تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

به گزارش خبرنگار روضه نیوز ؛متن زیر گفتاری از استاد فاطمی نیا است که در ادامه می خوانید؛بدون عکس

دیدار و ملاقات با امام زمان (ع) ارزش بسیار زیادی دارد، اما اینکه انسان همواره به‌دنبال آن ‌باشد که کجا و چگونه می‌توان امام زمان (ع) را ملاقات کرد، امری حاشیه‌ای است.

نکتهٔ مهم این است که انسان به‌گونه‌ای زندگی کند که موجب ناراحتی امام زمان (ع) نشود و حضرت از او رضایت داشته باشند.

مسجد جمکران مکان مقدسی است؛ ولی نباید تنها با ذهنیت دیدن امام زمان (ع) به این مکان مقدس رفت؛ بلکه شیعیان باید با هدف دعا برای ایشان و مهیاشدن شرایط ظهور به این‌گونه اماکن متبرکه بروند و اگر امام زمان (ع) را نیز در این راه زیارت کردند سعادت عظیمی نصیب آنان شده است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

ابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می‌گوید:

در یکی از سال‌ها، به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم، شاید امام زمان(عج) را ببینم؛ اما ملاقات ایشان قسمت ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم؛ انجام مناسک حج را شروع کردم، ولی همچنان در فکر بودم. در یک لحظه که در مقابل کعبه ایستاده بودم، احساس کردم درب خانه باز شد؛ شخصی را دیدم که به سویم می‌آید،‌ من هم به طرفش رفتم، پس از پرسیدن مقصد من و از احوال آقای خصیبی، از من پرسید: «ابن مهزیار را می‌شناسی؟» گفتم: «خودم هستم.» سپس از انگشتر امام حسن عسکری(ع) که پس از پدرم در دست من بود پرسید؛ انگشتر را به او نشان دادم.

بعد از آن پرسید: «چه کار داشتی؟» گفتم: «به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است». فرمود: «امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان(عج) شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می‌بینیم»

سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد، با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه‌ای در طائف رسیدیم، آن شخص پیش از من وارد خیمه‌ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادن؛ وارد شدم و خیمه‌ای دیدم که از گوشه آن نور می‌درخشید؛ به عنوان امام، او را مخاطب ساخته و سلام کردم. آن حضرت خطاب فرمود: «یا اباالحسن! قد کنا نتوقعک لیلا و نهارا ، فما الذی ابطا بک علینا؟»، «ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟»، عرض کردم: «ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند».

آن حضرت با تعجبی همراه با پرسش فرمود: «کسی را نیافتی که راهنمایی‌ات کند!؟» سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود: «نه! راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست بلکه شما به مال اندوزی روی آورده‌اید، در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده‌اید، صله رحم را ترک نموده‌اید؛ پس دیگر چه عذری دارید؟»، عرض کردم: «توبه کردم، توبه؛ بازگشتم، بازگشتم».

 سپس حضرت مهدی(عج) خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: «ای پسر مهزیار! اگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمی‌کردند، کلیه انسان‌ها گرفتار می‌شدند و کردارشان آنها را هلاک می‌کرد.» (اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.)

 در قسمتی از دعای امام زمان(عج) برای بخشیده شدن گناهان شیعیان آمده است:

پروردگارا شیعیان ما از پرتو وجود ما و باقی مانده سرشت ما خلق شده اند، اما همین شیعیان به خاطر مغرور شدن به دوستی با ما و داشتن ولایت و از روی بی توجهی گرفتار گناهان بسیاری گشته اند؛ حال اگر گناهانی که آنان انجام داده اند ،جزء گناهانی است که بین تو و آنها باید حل شود، پس به خاطر ما آنها را ببخش و ما هم از آنها راضی هستیم و اما اگر گناهانی که انجام داده اند، حق الناس و جزء گناهانی است که بین خودشان است و باید حق دیگران پرداخت شود برای پرداخت بدهی آنان، از خمسی که در اموال برای ما مقرر کرده ای به عنوان تقاص و تاوان بدهی آنان برداشت کن و به طلب کاران آنها بده. و آن شیعیان را وارد بهشت کن و از آتش جهنم دور ساز و آن ها را با دشمنان ما که گرفتار غضب تو هستند در یک مکان قرار مده.


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 شهريور 1396 | | نویسنده : گمنام
حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مومنی، کارشناس مذهبی اظهار کرد: خطاب رسید که ابراهیم؛ ما به زودی به تو فرزندی عنایت می کنیم، ابراهیم پیامبر خداست و هیچ موقع در وعده الهی شک نمی کند، جریان را با همسرش در میان گذاشت؛ این روایت در جلد دوم کتاب «تفسیر عیاشی» آمده است.
وی ادامه داد: همسر حضرت ابراهیم(ع) تعجب کرد، من بچه دار می شوم؟ من که سنم از بارداری گذشته است؟ خطاب رسید که ابراهیم به همسرت بگو، ما به زودی به تو فرزندی عنایت می کنیم اما به جهت این تعجبی که کردی، چهارصد سال، نسل تو که بنی اسرائیل باشند، زیر ستم فرعون و فرعونیان قرار می گیرند.
مومنی با اشاره به اینکه بنی اسرائیل، قرار است ۴۰۰ سال زیر ستم فرعون و فرعونیان باشد، گفت: روایت داریم زمانی که عذاب بر بنی اسرائیل زیاد شد، «فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً؛ زمانی که عذاب بنی اسرائیل طول کشید، آنان ضجه زدند و چهل صبح به درگاه خدا گریستند و ضجه کردند» بعد از این مدت خداوند به موسی و هارون خطاب کردکه بروید بنی اسرائیل را از چنگال فرعون و فرعونیان نجات دهید، من این چندسال باقی مانده از ۴۰۰ سال را بخشیدم.
این کارشناس مذهبی اضافه کرد: امام معصوم(ع) می فرماید: اگر کاری که بنی اسرائیل انجام دادند، شیعیان ما انجام دهند یعنی ۴۰ شبانه روز «ضَجُّوا وَ بَكَوْا ، ضجه بزنند و گریه کنند» خدا فرج ما را می رساند، حوائج مادی خودتان را هم بخواهید اما راس همه حوائج در دعاهایتان، فرج امام زمان(عج) را بخواهید.
 
منبع: شبستان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 7 مرداد 1395 | | نویسنده : گمنام

تقديم به ساحت مقدس حضرت ولي عصر(عج)

وقتی حضورِسبزِ تو كمرنگ مي شود
دستِ خودم كه نيست دلم تنگ مي شود...

آهنگ دلم گرفته با صدای میلاد حیدری

ترانه سرا: پویا بیاتی

آهنگ و تنظیم : نور موزیک

دانلود

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: مدافعان حرم , آهنگ مدافعان حرم , آهنگ مدافعان حرم میلاد حیدری , میلاد حیدری , آهنگ مدافعان حرم , دانلود اهنگ میلاد حیدری , آهنگ حماسی , اهنگ مدافعان حرم با صدای میلاد حیدری , میلاد حیدری, دلم گرفته , میلاد حیدری دلم گرفته , اهنگ دلم گرفته با صدای میلاد حیدری,

تاريخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

نکاتی از سخنان حجت الاسلام عالی را بخوانید؛

_ شیعه باید علائم ظهور را بداند اما نه بیشتر از احتمال اگر قطعی بخواهد تطبیق دهد کار خطرناکی است.

_ باید یک زمینه هایی باشد تا حضرت بیایند و حکومت را برقرار کنند تا آن شرایط نباشند حضرت ظهور نمی کنند.

 _حضرت آماده هستند و ما هستیم که باید آماده شویم امام زمان علاوه بر اینکه لقبشان منتظر است منتظر هم هستند.

_امام باقر علیه‌السلام فرمودند :حکومت و دولت ما اهل بیت قرار بود در سال هفتاد هجری تحقق پیدا کند. وقتی اباعبدالله الحسین به شهادت رسید غضب خدا شدید شد و مقدرات عوض شد و دولت ما اهل بیت تا سال صد و چهل به تاخیر افتاد و در سال صد و چهل هجری شیعیان ما کوتاهی کردند و بداء شد و مقدرات عوض شد و ظهور و دولت ما به تاخییر افتاد به زمان نامعلومی.

_باید یک تحول انفسی در نفس و در درون ما رخ بدهد تا یک تحول آفاقی درون ما به وجود بیاید اگر حضرت تشریف نیاورده اند به دلیل خود ما است.

-کسی که گناه می‌کند با گناهش در زندان را بیشتر قفل می‌کند. ممکن است به زبان بگویم یا حجت ابن الحسن عجل علی ظهورک؛ اما زمانی که گناه می‌کنم با عملم می‌گویم در زندان بمان و نیا چرا که با ایشان سنخیت نداریم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: زمان ظهور,

تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه ،سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»را به طور مستمر می خواند.

عارف گرانمایه و استاد بزرگوار حاج شیخ عبد القائم شوشتری می فرمودند: آخر الامر گره ی کار به دست خود امام زمان(عج) باز خواهد شد و در آخرین شب غیبت کبری،حضرت مهدی(عج) پس از اقامه ی نماز عشاء درکنار خانه ی کعبه، سر به سجده می گذارند و تا صبح ذکر «أمَن یُجیبُ المُضظَرّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفَ السّوء»[1] را به طور مستمر می خواند.
گویا قلب مبارک حضرت از این غیبت طولانی گرفته که تا اذان صبح این آیه شریفه را می خواند؛چرا که مضطر واقعی خود اوست.هنگام اذان صبح جبرئیل به خدمت حضرت می آید و سر مبارک حضرت را از سجده بر می دارد و می گوید:«ای حجت خدا،از این حالت ملائکه ی الهی به گریه افتادند،برخیز که خداوند دعایت را مستجاب و فرج را امضاء نمود.»[2]

مولا بخوان تو آیه ی «أمَن یُجیب» را
زیرا که می رسد به اجابت دعای تو
اول بیا مدینه و بنما که در کجاست
گم گشته قبر مادر درد آشنای تو

 ما هم به یاری امام زمان خود بشتابیم و از هم اینک در سجده های خود آیه ی«أمَن یُجیب...» را برای فرج حضرتش بخوانیم.
 

 
پی نوشت ها:
1.نمل/62
2.به نقل از کتاب شریف نوائب الدهور،علامه میر جهانی و بحار الانوار،ج51،ص48
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

شيخ صدوق در كمال‌الدين از احمد بن ابراهيم نقل مي‌كند‌: بر حضرت حكيمه دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسكري(ع) وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ايشان مطرح كردم. از امامان پرسيدم، يكي‌يكي را شمرد تا رسيد به نام حجت امام زمان(عج). پرسيدم: شما ايشان را ديده‌ايد يا خبرش را شنيده‌ايد؟ فرمود: شنيده‌ام، زيرا ابومحمد (امام عسكري) در نامه‌اي به مادرش به دنيا آمدن حجت خدا خبر داد. پرسيدم: اكنون آن كودك كجاست؟ گفت: مخفي‌شده است. گفتم: پس شيعيان به كجا پناه ببرند؟ فرمود:‌ به جده، مادر امام حسن عسكري. پرسيدم: يعني به كسي اقتدا كنم كه وصي او يك زن است؟ فرمود: آري. شما در اين امر به امام حسين (ع) اقتدا مي‌كنيد كه در ظاهر حضرت زينب(س) را به‌عنوان وصي انتخاب كرد، و آن‌چه از امام سجاد(ع) از دانش و كرامت ظهور مي‌كرد، به حضرت زينب نسبت مي‌دادند.
امامان شيعه گاه همسراني نيكوكار و صالحه داشتند كه مي‌توانند در عين معصوم‌ نبودن، الگويي براي زنان هر عصر و دوراني باشند؛ ‌و گاه همسراني داشتند كه مانند جعده، امامشان را به شهادت مي‌رساندند.
زندگي سياسي امام هادي(ع) در خفقان و فشار شديد عباسيان بود و در دوره متوكل عباسي اين فشار بر شيعه بسيار شديد و سخت‌تر هم شد. با اين‌وجود امام(ع) از نعمت حضور و همراهي همسري نمونه و آگاه برخوردار بودند كه نه‌تنها در اين شرايط سخت،‌ همراه و هم‌قدم امام بود، كه بعد از شهادت امام نيز اين وظيفه را بر دوش مي‌كشيد.

همسر امام هادي(ع) كه بود؟
به روايت تاريخ امام هادي(ع) تنها يك همسر ام‌ولد داشته‌اند. (۱) نام ايشان در منابع مختلف با عناوين متفاوتي بيان ‌شده است؛ شيخ مفيد از ايشان با نام حديثه (۲) و در ديگر منابع با نام‌هايي چون حُديث، سليل، سمانه و سوسن ياد شده است. (۳) تعدد نام در ميان عرب‌ها، خصوصاً كنيزان،‌ امري رايج بود؛ در حقيقت ورود كنيز به خانه و شرايط جديد و در حضور مالك جديد، از عوامل نام‌گذاري و تغيير اسامي متناسب با وضعيت تازه و شرايط مكان جديد بود. ازاين‌رو به ام‌ولد بودن ايشان اشاره ‌شده است. (۴)
ايشان بعد از تولد امام حسن عسكري(ع) نيز با كنيه «ام‌الحسن» و «ام ابي‌محمد» ناميده مي‌شدند. بعد از ميلاد حضرت صاحب‌الزمان(عج) نيز از ايشان با كنيه «جدّه» ياد مي‌شد. (۵)
نسب و دودمان سوسن(ع) چندان مشخص نيست؛ اما از تعابيري چون «ام‌ولد» مي‌توان نتيجه گرفت كه او به‌عنوان «كنيز» در مدينه زندگي مي‌كرده و شايد همراه خانواده و اقوامش در يكي از جنگ‌هاي عصر حكومت بني‌عباس به سرزمين مقدس مدينه آمده است؛ همان‌گونه كه برخي منابع گفته‌اند: او در ولايت و كشور خودش، پادشاه‌زاده بود. (۶)

* ويژگي‌هاي ام‌الحسن(ع)
از قول امام هادي(ع) روايت ‌شده است كه زماني ايشان نزد امام رسيدند و امام فرمودند: «سليل»، از هر آفت و هر پليدى و نجاست بيرون كشيده شده است. (۷)
علماي بزرگ،‌ در توصيف ايشان، هر يك از واژگان و عبارات خاصي استفاده كرده‌اند. به نقل از رياحين الشريعه شيخ صدوق مي‌نويسد: اين نهايت شرف، جلال، فضل و كرامت است كه وي واسطه بين امام عج و امت بوده و شايستگي حفظ اسرار امامت و وصيت را داشته است.
علامه مجلسي مي‌گويد: وي درنهايت ورع، تقوا، عفاف و صلاح بود. (۸) شيخ عباس قمي نيز بيان مي‌كند: او از زنان بامعرفت و صالحه بود... در فضل او كافي است كه پس از شهادت امام عسكري(ع) پناه شيعيان بود. (۹)
شهيد مطهري درباره شخصيت والاي اين بانو، مي‌فرمايد: «اين زن بزرگوار به جده معروف شد؛ ولي تنها «جده بودن» سبب شهرتش نشد، مقامي دارد، عظمتي دارد، جلالتي دارد، شخصيتي دارد كه نوشته‌اند بعد از امام عسكري عليه‌السلام «مَفْزَعُ الشّيعه» بود؛ يعني ملجأ شيعه، اين بزرگوار بود. قهراً در آن‌وقت ـ چون امام عسكري(ع) ۲۸ ساله بوده‌اند كه از دنيا رفته‌اند، علي‌القاعده مطابق سن امام هادي(ع) هم حساب بكنيم ـ زني بين پنجاه و شصت بوده است. اين‌قدر زن با جلالت و باكمالي بوده است كه «شيعه» هر مشكلي برايش پيش مي‌آمد، به اين زن عرضه مي‌داشت.» ايشان بعد از نقل فرمايش حكيمه خاتون(ع) مي‌گويد: «... وصي امام عسكري(ع) در باطن، اين فرزندي است كه مخفي است؛ ولي در ظاهر كه نمي‌شد بگويد وصي من اوست؛ در ظاهر وصي خودش را اين زن با جلالت قرار داده است.» (۱۰)

* دوران همسري
در زمان زندگي مشترك ايشان، دستگاه حكومتي حاكم، براي كنترل دقيق‌تر رفت‌وآمد شيعيان و ايجاد محدوديت در فعاليت براي امام هادي(ع)، متوكل عباسي، امام را به سامرا فراخواند و دوران زندگاني امام در محوطه‌اي نظامي و تحت كنترل شديد امنيتي، آغاز شد و تا پايان عمر امام عسكري(ع) ادامه يافت. (۱۱)

* دوران زندگي پس از امام هادي(ع)
اين بانوي بزرگوار در زمان ولادت حضرت حجه(عج) حضور نداشتند و نامي از ايشان در اين ماجرا به ميان نيامده و عمه امام عسكري عليه‌السلام در پاسخ به برخي از شيعيان در مورد ولادت حضرت مهدي عليه‌السلام اين‌گونه بيان كردند كه امام عسكري عليه‌السلام به مادرش نامه نوشت و او را از ولادت امام مهدي(ع) خبردار كرد. (۱۲)
اما در مهم‌ترين برهه‌هاي سياسي تاريخ حضور داشتند و همچنان امين امام عسكری(ع) بودند؛ به‌طوري‌كه امام عسكري عليه‌السلام قبل از شهادتشان، جهت ايمن‌ساختن خانواده و استمرار ولايت، اقدامات مهمي را به‌واسطه مادرشان به انجام رساندند. امام در سال شهادتشان، مادر را به حضور خواستند و ايشان را از شهادت خود مطلع ساختند و به همراه امام زمان(عج) راهي سفر حج ساختند. ايشان بعد از حج، در مدينه بودند كه خبر شهادت امام(ع) رسيد و باعث شد كه آن‌ها به‌سرعت به سامرا بازگردند؛ (۱۳) و آتش فتنه‌اي كه مي‌رفت پررنگ‌تر شود را خاموش كنند.
ايشان بعد از رسيدن به سامرا،‌ در برابر پسرشان جعفر كذاب، كه ادعاي امامت داشت،‌ ايستادند و تمام‌قد از ولي حاضر الهي حمايت كردند و گفتند:‌ «من، وصي پسرم حسن بن علي هستم و به‌عنوان وارث، مي‌خواهم حقم را بگيرم.» جعفر و پيروانش براي باطل‌كردن اين ادعا، از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. متقابلاً آن بانوي خردمند و شجاع هم براي اثبات حق خود (در ارث و وصايت)، مدارك كتبي و شفاهي را به دادگاه تقديم كرده و درنتيجه، قاضي‌القضات پايتخت نيز به نفع وي حكم صادر كرد. (۱۴) از اين زمان بود كه شيعيان، اميدوارانه به امام غايبشان ايمان پيدا كردند.
شيخ صدوق در كمال‌الدين از احمد بن ابراهيم نقل مي‌كند‌: بر حضرت حكيمه دختر امام جواد عليه‌السلام و عمه امام حسن عسكري(ع) وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ايشان مطرح كردم. از امامان پرسيدم، يكي‌يكي را شمرد تا رسيد به نام حجت امام زمان(ع). پرسيدم: شما ايشان را ديده‌ايد يا خبرش را شنيده‌ايد؟ فرمود: شنيده‌ام، زيرا ابومحمد (امام عسكري) در نامه‌اي به مادرش به دنيا آمدن حجت خدا خبر داد. پرسيدم: اكنون آن كودك كجاست؟ گفت: مخفي‌شده است. گفتم: پس شيعيان به كجا پناه ببرند؟ فرمود:‌ به جده، مادر امام حسن عسكري. پرسيدم: يعني به كسي اقتدا كنم كه وصي او يك زن است؟ فرمود: آري. شما در اين امر به امام حسين(ع) اقتدا مي‌كنيد كه در ظاهر حضرت زينب(س) را به‌عنوان وصي انتخاب كرد، و آن‌چه از امام سجاد(ع) از دانش و كرامت ظهور مي‌كرد، به حضرت زينب نسبت مي‌دادند. (۱۵)

* وفات
وصيت اين بانوي مخدره آن بود كه در كنار همسر و پسر بزرگوارشان به خاك سپرده شوند، اما پس از رحلت ايشان و در روز خاك‌سپاري، جعفر كذاب ادعا كرد اينجا خانه من است و اجازه خاك‌سپاري ايشان را نمي‌داد. در اين ميانه بود كه امام مهدي(عج) از ميان جمعيت ظاهرشده و در برابر عموي خود ايستادند و گفتند:‌ »يا جَعْفَر! دارُكَ هِيَ أمْ داري؟» اي جعفر! آيا اين‌جا، خانه تو است يا خانه من؟ و سپس در ميان چشمان نيروهاي امنيتي كه به دنبال امام بودند، از انظار مخفي شدند. (۱۶)

 پي‌نوشت ها:
۱. خزعلي، موسوعه الإمام الهادي (ع)، ج‏۱، ص۵۰.
۲. شيخ مفيد،‌ الارشاد، ج۲، ص۳۰۱.
۳. بحارالانوار، ج۵۰، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.
۴. علامه مجلسي، جلاء العيون/ رياحين الشّريعه، ج۳، ص۲۴.
۵. محدث قمي، الانوار البهيّه.
۶. منتهي الآمال، ج۲، ص ۴۴۹/ زندگاني عسكريين(ع)، ج۲، ص۱۳.
۷. شيخ عباس قمى‏، منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل، ج‏۳، ص۱۹۰۶‏/ موسوعه الإمام الهادي (ع)، ج‏۱، ص۵۰.
۸. رياحين الشريعه، ج۳، ص۲۵.
۹. منتهي الآمال، ج۲، ص۷۰۱.
۱۰. شهيد مطهري، سيري در سيره ائمه، ص۲۱۸.
۱۱. مسند الامام العسكري(ع)، ص۱۳/ زندگاني عسكريين(ع)، ج۲، ص۷/ دايره المعارف تشيع، ج۲، ص۳۷۰/ منتهي الآمال، ج۲، ص۴۳۲.
۱۲. اكمال الدين، ترجمه كمره اي، ج۲، ص۱۷۸.
۱۳. منتهي الامال، ج۲،‌ ص۴۱۱/ كمال الدّين، ج۲، ص۱۷۸.
۱۴. بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۳۱/ كمال الدّين، ج۲، ص۱۴۹/ حياة الامام العسكري(ع)، ص۴۳۴ و ۴۳۵.
۱۵. بحارالانوار، ج۵، ص۳۶۳.
۱۶. كمال الدين، ج۲، ص۱۱۵ و ۱۱۶.
منبع:حج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

 روایتی‌‌‌ به وسیله ابی‌حمزه‌ثمالی از حضرت باقر(ع) نقل ‌شده است‌ که ‌طبق آن امیرالمؤمنین(ع) فرموده‌اند پس از سال هفتاد گشایش پیش خواهد آمد، ولی به سبب شهادت حضرت امام حسین(ع) این مسأله تا سال 140 به تأخیر افتاد و سپس چون شیعیان رازداری نکردند، خداوند باز آن را به تأخیر انداخت، به گونه‌ای که وقتی را برای آن نزد امامان قرار نداد، آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «گفتمان مهدویت» در پاسخ به این سؤال که این حدیث با احادیث بسیار دیگر که دلالت دارند فرج موعود بعد از مدت‌های طولانی به دنبال وقوع حوادث و وقایع بزرگ واقع خواهد شد، چگونه قابل تفسیر است؟ و آیا وقوع بداء که از این خبر استفاده می‌شود، موجب این توهم نمی‌شود که چیزی بر خدا ـ العیاذ بالله ـ پس از آنکه معلوم نبوده است، معلوم شده است ؟ در هر حال تفسیر صحیح آن چیست؟ می‌گوید:

*این خبر از نظر سند ایراد دارد
اوّلاً: این خبر از نظر سند ایراد دارد، زیرا بر حسب کتاب‌های رجال ابوحمزة‌ثمالی از طبقه چهارم محدّثین نبوده است، وفات او در سال 150 قمری واقع شده و حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابی‌‌حمزه روایت کرده است از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج‌ سالگی ـ در سال 224 ق ـ درگذشته است.
بنابراین حسن بن محبوب در سال وفات ابی حمزه یک سال بیشتر نداشته با این حال روایت او از ابی حمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابوحمزه واسطه بوده که چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم و بعلاوه خبر واحد اگر چه صحیح باشد در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد تا چه رسد به آن که سندش هم مجهول باشد.

*تا ظهور آن حضرت(عج) باید منتظر تحولات شگرف بود
ثانیاً: با وجود احادیث بسیار معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت باید منتظر تحولات شگرف و حوادث خطیر در طی زمان‌های بسیار طولانی بود، با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجعول در برابر آن همه احادیث اعتماد کرد؟
به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین(ع) خطبه‌ها و روایات‌ زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید طی آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است، با وجود این چطور ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت وقت ظهور را سال هفتاد معین کرده است، صحیح است؟
دیگر اینکه تغییر در تقدیرات الهی امری ممکن است، ولی این بدان معنی نیست که خداوند متعال در ابتدا نسبت به امور بی‌اطلاع است، سپس به آنها علم پیدا می‌کند چنین عقیده‌ای از نظر شیعه باطل است، چون همه شیعیان خدا را از جهل و اینکه امری بر او بعد از خفا آشکار شود منزّه و مبرا می‌دانند، «بداء» به مفهومی که شیعه به آن عقیده دارد یک اصل قرآنی و اسلامی است و بخش مهمی از مسائل الهیّات و همچنین مسائل نبوّت بر آن مبتنی است.

از جمله آیات مربوطه به «بداء» عبارتند از:
«وَلَو انّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتّقُوا لَفَتحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِن السَّماءِ وَالارضِ وَلکِن کَذّبُوا فَاَخذناهُم بِما کانُوا یَکسِبُون»؛ و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم، ولی ـ آن‌ها حق را ـ تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.
«ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرّ وَالبَحر بِما کَسبَت اَیدِی النّاس»؛ فساد در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است، «وَقال رَبُّکُمْ ادعُونی اَستَجِب لَکُم»؛ پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا ـ دعای ـ شما را بپذیرم، «اَستغفُروا رَبّکُم اِنّهُ کانَ غَفّاراً یُرسِلُ السّماءَ عَلَیکُم مِدراراً»؛ از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا باران‌های پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرستد؛ «وَواعَدنا مُوسی ثَلثینَ لَیلةً وَاَتمَمناها بِعَشرٍ»؛ و با موسی، سی‌‌‌‌‌‌ شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب ـ دیگر تکمیل کردیم.

*اگر «بداء» واقعیت نداشت، بسیاری از برنامه‌های دینی توجیه‌پذیر نبود
بداءئی که شیعه ضمن اعتقاد به علم و قدرت مطلق الهی بدان معتقد است معنایی است که از این قبیل آیات استفاده می‌شود، مثلاً در آن‌ها گفته می‌شود: شکر موجب زیاد شدن نعمت از جانب خدا می‌شود؛ خدا به واسطه تقوا فرد پرهیزکار را از سختی‌ها رها می‌سازد و او را از راهی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد؛ به وسیله دعا حاجت‌ها را بر می‌آورد؛ به خاطر توبه و ایمان، عذاب را از افراد دور می‌سازد و به جهت سوء استفاده از نعمت‌ها، آنها را از بندگان باز می‌ستاند.
البته احادیث فراوانی که از طریق شیعه و سنی رسیده است و همین طور حکایات بسیاری که در متون اصیل اسلامی نقل شده است بر این معانی دلالت دارند. اصولاً اگر «بداء» واقعیت نداشته باشد بسیاری از برنامه‌های دینی مثل دعا، توکّل، توبه، صدقه،‌ صله‌رحم، شکر، استغفار، موعظه، بشارت، انذار و تزکیه توجیه پذیر نخواهند بود، «بداء» یعنی ایمان به تأثیر این امور در حیات انسان.
چه ما بتوانیم با توجه به علم مطلق خدا و احاطه او به همه امور، «بداء» را تفسیر کنیم یا در فهم سر و حقیقت آن درمانیم، به هر حال باید بر طبق مفاد آیات بسیار قرآن و احادیث متواتر به مسأله «بداء» معتقد باشیم.
چرا که گاهی با اینکه همه علل و زمینه‌های تحقق یک امر فراهم می‌شود در عین حال علل دیگری باعث سلب تأثیر آن‌ها و در نتیجه مانع وقوع امر مزبور می‌شوند؛ در چنین شرایطی هم ثبوت و تحقق آن عوامل و هم تداوم آن‌ها و هم موانع تأثیر آن‌ها، همه به تقدیر الهی با نظم و ترتیبی که او مقرر کرده است، در «امّ الکتاب» محفوظ‌اند، این امور اگر چه به افعال اختیاری بشر هم ارتباط پیدا می‌کنند به اراده خدا و تقدیر او واقع می‌شوند، یعنی نه جبری در کار است و نه تفویضی، بلکه یک حقیقتی ما بین این دو تا است.

*«بداء» معنایش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست
به عنوان مثال خداوند مقدر فرموده است که آتش بسوزاند و یا هر مخلوقی در مسیر خاص خود رشد پیدا کند، ولی اگر مانعی پیش آمد آن امر تحقق نمی‌یابد. البته باید توجه داشت که موجبات اثبات حوادث در شرایط وجود موانع تحقق آنها در مواردی مادی «بداء» خوانده نمی‌شود، تنها در مواردی که اموری نظیر صدقه و صله رحم و دعا در پیدایش و یا عدم پیدایش امری دخالت داشته باشند به گونه‌ای که بشر وجود یا عدم آن را از نظر علل ظاهری قطعی بداند، در این موارد خلاف آن را «بداء» می‌گویند، در حالی که به ظاهر این مورد دوم با اول چندان فرقی ندارد جز اینکه موضوع محو و اثبات در مسأله اول در امور محسوس است و برای بیشتر یا همه افراد قابل درک است،‌ ولی در مسأله دوم در امور غیر محسوس است، لذا بیشتر یا اغلب افراد از درک آن عاجزند، نوع دوم بر وجود و تأثیر عالم غیب و وجود خدا بیشتر دلالت می‌کند، هر چند همه امور از او است.
خلاصه مفهوم «بداء» همان مفهومی است که از این آیه قرآن که در ضمن آن خدای متعال عقیده باطل یهود را ردّ می‌فرماید به خوبی استفاده می‌شود: «وَقَالتِ الیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغلُولَةٌ غُلَّت اَیدیهِم وَلُعِنُوا بِما قَالُوا بَل یَداهُ مَبسُوطَتانِ‌ یُنفِقُ کَیفَ یَشاءُ...»؛ و یهود گفتند: دست خدا ـ با زنجیر ـ بسته است. دست‌های شان بسته باد! و به خاطر این سخن، از رحمت ـ الهی ـ‌ دور شوند!‌ بلکه هر دو دستِ ـ قدرتِ ـ او، گشاده است، هر گونه بخواهد می‌بخشد!
پس «بداء» به معنای صحیح آن نفی این اعتقاد نادرست یهود است که می‌گوید دست خدا از تصرف در امور بسته است؛ به عبارت دیگر «بداء» معنایش باز بودن دست خدا و محدود نبودن قدرت مطلق اوست، بدون اینکه این امر با علم مطلق او منافات داشته باشد.
یا به تعبیر دیگر حقیقت «بداء» به معنای صحیح آن به گونه‌ای که هم با علم مطلق خدا هماهنگی داشته باشد، هم با منزه بودن ذات باری از هر گونه جهل مطابقت کند و هم موافق با نظر نادرست یهود و سایر منکران مسأله «بداء» که قدرت حق را محدود می‌دانند، نباشد باید به این نحو توصیف شود که بر طبق مقدرات الهی اشیاء هر یک دارای آثار خاصی هستند که کارها بر طبق آن آثار، به مقتضای قضای الهی وجود پیدا می‌کنند.

*چه بسا خداوند از طرق دیگر زمینه فعل را فراهم کند
خلاصه حقیقت بداء این است که اسباب و مقتضیات منحصر در اسباب مادی نیست، بلکه در کنار اسباب مادی یک سلسله اسباب غیر مادی نیز بر حسب تقدیر الهی درکارند،بر این اساس باید هم به اسباب غیبی ایمان داشت و هم به اراده الهی و اینکه «کُلَّ‌یَومٍ هُوَ فی شَأنٍ» و استمرار تدبیر و تصرف او در رزق و شفا و هدایت و... بدون خواست خداوند تأثیر ندارد، هر چند ما نتوانیم تفصیلات این شئون الهی و ارتباط آن‌ها را با یکدیگر درک کنیم.
در هر صورت «بداء» یک معنی معقول و منطقی دارد و چنان نیست که گفته شود به معنی ظهور امر مخفی و مجهول بر خدا است. مقصود از بیان مسأله «بداء» به هر یک از تفاسیری که بیان شد این است که بشر از طریق درک این واقعیات توجهش نسبت به خدا بیشتر شود و در هیچ حالی خدا را فراموش نکنند، در همه امور تکیه و اعتمادش تنها به اسباب ظاهری و عادی نباشد و با فراهم شدن آن اسباب باز هم خود را به عنایت فعلی خدا محتاج بداند و اگر اسباب مادی را فراهم ندید، باز هم ناامید نشود چه بسا خداوند از طرق دیگر زمینه فعل را فراهم کند.
خلاصه مثل یهود، خدا را دست بسته نداند و به این حقیقت بزرگ توحیدی معتقد باشد که «قُلِ اللّهم مالک المُلک تُؤتی المُلک من تشاء و تنزع المُلک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء‌بیدکَ الخیر اِنّک علی کُلّ شیءٍ قدیرُ»؛ بگو:‌ بارالها! مالک حکومت‌ها تویی؛ به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری؛ هر کس را بخواهی،‌عزت می‌دهی؛ و هر که را بخواهی خوار می‌کنی. تمام خوبی‌ها به دست تو است؛ تو بر هر چیزی قادری.
در مسأله بداءء دو شبهه مطرح شده است:
شبهه اول: از طرف قائلین به جبر است که می‌گویند وقتی علم خدا به چیزی تعلق گرفت تخلف علم از معلوم ناممکن است. بنابراین اگر مفاد «کُلّ یومٍ هوَ فی شأن» این باشد که هر روز و در هر آن بهر چه علم او تعلق پیدا کند آن واقع می‌شود، بنابراین خلق می‌کند و روزی می‌دهد و منع می‌کند، همه افعال از او است، خارج از محدوده علم او چیزی تحقق نمی‌یابد و بلکه خارج از این محدوده صدور فعلی جایز و ممکن نخواهد بود، چنانکه تحقق افعالی که علم او به صدور آن‌ها تعلق گرفته است واجب خواهد بود، زیرا صادر نشدن آن افعال مستلزم جهل او خواهد بود، در حالی که ذات باری از همه انواع جهل و یا عیب و نقص منزه است، از اینجا شبهه مجبور بودن خدا و حتی بندگان خدا را مطرح می‌کنند.
البته این شبهه از طریق مراجعه به وجدان مردود می‌شود، چرا که هر کس به گونه‌ای روش و آشکار در کارها خود را مختار می‌بیند و این در واقع یک نوع شبهه در بدیهیات است مثل این است که کسی در سوزاندن آتش یا گرم کردن آن تردید کند.

*محو و اثبات هر دو از افعال اختیاری الهی است
پاسخ دیگر از این شبهه آن است که اولاً: این شبهه به فرض که وارد باشد مسأله «بداء» و محو و اثبات را رد نمی‌کند، زیرا با اعتقاد به جبر و عدم اختیار، محو و اثبات هم که از جمله افعال الهی است در نهایت امر مانند سایر افعال به جبر یا اختیار واقع می‌شود، به عبارت دیگر قائل به جبر با این شبهه نمی‌تواند محو و اثبات را نفی کند، فقط می‌تواند بگوید محو و اثبات که هر دو از افعال الهی است حتمی الصّدور است.
ثانیاً: جواب صحیح اصل شبهه این است که محو و اثبات هر دو از افعال اختیاری الهی است و مثل سایر افعال از او با اختیار صادر می‌شوند و علم خدا به صدور آن به اختیار نمی‌تواند منافاتی با اختیاری بودن آن داشته باشد، زیرا مفهومش لزوم تأثیر علم در معلوم است و این محال است و همین طور نسبت به افعال بندگان نیز خدا عالم به صدور اختیاری آن‌ها از بندگان است و چنین علمی اختیار بنده را نفی نمی‌کند.
شبهه دوم: این است که اختیار انبیا و اولیا از امور غیبی آینده به خصوص اخبار حضرت رسول خدا(ص) و ائمه طاهرین(ع) با امکان «بداء» در آن‌ها چگونه قابل تفسیر و توجیه است، یعنی آنان چگونه از این همه وقایع بدون ملاحظه اینکه شاید در خبری که می‌دهند «بداء» واقع شود به طور جزم خبر داده‌اند؟
جواب: امکان وقوع «بداء» و وقوع آن در بعض موارد، ‌به معنی وقوع آن در همه موارد نیست، بنابراین خبر غیبی آن بزرگواران ـ که علم‌شان از علم خدا و تعلیم و الهام او نشأت می‌گیرد ـ به واقع نشدن «بداء» دلالت دارد و با امکان وقوع «بداء» منافاتی ندارد.
و اگر شبهه این گونه طرح شود که بر حسب بعضی از روایات در مواردی خبرهای انبیا و ائمه(ع) وقوع نیافته و علت آن را وقوع «بداء» یا اموری دیگر ذکر کرده‌اند و این امر مستلزم اخبار از خلاف واقع و متهم شدن به کذب و موجب وهن مقام نبوت و ولایت می‌شود.
به علاوه شخص نبی یا ولی که از آن خبر می‌دهد یا عالم به وقوع «بداء» است یا عالم نیست، در صورت اولی بدیهی است خبر از وقوع امری که واقع نمی‌شود با علم خبر دهنده از وقوع نیافتن آن کذب است و مقام انبیاء منزّه از آن است، در صورت دوم نیز با احتمال وقوع «بداء» خبر جزمی از امری که وقوع یافتن یا نیافتن آن به سبب احتمال «بداء» محتمل است اگر کذب نباشد، برای صاحب مقام نبوت و امامت چندان موجّه نیست.

*خبرهای ائمه(ع) از امور غیبی «بداء» پذیر نیستند
پاسخ: اولاً بر حسب اخبار معتبر آنچه خداوند از علوم و آگاهی به امور غیبی به نبی و ولی عطا می‌کند و آن‌ها را مأمور اِخبار از آنها می‌‌کند از امور حتمیه است که «بداء» در آن‌ها نیست، مثلاً‌ در خبر پیامبر(ص) از قتل عمار به دست گروه ستمگر یا خبر آن حضرت از شهادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) و شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و سایر مصیبت‌ها که بر اهل بیت(ع) وارد می‌شود و یا اینکه حضرت فاطمه زهرا(س) از اهل بیت اولین کسی خواهد بود که به آن حضرت خواهد پیوست و اینکه دین اسلام عالم‌گیر می‌شود و حضرت مهدی(عج) در آخرالزمان ظهور می‌کند و بیان صفات و خصایص او و ده‌ها خبر مسلم دیگر و همین طور است خبرهای غیبی حضرت امیرالمؤمنین(ع) که بسیاری از آن‌ها را اهل سنت هم روایت کرده‌اند و خبرهای سایر ائمه(ع) از امور غیبی که این خبرها «بداء» پذیر نیستند و به عبارت صحیح‌تر در این وقایع «بداء» واقع نخواهد شد و گرنه آن بزرگواران از آن خبر نمی‌دادند.
اخباری که از وجود «بداء» در خبرهای غیبی ایشان سخن گفته‌است یا بسیار نادر است یا ضعف سند دارند و یا دلالت آن‌ها کامل نیست. به عنوان مثال همین روایت ابی حمزه که بحث آن گذشت.
اگر روایت صحیح هم در این زمینه باشد آن خبر عمرو بن حمق از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که می‌گوید به حضور امیرالمؤمنین(ع) در وقتی که ضربت خورده بود شرفیاب شدم حضرت فرمودند : ای عمرو، من از شما جدا خواهم شد... تا سال هفتاد بلاهایی واقع خواهد شد ـ سه بار این جمله را تکرار فرمودند ـ من عرض کردم یا امیرالمؤمنین(ع) فرمودید:‌ تا سال هفتاد بلاهایی پیش خواهد آمد، آیا بعد از هفتاد گشایش هست؟ فرمودند: بلی ای عمرو! بعد از هر بلایی آسانی و گشایشی است، «وَیَمحُوا اللهُ مَا یَشاءُ وَیُثبِت وَعِندهُ اُمَّ الکِتابِ»؛ خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات می‌کند و امّ الکتاب نزد او است.
این روایت خبر از ظهور و قیام امام زمان(عج) نمی‌دهد، بلکه خبر از یک سنت الهی می‌دهد که «اِنّ مَعَ العُسر یُسرا»؛ مسلّماً با ـ هر ـ سختی آسانی است، با این حال این نکته را هم متذکر می‌شود که وقوع این گشایش در صورتی خواهد بود که «بداء» پیش نیاید به علاوه حضرت با قرائت آیه «وَیَمحُوا اللهُ مَا یَشاءُ وَیُثبِت وَعِندهُ اُمَّ الکِتابِ» در حقیقت می‌خواهند بفرمایند این امر صد در صد حتمی نیست چه بسا «بداء» حاصل شود و مانع از فراهم شدن زمینه آن شود.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

به نقل از پایگاه خبری مهدی پرس:

راى روشن شدن اين حقيقت و به ويژه اينكه آيا وجود مقدس امام زمان ارواحنا له الفداء علم به وقت ظهور خود دارند يا نه ، از بيانات رسيده از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين استفاده مى كنيم .

 

امام باقر و علم رسول اكرم و ساير انبياء عليهم السلام
ابى بصير از حضرت باقر عليه السّلام از كيفيت علم رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى پرسد. آن حضرت مى فرمايند:
سئل على عليه السّلام عن علم النبى صلى الله عليه و آله فقال : علم النبى علم جميع النبيين و علم ما كان و ما هو كائن الى قيام الساعة ثم قال والذى نفسى بيده انى لاعلم علم النبى صلى الله عليه و آله و علم ما كان و ما هو كائن فيما بينى و بين قيام الساعة . (1) 
سؤال شد از على عليه السّلام از علم پيامبر صلى الله عليه و آله ، فرمود: علم پيامبر يعنى علم همه انبياء (يعنى علم همه انبياء در خدمت و نزد رسول گرامى اسلام است ) و پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله عالم به ماكان و مايكون است (آنچه در گذشته بوده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و كارهايى كه در آينده انجام مى گيرد) تا روز قيامت . قسم به خداوندى كه جانم در كف قدرت اوست كه من (على عليه السّلام ) همه دانشهاى رسول معظم صلى الله عليه و آله را مى دانم و از آنچه كه در گذشته در دنيا رخ داده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و امورى كه در آينده عملى خواهد شد عالم هستم .
خواننده عزيز!
اين است شاءن علمى امام عليه السّلام ، و طبق مدارك قطعيه اين مقام به امر خداوند و رسول مكرمش امروز (زمان غيبت ) اختصاص به حضرت بقية الله روحى له الفداء دارد. بنابراين ، چگونه ممكن است كسى كه وارث علوم همه انبياء و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين است و علم ماكان مايكون و ماهو كائن را دارد از مهمترين مساءله حياتى خويش (يعنى روز ظهور و قيامش ) آگاهى نداشته باشد؟ حاشا و كلا، بلكه مى داند ولى چون از اسرار بزرگ الهى است ، نبايد گفته شود؛ لذا فرمودند )) لانوقت(( ، يعنى روز و وقت ظهور را تعيين نمى كنيم .


ائمه معصومين عليهم السلام در پيشگاه خداوند بزرگ
امام صادق عليه السّلام موقعيت وجودى ائمه سلام اللّه عليهم را در اين روايت چنين بيان فرموده اند:
نحن ولاة امر الله و خزنة علم الله و عيبة وحى الله . (2)
1. ما فرمانروايان از طرف خداوند هستيم .
2
. ما خزانه داران علوم الهى هستيم .
3. ما مركز اسرار الهى هستيم .
خواننده عزيز!
چگونه ممكن است كه امام عليه السّلام خازن علم خداوند باشد، مركز اسرار ذات پاك حق باشد - يعنى خداوند اسرار خودش را به دست آنها داده باشد - و از طرف او فرمانرواى عالم هستى باشد اما از روز قيام و هنگام انتقام از دشمنان خداوند كه براى او ذخيره شده است بى اطلاع باشد؟


موقعيت علمى امام عليه السّلام
امام باقر عليه السّلام به راوى مى فرمايند:
والله انا لخزان الله فى سمائه و ارضه لا على ذهب و لا على فضة الا على علمه . (3) 
به خدا سوگند ما خزانه داران خداوند در آسمانها و زمين هستيم و البته نه بر طلا و نقره بلكه بر علم او.
خواننده گرامى !
امروز وجود مقدس امام عصر روحى له الفداء گنجهاى علم خداوند در نزد آن وجود مقدس است ، آنوقت چگونه ممكن است كه از علم به ظهور خود كه در راءس تمام مسائل حياتى عالم آفرينش قرار دارد، بى اطلاع باشد؟
ابى حمزه مى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از خداوند متعال نقل مى كنند كه فرمود:
استكمال حجتى على الاشقياء من امتك من ترك ولاية على والاوصياء من بعدك فان فيهم سنتك و سنة الانبياء من قبلك و هم خزانى على علمى من بعدك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله لقد انباءنىجبرئيل عليه السلام باسمائهم و اسماء آبائهم. (4) 
حجت من بر اشقياى امت تو تمام است ، يعنى آنهايى كه ولايت على بن ابى طالب (عليه السّلام ) و جانشينان بعد از او را نپذيرفتند؛ زيرا در وجود مقدس اميرالمؤ منين و ائمه بعد از او روش شما و همهپيامبران در او و ائمه بعد از او وجود دارد و نيز على (عليه السّلام ) و ائمه بعد از او خزانه دار علم من اند (پس امروز كه حضرت ولى عصر عليه السّلام نگهبان و خزانه دار علم خداوند است ، چگونه مى شود كه علم به وقت و روز و ساعت ظهور از آن حضرت پنهان بماند؟). آنگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: جبرئيل عليه السّلام نامهاى ائمه و نامهاى پدرانشان را به من خبر داده است .


جهات مختلفه دانش ائمه معصومين عليهم السلام
امام موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايند:
مبلغ عملنا على ثلاثة وجوه ماض و غابر و حادث فاما الماضى فمفسر و اما الغابر فمزبور و اما الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا لانبى بعد نبينا. (5) 
دانش ما ائمه بر سه قسم است :
1. علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده اند (مفسر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هر امام(
2
. علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه - سلام اللّه عليها نوشته شده كه امام معصوم از همه آنها باخبر است.)
.3
علم به آنچه در آينده رخ مى دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است ، و اين برترين دانش ماست ، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.


ائمه و رازدارى
امام باقر عليه السّلام به عبدالواحد فرزند مختار مى گويد:
لوكان لا لسنتكم اوكية لحدثت كل امرى ء بما له و عليه . (6)
اگر تملك زبان مى داشتيد و مى توانستيد رازدار باشيد، هر آينه به شما خبر مى دادم از آنچه به زيان و نفع شماست .
خواننده گرامى !
علم امام عليه السّلام نامحدود است و همه چيز در دايره علمش منعكس مى باشد. پس چگونه امام عصر روحى له الفداء از وقت ظهور خود خبر ندارد؟
آرى ، اگر كسى بگويد كه امام عليه السّلام نمى داند چه وقت ظهور مى كند نسبت جهل و نادانى به امام داده و پيداست كه اگر كسى نسبت جهل به امام عليه السّلام بدهد مجازاتش ‍ چه خواهد بود.
آنچه از روايت مذكور استفاده مى شود عدم ظرفيت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمه معصومين سلام اللّه عليهم است (به ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور.)

 

امام صادق عليه السّلام و كتب جفر و جامعه و مصحف فاطمه (س)
ابى بصير گويد:
دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فقلت له جعلت فداك انى اساءلك عن مساءلة هيهنا احد يسمع كلامى ؟ قال فرفع ابو عبدالله عليه السّلام سترا بينه و بين بيت آخر فاطلع فيه ثم قال يا ابا محمد سل عما بدالك قال قلت جعلت فداك ان شيعتك يتحدثون ان رسول الله صلى الله عليه و آله علم عليا عليه السّلام بابا يفتح له منه اءلف باب قال فقال يا ابا محمد علم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السّلام الف باب يفتح من كل باب الف باب قال قلت هذا والله العلم قال فنكت ساعة فى الارض ثم قال انه لعلم و ما هو بذلك قال ثم قال يا ابا محمد و ان عندنا الجامعة و ما يدريهم ما الجامعة ؟ قال قلت جعلت فداك و ما الجامعة ؟ قال صحيفة طولها سبعون ذراعا بذارع رسول الله صلى الله عليه و آله و املائه من فلق فيه و خط على بيمينه فيها كل حلال و حرام و كل شى ء يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى قال تاءذن لى يا ابا محمد قال قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت قال فغمزنى بيده و قال حتى ارش هذا كانه مغضب قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ليس بذالك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا الجفر و ما يدريهم ما الجفر قال قلت و ما الجفر قال وعاء من ادم فيه علم النبيين و الوصيين و علم العلماء الذين مضوامن بنى اسرائيل قال قلت ان هذا هو العلم قال انه لعلم و ليس بذلك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا لمصحف فاطمة عليهاالسلام و ما يدريهم ما مصحف فاطمة (ع )؟ قال قلت و ما مصحف فاطمة ؟ قال مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات والله ما فيه من قرانكم حرف واحد قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ما هو بذاك ثم سكت ساعة ثم قال ان عندنا علم ما كان و علم ما هو كائن الى ان تقوم الساعة قال قلت جعلت فداك هذا هو والله العلم قال انه لعلم و ليس بذاك قال قلت له جعلت فداك فاى شى ء العلم قال ما يحدث بالليل و النهار الامر بعد الامر والشى ء الى يوم القيامة . (7)
شرفياب محضر امام صادق عليه السّلام شدم ، عرض كرم : قربانت گردم ، مى خواهم از شما موضوعى بپرسم آيا در اينجا غير از ما كسى هست كه سخن مرا بشنود؟ مى گويد امام پرده وسط اطاق را بالا زد تا ابى بصير ببيند كه كسى نيست . آنگاه فرمود: اى ابى بصير! هرچه مى خواهى سؤ ال كن عرض كردم : قربانت گردم ، شيعيان شما مى گويند اميرالمؤ منين سلام اللّه عليه يك باب از علم از پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله آموخت كه از آن هزار باب علم بر روى حضرت على باز شده است . حضرت فرمود: اى ابابصير! رسول اكرم صلى الله عليه و آله هزار باب از علم به على عليه السّلام ياد داد كه از هر باب هزار باب علم به روى آن حضرت باز شدابابصير مى گويد عرض كردم : به خدا سوگند، اين است علم . ابى بصير مى گويد:
مولايم ساعتى با انگشتان مباركش بر زمين زد و فرمود: مسلما اين علم است ، اما آن علم كامل و همه جانبه نيست . فرمودند: كتاب جامعه نزد ماست و مردم نمى دانند جامعه چيست . مى گويد عرض كردم : جامعه چيست ؟ فرمود: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع است با ذراع رسول اكرم صلى الله عليه و آله و آن را به زبان مبارك بيان فرموده و حضرت على عليه السّلام نوشته است . به تمام احكام الهى از واجب و حرام و هرچه مردم نياز به آن دارند در آن هست ، حتى ديه و جرم يك خراش . در اين موقع امام صادق عليه السّلام دست مباركشان را بر من زده ، فرمودند: اجازه مى دهى ؟ عرض كردم :مولاى من ! هرچه ميل داريد عمل كنيد. آنگاه حضرت يك نشگون (يا در اصطلاح فارسيها يك پنجير) به من گرفت و فرمود: حتى جزاى اين عمل كوچك هم در آن بيان شده است . در اين موقع امام عليه السّلام به نظر غضبناك مى رسيدند. عرض كردم : قربانت بروم ، والله اين علم است . فرمودند: آرى ، اين علم است اما دانش نهايى نيست . سپس لختى سكوت كردند و سپس فرمودند: در نزد ما كتاب جفر است ، و مردم چه مى دانند جفر چيست . عرض كردم : قربانت شوم ، جفر كدام است ؟ فرمود: ظرفى است كه تمام علوم انبياء و اوصياء و دانشمندان بنى اسرائيل ، همه در آن است . عرض كردم : قربانت گردم ، اين است معنى علم ؟ فرمودند: اين علم است اما باز علم كامل نيست . آنگاه مدتى ساكت ماندند و فرمودند: نزد ماست مصحف مادرم فاطمه ، و مردم چه مى دانند مصحف فاطمه چيست . عرض كردم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمودند: سه برابر قرآن شماست ، به خدا سوگند، يك كلمه از قرآن شما در آن مصحف نيست . عرض كردم : به خدا علم كامل اين است . فرمودند: اين كتاب علم است اما علم كامل نيست . و لحظاتى خاموش شدند، آنگاه فرمودند: در نزد ماست علم به آنچه گذشته و هرچه كه در آينده واقع مى شود تا قيام قيامت . عرض كردم : به خدا سوگند، علم نهايى اين است . فرمودند: اين علم است اما علم كامل نيست . ابى بصير مى گويد عرض كردم : پس علم كامل و نهايى چيست ؟ فرمود: علم كامل آن است كه همواره در تزايد باشد، و بر آنچه در شبانه روز پديد مى آيد، بر فرمانهايى كه صادر مى شود و حوادثى كه تا روز قيامت رخ مى دهد، احاطه داشته باشد.
خواننده عزيز!
اين كتابها و علمها در نزد حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء است . آيا باز هم مى توان باور كرد با اين قدرت بى نهايت علمى ، آن حضرت عالم به روز و سال ظهور و ساعت قيام جهانى اش نباشد؟ ابدا. او مى داند و بايد هم بداند، اما از اسرار بزرگ خداوندى است و كسى به آن آگاهى پيدا نخواهد كرد.
)
اللهم عجل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره (

 

پي نوشته ها :

1- بصائر الدرجات ، ص 147.

2- اصول كافى ، ج 1 / ص 192.

3- همان ماءخذ، ج 1 / ص 192.

4- همان ماءخذ، ج 1 / ص 193.

5- همان ماءخذ، ج 1 / ص 264.

6- همان ماءخذ، ج 2، / ص 17.

7- همان ماءخذ، ج 1 / ص 239

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 14 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در بیماری پيامبر(ص)، حضورش شرفياب شدم، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى‌ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:
فاطمه جان! چرا گريه مى‌کنى؟
عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود؟
فرمود: عزيزم، مگر نمى‌دانى كه خداوند به اهل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم؟
دخترم! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه:
من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى‌باشم و با اين امتيازات پدر تو مى‌باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى‌باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى‌كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى‌باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.
يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً.
اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد... .

 
پی نوشت:
«كشف الغمه،5 - اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 14 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

از روایات فهمیده می شود که تعداد قابل توجهی از سپاهیان مخصوص و ارتش مهدی (عج) از ایرانیان هستند و از آنان با تعبیرهای، اهل ری، اهل خراسان، گنج های طالقان، قمی ها، اهل فارس و ... یاد شده است.
امام باقر (ع) می فرمایند: «نیروهایی با پرچم های سیاه –که از خراسان قیام کرده اند- در کوفه فرود می آیند و هنگامی که حضرت مهدی (عج) در شهر مکه ظهور می کند، با آن حضرت (ع) بیعت می کنند.»
همان حضرت (ع) می فرمایند: «یاران حضرت قائم (عج) سیصد و سیزده نفرند و از فرزندان عجم (غیرعرب) می باشند.»
عبدالله بن عمر می گوید: «پیامبر (ص) فرمودند: «خداوند قدرت شما (مسلمانان) را از عجم ها قرار می دهد، آنان شیرانی هستند که هرگز از رزمگاه نمی گریزند...»
نکته قابل توجه و دقت این است که در روایات از مردم قم به یاوران مهدی (عج) و کسانی که برای گرفتن حق اهل بیت (ع) قیام می کنند، نام برده شده است.
صادق آل محمد (ع) در روایات دیگری در این باره چنین می فرمایند: «خاک قم، مقدس است و اهل قم از ما و ما از آنان هستیم. ستمگری قصد بد به آن نمی کند، مگر اینکه در کیفر او تعجیل می گردد. البته این تا زمانی است که به برادران خود خیانت نکنند و اگر چنین کردند، خداوند ستمکاران بدکردار را بر آنان مسلط می کند؛ اما مردم قم یاران قائم ما و دعوت کنندگان به حق ما هستند.»
آنگاه امام (ع) سر به آسمان بلند کردند و چنین دعا فرمودند: «خداوندا! آنان را از هر فتنه ای حفظ فرما و از هر هلاکتی نجات بخش.»
ابن عباس می گوید: خدمت پیامبر (ص) از فارسیان سخن به میان آمد، آن حضرت (ص) فرمودند: «اهل فارس –ایرانیان- از ما اهل بیت هستند.»
عفان بصری می گوید: امام صادق (ع) به من فرمودند: «آیا می دانی چرا قم را قم نامیده اند؟»
گفتم: خداوند و رسولش و شما بهتر می دانید. فرمودند: «قم را بدین جهت به این اسم نامیدند که اهل آن گرد قائم آل محمد (ص) جمع می گردند و با حضرتش قیام می کنند و در این راه، پایداری از خود نشان می دهند و آن حضرت (ع) را یاری می نمایند.»

پی نوشت ها:
بحارالانوار
فردوس الاخبار
نشانه هایی از دولت موعود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 14 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت الله نجم الدین مروجی طبسی، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در برنامه "نشان صبح" به بررسی روایات مهدوی می پردازد. در این جلسه درخصوص روایاتی که رجعت ائمه معصومین(ع) و حدود نقش آنها در رجعت را تبیین می کند، صحبت خواهیم کرد که آیا رجعت کنندگان حکومت تشکیل می دهند؟ یا در راس حکومت هستند یا نه؟ جنبه تشریفاتی دارند و در کنار امام زمان برای اهمیت ظهور رجعت می کنند؟
ولی باید توجه داشت که روایات در این خصوص مبهم است. آنها اصل رجعت را بیان کرده ولی بیش از این توضیحی داده نشده است.
روایات بیستم در مورد رجعت پیامبر(ص) و رجعت امام علی(ع) و قتل شیطان به دست نبی مکرم بود و اگر خواسته باشیم، این روایت را مورد نقد سندی قرار دهیم، باید بگوییم این روایت مشکل سندی دارد. چون در سندش افرادی هستند که آنها با غلوی که دارند می خواهند نقش خاصی را به امام علی(ع) در عصر بدهند.
روایت قتل شیطان به دست پیامبر(ص) سوای اشکال سندی، معارض دارد. به این معنی که روایات دیگری وجود دارد که این قتل به دست امام زمان(ع) انجام می گیرد. روایتی از امام سجاد(ع) به این مطلب اشاره کرده است که منتخب الانوار مرحوم مجلسی هم همین روایت دارند که شیطان به دست امام زمان(ع) کشته می شود.
همچنین روایتی از امام صادق(ع) در تفسیر عیاشی جلد دوم آمده است. مبنی بر اینکه از امام سوال کردند که یوم الوقت المعلوم چه روزی است؟، امام فرمودند: گمان می بری که روز قیامت است، این نیست. روزی است که خدا اجازه می دهد که ظاهر شود. مهدی(ع) در مسجد کوفه مستقر هستند که ابلیس وارد می شود دو زانو در برابر آقا می نشیند و امام از موی سر او را می گیرد و به قتل می رساند.
این روایت را عیاشی، طبری در دلایل الامامه، تاویل الایات، تفسیر آیت الله صافی و کتاب مرحوم بحرانی و مرحوم مجلس در دو جای بحار این روایت را نقل می کنند.
روایت سوم روایتی است از امام هادی(ع) که مرحوم صدوق از معان الاخبار نقل می کند. این روایت را حضرت عبدالعظیم(ع) از امام هادی(ع) نقل کرده اند. با این مضمون که در دوران حضرت مهدی(ع) شیطان سنگسار می شود. البته قبل از ظهور به وسیله لعن رجم می شود. این حدیث در تفسیر آیه 70 سوره صاد نیز آمده است.
این روایت را نمی توان معارض قرار داد. چون صراحتی ندارد. رجم یعنی چه؟ اینکه یا به وسیله رجم کشته می شود، یا سر او بریده می شود، مفهوم روشنی ندارد. این روایت را مجمع البحرین، برهان بحرانی در دوجا و بحار الانوار نقل می کند.
روایت دیگر روایتی است که مرحوم قمی نقل می کند، امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر(ص) سر شیطان را در بیت المقدس می برد و قتل شیطان به دست پیامبر(ص) در بیت المقدس صورت می گیرد. دو روایت دیگر در این مورد است که پیامبر شیطان را می کشد. این روایت را برهان، بحار الانوار، نور الثقلین و معجم جلد 7 نقل می کند.
روایت بعدی از امام رضا(ع) است. در این روایت اشاره نشده که شیطان به دست چه کسی کشته می شود. فقط بیانشان نسبت به یوم الوقت المعلوم است، امام این روز را روز ظهور می داند و پایان عمر شیطان در ظهور امام زمان(ع) است.
امام می فرماید: تقیه کنید تا زمان وقت معلوم و او روز خروج مهدی(ع) است و از امام پرسیدند: مهدی کسیت؟ فرمودند: چهارمین فرزند من است، در دوران امام زمان دیگر ظلمی نیست و هر چه هست طهارت زمین است. این نشان می دهد که بعد از قتل شیطان زمین طاهر می شود.
امام رضا(ع) در این روایت به جزئیات اشاره می کنند؛ چهارمین فرزند من است، غیبت می کند و با آمدن امام زمان(ع) دیگر ظلمی نیست. روایاتی که نقل شد مبنی بر اینکه قتل شیطان به دست پیامبر(ص) صورت می گیرد. به این معنی است که با ظهور امام عصر(ع) هنوز ظلم و بی عدالتی است و تازه بعد از رجعت پیامبر(ص) و کشتن شیطان عدالت گسترش پیدا می کند و این با دیگر روایات تعارض دارد. یعنی هنوز عدالت کاملا مستقر نشده است.
این روایت نورانیت خاصی دارد و آثار صدق بر این روایت صادر است. این روایت نشان می دهد که یوم الوقت معلوم روز ظهور است. پس جریان قتل شیطان هم در ظهور است. در این روز با کشته شدن شیطان میزان و عدالت نصب می شود و ظلم از بین می رود.

 پی نوشت:
این روایت را کمال الدین، کفایت الاثر، اعلام الورا، غایت المرام بحرانی، منتخب الاثر صافی و معجم نقل کرده است.
منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 10 مرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

ما از لغزشهائى كه از بعضى شيعيان سرمي زند از وقتى كه بسيارى از آنها ميل به بعضى از كارهاى ناشايسته‏ اى نموده‏ اند كه نيكان گذشته از آنها احتراز مي نمودند و پيمانى كه از آنها براى توجه به خداوند و دورى از زشتى‏ ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‏ اند اطلاع داريم.

 

احمد بن على بن ابى طالب طبرسى در كتاب «احتجاج» مى‏ نويسد:

مكتوبى در اواخر ماه صفر سال ۴۱۰ (هجرى) از ناحيه مقدسه امام زمان عليه السّلام به شيخ مفيد محمّد ابن محمّد بن نعمان قدس اللَّه روحه رسيد رساننده آن مكتوب گفته است كه آن را از ناحيه اى متصل به حجاز آورده، مضمون توقيع اينست:

اين مكتوبى است براى برادر با ايمان و دوست رشيد ابى عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان: شيخ مفيد ادام اللَّه اعزازه كه از جمله پيمانهائى است كه بوديعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گرديده است.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم
سلام بر تو اى دوست مخلص در دين كه در اعتقاد به ما با علم و يقين امتياز دارى. ما شكر وجود تو را بپيشگاه خداوندى كه جز او خدائى نيست برده و از ذات بيزوالش مسألت مي نمائيم كه رحمت پياپى خود را بر آقا و مولى و پيغمبر ما محمّد و اولاد طاهرين او فرو فرستد، و به تو كه پروردگار توفيقاتت را براى‏ يارى حق مستدام بدارد، و پاداش تو را با سخنانى كه از جانب ما ميگوئى با صداقت افزون گرداند، اعلام مي داريم كه: به ما اجازه داده شده كه تو را بشرافت مكاتبه مفتخر سازيم و موظف بداريم كه آنچه به تو مي نويسيم به دوستان ما كه نزد تو مي باشند برسانى. خداوند آنها را به طاعت خود عزيز بدارد و با حفظ و عنايات خود مشكلات آنها را برطرف سازد
خداوند تو را با امداد خود بر دشمنانش كه از دينش بيرون رفته ‏اند، پيروز گرداند و در رسانيدن به كسانى كه اطمينان بآنها دارى بطرزى كه ان شاء اللَّه مى‏ نويسيم عمل كن.

هر چند ما در جايى منزل كرده ‏ايم، كه از محل سكونت ستمگران دور است و اين هم بعلتى است كه خداوند صلاح ما و شيعيان با ايمان ما را تا زمانى كه دولت دنيا از آن فاسقان مي باشد در اين ديده است، ولى در عين حال از اخبار و اوضاع شما كاملا آگاهيم و چيزى از آن بر ما پوشيده نمي ماند. 

ما از لغزشهائى كه از بعضى شيعيان سرمي زند از وقتى كه بسيارى از آنها ميل به بعضى از كارهاى ناشايسته‏ ای نموده‏ اند كه نيكان گذشته از آنها احتراز مي نمودند و پيمانى كه از آنها براى توجه به خداوند و دورى از زشتى ‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته ‏اند اطلاع داريم. گويا آنها نمي دانند كه ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‏ كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ‏ايم، و اگر جز اين بود از هر سو گرفتارى بشمار و مى ‏آورد و دشمنان شما، شما را از ميان مي بردند.

امتحانى كه هر كس مرگش رسيده باشد، در آن نابود مى‏ گردد و آن كس كه به آرزوى خود رسيده باشد از ورطه آن بسلامت مي رود آن فتنه و امتحان علامت حركت ما و امتياز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ماست. خداوند هم نور خود را كامل مى ‏گرداند هر چند مشركان نخواهند.

خود را از دشمنان نگاهداريد و از افروختن آتش جاهليت بپرهيزيد. كسانى‏ كه در اين فتنه بجاهاى پنهان، پناه نبرده و در سرزنش آن، راه پسنديده گرفته ‏اند چون ماه جمادى الاولى سال جارى فرا رسيد، بايد از آنچه در آن ماه روى مي دهد، عبرت بگيريد، و از آنچه بعد از آن واقع مى‏ شود، از خواب غفلت بيدار شويد.

عنقريب علامت آشكارى از آسمان براى شما پديد مى‏ آيد و نظير آن در زمين نيز ظاهر مى‏ گردد كه مردم را اندوهگين ميكند و بوحشت مى ‏اندازد.
آنگاه مردمى كه از اسلام خارج شده ‏اند بر عراق مسلط ميگردند و بواسطه سوء اعمال آنها اهل عراق دچار ضيق معيشت مي شوند، سپس اين محنت با مرگ يكى از اشرار از ميان ميرود؛ و از مردان او پرهيزكاران خيرانديش خشنود مي گردند، و مردمى كه از اطراف عالم آرزوى حج بيت اللَّه دارند، به آرزوى خود ميرسند و به حج مي روند. 

هر مردى از شما بايد بآنچه كه بوسيله دوستى ما به آن تقرب مي جست عمل كند. و از آنچه مقام او را پست ميگرداند و خوش آيند ما نيست اجتناب نمايد زيرا خداوند بطور ناگهانى انسان را برانگيخته مي كند؛ آنهم در وقتى كه تو به سودى بحال او ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما نجات نميدهد. خداوند تو را برشد و كمال الهام بخشد و با لطف خود به رحمت واسعه خود توفيق دهد.

 

 پی نوشت:

مهدى موعود ( ترجمه جلد ۵۱ بحار الأنوار)، متن، ص۱۲۴۶تا۱۲۴۹.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

مواردی تحت عنوان علائم و نشانه های ظهور وجود دارند که نمی توان آنها را انکار کرد و البته مشکلی هم که وجود دارد این است که نمی شود مصداق حتمی برای بعضی از آنها مشخص کرد/علائم به ما یاد می دهند که چگونه باید حرکت کنیم، نباید آنها را با حوادث تطبیق دهیم بلکه باید به آنها به دید یک دستورالعمل نگاه کرد

می توان مهدویت را با رویکردهای متفاوتی مورد بحث قرار داد، رویکردهای کلامی، روایی، فلسفی و ادبی که مهدویت در آنها مورد بحث قرار می گیرد.

رجوع به آیاتی از قرآن کریم که شان نزول آن در مورد مهدویت است ، یکی دیگر از رویکرد های موجود به مهدویت است: امروزه 2114 آیه از قرآن کریم شناسایی شده که شان نزول آنها در مورد مهدویت است یعنی تقریبا یک سوم قرآن به این مسئله مهم می پردازد.

دیوان حافظ نیز نمونه بازر رویکرد ادبی در حوزه مهدویت است با توجه و تامل در اشعار حافظ می توان دریافت که سرتاسر اشعار دیوان حافظ مملو از توجه به مهدویت است.

مواردی تحت عنوان علائم و نشانه های ظهور وجود دارند که نمی توان آنها را انکار کرد و البته مشکلی هم که وجود دارد این است که نمی شود مصداق حتمی برای بعضی از آنها مشخص کرد، چرا که اگر بعد از تعیین مصداق خلاف آن اثبات شود موضوع مهدویت زیر سوال می رود.

 

هرگونه که بخواهیم تحلیل علمی کنیم و علائم ظهور را نادیده بگیریم نمی توانیم این را انکار کنیم که در جهان امروز اتفاقاتی دارد رخ می دهد که نسبت به حوادث 30 سال پیش بسیار متفاوت است و نمی توان اهمیت این حوادث را با هم مقایسه داد.

همین طور پشت سر هم تحولاتی را می بینیم که تا حالا ندیده بودیم، جوانان ما امروز دارند تحولاتی را درک می کنند که قبلا نبود و این تحولات به سرعت در حال گذر است.

ما باید به دنبال علائم برویم و نباید منتظر باشیم تا آنها به سراغ ما بیایند . علائم به ما یاد می دهند که چگونه باید حرکت کنیم، نباید آنها را با حوادث تطبیق دهیم بلکه باید به آنها به دید یک دستورالعمل نگاه کرد.

به عنوان مثال یکی از مواردی که در بحث ظهور گفته می شود این است که اولین طلیعه سپاه سفیانی را که به سمت شما آمد بزنید، این یک دستورالعمل کلی برای ما است که هر وقت دشمنان به شما حمله کردند ابتدا پیش قراول یا جلودار آنها را بزنید.

مجموع روایات موجود نشان می دهد که در جهان تحولات بسیار شدیدی با محوریت خاورمیانه اتفاق خواهد افتاد

مجموع روایات موجود نشان می دهد که در جهان تحولات بسیار شدیدی با محوریت خاورمیانه به سمت آگاه شدن انسان ها در حال وقوع است که این آگاهی همه انسان ها به غیر از مستکبرین را به سمت امام زمان(عج) ترغیب می کند و طوری می شود که مردم جهان فوج فوج به نزد امام زمان(عج) می آیند و اسلام می پذیرند.

ارتباط عجیب بین واقعه عاشورا و ظهور و پیوستن دلها و جانها به امام زمان / بر خلاف تصور همه بنی امیه در طول تاریخ از بین نرفتند بلکه باقی ماندند و منشا بسیاری از تحولات امروزی هستند/ داعش و عناصر تکفیری ضد اهل بیت در سوریه و عراق ادامه بنی امیه است

در این میان ارتباط عجیبی بین واقعه عاشورا و ظهور  وجود دارد. موضوع گرفتن انتقام خون سید الشهداء(ع) در آخر الزمان و اینکه مردم در آن زمان زیر پرچمی با شعار یا لثارات الحسین جمع می شود موضوعی است که نشان می دهد بین عاشورا و ظهور ارتباط نزدیکی وجود دارد.

 

با مرگ یزید و انقراض بنی امیه این طور می نمود که بحث انتقام از قاتلین امام حسین(ع) در زمان ظهور بی معنی باشد اما تحولات اخیر سوریه خیلی از مسائل را روشن کرد، واقعیت امر این است که بر خلاف تصور همه بنی امیه در طول تاریخ از بین نرفتند بلکه باقی ماندند و منشا بسیاری از تحولات امروزی هستند. 

داعش و عناصر تکفیری ضد اهل بیت در سوریه و عراق ادامه بنی امیه است. عاشورا نقطه عطف تاریخ جهان است و حوادث جهان باید به دو دسته قبل و بعد از عاشورا تقسیم و مورد بررسی قرار گیرد.

 حزب شیطان به این باور رسیده بود که می تواند در عاشورا کار را تمام کند و با شهادت سیدالشهداء به پیروزی برسد اما حزب الله در جریان عاشورا پرچمی برای تمام تاریخ برافراشتند و آن پرچم موجب شد فرآیند تمدن سازی از عاشورا شکل گیرد.

 

عاشورا بنی امیه را زمین زد و بعد از آن بود که نهضت علمی در جهان شکل گرفت و در زمان امام رضا(ع) به اوج خود رسید و موجب تمدن سازی شد.

سختگیری های دستگاه عباسی بعد از امام رضا(ع) موجب شد رابطه بین ائمه و شیعیان محدود شود و آنها کم کم با مسئله غیبت آشنا شوند.

1400 سال طول کشید تا بر اساس علومی که ائمه ارائه دادند در همه زمینه ها آدم ها درست شوند و به وسیله همین ها بود که انقلاب اسلامی شکل گرفت.

جنگ آخرالزمان یک بار با بنی امیه و یک بار با یهود است، دشمن اصلی کیست؟/ شیطان؛ دشمن اصلی

از احادیث و روایات اینگونه بر می آید که جنگ آخرالزمان یک بار با بنی امیه و یک بار با یهود است و حال سوال این جا است که بالاخره باید با یهود جنگید و یا با بنی امیه و سفیانی ؟

قرار بود آدم (ع) و پیامبران بعد از او مقدمات یک حکومت جهانی را آماده کنند و تمامی مومنان و انبیاء این مسئله را می دانستند و شیطان نیز بعد از آنکه تکبر ورزید و از سجده کردن بر آدم سر باز زد قسم خورد که نگذارد این جریان اتفاق بیافتد و در مقابل آن بایستد.

حکومت جهانی امام زمان و رجعت مقدمه قیامت است

حکومت جهانی امام زمان(عج) مقدمه ضروری قیامت است ، این که چرا باید این حکومت شکل گیرد واقعیت این است که برای برپایی قیامت نیازمند دو مقدمه ضروری است، اول حکومت جهانی امام زمان و دوم رجعت و تا این دو مسئله اتفاق نیافتد قیامتی برپا نمی شود چرا که این دو مقدمه ضروری قیامت هستند.

انبیاء ما هم با آگاهی از این موضوع از روز اول آمدند تا مقدمات این حکومت را فراهم کنند اما شیطان بنا به قسمی که خورده بود همواره مانع از این کار بود.

اختلاف بین برادران مهم ترین حربه شیطان

با نگاه به داستان هابیل و قابیل میفهمیم همواره اختلاف بین برادران مهم ترین ابزاری بوده که شیطان از آن برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند.

امروز هم دشمنان ما با استفاده از همین اختلاف بین شیعه و سنی سعی دارند به اهداف خود برسند، ما باید نسبت به این موضوعات هوشیار تر عمل کنیم.

چرا عراق مهم است؟

در روزهای اخیر شاهد سفر جان کری به عراق و مذاکرات او برای تقسیم عراق به سه کشور هستیم، این ها نشان می دهد که آنها دارند موضوع تجزیه عراق را جدی می کنند. 

 

عراق مرکز تمدنی جهان است و طبق روایات ما در آخر الزمان پایتخت حکومت جهانی شهر کوفه است که در عراق قرار دارد، دشمنان جریان مهدویت با آگاهی از این موضوع همواره به دنبال تسخیر این منطقه و کنترل آن بودند.

شکست اخوان در مصر نمایانگر اهمیت ولایت فقیه بود

طبق روایات ما مصر محل منبر امام زمان است، البته این را نیز نباید نادیده گرفت که این کشور از سالها پیش با تاسیس دانشگاه الازهر مرکز علوم اسلامی در جهان شد و این مسئله باعث شده همواره این دانشگاه محل مباحثه فرق اسلامی با یک دیگر باشد.

اخوان المسلمین بزرگترین حزب سیاسی جهان اسلام بود و همه فکر می کردند بعد از انقلابی که در مصر انجام دادند بتوانند کل دنیا را تسخیر کنند اما با این همه قدرت در کمال تعجب حتی یک سال هم دوام نیاوردند و اینکه امروز می بینیم انقلاب اسلامی ایران بعد از 36 سال با این همه مشکلات سر پا ایستاده نشان دهنده قدرت انقلاب اسلامی و ناشی از تمسک به موضوع ولایت فقیه است.

آمادگی برای ظهور مدت انتظار را کاهش می دهد

بعد از درگذشت حضرت یوسف(ع) به خاطر اینکه قوم بنی اسرائیل آماده نبودند برای آنها 400 سال انتظار نوشته شد و فرعون به نمایندگی از حزب شیطان بر آنها تسلط پیدا کرد، اما قوم بنی اسرائیل در این مدت خودشان را خوب نشان دادند و خداوند ظهور حضرت موسی را 170 سال پیش انداخت و آنها تنها بعد از گذشت 230 سال از انتظار رهایی یافتند.

آمادگی جامعه برای پذیرش منجی مهم ترین عامل زمان انتظار است که بسته به آمادگی یا عدم آمادگی جامعه زمانش کم یا زیاد می شود.

لذا مسئله ولایت پذیری و اطاعت از ولایت رکن مهم تمدن اسلامی است ، بعد از نجات قوم بنی اسرائیل توسط موسی(ع) از دست فرعون، آن حضرت به مدت 15 سال آموزش های لازم جهت تشکیل یک حکومت دینی را به این قوم در بیابان داد و آنها را برای حمله به بیت المقدس و گرفتن آن منطقه آماده کرد، اما در پایان کار قوم از جنگیدن به هراس افتادند و از تبعیت از ولایت دست کشیدند، موسی(ع) هم نفرین کرد و به مدت 40 سال بین آنها و ولایت فاصله افتاد و آنها در بیابان سرگردان بودند. 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 13 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

حکومت آینده حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمىِ به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متّکی به ایمانها و اراده‌ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یکحکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدّعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردم‌سالاری را روی آن گذاشته‌اند، همان دیکتاتوریهای قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بین گروههاست و مردم در این میان هیچکاره‌اند. یک گروه به قدرت دست پیدا میکند و در سایه قدرت سیاسی ای که همه زمامهای امور را در کشور در اختیار او میگذارد و با سوءاستفاده از این قدرت، ثروت و پول و سرمایه به نفع خود گردآوری میکند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره قدرت مصرف میکند. دمکراسیهای امروز دنیا بر پایه تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست. امروز در دنیا هرجا شعار دمکراسی میدهند، شما ببینید برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار میکنند! پول خرج میکنند. دمکراسی در پنجه اقتدار پول اسیر است. مردم‌سالاری امام زمان -یعنی مردم‌سالاری دینی - با این روش، به‌کلّی متفاوت است.15

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 13 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

ویژگی های امام مهدی (عج)

حاکم مستضعفان

«واژه «مستضعف» ازماده «ضعف» است، اما چون به باب استفعال برده شده به معنی کسی است که اورا به ضعف کشانده اند و دربند و زنجیر کرده اند. به تعبیر دیگر مستضعف کسی نیست که ضعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد.

مستضعف کسی است که نیروهای بالفعل و بالقوه دارد، اما از ناحیه ظالمان و جباران سخت در فشار قرار گرفته، ولی با این حال در برابر بند و زنجیر که به دست و پای او نهاده اند ساکت و تسلیم نیست و پیوسته تلاش می کند که زنجیرها را بشکند و آزاد شود، دست جباران و ستمگران را کوتاه سازد و آئین حق و عدالت را برپا کند.

همچنین اگر بشر به وظیفه خود در قبال امامت عمل نکند، پدیده «استضعاف امامت» پیش می آید. 
استضعاف امامت یعنی تضعیف امامت و بی یاور گذاشتن آن. آنگاه که جامعه ای جریان امامت را تنها گذارد و منطق آن را نپذیرد و آن را در اقلیت قرار دهد و به انزوا سوق دهد، گفته می شود که امامت را تضعیف کرده اند. استضعاف امامت، کاهش نقش آن در جامعه و به طور مشخص کنار گذاشتن آن از جریان حکومت و حاکمیت می باشد.

ره آورد استضعاف امامت دو چیز بوده است: اول «خانه نشینی امام» و دوم «غیبت امام» بر همین اساس می توان این مقطع از تاریخ امامت را به دو دوره خانه نشینی و غیبت تقسیم کرد. دوره اول یعنی خانه نشینی امام، تا پیش از آخرین امام است و دوره غیبت، مربوط به امام آخرین. در مکتب اسلام تعداد امام، معین و محدود است، از این رو در آخرین امام، پدیده خانه نشینی که نهایت آن شهادت است رخ نمی دهد، بلکه برای وضعیت آخرین امام، تدبیر خداوند متعال غیبت و سپس ظهور است.»2

با ظهور حضرت حجت علیه السلام طبق وعده ی الهی، مستضعفان حاکمیت و حکومت را بر دست خواهند گرفت. و حاکم مستضعفان امامی خواهد بود که به امر الهی قرنها در پرده غیبت و منتظر اجرای احکام و اوامر الهی برای تحقق حکومت مستضعفان است.

اسلام و مستضعفان

«اسلام هيچ‌گاه روى خوش به مستكبران و طاغوتيان نشان نداده است، چنان‌كه در آغاز، حامى پيش برندۀ اسلام افراد مستضعفى همچون بلال، سلمان، جويبر، خبّاب، عمّار، سميّه و ... بوده‌اند.

پيامبر خدا صلى اللّه عليه و اله به اين گروه از افراد توجّه خاصّى داشت، حتى همۀ اموال همسرش خديجه عليها السّلام را در اين راه مصرف نمود و خود عملا همچون مستضعفان مى‌زيست و بيشتر با آنها محشور بود.»3

«در دوران حكومت عدل محمدى «ص» و علوى «ع» نظام ارزشى و حقوقيى حاكم گرديد كه در قانون و اجرا و انديشه و عمل، جانبدار محرومان و تحقق‌بخش حاكميت آنان بود، و همۀ ارزشهاى اشرافيگرى و نظام حقوقى طبقاتى توانگران و زراندوزان را زير پا گذاشت، و همۀ امتيازات طبقات بالا را كنار زد، و اميران و شاهان و سرمايه‌داران و توانگران و قارونان جامعه را با بردگان و بينوايان و فرودستان يكسان ديد، و در برابر قوانين، همسان به حساب آورد، و در برابر هرگونه باج خواهى و امتيازطلبى استوار و قاطع ايستاد، و تعاليمى ارزنده و زندگى‌ساز در اين زمينه‌ها به توده‌هاى مردم آموخت.

در تفسير اين آيه: «وَ اِصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ اَلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ اَلْعَشِيِّ4: خويشتن را به همراهى با كسانى شكيبا ساز، كه صبح و شام پروردگار خويش را مى‌خوانند. . .» ، رسيده است: كسانى (از قريش) كه پيامبر «ص» از آنان به منظور تمايل يافتن به اسلام دلجويى ميكرد (مؤلفة قلوب) ، نزد او آمدند. . . و گفتند: اى پيامبر خدا! اگر در صدر مجلس بنشينى و اين بينوايان و بوى گند ايشان را از ما دور كنى-و آن بينوايان جبه‌هايى پشمين (و ژنده) بر تن داشتند-ما در كنار تو خواهيم نشست، و به سخنان تو گوش فراخواهيم داد، هيچ‌چيز جز اينان مانع درآمدن ما نيست، پس چون آيۀ يادشده نازل شد، پيامبر «ص» برخاست و به جستجوى ايشان (يعنى آن بينوايان و مستضعفان) برآمد، و در پايين مسجد به ايشان رسيد، كه ذكر خدا مى‌كردند، چون آنان را ديد گفت: سپاس خداى را كه مرا از جهان نبرد تا آنكه فرمان داد كه خويشتن را به نشستن با مردانى از امتم شكيبا سازم (و عادت دهم) ، زيستن من با شما است و مردن من با شما خواهد بود.بارى چنين دوره‌هاى درخشانى در طول تاريخ تحقق يافت، و روزگارانى-اگرچه محدود-آيين عدل و حق بر جامعه‌هايى پرتو افكند، و آسايش و آرامش و امنيت واقعى را براى انسانها به ارمغان آورد، ليكن اين دوره‌ها پايدار نماند و پس از درگذشت رهبران راستين، بظاهر مغلوب باطل گرديد، و روزگار سياه ستم و بيداد و تجاوز و تبعيض، به دست طاغوتان سياسى و اقتصادى و نظامى سايه گسترد، و راحت و آسايش و امنيت را از مردمان بگرفت، و مستضعفان را در چنگال اهريمنى خود بفشرد، و راه تنفس را بر آنان ببست. و بدينسان روزگاران سياه تاريخ انسان، در بيشتر دوره‌ها رقم خورد، و زندگى مستضعفان با اين رنجها و اندوهها و فشارها بگذشت.

اكنون پس از دوران طولانى ستم‌سالارى و بيدادگرى و حاكميتهاى ستم بنياد طبقاتى و اشرافيگرى، تاريخ به پيش مى‌رود تا ديگربار به دوران حاكميت مستضعفان و امامت عدل مهدوى «ع» گام گذارد، و به‌طور كامل زمام امور جامعه را به دست فرودستان مظلوم بسپارد و همۀ آباديها را از طاغوتان و قارونان و سركشان و سلطه‌طلبان تصفيه كند.»5

مستضعفان در قرآن

وَ أَوْرَثْنَا اَلْقَوْمَ اَلَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا اَلَّتِي بارَكْنا فِيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ اَلْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ6

-خاوران و باختران زمين را، كه به آنها بركت داده بوديم، ميراث قومى قرار داديم كه فرودست (مستضعف) نگاهداشته مى‌شدند؛ و وعدۀ نيكوى پروردگار به بنى اسرائيل-به سبب صبرى كه كرده بودند-انجام يافت؛ ما آنچه را فرعون و قومش مى‌ساختند و آنچه برمى‌افراشتند، ويران كرديم.

اين آيه دربارۀ زوال حاكميت طاغوتى فرعون و تأسيس حكومت مستضعفان به دست پيامبر بزرگوار حضرت موسى «ع» است.

قرآن كريم:

وَ اُذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي اَلْأَرْضِ، تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ اَلنّاسُ، فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ، وَ رَزَقَكُمْ مِنَ اَلطَّيِّباتِ، لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.7

-زمانى را به ياد آوريد كه شمارى اندك بوديد (در ميان دشمنان بسيار) و شما را در زمين (مكه) فرودست (مستضعف) مى‌شمردند، و بيم آن داشتيد كه با يك هجوم كارتان را بسازند، در آن حال، خداوند پناهتان داد، و ياريتان كرد، و روزيهاى پاكيزه بخشيد، تا مگر سپاس داريد.

اين آيۀ كريمه دربارۀ تأسيس دولت محمدى «ص» و نجات مستضعفان جزيرة العرب به دست پيامبر مستضعفان حضرت محمد «ص» است. اين دولت پس از پيامبر اكرم «ص» در مدت زمان امامت امام على «ع» نيز ادامه يافت، و روح اصلى آن‌كه مستضعف‌گرايى و حمايت از محرومان و پابرهنگان و طرد و نفى مستكبران و زراندوزان و طاغوتان بود كاملا پايدار ماند، و آخرين روزهاى حكومت عدل علوى، آخرين روزگار حاكميت اين خط اصيل اسلامى بود.  

*وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً...8

- خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند وعده داد كه بيقين در روى زمين ايشان را خليفه كند، همچنان‌كه مردمى را كه پيش از آنها بودند خليفه ساخت. و دينشان را-كه خود براى ايشان برگزيده بود- استوار سازد، و وحشتشان را به امنيت بدل كند و آنان مرا مى‌پرستند و هيچ چيز را با من شريك نمى‌كنند. . .

منظور از صالحان مؤمن كه در آيه ياد شده‌اند به جهاتى چند مستضعفانند:

١ - نخست اينكه «صالحان مؤمن» عموما در طول تاريخ از طبقۀ محرومان بوده‌اند.

و طبق آيات فراوان قرآن كريم، طبقات اشراف و مترفان و مسرفان و مستكبران نوعا فاسد و منحرف و مخالف حق و عدل بوده‌اند. در قرآن كريم آمده است:

*وَ ذَرْنِي وَ اَلْمُكَذِّبِينَ أُولِي اَلنَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلاً.9

- تكذيب‌كنندگان صاحب نعمت را به من واگذار. و اندكى مهلتشان ده.

 ٢ - در اين آيه از تمكين و استوارى و استقرار دين خدا سخن رفته است، و استوارى و استقرار دين در اجتماعى امكان دارد كه جامعه داراى طبقات و تشكيل شده از دو طبقۀ مستكبر و مستضعف (زير سلطه و سلطه‌طلب) نباشد. و اين‌چنين اجتماعى بى‌ترديد جامعۀ فرودستان و مستضعفان است، كه از طبقات زر به دست و زورمدار و مستكبر تصفيه شده است.

 ٣ -در فرازهاى آخر آيۀ شريفه، از امنيت اجتماعى و رخت بربستن ترسها و دلهره‌ها و بيمها سخن رفته است. روشن است كه انواع ترسها و بيمها و دلهره‌ها از سوى چه كسانى بر توده‌هاى مردم تحميل مى‌شود. اين سلطه‌طلبان و قدرتمندان مالى و سياسى و نظامى هستند كه توده‌هاى مردم را مى‌ترسانند و با شيوه‌هاى ارعاب و ايجاد نگرانى و دلهره حاكميت و سلطه خود را تداوم مى‌بخشند. و اين طبقۀ فرودست و ناتوان (طبقۀ بيم‌پذير) است كه چاره‌اى جز تسليم و بيم‌پذيرى ندارد.

بنابراين، آيه يادشده كه دربارۀ حاكميت فراگير قرآنى، در جامعه‌هاى بشرى سخن مى‌گويد، حاكميت محرومان و مستضعفان را در نظر دارد.

شيخ طبرسى در تفسير اين آيه مى‌گويد:

«از امامان اهل بيت روايت شده است كه اين آيه، دربارۀ مهدى آل محمد«ص» است. شيخ ابو النضر عيّاشى، با اسناد خود، از حضرت امام زين العابدين «ع» روايت كرده است كه اين آيه را خواند و فرمود: «اينان به خدا سوگند شيعۀ ما هستند، خدا اين كار را در حق آنان به دست مردى از ما خواهد كرد. و اين مرد مهدى اين امت است. . .» و چنين مطلبى دربارۀ اين آيه، از امام محمد باقر «ع» و امام جعفر صادق «ع» نيز روايت شده است»10

وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ، وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً، وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ.11

-ما مى‌خواهيم به مستضعفان زمين نيكى كنيم، يعنى: آنان را پيشوايان سازيم و وارثان زمين.

اين آيه بصراحت، از امامت مستضعفان سخن گفته است، و فرودستان و مستضعفان را ميراث بر آن زمين معرفى كرده است، دربارۀ دوران ظهور و رستاخيز قيام مهدى آل محمد «ص» است، كه به دست آن منجى بزرگ اين وعدۀ خدايى تحقق مى‌پذيرد.

امام على علیه‌السلام:

هم آل محمد، يبعث اللّه مهديّهم بعد جهدهم، فيعزّهم و يذلّ عدوّهم. 12

- ايشان (مستضعفان ميراث بر زمين)، خاندان پيامبرند، كه خداوند پس از سختيها، مهدى ايشان را برانگيزد، و به آنان عزّت بخشد و دشمنانشان را خوار سازد.

و واضح است كه حكومت آل محمد «ص» يعنى همان حكومت مردم مستضعف و رسيدن محرومان به حق خود.

از نظر ديگر نيز براى اجراى عدالت راستين، حاكميت فرودستان محروم ضرورت دارد، زيرا كه در تمامى دوران گذشتۀ تاريخ مورد اصلى ظلم و بى‌عدالتى، طبقات محروم بوده‌اند و سرانجام بايد پديدۀ ناهنجار و ضد بشرى «استضعاف» -كه تعبيرى از همۀ ظلمها و ستمهاست-از ميان برود، و انسان از زير بار سنگين و شكننده آزاد شود.

در اين راستا و براى اين امر مهم، مبارزه با علل اصلى استضعاف ضرورتى اجتناب ناپذير است. روشن است كه زورمندان و زر به دستان، دو عامل اصلى استضعاف بخشهاى عظيم انسانى در گذشته و اكنون بوده‌اند و هستند. هرظلم و ستمى كه به محرومان و بى‌پناهان شده است، يا مستقيم به دست حكومتهاى اشرافى و مرفّه انجام گرفته است، و يا به دست طبقات اشراف و سرمايه‌داران و قارونانى كه در زير چتر حمايت حكومتهاى مستكبر قرار داشتند و با حمايت قانونى و عملى آنها راه ظلم و تحميل و استثمار را هموار مى‌ساختند. اين نظامها و جريانهاى ضد بشرى هنگامى پايان مى‌يابد كه حكومت و قدرت سياسى و نظامى جامعه فقط و فقط به دست طبقات محروم و مستضعف سپرده شود. دفاع از حقوق پايمال‌شدۀ فرودستان و مستضعفان آنگاه امكان دارد كه حاكميت به دست آنان سپرده شود. هرحكومتى هرچه صالح باشد نمى‌تواند حقوق محرومان را به آنان بازگرداند، مگر اينكه خود از اين طبقه باشد و دردهاى اين طبقه را با تمام وجود خويش لمس كرده باشد. و اين چگونگى تحقق نمى‌پذيرد مگر اينكه طبقۀ حاكم از مستضعفان باشند. تنها و تنها در اين صورت است كه مى‌توان اميد داشت در قانون و اجرا، و در تئورى و عمل، جانب محرومان رعايت گردد، و پايگاههاى استكبار و قدرت و سلطه واژگون شود، و پديدۀ «استضعاف» از سرزمين زندگى محو گردد. در غير اين صورت، ادعاهايى فريبكارانه است كه گوش تاريخ را پر كرده است.

از اينرو، حاكميت مستضعفان، از شاخه‌هاى اصلى اجراى عدالت مطلق است.

اگر عدالت‌گسترى و دادگرى جهت اصلى حركت يك تحول و انقلاب اجتماعى بود، دفاع از محرومان و حاكميت بينوايان و فرودستان ركن و پايۀ آن است، زيرا ديگر طبقات اجتماعى كه حال و هواى محروميت و استضعاف را لمس نكرده باشند، هركس باشند نمى‌توانند-چنانكه بايد-در انديشۀ مستضعفان باشند، و گردونۀ اقتصاد و سياست و فرهنگ و ديگر منافع جامعه را به سود آنان بچرخانند. و اين امرى است كه تجربه آن را به اثبات رسانيده است.13

امام خمینی(ره) و انتظار انقلاب مستضعفان جهان

ما امیدواریم، ما امید آن داریم که همۀ اقشار ملتهای مستضعف به هم بپیوندند. ما از خدای تبارک و تعالی می‏خواهیم که مسلمین در تمام اقطار عالم بیدار شوند؛ مسلمین از تفرق، از اختلاف، دست بردارند...

باید این نهضت در تمام عالم ـ نهضت مستضعف در مقابل مستکبر ـ در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدأ، و نقطۀ اول و الگو برای همۀ ملتهای مستضعف[باشد]. ملتهای مستضعف ببینند که ایران با دست خالی و با قدرت ایمان و با وحدت کلمۀ تمسک به اسلام، در مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد و قدرتهای بزرگ را شکست داد. سایر اقشار ملتها به این رمز اسلامی، به این رمز ایمانی، اقتدا کنند. در تمام اقشار عالم، مسلمین بپاخیزند؛ بلکه مستضعفین بپاخیزند. وعدۀ الهی که مستضعفین را شامل است، و می‏فرماید که ما منت بر مستضعفین می‏گذاریم که آنها امام بشوند در دنیا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است، وراثت از مستضعفین است؛ مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارج بشوند.14.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

نکاتی از سخنان حجت الاسلام ربیعی را بخوانید؛

_ در روایات هست که به وفور سؤال و جواب هایی از اهل بیت پرسیدند که ما کمک کنیم؟ می گویند که خیر، وقتی زمان کمک را می پرسیم می فرمایند که زمانی که حکومت ما برقرار شد. یعنی با این عمل ما را ترغیب می کنند که همه کارهایمان را کنار بگذاریم و دنبال حکومت اهل بیت برویم.

 _ اگر الان ما حکومت اهل بیت را می خواهیم به خاطر منفعت شخصی است. امام حاجات ما را می دهد و ما هم ایشان را فقط به خاطر همین می خواهیم. همین سود محوری و منفعت طلبی دلیل این است که غیبت آقا طولانی شده است. ما همه به فکر خودمان هستیم و به فکر ایشان نیستیم. وقتی امام زمان تشریف  بیاورند یاران حضرت تلاش می کنند که عموم مردم در راحتی باشند. یاران حضرت حجت شیران روز و راهبان شب هستند.

_ علی ابن ابیطالب در جنگ احد 90 زخم کاری برداشتند. ذوالفقار علی بن ابی طالب در دفاع از پیامبر دو سه مرتبه کج شد. باید مانند علی پای ولایت اهل بیت برویم.این خیلی بحث مهمی است که ما پای کار اهل بیت آمده ایم برای منفعت شخصی است یا خیر؟ امروز ما خودمان می دانیم در لشکر یزید هستیم یا در لشکر امام حسین. مهم این است.

_ هر چیزی را که می خواهیم به دست بیاوریم باید هزینه ی آن را بپردازیم. آیا حاضریم هزینه حکومت حضرت مهدی را بپردازیم.آیا حاضرید هزینه را ما بدهیم و عده ای دیگر بیایند و از آن استفاده کنند. آیا حاضرید دین و امام حسین باشد ولی ما نباشیم؟

_ دغدغه اولیاء الله من و شما و عموم مردم هستیم. این که من ظلم نکنم بس است دیگر نه بلکه این که دیگران هم ظلم نکنند مهم است. امام زمان تشریف بیاورند حال خواص مردم فرقی نمی کند ولی حال من و شما خیلی فرق می کند.

_ وقتی امام زمان تشریف بیاورند و فضای جامعه معنوی شود و ما در آن جامعه رشد کنیم کم کم آدم می شویم. وقتی حکومت دینی می شود خدا به سمت ما می آید و قوانین جامعه طوری می شود که ما رشد کنیم. تمام حاجات را کنار بگذاریم و صبح و شب دعا کنیم که آقا ظهور کند. ما ضعیف هستیم. ضعیف زمانی قوی می شود که به مدرسه برود. مدرسه انسان سازی زمانی ایجاد می شود که آقا تشریف بیاورند. وقتی ایشان تشریف بیاورند همه خوب می شویم. ما می گوییم خوب شویم و امام تشریف بیاورند. این فایده ای ندارد . بلکه باید بگوییم آقا ظهور کنید که ما را خوب کنید. هزینه این که جامعه ما دینی شود را باید هزینه بدهیم تا امام زمان تشریف بیاورند. کسانی که منتظر حضرت هستند اگر در این راه کشته شوند مانند این است که در رکاب ایشان هستند. اگر حتی در دولت امام زمان نباشیم ولی هزینه را بپردازیم مانند این است که در دولت ایشان هستیم. از امشب بیایم دنبال این باشیم که هزینه این که آقا ظهور کنند را بپردازیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 6 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

«نفس زکیه» شخصی به نام محمد بن حسن است و به دلیل عبادت و زهد بسیار،‌ در روایات به او لقب «نفس زکیه» داده شده است. وی از اولاد امام حسین(ع) بوده و به عبارتی سید حسینی محسوب می‌شود.(1)

 
اما برخی به گمان اینکه نام حسن -که جزو اسم است- نام جد اوست، وی را سید حسنی می­‌نامند، در حالی که او با سید حسنی متفاوت است! زیرا سید حسنی کسی است که وقتی به اذن خدا فرمان ظهور به حضرت بقیةالله(عج) می­‌رسد، او به وسیله بعضی از خواص حضرت متوجه می­‌شود که حضرت می­‌خواهند ظهور کنند، لذا نزد حضرت آمده و از ایشان استفسار می­‌کند و آن حضرت ایشان را آگاه می­‌کند، سپس او قبل از امام خروج می­‌کند و به دست مردم کشته می­‌شود و سرش را به شام می‌فرستند(2) و همچنین با نفس زکیه‌‌ای که طبق روایات در پشت کوفه به همراه 70 نفر از یارانش شهید می­‌شود(3) متفاوت است، برخی از نویسندگان معاصر آن را به شهید حکیم و یارانش که در نجف (که در پشت کوفه قرار دارد) شهید شده­‌اند تطبیق داده‌اند.(4)
 
*قتل نفس زکیه از علایم حتمی
 
برای ظهور و قیام حضرت صاحب الامر(عج) پنج علامت حتمی وجود دارد: یعنی به طور حتم این پنج علامت در رابطه با حضرت اتفاق خواهد افتاد، یکی از علائم حتمی ظهور قتل نفس زکیه است.(5)
 
*وظیفه نفس زکیه
 
بنابر آنچه از روایات و اخبار به دست می­‌آید، وظیفه نفس زکیه پیام‌رسانی برای امام بوده است، همان طور که در روایت بیان شده است، حضرت ولی عصر(عج) وقتی ظهور می­‌کند و توسط صیحه دعوتشان علنی و جهانی می­‌شود به یارانشان می‌­فرمایند که مردم مکه مرا نمی­‌خواهند، در حالی که برای هدایت فرستاده شده­‌ام و شایسته است که شخصی همچون من این مطالب را برای ایشان بگوید تا برای آن‌ها حجت تمام شود، سپس یکی از یارانش را می­‌طلبد و به ایشان می­‌فرماید: برو نزد اهل مکه و به ایشان بگو ای اهل مکه! من فرستاده فلانی هستم و او به شما می­‌گوید: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافت هستیم و از ذریه محمد(ص) و سلاله پیامبرانیم، ما مظلوم واقع شده­‌ایم و مردم به ما ستم کرده­‌اند و ما را آواره ساخته­‌اند و از هنگام رحلت رسول خدا(ص) تا امروز حق ما غصب شده است. اکنون ما از شما چشم یاری داریم و از شما یاری می­‌طلبیم. پس ما را یاری کنید، وقتی او شروع به صحبت می­‌کند، مردم مکه بر او هجوم می­‌آورند و او را بین رکن و مقام به شکل خاصی سر می­‌برند.(6)
 
از زمان هبوط آدم تا آن زمان هیچ کس یک چنین بی­‌احترامی به خانه کعبه نکرده و در آن زمان است که برای اشرار نه عذرخواهی در آسمان می­‌ماند و نه یاوری بر روی زمین(7) و پانزده شب پس از این حادثه، واقعه قیام رخ می­‌دهد همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: انسان محترمی از قریش را در روزی محترم و در شهری محترم به قتل می‌رسانند، قسم به پروردگاری که دانه را شکافت و بشر را آفرید بعد از این جریان از سلطنت ظالمان بیش از 15 روز باقی نمی­‌ماند.(8)
 
حضرت پس از سه ماه و هفده روز که از ظهور گذشته و به اندازه کافی اطلاع‌رسانی کرده و حجت را نیز بر مردم تمام کرده­‌اند، فعالیتشان را آغاز می­‌کنند.
 
همچنین نفس زکیه برادری داشته است که ایشان هم در مکه به شهادت می­‌رسد، همانگونه که از عمار یاسر منقول است: زمانی­ که نفس زکیه و برادرش به قتل می­‌رسند، به واسطه این ضایعه فرشته­‌ای مقرب ندا می­‌دهد که امیر و سرپرست شما مهدی است و وی کسی است که زمین را پر از حق و عدل می­‌کند.(9)
 
پی‌نوشت‌ها:
1- بحار، ج 52، ص 224
2-محمد بن ابراهیم نعمانى، الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، 1397 هجرى قمرى؛ ص181
3-رضوانی، علی‌اصغر، موعود شناسی، قم، انتشارات مسجد جمکران، 1384، چاپ اول، ص 523
4-کورانی، علی، عصر ظهور،  ترجمه: مهدی حقی، تهران، چاپ و نشر بین‌الملل، 1385، چاپ چهارم، ص 139
5-علامه مجلسى، ملامحمدباقر؛ بحارالأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 هجرى قمرى؛ ج 52؛ ص 220
6-بحارالأنوار، همان،  ج 52؛ ص307
7-طوسی ، محمد ابن الحسن، غیبت شیخ طوسی، ترجمه: مصطفی عزیزی، قم، انتشارات مسجد جمکران، 1386، چاپ اول، ص 779
8-بحارالأنوار، همان، ج 52؛ ص 234
الغیبه، همان؛ ص 258
9- الکورانی العاملی، الشیخ علی؛ معجم أحادیث الإمام المهدی(عج)، قم، مؤسسه المعارف الإسلامیه، 1411، ج 1 ص 478
السید ابن طاووس، الملاحم والفتن، اصفهان، مؤسسه صاحب الأمر عجل الله فرجه، 1416 ه ق، چاپ اول، ص 132
صافی گلپایگانی ، لطف الله ، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، قم، مکتبه المرجع الدینی آیةالله العظمی الصافی الگلپایگانی، 1428 ه ق، چاپ دوم، ج 3 ، ص 67
منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

یک مرجع تقلید با بیان این‌که پیروزی انقلاب اسلامی ایران، زمینه سازی برای ظهور امام زمان(عج) بوده، اظهار کرد: اسلام، مردم و ولایت فقیه سه رکن اساسی انقلاب اسلامی ایران است.

 آیت الله حسین نوری همدانی در جشن نیمه شعبان در مصلای امام خمینی(ره) تبریز با اشاره به اینکه انتظار ظهور امام زمان(عج) وظیفه تمام شیعیان است، گفت: البته تاکید به کلمه انتظار تنها به صورت زبانی کافی نیست، بلکه علاوه بر تاکید و گفتن این موضوع باید در عمل نیز منتظر واقعی آن حضرت(عج) بوده و هر لحظه آماده ی ظهور منجی عالم بشریت باشیم.
 
وی افزود: انجام وظایف فردی، اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر از مهم ترین کارهایی است که باید منتظران آن حضرت در ایام غیبت کبری در انجام آن کوشا باشند.
 
وی ادامه داد: در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است، کسی که در حال انتظار به ظهور امام زمان(عج) از دنیا برود، همانند این است که در خیمه امام عصر(عج) بوده است.
 
نوری همدانی با بیان اینکه امام خمینی(ره) با رهبری انقلاب اسلامی ایران برای ظهور آن حضرت زمینه سازی کردند، تاکید کرد: امام خمینی(ره) اهداف و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران را به جهان صادر کردند و بیداری اسلامی از نتایج صدور اهداف این انقلاب به جهان اسلام می باشد.
 
این مرجع تقلید با اشاره به این‌که اسلام، مردم و ولایت فقیه سه رکن اساسی انقلاب اسلامی ایران است، اظهار کرد: دین اسلام اولین رکن انقلاب اسلامی ایران بوده و با پیروزی این انقلاب حکومت جدید همانگونه که مورد تاکید اسلام بود، شکل گرفت و نائب امام زمان(عج) رهبری این کشور و انقلاب را بر عهده گرفتند.
 
وی افزود: در حقیقت امام خمینی(ره) اسلام ناب محمدی را در کشور حکم فرما کرده و وارد عرصه حکومتی کردند.
 
وی ادامه داد: رکن دوم این انقلاب مردم هستند و در حالی که نظام استبدادی پهلوی کرامت انسانی را زیرپا گذاشته بود، امام خمینی(ره) مردم را به صحنه آورده و کرامت انسانی مردم را به آنان برگردانده و با پشتوانه مردمی این انقلاب را به پیروزی رساندند.
 
نوری همدانی گفت: مردم ایران اکنون نیز در تمامی صحنه ها حاضر شده و در واقع اختیار این مملکت به دست مردم است و به خصوص مردم تبریز همیشه در صحنه بوده و با سر دادن شعار "آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی"در حرکت های انقلابی کارنامه درخشانی دارند.
 
این مرجع تقلید با اشاره به رکن سوم انقلاب اسلامی ایران تاکید کرد: ولی فقیه ادامه دهنده ی راه پیامبران وامامان در عصر غیبت امام زمان(عج) می باشد.
 
وی افزود: در مورد ظهور امام زمان(عج) و هم چنین شرایط زمان غیبت کبری، 2784 حدیث وجود دارد.
 
وی در پایان با سرودن اشعاری از شهریار از این شاعر ولایتمدار آذربایجانی نیز یاد کرد. 
 
منبع:ایسنا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

بنا به روایات رسیده از ائمه اطهار (ع) یکی از بهترین اعمال در زمان غیبت امام زمان (عج)، انتظار فرج و دعا برای وقوع این امر می باشد، چنانچه منتظرین حقیقی آن حضرت از ثواب و پاداش عظیمی نیز بهره مند می گردند.

از سیدالساجدین، امام سجاد (عروایت شده است که ایشان فرموده اند: همانا غیبت ولی دوازدهم خداوند که وصی رسول خدا (صو سایر ائمه می باشد طولانی می شود و به درستی که اهل زمان غیبت او که به امامتش قایل و به ظهورش منتظر، از اهل همه ی زمان ها بافضیلت تر می باشند زیرا که خداوند از عقل و فهم و معرفت آن قدر به آنان عطا فرموده که زمان غیبت در نزد ایشان به منزله ی زمان حضور مشاهده گردیده و آنان همچون افرادی می باشند که در کنار پیامبر (ص) به جهاد پرداخته و اینان مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما می باشند، و همچنین از امام صادق (عروایت شده است که بیان داشته اند: طوبی نسیب کسی باد که در ایام غیبت قائم ما منتظر فرج او باشد
عرض شد: طوبی چیست؟
حضرت فرمودند: همانا طوبی درختی است در بهشت که بنیاد و ریشه ی آن در قصر علی بن ابی طالب (ع)می باشد و هیچ مومنی نیست مگر این که شاخه ای از شاخه های آن در قصر وی نیز باشد.

علاوه بر این امام باقر (عمی فرمایند: هرگاه بنده ی منتظر فرج قائم ما پیش از ظهور فوت نماید ثواب آن به منزله ی کسی است که در خدمت آن حضرت با شمشیر خود جهاد نموده و مانند کسی است که در خدمتش شهید شده باشد و همچنین از امام صادق (عروایت شده است: هر کس در انتظار و آرزوی صاحب الزمان (عجوفات نماید، به منزله ی آن است که در زیر خیمه ای که در وقت ظهور برای آن حضرت برپا می شود حضور دارد.

 

پی نوشت ها:
1- برقی. المحاسن: 173.
2- طبرسی. احتجاج، ج2: 154.
3- شیخ صدوق. کمال الدین، ج2: 358.
4- علامه مجلسی. مهدی موعود، ج1: 704، 705.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

هرکس در هر اندازه ای که هست باید حرکت کند تا خواست عمومی شکل گیرد، تا یأس ها تبدیل به امیدها شود، تا اندازه ها بزرگتر شود، تا اتحاد در مقام قلب ها رخ دهد و ... انشالله ظهور رخ می دهد.

 

نیمه شعبان به عنوان یکی از ایام الله فرصت خوبی است تا در مورد چرایی انتظار ظهور حضرت هم اندیشه کنیم. سوالاتی همچون وظایف منتظران، خصوصیات منتظران و حتی نشانه های ظهور را باید در همین سوال اساسی که چرا منتظر باشیم؟ جستجو کرد. بنابراین خواسته هایی که امکان دارد برای ظهور امام زمان داشته باشیم چیست؟

-  تلخی وضع موجود از لحاظ اقتصادی، فقر، بی عدالتی و مریضیهای گسترده؛

-  گسترش ناامنی و بی عدالتی در جهان و غفلت دولت ها از مردم در کشمکش های سیاسی داخلی؛

-    حل شدن مسائل علمی، تاریخی و سیاسی؛

-    گشایش در زندگی شیعیان و محبین اهل بیت؛

-    .... 

هر خواسته و انتظاری که ظهور حضرت داشته باشیم برآمده از نگرش ما نسبت به زندگی و حرکت در آن است. که همه نگرش ها در دو وجه کلی ریشه دارد: زندگی برای رسیدن به رفاه دنیا[1] و تلاش برای رسیدن به آخرت و زندگی نامحدود[2]؛ هر دو نگرش می توانند طلب ظهور امام زمان داشته باشند اما برای چه؟ 

آنچه که در نامه های مردم کوفه برای دعوت از امام حسین علیه السلام دیده می شود، گزارشی از احوال دنیاست که در نهایت هم محبین اهل دنیا نه تنها صحنه را خالی نکردند بلکه سیاهی لشگر دشمن در فاجعه کربلا شدند.

 

از این جهت به نظر می رسد اتفاقاً در مورد چرایی انتظار باید بیش از اینها بیاندیشیم... و آنچه که به تفکر در این مورد کمک می کند توجه به احوال مسلمانان در زمان ائمه علیهم السلام و همچنین وضعیت بیداری اسلامی در کشورهای عربی است.

ارزش های جاری در جامعه مدینه بعد از امام حسین علیه السلام وارونه شد و رقاصه ها و آوازه خوانان زن جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کردند زیرا جامعه اسلامی نتوانست ضرورت جلوداری امام و ارزش های اسلامی در جامعه را درک کند لذا دین به چند عمل عبادی تقلیل پیدا کرد. مومنینی که دور امام حسین علیه السلام را خالی کردند، دیگر ضرورت حکومت امام را درک نکرده و نتیجه عدم فهم و یاری مومنین از ضرورت وجود امام در جلوی جامعه کار را به غیبت رساند. هم اکنون نیز تا مسلمانان و مؤمنان ضرورت حاکمیت ارزش های اسلامی را در جامعه درک نکنند غیبت ادامه خواهد داشت.

شاید یکی از مهمترین دلایل انحراف انقلاب مردم مصر، عدم درک همین ضرورت باشد که هنوز اجماع اکثری در مورد وجود آموزه ها و ارزش های اسلامی در حاکمیت به وجود نیامد، بنابراین شورشی علیه همان دموکراسی رخ داد و با شکلی کاملا دیکتاتوری حکومت ارتشی ها روی کار آمد. آن نقطه امیدی که مقام معظم رهبری در سخنرانی 14خرداد 93 در مورد بیداری اسلامی بیان داشتند، همین تنبه و توجه مسلمانان مصر و دیگر کشورهای عربی به جهت گیری و فرآیند انقلاب است.

 

بدون شک اصلی ترین هدف انقلاب اسلامی مردم ایران، حکومت ارزش های اسلامی در جامعه است که در یک حرکت تدریجی قرار دارد. علت حرکت تدریجی هم خواست مردم و فهم ضرورت هاست. شاید آن روایتی که می فرماید تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است، تفکری باشد که این خواست را برای تسلیم امر خدا شدن به وجود می آورد که نهایت آن ظهور و آزادی همه انسان هاست. این همان انتظار از ظهور حضرت حجت علیه السلام است.

ایمان در این دوران سخت است و اجر آن هم بیشتر است اما اهل ایمان از آنجایی که دنبال آزادی همه انسان ها از ظلم نفس و استکبار هستند، در ظهور حضرت تلاش می کنند که تلاش ایشان معطوف به خواست عمومی برای حاکمیت ارزش های اسلام در سراسر دنیاست. در این راه هیچ کس به دیگری نگاه نمی کند، بلکه همه در حرکت اند[3]. اهمیت مبارزه با همه ظلم ها و مفاسد خصوصاً در حکومت اسلامی همه منتظران را به حرکت در می آورد. منتظر ظهور نمی تواند از کنار فساد با بی تفاوتی عبور کند.بی تفاوتی ها سبب تأخیر ظهور می شوند، بی تفاوتی ها به مفسدان جرأت می دهد، بی تفاوتی ها سبب کم جلوه داده شدن مومنین می شود، بی تفاوتی ها سبب زیاد جلوه داده شدند مفسدان می شود.

مؤمن هم امکان دارد به عذاب دردناک دچار شود زیرا فرمود: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمائی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می‌بخشد؟!»[4] و در ادامه برای رهایی از این عذاب می فرماید بی تفاوت نباشید و از هرچیزی که دارید برای حاکمیت دین خدا جهاد کنید: «به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!»[5]

 

بنابراین هرکس در هر اندازه ای که هست [6] باید حرکت کند تا خواست عمومی شکل گیرد، تا یأس ها تبدیل به امیدها شود، تا اندازه ها بزرگتر شود، تا اتحاد در مقام قلب ها رخ دهد و ... انشالله ظهور رخ می دهد.

 

پی نوشت ها:

[1] بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا«الأعلی/16» ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،

[2] َالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى«الأعلی/17» در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!

[3] یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا «التحریم/6» ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛

[4] یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِیكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ«الصف/10»

[5] تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَیرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ«الصف/11»

[6] وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَینَا كِتَابٌ ینْطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ«المؤمنون/62» و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم؛ و...

منبع:فرهنگ

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 25 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 آیت الله جوادی آملی گفت: با ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) که هم‌اکنون مصداق کامل خلیفه الهی هستند عقل جامعه کامل می‌شود.

 
به گزارش روابط عمومی موسسه اسرا، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق این هفته خود که در محل نمازخانه بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء و با حضور خیل علاقمندان به معارف الهی برگزار شد، با طرح مباحث امام شناسی به وظیفه شیعیان در عصر غیبت اشاره کرد.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه جریان امامت جزء اصول رسمی مذهب ماست، اظهار کرد: امام از برجسته‌ترین خلفای الهی است و این جمله نورانی که خدا فرمود ﴿إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خلیفة﴾ این ﴿جاعِلٌ﴾ صفت مشبهه است و معنای ثبوت و دوام دارد، یعنی من دائماً در عالَم خلیفه دارم.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: کسی که عهده‌دار این کار است انسان کامل معصوم است که در زمان پیامبر خود آن حضرت و در زمان غیبتش جانشینان و ائمه معصوم(ع) است.
 
مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه تعیین خلیفه الهی فقط تربیت جامعه انسانی نیست، تصریح کرد: خداوند که حضرت آدم را آفریده، برای اداره عالم و خلافت عالم کافی نیست تا فرشته‌ها بگویند «نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک»، محور بحث تنها اینکه انسان، مدنی بالطبع است و قانون و رهبر می‌خواهد نیست این ذرّه‌ای از آن مسائل است، اگر محور بحث اینها بود نه ملائکه می‌گفتند ﴿نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ﴾ نه سخن از تعلیم اسما بود نه لازم بود خدا بفرماید ﴿إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ﴾ محور بحث این است که شما که فرشته هستید نمی‌توانید معلّم بشر باشید، بشر اسوه می‌طلبد.
 
وی با ذکر حدیثی از کتاب الحجة اصول کافی اظهار کرد: احدی همتای امام نیست و هرگز عقل امامت و امام را نمی‌شناسد که او را انتخاب کند.
 
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه با ظهور حضرت صاحب الزمان که هم اکنون مصداق کامل خلیفه الهی هستند عقل جامعه کامل می‌شود، بیان کرد: وقتی حضرت با آن جلال و شکوه ظهور می‌کند عقل جامعه کامل می‌شود، مگر با کشتن می‌شود جامعه را اصلاح کرد؟! با عقلانیت، جامعه اداره می‌شود آن وقت اصلاح جامعه خیلی سهل است. عدل عالم را پر می‌کند؛ عقل، عالم را پر می‌کند، اگر بنا بشود جامعه به سمت عقل و عدل حرکت کند هیچ مشکلی در جامعه پیش نمی‌آید ما چنین امامی داریم.
 
وی با تاکید بر اینکه به جای تلاش و اصرار بر دیدن امام معصوم تلاش کنیم تا مورد نظر امام قرار بگیریم عنوان کرد: ما اصرار نکنیم امام را ببینیم تمام تلاش و کوشش ما این باشد که امام، ما را ببیند وگرنه کسانی بودند که مدت‌های مدید پیغمبر(ص) را دیدند، پشت سرش نماز پنج وقت را می‌خواندند، آن هم در مسجدالنبی که بعد از مسجدالحرام بهترین مسجد روی زمین است، اما مشکلشان حل نشد.
 
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه خداوند نسبت به بندگان خود دو نوع نگاه و نظر دارد، بیان کرد: وجود مبارک امام چون خلیفةالله است دو نگاه دارد چون مستخلف‌ عنه‌اش یعنی الله دو نگاه دارد. خدای سبحان یک نگاه عمومی دارد که «والله بکل شیء بصیر» خب همه را می‌بیند و هر کاری ما بکنیم ذات اقدس الهی می‌بیند، اما یک نگاه خصوصی که خدا بعضی‌ها را نگاه نمی‌کند با بعضی‌ها حرف نمی‌زند آن نگاه مهم است.
 
وی با تاکید بر اینکه باید تلاشمان این باشد که ولی خدا به ما نگاه لطف آمیز خود را داشته باشد، افزود: وجود مبارک ولیّ عصر دو نگاه دارد، یک نگاه عمومی است که هر کاری بکنید اعمال را به عرض حضرت می‌رسانند و ایشان می‌بیند ولی عمده آن نگاه تشریفی و فیض و عنایت است. بنابراین تمام تلاش و کوشش ما این باشد که حضرت به ما یک نگاه لطف‌آمیز داشته باشد.
 
آیت الله جوادی آملی در بخش دیگر از سخنان خود با بیان اینکه امام در همه حال ناظر بر اعمال ما است، اظهار کرد: با توجه به اینکه امام معصوم هم نگاه عمومی و هم نگاه خصوصی دارد، معلوم می‌شود ما غایبیم نه امام، مبادا کسی خیال کند حالا حضرت وقتی خواب است نگاه نمی‌کند او که با چشم ظاهری نگاه نمی‌کند.
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود به وظیفه شیعیان در عصر غیبت اشاره کرد و گفت: وقتی زراره از وجود مبارک امام صادق(ع) سئوال کرد وظیفه ما در عصر غیبت چیست؟ حضرت فرمود این دعای نورانی «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنی‏حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی‏ حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی‏» را بخوان؛ این دعایی است که زراره از وجود مبارک حضرت نقل می‌کند و روایت معتبری است و عمیق‌ترین درس امامت‌شناسی را به ما می‌دهد.
 
وی در توضیح این حدیث شریف بیان کرد: امامت از سنخ ولایت است از سنخ وکالت نیست؛ برای اینکه در امام عصمت شرط است، عصمت هم مثل عدالت نیست که با تجربه به دست بیاید عصمت دو عنصر محوری دارد، یکی صیانت از خطای در علم و یکی صیانت از خطیئه در عمل.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم خاطرنشان کرد: اکنون خیلی‌ها سئوال می‌کنند ما در عصر غیبت باید چه کاری انجام دهیم؟ این دعاهای نورانی امام زمان(عج درس باسواد شدن عصر غیبت را می‌دهد ما که در حوزه یا دانشگاه هستیم یک وظیفه داریم و توده مردم که مشغول کشاورزی و دامداری‌ هستند یک حساب دیگری دارند. حالا شاید در قیامت آنها جلوتر از ما باشند، معلوم نیست عاقبت چه خواهد شد آن‌جا چه خواهد شد اما ما وظیفه‌ای داریم و وظیفه ما باسواد شدن است و عمل باسوادی است کار حوزه و دانشگاه این است کار توده مردم هم جای دیگر است.
 
منبع:فردا
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنرانی حجت الاسلام زائری را بخوانید؛

_ اعتقاد و باور داریم که زنده بودن حیات و طراوت و شادابی زندگی ما داشتن یک امام و پیشوایی است که از طرف خدا برای هدایت ما آمده است. گفتن این مطلب تا اینجا ساده است. این که این مطلب چه قدر در وجود و باور و اعتقاد ما وجود دارد مهم است. ما دو بحث داریم که یکی بحث در حوزه اندیشه و علم است و یکی بحث در حوزه عمل و عزم است. مشکل از اندیشه و علم ما نیست بلکه مشکل از عمل و عزم ما می باشد.این مسئله در تمام مراحل زندگی انسان و برای همه افراد وجود دارد.

_ اصل مسئله این است که آیا عقل و فهم و درک ما اینقدر جدی است که در مقام عمل و رفتار آینده ما را نجات بدهد یا نه. بعضی چیزها است که همه می فهمند مانند محبت کردن به دیگران یا حتی به حیوان و گل که این محبت را درک می کنند. در روز قیامت خداوند اعمال هر کس را به اندازه چیزی که فهمیده است محاسبه می کند. بر همین اساس سنت های الهی در دنیا برای همه یکسان است. مانند این که اگر کسی با فامیل رابطه صمیمی داشته باشد و صله رحم انجام دهد عمرش طولانی می شود که برای همه یکسان است. یا کسی که به یک یتیمی کمک کند آرامش دل می گیرد. کسی که به اولاد پیامبر و سادات احترام کند در قیامت مانند این است که به پیامبر احترام کرده است که به نیت آدم بستگی دارد.

 _ پیامبر در آخر ماه شعبان خطبه ای خواندند و فرمودند که به بچه های مردم محبت کنید تا به بچه های شما محبت کنند. این یک قاعده در زندگی است. هیچ چیزی در زندگی گم نمی شود که این یک قاعده طلایی در زندگی است. مطمئن باش هر کاری کنی اثر آن روزی به خودت بر می گردد. اعمال ما در زندگی به ما بر می گردد. هر کاری کنیم در دنیا می بینیم.

_ طبق روایات اعمال شیعیان بر امامشان هر هفته دو بار دوشنبه ها و پنجشنبه ها عرضه می شود. پدر واقعی ما امام زمان است. امام زمانمان کارهای ما را می بیند. همه ما این را در ذهن وفکرمان می دانیم اما گاهی در مقام عمل و رفتار یادمان می رود. همه مشکلات ما وقتی است که یادمان می رود. اگر کاری کنیم که چیزی که در اندیشه ما است در رفتار ما هم بیاید اتفاقات خیلی خوبی می افتد.

_ دانستن مهم نیست توانستن مهم است. تعبیری که در زیارت داریم این است که ای امام من یقین دارم و می دانم که شما من را می بینید و صدای من را می شنوید و سلام من را جواب می دهید. مهم نیست که به چه زبانی بگوییم مهم رابطه ای است که برقرار می شود. وقتی فرشتگان به سراغ روح ما می آیند حقیقت و وجود ما را می بینند و سؤال و جواب لفظی نیست و بررسی می کنند.بعضی چیزها در وجود انسان است. 

_سختی دوران نوجوانی و جوانی این است که انسان در معرض گناه می افتد و جلوی خود را می گیرد. هنر این است که موقعیت گناه پیش بیاید و گناه نکند. در روایات داریم که در روز قیامت خیلی کارها تجسم پیدا می کند. خداوند گاهی خیلی از بندگان گنه کارش را به خاطر ترحم و محبتی که در دنیا انجام داده اند، ترحم می کند و می آمرزد. انسان در زندگی درباره همه چیز و همه کس مسئول است. عظمت اسلام در این است.

 

_ امام زمان مانند یک پدر مهربان در لحظه لحظه زندگی ما انسان ها وجود دارند و برای ما دعا می کنند و ما را محافظت می کنند.ایشان همیشه به فکر ما هستند ولی ما یادمان می رود. روز قیامت هر کسی را صدا می زنند و می پرسند که در دنیا چه کسی را دوست داشتی و همراه چه کسی بودی با او برو. کسانی که در دنیا حواسشان به امامشان بوده و به اعمالشان فکر می کردند در روز قیامت هم با امامشان می روند. هر کسی زودتر حواسش را جمع کند در مسابقه زندگی برنده است. و خوشا به حال کسانی که حواسشان را زود جمع می کنند و به فکر اعمال خود هستند. کسی که رفیق امام زمان و امیرالمؤمنین شد قطعاً برنده است. این سخن پیامبر است که می فرماید علی و شیعیانش برنده است. البته به شرطی که در جاده امام علی و امام زمانش حرکت کند چون حرف زدن راحت است. عمل کردن مشکل است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام و‌المسلمین حائری پور در سلسله جلسات پرسش و پاسخ که با موضوع «برکات وجودی امام غائب(عج)» همزمان با دهه مهدویت در صحن جمهوری اسلامی حرم مطهر رضوی برگزار شد،‌اظهار داشت: به فرموده حضرت قائم(عج) خداوند هر بلا و گرفتاریی را از عموم شیعیان به خاطر وجود مبارک آن حضرت بر طرف می‌کند.
وی با بیان اینکه شیعیان در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) از ایشان نور می‌گیرند، ابراز داشت: «امید بخشی»، «خودسازی» و «عنایات امام زمان(عج)» از تأثیرات و برکات غیبت آن حضرت است.
این محقق و پژوهشگر در حوزه مهدویت درباره تأثیر امید بخشی غیبت امام عصر(عج) عنوان کرد: آن حضرت با وجود آنکه از دید افراد عادی غائب هستند، اما مایه امید بخشی در جامعه هستند و مردم را در شرایط مختلف هدایت می‌کنند.
حائری‌پور افزود: نتیجه و دستاورد امید بخشی، عمل، تلاش و کار برای آماده‌سازی شرایط ظهور آن حضرت است.
این سخنران حرم مطهر رضوی در ادامه درباره تأثیر خودسازی گفت: شیعه‌ای که خود را در محضر و معرض دید امام زمان(عج) حاضر می‌بیند، از گناه خودداری می‌کند و سعی می‌کند اعمالش طوری باشد تا در مقابل چشمان فرزند حضرت زهرا(س) شرمسار نباشد.
به گفته این کارشناس دینی، اعمال بندگان هر روز و شب به امام زمان(عج) عرضه می‌شود و ایشان با توجه به اعمال شیعیان برای آن‌ها دعا می‌کنند.
وی درباره عنایات حضرت قائم(عج) اظهار داشت: ایشان همواره به دو طریق در حق افراد دعا می‌کنند؛ یکی دعا برای جامعه اسلامی و دیگر دعا برای افراد است.
حائری‌پور در پایان خاطرنشان کرد: توجه به امام عصر(عج) باعث پاکی و طهارت انسان می‌شود و توسل به حضرتش باعث گره‌گشایی مشکلات خواهد شد.
یادآور می‌شود؛ ویژه برنامه «به سوی ظهور» همزمان با دهه مهدویت هر روز از ساعت 18 تا 19:30 برای عموم زائران در صحن جمهوری اسلامی حرم مطهر رضوی در حال برگزاری است.
 


منبع:آستان قدس رضوی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

 


علائم ظهور
در روایت آمده است: وقتی سفیانی خروج می‌کند، هر شخصی نام علی، فاطمه، حسن و یا حسین را دارد می‌کشد. پس از آن که عده‌ای کشته می‌شوند بقیه می‌گویندپدران و مادرانِ ما گناه کرده‌اند و این اسم‌ها را بر ما گذاشته‌اند، ما چه تقصیری داریم؟ در این جا سفیانی تفضّل می‌کند (بر آنها منت می‌گذارد) و به افرادِ خود دستور می‌دهد از کشتن بعضی از نام‌ها خودداری کنند ولی صاحب بعضی نام‌ها را بکشند. سرانجام با ظهور آن حضرت، ‌فرج برای عالم و به‌خصوص برای اهل ایمان حاصل می‌شود.(1)
در روایات آمده حکومت سفیانی هشت ماه بیشتر طول نمی‌کشد، ولی در این مدت کوتاه، مواضع مهم را تصرف می‌کند. مرحوم حاجی نوری نقل می‌کند: سفیانی را نزد حضرت حجت می‌آورند در حالی که عمامه‌اش را دور گردنش پیچیده‌اند. به حضرت می‌گوید یابن‌رسول‌الله، مرا نکش. بنابراین نقل اطرافیان می‌گویند: کسی که این همه اولاد رسول‌الله را کشته، او را آزاد می‌کنید؟ در هر حال آنقدر به حضرت فشار می‌آورند تا این که حضرت می‌فرماید: «شأنکم» (کار خودتان را بکنید)، خودتان می‌دانید، اختیار با خودتان، هر کار می‌خواهید بکنید. بدین ترتیب گویا حضرت اجازه می‌دهد او را بکشند و سرانجام او را می‌کشند. (2)
علائمی اعم از حتمیه و غیرحتمیه برای ظهور آن‌حضرت ذکر کرده‌اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می‌کند، هیچ استبعاد ندارد {دور از انتظار نیست}.لازمه این مطلب آن است که در بعضی از علایم بَدا صورت گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق بیافتد. در روایت است که فتنه‌هایی بر اهل ایمان می‌آید: « کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ» همانند پاره‌های شب تاریک. (3)
عبارت « بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» (که در آخرالزمان، زمین پر از ظلم و جور می‌شود) تهدید عجیبی است. زیرا می‌رساند که در آن زمان در روی زمین یک وجب هم عدل حاکم نیست. ظلم به گونه‌ای حاکم است که حتی همة ملل، حتی کفار هم می‌دانند به ظلم گرفتارند. معنای روایت این است که ظلم فراگیر می‌شود و گویا آن زمانی است که همه (چه دیندار و چه بی‌دین) اعتراف می‌کنند که وضعی که در آن قرار گرفته‌اند وضعی عقلایی که ممکن باشد بشر در سایه آن زندگی انسانی کند، نیست. در روایت، کلمه‌ی کفر ذکر نشده بلکه ظلم و جور ذکر شده است. زیرا حکومت های {کافر}ولی همراهِ‌ با عدل (مثل انوشیروان) چه‌بسا بوده‌اند.(4)
هر چه زمان ظهور نزدیک‌تر می‌شود، بلاها بیشتر می‌شود. هنوز بلاها بعد از این است. حالا ما در راحتی و نعمت هستیم.(5)

ویژگی‌های شخصی امام زمان(عج)
بعضی از کسانی که حضرت حجت را دیده‌اند، گفته‌اند: «عمامته کعمامة العجم» عمامه آن‌حضرت همانند عمامه[روحانیان شیعه] و عجم و ایرانیان است. از این جا معلوم می‌شود که آن حضرت به ایرانی‌ها علاقه و میل دارند.(6)
کسانی که به حضرت حجت مشرف شده‌اند و امام زمان(عج) را ـ چه در خواب و چه در بیداری ـ دیده‌اند، معمولاً آن حضرت را در سن جوانی و به صورت شخصی سی تا چهل ساله دیده‌اند، جز یک نفر که گفته ایشان را در سن واقعیِ آن حضرت (بیش از هزار سالگی) دیده است.(7)

مثلث برمودا و جزیره خضراء
سوالاخیراً کتابی نوشته شده دربارة مثلث برمودا که مؤلف در آن سعی کرده اثبات کند جزیره خضرائی که در روایت آمده در آن جا با امام زمان(عج) ملاقات حاصل شده،‌ همان مثل برموداست. آیا جزیرة برمودا همان جزیرة خضرا است؟(8)
جوابامام در هرکجا باشد، آن‌جا خضراست. قلب مؤمن جزیرة خضراست. هر جا باشد حضرت در آن پا می‌گذارد. قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید تا برای شما امضاء کنم که امام زمان(عج) در آن‌جا هست.(9)
آیا جزیرة خضراء یک جای ثابتی است یا این که هر کجا حضرت باشد، جزیرة خضراست؟ مؤید نظر دوم این است که حضرت خضر که از آب حیات نوشیده، هر کجا می‌رود در آن جا سبزه می‌روید. نیز دربارة حضرت خضر آمده که هر کجا {نامِ او} ذکر شود، آن جا حاضر است و هر وقت او را یاد کردید، به او سلام کنید. آیا امکان دارد حضرت حجت که از خضر بالاتر است، چنین نباشد؟(10)
جمکران
بجا آوردنِ اعمال [شب چهارشنبه در جمکران] نیاز به دلیل ندارد. زیرا ائمه،‌ در همه جا حاضر و ناظرند، مخصوصاً این که اصل بنای جمکران به امام زمان(عجمنسوب است. شاید اگر غیبت حضرت طول بکشد، در هر جایی مسجدی و یا... برای ارتباط و توسل به آن حضرت درست شود، چنان که وادی‌السلامِ نجف مقام مهدی(عج) وجود دارد و در مسجد سهله که مخصوص و مأثور و دارای اعمال و ادعیه و نمازهای مخصوص است نیز مقام صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و در مسجد جمکران هم به تواتر کرامت‌های زیادی نقل شده است.(11)
عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب سؤال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را می‌شنوند. آقایی را که در بیداری دیده بودم در خواب به من فرمود چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟(12)

اهل سنت و امام زمان(عج)
اهل تسنن در مورد حضرت صاحب(عج) می‌گویند: چنین چیزی خرافات و خواب است، مگر ممکن است بعد از خواب هزار ساله بیاید؟ می‌گوییم پس چرا خضر(ع) این همه مدت حیات دارد؟ بعضی در پاسخ گفته‌اند: خضر ضامن تکلیف نیست، اما امام زمانی که شما می‌گویید ضامن تکلیف است، لذا باید حضور داشته باشد و باید بیایدما هم می‌گوییم: مگر نه این است که پدرانِ‌شما از پدرانشان خیلی اطاعت کردند و آن‌ها {امامان} همواره مسموع و مطاع (اطاعت شونده) بودند پس ناچار باید این امام زمان(عج) هم بیاید و حکم بگوید تا شما اطاعت کنید؟(13)

دو نوع فرج
با این که ارتباط با آن حضرت و فرج شخصی، امرِ اختیاری ماست [هرکسی باید ارتباط شخصی‌اش با امام زمان(عج) برقرار شود و گشایش فردی برایش‌ حاصل گردد] با این حال،‌ چرا به این اهمیت نمی‌دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم و این مطالب غافل هستیم؟ ولی به ظهور و دیدار عمومیِ آن حضرت{فرج عمومی} اهمیت می‌دهیم و حال این که اگر برای فرج شخصی به اصلاح خود نپردازیم،‌ بیم آن است که در ظهور عمومیِ آن حضرت از او فرار کنیم.(14)

آمادگی برای ظهور
عِرق ایمانی ما کجا و منزلت ایمانی امام زمان(عج) کجا؟ البته اگر ما در نزد او کافر به حساب نیاییم! چرا دستش را بسته‌ایم و خانه‌نشینش کرده‌ایم و اجازه نمی‌دهیم خود را نشان دهد؟ آقایی می‌گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می‌کنید؟ آیا می‌خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای این که مزاحم خط و مرام شما خواهد بود. آنان که سایر ائمه را کشتند دیوانه که نبودند، بلکه سبب آن بی‌دینی بود، آیا الان دیگر آن‌طور نیست؟(15)
امام زمان(عج) به شخصی فرمود: خود را درست کن، ما به سراغت می‌آییم. ترک واجبات و ارتکاب محرمات،‌ حجاب و نقابِ دیدار ما از آن حضرت است.(16)
مداحی که حال خوبی هم دارد و به خدمت حضرت رسیده بود، حضرت به او فرمود: بعد از صلوات بر محمد و آل محمد گفته شود: «عجل‌فرجهم».(17
ما خود را از اطرافیان و دوستان آن حضرت می‌دانیم. ولی در این امر یعنی دعا برای تعجیل ظهور او مسامحه و تنبلی می‌کنیم. ظهور آن حضرت اهم حاجات ماستولی ما «عجل‌فرجه» می‌گوییم فقط برای اینکه بفهمانیم مجلس ختم شد،‌ یا این که برای ازدحام مردم صلوات می‌فرستیم تا مردم جابجا شوند، نه این که جداً بخواهیم صلوات بفرستیم.(18)
ما باید انتظار فرج حضرت غایب را داشته باشیم و فرجش را فرج عموم بدانیم و در هر وقت و حال باید منتظر باشیم، ولی آیا می‌شود انتظار فرج آن حضرت را داشته باشیم، بدون مقدمات و تحمل ابتلائاتی که برای اهل ایمان پیش می‌آید؟
با این حال چه اشکالی دارد که تعجیل فرج آن حضرت را با عافیت بخواهیم یعنی این که بخواهیم پیش از این بلاها که تا به حال بر سر مؤمنین آمده،‌ بلای دیگری نبینند؟
در هر حال باید منتظر فرج باشیم،‌ ولی با مقدمات آن... و اهم مقدمات انتظار فرج را که توبه و طهارت از گناهان است را تحصیل کنیم.(19)
این حدیث حتی از طریق عامه (اهل سنت) نیز وارد شده که حضرت رسول(ص) فرمود: «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛ ‌برترین اعمال امت من، انتظار فرج است.(20
نمی‌دانم چرا کسانی که به ملاقات آن حضرت نایل می‌شوند از این مطلب غافل می‌شوند که از فرج حضرت سؤال کنند و به صرف رسیدن به خدمت آن‌حضرت و ملاقات با او قانع می‌شوند؟ اگر چه این هم خوب است ولی از راه فرج و رهایی از این همه شداید و مخاطرات که برای اهل ایمان پیش آمده‌، باید سؤال شود.(21)
ما کسانی را دیده‌ایم که گویی در گشایش و گرفتاری‌ها،‌ با آن حضرت مخابره و تلگراف داشتند. هر چه می‌گفتند و یا از آن حضرت می‌خواستند، همان می‌شد. شخصی پیاده و خسته در بیابانی بود. سه مرتبه گفت: یا امام زمان(عج)، مالی(وسیلة نقلیه و مرکب) بفرست. فوراً چرخ و ارابه‌ای ظاهر شد و او را سوار نمود و به مقصد رساند.(22)
آیا حضرت صاحب که از دشمنانش در پشت پردة غیبت است از دوستانش غافل است که هر چه بر سرشان آمد، آمد؟ این گونه خیال‌ها از ضعف ایمان است.(23
آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمودبه دلسوختگانِ‌ما بگویید برای ما دعا کنند و یک مرتبه از نظرم غایب شد، نه اینکه راه برود و کم‌کم از نظرم غایب شود.
ولی افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند آن حضرت خود چه التماس دعاهایی از آن‌ها دارد که برای تعجیل در فرج او دعا کنندچنان‌چه به آن آقا فرموده‌بود: این‌ها که به این‌جا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند و هر کدام حاجتی دارند؛ خانه،زن، فرزند، مال، ادای دین، ولی هیچ کس در فکر من نیست.(24)
آری؛ او هزار سال است که زندانی است؛ لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدسی مانند مسجد جمکران می‌رود،‌ باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.(25)
تنها پیدا کردن و دیدن آن حضرت مهم نیست،‌ زیرا دیدن آن حضرت که همیشه میسور نمی‌شود و ممکن نیست. لذا آقایی گفته بود: شاید شما هم به خدمت حضرت مشرف شده‌اید و خیلی ها هم مشرف شده‌اند. اگر مشرف شدید به آن حضرت نگویید که از خدا برای من زن، خانه، دفع فلان بیماری و... را بخواه، زیرا این‌ها چندان اهمیتی ندارد. مطلب همین طور است. هر کدام در فکر حوائج شخصی خود هستیم و به فکر آن حضرت که نفعش به همه می‌رسد و از اهم ضروریات است، نیستیم.

معنای خوف حضرت
در زیارت حضرت غائب وارد شده است: السلام علیک ایها المهذب الخائف (سلام بر تو ای پاکِ بیمناک)
با این که اگر انسان خائن باشد، ‌باید خائف باشد و شخص بی‌گناه و پاک از دیگران بیمی ندارد ولی آن حضرت با آن حریم پاک، از اظهارِ خود خائف استبنابراین از گناه ما و به خاطر اعمال ماست که آن حضرت در بیابان ها دربه‌در و خائف است.(26
خیلی دیده شده و گفته‌اند که حضرت حجت را در مجالس توسل یا حدیث کساء دیده‌اند، هر چند جد بزرگوارش پیغمبراکرم(ص)، بلکه حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسنین هم حاضر بوده‌اند؛ زیرا اهل کساء از آن حضرت افضلند، ولی فضیلتی و خصیصه‌ای برای آن حضرت است که برای آنها نبود و آن طول عمر و اشراق و افاضه به اوست.(27)

بزرگترین مصیبت
سؤالمقصود از «مصیبت در دین» که در برخی دعاهای ما آمده، چیست؟ مانند لاَ تَجْعَلْ مُصِیبَتَنَا فِی دِینِنَا،(‌خدایا مصیبت ما را در دینمان قرار مده).
پاسخ: همین مصیبتی که به آن مبتلا هستیم. یعنی فقدان امام، چه مصیبتی از این بالاتر؟ خدا می‌داند که به واسطة آن چه محرومیت‌ها داریمخصوصاً این که مصیبت در دین مستلزم مصائب دنیویه است و لاعکس{یعنی این گونه نیست که مصائب دنیوی باعث مصیبت در دین گردد}.(28)

دعای فرج کدام است؟
در هر حال، باید برای تعجیل در امر فرج و رفع نگرانی‌ها و گرفتاری‌ها و نجات و اصلاح حال مؤمنین بگوییم؛ اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، خدایا با ظهور حجتت، این نگرانی را از این امت برطرف ساز.(29
سؤال: منظور از دعای فرج که در زمان غیبت باید کرد هر دعایی است که برای فرج و تعجیل آن باشد،‌مانند «اللهم عظم البلاء».(30)
حضرت غائب دارای بالاترین علوم است و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این حال به هر فرد که در خواب و یا بیداری به حضورش مشرف شده شده، فرموده: برای من دعا کنید. در حالی‌که مرده را زنده می‌کند، خود در زندان وسیع به سر می‌برد. اما در مورد خود حق ندارد، ‌هر چند برای دیگران مخصوصاً در امور فردیه عنایت خاصی دارد اما در مورد امور اجتماعیه که مربوط به خود آن حضرت است،‌خیر.(31
بدون تردید هر فیضی که به ما می‌رسد ـ چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و یا خارجی، چه جسمانی و چه روحانی ـ فقط از ناحیه همان یک فیض (امام زمان) است و توجه به همة ائمه هم به او راجع می‌شود؛ لذا شخصی به حضرت رسول‌ توسل نمود و حضرت رسول او را به فلان امام و فلان امام و در آخر به امام زمان(عج) حواله داد.(32)

دوستان آن‌حضرت باید دو مطلب مهم را رعایت کنند:
یکی این‌که در شداید برای فرج دعا کنند، که خود همین مژده‌ای است برای این که شداید به فرج متصل است.
دیگر این‌که دعا کنند که ظهور آن حضرت برای اهل ایمان همراه با عافیت باشد و تا وقت ظهور با وجود بلاها و شداید، ‌ثابت قدم و استوار در دین و عامل به تکلیف باشند. زیرا ما ایمان میثم تمار را نداریم که هر چه بلاها شدیدتر می‌شد، ایمانش قوی‌تر می‌شد. با ضعف ایمانی که ما داریم از کجا می‌دانیم که در بلاها و ابتلائات و شداید ثابت قدم خواهیم ماند؟ از کجا می‌دانیم قلباً از دین خارج نخواهیم شد؟(33)
ما باید امضاء و تعهد بدهیم و موافقت دسته جمعی کنیم که امام غایب را در عمل به دستورات دینی یاری و نصرت کنیم و نقضِ عهد و پیمان‌شکنی نکنیم.(34)
تا رابطه‌ی ما با ولی امر امام زمان قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. قوت ما با ولی امر عج هم در اصلاح نفس است. آیا واقعا تا خودمان را اصلاح نکنیم، کار درست می‌شود؟(35
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرجِ آن حضرت مؤثر است، اما نه لقلقة زبان و عجل فرجه خشک و خالی و وردِ همیشگی که در آخر منبر برای این که مردم از جا بلند شوند گفته می‌شود. دعای تعجیل فرج مثل نماز نافله، عمل مستحبی است یعنی راستی و جدی و با هم و غم و متأثر باشیم و از خدا بخواهیم تا فاصلة هزار و چند ساله که بین مردم و واسطة فیض افتاده است، برطرف شود و به پایان برسددعای با حال حزن و اندوه و تأثر قلبی از مردم واقع نمی‌شود، اگر می‌شد قطعاً وضع اینطور نبود. فرج وقت معینی دارد که در آن وقت حضرت ظهور می‌کند. [و دعای فرج با تأثر قلبی،‌ فرج را تسریع می‌کند.](36)
حاج محمدعلی فشندی هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب عرض کرد: مردم دعای توسل می‌خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می‌خواهند و دوستان شما ناراحتند. حضرت می‌فرماید: دوستانِ ما نارحت نیستند.[یعنی برای ظهور ما دلتنگ نیستند].
ای کاش می‌نشستیم و دربارة این که حضرت غایب، چه وقت ظهور می‌کنند با هم گفت‌وگو می‌کردیم تا حداقل از منتظران فرج باشیم. [امام عصر] اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود.(37

 

پی نوشت در ادامه مطلب.....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

وعده الهي در همه كتاب هاي آسماني بيان شده است.

 

 وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ؛ و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

همه مفسران بر اين باورند كه خداوند متعال در اين باره به كتاب هاي انبيا اشاره دارد و مي‌فرمايد: در كتاب هاي پيامبران نوشته ايم كه زمين را بندگان صالح به ارث مي‌برند.

البته در اين اختلاف شده كه: آيا خداوند در همه كتاب هاي پيامبران به اين آيه اشاره كرده است يا در بعضي از آنها؟ گروهي مي‌گويند: مراد از «زبور» همان كتاب حضرت داود(علیه السلام) است و مراد از «ذكر» تورات حضرت موسي(علیه السلام) . برخي ديگر مراد از «ذكر» را قرآن كريم مي‌دانند (البته با توجه به اينكه در خود قرآن، كلمه ذكر براي قرآن آمده است). در اين صورت مراد از كلمه «بعد» در آيه، بعد بودن از جهت رتبه است، نه زمان.

كلمه «ارض» وقتي به صورت مطلق و بدون قرينه مي‌آيد، همه كره زمين را در بر مي‌گيرد و مراد از «وراثتِ زمين» اين است كه سلطه بر منافع و استفاده از آنها از ديگران، به بندگان صالح منتقل شده و بركات زندگي نصيب ايشان و مختصّ آنان خواهد شد.

«وراثت زمين» طبق آيه شريفه به انسان هايي خواهد رسيد كه داراي دو صفت بسيار مهم باشند:

1. «عبد خدا» بوده و هيچ استقلالي براي خود قائل نيستند. همه وجودشان را براي خدا قرار داده اند و مُهر عبوديت بر پيشاني شان مي‌درخشد. اينان به مرز ايمان و توحيد واقعي رسيده اند و همه چيز را در شعاع وجود او و براي او و به سوي او مي‌بينند.

2. «صالح» و شايسته بوده و لياقت بهره برداري را دارا هستند.

برخي بر اين باورند كه تفسير آيه، مربوط به حضرت مهدي(علیه السلام) است و حتي اگر در روايتي، به آن حضرت اشاره نشده بود، باز هم آيه حكومت او را مطرح مي‌كند؛ زيرا:

1. قيام جهاني حضرت مهدي(علیه السلام) يكي از امور مسلّم در معارف اسلامي است.

2. بيان خداوند در آيه، به صورت وعده است؛ يعني، وعده داده كه زمين در اختيار بندگان صالح قرار مي‌گيرد. «كَتَبَ» در اصطلاح از امري حتمي و قطعي حكايت دارد. در مفردات راغب، آمده است: از حكم امضا شده واز اثبات، به كتابت تعبير مي‌شود شيء ابتدا به ذهن مي‌آيد و مورد خواست انسان قرار مي‌گيرد، سپس به گفت و گو مي‌گذارد و پس از تصويب و پذيرفتن، براي عملي شدن ثبت و مكتوب مي‌شود.

3. كلمه «ارض» در آيه، سراسر كره زمين را شامل مي‌شود و اين فقط در زمان ظهور امام زمان(علیه السلام) تحقّق خواهد يافت.

4. «ارث بردن»، يعني اينكه وارث در نحوه استفاده از مال و همه منافع آن، اختيار كامل داشته باشد و چنين استفاده اي از منافع زمين، تنها در زمان ظهور براي «بندگان صالح» فراهم است.

البته، عده اي ديگر اين برداشت را نمي پذيرند؛ بلكه معتقدند: آيه عام است و در هر زمان امكان دارد عده اي از «بندگان صالح» خدا زمين را به «ارث» ببرند؛ هر چند محدوده اي معين و كوچك از زمين را در اختيار داشته باشند و با برقراري حكومت ديني، بتوانند از منافع شان بهره ببرند. با اين همه، حكومت امام زمان(علیه السلام) مصداق كامل و تمام اين آيه شريفه است. امام باقر(علیه السلام) مي‌فرمايد:

«و قوله (وَلَقَدْ كَتَبنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعدِ الذِّكر)قال: اَلكُتُبُ كُلُّها ذِكر، (وَاَنَّ الاَرضَ يَرِثُها عِبادِي الصالِحُونَ) قالَ: اَلْقائِمُ(علیه السلام) وَاَصحابُه»؛[2]

مراد از كلمه «ذكر» در «وَلَقَد كَتَبنا...» همه كتاب هاي ]پيامبران [استو مراد از «اَنّ الاَرضَ...» قائم(علیه السلام) و ياران او مي‌باشد.

از روايت بالا استفاده مي‌شود كه اين وعده الهي در همه كتاب هاي آسماني بيان شده است.

با نگاهي كوتاه به زندگي و آرمان هاي انسان‌ها از آغاز تاكنون، به روشني در مي‌يابيم كه يكي از بزرگ ترين آرزوها و خواسته هاي همه پيامبران و اوليا و انسان هاي طالب حق و آزاد انديش، بر پايي جامعه توحيدي و حكومتي بر پايه فرمان هاي آسماني و عدالت گستر الهي است تا در پناه آن با دستيابي عادلانه و صحيح بر منافع و منابع موجود، انسان‌ها به سعادت ممكن و بالندگي و رشد روزافزون و كسب درجات كمال در خور شأن خويش برسند. روشن است كه اين اميد و آرزو زماني محقق مي‌گردد كه حاكمي عادل، كاردان و توانا، در رأس آن قرار گيرد و خود را موظّف به انجام فرمان هاي الهي بداند.

اينك ما در عصري به سر مي‌بريم كه تنها و تنها اين اميد، از آخرين خورشيد هدايت و امامت انتظار مي‌رود؛ او كه نامش در كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومين(علیهم السلام) و به حدّ «تواتر» و يقين بيان شده و جاي ترديد در اين زمينه وجود ندارد.

با توجه به ذيل آيه «وعد اللّه» از اين آيه نيز وجود امام زنده حاضر استفاده مي‌شود.

 

 پی نوشت ها:

[1]. انبياء (105).

[2]. مجمع البيان، ج 4، ذيل آيه.

منبع:تخصصی مهدویت

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

یکى از مکان هاى مقدس و منتسب به امام زمان(عج) مسجد مقدس جمکران است که در شش کیلومترى شهر مذهبى قم قرار دارد. این مسجد بیش از یک هزار سال پیش به فرمان آن حضرت در بیدارى ـ نه در خواب ـ تأسیس شد که جلوه‌گاه عنایات و کرامات امام زمان(عج) و میعادگاه منتظران و شیفتگان قائم آل محمد(ص) است.

 
مرحوم میرزا حسین نورى در کتاب نجم الثاقب(1) درباره تاریخچه ى تأسیس مسجد جمکران چنین مى‌نویسد: شیخ فاضل حسن بن حسن قمى، معاصر شیخ صدوق، در کتاب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فى معرفة الحق و الیقین (از تألیفات شیخ صدوق) بناى مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است: شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانى مى‌گوید: من شب سه شنبه 17 ماه مبارک سال 393 هجری قمری در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و خواسته امام مهدى(عج) را اجابت کن که تو را مى‌خواند. آن‌ها مرا به محلى که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند.
 
حضرت مهدى مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: اینجا زمین شریفى است و حق تعالى این زمین را از زمین‌هاى دیگر برگزیده و شریف کرده است تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‌اى ...».
 
 
 
حسن بن مثله عرض کرد: سید و مولاى من! مرا در این باره نشانى لازم است، زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمى‌پذیرند. امام فرمودند: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در اینجا، علامتى مى‌گذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سید ابوالحسن و بگو تا بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چندساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بناى مسجد بنهند و باقى وجوه را از رهق(2) به ناحیه اردهال که ملک ماست، بیاورد و مسجد را تمام کند و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند. مردم را بگو تا به این (مکان روى بیاورند) و چهار رکعت نماز در اینجا بگذارند:
 
دو رکعت تحیت مسجد در هر رکعتى یک بار سوره حمد و هفت بار سوره  «توحید» بخوانند و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند، و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، (به این ترتیب) که در هنگام خواندن سوره حمد چون به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند، تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامى که نماز تمام شد، تهلیل «لااله‌الاالله» بگویند و تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند».
 
پس از آن، حضرت به من اشاره کردند که برو! چون مقدارى راه پیمودم، مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله جعفر کاشانى(چوپان) بُزى است، باید آن بز را بخرى، اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خریدارى کن وگرنه پولش را خودت بپرداز. فردا شب آن بز را بیاور و در این (محل) قربانى کن و گوشت آن را بر بیماران و کسانى که مرض صعب‌العلاج دارند انفاق کن که حق تعالى همه را شفا دهد. آن بز أبلق است، موهاى بسیار دارد، هفت نشان سفید و سیاه، هر یکى به اندازه یک درهم، در دو طرف آن، سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر است». آن گاه به راه افتادم.(3)
 
حسن بن مثله مى‌گوید: من به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد، نماز صبح خواندم، به نزد على منذر رفتم و قضیه را با او در میان نهادم و همراه على منذر به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: به خدا سوگند که نشان و علامتى را که امام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، (این حدود مسجد) با میخ ها و زنجیرها مشخص شده است. آن‌گاه به نزد سیدابوالحسن الرضا رفتیم. چون به سراى وى رسیدیم، غلامان ایشان گفتند: شما از جمکران هستید؟ گفتیم: آرى. پس گفتند: از اول (صبح) سیدابوالحسن در انتظار شماست ... . به حضورش رسیدیم. گفت: اى حسن بن مثله! من خوابیده بودم شخصى در عالم رؤیا به من گفت: شخصى به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمکران پیش تو خواهد آمد، آنچه بگوید اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن. از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم.
 
 
 
حسن بن مثله داستان را مشروحاً براى او نقل کرد. سیدابوالحسن دستور داد بر اسب‌ها زین نهادند و به سوى ده جمکران رهسپار شدند. چون به نزدیک ده رسیدند، جعفر (چوپان) را دیدند که گله‌اش را در کنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله به میان گله رفت و آن بز که از پشت گله مى‌آمد به سویش دوید. حسن بن مثله آن بز را گرفت. سپس آن را به جایگاه آوردند و سر بریدند. سیدابوالحسن به محل آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را گرفت. آنگاه وجوه رهق را نیز از اهالى آنجا گرفتند و به بناى مسجد پرداختند. سیدابوالحسن الرضا، زنجیرها و میخ ها را به قم آورد و در خانه خود نگه دارى کرد و هر بیمار صعب‌العلاجى اگر خود را به زنجیرها مى‌مالید، شفا مى‌یافت.(4)
 
ابوالحسن محمد بن حیدر گفت: به طور مستفیض شنیدم، پس از آنکه سیدابوالحسن الرضا وفات کرد و در محله موسویان(خیابان آذر فعلى) مدفون شد، یکى از فرزندانش بیمار شد، داخل اطاق شد، سر صندوق را برداشت، ولى زنجیرها و میخ‌ها را نیافت.(5)
 
*بررسى منابع در تأیید تأسیس مسجد جمکران
 
1. مرحوم شیخ صدوق (متوفاى 381 هـ ق) داستان تأسیس جمکران را در کتاب مونس الحزین فى معرفة الحق و الیقین مشروحاً بیان کرده است.(6)
 
2. حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شیخ صدوق، صاحب کتاب تاریخ قم، تفصیل قضیه مسجد جمکران را از کتاب شیخ صدوق نقل کرده است.(7)
 
3. مولى محمد باقر مجلسى (متوفاى 1110 هـ ق) در مورد کتاب تاریخ قم مى نویسد: کتاب معتبرى است، ولى نسخه ى عربى آن را ندیدم، بلکه ترجمه ى فارسى آن را مشاهده کردم.(8)
 
4. محدث بزرگ، سید نعمت‌الله جزایرى ترجمه فارسى کتاب تاریخ قم را مشاهده و قضیه بناى مسجد مقدس جمکران را با خط خود از آن نقل کرده است.(9)
 
5. میرزا عبدالله افندى اصبهانى، (متوفاى 1113 هـ ق) نسخه اى از ترجمه ى فارسى کتاب تاریخ قم را در قم مشاهده و گزارش آن را در تألیف خود، ریاض العلماء، ذکر کرده است.(10)
 
6. سیدامیرمحمد اشرف (متوفاى 1145 هـ ق) معاصر علامه مجلسى، متن عربى کتاب تاریخ قم را مشاهده و از آن نقل کرده است.(11)
 
7. متن عربى تاریخ قم به دست آقا محمد على کرمانشاهى، فرزند وحید بهبهانى، (متوفاى 1216 هـ ق) رسیده و وى در حاشیه خود بر کتاب نقد الرجال تفرشى، خلاصه قضیه را از نسخه عربى آن نقل کرده است.(12)
 
8. محدث بزرگ، میرزا حسین نورى (متوفاى 1320 هـ ق) داستان و قضیه حسن بن مثله را از ترجمه تاریخ قم، از دست خط سیدنعمت‌الله جزایرى، در کتاب جنة المأوى آورده است.(13)
 
با توجه به منابع فوق مى‌توان گفت، گرچه منبع اول قضیه تأسیس مسجد جمکران، یعنى کتاب مونس الحزین فى معرفة الحق و الیقین، در طول زمان مفقود شده، ولى حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شیخ صدوق، که به کتاب و مؤلف شریف آن دسترسى داشته در کتاب تاریخ قم از آن کتاب نقل کرده و دیگران در قرون بعدى نسخه ى عربى و ترجمه فارسى آن را مشاهده و از آن نقل کرده‌اند.
 
آیت‌الله العظمى مرعشى نجفى در تأیید نسبت مسجد جمکران به امام زمان(عج) مى‌فرماید: این مسجد شریف مورد احترام کافه شیعه بوده است، از غیبت صغرى تا به امروز که حدود یک هزار و بیست و دو سال مى‌شود و همین طور که شیخ بزرگوار مرحوم صدوق کتابى به نام مونس الحزین دارند که حقیر آن نسخه را ندیده‌ام ولى مرحوم آقاى حاج میرزا حسین نورى، استاد حقیر از آن کتاب نقل مى‌فرماید، و بالجمله این مسجد مقدس مورد احترام علماى اعلام و محدثین کرام شیعه بوده و کرامات متعددى از مسجد جمکران دیده شده است.(14)
 
آیت‌الله مرتضى حائرى مى‌نویسد: مسجد جمکران یکى از آیات باهرات عنایت آن حضرت است و توضیح این مطلب در ضمن چند جهت که شاید خیلى از آن غافل باشند مذکور مى‌شود:
 
1. داستان آن در بیدارى است و از کتاب تاریخ قم که معتبر است از مرحوم صدوق نقل شده است. مرحوم آقاى بروجردى که مردى دقیق بود مى فرمود این داستان در زمان صدوق واقع شده است و او نقل کرده است که دلالت بر کمال صحت آن دارد.
 
2. داستان مشتمل بر جریانى است که مربوط به یک نفر نیست براى اینکه صبح که مردم بیدار مى شوند، مى‌بینند با زنجیر علامت گذاشته شده است که این زنجیرها به درخواست خود شخص حسن به عنوان علامت مسجد کشیده شده تا مردم باور کنند و این زنجیر مدتى در منزل سید محترمى به نام ابوالحسن الرضا بوده است و مردم استشفا به آن مى‌کردند و بعداً (بدون دلیل) مفقود مى‌شود.
 
3. جاى دور از شهر و در وسط بیابان، جایى نیست که مورد جعل یک مرد جمکرانى شود، آن هم دست تنها، در یک شب ماه رمضان.
 
4. نوعاً مردم عادى به واسطه خواب، یک امامزاده را معین مى‌کنند و مسجد از تصور مردم عادى دور است.
 
5. اگر پیدایش این مسجد روى احساسات مذهبى و علاقه مفرط به حضرت صاحب الامر بود، باید دستور العمل آن سراسر توسل به آن بزرگوار باشد و در همین اوان مردم بیشتر زیارت حضرتش را در آن مسجد قرائت مى‌کنند و متوسل به آن بزرگوار مى‌شوند، در صورتى که در این دستور معنوى اصلاً اسمى از حضرت نیست، حتى تا به حال بیشتر معروف به مسجد جمکران است، نه مسجد صاحب الزمان.
 
 
6. متن دستور موافق با أدله دیگرى است، براى این که هم تحیّت مسجد وارد شده است و هم نماز 100 بار «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و هم تهلیل و هم تسبیح فاطمه زهرا و صلوات بر پیامبر(ص)و آل او.
 
7. در آن موقع که زمین این قدر بى ارزش بوده است، فقط مساحت کوچکى (به آن اختصاص داده) حدود سه چشمه از مسجد فعلى است که در زمان ما خیلى بزرگ شده است.(15) این رو مى‌توان گفت که این مسجد به یقین به دستور آن حضرت (عج) بنا شده و مورد عنایت و توجه ویژه‌اى است و شبهه‌افکنى درباره اماکن مقدسى نظیر مسجد جمکران با اهداف خاص و نشانه گرفتن عقاید مردم است. این نگرش‌ها ریشه در اندیشه‌هاى استعمارى دشمنان اسلام دارد که در طول تاریخ با ترفندهاى مختلف اندیشه ناب مهدویت و موعودگرایى را نشانه گرفته و در تمام این مقاصد ناکام مانده‌اند. در طول تاریخ این گونه تفکرات حاصلى جز بدنامى و ننگ و شکست براى صاحبان آن نداشته است که امید مى‌رود مایه عبرت دیگران باشد.
 
*توجه حضرت امام عصر(عج)
 
در فرهنگ اسلامى «مسجد» جایگاه ویژه اى دارد. اعتبار و اهمیتى که اسلام به مسجد داده به هیچ نهادى نداده است و اولین اقدام مهم رسول خدا(ص)پس از هجرت به مدینه ساخت مسجد بود. یکى از مساجدى که خصوصاً در نزد شیعیان اهمیت ویژه‌اى دارد و آثار و برکات فراوانى در طول تاریخ داشته «مسجد مقدس جمکران» است که به دستور امام زمان(عج) حدود ده قرن پیش در نزدیکى شهر مقدس قم بنا شده است.(16)
 
*فضیلت نماز در مسجد جمکران
 
از عبادات مهمى که در این مسجد انجام مى‌گیرد دو نمازى است که به توصیه  حضرت ولى‌عصر(عج) زائران این مسجد به جا مى آورند. در اهمیت این دو نماز همین بس که آن حضرت مى فرماید:
 
فَمَن صَلّا هُما فَکانَّما صلّى فى البیت العتیق(17) هر کس این دو نماز را بخواند، گویى در خانه کعبه نماز خوانده است.
 
*ملاقات با امام زمان(عج)
 
از زمان بناى مسجد جمکران (373 هـ ق) تا به امروز هزاران نفر از مشتاقان دیدار ولى عصر(عج)به وصال معشوق خویش رسیده اند که گوشه‌هایى از این ملاقات‌ها در کتاب‌هاى زیادى که در این باره نوشته شده، انعکاس یافته است. مرحوم آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشى نجفى(رحمه الله) مى‌فرماید: حضرت صاحب الزمان(عج) در این مسجد به طور مکرر دیده شده است.(18)
 
شایان ذکر است که همواره لازم نیست ادعاى ملاقات با امام زمان(عج) مورد انکار قرار گیرد. چون در توقیعى که امام زمان(عج) به آخرین نایب خویش در زمان غیبت صغرى نوشته‌اند، تنها افرادى را که «به عنوان نایب خاص» ادعاى مشاهده حضرت را کرده‌اند، دروغگو معرفى شده اند.(19)
 
یکى از علمایى که چندین بار خدمت امام زمان(عج) رسیده مرحوم میرزا تقى زرگرى تبریزى است: یک صبح پنج‌شنبه‌اى، وى با حالت خوشى به طرف مسجد مقدس جمکران حرکت مى‌کند. عده اى از دوستان او که منتظرش بودند گمان مى‌کنند که آقاى زرگرى نیامده است. از طلّابى که از مسجد مى آمدند مى‌پرسند: شما آقاى زرگرى را ندیده‌اید؟ آن‌ها مى‌گویند: چرا، او با سید بزرگوارى به طرف مسجد جمکران مى‌رفت. رفقاى ایشان به طرف مسجد جمکران مى‌روند، وقتى وارد مسجد مى‌شوند، مى‌بینند او در مقابل محراب افتاده و بیهوش است. او را به هوش مى‌آورند و از او مى‌پرسند چرا بیهوش شدى؟ او مى گوید: من دیدم حال خوشى دارم، لذا تنها به طرف مسجد جمکران حرکت کردم. در راه با حضرت بقیة الله مناجات مى‌کردم تا به مقابل محراب مسجد رسیدم و در همین حین اشعارى قرائت مى‌کردم و اشک مى‌ریختم. ناگهان صدایى از طرف محراب بلند شد و پاسخ مرا داد. من طاقت نیاوردم و از هوش رفتم. معلوم شد که تمام راه در خدمت حضرت بقیة‌الله(عج) بوده است(20)
 
حکایت دیگر مربوط است به حضرت آیت‌الله محمدتقى بافقى: ایشان در دوره مرجعیت حضرت آیت‌الله حائرى یزدى(ره) مقسم شهریه طلبه‌ها بوده است. طلبه‌ها از ایشان درخواست عباى زمستانى مى‌کنند. ایشان مسأله را با آیت‌الله حائرى در میان مى‌گذارد. آیت‌الله حائرى مى‌گوید: من (جز توسل) راهى ندارم که از آن حضرت بگیرم، آیت‌الله بافقى عرض مى‌کند: من إن‌شاء‌الله از حضرت مى‌گیرم. شب جمعه به مسجد جمکران مى‌رود و روز جمعه بر مى‌گردد و به مرحوم حائرى مى‌گوید: حضرت صاحب الزمان(عج) وعده فرمودند که فردا چهارصد عبا مرحمت مى‌فرمایند. روز شنبه (یک روز بعد) یکى از تجار چهار صد عبا مى‌آورد که در بین طلبه‌ها تقسیم مى‌شود.(21)
 
*توجه امام زمان (عج) به زائران مسجد جمکران
 
قطعاً از جمله کسانى که مورد عنایت و توجه خاص حضرت صاحب الزمان(عج) هستند زایران این مسجد مقدس‌اند و اصولاً بناى این مسجد در جهت عنایت خاص آن حضرت بوده است. آیت‌الله حائرى مى گوید: این مسجد از عنایات خاصه حضرت صاحب الزمان است.(22)
 
حکایتى نقل شده است از سید شریف، سید مرتضى حسنى معروف به ساعت ساز قمى که از اشخاص با حقیقت و متدین شهر قم و به نیکى و پارسایى مشهور و معروف که: شب پنج شنبه‌اى در فصل زمستان که هوا بسیار سرد و برف زیادى هم روى زمین قریب به نیم متر نشسته بود، ناگاه به خاطرم آمد که شب پنج شنبه و موسم رفتن مرحوم بافقى به مسجد جمکران است. با خود گفتم که حتماً با این هوا و برف امشب به مسجد نمى‌روند. لکن دلم طاقت نیاورد. بعد از جستجو متوجه شدم که ایشان با چند نفر از طلاب به سمت مسجد جمکران رفته‌اند. به طرف مسجد جمکران حرکت کردم اما یک نانوا در میدان میر به من گفت: بی‌خود نرو، چون به آن‌ها قطعاً نخواهى رسید و شاید الان، اگر به خطرى بر نخورده باشند، نزدیک مسجد باشند.
 
اما من نگران بودم از اینکه با این شدت سرما و برف پیش آمدى براى آنان رخ داده باشد. ولى چاره‌اى نداشتم و به خانه مراجعت کردم و پیوسته پریشان بودم به طورى که اهل خانه‌ام از پریشانى من مضطرب و اندوهناک بودند. همان شب در خواب حضرت صاحب الزمان (عج) را دیدم که وارد منزل شدند و به من فرمودند: سید مرتضى چرا مضطربى؟ وقتى علت را گفتم، حضرت فرمودند: سید مرتضى گمان مى کنى که من از حال شیخ بى‌خبرم؟ الان رفتم مسجد و وسایل استراحت او و اصحابش را فراهم کردم. سید مرتضى مى‌گوید: صبح زود برخاستم و به تفحّص صدق این خواب برآمدم تا رسیدم به یکى از همراهان مرحوم بافقى و به عجله گفتم: قضیه و چگونگى رفتن و وسایل آنجا را برایم تعریف نما. او گفت: بلى دیشب حاج شیخ ما را برداشته و به مسجد جمکران روان شدیم و هوا بسیار سرد و برفى بود، ولى وقتى از شهر خارج شدیم، یک حرارت و شوق دیگرى داشتیم تا به مسجد رسیدیم. وقتى به مسجد رسیدیم متحیر بودیم که شب را از سرما چگونه به روز بیاوریم. ناگاه جوان سیدى وارد شد و به حاج شیخ بافقى گفت: مى‌خواهید کرسى و لحاف و آتش برایتان حاضر کنم؟ ایشان گفتند: اختیار با شماست. آن سید از مسجد بیرون رفت ولى چند دقیقه‌اى طول نکشید که برگشت و با خود آن وسایل را آورد ... سیدمرتضى گفت: من مى‌دانم آن سید جوان کى بود... و الحمدلله که دیدم و فهمیدم که مولایم از حاج شیخ محمد تقى بافقى غافل نیست.(23)
 
 
*مسجد جمکران محل گرفتن حاجات و برطرف شدن گرفتارى‌ها
 
مسجد جمکران در طول تاریخ همواره مورد توجه علما و شیعیان بوده است. عده زیادى با تشرّف به این مکان شریف و توسل به حضرت مهدى(عج) حاجات خود را گرفته اند. مرحوم آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشى نجفى مى‌فرماید: حقیر خود مکرر کراماتى از آنجا مشاهده کرده‌ام. چهل شب چهار شنبه مکرر موفق شدم که در آن مسجد بیتوته کنم و حاجات خود را بگیرم. جاى تردید نیست که این مسجد از مکان‌هایى است که مورد توجه و محل نزول برکات الهى است و پس از مسجد سهله که در کوفه به وجود حضرت ولى عصر منتسب است، بهترین جایى است که به امام زمان(عج) انتساب دارد.(24)
 
آیت‌الله دیباجى مى‌فرماید: هر وقت براى خودم یا یکى از دوستان مشکلى پیش آمد کند، راهى مسجد مقدس جمکران مى‌شوم. بارها از این مسجد شریف کراماتى دیده و شنیده‌ام.(25)
 
آیت‌الله محسنى ملایرى مى‌فرماید: بزرگانى مانند مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى، مرحوم آیت‌الله بروجردى، مرحوم آیت‌الله حجّت و مرحوم آیت‌الله گلپایگانى توجه خاصى به مسجد مقدس جمکران داشتند و همواره در مشکلات حوزه به آن مکان مقدس پناه مى‌بردند و حل مشکلات خود را مى‌یافتند.(26)
 
آیت‌الله فاضل لنکرانى فرمودند: هر وقت براى حضرت آیت‌الله بروجردى مشکلى پیش مى‌آمد، مرحوم پدرم که خود از عاشقان امام زمان(عج) بود و علاقه زیادى به مسجد مقدس جمکران داشت، به محضر آقا عرض مى کرد: یک قربانى براى مسجد جمکران بفرستید تا دفع مشکل شود.(27)
 
آیت‌الله نورى همدانى در همین باره مى‌فرماید: چند سال پیش یکى از دوستان بنده درد پاى شدیدى عارضش شد، به طورى که از چند قدم راه رفتن عاجز بود. بعضى از اطبّا گفته بودند براى مداوا و معالجه باید روى پاى او عمل جراحى صورت گیرد و تازه معلوم نیست که عمل نتیجه بخش باشد. یک شب چهارشنبه‌اى این بنده خدا به منزل ما آمد و سپس به مسجد جمکران رفت. هنگام صبح در حالى که خوشحال بود و پاهایش کاملاً خوب شده بود مراجعت کرد.(28)
 
در پایان این بحث حکایت کوتاه دیگرى را از دریاى عنایات حضرت صاحب الزمان(عج) که به مسجد مقدس جمکران مرتبط است، از زبان آیت‌الله احمدى میانجى بیان مى‌کنیم. ایشان به نقل از فردى مى‌گوید: پسرم مبتلا به بیمارى سل شده بود و من خرج دکتر و دوا را نداشتم با پسرم عریضه‌اى نوشته و به مسجد جمکران بردیم، نماز خواندیم و دعا کردیم و برگشتیم. دو روز بعد به تهران جهت معاینه به نزد دکتر رفتیم. وقتى دکتر معاینه کرد، گفت: بچه‌ات را براى چه آورده‌اى؟ گفتم: ایشان سل دارد. گفت: نه ایشان سالم است. من فهمیدم که از برکت امام زمان در مسجد جمکران پسرم الحمدلله خوب شده است.(29)
 
حضرت مهدى (عج) مى‌فرماید: ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود، دشوارى‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود مى‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن مى‌‌کردند.(30)
 
پی نوشت ها در ادامه مطلب......
 
منبع: فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

در طول تاریخ، مسأله غیبت برای پیامبران و برخی از اولیاء روی داده از این روی غیبت امام زمان مسأله تازه و ناشناخته برای مسلمانان و دیگر امت‌ها نیست، برای آن دلایل فراوانی وجود دارد، چنانکه برای غیبت دیگر اولیا دلایل فراوانی وجود داشته، شیخ صدوق در کتاب «کمال‌الدین» که آن را به اشاره آن حضرت نوشته درباره غیبت پیامبران و عمرطولانی آن‌ها و علل غیبتشان مطالب جالبی نوشته است.

 
غیبت‌ امام‌ زمان‌(عج) از اموری‌ است‌ که‌ عقل‌ بشر به‌ تنهایی‌ از کشف‌ همه‌ اسرار آن‌ ناتوان‌ است‌ و پیوسته‌ مورد سؤال‌ قرار گرفته‌ و فکرها را مشغول‌ کرده است‌، ولی‌ باید توجه‌ داشت‌ که‌ بر اساس‌ برخی‌ روایات‌ علت‌ و فلسفه واقعی‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(عج) سرّی‌ از اسرار الهی‌ است‌ که‌ حکمت‌ آن‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌ و جز خدا و امامان‌ معصوم‌(ع) کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع ‌کافی‌ و کامل‌ ندارد و تنها بعد از ظهور آن‌ حضرت‌ این‌ مطلب‌ روشن‌ خواهد شد.
 
لذا پیامبر اکرم‌(ص) می‌فرماید: «یا جابر! ان‌ هذا لامر من‌ أمرالله‌ و سرّ من‌ سرّ الله‌، مطوّی‌ عن‌ عباده‌ فایّاک و الشّک فی‌ أمر الله‌ فهو کفر» ای‌ جابر! (غیبت‌ امام‌ زمان‌) سرّی‌ از اسرار الهی‌ می‌باشد که‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌، مبادا در امر خدا شک کنی‌، چرا که‌ تردید در امر خدا کفر است‌.
 
چنانکه‌ عبدالله‌ بن‌ فضل‌ هاشمی‌ روایت‌ کرده‌ که‌ از امام‌ صادق‌(ع) شنیدم که‌ می‌فرمود: همانا برای‌ صاحب‌ الامر غیبتی ‌تخلف ‌ناپذیر است‌، به‌ طوری که‌ اهل‌ باطل‌ در آن‌ تردید می‌کنند. عرض‌ کردم‌: یابن‌ رسول‌ الله‌! چرا غیبت‌ می‌کند؟ فرمود: به‌ علّتی‌ که‌ به‌ ما اجازه‌ نداده‌اند ان را آشکار سازیم‌. عرض‌ کردم‌: چه‌ حکمتی‌ در غیبت‌ اوست‌؟ فرمود: همان‌ حکمتی‌ که‌ در غیبت‌ حجت‌های‌ پیش‌ از او بوده‌ است‌. حکمت‌ غیبت‌ قائم‌ بعد از آمدن‌ خود او ظاهر می‌شود، چنانکه‌ حکمت‌ سوراخ‌ کردن‌ کشتی‌ توسط‌ خضر(ع) و کشتن‌ آن‌ بچه‌ و تعمیر دیوار، برای‌ حضرت‌ موسی(ع) ظاهر نگشت‌، مگر موقعی‌ که‌ خواستند از هم‌ جدا شوند.
 
بنابراین‌ هر چند نمی‌توان‌ به‌ همه‌ اسرار غیبت آن‌ حضرت‌ پی‌برد، اما مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم با استفاده‌ از روایات‌ معصومین(ع) به‌ برخی‌ از این‌ علل‌ و حکمت‌ها اشاره‌ کرده است:
 
- آزمایش‌ مردم‌
 
چنان‌ که‌ می‌دانیم‌ یکی‌ از سنت‌های‌ ثابت‌ الهی‌ آزمایش‌ بندگان‌ و گزینش‌ صالحان‌ و پاکان‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ صحنه‌ زندگی ‌همواره‌ صحنه امتحان‌ و آزمایش‌ است‌ تا بندگان‌ از این‌ راه‌ در پرتو ایمان‌ و استقامت‌ و تسلیم‌ خویش‌ در پیروی‌ از اوامر خداوند تربیت‌ یافته‌ و به‌ کمال‌ برسند و استعدادهای‌ نهفته‌ آنان‌ شکوفا شود. لذا در برخی‌ از روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ فلسفه ‌غیبت‌ امام‌ زمان‌(عج) آزمایش‌ مردم‌ است‌. در این‌ زمینه‌ به‌ چند روایت‌ توجه‌ فرمایید:
 
1- رسول‌ اکرم‌(ص) می‌فرماید: «ذاک الّذی‌ یغیب‌ عن‌ شیعته‌ و اوْلیائه‌ غیْبة‌ لا یثْبت‌ فیها علی‌ القوْل‌ بامامته‌ الاّ من‌ امْتحن‌الله‌ قلْبه‌ للاْیمان‌»، او (امام‌ زمان‌) کسی‌ است‌ که‌ از یاران‌ و شیعیانش‌ غایب‌ می‌شود، غیبتی‌ که‌ در آن‌ غیبت‌ کسی‌ در اعتقاد به‌ امامت‌ حضرت‌ ثابت‌ نمی‌ماند، مگر کسی‌ که‌ خدا قلبش‌ را به‌ ایمان‌ آزموده‌ باشد.
 
2- امام‌ علی(ع) می‌فرماید: «اما و الله لاقتلن‌ انا و ابنای‌ هذان‌، ولیبعثن‌ الله من‌ ولدی‌ فی‌ آخر الزمان‌ یطالب‌ بدمائنا، و لیبعثن‌ عنهم‌ تمییزاً لأهل‌الضلالة‌ حتی‌ یقول‌ الجاهل‌: ما للّه‌ فی‌ آل‌ محمد من‌ حاجة»، به‌ خدا قسم‌ من‌، و این‌ دو فرزندم‌ (حسن‌ و حسین‌) شهید خواهیم‌ شد، خداوند در آخر الزمان‌ مردی‌ از فرزندانم‌ را به ‌خون خواهی‌ ما بر خواهد انگیخت‌ و او مدتی‌ غایب‌ خواهد شد تا مردم‌ آزمایش‌ شوند و گمراهان‌ جدا شوند، تا جایی‌ که‌ نادان‌ می‌گوید: خداوند دیگر نیازی‌ به‌ آل‌ محمد ندارد».
 
3ـ امام‌ حسین(ع) می‌فرماید: «برای‌ امام‌ مهدی‌(عج) غیبتی‌ است‌. در این‌ غیبت‌ برخی‌ از دین‌ بر می‌گردند و برخی‌ ثابت‌ قدم‌ می‌مانند. هر کس‌ در این‌ غیبت‌ صبر کند و بر مشکلاتی‌ که‌ از سوی‌ دشمنان‌ ایجاد می‌شود استقامت‌ کند، به‌ قدری‌ از اجر خداوند بهره‌مند می‌‌شود که‌ انگار در کنار پیامبر(ص) به وسیله شمشیر با دشمنان‌ جنگیده‌ است‌».
 
4ـ پیامبر اسلام(ص) ضمن‌ حدیث‌ مفصلی‌ می‌فرماید: «مهدی‌ از دیدگان‌ پیروانش‌ غایب‌ می‌شود و جز کسانی‌ که‌ خدا دل های‌آنان‌ را جهت‌ ایمان‌، شایسته‌ قرار داده، در اعتقاد و امامت‌ او استوار نمی‌مانند».
 
5ـ امام‌ صادق(ع)‌ فرمود: این‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(عج) امتحان‌ پیروان‌ و شیعیان است‌. «ان‌ الله عزوجل‌ یحب‌ أن‌ یمتحن‌ الشیعه‌». 
 
6ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(ع) می‌فرماید: هنگامی‌ که‌ پنجمین‌ فرزندم‌ غایب‌ شد مواظب‌ دین‌ خود باشید، مبادا کسی‌ شما را از دین‌ خارج‌ کند. او ناگزیر غیبتی‌ خواهد داشت‌، به‌ طوری‌ که‌ گروهی‌ از مؤمنان‌ از عقیده خویش‌ بر می‌گردند. خداوند به‌ وسیله ‌غیبت‌، بندگان‌ خویش‌ را آزمایش‌ می‌کند...».
 
7ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(ع) در روایت‌ دیگر می‌فرماید: «انّما هی‌ من‌ الله ـ عزوجل‌ ـ امتحن‌ بها خلقه‌»، غیبت‌ امام‌مهدی‌ (عج) خود مایه‌ امتحان‌ بندگان‌ از سوی خداوند بزرگ‌ است‌.
 
شیخ‌ طوسی‌ می‌گوید: از سخنان‌ پیشوایان‌ اسلام‌ بر می‌آید که‌ آزمایش‌ به‌ وسیله‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدی‌(عج) از سخت‌ترین‌آزمایش‌های‌ الهی‌ است‌.
 
-آزادی‌ از بیعت‌ طاغوت‌های‌ زمان‌
 
در برخی‌ از روایات‌ اسلامی‌ آمده‌ است‌ که‌ علت‌ و حکمت‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ به وسیله‌ غیبت‌ از یوغ ‌بیعت‌ با طاغوت‌های‌ زمان‌ آزاد می‌شود و تعهد و بیعت‌ با هیچ‌ حاکمی‌ را بر عهده‌ ندارد، تا بتواند در زمان‌ قیام‌ خود، آزادانه‌ تلاش‌ کند. دیگر امامان‌(ع) از روی‌ تقیه‌ حکومت‌ا را به‌ رسمیت‌ می‌شناختند، ولی‌ امام‌ مهدی(عج) مأمور به‌ تقیه‌ نیست‌ و به‌ همین‌ جهت‌ با حکومت‌ها و طاغوت‌های‌ زمان‌ بیعت‌ نمی‌کند. اگر غیبت‌ آن‌ حضرت‌ نباشد، این‌ امر شدنی‌ نیست‌.
 
امام‌ حسن‌ مجتبی(ع) در این‌ باره‌ فرمود: «ما منّا احد الاّ و یقع‌ فی‌ عنقه‌ بیعة‌ لطاغیة‌ زمانه‌ الاّ القائم‌ الّذی‌ یصّلی‌ روح‌ اللّه ‌عیسی‌ بن‌ مریم‌ خلفه‌ فان‌ الله ـ عزّوجل‌ ـ یخفی‌ ولادته‌ و یغیب‌ شخصه‌ لئلاّ یکون‌ لاحد فی‌ عنقه‌ بیعة‌ اذا خرج‌، ذاک التاسع‌ من‌ ولد اخی‌ الحسین‌...»، هر کدام‌ از ما (امامان‌ اهل‌ البیت(ع)) در زمان‌ خود بیعت‌ حاکمان‌ و طاغوت‌های‌ زمان‌ را از روی‌ تقیه‌ به‌ عهده‌ گرفته‌ایم‌، مگر امام‌ مهدی(عج) که‌ عیسی‌ بن‌ مریم‌ به‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ نماز می‌گذارد. خداوند ولادت‌ او را مخفی‌ نگه‌ داشت‌ و برای‌ او غیبتی‌ در نظر گرفت‌، تا زمانی‌ که‌ قیام‌ می‌کند بر گردنش‌ بیعت‌ حاکمی‌ نباشد».
 
-حفظ‌ جان‌ امام‌ مهدی‌(عج)
 
خداوند به‌ وسیله‌ غیبت‌ امام‌ دوازدهم(عج) جانش‌ را از شر دشمنان‌ حفظ‌ کرده است‌. اگر مسأله‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) مطرح‌ نبود «معتمد» عباسی‌ که‌ به‌ خون‌ آن‌ حضرت‌ تشنه‌ بود، مانند پدران‌ بزرگوار آن‌ حضرت‌، امام‌ مهدی(عج) را نیز شهید می‌کرد و زمین‌ از حجت‌ خداوندی‌ خالی‌ می‌شد.
 
در این‌ باره‌ روایات‌ فراوانی‌ از امامان‌ معصوم(ع)‌ به‌ ما رسیده‌ است‌:
 
امام‌ محمد باقر(ع) فرمود: ان‌ّ للقائم‌ غیبة‌ قبل‌ ان‌ یقوم‌، قال‌: قلت‌: و لم‌، قال‌: یخاف‌، برای‌ قائم‌ ما (امام‌ مهدی(عج)) قبل‌ از آنکه‌ به‌ پا خیزد غیبتی‌ است‌، راوی‌ پرسید: برای‌ چه‌؟، حضرت‌ فرمود: به‌ جهت‌ اینکه‌ ترس‌ از کشته‌ شدن‌ او وجود دارد.
 
-آمادگی‌ جهان‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(عج)
 
به‌ عنوان‌ خاتم‌ الاوصیا و منجی‌ بشریت‌ و کسی‌ که‌ در کره‌ زمین‌ دین‌ اسلام‌ را بر تمامی‌ دین‌ها پیروز می‌گرداند، قطعاً به‌ زمینه‌ و آمادگی‌ جهانی‌ نیازمند است‌. زیرا روش‌ و سیره‌ آن‌ حضرت‌ مبنی‌ بر رعایت‌ امور ظاهری‌ و حکم‌ به‌ ظاهر نیست‌ بلکه‌ مبنی‌ بر رعایت‌ حقایق‌ و حکم‌ به‌ واقعیّات‌، ترک تقیّه‌، مسامحه‌ نکردن‌ در امور دینی‌، احقاق‌ حقوق‌، برقراری‌ عدالت‌ واقعی‌ و اجرای‌ تمام‌ احکام‌ اسلامی‌ است‌.
 
معلوم‌ است‌ که‌ انجام‌ این‌ برنامه‌ و انقلاب‌ بزرگ‌ و همه‌ جانبه‌ نیازمند ترقی‌ و رشد بشر در ناحیه‌ علوم‌، معارف‌، فکر، اخلاق‌ و آمادگی‌ جامعه‌ برای‌ پذیرش‌ و استقبال‌ این‌ نهضت‌ و لیاقت‌ زمامداری‌ آن‌ رهبر الهی‌ است.
 
از این‌ رو جهان‌ باید زمینه این‌ پذیرش‌ را داشته‌ باشد تا این‌ هدف‌ محقق‌ شود. بنابراین‌ می‌توان‌ ‌ آمادگی‌ نداشتن جهان‌ را یکی‌ از فلسفه‌ها و حکمت‌های‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(عج) بر شمرد. نتیجه علت‌ و فلسفه‌ واقعی‌ غیبت‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(عج) ‌یکی‌ از رازهای‌ الهی‌ است‌ که جز خداوند و پیشوایان‌ معصوم کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع‌ کافی‌ و کامل‌ ندارد.
 
راز اصلی غیبت
 
با این‌ حال‌ طبق‌ بیان‌ معصومین(ع)‌، راز اصلی‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ عبارت‌ است‌ از:
 
1ـ فراهم‌ نبودن‌ شرایط‌ ظهور، برای‌ تحقق‌ بخشیدن‌ به‌ آرمانی‌ بزرگ‌ همان گسترش‌ عدل‌ و قسط‌ جهانی‌ و به‌ اهتزاز در آوردن‌ پرچم‌ توحید در تمام‌ کره‌ خاکی‌. این‌ آرمان ‌بزرگ‌ نیاز به‌ گذشت‌ زمان‌ و شکوفایی‌ عقل‌ و دانش‌ بشر و آمادگی‌ روحی‌ بشریت‌ دارد، تا جهان‌ به‌ استقبال‌ آن‌ امام‌ عدل‌ و آزادی‌ برود. طبیعی‌ است‌ اگر آن‌ حضرت‌ پیش‌ از فراهم‌ شدن‌ مقدمات‌ در میان‌ مردم‌ ظاهر شود، سرنوشتی‌ مانند دیگر امامان‌ (شهادت‌) یافته‌ و قبل‌ از تحقق‌ آن‌ آرمان‌ بزرگ‌ دیده‌ از جهان‌ برخواهد بست‌.
 
2ـ محفوظ‌ ماندن‌ از شر جباران‌ و ستمگران‌ است‌.
 
3ـ در بعضی‌ از روایات‌ حکمت‌های‌ دیگری‌ از جمله‌ آزمایش‌ مردم‌ و اندازه‌ پایبندی‌ و پایداری‌ آنان‌ به‌ دین‌ و ولایت‌ بیان‌ شده‌ است‌. غیبت‌ آن‌ حضرت‌ سبب‌ می‌شود تا نفاق‌ پنهان‌ عده‌ای‌ آشکار شود، ایمان‌ حقیقی‌ دوستداران‌ و شیعیان‌ واقعی‌ امام(عج) از افراد ناخالص‌ و سست‌ ایمان‌ جدا و پاک شود و در یک جمله‌ مؤمن‌ از منافق‌ معلوم‌ شود.
 
 
منبع:فارس 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

کتاب «41 پرسش و پاسخ درباره حضرت مهدی (عج)» نوشته «حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری ‌ابهری» و از سوی انتشارات قدیانی منتشر شده است.
این کتاب دارای چهار فصل نظیر «اعتقاد به امام زمان (عج)»، «دوران غیبت»، «ظهور امام زمان (عج)» و «چند پرسش دیگر» است که در ذیل بخشی از پرسش‌ها و پاسخ‌های این کتاب را می‌خوانید:
 
با توجه به اینکه بسیاری از خوبان و پرهیزکاران در دوران غیبت امام زمان (عج) آن حضرت را دیده‌اند پس چرا می‌گویند هر کس را که مدعی دیدار امام زمان است، دروغگو بشمارید؟
 
مهمترین دلیل این سفارش، نامه منصوب به خود امام زمان است که برای علی‌بن محمد سمری_ آخرین نائب خاص حضرت_ نوشته شده است.
 
در این نامه امام زمان (عج) به علی بن محمد سمری فرموده است: هر کس پیش از شورش سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدن مرا کرد، فرد بسیار دروغگویی است.
 
شورش سفیانی و صیحه و فریاد آسمانی دو نشانه از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) است. بر پایه روایات اسلامی قبل از ظهور امام زمان مردی از نسل ابوسفیان شورش بزرگی را به راه می‌اندازد و فریاد بسیار وحشتناکی از آسمان شنیده می‌شود.
 
امام (عج) در نامه خود به علی بن محمد سمری گفته است، پیش از این دو نشانه ظهور باید مدعیان بیدار با حضرت را دروغگو خواند. مرحوم علامه مجلسی در توضیح این نامه می‌نویسد: منظور از ادعای دیدار با امام زمان، ادعای دیداری است که همراه با ادعای نیابت از امام زمان (عج) و داشتن وظیفه پیام‌رسانی از سوی حضرت باشد.
 
 
 
علی بن محمد سمری، چهارمین و آخرین نائب خاص حضرت مهدی (عج) بود. امام زمان پس از علی بن محمد سمری دیگر نائب خاصی را مشخص نکرد و با این عمل راه بر مدعیان نیابت و ارتباط ویژه بست. بنابراین آن نامه امام زمان به این معنی نیست که در دوران غیبت کسی نمی‌تواند امام زمان (عج) را ببیند یا آن عزیزانی که آن حضرت را دیده‌اند، دروغگو هستند. با این حال ما نباید ادعای هر کسی را در زمینه دیدار با امام زمان (عج) بپذیریم. و امکان سوء استفاده را برای فریب‌کارها و دروغگوها فراهم کنیم. در دوران غیبت امکان ملاقات با امام زمان وجود دارد اما در قبول چنین ادعاهایی باید خیلی دقت کنیم.
 
در ادامه پاسخ به پرسش چرا به امام زمان (عج) بقیةالله می‌گویند؟ را می‌خوانید:
 
الف: «بقیة» یعنی باقی مانده و «الله» یعنی خدا پس «بقیةالله» یعنی کسی که از طرف خدا برای مردم باقی مانده است. از جمع مدافعان برتر دین خدا یعنی پیامبران و امامان تنها حضرت مهدی (عج) مانده است. خدا او را نگه داشته است تا به دست او جهان را پر از عدل و داد کند.
 
ب: پس از ظهور امام زمان (عج) حضرت خود را بقیةالله می‌خواند و مردم هم به او با عنوان بقیةالله سلام می‌کنند. گویی امام زمان به مردم می‌گوید: «ای مردم آن کسی که خدا برای نجات شما باقی گذاشته بود، من هستم». مردم هم به شیوه‌ای به حضرت سلام می‌کنند که گویی می‌گویند: «آری تویی آن کس که خدا برای خوشبختی ما ذخیره کرده بود».
 
براساس این گزارش، کتاب «41پرسش و پاسخ درباره حضرت مهدی (عج)» نوشته «حجت‌الاسلام غلامرضا حیدری ‌ابهری»  در 64 صفحه و در تیراژ 2200 نسخه با قیمت 4000 تومان منتشر و روانه بازار نشر شده است.
 
منبع:فارس
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

طبراني در کتاب الکبير و ابونعيم از هلال، نقل کرده که پيامبر اکرم صلي‌الله عليه وآله به حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمودند: سوگند به آن که مرا به حقيقت، مبعوث گردانيد، که مهدي اين امت، از نسل اين دو نفر است - اشاره به حسن عليه‌السلام وحسين عليه‌السلام- زماني که دنيا آشفته گردد، وفتنه‌ها ظاهر شوند و راه‌ها کوتاه گردند.
و برخي مردم بر برخي ديگر هجوم آورند، نه بزرگسالان به خردسالان رحم کنند، ونه خردسالان به بزرگسالان، احترام نهند، در آن زمان خداوند از نسل اين دو، کسي را بر مي‌انگيزد که حصارهاي گمراهي را مي‌گشايد ودل هاي غفلت زده را بيدار مي‌کند ودر آخر الزمان دين را به پا مي دارد، چنانکه من در ابتدا، آن را به پا داشتم ودنيا را از عدالت پر مي سازد چنانکه از ستم پر شده باشد.

متن حدیث: 

اخرج الطبراني في الکبير، وابو نعيم عن الهلال، ان النبي صلي الله عليه وآله وسلم قال لفاطمه: والذي بعثني بالحق، منهما - يعني الحسن والحسين - مهدي هذه الامه. اذا صارت الدنيا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وتقطعت السبل واغار بعضهم علي بعض فلا کبير يرحم صغيرا ولا صغير يوقر کبيرا، يبعث الله عند ذلک منهما من يفتح حصون الضلاله وقلوبا غفلا، يقوم بالدين في آخر الزمان، کما قمت به في اول الزمان، ويملا الدنيا عدلا کما ملئت جورا.

«ص 94 و95، باب 2، حديث 19»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir، گلچینی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداه را منتشر کرده است.
  

* این، آینده‌ی قطعی شماست 

ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهی، با کمکهای معنوی غیبی و با ادعیه‌ی زاکیه و هدایتهای معنوی ولیالله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامی را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ با عظمت تمدن اسلامی را برافراشته نماید. این، آینده‌ی قطعی شماست. جوانان، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهای مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.
دیدار ایثارگران 76.5.29
 
* قبل از فرج، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست! 

قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست... ت. قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان میشوند؛ در کوره‌های آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون میآیند و جهان به دوران آرمانی و هدفىِ مهدی موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزدیکتر میشود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز نیمه‌ی شعبان، روز عید بزرگ است.
دیدار با مردم قم 70.11.30
 
* حقیقت انتظار 

انتظار، یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر. ممکن است کسانی آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که دشمن میخواهد به وجود بیاورد.

ما آن وقتی میتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. برای ظهور مهدی موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسیله‌ی ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است؛
دیدار به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) 76.9.25
 
* باید زمینه را آماده کنی 

مسأله‌ی ولادت حضرت مهدی علیه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالیفرجه‌الشّریف، از این جهت هم حائز اهمیت است که مسأله‌ی انتظار و دوران موعود را که در مذهب ما، بلکه در دین مقدّس اسلام ترسیم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدویت - ما به یاد بیاوریم، روی آن تکیه کنیم و بر روی آن مطالعه و دقّت و بحثهای مفیدی انجام گیرد. شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه‌ی آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعه‌ای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود
در دیدار با پاسداران 68.12.10

شعارهای انقلاب اسلامی محقق می‌شود/ خود را برای سربازی امام زمان آماده کنید/ فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد!  


* دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشه‌کن میسازد 

خصوصیت مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالیفرجه‌وارواحنافداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأالله به‌الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدی موعود است... ت. بشر به سمت آن چیزی حرکت میکند که مظهر آن، وجود مقدس مهدی(علیه‌الصلاةوالسلام‌و عجل‌الله‌تعالیفرجه‌الشریف) باشد و او کسی است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشه‌کن میسازد.
سخنرانی در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج)68.12.22
 
* باید در آن جهت تلاش و کار کنیم 

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتی که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجل‌الله تعالی فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگی امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایی را که اولیای الهی ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.

مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و میدانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان (علیه‌الصّلاةوالسّلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت میباشد: «یملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».

رابطه‌ی قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه میدارد.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 87.5.27


* مصداق وعده‌ی الهی

ما همین‌قدر میدانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده‌ی الهی است. همین‌قدر میدانیم که این بازمانده‌ی خاندان وحی و رسالت، علم سرافراز خدا در زمین است. «السلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب».

...حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگی میکند؛ مردم را میبیند؛ با آنهاست؛ دردهای آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائی که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعی به طور ناشناس او را زیارت میکنند. او وجود دارد؛ یک انسان واقعی، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگی میکند. این، خصوصیت عقیده‌ی ما شیعیان است.
سخنرانی در سالروز میلاد امام عصر(عج) 69.12.11
 
* خواهد رسید... 

دورانی خواهد رسید که قدرت قاهره‌ی حق، همه‌ی قله‌های فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم‌انداز زندگی بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معنای انتظار دوران امام زمان این است.
دیدار با مردم قم 70.11.30
 
* پیام انقلاب ما 

بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان عج‌الله تعالی فرجه الشریف است و میخواهد مهدی موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، برای این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. این است آن پیامی که انقلاب اسلامی برای دنیا دارد و خودش هم متعهد و متکفل آن است.
دیدار با کارگزاران 71.10.17
 
* امیدی در دل بنی آدم 

امام زمان علیه سلام‌الله، رمز عدالت و مظهر قسط الهی در روی زمین است. به همین جهت است که همه‌ی بشریت، به شکلی انتظار ظهور آن حضرت را میکشند... د. موضوع امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتی مخصوص مسلمین است. بلکه انتظاری در دل همه‌ی قشرهای بشر و ملتهای عالم است. امیدی است در دل بنیآدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت میکند. این امید، به بازوان قوت میبخشد، به دلها نور میدهد و معلوم میکند که هر حرکت عدالتخواهانه‌ای، در جهت قانون و گردش طبیعی این عالم و تاریخ بشر است.
دیدار مهمانان خارجی دهه‌ی فجر در روز نیمه شعبان 71.11.18
 
* تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت 

ملتی که به خدا معتقد و مؤمن و متکی است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود و با این حرفها، از میدان خارج نمیگردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدی علیه آلاف التحیة والثناء است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمی دارد. این را باید قدر دانست.
دیدار در روز میلاد پربرکت حضرت ولی عصر(عج) 74.10.17
 
* زندگی بشر هم از آن‌جا به بعد است! 

دنیای سرشار از عدالت و پاکی و راستی و معرفت و محبت، دنیای دوران امام زمان است که زندگی بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگی حقیقی انسان در این عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است که خدا میداند بشر در آن‌جا به چه عظمتهایی نایل خواهد شد.
خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران 79.1.26
 
* روز تحقق شعارها 

شعارهایی که امام زمان علیه‌الصلاةوالسلام‌وعجل‌الله‌تعالیفرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد، امروز شعارهای مردم ماست؛ شعارهای یک کشور و یک دولت است... . این شعارها یک روز تحقق پیدا خواهد کرد.
بیانات در سالروز میلاد خجسته‌ی امام زمان (عج) 79.8.22
 
* فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد! 

امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تکیه بر تواناییای که ایمان والای خود او و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را میگیرد و کاخهای ستم را ویران میکند.
درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهای نیمه‌ی شعبان برای من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدی ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست؛ اما این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظاری که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم 

انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ... سربازی منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌گیری نیست... ت. امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه‌ی دنیا ظلم و بیعدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* بزرگترین وظیفه‌ی منتظران 

بزرگترین وظیفه‌ی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند. کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آماده‌ی دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم برافراشته‌ی اسلام است، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را میبازند و زانوانشان سست میشود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر میاندازد، انجام دهند؛ اینها چطور میتوانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه‌های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* یک حکومت صددرصد مردمی 

...حکومت آینده‌ی حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمی به تمام معناست... امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* ناظر است و میبیند! 

امام زمان ناظر است و میبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوان‌ها را برای آذین‌بندی نیمه‌ی شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدان‌های گوناگون، امام زمان دیده است و میبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدان‌های مختلف، امام زمان میبیند و امام زمان از هر آنچه که نشانه‌ی مسلمانی و نشانه‌ی عزم راسخ ایمانی در آن هست و از ما سر میزند، خرسند میشود. اگر خدای نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند میکنیم. ببینید، چه عامل بزرگی است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ی شعبان 84.6.29
 
* این معنی انتظار فرج است 

معنای انتظار فرج به عنوان عبارة أخرای انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بیت(علیهم السلام) وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر میشناسد... امام زمان (علیه الصلاة و السلام) برای اینکه فرج برای همه‌ی بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از فروبستگی نجات بدهد؛ جامعه‌ی بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آینده‌ی بشر را نجات بدهد. انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگی انسانیت حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ی شعبان 84.6.29

* دست قاهر قدرتمند الهی

...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ی واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است... ت. انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) برای آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگی انسانی، زندگی الهی، عبودیت خدا؛ این معنای انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 87.5.27

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

نکاتی از سخنان حجت الاسلام پناهیان را بخوانید؛

 

*خداوند منت گذارده بر بعضی از بندگان خودش و به عنوان پیامبر انتخابشان کرده. مصداق منت گذاشتن در زمانی است که یا خدا می فرماید که پیامبر برای شما فرستادیم و یا این که پیامبران الهی می گویند که خدا به ما منت گذاشت و ما را انتخاب کرد.

*بعید است که به همین سادگی خدا بر سر بندگانش که به او محتاج هستند و گدای او هستند و اگر خدا به آن ها لطف نکند بیچاره هستند، لطفی را که به بندگان می کند منت قرار دهد. خدایی که خودش به ما سفارش می کند که اگر کاری برای دیگری انجام می دهید منت نگذارید. آفت صدقه و کمک کردن به دیگران را منت گذاشتن می داند. حال اگر ما کاری انجام دهیم و کمکی کنیم چیزی از ما کم شده است ولی خدایی که کاری کند چیزی از آن کم نمی شود. با اندازه های بزرگ خدایی پذیرش منت کمی سخت است.

*خدا در دو جا منت می گذارد.نعمت وقتی فوق العاده زیاد باشد و خیلی بیشتر از استحقاق باشد آنجا جای آن است که منت بگذارد. ما این ها را بر اساس عقل خودمان استدلال می کنیم. خدا با ارسال رسولان فوق العاده نعمت به مردم می رساند. در این صورت است که منت سر بندگان گذاشته است. خدا نعمت را تمام کرده است.

*نعمت پیامبران و دین برای این نیست که ما حداقل از مرگ و نیستی و بدبختی نجات پیدا کنیم.دین مقوله حداقلی نیست. این قدر با عظمت است که در این عالم کسی متوجه نمی شود  که دین یعنی چه. شما از دین چه انتظاری دارید؟ در دین فوق انتظار شما و فوق رغبت شما به شما داده خواهد شد به حدی که می پذیرید که خدا به شما منت بگذارد. 

*کلمه منت را نباید هر جایی خرج کرد. دین انسان را به جایی می برد که کسی به گرد پای او نمی رسد. و کسی نمی داند به چه مرتبه ای می رسد. چیزی معلوم نیست. دین انسان را به جایی می رساند که کل عالم خلقت در نظر انسان هیچ می شود. و انسان از این عالم چیزی را نمی بیند و به مراتب فراتری می رسد. ما مادی ترین عالم غیب یعنی بهشت را نمی دانیم یعنی چه.نگاه های ما به دین خیلی حداقلی است و با این نگاه های حداقلی فهم منت گذاشتن پروردگار عالم کار دشواری است. در روایت آمده است یک موی حورالعین را از سقف آسمان و زمین آویزان کنند همه مردان از شدت شوق می میرند.

*ما دین حداقلی داریم و نگاه مان به دین هم حداقلی است و اگر دین ما حداکثری شود ما به امام زمان نیاز داریم. امام زمان برای این که ما را به سقف آسمانی که فوق تصور و رغبت ما است می برد. ما باید حداکثری شویم. دین خواه حقیقی کسی است که آن فوق العاده ها را ببیند.چیزهایی که ما از امام زمان می خواهیم مادی است. ما باید چیزی از آقا بخواهیم که واقعی باشد. کسی نمی داند بعد از حضور حضرت چه خواهد شد. ما باید اشک بریزیم برای ظهور حضرت. خدا در یکی از جاهایی که منت بر سر بندگان گذاشته است بعد از پیامبران، ظهور آقا امام زمان می باشد. ما نباید در حداقل ها باشیم. خدا برای چیزهای کم منتی نمی گذارد.

*محور های اصلی خدا در قرآن سه مورد است که یکی این است که کسی را پیغمبر کند و دیگری این که پیغمبری را مبعوث کند و دیگری این که امام زمان ظهور کند که بر ما بندگان منت گذاشته است. که در هر سه مورد فوق تصور و فوق رغبت ما انسان ها می باشد. هیچ وقت عقل بشر به صورت عادی به این جا نمی رسد که بهشت چیست و این که بعد از ظهور چه اتفاقی می افتد. 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

حضور یافتن و نشستن در مجالسی که فضایل و مناقب و سایر امور مربوط به حضرت حجت (عج) در آنها یاد می شود اضافه بر اینکه از لوازم و نشانه های محبت است، از مصادیق خیرات که مامور شده ایم به آنها سبقت بجوییم و پیشی بگیریم محسوب می شود که خدای متعال فرموده: به سوی کارهای خیر سبقت بگیرید.
فرموده مولایمان امام رضا (ع) است که در امالی شیخ صدوق و مجلد دهم بحار از آن بزرگوار آمده که فرمودند: هر کس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می گردد، روزی که دل ها می میرند دل او نخواهد مرد
حضرت امام صادق (ع) به فضیل در حدیثی که در بحار و غیر آن روایت شده فرمودند: می نشینید و حدیث می گویید؟ فضیل عرض داشت: آری فدایت شوم، امام صادق (ع) فرمودند: همانا من آن مجالس را دوست می دارم پس امر ما را احیا کنید، ای فضیل! خداوند رحمت کند کسی که امر ما را احیا نماید.
برپا نمودن مجالسی که مولایمان صاحب الزمان (عج) در آنها یاد می شود و مناقب و فضایل آن حضرت (عج) در آنها ترویج و منتشر گردد و در آن مجالس برای آن جناب دعا شود و با جان و مال در راه تشکیل آن مجالس تلاش کردن، زیرا که این کار ترویج دین خداوند و برتری دادن کلمه الله و یاری نمودن بر نیک و تقوا و تعظیم شعائر الهی و نصرت ولی الله است.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند: "یکدیگر را دیدار کنید که در دیدارتان زنده شدن دل هایتان و یادآوی احادیث ما هست و احادیث ما شما را نسبت به یکدیگر مهربان می سازند، که اگر آنها را بگیرید رستگار شده و نجات یافته اید و هر گاه آنها را ترک گویید گمراه شده و هلاک می گردید پس به آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می کنم."
سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن جناب که درود و سلام بر او باد نیز نوعی یاری کردن آن حضرت (عج) به شمار می آید و دلیل بر این است آنچه در وسائل الشیعه به طور مسند روایت شده که حضرت امام صادق (ع) فرمودند: هر کس درباره ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت.

برخورداری از تایید و یاری روح القدس
و از آن حضرت (ع) است که فرمودند: "هیچ کس درباره ما بیت شعری نگوی مگر اینکه به روح القدس تایید و یاری شده باشد."
و از حضرت امام رضا (ع) روایت است که فرمودند: "هر فرد مومنی که درباره ما شعری بسراید که ما را به آن مدح گوید خداوند برای او در بهشت منزلگاهی خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنیا باشد که هر فرشته مقرب و هر پیغمبر فرستاده شده ای او را در آنجا دیدار خواهد کرد."
و در روضه کافی به سند خود از کمیت بن زید اسدی آورده که گفت: بر حضرت ابوجعفر باقر (ع) وارد شدم، آن حضرت (ع) به من فرمودند: "به خدا قسم ای کمیت! اگر مال دنیا نزد ما بود از آن مقداری به تو می دادیم ولی برای تو است آنچه رسول خدا (ص) به حسان بن ثابت فرمود: پیوسته روح القدس با تو خواهد بود تا هنگامی که از ما دفاع کنی..."
می توان گفت که بر پا ساختن این مجالس در بعضی اوقات واجب شرعی است مثل اینکه مردم در معرض انحراف و گمراهی باشند و برپایی این مجالس سبب جلوگیری از هلاکت دینی آنان و مایه ارشاد و راهنمایی ایشان به راه هدایت گردد، از جهت دلایل امر به معروف و نهی از منکر و راهنمایی اشخاص گمراه و عقب زدن اهل بدعت و گمراهی و خداوند متعال ر همه احوال نگهدار حق جویان است.

 

پی نوشت ها:
1- مکیال المکارم، ج 2
2- بحارالانوار، ج 45
3- وسائل الشیعه، ج 10

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

روایات فراوانی در باب فضیلت انتظار فرج وارد شده است، چه نوع انتظارى ارجح است؟

درك دقیق معنای انتظار مبتنی بر فهم جامع اندیشه مهدویت است واندیشه مهدویت را باید با توجه به مجموعه معارف اسلامی و در راستای هدف كلی دین اسلام دید. بنا بر آموزه های دینی، مهدی ( عج ) روزی ظهور كرده و وعده های الهی را به اجرا درمی آورد، او برپا كننده حكومت صالحان می باشد و مومنان به میزان ایمان وعمل صالحشان در حكومت مهدی ( عج ) قرب و منزلت دارند.

این اندیشه پایانی زیبا و نورانی برای جریان زندگی انسان تصویر میكند و عامل شعله ور شدن امید در دل های مومنین است. امید به ظهور مهدی ( عج ) همان امید به خداست. امید موتور حركت انسان در زندگی است و امید به مهدی ( عج ) عامل حركت استوارتر انسان در مسیر خوبی ها یعنی همان هدف اصلی دین می باشد.

مقصود از انتظار فرج، امید و دلبستگی به مهدی ( عج ) است. بنابراین انتظار فرج ارجح که مقصود دین است به تعبیر شهید مطهری، انتظاری سازنده و نگه دارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرك بخش است. به گونه ای كه خود نوعی عبادت و حق پرستی است.

برخی به خطا به گونه ای اندیشه مهدویت را تصویر می كنند كه انتظار براساس آن به معنای كمك به رشد ظلم و فساد و پرشدن دنیا از گناه می باشد در حالی كه بی شك چنین اموری با هدف دین بیگانه است، بنابراین انتظار و عشق به مهدی؛ یعنی، عشق به همه خوبی ها و امید اقامه همه خوبی ها در دنیا این عشق و امید عاملی است كه انسان را وا می دارد تا هر چه بیشتر و محكم تر در راه خوبی ها قدم بردارد، پس انتظارفرج مسئولیت آفرین است.

به تعبیری دیگر می توان گفت: انتظار ظهور منجی هیچ گاه به حقیقت نمی‏پیوندد مگر در صورتی كه سه عنصر اساسی در آن محقّق گردد:
1 - عنصر عقیدتی:
شخص منتظر باید ایمان راسخی به حتمی بودن ظهور منجی ونجات‏بخشی او داشته باشد

2 - عنصر نفسانی:
زیرا شخص منتظر باید در حالت آمادگی دائمی به سر ببرد.

3 - عنصر عملی وسلوكی:
شخص منتظر باید به قدر استطاعت خود در سلوك ورفتارش زمینه‏های اجتماعی وفردی را برای ظهور منجی فراهم نماید.
با نبود هر یك از این سه عنصر اساسی، انتظار حقیقتاً معنا پیدا نمی‏كند.

 

منبع:شهر سوال

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

زیر بنای نبوت و امامت را یک چیز تشکیل می دهد و این دو مقام مانند حلقه های زنجیر به هم متصل هستند؛ و شرایط حاکم برای متصدیان این دو اصل از اصول دین [انبیاء و امامان معصوم (عپ)] نیز در مواردی مشابه یکدیگر است. در روایات اسلامی شباهت های زیادی برای امام زمان (عج) با برخی از پیامبران (ع) آمده است که در این مقال به شباهت موجود میان امام زمان (عج) با حضرت نوح و حضرت الیاس (ع) پرداخته خواهد شد.

الف) شباهت امام (عج) به حضرت سلیمان (ع

1- حضرت سلیمان, داوود (ع) را جانشین خود قرار داد در حالی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود, حضرت مهدی (عج) نیز خداوند او را خلیفه قرار داد در حالی که تقریبا پنج ساله بودند.

2- خداوند به سلیمان(ع) ملکی عنایت کرد که برای هیچ کس بعد از او از نظر کیفیت نبود. چه اینکه سلاطین جهان حکومتشان آمیخته به جور و فساد است, ولی سلیمان می خواست حکومتش آن طورنباشد, و نیز سلطنت و حکومت پادشاهان و امرای زمین تنها بر انسانها استولی حکومت سلیمان (ع) بر جن و انس و پرندگان بود. [1] همچنین خداوند متعال مُلک و حکومتی به حضرت مهدی (عج) عنایت خواهد فرمود که برای احدی از اولین و آخرین - از نظر کمّیت[2] و کیفیت[3] - مانندش نبوده است.[4]

3- خداوند باد را در تسخیر حضرت سلیمان (ع) قرار داده بودحضرت مهدی (عج) نیز خداوند باد را در خدمتش قرار می دهد.

4- حضرت سلیمان (ع) مدتی از قومش غائب شد, حضرت مهدی (عج) نیز غیبتش طولانی تر از سلیمان است.

5- حضرت سلیمان (ع) حشمة الله بود, حضرت مهدی (عج) نیز حشمة الله است. [5]

ب) شباهت امام (عج) به حضرت داوود (ع

1- آهن به امر خداوند برای حضرت داوود(ع)  نرم شد [6] و حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز, خداوند آهن را برایش نرم می کند. چنان که امام صادق(علیه السّلام)  فرمود: مردی به خدمت

صاحب الزمان(عج) می آید و عرض می کند: آهن برای حضرت داوود (علیه السّلام) نرم شد, اگر تو هم مانند او [معجزه] بیاوری تصدیقت می کنیم. پس آن حضرت معجزه ی حضرت داوود (ع) را به او نشان می دهد, ولی آن شخص منکر می شود, پس حضرت مهدی (عج) عمود آهنینی به گردن او می اندازدکه هلاک می شود و می فرماید: این سزای کسی است که آیات خدا را دروغ انگارد».

2- حضرت داوود (ع) به الهام در میان مردم حکم می کرد. حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) به حکم داوود قضاوت خواهد کرد و از بیّنه و شاهد نمی پرسد و نیازی به آن ندارد.[7]

3- سنگ با او سخن گفت و صدا زد: «ای داود! مرا بگیر و جالوت را با من به قتل برسان». حضرت مهدی (عج) نیز, علم و شمشیرش او را صدا می کنند و می گویند: «ای ولی خدا! خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان» [8]. [9]

4- حضرت داوود (ع) را خداوند عزوجل در زمین خلیفه ساخت و فرمود: «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى»[10]. خداوند حضرت مهدی را نیز خلیفه روی زمین قرار داد.« أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَكَّرُونَ ».[11]

5- حضرت داوود (ع) جالوت را کشت, حضرت مهدی (عج) نیز شیطان را می کشد.[12]

 

 

پی نوشت ها:

1. النمل/ 17

2. از نظر کمیّ: حکومت ایشان ما بین شرق و غرب را می گیرد.

3. از نظر کیفی: برای اینکه عدالت محض است.

4. واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران, آیین انتظار, قم, انتشارات مسجد مقدس صاحب الزمان (جمکران), چاپ دوم, 1384ش, پیشین, ص99

5. طسوجی, محمد حسین, مهدی (عج) معجزه جاودان, قم, لاهیجی, چاپ اول, 1382ش, ص42

6. سبأ/10:« وَ لَقَدْ ءَاتَیْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلًا  یَاجِبَالُ أَوِّبىِ مَعَهُ وَ الطَّیرَْ  وَ أَلَنَّا لَهُ الحَْدِید: و به راستى داوود را از جانب خویش مزیّتى عطا كردیم. [و گفتیم:] اى كوه‏ها، با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید، و اى پرندگان [هماهنگى كنید]. و آهن را براى او نرم گردانیدیم‏».

7. ر.ک: مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص319, ح21: «... قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَنْ تَذْهَبَ الدُّنْیَا حَتَّى یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ یَحْكُمُ بِحُكْمِ دَاوُدَ وَ آلِ دَاوُدَ لَا یَسْأَلُ النَّاسَ بَیِّنَةً»

8. ابن بابویه (صدوق)، محمد بن علی، كمال الدین، قم، دار الكتب الإسلامیه قم، 1395ق, ج1, ص155, ح17

9. ر.ک: آیین انتظار, پیشین, ص98و طسوجی, مهدی (عج) معجزه جاودان, پیشین, ص41

10. ص/26

11. النمل/62

12. طسوجی, مهدی (عج) معجزه جاودان, پیشین, ص41-42

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 23 خرداد 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در اولین فصل کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه » با ارائه تعریفی از این عناوین به بررسی انواع "انتظار عامیانه و آثار سوء آن" و عوامل ترویج نگاه عامیانه به مقوله انتظار پرداخته است.

 «انتظار عامیانه» عنوان اولین فصل کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه» است که حجت اللاسلام و المسلمین صدیقی از آن با عبارت «جامع‌ترین کتابی که تاکنون در موضوع انتظار دیده‌ام» یاد کرد و حسن عباسی آن را «یک عقبۀ تفکر استراتژیک برای موضوع انتظار و تلاشی حکمی، فلسفی و کلامی» در موضوع انتظار دانست. 
 
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در فصل اول این کتاب به معرفی و بررسی انواع "انتظار عامیانه و آثار سوء آن" پرداخته است و سپس فواید و برکاتی که با کنار گذاشتن نگاه عامیانه پدیدار می‌شود را برشمرده است. با توجه به تأکید چند سال قبل رهبر معظم انقلاب بر «اهمیت کار عالمانه و پرهیز از کار عامیانه در موضوع انتظار»، در آستانۀ میلاد مهدی موعود(عج) بخشی از فصل اول این کتاب را با عنوان «پرهیز از انواع انتظارهای عامیانه» باز نشر می شود:
 
نگاه عامیانه چیست؟
 
تلقی‌های عامیانه، ممکن است دربارۀ هر چیزی پدید بیاید. هم‌اکنون نیز بسیاری از موضوعات و مسائل علمی در رشته‌های مختلف، در افکار مردم گرفتار تلقی‌های عامیانه‌اند. در این میان، موضوعات معنوی که از پیچیدگی و پنهانی‌های خاصی برخوردارند، بیش از هر موضوعی در معرض برداشت‌های عامیانه قرار دارند.
نگاه عامیانه که در همۀ جوامع و فرهنگ‌ها جریان دارد، به عوام اختصاص ندارد. گاهی از اوقات تحصیل‌کرده‌ها و خواص جامعه نیز دچار عوام‌زدگی می‌شوند؛ خصوصاً وقتی در موضوعاتی وارد می‌شوند که اطلاعات و تحصیلات علمی آنها با موضوع مورد نظر تناسبی نداشته باشد، در حالی که اندیشمندان و تحصیل‌کرده‌ها علی‌القاعده باید از عوام‌زدگی مصون باشند. به همین دلیل وقتی یک اهل علم دچار عوام‌زدگی می‌شود، گروه بیشتری از مردم را به دنبال خود می‌کشاند؛ و بیش از عوام می‌تواند نگاه عامیانه را ترویج دهد.
 
1. پیچیدگی نگاه عمیق
 
ترویج یک نگاه عامیانه، می‌تواند عوامل متعددی داشته باشد. یکی از عوامل طبیعی آن قابل پذیرش‌تر بودن نگاه سطحی نسبت به یک نگاه ژرف و عمیق است که از پیچیدگی‌های خاصی برخوردار بوده و درک آن برای عوام دشوار می‌باشد.
 
2. تمایل هوای نفس به نگاه سطحی
 
یکی دیگر از عوامل ترویج نگاه سطحی و غلط آن است که معمولاً چنین دیدگاه‌هایی با اهواء نفسانی بیشتر تطبیق دارند؛ و هوای نفس، به صورت پنهان یا پیدا اندیشۀ انسان را به همراهی و حتی دفاع از سخن غلط وادار می‌کند.
 
3. دامن زدن توسط سودجویان
 
البته همیشه کسانی هم پیدا می‌شوند که از شیوع برخی از نگاه‌های عامیانه در میان مردم سود می‌برند و طبیعتاً به آن دامن می‌زنند؛ چرا که بهترین راه به بردگی کشیدن انسان‌ها تخریب آگاهی‌های آنها و انحراف آدم‌ها از حقایق است؛ که این هدف بیشتر در تحریف حقایق از طریق رواج یک نگاه عامیانه رخ می‌دهد. زیرا بهترین راه غفلت از حقایق مهم عالم، که از توجه به آنها اجتنابی نیست، غرق شدن در نگاه عامیانه و در نتیجه نگرش باطل داشتن به حقایق است.
 
اگرچه در میان همین نگاه‌های عامیانه، آگاهی‌های درست بسیاری نیز وجود دارد که هر کدام به گوشه‌ای از حقایق اشاره می‌کند، اما مشکل اینجاست که اگر انسان گوشه‌هایی از حرف‌های درست را بگیرد، ولی تحلیل دقیق و تصور کاملی از کلیت آنها نداشته باشد، در معرض برداشت غلط و عوام‌زدگی قرار خواهد گرفت.
 
آثار سوء نگاه عامیانه
 
این عوام‌زدگی آثار سوئی به همراه دارد. یکی از آثار سوء آن، فراهم شدن زمینۀ تحریف و انحراف است. یکی دیگر از آثار سوء آن این است که حتی اگر این عوام‌زدگی موجب تحریف و انحراف هم نشود، لااقل موجب بیزار شدن کسانی خواهد شد که با دقت و موشکافی برخورد کرده و ضعف‌های نگاه عامیانه را به‌سرعت درمی‌یابند. علاوه بر آن، نجات‌بخش نبودن و بی‌ثمر شدن اندیشه‌های حیات‌بخش، در اثر پدید آمدن و گسترش یک تلقی عامیانه، ضرری غیر قابل اغماض است.
 
 
منبع:تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 14 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

ربيع بن سعد، از عبد الرحمان بن سليط روايت كرده كه امام حسين عليه‌السلام فرمودند: دوازده مهدى از ما هستند اول آنها اميرالمؤمنين على بن ابيطالب"عليه السلام" و آخر آنها نهمين پسر من كه قيام بر حق خواهد نمود و زمين را پس از مرگ آن زنده خواهد كرد، اوست كه دين حق را بر ساير اديان غلبه خواهد داد اگر چه مشركان كراهت داشته باشند.

براى حضرت مهدى "عليه السلام" غيبتى است كه عده‌اى در آن مدت گرفتار شك و ترديد مى‌شوند ولى عده اى ديگر ثابت قدم و پابرجا خواهد ماند. 
و بعضى به اين گروه مقاوم مى‌گويند: پس كى وعده الهى محقق مى‌شود، اگر راست مى‌گوييد؟

آگاه باشيد كسى كه در غيبت آن حضرت بر اذيت و آزار و اتهام ديگران و مخالفين صبر كند، مانند كسى است كه در كنار رسول خدا صلی الله علیه و اله با شمشير جهاد كرده باشد.

متن حدیث:

منا اثنا عشر مهدياً اولهم اميرالمؤمنين على بن ابيطالب و آخر هم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق يحيى الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق على الدين كله ولو كره المشركون له غيبتة يرتد فيها اقوام و يثبت على الدين فيها آخرون فيؤذون و يقال لهم متى هذاالوعد ان كنتم صادقين أما ان الصابر فى غيبته على الاذى و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله



«بحار الانوار ج 36، ص 385- اكمال الدين، ص317 »
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

ولايت فقيه به‌معناى سرپرستى جامعه مسلمين توسط يك فقيه جامع الشرايط در طول ولايت امامان معصوم عليهم السّلام و با همان اختيارات است. ولايت فقيه از ابتكارات امام خمينى رحمه اللّه نبود. بلكه ايشان آن را احياء نموده و به اين مقام الهى رسميت بخشيد. بحث ولايت فقيه از همان آغاز غيبت كبرى توسط شيخ مفيد (متوفى  ۴١٣  ه‍ ق.) مطرح شد و از قرن‌ها قبل علما و فقهاى شيعه در كتاب‌هاى خود به اين موضوع پرداخته و در خصوص انتصاب يك فقيه و حدود و اختيارات، ولايت و سرپرستى آن به صورت كامل بحث نموده‌اند.

دکتر جاسم حسین در کتاب تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج) درصفحه‌ی 230  آورده «طبرسى حديث زير را به روايت از امام يازدهم [امام حسن عسگری (ع)] نقل مى‌كند: اما از ميان فقها و علماى دين، آن كس كه بر نفس و اميال نفسانى مسلط باشد و خوددار از گناه و انحراف بوده، و دين خود را پاس دارد، و بر روى هوى و هوس خويش پا نهد و تنها مطيع و فرمانبردار دستورات الهى و احكام خداوندى (اعم از فردى و اجتماعى) باشد، بر مردم است كه از او پيروى كنند.»(15)

آیت الله بهاءالدینی نیز چنین تعریفی از ولایت فقیه دارد: «ولايت فقيه يعنى اين‌كه يك فقيه اول ولايت بر نفس خويش پيدا مى‌كند تا وقتى كه نفس، بنده و غلام او شود و او به نفس خود دستور مى‌دهد كه چه كند نه اين‌كه نفس به او فرمان دهد. وقتى چنين شد و مسلط به نفس خويش شد، مى‌شود امين اللّه و خدا هم به او مى‌گويد تو ديگر به مردم خيانت نمى‌كنى و ولايت مردم را به او مى‌دهد. اين مى‏شود ولايت فقيه.»(16)

امام خمینی(ره) درباره ی ولایت فقیه می فرماید: «وقتي مي گوئيم ولايتي را كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم و ائمه عليهم السلام داشتند بعد از غيبت، فقيه عادل دارد براي هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه عليهم السلام و رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم است. زيرا اينجا صحبت از مقام نيست بلكه صحبت از وظيفه است. ولايت يعني حكومت و اداره ي كشور و اجراي قوانين شرع مقدس، يك وظيفه ي سنگين و مهم است. نه اين كه براي كسي شأن و مقام غير عادي بوجود بياورد و او را از حد انسان عادي بالاتر ببرد. به عبارت ديگر ولايت مورد بحث يعني حكومت و اجرا و اداره بر خلاف تصوري كه خيلي افراد دارند امتياز نيست بلكه وظيفه اي خطير است.»(17)

از مهم‌ترين شئونات ولى فقيه از آغاز غيبت كبرى تاكنون، آماده‌سازى شيعيان و زمينه‌سازى براى امر فرج حضرت مهدى عليه السّلام بوده و مى‌باشد اما با توجه به آن‌كه امروزه سازمان شيعه توانسته است با عنايت مستقيم حضرت صاحب الامر عليه السّلام يك قدرت مركزى و مؤثر در جهان معاصر تشكيل دهد، اين مسئله به‌عنوان تنها شأن ولى فقيه مطرح مى‌باشد. يعنى تمامى امكانات موجود و زمينه‌هاى لازم در امور دينى و دنيوى بايد در امر فرج هزينه شود.

  حضرت امام خمينى رحمه اللّه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران فرمودند: تمام دستگاه‌هايى كه الان به كار گرفته شده‌اند در كشور ما، خودشان را مهيّا كنند براى ملاقات حضرت مهدى عليه السّلام.

مقام معظم رهبرى مدظله العالى نيز فرمودند: انتظار به‌معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان عليه السّلام آماده کنیم... ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم.

و لذا تمامى مراجع تقليد و حوزه‌هاى علميه به‌عنوان سربازان خط مقدم آقا امام زمان عليه السّلام و ريزه‌خواران سفرۀ آن حضرت عليه السّلام موظف هستند در اين مسئله مهم به‌عنوان بازوان ولايت فقيه عمل نموده و آمادگى لازم را در تمامى زير مجموعه‌هاى خويش فراهم نمايند.(18)

 

-15 ت.الغیبه ص 257، بحار ج 51، ص362

-16 امام شناسی استاد گنجی ج 1 ص 327

17- در انتظار ولی اعظم ص112 به نقل از ولایت فقیه امام خمینی (ره) ص 50

18- امام حاظر مدیر ناظر صص 124-123

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

امام چشم خدا در ميان انسان‌ها است و بر كل هستى و همۀ جوامع انسانى اشراف و نظارت كامل دارد. چنانکه در زيارت امام زمان عليه السّلام در روز جمعه می‌خوانیم «السلام عليك يا عين الله فى خلقه»

امام مهدی(عج) که انسان کامل و واسطه‏ی فیض میان خالق و مخلوقات است، طبعا عرصه ی مدیریتشان بر کل عالم هستی است، اما هدایت و مدیریت جوامع شیعی به عنوان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، زمینه سازان ظهور آن بزرگوار جهت تشکیل حکومت عدل جهانی محسوس تر و ملموس تر است. آن حضرت در طول دوره ی غیبت صغری «فعاليتهاى خود را از پشت صحنه دنبال مى‌كردند و پيروان خويش را از طريق چهار نمايندۀ برگزيدۀ خود رهبرى مى‌نمودند. اينان را سفرا مى‌خواندند. نخستين آنها عثمان بن سعيد عمرى، دوم پسرش محمد، سوم حسين بن روح نوبختى و چهارم على بن محمد سمرى بودند.

مطالعه تاريخ اين دوره نشان مى‌دهد كه وظيفۀ عمدۀ سفرا، اجراى وظايف مشخصى بود كه پيش از اين توسط امامان انجام مى‌گرفت، تا آنان را از فشار سياسى عباسيان مصون دارند.»(10)

دوره ی غیبت صغری با توقیعی که از طرف امام(عج) در آخرین روزهای حیات علی بن محمد سمری به او رسید خاتمه  یافته و به فرموده ی امام(عج) غیبت کبری آغاز شد.

در دوره ی غیبت کبری فقها به عنوان نایبان عام امام مهدی(عج) عهده دار مسئولیت هایی شدند که تا پیش از این بر عهده ی نواب خاص امام(عج) بود. چنانچه خود حضرت در توقیعی به احمد بن اسحاق فرموده بودند که «در رویدادهای زمانه به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند...» با این استثنا که ارتباط با آن بزرگوار قطع شده بود. اما هدایت و نظارت حضرت(عج) در طول قرون متمادی که از آغاز غیبت کبری می گذرد، همواره بر عملکرد نایبان عامشان حاکم بود. از آن جمله می توان به نامه‌های متعددی که حضرت به شیخ مفید مرقوم فرموده‌اند، و یا خطای شیخ مفید در دادن فتوا و اصلاح آن به وسیله‌ی رهنمود امام(عج) اشاره کرد.(11)

همچنین حضرت(عج) در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، دیدارخودت را براي مردم آسان کن! و در دسترس همه قرار بگیر و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآور، ما ياريت مي کنیم.»

«امام(عج) هم‌چون پدرى مهربان از شيعيان خود مراقبت مى‌كند و در بزنگاه‌ها و لحظات سرنوشت‌ساز با شيوه‌هاى مختلف به يارى آنها مى‌شتابد. خودشان در نامه‌اى به شيخ مفيد مى‌فرمایند:

«فإنّا نحيط علما بأنبائكم و لا يعزب عنّا شىء من أخباركم»(12)

ما بر اخبار و احوال شما، آگاهيم و هيچ‌چيز از اوضاع شما، بر ما پوشيده و مخفى نمى‌ماند.

«إنّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»(13)

ما، در رسيدگى و سرپرستى شما، كوتاهى و اهمال نكرده‌ايم و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم، كه اگر جز اين بوده دشوارى‌ها و مصيبت‌ها، بر شما فرود مى‌آمد و دشمنان، شما را ريشه‌كن مى‌كردند.

در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليسى و روسى، كه حملات و هجوم‌ها به ملّت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آيت الله العظمى نائينى خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه اين وضع به كجا خواهد انجاميد، نكند كه اين كشور محبّ و دوستدار امام زمان عليه السّلام از بين برود و سقوط کند.

در همين زمان‌ها، شبى به امام عصر عليه السّلام متوسل مى‌شوند و در حال توسّل و گريه و ناراحتى به خواب مى‌رود و خواب مى‌بيند.

ديوارى است به شكل نقشۀ ايران و اين ديوار شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زير اين ديوار، يك عده زن و بچه نشسته‌اند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مى‌شود.

مرحوم نائينى وقتى اين صحنه را مى‌بينند به قدرى نگران مى‌شوند كه فرياد مى‌زنند و مى‌گويند كه: خدايا! اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟

در اين‌حال مى‌بينند كه حضرت ولىّ عصر عليه السّلام تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند كردند و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند:

«اينجا خانه‏ی شیعه‏ی ماست. مى‌شكند، خم مى‌شود، خطر هست، ولى ما نمى‌گذاريم سقوط كند، ما نگهش مى‌داريم.»(14)

 

10- تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج) نويسنده:دکتر جاسم حسین، ص139

11- نقل شده است روزى شخصى خدمت شيخ مفيد آمد و در مورد زنى حامله كه از دنيا رفته بود پرسيد. شيخ مفيد جواب داد همان‌طور او را دفن كنند. آن مرد در حال برگشت بود تا به نظر شيخ مفيد رضى اللّه عنهم عمل كند. در بين راه ديد سوارى از پشت سر مى‌آيد. نزديك شد، گفت: اى مرد! آقا مى‌فرمايند كه شكم آن زنى كه از دنيا رفته را شكافته و طفل را بيرون آوريد، سپس زن را دفن كنيد. چنين كردند و طفل، زنده به دنيا آمد. بعد از مدتى ماجرا را براى شيخ مفيد رضى اللّه عنهم نقل كردند. شيخ فرمود: من كسى را نفرستادم و معلوم مى‌شود كه آن شخص صاحب الامر عليه السّلام بوده است. حال كه در احكام شرعى خطا مى‌كنم همان بهتر كه ديگر فتوا ندهم. پس به خانه رفت و در خانه را بسته و ديگر بيرون نيامد. در اين هنگام نامه‌اى از طرف حضرت ولى عصر عليه السّلام براى شيخ مفيد آمد که:

«بر شماست فتوا بدهيد و بر ماست كه شما را راهنمايى كرده و نگذاريم در خطا بيفتيد.»

شيخ مفيد با ديدن اين نامه بار ديگر بر مسند فتوا نشست.

13و12- احتجاج طبرسی،ج2،ص650

-14 تشرف‌يافتگان، ص  ٨۴ 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

غیبت

غيبت در لغت به‌معناى مخفى، پنهان و دور از دسترس و در اصطلاح امام‌شناسى به‌معناى غايب شدن حضرت مهدى عليه السّلام از ديده‌هاست. غيبت به دو نوع مطلق و نسبى تقسيم مى‌شود:

غيبت مطلق: آن غيبتى است كه در همۀ زمان‌ها و مكان‌ها و براى همگان مخفى و پنهان و دور از دسترس باشد مانند ذات مقدس پروردگار كه هميشه و براى هركس پوشيده و هرگز قابل رؤيت نيست.

غيبت نسبى: آن است كه در برخى مواقع و براى بعضى مخفى و پوشيده است اما نسبت به عده‌اى ديگر آشكار و ظاهر است.(2)

آيت اللّه جوادى آملى در کتاب امام مهدی موجود موعود می نویسد: «غيبت امام زمان عليه السّلام از نوع غيبت نسبى است يعنى حضرت مهدى عليه‌السّلام نسبت به برخى غايب و مخفى از بعضى ديده‌هاست اما نسبت به عده‌اى پاك‌سرشت و لايق قابل رؤيت است. اگر امام زمان عليه السّلام را امام غايب مى‌نامند به خاطر محروميت جامعه از درك وجود مبارك امام است. بنابراين بايد گفت مردم از محضر امام خويش غايب هستند نه اين‌كه آن حضرت غايب باشند.»(3)

درصفحه‌ی  295 غیبت نعمانی از قول امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آمده است:

«سوگند به خداى على! حجت خدا در ميان آنان است، در كوچه و بازار آنها گام برمى‌دارد و بر خانه‌هاى آنان وارد مى‌شود و شرق و غرب عالم را طى مى‌كند و گفتار مردم را مى‌شنود و در اجتماعات آنان وارد شده به آنها سلام مى‌دهد.»

 محمد بن عثمان، نائب دوم امام عصر عليه السّلام مى‌گويد:

«و اللّه صاحب هذا الامر ليحضر الموسم كلّ سنة يرى النّاس و يعرفهم و يرونه و لا يعرفونه»

«به خدا قسم حضرت صاحب الامر عليه السّلام هر سال در ايام حج حاضر مى‌شود و مردم را مى‌بيند و مى‌شناسد و مردم هم او را مى‌بينند ولى نمى‌شناسند.»(4)

بودن حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السّلام در بين مردم ولى از ديده‌هاى آنها پنهان بودن، يكى از معجزات الهى است.(5) 

بنابراين غيبت حضرت مهدى عليه السّلام به‌معناى عدم حضور نيست بلكه تنها از ديدگان غفلت‌زده عده‌اى مخفى است. او در ميان ما حاضر، بر اعمال ما ناظر و بر عالم هستى حاكم است.(6) 

مقام معظم رهبری می فرماید: «حجت خدا... با مردم زندگى می‌كند؛ مردم را مى‌بیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس می‌كند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میكنند.»(7)

«حضور امامِ غايب در ميان مردم حس مى‌شود امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجأ همه خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. مگر مى‌شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش حس مى‌كند. آن مردمى كه مى‌نشينند، راز و نياز مى‌كنند؛دعاى ندبه را با توجّه مى‌خوانند و زيارت آل ياسين را زمزمه مى‌كنند و مى‌نالند، مى‌فهمند چه مى‌گويند. آنها حضور اين بزرگوار؛ را حس مى‌كنند؛ ولو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضررى نمى‌زند. ظهور نكرده است؛ اما هم در دلها و هم در متن زندگى ملت حضور دارد. مگر مى‌شود حضور نداشته باشد؟ شيعه خوب كسى است كه اين حضور را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد.»(8)

چرا دو غیبت؟

غيبت صغری كه همراه با ارتباط نايبان خاص و برخى از شيعيان با امام مهدى(عج) بود، موجب تثبيت مسئله‌ى ولادت و حيات حضرت مهدى شد و از بروز برخى از انحرافات و شبهات جلوگيری کرد.

غيبت صغری، دوران آماده‌سازى شيعيان براى شروع غيبت كبرا بود و شيعيان، در اين مدّت، خود را با دوره‌ى عدم حضور امام عليه السّلام هماهنگ كردند. اگر غيبت صغری نبود و غيبت كبری به يك‌بار اتّفاق مى‌افتاد، موجب ايجاد مشكلات متعدّد و بروز انحراف برخى از افكار مى‌شد.

غيبت كبری از سال سيصد و بيست و نه (ه‍ ق) يعنى به هنگام پايان نيابت چهارمين نايب خاص، شروع شد و تا زمان ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت. اين، همان غيبتى است كه آزمايش سخت بشرى در آن نهفته است.(9)

 

2- امام حاضر،مدیر ناظر /ص36

3- امام مهدى، موجود موعود، آيت اللّه جوادى آملى، ص  ١٢۶ .

4-  امام حاضر، مدیر ناظر /ص38 به نقل از بحارالانوار ،ج51 ص350

5- امام حاضر،مدیر ناظر /ص41

6- امام حاظر، مدیر ناظر/ص37

7- سخنرانی مقام معظم رهبری در روز نیمه شعبان27/5/1378

8- سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم17/10/1374

9- اندیشه مهدویت و آسیب ها،محمدصابر جعفری، ص34

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

 حجت‌الاسلام والمسلمین حبيب‌‌الله فرحزاد در جمع نمازگزاران و مجاوران مسجد مقدس جمكران با بیان این‌که کثرت صلوات، عامل مهر و محبت خدای متعال نسبت به بندگان است، گفت: کثرت صلوات انسان را به مقام خلیلی می‌رساند.

این استاد حوزه علمیه اظهار داشت: اگر توجه داشته باشیم، غروب جمعه مقداری دل‌گیر است، شاید این غم پیام خدای متعال به دل‌ها است که با او خلوت کرده و به گفت‌و گو بنشینیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد با بیان این‌که حضرت زهرا(س) از پدر گرامیشان حضرت محمد(ص) نقل کرده‌اند که پیامبر فرمود «غروب جمعه ساعتی است که دعا مستجاب می‌شود»، خاطرنشان کرد: میرزا جوادآقا ملکی تبریزی نیز نقل کرده‌اند در غروب جمعه مستحب است انسان صدبار سوره قدر را بخواند.

وی ادامه داد: آیت‌الله ملکی تبریزی در شرح این روایت آورده‌اند که «خداوند در روز و شب جمعه صد رحمت را شامل انسان می‌کند و 99 مورد این رحمت به کسی می‌رسد که صد مرتبه سوره قدر را در این روز خوانده باشد».

کارشناس مسائل اخلاقی با اشاره به عظمت سوره قدر نزد خدای متعال، تصریح کرد: سوره قدر بعد از سوره توحید دارای عظمت و جایگاه مهمی است و همان‌گونه که سوره توحید شناسنامه خدا و توصیف حضرت حق است، سوره قدر نیز وصف اهل‌بیت(ع) است و فضیلت‌های بسیار فوق‌العاده‌ای دارد.

وی همچین ابراز داشت: تلاوت سوره قدر و کثرت استغفار برای رفع دیون و گرفتاری‌ها بسیار مؤثر است و افرادی که در طول شبانه‌روز این سوره را قرائت می‌کنند مورد لطف خداوند و ائمه(ع) قرار می‌گیرند.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد در بخش دیگری از سخنان خود به چگونگی ارتباط با امام زمان(عج) و همراه شدن با حضرت پرداخت و افزود: برخی فکر می‌کنند چون امام زمان در غیبت است، امکان دسترسی به ایشان وجود ندارد، در حالی که این ذهنیت کاملا اشتباه است، چون وقتی می گوییم امام غائب است، یعنی ظاهر نیست نه این‌که امام حاضر نباشد، ایشان حضور دارند و ما توفیق مشاهده حضرت را نداریم.

وی با بیان این‌که اول بنده خداوند متعال امام زمان(عج) هستند، گفت: بندگانی که در زمان غیبت، اهل طاعت و اخلاص بوده و خالصانه خداوند را بندگی کنند با امام زمان(عج) در این مسیر همراه خواهند بود.

این استاد حوزه علمیه یادآور شد: اگر می خواهیم در دنیا از قرب و بندگی خداوند بهره ببریم، راه آن در بندگی خدا است و باید بدانیم دنیا، آخرت، آرامش و سعادت در همین مسیر محقق می‌شود.

وی با اشاره به سخن امام حسن عسکری(ع) که فرمودند «من کان فی طاعة‌ الله کان‌ الله فی حاجته؛ اگر کسی در مسیر بندگی خدا قرار گرفت، خداوند هم حائج او را برطرف می‌کند»، بیان داشت: اگر ما در مسیر خداوند و امام زمان(عج) قرار بگیریم، آنها نیز در کار ما داخل شده و مراقب ما خواهند بود.

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد ادامه داد: هر کس در مسیر تقوا و بندگی خداوند قرار بگیرد، مورد توجه خدا و ائمه(ع) خواهد بود و برقراری ارتباط معنوی با اهل‌بیت(ع) نیز در گرو تقوا، پرهیز از گناه و انجام واجبات است.

وی با بیان این‌که ائمه(ع) به زنده و مرده بندگان نظر کرده و در عالم برزخ و قیامت آنها را رها نمی‌کنند، گفت: امام حسن عسکری(ع) به فرزندشان حضرت حجت (ع) فرمودند «بدان آنهایی که اهل طاعت، اخلاص و بندگی خداوند هستند، دلهایشان به سوی تو پر می کشد».

 کارشناس مسائل اخلاقی در پایان با اشاره به این‌که امام زمان(عج) پناهگاه بندگان و شیعیان است، خاطرنشان کرد: حال که توفیق پیدا کردیم و به مسجد مقدس جمکران آمدیم، باید این لحظات را قدر بدانیم و ارتباطمان را با خداوند و امام زمان(عج) تقویت کنیم تا هم دعاهایمان مورد استجابت قرار بگیرد و هم مشکلاتمان برطرف شود.

 

منبع:حوزه

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 25 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام

رۆیت و دیدن امام زمان(عج) هر چند توفیق بزرگی است، اما می توان از آن به عنوان مسیری یاد کرد که محبین با قرار گرفتن در آن و هدف قرار دادن این دیدار سعی در رابطه با امام خویش و کسب فیوضات از حضرت دارند.

حدیث پیامبر اکرم(ص) برای تمام شیعیان آشنا است که در جواب سوال جابر بن عبدالله که پرسید: «یا رسول اللَّه شیعیان او در زمان غیبت از وجود او سودى می‌برند؟ فرمود: آرى به خدائى که مرا مبعوث کرده است، به راستى آنها به نور وى پرتویاب باشند و به ولایت او در زمان غیبتش سود برند مانند سود مردم از خورشید پشت‏ ابر.» ( کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی)

اما خیلی وقت ها شده است که ما در خلوت خود و یا در مراسم هایی که به مناسبت های مختلف می گیریم با خود می اندیشیم که چرا امام زمان ظهور نمی کنند، به چه علت ما از دیدار اماممان بی نصیبیم! آن حضرت در توقیعشان می فرمایند:

و چنانچه شیعیان ما - خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏ نمودند، نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى ‏افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏ رسید و اینها همه در پرتو شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى‏ باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏ دارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مى‏ رسد و ما را ناراحت مى‏ سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما كافى و نیكو كارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاكش باد!

آیت الله بهجت(ره) در این باره فرمودند: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(عدر یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(ع)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این مافوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(ع) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟!

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(عج) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(ع) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم.(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(عج) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.”‌

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(عج) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک”‌(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (عج) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(عج) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(عج) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(عج) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(عج) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(عج) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(ع) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و ، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(عج) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

پی نوشت ها:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(ع)

3- حضرت ولی عصر(ع) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا”‌. الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2.

اصول کافی

الإحتجاج / ترجمه جعفرى

خبرگزاری شبستان، متن سخنان آیت الله بهجت

بر گرفته از مقاله؛دلایل دوری شیعیان از امام زمان (عج) در کلام خود حضرت

منبع:تبیان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 24 دی 1392 | | نویسنده : گمنام

 ابنا به نقل از روزنامه صهیونیستی معاریو نوشت: در واکنش به مرگ شارون که باعث ناامیدی شدید یهودیان تندرو شده، «یتسحاق کیدوری» خاخام یهودی گفت، این مرگ یکی از نشانه های ظهور دجال است که بنی اسراییل را بر اساس «اسفار عهد قدیم» از ظلم نجات می دهد و تلاش خواهد کرد، دشمنان یهود را از میان بردارد.

یهودیان افراطی با اعلام این که به کیدوری اعتماد دارند، از این خبر خوشحال شده اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الیوم السابع به نقل از معاریو، یهودیان معتقدند که دجال (پیامبر دروغین یهود) هم اکنون در فلسطین اشغالی حضور دارد، ولی زمان ظهورش نرسیده است.

خاخام یهود همچنین گفت که ظهور عیسی مسیح(ع) به وقوع جنگ سختی بین یهودیان طرفدار دجال و مخالفان او منجر می شود، تا جاییکه یک سوم مردم روی زمین باقی می مانند و بقیه در جنگی که هفت سال طول خواهد کشید، کشته می شوند و پس از آن یاجوج و ماجوج ظاهر می شود.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 13 دی 1392 | | نویسنده : گمنام

در روایات بسیاری به اوصاف مشترک و شباهت‌های امام زمان(عج) به پیامبر اکرم(ص) اشاره شده است. ما در این نوشتار به بعضی از این ویژگی‌ها اشاره می‌نماییم:

رحمت:
خداوند متعال وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) را رحمتی برای عالمیان می‌داند؛ (وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ)؛[1] و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. امام زمان(عج) نیز به این صفت زیبنده‌اند: "السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَة"؛[2] سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گستردة الهی.

حجت الهی:
در رابطه با پیامیر چنین خطاب آمده که: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین"سلام برتو ای حجت خدا بر اولین انسان ها تاآخرین آن ها؛[3] امام زمان (عج) نیز با لقب حجة الله مورد خطاب قرار گرفته‌اند: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّه".[[4

نور خدایی:
پیامبر(ص (نور خدایی است: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه‏"[5] سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند.[6] در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان(عج)این گونه آمده است: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون"؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می‌شوند.

دعوت کننده به سوی خداوند متعال:
خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می‌فرماید: (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیراً)؛[7] ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.
در مورد امام عصر(عج) نیز آمده است: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه"؛[8] سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا.

خاتمیّت (حُسن ختام:(
)ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً)؛[[9محمد(ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی رسول خدا و آخرین پیامبران است و خداوند به همه چیز آگاه است.امام مهدی(ع) نیز در معرفی خود می‌فرمایند: "أَنَا خَاتِمُ الْأَوْصِیَاءِ وَ بِی یَدْفَعُ اللَّهُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِی وَ شِیعَتِی"؛[10] من آخرین از جانشینان پیامبر هستم و بواسطة من خداوند بلا را از اهل و شیعیانم برمی‌دارد.

امنیت بخشی:
با وجود رسول خدا امت او در امنیت بودند: (وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ)؛[11] (ای پیامبر!) تا تو در میان آن‌ها هستی، خداوند آن‌ها را مجازات نخواهد کرد.
امام زمان(عج)نیز در وصف وجودی خویش می‌فرمایند: "إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ"؛[12] به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همانگونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.

 

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 15 آذر 1392 | | نویسنده : گمنام

هیچ یک از اهل بیت(ع) به فرشتگان و جنیان اجازه شرکت در جهاد و یا دفاع را نمی‌داده‌اند؛ اما حضرت حجت(عج) از این قاعده مستثنی هستند و در زمان ایشان، هم فرشتگان و هم جنیان اجازه می‌یابند که به جهاد با مخالفان بپردازند.

 به نقل از فارس، مفهوم «ظهور» مفهومی است اجتماعی و نشانگر تحول فرد و جامعه در آن دوران. بر این اساس می‌توان این مفهوم را مفهومی کاربردی و نه نظریه پردازانه دانست. از این رو، کمترین مباحث این گفتار پیرامون مباحثی است که از ارزش اجتماعی کافی برخوردار نیستند. در ادامه به پاسخ آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) درباره برخی ویژگی‌های حضرت مهدی(عج) اشاره می‌شود که این مباحث توسط مجید هادی‌زاده به رشته تحریر در آمده است

*ظهور مصحف امیرالمؤمنین(ع) به وسیله امام عصر(عج)

می‌دانیم که پس از فاجعه رحلت پیامبر اکرم(ص) که عالم هستی هنوز داغدار آن است، امیرالمؤمنین(ع) نخست به جمع و ترتیب قرآن کریم به همراه اشاره به تفسیر آیات، شأن نزول آنان، تبیین مکی و مدنی و لیلی و نهاری بودن آنان و ... پرداختند؛ آن گاه رداء بر قامت خود گرفتند و از منزل خارج شدند، آن حضرت، آن مصحف شریف را بر در مسجد پیامبر بر اصحاب و دیگر مردمان نمودند، اما آنان به تحریک گروهی خاص از پذیرش آن سرباز زدند و آن حضرت نیز با اشاره به اینکه دیگر هرگز آن را نخواهند دید، آن کتاب ارجمند را به منزل باز گردانیدند.

در اینکه متن آن مصحف با متن مصحف فعلی موجود در جهان اسلام یکسان است و قرآن کریم از هر گونه تحریف به دور بوده است؛ هیچ تردیدی نیست، چه اقسام تحریف از تحریف به حذف، تحریف به تبدیل و تحریف به زیاده، در قرآن کریم راه ندارد؛ و آنچه امروزه به عنوان قرآن کریم به دست ما است، بنا بر حفظ الهی همان قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) است که بدون کوچکترین دگرگونی - ولو در حد یک حرف - به دست ما رسیده است.

مصحف امیرالمؤمنین(ع) اما گذشته از متن وحی، تفسیر و تأویل آن را نیز به همراه خود داشته است. این مصحف هم اکنون به همراه حضرت حجت(عج) است و به وسیله ایشان در زمان ظهور آشکار خواهد شد. از این رو مصاحبت دائمی با قرآن کریمی که به تدوین اول‌الاوصیاء فراهم شده را می‌توان از خصائص خاتم‌الاوصیاء دانست.

* ندایی که دائماً مردم را به آن حضرت می‌خواند

یکی دیگر از ویژگی‌های آن حضرت آن است که ابری سفید دائماً بر سر آن حضرت سایه می‌گسترد، مأموریت الهی این ابر، دائمی است و هیچ گاه پروانه آن ابر از سر شمع وجود مبارک ایشان کنار نمی‌رود، هر چند وجود این ابر و سایه گستری آن برای دیگر معصومان نیز گزارش شده، اما آنچه در شمار ویژگی‌های ایشان است، آن است که منادی‌ای دائماً از میان آن ابر ندا می‌کند که: «ای مردم! آگاه باشید آن کسی که می‌آید و دنیا را از عدل و داد پر می‌کند، وجود مقدس حضرت مهدی(عج) است».

آن گونه که از متن احادیث اهل بیت(ع) بر می‌آید، این منادی تنها برای وجود ایشان چنین در تکاپو است و برای دیگر اهل بیت، چنین اعلام دمادمی نداشته است.

*حضرت به ملائکه و جنیان اجازه جهاد می‌دهند

می‌دانیم که حوزه ولایت اهل بیت(ع)، تمامی عالم امکان - از عالم مجردات محض تا عالم ماده صرف - را در بر گرفته است. از این رو است که هر یک از صاحبان عصمت کبری و نیز پیامبران پنجگانه اولوالعزم، نه تنها بر عالم انسانی که بر تمامی عوالم، ولایت داشته‌اند و تمامی موجودات تکویناً در خدمت ایشان بوده‌اند.

گذشته از این اما، هیچ یک از اینان به فرشتگان و جنیان و دیگر موجودات غیرانسانی اجازه شرکت در جهاد و یا دفاع را نمی‌داده‌اند؛ چه بنا بر سنت الهی برای آزمایش انسان‌ها تنها اینان می‌بایست در جنگ‌ها حاضر می‌شده‌اند تا دو صف یاران حق و باطل به خوبی نمایان شود. در این میان جنگ بدر - که بنا بر نص صریح قرآن کریم، آوردگاه مبارزه فرشتگان با کفار بود، و در آن فرشتگان مستقیماً مأذون به یاری پیامبر اکرم(ص) بودند - موردی استثنایی است.

حضرت حجت(عج) اما، از این قاعده مستثنی هستند، چه در زمان ایشان، هم فرشتگان و هم جنیان به یاری اسلام خواهند شتافت و از سوی ایشان اجازه می‌یابند که به جهاد با مخالفان بپردازند. این در حالی است که می‌دانیم در واقعه جانسوز کربلا نیز، حضرت سیدالشهداء(ع) به هیچ یک از یاران غیرانسانی‌اشان اجازه شرکت در جنگ را ندادند؛ هر چند بنا بر آنچه منقول است،‌فرشتگان و جنیان به یاری ایشان در آن واقعه هولناک شتافته بودند.

*عدم تصرف زمان در حضرت حجت(عج)

هر چند درباره عدم تصرف زمان و عدم گذر آن بر وجود مبارک حضرت حجت(عج) در اینجا همین اندازه اشاره می‌کنیم که آن حضرت، از حیطه زمان خارج هستند و لذا زمان نمی‌تواند در وجود مبارک ایشان اثر گذارد و در آن تصرف کند، از این روست که بنا بر مشهور، سن ایشان به هنگام ظهور میان سی و پنج تا چهل سال خواهد بود. کسانی نیز که هم اکنون - که بیش از یکهزار و یکصد و هفتاد سال بر عمر آن خلاصه وجود می‌گذارد - به شرف زیارت ایشان نائل شده‌اند، به اتفاق آن حضرت را با چهره‌ای جوان که نزدیک به چهل ساله می‌نماید زیارت کرده‌‌اند.

این ویژگی، تنها خاص ایشان است و حتی انبیاء عظام الهی(ع) نیز در آن با ایشان شرکت نداشته‌اند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 17 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام
امروزه عده ی زیادی از مردم مشتاق آمدن امام زمان(عج) هستند، پس چرا آن حضرت ظهور نمی کنند؟
 
حفاظت و صیانت از اندیشه مهدویت در جامعه امروز به عنوان مهمترین وظیفه  منتظران راستین امام عصر(عج) از حلقه های مورد غفلت جامعه اسلامی است. به  همین خاطر خبرگزاری شبستان در نظر دارد، پاسخ پرسش های مطرح در این حوزه را از بزرگان و عالمان برای علاقه مندان ارائه کند، باشد که نقطه تاریکی را  در این مسیر روشن کند.
 
از آیت الله بهجت پرسیده شد؟
امروزه عده ی زیادی از مردم مشتاق آمدن امام زمان(عج) هستند، پس چرا آن حضرت ظهور نمی کنند؟
آیت الله بهجت پاسخ دادند:
امام زمان(عج) هم اگر بیایند با او همان معامله را می کنیم که با آباء طاهرینش  کردیم! آیا می شود امام زمان(عج) چهارصد میلیون یاور داشته باشند و ظهور  نکنند!؟ خدا توفیق دهد به سوی امام(عج) تیر پرتاب نکنیم!
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام

رعایت حق خدای تعالی با رعایت حق آن حضرت حاصل می شود. پس رعایت حق آن جناب مایه تقرب به خداست و سبک شمردن حق آن بزرگوار مایه دوری از خدا و مبغوض شدن نزد او است.

"مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت ‏اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد ـ به رشته تحریر درآمده است. 
اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى‏نویسد: 
"چون ما نمى‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‏باشد."

رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار

زیرا که حق امام پس از خدا و رسول از همه حقوق بر تمامی اهل عالم مهمتر است نظر به مراتبی که خدای تعالی به او اختصاص داده و او را از سایر خلایق برگزیده است و او واسطه رسیدن به هر گونه فیض به آفریدگان می باشد.
و نیز به این مطلب راهنمایی می کند که حق قرابت و خویشاوندی پیامبر از خویشاوندی نسبی مهم تر و عظیم تر است و از امامان روایت آمده که هر حقی که برای خداست از آن ما می باشد. و نیز حاصل روایتی چنین است که قدر و منزلت مومن نزد امام به حسب منزلت امام نزد او است.
و شواهد آنچه یاد کردیم بسیار است و بر اهل بصیرت پوشیده نیست و چون بیان شد که رعایت حق خدای تعالی با رعایت حق آن حضرت حاصل می گردد پس رعایت حق آن جناب مایه نزدیک شدن و تقرب یافتن به خدای تعالی است و سبک شمردن حق آن بزرگوار مایه دوری از خداوند و مبغوض شدن نزد او می باشد.
چنانکه مولایمان حضرت سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی گوید: یا شاید مرا دیده ای که حق تو را سبک می شمارم که مرا دور ساخته ای...


خشوع دل هنگام یاد آن حضرت(عج)


نرمش دل برای یاد آن حضرت و اهتمام به آنچه مایه خشوع و نرمی دل می شود به وسیله مراقبت و شرکت در مجالس دوستان آن جناب و یادآوری حقوق و مصایب او و دوری از آنچه سبب قساوت و سختی دل می شود و برکنار ماندن از مجالسی که مایه حسرت و پشیمانی است.
چنانکه در فرموده خدای تعالی "آیا هنگام آن نرسیده که آنهایی که ایمان آورده اند دل هایشان به ذکر خداوند خاشع گردد و به آنچه از حق فرود آمده دل بسپارند و مانند کسانی نباشند که پیشتر کتاب برایشان آمد (یهود و نصاری) و مدت بر آنان به درازا کشید پی دل هایتان قساوت گرفت و بسیاری از آنان فاسق شدند.
روایت آمده که این آیه در مورد جریان حضرت صاحب الزمان نازل شده است و تاویل آن در زمان غیبت جاری می گردد و منظور از مدت دوران غیبت می باشد.



منبع:شبستان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 13 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام

امامان معصوم هشدارهایی درمورد دوران غیبت دارند که جوانان مواظب دینشان باشند، جوانان باید احتیاط کنند. در دین اسلام محور و ملاک وجود دارد و اگر مساله ای پیش آید، باید به بزرگان و علما مراجعه کنند.

در روایات اسم دوران غیبت را دوران تمحیص و امتحان گذاشته اند، دوران امتحان در کتب غیبت باب مفصلی است و کتاب های مهمی نیز به این مساله پرداخته اند.
یکی از کتب غیبت کتاب غیبت نعمانی است که از کتب اصل در مهدویت است، همانطور که گفتیم بعضی از علمای اهل سنت مستقلا در مورد امام زمان کتاب نوشتند که خیلی تخصصی است و باید اهل فن آنها را بررسی کنند، اما حدیث امشب از امام صادق(ع) که مربوط دوران امتحان و غیبت است.
تمحیص و امتحان در این جا دو معنا دارد که یکی به معنای آزمایش است که آمده است خدا چرا بنده را امتحان می کند، او که همه چیز را می داند در جواب باید گفت برای این است که بنده خود را بشناسد که اگر خود را نشناسیم، خسارت کرده ایم.
معنای دیگر امتحان تمرین دادن است، در این زمینه کسانی هستند که خدا قلب هایشان را براساس ایمان تمرین داده است. امتحان از کلماتی است که همیشه به معنای آزمودن استفاده می شود ولی الان زمان امتحان و دوران غیبت امام عصر(عج) است.
برای امتحان و دوران غیبت حدیث فراوان است بر این اساس که در این دوران دشمنان شماتت می کنند اگر راست می گویید پس امام زمان شما کجاست، بعضی ها در این زمان القای شبهه می کنند، یک عده متزلزل می شوند و یک عده نیز عقب می مانند. 
ما شیعیان از غدیر و ولایت امیر المومنین(ع) خود را رساندیم و در ادامه رسیدیم به عاشورا بعد از سوختن در این واقعه به امامان بعدی رسیدیم و در آخر رسیده ایم به امام زمان و دوران غیبت ولی دشمنان می خواهند در این دوران القای شبهه کنند اما دشمن خبیث است می خواهند در اخر این راه ما را رفوزه کنند ولی بدانند که ما عاشق امام زمان هستیم و بر این عشق می مانیم.
امامان معصوم در زمان غیبت هشدارهایی داده اند که جوانان مواظب دینشان باشند، جوانان باید احتیاط کنند که در دین اسلام محور و ملاک وجود دارد و اگر مساله ای پیش بیاید باید به بزرگان، علما و رهبر معظم انقلاب مراجعه کرد.
باید توجه داشت که توطئه های دشمن مختلف است، اولین راه این است که از طریق محبت مردم شیادی می کنند در اینجا باید به شما بگویم که مواظب باشید هر کتابی از شما دلبری نکند هر سخنرانی از شما دلبری نکند بعضی از سخنرانی ها سرتاسر ضرر به اسلام است.
در زمان امتحان که دوران غیبت امام زمان است، عده ای می خواهند شما را از امام زمان جدا کنند، عده ای هم می خواهند تو را عالم کنند ولی باید بدانی که این جهل و عدم شناخت است که موجب بسیاری از مشکلات و آسیب ها می شود.
امام حسن مجتبی(ع) در حدیثی می فرمایند: "نادان ساکت شود اختلاف در دنیا پدید نمی آید" در این زمینه لازم است که رسانه ها روشنگری کنند و در کنار این روشنگری شما هم باید مواظب اعتقاداتتان باشید.
امام صادق(ع) برای دوران غیبت و امتحان در روایتی می فرمایند: "والله شکسته می شوید شما مردم مثل شکستن شیشه، ولی بر می گردنند و بعضی ها مانند سفال شکسته می شوند که دیگر نمی توانند برگردند.
عده ای اول شکسته می شوند بعد به وسیله یک صاحب نفس و ولی خدا به راه درست برمی گردند و درست می شوند و از اولشان بهتر می شوند ولی باید توجه داشت که سفال دیگر بر نمی گردد اگر مواظب خودتان نباشید و در این راه بشکنید پل های پشت سرتان را خراب کرده اید. 
در این دوره غیبت و امتحان مواظب عقاید خودتان باشید عناوین و القاب از شما دلربایی نکند درون خود را جستجو کنید خدا به شما مواهبی داده که می توانید از آنها استفاده کنید. امام سجاد(ع) می فرمایند برای هر مخلوقی در نعمات یک سهمی گذاشته است باید دید چه قدرت هایی دارید اما توجه کنیدکه این نعمات خود را به دست یک شیاد نسپارید.
در کشور عالمانی داریم که می توانید از آنها کمک بگیرید این ها برکاتی است که بر ما نازل شده است کتاب های خوبی چاپ شده که می شود استفاده کرد البته در آنها سرخود نباشید و از استادی کمک بگیرید.
سوالی که در اینجا پیش می آید این است که آیا در این زمان پر خطر نباید به علمای ربانی نزدیک شویم که در غیر این صورت مانند سفال شکسته می شویم و دیگر نمی توانیم برگردیم، در زمان امتحان نباید جوان را به حال خودش بگذاریم
خلاصه امام با تمام دقت می فرماید بعضی ها مانند شیشه شکسته می شوند که برمی گردنند و بعضی ها مانند سفال شکسته می شوند که دیگر نمی توانند برگردند.

 

پی نوشت:

(گزیده ای از سخنان آیت الله فاطمی نیا در حرم امام رضا(ع))

منبع: شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 3 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام

 

امیرمومنان علی(ع) نیز همچون دیگر امامان شیعه درباره حضرت مهدی(ع) و غیبت ایشان اخباری را نقل کرده اند. از میان اخباری که مرحوم شیخ صدوق در کتاب کمال الدین درباره حضرت مهدی(ع) نقل کرده است، 4 حدیث را در اینجا برای خوانندگان می آوریم. از میان این احادیث، یکی بیش از همه نظر را به خود جلب می کند و آن، مناظره علی(ع) با یهودی است که در آن فرد یهودی پس از پرسش هایی 7 گانه، اسلام می آورد. ابن حدیث به خوبی علم امام را نشان می دهد و اینکه وسعت علم او تا چه اندازه است.


در مولودى اندیشه مى‏ کنم که از سلاله من و یازدهمین فرزند من است او مهدىّ است

1- اصبغ بن نباته گوید: بر امیرالمؤمنین(ع) وارد شدم و دیدم در اندیشه فرورفته و با انگشت بر زمین خطّ مى‏کشد، گفتم اى امیرالمؤمنین چرا شما را اندیشناک مى‏بینم و چرا بر زمین خط مى‏کشید؟ آیا به زمین و خلافت در آن رغبتى دارید؟ فرمود: لا واللَّه، نه به آن و نه به دنیا هیچ روزى رغبتى نداشته‏ام و لیکن در مولودى اندیشه مى‏کنم که از سلاله من و یازدهمین فرزند من است، او مهدىّ است و زمین را پر از عدل و داد مى‏سازد. همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد، او را غیبت و حیرتى است که اقوامى در آن گمراه شده و اقوامى دیگر در آن هدایت یابند. گفتم: اى امیرالمؤمنین! چنین چیزى واقع خواهدشد؟
فرمود: آرى، همان گونه که او آفریده شده داراى غیبت نیز خواهد بود، تو از کجا این امر را مى‏دانى؟ اى اصبغ! آنها بهترین این امّت به همراه نیکان این عترت خواهند بود، گفتم: بعد از آن چه خواهد شد؟ فرمود: سپس خداوند هرچه بخواهد کند که او را ارادت و غایات و نهایاتى است.


خداى تعالى چهار چیز را در چهار چیز مخفى ساخته است/ و ولىّ خود را در میان عبادش نهان ساخته است

امام باقر(ع) از پدران بزرگوارشان از امیرالمؤمنین(ع) روایت کند که فرمود: خداى تعالى 4 چیز را در 4 چیز مخفى ساخته است، رضاى خود را در طاعتش نهان ساخته است و مبادا چیزى از طاعتش را کوچک شمارید که بسا آن طاعت موافق رضاى او باشد و تو ندانى، و خشم خود را در معصیتش نهان ساخته است، و مبادا چیزى از معصیتش را کوچک شمارید که بسا آن معصیت موافق با خشم او باشد و تو ندانى، و اجابت خود را در دعایش نهان ساخته است و مبادا چیزى از دعایش را کوچک شماریدکه بسا آن دعا موافق با اجابت او باشد و تو ندانى، و ولىّ خود را در میان عبادش نهان ساخته است و مبادا که بنده‏اى از بندگانش را کوچک شمارید که بسا آن بنده، ولىّ او باشد و تو ندانى.

 

منبع: شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت الله بهجت (ره): چه باید گفت؟ در تمام امت های گذشته غیبت مقدر شده است ولی در هیچ امتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم و غیرمقدر اتفاق نیفتاده است.
ما مسلمان ها امتحان خود را با پیغمبر(ص) و یازده امام(ع)در زمان حضورشان پس داده ایم! اگر این یکی هم ظاهر می شد، لابد به قربانش می رفتیم!! 
کسانی که در زمان ائمه(ع) به بنی امیه و بنی عباس گرایش داشتند، مگر دیوانه بودند!؟ آنها از میان دو راه دین و دنیا، دنیا و ضد آخرت را انتخاب می کردند! و هنوز مناسب آن ها برما عرضه نشده است تا امتحان خود را پس دهیم!(منبع:شبستان)
 
نجوا/كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
 
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم 

اگرچه شهر براي شما چراغان است 
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است 

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم 
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم 

من از سياهي شب هاي تار مي گويم 
من از خزان شدن اين بهار مي گويم 

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست 
براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
(منبع:شیعه نیوز)

پوستر/ برای دریافت در سایز بزگ تر روی عکس کلیک کنید

 
 
تهذیب نفس ، شرط درک خدمت امام زمان (عج )

در تهران استاد روحانیى بود که لُمْعَتَیْن را تدریس مى کرد، مطّلع شد که گاهى یکى از طلاّب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلى عالى نبود، کارهایى نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده مى شود.
روزى چاقوى استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نى بود، و نویسندگان چاقوى کوچک ظریفى براى درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلى به آن علاقه داشت ، گم مى شود و وى هر چه مى گردد آن را پیدا نمى کند و به تصور آنکه بچّه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانى مى شود، مدتى بدین منوال مى گذرد و چاقو پیدا نمى شود.و عصبانیت آقا نیز تمام نمى شود.
روزى آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد مى گوید:((آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهى دارند.)) آقا یادش مى آید و تعجّب مى کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است .
از اینجا دیگر یقین مى کند که او با (اولیاى خدا) سر و کار دارد، روزى به او مى گوید: بعد از درس با شما کارى دارم .

چون خلوت مى شود مى گوید: آقاى عزیز، مسلّم است که شما با جایى ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان (عج ) مشرف مى شوید؟
استاد اصرار مى کند و شاگرد ناچار مى شود جریان تشرّف خود خدمت آقا را به او بگوید.

استاد مى گوید: عزیزم ، این بار وقتى مشرّف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح مى دانند چند دقیقه اى اجازه تشرّف به حقیر بدهند.
مدتى مى گذرد و آقاى طلبه چیزى نمى گوید و آقاى استاد هم از ترس اینکه نکند جواب ، منفى باشد جرأت نمى کند از او سؤال کند ولى به جهت طولانى شدن مدّت ، صبر آقا تمام مى شود و روزى به وى مى گوید:

آقاى عزیز، از عرض پیام من خبرى نشد؟

مى بیند که وى (به اصطلاح ) این پا و آن پا مى کند.

آقا مى گوید: عزیزم ، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودى (وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبینُ)
آن طلبه با نهایت ناراحتى مى گوید:آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقتِ ملاقات بدهیم ، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما مى آیم .

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: زمان ظهور,

صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد