تاريخ : پنج شنبه 16 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام
*بسم الله الرحمن الرحیم فقط اول قرآن نیست. عالم با رحمت خدا آغاز شده است. خدا نیازی به ما ندارد اما ناز بنده هارا هم می کشد.


*اینکه خدا ولایت تکوینی و ولایت تشریعی را به اولیاء داده به خاطر این است که ظرفیت و محبت دارند. از خود ما به خود ما دلسوزترند. از محبت مادر به فرزند محبت امام به ما بیشتر است.
 
*مرحوم طبرسی می گوید پیامبر(ص)  وقتی در اوایل مردم به دعوتش پاسخ نمی دادند فکر میکرد که عیب در خودش است به همین خاطر به عبادات خودش افزود تا اینکه آیه نازل شد که ما قرآن را نازل نکردیم که تو اینقدر خود را به سختی و مشقت بیندازی. نه فقط برای مسلمانها بلکه برای همه دلسوزی می کرد.
 
*ذره ای نباید اصحاب فکر کنند که امام حسین(ع) به آنها محتاج است می گوید اگر می خواهید بروید بروید. شب عاشورا که گفت بروید تعارف نکرد. اگر همه می رفتند خود آقا بود با خانواده اش. می خواست منیت را از این ها بگیرد.
 
*آنهایی که تا عاشورا ماندند خالص خالص بودند.
 
* شخصی در روز عاشورا 13 تیر سمی خورد وقتی که جلوی امام برای نماز ایستاده بود. رمقی برایش نماند. سلام حضرت تمام شد افتاد. به امام حسین گفت  آیا من وفا کردم؟ طلبکار نبود. 
 
*بالاترین مقام این است که در بهشت کنار ائمه باشید. روز قیامت عده ای دور اباعبدالله می چرخند و توجهی به بهشت نمی کنند.
 
 
 
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 فروردين 1392 | | نویسنده : گمنام

ما باید به زندگی از عینک امتحان نگاه کنیم؛ نه با حادثه ها به شکل امتحان نگاه کنیم، به غیر حادثه‌ها هم با نگاه امتحان نگاه کنیم. بعضی‌ها نشستند و می‌خواهند نمرات امتحانی را بشمارند.

در ادامه صوتی از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان با موضوع "عینک امتحان" آمده است؛ پناهیان در این سخنرانی به مهم ترین امتحانات الهی اشاره می کند٬ و ابراز می کند: پدیده های بسیار روشن و واضحی در انسان هستند که برای ما روشن است ولی انگار عمیقا ارتباط با آن برقرار نکرده ایم و متناسب با آن رفتار نمی کنیم.

به عنوان نمونه٬ ما با مفهوم امتحان آشنا هستیم٬ هم در زندگی خودمان با امتحانات سرکار داریم٬ و هم در رابطه بین خودمان و خدا خیلی شنیدیم و گاهی هم حس کردیم که خداوند متعال دارد از ما امتحان می گیرد٬ و خدا بندگان خودشان را به چیزی مبتلا می کند که بتواند از آنها امتحان بگیرد.

مفهوم امتحان برای ما کم و بیش روشن است٬ پدیده امتحان را کم و بیش با آن مواجه می شویم٬‌ ولی چرا عمیقا با آن ارتباط برقرار نمی کنیم؟کسی که بخواهد عمیقا با امتحان ارتباط برقرار کند٬ طبق آن چیزی که قرآن می گوید٬ باید کل زدگی را از دریچه امتحان ببیند.

- آیا امتحان یک حادثه ویژه است؟
- آیا امتحان پدیده خاصی است که گاهی در زندگی انسان اتفاق می افتد؟

ما باید به زندگی از عینک امتحان نگاه کنیم؛ نه با حادثه ها به شکل امتحان نگاه کنیم، به غیر حادثه ها هم با نگاه امتحان نگاه کنیم. بعضی ها نشستند و می خواهند نمرات امتحانی را بشمارند؛ ولی ما در اینجا که نمره نداریم، اینکه چرا این کم است و چرا زیاد است، همه اینها امتحان است.

از دریچه امتحان به زندگی نگاه کردن یعنی درست نگاه کردن؛ جالب اینجا است که طرف از دریچه امتحان به زندگیش نگاه نمیکنه بعد می خواهد زندگیش را درست کند؛ این که نمیشه.

دنیا فقط امتحان است، البته در امتحان سختی و آسانی است؛ در امتحان شادی و غم است؛ کدام شادی را خدایا به ما می‌دهی، آن شادی که خدا بتواند ما را با آن امتحان کند؛ لذا می فرماید وقتی من شادی و غم را بهت میدم، وقتی شادی دادم نگی خدا به من احترام داده، خدا پاداش و شادی را در آخرت می دهد، و وقتی بلا بهت می دم نگو خدا به من اهانت کرد، بلکه خدا دارد امتحان می گیرد.

پس معلوم است که ما برای امتحان آفریده شده این و تمام طراحی ها برای امتحان است.

البته در جاهایی هم داریم که آنجا می شود امتحان نهایی، که استثناهایی وجود دارد؛ مثلا عمر سعد در کربلا داشت از همین امتحانات عادی می داد، که به یکباره در آن امتحان رد شد، و آن امتحانش شد امتحان نهایی.

صوت کامل این سخنرانی را که در حدود 40 دقیقه است بشنوید و
دریافت کنید.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

واقعه عاشورا از آن دست ماجراهايي است كه در خلال عظمت و بزرگي خود، يك سلسله پرسش‌هايي را به همراه دارد كه هر كدام از آنها مي‎تواند سر منشاء معارفي در راستاي روش و سبك زندگي علوي باشد.

به گزارش رجانيوز، چه بسا كليدي‌ترين پرسش عاشورا، دليل اصلي وقوع آن كه همان به خاك و خون كشيدن ذريه رسول خدا صلي‌الله‌وعليه‎وآله در فاصله‌اي كوتاه از رحلت آن بزرگوار است، ذريه‌اي كه قرآن كريم به صراحت امر به مودت و دوستي آنها دارد.

 

اين سوال مهم هر بار با شروع محرم به اشكال مختلف ظهور و بروز پيدا كرده و دانشمندان و بزرگان دين نيز هر كدام به فراخو و به انحاء مختلف پاسخ‌گوي آن هستند.

از ديگر پرسش‌ها "فلسفه عزاداري سيدالشهداء عليه‌السلام" و  يا به تعبيري چرايي لزوم بزرگداشت سالانه ماجراي عاشورا آن هم باشكوه‌تر از هر سال است كه شايد هر ساله و بيشتر براي نسل‌هاي جديد ايجاد پرسش مي‌كند.

حضرت آيت الله خوشوقت از علماي نام‌آشنا در ميان عالمان و پژوهشگران و از اساتيد برجسته اخلاق در سخنان خود در محرم سال 1390 به تبيين و پاسخ اين دو پرسش كليدي پرداخته است.

آيت الله خوشوقت براي پاسخ به چرايي وقوع عاشورا، اين ماجرا را از منظر تاريخ مورود واكاوي قرار داده  و با يادآوري سير تاريخي دشمني بني اميه با بني هاشم، به تحليل ماجراي شهادت امام حسين عليه السلام پرداخته است.

وي همچنين عزاداري امام حسین عليه السلام را طبق دستور خدای متعال یکی از عبادتهای بسیار بسیار بزرگ برشمرده و تصريح كرده است كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام وظیفه­اش را انجام داد، بعد وظیفه شیعه بود که این خون را با عزاداری زنده نگه دارد.

متن كامل اين سخنان در ادامه آمده است:

 

 چرا عاشوراء اتفاق افتاد؟

 بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیرموفق و معین؛ ثم الصلاة و السلام علی أشرف الانبیاء و المرسلین، حبیب إله العالمین،  أبی­القاسم محمد صلی الله علیه و علی أهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، من الآن إلی قیام یوم الدین؛ سیّما بقیة الله فی الأرضین.

محرم یکی از ماههای دوازده گانه اعراب - حتی در جاهلیت - بود، بعد هم وارد اسلام شد و اسلام هم چون عرب بودند پذیرفتند و امروز هم هست. معنی محرم این است که جنگ در این ماه - حتی در زمان جاهلیت - حرام بود، اگر دو طایفه و قبیله با هم می­جنگیدند وقتی که هلال ماه محرم دیده می­شد شمشیرها را زمین می­گذاشتند، لذا به این ماه محرم گفتند، در زمان جاهلیت دو طایفه بودند، یکی به نام بنی­امیه و دیگری به نام بنی هاشم. هاشم جدّ اعلای پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله بود که قبرش در غزّه در کشور فلسطین امروزی است، این دو طایفه با هم دشمن بودند، در آن زمان دشمنی به ارث می­رسید، نوه و نتیجه­ها هم همان دشمنی را نگه می­داشتند تا اینکه اسلام ظهور کرد.

پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله از نسل هاشم بود، عده­ای از عربها که اطراف پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله بودند هم از نسل بنی­امیه بودند، چون هر دو نسل داشتند به موازات هم جلو آمدند تا به زمان اسلام و خاتم انبیاء‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله رسیدند، قدرت اسلام باعث شد که بنی امیه نتوانستند در اسلام کاری بکنند.

وقتی مکه به دست پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله فتح شد و بت از بین رفت همه آنها ظاهراً اسلام آوردند، اما قلباً اسلام را قبول نداشتند و منتظر بودند پیامدی بشود که پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله از دنیا برود و آنها هم از اسلام برگردند و اهدافشان را پیاده کنند، بعد از رحلت خاتم انبیاء‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله اتفاق خطرناکی افتاد و آن این بود که همه بت‌پرستهایی که از ترس شمشیر پیامبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله مسلمان شده بودند از اسلام برگشتند، عده خیلی کم و قلیلی ماندند، لذا امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه فرمودند: من دیدم همه از اسلام برگشته­اند و اگر من بخواهم صبحت از امامت و خلافت بکنم جا ندارد و اسلام کاملا نابود می­شود، لذا من هم کمک کردم موج خطر برگشت از اسلام از بین برود. اما حکومت دست آنها افتاد. آنها هم کم کم کار را به گونه­ای تنظیم کردند که آینده به نفع خودشان شود.

 

برنامه امام حسین‌عليه‌السلام از بين بردن ريشه بني اميه بود

عمر بیست سال معاویه را حاکم مطلق شامات کرد، معاویه هم در این بیست سال مقدماتی را فراهم کرد که بیست سال دوم را هم بتواند در آنجا حکومت کند، مجموعا چهل سال شد، در این چهل سال خیلی کارها کرد، فکر مردم شامات را برگرداند، آن دشمنی با بنیهاشم و فرزندان پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله هم هنوز سرجایش بود، لذا دیدیم که می­خواستند به زور از امام حسین‌عليه‌السلام برای یزید بیعت بگیرند و ایشان احساس کرد که اگر بیعت کند دیگر اسلام از بین رفته است و بیعت نکرد، بیعت نکردن همانا و کشته شدن هم همان! لذا ایشان آماده کشته شدن شد، چون دید چاره­ای جز قبول نکردن بیعت ندارد که این هم مساوی است با کشتن خودش و کسانی که با او همفکر هستند.

بنی­امیه منتظر چنین برنامه­ای بودند که انتقام بگیرند، چون در جنگ بدر تعداد زیادی از آنها توسط امیرالمومنین‌عليه‌السلام کشته شده بودند. لذا امام حسین‌عليه‌السلام برنامه را به گونه­ای تنظیم کرد که ریشه بنی­امیه از بین برود، اگر ایشان تنها کشته می­شد کافی نبود، ایشان به مکه آمدند که حجاج هم آنجا حاضر بودند برای آنها سخنرانی کرد، حقایق را گفتند، کار بنی­امیه را گفتند، وظیفه حجاج را گفتند اما عده کمی با ایشان همراه شدند.

 

چرا امام حسين عليه السلام در مكه نماند؟

بنی­امیه نقشه کشیدند امام حسین‌عليه‌السلام را در همان مکه و مسجد الحرام ترور کنند، لذا ایشان آنجا نماند، اگر آنجا می­ماند و شهید می­شد حالا که دست وهابی­ها و سنی­هاست آن نور خاموش می­شد. ایشان آمدند کوفه که مرکز تشیّع بود، اگر چه شیعیان کوفه هم کمک نکردند، اما زمینه آماده بود که بعدها به صورت امروز درآید اما اگر در مکه شهید می­شدند وهابیون همه را خراب می­کردند و مثل قبرستان بقیع می­شد. حضرت‌عليه‌السلام می­دانست و آمد کوفه و ایشان می­دانست کوفی­ها می­ترسیدند و نمی­توانند کمک کنند، امام حسین‌عليه‌السلام برنامه را خاص خودش تنظیم کرد.

آمدند کربلا و جنگ را هم عقب انداختند مدتی حرف زدند عده­ای از آنها آمدند ملحق شدند و بالاخره به وضع فجیعی ایشان شهید شد و البته جز این نمی­شد. اگر ایشان ساده کشته می­شد دلها را علیه بنی­امیه تحریک نمی­کرد و آنها از بین نمی­رفتند، کاری کردند که یهودی، مسیحی، بی­دین، با دین، بت­پرست، همه از این قضیه ناراحت شدند، لذا مدت زمانی نگذشت که بنی العباس که همان نسل بنی­هاشم بودند- چون پسرعموی پیغمبراکرم‌صلي‌الله‌وعليه‌وآله بودند- بعد از جنگ های زیادی بنی امیه را منقرض کردند و نسلشان از بین رفت.

 

يكي از بزرگترين عوامل نگهداري اسلام

همانطور که خود امام حسین‌عليه‌السلام عملا نشان داد که دفع خطر از اسلام بدون شهادت او امکان‌پذیر نیست نگهداری شهادت ایشان تا امروز و تا آینده یکی از بزرگترین عوامل نگهداری اسلام است، اگر این نگهداری در جامعه باشد اسلام هم کنارش است، اگر نباشد اسلام از بین می­رود. چون این یک چیزی است که همه را تحریک میکند، زمینه را برای شنیدن حرفهای اهل‌بیت‎‎عليهم‌السلام آماده میکند و جریان برائت جستن و دشمنی با دشمنان اهل بیت‌عليهم‌السلام که تا اینجا آمده است در نسلها ادامه پیدا می­کند. حالا که این به دست ما رسیده، ما هم باید کاری کنیم که از دست ما به نسل بعد برسد، لذا در عزاداری امام حسین‌عليه‌السلام ما باید خیلی خیلی کوشا و با اخلاص باشیم تا بتوانیم از آثار مثبت این نور مقدس برای بقاء و حفظ اسلام و دعوت مردم به اسلام استفاده کنیم.

عزاداری امام حسین طبق دستور خدای متعال یکی از عبادتهای بسیار بسیار بزرگ است که به ما رسیده است چون داستان کربلا نقشه­ای است که خود خدا کشید، منتهی توانی به امام حسین‌عليه‌السلام داد که ایشان توانست به بهترین وجهی آن را پیاده کند، اگر آنطور پیاده نمی­شد این اثر را نداشت، خدا به ایشان توانایی داد، صبر داد، تحمل داد، شجاعت و پاکی داد، شهرت معنوی داد، همه اینها را داد که ایشان بتواند در این مدت خودش را حفظ کند و حتی بجنگند و عده­ای از آنها را بکشد و بالاخره با آن وضع فجیع که دل مردم را تحریک می­کرد به شهادت رسید.

ایشان وظیفه­اش را انجام داد، بعد وظیفه شیعه بود که این خون را با عزاداری زنده نگه دارد. وقتی پرچم سیاه بالا می­رود، در کنار این پرچم سیاه در این دو ماه محرم و صفر مردم چه می­گویند؟ چه کار می­کنند؟ مردم برای امام حسین‌عليه‌السلام عزاداری می­کنند، منبر می­روند، قرآن می­خوانند، حدیث می­خوانند، عده­ای مردم را به ترک گناه، به تقوی، دعوت می­کنند. مسائل اسلام مطرح می­شود، بی­خبران باخبر می­شوند و می­آیند، گناهکاران توبه می­کنند و می­آیند و اسلام قوّت می­گیرد و دوباره بعد از محرم و صفر شیطان می­آید ایمانها را کم می­کند تا محرم آینده که دوباره پرچم امام حسین‌عليه‌السلام بالا می­رود و همه را می­شوراند و دوباره عده زیادی در تور معنوی امام حسین‌عليه‌السلام می­مانند و خوب می­شوند تا پرچم را دست حضرت حجت(عج) دهند.

بنابراین این داستان امام حسین‌عليه‌السلام حافظ و نگهبان اسلام است، اگر ما این را خوب توانستیم نگه داریم و از آن قدردانی کردیم از دست ما به دست نسلهای بعدی خواهد رسید و الّا خدای نکرده خطر متوجه خود اسلام می­شود، و همه چیز از بین می­رود، اما خدا یک برنامه­ای تنظیم کرده که اگر ما از این جریان پاسداری کنیم به هیچ وجه از بین نمی­رود بلکه منتقل به نسلهای بعد می­شود.


این خلاصه داستان محرم است، و نمی­شد ساده هم انجام بگیرد، باید در آن اسارت باشد، بچه کوچک کشته بشود تا مردم ناراحت شوند و بفهمند این بنی­امیه چه کسانی هستند، تا به طرف دوستی با آنها نروند، به طرف دین آنها نروند، لذا تمام این برنامه­ها و نقشه‌ها تک تک آنها مورد نیاز بود و طبق دستور خدای متعال انجام گرفت و امام حسین‌عليه‌السلام هم می­دانست دارد کجا می­رود و می­دانست کشته می­شود، بله همه را می­دانست، اینجور نبود که نداند، و می­دانست کجا برود که آینده­اش بهتر است. آمد کوفه که امروز اینگونه شده است، امیدواریم خداوند متعال همه ما را قدردان خون مقدس امام حسین‌عليه‌السلام قرار دهد و بتوانیم ما به گونهای عزاداری کنیم که نتیجه­اش حفظ و بقا و ادامه اسلام باشد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: ایت الله خوشوقت, رایه الهدیوعاشورا,

تاريخ : دو شنبه 1 مرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

ابا بصیر خدمت امام صادق علیه السلام رسید واز گرفتاریهای دنیا گله کرد امام صادق علیه السلام فرمودند سه چیز را یاد کن تا مشکلات دنیا را فراموش کنی......

برای دانلود روی عکس کلیک نمایید

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: درس اخلاق آیت الله مجتهدی تهرانی, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

 

 

همزمان با اولين روز از ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن، محفل انس با قرآن، عصر امروز (شنبه) در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد. به گزارش رجانیوز، در اين محفل نورانی كه سرشار از عطر و طراوت معنوی قرآن بود، قاريان، حافظان و اساتيد قرآن، آياتی از قرآن كريم را قرائت كردند و گروههای جمع خوانی نيز در فضيلت رمضان كريم، به مدح و ثنای پروردگار پرداختند.

حضرت آيت الله خامنه ای در سخنانی در اين محفل قرآنی، داعيه جمهوری اسلامی ايران را برپايی تمدنی متكی بر معنويت ناشی از قرآن و هدايت الهی دانستند و با اشاره به استثمار انسانها بوسيله تمدن غرب بعنوان تمدنی مبتنی بر ماديت و بدور از اخلاق و معنويت تأكيد كردند: نمونه بارز ادعاهای دروغين غرب درباره اخلاق و حقوق بشر، سكوت اين مدعيان در قبال كشتار هزاران انسان مسلمان در ميانمار است. در ادامه متن کامل سخنان ایشان را می‌خوانید:

 

 

 

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خداى متعال را از اعماق دل و همه‌ى زواياى جان سپاسگزاريم كه توفيق انس با قرآن و لذت از تلاوت قرآن را به ما، به ملت ما، به مردم ما عنايت كرده است. يقيناً هر يك از اين جلساتى كه براى قرآن و تلاوت قرآن تشكيل ميشود و عندليبان قرآنى در آن نغمه‌سرائى ميكنند، تأثير بسزائى در تعميق ايمان و عشق و محبت ما به قرآن دارد؛ و همه چيز در گرو همين است. اگر ملتى عقيده‌ى به حق را، عقيده‌ى به قرآن و معارف اسلامى را همراه كرد با محبت، رنگ و بوى لطيف گل محبت است كه ميتواند اعتقادات عميق را در عرصه‌ى زندگى انسان بارور كند. اگر اين عقايد، اين پايبندى‌هاى عقلانى، با محبت و با عواطف عجين و همراه شد، آن وقت عرصه، عرصه‌ى عمل قرآنى خواهد شد؛ توفيقات، روزافزون خواهد شد؛ پى‌درپى خواهد شد؛ ما دنبال اين هستيم. اگر اين محافل قرآنى بتواند دلهاى ما را فراتر از جنبه‌ى عقلانى، از جنبه‌ى عاطفى و علقه‌ى عشق و محبت، به قرآن نزديك كند، مشكلاتى كه بر سر راه جامعه‌ى اسلامى است، برطرف خواهد شد؛ اين اعتقاد ماست.

البته ما به احساسات و عواطفِ تنها مطلقاً اكتفاء نميكنيم، اما اين را لازم ميدانيم. و خوشبختانه در جامعه‌ى ما، در معارف اسلامى‌اى كه ما از طريق اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) ياد گرفتيم، اين معنا وجود دارد؛ عقل و عاطفه، هر دو همراه يكديگر.

خوشبختانه كشور ما، ملت ما، جوانان ما، در مرحله‌ى انس با قرآن، امتحان خوبى دارند ميدهند. اين آشنائى‌ها و خبرويتها و آگاهى‌ها و قرآن‌فهمى‌ها كه انسان كاملاً در اين جلسات و در اين تلاوتها مى‌بيند، و آنچه كه خارج از اين جلسه هم ميشنويم يا مى‌بينيم، اينها خيلى تفاوت دارد با آنچه كه در سالهاى قبل، در اوائل انقلاب، در اين كشور وجود داشت. بحمداللَّه جوانان ما، نوجوانان ما، مردان ما، زنان ما در انس با قرآن پيشرفت كردند؛ اين خيلى مژده‌ى بزرگى است؛ ما يك روزى از اينها محروم بوديم.

وقتى انس با قرآن پيدا شد، مجال تدبر و تأمل و تفكر در معارف قرآن به دست خواهد آمد. قرآن را نميشود سرسرى خواند و گذشت؛ قرآن احتياج دارد به تدبر، تكيه‌ى بر روى هر كلمه‌اى از كلمات و هر تركيبى از تركيبهاى كلامى و لفظى. انسان هرچه بيشتر تدبر كند، تأمل كند، انس بيشترى پيدا كند، بهره‌ى بيشترى خواهد برد؛ قرآن اينجور است.

مشكلات هر جامعه‌اى با قرآن حل خواهد شد. با معارف قرآنى، مشكلات حل ميشود. قرآن راه‌حل معضلات زندگى بشر را به فرزندان آدم هديه ميكند؛ اين وعده‌ى قرآنى است و تجربه‌ى دوران اسلام هم اين را نشان داده. هرچه ما به قرآن نزديكتر شويم، هرچه عمل قرآنى در ميان ما - چه در روح ما، چه در اعمال جسمانى ما، چه در فرد ما، چه در اجتماع ما - بيشتر شود، به سعادت، به حل مشكلات و معضلات نزديكتر ميشويم.

عزت در سايه‌ى قرآن است، رفاه در سايه‌ى قرآن است، پيشرفت مادى و معنوى در سايه‌ى قرآن است، اخلاق نيك در سايه‌ى قرآن است، سلطه و غلبه‌ى بر دشمنان در سايه‌ى قرآن است. ما ملتهاى مسلمان اگر اين حقايق را بدرستى درك كنيم و در راه رسيدن به اين هدفها تلاش كنيم، يقيناً بهره‌هاى زيادى خواهيم برد.

امروز ملتهاى مسلمان درگير مشكلات فراوانى هستند از ناحيه‌ى تسلط كسانى كه نگاهشان به آفرينش، نگاه مادى است؛ نگاه سودجويانه است؛ نگاه پست يك انسانى است كه از معنويت بوئى نبرده. امروز تمدنى كه امكانات نظامى را در اختيار مستكبران قرار داده، مبتنى بر نگاه مادى به عالم آفرينش است. همين نگاه مادى است كه دنيا را بدبخت كرده؛ خود آنها را هم بدبخت كرده. وقتى نگاه، نگاه مادى بود، سودپرستانه بود، دور از معنويت بود، دور از اخلاق انسانى بود، نتيجه اين ميشود كه قدرت نظامى و قدرت سياسى و قدرت اطلاعاتى در راه به زنجير كشيدن ملتها به كار ميرود. تمدن غرب در اين چند قرن اخير كه به اوج رسيده، هيچ هنرى غير از اين نداشته است؛ بشريت را استثمار كردند، ملتها را به زنجير كشيدند، از علمشان استفاده كردند براى نابودى تمدنهاى ملتهاى ديگر و غلبه‌ى بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها.

اگر شما اوضاع و احوال قرن هجدهم و قرن نوزدهم و قرن بيستم ميلادى را مطالعه كرده باشيد - همانى كه خود غربى‌ها تدوين كردند و گفتند، نه آنچه كه مخالفان آنها و دشمنان آنها تدوين كردند - مى‌بينيد كه اينها چه كردند در شرق آسيا، در هند، در چين، در آفريقا، در آمريكا؛ چه بلائى بر سر بشريت آوردند؛ چه جهنمى براى ملتها و انسانها به وجود آوردند و آنها را سوزاندند؛ فقط براى بهره‌كشى، براى استثمار. در علم پيشرفت كردند، در فناورى پيشرفت كردند، صنعت خودشان را به اوج رساندند، اما اين را در خدمت بدبخت كردن ملتها به كار بردند؛ چرا؟ چون آن تمدن پايه‌ى معنوى نداشت، معنويت در آن نبود. وقتى معنويت نبود، اخلاق هم نخواهد بود. ادعاى آنها نسبت به اخلاق، ادعاى دروغين است؛ هيچ واقعيتى ندارد. بله، در فيلمهاى سينمائى، در تلاش هاليوودى، اخلاق هست، صبر هست، عقل هست؛ اما در واقعيت زندگى، اين حرفها وجود ندارد. وقتى دورى از معنويت شد، اين ميشود.

همين امروز شما ملاحظه كنيد؛ در يك كشورى در شرق آسيا - در ميانمار - هزاران انسان مسلمان دارند كشته ميشوند، دارند فدا ميشوند، بر اثر تعصب، بر اثر جهالت - اگر نگوئيم دستهاى سياسى در خود همين مسئله وجود دارد؛ فرض كنيم همان طور كه ادعا ميشود، بر اثر تعصبهاى دينى و مذهبى است - مدعيان دروغين حقوق بشر لب تر نميكنند. همانهائى كه براى حيوانات دل ميسوزانند، همانهائى كه اگر در جوامعى كه مستقل از آنها هستند، وابسته‌ى به آنها نيستند، كوچكترين بهانه‌اى پيدا كنند، صد برابر آن را بزرگ ميكنند، اينجا در مقابل كشتار يك عده انسان بى‌گناه، بى‌دفاع، زن، مرد، كودك، سكوت ميكنند؛ توجيه هم ميكنند! اين، حقوق بشر اينهاست؛ حقوق بشرِ منقطع از اخلاق، منقطع از معنويت، منقطع از خدا. ميگويند اينها ميانمارى نيستند؛ خب، گيرم نباشند - البته دروغ ميگويند، سيصد چهارصد سال است كه اينها در آنجا زندگى ميكنند؛ آنطور كه به ما گزارش ميشود - بايد كشته شوند؟! همين حالت در طول سالهاى متمادى در همان كشور و در كشورهاى مجاور، از سوى غربى‌ها، بخصوص از سوى انگليس، نسبت به همان مردم وجود داشته. پدر اين مردم را درآوردند؛ هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودى حرث و نسل - همان طور كه خداى متعال در قرآن ميفرمايد - كارى نكردند. بله، براى اينكه بازار محصولات پيدا كنند، بازارهائى را آراسته كردند؛ مردم را با محصولات جديد آشنا كردند، براى اينكه تجارت خودشان را رونق بدهند. اين تمدن، منقطع از معنويت و قرآن است.

داعيه‌ى ما ايجاد تمدنى است متكى به معنويت، متكى به خدا، متكى به وحى الهى، متكى به تعليم الهى، متكى به هدايت الهى. امروز اگر يك چنين تمدنى را ملتهاى اسلامى - كه بحمداللَّه بسيارى از ملتهاى اسلامى بيدار شده‌اند و به پا خاسته‌اند - بتوانند پايه‌گذارى كنند، بشر سعادتمند خواهد شد. داعيه‌ى جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى اين است؛ ما دنبال يك چنين تمدنى هستيم. اين را شما جوانهاى عزيز به خاطر بسپاريد، اين را شاخص و معيار قرار بدهيد.

عمل خودمان را بايد قرآنى كنيم، الهى كنيم. به گفتن نيست، به زبان نيست، به ادعا كردن نيست؛ بايد در عمل، در اين راه حركت كنيم و قدم برداريم. با قرآن كه انس ميگيريد، قرآن را كه تلاوت ميكنيد، هر جائى دستورى است، هدايتى است، نصيحتى است، در درجه‌ى اول سعى كنيد آن را در وجود خودتان، در باطن خودتان، در دل خودتان پايدار كنيد و آن را به عمل خودتان نزديك كنيد. هر كدام از ما اگر در عمل اين را متعهد شديم، جامعه پيش خواهد رفت، جامعه قرآنى خواهد شد.

بحمداللّه در جامعه‌ى ما، در كشور ما، نهضت انس با قرآن، نهضت خوبى شده است. اين مسئله‌ى حفظ قرآن كه ما قبلاً سفارش كرديم، بحمداللَّه دارد در ميان جوانهاى ما انتشار پيدا ميكند؛ بايد هم انتشار پيدا كند؛ بايد هم با قرآن آشنا شويم، مأنوس شويم. وقتى قرآن را حفظ كرديد، ميتوانيد معانى قرآن را درست بفهميد؛ انسان وقتى معناى قرآن را فهميد، ميتواند در آن تدبر كند؛ وقتى تدبر كرد، ميتواند به معارف عالى دست پيدا كند و رشد پيدا كند. انسان با انس با قرآن، در درون رشد پيدا ميكند.

پروردگارا ! به محمد و آل محمد، ما را از قرآن جدا مكن. پروردگارا ! جامعه‌ى ما را جامعه‌ى قرآنى قرار بده؛ زندگى ما را با قرآن، و مرگ ما را در راه قرآن قرار بده. پروردگارا ! به محمد و آل محمد، قرآن را در قيامت شفيع ما قرار بده. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل‌بيت - كه دو ثقل بزرگى هستند كه پيغمبر در ميان ما باقى گذاشته است - كوتاه مفرما. پروردگارا ! قرآن را از ما راضى كن؛ اهل‌بيت پيغمبر و ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضى بفرما. پروردگارا ! ما را در انجام وظائفمان موفق بگردان. در اين ماه مبارك رمضان، در اين روزهاى بابركت و شبهاى بابركت، توفيق بندگى و تضرع و خشوع و قرب به خود را به ما عنايت بفرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: محفل انس باقرآن کریم, رایه الهدی, حسینیه امام خمینی,

برای دریافت این فایل صوتی بر روی تصویر کلیک نمایید.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رایه الهدی, گناه, غفلت, امام خامنه ای, کلیپ صوتی,

تاريخ : دو شنبه 18 ارديبهشت 1391 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله جوادی آملی گفت: اگر نمازگزار موفق شد از گناه بپرهیزد و به گناه آلوده نشود معلوم می‌شود نماز او مقبول شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله جوادی آملی در پیام تصویری به همایش نماز و حجاب که از صبح امروز در سالن دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر در حال برگزاری است، با اشاره به جایگاه نماز خاطرنشان کرد: وقتی نمازگزار اقامه می‌گوید و در اقامه بعد از «حی علی الصلاه»، «حی علی الفلاح» به «قد قامت‌الصلوه» می‌رسد، امام معصوم (ع) «قد قامت‌الصلوه» را تفسیر کرد که یعنی هنگام زیارت ذات اقدس الهی فرا رسید.
 
وی افزود:
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی, حجاب, بیما, رایة الهدی, البرز, رایة الهدی البرز,

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391 | | نویسنده : گمنام

عضو شورای عالي انقلاب فرهنگی با انتقاد از نظام آموزشي كشور گفت: از مدارس اسلامی ما مدیران رشوه‌گیر و انسان‌های دروغ‌گو بیرون می‌آیند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، رحیم پور ازغدی شب گذشته در مراسم گرامیداشت هفته معلم که در محل هتل طرقبه مشهد برگزار شد، با بیان اینکه خروجی های نظام آموزشی ما در محیط غیر مذهبی، غیر مذهبی می شوند و در محیط مذهبی، مذهبی تصریح کرد:
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رحیم پورازغدی, استاد, مدرسه, رشوه, نظام آموزشی, ,

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 13 ارديبهشت 1391 | | نویسنده : گمنام

قاسم سلیمانی ، سرداری که امروز آوازه اش گوش ژنرال های چند ستاره آمریکایی را پر کرده است ، در جبهه های نبرد سیلی های سختی به گوش صدام و صدامیان نواخت. امروز هم می توان جای انگشت های حاج قاسم را روی صورت شیطان بزرگ دید.......قاسم سلیمانی، نوجوان کرمانی بود که با بنایی تأمین معاش می کرد. جنگ که آغاز شد، خشت و گل و شاغول را کنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت. زیاد طول نکشید که قاسم سلیمانی توان تشکیلاتی و رزمی خود را به فرماندهان جوان سپاه که سن و سالشان زیاد با او فاصله نداشت نشان داد. به این ترتیب قاسم سلیمانی به فرماندهی بسیجیان هم ولایتی خود رسید و پس از مدتی لشکری از کارگرزادگان کرمانی تشکیل داد که نام آن را «لشکر 41 ثارالله» نهادند. این لشکر که در طول سال های دفاع مقدس، درخشش اعجاب آوری از خود نشان داد نام خود را در تاریخ ایران و اسلام جاودانه نمود.
 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: سردارسلیمانی, راهیان نور, راوی,

ادامه مطلب
تاريخ : چهار شنبه 13 ارديبهشت 1391 | | نویسنده : گمنام

‌روایت خواندنی سردار فضلی از امدادهای غیبی در عملیات بیت‌المقدس

 جانشین فرمانده بسیج مستضعفین با ذکر خاطراتی از عملیات بیت‌المقدس‌ گفت: ‌در این عملیات به لطف خدا تلفات سنگینی از دشمن گرفته شد و صبح روز دوازدهم اردیبهشت، مرحله سوم این عملیات با ابلاغ شهید بقایی آغاز شد.

خبرگزاری فارس: ‌روایت خواندنی سردار فضلی از امدادهای غیبی در عملیات بیت‌المقدس

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: دفاع مقدس, بیت المقدس, سردارفضلی, جبهه,

ادامه مطلب
متن کامل و صوت سخنان پناهیان بمناسبت فاطمیه در محضر رهبر معظم انقلاب:
برخي به دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از امام‌علی‌(ع) در جامعه هستند

 

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در اولین شب عزاداری فاطمیه 91 ، در محضر رهبر معظم انقلاب با اشاره به طرح برخی موارد در فضای سیاسی کشور گفت: بعضی‌ها به دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از علی‌(ع) در جامعه هستند. رسول اکرم(ص) به کسانی که نزد ایشان از علی(ع) شکایت می‌کردند، می‌فرمود ساکت شوید و این‌قدر علیه علی حرف نزنید! وقتی می‌آمدند از علی‌(ع) گله کنند اصلاً رسول خدا(ص) گاهی اجازه نمی‌داد و می‌فرمود چرا از علی‌ گله می‌کنید؟ مگر شما علی‌ را نمی‌شناسید؟ به گزارش رجانیوز حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با حضور در حسینیه امام خمینی(ره) به مناسبت ایام عزای صدیقه اطهر سلام الله علیها، با بیان اینکه گاهی میانِ حق و باطل را گرفتن، به انسان اعتبار می‌دهد و کسی مانند ابوموسی اشعری با نه گفتن به علی(ع) و معاویه برای خود اعتبار کسب می‌کرد، گفت: شاید حتی این صفتِ امیرالمؤمنین(ع) که به فکر اعتبارِ خود نبود، از برخی صفات مشهور ایشان برتر باشد...... مشروح کامل سخنرانی در ادامه مطلب.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: استاد پناهیان, سخنرانی در محضر رهبرانقلاب, فاطمیه,

ادامه مطلب
صفحه قبل 1 صفحه بعد