با حضرت ابوالفضل – علیه‌السلام- قهر نکن!
حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در کتاب دارالسلام آمده است: طلبه ای سه حاجت داشت و مدت ها به زیارت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) مشرف می شد.

روزی در حالی که در مقابل ضریح با کمال ادب و احترام ایستاده و مشغول زیارت بود، ناگاه دید عده ای از زنان عرب با پای برهنه و در حالی که کودک فلجی را به دست گرفته بودند وارد حرم شدند، و هلهله کنان دور ضریح چرخیدند و بیمارشان شفا پیدا کرد و از حرم خارج شدند.

آن طلبه وقتی این صحنه را مشاهده می کند، نزدیک ضریح می آید و می گوید: من چند سال است می آیم و حوائجم برآورده نمی شود، ولی به این عرب های بیابانی این گونه التفات دارید!…
و با صورت قهر و غضب از حرم بیرون می رود و تصمیم می گیرد دیگر به زیارت آن حضرت نرود.
به نجف می رود، در آن جا به او می گویند: خادم شیخ انصاری(رحمه الله) چند بار آمد و سراغ شما را گرفت، وی نزد شیخ می رود.

شیخ به او می فرماید: با حضرت ابوالفضل(علیه السلام) قهر نکن، حج می خواهید، خانه می خواهید، عیال می خواهید، برای شما فراهم می شود… خدا کند طوری یقین داشته باشیم که برای ما تزلزل حاصل نشود.

خداوند متعال در سوره شعرا میفرماید: " یاران حضرت موسی(علیه السلام) گفتند: قطعا فرعون و فرعونیان به ما می رسند، یعنی هلاک می شویم؛ ولی حضرت موسی(ع) فرمود: چنین نیست، پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. "

یعنی پشتم مثل کوه محکم است، چون آن ها که به ما وعده همراهی و نصرت داده اند با ما هستند و رفیق نیمه راه نیستند.

پی نوشت:
کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 71
محمد حسین رخشاد
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مفسر و مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی گفت: خدا در کوه طور به موسی‌بن‌عمران(ع) گفت: موسی! اگر کسی برای حسین(ع) دست در جیب کند و یک درهم خرج کند، هنوز نمرده‌ است که‌ من هفتاد برابر به او برمی‌گردانم. کسی بر من منت نگذارد که این‌قدر برای حسین خرج کرده‌ام.
عقیق: استاد حسین انصاریان در سخنرانی امروز خود در حسینیهٔ آیت‌الله علوی تهران، اظهار کرد: همهٔ انبیا خدا براساس مأموریتی که از سوی پروردگار مهربان داشتند، مردم را به توحید و نفی همهٔ معبودهای ساختگی و باطل دعوت می‌کردند؛ چه معبودهای درونی، چه معبودهای بیرونی. معبودهایی بودند که دعوتی جز به فساد و دعوتی جز به‌سوی آتش دوزخ نداشتند؛ البته هیچ‌کدام آنها به‌صورت آشکار به ملت‌ها نمی‌گفتند که ما شما را به‌سوی آتش دوزخ دعوت می‌کنیم، شما هم دعوت ما را با عشق و همت بپذیرید. اینکه قرآن مجید می‌فرماید: «أُولٰئِک یدْعُونَ إِلَی اَلنّٰارِ»(سورهٔ بقره، آیهٔ 221﴾، بدین معنی است که نتیجهٔ دعوت آنها به‌سوی آتش دوزخ و دعوتشان هم در دنیا به‌سوی فساد است.

وی با بیان اینکه کار معبودهای ساختگی، زیبا جلوه دادن زشتی‌هاست، گفت: خداوند در آیات متعددی از سورهٔ مبارکهٔ بقره می‌فرماید: این معبودها شما را به فساد اقتصادی و حرام‌خوری از همه نوع آن دعوت می‌کند و به‌گونه‌ای هم زمینه را فراهم می‌آورند که حرام‌خوری برای شما آسان باشد، سنگین نباشد. «زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ»(سورهٔ توبه، آیهٔ 37)، تمام زشتی‌ها را پیش شما آرایش می‌دهند، زیبا و خوب جلوه می‌دهند و کاری می‌کنند که به شما بقبولانند اگر مسیر را ادامه ندهید، زندگی‌تان نمی‌چرخد به این صورت که اگر وارد ربا، رشوه و زد و بند نشوید، اگر تو نخوری دیگری می‌خورد، اگر تو نبری دیگری می‌برد؛ «زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ»، یعنی روی روان شما کار می‌کند و انحراف روانی برایتان ایجاد می‌کند.

توبه برای همه افراد کار طاقت‌فرسایی نیست

استاد اخلاق حوزه، دعوت خداوند را به‌سوی دو حقیقت دانست و تصریح کرد: «واللَّهُ يَدْعُوا إِلَي الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ»(سورهٔ بقره، آیهٔ 221)، خدا شما را به بهشت و به آمرزش دعوت می‌کند که برای رسیدن به آمرزش هم توبه لازم دارید و راه توبه را هم نشان می‌دهد. توبه برای همه هم کار طاقت‌فرسایی نیست و به فرمودهٔ حضرت مجتبی(ع)، گاهی «اصلاحه ماله»، این است که من مالم را هرچه که هست، بررسی کنم و ببینم چقدر حرام در مالم هست؟ حالا اگر دقیق هم به‌دست نیاوردم، ائمهٔ ما می‌فرمایند به‌اندازه‌ای که خیالت راحت شود، مثلاً با خارج کردن ده‌میلیون از مال خود، واقعاً اطمینان پیدا می‌کنید، این ده‌میلیون را دربیاورید.  

وی در مورد وظیفهٔ بنده برای فراهم آوردن بستر آمرزش، گفت: معنیِ «من تو را به آمرزش دعوت می‌کنم»، این نیست که سرتان را بالا کنید و بگویید خدایا! من را بیامرز؛ من که شما را یقیناً می‌آمرزم، اما شما هم زمینهٔ آمرزش را برای خودتان فراهم کنید؛ بدین ترتیب که اگر عرق‌خور هستید، دیگر نخورید، خانم بی‌حجاب هستید، دیگر از فردا بی‌حجاب نباشید، اهل غیبت و تهمت و دروغ هستید، اهل نگاه به نامحرم هستید، از این به بعد نباشید؛ تا به امروز نماز نمی‌خواندید، شروع به خواندن کنید و ببینید چقدر از نمازهای قبلی را هم نخوانده‌اید، در حدّی که مطمئن شوید پرونده شما پاک می شوید، قضای نمازهایتان را به جا بیاورید.   

معبود باطل شما را به فساد دعوت می‌کند

وی افزود: بت -چه بت زنده و چه بت بی‌جان- و معبود باطل شما را به فساد دعوت می‌کند که نتیجهٔ فساد هم دوزخ است. دعوت این معبود هم صریح نیست که شما بترسید و جا بزنید و عقب بنشینید، به شما نمی‌گوید به جهنم برو که شما وحشت کنید و بگویید این چه دعوتی است؟! دعوتش را لای زَروَرق می‌پوشاند، «زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ» و روی دعوتش اتو می‌کشد. هیچ دکتری دوای عریان در نسخه‌اش نمی‌نویسد و هرچه دوا می‌نویسد، کپسول یا قرص روکش‌دار است؛ چون اگر بخواهد اصل دوا را بنویسد، از زهر عقرب تلخ‌تر است و کسی نمی‌خورد، دوا را با روکش‌دار به خورد ما می‌دهند. این مَثَل است و در مثل مناقشه نیست. دواهای تمام دواخانه‌ها روکش دارد، شربت‌هایشان هم درصدی شکر دارد؛ اگر نزنند، ما نمی‌خوریم.

از دعوت معبود باطل، چه بت هوای نفس و چه بت‌های بیرونی، چشم بپوشید

مبلغ عرصه بین الملل گفت: «واللَّهُ يَدْعُوا إِلَي الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ» دعوت معبود حق را قبول کنید و از دعوت معبود باطل، چه بت هوای نفس و چه بت‌های بیرونی، چشم بپوشید؛ «فَإِلٰهُکمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ»(سورهٔ حج، آیهٔ34)، معبود شما یک معبود و آن‌هم پروردگار است. قرآن دل آدم را بسیار تغییر و به عالم ملکوت پیوند می‌دهد.

همهٔ دعوت‌های معبودان باطل روکش‌ دارد!

مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی، آیات قرآن را راهی برای شناخت بطن گناهان دانست و اظهار کرد: همهٔ دعوت‌های معبودان باطل روکش‌ دارد و برای مردم شیرین است. تمام گناهان روکش لذت دارد، ولی اگر طبق آیات قران مجید، این روکش را با قرآن کنار بزنید، می‌بینید که زیر این روکش تا آسمان شعله می‌کشد. معبود باطل می‌گوید مال مردم را بخورید؛ رشوه بگیرید، ربا بخورید، مال یتیم را ببرید، دزدی کنید، تقلب کنید؛ اما انبیا اصرار داشتند که به توحید وصل باشید، چون در توحید فساد تولید نمی‌شود و دفع می‌شود. بیشتر مردم توحید را مانند امروز قبول نمی‌کردند اگرچه در حال حاضر هم بخشی از مردم توحید را قبول نمی‌کنند؛ اگر همه قبول می‌کردند که ما یک زندانی نداشتیم. آنها قبول نمی‌کنند و لذت‌گرایی نسبت به مال و نسبت به شهوات، بیشتر مردم را اسیر کرده است.

معبودهای باطل شما را به انواع فسادها و آتش دعوت می‌کنند

استاد انصاریان در مورد کشش و جاذبهٔ نیرومند معبودهای ساختگی گفت: اسارت اسیران شهوات و حرام‌ها این‌قدر شدید است که آن صاحب نفس‌های قدیم هم اگر امروز پشت تلویزیون بیایند، ده‌نفر هم از یک‌میلیون نفر آزاد نمی‌شوند؛ این‌قدر کشش و جاذبهٔ معبودهای باطل قوی است. انبیا چه جانی کَندند برای اینکه معبودهای باطل را حذف کنند و پروردگار عالم را در زندگی مردم جایگزین معبودهای باطل کنند. دائم به گوش مردم می‌خواندند: «لا اله الا الله»، معبودهای باطل هیچ و پوچ هستند، شما را به انواع فسادها و آتش دعوت می‌کنند؛ وقتی می‌خواهید برای یک کار خیر در جیبتان دست کنید، وعدهٔ فقر می‌دهند و می‌گویند پول درنیاوری، بیچاره می‌شوی؛ پول ندهی، فقیر می‌شوی؛ پول ندهی، چراغی که به خانه رواست، به مسجد روا نیست. یک‌نفر با رفیق‌هایش در 1500 سال پیش با یزید بر سر صندلی درگیر بوده است، ریخته‌اند و آنها را کشته‌اند؛ برای چه این‌قدر پول خرج او می‌کنی؟ «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ»(سورهٔ بقره، آیهٔ 268)؛ معبودهای باطل چرندیاتی به خورد مردم می‌دهند.

نویسنده کتاب ارزشمند «سیدالشهدا(ع) تجلی عبودیت» گفت: ما اکنون ماه رمضان، احیا، دعای عرفه و منبرهای محرّم و صفر را داریم، اما روزبه‌روزمان بدتر و مشکلاتمان بیشتر می‌شود. عده ای برای ابی‌عبدالله(ع) و پیغمبر و ائمه(علیهم‌السلام) مانده‌اند که پیغمبر اکرم(ص) هم به‌خاطر قیمت آنها به آنها سلام رسانده چون ارزش بالایی دارند حتی پیغمبر(ص) فرموده‌اند: شما اصحاب من هستید، شما من و نزول قرآن من را دیده‌اید و قبول کرده‌اید؛ ولی آنها در آخرالزمان، نه من را دیده‌اند و نه کیفیت نزول قرآن من را دیده‌اند، اما به من وابسته هستند.  

شبهه‌افکنی معبودان ساختگی دربارهٔ عزاداری برای امام حسین(ع)

استاد انصاریان به شبهه‌افکنی معبودان ساختگی دربارهٔ عزاداری برای امام حسین(ع) اشاره و خاطرنشان کرد: روایات ما غیر از مسیحی‌ها و یهودی‌هاست، چون ما برای اثبات باطل بودن قاعده داریم. روایات ما سندهای متین دارد و کتاب‌هایی داریم که نزدیک به عصر ائمه(علیهم‌السلام) نوشته شده، کتاب‌هایی هم داریم که خوشبختانه مانده و در زمان خود ائمه(علیهم‌السلام) نوشته شده است. حالا کاری به واجبات ندارم که بحث خمس، زکات، صدقات، انفاق، بذل و عطا در قرآن است و عناوین مختلفی دارد. همین دست در جیب کردن؛ برای چه ماه محرّم دست در جیبت می‌کنی؟ سیاه زدن به در و دیوار هم حرف شد؟ این‌همه پول برای پارچهٔ سیاه می‌دهید! ما کتاب داریم که نزدیک به عصر ائمه نوشته شده است؛ مثل «المحاسن» برقی؛ این کتاب بی نظیر است؛ در این کتاب است که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بعد از حادثهٔ کربلا به دستور زین‌العابدین(ع) سیاه پوشیدند. در این کتاب است که زین‌العابدین(ع) دو سال در خانهٔ خودشان غذا می‌پختند و برای گریه‌کن‌ها در مدینه ناهار و شام می‌فرستادند و می‌گفتند شما وقتتان را صرف آشپزخانه نکنید، من ناهار و شام‌ شما را می‌دهم چون خدا در کوه طور به موسی‌بن‌عمران(ع) گفت: موسی! اگر کسی برای حسین(ع) دست در جیب کند و یک درهم خرج کند، هنوز نمرده‌ است که‌ من هفتاد برابر به او برمی‌گردانم. کسی بر من منت نگذارد که این‌قدر برای حسین خرج کرده‌ام.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 30 شهريور 1397 | | نویسنده : گمنام
«انفال» معنى بهره‌ها و غنائم جنگ و ثروت هاى عمومى است. نام دیگر سوره انفال، «فاضحه» است.
انفال نام هشتمین سوره قرآن مجید که از آیه اوّل این سوره گرفته شده است. بعضى موضوعات مطرح شده در این سوره عبارتند از: انفال و غنائم، صفات مؤمنان واقعى، داستان جنگ بدر، واقعه تاریخى شب هجرت رسول خدا (ص) از مکّه به مدینه، حکم اسیران جنگى، احکام جهاد، حکم خمس، خرافات مشرکان و راه شناخت منافقان و مبارزه با آنان. این سوره ۷۵ آیه دارد و در مدینه نازل شده است.
در فضیلت این سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر کس سوره‌های «انفال» و «توبه» را قرائت نماید من شفاعت کننده و گواهی دهنده برای او، در روز قیامت خواهم بود، مبنی بر اینکه او از نفاق به دور است و به تعداد همه مردان و زنان منافق در دنیا، به او ده حسنه داده می‌شود و ده گناه از او پاک می‌شود و ده درجه بالا برده می‌شود و عرش و حاملان آن در ایام زندگی او در دنیا بر او درود می‌فرستند.
امام جعفر صادق علیه السلام: هر کس سوره‌های «انفال» و «توبه» را قرائت کند هرگز نفاق وارد قلب او نمی‌شود و در زمره شیعیان از امر حسابرسی فراغت یابند.
وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النّاسِ وَ إِنِّی جارٌ لَکُمْ فَلَمّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَکَصَ عَلی عَقِبَیْهِ وَ قالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ إِنِّی أَخافُ اللّهَ وَ اللّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ «۴۸»
و (به یادآور) زمانی که شیطان، کار‌های آنان (مشرکان) را در نظرشان زیبا جلوه داد و گفت: امروز هیچ کس از مردم، بر شما غالب نخواهد شد و من یاور شمایم. امّا همین که دو لشکر با هم درآویختند (و فرشتگان به یاری سپاه اسلام آمدند) شیطان به عقب برگشت و گفت:هر آینه من از شما بیزارم، من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید، همانا من از خدا بیم دارم و خداوند سخت عقوبت است.
راه‌های فریب شیطان چیست؟
نکته ها:
کلمه‌ی «جار» به معنای یاور، شریک، همسایه و هم سوگند آمده که در اینجا معنای اوّل مناسب‌تر است. کلمه‌ی «نَکَصَ» به معنای خودداری و برگشت است و «عقب» به معنای پاشنه‌ی پا و «نَکَصَ عَلی عَقِبَیْهِ» یعنی بر پاشنه‌های پا چرخید و پشت کرد.
گفتگوی شیطان با طرفدارانش که در این آیه مطرح شده، ممکن است همان وسوسه‌های شیطانی باشد، یا آنکه شیطان در قالب انسان، اهداف خود را دنبال کند و در قیافه‌ی انسان، به اغوا و وسوسه بپردازد که روایات هم در این باره وارد شده است.
چنانکه شیطان در جنگ بدر، به صورت سراقهبن مالک (از سرشناسان قبیله‌ی بنی کنانه) درآمد و مشرکان را تشویق و ترغیب می‌کرد و به آنان وعده‌ی همراهی و پیروزی می‌داد، امّا با حضور فرشتگان در آستانه‌ی پیروزی سپاه اسلام، پا به فرار گذارد. پس از شکست کفّار، در مکّه به او می‌گفتند:تو سبب شکست ما شدی! و او قسم می‌خورد که حتّی از مکّه بیرون نیامده است. پس معلوم شد که شیطان در قیافه‌ی سراقه، به آنان وعده‌ی پیروزی داده، سپس فرار کرده است.
شیطان برای جبهه‌ی باطل کار تبلیغاتی می‌کند و در آغاز مبارزه به آنان روحیّه می‌دهد، ولی به هنگام دیدن امداد‌های الهی، آنان را رها کرده و عقب نشینی می‌کند.
راه‌های فریب شیطان چیست؟
پیام ها:
۱-یکی از راه‌های فریب شیطان، زیبا جلوه دادن بدی هاست. «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ» آری، نیکو پنداشتن کار‌های بد وناهنجاری ها، نشانه‌ی نفوذ شیطان در افکار انسان است.
۲-شیطان و شیطان صفتان، دیگران را برای فساد، توجیه وتحریک می‌کنند. «زَیَّنَ، لا غالِبَ، جارٌ لَکُمْ»
۳-ایمان، حمایت فرشتگان را به دنبال دارد و کفر، حمایت شیطان را. «جارٌ لَکُمْ»
۴-شیطان، منافق، فریب کار، دروغگو و بی وفاست. جارٌ لَکُمْ ... بَرِیءٌ مِنْکُمْ
۵-شیاطین، آتش فتنه را روشن می‌کنند، ولی خود را در معرکه قرار نمی‌دهند.
«إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ»
۶-توکّل بر غیر خدا، سبب رها شدن انسان در مشکلات می‌شود. إِنِّی جارٌ لَکُمْ ...
إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ
۷-روابط غیر الهی، ناپایدار وغیر قابل اطمینان است. «قالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ»
۸-شیطان، از قدرت فرشتگان آگاه است. «إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ» و مشاهده‌ی قدرت فرشتگان، سبب عقب گرد او شد. «قالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ»
۹-شیطان، قادر بر مشاهده‌ی برخی امور پنهانی است. «إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ»
۱۰-شیطان، به خداوند معتقد و به شدّت عقوبت او آگاه است. «إِنِّی أَخافُ اللّهَ وَ اللّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ» به گفته ابن عباس: «شیطان به دروغ ادّعای ترس از خداوند را داشت، وگرنه کار او به اینجا نمی‌کشید»
إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ «۴۹»
(به یادآور) زمانی که منافقان و بیماردلان می‌گفتند:آنان (مسلمانان را) دینشان مغرورشان کرده است، (که بی ترس حمله می‌کنند. غافل از آنکه مسلمین بر خدا توکّل نموده اند.) وکسی که بر خدا توکّل کند، پس (بداند) قطعاً خداوند شکست ناپذیر حکیم است.
نکته ها:
* منافقان و افراد سست ایمان و بی اعتقاد به نصرت الهی، تصوّر نمی‌کردند مسلمانان با جمعیّت و سلاح اندک پیروز شوند و آنان را فریب خورده می‌پنداشتند.
پیام ها:
۱-کسانی که روحیه ناسالم دارند، با منافقان همصدا می‌شوند. «إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ»
۲-منافقان، مسلمانان را فریب خورده و مغرور می‌پندارند. (و می‌گویند:مگر می‌توان با «اللّه اکبر» و با دست خالی به جنگ سلاح رفت؟! مگر می‌شود...) «غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ»
۳-گرایش‌ها ودیدگاه ها، در نوع برداشت انسان تأثیر می‌گذارد. از یک عمل، چند برداشت می‌شود؛ یکی توکّل می‌پندارد و دیگری فریب خوردگی وغرور. إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ ... وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ
۴-توکّل بر خدا، از حساب غرور، جداست. وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ ... (توکّل بر خداوند در جنگ بدر، عامل پیروزی شد)
۵-باید بر کسی توکّل و اعتماد کرد که شکست ناپذیر و تمام کارهایش حکیمانه است. «عَزِیزٌ حَکِیمٌ» (قدرت خداوند، همراه با عزّت وحکمت است)
وَ لَوْ تَری إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ «۵۰»
و (ای پیامبر!) اگر ببینی آن هنگام که فرشتگان جان کافران را می‌گیرند، بر چهره‌ها وپشت‌های آنان ضربه می‌زنند (و می‌گویند:) بچشید عذاب سوزان را.
ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ «۵۱»
این (کیفر) دستاورد کار‌های پیشین شماست و (گرنه) شکّی نیست که خداوند بر بندگانش ستمگر نیست.
راه‌های فریب شیطان چیست؟
نکته ها:
در قرآن، بار‌ها از سخت جان دادن کفّار، سخن به میان آمده است، از جمله در سوره‌ی محمّد آیه‌ی ۲۷ و سوره‌ی انعام آیه‌ی ۹۳ و در مقابل، از آسان جان دادن مؤمنان نیز سخن به میان آمده است، از جمله در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی نحل می‌خوانیم: «الَّذِینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَهُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّهَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
* «یَتَوَفَّی»، به معنای گرفتن است و قرآن می‌فرماید:ما کفّار را می‌گیریم آنجایی که جسم انسان در دنیا می‌ناند، پس معلوم می‌شود که روح او را می‌گیرند. بنابراین، حقیقت انسان به روح اوست. تا انسان زنده است روح همراه جسم اوست و پس از مرگ، از جسم او جدا شده وباقی می‌ماند.
پیام ها:
۱-خداوند با قهر به کفّار، پیامبر و مؤمنان را دلداری می‌دهد. وَ لَوْ تَری ...
۲-فرشتگان الهی، مؤمنان و کافران را می‌شناسند. «إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا»
۳-قهر اخروی خداوند به کافران، از لحظه‌ی جان دادن آغاز می‌شود. إِذْ یَتَوَفَّی ...
یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ ...
۴-در برزخ نیز عذاب هست. «ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِیقِ»
۵-مجازات‌های الهی، کیفر کار‌های خود انسان است، نه انتقام خداوند. ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ ...
۶-ظلم به یک نفر، به منزله‌ی ظلم به همه است. «لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ» (کوچک‌ترین ظلمی از جانب خداوند، ستمی بسیار بزرگ است و او منزّه از آن است.)
۷-کیفر‌های الهی، براساس عدل است. «لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ»
کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ «۵۲»
(ای پیامبر! روش کافران زمان تو) مثل روش فرعونیان و کفّار پیش از آنان است که (از روی لجاجت و عناد) به آیات خداوند کفر ورزیدند، پس خداوند نیز به کیفر گناهانشان، آنان را گرفتار کرد. قطعاً خداوند، نیرومند سخت کیفر است.
پیام ها:
۱-گاهی کفر و لجاجت، برای بعضی عادت و خصلت شده و در این صورت، عذاب نازل می‌شود. «کَدَأْبِ»
۲-همه‌ی اقوام نزد خدا یکسانند و اگر راه انحراف و کفر بروند، کیفر می‌بینند.
کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا ... فَأَخَذَهُمُ اللّهُ آری، سنّت الهی در عقوبت کفّار، ثابت است و مجازات مشرکان در جنگ بدر، حکم خاصّی نبوده است.
۳-گناه، سبب قهر الهی است. «فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ»
۴-خداوند، در کیفر کافران عاجز نیست و همه‌ی اقوام (مثل فرعون قوی یا مشرکان ضعیف) در برابر قهر خدا عاجزند. «إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ»
ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ «۵۳»
آن (کیفر) بدین سبب است که خداوند، نعمتی را که به قومی عطا کرده، تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، و همانا خداوند، بسیار شنوا و داناست.
نکته ها:
در احادیث متعدّدی عواملی مانند:ظلم و گناه، سبب تغییر نعمت‌های الهی به حساب آمده اند، چنانکه بازگشت از گناه و انحراف و حرکت در مسیر حقّ، موجب سرازیر شدن انواع نعمت‌های الهی است.
گناهان و ستم ها، انسان را از لیاقت بهره وری از لطف الهی دور می‌کند. چنانکه حضرت علی علیه السلام در خطبه قاصعه بدان اشاره کرده و در دعای کمیل می‌خوانیم: الّلهم اغفر لی الذنوب الّتی تهتک العصم... الّلهم اغفر لی الذّنوب الّتی تغیّر النّعم...
در نامه حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر می‌خوانیم: «هیچ چیز مانند ظلم وستم، نعمت‌های الهی را تغییر نمی‌دهد، چون خداوند ناله‌ی مظلوم را می‌شنود، در کمین ظالمان است».
امام صادق علیه السلام فرمودند: «همواره از سختی‌ها و گرفتاری‌های روز و شب که عقوبت معصیت و گناهان شماست، به خدا پناه ببرید».
پیام ها:
۱-زوال نعمت ها، از ناحیه‌ی خودماست، وگرنه سنّت خدا بر استمرار نعمت هاست. ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً ... حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
۲-دادن‌ها و گرفتن‌ها از سوی خدا، قانونمند و حکیمانه است. لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً ...
حَتّی یُغَیِّرُوا ...
۳-رحمت خداوند بر غضبش مقدّم است. «أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا»
۴-در اسلام علاوه بر کیفر فردی، کیفر‌های اجتماعی نیز قانون دارد. «عَلی قَوْمٍ»
۵-فطرت انسان، بر ایمان و پاکی استوار است و این انسان است که خود را تغییر می‌دهد. «یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۶-انسان، تاریخ را می‌سازد، نه آنکه اقتصاد، جبر تاریخ و محیط، انسان را بسازد.
حَتّی یُغَیِّرُوا ... البتّه محیط و اقتصاد بی اثر نیست، لیکن نقش اصلی با اراده‌ی انسان است، و هیچ یک از آن‌ها انسان را مجبور نمی‌کند.
۷-افراد، جامعه را می‌سازند و هرگونه تحوّل مثبت یا منفی در جامعه، بر پایه‌ی تحوّلِ فکری و فرهنگی افراد است. قَوْمٍ ... یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
۸-سعادت و شقاوت ملّت ها، در گرو تحوّلات درونی آنهاست، نه قدرت و ثروت. «حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۹-در تحلیل سرنوشت جوامع، محور، روحیّه‌ی مردم است، نه شانس، خرافات، نظام‌های حاکم، جبر تاریخ و... «یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
۱۰-همه‌ی ما در نظر خدا هستیم و کیفر کفّار متّکی بر علم گسترده خداوند است «أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
 
منبع:باشگاه خبرنگاران
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 7 فروردين 1397 | | نویسنده : گمنام

مرحوم آیت الله دستغیب در کتاب گناهان کبیره و در صفحه ۱۳۳ در مورد عاق والدین می گوید: ششم از گناهان کبیره عقوق والدین است؛ چنانچه حضرت رسول خدا (ص) و حضرت امیر (ع) و حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السّلام در روایاتى که در شمارۀ کبائر از ایشان رسیده به کبیره بودنش تصریح فرموده اند. از پیغمبر اکرم (ص) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک به خدا و عقوق والدین است. عاق والدین از گناهانى است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعدۀ عذاب داده شده است.

در قرآن مجید از قول عیسى بن مریم حکایت مى فرماید «که خداوند مرا نیکو کار به مادرم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد به سبب ترک نیکى به مادرم» و سبب اینکه ذکر پدر نکرده این است که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیى (ع) ذکر پدر و مادر هر دو شده است.

در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرموده:

جبار (گردنکش و ستمگر) شقى (تیره بخت) ، عصى (نافرمانى کننده و گنه کار) و به هریک از آنها وعدۀ عذاب سخت داده شده، چنانچه دربارۀ جبار مى فرماید «و نومید شد هر گردنکش کینه ورزى؛ پشت سر او است دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون آلود، جرعه اى از آن به دهان مى برد ولى نتواند فروبرد (او را گوارا نباشد) و مرگ از هر سوى به او رو آورد لیکن مردنى نیست و از پس او است عذابى سخت و انبوه».

دربارۀ شقى مى فرماید: «اما آنها که بدبختند در آتشند و ایشان را در آتش ناله اى زار و خروشى سخت باشد، در آن آتش همیشه تا آسمانها و زمین برپا است جاویدانند مگر آنچه که پروردگارت خواهد» و دربارۀ عصى مى فرماید: «و آن کس که نافرمانى خدا و پیغمبرش کند و بگذرد از مرزهاى خدا (و از حدود خویش تجاوز کند) فرو بردش در آتش که جاودان در آن باشد و عذابى خوارکننده برایش باشد»


منبع:باشگاه خبرنگاران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام و المسلمین رضا غلامی، رئیس موسسه صدرا در گفتگویی گفت: شیعه ای که آقای سیدصادق شیرازی آن را نمایندگی می کند یک فرقه جعلی است که به جز برخی ظواهر، با مذهب شیعه و عقلانیت حاکم بر آن هیچ نسبتی ندارد و تداوم آن می تواند به ظهور یک فتنه تازه منجر شود.
وی افزود: لذا از علماء و بزرگان حوزه های علمیه و شاگردان مکتب اهل بیت(ع) در قم و نجف توقع می رود در برابر این عناصر و تفکر پوچ و گمراه کننده آنها که با اساس و روح تعالیم اهل بیت(ع) مغایر است محکم بایستند و مرز شیعه حقیقی با شیعه قلابی که لقب انگلیسی یا اسرائیلی حقیقتاً برازنده آن است، را روشن و متمایز کنند.
حجت الاسلام غلامی با بیان اینکه در گذشته بعضی از دلسوزان نسبت به این شجره خبیثه هشدارهای صریحی دادند، اظهار داشت: اما متأسفانه به این هشدارها توجه کافی نشد، لذا آنها به ویژه در قم و کربلا رشد کردند و امروز کارشان به جایی رسیده که با حمایت پلیس انگلیس به سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در لندن حمله می کنند.
وی ادامه داد:فرقه شیرازی که شکم های خود را به دیگ پلوی انگلیس چسبانده اند، در ماجرای دفاع از حرم اهل بیت(ع) در عراق و دمشق و مبارزه با داعش جزو کم کارترین ها محسوب می شدند که بزدلانه صحنه را خالی کرده و جنایات داعش را به تماشا نشستند، این در حالی بود که فحاشی و هتک حرمت آنها به مقدسات مسلمین همواره بهانه تروریست های داعش برای جنایت علیه شیعیان معرفی می شد.
رییس موسسه صدرا خاطرنشان کرد: گرچه من در گذشته معتقد بودم مقابله فکری و فرهنگی با این فرقه ننگین مقدم بر برخوردهای امنیتی است لکن امروز دیگر دیر شده و اگر با این عناصر یاغی و مزدور برخورد قاطع نشود، ماجرای دراویش گنابادی که در خیابان پاسداران تهران روی داعش را سفید کردند تکرار می شود.
وی گفت: بنابراین، جا دارد نیروهای امنیتی با افرادی از این فرقه که حاضر به توبه واقعی نیستند و اصرار بر یاغیگری دارند قاطعانه برخورد کنند.
حجت الاسلام غلامی ابراز داشت: البته ظهور فرقه های ضاله ای مانند فرقه سیدصادق شیرازی نشان دهندۀ کم کاری حوزه های علمیه در معرفی و جا انداختن اسلام ناب و شیعه واقعی و معرفی ناخالصی ها است و امیدوارم این کم کاری ها بر اساس یک آسیب شناسیِ روشن در کل جهان تشیّع جبران شود.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

طی روزهای اخیر نیز، تصویری از یک دخترک کوچک در رسانه‌ها نشر یافت که در مراسم «نماز استسقاء» (نماز طلب باران) شرکت کرده و مشغول نماز است.


*رفتار خلاف عرف و شرع، غیر متمدنانه و معارض با حقوق شهروندی دختران و پسران اشاره شده موجی از توجه افکار عمومی و کاربران شبکه‌های اجتماعی به تصویر «دختر باران» و نیایش و قنوت او در پیشگاه الهی برای طلب باران را ایجاد کرده است. 

به گزارش مشرق، قضاوت درباره این دو تصویر را که اولی پیش از نزول رحمت الهی و دومی در هنگام بارش رحمت الهیست! را به مخاطبان محترم واگذار می‌کنیم...


 


دست های دخترک در طلب باران به سوی آسمان
 

دختران و پسران سرمست از بارش برف!
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

کسی که پرسید «از طرف خدا بود یا از طرف خودت؟» دچار عذاب الهی شد

بعد از غدیر کسی پیش پیامبر آمد و گفت این‌ها که در مورد علی گفتی از خودت بود یا از خدا؟ پیامبر فرمود آنچه گفتم از طرف خدا بود. او هم گفت خدایا اگر این مطلب حق است، بر من عذاب نازل کن و عذاب هم آمد و او مُرد.

عقیق: مراسم هفتگی درس اخلاق آیت الله جاودان در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد. در این مراسم آیت الله محد علی جاودان به سخنان اخیر رئیس جمهور درباره امکان نقد معصومین پاسخ داد:

نمونه‌هایی از مشورت‌های  پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم با اصحابشان و برخی اعتراض‌هایی که به ایشان شد.

نمونۀ اول: جنگ بدر

 در جنگ بدر مسلمین قرار بود بروند و کاروان تجاری قریش را تصاحب کنند؛ اولاً می‌خواستند راه قریش را ناامن کنند و ثانیاً می‌خواستند تقاص پس بگیرند؛ زیرا مهاجرین تمام اموال خود را مکه گذاشتند و آمدند و این اموال توسط مشرکین مصادره شد. پس آن‌ها به قصد جنگ نیامده بودند و با خود  ابزار جنگی نیاورده بودند. تعدادشان کمی بیش از سیصد نفر بود. اما مشرکین هزار سرباز فرستاده بودند و با تجهیزات جنگی آمده بودند. قبل از رو به رو شدن دو سپاه، پیامبر از اصحاب مشورت خواستند که چه کنند. در میان جمع،۷۰ نفر از مهاجرین بودند و باقی از انصار. این روایت از صحیح مسلم است و راوی آن انس. سعد بن عباده گفت یا رسول‌الله آیا منظور شما با ماست (انصار)؟ اگر به ما امر کنی که در دریا فرو برویم، می‌رویم.

پیامبر در حقیقت نظر انصار را می‌خواستند؛ زیرا انصار با پیامبر بیعت کرده بودند که در مدینه همانطور که از خانوادۀ خود حمایت می‌کنند، از پیامبر هم حمایت کنند. اما الان آن‌ها در شهر نبودند و پیامبر می‌خواست بداند که آیا آنان در اینجا هم بر سر پیمان خود هستند؟

پیامبر حرکت کرد و مقابل مشرکین قرار گرفت. جایی که پیامبر قرار گرفت، جایی است خشک و بی‌آب و چاه‌های آب که به بدر معروف است، در آنجا نیست. چاه‌ها در اختیار مشرکان است و در اردوگاه مشرکان قرار دارد. در اینجا اهل سنت روایتی دارند که شخصی به نام حباب پیش پیامبر آمد و گفت اگر اینجایی که ایستادید، نظر خداست، حرفی ندارم، ولی اگر فکر خودتان است، اینجا جای مناسبی نیست و آبی ندارد و پیامبر هم پذیرفتند. این روایت، ساختگی است. اصلاً پیامبر نمی‌توانست در مکان چاه‌ها قرار گیرد؛ زیرا آنجا مشرکان بودند. اما به لطف خدا باران بارید و مشکل آب برای سپاه اسلام حل شد.

نمونۀ دوم: جنگ خندق

تعداد مشرکان در این جنگ، ده هزار بود. یکی از قبایل مشرک حاضر در این جنگ، تعدادشان چهار هزار نفر بود. طرح پیامبر این بود که یک سوم خرمای مدینه را به این قبیله بدهد و آن‌ها را از جنگ منصرف کند. پیامبر با صدای بلند به آنان این پیشنهاد را داد و آن‌ها وسوسه شدند و در میان سپاه دشمن تزلزل ایجاد شد. بعد در میان لشکر اسلام، بزرگ انصار یعنی سعد بن معاذ آمد و گفت ما تا به حال یا خرما فروختیم یا دیگران را با خرما مهمان کردیم؛ سابقه نداشته که به‌زور به کسی خرما بدهیم. از پیامبر پرسید که این طرح از خودتان است یا از جانب خدا؟ پیامبر فرمود چیزی که گفتم وحی نیست. لذا سعد گفت ما می‌جنگیم و به زور به کسی خرما نمی‌دهیم.

علت اینکه پیامبر می‌خواست با اعطای خرما دشمن را منصرف کند، این بود که جمعیت مشرکین خیلی زیاد بود و پیامبر نمی‌خواست بعدها مردم مدینه بگویند که وجود پیامبر باعث کشتار ما و سختی و فشار بر روی ما شد. حالا که خود انصار راضی به جنگ می‌شوند، دیگر این مشکل حل می‌شود. ضمن اینکه تمام کارهای پیامبر حکیمانه بود؛ با پیشنهادی که علناً به کفار دادند، در میان آن‌ها تفرقه و تزلزل ایجاد کردند و آنچه هم بین اصحابشان مطرح شد، مخفیانه بود.

 

نمونۀ سوم: بعد از غدیر

بعد از غدیر کسی پیش پیامبر آمد و گفت این‌ها که در مورد علی گفتی از خودت بود یا از خدا؟ پیامبر فرمود آنچه گفتم از طرف خدا بود. او هم گفت خدایا اگر این مطلب حق است، بر من عذاب نازل کن و عذاب هم آمد و او مُرد.

معنی نصیحت در حدیث شریف نبوی

پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در حدیثی فرمودند که دل  مؤمن از سه چیز خالی نیست و یکی از آن‌ها عبارت است از: «النصیحة لائمة المسلمین». مقصود از ائمۀ مسلمین در این حدیث امامان معصوم هستند و معنی نصیحت، انتقاد نیست! معنی نصیحت، خیرخواهی به همراه فرمانبرداری است.

درکتاب‌های تاریخی آمده که  مقداد برخاست و گفت ای رسول خدا ما سخن یاران #موسی را به شما نمی‌زنیم (یاران موسی به ایشان گفتند که تو خود با خدایت به جنگ بروید و ما همین جا می‌نشینیم) ما می‌گوییم به میدان برو و ما پشت سرت هستیم. پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم هم برای مقداد دعا کرد. مقداد ایمان داشت که این حرف را زد.

 در جنگ  خندق  امیرالمؤمنین علیه‌السلام سه بار داوطلب مبارزه با  عمرو شدند و پیامبر بار اول و دوم اجازه ندادند و بار سوم اجازه دادند. چرا پیامبر همان ابتدا اجازه ندادند؟ برای اینکه بعداً نگویند که ما هم می‌خواستیم برویم و بجنگیم اما علی خودش را جلو انداخت.

 

 قدیم فکر می‌کردم که امیرالمؤمنین در تمام جنگ‌ها حریف را با یک ضربت از پای در می‌آوردند بجز جنگ خندق و در مصاف با عمرو. اما در تحقیقات جدید فهمیدم که در این جنگ هم حضرت با یک ضربت عمرو را از پای در آوردند.

 اگر کسی در جنگ کسی را می‌کشت می‌توانست هماورد جنگی او را برای خودش بردارد؛ بر خلاف سایر غنائم جنگی که باید توسط پیامبر تقسیم می‌شد، ولی امیرالمؤمنین تن عمرو را لخت نکرد و زرۀ او را از تنش بیرون نیاورد. وقتی خواهر عمرو بر بالین وی حاضر شد و این صحنه را دید، گفت بر تو نمی‌گریم؛ چون یک مرد تو را کشته‌است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 1 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

با غرور ناشی از منفعت طلبی خویش گفت که من این ثروتم را با زحمت خود بدست آورده ام حالا بیایم و آن را به این و آن بدهم؟

 

 

عقیق:یکی از اموری که در سرنوشت دنیا و آخرت انسان تاثیر بسزایی دارد، موضوع خوراک و لقمه اوست. قرآن کریم، انسان را توصیه می کند که در انتخاب غذای خود، دقت لازم را داشته باشد.[1] بدون شک تامل کردن انسان در غذا و اقتصاد خویش، بدون توجه به حلال و حرام آن میسر نیست. در این مقاله به بررسی پیامدهای دنیوی و اخروی لقمه حلال خواهیم پرداخت.

منفعت طلبی، پیامد دنیوی اقتصاد نامشروع

شکی نیست که مانع بودن لقمه نامشروع به خاطر این است که انسان چه مستقیم (سرقت و..) و چه غیر مستقیم (خمس و زکات) حقوق بندگان خدا را ضایع نموده است و انسان تا حق بندگان خدا را ادا نکند، گرفتار است و باید در آن دنیا، عواقبش را بپردازد.

یک شاخصه مهم از زندگی انسان های بی مبالات در امر اقتصاد، منفعت طلبی است که سرمنشا خیلی از آسیب های جدی در جامعه است.
می توان گفت که منفعت طلبی و کسب لقمه حرام، مسیر تاریخ را عوض کرد. لقمه حرام، چنان قساوتی در دل لشکریان یزید ایجاد کرده بود که به پسر پیامبر خود رحم نکردند؛ تا جایی که امام به آنها فرمود که به علت خوردن لقمه نامشروع، سخن مرا قبول نکرده و اصرار بر قتل من دارید.[2]
گرچه تا سخن ازلقمه حرامبه میان می آید، ذهن انسان بیشتر به سمت سرقت متمایل می شود؛ اما باید دانست که هرگونه کسب نامشروع، لقمه حرام و اقتصاد ناسالم است و تاثیرات مخرب خودش را دارد؛ از جمله رشوه، که متاسفانه در برخی از ارگان های جامعه به چشم می خورد و عده ای با استفاده از آن، از امتیازات نامتعارف و منفعت های بادآورده وام های کلان استفاده نموده و اقتصادی ناسالم و غیرشفاف را برای جامعه رقم می زنند.
استفاده نامشروع از امکانات بیت المال، یکی دیگر از مصادیق لقمه حراماست، که حتی انسان های پاک را نیز متاسفانه آلوده می کند.
 

لقمه نامشروع و عواقب آخرتی
حضرت علی (علیه السلام) در نامه ای به یکی از کارگزارانش، منفعت طلبی او را بر ملا کرده و به او گوشزد می کند؛ تو که انسان خوبی بودی چرا تا چشمت به پول و مادیات افتاد، قیامت را فراموش کردی و در مسیر استفاده شخصی از اموال بیت المالافتادی؟[3] گرچه مخاطب این نامه حضرت، کارگزاران حکومتی است و آنها بیشتر باید مواظب امور اقتصادی خود باشند؛ اما بدون شک مخاطب خطبه حضرت، تک تک افراد جامعه اسلامی است.[4] کسانی که نسبت به پرداختخمس و زکات بی تفاوت هستند و حق فقیران را از مال خود نمی دهند، خطاب مولی الموحدین علی (علیه السلام) شامل حال آنان است و به فرموده امام صادق (علیه السلام) دزد محسوب می شوند.[5]
کسانی که با وجود تمکن از پرداخت خمس و زکات، نسبت به آن بی تفاوتند، فراموش کرده اند که منفعت طلبی آنها مانند منفعت طلبی قارون زمان پیامبر بزرگ الهی حضرت موسی (علیه السلام) است. وقتی که قوم قارون به او گفتند؛ همانگونه که خدا به تو احسان کرده تو هم به مردم احسان کن[6] او با غرور ناشی از منفعت طلبی خویش گفت که من این ثروتم را با زحمت خود بدست آورده ام[7] حالا بیایم و آن را به فقیران بدهم؟ سخنانی که از برخی افراد بی تفاوت نسبت به خمس و زکات شنیده می شود.
اینک به تاثیر منفی لقمه نامشروع در جهان آخرت خواهیم پرداخت.

روایات زیادی در مورد اثر اخروی لقمه نامشروعوجود دارد. برخی از روایات از مانع بودن لقمه حرام برای تسبیح و شکر خدا و استجابت دعا، خبر می دهند.[8] شکی نیست که مانع بودن لقمه نامشروع به خاطر این است که انسان چه مستقیم (سرقت و..) و چه غیر مستقیم (خمس و زکات) حقوق بندگان خدا را ضایع نموده است و انسان تا حق بندگان خدا را ادا نکند، گرفتار است و باید در آن دنیا، عواقبش را بپردازد.[9] طبق روایت حضرت موسی کاظم (علیه السلام)، حتی انفاق کردناز مال نامشروع، در درگاه خداوند قبول نیست.[10]

تا سخن از لقمه حرام به میان می آید، ذهن انسان بیشتر به سمت سرقت متمایل می شود؛ اما باید دانست که هرگونه کسب نامشروع، لقمه حرام و اقتصاد ناسالم است و تاثیرات مخرب خودش را دارد؛ از جمله رشوه، که متاسفانه در برخی از ارگان های جامعه به چشم می خورد و عده ای با استفاده از آن، از امتیازات نامتعارف و منفعت های بادآورده وام های کلان استفاده نموده و اقتصادی ناسالم و غیرشفاف را برای جامعه رقم می زنند. استفاده نامشروع از امکانات بیت المال، یکی دیگر از مصادیق لقمه حرام است، که حتی انسان های پاک را نیز متاسفانه آلوده می کند.


دسته دیگری از روایات، عذاب های آخرتی مال نامشروع را بیان می کند؛ چنانکه در تفسیر آیه 23 فرقان که اعمال برخی از بندگان را بی ارزش می داند[11] آمده است که اینان علی رغم داشتن اعمال صالح، از کسب لقمه نامشروع پرهیز نمی کردند[12] البته نباید فکر کرد که این افراد با آنکه عمل صالحانجام می داده اند، خدای ناکرده لزوما از مال دیگران سرقت می کرده اند؛ بلکه امکان دارد این گروه از پرداخت خمس و زکات و مانند آن، دریغ می نمودند.

 

سخن آخر

    حرام و اقتصاد ناسالم هم در این دنیا، تبعاتی دارد و هم در جهان آخرت. استفاده ناصحیح از بیت المال مسلمین، و نپرداختن خمس و زکات، از مصادیق لقمه نامشروع هستند.

    پی نوشت:
    1- آیه 24 عبس: «پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد.»
    2- تحف العقول، ص240
    3- بحارالانوار، ج42، ص182
    4- آیه 29 نساء: اى کسانى که ایمان آورده‏ا ید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد.»
    5- الحیاة ، ترجمه احمد آرام، ج‏6 ، ص 364
    6- آیه 77 قصص: «و چنان که خدا با تو نیکى کرده است، نیکى کن.»
    7- آیه 78 قصص:« (قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روى دانشى که در نزد من است (دانش به تورات و کیمیاء و تجارت و کشاورزى) به من داده شده؛ ترجمه مشکینی، ص395
    8- عدة الداعی و نجاح الساعی؛ ص 139
    9- میزان الحکمه ج6، ص 535
    10- «همانا حرام رشد نمی کند و اگر آن را انفاق کند ثوابی ندارد.» الکافی (ط - الإسلامیة) ، ج‏5 ، ص125
    11- آیه 23 فرقان: «و ما به سراغ اعمالى که انجام داده ‏اند رفته، و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا قرار مى ‏دهیم.»
    12- تفسیر نمونه، ج‏15، ص 61 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌ الاسلام عباس پسندیده  اظهار کرد: استرس‌ها همان فشارهای روانی است در مفاهیم دینی هم این عبارت وجود دارد و از واژه ضیق استفاده شده است، در آیات قرآن داریم که اگر انسان به یاد خدا نباشد زندگی ‌اش در تنگنا قرار می گیرد و این‌ها به معنای همان استرس است.

وی ادامه داد: برخی از انسان ها یا در حسرت گذشته  می مانند و یا دائما به فکر آینده هستند این‌ حالات در حقیقت هر دو بیمارگونه هستند و پیامد آن این است که از لحظه حال استفاده نمی کنند، در روایات داریم که امام صادق(ع) می فرمایند دیروز که گذشته است آینده هم که نیامده که در مورد آن منفی هذیان می کنی پس بر لحظه حال صبور باش. این گونه روایات به همان حوزه استرس‌ها اشاره دارد.

 دو نوع نگرانی و استرس وجود دارد یک نگرانی برای ساخت آینده است که مطلوب است و نگرانی غیرعاقلانه و شدید که اصلا پسندیده نیست. زیرا با این نظام هستی که خداوند با نظم خود آن را آفریده نباید در حد نامطلوبی نگران آینده بود.

پسندیده افزود: وضعیت مادی زندگی بشر تغییر کرده اما استرس‌ها در بخشی از مردم کاهش نیافته است، دلیلش این است که استرس و عوامل ایجاد آن را خوب نشناخته‌ایم و تصور کرده‌ایم که امکانات می تواند استرس‌ها را کاهش دهد. حذف استرس به وسیله برخورداری از امکانات یک راهبردی است که در کشور ما موجش در حال حاضر وجود دارد و غرب نیز از سال‌های گذشته این راهبرد را استفاده می کردند.

این پژوهشگر و مدرس حوزه افزود: راهبرد حذف استرس از زندگی اصلا امکان پذیر نیست، در کشورهای غربی به دنبال حذف موارد استرس بودند و معتقد بودند که باید انسان ها لذت ببرند و درد و رنج را حذف کنند تا استرس از زندگی حذف شود، بعد از مدتی دیدگاه های مختلف این راهکار را نقد کردند.

عباس پسندیده در رابطه با حذف استرس از زندگی با استفاده از حذف درد و رنج گفت: نباید فراموش کنیم برای این زندگی هدفی در نظر گرفته شده است که غیرقابل تغییر است و نمی‌توانیم این آفرینش را عوض کنیم ما آیه داریم لقد خلقنا الانسان فی کبد و این را نمی توان تغییر داد.

وی بیان داشت: بعد از آن که در رابطه با راهکار حذف استرس بشر نتوانست کار را جلو ببرد با خود اندیشید که باید کاری کرد که انسان‌ها در عین حال که در درون مشکلات هستند راحت زندگی کنند، و اینجا بود ک به مدیریت استرس‌ها رسیدند.

 در ادیان الهی به خصوص در مذهب شیعه آموزه‌های کاهش استرس مطرح شده است گفت: در کتابی که به تازگی آن را خواندم مطلبی بیان شده بود با این محتوا که نمی توان استرس‌های خانوادگی را از بین برد بلکه باید تاب آوری کرد یا ترجمه بهتر آن یعنی باید در برابر مشکلات انعطاف پذیری داشت. در همین کتاب 7 راهکار را برای پشت سر گذاشتن استرس‌ها بیان کرده است.در صورتی که در منابع دینی بیش از 30 عنصر بیان شده است.

وی اضافه کرد: یک مطلبی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که شاید علم و فن آوری و تکنولوژی پیشرفت زیادی داشته است اما واقعیت این است که انسان‌ها نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده‌اند، و توان مقاومت در برابر مشکلاتشان کمتر شده است و استرس نیز به کوچک تر شدن و ضعیف تر شدن انسان‌ها بر میگردد.باید به این ها اموزش داده شود تا بتوانند در برابر مشکلات تقویت شوند.

این استاده حوزه و دانشگاه تصریح کرد: بر اساس منابع ما، خداوند هیچ مشکلی را در یک زندگی وارد نمی کند مگر این که قبلش توان تحمل آن مشکل را به فرد داده باشد یعنی موازنه بین این مشکل و توان انسان وجود دارد، اما آن چیزی که مهم است این است که ما گاهی در برابر مشکلات از توانایی خود به اندازه کافی استفاده نمی کنیم و یا مشکل را بیش از آن چیزی که هست بزرگ جلوه می‌دهیم.

عباس پسندیده بیان داشت: طبق یک پژوهشی که نسبت به منابع و تعالیم دینی به دست امده است خداوند روحیه پیغمبر را با سی و سه روش در برابر مشکلات تقویت کرد، مثلا خداوند از روش تعمیم دادن ابتلائات برای تقویت روحیه پیامبر استفاده کرده‌ است. به طور مثال در جایی فرموده‌ است که بقیه پیامبران نیز از سوی مردم تکذیب شده اند.  این تعمیم دادن و همچنین مقایسه با دیگران که آن ها نیز دارای مشکلات هستند روش بسیار خوبی برای به دست آوردن آرامش و تقویت روحیه است.

وی ادامه داد: مورد دیگر که در قرآن است تعدیل انتظار است. یک مشکل عمده خیلی از ما انسان ها این است که انتظارات زیادی از زندگی داریم، در صورتی که باید بپذیریم که اینجا دنیا است نه بهشت. طبیعتا اگر از زندگی دنیایی انتظارات زیادی داشته باشید بعد از آن که در برخی ناهنجاری‌های اجتماعی برایتان ایجاد شود در استرس و سختی قرار می گیرید. این تعدیل انتظار را هم خداوند به پیامبر یادآوری می کند و می فرماید وظیفه تو تنها ابلاغ است، خودت را این قدر به زحمت نینداز یعنی انتظار زیادی نداشته باش.این آیات هر کدام نمونه‌ای از راهکارهای تقویت روحیه و قوی‌تر شدن پیامبر(ص) در برابر مشکلات رسالت است.

 

تحقیقات جدید روانشناسانه غربی بیان داشته که یکی از عوامل مشکلات و استرس‌ها آرزوهای طولانی و دراز آن ها است  و این موضوعی است که در روایات ما بسیار به آن اشاره شده است. در کل باید بگویم که ما حرف‌هایی در منابع دینی داریم که قدرشان را نمی دانیم و متأسفانه تا از غرب تأیید نشود آن را نمی پذیریم و این جای تأسف دارد.

/م.ق210

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 شهريور 1396 | | نویسنده : گمنام
همه مردم جمع شدن و شیطان وسایلی از قبیل: غرور، خودبینی، مال اندوزی، خشم، حسادت، شهرت طلبی و دیگر شرارت ها را عرضه کرد...
 
در میان همه وسایل یکی از آنها بسیار کهنه و مستعمل بود و بهای گرانی داشت!
 
کسی پرسید : این عتیقه چیست !؟
 
شیطان گفت : این نا امیدی است...
 
شخص گفت : چرا اینقدر گران است !؟
 
شیطان با لحنی مرموز گفت :
 
این موثرترین وسیله من است !
 
شخص گفت : چرا اینگونه است !؟
 
شیطان گفت : هرگاه سایر ابزارم اثر نکند فقط با این میتوانم در قلب انسان رخنه کنم و وقتی اثر کند با او هر کاری بخواهم میکنم...
 
این وسیله را برای تمام انسانها بکار برده ام، برای همین اینقدر کهنه است ،
 
مراقب "امیدمان"باشیم
 
منبع: تبیان
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 6 شهريور 1396 | | نویسنده : گمنام

 

هر اتفاق و پیشامدی که برای شما رخ داد بدانید که از جانب خداست و صلاح شما در آن بوده،پس صبر کنید.

امام حسن عسگری درباره غم و مصیبت فرمودند:

« هیچ بلا و گرفتاری وجود ندارد مگر اینکه خداوند ( از فضل و کرمش ) در آن بلا نعمتی قرار داده که به آن بلا احاطه دارد.»

هراتفاق و پیشامدی از جانب خداستآیت الله مجتهدی در شرح این حدیث می گوید:

ما در لوح محفوظ قضا و قدری داریم که خودمان هم از آن آگاه نیستیم و نمی دانیم که صلاح ما در این است که به این بلا مبتلا شویم. استاد ما « مرحوم حاج شیخ علی اکبر برهان » می فرمودند:

« فرزند خردسالی داشتم به نام علی اصغر که از دنیا رفت.من خیلی از فوت او ناراحت بودم تا اینکه یک شب در عالم خواب دیدم بچه ام زنده است و بزرگ شده و پسری نااهل گردیده و همه می گویند:

« این هم از پسر آقا » و آبروی مرا برده است. وقتی از خواب برخاستم،خوشحال شدم و دیگر به خاطر از دست دادن فرزندم ناراحت نشدم.چرا که فهمیدم قضا و قدر الهی اینگونه بوده که این فرزند در جوانی نااهل گردد و آبروی مرا بریزد.

ایشان در این باره ادامه می دهد:

پس هر اتفاق و پیشامدی که برای شما رخ داد بدانید که از جانب خداست و صلاح شما در آن بوده،پس صبر کنید. همه مردم گرفتار هستند:

دل بی غم دراین عالم نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد. باید حتما یک غصه ای داشته باشیم. استاد من همیشه این روایت را می فرمود که :

« اگر روزی گفتی که من دیگر غصه ای ندارم،بدان که اجلت رسیده و امروز و فردا می روی».به محض اینکه گفتی  من که فرزندانم را سر و  سامان داده ام و بدهکاری هایم را داده ام  و دیگر غصه ای ندارم،غصه چیه،بدان که رفتنی هستی. « سیدبن طاووس به پسرش می گفت:

«پسر جان خانه هم که می سازی یک گوشه از آن را بگذار که خراب باشد تا غصه ساختنش را داشته باشی.»

منبع احسن الحدیث ص 94 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 30 مرداد 1396 | | نویسنده : گمنام
تعداد بسياري از احاديث اهل بيت عصمت(سلام الله عليهم) ترک نماز را، يکي از گناهان کبيره که موجب عذاب سخت جهنم است، شمرده و بلکه آن را گناهي معادل کفر معرفي نموده اند و دوباره عواقب زيانبار، آن مطالبي گفته اند:
 
حضرت پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) فرمودند: « ميان ايمان وکفر فاصله اي جز ترک نماز وجود ندارد.»
حضرت صديقه کبري(سلام الله عليها) از پدر بزرگوارش پرسيد: « مجازات کسي که به نماز اهميت نمي دهد، چيست ؟» حضرتش در پاسخ فرمودند: « خداوند کسي را که به نماز جود اهميت نمي هد به 15 خصلت مجازات مي کند، که 6تا از آنها در دنيا و 3تا هنگام مرگ و 3تا در قبر و 3تا در روز قيامت است.
 
و آن شش تا که در دنيا است اين است:
 
 
برکت از عمر او و همچنين از مال او برداشته مي شود
 
 
و آثار صالحان از قيافه و سيماي او محو مي گردد،
 
 
به اعمال نيک ديگر او نيز اجر کامل داده نمي شود،
 
دعاهاي او مستجاب نمي شود
 
 
و از دعاهاي صالحان بهره اي به او نمي رسد.
 
و آن سه تا که با هنگام مرگ او ارتباط دارد اين است:
 
 
با ذلت و گرسنگي و تشنگي مورد قبض روح واقع مي شود.
 
و آن سه تا که در قبر او است اين است:
 
 
خداوند فرشته اي را مي گمارد که در قبر او را عذاب کند
 
و به تنگي و تاريکي قبر نيز محکوم مي گردد.
 
و آن سه تا که در قيامت است اين است:
 
که هنگام خروج قبر فرشته اي او را به رو، در روي زمين مي کشد
 
و به اين ترتيب محشور مي شود و با شدت به حساب او رسيدگي مي شود
 
و خداوند هرگز نظر لطف بر او نمي افکند
 
و سر انجام به عذاب جهنم گرفتار مي گردد.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: نماز,

تاريخ : شنبه 21 مرداد 1396 | | نویسنده : گمنام

قَالَ عَلِيٌّ ع إِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ ثَلَاثَةَ أَخِلَّاءَ فَخَلِيلٌ يَقُولُ أَنَا مَعَكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ هُوَ عَمَلُهُ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى بَابِ قَبْرِكَ ثُمَّ أُخَلِّيكَ وَ هُوَ وَلَدُهُ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى أَنْ تَمُوتَ وَ هُوَ مَالُهُ فَإِذَا مَاتَ صَارَ لِلْوَارِثِ.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: هر مسلمان سه دوست دارد؛ یکی از این دوست ها می گوید من در زندگی و پس از مرگ با تو هستم و آن عمل او است. یک دوست می گوید من تا بالای قبرت با تو هستم و سپس تو را تنها می گذارم و آن فرزند او است و دوست دیگری می گوید من تا زمان مرگ با تو هستم و آن ثروت او است که هرگاه بمیرد ثروتش به وارثان می رسد.

 

پی نوشت:

خصال شیخ صدوق، ج1، ص114.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 شهريور 1394 | | نویسنده : گمنام

انسان از آن جهت که صاحب فکر و اندیشه است، می‌خواهد در مورد بسیاری از مطالب پرس‌وجو کرده، چرایی و چگونگی مطالب را دریابد. از جمله مسائلی که فکر انسان را به خود معطوف داشته، مسائل مربوط به «رزق و روزی» انسان و دیگر موجودات است به طوری که همواره در پی آن است تا روزی‌ِ بیشتری به دست آورد.
انسان سؤالات فراوانی را در این مورد در ذهن خود می‌یابد تا آنجا که اگر بگوییم بعضی از سؤالات به صورت روزانه در بین مردم جریان دارد، سخن به گزاف نگفته‌ایم.
سؤالاتی از این قبیل:
- عوامل مؤثر در افزایش روزی چیست؟ اسباب و علل کاهش روزی کدام است؟
- فلسفه وسعت رزق یک گروه و اندک بودن رزق گروهی دیگر چیست؟
- نقش تلاش و سعی انسان برای به دست آوردن روزی و ارتباط آن با تقدیر روزی چگونه است؟
- آیا دعا در افزایش روزی مؤثر است؟
- تا چه اندازه رزق حلال و حرام در سرنوشت انسان مؤثر است؟
کتاب «رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث» اثر علی متین، به سؤالات و دغدغه‌های افراد در خصوص کسب رزق و روزی از دیدگاه قرآن و حدیث پاسخ گفته است که در ادامه می‌خوانید:
یکی از عوامل نقصان و کاهش روزی، اجیر شدن برای دیگران است: عمار ساباطی می‌گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: «مردی تجارت می‌کند و اگر خود اجیر دیگران شود سهمی از تجارت به او می‌دهند»، امام(ع) فرمود: «خود را اجیر نکنید و روزی را از خدا خواسته و خود تجارت کنید، زیرا اگر کسی اجیر دیگران شود [درِ افزایش] روزی را بر خود بسته است».
شاید بتوان در تحلیل کاهش رزق و روزی به واسطه اجیر شدن چنین گفت: از آنجا که شخص اجیر حقوق معینی را ماه به ماه دریافت می‌کند، لذا به همان حقوق خود چشم دوخته و برنامه‌های خود و اداره زندگی را با توجه به آن سامان می‌دهد و امید رسیدن بیش از آن را ندارد و شاید همین امر تا حدودی موجب غفلت از خدا می‌شود. اما شخصی که به اصطلاح، شغل آزاد دارد بیش از آن که به اسباب ظاهری عنایت کند، توکل بر خدا را در نظر داشته و همین امر نیز سبب توجه بیش‌تر خداوند سبحان می‌شود.
شاید با مراجعه به وجدان نیز تا حدودی بتوان مطلب را دریافت که آنجا که وسایل و اسباب مادی مناسبی در اختیار داشته باشیم، توجه ما به خدا اندک است و اما آنجا که وسایل و اسباب مادی به ظاهر خوب و مطمئنی در کار نباشد، توجه ما به او بیشتر خواهد بود. حال شخص اجیر تو گویی همان کار خود را از وسایل محکم و خوب می‌داند، به خلاف کسی که اجیر نیست.
مرحوم کلباسی نیز در توضیح احادیثی از این قبیل می‌گوید: بعضی از بزرگان گفته‌‌اند:
شاید سرّ نکته این باشد که انسان وقتی اجیر دیگران شد به آن دستمزد تکیه می‌کند و چنین می‌اندیشید که آن دستمزد زندگی‌اش را می‌چرخاند و چون بر آن اطمینان دارد، بر خدایی که همه کارها دست اوست تکیه نخواهد کرد و اما اگر خود تجارت کند، به دلیل اتفاقات احتمالی، کالای خود را در امان نمی‌بیند، لذا بر خدا توکل می‌کند؛ اتفاقاتی از قبیل:‌ گرانی و ارزانی، رواج و رکود بازار، رغبت و بی‌رغبتی مشتری، خرابی و سرقت. بنابراین اگر انسان دریابد که بدن و نیروی او در معرض آفت‌های بسیاری است و روحیه تکیه و امید بر خدا را در خود حفظ کند، می‌تواند خود را اجیر نماید و موجب فقر نیز نخواهد بود و در یک جمله، روایت غالب انسان را شامل می‌‌شود.
با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان گفت: اگر کسی اجیر شود برای اداره زندگی‌اش و از سوی دیگر آن را وسیله‌ای برای اداره زندگی بداند و از توکل بر رزّاق حقیقی غافل نباشد، اجیر بودن این شخص موجب کاهش روزی او نخواهد شد.


منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | | نویسنده : گمنام

امام هادي(ع):


مَن كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَيهِ مَصائِبُ الدُّنيا و لَو قُرِضَ و نُشِرَ؛


هر كه را از جانب پروردگارش حجّتى باشد، هرچند مصيبت هاى دنيا او را با قيچى تكّه تكّه كنند و پراكنده‌اش سازند، بر او سبُك آيد.


پی نوشت:
گزيده تحف العقول، ص۶۵

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم شب چهارم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام حسینی قمی و مناجات خوانی حاج محمد رضا غلامرضا زاده و با حضور پیرغلام اهل بیت(ع) استاد حاج محمد ابوالقاسمی در مسجد جامع آستان حضرت عبدالعظیم(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده از سخنرانی حجت الاسلام حسینی قمی را بخوانید:

_ خیلی خوب است که از شرکت در این جلسات بهره ببریم. سعی کنید که در هر جلسه یادداشت برداری کنید. الان به دلیل گستردگی علوم و مشکلاتی که می باشد عده خاصی به حوزه می روند. اما در گذشته حوزه رفتن و نشر روایات کار ساده تری بوده است. خیلی خوب است که از هر جلسه یک حدیث تازه و یک قصه تازه را بنویسید.

_ اصحاب امام صادق(ع) همین مردم عادی بودند. یکی از اصحاب و شاگردان امام صادق(ع) عبید الله بن علی حلبی است. اولین کتابی که در شیعه تألیف شده از ایشان است . او از فقهای بزرگ شیعه بود. احکامی که الان در دست داریم از شاگردان امام صادق(ع) به دست ما رسیده است. نسل این صحابی از راویان بوده اند.

_ ماباید آداب دعا را رعایت کنیم و از خدا حاجت بخواهیم. حاجت از خدا بخواهید ولی برای خدا تکلیف تعیین نکنیم. حواسمان باشد. ما نمی دانیم خیر و مصلحت ما در چیست. ما جلوی پای خود را نمی توانیم ببینیم چطور می توانیم پنجاه سال بعد را درک کنیم. خیلی مهم است مصلحتی که خدا برایمان رقم زده است را قبول کنیم.

_ ما انسان ها به چند دلیل حاجت هم دیگر را برآورده نمی کنیم.اولین دلیل این است که گاهی ما انسان ها خبر نداریم. دلیل دوم هم این است که گاهی ما خودمان احتیاج داریم. دلیل سوم این است که ما خودمان هم احتیاج نداریم ولی رحم و مروت نداریم. چهارمین دلیل هم این است که خبر داریم و نیاز هم نداریم ولی توانایی نداریم.

_ اما خداوند عالم است و از همه گرفتاری های انسان ها با خبر است. خداوند می تواند همه حاجات را برآورده کند. خداوند قادر است. خداوند بی نیاز و غنی است. خداوند ارحم الراحمین است. اما به دلیل حکیم بودن خدا بعضی از حاجات انسان ها برآورده نمی شود.

_ اگر باور کنیم که خدا مصلحت انسان ها را می داند آرام می شویم. باورهای دینی که در زندگی ها بیاید آرامش به زندگی ها بازمی گردد. وظیفه ای که ما باید انجام دهیم را انجام داده باشیم و کوتاهی نکرده باشیم و باز هم مشکل وجود داشته باشد را به مصلحت خدا بگذاریم. و شکایتی نکنیم. چون خدا قادر و عالم و غنی و ارحم الراحمین است.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

فرا رسیدن سالروز رحلت حضرت زینب کبری (س) به عنوان اسوه صبر و مقاومت که در پی پایداری های ایشان بر مصائب، پشت دشمن خم و روسیاه تاریخ شد، فرصتی را فراهم آورد تا به مفهوم شناسی صبر از نگاه دین مبین اسلام و نیز چرایی، چیستی و دستاوردهای آن بپردازیم.
خداوند در آیه 46 سوره مبارکه انفال می فرماید: «از خدا و رسول او فرمان بريد و با هم كشمكش مكنيد كه سست مى شويد و شُكوه و اقتدارتان از بين مى رود و شكيبا باشيد كه خداوند با صابران است»
علاوه بر آیات متعددی از قرآن که بر اهمیت مسئله صبر و برکات آن همچون دوست داشته شدن انسان صابر از جانب خدا تاکید و تصریح دارند، در روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) نیز که تفسیر کلام وحی است بر صبر تاکید بسیار شده و برکات فراوانی برای آن برشمرده می شود.
پيامبر خدا (ص) می فرمایند: «شكيبايى بهترين مركب است. خداوند به هيچ بنده اى روزي اى بهتر و فراختر از صبر نداده است.»
همان حضرت (ص) فرموده اند: «شكيبايى، سر پناهى در برابر گرفتاري ها است و ياور در برابر مشكلات است.»
علاوه بر این، صبر دارای چنان جایگاهی در زندگی آدمی است که از آن به سر در بدن تشبیه می شود یعنی هدایت کننده امور حیات است.
امیرمومنان علی (ع) در این باره می فرمایند: «صبر در كارها ، به منزله سر در بدن است. همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن فاسد مى گردد، صبر نيز هر گاه از كارها جدا شود، كارها تباه مى گردد.»
این جایگاه مهم برای صبر در زندگی قطعا برای دستاوردهای بزرگی است که با خود به همراه دارد که معصومان (ع) به آنها تصریح داشته اند.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «صبر در برابر دردِ اندوه ها، موجب دست يافتن به فرصت ها مى شود.»
و نیز فرموده اند: «شكيبايى، بينىِ دشمنان را به خاك مى مالد.»
ایشان همچنین می فرمایند: «خرد، دوست آدمى است و بُردبارى، دستيار او و مدارا، پدرش و صبر از بهترين لشكريانش.»
و نیز از امام علی (ع) روایت است که فرمودند: «با شكيبايى خواسته ها دست يافتنى مى شوند.»
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «با شكيبايى، انتظار گشايش مى رود و كسى كه پيوسته درى را بكوبد [عاقبت] آن در به رويش باز مى شود.»
امام صادق (ع) فرموده اند: «هر يك از شيعيان ما كه گرفتار شود و شكيبايى ورزد، اجر هزار شهيد دارد.»
البته مرور روایات و سخن معصومان (ع) نشان می دهد که صبر درجات و مراتبی دارد.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «برترين صبر، صبر بر تلخى مصيبت است.»
و نیز می فرمایند: «برترين شكيبايى، شكيبايى كردن در برابر چيزى است كه محبوب [دل] است.»


پی نوشت ها:ش
غررالحکم
بحارالانوار
میزان الحکمه
منبع:قدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در درس تفسیر قرآن کریم که در مسجد اعظم برگزار شد، اظهار کرد: دنیا ظرف علم و عمل صالح است و آخرت تنها ظرف علم است ولی ظرف عمل نیست.

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از اسرار در آخرت برای انسان روشن می‌شود، ولی راه اراده و عمل در آخرت بسته است.

این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه مومن به خدا نزدیک و کافر از خدا دور است، گفت: مشخص نیست کشتی قیامت چه هنگام لنگر می‌اندازد، زمانی‌که دریای پرتلاطم دنیا آرام شد، وارد کشتی قیامت می‌شویم.

وی یادآور شد: صحنه قیامت صحنه‌ای نیست که احتمال دهند که پس از آن چه می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه انسان مشرک از رحمت الهی ناامید می‌شود، گفت: یاس از رحمت الهی کفر است، زمانی روی می‌دهد که انسان احساس کند که دیگر کسی نیست که مشکل ما را حل کند.

وی خاطرنشان کرد: قدرت خدا لایتناهی است هرگز راهی وجود ندارد که رحمت او منقطع شود، اگر کسی به هستی خارج اشاره کند و بگوید کسی نیست که مشکل ما را حل کند، وارد کفر می‌شود.

این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه اکنون انسان‌ها در عالم امتحان قرار دارند، گفت: در دنیا هر چه وجود دارد، آزمون است، برخی افراد به جای شاکر بودن نعمت‌ها، اسراف می‌کنند.

وی با اشاره به میلاد امام علی(ع) و ایام اعتکاف گفت: اعتکاف فضای نورانی و پربرکت است و اگر این رحمت و لطف الهی در حوزه و دانشگاه‌ها کشور وجود دارد، باید حداکثر بهره را از آن برد و باید همواره در نظر داشت این نعمت، امنیت و آرامش رایگان به دست نیامده است.

آیت‌الله جوادی آملی به حملات و تهدیداتی که در شرق، شمال، غرب و جنوب کشورهای همسایه را تهدید می‌کند اشاره کرد و افزود: اکنون میهمان اهل بیت(ع) هستیم و این ناله‌ها تامین‌کننده امنیت است، بنابراین باید قدر ماه رجب، دعاها و ناله‌ها را دانست.

وی ادامه داد: باید امنیت به سایر نقاط صادر شود، البته با صدور انقلاب، امنیت به کشورهای مختلف صادر می‌شود.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هیچ کس باور نمی‌کرد که عربستان که ادعای اسلام و خادم الحرمینی را دارد، به یک کشور مسلمان پیرو اهل بیت(ع) حمله کند، این اقدام با هیچ منطقی سازگار نیست و تنها به دستور کشور کفر به چنین اقدامی پرداخته است.

وی با بیان اینکه اقتدار آمریکا کاذب است، گفت: اکنون آمریکا گردن کشیده است، زیرا 70 میلیون قبر زیر پای او قرار دارد، باید آگاه بود که این قدرت را از راه آدمیت و عقل به دست نیاورده است.

آیت‌‌الله جوادی آملی یادآور شد: اکنون آمریکا نعره می‌زند و معتبر شده و به دستور او خادم حرمین به یمن حمله می‌کند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 16 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

عالم مردگان از جمله عوالمی است که همواره وقتی با آن مواجه می‌شویم سؤالات و ابهامات بسیاری برای ما به وجود می‌آید و هر فردی علاقه دارد بیشتر از این عالَم بداند، چرا که مرگ از جمله مباحثی است که هر فردی روزی با آن دست به گریبان خواهد شد، همچنین حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: «اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»؛ هرگاه بهار را دیدید، بسیار یاد قیامت کنید.

آنچه در ادامه می‌‌آید سلسله مباحثی است که به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد می‌پردازد و برگرفته از کتاب «عالم برزخ؛ عالم حیات و زندگی» اثر حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا از پژوهشگران حوزه علمیه قم است:

چرا دو فرشته کافر را «ناکر و نکیر» و فرشته مؤمن را «مبشر و بشیر» می‌نامند؟

شیخ مفید(ره) می‌گوید: دو فرشته الهی به نام ناکر و نکیر از جانب خداوند بر میت نازل می‌شوند و از پروردگار و پیامبر و امام و دین سؤال می‌کنند اگر به حق جواب داد، فرشتگان بازرسی میت را به فرشتگان نعمت تحویل می‌دهند و اگر از جواب دادن عاجز بود، او را به فرشتگان عذاب می‌سپارند.

در بعضی اخبار آمده است: اسم دو فرشته‌ای که برای سؤال در قبر بر مؤمن وارد می‌شوند مُبشر و بشیر، اسم دو فرشته‌ای که برای بازجویی کافر می‌آیند ناکر و نکیر است.

علت اینکه آن دو فرشته را ناکر و نکیر می‌نامند به این دلیل است که کافر منکر حق؛ خدا، روز قیامت و پیامبران بود، همچنین کافر هرچه آن دو فرشته از جانب خدا می‌آوردند را منکر می‌شد و خوشش نمی‌آمد. دو فرشته مؤمن را به این دلیل مُبشر و بشیر می‌گویند که این دو از جانب خداوند بشارت به رضایت خداوند از بنده‌اش و ثواب دائم می‌دهند.

این نامگذاری فرشته کافر و مؤمن به خاطر کارهای انسان‌های کافر و مؤمن بوده است.

* کسانی که در قبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرند

پرسش در قبر معمولاً برای این است که شخص قصوری داشته یا به تکلیف خود عمل نکرده است از این رو او را در قبر مورد پرسش و بازجویی قرار می‌دهند تا با دلیل و استدلال او را محاکمه کنند اما افرادی که قصوری نداشته‌اند یا به سن تکلیف نرسیده‌اند مورد سؤال قرار نمی‌گیرند و آنها چند گروه‌اند:

- پیامبران و ائمه اطهار علیهم‌السلام

علامه مجلسی در جلد ششم بحارالانوار آورده است: پیامبران و ائمه اطهار(ع) چون معصوم بودند و تکالیف و وظایفشان را به بهترین صورت انجام داده‌اند مورد سؤال قرار نمی‌گیرند و شأن آنها بالاتر از این است که مورد سؤال قرار گیرند.

شاید در اینجا این سؤال مطرح شود اگر پیامبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرد پس چرا قرآن کریم در آیه ششم سوره مبارکه «اعراف» می‌فرماید: «فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ»؛ البته ما از اعمال همه امت‌ها و از پیامبران الهی سؤال خواهیم کرد.

با توجه به عصمت پیامبران و عدم کوتاهی در انجام وظیفه، سؤال از آنها سؤال تقریری(اقرار کردن) یا توبیخی نیست بلکه پرسش جنبه استشهادی دارد یعنی پرسش به عنوان شاهد قرار دادن آنها است. خداوند متعال به شهادت احدی نیاز ندارد اما چون خداوند، پیامبران را گواهان و شاهدان روز حساب معرفی کرده است، انبیا را به عنوان شاهد می‌آورد.

- شهدا

شهید کسی است که برای دفاع از دین حاضر شد جان و آبرویش را بدهد و چنین کسی در عمل ثابت کرد که وابسته به چیزی جز خداوند نیست. وقتی وابسته به جز خداوند نبود، ظلم و تعدی هم ننموده که در قبر مورد سؤال قرار گیرد و اگر قصوری قبل از شهادت داشته آن را خداوند با فضل و رحمتش برخورد می‌کند مگر اینکه بدهی و حق‌الناس باشد.

حضرت رسول(ص) می‌فرماید: «لم یُفتن فی قبره»؛ شهید در قبرش مورد سؤال قرار نمی‌گیرد.

سؤال شد: چرا همه افراد در قبر مورد امتحان و سؤال قرار می‌گیرند جز شهید؟

حضرت فرمودند: شهید از زیر برق شمشیری که بالای سرش بود امتحانش را خوب داد و دیگر در عالم برزخ نیازی به پرسش ندارد.

-بچه‌ها، دیوانه‌ها و مستضعف فکری

این افراد هم در قبر مورد بازجویی قرار نمی‌گیرند چون حجت و دلیل بر آنها تمام نشده، بچه‌ها به حد بلوغ و تکلیف نرسیده‌اند، دیوانه‌ها هم که از عقل بهره نداشتند، کسانی که از جهت فکری ضعیف بودند هم همان حالت را دارند.

علامه مجلسی می‌گوید: بدان که مقتضای قواعد امامیه و شیعه و ظواهر روایاتی که گذشت و احادیثی که می‌آید سؤال در قبر در مورد کسانی است که به سن تکلیف نرسیده‌اند و از نظر عقل و ... کامل‌اند اما اطفال، دیوانه‌ها و مستضعفان فکری در قبر مورد سؤال قرار نمی‌گیرند.

نکته مهم:

این گروه نه سؤال قبر دارند و نه عذاب قبر و در مقابل هم چون عمل صالح و خوبی را هم انجام نداده‌اند از خداوند هم طلبی ندارند و مستحق بهشت هم نیستند.

 

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

اين زمان چگونه است، مثلاً كسى كه هزاران سال پيش از دنيا رفته چه تفاوتى با فرد تازه گذشته دارند؟

پاسخ: 

گويا سؤال كننده احتمال داده كسى كه هزاران سال پيش از دنيا رفته از حيث ميزان آسايش و راحتى يا از جهت عذاب و شدت گرفتارى با كسى كه نزديك به قيامت چشم از جهان بسته تفاوت دارد، و حال آن كه بر پايى  قيامت، تمام شدن نعمت يا پايان عذاب برزخ نيست كه گمان شود كسى كم تر يا بيش تر متنعّم بوده يا عذاب كشيده، بلكه قيامت ادامه همان حالت برزخى است به صورت ديگر. با توجه به اين كه چون حالات برزخيان متفاوت است، گاهى شدت گرفتارى هاى مراحل برزخى موجب آمرزش و تخفيف عذاب قيامت مى گردد.

اگر شخصى پاك و مؤمن باشد، پس از مرگ در نعمت هاى خداوندى غوطه ور است و در كمال آسايش و رفاه زندگى مى كند، وگرنه، در عذاب الهى گرفتار و معذّب است و روزگار سختى را مى گذارند.اگر هم از افراد مستعضف فكرى باشد، يعنى قدرت بر تشخيص حق از باطل نداشته و يا حجّت بر او تمام نشده و هم چنين كودكان و ديوانگان، تا قيامت و بر پا شدن محكمه عدل الهى، بدون سؤال و عذاب و نعمتى در عالم برزخ خواهند ماند.

پس، ماندن و درنگ در قبر براى مؤمنان و صالحان آزار دهنده نيست; امّا براى غير ايشان بسيار رنج آور و با عذاب همراه مى باشد. تفاوت افراد از نظر عمل خير و شر به شدت و ضعف عذاب يا نعمت، بستگى دارد و از آن جا كه خداوند متعال حكيم است و عادل، طورى با آنان عمل مى كند كه سر سوزنى به كسى ظلم و جور نشود «إنّ الله ليس بظلّام للعبيد».

در تاريخ چنين آمده: روزى حضرت عيسى(عليه السلام) از كنار قبر جوان تازه گذشته اى كه هنوز آب قبرش خشك نشده بود عبور مى كردند، به اذن خداوند متعال، جوان را زنده كردند. وقتى جوان زنده شد، چهره اى بسيار پير و شكسته و حالتى رنجور و خسته داشت; گويى مدت طولانى از اين جهان رفته است! حضرت عيسى(عليه السلام) از او پرسيدند: «چه مدت است كه جان سپرده اى؟» جوان گفت: «چندين هزار سال!» سپس پرسيدند: «پس از مرگ بر تو چه گذشت؟» جوان گفت: «وقتى مرا به خاك سپردند، «نكير» و «منكر» آمدند و سؤالاتى كردند، چون نتوانستم جواب دهم، مرا تازيانه اى زدند كه قبرم از آتش پر شد و تا همين الآن مى سوختم!»

حضرت از آن جا گذشت و دگر بار پيرمردى را كه ساليان دراز از مرگش مى گذشت و نشانى از قبرش به جاى نمانده بود به اذن خدا زنده كرد. پيرمرد وقتى زنده شد، با نشاط و با جمال، جلوه مى كرد. حضرت از او پرسيدند: «چند وقت است كه چهره در نقاب خاك كشيده اى؟» پيرمرد گفت: «هم اكنون، تا از دنيا رفتم مرا به خاك سپردند; «نكير» و «منكر» آمند و از من سؤالاتى كردند; چون جواب دادم، باغى از باغ هاى بهشت بر من نمايان شد... در همان جا بودم كه مرا احضار فرموديد».

 

منبع:جام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام
مشکل بانکداری ربوی و جای خالی اندیشه فلسفی اقتصادی شهید مطهری

 

گروه اقتصادی – رجانیوز/ علی یحیی زاده*: ۱- در آموزه‌های اسلام، ربا (دریافت سود در ازای قرض)، بزرگ‌ترین گناه کبیره بعد از شرک محسوب می‌شود به طوریکه در قرآن دریافت ربا معادل جنگ با خدا و پیامبر و در روایات یک درهم ربا بزرگ‌تر از ۷۰ بار زنا با محارم در کنار دیوار کعبه دانسته شده!! 
 
۲- ضوابط بانکداری بدون ربا در ایران با فتاوی بسیاری از مراجع معظم انطباق کامل ندارد. به طوریکه طبق فتوای حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری نیز برخی از عقود بانکداری نظیر فروش دین (تنزیل دین نزد اشخاص ثالث) ربا و جایز نیست. مدتی قبل نیز حضرات آیات نوری همدانی، هاشمی شاهرودی، سبحانی و مکارم شیرازی نسبت به ربوی بودن فعالیت بانک‌ها انتقاد کردند و دریافت جریمه تاخیر از سوی بانک‌ها را مصداق ربای محض دانستند. 
 
۳- علی رغم گذشت ۳۵ سال از انقلاب اسلامی و اجرای نظام بانکداری بدون ربا در کشور، همچنان ربوی بودن فعالیت بانک‌ها به عنوان یک شبهه جدی در اذهان مردم و نخبگان باقیست. بانکهای ایرانی مشابه بانکهای غربی با پرداخت بهره، سپرده‌های مردم را جذب می‌کنند و با اخذ بهره بیشتر، این منابع را به متقاضیان وام می‌دهند. هر دو (بانک ایرانی و غربی) در ازای زمان سود دریافت می‌کنند. اما دریافت بهره در یکی رباست و در دیگری سود علی الحساب نام دارد! 
 
۴- همه ویژگیهای بانکداری غربی در الگوی بانکداری بدون ربا شبیه سازی نشده است. مثلا جبران تورم ۳۰ تا ۴۰ درصدی که علی الظاهر امری کاملا عقلایی محسوب می‌شود، شبهه ربوی دارد و از سوی بسیاری از مراجع ربا نامیده می‌شود. بانک‌ها نیز در این بخش غیر ربوی عمل می‌کنند؛ در شرایطی که تورم بیش از ۳۰ درصد است، بانک‌ها ۲۲ درصد بهره به سپرده گذاران می‌دهند! 
 
۵- بانکداری بدون ربا در برخی موضوعات بسیار مهم ساکت است و اساسا موضعی ندارد. هنوز هیچ فتوایی از سوی مراجع معظم در خصوص ماهیت خلق پول بی‌رویه که نوعی دزدی محترمانه از جیب مردم است و در قالب عبارت به ظاهر علمی مالیات تورمی توضیح داده می‌شود، صادر نشده است. 
 
۶- برخی متخصصان بانکداری اسلامی اساس بانکداری ایران را در بعد نظر، عمدتا مطابق فقه و بدون اشکال می‌دانند و ایراد اساسی را صرفا در حوزه اجرا تحلیل می‌کنند. ایشان معتقدند علت شبهه ربوی بودن فعالیت بانک‌ها، عدم ایجاد ساختار لازم برای اجرای کامل عقود اسلامی در بانکهاست که باعث می‌شود مسائلی نظیر فاکتور صوری در تسهیلات مضاربه‌ای یا فروش اقساطی یا اجاره به شرط تملیک شیوع یابد. 
 
۷- به نظر می‌رسد مشکل اصلی در فقدان نگاه فلسفی نظریه پردازان دینی به ماهیت رباست. ربا از نظر عرف مردم چیزی جز دریافت سود در ازای زمان (کرایه یا فروش زمان) نیست. فرقی ندارد که ۱۰۰ هزار تومان قرض بدهید و یک ماه بعد ۱۱۰ هزار تومان بگیرید یا اینکه ماشین آبمیوه گیری ۱۰۰ هزار تومانی را یک ماهه به ۱۱۰ هزار تومان نسیه بفروشید. در هر دو مورد در ازای یک ماه زمان ۱۰ هزار تومان بهره دریافت می‌شود. نحوه توزیع ریسک و بازده در بانکداری بدون ربا کاملا بر اساس بانکداری غربی شبیه سازی شده است. همانطور که در بانکداری ربوی، صاحبان سرمایه بدون پذیرش ریسک روز به روز ثروتمند‌تر می‌شوند، در بانکداری بدون ربا (مبتنی بر فقه موجود) نیز صاحبان سرمایه بدون پذیرش ریسک ثروتمند‌تر می‌شوند. 
 
۸- پذیرش یا رد ارزش زمانی معمای بزرگی است که حل آن می‌تواند الگوی بانکداری اسلامی را از شبهه ربوی بودن‌‌ رها کند. بسیاری از نظریه پردازان و توجیه کنندگان بانکداری فعلی ما وقتی به این شبهه می‌رسند، جوابی ندارند و صاحب شبهه را به قرآن ارجاع می‌دهند. قرآن می‌گوید «احلّ الله البیع و حرّم الرّبا»؛ یعنی بیع اعم از نسیه و نقد همه حلال است و ربا نیست! می‌گویند ما هم قبول داریم که بیع نسیه و ربا خیلی به هم شبیه هستند اما نمی‌دانیم علت این حکم قرآن چیست؛ چرا ربا حرام است و نسیه حلال! می‌گویند ندانستن فلسفه حکم خدا مانع از عدم اجرای آن نیست. بنابر این از این حکم در طراحی بانکداری بدون ربا استفاده می‌کنیم. نتیجه می‌شود فروش اقساطی و قاعده للاجل قسط من الثمن؛ می‌شود دریافت سود در ازای زمان؛ می‌شود بانکداری شبیه ربا! 
 
۹- همینجا تفاوت نگاه فلسفی فقهی شهید مطهری با دیگر اندیشمندان دینی مشخص می‌شود. شهید مطهری با توجه به ابعاد عظیم گناه ربا، از ظاهر احکام فرا‌تر می‌رود و به کنکاش فلسفه تحریم ربا می‌پردازد. ایشان در این رابطه ضمن انتقاد از دریافت سود در ازای زمان در بیع نسیه (منطق ارزش زمانی) می‌فرمایند: 
 
 «به عقیده ما اشتباه بزرگ همین است. در این طرز بیان (اشاره به استدلال سایر فق‌ها) به اصطلاح، منفعت داشتن پول که یکی از ارکان رژیم سرمایه‌داری است مفروض شده است و فرض شده که با اینکه پول فی حد ذاته منفعت مشروع دارد ولی شارع به ملاک و مصلحت دیگری جلو این منفعت مشروع را گرفته است. در واقع این آقایان تصدیق کرده‌اند که «انما البیع مثل الربا» ولی می‌گویند در عین مثلیت لااقل از نظر مشروعیت منافع، خداوند بیع را حلال و ربا را حرام کرده است، در صورتی که از هیچ روایتی استفاده نمی‌شود که للاجل قسط من الثمن.» (مجموعه یادداشتهای استاد مطهری، ج۴: ص ۴۱۸). 
 
۱۰- نگارنده این یادداشت فقیه نیست و قصد ندارد نظر فقهی شهید مطهری را عین اسلام معرفی کند. بلکه هدف از این یادداشت تاکید بر نوع نگاه فلسفی فقهی شهید مطهری و خلأ محسوس این نگاه در پاسخگویی به شبهات و نیازهای روز در جامعه است. 
 
*دکتری اقتصاد و عضو هیات علمی دانشگاه
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 22 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

جايگاه علي عليه السلام درهستي

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

يا علي لا يعرفك الاّ الله و انا

اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

 

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامُ عليكُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها)همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه  پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 

                                   حبً عليٍ حسنه لا تضرمعها سيئهً     (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و  عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

 

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 22 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

نهج البلاغه گمشده بشريت معاصر

 ما منتظريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست.

(امام خميني «ره»)

 نهج البلاغه مرهمي است بر دردهاي جانكاه بشريت.

نهج البلاغه داروي مؤثري است بر تلطيف روح انسانها و مبارزه با خشونتها.

نهج البلاغه اثري است به درخشندگي آفتاب، به لطافت گل، به قاطعيت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج، به بلندي ستارگان دوردست بر اوج آسمانها.

نهج البلاغه در حقيقت فرزند قرآن است.

اين مجموعه زيبا و نفيس كه روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و انديشه اي نوتر و روشن تر بر ارزش آن افزوده، منتخبي است از خطابه ها و دعاها، وصايا، نامه ها و  جمله هاي كوتاه مولاي متقيان علي (ع) كه بوسيله سيد شريف رضي در حدود هزار سال پيش گردآوري شده است.

او از نظر خودش آنهايي كه از جنبه بلاغت برجستگي خاصي را داشته اند انتخاب كرده، از اينرو اين منتخب را نهج البلاغه نام نهاد. كلمات اميرالمؤمنين (ع) از قديم ترين ايام با دو امتياز همراه بوده است. 1- فصاحت و بلاغت 2- همه جانبه بودن (چندي بعدي بودن) توأم شدن ايندو با هم سخن علي (ع) را در حد اعجاز قرار داد و به همين جهت سخن علي (ع) در حد واسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته

((فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق))

[[نهج البلاغه]]

به اقرار اغلب دانشمندان و نويسندگان و ادباي حتي معاصر غير شيعي عرب، زيباترين متن عرب است.

سخناني كه از نظر ادبي در اوج زيبايي و از نظر فكر در عمق بسيار و از نظر اخلاق سرمشق و نمونه است،

در آن عباراتي هست كه هر خواننده اي اقرار مي كند كه در بشريت نظاير اين عبارات وجود ندارد.

 

چرا نهج البلاغه چنين كششي دارد؟

1- نهج البلاغه ، همه جا سخن از همدردي با طبقات محروم و ستمديده انسانها است. سخن از مبارزه با بي عدالتي و ظلم و طاغوتهاست.

2- نهج البلاغه همه جا در مسير آزادي انسانها گام بر مي دارد. آزادي از زنجير اسارت هوا و هوسهاي سركش، از زنجير اسارت ستمگران خودكامه، طبقات مرفه پرتوقع، جهل و بي خبري، كه انسان را به لذت و بدبختي مي كشاند، و هشدار مي دهد كه هر جا نعمتهاي فراواني روي هم انباشته است حقوق از دست رفته اي در كنار آن به چشم مي خورد.

3- جذبه هاي عرفاني نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشته را با زلال خود آنچنان سيراب و مست مي كند كه نشئه شراب طهورش را به لرزه مي اندازد ، لرزه اي دردناك و در عين حال لذت بخش.

4- در هر ميداني گام مي نهد چنان  سخن را ادا مي كند و دقايق را مو به مو شرح مي دهد كه گويي گوينده متخصص همين موضوع بوده است . ليكن از امتيازات سخنان امام علي (ع) اين است كه محدود به زمينه خاصي نيست در شرح اسماء و صفات الهي به چهره يك فيلسوف مجسم مي شود كه فقط از توحيد سخن گفته، در خطبه جهاد، فرمانده و افسر شجاع و دلاوري را مي بينيم كه دقيقترين تاكتيكها را تشريح مي كند. در مسند حكومت و رهبري راه وصول به يك آرامش اجتماعي و سياسي و نظامي را با پخته ترين عبارات بيان مي كند و در مسند درس و اخلاق عباراتي محكم، عميق و نافذ براي سالكان مي گويد كه مرد وارسته اي چون ((همام)) پس از شنيدن آن صيحه اي مي زند و نقش زمين مي شود.

چرا از نهج البلاغه دوريم؟

ما كه چنين گنجي در خانه داريم چرا تهي دستيم؟ ما كه چنين چشمه زلال و گوارا و جوشنده اي در دسترس داريم چرا تشنه ايم؟ ما كه داراي اين ميراث بزرگ اسلامي هستيم چرا  دست بسوي ديگران دراز مي كنيم؟ و پاسخي جز اين ندارد كه،

نهج البلاغه را نشناخته ايم و بر ارزش واقعي اين مجموعه بزرگ واقف نگشته ايم.

و عجيب اين كه نهج البلاغه در ديار خويش در ميان شيعيان علي (ع)، حتي در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنهاست. همچنانكه خود علي (ع) غريب و تنهاست. بديهي است اگر محتويات كتابي و يا انديشه ها و احساسات و عواطف شخصي با دنياي روحي مردمي سازگار نباشد، اين كتاب يا آن شخص در عمل تنهاست و بيگانه مي ماند و هر چند نامشان با هزاران تجليل و تعظيم برده شود.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 14 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

گروه تاریخ مشرق - گروهگ فرقان که در تاریخ معاصر ایران با عنوان ترور و حذف چهره‌های ناب انقلابی ثبت شده و در خاطرها مانده است دارای ریشه‌ها و مبانی فکری است که پیش از هر چیزی ضرورت دارد که این مبانی شناخت شود. تفکری که به یک جریان وحشتناک و کور ترور و حذف فیزیکی افراد آن هم با یک تفسیر و ارجاع دینی می‌انجامد و هرگونه سلم و مدارایی را مخالف روحیه انقلابی تعریف می‌کند بلاشک اهمیت فراوانی برای غور و بررسی تاریخی و علمی دارد. چنین اندیشه و نظری البته پیشینه ویژه‌ای در تاریخ سیاسی ما پس از اسلام دارد و حتی برای امروز و آینده، کلید تحلیل خوبی در اختیار ما قرار می‌دهد.

* ریشه تاریخی

فرقانی‌گری جريانی است كه شاید نمونه‌ها و الگوهای مبنایی‌اش از زمان حيات پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تحت عنوان‌ «قرآن منهای پيامبر» و يا «قرآن منهای سنت» مطرح شده بود. در قرآن نيز به اين پديده انحرافی تصريح شده است: «و اذا قيل لهم تعالوا الی ما انزل‌الله و الی الرسول رأيت‌ المنافقين يصدون عنك حدودا: و آنگاه كه به آنان گفته شود كه به سوی قرآن و پيامبر بيائيد، مي‌بينی كه منافقين از ارتباط تو با مردم جلوگيری مي‌كنند» (سوره نسا آيه 61). 

مبانی فرقان

اندیشه تفسیر به رای، همیشه در تاریخ اسلام
خوارج را آفریده است؛ ساده‌دینان مسلح.


در واقع فرقانی‌گری در قالب شعار انحرافی «حسبنا كتاب الله» و سپس «لا حكم‌ الا لله»، توسط خوارج نهروان، از زمان پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و دوران نخستين امامت حضرت علی (علیه‌السلام) از طرف منافقين و خوارج مطرح شد تا در واقع با عبور از پيامبر اكرم و سپس علی (علیهما السلام)، خود در مسند قدرت بنشينند. در صدر اسلام هم كه «خوارج» با امیرالمومنین جنگيدند، ظاهراً‌ مدعی بودند كه «چون حق علی ضايع شده است، ما قيام كرده‌ايم و او نمی‌بايست حكميت را مي‌پذيرفت» و به همين بهانه بر ضد امام خود،‌ قيام كردند. اين نوع تفكر را بايد تفكر «خوارجی» ناميد كه در عصر ما- و در ايران- در فرقه فرقان نمود پيدا كرد.


در لابه‌لای مطالب و تحلیل‌های پژوهشگران پیرامون گروه فرقان به چند زمینه و اصل اساسی که اندیشه قرقانی‌گری را شکل می‌دهد می‌توان دست یافت. از جمله موارد زیر از اهمیت فراوانی برخوردارند:

1. تأثیرپذیری شدید از اندیشه و ادبیات دکتر شریعتی:
رهبران گروه فرقان و شخص گودرزی، هم در اندیشه و فکر و هم در ادبیات و سبک نگارش و گفتار، از هواداران افراطی دکتر شریعتی به حساب می آیند. درباره تاثیرپذیری گروهک فرقان از شریعتی و تغذیه ایدئولوژیکی که از این منبع پرطرفدار آن عصر می‌کردند بحث فراوان است که به طور مستقل به آن خواهیم پرداخت. اما این نکته شایان ذکر است که هر چه باشد شواهد متقنی نشانگر تاثیرات جدی اندیشه و نظریات شریعتی بر افراد و اعضای گروهک فرقان است. 

مبانی فرقان

بدون شک یکی از منابع مورد رجوع فرقانی‌ها
آثار و نوشته‌های مرحوم شریعتی بود


فرقانی‌ها علاقه ویژ‌ه‌ای به شریعتی داشتند و در بیانات و پیام‌های خود از او نقل قول می‌کردند. با این همهرابطه مستقیمی میان فرقان و مرحوم شریعتی وجود نداشته است و آنچه مورد تاکید است تاثیرپذیری و استفاده فرقان‌ها از بخش‌هایی از نظرات او است. در حقیقت فرقانی‌ها با برداشت خاصی که از آثار و افکار شریعتی کردند، آن را به ایدئولوژی انحرافی و خشونت‌طلبانه خود الصاق نمودند.

2. اعتقاد به تز اسلام منهای روحانیت:
ویژگی دومی که در گروه فرقان از لحاظ فکری و رفتاری می‌شود دید، اعتقاد به تز اسلام منهای روحانیت و مرجعیت است. اين مقوله بدين نحو در اندیشه و بنیاد فکری این جریان جایگاه پیدا کرده بود که روحانیت در اسلام امری است بدعت‌آمیز و نیازی به نهاد روحانیت وجود ندارد و لازم نيست تفسیر و تبیین دین توسط روحانیت و مرجعیت صورت بگیرد. به تعبیر دیگر اندیشه‌های پروتستانتیستی شدیدی در افکار فرقانی‌ها ریشه دوانده بود که می‌خواستند در اسلام و شیعه آن را پیاده کنند. پر بیراه نیست اگر ریشه‌ها و مبانی این طرز تفکر را نیز در آثار و افکار مرحوم شریعتی دانست. هرچند ممکن است به‌سختی بتوان تز اسلام منهای روحانیت را به شریعتی نسبت داد ولی بخش‌هایی از آثار او به‌شدت زمینه‌های لازم برای چنین تفسیری را فراهم آورده است.

3. تأثیرپذیری شدید از مارکسیسم: 
فرقان، دنباله موج گرایش به مارکسیستی است که مدت‌ها پیش در کشور رواج یافته بود و به‌ویژه داشت به سمت گرایش‌های خشونت‌طلبانه و چریکی متمایل می‌شد. فرقانی‌ها هم مانند مجاهدین خلق(منافقین) و گروه‌های دیگر تحت تاثیر اندیشه‌های مارکسیستی، هم به دنبال عمل انقلابی بودند و لذا برخی اقدامات رهبران انقلاب اسلامی را بیش از اندازه مسالمت‌جویانه ارزیابی می‌کردند و هم در قالب ایدئولوژی و مباحث فکری، به تحلیل‌های مارکسیستی و به‌ویژه تفسیر مارکسیستی و سوبژکتیویته از قرآن می‌پرداختند. 

مبانی فرقان

دانشگاه و کوچه و بازار، مرکز تبلیغات گروه‌های مارکسیستی 
شده بود که بر بچه مسلمان‌ها تاثیر منفی گذاشت


حاکمیت جو مارکسیستی در آن روزها به‌گونه‌ای بود که به‌محض اينكه افراد وارد دانشگاه می‌شديد، چپی‌ها می‌آمدند و پس از نزدیک شدن به آن‌ها تحت عنوان کمک درسی و مشاوره به‌تدريج منظور اصلی‌شان را رو می‌كردند كه اگر می‌خواهی به تو كمك بشود، ما هستيم و كمكت می‌كنيم و راه را به تو نشان می‌دهيم. بعد هم كتاب‌های ابتدایی ماركسيسم را به او می‌دادند، از جمله: «چگونه انسان غول شد؟» كه ظاهر جذابی هم داشت. بعد هم كتاب‌های ديگری از اين سنخ را در اختيار فرد می‌گذاشتند. اين تنها به دانشگاه هم منحصر نمی شد، بلكه بخش عمده فعاليت‌های اجتماعی هم دست ماركسيست‌ها بود.

تازه از اوایل دهه 50 است كه بچه‌ مسلمان‌ها به‌تدريج هويت مستقل از جريان چپ پيدا می‌كنند. در این میان نقش شهيد مطهری، دكتر شريعتی و چهره‌های ديگری در حسينيه ارشاد، به عنوان پاتوق بچه مسلمان‌های انقلابی، قابل انكار نيست. آ‌ن‌ها به جوانان مسلمان اعتماد به نفس و هويت اجتماعی دادند. با اين همه سايه بختک‌وار انديشه‌های ماركسيستی، بر همين بچه مسلمان‌هایی هم كه آمده بودند تا هويت مستقلی را برای خود تعريف كنند و می‌گفتند ما چرا بايد زير بليت كمونيست‌ها باشيم، می‌افتاد و دست‌کم خیال می‌کردند که برای موثر بودن بايد ادای آن‌ها را در بياورند. بنابراین، به‌مرور افرادی پرورش یافتند که دين را آميخته با حشو و زوائدی می‌كنند كه شبيه به دين خرافه‌آلود گذشته است. قبلاً برخی از معارف و مظاهر دينی با خرافات و موهومات درآميخته و حالا با حشو و زوائد ماركسيستی مخلوط شده بود؛ همان چيزی كه بعدها از آن تعبير به تفكر التقاطی دينی شد.

مبانی فرقان

حسینیه ارشاد به پاتوق بچه مسلمان‌ها در
برابر موج وحشتناک مارکسیسم مبدل شد


4. تفسیرهای التقاطی و غیرمتدیک از دین: 
تفسیرهای به‌اصطلاح مذهبی فرقانی‌ها هم التقاطی بود و هم دلبخواهانه. سران و مفسران (!) فرقان، هم تحت تاثیر شدید مارکسیسم به دنبال «انقلابی کردن» دین بودند و هم اعتقادی به روشمند بودن تفسیر و لزوم کسب برخی مقدمات برای ورود به این عرصه خطرناک نداشتند. نمونه این امر را می‌توان در آثار تفسیری که به عنوان «پیام قرآن» منتشر کردند و یا کتاب «توحید» دید. نگرش آن‌ها درباره مسائل قرآنی و معنوی، يك نگرش مادی و ديالكتيكی است و همه چيز را به «انقلاب و ضد انقلاب»، «سرمايه‌داری» و «ضد سرمايه‌داری» و «زندگی در حال تحول و تكامل دائمی» نسبت می‌دهد. حتی «دجال»‌ در دوره آخر‌الزمان را هم «امپرياليسم» می‌نامد.

فرقانی‌ها كتاب توحيد و ابعاد گوناگون آن را از آن روی نوشتند كه معتقد بودند ضعف عمده تشكل‌ها و سازمان‌های انقلابی، از مشروطه تا زمان آن‌ها، عدم وجود نوعی «آگاهی» مكتبی بوده است. بحث‌های نخستين اين اثر در تعريف اسلام و توحيد است و بنا به توضيحی كه در آن آمده «خلاصه‌ترين تعريف توحيد نمود خارجی جنگ سراسری و دايمی موجودات برای حل تضادها و راه يافتن به تكامل برتر و بالاتر است. توحيد، انديشه‌ای است برای تعريف مسير حركت موجودات در دل اين تضادها به‌ سوی الله كه نقطه نهايی تكامل است». اين مباحث كه در قالب تحميل برخی از تفكرات تکاملی با آيات قرآنی طرح می‌شود، تا پايان كتاب ادامه دارد. در اين تعاريف قيامت به عنوان «روز تحقق استعدادها» تعبیر می‌شود.

آقای سیدهادی خسروشاهی درباره مشی تفسیری گودرزی، رهبر گروهک، معتقد است: « اشكال اساسی كار وی اين  است كه او در جای جای كتاب‌هایی كه به نام تفسير منتشر ساخت، به‌رغم ادعای استفاده از تفسير مجمع‌‌البيان، تفسير طبری و تفسير الميزان  و يا حتی ادعای تلمذ در محضر علامه طباطبائی! - من هرگز او را در جلسه درس استاد علامه نديدم -  می‌كوشيد تفاسير شيعه را منتسب به شخصی به نام «كعب بن ابی» ‌نمايد كه گويا يک «يهودی سرمايه‌دار منافق» بوده و به ظاهر اسلام را پذيرفته بود و اين را مانند يك ترجيع‌بند در آثار خود تكرار مي‌كرد.»

5. احساسات‌گرایی و خشونت در عمل:
كار تدوين ايدئولوژی فرقان در پايان سال 56 به اتمام رسيد. از آن پس گروه افزون بر تلاش برای پيگيری كارهای ايدئولوژيك، به تحليل‌های سياسی، درك شرايط سياسی جهان و طرح استراتژی جنگ مسلحانه عليه رژيم پرداخت. همزمان نشريه‌ای هم به نام فرقان منتشر كرد كه نخستين شماره‌اش در اسفند 56 چاپ شد. بعدها پس از پيروزی انقلاب نيز نشريه‌ای با نام «ذكر» تحت عنوان نشريه دانش‌آموزی از سوی فرقان انتشار می‌یافت. 

فرقانی‌ها به اندازه‌ای مشی مسلحانه و چریکی را به عنوان تنها راه رسیدن به اهداف خود می‌دانستند که آغاز چالش این گروه با امام و رهبری نهضت اسلامی مردم هم همین بود. آن‌ها به‌ویژه با مشی مسالمت‌جویانه امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) به مشکل برخوردند. معترض بودند که چرا مردم در لوله تفنگ ارتشی‌ها گل بگذارند در حالی که دست آن‌ها به خون ملت آلوده است. آن‌ها همان قدر که می‌خواستند با اندیشه التقاطی خود، دین را از التقاط و پاکیزه کنند (!)، در مشی سیاسی و عملی خود هم می‌خواستند که همه چیز را با سرنیزه و خونریزی پیش ببرند و در این راه از قتل هیچ‌کس ابایی نداشتند.

مبانی فرقان

فرقان، ساده‌زیستی را تا اندازه فلاکت‌طلبی مطرح می‌کرد؛
یکی از دلایل ترور شهید مطهری سرمایه‌دار بودن بود!!


6. اندیشه فلاکت طلبی

گودرزی بيشتر بر چوپان ‌زاده بودن خودش تاكيد می‌كرد و می‌خواست بگويد من آدمی هستم ساده‌زيست و بی‌توقع و در عين حال فطری. شيخ حبيب‌الله آشوری که از عوامل تاثیرگذار بر گودرزی به شمار می‌آید هم در این فکر با او مشترک بود. او هم پايه تبليغاتش را بر ساده‌زيستی گذاشته بود و به آقای مطهری بد و بيراه می‌گفت. اصلا یکی از دلایلی که برای ترور آیت‌الله مطهری برشمرده بودند توهم اشرافیت و سرمایه‌دار بودن استاد شهید بود.

این ریشه‌های فکری که عمیقا در ذهن و فکر فرقانی‌ها نفوذ کرده بود، گروهکی دست به اسلحه را ایجاد کرد که برای چکاندن ماشه اسلحه‌شان ترسی به دل راه نمی‌دادند. البته گروهی بر این باورند که فرقانی‌ها افراد مومن و بااخلاصی بودند که با قصد و نیت خیر پای در مسیر مبارزه گذاشته بودند ولی در دام ساده‌اندیشی و تهور فرو افتادند. در هر صورت تاریخ سیاسی ما نشان می‌دهد که هزینه این ساده‌اندیشی‌ها و بی‌باکی‌های بی‌مبنا آن اندازه زیاد بوده است که تلخی و سختی خاطره و پیامدهایش فراموش‌ناشدنی است. 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: گروهک فرقان,

تاريخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392 | | نویسنده : گمنام
 یاد مرگ و سخن گفتن از آن شاید به ظاهر تلخ باشد و در نهایت بگوییم چرا از "مرگ" حرف می‌زنیم اما همه ما به خوبی می‌دانیم که این، شتری است که پشت در هر خانه‌ای می‌خوابد، بنابراین در احادیث و روایات بزرگان ما سفارش شده که از مرگ فراوان یاد کنید که آثار بسیار زیادی در زندگی ما انسان‌ها دارد.

با مراجعه به گنجینه عظیم سخنان گهربار ائمه(ع) و رسول خدا(ص) پی می‌بریم که آن بزرگواران چقدر در این باره سفارش فرموده‌اند. پیامبر(ص) می‌فرمایند: " مرگ را فراوان یاد کنید؛ زیرا هیچ بنده‏‌ای آن را بسیار یاد نکرد، مگر این که خداوند دلش را زنده گردانید و مردن را بر او آسان ساخت(1)".

امام صادق(ع) نیز فرمودند: "یاد مرگ، خواهش‏‌های نفس را می‏‌میراند و رویش‌گاه‏‌های غفلت را ریشه‏‌کن می‏‌کند و دل را با وعده‏‌های خدا نیرو می‏‌بخشد و طبع را نازک می‏‌سازد و پرچم‏‌های هوس را درهم می‏‌شکند و آتش حرص را خاموش می‏‌سازد و دنیا را در نظر کوچک می‏‌کند(2)".

با بیان این دو حدیث به اهمیت ذکر یاد و نام مرگ پی می‌بریم اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا این مرگ برای همه یکسان است؟ آیا مومن و کافر مثل هم می‌میرند؟

امام سجّاد(ع) در پاسخ به پرسش شخصی درباره این که مرگ کافر و مومن چگونه است؟ فرمودند: "(مرگ) برای مؤمن چون کندن جامه‏‌هایی چرکینِ شپشی‏ از تن ‏است و از هم ‏گسستن‏ کُند و زنجیرهای گرانبار و جایگزین کردن فاخرترین و خوشبوترین جامه‏‌ها و راهوارترین مرکب‏‌ها و امن‏‌ترین منزل‏‌ها و برای کافر به منزله کندن جامه‏‌هایی فاخر از تن و منتقل شدن از منزل‏‌هایی امن و جایگزین کردن آنها به کثیف‏‌ترین و خشن‏‌ترین جامه‏‌ها و وحشتناک‌ترین منزل‏‌ها و بزرگترین عذاب است(3)".

پیامبر خدا(ص) نیز در حدیثی دیگر می‌فرمایند: "مرگ دسته گل خوشبوی مؤمن است(4)".

باشد که با عمل به این توصیه‌های سعادت بخش و ذکر یاد مرگ برای خودمان زندگی مورد رضایت خدای متعال داشته باشیم.

 

پی نوشت ها:

1- کنزالعمّال: 42105 منتخب میزان الحکمة: 518

 

2- بحار الأنوار: 6 / 133 / 32 منتخب میزان الحکمة: 518

 

3- معانی الأخبار: 289 / 4 منتخب میزان الحکمة: 518

 

4- کنزالعمّال: 42136 منتخب میزان الحکمة: 518  

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 16 دی 1392 | | نویسنده : گمنام

اگر در قرآن کریم وسعت بهشت به اندازه ی وسعت آسمان و ها و زمین بیان شده است، شاید به خاطر آن است که انسان چیزی وسیع تر از آسمان و زمین و کهکشان ها را نمی شناسد تا مقیاس سنجش قرار داده شود، و از این رو قرآن کریم برای این که وسعت بهشت را ترسیم نماید، آن را به پهنه ی آسمان ها و زمین تشبیه نموده است، چرا که ذهن انسان از آن بیشتر را قادر به تصور نبوده است.(1)، اما باید دانست که وسعت بهشت امری فراتر از این می باشد، به نحوی که در کتاب لئالی الاخبار نقل شده است که جناب جبرئیل به حضرت حق فرمود: خدایا؛ اگر اجازه فرمایی، من وسعت بهشت را طی و اندازه گیری نمایم. پس خداوند به او اجازه فرمود، و جبرئیل سی هزار سال پرواز کرد و به جایی (انتهایی) نرسید و خسته گردید. سپس از خداوند متعال نیرویی بیشتر برای به پایان رساندن این امر تقاضا نمود، و خداوند نیروی او را دوبرابر نمود و سی هزار سال دیگر پرواز نمود تا این که مجدد خسته گردید و باز از خداوند تقاضای قدرت نمود و خداوند خواسته ی او را استجابت نمود و تا سی هزار مرتبه مجدد جبرئیل این خواسته را تکرار نمود. پس از آن با خداوند مناجات نمود و فرمود: خدایا؛ آیا طول بهشت را طی نمودم؟

در آن حال حوریه ای از غرفه خود سرش را بیرون آورد و گفت: ای روح خدا؛ ای جبرئیل: بدون جهت خود را به زحمت مینداز، به خدا قسم! در این مدت که پرواز کرده ای هنوز تمام ملک (تنها یک) مومن را طی نکرده ای؟!

جبرئیل سپس با تعجب پرسید: تو کیستی؟ جواب داد: یکی از حوریانی می باشم که برای مومنی از مومنان خلق شده ام.(2)

 

پی نوشت ها:

1_ (تفسیر نمونه، ج3: 95)
2_ (اسرار معراج: 251؛ آمال الواعظین، ج3: 449)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 5 آذر 1392 | | نویسنده : گمنام

 به نقل از تسنیم، آیت الله عبدالله جوادی آملی که در درس تفسیر قرآن خود و در مسجد اعظم قم سخن می‌گفت، با اشاره به دریای نامتناهی علم الهی، اظهار کرد: اگر چه هر انسانی اختیار دارد تا راه زندگی‌اش را انتخاب کند اما خداوند نیز به علت علم بی کرانش، بر عاقبت کار هر بنده ای، آگاه است.

مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: انسان مختار است و حسن اختیار یا سوء اختیار در دست خود اوست و می‌تواند انتخاب کند، راه سعادت یا شقاوت خویش را برگزیند و به قرب الهی برسد یا به قعر جهنم برود، اما انسان در عین مختار بودن، در نظام الهی مشخص است که چه می‌کند و خداوند بر همه امور بندگانش آگاه است.

استاد عالی حوزه علمیه قم افزود: خداوند بر همه چیز بندگانش آگاه است و در موعد مقرر، فرشتگان را برای قبض روح به سراغ ایشان می‌فرستد اما این امر در اختیار و اعمال انسان اختلالی ایجاد نمی‌کند زیرا خداوند به این امور علم دارد، و نتیجه همه چیز را می‌داند زیرا انسان به طور کامل در حیطه علم ذات اقدس الله است.

مبلغ عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: یکی از مبانی توحید همین علم بی پایان بوده که خداوند به همه چیز دارد و اشراف وی کامل است.

آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: انسان مختار است و خالق هستی، انسان را به صورت موجودی پاک آفریده اما این انسان‌های پاک، به اختیار خود، یکی به قاتل امام علی (ع) تبدیل و دیگری یار آن حضرت می‌شود و ممکن است این دو برادر هم باشند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 21 آبان 1392 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین جاودان با اشاره به احادیثی پیرامون آثار دنیوی و اخروی ترک گناه، بر الگوگیری و تأثیرپذیری انسان تأکید کرد و گفت: خدا وقتی جهان را خلق کرد، از نور امام حسین(ع) بهشت را خلق کرد حالا اگر کسی به امام حسین(ع) برسد به چه می‌رسد؟ امام حسین(ع) به دنبال اصحابی که ایشان را می‌خواستند، آدم می‌فرستاد که بیائید بهشت آماده است.

به گزارش مهر، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی جاودان از علمای تهران در هفتیمن شب دهه اول محرم،(19 آبان ماه) در حسینیه آیت‌الله حق‌شناس(ره) به بیان احادیثی پیرامون بهشی بودن شیعیان، برزخ و همچنین محبت امام حسین (ع) پرداخت.

 
متن کامل سخنان این معلم اخلاق به شرح زیر است:
 
تلخی گناه؛ نشانه ایمان
 
یک وقت گناه برای انسان تلخ است. مثلا فرد نماز صبحش قضا شد،اوقاتش تلخ است. اگر آدم خواب بماند و  برای نماز بیدار نشود، گناه نکرده ولی اوقاتش تلخ است. یا در یک مجلسی غیبت کردند و نشد دفاع کند، اوقاتش تلخ شود، این تلخ شدن اوقات نشانه ایمان است. اما فرد دیگری اصلا باکش نیست و در اثر گناه هیچ طورش نمی‌شود؛ گناه بزرگ و کوچک به حالش فرق نمی‌کند. اینها نشانه بی‌ایمانی است. فردی که اینگونه است ان‌شاء الله در اثر حادثه‌ای تغییر پیدا کند، تا نجات پیدا ‌کند.
 
عمرو بن یزید نقل کرده که به امام صادق (ع) گفتم: من از شما شنیدم که می‌فرمودید همه شیعیان ما به خاطر آنچه دارند (عقیده به ولایت)در بهشت هستند. امام فرمودند « عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ قَالَ صَدَقْتُكَ كُلُّهُمْ وَ اللَّهِ فِي الْجَنَّةِ». راست گفتی؛ به خدا سوگند همگی در بهشت می‌باشند. البته در مثال اول گفتم که اگر کسی باکش نیست و هر چه شد، شد، این دین ندارد و شیعه نیست. این حرف برای کسی است که اگر گناه می‌کند اوقاتش تلخ می‌شود.
 
یک عالمی روزهای عمرش را حساب کرد. مثلا 65 سالش بود. از 15 سالگی تا 65 سالگی 50 سال می‌شود. با خود حساب کرد اگر در این 50 سال روزی تنها یک گناه کرده باشد، بیش از 18 هزار گناه در پرونده دارد. پس از این، این فرد از غصه تعداد گناهانی که فرضا در طول روز کرده است، دق کرد.
 
عمرو گفت: فدایت شوم ! گناهان زیادند و بزرگ. امام فرمودند: امّا در قیامت، همه آنها در بهشت می‌باشند؛ به سبب شفاعت پیامبر مطاع یا وصّی پیامبر. بعد فرمود «وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخِ» ولی به خدا سوگند من بر شما درباره برزخ می‌ترسم.
 
برزخ مدتش چقدر است؟ چند سال است؟ برزخ زمان ندارد. آنجا زمان بر شما نمی‌گذرد. اینجا روز طلوع می‌کند و صبح و شام مشخص است اما آنجا که شب نداریم. ممکن است یک میلیون سال یا صد هزار سال طول بکشد؟ شرایط برای برخی اما متفاوت است و تا چشمانش را می‌بندد و باز می‌کند، وارد بهشت می‌شود. حدیث شب گذشته یادتان باشد که فرمودند شیعیان را پاک می‌کنیم. اگر پاک شدنی نباشد که بدتر، ولی اگر شدنی باشد که پاک می‌شود.
 
 سکوت در برابر اموری که دیده‌اید
 
آقا لازم نیست که هر چه می‌بینم را بگویم. خب نگم. من شجاعم و هر چه از دهن و فکرم در آمد، می‌گویم. شنیده‌اید که می‌گویند بین حق و باطل 4 انگشت است. چشم حق است و گوش باطل. ممکن است اینکه من دیدم و می‌گویم شماها ندیده باشید. اگر کسی علنا حرفی زده و کاری کرده، مگر مریضم بگویم؟ به من چه؟ چه‌کار دارم یک کسی غلطی کرده. اگر به من مربوط است، بگویم ولی اگر مربوط نیست چرا بگویم؟ اگر بگویی غیبت نکردی ولی چه لزومی دارد که بگویی؟ همه هم دیدند که فلانی در کوچه یک کاری کرده ولی چه لزومی دارد که به همه  بگویی؟ البته وقتی که من تنها یک چیزی را اتفاقا دیدم و یا شنیدم، دیگر نمی‌شود آن را گفت.
 
آن فرد از امام می‌پرسد که گفتم: برزخ چیست؟ امام هم می‌فرمایند: «برزخ همان قبر است از زمان مرگ شخص تا روز قیامت».
 
گناهت را به اندازه وسعت برزخ حساب می‌کنند
 
بعد از مرگ انسان به یک دنیای دیگر می‌رود. وسعت آن دنیا چقدر است؟ ائمه مثال زدند که یک انگشتر را در صحرا بیندازید. این حلقه در این صحرا چه نسبتی با کل بیابان ‌دارد؟ این دنیا با همه بزرگی‌اش مثل حلقه است. آنچه شما در آسمانها می‌بینید فقط آسمان اول است. یک منظومه‌ای دیده بودند که شبیه زمین بود با 15 سال نوری فاصله. ما نمی‌توانیم دنیا را حتی در آسمان اول محاسبه کنیم. این آسمان اول در مقایسه با آسمان دوم چقدر است؟ بزرگی عالم بزرخ قابل مقایسه نیست. لذا اگر من اینجا دروغ بگویم در آن عالم به اندازه وسعت برزخ با من حساب می‌کنند.
 
پیامبر(ص) فرمود: قسم به آنکه مرا به حق مبعوث گردانید، شما همانطور که می‌خوابید، می‌میرید. یک خانمی خوابید. نیمه شب از دنیا رفت. صبح آمدند صدایش کنند ولی او فوت کرده بود. همانطور که به خواب می‌روید، از دنیا می‌روید و همانطور که از خواب برمی‌خیزید روز قیامت برخواهید خواست. مهم این است. بعد از مرگ جا نداریم. دنیایی نیست، یا بهشت است یا جهنم. جای سومی نداریم.بهشت را ارزان می‌دهند. دو رکعت نماز درست بخوانی، بهشت برایت واجب می‌شود. مادرت از حرفی که می‌زنید دلش خوش شود، بهشت بر شما واجب می‌شود. دلش خوش شد، لازم نیست شما را دعا کند، همان دلخوشی‌اش هزار دعاست.
 
امام حسین(ع) دریا دریا گناه را پاک می‌کند
 
اینجا اگر حقی از مردم به گردن نداشته باشد، ممکن است گناهانش بچکد و پاک شود. می‌شود. چنین توانایی را یکی دارد. او می‌تواند دریا، دریا گناه را پاک کند. ما احتیاج داریم که بیائیم برای امام حسین(ع) گریه کنیم برای اینکه علاقه‌مان بماند.
 
یک آقایی به همراه فرزندش مجلس می‌آمد. پسر این فرد، دو تا دوست همسن و سال هم داشت که آنها هم به مجلس می‌آمدند. سال اول خیلی از چهره‌شان خوشم آمد. سال بعد آمدند و یک گردی بر چهره آن دو نفر نشسته بود. سال سوم اما باور کنید که صورتشان طوری بود که بدم آمد و دیگر هم به مجلس نیامدند. البته آن پسر که پدرش او را آورده بود، همچنان می‌آمد و باز هم همانطور خوب بود چون خانواده‌اش خوب بودند. گناه آدم را عوض می‌کند و امام حسین(ع) را از انسان می‌گیرد.
 
شرور محله نماز‌خوان شد
 
ما نمی‌دانیم بعد چه می‌شود. بگذارید داستانی را تعریف کنم. مرحوم آیت‌الله خوانساری از خانه پیاده به مسجد می‌رفتند. چون خانه و مسجد هر دو داخل بازار بود، امکان سوار ماشین شدن برای ایشان نبود. در بین مسیر فقرا بنا به دلایلی آقا را اذیت می‌کردند. کلانتری محل دید اگر بلایی سر آقا بیاید، مسئول است. خودش هم بخواهد دنبال آقا برود، آقا راضی نیست. در محله آقای خوانساری یک آدم شر بود که از همه شرهای محل بدتر بود. پاسبان یقه او را گرفت و گفت: « از فردا دنبال آقا می‌روی و اگر فقرا اذیتشان کردند، لت و پارشان می‌کنی. دنبال آقا می‌روی تا مسجد و می‌پلکی تا نمازشان تمام شود و بیاید. در برگشت هم با فاصله همراهشان می‌آیی». همین رفت و آمد باعث شد که این شر محله، نماز‌خوان شود چون دنبال یک آدم راه افتاده بود. یک وقت می‌شود که یک حادثه پیش می‌آید و آدم غرق شده نجات پیدا می‌کند.
 
حدیث بعدی را بگویم. پیامبر(ص) می‌فرمایند: «خلقتم لِدار البَقا لا لِدار الفنا» خدا شما را خلق نکرده که بروید. خدا شما را خلق کرده تا بمانید تا ابد. پس مرگ یعنی چی؟ فرمود از یک خانه به خانه دیگری می‌روی. اگر خانه کوچک است، به خانه بزرگتر می‌روی. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آمده است که با مرگ، آخرت شروع می‌شود. مرگ اولین منزل است، اگر اول منزل خوب باشد، بقیه هم خوب است. دنیا تمام شود،‌ آخرت شروع می‌شود. باید بکوشیم منزل خوبی داشته باشیم.
 
خلق بهشت از نور امام حسین(ع)
 
دیشب گفتم که امام فرمود اگر دوستان ما از خدا بترسند و از گناه پرهیز کنند، با ما هستند. یک چیز عرض کنم که خیلی مهم است. خدا وقتی جهان را خلق کرد، مثلا از نور پیامبر (ص)فلان چیز را خلق کرد و از نور امام حسین(ع) بهشت را خلق کرد. اگر کسی به امام حسین(ع) برسد به چه می‌رسد؟ امام حسین(ع) به دنبال اصحابی که ایشان را می‌خواستند، آدم می‌فرستاد که بیائید بهشت آماده است.
 
اما در مورد نعمتهای بهشتی هم بگویم. خدا در حدیث قدسی به عیسی(ع) فرمود: اگر می‌توانستی بهشت و نعمتهایی که برای بندگان صالحم آماده کردم را ببینی، قلبت از آن همه زیبایی که در نعمتهای بهشتی است، ذوب می‌شد و جانت از شوق آن نعمتها از بدنت بیرون می‌آمد. هیچ خانه‌ای مثل خانه آخرت نیست. این توصیف کردنی نیست. خودش چه است؟ در آنجا همسایه بهترین بندگان خدا خواهی بود. فرشتگان مقرب می‌آیند و بر تو سلام می‌کنند. این بندگان صالح وقتی به آنجا می‌رسند جزو کسانی هستند که چشمشان را می‌بندند و وارد بهشت می‌شوند.
 
نتیجه ترس از خداوند در خفا
 
کسانی هم هستند که از قبر به سوی بهشت پرواز می‌کنند. ماموران بهشتی از آنان می‌پرسند که شما حساب دیده‌اید؟ می گویند: نه! می‌پرسند: جهنم دیده‌اید؟ می گویند: نه! می‌پرسند: صراط دیده‌اید؟ می گویند: نه! ما یکسره وارد بهشت شدیم. وقتی می‌پرسند چگونه می‌گویند ما در پنهان از خدا می‌ترسیدم. یعنی وقتی کسی نبود و من بودم تنها و مثلا در اینترنت یک چیزی آمد، از خدا ترسیدم.این افراد اصلا صراط و جهنم را نمی‌بینند.
 
نعمتهای بهشت اصلا عوض نمی‌شود. در خانه قدیمی ما یک گل محمدی بود. چند روز پس از اینکه این گل باز می‌شود، طبیعتا می‌ریزد یا پژمرده می‌شود. ولی آنجا پژمرده نمی‌شود و فردایش زیباتر است. در بهشت حوصله سر نمی‌رود. حوصله سر رفتن برای این عالم است. در آنجا لذت روی لذت است. اینجا من امروز سلطنت دارم ولی شاید فردا نداشته باشم ولی آنجا سلطنت دائمی است. اگر شما بهشت می‌روید، دیگر تمام نمی‌شود و بیشتر می‌شود. البته این خانه موکول به پاکی است و اگر پاک ماندید، همه اینها است. اگر هم کمی آلوده شدیم، پاکمان می‌کنند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392 | | نویسنده : گمنام

 امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند : ياد مرگ ، خواهش‌هاى نفس را مى‌ميراند، رويشگاه‌هاى غفلت را ريشه كن مى‌كند، دل را با وعده‌هاى خدا نيرو مى‌بخشد ، طبع را نازك مى‌سازد ، پرچم هاى هوس را درهم مى‌شكند ، آتش حرص را خاموش مى‌سازد ، و دنيا را در نظر(انسان)كوچك مى‌كند.

متن حدیث:

ذِكرُ المَوتِ يُميتُ الشَّهَواتِ في النَّفسِ ، و يَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَة ِ، و يُقَوّي القلبَ بمَواعِدِ اللّه ، و يُرِقُّ الطَّبعَ ، و يَكسِرُ أعلامَ الهَوى و يُطفِئُ نارَ الحِرصِ ، و يُحَقِّرُ الدُّنيا؛



«بحار الأنوار(ط-بیروت) جلد6، صفحه133» 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

در مفردات راغب، استدراج به دو معنی آمده است:
1ـ «سنستدرجهم من حیث لایعلمون» یعنی از جایی که نمی‏دانند آن‏ها را درهم می‏پیچیم و به مرگ می‏رسانیم.
2ـ آن‏ها را به تدریج و کم‏کم به فرجام و عذابشان می‏رسانیم، در حقیقت نزدیک نمودن تدریجی ایشان به چیزی است؛ مانند بالا رفتن و پایین‏آمدن از پلّه‏ها و مکان‏ها، که تدریجا و مرحله به مرحله انجام می‏شود.
در قاموس قرآن، املا به معنی اطاله‏ی مدّت آمده، و در اقرب الموارد گفته: املا به معنی مهلت‏دادن و تأخیر است.
خداوند به این جهت استدراج را مقیّد کرد به «من حیث لایعلمون» تا بفهماند این نزدیک نمودن آشکارا نیست؛ بلکه در همان سرگرمی به تمتّع از مظاهر زندگی مادی مخفی است. در نتیجه ایشان با زیاده‏ روی در معصیت پیوسته به سوی هلاکت نزدیک می‏شوند. پس می‏توان گفت: استدراج، تجدید نعمتی بعد از نعمت دیگر است تا به وسیله‏ی التذاذ به آن نعمت‏ها، ایشان را از توجّه به عاقبت کارهایشان غافل سازد.1
حضرت علی علیه‏السلام درباره‏ی استدراج و املا (مهلت‏دادن) می‏فرمایند:
«کم من مستدرج بالإحسان إلیه، مغرور بالسّتر علیه، و مفتون بحسن القول فیه. و ما ابتلی اللّه‏ احدا بمثل الإملاء له.»2
«چه بسا کسی که با نعمت‏هایی که به او رسیده به دام افتد و با پرده‏پوشی بر گناه فریب خورد و با ستایش شدن آزمایش گردد. و خدا هیچ‏کس را همانند مهلت‏دادن به او نیازمود.»
حضرتش در بیانی دیگر، در باب مسؤولیّت نعمت‏های الاهی می‏فرماید:
«ایّها النّاس، لیرکم اللّه‏ من النّعمة وجلین، کما یراکم من النقمة فرقین. انّه من وسّع علیه فی ذات یده فلم یر ذلک استدراجا، فقد امن مخوفا. و من ضیّق علیه فی ذات یده فلم یر ذلک اختبارا، فقد ضیّع مأمولاً.»3
«ای مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه‏ی کیفر، ترسان بنگرد؛ زیرا کسی که رفاه و گشایشی را زمینه‏ی گرفتارشدن خویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ایمن می‏پندارد. آن کس که تنگدستی را آزمایش الاهی نداند، پاداشی را که امیدی به آن بود، از دست خواهد داد.»
آری؛ انسان هم در هنگام بی‏نیازی و رفاه و هم در تنگدستی باید خدا را فراموش نکند و احتمال دهد که در هر دو حالت مورد امتحان الاهی قرار گرفته است، تا بدین‏وسیله دچار کفران نعمت نشود.
در مورد مجازات استدراجی، از آیات و احادیث استفاده می‏شود که خداوند، گنه‏کاران و طغیان‏گران جسور و زورمند را طبق یک سنّت، فورا گرفتار مجازات نمی‏کند؛ بلکه درهای نعمت‏ها را به روی آن‏ها می‏گشاید. هرچه بیشتر درمسیر طغیان گام برمی‏دارند، نعمت خود را بیشتر می‏کند. آن‏گاه دو راه پیش روی آن‏ها قرار می‏گیرد: یا این نعمت‏ها باعث تنبّه و بیداری‏شان می‏شود، که در این حال برنامه‏ی «هدایت الاهی» عملی شده است. یا این که بر غرور و بی‏خبری‏شان می‏افزاید. در این صورت مجازاتشان به هنگام رسیدن به آخرین مرحله، دردناک‏تر است؛ زیرا به هنگامی که غرق انواع نعمت‏ها می‏شوند، خداوند همه را از آن‏ها می‏گیرد و طومار زندگی آن‏ها را در هم می‏پیچد و این‏گونه مجازات بسیار سخت‏تر است.
به هر حال، این آیه به همه‏ی گنه‏کاران هشدار می‏دهد که تأخیر کیفر الاهی را دلیل بر پاکی و درستی خود و یا ضعف و ناتوانی پروردگار نگیرند و نعمت‏هایی را که در آن غرقه‏اند، نشانه‏ی تقرّبشان به خدا ندانند. چه بسا این پیروزی‏ها و نعمت‏هایی که به آن‏ها می‏رسد، مقدّمه‏ی مجازات استدراجی پروردگار باشد. خدا آن‏ها را غرق نعمت می‏کند و به آن‏ها مهلت می‏دهد و به اوج می‏رساند، امّا سرانجام طومار زندگی آن‏ها را در هم می‏پیچد.4
امام صادق علیه‏السلام درباره‏ی استدراج فرموند:
«هو العبد یذنب الذنب فیملی له و یجدّد له عنده النعم، فلیهیه عن الإستغفار من الذّنوب، فهو مستدرج من حیث لایعلم.»5
«استدراج عبارت است از این‏که بنده هنگامی که مرتکب گناه می‏شود، خداوند به او مهلت می‏دهد و او را مشمول نعمت خود قرار می‏دهد، سپس او را از استغفارـ در برابر گناه‏ـ غافل می‏کند، بدین‏رو، به تدریج، از طریقی که نمی‏داند گرفتار می‏شود.»

 

3ـ2. استدراج و املاء در دوره‏ی غیبت

در منابع اسلامی، روایات زیادی وارد شده که گویای فساد زمانه و انحراف‏های عقیدتی و مذهبی در جوامع بشری در دوران غیبت امام زمان علیه‏السلاماست و معصومین علیهم‏السلام مسلمانان را از آن گرایش‏ها برحذر داشته و از خطرات و لغزشگاه‏های آن آگاه کرده‏اند.
بر اساس این احادیث، یکی از بلاهای خانمان‏سوز این دوران، شیوع معصیت و گناه و علنی‏شدن آن در جامعه است. نمونه‏های زیادی از این چگونگی را پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بیان کرده‏اند؛ از جمله:
دروغ همگانی می‏شود، حریم‏ها مورد تجاوز قرار می‏گیرد، گناهان علنی می‏گردد، فحشا و منکر رواج می‏یابد، ثروت در میان مردم فراوان می‏شود و ثروتمندان مورد احترام قرار می‏گیرند، طلاق زیاد می‏شود، غنا و مشروبات الکلی حلال می‏شود، رباخواری معمول می‏گردد، ستم و تباهی فراوان می‏شود، حرمت احکام الاهی شکسته می‏شود و... .6
چنان‏که می‏بینیم، مضمون بسیاری از این احادیث با وضعیت کنونی جامعه‏ی بشری کاملاً منطبق است. با توجّه به بحث قرآنی استدراج، ای بسا بسیاری از مردم بر اثر فرو رفتن در گناه و فراموش‏کردن یاد خدا در این روزگار، دچار عذاب استدراج شوند، وظایف و مسؤولیت‏های دینی خود را به فراموشی سپارند، و غرق در شهوات و حرص و دنیاطلبی گردند، و خود را شایسته‏ی نعماتی بدانند که خداوند به آنان بخشیده، غافل از این‏که خداوند با بذل نعمت‏های زیاد به آنان مهلت داده و آنان را مورد امتحان قرار می‏دهد، لذا در غرور و غفلت فرو می‏روند. امّا براساس تذکّر قرآن، خداوند ناگهان آنان را می‏گیرد و از میان ناز و نعمت به کام عذاب فرو می‏برد. وقتی که در غفلت مطلق به سر می‏روند.
لذا می‏بینیم که در روایات، یکی از وظایف مهم شیعه در عصر غیبت را، انتظار فرج دانسته‏اند؛ زیرا در بیان معصومین علیهم‏السلام ظهور به یک امر دفعی و ناگهانی تعبیر شده است؛ چنان‏که پیامبر بزرگوار اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم راجع به ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام فرموده‏اند:
«إنّما مثله کمثل السّاعة لایأتیکم إلاّ بغته.»7
«ظهور، هم‏چون قیامت است، که به طور ناگهانی برای شما رخ می‏دهد.»
در بعضی روایات، این‏گونه تعبیر شده است که خداوند امر فرج امام عصر عجّل‏اللّه‏فرجه را در یک شب اصلاح می‏فرماید.
امام جواد علیه‏السلام می‏فرمایند:
«انّ اللّه‏ تبارک و تعالی لیصلح له أمره فی لیلة کما اصلح أمر کلیمه موسی.... ثمّ قال علیه‏السلام : أفضل أعمال شیعتنا انتظار الفرج.»8
«خداوند امر ظهور حضرت مهدی علیه‏السلام را در یک شب اصلاح می‏فرماید، همان‏طور که کار کلیم خود حضرت موسی علیه‏السلام راـ در یک شب‏ـ اصلاح فرمود.... سپس حضرت فرمودند: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.»
حضرت موسی‏بن‏عمران علیه‏السلام در بیابان‏های تاریک به همراه خانواده‏ی خود راه را گم کرده بود. لذا رفت تا برای آن‏ها آتشی به دست آورد، امّا در حالی به سوی ایشان بازگشت که به نبوّت و رسالت برگزیده شده بود.
خدای متعال در مورد امام زمان علیه‏السلام هم این‏گونه عمل خواهد کرد و ایشان را در وقتی ظاهر خواهد فرمود که علی‏الظّاهر امیدی به قیامش نیست و مردم سرگرم دنیاطلبی هستند، و در این حالت، توبه دیگر سودی نخواهد داشت؛ چنان‏که حضرت مهدی علیه‏السلام در توقیع خود به شیخ مفید فرمودند:
«فانّ امرنا یبعثه فجأة حین لا ینفعه توبة.»9
«به درستی که امر ماـ فرج ماـ ناگهانی پیش می‏آید، هنگامی که توبه، کسی را سود ندهد.»
لذا امید ظهور آن حضرت، در هر صبح و شام، وجود دارد و باید همواره منتظر قدوم آن عزیز بود.
اللّهُمَّ صلّ علی حجّتک و ولیّک و القائم فی خلقک، صلاة نامیة باقیة، تعجل بها فرجه و تنصره بها، و تجعلنا معه فِی الدّنیا و الآخرة.

  • 1.سیّد محمّد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، بنیاد علمی و فکر علاّمه طباطبایی، ترجمه‏ی محمّدباقر موسوی همدانی 8 / 516
  • 2.محمّد دشتی، نهج‏البلاغه، تهران، پیام عدالت، حکمت 116
  • 3.همان، حکمت 358
  • 4.ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب اسلامیه 7 / 34، 1375
  • 5.کلینی رازی، اصول کافی، انتشارات علمیه‏ی اسلامیه، ترجمه‏ی سیّد هاشم رسولی ج 4، باب استدراج، ص 189، ح 2
  • 6.کلیه‏ی عناوین از احادیث روزگار رهایی ج 2 برگرفته شده است
  • 7.معجم احادیث الإمام المهدی علیه‏السلام ، تألیف و نشر مؤسسه‏ی معارف اسلامی، جزء 5 / 126
  • 8.شیخ صدوق، کمال‏الدّین و تمام النعمه، ترجمه‏ی منصور پهلوان، قم، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، باب 36 ح 1
  • 9.سیّد محمّد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، قم المطبعه العلمیه 2 / 160
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 15 شهريور 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از مهر، نماز يكي از بزرگترين راه هاي رسيدن به پروردگار است. نماز وسيله تقرب به خداوند مي باشد و معيار اين ارتباط خضوع و خشوع در برابر پروردگار عالميان است، همان طوري كه انسان جسمش به غذاي سالم و مفيد نيازمند است براي رشد و پرورش روح و تكامل آن نيز به غذاي روح نيازمند است و بهترين و سالم ترين غذاي روحي انسان نماز و راز و نياز با پروردگار عالم است.

روح و حقيقت نماز چند چيز است؛
- اخلاص و نيت قرب كه شخص نماز را بدون ريا و در نظر گرفتن مسائل جنبي، خالص به نيت قربة الي الله به جا آورد.
- با حضور قلب انجام دهد طوري كه تمام توجه خود را به كار گيرد و با حالت خضوع و خشوع روبه قبله بايستد و چشم بر سجده گاه خود افكند.
- معناي آنچه را مي گويد بداند، البته ممكن است كسي معاني را نفهمد ولي حضور قلب داشته باشد.
- عظمت خدا را به ياد آورد و خوف و اضطراب از عظمت جلال الهي براي او حاصل شود.
- بين خوف و رجا باشد، يعني بنده بايد در حال نماز از گناهان خود ترسان و به پاداش و ثواب الهي اميدوار باشد.
- به سبب گناهاني كه مرتكب شده شرمنده باشد و خود را ضعيف و خوار شمارد و در اين حال با پروردگار سخن بگويد. روايتي است از پيامبر(ص) كه فرمود؛ نمازي است كه نصف آن پذيرفته مي شود و نمازي هست كه يك سوم يا يك چهارم يا يك پنجم تا يك دهم آن قبول مي شود و نمازي است كه چون جامه كهنه درهم پيچيده شدخ بر چهره به جاي آورنده اش زده مي شود. همانا از نماز براي تو نتيجه اي نيست جز آن مقدار كه در آن اقبال و حضور قلب داشته اي.

نماز حركاتي است برخاسته از آگاهي و شناخت خداوند كه به فرمان او و براي او و انس با او قيام مي كنيم. لذا قرآن ما را از گزاردن نماز در حال مستي و كسالت نهي كرده تا انسان آنچه را در نماز مي گويد با توجه و آگاهي باشد. نماز هنرنمايي الهي است كه خداوند تمام ارزش ها را در نماز جا داده است. ياد خدا ارزش و تنها وسيله آرام بخش دل هاست و نماز ياد خدا ست.

ياد قيامت ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز يادآور مالك يوم الدين است. در خط انبيا و شهدا و صالحان بودن يك ارزش است كه ما در نماز از خدا مي خواهيم در صراط مستقيم قرار بگيريم و در آن انزجار و برائت خود را از ستم پيشگان و گمراهان ابراز مي داريم. حضرت امام صادق(ع) می فرماید؛ هر كس واقعا به ياد خدا باشد مطيع او خواهد بود و هر كس از خداوند غافل باشد مرتكب معصيت مي شود. اطاعت خدا علامت هدايت و ارتكاب معصيت نشانه گمراهي است.

در اين احاديث توجه قلبي و حضور باطني به عنوان مصداق "ذكر"معرفي شده است. ذكر مقامي بسيار بلند و داراي مراتب و درجاتي است كه اولين و پايين ترين مرتبه اش ذكر لفظي و زباني است كه تا مرتبه انقطاع كامل و شهود و فنا ادامه مي يابد. ذكر و ياد خدا بودن علايمي دارد كه بدان اشاره مي شود؛

- تقيد به اطاعت خدا؛ زماني كه شخص به مقامي رسيده باشد كه خداوند را ناظر بر اعمال خود بداند بدون شك از اوامر او اطاعت خواهد كرد.
- خضوع و فروتني؛ شخص مومن و ذاكر چون به قدرت و عظمت خداوند علم دارد قهرا در مقابل او سر بر خاك نهاده و خود را در برابر قدرت لايزال او ضعيف مي بيند.
- عشق به عبادت؛ يكي از علايم شخص ذاكر، لذت بردن از عبادت خداوند و در مقابل عظمت و جلال او سر تعظيم فرود آوردن است. مي گويند هيچ گاه بنده به خداوند نزديك تر از زماني كه سر بر سجده مي گذارد نيست. او لذت مناجات و انس و راز و نياز را بر هر لذت ديگري ترجيح مي دهد.

آيات و روايات زيادي در فضيلت توجه در حال نماز و مذمت اهل غفلت در حال نماز و مشغول به امور دنيا و جود دارد. خداوند مي فرمايد؛ آن مومنان كساني هستند كه در نماز خود خاشعند. در جاي ديگر مي فرمايد؛ واي بر نمازگزاران كه در نماز خود غفلت مي كنند.

براي تحصيل خضوع و خشوع و حضور قلب در نماز بايد اموري را عمل كرد؛

-بدست آوردن آن چنان معرفتي كه دنيا در نظرانسان كوچك و خداوند عظيم و بزرگ شود تا هيچ گونه كار دنيوي نتواند به هنگام راز و نياز با معبود نظر نمازگزار را به خود جلب و از پروردگار عالم منصرف سازد.

-توجه به كارهاي پراكنده و مختلف معمولا مانع تمركز حواس است هر قدر انسان توفيق پيدا كند كه افكار متفرق را از خود دور سازد حضور قلب بيشتري پيدا خواهد كرد.

-جاي خلوتي را براي نماز برگزيند، زيرا نماز خواندن در برابر اشيا و چيزهايي كه ذهن انسان را به خود مشغول مي نمايد مانند عكس و آيينه و درهاي باز،مكروه است.

- انجام دادن مستحبات نماز و آداب مخصوص به آن.

در نتيجه مي توان گفت نماز رمز ارتباط با خداست. مومناني كه رابطه هميشگي و دايمي با آفريننده خود پيدا مي كنند تنها در برابر او سر تعظيم فرود مي آورند و در مقابل جباران و ستمگران تسليم نخواهد شد.اين تعظيم و آن تسليم نشدن بزرگ ترين عامل تربيت اوست. پيامبر(ص) فرمود؛ هر كس دو ركعت نماز كند كه در آن دو ركعت چيزي از امور دنيا به خاطر خود نگذارد همه گناهان او آمرزيده مي شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

روي عن رسول الله(صلّياللهعليهوآلهوسلم) قال:
«حُبِّي وَ حُبُ أَهْلِ بَيْتِي نَافِعٌ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ أَهْوَالُهُنَّ عَظِيمَةٌ عِنْدَ الْوَفَاةِ وَ الْقَبْرِ وَ عِنْدَ النُّشُورِ وَ عِنْدَ الْكِتَابِ وَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ عِنْدَ الْمِيزَانِ وَ عِنْدَ الصِّرَاط»
 روایتی از پیغمبر‌اکرم(صلّياللهعليهوآلهوسلم)  منقول است که حضرت فرمودند:
رابطة دوستی با اهل بیت من، «حُبِّي وَ حُبُ أَهْلِ بَيْتِي نَافِعٌ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ»،در هفت موقعیّت حسّاسی که هول و هراس آن مواقف خیلی بزرگ است، سودبخش است؛ یعنی انسان در آن جایگاهها روحش آرامش ندارد و در شدّت فشار قرار میگیرد، «فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ أَهْوَالُهُنَّ عَظِيمَةٌ»، خود ما نیز گاهی میگوئیم: هول کردم؛ «أَهْوَالُهُنَّ عَظِيمَةٌ»، یعنی هول بزرگ میکند، بعد حضرت شمارش میفرماید:
اوّل؛ «عِنْدَ الْوَفَاةِ»، هنگام مرگ، هنگام مرگ انسان در فشار قرار میگیرد، در این موقعیّت آنچه برای او نافع است، رابطه دوستی با پیغمبر و اهل بیت او است.
دوم؛ «وَ الْقَبْرِ»، آنگاه که ازهاق روح میشود و روح از بدن خارج میشود، انسان وارد برزخ میشود. «وَ الْقَبْرِ»، یعنی انسان در برزخ هم تحت فشار است. آنچه که از آن فشار میکاهد، حبّ پیغمبر و حبّ به اهل بیت پیغمبر است.
سوم؛ «وَ عِنْدَ النُّشُورِ»، آنگاه که از برزخ عبور میکند و به عالم قیامت وارد میشود، از عالم برزخ برمیخیزد و به عالم قیامت وارد میشود، خُب وارد شد.
چهارم؛ «وَ عِنْدَ الْكِتَابِ» آنگاه که نامة عمل را به دستش میدهند هم تحت فشار قرار میگیرد، این موقع نیز هول بزرگ دارد.
پنجم؛ «وَ عِنْدَ الْحِسَابِ»، یک وقت نامة عمل را دستش میدهند، یک وقت بررسی میکنند و اعمالی که در آن هست را به رخت میکشند. آنجاست که باز هم تحت فشار عظیم و بزرگی قرار میگیری.
ششم؛ «وَ عِنْدَ الْمِيزَانِ»، هنگام سنجش اعمال، آنجا هم زیر فشار قرار میگیری.
و بالاخره هفتم؛ «وَ عِنْدَ الصِّرَاط»، هنگام عبور از صراط هم همینطور است. انسان از این عالم که میخواهد عبور کند و به عالم قیامت برود، به قول ما تا منتهی الیه کار، هفت موطن را باید سیر کند. از اینجاها باید عبور کند که هرکدامش فشارهای بزرگ به انسان وارد می‌کند. هنگام مرگ است و قبر است و بعد هم نشر و برانگیخته شدن است و بعد موقع نامة عمل به دست دادن است و بررسی نامةحساب و بالاخره مسألة میزان و سنجش اعمال است و دست آخر عبور از صراط که ببیند به کجا میرسد.
همة این مواطن سخت فشار دارند. آنچه که از این فشارها میکاهد عبارت از حبّ به پیغمبر و حبّ به اهل بیت پیغمبر است، که اگر آن را همراه داشته باشد، برای او آرامش حاصل میشود.
من تقریباً روایت را ترجمه کردم، امّا یک تذکّر بدهم. در این که حبّ آنها نجات بخش انسان در همة مواطن بعد از دنیا است، شکّی نیست، امّا عمده این است که بتوانی این دوستی را آنگاه که زیر فشار قرار گرفتی، همراه داشته باشی. مهم این است که از این محبّتجدا نشوی. اگر این محبّت باشد، این پیوند، پیوند قلبی باشد، نجات بخش است. امّا خدا نکند که این محبّت سطحی باشد و عمق نداشته باشد. لذا انسان باید کوشش کند تا این پیوند عمق پیدا کند. چهکار کند که عمق پیدا کند؟ معصیت نکن!
بحار الانوار ج 7 ص248
 
شرح توسط مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 5 شهريور 1392 | | نویسنده : گمنام
 
چقدر بد بودیم! آیا می‌بخشی؟
ترميم گذشته؛ به اين معنا كه ما بد كرديم و اين قابل انكار نيست. سال گذشته اين‌قدر گناه و خطا كرديم كه خودمان نميتوانيم خطاهايمان را بشماريم پس اوّلين چيزي كه ميخواهيم درخواست كنيم ترميم گذشته است و آن اینكه: خدايا عفو كن! به تعبيري كه در قرآن هم وجود دارد، «صفح جميل» کن. خيلي ساده بگويم: خدایا! نديده بگير؛ امشب اين‌طور با ما برخورد كن. صحيفۀ اعمالِ ما را كه «نعوذبالله»، به خطاهايمان آلوده شده است پاك و تميز كن، تا روی اینکه برای سال آینده تقاضا کنیم را داشته باشیم. اوّل بايد تقاضاي ترميم گذشته را داشته باشیم؛ همان تعبيري كه در روايات و از پیغمبراکرم برای لیلۀ قدر وجود دارد: از خدا طلب عفو كنيد و به تعبير اهل معرفت ستّاريّتِ ناشي از غفّاريّتِ خدا را بخواهيم. به طوري كه هيچ‌گونه تبعاتي نسبت به خطاهاي گذشتهمان براي ما نباشد.
چه مقدار از گناهانم بخشیده می‌شود؟
بعد آن‌وقت سراغ ترسيم ميآييم. به این معنا كه: خدايا! سال آينده را سال خوبي براي ما ترسيم كن، يعني امر كن كه سال خوبي باشد. در اينجا مطلب مهمّی است و به ذهن همهمان ميآيد كه: ما ترميم را از خدا تقاضا ميكنيم و طلب عفو ميكنيم؛ حالا سؤال پیش می‌آید: چون من يك موجود كوچك و محدود و كوته نظر هستم، پس تا چه حد خدا عفو ميكند؟ بنابراین اوّل سؤال اين است كه آيا عفو ميكند يا نه؟ و دوّم هم چقدر؟
سؤال: چرا خدا به دعا پاسخ نمی‌دهد؟
روايتی است كه عثمان‌بن‌عيسي از امام صادق(عليهالسّلام) نقل ميكند.[2] راوي ميگويد: «قُلتُ»؛ يعني به حضرت عرض كردم: «آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا»؛ دو آيه در قرآن است که می‌خواهم ببينم مصداقي در خارج دارند يا ندارند؟ گشتم و مصداقي هم پیدا نکردم، «قَالَ وَ مَا هُمَا»؛ حضرت به او ميگويد: آن دو آيه كدام است؟ در نقلي است كه، «لا اَدري ما تَأويلُه»؛ نميدانم که تأويل اين دو آيه چيست؟ «وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ این آیه که من را بخوانيد، از من درخواست كنيد و من جوابگوي درخواست شما هستم، «فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً»؛ از خدا حاجت ميخواهم امّا از اجابت خبري نيست و به تعبير ما ميخوانم ولی پاسخي نيست. امامصادق(عليهالسّلام) فرمود: «قالَ(عليهالسّلام) أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ»؛ تو فكر ميكني كه خدا خلف وعده ميكند؟ يعني وعده ميكند و بعد به آن عمل نميكند؟ «قُلْتُ لَا»، نه! چنين چيزي نيست، «قَالَ فَمِمَ ذَلِكَ»؛ بگو پس چه‌طور شده كه ميخواهي و بعد هم ميبيني به اجابت نرسید و می‌گویی چنين چيزي نيست؟ علّت آن چيست؟ حضرت به او ميگويد: من علّت آن را به تو ميگويم. «قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ»؛ به تو خبر ميدهم.
استجابت دعای مطیعین
در اينجا حضرت انسانها را دو گروه ميكند، «مطيعها» و «عاصيها». گروه اوّل: «مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ»؛ حضرت فرمودند: كسي كه خدا را در آن امری كه كرده اطاعت كند و بعد از خدا در آن جهتي كه با او هم سو باشد تقاضا كند، خدا جوابش را ميدهد. «قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ»؛ امّا جهت دعا چيست؟
برای اجابت دعا چه کنیم؟
حضرت در اينجا مطيعين را كنار ميگذارد و آن چيزي را كه مبتلا به همه است و مربوط به عاصين است وسط ميكشد. حضرت ميفرمايد: «تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ»؛ ابتدا نسبت به نعمتهايي كه به تو عنايت كرده ثناگو باش، «ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ(صَلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم)»؛ از خدا نسبت به نعمتهايش تشكّر كن و به پيغمبر درود بفرست، «ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ». مهم اینجا است. سراغ گناهاني كه كردي برو، «فَتُقِرُّ بِهَا»؛ اعتراف كن. بگو: خدا! بد كرد. تک‌تکِ معصيتها را در ذهن خود بياور، «ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا»؛ پس با اين خطاهايت به خدا پناه ببر، «فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ». بعد دارد: «تَعْتَرِفُ بِذُنُوبِكَ»؛ تک‌تکِ گناهاني كه به يادت ميآيد، «أَوْ بِمَا ذَكَرْتَ مِنْهَا»؛ هر چقدر كه يادت آمد، «وَ تُجْمِلُ مَا خَفِيَ عَلَيْكَ مِنْهَا»؛ و اجمالاً آن‌هايي كه در نظرت نيست، «فَتَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَعَاصِيكَ»؛ و بعد هم از تمام گناهانت توبه كن.
گناهانت را به ذهن بیاور نه زبان!
«وَ أَنْتَ تَنْوِي أَلَّا تَعُودَ»؛ گناهاني كه كردهاي و يادت است به ذهن بياور، نه اینکه به زبانت بياوری و بعد در مورد آن‌هايي هم كه يادت نيامد بگو: خدايا! همۀ خطاهايم را در نظر بیاور و بعد در مقابل خدا بنا را بر این بگذار كه ديگر اين كارها را نكني. «وَ أَنْتَ تَنْوِي أَلَّا تَعُودَ»؛ نيّت كن كه ديگر اين كارها را نميكنم، «وَ تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهَا بِنَدَامَةٍ»؛ از گناهانت به خاطر پشيماني واقعيات پوزش بطلب. «وَ صِدْقِ نِيَّةٍ وَ خَوْفٍ وَ رَجَاءٍ وَ يَكُونُ مِنْ قَوْلِكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ فَأَعِنِّي عَلَى طَاعَتِكَ».[3]
دیگر اشتباه نمی‌کنم!
«ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ معنايش درست بر جای خود است، امّا اين در صورتي است كه جهت دعا هم فراموش نشود. يعني چه؟ يعني وقتی ميخواهي از خدا تقاضا كني، نگاهی هم به سوابق گذشتهات بكن. اگر اشتباه کرده‌ای، اوّل معذرت خواهي بكن و بگو: خدایا! من را ببخش و بعد هم وقتی كه ميگويي بد كرده‌ام، نيّتت اين باشد كه ديگر خطایی مرتکب نشوی و بعد با صدق نيّت، استغفار كن.
خدا از دل من آگاه است
خدا ميفهمد که من از ته دل طلب بخشش می‌کنم یا نه؟ او شرمندگي من را بهتر از خودم درك ميكند. حتّي در روايت است که وقتی هنوز استغفار نكردي هم تو را ميآمرزد. مهم اين است که امشب خدا به دل من و تو نگاه ميكند. اين متن روايت است كه: هنوز که استغفرلله را نگفته‌ای، صحيفه را پاك و تطهيرمان ميكند. خدا اين است.
پذیرش آنی توبه در ماه رمضان
امّا باید اشاره کنم امتیازهای بسيار مثبت دیگری براي جواب‌گويي خداوند نسبت به غفران گناهانمان يعني ترميم گذشته و ترسيم خوب آينده هم داریم. چند روايت را ميخوانم. يكي از آن‌ها را شب نوزدهم خواندم که این امتيازها را در امشب هم است. اوّل: روايتي از پيغمبراكرم كه: «يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي كُلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِيَهُ سُؤْلَهُ»؛ هر شب از ماه رمضان خدا سه بار ميفرمايد: آيا كسي هست که از من درخواستي كند تا به او بدهم؟ «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ»؛ آيا كسي هست توبه و رجوع به من بكند تا بپذيرم؟ «هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛[4] كسي هست که از من پوزش طلبد؟ اینکه لااقل بگويد: خدايا! من بد كردم. همين که بگويد بد كردم، بلافاصله ميآمرزد.
خداوند از هيچچيز فروگذار نميكند
امتياز ديگري كه به‌خصوص براي امشب داريم اینکه شبِ جمعه است. نسبت به شب جمعه مسائل خاص خود را دارد. از امام باقر(عليهالسّلام) است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُنَادِي كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى آخِرِهِ» امام باقر(عليهالسّلام) فرمودند: خداوند متعال، خودش، هر شبِ جمعه از فوق عرش، از اوّل شب تا آخر ندا ميدهد، «أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونِي لِدِينِهِ أَوْ دُنْيَاهُ»؛ آيا عبد و بندۀ مؤمني كه به من ايمان دارد وجود دارد تا از من براي دين و دنياي خود درخواست كند كه من جوابش را بدهم؟ «قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِيبَهُ»، اگر تا وقتی که طلوع فجر نشده از من درخواست كند، من هم جوابش را می‌دهم. چه براي دنيايش بخواهد و چه براي آخرتش. خداوند هيچ چيزي فروگذار نميكند. «أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَتُوبُ إِلَيَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ» آيا بندۀ مؤمني هست كه تا قبل از طلوع فجر توبه كند و من توبهاش را قبول كنم؟ روايت مفصّل است تا اينجا كه: «فَلَا يَزَالُ يُنَادِي بِهَذَا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ»؛[5] يعني از سر شب تا طلوع فجر خدا اين ندا را ميدهد.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

 

اين روزها كه خبرهاي متفاوتي از جنايت وهابي‌ها در كشورهاي مختلف به گوش مي‌رسد، آشنا شدن با برخي ويژگي‌هاي اين قوم خالي از لطف نيست. مخصوصاً اگر اين آشنايي در قالب خواندن برشي از زندگي يك مولوي وهابي باشد كه البته حالا يك شيعه تمام عيار است.

 

به گزارش رجانيوز، «سلمان حدادي» يك مولوي وهابي بود؛ كسي كه خودش مي‌گويد بين 500 تا 1000 فرد سني مذهب را وهابي كرده است. اما يك بار نشستن در مجلس عزاي سيدالشهدا(ع) كار را بجايي مي‌رساند كه همان مبلغ وهابي شيعه شود و در اين مسير سختي‌هايي ببيند كه تحمل يكي از آنها براي ما قابل تصور نيست. خواندن زندگينامه سلمان حدادي را از دست ندهيد.
 
 
آموزش تبليغ وهابيت در 5 دقيقه
سلمان سال 61 در سنندج بدنيا آمد. مادرش اهل سوريه و شيعه بود اما پدرش نه. اسمش را به اصرار مادرش كه سيراب از محبت اميرالمومنين بود سلمان گذاشتند. خودش مي‌گويد هميشه از اينكه اسمم سلمان و مادرم شيعه بود شرمنده بودم.
«با تشویق پدرم در دوران راهنمایی، در كنار درس های مدرسه، تحصیل دروس حوزوی را هم شروع كردم و ادامه دادم. بعد از اتمام دبیرستان، 3 سال دوره ی تكمیلی حوزه را به زاهدان و مسجد مكی رفتم و پس از مولوی شدن، 4 ماه هم به رایوند پاكستان، برای آموزش یك دوره كامل نحوه ی تبلیغ و جذب رفتم. پس از برگشت از پاكستان، امتحان كنكور دادم و در دانشگاه كرمانشاه در رشته استخراج معدن قبول شدم. در پاکستان به طور تخصصی در 20 جلسه یاد می دادند که چگونه فردی را در عرض 5 دقیقه به وهابیت جذب کنیم این آموزش را نزد آقایی به نام ابراهیم نژاد می دیدیم
گفت يكبار هيئت!
در همانجا دوستي پيدا مي‌كند به نام مهدي. مهدي شيعه بود و سلمان در عين رفاقت تلاش مي‌كرد او را وهابي كند. كلي كتاب به او مي‌دهد و در عوضش مهدي هم يكبار او را به مجلس عزاي سيدالشهدا(ع) دعوت مي‌كند. سلمان با همان لباس و ظاهر مولوي‌هاي وهابي و بعد از كلي اين پا و آن پا كردن مي‌رود به هيئت.
«یك گوشه ای با خشم مجبور شدم که بنشینم. دیدم سید بزرگواری منبر رفت (نماینده ولی فقیه در کرمانشاه بود) و در حین صحبت هایش گفت: كدام یك از شما حاضرید به خاطر خدا و اسلام جانتان را بدهید و بعدش هم مطمئن باشید زن و بچه تان به اسارت می روند؟ در آن زمان سیدالشهدا(علیه السلام) چه دید كه حاضر شد، جانش گرفته شود و اهل و اولادش به اسارت روند؟ چرا امام حسین(علیه السلام) دست به چنین كار بزرگی زد؟
 
هر چی فكر كردم دیدم كه در شخصیت های محبوب من، شخصیتی مثل امام حسین(علیه السلام) پیدا نمی شود كه حاضر باشد به خاطر اسلام، دست به چنین كار بزرگ و خطرناكی بزند! این سوال مهمی بود كه برایم ایجاد شد.»
 
چراغ‌ها را كه خاموش كردند و مشغول سينه زدن شدند، او شروع كرد به گريه كردن. آنقدر كه لباسهايش خيس شد. براي غربت و مظلومين غريب كربلا گريه مي‌كرد. از اينكه در وهابيتشان نگذاشتند امام حسين(ع) را بشناسد افسرده شده بود.
 
 تحقيق و پژوهش حتي در شيطان پرستي
 
از هيئت كه بيرون مي‌آيد چهار سال جديدي در زندگي‌اش شروع مي‌شود. چهار سالي كه به مطالعه و پژوهش درباره تمام مذاهب اهل سنت، مسيحيت، زرتش و حتي شيطان پرستي مي‌انجامد. اما تعارضات موجود در اين مكاتب و فرقه‌ها او را راضي نمي‌كند.
 
«گذشت و خیلی با احتیاط فرقه‌های شیعه را بررسی كردم تا اینكه برای شناخت بهتر شیعه دوازده امامی، رهسپار قم شدم. به دفتر آیت الله بهجت رفتم و سوالات و شبهاتی كه داشتم از آنجا پرسیدم و آنها هم با صبر و حوصله و محبت بسیار به من پاسخ دادند.
 
بعد از آنان خواستم كتابی به من معرفی كنند تا درباره‌ی شیعه بیشتر تحقیق كنم. آنها كتاب المراجعات و شبهای پیشاور را به من معرفی كردند. آن كتاب ها را تهیه كردم و شروع كردم به خواندنشان.
 
مطالب آن دو كتاب را كه می خواندم برای اینكه ببینم مطالبی كه از كتاب های اهل سنت نقل می كنند صحیح است یا نه، فورا مراجعه می كردم به كتاب‌ های اهل سنت یا به نرم افزار المكتبه الشامله و با كمال تعجب می‌دیدم مثل اینكه این روایات، واقعیت دارد. برای من سوال پیش آمده بود كه چرا بعد از این همه سال، این روایات دور از چشم ما بوده و ما ندیدیم؟‌»
 
 
 
 
 
در مباحثه كه كم اوردند پاي ماكسيما را وسط كشيدند!
 
خواندن اين كتاب‌ها شش ماه طول مي‌كشد. كم‌كم حقانيت شيعه با استناد به خود كتابهاي اهل سنت برايش مسجل مي‌شود. اما هنوز شيعه نشده است. ترديد دارد. خودش ميگويد تعصبات اجازه نمي‌داد. به سختي‌هايي كه پيش رويش بود فكر مي‌كند.
 
«بالاخره شیعه شدم و بعد از شیعه شدنم یك دفترچه هایی را چاپ كردم كه تحت این عنوان كه "آیا شیعه حق  است؟" و در آن دلائلی از كتاب‌های اهل سنت كه ثابت می كرد مذهب شیعه، مذهب صحیح است آوردم و پخش كردم. یك نفر این دفترچه را برد و به پدرم داده بود. و گفته بود: این را پسر شما چاپ كرده است.
 
پدرم به من گفت: سلمان شیعه شده ای؟ من هم جرات نكردم بگویم: آره. تقیه كردن را هم بلد نبودم.
 
گفتم: اگر خدا قبول كند .
 
گفت: نه گولت زدند .
 
گفتم. من یك عمری به مردم می گفتم شما گول شیعه را نخورید حالا شما به من می گویید گول خورده‌ای؟‌»
 
بحث كردن با پدر و خيلي از اهل سنت شش ماه طول مي‌كشد. همه را در مناظره‌ها شكست مي‌دهد. حتي چند نفري هم شيعه مي‌شوند. پدر وقتي در بحث نمي‌تواند مقاومت كند به تطميع رو مي‌آورد. مي‌گويد زانتياي زيرپايت را ماكسيما مي‌كنم اما حرف از شيعه نزن. حتي ميگويد شيعه بمان اما شيعه را تبليغ نكن. وقتي سلمان قبول نمي‌كند، راه ديگري در پيش مي‌گيرند. راهي كه به آوارگي سلمان و همسرش ختم مي‌شود.
 
چيزي شبيه ماجراي كوچه بني‌هاشم
 
شش ماه آزار و اذيتها را تحمل كرد. مي‌خواست راهي تهران شود تا كاري گير بياورد و خانه‌اي اجاره كند و بعد بيايد دنبال همسرش. همسري كه شيعه شده بود و باردار بود. از خانه كه بيرون مي‌رود ميبيند پدرش با چند نفر سر كوچه ايستاده‌اند. مثل اينكه خبر داشتند مرغ دارد از قفس مي‌پرد.
 
همسرم گفت من تا سر كوچه با تو می آیم .
 
گفتم: نه، همین جا بمان. ولی اصرار كرد و با من آمد .
 
به سمتشان رفتم .مانع عبور من شدند. آنها 5 ، 6 نفری بر سرم ریختند و یكی شان با چوب دستی كه در دست داشت محكم بر سرم كوبید و من بر اثر آن ضربه آنجا افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم و بواسطه آن ضربه لکنت زبان گرفتم.
 
خانمم كه قصد داشت از من دفاع كند، جلو آمده بود تا مانع آنها شود، كه یكی از آنها با لگد به او زد ، و بر اثر آن ضربه، بچه اش را که 4 ماهه بود سقط كرد ولی خدا رو شكر، من آن صحنه را ندیدم.»
 
ياد مظلوميت امام علي مي‌افتد و به ياد ماجراهاي كوچه بني‌هاشم مي‌سوزد.
 
جرم شيعه بودن بالاتر از هزاران قتل است!
 
سه روز بعد وقتي در بيمارستان بهوش مي‌آيد دست زنش را مي‌گيرد و با همان حال و روز فرار مي‌كنند. مي‌روند اروميه پيش يكي از دوستان سلمان تا شايد كمكش كند. او وقتي مي‌فهمد سلمان شيعه شده است ميگويد اگر هزار قتل انجام داده بودي كمكت مي‌كردم اما حالا كه شيعه هستي، نه!
 
جالب بود كه اين رفيق سني متعصب اصلاً از دين و مذهب چيز درست و حسابي نمي‌دانست. عمر و ابوبكر را نمي‌شناخت اما بخاطر تبليغات مسموم وهابيت چنين تفكري پيدا كرده بود.
 
«آنجا بود كه از خانه اش بیرون رفتم و برای اولین بار در طول عمرم، با همسر مریضم كه بچه اش را سقط كرده بود در خیابان خوابیدیم .
 
با مقدار پولی كه داشتیم، خودمان را به قم رساندیم و چون هیچ كس را در قم نمی شناختیم و جایی برای ماندن نداشتیم، مدت 45 روز در جمكران ماندیم. گرسنگی می كشیدیم ولی وقتی یاد گرسنگی و آوارگی و پای برهنه ی اهل بیت امام حسین (علیه السلام) می افتادم تحملش برایمان آسان می شد.»
 
 ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم كه ناموسمان توی خیابان بخوابد
 
سال 85 بود. 45 روز در جمكران، بدون پول و جا و غذا. تكه كاغذي پيدا مي‌كند و نامه‌اي به امام زمان(عج) مي‌نويسد. مي‌گويد آقاجان ما بخاطر شما همه چيز را رها كرديم و آمديم اينجا. مي‌گويد هرجوري بود روزي يك وعده غذا برايمان جور مي‌شد. يا هيئتي مي‌آمد يا نذري مي‌دادند. تا اينكه...
 
«شبها روی كارتون می خوابیدم مدت ها كه گذشت یكی از انتظامات جمكران كه ما را چند روزی زیر نظر داشت، آمد و گفت: كارت شناسائی تان را ببینم! شما كی هستید؟
 
كارت شناسایی را نشانش دادیم . وقتی اسم سنندج را دید گفت: شما اینجا چه كار می كنید؟‌
 
با لكنت زبان شدیدی كه در اثر ضربه به سرم وارد شده بود، بهش گفتیم: ما شیعه شده ایم.
 
گفت: كار بدی نكرده اید آیا قم جایی را دارید؟
 
خجالت كشیدم بگویم نه، گفتیم یك جایی داریم . رفت و 20 دقیقه بعد برگشت و گفت: 30 هزار تومان شما را بس است تا به شهر خودتان برگردید؟
 
گفتم: من پول نمی خواهم! 
 
گفت: ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم كه ناموسمان توی خیابان بخوابد و بی تفاوت باشیم .
پول را به من داد و بعد از دو ماه و خورده ای توانستم با آن پول به حمام بروم و موهای سرم را كوتاه كنم.»
 
وقتي امام رضا بطلبد
 
مي‌روند حرم كريمه اهل بيت(س). متوسل مي‌شوند به بي‌بي معصومه. يكي از خادم‌ها راهنمايي مي‌كند كه بروند دفتر مراجع و كمك بخواهند.
 
«اول دفتر آقای مکارم شیرازی رفتم . بعد دفتر مقام معظم رهبری رفتم. آقایی آنجا  نشسته بود. تا آمدم جریان را تعریف کنم خانمم شروع به گریه کرد و من داستان را تعریف کردم.
 
او وقتی وضعیت ما را دید خیلی به ما محبت كرد و گفت: اگر می خواهید قم بمانید جایی برای شما بگیرم .
گفتم: نه می خواهیم برگردیم ارومیه و در مدارس آنجا ، كار پیدا كنم .
 
گفت: باشه و یك مقداری پول به ما داد و ما از آنجا خارج شدیم.»
 
بيرون كه مي‌آيند هواي زيارت برادر حضرت معصومه به سرشان مي‌افتد. بجاي اروميه مي‌روند مشهد، پابوس امام رضا(ع). زيارت دو سه روزه تبديل مي‌شود به مجاورت سه چهار ساله.
 
فرزند خواستم و كربلا، هر دو جور شد
 
همسرش بر اثر سختي‌ها نحيف شده و افسردگي گرفته بود. به صورت غير  رسمي طلبه حوزه علميه مشهد مي‌شود. بعد از آن برمي‌گردند قم و به كمك يكي از دوستان خانه‌اي مي‌گيرند. ماجراي كربلا رفتنشان هم خواندن دارد.
 
«در سال 89 در مراسم عید حضرت زهرا (س)، دو چیز خواستم یكی ، یك بچه و دیگری زیارت كربلا . هفته‏ی بعدش یك نفر هیئتی، مرا دید و گفت: دیشب خواب دیدم كه شما و خانمت در حسینیه برای عزاداران امام حسین(علیه السلام) چایی می ریزید. خوابش را اینگونه تعبیر كرد باید شما و خانمت را به كربلا بفرستم. او یك بانی پیدا كرد و ما را به كربلا فرستاد. چند وقت بعد از سفر كربلا، متوجه شدیم كه بچه ی تو راهی داریم. اولش باورمان نمی شد، سالها از اون ضربه ای كه به پهلوی خانمم وارد شده بود می گذشت و احتمال نمی دادیم كه او دوباره حامله شود.»
 
 سفينه النجاه بودن سيد الشهدا به دادم رسيد
 
بغير از سلمان يكي از خواهرها و يكي از برادرهايش هم شيعه شده‌اند و همگي از خانواده طرد. خودش مي‌گويد گريه آن شبش در هيئت رنگ و بوي عجيبي داشت.
 
«آن گریه واقعا یک گریه ی خاصی بود یک لطف بود آن شب به قدری گریه کردم که تمام لباسم خیس شد. همان سفینة النجاة بودن حضرت سیدالشهدا آن شب تأثیر خودشان را روی من گذاشت.
 
به نظرم آن 4 سالی هم که خواندم و مطالعه کردم و طول کشید برای این بود که پایه های من قوی شود که در هر مناظره ای همه را شکست دهم که وقتی یک مسیحی می آید و به من چیزی می گوید من به او نخندم و هیچ شبهه ای برای من هیچ گاه بوجود نیاید.»
 
سلمان حدادي حالا همه وقتش را گذاشته است براي تلاش در مسير خدمت به مذهب تشيع و معارف اهل بيت. راه سختي بود اما حتما ارزشش را داشت. ارزشي كه شايد ماهايي كه از ابتدا شيعه بوده‌اين هيچ وقت آن را درك نكنيم.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 9 مرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

بهترين اعمال در اين شب، دعاست

فرمود «ليلةالقدر خير من الف شهر»؛ شبى كه به عنوان ليلةالقدر شناخته شده است و مردد است بين چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌هاى كيميايى ليلةالقدر، بنده‌ى مؤمن بايد حداكثر استفاده را بكند. بهترين اعمال در اين شب، دعاست. درباره‌ى دعا هم امروز مطالبى را به شما برادران و خواهران عرض مى‌كنم. احياء هم براى دعا و توسل و ذكر است. نماز هم - كه در شب‌هاى قدر يكى از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذكر است. در روايت وارد شده است كه دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، يا به تعبير رايج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا يعنى چه؟ يعنى با خداى متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزديك خود احساس كردن و حرف دل را با او در ميان گذاشتن. دعا يا درخواست است، يا تمجيد و تحميد است، يا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ى اينها دعاست. دعا يكى از مهمترين كارهاى يك بنده‌ى مؤمن و يك انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهير روح چنين نقشى دارد. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹

 

در شب‌های قدر برای مسائل خود، كشور و مسلمین دعا كنید

 شب قدر هم در ميان اين سه شب است. طبق روايتى كه مرحوم «محدّث قمى» نقل مى‌كند، سؤال كردند كه كدام يك از اين سه شب - يا دو شب بيست‌ويكم و بيست‌وسوم - شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است كه انسان، دو شب - يا سه شب - را ملاحظه شب قدر كند. چه اهميت دارد بين سه شب مردّد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ كسانى بوده‌اند كه همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب مى‌آوردند و اعمال شب قدر را انجام مى‌دادند! قدر بدانيد.
اين روزها را قدر بدانيد. شبهاى قدر را حقيقتاً قدر بدانيد. قرآن صريحاً مى‌فرمايد: «خير من الف شهر»؛ يك شب بهتر از هزار ماه است! اين خيلى ارزش دارد. شبى است كه ملائكه نازل مى‌شوند. شبى است كه روح نازل مى‌شود. شبى است كه خداى متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنى درود و تحيّت الهى بر انسانهاست، هم به معناى سلامتى، صلح و آرامش، صفا ميان مردم، براى دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوى، چنين شبى است! شبهاى قدر را قدر بدانيد و براى مسائل كشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمين و مسائل كشورهاى اسلامى دعا كنيد. 
۱۳۷۶/۱۰/۲۶

تفكّر و تأمّل در آيات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان در شبهای قدر

از اوّل شب بيست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهى -«سلام هى حتّى مطلع الفجر» - شروع مى‌شود، تا وقتى كه اذان صبح آغاز مى‌گردد. اين چند ساعتِ اين وسط، سلامِ الهى و امن الهى و خيمه‌ى رحمت خداست كه بر سراسر آفرينش زده شده است. آن شب، شب عجيبى است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خيرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگى انسان، چقدر مى‌تواند بركات به وجود آورد و جلب رحمت و خير كند! اين يك شب، بهتر از هزار ماه است. اين، خيلى اهميّت دارد. اين شب را قدر بدانيد و آن را به دعا و توجّه و تفكّر و تأمّل در آيات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه كه خداى متعال از انسان خواسته است و بى‌اعتبارى اين زندگى مادّى و اين‌كه همه‌ى اين چيزهايى كه مى‌بينيد، مقدّمه‌ى آن عالمى است كه لحظه‌ى جان دادن، دروازه‌ى آن عالم است، بگذرانيد.

عزيزان من! لحظه‌ى جان دادن، ما وارد عالم ديگرى مى‌شويم. براى آن روز، خودمان را بايد آماده كنيم. همه‌ى اين دنيا، همه‌ى اين ثروتها، همه‌ى اين انرژيهايى كه خداى متعال در وجود شما در اين عالم به وديعه گذاشته است، همه‌ى آنچه كه خدا براى بشر خواسته است - حكومت عادلانه، زندگى مرفّه، چه و چه و چه - براى اين است كه انسان فرصت پيدا كند تا خود را براى نشئه‌ى آن عالم آماده نمايد. خود را آماده كنيد، با خدا اُنس بگيريد، با خداوند مناجات كنيد، ذكر بگوييد و استغفار كنيد. ۱۳۷۵/۱۱/۱۲
 

به بركت امام زمان خواسته‌هايتان را از خداى متعال بگيريد

من به همه شما مردم عزيزمان توصيه مى‌كنم، امشب را كه شب قدر است، قدر بدانيد. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظايف همه ماست. مشكلات عمومى مسلمين، مشكلات كشور، مشكلات شخصى‌تان و مشكلات دوستان و برادرانتان را با خداى خودتان مطرح كنيد. از خداى متعال توجّه بخواهيد؛ از خداى متعال مغفرت بخواهيد؛ از خداى متعال انابه و حال و توجّه بخواهيد.

امشب را قدر بدانيد. شب بسيار مهمى است؛ شب بسيار عزيزى است. به ولىّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه كنيد؛ به در خانه خدا - مسجد - برويد و به بركت امام زمان از خداى متعال خواسته‌هايتان را بگيريد. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم. ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 5 مرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

آیت‎الله تهرانی با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) گفت: امام ششم می‌فرمایند: بررسی امور سال آینده و اندازه‎گیری آن، در شب نوزدهم انجام می‎شود و در شب بیست و یکم ثبت و ضبط و در شب بیست و سوم توشیح می‎شود و به امضای ولی‏عصر(عج) می‎رسد.

 امروز هجدهمین روز ماه ضیافت الهی و در آستانه شب قدر است؛ ماهی که پیامبر(ص) در خطبه مشهورش درباره آن می‌فرماید: «ای مردم، ماه خدا همراه برکت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است، ماهی که از همه ماه‌ها ارزشمندتر و بافضیلت‌تر است، روزهایش ارزشمندترین روزهاست و شب‌هایش بافضیلت‌ترین شب‌هاست و ساعت‌هایش از همه ساعت‌ها ارزشمند‌تر و ارجمندتر است...».

ماه رمضان امسال با همه شور و حلاوت روحانی‌اش برای تهرانی‌ها غمی در دل نهفته دارد و آن خلأ بزم‌های معرفت و اخلاق استاد مبرز اخلاق و عرفان آیت‌الله آقامجتبی تهرانی است. در آستانه ماه مبارک رمضان، متن سلسله جلسات این استاد فقید اخلاق در ماه رمضان سال 90 با موضوع دعا منتشر می‌شود. جلسه هجدهم ( 27 مردادماه 1390):


ماه رمضان، ماه اجابت درخواست‏ها

در روایتی پیغمبر اکرم (صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله ‏و سلّم) می‏فرمایند: «لَوْ یَعْلَمُ الْعَبْدُ مَا فِی رَمَضَانَ لَوَدَّ أَنْ یَكُونَ رَمَضَانُ السَّنَه».  اگر بنده بداند که در ماه مبارک رمضان چیست، هرآینه دوست می‎دارد که تمام سال، ماه رمضان باشد. لذا روایتی نقل شده است که وقتی ماه مبارک رمضان می‎آمد، پیغمبر اکرم (صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله ‏و سلّم) این جملات را می‏فرمودند: «سُبْحَانَ اللَّهِ مَا ذَا تَسْتَقْبِلُونَ وَ مَا ذَا یَسْتَقْبِلُكُمْ»؛ شما به دیدار چه می‎روید؟! چه‌چیز به دیدار شما می‎آید؟! در روایت آمده است: «قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّات».  حضرت سه بار این را تکرار می‎فرمودند.

در روایتی پیغمبر اکرم (صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله ‏و سلّم) می‎فرمایند: «یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِی كُلِّ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ َثَلَاثَ مَرَّاتٍ هَلْ مِنْ سائِلٍ فَأُعْطِیَهُ سُؤْلَه»؛ خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان سه بار می‎فرماید: آیا درخواست‏کننده‎ای از من هست که من درخواست او را اجابت کنم؟! «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ، هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَه».  آیا کسی هست که به من رجوع کند و از من پوزش بطلبد تا من هم بپذیرم؟! این روایات مربوط به خود ماه مبارک رمضان است که موقعیت ماه رمضان را بیان می‏کند.

رفع حجاب بین عبد و رب، در شب قدر

پیرامون شب قدر، پیغمبر اکرم (صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله ‏و سلّم) در روایتی می‏فرمایند: «تُفَتَّحُ ابوابُ السَّماءِ فِی لَیلَةِ القَدرِ».  تمام در‎های آسمان در شب قدر گشوده می‎شود؛ یعنی تمام حجاب‎ها برطرف می‎شود. در شب قدر هیچ حجابی بین عبد و ربّش نیست. البته این رفع حجاب از ناحیه ربّ است؛ یعنی از طرف پروردگار، هیچ مانعی وجود ندارد. این‏که گفته می‎شود که از خصوصیات لیالی قدر این است که دیگر هیچ حجاب و مانعی در کار نیست، به این معنا است که اگر بنده بخواهد با پروردگارش سخن بگوید هیچ مانعی وجود ندارد. لذا عبد در شب قدر باید در راز و نیاز کوشش کند و دردها و مشکلاتش را با ربّش مطرح کند و از خداوند بخواهد که مشکلاتش را حل کند.

تقسیم‌بندی حاجات

خواسته‎های ما در یک تقسیم‏بندی ابتدایی به دو دسته معجّل یا کوتاه‏مدّت و مؤجّل یا بلندمدّت تقسیم می‏گردند. حاجات مؤجّل ما حاجاتی است که در عموم زمان مطرح است و آن را در طول زمان، مثلاً مادام‏العمر یا برای سال آینده می‏خواهیم؛ امّا حاجات معجّل حاجاتی است که یک لحظه هم نمی‎خواهیم خواسته ما به تأخیر بیفتد. از طرف دیگر، هرچه اهمیت خواسته‏ای بیشتر باشد، تأکید بیشتری هم بر آن می‎کنیم و آن را بر دیگر خواسته‏ها مقدّم می‎داریم و بر آن اصرار می‏ورزیم.

شب‏های قدر؛ شب ترمیم گذشته و ترسیم آینده

مطلب دیگر، مسأله لیالی قدر است. در روایتی که زراره نقل می‎کند، امام صادق (علیه ‎السلام) می‎فرمایند: «التَّقْدِیرُ فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ وَ الْإِمْضَاءُ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ». بررسی امور سال آینده و اندازه‎گیری آن، در شب نوزدهم انجام می‎شود و در شب بیست و یکم ثبت و ضبط می‎شود و در شب بیست و سوم توشیح می‎شود و به امضای ولی‏عصر (صلوات ‏الله ‏علیه) می‎رسد.

حالا ما امشب چه می‎خواهیم؟ بنده از خدا دو چیز بیشتر نمی‎خواهم؛ یکی «ترمیم» و دیگری «ترسیم». ترمیم جایی مطرح می‏شود که انسان گذشته را تضییع کرده باشد. ما همه‎مان سال گذشته خطا کرده‏ایم و این خطاها قابل شمارش هم نیست. شب نوزدهم، شب اندازه‎گیری امور نسبت به آینده و شب بررسی است. آیا در اندازه‎گیری امور سال آینده که قرار است امشب انجام شود، سوابق ما هم در نظر گرفته می‎شود یا خیر؟ اگر بنا باشد که گذشته ما بررسی شود، راه ترسیم برای ‎ما بسته می‎شود. ترسیم بدین معنا است که از خدا تقاضا کنیم که سال آینده ما به احسنِ وجه باشد.

گذشته خراب ما نیاز به ترمیم دارد

اینجا است که این بحث مطرح می‎شود که راه‏کار چیست؟ راه‏کار این است که ابتدا سراغ «ترمیم» برویم و از خدا بخواهیم که گذشته‏مان را ترمیم کند. علی (علیه ‎السلام) در مناجات خود می‏گوید: «إِلَهِی إِنْ كُنْتَ لَاتَرْحَمُ إِلَّا الْمُجِدِّینَ فِی طَاعَتِكَ فَإِلَى مَنْ یَفْزَعُ الْمُقَصِّرُونَ»؛ خدایا، اگر فقط به کسانی که در طاعت تو کوشش کردند رحم کنی، پس آن‏هایی که اشتباه کردند به چه‌کسی پناه برند؟! «وَ إِنْ كُنْتَ لَاتَقْبَلُ إِلَّا مِنَ الْمُجْتَهِدِینَ فَإِلَى مَنْ یَلْتَجِئُ الْمُفَرِّطُونَ»؛ و اگر تنها از کسانی که از تو اطاعت کردند قبول کنی، پس کسانی که زیاده‎روی کردند چه کنند؟! «وَ إِنْ كُنْتَ لَاتُكْرِمُ إِلَّا أَهْلَ الْإِحْسَانِ فَكَیْفَ یَصْنَعُ الْمُسِیئُون»؛ و اگر بنا باشد که جز نیکوکاران را اکرام نکنی، پس بدکارها چه کار کنند؟!

شب نوزدهم، شب تقاضای ترمیم گذشته است؛ البته در تمام لیالی قدر این‏گونه است، اما امشب که بنا بر این است که امور ما را بررسی کنند و اندازه‎گیری کنند و شب بیست و یکم هم ثبت و ضبط کنند، ما قبل از ثبت و ضبط باید از خدا بخواهیم که خدایا از گناهان ما درگذر!

درخواست «صفح جمیل» از خداوند

در لیالی قدر تقاضای عفو کردن از خداوند، پناه بردن به غفّاریت خداوند است. ممکن است از خدا بخواهیم که ما را به‌خاطر گناهانمان عقوبت نکند که این را «عفو» می‏نامند. البته عفو عبارت از آن است که در عین عدم مجازات نسبت به کارهای زشت، بدکاری‏ام را به رخم می‎کشد. ولی ما امشب از خداوند «صفح جمیل» می‎خواهیم؛ یعنی بخششی کریمانه که به روی من هم نیاورد که تو بد کردی.

صفح هم یک نوع عفو است؛ اما یک قِسم خاصی از عفو است. ما از خدا می‏خواهیم که  نه‌تنها عقوبتم مکن، بلکه به رویم نیز میاور؛ چرا که خودم سرافکنده هستم. خودم می‎دانم که وضعم خراب است. خداوند کسی است که خودش به چنین عفوی امر کرده است. در آیات قرآن آمده است: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین».  عفوشان کن اما عفوت، عفوِ صفحی باشد. در جای دیگر می‏فرماید: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمیل».  اینجا  عبارت «جمیل» را نیز اضافه می‏کند که ممکن است اشاره به این مطلب باشد که نه تنها عقوبتم نکن و به رویم نیاور، بلکه حالا که آمدم، نعمتی نیز بر من ببخشای!

تقاضای ترسیم نیکوی آینده از خداوند

پس امشب از خدا چه بخواهیم؟ ابتدا «ترمیم» بخواهیم و پس از آن «ترسیم» بخواهیم. از خدا بخواهیم که سال آینده‎مان خوب باشد. ائمه معصومین (علیهم ‏السلام) در ادعیه مأثوره به ما آموخته‎اند که خدا را خطاب کن و بگو: «عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِین».  نه‌تنها خطاکاران را عقوبت نمی‎کنی، بلکه به ایشان احسان هم می‏کنی. ما شب نوزدهم باید از خداوند ترمیم بخواهیم و شب بیست و یکم به بعد ترسیم بخواهیم. یعنی امشب همه‎مان بگوییم خدایا ما بد کردیم! خودمان می‎دانیم! به روی ما هم میاور! ضمناً این را هم توجه داریم که در شب قدر تمام در‎های آسمان‎ها از شب تا صبح باز است، به این معنا است که هیچ حاجب و مانعی وجود ندارد.

هر که در دنیا خوراک و پوشاکش بهتر باشد، در روز قیامت توقفش بیشتر است

البته در این راه به وسیله احتیاج داریم. «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة». ما هم امشب به خانه‎ای که پر از وسیله است می‎رویم و آن، خانه علی (علیه ‎السلام) است. خودش، همسرش، فرزندانش، حسین و حسنش، همه وسیله‏هایی هستند که به آنها متوسّل می‏شویم.

می‎نویسند علی (علیه ‎السلام) در ماه مبارک رمضان هرشب منزل یکی از فرزندانش افطار می‏کرد. شب نوزدهم ماه مبارک رمضان منزل دخترش امّ‌کلثوم بود، روایت را او نقل می‎کند، می‎گوید: پدرم هنگام مغرب آمد و  به نماز ایستاد؛ من برای پدر افطار حاضر کردم  و در طَبَق مقداری نان جو، کاسه‎ای شیر و مقداری نمک سوده گذاشتم. وقتی نماز پدرم تمام شد، نگاهی به این طَبَق کرد و شروع کرد به گریه کردن. گفت: دخترم، برای من دو خورش گذاشتی؟! مگر تو نمی‎دانی که من به پسرعمویم و برادرم، رسول خدا اقتدا کرده‏ام؟ ای دختر، هر که در دنیا خوراک و پوشاکش بهتر باشد، در روز قیامت توقّفش نزد خداوند بیشتر است. ای دختر، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است... .

گزیده:
در لیالی قدر تقاضای عفو کردن از خداوند، پناه بردن به غفاریت خداوند است. ممکن است از خدا بخواهیم که ما را به‌خاطر گناهانمان عقوبت نکند که این را «عفو» می‏نامند. البته عفو عبارت از آن است که در عین عدم مجازات نسبت به کارهای زشت، بدکاری‏ام را به رخم می‎کشد. ولی ما امشب از خداوند «صفح جمیل» می‎خواهیم؛ یعنی بخششی کریمانه که به روی من هم نیاورد که تو بد کردی...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 5 مرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 به نقل از باشگاه خبرنگاران،شب قدر، شبى است که مقدّرات یک سال انسان‌ها - بر اساس لیاقت‌ها و شایستگى هاى آنان - تعیین می‌شود، در تمام سال، شبى به عظمت و فضیلت آن نمى‌رسد و عمل در آن از عمل در هزار ماه برتر است.

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.


اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماۆُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...


اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 4 مرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

امام علی(ع) می‌فرمایند: دنیا فریبنده‌اى زودگذر و نورى غروب کننده و سایه‌اى از بین رونده، و تکیه‌گاهى رو به افتادن است، همچون اسب سرکش که پا بلند و به زمین کوبد سوارش را به خاک اندازد.

*دنیا شناسی

«فَاِنَّ الدُّنْیا رَنِقٌ مَشْرَبُها، رَدِغٌ مَشْرَعُها، یُونِقُ مَنْظَرُها وَیُوبِقُ مَخْبَرُها غُرُورٌ حائِلٌ وَضَوْءً آفِلٌ وَظِلٌّ زائِلٌ وَسِنادٌ مائِلٌ حَتّى اِذا اَنِسَ نافِرُها وَاطْمَاَنَّ ناکِرُها، قَمَصَتْ بِاَرْجُلِها وَقَنَصَتْ بِاَحْبُلِها وَاَقْصَدَتْ بِاَسْهُمِها وَاَعْلَقَتِ الْمَرْءَ اَوْهاقَ الْمَنِیَّةِ، قائِدَةً لَهُ اِلى ضَنْکِ الْمَضْجَعِ، وَوَحْشَةِ الْمَرْجِع وَمُعایَنَةِ الْمَحَـلِّ وَثَوابِ الْعَمَلِ کَذلِکَ الْخَلَفُ یَعْقُبُ السَّلَفَ، لاتُقْلِعُ الْمَنِیَّةُ اخْتِراماً، وَلایَرْعَوِى الْباقُونَ اجْتِراماً، یَحْتَذُونَ مِثالاً وَیَمْضُونَ اَرْسالاً اِلى غایَةِ الاْنْتِهاءِ وَصَیُّورِ الْفَناءِ».

زیرا آبشخور دنیا ناصاف و کدر، چشمه‌اش گل آلود و لغزنده، دیدگاهش زیبا و فریبنده و آزمایشگاهش تباه کننده است، فریبنده‌اى زودگذر و نورى غروب کننده و سایه‌اى از بین رونده، و تکیه‌گاهى رو به افتادن است، تا آن‌گاه که رمنده از آن به آن انس گیرد و متوحش از آن به آن مطمئن شود، همچون اسب سرکش که پا بلند و به زمین کوبد سوارش را به خاک اندازد و او را به دام‌هایش صید کند و به تیرهاى هلاک کننده‌اش بدوزد و در پایان کار گردنش را به کمندهاى مرگ ببندد، در حالى که او را به خوابگاه تنگ قبر و بازگشتگاه ترسناک و مشاهده جایگاه ابدى و درک جزاى عمل سوق دهد، همین است برخورد دنیا با آیندگانى که جانشین گذشتگانند، مرگ از نابود کردنشان باز نمى‌ایستد و ماندگان از آلودگى دست بر نمى‌دارند، از رویه گذشتگان پیروى مى‌کنند و این همه پى در پى از دنیا مى‌روند تا نهایت پایان و عاقبت فنا و نیستى.

 

*احوال بندگان خدا

«عِبادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِداراً وَمَرْبُوبُونَ اقْتِساراً وَمَقْبُوضُونَ احْتِضاراً وَمُضَمَّنُونَ اَجْداثاً وَکائِنُونَ رُفاتاً وَمَبْعُوثُونَ اَفْراداً وَمَدینُونَ جَزاءً وَمُمَیَّزُونَ حِساباً قَدْ اُمْهِلُوا فى طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَهُدُوا سَبیلَ الْمَنْهَجِ وَعُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَکُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّیَبِ وَخُلُّوا لِمِضْمارِ الْجِیادِ وَرَوِیَّةِ الاْرْتِیادِ وَاَناةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتادِ فى مُدَّةِ الاْجَلِ وَمُضْطَرَبِ الْمَهَلِ»

این جمعیت بندگانى هستند که به قدرت خلق شده و بى‌اختیار در مدار پرورش حق قرار گرفته‌اند و با حضور فرشتگان دچار مرگ گشته و در درون قبر گذاشته شده و در معرض پوسیدگى آمده و تنها سر از قبر برآورده و در برابر اعمالشان جزا داده مى‌شوند و وضعشان با محاسبه حق روشن مى‌شود.

اینان در دنیا براى بیرون آمدن از گمراهى مهلت داده شدند و به راه روشن هدایت گشتند و فرصت در اختیارشان قرار گرفت، مانند فرصت دادن به شخصى که ناراضى را از خود راضى کند، پرده شبهات از برابر چشمشان برداشته شد، در میدان مسابقه به سوى خیرات رها شدند و مجال تفکر براى رسیدن به بهترین مراتب و اقتباس نور سعادت در مدت حیات و محل آمد و شد فرصت به آنان عنایت شد.

 

*معرفی الگوی پرهیزگاری

«فَاتَّقُوا اللّهَ عِبادَاللّهِ تَقِیَّةَ ذِى لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکُّرُ قَلْبَهُ وَاَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ وَاَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَوْمِهِ وَاَظْمَاَ الرَّجاءُ هَواجِرَ یَوْمِهِ وَظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَواتِهِ وَاَرْجَفَ الذِّکْرُ بِلِسانِهِ وَقَدَّمَ الْخَوْفَ لاِمانِهِ، وَتَنَکَّبَ الْمَخالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبیلِ وَسَلَکَ اَقْصَدَ الْمَسالِکِ اِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ وَلَمْ تَفْتِلْهُ فاتِلاتُ الْغُرُورِ، وَلَمْ تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهاتُ الاْمُورِ، ظافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرى وَراحَةِ النُّعْمى، فى اَنْعَمِ نَوْمِهِ، وَآمَنِ یَوْمِهِ، قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعاجِلَةِ حَمیداً، وَقَدَّمَ زادَ الاْجِلَةِ سَـعیداً وَبادَرَ مِنْ وَجَـل، وَاَکْمَـشَ فـى مَهَل، وَرَغِـبَ فـى طَلَـب وَذَهَبَ عَنْ هَرَب وَراقَبَ فى یَوْمِهِ غَدَهُ، وَنَظَرَ قَدَماً اَمامَهُ فَکَفى بِالْجَنَّةِ ثَواباً وَنَوالاً وَکَفى بِالنّارِ عِقاباً وَوَبالاً وَکَفى بِاللّهِ مُنْتَقِماً وَنَصیـراً وَکَفى بِالْکِتابِ حَجیجاً وَخَصیماً»

پس اى بندگان خدا، تقواى الهى پیشه کنید، تقواى خردمندى که اندیشه و تفکر دلشرا مشغول کرده و ترس از عذاب بدنش را به رنج افکنده و عبادت شب کمترین خواب را هم از دیده‌اش گرفته،و امید به رحمت حق او را در گرماى وسط روز تشنه نگاه داشته و بى‌رغبتى به دنیا وى را از شهواتش منع کرده و ذکر الهى زبانش را به حرکت و شتاب واداشته و وحشت را براى امن در قیامت مقدم داشته و از اندیشه‌هایى که او را از راه روشن حق بازدارد کناره گرفته است

و براى رسیدن به راه مطلوب در میانه‌ترین راه (که راه خداست) حرکت کرده و عوامل کبر و غرور او را از راه حق بازنگردانده و امور اشتباه انگیز بر او پوشیده نمانده، به خوشحالى بشارت حق به بهشت و آسایش زندگى اخروى در آسوده‌ترین خوابگاه خود (که قبر است) و ایمن‌ترین روزش (که قیامت است) دست یافته، از گذرگاه دنیا به طور پسندیده عبور کرده و توشه آخرت با سعادت و خوشبختى پیش فرستاده، و محض ترس از مقام حق به سوى کردار پسندیده شتافته و در ایام مهلت در دنیا به سوى طاعت سرعت کرده و در جستجوى رضاى حق شوق نشان داده و به خاطر خوف خدا از گناه گریخته و امروز به فکر فردا بوده، و هماره به آینده نگریسته است.

پس بهشت براى ثواب و پاداش به اندازه است و دوزخ براى عذاب و گرفتارى بس است و کافى است که خدا انتقام گیرنده و یاور است و همین بس که قرآن در قیامت احتجاج کننده و مخاصمه‌گر است

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 3 مرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 

در محضر آيت الله آقامجتبي تهراني
شيطان در انسان سرخوردگي درست مي‌كند
 
شيطان راه‌هاي مختلفي دارد، براي اينكه رابطه عبد با خدايش را قطع كندو اميّدي كه او به خدا بسته را مي‌‌خواهد قطع كند.
راه‌‌هاي مختلفي را مي‌‌رود؛ مثلا يك مرتبه به ذهن انسان مي‌‌اندازد كه: چقدر بگويم؟!
يك دفعه دعا كردم، بس است، دو دفعه گفتم بس است
يا اگر خدا مي‌‌خواست بدهد تا حالا داده بود و...اين شيطان است.
شيطان، وقتي كه اتّفاقي مي‌‌افتد، در انسان سرخوردگي درست مي‌‌كند.
به‌‌خصوص شيطان مقيّد است كه در دعا سرخوردگي ايجاد كند،براي اينكه مي‌‌ خواهد رابطه‌‌ات را و آن اميّدي كه به خدا بستي قطع كند.
در باب دعا هيچ‌‌ وقت نگذاريد كه اين سنخ افكار شيطاني شما را احاطه كندو شما را از دعا باز بدارد؛به‌‌خصوص اوقاتي كه در آن وعده داده شده كه دعا مستجاب مي‌‌شود.
اگر اين مواقع از دست برود، ديگر باز نمي‌‌گردد. حواستان جمع باشد!
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 8 تير 1392 | | نویسنده : گمنام

آیت‌الله محمد‌علی جاودان می‌گوید: ان‌شاء‌الله ظهور امام زمان(ع) نزدیک باشد اما آنچه از آن نزدیک‌تر است مرگ است، هیچ کس زمان مرگ خود را نمی‌داند و ممکن است لحظه مرگ همین الان باشد؛ بنابراین آمادگی برای مرگ بسیار مهم است.

 به گزارش فارس، آیت‌الله محمد‌علی جاودان از اساتید اخلاق شهر تهران در جلسه درس اخلاق خود در رابطه با آنچه که انسان در هنگام مرگ باید آماده کند توضیح داد.
 
وی با اشاره به یکی از علائم آمادگی انسان برای مرگ عنوان کرد: از منظر امیرالمؤمنین(ع) کسی برای مرگ آماده است که به واجبات عمل، از محرمات پرهیز کند و از مکارم اخلاق برخوردار باشد.
 
آیت‌الله جاودان اظهار داشت: برخورداری از مکارم اخلاق یعنی اگر کسی در حق شما بدی کرد، شما در حق او خوبی کنید یا اگر کسی از شما برید، شما با او ارتباط برقرار کنید. نمونه بارز این رفتار را در زندگی امام حسن مجتبی (ع) و برخوردی که ایشان با آن فرد توهین‌کننده داشت، مشاهده می‌کنیم.
 
این استاد اخلاق در بخش دیگری از سخنان خود گفت: همانطور که زمین زنده ثمر دارد و می‌توان از ثمرات آن بهره برداشت، انسانی که به حیات تازه یعنی به ایمان می‌رسد نیز ثمر دارد با این تفاوت که عالمیان از ثمر او استفاده خواهند‌کرد؛ همانطور که تمام عالم از برکت وجود امام رضا (ع) استفاده می‌کنند و حتی بهره‌مندی از وجود مقدس این امام همام پس گذشت هزار و دویست سال از شهادت‌شان هنوز نیز ادامه دارد.
 
وی خاطرنشان کرد: ما هم اگر زنده شویم، می‌توانیم شبیه ایشان شویم. برای زنده شدن، اعمال ما باید شبیه کسانی شود که زنده هستند. فرد زنده اصلاً دروغ نمی‌گوید، عفت خود را حفظ و در شرایط بحرانی خود را کنترل می‌کند، نه اینکه او از غرایز بی‌بهره باشد که اگر اینطور بود کارش ارزشی نداشت؛ نه او هم مانند سایر افراد از غرایز بهره‌مند است اما آنها را تحت کنترل خود دارد و طبق فرمایش حضرت علی (ع) در دلش میان آن غریزه و نقطه مقابلش جنگی به پاست. مثلاً شهوت دارد اما در درونش میان شهوت و عفت جنگی به پاست و با نفس خود می‌جنگد.
 
آیت‌الله جاودان یادآور شد: اگر انسان کار گرگ را بکند و درندگی کند، گرگ می‌شود. اگر کار روباه را بکند و حیله‌گری کند، روباه می‌شود و طبق فرمایش قرآن بعد از آن «بَلْ هُمْ أَضَلّ»ُ خواهد بود. زیرا گرگ فقط گرگ است و روباه فقط روباه؛ اما انسان می‌تواند همزمان هم خوک باشد و هم گرگ و هم روباه. از آن سو انسان در خوبی نیز می‌تواند از فرشتگان بالاتر باشد به گونه‌ای که فرشتگان انگشت حیرت به دهان گیرند.
 
وی گفت: مهم‌ترین بخش وجود انسان که باید تحت کنترل درآید خیال انسان است که البته بسیار فضول و خارج از کنترل است، برای کنترل خیال بهترین راه، کنترل جدی چشم است چرا که اصلاً چشم فضول بوده و خیال را نیز فضول کرده است ازاین رو اگر انسان بر کنترل چشم و گوش و زبان مداومت کند، کم کم خیالش نیز تحت کنترلش در می‌آید و از آن به بعد است که می‌تواند بهترین نماز و لذت‌بخش‌ترین عبادات را داشته باشد.
 
آیت‌الله جاودان تصریح کرد: نتیجه مراقبت از خود، شخصیتی مانند حضرت ابوالفضل(ع) خواهد بود، ایشان چنان در مراقبت از خود موفق بود که در آن روز سخت یعنی عاشورا، تمام رفتارهایش درست بود و همه امضا شد. ایشان اختیارش را به امامش سپرده بود و از این‌رو به‌جای رفتن به میدان و گرفتن انتقام برادرانش امر امامش را اطاعت کرد و رفت تا برای فرزندان برادر آب بیاورد.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 8 تير 1392 | | نویسنده : گمنام

 به نقل از فارس، یکی از سؤالات درباره مسأله رجعت این است که نظر علامه طباطبایی در این‌باره چیست؟ همچنین برخی می‌پرسند چرا در روایات، برخی وقت‌ها، یک آیه هم تفسیر به قیامت شده است و هم تفسیر به رجعت و هم تفسیر به ظهور امام زمان (عج)؟

علامه سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان (ترجمه المیزان جلد دوم صفحه 159) این سؤال را پاسخ گفته است که حاوی نظر ایشان درباره اصل مسال رجعت نیز است که متن آن تقدیم می‌شود.

 

تقریر اشکال برخی نسبت به مسأله رجعت 

فرقه‏‌هاى اسلامى غیر شیعه که عامه مسلمین را تشکیل مى‌‏دهد، هر چند ظهور مهدى علیه‌السلام را قبول دارند، و روایاتش را به طرق متواتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل‏ کرده‌‏اند و لیکن مسأله رجعت را انکار نموده، آن را از مختصات شیعه دانسته‏‌اند، و چه بسا بعضى از کسانى که شیعه زاده‌‏اند، و اسما خود را شیعه مى‏‌شمارند، در این اعصار پیدا شده‏‌اند که مى‌‏گویند: روایات شیعه از احادیث دروغى است که دست یهود و یا کفارى که تظاهر به اسلام مى‌‏کردند، مانند عبد اللَّه سبا و یارانش آنها را داخل در احادیث ما کرده‌‏اند.

و بعضى دیگر در مقام ابطال رجعت از راه دلیل عقلى وارد شده و بطور خلاصه گفته‌‏اند: «مرگ امرى است که با در نظر گرفتن عنایت پروردگار هرگز بر هیچ زنده‌‏اى عارض نمى‏‌شود مگر بعد از آنکه آن موجود زنده به حد کمال رسیده باشد، و زندگیش کامل شده، آنچه در قوه داشته به فعلیت رسیده باشد، و چنین موجودى که تمامى کمالات بالقوه‌‏اش فعلیت یافته، اگر بعد از مردن به دنیا برگردد، در حقیقت دوباره به حالت قوه و استعداد برگشته است، و اینکه چیزى که فعلیت یافته برگردد و بالقوه شود امرى است محال، مگر اینکه مخبرى صادق که یا خود خداست و یا خلیفه‌‏اى از خلفاى او، از چنین برگشتى خبر دهند، هم چنان که در داستان‏‌هاى موسى، و عیسى، و ابراهیم و داستانهایى از دیگران چنین خبرهایى آمده، ولى نه از خدا، و نه از یکى از خلفاى او خبر معتبرى نیامده که دلالت بر رجعت داشته باشد، و روایاتى که قائلین به رجعت به آن تمسک مى‏‌کنند تمام نیست» آنگاه شروع کرده‏‌اند به تضعیف روایات، و یکى یکى را رد کرده‏‌اند، نه صحیحى باقى گذاشتند و نه سقیمى.

نقد دلیل‌های مخالفان رجعت

خوب توجه کن که این بیچاره نفهمیده که اگر دلیلش درست باشد، و راستى دلیل عقلى باشد صدر دلیلش ذیل آن را باطل مى‌‏کند، چون اگر چیزى محال ذاتى شد، دیگر استثنا بر نمى‌‏دارد، که با خبر دادن مخبر صادق از محال بودن برگشته و ممکن شود، بلکه مخبر هر که باشد وقتى از وقوع امرى محال خبر مى‌‏دهد، باید فورا صادق بودنش را تخطئه کرد، و به فرضى که نتوانیم در صادق بودنش شک کنیم، ناگزیر باید خبرش را تاویل کنیم، و معنایى به آن بدهیم که ممکن باشد، مثل اینکه اگر خبر داد که عدد یک نصف عدد دو نیست، و یا خبر داد که تمامى خبرهاى صادق در عین صادق بودن کاذب است، که گفتیم اگر بتوانیم در راستگویى این مخبر تشکیک مى‌‏کنیم، و اگر نتوانستیم ناگزیر کلامش را توجیه مى‌‏کنیم، به طورى که از محال بودن در آید.

و اما اینکه گفت: چیزى که از قوه به فعلیت در آمده، دیگر محال است بالقوه شود، مطلبى است صحیح، و لیکن قبول نداریم که مسأله مورد بحث ما (رجعت) از این باب باشد، براى اینکه مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است، مورد فرض او کسى است که عمر طبیعى خود را کرده، و به مرگ طبیعى از دنیا رفته باشد، که برگشتن او به دنیا مستلزم آن امر محال است، و اما مرگ اخترامى که عاملى غیر طبیعى از قبیل قتل و یا مرض باعث آن شود برگشتن انسان بعد از چنین مرگى به دنیا مستلزم هیچ محذور و اشکالى نیست، چون ممکن است انسان بعد از آنکه به مرگ غیر طبیعى از دنیا رفته در زمانى دیگر مستعد کمالى شود، که در زمانى غیر از زمان زندگیش موجود و فراهم باشد، و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را بدست آورد.

و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به اینکه مقدارى در برزخ زندگى کرده باشد، چنین کسى بعد از مردن و دیدن برزخ داراى آن استعداد مى‌‏شود، و دوباره به دنیا بر مى‌‏گردد، که آن کمال را به دست آورد، که در هر یک از این دو فرض مسأله رجعت و برگشتن به دنیا جایز است، و مستلزم محذور محال نیست، این گفتارى خلاصه و فشرده بود، در باره مسأله رجعت، و تمام حرف‏‌هاى آن موکول است به مقامى دیگر.

نقد ضعیف دانستن روایات رجعت

و اما اینکه در یک یک روایات مناقشه کرده، و آنها را ضعیف شمرده، در پاسخش مى‌‏گوئیم: هر چند هر یک از روایت‏‌ها روایت واحد است، و لیکن روایات ائمه اهل بیت علیهم‌السلام نسبت به اصل رجعت متواتر است، به حدى که مخالفین مسأله رجعت از همان صدر اول این مسأله را از مسلمات و مختصات شیعه دانسته‌‏اند، و تواتر با مناقشه و خدشه در تک تک احادیث باطل نمى‏‌شود، علاوه بر اینکه تعدادى از آیات قرآنى و روایات که در باب رجعت وارد شده دلالتش تام و قابل اعتماد است، که ان شاء اللَّه به زودى در موردى مناسب متعرض آنها مى‏‌شویم، مانند آیه: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً» و آیات دیگر.

علاوه بر اینکه آیات دیگرى از قرآن دلالت اجمالى بر وقوع رجعت دارد مانند آیه: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ» که مى‏‌فهماند آنچه در امت‏‌هاى گذشته رخ داده، در این امت نیز رخ خواهد داد، و یکى از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانى است که در زمان ابراهیم و موسى و عیسى و عزیر و ارمیا و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد.

همچنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله هم کلامى دارند که بطور اجمال مى‏‌فهماند آنچه در امت‏‌هاى سابق اتفاق افتاده در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد، و آن این است که فرمود: به آن خدایى که جانم به دست اوست، که شما مسلمانان با هر سنتى که در امت‏‌هاى‏ گذشته جریان داشته روبرو خواهید شد، و آنچه در آن امت‌‏ها جریان یافته مو به مو در این امت جریان خواهد یافت، بطورى که نه شما از آن سنت‏‌ها منحرف مى‌‏شوید، و نه آن سنت‌‏ها که در بنى اسرائیل بود شما را نادیده مى‌‏گیرد. [بحار الانوار ج 53 ص 127]

از اینهم که بگذریم این قضایایى که ائمه اهل بیت علیهم‌السلام خبر داده‏‌اند جزء ملاحم و اخبار غیبى مربوط به آخر الزمان است، و راویانى آنها را آورده‌‏اند که مربوطند به قرن‌‏ها قبل از این، و کتبشان از زمان تالیف تا کنون محفوظ مانده، و نسخه آنها دست نخورده، و ما تا کنون به چشم خود دیده‌‏ایم پاره‌‏اى از آنچه آن حضرات پیشگویى کردند بدون کم و زیاد به وقوع پیوست، قهرا باید نسبت به بقیه آنها نیز اعتماد کنیم، و به صحت همه آنها ایمان داشته باشیم.

چرا بعضی وقت‌ها یک آیه‌، هم به قیامت تفسیر می‌شود هم به رجعت و هم به ظهور امام زمان (عج)؟

حال به آغاز سخن برگردیم، که مى‏‌گفتیم: یک آیه گاهى تفسیر مى‏‌شود به روز قیامت، و گاهى به رجعت، و گاهى به روزگار ظهور مهدى علیه‌السلام.

آنچه از کلام خداى تعالى درباره قیامت و اوصاف آن به دست مى‌‏آید، این است که قیامت روزى است که هیچ سببى از اسباب، و هیچ کارى و شغلى از خداى سبحان پوشیده نیست، روزى است که تمامى اوهام از بین مى‌‏رود، و آیات خدا در کمال ظهور ظاهر مى‌‏شود، و در سراسر آیات قرآنى و روایات هیچ دلیلى به چشم نمى‌‏خورد که دلالت کند بر اینکه در آن روز عالم جسمانى به کلى از بین مى‌‏رود، بلکه بر عکس ادله‌‏اى به چشم مى‌‏خورد که بر خلاف این معنا دلالت دارد، چیزى که هست این معنا استفاده مى‌‏شود که در آن روز بشر یعنى این نسلى که خداى تعالى از یک مرد و زن به نام آدم و همسرش پدید آورده قبل از قیامت از روى زمین منقرض مى‌‏شود.

و خلاصه میان نشاه دنیا و نشاه قیامت مزاحمت و مناقضتى نیست تا وقتى قیامت بیاید دنیا به کلى از بین برود، هم چنان که میان برزخ که هم اکنون اموات در آن عالمند، با عالم دنیا مزاحمتى نیست و دنیا هم مزاحمتى با آن عالم ندارد، هم چنان که از آیه: «تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» (به خدا سوگند که ما به سوى امت‌‏هاى گذشته که قبل از تو بودند رسولانى فرستادیم، ولى شیطان اعمال ایشان را در نظرشان زینت داد، و در نتیجه شیطان در امروز هم سرپرست ایشان شد، و ایشان عذابى دردناک دارند.) (نحل/ 63) این نبودن‏ مزاحمت، استفاده مى‌‏شود.

این حقیقت روز قیامت است، روزى که مردم براى رب العالمین بپا مى‌‏خیزند روزى که همه اسرارشان آشکار مى‌‏شود، چیزى از ایشان بر خدا پوشیده نمى‌‏ماند، و بهمین جهت است که گاهى از روز مرگ به روز قیامت تعبیر مى‌‏شود چون روز مرگ هم روزى است که پرده‌‏ها از روى اسباب براى میت کنار مى‏رود، همچنان که از على علیه‌السلام روایت شده که فرمود: «من مات قامت قیامته» (هر کس بمیرد قیامتش بر پا مى‌‏شود) که ان شاء اللَّه بیان همه اینگونه روایات خواهد آمد.

و روایاتى که رجعت را اثبات مى‏‌کند هر چند آحاد آن با یکدیگر اختلاف دارند، الا اینکه با همه کثرتش (که در سابق گفتیم متجاوز از پانصد حدیث است) در یک جهت اتحاد دارند، و آن یک جهت این است که سیر نظام دنیوى متوجه به سوى روزى است که در آن روز آیات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى‌‏شود، روزى که در آن روز دیگر خداى سبحان نافرمانى نمى‌‏شود، بلکه به خلوص عبادت مى‏‌شود، عبادتى که مشوب و آمیخته با هواى نفس نیست، عبادتى که شیطان و اغوایش هیچ سهمى در آن ندارد، روزى که بعضى از اموات که در خوبى و یا بدى برجسته بودند، یا ولى خدا بودند، و یا دشمن خدا، دوباره به دنیا بر مى‏‌گردند تا میان حق و باطل حکم شود.

و این معنا به ما مى‌‏فهماند روز رجعت خود یکى از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمى‏‌رسد، چون در روز رجعت، باز شر و فساد تا اندازه‏‌اى امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثرى از شر و فساد نمى‏‌ماند و باز بهمین جهت روز ظهور مهدى علیه‌السلام هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى‌‏شود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت است.

و از ائمه اهل بیت علیهم‌السلام نیز روایت شده که فرموده‏‌اند ایام خدا سه روز است، روز ظهور مهدى (ع) و روز رجعت، و روز قیامت.

و در بعضى از روایات آمده: ایام خدا سه روز است، روز مرگ و روز رجعت و روز قیامت. [بحار الانوار ج 53 ص 63]

روز ظهور امام مهدى (ع) و روز رجعت و روز قیامت، مراتب مختلف یک حقیقت هستند

و این معنا یعنى اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که در تفسیر ائمه علیهم‌السلام بعضى آیات، گاهى به روز قیامت، و گاهى به روز رجعت، و گاهى به روز ظهور مهدى (عج) تفسیر شود، و در سابق هم گذشت که گفتیم چنین روزى فى نفسه ممکن است، بلکه واقع هم هست، و منکر آن هیچ دلیلى بر نفى آن ندارد.

خلاصه نظر علامه طباطبایی درباره رجعت

على رمضان اوسی، در کتاب «روش علامه طباطبایى در تفسیر المیزان» صفحه 367 درباره نظر علامه طباطبایی درباره رجعت می‌نویسد: علّامه بحث رجعت را مطرح ساخته و در توضیح‏ آن می‌گوید: روایات بسیارى به طور متواتر از ائمه (ع) درباره رجعت وارد شده است. ( کافى، کلینى، کتاب الرجعة.) و اشاره مى‌‏کند که حوادث زیادى از این قبیل در امّت‌‏هاى قبل به وقوع پیوسته است مانند زنده کردن مردگان ...

علّامه هر گونه مانعى در وقوع رجعت را  که نوعى از معاد جسمانى است نفى مى‏‌کند چرا که رجعت با عوالم دیگر تزاحمى ندارد.

ایشان رجعت را از آیه: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ» استفاده کرده و مى‌‏گوید: «از ظاهر آیه بر مى‏‌آید که مقصود از این حشر، گرد آمدن در روز قیامت نیست زیرا حشر در این آیه براى گروه‌هایى از امّت‏‌هاست نه براى همه. در حالى‏ که خداى تعالى در وصف حشر در روز قیامت مى‌‏فرماید: «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» مؤیّد این نظر اینست که این آیه و دو آیه بعد از آن خبر از برانگیخته شدن جنبده‏‌اى در روى زمین مى‌‌‏دهد که خود یکى از علائم وقوع قیامت است.

از سوى دیگر این آیه قبل از آیه «وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ» تا پایان، آیاتى است که وقایع روز قیامت را توصیف مى‏‌نماید. بنابراین، معنا ندارد که قبل از شروع بیان اصل قیامت یکى از وقایع آن را قبلا ذکر کند چون ترتیب وقوعى اقتضاء دارد که: اگر برانگیختن و جمع شدن هر امّتى جزء وقایع قیامت باشد آن را بعد از مسئله «نفخ صور» و بازگشت بسوى خدا ذکر کند. (المیزان: 15/ 397، نمل: 83، کهف: 47 و نمل: 87) (ولى این‌‏طور ذکر نکرده بلکه قبل از نفخ صور مسئله حشر گروهى از هر امّتى را آورده است. پس معلوم مى‌‏شود این حشر، جزء وقایع قیامت نیست).

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 8 تير 1392 | | نویسنده : گمنام

هنگامی که مأمون درباره مسئله «رجعت» از امام رضا(ع) پرسید، آن حضرت ضمن تأیید این مفهوم شیعی به سخنی از پیامبر(ص) استناد کردند و فرمودند: وقتى که مهدى از فرزندانم، خروج و قیام کند، عیسى‌بن مریم از آسمان فرود مى‌آید و در نماز به او اقتدا مى‌کند.

 به نقل از واحد خبر و اطلاع‌رسانی بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)، هنگامى که امام رضا(ع) پس از حدود ۶ ماه سفر از مدینه به «مرو» رسیدند، مورد استقبال مأمون و همراهان قرار گرفتند و در خانه مخصوصى که براى ایشان آماده شده بود، مستقر شدند. پس از گذشت چند روز و رفع خستگى سفر، بحث‌های مأمون با امام رضا(ع) با هدف مرعوب ساختن حضرت و زیر سؤال بردن وجهه علمی ایشان آغاز شد.

مأمون در یکی از این گفت‌وگو‌ها نظر حضرت را درباره «رجعت» جویا می‌شود، مسئله‌ای که از آموزه‌های اختصاصی شیعه است و در اصطلاح به معنای بازگشت جمعی از مردگان مؤمن و کافر به زندگی دنیا هنگام قیام حضرت مهدی(عج) است تا کافران مجازات دنیوی خود را ببینند و مؤمنان نیز ضمن مشارکت در قیام حضرت مهدی(عج) از مجازات کافران خشنود شوند.

شیخ صدوق در جلد دوم کتاب «عیون اخبار الرضا» این ماجرا را از زبان «حسن بن جهم» چنین نقل می‌کند:

*مأمون: نظر شما درباره رجعت چیست؟

ـ امام: رجعت حق است؛ در میان امت‌هاى پیشین بوده، و قرآن از رجعت سخن گفته است، و رسول خدا صلى الله فرمود: «در این امت همه آنچه در امت‌هاى قبل بود، بدون کم و کاست نیز هست». و نیز فرمود: «وقتى که مهدى از فرزندانم، خروج و قیام کند، عیسى‌بن مریم از آسمان فرود مى‌آید و در نماز به او اقتدا مى‌کند. اسلام در آغاز، غریب بوده، و در آینده نیز غریب خواهد شد، خوشا به حال غریب‌ها.» شخصى از سول خدا صلى الله پرسید «پس از آن چه خواهد شد؟»، پیامبر صلى الله در پاسخ فرمود: «آنگاه حق به صاحبش بر مى‌گردد.»

*مأمون: درباره تناسخ (انتقال روح شخص مرده به یک فرد زنده دیگر) چه مى‌گویید؟

ـ امام: «کسى که معتقد به تناسخ باشد، به خدا کافر شده و بهشت و دوزخ را انکار کرده است.»

*مأمون: درباه مسخ‌شدگان چه مى‌گویید؟

ـ امام: «آنها قومى بودند که خداوند بر آنها غضب کرد و به صورت بوزینه و خوک مسخ نمود، و پس از سه روز مردند و نسلى از آنها به جاى نماند. آنچه در دنیا از بوزینه و خوک و ... وجود دارد که نام مسخ‌شده بر آنها نهاده‌اند، مانند سایر حیوانات حرام‌گوشت هستند.»

*مامون: «اى اباالحسن! خداوند مرا بعد از تو زنده نگذارد، سوگند به خدا، علم صحیح تنها نزد تو و نزد خاندان شماست، و علوم پدرانت به تو منتهى شده است، خداوند از اسلام و مسلمانان، جزاى نیکى به تو عنایت کند.»

حسن‌بن جهم که از حاضران در مجلس بود، مى‌گوید: در پایان مجلس، امام علیه‌السلام برخاست و به خانه‌اش رفت و من به دنبالش رفتم و در خانه‌اش به او عرض کردم: اى پسر رسول خدا! شکر و سپاس خدا را که شایستگى شما بروز کرد، و مأمون احترام شایانى از شما نمود و گفتار شما را پذیرفت.

امام فرمود: «اى پسر جهم! احترام‌هاى مأمون شما را فریب ندهد، او به زودى مرا با زهر مى‌کشد.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به نقل از مهر، حجت‌الاسلام محسن قرائتی عصر چهارشنبه در گردهمايی مفسران قرآن كريم كه با محوريت تفسير سوره حجرات ويژه ماه مبارك رمضان در سازمان تبليغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: در قرآن چندين ويژگی برای سياسيون بيان شده است ایمان ،‌ تقوا، جهاد، هجرت، مسابقه،‌ امانت‌داری از ويژگی‌های لازم  برای رجال سياسی است.

وی با بيان اينكه متاسفانه در شب قدر كه شب نزول قرآن است، ‌تفسير جايگاهی ندارد، بیان كرد: در اين شب ارزشمند دعاهای بسياری خوانده می‌شود كه مناسب است، اما بايد زمان و جايگاهی را هم به تفسير قرآن اختصاص داد و به اين كتاب زندگی اهمیت داد.

وی با اشاره به اینکه اهميت كفايه خواندن در ميان حوزويان ما ارزش بيشتری نسبت به گذراندن يك دوره تفسير قرآن دارد افزود: متاسفانه قرآن را علم نمی‌دانيم که اين امر سبب عقب ماندن ما شده است، از این رو بايد از ابتدا راه حركت در مسير معارف قرآنی را شروع كنيم و در نظرات و ديدگاه‌های خود تجديد نظر كنيم.

حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه بايد از پيشگاه خداوند عذرخواهی كنيم كه كتاب قرآن در پيش ما عزيز نبوده است افزود: در حالی‌که قرآن کریم قداست دارد و ما بعد از اين عذرخواهی باید به دنبال عمل به قرآن برويم.

وی با بیان اینکه كلمه به كلمه قرآن پايان‌‌نامه و تحقيق است و جای جستجو، بررسی و تدبر بسيار دارد، تاکید کرد: بيان تفسير سوره حجرات در ماه رمضان يك بیان حداقلی از قرآن است كه برای اين ماه مبارك انتخاب شده است، لذا بايد همه شما مبلغان يك دوره كامل تفسير ببينيد، به گونه‌ای كه اگر از یک روحانی از هر جای قرآن از او سوال شود، بتواند به راحتی و با تسلط كامل پاسخگو باشید.

رئيس ستاد اقامه نماز كشور، با اشاره به اينكه نماز خواندن بايد عاشقانه باشد و گرنه شيطان هم نماز می‌خواند گفت: بسياری از پژوهش‌هايی كه در حوزه معارف دينی انجام می‌شود، خروجی مفيد و لازم را ندارد لذا بايد كنار گذاشته شود.

وی خطاب به مبلغان شركت‌كننده در جلسه، گفت: شما باید به صورت جدی تصميم گرفته و يك سال درس‌های عادی حوزه را رها كرده و تفسير قرآن و نهج‌البلاغه را فراگيريد، البته نباید از توجه به دعاهای رسيده از ائمه(ع) كه مضامين بلندی دارند و برای هر كدام می‌توان ساعت‌ها و جلسه‌ها تفسير گفت‌ و مفاهيم آن را تبيين كرد، غفلت نكنيد.

وی با اشاره به اينكه اگر عوامل سقوط جامعه را از كارشناسان خبره جامعه‌شناسی بپرسيم و همه پژوهش‌های صورت گرفته در اين عرصه را بررسی كنيم به دعای امام سجاد(ع) در اين زمينه می‌رسيم، اضافه كرد: امام سجاد(ع) در صفحه آخر دعای ابوحمزه ثمالی دلايل سقوط جامعه را به طور كامل معرفی می‌كنند و اين در حالی است كه ما دعا را ساده گرفتيم و از نقش تربيتی و مضامين اخلاقی آن غفلت كرديم، لذا همين دعاها نيز نياز به تفسير دارند.

وی با اشاره به آيه 36 سوره نساء افزود: 20 نكته مهم از اين كلمه ساده استخراج كرديم و به همين شيوه می‌توان تفسير کرد، بايد يك انقلاب فكری انجام دهيم تا آنچه را كه می‌خوانيم و روی منبر می‌گوييم، مفيد باشد.

وی با بيان اينكه تمام قرآن سبك زندگی است، افزود: قالوا، قولوا و لا تقل‌هايی كه در قرآن آمده همه سبك زندگی و گفت‌وگو است، لذا برخی از گفت‌گو‌ی تمدن‌ها، سازندگی و پيشرفت سخن می‌گويند در صورتی كه قرآن ذی‌القرنين را سردار سازندگی معرفی می‌كند و ما از اين مسئله غفلت می‌كنيم و اين در صورتی است كه قرآن می‌گويد هر عملی كه می‌خواهيد انجام دهيد باید لحظه لحظه آن هدف‌مند باشد.

قرائتی با بيان اينكه عده‌ای به بهانه جدايی دين از سياست، آيات سياسی قرآن را حذف و بيان نمی‌كنند، ‌افزود: در قرآن آيه 29 سوره فتح اول شدت و مقابله با دشمن آمده و سپس عبادت بيان شده، لذا مومنان با گفتن مرگ بر آمريكا كه نماد كفر و دشمنی است، برائت از دشمنان و ظالمان و توجه نسبت به رزمندگان اسلام را به عنوان نمونه‌ای از فعاليت‌های سياسی در نظر بگيرند.

وی با اشاره به اينكه در قرآن چندين ويژگی برای سياسيون بيان شده است، گفت: ايمان،‌ تقوا، جهاد، هجرت، مسابقه،‌ امانت‌داری از جمله اين ويژگی‌ها برای رجال سياسی است.

قرائتی با اشاره به اينكه رسول اكرم(ص) در قيامت از مهجوريت قرآن در ميان مسلمانان شكايت می‌كنند، اضافه كرد: اين يك شكايت ساده نيست، زيرا پيامبر(ص) رحمت‌للعالمين هستند و شكايت چنين فردی از كم‌كاری در مورد قرآن است و مهجوريت قرآن بيشتر از مظلوميت اهل بيت(ع)، پيامبر (ص) را می‌سوزاند.

رئيس ستاد اقامه نماز كشور با اشاره به اينكه ما در مورد قرآن به فعاليت‌های حاشيه‌ای مشغول شده‌ايم، اظهار كرد: در مورد پرداختن به قرآن و توجه به علوم تحدی و علوم تحريفی كه آيا اين كتاب آسمانی تحريف شده يا نه، مناسب و بجا است.

اين مفسر قرآن كريم تهيه محتوای مناسب و متناسب برای كودكان و نوجوانان را مهم و لازم دانست و ادامه داد: برای آنكه كار جدی و ماندگار توسط شما طلاب و مبلغان انجام شود، بايد خودتان يك تصميم جدی از درون بگيريد و در اين راه زحمت كشيده و بسوزيد، در اين صورت تلاش شما اثرگذار و ماندنی می‌شود.

وی با بيان اينكه در جلسات تفسير بايد به نياز مخاطب توجه شود، افزود: نياز نيست آيات را به شكل ترتيبی تفسير كرده و آيه آيه جلو برويد، زيرا گاهی مخاطب مناسب برای توجه و فهم تفسير و محتوای آيه وجود ندارد و لازم است كه به آيات ديگر بپردازيد.

قرائتی تصريح كرد: در پای منبر از خواب، شعر، قصه و تاريخ كمتر استفاده كنيد و بيشتر به تفسير قرآن بپردازيد و برنامه ملاقات خصوصی با افراد به ويژه جوانان را برای برقراری ارتباط بيشتر و رفع مسائلی كه دارند، حتما در نظر بگيريد.

وی با بيان اينكه ارتباط با نسل نو را از آن جهت كه بسيار در معرض خطر هستند را فراموش نكنيد، خاطرنشان كرد: فقط بيان كننده تفسير قرآن نبوده بلكه خودتان هم از آن جهت كه عالم هستيد فكر و تدبير كرده و نكات جديدی را به كتاب‌های تفسير نور اضافه كنيد تا با نام خودتان به چاپ برسد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 6 تير 1392 | | نویسنده : گمنام

امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند:

مردم! شما را به يادآورى مرگ، سفارش مى كنم، از مرگ كمتر غفلت كنيد، چگونه مرگ را فراموش مى كنيد در حالى كه او شما را فراموش نمى كند؟
و چگونه طمع مى ورزيد كه به شما مهلت نمى دهد؟

مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است، آنها را به گورشان حمل كردند، بى آن كه بر مركبى سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بى آن كه خود فرود آيند، چنان از ياد رفتند گويا از آبادكنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه اشان بود، آن چه را وطن خود مى دانستند از آن رميدند، و از آنجا كه مى رميدند، آرام گرفتند، و چيزهايى كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند.

اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دورى كنند، و نه مى توانند عمل نيكى بر نيكى هاى خود بيفزايند، به دنيايى انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند سرانجام مغلوبشان نمود.


متن حدیث:


وَاءُوصِيكُمْ بِذِكْرِ الْمَوْتِ وَإِقْلاَ لِ الْغَفْلَةِ عَنْهُ. وَكَيْفَ غَفْلَتُكُمْ عَمَّا لَيْسَ يُغْفِلُكُمْ، وَطَمَعُكُمْ فِيمَنْ لَيْسَ يُمْهِلُكُمْ! فَكَفَى وَاعِظا بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ، حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاكِبِينَ، وَاءُنْزِلُوا فِيها غَيْرَ نَازِلِينَ، فَكَاءَنَّهُمْ لَمْ يَكُونُوا لِلدُّنْيَا عُمَّارا، وَكَاءَنَّ الاَّْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ دَارا.
اءَوْحَشُوا مَا كَانُوا يُوطِنُونَ، وَاءَوْطَنُوا مَا كَانُوا يُوحِشُونَ، وَاشْتَغَلُوا بِمَا فَارَقُوا، وَاءَضَاعُوا مَا إِلَيْهِ انْتَقَلُوا. لاَ عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقَالا، وَلاَ فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِيَادا. اءَنِسُوا بِالدُّنْيَا فَغَرَّتْهُمْ، وَوَثِقُوا بِهَا فَصَرَعَتْهُمْ.




«نهج البلاغه، خطبه 188»
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 29 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی خود ضمن تبریک اعیاد شعبانیه به بیان نکات اخلاقی صلوات شعبانیه امام سجاد علیه السلام پرداخته گفت: وجود مبارک امام سجاد(ع)، دعای او و زیارت او، با تعلیم آمیخته است. آن امام همام در لابه‌لای دعا همان ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ﴾ را بیان می‌کردند.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: در صلوات شعبانیه، انسان خود را در سایه رحمت بی‌انتهایی که خدا نصیب پیامبر می‌کند مشمول ادعیه سِعه رحمت ذات اقدس الهی می‌نماید. در این دعا به خداوند عرض می‌کنیم که پیامبر (ص) را شفیع ما قرار بده؛ «وَاجْعَلْهُ لی‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً»، در این جمله حضرت سجاد علیه السلام به خدا عرض می‌کند: خدایا این ماه ماه پیامبر و صدر و ذیل این ماه، رحمت است و رحمت بودنِ صدر و ذیل این ماه برای این است که نبیّ رحمت شب‌ها را به نماز و روزها را به روزه می‌گذراند. یعنی این زمان را این متزمّن پربرکت کرد، همان‌طوری که مکان را این متمکّن پربرکت می‌کند.

وی در بیان دلایل عظمت و رحمت ماه شعبان گفت: شب و روز ماه شعبان با عبادت پیغمبر زینت گرفت، یعنی سنّت او, عادت مستمرّ او، این بود که شب‌ها را زنده‌دار, روزها را روزه می گرفت، و لذا این پیامبر است که این این ماه را ماه رحمت کرده است.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به فرازهایی از صلوات شعبانیه که در آن بندگان از درگاه خداوند همراهی و تبعیت از وجود مبارک پیامبر را می خواهند، افزود: در همین دعای نورانی، وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) به ما آموخت که بگوییم خدایا اولاً ما را همراه و در کنار پیامبر قرار بده ، ثانیاً نبوّت، رسالت و وحی او را برای من یک طریق باز قرار بده که من اگر بخواهم آن را بپیمایم هیچ کسی مزاحم من نباشد.

وی با بیان اینکه خدمت به وحی و نبوت بهترین راه رسیدن به مقصد الهی است، گفت: اگر کسی واقعاً در خدمت وحی و نبوت بود این شخص یک طریق مهیعه و راحت دارد، که نه بیراهه می‌رود نه راه کسی را می‌بندد و اگر ـ خدای ناکرده ـ مشکلی داشت این راه بسته می شود و این راهِ بسته به مقصد نمی‌رسد همان که فرمود: ﴿فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ﴾؛ شک و تردید باعث عجز است، ولی اگر انسان وارد یک طریق مهیعه شد مرتب بدون مزاحمت به مقصد می‌رسد.

منبع: تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

آیت الله"جوادی آملی" در کتاب "مفاتیح الخیات" ذیل عنوان "رهایی از فکر گناه" می نویسند:

 

هرگاه فکر گناه بر کسی هجوم برد، نباید آن را انجام دهد، بلکه با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد.

 

امام صادق (سلام الله علیه)فرمود:« کسی که به فکر گناه افتاد، انجام ندهد، زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.»(1)

 

ذکر خدا راه رهایی از گناه

 

کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره برد.

 

امام صادق(سلام الله علیه) می فرماید: « شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد، جز آن که او را از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانی اش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند.» (2)
 

و نیز فرمود: « هرگاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر{ و بر خدا توکل کن} که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند سلطه ای ندارد.«(3)

 

 

به فرموده امیر مومنان (سلام الله علیه)« مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهی مانند عجب و خودپسندی و خودبسندی {و...} شده و مدح و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد{و از این حالت ها به خدا پناه نبرد} » (4)

 

نکته: یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راه کار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد؛ زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیازی است که همواره در صدد رفع حاجت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.(5)

 

مصداق ذکر:امام صادق (سلام الله علیه)می‌فرماید: ذکر خدا، تنها گفتن «سبحان‌الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر» نیست، بلکه ذکر خدا، به این است، ‌هرگاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند ترکش کنی.(6)
 
همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر مأثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. ذکر مأثور هر چند با زبان یا قلم باشد، عملی صالح است؛ ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود، بلکه ذکر قلبی ـ که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بودن رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد ـ سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلم را عهده دار خواهد بود؛ یعنی در سیرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد، پس ذکر آنها ذکر خداست.(7)

امام صادق(سلام الله علیه)می‌فرماید: کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(8)

نکته: کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می‌کند؛ زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود در صدد وسوسه و نفوذ در حریم دل است که با ذکر مدام می‌توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب‌های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی شخص، شیطان در او نفوذ کرد می‌توان اثر تلخ پدیده آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده، مرهون یاد خدا بودن است. بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود، تا از این برکات فراوان بهره ‌مند شد. (9) اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فراگیرد و دلش نرم و درونش آرام شود و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.

هر که دریاهای اشکش حاصل است...گو بیا کو در خور این منزل است
وانکه او را دیده خون‌بار نیست...گو برو کو را بَرِ ما کار نیست (10)

پی نوشت:

1)       الکافی.ج2.ص272

2)      مصبح الشریعه. ص79 و بحارالانوار.ج69.ص124

3)      سوره نحل.آیه 99 (مصبح الشریعه. ص79ـ80 و بحارالانوار.ج69.ص125

4)      نهج البلاغه.نامه 53. بند145

5)      ر.ک تسنیم.ج7.ص554

6)      الکافی.ج2.ص144

7)      ر.ک تسنیم.ج7.ص555

8)      الکافی.ج2.ص500

9)      ر.ک تسنیم.ج7.ص555

10)   منطق الطیر.ص256


 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

1 - مناجات شعبانيه ، مناجات معروفى است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان ماءنوس شده و به همين جهت منتظر و مشتاق اين ماه هستند. سزاوار است كه اين مناجات در تمام ماه خوانده شود.

2 - از اعمال مهم در اين ماه ، روزه است ؛ به اندازه اى كه با حال انسان مناسب باشد. امام صادق (عليه السلام ) فرمود:

((كسى كه روز اول ماه را روزه بگيرد، حتما وارد بهشت مى شود و كسى كه دو روز را روزه بگيرد، خداوند در هر شب و روزى (به چشم رحمت ) به او مى نگرد و در بهشت نيز به اين نگاه ادامه مى دهد؛ كسى كه سه روز روزه بگيرد، با خداوند در عرش و بهشت او ديدار مى كند.))

همچنین روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

3 - در هر روز از شعبان در هنگام ظهر و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :

 

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

 

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

4 - هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود و همچنین در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

5 - از اعمال مهم اين ماه ، عمل كردن به روايت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است كه فرمودند:

 

((در هر پنج شنبه از ماه شعبان ، آسمانها زينت شده و آنگاه فرشتگان عرض مى كنند: خداى ما! روزه داران شعبان را ببخش و بيامرز و دعايشان را اجابت فرما!))

بنابراين كسى كه دو ركعت نماز به جا آورد كه در هر ركعت سوره فاتحه را يك بار و توحيد را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن ، صد بار نيز صلوات بفرستد، خداوند تمام خواسته هاى دينى و دنيايى او را برآورده مى فرمايد و كسى كه يك روز از آن را روزه بگيرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام مى كند.

6- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند. 

 

7- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند.

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

8- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود.

از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.


نماز شب دهم شعبان

مرحوم «علاّمه مجلسى» در فصل آخر از اعمال ماه رمضان در كتاب «زادالمعاد»، نماز شب هاى ماه رمضان را چنين بيان مى كند: (و با توجّه به اين كه بهترين اعمال، در ماه مبارك، نماز و قرآن است و اين نمازها در بردارنده بسيارى از سوره هاى قرآن است، هركس هر چند شب را بخواند غنيمت است).


شب دهم: بيست ركعت; در هر ركعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره توحيد.

 

در این نماز هر دو ركعت به يك سلام است.(2) و همان گونه كه گفته شد اگر تمام آنها را نتواند بجا آورد، هر مقدار كه مى تواند بجا آورد، خوب است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

دعا نشان از فروتنی، تواضع، خاکساری، خشوع و خضوع به درگاه موجودی عزیز و مقتدر، توانا و بلند مرتبه است در مقام دعا باید دانست که «من» هیچ نیست و هر چه هست«اوست» باید باور کرد که من مخلوقم و او خالق من ذلیلم و او عزیز.

 
به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، یکی از پرسش‌هایی که همواره برای بندگان مومن خدا مطرح‌ می‌شود این است که چرا گاهی دعاها و خواسته‌های ما برآورده و مستجاب نمی‌شود؟ این مساله عوامل زیادی دارد که پاسخ آن را در کلام معصومین(ع) جستجو می‌کنیم.
 
امام علی(ع) در پاسخ سوال فردی مبنی بر این‌که خداوند فرموده است «مرا بخوانید، تا اجابتتان کنم». پس، چرا دعا می‏‌کنیم ولی دعایمان اجابت نمی‏‌شود؟ فرمودند: " زیرا دل‌های شما هشت خیانت کرده است: نخستین آنها این است که شما خدا را شناختید، امّا حقّ او را چنان که بر شما واجب کرده است ادا نکردید؛ بنابراین، شناخت شما به کارتان نیامد ... وقتی درها و راه‌های دعا را بسته‏‌اید چه دعایی‏ از شما مستجاب می‏‌شود؟1".
 
امام صادق(ع) نیز در پاسخ به گروهی که از آن حضرت پرسیدند: چرا ما دعا می‏‌کنیم، امّا مستجاب نمی‏‌شود؟ فرمودند: " چون کسی را می‏‌خوانید که نمی‏‌شناسیدش2".
 
همچنین پیامبر خدا(ص) در این باره می‌فرمایند: "همانا بنده دستش را (برای دعا) به درگاه خدا بالا می‏‌برد در حالی که خوراکش حرام است؛ با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب شود؟3".
 
امام علی(ع) درباره این که چه حکمت‌هایی در تأخیر استجابت دعاست؟ می‌فرمایند:" تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا که بخشش (خداوند) بسته به نیّت تو است؛ چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود، تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار (به بخشش الهی) را بخشش بیشتر دهد؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود امّا دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است. و بسا خواسته‏‌ای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد4".
 
آن حضرت همچنین فرمودند: "خداوند عز و جل به عیسی بن مریم علیه‏‌السلام وحی فرمود: به اشراف بنی اسرائیل بگو که ... من دعای هیچ یک از شما و هیچ یک از کسانی را که حقّی از مخلوقات مرا به گردن دارند، اجابت نمی‏‌کنم5".
 
امام باقر(ع) نیز در بیان موانع استجابت دعا می‌فرمایند: "(گاه) بنده از خداوند حاجتی را می‏‌خواهد و از شأن خداست که آن را در آینده‏‌ای نزدیک، یا با تأخیر برآورده سازد؛ امّا بنده بعدا مرتکب گناهی می‏‌شود. پس، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می‏‌گوید: حاجت او را برآورده مساز و او را از آن محروم گردان؛ زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد6".
 
رسول مکرم اسلام همچنین فرمودند: "بدانید که خداوند، دعایی را که از دلی غافل و بی‏‌خبر باشد، نمی‏‌پذیرد7".
 
منابع:
 
1- أعلام الدین: 269 منتخب میزان الحکمة : 196
 
2- بحار الأنوار: 93 / 368 / 4 منتخب میزان الحکمة : 196
 
3- إرشاد القلوب: 149 منتخب میزان الحکمة : 196
 
4- کشف المحجّه: 228 منتخب میزان الحکمة : 200
 
5- الخصال: 337 / 40 منتخب میزان الحکمة : 196
 
6- بحارالأنوار: 73 / 329 / 11 منتخب میزان الحکمة : 196
 
7- بحارالأنوار: 93 / 321 / 31 منتخب میزان الحکمة : 196

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 23 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

 

 به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، خبرآنلاین نوشت: «دیانا ترانکو» در خانواده ای مسیحی در ایالت تگزاس به دنیا آمد به کار تبلیغ دین مسیحیت در کلیسا مشغول بوده است که ناگهان با دین اسلام آشنا می شود و پس از مطالعه و تحقیق در سن بیست سالگی اسلام را به عنوان دین خود بر می گزیند. او در امریکا فوق لیسانس ارتباطات می خوانده که با اوج گیری انقلاب اسلامی در ایران، امریکا را به قصد اروپا ترک می کند و پس از آن برای ادامه مطالعاتش درباره اسلام راهی ایران می شود و در شهر قم زندگی خود را آغاز می کند و سپس برای ادامه تحصیلات و تحقیقات راهی تهران می شود. امروز نام او «هاجرحسینی» است. مسیحی مسلمان شده ای که می گوید: در مسیر تحقیقات خود، با شخصیت امام حسین(ع) آشنا می شود و به گفته خود این نقطه اوج تحولات فکری و روحی او بوده است.

وی درباره خودش می گوید: من در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمدم. خانواده ای که برای اصول دینی اهمیت فراوانی قائل بود. همیشه دغدغه آشنایی با ادیان مختلف را در سر داشتم و به دنبال حقیقت معنویت بودم. در سن هجده سالگی تصمیم گرفتم از امریکا به اروپا سفر کنم تا در اروپا خواسته هایم را دنبال نمایم. اما در آن سفر متوجه شدم که تفاوتی بین امریکا و اروپا وجود ندارد و همه غرق در مادیات هستند. زمان حضورم در اروپا مصادف با انقلاب اسلامی در ایران بود.آن زمان تازه با اسلام آشنا شده بودم اما زمینه تحقیقات جدی تر و عمیق تری را پیدا نمی کردم.

خبرگزاری فارس: دختر مسیحی که با امام حسین(ع) مسلمان شد

خانم حسینی می افزاید: همان زمان انقلاب ایران باعث شده بود تا پیروان مسیحیان و بخصوص پاپ در گفت وگو با مسلمانان و بخصوص آیت الله خمینی باشند. در اروپا پاپ چند جلسه توجیهی را با چند تن از شیعیان ایرانی ترتیب داد. به لطف خدا من هم در آن جلسات شرکت کردم. از پیامبر اسلام و راه او و راه پیامبران گذشته و اصول دینی به شکل مقایسه ای در اسلام و مسیحیت بحث ها را ادامه دادیم و حتی بحث ما به موضوع انقلاب ایران هم رسید. یادم هست آنجا مطرح شد که امام خمینی در ایران یک انقلاب مسلحانه نکرده بلکه این انقلاب از درون آدم ها و مردم شروع شده و ادامه پیدا کرده است.

او در پاسخ به مسیر تحقیقش و رویاروی با موضوع امام حسین می گوید: من در ایران سعی کردم در خیلی از مراسم مذهبی شرکت کنم و به طور جدی خودم را با هر مراسمی که برای امام حسین بود آشنا کردم. در کنار این مراسم آنچه برای من خیلی مهم بود، شناخت شخصیتی از امام حسین بود که نقش جهانی دارد. حرکت و اراده امام حسین برای احیا حقیقت بود. او همه چیز را فدا کرد تا اصل دین و حقیقت انسانیت بماند. در این موضوع ابعاد فکری و عقلی عجیبی نهفته است. مهم ترین دلیل مسلمان شدن من هم همین بود. الگوها و راه هایی که در اسلام وجود دارد در مسیحیت نیست. مسیحیان معتقدند که مسیح، پسر خدا، آمد و برای بخشوده شدن گناهان آنها کشته شد. موضوعاتی که در مسیحیت حل نشده است اسلام آنها را حل کرده است.

دیانای دیروز و هاجر امروز به عنوان یک مسیحی ای که شیعه امام حسین (ع) شده است درباره احساسش از سید الشهداء می گوید: راستش نمی توانم به این سؤال پاسخ بدهم. آیا شما می توانید اوج حقیقت را تعریف کنید؟ امام حسین (علیه السلام) اوج حقیقت است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 20 خرداد 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تبیان، در اولین روز ماه شعبان روایاتی در فضیلت این ماه تقدیم خوانندگان محترم می گردد:

امام صادق (ع) فرمود: هر كه سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت براي او واجب گردد و رسول خدا در روز قيامت شفيعش خواهد بود.

در ماه شعبان امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مي‏كرد و مي‏فرمود: «ياران من! مي ‏دانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است كه رسول خدا(ص) مي‏فرمود: شعبان ماه من است، پس در آن روزه بگيريد به خاطر محبت و دوستي پيامبرتان و براي تقرب به پروردگارتان، به همان خدايي كه جان علي بن الحسين در دست اوست از پدرم حسين بن علي(ع) شنيدم كه اميرالمؤمنين عليه‏السلام مي‏فرمود: هر كه به خاطر محبت پيامبر و براي تقرب به خداي عزوجل ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را دوست خواهد داشت و به كرامتش در روز رستاخيز نزديك خواهد كرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانيد.»

رسول خدا(ص) در روايت مفصلي درباره اين دو ماه مي‏فرمايد: «شعبان ماه من است و رمضان ماه خداي عزوجل. پس هر كه ماه مرا روزه بدارد، در روز قيامت شفيعش خواهم بود و هر كه ماه خدا را روزه بدارد خداوند در قبرش وحشتش را از بين مي‏برد و او را مأنوس مي ‏سازد و تنهائيش را مي‏زدايد و هرگاه از قبرش خارج شود با روي سفيد و در حالي باشد كه در دست راستش كتابش را گرفته و جاودانگي را در دست چپش و مي‏ آيد تا در برابر خداي عزوجل قرار گيرد پس خداوند به او مي‏فرمايد: بنده ‏ام! پاسخ مي‏دهد: لبيك يا مولاي من! خداوند مي‏فرمايد: به خاطر من روزه گرفتي؟ عرض مي‏كند: آري مولاي من، پس خداوند تبارك و تعالي مي‏فرمايد: : (اي فرشتگانم) دست بنده ‏ام را بگيريد و او را نزد پيامبرم بياوريد. پس او را به حضور رسول خدا مي‏ رسانند. پس من به او مي‏گويم: ماه مرا روزه گرفتي؟ (شايد مقصود جزئي از ماه شعبان باشد نه همه‏اش) مي‏گويد: آري! پس من به او مي‏گويم: من امروز شفاعتت مي‏كنم. سپس خداي عزوجل مي‏فرمايد: اما من از حقوق خودم به خاطر بنده ‏ام گذشتم و اما حقوق ديگر بندگانم كه بر گردن او هست، هر كه از او بگذرد و عفوش كند، من آنقدر تعويضش مي‏كنم تا راضي گردد.

رسول خدا(ص) فرمود: پس من دست او را مي‏گيرم تا اينكه او را به صراط مي‏رسانم، پس آن را صاف و لغزنده مي‏يابم كه گامهاي خطاكاران بر آن ثابت نشود و بلغزد، پس من دست او را مي‏گيرم، فرشته موكل به صراط مي‏گويد: اي رسول خدا، اين كيست؟ مي‏گويم: اين فلان است (اسمش را مي‏آورم) او در ماه من (شعبان) به خاطر دريافت شفاعتم، روزه گرفته و ماه خدا (رمضان) را به خاطر وعده الهي روزه گرفته، پس درِ بهشت را براي او مي‏گشايم و رضوان (فرشته بهشت) مي‏گويد كه در آن روز به ما امر مي‏شود كه در بهشت را بر امتت بگشائيم.

سپس اميرالمؤمنين(ع) فرمود: ماه رسول خدا را روزه بداريد تا در روز رستاخيز شفيعتان باشد و ماه خدا را روزه بگيريد تا از رحيق مختوم (شراب گواراي بهشتي) بياشاميد و هر كه ماه شعبان را به ماه رمضان بپيوندد، براي او پاداش دو ماه پي در پي نوشته شود.

ابوالصلت هروي گويد: در آخرين جمعه از ماه شعبان خدمت امام هشتم عليه السلام مشرف شدم. حضرت فرمود: اي اباالصلت! ماه شعبان بيشترش گذشت و اينك جمعه آخرش فرا رسيده پس تلافي كن در اين چند روز آخر، آنچه از تقصيرهايت در اين ماه گذشته است و روآور به آنچه براي تو سودمند است و بسيار دعا كن و از خدا طلب آمرزش گناهانت نما و قرآن را بسيار تلاوت كن و از گناهانت توبه كن تا چون ماه مبارك رمضان فرا رسد خود را براي خدا خالص و آماده گردانيده باشي و امانت كسي را در گردن خود نگذار جز آنكه آن را ادا كني و كينه مؤمني را در دل قرار نده جز آنكه بيرونش كني و تقواي الهي داشته باش و بر او در پنهان و آشكار توكل كن زيرا هر كه بر خدا توكل كند، خدا او را بس است و در بقيه اين ماه بسيار خدا را بخوان. و اما در فضيلت ماه رمضان آنقدر روايت از معصومين(ع) رسيده است كه كتاب‏ها براي نوشتن لازم است، همين بس كه در اين ماه خدا، درهاي بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته مي‏‌شود و پاداش كارهاي خير مضاعف و دو برابر مي‏گردد؛ پس بايد بسيار تلاش كرد كه خداي نخواسته درهاي جهنم بر رويمان باز نشود. ضمنا بدين مناسبت خطبه رسول اكرم در آخر ماه شعبان را حتما مطالعه كنيد (اين خطبه شريفه در بسياري از كتاب‏ها و همچنين مفاتيح نقل شده است).

فرا رسيدن اين ماه پر فضيلت را به عموم مسلمين بويژه ملت متهجد و خداجوي ايران اسلامي تبريك و تهنيت عرض مي‏كنيم و اميدواريم خداوند توفيق عبادت بيشتر و قرائت قرآن و اعمال خير و اطعام مؤمنين را به ما در اين ماه مبارك عطا فرمايد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد