناشناخته ايراني كه در هر دقيقه هشت كيلومتر به ناو وينسنس نزديك و نزديك تر مي شود ، به دنبال تشخيص و شناسايي آن است ..

افسر مسئول اين بار براي تشخيص هويت هواپيماي ناشناس به كتابچه كد هايش مراجعه مي كند . او با توجه به ارتفاع يازده هزار پا ، اين مختصات را به هواپيماي اف - ۱۴ نسبت مي دهد !   

و سپس خوشنود از كشف خود ، آن را با صداي بلند به ساير همكارانش در اتاق فرمان اطلاع مي دهد كه مكالمات پخش شده بر روي فركانس هاي نظامي مربوط به اف - ۱۴ است !!  

با شنيده شدن نام شكاري قدرتمند اف - ۱۴ ( تامكت ) ، در اتاق فرمان جنب و جوش خاصي پديدار شده و همه چشم به مانيتور هاي بزرگ مي دوزند .. ! اندرسن دليل كشف خود را صحبت هاي خلبان بر روي  كد هاي رديف دو و سه  اعلام مي كند ... !!

و بدين ترتيب برچسب " اف - ۱۴ " به مختصات هواپيماي ناشناس اطلاق مي شود ! و از اين لحظه به بعد حركت رو به جلوي ايرباس پرواز ۶۵۵ بر روي مانيتور با نام اف - ۱۴ ناميده مي شود ! (عکس شماره 3)

اين وضعيت در حالي اتفاق مي افتد كه چهل و هشت كيلومتر دور تر از محل استقرار ناو آمريكايي هواپيماي مسافربري ايرباس با ۲۹۰ نفر مسافر در كاليدور رسمي بين المللي در حال پرواز است .  

با نزديك تر شدن اف - ۱۴ ستوان لوسي افسر هماهنگ كننده ارتباطات به دستور كاپيتان ويل راجرز با  ستاد مركزي بار ديگر ارتباط برقرار كرده و اجازه گشودن اتش را در صورت نزديك تر شدن هواپيماي دشمن كسب مي نمايد .. !

ستوان لوسي به راجرز اعلام مي كند كه شكاري به ۲۰ مايلي ناو رسيده است و هنوز مسير خود را تغير نداده است .. ! چه دستور مي فرماييد ..!!؟؟

به دستور راجرز به پرسنل و خدمه ناو  اعلام وضعيت اضطراري اعلام مي شود . در اين حالت همه حالت دفاعي به خود گرفته و در حالت اماده قرار مي گيرند ..

با اعلام وضعيت اضطراري و به صدا در امدن آژير خطر از بلندگو هاي عرشه ،ناو حالت تدافعي به خود گرفته و در اولين اقدام طبق دستور العمل هاي دفاعي به حالت چرخشي حركت دايره وارش رو آغاز مي كند !

اما در سوی دیگر كاپيتان رضائيان قبل از رسيدن به ارتفاع چهارده هزار پا ضمن ارتباط با مركز كنترل ترافيك ، از برج مراقبت بندرعباس خداحافظي مي كند .. مسئول برج از او مي پرسد : تآئيد كنيد كه بر روي فركانس ۶۷۶۰قرار داريد ؟ كاپيتان با نيم نگاهي مجدد ، پاسخ مثبت به برج مي دهد .  

  همان گونه كه در تصوير شماره 4 مي بينيد ، هواپيماي مسافربري ايرباس روي فركانس ۶۷۶۰ قرار گرفته بود . اين فركانس نشاندهنده كد ( آي اف اف ) هواپيماهاي غير نظامي است .  تا به راحتي در هر راداري قابل تشخيص باشد .

در مركز اطلاعات ناو ،  راجرز با خيره شدن به فركانس ۶۷۶۰ تشخيص دوست از دشمن ( آي اف اف ) بر روي كد شماره سه ، ترديد دارد كه هواپيماي مربوطه  ممكنه نظامي باشد .. !  

 وقتي هواپيماي ايرباس پرواز ۶۵۵ كه با برچسب اف - ۱۴ شناسايي شده است ، به ۳۷ كيلومتري ناو مي رسد بار ديگر از سوي افسران رادار و ارتباطات مورد هشدار هاي جدي قرار مي گيرد ..   

در اين هنگام يكي از افسران رادار در حالي كه به صفحه مانتيور اشاره مي كند ، فرياد زنان اعلام مي كند كه هواپيما در حال كاهش ارتفاع است ،يعني قصد حمله به ناو را دارد! (عکس شماره 5) 

همان گونه كه در تصوير مشاهده مي كنيد .. سرعت ، ارتفاع و رنج پرواز همه حاكي از پروازي عادي براي هواپيماي مسافربري است .. اما به دلايلي كه بعدآ مشخص خواهد شد ، به دروغ اعلام شد كه هواپيما در حال كاهش ارتفاع به سمت ناو است!

آخرين هشدار ها از سوي افسر رادار به هواپيماي ايراني داده مي شود .. لحظات به كندي مي گذرد . اما كاپيتان راجرز هنوز دستور حمله را صادر نكرده است .. !

در اين لحظه كاپيتان رضائيان اخرين تماس خود را با بندر عباس برقرار كرده و با ارزوي روزي خوب براي همه  از مسئول برج خداحافظي مي كند ...

" ويل راجرز " بعد ها در مقابل دوربين نشنال جئوگرافي با قيافه حق به جانبه اعلام مي كند كه .. من ان روز علي رغم هشدار همكارانم كه وخيم بودن اوضاع رو ياداوري مي كردند ، تا نزديك شدن به ده مايلي ناو هيچ اقدامي انجام ندادم !

راجرز به اين اميد كه در واپسين لحظات هواپيماي ايراني به هشدار ها پاسخ دهد .. اما وقتي مي شنود در حال كاهش ارتفاع است ، تصميم نهايي رو مي گيرد و بلافاصله كليد گارد شليك آتش رو فعال مي كند .

با فعال شدن كليد هاي اتش ، به طور اتوماتيك سيستم موشكي ناو ، تغذيه شده و دو موشك كروز رو اماده شليك نگه مي دارد ( عکس شماره 6)

 

 

سایز اصلی

او از يكي از افسران مي خواهد كه دستور آتش رو صادر كند!

فشردن دگمه شليك مجاز كه فقط افسران ارشد مجاز به فشردن آن هستند ، اخرين مرحله آغاز تراژدي خونباري است كه در آب هاي خليج فارس رقم مي خورد ...

بلافاصله دو موشك به فاصله كم تر از چند ثانيه به سمت هدف تعين شده شليك مي شود ..

در مانيتور هاي مركز اطلاعات ناو ، مسير حركت دو موشك كروز به خوبي مشخص است . (عکس شماره 7)

موشك ها هر لحظه به هدف  تعين شده نزديك و نزديك تر مي شود.

عاقبت در ساعت ۹:۵۴:۴۳ دقيقه موشك ها به هواپيماي مسافربري اصابت مي كند . و ۲۹۰ مسافر بي گناه رو به كام مرگ مي كشاند (عکس شماره 8)

بعد از تآئيد اصابت هر دو موشك به هواپيماي ايراني ، خدمه ناو جنگي امريكا با تبريك به يك ديگر شادماني خود رو بروز مي دهند ..  

اما در حقيقت راجرز يك جت مسافربري رو با ۲۹۰ مسافر و گروه پروازي در كريدور شناخته شده و بين المللي  سرنگون كرده بود ! ساعاتي بعد تلويزيون جمهوري اسلامي ايران تصاوير هولناك مسافران بي گناه رو كه مظلومانه در گوشه كنار دريا پراكنده شده بودند ، به نمايش گذاشت ..   

اجساد قربانيان در ميان اشگ و آه مردم از آب گرفته شده و در مقابل دوربين هاي تلويزيوني به افكار عمومي جهان نمايش داده شد .

حکم دادگاه آمریکایی چه بود؟

بعد از فشار افكار عمومي و مردم جهان و پرسش هاي فراوان در باره سرنگوني هواپيماي مسافربري كه در مسير قانوني و طبيعي در يكي از كاليدورهاي هوايي پرواز مي كرد .. يك دادگاه نظامي ظاهرآ براي كشف واقعيت تشكيل شد ..

  افسران رادار به همراه ويل راجرز مورد بازجويي و كالبد شكافي ماجرا پرداختند!

بعد از ساعت ها كنكاش مشخص شد كه مسئول كنترل فركانس ها به طور دقيق ليست پرواز هايي كه از فرودگاه بندر عباس تيك آف مي كردند رو به دقت بررسي نكرده است .. چون در پائين همان ليست شماره پرواز و نوع هواپيما به همراه مقصدش مشخص شده بود !

مسئول مربوطه پذيرفت كه در تطبيق ساعت هاي بين المللي با وقت محلي دچار اشتباه شده بود !

در اين دادگاه همچنين مشخص شد كه زنده ياد رضائيان هرگز اخطار هاي هشدار دهنده مسئولان ناو رو نمي شنيده است .. چون به طور كلي فركانس هواپيماهاي شخصي و مسافربري با نظامي ها تفاوت دارد . و مسئولان ناو بر روي فركانس هاي نظامي آن ها را صدا مي زدند .. !!  

با وجود مشخص شدن قصور ويل راجرز و همكاران او ، بعد از مدتي به وي مدال شجاعت اهدا شد!

  در سال ۱۹۹۰ آقای چارلز بعد از تحقيق بر روي حادثه ايرباس متوجه شد كه بر خلاف ادعاي مسئولان امريكايي ، ناو وينسنس در لحظه شليك بيش از چهار كيلومتر در آبراه كشور ايران قرار داشت . و به عبارتي با شكستن حريم مجاز دريايي ، قوانين رو زير پا گذاشته بود .(عکس شماره 9)

در بررسي هاي بيشتر مشخص شد كه هرگز هواپيماي ايرباس پرواز شماره ۶۵۵ در مسير پرواز ارتفاع خود رو كاهش نداده بود !

سرعت هاي اعلام شده از سوي افسران رادار مبني بر نظامي بودن هواپيما واقعيت نداشته است.

 هنگام بازگشت ناو وينسس به سواحل سان ديه گو از كاپيتان راجرز و خدمه همراهش همانند قهرمانان جنگ استقبال شد !

 

 

چرا ادعای اشتباه راجرز غیرقابل باور است؟

سازمان نشنال جئوگرافي در اين فيلم سعي بسیاری كرد از چهره خشن و قدرت طلب " ويل راجرز " كاسته و با افزودن صحنه هايي او را بي گناه جلو دهد. اما كم تر كسي است که با مطالعه اخبار و اطلاعاتي كه از سوي خود كارمندان ناو منتشر شده ، به خود سري این فرمانده آمریکایی پي نبرد .

نشنال جئوگرافیک سعی کرده به صورت مستند واقعه سقوط هواپیمایی ایرباس را بازخوانی کند البته نکته ای که در این مستند نباید فراموش کرد هدف سازندگان آن است.

نشننال جئوگرافی در این فیلم هر چند مشخص می کند که ایران هیچ برخورد نظامی با ناو وینسنس نداشته و تاکید می کند که خلبان ایرانی هشدارهای این ناو را نمی شنیده است با این حال سعی دارد علت بروز این جنایت را به بروز سلسله  اشتباهاتی از سوی فرمانده و خدمه ناو وینسس تقلیل دهد.

اما بزک کردن چهره هولناک یک جنایت از سوی نشنال جئوگرافی باورپذیر نیست چرا که :

اول از همه نیروهای پدافندی و راداری با مشاهده تحرکات یک پرنده به راحتی می توانند نوع هدف و متخاصم بودن آن را تشخیص دهند.

 جنگنده ای که برای شکار یک ناو به پرواز درمی آید هیچ گاه از ارتفاع بالا برای پرواز استفاده نمی کند مخصوصا" این که اگر بخواهد با موشک هارپون (موشک مورد استفاده در هواپیمای اف-14) به شکار ناو برود اصلا" نیازی به ارتفاع بالا ندارد. پس توجیه فرمانده و خدمه ناو و همچنین نشنال جئوگرافیک در خصوص اشتباه در تشخیص هدف کاملا" غیر منطقی و احمقانه است.
نکته دوم اینکه، برای رهگیری و سرنگونی یک هدف پروازی مولفه هایی وجود دارد. این مولفه ها عبارتند از اینکه آیا آن هدف، تهدید است؟ آیا هدف مذکور برای کشور دشمن است؟ آیا هدف متخاصم است و قصد به آسیب رساندن به تجهیزات را دارد؟ آیا یک هدف مرتکب خطا در ورود به مرز ها شده و بسیاری از مولفه های دیگر که شلیک به یک هدف ناشناس را دشوار و غیر ممکن می کند.

با این حال بر پایه اطلاعات ارائه شده در این مستند، اشتباهات راجرز در این بوده که اولا" در آب های سرزمین ایران قرار داشته دوم آنکه در یک کریدور پرواز بین الملی به طور عجیبی نتوانسته تشخیص بدهد که هدف غیر نظامی است. با توجه به این نکته که کردیور بین المللی محل عبور و مرور هواپیماهای مسافربری و باری  می باشند.

 با توجه به مولفه های مورد نظر و همچنین عدم هشداری که مشخص شود خلیان هواپیما این هشدار را دریافت کرده و همچنین عدم اسکورت هدف، ثابت می شود این فرمانده آمریکایی قصدی جزء رقم زدن یک جنایت را نداشته است.

علاوه بر این سیستم های ضد حمله ناو های آمریکایی به راحتی می توانند نوع و میزان خطر را تشخیص بدهند. در قدیمی ترین سیستم به کار گرفته شده در ناوهای آمریکیای یعنی سامانه «کنترل آتش هاک» وقتی هدف تهدید موثری برای ناو نباشد سریع یک هدف پرخطر دیگر را برای انهدام انتخاب میکند و آن هدف را تا زمان عدم خطر از ذنج شلیک خارج می کند، اما شلیک دو موشک ضد هوایی استاندارد مارک 60 برای انهدام یک هدف غیر موثر هدفی جزء کشتار ندارد.

از سوی دیگر خدمه ناو می توانستند با شلیک توپ های ضد هوایی برد بلند یا همان خط آتش محافظت از حریم ناو، هواپیمای مسافربری ایران را متوجه حضور در حریمشان کنند تا خلبان با آگاهی از خطر درگیری نظامی به بندر عباس مراجعت می کرد، اما فرمانده این ناو که قصد سرنگونی یک هواپیمای غیرنظامی را داشت این اقدام را انجام نداد.

با حداقلی آشنایی درباره اصول پدافند مشخص می شود که این مستند قصد توجیه جنایت آمریکایی ها را دارد و این واقعه جزء یک کشتار عمدی نبوده است.

اما نکته ای که مستند نشنال جئوگرافیک هم نتوانسته آن را توجیه کند، اهدا مدال شجاعت به فرمانده ناو وینسنس آن هم پس از آنکه مشخص شد وی یک هواپیمایی مسافربری را مورد هدف قرار داده است.

حتی اگر روایت آمریکایی ها درباره علت انهدام هواپیمایی شماره 655 را بپذیریم و این اقدام را «غیرعمدی» بدانیم آیا فرماندهی که با سلسله اشتباهات فنی و نظامی و تشخیص اشتباه جان 290 را گرفته است، شایسته تقدیر است؟

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

نامبرده بالا که در دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر آن اداره باعدام محکوم گردیده از همکاران این سازمان بوده.

به: ریاست اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی(دادستانی)
از: ساواک
تاریخ: 51/1/28
شماره: 312/655
درباره: مسعود رجوی

پیرو شماره 312/7611- 50/9/16

نامبرده بالا که در دادگاه‌های بدوی و تجدید نظر آن اداره باعدام محکوم گردیده از همکاران این سازمان بوده که در کشف شبکه سازمان آزادیبخش ایران همکاریهای ارزنده‌ و موثری داشته است. مراتب جهت آگاهی اعلام می گردد. 
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور- ارتشبد نصیری

ارتباط رجوی با ساواک
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

سخنان صریح علامه مصباح یزدی:
کسانی که نگرانی علما و تجمع روحانیون در فیضیه را به توهم متهم می کنند دینشان را از فیضیه گرفته اند یا انگلیس؟/ با تعارف های توخالی و نام بردن از مقام معظم رهبری نمی توانند مردم را فریب دهند

 

گروه سیاسی رجانیوز: عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: حتي برخي از افراد عمامه به سر که داراي مسئوليت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابي و نگراني علما از وضع دين و فرهنگ و تجمع روحانيت در فيضيه، آن‌ها را کساني معرفي مي‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آن‌ها را متهم به توهم مي‌کنند. بايد از وي پرسيد مگر خود تو دينت را از کجا ياد گرفته‌اي؟ از فيضيه يا از انگلستان؟

به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت‌الله مصباح يزدي، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در تاريخ ديروز دوازدهم خرداد ماه در جمع اعضاي کاروان پياده عازم حرم امام خميني(ره) با عنوان «عاشقان حسيني، زائران خميني(ره)» ضمن تبريک اعياد شعبانيه اظهار داشت: رحلت حضرت امام خميني(ره)، مصيبت بسيار بزرگي براي ملت ايران بوده و هست، اما از رحلت ايشان برکاتي به وجود آمد. همانگونه که شهادت سيدالشهدا(ع) هرچند مصيبتي غم بار بود، اما اگر ايشان شهيد نمي‌شد، اين برکات عظيم و احياء اسلام نيز ميسر نمي‌شد.

علامه محمدتقي مصباح يزدي با اشاره به اين‌که حضور اين جمع از برکات رحلت امام خميني(ره) است، اظهار داشت: اين‌که کساني که اصلا ايشان را درک نکرده و نديده اند، بعد از 25 سال با پاي پياده از شهرهاي دور عازم حرم امام(ره) شده و پيام امام(ره) را به همگان يادآوري کنند، برکتي از حضرت امام خميني(ره) است که بعد از رحلت ايشان حاصل شده است.

وي با اشاره به اين‌که پيام خميني(ره) همان پيام امام حسين(ع) است، خطاب به اعضاي کاروان پياده اظهار داشت:  تصور شخصی من این است که شاید ثواب کار شما، مانند ثواب کار کساني باشد که با پاي پياده به حرم سيدالشهدا(ع) مشرف مي‌شوند، لذا با توجه حرکت کنيد، با وضو باشيد و کار خود را کم مشماريد، چرا که اين ايام از بهترين ايام عمر شما و از بهترين توفيقاتي است که نصيب شما شده است.

 

عضو خبرگان رهبري يکي از برکات کاروان‌هايي که پياده عازم حرم امام(ره) هستند را دريدن مشغوليت‌هاي روزمره و تفکر در نهضت امام(ره)، انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس دانست و افزود: بايد توجه داشت که ويژگي و امتياز امام(ره) نسبت به ساير علما چه بوده و خداوند چه برکتي به اين مرد داده و در نفس او چه اعجازي وجود داشت که ما نظير آن را حتي در بين علما نمي‌يابيم؟

 

وي ادامه داد: خوب است در اين مسير درباره دستاوردهاي انقلاب و دفاع مقدس تفکر کرده و آسيب‌هايي را که ممکن است اين انقلاب را تهديد کند، شناسايي کنيد تا در حد امکان از آن پيشگيري شود و اگر آسيبي نيز وجود دارد، براي مقابله با آن، خود را آماده کنيد.

 

وي با اشاره به اين‌که اگر اين آگاهي‌ها نباشد، کم‌کم خط امام(ره) فراموش مي‌شود، اظهار داشت: خط سيدالشهدا(ع) با همين عزاداري‌ها زنده مانده است و اگر نبود اين عزاداري‌هايي که با اشاره خود اهل‌بيت (ع) برپا مي‌شد، چه بسا امروز خط سيدالشهدا(ع) فرمواش مي‌شد و حتي عده‌اي منکر ارزش کار امام حسين(ع) مي‌شدند و تفسيري اشتباه از حرکت ايشان ارائه مي‌دادند. همانطوري که امروز نيز برخي اينگونه تحليل مي‌کنند که حرکت سيدالشهدا(ع) براي جنگ، عجولانه و اشتباه بود و ايشان مي‌توانست با توجه به شخصيت و نسبتش به پيامبر(ص)، با دستگاه حاکم مدارا کرده و پس از کسب قدرت و تربيت مردم، در صورت لزوم قيام کند.

وي با اشاره به اين‌که شبيه چنين تفسيري، از قبل از انقلاب درباره حرکت امام خميني(ره) وجود داشت و اکنون نيز وجود دارد، خاطر نشان کرد: در ابتداي نهضت امام خميني(ره) عده‌اي مي‌گفتند نبايد با شاه در افتاد، چرا که تنها شاه شيعه در جهان است و بايد با مسالمت و مدارا از حکومت وي براي نشر تشيع استفاده شود. حتي در هشت سال دفاع مقدس نيز عده‌اي معتقد بودند اين جنگ هرچه زودتر بايد تمام شود، چرا که جنگ غير از از دست دادن جوان‌ها و بيوه شدن زنان و تخريب منابع و ضربه به اقتصاد کشور، حاصل ديگري ندارد!

استاد اخلاق حوزه علميه با اشاره به اين‌که اين نحوه تحليل‌ها و تفسير‌ها از صدر اسلام تا کنون وجود داشته و دارد، خاطر نشان کرد: امام(ره) هنوز در پاريس بودند که مهندس بازرگان که يک شخصيت اسلامي و مورد احترام تلقي مي‌شد، از سر دلسوزي و خيرخواهي به امام پيشنهاد کرد که اختلافات با شاه را تمام کنند، چرا که نمي‌توان با شاه و ارتشي که دارد، مقابله کرد و اين مقابله وضع را بدتر مي‌کند و البته امام (ره)، پس از سخنان وي، شاه را رفتني دانسته و ارتش را برادران خود خطاب کردند که بعد از رفتن شاه به جمهوري اسلامي مي‌پيوندند.

وي ادامه داد: از همان روزي که امام (ره) در پاريس بود، بسياري- چه بسا از سر خير انديشي – از امام (ره) خواستند تند و سخت برخورد نکنند، چرا که آنها روحيه برخورد نداشتند، و مي‌خواستند راحت‌طلبي خود را با صلح و مدارا حفظ کنند و هرگز اجتماع و تظاهرات را برنمي‌تافتند، چه برسد به جان دادن.

علامه مصباح يزدي با اشاره به اين‌که تعداد کساني که امروز حاضرند براي بقاي نظام اسلامي جان خود را فدا کنند، بسيار بيش از تعداد چنين افرادي در آغاز انقلاب است، اظهار داشت: اين به برکت تربيت افراد توسط امام خميني(ره) و خلف صالح ايشان که نسخه بدل خميني(ره) در دفاع از ارزش‌ها و آرمان هاست، ميسر شده است.

وي با اشاره به آيه قرآن کريم، ادامه داد: به تصريح قرآن کريم، دشمنان تا زماني که شما دست از دينتان برنداريد، دائما با شما در حال جنگ هستند. اما امروز دشمنان هم به اين نتيجه رسيده‌اند که از طريق نظامي نمي‌توان به مقابله با ايران پرداخت، و لذا جنگ نرم را در پيش گرفته‌اند.

 

عضو خبرگان رهبري خاطر نشان کرد: دشمنان حتي براي لباس‌هاي افراد نيز برنامه‌ريزي کرده‌اند، به‌گونه‌اي که وقتي فردي مي‌خواهد لباس مناسب و اسلامي تهيه کند، آن را در بازار نمي‌يابد.

 

وي با اشاره به نفوذ جنگ نرم دشمن در تفکرات افراد افزود: تقريبا همه مسئولين ما در دوره‌هاي مختلف در ته دلشان باور نداشتند که بتوان حريف آمريکا شد و معتقدند که ايران در علم، تکنولوژي، صنعت و نظاير اينها به آمريکا نيازمند است و چاره‌اي جز رابطه با آمريکا وجود ندارد و البته اين رابطه، هزينه‌اي هم دارد که طبيعتا بايد پرداخت شود. يعني از يک طرف عامل فکري و از طرف ديگر عامل رواني که راحت‌طلبي و رفاه‌طلبي است سبب شده تا اين افراد، رابطه با آمريکا را مصلحت بدانند!

وي افزود: حتي برخي از افراد عمامه به سر که داراي مسئوليت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابي و نگراني علما از وضع دين و فرهنگ و تجمع روحانيت در فيضيه، آن‌ها را کساني معرفي مي‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آن‌ها را متهم به توهم مي‌کنند. بايد از وي پرسيد مگر خود تو دينت را از کجا ياد گرفته‌اي؟ از فيضيه يا از انگلستان؟

آيت‌الله مصباح يزدي با اشاره به هشدار امام(ره) در خصوص نفوذ نامحرمان، اظهار داشت: برخي مسئولين به گونه‌اي رفتار مي‌کنند که زمينه عملي شدن اين هشدار امام(ره) را فراهم کنند. جدايي دين از سياست و بيان اين مطلب که دين وظيفه روحانيت است، نه دولت، همان شعار جبهه ملي است که متأسفانه امروز از سوي برخي مسئولين عمامه به سر مطرح مي‌شود.

وي با اشاره به اين‌که امام(ره) اولين وظيفه دولت را حفظ دين مردم مي‌دانست، خاطر نشان کرد: اگر امام(ره) احساس خطر مي‌کرد و اگر نجف و مشهد را به خاطر ساکت بودنشان مورد خطاب قرار داده و سکوت را بر علما حرام مي‌دانست، به خاطر احساس خطر براي اسلام بود، نه براي اقتصاد، نفت و تحريم.

عضو خبرگان رهبري افزود: اين‌که عده‌اي بگويند دولت وظيفه‌اي براي دين مردم ندارد، بلکه وظيفه دولت فقط برداشتن تحريم‌ها و آن هم نه با مقاومت، بلکه از راه ديپلماسي است، بر خلاف خط امام(ره) است. مگر امام(ره) براي تحريم و اقتصاد قيام کرد؟ مگر اين همه شهيد براي شکم و تحريم جان خود را فدا کردند؟ مگر نه اين است که همه شهدا در وصيت نامه هايشان، اسلام و پيروي از امام(ره) را گوشزد کرده‌اند؟

وي افزود: امروز امام سر از مدفن برآورَد و ببيند که مسئولين کشور چه مي‌گويند؟ همان مسئوليني که از سخنانشان بر مي‌آيد که امام(ره) هم اسلام را نشناخته بود؛ همان مسئوليني که برخي از کارهاي اول انقلاب را اشتباه عنوان مي‌کنند، در حالي که امام(ره) با قوت آن را تأييد کرده‌اند.

وي با اشاره به اين‌که متأسفانه کساني که اين حرف‌ها را مي‌زنند، عمامه به سر هستند، خاطر نشان کرد: آيا اين عده فکر مي‌کنند مردم نمي‌فهمند و سرشان نمي‌شود؟ آيا فکر مي‌کنند با تعارف‌هاي توخالي و استفاده دائم از لفظ مقام معظم رهبري، در حاليکه عملشان بر خلاف صريح فرمايشات رهبري است، مي‌توانند مردم را فريب دهند؟

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه با اشاره به اين‌که هدف اصلي بايد حفظ دين باشد، اظهار داشت: امروز دشمن در تلاش است که ولايت شيطان را به جاي ولايت الله به خورد ما بدهد و عده‌اي نيز زمينه آن را فراهم مي‌کنند.

وي با بيان اين‌که والله برخي از بچه‌هاي خردسال از سياست‌مداران غرب‌زده بيشتر مي‌فهمند، اظهار داشت: مردم متوجه مي‌شوند که دشمن در برابر وادادگي مسئولين، جلوتر آمده و پرروتر مي‌شود، اما برخي از مسئولين هنوز نفهميده‌اند.

آيت‌الله مصباح يزدي در پايان با اشاره به اين‌که به تصريح رهبري، مراد ايشان از فرهنگ، فرهنگ اسلامي انقلابي است، اظهار داشت: بايد شعارهاي دين و انقلاب را بيشتر درک کنيم و بدانيم فرهنگ، نه رقص‌هاي محلي و لهجه‌ها و گويش‌ها، نه اسلام آمريکايي، نه اسلام سازش و نه اسلام ديپلماتيک، بلکه اسلام انقلابي است.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

برخی مسؤولان گفتند با شلاق نمی‌توان مردم را به بهشت فرستاد؛ ما هم این را می‌گوییم اما با دست خودمان درهای جهنم را روی مردم باز نکنیم

 

گروه فرهنگی - رجانیوز: حضرت آیت الله مکارم شیرازی از برخی اظهار نظرهای نسنجیده درباره این که مردم را به زور شلاق نمی توان به بهشت فرستاد، انتقاد کرد و گفت: نباید شعارهایی که غربی ها می دهند را سر دهیم.

تضعیف دولت را درست نمی دانیم اما تذکر و نصیحت منافاتی با حمایت ندارد

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه سخنان خود به برخی اظهارنظرهای مسؤولان واکنش نشان داد و بیان داشت: ما به دولت احترام می گذاریم و از آن حمایت می کنیم، تضعیف آن را به صلاح نمی دانیم و اگر تضعیف شود به ضرر کشور است، ‌اما لازم می دانیم تذکر هم بدهیم، حمایت و کمک منافاتی با حمایت ندارد.

وی تاکید کرد:‌ این که برخی مسؤولان گفته بودند با زور شلاق نمی توان افراد را به بهشت فرستاد ما هم این گونه می گوییم، اما می گوییم با دست خودمان درهای جهنم را به روی مردم باز نکنیم.

این مرجع تقلید بیان داشت: به عنوان مثال در ایام نوروز و دیگر مناسبت هایی که مسافرت های زیادی انجام می شود، راهنمایی و رانندگی برای تامین امنیت جان مردم و مسافران طرح های ویژه ای دارند و نظارت بسیار شدیدی را اعمال می کنند اما اگر گفته شود کاری به کار مردم و رانندگان نداشته باشید آیا کسی چنین منطقی را می پذیرد؟

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اضافه کرد: مردم دو گروه هستند، گروه نخست نخبگان هستند که چه برنامه ای باشد و نباشد راه خود را می روند، اما یک دسته نیاز به راهنمایی دارند و باید مراقب شان بود، وقتی این گونه است نمی توانیم بگوییم به حال خود رهایشان کنیم. یا این که برخی وزرا گفته بودند ممیزی در کتاب لازم نیست.

وی بیان کرد: رسانه های خارجی و ماهواره ها در خوشبینانه ترین حالت تنها بخش اندکی از آن برنامه های سالم دارد و اکثر آن برنامه های مخرب و فاسد است، اما اگر بگوییم همه چیز آزاد باشد این باز کردن درهای جهنم است و باید مراقبت کنیم.

نباید شعاری که غربی ها می دهند بدهیم

این مرجع تقلید با تاکید بر این که نباید شعارهایی که غربی ها می دهند را سر دهیم، گفت: ما مسلمان هستیم و این گونه مسائل برای ما ارزشمند است، برادران عزیز مراقب صحبت ها باشند نکند خدایی ناکرده از آن سوء استفاده هایی بشود و به مفاسد دامن زده شود.

وی در ادامه با استناد به روایاتی از امام حسن عسکری(ع) به تبیین دیدگاه های دین مبین درباره همسایه پرداخت و گفت: در اسلام همسایه نسبت به همسایه وظایف مهمی دارد و برخلاف فرهنگ غربی نسبت به هم بی تفاوت نیستند. 

وی با بیان این که در جوامع مادی افراد تنها هستند، اما در جامعه اسلامی همه از حال و احوال یکدیگر با خبر هستند، گفت:‌ جامعه مادی یک جامعه پاشیده تنها است، اما جامعه اسلامی یک جامعه مرتبط واجتماعی است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

به گزارش مشرق - دیروز حسن روحانی در همایش بیمه سلامت گفت:  این قدر در زندگی مردم هر روز مداخله نکنیم ولو به خاطر دلسوزی، بگذاریم مردم راه بهشت را انتخاب کنند، به زور و شلاق نمی شود مردم را به بهشت برد(1). مطلبی که سایت دولت آن را پس از تغییر و اصلاح، با واژگان جدیدی منتشر ساخت:  نباید در زندگی مردم هر چند به خاطر دلسوزی، دخالت کنیم و به زور و با شلاق نمی‌شود مردم را به بهشت برد.(2) جدای از آنکه منبع و منشأ این اختلاف واژگان مابین خبرگزاری رسمی دولت و پایگاه اطلاع رسانی آن کجاست اما توجه به بطن و کنایه های سیاسی و اجتماعی آن مهم است. دیدبان در نظر دارد در این مطلب به برخی از نکات مهم پیرامون آن بپردازد.


انقلاب اسلامی حاکم شدن شلاق خورده ها بود!

قطعا رئیس جمهوری اسلامی ایران باور دارند در حکومتی به سر می برند که بنیانگذاران آن از بطن مردم بودند و خود آنها انواع شکنجه را متحمل شدند. در رأس این افراد می توان به آیت الله خامنه ای اشاره کرد. در کتاب شرح اسم آمده است:

پاهایش را به تخت بستند. آن رو به رو، تازیانه‌ها از سینه دیوار آویزان بودند. تفاوت آنها (شلاق ها) در قطرشان بود. از قطری برابر یک انگشت شروع و کلفت و کلفت‌تر می‌شدند. یکی از آنان تازیانه‌ای برداشت و کف پایش را نشانه گرفت. شروع کرد به زدن. چند دقیقه؟ روشن نیست، اما از کت و کول افتاد و از زدن بازماند. دیگری آمد و شلاق را از او گرفت. آن قدر زد تا از نا افتاد. نفر سوم شلاق را گرفت. او هم از زدن خسته شد. و نفر چهارم. همه افراد آن اتاق امکان استراحت و نفس تازه کردن داشتند، جز آقای خامنه‌ای.  برخی از اینان تازیانه را خیس می‌کردند و آن را بر بدن زندانی فرو می‌آوردند. «در طول مدت شکنجه، یکی از آنها بالای سرم می‌آمد و از من می‌خواست تا از فلان کس یا از نهضت اسلامی بیزاری جویم. من قبول نمی‌کردم و آنها هم آن قدر مرا می‌زدند تا بی‌هوش می‌شدم(3).»


این شکنجه ها به قدری معمول بود که حتی تبدیل به شوخی و مزاح می شد. از جمله حجت‌الاسلام سید احمد هاشمی‌نژاد روایت می کند: ظاهرا آیت الله خامنه‌ای {در تمایز با هاشمی رفسنجانی} اسم من را گذاشته بودند هاشمی شماره 1 ... من یک سهمیه خاص داشتم و هر هفته 50 عدد شلاق می‌خوردم و برمی‌گشتم به سلولم! آیت الله خامنه‌ای می‌گفتند که شماره یک شلاق خورده است یا شماره دو(4)!

از دیگر افرادی که تحت شکنجه های مختلف قرار می گرفت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. وی به اتهام ارتباط با مؤتلفه شب های متوالی شکنجه می شد. روش شکنجه چنین بود که او را روی تخت می خواباندند؛ پاهایش را می بستند و به کف پاهایش شلاق می زدند . روش دیگر او را دمر می خواباند و به پشت او شلاق می زدند(5).

روحانی و ماجرای بهشت اجباری با شلاق!
اقدام شهید رجایی نام او را در تاریخ روشنگری علیه پهلوی ثبت کرد


 همچنین عمل انقلابی و ماندگار شهید رجایی در سازمان ملل برای جهانیان ثابت کرد که مسوولان ایرانی خود با شکنجه ساواک بیگانه نیستند و از بطن مردم به این جایگاه رسیده اند.

چه کسانی به زور و شلاق متوسل شدند؟

بر خلاف طیف اول که خود از موج مردمان انقلابی و زجر کشیده کشور بودند و توانستند خواست ها و مطالبات آحاد جامعه را در ارکان مهم حکومت پیگیری کنند، پس از پیروزی انقلاب شاهد بودیم یکسری افراد تنگ مزاج و مذبذب از این فضا استفاده کرده و برای مطرح شدن، دست به انجام کارهای خلاف مبانی اسلامی – انسانی زدند. کسانی که مصداق بارز افراطی گری بودند.

این افراد به صورت زنان بدحجاب اسید می پاشیدند و به پیشانی آنها پونز می فشردند! با این سابقه تعجب ندارد اگر مطلع شوید که آنها امروزه با زنان آوازه خوان بی حجاب هم مشرب شده و به دفاع از همجنس بازی می پردازند.

اکبر پونز که دیروز اسیدپاشی می کرد امروز در کنار زنان آوازه خوان عکس یادگاری می گیرد


صفار هرندی وزیر سابق ارشاد در این زمینه می گوید: "اکبر گنجی آن روزها دنبال دخترهایی می‌گشت که چند تار مو از زلف‌شان بیرون زده و به روی آن‌ها اسید می‌پاشید و این‌که به او اکبر پونز می‌گفتند برای این بود که به پیشانی دخترهای جوانی که پوشش متفاوتی داشتند پونز می‌چسباند." (6)

برخورد این افراد در تعارض مستقیم با مشی و خواست رهبر معظم انقلاب است. ایشان در سفر به خراسان شمالی که در سال 1391 انجام شد تأکید کردند: " بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند و شما ... الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت." (7) 


شانه خالی کردن دولت از بار مسوولیت اجتماعی با شعار آزادی!

در ماه های سپری شده از عمر دولت روحانی شاهد بوده ایم بیشترین شعارها و تبلیغات در خصوص آزادی، حذف ممیزی، نظارت و حتی ارشاد صورت گرفته است. (8) قطعا آزادی شرط حیات و بقای یک نظام مردمی است و همین مولفه بود که به انقلاب 1357 انجامید. آنجا که مردم احساس کردند آزادی های تصنعی و ظاهری رژیم در تقابل با حریم خصوصی و اجتماعی قرار گرفته و حتی آن را محدود کرده است.  آن آزادی که پای ابتذال را به تلویزیون و روی پرده سینما می کشید خانواده ها را حساس و نگران می کرد. تحریم تلویزیون و حرام شمردن تماشای فیلم های سینمایی کوچکترین مواجهه با این آزادی بود که باید به درستی آن را ولنگاری دانست.

روی دیگر سکه آزادی عبارت است از مسوولیت. حال چه مسوولیت دولت و چه مردم. آنچه این نوشتار سعی دارد بر آن متمرکز شود مسوولیت دولت است. آنچه باعث نگرانی است فرعی دانستن، کم کاری و بی برنامگی در زمینه مسوولیت اجتماعی ِ دولت است. به دیگر سخن ابتدا دولت باید زمینه و بستر لازم را برای حرکت آزادانه مردم فراهم کند و بعد از شعار آزادی بهره ببرد. اگر غیر از این باشد باید منتظر عواقب این سطحی نگری بود. به طور مثال فرض کنید انتخاباتی پیش رو باشد. برای برگزاری این انتخابات باید برگه، صندوق، مکان، مجری، ناظر و ... مهیا کرد و بعد فراخوان داد. حال آیا بدون این مسوولیت پذیری و تهیه زیرساخت آیا درست است که همه را برای حضور به پای صندوق ها دعوت کرد؟!



حالا باید پرسید دولت حسن روحانی تا کنون چه زیرساخت هایی را برای حرکت آزادانه مردم ایجاد کرده است؟ اینکه مردم باید بهشت را انتخاب کنند حرف درستی است ولی شما چه راهی را برای رسیدن به بهشت موعود بنا کرده اید؟ آیا بهشت شما از رهگذر ماهواره و فیس بوک به دست می آید؟ آیا همین فیس بوک که قرار بود شما آن را آزاد اعلام کنید این روزها شاهد کمپین بی حیایی نیست؟ چه برنامه ای برای این دارید که بی حیایی یواشکی از فیس بوک به بی حیایی علنی در جامعه تبدیل نشود؟ این ها سوالاتی است که ژست های سیاسی را در هم می ریزد و فهم مشاوران تان را به کار می گیرد. خود بهتر می دانید که افزایش پهنای باند عملا کار چند روز است اما زیرسازی استفاده صحیح از آن، آموزش سواد دیجیتال، بهره مندی از سبک زندگی مجازی کارهایی است که هم زمان می خواهد و هم تخصص و علی رغم آنکه وظیفه شماست ظاهرا از آن عدول کرده اید. آنقدر که دو وزیر ارشاد و نیز ارتباطات نام فیس بوک را به عنوان یک شرکت خصوصی خارجی بر زبان جاری کرده اند و بر آزادی آن دغدغه داشته اند، اگر دستاوردهای جوانان این مرز و بوم از نانو گرفته تا شرکت های دانش بنیان وجهه همت آنان بود قطعا شاهد ثمرات ویژه ای بودیم.


بهشت اجباری نمی خواهیم؛ فهم نادرستی از لا اکراه فی الدین

گرچه منتقدان دولت نهم و دهم از ادبیات کوچه بازاری رئیس جمهور وقت گلایه داشتند اما در دوره فعلی با کمال تعجب شاهدیم که پیچیده ترین شبهات دینی در قالب زبان عوامانه بسته بندی و تکثیر می شود.

اینکه رئیس جمهور بیان داشته اند بهشت بردن مردم به زور نیست باعث طرح سوال اصلی می شود: آزادی مردم در برابر اتخاذ دین به چه معناست؟ آیا به این معناست که هر انتخابی از سوی مردم صورت پذیرد همان درست است؟ جواب این سوال خلاصه ذکر گردیده است:

1-  اگر گمان شود که مردم آزاد و مجازند که هر اعتقادی داشته باشند و هر کاری دلشان می‌خواهد انجام دهند، دیگر خداوند متعال نه تنها پیامبر، کتاب و احکامی ارسال و انزال نمی‌نمود، بلکه بهشت و جهنمی نیز نمی‌آفرید.

2-   مگر می‌شود که انسان در باور یا انجام عملی آزاد و مجاز باشد، اما در نهایت محاکمه گردد که چرا چنین کردی و چرا چنان نکردی؟ 

3-  در دین خدا هیچ مطلب یا دستوری که فطرت و عقل انسان آن را نپسندد و نسبت به آن اکراه داشته باشد، وجود ندارد و به همین دلیل هم «دین» اجباری نیست یعنی تحقیقی است.

4-  ناقص خواندن آیه باعث افتادن در ورطه خطا می شود. در ادامه آیه آمده است:  قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (البقره – 256) یعنی راه هدایت از گمراهی مشخص شده است. پس اتخاذ راه هدایت که همان دین باشد افراد را به بهشت رهنمون می شود.

5-  «مجبور نیستید» به معنای «مجاز هستید» نمی‌باشد. به عنوان مثال: «مجبور نیستی نماز بخوانی یا روزه بگیری» یعنی اختیار اطاعت یا تخلف داده‌ام، نه این که مجاز هستی هر کار خواستی بکنی! اسلام اجازه نمی‌دهد به بهانه‌ی آزادی، حقوق دیگران پایمال گردد. لذا هر کسی آزاد است در خلوت گناه کند و راه جهنم را بپیماید اما اگر گناه را علنی و حقوق دیگران را ضایع کرد، جلوی او را می‌گیرند و مجازاتش هم می‌کنند(9).

رساندن انسان‌ها به بهشت؛ وظیفه حاکم اسلامی (10)

آیه الله خامنه ای در شرح خطبه 156 نهج البلاغه و در مورد مسوولیت های دولت می فرمایند: نهى از منکر باید بکنیم، امر به معروف باید بکنیم، وسائل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم، وسائل شُرور و آفات را از دسترسها برداریم؛ این وظائف مسئولین حکومت است.

ایشان در ادامه و با ذکر عین عبارت ادامه می دهند: عبارت امیرالمؤمنین در خطبه‌ى نهج‌البلاغه این است؛ میفرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللَّهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ فرمود اگر آنچه من میگویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، ان‌شاءاللَّه؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت، حرکت کوچکى نیست، حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین است‌. رساندن انسانها به بهشت، هم در زمینه‌ى فکرى مردم،هم در زمینه‌ى روحى و قلبى مردم، هم‌ در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند. من از این جهت روى این تکیه میکنم که گاهى شنیده میشود کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود، میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ لذا راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است (11).

با توجه به نکات گفته شده مشخص می گردد گرچه بکارگیری "شلاق و زور" در هدایت مردم به بهشت دنیوی و اخروی ناصواب است اما این به معنای ترک مسوولیت دولت و واگذاری اختیار کامل به مردم نمی باشد بلکه دولت موظف است ابزار و وسایل لازم را برای نیل به مقصود در اختیار آنان قرار دهد. به عبارت بهتر سعی کند ملزومات را فراهم و موانع را دفع نماید و فعالانه در کنار حرکت مردمی حضور داشته باشد. حال باید دید این دولت چگونه عقل و عزم لازم را به کار خواهد بست. آیا تدبیر پیرترین دولت پس از انقلاب این است که چون یارای دویدن پیش تر از جامعه و مهیاسازی زیرساخت ها را ندارد، شعار آزادی سر دهد تا هم پرستیژ کسب کند و هم عرق نریزد یا اینکه با بکارگیری جوانان پر نفس خواهد توانست این مهم را محقق سازد. باید منتظر ماند، شعارها را شنید و عمل ها را دید!

 

پی نوشت:

    http://irna.ir/fa/News/81175159
    
 http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=12&Id=242887

3- کتاب شرح اسم/ نویسنده هدایت الله بهبودی/ موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

     
http://ana.ir/Home/Single/66257

5- غلامرضا کرباسچی ، " اساسنامه جمعیت سری " ، فصلنامه یاد ، شماره 22 ، سال ششم ، ( بهار 1370 ، صص 54-51.)

    http://fararu.com/fa/news/74235

    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21151

    http://khabaronline.ir/(X(1)S(fzkoke015hoeqfy5gibaew1uk))/detail/352148/culture/literature

    

http://www.tebyan.net/newmobile.aspx/index.aspx?pid=934&articleID=486646

    http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?nhid=156&npt=9&nht=1#49653


** دیدبان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

گروه سیاسی- رجانیوز: نزدیک به 4 ماه از آغاز اجرای توافق ژنو می گذرد و همچنان هیچ تغییر قابل قابل توجهی در وضعیت اقتصاد داخلی بوجود نیامده است، طی روزهای آینده نیز مسئولان تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان برای توافق نهایی، مذاکرات خود با 1+5 را شروع خواهند کرد اما همچنان نه نخبگان و نه مردم از جزییات این توافق آگاه نیستند.

به گزارش رجانیوز، طی ماه های گذشته انتقادات فراوانی به عملکرد دستگاه دیپلماسی کشورمان وارد شده است، بسیاری از نخبگان و دلسوزان انقلاب با هشدارهای مکرر خود در این باره، از آینده مذاکرات ابراز نگرانی و دلواپسی کرده اند اما دولت در پاسخ به این انتقادات یا منتقدان را «بی سواد» خطاب کرده و یا اعلام داشته این مذاکرات زیر نظر رهبر معظم انقلاب و با هماهنگی کامل ایشان انجام می شود و از این رو جای انتقادی به عملکرد دیپلماتیک دولت در این عرصه وارد نیست.
 
این منطق اشتباه، اولین بار توسط برخی اعضای دولت از جمله علی خرم مشاور وزیر خارجه مطرح شد، زمانی که وی سه هفته بعد از توافق ژنو در جمع دانشجویان دانشگاه شیراز گفت: «تمام متن توافق نامه با رهبری هماهنگ شده بود و رهبری پیش از موافقت نامه آن را کاملا و کلمه به کلمه تایید کردند.»
 
این اظهارات در حالی از سوی مشاور ظریف بیان می شد که رهبر انقلاب تنها 4 روز قبل از توافق ژنو در جمع بسیجیان سراسر کشور در مصلی تهران، ضمن تاکید بر حمایت خود از «همه دولتها» گفتند در «جزییات مذاکرات» دخالتی ندارند:
 
«بنده اصرار دارم بر حمايت از مسئولانى كه اجراى كار برعهده‌شان است، از همه‌ى دولتها بنده حمايت ميكنم، از مسئولان - مسئولان داخلى، مسئولان خارجى - حمايت ميكنم و وظيفه‌ى ما است ... لذا اينها به كمك احتياج دارند، من هم كمكشان ميكنم، حمايتشان ميكنم؛ اين يك طرف قضيّه است كه قطعى است. از آن طرف اصرار دارم بر تثبيت حقوق ملّت ايران، از جمله مسئله ى حقوق هسته اى؛ اصرار داريم بر اينكه از حقوق ملّت ايران يك قدم عقب نشينى نبايد بشود. ما البتّه در جزئيّات اين مذاكرات مداخله نميكنيم.»
 
با این حال و با گذشت چند ماه از اجرای توافق مبهم و جنجالی ژنو، باز هم این منطق غلط از سوی برخی چهره ها مطرح و بصورت گسترده در رسانه ها انعکاس پیدا کرده که ضمن انتساب عملکرد سیاست خارجی دولت به رهبر انقلاب، صراحتا مغایر با رویکرد رهبری در قبال پرونده هسته ای اظهار نظر کرده اند.
 
به عنوان مثال علاالدین بروجردی نیز همین منطق اشتباه را برای توجیه اشتباهات سیاست خارجی دولت روحانی تکرار کرد و بعد از وی محسن رضایی نیز اعلام کرد: «دلواپس مذاکرات هسته ای و حقوق ایران نیستیم، چون مذاکرات زیر نظر رهبری نظام به پیش می رود.»
 
 همزمان محمد باقر قالیباف پنج شنبه هفته گذشته در جمع روحانیون استان تهران، اداره پرونده هسته ای کشور را نیز بر عهده رهبر انقلاب دانست و گفت: «مقام معظم رهبری بر پرونده هسته‌ای نظارت دقیق و عمیق دارند و در حقیقت اداره کننده موضوع هستند.»
 
با این حال و علیرغم تاکید صریح رهبر انقلاب مبنی بر عدم دخالت در جزییات مذاکرات هسته ای، مشخص نیست رویکرد غلط انتساب اقدامات اشتباه دولت در عرصه سیاست خارجی به رهبر انقلاب، دقیقا با چه منطقی صورت می گیرد؟
 
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

رهبر معظم انقلاب در دیدار با هزاران نفر از مردم ایلام؛
 
بعضی‌ها وقتی از جوان می‏گویند، فقط نمونه‌های ناهنجار را می‌بینند/ امریکا نه در بعد نظامی و نه ابعاد دیگر هیچ غلطی نمی‏تواند بکند بشرط اتکاء ما به قدرت داخلی/ ملت زنده ایران به زانو در نخواهد آمد

 

گروه سیاسی - رجانیوز: همزمان با سیزدهم رجب و خجسته سالروز میلاد مولی الموحدین حضرت علی (ع)، هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم بویژه مردم استان ایلام امروز در حسینیه امام خمینی (ره) با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
 
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار با تبریک سالروز میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع) به برخی فضائل غیر قابل شمارش آن حضرت اشاره کردند و با بیان چهار سرفصل مهم دوران زندگی ایشان از جمله هدف والای حضرت علی (ع) در دوران حکومت، برای تأمین سعادت واقعی مردم در کنار پیشرفتهای مادی، تأکید کردند: یکی از درس های آن حضرت بمنظور تامین سعادت واقعی جامعه، تلاش در جهت بهبود معیشت و حل مشکلات اقتصادی مردم است که این هدف در شرایط فعلی از راه برنامه ریزی صحیح برای فعال کردن ظرفیت های بی شمار داخلی و تکیه بر استعدادهای جوان کشور امکان پذیر است.
 
 
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در چنین شرایطی است که کشور از لحاظ مادی، روحی و اخلاقی، اعتبار بین المللی، عزت و اعتماد به نفس ملی پیشرفت خواهد کرد و از فخر و منّت دشمنان خارجی رها خواهد شد.
 
ایشان سخنان خود را با تقسیم بندی فضائل قابل درک حضرت علی (ع) به چهار سرفصلِ «مقامات معنوی»، «مجاهدتها و فداکاریها»، «سلوک فردی و اجتماعی و حکومتی»، و «هدف آن حضرت برای مردم» در دوران حکومت، آغاز کردند و درخصوص مقامات معنوی امیرالمومنین (ع) گفتند: مقامات معنوی آن حضرت همچون مقام توحیدی، مقام عبادت، مقام تقرب به خدا و مقام اخلاص، به مانند اقیانوسی عمیق است که بسیاری از ابعاد آن ناشناخته است و علما و انسانهای بزرگ نیز از شناخت آن اظهار عجز کرده اند.
 
رهبر انقلاب اسلامی درخصوص مجاهدتها و فداکاریهای حضرت علی (ع) از زمان پذیرش اسلام و مقاطع حضور در مکه، هجرت، حکومت پیامبر (ص) در مدینه، و دوران بعد از رحلت پیامبر اسلام و سپس قبول خلافت، خاطرنشان کردند: امیرالمومنین علی (ع) در تمام این دورانها، در اوج قله فداکاری و مجاهدت بود به گونه ای که هر انسانی را متحیر می کند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای یکی از بی نظیرترین ابعاد شخصیتی حضرت علی (ع) را سلوک فردی، اجتماعی و حکومتی آن حضرت برشمردند و افزودند: امیرالمومنین (ع) در زمانیکه حاکمی بزرگ و مقتدر و دارای کشوری بسیار پهناور و ثروتمند بودند، همچون یک انسان مستمند، در خانه ای محقر، زندگی و برای اقامه حق و عدل و جاری شدن حکم الهی، ایستادگی می کردند و کارهای بسیار بزرگی انجام می دادند.
 
ایشان چهارمین سرفصل از زندگی حضرت علی (ع) را هدف والای آن حضرت برای مردم، در دوران حکومت بیان کردند و گفتند: امیرالمومنین (ع) این هدف والا را رساندن مردم به بهشت و نقش آفرینی در زمینه های فکری، روحی، قلبی و حیات اجتماعی مردم بیان می کنند که مسئله ای بسیار مهم و از وظایف اصلی حاکم اسلامی است.
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی مطالب که وظیفه حکومت اسلامی برای رساندن مردم به بهشت را زیر سؤال می برند، تأکید کردند: وظیفه اصلی حاکم اسلامی رساندن مردم به  سعادت واقعی است که البته این، به معنای تحمیل و زور نیست بلکه با توجه به تمایل فطرت انسانها به سعادت، باید زمینه ی کمک و راهنمایی و تسهیل رسیدنِ به این هدف والا فراهم شود.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اگر جامعه اسلامی از نظر مادی و پیشرفتهای علمی و صنعتی و روابط اجتماعی و عزت و شرف ملی و بین المللی در اوج باشد اما زمان مرگ و ورود به آن دنیا، لحظه روسیاهی انسان ها باشد، جامعه به سعادت واقعی نرسیده است.
 
ایشان یکی از راههای زمینه سازی برای رسیدن مردم به سعادت واقعی را، تلاش بمنظور بهبود معیشت مردم و ریشه کن کردن فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی و تبعیض دانستند و خاطرنشان کردند: امروز به لطف خداوند مسئولین به دنبال حل مشکلات اقتصادی مردم هستند اما باید فکرها را منسجم کرد و راه درست را تشخیص داد.
 
رهبر انقلاب اسلامی، اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان و استعدادهای داخلی را راه صحیح حل مشکلات اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: هر جا که ما بر ابتکار و استعداد جوانان با انگیزه، مومن و مخلص تکیه کردیم و آنها را ارج نهادیم، چشمه های جوشان پیشرفت پدیدار شد که پیشرفتهای هسته ای، دارویی، سلولهای بنیادی، نانو تکنولوژی و برنامه های صنعتی دفاعی نمونه های عینی این واقعیت هستند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: با توجه به این حقایق و واقعیات است که می توان جمله  امام (ره) که می فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» را درک کرد.
 
ایشان افزودند: اگر ظرفیت های داخلی را فعال کنیم و بر توان داخلی متمرکز شویم، آمریکا و قدرت های دیگر توانایی هیچ غلطی را اعم از نظامی و غیرنظامی نخواهند داشت و نخواهند توانست ملت ایران را با فشار زمین گیر کنند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قدرتها بدانند که ملت ایران به زانو در نخواهد آمد زیرا ملت ایران، ملت زنده ای است و جوانان کشور در حال حرکت در مسیر صحیح هستند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی نگاههای محدود و غیرواقعی به جوانان کشور و تمرکز بر معدود ناهنجاریهای موجود خاطرنشان کردند: هنجار عمومی ملت ایران و جوانان، هنجاری دینی و علاقه مند به اسلام و قرآن و معنویت و میهن و ملیت است و این موضوع را هیچگاه نباید نادیده گرفت.
 
ایشان گفتند: جوانان کشور ما، جوانهای خوبی هستند و باید تلاش کنیم تا این جوانان، خوب بمانند و در مسیر صحیح به پیش روند و برای آینده کشور مفید واقع شوند.
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

به گزارش مشرق - مقام معظم رهبری در بازدید دو ساعته اخیرشان از نمايشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (21/2/1393)رابطه مذاکره با تحریم در دیپلماسی مقبول همانند گذشته، تلاش کردند تا به تصحیح ادراک ملی و بین‌المللی از خط مشی کشور در حوزه مذاکرات هسته‌ای بپردازند. ایشان، فراتر از تاکتیک‌های دیپلماسی هسته‌ای که عمدتاً مطالعه، انتخاب و کاربست‌شان به کارگزاران این عرصه مربوط می‌شود، چارچوب های کلان و راهبردی را هدایت و راهبری فرموده اند. رهبری به عنوان سیاستگذار نظام اسلامی، نقشه راه سیاست خارجی را بارها تعیین، تبیین و تصحیح و گاه هم تقویت و تحکیم نموده اند.

در کنار بیانات رهبری در حوزه سیاست داخلی و لزوم باور پذیری اقتدار درونی در سطح همه مدیران و نهادها، به صورت ویژه به سیاست خارجی پرداختند. در نگاه ایشان و آن هم در شرایطی که زمان برگزاری دور مذاکرات آتی هسته ای در وین 4 نزدیک می شود و نگارش متن راه حل پایانی توافق ژنو آغاز می گردد، بایسته ها و نبایسته هائی وجود دارند که واضح تر از هر زمان دیگری، نظام ادراکی ملی و بین المللی از دیپلماسی هسته ای را تصحیح می نمایند. بخشی از بیانات رهبری در این بازدید چنین است: «من همواره طرفدار ابتکار در سياست خارجي و مذاکره بوده و هستم و توصيه هميشگي من به مسئولان اين بوده که در سياست خارجي و مبادلات بين المللي هرچه تلاش و ابتکار وجود دارد به کار بندند اما نبايد نيازمندي هاي کشور و برخي مسايل همچون تحريم ها، به مذاکره گره زده شود».

در این خصوص، توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد:

الف- ابتکار در مذاکره
ابتکار به معنای آنست که دیپلماسی هسته ای ما باید بر پایه برنامه ریزی، پیش نویس و طرح ایرانی به مذاکرات هسته ای وارد شود. این رهیافت ابتکارمحور، هم در شکل و هم محتوای طرح ایرانی توافق هسته ای موضوعیت اساسی دارد. البته پیش از این نیز لزوم تدوین طرحها و پیش نویس های ایرانی مورد تاکید قرار گرفته و مدیران دخیل در مذاکرات هسته ای نیز از فعالیت گروههای مشورتی و تیم مذاکراتی خبر داده اند.

پیام ابتکاری بودن در مذاکره برای طرفهای خارجی نیز اینست که انتظار قرار گرفتن انحصاری پیشنهادها و پیش نویس های آنها بر سر میز مذاکرات، مورد پذیرش ایران نیست بلکه باید برابری در حق پیشنهاد و ارائه پیش نویس رعایت شود.


ب- گره نخوردن تحریم به مذاکره
«اینکه گفته شود، تحریم ها و فشارها هزینه دستاوردهای هسته ای است، موضوع صحیحی نیست. زیرا اگر موضوع هسته ای هم نبود، آنها بهانه دیگری می گرفتند، همانطور که اکنون و در حین مذاکرات، امریکایی‌ها بهانه حقوق بشر را مطرح می کنند» (بیانات 20/1/1393). از همین رو، برون رفت از تحریم ها را نباید کارویژه دیپلماسی هسته ای قرار داد بلکه دیپلماسی هسته ای کارکردهائی فراتر از این مساله را باید مدنظر قرار دهد. اینکه «نیازمندیهای کشور و مسائلی نظیر تحریم، به مذاکره گره زده نشود»،(بیانات 21/2/1393) ترجمانی از همان اصول فکری و مورد تاکید رهبری در زمینه ساخت درونی اقتدار نظام است.

این نکته، درست نقطه مقابل همان چیزی است که مبنای برآورد امریکا از ایران و پایه نظام ادراکی آن کشور در مورد آستانه تحمل طرف ایرانی را تشکیل می دهد. از این رو، در کنار لزوم تغییر فضای مذاکراتی در تیم ایرانی به گونه ای که تحریم به عنوان کانون هدف گذاری دیپلماسی هسته ای قرار نگیرد، تلاش شده تا برآورد و محاسبات امریکا نیز در زمینه نسبت تحریم با خروجی های احتمالی از مذاکره پذیری ایران، به صورت اساسی متحول و دگرگون شود. 

در واقع، یکی از ابعاد و محورهای این الزام (که به بایسته های خط مشی گذاری در دستگاه دیپلماسی مربوط می شود)، اینست که «مسئولان بايد موضوع تحريم را به طريق ديگري حل کنند».(بیانات 21/2/1393) از این رو، مذاکرات نباید صرفاً بر اساس حصول تعلیق یا لغو تحریم ها هدف گذاری شود. معیار مناسب بودن مذاکرات و توافق های ناشی از آن، نباید تنها بر تعدیل یا لغو شدن تحریم ها متمرکز گردد بلکه معیار نهائی باید چیزی دیگر باشد. به نظر می رسد که معیار نهائی و شاخص اصلی در این زمینه، بقای حقوق ملی در عرصه هسته ای و همچنین رعایت عزت، احترام و غرور ملت ایران و نظام اسلامی است. 

از این رو، حل مساله تحریم ها از طریقی دیگر (تحکیم ساخت درونی اقتدار نظام از جمله کاربست صحیح سیاست های اقتصاد مقاومتی)، یعنی خودداری از ایجاد مطالبات عمومی یا تشدید این مطالبات از حیث اثرگذاری بر خروجی های مذاکرات و توافق های احتمالی مرتبط با آن. بنابراین، قرار دادن مسائل اقتصادی در عرض آنچه به حقوق ملی و منافع حیاتی کشور مربوط می شود، با معیارهای ارزشگذاری راهبردی فوق قابل تامل خواهد بود. در واقع، اقتصاد هرچند که بسیار مهم بوده و از همین رو محوری از محورهای شعار سال 1393 هم هست، اما راه تامین و تقویت آن، نه مذاکرات هسته ای و توافق با غرب (سیاست خارجی) بلکه اتکای به خود (سیاست داخلی) است. به تعبیر رهبری: «ما در زمينه هاي اقتصادي نيز مي توانيم با تکيه بر توانايي ها و استعدادهاي دروني خود بسياري از گره ها را باز کنيم و در قبل هم اين موضوع تجربه شده است». (بیانات 21/2/1393)

در هر حال، مقدمه هر گام بلند به سمت اعتلای این مرز و بوم و نظام اسلامی آن، باور است. اینکه:
اولاً مدیرانی باورمند داشته باشیم که «ما می توانیم» را در سیاست داخلی و خارجی باور داشته و این موتور محرکه پیشرفت به سمت قله های افتخار را بکار گیرند؛ 
ثانیاً از «درخواست مدد و هدايت الهي غفلت نشود».(بیانات 21/2/1393) 
در خصوص کاستی و آسیب در این دو بُعد است که رهبری یک مشکل جدی کشور را متذکر شده اند: عدم آگاهی از توانستن؛ مشکلی که نه تنها قبل از انقلاب در جامعه و دولت ساری و جاری بوده بلکه هنوز هم «برخی نمی دانند که می توانیم».(بیانات 21/2/1393)


ج- تغییر محاسبات در مذاکرات هسته‌ای

در راستای متحول کردن محاسبات امریکا و برآورد آن کشور از موقعیت اقتصادی، روانی و اجتماعی ایران، تحولات در سیاست داخلی و نسبت سیاست خارجی به ویژه دیپلماسی هسته ای کشور با این مسائل، رهبری نکات بسیار مهمی را با عباراتی گزیده ولی کلیدی مطرح نموده اند که می توان به موارد زیر اشاره نمود:

مذاکره هسته ای تنها بر پایه بازی برد-برد، مقدور است: از همین روست که «مذاکره کنندگان کشورمان هیچ حرف زوری را نباید از طرف مقابل قبول کنند».(بیانات 20/1/1393). با این حال، «جبهه استکبار تلاش دارد تا ملت ايران را به زانو درآورد و وادار به عقب نشيني کند اما قطعا به اين هدف نخواهند رسيد». (بیانات 21/2/1393) 

غیرعلاقلانه بودن توقع محدود کردن توان موشکی ایران در خلال مذاکرات هسته ای: «آنها درحالي توقع محدود شدن برنامه موشکي ايران را دارند که دائماً در حال تهديد نظامي ايران هستند، بنابراين چنين توقعي، احمقانه و ابلهانه است».(بیانات 21/2/1393)


خودآگاهی خردمندانه از ایران پساتوافق هسته‌ای


در کنار موارد فوق که برگرفته از بیانات رهبری در 21 اردیبهشت 1393 است، محوری در رابطه با اصلاح نگاه ملی به «ایران بعد از توافق جامع هسته ای» نیز قابل رصد و واکاوی است. 

در این رابطه در کنار دگرگونی برآوردها و محاسبات راهبردی امریکا در ارتباط با مذاکرات، اصلاح برآوردهای خودی از «شرایط پساتوافق» یعنی اوضاع و احوال بعد از حصول توافق در مرحله پایانی برنامه اقدام مشترک نیز ضروری است. در واقع، انتظار خاتمه یافتن دشمنی ها علیه ایران، دور از واقعیت است: زیرا «تا وقتي که ملت ايران بر اسلام و قرآن و هدف هاي والاي خود پاي مي فشارد، دشمني هاي جبهه استکبار ادامه خواهد داشت». (بیانات 21/2/1393) بنابراین، در کنار مذاکرات هسته ای و بعد از آن هم این دشمنی ها ادامه خواهد یافت و سیاست داخلی و خارجی کشور باید با درک آینده پژوهانه و آگاهی از این شاخص آینده های ثابت و قطعی، برخورد با دشمنان را در محیط بین المللی تعریف کند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

سوار بر موتور تریل به امامزاده عباس رفتم؛ عناصر لشکر 10 زرهی دشمن در روز اول عملیات بعد از تصرف مجدد امامزاده عباس تعدادی از بسیجی‌های ما را که اسیر گرفته و به روش سفاکانه‌ای به شهادت رسانده بودند.

در دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران روحیات شهادت‌طلبانه نیروهای ایرانی بود که دشمن را از رخنه در مواضع رزمندگان خودی ناامید ‌کرد؛ چراکه آنها می‌دیدند با انسان‌هایی مواجه هستند که از مرگ نمی‌هراسند و بی‌محابا به قلب آتش می‌زنند؛ رشادت این نیروها وقتی بیشتر نمایان می‌شد که بعثی‌ها عقب‌نشینی می‌کردند.

سردار حسین همدانی یکی از صحنه‌های مجاهدت و مظلومیت رزمندگان را این گونه روایت می‌کند:

فروردین 1360 بود که سوار بر موتور تریل به امامزاده عباس رفتم؛ آنجا صحنه بسیار فجیعی مشاهده کردم؛ عناصر لشکر 10 زرهی دشمن، در روز اول عملیات بعد از تصرف مجدد امامزاده عباس تعدادی از بسیجی‌های ما را که اسیر گرفته و به روش سفاکانه‌ای به شهادت رسانده بودند.

بعثی‌ها دست‌های آن اسیران بی‌دفاع را از پشت بسته بوده و سرهای‌شان را در وضعیت سجده روی زمین قرار داده بودند؛ بعد هم تانک‌هایشان را آورده و سرهای بچه‌های اسیر ما را زیر شنی آن تانک‌ها له کرده بودند. باور کنید تا زنده هستم تصویر دلخراش سرهای له شده‌ی آن بچه‌ها که صورت‌شان هم‌سطح زمین پوشیده از خاک نرم بیابان شده بود، در نظرم مجسم است.

از نظر تعداد این شهدا حدود 10 ـ 15 نفری می‌شدند؛ بلافاصله اجسادشان را جمع‌آوری کردیم و دستور دادم سریع آنها را به عقب منتقل کنند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

گروه تاریخ مشرق - گروهک فرقان، خاطره چندین ترور ناجوانمردانه را، از خود در تاریخ به جای گذاشت. با این همه انقلاب نوپای اسلامی که درگیر فتنه‌ها و تهدیدهای سیاسی و فکری گوناگونی شده بود بیش از هر چیز به یک متفکر والامرتبه، ژرف‌نگر و بلیغ احتیاج داشت تا بتواند پیامبرگونه او را از این کانون دشواری و جنجال به سلامت بیرون برد. این شخص کسی نبود جز آیت‌الله شیخ مرتضی مطهری که اما امت دل در گرو بیان رسا و شمع روشنگر جان این متفکر متاخر داشت اما دیری نپایید که تنها چند ماه گذشته از بهمن پیروزی، کام شیرین ملت مسلمان از داغی بزرگ تلخ و پرمرارت شد. ترور استاد مطهری در اردیبهشت 58 نشان داد که انقلاب اسلامی مسیر سختی را پیش رو خواهد داشت. چرایی و چگونگی شهادت استاد مطهری هدفی است که این متن به آن می‌پردازد:

* بصیرت مطهری
مخالفت عالمانه شهید مرتضی مطهری با جریان التقاطی فرقان تا اندازه‌ای منحصر به فرد بود. کمتر پیش آمد که کسی مانند این عالم بزرگ مبارزه با فرقانی‌ها را جدی بگیرد. هرچند اگر موضوع آن گونه كه برای مرحوم مطهری روشن بود، براي دیگران -به‌ویژه روحانیت انقلابی- هم روشن شده بود، قاعدتاً آنها هم همين كار را می‌كردند؛ خيلی از آنها مبارز و زندان رفته و اهل خطر كردن بودند. دیگر روحانیون مبارز و روشنگر انقلابی، هركدام برای خود مسيری را تعريف كرده بودند و در قالب همان مسير تعريف‌شده جلو می‌رفتند و لذا برای آنها، اين موضوع به اندازه‌ای که برای شهید مطهری حياتی و حساس شده بود، مطرح نبود.

فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...

استاد مطهری به‌شدت نسبت به فرقانی‌گری
حساس بود و در این باره روشنگری می‌کرد


نمونه دیگر چنین تفاوتی، موضوع دکتر علی شریعتی است. آیت‌الله بهشتی مشی متفاوتی نسبت به شهید مطهری در مواجهه با شریعتی داشت. اينكه كداميک از آنها در اين ماجرا حق داشتند، مجال دیگری را برای غور و بررسی نیاز دارد. در شرایط آن موقع، شهيد بهشتی چندان به عرصه‌های تفکر و اندیشه ورود نداشت و پیگیر مصالحی بود كه به شكلی متفاوت برای  مرحوم مطهری مطرح بود. آیت‌الله مطهری هميشه علاقه جدی و سنگينی به فلسفه اسلامی و مبانی فکری گروه‌ها داشت و ذهن جوال ايشان در مباحث فلسفی،‌ به او كمك می‌کرد كه آينده‌خوانی كند. در حالی شهید بهشتی بیشتر سرگرم امور مملکتی و سیاسی بود و لذا شاید در این مباحث، عمق کمتری نسبت به استاد شهید داشت.

* آغاز تهدیدها
تهدیدهای فرقان به استاد مطهری از پیش از پيروزی انقلاب آغاز شده بودند. دعوای فکری آیت‌الله مطهری و مرحوم شریعتی از یک سو سبب شد که فرقانی‌های دلباخت دکتر علیه استاد پیام دهند و از همان موع کینه ایشان را در دل بپرورانند و از سوی دیگر هم مبارزه جدی استاد مطهری با التقاط و تحجر، نوک پیکانش را به سوی جریاناتی از این قبیل گرفته بود. فرقانی‌ها تهدید کردند که «اگر به مخالفتتان با ما ادامه بدهيد، با شما برخورد فيزيكي خواهيم كرد.» با این همه شهيد مطهری احساس می‌كرد وظيفه‌ای بر عهده اوست که بايد آن را انجام دهد. استاد بارها برای آنها پيغام فرستاد كه بيایيد صحبت كنيم، ولی آنها امتناع ‌كردند. مسلماً آنها با اين شيوه تفكر، دير يا زود به راه ترور می‌رفتند.

* نقش هم‌لباسی‌ها در تخریب استاد مطهری
دشمنی‌ها و عداوت‌هایی هم از سوی برخی هم‌لباس‌های شهيد مطهری در جامعه پراكنده می‌شد كه در تشديد تجری و گستاخی گروه‌هایی مانند فرقان بسیار نقش داشت. علی مطهری، فرزند استاد شهید در این باره می‌گوید:

فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...

برخی هم‌لباسی‌های شهید مطهری در
ایجاد فضای ضد ایشان موثر بودند


«يكی از آنها «شيخ علی تهرانی» بود كه علناً اين كار را می‌كرد و شهيد مطهری هم در نامه‌ معروف خود به امام، تلويحاً به اين موضوع اشاره كرده‌اند. ديگری آقای «موسوی خوئينی‌ها» بود كه در مسجد جوستان عليه ايشان سخن می‌گفت و حتی آيه «يصدون عن سبيل‌الله» را از اين حيث كه آقای مطهری و آقای مفتح دارند در دانشگاه تدريس می‌كنند، بر آنها تطبيق می‌كرد! گودرزی هم به آنجا رفت و آمد داشته و سخت تحت تاثير اين سخنان بود. عده‌ای از روحانيون سنتی و قديمی هم به بهانه نقد كتاب‌هایی چون «حجاب» و «خدمات متقابل اسلام و ايران» با شهيد مطهری مخالفت می‌كردند.

* مطهری سرمایه‌دار است
نفی اشرافیت و تبلیغ زهدنمایی از اصول فرقان بود. به آنها القا شده بود كه روحانیون بايد به‌سختی زندگی كنند و زندگی معمولی و متعارف انسانی هم برای اينها اشرافی‌گری است! از قضا، يكی از پايه‌های تبليغات گودرزی درباره شهید مطهری هم، نسبت سرمايه‌داری به ايشان بود که استاد را بابت اين مساله خيلی اذيت كردند. در سطح گسترده‌ای تبليغ می‌كردند كه زندگی ايشان، يك زندگی اشرافی است.

با این همه ايشان نسبت به اين موضوع چندان توجهی نشان نمی‌داد و متاثر نمی‌شد. این «انحرافات فكری» بود که بیش از هر چیز آیت‌الله مطهری را نگران و متاثر می‌كرد. ايشان معتقد بود كه زن و فرزندانش بايد تا جایی كه امكان دارد، زندگی آسوده‌ای داشته باشند. استاد مطهری از سال 55 و به‌تدريج آغاز به ساخت خانه‌ای کرد که با توجه به شرايط آن موقع خانه بزرگ و خوبی بود اما اين منزل به دليل تعداد فرزندان استاد و همين‌طور جلسات و مراجعات متعددی كه ايشان داشت، ضروری بود. نكته مهم اين است كه در اين خانه بزرگ، زندگی تجملاتی وجود نداشت و فرش و وسايل منزل، كاملا معمولی بود. 

فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...

یکی از دستاویزهای فرقان برای ترور
 استاد، تهمت سرمایه‌دار بودن با 
استناد به منزل و خودرو ایشان بود
.


آن روزها اگر كسی ماشين داشت، به نظر پولدار می‌آمد. ايشان در سال 50، ماشين‌دار شد، تا آن موقع با تاكسی در شهر تردد می‌كرد. علی مطهری می‌گوید:
«من يادم هست كه با تاكسی می‌رفتيم و يک وقت‌هایی خانمی بی‌حجاب سوار ماشين می‌شد و كنار ايشان می‌نشست كه اصلا درست نبود. پس از خريد ماشين، ايشان هيچ ابایی نداشت كه با همان، به ميان جمعی برود كه تحت تاثير تفكرات افراطی، اين چيزها را نشانه اشرافی‌گری می‌دانستند، چون ايشان به‌شدت از ريا و تظاهر بيزار بود و حتی گاهی مثل ملامتيه، در برابر رياكاران به گونه‌ای رفتار می‌كرد كه شايد ديگران تصور می‌كردند كه ايشان خيلی اهل ديانت نيست!»

چنین افكار متحجرانه‌ای در آن زمان در بين طبقات جوان به‌شدت گسترده شده بود و ايده طرفداري از طبقه كارگر و اين قسم تعابیر در جامعه ترویج می‌شد. كمونيست‌ها شلوارهای وصله‌دار می‌پوشيدند و اين نوع رفتارها در ميان بچه‌ مسلمان‌ها هم رسوخ كرده بود. شهيد مطهري تفكر عميقی داشت و تحت تاثير اين فضا قرار نمی‌گرفت؛ اما اين رفتارها در شكل‌گيری فكر فرقان تاثير داشت. اعضاي اين گروه، اينها را كنار هم مي‌گذاشتند و نتيجه مي‌گرفتند. وقتي به جوان‌ها می‌گفتند كه خانه استاد مطهری در قلهک است و ماشين بنز دارد، برايشان مهم بود.

فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...


* از استاد محافظت نمی‌شد
سران «سازمان مجاهدين انقلاب» كه آن روزها تازه در حال شكل گرفتن بود و از اتحاد هفت گروه مسلح به پيشنهاد شهيد مطهري به وجود آمده بود، دو سه روز قبل از شهادت، به ايشان پيشنهاد حفاظت كرده بودند و استاد نيز پذيرفته بود. با این همه در حالی که مقدمات اين كار در شرف انجام بود ترور صورت گرفت. آیت‌الله مطهری چند روز پیش از شهادت خود به برخی از شاگردان خود در قم گفته بود كه بعد از قرنی نوبت من است؛ گروه فرقان با من كينه ديرينه دارد.

* جلسه متاع
متاع مخفف كلمات «مكتب تربيتی اجتماعی عملی» و هدف آن هم انجام برخی فعاليت‌های اجتماعی بود كه شكل سياسی نداشت، اما از رنگ و رویی مذهبی برخوردار بود.  فعاليت‌های آن غيرعلنی بود و اساسنامه آن هم هیچگاه مكتوب نشد. حتی اعضای متاع هم كه گردانندگان اين تشكل بودند، تقريباً مخفی و ناشناخته بودند. پس از انقلاب در پی مصاحبه‌های مختلفی كه انجام شد،‌ گروهی از اعضای سرشناس «متاع» شناخته شدند كه مهم‌ترين آنها مهندس بازرگان، آیت‌الله مطهری، حاج كاظم حاج طرخانی، مهندس سحابی و  مهندس تاج بودند. البته افراد ديگری هم بودند كه به‌تدريج شناخته شدند.

فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...

شهید مطهری در شب شهادت، در حال 
بازگشت از جلسه موسسه متاع بود که
 به ضرب تیر فرقانی‌ها به شهادت رسید.


كار اين مؤسسه انجام يک سلسله فعاليت‌های اجتماعی، بدون سر و صدا و حتی بی‌نام بود و خيلی هم در اين راه موفق شد. مثلا شركت سهامی انتشار، شركت قلم، انجمن اسلامی مهندسين، انجمن اسلامی پزشكان و انجمن اسلامی معلمين، همه حاصل مؤسسه متاع بودند و خودشان هم نمی‌دانستند كه چه كسی بنيانگذار و مؤسس آنهاست. شبی که شهید مطهری برای همیشه دار فانی را وداع گفت و به ضرب گلوله متحجرین به شهادت رسید، در حال بازگشت از یکی از جلسات متاع بود.

* تیری که بر مغز متفکر انقلاب خورد!
موسسه متاع مرتباً از سال 37 جلساتش را تشكيل می‌داد. تا سال 56 و اوايل سال 57 كه فعاليت‌های سياسی شديد شده بود و واقعا فرصتی نبود، اين جلسات متوقف شدند. پس از انقلاب، نخستين جلسه متاع در 11 ارديبهشت در منزل مهندس سحابی تشكيل شد. دكتر سحابی و خانواده او در يک مجموعه آپارتمانی در نزديكی پارک امين‌‌الدوله سكونت داشتند. اتفاقاً آن شب استاد مطهری با حاضران در جلسه، از قول امام خمينی درددل کرد كه ايشان از طرف روحانيون سنت‌گرا شديداً‌ تحت فشار است و يكی از كارهای مهم امام همين بود كه در مقابل اين نوع فشارها مقاومت كرد.
 

جلسه‌ به طور عادی برگزار شد. حاضران شام خوردند و ساعت حدود 11 شب بود كه جلسه تمام شد. قرار بود آقای حاج‌طرخانی، استاد را با خودرو خودش به منزلشان برساند، چون ایشان آن شب با خودرو خود نيامده بود. در مسیر خانه تا خودرو طرخانی، شهید مطهری با فاصله از همراهان که داشتند مساله‌ای خصوصی را با هم در میان می‌گذاشتند راه می‌رفت. در همین هنگامه، جوانی از طرف جنوب با موتورسيكلت آمد و به استاد رسید. ايشان را به اسم صدا زد. همین که استاد جواب داد،‌ با گلوله به سرش شليک كرد. شهید مطهری فوراً‌ بر زمین افتاد و گویی در همان لحظه دار فانی را وداع گفت.

همراهان استاد بلافاصله با وحشت و هراس به طرف منزل آقای دكتر سحابی رفتند و آن‌ها را صدا کردند. همه آمدند و آیت‌الله مطهری را سوار خودرو كردند و به بيمارستان بردند. حدود 11 شب دكتر سحابي به منزل استاد خبر داد. گفته بود امشب آقای مطهری در منزل ما می‌مانند. همسر استاد اما بو برده بود: «راستش را بگوييد، ترور شده‌اند؟» دکتر سحابی گفته بود تير به كتفشان خورده و مجروح شده‌اند و ايشان را به بیمارستان برده‌اند. 

همسر و فرزندان استاد مطهری به‌سرعت به بيمارستان طرفه رفتند. هنوز گمان می‌كردند كه ايشان مجروح شده‌اند. پس از چند دقيقه خانواده آقاي سحابی آمدند و به آنها تسليت گفتند! معلوم شد استاد مرتضی مطهری به شهادت رسيده‌اند. گروه فرقان اعلامیه‌ای منتشر کرد كه روی يک برگه زرد رنگ با خط قرمز نوشته بود «فرقان» و در زير آن با خط سياه و تايپ شده نوشته بود: «خيانت شخص مرتضی مطهری در به انحراف كشاندن انقلاب توده‌های خلق بر همه روشن بود، لذا اعدام انقلابی نامبرده انجام پذيرفت».


فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...

یکی ار دلایل محکومیت استاد برای ترور از سوی
فرقان، همکاری با رژم طاغوت عنوان شد


* دلایل ترور
فرقانی‌ها در اعلاميه‌ای كه پس از شهادت آيت‌الله مرتضی مطهری منتشر کردند، «دلايل محكوميت مطهری» را چنين اعلام كردند:

1. همكاری با رژيم طاغوتی قبلی؛
2. همكاری با رژيم ضدتوحيدی فعلی ... و طراحی سياست‌های ديكتاتوری آخونديسم؛
3. مفسد فی‌الارض؛
4. بدعت‌گذاری در دين و جعل اصطلاح دروغين «ماترياليسم منافق»؛
5. كوشش برای بازسازی ارتش ضدملی؛
6. سكوت در برابر كشتار وحشيانه خلق مسلمان كرد، تركمن صحرا و ... توسط ارتش.

البته از اين ادعانامه به‌خوبی روشن می‌شود كه نظام دموكراتيک غير ديكتاتوری که اين قوم اعتقاد داشتند چه مفهومی دارد. در اين آرمانشهر، مدعی و قاضی و مجری يک نفر بود كه با تشخيص خود حكم اعدام صادر می‌کرد و پس از اجرا توسط عناصر فريب‌خورده خود، اعلاميه نهایی و متن ادعانامه را هم خود می‌نويسد و منتشر می‌سازد!

فاجعه‌آمیزترین ترور تحجر / امام چند بار گفت: مطهری...

شهادت استاد مطهری، از مواردی بود
که حضرت روح‌الله (رحمة‌الله‌علیه) را

بسیار اندوهگین و متاسف کرد


* پاره تن روح خدا
مرحوم حاج سيد احمد خمينی، نقل می‌کنند: «امام در هيچ حادثه‌یي از حوادث انقلاب، اين مقدار ناراحت نشدند. آن شب در منزل دامادشان آقای اشراقی بودند. صبح، ما مانده بوديم كه اين خبر را چگونه به امام بدهيم چون از علاقه ايشان به استاد مطلع بوديم. با مقدمه‌چينی‌های زياد خبر را به امام داديم. امام منقلب شدند و دستشان را محكم به محاسنشان می‌كشيدند و می‌فرمودند: مطهری، مطهری، مطهری....» 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

به گزارش انقلاب نیوز، استاندار قم هفته پیش گفته بود «برادر عزیزم سیدحسن نصرالله هفته گذشته هیئتی را فرستادند و من پذیرای ایشان بودم و از من خواستند که برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای که از قم تغذیه می‌شوند، کنترل شوند» این شبکه‌ها چه شبکه‌هایی هستند؟

هفته پیش بود که حجت‌الاسلام محمدصادق صالحی‌منش استاندار قم در سخنان خود در آیین افتتاح استودیوهای پخش زنده مسجد مقدس جمکران از نگرانی سیدحسن نصرالله از اوضاع در قم سخن گفت.

 

او این نگرانی را چنین بیان داشت: برادر عزیزم سیدحسن نصرالله هفته گذشته هیئتی را فرستادند و من پذیرای ایشان بودم و از من خواستند که برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای که از قم تغذیه می‌شوند، کنترل شوند و گله‌مند بودند که چرا چنین زمینه‌ای در قم فراهم شده است تا برای ایشان مشکل ایجاد شود.

تغذیه، پخش و ادامه فعالیت برخی شبکه‌های ماهواره‌ای از قم اگرچه مسئله جدیدی نیست اما اعلام رسمی این نکته از زبان بالاترین مقام دولتی در قم خود معنای دیگری دارد.

چه اینکه پیش از این شاهد بودیم که شبکه ماهواره‌ای «اهل‌بیت» توسط فردی به نام حسن اللهیاری در قم تاسیس شد اما توهین‌های او به اهل‌تسنن آنچنان گسترش یافت که وی را از ایران و قم اخراج کردند.

او نیز این روزها به واشنگتن و به دامان سردمداران سیاست «تفرقه‌انداز و حکومت‌کن» رفته است تا اختلاف‌اندازی‌های خود را در آمریکا ادامه دهد.

اما در قم شبکه‌های دیگری هم یا تاسیس و یا اداره و یا تغذیه فکری می‌شوند که برخی از آنها کم و بیش همان مشکل شبکه «اهل‌بیت» را دارند.

بنابر اطلاعات موجود بر روی ماهواره‌ها 11 شبکه شیعی مختلف به زبان فارسی در حال فعالیت است و در کنار آنها شبکه‌های مختلف عربی و انگلیسی نیز فعالیت می‌کنند که در این میان شبکه‌های عرب‌زبان آنها بیشتر از دیگر شبکه‌هاست.

در این میان برخی از این شبکه‌ها از قم تغذیه و تولید برنامه دارند که موجب نگرانی بسیاری از جمله سیدحسن نصرالله شده است که بر اساس اطلاعات به دست آمده از جمله آنها شبکه «امام حسین(ع)» به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی است که مرکزیت آن در کربلاست اما برنامه‌سازی‌هایی نیز در واشنگتن و قم دارد چه اینکه چندی پیش رئیس دفتر این شبکه در قم به دلیل ترویج قمه‌زنی برای مدتی بازداشت شد.

این شبکه یکی از مهمترین شبکه‌هایی است که توسط «موسسه فرهنگی رسول اکرم(ص)» وابسته به یکی از مراجع تقلید ساکن قم به روی آنتن می‌رود.

شبکه امام حسین(ع) در یکی از مهمترین اقدامات خود سال گذشته «هفته برائت» را به مناسبت عید خرافی موسوم به عیدالزهرا از نهم ربیع الاول لغایت 19 ربیع‌الاول تبلیغ کرد؛ دهه‌ای که تماما همزمان با «هفته وحدت» تاسیس شد تا لعن بزرگان و نمادهای اهل‌سنت را جایگزین تلاش برای وحدت زیر سایه نام مبارک حضرت محمد(ص) بکند.

 

 

سایت رسمی شبکه امام حسین(ع) با اعلامیه «هفته برائت»

 

شبکه دیگری که از قم تغذیه فکری می‌شود شبکه «سلام» است که دو شبکه مجزا به این نام وجود دارد و علیرغم آنکه این شبکه در کالیفرنیا به ثبت رسیده است در مشهد و اصفهان دارای دفاتر رسمی است.

دیگر شبکه از این زنجیره شبکه‌ها، شبکه «ابالفضل العباس» است که علیرغم اینکه مرکزیت آن معلوم نیست اما در سایت این شبکه به صراحت به داشتن دفاتری در مشهد، قم، اصفهان و تهران اشاره شده است و اکثر راه‌های ارتباطی این شبکه در فضاهای مجازی موبایلی اعم از واتس‌آپ، وایبر و ... با کد 0098 متعلق به ایران معرفی شده است.

 

 

سایت رسمی شبکه ابالفضل العباس و شماره تلفن دفاتر آن در ایران   

 

شبکه دیگر در این زمینه «شبکه مدرسه جهانی امام صادق(ع)» است که در سایت رسمی آن به صورت رسمی از قم به عنوان دفتر مرکزی یاد شده است و در اساسنامه آن این شبکه که در آن دروس حوزوی ارائه می‌شود زیر نظر و حمایت شبکه جهانی امام حسین(ع) که پیشتر درباره آن سخن گفته شد معرفی شده است چه اینکه در اساسنامه آن آمده است: این مدرسه در ربیع الثانی سال 1431 توسط شبکه جهانی امام حسین «علیه السلام» پیشنهاد شد ...

بنابر این گزارش این در حالی است که بنابر اطلاعات موجود شبکه‌های «بقیع» و «مرجعیت» به زبان فارسی و همچنین شبکه‌های الانوار 1 و 2 به زبان عربی دارای دفاتری در قم هستند که همه این شبکه‌ها که نام آنها برده شد توسط «موسسه فرهنگی رسول اکرم(ص)» وابسته به یکی از مراجع ساکن قم هدایت می‌شود.

حضور این شبکه‌ها در ایران و در قم که اکثر آنها در خارج از ایران و چه‌بسا در آمریکا و انگلستان ثبت شده‌اند در حالی است که چندی پیش مقام معظم رهبری از اقدامات موهن علیه اهل‌سنت ابراز ناخرسندی کرده و فرمودند: نباید کینه‌ورزی‌های مذهبی را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کرده‌ایم؛ بعضی حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسی را که موافق مذهب شما نیست و عقیده‌ی حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اوّل شروع میکنید به مقدّسات او بدگویی کردن و دشنام دادن؟ اینکه بکلّی او را از شما دور خواهد کرد و امید هدایت او را به صفر خواهد رساند.(31/1/93)

ایشان پیش از این مهری پایانی بر تسامح با افراطیون شیعه زدند و فرمودند که « از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که می‌بینید، میشنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها میگذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن! آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمیخورد.»(20/6/92)

حال با توجه به مجموع این نگرانی‌ها از سوی مقام معظم رهبری و سیدحسن نصرالله و با توجه به اینکه مسئولان جمهوری اسلامی هنگامی که متوجه اقدامات خلاف شرع اینگونه شبکه‌ها شده‌اند آنها را همچون شبکه «اهل‌بیت» تعطیل کرده و از کشور اخراج کرده‌اند و با توجه به اشاره استاندار قم مسلما در آینده خبر بسته شدن این شبکه‌ها در ایران را خواهیم شنید.

و نکته پایانی که باید به آن توجه کرد ضرورت همکاری ایران با برخی دیگر از کشورهای منطقه از جمله عراق، افغانستان و هند برای جلوگیری از ادامه کار برخی از شبکه‌های تندروی شیعی در این کشورهاست که می‌تواند از سوی سازمان صداوسیما و همچنین اتحادیه بین‌المللی رادیو تلویزیون‌های اسلامی دنبال شود.

منبع: فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

جزئیاتی از بازدید رهبری از وزارت اطلاعات/ خاتمی در فتنه نقش هدایت و رهبری داشت/ فیروزآبادی برای فرود هواپیمای ریگی اقدام کرد

وزیر سابق اطلاعات گفت: خاتمی در فتنه نقش داشته و نقش او کاملاً حساب‌شده بوده است و در فتنه هدایت و رهبری داشته اما بالاخره نظام ملاحظاتی داشت که کاری را که در قبال بقیه انجام داد درباره او اجرا نکرد.

جزئیاتی از بازدید رهبری از وزارت اطلاعات/خاتمی در فتنه نقش هدایت و رهبری داشت/ فیروزآبادی برای فرود هواپیمای ریگی اقدام کردحجت‌الاسلام حیدر مصلحی وزیر سابق اطلاعات، درباره مهم‌ترین و خبرسازترین اقدام وزارت اطلاعات مبنی بر دستگیری ریگی اظهار داشت: اندیشه‌ و ایده‌های امام(ره) و ایده‌پردازی‌های رهبر معظم انقلاب که گمشده‌های بشری را پاسخ می‌دهند، دنیای استکبار را در وضعیتی قرار داده که نمی‌تواند به هیچ عنوان دست از دشمنی با انقلاب اسلامی بردارد و از این رو سرویس‌های اطلاعاتی تقسیم کار قابل توجهی دارند.

*نقش پررنگ MI6 در اخلاف‌افکنی مذهبی

مصلحی با اشاره به سرمایه‌گذاری کلان و عظیم دشمن بر روی اختلافات مذهبی به نقش پررنگ MI6 در ساماندهی وهابیت عربستان پرداخت و گفت: عربستان شاکله وهابی دارد و وهابیت نیز مشخص است که توسط چه سرویس اطلاعاتی به وجود آمده است لذا در این موقعیت مشخص است که باید در اختیار آنها قرار بگیرد.

وزیر سابق اطلاعات با اشاره به نقش سرویس CIA آمریکا در ربودن مرزبانان ایرانی تصریح کرد: در هر حرکتی که CIA و MI6 پشت آن هستند و در تقسیم کاری که آنها با همدیگر دارند باید توجه داشت که در منطقه برای این قبیل مباحث MI6 در تقسیم کارشان نقش دارد، مثلا آنها نقش هدایت، راهنمایی و کنترل را بر عهده دارند و نقش پشتیبانی را نیز CIA انجام می‌دهد و این به دلیل روحیه آمریکایی‌ و قلدری است که نمی‌تواند طراحی‌های نرم‌افزاری پیچیده را خیلی انجام دهد اما انگلیس تجربیات بزرگی دارد و در تمام کشورهای اسلامی در طراحی گروه‌های منحرف دینی نقش داشته است و هر جا بروید از جمله عربستان می‌بینید که این گروه‌ها را به وجود آورده‌اند.

*کلید دستگیری ریگی

وی با اشاره به نحوه طراحی دستگیری ریگی اظهار داشت: هماهنگی و انسجام بسیار خوبی بین دستگاه‌های اطلاعاتی وجود داشت؛ یعنی وزارت محوریت این انسجام شده بود و موفقیت‌ها از اینجا به دست می‌آمد لذا این انسجام نقش کلیدی در این موفقیت‌ها داشت که دستگیری ریگی یکی از این مقولات بود.

مصلحی ادامه داد: در سیستان و بلوچستان وقتی که پیگیری موضوعات را داشتم این چیزی که نتیجه و ثمره‌اش دستگیری ریگی شد در همین سفرها به دست آمد یعنی تعبیری که دوستان به کار می‌بردند می‌گفتند این حرکت نو و جدیدی است، من در این سفرها از نزدیک با افرادی که روی این پرونده کار می‌کردند و کارشناس این مسئله بودند جلسه می‌گذاشتم. آنجا نیز راحت به من دسترسی داشتند و موانع و مشکلات کار را با بنده مطرح می‌کردند و همین باعث شد که طراحی قضیه ریگی صورت بگیرد و طراحی آن به گونه‌ای بود که غیر از برادری که مسئول این کار بود و آن هم بعد از مدتی معاونتش در جریان این کار قرار گرفته بود کسی دیگر در جریان نبود و کار جلو رفت و کلید این کار در خود استان زده شد.

* طراحی ما درباره دستگیری ریگی غیر از اتفاقی بود که رخ داد

وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه طراحی ما در رابطه با دستگیری ریگی غیر از این اتفاقی بود که افتاد، تصریح کرد: ما بالاخره از طریق منبعی که ما در کنار او داشتیم متوجه شدیم که با آمریکایی‌ها در قرقیزستان قرار ملاقات دارد لذا قرار شد ریگی را ابتدا در دوبی دستگیر کنیم.

وی ادامه داد: دوستان گفتند ما باید کاری کنیم وقتی این فرد به دبی می‌آید در دبی کار را تمام کرده و او را دستگیر کنیم اما همان شب دوستان به من اطلاع دادند پس از نشستن پرواز ریگی در دبی او گفته که من به شهر نمی‌روم، به این ترتیب همه طراحی ما برای دستگیری او در دبی به هم ریخت چرا که ما فقط آنجا برنامه‌ریزی کرده بودیم.

*جزئیات تماس با جلیلی و فیروزآبادی برای دستگیری ریگی

مصلحی با بیان اینکه ما از دوران دفاع مقدس یادگرفته‌ایم در مشکلات به اهل بیت توسل کنیم، یادآور شد: بنده به دوستان گفتم زیارت عاشورا بخوانیم و توسل پیدا کنیم و قرار شد به خانه ما بیایند تا ببینیم چه کار کنیم چرا که نمی‌توانستیم از طریق تلفن صحبت کنیم.

وزیر سابق اطلاعات افزود: مطرح شد که این هواپیما از کشور خودمان می‌گذرد و می‌توانیم این هواپیما را به زمین بنشانیم؛ همان جا با آقای جلیلی و آقای فیروزآبادی تماس گرفته شد و آقای فیروزآبادی گفت که من با مسئولیت خودم می‌توانم این کار را انجام دهم.

*آمادگی نیروی هوایی در دستگیری ریگی مثال‌زدنی بود

وی با بیان اینکه وقتی این دستور داده شد و هواپیما پرواز کرد که هواپیمای حامل ریگی را بنشاند، تنها نیم ساعت فاصله بود، ادامه داد: باید بدانیم که نیروی مسلح ما این طور آماده است و این برای دشمنان انقلاب درس عبرت است.

مصلحی با یادآوری این نکته که ریگی اصلا باور نمی‌کرد که هواپیما در هرمزگان نشسته است، تصریح کرد: او بعد از دستگیری نیز گفته بود که من اصلا باور نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفتد.

وزیر سابق اطلاعات در ادامه به بزرگ‌نمایی اختلافات مذهبی در ماجرای گروگان‌گیری مرزبانان اشاره کرد و گفت: باید توجه کرد درباره هر کسی در حد خودش صحبت کنیم چراکه حد برخی افراد امام جماعت یک مسجد است و باید در همان حد با او برخورد شود.

وی در ادامه با اشاره به بحث خانه‌نشینی احمدی‌نژاد و با تاکید بر اینکه به احمدی‌نژاد گفتم در وزرات اطلاعات فقط بر اساس حجت‌شرعی عمل می‌کنم، ادامه داد: زمانیکه قرار شد وزیر اطلاعات شوم یکی از حرف هایم این بود که این جایگاه به تأیید نظر مقام معظم رهبری نیاز دارد؛ بنده با برخی افرادی که احمدی‌نژاد در دوران سرپرستی خود به کار گرفته بود بعد از حدود دو سال و حتی پس از خانه‌نشینی او کار می‌کردم چرا که برای من حجت شرعی تمام نشده بود که او مشکل دارد حتی برخی به من می گفتند که او را فلانی گذاشته اما من می‌گفتم که بنده احساس می‌کنم او دارد کار می‌کند و من نیز بر اساس حجت شرعی عمل می‌کردم.

مصلحی با بیان اینکه در دوران وزارتم مشایی نه اتاقی در وزارت داشت و نه مستقیم با من صحبت‌ می‌کرد، افزود: آقای احمدی‌نژاد با من مستقیم صحبت می‌کرد چرا که ایشان روحیه و ارتباطات مرا می‌دانست.

*جزئیات عزل مصلحی از زبان وزیر سابق اطلاعات

وزیر سابق اطلاعات یادآور شد: روز یکشنبه که این اتفاق (عزل) افتاد نزدیک ظهر با من تماس گرفت و به من گفت بیا کاری دارم؛ من هم روز قبل از این مسئولی که دوستی و رفاقتی را با آقای مشایی داشت، جابجا کرده بودم، احمدی‌نژاد به من گفت اینطور نمی‌شود و ما هرچه گفتیم تو گوش نکردی و من تصمیم خود را گرفتم، من هم گفتم که «تصمیمی که گرفته‌‌اید عمل کنید»، او به من گفت «شما استعفا بده» که من به او پاسخ دادم «من استعفا نخواهم داد اگر شما به این نتیجه رسیده‌اید که من را عزل کنید مرا برکنار کنید. چون اگر من استعفا دهم یعنی خودم پذیرفته‌ام که اشتباه کرده‌ام.» این صحبت تمام شد و به دفتر اطلاع دادم که چنین قضیه‌ای بین ما اتفاق افتاده است.

وی ادامه داد: بعد از ظهر همان روز جلسه دولت بود که به آن جلسه رفتم، در جلسه دولت یکی از زرنگی‌های احمدی‌نژاد این بود که اگر می‌خواست کاری کند می‌گذاشت برای آخر جلسه که کسی کاری نکند لذا آخر جلسه اعلام کرد که بنده از این به بعد مشاور اطلاعاتی هستم، آخر جلسه و وقتی خواستم بروم دیدم یک نفر از بیت کنار در ریاست جمهوری ایستاده است و نامه‌ای را از طرف آقا آورده است.

مصلحی تاکید کرد: این بحث مطرح شده بود که به احمدی‌نژاد گفته بودند نباید این کار را انجام دهد و مرا عزل کند و بعد هم به من پیغام داده شد که به سر کار خود برگردید و کار را تعطیل نکنید و بعد آقا مرقومه‌ای را برای من فرستادند که باید در محل کار خود حضور داشته باشید.

وزیر سابق اطلاعات در پاسخ به اینکه آیا این نامه پیش از فضا سازی رسانه‌ای به دست دولت رسیده بود، گفت: بله همان شب آمد. البته آنها زرنگی کردند و این موضوع را در دولت مطرح کرده و این قضیه رسانه‌ای شد و آن را برای بعد از جلسه نگذاشتند. دقیقا جلسه دولت که تمام شد آن نامه از بیت رهبری آمد که این کار نباید انجام شود.

وی درباره شروط احمدی‌نژاد برای پایان خانه‌نشینی گفت: هر کس در ایام خانه‌نشینی با احمدی‌نژاد صحبت می‌کرد او مانند یک نوار توضیح می‌داد که چه اتفاقاتی افتاده است، شکی نیست که او نسبت به آقای جلیلی و بنده ان‌قلت داشت و درباره معاون اولی آن شخصی که نام بردید و برای اینکه دست آن فرد باز شود حساسیت نشان می‌داد.

مصلحی درباره کنار گذاشته شدنش از ترکیب شورای پول و اعتبار گفت: آقای احمدی‌نژاد می‌خواست به نوعی حرکت کند که تشکیلات اطلاعاتی را آرام آرام کنار بگذارد.

* بازدید رهبری از وزارت اطلاعات از افتخارات ما بود

مصلحی بازدید شش ساعته مقام معظم رهبری از وزارت اطلاعات را از افتخارات وزارت اطلاعات برشمرد و تصریح کرد: مقام معظم رهبری وقت سنگینی را اختصاص دادند و جالب این بود که از همه مجموعه‌های وزارت به صورت ریز و جزئی سوالاتی را مطرح می‌‌کردند و اطلاعات می‌گرفتند و نکته ظریف هم در این زمینه حساسیت رهبر معظم انقلاب بر روی کارهای اطلاعاتی بود.

وزیر سابق اطلاعات در ادامه این گفت‌وگو با تاکید بر اینکه هر شنودی با مجوز دستگاه قضایی صورت گرفته است، افزود: اگر جایی شنود صورت گرفته با مجوز دستگاه قضایی بوده و بدون اجازه دستگاه قضایی آن مجموعه‌ای که باید این کار را انجام دهد نمی‌تواند و در این مقولات نیز همینطور است. حتی این یکی از حساسیت‌هایی بود که مقام معظم رهبری چندین بار به من تذکر دادند که مراقب این مباحث باشید.

*پروسه امنیتی دولت دهم

وی در خصوص نقطه مشترک فتنه و انحراف و اهداف مشترک آنها اظهار داشت: زاویه همه مجموعه‌های مختلفی که با نظام دچار زاویه هستند، به بحث ولایت فقیه باز می‌گردد و دشمن با همه وجوه این را متوجه شده است.

مصلحی درباره اینکه آیا می‌توان گفت که در خصوص احمدی‌نژاد یک پروسه امنیتی طی شد تصریح کرد: من احساسم این بود که طراحی کردند.

*اصلاح‌طلبان به خاطر حیثیت خود فتنه را دعوای سیاسی می‌نامند

وزیر سابق اطلاعات در ادامه به فتنه 88 و نقش رهبری و هدایت خاتمی در آن فتنه اشاره کرد و گفت: در بحث فتنه یک عده به صورت سنگین به دنبال این هستند که بگویند هیچ اتفاقی در کشور نیفتاده است و سال 88 یک دعوای جریانی و سیاسی بوده است و آنها این کار را به این خاطر انجام می‌دهند که این موضوع به حیثیت آنها باز می‌گردد.

مصلحی خاطرنشان کرد: آقای خاتمی در فتنه نقش داشته و نقش او کاملا حساب‌شده بوده است و در فتنه هدایت و رهبری داشته اما بالاخره نظام ملاحظاتی داشت که کاری را که در قبال بقیه انجام داد درباره او اجرا نکرد.

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان گفت وزارت اطلاعات در فتنه 88 اقدام پیشگیرانه انجام نداد؛ تصریح کرد: من احساسم این نیست که آنها اقدام پیشگیرانه انجام نداده‌اند، البته ورود بنده به وزارت اطلاعات، دو سه ماه بعد از انتخابات 88 بود اما به هرحال برخی مسئولان وزارت از اطلاعات موجود برداشت «اتفاق بزرگ» را نداشتند.

وزیر سابق اطلاعات درباره اظهار نظر احمدی‌نژاد پیرامون خبرگزاری فارس مبنی بر اینکه پیامک یک خبرگزاری باعث آشوب در زمینه طلا و ارز شد و اینکه آیا چنین امری ممکن است، گفت: اصلا درست نیست.

وی  با بیان اینکه نمی‌شود با پیامک یک خبرگزاری اقتصاد یک کشور تحت تاثیر قرار بگیرد، در خصوص ادعای احمدی نژاد درباره کم کاری دستگاه‌های اطلاعاتی در این زمینه تصریح کرد: من جهت اطلاع باید بگویم که در رابطه با بحث سکه و ارز بحث‌های اینچنینی مطرح شد و ما به او گفتیم که در موقعیت‌های مختلف مکاتباتی درباره وضعیت سکه و ارز داشته ایم لذا وقتی احمدی نژاد گزارش‌های ما را دید خیلی یکه خورد که این موارد به او گزارش شده از این رو این بحث‌ها بیشتر فضاسازی بود.

وزیر دولت دهم در ادامه درباره کاندیداتوری پیرامون انتخابات خبرگان گفت: در این وادی فعلا اصلا بحث نمی‌کنم.

وی با بیان اینکه به دنبال کار تشکیلاتی و راه‌اندازی روزنامه و سایت نیست، در خصوص دیدار با احمدی‌نژاد در ولنجک اظهار داشت: ما بالاخره با احمدی‌نژاد رفیق بودیم و من قبل و بعد از عید به او سر زدم و صریح هم با او صحبت می‌کنم و به احمدی‌نژاد گفتم مرید و مریدبازی هم حدی دارد و اگر آقای مشایی خدا هم هست او را در پستو بگذارید اما او همان حرف همیشگی که مشایی یعنی من و من یعنی مشایی را تحویلم داد.

مصلحی درباره خبرسازی در زمان انتخابات مبنی بر حمایتش از جلیلی توضیح داد: این ذهنیتی بود که برخی دوستان برای خودشان درست کرده بودند که فلانی جلیلی را آورده اما هیچ کدام صحت نداشت.


 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام
به گزارش سرویس سیاسی انقلاب نیوز، انگلیس یکی از بزرگترین استعمار گرهای دنیا  که به روباه پیر معروف است و همواره سعی کرده کشورها را مستعمره خود قرار دهد تا جایی که از قدیم هر خیانت و خرابکاری رخ می داده این مثل معروف که کار کار انگلیس است بیان می شد.
 
بعد از نقش پر رنگ سفارت انگلیس در فتنه 88و آشوب های خیابانی و قطع روابط ایران و انگلیس شد، ششم آذر ماه 1390 بود که مجلس طرحی دو فوریتی را با 179 رأی به تصویب رساند که وزارت امور خارجه را موظف می‌کرد در چارچوب "حفظ منافع ملی و دفاع از حقوق ملت بزرگ ایران" ظرف دو هفته، روابط سیاسی را با دولت انگلیس به سطح کاردار تنزل داده و روابط اقتصادی و بازرگانی را نیز به حداقل ممکن برساند، طراحان این طرح علت تصویب این طرح را تحریم بانک مرکزی ایران توسط دولت انگلیس، نقش دستگاه امنیتی این کشور در ترور دانشمندان هسته ای ایران و «نقش مخرب» این کشور درحوادث پس از انتخابات سال 88 ذکر کردند.
 
 
بازخوانی سخنان رهبری در خصوص انگلیس
 
*رهبر انقلاب در خطبه‏‌هاى نماز جمعه ۱۴ بهمن ماه سال ۱۳۷۳ با اشاره به جنایات متعدد دولت های انگلیس و آمریکا در ایران و منابع نامشروعی که طی سالیان متمادی در داخل کسب کرده بودند، تصریح کردند: انقلاب اسلامى، منافع انگلیس و امریکا را در ایران قطع کرد. در واقع، این دو، عمده کشورهایى بودند که در مملکت ما منافع گسترده نامشروع و غیرعادلانه داشتند.

ایشان در ادامه افزودند: البته ما رابطه‏‌مان را با دنیا حفظ کردیم و هنوز هم با انگلیس رابطه سیاسى داریم. منتها به نظر من، این رابطه از آن رابطه ‏هاى متزلزل است؛ زیرا انگلیسیها نمى‏توانند از ابراز دشمنى خوددارى کنند و هر چندگاه یک بار، نیشى مى‏زنند. دولت انگلیس این گونه است. اما به نظر من، بهتر است دولت انگلیس در مقابل ایران، قدرى محتاطتر باشد؛ چون سابقه‏اش در ایران خیلى بد و سیاه است. حال که ملت و دولت ایران، رابطه سیاسى خود را با آن کشور حفظ کرده‏اند، آنها باید خیلى محتاطانه عمل کنند و حرفى نزنند که ملت ایران احساس کند همان اغراض پلید چند ده ساله را باز هم حفظ کرده‏اند.


 *رهبر معظم انقلاب در خطبه های تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ و روزهای آغازین فتنه ۸۸ هم در سخنانی عنوان کردند: دیپلماتهاى برجسته‌ى چند کشور غربى که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‌ى واقعى خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اکبر». دشمنى‌هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیث‌تر دولت انگلیس.

*مقام معظم رهبری، ۲ مهر ۸۸: «دولت انگليس كه كارنامه دويست ساله حضور آن‏ها و ارتباط آن‏ها با كشور ما، كارنامه سرتاپا سياه است- واقعا يك نقطه و يكجا نداريم كه بشود نشان داد كه دولت انگليس به نفع ملت ايران يك قدم كوچكى برداشته باشد؛ هرچه بوده ضرر؛ هرچه بوده صدمه‏هاى بزرگ- اينها اعلان مىكنند كه ما طرفدار ملت ايرانيم! ...اگر ملت ايران، بغض و نفرت از دولت انگليس را از دل خود پاك نكرده باشد و پاك نكند، حق دارد و به نظر هر عاقلى هم، حق با ملت ايران است. كارى كه انگليسيها با مردم ايران كردند و بلايى كه بر سرِ اين ملت آوردند، هيچ‏وقت از يادها نخواهد رفت. اينان كه امروز در گوشه‏اى از دنيا نشسته‏اند و عليه ملت و دولت ايران حرفهاى مغرضانه و بى‏محتوا مى‏زنند، يادشان رفته است كه اين دولت ظالم با ملت ايران چه كرد!

"من عرض مى‏كنم: اگر ملت ايران، بغض و نفرت از دولت انگليس را از دل خود پاك نكرده باشد و پاك نكند، حق دارد و به نظر هر عاقلى هم، حق با ملت ايران است. كارى كه انگليسيها با مردم ايران كردند و بلايى كه بر سرِ اين ملت آوردند، هيچ‏وقت از يادها نخواهد رفت. اينان كه امروز در گوشه‏اى از دنيا نشسته‏اند و عليه ملت و دولت ايران حرفهاى مغرضانه و بى‏محتوا مى‏زنند، يادشان رفته است كه اين دولت ظالم با ملت ايران چه كرد."
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 14 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

گروه تاریخ مشرق - گروهگ فرقان که در تاریخ معاصر ایران با عنوان ترور و حذف چهره‌های ناب انقلابی ثبت شده و در خاطرها مانده است دارای ریشه‌ها و مبانی فکری است که پیش از هر چیزی ضرورت دارد که این مبانی شناخت شود. تفکری که به یک جریان وحشتناک و کور ترور و حذف فیزیکی افراد آن هم با یک تفسیر و ارجاع دینی می‌انجامد و هرگونه سلم و مدارایی را مخالف روحیه انقلابی تعریف می‌کند بلاشک اهمیت فراوانی برای غور و بررسی تاریخی و علمی دارد. چنین اندیشه و نظری البته پیشینه ویژه‌ای در تاریخ سیاسی ما پس از اسلام دارد و حتی برای امروز و آینده، کلید تحلیل خوبی در اختیار ما قرار می‌دهد.

* ریشه تاریخی

فرقانی‌گری جريانی است كه شاید نمونه‌ها و الگوهای مبنایی‌اش از زمان حيات پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تحت عنوان‌ «قرآن منهای پيامبر» و يا «قرآن منهای سنت» مطرح شده بود. در قرآن نيز به اين پديده انحرافی تصريح شده است: «و اذا قيل لهم تعالوا الی ما انزل‌الله و الی الرسول رأيت‌ المنافقين يصدون عنك حدودا: و آنگاه كه به آنان گفته شود كه به سوی قرآن و پيامبر بيائيد، مي‌بينی كه منافقين از ارتباط تو با مردم جلوگيری مي‌كنند» (سوره نسا آيه 61). 

مبانی فرقان

اندیشه تفسیر به رای، همیشه در تاریخ اسلام
خوارج را آفریده است؛ ساده‌دینان مسلح.


در واقع فرقانی‌گری در قالب شعار انحرافی «حسبنا كتاب الله» و سپس «لا حكم‌ الا لله»، توسط خوارج نهروان، از زمان پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و دوران نخستين امامت حضرت علی (علیه‌السلام) از طرف منافقين و خوارج مطرح شد تا در واقع با عبور از پيامبر اكرم و سپس علی (علیهما السلام)، خود در مسند قدرت بنشينند. در صدر اسلام هم كه «خوارج» با امیرالمومنین جنگيدند، ظاهراً‌ مدعی بودند كه «چون حق علی ضايع شده است، ما قيام كرده‌ايم و او نمی‌بايست حكميت را مي‌پذيرفت» و به همين بهانه بر ضد امام خود،‌ قيام كردند. اين نوع تفكر را بايد تفكر «خوارجی» ناميد كه در عصر ما- و در ايران- در فرقه فرقان نمود پيدا كرد.


در لابه‌لای مطالب و تحلیل‌های پژوهشگران پیرامون گروه فرقان به چند زمینه و اصل اساسی که اندیشه قرقانی‌گری را شکل می‌دهد می‌توان دست یافت. از جمله موارد زیر از اهمیت فراوانی برخوردارند:

1. تأثیرپذیری شدید از اندیشه و ادبیات دکتر شریعتی:
رهبران گروه فرقان و شخص گودرزی، هم در اندیشه و فکر و هم در ادبیات و سبک نگارش و گفتار، از هواداران افراطی دکتر شریعتی به حساب می آیند. درباره تاثیرپذیری گروهک فرقان از شریعتی و تغذیه ایدئولوژیکی که از این منبع پرطرفدار آن عصر می‌کردند بحث فراوان است که به طور مستقل به آن خواهیم پرداخت. اما این نکته شایان ذکر است که هر چه باشد شواهد متقنی نشانگر تاثیرات جدی اندیشه و نظریات شریعتی بر افراد و اعضای گروهک فرقان است. 

مبانی فرقان

بدون شک یکی از منابع مورد رجوع فرقانی‌ها
آثار و نوشته‌های مرحوم شریعتی بود


فرقانی‌ها علاقه ویژ‌ه‌ای به شریعتی داشتند و در بیانات و پیام‌های خود از او نقل قول می‌کردند. با این همهرابطه مستقیمی میان فرقان و مرحوم شریعتی وجود نداشته است و آنچه مورد تاکید است تاثیرپذیری و استفاده فرقان‌ها از بخش‌هایی از نظرات او است. در حقیقت فرقانی‌ها با برداشت خاصی که از آثار و افکار شریعتی کردند، آن را به ایدئولوژی انحرافی و خشونت‌طلبانه خود الصاق نمودند.

2. اعتقاد به تز اسلام منهای روحانیت:
ویژگی دومی که در گروه فرقان از لحاظ فکری و رفتاری می‌شود دید، اعتقاد به تز اسلام منهای روحانیت و مرجعیت است. اين مقوله بدين نحو در اندیشه و بنیاد فکری این جریان جایگاه پیدا کرده بود که روحانیت در اسلام امری است بدعت‌آمیز و نیازی به نهاد روحانیت وجود ندارد و لازم نيست تفسیر و تبیین دین توسط روحانیت و مرجعیت صورت بگیرد. به تعبیر دیگر اندیشه‌های پروتستانتیستی شدیدی در افکار فرقانی‌ها ریشه دوانده بود که می‌خواستند در اسلام و شیعه آن را پیاده کنند. پر بیراه نیست اگر ریشه‌ها و مبانی این طرز تفکر را نیز در آثار و افکار مرحوم شریعتی دانست. هرچند ممکن است به‌سختی بتوان تز اسلام منهای روحانیت را به شریعتی نسبت داد ولی بخش‌هایی از آثار او به‌شدت زمینه‌های لازم برای چنین تفسیری را فراهم آورده است.

3. تأثیرپذیری شدید از مارکسیسم: 
فرقان، دنباله موج گرایش به مارکسیستی است که مدت‌ها پیش در کشور رواج یافته بود و به‌ویژه داشت به سمت گرایش‌های خشونت‌طلبانه و چریکی متمایل می‌شد. فرقانی‌ها هم مانند مجاهدین خلق(منافقین) و گروه‌های دیگر تحت تاثیر اندیشه‌های مارکسیستی، هم به دنبال عمل انقلابی بودند و لذا برخی اقدامات رهبران انقلاب اسلامی را بیش از اندازه مسالمت‌جویانه ارزیابی می‌کردند و هم در قالب ایدئولوژی و مباحث فکری، به تحلیل‌های مارکسیستی و به‌ویژه تفسیر مارکسیستی و سوبژکتیویته از قرآن می‌پرداختند. 

مبانی فرقان

دانشگاه و کوچه و بازار، مرکز تبلیغات گروه‌های مارکسیستی 
شده بود که بر بچه مسلمان‌ها تاثیر منفی گذاشت


حاکمیت جو مارکسیستی در آن روزها به‌گونه‌ای بود که به‌محض اينكه افراد وارد دانشگاه می‌شديد، چپی‌ها می‌آمدند و پس از نزدیک شدن به آن‌ها تحت عنوان کمک درسی و مشاوره به‌تدريج منظور اصلی‌شان را رو می‌كردند كه اگر می‌خواهی به تو كمك بشود، ما هستيم و كمكت می‌كنيم و راه را به تو نشان می‌دهيم. بعد هم كتاب‌های ابتدایی ماركسيسم را به او می‌دادند، از جمله: «چگونه انسان غول شد؟» كه ظاهر جذابی هم داشت. بعد هم كتاب‌های ديگری از اين سنخ را در اختيار فرد می‌گذاشتند. اين تنها به دانشگاه هم منحصر نمی شد، بلكه بخش عمده فعاليت‌های اجتماعی هم دست ماركسيست‌ها بود.

تازه از اوایل دهه 50 است كه بچه‌ مسلمان‌ها به‌تدريج هويت مستقل از جريان چپ پيدا می‌كنند. در این میان نقش شهيد مطهری، دكتر شريعتی و چهره‌های ديگری در حسينيه ارشاد، به عنوان پاتوق بچه مسلمان‌های انقلابی، قابل انكار نيست. آ‌ن‌ها به جوانان مسلمان اعتماد به نفس و هويت اجتماعی دادند. با اين همه سايه بختک‌وار انديشه‌های ماركسيستی، بر همين بچه مسلمان‌هایی هم كه آمده بودند تا هويت مستقلی را برای خود تعريف كنند و می‌گفتند ما چرا بايد زير بليت كمونيست‌ها باشيم، می‌افتاد و دست‌کم خیال می‌کردند که برای موثر بودن بايد ادای آن‌ها را در بياورند. بنابراین، به‌مرور افرادی پرورش یافتند که دين را آميخته با حشو و زوائدی می‌كنند كه شبيه به دين خرافه‌آلود گذشته است. قبلاً برخی از معارف و مظاهر دينی با خرافات و موهومات درآميخته و حالا با حشو و زوائد ماركسيستی مخلوط شده بود؛ همان چيزی كه بعدها از آن تعبير به تفكر التقاطی دينی شد.

مبانی فرقان

حسینیه ارشاد به پاتوق بچه مسلمان‌ها در
برابر موج وحشتناک مارکسیسم مبدل شد


4. تفسیرهای التقاطی و غیرمتدیک از دین: 
تفسیرهای به‌اصطلاح مذهبی فرقانی‌ها هم التقاطی بود و هم دلبخواهانه. سران و مفسران (!) فرقان، هم تحت تاثیر شدید مارکسیسم به دنبال «انقلابی کردن» دین بودند و هم اعتقادی به روشمند بودن تفسیر و لزوم کسب برخی مقدمات برای ورود به این عرصه خطرناک نداشتند. نمونه این امر را می‌توان در آثار تفسیری که به عنوان «پیام قرآن» منتشر کردند و یا کتاب «توحید» دید. نگرش آن‌ها درباره مسائل قرآنی و معنوی، يك نگرش مادی و ديالكتيكی است و همه چيز را به «انقلاب و ضد انقلاب»، «سرمايه‌داری» و «ضد سرمايه‌داری» و «زندگی در حال تحول و تكامل دائمی» نسبت می‌دهد. حتی «دجال»‌ در دوره آخر‌الزمان را هم «امپرياليسم» می‌نامد.

فرقانی‌ها كتاب توحيد و ابعاد گوناگون آن را از آن روی نوشتند كه معتقد بودند ضعف عمده تشكل‌ها و سازمان‌های انقلابی، از مشروطه تا زمان آن‌ها، عدم وجود نوعی «آگاهی» مكتبی بوده است. بحث‌های نخستين اين اثر در تعريف اسلام و توحيد است و بنا به توضيحی كه در آن آمده «خلاصه‌ترين تعريف توحيد نمود خارجی جنگ سراسری و دايمی موجودات برای حل تضادها و راه يافتن به تكامل برتر و بالاتر است. توحيد، انديشه‌ای است برای تعريف مسير حركت موجودات در دل اين تضادها به‌ سوی الله كه نقطه نهايی تكامل است». اين مباحث كه در قالب تحميل برخی از تفكرات تکاملی با آيات قرآنی طرح می‌شود، تا پايان كتاب ادامه دارد. در اين تعاريف قيامت به عنوان «روز تحقق استعدادها» تعبیر می‌شود.

آقای سیدهادی خسروشاهی درباره مشی تفسیری گودرزی، رهبر گروهک، معتقد است: « اشكال اساسی كار وی اين  است كه او در جای جای كتاب‌هایی كه به نام تفسير منتشر ساخت، به‌رغم ادعای استفاده از تفسير مجمع‌‌البيان، تفسير طبری و تفسير الميزان  و يا حتی ادعای تلمذ در محضر علامه طباطبائی! - من هرگز او را در جلسه درس استاد علامه نديدم -  می‌كوشيد تفاسير شيعه را منتسب به شخصی به نام «كعب بن ابی» ‌نمايد كه گويا يک «يهودی سرمايه‌دار منافق» بوده و به ظاهر اسلام را پذيرفته بود و اين را مانند يك ترجيع‌بند در آثار خود تكرار مي‌كرد.»

5. احساسات‌گرایی و خشونت در عمل:
كار تدوين ايدئولوژی فرقان در پايان سال 56 به اتمام رسيد. از آن پس گروه افزون بر تلاش برای پيگيری كارهای ايدئولوژيك، به تحليل‌های سياسی، درك شرايط سياسی جهان و طرح استراتژی جنگ مسلحانه عليه رژيم پرداخت. همزمان نشريه‌ای هم به نام فرقان منتشر كرد كه نخستين شماره‌اش در اسفند 56 چاپ شد. بعدها پس از پيروزی انقلاب نيز نشريه‌ای با نام «ذكر» تحت عنوان نشريه دانش‌آموزی از سوی فرقان انتشار می‌یافت. 

فرقانی‌ها به اندازه‌ای مشی مسلحانه و چریکی را به عنوان تنها راه رسیدن به اهداف خود می‌دانستند که آغاز چالش این گروه با امام و رهبری نهضت اسلامی مردم هم همین بود. آن‌ها به‌ویژه با مشی مسالمت‌جویانه امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) به مشکل برخوردند. معترض بودند که چرا مردم در لوله تفنگ ارتشی‌ها گل بگذارند در حالی که دست آن‌ها به خون ملت آلوده است. آن‌ها همان قدر که می‌خواستند با اندیشه التقاطی خود، دین را از التقاط و پاکیزه کنند (!)، در مشی سیاسی و عملی خود هم می‌خواستند که همه چیز را با سرنیزه و خونریزی پیش ببرند و در این راه از قتل هیچ‌کس ابایی نداشتند.

مبانی فرقان

فرقان، ساده‌زیستی را تا اندازه فلاکت‌طلبی مطرح می‌کرد؛
یکی از دلایل ترور شهید مطهری سرمایه‌دار بودن بود!!


6. اندیشه فلاکت طلبی

گودرزی بيشتر بر چوپان ‌زاده بودن خودش تاكيد می‌كرد و می‌خواست بگويد من آدمی هستم ساده‌زيست و بی‌توقع و در عين حال فطری. شيخ حبيب‌الله آشوری که از عوامل تاثیرگذار بر گودرزی به شمار می‌آید هم در این فکر با او مشترک بود. او هم پايه تبليغاتش را بر ساده‌زيستی گذاشته بود و به آقای مطهری بد و بيراه می‌گفت. اصلا یکی از دلایلی که برای ترور آیت‌الله مطهری برشمرده بودند توهم اشرافیت و سرمایه‌دار بودن استاد شهید بود.

این ریشه‌های فکری که عمیقا در ذهن و فکر فرقانی‌ها نفوذ کرده بود، گروهکی دست به اسلحه را ایجاد کرد که برای چکاندن ماشه اسلحه‌شان ترسی به دل راه نمی‌دادند. البته گروهی بر این باورند که فرقانی‌ها افراد مومن و بااخلاصی بودند که با قصد و نیت خیر پای در مسیر مبارزه گذاشته بودند ولی در دام ساده‌اندیشی و تهور فرو افتادند. در هر صورت تاریخ سیاسی ما نشان می‌دهد که هزینه این ساده‌اندیشی‌ها و بی‌باکی‌های بی‌مبنا آن اندازه زیاد بوده است که تلخی و سختی خاطره و پیامدهایش فراموش‌ناشدنی است. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: گروهک فرقان,

تاريخ : سه شنبه 20 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

قرآن رساله پیامبر است و ما باید کتاب خودمان را داشته باشیم/ اسلام وجود ندارد و شبه واقعیت است

ملکیان به صراحت قرآن را ساخته پیامبر(ص) دانسته و وجود دروسی مانند معارف اسلامی را در دبیرستانها و دانشگاه های کشور مورد ریشخند داده است.

قرآن رساله پیامبر است و ما باید کتاب خودمان را داشته باشیم/ اسلام وجود ندارد و شبه واقعیت است
به گزارش مشرق، مصطفی ملکیان، از تئوریسن های فکری اصلاحات، که پیش از این گاه و بی‌گاه در هر تریبونی، به غیرعقلانی بودن و حتی ضد عقلانی بودن دین، تعبدی بودن آن مبادرت کرده است، این بار نیز در اظهاراتی جدید، اسلام، پیامبر اعظم(ص) و قرآن را هدف ساختارشکنی و قداست‌زدایی قرار داده است.

وی چند روز پیش (۱۵ اسفند ماه) در سخنرانی خود با موضوع «اهمیت روش شناسی علوم انسانی» به صراحت قرآن را ساخته پیامبر(ص) دانسته و وجود دروسی مانند معارف اسلامی در دبیرستانها و دانشگاه های کشور را مورد ریشخند قرار می دهد. او در بخشی از افاضات خویش می گوید:

«در دانشگاه های اروپا مثل این درسهای عمومی که ما داریم، مثل درسهای معارف ما که خیلی ضرورت دارد (می خندد و حضار نیز می خندند)، آنها به دانشجویان خود تفکر انتقادی می آموزند.»

ملکیان در جایی دیگر با بیان این مطلب که «قرآن رساله پیامبر بود مرا رساله خود باید!» افاضه! می کند: قرآن کتاب پیامبر بوده است و ما باید با تفکر نقادانه و انتقادی کتاب خود را داشته باشیم!

وی می افزاید:«کسی که این گونه می اندیشد نباید جاسوس اینتلیجنت سرویس و... خطاب شود.» این اظهار وی نیز با خنده شاگردانش مواجه می شود.

وی در این بیان، همان حرفهای سروش و مجتهد شبستری درباره نزولی نبودن قرآن و زاییده ذهن پیامبر(ص) بودن آن را، تکرار و با وحیانی بودن قرآن می ستیزد.

او پس از توهین به اسلام، اتهام زدن به پیامبر اسلام(ص) با خالق قرآن دانستن ایشان، تحقیر دروس معارف اسلامی -به عنوان حداقل آشنایی که یک دانشجوی مسلمان ایرانی با علوم اسلامی باید داشته باشد- همچون دیگر روشنفکران هم پیاله خویش؛ فرهنگ ایرانی را نیز مورد تخطئه قرار داده و با انکار فرهنگ سلحشوری و شجاعت و اعتراض در ایران که حتی انگشت مستشرقین را به حیرت گزیده است (که شاهد آن دو انقلاب بزرگ مشروطه و انقلاب اسلامی است) آن را فرهنگ تسلیم می خواند! فرهنگی که به ادعای وی با انتقاد و نقد کردن، بیگانه است و از آن تحت عنوان «حافظه و تسلیم» سخن می‌گوید.

ملکیان سخنان شاذ خود را به اوج رسانده و می گوید که چیزی به نام اسلام وجود ندارد، آن چه هست مسلمین است! «غیر از مسلمانان چیزی به نام اسلام وجود ندارد. اسلام یک شبه واقعیت است.» او با این بیان خواسته است تا عمل کردن به اسلام را ناممکن جلوه داده و سپس راه را برای معنویت مسؤولیت‌گریز و تن پرورانه خود یا همان پروژه موسوم به «عقلانیت و معنویت» بگشاید. پروژه ای که اساس آن تقابل با دین و دین‌ورزی به عنوان امری مانع عقلانیت -به زعم باطل ملکیان- است.

قبلا بزرگانی ماند علامه جعفری و دیگران به خوبی پاسخ شبهاتی مانند تقابل تعبد و تعقل را
در نهایتا اوج حرفهای شاذ خود را به اوج رسانده و می گوید چیزی به نام اسلام وجود ندارد، آن چه هست مسلمین است. «غیر از مسلمانان چیزی به نام اسلام وجود ندارد. اسلام یک شبه واقعیت است.».
داده اند و حتی اثبات نموده اند که آن چه تعبدی است، تعقلی هم هست. پاسخ به سایر شبهاتی که امثال ملکیان هر روز صادر می کنند نیز پیش از این داده شده است.

توهین به اسلام، مردم و فرهنگ ایرانی در طول شش ماه گذشته و پس از روی کار آمدن دولت جدید بارها و بارها توسط اشخاصی با گرایش های ملی ـ مذهبی و اصلاح طلبانه در تریبون ها و رسانه ها نزدیک به اصلاح طلبان مطرح شده است. زیر سؤال بردن ولایت حضرت علی(ع)، رد نص صریح قرآن درباره ارث بردن زنان، غیر انسانی خواندن حکم اسلامی قصاص نمونه های بارزی از هجمه به اصطلاح روشنفکران در طول این مدت بوده است. این موضوع در کنار سهل انگاری های نهادهای فرهنگی دولتی و غیردولتی، موجب بروز واکنش های متعدد از سوی علما و مردم شده است تا آنجا که رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مردم در مجلس خبرگان فرمودند:«بنده هم در این نگرانى [از مسائل فرهنگی] با شما سهیم هستم و امیدوارم كه مسئولین فرهنگى توجه داشته باشند كه چه می كنند. با مسائل فرهنگى شوخى نمی شود كرد، بى‌ملاحظگى نمی شود كرد؛ اگر چنانچه یك رخنه‌ى فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نیست كه بشود [آن را] جمع كرد.» 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 4 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

عقیق:  «میکروفون ناموس مجری است و کسی نمی تواند از او بگیرد و تنها یک قشر می توانند میکروفون از مجری بگیرند که آنها هم الحمدلله هفت‌تیر هم می کشند» این هاسخنانی بود  که مجری برنامه درحضور وزیر کار و در یک برنامه رسمی به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب وقتی می خواست مداح برنامه را دعوت کند بر زبان راند. البته مزه پراکنی های محمود شهریاری به همین جا هم ختم نشد و هنگام اهدای هدیه مداح گفت: «این هدیه پاکت مداحی نیست، حلال است!»

 

این که امروز جناب مجری شمشیرش را رو به ذاکران اهل بیت(ع) گرفته چندان جای تعجب ندارد چرا که حاشیه سازی و ها و حرمت شکنی های جناب ایشان نه برنامه زنده می شناسد و  نه حرمت و اخلاق. همین چندی پیش بود که او در یک برنامه زنده از میهمان برنامه اش پرسید همسر شما شبیه چه میوه ای است؟ و با واکنش قاطع سوال شونده روبرو شد. همین اتفاق بود که محمود شهریاری را تا مدت ها ممنوع التصویر کرد و البته با توصیه هایی این روزها هم دوران تبعیدش را در فیتیله ای ها می گذراند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گروه سیاسی مشرق - ايام بهمن ماه هر سال یاد آور خاطرات شیرین سال 57 و ورود امام خمینی (ره) به ایران است؛ ورودی که زمینه ساز پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن ماه شد. شرایط پیچیده روزهای منتهی به ورود امام (ره) به ایران، روزهای پر التهابی را برای انقلابیون رقم زده بود. نگرانی از اشغال نظامی فرودگاه و عدم اجازه در فرودآمدن هواپیما، باعث تحصن برخی از روحانیون در مسجد دانشگاه تهران شد. مقام معظم رهبری نیز که از مشهد به تهران آمده بودند یکی از اعضای اصلی تشکیل دهنده‌ی این تحصن بودند. آنچه در ادامه می‌آید، خاطرات معظم‌له در روزهای منتهی به ورود امام (ره)، است.[1]

 

بازگشت امام

گسترش اعتراض ها به جلوگیری از ورود امام خمینی کار را به جایی رساند که شاپوربختیار در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «با صدای بلند اعلام می‌کنم که حضرت آیت الله هر وقت میل داشته باشند می‌توانند به کشور بازگردند.» حرف های او نمی‌توانست مردم را قانع کند. مخالفت‌ها همچنان ادامه یافت. مشابه تحصن دانشگاه تهران در قم، مشهد و اصفهان شکل گرفت که خود به خود به اجتماعات بیشتر مردم منجر گردید. آقای مفتح ، عضو کمیته مرکزی استقبال از امام خمینی در آخرین ساعات روز دهم بهمن به یکی از نشریه ها گفت که رهبر معظم انقلاب 9 صبح پنج شنبه، 12 بهمن به ایران خواهد رسید.

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

مردم ایران در یازدهم بهمن هیجان زده بودند. امام در همین روز در نامه‌ای از دولت و ملت فرانسه تشکر کرد و میهمان نوازی آنها را ستود و نیز در دهکده نوفل لوشاتو حاضر شده، با ساکنان آن دیدار و خداحافظی کرد. با این که دولت بختیار مجبور به پذیرش ورود امام به وطن شده بود، اما عقب نشینی خود را با رژه نظامیان در سطح شهر جبران کرد. نظامیان، یازدهم بهمن با ساز و برگ نظامی در خیابان های تهران قدرت نمایی کردند.

کمیته استقبال، درگیر کار بزرگی شده بود؛ کاری بزرگ در روزی بزرگ. هرچند تلاش می کرد بر امور جاری مسلط شود اما حادثه پیش رو بزرگتر از آن بود که بتوان کاملاً آن را در دست گرفت. بیشتر فعالیت های کمیته غیر متمرکز بود و هر کس مأموریتی مناسب تر می دید همان را برعهده می‌گرفت. « یکی از وظایف کمیته استقبال توزیع کارت دعوت به فرودگاه بود. آقای مطهری تعدادی کارت به من داد که آنها را پخش کردم و یکی برای خودم ماند. از قضا آقای شیخ ابوالحسن شیرازی را دیدم. او از این که کارت دعوت به دستش نرسیده، ناراحت بود. کارت خودم را به او دادم.»

پیش از دوازدهم بهمن، آقای مطهری از آقای خامنه‌ای خواسته بود سخنرانی و خوش آمدگویی به امام را در تالار فرودگاه به عهده بگیرد. نپذیرفته بود. گفته بود: چرا من؟ آقای مطهری دلیلی آورده بود، اما نتوانسته بود او را قاطع کند. آقای خامنه‌ای گفته بود: من توان سخنرانی در این لحظات بزرگ، که نفس در سینه‌ها حبس می‌شود، ندارم. 

 

آقای مطهری نبود فرصت برای انتخاب فرد دیگر را به عنوان علت آخر مطرح کرده، سخنرانی را به عهده آقای خامنه‌ای گذاشته بود. «روز موعود فرا رسید و از خوش اقبالی [من] فرصت برای مراسم خوش آمد گویی نشد؛ فقط اکتفا شد به تلاوت قرآن و سرودی که گروهی از دانش آموزان خواندند و صدایش بین مردم پیچید و زبانها آن را تکرار کرد:»

ای مجاهد ای مظهر شرف/ ای گذشته زجان در ره هدف .....

آنچه در فردوگاه می‌گذشت مجموعه‌ای از احساسات متناقض بود، شادی، وحشت، ناباوری، نگرانی. آقای خامنه‌ای از خود می پرسید: چه رخ خواهد داد؟ آیا آنچه تا لحظاتی دیگر خواهیم دید حقیقت است یا رؤیا؟ آیا واقعاً امام در این فضای آکنده از احساس عجیب، در میان استقبال بی بدیل تاریخی پا به خاک میهن خواهد گذاشت؟ اگر آمد چه خواهد شد؟ سرنوشت انقلاب به چه سمتی خواهد رفت؟ اینها و دهها سؤال دیگر بر نگرانی و اضطراب او می‌افزود. تالار فرودگاه از دعوت شدگان و مستقبلین پر بود. همه با نظم، منتظر ورود امام بودند. آنان نماینده گروه‌های مختلف بودند: روحانیون، استادان دنشگاه، طلاب، دانشجویان، اقلیت‌های دینی، همه چشم‌ها به در اصلی دوخته شده بود اما ناگاه امام از در دیگری وارد تالار فرودگاه شد. [نگاهم به چهره اش دوخته شد] « عزم و اراداه و اقتدار در چهره شان موج می‌زد. اثری از خستگی، بی خوابی و نگرانی در چهره ایشان ندیدم» بیش از یکصد خبرنگار در همین هنگام از در اصلی داخل شدند تالار پر شد از جمعیت که موج می خورد و به سمت امام می‌رفت. « احساس خطر کردیم و با صدای بلند از مردم خواستیم که از امام دور شوند؛ بر احساسات خود غلبه کنند. من و شماری از نزدیکان امام خود را عقب کشیدیم. جز آقای مطهری که داخل هواپیما رفته بود و هنگام خروج امام را راهی کرده بود، کسی از خواص، کنار ایشان نبود. آقای بهشتی هم جای معینی نداشت و در آن محیط در حرکت بود.»

امام در مکانی که برای وی در نظر گرفته شده بود، ایستاد. چند جمله بیشتر نگفت. «هرچه پریشانی در دلها بود زدوده شد. آرامش عجیبی به سراغ قلب‌هامان آمد. این دومین باری بود که سخن امام چنین طمأنینه‌ای در من ایجاد کرد. اول بار، دوم فروردین 1342 بود؛ هنگامی که مزدوران شاه به شهر قم [و مدرسه فیضیه] حمله کردند. من از جمله کسانی بودم که این هجوم وحشیانه را دیدم. بعد که به خانه‌ی امام رفتم، وقت نماز، به ایشان اقتدا کردم. سپس با امام به یکی از حجره ها[ی مدرسه فیضیه قم] رفتیم. من در شرایط روحی بسیار بدی بودم. امام صحبت کوتاهی کرد. پس از آن اعصابم آرام گرفت، قلبم محکم شد و جانم به آسودگی رسید.»

 

پس از خروج امام از تالار فرودگاه، نزدیکان وی، از جمله آقای خامنه‌ای پشت سرش بیرون رفتند. امام در خودروی ویژه‌ای که آماده شده بود نشست و دیگران در اتوبوس‌هایی که آماده همراهی وی بودند، جای گرفتند. « وقتی وارد خیابان شدیم، انبوه جمعیت فشرده و هیجان زده، از پیر و جوان، زن و کودک، موج می‌زد. انگار همه تهران و مردمی که از شهرهای دیگر به سمت تهران روانه شده بودند، در حال دیدن این لحظات تاریخی هستند.

کاروان امام راه خود را از میان این امواج انسانی، با کمک خود مردم، باز می کرد. استقبال کنندگان همراه کاروان و پیش و پس آن می دویدند، شعار می دادند، گلباران می کردند، شاد بودند و حمایت خود را از امام بروز می دادند. با اینکه ساعاتی پیش همراهان امام از همین مسیر به سمت فرودگاه رفته بودند ، کسی برای آنان ابراز احساسات نکرده بود، اما اینک به تبع امام، شادی و مهر خود را به سرنشینان خوردروهای همراه امام که پشت سر ایشان حرکت می کردند نشان می دادند.»

به میدان 24 اسفند [انقلاب] رسیدند. آن چند نفر تصمیم گرفتند به خانه آقای موسوی اردبیلی که در آن نزدیکی بود بروند؛ و درباره مسائل بعدی مشورت کنند. بنا نبود امام را تا بهشت زهرا همراهی کنند. برنامه های از پیش تعیین شده چنین می‌گفت. پس از رایزنی در خانه آقای موسوی اردبیلی، آنجا را به مقصد مدرسه رفاه ترک کردند. آقای خامنه‌ای وقتی به مدرسه رسید، توان خود را پایان یافته دید. به شدت خسته بود.

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

مدرسه رفاه

با همان حال، سخنرانی امام در بهشت زهرا را شنید. اینک منتظر آمدن امام بود. ساعت‌ها گذشت، اما خبری از بازگشت امام نرسید. پس از پایان مراسم در بهشت زهرا، امام و سید احمد خمینی با یک دستگاه آمبولانس از بهشت زهرا خارج و در بیابان های اطراف سوار هلی کوپتر شدند. هلی کوپتر به سمت بیمارستان هزار تخت خوابی[ = امام خمینی] رفت. چرا بیمارستان؟ چون نمیدانستند به کجا بروند؟ هلی کوپتر که نمی توانست در مدرسه رفاه یا آن نزدیکی‌ها به زمین بنشیند. تصمیم گرفتند به طرف فرودگاه بروند. به آسمان فرودگاه که رسیدند آنجا را همچنان پر ازدحام یافتند. به طرف بیمارستان برگشتند. حال امام مساعد نبود. بیمارستان محل فرود داشت. هلی کوپتر نشست. کارکنان بیمارستلن با این خیال که بیمار بدحالی داخل آن است به سمت هلی کوپتر دویدند. وقتی امام را دیدند، شوکه شدند؛ نمی دانستند چه کنند. یکی از دکتر های بیمارستان خودروی پژوی خود را در اختیار آنان گذاشت. از بیمارستان خارج شدند. 

در بین راه، خودرو را با خودروی آقای ناطق نوری عوض کردند. مقصد خانه دختر آیت الله پسندیده بود. «گفته شد که ایشان پس از سخنرانی به جای نامعلومی رفته اند. ساعت ها گذشت. برادران به خانه های مجاور که برای اقامتشان آماده شده بود، رفتند. این خانه ها از چند روز پیش برای استقبال مهیا شده بود. من در مدرسه ماندم. ساعت 10 شب غرق آماده سازی بودم که خبر دادند امام از در پشتی وارد شد به آن سمت رفتم. دیدم امام تنها دارند می آیند تو؛ آرام و با وقار. نگاهش پرده دل را پاره می کرد... ساکت و مبهوت، ایستاده بودم. 

از ذهنم گذشت بروم و در آغوشم بگیرم، اما ترسیدم دیگران هم به شوق آیند، دور امام را بگیرند و مزاحمتی فراهم شود. گذشتم. ده نفر بیشتر نبودیم. امام سلام کرد.جواب دادند. به سمت پلکانی که به طبقه دوم منتهی می‌شد رفتند. حاضران صدای خود را به وفاداری و سربازی امام بلند کردند. امام روی پله سوم، چهارم، نشستند. می خواستم پاسخ احساسات آن جمع را بدهند. همه مدهوش بودیم. امام با عبارات کوتاهی حمد و ثنای خداوند را گفت و بر پیامبر (ص) و خاندانش درود فرستاد و از جمع تشکر کرد و آنان را به صبر و پایداری سفارش نمود و بعد خداحافظی کرد» و از پله ها بالا رفت.

فردای آن روز امام به مدرسه علوی، همان نزدیکی، رفت. بیشتر دست اندرکاران هم به آن مدرسه منتقل شدند. آقای خامنه‌ای در مدرسه رفاه ماند. محیط نسبتاً آرامی برای کارهای او داشت؛ و آن کارها اقتضاء نمی‌کرد که نزدیک امام باشد. مسئولیت او اداره امور فرهنگی و تبلیغی مقر رهبری انقلاب اسلامی، و از آن جمله، انتشار روزنامه بود. « به یا دارم بعد از سه روز از آمدن امام به من خبر دادند که برادران در مدرسه علوی جمع شده اند و مرا هم دعوت کرده اند. پس از عبور از میان جمعیت انبوه و مشتاقی که آنجا بود، خود را به آن جلسه رساندم. درباره سازماندهی و مدیریت مقر امام مشورت می کردند. پیشنهاد شد سه نفر از جمله من، مدیریت مقر امام را به عهده بگیریم. نپذیرفتم، زیرا به کاری مشغول بودم که آن را بسیار دوست داشتم و مسئولیت تازه، مرا از آن باز می‌داشت. البته برای پذیرش این مسئولیت انگیزه داشتم ولی عنوان ریاست با مشغله های بسیار من در تزاحم بود.»

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار

دلهره‌های بی پایان

آقای خامنه ای در مرور یادهای خود از آن روزها، رخدادهای پی‌درپی و پر شتابی می‌بیند که به دشواری می توان همه را با جزئیات خاطر نشان کرد. هر کدام از این حوادث، بی شباهت به کوههای سر به فلک کشیده نبودند که چشم‌ها و عقل‌ها را خیره می‌کرد و مجالی برای نگاه همزمان به دیگر بلندی‌ها نمی گذاشت. دیگر آنکه هر رویداد تازه و از راه رسیده‌ای از نوع حوادثی که به سادگی در ذهن می نشینند، نبود. «ما نمی توانستیم در مقابل این حادثه‌ها خویشتن داری کنیم [ و آن را هضم نماییم؛] مبهوت و سردرگم می ماندیم. حال که به خود بازمی گردم، تجلی قدرت و عظمت خداوند سبحان را در حرکت این مردم می بینم؛ و اگر کسی در برابر این تجلی مبهوت بماند، قابل سرزنش نیست.»

این جاست که آرزوی می‌کند ای کاش قلم به دست می‌گرفت و با حوصله و صبر به آن قله‌ها و دامنه‌ها می‌نگریست و می‌نوشت. «ای کاش همت به نگاشتن وقایع و حوادث آن روزها می کردم. گرچه اگر تصمیم هم می گرفتم، تنگی وقت و فراوانی مسئولیت هایم، اجازه نمی داد.»

یکی از آن نگرانی های بی‌پیر و دلهره‌های تمام نشدنی، عملی شدن تهدیدات ژنرال های شاه بود؛ هرچند مردم این تهدیدها را ناچیز می‌شمردند، اما امکان هر رخداد خطرناکی قابل پیش بینی بود. حمله هوایی یا زمینی به مقر سکونت امام خمینی، یکی از آنها بود. چه کسی می‌توانست در جدی نبودن این تهدیدها تردید کند؟ تمام زمام حکومت نظامی شاهنشاهی، به دستان ژنرال‌ها سپرده شده بود؛ و اینان نشان داده بودند که برای ریختن خون مردم و کشتارهای صدها نفری آماده اند. در برابر این دغدغه هولناک اما، «مردم را می دیدی که اطراف مقر امام را مانند نگینی احاطه کرده بودند. هزاران زن و مرد و کوچک و بزرگ خیابان ها و راه های منتهی به محل سکونت امام را پر کرده بودند. در واقع یک سپر انسانی درست کرده بودند و سرنوشت خود را با امام و انقلاب گره زده بودند. همین امر موجب شده بود که هر عملیات نظامی علیه مقر امام با پیچیدگی و چه بسا غیر ممکن بودن روبه رو باشد.» 

نگرانی آقای خامنه‌ای از خوشامدگویی به امام خمینی (ره) + تصاویر// آماده انتشار
 

[1] - کتاب شرح اسم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گفتن و دیدن نقاط ضعف دیگران مصلحت نیست و گذشته، گذشته است، فقط باید با تلاش و کوشش، نیازها را ببینیم و کار و فعالیت خودمان را افزایش دهیم تا پیشرفت کنیم.

انتقاد آیت‌الله جوادی از تخریب عملکرد احمدی‌نژاد توسط وزرای روحانیبه گزارش مشرق، آیت‌الله العظمی جوادی عاملی در دیدار اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، نسبت به تخریب عملکرد دولت گذشته انتقاد کردند.

استاد عالی حوزه علمیه قم، با اشاره به مسائل داخلی کشور، عنوان کردند: گفتن و دیدن نقاط ضعف دیگران مصلحت نیست و گذشته، گذشته است، فقط باید با تلاش و کوشش، نیازها را ببینیم و کار و فعالیت خودمان را افزایش دهیم تا پیشرفت کنیم. 

آیت‌الله جوادی آملی در این دیدار خاطرنشان کرد: باید همه دنیا و قدرتمندان بفهمند که شما نفوذ‌ناپذیر هستید، در غیر میدان جنگ نیز قابلیت شکست‌دادن شما را ندارند و اینکه هر روز می‌گویند گزینه نظامی روی میز است، بی‌معنی است. به آمریکایی‌ها باید بگوییم که کل کشور در دست شما بود ولی بیرونتان کردند.‬
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی ظهر پنج‌شنبه در دیدار اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در سخنانی با اشاره به جریان حادثه طبس و امداد غیبی الهی در این حادثه اظهار داشت: آمریکایی‌ها برای پیاده کردن نقشه‌های خود همه جوانب کار را سنجیدند و بعد از آن نیروهای خود را در صحرای طبس مستقر کردند اما در نهایت شن‌های این صحرا نگذاشتند که آنها به اهداف خود دست یابند.

وی جنگ 8 ساله تحمیلی در کشور را مایه خیر و برکت دانست و افزود: باید با تکیه بر امکانات و توانمندی‌های داخل کشور مشکلات پیش رو را حل کرد.

استاد برجسته حوزه ادامه داد: زمانی کشور ما به دست مستشاران آمریکایی بود و بدنه کشور به بیگانگان وابستگی داشت و کسی تصور نمی‌کرد روزی ایران از دست آنها خارج شود.

وی گفت: ملت ایران بسیار خوب و دارای ضریب هوشی بالایی است که باید سعی شود توانمندی‌های داخلی مدیریت و تقویت شود.

آیت الله جوادی آملی تأکید کرد: هوش علمی ایرانیان نسبت به سایر کشورها بالاتر است و ما باید به گونه‌ای زندگی کنیم که در تمامی جهات الگو باشیم.

وی افزود: باید طوری عمل کنیم که هر روز دشمنان نگویند همه گزینه‌ها روی میز است. آنها باید بداند که روزگاری در کشور ما بودند و ما آنها را بیرون کردیم.

بیان نقاط ضعف دیگران به مصلحت نیست

این مفسر قرآن کریم در ادامه تصریح کرد: دیدن و بیان نقاط ضعف دیگران به مصلحت نیست اگرچه در گذشته مشکلاتی وجود داشته است باید دست به دست هم دهند و بر اساس امکانات پیش رو برای حل مشکلات تلاش کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه دولت باید به بخش کشاورزی و تولید در این زمینه توجه ویژه ای داشته باشد افزود: کشور ما 4 فصل است و باید از تمامی این ظرفیت‌ها برای تامین مایحتاج داخل استفاده کرد.

انتقاد از نحوه مدیریت تامین برخی از کالاهای اساسی

وی با انتقاد از نحوه مدیریت تامین برخی از کالاهای اساسی همانند گندم، اظهار داشت: زمانی در کشور جشن خودکفایی گندم را برگزار کردند و بعد از آن مقداری گندم به کشور وارد شد و در برهه‌ای ندر مقطعی یز به دلیل تحریم‌ها و در دست نبودن علوفه گندم‌ها برای خوراک دام استفاده شد تا تلف نشوند که این گونه تصمیم گیری‌ها نشانه عدم مدیریت صحیح و ضعف در تصمیم گیری‌ها است.

آیت الله آملی تاکید کرد: مسئولان باید مشکلات این چنینی همانند تهیه علوفه در کشور را مدیریت کنند چرا که برخی از اقدامات ریشه‌ای است و تامین علوفه به منزله آن است که گوشت و لبنیات با قیمت مناسب تری در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.

وی با بیان اینکه هم اکنون هزاران هکتار زمین در همسایگی دریا داریم افزود: نباید به فکر انتقال آب خزر به بخش مرکزی کشور باشیم بلکه باید از ظرفیت زمین های اطراف دریا برای کشت استفاده کنیم.

وی در پایان تصریح کرد: ما جهانی فکر می‌کنیم و با کسی قهر نیستیم اما ناز کسی را هم نمی‌کشیم. کشور ما دارای امکانات و ظرفیت‌های فراوانی است و امید است با رهبری‌های مقام معظم رهبری حمایت مراجع و همدلی مردم و مسئولان مشکلات مشکل حل شود.

 
منبع: مهر
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 12 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

عکس/ ورود با چادر ممنوع

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آنچه از ظواهر امر برمی‌آید، ورود جدی آقای نعمت‌زاده وزیر کنونی صنعت به بخش خصوصی و از جمله تاسیس شرکت‌های مختلف در بخش پتروشیمی توسط وی و نزدیکانش در ۴ سال گذشته است و احتمالاً بخش عمده‌ای از سرمایه‌اندوزی وی مربوط به همین ۴ سال است.
 
 فارس با انتشار گزارشی نوشت: چندی پیش بدنبال تاکید رئیس جمهور بر عدم عضویت وزرای دولت در هیات مدیره شرکت های خصوصی، گزارشی با عنوان کدام وزیر رکورددار عضویت در هیئت مدیره شرکت‌های خصوصی است؟منتشر شد. داده های این گزارش مستند، روشن می کرد آقای محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت در 12 شرکت خصوصی عضو هیات مدیره است.شرکت هایی که تاریخ ثبت اکثر آنها از سال 89 به بعد بوده است. اسامی این شرکت ها به شرح ذیل بود: 
 
رسا فارمد به شماره ثبت 333.79 
 
پلیمری پویا جم خاورمیانه به شماره ثبت 433737 
 
ارگ شیمی پارسا به شماره ثبت 341763 
 
مهندسی توسعه پترو فرآیند کرخه به شماره ثبت 435535 
 
الوند پترو انرژی کیش به شماره ثبت 10233 
 
هرمزان تجارت گستر کیش به شماره ثبت 10249 
 
برق انرژی پاینده جم به شماره ثبت 432445 
 
توسعه پتروشیمیایی ساحل دریا به شماره ثبت 426582 
 
توسعه نگین مکران به شماره ثبت 426868 
 
توسعه صنعت نعمت به شماره ثبت 408125 
 
تولید برق دژپل انرژی به شماره ثبت 426049 
 
شرکت کیمیا صنایع دالاهو به شماره ثبت 292030 
 
روابط عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت پس از انتشار این گزارش با ارسال توضیحاتی تاکید کرد که نعمت‌زاده از عضویت در هیئت مدیره این شرکت‌ها برای تصدی پست دولتی استعفا داده است. با این حال مشخص نیست که آیا وزیر صنعت و معدن و تجارت تنها از عضویت در هیئت‌مدیره‌ این شرکت‌ها استعفا داده یا سهام شرکت‌های خود را نیز واگذار کرده است؟ نکته مهم این است که در این شرکت‌ها غیر از آقای نعمت زاده، اسامی برخی منسوبین و نزدیکان وی به نیز عنوان عضو هیات مدیره ثبت شده، ضمن این که بجز آقای وزیر، برخی دیگر از اعضای هیات مدیره این شرکت ها، به رغم اینکه در دولت جدید مسئولیت و منصب گرفته اند، هنوز استعفا نداده اند.  
 
  
 
اما اخیراً موضوع شبهه برانگیز دیگری در خصوص برخی دولتمردان مطرح شده که ضرورت دارد درباره آن به افکار عمومی توضیح قانع کننده ای داده شود.بر اساس زمزمه هایی که در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح است، سرمایه و ثروت اعلام شده برخی دولتمردان در آغاز تصدی مسئولیت وزارت، سر به هزارها میلیارد ریال می زند. 
 
اگرچه برخورداری افراد از سرمایه مشروع فاقد اشکال بوده و در شرایط کنونی تلاش برای تقویت اقتصاد و تولید ملی از طریق سرمایه گزاری و اشتغال زایی امری مثبت و پسندیده است اما تصدی مقامات دولتی و سیاستگذاری توسط کسانی که در عرصه تجارت و اقتصاد به هر حال رقیب دیگر افراد محسوب می شوند دارای آفات زیادی است به گونه ای که در بسیاری از کشورهای جهان به کسی اجازه داده نمی‌شود هم در دولت در نقش سیاستگذار و هم در بخش خصوصی به عنوان یک ذینفع حضور داشته باشد. 
 
نگاهی به شرکت های خصوصی متعددی که آقای نعمت زاده عضو هیات مدیره آنها بوده است، بیانگر آن است که وی در زمره ثروتمندان کابینه یازدهم باشد اما میزان دارایی هایی که به وی منسوب می شود رقمی افسانه ای است و چندین برابر رقمی است که گفته می شد یکی از وزرای دولت احمدی نژاد از آن برخوردار بوده و به همین دلیل تا مدت ها مورد انتقاد و اعتراض قرار داشت. 
 
گفته می شود برخی دیگر از وزرای دولت یازدهم نیز از چنین سرمایه و ثروتی برخوردارند. اگرچه تاکید حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری همواره بر این بوده که مسئولان دولتی می بایست از بین طبقات متوسط و پایین انتخاب شوند تا درد محرومین و مستضعفین را بفهمند اما اگر از این فاکتور -البته مهم و اصولی- چشم پوشی کنیم، سابقه این دولتمردان بیانگر آن است که آنها سالیان طولانی و متمادی در بخش خصوصی فعال بوده و سابقه چندانی در مدیریت دولتی ندارند. 
 
اما آقای نعمت‌زاده پس از پیروزی انقلاب اسلامی جز مقطعی کوتاه در سال های اخیر، در زمره مدیران دولتی به شمار آمده و می آید. وی از سال 58 تاکنون سابقه 10 ماه سرپرستی وزارت کار، 10 سال تصدی وزارت صنایع و معادن در دولت‌های شهید رجایی و هاشمی رفسنجانی، تصدی مدیریت عامل شرکت ملی پتروشیمی در دولت خاتمی و شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی در دولت اول احمدی‌نژاد را در کارنامه خود دارد. 
 
به عبارت دقیق‌تر، آقای نعمت‌زاده در طول 3 دهه گذشته به عنوان وزیر یا معاون وزیر یا مدیر ارشد، مسئولیت دولتی داشته و تقریباً فقط در ۴ سال دوم دولت احمدی‌نژاد مسئولیت دولتی بر عده وی نبوده است. 
 
آنچه از ظواهر امر برمی آید، ورود جدی و صریح  آقای نعمت زاده به بخش خصوصی و از جمله تاسیس شرکت های مختلف در بخش پتروشیمی توسط وی و نزدیکانش در ۴ سال گذشته صورت گرفته و احتمالاً بخش عمده ای از سرمایه اندوزی وی مربوط به همین چهار سال است چون علی‌القاعده فرض بر این است که یک مقام مسئول دولتی - به عنوان مثال وزیر صنایع یا مدیرعامل پتروشیمی- که سیاستگزار دولتی است، خود در قامت یک فعال بخش خصوصی در همان عرصه ظاهر نمی شود. 
 
اکنون بدون هیچ قضاوتی درباره شیوه فعالیت اقتصادی وزیر ۶۸ ساله صنعت، ‌معدن و تجارت در بخش خصوصی، این سؤال جدی اذهان صاحب نظران اقتصادی را به خود مشغول کرده است که آیا طی ۴ سال فعالیت در بخش خصوصی بدون بهره گیری از رانت، دستیابی به ثروت کلان منتسب به آقای نعمت زاده امکان پذیر است یا خیر؟ 
 
پاسخ به این سئوال، فارغ از جنجال ها و حاشیه تراشی های سیاسی، می تواند نقطه آغازینی برای شفاف سازی عرصه اقتصاد و آسیب شناسی فعالیت بخش خصوصی در ایران و نحوه تعامل آن با دولت باشد. 
 
منبع: فارس
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چه کسانی چهره تشیع را در جهان مخدوش می‌کنند؟
 
آنچه باید درباره جریان خاندان شیرازی­‌ها و فرقه انحرافی شیعه دانست/ گروهی که در آتش تفرقه میان مذاهب اسلامی می‌دمد
 
از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند!
 
 
گروه معارف و اندیشه - رجانیوز: یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید قم به نام آیت الله شیرازی شکل گرفته است.

به گزارش رجانیوز، سایت تحلیلی «خط امام» در گزارش مبسوطی به بررسی نحوه فعالیت این جریان که یکی از بسترهای رشدش از طریق هیات­های مذهبی است پرداخته است. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراطوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را می‌بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد. 

این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. نکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.

راهکار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیرسیاسی است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل سیاسی است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ ها و نظام اسلامی هستند.

در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و اندیشه­ های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:

از نمازخواندن پشت امام تا مقابله با انقلاب اسلامی

آیت‌الله سید محمد شیرازی برادر بزرگ‌تر شیرازی‌هاست که از همان ابتدای مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت‌الله شیرازی هنگام ورود امام به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از امام خواست که به جای او در صحن امام حسین(ع) نماز جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت‌الله شیرازی از سوی کربلایی‌ها این روابط تیره و سرد شد.

در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام سید محمد شیرازی در استقبال از امام گفته شده است: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (ع) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین(ع) خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می‌کرد: «ترفوف رایةالاسلام بید آیة الله الخمینی»

 
«سید محمد شیرازی نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود امام به کربلا»

در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا (ع) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد شیرازی به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.»

آیت‌الله خویی: کار این سید، شبهه‌ناک است

البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این آیت‌الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد سید محمد شیرازی را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.

آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله‌ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه‌دار شد… مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.

سید محمد شیرازی که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به رهبری امام خمینی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقلابیون دانست!

بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران بود

عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.


در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.

با این وصف حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.

این در حالی بود که سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه


خانواده شیرازی‌ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند ایشان علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم کردند که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال می‌دهند. این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله به شخص مقام معظم رهبری قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.





برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!

سید صادق برادر کوچک‌تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان شیرازی‌ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب اسلامی ایران و شخص حضرت امام خمینی و نیز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امری است که ایشان هیچ واهمه‌ای از ابراز علنی آن حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند.


برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی علیه شخص رهبری و مجموعه فحش‌های رکیک وی نسبت به رهبری نظام هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی ایران و رهبری در سرتاسر دنیا، هیچ‌کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته‌اند.

«سید مجتبی شیرازی برادر سید صادق و فحاش به مقام معظم رهبری- پدر زن یاسر الحبیب»

این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی است). علی‌رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت‌الله سیستانی، مکارم شیرازی و رهبری و… توسط یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه‌ ماهواره‌ای منتسب به شیعه، جریان شیرازی‌ها به هیچ‌وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.

۱۳ شبکه با هزینه‌های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، بقیع، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ دردآورترین رفتارها با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!


آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه ­های یکی از این شبکه‌ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»

نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با سرچ کلمه Muharram در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اقدامات به قدری دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر شعائر حسینی از این دست هستند!


دکتر تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و خرافه پراکنی در مذهب تشیع می‌نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‌کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‌کنند. تاجایی که انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند.»

سال گذشته هم به دنبال نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که توسط بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی اداره می‌شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.


درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را به نحوی رد کرده اند، آقای سید صادق شیرازی فتوای استحباب صادر کرده‌اند.

البته این مسئله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام… اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ بیضه اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم… چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است…» آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی، آخوند خراسانی، سید اسماعیل صدر، شیخ‌الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

این اتفاقات در حالی می‌افتد که امام علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می‌کند می‌فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»

مثل پدراتون گول نخورید!


آیت‌الله سید صادق شیرازی البته دارای سوابق سیاسی نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس جمهوری اسلامی شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده‌اش به انقلاب اسلامی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به رهبری انقلاب امام خمینی بین انقلابیون مشهور است. مسئول دفتر وی محمد حنافروش، مدیرمسئول شبکه جهانی امام حسین و سید حسین شیرازی نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج خرافات در شبکه‌های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی (ع) به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می‌کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده‌ای فتنه­ گر به نمادها و شعائر حسینی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.

آیت‌الله سید صادق شیرازی در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می‌کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به رهبری نظام اسلامی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه… کشور اسلامی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون می کنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه … فکر می­کنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»

امام خمینی (ره) در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشد می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است.»

توهم توطئه یا دست آوریزی برای مظلوم نمایی

آقای سید محمد شیرازی در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت کردند. ولی طرفداران شیرازی­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله شیرازی را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا شیرازی را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق شیرازی نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام اسلامی اشاره ای نمی­ کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­ کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.


تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام اسلامی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر توسط نظام اسلامی تنها به کسانی کمک می­ کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.

دار و دسته انحرافی ها

یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش لندن نشین


یاسر الحبیب یک طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر می رود و ادعا دارد که سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت است. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت می‌کند ولی از حضور چشم‌گیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌های یاسر الحبیب، دولت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

«اجازه نامه یاسر الحبیب ازآیت الله صادق شیرازی»

 

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه‌شده، به این روحانی جوان این قدر توجه می‌کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی‌ها و ساکن شدن وی در لندن حیطه فعالیت‌های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. روزنامه‌ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار می دهد.

رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.

او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرز‌گی و… به همسر پیامبر اسلام، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می ­رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند.


تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به­ ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی­ الله ­علیه­ و آله– می­ شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، این‌چنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­ الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­ دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­ شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»

یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام‌گذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیه‎السلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم‎ السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‎دانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»


این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سورة الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ] یعنی به خدایان و بت‌های مشرکین و کفار حرف زشت نزنید چون آن‌ها مقابله به مثل کرده و به مقدسات شما توهین می‌کنند این آیه شریفه به طریق اولی دستور عدم توهین به مقدسات سنی‌ها را ثابت می‌کند.

بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصٌ شیعیٌ غیرُ معروفٍ عند الشیعة أساساً» دانسته است. یاسرالحبیب با کمک‌های بی‌دریغ دولت انگلستان و بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی روز به روز به فعالیت‌های به ظاهر مذهبی‌اش می‌افزاید. قابل‌توجه اینجاست که در یک اقدام هماهنگ شبکه مورد حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی -شبکه امام حسین-درست در همین ایام اقدام به اعلام گستره برگزاری برنامه‌های هفته برائت این فرقه مشکوک کرد.

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد و در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده تا در این شبکه از قمه زنی دفاع کند! این درحالی است که در خلال مصاحبه های خود، جمهوری اسلامی را نیز بارها متهم به دیکتاتوری کرده است.


از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه زنی است. یکی از علمایی که به دلیل رفتارهای غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت‌الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه‌ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تأسیس نمودند.

حاشیه سازی بر سر احضار سید حسین شیرازی فرزند آیت‌الله

استدلالات ضعیف و ضعف گفتار این جریان را می‌توان از زبان سید حسین شیرازی وقتی به دلایل تبلیغ علیه نظام و اشاعه بدعت قمه زنی به دادستانی احضار می‌شود به وضوح مشاهده کرد. وی در روایت دیدارش با دادستان ویژه روحانیت قم را چنین روایت می‌کند:

با احترام من رو وارد دفترش کرد یک قاضی نشسته بود دادستان هم پیشش بود، اول کار یکی آمد گفت برای حاج اقا ناهار بیارم دادستان گفت نه نیاز نیست همش پنج دقیقه کارش داریم. بعد شروع کرد و گفت: هر کشوری قانون داره و باید به قانون کشور احترام گذاشت…. شما دارید کارشکنی می‌کنید. من اینجا یک دفعه با حدت گفتم کجا ما کارشکنی کردیم؟ طرف جا خورد و اون هم یک خورده تند شد و گفت رفقاتون ضد ما کار می‌کنند ما یک احضاریه فرستادیم دنیا رو شلوغ کردند. بهش گفتم خوب تقصیر خودتونه چه معنی داره من رو احضار می‌کنید! گفتم عملکردتون دشمن سازه به چه حساب من رو احضار کردید؟! گفت خوب کارت داریم چکار کنیم؟ گفتم به من چه برید یکی دیگه رو پیدا کنید!! گفت چرا افرادتون علیه ما دروغ می‌گن گفتم مگه افراد شما دروغ نمی‌گن؟ گفت کجا؟ گفتم تو گوگل سرچ کن پسر نوح عکس‌های سید حسن خمینی در میاد!! گفت ملاک ما امام خمینیه گفتم مگه سید حسن جزو نظام نیست!!


یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع

ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی­ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می ­گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت­های جریان شیرازی­ ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی­ های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می­ کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.

 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 17 دی 1392 | | نویسنده : گمنام

با دستگیری بابک زنجانی از سوی قوه قضائیه، مشاور رئیس‌جمهور خواستار آن شده که عوامل پشت پرده بابک زنجانی نیز شناسایی و با آنها برخورد شود.

گروه اقتصادی مشرق -دستگیری بابک زنجانی خبری است که طی روزهای گذشته در صدر اخبار بسیاری از رسانه ها قرار گرفته و تحلیل های متفاوتی درباره آن منتشر شده است. در این میان البته اقدام دستگاه قضایی در برخورد اولیه با فردی که اتهامات متعددی پیرامون عملکرد اقتصادی اش مطرح بوده ارزشمند است اما سوالات و ابهامات فراوانی در این رابطه وجود دارد.

با دستگیری بابک زنجانی از سوی قوه قضائیه، مشاور رئیس‌جمهور خواستار آن شده که عوامل پشت پرده بابک زنجانی نیز شناسایی و با آنها برخورد شود. 

اکبر ترکان گفته است: «در ماجرای بابک زنجانی باید به دنبال افرادی که پشت سر وی بودند و موجب رشد چنین افرادی شده‌اند، باشیم. باید پرسید که چرا ظرف چند سال یک فردی مانند زنجانی به چنین جایی رسید و چه کسانی اجازه رشد وی را دادند و چه شرایطی رشد این نوع افراد را فراهم كرد.» 


از سوی دیگر، رسانه‌های اصلاح‌طلب نیز دستگیری زنجانی را با آب و تاب پوشش داده و آن را مصداق ضدفساد بودن جریان اصلاحات جلوه می‌دهند و خواستار پیگیری عوامل پشت پرده و ریشه‌های شکل‌گیری حلقه‌هایی هستند که به بابک زنجانی منتهی شده‌اند.  

جالب آن که از چند هفته پیش، در هر مطلبی که اصلاح‌طلبان از لزوم برخورد با عوامل پشت پرده بابک زنجانی سخن می‌گفتند، چند خط پایین‌تر مدعی می‌شدند که بابک زنجانی با مقامات ارشد دولت دهم در ارتباط بوده است.  

بدین ترتیب این جریان تلاش کرده است با ترفندهای ژورنالیستی، چهره‌های اصولگرایی که در دولت دهم از جریان انحرافی جان سالم به در بردند را به پرونده بابک زنجانی آلوده سازند. 

 اما چه جریانی عامل رشد بابک زنجانی و امثال او شده است؟ 
 
از آنجا که حامیان دولت و اصلاح‌طلبان خواستار بررسی ریشه‌ها و عوامل پشت پرده بابک زنجانی هستند،‌ بد نیست به اظهارات خود زنجانی در یک رسانه اصلاح‌طلب توجه کنند. 

درباره اتهام «رانت» به زنجانی آنچه که اصلاح‌طلبان به روی خود نمی‌آورند این است که زنجانی شخصاً اعتراف کرده که جرقه میلیارد شدنش با استفاده از محموله‌های میلیون‌ دلاری ارز دولتی بوده که رئیس‌کل اسبق بانک مرکزی در دولت‌های هاشمی و خاتمی (مرحوم نوربخش) در اختیار او قرار می‌داده است تا در بازار آزاد بفروشد. 

زنجانی در یکی از مصاحبه‌هایش اعتراف کرده که اولین محموله دلارهای دولتی که از مرحوم نوربخش گرفته و در بازار آزاد فروخته است،روزانه 17 میلیون تومان برایش سود داشته و او با آن پول ها در میرداماد، یک دفتر اداری خریده است. 
 
بابک زنجانی 30 شهریور امسال در گفتگو با با نشریه زنجیره‌ای و اصلاح‌طلب آسمان پرده از نقش جریان کارگزاران در میلیاردر شدنش بر می‌دارد و می‌گوید: «زمانی که در تهران سرباز بودم، آقای هاشمی‌رفسنجانی برای بازدید به آنجا آمدند، گفتند تعدادی سرباز برای ریاست‌جمهوری، بانک مرکزی و جاهای مختلف انتخاب کنند. وقتی به عنوان سرباز به بانک مرکزی رفتم گفتند شما باید به‌عنوان راننده، آقای نوربخش را جابه‌جا کنید. 


حدود 5 ماه از سربازی‌ام مانده بود. من در دفتر آقای نوربخش کار ثبت نامه‌ها را انجام می‌دادم،  بعد هم رانندگی آقای نوربخش را می‌کردم. بعد از خدمت ... آقای نوربخش 4-5 جا را انتخاب کرده بود و برای کنترل بازار به آنها دلار می‌داد تا در بازار پخش کنند. دلار 300 تومان بود و همه می‌گفتند دلار می‌خواهد هزار تومان شود. مردم می‌رفتند شب تا صبح در صف بانک‌ها می‌خوابیدند تا دلار بگیرند و در بازار بفروشند.آقای نوربخش به من گفت شما هم  بیا در این مجموعه‌هایی که دارند دلار تزریق می‌کنند و 4 یا 5 نفر بودند، کار کن. اولین روز 17 میلیون دلار ارز در بازار توزیع کردم و اولین کارمزد من هم 17 میلیون تومان (2دهه پیش) بود. 

با آن پول هم یک دفتر در میرداماد (خیابانی که بانک مرکزی نیز همان جاست) خریدم. هر روز دلار می‌گرفتم و در بازار می‌فروختم...( درباره عکس با هاشمی و خاتمی و روحانی)من پیش این آقایان رفتم تا جایزه بگیرم... تا حالا سه چهار بار آقای هاشمی را از نزدیک دیده‌ام. بعد از انتخابات خدمت ایشان رفتم و توضیحی درباره کارهایم به ایشان دادم. بیشتر از 8 سال است که عکس ایشان در اتاقم هست.» 

با توجه به فوت آقای نوربخش در سال 1382، اگر حتی زمان همکاری زنجانی با نوربخش را به سال 1382 مربوط بدانیم، رقم 17 میلیون تومانی که زنجانی یک‌روزه از رانت فروش دلارهای دولتی در بازار آزاد کسب کرده، به نرخ امروز به حدود 100 میلیون تومان هم خواهد رسید. 
 
بنابراین می توان گفت ؛اگر امثال زنجانی پای به عرصه رانت‌خواری گذاشته‌اند، محصول همان سیستم فسادپرور دولت‌های موسوم به سازندگی و اصلاحات هستند که متأسفانه در دولت دهم نیز نفوذ کردند و زیان‌های جبران‌ناپذیری به اقتصاد کشور وارد آوردند. 


اصلاح‌طلبان باید پاسخ دهند که چرا در دوره مدیریت آنها، بانک مرکزی که باید شفاف‌ترین و در عین حال امن‌ترین نهاد اقتصادی کشور باشد، به محلی برای رشد رانت‌خواران تبدیل شود؟ چرا در دوره اصلاح‌طلبان، بانک مرکزی به جای مدیریت سیستمی بازار ارز،‌ به توزیع دستی دلار توسط نزدیکان رئیس‌کل روی آورده بود که یکی از آن نزدیکان با استفاده از منافع آن رانت عظیم،‌به تدریج تبدیل به میلیاردری به عنوان بابک زنجانی شد. 

نقش جریان کارگزاران در رشد رانت‌گونه امثال بابک زنجانی، حقیقتی است که اصلاح‌طلبان به روی خود نمی‌آورند. اما حقیقت دیگری که باید قوه قضائیه پیگیری کند،‌ 5 نفر دیگری هستند که همراه با بابک زنجانی، در دوره اصلاح‌طلبان دلارهای دولتی را در بازار آزاد می‌فروختند. آنها نیز هم‌اکنون باید میلیاردر باشند که ضروری است به جرم آنها نیز رسیدگی شود. 
 
«بابک‌ زنجانی‌ها» در دوره سازندگی متولد و در دوره اصلاحات رشد کردند 
 
در همین زمینه، نماینده مردم اصفهان در مجلس گفت که برخی بابک‌ زنجانی‌ها در دوره سازندگی متولد و در دوره اصلاحات رشد کردند.  

حمید رضا فولادگر نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، درباره تولد و رشد رانت‌خواران و ویژه‌خواران، گفت‌: تولد این افراد محدود به دوره سازندگی نیست و در همه دولت‌ها به نحوی این قضیه مشاهده شد. 

وی اضافه کرد: آقای زنجانی در دولت قبل رشد کرد، گروه امیر منصور آ‌ریا هم در این دوره رشد نمود؛ متاسفانه این مسائل درد است اما این فقط محدود به دوره سازندگی نبود و در دوره اصلاحات و دولت قبل هم شاهد رخ دادن آن بودیم. 
 
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد:‌ برخی از این افراد تولدشان در دوره سازندگی بوده، در دوره اصلاحات رشد و نمو پیدا کردند و خرابکاری‌هایشان در دولت قبلی اتفاق افتاد. 
 
فولادگر با بیان اینکه ریشه پیدایش بابک زنجانی‌ها را باید در جاهای دیگر جستجو کرد، اظهار داشت: ریشه اینها در ساختار اقتصاد دولتی، شفاف نبودن بسیاری از مقررات، عدم حمایت از تولید کنندگان واقعی است. 
 
وی با بیان اینکه ساختار اقتصادی کشورمان به گونه‌ای است که افراد برای رشد کردن راه‌های خلاف را طی می‌کنند، خاطرنشان کرد: چون اقتصاد کشور ما دولتی است این افراد خود را به سیستم دولتی وصل می‌کنند تا با استفاده از ابزارهای قدرت به ثروت برسند. 
 
فولادگر همچنین گفت: سیستم اقتصادی ما دچار مشکل است، بنابراین اگر فردی بخواهد وارد آن شود، از راه‌های غلط و با دستاویز قرار دادن مراکز قدرت به دنبال ثروت می‌رود؛ تا وقتی سیستم اقتصادی کشور شفاف نشده و قوانین شفاف نداشته نباشیم و همچنین از تولید کننده واقعی حمایت نشود و مسیر برای افرادی که از کارهای غیر تولدی یا رانت‌خواری و ویژه‌خواری به ثروت می‌رسند، مسدود نشود، تولد افراد اینچنینی ادامه خواهد داشت. 
 
وی ابراز امیدواری کرد که با همکاری مجلس و دولت و اجرای سیاست‌های ابلاغ شده از سوی مقام معظم رهبری و سیاست‌های اصل 44 شاهد عدم تکرار مسائل اینچنینی باشیم. 


«بابک‌زنجانی‌ها» ریشه در اقتصاد سرمایه‌داری دارند

نماینده مردم تهران نیز با اشاره به ریشه عمیق فساد بابک زنجانی معتقد است: از دم و دستگاه زنجانی یک رییس بانک مرکزی بیرون آمده است و باید اجازه دهیم تا قوه قضاییه به صورت مستدل و دقیق به این پرونده رسیدگی کند تا ابعاد مختلف فساد در ارتباط با این مساله نتیجه گیری شود و نتیجه روشن شود.

وی افزود: سیاسی شدن و اظهار نظرهای مختلف موجب می شود که رسیدگی به این پرونده به صورت دقیق انجام نخواهد شد.

نماینده مردم تهران تاکید کرد: پدیده بابک زنجانی‌‌ها ریشه در اقتصاد سرمایه‌داری و غیر مولد کشور دارد. از دم و دستگاه آقای زنجانی یک رییس بانک مرکزی بیرون آمده است.

 

منبع:مشرق نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: بابک زنجانی, میلیاردرمعروف,

تاريخ : سه شنبه 17 دی 1392 | | نویسنده : گمنام

کنفرانس سران اسلامي در سال 1376 در تهران برگزار شد که سران 29 کشور اسلامي و چندين وزير خارجه در آن شرکت کردند. رهبر انقلاب نيز درخواست ديدار اغلب سران کشورها را پذيرفته و با آنان ديدار کردند، الا يک نفر. 

ظريف [1] که آن روزها مسئول سياسي اجلاس سران بود مي­ گويد: " به خاطر دارم وقتي اجلاس سران کشورهاي اسلامي در تهران تشکيل شد، تنها کسي که مقام معظم رهبري به وي اجازه ملاقات ندادند، آقاي عرفات بود."

 

 

 

[1] - کتاب آقای سفیر

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

صفار هرندی : حضرت آقا به فرزندانشان فرموده اند که شما  اگر منتسب به من هستید، حق ندارید کار اقتصادی بکنید البته برای اینکه حق آنها ضایع نشود،  حضرت آقا به فرزندانشان فرموده اند: هر وقت قصد داشتید اینگونه کارها را انجام دهید، من به مسئولین ثبت احوال می گویم اسم من را از شناسنامه شما خارج کند!

و حتی کسانی که در حلقه اولی با خانواده رهبر انقلاب وصلت می کنند نیز این شرط را برای آنها قرار می دهند که حق ورود به فعالیتهای اقتصادی را ندارند.

صفار هرندی ادامه داد: وقتی دیده می شود که فلان شخص فرزند رهبر یا فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است به نحو دیگری با آنها رفتار میشود و ناخودآگاه بر مردم عادی مقدم داشته خواهند شد.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطر نشان کرد: بسیاری از مسئولین در مراتب بسیار  پایین تر هستند  که می گویند ما نمی توانیم در حق فرزند خودمان جفا کنیم و مانع فعالیت اقتصادی شان  شویم که نتیجه اش انجام فساد های بین المللی توسط یک آقازاده  و خروج  حکم برای وی در خارج از کشور شده است.

صفار هرندی ادامه داد: این فرد به واسطه این که به حوزه قدرت در ایران منتسب بود تا این حد پیش رفت و این  مسئله به معنای تبعیض است.

صفار هرندی نوع دیگر تبعیض  را تبعیض در رانتهای اطلاعاتی دانست و ادامه داد: نوع دیگر تبعیض، تبعیض در برخورداری از رانت های اطلاعاتی است. مثلا شخصی کارمند و یا مسئولی در وزارت خارجه است و می داند که روابط ما در آینده نزدیک با فلان کشور توسعه پیدا می کند و محورهای مورد توافق بین دو کشور را نیز می داند، لذا این شخص به  نزدیکانش  اطلاع می دهد و زودتر از بقیه وارد عمل می شوند و طبیعی است که کسی نمی تواند با این افراد در استفاده از ظرفیت  های موجود رقابت کند.و یا کسی که از تغییرات ارزی در بانک مرکزی مطلع است و تغییرات سیاستهای ارزی را می داند، این اطلاعات را به دوستان و آشنایانش منتقل می کند تا بر اساس آن زودتر و راحت تر از بقیه مردم از این موقعیت ها استفاده کنند.

وی با بیان اینکه اینگونه روابط در مواردی جنبه حزبی  و جناحی هم   پیدا می کند گفت: در دهه هفتاد بخشی از این فاصله هایی که بین اقشار مردم ایجاد شد محصول این رانت های اطلاعاتی  و  خصوصی سازی هایی که می خواست صورت بگیرد که علی الظاهر جزو سیاستهای کلان بود، و به جای اینکه  مردم در موقعیتهای برابر از آن استفاده کنند، یک سری افراد قبل از اطلاع رسانی عمومی در صف بودند و اطلاع بقیه مردم تمام موقعیت ها را به نفع خود مصادره و ظرفیتها را از بین می بردند.

عضو مجمع تشخصی مصلحت نظام با تاکید بر اینکه تداول قدرت و ثروت نباید بین یک قشر خاص باشد گفت: شرایط بادی به گونه ای باشد که  دانشجویی که در حال تحصیل است باید امیدوار باشد که اگر استعداد لازم را داشته باشد میتواند نماینده مجلس، وزیر، رئیس جمهور شود این حالت باید در فرزندان این سرزمین قابل درک و لمس باشد اما وقتی اینگونه باشد که راه رسیدن به نمایندگی مجلس و شوراهای شهر و خرج ها و هزینه های میلیاردی است، معنایش این است که این حوزه برای قشر خاصی خواهد بود.لذا به یاد آن جمله حضرت امام(ره) می افتیم که می فرمودند، خدا نیاورد روزی را که سرنوشت مصالح کشور به دست صاحبان ثروت و قدرت رقم بخورد.

 

* اشرافیت جز لاینفک مسئولیت برخی شده است

وزیر اسبق فرهنگ  وارشاد اسلامی با اشاره به اینکه اشرافیت و تجمل گرایی  برای برخی جز لاینفک مسئولیت شمرده می شود گفت:  یکبار به محافظی که در دوران وزارت داشتم گفتم، چرا درب خودرو را  هنگام پیاده شدن من باز می کنی؟ گفت قبلا اگر این کار را نمی کردیم توبیخ می شدیم چون بی احترامی قلمداد می شد. به وی گفتم که از این به بعد بی احترامی به اعضای دولت نهم این است که راننده یا محافظ بخواهد در خودرو را برای وی باز کند.

 

* مسئول مردمی باید دربین مردم باشد

وی ادامه داد: در دولت نهم   قرار شد ، اعضای دولت نهم هنگام ورود به فرودگاه در سفرهای هوایی، در صورتی که وقت کافی باشد، از پاویون فرودگاه عبور نکنند و در سالن فرودگاه کنار باقی مردم منتظر باشند و از مسیر معمول بقیه مردم عبور کنند تا فرصتی باشد که اگر مردم حرفی دارند با مسئولین در میان بگذارند.

وی با تاکید براینکه مردمی بودن به معنای  در بین مردم حشر دائمی داشتن است گفت:  کار گزار جمهوری اسلامی باید حشر دائمی با مردم داشته باشد، چراکه  وقتی که از مردم جدا شود بعد از مدتی ادبیات مردم را فراموش میکند و ادبیاتش با مردم تغییر می کند.

صفار هرندی افزود: در دوره سازندگی وزیری داشتیم که نصف روز وقت اداری اش را صرف این کرده بود که در بازارها سردَر خانه تازه ساختش را انتخاب کند که در انتها موفق هم نشد و آن را از ایتالیا آوردند!

 

* در کاخ نشستن، خوی کاخ نشینی می آورد

صفار هرندی با بیان اینکه خوی اشرافی گری آفت مسئولین است خاطر نشان کرد:   حضرت امام(ره) فرمودند: در کاخ ها نروید چون خوی کاخ نشینی به شما سرایت می کند که عده ای  در جواب می گفتند ما می رویم ولی به سازندگان این کاخها نفرین و فحش میدهیم! اما حضرت امام (ره) می فرمودند که این حرفها شوخی است  اگر در کاخ بنشینی خوی کاخ نشینی هم در ادامه خواهد آمد.

صفار هرندی افزود: برای برخی مسئولین نشستن در خودرویی که شاسی بلند باشد اعتبار محسوب می شود و می گویند از بالا مردم را می بینیم!  این را از زبان یکی از مدیران شنیدم، یعنی به اندازه نیم متر بالاتر از مردم بودن برای وی هیجان انگیز بود.

 مشرق نیوز

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 5 آذر 1392 | | نویسنده : گمنام

 به نقل از تسنیم، آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه از نظر دینی و نظام اسلامی، کمیسیون فرهنگی مجلس، مهم‌ترین کمسیون است، اظهار کرد: اگر مسائل فرهنگی حل و فصل نشود، کل نظام و کل جامعه در خطر است و من بارها این جمله را گفته‌ام که مسائل فرهنگی به راحتی تبدیل به مسائل سیاسی و اقتصادی می‌شوند و تغییر شکل می‌دهد.

مرجع تقلید شیعیان افزود: مسائل فرهنگی در همه مسائل نفوذ می‌کند و گاهی حتی مسائل قضائی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. طلاق، کار دادگاه‌ها را بیشتر می‌کند و مواد مخدر مشکلات اقتصادی و انتظامی ایجاد می‌کند، لذا هر چه تلاش و کوشش در کمیسیون فرهنگی انجام شود، مهم و لازم است.

استاد عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: کمیسیون فرهنگی اگر چه به کار خود در مسائل مختلف مشغول است  و مصوباتی دارد اما مهم این است که وسیله اجرای این مصوبات نیز ذکر شود تا این مصوبات بی خاصیت نباشند. باید تدبیری اندیشیده شود که نوعی ضمانت اجراء برای این مسائل اندیشیده شود.

مبلغ عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: برخی مسائل به طور غیر مستقیم به مسائل فرهنگی تبدیل می‌شوند مانند مسئله بی کاری که باعث مسائل فرهنگی می‌شود. امثال این مسائل که مستقیما مسائل فرهنگی نیست اما به دلالت التزامیه، به مسائل فرهنگی ارتباط پیدا می‌کند وجود دارد و کمیسیون باید به این مسائل نیز نگاهی داشته باشد.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی افزود: با گذشت سال‌های متمادی از انقلاب اسلامی، هنوز هم برخی افکار روشنفکرانه و غربزده جلوی دستورات اسلامی را می‌گیرند و نمایندگان مجلس باید با تبعیت از امام راحل و و رهبر معظم انقلاب، مسائل شرعی را فارغ از جوسازی‌ها، متن دستورات شرعی را مورد تکیه قرار دهند.

مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: این مسائل باید با تدبیر حل شود مانند امر به معروف و نهی از منکر که هر وقت از آن صحبت می‌شود، می‌گوییم باید با قول لین انجام شود. این مسائل باید همگی مستدل به قانون باشد مانند امر به معروف و نهی از منکر که گفته می‌شود هر کسی باید کار خودش را بکند اما جواب آن این است که زندگی اجتماعی افراد امروز به هم گره خورده است.

استاد عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: تمام اصول و فروع اسلام دارای استدلال عقلانی است. اگر این مسائل با پژوهش و استدلال همراه باشد، به علوم اسلامی چهره عقلانی می‌دهد و باعث پیشرفت می‌شود.

آیت الله مکارم شیرازی افزود: اخیرا مسائلی باعث نگرانی من شده است که به وزارت ارشاد مرتبط است. نخست اینکه گفتند که عفاف و حجاب به ارشاد سپرده شده است و از نیروی انتظامی گرفته شده است و من نمی‌دانم آیا ارشاد در این زمینه کاری انجام می‌دهد یا معنی آن تعطیل شدن بحث عفاف و حجاب است.

استاد عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: زمزمه دیگری شنیده می‌شود که روزنامه موهن به امام علی(ع) که به شیعیان فحاشی کرده بود چرا تعطیل شده است؟ یا روزنامه‌های تعطیل شده برگردند یا ممیزی در کتاب نباشد، یا اصرار به این که فیس بوک بازشود، این مسائل به این شکل پیش برود، ارشاد متحول شده و به جای کمک کردن به مسائل اسلامی، کل ارشاد غیر اسلامی می شود.

مرجع تقلید شیعیان افزود: باید این مسائل جدی گرفته شود تا این‌ها خیال نکنند با دولت جدید، همه چیز تغییر می‌کند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 4 آذر 1392 | | نویسنده : گمنام

رهبر انقلاب: رژيم صهيونيستى در واقع يك رژيمى است كه پايه‌هاى آن بشدّت سست است، رژيم صهيونيستى محكوم به زوال است؛ رژيم صهيونيستى يك رژيم تحميلى است، با حركتِ زور به‌وجود آمده است، هيچ پديده‌اى و موجودى كه با زور به‌وجود آمده باشد قابل دوام نيست و اين هم قابل دوام نيست

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد